ویکی‌گفتاورد fawikiquote https://fa.wikiquote.org/wiki/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C MediaWiki 1.47.0-wmf.16 first-letter مدیا ویژه بحث کاربر بحث کاربر ویکی‌گفتاورد بحث ویکی‌گفتاورد پرونده بحث پرونده مدیاویکی بحث مدیاویکی الگو بحث الگو راهنما بحث راهنما رده بحث رده TimedText TimedText talk پودمان بحث پودمان Event Event talk پائولو کوئلیو 0 1421 192699 179361 2026-08-24T13:46:59Z PRDM 9 19715 /* کیمیاگر */ 192699 wikitext text/x-wiki [[پرونده:Coelhopaulo26012007-1.jpg|thumb|'''پائولو کوئیلو''']] '''[[W:پائولو کوئیلو|پائولو کوئیلو]]'''، (به [[پرتغالی]]: Paulo Coelho) (زاده ۲۴ اوت ۱۹۴۷) نویسنده [[برزیل|برزیلی]] است. == دارای منبع == * «همهٔ ما در حقیقت مهمانان این دنیا هستیم، در حال گذر از یک زندگی به زندگی دیگر، و نمی‌توانیم فراتر از کردارهای نیکمان باری برداریم. تا زمانی که مردمی نیازمند سقفِ خانه و محّبتِ ما باشند، سنّتِ مهمان‌پذیری هرگز در میانِ ما نخواهد مرد. هنگامی که پذیرا و میزبان کسی می‌شویم، در واقع پذیرای سرگذشت‌ها، ماجراها و اسرار دیگران می‌شویم.» ** ''مکتوب ، سنت'' === خاطرات یک مغ === * «لازم نیست آدم از کوهی بالا رود تا بفهمد بلند است .» * «کشتی در ساحل بسیار امن تر است ولی برای این ساخته نشده‌است.» * «خداوند انتقام نیست، عشق است .» * «این ما هستیم که سرعت گذر زمان را تعیین می‌کنیم .» * «انسان هرگز نمی‌تواند از رؤیاها دست بکشد. رؤیا خوراک روح است، همان‌طور که غذا خوراک تن است. در زندگی بارها رویاهامان را فرو ریخته و تمناهامان را ناکام می‌بینیم، اما باید به دیدن رؤیا ادامه بدهیم. اگر نه روحمان می‌میرد و عشق نمی‌تواند به آن دست یابد.» === یازده دقیقه === * «روحی که در پیکر ما است کم و بیش تکامل نیافته‌است. با هر گامی که در فراز و نشیب زندگی می‌نهیم، در پی ذرات گم‌شده وجود خویش در کاوش‌ایم. اگر در این پویش، لحظه‌ای بخت یارمان باشد آن گوهر نایافته را در وجود انسانی دیگر می‌یابیم.» * «نتوان گفت: بهارا، به امید دیدن و ماندن تو! می‌توان گفت: بهارا، تو بیا دانه امید به قلبم بنشان! و سفر کن به کجاآبادی، هرزمانی که تو را دلخواه است!» * << زندگی همواره در انتظار شرایط بحرانی می‌ماند، تا قدرتش را نشان دهد. >> * «شتاب زمان به اندازه‌ای است که در چند لحظه می‌تواند مردم را از بهشت به دوزخ بفرستد.» * «هیچ‌کس نمی‌داند زندگی برای ما چه ذخیره کرده. خیلی خوب است که همیشه بدانیم در خروج فوری کجاست. >> * «من می‌توانم انتخاب کنم که قربانی دنیا باشم یا یک ماجراجو در جستجوی گنج، همه چیز به طرز نگاه من به زندگی بر می‌گردد. >> * «مردم جوری حرف می‌زنند که همه چیز را می‌دانند. اما اگر جرات کنی و سئوالی بپرسی آنها هیچ چیز نمی‌دانند. >> * «(سوئیسی‌ها) دروغ نمی‌گویند، آنها یه سکوت اکتفا می‌کنند که کمک کننده آنهاست. >> === شیطان و دوشیزه پریم === * «انسان همیشه خواهان دگرگونی و تحول است اما همزمان، سکون و ثبوت را [[آرزو]] می‌کند.» * << شنیدن یک توهین و پاسخ ندادن به آن آسان‌تر از درگیر نبرد شدن با شخصی نیرومندتر از خود است .>> * << پذیرفتن نیک سرشتی خود همیشه آسان‌تر از رویارویی با دیگران و جنگیدن برای حقوق خود است .>> * «همواره می‌توانیم بگوییم سنگی که دیگران به سوی ما انداخته‌اند، به ما نخورده‌است ولی تنها در شب می‌توانیم به خاطر قلب ضعیف خود بگرییم.» * << به وعده‌ها اعتماد نکن چون جهان پر از وعده است .>> === عطیه برتر === * «اگر به زبان تمامی آدمیان و فرشتگان سخن گویم… و از [[عشق]] بی‌بهره باشم طبل میان‌تهی و سنج پرهیاهویی بیش نیستیم، اگر از کرامت غیب‌دانی و پیش‌گویی بر خوردار باشم و همه اسرار جهان را دریابم و قلمرو [[دانش]] را تمام مسخر کنم و در ایمان چنان راسخ و نیرومند باشم که کوه‌ها را به رفتار آورم و از عشق بی‌بهره باشم، کسی نیستم. اگر همه دارایی خویش به مستمندان بخشم و جسم خویش را به آتش بسپارم و از عشق بی‌بهره باشم مرا هیچ سود نخواهد بخشید. عشق بردبار و مهربان است عشق از حسد برکنار است عشق لاف خودستایی نمی‌زند عشق اطوار ناپسند ندارد عشق به اندک چیزی در خشم نمی‌آید و اندیشه شر نمی‌کند و از بی‌عدالتی خشنود نیست اما با [[حقیقت]] و راستی شاد و خرم است همه چیز را تحمل می‌کند همه چیز را باور می‌کند و به همه چیز امیدوار است و هیچگاه از پای نمی‌افتد اما پیشگوی‌ها همه شکست می‌خورند و زبان‌ها همه قطع می‌شوند و دانش‌ها در غبار زمان پنهان می‌شوند و دانش ما جزیی است و نبوت ما جزیی است و آنچه جزیی است روی در فنا دارد آنچه می‌ماند ایمان و امید و عشق است و از این هر سه، عشق را برترین مقام است.» == بدون منبع == * «خداوند، [[عشق]] است، عشقی که پس از نفوذ به درون ما، نرم می‌کند، ناب می‌کند، تازه می‌کند، بازسازی می‌کند؛ و درون آدمی را دگرگون می‌کند. نیروی ارادهٔ انسان را دگرگون نمی‌کند. زمان انسان را دگرگون نمی‌کند. عشق دگرگون می‌کند! زیرا؛ عشق خداوند است و خداوند، عشق است.» * «دانستن هدف [[زندگی]] یا دانستن بهترین راه خدمت به خدا کافی نیست، افکار خودت را به عمل درآور؛ راه، خودش را نشان می‌دهد.» * «عمری که با [[مرگ]] تمام شود هیچ ارزشی ندارد.» * «تاریک‌ترین ساعت قبل از طلوع خورشید است.» === ورونیکا تصمیم می‌گیرد بمیرد === * «[[دیوانه]] بمانید اما مانند عاقلان رفتار کنید. خطر متفاوت بودن را بپذیرید اما بیاموزید که بدون جلب توجه متفاوت باشید.» === کوه پنجم === * «خداوند دعای آنانی را می‌شنود که می‌خواهند نفرت از آنان گرفته شود ولی نسبت به آنانی که می‌خواهند از عشق بگریزند ناشنواست.» === کیمیاگر === * «هنگامی که آرزوی چیزی را دارید سراسر کیهان همدست می‌شود تا بتوانی این آرزو را تحقق بخشی.» * «تاریک‌ترین ساعت قبل از طلوع خورشید است.» * «تنها هنگامی خداوند آینده را بر انسان آشکار می‌سازد که بخواهد عوضش کنیم.» * «راز زندگی اما این است که هفت بار زمین بخوری و هشت بار برخیزی.» === زهیر === * «در زندگی آوا و نشانه‌هایی وجود دارند که ما را برای رسیدن به مقصد کمک می‌کنند.» * «هر کاری در وقت خودش انجام می‌گیرد و هیچ چیز باعث اختلال در زمان آن کار نمی‌شود.» * «در زندگی هرکس همواره '''اتفاقاتی''' وجود دارد که عامل اصلی توقف پیشرفت اوست. یک ضربه، یک شکست تلخ، یک نومیدی عشقی، یا حتی پیروزیی که درست درکش نمی‌کنیم، می‌تواند باعث بزدلی و عدم پیش رفتن ما شود. * «جادوگر هنگامی که می‌خواهد نیروهای نهانش را رشد دهد، باید اول خود را از این نقطه کنترل چی رها کند و برای این کار باید زندگی اش را مرور کند و این نقطه را کشف کند.» == پیوند به بیرون == {{ویکی‌پدیا}} {{ترتیب‌پیش‌فرض:کوئیلو، پائولو}} [[رده:نویسندگان برزیلی]] [[رده:اساتید معنوی]] [[رده:اهالی برزیل]] [[رده:رمان‌نویسان]] [[رده:نویسندگان علمی تخیلی]] [[رده:زادگان ۱۹۴۷ (میلادی)]] cg37srq3ojsjf4q6cjvt18ofwewouyw 192700 192699 2026-08-24T13:59:31Z PRDM 9 19715 /* کیمیاگر */ 192700 wikitext text/x-wiki [[پرونده:Coelhopaulo26012007-1.jpg|thumb|'''پائولو کوئیلو''']] '''[[W:پائولو کوئیلو|پائولو کوئیلو]]'''، (به [[پرتغالی]]: Paulo Coelho) (زاده ۲۴ اوت ۱۹۴۷) نویسنده [[برزیل|برزیلی]] است. == دارای منبع == * «همهٔ ما در حقیقت مهمانان این دنیا هستیم، در حال گذر از یک زندگی به زندگی دیگر، و نمی‌توانیم فراتر از کردارهای نیکمان باری برداریم. تا زمانی که مردمی نیازمند سقفِ خانه و محّبتِ ما باشند، سنّتِ مهمان‌پذیری هرگز در میانِ ما نخواهد مرد. هنگامی که پذیرا و میزبان کسی می‌شویم، در واقع پذیرای سرگذشت‌ها، ماجراها و اسرار دیگران می‌شویم.» ** ''مکتوب ، سنت'' === خاطرات یک مغ === * «لازم نیست آدم از کوهی بالا رود تا بفهمد بلند است .» * «کشتی در ساحل بسیار امن تر است ولی برای این ساخته نشده‌است.» * «خداوند انتقام نیست، عشق است .» * «این ما هستیم که سرعت گذر زمان را تعیین می‌کنیم .» * «انسان هرگز نمی‌تواند از رؤیاها دست بکشد. رؤیا خوراک روح است، همان‌طور که غذا خوراک تن است. در زندگی بارها رویاهامان را فرو ریخته و تمناهامان را ناکام می‌بینیم، اما باید به دیدن رؤیا ادامه بدهیم. اگر نه روحمان می‌میرد و عشق نمی‌تواند به آن دست یابد.» === یازده دقیقه === * «روحی که در پیکر ما است کم و بیش تکامل نیافته‌است. با هر گامی که در فراز و نشیب زندگی می‌نهیم، در پی ذرات گم‌شده وجود خویش در کاوش‌ایم. اگر در این پویش، لحظه‌ای بخت یارمان باشد آن گوهر نایافته را در وجود انسانی دیگر می‌یابیم.» * «نتوان گفت: بهارا، به امید دیدن و ماندن تو! می‌توان گفت: بهارا، تو بیا دانه امید به قلبم بنشان! و سفر کن به کجاآبادی، هرزمانی که تو را دلخواه است!» * << زندگی همواره در انتظار شرایط بحرانی می‌ماند، تا قدرتش را نشان دهد. >> * «شتاب زمان به اندازه‌ای است که در چند لحظه می‌تواند مردم را از بهشت به دوزخ بفرستد.» * «هیچ‌کس نمی‌داند زندگی برای ما چه ذخیره کرده. خیلی خوب است که همیشه بدانیم در خروج فوری کجاست. >> * «من می‌توانم انتخاب کنم که قربانی دنیا باشم یا یک ماجراجو در جستجوی گنج، همه چیز به طرز نگاه من به زندگی بر می‌گردد. >> * «مردم جوری حرف می‌زنند که همه چیز را می‌دانند. اما اگر جرات کنی و سئوالی بپرسی آنها هیچ چیز نمی‌دانند. >> * «(سوئیسی‌ها) دروغ نمی‌گویند، آنها یه سکوت اکتفا می‌کنند که کمک کننده آنهاست. >> === شیطان و دوشیزه پریم === * «انسان همیشه خواهان دگرگونی و تحول است اما همزمان، سکون و ثبوت را [[آرزو]] می‌کند.» * << شنیدن یک توهین و پاسخ ندادن به آن آسان‌تر از درگیر نبرد شدن با شخصی نیرومندتر از خود است .>> * << پذیرفتن نیک سرشتی خود همیشه آسان‌تر از رویارویی با دیگران و جنگیدن برای حقوق خود است .>> * «همواره می‌توانیم بگوییم سنگی که دیگران به سوی ما انداخته‌اند، به ما نخورده‌است ولی تنها در شب می‌توانیم به خاطر قلب ضعیف خود بگرییم.» * << به وعده‌ها اعتماد نکن چون جهان پر از وعده است .>> === عطیه برتر === * «اگر به زبان تمامی آدمیان و فرشتگان سخن گویم… و از [[عشق]] بی‌بهره باشم طبل میان‌تهی و سنج پرهیاهویی بیش نیستیم، اگر از کرامت غیب‌دانی و پیش‌گویی بر خوردار باشم و همه اسرار جهان را دریابم و قلمرو [[دانش]] را تمام مسخر کنم و در ایمان چنان راسخ و نیرومند باشم که کوه‌ها را به رفتار آورم و از عشق بی‌بهره باشم، کسی نیستم. اگر همه دارایی خویش به مستمندان بخشم و جسم خویش را به آتش بسپارم و از عشق بی‌بهره باشم مرا هیچ سود نخواهد بخشید. عشق بردبار و مهربان است عشق از حسد برکنار است عشق لاف خودستایی نمی‌زند عشق اطوار ناپسند ندارد عشق به اندک چیزی در خشم نمی‌آید و اندیشه شر نمی‌کند و از بی‌عدالتی خشنود نیست اما با [[حقیقت]] و راستی شاد و خرم است همه چیز را تحمل می‌کند همه چیز را باور می‌کند و به همه چیز امیدوار است و هیچگاه از پای نمی‌افتد اما پیشگوی‌ها همه شکست می‌خورند و زبان‌ها همه قطع می‌شوند و دانش‌ها در غبار زمان پنهان می‌شوند و دانش ما جزیی است و نبوت ما جزیی است و آنچه جزیی است روی در فنا دارد آنچه می‌ماند ایمان و امید و عشق است و از این هر سه، عشق را برترین مقام است.» == بدون منبع == * «خداوند، [[عشق]] است، عشقی که پس از نفوذ به درون ما، نرم می‌کند، ناب می‌کند، تازه می‌کند، بازسازی می‌کند؛ و درون آدمی را دگرگون می‌کند. نیروی ارادهٔ انسان را دگرگون نمی‌کند. زمان انسان را دگرگون نمی‌کند. عشق دگرگون می‌کند! زیرا؛ عشق خداوند است و خداوند، عشق است.» * «دانستن هدف [[زندگی]] یا دانستن بهترین راه خدمت به خدا کافی نیست، افکار خودت را به عمل درآور؛ راه، خودش را نشان می‌دهد.» * «عمری که با [[مرگ]] تمام شود هیچ ارزشی ندارد.» * «تاریک‌ترین ساعت قبل از طلوع خورشید است.» === ورونیکا تصمیم می‌گیرد بمیرد === * «[[دیوانه]] بمانید اما مانند عاقلان رفتار کنید. خطر متفاوت بودن را بپذیرید اما بیاموزید که بدون جلب توجه متفاوت باشید.» === کوه پنجم === * «خداوند دعای آنانی را می‌شنود که می‌خواهند نفرت از آنان گرفته شود ولی نسبت به آنانی که می‌خواهند از عشق بگریزند ناشنواست.» === کیمیاگر === * «هنگامی که آرزوی چیزی را دارید سراسر کیهان همدست می‌شود تا بتوانی این آرزو را تحقق بخشی.» * «تاریک‌ترین ساعت قبل از طلوع خورشید است.» * «تنها هنگامی خداوند آینده را بر انسان آشکار می‌سازد که بخواهد عوضش کنیم.» * «راز زندگی اما این است که هفت بار زمین بخوری و هشت بار برخیزی.» * «در نقطه‌ای از زندگی‌مان، کنترل اتفاقات زندگی‌مان را از دست می‌دهیم و زندگی‌مان تحت کنترل سرنوشت قرار می‌گیرد. این بزرگترین دروغ دنیاست.» === زهیر === * «در زندگی آوا و نشانه‌هایی وجود دارند که ما را برای رسیدن به مقصد کمک می‌کنند.» * «هر کاری در وقت خودش انجام می‌گیرد و هیچ چیز باعث اختلال در زمان آن کار نمی‌شود.» * «در زندگی هرکس همواره '''اتفاقاتی''' وجود دارد که عامل اصلی توقف پیشرفت اوست. یک ضربه، یک شکست تلخ، یک نومیدی عشقی، یا حتی پیروزیی که درست درکش نمی‌کنیم، می‌تواند باعث بزدلی و عدم پیش رفتن ما شود. * «جادوگر هنگامی که می‌خواهد نیروهای نهانش را رشد دهد، باید اول خود را از این نقطه کنترل چی رها کند و برای این کار باید زندگی اش را مرور کند و این نقطه را کشف کند.» == پیوند به بیرون == {{ویکی‌پدیا}} {{ترتیب‌پیش‌فرض:کوئیلو، پائولو}} [[رده:نویسندگان برزیلی]] [[رده:اساتید معنوی]] [[رده:اهالی برزیل]] [[رده:رمان‌نویسان]] [[رده:نویسندگان علمی تخیلی]] [[رده:زادگان ۱۹۴۷ (میلادی)]] ba80o8qkse6pcrn4i3c10ybtdg3doik پائولو فریره 0 40459 192696 191905 2026-08-24T13:12:13Z PRDM 9 19715 192696 wikitext text/x-wiki [[پرونده:Paulo Freire 1977.jpg|بندانگشتی|پائولو فریر در سال ۱۹۷۷]] '''[[W:پائولو فریره|پائولو فریره]]''' (۱۹ سپتامبر ۱۹۲۱ - ۲ مه ۱۹۹۷) مربی و نظریه‌پرداز آموزش انتقادی، اهل برزیل بود. یک اثر معروف او با عنوان آموزش ستم‌دیدگان به فارسی ترجمه شده است. * «یک انسان‌گرای واقعی را می‌توان بیشتر با اعتمادش به مردم شناخت، اعتمادی که او را در مبارزهٔ آنها درگیر می‌کند.» * «پول معیار همه چیز است و سود هدف اصلی. برای ستمگران، آنچه ارزشمند است، بیشتر داشتن است - همیشه بیشتر - حتی به قیمت کمتر داشتن یا هیچ نداشتن ستمدیدگان. برای آنها، بودن یعنی داشتن.» * «ستمدیدگان، به جای تلاش برای رهایی، خود را به ستمگر شدن متمایل می‌کنند.» * «نگاه به گذشته فقط باید وسیله‌ای برای درک واضح‌تر چیستی و کیستی آنها باشد تا بتوانند آینده را خردمندانه‌تر بسازند.» * « آنها خود را نادان می‌نامند و می‌گویند «استاد» کسی است که دانش دارد و باید به او گوش دهند.» * «تقریباً هرگز متوجه نمی‌شوند که خودشان هم «چیزهایی را می‌دانند» که در روابطشان با جهان آموخته‌اند.» * «آنها هیچ آگاهی از خود به عنوان شخص یا به عنوان اعضای یک طبقه ستمدیده ندارند.» * «رفتار مظلوم، رفتاری تجویز شده است که از دستورالعمل‌های ظالم پیروی می‌کند.» * «ستمدیدگان، به عنوان موجوداتی غیراصیل و متفرق، چگونه می‌توانند در آموزش رهایی خود مشارکت کنند؟» * «بنابراین، رهایی، یک زایش است، و آن هم زایش دردناکی بر ستمدیدگان.» * «ستمگران سابق احساس آزادی نمی‌کنند. برعکس، آنها واقعاً خود را ستمدیده می‌دانند.» * «دست شستن از درگیری بین قدرتمندان و ناتوانان به معنای جانبداری از قدرتمندان است، نه بی‌طرفی.» * «انسان‌ها شکست‌خورده و تحت سلطه هستند، هرچند خودشان نمی‌دانند؛ از آزادی می‌ترسند، هرچند خودشان را آزاد می‌دانند.» * «ستمگران طرفدار ارتقای کل جامعه نیستند، بلکه رهبران منتخب را ترجیح می‌دهند.» * «همبستگی حقیقی تنها در وفور این عمل عاشقانه، و در وجودیت آن، در کردار آن یافت می‌شود.» * «کشف اینکه خود ستمگر است ممکن است باعث رنج و عذاب قابل توجهی شود، اما لزوماً به همبستگی با ستمدیدگان منجر نمی‌شود.» * «آموزش باید با حل تضاد معلم-شاگرد آغاز شود، با آشتی دادن قطب‌های تضاد به گونه‌ای که هر دو همزمان معلم و دانش‌آموز باشند.» [[رده:زادگان ۱۹۲۱ (میلادی)]] [[رده:درگذشتگان ۱۹۹۷ (میلادی)]] [[رده:زندانیان]] 74wyl0158qaw1q7rx4hess2n8pc14om 192697 192696 2026-08-24T13:15:45Z PRDM 9 19715 192697 wikitext text/x-wiki [[پرونده:Paulo Freire 1977.jpg|بندانگشتی|پائولو فریر در سال ۱۹۷۷]] '''[[W:پائولو فریره|پائولو فریره]]''' (۱۹ سپتامبر ۱۹۲۱ - ۲ مه ۱۹۹۷) مربی و نظریه‌پرداز آموزش انتقادی، اهل برزیل بود. یک اثر معروف او با عنوان آموزش ستم‌دیدگان به فارسی ترجمه شده است. * «یک انسان‌گرای واقعی را می‌توان بیشتر با اعتمادش به مردم شناخت، اعتمادی که او را در مبارزهٔ آنها درگیر می‌کند.» * «پول معیار همه چیز است و سود هدف اصلی. برای ستمگران، آنچه ارزشمند است، بیشتر داشتن است - همیشه بیشتر - حتی به قیمت کمتر داشتن یا هیچ نداشتن ستمدیدگان. برای آنها، بودن یعنی داشتن.» * «ستمدیدگان، به جای تلاش برای رهایی، خود را به ستمگر شدن متمایل می‌کنند.» * «نگاه به گذشته فقط باید وسیله‌ای برای درک واضح‌تر چیستی و کیستی آنها باشد تا بتوانند آینده را خردمندانه‌تر بسازند.» * « آنها خود را نادان می‌نامند و می‌گویند «استاد» کسی است که دانش دارد و باید به او گوش دهند.» * «تقریباً هرگز متوجه نمی‌شوند که خودشان هم «چیزهایی را می‌دانند» که در روابطشان با جهان آموخته‌اند.» * «آنها هیچ آگاهی از خود به عنوان شخص یا به عنوان اعضای یک طبقه ستمدیده ندارند.» * «رفتار مظلوم، رفتاری تجویز شده است که از دستورالعمل‌های ظالم پیروی می‌کند.» * «ستمدیدگان، به عنوان موجوداتی غیراصیل و متفرق، چگونه می‌توانند در آموزش رهایی خود مشارکت کنند؟» * «بنابراین، رهایی، یک زایش است، و آن هم زایش دردناکی بر ستمدیدگان.» * «ستمگران سابق احساس آزادی نمی‌کنند. برعکس، آنها واقعاً خود را ستمدیده می‌دانند.» * «دست شستن از درگیری بین قدرتمندان و ناتوانان به معنای جانبداری از قدرتمندان است، نه بی‌طرفی.» * «انسان‌ها شکست‌خورده و تحت سلطه هستند، هرچند خودشان نمی‌دانند؛ از آزادی می‌ترسند، هرچند خودشان را آزاد می‌دانند.» * «ستمگران طرفدار ارتقای کل جامعه نیستند، بلکه رهبران منتخب را ترجیح می‌دهند.» * «همبستگی حقیقی تنها در وفور این عمل عاشقانه، و در وجودیت آن، در کردار آن یافت می‌شود.» * «کشف اینکه خود ستمگر است ممکن است باعث رنج و عذاب قابل توجهی شود، اما لزوماً به همبستگی با ستمدیدگان منجر نمی‌شود.» * «آموزش باید با حل تضاد معلم-شاگرد آغاز شود، با آشتی دادن قطب‌های تضاد به گونه‌ای که هر دو همزمان معلم و دانش‌آموز باشند.» * «با این حال، تنها از طریق ارتباط است که زندگی انسان می‌تواند معنا پیدا کند.» [[رده:زادگان ۱۹۲۱ (میلادی)]] [[رده:درگذشتگان ۱۹۹۷ (میلادی)]] [[رده:زندانیان]] 52dqmmrmligy39r5nuuix2hvramjn08 192698 192697 2026-08-24T13:19:14Z PRDM 9 19715 192698 wikitext text/x-wiki [[پرونده:Paulo Freire 1977.jpg|بندانگشتی|پائولو فریر در سال ۱۹۷۷]] '''[[W:پائولو فریره|پائولو فریره]]''' (۱۹ سپتامبر ۱۹۲۱ - ۲ مه ۱۹۹۷) مربی و نظریه‌پرداز آموزش انتقادی، اهل برزیل بود. یک اثر معروف او با عنوان آموزش ستم‌دیدگان به فارسی ترجمه شده است. * «یک انسان‌گرای واقعی را می‌توان بیشتر با اعتمادش به مردم شناخت، اعتمادی که او را در مبارزهٔ آنها درگیر می‌کند.» * «پول معیار همه چیز است و سود هدف اصلی. برای ستمگران، آنچه ارزشمند است، بیشتر داشتن است - همیشه بیشتر - حتی به قیمت کمتر داشتن یا هیچ نداشتن ستمدیدگان. برای آنها، بودن یعنی داشتن.» * «ستمدیدگان، به جای تلاش برای رهایی، خود را به ستمگر شدن متمایل می‌کنند.» * «نگاه به گذشته فقط باید وسیله‌ای برای درک واضح‌تر چیستی و کیستی آنها باشد تا بتوانند آینده را خردمندانه‌تر بسازند.» * « آنها خود را نادان می‌نامند و می‌گویند «استاد» کسی است که دانش دارد و باید به او گوش دهند.» * «تقریباً هرگز متوجه نمی‌شوند که خودشان هم «چیزهایی را می‌دانند» که در روابطشان با جهان آموخته‌اند.» * «آنها هیچ آگاهی از خود به عنوان شخص یا به عنوان اعضای یک طبقه ستمدیده ندارند.» * «رفتار مظلوم، رفتاری تجویز شده است که از دستورالعمل‌های ظالم پیروی می‌کند.» * «ستمدیدگان، به عنوان موجوداتی غیراصیل و متفرق، چگونه می‌توانند در آموزش رهایی خود مشارکت کنند؟» * «بنابراین، رهایی، یک زایش است، و آن هم زایش دردناکی بر ستمدیدگان.» * «ستمگران سابق احساس آزادی نمی‌کنند. برعکس، آنها واقعاً خود را ستمدیده می‌دانند.» * «دست شستن از درگیری بین قدرتمندان و ناتوانان به معنای جانبداری از قدرتمندان است، نه بی‌طرفی.» * «انسان‌ها شکست‌خورده و تحت سلطه هستند، هرچند خودشان نمی‌دانند؛ از آزادی می‌ترسند، هرچند خودشان را آزاد می‌دانند.» * «ستمگران طرفدار ارتقای کل جامعه نیستند، بلکه رهبران منتخب را ترجیح می‌دهند.» * «همبستگی حقیقی تنها در وفور این عمل عاشقانه، و در وجودیت آن، در کردار آن یافت می‌شود.» * «کشف اینکه خود ستمگر است ممکن است باعث رنج و عذاب قابل توجهی شود، اما لزوماً به همبستگی با ستمدیدگان منجر نمی‌شود.» * «آموزش باید با حل تضاد معلم-شاگرد آغاز شود، با آشتی دادن قطب‌های تضاد به گونه‌ای که هر دو همزمان معلم و دانش‌آموز باشند.» * «با این حال، تنها از طریق ارتباط است که زندگی انسان می‌تواند معنا پیدا کند.» * «رهایی یک عمل است: کنش و تأمل مردان و زنان بر جهان خود به منظور دگرگون کردن آن. [[رده:زادگان ۱۹۲۱ (میلادی)]] [[رده:درگذشتگان ۱۹۹۷ (میلادی)]] [[رده:زندانیان]] 7rtbs3q3jxnweb8gpfkvia1my5301ey