ویکیگفتاورد
fawikiquote
https://fa.wikiquote.org/wiki/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C
MediaWiki 1.47.0-wmf.10
first-letter
مدیا
ویژه
بحث
کاربر
بحث کاربر
ویکیگفتاورد
بحث ویکیگفتاورد
پرونده
بحث پرونده
مدیاویکی
بحث مدیاویکی
الگو
بحث الگو
راهنما
بحث راهنما
رده
بحث رده
TimedText
TimedText talk
پودمان
بحث پودمان
Event
Event talk
ایزاک آسیموف
0
2000
192469
181504
2026-07-10T15:23:28Z
Taddah
7763
192469
wikitext
text/x-wiki
[[File:Isaac.Asimov01.jpg|thumb|left|ایزاک آسیموف]]
'''[[w:ایزاک آسیموف|ایزاک آسیموف]]''' ([[۲ ژانویه]]، [[W:۱۹۲۰ (میلادی)|۱۹۲۰]] - [[۶ آوریل]]، [[W:۱۹۹۲ (میلادی)|۱۹۹۲]])، نویسندهٔ آمریکایی روستبار.
== دارای منبع ==
* «اگر [[پزشک]]م به من بگوید که فقط شش دقیقهٔ دیگر زندهام، به فکر فرونمیروم بلکه کمی تندتر تایپ خواهم کرد.»
** <small>''مجلهٔ لایف'' (ژانویهٔ ۱۹۸۴</small>).
* «هر [[دین]]ی مانند یک خیالی است برای دیگران، اما برای معتقدین آن، حقیقت مقدس مطلق است.»
** <small>''نقل شده در نوشتهای به نام «In Fantasy Forever»، بازچاپ آن در سال ۱۹۸۲ در کلکسیونی از نوشتهها به نام «Tyrannosaurus Prescription"''</small>
* «[[خشونت]]، واپسین پناهگاهِ آدم ناشایسته است.»<ref>http://www.brainyquote.com/quotes/quotes/i/isaacasimo133913.html</ref>
* «من از [[رایانه|رایانه]]ها نمیترسم، از نبود آنها میترسم.»<ref>http://www.brainyquote.com/quotes/quotes/i/isaacasimo100104.html</ref>
* «زندگی لذت بخش است و مرگ صلح آمیز. گذار از این دو است که رنج آور است.»<ref>http://www.brainyquote.com/quotes/quotes/i/isaacasimo103611.html</ref>
* «من تندخوان نیستم. من تندفهم هستم.»<ref>http://www.brainyquote.com/quotes/quotes/i/isaacasimo148282.html</ref>
* «قویاً معتقدم که خود-آموزی تنها نوع آموزش موجود است.»<ref>http://www.brainyquote.com/quotes/quotes/i/isaacasimo148287.html</ref>
* «من به ''[[w:Evidence|گواه]]'' <small>[مدرک، دلیل]</small> باور دارم، به ''[[w:en:Observation|مشاهدهگری]]''، ''[[w:en:Measurement|اندازهگیری]]'' و ''[[w:en:Reasoning|استدلال]]'' باور دارم که از سوی [[w:en:Observer|مشاهدهگران]] مستقل تأیید شده باشد. مهم نیست چقدر عجیب یا مسخره باشد، اما به آن باور خواهم داشت اگر گواههای برای آن باشد. اگرچه، موردی عجیبتر و مسخرهآمیزتر، گواهِ محکمتر و سختتری خواهد داشت.»<ref>{{یادکرد وب |نشانی=http://www.azquotes.com/quote/406842|عنوان=27570|تاریخ بازدید=۰۱-۰۲-۲۰۱۷||اثر=azquotes.com}}</ref>
== بدون منبع ==
* «ما در مکانی بسیارعظیم [[زندگی]] میکنیم که جهان نام دارد. فقط در پنجاه سال اخیر یا همین حدود است که دریافتهایم جهان به راستی چقدر بزرگ است.»
* «من نیکبخت بودهام که با ذهنی پر تکاپو و کارآمد و با قدرتی برای واضح اندیشیدن و توانایی برای ابراز چنان اندیشههایی زاده شدهام.»
* «برای من مایه غرور است که هر چند ساعت شماطهداری دارم اما هیچگاه آن را کوک نمیکنم و ساعت ۶ صبح، خود از خواب بیدار میشوم. من هنوز به پدرم ثابت میکنم که آدم تنبلی نیستم.»
== پیوند به بیرون ==
{{ویکیپدیا}}
[[رده:نویسندگان آمریکایی|آسیموف، ایزاک]]
[[رده:اهالی ایالات متحده آمریکا|آ]]
[[رده:زادگان ۱۹۲۰ (میلادی)]]
[[رده:درگذشتگان ۱۹۹۲ (میلادی)]]
[[رده:تاریخنگاران علم]]
bm37xbh8fgz05wiy7mp2hgiwgzxsij8
بروکس آتکینسون
0
13625
192468
180018
2026-07-10T15:23:15Z
Taddah
7763
192468
wikitext
text/x-wiki
'''[[w:en:Brooks Atkinson|بروکس آتکینسون]]''' (۱۸۹۴ – ۱۹۸۴) ناقدِ [[تئاتر]] [[آمریکا]]یی.
[[پرونده:Drama department of the New York Times newspaper.8d22679v.jpg|بندانگشتی|بروکس آتکینسون]]
== گفتاوردها ==
* «پس از هر [[جنگ|جنگی]]، [[دموکراسی]] کمتری به جا میماند.»
** <small>«فرهنگ گفتههای طنزآمیز»، رضی هیرمندی، نشر فرهنگ معاصر، شش ۴۰۸</small>
[[رده:اهالی ایالات متحده آمریکا|آ]]
[[رده:زادگان ۱۸۹۴ (میلادی)]]
[[رده:درگذشتگان ۱۹۸۴ (میلادی)]]
ekey3pds75hmbedfk01mmm5umb9feed
انسل آدامز
0
21361
192470
180013
2026-07-10T15:24:01Z
Taddah
7763
192470
wikitext
text/x-wiki
'''[[w:انسل آدامز|انسل آدامز]]''' (۱۹۰۲ - ۱۹۸۴) عکاس آمریکایی
[[پرونده:Ansel Adams and camera.jpg|بندانگشتی|انسل آدامز]]
== گفتاوردها ==
* «هر کسی به نقاشیها اطمینان ندارد، ولی مردم عکسها را باور میکنند.».<ref>http://www.brainyquote.com/quotes/quotes/a/anseladams110428.html</ref>
* «برای گرفتن عکسی خوب، باید بدانی که کجا بایستی.»<ref>http://www.brainyquote.com/quotes/quotes/a/anseladams141237.html</ref>
* «هنگام [[عکاسی]]، فقط یک منظره را ثبت نمی کنید، بلکه آن را خلق می کنید. »<ref>http://www.brainyquote.com/quotes/quotes/a/anseladams100072.html</ref>
* «عکس خوب عکسی است که احساسات را به عمیق ترین شکل درباره چیزی که از آن عکس گرفته می شود بیان کند.» <ref>http://www.brainyquote.com/quotes/quotes/a/anseladams141145.html</ref>
* «عکاسی، به عنوان رسانه ای قوی از بیان و ارتباطات، گستره ای نامحدود از ادراک، تفسیر و اجرا ارائه میدهد.»<ref>http://www.brainyquote.com/quotes/quotes/a/anseladams141164.html</ref>
== منابع ==
[[رده:اهالی ایالات متحده آمریکا|آ]]
[[رده:زادگان ۱۹۰۲ (میلادی)]]
[[رده:درگذشتگان ۱۹۸۴ (میلادی)]]
rzcyawm6884synv71ofgk2xo673em2d
ادری نیفنگر
0
31191
192471
181418
2026-07-10T15:24:38Z
Taddah
7763
192471
wikitext
text/x-wiki
[[Image:AudreyNiffenegger.jpg|thumb|left|ادری نیفنگر]]
'''[[W:ادری نیفنگر|آدری نیفنگر]]''' (به [[انگلیسی]]: Audrey Niffenegger؛ زادهٔ ۱۳ ژوئن ۱۹۶۳) [[شاعر]]، [[رماننویس]]، و [[نویسنده]] [[آمریکایی]] است که معروفترین کتاب نگاشته شده به دست او با عنوان ''همسر مسافر زمان'' است که در سال ۲۰۰۳ آن را به رشته تحریر درآورد.
== گفتاوردها ==
=== همسر مسافر زمان ===
* «فکر نمیکنی بهتر باشد که برای مدت کوتاهی بسیار خوشحال باشی، حتی اگر از دستش بدهی، تا این که تمام [[زندگی]] ات را معمولی سپری کنی؟»<ref>آدری نیفنگر، همسر مسافر زمان، ترجمهٔ مرجان محمدی، انتشارات کتابسرای تندیس، ۱۳۹۴.</ref>
* «اکنون هوا تاریک است و من خیلی خسته ام. دوستت دارم، همیشه. زمان هیچ است.»
* «روی زمان نمیتوان قیمت گذاشت، درحالی که مجانی است. نمیتوانی صاحبش شوی، میتوانی از آن استفاده کنی. میتوانی آن را بگذرانی؛ ولی نمیتوانی نگهش داری. به محض این که از دستش دادی، دیگر هرگز نمیتوانی ان را پس بگیری.»
== منابع ==
{{ویکیپدیا}}
{{پانویس}}
[[رده:اهالی ایالات متحده آمریکا]]
[[رده:نویسندگان آمریکایی]]
[[رده:شاعران آمریکایی]]
[[رده:رماننویسان آمریکایی]]
[[رده:زادگان ۱۹۶۳ (میلادی)]]
8nxbn1z8eg2j765synm1mfzqemziz09
لوئیزا والنزوئلا
0
39839
192473
191735
2026-07-11T09:44:31Z
PRDM 9
19715
/* گفتاوردها */
192473
wikitext
text/x-wiki
[[پرونده:Luisa Valenzuela 2017.jpg|بندانگشتی|لوئیزا والنزوئلا]]
'''[[w:لوئیزا والنزوئلا|لوئیزا والنزوئلا]]''' {{اسپانیایی|Luisa Valenzuela}} (زادهٔ ۲۶ نوامبر ۱۹۳۸) [[نویسنده]] اهل [[آرژانتین]] است. وی همچنین برندهٔ جوایزی همچون کمکهزینه گوگنهایم و برنامه فولبرایت شده است.<ref>[https://www.escritores.org/biografias/3089-valenzuela-luisa Valenzuela, Luisa]</ref> ویژگی نوشتن او با سبکی تجربی است که ساختارهای اجتماعی سلسله مراتبی را از منظر فمینیستی زیر سؤال میبرد.
== گفتاوردها ==
* «تنها دارایی واقعی من یک رؤیا بود و آنها نمیتوانند من را به همین سادگی از رویاهایم محروم کنند.»
* «هیچ وقت احساس نکردم حرفی برای گفتن دارم. فقط کنجکاوی برای کشف»
* «موانع و وسوسههای زیادی برای اجتناب از نوشتن وجود دارد. اما خودسانسوری هرگز یکی از آنها نیست.»
* «من معتقدم داستان جستجویی است که با خواننده به اشتراک گذاشته میشود.»
* «من اسب تو در شب هستم»
* «در این روزگار هیچ دروغگویی بزرگتر از روزنامهنگاری هژمونیک نیست! بنابراین داستان خوب کار بسیار خوبی را به ما میآموزد که چگونه بین خطوط بخوانیم و پیچیدگیها و تضادهای زبان را که اغلب دستکاری میشوند کشف کنیم.»
== منابع ==
{{ویکیپدیا}}
{{پانویس}}
{{ترتیبپیشفرض:دی والنزوئلا، لوئیزا}}
[[رده:افراد زنده]]
[[رده:اهالی آرژانتین]]
[[رده:زادگان ۱۹۳۸ (میلادی)]]
[[رده:فمینیستهای اهل آرژانتین]]
[[رده:نویسندگان اهل آرژانتین]]
[[رده:نویسندگان پستمدرن]]
[[رده:نویسندگان زن سده ۲۰ (میلادی) اهل آرژانتین]]
i3q6r7b7pequt8voccmd3rw14dejwdd
آنا ماریا شوا
0
39884
192474
190591
2026-07-11T10:00:19Z
PRDM 9
19715
/* گفتاوردها */
192474
wikitext
text/x-wiki
[[پرونده:Ana María Shua.jpg|بندانگشتی|آنا ماریا شوا]]
'''آنا ماریا شوا''' {{اسپانیایی|Ana María Shua}} (زادهٔ ۲۲ آوریل ۱۹۵۱) یک نویسنده [[آرژانتین|آرژانتینی]] است. او بهویژه بهخاطر فعالیتهایش در فیلمهای داستانک شناخته شده است.<ref>[https://interlitq.org/issue12/ana-maria-shua/bio.php Ana María Shua]</ref>
== گفتاوردها ==
* «سرمایهداری وحشی و جهانی شدن در دهه ۱۹۹۰ همان چیزی را که دیکتاتوری در دهه ۱۹۷۰ آغاز کرد به پایان رساند. سیاست دولت به نفع تجارت بزرگی بود که به دنبال تصرف بازارهای محلی بودند.»
* «من سعی میکنم تکههایی از هرج و مرج واقعیت را بگیرم و آنها را در کیهان کوچک و جعلی و ضروری داستان شکل دهم.»
* «در هنر اخلاق و زیباییشناسی یکسان است. یا حداقل به روشی پیچیده یکپارچه شدهاند.»
* «یک ترجمه خوب باید نه تنها معنای متن را برای خواننده به ارمغان بیاورد، بلکه باید موسیقی آن - ریتمهای آن - را نیز به مخاطب برساند.»
* «من نوشتن را با خواندن ادبیات آمریکای شمالی یادگرفتم، من عاشق ادبیات شما هستم، اما این احساس را دارم که اگر کشوری فقط ادبیات خودش را بخواند، اکسیژنش تمام میشود.»
* «خانه متعلق به خانواده است. این مکانی نیست که شما انتخاب کردهاید، بیشتر یک فضای تحمیلی است، فضایی دلخواه - فضایی که قوانین آن را کاملاً درک نمیکنید.»
* «مهم نیست یک داستان کوتاه چقدر کوتاه باشد، باید شامل اتفاقی در زمان باشد که وضعیت چیزها را تغییر دهد. این تنها راه برای گفتن یک داستان است.»
* «ادبیات چیست؟ چگونه میتوانید آن را توضیح دهید؟ چرا نویسندگان مینویسند؟ چرا خوانندگان میخوانند؟ دانستن کافی نیست. ما میخواهیم بفهمیم. اگر دانستن و دانش دغدغه اصلی و تنها دغدغه ما بود، هنر هرگز به وجود نمیآمد. ما علم و شاید روزنامهنگاری داشتیم… اما ما با اطلاعات ساده در مورد آنچه اتفاق افتاده راضی نیستیم. ما به چیزی بیش از یک حکایت نیاز داریم. ما به داستانی نیاز داریم که به هرج و مرج گیجکننده زندگی شکل و معنا ببخشد. ذهن ما به نظمی نیاز دارد که در زندگی واقعی وجود ندارد.»
* «من به سطح فرهنگیمان در آرژانتین افتخار میکردم. این شیوهٔ تنفس و مقاومت ما بود و ناگهان مجبور شدیم با انتخاب هر کلمه با نگرانی، از واقعیت اجتناب کنیم.»
* «تنوع، ترفند من است. هر یک از متون منباید به نحوی خواننده را شگفتزده کند. فکر میکنم این یکی از وظایفی است که ادبیات باید انجام دهد: اینکه هرگز نگذارد خواننده واقعاً احساس راحتی کند.»
== منابع ==
{{ویکیپدیا}}
{{پانویس}}
{{ترتیبپیشفرض:شوا، آنا ماریا}}
[[رده:افراد زنده]]
[[رده:اهالی آرژانتین]]
[[رده:زادگان ۱۹۵۱ (میلادی)]]
[[رده:نویسندگان اهل آرژانتین]]
[[رده:نویسندگان اهل بوئنوس آیرس]]
[[رده:نویسندگان داستان کوتاه]]
cl1m8kriazgafoljm6dxrl42k98uncw
192475
192474
2026-07-11T10:03:04Z
PRDM 9
19715
/* گفتاوردها */
192475
wikitext
text/x-wiki
[[پرونده:Ana María Shua.jpg|بندانگشتی|آنا ماریا شوا]]
'''آنا ماریا شوا''' {{اسپانیایی|Ana María Shua}} (زادهٔ ۲۲ آوریل ۱۹۵۱) یک نویسنده [[آرژانتین|آرژانتینی]] است. او بهویژه بهخاطر فعالیتهایش در فیلمهای داستانک شناخته شده است.<ref>[https://interlitq.org/issue12/ana-maria-shua/bio.php Ana María Shua]</ref>
== گفتاوردها ==
* «سرمایهداری وحشی و جهانی شدن در دهه ۱۹۹۰ همان چیزی را که دیکتاتوری در دهه ۱۹۷۰ آغاز کرد به پایان رساند. سیاست دولت به نفع تجارت بزرگی بود که به دنبال تصرف بازارهای محلی بودند.»
* «من سعی میکنم تکههایی از هرج و مرج واقعیت را بگیرم و آنها را در کیهان کوچک و جعلی و ضروری داستان شکل دهم.»
* «در هنر اخلاق و زیباییشناسی یکسان است. یا حداقل به روشی پیچیده یکپارچه شدهاند.»
* «یک ترجمه خوب باید نه تنها معنای متن را برای خواننده به ارمغان بیاورد، بلکه باید موسیقی آن - ریتمهای آن - را نیز به مخاطب برساند.»
* «من نوشتن را با خواندن ادبیات آمریکای شمالی یادگرفتم، من عاشق ادبیات شما هستم، اما این احساس را دارم که اگر کشوری فقط ادبیات خودش را بخواند، اکسیژنش تمام میشود.»
* «خانه متعلق به خانواده است. این مکانی نیست که شما انتخاب کردهاید، بیشتر یک فضای تحمیلی است، فضایی دلخواه - فضایی که قوانین آن را کاملاً درک نمیکنید.»
* «مهم نیست یک داستان کوتاه چقدر کوتاه باشد، باید شامل اتفاقی در زمان باشد که وضعیت چیزها را تغییر دهد. این تنها راه برای گفتن یک داستان است.»
* «ادبیات چیست؟ چگونه میتوانید آن را توضیح دهید؟ چرا نویسندگان مینویسند؟ چرا خوانندگان میخوانند؟ دانستن کافی نیست. ما میخواهیم بفهمیم. اگر دانستن و دانش دغدغه اصلی و تنها دغدغه ما بود، هنر هرگز به وجود نمیآمد. ما علم و شاید روزنامهنگاری داشتیم… اما ما با اطلاعات ساده در مورد آنچه اتفاق افتاده راضی نیستیم. ما به چیزی بیش از یک حکایت نیاز داریم. ما به داستانی نیاز داریم که به هرج و مرج گیجکننده زندگی شکل و معنا ببخشد. ذهن ما به نظمی نیاز دارد که در زندگی واقعی وجود ندارد.»
* «من به سطح فرهنگیمان در آرژانتین افتخار میکردم. این شیوهٔ تنفس و مقاومت ما بود و ناگهان مجبور شدیم با انتخاب هر کلمه با نگرانی، از واقعیت اجتناب کنیم.»
* «تنوع، ترفند من است. هر یک از متون منباید به نحوی خواننده را شگفتزده کند. فکر میکنم این یکی از وظایفی است که ادبیات باید انجام دهد: اینکه هرگز نگذارد خواننده واقعاً احساس راحتی کند.»
* «اخلاق و زیباییشناسی در هنر دقیقاً یکی هستند؛ یا حداقل به شیوهای پیچیده با هم ادغام شدهاند.»
== منابع ==
{{ویکیپدیا}}
{{پانویس}}
{{ترتیبپیشفرض:شوا، آنا ماریا}}
[[رده:افراد زنده]]
[[رده:اهالی آرژانتین]]
[[رده:زادگان ۱۹۵۱ (میلادی)]]
[[رده:نویسندگان اهل آرژانتین]]
[[رده:نویسندگان اهل بوئنوس آیرس]]
[[رده:نویسندگان داستان کوتاه]]
oxz4z1cney1tncknd8sdgapyejn19i1
192476
192475
2026-07-11T10:07:20Z
PRDM 9
19715
/* گفتاوردها */
192476
wikitext
text/x-wiki
[[پرونده:Ana María Shua.jpg|بندانگشتی|آنا ماریا شوا]]
'''آنا ماریا شوا''' {{اسپانیایی|Ana María Shua}} (زادهٔ ۲۲ آوریل ۱۹۵۱) یک نویسنده [[آرژانتین|آرژانتینی]] است. او بهویژه بهخاطر فعالیتهایش در فیلمهای داستانک شناخته شده است.<ref>[https://interlitq.org/issue12/ana-maria-shua/bio.php Ana María Shua]</ref>
== گفتاوردها ==
* «سرمایهداری وحشی و جهانی شدن در دهه ۱۹۹۰ همان چیزی را که دیکتاتوری در دهه ۱۹۷۰ آغاز کرد به پایان رساند. سیاست دولت به نفع تجارت بزرگی بود که به دنبال تصرف بازارهای محلی بودند.»
* «من سعی میکنم تکههایی از هرج و مرج واقعیت را بگیرم و آنها را در کیهان کوچک و جعلی و ضروری داستان شکل دهم.»
* «در هنر اخلاق و زیباییشناسی یکسان است. یا حداقل به روشی پیچیده یکپارچه شدهاند.»
* «یک ترجمه خوب باید نه تنها معنای متن را برای خواننده به ارمغان بیاورد، بلکه باید موسیقی آن - ریتمهای آن - را نیز به مخاطب برساند.»
* «من نوشتن را با خواندن ادبیات آمریکای شمالی یادگرفتم، من عاشق ادبیات شما هستم، اما این احساس را دارم که اگر کشوری فقط ادبیات خودش را بخواند، اکسیژنش تمام میشود.»
* «خانه متعلق به خانواده است. این مکانی نیست که شما انتخاب کردهاید، بیشتر یک فضای تحمیلی است، فضایی دلخواه - فضایی که قوانین آن را کاملاً درک نمیکنید.»
* «مهم نیست یک داستان کوتاه چقدر کوتاه باشد، باید شامل اتفاقی در زمان باشد که وضعیت چیزها را تغییر دهد. این تنها راه برای گفتن یک داستان است.»
* «ادبیات چیست؟ چگونه میتوانید آن را توضیح دهید؟ چرا نویسندگان مینویسند؟ چرا خوانندگان میخوانند؟ دانستن کافی نیست. ما میخواهیم بفهمیم. اگر دانستن و دانش دغدغه اصلی و تنها دغدغه ما بود، هنر هرگز به وجود نمیآمد. ما علم و شاید روزنامهنگاری داشتیم… اما ما با اطلاعات ساده در مورد آنچه اتفاق افتاده راضی نیستیم. ما به چیزی بیش از یک حکایت نیاز داریم. ما به داستانی نیاز داریم که به هرج و مرج گیجکننده زندگی شکل و معنا ببخشد. ذهن ما به نظمی نیاز دارد که در زندگی واقعی وجود ندارد.»
* «من به سطح فرهنگیمان در آرژانتین افتخار میکردم. این شیوهٔ تنفس و مقاومت ما بود و ناگهان مجبور شدیم با انتخاب هر کلمه با نگرانی، از واقعیت اجتناب کنیم.»
* «تنوع، ترفند من است. هر یک از متون منباید به نحوی خواننده را شگفتزده کند. فکر میکنم این یکی از وظایفی است که ادبیات باید انجام دهد: اینکه هرگز نگذارد خواننده واقعاً احساس راحتی کند.»
* «اخلاق و زیباییشناسی در هنر دقیقاً یکی هستند؛ یا حداقل به شیوهای پیچیده با هم ادغام شدهاند.»
* «من عاشق بازی با کلمات و معانی و معلق زدن با آنها هستم. دوست دارم خوانندگانم در مواجهه با داستانهایم چیزی بیش از تأمل صرف را تجربه کنند. امیدوارم که این داستانها در خوانندگان، ظرفیت خودشان را برای تخیل و بازی با تمام امکانات زبان برانگیزند.»
== منابع ==
{{ویکیپدیا}}
{{پانویس}}
{{ترتیبپیشفرض:شوا، آنا ماریا}}
[[رده:افراد زنده]]
[[رده:اهالی آرژانتین]]
[[رده:زادگان ۱۹۵۱ (میلادی)]]
[[رده:نویسندگان اهل آرژانتین]]
[[رده:نویسندگان اهل بوئنوس آیرس]]
[[رده:نویسندگان داستان کوتاه]]
8ivbx6wek3ij4vkvsgtzp3r6t5sveps
ماریا مونته سوری
0
40537
192472
192444
2026-07-11T09:35:43Z
PRDM 9
19715
192472
wikitext
text/x-wiki
[[پرونده:Maria Montessori.jpg|بندانگشتی|ماریا مونتسوری]]
[[W:ماریا مونته سوری|ماریا مونته سوری]] (۶ مه ۱۹۵۲ - ۳۱ اوت ۱۸۷۰) معلم، دانشمند، پزشک، فیلسوف، و فمینیست ایتالیایی بود.
== گفتاورد ==
* «صلح چیزی است که هر انسانی آرزویش را دارد و بشریت میتواند از طریق کودک آن را به ارمغان بیاورد.»
* «انضباط باید از طریق آزادی حاصل شود.»
* «پتانسیل کودک را آزاد کنید و او را به دنیا تبدیل خواهید کرد.»
* «رشد از فعالیت ناشی میشود، نه از درک فکری.»
* «وظیفه مربی کودکان خردسال این است که مراقب باشد کودک خوبی را با بیتحرکی و بدی را با فعالیت اشتباه نگیرد.»
* «بهترین دستورالعمل، دستورالعملی است که از کمترین تعداد کلمات کافی برای انجام کار استفاده کند.»
[[رده:فیلسوفان ایتالیایی]]
[[رده:مخترعان]]
[[رده:فعالان حقوق زنان]]
[[رده:فمینیستها]]
[[رده:زادگان ۱۸۷۰ (میلادی)]]
[[رده:درگذشتگان ۱۹۵۲ (میلادی)]]
lb04onq8x8oil1o9jvbim5jshz74jz8