ویکیگفتاورد
fawikiquote
https://fa.wikiquote.org/wiki/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C
MediaWiki 1.47.0-wmf.14
first-letter
مدیا
ویژه
بحث
کاربر
بحث کاربر
ویکیگفتاورد
بحث ویکیگفتاورد
پرونده
بحث پرونده
مدیاویکی
بحث مدیاویکی
الگو
بحث الگو
راهنما
بحث راهنما
رده
بحث رده
TimedText
TimedText talk
پودمان
بحث پودمان
Event
Event talk
بحث کاربر:Marykhachii
3
34985
192611
173642
2026-08-04T12:41:58Z
EmausBot
13563
اصلاح تغییرمسیر دوتایی به [[بحث کاربر:خاچی]]
192611
wikitext
text/x-wiki
#تغییر_مسیر [[بحث کاربر:خاچی]]
70caqbhxs4bsffjuww9d01ctbd5zbsd
ضربالمثلهای افغانی
0
36167
192613
191979
2026-08-05T02:38:56Z
~2026-43127-61
33482
/* آ */
192613
wikitext
text/x-wiki
<div style="font-variant: small- caps; text-align: center;">
__NOTOC__
[[#آ|آ]] - [[#الف|الف]] - [[#ب|ب]] - [[#پ|پ]] - [[#ت|ت]] - [[#ث|ث]] - [[#ج|ج]] - [[#چ|چ]] - [[#ح|ح]] - [[#خ|خ]] - [[#د|د]] - [[#ذ|ذ]] - [[#ر|ر]] - [[#ز|ز]] - [[#ژ|ژ]] - [[#س|س]] - [[#ش|ش]] - [[#ص|ص]] - [[#ض|ض]] - [[#ط|ط]] - [[#ظ|ظ]]
- [[#ع|ع]] - [[#غ|غ]] - [[#ف|ف]] - [[#ق|ق]] - [[#ک|ک]] - [[#گ|گ]] - [[#ل|ل]] - [[#م|م]] - [[#ن|ن]] - [[#و|و]] - [[#ه|ه]] - [[#ی|ی]]
</div>
== آ ==
* «آب از پشت جوی و زن از پشت شوی.»
* «آب از گلویش تِر(رد) نمیشود.»
* «آب اگر ویران کند عالم را،گپ بد ویران کند آدم را.»
* «آب دریا به لق لق سگ مردار نمیشود.»
* «آب را نادیده موزه از پا کشیدن خطاست.»
* «آب رفته به جوی بر نمیگردد.»
* «آب که از سر پرید چه یک نیزه چه صد نیزه.»
* «آدم تنبل، عقل چهل وزیر را دارد.»
* «آدم دورغگو کم حافظه است.»
* «آدم بیکار یا غر شود یا بیمار.»
* «از غر گیریش است و خیلی غر گیری میکند.»
* «آزموده را آزمودن خطاست.»
* «آسوده کسی که خر ندارد، از کاه و جوش خبر ندارد.»
* «آش مردها دیر پخته میشود.»
* «آشپز که دوتا شد آش یا شور میشود یا بی نمک»
== الف ==
* «ابله گفت و لوده باور کرد.»
* «اجل گرفته بمیرد نه بیمار سخت.»
* «ارزان بی علت نیست، قیمت بی همت.»
* «از آدم بیکار خدا بیزار است.»
* «از بد بدتر اش توبه.»
* «از بی کفنی زنده ایم.»
* «از بید سیب گرفتن.»
* «از تنگی چشم پیل معلوم شد، آنان که غنی ترند محتاج ترند.»
* «از جوانی تا پیری از پیری تا به کی.»
* «از خیرات گل،خار آب میخورد.»
* «از حق تا ناحق چهار انگشت فاصله است.»
* «از دریا آب میبخشد.»
* «از دوست نادان کَدَه دشمن دانا بهتر است.»
* «از عدالت او گرگ با میش یکجا آب میخورد.»
* «از صورت خوب کَدَه سیرت خوب بهتر است.»
* «از کیسه خلیفه میبخشد.»
* «از ماست که بر ماست.»
* «از نو کیسه قرض مکن، قرض کردی خرج مکن.»
* «از هزار خویش، یک همسایه بیش.»
* «از یک دست صدا نمیبرآید.»
* «الاو الاو به از پلو.»
* «اول بِچش، بعد بگو بی نمک است.»
* «اول برادریت ثابت کن، بعد ادعای ارث و میراث کن.»
== ب ==
* «با پنبه سر بریدن.»
* «با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمیشود.»
* «با ماه نشینی ماه شوی با دیگ نشینی سیاه شوی.»
* «با همه چیز بازی با ریش بابَه نیز بازی.»
* «بادنجان بد را بلا نمیزند.»
* «بار کج به منزل نمیرسد.»
* «با ماه نشینی ماه شوی، با دیگ نشینی، سیاه شوی.»
* «با نادان خاموشی کن.»
* «با لقلق سگ دریا مردار نمیشود.»
* «با یک گل بهار نمیشود.»
* «بترس از کسی که از خدا نمیترسد.»
* «بچه در غیب، نامش مظفر.»
* «بخشش به خروار، حساب به مثقال.»
* «بز در غم جان، قصاب در غم گوشت.»
* «بزرگی به عقل است نه به سال.»
* «بعد از سر من آفتاب نبراید.»
* «بعد از هر تاریکی روشنی است.»
* «به خاطر یک بوته گل، صد بوته خار آب میخورد.»
* «بی خلته فیر کردن (یعنی کاری را بدون فکر انجام دادن.»
== پ ==
* «پرسیدن عیب نیست، ندانستن عیب است.»
* «پنج انگشت برادر است اما برابر نیست.»
* «پیش طبیب چه میروی پشت سرگذشت برو.»
== ت ==
* «تازی را وقت شگار گوه میگیرد.»
* «تا احمق در جهان است مفلس درنمیماند.»
* «تا شَمال نشود شاخه تکان نمیخورد.»
* «تا گوساله گاو شود دل مادرش آب شود.»
* «تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاو و خر.»
* «تخته با تخته جور آید حاجت نجار نیست.»
* «تو را خواهند پرسید که عملت چیست، نگویند که پدرت کیست.»
== ث ==
== ج ==
* «جنگل که درگرفت تر و خشک با هم میسوزد.»
* «جور استاد به ز مهر پدر.»
* «جوینده یابنده است.»
== چ ==
چیزی که عیان است،چه نیاز به بیان است!؟
== ح ==
== خ ==
* «خارپشت جوجه خود را میگوید، بخملی بچهام.»
* «خانهدار را یک خانه بی خانه را صد خانه.»
* «خپ من، چپ تو.»
* «خدا روز، ندیده را روز نده، پای لچ را موزه.»
* «خدا که میدهد نمیپرسد بچه کی هستی.»
* «خدا یک دست را محتاج دست دیگر نکند.»
* «خدا همان قدر که بنده بد دارد، بنده خوب هم دارد.»
* «خرس را که یاد کردی سوته را به دست بگیر.»
* «خربوزه زخم صد ساله را زنده میکند.»
* «خر همان است فقط پالانش عوض شده.»
* «خود کرده را نه درد است نه درمان.»
* «خودکُش بیگانه پرور.»
* «خون را با خون نمیشویند.»
== د ==
* «در دروازه شهر را بسته میتوان کرد، اما در دهن مردم را نه.»
* «در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست.»
* «دست تنگی بدتر از دلتنگی است.»
* «دل تنگ نباشد جا تنگ نیست.»
* «دو تربوز در یک دست گرفته نمیشود.»
* «دوست آدم را به گریه میاندازد و دشمن آدم را به خنده.»
* «دوست خوب در روز بد شناخته شود.»
* «دوست همه کس، دوست هیچکس نیست.»
* «دویدن افتیدن هم دارد.»
* «دنیا به امید خورده میشود.»
* «دنیا را آب بگیرد مرغابی را تا لِنگاش.»
* «دیگ دیگ را دیده رنگ میگیرد، همسایه همسایه
* «دیگ به دیگ میگوید رویت سیاه را دیده پند.» میگیرد.»
* «دیوانه به کار خود هوشیار است.»
== ذ ==
== ر ==
* «رحم اوزبیک، قهر افغان.»
* «روباه از پوست خود در عذاب است.»
* «روز بد برادر ندارد.»
* «روز بد نیک شود آدم بد نیک نشود.»
== ز ==
* «زبان بد بلای جان آدم است.»
* «زخم شمشیر میرود اما زخم زبان نه.»
* «زخم بد خوب میشود اما گپ بد نه.»
* «زمستان تِر میشود روسیاهیاش به زغال میماند.»
* «زندگی صد سال اولش سخت است.»
* «زورش به خر نمیرسد، میزند به پالانش.»
* «زیاد خوردن مثل ماهی تپیدن، کم خوردن مثل آهو دویدن.»
== ژ ==
== س ==
* «سزای قروت آب جوش است.»
* «سکوت بهتر از حرف بیهوده است.»
* «سه اوزبیک یکجا باشند، به جهانگشایی فکر میکنند.»
* «سگ زرد برادر شغال.»
* «سوار خر جِل است.»
*«سُوطَه مسلمان (یعنی با ضرب زور کاری را انجام دادن).»
* «سوره یاسین به گوش خر خواندن.»
* «سیب سیب را دیده رنگ میگیرد، همسایه همسایه را دیده پند.»
== ش ==
* «شولهات را بخور، پردهات را بکن.»
* «شور را گفته گوساله را بسته کردن.»
* «شیر خانه روباه صحرا.»
* «شیر که پیر میشود ریشخند شغال میشود.»
== ص ==صبر هر چی تلخ است بحر شرین دارد.
== ض ==
== ط ==
== ظ ==
== ع ==
* «عاقل را اشاره کافی است.»
* «عقل که نباشد جان در عذاب است.»
غر نباشید
== ف ==
== ق ==
* «قصاب که زیاد شود گوشت گاو مردار میشود.»
* «قرضم سر زاغ، زاغ زنده باشه.»
== ک ==
* «کابل بی زر باشد بی برف نه.»
* «کبک از صدای خود تیر میخورد.»
* «کسی که قدر یک سیب را نمیفهمد قدر یک باغ را هم نمیفهمد.»
* «کلگی میفهمند که دلده شور است.»
* «کم بخور بی غم بخور.»
* «کوه نیز سر خود راه دارد.»
* «کور خانه نشین خبر از شهر بغداد میدهد.»
* «کوزه هر روز نمیشکند.»
== گ ==
* «گاو ریخی پاده را بدنام میکند.»
* «گذشته را صلوات آینده را احتیاط.»
* «گریه که آمد از چشم کور اشک میآید.»
* «گل پشت و رو ندارد.»
== م ==
* «معامله خوب باز معامله، معامله بد بس معامله.»
* «مرغت را نگاه کن همسایهات را دزد نگیر.»
* «مثل بلبل شیرین گپ میزنی.»
* «من چی میگم دمبورم چی میگه.»
* «موش در سوارخش جای نمیشود، یک چژ (غربال) دیگر در دنبالش.»
ما که دزد شدیم مهتاب میبراید
== ن ==
* «نان را دید گشنه است،آب را دید تشنه.»
* «نان و پیاز پیشانی باز.»
* «نزن به دروازه کس به انگشت که به دروازهات میزنند به مشت.»
== و ==
* «وقتی دوستی در خانه تو را نمیزند، تو در خانه او را بزن.»
== ه ==
* «همسایه نداری، عیب نداری.»
* «همه را مار خورد، مارا را بقه کور خورد.»
* «هیچ جوجه مرغی تا آخر زیر تکری نمیماند.»
* «هیچکس نمیگوید که دوغ من ترش است.»
== ی ==
* «یا گرد مکتب بگردی یا گرد مردم.»
* «یک روز دیدی دوست، روز دیگر دیدی برادر.»
* «یک سو گندم تر است، یک سو آسیاب کند است.»
* «یک نه صد آسان، یک بله صد مشکل.»
{{ناتمام}}
[[رده:ضربالمثلها|افغانی]]
[[رده:ضربالمثلهای فارسی]]
58cm7cms0472bx5nb6rhij8f8ularpa
بحث کاربر:Rostami35962
3
40560
192612
2026-08-04T16:22:38Z
New user message
13236
افزودن [[Template:Welcome|پیام خوشآمد]] به صفحهٔ بحث کاربر تازه
192612
wikitext
text/x-wiki
{{Template:Welcome|realName=|name=Rostami35962}}
-- [[کاربر:Taddah|Taddah]] ([[بحث کاربر:Taddah|بحث]]) ۴ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۲۲ (UTC)
m9mwepw4k37jgvnka3zcqveumpo2wdr