ویکی‌گفتاورد fawikiquote https://fa.wikiquote.org/wiki/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C MediaWiki 1.47.0-wmf.18 first-letter مدیا ویژه بحث کاربر بحث کاربر ویکی‌گفتاورد بحث ویکی‌گفتاورد پرونده بحث پرونده مدیاویکی بحث مدیاویکی الگو بحث الگو راهنما بحث راهنما رده بحث رده TimedText TimedText talk پودمان بحث پودمان Event Event talk انقلاب ۱۳۵۷ ایران 0 13147 192746 192537 2026-09-04T20:49:15Z محمد جواد احمدیان 15771 192746 wikitext text/x-wiki '''[[w:انقلاب ۱۳۵۷ ایران|انقلاب ۱۳۵۷]]''' یا '''انقلاب اسلامی''' (همچنین:''انقلاب بیست و دوم بهمن'')، به رویدادهایی شامل سرنگونی [[دولت شاهنشاهی ایران]] در زمان پادشاهی [[محمدرضا پهلوی]] و جایگزینی آن با یک [[w:جمهوری اسلامی|جمهوری اسلامی]] با رهبری [[سید روح‌الله خمینی|روح‌الله خمینی]]، با پشتیبانی سازمان‌های گوناگون چپ‌گرا و اسلام‌گرا و و جنبش‌های دانشجویی ایرانیان اشاره می‌کند. [[پرونده:1979 Iranian Revolution.jpg|۲۰۰px|بندانگشتی|چپ|]] [[پرونده:Statue of Shah Revolution.jpg|۲۰۰px|بندانگشتی|چپ|]] [[پرونده:اعتراض مردم انقلابی.JPG|۲۰۰px|بندانگشتی|چپ|]] [[پرونده:Iranian revolution anniversary, 11 February 2016 (1).jpg|۲۰۰px|بندانگشتی|چپ|]] == گفتاوردها == * «انقلاب بر سر قیمت خربزه نبود!» ** ''[[سید روح‌الله خمینی]]''<ref>https://www.jstor.org/stable/1242683</ref> * «یک ملت، ممکن است در دوره‌ای فقر و مشکلات اقتصادی را قبول کند؛ اما ذلّت را قبول نمیکند. ملت ایران را ذلیل کردند! انقلاب آمد و این ملت را از ذلّت نجات داد، از وابستگی، از دستِ فساد دستگاه سلطنتی فاسد و از اختناق، نجات داد؛ ملت را آزاد کرد. ایرانی، مملکت خودش را گرفت. جوان ایرانی، مرد و زن ایرانی، مبتکر، عالم و دانشجوی ایرانی فهمید که برای خودش و با اراده خودش کار میکند. افق را روشن دید. حقیقتِ درخشان نظام و انقلاب اسلامی، این حرکت عظیم را انجام داد، که هیچ کس هم خیال نمیکرد چنین چیزی اتّفاق بیفتد. بعضی از آن به اصطلاح روشنفکرانی که آن روز گاهی یک کلمه سیاسی میگفتند و دل خودشان را خوش میکردند که در میدان مبارزه کار میکنند، غایت مطلوبشان این بود که مثل اقمار شوروی سابق، مثل این کشورهای کمونیستی بیچاره آفریقا و آسیا و غیره، یا مثل کشورهایی از قبیل ترکیه و پاکستان و امثال اینها شوند! بیشتر از این به ذهنشان نمیرسید. این‌که این ملت، مستقل شود، روی پای خود بایستد، استعدادهای خود را شکوفا کند، حرف خود را خودش بزند، راه خود را خودش برگزیند، مسؤولین خود را خودش انتخاب کند، کشور را متعلّق به خود بداند و سرمایه‌های کشور را صرف شده در خود کشور بداند، به ذهن آنها خطور نمیکرد! این کار را انقلاب کرد. این کار به رهبری امام و به همّت این مردمی شد که ایمان داشتند.» ** ''[[سیدعلی خامنه‌ای]]'' <small>بیانات در دیدار جمعی از مسئولان جهاد سازندگی (۱۳۷۷/۰۷/۱۵)</small><ref>https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2909</ref> * «اگر شاه کشور را ترک نمی‌کرد و اوضاع بهم نریخته بود [[خمینی]] هرگز جرئت نمی‌کرد که بیاید. آنچه روی داد به خاطر تبلیغات بود. خمینی به‌خصوص از جانب [[بی‌بی‌سی]] در آن روزها و [[فرانسه]] و متأسفانه رقابت بین [[آمریکا]] و فرانسه و [[انگلیس]] مطرح بود. زیرا اروپاییان از مناسبات ما با آمریکا خوشنود نبودند.» ** ''[[اردشیر زاهدی]]''<ref>https://ardeshirzahedi.org/pdfs/agarshah.pdf</ref> * وظیفهٔ انقلاب این نیست که خفقان را با خفقان جواب بگوید. وظیفهٔ انقلاب آن است که خفقان دیکتاتوری را با دموکراسی انقلابی جواب بگوید. ** [[رضا براهنی]]، «انقلاب فقط از انقلاب دستور می‌گیرد» ۱۸ مارس ۱۹۸۰/ ۲۸ اسفند ۱۳۵۸ <ref>{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی = براهنی|نام = رضا |سال = ۱۳۵۸ش/ ۱۹۷۹م |کتاب = در انقلاب ایران چه شده است و چه خواهد شد |ناشر = کتاب زمان| مکان=تهران| ویرایش = اول|صفحه=۱۴۳}}</ref> * آیا به [[انقلاب]] بصورت جدی می‌اندیشیم؟ آیا می‌خواهیم بدانیم که مرکز انقلاب ایران کجاست؟ مرکز انقلاب در جایی است که بر مردم وحشتناک‌ترین ظلم‌ها شده باشد و انواع وحشیگری‌ها و درنده‌خویی‌ها و تبعیضات و تحمیلات در حقشان اعمال‌شده باشد، و در مقابل مردم علیه این مظالم و ظالمان عصیان کرده باشند؛ عصیانی اصیل، عظیم، انسانی و انقلابی کرده باشند تا کلیهٔ نهادهای ستم از میان برخیزد، و دموکراسی، آزادی و تساوی حقوقی بین کلیهٔ انسان‌ها جایگزین ظلم و ظلمت شود. ** [[رضا براهنی]]، «انقلاب فقط از انقلاب دستور می‌گیرد»، ۱۸ مارس ۱۹۸۰/ ۲۸ اسفند ۱۳۵۸ <ref>{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی = براهنی|نام = رضا |سال = ۱۳۵۸ش/ ۱۹۷۹م |کتاب = در انقلاب ایران چه شده است و چه خواهد شد |ناشر = کتاب زمان| مکان=تهران| ویرایش = اول|صفحه=۱۵۳}}</ref> * «در فضای باز سیاسی که از دو سال پیش به تدریج ایجاد می‌شد، شما ملت ایران علیه ظلم و فساد بپا خواستید. انقلاب ملت ایران نمی‌تواند مورد تأیید من بعنوان پادشاه ایران و بعنوان یک فرد ایرانی نباشد.» ** ''[[محمدرضا پهلوی]]''<ref>http://www.youtube.com/watch?v=UrKBzJm5GrA</ref> * «من از همه شما هموطنان عزیزم می‌خواهم تا به ایران فکر کنید. همه به ایران فکر کنیم. در این لحظات تاریخی بگذارید همه با هم به ایران فکر کنیم. بدانید که در راه انقلاب ملت ایران علیه استعمار، ظلم و فساد من در کنار شما هستم؛ و برای حفظ تمامیت ارضی وحدت ملی، و حفظ شعائر اسلامی و برقراری آزادیهای اساسی و پیروزی و تحقق خواستها و آرمانهای ملت ایران همراه شما خواهم بود.» ** ''[[محمدرضا پهلوی]]''<ref>http://www.youtube.com/watch?v=UrKBzJm5GrA</ref> * «چون پایگاه انقلاب اسلامی دین بود، بنابراین با هویت تاریخی جامعه سازگار شد و چون همگان را به آزادی و استقلال و پیشرفت فرا خواند، در نتیجه با خواست تاریخی مردم همسو بود.» ** ''[[محمد خاتمی]]'' در <small>نامه‌ای به‌فردا</small> * «تنها راهِ حفظِ وحدتِ ملّی و حقوق فردی، ترکِ استبداد، احترام به قانون اساسی، رعایتِ اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر، لغو نظام تک حزبی، دادنِ آزادی مطبوعات و اجتماع، آزادی زندانیان سیاسی، دادن اجازهٔ بازگشت به تبعیدی‌ها و برقرای حکومتی برخوردار از اعتماد عمومی و مراعات کنندهٔ قانون اساسی است.» ** نامهٔ سرگشادهٔ [[کریم سنجابی]]، [[داریوش فروهر]] و [[شاپور بختیار]]، <small>در سال ۱۳۵۶، جنبش (خبرنامه‌ای به سردبیری علی اصغر حاج سیدجوادی، بولتن خبری، ارگان جامعهٔ نویسندگان و خبرنامه، ارگان اتحادیهٔ نیروهای جبههٔ ملّی.<ref>http://fa.wikisource.org/wiki/نامه_۳_امضایی_(سنجابی،_بختیار_و_فروهر)</ref></small> * «[[انقلاب]] ما در هر مقطعی نیاز به یک پالایش دارد... [[خشونت]] و [[خشونت‌گرایی]] تحت هر عنوانی محکوم است و همه باید به سمت [[قانون]] و [[قانونگرایی]] حرکت کنیم...»<ref>http://fa.wikisource.org/wiki/سخنرانی_حسن_روحانی_در_راهپیمایی_مردم_تهران_در_۲۳_تیر_ماه_۷۸</ref> ** ''[[حسن روحانی]]'' <small>سخنرانی در راهپیمایی ۲۳ تیر ماه ۷۸</small> * «ایران محتاج انقلاب بود. برای ایران، انقلاب ضرورت پیدا کرده بود. عنوان یکی از داستانهای خودم که آتش زیر خاکستر است نشان می‌دهد که من طرفدار انقلاب بوده‌ام و در این داستان مفصل گفته‌ام که اگر می‌خواهید این بدبختی‌ها رفع بشود باید انقلاب کنید خواه راستی باشید خواه چپی یا ... باید انقلاب کرد و خوشبختانه این انقلاب به عمل آمد. این انقلاب یک نکته‌ای که داشت و ایرانیان کمتر متوجه آن بودند این بود که تاریخ دو سه هزار ساله ما انقلاب نشان نمی‌دهد و ما یک انقلاب داشته‌ایم و آن انقلاب کاوه آهنگر بود. کاوه آهنگر هم هیچوقت وجود خارجی نداشته!.» ** ''[[محمدعلی جمال‌زاده]]''<ref>مصاحبه جمالزاده با علی لیمونادی، تلویزیون ایرانیان، 1986، ژنو. https://www.youtube.com/watch?v=9H50cJXfFHA</ref> * «در سدهٔ بیستم، دو انقلابِ مهم در ایران روی داده است، انقلابِ مشروطه و انقلابِ اسلامی. انقلابِ نخست شاهدِ پیروزیِ هرچند کوتاهِ روشنفکرانِ مدرن بود، روشنفکرانی که از ایدئولوژی‌های غربی ناسیونالیسم، لیبرالیسم و سوسیالیسم الهام می‌گرفتند، قانون اساسی کاملاً غیردینی مدوّن کردند و به نوسازی جامعهٔ خود مطابقِ جوامعِ اروپاییِ معاصر امیدوار بودند...{{سخ}}امّا با انقلابِ دوّم، علمای سنّتی به میدان آمدند؛ علمایی که از دورانِ طلایی اسلام الهام می‌گرفتند. پیروزیِ خود را با طرح و تدوین یک قانون اساسی کاملاً دینی تضمین نمودند، شرع را جایگزین دادگاه‌های موجود کردند و مفاهیمِ غربی همچون دموکراسی را مفاهیمی الحادی دانستند و موردِ انتقاد قرار دادند...{{سخ}}در واقع، در تاریخِ معاصر جهان، انقلاب اسلامی پدیدهٔ بی همتایی است، زیرا نه یک گروهِ اجتماعی جدید مجهز به احزاب سیاسی و ایدئولوژی‌های غیر دینی بلکه روحانیون سنتّی مجهز به منبر و مدعی حقِّ الهی در نظارت بر عملکرد همهٔ مقامات غیر روحانی، حتّی عالی‌ترین نهادِ متشکّل از نمایندگان متخب ملّت، را به قدرت رساند.» ** ''[[یرواند آبراهامیان]]'' از «ایران بین دو انقلاب،» فصل آخر،<ref>http://nashreney.com/content/ایران-بین-دو-انقلاب</ref> * «من بارها گفته‌ام اگر برگردیم به قبل از |انقلاب، با آنکه [سلطنت در] قانون اساسی موروثی بود انقلاب نمی‌کنیم و می‌رویم به دنبال اصلاح. برای ساختار غلط باید اصلاحات را در پیش گرفت. انقلاب چیزی به ما اضافه نمی‌کند بلکه هرج و مرج می‌شود و وضع خراب‌تر هم می‌شود؛ کما اینکه ما یکبار این تجربه را داشته‌ایم. با فکر و فهم و تجربه اکنون اگر به قبل از انقلاب برگردیم، انقلاب نمی‌کنیم و به دنبال اصلاح خواهیم رفت. اکنون راه اصلاح باز است. عرض کردم دولت دموکراتیکی که دنبالش هستیم در سال ۱۴۰۰ به آن خواهیم رسید.» ** ''[[مهدی خزعلی]]''<ref>http://persian.euronews.com/2015/06/24/pe-just-one-persone-manages-constitutional-council/</ref> * «بعد از انقلاب نکته‌ای که موجب شد جهان از [[ایران]] بترسد، مبحث صادر کردن انقلاب بود چنانچه ابرقدرت‌ها نیز پس از آن تلاش کردند کشورهای همسایه ایران را از ایران بترسانند و این مسئله موجب برنامه‌ریزی جنگ علیه ایران شد که براساس آن تبلیغات بود که کشورهای عربی نیز از جنگ علیه ایران حمایت کردند. اما در این می‌ان باید اشاره کنم که ایران اگرچه تنها کشوری در منطقه است که در آن هر ساله انتخابات برگزار می‌شود اما به هر حال اشتباهاتی نیز در ایران وجود دارد.» ** ''[[سید حسین الحسینی]]''<ref>http://www.imam-sadr.com/اخبار/نمایش-اخبار/tabid/99/ArticleId/1025/گفت‌وگو-با-حسین-الحسینی-رئیس-سابق-مجلس-لبنان؛-دیپلماسی-تدبیر-و-آرامش-.aspx</ref> * «[[ایران]] را در میان تمام کشورها با نام انقلاب بزرگش می‌شناسم ... باید تأکید کنم انقلاب اسلامی ایران از مهمترین انقلاب‌های جهان است و حتی مهم‌تر از انقلاب فرانسه و من این مسئله را با چشم خود دیدم.» ** ''[[سید حسین الحسینی]]''<ref>http://www.imam-sadr.com/اخبار/نمایش-اخبار/tabid/99/ArticleId/1025/گفت‌وگو-با-حسین-الحسینی-رئیس-سابق-مجلس-لبنان؛-دیپلماسی-تدبیر-و-آرامش-.aspx</ref> * «من انقلابِ اسلامی را آغازِ دورانِ حاکمیّتِ مردم بر سرنوشتِ خویش می‌دانم. ممکن است کسانی، به دلیلِ مشکلاتِ تاریخی و ذهنی، نتوانند این حقیقت را درک کنند که مردم باید بر سرنوشتِ خودشان حاکم باشند.» ** ''[[سید محمد خاتمی|محمد خاتمی]]'' <small>سخنرانی در دیدارِ با اعضای تیم ملّی فوتبال، ۱۳/۴/۱۳۷۷، برگرفته از کتاب «زنان و جوانان» نشر طرحِ نو، چاپ ۱۳۸۸، ص۱۸۶</small> * «در مقیاس با انقلاب‌های جهانی مثل انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب اکتبر روسیه، انقلاب ۱۹۴۹ میلادی چین، انقلاب ۱۹۵۲ میلادی کوبا [[انقلاب اسلامی]] شکوهمند ایران را باید بزرگترین انقلاب جهانی نامید. انقلاب‌های بزرگ جهان در سه موضوع با انقلاب اسلامی ملت ایران قابل قیاس نیستند، انقلاب‌های بزرگ سه رکن دارند که رکن اول مردم هستند، رکن دوم ایدئولوژی و رکن سوم رهبری.» ** ''[[سید یحیی رحیم‌صفوی|یحیی رحیم‌صفوی]]''<ref>http://www.yahyasafavi.com/detailnews.asp?id=10776</ref> * «من تفکّرِ اصلاح‌طلبی را همان تفکّری می‌دانم که در بهمن سال ۵۷ سبب پیروزی انقلاب اسلامی شد.» ** ''[[محمدرضا عارف]]''<ref>http://draref.ir/fa/post/رسانه‌های-کذایی-رای-مردم-را-مصادره-نکنند</ref> * «عمیقاً معتقدم اصلاح طلبی جریان اصلی انقلاب است و تا انقلاب هست و ایران هست، اصلاح طلبی باید بماند. عرصه سیاست و مدیریت کشور نباید هیچگاه از تفکر اصلاح طلبی خالی شود. اصلاح طلبی یعنی تعهد صبورانه و امیدوارانه همزمان به اهداف و روش‌های اصلاح طلبانه؛ لذا اساساً اصلاح طلبی فقط می‌تواند در چهارچوب و درون نظام تعریف شود که هدفش اصلاح امور و جامعه با صبر و تدبیر و البته با استفاده از روش‌های اصلاح طلبی است.» ** ''[[محمدرضا عارف]]''<ref>http://www.sharqparsi.com/2014/02/article10786</ref> * «اگر مقصود از انقلابی عمل کردن، زدن و ریختن و کشتن و پاشیدن و پا روی همه اصول و قانون و مقررات گذاشتن باشد البته دولت و شخص بنده انقلابی نیستیم. اما اگر بنا باشد که نظم و اصول و سیستم و تغییر عمیق باشد ما انقلابی بودیم و هستیم. اما اینکه می‌گویند دولت قاطع نیست، فکر کنید کسی را چاقویی دستش می‌دهند اما تیغه چاقو را به کس دیگری می‌دهند دستش چاقویی است که اصلاً تیغه ندارد.» ** ''[[مهدی بازرگان]]''<ref>http://tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsList//وقایع.و.رویدادها.html?Page=&Lang=fa&EventsId=431&Action=EventsDetail</ref> * «تحصن، هیاهو و جاروجنجال درست نیست. ما توبیخ می‌شویم، تهدید می‌شویم و کشته هم می‌شویم اما تسلیم حرف زور و تهدید نمی‌شویم.» ** ''[[مهدی بازرگان]]'' <small>روزنامه اطلاعات روز سه‌شنبه دهم مهرماه ۱۳۵۸</small> * «همانطوری که برای شخص نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود، برای اقوام و ملل نیز هیچوقت ناداده شهید، بقاء و عظمت حاصل نمی‌گردد.» ** ''[[مهدی بازرگان]]''<ref>http://www.bazargan.info/la_persian/roydadha/r891026_ayandenews.htm</ref> * «امروز مهمترین مشکل مردم ما مشکلات اقتصادی است. انقلاب اسلامی به فرموده امام خمینی (ره) انفجار نور بود، اما اگر مشکلات اقتصادی مردم حل نشود و ناامیدی در جامعه شکل گیرد، انفجار اخلاقی رخ خواهد داد که ارزش‌ها را زیر سؤال برده یا ازبین می‌برد و در این راستا وظیفه ما این است که با همه توان و با برادری و گذشت به واسطه برکات الهی این مشکلات را خاتمه دهیم.» ** ''[[محمدباقر قالیباف]]'' <small>۷ اسفند ۱۳۸۹؛ در مراسم بهره‌برداری از ۵۰ طرح شهرداری منطقه ۱۷</small> * «[[انقلاب اسلامی ایران]] سرآغاز نگاه [[دین]]ی به سیاست است. این نگاه باید در عرصه [[سیاست]] ورای ارزش‌های یک [[انسان]] مادی باشد. پس انقلاب اسلامی ایران سرآغاز نگاهی به سیاست است که از مبانی و ارزشهای [[اسلام|شریعت]] عاریت گرفته شده است. این در زندگی شخصی امام به وضوح نمایان است. یعنی امام ابتدا به خودسازی پرداخته است و سپس دست به سازندگی در حوزه اجتماع می‌زند. شما زندگی ساده امام را دیدید. این زندگی، زندگی شخصی است که احساسش این است که دنیا مزرعه آخرت است. مثلاً در زندگی شخصی امام بسیار مشهور بود که امام حدود شصت سال نماز شب را ترک نکردند و حتی در دورانی که ایران در شرایط جنگ با دشمن و در شرایط سیاسی دشوار و مشکلات فراوان داخلی و خارجی بود، ولی این امور در نظم و شب بیداری امام کوچکترین خللی ایجاد نکرد.» ** ''[[سید حسن خمینی|حسن خمینی]]''<ref>http://www.imam-khomeini.ir/fa/n21359/سرویس_های_اطلاع_رسانی/امام_خمینی_و_انقلاب_اسلامی/سیدحسن_خمینی_انقلاب_اسلامی_سرآغاز_نگاه_دینی_به_سیاست_است</ref> * «من فکر نمی‌کنم کسی در [[جمهوری اسلامی ایران]] و حتی دوستداران جمهوری اسلامی در خارج از کشور معتقد باشند وضعیت کنونی بهترین وضعیت ممکن است. ما تا رسیدن به وضعیت مطلوب راه زیادی در پیش رو داریم ولی مدعی هستیم که ما گام در مسیر درست می‌گذاریم» ** ''[[سید حسن خمینی|حسن خمینی]]''<ref>http://www.imam-khomeini.ir/fa/n21359/سرویس_های_اطلاع_رسانی/امام_خمینی_و_انقلاب_اسلامی/سیدحسن_خمینی_انقلاب_اسلامی_سرآغاز_نگاه_دینی_به_سیاست_است</ref> * «نبرد ما برای تشکیل امت، یک نبرد همه‌جانبه و در تمامی ابعاد و فعالیت‌های انسانی خواهد بود، این نبرد در نقاط مختلف جهان و در سطوح مختلف دنبال خواهد شد…. اولین نقطه‌ای که این نبرد در آنجا به پیروزی دست یافته و به تشکیل دولت اسلامی منجر شده است، ایران کنونی است که باید رهبری این مبارزهٔ جهانی برای تشکیل امت را به دست گیرد.» ** ''[[کلیم صدیقی]]'' <small>در نهضت‌های اسلامی و انقلاب اسلامی» مقدمه –صفحهٔ ۷</small> * «تمام بخش‌های حرکت اسلامی باید منابع خود را بسیج کرده و در راه دفاع از بخش اصلی و بی دفاع که در ایران است، بکار گیرند.» ** ''[[کلیم صدیقی]]'' <small>در نهضت‌های اسلامی و انقلاب اسلامی» مقدمه</small> * «من معتقدم که انقلاب اسلامی در ایران اولین شکست کفر به دست اسلام از آغا زجهانی شدن کفر به شکل تمدن غربی است.» ** ''[[کلیم صدیقی]]'' <small>در نهضت‌های اسلامی و انقلاب اسلامی» (ص ۳۲)</small> * «اگر انقلاب اسلامی در ایران فقط یک «رویداد ایرانی» با هدفی محدود برای سرنگونی یک حاکم ظالم به خصوص و جایگزین کردن آن با یک رژیم اسلامی بود، آنگاه اعتقاد نداشتم که لازم بود همه کس در ایران و در خارج توجه زیادی به آن مبذول دارند و نیازی نبود که مراکز قدرت جهانی کفر، دو ابرقدرت و موکلین آنها، این مقدار به ایران اسلامی حسّاس باشند و این مقدار عظیم از وقت، توطئه و نیروی نظامی و سایر منابع خود را در تلاش برای نابودی آن در داخل ایران و برای جلوگیری از گسترش آن به سایر امت اسلامی، صرف کنند.» ** ''[[کلیم صدیقی]]'' <small>در نهضت‌های اسلامی و انقلاب اسلامی» (ص ۳۳–۳۲)</small> * «مردم انقلاب نکردند تا من وشما بر آنها حکومت کنیم. اگر قرار بود با چماق و زورگویی بتوانند حکومت کنند قبل از شما آریامهر بود. حاکمیت تک حزبی است که صدای پای فاشیزم را به گوش می‌رساند. وای به حال آن انقلابی که ۸ درصد به ۸۰ درصد حکومت کنند. اگر زور می‌توانست آدم را جای خودش بنشاند، پیش از شما زورمند تر از شما بودند. شما جز اینکه خفقان ایجاد کنید و برای مردم مشکل درست کنید کار دیگری نمی‌کنید» لاهوتی ** ''[[حسن لاهوتی اشکوری]]'' <small>روزنامه انقلاب اسلامی، ۲۲ فروردین ۱۳۶۰</small> * «در اوایل پیروزی انقلاب کمیته‌هایی در ادارات تشکیل شده بود به نام «کمیته پاک‌سازی» که عوامل رژیم گذشته را کنار بگذارند و اجرای آن در شورای انقلاب و دولت آقای بازرگان دنبال شده بود. زمانی به امام گزارش دادند که این کمیته‌ها خیلی تندروی می‌کنند؛ مثلاً دادگاه‌های انقلاب تند برخورد می‌کردند و در مصادره اموال مردم و متهمانی که با رژیم گذشته همکاری می‌کردند، سختگیری می‌کردند... امام این مسئله را با مشی عمومی خودش در تعارض می‌دید لذا فرمان هشت ماده‌ای را دربارهٔ حقوق مردم، قانون، قوه قضاییه و لزوم اسلامی شدن روابط و قوانین صادر کرد.{{سخ}}بر اساس این فرمان با تعدادی از قضات که موجه هم بودند، برخورد شد. شهید اسدالله لاجوردی و همچنین آقای خلخالی که امام تندروی‌های او را قبول نداشت، نیروهای انقلاب بودند و فکر می‌کردند که برای انقلاب کار می‌کنند و وجودشان در خیلی جاها، مؤثر بود ولی روش‌هایشان درست نبود.{{سخ}}برداشت من از فرمان هشت ماده‌ای، این است که امام یک بار دیگر به همه متولیان انقلاب چه در قوه مقننه، چه در قوه مجریه و چه در قوه قضاییه، گوشزد کرد که مسیر انقلاب این نگاه است... علت اینکه امام آقای لاجوردی را عزل کرد و حاضر نشد که آقای لاجوردی در تشکیلات بماند را از نوع برخورد امام در مقاطع مختلف می‌توان برداشت کرد؛ که امام برخورد انتقامی و خشونت‌طلبانه را قبول نداشتند.» ** ''[[عبدالواحد موسوی لاری]]''<ref>ref>http://shakhsiatnegar.com/عبدالواحد-موسوی-لاری</ref> * «انقلاب اسلامی ما تا وقتی که تمام افراد قرار گرفته در شبکهٔ حکومت، عاشقان خدمت بی‌منت به مردم نشوند، به مرحلهٔ مطلوبش در بافت و ساخت حکومت نرسیده است. در این شهر نیشابور، در شهری که وارث افتخارات گوناگون و وارث رنج‌های گوناگون در تاریخ سده‌های اسلامی است، مردم هشیار و بیدار شهر باید مواظب باشند همهٔ کسانی که به شکلی در کار ادارهٔ امور مردم مسئولیت و وظیفه‌ای بر عهده دارند تا چه اندازه در درونشان این انقلاب اخلاقی و روحی تحقق پیدا کرده... ** ''[[سید محمد بهشتی|محمد بهشتی]]'' <small>سخنرانی در مسجد جامع [[نیشابور]]، تاریخ هفتم دی ماه ۱۳۵۹<ref>http://www.irdc.ir/news.asp?id=3125</ref></small> * «امید است این انقلاب اصیل اسلامی، که با الهام گیری از تعالیم عالیه اسلام و تکیه بر ایمان به خدا و استقامت و پایداری در برابر توطئه دشمنان به ثمر رسید، الگویی برای سایر ملتهای در بند استعمار قرار گرفته و با همین شیوه بتوانند خود را ازسلطه استعمارگران نجات بخشند.» ** ''[[سید روح‌الله خمینی|روح‌الله خمینی]]'' <small>در پاسخ نامهٔ [[w:en:Carlos Salinas de Gortari|کارلوس سانتاس دوگورتاری]]</small> * «این نهضت ایران؛ نهضت مخصوص به خودش نبوده و نیست؛ برای اینکه اسلام مال طایفه خاصی نیست. اسلام برای بشر آمده است؛ نه برای مسلمین و نه برای ایران. انبیا مبعوث‌اند بر انسانها، و پیغمبر اسلام مبعوث بود بر انسان‌ها..» ** ''[[سید روح‌الله خمینی|روح‌الله خمینی]]'' <small>صحیفهٔ امام، جلد ۱۰ - صفحهٔ ۴۴۶<ref>http://farsi.rouhollah.ir/library/sahifeh?volume=10&tid=115&ghesar=81</ref></small> * «ایران در دست من نیست، در دست ملت است. ملت هم کسی که خدمتگزار باشد و مصالحشان را بخواهد، با آزادی مطلق به او ممکن است رو بیاورند. در مملکت ما آزادی اندیشه هست، آزادی قلم هست، آزادی بیان هست ولی آزادی توطئه و آزادی فسادکاری نیست.» ** ''[[سید روح‌الله خمینی|روح‌الله خمینی]]'' ''مصاحبه با [[اوریانا فالاچی]]'' * «[[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی|سپاه]] باید پشت مردم باشد. اصل مردمند. [[ارتش جمهوری اسلامی ایران|ارتش]] هم باید پشت مردم باشد. ارتش وسپاه باید بگویند: جانم فدای مردم. اگر بگوید جانم فدای رهبر انحراف است. اصل مردمند. رهبر هم جانش فدای مردم است. ما همه برای مردمیم. سپاه باید از حقوق مردم دفاع کند. پشتیبان مردم باشد. اگر بگوید جانم فدای رهبر که این می‌شود همان زمان شاه. پس مردم برای چی انقلاب کردند؟» ** ''[[سید روح‌الله خمینی]]''، <small>صحیفه نور، جلد ۳، پاراگراف ۱۳۲.</small> * «ما خواستار احیای آن بخش فراموش شده از اهدافی هستیم که این نهضت عظیم به امید تحقق آنها آغاز شد. چه شعارهای بزرگی از انقلاب که اینک دم زدن از آنها روی کسانی را ترش می‌کند، تا جائی که گویی اینها شعارهای ضدانقلاب بوده‌اند. نمونه‌ای از آنها آزادی است؛ آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی پس از بیان، آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن، آزادی به تمامی آن معنای جلیلی که مردم ما در بهمن ۵۷ تأمین آن را یکی از مهمترین اهداف خود می‌دانستند، به صورتی که پیروزی انقلاب را بهار آزادی نامیدند. این آزادی به مفهوم آزادی سیاسی و حق انتقاد بی‌هراس از حاکمان بوده‌است.» ** ''[[میرحسین موسوی]]'' <small>بیانیهٔ شمارهٔ ۱۱، به تاریخ ۱۴ شهریور ۱۳۸۸.</small> * «به مردم بازگردیم. چرا هر گرهٔ سهلی را با دندان‌های امنیتی باز می‌کنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه، هر کسی را از دایره خودی‌های‌مان دور می‌کنیم؟ این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش از اندازه هنرمند است، آن یکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، این یکی از کار ما ایراد می‌گیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدش بلند است، آن یکی خیلی شیک‌پوش است. آن‌قدر از دور خود می‌رانیم تا این که تنها می‌مانیم. این شیوهٔ انقلاب اسلامی نیست، و شیوهٔ اسلامی نیست که آغوشش را به روی همه باز می‌کند و به صرف شهادت زبانی، انسان‌ها را در دایرهٔ خود می‌آورد.» ** ''[[میرحسین موسوی]]'' <small>بیانیهٔ شمارهٔ ۹، به تاریخ ۱۰ تیر ۱۳۸۸</small> * «و مظلوم‌تر از انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و قانون اساسی، خود اسلام است؛ دینی که بسیار از آن نام می‌برند و اندک به آن عمل می‌شود. چه بسیار که دین را سرند می‌کنند، هر چه از آن که منافعشان ایجاب نکند به فراموشی می‌سپارند و سلیقه‌ها و مصلحت‌های خود را متن اسلام می‌نامند، تا جایی که دروغ به مشخصه‌ای غیرقابل تفکیک از صدا و سیما تبدیل شود و زشت‌ترین بداخلاقی‌ها نشانه تعهد به دین پیامبری تلقی گردد که برای تکمیل بزرگواری‌های اخلاقی مبعوث شده است؛ شکنجه زندانیان و کشتن آنان، و اعمالی که قلم از ذکرشان شرم می‌کند.» ** ''[[میرحسین موسوی]]'' <small>بیانیهٔ شمارهٔ ۱۱، به تاریخ ۱۴ شهریور ۱۳۸۸.</small> * «اگر برای حکمرانی مبتنی بر دین تنها یک رسالت وجود داشته باشد آن این است که زمینه را برای زندگی توأم با ایمان آماده‌تر کند. پس چرا فاصله جامعه ما با زندگی ایمانی روزبه‌روز بیشتر می‌شود؟ این فاصله میراث انقلاب نیست. در تابستان گرم ۵۸، چه بسیار بودند کسانی که برای نخستین بار رمضان را روزه گرفتند و از این تجربه خود لذت بردند؛ میراث انقلاب ما این بود. میراث انقلاب ما معنویتی بود که در دوران دفاع مقدس جامعه را فرا گرفت. میراث انقلاب ما پرورش روح‌های بزرگ و اخلاص‌های مثال‌زدنی بود. انقلاب ما نشان داد می‌تواند نورانیتی را که جامعه تشنه آن است تأمین کند. آخر یک بار هم که شده میراثی را که از امام خود تحویل گرفتیم با ایران امروز مقایسه کنیم؛ جامعه‌ای سودازده که در آن تحجر دولت‌سازی می‌کند؛ جامعه‌ای تقلب‌زده، دروغ‌زده.» ** ''[[میرحسین موسوی]]''<small>بیانیهٔ شمارهٔ ۱۱، به تاریخ ۱۴ شهریور ۱۳۸۸.</small> * «دولت ایران به نام صدور انقلاب اسلامی در بنیانگذاری و گسترش سازمان‌های تندروی اسلامی سهیم است.» ** ''[[عبدالرحمن الراشد]]''<ref>http://farsi.alarabiya.net/fa/views/2014/09/10/ظریف-ایران-مخالف-تندروی-و-تحجر-است-.html</ref> * «نهاد مقدس و نیروی رزمنده، مجاهد و مردم محور سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اصلی‌ترین عامل شکست سناریوها و نقشه‌های ضد انقلاب داخلی و خارجی علیه ملت ایران است.» ** ''[[رمضان شریف]]''<ref>http://www.khabaronline.ir/(X(1)S(pln54qcoygdnjpibv5salwef))/detail/353104/Politics/military</ref> * «امروز انقلاب اسلامی مدلی است که به خوبی مدعی آزادی واقعی در دنیا است. آزادی‌ای که می‌گوید این خودم هستم که باید تصمیم بگیرم چگونه پیشرفت کنم؛ آزادی‌ای که همراه با عدالت است؛ آزادی‌ای که همراه با معنویت است؛ آزادی‌ای که مبتنی بر ولایت است.» ** ''[[سعید جلیلی]]''<ref>http://drjalily.com/امروز-انقلاب-اسلامی-مورد-حمله-گازانبر.html</ref> * «انقلاب اسلامی ایران که از لحاظ محتوایی بر مبنای فرهنگ اسلامی به خصوص مکتب اهل بیت علیهم السلام و از لحاظ ساختاری بر ویرانه‌های به ظاهر آباد حکومت‌های 2500 ساله شاهنشاهی بنا شده است، در طول سالیان متمادی سعی کرده از یک سو لوازم جانبی توسعه فرهنگ مانند فراگیر شدن تحصیلات مدرسه‌ای و گسترش دانشگاه‌ها و تعمیق حوزه‌های علمیه را فراهم نماید و از سوی دیگر با دمیدن روح استقلال‌طلبی بر پیکر جامعه، زیرساخت‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را نیز نهادینه نماید.» ** ''[[اکبر هاشمی رفسنجانی]]''<ref>روزنامه آفتاب، ۱ خرداد ۱۳۸۹، شماره ۲۹۱۷، صفحۀ 16</ref> * «<small>[می‌خواهم از نظرتان دربارهٔ ایران بپرسم به عنوان کشوری که الگو و نظام اسلامی خاص خودش را دارد.]</small> [[ایران]] شیوه خودش را برای حکومت اسلامی دارد که از [[شیعه|مذهب جعفری]] بیرون آمده که یکی از مذاهب اقلیت در [[جهان اسلام]] است... ایرانی‌ها هم در چیزهایی موفق بودن و در چیزهایی نه، ایران توانسته در برابر تحریم‌ها بایستد و فناوری‌اش را پیشرفت بدهد، بیش از ۳۰ سال پایداری در برابر تحریم پرفشار بین‌المللی چیز ساده‌ای نیست اما ایران ناکامیهایی هم داشته ... <small>[و نمونه ناکامیهاش؟]</small> مثلاً [[w:انتخابات ریاست‌جمهوری ایران (۱۳۸۸)|انتخابات قبلی]] اولین انتخابات در تاریخ ایران بود که بر سرش اجماع وجود نداشت، در حالی که همهٔ انتخابات قبلی از زمان پیروزی انقلاب بر سرشان اجماع و توافق وجود داشته، یکی از علامات سلامتی [[انتخابات]] این است که مخالفان، نتیجه‌اش را قبول داشته باشند وگرنه مشکلی وجود دارد.» ** ''[[راشد غنوشی]]''<ref>http://www.islahweb.org/content/2011/11/4579</ref> * «در مورد وضع سیاسی مهندس بازرگان از آغاز انقلاب اسلامی، به اعتقاد من او سیاستمدار بد شانسی شد. او فرقی نکرد ولی ظرف زمانی اول انقلاب (مثل اول هر انقلابی) نیروی آرام و معتدل و بقول خودش که خودش را به اتومبیل ژیان تشبیه می‌کرد، با شرایط آن دوران سازگار نبود. اشتباه نشود، ناسازگاری غیر از بد بودن است. شاید اگر او در آن دوران آغازین انقلاب در مقام نخست‌وزیری نبود، بعدها نیاز به وجود او، فراگیر می‌شد.» ** ''[[محمدعلی ابطحی]]''<ref>http://shakhsiatnegar.com/محمدعلی-ابطحی</ref> * «من متخصص انقلاب نیستم ولی هیچ وقت چشمم از انقلاب خود انگیخته آب نخورده. انقلاب خود انگیخته مثل ارتش بی‌فرمانده بیش‌تر به درد شکست خوردن و برای اشغال شدن گزک به دست دشمن دادن می‌خورد تا شکست دادن و دمار از روزگار دشمن برآوردن. ملتی که حافظهٔ تاریخی ندارد، انقلابش به هراندازه هم که از لحاظ مقطعی «شکوهمند» توصیف شود، درنهایت به آن‌صورتی درمی‌آید که عرض شد. یعنی در نهایت امر چیزی ارتجاعی ازآب در می‌آید. یعنی عملی خلاق صورت نخواهد داد.» ** ''[[احمد شاملو]]'' <small>سخنرانی در دانشگاه برکلی آمریکا، ۱۳۷۹</small><ref>http://www.persiancultures.com/Literature/ahmad_shamloo/brekly.htm</ref> * «من خود را تا این‌حد بی‌منطق نمی‌دانم که باچیزی که نمی‌شناسم و کسی ماهیت آن را برایم توضیح نداده‌است از در مخالفت درآیم. آقایان روحانی گفتند «به جمهوری اسلامی رای بدهید» ولی نگفتند منظورشان از «جمهوری اسلامی» چیست و این جامعه را از روی کدام الگوئی در هزاروچهارصدسال تاریخ اسلام به قامت بریده‌اند.» ** ''[[احمد شاملو]]'' ''مصاحبه هفته‌نامه «تهران مصور» - ۲۸ اردیبهشت ۱۳۵۸'' * «توده مردم مسلمانند؟ البته! تقویت اسلام خواست آنهاست؟ برمنکرش لعنت! ـبه روحانیت قلباً اعتقاد و ایمان دارند؟ صددرصد! ولی اینجا یک سیستم مطرح است که باید نخست جزئیاتش تشریح‌گردد و بعد هر نامی که زیبنده‌تر بود بر آن اطلاق‌شود، نه این‌که نامی عنوان شود بدون اینکه مسمای آن مصداق عینی یا حتی ذهنی داشته باشد. رای سیاسی نمی‌تواند «بشرط چاقو» باشد.» ** ''[[احمد شاملو]]'' ''مصاحبه هفته‌نامه «تهران مصور» - ۲۸ اردیبهشت ۱۳۵۸'' * «کدام خانوادهٔ ایرانی‌ای هست که سیاست در آن رلی بازی نکرده باشد. شما فقط تاریخ قرن بیستم ایران را در نظر بگیرید: انقلاب مشروطیت، ملی کردن صنعت نفت، یک انقلاب دیگر، جنگ! آن‌قدر تغییرات و تحولات در جامعهٔ ایران صورت گرفته که در هر نسلی یک تحول بزرگ اتفاق افتاده و این تحولات باعث شده که زندگی مردم از روال عادی خودش بیرون بیاید. من در عمرم یک ایرانی ندیده‌ام که بگوید من به دنبا آمدم، مدرسه رفتم، دانشگاه رفتم، ازدواج کردم، بچه‌دار شدم، بچه‌های‌ام بزرگ شدند، حالا همدیگر دارم می‌میرم. یعنی شما هر ایرانی را که می‌بینید، در برهه‌ای از زندگی‌اش یک اتفاق خارق‌العاده می‌افتد.» ** ''[[مرجان ساتراپی]]''<ref>http://www.dw.de/دود-به-زندگی-میماند-گپی-با-مرجان-ساتراپی/a-15445371</ref> * «انقلاب اسلامی برای [[آزادی]] و [[دموکراسی]] و از بین رفتن اوین ایجاد شد.» ** ''[[صادق زیباکلام]]''<ref>http://www.zibakalam.com/news/1654</ref> * «امروز معتقدم آمریکاستیزی تبدیل به هویت جمهوری اسلامی ایران شده است یعنی اگر آمریکاستیزی را از نظام جمهوری اسلامی بگیرند هیچ‌چیز دیگری در دستش نیست و آمریکاستیزی به ایجاد نوعی هویت برای نظام جمهوری اسلامی بدل شده است.» ** ''[[صادق زیباکلام]]''<ref>http://www.zibakalam.com/news/1655</ref> * «انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی براساس مکتب فاطمی و علوی است. پس باید تمام توانمان را به کار گیریم تا این فرهنگ را در جامعه تثبیت کنیم و همه این موارد با یک مدیریت جهادی امکان‌پذیر است.» ** ''[[حمیدرضا حاجی‌بابایی]]''<ref>http://khabarkhoon.com/Post/عزم-ملی-برای-اقتصاد-یعنی-چشم-داشتی-به-خارج-کشور-نداشته-باشیم-2</ref> * «جالب اینجاست که وقتی شما با هم وطنان ما صحبت می‌کنید می‌بینید که اکثراً نگرش مٌثله شده‌ای در موردِ هویّتِ ایرانی دارند و این امر در تاریخ معاصر ایران بسیار مشاهده می‌شود. اسلامی‌ها می‌گویند تاریخ و هویّتِ ایرانی یعنی تشیّع و بس. آن‌هایی که به ما قبلِ اسلام علاقه دارند می‌گویند اسلام را باید کنار گذاشت چون ما، قبل از اسلام زرتشتی بوده‌ایم و می‌بایستی به ایرانِ بزرگ و سلطنتی بازگشت. طرفداران بی چون و چرای غرب هم می‌گویند بیاییم غربی شویم و خود را از دردسرِ تاریخ ایران و اتّفاقاتِ آتی خلاص کنیم... انسان ایرانی کیست؟ به نظر من انسان ایرانی حاصلی از هر سه این گفتمان هاست. او هم به اسلامِ شیعه با تمامِ منضماتش اعتقاد دارد، حتّی اگر مدرن هم باشد روزه می‌گیرد ... ضمناً به ایران باستان هم علاقه دارد و برای [[کورش]] و [[داریوش]] احترام خاصّی دارد... پس انسان ایرانی لایه‌های فرهنگی یا تمدّنی یا بهتر بگویم انسان شناختی و متافیزیکی گوناگونی دارد که به این سادگی نمی‌توان یکی را به نام دیگری از بین برد. از جای دیگری بیرون می‌زند و قد علم می‌کند. [[انقلاب ۱۳۵۷ ایران|انقلاب ایران]] نمونهٔ بارز آن است.» ** ''[[رامین جهانبگلو]]'' <small>در «تمدّن و تجدّد» نشر مرکز، چاپ ۱۳۸۲، ۷۶ و ۷۷</small> * «واقعاً گفتمان انقلاب اسلامی به سیاست و آن هم به سیاست رسمی تقلیل داده شده است ما سخن از آسیب‌شناسی می‌کنیم اما عملاً آسیب‌شناسی نمی‌بینیم اگر سخن از آسیب‌شناسی به میان بیاید در واقع باید مکانیسمی برای آسیب‌شناسی، برای طبابت و توجه به این‌که چه فاصله‌ای از آرمان‌ها و مبانی و سبقه اصلی انقلاب اسلامی گرفته شده است قرار دهیم.» ** '' [[عماد افروغ]]''<ref>http://www.khabaronline.ir/detail/370081/Politics/3252</ref> * «ما انقلاب نکردیم که دموکراسی داشته باشیم.» ** ''[[محمود احمدی‌نژاد]]'' ژوئیه ۲۰۰۵ «موضوع هسته‌ای ایران بزرگترین رویارویی سیاسی با قدرت‌های سلطه‌گر پس از پیروزی انقلاب اسلامی است.» ** ''[[محمود احمدی‌نژاد]]'' ۲۳ فوریه ۲۰۰۸ * «با تشکیل جناح‌بندی‌های سیاسی، فاتحه بعضی از ارزش‌های انقلاب خوانده شد، درحالیکه نظام ما تنها یک حزب دارد و آن ولایت است.» ** ''[[محمود احمدی‌نژاد]]'' ۲۰ تیر ۱۳۸۹ * «فعلاَ انقلاب ما همچون تیر زهرآگینی برای همه مستکبرین درآمده‌است و یاوری برای همه مستضعفین جهان .» ** ''[[حسن باقری]]''<ref>http://www.sajed.ir/pe/content/view/3235/193/1/1</ref> * «ولایت فقیه یک بدعت است ما با آن مخالفیم مثل اکثریت مردم ایران، قرار نبود که آیت‌الله خمینی ولایت فقیه بیاورد. او وعده دمکراسی و آزادی و عدالت را داده بود. وقتی انقلاب رخ داد، ولایت فقیه اساساً جزء ثوابت و مبانی انقلاب نبود. به طور کلی اکثریت علما مثل مرحوم آیت‌الله العظمی خوئی با ولایت فقیه به شکل امروزی‌اش مخالف بودند.{{سخ}}انقلاب فرزندان راستین خود را بلعید و از مسیر خود منحرفش کردند. انقلاب از آزادی می‌گفت و از مردمسالاری، اما به سرکوبی فرزندان برجسته‌اش کشیده شد. با طالقانی چنان کردند که روی از همگان برای مدتی پنهان کرد. بسیاری از انقلابی‌ها به قتل رسیدند و جمعی به صف مخالفان پیوستند. یا چون بنی‌صدر به تبعیدگاه اجباری رفتند یا چون بهشتی در شرایطی مبهم به قتل رسیدند و یا هم چون منتظری خانه نشین شدند. انقلاب اما در زندگی مردم تأثیر بسیار داشت امروز دیگر کسی استبداد را قبول نمی‌کند. امروز جامعه ما قابلیت داشتن آزادی و دمکراسی را دارد.» ** ''[[سید حسین خمینی|حسن خمینی]]'' مصاحبه با رادیو یاران * «واقعیت اما این است که بخش عمده‌ای از مشکلات اقتصادی [[ایران|کشور]]، زاییده فراموشی فرهنگی ما در طول سال‌های گذشته است؛ وقتی که کسب درآمد نامشروع به یک «ارزش» در نزد اذهان عمومی بدل شده و فردی که چنین رفتاری داشته باشد را «زرنگ» خطاب می‌کنند، چطور می‌توانیم امیدوار باشیم در اقتصاد به نتیجه روشنی برسیم؟ وقتی که رشوه در فرایندهای اداری به یک امر مباح بدل شده، چطور می‌توانیم صاحب اقتصادی روبه‌رشد باشیم؟» ** ''[[مجتبی راعی]]''<ref>http://www.sharghdaily.ir/News/68549/در-انتظار-نشاط-فرهنگی</ref> * «درست است که مشکلات فرهنگی با پول حل نمی‌شود اما پول می‌تواند شرط لازم ایجاد یک نشاط فرهنگی در جامعه باشد و نگاه دلواپسانه را از فراز فرهنگ بردارد با این اطمینان که انقلاب اسلامی ما محکم‌تر از آن است که با انتشار یک کتاب یا اکران یک فیلم، دچار مشکل شود.» ** ''[[مجتبی راعی]]''<ref>http://www.sharghdaily.ir/News/68549/در-انتظار-نشاط-فرهنگی</ref> * «انقلاب ایران از کلمات ساده، سنجیده، قابل فهم، رسا، انسانی، هوشیارانه آن ملهم و قوی شده، بالیده و سرانجام به جنگلی از درختان تناور تبدیل شده که دیگر نه تبر قشون شاه می‌تواند بزند و بیندازدش و نه قورخانه بزرگ‌ترین قدرت تاریخ یعنی آمریکا می‌تواند بسوزاند و خاکسترش کند.» ** ''[[رضا براهنی]]''<ref>http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920706001597%23sthash.7aBE0qji.dpuf</ref> * «در یک دوره‌ای آدم اصلاً نمی‌تواند سیاسی نشود، چرا که همه چیز سیاسی است. یک زمانی می‌شد از سیاست دور ماند. مثلاً قبل از انقلاب من هیچ وقت چپ نبودم، که آن هم دلیل دارد: مادر من از خانواده قدیم گرجی بود که بلشویک‌ها آنها را نابود کرده بودند، این بود که ما از بچگی ضدبلشویک بار آمدیم. بالاخره اینها همه روی آدم تأثیر می‌گذارد...» ** ''[[داریوش شایگان]]''<ref>http://fararu.com/fa/news/111660/داریوش-شایگان-هنوز-اسطوره-ای-فکر-می-کنیم</ref> * «ایرانی‌ها از ابتدای انقلاب آنقدر ایستادگی کردند که تو امروز مجبوری برای ظاهرسازی سفره هفت سین پهن کنی و پیام نوروزی دهی؛ بدان، این ملت آن قدر ایستادگی می‌کند که مجبور شوی برای ظاهرسازی دعای کمیل بخوانی.» ** ''[[محمدرضا نقدی]]'' ''پیام به [[باراک اوباما]]''<ref>http://www.tabnak.ir/fa/news/485115/پیام-سردار-نقدی-برای-اوباما</ref> * «آیا باید شعار مرگ بر آمریکا را به عنوان یکی از اصول انقلاب بدانیم در حالی که فشارهای جهانی علیه ما ادامه دارد؟ آیا مرغ همچنان یک پا دارد؟» ** ''[[سید ابراهیم امینی|ابراهیم امینی]]''<ref>http://revolution.shirazu.ac.ir/?p=21187</ref> * «بحث ما این است الان که ۳۴ سال تسخیر سفارت آمریکا و قطع ارتباط با آمریکا گذشته است؛ از نظر اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و دینی بررسی کنید که آیا برای کشور ما فایده داشته یا نه؛ آیا ادامه این روند به رشد کشور کمک می‌کند یا فقط یک بهانه است.» ** ''[[سید ابراهیم امینی|ابراهیم امینی]]''<ref>http://revolution.shirazu.ac.ir/?p=21187</ref> * «من امیدوارم که در آینده، کشورِ ما به صورتِ یک خانوادهٔ بزرگ درآید، که انتقادمان از هم -و خدای نکرده بدگویی هایمان از هم - و یا بی اطلّاعی مان از قوانین، دقیقاً در رابطه با افراد یک خانواده باشد؛ که اشتباه می‌کنند ولی هرگز سوء ظن و کینه‌ای به یکدیگر ندارند و ما در حال تشکیل یک چنین خانواده‌ای هستیم.» ** ''[[محمدعلی رجایی]]''<ref>http://www.hamshahrionline.ir/details/30121</ref> * «ما اصلاً به دلیل روحانیت انقلاب کردیم. ما به پشتوانه روحانیت آمدیم در خیابان‌ها و انقلاب کردیم. ما شنیده‌ایم که بزرگان و علمائی چون آیت الله بروجرودی و آیت الله گلپایگانی مقام معنوی‌شان آنقدر بالا بود که کفش‌های شان مقابل پای شان جفت می‌شد. ما به این دلیل عشق به روحانیت دارند. ** ''[[اکبر عبدی]]''<ref>http://sima.jamejamonline.ir/NewsPreview/1921437709122593496</ref> * «فرهنگ زبان اصلی انقلاب اسلامی و هنر زبان گویای مردمان سرزمین فارسی است.» ** ''[[علی جنتی]]''<ref>http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920524000463</ref> * «در این حرکت نه اثری از «مبارزات طبقاتی» یا حتی «جبهه بندی اجتماعی» می‌توان یافت و نه نشانی از یک «دینامیک سیاسی» و «اقدامات انقلابی طبقه پیشرو» وجود دارد. در این انقلاب «نه یک طبقه خاص، حزب معین، ایدئولوژی سیاسی مشخص و نه دسته‌ای خاص از پیشگامان انقلابی که با خود، همه ملت را به داخل جریان بکشاند»، یافت نمی‌شود.» ** ''[[میشل فوکو]]'' <small>محمد باقر خرمشاد، فوکو و انقلاب اسلامی، معنویت در سیاست، ص218.</small> * «خمینی در من تأثیر بسیاری بر جای نهاده است. اگر چه من به عنوان یک روحانی مسیحی نمی‌توانم دینم را ترک کنم، امّا با این حال اندیشه و افکار من از رسالت دینی وی بسیار تأثیر گرفته است. این تأثیر به صورت زیر جلوه گر می‌باشد:{{سخ}}او به این حقیقت دست یافت که عقب ماندگی مسلمانان در عصر انحطاط خصوصاً در ایران اصولاً از دوری آنها از درک صحیح قرآن ناشی می‌شود. این بود که او صدا و موعظه اش را به مردم رساند و آنها را از خواب بیدار کرد، خصوصاً که اعمال او همواره از قرآن سرچشمه می‌گرفت.{{سخ}}او خواهان وحدت مسلمانان بود و مسلمانان ایران را با اراده و اهداف و آرمانهایشان وحدت داد. مردم مستضعف سلاح او در مبارزات بودند و پیروزی نیز همیشه نصیب او می‌گشت. ...» ** ''[[خلیل ابی‌نادر]]''<ref>http://www.tasnimnews.com/Home/Single/272932</ref> * «حکومت ایران ''جمهوری اسلامی'' است که ملت ایران، بر اساس اعتقاد دیرینه‏‌اش به حکومت حق و عدل قرآن، در پی انقلاب اسلامی پیروزمند خود به رهبری مرجع عالیقدر تقلید آیت‌‏الله‌‏ العظمی امام خمینی، در همه‌‏پرسی دهم و یازدهم فروردین ماه یکهزار و سیصد و پنجاه و هشت هجری شمسی برابر با اول و دوم جمادی‌الاولی سال یکهزار و سیصد و نود و نه هجری قمری با اکثریت ۹۸٫۲٪ کلیه کسانی که حق رأی داشتند، به آن رأی مثبت داد.» ** ''مقدمه قانون اساسی ج.ا. ایران''<ref>http://www.divan-edalat.ir/show.php?page=base</ref> * «در حق جوان‌ها گاه اشتباه می‌کنیم داوری‌ها و برداشت‌های نظری ما می‌تواند مایه عبرت و شرمساری باشد. درست سال‌هایی که می‌پنداشتیم و می‌پنداشتند جوان‌های ما غرق عشرت روزانه و نفع مادی و انزواء و خودنگری هستند، میدان‌های انقلاب ما از این جوانان پر شد که برای استقلال و آزادی گروهاگروه جان فدا کردند. به‌هنگام حمله دشمن به کشورمان، اجساد خون‌فشان همین جوانان وجب‌به‌وجب این خاک اهورایی را در حماسه پوشاند.» ** ''[[جواد مجابی]]''<ref>http://www.sharghdaily.ir/News/66930/جای-من-کنار-جوان‌هاست</ref> * «انقلاب اسلامی را تجربه کردیم و پس از سی سال هستند کسانی که حق رای مردم را به رسمیت نمی‌شناسند و در مورد آن نظریه‌پردازی می‌کنند.» ** ''[[الهه کولایی]]''<ref>http://fararu.com/fa/news/25448/مشروح-مناظره-جمیله-کدیور-و-الهه-کولایی</ref> * «اگر کسانی که قبل از پیروزی انقلاب مدیریت کشور را به عهده داشتند، سرسپرده قدرتهای استکباری نبودند، اگر آنها مردمی‌فکرمی‌کردند و به ایرانی نو و انقلابی نوین می‌اندیشیدند، آن روز با آن همه امکانات و با آن فضای بازی که در دنیا برای آنها حاکم بود می‌توانستند صنایع مادر را در کشور ایجاد کنند و از سرمایة نفت حداکثر استفاده و بهره را ببرند که امروز ما به خود متکی باشیم نه به دنیای‌مان. ** ''[[عباس واعظ طبسی]]'' <small>(سخنرانی در مراسم افتتاح سالن جدید نخریسی- ۱۵/۱۱/۶۹)»<ref>http://www.vaeztabasi.ir/Waez.html</ref></small> * «وقتی انقلاب در جهت منافع مردم خودش عمل نمی‌کند، آنچه درست پس از آن اتفاق می‌افتد این است که استبداد دینی قدرت را در اختیار می‌گیرد و اجازه هرگونه حرکت یا فعالیتی را از شما سلب می‌کند... کاری که می‌کنند این است که امید را از شما می‌گیرند. کسانی که ماندند امیدهایشان را از دست دادند. هر آرزویی که برای آینده داشتند یک شبه از آن‌ها گرفته شد.» ** ''[[شهره آغداشلو]]''<ref>http://www.thedailybeast.com/witw/articles/2013/06/10/shohreh-aghdashloo-on-her-new-memoir-the-alley-of-love-and-yellow-jasmines.html</ref> * «ما در مرحله‌ای هستیم که دیگر آنچه در این ۶ دههٔ گذشته به ما گفته شده کفاف زندگی مسلمانی ما را در این دنیای مدرن نمی‌دهد. آنها دیگر کافی نیست؛ چه طالقانی گفته باشد، چه طباطبائی گفته باشد، چه رهبر فقید انقلاب گفته باشد یا هر کس در هر کجای جهان اسلام گفته باشد آن‌ها دیگر کافی نیست.» ** ''[[محمد مجتهد شبستری]]''<ref>http://www.iran-emrooz.net/index.php/think/more/52573/</ref> * «ما باید باور کنیم که در آزمون ۳۳ سالهٔ انقلاب اسلامی و در پیاده کردن آن وعده‌هایی که به مردم دادیم مردود شدیم. این یک حقیقت است، اگر چه تلخ!» ** ''[[محمد نوریزاد]]''<ref>http://s5.picofile.com/file/8137771326/Mohammad_Noorizad_Ma_Adam_Koshteheem.mp4.html</ref> * «دین‌فروشی سر تا پای جامعه را در بر گرفته... بعد از انقلاب اسلامی دین را تبدیل به یک امتیاز کردند و این امتیاز شروع شد به خرید و فروش، و این خرید و فروش ابعاد وحشتناکی پیدا کرد و همه شروع کردند به نقش بازی کردن.» ** ''[[محمدرضا نیکفر]]''<ref>[http://www.radiofarda.com/content/f4_Islamic_system_religious_lies_Iran/2124512.html رادیو فردا. محمدرضا نیکفر: دین فروشی سر تا پای جامعه را در بر گرفته ]</ref> * «[[انقلاب اسلامی]]، یک نمونه نظام قابل اجرا به مجامع بشری ارائه کرد و اینکه ما نظامی را شکل بدهیم و ادامه و استمرار بخشیم و مدعی باشیم که اصول اسلامی در آن جاری است و قرار است که اگر نظامی داشته باشیم باید این نظام باشد که هنر بزرگ امام خمینی (ره) این بود و با پشتیبانی مردم انقلاب را پیروز کرد و در گام دوم نظام اسلامی بزرگی را پایه‌ریزی کرد.» ** ''[[عباسعلی کدخدایی]]''<ref>http://www.isna.ir/fa/news/93110100563/توهین-به-ادیان-الهی-خلاف-قوانین-بین-المللی</ref> * «نخستین دیدارم از ایران در اوائل انقلاب و به هنگام همه پرسی برای نظام جمهوری اسلامی بود. آن حماسه و حضور مردم [[ایران]] مرا به شدت تحت تأثیر قرار داد و معتقدم پیروزی انقلاب اسلامی ایران سر آغاز بیداری اسلامی در جهان اسلام بود.» ** ''[[عبدالرحمان یوسفی]]'' <ref>{{یادکرد وب | نشانی = http://www.leader.ir/fa/content/2069/ديدار-آقاي‌-عبدالرحمن‌-يوسفي‌-نخست‌-وزير-مغرب‌-با-معظم-له | عنوان = دیدار آقای عبدالرحمن یوسفی نخست وزیر مغرب با معظم‌له | تاریخ = ۲۹ /دی/ ۱۳۷۹ | ناشر = leader.ir}}</ref> * «در [[انقلاب ۱۳۵۷ ایران|انقلاب اسلامی ما]]، ''جمهوری اسلامی'' مطرح شد؛ جمهوریت به معنای امروزی کلمه از دستاوردهای بزرگی است که بشر در تمدن جدید به آن رسیده است. » ** ''[[محمد خاتمی]]'' <span style="color:#a1a1a1;">۲۲ آوریل ۲۰۱۷/ ۲ اردیبهشت ۱۳۹۶؛ «در یکصدودهمین نشست تخصصی ماهانه بنیاد باران» </span><ref>{{یادکرد وب |نشانی=http://www.bonyadbaran.com/news/به-دنبال-اسلام-پساتجدد-هستیم،-نه-اسلام/|عنوان=به دنبال اسلام پساتجدد هستیم، نه اسلام پیشاتجدد|تاریخ=۲ اردیبهشت ۱۳۹۶|اثر=بنیاد باران}}</ref><ref>{{یادکرد وب |نشانی=http://www.khatami.ir/fa/news/1386.html|عنوان=سیدمحمد خاتمی: ما به پساتجدد می‌اندیشیم نه بازگشت به ماقبل تجدد|تاریخ=۷ اردیبهشت ۱۳۹۶|اثر=وب‌سایت سید محمد خاتمی}}</ref> * «[[w:واقعه ۱۷ شهریور|واقعه میدان ژاله]] چنان خونین و مرگبار بود که کشمکش‌های گذشته میان دولت و مخالفان را از یاد برد. این واقعه، پایان شورش‌های پراکنده و مقطعی و آغاز انقلاب واقعی بود.» ** ''[[زیبیگنیف برژینسکی]]'' <ref>{{یادکرد وب | نشانی =http://www.isna.ir/news/92061710410/برژینسکی-17شهریور-آغازگر-یک-انقلاب-واقعی-در-ایران-بود| عنوان =برژینسکی: 17شهریور آغازگر یک انقلاب واقعی در ایران بود| سال = ۱۷ شهریور ۱۳۹۲ | ناشر = ایسنا}}</ref> * «امروز مدام می‌گویند: «کی بود کی بود من نبودم» در حالی که عموم ملت ایران در [[انقلاب ۱۳۵۷ ایران|انقلاب]] حضور داشتند. برخلاف نظری که می‌گوید پابرهنه‌ها انقلاب کردند، بیشتر طبقهٔ متوسط شهری و قشرهای آگاه جامعه نقش تأثیرگذار در پیروزی انقلاب داشت.» ** ''[[محمد توسلی]]''، [www.nedayeazadi.net/1397/03/24540 مصاحبه با ''جامعه ایرانی''، ۱۹ خرداد ۱۳۹۷] * نسبت به اوضاع ما اصلا نگران نباشند، هیچکس هیچ غلطی نمی‌تواند بکند، مطمئن باشند، هیچ تردیدی در این جهت وجود ندارد؛ این را به همه بگویید *«این انقلاب، انقلابی بود برای خدا. آن روزی که این انقلاب آغاز شد، این نهضت به وجود آمد، مثل نهضت احزاب نبود، مثل حرکت سیاسی حزب‌های دنیا نبود که به قصد کسب قدرت باشد؛ حرکتی بود در عین مظلومیت، برای اجرای احکام الهی، برای ایجاد جامعه‌ی اسلامی، برای استقرار عدالت در جامعه... خداوند هم به کارشان برکت داد. چیزی که دشمن انقلاب آن را نمی‌تواند درک کند، همین نکته است.»(۱۳۸۸/۱۱/۱۹) *«امروز حرکت انقلاب، هدف‌های انقلاب، همان چیزهائی است که در روز اول ترسیم شد و امام بزرگوار و حکیم ما آنها را ترسیم کرد. این هدف‌ها با فطرت مردم هماهنگ بود، لذا مردم آن را گرفتند؛ والّا دل میلیون‌ها مردم را به یک سمتی متوجه کردن، کار عادی‌ای نیست. وقتی کسی با فطرت سخن می‌گوید، از خدا حرف می‌زند، فطرت‌ها به او متوجه می‌شود.»(۱۳۸۸/۱۱/۲۸) *«آن‌چیزی که به‌وسیله‌ی ابرقدرت‌ها قابل از بین رفتن است، عبارت از حکومتی است که به مردم متکی نیست. آن چیزی که به وسیله‌ی عوامل سازمان جاسوسی آمریکا، در یک کشور قابل برداشتن و گذاشتن است، حکومت یا دولتی است که با مردم رابطه‌ای نداشته باشد و پشتوانه‌ی عظیمِ قوىِ مردمی، پشت سرش نباشد. حکومتی که دشمن خارجی می‌تواند چهار نفر را علیه آن به کودتا وادار و تحریک بکند، حکومتی است که روی تخت حکومت نشسته، اما مردم به او وصل نیستند.»(۱۳۶۸/۱۱/۲۰) *«انقلاب اسلامی با همه‌ی انقلاب‌های دیگر متفاوت است؛ نه یک انقلاب صرفاً معنوی و فرهنگی است، نه یک انقلاب صرفاً اقتصادی است، نه یک انقلاب صرفاً سیاسی است؛ یک انقلاب همه‌جانبه است. مثل خودِ اسلام است. همانطوری که اسلام ابعاد معنوی و اخلاقی دارد، ابعاد الهی دارد، در عین حال ناظر به زندگی مردم است؛ بعد اقتصادی، بعد سیاسی، بعد اجتماعی در اسلام وجود دارد؛ انقلاب اسلامی هم دارای ابعاد مختلف بود و راز ماندگاری انقلاب اسلامی و روزبه‌روز زنده‌تر شدن این انقلاب در سطح منطقه و جهان، همین ابعاد گوناگون آن است که با نیازهای بشر متوازن و همراه است.»(۱۳۸۷/۰۳/۱۴) * «نوسازی به معنای تغییر نظامات، تغییر سازوکارها، تغییر سیاست‌ها، عملی است، ممکن است، در مواردی هم لازم است و مانع از تحجر است؛ منتها باید بر طبق اصول باشد... این تغییر باید بر اساس اصول باشد. پس آرمان‌ها که شاکله‌ی کلی نظام از آنها الهام گرفته، قابل تغییر نیست. نظام جمهوری اسلامی یک چنین نظامی است. با این نگاه، نظام فرسوده‌بشو نیست، متحجربشو نیست، از راه‌بازمانده نیست و نخواهد شد.»(۱۳۹۰/۰۷/۲۴) * «بارها گفتیم، مفاهیم انقلاب و مفاهیم اسلام، مثل عطر گل‌های بهاری است؛ هیچ کسی نمی‌تواند جلوی آن را بگیرد؛ پخش می‌شود، همه‌جا می‌رود؛ نسیم روح‌افزا و روان‌بخشی است که همه‌جا را به خودی خود می‌گیرد؛ حالا جنجال کنند، دادوبیداد کنند؛ رفته، صادر شده و الان شما در کشورهای گوناگونی ملاحظه کنید؛ این تفکّر در لبنان دارد فعّالیت می‌کند، در عراق دارد فعّالیت می‌کند؛ جوان‌های عراقی حرکت کردند همراه ارتش‌شان شدند توانستند این پیروزی‌ها را به دست بیاورند؛ در سوریه همین‌جور، در غزّه همین‌جور، در فلسطین همین‌جور، در یمن همین‌جور، ان‌شاءالله در قدس شریف و برای نجاتِ الاقصی هم همین‌جور.»(۱۳۹۳/۰۹/۰۶) *«جوان‌های عزیزی که امام را ندیدند، دوران دفاع هشت ساله را ندیدند، باکری‌ها را ندیدند، شخصیت‌های فداکار آن روز را که شهید شدند، ندیدند، اما با همان قدرت، با همان استقامت و با همان بصیرتی در صحنه حاضر می‌شوند که آن روز جوان تبریزی در بیست‌ونهم بهمن وارد میدان شد و در طول دوران جنگ تحمیلىِ هشت ساله، در جبهه‌های مختلف از خود دلاوری و فداکاری نشان داد. امروز جوان‌های ما همین‌جورند.»(۱۳۸۸/۱۱/۲۸) این هفت عامل، عواملی است که مبتنی بر آن می‌توان ثبات و ماندگاری انقلاب را تضمین کرد. **-خامنه ای- خط حزب الله * هدف انقلاب اسلامی پیاده سازی احکام الهی در جامعه هدف والای انقلاب است. ** [https://www.irna.ir/news/84554827/%D8%B3%D8%B1%D9%84%D8%B4%DA%A9%D8%B1-%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%84-%D9%85%D9%81%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%AF%D9%81%D8%A سرلشکر جعفری] * [[w:مردم خوش‌باور پنجاه و هفت|مردمِ خُوشباورِ پنجاه و هفت / غَرقه‌ی اُمّید و گیجِ سهمِ نفت،{{سخ}}حقِّ نسلِ بعد رفت از یادشان . . .]] ** [[بهرام بیضایی]]، مهرِ ۱۴۰۱<ref>{{یادکرد وب |نام خانوادگی= |نام= |عنوان= بهرام بیضائی: مادرِ ایران زِ جا برخاسته|نشانی= https://www.radiofarda.com/a/32061537.html|بازبینی= ۸ اردیبهشت ۱۴۰۲|اثر= |تاریخ= ۱۰ مهر ۱۴۰۱|ناشر= [[رادیو فردا]]|نشانی بایگانی= |تاریخ بایگانی=}}</ref> == منابع == {{ویکیپدیا}} <references/> [[رده:رویدادها در ایران]] [[رده:انقلاب]] eg40df3fclnnys230hr2o3g2h328mas نوشتن 0 13424 192747 187278 2026-09-04T20:58:09Z محمد جواد احمدیان 15771 192747 wikitext text/x-wiki '''[[w:نوشتن|نوشتن و نویسندگی]]''' بیانی از زبان، که در یک نگارش متن از راهِ بکارگیری مجموعه‌ای از علائم و نمادها (شناخته شده به عنوان یک سیستم نوشتاری) انجام می‌گیرد و این از تصویر، مانند غارنویسی و نقاشی، و ضبط زبان از طریق یک رسانه غیر متنی مانند صدا نوار مغناطیسی متمایز است.<br /> '''[[w:نویسنده|نویسنده]]''' کسی است که با استفاده از کلمات در سبک‌های گوناگون برای ارتباطِ ایده‌ها می‌نویسد. نویسندگان شکل‌های گوناگون هنری و ادبی تولید می‌کنند؛ نوشتن خلاق مانند رمان، داستان کوتاه، شعر، نمایشنامه، مقالات، اخبار، فیلمنامه، و یا مقالات. [[پرونده:Mary Pickford-desk.jpg|220px|بندانگشتی|چپ|]] [[پرونده:Actividades conmemorativas de las Instrucciones Año XIII 14.jpg|220px|بندانگشتی|چپ|]] [[پرونده:Keyboard typing.png|220px|بندانگشتی|چپ|]] == گفتاوردها == * «نویسندگی تنها شغلی است که اگر با آن پول در نیاوردید، کسی مسخره تان نمی‌کند!.» ** ''[[ژول رونار]]'' <small>برگرفته از فرهنگ گفته‌های طنز آمیز، رضی هیرمندی، ۱۲۹۱</small> * «نویسنده شدم چون در [[نیویورک]] زندگی می‌کردم، بسیاری از چیزهای بزرگ را دیدم و شنیدم و حس کردم؛ چیزهای سرگرم‌کننده و گاه خطرناکی که در شهر بی‌دروپیکری مانند نیویورک روی هم انباشته شده است. من نویسنده شدم چون نخواستم سرسپرده باشم.» ** ''[[دان دلیلو]]''<ref>http://vista.ir/article/369707/نویسنده-شدم-چون-نخواستم-سرسپرده-باشم</ref> * «بدعنق تر و حتّی خطرناک تر از نویسنده کسی را سراغ ندارم.» ** ''[[ویلیام چهارم پادشاهی متحده]]'' <small>برگرفته از فرهنگ گفته‌های طنز آمیز، رضی هیرمندی، ۱۳۱۳</small> * «هر چه بیشتر در فنِّ نوشتن کار می‌کنم، بیشتر پی می‌برم که، هیچ چیز جالب تر از صداقت نیست. آنچه مردم انجام می‌دهند، و آنچه مردم می‌گویند، همچنان شگفت‌آور است، یا تقارنِ عجیب اش، یا شور و هیجانش، گوارایی یا درد و ناگوارایی اش باعثِ تعجّب من می‌باشد. چه کسی می‌تواند همهٔ چیزهای حیرت‌آوری را که واقعاً اتفاق می‌افتد از خود ابداع کند؟» ** ''[[ویلیام زینسر]]'' <small>در ''On writing well''</small> * «بعضی‌ها کج‌نویس‌اند بعضی لج‌نویسند. بعضی‌ها کج‌و‌معوج‌نویس هستند چه در خط و چه در انشا؛ اینها کارشان بجایی نمی‌رسد. اینها به [[زبان فارسی]] به مقام نویسنده و به مقام [[شاعر]] صدمه می‌زنند. اینها از محبوبیت نویسندگان و شعرا می‌کاهند، چون مردم هر مملکتی به‌خصوص مملکت ما علما را روی سر جا می‌دهند اما جای اهل ادب را در دل خود می‌دانند. نباید با آوردن کلمات غیرصیقلی و اصطلاحات من‌درآوردی دل جامعه را چرکین کرد و به اهل ادب بدبین ساخت.» * ''[[امیرعباس هویدا]]'' <small>سخنرانی در نخستین جلسهٔ جشن فرهنگ و هنر»۶ آبان ۱۳۴۹</small><ref>هویدا، امیرعباس. (1349). زبان فارسی. یغما، شماره 266، صفحه‌ی 444.</ref> * «اگر کسی مینشیند و یک سلسله نوشته را در ظرف ده روز، یا بیست روز جور میکند و تدریجاً در روزنامه‌ای نشر میدهد، هدف آن نوشته این است که در مجموع - در پایان کار - مردم را نسبت به آینده خود ناامید سازد و وضعیت کشور را آن‌چنان بد تصویر کند که برای هیچ‌کس نشاط کار کردن باقی نماند. این توطئه است. اگر کسی دستگاههای مسؤول در کشور را با دروغ، با بیان مطالب خلاف و یا بیان نکردن بخشهای مهمّی از حقیقت، طوری معرفی کند که برای جوانی که در دانشگاه درس میخواند، برای جوانی که در کارگاه کار میکند، اصلاً امید و نشاطی به آینده باقی نماند - بگوید آقا، چه فایده دارد ما کار کنیم - این خیانت نیست!؟ اگر کسانی بنشینند بنویسند و اصل مشروعیت نظامی اسلامی را که با این همه خون و فداکاری به دست آمده است، زیر سؤال ببرند، اینها توطئه است، اینها دشمنی کردن است؛ این بیان حرف مخالف‌خوانی نیست. مخالفخوانی یک حرف است، و حرف مخالف زدن یک حرف دیگر است.» ** ''[[سیدعلی خامنه‌ای]]'' <small>بیانات در دیدار جمعی از مسئولان جهاد سازندگی (۱۳۷۷/۰۷/۱۵)</small><ref>https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2909</ref> * «از اول بگویم که من مخالف هرگونه ممیزی و ممنوعیت در انتشار کتاب هستم. ادبیات خود را بالذاته پالایش می‌کند.» ** ''[[جمال الغیطانی]]'<ref>http://www.sharqparsi.com/2014/08/article20945</ref> * «نوشته خوب خود ماندگار و پایا می‌شود. هر قدر میزان آزادی بیشتر شود ما ارزش بالاتری خواهیم یافت.» ** ''[[جمال الغیطانی]]''<ref>http://www.sharqparsi.com/2014/08/article20945</ref> * «کار کردن به‌طور مستمر از اساس کار نویسندگی است. نمی‌گویم نویسنده باید هر روز بنویسد که اگر چنین کند خیلی خوب است ولی فکر می‌کنم نوشتن کاری بسیار جدی است و انرژی فوق‌العاده از فرد می‌طلبد و تا وقتی به شکل مهم‌ترین و حیاتی‌ترین مسئله فرد درنیاید نمی‌تواند به بار بنشیند. نویسنده متفنن یا نویسنده‌ای که گرفتاری‌ها و دغدغه‌های دیگری دارد نمی‌تواند آثار قابل ملاحظه‌ای در میان آثارش داشته باشد.» ** ''[[فریبا وفی]]'' ''گفتگو با فصل نو''[http://faslenou.persiangig.com/adabiyat/128401.htm] * «بگذریم از اتاق کار و مقداری درآمد که [[ویرجینیا وولف]] از آن حرف می‌زند به‌نظرم نویسنده برای نوشتن امنیت خاطر لازم دارد. آزادی لازم دارد. فراغت و فضای آزاد برای گفتگو و تعامل آزادانه با محیط زندگی‌اش لازم دارد.» ** ''[[فریبا وفی]]'' ''گفتگو با فصل نو''[http://faslenou.persiangig.com/adabiyat/128401.htm] * «[[نویسندگی]] در [[ایران]] به هیچ‌وجه شرایطی ندارد که نویسنده بتواند روی آن به عنوان منبع درآمد حساب کند.»<ref>http://aftabnews.ir/fa/news/197831/آخرین-گفتگو-با-فهیمه-رحیمی-شنیده‌ام-می‌گویند-من-ثروتمندترین-نویسنده-زن-ایرانی-هستم</ref> * «آنچه ما را وادار به نوشتن می‌کند، عشق است. وقتی چیزی در وجود نویسنده می‌جوشد این نیاز در او به وجود می‌آید که بنویسد و هدفش را دنبال کند وگرنه اگر فکر کنید نویسندگی شغل و منبع درآمد نویسندگان محسوب می‌شود اینطور نیست.» ** ''[[فهیمه رحیمی]]''<ref>http://aftabnews.ir/fa/news/197831/آخرین-گفتگو-با-فهیمه-رحیمی-شنیده‌ام-می‌گویند-من-ثروتمندترین-نویسنده-زن-ایرانی-هستم</ref> * «نویسندگی من اینگونه است که یکباره افکار به ذهنم الهام می‌شوند. مثلاً خوابم ولی یکباره جملاتی به ذهنم خطور می‌کند و من خواب‌آلود آنها را می‌نویسم. اتاق مرا باید ببینید. اتاق من کاغذ دیواری است ولی روی آن پر از نوشته است. دلیلش هم همین است که یکباره از خواب بیدار می‌شوم خودکار برمی‌دارم و در اسرع وقت آنچه را به ذهنم رسیده می‌نویسم. فکر نمی‌کنم شاغل بودن من می‌توانست روی کیفیت و نوع کارم تأثیر بگذارد زیرا قهرمان‌های داستان‌هایم خودشان سرنوشتشان را به من می‌گویند و من فقط آنچه آنها می‌گویند و می‌اندیشند کتابت می‌کنم.» ** ''[[فهیمه رحیمی]]''<ref>http://aftabnews.ir/fa/news/197831/آخرین-گفتگو-با-فهیمه-رحیمی-شنیده‌ام-می‌گویند-من-ثروتمندترین-نویسنده-زن-ایرانی-هستم</ref> * «فکر می‌کنم لازم است در نظام اداری به نویسندگی هم مانند دیگر حرفه‌ها نگاه شود و بودجه‌ای در اختیار کانون‌های متولی امر ادبیات و نویسندگی قرار گیرد تا آنها بتوانند به اعضای خود خدمات بدهند. حداقل بتوانند مشکل بیمه نویسندگان را حل کنند.» ** ''[[فهیمه رحیمی]]''<ref>http://aftabnews.ir/fa/news/197831/آخرین-گفتگو-با-فهیمه-رحیمی-شنیده‌ام-می‌گویند-من-ثروتمندترین-نویسنده-زن-ایرانی-هستم</ref> * «من ۴۰ سال است که می‌نویسم و نوشتن کار بسیار دشواری است. بگذریم که برخی آن را کار ساده‌ای می‌پندارند اما کسی نیست به این افراد بگوید خوب بنشینید و بنویسید تا متوجه شوید، نویسندگی چه کار سختی است حتی اگر شخصیت‌های ما معلوم باشند.» ** ''[[منیژه آرمین]]''<ref>http://mehrnews.com/detail/News/2227642</ref> * «هر چقدر که از عمر نویسندگی یک نویسنده می‌گذرد، او سخت گیرتر می‌شود.» ** ''[[هوشنگ مرادی کرمانی]]''<ref>http://www.sharqparsi.com/2014/07/article19991</ref> * «هیچ [[نویسنده]] ای هنگام نوشتن به این فکر نمی‌کند که دارد شاهکار می‌نویسد و یا اثرش بد از کار در می‌آید، اما بخشی از تمرکزش در ناخوادگاه معطوف به مخاطبش است.» ** ''[[هوشنگ مرادی کرمانی]]''<ref>http://www.sharqparsi.com/2014/07/article19991</ref> * «این داستان‌‏ها، حاصل چنگ زدن و تلاش من در زندگی است؛ یعنی من به زندگی خودم چنگ زدم و آن را به تصویر کشیدم و داستان‌‏هایم همه ریشه در زندگی من دارد. زمانی که دیدم مردم دردهای مرا گوش نمی‌‏دهند، سعی کردم آنها را به زبان طنز بگویم.» ** ''[[هوشنگ مرادی کرمانی]]''<ref>http://www.iranianfiction.com/fa/index.php/بانک-نویسندگان/ایران/نویسندگان-ایران-ل-ی/item/344-مردای‌کرمانی-هوشنگ</ref> * «همیشه مرسوم است که نویسنده‌ها کتاب‌های خود را فرزندان خود عنوان می‌کنند به نظر من این یک نگاه کلیشه‌ای است و انتظار نداشته باشید که من نویسنده همه کتاب‌هایم را در یک حد و اندازه دوست داشته باشم، من در شرایط کنونی کتاب «شما که غریبه نیستید» را بهترین کتاب خود می‌دانم.» ** ''[[هوشنگ مرادی کرمانی]]''<ref>http://www.sharqparsi.com/2014/07/article19991</ref> * «به نظرمن نویسنده‌ها باید ارتباط تنگاتنگی با سینما داشته باشند، فیلم ببنند و از تکنیک‌های سینمایی به نفع داستان استفاده کنند و از توضیح اضافات بپرهیزند. من هروقت که خبر انتشار کتابی را به رسانه‌ها می‌دهم؛ فیلم سازان برای ساخت فیلم براساس آن اعلام آمادگی می‌کنند. شاید خیلی برایتان عجیب باشد که با گذشت حداکثرسه روزازانتشاریک کتاب تلفن خانه من شروع به زنگ خوردن می‌کند و کارگردان‌های بسیاری هستند که می‌خواهند برای ساخت فیلم با من وارد گفت وگو شوند.» ** ''[[هوشنگ مرادی کرمانی]]''<ref>http://www.sharqparsi.com/2014/07/article19991</ref> * «جایزه گرفتن اتفاق بسیارخوبی است و من ازاین که جایزه‌ای دریافت کنم، همواره احساس خوشایندی دارم هرچند که مردم با خواندن کتاب‌هایم همواره به من جایزه داده‌اند. بهترین جایزه برای من به عنوان نویسنده این است که کتاب‌هایم خوانده می‌شوند و منتظرند تا ببینند کتاب بعدی من چیست. برای یک نویسنده لذتی بیشتر از این نمی‌تواند وجود داشته باشد.» ** ''[[هوشنگ مرادی کرمانی]]''<ref>http://www.sharqparsi.com/2014/07/article19991</ref> * «کار [[شاعر]] و [[نویسنده]] آن است که غم نهفته در دل شکوهمندترین چیزها را باز نماید و شکوه نهفته درون غمبارترین اشیاء را.» ** ''[[توماس هاردی]]'' <small>از کتاب اوائل زندگی زندگی هاردی، فصل ۱۳ چاپ ۱۹۲۸. فقره یادداشت ۱۹ آوریل ۱۸۸۵</small> * نویسنده کسی است که به «قرض‌وقوله» از رفیقان و آشنایان، کتابش را چاپ می‌کند و به دوستان و خویشان اهدا می‌کند تا آن‌ها نیز کتاب را خوانده و نخوانده، در طاقچه‌ای یا در پستوی خانه‌ای بایگانی کنند.<ref>مجلهٔ کاوه، شمارهٔ ۱۰۰، ص ۸۲.</ref> * «زندگی [[نویسنده]] نیمی جاه طلبی است و نیمی اضطراب. این هر دو باید باشد.» ** ''[[مارتین ایمیس]]''<ref>http://www.euronews.com/2013/06/25/martin-amis-on-the-terrorism-of-alienation/</ref> * «اینکه [[نویسنده‌ها]] بیش از هر کس دیگری می‌خواهند جاودانه شوند، یک واقعیت است. چون در حقیقت با گذشت زمان است که کیفیت کار هنری معلوم می‌شود. بقیه چیزها مهم نیستند. نقد هنری و دیگر حرف‌ها [تنها] لفاظی است.» ** ''[[مارتین ایمیس]]''<ref>http://www.euronews.com/2013/06/25/martin-amis-on-the-terrorism-of-alienation/</ref> * «اگر بعد از یک قرن هنوز نامت در میان باشد، موفق شده‌ای.» ** ''[[مارتین ایمیس]]''<ref>http://www.euronews.com/2013/06/25/martin-amis-on-the-terrorism-of-alienation/</ref> * «[[داستان‌نویس]]، شخصی است که به شخصیّت‌های رُمانش، ارزش‌های مبتنی بر واقعیتی را نسبت می‌دهد که با ارزش‌های «واقعی» زندگی تفاوت دارد. داستان‌نویس کسی است که زندگی واقعی خود را با زندگی شخصیت‌های رُمانش مخلوط و مغشوش می‌کند.» ** ''[[آلن رب‌-گریه]]'' <small>مصاحبه با شمسی عصّار (شوشا گاپی)، نشرشده در هنر نویسندگی، مجید روشنگر، نشر مروارید، چاپ۱۳۸۷، ص ۱۴۵</small> * «نوشتن خیلی از واقعیت لذت‌بخش‌تر است. فکر کنم نویسنده بودن شما را با گزینه‌های بی شماری از هر شرایط انسانی در ارتباط قرار می‌دهد. در هر شرایط انسانی تعداد زیادی گزینه، استعداد، شور و شوق و انرژی وجود دارد. گاهی وقتی کار روزانه‌ام را به پایان می‌برم خیلی برایم دشوار است. بعد از شش، هفت، هشت ساعت باید به واقعیت بازگردم بویژه به این واقعیت وحشتناک! واقعاً دشوار است.» ** ''[[دیوید گراسمن]]'' <ref>http://fa.euronews.com/2016/03/17/david-grossman-israelis-more-prone-to-fanaticism-and-fundamentalism</ref> * «به عنوان یک نویسنده فکر می‌کنم که شما هر چیزی را که می‌نویسید با تجربه‌های شخصی تان تغذیه می‌کنید.» ** ''[[اینگرید بتانکورت]]'' <ref name="۲۳/۰۷/۲۰۱۴">{{یادکرد وب | نشانی = http://fa.euronews.com/2014/07/23/former-farc-hostage-and-colombian-politician-ingrid-betancourt-on-the-human- | عنوان = گفتگوی یورونیوز با اینگیرید بتانکور، نویسنده و گروگان سابق فارک | تاریخ = ۲۳/۰۷/۲۰۱۴ | ناشر = یورونیوز}}</ref> * «نوشتن کار بسیار دشواری است. بگذریم که برخی آن را کار ساده‌ای می‌پندارند اما کسی نیست به این افراد بگوید خوب بنشینید و بنویسید تا متوجه شوید، نویسندگی چه کار سختی است حتی اگر شخصیت‌های ما معلوم باشند.» ** ''[[منیژه آرمین]]'' <ref>{{یادکرد وب |نشانی=http://www.mehrnews.com/news/2227642/منیژه-آرمین-آدم-ها-در-داستان-های-عامه-پسند-شناسنامه-ندارند|عنوان=منیژه آرمین: آدم‌ها در داستان‌های عامه‌پسند شناسنامه ندارند|تاریخ=۱۴ بهمن ۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۳۰-۰۱-۲۰۱۷ |اثر=خبرگزاری مهر}}</ref> * «آنگاه که آدمی، زن یا مرد، راه-و-رسم خوب زندگی کردن را فراگرفت، راه‌های گوناگونی را برای بیان حال خود در پیش می‌گیرد، [[نوشتن]] یا چیزی برتر از آن، در این شمار است.» ** ''[[اسلون ویلسون]]'' <ref>{{یادکرد کتاب| عنوان = مصیبت نویسنده بودن| ترجمه =سیروس طاهباز| سال =۱۳۶۸| ناشر =به‌نگار| صفحه =۳۰}}</ref> * «نویسندگان جوان باید این را یاد بگیرند که از بیست‌سالگی تا سی‌سالگی سن در آب‌نمک ماندن‌شان است. در این مدت باید حسابی بیاموزند، سفر بروند، ببینند، تجربه کنند. پس کمی جسارت به‌خرج بدهید و از بابل‌های شخصی‌تان بیرون بیایید. بروید و یک کاری روی کشتی بگیرید یا در یک بیمارستان، این‌طوری است که کلی چیز یادمی‌گیرید.» ** ''[[دیو اگرز]]'' <ref>{{یادکرد وب |نشانی=http://www.sharghdaily.ir/News/116285/آزمون-متمرکزماندن|عنوان=آزمون متمرکزماندن|تاریخ=۱۱ اسفند ۱۳۹۵|اثر=روزنامهٔ شرق}}</ref> * «[[هنر]] چیزی را که برای علم بدیهی است تقلید و تکرار نمی‌کند، بلکه جهانِ عواطف را به روی ما می‌گشاید. نویسنده کلیدهایی برای فهم بشر به دست می‌دهد.» ** ''[[ایلیا ارنبورگ]]'' در مقالهٔ «میان کلبنیکوف و جویس: تفاوت‌ها و مشابهت‌ها»<ref>{{یادکرد کتاب | عنوان =وظیفهٔ ادبیات| ترجمه =[[ابوالحسن نجفی]]|سال =۱۹۷۷| ناشر =کتاب زمان| صفحه =۶۵}}</ref> * «[[نویسنده]]، زندگی درونی انسان معاصر را به طور مختصر و مفید و به نحوی نافذ می‌گشاید.» ** راه کمال در داستان‌نویسی، ۱۹۵۱، ص ۷ <ref name="رسالت ادبیات" /> * «هیچ موضوع بی‌ارزش وجود ندارد، ولی روش بی‌ارزش به موضوع چرا.» ** راه کمال در داستان‌نویسی، ۱۹۵۱، ص ۱۰ <ref name="رسالت ادبیات" /> * «''کیفیت نه کمیت''، اندرزی است که هرکسی توانایی شنیدنش را ندارد ولی آن‌هایی که آن را می‌شنوند و به کار می‌بندند، به زودی خواهند دید که اندرزی کارآمد است.» ** ''[[ کنستانتین فدین]]'' راه کمال در داستان‌نویسی، ۱۹۵۱، صص ۱۸ <ref name="رسالت ادبیات">{{یادکرد کتاب | عنوان =رسالت ادبیات؛ چند مقاله| ترجمه =اسد پیران‌فر| سال =۱۹۷۵م/ ۱۳۵۴ش| ناشر =انتشارات تکامل|مکان =تهران}}</ref> * «ما نویسنده‌‏هامان را به راههای مختلف تباه می‏‌کنیم. اول از راه اقتصادی، پولساز می‌‏شوند. تنها از دل به دریا زدن است که نویسنده‌‏ای پولساز می‏‌شود، گرچه کتابهای‏ خوب، سرانجام پولی درمی‏‌آورند. نویسنده‌‏های ماوقتی پولی به هم زدند آنگاه معیار زندگیشان را بالا می‏‌برند و اسیر می‌‏شوند. مجبورند بنویسند تا توقعیت‌‏ها و زنهایشان‏ را حفظ کنند، و از این قبیل، و مزخرف می‌‏نویسند. مزخرف نه از نظر هدف، از این‏ نظر که شتاب‌‏آمیزند زیرا زمانی چیز می‏‌نویسند که حرفی برای گفتن یا آبی در چاه نیست. جاه‏‌طلب شده‏‌اند. آنگاه به خودشان خیانت می‌‏کنند، توجیه می‌‏کنند و بیشتر مزخرف‏ می‏‌نویسند و یا نقدها را می‏‌خوانند. اگر نقدهای زمانی را که ستایش می‏‌شوند می‏‌پذیرند باید زمانی را هم که فحش می‏‌خورند بپذیرند و این است که اطمینانشان را از دست‏ می‌‏دهند.» ** [[ارنست همینگوی]]<ref>همینگوی، ارنست. (1369). نقد ادبی: نویسنده‌های ما. ترجمه‌ی: سیروس طاهباز. مجله‌ی کلک، شماره4.</ref> * «در حال حاضر ما دو نویسندهء خوب داریم که نمی‌‏توانند چیز بنویسند، زیرا اعتمادشان را با خواندن نقدها از دست داده‌‏اند. اگر می‌‏نوشتند، هر از گاهی چیز خوبی از آب درمی‏‌آمد و گاهی نه چندان خوب و گاهی هم حسابی بد. اما چیز خوب‏ هم در کار بود. اما آنها نقدها را خوانده‌‏اند و باید شاهکار صادر کنند. شاهکارهایی‏ که منقدان می‏‌گویند آنها نوشته‏‌اند و البته شاهکار نبوده‌‏اند، فقط کتابهای خوبی‏ بوده‏‌اند. بنابراین حالا اصلاً نمی‏‌توانند چیزی بنویسند. منقدان، عقیمشان کرده‌‏اند.» ** [[ارنست همینگوی]]<ref>همینگوی، ارنست. (1369). نقد ادبی: نویسنده‌های ما. ترجمه‌ی: سیروس طاهباز. مجله‌ی کلک، شماره4.</ref> * «نویسنده هرگز نباید جز به پاس خشنودیش چیز بنویسد. من به شادی می‌‏نویسم، اما همه وقت از آنچه که نوشته‏‌ام شادکام نبوده‏‌ام.» ** [[ارنست همینگوی]]<ref>همینگوی، ارنست. (1369). نقد ادبی: نویسنده‌های ما. ترجمه‌ی: سیروس طاهباز. مجله‌ی کلک، شماره4.</ref> * در حقیقت این خود تو هستی که راه را پیدا می‌کنی. واقعاً نمی‌شود به یک نویسنده گفت چگونه می‌نویسی؟ چون خیلی ساده خواهد گفت؛ می‌نشینم پشت میز و می‌نویسم. اما اینکه چگونه دست به قلم می‌بری و اندیشه‌ها و عواطفت را بر کاغذ جاری می‌کنی به خودت برمی گردد. در مورد ترجمه مسئله شاید حتی پیچیده‌تر از این هم باشد، چون تو باید از یک سو زبان خود را هم بگشایی. * نوشتن انسان را متعهد می‌کند که درست بیندیشد و وقتی اندیشه‌ای را مطرح می‌کنی باید منتظر بازتاب‌های آن باشی. ** [[داریوش مؤدبیان]]، ۷ اکتبر ۲۰۱۸/ ۱۵ مهر ۱۳۹۷؛ مصاحبه با «ایران تئاتر»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=جادوی صحنه از کودکی مرا اسیر خود کرد|نشانی=https://theater.ir/fa/112031|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220613165200/https://theater.ir/fa/112031|تاریخ بایگانی=۱۳ ژوئن ۲۰۲۲|تاریخ= ۱۵ مهر ۱۳۹۷ |ناشر=ایران تئاتر}}</ref> * معتقدم مطالعهٔ کتاب کاری خلاقانه است. اینکه ما اثر یک نویسنده را که سال‌های بسیاری از عمرش را صرف نوشتن کتابی کرده، در چند ساعت می‌خوانیم؛ به نظرم عالی است. او حاصل عمر، انرژی و تخیل خود را به راحتی در طبق اخلاص گذاشته شده و در قالب کتاب به راحتی در اختیار ما قرار داده‌است؛ بنابراین این اثر او یک کالای فرهنگی است. در مجموع با کتاب‌ها دنیای قشنگی دارم که در عین متفاوت بودن با دنیای دیگران، دور از واقعیت نیست. ** [[تهمینه میلانی]]، ۴ آوریل ۲۰۲۲/ ۱۵ فروردین ۱۴۰۱؛ مصاحبه با «ایبنا»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=جواهرات من کتاب‌هایم هستند/ کتاب و کتابخانه جزو لاینفک فیلم‌هایم است|نشانی=https://www.ibna.ir/fa/longint/319931/جواهرات-من-کتاب-هایم-هستند-کتاب-و-کتابخانه-جزو-لاینفک-فیلم-هایم-است|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220617101653/https://www.ibna.ir/fa/longint/319931/جواهرات-من-کتاب-هایم-هستند-کتاب-و-کتابخانه-جزو-لاینفک-فیلم-هایم-است|تاریخ بایگانی=۱۷ ژوئن ۲۰۲۲|تاریخ= ۱۵ فروردین ۱۴۰۱|ناشر=ایبنا}}</ref> == منابع == <references/> [[رده:هنر]] [[رده:ادبیات]] 7pnlg7nnpx96nh3xf2ppbdlxg3wlqwh بازیگری 0 17272 192743 186655 2026-09-04T16:32:14Z Clydemod 33558 /* */ 192743 wikitext text/x-wiki '''[[w:بازیگری|بازیگری یا تمثیل يا اكتينج]]''' فعالیتی است که در آن داستانی از راه اجرای آن توسط [[بازیگر]]ی که [[w:شخصیت (آثار هنری)|شخصیتی]] را می‌پذیرد روایت می‌شود؛ در [[تئاتر]]، [[تلویزیون]]، [[فیلم]]، [[رادیو]] یا هر رسانهٔ دیگری که از حالت [[w:محاکات|محاکات]] استفاده می‌کند.{{سخ}} بازیگری شامل طیف گسترده‌ای از مهارت‌هاست، از جمله توسعه‌یافتگی خیالی، بیانات عاطفی و فیزیکی، فرافکنی صدا، وضوح گفتار، و توانایی تفسیر درام است. بازیگری همچنین مستلزم توانایی به‌کارگیری گویش‌ها، لهجه‌ها، بداهه‌نوازی، مشاهده و تقلید، میم و مبارزه صحنه‌ای است. بسیاری از بازیگران به مدت طولانی در برنامه‌های تخصصی یا کالج‌ها آموزش می‌بینند تا این مهارت‌ها را توسعه دهند. بیشتر بازیگران حرفه‌ای آموزش‌های گسترده‌ای را گذرانده‌اند. بازیگران مرد و زن اغلب مربیان و معلمان زیادی برای طیف کامل آموزش شامل آواز خواندن، صحنه‌سازی، تکنیک‌های تست صدا و تمثیل برای دوربین دارند. == گفتاوردها == === الف === * من اگر شده، فقط یک خط بازی می‌کنم اما آن یک خط را درست بازی می‌کنم. * یک بازیگر سینما باید در جامعه مثل یک دزد باشد. باید ایده بدزدد. باید نگاه کند و مردم را کشف کند. * بازیگر شدن با قرص و آمپول نیست. یک نیروی خارق‌العاده می‌خواهد. من عشق می‌ورزم که کار را خوب انجام دهم. ** [[ابراهیمِ آبادی]]، ۹ ژانویه ۲۰۱۰/ ۱۹ دی ۱۳۸۸ مصاحبه با «جام جم»<ref>{{یادکرد وب | نشانی =https://jamejamonline.ir/fa/news/305717/پشتوانه-خنده-تفکر-است|پیوند بایگانی=https://web.archive.org/web/20220323215719/https://jamejamonline.ir/fa/news/305717/پشتوانه-خنده-تفکر-است|تاریخ بایگانی=۲۴ مارس ۲۰۲۲|عنوان =پشتوانه خنده، تفکر است|تاریخ =۱۹ دی ۱۳۸۸| قالب =مصاحبه| ناشر =جام جم آنلاین}}</ref> * به اندازه تک تک آدم‌هایی که در این دنیا وجود دارند، نقش وجود دارد. ما همه کاراکترهایی هستیم که می‌شود بازی کرد. هر آدمی کاراکتری است که می‌شود او را بازی کرد و بازی نشده‌است. * بازیگری خیلی شغل سختی است، اینکه عکس شما روی جلد مجلات برود و مردم شما را بشناسند زیباست، اما این‌ها همه ظاهر قضیه است. همیشه باید برای اینها هزینه پرداخت کنید و هزینهٔ آن، تمرین مستمر و زحمت خیلی زیادی است که باید در این حرفه بکشید. بازی کردن کار سختی نیست، ولی بازیگر شدن کار سختی است. بازیگری به نظر من تخصص است، مثل [[عکاسی]] که خیلی‌ها عکس می‌گیرند، ولی بعضی‌ها به شکل حرفه‌ای عکس می‌گیرند. همیشه به بچه‌ها می‌گویم برای آن چیزی که می‌خواهید بشوید، باید صبر و تلاش کنید و پشتکار داشته باشید. * بازیگری به شدت کار سختی است، به آن اعتقاد دارم، برای اینکه بازیگری مستقیم با روح و جسم و مغز تو در ارتباط است و شما با بازی کردن نقش‌های متفاوت یک بخشی از خودتان را جا می‌گذارید و بخشی از آن نقش را با خودتان همراه می‌کنید. بعضی وقت‌ها دچار گم‌کردگی کاراکتر و شخصیت واقعی خودتان می‌شوید. ** [[نسیم ادبی]]، ۷ سپتامبر ۲۰۲۰/ ۱۷ شهریور ۱۳۹۹؛ مصاحبه با روزنامهٔ «هنرمند»<ref>{{یادکرد ژورنال | عنوان =دوباره متولد شوم، بازیگر نمی‌شوم!| ژورنال =هنرمند| مکان =تهران| شماره =۱۲۹۷| سال =۱۷ شهریور ۱۳۹۹| صفحه =۴–۵| پیوند =https://web.archive.org/web/20230807051231/https://www.magland.ir/magazine/12/issue/8402/روزنامه-هنرمند-شماره-1297}}</ref> * به نظرم کسانی که ناامید و عصبی می‌شوند، [[شغل]] خود را اصلاً نمی‌شناسند… در مورد شغل بازیگری هم این واقعیت وجود دارد که هرچه سنمان بالاتر برود، تعداد نقش‌های مطلوب و خوب هم کمتر و از طرفی هم بازیگر سخت‌گیرتر می‌شود. به نظرم به‌جای اینکه غصه بخوریم، بهتر است آغوشمان را برای پذیرش این واقعیت گشوده کنیم. ** [[گلاب آدینه]]، ۳۰ آوریل ۲۰۱۷/ ۱۰ اردیبشهت ۱۳۹۶، مصاحبه با روزنامهٔ «[[شرق (روزنامه)|شرق]]»<ref>{{یادکرد وب | نشانی =http://www.sharghdaily.ir/News/120006/اگر-شد-چه-عالی،-‌نشد-چه-بهتر|پیوند بایگانی=https://web.archive.org/web/20220322205138/https://www.sharghdaily.com/بخش-روزنامه-100/120006-اگر-شد-چه-عالی-نشد-چه-بهتر|تاریخ بایگانی=۲۳ مارس ۲۰۲۲|عنوان =اگر شد چه عالی، نشد چه بهتر|نویسنده=فرانک آرتا|تاریخ =۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶–۳۰ آوریل ۲۰۱۷| قالب =مصاحبه| ناشر =sharghdaily.ir}}</ref> * عمر دوران قهرمانی در [[ورزش]] کوتاه است، اما بازیگری را می‌توان سال‌ها ادامه داد. * کلیشه شدن آزارم می‌دهد و تلاش کردم هر نقشم نسبت به نقش قبلی‌ام متفاوت باشد. ** [[مهشید افشارزاده]]، ۱۵ آوریل ۲۰۱۷/ ۲۶ فروردین ۱۳۹۶، مصاحبه با «جام جم»<ref>{{یادکرد وب |نشانی=http://jamejamonline.ir/sima/2806699669971400617/کلیشه-شدن-آزارم-می‌دهد|عنوان=کلیشه شدن آزارم می‌دهد|تاریخ=۲۶ فروردین ۱۳۹۶|اثر=جام‌جم سیما}}</ref> * بخشی از بازیگری، آزاد کردن ذخیرهٔ انرژی است مثل زمانی که شما سرتان را زیر آب می‌کنید بدون این که نفس بکشید… وظیفهٔ بازیگر استفاده درست و بجا از انرژی‌های ذخیره شده‌است. ** [[پردیس افکاری]]، ۲۱ اوت ۲۰۱۱/ ۳۰ مرداد ۱۳۹۰، مصاحبه با «جام جم»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=داستانی‌ها ماورایی هیچ‌وقت کهنه نمی‌شوند|نشانی=https://jamejamonline.ir/fa/news/424047/داستانی‌ها-ماورایی-هیچ‌وقت-کهنه-نمی-شوند|تاریخ=۳۰ مرداد ۱۳۹۰|ناشر=جام جم}}</ref> * به بزرگ بودن اعتقادی ندارم. فرد یا بازیگر هست یا نیست. ** [[پردیس افکاری]]، ۲۸ ژوئیه ۲۰۱۳/ ۶ خرداد ۱۳۹۲، مصاحبه با «سوره سینما»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=بعد از بازی در «قلاده‌های طلا» پاسخگوی سوءتفاهم‌ها بودم|نشانی=http://www.sourehcinema.ir/?p=9090|تاریخ=۶ خرداد ۱۳۹۲|ناشر=سوره سینما}}</ref> * هر شغلی یک دوره‌ای دارد به غیر از کار بازیگری که حد و مرز ندارد. اگر ۱۲۰ سالتان هم باشد و شوق‌اش را داشته باشید، می‌توانید باز هم بازی کنید. * [اگر بخواهید به عنوان یک هنرمند کهنه‌کار درباره حرفه‌تان سخنی بگویید، چه می‌گویید؟] شناخت، تجربه، اشتیاق. شناخت به این معنی که برای انجام کار باید روی همه جزییات‌اش مطالعه کنی، تجربه پس از اینکه مطالعه کردی به کمک می‌آید تا بتوانی دست‌آوردهای قدیم‌ات را استفاده کنی و آنچه پیدا کردی پیاده کنی. اشتیاق این است که حوصله داشته باشی تا آن کار را به سرانجام برسانی، هرچقدر که زمان ببرد. هر کدام از سه جنبه نباشد شخص در وسط کار ممکن است متوقف شود. ** [[ناصر آقایی]]، ۹ مارس ۲۰۱۷/ ۱۹ اسفند ۱۳۹۵، مصاحبه با «هنر آنلاین»<ref>{{یادکرد وب | نشانی =http://www.honaronline.ir/بخش-نمایش-3/94553-بازیگری-حد-مرز-ندارد-ناصر-آقایی-در-سالروز-سالگی|پیوند بایگانی=https://web.archive.org/web/20170531043926/http://www.honaronline.ir/بخش-نمایش-3/94553-بازیگری-حد-مرز-ندارد-ناصر-آقایی-در-سالروز-سالگی|تاریخ بایگانی=۲۵ مارس ۲۰۲۲|عنوان =بازیگری حد و مرز ندارد / ناصر آقایی در سالروز 70 سالگی|تاریخ = ۱۹ اسفند ۱۳۹۵| قالب =مصاحبه| ناشر =هنر آنلاین}}</ref> * من تا آخر عمرم بازیگر هستم. قطعاً این فرصت پیش نخواهد آمد همه نقش‌های دنیا را بازی کنم، اما از نظر من فیلمنامه اگر خوب باشد نقش مثبت، منفی، سیاه یا خاکستری معنا ندارد. فیلمنامه است که بازیگر را به هر نقشی ترغیب می‌کند. ** [[عبدالرضا اکبری]]، ۳ ژوئن ۲۰۱۳/ ۱۳ خرداد ۱۳۹۲، مصاحبه با «سوره سینما»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=در «فرزند صبح» تلاش کردم حق مطلب ادا شود/ علاقه به بازی در نقش‌های تاریخی|نشانی=http://www.sourehcinema.ir/?p=30468|تاریخ=۱۳ خرداد ۱۳۹۲|ناشر=سوره سینما}}</ref> * شاید شهرت به سادگی یک شبه به دست بیاید اما به همان سادگی هم از دست می‌رود. حفظ آن سخت است. بازیگرانی داریم که به خاطر تیپ، ظاهر، چهره و لباسشان یک شبه برای کاری انتخاب شوند و این یکی از فاکتورها است. استعداد، خلاقیت، ذوق، سلیقه، زیباشناسی، سواد و اخلاق بازیگر بسیار مهم‌تر است. بسیاری از بازیگران ما در حال حاضر فقط دیالوگ-حفظ‌کن‌های خوبی هستند. این دیالوگ‌ها را هرکسی می‌تواند حفظ بکند. * کار بازیگری فقط دیالوگ حفظ کردن نیست. اینکه بتوانیم نقشی را با تمام وجود، عشق و با یک احساس خیلی شفاف بیان کنیم مهم است. ** [[عبدالرضا اکبری]]، ۵ دسامبر ۲۰۲۱/ ۱۹ آذر ۱۴۰۰، مصاحبه با «ایسنا»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=عبدالرضا اکبری:به باندبازی در انتخاب بازیگران اعتقاد دارم|نشانی=https://www.isna.ir/news/1400091914705/عبدالرضا-اکبری-به-باندبازی-در-انتخاب-بازیگران-اعتقاد-دارم|تاریخ=۱۹ آذر ۱۴۰۰|ناشر=ایسنا}}</ref> * بازیگری کاری پیش پا افتاده نیست که با [[شهرت]] تمام شود. * ارائهٔ بخش ظاهری نقش دست‌کم برای یک بازیگر حرفه‌ای کار سختی نیست. مهم این است که درون نقش را پیدا و اجرا کنیم. اگر بازیگر به روح نقش برسد ظاهر را می‌توان با گریم هم خلق کرد… گریم درونی را خود بازیگر باید انجام بدهد، چون هیچ‌کس نمی‌تواند روح و درون بازیگر را گریم کند. * معتقدم بازیگری در ری‌اکشن خودش را نشان می‌دهد نه در اکشن. بازیگری در عمل نیست در عکس‌العمل است. * باید تا جایی که می‌توانم زلال باشم تا مثل آینه تصویر نقش‌ها را روی خودم حک کرده و شروع کنم به زندگی کردن نقش. * کار بازیگری خیلی پیچیده‌تر از این است که بگویم کسی خوش‌تیپ است یا نیست. ما بازیگران سراسر دغدغه‌ایم. از روز اول که می‌خواهیم شخصیت را پیدا و باور کنیم تا وقتی فیلم به نمایش در می‌آید دغدغه داریم و جانمان به لب می‌آید. در نهایت با نمایش اثر یا تاسف می‌خوریم یا نفسی از شادمانی می‌کشیم و به آرامش می‌رسیم. ** [[بیژن امکانیان]]، ۴ فوریه ۲۰۱۴/ ۱۵ بهمن ۱۳۹۲، مصاحبه با «جام جم»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=بیژن امکانیان، بازیگر برگزیده جشنواره جام‌جم: ما بازیگران پر از دغدغه ایم|نشانی=https://jamejamonline.ir/fa/news/642739/بیژن-امکانیان-بازیگر-برگزیده-جشنواره-جام‌جم-ما-بازیگران-پر-از-دغدغه-ایم|تاریخ=۱۵ بهمن ۱۳۹۲ |ناشر=جام جم}}</ref> * من عاشق بازیگری هستم. هنوز فکر می‌کنم که برای بازیگری خیلی حرف‌ها برای گفتن دارم. هر چقدر تجربه من بیشتر می‌شود و سال‌ها می‌گذرد فکر می‌کنم بر توانایی‌های خود مسلط‌تر هستم. ** [[بیژن امکانیان]]، ۲ سپتامبر ۲۰۱۵/ ۱۱ شهریور ۱۳۹۴، مصاحبه با روزنامهٔ «شرق»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=بیژن امکانیان: به ظواهر اهمیت نداده‌ام|نشانی=https://sedayiran.com/fa/news/77854/بیژن-امکانیان-به-ظواهر-اهمیت-نداده‌ام|تاریخ=۱۱شهریور ۱۳۹۴|ناشر=صدای ایران}}</ref> * من از کودکی عاشق بازیگری بودم. البته خانواده‌ام هم با هنر بیگانه نبودند. * همیشه سعی کرده‌ام ارتباط مستقیم و خوبی با مردم داشته باشم. یک بازیگر نباید خودش را از مردم پنهان کند، چون آنها مشوق واقعی ما هستند. در هر حال من سعی می‌کنم با اعمال و رفتارم ماندگاری‌ام را تثبیت کنم. * البته من تاوان عشق به دنیای بازیگری را دادم. ** [[کتایون امیرابراهیمی]]، ۲۵ ژوئن ۲۰۱۲/ ۵ تیر ۱۳۹۱؛ مصاحبه با «جام جم»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=تاوان عشق به بازیگری را دادم|نشانی=https://jamejamonline.ir/fa/news/483509/تاوان-عشق-به-بازیگری-را-دادم|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220531122637/https://jamejamonline.ir/fa/news/483509/تاوان-عشق-به-بازیگری-را-دادم|تاریخ بایگانی=۳۰ مه ۲۰۲۲|تاریخ=۵ تیر ۱۳۹۱|ناشر=جام جم آنلاین}}</ref> * در طول سال‌های بازیگری‌ام تلاش کردم نقش‌هایی را انتخاب کنم که خنثی نباشد یا شخصیتی که قرار است آن را بازی کنم، تک‌بعدی نباشد. برایم فرقی نمی‌کند نقش‌ام بلند باشد یا کوتاه، تلخ باشد یا شیرین. آنچه برایم اهمیت دارد این است که نقش‌ام حرفی برای گفتن داشته باشد. ** [[کمند امیرسلیمانی]]، ۶ ژانویه ۲۰۱۴/ ۱۶ دی ۱۳۹۲، مصاحبه با «جام جم»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=کمند امیرسلیمانی، بازیگر نقش افسانه در سریال «بی‌قرار»: بدون غوغا کار و زندگی می‌کنم|نشانی=https://jamejamonline.ir/fa/news/632615/کمند-امیرسلیمانی-بازیگر-نقش-افسانه-در-سریال-بی‌قرار-بدون-غوغا-کار-و-زندگی-می‌کنم|تاریخ=۱۶ دی ۱۳۹۲|ناشر=جام جم}}</ref> * [چرا بازیگر شدید؟] چون من عاشق هیجان و تنوع در زندگی هستم. من کار کارمندی را دوست ندارم و من بدرد چنین زندگی نمی‌خورم. بازی در نقش‌های جدید با افراد جدید، در لوکیشن‌های جدید و در قالب شخصیت‌های جدید خیلی لذت‌بخش است. می‌توانی حرف‌ها و کارهایی را که در زندگی عادی نمی‌توان انجام داد را در قالب نقش ایفا کنی. این هیجان‌ها را من خیلی دوست دارم. همچنین در قالب نقش می‌توانی به مردم پیامدهایی را برسانی. بخشی از دلیل بازیگر شدنم هم شهرت پیدا کردن بود. * شرط اول بازیگری اعتماد به نفس است. البته نه به شکلی که فرد به خودشیفتگی دچار شود. ** [[پریناز ایزدیار]]، ۲ مه ۲۰۱۶/ ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۵؛ مصاحبه با «زندگی سلام»<ref>{{یادکرد وب |عنوان=مصاحبه اختصاصی با پریناز ایزدیار|نشانی=https://www.zendegisalem.com/مصاحبه-اختصاصی-با-پریناز-ایزدیار/|تاریخ=۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۵|ناشر=زندگی سلام|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20230808083702/https://www.zendegisalem.com/مصاحبه-اختصاصی-با-پریناز-ایزدیار/|تاریخ بایگانی=۸ اوت ۲۰۲۳}}</ref> === ب === * شخصیت واقعی خودم با نقش‌های منفی‌ای که بازی می‌کنم خیلی تفاوت دارد. همیشه سعی کرده‌ام به نقش، شخصیت و بعد بدهم. این‌طور نیست مثل بعضی‌ها که نقش منفی بازی می‌کنند فقط هوار بکشم. تلاشم این بوده که شخصیت منفی را به‌گونه‌ای بازی کنم که تماشاگر دربارهٔ او قضاوت منصفانه داشته باشد. هر انسانی برای کارهایش دلایلی دست کم برای خودش دارد. [[زندگی]] بر اساس خیر و شر است و هر یک از این‌ها که حذف شود، کل زندگی بی‌معنا می‌شود. ** [[عنایت بخشی]]، ۱۲ نوامبر ۲۰۱۵/ ۲۱ آبان ۱۳۹۴، مصاحبه با «جام جم»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=بازیگران نقش‌های منفی مظلوم هستند|نشانی=https://jamejamonline.ir/fa/news/855206/بازیگران-نقش‌های-منفی-مظلوم-هستند|تاریخ=۲۱ آبان ۱۳۹۴|ناشر=جام جم}}</ref> * بازیگری مثل ویولن زدن است. کمتر کسی دنبال این ساز می‌رود چون پرده ندارد و بنابر این اگر حتی کمی اشتباه کنی، جیغ می‌کشد و حالت را بد می‌کند. ** [[عنایت بخشی]]، ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۳/ ۱۹ شهریور ۱۳۹۲، گفتگو با «باشگاه خبرنگاران جوان»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=گفتگوی صمیمانه با عنایت بخشی پیشکسوت سینما و تئاتر|نشانی=https://www.yjc.news/fa/news/4546795/گفتگوی-صمیمانه-با-عنایت-بخشی-پیشکسوت-سینما-و-تئاتر|تاریخ= ۱۹ شهریور ۱۳۹۲|ناشر=ایرنا}}</ref> * در یکی از نمایشنامه‌ها چون نقشم منفی بود یکی از تماشاگران روی سن آمد تا مرا با چاقو بزند. تا زمانی که قطب منفی یک سیم با قطب مثبت برخورد نکند چراغی روشن نمی‌شود، بنابراین نقش مثبت و منفی نیز در تقابل با یکدیگر شکل می‌گیرند و مکمل هم هستند. ** [[عنایت بخشی]]، ۱۱ فوریه ۲۰۲۱/ ۲۳ بهمن ۱۳۹۹، گفتگو با «جام جم»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=خاطره عنایت بخشی از بازی با چکمه و عبای پشمین در تابستان بندرعباس!|نشانی=https://jamejamonline.ir/fa/news/1303940/خاطره-عنایت-بخشی-از-بازی-با-چکمه-و-عبای-پشمین-در-تابستان-بندرعباس|تاریخ=۲۳ بهمن ۱۳۹۹|ناشر=جتم جم}}</ref> * من معتقدم بازیگر دائماً باید از آدم‌های اطرافش ایده بگیرد، اتوبوس و تاکسی سوار شود، به قهوه‌خانه و جنوب شهر برود آدم‌ها را ببیند، با آنها هم صحبت شود، مشکلشان را بداند، زندگیشان را تجزیه و تحلیل کند در اینصورت وقتی نقشی را بازی می‌کند نقش برایش پوست، گوشت واستخوان دارد. ** [[عنایت بخشی]]، ۲۷ مارس ۲۰۲۱/ ۷ فروردین ۱۴۰۰، گفتگو با «ایرنا»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=عنایت بخشی: من و دولت‌آبادی زمانی حتی پول چند سیخ جگر را هم نداشتیم|نشانی=https://www.irna.ir/news/84275745/عنایت-بخشی-من-و-دولت-آبادی-زمانی-حتی-پول-چند-سیخ-جگر-را-هم-نداشتیم|تاریخ=۷ فروردین ۱۴۰۰|ناشر=ایرنا}}</ref> * معتقدم یک [[بازیگر]] ناچار است از همهٔ استعداد و خلاقیتش استفاده کند و نگذارد مخاطبش عادت کند که او را فقط در یک قالب خاص ببیند و به نوعی با حضور در آن نقش کلیشه شود. به نظرم کوتاه یا بلند بودن نقش خیلی مهم نیست، نکتهٔ اصلی این است که نقش باید به نوعی در قصه محوری باشد و مخاطب بتواند تمام و کمال آن کاراکتر را بپذیرد، چیزی که خود من خیلی سعی کردم در پذیرش نقش‌های انتخابی‌ام آن را اعمال کنم. یک کاراکتر باید بتواند نمود عینی و ذهنی یک زندگی واقعی را برای مخاطب به تصویر بکشد در غیر این صورت کلمهٔ «بازیگر» دیگر مفهومش را از دست می‌دهد. * من [[بازیگر]]م، عاشق کشف و شهودم و معتقدم این خصیصهٔ هر بازیگری است. ** [[لیلا بلوکات]]، ۲۹ ژانویه ۲۰۱۱/ ۹ بهمن ۱۳۸۹؛ مصاحبه با «جام جم»<ref>{{یادکرد وب |عنوان=در انتخاب نقش‌هایم حساسیت زیادی دارم|نشانی=https://jamejamonline.ir/fa/news/383063/در-انتخاب-نقش‌هایم-حساسیت-زیادی-دارم|تاریخ=۹ بهمن ۱۳۸۹|ناشر=جام جم آنلاین|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20230809091106/https://jamejamonline.ir/fa/news/383063/در-انتخاب-نقش‌هایم-حساسیت-زیادی-دارم|تاریخ بایگانی=۹ اوت ۲۰۲۳}}</ref> === پ === * من همیشه در مورد کار خودم در سینما و تئاتر مثالی دارم که می‌زنم. می‌گویم: نعوذبالله، من روی صحنهٔ تئاتر خدا هستم. چون هیچ واسطه‌ای بین من و تماشاگر وجود ندارد. می‌توانم به تنهایی یک اجرا را به اوج برسانم یا آن را به زمین بزنم. بازیگری هستم که نفس به نفس تماشاچی بازی می‌کنم. اما در سینما معتقدم که من بندهٔ خدا هستم. چون خدای من کسی است که پشت دوربین قرار گرفته‌است. * برایم مهم است که پیام فیلم دلنشین باشد و بعد ببینم که چی گیر من می‌آید. آیا خودم را تکرار نمی‌کنم؟ آیا از طریق آن می‌توانم خودم را پیدا کنم؟ ته کار آیا یک جمله به من اضافه می‌شود؟ دقت می‌کنم ببینم در خود پرستویی به عنوان بازیگر اتفاقی می‌افتد؟ * بازیگری که فقط جلوی دوربین رفتن نیست. * من خلوت بازیگری را با دنیا عوض نمی‌کنم. * من عاشق کار کردنم. حق ندارم کار نکنم. یک زمانی هست می‌گوییم ای بابا من فقط هنرپیشه‌ام، بگذار دو زار گیرم بیاید ولی خاک بر سرمن پرستویی که اگر بخواهم از این راه خرجی زن و بچه‌ام را دربیاورم. ** [[پرویز پرستویی]]، ۲۸ ژانویه ۲۰۱۳/ ۹ بهمن ۱۳۹۱؛ مصاحبه با «خبرآنلاین»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=حرف‌های صریح پرویز پرستویی دربارهٔ سینما، بازیگری و… / نه خداحافظی کرده‌ام نه اعتصاب!|نشانی=https://www.khabaronline.ir/news/273420/حرف-های-صریح-پرویز-پرستویی-درباره-سینما-بازیگری-و-نه-خداحافظی|تاریخ=۹ بهمن ۱۳۹۱|ناشر=خبر ورزشی}}</ref> * بازیگری دیگر برای من در جایگاه یک «حرفه» نیست، با زندگی ام آمیخته و عجین شده‌است. چون هیچ وقت فقط به عنوان یک «حرفه» به آن نگاه نکردم که بنا باشد زندگی ام فقط با آن بچرخد. من از سن ۱۸–۱۹ سالگی وارد دنیای هنر شدم و خودشناسی و رشد من به نوعی با سینما شکل گرفته‌است. ** [[ماهایا پطروسیان]]، ۷ مه ۲۰۱۴/ ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳؛ مصاحبه با وبگاه «سی و یک نما»<ref>{{یادکرد وب|نویسند=الهه عبداللهی|عنوان=گفتگو اختصاصی سی و یک نما با ماهایا پطروسیان / از سینما تا دغدغه‌های ذهنی اش / خدا خیلی به من سخت گرفته|نشانی=https://31nama.com/سینمای-ایران/mahaya-petrosian|تاریخ=۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳|ناشر=سی و یک نما}}</ref> * هر بازیگری حس و حال خودش را دارد. یک قانون کلی وجود ندارد که همه بازیگرها بتوانند از آن پیروی کنند. درست است که دانشگاه‌ها قوانین و تکنیک‌هایی را آموزش می‌دهند مثل تربیت بیان، برخورد با متن، شناخت رشته‌های دیگر و… اما آنچه ارتباط بازیگر با نقش است، فیلم به فیلم عوض می‌شود که به تجربه و حس و حال مربوط است. * خلق کردن یک نقش در سینما برایم بیشتر از پول و شهرت و… اهمیت دارد. تفاوت و تنوع در نقش را دوست دارم. * هر انسانی در هر حرفه‌ای می‌تواند خصوصیات منفی یا مثبتی روی اطرافیان خود بگذارد، اما در همه جای دنیا به بازیگر به‌عنوان کسی که کارش را انجام می‌دهد نگاه می‌کنند. بدترین چیز این است که خیلی از افراد نقش‌هایی را که بازی می‌کنند به جای خودشان قالب کنند. درحالی‌که آنچه می‌بینیم نیستند و این باعث دورویی می‌شود. ** [[ماهایا پطروسیان]]، ۴ ژوئیه ۲۰۱۸/ ۱۳ تیر ۱۳۹۷؛ مصاحبه با «آینه جم»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=گفتگو با ماهایا پطروسیان؛ دختر مدرن و شیطونِ سینما/خودم را به زندگی سپرده‌ام/تصاویر|نشانی=http://ayenejam.ir/index.php/سایر-خبر-ها/گفت-و-گو/25158-گفتگو-با-ماهایا-پطروسیان؛-دختر-مدرن-و-شیطونِ-سینما-خودم-را-به-زندگی-سپرده‌ام-تصاویر|تاریخ=۱۳ تیر ۱۳۹۷|ناشر=آینه جم}}</ref> === ت === * به نظرم از هفت میلیارد نفر جمعیت کره زمین، حداقل شش میلیارد نفر به بازیگری علاقه دارند، اما استعداد در بازیگری حرف اول را می‌زند، استعداد اکتسابی نیست و یک ودیعه خدادادی است. ** [[امین تارخ]]، ۱۰ اوت ۲۰۱۶/ ۲۰ مرداد ۱۳۹۵؛ مصاحبه با «جام جام»<ref>{{یادکرد وب |نشانی=http://jamejamonline.ir/sima/2500574386327079366/چرا-از-برخی-هنرجویان-سینما-سوء-استفاده-می-شود؟|عنوان=چرا از برخی هنرجویان سینما سوء استفاده می‌شود؟|تاریخ= ۲۰ مرداد ۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۳۰-۰۱-۲۰۱۷|اثر=جام جم سیما}}</ref> * من وقتی کار تئاتر را شروع کردم اصلاً تحصیلات تئاتری نداشتم فقط حس داشتم و هوش و علاقه. * من دانشکده ندیده بودم، دانشکدهٔ من مردم بودند. به نظر من البته آموزش مهم است ولی یک هنرپیشه باید استعداد داشته باشد چون ممکن است حتی یک لیسانسیهٔ تئاتر را هرگز نتواند بازیگری قابل بشود و این خود صحنه به او می‌فهماند. اما چه بسا آنها که استعداد، هوش و هنر داشته‌اند و بدون دیدن هیچ کلاس تئاتر، صحنه و تماشاچی آنها را پذیرفته‌است. تئاتر در عین حال که هنر ظریفی است هنر بسیار بی رحمی هم هست. * هنرپیشگی حرفه‌ای است که همه آن را دوست دارند ولی هر کسی می‌تواند هنرمند و هنرپیشه باشد؟ * هرگز معیار بازیگری برای من چیزی نیست که می‌بینم و حتی خودم ارائه می‌دهم. من تلاش می‌کنم برای روزی که به حد مورد نظرم برسم. برای بازیگری بتی ندارم که بخواهم از او پیروی کنم و کار او را معیار قرار دهم. اما همیشه کار همه برای من یک تجربه و راهنما بوده، البته کاری که با اعتقاد و ایمان اجرا و ارائه شود. * هنرپیشه‌ای که حرفش از کلمات زشت و رکیک تجاوز نکند می‌خواهی چه اثری روی مردم بگذارد؟ اما من هرگز میدان را خالی نمی‌گذارم. چون سینما را دوست دارم باین کار ادامه می‌دهم فقط خیلی با احتیاط قدم برمی‌دارم و خیلی هوشمندانه. ** [[فرزانه تأییدی]]، مصاحبهٔ شهلا لطیفی در سال۱۹۷۳م/ ۱۳۵۲ش، مجلهٔ تماشا (تلویزیون ملی ایران)<ref>{{یادکرد وب|عنوان=آشنایی با دو بازیگر هنرمند: فرزانه تأئیدی - بهروز به‌نژآد|نشانی=http://farzanehtaidi.uk/interview/|تاریخ=۱۲ نوامبر ۲۰۰۶|ناشر=farzanehtaidi.uk}}</ref> * من وقتی نقش را بازی می‌کنم، سعی می‌کنم که به نقش یک [[زندگی]] بدهم. شاید نقش است که حضور پیدا می‌کند؛ یعنی زیبایی در حضور است. ** [[سوسن تسلیمی]]، ۲۴ اوت ۲۰۱۰/ ۲ شهریور ۱۳۸۹، مصاحبه با عنایت فانی در برنامهٔ «به عبارت دیگر»، بی‌بی‌سی فارسی<ref>{{یادکرد وب|عنوان=به عبارت دیگر: گفتگو با سوسن تسلیمی - BBC|نشانی=https://www.bbc.com/persian/tv/2010/08/100823_hardtalk_soosan_taslimi|تاریخ= ۲۴ اوت ۲۰۱۰|ناشر=بی‌بی‌سی فارسی}}</ref> === ج === * … احساس می‌کنم در حرفهٔ ما [بازیگری] باید خیلی سیاستمدارانه برخورد کرد. چه در روابط و چه در این‌که بتوانی خودت را محبوب همه نگه‌داری و این سخت است. همچنین باید بسیار [[صبر|صبور]] بود و خوش‌شانس. ** [[بهناز جعفری]]، ۱۵ اکتبر ۲۰۱۷/ ۲۳ مهر ۱۳۹۶؛ مصاحبه با روزنامهٔ «شهروند»<ref>{{یادکرد وب |عنوان=اسمش را بگذارعصیان |نشانی=https://shahrvand-newspaper.ir/News:NoMobile/Main/115120/اسمش-را--بگذارعصیان|تاریخ=۲۳ مهر ۱۳۹۶|ناشر=روزنامهٔ شهروند|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20230810124423/https://shahrvand-newspaper.ir/News:NoMobile/Main/115120/اسمش-را--بگذارعصیان|تاریخ بایگانی=۱۰ اوت ۲۰۲۳}}</ref> === ح === * بازی کردن در صحنه تئاتر واقعاً دشوار است زیرا صحنه تئاتر مانند بندبازی است و هیچ‌کس نمی‌تواند به دروغ روی آن بازی کند. ** [[آزیتا حاجیان]]، ۸ اکتبر ۲۰۰۵/ ۱۷ دی ۱۳۸۴، مصاحبه با «ایسنا»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=آزیتا حاجیان: صحنهٔ تئاتر، بازیگران سره را از ناسره مشخص می‌کند طرح ترافیک، نبود پارکینگ و … ضربه بسیاری به سینماها و تئاترها می‌زند|نشانی=https://www.isna.ir/news/8410-09577/آزيتا-حاجيان-صحنه-ي-تئاتر-بازيگران-سره-را-از-ناسره-مشخص-مي-كند-طرح|تاریخ= ۱۷ دی ۱۳۸۴|ناشر=همشهری}}</ref> * بازیگری هرگز برایم شبیه شغل نبوده و نیست. من همیشه عاشق بازیگری بوده‌ام. به‌جرات می‌توانم بگویم اگر عاشق بازیگری نباشید حتی یک روز هم در این کار دوام نمی‌آورید… تمام زندگی‌ام بر مبنای بازیگری و عشقم به این کار بنا شده‌است. ** [[الناز حبیبی]]، ۵ مه ۲۰۱۵/ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴؛ مصاحبه با مجلهٔ «زندگی ایده‌آل»، به نقل از «جام جم آنلاین»<ref>{{یادکرد وب |عنوان=در انتخاب نقش‌هایم حساسیت زیادی دارم|نشانی=https://jamejamonline.ir/fa/news/794955/الناز-حبیبی-می‌خواستند-مرا-از-ایران-ببرند|تاریخ=۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ |ناشر=جام جم آنلاین|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20230810133710/https://jamejamonline.ir/fa/news/794955/الناز-حبیبی-می‌خواستند-مرا-از-ایران-ببرند|تاریخ بایگانی=۱۰ اوت ۲۰۲۳}}</ref> * زمانی که وارد سینما شدم خانواده و اقوامم مرا طرد کردند. چون مذهبی بودند و دوست نداشتند من فیلم بازی کنم. همسرم هم سال ۵۹ وقتی باردار بودم مرا ترک کرد و به آمریکا رفت؛ من ماندم و دخترم و دیگر هم ازدواج نکردم. * سینما خیلی بی‌رحم است. به نظرم فقط باید به چشم شغل دوم آن را دید یا اینکه پیه خیلی چیزها را به تن مالید…. * خسته شدم از این مصاحبه‌ها، حرف‌ها و نگاه‌های مردم. ** [[ثریا حکمت]]، ۳۰ اوت ۲۰۱۴/ ۸ شهریور ۱۳۹۳، مصاحبه با «جام جم»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=بازیگر سینما: کسی نمی‌خواهد حتی در خانه‌اش کارگری کنم+عکس|نشانی=https://jamejamonline.ir/fa/news/711069/بازیگر-سینما-کسی-نمی‌خواهد-حتی-در-خانه‌اش-کارگری-کنم-عکس|تاریخ=۰۸ شهریور ۱۳۹۳|ناشر=جام جم}}</ref> * به نظر من بازیگری ذاتی است و به زور نمی‌توان، کسی را بازیگر کرد. ** [[زهره حمیدی]]، ۸ اکتبر ۲۰۱۴/ ۱۶ مهر ۱۳۹۳؛ مصاحبه با «سلامت ایران»<ref>{{یادکرد وب |نشانی=https://jamejamonline.ir/fa/news/725544/بازیگر-زن-از-مرگ-ناگهانی-فرزندش-می‌گوید|عنوان=بازیگر زن از مرگ ناگهانی فرزندش می‌گوید|تاریخ=۱۶ مهر ۱۳۹۳|ناشر=جام جم آنلاین|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20230812112845/https://jamejamonline.ir/fa/news/725544/بازیگر-زن-از-مرگ-ناگهانی-فرزندش-می‌گوید|تاریخ بایگانی=۱۲ اوت ۲۰۲۳}}</ref> * در حین بازی روی صحنه یکی از زیباترین احساسات را تجربه می‌کنم. نقشی که می‌آفرینم بر مردم تأثیر داشته باشد هیجان‌زده‌ام می‌کند. ** [[زهره حمیدی]]، ۲۹ دسامبر ۲۰۱۵/ ۸ دی ۱۳۹۴؛ مصاحبه با «جام جم»<ref>{{یادکرد وب |نشانی=https://jamejamonline.ir/fa/news/868063/زنان-خانه‌دار‌-آرامش-بیشتری-دارند|عنوان=زهره حمیدی: در استفاده از تلفن همراه افراط می‌کنیم|تاریخ=۸ دی ۱۳۹۴|اثر=جام‌جم آنلاین|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/0/https://jamejamonline.ir/fa/news/868063/زنان-خانه‌دار‌-آرامش-بیشتری-دارند|تاریخ بایگانی=۱۱ آوریل ۲۰۲۱}}</ref> * مردم برای من بسیار مهم هستند، مردمی که همیشه به من لطف داشته‌اند و محبت کرده‌اند و این محبوبیت برایم خیلی ارزش دارد، خیلی بیشتر از آنچه که فکر می‌کنید! خیلی وقت‌ها پیش آمده‌است که خسته و کوفته از سر کار آمده‌ام و مردم را می‌بینم که با عشق آمده‌اند عکس و امضا بگیرند من هم با لبخند صبر می‌کنم تا همان عشق را به آن‌ها برگردانم. * من هر کاری را که حس کردم، می‌گیرد و مردم دوستش خواهند داشت، با آن می‌خندند و لحظاتش برایشان شیرین باشد، بازی کرده‌ام. * من به [[تقدیر]] اعتقاد دارم و در مسیری که برایم پیش می‌آید جلو می‌روم و در همه این‌ها سعی دارم حس خوبی را به جامعه منتقل کنم. ** [[امین حیایی]]، ۲ اوت ۲۰۲۰/ ۱۲ مرداد ۱۳۹۹، مصاحبه با «مهر»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=از داوری «عصر جدید» تا وکالت «آقازاده» / دیده‌شدن دیگر نفعی ندارد|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4988267/از-داوری-عصر-جدید-تا-وکالت-آقازاده-دیده-شدن-دیگر-نفعی-ندارد|تاریخ=۱۲ مرداد ۱۳۹۹|ناشر=مهر}}</ref> === خ === * من با نقش‌هایم واقعاً زندگی کردم و واقعاً لذت بردم، بیش از مردم خودم لذت بردم، چون خیلی مهم است آدم عاشق کارش باشد وهمه سالها با نقش‌هایش زندگی کند و با قهرمانان واقعی آن نقش‌ها روزها و شب‌ها را بگذراند و بعد بیاید آن نقش را بازی کند. ** [[فخری خوروش]]، ۲۵ ژوئیه ۲۰۱۴/ ۳ مرداد ۱۳۹۳، مصاحبه با رادیو «جوانان»، شمارهٔ ۱۴۱۵<ref>{{یادکرد وب|عنوان=مصاحبه اختصاصی با فخری خوروش ستاره ماندنی تئاتر و سینما و تلویزیون در رادیو جوانان|نشانی=https://javanan.com/مصاحبه-اختصاصی-با-فخری-خوروش-ستاره-مان/|تاریخ=۲۵ ژوئیه ۲۰۱۴ |ناشر=جوانان}}</ref> === ر === * به نظر من بازیگر آدم خاصی است. چرا خاص است و هر کسی نمی‌تواند بازیگر بشود؟ به دلیل اینکه دارای آن روحیات و ذهنیات ویژه باید باشد… بازیگری بر پایهٔ سه اصل استوار است: استعداد، علاقه و پشتکار. من شخصاً خودم را همچون ورزشکاری می‌دانم که همیشه باید تمرین کنم تا بدنم افت نکند و از بازیگری دور نشوم. یا اینکه در مواقعی که بین کارهام فاصله افتاد، از فرصت استفاده کنم و به تماشای نمایش بروم یا نمایشنامه بخونم و از فضای هنر دور نباشم. ** [[عزت‌الله رمضانی‌فر]]، ۱۴ اکتبر ۲۰۱۷/ ۲۲ مهر ۱۳۹۶، مصاحبه با «ایران تئاتر»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=فقط از روی دست خودم فیلم می‌سازم|نشانی=https://theater.ir/fa/100304/خاطره-بازی-با-عزت-الله-رمضانی-فر-در-گفتگوی-اختصاصی-با-ایران-تئاتر-:بازیگری-کار-مشکلی-است-و-درآمدها-اندک|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220426120535/https://theater.ir/fa/100304/خاطره-بازی-با-عزت-الله-رمضانی-فر-در-گفتگوی-اختصاصی-با-ایران-تئاتر-:بازیگری-کار-مشکلی-است-و-درآمدها-اندک|تاریخ بایگانی=۲۶ آوریل ۲۰۲۲|تاریخ=۲۲ مهر ۱۳۹۶|ناشر=ایران تئاتر}}</ref> * من همیشه از مردم خیلی چیزها را به یاد دارم، محبت و عشق آنان، باعث می‌شود که انگیزه‌مان را چند برابر کند، یکی از فاکتورهای اصلی که ما را زنده و تازه و باطراوت نگه می‌دارد، همین عشقی است که از سوی مردم به ما می‌رسد، شاید باور نکنید، من ده سال کار نکردم، اما مردم فراموشم نکردند، من از محبت مردم، هیچ کم و کسری ندارم. * در روانشناسی یک مثلثی است به نام «بودن، انجام دادن و نتیجه گرفتن» من وقتی تو حال و هوای خوب هستم، کارم را خوب انجام می‌دهم و نتیجهٔ خوبی می‌گیرم، اما یک روزی حال و هوای خوبی ندارم، اما چون کارم را درست انجام می‌دهم، آنگاه است که باز هم نتیجه خوب می‌گیرم. ما به جای اینکه به دنبال کار خوب باشیم، باید فعل انجام دادن را خوب صرف کنیم، چرا که کار خوب به دنبال خود هم آرمان‌های یک بازیگر را می‌آورد. ** [[رضا رویگری]]، اوت ۲۰۰۸/ شهریور ۱۳۸۷، مصاحبه با مجلهٔ «خانوادهٔ سبز»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=قدیما عشق بود… |نشانیhttps://article.tebyan.net/73486/قديما-عشق-بود-|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220430111055/https://article.tebyan.net/73486/قديما-عشق-بود-|تاریخ بایگانی=۳۰ آوریل ۲۰۲۲|تاریخ=۱۰ مرداد ۱۳۸۹|ناشر=تبیان}}</ref> === ز === * به نظرم بازیگری شغلی نیست که بتوان ساده به آن نگاه کرد… بازیگری شغل سختی است که اگر برایش زحمت نکشی سریع کنار گذاشته می‌شوی. * برای انتخاب نقش‌هایم چند معیار دارم. فیلمنامه خوب، نقش دغدغه‌مند و غیرتکراری، گروه سازنده و بخصوص تعامل با کارگردان. این سه مورد را در نظر می‌گیرم و بعد می‌پذیرم که در نقشی بازی کنم یا خیر. ** [[لیلا زارع]]، ۹ فوریه ۲۰۱۷/ ۲۱ بهمن ۱۳۹۵؛ مصاحبه با «جام جم»<ref>{{یادکرد وب |عنوان=هر هنرمندی می‌خواهد در تلویزیون دیده شود|نشانی=https://jamejamonline.ir/fa/news/1000057/هر-هنرمندی-می‌خواهد-در-تلویزیون-دیده-شود|تاریخ=۲۱ بهمن ۱۳۹۵|ناشر=جام جم آنلاین|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20230806074145/https://jamejamonline.ir/fa/news/1000057/هر-هنرمندی-می‌خواهد-در-تلویزیون-دیده-شود|تاریخ بایگانی=۶ اوت ۲۰۲۳}}</ref> * در زندگی حرفه‌ای و حتی شخصی افتادن در ورطهٔ تکرار روح و روان آدم را در یک دور تسلسل گرفتار می‌کند. بازیگر اگر درگیر نقش تازه‌ای نشود تبدیل به یک کارمند می‌شود که بدون لذت سر کار می‌رود و بر می‌گردد. در حقیقت بازیگری می‌شود شغل و دیگر هنر نیست. خُب این اتفاق که بیفتد، تو دیگر از کارت لذت نمی‌بری و نمی‌توانی برای کارهای سخت خودت را آماده کنی و این همان گرداب آسیب‌زنندهٔ بازیگری است. ** [[مریلا زارعی]]، فوریه ۲۰۱۷/ بهمن ۱۳۹۵؛ مصاحبه با «آی فیلم»<ref>{{یادکرد وب |نشانی=https://jamejamonline.ir/fa/news/725544/بازیگر-زن-از-مرگ-ناگهانی-فرزندش-می‌گوید|عنوان=مصاحبه اختصاصی آی‌فیلم با مریلا زارعی|تاریخ=بهمن ۱۳۹۵|ناشر=خبرآنلاین|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20230817140727/https://fa.ifilmtv.ir/Iran/Content/24703/مصاحبه اختصاصی آی‌فیلم با مریلا زارعی|تاریخ بایگانی=۱۷ اوت ۲۰۲۳}}</ref> * بازی‌ام در نقش‌های مختلف متفاوت بود. هر نقشی برایم ویژگی خودش را داشت و سعی می‌کردم زن‌هایی را که نقششان را بازی می‌کردم، درک کنم. مطالعه دربارهٔ آن‌ها برایم خیلی جالب بود و در هر زمان با نقشی که داشتم [[زندگی]] می‌کردم. ** [[ایرن زازیانس]]، ۲۹ اکتبر ۲۰۱۰/ ۷ آبان ۱۳۸۹، مصاحبه با «جدید آنلاین»<ref>{{یادکرد وب|نویسنده=شوکا صحرایی|عنوان=ایرن، نخستین ستاره ایران |نشانی=https://www.jadidonline.com/story/29102010/frnk/iren_actress|تاریخ=۲۹ اکتبر ۲۰۱۰/۷ آبان ۱۳۸۹|ناشر=جدید آنلاین}}</ref> * معمولاً یک بازیگر در روزهای اول و دوم سخت جلوی دوربین می‌رود، اما کم‌کم وقتی وارد نقش می‌شود دیگر سختی برایش معنایی ندارد. بشخصه وقتی در نقش خاصی بازی می‌کنم تکنیک به خرج نمی‌دهم بلکه وارد آن می‌شوم و بدون قضاوت با او همراه می‌شوم. به نوعی از دید خود نقش، آن نقش را بازی می‌کنم. * بازیگری یک راز است. به این معنا که بازیگری که عاشق بازیگری است در مخیله و جهان بینی خود وارد ورطه‌ای می‌شود که این راز را کشف کند. من هم وقتی نقشی را می‌پذیرم سعی می‌کنم راز آن نقش را با راز درون خودم مطابقت دهم و به یک نتیجه جدید برسم. ** [[اکبر زنجانپور]]، ۱۵ اکتبر ۲۰۲۰/ ۲۴ مهر ۱۳۹۹، مصاحبه با «جام جم»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=وقتی نقش معاویه به من پیشنهاد شد تنم لرزید / می‌گفتند مسعود کیمیایی به جای پسرش فیلم ساخته!|نشانی=https://jamejamonline.ir/fa/news/1279663/وقتی-نقش-معاویه-به-من-پیشنهاد-شد-تنم-لرزید-می-گفتند-مسعود-کیمیایی-به-جای-پسرش-فیلم-ساخته|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220430182945/https://jamejamonline.ir/fa/news/1279663/وقتی-نقش-معاویه-به-من-پیشنهاد-شد-تنم-لرزید-می-گفتند-مسعود-کیمیایی-به-جای-پسرش-فیلم-ساخته|تاریخ بایگانی=۳۰ آوریل ۲۰۲۲|تاریخ=۲۴ مهر ۱۳۹۹|ناشر=جام جم}}</ref> === س === * از راهی که برای خودم انتخاب کردم راضی هستم. یادم می‌آید ۱۲ ساله بودم که روی صحنه [[تئاتر]] نقش یک پیرمرد ۷۰ ساله را بازی می‌کردم و با چسب دوقلو روی صورتم پنبه می‌چسباندم. من برای رسیدن به آرزوهایم خیلی تلاش کردم، اما یک هنرمند حداقل توقع دارد پس از ۴۰ سال کار یک سرپناهی داشته باشد و خانه به دوش نباشد و از طرفی نیاز مالی هم نداشته باشد… با این همه خوشحالم که همیشه این مردم بودند که دستمزد واقعی ما را داده‌اند و مشوقمان بودند. ** [[اسماعیل سلطانیان]]، ۲۴ اکتبر ۲۰۱۱/ ۲ آبان ۱۳۹۰، مصاحبه با «جام جم»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=کارهایم یادگاری کوچکی برای مخاطبان است|نشانی=https://jamejamonline.ir/fa/news/436800/کارهایم-یادگاری-کوچکی-برای-مخاطبان-است|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220501122122/https://jamejamonline.ir/fa/news/436800/کارهایم-یادگاری-کوچکی-برای-مخاطبان-است|تاریخ بایگانی=۱ مه ۲۰۲۲|تاریخ= ۲ آبان ۱۳۹۰|ناشر=جام جم}}</ref> * در طول دوران بازیگری هر نقشی را قبول نکرده و سعی کردم نقشی را ایفا کنم که لااقل خودم از ایفای آن راضی باشم. ** [[اسماعیل سلطانیان]]، ۲۴ نوامبر ۲۰۲۱ / ۳ آذر ۱۴۰۰، مصاحبه با «جام جم»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=از نقش‌هایم راضی هستم|نشانی=https://jamejamonline.ir/fa/news/1349437/از-نقش‌هایم-راضی-هستم|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220501115452/http://forsat-online.ir/index.php/بایگانی/109-1389-11-14-08-45-15/793-1392-09-25-07-29-04.html|تاریخ بایگانی=۱ مه ۲۰۲۲|تاریخ= ۳ آذر ۱۴۰۰|ناشر=جام جم}}</ref> === ش === * زمان در حرفهٔ بازیگری نکتهٔ تعیین‌کننده‌ای است و تعارف ندارد. تحمل اینکه دیگر نمی‌توانی برخی نقش‌ها رو به دلیل گذر زمان بازی کنی اصلاً آسان نیست وقتی بسیار نقش‌ها و آرزوها در سر داری. وقتی خودت را در آغاز راه می‌دانی اما دیگران به چشم پیشکسوت به تو نگاه می‌کنند. وقتی هنوز در دل آرزو داری نقش دختر جوان و سرخوش و عاشق را بازی کنی ولی نقش‌هایی که بهت پیشنهاد می‌شود نقش زنان میانسال و افتاده و خموده است. بتدریج تلخ می‌شوی، غمگین می‌شوی، خودت را کنار می‌کشی، با حرفه قهر می‌کنی اما چون بسیار دوستش داری وسوسه می‌شوی، خودت را قانع می‌کنی، برمی‌گردی کار می‌کنی. بخت یارت باشد فقط برای دوران کوتاهی احساس رضایت می‌کنی یا از همان آغاز احساس پشیمانی می‌کنی و با خودت درگیر می‌شوی که ای کاش نمی‌رفتم و تنها با رویاهایم زندگی می‌کردم اما در همان حال می‌دانی بازیگر باید بر صحنهٔ واقعی بازی کند، دیده شود، نقد شود تا رشد کند. پس نمی‌توانی همیشه ستارهٔ رویاهای خودت باشی و خلاصه درگیری ادامه دارد و این چرخه تکرار می‌شود و تکرار می‌شود و تکرار می‌شود. ** [[مژده شمسایی]]، ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۵/ ۸ مهر ۱۳۹۴؛ سوگنامه برای [[هما روستا]]<ref>{{یادکرد وب|عنوان=ناگفته‌های مژده شمسایی از همکاری با هما روستا در فیلم «مسافران»|نشانی=https://cinscreen.com/?id=6544|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/2/https://cinscreen.com/?id=6544|تاریخ بایگانی=۲ اکتبر ۲۰۱۵|تاریخ=۸ مهر ۱۳۹۴|ناشر=پرده سینما}}</ref> * من همیشه چه وقتی پشت صحنه کار کرده‌ام چه وقتی بازی کردم، همیشه به کل کار فکر کرده‌ام و همیشه خودم را جزیی از یک کل دانسته‌ام؛ بنابراین برای من نقش اول، نقش دوم، نقش مهم، نقش غیرمهم وجود ندارد. همه چیز مهم است… هیچ وقت فکر نکرده‌ام من بازیگرم و فرد دیگری بازیگر نیست. نه، روی صحنه همه جزیی از یک کل هستیم. ** [[مژده شمسایی]]، ۳ سپتامبر ۲۰۲۱/ ۱۲ شهریور ۱۴۰۰، مصاحبه با «رادیوفردا» دربارهٔ نمایش «چهارراه»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=با مژده شمسایی دربارهٔ نمایش «چهار راه» ساختهٔ بهرام بیضایی|نشانی=https://cafecatharsis.ir/28302/با-مژده-شمسایی-دربارۀ-نمایش-چهار-راه/|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/2/https://cafecatharsis.ir/28302/با-مژده-شمسایی-دربارۀ-نمایش-چهار-راه/|تاریخ بایگانی=۱۶ مه ۲۰۲۲|تاریخ=۱۲ شهریور ۱۴۰۰|ناشر=کافه کاتارسیس}}</ref><ref>{{یادکرد وب|عنوان=صحنه: گفت‌وگو با مژده شمسایی دربارهٔ نمایش «چهارراه» بهرام بیضایی|شانی=https://www.radiofarda.com/a/31442380.html|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/2/https://www.radiofarda.com/a/31442380.html|تاریخ بایگانی=۲۶ مارس ۲۰۲۲|تاریخ=۱۲ شهریور ۱۴۰۰|ناشر=رادیوفردا}}</ref> * جستجوگری خیلی خوب است. الان جستجوگری نمی‌شود. من دیدم بازیگری که نقش زن روستایی را بازی می‌کند، یک خانم شهری است که فقط لباس دهاتی تنش کرده‌است. هیچ تحقیقی نمی‌کند که اینها چطور غذا می‌خورند و چطور بچه شان را نوازش می‌کنند. هنرمند هر چه بیشتر تحقیق اجتماعی داشته باشد، بهتر است. * از بچگی خیلی به بازیگری علاقه داشتم. هر زمان فیلم می‌دیدم، آن شخصیت را در خودم حس می‌کردم و در خانه با حس آن نقش راه می‌رفتم. تئاتر هم خیلی می‌دیدم. * دلهره که همیشه دارم. آدم پایش را که روی صحنه می‌گذارد دلهره دارد. الان هم دارم. عشق است دیگر. عشق هم با خودش تپش قلب می‌آورد. * شوهرم یعنی آقای شهابی خیلی من را تشویق می‌کرد. فامیل اصلی من نیک طبع است. بعد از ازدواج فامیل شوهرم روی من ماند. مشوق من بود. من که نقاشی می‌کردم، تشویقم می‌کرد. هر وقت تابلو نمی‌کشیدم، غر می‌زد و می‌گفت چرا وقتت را بیخود می‌گذرانی. من عاشق هنر بودم. به نقاشی و توری بافی خیلی علاقه داشتم. * [[تئاتر]] تداوم دارد. نفس به نفس تماشاچی هستی. اگر اشتباه کنی تماشاچی تو را نمی‌بخشد. در [[سینما]] مدام یک برداشت را تکرار می‌کنند. تئاتر را خیلی دوست دارم. [[تلویزیون]] را هم دوست دارم. چون به تئاتر نزدیک است. یک سریال شب پخش می‌شود. فردا صبحش نفس به نفس تماشاگر هستی و خیلی از بازتاب‌های کارت را می‌بینی. * به همه آرزوهایم رسیده‌ام. جایزه‌هایم را هم گرفته‌ام. فیلم‌ها و سریال‌هایم را بازی کرده‌ام. آرزو دارم عزیزانی که وارد این حرفه می‌شوند، با عشق کار کنند و حرمت بگذارند. کار مقدسی است بازیگری. ** [[مهین شهابی]]، ۱۴ آوریل ۲۰۰۹/ ۲۵ فروردین ۱۳۸۸؛ مصاحبه با «جام جم»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=گل‌ها جواب سلامم را می‌دهند|نشانی=https://jamejamonline.ir/fa/news/245990/گل‌ها-جواب-سلامم-را-می‌دهند|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220516203551/https://jamejamonline.ir/fa/news/245990/گل‌ها-جواب-سلامم-را-می‌دهند|تاریخ بایگانی=۱۶ مه ۲۰۲۲|تاریخ=۲۵ فروردین ۱۳۸۸|ناشر=جام جم}}</ref> === ص === * سینما با کسی شوخی ندارد. شما باید این کاره باشید تا بتوانید در سینما بمانید. * افراد زیادی پله‌ها را طی نمی‌کنند و فقط یک چک می‌نویسند و بازیگر می‌شوند. ** [[رضا صفایی‌پور]]، ۳ آوریل ۲۰۲۱/ ۱۴ فروردین ۱۴۰۰؛ مصاحبه با «هنرآنلاین»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=روایت رضا صفایی‌پور از «رضا آرتیست» تا «طوفان» | نسل ما عاشق بار آمده بود | سینمای حادثه تمام شد و مرد|نشانی=http://www.honaronline.ir/بخش-سینما-6/160294-روایت-رضا-صفایی-پور-از-رضا-آرتیست-تا-طوفان-نسل-ما-عاشق-بار-آمده-بود-سینمای-حادثه-تمام-شد-مرد|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220520060044/http://www.honaronline.ir/بخش-سینما-6/160294-روایت-رضا-صفایی-پور-از-رضا-آرتیست-تا-طوفان-نسل-ما-عاشق-بار-آمده-بود-سینمای-حادثه-تمام-شد-مرد|تاریخ بایگانی=۲۰ مه ۲۰۲۲|تاریخ=۱۴ فروردین ۱۴۰۰|ناشر=هنرآنلاین}}</ref> * اگر بخواهید حس واقعی‌ام را به بازیگری بدانید می‌گویم اگر امکانش بود که بار دیگر متولد شوم و زندگی کنم، هرگز سراغ بازیگری نمی‌رفتم. پشیمانی بسیار زیادی دارم و با وجود تمام خاطراتی که داشته‌ام می‌گویم این حرفه خوب نیست. اینکه در یک شغل به‌واسطهٔ پیری و جوانی یا چاقی و لاغری، آینده‌ات تحت تأثیر قرار بگیرد، یعنی حرفهٔ ماندگاری نیست. مدام هم دست روی دست می‌آید! خانم‌های پیر را با گریم جوان می‌کنند و آن یکی بازیگر جوان را با گریم پیر می‌کنند تا بتواند نقش مادر را بازی کند! من از ورود به بازیگری پشیمانم و دخترم[زهرا اویسی] هم همین گله را از من دارد. خیلی از بازیگران بابت ورود به این حرفه، همین حس را دارند. ** [[w:زهره صفوی|زهره صفوی]]، ۱۷ ژوئن ۲۰۲۳/ ۲۷ خرداد ۱۴۰۲، مصاحبه با خبرگزاری «مهر»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=اشتباه کردم دخترم را وارد بازیگری کردم!/ صدایم را بیشتر می‌شناسند|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/5811856/اشتباه-کردم-دخترم-را-وارد-بازیگری-کردم-صدایم-را-بیشتر-می-شناسند|نشانی بایگانی= |تاریخ بایگانی= |تاریخ=۲۷ خرداد ۱۴۰۲|ناشر=خبرگزاری مهر}}</ref> === ط === * بازیگر همیشه در شخصیت‌پردازی به نوعی خودش را به چالش می‌کشد؛ چون اگر اشتباه کند جای بازگشت ندارد. اصطلاحاً ما با نقش‌هایمان زندگی کرده‌ایم و طوری با آن کاراکتر ارتباط برقرار کردیم که مخاطب همذات‌پنداری داشته باشد. بسیار مهم است که فیلمنامه خوب را بازیگر بتواند به کاراکترها و شخصیت‌هایش هویت ببخشد. وقتی نقشی به من پیشنهاد می‌شود ابتدا می‌بینم که چه کسی کارگردانی کار را برعهده دارد، تمام نقش‌هایم را خودم انتخاب می‌کنم و خوشحالم که نقشی به عنوان وظیفه نگرفته‌ام. نقش منفی و مثبت برایم فرقی ندارد اما نقش منفی جلوه بیشتری دارد. من بیش از ۳۰ سال است که در این حرفه کار می‌کنم اما نقش منفی جلوه بیشتری دارد. وقتی بازی در کاری را می‌پذیرم گویی تازه‌وارد این عرصه شده‌ام و انگیزه و تلاشم این است که جلوی دوربین تحول و نوآوری دور از تکرار ارائه دهم. بازیگر نباید ماشین باشد و راحت هر کاری را اجرا کند. * من بازیگر کم‌کاری‌ام، چون همیشه اعتقاد داشته‌ام اگر قرار است همیشه جلوی تصویر باشم نقشی را کار می‌کنم که برای خودم باشد. * بعد از ۵۲ سال کار کردن همیشه به این فرهنگ معتقدم که باید انسان با اطلاعات کافی، تفکر و انگیزه با مقوله فرهنگ برخورد کند. در این مسیر هدفمند باشد وقتی به هدفی فکر نکند و معتقد مسیری نباشد در واقع مخاطب هم با نوعی بی‌انگیزگی مواجه می‌شود. * استعداد سر جای خود، اما هنرمند باید با فرهنگ و هنر نمایش در ارتباط باشد. به روز و با صداقت جلو برود و از مردم و سبک زندگی خانواده‌های ایرانی دور نباشد… ما یادگرفته‌ایم با عشق و تمام وجود جلوی دوربین حاضر شویم، گویی با کارمان زندگی کنیم. ** [[مصطفی طاری]]، ۱۴ ژانویه ۲۰۱۵/ ۱۶ تیر ۱۳۹۹؛ مصاحبه با «تسنیم»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=مصطفی طاری: هر حرکت و دیالوگی طنز نیست؛ طنز را شوخی می‌گیرند!/ ۵ دقیقه سریال می‌بینم کلافه می‌شوم|نشانی=https://www.magiran.com/article/3094471|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220519174242/https://www.tasnimnews.com/fa/news/1399/04/16/2251800/مصطفی-طاری-هر-حرکت-و-دیالوگی-طنز-نیست-طنز-را-شوخی-می-گیرند-5-دقیقه-سریال-می-بینم-کلافه-می-شوم|تاریخ بایگانی=۱۹ مه ۲۰۲۲|تاریخ=۱۶ تیر ۱۳۹۹|ناشر=تسنیم}}</ref> * بازی کردن صرفاً بازی نیست بلکه زندگی کردن است یعنی فرد با شخصیت دیگری زندگی می‌کند. ما تمام اخلاق‌های روی کره زمین را در خود داریم، اما با برخی از آن‌ها رفتار می‌کنیم حالا وقتی می‌خواهیم شخصیت جدیدی را بازی کنیم باید اخلاق‌های منطبق با آن شخصیت را در خود زنده کنیم. ** [[سیاوش طهمورث]]، ۲۸ ژوئیه ۲۰۲۱/ ۶ مرداد ۱۴۰۰؛ در برنامهٔ تلویزیونی «شب‌نشینی»، شبکهٔ جام جم<ref>{{یادکرد وب|عنوان=سیاوش طهمورث: دوست دارم 500 سال عمر کنم !|نشانی=https://jamejamonline.ir/fa/news/1329054/سیاوش-طهمورث-دوست-دارم-500-سال-عمر-کنم-|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220520184151/https://jamejamonline.ir/fa/news/1329054/سیاوش-طهمورث-دوست-دارم-500-سال-عمر-کنم-|تاریخ بایگانی=۲۰ مه ۲۰۲۲|تاریخ=۷ مرداد ۱۴۰۰ |ناشر=جام جم}}</ref> === ع === * [[زیبایی]] در بازیگری یک بخش است اما مهم‌تر از زیبایی خود فرد است. بازیگری این نیست که پول بگیرید و جلوی دوربین بروید. بازیگری شکل و شمایل، زیبایی و قیافه و جوانی نیست بلکه [[انسانیت]] است. بازیگر باید الگوی اخلاق جامعه باشد. زیبایی شاید یک بخش از بازیگری باشد اما همه چیز نیست بلکه بخش کوچکی از بازیگری است. * همه چیز [[پول]] نیست که هر کاری را به خاطر آن بازی کنم. همین که من جلوی دوربین بیایم و دو سکانس بازی کنم و پولم بگیرم که نشد بازیگری… این مهم است که خودت چه انتخابی کنی. باید در بازیگری تا جایی پیش رفت که به شرفت کاری نداشته باشند… بدون شک شخصیت بیرونی هر بازیگر در آثاری که بازی می‌کند مؤثر است. وقتی بازیگری بدون در نظر گرفتن شخصیت اجتماعی اش هر کاری انجام دهد نمی‌تواند در بسیاری از نقش‌ها باورپذیر شود. * وقتی منِ بازیگر نقش یک مادر را باورپذیر بازی کنم و در بیرون از فضای بازی هم با اخلاق باشم دختران کشورم به خانواده و مادر شدن علاقه‌مند می‌شوند. یک بازیگر به شدت می‌تواند در جامعه خود تأثیرگذار باشد… بزرگترین دارایی هر انسان خانواده وی است و بازیگران هم باید به این نکته برسند که بازیگری بالاترین آزمون زندگی آنها است. ** [[آفرین عبیسی]]، ۱۷ دسامبر ۲۰۱۷/ ۲۶ آذر ۱۳۹۶ مصاحبه با خبرگزاری «میزان»<ref>{{یادکرد وب | نشانی =https://tabrizebidar.ir/news/1047178|پیوند بایگانی=https://web.archive.org/web/20220323215814/https://tabrizebidar.ir/news/1047178|تاریخ بایگانی=۲۴ مارس ۲۰۲۲|عنوان =نمی‌توانستم در سینمای فاسد قبل از انقلاب دوام بیاورم و خداحافظی کردم/پدر و مادر در سینمای ایران فراموش شده|تاریخ =۲۶ آذر ۱۳۹۶ | قالب =مصاحبه| ناشر = خبرگزاری میزان}}</ref> * اولویت اول من [[فیلم‌نامه]] هست و حضور کارگردان اما در درجهٔ اول فیلم‌نامه؛ اگر کارگردان حرفه‌ای و درست باشد فیلم‌نامه بدی را کار نمی‌کند. یک فیلم‌نامه خوب به بازیگر کمک می‌کند، با شخصیت‌پردازی کاراتر و اوج و فرودهای خوب می‌تواند به بازیگر کمک کند. ** [[روشنک عجمیان]]، ۲۴ آوریل ۲۰۲۱/ ۴ اردیبهشت ۱۴۰۰؛ مصاحبه با خبرگزاری «برنا»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=کاش برای ورود به عرصه هنر یک فیلتر جدی وجود داشت/کرونا برای همه مردم جهان هم مزایا داشته و هم معایب!|نشانی=https://borna.news/fa/news/1155824/کاش-برای-ورود-به-عرصه-هنر-یک-فیلتر-جدی-وجود-داشتکرونا-برای-همه-مردم-جهان-هم-مزایا-داشته-و-هم-معایب|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20240501170950/https://www.mehrnews.com/news/4933641/برخی-منتقدان-یلدا-مثل-خودش-هستند-در-کلیشه-ها-غرق-شده-ایم|تاریخ بایگانی=۱ مه ۲۰۲۴|تاریخ=۴ اردیبهشت ۱۴۰۰|ناشر=برنا}}</ref> * فعالیت بازیگری مانند هرمی است که بازیگر هر چه از کف به سمت بالای هرم پیش می‌رود ویژگی‌های بیشتری در وجود او تبلور خواهد یافت. علاوه بر فیزیک بدنی، اندام و چهرهٔ مناسب هر بازیگر باید از آن برخوردار باشد: هوش، قدرت روحی و جسمی، خلوص، صداقت و وفای به عهد، پایمردی، قدرت، ریسک، سلامت جسم، آزادی‌خواهی و عشق به رهایی، نوجویی و میل به آموختن و اصالت، خلاقیت بلندپروازی و به کم قانع نشدن در عین واقع‌بینی از خود گذشتگی و ایثار، اخلاق و شرف و منش انسانی، عدالت طلبی و اعتدال، حقیقت‌طلبی، شناخت خود و خدا و در نظر داشتن مداوم حضرت مرگ که برای یک بازیگر لازم است. ** [[فریبرز عرب‌نیا]]، ۲۰ مه ۲۰۱۱/ ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۰؛ در برنامه تلویزیونی «هفت»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=متن کامل سخنان فریبرز عرب نیا در تلویزیون|نشانی=https://www.entekhab.ir/fa/news/26418/متن-کامل-سخنان-فریبرز-عرب-نیا-در-تلویزیون|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/2/https://www.entekhab.ir/fa/news/26418/متن-کامل-سخنان-فریبرز-عرب-نیا-در-تلویزیون|تاریخ بایگانی=۱۵ دسامبر ۲۰۱۷|تاریخ=۱۴ فروردین ۱۴۰۰|ناشر=انتخاب}}</ref> * اهمیت تجربه کردن بسیار جدی است، اما هیچ بازیگری نمی‌تواند تمام نقش‌های خود را تجربه کند. [[بازیگر]] با تخیل و تفکرش کار می‌کند. مجموعه اندوخته‌ها و تجربیاتی که در [[زندگی]] به دست می‌آوریم به ما کمک می‌کند به آن نقش برسیم و اصولاً بازیگری یک علم است و راه‌های دیگری جز تجربه کردن برای رسیدن به یک نقش وجود دارد. ** [[ترانه علیدوستی]]، ۱۴ آوریل ۲۰۰۸/ ۲۶ فروردین ۱۳۸۷؛ در نشست خبری «کنعان»، دانشکدهٔ علوم پزشکی دانشگاه شهید بهشتی، تهران<ref>{{یادکرد وب |عنوان=مانی حقیقی: برای پایان «کنعان» غصه می‌خورم ترانه علیدوستی: تلاش کردم «مینا» قابل باور باشد|نشانی=https://www.isna.ir/news/8701-07222/ماني-حقيقي-براي-پايان-كنعان-غصه-مي-خورم-ترانه-عليدوستي|تاریخ=۲۶ فروردین ۱۳۸۷|ناشر=ایسنا|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20230803234024/https://www.isna.ir/news/8701-07222/ماني-حقيقي-براي-پايان-كنعان-غصه-مي-خورم-ترانه-عليدوستي|تاریخ بایگانی=۴ اوت ۲۰۲۳}}</ref> === ف === * من ''هر'' بازیگری نیستم که بخواهم در ''هر'' فیلمی بازی کنم. * برای قبول یک نقش بسیاری از ملاک‌ها را برای خودم در اولویت می‌گذارم. نقش خوب، دستمزد کافی دو عامل مهم هستند اما مهم‌ترین اتفاق این است که با چه کسی کار کنم. * از نظر من انتخاب نقش باید مهم‌ترین دغدغهٔ یک بازیگر باشد. نقش باید به نحوی انتخاب شود که به شخصیت یک بازیگر لطمه‌ای وارد نکند. برای من بشخصه این اتفاق بسیار مهم است که با بازی در هر نقشی شخصیت خود را زیر سؤال نبرم. ** [[فریماه فرجامی]]، ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۷/ ۲۸ شهریور ۱۳۹۶؛ مصاحبه با خبرگزاری «میزان»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=هیچ‌کس بعد از کم‌کاری‌ام به من سر نزد/لیلا حاتمی سیمرغ بلورینش را به من هدیه داد/ دلتنگ سینما هستم|نشانی=https://www.mizan.news/350125/هیچکس-بعد-از-کم-کاری‌ام-به-من-سر-نزد-لیل/|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220525075317/https://www.mizan.news/350125/هیچکس-بعد-از-کم-کاری‌ام-به-من-سر-نزد-لیل/|تاریخ بایگانی=۲۲ مه ۲۰۲۲|تاریخ=۲۸ شهریور ۱۳۹۶|ناشر=میزان}}</ref> * معمولاً در آغاز کارِ بازیگری و کارگردانی، افراد دست به تقلید زده اما پس از گذشت مدتی، از تقلیدِ دیگران دور شده و از خود تقلید می‌کنند. به مرور زمان و با صیقل خوردن، دیگر از خودتان هم تقلید نمی‌کنید و هر آنچه را احساس و فکرتان درست بداند انجام می‌دهید. ** [[داریوش فرهنگ]]، ۲۰ ژوئن ۲۰۱۶/ ۳۱ خرداد ۱۳۹۵؛ سخنرانی در برنامهٔ سینماتک، خانهٔ هنرمندان ایران<ref>{{یادکرد وب|عنوان=داریوش فرهنگ: قصد داشتم با ساخت "سلطان و شبان" جریان‌سازی کنم|نشانی=https://www.nasim.news/بخش-فرهنگ-148/2041618-داریوش-فرهنگ-قصد-داشتم-با-ساخ|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220526075425/https://www.nasim.news/بخش-فرهنگ-148/2041618-داریوش-فرهنگ-قصد-داشتم-با-ساخ|تاریخ بایگانی=۲۶ مه ۲۰۲۲|تاریخ=۱ تیر ۱۳۹۵|ناشر=نسیم}}</ref> * من اگر نقشی را دوست نداشته باشم حتی اگر میلیاردها میلیارد دستمزد به من پیشنهاد دهند بازی نخواهم کرد. ** [[داریوش فرهنگ]]، ۲۲ اوت ۲۰۱۷/ ۳۱ مرداد ۱۳۹۶؛ مصاحبه با «ایسنا»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=داریوش فرهنگ: پاس گل را به بازیگر می‌دهند|نشانی=https://www.isna.ir/news/96053019195/داریوش-فرهنگ-پاس-گل-را-به-بازیگر-می-دهند|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/2/https://www.isna.ir/news/96053019195/داریوش-فرهنگ-پاس-گل-را-به-بازیگر-می-دهند|تاریخ بایگانی=۲۶ مه ۲۰۲۲|تاریخ=۳۱ مرداد ۱۳۹۶|ناشر=ایسنا}}</ref> * بازیگران جوان را دوست دارم. اما متأسفم گاهی منزلت خود را قدر نمی‌دانند و برخی‌ها برای بازیگرانی که سال‌ها پیش‌تر از آنها، فعالیت خود را شروع کرده و سابقه‌ای طولانی دارند، ارزشی قائل نمی‌شوند! خصوصاً بازیگرانی که در سابقه فعالیت حرفه‌ای، کارهای شاخصی انجام داده و سعی کرده‌اند همیشه استانداردی را در کارهایشان رعایت کنند. * خیلی سخت و با وسواس فیلم‌نامه‌ای را انتخاب می‌کنم. قبل از اینکه جلوی دوربین بروم فیلم‌نامه را بارها می‌خوانم و دربارهٔ نقش فکر می‌کنم. اما نوع بازی من بسیار غریزی است و در صحنه با تمرین‌های متعدد، گریم و لباس مختص نقش شکل می‌گیرد. * اعتقاد اصلی‌ام به مردم است. من همیشه برای مردم احترام قائل هستم و دوست دارم برای آنها کار کنم. ** [[بیتا فرهی]]، ۲۹ مه ۲۰۱۷/ ۸ خرداد ۱۳۹۶؛ مصاحبه با روزنامهٔ «شرق»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=اعتقاد ندارم که مدام دیده شوم|نشانی=https://www.magiran.com/article/3567962|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220526081405/https://www.magiran.com/article/3567962|تاریخ بایگانی=۲۶ مه ۲۰۲۲|تاریخ==۸ خرداد ۱۳۹۶|ناشر=شرق}}</ref> * حاضر نیستم به دلیل این‌که بازیگرم در هر جا و نقشی بازی کنم و عکسم روی ۵۰ تا مجله برود و در سینماها همه‌اش فیلم‌های من باشد، نه! من به بازیگری و این حرفه این شکلی نگاه نمی‌کنم. ** [[اندیشه فولادوند]]، ۳ فوریه ۲۰۱۲/ ۱۴ بهمن ۱۳۹۰، مصاحبه با «قدس آنلاین»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=اندیشه فولادوند:هیچ وقت نقش‌های کافی‌شاپی بازی نمی‌کنم+عکس|نشانی=https://www.qudsonline.ir/news/31732/اندیشه-فولادوند-هیچ-وقت-نقش-های-کافی-شاپی-بازی-نمی-کنم-عکس|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20240502100626/https://www.qudsonline.ir/news/31732/اندیشه-فولادوند-هیچ-وقت-نقش-های-کافی-شاپی-بازی-نمی-کنم-عکس|تاریخ بایگانی=۲ مه ۲۰۲۴|تاریخ=۱۴ بهمن ۱۳۹۰|ناشر=قدس آنلاین}}</ref> === ق === * مقابل دوربین با همهٔ صداقت و عشقم بازی می‌کنم؛ اما بر این باورم که ثانیه‌ها به‌سرعت می‌گذرند و نمی‌دانم تا دقایق دیگر چه پیش خواهد آمد. ** [[ثریا قاسمی]]، ۷ فوریه ۲۰۱۶/ ۱۸ بهمن ۱۳۹۴؛ مصاحبه با ماهنامهٔ «زنان امروز»<ref>{{یادکرد وب |نشانی=http://jamejamonline.ir/sima/2522275355882731166/گفتگو-با-مادر-شیک،-مدرن-و-سنتی-سینمای-ایران|عنوان=ثریا قاسمی: تلاش می‌کنم مرداب نشوم|تاریخ= ۱۸ بهمن ۱۳۹۴|اثر=جام‌جم سیما|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/2/https://jamejamonline.ir/fa/news/937840/گفتگو-با-مادر-شیک-مدرن-و-سنتی-سینمای-ایران|تاریخ بایگانی=۱۶ ژانویه ۲۰۲۱}}</ref> * اگر [[کارگردان]] الگو به بازیگر بدهد و او اجرا کند می‌شود تقلید. کارگردان‌هایی هستند که می‌آیند و نقش را بازی می‌کنند و از بازیگر می‌خواهند که مثل آن‌ها بازی کند. این به نظر من بازیگری نیست. کارگردان باید به بازیگر بگوید چه می‌خواهد و بازی را به عهده بازیگر بگذارد. اگر مورد قبولش بود که هیچ، و اگر نبود توضیح بیشتری بدهد. بازیگر خوب آن است که توضیحات کافی کارگردان را درک کند وبتواند بازی مورد نظر او را ارائه دهد. ** [[فرامرز قریبیان]]، مارس ۱۹۸۴/ اسفند ۱۳۶۳؛ مصاحبه با مجلهٔ «فیلم»<ref>{{یادکرد وب| عنوان =از رفاقت با کیمیایی تا بازی در «گوزن‌ها» / حرف‌هایی که فرامرز قریبیان 28 سال پیش زد / بازخوانی تاریخ|نشانی=https://www.khabaronline.ir/news/274283/از-رفاقت-با-کیمیایی-تا-بازی-در-گوزن-ها-حرف-هایی-که-فرامرز| نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220527093322/https://www.khabaronline.ir/news/274283/از-رفاقت-با-کیمیایی-تا-بازی-در-گوزن-ها-حرف-هایی-که-فرامرز|تاریخ بایگانی=۲۷ مه ۲۰۲۲}}</ref> === ک === * دانستن حرکت، اگر نگوییم اساسی‌ترین رکن کار یک بازیگر است، باید گفت یکی از اساسی‌ترین ارکان هنر بازیگری است. یک بازیگر باید از بدن سالم، ایست درست و حرکات زیبا و خوب برخوردار باشد. راه رفتن صحیح، نشستن قشنگ، یک برگشت زیبا، دویدن موزون، و خلاصه همه و همهٔ کارهای بازیگری یا به عبارتی حرکات یک بازیگر باید موزون بشد و چه خوب که هر بازیگری قبل از دانستن هنر بازیگری به آموختن حرکات موزون بپردازد… * به اعتقاد من من حرکات موزون همان حرکات زیبا و متناسبی است که هر بازیگری در کار خود باید داشته باشد و همین حرکات موزون بزرگترین وجه تمایز یک بازیگر از یک انسان معمولی است. چه در روی صحنه و چه جلوی دوربین… ** [[فرزانه کابلی]]، اوت ۲۰۰۱/ مرداد ۱۳۸۰؛ مصاحبه با مجلهٔ «عروس هنر»<ref>{{یادکرد ژورنال | عنوان=در تئاتر تفاوتی میان حضور زنان و مردان نمی‌بینم | ژورنال =عروس هنر | مکان =تهران| شماره =۳| سال =چهاردهم|تاریخ=مرداد ۱۳۸۰| صفحه =۱۴ تا ۱۵| پیوند =https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/179248/در-تیاتر-تفاوتی-میان-حضور-زنان-و-مردان-نمی-بینم}}</ref> * غیر از بازیگری کار دیگری بلد نیستم. لابد الان داری به این‌که چگونه زندگی را می‌گذرانم، فکر می‌کنی؟... خدا بالای سر همه ماست و روزی محمد کاسبی را هم می‌رساند. ** [[محمد کاسبی]]، ۲۶ دسامبر ۲۰۱۵/ ۵ دی ۱۳۹۴؛ مصاحبه با «جام جم»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=محمد کاسبی: آینده خوبی برای سینما نمی‌بینم|نشانی=https://jamejamonline.ir/fa/news/866833/محمد-کاسبی-آینده-خوبی-برای-سینما-نمی‌بینم|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/2/https://jamejamonline.ir/fa/news/866833/محمد-کاسبی-آینده-خوبی-برای-سینما-نمی‌بینم|تاریخ بایگانی=۳۰ مه ۲۰۲۲|تاریخ=۵ دی ۱۳۹۴|ناشر=جام جم آنلاین}}</ref> * همین که نمی‌دانم قرار است چه پیش آید، دوست دارم. به عنوان بازیگر هیچوقت نمی‌دانی قرار است نقش بعدی‌ات چه باشد و قابل پیش بینی نیست و همین بخش از بازیگری برای من جذاب است که یک دنیا ناشناخته‌ای همیشه جلوی رویت است و آینده‌ را نمی‌توان روشن دید و همین جذابیت برایم خوشایند است. ** [[w:شادی کرم‌رودی|شادی کرم‌رودی]]، ۲۵ دسامبر ۲۰۲۱/ ۴ دی ۱۴۰۰؛ مصاحبه با «پانا»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=محمد کاسبی: آینده خوبی برای سینما نمی‌بینم|نشانی=https://www.pana.ir/بخش-فرهنگی-32/1241591-شادی-کرم-رودی-بازیگر-هیچوقت|نشانی بایگانی=|تاریخ بایگانی=|تاریخ=۴ دی ۱۴۰۰|ناشر=پانا}}</ref> * من به بازیگری به عنوان یک حرفه نگاه نمی‌کنم، بلکه فکر می‌کنم بازیگری می‌تواند نشان‌دهندهٔ بخشی از جامعه ما باشد و شاید اگر خانمی مرا می‌بیند به یکسری سئوالات در ذهنش پاسخ داده شود یا این که سؤال برایش ایجاد شود. * به نظر من بازیگر باید متعهد باشد. ** [[نیکی کریمی]]، ۹ نوامبر ۲۰۰۱/ ۱۸ آبان ۱۳۸۰؛ جلسهٔ پرسش و پاسخ فیلم «نیمه پنهان»، سینما سپیده، تهران<ref>{{یادکرد وب|عنوان=در جلسه نقد وبررسی “نیمه پنهان” نیکی کریمی: دیگر بازی نمی‌کنم چون سینما مبتذل شده‌است|نشانی=https://www.isna.ir/news/8008-03962/در-جلسه-نقد-وبررسي-نيمه-پنهان-نيكي-كريمي-ديگر-بازي-نمي-كنم|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220531183028/https://www.isna.ir/news/8008-03962/در-جلسه-نقد-وبررسي-نيمه-پنهان-نيكي-كريمي-ديگر-بازي-نمي-كنم|تاریخ بایگانی=۳۱ مه ۲۰۲۲|تاریخ=۱۸ آبان ۱۳۸۰|ناشر=ایسنا}}</ref> * با احترام به تمام بازیگران می‌خواهم بگویم بازیگری هیچ وقت برای من کافی نبوده‌است و هیچ وقت دلم نمی‌خواست وقتی به ۴۰ سالگی می‌رسم، بازیگر بمانم، دوست دارم یاد بگیریم اما این درحالی است که بازیگری در یک مقطعی تمام می‌شود چون چقدر فیلمنامه و فیلم خوب هست؟! ** [[نیکی کریمی]]، ۱ ژانویه ۲۰۰۶/ ۱۱ دی ۱۳۸۴؛ نشستی در موزهٔ هنرهای معاصر تهران<ref>{{یادکرد وب|عنوان="یک شب" به نمایش درآمد نیکی کریمی: بازیگری هیچ وقت برای من کافی نبوده…، به موسیقی فیلم اعتقادی ندارم…، این فیلم متعلق به سینمای متعارف نیست…|نشانی=https://www.isna.ir/news/8410-05791/يك-شب-به-نمايش-درآمد-نيكي-كريمي-بازيگري-هيچ-وقت-براي-من-كافي|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220531184608/https://www.isna.ir/news/8410-05791/يك-شب-به-نمايش-درآمد-نيكي-كريمي-بازيگري-هيچ-وقت-براي-من-كافي|تاریخ بایگانی=۳۱ مه ۲۰۲۲|تاریخ=۱۱ دی ۱۳۸۴ |ناشر=ایسنا}}</ref> * هیچ‌وقت در کار به جنسیتم فکر نکردم، اما زمانی که وارد فضای حرفه‌ای کارگردانی شدم، دریافتم چقدر دیدگاه غالب مردانه وجود دارد. عوامل تولید فیلم‌ها اغلب مردان هستند و تعداد زنان در [[سینما]] خیلی کم است… من همه اینها را کنار زدم… می‌خواهم بگویم باید بپذیرید، زنی هست که می‌خواهد فیلم بسازد و باید فیلمش را اکران کنید. ** [[نیکی کریمی]]، ۶ اکتبر ۲۰۰۹/ ۱۷ بهمن ۱۳۸۹؛ مصاحبه با «جام جم آنلاین»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=نیکی کریمی: باید ارزش حضور کیمیایی را بدانیم|نشانی=https://jamejamonline.ir/fa/news/284981/فیلمی-با-اقتباس-از-هملت|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220531155013/https://jamejamonline.ir/fa/news/284981/فیلمی-با-اقتباس-از-هملت|تاریخ بایگانی=۳۱ مه ۲۰۲۲|تاریخ= ۱۷ بهمن ۱۳۸۹|ناشر=جام جم آنلاین}}</ref> * من تحقیق زیادی نکرده بودم، یا کسی را به عنوان مشاور نداشتم. تنها چیزی که می‌دانستم این بود که بازیگری برای من هیچ وقت خیلی مقوله جذابی نبود. [[شهرت]] یا جذابیت‌های ظاهری عالم سینما برای من مهم نبود… به جای سطحی نگاه کردن، فکر می‌کردم می‌توان با مقولهٔ بازیگری خیلی جدی برخورد کرد. همیشه فکر می‌کردم زمان به نفع آدم است؛ یعنی بازی کردن مهم نیست، بازی نکردن و زمان دادن و نقش‌های خوب کار کردن مهم است. ** [[نیکی کریمی]]، ۱۱ ژوئیه ۲۰۱۱/ ۲۰ تیر ۱۳۹۰؛ مصاحبه با «دویچه وله»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=نیکی کریمی: در هیچ‌کجای جهان از سینمای مستقل حمایت نمی‌شود|نشانی=https://www.dw.com/fa-ir/نیکی-کریمی-در-هیچ-کجای-جهان-از-سینمای-مستقل-حمایت-نمیشود/a-6615631|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220531181720/https://www.dw.com/fa-ir/نیکی-کریمی-در-هیچ-کجای-جهان-از-سینمای-مستقل-حمایت-نمیشود/a-6615631|تاریخ بایگانی=۳۱ مه ۲۰۲۲|تاریخ= ۱۱ ژوئیه ۲۰۱۱|ناشر=دویچه وله}}</ref> * لازمهٔ کار در [[سینما]] و این خود بودن این است که آدم تمرکز داشته باشد. هیچ وقت هیچ حاشیه و هیچ اتفاق و یک دنیای تخیلی و مجازی نیست که آدم را بتواند بزرگ کند بلکه فقط و فقط خود کار آدم است و اگر شما بتوانی این تمرکز را داشته باشی قطعاً کارت دیده می‌شود. * شاید مهمترین رمز موفقیت‌ام این بوده که خودم بودم. در سینما یا هر جای دیگری اگر کسی بخواهد ادای چیزی را دربیاورد موفق نخواهد بود. اگر خودت بودی و دقیقاً می‌دانستی که به دنبال چه چیزی هستی و به چه کاری علاقه داری این خود بودن مهمترین خصوصیتی است که در هنر می‌تواند باقی بماند. ** [[نیکی کریمی]]، ۱۹ دسامبر ۲۰۱۵/ ۲۸ آذر ۱۳۹۴؛ در نشست خبری با «ایسنا»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=نیکی کریمی: سعی کردم خودم باشم|نشانی=https://www.isna.ir/news/94092815979/نیکی-کریمی-سعی-کردم-خودم-باشم|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220531191232/https://www.isna.ir/news/94092815979/نیکی-کریمی-سعی-کردم-خودم-باشم|تاریخ بایگانی=۳۱ مه ۲۰۲۲|تاریخ=۲۸ آذر ۱۳۹۴|ناشر=ایسنا}}</ref> * [[سینما]] برای من فقط فیلم ساختن و بازی کردن نیست. ** [[نیکی کریمی]]، ۳۰ ژانویه ۲۰۱۶/ ۱۰ بهمن ۱۳۹۴؛ در مراسم گلریزان فیلم «شیفت شب»، ایوان شمس<ref>{{یادکرد وب|عنوان=سینما برای من فقط فیلم ساختن و بازی کردن نیست|نشانی=https://www.isna.ir/news/94111106435/سینما-برای-من-فقط-فیلم-ساختن-و-بازی-کردن-نیستم|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220531193247/https://www.isna.ir/news/94111106435/سینما-برای-من-فقط-فیلم-ساختن-و-بازی-کردن-نیست|تاریخ بایگانی=۳۱ مه ۲۰۲۲|تاریخ=۱۱ بهمن ۱۳۹۴|ناشر=ایسنا}}</ref> * همیشه مهم‌ترین ملاکم برای قبول یک نقش بدون توجه به کوتاهی یا بلندیش، دوست داشتن است و اینکه بتوانم ارتباط خوبی با آن برقرار کنم. * نقش زنان جستجوگر، ساعی و کوشا و پیگیر که برای رسیدن به هدفشان مصمم و با اراده هستند را دوست دارم. نمی‌توانم خودم را راضی کنم که نقش زنان بدون هویت، خنثی، دکوری و بی‌تفاوت را بازی کنم. ** [[نیکی کریمی]]، ۱۲ فوریه ۲۰۱۶/ ۲۳ بهمن ۱۳۹۴؛ مصاحبه با «زندگی آنلای»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=نیکی کریمی: روح فیلم برایم مهم است |نشانی=https://www.isna.ir/news/98111913274/نیکی-کریمی-روح-فیلم-برایم-مهم-است|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220531201133/https://zendegionline.ir/articles/culture_and_art/interview/230176|تاریخ بایگانی=۳۱ مه ۲۰۲۲|تاریخ=۲۳ بهمن ۱۳۹۴|ناشر=زندگی آنلاین}}</ref> [[پرونده:18th Iranian Cinema Celebrations - Niki Karimi.jpg|بندانگشتی|بازی خوب یعنی باور تماشاچی.{{وسط‌چین}}~ [[نیکی کریمی]]{{پایان}}]] * من همیشه اعتقاد دارم وقتی بازیگری فیلمنامه‌ای را باورکند و خودش را جای آن شخصیت بگذارد حتماً بازی‌اش خوب به نظر می‌آید. از نظر من '''بازی خوب یعنی باور تماشاچی'''؛ یعنی شما عریان شدن روح یک بازیگر را جلوی دوربین می‌بینی و به آن نزدیک می‌شوی. ** [[نیکی کریمی]]، ۱۱ دسامبر ۲۰۲۱/ ۲۰ آذر ۱۴۰۰؛ مصاحبه با روزنامهٔ «اعتماد»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=هنر بدون‌انعکاس رنج بر دل‌نمی‌نشیند|نشانی=https://www.etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/177858/هنر-بدون‌انعکاس-رنج-بر-دل‌نمی‌نشیند|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220601124523/https://www.etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/177858/هنر-بدون‌انعکاس-رنج-بر-دل‌نمی‌نشیند|تاریخ بایگانی=1 ژوئن ۲۰۲۲|تاریخ=۲۰ آذر ۱۴۰۰|ناشر=اعتماد}}</ref> * از نظر من بهترین بازیگران، بازیگران نقش مکمل هستند. چون در واقع آن‌ها هستند که موتور فیلم را روشن نگه می‌دارند. در سینمای ایران هر نقشی را بازی کرده‌ام و نقش کوتاه و بلند برایم معنایی ندارد. * هر بازیگری یک غریزه دارد و نقش‌هایش را با استفاده از آن‌ها انتخاب می‌کند. یک [[بازیگر]] خوب کسی است که بتواند نقش‌هایی برخلاف غریزه اش را بازی کند و هر نقش را نیز به شیوه‌ای جدید بسازد. * دلم نمی‌خواهد برای کسی الگو باشم. هر شخصی منحصر به فرد است و نیازی نیست الگوی خاصی داشته باشد. * به جز بازیگری هزار کار دیگر هم در سینما می‌کنم و این دیوانگی مخصوص من است. ممکن است یکی از همین روزها قصه هم بنویسم. کلا خودم را زیاد سورپرایز می‌کنم. ** [[رضا کیانیان]]، ۱۸ نوامبر ۲۰۱۱/ ۲۷ آبان ۱۳۹۰؛ نشست خبری به مناسبت هفتهٔ کتاب، شهر کتاب، تهران<ref>{{یادکرد وب|عنوان=رضا کیانیان: فردین تمام کتاب‌های مرا خوانده بود|نشانی=https://www.cinemapress.ir/news/26596/رضا-کیانیان-فردین-تمام-کتاب-های-مرا-خوانده-بود|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220602091902/https://www.cinemapress.ir/news/26596/رضا-کیانیان-فردین-تمام-کتاب-های-مرا-خوانده-بود|تاریخ بایگانی=۲ ژوئن ۲۰۲۲|تاریخ=۲۸ آبان ۱۳۹۰|ناشر=سینماپرس}}</ref> * من بازیگران را به دو دستهٔ غریزی و غیر غریزی تقسیم می‌کنم. بازیگر غریزی آن کسی است که تمام توش و توانش به غرایزش وصل است و نمی‌تواند از محدودهٔ غرایزش فراتر برود… ولی بازیگر غیر غریزی آموزش‌دیده… قفس ندارند. به همه جا سر می‌کشند و همهٔ نقش‌ها را فارق از اینکه شکل غرایزشان هست یا نیست بازی کردند. ** [[رضا کیانیان]]، ۸ ژوئن ۲۰۱۴/ ۱۸ خرداد ۱۳۹۳؛ مصاحبه با «هنرآنلاین»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=من با متد اکتینگ مخالفم / نقد براندو، دنیرو، آل پاچینو با رضا کیانیان|نشانی=http://www.honaronline.ir/بخش-اخبار-6/55074-من-با-متد-اکتینگ-مخالفم-نقد-براندو-دنیرو-آل-پاچینو-با-رضا-کیانیان|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/2/http://www.honaronline.ir/بخش-اخبار-6/55074-من-با-متد-اکتینگ-مخالفم-نقد-براندو-دنیرو-آل-پاچینو-با-رضا-کیانیان|تاریخ بایگانی=۲ ژوئن ۲۰۲۲|تاریخ=۱۸ خرداد ۱۳۹۳|ناشر=هنرآنلاین}}</ref> [[پرونده:Reza Kianian, 11 September 2013.jpg|بندانگشتی| بازیگر باید یک شعبده‌باز بزرگ باشد و هر دفعه برای تماشاگرش شعبده‌ای رو کند و مخاطب به دلیل آن جذابیت بیاید و بازی او را ببیند.{{وسط‌چین}}~ [[رضا کیانیان]]{{پایان}}]] * من از [[سینما]] رهایی می‌خواهم، برای شخص خودم… سینما به من اجازه می‌دهد بارها و بارها زندگی کنم. [[تئاتر]] هم همین اجازه را به من می‌دهد که بارها زندگی کنم و در ضمن بارها بمیرم… ما بارها می‌میریم. در نتیجه وقتی بارها زندگی می‌کنیم و بارها می‌میریم، قیدهای این جهان را می‌شکنیم. سینما و به‌خصوص این دو هنر سینما و تئاتر این‌طور است. * [سینما و تئاتر] اصلاً دو دنیای کاملاً متفاوتند. وقتی می‌خواهم بروم روی صحنه، تمام اضطراب‌های جهان به من رجوع می‌کند… ولی وقتی پا روی صحنه می‌گذارم و نور رویم می‌افتد دیگر همه چیز تمام می‌شود و اصلاً یادم می‌رود. بارها شده در صحنه تئاتر کارهایی کرده‌ام که امکانش نبوده در زندگی واقعی آن کار را بکنم؛ مثل دیوانه‌ها. * در [[سینما]] که سعی می‌کنم یک نقش را دو بار تکرار نکنم (چون می‌خواهم وارد دنیای جدید بشوم) برایم پر از اضطراب است؛ یعنی نقش‌هایی که قبلاً بازی کرده‌ام نیست و می‌خواهم کار جدیدی بکنم. شاید در این نقش نابود بشوم. * '''بازیگر باید یک شعبده‌باز بزرگ باشد و هر دفعه برای تماشاگرش شعبده‌ای رو کند و مخاطب به دلیل آن جذابیت بیاید و بازی او را ببیند.''' * بهترین نقشم نقش بعدی است. * از من می‌پرسند بهترین بازیگر سینما کیست و واقعاً نمی‌توانم جواب بدهم. چون هر کدام از بازیگرها در نقطه‌ای که ایستاده‌اند در قله‌اند. ولی وقتی جای خودشان نیستند بد هستند. وقتی جای خودشان قرار می‌گیرند حیرت‌انگیز و لذت‌بخشند. بازیگران دنیا هم همین‌طورند. ** [[رضا کیانیان]]، ۴ فوریه ۲۰۱۶/ ۱۵ بهمن ۱۳۹۴؛ مصاحبه با [[کیوان کثیریان]] در خلال ۳۴مین جشنوارهٔ جهانی فیلم فجر<ref>{{یادکرد وب|عنوان=گفت و گو با رضاکیانیان/ آرزو دارم مثل شخصیت‌های کارتونی بازی کنم|نشانی=https://cinemacinema.ir/conversation/گفت-و-گو-با-رضاکیانیان-آرزو-دارم-مثل-شخ/|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220602064400/https://cinemacinema.ir/conversation/گفت-و-گو-با-رضاکیانیان-آرزو-دارم-مثل-شخ/|تاریخ بایگانی=۲ ژوئن ۲۰۲۲|تاریخ=۱۵ بهمن ۱۳۹۴|ناشر=سینما سینما}}</ref> * من می‌گویم بازیگرها سه دسته هستند یک دسته تک نقش هستند تعدادی بسیار نقش یا چند نقش اند و برخی هم همه نقش اند. ** [[رضا کیانیان]]، ۱۹ ژوئن ۲۰۱۶/ ۳۰ خرداد ۱۳۹۵؛ مصاحبه با روزنامهٔ «ایران»<ref name="روزنامهٔ ایران">{{یادکرد وب|عنوان=رضا کیانیان: لذت کارم را زمان اجرا و ساخته شدن می‌برم|نشانی=https://www.magiran.com/article/3379273|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220602080016/https://www.magiran.com/article/3379273|تاریخ بایگانی=۲ ژوئن ۲۰۲۲|تاریخ=۳۰ خرداد ۱۳۹۵|ناشر=روزنامهٔ ایران}}</ref> === گ === * نقش کوچک و بزرگ ندارد، بلکه آدم است که کوچک و بزرگ دارد. ممکن است شما در یک پلان آن‌چنان بدرخشید که در صد سکانس ندرخشیده باشد. ** [[جمشید گرگین]]، ۲۵ مه ۲۰۱۹/ ۴ خرداد ۱۳۹۸؛ مصاحبه با «هنرآنلاین»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=برنامه‌های تلویزیونی دیگر جریان‌ساز نیستند / سال‌ها باید بگذرد تا کسی مثل علی حاتمی پیدا شود / با جمشید گرگین از گزارشگری ورزشی تا اجرا و بازیگری|نشانی=http://www.honaronline.ir/بخش-سینما-6/134916-برنامه-های-تلویزیونی-دیگر-جریان-ساز-نیستند-سال-ها-باید-بگذرد-تا-کسی-مثل-علی-حاتمی-پیدا-شود-با-جمشید-گرگین-از-گزارشگری-ورزشی-تا-اجرا-بازیگری|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220604083758/http://www.honaronline.ir/بخش-سینما-6/134916-برنامه-های-تلویزیونی-دیگر-جریان-ساز-نیستند-سال-ها-باید-بگذرد-تا-کسی-مثل-علی-حاتمی-پیدا-شود-با-جمشید-گرگین-از-گزارشگری-ورزشی-تا-اجرا-بازیگری|تاریخ بایگانی=۳۱ مه ۲۰۲۲|تاریخ=۴ خرداد ۱۳۹۸|ناشر=هنرآنلاین}}</ref> * [[تئاتر]] زندگی من است و صحنه تئاتر را با هیچ چیز دیگری عوض نمی‌کنم. ** ۵ مه ۲۰۱۹/ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۸؛ برنامهٔ «پرده آخر» رادیو گفت و گو<ref>{{یادکرد وب|عنوان=تئاتر زندگی من است/ انگشتم در نمایش"عکس خانوادگی" شکست |نشانی=http://radiogoftogoo.ir/NewsDetails/?m=175104&n=423957|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220604120320/http://radiogoftogoo.ir/NewsDetails/?m=175104&n=423957|تاریخ بایگانی=۳۱ مه ۲۰۲۲|تاریخ=۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۸|ناشر=رادیو گفتگو}}</ref> * در بازیگری همیشه باید تلاش و مطالعه کرد و به روز بود؛ چرا که بازیگر هیچ وقت متوقف نمی‌شود. ** [[پرستو گلستانی]]، ۳۱ مه ۲۰۲۰/ ۱۱ خرداد ۱۳۹۹؛ مصاحبه با روزنامهٔ «جام جم»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=بازیگری نمی‌ایستد |نشانی=https://www.magiran.com/article/4047992|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220604120715/https://www.magiran.com/article/4047992|تاریخ بایگانی=۳۱ مه ۲۰۲۲|تاریخ= ۱۱ خرداد ۱۳۹۹|ناشر=جام جم}}</ref> * من معتقدم زیاد دیده شدن هنر نیست، مهم این است که چطور دیده شوی. دوست داشتم و برایم مهم بود که در سینما هدفمند کار کنم. ** [[فاطمه گودرزی]]، ۱۳ ژوئن ۲۰۰۹/ ۲۳ خرداد ۱۳۸۸؛ مصاحبه با روزنامهٔ «جام جم»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=طعم عاشقی در میانسالی|نشانی=https://jamejamonline.ir/fa/news/259483/طعم-عاشقی-در-میانسالی|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220604130308/https://jamejamonline.ir/fa/news/259483/طعم-عاشقی-در-میانسالی|تاریخ بایگانی=۴ ژوئن ۲۰۲۲|تاریخ=۲۳ خرداد ۱۳۸۸|ناشر=جام جم}}</ref> * لزومی ندارد، همه بازیگر شوند، می‌توان به زمینه‌های دیگر سینمایی هم پرداخت. مهم آن است که آدم هر جایی که هست، هنرمندانه زندگی کند. ** [[فاطمه گودرزی]]، ۲۹ آوریل ۲۰۱۷/ ۹ اردیبهشت ۱۳۹۶؛ مصاحبه با روزنامهٔ «خراسان رضوی»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=قرار نیست همه بازیگر شوند|نشانی=http://khorasanrazavi.khorasannews.com/newspaper/page/19521|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220604124503/http://khorasanrazavi.khorasannews.com/newspaper/page/19521|تاریخ بایگانی=۴ ژوئن ۲۰۲۲|تاریخ=۹ اردیبهشت ۱۳۹۶|ناشر=روزنامهٔ خراسان}}</ref> === ل === * داوطلب و مشتاق زیاد است، اما آنها نمی‌دانند داخل این حرفه چه خبر است. از بیرون نگاه می‌کنند و می‌گویند به‌به چه خانه زیبایی! عکس بازیگران را می‌بینند و هوس می‌کنند بازیگر شوند. [[شهرت]] و [[پول]] وسوسه‌شان می‌کند وگرنه هیچ‌کدامشان واقعاً عاشق حرفه بازیگری نیستند. شهرت بد نیست هر موجودی دوست دارد خودش را به نمایش بگذارد، اما آنهایی که سراسیمه وارد دنیای سینما می‌شوند، فکر می‌کنند خیلی به آنها خوش خواهد گذشت و سریع به پول و شهرت دست پیدا می‌کنند اما این‌طور نیست. پس بهتر است قبل از این که شیفته بازیگری شوند، کمی تحقیق کنند و با این دنیا آشنا شوند که بعد از ورود با سراب روبه‌رو نشوند. ** [[غلامحسین لطفی]]، ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۶/ ۴ مهر ۱۳۹۵؛ مصاحبه با «جام جم»<ref>{{یادکرد وب |نشانی=https://jamejamonline.ir/fa/news/948967/مافیا-بازیگران-را-خانه‌نشین-کرده-است|عنوان=مافیا، بازیگران را خانه‌نشین کرده‌است|تاریخ=۴ مهر ۱۳۹۵ |اثر=روزنامهٔ جام‌جم|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220606153623/https://jamejamonline.ir/fa/news/948967/مافیا-بازیگران-را-خانه‌نشین-کرده-است|تاریخ بایگانی=۶ ژوئن ۲۰۲۲|}}</ref> === م === * بودن در صحنه و زندگی‌کردن در صحنه، مثل اعتیاد می‌ماند. همه فکر می‌کنند که یک گروه بعد از چند ماه تمرین، هر شب یک نمایش را به شکل روتین اجرا می‌کنند؛ درحالی‌که هر اجرا یک نمایش جدید است. * من فکر می‌کنم، احساسِ بازیگر باید در جای درست و به اندازه خرج شود. * فکر می‌کنم بازیگر، بازیگر است و در هر عرصه‌ای که باشد، باید خوش بدرخشد. این ایده‌آل من است و نمی‌دانم چقدر به آن رسیده‌ام. به‌هرحال انتهایی ندارد. من فکر می‌کنم تازمانی‌که زنده‌ام باید کار کنم، تلاش کنم و هیچ‌وقت دست از تجربه‌اندوزی نخواهم کشید. [...] برخی می‌گویند بازیگری در [[تئاتر]] از بازیگری در [[سینما]] و [[تلویزیون]] سخت‌تر است. من اصلاً به این حرف‌ها اعتقادی ندارم. * بازیگری بسیار سخت است؛ اگر کارت را جدی بگیری. * بازیگر [[سینما]] و سریال باید بسیار هوشمند و با قوهٔ تخیل بالا باشد. * یک بازیگر سینما درعین‌حالی که یک صحنه حسی را بازی می‌کند، هم‌زمان باید به مونتاژ و موقعیت دوربین هم فکر کند و خیلی چیزهای دیگر. باید ذهنی سیال با قوه تخیل قوی داشته باشد چون تو باید خودت را ببینی، جای نور، موقعیت بازیگر مقابلت، لحن صدا، اندازه تصویر، اینکه شما در کجای پلان و چه کادری قرار گرفته‌ای و این احساس شما در کجای قصه باید خرج شود. همه اینها در یک زمان و یک لحظه از ذهن بازیگر عبور کرده و در تصویر ثبت می‌شود.» * در [[تئاتر]] تو صحنه‌هایی داری که به اندازه تلویزیون و سینما نیست. آنجا مال خودت هست و صحنه مال بازیگر است. احساس و تصویری که برای تماشاچی داری نشان می‌دهی، کاملاً مال خودت هست و این در واقع درک و دریافت شماست که موفق‌شدن یا موفق‌نشدن شما را نشان می‌دهد. ** [[لادن مستوفی]]، ۲۸ آوریل ۲۰۱۷/ ۸ اردیبشهت ۱۳۹۶، مصاحبه با ''[[شرق (روزنامه)|روزنامهٔ شرق]]''<ref>{{یادکرد وب|نشانی =https://www.magiran.com/article/3549444|عنوان=روز واقعه برایم یک اتفاق بزرگ بود|تاریخ =۹ اردیبهشت ۱۳۹۶|ناشر=magiran}}</ref> * … برای ما که تئاتر کار می‌کردیم کوتاه و بزرگ بودن نقش از نظر مقدار معنا نداشت. مهم بازیگر بزرگ و کوچک است. همیشه نقش اول را همه نگاه می‌کنند و نقش‌های دیگر دیده نمی‌شود، در حالیکه باید توجه داشت آن کسی که در نقش اول مطرح می‌شود چگونه بدون بازیگران دیگر این کار عملی می‌شود. این حرفها آدم را متأثر می‌کند که می‌آیی و نقش کوتاهی را به نحو احسن بازی می‌کنی ولی کسی آنرا نمی‌بیند. * ساز ویولون چون پرده ندارد نواختن آن سخت است وکمتر کسی به سراغ آن می‌رود بازیگری هم باید به همین شکل باشد و هر کسی که فکرمی‌کند می‌تواند داد بزند، بخندد، راه برود، بازیگر نیست. چرا که باید استعداد و نبوغ این کار را داشت و تربیت کرد تا شکل بگیرد. ضمن آنکه هدف مشخصی هم باید داشت. * بعد از [[کمال‌الملک (فیلم)|کمال‌الملک]] به این نتیجه رسیدم. ای کاش به جای بازیگر نقاش بودم. چون هم زیباتر است و هم بسیار آرامش می‌دهد. ** [[جمشید مشایخی]]، ۱۷ نوامبر ۲۰۰۶/ ۲۶ آبان ۱۳۸۵؛ مصاحبه با «ایسنا»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=از اجرای نمایشنامه‌هایی در "پارچین" تا "یک بوس کوچولو" جمشید مشایخی از نیم قرن فعالیت هنری‌اش گفت|نشانی=https://www.isna.ir/news/8508-14474/از-اجراي-نمايشنامه-هايي-در-پارچين-تا-يك-بوس-كوچولو-جمشيدا|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220609172134/https://www.isna.ir/news/8508-14474/از-اجراي-نمايشنامه-هايي-در-پارچين-تا-يك-بوس-كوچولو-جمشيد|تاریخ بایگانی=۹ ژوئن ۲۰۲۲|تاریخ=۲۶ آبان ۱۳۸۵ |ناشر=ایسنا}}</ref><ref>{{یادکرد وب|عنوان=جمشید مشایخی: بعد از "کمال‌الملک" دوست داشتم نقاش بودم … دیالوگ‌های فیلمهای حاتمی را همچنان یاد دارم بازیهایم ماندگار شدند … در "یک بوس کوچولو" خودم بودم|نشانی=https://www.isna.ir/news/8508-14550/جمشيد-مشايخي-بعد-از-كمال-الملك-دوست-داشتم-نقاش-بودم-ديالوگ-هاي|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/2/https://www.isna.ir/news/8508-14550/جمشيد-مشايخي-بعد-از-كمال-الملك-دوست-داشتم-نقاش-بودم-ديالوگ-هاي|تاریخ بایگانی=۹ ژوئن ۲۰۲۲|تاریخ=۲۶ آبان ۱۳۸۵|ناشر=ایسنا}}</ref> * از کودکی بازیگری و در نوجوانی‌ام [[تئاتر]] را آموخته‌ام و اکنون افتخار می‌کنم که آموزشی که آن زمان در تئاتر دیدم، توانستم در تمام دوران فعالیتم از آن بهره‌برداری کنم و مهمترین آموختهٔ من فرمانبرداری بود. اینکه من به عنوان یک بازیگر فقط یک سرباز وظیفه هستم و باید فرمانبرداری کنم… البته نباید یک سرباز وظیفه بدون تفکر بود. بازیگر باید فرمانبرداری را از صافی خود عبور دهد و اینگونه یک سرباز نمونه می‌شود. * وقتی بازیگر تفکری را بر کارش اضافه می‌کند، یعنی چیزی افزون بر وظیفه‌اش انجام داده‌است و این خلاقیت یک بازیگر است. این خلاقیت مخالفتی با فرماندهی تیمسار ندارد. وقتی یک بازیگر خلاقیت داشته باشد، دیگر هیچ بازیگر دیگری مانند او نیست. * من همان کاری را انجام می‌دهم که کارگردان از من می‌خواهد و در نهایت خودم را تسلیم نظر کارگردان می‌کنم. رهبری توسط کارگردان اتفاق می‌افتد و یک بازیگر متوسط هماهنگ بسیار بهتر از یک بازیگر عالی اما ناهماهنگ است. * [[بازیگر]] تجلی اندیشهٔ کارگردان است و در دوران فعالیتم این امر برای من یک اصل بوده‌است. من به فکر نویسنده و کارگردان، هویت مجدد می‌دهم و فقط می‌توانم تجلی اندیشهٔ او باشم. اما می‌توانم با خلاقیتم این کار را به بهترین و مطلق‌ترین شکل انجام دهم. ** [[فاطمه معتمدآریا]]، ۲۴ اکتبر ۲۰۱۰/ ۲ آبان ۱۳۸۹؛ در جلسه هم‌اندیشی «چالش بازیگر و کارگردان در تئاتر»<ref>{{یادکرد وب |نشانی=http://www.isna.ir/news/8908-00922/فاطمه-معتمدآريا-وقتي-بازيگر-خلاقيت-داشته-باشد-ديگر-هيچ-بازيگري|عنوان=فاطمه معتمدآریا: وقتی بازیگر خلاقیت داشته باشد، دیگر هیچ بازیگری مانند او نیست|تاریخ=۲ آبان ۱۳۸۹|اثر=ایسنا|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220610074110/https://www.isna.ir/news/8908-00922/فاطمه-معتمدآريا-وقتي-بازيگر-خلاقيت-داشته-باشد-ديگر-هيچ-بازيگري|تاریخ بایگانی=۱۰ ژوئن ۲۰۲۲}}</ref> * من همیشه یک بازیگرم و بازیگری یک فعالیت فرهنگی است بنابراین خودم را یک فعال فرهنگی می‌دانم تا هر چیز دیگری و البته که فعالیت فرهنگی در یک کل بزرگ‌تر انجام می‌شود که همان فعالیت‌های اجتماعی است؛ بنابراین تصویری که از خودم می‌توانم بدهم، یک بازیگر فعال فرهنگی و اجتماعی است که طبعاً در هر کدام از این‌ها گرفتاری‌ها و مشکلاتی وجود دارد… من دنبال چیزی غیر از بهترشدن شرایط خودم و جامعه‌ام نیستم. من دنبال جامعه‌ای هستم که از نظر فرهنگی به آن ببالم… من در مورد همهٔ اتفاقات خوب و بد کشورم خودم را متعهد و مسئول می‌دانم. * من اگر [[بازیگر]] نباشم، منفعلم. از زمان کودکی و نوجوانی، عاشق این حرفه بودم. قدم با حرفه‌ام رشد کرده. صورتم با حرفه‌ام تغییر کرده. حتی اندازهٔ کفش‌هایم با حرفه‌ام بزرگ‌تر شده. قبلاً نمی‌فهمیدم که خودم دارم بزرگ می‌شوم یا حرفهٔ من است که دارد بزرگم می‌کند. این حرفه با سلول‌های من رشد کرده‌است… از ۹ سالگی عضو فعال کتابخانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بودم و از ۱۳ سالگی رسماً تئاتر کار کرده‌ام، امروز فلسفه زندگی‌ام تلاش برای بازیگری در یک فضای فرهنگی و در جامعه‌ای پویا و سالم به دور از فساد و ابتذال است با صلح و آرامش. * اولین درس بازیگری این است که فرقی نمی‌کند چه نقشی را بازی کنی، مهم این است که به بهترین وجه بازی کنی… این حقیقتی دربارهٔ بازیگری است، که تو باید آمادگی هرگونه نقشی را داشته باشی. ** [[فاطمه معتمدآریا]]، ۲۴ ژوئیه ۲۰۱۵/ ۳ تیر ۱۳۹۴؛ مصاحبه با احمد طالبی‌نژاد، روزنامهٔ «شرق»<ref>{{یادکرد وب |نشانی=https://www.magiran.com/article/3180479|عنوان=مثل خودم حرف می‌زنم|تاریخ=۳ تیر ۱۳۹۴|اثر=شرق|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220610201911/https://www.magiran.com/article/3180479|تاریخ بایگانی=۱۰ ژوئن ۲۰۲۲}}</ref> * برای من همهٔ شخصیت‌هایی که بازی کرده‌ام، همیشه زنده هستند. وقتی می‌خواهم آنها را بازی کنم، برایشان یک گذشته و آینده‌ای دارم که این یک پرونده است پیش خودم. در نتیجه هروقت دلم بخواهد این پرونده را باز می‌کنم تا ببینم بر آنها چه گذشته. ** [[فاطمه معتمدآریا]]، ۲۸ ژوئیه ۲۰۱۵/ ۶ مرداد ۱۳۹۴، مصاحبه با روزنامهٔ «شرق»<ref>{{یادکرد وب |نشانی=https://www.magiran.com/article/3198527|عنوان=گفت وگو با فاطمه معتمدآریا به مناسبت اکران «یحیی سکوت نکرد»: عصر دشمنی‌ها گذشته، باید خوشبین باشیم|تاریخ=۶ مرداد ۱۳۹۴|اثر=روزنامه شرق|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/2/https://www.magiran.com/article/3198527|تاریخ بایگانی=۱۰ ژوئن ۲۰۲۲}}}</ref> * شناخت خودمان اولین درس بازیگری است، خودشناسی را ابتدا باید با تمرین‌های فیزیکی و شناخت، تنفس و پنج حسی که همه انسان‌ها و موجودات دارند، یاد بگیریم. ** [[فاطمه معتمدآریا]]، ۲۲ آوریل ۲۰۱۸/ ۲ اردیبهشت ۱۳۹۷؛ کارگاه بازیگری دارالفنون<ref>{{یادکرد وب |نشانی=https://www.khabaronline.ir/news/771751/اشاره-فاطمه-معتمدآریا-به-یکی-از-مضرات-تلفن-همراه|عنوان=اشاره فاطمه معتمدآریا به یکی از مضرات تلفن همراه|تاریخ=۲ اردیبهشت ۱۳۹۷|اثر=خبرآنلاین|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220609194547/https://www.khabaronline.ir/news/771751/اشاره-فاطمه-معتمدآریا-به-یکی-از-مضرات-تلفن-همراه|تاریخ بایگانی=۱۰ ژوئن ۲۰۲۲}}</ref> * درست نفس کشیدن نه فقط برای بازیگران بلکه برای همهٔ انسان‌هایی که می‌خواهند سلامت زندگی کنند، مفید است. با درست نفس کشیدن و درست نشستن اعتماد به نفس پیدا می‌کنیم و می‌توانیم در کار خود بهترین باشیم. * با بدنتان مثل یک پادگان رفتار کنید! برای بازیگری باید به بدنتان فرماندهی کنید. اگر فرماندهٔ خوبی باشید، اعضای بدنتان در اختیارتان خواهند بود. امروز اعضای بدن ما سربازهای صفر هستند چون در کنترل ما نیستند. از سوی دیگر در زندگی شهری بدن ما همیشه منقبض است و این بدترین اتفاق برای بدن است چون اعضایمان دیگر رها نیستند. * اگر در بازیگری خوشی و زیبایی نباشد، یک جای کار می‌لنگد یعنی باید از سختی کار لذت ببریم و همیشه لبخند داشته باشیم. * ابداً به گذشته نیندیشید، حتی به نیم ساعت قبل. در گذشته هر طور بوده‌اید، بوده‌اید. هیچ اهمیتی ندارد. * اولین نکته برایم سناریو، سواد و شعور کارگردان و نگاه او به سینماست؛ یک کارگردان ابتدا باید نسبت به حرفه خود شناخت و دانش داشته باشد تا بتواند از بازیگر بازی بگیرد. همیشه از کارکردن با کارگردانی لذت می‌برم که دانش او از من بیشتر باشد. کارگردان باید تمام عناصر یک کار را بهتر از بازیگر بشناسد و این فقط با تجربه اندوختن به دست می‌آید. * برای اندوختن تجربه، باید چهار دست وپا روی زمین راه بروید و بیاموزید نه اینکه با سر افراشته راه بروید. ** [[فاطمه معتمدآریا]]، ۲۵ آوریل ۲۰۱۸/ ۶ اردیبهشت ۱۳۹۵؛ اختتامیه کارگاه بازیگری دارالفنون<ref>{{یادکرد وب |نشانی=https://www.magiran.com/article/3348448|عنوان=به گذشته نیندیشید|تاریخ=۷ اردیبهشت ۱۳۹۵|اثر=خبرآنلاین|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220610085405/https://www.magiran.com/article/3348448|تاریخ بایگانی=۱۰ ژوئن ۲۰۲۲}}</ref> * [[کارگردان]] خوب می‌تواند از بازیگر ضعیف طوری بازی بگیرد که به جایزه برسد، کارگردان بد هم بازیگر خوب را بد نشان می‌دهد؛ یعنی همه چیز به انتخاب درست مربوط می‌شود. * وقتی وارد دنیای هنر شدم هدفم نه پول بود نه شهرت. راستش را بخواهید فقط دوست دارم مردم شاد باشند… زمان ما مثل امروز به [[بازیگری]] نگاه نمی‌شد. کسانی کار می‌کردند که عاشق بازی و نمایش بودند نه اینکه بیایند معروف شوند. نگاه‌ها به قدری بد بود که تا کسی عاشق نبود اصلاً نمی‌توانست به این فضا بیاید. رسانه هم مثل امروز همه گیر نشده بود که چهره شدن و معروفیت دغدغه مان باشد. این‌ها سال‌ها بعد اتفاق افتاد. * شنیده‌ام عده ای پول دستی می‌دهند به امید اینکه مشهور شوند اما بدانند هم پولشان می‌رود و هم در کنار ستاره‌های امروز شانسی برای شهرت ندارند. * در زمانی که کار می‌کردم هر روز نوروزم بود. بهار و طبیعت و سر سبزی حال آدم را خوب می‌کند اما امروز که همه موهایم سپید شده فهمیدم آدم خوب حالش همیشه خوب است حتی اگر با بدی‌های زندگی امتحان شود. ** [[روح‌الله مفیدی]]، ۲۹ مارس ۲۰۱۶ /۱۰ فروردین ۱۳۹۵؛ مصاحبه با خبرگزاری «مهر»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=روح‌الله مفیدی در گفتگو با مهر - ۱معروف به «گریمور هاونگی» بودم/ نگذاشتم فرزندانم بازیگر شوند|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/3582844/معروف-به-گریمور-هاونگی-بودم-نگذاشتم-فرزندانم-بازیگر-شوند|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220611143006/https://www.mehrnews.com/news/3582844/معروف-به-گریمور-هاونگی-بودم-نگذاشتم-فرزندانم-بازیگر-شوند|تاریخ بایگانی=۱۱ ژوئن ۲۰۲۲|تاریخ=۱۰ فروردین ۱۳۹۵|ناشر=مهر}}</ref><ref>{{یادکرد وب|عنوان=آدم خوب همیشه حالش خوب است/ ماجرای پسربچه تپل و اکبر عبدی|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/3582861/آدم-خوب-همیشه-حالش-خوب-است-ماجرای-پسربچه-تپل-و-اکبر-عبدی|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220611143052/https://www.mehrnews.com/news/3582861/آدم-خوب-همیشه-حالش-خوب-است-ماجرای-پسربچه-تپل-و-اکبر-عبدی|تاریخ بایگانی=۱۱ ژوئن ۲۰۲۲|تاریخ=۱۰ فروردین ۱۳۹۵|ناشر=مهر}}</ref> * همیشه نقش را جزئی از وجود خودم می‌دانم. به همین دلیل با انرژی و با تمام توانم کار می‌کنم. ** [[توران مهرزاد]]، ۲۵ اکتبر ۲۰۱۳/ ۳ آبان ۱۳۹۲؛ مصاحبه با «جام جم»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=انتظار برای نقش خوب لذت‌بخش است|نشانی بایگانی=https://jamejamonline.ir/fa/news/609211/انتظار-برای-نقش-خوب-لذت‌بخش-است|تاریخ بایگانی=۱۶ ژوئن ۲۰۲۲|تاریخ=۳ آبان ۱۳۹۲|ناشر=جام جم}}</ref> * همیشه به عنوان بازیگر وجدان کاری داشتم و دارم، به جهت اینکه تعصب زیادی به کارم دارم و با مسؤولیت هستم. همیشه فکر می‌کنم برای کاری مقابل دوربین بروم که اگر تماشاچی بعد از ۸–۹ ساعت بیرون بودن، وقتش را برای دیدن من گذاشت، خجالت زده نشوم و با خود بگویم وقت تماشاچی را گرفتم و هیچ چیز هم به او ندادم. ** [[مهرانه مهین ترابی]]، ۲۴ دسامبر ۲۰۱۳/ ۳ دی ۱۳۹۲، مصاحبه با «ایسنا»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=مهرانه مهین ترابی: انگار تلویزیون دیگر قدرت ندارد|نشانی=https://www.isna.ir/news/92100301087/مهرانه-مهین-ترابی-انگار-تلویزیون-دیگر-قدرت-ندارد|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220616093706/https://www.isna.ir/news/92100301087/مهرانه-مهین-ترابی-انگار-تلویزیون-دیگر-قدرت-ندارد|تاریخ بایگانی=۱۶ ژوئن ۲۰۲۲|تاریخ=۳ دی ۱۳۹۲|ناشر=ایسنا}}</ref> * از دید من اولین اصل در بازیگری سینما این است که بازیگر اتکا به نفس کافی داشته باشد و خودش را باور کند. این بخشی از وظیفهٔ کارگردان است. فکر می‌کنم من در این مورد موفق عمل می‌کنم. ** [[تهمینه میلانی]]، ۱۴ اکتبر ۲۰۱۷/ ۲۲ مهر ۱۳۹۶؛ مصاحبه با روزنامهٔ «شرق»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=پرسشگری؛ از چپ تا مذهبی|نشانی=https://www.magiran.com/article/3644419|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220616184833/https://www.magiran.com/article/3644419|تاریخ بایگانی=۱۶ ژوئن ۲۰۲۲|تاریخ=۲۲ مهر ۱۳۹۶|ناشر=شرق}}</ref><ref>{{یادکرد وب|عنوان=می‌خواهند سینمای خصوصی نابود شود|نشانی=https://www.magiran.com/article/3645858|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220616185028/https://www.magiran.com/article/3645858|تاریخ بایگانی=۱۶ ژوئن ۲۰۲۲|تاریخ=۲۴ مهر ۱۳۹۶|ناشر=شرق}}</ref> === ن === * هر کسی از کار بازیگری برداشتی دارد. از نگاه من باید تمرین‌هایی که برای بدن و بیان وجود دارد را خیلی کار کنیم چون بخش بزرگی از بازیگری تمرین و اتود است. هیچ‌کس نمی‌تواند همان ابتدا آفرینش هنری داشته باشد، مگر به صورت سطحی و ظاهری که البته آن هم هنر نیست. هنر عمق و پشتوانه فکری دارد. واقعیت که نیست، ما واقعیت را می‌سازیم، بنابراین بازی باید به قدری تمرین شده باشد که عمق داشته باشد و باورپذیر و واقعی نما باشد. مخاطب باور که کرد دنبال می‌کند و کار در دل او می‌نشیند… مسئله شهرت این نیست که کسی شما را بشناسد، شهرت به درد نمی‌خورد بلکه مهم محبوبیت است و کسی که در دل مردم جا باز کند و رابطه انسانی ایجاد می‌شود. تمام کارهایی که در فرهنگ و هنر انجام می‌دهیم برای رابطه انسانی است؛ برای اینکه انسان‌تر شویم و به سمت انسانیت حرکت کنیم. اینکه بازیگر و تماشاگر همدیگر را درک کنند و اثر بازیگر در مخاطب جاری شود و بماند یعنی رابطهٔ انسانی و این کار در حرفه ما خیلی مؤثر است. ** [[علی نصیریان]]، ۱۵ مارس ۲۰۲۲/ ۲۶ اسفند ۱۴۰۰؛ مصاحبه با روزنامهٔ «اعتماد»<ref>{{یادکرد وب|عنوان=شهرت به درد نمی‌خورد مهم محبوبیت است|نشانی=https://www.magiran.com/article/4280737|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20220618172512/https://www.magiran.com/article/4280737|تاریخ بایگانی=۱۸ ژوئن ۲۰۲۲|تاریخ=۲۶ اسفند ۱۴۰۰|ناشر=اعتماد}}</ref> == نوشتارهای وابسته == * [[بازیگر]] * [[سینما]] * [[تئاتر]] * [[تلویزیون]] == منابع == {{پانویس|۲}} == پیوند به بیرون == {{جعبه پیوند به پروژه‌های خواهر |نویسنده=بازیگری |ویکی‌واژه=بازیگری |ویکی‌نسک= no |ویکی‌گفتاورد=no |ویکی‌نبشته= no |ویکی‌انبار= Category:Acting |ویکی‌گزارش= no |ویکی‌گونه=no }} [[رده:بازیگران|*]] [[رده:شغل‌ها]] [[رده:هنر]] 4id4de5r2qycbacn2tdgu30m8izqxkk دودمان پهلوی 0 17678 192744 189972 2026-09-04T20:38:48Z محمد جواد احمدیان 15771 192744 wikitext text/x-wiki [[پرونده:Flag-map of Iran (1964-1980).svg|250px|بی‌قاب|چپ]] {{مجموعه ایران}} '''[[w:دودمان پهلوی|دودمان پهلوی]]''' آخرین دودمان ایرانی (۱۳۰۴ شمسی تا ۱۳۵۷ شمسی) یا نظام شاهنشاهی (اصطلاحی که بعد از انقلاب به کار می‌رود) دودمانی است که پس از برچینش دودمان قاجار، بر ایران پادشاهی کردند. پایان کار این دودمان مصادف با انقلاب ۱۳۵۷ ایران بود که پس از ۲۵۰۰ سال حکومت پادشاهی سقوط کرد و به جمهوری اسلامی تبدیل شد. == درباره == * «تاریخ نمونه‌های اندکی را ثبت کرده است که در آن یک پادشاه علیه درباریان، ژنرال‌ها، اشراف و رهبران مذهبی خود انقلاب کرده باشد. در ایران معاصر، اعلیحضرت [[محمدرضا پهلوی]]، شاهنشاه، دقیقاً همین کار را انجام داده است.» ** ''[[کوروش شهباز]]''<ref>Shahbaz, Kurush. “Iran’s White Revolution.” World Affairs 126, no. 1 (1963): 17–21. http://www.jstor.org/stable/20670270.</ref> * «سلطنتِ کنونی، قانون اساسی و شریعت را رعایت نمی‌کند، زیرا مستبد، فاسد و ناتوان از پایداری در برابرِ فشارهای خارجی است و همواره قانون اساسی را نقض می‌کند.» ** ''[[کریم سنجابی]]''<small>«اعلامیه»، خبرنامه، شمارهٔ ویژهٔ ۲۳، آبان ۱۳۵۷، ص۱</small> * «سخت‌ترین دوران در طول سالهای حکومت ظالمانه استبدادىِ سلطنتی برای ملت ایران، همین دوران پنجاه سال قبل از پیروزی انقلاب بود. چرا؟ چون در دورانهای گذشته، همیشه سلطنتهای استبدادی بودند، به مردم هم خیلی ظلم کردند؛ لیکن اگر حکومتهای ایران، ظالم، مستبد و بد بودند، اگر با مردم سروکاری نداشتند - که نداشتند - لااقل زیر امر دشمنان خارجی - جز در برهه‌های خیلی محدودی - نبودند. حکومتهایی برای خودشان بودند؛ ایرانی بودند. ولی در این دوره اخیرِ سلطنت - یعنی از اواخر قاجار و در طولِ دوران حکومت پهلوی - استبداد، دیکتاتوری، بیاعتنایی به آراءِ مردم، فساد اداری، ظلم و ستم و تبعیض و سوء استفاده دولتمردان و درباریان بیداد میکرد! - همه اینها بود و علاوه بر اینها واقعیت بسیار تلختری وجود داشت که آن تسلّط بیگانگان بود. در این کشور، ایرانی در داخل خانه خود، بایستی تملّق خارجی را میگفت! رئیس ایرانی، نظامىِ ایرانی، مدیر و وزیر ایرانی در داخل خانه خود، بایستی تملّق سفیر امریکا و سفیر انگلیس و مأموران طمّاع بیگانه را - که صدها هزار مأمور بیگانه در این کشور بودند - میگفت! باید زیر دست آنها کار میکرد! باید از آنها دستور میگرفت! باید ملاحظه‌ی میل آنها را میکرد! این برای یک ملت، بدترین حادثه است؛ ذلّت است.» ** ''[[سیدعلی خامنه‌ای]]''<small>بیانات در دیدار جمعی از مسئولان جهاد سازندگی (۱۳۷۷/۰۷/۱۵)</small><ref>https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2909</ref> * «تنها راهِ حفظِ وحدتِ ملّی و حقوق فردی، ترکِ استبداد، احترام به قانون اساسی، رعایتِ اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر، لغو نظام تک حزبی، دادنِ آزادی مطبوعات و اجتماع، آزادی زندانیان سیاسی، دادن اجازهٔ بازگشت به تبعیدی‌ها و برقرای حکومتی برخوردار از اعتماد عمومی و مراعات کنندهٔ قانون اساسی است.» ** نامهٔ سرگشادهٔ سنجابی، [[داریوش فروهر]] و [[شاپور بختیار]]، در سال ۱۳۵۶، جنبش (خبرنامه‌ای به سردبیری علی اصغر حاج سیدجوادی، بولتن خبری، ارگان جامعهٔ نویسندگان و خبرنامه، ارگان اتحادیهٔ نیروهای جبههٔ ملّی.<ref>http://fa.wikisource.org/wiki/نامه_۳_امضایی_(سنجابی،_بختیار_و_فروهر)</ref> * «انتظار من این است که ایران در طول یک نسل، یکی از سربلندترین کشورهای جهان شود. ایران تا سیزده سال دیگر، به سطح فعلی کشورهای اروپایی خواهد رسید و طی ۲۵ سال آیندهمحمآنها پیشی خواهد گرفت. هدف نهایی من ایجاد یک ایران درجهٔ یک است که در آن ملتی مرفه، سربلند، آزاد، و متکی به خویش زندگی کند. من هیچوقت رسیدن ایران را به بالاترین قله‌ها، امری غیرممکن ندیده‌ام….» ** ''[[محمد رضا شاه پهلوی]]''، ۱۳۵۹<ref>محمد رضا شاه پهلوی. پاسخ به تاریخ</ref> * ۳۱ شهریور «امروز، بعضی‌ها مرا سرزنش می‌کنند که چرا با اعمال قدرت و بکار گیری شدت، مقررات حکومت نظامی را بدقت اجرا نکردیم و امنیت را به هر قیمتی که می‌شد، به کشور بازنگرداندم. مسلماً این کار عملی بود، ولی به چه قیمت؟ امروز به من گفته می‌شود که یقیناً اجرای چنین تصمیمی، بمراتب کمتر از دوران خونین هرج و مرج کنونی، تلفات در برمی‌داشت. پاسخ من این است: که یک پادشاه حق ندارد تاج و تخت خود را بقیمت ریختن خون هم میهنان اش حفظ کند. یک دیکتاتور می‌تواند، اما پادشاه دیکتاتور نیست.» ** ''[[محمد رضا شاه پهلوی]]''، ۱۳۵۹<ref>محمد رضا شاه پهلوی. پاسخ به تاریخ</ref> * «در ایران امروز، نه حکومتی بمفهوم واقعی آن وجود دارد، و نه دولتی. آنچه امروز در ایران می‌گذرد، یک جریان ضد انقلابی است بمنظور نابودی همهٔ دستآوردهای ملی. بجای آن تمدن بزرگ، که من برای مملکتم خواسته بودم، امروز ایران بجانب وحشت بزرگ می‌رود، و آنچه من در پایان این راه می‌بینم، متأسفانه، واقعیتی باز هم وحشت انگیزتر است، یعنی تبدیل ایران به «ایرانستان»» ** ''[[محمد رضا شاه پهلوی]]''<ref>مصاحبه مطبوعاتی. مکزیک. 13 جون 1979</ref> * مصاحبه با نیوو یورک تایمز «بجای این که من می‌کوشیدم تا به مردم ایران بگویم که شما می‌توانید بکمک شخصیت خود، قدرت خود، و منابع ملی خویش، یک ملت درجه اول در جهان باشید، امروز، به این مردم تلقین می‌شود که: شما ملتی فقیر و صغیر و مستعضف هستید و حق چنین بلند پروازی‌هایی را ندارید. برای تحقق این مطلب، تمامی نیروگاه‌ها را بستند، کارخانه‌ها را از کار انداختند، برنامه‌های عمرانی را متوقف کردند. زیرا اینها می‌خواهند ایران کشوری فقیر باشد تا آسانتر بتوان بر آن حکومت کرد. کشوری که، مردم سرزمین اش، در عین ثروتمندی، از گرسنگی بمیرند.» ** ''[[محمد رضا شاه پهلوی]]'' * مصاحبه با مجله «اکتبر» در مصر ۱۹۸۰ «هفت سال تمام، علیه ناسیونالیسم ایران و علیه خود من، با انتشار ۳۴۰ نشریه و رسانه، تبلیغ بسیار وسیعی در سطح جهانی صورت گرفت؛ و این عظیمترین جنگ تبلیغاتی بود که بعد از جنگ دوم جهانی همه شاهد آن بوده‌اند. همه مراکز خبری چپ و راست، علیه من و کشورم بسیج شدند. این پیوند جهان سرمایه داری و جهان کمونیست، مسلماً از پدیده‌های جالب عصر ماست. هزینه این همه تبلیغات، این همه روزنامه، این همه کتاب، این همه گزارش از کجا تأمین می‌شود. اما این را بدانند که هدف من، ساختن یک ایران درجه یک است؛ و در این تلاش، ما نه تنها با کمونیسم داس و چکش، نه تنها با «یونیون جک» (منظور دست نشانده‌های انگلیس)، و نه تنها با کمونیسم تازه رسیده اسلامی، بلکه با سازمانها و تشکیلات دیگری هم درگیریم که در آینده ثابت خواهد شد….» ** ''[[محمد رضا شاه پهلوی]]'' == منابع == {{ویکی‌پدیا|Pahlavi dynasty}} {{پانویس}} [[رده:تاریخ ایران]] [[رده:خاندان‌های پادشاهی|ایران، شاهنشاهی]] m8fxtzfqx7dhrkevodfyugek6gdd5s7 192745 192744 2026-09-04T20:39:05Z محمد جواد احمدیان 15771 192745 wikitext text/x-wiki [[پرونده:Flag-map of Iran (1964-1980).svg|250px|بی‌قاب|چپ]] {{مجموعه ایران}} '''[[w:دودمان پهلوی|دودمان پهلوی]]''' آخرین دودمان ایرانی (۱۳۰۴ شمسی تا ۱۳۵۷ شمسی) یا نظام شاهنشاهی (اصطلاحی که بعد از انقلاب به کار می‌رود) دودمانی است که پس از برچینش دودمان قاجار، بر ایران پادشاهی کردند. پایان کار این دودمان مصادف با انقلاب ۱۳۵۷ ایران بود که پس از ۲۵۰۰ سال حکومت پادشاهی سقوط کرد و به جمهوری اسلامی تبدیل شد. == درباره == * «تاریخ نمونه‌های اندکی را ثبت کرده است که در آن یک پادشاه علیه درباریان، ژنرال‌ها، اشراف و رهبران مذهبی خود انقلاب کرده باشد. در ایران معاصر، اعلیحضرت [[محمدرضا پهلوی]]، شاهنشاه، دقیقاً همین کار را انجام داده است.» ** ''[[کوروش شهباز]]''<ref>Shahbaz, Kurush. “Iran’s White Revolution.” World Affairs 126, no. 1 (1963): 17–21. http://www.jstor.org/stable/20670270.</ref> * «سلطنتِ کنونی، قانون اساسی و شریعت را رعایت نمی‌کند، زیرا مستبد، فاسد و ناتوان از پایداری در برابرِ فشارهای خارجی است و همواره قانون اساسی را نقض می‌کند.» ** ''[[کریم سنجابی]]''<small>«اعلامیه»، خبرنامه، شمارهٔ ویژهٔ ۲۳، آبان ۱۳۵۷، ص۱</small> * «سخت‌ترین دوران در طول سالهای حکومت ظالمانه استبدادىِ سلطنتی برای ملت ایران، همین دوران پنجاه سال قبل از پیروزی انقلاب بود. چرا؟ چون در دورانهای گذشته، همیشه سلطنتهای استبدادی بودند، به مردم هم خیلی ظلم کردند؛ لیکن اگر حکومتهای ایران، ظالم، مستبد و بد بودند، اگر با مردم سروکاری نداشتند - که نداشتند - لااقل زیر امر دشمنان خارجی - جز در برهه‌های خیلی محدودی - نبودند. حکومتهایی برای خودشان بودند؛ ایرانی بودند. ولی در این دوره اخیرِ سلطنت - یعنی از اواخر قاجار و در طولِ دوران حکومت پهلوی - استبداد، دیکتاتوری، بیاعتنایی به آراءِ مردم، فساد اداری، ظلم و ستم و تبعیض و سوء استفاده دولتمردان و درباریان بیداد میکرد! - همه اینها بود و علاوه بر اینها واقعیت بسیار تلختری وجود داشت که آن تسلّط بیگانگان بود. در این کشور، ایرانی در داخل خانه خود، بایستی تملّق خارجی را میگفت! رئیس ایرانی، نظامىِ ایرانی، مدیر و وزیر ایرانی در داخل خانه خود، بایستی تملّق سفیر امریکا و سفیر انگلیس و مأموران طمّاع بیگانه را - که صدها هزار مأمور بیگانه در این کشور بودند - میگفت! باید زیر دست آنها کار میکرد! باید از آنها دستور میگرفت! باید ملاحظه‌ی میل آنها را میکرد! این برای یک ملت، بدترین حادثه است؛ ذلّت است.» ** ''[[سیدعلی خامنه‌ای]]'' <small>بیانات در دیدار جمعی از مسئولان جهاد سازندگی (۱۳۷۷/۰۷/۱۵)</small><ref>https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2909</ref> * «تنها راهِ حفظِ وحدتِ ملّی و حقوق فردی، ترکِ استبداد، احترام به قانون اساسی، رعایتِ اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر، لغو نظام تک حزبی، دادنِ آزادی مطبوعات و اجتماع، آزادی زندانیان سیاسی، دادن اجازهٔ بازگشت به تبعیدی‌ها و برقرای حکومتی برخوردار از اعتماد عمومی و مراعات کنندهٔ قانون اساسی است.» ** نامهٔ سرگشادهٔ سنجابی، [[داریوش فروهر]] و [[شاپور بختیار]]، در سال ۱۳۵۶، جنبش (خبرنامه‌ای به سردبیری علی اصغر حاج سیدجوادی، بولتن خبری، ارگان جامعهٔ نویسندگان و خبرنامه، ارگان اتحادیهٔ نیروهای جبههٔ ملّی.<ref>http://fa.wikisource.org/wiki/نامه_۳_امضایی_(سنجابی،_بختیار_و_فروهر)</ref> * «انتظار من این است که ایران در طول یک نسل، یکی از سربلندترین کشورهای جهان شود. ایران تا سیزده سال دیگر، به سطح فعلی کشورهای اروپایی خواهد رسید و طی ۲۵ سال آیندهمحمآنها پیشی خواهد گرفت. هدف نهایی من ایجاد یک ایران درجهٔ یک است که در آن ملتی مرفه، سربلند، آزاد، و متکی به خویش زندگی کند. من هیچوقت رسیدن ایران را به بالاترین قله‌ها، امری غیرممکن ندیده‌ام….» ** ''[[محمد رضا شاه پهلوی]]''، ۱۳۵۹<ref>محمد رضا شاه پهلوی. پاسخ به تاریخ</ref> * ۳۱ شهریور «امروز، بعضی‌ها مرا سرزنش می‌کنند که چرا با اعمال قدرت و بکار گیری شدت، مقررات حکومت نظامی را بدقت اجرا نکردیم و امنیت را به هر قیمتی که می‌شد، به کشور بازنگرداندم. مسلماً این کار عملی بود، ولی به چه قیمت؟ امروز به من گفته می‌شود که یقیناً اجرای چنین تصمیمی، بمراتب کمتر از دوران خونین هرج و مرج کنونی، تلفات در برمی‌داشت. پاسخ من این است: که یک پادشاه حق ندارد تاج و تخت خود را بقیمت ریختن خون هم میهنان اش حفظ کند. یک دیکتاتور می‌تواند، اما پادشاه دیکتاتور نیست.» ** ''[[محمد رضا شاه پهلوی]]''، ۱۳۵۹<ref>محمد رضا شاه پهلوی. پاسخ به تاریخ</ref> * «در ایران امروز، نه حکومتی بمفهوم واقعی آن وجود دارد، و نه دولتی. آنچه امروز در ایران می‌گذرد، یک جریان ضد انقلابی است بمنظور نابودی همهٔ دستآوردهای ملی. بجای آن تمدن بزرگ، که من برای مملکتم خواسته بودم، امروز ایران بجانب وحشت بزرگ می‌رود، و آنچه من در پایان این راه می‌بینم، متأسفانه، واقعیتی باز هم وحشت انگیزتر است، یعنی تبدیل ایران به «ایرانستان»» ** ''[[محمد رضا شاه پهلوی]]''<ref>مصاحبه مطبوعاتی. مکزیک. 13 جون 1979</ref> * مصاحبه با نیوو یورک تایمز «بجای این که من می‌کوشیدم تا به مردم ایران بگویم که شما می‌توانید بکمک شخصیت خود، قدرت خود، و منابع ملی خویش، یک ملت درجه اول در جهان باشید، امروز، به این مردم تلقین می‌شود که: شما ملتی فقیر و صغیر و مستعضف هستید و حق چنین بلند پروازی‌هایی را ندارید. برای تحقق این مطلب، تمامی نیروگاه‌ها را بستند، کارخانه‌ها را از کار انداختند، برنامه‌های عمرانی را متوقف کردند. زیرا اینها می‌خواهند ایران کشوری فقیر باشد تا آسانتر بتوان بر آن حکومت کرد. کشوری که، مردم سرزمین اش، در عین ثروتمندی، از گرسنگی بمیرند.» ** ''[[محمد رضا شاه پهلوی]]'' * مصاحبه با مجله «اکتبر» در مصر ۱۹۸۰ «هفت سال تمام، علیه ناسیونالیسم ایران و علیه خود من، با انتشار ۳۴۰ نشریه و رسانه، تبلیغ بسیار وسیعی در سطح جهانی صورت گرفت؛ و این عظیمترین جنگ تبلیغاتی بود که بعد از جنگ دوم جهانی همه شاهد آن بوده‌اند. همه مراکز خبری چپ و راست، علیه من و کشورم بسیج شدند. این پیوند جهان سرمایه داری و جهان کمونیست، مسلماً از پدیده‌های جالب عصر ماست. هزینه این همه تبلیغات، این همه روزنامه، این همه کتاب، این همه گزارش از کجا تأمین می‌شود. اما این را بدانند که هدف من، ساختن یک ایران درجه یک است؛ و در این تلاش، ما نه تنها با کمونیسم داس و چکش، نه تنها با «یونیون جک» (منظور دست نشانده‌های انگلیس)، و نه تنها با کمونیسم تازه رسیده اسلامی، بلکه با سازمانها و تشکیلات دیگری هم درگیریم که در آینده ثابت خواهد شد….» ** ''[[محمد رضا شاه پهلوی]]'' == منابع == {{ویکی‌پدیا|Pahlavi dynasty}} {{پانویس}} [[رده:تاریخ ایران]] [[رده:خاندان‌های پادشاهی|ایران، شاهنشاهی]] lsi3q65d9lmotpdlp1srq2rwa3rus6s آزادی بیان 0 18776 192748 156757 2026-09-04T21:00:04Z محمد جواد احمدیان 15771 192748 wikitext text/x-wiki [[پرونده:Cry-wolf.png|بندانگشتی]] '''[[w:آزادی بیان|آزادی بیان]]''' حق برقراری ارتباط دیدگاه‌ها و ایده‌های فرد بدون ترس از [[حکومت]]،انتقام و یا [[سانسور]] است. == گفتاورها == * «هر انسانی محق به [[آزادی]] عقیده و بیان است؛ و این حق شامل آزادی داشتن باور و عقیده‌ای بدون [نگرانی] از مداخله [و مزاحمت]، و حق جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه‌ای بدون ملاحظات مرزی است.» ** ''مادهٔ ۱۹، اعلامیه جهانی حقوق بشر'' * «مخالفخوانی یک حرف است، و حرف مخالف زدن یک حرف دیگر است. اگر بخشهای مختلف، گوشه‌های گوناگون و سیاستهای مختلف را مورد نقد و انتقاد قرار دهند، چیز بدی نیست. یک کسی حرفی را میزند، یک کسی هم جواب او را میدهد، قضیه تمام میشود؛ اما اگر کسی بخواهد با نوشته خود، اساس و پایه‌های اصلی نظام را، آینده این ملت و کشور و مشروعیت این نظام را در ذهن مردم متزلزل کند، این خیانت و براندازی است. دشمنی و براندازی، یک حرف است و حرف مخالف زدن یک حرف دیگر است. انسان، دست دشمنان را به طور صریح میبیند.» ** ''[[سیدعلی خامنه‌ای]]'' <small>بیانات در دیدار جمعی از مسئولان جهاد سازندگی (۱۳۷۷/۰۷/۱۵)</small><ref>https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2909</ref> == جستارهای وابسته == * [[آزادی]] == منابع == {{پانویس}} {{ویکی‌پدیا}} [[رده:حقوق]] [[رده:آزادی بیان]] bpqfz7nkkzkg3g946x4hm7ovap0cn3o