ویکی‌گفتاورد fawikiquote https://fa.wikiquote.org/wiki/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C MediaWiki 1.47.0-wmf.8 first-letter مدیا ویژه بحث کاربر بحث کاربر ویکی‌گفتاورد بحث ویکی‌گفتاورد پرونده بحث پرونده مدیاویکی بحث مدیاویکی الگو بحث الگو راهنما بحث راهنما رده بحث رده TimedText TimedText talk پودمان بحث پودمان Event Event talk شهر 0 12079 192426 174422 2026-06-27T10:03:27Z محمد جواد احمدیان 15771 192426 wikitext text/x-wiki '''[[w:شهر|شهر]]''' مکانی با تراکم بالای جمعیت و مرکزیت سیاسی، اداری و تاریخی است که در آن، فعالیت اصلی مردم، غیر کشاورزی است. [[File:Sana, Yemen (4325065043).jpg|۲۲۰px|thumb| «شهری تو را از شهر دیگر بهتر نیست. بهترین شهرها آن است که پذیرای تو باشد و در آن آسوده باشی.» [[علی بن ابی‌طالب]]. ]] == گفتاوردها == * «احساس کردم که [[استانبول]] واقعاً شهری زیباست، البته برای بزرگان نه بردگان». ** ''[[اورهان پاموک]]'' <ref>http://www.goodreads.com/search?page=5&q=مدينة&search_type=quotes&tab=quotes&utf8=✓</ref> * «امروزه یک نوع دیوانگی در جهان-شهرها وجود دارد.» ** ''[[شون کانری]]'' <ref>http://www.brainyquote.com/quotes/quotes/s/seanconner325613.html</ref> * «'''[[برزیل]] آنگاه تغییر می‌کند که شهرهایش تغییر کند'''.» ** ''[[جیمی لرنر]]'' <ref>http://www.brainyquote.com/quotes/quotes/j/jaimelerne560357.html</ref> * «چه کسی گفته [[تهران]] شهر است؟ آیا به صرف بودن چند خیابان و آسمان‌خراش و ماشین می‌توانیم به جایی بگوییم شهر؟ آن هم یک شهر قرن بیست‌ویکمی؟ چشمتان را ببندید و میدان‌هایی را که جوان‌ها در آن حلق‌آویز شده‌اند در نظر بیاورید. واقعا شما به تهران می‌گویید شهر؟» ** ''[[منیرو روانی‌پور]] ، مصاحبه با بی‌بی‌سی-دوم فوریه ۲۰۰۸ - ۱۳ بهمن ۱۳۸۶'' * «سوگند به انجیر و زیتون (۱)و طور سینا (۲)و '''این شهر امن'''[الْبَلَدِ الْأَمِین] (۳)» ** ''قرآن، سوره ۹۰: البلد'' * «شاید اروپایی ترینِ همهٔ شهرهای آمریکا سان فرانسیسکو باشد.» ** ''[[سیسیل بیتون]]''<ref>http://www.brainyquote.com/quotes/quotes/c/cecilbeato392178.html</ref> * «'''شهری تو را از شهر دیگر بهتر نیست. بهترین شهرها آن است که پذیرای تو باشد و در آن آسوده باشی '''.» ** ''[[علی بن ابی‌طالب]]'' <small>''نهج البلاغه، کلمات قصار،۱۷''</small> * «شهرها هم مانند انسان‌ها دوران خوب و بد و دروان شکوفایی و انحطاط خود را دارند.». ** ''[[داریوش بوربور]]''<ref>بوربور، داریوش. (1397). ژنو، شهری که شایگان در آن دوباره متولد شد؛ هفت سال خاطرات با داریوش شایگان. بخارا، شماره 124، صفحۀ 451.</ref> * «شهرها و عمارت‌هایی که مردم در رؤیا می‌پرورند، جاهایی هستند که در نهایت در آن زندگی خواهند کرد.» ** ''[[لوئیس مامفورد]]''<ref>http://www.brainyquote.com/quotes/quotes/l/lewismumfo385197.html</ref> * «شهرها، بزرگترین مخلوقاتِ بشریّت اند.» ** ترجمه‌های دیگر:«شهرها، بزرگترین آفریده‌های انسانی هستند..» ** ''[[دانیل لیبسکیند]]''<ref>http://www.brainyquote.com/quotes/quotes/d/daniellibe341019.html</ref> * «شهرها ساخته شده‌اند تا دشمنان نابودشان کنند!». ** ''[[ویل اولدهام]]''<ref>http://www.brainyquote.com/quotes/quotes/w/willoldham428704.html</ref> * «شهرها [[w:بوته چینی|بوتقهٔ]] تمدن اند.» ** ''[[جفری وست]]''<ref>http://www.brainyquote.com/quotes/quotes/g/geoffreywe559386.html</ref> * «[[عشق]] به شهرها غالباً عشقی نهانی است. شهرهایی چون [[پاریس]]، پراگ و حتّی فلورانس به روی خود فروبسته می‌شوند، و بدین ترتیب محدود به دنیای ویژه خویش‌اند. امّا [[الجزیره]]، و همراهِ آن پاره از مجلس‌های ممتازش، چون شهرهای ساحلی به سوی آسمان گشوده می‌شود، همانند دهانی یا زخمی. آنچه در [[الجزیره]] می‌توان دوست داشت، همان است که گذرانِ زندگی همه کس از آن است. یعنی دریا در خمِ هر کوچه‌ای و مایه‌ای از خورشید و زیبایی نژاد. و مانندِ همیشه، در گسترهٔ این عرصهٔ بی‌آزرم، و بر سر این خوان سرور، رایحهٔ مرموز دیگری هم هست. در [[پاریس]]، ممکن است انسان از نبودِ فضا و کمبود صدای بال مرغان آسمانی دل‌تنگ گردد. در اینجا دستِ کم آدمی غرق در چنین نعمتی است. و چون هر آروزیی برآورده می‌شود، انسان می‌تواند بسنجد که تا چه پایه توانگر است...» ** ''[[آلبر کامو]]'' <small>از کتابِ «دلهرهٔ هستی» نشر نگاه، ۱۳۹۱، ۱۳۷ و ۱۳۸، از باد در جمیلا</small> * <small>ادامهٔ سخنِ بالا</small>: «در [[الجزیره]]، برای هر کس جوان است و اهلِ زندگی، هر چیزی پناه و بهانهٔ پیروزی است: لنگرگاه، آفتاب، بازی سرخ و سفیدِ مهتابی میکده‌های کنارهٔ دریا، گل و ورزشگاه و دخترانِ سیمین ساق نو رسیده. ...» ** ''[[آلبر کامو]]'' <small>از کتابِ «دلهرهٔ هستی» نشر نگاه، ۱۳۹۱، ۱۳۹، از باد در جمیلا</small> * «ما در شهرهای بزرگمان، بهترین اخلاق هایمان را نمی‌بینیم.» ** ''[[جین آستین]]''<ref>http://www.brainyquote.com/quotes/quotes/j/janeausten148326.html</ref> * «مثلاً از تو می‌پرسند کارَت چیست؟ نه اینکه چکار می‌خواستی بکنی. می‌پرسند صاحبِ چی هستی، نمی‌پرسند چه از دست داده‌ای. از تو دربارهٔ زنی که با آن ازدواج کرده‌ای می‌پرسند، نه دربارهٔ آن زنی که دوست می‌داری. از اسمت می‌پرسند نه از کدام اسم که برازنده‌است. می‌پرسند چند سالت است؟ نمی‌پرسند چقدر این عمر را زندگی کرده‌ای. '''از تو می‌پرسند ساکن کدام شهری؟ نمی‌پرسند کدام شهر تو را ساکن (آرام) می‌کند. ''' از تو می‌پرسند آیا نماز می‌خوانی؟ نمی‌پرسند آیا از خدا می‌ترسی. عادت کرده‌ام به این سوال‌های جواب سکوت بدهم. هرگاه ساکت شویم، دیگران را مجبور می‌کنیم که خطای خود را بفهمند و اصلاح کنند.» ** ''[[احلام مستغانمی]] در «فوضی الحواس»'' * «[[مردم]]، شهر هستند.» یا «انسان‌ها، همان شهرها هستند.» ** در اصل: The people are the city. ** ''[[ویلیام شکسپیر]] در «Coriolanus (c. 1607-08), Act III, صحنهٔ اول، خطِّ ۲۰۰.»'' * «هیچ شهری نباید زیاد بزرگ باشد که آدمی نتواند در صبحِ آن پیاده‌روی کند.» ** ''[[سیریل کانلی]]'' <ref>http://sustainablecitiescollective.com/chuck-wolfe/32859/sharing-15-quotations-about-cities</ref> * «هر شهری مؤنث است. برای همین می‌بینم که پایتخت‌ها و کلان شهرها چیزی جز روسپیان نیستند، و شهرهای کوچک؛ مادران.» ** ''[[محمد الرطیان]]'' در «ما تبقی من أوراق» * «شهر را فقط جایی برای انسان که در آن سروری می‌کند نبینیم، بلکه در شهر پل، اشیاء پرندگان و ساختمان‌ها را هم ببینیم.» ** ''[[عباس کاظمی]]''<ref>http://www.sharghdaily.ir/News/69344/سر-بریدن-گوسفند-در-آپارتمان</ref> * «شهرها، مادران توسعهٔ اقتصادی هستند، نه به این دلیل که مردم شهرنشین باهوش‌ترند بلکه به دلیل شرایط تراکم. تمرکز نیاز و انگیزهٔ بیشتر برای پرداختن به مسائل به شیوه‌های نوین در شهرهاست. این اساس توسعهٔ اقتصادی است. بدون آن، همهٔ ما بیچاره‌ایم.» ** ''[[جین جیکوبز]]'' <ref>{{یادکرد کتاب | نام خانوادگی =Proffitt| نام =Steve| عنوان =Still Challenging the way we Think About Citties|سال =1997| ناشر =," Los Angeles Times (Opmion),}}</ref> * «شهر، نظام می‌خواهد، ساختار دارد، زیر بناهای اقتصادی، فرهنگی و آموزشی دارد و می‌تواند در هر مرحله‌ای از تمدن بشری، گستره متفاوت‌تر، وسیع‌تر یا محدودتری داشته باشد. من فکر می‌کنم در تمدن‌های مختلف و در مقاطع مختلف، شهر شکل‌ها و معانی مختلفی دارد. همیشه شهر با یک معنا تعریف نشده و در دوره‌های مختلف معانی مختلفی به خود گرفته است؛ همان‌طور که زندگی پیچیده‌تر و چند بعدی‌تر می‌شود؛ همان‌طور که اگر بخواهیم شهرهای امروز را با دیروز مقایسه کنیم، شهرهای امروز پیچیده‌تر و گسترده‌تر و چند بعدی‌تر هستند.» ** ''[[باقر آیت‌الله‌زاده شیرازی]]'' <ref>{یادکرد وب |نشانی=http://www.drbaghershirazi.ir/interviewdetail.asp?Eid=3|عنوان=گفت و گوی داریوش ارجمند با دکتر باقر آیت الله زاد ه شیرازی در برنامه «طلوع ماه» |تاریخ بازدید=۲۷-۰۱-۲۰۱۷ |اثر=drbaghershirazi.ir}}</ref> * «پسرم نمی‌تواند تخم کبک و پرستو را از یکدیگر تشخیص دهد. درست است که زندگی [[شهر]]ی سبب رشد فکری انسان‌ها می‌شود، در عین حال شهری‌ها چیزی را از دست داده‌اند. آن‌ها مسائل پیچیده‌تری را می‌آموزند، اما این همهٔ آن چیزی نیست که در زندگی به آن نیازمندیم. : در [[شهر]]، انسنان درست زمانی که به طور خاصی آمادهٔ تأثیر گرفتن از زندگی است، به ندرت از وجود طبیعت، چمن، گل، کوه پرنده و حیوانات آگاه است؛ بنابراین، نسبت به آن‌ها بی‌اعتنا بار می‌آید. البته شیوه‌های نوین زندگی مرا خوشحال می‌کند، اما این شیوه‌ها گاه فقدان برخی از چیزها نیز غمگینم می‌کند.» ** ''[[چنگیز آیتماتوف]]'' <ref>{{یادکرد کتاب | عنوان =ده گفتگو| ترجمه =احمد پوری| سال =۱۳۸۹| ناشر =نشر چشمه|مکان = | شابک =97896436200882| صفحه =۱۴۳}}</ref> == منابع == <references/> [[رده:جغرافیا]] owetumbhocg4c7na2yrzdmattkdy0vb معماری ایرانی 0 37253 192427 187140 2026-06-27T10:28:21Z محمد جواد احمدیان 15771 192427 wikitext text/x-wiki نقل‌قول‌ها دربارۀ [[w:معماری ایرانی|معماری ایرانی]]. == گفتاوردها == * «ایران، همیشه در هنرش و در معماریش مانند ادبیات آن از سنگینی متنفر و گریزان بوده است. همین امر یعنی توجه و دلواپسی است که ویژگی آنرا بهتر نشان می‌دهد. آنچه که سازنده بنا و بطریقی کلی، هنرمند ایرانی جستجو می‌کند، لطف اندیشه و بیان است که با احساس سهولت و عدم سنگینی توأم باشد. غرل‌های [[حافظ]]، نقاشی‌های عالی‌قاپو، لطف محض و تخیل محض است و گنبدهای سنگین آبی [[اصفهان]]، در فراخنای آسمان گویی بری از جسمیّت‌اند.» ** ''[[آندره گدار]]''<ref>گدار، آندره. (1369). طاقهای ایرانی، فرهنگسرا، صفحۀ 97.</ref> * «آن [[مهندس]] که یک [[شهر]] بزرگ -ارگ [[بم]] را می‌گویم- تنها از خاک خالی -یعنی خشت ساخته که دو هزار و پانصد سال هنوز بعض قسمت‌های آن برجاست- او برجسته‌ترین مهندس خشت‌کار [[دنیا|عالَم]] بوده است- که متأسفانه اسم او را نمی‌دانیم- زیرا مهندسین بزرگ معمولاً آنقدر سعۀ صدر دارند که اسم خود را بالای شاهکارهای خود نمی‌گذارند. آن مهندس که [[طاق کسری]] را ساخت -و با خشت ساخت- که دهنه طاق آن 22 متر عرض و 29 متر ارتفاع دارد- تقریباً به‌اندازه یک ساختمان 8 طبقه، او در واقع [[معجزه]] کرد. و این همان حسن عمل است که [[ظهیرالدین فاریابی|ظهیر فاریابی]] از آن یاد کرده. معجزه این دو مهندس این بود که موفورترین مصالح موجود را -یعنی هم خاک را، و هم آب را خوب شناخته بودند. مهندسان قدیم ما خاک را خوب شناخته بودند -زیرا متوجه بودند که در [[کرمان]] خاک اگر پخته شود -و آجر شود- خیلی زود شوره می‌زند -و فرو می‌ریزد. [[آب]] را هم خوب شناخته بودند -زیرا متوجه شده بودند که میزان [[باران|بارندگی]] -هم در [[تیسفون]]- [[عراق]]، و هم در بم-[[کویر]]های کرمان، در سال بیش از هفت هشت سانتی‌متر نیست، و بعضی سالها از پنج شش سانت هم نمی‌گذرد و همین سال پیش که خشکسال بود -بم، بیش از ده بیست میلی‌متر بارندگی نداشت. پس مهندس مطمئن بود که آنچه می‌سازد اگر [[زلزله]] خرابش نکند -دو هزار و بیشتر هم پابرجا خواهد ماند.» ** ''[[محمدابراهیم باستانی پاریزی]]''<ref>باستانی پاریزی، محمد ابراهیم. (1382). کاسه کوزه تمدن. نشر علم، تهران، صفحه‌ی 151</ref> * «البته اشتباه نباید کرد که معماری ایرانی صرفاً در ساختن قوس‌های شکسته و کاشی‌کاری و گنبد و طاق و این نوع کارها نیست. در معماری آنچه مهم است روحیه آن است و برای ما نیز درک روحیه و شخصیت معماری اصیل ایرانی اهمیت دارد و نه طاق شکسته یا قوس و عوامل دیگر که مربوط به فن (تکنیک) معماری هستند. این عوامل (مانند کاشی و گنبد و آجرکاری و درهای ارسی و مشبک‌ها و غیره) عوامل اجراکننده یا توجیه‌کننده معماری هستند و نه روحیه آن. باید امروزه سبک مشخص ایرانی بوجود بیاید. بناهای هخامنشی و ساسانی و صفوی به هم شباهتی ندارند ولی هر سه ایرانی هستند و هر سه دوره‌ی شاهکارهای فراموش نشدنی بوجود آمده که تا امروز طرف تحسین مردم جهان است. چرا نباید امروز هم در معماری مدرن ایرانی شاهکار بوجود بیاید؟ ما بایستی اکنون از وسایل نوین (مانند آهن و بتون مسلح و بتون پیش‌فشرده و غیره) برای ایجاد معماری ایرانی یعنی ساختن‌هایی که با شرایط محلی تطبیق می‌کند استفاده کنیم.» ** ''[[هوشنگ سیحون]]<ref>غفاری، فرخ. (1341). مصاحبه‌ای با مهندس سیحون درباره معماری ایران با تکمله‌ای درباره زلزله اخیر. آرش، شمارۀ 5، صفحۀ 42.</ref> * «کشوری که قرن‌ها تجربه‌اش را در حوزه معماری صادر کرده، [امروزه] می‌تواند صادرات فرهنگی داشته باشد، یعنی کالای فرهنگی خود را در شکل‌های مختلف صادر کند… ما ایرانیان ظرفیت داریم که این ثروت غنی فرهنگی معماری را صادر کنیم اما جامعهٔ معماری ایران، ادراک لازم را برای این کار ندارند، چرا؟ چون معماران ایران عموماً غرب‌زده هستند… چه بیاییم معماری سنتی انجام دهیم و چه به سمت معماری غربی برویم، هیچ‌کدام باعث توسعه کشور ما نمی‌شود، چراکه معنا و مفهوم و پایه و اساسی در بطن معماری ندارد. {{سخ}}باید دید چطور می‌شود کهن‌الگوهای معماری باستانی ایران را به قرن بیست‌ویکم آورد و شاید آن‌موقع است که بتوانیم توسعه‌ای معطوف به احیای فرهنگ، معماری و شهرسازی خودمان داشته باشیم… نگاه ما معطوف به فرهنگ معماری غنی خودمان نیست.» ** ''[[بهرام شیردل]]'' <small>(۵ ژوئن ۲۰۱۶/ ۲۹ خرداد ۱۳۹۵)</small><ref name="بهرام شیردل">{{یادکرد وب |نشانی=http://sharghdaily.ir/News/95650/من-لیدر-معماری-ایران-هستم-اما-در-سایه-|عنوان=من لیدر معماری ایران هستم اما در سایه|تاریخ=۲۹ خرداد ۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۱۲-۰۲-۲۰۱۷|اثر=روزنامهٔ شرق}}</ref> * «[[شهر]] در معنای ایرانی-اسلامی دارای ویژگی‌های خاص خود است. نه فقط زیبایی‌شناسی و کارکرد ویژه خود را دارد بلکه در مسائل دیگر همچون چگونگی تعامل با طبیعت نیز دارای نگرش مخصوصی است. طبیعت در این شهر و در این معماری حضور دارد بادگیرها، سرداب‌ها، اورسی‌ها، آفتاب‌نشین‌ها، … شهر ایرانی-اسلامی یک مسجد، یک معبد بزرگ است مملو از معنویت، امنیت و عشق. شهر در این معنا محل دیدن، بوئیدن، نفس کشیدن، لذت بردن، زندگی کردن، گفتگو کردن، اجتماع کردن و متعالی شدن است.» <ref>{{یادکرد وب |نشانی=http://iranianstudies.org/fa/تصویر-شهر-در-سیمای-هنر-شهر-ایرانی-اسلام/|عنوان=تصویر شهر در سیمای هنر: شهر ایرانی-اسلامی مملو از معنویت، امنیت و عشق است|تاریخ= ۲۵ مرداد ۱۳۹۱|اثر= آکادمی مطالعات ایرانی لند}}</ref> ** ''[[بهمن نامور مطلق]]'' <span style="color:#a1a1a1;">(۱۵ اوت ۲۰۱۲/ ۲۵ مرداد ۱۳۹۱) </span> == منابع == {{پانویس|۲}} == پیوند به بیرون == {{ویکی‌پدیا}} [[رده:معماری|ایرانی]] [[رده:ساختمان‌ها و سازه‌ها در ایران]] 3p44m7bhgwdx2nlrad1sbsqwxxxw4kc خوزه د سن مارتین 0 40512 192418 192367 2026-06-27T08:39:16Z PRDM 9 19715 /* گفتاوردها */ 192418 wikitext text/x-wiki '''[[w:خوزه د سن مارتین|خوزه فرانسیسکو دِ سن مارتین ای ماتوراس]]'''(۲۵ فوریه ۱۷۷۸ - ۱۷ اوت ۱۸۵۰)، که به اختصار با نام خوزه دِ سن مارتین یا آزادکننده [[آرژانتین]]، [[شیلی]] و [[پرو]] شناخته می‌شود، یک ژنرال آرژانتینی و رهبر اصلی مبارزه موفقیت‌آمیز بخش‌های جنوبی و مرکزی آمریکای جنوبی برای استقلال از امپراتوری اسپانیا بود که به عنوان محافظ پرو نیز خدمت کرد. == گفتاوردها == * «وجدان بهترین و بی‌طرف‌ترین قاضی است که انسان عادل دارد.» * «سربازان سرزمین ما نه به دنبال تجمل بلکه جلال هستند.» * «اگر در غلبه بر دشمن پیروزی باشد، وقتی انسان بر خود غلبه کند، پیروزیی بزرگتر است.» * «تو همانی خواهی بود که باید باشی وگرنه هیچ خواهی بود.» [[رده:رئیس‌های دولت]] [[رده:رهبران سیاسی]] ebshtt7rkxa5t9n0zg9gyabi6ijglvc 192419 192418 2026-06-27T08:42:53Z PRDM 9 19715 192419 wikitext text/x-wiki '''[[w:خوزه د سن مارتین|خوزه فرانسیسکو دِ سن مارتین ای ماتوراس]]'''(۲۵ فوریه ۱۷۷۸ - ۱۷ اوت ۱۸۵۰)، که به اختصار با نام خوزه دِ سن مارتین یا آزادکننده [[آرژانتین]]، [[شیلی]] و [[پرو]] شناخته می‌شود، یک ژنرال آرژانتینی و رهبر اصلی مبارزه موفقیت‌آمیز بخش‌های جنوبی و مرکزی آمریکای جنوبی برای استقلال از امپراتوری اسپانیا بود که به عنوان محافظ پرو نیز خدمت کرد. == گفتاوردها == * «وجدان بهترین و بی‌طرف‌ترین قاضی است که انسان عادل دارد.» * «سربازان سرزمین ما نه به دنبال تجمل بلکه جلال هستند.» * «اگر در غلبه بر دشمن پیروزی باشد، وقتی انسان بر خود غلبه کند، پیروزیی بزرگتر است.» * «تو همانی خواهی بود که باید باشی وگرنه هیچ خواهی بود.» * «بهترین دوست من کسی است که خطاهایم را اصلاح کند یا اشتباهاتم را سرزنش کند» [[رده:رئیس‌های دولت]] [[رده:رهبران سیاسی]] pn5ol51hdw90emwgbu7fdbv59ol3lks 192420 192419 2026-06-27T08:45:26Z PRDM 9 19715 /* گفتاوردها */ 192420 wikitext text/x-wiki '''[[w:خوزه د سن مارتین|خوزه فرانسیسکو دِ سن مارتین ای ماتوراس]]'''(۲۵ فوریه ۱۷۷۸ - ۱۷ اوت ۱۸۵۰)، که به اختصار با نام خوزه دِ سن مارتین یا آزادکننده [[آرژانتین]]، [[شیلی]] و [[پرو]] شناخته می‌شود، یک ژنرال آرژانتینی و رهبر اصلی مبارزه موفقیت‌آمیز بخش‌های جنوبی و مرکزی آمریکای جنوبی برای استقلال از امپراتوری اسپانیا بود که به عنوان محافظ پرو نیز خدمت کرد. == گفتاوردها == * «وجدان بهترین و بی‌طرف‌ترین قاضی است که انسان عادل دارد.» * «سربازان سرزمین ما نه به دنبال تجمل بلکه جلال هستند.» * «اگر در غلبه بر دشمن پیروزی باشد، وقتی انسان بر خود غلبه کند، پیروزیی بزرگتر است.» * «تو همانی خواهی بود که باید باشی وگرنه هیچ خواهی بود.» * «بهترین دوست من کسی است که خطاهایم را اصلاح کند یا اشتباهاتم را سرزنش کند» * «من فقط شیرها را در هنگم می‌خواهم.» [[رده:رئیس‌های دولت]] [[رده:رهبران سیاسی]] fr09t3ldn8l3b0jd12h5obaqzqiks2r بحث کاربر:Pazhohan 3 40535 192417 2026-06-27T01:44:12Z New user message 13236 افزودن [[Template:Welcome|پیام خوش‌آمد]] به صفحهٔ بحث کاربر تازه 192417 wikitext text/x-wiki {{Template:Welcome|realName=|name=Pazhohan}} -- [[کاربر:Taddah|Taddah]] ([[بحث کاربر:Taddah|بحث]]) ۲۷ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۰۱:۴۴ (UTC) ew8o2hdrv3aejjgon33iwc7482g933t اوگوستو سزار ساندینو 0 40536 192421 2026-06-27T09:17:33Z PRDM 9 19715 صفحه اوگوستو سزار ساندینو 192421 wikitext text/x-wiki '''[[W:اوگوستو سزار ساندینو|اوگوستو سزار ساندینو]]''' (۱۸ مه ۱۸۹۵ - ۲۱ فوریه ۱۹۳۴) یک انقلابی نیکاراگوئه‌ای و رهبر شورشی بین سال‌های ۱۹۲۷ تا ۱۹۳۳ علیه اشغال نظامی نیکاراگوئه توسط ایالات متحده بود.. tfpi4knsghf0atoa7r8t5o4oyfa3usv 192422 192421 2026-06-27T09:20:49Z PRDM 9 19715 192422 wikitext text/x-wiki '''[[W:اوگوستو سزار ساندینو|اوگوستو سزار ساندینو]]''' (۱۸ مه ۱۸۹۵ - ۲۱ فوریه ۱۹۳۴) یک انقلابی نیکاراگوئه‌ای و رهبر شورشی بین سال‌های ۱۹۲۷ تا ۱۹۳۳ علیه اشغال نظامی نیکاراگوئه توسط ایالات متحده بود.. == گفتاوردها == * «مردی که از کشورش حتی یک مشت خاک برای قبرش نمی‌خواهد، لایق شنیده شدن است و نه تنها شنیده شدن، بلکه باورداشتنش.» 1g2k29hxqqkf32h6ure7xsjemiuuxfc 192423 192422 2026-06-27T09:23:45Z PRDM 9 19715 /* گفتاوردها */ 192423 wikitext text/x-wiki '''[[W:اوگوستو سزار ساندینو|اوگوستو سزار ساندینو]]''' (۱۸ مه ۱۸۹۵ - ۲۱ فوریه ۱۹۳۴) یک انقلابی نیکاراگوئه‌ای و رهبر شورشی بین سال‌های ۱۹۲۷ تا ۱۹۳۳ علیه اشغال نظامی نیکاراگوئه توسط ایالات متحده بود.. == گفتاوردها == * «مردی که از کشورش حتی یک مشت خاک برای قبرش نمی‌خواهد، لایق شنیده شدن است و نه تنها شنیده شدن، بلکه باورداشتنش.» * «من نیکاراگوئه‌ای هستم و افتخار می‌کنم، زیرا در رگ‌هایم خون نژاد سرخپوست جریان دارد، که با برخی آتاویسم راز میهن‌پرست، وفاداری و صمیمیت را در بر می‌گیرد. 6hr6m1gqssaenojgh362lcssgjzlw88 192424 192423 2026-06-27T09:35:42Z PRDM 9 19715 /* گفتاوردها */ 192424 wikitext text/x-wiki '''[[W:اوگوستو سزار ساندینو|اوگوستو سزار ساندینو]]''' (۱۸ مه ۱۸۹۵ - ۲۱ فوریه ۱۹۳۴) یک انقلابی نیکاراگوئه‌ای و رهبر شورشی بین سال‌های ۱۹۲۷ تا ۱۹۳۳ علیه اشغال نظامی نیکاراگوئه توسط ایالات متحده بود.. == گفتاوردها == * «مردی که از کشورش حتی یک مشت خاک برای قبرش نمی‌خواهد، لایق شنیده شدن است و نه تنها شنیده شدن، بلکه باورداشتنش.» * «من نیکاراگوئه‌ای هستم و افتخار می‌کنم، زیرا در رگ‌هایم خون نژاد سرخپوست جریان دارد، که با برخی آتاویسم راز میهن‌پرست، وفاداری و صمیمیت را در بر می‌گیرد. پیوند ملیت به من این حق را می‌دهد که مسئولیت اعمالم را بپذیرم، بدون این که نگران این باشم که بدبینان و ترسوها ممکن است نامی را به من بزنند که در شرایط خاص خود به عنوان خواجه، به نحو مناسب‌تری در مورد آنها اطلاق شود. c8e3v1pep1215es572ba77fgc9tytbp 192425 192424 2026-06-27T09:36:50Z PRDM 9 19715 /* گفتاوردها */ 192425 wikitext text/x-wiki '''[[W:اوگوستو سزار ساندینو|اوگوستو سزار ساندینو]]''' (۱۸ مه ۱۸۹۵ - ۲۱ فوریه ۱۹۳۴) یک انقلابی نیکاراگوئه‌ای و رهبر شورشی بین سال‌های ۱۹۲۷ تا ۱۹۳۳ علیه اشغال نظامی نیکاراگوئه توسط ایالات متحده بود.. == گفتاوردها == * «مردی که از کشورش حتی یک مشت خاک برای قبرش نمی‌خواهد، لایق شنیده شدن است و نه تنها شنیده شدن، بلکه باورداشتنش.» * «من نیکاراگوئه‌ای هستم و افتخار می‌کنم، زیرا در رگ‌هایم خون نژاد سرخپوست جریان دارد، که با برخی آتاویسم راز میهن‌پرست، وفاداری و صمیمیت را در بر می‌گیرد. پیوند ملیت به من این حق را می‌دهد که مسئولیت اعمالم را بپذیرم، بدون این که نگران این باشم که بدبینان و ترسوها ممکن است نامی را به من بزنند که در شرایط خاص خود به عنوان خواجه، به نحو مناسب‌تری در مورد آنها اطلاق شود. من یک مکانیک هستم، اما آرمان‌گرایی من بر افق وسیعی از انترناسیونالیسم استوار است، که نشان‌دهنده حق آزادی و برقراری عدالت است، حتی اگر برای رسیدن به این امر ممکن است لازم باشد آن را بر پایه‌ای از خون استوار کنیم.» r0w32rm9c5g6o618os0k2d6k1kmko7q