ویکی‌نبشته fawikisource https://fa.wikisource.org/wiki/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C MediaWiki 1.47.0-wmf.7 first-letter مدیا ویژه بحث کاربر بحث کاربر ویکی‌نبشته بحث ویکی‌نبشته پرونده بحث پرونده مدیاویکی بحث مدیاویکی الگو بحث الگو راهنما بحث راهنما رده بحث رده درگاه بحث درگاه پدیدآورنده بحث پدیدآورنده برگه گفتگوی برگه فهرست گفتگوی فهرست TimedText TimedText talk پودمان بحث پودمان Event Event talk بحث کاربر:Hanooz 3 39182 288556 278284 2026-06-21T10:12:47Z Darafsh 3597 /* این نشان برای شما! */ بخش جدید 288556 wikitext text/x-wiki == روش استاندارد برای همکاری == کاربر گرامی؛ احتراماً به آگاهی می‌رساند چندی است که در ویکی‌نبشته کار به شیوهٔ سنتی را متوقف کرده‌ایم. با این حال ما از هر گونه مشارکت خوب شما استقبال می‌کنیم اما اگر تمایل به همکاری مؤثرتر دارید، خواهشمندم روش استاندارد را پی بگیرید. در این روش یک کتاب به عنوان منبع انتخاب شده و برگه‌های آن پیاده‌سازی می‌شوند. سپس دیگر کاربران به نمونه‌خوانی آن برگه‌ها می‌پردازند. در پایان با بکارگیری چند دستور کوتاه تمام برگه‌های یک فصل (یا یک غزل، قصیده یا غیره) را در یک صفحه گردآوردی می‌کنیم. با تکیه به این شیوه خوانندگان می‌توانند با یک کلیک از صحت مطالب و تطابق با متن اصلی آگاهی پیدا کنند. با مراجعه به صفحهٔ [[راهنما:راهنمای کوتاه|راهنما]] می‌توانید مطالب مفیدی در این خصوص پیدا کنید. ارادتمند--[[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۰۶:۴۸ (UTC) : {{پینگ|Yoosef Pooranvary}} ممنون. یک سوال از شما دارم. خیلی وضعیت نامه‌ها و دست‌نوشته ها چطور است؟ می‌شود در ویکی‌نبشته گذاشت‌شان؟ مثلاْ من نامه‌ی فروغ را در [[کاربر:Hanooz/صفحه تمرین]] قرار دادم، خود تصویر نامه را هم می‌توانم در انبار بارگذاری کنم این‌ها را می‌شود در ویکی‌نبشته منتشر کرد؟ یا نامه‌های مرتضی کیوان را. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۱۳ (UTC) :مهم است که بدانیم تصویر نامه را از کجا آورده‌اید. یعنی منبع آن چیست و اینکه گردآورنده‌ی آن منبع (در صورتی که در یک کتاب چاپ شده باشد) هم پیش از ۱۳۵۸ مرده باشد. --[[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۲۲ (UTC) ::نامه‌ها در کتاب‌های مختلفی چاپ شده‌اند. نامه‌های فروغ که در کتاب فرزانه میلانی است و نامه‌های کیوان در «کتاب مرتضی کیوان» و طبق قوانین ویکی‌انبار ([https://commons.wikimedia.org/wiki/Template:PD-scan این الگو را ببینید]) اسکن یا عکس‌برداری از متنی که کپی‌رایت نداشته باشد مجاز است. هر دوی این‌ها پیش از انقلاب مرده‌اند و آثارشان در مالکیت عمومی است. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۲۷ (UTC) ::یک نمونه از نامه‌ها: [[:File:Nameh keyvan 1.jpg]]. {{رچ}} [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۳۰ (UTC) :::عکسی که به عنوان نمونه گذاشته‌اید هیچ نشانی در خود ندارد که بتوان آن را به صاحبش منتسب کرد. اگر اصل کتاب وجود داشت، کار خیلی بهتر می‌شد. اما اگر در ویکی‌پدیا قبول کرده‌اند که این متن مربوط به شخص مورد ادعا است و در مالکیت عمومی قرار دارد، اینجا هم آن را قبول می‌کنیم. اما به هر حال هیچ پژوهشگری به این نوع آثار اعتماد نمی‌کند. --[[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۱۶ (UTC) ::::متاسفانه خود کتاب را ندارم اما نسخه‌ی پی‌دی‌اف کتاب در اینترنت هست. در کتابناک اگر «کتاب مرتضی کیوان» را بجویید قبل از صفحه‌ی آخر کتاب این نامه چاپ شده. نامه‌ی فروغ این‌جاست: [http://khabgard.com/1519/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D9%81%D8%B1%D8%AE%D8%B2%D8%A7%D8%AF/ خوابگرد]. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۲۱ (UTC) == ورودی کاربران == سلام و عرض تشکر بابت زحمتی که می‌کشید. ای کاش آثاری را که اضافه می‌کنید در ورودی کاربران هم بگذارید. اینطوری دستکم ماها که کاربر دائمی هستیم از تازه‌ها باخبر می‌شویم. [[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ۲ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۵۰ (UTC) : سلام. ممنون از لطف و راهنمایی شما. در نظرم هست یک دسته‌بندی موضوعی در ورودی انجام بدهم و تا جای ممکن تمام آثار آزاد انبار را هم آنجا فهرست کنم. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ۲ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۵۶ (UTC) == این نشان برای شما! == {| style="background-color: #fdffe7; border: 1px solid #fceb92;" |rowspan="2" style="vertical-align: middle; padding: 5px;" | [[پرونده:Tireless Contributor Barnstar Hires.gif|100px]] |style="font-size: x-large; padding: 3px 3px 0 3px; height: 1.5em;" | '''نشان مشارکت‌کننده خستگی‌ناپذیر''' |- |style="vertical-align: middle; padding: 3px;" | به پاس فعالیت‌های خوبتان در ویکی‌نبشتهٔ فارسی. [[کاربر:Darafsh|<span style="color:Purple; text-shadow:grey 0.1em 0.2em 0.1em;">درفش کاویانی</span>]] ([[بحث کاربر:Darafsh|<span title="پیام بگذارید!" style="cursor: crosshair;">بحث</span>]]) ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۱۲ (UTC) |} gfbla4ukrzzkfv85gl12pwff9dceq85 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷ 104 39619 288497 286721 2026-06-20T17:22:43Z Hanooz 17889 ditto 288497 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="4" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم|||}}</noinclude>{{و|فهرستِ اسفارِ عهدِ عتیق}} {{خطکش|8em}} {{TOCstyle |model = D.P |width = 35em |row1model=DP|اسماء اسفار|صفحه |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/سفر پیدایش|سفرِ پیدایش]]|۱ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/سفر خروج|سفرِ خروج]]|۸۳ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/سفر لاویان|سفرِ لاویان]]|۱۰۲ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/سفر اعداد|سفرِ اعداد]]|۲۰۲ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/سفر تثنیه|سفرِ تثنیه]]|۲۷۱ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/صحیفه یوشع|صحیفهٔ یوشع بن نون]]|۳۳۲ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/سفر داوران|سفر داوران]]|۳۷۳ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب روت|کتاب رُوت]]|۴۱۴ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب اول سموئیل|{{ditto|کتاب}} اوّلِ سموئیلِ نبیّ]]|۴۲۰ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب دوم سموئیل|{{ditto|کتاب}} دوّمِ سموئیلِ نبیّ]]|۴۷۵ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب اول پادشاهان|{{ditto|کتاب}} اوّل پادشاهان]]|۵۲۱ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب دوم پادشاهان|{{ditto|کتاب}} دوّم پادشاهان]]|۵۷۴ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب اول تواریخ ایام|{{ditto|کتاب}} اوّلِ تواریخ ایّام]]|۶۳۴ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب دوم تواریخ ایام|{{ditto|کتاب}} دوّمِ تواریخ ایّام]]|۶۷۱ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب عزرا|{{ditto|کتاب}} عزرا]]|۷۳۰ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب نحمیا|{{ditto|کتاب}} نَحَمیا]]|۷۴۷ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب استر|{{ditto|کتاب}} اِسْتر]]|۷۷۱ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب ایوب|{{ditto|کتاب}} ایّوب]]|۷۸۵ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب مزامیر یعنی زبور داوود|{{ditto|کتاب}} مَزامیر یعنی زبور داود]]|۸۳۰ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب امثال سلیمان|{{ditto|کتاب}} امثال سلیمان]]|۹۴۸ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب جامعه|کتاب جامعه]]|۹۸۶ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب غزل غزل‌های سلیمان|{{ditto|کتاب}} غزلِ غزلهای سلیمان]]|۱۰۰۰ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب اشعیای نبی|{{ditto|کتاب}} اشعیاء نبیّ]]|۱۰۰۷ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب ارمیای نبی|{{ditto|کتاب}} اِرْمیاء نبیّ]]|۱۰۹۳ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب مراثی ارمیای نبی|{{ditto|کتاب}} مراثئ اِرْمیاءِ نبی]]|۱۱۸۸ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب حزقیال نبی|{{ditto|کتاب}} حزقیال نبیّ]]|۱۱۹۷ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب دانیال نبی|{{ditto|کتاب}} دانیال نبیّ]]|۱۲۸۴ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب هوشع نبی|{{ditto|کتاب}} هوشَع نبیّ]]|۱۳۱۰ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب یوئیل نبی|{{ditto|کتاب}} یوئیل نبیّ]]|۱۳۲۴ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب عاموس نبی|{{ditto|کتاب}} عاموس نبیّ]]|۱۳۲۹ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب عوبدیای نبی|{{ditto|کتاب}} عُوبَدْیاء نبیّ]]|۱۳۳۹ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب یونس نبی|{{ditto|کتاب}} یُونُسِ نبیّ]]|۱۳۴۱ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب میکاه نبی|{{ditto|کتاب}} میکاهِ نبیّ]]|۱۳۴۵ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب ناحوم نبی|{{ditto|کتاب}} ناحوم نبیّ]]|۱۳۵۳ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب حبقوق نبی|{{ditto|کتاب}} حَبَقُّوق نبیّ]]|۱۳۵۷ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب صفنیای نبی|{{ditto|کتاب}} صَفَنْیاءِ نبیّ]]|۱۳۶۱ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب حجئی نبی|{{ditto|کتاب}} حَجَّئی نبیّ]]|۱۳۶۶ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب زکریای نبی|{{ditto|کتاب}} زکریّای نبیّ]]|۱۳۶۹ |[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب ملاکی نبی|{{ditto|کتاب}} ملاکئ نبیّ]]|۱۳۸۴ }} {{rule|8em}}<noinclude></noinclude> r4wo5c0014qdk35u34nzt5fxsnd7kr1 288499 288497 2026-06-20T17:51:33Z Hanooz 17889 288499 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="4" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم|||}}</noinclude>{{وسط|{{ditto|فهرستِ|فهرستِ}} اسفارِ عهدِ عتیق}} {{rule|8em}} {| style="width:100%; border-collapse:collapse;" | style="width:50%; vertical-align:top; border-left:1px solid black; padding-left:1em;" | {{TOC begin}} {{TOC row 1-1-1|اسماء اسفار|صفحه}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/سفر پیدایش|سفرِ پیدایش]]|۱}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/سفر خروج|سفرِ خروج]]|۸۳}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/سفر لاویان|سفرِ لاویان]]|۱۰۲}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/سفر اعداد|سفرِ اعداد]]|۲۰۲}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/سفر تثنیه|سفرِ تثنیه]]|۲۷۱}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/صحیفه یوشع|صحیفهٔ یوشع بن نون]]|۳۳۲}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/سفر داوران|سفر داوران]]|۳۷۳}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب روت|کتاب رُوت]]|۴۱۴}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب اول سموئیل|{{ditto|کتاب}} اوّلِ سموئیلِ نبیّ]]|۴۲۰}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب دوم سموئیل|{{ditto|کتاب}} دوّمِ سموئیلِ نبیّ]]|۴۷۵}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب اول پادشاهان|{{ditto|کتاب}} اوّل پادشاهان]]|۵۲۱}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب دوم پادشاهان|{{ditto|کتاب}} دوّم پادشاهان]]|۵۷۴}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب اول تواریخ ایام|{{ditto|کتاب}} اوّلِ تواریخ ایّام]]|۶۳۴}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب دوم تواریخ ایام|{{ditto|کتاب}} دوّمِ تواریخ ایّام]]|۶۷۱}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب عزرا|{{ditto|کتاب}} عزرا]]|۷۳۰}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب نحمیا|{{ditto|کتاب}} نَحَمیا]]|۷۴۷}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب استر|{{ditto|کتاب}} اِسْتر]]|۷۷۱}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب ایوب|{{ditto|کتاب}} ایّوب]]|۷۸۵}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب مزامیر یعنی زبور داوود|{{ditto|کتاب}} مَزامیر یعنی زبور داود]]|۸۳۰}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب امثال سلیمان|{{ditto|کتاب}} امثال سلیمان]]|۹۴۸}} {{TOC end}} | style="width:50%; vertical-align:top; padding-right:1em;" | {{TOC begin}} {{TOC row 1-1-1|اسماء اسفار|صفحه}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب جامعه|کتاب جامعه]]|۹۸۶}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب غزل غزل‌های سلیمان|{{ditto|کتاب}} غزلِ غزلهای سلیمان]]|۱۰۰۰}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب اشعیای نبی|{{ditto|کتاب}} اشعیاء نبیّ]]|۱۰۰۷}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب ارمیای نبی|{{ditto|کتاب}} اِرْمیاء نبیّ]]|۱۰۹۳}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب مراثی ارمیای نبی|{{ditto|کتاب}} مراثئ اِرْمیاءِ نبی]]|۱۱۸۸}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب حزقیال نبی|{{ditto|کتاب}} حزقیال نبیّ]]|۱۱۹۷}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب دانیال نبی|{{ditto|کتاب}} دانیال نبیّ]]|۱۲۸۴}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب هوشع نبی|{{ditto|کتاب}} هوشَع نبیّ]]|۱۳۱۰}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب یوئیل نبی|{{ditto|کتاب}} یوئیل نبیّ]]|۱۳۲۴}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب عاموس نبی|{{ditto|کتاب}} عاموس نبیّ]]|۱۳۲۹}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب عوبدیای نبی|{{ditto|کتاب}} عُوبَدْیاء نبیّ]]|۱۳۳۹}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب یونس نبی|{{ditto|کتاب}} یُونُسِ نبیّ]]|۱۳۴۱}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب میکاه نبی|{{ditto|کتاب}} میکاهِ نبیّ]]|۱۳۴۵}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب ناحوم نبی|{{ditto|کتاب}} ناحوم نبیّ]]|۱۳۵۳}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب حبقوق نبی|{{ditto|کتاب}} حَبَقُّوق نبیّ]]|۱۳۵۷}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب صفنیای نبی|{{ditto|کتاب}} صَفَنْیاءِ نبیّ]]|۱۳۶۱}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب حجئی نبی|{{ditto|کتاب}} حَجَّئی نبیّ]]|۱۳۶۶}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب زکریای نبی|{{ditto|کتاب}} زکریّای نبیّ]]|۱۳۶۹}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب ملاکی نبی|{{ditto|کتاب}} ملاکئ نبیّ]]|۱۳۸۴}} {{TOC end}} |} {{rule|8em}}<noinclude></noinclude> p3147n794gw5cd2vxvoswvhpa3x2t4u ویکی‌نبشته:GUS2Wiki 4 61039 288500 286194 2026-06-20T18:22:08Z Alexis Jazz 27824 Updating gadget usage statistics from [[Special:GadgetUsage]] ([[phab:T121049]]) 288500 wikitext text/x-wiki {{#ifexist:Project:GUS2Wiki/top|{{/top}}|This page provides a historical record of [[Special:GadgetUsage]] through its page history. To get the data in CSV format, see wikitext. To customize this message or add categories, create [[/top]].}} داده‌های زیر در حافظهٔ نهانی وجود دارند و آخرین بار در 2026-06-19T11:24:22Z روزآمدسازی شده‌اند. حداکثر {{PLURAL:5000|یک نتیجه|5000 نتیجه}} در حافظۀ نهان موجود است. {| class="sortable wikitable" ! ابزار !! data-sort-type="number" | شمار کاربران !! data-sort-type="number" | کاربران فعال |- |AHK || 16 || 2 |- |BotTools || 15 || 1 |- |CleanDeleteReasons || 21 || 0 |- |CustomizedEditTool || 17 || 2 |- |GoogleTranslator || 30 || 1 |- |GreenRedirect || 15 || 1 |- |HotCat || 54 || 2 |- |ImageAnnotator || 35 || 1 |- |InterwikiTranslate || 31 || 0 |- |UserMessages || 15 || 1 |- |VeExtendedBar || 17 || 2 |- |VeSuperTool || 18 || 2 |- |addon-buttonsformove || 36 || 1 |- |defaultsummaries || 20 || 0 |- |dropdown-menus || 19 || 1 |- |editzero || 13 || 1 |- |intropreload || 15 || 1 |- |lastdiff || 14 || 1 |- |matchsplit || 32 || 1 |- |ocr || 16 || 3 |- |popups || 37 || 0 |- |purgetab || 12 || 1 |- |yekewarning || 49 || 1 |} * [[ویژه:استفاده ابزار]] * [[m:Meta:GUS2Wiki/Script|GUS2Wiki]] <!-- data in CSV format: AHK,16,2 BotTools,15,1 CleanDeleteReasons,21,0 CustomizedEditTool,17,2 GoogleTranslator,30,1 GreenRedirect,15,1 HotCat,54,2 ImageAnnotator,35,1 InterwikiTranslate,31,0 UserMessages,15,1 VeExtendedBar,17,2 VeSuperTool,18,2 addon-buttonsformove,36,1 defaultsummaries,20,0 dropdown-menus,19,1 editzero,13,1 intropreload,15,1 lastdiff,14,1 matchsplit,32,1 ocr,16,3 popups,37,0 purgetab,12,1 yekewarning,49,1 --> hmv8r6ot6nmjku3wvkxiw26nuw9wver برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۰ 104 83893 288553 286171 2026-06-20T19:34:21Z Yoosef Pooranvary 1023 /* نمونه‌خوانی‌شده */ 288553 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم|۱۲|سفر پیدایش ۹|}}{{خطکش}}</noinclude>استوار سازم * {{verse|۹|۱۰|color=black}} و با همهٔ جانورانی که با شما باشند از پرندگان و بهایم و همهٔ حیوانات زمین با شما با هر چه از کشتی بیرون آمد حتی جمیع حیوانات زمین * {{verse|۹|۱۱|color=black}} عهد خود را با شما استوار می‌گردانم که بار دیگر هر ذیجسد از آب طوفان هلاک نشود و طوفان بعد از این نباشد تا زمین را خراب کند * {{verse|۹|۱۲|color=black}} و خدا گفت اینست نشان عهدیکه من میبندم در میان خود و شما و همهٔ جانورانی که با شما باشند نسلاً بعد نسل تا بابد * {{verse|۹|۱۳|color=black}} قوس خود را در ابر میگذارم و نشان آن عهدیکه در میان من و جهان است خواهد بود * {{verse|۹|۱۴|color=black}} و هنگامی که ابر را بالای زمین گسترانم و قوس در ابر ظاهر شود * {{verse|۹|۱۵|color=black}} آنگاه عهد خود را که در میان من و شما و همهٔ جانوران ذیجسد میباشد بیاد خواهم آورد و آب طوفان دیگر نخواهد بود تا هر ذیجسدی را هلاک کند * {{verse|۹|۱۶|color=black}} و قوس در ابر خواهد بود و آن را خواهم نگریست تا بیاد آورم آن عهد جاودانی را که در میان خدا و همهٔ جانوران است از هر ذیجسدی که بر زمین است * {{verse|۹|۱۷|color=black}} و خدا بنوح گفت اینست نشان عهدی که استوار ساختم در میان خود و هر ذیجسدی که بر زمین است * {{verse|۹|۱۸|color=black}} و پسران نوح که از کشتی بیرون آمدند [[w:سام پسر نوح|سام]] و [[w:حام|حام]] و [[w:یافث|یافث]] بودند و حام پدر [[w:کنعان (پسر حام)|کنعان]] است * {{verse|۹|۱۹|color=black}} اینانند سه پسر نوح و از ایشان تمامی جهان منشعب شد * {{verse|۹|۲۰|color=black}} و نوح بفلاحت زمین شروع کرد و تاکستانی غرس نمود * {{verse|۹|۲۱|color=black}} و شراب نوشیده مست شد و در خیمهٔ خود عریان گردید * {{verse|۹|۲۲|color=black}} و حام پدر کنعان برهنگیٔ پدر خود را دید و دو برادر خود را بیرون خبر داد * {{verse|۹|۲۳|color=black}} و سام و یافث ردا را گرفته بر کتف خود انداختند و پس پس رفته برهنگیٔ پدر خود را پوشانیدند و روی ایشان باز پس بود که برهنگی پدر خود را ندیدند * {{verse|۹|۲۴|color=black}} و نوح از مستی خود بهوش آمده دریافت که پسر کهترش با وی چه کرده بود * {{verse|۹|۲۵|color=black}} پس گفت کنعان ملعون باد برادران خود را بندهٔ بندگان باشد * {{verse|۹|۲۶|color=black}} و گفت متبارک باد یَهُوَه خدای سام و کنعان بندهٔ او باشد * {{verse|۹|۲۷|color=black}} خدا یافث را وسعت دهد و در خیمه‌های سام ساکن شود و کنعان بندهٔ او باشد * {{verse|۹|۲۸|color=black}} و نوح بعد از طوفان سیصد و پنجاه سال زندگانی کرد * {{verse|۹|۲۹|color=black}} پس جملهٔ ایام نوح نهصد و پنجاه سال بود که مرد * {{وسط|{{روخط|باب دهم}}}} {{فصل|۱۰}} {{verse|۱۰|۱|color=black}} این است پیدایش پسران نوح سام و حام و یافث و از ایشان بعد از طوفان پسران<noinclude></noinclude> kj07k6ncc2fmzx57eh34jaroinutuzd برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۱ 104 87448 288554 286089 2026-06-20T20:27:12Z Yoosef Pooranvary 1023 288554 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سصم||سفر پیدایش ۱۰|۱۳}}{{خطکش}}</noinclude>متولّد شدند * {{verse|۱۰|۲|color=black}} پسران یافث: [[w:جومر|جومر]] و [[w:مأجوج (کتاب مقدس)|ماجوج]] و [[w:مدای|مادای]] و [[w:یوان (پسر یافث)|یاوان]] و [[w:توبال|توبال]] و [[w:مشک (پسر یافث)|ماشَک]] و [[w:تیراس (پسر یافث)|تِیراس]] * {{verse|۱۰|۳|color=black}} و پسران جومَر [[w:اشکناز|اَشکناز]] و [[w:ریفاث|رِیفاث]] و [[w:توجرمه|توجَرْمَه]] * {{verse|۱۰|۴|color=black}} و پسران یاوان [[w:الیشه (نوه یافث)|اَلِیشَه]] و [[w:ترشیش|تَرشیش]] و [[w:کتیم|کَتِیْم]] و [[w:دودانیم|دودانیم]] * {{verse|۱۰|۵|color=black}} از اینان جزایر امّتها منشعب شدند در اراضیٔ خود هر یکی موافق زبان و قبیله‌اش در امّتهایِ خویش * {{verse|۱۰|۶|color=black}} و پسران حام [[w:کوش بن حام|کوش]] و [[w:مصرائیم|مِصرایم]] و [[w:فوط|فوط]] و [[w:کنعان (پسر حام)|کنعان]] * {{verse|۱۰|۷|color=black}} و پسران کوش سَبَا و [[w:حویله (پسر کوش بن حام)|حَوِیله]] و سَبَتَه و [[w:رعمه|رَعْمَه]] و سَبْتَکا. و پسران رَعْمَه: [[w:سبا|شَبَا]] و [[w:ددان|دَدان]] * {{verse|۱۰|۸|color=black}} و کوش [[w:نِمرُود|نِمرُود]] را آورد او بجبّار شدن در جهان شروع کرد * {{verse|۱۰|۹|color=black}} وی در حضور خداوند صیّادی جبّار بود. از این جهت میگویند مثل نِمرُود صیاد جبّار در حضور خداوند * {{verse|۱۰|۱۰|color=black}} و ابتدای مملکت وی [[w:بابل (دولت‌شهر)|بابل]] بود و اَرَک و اَکَدّ و کَلْنَه در زمین شِنعار. * {{verse|۱۰|۱۱|color=black}} از آن زمین آشور بیرون رفت، و نینوا و رَحوبوت عیر، و کالَح را بنا نهاد، * {{verse|۱۰|۱۲|color=black}} و ریسَن را در میان نینوا و کالَح. و آن شهری بزرگ بود. * {{verse|۱۰|۱۳|color=black}} و مِصرایم لُودیم و عَنامیم و لَهابیم و نَفتوحیم را آورد. * {{verse|۱۰|۱۴|color=black}} و فَتروسیم و کَسلوحیم را که از ایشان فِلسطینیان پدید آمدند و کَفتوریم را. * {{verse|۱۰|۱۵|color=black}} و کنعان، صیدون، نخست‌زادهٔ خود، وحَتّ را آورد. * {{verse|۱۰|۱۶|color=black}} و یبوسیان و اَموریان و جِرجاشیان را * {{verse|۱۰|۱۷|color=black}} و حِوّیان و عَرْقیان و سینیان را * {{verse|۱۰|۱۸|color=black}} و اَروادیان و صَماریان و حَماتیان را. و بعد از آن، قبایل کنعانیان منشعب شدند. * {{verse|۱۰|۱۹|color=black}} و سرحد کنعانیان از صیدون به سمت جرار تا غَزَه بود، و به سمت سُدُوم و عَمُورَه و اَدْمَه و صَبُوئیم تا به لاشَع. * {{verse|۱۰|۲۰|color=black}} اینانند پسران حام برحسب قبایل و زبانهای ایشان، در اراضی و امّت‌های خود. * {{verse|۱۰|۲۱|color=black}} و از سام که پدر جمیع بنی‌عابَر و برادر یافَث بزرگ بود، از او نیز اولاد متولد شد. * {{verse|۱۰|۲۲|color=black}} پسران سام: عیلام و آشور و اَرْفَکْشاد و لُود و اَرام. * {{verse|۱۰|۲۳|color=black}} و پسران اَرام: عُوص و حُول و جاتِر و ماش. * {{verse|۱۰|۲۴|color=black}} و اَرَفکشاد، شالِح را آورد، و شالِح، عابر را آورد. * {{verse|۱۰|۲۵|color=black}} و عابر را دو پسر متولد شد. یکی را فالِج نام بود، زیرا که در ایام وی زمین منقسم شد. و نام برادرش یقْطان. * {{verse|۱۰|۲۶|color=black}} و یقْطان، المُوداد و شالف و حَضَرموت و یارِح را آورد، * {{verse|۱۰|۲۷|color=black}} و هَدُورام و اُوْزال و دِقْلَه را، * {{verse|۱۰|۲۸|color=black}} و عُوبال و ابیمائیل و شِبا را، * {{verse|۱۰|۲۹|color=black}} و اَوْفیر و حَوِیلَه و یوباب را. این همه پسران یقطان بودند. * {{verse|۱۰|۳۰|color=black}} و مسکن ایشان از میشا بود به سمت سَفارَه، که کوهی از کوه‌های شرقی‌است. * {{verse|۱۰|۳۱|color=black}} اینانند پسران سام برحسب قبایل و زبانهای ایشان، در اراضی خود برحسب امّت‌های‌خویش. * {{verse|۱۰|۳۲|color=black}} اینانند قبایل پسران نوح، برحسب پیدایش ایشان در امّت‌های خود که از ایشان امّت‌های جهان، بعد از طوفان منشعب شدند. *<noinclude></noinclude> dng2hy8yt4cr6z83qoj5qc3ez29qnvu 288555 288554 2026-06-20T21:28:40Z Yoosef Pooranvary 1023 288555 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سصم||سفر پیدایش ۱۰|۱۳}}{{خطکش}}</noinclude>متولّد شدند * {{verse|۱۰|۲|color=black}} پسران یافث [[w:جومر|جومر]] و [[w:مأجوج (کتاب مقدس)|ماجوج]] و [[w:مدای|مادای]] و [[w:یوان (پسر یافث)|یاوان]] و [[w:توبال|توبال]] و [[w:مشک (پسر یافث)|ماشَک]] و [[w:تیراس (پسر یافث)|تِیراس]] * {{verse|۱۰|۳|color=black}} و پسران جومَر [[w:اشکناز|اَشکناز]] و [[w:ریفاث|رِیفاث]] و [[w:توجرمه|توجَرْمَه]] * {{verse|۱۰|۴|color=black}} و پسران یاوان [[w:الیشه (نوه یافث)|اَلِیشَه]] و [[w:ترشیش|تَرشیش]] و [[w:کتیم|کَتِیْم]] و [[w:دودانیم|دودانیم]] * {{verse|۱۰|۵|color=black}} از اینان جزایر امّتها منشعب شدند در اراضیٔ خود هر یکی موافق زبان و قبیله‌اش در امّتهایِ خویش * {{verse|۱۰|۶|color=black}} و پسران حام [[w:کوش بن حام|کوش]] و [[w:مصرائیم|مِصرایم]] و [[w:فوط|فوط]] و [[w:کنعان (پسر حام)|کنعان]] * {{verse|۱۰|۷|color=black}} و پسران کوش سَبَا و [[w:حویله (پسر کوش بن حام)|حَوِیله]] و سَبَتَه و [[w:رعمه|رَعْمَه]] و سَبْتَکا. و پسران رَعْمَه: [[w:سبا|شَبَا]] و [[w:ددان|دَدان]] * {{verse|۱۰|۸|color=black}} و کوش [[w:نِمرُود|نِمرُود]] را آورد او بجبّار شدن در جهان شروع کرد * {{verse|۱۰|۹|color=black}} وی در حضور خداوند صیّادی جبّار بود. از این جهت میگویند مثل نِمرُود صیاد جبّار در حضور خداوند * {{verse|۱۰|۱۰|color=black}} و ابتدای مملکت وی [[w:بابل (دولت‌شهر)|بابل]] بود و [[w:اوروک|اَرَک]] و [[w:اکد (شهر)|اَکَدّ]] و کَلْنَه در زمین [[w:شنعار|شِنعار]] * {{verse|۱۰|۱۱|color=black}} از آن زمین [[w:آشور (سرزمین)|آشور]] بیرون رفت و [[w:نینوا|نینوی]] و رَحوبوت عِیر و [[w:نمرود (شهر)|کالَح]] را بنا نهاد * {{verse|۱۰|۱۲|color=black}} و رِیسَن را در میان نینوی و کالَح و آن شهری بزرگ بود * {{verse|۱۰|۱۳|color=black}} و مِصرایم [[w:لودیم|لُودیم]] و [[w:عنامیم|عَنامیم]] و لهابیم و نَفتوحیم را آورد * {{verse|۱۰|۱۴|color=black}} و [[w:فتروسیم|فَترُوسیم]] و [[w:کسلوحیم|کَسلوحیم]] را که از ایشان فِلِسْطینیان پدید آمدند و [[w:کفتور|کَفتوریم]] را * {{verse|۱۰|۱۵|color=black}} و [[w:کنعان (پسر حام)|کنعان]] [[w:صیدا|صیدون]] نخست‌زادهٔ خود و [[w:هیتی‌ها در کتاب مقدس|حَتّ]] را آورد * {{verse|۱۰|۱۶|color=black}} و [[w:یبوسی‌ها|یبوسیان]] و [[w:مردم امور|اَمُؤریان]] و [[w:گرگاشی‌ها|جرجاشِیان]] را * {{verse|۱۰|۱۷|color=black}} و [[w:حوی‌ها|حِوّیان]] و [[w:کنعان (پسر حام)|عَرْقیان]] و [[w:کنعان (پسر حام)|سِیْنیان]] را * {{verse|۱۰|۱۸|color=black}} و [[w:کنعان (پسر حام)|اَروادیان]] و [[w:کنعان (پسر حام)|صَماریان]] و [[w:کنعان (پسر حام)|حَماتِیان]] را و بعد از آن قبایل کنعانیان منشعب شدند * {{verse|۱۰|۱۹|color=black}} و سرحدّ کنعانیان از صَیْدُون بسمت [[w:جرار|جرار]] تا [[w:غزه (شهر)|غَزَه]] بود و بسمت [[w:سدوم و عموره|سَدُوم و عَمُورَه]] و اَدْمَه و صَبُوئیم تا به [[w:ar:لاشع|لاشَع]] * {{verse|۱۰|۲۰|color=black}} اینانند پسران حام برحسب قبایل و زبانهای ایشان، در اراضی و امّت‌های خود. * {{verse|۱۰|۲۱|color=black}} و از سام که پدر جمیع بنی‌عابَر و برادر یافَث بزرگ بود، از او نیز اولاد متولد شد. * {{verse|۱۰|۲۲|color=black}} پسران سام: عیلام و آشور و اَرْفَکْشاد و لُود و اَرام. * {{verse|۱۰|۲۳|color=black}} و پسران اَرام: عُوص و حُول و جاتِر و ماش. * {{verse|۱۰|۲۴|color=black}} و اَرَفکشاد، شالِح را آورد، و شالِح، عابر را آورد. * {{verse|۱۰|۲۵|color=black}} و عابر را دو پسر متولد شد. یکی را فالِج نام بود، زیرا که در ایام وی زمین منقسم شد. و نام برادرش یقْطان. * {{verse|۱۰|۲۶|color=black}} و یقْطان، المُوداد و شالف و حَضَرموت و یارِح را آورد، * {{verse|۱۰|۲۷|color=black}} و هَدُورام و اُوْزال و دِقْلَه را، * {{verse|۱۰|۲۸|color=black}} و عُوبال و ابیمائیل و شِبا را، * {{verse|۱۰|۲۹|color=black}} و اَوْفیر و حَوِیلَه و یوباب را. این همه پسران یقطان بودند. * {{verse|۱۰|۳۰|color=black}} و مسکن ایشان از میشا بود به سمت سَفارَه، که کوهی از کوه‌های شرقی‌است. * {{verse|۱۰|۳۱|color=black}} اینانند پسران سام برحسب قبایل و زبانهای ایشان، در اراضی خود برحسب امّت‌های‌خویش. * {{verse|۱۰|۳۲|color=black}} اینانند قبایل پسران نوح، برحسب پیدایش ایشان در امّت‌های خود که از ایشان امّت‌های جهان، بعد از طوفان منشعب شدند. *<noinclude></noinclude> fthg7yjr68sr6n7obup8d3syejmxyvf برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۳۲ 104 88114 288386 2026-06-20T14:56:13Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} آدم شِیث اَنُوش * {{verse|۱|۲|color=black}} قِینان مهْلَلْئِیلْ یارَدْ * {{verse|۱|۳|color=black}} خَنُوخْ مَتُوشالَحْ لَمَکْ * {{verse|۱|۴|color=black}} نُوحْ سامْ حامْ یافَثْ * {{verse|۱|۵|color=black}} پسران یافَثْ جُومَر و ماجُوج و مادای...» ایجاد کرد 288386 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} آدم شِیث اَنُوش * {{verse|۱|۲|color=black}} قِینان مهْلَلْئِیلْ یارَدْ * {{verse|۱|۳|color=black}} خَنُوخْ مَتُوشالَحْ لَمَکْ * {{verse|۱|۴|color=black}} نُوحْ سامْ حامْ یافَثْ * {{verse|۱|۵|color=black}} پسران یافَثْ جُومَر و ماجُوج و مادای و یاوان و تُوبال و ماشَکْ و تیراس * {{verse|۱|۶|color=black}} و پسران جُومَر اَشْکَناز و ریفات و تُجَرْمَه * {{verse|۱|۷|color=black}} و پسران یاوان اَلِیشَه و تَرْشِیش و کتیم و دُودانِیم * {{verse|۱|۸|color=black}} و پسران حامْ کوش و مِصْرایم و فُوت و کَنْعان * {{verse|۱|۹|color=black}} و پسران کوش سَبا و حَویلَه و سبتا و رَعْما و سَبْتَکا و پسران رَعْما شَبا و دَدان * {{verse|۱|۱۰|color=black}} و کوش نِمْرود را آورد و او بجبار شدن در جهان شروع نمود * {{verse|۱|۱۱|color=black}} و مِصْرایم لُودیم و عَنَامیم و لَهابیم و نَفْتُوحیم را آورد * {{verse|۱|۱۲|color=black}} و فَتْروسیم و کَسْلُوحیم را که فَلَسْتیم و کَفْتوریم از ایشان پدید آمدند * {{verse|۱|۱۳|color=black}} و کَنْعان نخستزادهٔ خود صیدون و حِتّ را آورد * {{verse|۱|۱۴|color=black}} و یبُوسی و اَمُوری و جَرْجاشی * {{verse|۱|۱۵|color=black}} و حِوّی و عِرْقی و سِینی * {{verse|۱|۱۶|color=black}} و اروادی و صَماری و حَماتی را * {{verse|۱|۱۷|color=black}} پسران سامْ عیلام و آَشُّور و اَرْفَکْشاد و لُود و اَرام و عُوص و حُول و جاتَر و ماشَکْ * {{verse|۱|۱۸|color=black}} و اَرْفَکْشاد شالَح را آورد و شالَح عابَر را آورد * {{verse|۱|۱۹|color=black}} و برای عابَر دو پسر متولد شدند که یکی را فالَج نام بود زیرا در ایام وی زمین منقسم شد و اسم برادرش یقْطان بود * {{verse|۱|۲۰|color=black}} و یقْطان اَلْمُوداد و شالَف و حَضَرْموت و یارَح را آورد * {{verse|۱|۲۱|color=black}} و هَدُورام و اُوزال و دِقْلَه * {{verse|۱|۲۲|color=black}} و اِیبال و اَبیمایل و شَبا * {{verse|۱|۲۳|color=black}} و اُوفیر و حَویلَه و یوباب را که جمیع اینها پسران یقْطان بودند * {{verse|۱|۲۴|color=black}} سامْ اَرْفَکْشاد سالَحْ * {{verse|۱|۲۵|color=black}} عابَرْ فالَجْ رَعُو * {{verse|۱|۲۶|color=black}} سَروج ناحُور تارَح * {{verse|۱|۲۷|color=black}} اَبْرام که همان ابراهیم باشد * {{verse|۱|۲۸|color=black}} پسران ابراهیم اسحاق و اسماعیل * {{verse|۱|۲۹|color=black}} این است پیدایش ایشان نخستزاده اسماعیل نَبایوت و قیدار و اَدَبْئیل و مِبْسام * {{verse|۱|۳۰|color=black}} و مِشْماع و دُوْمَه و مَسّا و حَدَد و تیما * {{verse|۱|۳۱|color=black}} و یطُور و نافیش و قِدْمَه که اینان پسران اسماعیل بودند * {{verse|۱|۳۲|color=black}} و پسران قَطُورَه که مُتعه ابراهیم بود پس او زِمْران و یقْشان<noinclude></noinclude> tknik1r1g5zri72p25thi1u6pvdybmb برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۳۳ 104 88115 288387 2026-06-20T14:56:37Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و مَدان و مِدْیان و یشْباق و شُوحا را زایید و پسران یقْشان شَبا و دَدان بودند * {{verse|۱|۳۳|color=black}} و پسران مِدْیان عِیفَه و عِیفَر و خَنُوح و اَبیداع و اَلْدَعَه بودند پس جمیع اینها پسران قَطُورَه بودند * {{verse|۱|۳۴|color=black}} و ابراهیم اسحاق را آورد و...» ایجاد کرد 288387 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و مَدان و مِدْیان و یشْباق و شُوحا را زایید و پسران یقْشان شَبا و دَدان بودند * {{verse|۱|۳۳|color=black}} و پسران مِدْیان عِیفَه و عِیفَر و خَنُوح و اَبیداع و اَلْدَعَه بودند پس جمیع اینها پسران قَطُورَه بودند * {{verse|۱|۳۴|color=black}} و ابراهیم اسحاق را آورد و پسران اسحاق عِیسُو و اسرائیل بودند * {{verse|۱|۳۵|color=black}} و پسران عِیسُو اَلیفاز و رَعُوئیل و یعُوش و یعْلام و قُوْرَح * {{verse|۱|۳۶|color=black}} پسران اَلیفاز تیمان و اُومار و صَفی و جَعْتام و قَناز و تِمْناع و عَمالیق * {{verse|۱|۳۷|color=black}} پسران رَعُوئیل نَحَت و زارَح و شَمَّه و مِزَّه * {{verse|۱|۳۸|color=black}} و پسران سَعِیر لُوطان و شُوبال و صِبْعُون و عَنَه و دِیشُون و اِیصر و دِیشان * {{verse|۱|۳۹|color=black}} و پسران لُوطان حوری و هُومام و خواهر لُوطانْ تِمْناع * {{verse|۱|۴۰|color=black}} پسران شُوْبالْ عَلْیان و مَنَاحَت و عِیبال و شَفی و اُوْنام و پسران صِبْعُون اَیه و عَنَه * {{verse|۱|۴۱|color=black}} و پسران عَنَه دیشون و پسران دیشون حَمْران و اِشْبان و یتْران و کَران * {{verse|۱|۴۲|color=black}} پسران ایصْر بِلْهان و زَعْوان ویعْقان و پسران دیشان عوُص و اَران * {{verse|۱|۴۳|color=black}} و پادشاهانی که در زمین اَدُوم سلطنت نمودند پیش از آنکه پادشاهی بر بنی اسرائیل سلطنت کند اینانند بالَع بن بَعُور و اسم شهر او دِنْهابَه بود * {{verse|۱|۴۴|color=black}} و بالَع مُرد و یوباب بن زارَح از بُصْرَه بجایش پادشاه شد * {{verse|۱|۴۵|color=black}} و یوباب مرد و حوشام از زمین تیمانی بجایش سلطنت نمود * {{verse|۱|۴۶|color=black}} و حُوْشام مُرد و هَدَد بن بَدَد که مِدْیان را در زمین موآب شکست داد در جایش پادشاه شد و اسم شهرش عَوِیت بود * {{verse|۱|۴۷|color=black}} و هَدَد مُرد و سَمْلَه از مَسْریقَه بجایش پادشاه شد * {{verse|۱|۴۸|color=black}} و سَمْلَه مُرد و شاؤل از رَحُوبوت نهر بجایش پادشاه شد * {{verse|۱|۴۹|color=black}} و شاؤل مُرد و بَعْل حانان بن عَکْبور بجایش پادشاه شد * {{verse|۱|۵۰|color=black}} و بَعْل حانان مُرد و هَدَد بجایش پادشاه شد و اسم شهرش فاعی و اسم زنش مَهِیطَبئیل دختر مَطْرِد دختر مَیذَهَب بود * {{verse|۱|۵۱|color=black}} و هَدَد مُرد و امیرانِ اَدُوم امیر تِمْناع و امیر اَلْیه و امیر یتِیت بودند * {{verse|۱|۵۲|color=black}} و اَمیرْ اَهُولِیبَامَه و امیر اِیلَه و امیر فِینُون * {{verse|۱|۵۳|color=black}} و امیر قَناز و امیرِ تیمان و امیر مِبْصار * {{verse|۱|۵۴|color=black}} وامیر مَجْدِیئیل و امیر عیرام اینان امیران اَدُوم بودند * {{وسط|{{روخط|باب دوم}}}} {{فصل|۲}} {{verse|۲|۱|color=black}} پسران اسرائیل اینانند رؤبین و شَمْعون و لاوی و یهودا و یسّاکار و زبولون * {{verse|۲|۲|color=black}} و دان و یوسف و بنیامین و نَفْتالی و جاد و اَشِیر * {{verse|۲|۳|color=black}} پسران یهودا عِیر و اُونان و شیلَه این سه نفر از بَتْشُوعِ کَنْعانیه برای او زاییده شدند و عیرْ نخستزادهٔ یهودا بنظر<noinclude></noinclude> 1se2i5zuj24ec5hrm934r4jt7jszskg برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۳۴ 104 88116 288388 2026-06-20T14:57:15Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{روخط|خداوند}} شریر بود پس او را کُشت * {{verse|۲|۴|color=black}} و عروس وی تامار فارَص و زارَح را برای وی زایید و همهٔ پسران یهودا پنج نفربودند * {{verse|۲|۵|color=black}} و پسران فارَص حَصْرُون و حامول * {{verse|۲|۶|color=black}} و پسران زارَح زِمْری و اِیتان و هِیمان و کَلْکُ...» ایجاد کرد 288388 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{روخط|خداوند}} شریر بود پس او را کُشت * {{verse|۲|۴|color=black}} و عروس وی تامار فارَص و زارَح را برای وی زایید و همهٔ پسران یهودا پنج نفربودند * {{verse|۲|۵|color=black}} و پسران فارَص حَصْرُون و حامول * {{verse|۲|۶|color=black}} و پسران زارَح زِمْری و اِیتان و هِیمان و کَلْکُول و دارَع که همگی ایشان پنج نفر بودند * {{verse|۲|۷|color=black}} و از پسران کَرْمِی عاکار مضطربکنندهٔ اسرائیل بود که دربارهٔ چیز حرام خیانت ورزید * {{verse|۲|۸|color=black}} و پسر اِیتان عَزَرْیا بود * {{verse|۲|۹|color=black}} و پسران حَصْرُون که برای وی زاییده شدند یرْحَمْئیل و رام و کَلُوبای * {{verse|۲|۱۰|color=black}} و رام عَمیناداب را آورد و عَمیناداب نَحْشُون را آورد که رئیس بنییهودا بود * {{verse|۲|۱۱|color=black}} و نَحْشُون سَلْما را آورد و سَلْما بُوعَز را آورد * {{verse|۲|۱۲|color=black}} و بُوعَز عوبید را آورد و عُوبید یسی را آورد * {{verse|۲|۱۳|color=black}} و یسی نخستزادهٔ خویش اَلِیآب را آورد و دومین ابیناداب را و سومین شِمْعی را * {{verse|۲|۱۴|color=black}} و چهارمین نَتَنْئیل را و پنجمین رَدّای را * {{verse|۲|۱۵|color=black}} و ششمین اُوْصَم را و هفتمین داود را آورد * {{verse|۲|۱۶|color=black}} و خواهران ایشان صَرُوْیه و اَبیحایل بودند و پسران صَرُوْیه اَبْشای و یوآب و عَسائیل سه نفر بودند * {{verse|۲|۱۷|color=black}} و اَبیحایل عَماسا را زایید و پدر عَماسا یتَرِ اِسْماعیلی بود * {{verse|۲|۱۸|color=black}} و کالیب بن حَصْرُون از زن خود عَزُوبَه و از یرِیعُوت اولاد بههم رسانید و پسران وی اینانند یاشَر و شُوباب و اَرْدُون * {{verse|۲|۱۹|color=black}} و عَزُوبَه مُرد و کالیب اَفرات را بزنی گرفت و او حور را برای وی زایید * {{verse|۲|۲۰|color=black}} و حُور اُوری را آورد و اُوری بَصَلْئیل را آورد * {{verse|۲|۲۱|color=black}} و بعد از آن حَصْرُون بدختر ماکیر پدر جِلْعاد درآمده او را بزنی گرفت حینی که شصت ساله بود و او سَجُوب را برای وی زایید * {{verse|۲|۲۲|color=black}} و سَجُوب یائیر را آورد و او بیست و سه شهردر زمین جِلْعاد داشت * {{verse|۲|۲۳|color=black}} و او جَشور و اَرام را که حَوُّوب یائیر باشد با قنات و دهات آنها که شصت شهر بود از ایشان گرفت و جمیع اینها از آن بنیماکیر پدر جِلْعاد بودند * {{verse|۲|۲۴|color=black}} و بعد از آنکه حَصْرُون در کالیب اَفْراته وفات یافت اَبِیه زن حَصْرُون اَشْحُور پدر تَقُوع را برای وی زایید * {{verse|۲|۲۵|color=black}} و پسران یرْحَمْئیل نخستزاده حَصْرُون نخستزادهاش رام و بُونَه و اُوْرَن و اُوصَمْ و اَخیا بودند * {{verse|۲|۲۶|color=black}} و یرْحَمْئیل را زن دیگر مسمّاهٔ بعطارَه بود که مادرِ اُوْنام باشد * {{verse|۲|۲۷|color=black}} و پسران رام نخستزادهٔ یرْحَمْئیل مَعْص و یامِین و عاقَر بودند * {{verse|۲|۲۸|color=black}} و پسران اُوْنام شَمّای و یاداع بودند و پسران شَمّای ناداب و اَبیشور * {{verse|۲|۲۹|color=black}} و اسم زن ابیشور اَبِیحایل بود و او اَحْبان و مُولید را برای وی زایید * {{verse|۲|۳۰|color=black}} و پسران ناداب سَلَد و اَفّایم بودند و سَلَد بیاولاد مُرد * {{verse|۲|۳۱|color=black}} و بنیاَفّایم<noinclude></noinclude> aqri2p76tbf5g0mzn75vwgp8fm1y5mz برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۳۵ 104 88117 288389 2026-06-20T14:57:33Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «یشْعی و بنییشْعی شیشان و بنیشیشان اَحْلای * {{verse|۲|۳۲|color=black}} و پسران یاداع برادر شَمّای یتَر و یوناتان و یتَر بیاولاد مُرد * {{verse|۲|۳۳|color=black}} و پسران یوناتان فالَت و زازا اینها پسران یرْحَمْئیل بودند * {{verse|۲|۳۴|color=black}} و شیشان را پسری نبود لیکن د...» ایجاد کرد 288389 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>یشْعی و بنییشْعی شیشان و بنیشیشان اَحْلای * {{verse|۲|۳۲|color=black}} و پسران یاداع برادر شَمّای یتَر و یوناتان و یتَر بیاولاد مُرد * {{verse|۲|۳۳|color=black}} و پسران یوناتان فالَت و زازا اینها پسران یرْحَمْئیل بودند * {{verse|۲|۳۴|color=black}} و شیشان را پسری نبود لیکن دختران داشت و شیشان را غلامی مصری بود که یرْحاع نام داشت * {{verse|۲|۳۵|color=black}} و شیشان دختر خود را بغلام خویش یرْحاع بزنی داد و او عَتّای را برای وی زایید * {{verse|۲|۳۶|color=black}} و عتای ناتان را آورد و ناتان زاباد را آورد * {{verse|۲|۳۷|color=black}} و زاباد اَفْلال را آورد و اَفْلال عوبید را آورد * {{verse|۲|۳۸|color=black}} و عوبید ییهُو راآورد و ییهو عَزَرْیا را آورد * {{verse|۲|۳۹|color=black}} و عَزَرْیا حالَص را آورد و حالص اَلْعاسَه را آورد * {{verse|۲|۴۰|color=black}} و اَلْعاسَه سَسْمای را آورد و سِسْمای شَلُّوم را آورد * {{verse|۲|۴۱|color=black}} و شَلـوم یقَمْیـا را آورد و یقَمْیـا اَلِیشَمَـع را آورد * {{verse|۲|۴۲|color=black}} و بنیکالیب برادر یرْحَمْئیلنخستزادهاش میشاع که پدر زِیف باشد و بنیماریشَه که پدر حَبْرُون باشد بودند * {{verse|۲|۴۳|color=black}} و پسران حَبْرُون قُوْرَح و تَفُّوح و راقَم و شامَع * {{verse|۲|۴۴|color=black}} و شامَع راحَم پدر یرْقَعام را آورد و راقَم شَمّای را آورد * {{verse|۲|۴۵|color=black}} و پسر شَمّای ماعئون و ماعون پدر بَیتصُور بود * {{verse|۲|۴۶|color=black}} و عِیفَه مُتعه کالیب حاران و موصا و جازیز را زایید و حاران جازیز را آورد * {{verse|۲|۴۷|color=black}} و پسران یهْدای راجَم و یوتام و جیشان و فالَت و عِیفَه و شاعَف * {{verse|۲|۴۸|color=black}} و مَعْکه مُتعه کالیب شابَر و تِرْحَنَه را زایید * {{verse|۲|۴۹|color=black}} و او نیز شاعَف پدر مَدْمَنَه و شوا پدر مَکْبینا و پدر جِبْعا را زایید و دختر کالیب عَکْسَه بود * {{verse|۲|۵۰|color=black}} و پسران کالیب بنحُور نخستزادهٔ اَفْراته اینانند شُوبال پدر قریه یعاریم * {{verse|۲|۵۱|color=black}} و سَلْما پدر بیتلحم و حاریف پدر بیت جادَر * {{verse|۲|۵۲|color=black}} و پسران شوبال پدر قریه یعاریم اینانند هَرُواه و نصف مَنُوحُوت * {{verse|۲|۵۳|color=black}} و قبایل قریه یعاریم اینانند یتْرِیان و فُوتیان و شُوماتیان و مِشْراعیان که از ایشان صارْعاتیان و اِشْطاوُلیان پیدا شدند * {{verse|۲|۵۴|color=black}} و بنیسَلْما بیتلحم و نطوفاتیان و عَطْروت بیتیوآب و نصف مانَحْتیان و صُرْعیان بودند * {{verse|۲|۵۵|color=black}} و قبایل کاتبانی که در یعْبیص ساکن بودند تِرْعاتیان و شِمْعاتیان و سُوکاتیان بودند اینان قینیاناند که از حَمَّتْ پدرِ بَیت ریکاب بیرون آمدند * {{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} و پسران داود که برای او در حَبْرُون زاییده شدند اینانند نخستزادهاش اَمْنون از اَخْینُوْعِم یزْرَعِیلیه و دومین دانیال از اَبِیجایلِ کَرْمَلِیه * {{verse|۳|۲|color=black}} و سومین ابشالوم<noinclude></noinclude> jgo4l3n5mf7cwvwoqih75nym7jfv8qh برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۳۶ 104 88118 288390 2026-06-20T14:58:02Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «پسر مَعْکَه دختر تَلْمای پادشاه جَشور و چهارمین اُدُونیا پسر حَجّیت * {{verse|۳|۳|color=black}} و پنجمین شَفَطْیا از اَبیطال و ششمینیتَرْعام از زن او عجْلَه * {{verse|۳|۴|color=black}} این شش برای او در حَبْرُون زاییده شدند که در آنجا هفت سال و شش ماه سلطنت نمود و د...» ایجاد کرد 288390 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>پسر مَعْکَه دختر تَلْمای پادشاه جَشور و چهارمین اُدُونیا پسر حَجّیت * {{verse|۳|۳|color=black}} و پنجمین شَفَطْیا از اَبیطال و ششمینیتَرْعام از زن او عجْلَه * {{verse|۳|۴|color=black}} این شش برای او در حَبْرُون زاییده شدند که در آنجا هفت سال و شش ماه سلطنت نمود و در اورشلیم سی و سه سال سلطنت کرد * {{verse|۳|۵|color=black}} و اینها برای وی در اورشلیم زاییده شدند شِمْعی و شوباب و ناتان و سُلیمان این چهار از بَتْشُوع دختر عَمّیئیل بودند * {{verse|۳|۶|color=black}} و یبِحار و الیشامَع و اَلیفالَط * {{verse|۳|۷|color=black}} و نُوجَه و نافَج و یافیع * {{verse|۳|۸|color=black}} و اَلِیشَمَع و اَلْیاداع و اَلِیفَلَط که نه نفر باشند * {{verse|۳|۹|color=black}} همهٔ اینها پسران داود بودند سوای پسران مُتعهها و خواهر ایشان تامار بود * {{verse|۳|۱۰|color=black}} و پسر سُلیمان رَحَبْعام و پسر او ابیا و پسر او آسا و پسر او یهُوشافاط * {{verse|۳|۱۱|color=black}} و پسر او یورام و پسر او اَخَزْیا و پسر او یوآش * {{verse|۳|۱۲|color=black}} و پسر او اَمَصْیا و پسر او عَزَرْیا و پسر او یوتام * {{verse|۳|۱۳|color=black}} و پسر او آحاز و پسر او حِزْقیا و پسر او مَنَّسی * {{verse|۳|۱۴|color=black}} و پسر او آمون و پسر او یوشیا * {{verse|۳|۱۵|color=black}} و پسران یوشیا نخستزادهاش یوحانان و دومین یهُویاقیم و سومین صِدْقَیا و چهارمین شَلّوم * {{verse|۳|۱۶|color=black}} و پسران یهُویاقیم پسر او یکُنْیا و پسر او صِدْقَیا * {{verse|۳|۱۷|color=black}} و پسران یکُنْیا اَشّیر و پسر او شَأَلتِیئیل * {{verse|۳|۱۸|color=black}} و مَلْکیرام و فَدایا و شَنْأَصَّر و یقَمْیا و هوشاماع و نَدَبْیا * {{verse|۳|۱۹|color=black}} و پسران فَدایا زَرُبّابِل و شِمْعِی و پسران زَرُبّابِل مَشُلاّم و حَنَنْیا و خواهر ایشان شَلُومیت بود * {{verse|۳|۲۰|color=black}} و حَشُوْبَه و اُوهَل و بَرَخِیا و حَسَدْیا و یوْشَبحَسَد که پنج نفر باشند * {{verse|۳|۲۱|color=black}} و پسران حَنَنْیا فَلَطْیا و اِشَعْیا بنیرفایا و بنیاَرْنان و بنیعُوبَدْیا و بنیشَکُنْیا * {{verse|۳|۲۲|color=black}} و پسر شَکُنْیا شَمَعْیا و پسران شَمَعْیا حَطّوش و یبْحآل و باریح و نَعَرْیا و شافاطکه شش باشند * {{verse|۳|۲۳|color=black}} و پسران نَعَرْیا اَلْیوعینای و حِزْقیا و عَزْریقام که سه باشند * {{verse|۳|۲۴|color=black}} و بنیاَلْیوعینای هُوْدایا و اَلْیاشیب و فَلایا و عَقُّوب و یوحانان و دَلایاع و عَنانی که هفت باشند * {{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}} {{فصل|۴}} {{verse|۴|۱|color=black}} بنییهودا فارَص و حَصْرُون و کَرْمیو حور و شوبال * {{verse|۴|۲|color=black}} و رَآیا ابن شوبال یحَت را آورد و یحَت اَخُومای و لاهَد را آورد اینانند قبایل صَرْعاتیان * {{verse|۴|۳|color=black}} و اینان پسران پدر عیطاماند یزْرَعیل و یشْما و یدْباش و اسم خواهر ایشان هَصْلَلْفُونی بود * {{verse|۴|۴|color=black}} و فَنُوئیل پدر جَدُور و عازَر پدر خُوْشَه اینها پسران حور نخستزادهٔ اَفْراته<noinclude></noinclude> eygol73i7pkpwt1lcozqsi6bxg5hy78 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۳۷ 104 88119 288391 2026-06-20T14:58:24Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «پدر بیتلحم بودند * {{verse|۴|۵|color=black}} و اَشْحُور پدر تَقّوع دو زن داشت حَلا و نَعْرَه * {{verse|۴|۶|color=black}} و نَعْرَه اَخُزّام و حافَر و تَیمانی و اَخَشْطاری را برای او زایید اینان پسران نَعْرَهاند * {{verse|۴|۷|color=black}} و پسران حَلا صَرَت و صُوحَر و اَتْنان...» ایجاد کرد 288391 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>پدر بیتلحم بودند * {{verse|۴|۵|color=black}} و اَشْحُور پدر تَقّوع دو زن داشت حَلا و نَعْرَه * {{verse|۴|۶|color=black}} و نَعْرَه اَخُزّام و حافَر و تَیمانی و اَخَشْطاری را برای او زایید اینان پسران نَعْرَهاند * {{verse|۴|۷|color=black}} و پسران حَلا صَرَت و صُوحَر و اَتْنان * {{verse|۴|۸|color=black}} و قُوس عانوب و صُوبِیبَه و قبایل اَخَرْحیل بنهارُم را آورد * {{verse|۴|۹|color=black}} و یعْبِیص از برادران خود شریفتر بود و مادرش او را یعْبِیص نام نهاد و گفت از این جهت که او را با حُزن زاییدم * {{verse|۴|۱۰|color=black}} و یعْبِیص از خدای اسرائیل استدعا نموده گفت کاش که مرا برکت میدادی و حدود مرا وسیع میگردانیدی و دست تو با من میبود و مرا از بلا نگاه میداشتی تا محزون نشوم و خدا آنچه را که خواست باو بخشید * {{verse|۴|۱۱|color=black}} و کَلُوب برادر شُوحَه مَحِیر را که پدر اَشْتون باشد آورد * {{verse|۴|۱۲|color=black}} و اَشْتون بیترافا و فاسیح و تَحِنّه پدر عِیر ناحاش را آورد اینان اهل ریقَهمیباشند * {{verse|۴|۱۳|color=black}} و پسران قَناز و عُتْنِیئِیل و سَرایا بودند و پسر عُتْنیئیل حَتَات * {{verse|۴|۱۴|color=black}} و مَعُونُوتای عُفْرَه را آورد و سَرایا یوْآب پدر جیحَراشیم را آورد زیرا که صنعتگر بودند * {{verse|۴|۱۵|color=black}} و پسران کالیب بن یفُنَّه عیرُو و ایلَه و ناعَم بودند و پسر اِیلَه قَناز بود * {{verse|۴|۱۶|color=black}} و پسران یهْلَلْئیل زیف و زیفَه و تِیرِیا و اَسَرْئیل * {{verse|۴|۱۷|color=black}} و پسران عَزْرَه یتَر و مَرَد و عافَر و یالون و زنِ مَرَد مَرْیم و شَمای و یشْبَحْ پدر اَشْتَمُوْع را زایید * {{verse|۴|۱۸|color=black}} و زن یهودیه او یارَدْ پدر جَدُور و جابَر پدر سُوکُو و یقوتیئیل پدر زانوح را زایید اما آنان پسران بِتْیه دختر فرعون که مَرَد او را بزنی گرفته بود میباشند * {{verse|۴|۱۹|color=black}} و پسران زن یهودیه او که خواهر نَحَم بود پدر قَعیلَهٔ جَرْمیو اَشْتَمُوْعِ مَعْکاتی بودند * {{verse|۴|۲۰|color=black}} و پسران شیمون اَمْنون وَرِنَّه و بِنْحانان و تیلون و پسران یشْعِی زُوحیت و بِنْزُوحیت * {{verse|۴|۲۱|color=black}} و بنیشیلَه بن یهودا عیر پدر لیکَه و لَعْدَه پدر مَریشَه و قبایل خاندان عاملان کتان نازک از خانوادهٔ اَشْبیع بودند * {{verse|۴|۲۲|color=black}} و یوقیم و اهل کُوزِیبا و یوآش و ساراف که در موآب مِلْک داشتند و یشُوبیلَحْمَ و این وقایع قدیم است * {{verse|۴|۲۳|color=black}} و اینان کوزهگر بودند با ساکنان نتاعیم و جَدیره که در آنجاها نزد پادشاه بجهت کار او سکونت داشتند * {{verse|۴|۲۴|color=black}} پسران شَمْعون نمُوئیل و یامین و یاریب و زارَح و شاؤل * {{verse|۴|۲۵|color=black}} و پسرش شَلّوُم و پسرش مِبْسام و پسرش مِشْماع * {{verse|۴|۲۶|color=black}} و بنیمِشْماع پسرش حموُئیل و پسرش زَکُّور و پسرش شِمْعی * {{verse|۴|۲۷|color=black}} و شِمْعی را شانزده پسر و شش دختر بود ولکنبرادرانش را پسران بسیار نبود و همهٔ قبایل ایشان مثل بنییهودا زیاد نشدند * {{verse|۴|۲۸|color=black}} و ایشان در بئرشَبَعْ و مُولادَه<noinclude></noinclude> 3687iobuw00qbtwgkkod5yixdhuwvpy برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۳۸ 104 88120 288392 2026-06-20T14:58:45Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و حَصَر شُوآل * {{verse|۴|۲۹|color=black}} و در بِلْهَه و عاصَمْ و تولاد * {{verse|۴|۳۰|color=black}} و در بَتُوئیل و حُرْمُه و صِقْلَغ * {{verse|۴|۳۱|color=black}} و در بیت مرْکَبُوت و حَصرسُوسیم و بیتبِرْئِی و شَعَرایم ساکن بودند اینها شهرهای ایشان تا زمان سلطنت داود بود * {{ve...» ایجاد کرد 288392 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و حَصَر شُوآل * {{verse|۴|۲۹|color=black}} و در بِلْهَه و عاصَمْ و تولاد * {{verse|۴|۳۰|color=black}} و در بَتُوئیل و حُرْمُه و صِقْلَغ * {{verse|۴|۳۱|color=black}} و در بیت مرْکَبُوت و حَصرسُوسیم و بیتبِرْئِی و شَعَرایم ساکن بودند اینها شهرهای ایشان تا زمان سلطنت داود بود * {{verse|۴|۳۲|color=black}} و قریههای ایشان عیطام و عین و رِمُّون و تُوکَن و عاشان یعنی پنج قریه بود * {{verse|۴|۳۳|color=black}} و جمیع قریههای ایشان که در پیرامون آن شهرها تا بَعْل بود پس مسکنهای ایشان این است و نسبنامههای خود را داشتند * {{verse|۴|۳۴|color=black}} و مَشوبات و یمْلیک و یوْشَه بن اَمَصْیا * {{verse|۴|۳۵|color=black}} و یوئیل و ییهُو ابن یوشِبْیا ابن سَرایا ابن عَسِیئیل * {{verse|۴|۳۶|color=black}} و اَلْیوعینای و یعْکوبَه و یشوحایا و عَسایا و عِدیئیل و یسیمیئیل و بنایا * {{verse|۴|۳۷|color=black}} و زیزا ابن شِفْعِی ابن اِلّوُن بن یدایا ابن شِمْری ابن شَمَعْیا * {{verse|۴|۳۸|color=black}} اینانی که اسم ایشان مذکور شد در قبایل خود رؤسا بودند و خانههای آبای ایشان بسیار زیاد شد * {{verse|۴|۳۹|color=black}} و بمدخل جَدُور تا طرف شرقی وادی رفتند تا برای گلههای خویش چراگاه بجویند * {{verse|۴|۴۰|color=black}} پس مرتعی برومند نیکو یافتند و آن زمینْ وسیع و آرام و ایمن بود زیرا که آلِ حامْ در زمان قدیم در آنجا ساکن بودند * {{verse|۴|۴۱|color=black}} و اینانی که اسم ایشان مذکور شد در ایام حِزْقیا پادشاه یهودا آمدند و خیمههای ایشان و معونیان را که در آنجا یافت شدند شکست دادند و ایشان را تا بامروز تباه ساخته در جای ایشان ساکن شدهاند زیرا که مرتع برای گلههای ایشان در آنجا بود * {{verse|۴|۴۲|color=black}} و بعضی از ایشان یعنی پانصد نفر از بنیشَمْعُون بکوه سَعیر رفتند و فَلْطِیا و نَعْرِیا و رَفایا و عُرِّیئیل پسران یشیع رؤسای ایشان بودند * {{verse|۴|۴۳|color=black}} و بقیهٔ عَمالَقَه را که فرار کرده بودند شکست داده تا امروز در آنجا ساکن شدهاند * {{وسط|{{روخط|باب پنجم}}}} {{فصل|۵}} {{verse|۵|۱|color=black}} و پسران رؤبین نخستزادهٔ اسرائیلاینانند زیرا که او نخستزاده بود و اما بسبب بیعصمت ساختن بستر پدر خویش حق نخستزادگی او بپسران یوسف بن اسرائیل داده شد از این جهت نسبنامهٔ او برحسب نخستزادگی ثبت نشده بود * {{verse|۵|۲|color=black}} زیرا یهُودا بر برادران خود برتری یافت و پادشاه از او بود اما نخستزادگی از آن یوسف بود * {{verse|۵|۳|color=black}} پس پسران رؤبین نخستزادهٔ اسرائیل حَنُوک و فَلُّو و حَصْرُون و کَرْمی * {{verse|۵|۴|color=black}} و پسران یوئیل پسرش شَمَعْیا و پسرش جوج و پسرش شِمْعِی * {{verse|۵|۵|color=black}} و پسرش میکا و پسرش رَآیا<noinclude></noinclude> m9f6xw15wzggjtselodi49a9m1ns0gm برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۳۹ 104 88121 288393 2026-06-20T14:59:22Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و پسرش بَعْل * {{verse|۵|۶|color=black}} و پسرش بَئیرَه که تِلْغَتْ فِلْناسَر پادشاه اَشُّور او را باسیری بُرد و او رئیس رؤبینیان بود * {{verse|۵|۷|color=black}} و برادرانش برحسب قبایل ایشان وقتی که نسبنامهٔ موالید ایشان ثبت گردید مقدم ایشان یعِیئِیل بود و زَکریا *...» ایجاد کرد 288393 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و پسرش بَعْل * {{verse|۵|۶|color=black}} و پسرش بَئیرَه که تِلْغَتْ فِلْناسَر پادشاه اَشُّور او را باسیری بُرد و او رئیس رؤبینیان بود * {{verse|۵|۷|color=black}} و برادرانش برحسب قبایل ایشان وقتی که نسبنامهٔ موالید ایشان ثبت گردید مقدم ایشان یعِیئِیل بود و زَکریا * {{verse|۵|۸|color=black}} و بالَع بن عَزاز بن شامع بن یوئیل که در عَرُوعیر تا نَبُو و بَعْل مَعُون ساکن بود * {{verse|۵|۹|color=black}} و بطرف مشرق تا مدخل بیابان از نهر فرات سکنا گرفت زیرا که مواشی ایشان در زمین جِلْعاد زیاده شد * {{verse|۵|۱۰|color=black}} و در ایام شاؤل ایشان با حاجریان جنگ کردند و آنها بدست ایشان افتادند و در خیمههای آنها در تمامی اطراف شرقی جِلْعاد ساکن شدند * {{verse|۵|۱۱|color=black}} و بنیجاد در مقابل ایشان در زمین باشان تاسَلْخَه ساکن بودند * {{verse|۵|۱۲|color=black}} و مقدّم ایشان یوئیل بود و دومین شافام و یعْنای و شافاط در باشان ساکن بود * {{verse|۵|۱۳|color=black}} و برادران ایشان برحسب خانههای آبای ایشان میکائیل و مَشُلام و شَبَع و یورای و یعْکان و زِیع و عابَر که هفت نفر باشند * {{verse|۵|۱۴|color=black}} اینانند پسران اَبیحایل بن حوری ابن یاروح بن جِلْعاد بن میکائیل بن یشِیشای بن یحْدُو ابن بوز * {{verse|۵|۱۵|color=black}} اَخی ابن عَبْدیئیل بن جونی رئیس خاندان آبای ایشان * {{verse|۵|۱۶|color=black}} و ایشان در جِلْعادِ باشان و قریههایش و در تمامی نواحی شارون تا حدود آنها ساکن بودند * {{verse|۵|۱۷|color=black}} و نسبنامهٔ جمیع اینها در ایام یوتام پادشاه یهودا و در ایام یرُبْعام پادشاه اسرائیل ثبت گردید * {{verse|۵|۱۸|color=black}} از بنیرؤبین و جادیان و نصف سبط مَنَّسی شجاعان و مردانی که سپر و شمشیر برمیداشتند و تیراندازان و جنگآزمودگان که بجنگ بیرون میرفتند چهل و چهار هزار و هفت صد و شصت نفر بودند * {{verse|۵|۱۹|color=black}} و ایشان با حاجریان و یطُور و نافیش و نوداب مقاتله نمودند * {{verse|۵|۲۰|color=black}} و بر ایشان نصرت یافتند و حاجریان و جمیع رفقای آنها بدست ایشان تسلیم شدند زیرا که در حین جنگ نزد خدا استغاثه نمودند و او ایشان را چونکه بر او توکل نمودند اجابت فرمود * {{verse|۵|۲۱|color=black}} پس از مواشی ایشان پنجاه هزار شتر و دویست و پنجاه هزار گوسفند و دو هزار الاغ و صد هزار مرد بتاراج بردند * {{verse|۵|۲۲|color=black}} زیرا چونکه جنگ از جانب خدا بود بسیاری مقتول گردیدند پس ایشان بجای آنها تا زمان اسیری ساکن شدند * {{verse|۵|۲۳|color=black}} و پسران نصف سبط مَنَّسی در آن زمین ساکن شده از باشان تا بَعْل حَرْمون و سَنیر و جَبَل حَرْمون زیاد شدند * {{verse|۵|۲۴|color=black}} و اینانند رؤسای خاندانآبای ایشان عافَر و یشْعِی و اَلیئیل و عَزْریئیل و اِرْمیا و هُوْدَوْیا و یحْدیئیل که مردان تنومند شجاع و ناموران<noinclude></noinclude> isfsz8in9ujvl4m1ub857vd42xbb4ek برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۴۰ 104 88122 288394 2026-06-20T14:59:43Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و رؤسای خاندان آبای ایشان بودند * {{verse|۵|۲۵|color=black}} اما بخدای پدران خود خیانت ورزیده در پی خدایان قومهای آن زمین که خدا آنها را بحضور ایشان هلاک کرده بود زنا کردند * {{verse|۵|۲۶|color=black}} پس خدای اسرائیل روح فُول پادشاه اَشُّور و روح تِلْغَتْ فِلْناسَ...» ایجاد کرد 288394 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و رؤسای خاندان آبای ایشان بودند * {{verse|۵|۲۵|color=black}} اما بخدای پدران خود خیانت ورزیده در پی خدایان قومهای آن زمین که خدا آنها را بحضور ایشان هلاک کرده بود زنا کردند * {{verse|۵|۲۶|color=black}} پس خدای اسرائیل روح فُول پادشاه اَشُّور و روح تِلْغَتْ فِلْناسَر پادشاه اَشُّور را برانگیخت که او رؤبینیان و جادیان و نصف سبط مَنَّسی را اسیر کرده ایشان را بحَلَح و خابور و هارا و نَهْر جوزان تا امروز بُرد * {{وسط|{{روخط|باب ششم}}}} {{فصل|۶}} {{verse|۶|۱|color=black}} بنیلاوی جَرْشون و قَهات و مَراری * {{verse|۶|۲|color=black}} و بنیقَهات عَمْرام و یصْهار و حَبْرُون و عُزّیئیل * {{verse|۶|۳|color=black}} و بنیعَمْرام هارون و موسی و مریم و بنیهارون ناداب و اَبِیهُو و اَلیعازار و ایتامار * {{verse|۶|۴|color=black}} و اَلیعازار فینَحاس را آورد و فینَحاس ابیشوع را آورد * {{verse|۶|۵|color=black}} و ابیشوع بُقِّی را آورد و بُقِّی عُزّی را آورد * {{verse|۶|۶|color=black}} و عُزّی زَرَحْیا را آورد و زَرَحْیا مَرایوتْ را آورد * {{verse|۶|۷|color=black}} و مَرایوت اَمَرْیا را آورد و اَمَرْیا اخیطوب را آورد * {{verse|۶|۸|color=black}} و اخیطوب صادوق را آورد و صادوق اَخِیمَعْص را آورد * {{verse|۶|۹|color=black}} و اَخِیمَعْص عَزَرْیا را آورد و عَزَرْیا یوحانان را آورد * {{verse|۶|۱۰|color=black}} و یوحانان عَزَرْیا را آورد و او در خانهای که سلیمان در اورشلیم بنا کرد کاهن بود * {{verse|۶|۱۱|color=black}} و عَزَرْیا اَمَرْیا را آورد واَمَرْیا اخیطوب را آورد * {{verse|۶|۱۲|color=black}} و اَخیطوب صادوق را آورد و صادوق شَلّوم را آورد * {{verse|۶|۱۳|color=black}} و شَلّوم حِلْقیا را آورد و حِلْقیا عَزَرْیا را آورد * {{verse|۶|۱۴|color=black}} و عَزَرْیا سَرایا را آورد و سرایا یهُوصاداق را آورد * {{verse|۶|۱۵|color=black}} و یهُوصاداق باسیری رفت هنگامی که {{روخط|خداوند}} یهودا و اورشلیم را بدست نَبُوکَدْنَصَّر اسیر ساخت * {{verse|۶|۱۶|color=black}} پسران لاوی جرْشوم و قَهات و مَراری * {{verse|۶|۱۷|color=black}} و اینها است اسمهای پسران جَرْشُوم لِبْنِی و شِمْعی * {{verse|۶|۱۸|color=black}} و پسران قَهات عَمْرام و یصْهار و حبْرون و عُزّیئیل * {{verse|۶|۱۹|color=black}} و پسران مَراری مَحْلی و موشی پس اینها قبایل لاویان برحسب اجداد ایشان است * {{verse|۶|۲۰|color=black}} از جَرْشُوم پسرش لِبْنِی پسرش یحَت پسرش زِمَّه * {{verse|۶|۲۱|color=black}} پسرش یوآخ پسرش عِدُّو پسرش زارَح پسرش یاتْرای * {{verse|۶|۲۲|color=black}} پسران قَهات پسرش عَمِّیناداب پسرش قُوْرَح پسرش اَسّیر * {{verse|۶|۲۳|color=black}} پسرش اَلْقانَه پسرش اَبیآساف پسرش اَسّیر * {{verse|۶|۲۴|color=black}} و پسرش تَحَت پسرش اُوریئیل پسرش عُزّیا پسرش شاؤل * {{verse|۶|۲۵|color=black}} و پسران اَلْقانَه عماسای و اَخیمُوت * {{verse|۶|۲۶|color=black}} و امّا اَلْقانَه پسران اَلْقانَه پسرش صوفای پسرش نَحَت * {{verse|۶|۲۷|color=black}} پسرش اَلِیآب پسرش یرُوحام پسرش اَلْقانَه * {{verse|۶|۲۸|color=black}} و پسران سموئیل<noinclude></noinclude> bzevqf5y3hs6yq8b3yz0hy84jov8ncz برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۴۱ 104 88123 288395 2026-06-20T15:00:03Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «نخستزادهاش وَشْنِی و دومش اَبِیا * {{verse|۶|۲۹|color=black}} پسران مَراری مَحْلی و پسرش لِبْنِی پسرش شِمْعی پسرش عُزَّه * {{verse|۶|۳۰|color=black}} پسرش شِمْعِی پسرش هَجیا پسرش عَسایا * {{verse|۶|۳۱|color=black}} و اینانند که داود ایشان را بر خدمت سرود در خانهٔ {{روخط|خداون...» ایجاد کرد 288395 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نخستزادهاش وَشْنِی و دومش اَبِیا * {{verse|۶|۲۹|color=black}} پسران مَراری مَحْلی و پسرش لِبْنِی پسرش شِمْعی پسرش عُزَّه * {{verse|۶|۳۰|color=black}} پسرش شِمْعِی پسرش هَجیا پسرش عَسایا * {{verse|۶|۳۱|color=black}} و اینانند که داود ایشان را بر خدمت سرود در خانهٔ {{روخط|خداوند}} تعیین نمود بعد از آنکه تابوت مستقر شد * {{verse|۶|۳۲|color=black}} و ایشان پیش مسکن خیمهٔ اجتماع مشغول سراییدن میشدند تا حینی که سلیمان خانهٔ {{روخط|خداوند}} را در اورشلیم بنا کرد پس برحسب قانون خویش بر خدمت خود مواظب شدند * {{verse|۶|۳۳|color=black}} پس آنهائی که با پسران خود معین شدنداینانند از بنیقَهاتیان هِمانِ مغنّی ابن یوئیل بن سموئیل * {{verse|۶|۳۴|color=black}} بن اَلْقانَه بن یرُوحام بن اَلیئیل بن نُوحْ * {{verse|۶|۳۵|color=black}} ابن صوف بن اَلْقانَه بن مَهت بن عماسای * {{verse|۶|۳۶|color=black}} ابناَلْقانَه بن یوئیل بن عَزَرْیاء بن صَفَنْیا * {{verse|۶|۳۷|color=black}} ابن تَحَت بن اَسّیر بن اَبیآساف بن قُوْرَح * {{verse|۶|۳۸|color=black}} ابن یصْهار بن قَهات بن لاوی بن اسرائیل * {{verse|۶|۳۹|color=black}} و برادرش آساف که بدست راست وی میایستاد آساف بن بَرَکْیا ابن شِمْعِی * {{verse|۶|۴۰|color=black}} ابن میکائیل بن بَعْسِیا ابن مَلْکِیا * {{verse|۶|۴۱|color=black}} ابن اَتْنِی ابن زارَح بن عَدایا * {{verse|۶|۴۲|color=black}} ابن اِیتان بن زِمَّه بن شِمْعِی * {{verse|۶|۴۳|color=black}} ابن یحت بن جَرْشُوم بن لاوی * {{verse|۶|۴۴|color=black}} و بطرف چپ برادران ایشان که پسران مَراری بودند اِیتان بن قیشی ابن عَبْدِی ابن مَلّوک * {{verse|۶|۴۵|color=black}} ابن حَشَبْیا ابن اَمَصْیا ابن حِلْقِیا * {{verse|۶|۴۶|color=black}} ابن اَمْصِی ابن بانی ابن شامَر * {{verse|۶|۴۷|color=black}} ابن مَحْلِی ابن موشی ابن مَراری ابن لاوی * {{verse|۶|۴۸|color=black}} و لاویانی که برادران ایشان بودند بتمامی خدمت مسکن خانهٔ خدا گماشته شدند * {{verse|۶|۴۹|color=black}} و اما هارون و پسرانش بر مذبح قربانی سوختنی و بر مذبح بخور بجهت تمامی عمل قدسالاقداس قربانی میگذرانیدند تا بجهت اسرائیل موافق هر آنچه موسی بندهٔ خدا امر فرموده بود کفاره نمایند * {{verse|۶|۵۰|color=black}} و اینانند پسران هارون پسرش اَلعازار پسرش فینَحاس پسرش اَبِیشُوع * {{verse|۶|۵۱|color=black}} پسرش بُقی پسرش عُزّی پسرش زَرَحْیا * {{verse|۶|۵۲|color=black}} پسرش مَرایوت پسرش اَمَرْیا پسرش اَخیطوب * {{verse|۶|۵۳|color=black}} پسرش صادوق پسرش اَخِیمَعْص * {{verse|۶|۵۴|color=black}} و مسکنهای ایشان برحسب موضعها و حدود ایشان اینها است از پسران هارون بجهت قبایل قَهاتیان زیرا قرعهٔ اوّل از آنِ ایشان بود * {{verse|۶|۵۵|color=black}} پس حَبْرُون در زمین یهودا با حوالی آن بهر طرفش بایشان داده شد * {{verse|۶|۵۶|color=black}} و اما زمینهای آن شهر و دهاتش را بکالیب بن یفُنَّه دادند * {{verse|۶|۵۷|color=black}} به پسران هارون بجهت شهرهای ملجا حَبْرُون ولِبْنَه و حوالی آن و یتّیر و اَشْتَموع و حوالی آن را دادند * {{verse|۶|۵۸|color=black}} و حِیلین و حوالی آن را و دَبیر و حوالی آن را * {{verse|۶|۵۹|color=black}} و عاشان و حوالی<noinclude></noinclude> ghpm6u5qh9r5rcmk1qiwna0suug268d برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۴۲ 104 88124 288396 2026-06-20T15:00:22Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «آن را و بیت شمس و حوالی آن را * {{verse|۶|۶۰|color=black}} و از سبط بنیامین جَبَع و حوالی آن را و عَلَّمَت و حوالی آن را و عَناتوت و حوالی آن را پس جمیع شهرهای ایشان برحسب قبایل ایشان سیزده شهر بود * {{verse|۶|۶۱|color=black}} و بپسران قَهات که از قبایل آن سبط باقی ماند...» ایجاد کرد 288396 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>آن را و بیت شمس و حوالی آن را * {{verse|۶|۶۰|color=black}} و از سبط بنیامین جَبَع و حوالی آن را و عَلَّمَت و حوالی آن را و عَناتوت و حوالی آن را پس جمیع شهرهای ایشان برحسب قبایل ایشان سیزده شهر بود * {{verse|۶|۶۱|color=black}} و بپسران قَهات که از قبایل آن سبط باقی ماندند ده شهر از نصف سبط یعنی از نصف مَنَّسی بقرعه داده شد * {{verse|۶|۶۲|color=black}} و ببنیجَرْشُوم برحسب قبایل ایشان از سبط یسّاکار و از سبط اَشیر و از سبط نَفْتالی و از سبط مَنَّسی در باشان سیزده شهر * {{verse|۶|۶۳|color=black}} و بپسران مَراری برحسب قبایل ایشان از سبط رؤبین و از سبط جاد و از سبط زبولون دوازده شهر بقرعه داده شد * {{verse|۶|۶۴|color=black}} پس بنی اسرائیل این شهرها را با حوالی آنها بلاویان دادند * {{verse|۶|۶۵|color=black}} و از سبط بنییهودا و از سبط بنی شَمْعون و از سبط بنیبنیامین این شهرها را که اسم آنها مذکور است بقرعه دادند * {{verse|۶|۶۶|color=black}} و بعضی از قبایل بنیقَهات شهرهای حدود خود را از سبط افرایم داشتند * {{verse|۶|۶۷|color=black}} پس شکیم را با حوالی آن در کوهستان افرایم و جازَر را با حوالی آن بجهت شهرهای ملجا بایشان دادند * {{verse|۶|۶۸|color=black}} و یقْمَعام را با حوالی آن و بیت حُورُون را با حوالی آن * {{verse|۶|۶۹|color=black}} و اَیلُون را با حوالی آن و جَتّ رِمُّون را با حوالی آن * {{verse|۶|۷۰|color=black}} و از نصف سبط مَنَّسی عانیر را با حوالی آن و بِلعام را با حوالی آن بقبایل باقیماندهٔ بنیقَهات دادند * {{verse|۶|۷۱|color=black}} و بپسران جَرْشُوم از قبایل نصف سبط مَنَّسی جُوْلان را در باشان با حوالی آن و عَشْتارُوتْ را با حوالی آن * {{verse|۶|۷۲|color=black}} و از سبط یسّاکار قادِشْ را با حوالی آن و دَبَرَه را با حوالی آن * {{verse|۶|۷۳|color=black}} وراموت را با حوالی آن و عانیم را با حوالی آن * {{verse|۶|۷۴|color=black}} و از سبط اَشیر مَشْآل را با حوالی آن و عَبْدُون را با حوالی آن * {{verse|۶|۷۵|color=black}} و حُقُوق را با حوالی آن و رَحُوب را با حوالی آن * {{verse|۶|۷۶|color=black}} و از سبط نَفْتالی قادِش را در جَلِیل با حوالی آن و حَمّون را با حوالی آن و قِریتایم را با حوالی آن * {{verse|۶|۷۷|color=black}} و بپسران مَراری که از لاویان باقی مانده بودند از سبط زبولون رِمّون را با حوالی آن و تابور را با حوالی آن * {{verse|۶|۷۸|color=black}} و از آن طرف اُرْدُن در برابر اریحا بجانب شرقی اُرْدُن از سبط رؤبین باصَر را در بیابان با حوالی آن و یهْصَه را با حوالی آن * {{verse|۶|۷۹|color=black}} و قدیموت را با حوالی آن و مَیفَعَه را با حوالی آن * {{verse|۶|۸۰|color=black}} و از سبط جاد راموت را در جِلْعاد با حوالـی آن و مَحَنایمْ را با حوالـی آن * {{verse|۶|۸۱|color=black}} و حَشْبون را با حوالی آن و یعْزیر را با حوالی آن *<noinclude></noinclude> 0hdr3mu3o9zkkwcnw00ahspi94vzto3 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۴۳ 104 88125 288397 2026-06-20T15:00:42Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب هفتم}}}} {{فصل|۷}} {{verse|۷|۱|color=black}} و اما پسران یسّاکار تولاع و فُوَه و یاشوب و شِمْرُون چهار نفر بودند * {{verse|۷|۲|color=black}} و پسران تولاع عُزِّی و رفایا و یربیئیل و یحْمای و یبْسام و سموئیل ایشان رؤسای خاندان پدر خود تولاع و مردان قوی شجا...» ایجاد کرد 288397 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب هفتم}}}} {{فصل|۷}} {{verse|۷|۱|color=black}} و اما پسران یسّاکار تولاع و فُوَه و یاشوب و شِمْرُون چهار نفر بودند * {{verse|۷|۲|color=black}} و پسران تولاع عُزِّی و رفایا و یربیئیل و یحْمای و یبْسام و سموئیل ایشان رؤسای خاندان پدر خود تولاع و مردان قوی شجاع در انساب خود بودند و عدد ایشان در ایام داود بیست و دو هزار و ششصد بود * {{verse|۷|۳|color=black}} و پسـر عُزّی یزْرَحْیـا و پسران یزْرَحْیا میکائیل و عُوبَدْیا و یوئیل و یشِیا که پنج نفر و جمیع آنهـا رؤسـا بودند * {{verse|۷|۴|color=black}} و بـا ایشـان برحسب انساب ایشان و خاندان آبـای ایشـان فوجهای لشکر جنگی سی و شش هزرا نفر بودند زیرا که زنان و پسـران بسیـار داشتنـد * {{verse|۷|۵|color=black}} و بـرادران ایشـان از جمیـع قبایل یسّاکار مردان قوی شجاع هشتاد و هفت هزار نفـر جمیعـاً در نسبنامـه ثبت شدند * {{verse|۷|۶|color=black}} و پسران بنیامین بالَع و باکَر و یدِیعَئیل سه نفر بودند * {{verse|۷|۷|color=black}} و پسران بالَع اَصْبُون و عُزّی و عُزّیئیل و یریموت و عِیرِی پنج نفر رؤسای خاندان آبا و مردان قوی شجاع که بیست و دو هزار و سی و چهار نفر از ایشان در نسبنامه ثبت گردیدند * {{verse|۷|۸|color=black}} و پسران باکَر زَمِیرَه و یوعاش و اَلِیعازار و اَلْیوعِینای و عُمْرِی و یریموت و اَبِیا و عَناتُوت و عَلامَت جمیع اینها پسران باکَر بودند * {{verse|۷|۹|color=black}} و بیست هزار و دویست نفر از ایشان برحسب انساب ایشان رؤسای خاندان آبای ایشان مردان قوی شجاع در نسبنامه ثبت شدند * {{verse|۷|۱۰|color=black}} و پسر یدِیعَئیل بِلْهان و پسران بِلْهان یعِیش و بنیامین و اِیهُود و کَنَعْنَه و زِیتان و تَرْشِیش و اَخِیشاحَر * {{verse|۷|۱۱|color=black}} جمیع اینها پسران یدِیعَئیل برحسب رؤسای آبا و مردان جنگی شجاع هفده هزار و دویست نفر بودند که در لشکر برای جنگ بیرون میرفتند * {{verse|۷|۱۲|color=black}} و پسران عِیر شُفّیم و حُفّیم و پسر اَحِیر حُوشیم * {{verse|۷|۱۳|color=black}} و پسران نَفْتالی یحْصیئیل و جُوْنی و یصَر و شَلُّوم از پسران بِلْهَه بودند * {{verse|۷|۱۴|color=black}} پسران مَنَّسی اَسْریئیل که زوجهاش او را زایید و ماکیر پدر جِلْعاد که مُتعه اَرامیهٔ وی او را زایید * {{verse|۷|۱۵|color=black}} و ماکیر خواهر حُفّیم و شُفّیم را که بمَعْکَه مسماهٔ بود بزنی گرفت و اسم پسر دوم او صَلُفْحاد بود و صَلُفْحاد دختران داشت * {{verse|۷|۱۶|color=black}} و مَعْکَه زن ماکیر پسری زاییده او را فارَش نام نهاد و اسم برادرش شارَش بود و پسرانش اُوْلام وراقَم بودند * {{verse|۷|۱۷|color=black}} و پسر اُوْلام بِدان بود اینانند پسران جِلْعاد بن ماکیر بن مَنَّسی * {{verse|۷|۱۸|color=black}} و خواهر او<noinclude></noinclude> djgn6erjcmqdva5t6lcq8i8xh1w8p90 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۴۴ 104 88126 288398 2026-06-20T15:01:01Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «هَمُولَکَه اِیشهُود و ابَیعَزَر و مَحْلَه را زایید * {{verse|۷|۱۹|color=black}} و پسران شَمیداع اَخْیان و شَکیم و لَقْحِی و اَنْیعام * {{verse|۷|۲۰|color=black}} و پسران افرایم شُوتالَح و پسرش بارَد و پسرش تَحَت و پسرش اَلِعادا و پسرش تَحَت * {{verse|۷|۲۱|color=black}} و پسرش...» ایجاد کرد 288398 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>هَمُولَکَه اِیشهُود و ابَیعَزَر و مَحْلَه را زایید * {{verse|۷|۱۹|color=black}} و پسران شَمیداع اَخْیان و شَکیم و لَقْحِی و اَنْیعام * {{verse|۷|۲۰|color=black}} و پسران افرایم شُوتالَح و پسرش بارَد و پسرش تَحَت و پسرش اَلِعادا و پسرش تَحَت * {{verse|۷|۲۱|color=black}} و پسرش زاباد و پسرش شُوتالَح و عازَر و اَلِعاد که مردان جَتّ که در آن زمین مولود شدند ایشان را کشتند زیرا که برای گرفتن مواشی ایشان فرود آمده بودند * {{verse|۷|۲۲|color=black}} و پدر ایشان افرایم بجهت ایشان روزهای بسیار ماتم گرفت و برادرانش برای تعزیت وی آمدند * {{verse|۷|۲۳|color=black}} پس نزد زن خود درآمد و او حامله شده پسری زایید و او را بَرِیعَه نام نهاد از این جهت که در خاندان او بلائی عارض شده بود * {{verse|۷|۲۴|color=black}} و دخترش شیره بود که بیت حورون پایین و بالا را و اُزِّین شِیرَه را بنا کرد * {{verse|۷|۲۵|color=black}} و پسرش رافَح و راشَف و پسرش تالَح و پسرش تاحَن * {{verse|۷|۲۶|color=black}} پسرش لَعَدان و پسرش عَمیهُود و پسرش اَلِیشَمَع * {{verse|۷|۲۷|color=black}} و پسرش نون و پسرش یهُوشوع * {{verse|۷|۲۸|color=black}} و املاک و مسکنهای ایشان بیتئیل و دهات آن بود و بطرف مشرقْ نَعْران و بطرف مغربْ جازَر و دهات آن و شکیم و دهات آن تا غَزَّه و دهات آن * {{verse|۷|۲۹|color=black}} و نزد حدود بنیمَنَّسی بیتشان و دهات آن و تَعْناک و دهات آن و مَجِدّو و دهات آن و دُور و دهات آن که در اینها پسران یوسف بناسرائیل ساکن بودند * {{verse|۷|۳۰|color=black}} پسران اَشِیر یمْنَه و یشْوَه و یشْوی و بَرْیعه بودند و خواهر ایشان سارَح بود * {{verse|۷|۳۱|color=black}} و پسرانبَریعَه حابَر و مَلْکیئیل که همان پدر بِرْزاوَت باشد * {{verse|۷|۳۲|color=black}} و حابَر یفْلِیط و شومیر و حُوتام و خواهر ایشان شوعا را آورد * {{verse|۷|۳۳|color=black}} و پسران یفْلِیط فاسَک و بِمْهال و عَشْوَت بودند اینانند بنی یفْلیط * {{verse|۷|۳۴|color=black}} و پسران شامَراَخی و رُهْجَه و یحُبَّه و اَرام * {{verse|۷|۳۵|color=black}} و پسران هیلام برادر وی صُوفَح و یمْناع و شالَش و عامال بودند * {{verse|۷|۳۶|color=black}} و پسران صُوفَح سُوح و حَرْنَفَر و شُوعال و بِیرِی و یمْرَه * {{verse|۷|۳۷|color=black}} و باصَر و هُود و شَمَّا و شَلَشَه و یتْران و بَئِیرا * {{verse|۷|۳۸|color=black}} و پسران یتَرْ یفُنَّه و فِسْفا و اَرا * {{verse|۷|۳۹|color=black}} و پسران عُلاّ آرَح و حَنِّیئیل و رَصِیا * {{verse|۷|۴۰|color=black}} جمیع اینها پسران اَشِیر و رؤسای خاندان آبای ایشان و برگزیدگان مردان جنگی و رؤسای سرداران بودند و شمارهٔ ایشان که در لشکر برای جنگ برحسب نسبنامه ثبت گردید بیست و شش هزار نفر بود * {{وسط|{{روخط|باب هشتم}}}} {{فصل|۸}} {{verse|۸|۱|color=black}} و بنیامین نخستزادهٔ خود بالَع را آورد و دومین اَشْبیل و سومش اَخْرَخ *<noinclude></noinclude> 6z23zn4qoxq0cmo2n812khje1mv3cww برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۴۵ 104 88127 288399 2026-06-20T15:01:32Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{verse|۸|۲|color=black}} و چهارم نُوحَه و پنجم را فارا * {{verse|۸|۳|color=black}} و پسران بالَع اَدّار و جِیرا و اَبِیهُود * {{verse|۸|۴|color=black}} و اَبْیشُوع و نُعْمان و اَخُوخ * {{verse|۸|۵|color=black}} و جیرا و شَفُوفان و حُورام بودند * {{verse|۸|۶|color=black}} و اینانند پسران اَحُود که ر...» ایجاد کرد 288399 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۸|۲|color=black}} و چهارم نُوحَه و پنجم را فارا * {{verse|۸|۳|color=black}} و پسران بالَع اَدّار و جِیرا و اَبِیهُود * {{verse|۸|۴|color=black}} و اَبْیشُوع و نُعْمان و اَخُوخ * {{verse|۸|۵|color=black}} و جیرا و شَفُوفان و حُورام بودند * {{verse|۸|۶|color=black}} و اینانند پسران اَحُود که رؤسای خاندان آبای ساکنان جَبَع بودند و ایشان را بمناحت کوچانیدند * {{verse|۸|۷|color=black}} و او نُعمان و اَخِیا و جیرا را کوچانید و او عُزّا و اَخِیحُود را تولید نمود * {{verse|۸|۸|color=black}} و شَحْرایم در بلاد موآب بعد از طلاق دادن زنان خود حُوشیم و بَعَرا فرزندان تولید نمود * {{verse|۸|۹|color=black}} پس از زن خویش که خُوداش نام داشت یوباب و ظبیا و میشا و مَلْکام را آورد * {{verse|۸|۱۰|color=black}} و یعُوص و شَکِیا و مِرْمَه را که اینها پسران او و رؤسای خاندانهای آبا بودند * {{verse|۸|۱۱|color=black}} و از حوشیم ابیطوب و اَلْفَعْل را آورد * {{verse|۸|۱۲|color=black}} و پسران اَلْفَعْل عابَر ومِشْعام و شامَر که اُوْنُو و لُود و دهاتش را بنا نهاد بودند * {{verse|۸|۱۳|color=black}} و بَرِیعه و شامع که ایشان رؤسای خاندان آبای ساکنان اَیلُون بودند و ایشان ساکنان جَّت را اخراج نمودند * {{verse|۸|۱۴|color=black}} و اَخِیو و شاشَق و یرِیمُوت * {{verse|۸|۱۵|color=black}} و زَبَدْیا و عارَد و عادَر * {{verse|۸|۱۶|color=black}} و میکائیل و یشْفَه و یوْخا پسران بَریعه بودند * {{verse|۸|۱۷|color=black}} و زَبَدْیا و مَشُلاّم و جِزْقِی و حابَر * {{verse|۸|۱۸|color=black}} و یشْمَرای و یزْلِیآه و یوباب پسران اَلْفَعْل بودند * {{verse|۸|۱۹|color=black}} و یعْقیم و زِکْرِی و زَبْدِی * {{verse|۸|۲۰|color=black}} و اَلِیعینای و صِلَّتای و ایلیئیل * {{verse|۸|۲۱|color=black}} و اَدایا و بریا و شِمْرَت پسران شِمْعی * {{verse|۸|۲۲|color=black}} و یشْفان و عابَر و ایلیئیل * {{verse|۸|۲۳|color=black}} و عَبْدون و زِکرِی و حانان * {{verse|۸|۲۴|color=black}} و حَنَنْیا و عیلام و عَنْتُوتِیا * {{verse|۸|۲۵|color=black}} و یفَدْیا و فَنُوئیل پسران شاشَق بودند * {{verse|۸|۲۶|color=black}} و شِمْشَرای و شَحَرْیا و عَتَلْیا * {{verse|۸|۲۷|color=black}} و یعْرَشیا و ایلیا و زِکْرِی پسران یرُحام بودند * {{verse|۸|۲۸|color=black}} اینان رؤسای خاندان آبا برحسب انساب خود و سرداران بودند و ایشان در اورشلیم سکونت داشتند * {{verse|۸|۲۹|color=black}} و در جِبْعُون پدر جِبْعُون سکونت داشت و اسم زنش مَعْکَه بود * {{verse|۸|۳۰|color=black}} و نخستزادهاش عَبْدُون بود پس صور و قَیس و بَعْل و ناداب * {{verse|۸|۳۱|color=black}} و جَدُور و اَخِیو و زاکَر * {{verse|۸|۳۲|color=black}} و مِقْلُوت شِمْآه را آورد و ایشان نیز با برادران خود در اورشلیم در مقابل برادران ایشان ساکن بودند * {{verse|۸|۳۳|color=black}} و نیر قَیس را آورد و قَیس شاؤل را آورد و شاؤل یهُوناتان و مَلْکیشوع و ابیناداب و اَشْبَعْل را آورد * {{verse|۸|۳۴|color=black}} و پسر یهُوناتان مَرِیب بَعْل بود و مَرِیب بَعْل میکا را آورد * {{verse|۸|۳۵|color=black}} و پسران میکا فیتون و مالَک و تاریع و آحاز بودند * {{verse|۸|۳۶|color=black}} و آحاز یهُوعَدَه را آورد یهُوعَدَه عَلْمَت و عَزْمُوت و زِمْری را آورد و زِمْری موصا را آورد * {{verse|۸|۳۷|color=black}} و موصا بِنْعا را آورد و پسرش رافَه بود وپسرش اَلْعاسَه و پسرش آصیل بود * {{verse|۸|۳۸|color=black}} و آصیل را شش پسر بود و نامهای<noinclude></noinclude> rfh2ffd67ebk29uwo0tq0i18ak39ec3 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۴۶ 104 88128 288400 2026-06-20T15:01:52Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «ایشان اینها است عَزْرِیقام و بُکْرُو و اِسْمَعِیل و شَعرْیا و عُوبَدْیا و حانان و جمیع اینها پسران آصیلاند * {{verse|۸|۳۹|color=black}} و پسران عِیشَق برادر او نخستزادهاش اُولام و دومین یعُوش و سومین اَلِیفَلَط * {{verse|۸|۴۰|color=black}} و پسران اُوْلام مردان ز...» ایجاد کرد 288400 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ایشان اینها است عَزْرِیقام و بُکْرُو و اِسْمَعِیل و شَعرْیا و عُوبَدْیا و حانان و جمیع اینها پسران آصیلاند * {{verse|۸|۳۹|color=black}} و پسران عِیشَق برادر او نخستزادهاش اُولام و دومین یعُوش و سومین اَلِیفَلَط * {{verse|۸|۴۰|color=black}} و پسران اُوْلام مردان زورآورِ شجاع و تیرانداز بودند و پسران و پسرانِ پسران ایشان بسیار یعنی صد و پنجاه نفر بودند جمیع اینها از بنیبنیامین میباشند * {{وسط|{{روخط|باب نهم}}}} {{فصل|۹}} {{verse|۹|۱|color=black}} و تمامی اسرائیل برحسب نسبنامههای خود شمرده شدند و اینک در کتاب پادشاهان اسرائیل مکتوباند و یهودا بسبب خیانت خود ببابل باسیری رفتند * {{verse|۹|۲|color=black}} و کسانی که اول در مُلکها و شهرهای ایشان سکونت داشتند اسرائیلیان و کاهنان و لاویان و نَتینیم بودند * {{verse|۹|۳|color=black}} و در اورشلیم بعضی از بنییهودا و از بنیبنیامین و از بنیافرایم و مَنَّسی ساکن بودند * {{verse|۹|۴|color=black}} عوتای ابن عمَّیهُود بن عُمْرِی ابن اِمْرِی ابن بانی از بنیفارَص بن یهودا * {{verse|۹|۵|color=black}} و از شیلونیان نخستزادهاش عسایا و پسران او * {{verse|۹|۶|color=black}} و از بنیزارَح یعُوئیل و برادران ایشان ششصد و نود نفر * {{verse|۹|۷|color=black}} و از بنیبنیامین سَلُّو ابن مَشُلاّم بن هُودُویا ابن هَسْنُوآه * {{verse|۹|۸|color=black}} و یبْنِیا ابن یرُوحام و اِیلَهٔ بن عُزِّی ابن مِکْرِی و مَشُلاّم بن شَفَطْیا بن رَاؤئیل بن یبْنِیا * {{verse|۹|۹|color=black}} و برادران ایشان برحسب انساب ایشان نه صد و پنجاه و شش نفر جمیع اینها رؤسای اجداد برحسب خاندانهای آبای ایشان بودند * {{verse|۹|۱۰|color=black}} و از کاهنان یدَعْیا و یهُویاریب و یاکین * {{verse|۹|۱۱|color=black}} و عَزَرْیا ابنحِلْقیا ابن مَشُلاّم بن صادوق بن مَرایوت بن اَخیطُوب رئیس خانهٔ خدا * {{verse|۹|۱۲|color=black}} و عَدایا ابن یرُوحام بن فَشْحُور بن مَلْکیا و مَعَسای ابن عَدیئیل بن یحْزیره بن مَشُلاّم بن مَشِلیمِیت بن اِمّیر * {{verse|۹|۱۳|color=black}} و برادران ایشان که رؤسای خاندان آبای ایشان بودند هزار و هفتصد و شصت نفر که مردان رشید بجهت عمل خدمت خانهٔ خدا بودند * {{verse|۹|۱۴|color=black}} و از لاویان شَمَعْیا ابنحَشُّوب بن عَزْریقام بن حَشَبْیا از بنیمَراری * {{verse|۹|۱۵|color=black}} و بَقْبَقَّر و حارَش و جَلال و مَتَنْیا ابن میکا ابن زِکْرِی ابنآساف * {{verse|۹|۱۶|color=black}} و عُوبَدْیا ابن شَمَعْیا ابن جَلال و بن یدُوتُون و بَرْخِیا ابن آسا ابن اَلْقانَه که در دهات نَطُوفاتیان ساکن بود * {{verse|۹|۱۷|color=black}} و در بانانْ شَلُّوم و عَقُّوب و طَلْمُون و اَخِیمان و برادران ایشان<noinclude></noinclude> gezwq7v3kg9iuda8264ivx7sz1rvyo2 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۴۷ 104 88129 288401 2026-06-20T15:02:09Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و شَلُّوم رئیس بود * {{verse|۹|۱۸|color=black}} و ایشان تا الان بر دروازه شرقی پادشاه میباشند و دربانانِ فرقهٔ بنیلاوی بودند * {{verse|۹|۱۹|color=black}} و شَلُّوم بن قُورِی ابن اَبْیآساف بن قُوْرَح و برادرانش از خاندان پدرش یعنی از بنیقُوْرَح که ناظران عمل خدمت و...» ایجاد کرد 288401 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و شَلُّوم رئیس بود * {{verse|۹|۱۸|color=black}} و ایشان تا الان بر دروازه شرقی پادشاه میباشند و دربانانِ فرقهٔ بنیلاوی بودند * {{verse|۹|۱۹|color=black}} و شَلُّوم بن قُورِی ابن اَبْیآساف بن قُوْرَح و برادرانش از خاندان پدرش یعنی از بنیقُوْرَح که ناظران عمل خدمت و مستحفظان دروازههای خیمه بودند و پدران ایشان ناظران اُردوی {{روخط|خداوند}} و مستحفظان مدخل آن بودند * {{verse|۹|۲۰|color=black}} و فینَحاس بن اَلْعازار سابق رئیس ایشان بود و {{روخط|خداوند}} با وی میبود * {{verse|۹|۲۱|color=black}} و زکریا ابن مَشَلَمِیا دربان دروازه خیمهٔ اجتماع بود * {{verse|۹|۲۲|color=black}} و جمیع اینانی که برای دربانی دروازهها منتخب شدند دویست و دوازده نفر بودند و ایشان در دهات خود برحسب نسبنامههای خود شمرده شدند که داود و سموئیلِ رائی ایشان را بر وظیفههای ایشان گماشته بودند * {{verse|۹|۲۳|color=black}} پس ایشان و پسران ایشان بر دروازههای خانهٔ {{روخط|خداوند}} و خانهٔ خیمه برای نگاهبانی آن گماشته شدند * {{verse|۹|۲۴|color=black}} و دربانان بهر چهار طرف یعنی بمشرق و مغرب و شمال و جنوب بودند * {{verse|۹|۲۵|color=black}} وبرادران ایشان که در دهات خود بودند هر هفت روز نوبت بنوبت با ایشان میآمدند * {{verse|۹|۲۶|color=black}} زیرا چهار رئیس دربانان که لاویان بودند منصب خاصّ داشتند و ناظرانِ حجرهها و خزانههای خانهٔ خدا بودند * {{verse|۹|۲۷|color=black}} و باطراف خانهٔ خدا منزل داشتند زیرا که نگاهبانیش بر ایشان بود و باز کردن آن هر صبح بر ایشان بود * {{verse|۹|۲۸|color=black}} و بعضی از ایشان بر آلات خدمت مأمور بودند چونکه آنها را بشماره میآوردند و بشماره بیرون میبردند * {{verse|۹|۲۹|color=black}} از ایشان بر اسباب و جمیع آلات قدس و آرْدِ نرم و شراب و روغن و بخور و عطریات مأمور بودند * {{verse|۹|۳۰|color=black}} و بعضی از پسران کاهنان عطریات خوشبو را ترکیب میکردند * {{verse|۹|۳۱|color=black}} و مَتَّتْیا که از جمله لاویان و نخستزادهٔ شَلُّوم قُوْرَحی بود بر عمل مطبوخات گماشته شده بود * {{verse|۹|۳۲|color=black}} و بعضی از برادران ایشان از پسران قَهاتیان بر نان تَقْدِمه مأمور بودند تا آن را در هر روز سبت مهیا سازند * {{verse|۹|۳۳|color=black}} و مغنیان از رؤسای خاندان آبای لاویان در حجرهها سکونت داشتند و از کار دیگر فارغ بودند زیرا که روز و شب در کار خود مشغول میبودند * {{verse|۹|۳۴|color=black}} اینان رؤسای خاندان آبای لاویان و برحسب انساب خود رئیس بودند و در اورشلیم سکونت داشتند * {{verse|۹|۳۵|color=black}} و در جِبْعُون پدر جِبْعُون یعُوئیل سکونت داشت و اسم زنش مَعْکَه بود * {{verse|۹|۳۶|color=black}} و نخستزادهاش عَبْدون بود پس صور و قَیس و بَعْل و نیر و ناداب * {{verse|۹|۳۷|color=black}} و جَدُور و اَخِیوْ و زَکریا و مِقْلُوت * {{verse|۹|۳۸|color=black}} و مِقْلُوت<noinclude></noinclude> r0m61ghudwxfh6rbkdichz6azc9ev6u برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۴۸ 104 88130 288402 2026-06-20T15:02:25Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «شِمْآم را آورد و ایشان نیز با برادران خود در اورشلیم در مقابل برادران ایشان ساکن بودند * {{verse|۹|۳۹|color=black}} و نیر قَیس را آورد و قَیس شاؤل را آورد و شاؤل یهُوناتان و مَلْکیشوع و ابیناداب واَشْبَعْل را آورد * {{verse|۹|۴۰|color=black}} و پسر یهُوناتان مَریبب...» ایجاد کرد 288402 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>شِمْآم را آورد و ایشان نیز با برادران خود در اورشلیم در مقابل برادران ایشان ساکن بودند * {{verse|۹|۳۹|color=black}} و نیر قَیس را آورد و قَیس شاؤل را آورد و شاؤل یهُوناتان و مَلْکیشوع و ابیناداب واَشْبَعْل را آورد * {{verse|۹|۴۰|color=black}} و پسر یهُوناتان مَریببَعْل بود و مَریببَعْل میکا را آورد * {{verse|۹|۴۱|color=black}} و پسر میکا فیتون و مالَک و تَحْریع و آحاز بودند * {{verse|۹|۴۲|color=black}} و آحاز یعْرَه را آورد و یعْرَه عَلْمَت و عَزْمُوت و زِمْرِی را آورد و زِمْرِی موصا را آورد * {{verse|۹|۴۳|color=black}} و موصا بِنْعا را آورد و پسرش رفایا و پسرش اَلْعاسَه و پسرش آصیل * {{verse|۹|۴۴|color=black}} و آصیل را شش پسر بود و این است نامهای ایشان عَزْرِیقام و بُکْرُو و اسْمَعیل و شَعَریا و عُوبَدْیا و حانان اینها پسران آصیل میباشند * {{وسط|{{روخط|باب دهم}}}} {{فصل|۱۰}} {{verse|۱۰|۱|color=black}} و فلسطینیان با اسرائیل جنگ کردند و مردان اسرائیل از حضور فلسطینیان فرار کردند و در کوه جِلْبُوع کشته شده افتادند * {{verse|۱۰|۲|color=black}} و فلسطینیان شاؤل و پسرانش را بسختی تعاقب نمودند و فلسطینیان پسران شاؤل یوناتان و ابیناداب و مَلْکیشوع را کشتند * {{verse|۱۰|۳|color=black}} و جنگ بر شاؤل سخت شد و تیراندازان او را دریافتند و از تیراندازان مجروح شد * {{verse|۱۰|۴|color=black}} و شاؤل بسلاحدار خود گفت شمشیر را بکش و بمن فرو بر مبادا این نامختونان بیایند و مرا افتضاح کنند اما سلاحدارش نخواست زیرا که بسیار میترسید پس شاؤل شمشیر را گرفته بر آن افتاد * {{verse|۱۰|۵|color=black}} و سلاحدارش چون شاؤل را مرده دید او نیز بر شمشیر افتاده بمُرد * {{verse|۱۰|۶|color=black}} و شاؤل مُرد و سه پسرش و تمامی اهل خانهاش همراه وی مردند * {{verse|۱۰|۷|color=black}} و چون جمیع مردان اسرائیل که در وادی بودند این را دیدند که لشکر منهزم شده و شاؤل و پسرانش مردهاند ایشان نیز شهرهای خود را ترک کرده گریختند و فلسطینیان آمده در آنها قرار گرفتند * {{verse|۱۰|۸|color=black}} و روز دیگر واقع شد که چون فلسطینیان آمدند تا کشتگان را برهنه نمایند شاؤل و پسرانش را در کوه جِلْبُوع افتاده یافتند * {{verse|۱۰|۹|color=black}} پس او را برهنه ساخته سَر و اسلحهاش را گرفتند و آنها را بزمین فلسطینیان بهر طرف فرستادند تا ببتها و قوم خود مژده برسانند * {{verse|۱۰|۱۰|color=black}} و اسلحهاش را در خانهٔ خدایان خود گذاشتند و سرش را در خانهٔ داجون بدیوار کوبیدند * {{verse|۱۰|۱۱|color=black}} و چون تمامی اهل یابیش جِلْعاد آنچه را که فلسطینیان بشاؤل کرده بودند شنیدند * {{verse|۱۰|۱۲|color=black}} جمیع شجاعان<noinclude></noinclude> q36c7ynhuhz1c5elewbq9hwtxcb3sol برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۴۹ 104 88131 288403 2026-06-20T15:02:47Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «برخاسته جسد شاؤل و جسدهای پسرانش را برداشته آنها را بیابیش آورده استخوانهای ایشان را زیر درخت بلوط که در یابیش است دفن کردند و هفت روز روزه داشتند * {{verse|۱۰|۱۳|color=black}} پس شاؤل بسبب خیانتی که ب{{روخط|خداوند}} ورزیده بود مُرد بجهت کلام {{روخط|خداوند}...» ایجاد کرد 288403 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>برخاسته جسد شاؤل و جسدهای پسرانش را برداشته آنها را بیابیش آورده استخوانهای ایشان را زیر درخت بلوط که در یابیش است دفن کردند و هفت روز روزه داشتند * {{verse|۱۰|۱۳|color=black}} پس شاؤل بسبب خیانتی که ب{{روخط|خداوند}} ورزیده بود مُرد بجهت کلام {{روخط|خداوند}} که آن را نگاه نداشته بود و از این جهت نیز که از صاحبهٔ اجنّه سؤال نموده بود * {{verse|۱۰|۱۴|color=black}} و چونکه {{روخط|خداوند}} را نطلبیده بود او را کُشت و سلطنت او را بداود بن یسَّی برگردانید * {{وسط|{{روخط|باب یازدهم}}}} {{فصل|۱۱}} {{verse|۱۱|۱|color=black}} و تمامی اسرائیل نزد داود در حَبْرُون جمع شده گفتند اینک ما استخوانها و گوشت تو میباشیم * {{verse|۱۱|۲|color=black}} و قبل از این نیز هنگامی که شاؤل پادشاه میبود تو اسرائیل را بیرون میبردی و درون میآوردی و یهُوَه خدایت تو را گفت که تو قوم من اسرائیل را شبانی خواهی نمود و تو بر قوم من اسرائیل پیشوا خواهی شد * {{verse|۱۱|۳|color=black}} و جمیع مشایخ اسرائیل نزد پادشاه بحَبْرُون آمدند وداود با ایشان بحضور {{روخط|خداوند}} در حَبْرُون عهد بست و داود را برحسب کلامی که {{روخط|خداوند}} بواسطهٔ سموئیل گفته بود بپادشاهی اسرائیل مسح نمودند * {{verse|۱۱|۴|color=black}} و داود و تمامی اسرائیل باورشلیم که یبُوس باشد آمدند و یبُوسیان در آن زمین ساکن بودند * {{verse|۱۱|۵|color=black}} و اهل یبُوس بداود گفتند باینجا داخل نخواهی شد اما داود قلعهٔ صَهْیون را که شهر داود باشد بگرفت * {{verse|۱۱|۶|color=black}} و داود گفت هر که یبُوسیان را اول مغلوب سازد رئیس و سردار خواهد شد پس یوآب بن صَرُویه اول بر آمد و رئیس شد * {{verse|۱۱|۷|color=black}} و داود در آن قلعه ساکن شد از آن جهت آن را شهر داود نامیدند * {{verse|۱۱|۸|color=black}} و شهر را باطراف آن و گرداگرد مِلُّوه بنا کرد و یوآب باقی شهر را تعمیر نمود * {{verse|۱۱|۹|color=black}} و داود ترقی کرده بزرگ میشد و یهُوَه صبایوت با وی میبود * {{verse|۱۱|۱۰|color=black}} و اینانند رؤسای شجاعانی که داود داشت که با تمامی اسرائیل او را در سلطنتش تقویت دادند تا او را برحسب کلامی که {{روخط|خداوند}} دربارهٔ اسرائیل گفته بود پادشاه سازد * {{verse|۱۱|۱۱|color=black}} و عدد شجاعانی که داود داشت این است یشُبْعام بن حَکْوُنی که سردار شلیشیم بود که بر سیصد نفر نیزهٔ خود را حرکت داد و ایشان را در یک وقت کشت * {{verse|۱۱|۱۲|color=black}} و بعد از او اَلِعازار بندُودُوی اَخُوخی که یکی از آن سه شجاع بود * {{verse|۱۱|۱۳|color=black}} او با داود در فَسْدَمِیم بود وقتی که فلسطینیان در آنجا برای جنگ جمع شده بودند و قطعهٔ زمین پُر از جو بود<noinclude></noinclude> nl0n8zllkdb60d0hfzov0u9fgl4371y برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۵۰ 104 88132 288404 2026-06-20T15:03:06Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و قوم ازحضور فلسطینیان فرار میکردند * {{verse|۱۱|۱۴|color=black}} و ایشان در میان آن قطعهٔ زمین ایستاده آن را محافظت نمودند و فلسطینیان را شکست دادند و {{روخط|خداوند}} نصرت عظیمی بایشان داد * {{verse|۱۱|۱۵|color=black}} و سه نفر از آن سی سردار بصخره نزد داود بمغارهٔ ع...» ایجاد کرد 288404 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و قوم ازحضور فلسطینیان فرار میکردند * {{verse|۱۱|۱۴|color=black}} و ایشان در میان آن قطعهٔ زمین ایستاده آن را محافظت نمودند و فلسطینیان را شکست دادند و {{روخط|خداوند}} نصرت عظیمی بایشان داد * {{verse|۱۱|۱۵|color=black}} و سه نفر از آن سی سردار بصخره نزد داود بمغارهٔ عَدُلاّم فرود شدند و لشکر فلسطینیان در وادی رفائیم اردو زده بودند * {{verse|۱۱|۱۶|color=black}} و داود در آن وقت در ملاذ خویش بود و قراول فلسطینیان آن وقت در بیتلحم بودند * {{verse|۱۱|۱۷|color=black}} و داود خواهش نموده گفت کاش کسی مرا از آب چاهی که نزد دروازهٔ بیتلحم است بنوشاند * {{verse|۱۱|۱۸|color=black}} پس آن سه مرد لشکر فلسطینیان را از میان شکافته آب را از چاهی که نزد دروازهٔ بیتلحم است کشیده برداشتند و آن را نزد داود آوردند اما داود نخواست که آن را بنوشد و آن را بجهت {{روخط|خداوند}} بریخت * {{verse|۱۱|۱۹|color=black}} و گفت ای خدای من حاشا از من که این کار را بکنم آیا خون این مردان را بنوشم که جان خود را بخطر انداختند زیرا بخطر جان خود آن را آوردند پس نخواست که آن را بنوشد کاری که این سه مرد شجاع کردند این است * {{verse|۱۱|۲۰|color=black}} و اَبِیشای برادر یوآب سردار آن سه نفر بود و او نیز نیزهٔ خود را بر سیصد نفر حرکت داده ایشان را کشت و در میان آن سه نفر اسم یافت * {{verse|۱۱|۲۱|color=black}} در میان آن سه از دو مکرّمتر بود پس سردار ایشان شد لیکن بسه نفر اول نرسید * {{verse|۱۱|۲۲|color=black}} و بنایا ابن یهُویاداع پسر مردی شجاع قَبْصیئیلی بود که کارهای عظیم کرده بود و پسر اَرِیئیل موآبی را کشت و در روز برف بحفرهای فرود شده شیری را کشت * {{verse|۱۱|۲۳|color=black}} و مرد مصری بلندقد را که قامت او پنج ذراع بود کشت و آن مصری در دست خود نیزهای مثل نورد نساجان داشت اما او نزد وی با چوبدستی رفت و نیزه را از دست مصری ربوده وی را با نیزهٔ خودش کشت * {{verse|۱۱|۲۴|color=black}} بنایا ابن یهُویاداع این کارها را کرد و در میان آن سه مرد شجاع اسم یافت * {{verse|۱۱|۲۵|color=black}} اینک او از آن سی نفر مکرّمتر شد لیکن بآن سه نفر اول نرسید و داود او را بر اهل مشورت خود برگماشت * {{verse|۱۱|۲۶|color=black}} و نیز از شجاعان لشکر عسائیل برادر یوآب و اَلْحانان بن دُودُوی بیتلحمی * {{verse|۱۱|۲۷|color=black}} و شَمُّوتِ هَرُورِی و حالَصِ فَلُونی * {{verse|۱۱|۲۸|color=black}} و عیرا ابن عِقّیشِ تَقُوعی و اَبیعَزَر عَناتُوتی * {{verse|۱۱|۲۹|color=black}} و سِبْکای حُوشاتی و عیلای اَخُوخی * {{verse|۱۱|۳۰|color=black}} و مَهْرای نَطُوفاتِی و خالَد بن بَعَنَه نَطُوفاتِی * {{verse|۱۱|۳۱|color=black}} و اِتّای ابن ریبای از جِبْعهٔ بنیبنیامین و بنایای فَرْعاتُونی * {{verse|۱۱|۳۲|color=black}} و حُورای از وادیهای جاعَش و اَبیئیلِ عَرُباتِی * {{verse|۱۱|۳۳|color=black}} و عَزْموتِ بَحْرُومی و اَیحَبای شَعَلْبُونی * {{verse|۱۱|۳۴|color=black}} و از بنیهاشَمِ جِزُونی یوناتان بن شاجای<noinclude></noinclude> nhrqgbop64welm5q8jngflpb80liy59 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۵۱ 104 88133 288405 2026-06-20T15:03:48Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «هَراری * {{verse|۱۱|۳۵|color=black}} و اَخیام بن ساکارِ هَراری و الیفال بن اُور * {{verse|۱۱|۳۶|color=black}} و حافَر مَکیراتی و اَخِیای فَلونی * {{verse|۱۱|۳۷|color=black}} و حَصْرُوی کَرْمَلی و نَعْرای ابن اَزْبای * {{verse|۱۱|۳۸|color=black}} و یوئیل برادر ناتان و مِبْحار بن هَجْرِی...» ایجاد کرد 288405 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>هَراری * {{verse|۱۱|۳۵|color=black}} و اَخیام بن ساکارِ هَراری و الیفال بن اُور * {{verse|۱۱|۳۶|color=black}} و حافَر مَکیراتی و اَخِیای فَلونی * {{verse|۱۱|۳۷|color=black}} و حَصْرُوی کَرْمَلی و نَعْرای ابن اَزْبای * {{verse|۱۱|۳۸|color=black}} و یوئیل برادر ناتان و مِبْحار بن هَجْرِی * {{verse|۱۱|۳۹|color=black}} و صالَقِ عَمُّونی و نحرای بِیرُوتی که سلاحدار یوآب بن صَرُویه بود * {{verse|۱۱|۴۰|color=black}} و عیرای یتْرِی و جارَبِ یتْرِی * {{verse|۱۱|۴۱|color=black}} و اُوریای حِتِّی و زاباد بناَحْلای * {{verse|۱۱|۴۲|color=black}} و عَدینا ابن شیزای رؤبینی که سردار رؤبینیان بود و سی نفر همراهش بودند * {{verse|۱۱|۴۳|color=black}} و حانان بن مَعْکَه و یوشافاط مِتْنِی * {{verse|۱۱|۴۴|color=black}} و عُزّیای عَشْتَرُوتِی و شاماع و یعُوئیل پسران حُوتامِ عَرُوعِیرِی * {{verse|۱۱|۴۵|color=black}} و یدِیعیئیل بن شِمْرِی و برادرش یوخای تِیصی * {{verse|۱۱|۴۶|color=black}} و اَلِیئیل ازمَحُویم و یربیای یوشُویا پسران اَلْناعَم و یتْمَه موآبی * {{verse|۱۱|۴۷|color=black}} و اَلیئیل و عَوبید و یعْسِیئیلِ مَصُوباتی * {{وسط|{{روخط|باب دوازدهم}}}} {{فصل|۱۲}} {{verse|۱۲|۱|color=black}} و اینانند که نزد داود بصِقْلَغ آمدندهنگامی که او هنوز از ترس شاؤل بن قَیس گرفتار بود و ایشان از آن شجاعان بودند که در جنگ معاون او بودند * {{verse|۱۲|۲|color=black}} و بکمان مسلح بودند و سنگها و تیرها از کمانها از دست راست و دست چپ میانداختند و از برادران شاؤل بنیامینی بودند * {{verse|۱۲|۳|color=black}} سردار ایشان اَخیعَزَر بود و بعد از او یوآش پسران شَماعَه جِبْعاتی و یزیئیل و فالَط پسران عَزْمُوت و بَراکَه و ییهُوی عناتوتی * {{verse|۱۲|۴|color=black}} و یشْمَعْیای جِبْعُونی که در میان آن سی نفر شجاع بود و بر آن سی نفر برتری داشت و اِرْمیا و یحزیئیل و یوحانان و یوزابادِ جَدیراتی * {{verse|۱۲|۵|color=black}} و اَلْعُوزای و یریمُوت و بَعْلِیا و شَمَرْیا و شَفَطْیای حَرُوفی * {{verse|۱۲|۶|color=black}} و اَلْقانَه و یشَیا و عَزَرْئیل و یوعَزَر و یشُبْعام که از قُوْرَحیان بودند * {{verse|۱۲|۷|color=black}} و یوْعیلَه و زَبَدْیا پسران یرُوحام جَدوری * {{verse|۱۲|۸|color=black}} و بعضی از جادیان که مردان قوی شجاع و مردان جنگ آزموده و مسلح بسپر و تیراندازان که روی ایشان مثل روی شیر و مانند غزال کوهی تیزرو بودند خویشتن را نزد داود در ملاذ بیابان جدا ساختند * {{verse|۱۲|۹|color=black}} که رئیس ایشان عازَر و دومین عُوبَدْیا و سومین اَلِیآب بود * {{verse|۱۲|۱۰|color=black}} و چهارمین مِشْمَنَّه و پنجمین اِرْمیا * {{verse|۱۲|۱۱|color=black}} و ششم عَتّای و هفتم اَلِیئیل * {{verse|۱۲|۱۲|color=black}} و هشتم یوحانان و نهم اَلْزاباد * {{verse|۱۲|۱۳|color=black}} و دهم اِرْمیا و یازدهم مَکْبَنَّای * {{verse|۱۲|۱۴|color=black}} اینان از بنیجاد رؤسای لشکر بودند که کوچکتر ایشان برابر صد نفر و بزرگتر برابر هزار نفر میبود * {{verse|۱۲|۱۵|color=black}} اینانند که در ماه اول از اُرْدُن عبور نمودند هنگامی که آن از تمامی حدودش<noinclude></noinclude> 17cm01jgpkmlab4afjuztnb2x3oweo7 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۵۲ 104 88134 288406 2026-06-20T15:04:21Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «سیلان کرده بود و جمیع ساکنان وادیها را هم بطرف مشرق و هم بطرف مغرب منهزم ساختند * {{verse|۱۲|۱۶|color=black}} و بعضی از بنیبنیامین و یهودا نزد داود بهآن ملاذ آمدند * {{verse|۱۲|۱۷|color=black}} و داود باستقبال ایشان بیرون آمده ایشان را خطاب کرده گفت اگر با سلامتی بر...» ایجاد کرد 288406 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>سیلان کرده بود و جمیع ساکنان وادیها را هم بطرف مشرق و هم بطرف مغرب منهزم ساختند * {{verse|۱۲|۱۶|color=black}} و بعضی از بنیبنیامین و یهودا نزد داود بهآن ملاذ آمدند * {{verse|۱۲|۱۷|color=black}} و داود باستقبال ایشان بیرون آمده ایشان را خطاب کرده گفت اگر با سلامتی برای اعانت من نزد من آمدید دل من با شما ملصق خواهد شد و اگر برای تسلیم نمودن من بدست دشمنانم آمدید با آنکه ظلمی در دست من نیست پس خدای پدران ما این را ببیند و انصاف نماید * {{verse|۱۲|۱۸|color=black}} آنگاه روح بر عماسای که رئیس شلاشیم بود نازل شد و او گفت ای داود ما از آن تو و ای پسر یسی ما با تو هستیم سلامتی سلامتی بر تو باد و سلامتی بر انصار تو باد زیرا خدای تو نصرتدهندهٔ تو است پس داود ایشان را پذیرفته سرداران لشکر ساخت * {{verse|۱۲|۱۹|color=black}} و بعضی از مَنَّسی بداود ملحق شدند هنگامی که او همراه فلسطینیان برای مقاتله با شاؤل میرفت اما ایشان را مدد نکردند زیرا که سرداران فلسطینیان بعد از مشورت نمودن او را پس فرستاده گفتند که او با سرهای ما بآقای خود شاؤل ملحق خواهد شد * {{verse|۱۲|۲۰|color=black}} و هنگامی که بصِقْلَغ میرفت بعضی از مَنَّسی باو پیوستند یعنی عَدْناح و یوزاباد و یدِیعَئیل و میکائیل و یوزاباد و اَلِیهُو و صِلْتای که سرداران هزارهای مَنَّسی بودند * {{verse|۱۲|۲۱|color=black}} ایشان داود را بمقاومت فوجهای عَمالَقه مدد کردند زیرا جمیع ایشان مردان قوی شجاع و سردار لشکر بودند * {{verse|۱۲|۲۲|color=black}} زیرا در آن وقت روز بروز برای اعانت داود نزد وی میآمدند تا لشکرِ بزرگ مثل لشکر خدا شد * {{verse|۱۲|۲۳|color=black}} و این است شمارهٔ افراد آنانی که برای جنگ مسلح شده نزد داود بحَبْرُون آمدند تا سلطنت شاؤل را برحسب فرمان {{روخط|خداوند}} بوی تحویل نمایند * {{verse|۱۲|۲۴|color=black}} از بنییهودا شش هزار و هشتصد نفر که سپر و نیزه داشتند و مسلح جنگ بودند * {{verse|۱۲|۲۵|color=black}} از بنیشَمْعون هفت هزار و یکصد نفرکه مردان قوی شجاع برای جنگ بودند * {{verse|۱۲|۲۶|color=black}} از بنیلاوی چهار هزار و ششصد نفر * {{verse|۱۲|۲۷|color=black}} و یهُویاداع رئیس بنیهارون و سه هزار و هفتصد نفر همراه وی * {{verse|۱۲|۲۸|color=black}} و صادوق که جوان قوی و شجاع بود با بیست و دو سردار از خاندان پدرش * {{verse|۱۲|۲۹|color=black}} و از بنیبنیامین سه هزار نفر از برادران شاؤل و تا آن وقت اکثر ایشان وفای خاندان شاؤل را نگاه میداشتند * {{verse|۱۲|۳۰|color=black}} و از بنیافرایم بیست هزار و هشتصد نفر که مردان قوی و شجاع و در خاندان پدران خویش نامور بودند * {{verse|۱۲|۳۱|color=black}} و از نصف سبط مَنَّسی هجده هزار نفر که بنامهای خود تعیین شده<noinclude></noinclude> 5s8b0xms1jmzj7ewq571wzll4zyh65m برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۵۳ 104 88135 288407 2026-06-20T15:04:39Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «بودند که بیایند و داود را بپادشاهی نصب نمایند * {{verse|۱۲|۳۲|color=black}} و از بنییسّاکار کسانی که از زمانها مخبر شده میفهمیدند که اسرائیلیان چه باید بکنند سرداران ایشان دویست نفر و جمیع برادران ایشان فرمانبردار ایشان بودند * {{verse|۱۲|۳۳|color=black}} و از زبو...» ایجاد کرد 288407 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بودند که بیایند و داود را بپادشاهی نصب نمایند * {{verse|۱۲|۳۲|color=black}} و از بنییسّاکار کسانی که از زمانها مخبر شده میفهمیدند که اسرائیلیان چه باید بکنند سرداران ایشان دویست نفر و جمیع برادران ایشان فرمانبردار ایشان بودند * {{verse|۱۲|۳۳|color=black}} و از زبولون پنجاه هزار نفر که با لشکر بیرون رفته میتوانستند جنگ را با همهٔ آلات حرب بیارایند و صفآرائی کنند و دو دل نبودند * {{verse|۱۲|۳۴|color=black}} و از نَفْتالی هزار سردار و با ایشان سی و هفت هزار نفر با سپر و نیزه * {{verse|۱۲|۳۵|color=black}} و از بنیدان بیست و هشت هزار و ششصد نفر که برای جنگ مهیا شدند * {{verse|۱۲|۳۶|color=black}} و از اَشِیر چهل هزار نفر که با لشکر بیرون رفته میتوانستند جنگ را مهیا سازند * {{verse|۱۲|۳۷|color=black}} و از آن طرف اُرْدُن از بنیرؤبین و بنیجاد و نصف سبط مَنَّسی صد و بیست هزار نفر که با جمیع آلات لشکر برای جنگ مهیا شدند * {{verse|۱۲|۳۸|color=black}} جمیع اینها مردان جنگی بودند که بر صفآرائی قادر بودند با دل کامل بحَبْرُون آمدند تا داود را بر تمامی اسرائیل بپادشاهی نصب نمایند و تمامی بقیهٔ اسرائیل نیز برای پادشاه ساختن داود یک دل بودند * {{verse|۱۲|۳۹|color=black}} و در آنجا باداود سه روز اکل و شرب نمودند زیرا که برادران ایشان بجهت ایشان تدارک دیده بودند * {{verse|۱۲|۴۰|color=black}} و مجاوران ایشان نیز تا یسّاکار و زبولون و نَفْتالی نان بر الاغها و شتران و قاطران و گاوان آوردند و مأکولات از آرد و قرصهای انجیر و کشمش و شراب و روغن و گاوان و گوسفندان بفراوانی آوردند چونکه در اسرائیل شادمانی بود * {{وسط|{{روخط|باب سیزدهم}}}} {{فصل|۱۳}} {{verse|۱۳|۱|color=black}} و داود با سرداران هزاره و صده و با جمیع رؤسا مشورت کرد * {{verse|۱۳|۲|color=black}} و داود بتمامی جماعت اسرائیل گفت اگر شما مصلحت میدانید و اگر این از جانب یهُوَه خدای ما باشد نزد برادران خود که در همهٔ زمینهای اسرائیل باقی ماندهاند بهر طرف بفرستیم و با ایشان کاهنان و لاویانی که در شهرهای خود و حوالی آنها میباشند نزد ما جمع شوند * {{verse|۱۳|۳|color=black}} و تابوت خدای خویش را باز نزد خود بیاوریم چونکه در ایام شاؤل نزد آن مسألت ننمودیم * {{verse|۱۳|۴|color=black}} و تمامی جماعت گفتند که چنین بکنیم زیرا که این امر بنظر تمامی قوم پسند آمد * {{verse|۱۳|۵|color=black}} پس داود تمامی اسرائیل را از شیحُورِ مصر تا مدخل حَمات جمع کرد تا تابوت خدا را از قریت یعاریم بیاورند * {{verse|۱۳|۶|color=black}} و داود و تمامی اسرائیل ببَعْلَه<noinclude></noinclude> tkvci9h4semedshmy9i086xjr90klar برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۵۴ 104 88136 288408 2026-06-20T15:13:04Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «که همان قریت یعاریم است و از آنِ یهودا بود برآمدند تا تابوت خدا یهُوَه را که در میان کروبیان در جائی که اسم او خوانده میشود ساکن است از آنجا بیاورند * {{verse|۱۳|۷|color=black}} وتابوت خدا را بر ارابهای تازه از خانهٔ اَبِیناداب آوردند و عُزّا و اَخِیو ارا...» ایجاد کرد 288408 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>که همان قریت یعاریم است و از آنِ یهودا بود برآمدند تا تابوت خدا یهُوَه را که در میان کروبیان در جائی که اسم او خوانده میشود ساکن است از آنجا بیاورند * {{verse|۱۳|۷|color=black}} وتابوت خدا را بر ارابهای تازه از خانهٔ اَبِیناداب آوردند و عُزّا و اَخِیو ارابه را میراندند * {{verse|۱۳|۸|color=black}} و داود و تمامی اسرائیل با سرود وبربط و عود و دف و سنج و کرنا بقوت تمام بحضور خدا وجد مینمودند * {{verse|۱۳|۹|color=black}} و چون بخرمنگاه کیدون رسیدند عُزّا دست خود را دراز کرد تا تابوت را بگیرد زیرا گاوان میلغزیدند * {{verse|۱۳|۱۰|color=black}} و خشم {{روخط|خداوند}} بر عُزّا افروخته شده او را زد از آن جهت که دست خود را بتابوت دراز کرد و در آنجا بحضور خدا مرد * {{verse|۱۳|۱۱|color=black}} و داود محزون شد چونکه {{روخط|خداوند}} بر عُزّا رخنه نمود و آن مکان را تا امروز فارَص عُزّا نامید * {{verse|۱۳|۱۲|color=black}} و در آن روز داود از خدا ترسان شده گفت تابوت خدا را نزد خود چگونه بیاورم * {{verse|۱۳|۱۳|color=black}} پس داود تابوت را نزد خود بشهر داود نیاورد بلکه آن را بخانهٔ عُوبید اَدُوم جَتِّی برگردانید * {{verse|۱۳|۱۴|color=black}} و تابوت خدا نزد خاندان عُوبید اَدُوم در خانهاش سه ماه ماند و {{روخط|خداوند}} خانهٔ عُوبید اَدُوم و تمامی مایملک او را برکت داد * {{وسط|{{روخط|باب چهاردهم}}}} {{فصل|۱۴}} {{verse|۱۴|۱|color=black}} و حیرام پادشاه صور قاصدان با چوب سرو آزاد و بنایان و نجاران نزد داود فرستاد تا خانهای برای او بسازند * {{verse|۱۴|۲|color=black}} و داود دانست که {{روخط|خداوند}} او را بپادشاهی اسرائیل استوار داشته است زیرا که سلطنتش بهخاطر قوم او اسرائیل بدرجهٔ بلند برافراشته شده بود * {{verse|۱۴|۳|color=black}} و داود در اورشلیم باز زنان گرفت و داود پسران و دختران دیگر تولید نمود * {{verse|۱۴|۴|color=black}} و این است نامهای فرزندانی که در اورشلیم برای وی بههم رسیدند شَمُّوع و شُوباب و ناتان و سُلیمان * {{verse|۱۴|۵|color=black}} و یبْحار و اَلِیشُوع و اَلِیفالَط * {{verse|۱۴|۶|color=black}} و نُوجَه و نافَج و یافِیع * {{verse|۱۴|۷|color=black}} و اَلِیشامَع و بَعْلیاداع و اَلِیفَلَط * {{verse|۱۴|۸|color=black}} و چون فلسطینیان شنیدند که داود بپادشاهی تمام اسرائیل مسح شده است پس فلسطینیان برآمدند تا داود را برای جنگ بطلبند و چون داود شنید بمقابله ایشان برآمد * {{verse|۱۴|۹|color=black}} و فلسطینیان آمده در وادی رفائیم منتشر شدند * {{verse|۱۴|۱۰|color=black}} و داود از خدا مسألتنموده گفت آیا بمقابلهٔ فلسطینیان برآیم و آیا ایشان را بدست من تسلیم خواهی نمود {{روخط|خداوند}} او را گفت برآی و ایشان را بدست تو تسلیم خواهم کرد * {{verse|۱۴|۱۱|color=black}} پس ببَعْل فَراصِیم برآمدند و داود<noinclude></noinclude> af9oskb9lpaajerr5zyjnzfm51u1eax برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۵۵ 104 88137 288409 2026-06-20T15:48:49Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «ایشان را در آنجا شکست داد و داود گفت خدا بر دشمنان من بدست من مثل رخنهٔ آب رخنه کرده است بنابراین آن مکان را بَعْل فَراصِیم نام نهادند * {{verse|۱۴|۱۲|color=black}} و خدایان خود را در آنجا ترک کردند و داود امر فرمود که آنها را بآتش بسوزانند * {{verse|۱۴|۱۳|color=bla...» ایجاد کرد 288409 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ایشان را در آنجا شکست داد و داود گفت خدا بر دشمنان من بدست من مثل رخنهٔ آب رخنه کرده است بنابراین آن مکان را بَعْل فَراصِیم نام نهادند * {{verse|۱۴|۱۲|color=black}} و خدایان خود را در آنجا ترک کردند و داود امر فرمود که آنها را بآتش بسوزانند * {{verse|۱۴|۱۳|color=black}} و فلسطینیان بار دیگر در آن وادی منتشر شدند * {{verse|۱۴|۱۴|color=black}} و داود باز از خدا سؤال نمود و خدا او را گفت از عقب ایشان مرو بلکه از ایشان رو گردانیده در مقابل درختان توت بایشان نزدیک شو * {{verse|۱۴|۱۵|color=black}} و چون در سر درختان توت آواز قدمها بشنوی آنگاه برای جنگ بیرون شو زیرا خدا پیش روی تو بیرون رفته است تا لشکر فلسطینیان را مغلوب سازد * {{verse|۱۴|۱۶|color=black}} پس داود بر وفق آنچه خدا او را امر فرموده بود عمل نمود و لشکر فلسطینیان را از جِبْعُون تا جارز شکست دادند * {{verse|۱۴|۱۷|color=black}} و اسم داود در جمیع اراضی شیوع یافت و {{روخط|خداوند}} ترس او را بر تمامی امّتها مستولی ساخت * {{وسط|{{روخط|باب پانزدهم}}}} {{فصل|۱۵}} {{verse|۱۵|۱|color=black}} و داود در شهر خود خانهها بنا کرد و مکانی برای تابوت خدا مهیا ساخته خیمهای بجهت آن برپا نمود * {{verse|۱۵|۲|color=black}} آنگاه داود فرمود که غیر از لاویان کسی تابوت خدا را برندارد زیرا {{روخط|خداوند}} ایشان را برگزیده بود تا تابوت خدا را بردارند و او را همیشه خدمت نمایند * {{verse|۱۵|۳|color=black}} و داود تمامی اسرائیل را در اورشلیم جمع کرد تا تابوت {{روخط|خداوند}} را بمکانی که برایش مهیا ساخته بود بیاورند * {{verse|۱۵|۴|color=black}} و داود پسران هارون و لاویان را جمع کرد * {{verse|۱۵|۵|color=black}} از بنیقَهات اُوریئیلِ رئیس و صد و بیست نفر برادرانش را * {{verse|۱۵|۶|color=black}} از بنیمَراری عَسایای رئیس و دویست و بیست نفر برادرانش را * {{verse|۱۵|۷|color=black}} از بنیجَرْشُوم یوئیل رئیس و صد و سی نفر برادرانش را * {{verse|۱۵|۸|color=black}} از بنیالیصافان شَمَعْیای رئیس و دویست نفر برادرانش را * {{verse|۱۵|۹|color=black}} از بنیحَبْرُون اِیلِیئیل رئیس و هشتاد نفر برادرانش را * {{verse|۱۵|۱۰|color=black}} از بنیعُزّیئیل عَمِّیناداب رئیس و صد و دوازده نفر برادرانش را * {{verse|۱۵|۱۱|color=black}} و داود صادوق و ابیاتارِ کَهَنَه و لاویان یعنی اُرِیئیل و عَسایا و یوئیل و شَمَعْیا و اِیلیئیل و عَمِّیناداب را خوانده * {{verse|۱۵|۱۲|color=black}} به ایشان گفت شما رؤسای خاندانهای آبای لاویان هستید پس شما و برادران شما خویشتن را تقدیس نمایید تا تابوت یهُوَه خدای اسرائیل را بمکانی که برایش مهیا ساختهام بیاورید * {{verse|۱۵|۱۳|color=black}} زیرا از این سبب که شما دفعهٔ اول آن را نیاوردید یهُوَه خدای ما بر ما رخنه کرد<noinclude></noinclude> dkft11a2cuvjpzyaegtkfgumjzxyijt برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۵۶ 104 88138 288410 2026-06-20T15:49:07Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «چونکه او را بحسب قانون نطلبیدیم * {{verse|۱۵|۱۴|color=black}} پس کاهنان و لاویان خویشتن را تقدیس نمودند تا تابوت یهُوَه خدای اسرائیل را بیاورند * {{verse|۱۵|۱۵|color=black}} و پسران لاویان بر وفق آنچه موسیبرحسب کلام {{روخط|خداوند}} امر فرموده بود چوبدستیهای تابوت خ...» ایجاد کرد 288410 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>چونکه او را بحسب قانون نطلبیدیم * {{verse|۱۵|۱۴|color=black}} پس کاهنان و لاویان خویشتن را تقدیس نمودند تا تابوت یهُوَه خدای اسرائیل را بیاورند * {{verse|۱۵|۱۵|color=black}} و پسران لاویان بر وفق آنچه موسیبرحسب کلام {{روخط|خداوند}} امر فرموده بود چوبدستیهای تابوت خدا را بر کتفهای خود گذاشته آن را برداشتند * {{verse|۱۵|۱۶|color=black}} و داود رؤسای لاویان را فرمود تا برادران خود مغنیان را با آلات موسیقی از عودها و بربطها و سنجها تعیین نمایند تا بآواز بلند و شادمانی صدا زنند * {{verse|۱۵|۱۷|color=black}} پس لاویان هِیمان بن یوْئیل و از برادران او آساف بن بَرَکْیا و از برادران ایشان بنیمَراری ایتان بن قُوشیا را تعیین نمودند * {{verse|۱۵|۱۸|color=black}} و با ایشان از برادران درجهٔ دوم خود زکریا و بَین و یعْزیئیل و شَمیراموت و یحیئیل و عُنِّی و اَلِیآب و بنایا و مَعَسْیا و مَتَّتْیا و اَلیفَلْیا و مَقَنْیا و عُوبید اَدُوم و یعِیئِیل دربانان را * {{verse|۱۵|۱۹|color=black}} و از مغنیان هِیمان و آساف و ایتان را با سنجهای برنجین تا بنوازند * {{verse|۱۵|۲۰|color=black}} و زَکرّیا و عَزِیئیل و شَمیراموت و یحیئیل و عُنِّی و اَلیآب و مَعَسْیا و بنایا را با عودها بر آلاموت * {{verse|۱۵|۲۱|color=black}} و مَتَّتْیا و اَلیفَلْیا و مَقَنْیا و عُوبید اَدُوم و یعِیئیل و عَزَرْیا را با بربطهای بر ثَمانِی تا پیشرَوِی نمایند * {{verse|۱۵|۲۲|color=black}} و کَنَنْیا رئیس لاویان برنغمات بود و مغنّیان را تعلیم میداد زیرا که ماهر بود * {{verse|۱۵|۲۳|color=black}} و بَرَکْیا و اَلْقانَه دربانان تابوت بودند * {{verse|۱۵|۲۴|color=black}} و شَبَنْیا و یوشافاط و نَتَنْئیل و عَماسای و زَکریا و بَنایا و اَلَیعَزَر کَهَنَه پیش تابوت خدا کرنا مینواختند و عوبید اَدُوم و یحْیی دربانانِ تابوت بودند * {{verse|۱۵|۲۵|color=black}} و داود و مشایخ اسرائیل و سرداران هزاره رفتند تا تابوت عهد {{روخط|خداوند}} را از خانهٔ عوبید اَدُوم با شادمانی بیاورند * {{verse|۱۵|۲۶|color=black}} و چون خدا لاویان را که تابوت عهد {{روخط|خداوند}} را برمیداشتند اعانت کرد ایشان هفت گاو و هفت قوچ ذبح کردند * {{verse|۱۵|۲۷|color=black}} و داود و جمیع لاویانی که تابوت را برمیداشتند و مغنیان و کَنَنْیا که رئیس نغمات مغنیان بود بکتان نازک ملبس بودند و داود ایفود کتان دربرداشت * {{verse|۱۵|۲۸|color=black}} و تمامی اسرائیل تابوت عهد {{روخط|خداوند}} را بآواز شادمانی و آواز بوق و کرّنا و سنج و عود و بربط مینواختند * {{verse|۱۵|۲۹|color=black}} و چون تابوت عهد {{روخط|خداوند}} وارد شهر داود میشد میکال دختر شاؤل از پنجره نگریست و داود پادشاه را دید که رقص و وجد مینماید او را در دل خود خوار شمرد * {{وسط|{{روخط|باب شانزدهم}}}} {{فصل|۱۶}} {{verse|۱۶|۱|color=black}} و تابوت خدا را آورده آن را در خیمهای که داود برایش برپا کرده بود گذاشتند<noinclude></noinclude> esd4idh6gp00v1oou36is5q2uvpemqq برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۵۷ 104 88139 288411 2026-06-20T15:49:34Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و قربانیهای سوختنی و ذبایح سلامتی بحضور خدا گذرانیدند * {{verse|۱۶|۲|color=black}} و چون داود از گذرانیدن قربانیهای سوختنی و ذبایح سلامتی فارغ شد قوم را باسم {{روخط|خداوند}} برکت داد * {{verse|۱۶|۳|color=black}} و بجمیع اسرائیلیان بمردان و زنان بهر یکی یک گردهٔ نان و...» ایجاد کرد 288411 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و قربانیهای سوختنی و ذبایح سلامتی بحضور خدا گذرانیدند * {{verse|۱۶|۲|color=black}} و چون داود از گذرانیدن قربانیهای سوختنی و ذبایح سلامتی فارغ شد قوم را باسم {{روخط|خداوند}} برکت داد * {{verse|۱۶|۳|color=black}} و بجمیع اسرائیلیان بمردان و زنان بهر یکی یک گردهٔ نان و یک پارهٔ گوشت و یک قرص کشمش بخشید * {{verse|۱۶|۴|color=black}} و بعضی از لاویان را برای خدمتگزاری پیش تابوت {{روخط|خداوند}} تعیین نمود تا یهُوَه خدای اسرائیل را ذکر نمایند و شکر گویند و تسبیح خوانند * {{verse|۱۶|۵|color=black}} یعنی آساف رئیس و بعد از او زکریا و یعْیئیل و شَمِیرامُوت و یحیئیل و مَتَّتیا و اَلِیآب و بنایا و عُوبید اَدُوم و یعْیئیل را با عودها و بربطها و آساف با سنجها مینواخت * {{verse|۱۶|۶|color=black}} و بنایا و یحْزِیئِیل کهنه پیش تابوت عهد خدا با کرّناها دائماً حاضر میبودند * {{verse|۱۶|۷|color=black}} پس در همان روز داود اولاً این سرود را بدست آساف و برادرانش داد تا {{روخط|خداوند}} را تسبیح بخوانند * {{verse|۱۶|۸|color=black}} یهُوَه را حمد گویید و نام او را بخوانید اعمال او را در میان قومها اعلام نمایید * {{verse|۱۶|۹|color=black}} او را بسرایید برای او تسبیح بخوانید در تمامی کارهای عجیب او تفکر نمایید * {{verse|۱۶|۱۰|color=black}} در نام قدّوس او فخر کنید دل طالبان {{روخط|خداوند}} شادمان باشد * {{verse|۱۶|۱۱|color=black}} {{روخط|خداوند}} و قوت او را بطلبید روی او را پیوسته طالب باشید * {{verse|۱۶|۱۲|color=black}} کارهای عجیب را که او کرده است بیاد آورید آیات او و داوریهای دهان وی را * {{verse|۱۶|۱۳|color=black}} ای ذریت بندهٔ او اسرائیل ای فرزندان یعقوب برگزیده او * {{verse|۱۶|۱۴|color=black}} یهُوَه خدای ما است داوریهای او در تمامی جهان است * {{verse|۱۶|۱۵|color=black}} عهد او را بیاد آورید تا ابدالا´باد و کلامی را که بهزاران پشت فرموده است * {{verse|۱۶|۱۶|color=black}} آن عهدی را که با ابراهیم بسته و قَسَمیرا که برای اسحاق خورده است * {{verse|۱۶|۱۷|color=black}} و آن را برای یعقوب فریضه قرار داد و برای اسرائیل عهد جاودانی * {{verse|۱۶|۱۸|color=black}} و گفت زمین کَنْعان را بتو خواهم داد تا حصهٔ میراث شما شود * {{verse|۱۶|۱۹|color=black}} هنگامی که عددی معدود بودید قلیلالعدد و غربا در آنجا * {{verse|۱۶|۲۰|color=black}} و از اُمّتی تا اُمّتی سرگردان میبودند و از یک مملکت تا قوم دیگر * {{verse|۱۶|۲۱|color=black}} او نگذاشت که کسی بر ایشان ظلم کند بلکه پادشاهان را بخاطر ایشان توبیخ نمود * {{verse|۱۶|۲۲|color=black}} که بر مسیحان من دست مگذارید و انبیای مرا ضرر مرسانید * {{verse|۱۶|۲۳|color=black}} ای تمامی زمین یهُوَه را بسرایید نجات او را روز بروز بشارت دهید * {{verse|۱۶|۲۴|color=black}} در میان امّتها جلال او را ذکر کنید و کارهای عجیب او را در جمیع قومها * {{verse|۱۶|۲۵|color=black}} زیرا {{روخط|خداوند}} عظیم است و بینهایت محمود و او مُهیب است بر جمیع خدایان * {{verse|۱۶|۲۶|color=black}} زیرا جمیع خدایان امّتها بتهایند اما<noinclude></noinclude> 59u8hw3qaiav0sx7r900rvx7ub9uuh0 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۵۸ 104 88140 288412 2026-06-20T15:49:56Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «یهُوَه آسمانها را آفرید * {{verse|۱۶|۲۷|color=black}} مجد و جلال بحضور وی است قوت و شادمانی در مکان او است * {{verse|۱۶|۲۸|color=black}} ای قبایل قومها {{روخط|خداوند}} را توصیف نمایید {{روخط|خداوند}} را بجلال و قوت توصیف نمایید * {{verse|۱۶|۲۹|color=black}} {{روخط|خداوند}} را بجلال...» ایجاد کرد 288412 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>یهُوَه آسمانها را آفرید * {{verse|۱۶|۲۷|color=black}} مجد و جلال بحضور وی است قوت و شادمانی در مکان او است * {{verse|۱۶|۲۸|color=black}} ای قبایل قومها {{روخط|خداوند}} را توصیف نمایید {{روخط|خداوند}} را بجلال و قوت توصیف نمایید * {{verse|۱۶|۲۹|color=black}} {{روخط|خداوند}} را بجلال اسم او توصیف نمایید هدایا بیاورید و بحضور وی بیایید {{روخط|خداوند}} را در زینت قدوسیت بپرستید * {{verse|۱۶|۳۰|color=black}} ای تمامی زمین از حضور وی بلرزید ربع مسکون نیز پایدار شد و جنبش نخواهد خورد * {{verse|۱۶|۳۱|color=black}} آسمان شادی کند و زمین سرور نماید و در میان امّتها بگویند که یهُوَه سلطنت میکند * {{verse|۱۶|۳۲|color=black}} دریا و پری آن غرش نماید و صحرا و هر چه در آن است بوجد آید * {{verse|۱۶|۳۳|color=black}} آنگاه درختان جنگل ترنم خواهند نمود بحضور {{روخط|خداوند}} زیرا که برای داوری جهان میآید * {{verse|۱۶|۳۴|color=black}} یهُوَه را حمد بگویید زیرا که نیکو است زیرا که رحمت او تا ابدالا´باد است * {{verse|۱۶|۳۵|color=black}} و بگویید ای خدای نجات ما ما را نجات بده و ما را جمع کرده از میان امّتها رهائی بخش تا نام قدوس تو را حمد گوییم و در تسبیح تو فخر نماییم * {{verse|۱۶|۳۶|color=black}} یهُوَه خدای اسرائیل متبارک باد از ازل تا ابدالا´باد و تمامی قوم آمین گفتند و {{روخط|خداوند}} را تسبیح خواندند * {{verse|۱۶|۳۷|color=black}} پس آساف و برادرانش را آنجا پیش تابوت عهد {{روخط|خداوند}} گذاشت تا همیشه پیش تابوت بخدمت هر روز در روزش مشغول باشند * {{verse|۱۶|۳۸|color=black}} و عُوبید اَدُوم و شصت و هشت نفر برادران ایشان و عُوبید اَدُوم بن یدِیتُون و حُوسَه دربانان را * {{verse|۱۶|۳۹|color=black}} و صادوقِ کاهن و کاهنان برادرانش را پیش مسکن {{روخط|خداوند}} در مکان بلندی که در جِبْعُون بود * {{verse|۱۶|۴۰|color=black}} تا قربانیهای سوختنی برای {{روخط|خداوند}} بر مذبح قربانی سوختنی دائماً صبح و شام بگذرانند برحسب آنچه در شریعت {{روخط|خداوند}} که آن را باسرائیل امر فرموده بود مکتوب است * {{verse|۱۶|۴۱|color=black}} و با ایشان هِیمان و یدُوتُون و سایر برگزیدگانی را که اسم ایشان ذکر شده بود تا {{روخط|خداوند}} را حمد گویند زیرا که رحمت او تا ابدالا´باد است * {{verse|۱۶|۴۲|color=black}} و همراه ایشان هِیمان و یدُوتُون را با کرّناها و سنجها و آلات نغمات خدا بهجهت نوازندگان و پسران یدُوتُون را تا نزد دروازه باشند * {{verse|۱۶|۴۳|color=black}} پس تمامی قوم هر یکی بخانهٔ خود رفتند اما داود برگشت تا خانهٔ خود را تبرک نماید * {{وسط|{{روخط|باب هفدهم}}}} {{فصل|۱۷}} {{verse|۱۷|۱|color=black}} و واقع شد چون داود در خانهٔ خود نشسته بود که داود بناتان نبی گفت<noinclude></noinclude> gezf0e5u2dkl49zo5zb6h79vp0l0u3g برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۵۹ 104 88141 288413 2026-06-20T15:50:19Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «اینک من در خانهٔ سرو آزاد ساکن میباشم و تابوت عهد {{روخط|خداوند}} زیر پردهها است * {{verse|۱۷|۲|color=black}} ناتان بداود گفت هر آنچه در دلت باشد بعمل آورزیرا خدا با تو است * {{verse|۱۷|۳|color=black}} و در آن شب واقع شد که کلام خدا بناتان نازل شده گفت * {{verse|۱۷|۴|color=black}}...» ایجاد کرد 288413 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>اینک من در خانهٔ سرو آزاد ساکن میباشم و تابوت عهد {{روخط|خداوند}} زیر پردهها است * {{verse|۱۷|۲|color=black}} ناتان بداود گفت هر آنچه در دلت باشد بعمل آورزیرا خدا با تو است * {{verse|۱۷|۳|color=black}} و در آن شب واقع شد که کلام خدا بناتان نازل شده گفت * {{verse|۱۷|۴|color=black}} برو و ببندهٔ من داود بگو {{روخط|خداوند}} چنین میفرماید تو خانهای برای سکونت من بنا نخواهی کرد * {{verse|۱۷|۵|color=black}} زیرا از روزی که بنی اسرائیل را بیرون آوردم تا امروز در خانه ساکن نشدهام بلکه از خیمه بخیمه و مسکن بمسکن گردش کردهام * {{verse|۱۷|۶|color=black}} و بهر جائی که با تمامی اسرائیل گردش کردهام آیا باحدی از داوران اسرائیل که برای رعایت قوم خود مأمور داشتم سخنی گفتم که چرا خانهای از سرو آزاد برای من بنا نکردید * {{verse|۱۷|۷|color=black}} و حال ببندهٔ من داود چنین بگو یهُوَه صبایوت چنین میفرماید من تو را از چراگاه از عقب گوسفندان گرفتم تا پیشوای قوم من اسرائیل باشی * {{verse|۱۷|۸|color=black}} و هر جائی که میرفتی من با تو میبودم و جمیع دشمنانت را از حضور تو منقطع ساختم و برای تو اسمی مثل اسم بزرگانی که بر زمیناند پیدا کردم * {{verse|۱۷|۹|color=black}} و بجهت قوم خود اسرائیل مکانی تعیین نمودم و ایشان را غرس کردم تا در مکان خویش ساکن شده باز متحرک نشوند و شریران ایشان را دیگر مثل سابق ذلیل نسازند * {{verse|۱۷|۱۰|color=black}} و از ایامی که داوران را بر قوم خود اسرائیل تعیین نمودم و تمامی دشمنانت را مغلوب ساختم تو را خبر میدادم که {{روخط|خداوند}} خانهای برای تو بنا خواهد نمود * {{verse|۱۷|۱۱|color=black}} و چون روزهای عمر تو تمام شود که نزد پدران خود رحلت کنی آنگاه ذریت تو را که از پسران تو خواهد بود بعد از تو خواهم برانگیخت و سلطنت او را پایدار خواهم نمود * {{verse|۱۷|۱۲|color=black}} او خانهای برای من بنا خواهد کرد و من کرسی او را تا بابداستوار خواهم ساخت * {{verse|۱۷|۱۳|color=black}} من او را پدر خواهم بود و او مرا پسر خواهد بود و رحمت خود را از او دور نخواهم کرد چنانکه آن را از کسی که قبل از تو بود دور کردم * {{verse|۱۷|۱۴|color=black}} و او را در خانه و سلطنت خودم تا بابد پایدار خواهم ساخت و کرسی او استوار خواهد ماند تا ابدالا´باد * {{verse|۱۷|۱۵|color=black}} برحسب تمامی این کلمات و مطابق تمامی این رؤیا ناتان بداود تکلم نمود * {{verse|۱۷|۱۶|color=black}} و داود پادشاه داخل شده بحضور {{روخط|خداوند}} نشست و گفت ای یهُوَه خدا من کیستم و خاندان من چیست که مرا باین مقام رسانیدی * {{verse|۱۷|۱۷|color=black}} و این نیز در نظر تو ای خدا امر قلیل نمود زیرا که دربارهٔ خانه بندهات نیز برای زمان طویل تکلم نمودی و مرا ای یهُوَه خدا مثل مرد بلندمرتبه منظور داشتی * {{verse|۱۷|۱۸|color=black}} و داود دیگر دربارهٔ اکرامی که ببندهٔ خود کردی نزد تو چه<noinclude></noinclude> qv4p5qwrfmhzevkswt0rgwrvgq4ubgq برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۶۰ 104 88142 288414 2026-06-20T15:51:29Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «تواند افزود زیرا که تو بندهٔ خود را میشناسی * {{verse|۱۷|۱۹|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} بخاطر بندهٔ خود و موافق دل خویش جمیع این کارهای عظیم را بجا آوردی تا تمامی این عظمت را ظاهر سازی * {{verse|۱۷|۲۰|color=black}} ای یهُوَه مثل تو کسی نیست و غیر از تو خدائی نی موا...» ایجاد کرد 288414 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>تواند افزود زیرا که تو بندهٔ خود را میشناسی * {{verse|۱۷|۱۹|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} بخاطر بندهٔ خود و موافق دل خویش جمیع این کارهای عظیم را بجا آوردی تا تمامی این عظمت را ظاهر سازی * {{verse|۱۷|۲۰|color=black}} ای یهُوَه مثل تو کسی نیست و غیر از تو خدائی نی موافق هر آنچه بگوشهای خود شنیدیم * {{verse|۱۷|۲۱|color=black}} و مثل قوم تو اسرائیل کدام امتی بر روی زمین است که خدا بیاید تا ایشان را فدیه داده برای خویش قوم بسازد و بکارهای عظیم و مهیب اسمی برای خود پیدا نمائی و امّتها را از حضور قوم خود که ایشان را از مصر فدیه دادی اخراج نمائی * {{verse|۱۷|۲۲|color=black}} و قوم خود اسرائیل را برای خویش تا بابد قوم ساختی و توای یهُوَه خدای ایشان شدی * {{verse|۱۷|۲۳|color=black}} و الان ای {{روخط|خداوند}} کلامی که دربارهٔ بندهات و خانهاش گفتی تا بابد استوار شود و برحسب آنچه گفتی عمل نما * {{verse|۱۷|۲۴|color=black}} و اسم تو تا بابد استوار و معظم بماند تا گفته شود که یهُوَه صبایوت خدای اسرائیل خدای اسرائیل است و خاندان بندهات داود بحضور تو پایدار بماند * {{verse|۱۷|۲۵|color=black}} زیرا تو ای خدای من بر بندهٔ خود کشف نمودی که خانهای برایش بنا خواهی نمود بنابرین بندهات جرأت کرده است که این دعا را نزد تو بگوید * {{verse|۱۷|۲۶|color=black}} و الان ای یهُوَه تو خدا هستی و این احسان را ببندهٔ خود وعده دادهای * {{verse|۱۷|۲۷|color=black}} و الان تو را پسند آمد که خانهٔ بندهٔ خود را برکت دهی تا در حضور تو تا بابد بماند زیرا که تو ای {{روخط|خداوند}} برکت دادهای و مبارک خواهد بود تا ابدالا´باد * {{وسط|{{روخط|باب هجدهم}}}} {{فصل|۱۸}} {{verse|۱۸|۱|color=black}} و بعد از این واقع شد که داود فلسطینیان را شکست داده مغلوب ساخت و جَتّ و قریههایش را از دست فلسطینیان گرفت * {{verse|۱۸|۲|color=black}} و موآب را شکست داد و موآبیان بندگان داود شده هدایا آوردند * {{verse|۱۸|۳|color=black}} و داود هَدَرْعَزَر پادشاه صُوبَه را در حَمات هنگامی که میرفت تا سلطنت خود را نزد نهر فرات استوار سازد شکست داد * {{verse|۱۸|۴|color=black}} و داود هزار ارابه و هفت هزار سوار و بیست هزار پیاده از او گرفت و داود تمامی اسبان ارابه را پی کرد اما از آنها برای صد ارابه نگاه داشت * {{verse|۱۸|۵|color=black}} و چون اَرامیانِ دمشق بمدد هَدَرْعَزَر پادشاه صُوبَه آمدند داود بیست و دو هزار نفر از اَرامیان را کشت * {{verse|۱۸|۶|color=black}} و داوددر اَرامِ دمشق قراولان گذاشت و اَرامیان بندگان داود شده هدایا آوردند و {{روخط|خداوند}} داود را در هر جا که میرفت نصرت میداد * {{verse|۱۸|۷|color=black}} و داود سپرهای طلا<noinclude></noinclude> kzpw0c9z5xk46ub1zwow41gdr635zxj برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۶۱ 104 88143 288415 2026-06-20T15:51:50Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «را که بر خادمان هَدَرْعَزَر بود گرفته آنها را باورشلیم آورد * {{verse|۱۸|۸|color=black}} و داود از طِبْحَت و کُون شهرهای هَدَرْعَزَر برنج از حد زیاده گرفت که از آنْ سُلیمانْ دریاچه و ستونها و ظروف برنجین ساخت * {{verse|۱۸|۹|color=black}} و چون تُوعُو پادشاه حَمات ش...» ایجاد کرد 288415 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>را که بر خادمان هَدَرْعَزَر بود گرفته آنها را باورشلیم آورد * {{verse|۱۸|۸|color=black}} و داود از طِبْحَت و کُون شهرهای هَدَرْعَزَر برنج از حد زیاده گرفت که از آنْ سُلیمانْ دریاچه و ستونها و ظروف برنجین ساخت * {{verse|۱۸|۹|color=black}} و چون تُوعُو پادشاه حَمات شنید که داود تمامی لشکر هَدَرْعَزَر پادشاه صُوبَه را شکست داده است * {{verse|۱۸|۱۰|color=black}} پسر خود هَدُورام را نزد داود پادشاه فرستاد تا از سلامتی او بپرسد و او را تَهْنِیت گوید از آن جهت که با هَدَرْعَزَر جنگ نموده او را شکست داده بود زیرا هَدَرْعَزَر با تُوعُو مقاتله مینمود و هر قِسم ظروف طلا و نقره و برنج با خود آورد * {{verse|۱۸|۱۱|color=black}} و داود پادشاه آنها را نیز برای {{روخط|خداوند}} وقف نمود با نقره و طلائی که از جمیع امّتها یعنی از اَدُوم و موآب و بنیعَمُّون و فلسطینیان و عَمالَقَه آورده بود * {{verse|۱۸|۱۲|color=black}} و اَبِشای ابن صَرُویه هجده هزار نفر از اَدُومیان را در وادی مِلْح کشت * {{verse|۱۸|۱۳|color=black}} و در اَدُوم قراولان قرار داد و جمیع اَدُومیان بندگان داود شدند و {{روخط|خداوند}} داود را در هر جائی که میرفت نصرت میداد * {{verse|۱۸|۱۴|color=black}} و داود بر تمامی اسرائیل سلطنت نموده انصاف و عدالت را بر تمامی قوم خود مجرا میداشت * {{verse|۱۸|۱۵|color=black}} و یوآب بن صَرُویه سردار لشکر بود و یهوشافاط بن اَخِیلُود وقایع نگار * {{verse|۱۸|۱۶|color=black}} و صادوق بن اَخِیطُوب و ابیمَلِک بن اَبْیاتار کاهن بودند و شوشا کاتب بود * {{verse|۱۸|۱۷|color=black}} و بنایا ابن یهُویاداع رئیسکَرِیتیان و فَلِیتیان و پسران داود نزد پادشاه مقدم بودند * {{وسط|{{روخط|باب نوزدهم}}}} {{فصل|۱۹}} {{verse|۱۹|۱|color=black}} و بعد از این واقع شد که ناحاش پادشاه بنیعَمُّون مرد و پسرش در جای او سلطنت نمود * {{verse|۱۹|۲|color=black}} و داود گفت با حانُون بن ناحاش احسان نمایم چنانکه پدرش بمن احسان کرد پس داود قاصدان فرستاد تا او را دربارهٔ پدرش تعزیت گویند و خادمان داود بزمین بنیعَمُّون نزد حانُون برای تعزیت وی آمدند * {{verse|۱۹|۳|color=black}} و سروران بنیعَمُّون بحانُون گفتند آیا گمان میبری که بجهت تکریم پدر تو است که داود تعزیتکنندگان نزد تو فرستاده است نی بلکه بندگانش بجهت تفحص و انقلاب و جاسوسی زمین نزد تو آمدهاند * {{verse|۱۹|۴|color=black}} پس حانُون خادمان داود را گرفته ریش ایشان را تراشید و لباسهای ایشان را از میان تا جای نشستن دریده ایشان را رها کرد * {{verse|۱۹|۵|color=black}} و چون بعضی آمده داود را از حالت آن کسان خبر دادند باستقبال ایشان فرستاد زیرا که<noinclude></noinclude> 6xec8ufm5gcndimkziwez9g31t0nicl برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۶۲ 104 88144 288416 2026-06-20T15:52:03Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «ایشان بسیار خجل بودند و پادشاه گفت در اَریحا بمانید تا ریشهای شما درآید و بعد از آن برگردید * {{verse|۱۹|۶|color=black}} و چون بنیعَمُّون دیدند که نزد داود مکروه شدهاند حانُون و بنیعَمُّون هزار وزنهٔ نقره فرستادند تا ارابهها و سواران از اَرام نَهْرَین و...» ایجاد کرد 288416 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ایشان بسیار خجل بودند و پادشاه گفت در اَریحا بمانید تا ریشهای شما درآید و بعد از آن برگردید * {{verse|۱۹|۶|color=black}} و چون بنیعَمُّون دیدند که نزد داود مکروه شدهاند حانُون و بنیعَمُّون هزار وزنهٔ نقره فرستادند تا ارابهها و سواران از اَرام نَهْرَین و اَرام مَعْکَه و صُوبَه برای خود اجیر سازند * {{verse|۱۹|۷|color=black}} پس سی و دو هزار ارابه و پادشاه مَعْکَه و جمعیت او را برای خود اجیر کردند و ایشان بیرون آمده در مقابل مِیدَبا اُردو زدند و بنیعَمُّون از شهرهای خودجمع شده برای مقاتله آمدند * {{verse|۱۹|۸|color=black}} و چون داود این را شنید یوآب و تمامی لشکر شجاعان را فرستاد * {{verse|۱۹|۹|color=black}} و بنیعَمُّون بیرون آمده نزد دروازهٔ شهر برای جنگ صفآرائی نمودند و پادشاهانی که آمده بودند در صحرا علیحده بودند * {{verse|۱۹|۱۰|color=black}} و چون یوآب دید که روی صفوف جنگ هم از پیش و هم از عقبش بود از تمامی برگزیدگان اسرائیل گروهی را انتخاب کرده در مقابل اَرامیان صفآرائی نمود * {{verse|۱۹|۱۱|color=black}} و بقیه قوم را بدست برادر خود اَبِشای سپرد و بمقابل بنیعَمُّون صف کشیدند * {{verse|۱۹|۱۲|color=black}} و گفت اگر اَرامیان بر من غالب آیند بمدد من بیا و اگر بنیعَمُّون بر تو غالب آیند بجهت امداد تو خواهم آمد * {{verse|۱۹|۱۳|color=black}} دلیر باش که بجهت قوم خویش و بجهت شهرهای خدای خود مردانه بکوشیم و {{روخط|خداوند}} آنچه را در نظرش پسند آید بکند * {{verse|۱۹|۱۴|color=black}} پس یوآب و گروهی که همراهش بودند نزدیک شدند تا با اَرامیان جنگ کنند و ایشان از حضور وی فرار کردند * {{verse|۱۹|۱۵|color=black}} و چون بنیعَمُّون دیدند که اَرامیان فرار کردند ایشان نیز از حضور برادرش اَبِشای گریخته داخل شهر شدند و یوآب باورشلیم برگشت * {{verse|۱۹|۱۶|color=black}} و چون اَرامیان دیدند که از حضور اسرائیل شکست یافتند ایشان قاصدان فرستاده اَرامیان را که بآن طرف نهر بودند آوردند و شُوْفَک سردار لشکر هَدَرْعَزَر پیشوای ایشان بود * {{verse|۱۹|۱۷|color=black}} و چون خبر بداود رسید تمامی اسرائیل را جمع کرده از اُرْدُن عبور نمود و بایشان رسیده مقابل ایشان صفآرائی نمود و چون داود جنگ را بااَرامیان آراسته بود ایشان با وی جنگ کردند * {{verse|۱۹|۱۸|color=black}} و اَرامیان از حضور اسرائیل فرار کردند و داود مردان هفت هزار ارابه و چهل هزار پیاده از اَرامیان را کشت و شُوفَک سردار لشکر را بقتل رسانید * {{verse|۱۹|۱۹|color=black}} و چون بندگان هَدَرْعَزَر دیدند که از حضور اسرائیل شکست خوردند با داود صلح نموده بندهٔ او شدند و اَرامیان بعد از آن در اعانت بنیعَمُّون اقدام ننمودند *<noinclude></noinclude> 17tiatd1tkeb2v7lcm7kchf3hci96qq برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۶۳ 104 88145 288417 2026-06-20T16:14:47Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب بیستم}}}} {{فصل|۲۰}} {{verse|۲۰|۱|color=black}} و واقع شد در وقت تحویل سال هنگام بیرون رفتن پادشاهان که یوآب قوت لشکر را بیرون آورد و زمین بنیعَمُّون را ویران ساخت و آمده رَبَّه را محاصره نمود اما داود در اورشلیم ماند و یوآب رَبَّه را تسخیر نم...» ایجاد کرد 288417 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب بیستم}}}} {{فصل|۲۰}} {{verse|۲۰|۱|color=black}} و واقع شد در وقت تحویل سال هنگام بیرون رفتن پادشاهان که یوآب قوت لشکر را بیرون آورد و زمین بنیعَمُّون را ویران ساخت و آمده رَبَّه را محاصره نمود اما داود در اورشلیم ماند و یوآب رَبَّه را تسخیر نموده آن را منهدم ساخت * {{verse|۲۰|۲|color=black}} و داود تاج پادشاه ایشان را از سرش گرفت که وزنش یک وزنهٔ طلا بود و سنگهای گرانبها داشت و آن را بر سر داود گذاشتند و غنیمت از حد زیاده از شهر بردند * {{verse|۲۰|۳|color=black}} و خلق آنجا را بیرون آورده ایشان را بارّهها و چومهای آهنین و تیشهها پارهپاره کرد و داود بهمین طور با جمیع شهرهای بنیعَمُّون رفتار نمود پس داود و تمامی قوم باورشلیم برگشتند * {{verse|۲۰|۴|color=black}} و بعد از آن جنگی با فلسطینیان در جازَر واقع شد که در آن سِبْکای حُوشاتی سِفّای را که از اولاد رافا بود کشت و ایشان مغلوب شدند * {{verse|۲۰|۵|color=black}} و باز جنگ با فلسطینیان واقع شد و اَلْحانان بن یاعیر لحمیرا که برادر جُلیات جَتِّی بود کُشت که چوب نیزهاش مثل نورد جولاهکان بود * {{verse|۲۰|۶|color=black}} و باز جنگ در جَتّ واقع شد که در آنجا مردی بلند قد بود که بیست و چهار انگشت شش بر هر دست و شش بر هر پا داشت و او نیز برای رافا زاییده شده بود * {{verse|۲۰|۷|color=black}} و چون او اسرائیل را بتنگ آورد یهُوناتان بن شِمْعا برادر داود او را کُشت * {{verse|۲۰|۸|color=black}} اینان برای رافا در جَتّ زاییده شدند و بدست داود و بدست بندگانش افتادند * {{وسط|{{روخط|باب بیست و یکم}}}} {{فصل|۲۱}} {{verse|۲۱|۱|color=black}} و شیطان بضد اسرائیل برخاسته داود را اغوا نمود که اسرائیل را بشمارد * {{verse|۲۱|۲|color=black}} و داود بیوآب و سروران قوم گفت بروید و عدد اسرائیل را از بئرشَبَعْ تا دان گرفته نزد من بیاورید تا آن را بدانم * {{verse|۲۱|۳|color=black}} یوآب گفت {{روخط|خداوند}} بر قوم خود هر قدر که باشند صد چندان مزید کند و ای آقایم پادشاه آیا جمیع ایشان بندگان آقایم نیستند لیکن چرا آقایم خواهش این عمل دارد و چرا باید باعث گناه اسرائیل بشود * {{verse|۲۱|۴|color=black}} اما کلام پادشاه بر یوآب غالب آمد و یوآب در میان تمامی اسرائیل گردش کرده باز باورشلیم مراجعت نمود * {{verse|۲۱|۵|color=black}} و یوآب عدد شمردهشدگان قوم را بداود داد و جملهٔ<noinclude></noinclude> cqmc68vse9uay8axa8tzhkxv7g17eme برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۶۴ 104 88146 288418 2026-06-20T16:15:28Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «اسرائیلیان هزار هزار و یکصد هزار مرد شمشیرزن و از یهودا چهارصد و هفتاد و چهار هزار مرد شمشیرزن بودند * {{verse|۲۱|۶|color=black}} لیکن لاویان و بنیامینیان را در میان ایشان نشمرد زیرا که فرمان پادشاه نزد یوآب مکروه بود * {{verse|۲۱|۷|color=black}} و این امر بنظر خدا...» ایجاد کرد 288418 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>اسرائیلیان هزار هزار و یکصد هزار مرد شمشیرزن و از یهودا چهارصد و هفتاد و چهار هزار مرد شمشیرزن بودند * {{verse|۲۱|۶|color=black}} لیکن لاویان و بنیامینیان را در میان ایشان نشمرد زیرا که فرمان پادشاه نزد یوآب مکروه بود * {{verse|۲۱|۷|color=black}} و این امر بنظر خدا ناپسند آمد پس اسرائیل را مبتلا ساخت * {{verse|۲۱|۸|color=black}} و داود بخدا گفت در این کاری که کردم گناه عظیمی ورزیدم و حال گناه بندهٔ خود را عفو فرما زیرا که بسیار احمقانه رفتار نمودم * {{verse|۲۱|۹|color=black}} و {{روخط|خداوند}} جاد را که رائی داود بود خطاب کرده گفت * {{verse|۲۱|۱۰|color=black}} برو و داود را اعلام کرده بگو {{روخط|خداوند}} چنین میفرماید منسه چیز پیش تو میگذارم پس یکی از آنها را برای خود اختیار کن تا برایت بعمل آورم * {{verse|۲۱|۱۱|color=black}} پس جاد نزد داود آمده وی را گفت {{روخط|خداوند}} چنین میفرماید برای خود اختیار کن * {{verse|۲۱|۱۲|color=black}} یا سه سال قحط بشود یا سه ماه پیش روی خصمانت تلف شوی و شمشیر دشمنانت تو را در گیرد یا سه روز شمشیر {{روخط|خداوند}} و وبا در زمین تو واقع شود و فرشتهٔ {{روخط|خداوند}} تمامی حدود اسرائیل را ویران سازد پس الان ببین که نزد فرستندهٔ خود چه جواب برم * {{verse|۲۱|۱۳|color=black}} داود بجاد گفت در شدت تنگی هستم تمنا اینکه بدست {{روخط|خداوند}} بیفتم زیرا که رحمتهای او بسیار عظیم است و بدست انسان نیفتم * {{verse|۲۱|۱۴|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} وبا بر اسرائیل فرستاد و هفتاد هزار نفر از اسرائیل مردند * {{verse|۲۱|۱۵|color=black}} و خدا فرشتهای باورشلیم فرستاد تا آن را هلاک سازد و چون میخواست آن را هلاک کند {{روخط|خداوند}} ملاحظه نمود و از آن بلا پشیمان شد و بفرشتهای که قوم را هلاک میساخت گفت کافی است حال دست خود را بازدار و فرشتهٔ {{روخط|خداوند}} نزد خرمنگاه اَرْنانِ یبُوسی ایستاده بود * {{verse|۲۱|۱۶|color=black}} و داود چشمان خود را بالا انداخته فرشتهٔ {{روخط|خداوند}} را دید که در میان زمین و آسمان ایستاده است و شمشیری برهنه در دستش بر اورشلیم برافراشته پس داود و مشایخ بپلاس ملبس شده بروی خود در افتادند * {{verse|۲۱|۱۷|color=black}} و داود بخدا گفت آیا من برای شمردن قوم امر نفرمودم و آیا من آن نیستم که گناه ورزیده مرتکب شرارت زشت شدم اما این گوسفندان چه کردهاند پس ای یهُوَه خدایم مستدعی این که دست تو بر من و خاندان پدرم باشد و بقوم خود بلا مرسانی * {{verse|۲۱|۱۸|color=black}} و فرشتهٔ {{روخط|خداوند}} جاد را امر فرمود که بهداود بگوید که داود برود و مذبحی بجهت {{روخط|خداوند}} در خرمنگاه اُرْنان یبُوسی برپا کند * {{verse|۲۱|۱۹|color=black}} پس داود برحسب کلامی که جاد باسم {{روخط|خداوند}} گفت برفت * {{verse|۲۱|۲۰|color=black}} و اُرْنان روگردانیده فرشته را<noinclude></noinclude> pdwp2u23hrsnb22b2qdaa7t6s1rxovv برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۶۵ 104 88147 288419 2026-06-20T16:15:52Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «دید و چهار پسرش که همراهش بودند خویشتن را پنهان کردند و اُرْنان گندم میکوبید * {{verse|۲۱|۲۱|color=black}} و چون داود نزد اُرْنان آمد اُرْنان نگریسته داود را دید و از خرمنگاه بیرون آمده بحضور داود رو بزمین افتاد * {{verse|۲۱|۲۲|color=black}} و داود باُرْنان گفت جای...» ایجاد کرد 288419 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>دید و چهار پسرش که همراهش بودند خویشتن را پنهان کردند و اُرْنان گندم میکوبید * {{verse|۲۱|۲۱|color=black}} و چون داود نزد اُرْنان آمد اُرْنان نگریسته داود را دید و از خرمنگاه بیرون آمده بحضور داود رو بزمین افتاد * {{verse|۲۱|۲۲|color=black}} و داود باُرْنان گفت جای خرمنگاه را بمن بده تا مذبحی بجهت {{روخط|خداوند}} برپا نمایم آن را بقیمت تمام بمن بده تا وبا از قوم رفع شود * {{verse|۲۱|۲۳|color=black}} اُرْنان بداود عرض کرد آن را برای خود بگیر و آقایم پادشاه آنچه که در نظرش پسند آید بعمل آورد ببین گاوان را بجهت قربانی سوختنی و چومها را برای هیزم و گندم را بجهت هدیهٔ آردی دادم و همهٔ را بتو بخشیدم * {{verse|۲۱|۲۴|color=black}} اما داود پادشاه باُرْنان گفت نی بلکه آن را البته بقیمت تمام از تو خواهم خرید زیرا که از اموال تو برای {{روخط|خداوند}} نخواهم گرفت و قربانی سوختنی مجاناً نخواهم گذرانید * {{verse|۲۱|۲۵|color=black}} پس داود برای آن موضع ششصد مثقال طلا بوزن باُرْنان داد * {{verse|۲۱|۲۶|color=black}} و داود در آنجا مذبحی بجهت {{روخط|خداوند}} بنا نموده قربانیهای سوختنی و ذبایح سلامتی گذرانید و نزد {{روخط|خداوند}} استدعا نمود و او آتشی از آسمان بر مذبح قربانی سوختنی نازل کرده او را مستجاب فرمود * {{verse|۲۱|۲۷|color=black}} و {{روخط|خداوند}} فرشته را حکم داد تا شمشیر خود را در غلافش برگردانید * {{verse|۲۱|۲۸|color=black}} در آن زمان چون داود دید که {{روخط|خداوند}} او را در خرمنگاه اُرْنان یبُوسی مستجاب فرموده استدر آنجا قربانیها گذرانید * {{verse|۲۱|۲۹|color=black}} اما مسکن {{روخط|خداوند}} که موسی در بیابان ساخته بود و مذبح قربانی سوختنی در آن ایام در مکان بلند جِبْعُون بود * {{verse|۲۱|۳۰|color=black}} لیکن داود نتوانست نزد آن برود تا از خدا مسألت نماید چونکه از شمشیر فرشتهٔ {{روخط|خداوند}} میترسید * {{وسط|{{روخط|باب بیست و دوم}}}} {{فصل|۲۲}} {{verse|۲۲|۱|color=black}} پس داود گفت این است خانهٔ یهُوَه خدا و این مذبح قربانی سوختنی برای اسرائیل میباشد * {{verse|۲۲|۲|color=black}} و داود فرمود تا غریبان را که در زمین اسرائیلاند جمع کنند و سنگتراشان معین کرد تا سنگهای مربع برای بنای خانه خدا بتراشند * {{verse|۲۲|۳|color=black}} و داود آهن بسیاری بجهت میخها برای لنگههای دروازهها و برای وصلها حاضر ساخت و برنج بسیار که نتوان وزن نمود * {{verse|۲۲|۴|color=black}} و چوب سرو آزاد بیشمار زیرا که اهل صَیدون و صور چوب سرو آزاد بسیار برای داود آوردند * {{verse|۲۲|۵|color=black}} و داود گفت پسر<noinclude></noinclude> m3fc4j28ngne0tnunmjohz0iy9jtcab برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۶۶ 104 88148 288420 2026-06-20T16:16:16Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «من سلیمان صغیر و نازک است و خانهای که برای یهُوَه باید بنا نمود میبایست بسیار عظیم و نامی و جلیل در تمامی زمینها بشود لهذا حال برایش تهیه میبینم پس داود قبل از وفاتش تهیه بسیار دید * {{verse|۲۲|۶|color=black}} پس پسر خود سلیمان را خوانده او را وصیت نمود که...» ایجاد کرد 288420 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>من سلیمان صغیر و نازک است و خانهای که برای یهُوَه باید بنا نمود میبایست بسیار عظیم و نامی و جلیل در تمامی زمینها بشود لهذا حال برایش تهیه میبینم پس داود قبل از وفاتش تهیه بسیار دید * {{verse|۲۲|۶|color=black}} پس پسر خود سلیمان را خوانده او را وصیت نمود که خانهای برای یهُوَه خدای اسرائیل بنا نماید * {{verse|۲۲|۷|color=black}} و داود بسلیمان گفت که ای پسرم من اراده داشتم که خانهای برای اسم یهُوَه خدای خود بنا نمایم * {{verse|۲۲|۸|color=black}} لیکن کلام {{روخط|خداوند}} بر من نازل شده گفت چونکه بسیار خون ریختهای و جنگهای عظیم کردهای پس خانهای برای اسم من بنا نخواهی کرد چونکه بحضور من بسیار خون بر زمین ریختهای * {{verse|۲۲|۹|color=black}} اینک پسری برای تو متولد خواهد شد که مرد آرامی خواهد بود زیرا که من او را از جمیع دشمنانش از هر طرف آرامی خواهم بخشید چونکه اسم او سلیمان خواهد بود و در ایام او اسرائیل را سلامتی و راحت عطا خواهم فرمود * {{verse|۲۲|۱۰|color=black}} او خانهای برای اسم من بنا خواهد کرد و او پسر من خواهد بود و من پدر او خواهم بود و کُرسی سلطنت او را بر اسرائیل تا ابدالا´باد پایدار خواهم گردانید * {{verse|۲۲|۱۱|color=black}} پس حال ای پسر من {{روخط|خداوند}} همراه تو باد تا کامیاب شوی و خانهٔ یهُوَه خدای خود را چنانکه درباره تو فرموده است بنا نمائی * {{verse|۲۲|۱۲|color=black}} اما {{روخط|خداوند}} تو را فطانت و فهم عطا فرماید و تو را دربارهٔ اسرائیل وصیت نماید تا شریعت یهُوَه خدای خود را نگاه داری * {{verse|۲۲|۱۳|color=black}} آنگاه اگر متوجه شده فرایض و احکامی را که {{روخط|خداوند}} بموسی دربارهٔ اسرائیل امر فرموده است بعمل آوری کامیاب خواهی شد پس قوی و دلیر باش و ترسان و هراسان مشو * {{verse|۲۲|۱۴|color=black}} و اینک من در تنگی خود صد هزار وزنهٔ طلا و صد هزار وزنهٔ نقره و برنج و آهن اینقدر زیاده که بوزن نیاید برای خانهٔ {{روخط|خداوند}} حاضر کردهام و چوب و سنگ نیز مهیا ساختهام و تو بر آنها مزید کن * {{verse|۲۲|۱۵|color=black}} و نزد تو عملهٔ بسیارند از سنگبران و سنگتراشان و نجاران و اشخاص هنرمند برای هر صنعتی * {{verse|۲۲|۱۶|color=black}} طلا و نقره و برنج و آهن بیشمار است پس برخیز و مشغول باش و {{روخط|خداوند}} همراه تو باد * {{verse|۲۲|۱۷|color=black}} و داود تمامی سروران اسرائیل را امرفرمود که پسرش سلیمان را اعانت نمایند * {{verse|۲۲|۱۸|color=black}} و گفت آیا یهُوَه خدای شما با شما نیست و آیا شما را از هر طرف آرامی نداده است زیرا ساکنان زمین را بدست من تسلیم کرده است و زمین بحضور {{روخط|خداوند}} و بحضور قوم او مغلوب شده است * {{verse|۲۲|۱۹|color=black}} پس حال دلها و جانهای خود را متوجه سازید تا یهُوَه خدای<noinclude></noinclude> 5mp5e4vlousoyyiymmnqe927q0lclvd برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۶۷ 104 88149 288421 2026-06-20T16:16:34Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «خویش را بطلبید و برخاسته مَقْدس یهُوَه خدای خویش را بنا نمایید تا تابوت عهد {{روخط|خداوند}} و آلات مقدس خدا را بخانهای که بجهت اسم یهُوَه بنا میشود درآورید * {{وسط|{{روخط|باب بیست و سوم}}}} {{فصل|۲۳}} {{verse|۲۳|۱|color=black}} و چون داود پیر و سالخورده شد پسر خو...» ایجاد کرد 288421 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خویش را بطلبید و برخاسته مَقْدس یهُوَه خدای خویش را بنا نمایید تا تابوت عهد {{روخط|خداوند}} و آلات مقدس خدا را بخانهای که بجهت اسم یهُوَه بنا میشود درآورید * {{وسط|{{روخط|باب بیست و سوم}}}} {{فصل|۲۳}} {{verse|۲۳|۱|color=black}} و چون داود پیر و سالخورده شد پسر خود سُلیمان را بپادشاهی اسرائیل نصب نمود * {{verse|۲۳|۲|color=black}} و تمامی سروران اسرائیل و کاهنان و لاویان را جمع کرد * {{verse|۲۳|۳|color=black}} و لاویان از سی ساله و بالاتر شمرده شدند و عدد ایشان برحسب سرهای مردان ایشان سی و هشت هزار بود * {{verse|۲۳|۴|color=black}} از ایشان بیست و چهار هزار بجهت نظارت عمل خانهٔ {{روخط|خداوند}} و شش هزار سروران و داوران بودند * {{verse|۲۳|۵|color=black}} و چهار هزار دربانان و چهار هزار نفر بودند که {{روخط|خداوند}} را بآلاتی که بجهت تسبیح ساخته شد تسبیح خواندند * {{verse|۲۳|۶|color=black}} و داود ایشان را برحسب پسران لاوی یعنی جَرْشون و قَهات و مَراری بفرقهها تقسیم نمود * {{verse|۲۳|۷|color=black}} از جَرْشونیان لَعْدان و شِمْعی * {{verse|۲۳|۸|color=black}} پسران لَعْدان اول یحیئیل و زیتام و سومین یوئیل * {{verse|۲۳|۹|color=black}} پسران شِمْعی شَلُومِیت و حَزِیئِیل و هاران سه نفر اینانرؤسای خاندانهای آبای لَعْدان بودند * {{verse|۲۳|۱۰|color=black}} و پسران شِمْعی یحَت و زینا و یعُوش و بَریعَه اینان چهار پسر شِمْعی بودند * {{verse|۲۳|۱۱|color=black}} و یحَت اولین و زیزا دومین و یعُوش و بَرِیعَه پسران بسیار نداشتند از این سبب یک خاندان آبا از ایشان شمرده شد * {{verse|۲۳|۱۲|color=black}} پسران قَهات عَمْرام و یصْهار و حَبْرُون و عُزّیئیل چهار نفر * {{verse|۲۳|۱۳|color=black}} پسران عَمْرام هارون و موسی و هارون ممتاز شد تا او و پسرانش قدسالاقداس را پیوسته تقدیس نمایند و بحضور {{روخط|خداوند}} بخور بسوزانند و او را خدمت نمایند و باسم او همیشهٔ اوقات برکت دهند * {{verse|۲۳|۱۴|color=black}} و پسران موسی مرد خدا با سبط لاوی نامیده شدند * {{verse|۲۳|۱۵|color=black}} پسران موسی جَرْشُوم و اَلِعازار * {{verse|۲۳|۱۶|color=black}} از پسران جَرْشُوم شَبُوئیل رئیس بود * {{verse|۲۳|۱۷|color=black}} و از پسران اَلِعازار رَحَبْیا رئیس بود و اَلِعازار را پسر دیگر نبود اما پسران رَحَبْیا بسیار زیاد بودند * {{verse|۲۳|۱۸|color=black}} از پسران یصْهار شَلُومیت رئیس بود * {{verse|۲۳|۱۹|color=black}} پسران حَبْرُون اولین یرِیا و دومین اَمَرْیا و سومین یحزِیئیل و چهارمین یقْمَعام * {{verse|۲۳|۲۰|color=black}} پسران عُزّیئیل اولین میکا و دومین یشِّیا * {{verse|۲۳|۲۱|color=black}} پسران مَراری مَحْلی و مُوشِی و پسران مَحْلِی اَلِعازار و قَیس * {{verse|۲۳|۲۲|color=black}} و اَلِعازار مُرد و او را پسری نبود لیکن دختران داشت و برادران ایشان پسرانِ قَیس ایشان را بزنی گرفتند * {{verse|۲۳|۲۳|color=black}} پسران مُوشِی<noinclude></noinclude> 3yjpix3rqgtmkgfaawh8q618wc8lkvi برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۶۸ 104 88150 288422 2026-06-20T16:17:10Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «مَحْلی و عادَر و یرْیمُوت سه نفر بودند * {{verse|۲۳|۲۴|color=black}} اینان پسران لاوی موافق خاندانهای آبای خود و رؤسای خاندانهای آبا از آنانی که شمرده شدند برحسب شمارهٔ اسمای سرهای خود بودند که از بیست ساله و بالاتر در عمل خدمت خانهٔ {{روخط|خداوند}} میپرد...» ایجاد کرد 288422 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>مَحْلی و عادَر و یرْیمُوت سه نفر بودند * {{verse|۲۳|۲۴|color=black}} اینان پسران لاوی موافق خاندانهای آبای خود و رؤسای خاندانهای آبا از آنانی که شمرده شدند برحسب شمارهٔ اسمای سرهای خود بودند که از بیست ساله و بالاتر در عمل خدمت خانهٔ {{روخط|خداوند}} میپرداختند * {{verse|۲۳|۲۵|color=black}} زیرا که داود گفتیهُوَه خدای اسرائیل قوم خویش را آرامی داده است و او در اورشلیم تا بابد ساکن میباشد * {{verse|۲۳|۲۶|color=black}} و نیز لاویان را دیگر لازم نیست که مسکن و همهٔ اسباب خدمت را بردارند * {{verse|۲۳|۲۷|color=black}} لهذا برحسب فرمان آخر داود پسران لاوی از بیست ساله و بالاتر شمرده شدند * {{verse|۲۳|۲۸|color=black}} زیرا که منصب ایشان بطرف بنیهارون بود تا خانهٔ {{روخط|خداوند}} را خدمت نمایند در صحنها و حجرهها و برای تطهیر همهٔ چیزهای مقدس و عمل خدمت خانهٔ خدا * {{verse|۲۳|۲۹|color=black}} و بر نان تَقْدِمه و آرد نرم بجهت هدیهٔ آردی و قرصهای فطیر و آنچه بر ساج پخته میشود و رَبیکهها و بر همهٔ کیلها و وزنها * {{verse|۲۳|۳۰|color=black}} و تا هر صبح برای تسبیح و حمد {{روخط|خداوند}} حاضر شوند و همچنین هر شام * {{verse|۲۳|۳۱|color=black}} و بجهت گذرانیدن همهٔ قربانیهای سوختنی برای {{روخط|خداوند}} در هر روز سبت و غرّهها و عیدها برحسب شماره و بر وفق قانون آنها دائماً بحضور {{روخط|خداوند}} * {{verse|۲۳|۳۲|color=black}} و برای نگاه داشتن وظیفه خیمهٔ اجتماع و وظیفهٔ قدس و وظیفهٔ برادران خود بنیهارون در خدمت خانهٔ {{روخط|خداوند}} * {{وسط|{{روخط|باب بیست و چهارم}}}} {{فصل|۲۴}} {{verse|۲۴|۱|color=black}} و این است فرقههای بنیهارون پسران هارون ناداب و اَبِیهُو و اَلِعازار و ایتامار * {{verse|۲۴|۲|color=black}} و ناداب و اَبِیهُو قبل از پدر خود مُردند و پسری نداشتند پس اَلِعازار و ایتامار بکهانت پرداختند * {{verse|۲۴|۳|color=black}} و داود با صادوق که از بنیاَلِعازار بود و اَخِیمَلَک که از بنیایتامار بود ایشان را برحسب وکالت ایشان بر خدمت ایشان تقسیم کردند * {{verse|۲۴|۴|color=black}} و از پسران اَلِعازار مردانی که قابل ریاست بودندزیاده از بنیایتامار یافت شدند پس شانزده رئیس خاندان آبا از بنیاَلِعازار و هشت رئیس خاندان آبا از بنیایتامار معین کردند * {{verse|۲۴|۵|color=black}} پس اینان با آنان بحسب قرعه معین شدند زیرا که رؤسای قدس و رؤسای خانهٔ خدا هم از بنیاَلِعازار و هم از بنیایتامار بودند * {{verse|۲۴|۶|color=black}} و شَمَعْیا ابن نَتَنْئیل کاتب که از بنیلاوی بود اسمهای ایشان را بحضور پادشاه و سروران و صادوق کاهن و اَخِیمَلَک بن ابیاتار و رؤسای خاندان آبای کاهنان و لاویان<noinclude></noinclude> dp4hgv626dln3ow4hzrg4x1pkefry6g برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۶۹ 104 88151 288423 2026-06-20T16:17:44Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «نوشت و یک خاندان آبا بجهت اَلِعازار گرفته شد و یک بجهت ایتامار گرفته شد * {{verse|۲۴|۷|color=black}} و قرعه اول برای یهُویاریب بیرون آمد و دوم برای یدَعْیا * {{verse|۲۴|۸|color=black}} و سوم برای حاریم و چهارم برای سعُوریم * {{verse|۲۴|۹|color=black}} و پنجم برای مَلْکیه و ششم...» ایجاد کرد 288423 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نوشت و یک خاندان آبا بجهت اَلِعازار گرفته شد و یک بجهت ایتامار گرفته شد * {{verse|۲۴|۷|color=black}} و قرعه اول برای یهُویاریب بیرون آمد و دوم برای یدَعْیا * {{verse|۲۴|۸|color=black}} و سوم برای حاریم و چهارم برای سعُوریم * {{verse|۲۴|۹|color=black}} و پنجم برای مَلْکیه و ششم برای مَیامین * {{verse|۲۴|۱۰|color=black}} و هفتم برای هَقُّوص و هشتم برای اَبِیا * {{verse|۲۴|۱۱|color=black}} و نهم برای یشُوع و دهم برای شَکُنْیا * {{verse|۲۴|۱۲|color=black}} و یازدهم برای اَلْیاشیب و دوازدهم برای یاقیم * {{verse|۲۴|۱۳|color=black}} و سیزدهم برای حُفَّه و چهاردهم برای یشَبْآب * {{verse|۲۴|۱۴|color=black}} و پانزدهم برای بِلْجَه و شانزدهم برای اِمیر * {{verse|۲۴|۱۵|color=black}} و هفدهم برای حیزیر و هجدهم برای هِفْصیص * {{verse|۲۴|۱۶|color=black}} و نوزدهم برای فَتَحْیا و بیستم برای یحَزْقیئیل * {{verse|۲۴|۱۷|color=black}} و بیست و یکم برای یاکین و بیست و دوم برای جامُول * {{verse|۲۴|۱۸|color=black}} و بیست و سوم برای دَلایا و بیست و چهارم برای مَعَزْیا * {{verse|۲۴|۱۹|color=black}} پس این است وظیفهها و خدمتهای ایشان بجهت داخل شدن در خانهٔ {{روخط|خداوند}} برحسب قانونی که بواسطهٔ پدر ایشان هارون موافق فرمان یهُوَه خدای اسرائیل بایشان داده شد * {{verse|۲۴|۲۰|color=black}} و اما دربارهٔ بقیهٔ بنیلاوی از بنیعَمْرام شُوبائیل و از بنیشوبائیل یحَدْیا * {{verse|۲۴|۲۱|color=black}} و اما رَحَبْیااز بنیرَحَبْیا یشِیای رئیس * {{verse|۲۴|۲۲|color=black}} و از بنییصْهار شَلُومُوت و از بنیشَلُومُوت یحَت * {{verse|۲۴|۲۳|color=black}} و از بنیحَبْرُون یریا و دومین اَمَرْیا و سومین یحْزیئیل و چهارمین یقْمَعام * {{verse|۲۴|۲۴|color=black}} از بنیعُزّیئیل میکا و از بنیمیکا شامیر * {{verse|۲۴|۲۵|color=black}} و برادر میکا یشِیا و از بنییشِیا زکریا * {{verse|۲۴|۲۶|color=black}} و از بنیمَراری مَحْلی و مُوشِی و پسرِ یعْزیا بَنُو * {{verse|۲۴|۲۷|color=black}} و از بنیمَراری پسران یعْزیا بَنُو و شُوهَمْ و زَکُّور و عِبْری * {{verse|۲۴|۲۸|color=black}} و پسر مَحْلی اَلِعازار و او را فرزندی نَبُود * {{verse|۲۴|۲۹|color=black}} و اما قَیس از بنیقَیس یرَحْمیئیل * {{verse|۲۴|۳۰|color=black}} و از بنیمُوشِی مَحْلی و عادَر و یریمُوت اینان برحسب خاندان آبای ایشان بنیلاوی میباشند * {{verse|۲۴|۳۱|color=black}} ایشان نیز مثل برادران خود بنیهارون بحضور داود پادشاه و صادوق و اَخِیمَلَک و رؤسای آبای کَهَنَه و لاویان قرعه انداختند یعنی خاندانهای آبای برادر بزرگتر برابر خاندانهای کوچکتر او بودند * {{وسط|{{روخط|باب بیست و پنجم}}}} {{فصل|۲۵}} {{verse|۲۵|۱|color=black}} و داود و سرداران لشکر بعضی از پسران آساف و هِیمان و یدُوتُون را بجهت خدمت جدا ساختند تا با بربط و عود و سنج نبوت نمایند و شمارهٔ آنانی که برحسب خدمت خود بکار میپرداختند این است * {{verse|۲۵|۲|color=black}} و اما از بنیآساف زَکُّور و یوسف و نَتَنْیا<noinclude></noinclude> 5yclpxv4qirw8tltd1scbwuzlujnies برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۷۰ 104 88152 288424 2026-06-20T16:18:05Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و اَشْرَئیلَه پسران آساف زیر حکم آساف بودند که برحسب فرمان پادشاه نبوت مینمود * {{verse|۲۵|۳|color=black}} و از یدُوتُون پسران یدُوتُون جَدَلْیا و صَرِی و اَشْعیا و حَشَبْیا و مَتَّتْیا شش نفر زیر حکم پدر خویش یدُوتُون با بربطها بودند که با حمد و تسبیح {{...» ایجاد کرد 288424 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و اَشْرَئیلَه پسران آساف زیر حکم آساف بودند که برحسب فرمان پادشاه نبوت مینمود * {{verse|۲۵|۳|color=black}} و از یدُوتُون پسران یدُوتُون جَدَلْیا و صَرِی و اَشْعیا و حَشَبْیا و مَتَّتْیا شش نفر زیر حکم پدر خویش یدُوتُون با بربطها بودند که با حمد و تسبیح {{روخط|خداوند}} نبوت مینمود * {{verse|۲۵|۴|color=black}} و از هَیمان پسران هَیمان بُقِّیا و مَتَنْیا و عُزّیئیل و شَبُوئیل و یریموت و حَنَنْیا و حَنانی و اَلِیآتَه و جدَّلْتِی و رُومَمْتِیعَزَر و یشْبِقاشَه ومَلُّوتِی و هُوتیر و مَحْزِیوت * {{verse|۲۵|۵|color=black}} جمیع اینها پسران هِیمان بودند که در کلام خدا بجهت برافراشتن بوق رائی پادشاه بود و خدا بهِیمان چهارده پسر و سه دختر داد * {{verse|۲۵|۶|color=black}} جمیع اینها زیر فرمان پدران خویش بودند تا در خانهٔ {{روخط|خداوند}} با سنج و عود و بربط بسرایند و زیر دست پادشاه و آساف و یدُوتُون و هِیمان بخدمت خانهٔ خدا بپردازند * {{verse|۲۵|۷|color=black}} و شمارهٔ ایشان با برادران ایشان که سراییدن را بجهت {{روخط|خداوند}} آموخته بودند یعنی همهٔ کسان ماهر دویست و هشتاد و هشت نفر بودند * {{verse|۲۵|۸|color=black}} و برای وظیفههای خود کوچک با بزرگ و معلم با تلمیذ علیالسویه قرعه انداختند * {{verse|۲۵|۹|color=black}} پس قرعه اولِ بنیآساف برای یوسف بیرون آمد و قرعه دوم برای جَدَلْیا و او و برادرانش و پسرانش دوازده نفر بودند * {{verse|۲۵|۱۰|color=black}} و سوم برای زَکّور و پسران و برادران او دوازده نفر * {{verse|۲۵|۱۱|color=black}} و چهارم برای یصْرِی و پسران و برادران او دوازده نفر * {{verse|۲۵|۱۲|color=black}} و پنجم برای نَتَنْیا و پسران و برادران او دوازده نفر * {{verse|۲۵|۱۳|color=black}} و ششم برای بُقِّیا و پسران و برادران او دوازده نفر * {{verse|۲۵|۱۴|color=black}} و هفتم برای یشَرْئیله و پسران و برادران او دوازده نفر * {{verse|۲۵|۱۵|color=black}} و هشتم برای اِشَعْیا و پسران و برادران او دوازده نفر * {{verse|۲۵|۱۶|color=black}} و نهم برای مَتَنْیا و پسران و برادران او دوازده نفر * {{verse|۲۵|۱۷|color=black}} و دهم برای شِمْعی و پسران و برادران او دوازده نفر * {{verse|۲۵|۱۸|color=black}} و یازدهم برای عَزَرْئیل و پسران و برادران او دوازده نفر * {{verse|۲۵|۱۹|color=black}} و دوازدهم برای حَشَبْیا و پسران و برادران او دوازده نفر * {{verse|۲۵|۲۰|color=black}} و سیزدهم برای شُوبائیل و پسران و برادران او دوازده نفر * {{verse|۲۵|۲۱|color=black}} و چهاردهم برای مَتَّتْیا و پسران و برادران او دوازده نفر * {{verse|۲۵|۲۲|color=black}} و پانزدهم برای یریموت و پسران و برادران او دوازده نفر * {{verse|۲۵|۲۳|color=black}} و شانزدهم برای حَنَنْیا و پسران و برادران او دوازده نفر * {{verse|۲۵|۲۴|color=black}} و هفدهم برای یشْبَقاشه و پسران و برادران او دوازده نفر * {{verse|۲۵|۲۵|color=black}} و هجدهم برای حَنانِی و پسران و برادران او دوازده نفر * {{verse|۲۵|۲۶|color=black}} و نوزدهم برای مَلوتی و پسران و برادران او دوازده نفر * {{verse|۲۵|۲۷|color=black}} و بیستم برای<noinclude></noinclude> 8jl9u9a4jhmg6y363fvm5xdlwqwinrc برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۷۱ 104 88153 288425 2026-06-20T16:18:30Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «اِیلِیآتَه و پسران و برادران او دوازده نفر * {{verse|۲۵|۲۸|color=black}} و بیست و یکم برای هُوتیر و پسران و برادران او دوازده نفر * {{verse|۲۵|۲۹|color=black}} و بیست و دوم برای جِدَّلْتِی و پسران و برادران او دوازده نفر * {{verse|۲۵|۳۰|color=black}} و بیست و سوم برای مَحْزِیوت...» ایجاد کرد 288425 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>اِیلِیآتَه و پسران و برادران او دوازده نفر * {{verse|۲۵|۲۸|color=black}} و بیست و یکم برای هُوتیر و پسران و برادران او دوازده نفر * {{verse|۲۵|۲۹|color=black}} و بیست و دوم برای جِدَّلْتِی و پسران و برادران او دوازده نفر * {{verse|۲۵|۳۰|color=black}} و بیست و سوم برای مَحْزِیوت و پسران و برادران او دوازده نفر * {{verse|۲۵|۳۱|color=black}} و بیست و چهارم برای رُومَمْتِیعَزَر و پسران و برادران او دوازده نفر * {{وسط|{{روخط|باب بیست و ششم}}}} {{فصل|۲۶}} {{verse|۲۶|۱|color=black}} و اما فرقههای دربانان پس از قُوْرَحیانمَشَلَمْیا ابن قُورِی که از بنیآساف بود * {{verse|۲۶|۲|color=black}} و مَشَلَمْیا را پسران بود نخستزادهاش زکریا و دوم یدیعْیئیل و سوم زَبَدْیا و چهارم یتْنِیئیل * {{verse|۲۶|۳|color=black}} و پنجم عِیلام و ششم یهُوحانان و هفتم اَلِیهُوعِینای * {{verse|۲۶|۴|color=black}} و عُوبِید اَدُوم را پسران بود نخستزادهاش شَمَعْیا و دوم یهُوزاباد و سوم یوآخ و چهارم ساکار و پنجم نَتَنْئیل * {{verse|۲۶|۵|color=black}} و ششم عَمّیئیل و هفتم یسّاکار و هشتم فَعَلْتای زیرا خدا او را برکت داده بود * {{verse|۲۶|۶|color=black}} و برای پسرش شَمَعْیا پسرانی که بر خاندان آبای خویش تسلط یافتند زاییده شدند زیرا که ایشان مردان قوی شجاع بودند * {{verse|۲۶|۷|color=black}} پسران شَمَعْیا عُتْنِی و رَفائیل و عُوبید و اَلْزاباد که برادران او مردان شجاع بودند و اَلِیهُو و سَمَکْیا * {{verse|۲۶|۸|color=black}} جمیع اینها از بنیعُوبید اَدُوم بودند و ایشان با پسران و برادران ایشان در قوتِ خدمتمردان قابل بودند یعنی شصت و دو نفر از اولاد عوبید اَدُوم * {{verse|۲۶|۹|color=black}} و مَشَلَمْیا هجده نفر مردان قابل از پسران و برادران خود داشت * {{verse|۲۶|۱۰|color=black}} و حُوسَه که از بنیمَراری بود پسران داشت که شِمْرِی رئیس ایشان بود زیرا اگر چه نخستزاده نبود پدرش او را رئیس ساخت * {{verse|۲۶|۱۱|color=black}} و دوم حِلْقیا و سوم طَبَلْیا و چهارم زکریا و جمیع پسران و برادران حُوسَه سیزده نفر بودند * {{verse|۲۶|۱۲|color=black}} و باینان یعنی برؤسای ایشان فرقههای دربانان داده شد و وظیفههای ایشان مثل برادران ایشان بود تا در خانهٔ {{روخط|خداوند}} خدمت نمایند * {{verse|۲۶|۱۳|color=black}} و ایشان از کوچک و بزرگ برحسب خاندان آبای خویش برای هر دروازه قرعه انداختند * {{verse|۲۶|۱۴|color=black}} و قرعهٔ شرقی بشَلَمْیا افتاد و بعد از او برای پسرش زکریا که مُشیرِ دانا بود قرعه انداختند و قرعهٔ او بسمت شمال بیرون آمد * {{verse|۲۶|۱۵|color=black}} و برای عُوبید اَدُوم قرعه جنوبی و برای پسرانش قرعهٔ بیتالمـال * {{verse|۲۶|۱۶|color=black}} و برای شُفّیـم و حُوسَه قرعه مغربـی نـزد دروازه شَلَکَتْ در جـادهای که سـر بالا میرفت<noinclude></noinclude> 7pbq0aetoiicvgipbe1c3u6eva3qv1x برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۷۲ 104 88154 288426 2026-06-20T16:18:56Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و محرس این مقابل محرس آن بود * {{verse|۲۶|۱۷|color=black}} و بطرف شرقی شش نفر از لاویان بودند و بطرف شمال هر روزه چهار نفر و بطرف جنوب هر روزه چهار نفر و نزد بیتالمال جفتجفت * {{verse|۲۶|۱۸|color=black}} و بطرف غربی فَرْوار برای جادهٔ سربالا چهارنفـر و برای فَرْوار د...» ایجاد کرد 288426 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و محرس این مقابل محرس آن بود * {{verse|۲۶|۱۷|color=black}} و بطرف شرقی شش نفر از لاویان بودند و بطرف شمال هر روزه چهار نفر و بطرف جنوب هر روزه چهار نفر و نزد بیتالمال جفتجفت * {{verse|۲۶|۱۸|color=black}} و بطرف غربی فَرْوار برای جادهٔ سربالا چهارنفـر و برای فَرْوار دو نفـر * {{verse|۲۶|۱۹|color=black}} اینهـا فرقههـای دربانان از بنیقُوْرَح و از بنیمَراری بودند * {{verse|۲۶|۲۰|color=black}} و اما از لاویان اَخِیا بر خزانهٔ خانهٔ خدا و بر خزانهٔ موقوفات بود * {{verse|۲۶|۲۱|color=black}} و اما بنیلادان از پسرانلادان جَرْشونی رؤسای خاندان آبای لادان یحیئیلی جَرْشونی * {{verse|۲۶|۲۲|color=black}} پسران یحْیئیلی زیتام و برادرش یوئیل بر خزانهٔ خانهٔ {{روخط|خداوند}} بودند * {{verse|۲۶|۲۳|color=black}} از عَمْرامیان و از یصْهاریان و از حَبْرُونیان و از عُزّیئیلیان * {{verse|۲۶|۲۴|color=black}} و شَبُوئیل بن جَرْشُوم بن موسی ناظر خزانهها بود * {{verse|۲۶|۲۵|color=black}} و از برادرانش بنیاَلِعازار پسرش رَحَبْیا و پسرش اَشْعَیا و پسرش یورام و پسرش زِکْرِی و پسرش شَلُومیت * {{verse|۲۶|۲۶|color=black}} این شَلُومیت و برادرانش بر جمیع خزائن موقوفاتی که داود پادشاه وقف کرده بود و رؤسای آبا و رؤسای هزارهها و صدهها و سرداران لشکر بودند * {{verse|۲۶|۲۷|color=black}} از جنگها و غنیمتها وقف کردند تا خانهٔ {{روخط|خداوند}} را تعمیر نمایند * {{verse|۲۶|۲۸|color=black}} و هر آنچه سموئیل رائی و شاؤل بن قَیس و اَبْنیر بن نیر و یوآب بن صَرُویه وقف کرده بودند و هر چه هرکس وقف کرده بود زیر دست شَلُومیت و برادرانش بود * {{verse|۲۶|۲۹|color=black}} و از یصْهاریان کَنَنْیا و پسرانش برای اعمال خارجهٔ اسرائیل صاحبان منصب و داوران بودند * {{verse|۲۶|۳۰|color=black}} و از حَبْرُونیان حَشَبْیا و برادرانش هزار و هفتصد نفر مردان شجاع بآن طرف اُرْدُن بسمت مغرب بجهت هر کار {{روخط|خداوند}} و بجهت خدمت پادشاه بر اسرائیل گماشته شده بودند * {{verse|۲۶|۳۱|color=black}} از حَبْرُونیان برحسب انساب آبای ایشان یریا رئیس حَبْرُونیان بود و در سال چهلم سلطنت داود طلبیده شدند و در میان ایشان مردان شجاع در یعْزیر جِلْعاد یافت شدند * {{verse|۲۶|۳۲|color=black}} و از برادرانش دو هزار و هفتصد مرد شجاع و رئیس آبا بودند پس داود پادشاه ایشان را بر رؤبینیان و جادیان و نصف سبط مَنَّسی برای همهٔ امور خدا و امور پادشاه گماشت * {{وسط|{{روخط|باب بیست و هفتم}}}} {{فصل|۲۷}} {{verse|۲۷|۱|color=black}} و از بنی اسرائیل برحسب شماره ایشاناز رؤسای آبا و رؤسای هزاره و صده و صاحبان منصب که پادشاه را در همهٔ امور فرقههای داخله و خارجه ماه بماه در همهٔ<noinclude></noinclude> 8t0zwxxxmakf96su6s5o9f5m2p8bov3 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۷۳ 104 88155 288427 2026-06-20T16:19:18Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «ماههای سال خدمت میکردند هر فرقه بیست و چهار هزار نفر بودند * {{verse|۲۷|۲|color=black}} و بر فرقهٔ اول برای ماه اول یشُبْعام بن زَبْدِیئیل بود و در فرقهٔ او بیست و چهار هزار نفر بودند * {{verse|۲۷|۳|color=black}} او از پسران فارَص رئیس جمیع رؤسای لشکر بجهت ماه اول بو...» ایجاد کرد 288427 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ماههای سال خدمت میکردند هر فرقه بیست و چهار هزار نفر بودند * {{verse|۲۷|۲|color=black}} و بر فرقهٔ اول برای ماه اول یشُبْعام بن زَبْدِیئیل بود و در فرقهٔ او بیست و چهار هزار نفر بودند * {{verse|۲۷|۳|color=black}} او از پسران فارَص رئیس جمیع رؤسای لشکر بجهت ماه اول بود * {{verse|۲۷|۴|color=black}} و بر فرقهٔ ماه دوم دُودای اَخُوخِی و از فرقهٔ او مَقْلُوت رئیس بود و در فرقهٔ او بیست و چهار هزار نفر بودند * {{verse|۲۷|۵|color=black}} و رئیس لشکر سوم برای ماه سوم بنایا ابن یهُویاداع کاهن بزرگ بود و در فرقهٔ او بیست و چهار هزار نفر بودند * {{verse|۲۷|۶|color=black}} این همان بنایا است که در میان آن سی نفر بزرگ بود و بر آن سی نفر برتری داشت و از فرقهٔ او پسرش عَمّیزاباد بود * {{verse|۲۷|۷|color=black}} و رئیس چهارم برای ماه چهارم عَسائیل برادر یوآب و بعد از او برادرش زَبَدْیا بود و در فرقهٔ او بیست و چهار هزار نفر بودند * {{verse|۲۷|۸|color=black}} و رئیس پنجم برای ماه پنجم شَمْهُوتِ یزْراحی بود و در فرقهٔ او بیست و چهار هزار نفر بودند * {{verse|۲۷|۹|color=black}} و رئیس ششم برای ماه ششم عیرا ابن عِقّیش تَقُّوعِی بود و در فرقهٔ او بیست و چهار هزار نفر بودند * {{verse|۲۷|۱۰|color=black}} و رئیس هفتم برای ماه هفتم حالَصِ فَلُونِی از بنیافرایم بود و در فرقهٔ او بیست و چهار هزار نفر بودند * {{verse|۲۷|۱۱|color=black}} و رئیس هشتم برای ماه هشتم سِبْکای حُوشاتِی از زارَحیان بود و در فرقهٔ او بیست و چهار هزار نفر بودند * {{verse|۲۷|۱۲|color=black}} و رئیس نهم برای ماه نهم اَبیعَزَرِ عَناتوتِی ازبنیبنیامین بود و در فرقه او بیست و چهار هزار نفر بودند * {{verse|۲۷|۱۳|color=black}} و رئیس دهم برای ماه دهم مَهْرای نَطُوفاتی از زارَحیان بود و در فرقهٔ او بیست و چهار هزار نفر بودند * {{verse|۲۷|۱۴|color=black}} و رئیس یازدهم برای ماه یازدهم بنایای فِرعاتونی از بنیافرایم بود و در فرقهٔ او بیست و چهار هزار نفر بودند * {{verse|۲۷|۱۵|color=black}} و رئیس دوازدهم برای ماه دوازدهم خَلْدای نَطُوفاتی از بنیعُتْنِیئیل و در فرقهٔ او بیست و چهار هزار نفر بودند * {{verse|۲۷|۱۶|color=black}} و اما رؤسای اسباط بنی اسرائیل رئیس رؤبینیان اَلِعازار بن زِکْرِی و رئیس شَمْعونیان شَفَطْیا ابن مَعْکَه * {{verse|۲۷|۱۷|color=black}} و رئیس لاویان عَشَبْیا ابن قَمُوئیل و رئیس بنیهارون صادوق * {{verse|۲۷|۱۸|color=black}} و رئیس یهودا اَلِیهُو از برادران داود و رئیس یسّاکار عُمْرِی ابن میکائیل * {{verse|۲۷|۱۹|color=black}} و رئیس زبولون یشْمَعْیا ابن عُوبَدْیا و رئیس نَفْتالی یریموت بن عَزْریئیل * {{verse|۲۷|۲۰|color=black}} و رئیس بنیافرایم هُوشَع بن عَزَرْیا و رئیس نصف سبط مَنَّسی یوئیل بن فَدایا * {{verse|۲۷|۲۱|color=black}} و رئیس نصف سبط مَنَّسی در جِلْعاد یدُّو ابن زکریا و رئیس بنیامین یعْسیئیل بن اَبْنیر * {{verse|۲۷|۲۲|color=black}} و رئیس دان عَزَرْئیل بن یرُوحام اینها رؤسای<noinclude></noinclude> 345ev1xgimmgzjlxvaq1xl29acj5mb9 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۷۴ 104 88156 288428 2026-06-20T16:20:10Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «اسباط اسرائبل بودند * {{verse|۲۷|۲۳|color=black}} و داود شمارهٔ کسانی که بیست ساله و کمتر بودند نگرفت زیرا {{روخط|خداوند}} وعده داده بود که اسرائیل را مثل ستارگان آسمان کثیر گرداند * {{verse|۲۷|۲۴|color=black}} و یوآب بن صَرُویه آغاز شمردن نمود اما باتمام نرسانید و ا...» ایجاد کرد 288428 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>اسباط اسرائبل بودند * {{verse|۲۷|۲۳|color=black}} و داود شمارهٔ کسانی که بیست ساله و کمتر بودند نگرفت زیرا {{روخط|خداوند}} وعده داده بود که اسرائیل را مثل ستارگان آسمان کثیر گرداند * {{verse|۲۷|۲۴|color=black}} و یوآب بن صَرُویه آغاز شمردن نمود اما باتمام نرسانید و از این جهت غضب بر اسرائیل وارد شد و شماره آنها در دفتر اخبار ایام پادشاه ثبت نشد * {{verse|۲۷|۲۵|color=black}} و ناظر انبارهای پادشاه عَزْمُوت بن عَدِیئیل بود و ناظر انبارهای مزرعهها که در شهرها و در دهات و در قلعهها بود یهوناتان بنعُزّیا بود * {{verse|۲۷|۲۶|color=black}} و ناظر عملجات مزرعهها که کار زمین میکردند عَزْرِی ابن کَلُوب بود * {{verse|۲۷|۲۷|color=black}} وناظر تاکستانها شِمْعی راماتی بود و ناظر محصول تاکستانها و انبارهای شراب زَبْدِی شِفْماتی بود * {{verse|۲۷|۲۸|color=black}} و ناظر درختان زیتون و افراغ که در همواری بود بَعْل حانانِ جدِیری بود و ناظر انبارهای روغن یوآش بود * {{verse|۲۷|۲۹|color=black}} و ناظر رمههائی که در شارون میچریدند شِطْرای شارونی بود و ناظر رمههائی که در وادیها بودند شافاط بن عَدْلائی بود * {{verse|۲۷|۳۰|color=black}} و ناظر شتران عُوبیلِ اسمعیلی بود و ناظر الاغها یحَدْیای میرونوتی بود * {{verse|۲۷|۳۱|color=black}} و ناظر گلهها یازیز هاجری بود جمیع اینان ناظران اندوختههای داود پادشاه بودند * {{verse|۲۷|۳۲|color=black}} و یهُوناتان عموی داود مشیر و مرد دانا و فقیه بود و یحیئیل بن حَکْمُونی همراه پسران پادشاه بود * {{verse|۲۷|۳۳|color=black}} اَخْیتُوفَلْ مشیر پادشاه و حوشای اَرْکِی دوست پادشاه بود * {{verse|۲۷|۳۴|color=black}} و بعد از اَخِیتُوفَل یهُویاداع بن بنایا و اَبْیاتار بودند و سردار لشکر پادشاه یوآب بود * {{وسط|{{روخط|باب بیست و هشتم}}}} {{فصل|۲۸}} {{verse|۲۸|۱|color=black}} و داود جمیع روسای اسرائیل را از روسای اسباط و روسای فرقه هائی که پادشاه را خدمت میکردند و روسای هزاره و روسای صده و ناظران همهٔ اندوخته ها و اموال پادشاه و پسرانش را با خواجه سرایان و شجاعان و جمیع مردان جنگی در اورشلیم جمع کرد * {{verse|۲۸|۲|color=black}} پس داود پادشاه بر پا ایستاده گفت ای برادرانم و ای قوم من مرا بشنوید من اراده داشتم خانه ای که آرامگاه تابوت عهد {{روخط|خداوند}} و پای انداز پایهای خدای ما باشد بنا نمایم و برای بنای آن تدارک دیده بودم * {{verse|۲۸|۳|color=black}} لیکن خدا مرا گفت تو خانه ای بجهت اسم من بنا نخواهی نمود زیرا مرد جنگی هستی و خون ریخته ای * {{verse|۲۸|۴|color=black}} لیکن یهوه خدای اسرائیل مرا از تمامی خاندان پدرم برگزیده است که بر اسرائیل تا بابد پادشاه بشوم<noinclude></noinclude> n7msrp01hua8vvrxz3fh0h60ie9sjmx برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۷۵ 104 88157 288429 2026-06-20T16:20:47Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «زیرا که یهودا را برای ریاست اختیار کرد و از خاندان یهودا خاندان پدر مرا و از فرزندان پدرم مرا پسند کرد تا مرا بر تمامی اسرائیل بپادشاهی نصب نماید * {{verse|۲۸|۵|color=black}} و از جمیع پسران من زیرا {{روخط|خداوند}} پسران زیاد بمن داده است پسرم سلیمان را برگ...» ایجاد کرد 288429 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>زیرا که یهودا را برای ریاست اختیار کرد و از خاندان یهودا خاندان پدر مرا و از فرزندان پدرم مرا پسند کرد تا مرا بر تمامی اسرائیل بپادشاهی نصب نماید * {{verse|۲۸|۵|color=black}} و از جمیع پسران من زیرا {{روخط|خداوند}} پسران زیاد بمن داده است پسرم سلیمان را برگزیده است تا بر کرسی سلطنت {{روخط|خداوند}} بر اسرائیل بنشیند * {{verse|۲۸|۶|color=black}} و بمن گفت پسر تو سلیمان او است که خانه مرا و صحن های مرا بنا خواهد نمود زیرا که او را برگزیده ام تا پسر من باشد و من پدر او خواهم بود * {{verse|۲۸|۷|color=black}} و اگر او بجهت بجا آوردن فرایض و احکام من مثل امروز ثابت بماند آنگاه سلطنت او را تا بابد استوار خواهم گردانید * {{verse|۲۸|۸|color=black}} پس الان در نظر تمامی اسرائیل که جماعت {{روخط|خداوند}} هستند و بسمع خدای ما متوجه شده تمامی اوامر یهوه خدای خود را بطلبید تا این زمین نیکو را بتصرف آورده آن را بعد از خودتان بپسران خویش تا بابد بارثیت واگذارید * {{verse|۲۸|۹|color=black}} و تو ای پسر من سلیمان خدای پدر خود را بشناس و او را بدل کامل و بارادت تمام عبادت نما زیرا {{روخط|خداوند}} همهٔ دلها را تفتیش مینماید و هر تصور فکرها را ادراک میکند و اگر او را طلب نمائی او را خواهی یافت اما اگر او را ترک کنی تو را تا بابد دور خواهد انداخت * {{verse|۲۸|۱۰|color=black}} حال با حذر باش زیرا {{روخط|خداوند}} تو را برگزیده است تا خانه ای بجهت مقدس او بنا نمائی پس قوی شده مشغول باش * {{verse|۲۸|۱۱|color=black}} و داود بپسر خود سلیمان نمونه رواق و خانه ها و خزاین و بالا خانه ها و حجره های اندرونی آن و خانه کرسی رحمت * {{verse|۲۸|۱۲|color=black}} و نمونه هر آنچه را که از روح باو داده شده بود برای صحن های خانه {{روخط|خداوند}} و برای همهٔ حجره های گرداگردش و برای خزاین خانه خدا و خزاین موقوفات داد * {{verse|۲۸|۱۳|color=black}} و برای فرقه های کاهنان و لاویان و برای تمامی کار خدمت خانه {{روخط|خداوند}} و برای همهٔ اسباب خدمت خانه {{روخط|خداوند}} * {{verse|۲۸|۱۴|color=black}} و از طلا بوزن برای همهٔ آلات طلا بجهت هر نوع خدمتی و از نقره بوزن برای همهٔ آلات نقره بجهت هر نوع خدمتی * {{verse|۲۸|۱۵|color=black}} و طلا را بوزن بجهت شمعدانهای طلا و چراغهای آنها بجهت هر سمعدان و چراغهایش آن را بوزن داد و برای شمعدانهای نقره نیز نقره را بوزن بجهت هر چراغدان موافق کار هر شمعدان و چراغهای آن * {{verse|۲۸|۱۶|color=black}} و طلا را بوزن بجهت میزهای نان تقدمه برای هر میز علیحده و نقره را برای میزهای نقره * {{verse|۲۸|۱۷|color=black}} و زر خالص را برای چنگالها و کاسه ها و پیاله ها و بجهت طاسهای طلا موافق وزن هر طاس و بجهت طاسهای نقره موافق وزن هر طاس * {{verse|۲۸|۱۸|color=black}} و طلای مصفی را بوزن بجهت<noinclude></noinclude> 3gyhir4z0nl0kbrw6ftqjgz87ddg12m برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۷۶ 104 88158 288430 2026-06-20T16:21:22Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «مذبح بخور و طلا را بجهت نمونه مرکب کروبیان که بالهای خود را پهن کرده تابوت عهد {{روخط|خداوند}} را میپوشانیدند * {{verse|۲۸|۱۹|color=black}} و داود گفت {{روخط|خداوند}} این همهٔ را یعنی تمامی کارهای این نمونه را از نوشته دست خود که بر من بود بمن فهمانید * {{verse|۲۸...» ایجاد کرد 288430 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>مذبح بخور و طلا را بجهت نمونه مرکب کروبیان که بالهای خود را پهن کرده تابوت عهد {{روخط|خداوند}} را میپوشانیدند * {{verse|۲۸|۱۹|color=black}} و داود گفت {{روخط|خداوند}} این همهٔ را یعنی تمامی کارهای این نمونه را از نوشته دست خود که بر من بود بمن فهمانید * {{verse|۲۸|۲۰|color=black}} و داود بپسر خود سلیمان گفت قوی و دلیر باش و مشغول شو و ترسان و هراسان مباش زیرا یهوه خدا که خدای من میباشد با تو است و تا همهٔ کار خدمت خانه {{روخط|خداوند}} تمام نشود تو را وا نخواهد گذاشت و تو را ترک نخواهد نمود * {{verse|۲۸|۲۱|color=black}} اینک فرقه های کاهنان و لاریان برای تمام خدمت خانه خدا حاضرند و برای هر گونه عمل همهٔ کسان دلگرم که برای هر صنعتی مهارت دارند با تو هستند و سروران و تمامی قوم مطیع کل اوامر تو میباشند * {{وسط|{{روخط|باب بیست و نهم}}}} {{فصل|۲۹}} {{verse|۲۹|۱|color=black}} و داود پادشاه بتمامی جماعت گفتپسرم سلیمان که خدا او را بهتنهائی برای خود برگزیده جوان و لطیف است و این مُهِمّ عظیمی است زیرا که هیکلْ بجهت انسان نیست بلکه برای یهُوَه خدا است * {{verse|۲۹|۲|color=black}} و من بجهت خانه خدای خود بتمامی قوتم تدارک دیدهام طلا را بجهت چیزهای طلائی و نقره را برای چیزهای نقرهای و برنج را بجهت چیزهای برنجین و آهن را برای چیزهای آهنین و چوب را بجهت چیزهای چوبین و سنگ جزع و سنگهای ترصیع و سنگهای سیاه و سنگهای رنگارنگ و هر قسم سنگ گرانبها و سنگ مَرْمَرِ فراوان * {{verse|۲۹|۳|color=black}} و نیز چونکه بخانهٔ خدای خود رغبتداشتم و طلا و نقره از اموال خاص خود داشتم آن را علاوه بر هر آنچه بجهت خانهٔ قُدس تدارک دیدم برای خانهٔ خدای خود دادم * {{verse|۲۹|۴|color=black}} یعنی سه هزار وزنه طلا از طلای اُوفیر و هفت هزار وزنهٔ نقرهٔ خالص بجهت پوشانیدن دیوارهای خانهها * {{verse|۲۹|۵|color=black}} طلا را بجهت چیزهای طلا و نقره را بجهت چیزهای نقره و بجهت تمامی کاری که بدست صنعتگران ساخته میشود پس کیست که بخوشی دل خویشتن را امروز برای {{روخط|خداوند}} وقف نماید * {{verse|۲۹|۶|color=black}} آنگاه رؤسای خاندانهای آبا و رؤسای اسباط اسرائیل و سرداران هزاره و صده با ناظرانِ کارهای پادشاه بخوشی دل هدایا آوردند * {{verse|۲۹|۷|color=black}} و بجهت خدمت خانهٔ خدا پنج هزار وزنه و ده هزار درهم طلا و ده هزار وزنهٔ نقره و هجده هزار وزنهٔ برنج و صد هزار وزنهٔ آهن دادند * {{verse|۲۹|۸|color=black}} و هر کس که سنگهای گرانبها نزد او یافت شد آنها را بخزانهٔ خانهٔ {{روخط|خداوند}} بدست یحیئیلِ<noinclude></noinclude> cew0etln24i0npiibmfjbrclz5xj43a برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۷۷ 104 88159 288431 2026-06-20T16:21:58Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «جَرْشونی داد * {{verse|۲۹|۹|color=black}} آنگاه قوم از آن رو که بخوشی دل هدیه آورده بودند شاد شدند زیرا بدل کامل هدایای تبرّعی برای {{روخط|خداوند}} آوردند و داود پادشاه نیز بسیار شاد و مسرور شد * {{verse|۲۹|۱۰|color=black}} و داود بحضور تمامی جماعت {{روخط|خداوند}} را مت...» ایجاد کرد 288431 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>جَرْشونی داد * {{verse|۲۹|۹|color=black}} آنگاه قوم از آن رو که بخوشی دل هدیه آورده بودند شاد شدند زیرا بدل کامل هدایای تبرّعی برای {{روخط|خداوند}} آوردند و داود پادشاه نیز بسیار شاد و مسرور شد * {{verse|۲۹|۱۰|color=black}} و داود بحضور تمامی جماعت {{روخط|خداوند}} را متبارک خواند و داود گفت ای یهُوَه خدای پدر ما اسرائیل تو از ازل تا بابد متبارک هستی * {{verse|۲۹|۱۱|color=black}} و ای {{روخط|خداوند}} عظمت و جبروت و جلال و قوت و کبریا از آن تو است زیرا هر چه در آسمان و زمین است از آنِ تو میباشد و ای {{روخط|خداوند}} ملکوت از آنِ تو است و تو بر همهٔ سرْ و متعال هستی * {{verse|۲۹|۱۲|color=black}} و دولت و جلال از تو میآید و تو برهمه حاکمی و کبریا و جبروت در دست تو است و عظمت دادن و قوت بخشیدن بهمهٔ کس در دست تو است * {{verse|۲۹|۱۳|color=black}} و الان ای خدای ما تو را حمد میگوییم و اسم مجید تو را تسبیح میخوانیم * {{verse|۲۹|۱۴|color=black}} لیکن من کیستم و قوم من کیستند که قابلیت داشته باشیم که بخوشی دل اینطور هدایا بیاوریم زیرا که همهٔ این چیزها از آن تو است و از دست تو بتو دادهایم * {{verse|۲۹|۱۵|color=black}} زیرا که ما مثل همهٔ اجداد خود بحضور تو غریب و نزیل میباشیم و ایام ما بر زمین مثل سایه است و هیچ دوام ندارد * {{verse|۲۹|۱۶|color=black}} ای یهُوَه خدای ما تمامی این اموال که بجهت ساختن خانه برای اسم قدوس تو مهیا ساختهایم از دست تو و تمامی آن از آن تو میباشد * {{verse|۲۹|۱۷|color=black}} و میدانم ای خدایم که تو دلها را میآزمائی و استقامت را دوست میداری و من باستقامت دل خود همهٔ این چیزها را بخوشی دادم و الان قوم تو را که اینجا حاضرند دیدم که بشادمانی و خوشی دل هدایا برای تو آوردند * {{verse|۲۹|۱۸|color=black}} ای یهُوَه خدای پدران ما ابراهیم و اسحاق و اسرائیل این را همیشه در تصور فکرهای دل قوم خود نگاه دار و دلهای ایشان را بسوی خود ثابت گردان * {{verse|۲۹|۱۹|color=black}} و بپسر من سلیمان دل کامل عطا فرما تا اوامر و شهادات و فرایض تو را نگاه دارد و جمیع این کارها را بعمل آورد و هیکل را که من برای آن تدارک دیدم بنا نماید * {{verse|۲۹|۲۰|color=black}} پس داود بتمامی جماعت گفت یهُوَه خدای خود را متبارک خوانید و تمامی جماعتْ یهُوَه خدای پدران خویش را متبارکخوانده برو افتاده {{روخط|خداوند}} را سجده کردند و پادشاه را تعظیم نمودند * {{verse|۲۹|۲۱|color=black}} و در فردای آن روز برای {{روخط|خداوند}} ذبایح ذبح کردند و قربانیهای سوختنی برای {{روخط|خداوند}} گذرانیدند یعنی هزار گاو و هزار قوچ و هزار بره با هدایای ریختنی و ذبایح بسیار بجهت تمامی اسرائیل * {{verse|۲۹|۲۲|color=black}} و در آن روز بحضور {{روخط|خداوند}} بشادی عظیم اکل و شرب نمودند و سلیمان پسر داود را دوباره بپادشاهی نصب<noinclude></noinclude> 8ojx7lfdfp6nrtgdk2ytx00le9lggwh برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۷۸ 104 88160 288432 2026-06-20T16:22:37Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «نموده او را بحضور {{روخط|خداوند}} بریاست و صادوق را بکهانت مسح نمودند * {{verse|۲۹|۲۳|color=black}} پس سلیمان بر کرسی {{روخط|خداوند}} نشسته بجای پدرش داود پادشاهی کرد و کامیاب شد و تمامی اسرائیل او را اطاعت کردند * {{verse|۲۹|۲۴|color=black}} و جمیع سروران و شجاعان و هم...» ایجاد کرد 288432 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نموده او را بحضور {{روخط|خداوند}} بریاست و صادوق را بکهانت مسح نمودند * {{verse|۲۹|۲۳|color=black}} پس سلیمان بر کرسی {{روخط|خداوند}} نشسته بجای پدرش داود پادشاهی کرد و کامیاب شد و تمامی اسرائیل او را اطاعت کردند * {{verse|۲۹|۲۴|color=black}} و جمیع سروران و شجاعان و همهٔ پسران داود پادشاه نیز مطیع سلیمان پادشاه شدند * {{verse|۲۹|۲۵|color=black}} و {{روخط|خداوند}} سلیمان را در نظر تماماسرائیل بسیار بزرگ گردانید و او را جلالی شاهانه داد که بهیچ پادشاه اسرائیل قبل از او داده نشده بود * {{verse|۲۹|۲۶|color=black}} پس داود بنیسی بر تمامی اسرائیل سلطنت نمود * {{verse|۲۹|۲۷|color=black}} و مدت سلطنت او بر اسرائیل چهل سال بود اما در حَبْرُون هفت سال سلطنت کرد و در اورشلیم سی و سه سال پادشاهی کرد * {{verse|۲۹|۲۸|color=black}} و در پیری نیکو از عمر و دولت و حشمت سیر شده وفات نمود و پسرش سلیمان بجایش پادشاه شد * {{verse|۲۹|۲۹|color=black}} و اینک امور اول و آخر داود پادشـاه در سِفْرِ اخبـار سموئیل رائی و اخبار ناتان نبی و اخبار جاد رائی * {{verse|۲۹|۳۰|color=black}} با تمامی سلطنت و جبروت او و روزگاری که بر وی و بر اسرائیل و بر جمیع ممالک آن اراضی گذشت مکتوب است * {{dhr|4em}} {{double rule|8em}} {{ته}}<noinclude></noinclude> buum75cpuhw89g5y2y00zufvk3ng4a5 کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب اول تواریخ ایام 0 88161 288433 2026-06-20T16:23:55Z Hanooz 17889 صفحه‌ای تازه حاوی «{{header | title = [[../]] | author = | translator = | section = کتاب اول تواریخ ایام | previous = [[../کتاب اول پادشاهان/]] | next = [[../کتاب دوم تواریخ ایام/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=632 to=678></pages>» ایجاد کرد 288433 wikitext text/x-wiki {{header | title = [[../]] | author = | translator = | section = کتاب اول تواریخ ایام | previous = [[../کتاب اول پادشاهان/]] | next = [[../کتاب دوم تواریخ ایام/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=632 to=678></pages> nc4ejyxgi9gabtbbekujwbye6j9gsam کتاب اول تواریخ ایام 0 88162 288434 2026-06-20T16:26:24Z Hanooz 17889 تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب اول تواریخ ایام]] 288434 wikitext text/x-wiki #تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب اول تواریخ ایام]] 4hmfjvf6onhq9yn4lgpmzmvg4rxdm66 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۷۹ 104 88163 288435 2026-06-20T16:27:24Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} و سلیمان پسر داود در سلطنت خود قوی شد و یهُوَه خدایش با وی میبود و او را عظمت بسیار بخشید * {{verse|۱|۲|color=black}} و سلیمان تمامی اسرائیل و سرداران هزاره و صده و داوران و هر رئیسی را که در تمامی اسرائیل بود از...» ایجاد کرد 288435 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} و سلیمان پسر داود در سلطنت خود قوی شد و یهُوَه خدایش با وی میبود و او را عظمت بسیار بخشید * {{verse|۱|۲|color=black}} و سلیمان تمامی اسرائیل و سرداران هزاره و صده و داوران و هر رئیسی را که در تمامی اسرائیل بود از رؤسای خاندانهای آبا خواند * {{verse|۱|۳|color=black}} و سلیمان با تمامی جماعت بمکان بلندی که در جبعون بود رفتند زیرا خیمهٔ اجتماع خدا که موسی بندهٔ {{روخط|خداوند}} آن را در بیابان ساخته بود در آنجا بود * {{verse|۱|۴|color=black}} لیکن داود تابوت خدا را از قریه یعاریم بجائی که داود برایش مهیا کرده بود بالا آورد و خیمهای برایش در اورشلیم برپا نمود * {{verse|۱|۵|color=black}} و مذبح برنجینی که بصلئیل بناوری ابن حور ساخته بود در آنجا پیش مسکن {{روخط|خداوند}} ماند و سلیمان و جماعت نزد آن مسألت نمودند * {{verse|۱|۶|color=black}} پس سلیمان بآنجا نزد مذبح برنجینی که در خیمهٔ اجتماع بود بحضور {{روخط|خداوند}} برآمده هزار قربانی سوختنی بر آن گذرانید * {{verse|۱|۷|color=black}} در همان شب خدا بسلیمان ظاهر شد و او را گفت آنچه را که بتو بدهم طلب نما * {{verse|۱|۸|color=black}} سلیمان بخدا گفت تو بپدرم داود احسان عظیم نمودی و مرا بجای او پادشاه ساختی * {{verse|۱|۹|color=black}} حال ای یهُوَه خدا بوعدهٔ خود که بپدرم داود دادی وفا نما زیرا که تو مرا بر قومی که مثل غبارزمین کثیرند پادشاه ساختی * {{verse|۱|۱۰|color=black}} الان حکمت و معرفت را بمن عطا فرما تا بحضور این قوم خروج و دخول نمایم زیرا کیست که این قوم عظیم تو را داوری تواند نمود * {{verse|۱|۱۱|color=black}} خدا بسلیمان گفت چونکه این در خاطر تو بود و دولت و توانگری و حشمت و جان دشمنانت را نطلبیدی و نیز طول ایام را نخواستی بلکه بجهت خود حکمت و معرفت را درخواست کردی تا بر قوم من که تو را بر سلطنت ایشان نصب نمودهام داوری نمائی * {{verse|۱|۱۲|color=black}} لهذا حکمت و معرفت بتو بخشیده شد و دولت و توانگری و حشمت را نیز بتو خواهم داد که پادشاهانی که قبل از تو<noinclude></noinclude> jwzwewr4i5swz7ct2q9ndd79b5znfon برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۸۰ 104 88164 288436 2026-06-20T16:27:50Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «بودند مثل آن را نداشتند و بعد از تو نیز مثل آن را نخواهند داشت * {{verse|۱|۱۳|color=black}} پس سلیمان از مکان بلندی که در جبعون بود از حضور خیمه اجتماع باورشلیم مراجعت کرد و بر اسرائیل سلطنت نمود * {{verse|۱|۱۴|color=black}} و سلیمان ارابهها و سواران جمع کرده هزار و چ...» ایجاد کرد 288436 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بودند مثل آن را نداشتند و بعد از تو نیز مثل آن را نخواهند داشت * {{verse|۱|۱۳|color=black}} پس سلیمان از مکان بلندی که در جبعون بود از حضور خیمه اجتماع باورشلیم مراجعت کرد و بر اسرائیل سلطنت نمود * {{verse|۱|۱۴|color=black}} و سلیمان ارابهها و سواران جمع کرده هزار و چهارصد ارابه و دوازده هزار سوار داشت و آنها را در شهرهای ارابهها و نزد پادشاه در اورشلیم گذاشت * {{verse|۱|۱۵|color=black}} و پادشاه نقره و طلا را در اورشلیم مثل سنگها و چوب سرو آزاد را مثل چوب افراغ که در همواری است فراوان ساخت * {{verse|۱|۱۶|color=black}} و اسبهای سلیمان از مصر آورده میشد وتاجران پادشاه دستههای آنها را میخریدند هر دسته را بقیمت معین * {{verse|۱|۱۷|color=black}} و یک ارابه را بقیمت ششصد مثقال نقره از مصر بیرون میآوردند و میرسانیدند و یک اسب را بقیمت صد و پنجاه و همچنین برای جمیع پادشاهان حتّیان و پادشاهان ارام بتوسط آنها بیرون میآوردند * {{وسط|{{روخط|باب دوم}}}} {{فصل|۲}} {{verse|۲|۱|color=black}} و سلیمان قصد نمود که خانهای برای اسم یهُوَه و خانهای بجهت سلطنت خودش بنا نماید * {{verse|۲|۲|color=black}} و سلیمان هفتاد هزار نفر برای حمل بارها و هشتاد هزار نفر برای بریدن چوب در کوهها و سه هزار و ششصد نفر برای نظارت آنها شمرد * {{verse|۲|۳|color=black}} و سلیمان نزد حورام پادشاه صور فرستاده گفت چنانکه با پدرم داود رفتار نمودی و چوب سرو آزاد برایش فرستادی تا خانهای بجهت سکونت خویش بنا نماید همچنین با من رفتار نما * {{verse|۲|۴|color=black}} اینک من خانهای برای اسم یهُوَه خدای خود بنا مینمایم تا آن را برای او تقدیس کنم و بخور معطر در حضور وی بسوزانم و بجهت نانِ تَقْدِمِه دائمی و قربانیهای سوختنی صبح و شام و بجهت سَبَّتها و غرّهها و عیدهای یهُوَه خدای ما زیرا که این برای اسرائیل فریضهای ابدی است * {{verse|۲|۵|color=black}} و خانهای که من بنا میکنم عظیم است زیرا که خدای ما از جمیع خدایان عظیمتر میباشد * {{verse|۲|۶|color=black}} و کیست که خانهای برای او تواند ساخت زیرا فلک و فلکالافلاک گنجایش او را ندارد و من کیستم که خانهای برای وی بنا نمایم نی بلکه برای سوزانیدن بخور در حضور وی * {{verse|۲|۷|color=black}} وحال کسی را برای من بفرست که در کار طلا و نقره و برنج و آهن و ارغوان و قرمز و آسمانجونی ماهر و در صنعت نقاشی دانا باشد تا با صنعتگرانی که نزد من در یهودا و اورشلیم هستند<noinclude></noinclude> ig5r0phq5o356x34q35h4xvcjvd9b0n برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۸۱ 104 88165 288437 2026-06-20T16:28:10Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «که پدر من داود ایشان را حاضر ساخت باشد * {{verse|۲|۸|color=black}} و چوب سرو آزاد و صنوبر و چوب صندل برای من از لبنان بفرست زیرا بندگان تو را میدانم که در بریدن چوب لبنان ماهرند و اینک بندگان من با بندگان تو خواهند بود * {{verse|۲|۹|color=black}} تا چوب فراوان برای من...» ایجاد کرد 288437 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>که پدر من داود ایشان را حاضر ساخت باشد * {{verse|۲|۸|color=black}} و چوب سرو آزاد و صنوبر و چوب صندل برای من از لبنان بفرست زیرا بندگان تو را میدانم که در بریدن چوب لبنان ماهرند و اینک بندگان من با بندگان تو خواهند بود * {{verse|۲|۹|color=black}} تا چوب فراوان برای من مهیا سازند زیرا خانهای که من بنا میکنم عظیم و عجیب خواهد بود * {{verse|۲|۱۰|color=black}} و اینک بچوببران که این چوب را میبرند من بیست هزار کُرّ گندم کوبیده شده و بیست هزار کُرّ جو و بیست هزار بَتِّ شراب و بیست هزار بَتِّ روغن برای بندگانت خواهم داد * {{verse|۲|۱۱|color=black}} و حورام پادشاه صور مکتوباً جواب داده آن را نزد سلیمان فرستاد که چون {{روخط|خداوند}} قوم خود را دوست میدارد از این جهت تو را بپادشاهی ایشان نصب نموده است * {{verse|۲|۱۲|color=black}} و حورام گفت متبارک باد یهُوَه خدای اسرائیل که آفرینندهٔ آسمان و زمین میباشد زیرا که بداود پادشاه پسری حکیم و صاحب معرفت و فهم بخشیده است تا خانهای برای {{روخط|خداوند}} و خانهای برای سلطنت خودش بنا نماید * {{verse|۲|۱۳|color=black}} و الان حورام را که مردی حکیم و صاحب فهم از کسان پدر من است فرستادم * {{verse|۲|۱۴|color=black}} و او پسر زنی از دختران دان است و پدرش مرد صوری بود و بکار طلا و نقره و برنج و آهن و سنگ و چوب و ارغوان و آسمانجونی و کتان نازک و قرمز و هر صنعت نقاشی و اختراع همهٔ اختراعات ماهر است تا برای او با صنعتگران تو و صنعتگران آقایم پدرت داود کاری معین بشود * {{verse|۲|۱۵|color=black}} پس حال آقایم گندم و جو و روغن و شراب را که ذکر نموده بود برای بندگان خود بفرستد * {{verse|۲|۱۶|color=black}} و ما چوب از لبنان بقدر احتیاج تو خواهیم برید و آنها را بستنه ساخته بروی دریا بیافا خواهیم آورد و تو آن را باورشلیم خواهی برد * {{verse|۲|۱۷|color=black}} پس سلیمان تمامی مردان غریب را که در زمین اسرائیل بودند بعد از شماره ای که پدرش داود آنها را شمرده بود شمرد و صد و پنجاه و سه هزار و ششصد نفر از آنها یافت شدند * {{verse|۲|۱۸|color=black}} و از ایشان هفتاد هزار نفر برای حمل بارها و هشتاد هزار نفر برای بریدن چوب در کوهها و سه هزار و شش صد نفر برای نظارت تا از مردم کار بگیرند تعیین نمود * {{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} و سلیمان شروع کرد ببنا نمودن خانهٔ {{روخط|خداوند}} در اورشلیم بر کوه موریا جائی که<noinclude></noinclude> 1wzgv34pwaprisnkdci272h9fguzztq برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۸۲ 104 88166 288438 2026-06-20T16:28:27Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{روخط|خداوند}} بر پدرش داود ظاهر شده بود جائی که داود در خرمنگاه ارنون یبوسی تعیین کرده بود * {{verse|۳|۲|color=black}} و در روز دوم ماه دوم از سال چهارم سلطنت خود ببنا کردن شروع نمود * {{verse|۳|۳|color=black}} و این است اساسهائی که سلیمان برای بنا نمودن خانهٔ خدا نه...» ایجاد کرد 288438 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{روخط|خداوند}} بر پدرش داود ظاهر شده بود جائی که داود در خرمنگاه ارنون یبوسی تعیین کرده بود * {{verse|۳|۲|color=black}} و در روز دوم ماه دوم از سال چهارم سلطنت خود ببنا کردن شروع نمود * {{verse|۳|۳|color=black}} و این است اساسهائی که سلیمان برای بنا نمودن خانهٔ خدا نهاد طولش بذراعها برحسب پیمایش اول شصت ذراع و عرضش بیست ذراع * {{verse|۳|۴|color=black}} و طول رواقی که پیش خانه بود مطابق عرض خانه بیست ذراع و بلندیش صد و بیست ذراع و اندرونش را بطلای خالص پوشانید * {{verse|۳|۵|color=black}} و خانهٔ بزرگ را بچوب صنوبر پوشانید و آن را بزر خالصپوشانید و بر آن درختان خرما و رشتهها نقش نمود * {{verse|۳|۶|color=black}} و خانه را بسنگهای گرانبها برای زیبائی مُرَصَّع ساخت و طلای آن طلای فروایم بود * {{verse|۳|۷|color=black}} و تیرها و آستانهها و دیوارها و درهای خانه را بطلا پوشانید و بر دیوارها کروبیان نقش نمود * {{verse|۳|۸|color=black}} و خانهٔ قدسالاقداس را ساخت که طولش موافق عرض خانه بیست ذراع و عرضش بیست ذراع بود و آن را بزر خالص بمقدار ششصد وزنه پوشانید * {{verse|۳|۹|color=black}} و وزن میخها پنجاه مثقال طلا بود و بالاخانهها را بطلا پوشانید * {{verse|۳|۱۰|color=black}} و در خانهٔ قدسالاقداس دو کروبی مجسمهکاری ساخت و آنها را بطلا پوشانید * {{verse|۳|۱۱|color=black}} و طول بالهای کروبیان بیست ذراع بود که بال یکی پنج ذراع بوده بدیوار خانه میرسید و بال دیگرش پنج ذراع بوده ببال کروبی دیگر برمیخورد * {{verse|۳|۱۲|color=black}} و بال کروبی دیگر پنج ذراع بوده بدیوار خانه میرسید وبال دیگرش پنج ذراع بوده ببال کروبی دیگر ملصق میشد * {{verse|۳|۱۳|color=black}} و بالهای این کروبیان بقدر بیست ذراع پهن میبود و آنها بر پایهای خود ایستاده بودند و رویهای آنها بسوی اندرون خانه میبود * {{verse|۳|۱۴|color=black}} و حجاب را از آسمانجونی و ارغوان و قرمز و کتان نازک ساخت و کروبیان بر آن نقش نمود * {{verse|۳|۱۵|color=black}} و پیش خانه دو ستون ساخت که طول آنها سی و پنج ذراع بود و تاجی که بر سر هر یکی از آنها بود پنج ذراع بود * {{verse|۳|۱۶|color=black}} و رشتهها مثل آنهائی که در محراب بود ساخته آنها را بر سر ستونها نهاد و صد انار ساخته بر رشتهها گذاشت * {{verse|۳|۱۷|color=black}} و ستونها را پیش هیکل یکی بدست راست و دیگری بطرف چپ برپا نمود و آن را که بطرف راستبود یاکین و آن را که بطرف چپ بود بوعز نام نهاد *<noinclude></noinclude> a3tfsch4dah931p8pebz7c0vd28ur8w برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۸۳ 104 88167 288439 2026-06-20T16:28:52Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}} {{فصل|۴}} {{verse|۴|۱|color=black}} و مذبح برنجینی ساخت که طولش بیستذراع و عرضش بیست ذراع و بلندیش ده ذراع بود * {{verse|۴|۲|color=black}} و دریاچهٔ ریخته شده را ساخت که از لب تا لبش ده ذراع بود و از هر طرف مُدَوَّر بود و بلندیش پنج ذراع و ریسمانی...» ایجاد کرد 288439 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}} {{فصل|۴}} {{verse|۴|۱|color=black}} و مذبح برنجینی ساخت که طولش بیستذراع و عرضش بیست ذراع و بلندیش ده ذراع بود * {{verse|۴|۲|color=black}} و دریاچهٔ ریخته شده را ساخت که از لب تا لبش ده ذراع بود و از هر طرف مُدَوَّر بود و بلندیش پنج ذراع و ریسمانی سی ذراعی آن را گرداگرد احاطه میداشت * {{verse|۴|۳|color=black}} و زیر آن از هر طرف صورت گاوان بود که آن را گرداگرد احاطه میداشتند یعنی برای هر ذراع ده از آنها دریاچه را از هرجانب احاطه میداشتند و آن گاوان در دو صف بودند و در حین ریخته شدن آن ریخته شدند * {{verse|۴|۴|color=black}} و آن بر دوازده گاو قایم بود که روی سه از آنها بسوی شمال و روی سه بسوی مغرب و روی سه بسوی جنوب و روی سه بسوی مشرق بود و دریاچه بر فوق آنها و همهٔ مؤخرهای آنها بطرف اندرون بود * {{verse|۴|۵|color=black}} و حجم آن یک وجب بود و لبش مثل لب کاسه مانند گل سوسن ساخته شده بود که گنجایش سه هزار بَتّ بپیمایش داشت * {{verse|۴|۶|color=black}} و ده حوض ساخت و از آنها پنج را بطرف راست و پنج را بطرف چپ گذاشت تا در آنها شست و شو نمایند و آنچه را که بقربانیهای سوختنی تعلق داشت در آنها میشستند اما دریاچه برای شست و شوی کاهنان بود * {{verse|۴|۷|color=black}} و ده شمعدان طلا موافق قانون آنها ساخته پنج را بطرف راست و پنج را بطرف چپ در هیکل گذاشت * {{verse|۴|۸|color=black}} و ده میز ساخته پنج را بطرفراست و پنج را بطرف چپ در هیکل گذاشت و صد کاسه طلا ساخت * {{verse|۴|۹|color=black}} و صحن کاهنان و صحن بزرگ و دروازههای صحن بزرگ را ساخت و درهای آنها را ببرنج پوشانید * {{verse|۴|۱۰|color=black}} و دریاچه را بجانب راست خانه بسوی مشرق از طرف جنوب گذاشت * {{verse|۴|۱۱|color=black}} و حورام دیگها و خاکندازها و کاسهها را ساخت پس حورام تمام کاری که برای سلیمان پادشاه بجهت خانهٔ خدا میکرد بانجام رسانید * {{verse|۴|۱۲|color=black}} دو ستون و پیالههای تاجهائی که بر سر دو ستون بود و دو شبکه بجهت پوشانیدن دو پیاله تاجهائی که بر ستونها بود * {{verse|۴|۱۳|color=black}} و چهارصد انار برای دو شبکه و دو صف انار برای هر شبکه بود تا دو پیاله تاجهائی را که بالای ستونها بود بپوشاند * {{verse|۴|۱۴|color=black}} و پایهها را ساخت و حوضها را بر پایهها ساخت * {{verse|۴|۱۵|color=black}} و یک دریاچه و دوازده گاو را زیر دریاچه ساخت * {{verse|۴|۱۶|color=black}} و دیگها و خاکندازها و چنگالها و تمامی اسباب آنها را پدرش حورام<noinclude></noinclude> f26ysgi8krqimri0gdfq05yb900j1ml برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۸۴ 104 88168 288440 2026-06-20T16:29:14Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «برای سلیمان پادشاه بجهت خانهٔ {{روخط|خداوند}} از برنج صیقلی ساخت * {{verse|۴|۱۷|color=black}} آنها را پادشاه در صحرای اردن در گِلِ رُسْت که در میان سُکُّوت و صَرَدَه بود ریخت * {{verse|۴|۱۸|color=black}} و سلیمان تمام این آلات را از حدّ زیاده ساخت چونکه وزن برنج دریاف...» ایجاد کرد 288440 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>برای سلیمان پادشاه بجهت خانهٔ {{روخط|خداوند}} از برنج صیقلی ساخت * {{verse|۴|۱۷|color=black}} آنها را پادشاه در صحرای اردن در گِلِ رُسْت که در میان سُکُّوت و صَرَدَه بود ریخت * {{verse|۴|۱۸|color=black}} و سلیمان تمام این آلات را از حدّ زیاده ساخت چونکه وزن برنج دریافت نمیشد * {{verse|۴|۱۹|color=black}} و سلیمان تمامی آلات را که در خانهٔ خدا بود و مذبح طلا و میزها را که نانِ تَقْدِمِه بر آنها بود ساخت * {{verse|۴|۲۰|color=black}} و شمعدانها و چراغهای آنها را از طلای خالص تا برحسب معمول در مقابل محراب افروخته شود * {{verse|۴|۲۱|color=black}} و گلها و چراغها و انبرها را از طلا یعنی از زر خالص ساخت * {{verse|۴|۲۲|color=black}} وگُلگیرها و کاسهها و قاشقها و مجمرها را از طلای خالص ساخت و دروازه خانه و درهای اندرونی آن بجهت قدسالاقداس و درهای خانهٔ هیکل از طلا بود * {{وسط|{{روخط|باب پنجم}}}} {{فصل|۵}} {{verse|۵|۱|color=black}} پس تمامی کاری که سلیمان بجهت خانهٔ {{روخط|خداوند}} کرد تمام شد و سلیمان موقوفات پدرش داود را داخل ساخت و نقره و طلا و سایر آلات آنها را در خزاین خانهٔ خدا گذاشت * {{verse|۵|۲|color=black}} آنگاه سلیمان مشایخ اسرائیل و جمیع رؤسای اسباط و سروران آبای بنی اسرائیل را در اورشلیم جمع کرد تا تابوت عهد {{روخط|خداوند}} را از شهر داود که صهیون باشد برآورند * {{verse|۵|۳|color=black}} و جمیع مردان اسرائیل در عید ماه هفتم نزد پادشاه جمع شدند * {{verse|۵|۴|color=black}} پس جمیع مشایخ اسرائیل آمدند و لاویان تابوت را برداشتند * {{verse|۵|۵|color=black}} و تابوت و خیمهٔ اجتماع و همهٔ آلات مقدّس را که در خیمه بود برآوردند و لاویانِ کَهَنَه آنها را برداشتند * {{verse|۵|۶|color=black}} و سلیمان پادشاه و تمامی جماعت اسرائیل که نزد وی جمع شده بودند پیش تابوت ایستادند و آنقدر گوسفند و گاو ذبح کردند که بشماره و حساب نمیآمد * {{verse|۵|۷|color=black}} و کاهنان تابوت عهد {{روخط|خداوند}} را بمکانش در محراب خانه یعنی در قدسالاقداس زیر بالهای کروبیان درآوردند * {{verse|۵|۸|color=black}} و کروبیان بالهای خود را بر مکان تابوت پهن میکردند و کروبیان تابوت و عصاهایش را از بالا میپوشانیدند * {{verse|۵|۹|color=black}} و عصاها اینقدر دراز بود که سرهای عصاها از تابوت پیش محراب دیدهمیشد اما از بیرون دیده نمیشد و تا امروز در آنجا است * {{verse|۵|۱۰|color=black}} و در تابوت چیزی نبود سوای آن دو لوح که موسی در حوریب در آن گذاشت وقتی که {{روخط|خداوند}} با بنی اسرائیل در حین بیرون آمدن<noinclude></noinclude> q4pfe9jqgw2jw26fss7hwj9yx156egh برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۸۵ 104 88169 288441 2026-06-20T16:29:31Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «ایشان از مصر عهد بست * {{verse|۵|۱۱|color=black}} و واقع شد که چون کاهنان از قدس بیرون آمدند زیرا همهٔ کاهنانی که حاضر بودند بدون ملاحظه نوبتهای خود خویشتن را تقدیس کردند * {{verse|۵|۱۲|color=black}} و جمیع لاویانی که مُغَنّی بودند یعنی آساف و هیمان و یدُوتُون و پسر...» ایجاد کرد 288441 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ایشان از مصر عهد بست * {{verse|۵|۱۱|color=black}} و واقع شد که چون کاهنان از قدس بیرون آمدند زیرا همهٔ کاهنانی که حاضر بودند بدون ملاحظه نوبتهای خود خویشتن را تقدیس کردند * {{verse|۵|۱۲|color=black}} و جمیع لاویانی که مُغَنّی بودند یعنی آساف و هیمان و یدُوتُون و پسران و برادران ایشان بکتان نازک ملبس شده با سنجها و بربطها و عودها بطرف مشرق مذبح ایستاده بودند و با ایشان صد و بیست کاهن بودند که کَرِنّا مینواختند * {{verse|۵|۱۳|color=black}} پس واقع شد که چون کَرِنّانوازان و مغنّیان مثل یک نفر بیک آواز در حمد و تسبیح {{روخط|خداوند}} بصدا آمدند و چون با کَرِنّاها و سنجها و سایر آلات موسیقی بآواز بلند خواندند و {{روخط|خداوند}} را حمد گفتند که او نیکو است زیرا که رحمت او تا ابدالا´باد است آنگاه خانه یعنی خانهٔ {{روخط|خداوند}} از ابر پر شد * {{verse|۵|۱۴|color=black}} و کاهنان بسبب ابر نتوانستند برای خدمت بایستند زیرا که جلال یهُوَه خانهٔ خدا را پر کرده بود * {{وسط|{{روخط|باب ششم}}}} {{فصل|۶}} {{verse|۶|۱|color=black}} آنگاه سلیمان گفت {{روخط|خداوند}} فرموده است که در تاریکی غلیظ ساکن میشوم * {{verse|۶|۲|color=black}} اما من خانهای برای سکونت تو و مکانی را که تا بابد ساکن شوی بنا نمودهام * {{verse|۶|۳|color=black}} و پادشاه روی خود را برگردانیده تمامی جماعت اسرائیل را برکت داد و تمامی جماعت اسرائیل بایستادند * {{verse|۶|۴|color=black}} پس گفت یهُوَه خدایاسرائیل متبارک باد که بدهان خود بپدرم داود وعده داده و بدست خود آن را بجا آورده گفت * {{verse|۶|۵|color=black}} از روزی که قوم خود را از زمین مصر بیرون آوردم شهری از جمیع اسباط اسرائیل برنگزیدم تا خانهای بنا نمایم که اسم من در آن باشد و کسی را برنگزیدم تا پیشوای قوم من اسرائیل بشود * {{verse|۶|۶|color=black}} اما اورشلیم را برگزیدم تا اسم من در آنجا باشد و داود را انتخاب نمودم تا پیشوای قوم من اسرائیل بشود * {{verse|۶|۷|color=black}} و در دل پدرم داود بود که خانهای برای اسم یهُوَه خدای اسرائیل بنا نماید * {{verse|۶|۸|color=black}} اما {{روخط|خداوند}} بپدرم داود گفت چون در دل تو بود که خانهای برای اسم من بنا نمائی نیکو کردی که این را در دل خود نهادی * {{verse|۶|۹|color=black}} لیکن تو خانه را بنا نخواهی نمود بلکه پسر تو که از صُلب تو بیرون آید او خانه را برای اسم من بنا خواهد کرد * {{verse|۶|۱۰|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} کلامی را که گفته بود ثابت گردانید و من بجای پدرم داود برخاسته و بر وفق آنچه {{روخط|خداوند}} گفته بود بر کرسی اسرائیل نشستهام و خانه را<noinclude></noinclude> t47pdz2y5nhs0cyysfhjabmo5mfcql7 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۸۶ 104 88170 288442 2026-06-20T16:30:04Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «باسم یهُوَه خدای اسرائیل بنا نمودم * {{verse|۶|۱۱|color=black}} و تابوت را که عهد {{روخط|خداوند}} که آن را با بنی اسرائیل بسته بود در آن میباشد در آنجا گذاشتهام * {{verse|۶|۱۲|color=black}} و او پیش مذبح {{روخط|خداوند}} بحضور تمامی جماعت اسرائیل ایستاده دستهای خود را بر...» ایجاد کرد 288442 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>باسم یهُوَه خدای اسرائیل بنا نمودم * {{verse|۶|۱۱|color=black}} و تابوت را که عهد {{روخط|خداوند}} که آن را با بنی اسرائیل بسته بود در آن میباشد در آنجا گذاشتهام * {{verse|۶|۱۲|color=black}} و او پیش مذبح {{روخط|خداوند}} بحضور تمامی جماعت اسرائیل ایستاده دستهای خود را برافراشت * {{verse|۶|۱۳|color=black}} زیرا که سلیمان منبر برنجینی را که طولش پنج ذراع و عرضش پنج ذراع و بلندیاش سه ذراع بود ساخته آن را در میان صحن گذاشت و بر آن ایستاده بحضور تمامیجماعت اسرائیل زانو زد و دستهای خود را بسوی آسمان برافراشته * {{verse|۶|۱۴|color=black}} گفت ای یهُوَه خدای اسرائیل خدائی مثل تو نه در آسمان و نه در زمین میباشد که با بندگان خود که بحضور تو بتمامی دل خویش سلوک مینمایند عهد و رحمت را نگاه میداری * {{verse|۶|۱۵|color=black}} و آن وعدهای را که ببندهٔ خود پدرم داود دادهای نگاه داشتهای زیرا بدهان خود وعده دادی و بدست خود آن را وفا نمودی چنانکه امروز شده است * {{verse|۶|۱۶|color=black}} پس الان ای یهُوَه خدای اسرائیل با بندهٔ خود پدرم داود آن وعده را نگاه دار که باو داده و گفتهای که بحضور من کسی که بر کرسی اسرائیل بنشیند برای تو منقطع نخواهد شد بشرطی که پسرانت طریقهای خود را نگاه داشته بشریعت من سلوک نمایند چنانکه تو بحضور من رفتار نمودی * {{verse|۶|۱۷|color=black}} و الان ای یهُوَه خدای اسرائیل کلامی که ببندهٔ خود داود گفتهای ثابت بشود * {{verse|۶|۱۸|color=black}} اما آیا خدا فیالحقیقهٔ در میان آدمیان بر زمین ساکن خواهد شد اینک فلک و فلکالافلاک تو را گنجایش ندارد تا چه رسد باین خانهای که بنا کردم * {{verse|۶|۱۹|color=black}} لیکن ای یهُوَه خدای من بدعا و تضرع بندهٔ خود توجه نما و استغاثه و دعائی را که بندهات بحضور تو میکند اجابت فرما * {{verse|۶|۲۰|color=black}} تا آنکه شب و روز چشمان تو بر این خانه باز شود و بر مکانی که دربارهاش وعده دادهای که اسم خود را در آنجا قرار خواهی داد تا دعائی را که بندهات بسوی این مکان بنماید اجابت کنی * {{verse|۶|۲۱|color=black}} و تضرع بندهات و قوم خود اسرائیل را که بسوی این مکان دعا مینمایند استماع نما و از آسمان مکان سکونت خود بشنو و چون شنیدی عفو فرما * {{verse|۶|۲۲|color=black}} اگر کسی با همسایهٔ خود گناه ورزد و قسم بر او عرضه شود که بخورد و او آمده پیش مذبح تو در این خانه قسم خورد * {{verse|۶|۲۳|color=black}} آنگاه از آسمان بشنو و عمل نموده بجهت بندگانت داوری کن و شریران را جزا داده طریق ایشان را بسر ایشان برسان و عادلان را عادل شمرده ایشان را بحسب عدالت ایشان جزا بده * {{verse|۶|۲۴|color=black}} و هنگامی که قوم تو اسرائیل بسبب گناهانی که بتو ورزیده باشند بحضور<noinclude></noinclude> 04ffz4vduo152lbya72v359r0w1dscx برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۸۷ 104 88171 288443 2026-06-20T16:30:25Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «دشمنان خود مغلوب شوند اگر بسوی تو بازگشت نموده باسم تو اعتراف نمایند و نزد تو در این خانه دعا و تضرع کنند * {{verse|۶|۲۵|color=black}} آنگاه از آسمان بشنو و گناه قوم خود اسرائیل را بیامرز و ایشان را بزمینی که بایشان و بپدران ایشان دادهای بازآور * {{verse|۶|۲۶|co...» ایجاد کرد 288443 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>دشمنان خود مغلوب شوند اگر بسوی تو بازگشت نموده باسم تو اعتراف نمایند و نزد تو در این خانه دعا و تضرع کنند * {{verse|۶|۲۵|color=black}} آنگاه از آسمان بشنو و گناه قوم خود اسرائیل را بیامرز و ایشان را بزمینی که بایشان و بپدران ایشان دادهای بازآور * {{verse|۶|۲۶|color=black}} هنگامی که آسمان بسته شود و بسبب گناهانی که بتو ورزیده باشند باران نبارد اگر بسوی این مکان دعا کنند و باسم تو اعتراف نمایند و بسبب مصیبتی که بایشان رسانیده باشی از گناه خویش بازگشت کنند * {{verse|۶|۲۷|color=black}} آنگاه از آسمان بشنو و گناه بندگانت و قوم خود اسرائیل را بیامرز و راه نیکو را که در آن باید رفت بایشان تعلیم بده و بزمین خود که آن را بقوم خویش برای میراث بخشیدهای باران بفرست * {{verse|۶|۲۸|color=black}} اگر در زمین قحطی باشد و اگر وبا یا باد سموم یا یرقان باشد یا اگر ملخ یا کرم باشد و اگر دشمنان ایشان ایشان را در شهرهای زمین ایشان محاصره نمایند هر بلائی یا هر مرضی که بوده باشد * {{verse|۶|۲۹|color=black}} آنگاه هر دعا و هر استغاثهای که از هر مرد یا از تمامی قوم تو اسرائیل کرده شود که هر یک از ایشان بلا و غم دل خود را خواهد دانست و دستهای خود را بسوی این خانه دراز خواهدکرد * {{verse|۶|۳۰|color=black}} آنگاه از آسمان که مکان سکونت تو باشد بشنو و بیامرز و بهر کس که دل او را میدانی بحسب راههایش جزا بده زیرا که تو بتنهائی عارف قلوب جمیع بنیآدم هستی * {{verse|۶|۳۱|color=black}} تا آن که ایشان در تمامی روزهائی که بروی زمینی که بپدران ما دادهای زنده باشند از تو بترسند * {{verse|۶|۳۲|color=black}} و نیز غریبی که از قوم تو اسرائیل نباشد و بخاطر اسم عظیم تو و دست قوی و بازوی برافراشتهٔ تو از زمین بعید آمده باشد پس چون بیاید و بسوی این خانه دعا نماید * {{verse|۶|۳۳|color=black}} آنگاه از آسمان مکان سکونت خود بشنو و موافق هر آنچه آن غریب نزد تو استغاثه نماید بعمل آور تا جمیع قومهای جهان اسم تو را بشناسند و مثل قوم تو اسرائیل از تو بترسند و بدانند که اسم تو بر این خانهای که بنا کردهام نهاده شده است * {{verse|۶|۳۴|color=black}} اگر قوم تو برای مقاتله با دشمنان خود براهی که ایشان را فرستاده باشی بیرون روند و بسوی شهری که برگزیدهای و خانهای که بجهت اسم تو بنا کردهام نزد تو دعا نمایند * {{verse|۶|۳۵|color=black}} آنگاه دعا و تضرع ایشان را از آسمان بشنو و حق ایشان را بجا آور * {{verse|۶|۳۶|color=black}} و اگر بتو گناه ورزیده باشند زیرا انسانی نیست که گناه نکند و بر ایشان غضبناک شده ایشان را بدست دشمنان تسلیم کرده باشی و اسیرکنندگان ایشان ایشان را بزمین دور یا نزدیک ببرند * {{verse|۶|۳۷|color=black}} پس اگر در زمینی که در آن اسیر باشند بخود آمده بازگشت نمایند<noinclude></noinclude> 166kmhckoiax2f6tk4tcy31ylwgm7bh برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۸۸ 104 88172 288444 2026-06-20T16:30:48Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و در زمین اسیری خود نزد تو تضرع نموده گویند که گناه کرده و عصیان ورزیده و شریرانه رفتار نمودهایم * {{verse|۶|۳۸|color=black}} و در زمین اسیری خویش که ایشان را بآن باسیری برده باشند بتمامی دل و تمامی جان خود بتو بازگشت نمایند و بسویزمینی که بپدران ایشان دا...» ایجاد کرد 288444 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و در زمین اسیری خود نزد تو تضرع نموده گویند که گناه کرده و عصیان ورزیده و شریرانه رفتار نمودهایم * {{verse|۶|۳۸|color=black}} و در زمین اسیری خویش که ایشان را بآن باسیری برده باشند بتمامی دل و تمامی جان خود بتو بازگشت نمایند و بسویزمینی که بپدران ایشان دادهای و شهری که برگزیدهای و خانهای که برای اسم تو بنا کردهام دعا نمایند * {{verse|۶|۳۹|color=black}} آنگاه از آسمان مکان سکونت خود دعا و تضرع ایشان را بشنو و حق ایشان را بجا آور و قوم خود را که بتو گناه ورزیده باشند بیامرز * {{verse|۶|۴۰|color=black}} پس الان ای خدای من چشمان تو باز شود و گوشهای تو بدعاهائی که در این مکان کرده شود شنوا باشد * {{verse|۶|۴۱|color=black}} و حال تو ای یهُوَه خدا با تابوت قوت خود بسوی آرامگاه خویش برخیز ای یهُوَه خدا کاهنان تو بنجات ملبس گردند و مقدسانت بنیکویی شادمان بشوند * {{verse|۶|۴۲|color=black}} ای یهُوَه خدا روی مسیح خود را برنگردان و رحمتهای بندهٔ خود داود را بیاد آور * {{وسط|{{روخط|باب هفتم}}}} {{فصل|۷}} {{verse|۷|۱|color=black}} و چون سلیمان از دعا کردن فارغ شد آتش از آسمان فرود آمده قربانیهای سوختنی و ذبایح را سوزانید و جلال {{روخط|خداوند}} خانه را مملو ساخت * {{verse|۷|۲|color=black}} و کاهنان بخانهٔ {{روخط|خداوند}} نتوانستند داخل شوند زیرا جلال یهُوَه خانهٔ {{روخط|خداوند}} را پر کرده بود * {{verse|۷|۳|color=black}} و چون تمامی بنی اسرائیل آتش را که فرود میآمد و جلال {{روخط|خداوند}} را که بر خانه میبود دیدند روی خود را بزمین بر سنگفرش نهادند و سجده نموده {{روخط|خداوند}} را حمد گفتند که او نیکو است زیرا که رحمت او تا ابدالا´باد است * {{verse|۷|۴|color=black}} و پادشاه و تمامی قوم قربانیها در حضور {{روخط|خداوند}} گذرانیدند * {{verse|۷|۵|color=black}} و سلیمان پادشاه بیست و دو هزار گاو و صد و بیست هزار گوسفند برای قربانی گذرانید و پادشاه و تمامی قوم خانهٔ خدارا تبریک نمودند * {{verse|۷|۶|color=black}} و کاهنان بر سر شغلهای مخصوص خود ایستاده بودند و لاویان آلا´ت نغمهٔ {{روخط|خداوند}} را بدست گرفتند که داود پادشاه آنها را ساخته بود تا {{روخط|خداوند}} را بآنها حمد گویند زیرا که رحمت او تا ابدالا´باد است و داود بوساطت آنها تسبیح میخواند و کاهنان پیش ایشان کَرِنّا مینواختند و تمام اسرائیل ایستاده بودند * {{verse|۷|۷|color=black}} و سلیمان وسط صحنی را که پیش خانهٔ {{روخط|خداوند}} بود تقدیـس نمـود زیرا کـه در آنجا قربانیهای سوختنی و پیه ذبایح سلامتی را میگذرانیـد چونکـه مذبـح برنجینـی کـه<noinclude></noinclude> b0ikiom81e7zkjtysu3644rff2j7qc4 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۸۹ 104 88173 288445 2026-06-20T16:31:03Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «سلیمـان ساخته بود قربانیهای سوختنی و هدایـای آردی و پیـه ذبایـح را گنجایـش نداشـت * {{verse|۷|۸|color=black}} و در آنوقت سلیمان و تمامی اسرائیل با وی هفت روز را عید نگاه داشتند و آن انجمن بسیار بزرگ از مدخل حمات تا نهر مصر بود * {{verse|۷|۹|color=black}} و در روز هشت...» ایجاد کرد 288445 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>سلیمـان ساخته بود قربانیهای سوختنی و هدایـای آردی و پیـه ذبایـح را گنجایـش نداشـت * {{verse|۷|۸|color=black}} و در آنوقت سلیمان و تمامی اسرائیل با وی هفت روز را عید نگاه داشتند و آن انجمن بسیار بزرگ از مدخل حمات تا نهر مصر بود * {{verse|۷|۹|color=black}} و در روز هشتم محفلی مقدّس برپا داشتند زیرا که برای تبریک مذبح هفت روز و برای عید هفت روز نگاه داشتند * {{verse|۷|۱۰|color=black}} و در روز بیست و سوم ماه هفتم قوم را بخیمههای ایشان مرخص فرمود و ایشان بسبب احسانی که {{روخط|خداوند}} بداود و سلیمان و قوم خود اسرائیل کرده بود شادمان و خوشدل بودند * {{verse|۷|۱۱|color=black}} پس سلیمان خانهٔ {{روخط|خداوند}} و خانهٔ پادشاه را تمام کرد و هرآنچه سلیمان قصد نموده بود که در خانهٔ {{روخط|خداوند}} و در خانهٔ خود بسازد آن را نیکو بانجام رسانید * {{verse|۷|۱۲|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بر سلیمان در شب ظاهر شده او را گفت دعای تو را اجابت نمودم و این مکان را برای خود برگزیدم تا خانهٔ قربانیها شود * {{verse|۷|۱۳|color=black}} اگر آسمان را ببندم تا باران نبارد و اگر امر کنم که ملخ حاصل زمین را بخورد و اگر وبا در میان قوم خود بفرستم * {{verse|۷|۱۴|color=black}} و قوم من که باسم من نامیده شدهاند متواضع شوند و دعا کرده طالب حضور من باشند و از راههای بد خویش بازگشت نمایند آنگاه من از آسمان اجابت خواهم فرمود و گناهان ایشان را خواهم آمرزید و زمین ایشان را شفا خواهم داد * {{verse|۷|۱۵|color=black}} و از این ببعد چشمان من گشاده و گوشهای من بدعائی که در این مکان کرده شود شنوا خواهد بود * {{verse|۷|۱۶|color=black}} و حال این خانه را اختیار کرده و تقدیس نمودهام که اسم من تا بابد در آن قرار گیرد و چشم و دل من همیشه بر آن باشد * {{verse|۷|۱۷|color=black}} و اگر تو بحضور من سلوک نمائی چنانکه پدرت داود سلوک نمود و برحسب هرآنچه تو را امر فرمایم عمل نمائی و فرایض و احکام مرا نگاه داری * {{verse|۷|۱۸|color=black}} آنگاه کرسی سلطنت تو را استوار خواهم ساخت چنانکه با پدرت داود عهد بسته گفتم کسی که بر اسرائیل سلطنت نماید از تو منقطع نخواهد شد * {{verse|۷|۱۹|color=black}} لیکن اگر شما برگردید و فرایض و احکام مرا که پیش روی شما نهادهام ترک نمایید و رفته خدایان غیر را عبادت کنید و آنها را سجده نمایید * {{verse|۷|۲۰|color=black}} آنگاه ایشان را از زمینی که بایشان دادهام خواهم کند و این خانه را که برای اسم خود تقدیس نمودهام از حضور خود خواهم افکند و آن را در میان جمیع قومها ضربالمثل و مسخرهخواهم ساخت * {{verse|۷|۲۱|color=black}} و این خانه که اینقدر رفیع است هرکه از آن بگذرد متحیر شده خواهد گفت برای چه {{روخط|خداوند}} باین زمین و باین خانه چنین عمل نموده است * {{verse|۷|۲۲|color=black}} و جواب<noinclude></noinclude> ofmlowg40zlsnvsspynzorkbucu12nx برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۹۰ 104 88174 288446 2026-06-20T16:31:29Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «خواهند داد چونکه یهُوَه خدای پدران خود را که ایشان را از زمین مصر بیرون آورد ترک کردند و بخدایان غیر متمسّک شده آنها را سجده و عبادت نمودند از این جهت تمامی این بلا را بر ایشان وارد آورده است * {{وسط|{{روخط|باب هشتم}}}} {{فصل|۸}} {{verse|۸|۱|color=black}} و بعد...» ایجاد کرد 288446 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خواهند داد چونکه یهُوَه خدای پدران خود را که ایشان را از زمین مصر بیرون آورد ترک کردند و بخدایان غیر متمسّک شده آنها را سجده و عبادت نمودند از این جهت تمامی این بلا را بر ایشان وارد آورده است * {{وسط|{{روخط|باب هشتم}}}} {{فصل|۸}} {{verse|۸|۱|color=black}} و بعد از انقضای بیست سالی که سلیمان خانهٔ {{روخط|خداوند}} و خانهٔ خود را بنا میکرد * {{verse|۸|۲|color=black}} سلیمان شهرهائی را که حورام بسلیمان داده بود تعمیر نمود و بنی اسرائیل را در آنها ساکن گردانید * {{verse|۸|۳|color=black}} و سلیمان بحمات صوبَه رفته آن را تسخیر نمود * {{verse|۸|۴|color=black}} و تَدمور را در بیابان و همهٔ شهرهای خزینه را که در حمات بنا کرده بود باتمام رسانید * {{verse|۸|۵|color=black}} و بیت حورون بالا و بیت حورون پایین را بنا نمود که شهرهای حصاردار با دیوارها و دروازهها و پشتبندها بود * {{verse|۸|۶|color=black}} و بعلهٔ و همهٔ شهرهای خزانه را که سلیمان داشت و جمیع شهرهای ارابهها و شهرهای سواران را و هرآنچه را که سلیمان میخواست در اورشلیم و لبنان و تمامی زمین مملکت خویش بنا نماید بنا نمود * {{verse|۸|۷|color=black}} و تمامی کسانی که از حِتّیان و اموریان و فَرِزّیان و حِویان و یبُوسیان باقی مانده و از بنی اسرائیل نبودند * {{verse|۸|۸|color=black}} یعنی از پسران ایشان که در زمین بعد از ایشان باقی مانده بودند و بنی اسرائیل ایشان را هلاک نکرده بودند سلیمان از ایشان تا امروز سُخْره گرفت * {{verse|۸|۹|color=black}} اما از بنی اسرائیل سلیمان احدی را برای کار خود بغلامی نگرفت بلکه ایشان مردان جنگی و سرداران ابطال و سرداران ارابهها و سواران او بودند * {{verse|۸|۱۰|color=black}} و سروران مقدّم سلیمان پادشاه که برقوم حکمرانی میکردند دویست و پنجاه نفر بودند * {{verse|۸|۱۱|color=black}} و سلیمان دختر فرعون را از شهر داود بخانهای که برایش بنا کرده بود آورد زیرا گفت زن من در خانهٔ داود پادشاه اسرائیل ساکن نخواهد شد چونکه همهٔ جایهائی که تابوت {{روخط|خداوند}} داخل آنها شدهاست مقدس میباشد * {{verse|۸|۱۲|color=black}} آنگاه سلیمان قربانیهای سوختنی بر مذبح {{روخط|خداوند}} که آن را پیش رواق بنا کرده بود برای {{روخط|خداوند}} گذرانید * {{verse|۸|۱۳|color=black}} یعنی قربانیهای سوختنی قسمت هر روز در روزش برحسب فرمان موسی در روزهای سَبَّت و غُرّهها و سه مرتبه در هر سال در مواسم یعنی در عید فطیر و عید هفتهها و عید خیمهها * {{verse|۸|۱۴|color=black}} و فرقههای کاهنان را برحسب امر پدر خود داود بر سر خدمت ایشان<noinclude></noinclude> m9n83i4luhjay3aekwqpsq1d668llh0 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۹۱ 104 88175 288447 2026-06-20T16:32:04Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «معین کرد و لاویان را بر سر شغلهای ایشان تا تسبیح بخوانند و بحضور کاهنان لوازم خدمت هر روز را در روزش بجا آورند و دربانان را برحسب فرقههای ایشان بر هر دروازه قرار داد زیرا که داود مرد خدا چنین امر فرموده بود * {{verse|۸|۱۵|color=black}} و ایشان از حکمی که پا...» ایجاد کرد 288447 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>معین کرد و لاویان را بر سر شغلهای ایشان تا تسبیح بخوانند و بحضور کاهنان لوازم خدمت هر روز را در روزش بجا آورند و دربانان را برحسب فرقههای ایشان بر هر دروازه قرار داد زیرا که داود مرد خدا چنین امر فرموده بود * {{verse|۸|۱۵|color=black}} و ایشان از حکمی که پادشاه دربارهٔ هر امری و دربارهٔ خزانهها بکاهنان و لاویان داده بود تجاوز ننمودند * {{verse|۸|۱۶|color=black}} پس تمامی کار سلیمان از روزی که بنیاد خانهٔ {{روخط|خداوند}} نهاده شد تا روزی که تمام گشتنیکو آراسته شد و خانهٔ {{روخط|خداوند}} باتمام رسید * {{verse|۸|۱۷|color=black}} آنگاه سلیمان بعَصْیون جابَر و باِیلُوت که بر کنار دریا در زمین اَدُوم است رفت * {{verse|۸|۱۸|color=black}} و حُورام کشتیها و نوکرانی را که در دریا مهارت داشتند بدست خادمان خود برای وی فرستاد و ایشان با بندگان سلیمان باُوفیر رفتند و چهارصد و پنجاه وزنهٔ طلا از آنجا گرفته برای سلیمان پادشاه آوردند * {{وسط|{{روخط|باب نهم}}}} {{فصل|۹}} {{verse|۹|۱|color=black}} و چون ملکهٔ سبا آوازهٔ سلیمان را شنید با موکب بسیار عظیم و شترانی که بعطریات و طلای بسیار و سنگهای گرانبها بار شده بود باورشلیم آمد تا سلیمان را بمسائل امتحان کند و چون نزد سلیمان رسید با وی از هرچه در دلش بود گفتگو کرد * {{verse|۹|۲|color=black}} و سلیمان تمامی مسائلش را برای وی بیان نمود و چیزی از سلیمان مخفی نماند که برایش بیان نکرد * {{verse|۹|۳|color=black}} و چون ملکهٔ سبا حکمت سلیمان و خانهای را که بنا کرده بود * {{verse|۹|۴|color=black}} و طعام سفرهٔ او و مجلس بندگانش و نظم و لباس خادمانش را و ساقیانش و لباس ایشان و زینهای را که بآن بخانهٔ {{روخط|خداوند}} برمیآمد دید روح دیگر در او نماند * {{verse|۹|۵|color=black}} پس بپادشاه گفت آوازهای را که در ولایت خود دربارهٔ کارها و حکمت تو شنیدم راست بود * {{verse|۹|۶|color=black}} اما تا نیامدم و بچشمان خود ندیدم اخبار آنها را باور نکردم و همانا نصف عظمت حکمت تو بمن اعلام نشده بود و از خبری که شنیده بودم افزودهای * {{verse|۹|۷|color=black}} خوشابهحال مردان تو و خوشابهحال این خادمانت که بحضور تو همیشهمیایستند و حکمت تو را میشنوند * {{verse|۹|۸|color=black}} متبارک باد یهُوَه خدای تو که بر تو رغبت داشته تو را بر کرسی خود نشانید تا برای یهُوَه خدایت پادشاه بشوی چونکه خدای تو اسرائیل را دوست میدارد تا ایشان را تا بابد استوار نماید از این جهت تو را بر پادشاهی ایشان نصب نموده است تا داوری و عدالت را<noinclude></noinclude> 5lbuyxoj9n94dogd9ujklxbharek70o برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۹۲ 104 88176 288448 2026-06-20T16:33:30Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «بجا آوری * {{verse|۹|۹|color=black}} و بپادشاه صد و بیست وزنهٔ طلا و عطریات از حد زیاده و سنگهای گرانبها داد و مثل این عطریات که ملکهٔ سبا بسلیمان پادشاه داد هرگز دیده نشد * {{verse|۹|۱۰|color=black}} و نیز بندگان حورام و بندگان سلیمان که طلا از اوفیر میآوردند چوب صن...» ایجاد کرد 288448 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بجا آوری * {{verse|۹|۹|color=black}} و بپادشاه صد و بیست وزنهٔ طلا و عطریات از حد زیاده و سنگهای گرانبها داد و مثل این عطریات که ملکهٔ سبا بسلیمان پادشاه داد هرگز دیده نشد * {{verse|۹|۱۰|color=black}} و نیز بندگان حورام و بندگان سلیمان که طلا از اوفیر میآوردند چوب صندل و سنگهای گرانبها آوردند * {{verse|۹|۱۱|color=black}} و پادشاه از این چوب صندل زینهها بجهت خانه {{روخط|خداوند}} و خانهٔ پادشاه و عودها و بربطها برای مغنّیان ساخت و مثل آنها قبل از آن در زمین یهودا دیده نشده بود * {{verse|۹|۱۲|color=black}} و سلیمان پادشاه بملکهٔ سبا تمامی آرزوی او را که خواسته بود داد سوای آنچه که او برای پادشاه آورده بود پس با بندگانش بولایت خود توجه نموده برفت * {{verse|۹|۱۳|color=black}} و وزن طلائی که در یک سال بسلیمان رسید ششصد و شصت و شش وزنه طلا بود * {{verse|۹|۱۴|color=black}} سوای آنچه تاجران و بازرگانان آوردند و جمیع پادشاهان عرب و حاکمان کشورها طلا و نقره برای سلیمان میآوردند * {{verse|۹|۱۵|color=black}} و سلیمان پادشاه دویست سپر طلای چکشی ساخت که برای هر سپر ششصد مثقال طلا بکار برده شد * {{verse|۹|۱۶|color=black}} و سیصد سپر کوچک طلای چکشی ساختکه برای هر سپر سیصد مثقال طلا بکار برده شد و پادشاه آنها را در خانهٔ جنگل لبنان گذاشت * {{verse|۹|۱۷|color=black}} و پادشاه تخت بزرگی از عاج ساخت و آن را بزر خالص پوشانید * {{verse|۹|۱۸|color=black}} و تخت را شش پله و پایندازی زرین بود که بتخت پیوسته بود و باین طرف و آن طرف نزد جای کُرسیش دستها بود و دو شیر بپهلوی دستها ایستاده بودند * {{verse|۹|۱۹|color=black}} و دوازده شیر از این طرف و آن طرف بر آن شش پله ایستاده بودند که در هیچ مملکت مثل این ساخته نشده بود * {{verse|۹|۲۰|color=black}} و تمامی ظروف نوشیدنی سلیمان پادشاه از طلا و تمامی ظروف خانهٔ جنگل لبنان از زر خالص بود و نقره در ایام سلیمان هیچ بحساب نمیآمد * {{verse|۹|۲۱|color=black}} زیرا که پادشاه را کشتیها بود که با بندگان حُورام بترشیش میرفت و کشتیهای ترشیشی هر سه سال یک مرتبه میآمد و طلا و نقره و عاج و میمونها و طاوسها میآورد * {{verse|۹|۲۲|color=black}} پس سلیمان پادشاه در دولت و حکمت از جمیع پادشاهان کشورها بزرگتر شد * {{verse|۹|۲۳|color=black}} و تمامی پادشاهان کشورها حضور سلیمان را میطلبیدند تا حکمتی را که خدا در دلش نهاده بود بشنوند * {{verse|۹|۲۴|color=black}} و هریکی از ایشان هدیهٔ خود را از آلات نقره و آلات طلا و رخوت و اسلحه و عطریات و اسبها و قاطرها یعنی قسمت هر سال را در سالش میآوردند * {{verse|۹|۲۵|color=black}} و سلیمان چهار هزار آخور بجهت اسبان و ارابهها و دوازده هزار سوار داشت و آنها را در شهرهای ارابهها<noinclude></noinclude> oobhq7qvl2t7cshf5nq0c5ivajrqb9b برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۹۳ 104 88177 288449 2026-06-20T16:33:55Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و نزد پادشاه در اورشلیم گذاشت * {{verse|۹|۲۶|color=black}} و بر جمیع پادشاهان از نهر فرات تا زمین فلسطینیان و سرحد مصر حکمرانی میکرد * {{verse|۹|۲۷|color=black}} و پادشاه نقره را در اورشلیممثل سنگها و چوب سرو آزاد را مثل چوب افراغ که در صحراست فراوان ساخت * {{verse|۹|۲۸|co...» ایجاد کرد 288449 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و نزد پادشاه در اورشلیم گذاشت * {{verse|۹|۲۶|color=black}} و بر جمیع پادشاهان از نهر فرات تا زمین فلسطینیان و سرحد مصر حکمرانی میکرد * {{verse|۹|۲۷|color=black}} و پادشاه نقره را در اورشلیممثل سنگها و چوب سرو آزاد را مثل چوب افراغ که در صحراست فراوان ساخت * {{verse|۹|۲۸|color=black}} و اسبها برای سلیمان از مصر و از جمیع ممالک میآوردند * {{verse|۹|۲۹|color=black}} و اما بقیهٔ وقایع سلیمان از اول تا آخر آیا آنها در تواریخ ناتان نبی و در نبوت اَخِیای شیلونی و در رؤیای یعْدُوی رائی دربارهٔ یرُبْعام بن نَباط مکتوب نیست * {{verse|۹|۳۰|color=black}} پس سلیمان چهل سال در اورشلیم بر تمامی اسرائیل سلطنت کرد * {{verse|۹|۳۱|color=black}} و سلیمان با پدران خود خوابید و او را در شهر پدرش داود دفن کردند و پسرش رَحُبْعام در جای او پادشاه شد * {{وسط|{{روخط|باب دهم}}}} {{فصل|۱۰}} {{verse|۱۰|۱|color=black}} و رَحُبْعام بشکیم رفت زیرا که تمامی اسرائیل بشکیم آمدند تا او را پادشاه سازند * {{verse|۱۰|۲|color=black}} و چون یرُبْعام بن نَباط این را شنید و او هنوز در مصر بود که از حضور سلیمان پادشاه بآنجا فرار کرده بود یرُبْعام از مصر مراجعت نمود * {{verse|۱۰|۳|color=black}} و ایشان فرستاده او را خواندند آنگاه یرُبْعام و تمامی اسرائیل آمدند و برَحُبْعام عرض کرده گفتند * {{verse|۱۰|۴|color=black}} پدر تو یوغ ما را سخت ساخت اما تو الان بندگی سخت پدر خود را و یوغ سنگین او را که بر ما نهاد سبک ساز و تو را خدمت خواهیم نمود * {{verse|۱۰|۵|color=black}} او بایشان گفت بعد از سه روز باز نزد من بیایید و ایشان رفتند * {{verse|۱۰|۶|color=black}} و رَحُبْعام پادشاه با مشایخی که در حین حیات پدرش سلیمان بحضور وی میایستادند مشورت کرده گفت شما چه صلاح میبینید کهبه این قوم جواب دهم * {{verse|۱۰|۷|color=black}} ایشان باو عرض کرده گفتند اگر با این قوم مهربانی نمائی و ایشان را راضی کنی و با ایشان سخنان دلاویز گویی همانا همیشهٔ اوقات بندهٔ تو خواهند بود * {{verse|۱۰|۸|color=black}} اما او مشورت مشایخ را که بوی دادند ترک کرد و با جوانانی که با او تربیت یافته بودند و بحضورش میایستادند مشورت کرد * {{verse|۱۰|۹|color=black}} و بایشان گفت شما چه صلاح میبینید که باین قوم جواب دهیم که بمن عرض کرده گفتهاند یوغی را که پدرت بر ما نهاده است سبک ساز * {{verse|۱۰|۱۰|color=black}} و جوانانی که با او تربیت یافته بودند او را خطاب کرده گفتند باین قوم که بتو عرض کرده گفتهاند پدرت یوغ ما را سنگین ساخته است و تو آن را برای ما سبک ساز چنین بگو انگشت کوچک من از کمر پدرم<noinclude></noinclude> dhy4jnjzq81tjalerx50xu5ngbhc4ku برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۹۴ 104 88178 288450 2026-06-20T16:34:17Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «کلفت تر است * {{verse|۱۰|۱۱|color=black}} و حال پدرم یوغ سنگینی بر شما نهاده است اما من یوغ شما را زیاده خواهم گردانید پدرم شما را با تازیانهها تنبیه مینمود اما من شما را با عقربها * {{verse|۱۰|۱۲|color=black}} و در روز سوم یرُبْعام و تمامی قوم بنزد رَحُبْعام بازآمدن...» ایجاد کرد 288450 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>کلفت تر است * {{verse|۱۰|۱۱|color=black}} و حال پدرم یوغ سنگینی بر شما نهاده است اما من یوغ شما را زیاده خواهم گردانید پدرم شما را با تازیانهها تنبیه مینمود اما من شما را با عقربها * {{verse|۱۰|۱۲|color=black}} و در روز سوم یرُبْعام و تمامی قوم بنزد رَحُبْعام بازآمدند بنحوی که پادشاه گفته و فرموده بود که در روز سوم نزد من بازآیید * {{verse|۱۰|۱۳|color=black}} و پادشاه قوم را بسختی جواب داد و رَحُبْعام پادشاه مشورت مشایخ را ترک کرد * {{verse|۱۰|۱۴|color=black}} و موافق مشورت جوانانْ ایشان را خطاب کرده گفت پدرم یوغ شما را سنگین ساخت اما من آن را زیاده خواهم گردانید پدرم شما را با تازیانهها تنبیه مینمود اما من با عقربها * {{verse|۱۰|۱۵|color=black}} پس پادشاه قوم را اجابت نکرد زیرا که این امر از جانب خدا شده بود تا {{روخط|خداوند}} کلامی را که بواسطهٔ اَخِیای شیلونی بیرُبْعام بن نَباط گفته بود ثابت گرداند * {{verse|۱۰|۱۶|color=black}} و چون تمامی اسرائیل دیدند که پادشاه ایشان را اجابت نکرد آنگاه قومْ پادشاه را جواب داده گفتند ما را در داود چه حصه است در پسر یسّی نصیبی نداریم ای اسرائیل بخیمههای خود بروید حال ای داود بخانهٔ خود متوجه باش پس تمامی اسرائیل بخیمههای خویش رفتند * {{verse|۱۰|۱۷|color=black}} اما بنی اسرائیلی که در شهرهای یهودا ساکن بودند رَحُبْعام بر ایشان سلطنت مینمود * {{verse|۱۰|۱۸|color=black}} پس رَحُبْعام پادشاه هَدُرام را که رئیس باجگیران بود فرستاد و بنی اسرائیل او را سنگسار کردند که مُرد و رَحُبْعام پادشاه تعجیل نموده بر ارابهٔ خود سوار شد و باورشلیم فرار کرد * {{verse|۱۰|۱۹|color=black}} پس اسرائیل تا بامروز بر خاندان داود عاصی شدهاند * {{وسط|{{روخط|باب یازدهم}}}} {{فصل|۱۱}} {{verse|۱۱|۱|color=black}} و چون رَحُبْعام وارد اورشلیم شد صد و هشتاد هزار نفر برگزیدهٔ جنگ آزموده را از خاندان یهودا و بنیامین جمع کرد تا با اسرائیل مقاتله نموده سلطنت را برحبعام برگرداند * {{verse|۱۱|۲|color=black}} اما کلام {{روخط|خداوند}} بر شَمَعْیا مرد خدا نازل شده گفت * {{verse|۱۱|۳|color=black}} برَحُبْعام بن سلیمان پادشاه یهودا و بتمامی اسرائیلیان که در یهودا و بنیامین میباشند خطاب کرده بگو * {{verse|۱۱|۴|color=black}} {{روخط|خداوند}} چنین میگوید برمیایید و با برادران خود جنگ منمایید هرکس بخانهٔ خود برگردد زیرا که این امر از جانب من شده است و ایشان کلام {{روخط|خداوند}} را شنیدند و از رفتن بضدّ یرُبْعام برگشتند * {{verse|۱۱|۵|color=black}} و رَحُبْعام در اورشلیم ساکن شد و شهرهای حصاردار در یهودا ساخت * {{verse|۱۱|۶|color=black}} پس بیتلحم وعِیتام و تَقُّوع * {{verse|۱۱|۷|color=black}} و بیت<noinclude></noinclude> c1r4uobs3j5lzsk3work38fs3gfneb5 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۹۵ 104 88179 288451 2026-06-20T16:34:41Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «صُور و سُوکُو و عَدُلاّم * {{verse|۱۱|۸|color=black}} و جَتّ و مَرِیشَه و زِیف * {{verse|۱۱|۹|color=black}} و اَدورایم و لاکِیش و عَزیقَه * {{verse|۱۱|۱۰|color=black}} و صُرْعَه و ایلُون و حَبْرُون را بنا کرد که شهرهای حصاردار در یهودا و بنیامین میباشند * {{verse|۱۱|۱۱|color=black}} و حصا...» ایجاد کرد 288451 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>صُور و سُوکُو و عَدُلاّم * {{verse|۱۱|۸|color=black}} و جَتّ و مَرِیشَه و زِیف * {{verse|۱۱|۹|color=black}} و اَدورایم و لاکِیش و عَزیقَه * {{verse|۱۱|۱۰|color=black}} و صُرْعَه و ایلُون و حَبْرُون را بنا کرد که شهرهای حصاردار در یهودا و بنیامین میباشند * {{verse|۱۱|۱۱|color=black}} و حصارها را محکم ساخت و در آنها سرداران و انبارهای مأکولات و روغن و شراب گذاشت * {{verse|۱۱|۱۲|color=black}} و در هر شهری سپرها و نیزهها گذاشته آنها را بسیار محکم گردانید پس یهودا و بنیامین با او ماندند * {{verse|۱۱|۱۳|color=black}} و کاهنان و لاویانی که در تمامی اسرائیل بودند از همهٔ حدود خود نزد او جمع شدند * {{verse|۱۱|۱۴|color=black}} زیراکه لاویان اراضی شهرها و املاک خود را ترک کرده بیهودا و اورشلیم آمدند چونکه یرُبْعام و پسرانش ایشان را از کهانت یهُوَه اخراج کرده بودند * {{verse|۱۱|۱۵|color=black}} و او برای خود بجهت مکانهای بلند و دیوها و گوسالههائی که ساخته بود کاهنان معین کرد * {{verse|۱۱|۱۶|color=black}} و بعد از ایشان آنانی که دلهای خود را بطلب یهُوَه خدای اسرائیل مشغول ساخته بودند از تمامی اسباط اسرائیل باورشلیم آمدند تا برای یهُوَه خدای پدران خود قربانی بگذرانند * {{verse|۱۱|۱۷|color=black}} پس سلطنت یهودا را مستحکم ساختند و رَحُبْعام بن سلیمان را سه سال تقویت کردند زیراکه سه سال بطریق داود و سلیمان سلوک نمودند * {{verse|۱۱|۱۸|color=black}} و رَحُبْعام مَحَلَهٔ دختر یریمُوت بن داود و اَبِیحایل دختر اَلِیآب بن یسَّی را بزنی گرفت * {{verse|۱۱|۱۹|color=black}} و او برای وی پسران یعنی یعُوش و شَمَرْیا و زَهم را زایید * {{verse|۱۱|۲۰|color=black}} و بعد از او مَعْکَه دختر اَبْشالوم را گرفت و او برای وی اَبِیا و عَتّای و زِبزا و شَلُومیت را زایید * {{verse|۱۱|۲۱|color=black}} و رَحُبْعام مَعْکَه دختر ابشالوم را ازجمیع زنان و مُتعههای خود زیاده دوست میداشت زیرا که هجده زن و شصت مُتعه گرفته بود و بیست و هشت پسر و شصت دختر تولید نمود * {{verse|۱۱|۲۲|color=black}} و رَحُبْعام اَبیا پسر معکه را در میان برادرانش سرور و رئیس ساخت زیراکه میخواست او را بپادشاهی نصب نماید * {{verse|۱۱|۲۳|color=black}} و عاقلانه رفتار نموده همهٔ پسران خود را در تمامی بلاد یهودا و بنیامین در جمیع شهرهای حصاردار متفرق ساخت و برای ایشان آذوقهٔ بسیار قرار داد و زنان بسیار خواست * {{وسط|{{روخط|باب دوازدهم}}}} {{فصل|۱۲}} {{verse|۱۲|۱|color=black}} و چون سلطنت رَحُبْعام استوار گردید و خودش تقویت یافت او با تمامی اسرائیل شریعت {{روخط|خداوند}} را ترک نمودند * {{verse|۱۲|۲|color=black}} و در سال پنجم سلطنت رَحُبْعام شِیشَق پادشاه<noinclude></noinclude> 1tyayq03zbr8syy8rg4d4uffq4bupkp برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۹۶ 104 88180 288452 2026-06-20T16:35:00Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «مصر باورشلیم برآمد زیراکه ایشان بر {{روخط|خداوند}} عاصی شده بودند * {{verse|۱۲|۳|color=black}} با هزار و دویست ارابه و شصت هزار سوار و خلقی که از مصریان و لُوبیان و سُکیان و حَبَشیان همراهش آمدند بیشمار بودند * {{verse|۱۲|۴|color=black}} پس شهرهای حصاردار یهودا را گر...» ایجاد کرد 288452 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>مصر باورشلیم برآمد زیراکه ایشان بر {{روخط|خداوند}} عاصی شده بودند * {{verse|۱۲|۳|color=black}} با هزار و دویست ارابه و شصت هزار سوار و خلقی که از مصریان و لُوبیان و سُکیان و حَبَشیان همراهش آمدند بیشمار بودند * {{verse|۱۲|۴|color=black}} پس شهرهای حصاردار یهودا را گرفت و باورشلیم آمد * {{verse|۱۲|۵|color=black}} و شَمَعْیای نبی نزد رَحُبْعام و سروران یهودا که از ترس شِیشَق در اورشلیم جمع بودند آمده بایشان گفت {{روخط|خداوند}} چنین میگوید شما مرا ترک کردید پس من نیز شما را بدست شِیشَق ترک خواهم نمود * {{verse|۱۲|۶|color=black}} آنگاه سروران اسرائیل و پادشاه تواضع نموده گفتند {{روخط|خداوند}} عادل است * {{verse|۱۲|۷|color=black}} و چون {{روخط|خداوند}} دید که ایشان متواضع شدهاند کلام {{روخط|خداوند}} بر شَمَعْیا نازل شده گفت چونکه ایشان تواضع نمودهاندایشان را هلاک نخواهم کرد بلکه ایشان را اندک زمانی خلاصی خواهم داد و غضب من بدست شِیشَق بر اورشلیم ریخته نخواهد شد * {{verse|۱۲|۸|color=black}} لیکن ایشان بندهٔ او خواهند شد تا بندگی من و بندگی ممالک جهان را بدانند * {{verse|۱۲|۹|color=black}} پس شِیشَق پادشاه مصر باورشلیم برآمده خزانههای خانهٔ {{روخط|خداوند}} و خزانههای خانهٔ پادشاه را گرفت و همهٔ چیز را برداشت و سپرهای طلا را که سلیمان ساخته بود برد * {{verse|۱۲|۱۰|color=black}} و رَحُبْعام پادشاه بعوض آنها سپرهای برنجین ساخت و آنها را بدست سردارانِ شاطرانی که دَرِ خانهٔ پادشاه را نگاهبانی میکردند سپرد * {{verse|۱۲|۱۱|color=black}} و هر وقتی که پادشاه بخانهٔ {{روخط|خداوند}} داخل میشد شاطران آمده آنها را برمیداشتند و آنها را بحجرهٔ شاطران باز میآوردند * {{verse|۱۲|۱۲|color=black}} و چون او متواضع شد خشم {{روخط|خداوند}} از او برگشت تا او را بالکل هلاک نسازد و در یهودا نیز اعمال نیکو پیدا شد * {{verse|۱۲|۱۳|color=black}} و رَحُبْعام پادشاه خویشتن را در اورشلیم قوی ساخته سلطنت نمود و رَحُبْعام چون پادشاه شد چهل و یک ساله بود و در شهر اورشلیم که {{روخط|خداوند}} آن را از تمام اسباط اسرائیل برگزید تا اسم خود را در آن بگذارد هفده سال پادشاهی کرد و اسم مادرش نعْمَه عَمُّونیه بود * {{verse|۱۲|۱۴|color=black}} و او شرارت ورزید زیرا که {{روخط|خداوند}} را بتصمیم قلب طلب ننمود * {{verse|۱۲|۱۵|color=black}} و اما وقایع اول و آخر رَحُبْعام آیا آنها در تواریخ شَمَعْیای نبی و تواریخ انساب عَدُّوی رائی مکتوب نیست و در میان رَحُبْعام و یرُبْعام پیوسته جنگ میبود * {{verse|۱۲|۱۶|color=black}} پس رَحُبْعام با پدران خود خوابید و در شهر داود دفن شد و پسرش اَبِیابه جایش سلطنت کرد *<noinclude></noinclude> 8alcrrk665yb1hcrigj1ttop1397mgx برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۹۷ 104 88181 288453 2026-06-20T16:35:16Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب سیزدهم}}}} {{فصل|۱۳}} {{verse|۱۳|۱|color=black}} در سال هجدهم سلطنت یرُبْعام اَبیا بر یهودا پادشاه شد * {{verse|۱۳|۲|color=black}} سه سال در اورشلیم پادشاهی کرد و اسم مادرش میکایا دختر اوریئیل از جبعه بود و در میان اَبیا و یرُبْعام جنگ بود * {{verse|۱۳|۳|color=bl...» ایجاد کرد 288453 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب سیزدهم}}}} {{فصل|۱۳}} {{verse|۱۳|۱|color=black}} در سال هجدهم سلطنت یرُبْعام اَبیا بر یهودا پادشاه شد * {{verse|۱۳|۲|color=black}} سه سال در اورشلیم پادشاهی کرد و اسم مادرش میکایا دختر اوریئیل از جبعه بود و در میان اَبیا و یرُبْعام جنگ بود * {{verse|۱۳|۳|color=black}} و اَبِیا با فوجی از شجاعان جنگ آزموده یعنی چهارصد هزار مرد برگزیده تدارک جنگ دید و یرُبْعام با هشتصد هزار مرد برگزیده که شجاعان قوی بودند با وی جنگ را صف آرائی نمود * {{verse|۱۳|۴|color=black}} و اَبِیا بر کوه صَمارایم که در کوهستان افرایم است برپا شده گفت ای یرُبْعام و تمامی اسرائیل مرا گوش گیرید * {{verse|۱۳|۵|color=black}} آیا شما نمیدانید که یهُوَه خدای اسرائیل سلطنت اسرائیل را بداود و پسرانش با عهد نمکین تا بابد داده است * {{verse|۱۳|۶|color=black}} و یرُبْعام بن نَباط بندهٔ سلیمان بن داود برخاست و بر مولای خود عصیان ورزید * {{verse|۱۳|۷|color=black}} و مردان بیهوده که پسران بلّیعال بودند نزد وی جمع شده خویشتن را بضد رَحُبْعام بن سلیمان تقویت دادند هنگامی که رَحُبْعام جوان و رقیق القلب بود و با ایشان مقاومت نمیتوانست نمود * {{verse|۱۳|۸|color=black}} و شما الان گمان میبرید که با سلطنت {{روخط|خداوند}} که در دست پسران داود است مقابله توانید نمود و شما گروه عظیمی میباشید و گوسالههای طلا که یرُبْعام برای شما بجای خدایان ساخته است با شما میباشد * {{verse|۱۳|۹|color=black}} آیا شما کَهَنَه {{روخط|خداوند}} را از بنیهارون و لاویان را نیز اخراج ننمودید و مثل قومهای کشورها برای خود کاهنان نساختید و هرکه بیاید و خویشتن را با گوسالهای و هفت قوچ تقدیس نماید برای آنهائی که خدایان نیستندکاهن میشود * {{verse|۱۳|۱۰|color=black}} و اما ما یهُوَه خدای ماست و او را ترک نکردهایم و کاهنان از پسران هارون {{روخط|خداوند}} را خدمت میکنند و لاویان در کار خود مشغولند * {{verse|۱۳|۱۱|color=black}} و هر صبح و هر شام قربانیهای سوختنی و بخور معطر برای {{روخط|خداوند}} میسوزانند و نانِ تَقْدِمِه بر میز طاهر مینهند و شمعدان طلا و چراغهایش را هر شب روشن میکنند زیرا که ما وصایای یهُوَه خدای خود را نگاه میداریم اما شما او را ترک کردهاید * {{verse|۱۳|۱۲|color=black}} و اینک با ما خدا رئیس است و کاهنان او با کَرِنّاهای بلند آواز هستند تا بضد شما بنوازند پس ای بنی اسرائیل با یهُوَه خدای پدران خود جنگ مکنید زیرا کامیاب نخواهید شد * {{verse|۱۳|۱۳|color=black}} اما یرُبْعام کمین گذاشت که از عقب ایشان بیایند و خود پیش روی یهودا بودند و کمین<noinclude></noinclude> 3ekqy3ix34mbvmt7bxo0f8pe21coisx برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۹۸ 104 88182 288454 2026-06-20T16:35:49Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «در عقب ایشان بود * {{verse|۱۳|۱۴|color=black}} و چون یهودا نگریستند اینک جنگ هم از پیش و هم از عقب ایشان بود پس نزد {{روخط|خداوند}} استغاثه نمودند و کاهنان کَرِنّاها را نواختند * {{verse|۱۳|۱۵|color=black}} و مردان یهودا بانگ بلند برآوردند و واقع شد که چون مردان یهودا...» ایجاد کرد 288454 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>در عقب ایشان بود * {{verse|۱۳|۱۴|color=black}} و چون یهودا نگریستند اینک جنگ هم از پیش و هم از عقب ایشان بود پس نزد {{روخط|خداوند}} استغاثه نمودند و کاهنان کَرِنّاها را نواختند * {{verse|۱۳|۱۵|color=black}} و مردان یهودا بانگ بلند برآوردند و واقع شد که چون مردان یهودا بانگ برآوردند خدا یرُبْعام و تمامی اسرائیل را بحضور اَبِیا و یهودا شکست داد * {{verse|۱۳|۱۶|color=black}} و بنی اسرائیل از حضور یهودا فرار کردند و خدا آنها را بدست ایشان تسلیم نمود * {{verse|۱۳|۱۷|color=black}} و اَبِیا و قوم او آنها را بصدمهٔ عظیمی شکست دادند چنانکه پانصد هزار مرد برگزیده از اسرائیل مقتول افتادند * {{verse|۱۳|۱۸|color=black}} پس بنی اسرائیل در آن وقت ذلیل شدند و بنییهودا چونکه بر یهُوَه خدای پدران خود توکل نمودند قوی گردیدند * {{verse|۱۳|۱۹|color=black}} و اَبِیا یرُبْعام را تعاقب نموده شهرهای بیتئیل را با دهاتش و یشانَه را با دهاتش و اَفْرون را با دهاتش از او گرفت * {{verse|۱۳|۲۰|color=black}} و یرُبْعام در ایام اَبِیا دیگر قوت بهم نرسانید و{{روخط|خداوند}} او را زد که مرد * {{verse|۱۳|۲۱|color=black}} و اَبِیا قوی میشد و چهارده زن برای خود گرفت و بیست و دو پسر و شانزده دختر بوجود آورد * {{verse|۱۳|۲۲|color=black}} پس بقیهٔ وقایع اَبِیا از رفتار و اعمال او در مِدْرَسِ عِدُّوی نبی مکتوب است * {{وسط|{{روخط|باب چهاردهم}}}} {{فصل|۱۴}} {{verse|۱۴|۱|color=black}} و اَبِیا با پدران خود خوابید و او را در شهر داود دفن کردند و پسرش آسا در جایش پادشاه شد و در ایام او زمین ده سال آرامی یافت * {{verse|۱۴|۲|color=black}} و آسا آنچه را که در نظر یهُوَه خدایش نیکو و راست بود بجا میآورد * {{verse|۱۴|۳|color=black}} و مذبحهای غریب و مکانهای بلند را برداشت و بتها را بشکست و اَشُوریم را قطع نمود * {{verse|۱۴|۴|color=black}} و یهودا را امر فرمود که یهُوَه خدای پدران خود را بطلبند و شریعت و اوامر او را نگاه دارند * {{verse|۱۴|۵|color=black}} و مکانهای بلند و تماثیل شمس را از جمیع شهرهای یهودا دور کرد پس مملکت بسبب او آرامی یافت * {{verse|۱۴|۶|color=black}} و شهرهای حصاردار در یهودا بنا نمود زیرا که زمین آرام بود و در آن سالها کسی با او جنگ نکرد چونکه {{روخط|خداوند}} او را راحت بخشید * {{verse|۱۴|۷|color=black}} و بیهودا گفت این شهرها را بنا نماییم و دیوارها و برجها با دروازهها و پشتبندها باطراف آنها بسازیم * {{verse|۱۴|۸|color=black}} زیرا چونکه یهُوَه خدای خود را طلبیدهایم زمین پیش روی ما است او را طلب نمودیم و او ما را از هر طرف راحت بخشیده است پس بنا نمودند<noinclude></noinclude> 6dbzu4zopfkp5oixvc7hym7b2t0s1ey برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۶۹۹ 104 88183 288455 2026-06-20T16:36:27Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و کامیاب شدند * {{verse|۱۴|۹|color=black}} و آسا لشکری از یهودا یعنی سیصد هزار سپردار و نیزهدار داشت و از بنیامین دویست و هشتاد هزار سپردار و تیرانداز که جمیع اینها مردان قوی جنگی بودند * {{verse|۱۴|۱۰|color=black}} پس زارَح حَبشی با هزار هزار سپاه و سیصد ارابه بضد ا...» ایجاد کرد 288455 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و کامیاب شدند * {{verse|۱۴|۹|color=black}} و آسا لشکری از یهودا یعنی سیصد هزار سپردار و نیزهدار داشت و از بنیامین دویست و هشتاد هزار سپردار و تیرانداز که جمیع اینها مردان قوی جنگی بودند * {{verse|۱۴|۱۰|color=black}} پس زارَح حَبشی با هزار هزار سپاه و سیصد ارابه بضد ایشان بیرونآمده بمَرِیشَه رسید * {{verse|۱۴|۱۱|color=black}} و آسا بمقابله ایشان بیرون رفت پس ایشان در وادی صَفاتَه نزد مَرِیشَه جنگ را صفآرائی نمودند و آسا یهُوَه خدای خود را خوانده گفت ای {{روخط|خداوند}} نصرت دادن بزورآوران یا ببیچارگان نزد تو یکسان است پس ای یهُوَه خدای ما ما را اعانت فرما زیرا که بر تو توکل میداریم و باسم تو بمقابله این گروه عظیم آمدهایم ای یهُوَه تو خدای ما هستی پس مگذار که انسان بر تو غالب آید * {{verse|۱۴|۱۲|color=black}} آنگاه {{روخط|خداوند}} حَبَشیان را بحضور آسا و یهودا شکست داد و حَبَشیان فرار کردند * {{verse|۱۴|۱۳|color=black}} و آسا با خلقی که همراه او بودند آنها را تا جَرار تعاقب نمودند و از حَبَشیان آنقدر افتادند که از ایشان کسی زنده نماند زیرا که بحضور {{روخط|خداوند}} و بحضور لشکر او شکست یافتند و ایشان غنیمت از حد زیاده بردند * {{verse|۱۴|۱۴|color=black}} و تمام شهرها را که باطراف جرار بود تسخیر نمودند زیرا ترس {{روخط|خداوند}} بر ایشان مستولی شده بود و شهرها را تاراج نمودند زیرا که غنیمتِ بسیار در آنها بود * {{verse|۱۴|۱۵|color=black}} و خیمههای مواشی را نیز زدند و گوسفندان فراوان و شتران را برداشته باورشلیم مراجعت کردند * {{وسط|{{روخط|باب پانزدهم}}}} {{فصل|۱۵}} {{verse|۱۵|۱|color=black}} و روح خدا بعَزَرْیا ابن عودید نازل شد * {{verse|۱۵|۲|color=black}} و او برای ملاقات آسا بیرون آمده وی را گفت ای آسا و تمامی یهودا و بنیامین از من بشنوید {{روخط|خداوند}} با شما خواهد بود هر گاه شما با او باشید و اگر او را بطلبید او را خواهید یافت اما اگر او را ترک کنید او شما را ترک خواهد نمود * {{verse|۱۵|۳|color=black}} و اسرائیل مدت مدیدی بیخدای حق و بیکاهن معلم و بیشریعت بودند * {{verse|۱۵|۴|color=black}} اما چون در تنگیهای خود بسوی یهُوَه خدای اسرائیل بازگشت نموده او را طلبیدند او را یافتند * {{verse|۱۵|۵|color=black}} و در آن زمان بجهت هر که خروج و دخول میکرد هیچ امنیت نبود بلکه اضطراب سخت بر جمیع سکنه کشورها میبود * {{verse|۱۵|۶|color=black}} و قومی از قومی و شهری از شهری هلاک میشدند چونکه خدا آنها را بهر قسم بلا مضطرب<noinclude></noinclude> fklbpi733lrp6zfu7no6exwue6w1tgu برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۰۰ 104 88184 288456 2026-06-20T16:36:48Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «میساخت * {{verse|۱۵|۷|color=black}} اما شما قوی باشید و دستهای شما سست نشود زیرا که اجرت اعمال خود را خواهید یافت * {{verse|۱۵|۸|color=black}} پس چون آسا این سخنان و نبوت پسر عودید نبی را شنید خویشتن را تقویت نموده رجاسات را از تمامی زمین یهودا و بنیامین و از شهرهائی...» ایجاد کرد 288456 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>میساخت * {{verse|۱۵|۷|color=black}} اما شما قوی باشید و دستهای شما سست نشود زیرا که اجرت اعمال خود را خواهید یافت * {{verse|۱۵|۸|color=black}} پس چون آسا این سخنان و نبوت پسر عودید نبی را شنید خویشتن را تقویت نموده رجاسات را از تمامی زمین یهودا و بنیامین و از شهرهائی که در کوهستان افرایم گرفته بود دور کرد و مذبح {{روخط|خداوند}} را که پیش روی رواق {{روخط|خداوند}} بود تعمیر نمود * {{verse|۱۵|۹|color=black}} و تمامی یهودا و بنیامین و غریبان را که از افرایم و مَنَسَّی و شمعون در میان ایشان ساکن بودند جمع کرد زیرا گروه عظیمی از اسرائیل چون دیدند که یهُوَه خدای ایشان با او میبود باو پیوستند * {{verse|۱۵|۱۰|color=black}} پس در ماه سوم از سال پانزدهم سلطنت آسا در اورشلیم جمع شدند * {{verse|۱۵|۱۱|color=black}} و در آن روز هفتصد گاو و هفت هزار گوسفند از غنیمتی که آورده بودند برای {{روخط|خداوند}} ذبح نمودند * {{verse|۱۵|۱۲|color=black}} و بتمامی دل و تمامی جان خود عهد بستند که یهُوَه خدای پدران خود را طلب نمایند * {{verse|۱۵|۱۳|color=black}} و هر کسی که یهوه خدای اسرائیل را طلب ننماید خواه کوچک و خواه بزرگ خواه مرد و خواه زن کشته شود * {{verse|۱۵|۱۴|color=black}} و بصدای بلند و آواز شادمانی و کَرِنّاها و بوقها برای {{روخط|خداوند}} قسم خوردند * {{verse|۱۵|۱۵|color=black}} و تمامی یهودا بسبب این قسم شادمان شدند زیرا که بتمامی دل خود قسم خورده بودند و چونکه او را برضامندیتمام طلبیدند وی را یافتند و {{روخط|خداوند}} ایشان را از هر طرف امنیت داد * {{verse|۱۵|۱۶|color=black}} و نیز آسا پادشاهْ مادر خود معکه را از ملکه بودن معزول کرد زیرا که او تمثالی بجهت اَشیره ساخته بود و آسا تمثال او را قطع نمود و آن را خرد کرده در وادی قدرون سوزانید * {{verse|۱۵|۱۷|color=black}} اما مکانهای بلند از میان اسرائیل برداشته نشد لیکن دل آسا در تمامی ایامش کامل میبود * {{verse|۱۵|۱۸|color=black}} و چیزهائی را که پدرش وقف کرده و آنچه را که خودش وقف نموده بود از نقره و طلا و ظروف بخانهٔ {{روخط|خداوند}} درآورد * {{verse|۱۵|۱۹|color=black}} و تا سال سی و پنجم سلطنت آسا جنگ نبود * {{وسط|{{روخط|باب شانزدهم}}}} {{فصل|۱۶}} {{verse|۱۶|۱|color=black}} اما در سال سی و ششم سلطنت آسا بَعْشا پادشاه اسرائیل بر یهودا برآمد و رامَه را بنـا کـرد تا نگـذارد که کسـی نزد آسا پادشاه یهودا رفت و آمد نماید * {{verse|۱۶|۲|color=black}} آنگاه آسا نقره و طلا را از خزانههای خانهٔ {{روخط|خداوند}} و خانهٔ پادشـاه گرفتـه آن را نـزد بَنْهَـدَد پادشـاه ارام که در دمشـق ساکن بود فرستاده گفت * {{verse|۱۶|۳|color=black}} در میان من و تو و در میان پدر من<noinclude></noinclude> 4deoywetqe6uysg1gfdptztq9uue9an برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۰۱ 104 88185 288457 2026-06-20T16:37:18Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و پدر تو عهد بوده است اینک نقره و طلا نزد تو فرستادم پس عهدی را که با بَعْشا پادشاه اسرائیل داری بشکن تا او از نزد من برود * {{verse|۱۶|۴|color=black}} و بَنْهَدَد آسا پادشاه را اجابت نموده سرداران افواج خود را بر شهرهای اسرائیل فرستاد و ایشان عُیون و دان و...» ایجاد کرد 288457 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و پدر تو عهد بوده است اینک نقره و طلا نزد تو فرستادم پس عهدی را که با بَعْشا پادشاه اسرائیل داری بشکن تا او از نزد من برود * {{verse|۱۶|۴|color=black}} و بَنْهَدَد آسا پادشاه را اجابت نموده سرداران افواج خود را بر شهرهای اسرائیل فرستاد و ایشان عُیون و دان و آبَلمایم و جمیع شهرهای خزانهٔ نفتالی را تسخیر نمودند * {{verse|۱۶|۵|color=black}} و چون بَعْشا این را شنید بنا نمودن رامه را ترک کرده از کاری که میکرد باز ایستاد * {{verse|۱۶|۶|color=black}} و آسا پادشاه تمامی یهودا را جمع نموده ایشان سنگهـای رامه و چوبهـای آن را که بَعْشا بنامیکرد برداشتنـد و او جَبَع و مِصْفَه را با آنها بنـا نمـود * {{verse|۱۶|۷|color=black}} و در آن زمـان حَنانـی رایـی نـزد آسـا پادشـاه یهودا آمده وی را گفت چونکه تو بر پادشاه ارام توکل نمـودی و بر یهُـوَه خـدای خـود توکل ننمودی از این جهت لشکر پادشاه ارام از دست تو رهائی یافت * {{verse|۱۶|۸|color=black}} آیا حَبَشیان و لُوبیان لشکر بسیار بزرگ نبودند و ارابهها و سواران از حد زیاده نداشتند اما چونکه بر {{روخط|خداوند}} توکل نمـودی آنهـا را بدسـت تـو تسلیم نمـود * {{verse|۱۶|۹|color=black}} زیـرا که چشمـان {{روخط|خداوند}} در تمـام جهان تردد میکند تا قوت خویش را بر آنانـی که دل ایشان با او کامل است نمایان سازد تو در اینکار احمقانـه رفتـار نمـودی لهـذا از ایـن ببعد در جنگها گرفتار خواهی شد * {{verse|۱۶|۱۰|color=black}} اما آسا بر آن رائی غضب نموده او را در زندان انداخت زیرا که از این امر خشم او بر وی افروخته شد و در همان وقت آسا بر بعضی از قوم ظلم نمود * {{verse|۱۶|۱۱|color=black}} و اینک وقایع اول و آخر آسا در تواریخ پادشاهان یهودا و اسرائیل مکتـوب است * {{verse|۱۶|۱۲|color=black}} و در سال سی و نهم سلطنت آسـا مرضـی در پایهای او عارض شد و مرض او بسیار سخت گردید و نیز در بیماری خود از {{روخط|خداوند}} مدد نخواست بلکه از طبیبان * {{verse|۱۶|۱۳|color=black}} پس آسا با پدران خود خوابید و در سال چهل و یکم از سلطنت خود وفات یافـت * {{verse|۱۶|۱۴|color=black}} و او را در مقبـرهای که بـرای خـود در شهـر داود کنـده بـود دفن کردنـد و او را در دخمـهای که از عطریات و انواع حنوط که بصنعت عطــاران ساختـه شـده بـود گذاشتنـد و بـرای وی آتشی بینهایت عظیم برافروختند * {{وسط|{{روخط|باب هفدهم}}}} {{فصل|۱۷}} {{verse|۱۷|۱|color=black}} و پسرش یهُوشافاط در جای او پادشاه شد و خود را بضد اسرائیل تقویت داد * {{verse|۱۷|۲|color=black}} و سپاهیان در تمامی شهرهای حصاردار یهودا گذاشت و قراولان در زمین یهودا و در<noinclude></noinclude> nerqpeen0vy42rco5w1blgtn2kd5aux برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۰۲ 104 88186 288458 2026-06-20T16:37:32Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «شهرهای افرایم که پدرش آسا گرفته بود قرار داد * {{verse|۱۷|۳|color=black}} و {{روخط|خداوند}} با یهُوشافاط میبود زیرا که در طریقهای اول پدر خود داود سلوک میکرد و از بَعْلیم طلب نمینمود * {{verse|۱۷|۴|color=black}} بلکه خدای پدر خویش را طلبیده در اوامر وی سلوک مینمود و ن...» ایجاد کرد 288458 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>شهرهای افرایم که پدرش آسا گرفته بود قرار داد * {{verse|۱۷|۳|color=black}} و {{روخط|خداوند}} با یهُوشافاط میبود زیرا که در طریقهای اول پدر خود داود سلوک میکرد و از بَعْلیم طلب نمینمود * {{verse|۱۷|۴|color=black}} بلکه خدای پدر خویش را طلبیده در اوامر وی سلوک مینمود و نه موافق اعمال اسرائیل * {{verse|۱۷|۵|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} سلطنت را در دستش استوار ساخت و تمامی یهودا هدایا برای یهُوشافاط آوردند و دولت و حشمت عظیمی پیدا کرد * {{verse|۱۷|۶|color=black}} و دلش بطریقهای {{روخط|خداوند}} رفیع شد و نیز مکانهای بلند و اَشَیرهها را از یهودا دور کرد * {{verse|۱۷|۷|color=black}} و در سال سوم از سلطنت خود سروران خویش را یعنی بِنْحایل و عُوبَدْیا و زکریا و نَتَنْئِیل و میکایا را فرستاد تا در شهرهای یهودا تعلیم دهند * {{verse|۱۷|۸|color=black}} و با ایشان بعضی از لاویان یعنی شَمَعْیا و نَتَنْیا و زَبَدْیا و عَسائیل و شَمیراموت و یهُوناتان و اَدُنیا و طوبیا و توب اَدُنیا را که لاویان بودند فرستاد و با ایشان اَلیشَمَع و یهُورامِ کَهَنه را * {{verse|۱۷|۹|color=black}} پس ایشان در یهودا تعلیم دادند و سفر تورات {{روخط|خداوند}} را با خود داشتند و در همهٔ شهرهای یهودا گردش کرده قوم را تعلیم میدادند * {{verse|۱۷|۱۰|color=black}} و ترس {{روخط|خداوند}} بر همهٔ ممالک کشورها که در اطراف یهودا بودند مستولی گردید تا با یهُوشافاط جنگ نکردند * {{verse|۱۷|۱۱|color=black}} و بعضی از فلسطینیان هدایا و نقرهٔ جزیه را برای یهُوشافاط آوردند و عربها نیز از مواشی هفتهزار و هفتصد قوچ و هفت هزار و هفتصد بز نر برای او آوردند * {{verse|۱۷|۱۲|color=black}} پس یهُوشافاط ترقی نموده بسیار بزرگ شد وقلعهها و شهرهای خزانه در یهودا بنا نمود * {{verse|۱۷|۱۳|color=black}} و در شهرهای یهودا کارهای بسیار کرد و مردان جنگ آزموده و شجاعان قوی در اورشلیم داشت * {{verse|۱۷|۱۴|color=black}} و شمارهٔ ایشان برحسب خاندان آبای ایشان این است یعنی از یهودا سرداران هزاره که رئیس ایشان اَدْنَه بود و با او سیصد هزار شجاع قوی بودند * {{verse|۱۷|۱۵|color=black}} و بعد از او یهُوحانان رئیس بود و با او دویست و هشتاد هزار نفر بودند * {{verse|۱۷|۱۶|color=black}} و بعد از او عَمَسْیا ابن زِکْرِی بود که خویشتن را برای {{روخط|خداوند}} نذر کرده بود و با او دویست هزار شجاع قوی بودند * {{verse|۱۷|۱۷|color=black}} و از بنیامین اَلِیاداع که شجاع قوی بود و با او دویست هزار نفر مسلح بکمان و سپر بودند * {{verse|۱۷|۱۸|color=black}} و بعد از او یهُوزاباد بود و با او صد و هشتاد هزار مردِ مهیای جنگ بودند * {{verse|۱۷|۱۹|color=black}} اینان خدام پادشاه بودند سوای آنانی که پادشاه در تمامی یهودا در شهرهای حصاردار قرار داده بود *<noinclude></noinclude> ese2bxitb77nxgf77pn1m6fwolqh0j1 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۰۳ 104 88187 288459 2026-06-20T16:38:03Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب هجدهم}}}} {{فصل|۱۸}} {{verse|۱۸|۱|color=black}} و یهُوشافاط دولت و حشمت عظیمی داشت و با اَخاب مصاهرت نمود * {{verse|۱۸|۲|color=black}} و بعد از چند سال نزد اَخاب بسامره رفت و اَخاب برای او و قومی که همراهش بودند گوسفندان و گاوان بسیار ذبح نمود و او را تحری...» ایجاد کرد 288459 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب هجدهم}}}} {{فصل|۱۸}} {{verse|۱۸|۱|color=black}} و یهُوشافاط دولت و حشمت عظیمی داشت و با اَخاب مصاهرت نمود * {{verse|۱۸|۲|color=black}} و بعد از چند سال نزد اَخاب بسامره رفت و اَخاب برای او و قومی که همراهش بودند گوسفندان و گاوان بسیار ذبح نمود و او را تحریض نمود که همراه خودش براموت جِلْعاد برآید * {{verse|۱۸|۳|color=black}} پس اَخاب پادشاه اسرائیل بیهُوشافاط پادشاه یهودا گفت آیا همراه من براموت جِلْعاد خواهی آمد او جواب داد که من چون تو و قوم من چون قوم تو هستیم و همراه تو بجنگ خواهیم رفت * {{verse|۱۸|۴|color=black}} و یهُوشافاط بپادشاه اسرائیل گفت تمنا آنکه امروز از کلام {{روخط|خداوند}} مسألت نمائی * {{verse|۱۸|۵|color=black}} و پادشاه اسرائیل چهارصد نفر از انبیا جمع کردهبه ایشان گفت آیا براموت جِلْعاد برای جنگ برویم یا من از آن باز ایستم ایشان جواب دادند برآی و خدا آن را بدست پادشاه تسلیم خواهد نمود * {{verse|۱۸|۶|color=black}} اما یهُوشافاط گفت آیا در اینجا غیر از اینها نبیای از جانب یهُوَه نیست تا از او سؤال نماییم * {{verse|۱۸|۷|color=black}} و پادشاه اسرائیل بیهُوشافاط گفت یک مرد دیگر هست که بواسطهٔ او از {{روخط|خداوند}} مسألت توان کرد لیکن من از او نفرت دارم زیرا که دربارهٔ من بنیکویی هرگز نبوت نمیکند بلکه همیشه اوقات ببدی و او میکایا ابن یمْلا میباشد و یهُوشافاط گفت پادشاه چنین نگوید * {{verse|۱۸|۸|color=black}} پس پادشاه اسرائیل یکی از خواجه سرایان خود را خوانده گفت میکایا ابن یمْلا را بزودی حاضر کن * {{verse|۱۸|۹|color=black}} و پادشاه اسرائیل و یهُوشافاط پادشاه یهودا هر یکی لباس خود را پوشیده بر کرسی خویش در جای وسیع نزد دهنهٔ دروازه سامره نشسته بودند و جمیع انبیا بحضور ایشان نبوت میکردند * {{verse|۱۸|۱۰|color=black}} و صِدْقیا ابن کَنَعْنَه شاخهای آهنین برای خود ساخته گفت یهُوَه چنین میگوید اَرامیان را با اینها خواهی زد تا تلف شوند * {{verse|۱۸|۱۱|color=black}} و جمیع انبیا نبوت کرده میگفتند براموت جِلْعاد برآی و فیروز شو زیرا که {{روخط|خداوند}} آن را بدست پادشاه تسلیم خواهد نمود * {{verse|۱۸|۱۲|color=black}} و قاصدی که برای طلبیدن میکایا رفته بود او را خطاب کرده گفت اینک انبیا بیک زبان دربارهٔ پادشاه نیکو میگویند پس کلام تو مثل کلام یکی از ایشان باشد و سخن نیکو بگو * {{verse|۱۸|۱۳|color=black}} میکایا جـواب داد بحیـات یهُوَه قَسَـم که هر آنچه خدای من مرا گوید همان را خواهم گفت * {{verse|۱۸|۱۴|color=black}} پس چون نزد پادشاه رسید پادشاه وی را گفت ای میکایا آیا براموت<noinclude></noinclude> 9iy6vnlqd07naruj6tlv42ipe2u06p5 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۰۴ 104 88188 288460 2026-06-20T16:38:26Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «جِلْعاد برای جنگ برویم یا من از آن بازایستم او گفت برآیید و فیروز شوید و بدست شما تسلیم خواهند شد * {{verse|۱۸|۱۵|color=black}} پادشاه وی را گفت من چند مرتبه تو را قسم بدهم که باسم یهُوَه غیر از آنچه راست است بمن نگویی * {{verse|۱۸|۱۶|color=black}} او گفت تمامی اسرائی...» ایجاد کرد 288460 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>جِلْعاد برای جنگ برویم یا من از آن بازایستم او گفت برآیید و فیروز شوید و بدست شما تسلیم خواهند شد * {{verse|۱۸|۱۵|color=black}} پادشاه وی را گفت من چند مرتبه تو را قسم بدهم که باسم یهُوَه غیر از آنچه راست است بمن نگویی * {{verse|۱۸|۱۶|color=black}} او گفت تمامی اسرائیل را مثل گوسفندانی که شبان ندارند بر کوهها پراکنده دیدم و {{روخط|خداوند}} گفت اینها صاحب ندارند پس هر کس بسلامتی بخانهٔ خود برگردد * {{verse|۱۸|۱۷|color=black}} و پادشاه اسرائیل بیهُوشافاط گفت آیا تو را نگفتم که دربارهٔ من بنیکویی نبوت نمیکند بلکه ببدی * {{verse|۱۸|۱۸|color=black}} او گفت پس کلام یهُوَه را بشنوید من یهُوَه را بر کرسی خود نشسته دیدم و تمامی لشکر آسمان را که بطرف راست و چپ وی ایستاده بودند * {{verse|۱۸|۱۹|color=black}} و {{روخط|خداوند}} گفت کیست که اَخاب پادشاه اسرائیل را اغوا نماید تا برود و در راموت جِلْعاد بیفتد یکی جواب داده باینطور سخن راند و دیگری بآنطور تکلم نمود * {{verse|۱۸|۲۰|color=black}} و آن روح پلید بیرون آمده بحضور {{روخط|خداوند}} بایستاد و گفت من او را اغوا میکنم و {{روخط|خداوند}} وی را گفت بچه چیز * {{verse|۱۸|۲۱|color=black}} او جواب داد که من بیرون میروم و در دهان جمیع انبیایش روح کاذب خواهم بود او فرمود وی را اغوا خواهی کرد و خواهی توانست پس برو و چنین بکن * {{verse|۱۸|۲۲|color=black}} پس الان هان یهُوَه روحی کاذب در دهان این انبیای تو گذاشته است و {{روخط|خداوند}} دربارهٔ تو سخن بد گفته است * {{verse|۱۸|۲۳|color=black}} آنگاه صدقیا ابنکَنَعنَه نزدیک آمده بهرخسار میکایا زد و گفت بکدام راه روح {{روخط|خداوند}} از نزد من بسوی تو رفت تا با تو سخن گوید * {{verse|۱۸|۲۴|color=black}} میکایا جواب داد اینک در روزی که بحجرهٔ اندرونی داخل شده خود را پنهان کنی آن را خواهی دید * {{verse|۱۸|۲۵|color=black}} و پادشاه اسرائیل گفت میکایا را بگیرید و او را نزد آمون حاکم شهر و یوآش پسر پادشاه ببرید * {{verse|۱۸|۲۶|color=black}} و بگویید پادشاه چنین میفرماید این شخص را در زندان بیندازید و او را بنان تنگی و آب تنگی بپرورانید تا من بسلامتی برگردم * {{verse|۱۸|۲۷|color=black}} میکایا گفت اگر فیالواقع بسلامتی مراجعت کنی یهُوَه با من تکلّم ننموده است و گفت ای قوم همگی شما بشنوید * {{verse|۱۸|۲۸|color=black}} پس پادشاه اسرائیل و یهُوشافاط پادشاه یهودا براموت جِلْعاد برآمدند * {{verse|۱۸|۲۹|color=black}} و پادشاه اسرائیل بیهُوشافاط گفت من خود را مُتِنَکّر ساخته بجنگ میروم اما تو لباس خود را بپوش پس پادشاه اسرائیل خویشتن را متنکر ساخت و ایشان بجنگ رفتند * {{verse|۱۸|۳۰|color=black}} و پادشاه ارام سرداران ارابههای خویش را امر فرموده گفت نه با کوچک و نه با بزرگ بلکه با پادشاه اسرائیل فقط جنگ<noinclude></noinclude> qmcpz2neaa8d4i8q4wjj05hpt73x51j برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۰۵ 104 88189 288461 2026-06-20T16:38:49Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «نمایید * {{verse|۱۸|۳۱|color=black}} و چون سرداران ارابهها یهُوشافاط را دیدند گمان بردند که این پادشاه اسرائیل است پس مایل شدند تا با او جنگ نمایند و یهُوشافاط فریاد برآورد و {{روخط|خداوند}} او را اعانت نمود و خدا ایشان را از او برگردانید * {{verse|۱۸|۳۲|color=black}...» ایجاد کرد 288461 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نمایید * {{verse|۱۸|۳۱|color=black}} و چون سرداران ارابهها یهُوشافاط را دیدند گمان بردند که این پادشاه اسرائیل است پس مایل شدند تا با او جنگ نمایند و یهُوشافاط فریاد برآورد و {{روخط|خداوند}} او را اعانت نمود و خدا ایشان را از او برگردانید * {{verse|۱۸|۳۲|color=black}} و چون سرداران ارابهها را دیدند که پادشاه اسرائیل نیست از تعاقب او برگشتند * {{verse|۱۸|۳۳|color=black}} اما کسی کمان خود را بدون غرض کشیده پادشاه اسرائیل رامیان وصلههای زره زد و او بارابهران خود گفت دست خود را بگردان و مرا از لشکر بیرون ببر زیرا که مجروح شدم * {{verse|۱۸|۳۴|color=black}} و در آن روز جنگ سخت شد و پادشاه اسرائیل را در ارابهاش بمقابل ارامیان تا وقت عصر برپا داشتند و در وقت غروب آفتاب مرد * {{وسط|{{روخط|باب نوزدهم}}}} {{فصل|۱۹}} {{verse|۱۹|۱|color=black}} و یهُوشافاط پادشاه یهودا بخانهٔ خود باورشلیم بسلامتی برگشت * {{verse|۱۹|۲|color=black}} و ییهُو ابن حنانی رائی برای ملاقات وی بیرون آمده بیهُوشافاط پادشاه گفت آیا شریران را میبایست اعانت نمائی و دشمنان {{روخط|خداوند}} را دوست داری پس از این جهت غضب از جانب {{روخط|خداوند}} بر تو آمده است * {{verse|۱۹|۳|color=black}} لیکن در تو اعمال نیکو یافت شده است چونکه اَشَیرهها را از زمین دور کرده و دل خود را بطلب خدا تصمیم نمودهای * {{verse|۱۹|۴|color=black}} و چون یهُوشافاط در اورشلیم ساکن شد بار دیگر بمیان قوم از بئرشبع تا کوهستان افرایم بیرون رفته ایشان را بسوی یهُوَه خدای پدران ایشان برگردانید * {{verse|۱۹|۵|color=black}} و داوران در ولایت یعنی در تمام شهرهای حصاردار یهودا شهر بشهر قرار داد * {{verse|۱۹|۶|color=black}} و بداوران گفت باحذر باشید که بچه طور رفتار مینمایید زیرا که برای انسان داوری نمینمایید بلکه برای {{روخط|خداوند}} و او در حکم نمودن با شما خواهد بود * {{verse|۱۹|۷|color=black}} و حال خوف {{روخط|خداوند}} بر شما باشد و این را با احتیاط بعمل آورید زیرا که با یهُوَه خدای ما بیانصافی و طرفداری و رشوهخواری نیست * {{verse|۱۹|۸|color=black}} و در اورشلیم نیز یهُوشافاط بعضی از لاویان و کاهنان را و بعضی از رؤسای آبای اسرائیل را بجهت داوری {{روخط|خداوند}} و مرافعهها قرار داد پس بهاورشلیم برگشتند * {{verse|۱۹|۹|color=black}} و ایشان را امر فرموده گفت شما بدینطور با امانت و دل کامل در ترس {{روخط|خداوند}} رفتار نمایید * {{verse|۱۹|۱۰|color=black}} و در هر دعویای که از برادران شما که ساکن شهرهای خود میباشند میان خون و خون و میان شرایع و اوامر و فرایض<noinclude></noinclude> nobuokpfb3yqv0u0ylu9bmxpaueifua برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۰۶ 104 88190 288462 2026-06-20T16:39:14Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و احکام پیش شما آید ایشان را اِنذار نمایید تا نزد {{روخط|خداوند}} مجرم نشوند مبادا غضب بر شما و بر برادران شما بیاید اگر باین طور رفتار نمایید مجرم نخواهید شد * {{verse|۱۹|۱۱|color=black}} و اینک اَمَرْیا رئیس کهنه برای همهٔ امور {{روخط|خداوند}} و زَبَدْیا ا...» ایجاد کرد 288462 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و احکام پیش شما آید ایشان را اِنذار نمایید تا نزد {{روخط|خداوند}} مجرم نشوند مبادا غضب بر شما و بر برادران شما بیاید اگر باین طور رفتار نمایید مجرم نخواهید شد * {{verse|۱۹|۱۱|color=black}} و اینک اَمَرْیا رئیس کهنه برای همهٔ امور {{روخط|خداوند}} و زَبَدْیا ابن اسْمَعْئیل که رئیس خاندان یهودا میباشد برای همهٔ امور پادشاه بر سر شما هستند و لاویان همراه شما در خدمت مشغولند پس بدلیری عمل نمایید و {{روخط|خداوند}} با نیکان باشد * {{وسط|{{روخط|باب بیستم}}}} {{فصل|۲۰}} {{verse|۲۰|۱|color=black}} و بعد از این بنیموآب و بنیعَمُّون و با ایشان بعضی از عَمّونیان برای مقاتله با یهُوشافاط آمدند * {{verse|۲۰|۲|color=black}} و بعضی آمده یهُوشافاط را خبر دادند و گفتند گروه عظیمی از آن طرف دریا از ارام بضد تو میآیند و اینک ایشان در حَصُّون تامار که همان عَین جَدِی باشد هستند * {{verse|۲۰|۳|color=black}} پس یهُوشافاط بترسید و در طلب {{روخط|خداوند}} جزم نمود و در تمامی یهودا بروزه اعلان کرد * {{verse|۲۰|۴|color=black}} و یهودا جمع شدند تا از {{روخط|خداوند}} مسألت نمایند و از تمامی شهرهای یهودا آمدند تا {{روخط|خداوند}} را طلب نمایند * {{verse|۲۰|۵|color=black}} و یهُوشافاط در میان جماعت یهودا و اورشلیم در خانهٔ {{روخط|خداوند}} پیش روی صحن جدید بایستاد * {{verse|۲۰|۶|color=black}} و گفت ای یهُوَه خدای پدران ما آیا تو در آسمان خدا نیستی و آیا تو بر جمیع ممالکِ امّتها سلطنت نمینمائی و در دست توقوت و جبروت است و کسی نیست که با تو مقاومت تواند نمود * {{verse|۲۰|۷|color=black}} آیا تو خدای ما نیستی که سکنه این زمین را از حضور قوم خود اسرائیل اخراج نموده آن را بذریت دوست خویش ابراهیم تا ابدالا´باد دادهای * {{verse|۲۰|۸|color=black}} و ایشان در آن ساکن شده مَقْدَسی برای اسم تو در آن بنا نموده گفتند * {{verse|۲۰|۹|color=black}} حینی که بلا یا شمشیر یا قصاص یا وبا یا قحطی بر ما عارض شود و ما پیش روی این خانه و پیش روی تو زیرا که اسم تو در این خانه مقیم است بایستیم و در وقت تنگی خود نزد تو استغاثه نماییم آنگاه اجابت فرموده نجات بده * {{verse|۲۰|۱۰|color=black}} و الان اینک بنیعَمُّون و موآب و اهل کوه سَعِیر که اسرائیل را وقتی که از مصر بیرون آمدند اجازت ندادی که بآنها داخل شوند بلکه از ایشان اجتناب نمودند و ایشان را هلاک نساختند * {{verse|۲۰|۱۱|color=black}} اینک ایشان مکافات آن را بما میرسانند باینکه میآیند تا ما را از ملک تو که آن را بتصرف ما دادهای اخراج نمایند * {{verse|۲۰|۱۲|color=black}} ای خدای ما آیا تو بر ایشان حکم نخواهی کرد زیرا که ما را<noinclude></noinclude> arnh1arpejdeyjwu39py5ytggbx6kbk برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۰۷ 104 88191 288463 2026-06-20T16:39:33Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «بمقابل این گروه عظیمی که بر ما میآیند هیچ قوتی نیست و ما نمیدانیم چه بکنیم اما چشمان ما بسوی تو است * {{verse|۲۰|۱۳|color=black}} و تمامی یهودا با اطفال و زنان و پسران خود بحضور {{روخط|خداوند}} ایستاده بودند * {{verse|۲۰|۱۴|color=black}} آنگاه روح {{روخط|خداوند}} بر یحَ...» ایجاد کرد 288463 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بمقابل این گروه عظیمی که بر ما میآیند هیچ قوتی نیست و ما نمیدانیم چه بکنیم اما چشمان ما بسوی تو است * {{verse|۲۰|۱۳|color=black}} و تمامی یهودا با اطفال و زنان و پسران خود بحضور {{روخط|خداوند}} ایستاده بودند * {{verse|۲۰|۱۴|color=black}} آنگاه روح {{روخط|خداوند}} بر یحَزْئیل بنزکریا ابن بنایا ابن یعِیئِیل بن مَتَّنْیای لاوی که از بنیآساف بود در میان جماعت نازل شد * {{verse|۲۰|۱۵|color=black}} و او گفت ای تمامی یهودا و ساکنان اورشلیم و ای یهُوشافاط پادشاه گوش گیرید {{روخط|خداوند}} بشما چنین میگوید از این گروه عظیم ترسان و هراسان مباشید زیرا کهجنگ از آن شما نیست بلکه از آن خداست * {{verse|۲۰|۱۶|color=black}} فردا بنزد ایشان فرود آیید اینک ایشان بفراز صِیص برخواهند آمد و ایشان را در انتهای وادی در برابر بیابانِ یروئیل خواهید یافت * {{verse|۲۰|۱۷|color=black}} در این وقت بر شما نخواهد بود که جنگ نمایید بایستید و نجات {{روخط|خداوند}} را که با شما خواهد بود مشاهده نمایید ای یهودا و اورشلیم ترسان و هراسان مباشید و فردا بمقابل ایشان بیرون روید و {{روخط|خداوند}} همراه شما خواهد بود * {{verse|۲۰|۱۸|color=black}} پس یهُوشافاط رو بزمین افتاد و تمامی یهودا و ساکنان اورشلیم بحضور {{روخط|خداوند}} افتادند و {{روخط|خداوند}} را سجده نمودند * {{verse|۲۰|۱۹|color=black}} و لاویان از بنیقَهاتیان و از بنیقورَحیان برخاسته یهُوَه خدای اسرائیل را بآواز بسیار بلند تسبیح خواندند * {{verse|۲۰|۲۰|color=black}} و بامدادان برخاسته ببیابان تَقُوع بیرون رفتند و چون بیرون میرفتند یهُوشافاط بایستاد و گفت مرا بشنوید ای یهودا و سکنهٔ اورشلیم بر یهُوَه خدای خود ایمان آورید و استوار خواهید شد و بانبیای او ایمان آورید که کامیاب خواهید شد * {{verse|۲۰|۲۱|color=black}} و بعد از مشورت کردن با قوم بعضی را معین کرد تا پیش روی مُسَلّحان رفته برای {{روخط|خداوند}} بسرایند و زینت قدوسیت را تسبیح خوانند و گویند {{روخط|خداوند}} را حمد گویید زیرا که رحمت او تا ابدالا´باد است * {{verse|۲۰|۲۲|color=black}} و چون ایشان بسراییدن و حمد گفتن شروع نمودند {{روخط|خداوند}} بضد بنیعَمُّون و موآب و سکنه جبل سَعِیر که بر یهودا هجوم آورده بودند کمین گذاشت و ایشان مُنْکَسِر شدند * {{verse|۲۰|۲۳|color=black}} زیرا که بنیعَمُّون و موآب بر سکنه جبل سَعِیر برخاستهیشان را نابود و هلاک ساختند و چون از ساکنان سَعِیر فارغ شدند یکدیگر را بکار هلاکت امداد کردند * {{verse|۲۰|۲۴|color=black}} و چون یهودا بدیدهبانگاه بیابان رسیدند و بسوی آن گروه نظر انداختند اینک لاشهها بر زمین افتاده و احدی رهائی نیافته بود * {{verse|۲۰|۲۵|color=black}} و یهُوشافاط با قوم خود بجهت گرفتن غنیمت ایشان آمدند و در میان آنها اموال و رخوت و چیزهای گرانبها<noinclude></noinclude> jf5uhe569jgyra01iese5nxqqd4akc4 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۰۸ 104 88192 288464 2026-06-20T16:40:03Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «بسیار یافتند و برای خود آنقدر گرفتند که نتوانستند ببرند و غنیمت اینقدر زیاد بود که سه روز مشغول غارت میبودند * {{verse|۲۰|۲۶|color=black}} و در روز چهارم در وادی بَرَکَهٔ جمع شدند زیرا که در آنجا {{روخط|خداوند}} را متبارک خواندند و از این جهت آن مکان را تا ا...» ایجاد کرد 288464 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بسیار یافتند و برای خود آنقدر گرفتند که نتوانستند ببرند و غنیمت اینقدر زیاد بود که سه روز مشغول غارت میبودند * {{verse|۲۰|۲۶|color=black}} و در روز چهارم در وادی بَرَکَهٔ جمع شدند زیرا که در آنجا {{روخط|خداوند}} را متبارک خواندند و از این جهت آن مکان را تا امروز وادی بَرَکَهٔ مینامند * {{verse|۲۰|۲۷|color=black}} پس جمیع مردان یهودا و اورشلیم و یهُوشافاط مقدم ایشان با شادمانی برگشته باورشلیم مراجعت کردند زیرا {{روخط|خداوند}} ایشان را بر دشمنانشان شادمان ساخته بود * {{verse|۲۰|۲۸|color=black}} و با بربطها و عودها و کَرِنّاها باورشلیم بخانهٔ {{روخط|خداوند}} آمدند * {{verse|۲۰|۲۹|color=black}} و ترس خدا بر جمیع ممالک کشورها مستولی شد چونکه شنیدند که {{روخط|خداوند}} با دشمنان اسرائیل جنگ کرده است * {{verse|۲۰|۳۰|color=black}} و مملکت یهُوشافاط آرام شد زیرا خدایش او را از هر طرف رفاهیت بخشید * {{verse|۲۰|۳۱|color=black}} پس یهُوشافاط بر یهودا سلطنت نمود و سی و پنج ساله بود که پادشاه شد و بیست و پنج سال در اورشلیم سلطنت کرد و اسم مادرش عَزُوْبَه دختر شِلْحِی بود * {{verse|۲۰|۳۲|color=black}} و موافق رفتار پدرش آسا سلوک نموده از آن انحراف نورزید و آنچه در نظر {{روخط|خداوند}} راست بود بجا میآورد * {{verse|۲۰|۳۳|color=black}} لیکنمکانهای بلند برداشته نشد و قوم هنوز دلهای خود را بسوی خدای پدران خویش مصمم نساخته بودند * {{verse|۲۰|۳۴|color=black}} و بقیهٔ وقایع یهُوشافاط از اول تا آخر در اخبار ییهُو ابن حنانی که در تواریخ پادشاهان اسرائیل مندرج میباشد مکتوب است * {{verse|۲۰|۳۵|color=black}} و بعد از این یهُوشافاط پادشاه یهُودا با اَخَزْیا پادشاه اسرائیل که شریرانه رفتار مینمود طرح آمیزش انداخت * {{verse|۲۰|۳۶|color=black}} و در ساختن کشتیها برای رفتن بترشیش با وی مشارکت نمود و کشتیها را در عَصْیون جابَر ساختند * {{verse|۲۰|۳۷|color=black}} آنگاه اَلِعازَر بن دوُداواهُوی مَریشاتی بضد یهُوشافاط نبوت کرده گفت چونکه تو با اَخَزْیا متحد شدی {{روخط|خداوند}} کارهای تو را تباه ساخته است پس آن کشتیها شکسته شدند و نتوانستند بترشیش بروند * {{وسط|{{روخط|باب بیست و یکم}}}} {{فصل|۲۱}} {{verse|۲۱|۱|color=black}} و یهُوشافاط با پدران خود خوابید و در شهر داود با پدرانش دفن شد و پسرش یهُورام بجایش پادشاه شد * {{verse|۲۱|۲|color=black}} و پسران یهُوشافاط عَزَرْیا و یحیئیل و زکریا و عَزَرْیاهُو و میکائیل و شَفَطْیا برادران او بودند این همهٔ پسران یهُوشافاط پادشاه اسرائیل بودند * {{verse|۲۱|۳|color=black}} و پدر ایشان عطایای بسیار از نقره و طلا و نفایس با شهرهای حصاردار<noinclude></noinclude> jqkifaao75e1woh4zji7ysunukl7920 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۰۹ 104 88193 288465 2026-06-20T16:40:31Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «در یهودا بایشان داد و اما سلطنت را بیهُورام عطا فرمود زیرا که نخستزاده بود * {{verse|۲۱|۴|color=black}} و چون یهُورام بر سلطنت پدرش مستقر شد خویشتن را تقویت نموده همهٔ برادران خود و بعضی از سروران اسرائیل را نیز بشمشیر کشت * {{verse|۲۱|۵|color=black}} یهُورام سی و د...» ایجاد کرد 288465 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>در یهودا بایشان داد و اما سلطنت را بیهُورام عطا فرمود زیرا که نخستزاده بود * {{verse|۲۱|۴|color=black}} و چون یهُورام بر سلطنت پدرش مستقر شد خویشتن را تقویت نموده همهٔ برادران خود و بعضی از سروران اسرائیل را نیز بشمشیر کشت * {{verse|۲۱|۵|color=black}} یهُورام سی و دو ساله بود که پادشاه شد و هشت سال در اورشلیم سلطنت کرد * {{verse|۲۱|۶|color=black}} و موافق رفتارپادشاهان اسرائیل بطوری که خاندان اَخاب رفتار میکردند سلوک نمود زیرا که دختر اَخاب زن او بود و آنچه در نظر {{روخط|خداوند}} ناپسند بود بعمل آورد * {{verse|۲۱|۷|color=black}} لیکن {{روخط|خداوند}} بسبب آن عهدی که با داود بسته بود و چونکه وعده داده بود که چراغی بوی و بپسرانش همیشهٔ اوقات ببخشد نخواست که خاندان داود را هلاک سازد * {{verse|۲۱|۸|color=black}} و در ایام او ادوم از زیردست یهودا عاصی شده پادشاهی برای خود نصب نمودند * {{verse|۲۱|۹|color=black}} و یهُورام با سرداران خود و تمامی ارابههایش رفت و شبانگاه برخاسته اَدُومیان را که او را احاطه کرده بودند با سرداران ارابههای ایشان شکست داد * {{verse|۲۱|۱۰|color=black}} اما اَدُوم تا امروز از زیر دست یهودا عاصی شدهاند و در همان وقت لِبْنَه نیز از زیر دست او عاصی شد زیرا که او یهُوَه خدای پدران خود را ترک کرد * {{verse|۲۱|۱۱|color=black}} و او نیز مکانهای بلند در کوههای یهودا ساخت و ساکنان اورشلیم را بزنا کردن تحریض نموده یهودا را گمراه ساخت * {{verse|۲۱|۱۲|color=black}} و مکتوبی از ایلیای نبی بدو رسیده گفت که یهُوَه خدای پدرت داود چنین میفرماید چونکه براههای پدرت یهُوشافاط و بطریقهای آسا پادشاه یهودا سلوک ننمودی * {{verse|۲۱|۱۳|color=black}} بلکه بطریق پادشاهان اسرائیل رفتار نموده یهودا و ساکنان اورشلیم را اغوا نمودی که موافق زناکاری خاندان اَخاب مرتکب زنا بشوند و برادران خویش را نیز از خاندان پدرت که از تو نیکوتر بودند بقتل رسانیدی * {{verse|۲۱|۱۴|color=black}} همانا {{روخط|خداوند}} قومت و پسرانت و زنانت و تمامی اموالت را ببلای عظیم مبتلا خواهد ساخت * {{verse|۲۱|۱۵|color=black}} و تو بمرض سخت گرفتارشده در احشایت چنان بیماریای عارض خواهد شد که احشایت از آن مرض روزبهروز بیرون خواهد آمد * {{verse|۲۱|۱۶|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} دل فلسطینیان و عَرَبانی را که مجاور حَبَشیان بودند بضد یهُورام برانگیزانید * {{verse|۲۱|۱۷|color=black}} و بر یهودا هجوم آورده در آن ثَلْمه انداختند و تمامی اموالی که در خانهٔ پادشاه یافت شد و پسران و زنان او را نیز باسیری بردند و برای او پسری سوای پسر کهترش یهُواَخاز باقی نماند * {{verse|۲۱|۱۸|color=black}} و بعد از اینهمه {{روخط|خداوند}} احشایش را بمرض علاجْناپذیر مبتلا<noinclude></noinclude> gr0449je9pn6mpg6zo4cdlbm2gx9k6b برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۱۰ 104 88194 288466 2026-06-20T16:41:02Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «ساخت * {{verse|۲۱|۱۹|color=black}} و بمرور ایام بعد از انقضای مدت دو سال احشایش از شدت مرض بیرون آمد و با دردهای سخت مرد و قومش برای وی عطریات نسوزانیدند چنانکه برای پدرش میسوزانیدند * {{verse|۲۱|۲۰|color=black}} و او سی و دو ساله بود که پادشاه شد و هشت سال در اورشلیم...» ایجاد کرد 288466 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ساخت * {{verse|۲۱|۱۹|color=black}} و بمرور ایام بعد از انقضای مدت دو سال احشایش از شدت مرض بیرون آمد و با دردهای سخت مرد و قومش برای وی عطریات نسوزانیدند چنانکه برای پدرش میسوزانیدند * {{verse|۲۱|۲۰|color=black}} و او سی و دو ساله بود که پادشاه شد و هشت سال در اورشلیم سلطنت نمود و بدون آنکه بر او رقّتی شود رحلت کرد و او را در شهر داود اما نه در مقبرهٔ پادشاهان دفن کردند * {{وسط|{{روخط|باب بیست و دوم}}}} {{فصل|۲۲}} {{verse|۲۲|۱|color=black}} و ساکنان اورشلیم پسر کهترش اَخَزْیا را در جایش بپادشاهی نصب کردند زیرا گروهی که با عَرَبان بر اردو هجوم آورده بودند همهٔ پسران بزرگش را کشته بودند پس اَخَزْیا ابن یهُورام پادشاه یهودا سلطنت کرد * {{verse|۲۲|۲|color=black}} و اَخَزْیا چهل و دو ساله بود که پادشاه شد و یک سال در اورشلیم سلطنت کرد و اسم مادرش عَتَلْیا دختر عُمْری بود * {{verse|۲۲|۳|color=black}} و او نیز بطریقهای خاندان اَخاب سلوک نمود زیرا که مادرش ناصح او بود تااعمال زشت بکند * {{verse|۲۲|۴|color=black}} و مثل خاندان اَخاب آنچه در نظر {{روخط|خداوند}} ناپسند بود بجا آورد زیرا که ایشان بعد از وفات پدرش برای هلاکتش ناصح او بودند * {{verse|۲۲|۵|color=black}} پس برحسب مشورت ایشان رفتار نموده با یهُورام بن اَخاب پادشاه اسرائیل نیز برای جنگ با حزائیل پادشاه اَرام براموت جِلْعاد رفت و ارامیان یورام را مجروح نمودند * {{verse|۲۲|۶|color=black}} پس بیزرعیل مراجعت کرد تا از جراحاتی که در محاربه با حَزائیل پادشاه ارام در رامَه یافته بود شفا یابد و عَزَرْیا ابن یهُورام پادشاه یهودا برای عیادت یهُورام بن اَخاب بیزرعیل فرود آمد زیرا که بیمار بود * {{verse|۲۲|۷|color=black}} و هلاکت اَخَزْیا در اینکه نزد یورام رفت از جانب خدا بود زیرا چون بآنجا رسید با یهُورام بمقابلهٔ ییهو ابن نِمْشِی که {{روخط|خداوند}} او را برای هلاک ساختن خاندان اَخاب مسح کرده بود بیرون رفت * {{verse|۲۲|۸|color=black}} و چون ییهو قصاص بر خاندان اَخاب میرسانید بعضی از سروران یهودا و پسران برادران اَخَزْیا را که ملازمان اَخَزْیا بودند یافته ایشان را کشت * {{verse|۲۲|۹|color=black}} و اَخَزْیا را طلبید و او را در حالتی که در سامره پنهان شده بود دستگیر نموده نزد ییهو آوردند و او را بقتل رسانیده دفن کردند زیرا گفتند پسر یهُوشافاط است که {{روخط|خداوند}} را بتمامی دل خود طلبید پس از خاندان اَخَزْیا کسی که قادر بر سلطنت<noinclude></noinclude> 5s0lbvf7i4a51tlxbbn671qzso9hdju برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۱۱ 104 88195 288467 2026-06-20T16:41:24Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «باشد نماند * {{verse|۲۲|۱۰|color=black}} پس چون عَتَلْیا مادر اَخَزْیا دید که پسرش کشته شده است برخاست و تمامی اولاد پادشاهان از خاندان یهودا را هلاک کرد * {{verse|۲۲|۱۱|color=black}} لیکن یهُوْشَبْعَه دختر پادشاه یوآش پسر اَخَزْیا راگرفت و او را از میان پسران پاد...» ایجاد کرد 288467 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>باشد نماند * {{verse|۲۲|۱۰|color=black}} پس چون عَتَلْیا مادر اَخَزْیا دید که پسرش کشته شده است برخاست و تمامی اولاد پادشاهان از خاندان یهودا را هلاک کرد * {{verse|۲۲|۱۱|color=black}} لیکن یهُوْشَبْعَه دختر پادشاه یوآش پسر اَخَزْیا راگرفت و او را از میان پسران پادشاه که مقتول شدند دزدیده او را با دایهاش در اطاق خوابگاه گذاشت و یهُوْشَبْعَه دختر یهُورام پادشاه زن یهُویاداعِ کاهن که خواهر اَخَزْیا بود او را از عَتَلْیا پنهان کرد که او را نکشت * {{verse|۲۲|۱۲|color=black}} و او نزد ایشان در خانهٔ خدا مدت شش سال پنهان ماند و عَتَلْیا بر زمین سلطنت میکرد * {{وسط|{{روخط|باب بیست و سوم}}}} {{فصل|۲۳}} {{verse|۲۳|۱|color=black}} و در سال هفتم یهُویاداع خویشتن را تقویت داده بعضی از سرداران صده یعنی عَزَرْیا ابن یهُورام و اسماعیل بن یهوحانان و عَزَرْیا ابن عُوبید و مَعَسِیا ابن عدایا و الیشافاط بن زِکْرِی را با خود همداستان ساخت * {{verse|۲۳|۲|color=black}} و ایشان در یهودا گردش کردند و لاویان را از جمیع شهرهای یهودا و رؤسای آبای اسرائیل را جمع کرده باورشلیم آمدند * {{verse|۲۳|۳|color=black}} و تمامی جماعت با پادشاه در خانهٔ خدا عهد بستند و او بایشان گفت همانا پسر پادشاه سلطنت خواهد کرد چنانکه {{روخط|خداوند}} دربارهٔ پسران داود گفته است * {{verse|۲۳|۴|color=black}} و کاری که باید بکنید این است یک ثلث از شما که از کاهنان و لاویان در سَبَّت داخل میشوید دربانهای آستانهها باشید * {{verse|۲۳|۵|color=black}} و ثُلث دیگر بخانهٔ پادشاه و ثلثی بدروازهٔ اساس و تمامی قوم در صحنهای خانهٔ {{روخط|خداوند}} حاضر باشند * {{verse|۲۳|۶|color=black}} و کسی غیر از کاهنان و لاویانی که بخدمت مشغول میباشند داخل خانهٔ {{روخط|خداوند}} نشود اما ایشان داخل بشوند زیرا که مقدسند و تمامی قوم خانهٔ {{روخط|خداوند}} را حراست نمایند * {{verse|۲۳|۷|color=black}} و لاویان هر کس سلاح خود را بدست گرفته پادشاه را از هر طرف احاطه نمایند و هر که بخانه درآید کشته شود و چون پادشاه داخل شود یا بیرون رودشما نزد او بمانید * {{verse|۲۳|۸|color=black}} پس لاویان و تمامی یهودا موافق هر چه یهُویاداع کاهن امر فرمود عمل نمودند و هر کدام کسان خود را خواه از آنانی که در روز سَبَّت داخل میشدند و خواه از آنانی که در روز سَبَّت بیرون میرفتند برداشتند زیرا که یهُویاداع کاهن فرقهها را مرخص نفرمود * {{verse|۲۳|۹|color=black}} و یهُویاداع کاهن نیزهها و مِجَنها و سپرها را که از آن داود پادشاه و در خانهٔ خدا بود بیوزباشیها داد * {{verse|۲۳|۱۰|color=black}} و تمامی قوم را که هر یک از ایشان سلاح خود را<noinclude></noinclude> 5jufys1hcso12ljlshb8x2ckdhnuryn برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۱۲ 104 88196 288468 2026-06-20T16:41:42Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «بدست گرفته بودند از طرف راست خانه تا طرف چپ خانه بپهلوی مذبح و خانه باطراف پادشاه قرار داد * {{verse|۲۳|۱۱|color=black}} و پسر پادشاه را بیرون آورده تاج را بر سرش گذاشتند و شهادت نامه را باو داده او را بپادشاهی نصب کردند و یهُویاداع و پسرانش او را مسح نمود...» ایجاد کرد 288468 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بدست گرفته بودند از طرف راست خانه تا طرف چپ خانه بپهلوی مذبح و خانه باطراف پادشاه قرار داد * {{verse|۲۳|۱۱|color=black}} و پسر پادشاه را بیرون آورده تاج را بر سرش گذاشتند و شهادت نامه را باو داده او را بپادشاهی نصب کردند و یهُویاداع و پسرانش او را مسح نموده گفتند پادشاه زنده بماند * {{verse|۲۳|۱۲|color=black}} اما چون عَتَلْیا آواز قوم را که میدویدند و پادشاه را مدح میکردند شنید نزد قوم بخانهٔ {{روخط|خداوند}} داخل شد * {{verse|۲۳|۱۳|color=black}} و دید که اینک پادشاه بپهلوی ستون خود نزد مدخل ایستاده است و سروران و کَرِنّانوازان نزد پادشاه میباشند و تمامی قوم زمین شادی میکنند و کَرِنّاها را مینوازند و مُغَنّیان با آلات موسیقی و پیشوایان تسبیح آنگاه عَتَلْیا لباس خود را دریده صدا زد که خیانت خیانت * {{verse|۲۳|۱۴|color=black}} و یهُویاداع کاهن یوزباشیها را که سرداران فوج بودند امر فرموده بایشان گفت او را از میان صفها بیرون کنید و هر که از عقب او برود بشمشیر کشته شود زیرا کاهن فرموده بود که او را در خانهٔ {{روخط|خداوند}} مکشید * {{verse|۲۳|۱۵|color=black}} پس او را راه دادند و چون بدهنهٔ دروازهٔ اسبان نزد خانهٔ پادشاه رسید او را در آنجا کشتند * {{verse|۲۳|۱۶|color=black}} و یهُویاداع در میان خود و تمامی قوم و پادشاه عهد بست تا قوم {{روخط|خداوند}} باشند * {{verse|۲۳|۱۷|color=black}} و تمامی قوم بخانهٔ بعل رفته آن را منهدم ساختند و مذبحهایش و تماثیلش را شکستند و کاهن بَعْل متّان را روبهروی مذبحها کشتند * {{verse|۲۳|۱۸|color=black}} و یهُویاداع با شادمانی و نغمهسرائی برحسب امر داود وظیفههای خانهٔ {{روخط|خداوند}} را بدست کاهنان و لاویان سپرد چنانکه داود ایشان را بر خانهٔ {{روخط|خداوند}} تقسیم کرده بود تا موافق آنچه در توارهٔ موسی مکتوب است قربانیهای سوختنی {{روخط|خداوند}} را بگذرانند * {{verse|۲۳|۱۹|color=black}} و دربانان را بدروازههای خانهٔ {{روخط|خداوند}} قرار داد تا کسی که بهر جهتی نجس باشد داخل نشود * {{verse|۲۳|۲۰|color=black}} و یوزباشیها و نُجَبا و حاکمان قوم و تمامی قوم زمین را برداشت و پادشاه را از خانهٔ {{روخط|خداوند}} بزیر آورد و او را از دروازهٔ اعلی بخانهٔ پادشاه درآورده او را بر کرسی سلطنت نشانید * {{verse|۲۳|۲۱|color=black}} و تمامی قوم زمین شادی کردند و شهر آرامی یافت و عَتَلْیا را بشمشیر کشتند * {{وسط|{{روخط|باب بیست و چهارم}}}} {{فصل|۲۴}} {{verse|۲۴|۱|color=black}} و یوآش هفت ساله بود که پادشاه شد و چهل سال در اورشلیم سلطنت نمود<noinclude></noinclude> e7yepdr8yg2n5jwryuhumxr6131xgyp برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۱۳ 104 88197 288469 2026-06-20T16:53:43Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و اسم مادرش ظَبِیهٔ بئرشَبَعی بود * {{verse|۲۴|۲|color=black}} و یوآش در تمامی روزهای یهُویاداع کاهن آنچه را که در نظر {{روخط|خداوند}} راست بود بعمل میآورد * {{verse|۲۴|۳|color=black}} و یهُویاداع دو زن برایش گرفت و او پسران و دختران تولید نمود * {{verse|۲۴|۴|color=black}} و بعد...» ایجاد کرد 288469 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و اسم مادرش ظَبِیهٔ بئرشَبَعی بود * {{verse|۲۴|۲|color=black}} و یوآش در تمامی روزهای یهُویاداع کاهن آنچه را که در نظر {{روخط|خداوند}} راست بود بعمل میآورد * {{verse|۲۴|۳|color=black}} و یهُویاداع دو زن برایش گرفت و او پسران و دختران تولید نمود * {{verse|۲۴|۴|color=black}} و بعد از آن یوآش اراده کرد که خانهٔ {{روخط|خداوند}} را تعمیر نماید * {{verse|۲۴|۵|color=black}} و کاهنان و لاویان را جمع کرده بایشان گفت بشهرهای یهودا بیرون روید و از تمامی اسرائیل نقره برای تعمیرخانهٔ خدای خود سال بسال جمع کنید و در این کار تعجیل نمایید اما لاویان تعجیل ننمودند * {{verse|۲۴|۶|color=black}} پس پادشاه یهُویاداع رئیس کهنه را خوانده وی را گفت چرا از لاویان بازخواست نکردی که جزیهای را که موسی بندهٔ {{روخط|خداوند}} و جماعت اسرائیل بجهت خیمهٔ شهادت قرار دادهاند از یهودا و اورشلیم بیاورند * {{verse|۲۴|۷|color=black}} زیرا که پسران عَتَلْیای خبیثه خانهٔ خدا را خراب کرده و تمامی موقوفات خانهٔ {{روخط|خداوند}} را صرف بَعْلیم کرده بودند * {{verse|۲۴|۸|color=black}} و پادشاه امر فرمود که صندوقی بسازند و آن را بیرون دروازهٔ خانهٔ {{روخط|خداوند}} بگذارند * {{verse|۲۴|۹|color=black}} و در یهودا و اورشلیم ندا دردادند که جزیهای را که موسی بندهٔ خدا در بیابان بر اسرائیل قرار داده بود برای {{روخط|خداوند}} بیاورند * {{verse|۲۴|۱۰|color=black}} و جمیع سروران و تمامی قوم آن را بشادمانی آورده در صندوق انداختند تا پر شد * {{verse|۲۴|۱۱|color=black}} و چون صندوق بدست لاویان نزد وکلای پادشاه آورده میشد و ایشان میدیدند که نقره بسیار هست آنگاه کاتبِ پادشاه و وکیلِ رئیس کَهَنه آمده صندوق را خالی میکردند و آن را برداشته باز بجایش میگذاشتند و روز بروز چنین کرده نقرهٔ بسیار جمع کردند * {{verse|۲۴|۱۲|color=black}} و پادشاه و یهُویاداع آن را بآنانی که در کار خدمت خانهٔ {{روخط|خداوند}} مشغول بودند دادند و ایشان بنّایان و نجّاران بجهت تعمیر خانهٔ {{روخط|خداوند}} و آهنگران و مسگران برای مَرِمَّت خانهٔ {{روخط|خداوند}} اجیر نمودند * {{verse|۲۴|۱۳|color=black}} پس عملهها بکار پرداختند و کار از دست ایشان بانجام رسید و خانهٔ خدا را بحالت اولش برپا داشته آن را محکم ساختند * {{verse|۲۴|۱۴|color=black}} و چون آن را تمام کرده بودندبقیهٔ نقره را نزد پادشاه و یهُویاداع آوردند و از آن برای خانهٔ {{روخط|خداوند}} اسباب یعنی آلات خدمت و آلات قربانیها و قاشقها و ظروف طلا و نقره ساختند و در تمامی روزهای یهُویاداع قربانیهای سوختنی دائماً در خانهٔ {{روخط|خداوند}} میگذرانیدند * {{verse|۲۴|۱۵|color=black}} اما یهُویاداع پیر و سالخورده شده بمرد و حین وفاتش صد و سی ساله بود * {{verse|۲۴|۱۶|color=black}} و او را در شهر داود با پادشاهان دفن کردند زیرا که در اسرائیل هم برای خدا و هم برای خانهٔ او نیکویی<noinclude></noinclude> q9ktxgqdsb3ucy79rgp902cm1bohu7z برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۱۴ 104 88198 288470 2026-06-20T16:54:17Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «کرده بود * {{verse|۲۴|۱۷|color=black}} و بعد از وفات یهُویاداع سروران یهودا آمدند و پادشاه را تعظیم نمودند و پادشاه در آن وقت بایشان گوش گرفت * {{verse|۲۴|۱۸|color=black}} و ایشان خانهٔ یهُوَه خدای پدران خود را ترک کرده اَشَیریم و بتها را عبادت نمودند و بسبب این عصی...» ایجاد کرد 288470 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>کرده بود * {{verse|۲۴|۱۷|color=black}} و بعد از وفات یهُویاداع سروران یهودا آمدند و پادشاه را تعظیم نمودند و پادشاه در آن وقت بایشان گوش گرفت * {{verse|۲۴|۱۸|color=black}} و ایشان خانهٔ یهُوَه خدای پدران خود را ترک کرده اَشَیریم و بتها را عبادت نمودند و بسبب این عصیان ایشان خشم بر یهودا و اورشلیم افروخته شد * {{verse|۲۴|۱۹|color=black}} و او انبیاء نزد ایشان فرستاد تا ایشان را بسوی یهُوَه برگردانند و ایشان آنها را شهادت دادند اما ایشان گوش نگرفتند * {{verse|۲۴|۲۰|color=black}} پس روح خدا زکریا ابن یهُویاداع کاهن را ملبّس ساخت و او بالای قوم ایستاده بایشان گفت خدا چنین میفرماید شما چرا از اوامر یهُوَه تجاوز مینمایید پس کامیاب نخواهید شد چونکه {{روخط|خداوند}} را ترک نمودهاید او شما را ترک نموده است * {{verse|۲۴|۲۱|color=black}} و ایشان بر او توطئه نموده او را بحکم پادشاه در صحن خانهٔ {{روخط|خداوند}} سنگسار کردند * {{verse|۲۴|۲۲|color=black}} پس یوآشِ پادشاه احسانی راکه پدرش یهُویاداع بوی نموده بود بیاد نیاورد بلکه پسرش را بقتل رسانید و چون او میمرد گفت {{روخط|خداوند}} این را ببیند و بازخواست نماید * {{verse|۲۴|۲۳|color=black}} و در وقت تحویل سال لشکر اَرامیان بضد وی برآمده بیهودا و اورشلیم داخل شده جمیع سروران قوم را از میان قوم هلاک ساختند و تمامی غنیمت ایشان را نزد پادشاه دمشق فرستادند * {{verse|۲۴|۲۴|color=black}} زیرا که لشکر اَرام با جمعیت کمی آمدند و {{روخط|خداوند}} لشکر بسیار عظیمی بدست ایشان تسلیم نمود چونکه یهُوَه خدای پدران خود را ترک کرده بودند پس بر یوآش قصاص نمودند * {{verse|۲۴|۲۵|color=black}} و چون از نزد او رفتند زیرا که او را در مرضهای سخت واگذاشتند بندگانش بسبب خون پسران یهُویاداعِ کاهن براو فتنه انگیخته او را بر بسترش کشتند و چون مرد او را در شهر داود دفن کردند اما او را در مقبرهٔ پادشاهان دفن نکردند * {{verse|۲۴|۲۶|color=black}} و آنانی که بر او فتنه انگیختند اینانند زاباد پسر شِمْعَه عَمُّونیه و یهُوزاباد پسر شِمْریتِ موآبیه * {{verse|۲۴|۲۷|color=black}} و اما حکایت پسرانش و عظمت وَحی که بر او نازل شد و تعمیر خانهٔ خدا اینک در مِدْرَسِ تواریخ پادشاهان مکتوب است و پسرش اَمَصْیا در جایش پادشاه شد * {{وسط|{{روخط|باب بیست و پنجم}}}} {{فصل|۲۵}} {{verse|۲۵|۱|color=black}} اَمَصْیا بیست و پنج ساله بود که پادشاه شد و بیست و نه سال در اورشلیم پادشاهی کرد و اسم مادرش یهُوعَدّانِ اورشلیمی بود * {{verse|۲۵|۲|color=black}} و آنچه در نظر {{روخط|خداوند}} پسند بود<noinclude></noinclude> igfby2c5oe2mtwkqi8bbg53ucjkkpgr برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۱۵ 104 88199 288471 2026-06-20T16:54:50Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «بعمل آورد اما نه بدل کامل * {{verse|۲۵|۳|color=black}} و چون سلطنت دردستش مستحکم شد خادمان خود را که پدرش پادشاه را کشته بودند بقتل رسانید * {{verse|۲۵|۴|color=black}} اما پسران ایشان را نکشت بموجب نوشتهٔ کتاب تورات موسی که {{روخط|خداوند}} امر فرموده و گفته بود پدران...» ایجاد کرد 288471 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بعمل آورد اما نه بدل کامل * {{verse|۲۵|۳|color=black}} و چون سلطنت دردستش مستحکم شد خادمان خود را که پدرش پادشاه را کشته بودند بقتل رسانید * {{verse|۲۵|۴|color=black}} اما پسران ایشان را نکشت بموجب نوشتهٔ کتاب تورات موسی که {{روخط|خداوند}} امر فرموده و گفته بود پدران بجهت پسران کشته نشوند و پسران بجهت پدران مقتول نگردند بلکه هر کس بجهت گناه خود کشته شود * {{verse|۲۵|۵|color=black}} و اَمَصْیا یهودا را جمع کرده سرداران هزاره و سرداران صده از ایشان در تمامی یهودا و بنیامین مقرر فرمود و ایشان را از بیست ساله بالاتر شمرده سیصد هزار مرد برگزیدهٔ نیزه و سپردار را که بجنگ بیرون میرفتند یافت * {{verse|۲۵|۶|color=black}} و صد هزار مرد شجاع جنگ آزموده بصد وزنه نقره از اسرائیل اجیر ساخت * {{verse|۲۵|۷|color=black}} اما مرد خدائی نزد وی آمده گفت ای پادشاه لشکر اسرائیل با تو نروند زیرا {{روخط|خداوند}} با اسرائیل یعنی با تمامی بنیافرایم نیست * {{verse|۲۵|۸|color=black}} و اگر میخواهی بروی برو و بجهت جنگ قوی شو لیکن خدا تو را پیش دشمنان مغلوب خواهد ساخت زیرا قدرت نصرت دادن و مغلوب ساختن با خدا است * {{verse|۲۵|۹|color=black}} اَمَصْیا بمرد خدا گفت برای صد وزنهٔ نقره که بلشکر اسرائیل دادهام چه کنم مرد خدا جواب داد {{روخط|خداوند}} قادر است که تو را بیشتر از این بدهد * {{verse|۲۵|۱۰|color=black}} پس اَمَصْیا لشکری را که از افرایم نزد او آمده بودند جدا کرد که بجای خود برگردند و از این سبب خشم ایشان بر یهودا بشدت افروخته شد و بسیار غضبناک گردیده بجای خود رفتند * {{verse|۲۵|۱۱|color=black}} و اَمَصْیا خویشتن را تقویت نموده قوم خود را بیرون برد و بوادی الملح رسیده دههزار نفر از بنیسَعِیر را کشت * {{verse|۲۵|۱۲|color=black}} و بنییهودا ده هزار نفر دیگر را زنده اسیر کرد و ایشان را بقلهٔ سالَع برده از قله سالَع بزیر انداختند که جمیعاً خرد شدند * {{verse|۲۵|۱۳|color=black}} و اما مردان آن فوج که اَمَصْیا باز فرستاده بود تا همراهش بجنگ نروند بر شهرهای یهودا از سامره تا بیت حورون تاختند و سه هزار نفر را کشته غنیمت بسیار بردند * {{verse|۲۵|۱۴|color=black}} و بعد از مراجعتِ اَمَصْیا از شکست دادن ادومیان او خدایان بنیسَعِیر را آورده آنها را خدایان خود ساخت و آنها را سجده نموده بخور برای آنها سوزانید * {{verse|۲۵|۱۵|color=black}} پس خشم {{روخط|خداوند}} بر اَمَصْیا افروخته شد و نبی نزد وی فرستاد که او را بگوید چرا خدایان آن قوم را که قوم خود را از دست تو نتوانستند رهانید طلبیدی * {{verse|۲۵|۱۶|color=black}} و چون این سخن را بوی گفت او را جواب داد آیا تو را مشیر پادشاه ساختهاند ساکت شو چرا تو را بکشند پس نبی ساکت شده گفت میدانم<noinclude></noinclude> 1sarvtosh76ibkt70ecqws09ttmdz5r برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۱۶ 104 88200 288472 2026-06-20T16:55:12Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «که خدا قصد نموده است که تو را هلاک کند چونکه این کار را کردی و نصیحت مرا نشنیدی * {{verse|۲۵|۱۷|color=black}} پس اَمَصْیا پادشاه یهودا مشورت کرده نزد یوآش بن یهُوآحاز بن ییهو پادشاه اسرائیل فرستاده گفت بیا تا با یکدیگر مقابله نماییم * {{verse|۲۵|۱۸|color=black}} و ی...» ایجاد کرد 288472 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>که خدا قصد نموده است که تو را هلاک کند چونکه این کار را کردی و نصیحت مرا نشنیدی * {{verse|۲۵|۱۷|color=black}} پس اَمَصْیا پادشاه یهودا مشورت کرده نزد یوآش بن یهُوآحاز بن ییهو پادشاه اسرائیل فرستاده گفت بیا تا با یکدیگر مقابله نماییم * {{verse|۲۵|۱۸|color=black}} و یوآش پادشاه اسرائیل نزد اَمَصْیا پادشاه یهودا فرستاده گفت شترخار لبنان نزد سرو آزاد لبنان فرستاده گفت دختر خود را بپسر من بزنی بده اما حیوان وحشی که در لبنان بود گذر کرده شترخار را پایمال نمود * {{verse|۲۵|۱۹|color=black}} میگویی هان ادوم را شکست دادم و دلت تو را مغرور ساخته است که افتخار نمائی حال بخانهٔ خود برگرد چرا بلا را برای خود برمیانگیزانی تا خودت و یهودا همراهت بیفتید * {{verse|۲۵|۲۰|color=black}} اما اَمَصْیا گوش نداد زیرا که این امر ازجانب خدا بود تا ایشان را بدست دشمنان تسلیم نماید چونکه خدایان ادوم را طلبیدند * {{verse|۲۵|۲۱|color=black}} پس یوآش پادشاه اسرائیل برآمد و او و اَمَصْیا پادشاه یهودا در بیتشمس که در یهودا است با یکدیگر مقابله نمودند * {{verse|۲۵|۲۲|color=black}} و یهودا از حضور اسرائیل منهزم شده هر کس بخیمهٔ خود فرار کرد * {{verse|۲۵|۲۳|color=black}} و یوآش پادشاه اسرائیل اَمَصْیا ابنیوآش بنیهوآحاز پادشاه یهودا را در بیت شمس گرفت و او را باورشلیم آورده چهارصد ذراع حصار اورشلیم را از دروازهٔ افرایم تا دروازهٔ زاویه منهدم ساخت * {{verse|۲۵|۲۴|color=black}} و تمامی طلا و نقره و تمامی ظروفی را که در خانهٔ خدا نزد بنی عُوْبیدْ اَدُوم و در خزانههای خانهٔ پادشاه یافت شد و یرْغمالان را گرفته بسامره مراجعت کرد * {{verse|۲۵|۲۵|color=black}} و اَمَصْیا ابنیوآش پادشاه یهودا بعد از وفات یوآش بن یهُوآحاز پادشاه اسرائیل پانزده سال زندگانی نمود * {{verse|۲۵|۲۶|color=black}} و بقیهٔ وقایع اول و آخر اَمَصْیا آیا در تواریخ پادشاهان یهودا و اسرائیل مکتوب نیست * {{verse|۲۵|۲۷|color=black}} و از زمانی که اَمَصْیا از پیروی {{روخط|خداوند}} انحراف ورزید بعضی در اورشلیم فتنه بر وی انگیختند پس بلاکیش فرار کرد و از عقبش بلاکیش فرستادند و او را در آنجا کشتند * {{verse|۲۵|۲۸|color=black}} و او را بر اسبان آوردند و با پدرانش در شهر یهودا دفن کردند * {{وسط|{{روخط|باب بیست و ششم}}}} {{فصل|۲۶}} {{verse|۲۶|۱|color=black}} و تمامی قوم یهودا عُزّیا را که شانزده ساله بود گرفته در جای پدرش اَمَصْیا پادشاه ساختند * {{verse|۲۶|۲|color=black}} و او بعد از آنکه پادشاه با پدرانش خوابیده بود ایلُوت را بنا کرد و آن را<noinclude></noinclude> pub3v4x12ombhi2oq8ukilacqrwp9j1 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۱۷ 104 88201 288473 2026-06-20T16:55:30Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «برای یهودا استرداد نمود * {{verse|۲۶|۳|color=black}} و عُزّیا شانزده ساله بود که پادشاه شد و پنجاه و دو سال در اورشلیمپادشاهی نمود و اسم مادرش یکُلْیای اورشلیمی بود * {{verse|۲۶|۴|color=black}} و آنچه در نظر {{روخط|خداوند}} پسند بود موافق هر چه پدرش اَمَصْیا کرده بود...» ایجاد کرد 288473 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>برای یهودا استرداد نمود * {{verse|۲۶|۳|color=black}} و عُزّیا شانزده ساله بود که پادشاه شد و پنجاه و دو سال در اورشلیمپادشاهی نمود و اسم مادرش یکُلْیای اورشلیمی بود * {{verse|۲۶|۴|color=black}} و آنچه در نظر {{روخط|خداوند}} پسند بود موافق هر چه پدرش اَمَصْیا کرده بود بجا آورد * {{verse|۲۶|۵|color=black}} و در روزهای زکریا که در رؤیاهای خدا بصیر بود خدا را میطلبید و مادامی که {{روخط|خداوند}} را میطلبید خدا او را کامیاب میساخت * {{verse|۲۶|۶|color=black}} و او بیرون رفته با فلسطینیان جنگ کرد و حصار جَتّ و حصار یبْنَه و حصار اَشْدود را منهدم ساخت و شهرها در زمین اشدود و فلسطینیان بنا نمود * {{verse|۲۶|۷|color=black}} و خدا او را بر فلسطینیان و عَرَبانی که در جُوْربَعْل ساکن بودند و بر مَعُونیان نصرت داد * {{verse|۲۶|۸|color=black}} و عَمُّونیان بعُزّیا هدایا دادند و اسم او تا مدخل مصر شایع گردید زیرا که بینهایت قوی گشت * {{verse|۲۶|۹|color=black}} و عُزّیا برجها در اورشلیم نزد دروازهٔ زاویه و نزد دروازهٔ وادی و نزد گوشهٔ حصار بنا کرده آنها را مستحکم گردانید * {{verse|۲۶|۱۰|color=black}} و برجها در بیابان بنا نمود و چاههای بسیار کند زیرا که مواشی کثیر در همواری و در هامون داشت و فلاحان و باغبانان در کوهستان و در بوستانها داشت چونکه فلاحت را دوست میداشت * {{verse|۲۶|۱۱|color=black}} و عُزّیا سپاهیان جنگ آزموده داشت که برای محاربه دسته دسته بیرون میرفتند برحسب تعداد ایشان که یعْیئیل کاتب و مَعَسیای رئیس زیردست حَنَنْیا که یکی از سرداران پادشاه بود آنها را سان میدیدند * {{verse|۲۶|۱۲|color=black}} و عدد تمامی سردارانِ آبا که شجاعان جنگ آزموده بودند دو هزار و ششصد بود * {{verse|۲۶|۱۳|color=black}} و زیر دست ایشان سیصد و هفت هزار و پانصد سپاه جنگ آزموده بودند که پادشاه را بضد دشمنانش مساعدت نموده با قوت تمام مقاتله میکردند * {{verse|۲۶|۱۴|color=black}} و عُزّیا برای ایشان یعنیبرای تمامی لشکر سپرها و نیزهها و خودها و زرهها و کمانها و فلاخنها مهیا ساخت * {{verse|۲۶|۱۵|color=black}} و منجنیقهائی را که مخترع صنعتگران ماهر بود در اورشلیم ساخت تا آنها را بر برجها و گوشههای حصار برای انداختن تیرها و سنگهای بزرگ بگذارند پس آوازهٔ او تا جایهای دور شایع شد زیرا که نصرت عظیمی یافته بسیار قوی گردید * {{verse|۲۶|۱۶|color=black}} لیکن چون زورآور شد دل او برای هلاکتش متکبر گردید و بیهُوَه خدای خود خیانت ورزیده بهیکل {{روخط|خداوند}} درآمد تا بخور بر مذبح بخور بسوزاند * {{verse|۲۶|۱۷|color=black}} و عَزَرْیای کاهن از عقب او داخل شد و همراه او هشتاد مرد رشید از کاهنان {{روخط|خداوند}} درآمدند * {{verse|۲۶|۱۸|color=black}} و ایشان با عُزّیا پادشاه مقاومت نموده او را گفتند<noinclude></noinclude> 3vxzbqqiywho670sdhbj8p1z7i8bn94 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۱۸ 104 88202 288474 2026-06-20T16:56:03Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «ای عُزّیا سوزانیدن بخور برای {{روخط|خداوند}} کار تو نیست بلکه کار کاهنان پسران هارون است که برای سوزانیدن بخور تقدیس شدهاند پس از مقدس بیرون شو زیرا خطا کردی و این کار از جانب یهُوَه خدا موجب عزت تو نخواهد بود * {{verse|۲۶|۱۹|color=black}} آنگاه عُزّیا که م...» ایجاد کرد 288474 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ای عُزّیا سوزانیدن بخور برای {{روخط|خداوند}} کار تو نیست بلکه کار کاهنان پسران هارون است که برای سوزانیدن بخور تقدیس شدهاند پس از مقدس بیرون شو زیرا خطا کردی و این کار از جانب یهُوَه خدا موجب عزت تو نخواهد بود * {{verse|۲۶|۱۹|color=black}} آنگاه عُزّیا که مِجْمَری برای سوزانیدن بخور در دست خود داشت غضبناک شد و چون خشمش بر کاهنان افروخته گردید برص بحضور کاهنان در خانهٔ {{روخط|خداوند}} بپهلوی مذبح بخور بر پیشانیاش پدید آمد * {{verse|۲۶|۲۰|color=black}} و عَزَرْیای رئیس کهنه و سایر کاهنان بر او نگریستند و اینک برص بر پیشانیاش ظاهر شده بود پس او را از آنجا بشتاب بیرون کردند و خودش نیز بتعجیل بیرون رفت چونکه {{روخط|خداوند}} او را مبتلا ساخته بود * {{verse|۲۶|۲۱|color=black}} و عُزّیا پادشاه تا روز وفاتش ابرص بود و در مریضخانه مبروص ماند زیرا از خانهٔ {{روخط|خداوند}} ممنوع بود و پسرش یوتام ناظر خانهٔ پادشاه و حاکم قوم زمین میبود * {{verse|۲۶|۲۲|color=black}} و اِشَعْیا ابن آموص نبی بقیهٔ وقایع اول و آخر عُزّیا را نوشت * {{verse|۲۶|۲۳|color=black}} پس عُزّیا با پدران خود خوابید و او را با پدرانش در زمین مقبرهٔ پادشاهان دفن کردند زیرا گفتند که ابرص است و پسرش یوتام در جایش پادشاه شد * {{وسط|{{روخط|باب بیست و هفتم}}}} {{فصل|۲۷}} {{verse|۲۷|۱|color=black}} و یوتام بیست و پنج ساله بود که پادشاه شد و شانزده سال در اورشلیم سلطنت نمود و اسم مادرش یرُوْشَه دختر صادوق بود * {{verse|۲۷|۲|color=black}} و آنچه در نظر {{روخط|خداوند}} پسند بود موافق هرآنچه پدرش عُزّیا کرده بود بعمل آورد اما بهیکل {{روخط|خداوند}} داخل نشد لیکن قوم هنوز فساد میکردند * {{verse|۲۷|۳|color=black}} و او دروازهٔ اعلای خانهٔ {{روخط|خداوند}} را بنا نمود و بر حصار عُوفَل عمارت بسیار ساخت * {{verse|۲۷|۴|color=black}} و شهرها در کوهستان یهودا بنا نمود و قلعهها و برجها در جنگلها ساخت * {{verse|۲۷|۵|color=black}} و با پادشاه بنیعَمُّون جنگ نموده بر ایشان غالب آمد پس بنیعَمُّون در آن سال صد وزنهٔ نقره و ده هزار کُّر گندم و ده هزار کّر جو باو دادند و بنیعَمُّون در سال دوم و سوم بهمان مقدار باو دادند * {{verse|۲۷|۶|color=black}} پس یوتام زورآور گردید زیرا رفتار خود را بحضور یهُوَه خدای خویش راست ساخت * {{verse|۲۷|۷|color=black}} و بقیهٔ وقایع یوتام و همهٔ جنگهایش و رفتارش اینک در تواریخ پادشاهان اسرائیل و یهودا مکتوب است * {{verse|۲۷|۸|color=black}} و او بیست و پنج ساله بود که پادشاه شد و<noinclude></noinclude> az82lsxnsvidnk9iheeka1ngdp4powo برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۱۹ 104 88203 288475 2026-06-20T16:57:12Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «شانزده سال در اورشلیم سلطنت کرد * {{verse|۲۷|۹|color=black}} پس یوتام با پدران خود خوابید و او را در شهر داود دفنکردند و پسرش آحاز در جایش سلطنت نمود * {{وسط|{{روخط|باب بیست و هشتم}}}} {{فصل|۲۸}} {{verse|۲۸|۱|color=black}} و آحاز بیست ساله بود که پادشاه شد و شانزده سال در ا...» ایجاد کرد 288475 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>شانزده سال در اورشلیم سلطنت کرد * {{verse|۲۷|۹|color=black}} پس یوتام با پدران خود خوابید و او را در شهر داود دفنکردند و پسرش آحاز در جایش سلطنت نمود * {{وسط|{{روخط|باب بیست و هشتم}}}} {{فصل|۲۸}} {{verse|۲۸|۱|color=black}} و آحاز بیست ساله بود که پادشاه شد و شانزده سال در اورشلیم پادشاهی کرد اما آنچه در نظر {{روخط|خداوند}} پسند بود موافق پدرش داود بعمل نیاورد * {{verse|۲۸|۲|color=black}} بلکه بطریقهای پادشاهان اسرائیل سلوک نموده تمثالها نیز برای بَعْلیم ریخت * {{verse|۲۸|۳|color=black}} و در وادی ابن هِنُّوم بخور سوزانید و پسران خود را برحسب رجاسات امّتهائی که {{روخط|خداوند}} از حضور بنی اسرائیل اخراج نموده بود سوزانید * {{verse|۲۸|۴|color=black}} و بر مکانهای بلند و تلها و زیر هر درخت سبز قربانیها گذرانید و بخور سوزانید * {{verse|۲۸|۵|color=black}} بنابراین یهُوَه خدایش او را بدست پادشاه ارام تسلیم نمود که ایشان او را شکست داده اسیران بسیاری از او گرفته بدمشق بردند و بدست پادشاه اسرائیل نیز تسلیم شد که او را شکست عظیمی داد * {{verse|۲۸|۶|color=black}} و فَقَح بن رَمَلْیا صد و بیست هزار نفر را که جمیع ایشان مردان جنگی بودند در یک روز در یهودا کشت چونکه یهُوَه خدای پدران خود را ترک نموده بودند * {{verse|۲۸|۷|color=black}} و زِکْرِی که مرد شجاع افرایمی بود مَعَسِیا پسر پادشاه عَزْریقام ناظرِ خانه و اَلْقانَه را که شخص اول بعد از پادشاه بود کشت * {{verse|۲۸|۸|color=black}} پس بنی اسرائیل دویست هزار نفر زنان و پسران و دختران از برادران خود باسیری بردند و نیز غنیمت بسیاری از ایشان گرفتند و غنیمت را بسامره بردند * {{verse|۲۸|۹|color=black}} و در آنجا نبی از جانب {{روخط|خداوند}} عُوْدید نام بود که باستقبال لشکری که بسامرهبرمیگشتند آمده بایشان گفت اینک از این جهت که یهُوَه خدای پدران شما بر یهودا غضبناک میباشد ایشان را بدست شما تسلیم نمود و شما ایشان را با غضبی که بآسمان رسیده است کشتید * {{verse|۲۸|۱۰|color=black}} و حال شما خیال میکنید که پسران یهودا و اورشلیم را بعُنف غلامان و کنیزان خود سازید و آیا با خود شما نیز تقصیرها بضد یهُوَه خدای شما نیست * {{verse|۲۸|۱۱|color=black}} پس الان مرا بشنوید و اسیرانی را که از برادران خود آوردهاید برگردانید زیرا که حدّت خشم {{روخط|خداوند}} بر شما میباشد * {{verse|۲۸|۱۲|color=black}} آنگاه بعضی از رؤسای بنیافرایم یعنی عَزَرْیا ابن یهُوحانان و بَرکَیا ابن مَشُلّیموت و یحِزْقیا ابن شَلُّوم و عماسا ابن حَدْلای با آنانی که<noinclude></noinclude> 5u2detonxubp0rzf971cl90cg6xppr7 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۲۰ 104 88204 288476 2026-06-20T16:57:33Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «از جنگ میآمدند مقاومت نمودند * {{verse|۲۸|۱۳|color=black}} و بایشان گفتند که اسیران را باینجا نخواهید آورد زیرا که تقصیری بضد {{روخط|خداوند}} بر ما هست و شما میخواهید که گناهان و تقصیرهای ما را مزید کنید زیرا که تقصیر ما عظیم است و حدت خشم بر اسرائیل وارد ش...» ایجاد کرد 288476 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>از جنگ میآمدند مقاومت نمودند * {{verse|۲۸|۱۳|color=black}} و بایشان گفتند که اسیران را باینجا نخواهید آورد زیرا که تقصیری بضد {{روخط|خداوند}} بر ما هست و شما میخواهید که گناهان و تقصیرهای ما را مزید کنید زیرا که تقصیر ما عظیم است و حدت خشم بر اسرائیل وارد شده است * {{verse|۲۸|۱۴|color=black}} پس لشکریان اسیران و غنیمت را پیش رؤسا و تمامی جماعت واگذاشتند * {{verse|۲۸|۱۵|color=black}} و آنانی که اسم ایشان مذکور شد برخاسته اسیران را گرفتند و همهٔ برهنگان ایشان را از غنیمت پوشانیده ملبس ساختند و کفش بپای ایشان کرده ایشان را خورانیدند و نوشانیدند و تدهین کرده تمامی ضعیفان را بر الاغها سوار نموده ایشان را باریحا که شهر نخل باشد نزد برادرانشان رسانیده خود بسامره مراجعت کردند * {{verse|۲۸|۱۶|color=black}} و در آن زمان آحازِ پادشاه نزد پادشاهانآشور فرستاد تا او را اعانت کنند * {{verse|۲۸|۱۷|color=black}} زیرا که اَدُوْمیان هنوز میآمدند و یهودا را شکست داده اسیران میبردند * {{verse|۲۸|۱۸|color=black}} و فلسطینیان بر شهرهای هامون و جنوبی یهودا هجوم آوردند و بیت شمس و اَیلُون و جَدیروت و سُوکُو را با دهاتش و تِمْنَه را با دهاتش و جِمْزُو را با دهاتش گرفته در آنها ساکن شدند * {{verse|۲۸|۱۹|color=black}} زیرا {{روخط|خداوند}} یهودا را بسبب آحاز پادشاه اسرائیل ذلیل ساخت چونکه او یهودا را بسرکشی واداشت و ب{{روخط|خداوند}} خیانت عظیمی ورزید * {{verse|۲۸|۲۰|color=black}} پس تِلْغَت فِلْناسَر پادشاه آشور بر او برآمد و او را بتنگ آورد و وی را تقویت نداد * {{verse|۲۸|۲۱|color=black}} زیرا که آحاز خانهٔ {{روخط|خداوند}} و خانههای پادشاه و سروران را تاراج کرده بپادشاه آشور داد اما او را اعانت ننمود * {{verse|۲۸|۲۲|color=black}} و چون او را بتنگ آورده بود همین آحازِ پادشاه ب{{روخط|خداوند}} بیشتر خیانت ورزید * {{verse|۲۸|۲۳|color=black}} زیرا که برای خدایان دمشق که او را شکست داده بودند قربانی گذرانید و گفت چونکه خدایانِ پادشاهانِ ارام ایشان را نصرت دادهاند پس من برای آنها قربانی خواهم گذرانید تا مرا اعانت نمایند اما آنها سبب هلاکت وی و تمامی اسرائیل شدند * {{verse|۲۸|۲۴|color=black}} و آحاز اسباب خانهٔ خدا را جمع کرد و آلات خانهٔ خدا را خرد کرد و درهای خانهٔ {{روخط|خداوند}} را بسته مذبحها برای خود در هر گوشه اورشلیم ساخت * {{verse|۲۸|۲۵|color=black}} و در هر شهری از شهرهای یهودا مکانهای بلند ساخت تا برای خدایان غریب بخور سوزانند پس خشم یهُوَه خدای پدران خود را بهیجان آورد * {{verse|۲۸|۲۶|color=black}} و بقیهٔ وقایع وی و همهٔ طریقهای اول و آخر او اینک در تواریخ پادشاهان یهودا و اسرائیل مکتوب است * {{verse|۲۸|۲۷|color=black}} پسآحاز با پدران خود خوابید و او را در شهر<noinclude></noinclude> 55yz2ani34o7ivwhm9utmd3rg2wpep9 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۲۱ 104 88205 288477 2026-06-20T16:57:55Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «اورشلیم دفن کردند اما او را بمقبرهٔ پادشاهان اسرائیل نیاوردند و پسرش حِزْقیا بجایش پادشاه شد * {{وسط|{{روخط|باب بیست و نهم}}}} {{فصل|۲۹}} {{verse|۲۹|۱|color=black}} حِزْقیا بیست و پنج ساله بود که پادشاه شد و بیست و نه سال در اورشلیم سلطنت نمود و اسم مادرش اَبِ...» ایجاد کرد 288477 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>اورشلیم دفن کردند اما او را بمقبرهٔ پادشاهان اسرائیل نیاوردند و پسرش حِزْقیا بجایش پادشاه شد * {{وسط|{{روخط|باب بیست و نهم}}}} {{فصل|۲۹}} {{verse|۲۹|۱|color=black}} حِزْقیا بیست و پنج ساله بود که پادشاه شد و بیست و نه سال در اورشلیم سلطنت نمود و اسم مادرش اَبِیه دختر زکریا بود * {{verse|۲۹|۲|color=black}} و او آنچه در نظر {{روخط|خداوند}} پسند بود موافق هر آنچه پدرش داود کرده بود بعمل آورد * {{verse|۲۹|۳|color=black}} و در ماه اول از سال اول سلطنت خود درهای خانهٔ {{روخط|خداوند}} را گشوده آنها را تعمیر نمود * {{verse|۲۹|۴|color=black}} و کاهنان و لاویان را آورده ایشان را در میدان شرقی جمع کرد * {{verse|۲۹|۵|color=black}} و بایشان گفت ای لاویان مرا بشنوید الان خویشتن را تقدیس نمایید و خانهٔ یهُوَه خدای پدران خود را تقدیس کرده نجاسات را از قدس بیرون برید * {{verse|۲۹|۶|color=black}} زیرا که پدران ما خیانت ورزیده آنچه در نظر یهُوَه خدای ما ناپسند بود بعمل آوردند و او را ترک کرده روی خود را از مسکن {{روخط|خداوند}} تافتند و پشت بآن دادند * {{verse|۲۹|۷|color=black}} و درهای رواق را بسته چراغها را خاموش کردند و بخور نسوزانیدند و قربانیهای سوختنی در قدس خدای اسرائیل نگذرانیدند * {{verse|۲۹|۸|color=black}} پس خشم {{روخط|خداوند}} بر یهودا و اورشلیم افروخته شد و ایشان را محل تشویش و دهشت و سخریه ساخت چنانکه شما بچشمان خود میبینید * {{verse|۲۹|۹|color=black}} و اینک پدران ما بشمشیر افتادند و پسران و دختران و زنان ما از این سبب باسیری رفتند * {{verse|۲۹|۱۰|color=black}} الان اراده دارم که با یهُوَه خدای اسرائیل عهد ببندم تا حدت خشم او از ما برگردد * {{verse|۲۹|۱۱|color=black}} پس حال ای پسران من کاهلیمورزید زیرا {{روخط|خداوند}} شما را برگزیده است تا بحضور وی ایستاده او را خدمت نمایید و خادمان او شده بخور سوزانید * {{verse|۲۹|۱۲|color=black}} آنگاه بعضی از لاویان برخاستند یعنی از بنیقَهاتیان مَحَت بن عَماسای و یوئیل بن عَزَرْیا و از بنیمراری قیس بن عبْدی و عَزَرْیا ابن یهْلَلْئیل و از جَرْشونیان یوآخ بن زِمَّه و عِیدَن بن یوآخ * {{verse|۲۹|۱۳|color=black}} و از بنی اَلِیصافان شِمْری و یعْیئیل و از بنیآساف زَکَریا و مَتَّنْیا * {{verse|۲۹|۱۴|color=black}} و از بنی هِیمان یحیئیل و شِمْعِی و از بنییدُوْتُون شَمَعْیا و عُزیئیل * {{verse|۲۹|۱۵|color=black}} و برادران خود را جمع کرده خویشتن را تقدیس نمودند و موافق فرمان پادشاه برحسب کلام {{روخط|خداوند}} برای تطهیر خانهٔ {{روخط|خداوند}} داخل شدند * {{verse|۲۹|۱۶|color=black}} و کاهنان باندرون خانهٔ {{روخط|خداوند}} رفته<noinclude></noinclude> 91yhaot2qiu2qthf3oy71i0bj31j8ek برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۲۲ 104 88206 288478 2026-06-20T16:58:14Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «آن را طاهر ساختند و همهٔ نجاسات را که در هیکل {{روخط|خداوند}} یافتند بصحن خانهٔ {{روخط|خداوند}} بیرون آوردند و لاویان آن را گرفته خارج شهر بوادی قدرون بیرون بردند * {{verse|۲۹|۱۷|color=black}} و در غُرّهٔ ماه اول بتقدیس نمودنش شروع کردند و در روز هشتم ماه برو...» ایجاد کرد 288478 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>آن را طاهر ساختند و همهٔ نجاسات را که در هیکل {{روخط|خداوند}} یافتند بصحن خانهٔ {{روخط|خداوند}} بیرون آوردند و لاویان آن را گرفته خارج شهر بوادی قدرون بیرون بردند * {{verse|۲۹|۱۷|color=black}} و در غُرّهٔ ماه اول بتقدیس نمودنش شروع کردند و در روز هشتم ماه برواق {{روخط|خداوند}} رسیدند و در هشت روز خانهٔ {{روخط|خداوند}} را تقدیس نموده در روز شانزدهم ماه اول آن را باتمام رسانیدند * {{verse|۲۹|۱۸|color=black}} پس نزد حِزْقیا پادشاه باندرون قصر داخل شده گفتند تمامی خانهٔ {{روخط|خداوند}} و مذبح قربانی سوختنی و همهٔ اسبابش و میز نانِ تَقْدِمِه را با همهٔ آلاتش طاهر ساختیم * {{verse|۲۹|۱۹|color=black}} و تمامی اسبابی که آحاز پادشاه در ایام سلطنتش حینی که خیانت ورزید دور انداخت ما آنها را مهیا ساخته تقدیس نمودیم و اینک پیش مذبح {{روخط|خداوند}} حاضر است * {{verse|۲۹|۲۰|color=black}} پس حِزْقیا پادشاه صبح زود برخاست و رؤسای شهر را جمع کرده بخانهٔ {{روخط|خداوند}} برآمد * {{verse|۲۹|۲۱|color=black}} و ایشان هفت گاو و هفت قوچ و هفتبره و هفت بز نر آوردند تا برای مملکت و قدس و یهودا قربانی گناه بشود و او پسران هارون کهنه را فرمود تا آنها را بر مذبح {{روخط|خداوند}} بگذرانند * {{verse|۲۹|۲۲|color=black}} پس گاوان را کشتند و کاهنان خون را گرفته بر مذبح پاشیدند و قوچها را کشته خون را بر مذبح پاشیدند و برهها را کشته خون را بر مذبح پاشیدند * {{verse|۲۹|۲۳|color=black}} پس بزهای قربانی گناه را بحضور پادشاه و جماعت نزدیک آورده دستهای خود را بر آنها نهادند * {{verse|۲۹|۲۴|color=black}} و کاهنان آنها را کشته خون را بر مذبح برای قربانی گناه گذرانیدند تا بجهت تمامی اسرائیل کفاره بشود زیرا که پادشاه فرموده بود که قربانی سوختنی و قربانی گناه بجهت تمامی اسرائیل بشود * {{verse|۲۹|۲۵|color=black}} و او لاویان را با سنجها و بربطها و عودها برحسب فرمان داود و جاد رائی پادشاه و ناتان نبی در خانهٔ {{روخط|خداوند}} قرار داد زیرا که این حکم از جانب {{روخط|خداوند}} بدست انبیای او شده بود * {{verse|۲۹|۲۶|color=black}} پس لاویان با آلات داود و کاهنان با کَرِنّاها ایستادند * {{verse|۲۹|۲۷|color=black}} و حِزْقیا امر فرمود که قربانیهای سوختنی رابر مذبح بگذرانند و چون بگذرانیدن قربانی سوختنی شروع نمودند سرودهای {{روخط|خداوند}} را بنا کردند و کَرِنّاها در عقب آلات داود پادشاه اسرائیل نواخته شد * {{verse|۲۹|۲۸|color=black}} و تمامی جماعت سجده کردند و مُغَنیان سراییدند و کَرِنّانوازان نواختند و همهٔ این کارها میشد تا قربانی سوختنی تمام گردید * {{verse|۲۹|۲۹|color=black}} و چون قربانیهای سوختنی تمام شد پادشاه و جمیع حاضرین با وی رکوع کرده سجده نمودند * {{verse|۲۹|۳۰|color=black}} و حِزْقیا پادشاه و رؤسا لاویان را امر فرمودند که بکلمات<noinclude></noinclude> fgqh8cigqswhdci6lb2az9ezz27uhyh برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۲۳ 104 88207 288479 2026-06-20T16:58:53Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «داود و آساف رائی برای {{روخط|خداوند}} تسبیح بخوانند پس با شادمانیتسبیح خواندند و رکوع نموده سجده کردند * {{verse|۲۹|۳۱|color=black}} پس حِزْقیا جواب داده گفت حال خویشتن را برای {{روخط|خداوند}} تقدیس نمودید پس نزدیک آمده قربانیها و ذبایح تشکر بخانهٔ {{روخط|خ...» ایجاد کرد 288479 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>داود و آساف رائی برای {{روخط|خداوند}} تسبیح بخوانند پس با شادمانیتسبیح خواندند و رکوع نموده سجده کردند * {{verse|۲۹|۳۱|color=black}} پس حِزْقیا جواب داده گفت حال خویشتن را برای {{روخط|خداوند}} تقدیس نمودید پس نزدیک آمده قربانیها و ذبایح تشکر بخانهٔ {{روخط|خداوند}} بیاورید آنگاه جماعت قربانیها و ذبایح تشکر آوردند و هر که از دلْ راغب بود قربانیهای سوختنی آورد * {{verse|۲۹|۳۲|color=black}} و عدد قربانیهای سوختنی که جماعت آوردند هفتاد گاو و صد قوچ و دویست بره بود همهٔ اینها قربانیهای سوختنی برای {{روخط|خداوند}} بود * {{verse|۲۹|۳۳|color=black}} و عدد موقوفات ششصد گاو و سههزار گوسفند بود * {{verse|۲۹|۳۴|color=black}} و چون کاهنان کم بودند و بپوست کندن همهٔ قربانیهای سوختنی قادر نبودند برادران ایشان لاویان ایشان را مدد کردند تا کار تمام شد و تا کاهنانْ خود را تقدیس نمودند زیرا که دل لاویان از کاهنان برای تقدیس نمودن خود مستقیمتر بود * {{verse|۲۹|۳۵|color=black}} و قربانیهای سوختنی نیز با پیه ذبایح سلامتی و هدایای ریختنی برای هر قربانی سوختنی بسیار بود پس خدمت خانهٔ {{روخط|خداوند}} آراسته شد * {{verse|۲۹|۳۶|color=black}} و حِزْقیا و تمامی قوم شادی کردند چونکه خدا قوم را مستعد ساخته بود زیرا این امر ناگهان واقع شد * {{وسط|{{روخط|باب سی ام}}}} {{فصل|۳۰}} {{verse|۳۰|۱|color=black}} و حِزْقیا نزد تمامی اسرائیل و یهودا فرستاد و مکتوبات نیز بافرایم و مَنَسَّی نوشت تا بخانهٔ {{روخط|خداوند}} باورشلیم بیایند و عید فِصَح را برای یهُوَه خدای اسرائیل نگاه دارند * {{verse|۳۰|۲|color=black}} زیرا که پادشاه و سرورانش و تمامی جماعت در اورشلیم مشورت کرده بودند که عید فِصَح رادر ماه دوم نگاه دارند * {{verse|۳۰|۳|color=black}} چونکه در آنوقت نتوانستند آن را نگاه دارند زیرا کاهنان خود را تقدیس کافی ننموده و قوم در اورشلیم جمع نشده بودند * {{verse|۳۰|۴|color=black}} و این امر بنظر پادشاه و تمامی جماعت پسند آمد * {{verse|۳۰|۵|color=black}} پس قرار دادند که در تمامی اسرائیل از بئرشبع تا دان ندا نمایند که بیایند و فِصَح را برای یهُوَه خدای اسرائیل در اورشلیم برپا نمایند زیرا مدت مدیدی بود که آن را بطوری که مکتوب است نگاه نداشته بودند * {{verse|۳۰|۶|color=black}} پس شاطران با مکتوبات از جانب پادشاه و سرورانش برحسب فرمان پادشاه بتمامی اسرائیل و یهودا رفته گفتند ای بنی اسرائیل بسوی یهُوَه خدای ابراهیم و اسحاق و اسرائیل باز گشت نمایید تا او ببقیهٔ شما که از دست پادشاهان آشور<noinclude></noinclude> eljnk10vvwfkht3wdp3wd6biy8ptjvo برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۲۴ 104 88208 288480 2026-06-20T16:59:19Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «رستهاید رجوع نماید * {{verse|۳۰|۷|color=black}} و مثل پدران و برادران خود که بیهُوَه خدای پدران خویش خیانت ورزیدند مباشید که ایشان را محل دهشت چنانکه میبینید گردانیده است * {{verse|۳۰|۸|color=black}} پس مثل پدران خود گردن خود را سخت مسازید بلکه نزد {{روخط|خداوند}} تو...» ایجاد کرد 288480 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>رستهاید رجوع نماید * {{verse|۳۰|۷|color=black}} و مثل پدران و برادران خود که بیهُوَه خدای پدران خویش خیانت ورزیدند مباشید که ایشان را محل دهشت چنانکه میبینید گردانیده است * {{verse|۳۰|۸|color=black}} پس مثل پدران خود گردن خود را سخت مسازید بلکه نزد {{روخط|خداوند}} تواضع نمایید و بقدس او که آن را تا ابدالا´باد تقدیس نموده است داخل شده یهُوَه خدای خود را عبادت نمایید تا حدت خشم او از شما برگردد * {{verse|۳۰|۹|color=black}} زیرا اگر بسوی {{روخط|خداوند}} بازگشت نمایید برادران و پسران شما بنظر آنانی که ایشان را باسیری بردهاند التفات خواهند یافت و باین زمین مراجعت خواهند نمود زیرا که یهُوَه خدای شما مهربان و رحیم است و اگر بسوی او بازگشت نمایید روی خود را از شما بر نخواهد گردانید * {{verse|۳۰|۱۰|color=black}} پس شاطران شهر بشهر از زمین افرایم و مَنَسَّی تا زبولون گذشتند لیکن بر ایشان استهزا و سُخریه مینمودند * {{verse|۳۰|۱۱|color=black}} اما بعضی از اَشَیر و مَنَسَّیو زَبُولُون تواضع نموده باورشلیم آمدند * {{verse|۳۰|۱۲|color=black}} و دست خدا بر یهودا بود که ایشان را یک دل بخشد تا فرمان پادشاه و سرورانش را موافق کلام {{روخط|خداوند}} بجا آورند * {{verse|۳۰|۱۳|color=black}} پس گروه عظیمی در اورشلیم برای نگاه داشتن عید فطیر در ماه دوم جمع شدند و جماعت بسیار بزرگ شد * {{verse|۳۰|۱۴|color=black}} و برخاسته مذبحهائی را که در اورشلیم بود خراب کردند و همهٔ مذبحهای بخور را خراب کرده بوادی قِدْرُون انداختند * {{verse|۳۰|۱۵|color=black}} و در چهاردهم ماه دوم فِصَح را ذبح کردند و کاهنان و لاویان خجالت کشیده خود را تقدیس نمودند و قربانیهای سوختنی بخانهٔ {{روخط|خداوند}} آوردند * {{verse|۳۰|۱۶|color=black}} پس در جایهای خود بترتیب خویش برحسب تورات موسی مرد خدا ایستادند و کاهنان خون را از دست لاویان گرفته پاشیدند * {{verse|۳۰|۱۷|color=black}} زیرا چونکه بسیاری از جماعت بودند که خود را تقدیس ننموده بودند لاویان مأمور شدند که قربانیهای فِصَح را بجهت هر که طاهر نشده بود ذبح نمایند و ایشان را برای {{روخط|خداوند}} تقدیس کنند * {{verse|۳۰|۱۸|color=black}} زیرا گروهی عظیم از قوم یعنی بسیار از افرایم و مَنَسَّی و یسَّاکار و زَبُولُون طاهر نشده بودند و معهذا فِصَح را خوردند لکن نه موافق آنچه نوشته شده بود زیرا حِزْقیا برای ایشان دعا کرده گفت * {{verse|۳۰|۱۹|color=black}} {{روخط|خداوند}}ِ مهربان هر کس را که دل خود را مهیا سازد تا خدا یعنی یهُوَه خدای پدران خویش را طلب نماید بیامرزد اگرچه موافق طهارت قدس نباشد * {{verse|۳۰|۲۰|color=black}} و {{روخط|خداوند}} حِزْقیا را اجابت نموده قوم را شفا داد * {{verse|۳۰|۲۱|color=black}} پس بنی اسرائیل که در اورشلیم حاضر<noinclude></noinclude> hxn9qzxowurpbcnlivuo1tmw8wur3n1 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۲۵ 104 88209 288481 2026-06-20T16:59:43Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «عید فطیر را هفت روز بشادی عظیم نگاه داشتند و لاویان و کاهنان {{روخط|خداوند}} را روز بروز بآلات تسبیح {{روخط|خداوند}} حمد میگفتند * {{verse|۳۰|۲۲|color=black}} وحِزْقیا بجمیع لاویانی که در خدمت {{روخط|خداوند}} نیکو ماهر بودند سخنان دلا´ویز گفت پس هفت روز مرسوم...» ایجاد کرد 288481 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>عید فطیر را هفت روز بشادی عظیم نگاه داشتند و لاویان و کاهنان {{روخط|خداوند}} را روز بروز بآلات تسبیح {{روخط|خداوند}} حمد میگفتند * {{verse|۳۰|۲۲|color=black}} وحِزْقیا بجمیع لاویانی که در خدمت {{روخط|خداوند}} نیکو ماهر بودند سخنان دلا´ویز گفت پس هفت روز مرسوم عید را خوردند و ذبایح سلامتی گذرانیده یهُوَه خدای پدران خود را تسبیح خواندند * {{verse|۳۰|۲۳|color=black}} و تمامی جماعت مشورت کردند که عید را هفت روز دیگر نگاه دارند پس هفت روز دیگر را با شادمانی نگاه داشتند * {{verse|۳۰|۲۴|color=black}} زیرا حِزْقیا پادشاه یهودا هزار گاو و هفت هزار گوسفند بجماعت بخشید و سروران هزار گاو و ده هزار گوسفند بجماعت بخشیدند و بسیاری از کاهنان خویشتن را تقدیس نمودند * {{verse|۳۰|۲۵|color=black}} و تمامی جماعت یهودا و کاهنان و لاویان و تمامی گروهی که از اسرائیل آمدند و غریبانی که از زمین اسرائیل آمدند و غریبانیکه در یهودا ساکن بودند شادی کردند * {{verse|۳۰|۲۶|color=black}} و شادی عظیمی در اورشلیم رخ نمود زیرا که از ایام سلیمان بن داود پادشاه اسرائیل مثل این در اورشلیم واقع نشده بود * {{verse|۳۰|۲۷|color=black}} پس لاویان کهنه برخاسته قوم را برکت دادند و آواز ایشان مستجاب گردید و دعای ایشان بمسکن قدس او بآسمان رسید * {{وسط|{{روخط|باب سی و یکم}}}} {{فصل|۳۱}} {{verse|۳۱|۱|color=black}} و چون این همهٔ تمام شد جمیع اسرائیلیانی که در شهرهای یهودا حاضر بودند بیرون رفته تمثالها را شکستند و اَشَیریم را قطع نمودند و مکانهای بلند و مذبحها را از تمامی یهودا و بنیامین و افرایم و مَنَسَّی بالکل منهدم ساختند پس تمامی بنی اسرائیل هر کس بملک خویش بشهرهای خود برگشتند * {{verse|۳۱|۲|color=black}} و حِزْقیا فرقههای کاهنان و لاویان را برحسب اقسام ایشان قرار داد که هر کس از کاهنان و لاویان موافق خدمت خود برای قربانیهای سوختنی و ذبایح سلامتی و خدمت و تشکر و تسبیح بدروازههای اردوی {{روخط|خداوند}} حاضر شوند * {{verse|۳۱|۳|color=black}} و حصّهٔ پادشاه را از اموال خاصش برای قربانیهای سوختنی معین کرد یعنی برای قربانیهای سوختنی صبح و شام و قربانیهای سوختنی سَبَّتها و هِلالها و موسمها برحسب آنچه در تورات {{روخط|خداوند}} مکتوب بود * {{verse|۳۱|۴|color=black}} و بقومی که در اورشلیم ساکن بودند امر فرمود که حصّهٔ کاهنان و لاویان را بدهند تا بشریعت {{روخط|خداوند}} مواظب باشند * {{verse|۳۱|۵|color=black}} و چون این امر شایع شد بنی اسرائیل نوبر گندم و شیره و روغن<noinclude></noinclude> cgpwmnujjab1qau06uycqlnaizf9m8j 288482 288481 2026-06-20T17:00:03Z Hanooz 17889 288482 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بودند عید فطیر را هفت روز بشادی عظیم نگاه داشتند و لاویان و کاهنان {{روخط|خداوند}} را روز بروز بآلات تسبیح {{روخط|خداوند}} حمد میگفتند * {{verse|۳۰|۲۲|color=black}} وحِزْقیا بجمیع لاویانی که در خدمت {{روخط|خداوند}} نیکو ماهر بودند سخنان دلا´ویز گفت پس هفت روز مرسوم عید را خوردند و ذبایح سلامتی گذرانیده یهُوَه خدای پدران خود را تسبیح خواندند * {{verse|۳۰|۲۳|color=black}} و تمامی جماعت مشورت کردند که عید را هفت روز دیگر نگاه دارند پس هفت روز دیگر را با شادمانی نگاه داشتند * {{verse|۳۰|۲۴|color=black}} زیرا حِزْقیا پادشاه یهودا هزار گاو و هفت هزار گوسفند بجماعت بخشید و سروران هزار گاو و ده هزار گوسفند بجماعت بخشیدند و بسیاری از کاهنان خویشتن را تقدیس نمودند * {{verse|۳۰|۲۵|color=black}} و تمامی جماعت یهودا و کاهنان و لاویان و تمامی گروهی که از اسرائیل آمدند و غریبانی که از زمین اسرائیل آمدند و غریبانیکه در یهودا ساکن بودند شادی کردند * {{verse|۳۰|۲۶|color=black}} و شادی عظیمی در اورشلیم رخ نمود زیرا که از ایام سلیمان بن داود پادشاه اسرائیل مثل این در اورشلیم واقع نشده بود * {{verse|۳۰|۲۷|color=black}} پس لاویان کهنه برخاسته قوم را برکت دادند و آواز ایشان مستجاب گردید و دعای ایشان بمسکن قدس او بآسمان رسید * {{وسط|{{روخط|باب سی و یکم}}}} {{فصل|۳۱}} {{verse|۳۱|۱|color=black}} و چون این همهٔ تمام شد جمیع اسرائیلیانی که در شهرهای یهودا حاضر بودند بیرون رفته تمثالها را شکستند و اَشَیریم را قطع نمودند و مکانهای بلند و مذبحها را از تمامی یهودا و بنیامین و افرایم و مَنَسَّی بالکل منهدم ساختند پس تمامی بنی اسرائیل هر کس بملک خویش بشهرهای خود برگشتند * {{verse|۳۱|۲|color=black}} و حِزْقیا فرقههای کاهنان و لاویان را برحسب اقسام ایشان قرار داد که هر کس از کاهنان و لاویان موافق خدمت خود برای قربانیهای سوختنی و ذبایح سلامتی و خدمت و تشکر و تسبیح بدروازههای اردوی {{روخط|خداوند}} حاضر شوند * {{verse|۳۱|۳|color=black}} و حصّهٔ پادشاه را از اموال خاصش برای قربانیهای سوختنی معین کرد یعنی برای قربانیهای سوختنی صبح و شام و قربانیهای سوختنی سَبَّتها و هِلالها و موسمها برحسب آنچه در تورات {{روخط|خداوند}} مکتوب بود * {{verse|۳۱|۴|color=black}} و بقومی که در اورشلیم ساکن بودند امر فرمود که حصّهٔ کاهنان و لاویان را بدهند تا بشریعت {{روخط|خداوند}} مواظب باشند * {{verse|۳۱|۵|color=black}} و چون این امر شایع شد بنی اسرائیل نوبر گندم و شیره و روغن<noinclude></noinclude> 4jr2rl6lyiybcjo24wttehb3y6qtc7b برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۲۶ 104 88210 288483 2026-06-20T17:00:53Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و عسل و تمامی محصول زمین را بفراوانی دادند و عُشر همهٔ چیز را بکثرت آوردند * {{verse|۳۱|۶|color=black}} و بنی اسرائیل و یهودا که در شهرهای یهودا ساکن بودند نیز عشر گاوان و گوسفندان و عشر موقوفاتی که برای یهُوَه خدای ایشان وقف شده بود آورده آنها را توده تود...» ایجاد کرد 288483 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و عسل و تمامی محصول زمین را بفراوانی دادند و عُشر همهٔ چیز را بکثرت آوردند * {{verse|۳۱|۶|color=black}} و بنی اسرائیل و یهودا که در شهرهای یهودا ساکن بودند نیز عشر گاوان و گوسفندان و عشر موقوفاتی که برای یهُوَه خدای ایشان وقف شده بود آورده آنها را توده توده نمودند * {{verse|۳۱|۷|color=black}} و در ماه سوم بساختن تودهها شروع نمودند و در ماه هفتم آنها را تمام کردند * {{verse|۳۱|۸|color=black}} و چون حِزْقیا و سروران آمدند و تودهها را دیدند {{روخط|خداوند}} را متبارک خواندند و قوم او اسرائیل را مبارک خواندند * {{verse|۳۱|۹|color=black}} و حِزْقیا دربارهٔ تودهها از کاهنان و لاویان سؤآل نمود * {{verse|۳۱|۱۰|color=black}} و عَزَرْیا رئیس کهنه که از خاندان صادوق بود او را جواب داد و گفت از وقتی که قوم بآوردن هدایا برای خانهٔ {{روخط|خداوند}} شروع کردند خوردیم و سیر شدیم و بسیاری باقی گذاشتیم زیرا {{روخط|خداوند}} قوم خود رابرکت داده است و آنچه باقی مانده است این مقدار عظیم است * {{verse|۳۱|۱۱|color=black}} پس حِزْقیا امر فرمود که انبارها در خانهٔ {{روخط|خداوند}} مهیا سازند و مهیا ساختند * {{verse|۳۱|۱۲|color=black}} و هدایا و عُشرها و موقوفات را در آنها در مکان امانت گذاشتند و کونَنْیای لاوی بر آنها رئیس بود و برادرش شِمْعِی ثانی اثنین * {{verse|۳۱|۱۳|color=black}} و یحِیئیل و عَزَرْیا و نَحَت و عَسائیل و یرِیمْوت و یوزاباد و ایللئیل و یسْمَخْیا و مَحَتْ و بَنایا برحسب تعیین حِزْقیا پادشاه و عَزَرْیا رئیس خانهٔ خدا زیر دست کُونَنْیا و برادرش شِمْعِی وکلاء شدند * {{verse|۳۱|۱۴|color=black}} و قُوری ابن یمْنَه لاوی که دربان دروازه شرقی بود ناظر نوافل خدا شد تا هدایای {{روخط|خداوند}} و موقوفات مقدس را تقسیم نماید * {{verse|۳۱|۱۵|color=black}} و زیردست او عِیدَن و مِنیامین و یشُوع و شَمَعْیا و اَمَرْیا و شَکَنْیا در شهرهای کاهنان بوظیفههای امانتی مقرر شدند تا ببرادران خود خواه بزرگ و خواه کوچک برحسب فرقههای ایشان برسانند * {{verse|۳۱|۱۶|color=black}} علاوه بر حصهٔ یومیه ذکوری که در نسبنامهها شمرده شده بودند از سه ساله و بالاتر یعنی همهٔ آنانی که بخانهٔ {{روخط|خداوند}} داخل میشدند برای خدمتهای ایشان در وظیفههای ایشان برحسب فرقههای ایشان * {{verse|۳۱|۱۷|color=black}} و حصّه آنانی که در نسب نامهها شمرده شده بود از کاهنان برحسب خاندان آبای ایشان و از لاویان از بیست ساله و بالاتر در وظیفههای ایشان برحسب فرقههای ایشان * {{verse|۳۱|۱۸|color=black}} و حصّه جمیع اطفال و زنان و پسران و دختران ایشان که در تمامی جماعت در نسبنامهها شمرده شده بودند پس در وظیفههای امانتی خود خویشتن را تقدیس نمودند * {{verse|۳۱|۱۹|color=black}} و نیز برای پسران هارون کهنه که در زمینهای حوالی شهرهای<noinclude></noinclude> b5iiimoj6q038j9t2vvg0wiqdzjbzpt برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۲۷ 104 88211 288484 2026-06-20T17:01:14Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «خود ساکن بودندکسان شهر بشهر بنامهای خود معین شدند تا بهمهٔ ذکوران کهنه و بهمهٔ لاویانی که در نسبنامهها شمرده شده بودند حصهها بدهند * {{verse|۳۱|۲۰|color=black}} پس حِزْقیا در تمامی یهودا باینطور عمل نمود و آنچه در نظر یهُوَه خدایش نیکو و پسند و امین بود...» ایجاد کرد 288484 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خود ساکن بودندکسان شهر بشهر بنامهای خود معین شدند تا بهمهٔ ذکوران کهنه و بهمهٔ لاویانی که در نسبنامهها شمرده شده بودند حصهها بدهند * {{verse|۳۱|۲۰|color=black}} پس حِزْقیا در تمامی یهودا باینطور عمل نمود و آنچه در نظر یهُوَه خدایش نیکو و پسند و امین بود بجا آورد * {{verse|۳۱|۲۱|color=black}} و در هر کاری که در خدمت خانهٔ خدا و در شرایع و اوامر برای طلبیدن خدای خود اقدام نمود آن را بتمامی دل خود بعمل آورد و کامیاب گردید * {{وسط|{{روخط|باب سی و دوم}}}} {{فصل|۳۲}} {{verse|۳۲|۱|color=black}} و بعد از این امور و این امانت سَنْخاریب پادشاه آشور آمده بیهودا داخل شد و بضد شهرهای حصاردار اردو زده خواست که آنها را برای خود مفتوح نماید * {{verse|۳۲|۲|color=black}} و چون حِزْقیا دید که سنخاریب آمده است و قصد مقاتله با اورشلیم دارد * {{verse|۳۲|۳|color=black}} آنگاه با سرداران و شجاعان خود مشورت کرد که آب چشمههای بیرون شهر را مسدود نماید پس اورا اعانت کردند * {{verse|۳۲|۴|color=black}} و خلق بسیاری جمع شده همهٔ چشمهها و نهری را که از میان زمین جاری بود مسدود کردند و گفتند چرا باید پادشاهان آشور بیایند و آب فراوان بیابند * {{verse|۳۲|۵|color=black}} پس خویشتن را تقویت داده تمامی حصار را که شکسته بود تعمیر نمود و آن را تا برجها بلند نمود و حصار دیگری بیرون آن بنا کرد و مِلُّو را در شهر داود مستحکم نمود و اسلحهها و سپرهای بسیاری ساخت * {{verse|۳۲|۶|color=black}} و سرداران جنگی بر قوم گماشت و ایشان را در جای وسیع نزد دروازه شهر جمع کرده سخنان دلا´ویز بایشان گفت * {{verse|۳۲|۷|color=black}} که دلیر و قوی باشید و از پادشاه آشور و تمامی جمعیتی که با وی هستند ترسان و هراسان مشوید زیراآنکه با ماست از آنکه با وی است قویتر میباشد * {{verse|۳۲|۸|color=black}} با او بازوی بشری است و با ما یهُوَه خدای ما است تا ما را نصرت دهد و در جنگهای ما جنگ کند پس قوم بر سخنان حِزْقیا پادشاه یهودا اعتماد نمودند * {{verse|۳۲|۹|color=black}} و بعد از آن سنخاریب پادشاه آشور بندگان خود را باورشلیم فرستاد و خودش با تمامی حشمتش در برابر لاکیش بودند که بحِزْقیا پادشاه یهودا و تمامی یهودا که در اورشلیم بودند بگویند * {{verse|۳۲|۱۰|color=black}} سنخاریب پادشاه آشور چنین میفرماید بر چه چیز اعتماد دارید که در محاصره در اورشلیم میمانید * {{verse|۳۲|۱۱|color=black}} آیا حِزْقیا شما را اغوا نمیکند تا شما را با قحط و تشنگی بموت تسلیم نماید که میگوید یهُوَه خدای ما ما را از دست پادشاه آشور رهائی<noinclude></noinclude> iwm0hf3rh1m961pvybgbtg0ds4zrc3b برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۲۸ 104 88212 288485 2026-06-20T17:01:38Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «خواهد داد * {{verse|۳۲|۱۲|color=black}} آیا همین حِزْقیا مکانهای بلند و مذبحهای او را منهدم نساخته و بیهودا و اورشلیم امر نفرموده و نگفته است که پیش یک مذبح سجده نمایید و بر آن بخور بسوزانید * {{verse|۳۲|۱۳|color=black}} آیا نمیدانید که من و پدرانم بهمهٔ طوایف کشوره...» ایجاد کرد 288485 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خواهد داد * {{verse|۳۲|۱۲|color=black}} آیا همین حِزْقیا مکانهای بلند و مذبحهای او را منهدم نساخته و بیهودا و اورشلیم امر نفرموده و نگفته است که پیش یک مذبح سجده نمایید و بر آن بخور بسوزانید * {{verse|۳۲|۱۳|color=black}} آیا نمیدانید که من و پدرانم بهمهٔ طوایف کشورها چه کردهایم مگر خدایان امّتهای آن کشورها هیچ قدرتی داشتند که زمین خود را از دست من برهانند * {{verse|۳۲|۱۴|color=black}} کدام یک از همهٔ خدایان این امّتهائی که پدران من آنها را هلاک ساختهاند قادر بر رهانیدن قوم خود از دست من بود تا خدای شما قادر باشد که شما را از دست من رهائی دهد * {{verse|۳۲|۱۵|color=black}} پس حال حِزْقیا شما را فریب ندهد و شما را باینطور اغوا ننماید و بر او اعتماد منمایید زیرا هیچ خدا از خدایان جمیع امّتها و ممالک قادر نبوده است که قوم خود را از دست من و از دست پدرانم رهائی دهد پس بطریق اولی خدای شما شما را از دست مننخواهد رهانید * {{verse|۳۲|۱۶|color=black}} و بندگانش سخنان زیاده بضد یهُوَه خدا و بضد بندهاش حزقیا گفتند * {{verse|۳۲|۱۷|color=black}} و مکتوبی نیز نوشته یهُوَه خدای اسرائیل را اهانت نمود و بضد وی حرف زده گفت چنانکه خدایان امّتهای کشورها قوم خود را از دست من رهائی ندادند همچنین خدای حِزْقیا قوم خویش را از دست من نخواهد رهانید * {{verse|۳۲|۱۸|color=black}} و بآواز بلند بزبان یهود باهل اورشلیم که بر دیوار بودند ندا در دادند تا ایشان را ترسان و مشوش ساخته شهر را بگیرند * {{verse|۳۲|۱۹|color=black}} و دربارهٔ خدای اورشلیم مثل خدایان امّتهای جهان که مصنوع دست آدمیان میباشند سخن گفتند * {{verse|۳۲|۲۰|color=black}} پس حِزْقیا پادشاه و اشعیاء ابن آموص نبی دربارهٔ اینْ دعا کردند و بسوی آسمان فریاد برآوردند * {{verse|۳۲|۲۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} فرشتهای فرستاده همهٔ شجاعان جنگی و رؤسا و سرداران را که در اردوی پادشاه آشور بودند هلاک ساخت و او با روی شرمنده بزمین خود مراجعت نمود و چون بخانهٔ خدای خویش داخل شد آنانی که از صُلبش بیرون آمده بودند او را در آنجا بشمشیر کشتند * {{verse|۳۲|۲۲|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} حِزْقیا و سَکَنهٔ اورشلیم را از دست سَنْحاریب پادشاه آشور و از دست همهٔ رهائی داده ایشان را از هر طرف نگاهداری نمود * {{verse|۳۲|۲۳|color=black}} و بسیاری هدایا باورشلیم برای {{روخط|خداوند}} و پیشکشها برای حِزْقیا پادشاه یهودا آوردند و او بعد از آن بنظر همهٔ امّتها محترم شد * {{verse|۳۲|۲۴|color=black}} و در آن ایام حِزْقیا بیمار و مشرف بموت شد اما چون نزد {{روخط|خداوند}} دعا نمود او با وی تکلمکرد و وی را علامتی داد * {{verse|۳۲|۲۵|color=black}} لیکن حِزْقیا موافق احسانی که بوی داده شده بود عمل ننمود زیرا دلش<noinclude></noinclude> s5yi2use560bs7snyct9dmg6j3fpo3y برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۲۹ 104 88213 288486 2026-06-20T17:02:12Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «مغرور شد و غضب بر او و یهودا و اورشلیم افروخته گردید * {{verse|۳۲|۲۶|color=black}} اما حِزْقیا با ساکنان اورشلیم از غرور دلش تواضع نمود لهذا غضب {{روخط|خداوند}} در ایام حِزْقیا بر ایشان نازل نشد * {{verse|۳۲|۲۷|color=black}} و حِزْقیا دولت و حشمت بسیار عظیمی داشت و بج...» ایجاد کرد 288486 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>مغرور شد و غضب بر او و یهودا و اورشلیم افروخته گردید * {{verse|۳۲|۲۶|color=black}} اما حِزْقیا با ساکنان اورشلیم از غرور دلش تواضع نمود لهذا غضب {{روخط|خداوند}} در ایام حِزْقیا بر ایشان نازل نشد * {{verse|۳۲|۲۷|color=black}} و حِزْقیا دولت و حشمت بسیار عظیمی داشت و بجهت خود مخزنها برای نقره و طلا و سنگهای گرانبها و عطریات و سپرها و هر گونه اسباب نفیسه ساخت * {{verse|۳۲|۲۸|color=black}} و انبارها برای محصولات از گندم و شیره و روغن و آخُرها برای انواع بهایم و آغلها بجهت گلهها * {{verse|۳۲|۲۹|color=black}} و بجهت خود شهرها ساخت و مواشی گلهها و رمههای بسیار تحصیل نمود زیرا خدا اندوختههای بسیار فراوان باو عطا فرمود * {{verse|۳۲|۳۰|color=black}} و همین حِزْقیا منبع عالی آب جیحون را مسدود ساخته آن را براه راست بطرف غربی شهر داود فرود آورد پس حِزْقیا در تمامی اعمالش کامیاب شد * {{verse|۳۲|۳۱|color=black}} اما در امر ایلچیانِ سرداران بابل که نزد وی فرستاده شده بودند تا دربارهٔ آیتی که در زمین ظاهر شده بود پرسش نمایند خدا او را واگذاشت تا او را امتحان نماید و هر چه در دلش بود بداند * {{verse|۳۲|۳۲|color=black}} و بقیهٔ وقایع حِزْقیا و حسنات او اینک در رؤیای اشعیا ابنآموص نبی و در تواریخ پادشاهان یهودا و اسرائیل مکتوب است * {{verse|۳۲|۳۳|color=black}} پس حِزْقیا با پدران خود خوابید و او را در بلندی مقبرهٔ پسران داود دفن کردند و تمامی یهودا و ساکنان اورشلیم او را در حین وفاتش اکرامنمودند و پسرش مَنَسَّی در جایش سلطنت نمود * {{وسط|{{روخط|باب سی و سوم}}}} {{فصل|۳۳}} {{verse|۳۳|۱|color=black}} مَنَسَّی دوازده ساله بود که پادشاه شد و پنجاه و پنج سال در اورشلیم سلطنت نمود * {{verse|۳۳|۲|color=black}} و آنچه در نظر {{روخط|خداوند}} ناپسند بود موافق رجاسات امّتهائی که {{روخط|خداوند}} آنها را از حضور بنی اسرائیل اخراج کرده بود عمل نمود * {{verse|۳۳|۳|color=black}} زیرا مکانهای بلند را که پدرش حِزْقیا خراب کرده بود بار دیگر بنا نمود و مذبحها برای بَعْلیم برپا کرد و اَشَیرهها بساخت و بتمامی لشکر آسمان سجده نموده آنها را عبادت کرد * {{verse|۳۳|۴|color=black}} و مذبحها در خانهٔ {{روخط|خداوند}} بنا نمود که دربارهاش {{روخط|خداوند}} گفته بود اسم من در اورشلیم تا بابد خواهد بود * {{verse|۳۳|۵|color=black}} و مذبحها برای تمامی لشکر آسمان در هر دو صحن خانهٔ {{روخط|خداوند}} بنا نمود * {{verse|۳۳|۶|color=black}} و پسران خود را در وادی ابن هِنُّوم از آتش گذرانید و فالگیری و افسونگری و جادوگری میکرد و با اصحاب اجنه و جادوگران مراوده مینمود و در نظر {{روخط|خداوند}}<noinclude></noinclude> rbbjpbwsxkfa505vt1wyak761dhh3f2 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۳۰ 104 88214 288487 2026-06-20T17:02:34Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «شرارت بسیار ورزیده خشم او را بهیجان آورد * {{verse|۳۳|۷|color=black}} و تمثال ریخته شده بت را که ساخته بود در خانهٔ {{روخط|خداوند}} برپا داشت که دربارهاش خدا بداود و بپسرش سلیمان گفته بود در این خانه و در اورشلیم که آن را از تمامی اسباط بنی اسرائیل برگزیدها...» ایجاد کرد 288487 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>شرارت بسیار ورزیده خشم او را بهیجان آورد * {{verse|۳۳|۷|color=black}} و تمثال ریخته شده بت را که ساخته بود در خانهٔ {{روخط|خداوند}} برپا داشت که دربارهاش خدا بداود و بپسرش سلیمان گفته بود در این خانه و در اورشلیم که آن را از تمامی اسباط بنی اسرائیل برگزیدهام اسم خود را تا بابد قرار خواهم داد * {{verse|۳۳|۸|color=black}} و پایهای اسرائیل را از زمینی که مقرّ پدران شما ساختهام بار دیگر آواره نخواهم گردانید بشرطی که توجه نمایند تا برحسب هر آنچه بایشان امر فرمودهام وبرحسب تمامی شریعت و فرایض و احکامی که بدست موسی دادهام عمل نمایند * {{verse|۳۳|۹|color=black}} اما مَنَسَّی یهودا و ساکنان اورشلیم را اغوا نمود تا از امّتهائی که {{روخط|خداوند}} پیش بنی اسرائیل هلاک کرده بود بدتر رفتار نمودند * {{verse|۳۳|۱۰|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بمَنَسَّی و بقوم او تکلم نمود اما ایشان گوش نگرفتند * {{verse|۳۳|۱۱|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} سرداران لشکر آشور را بر ایشان آورد و مَنَسَّی را با غُلّها گرفته او را بزنجیرها بستند و ببابل بردند * {{verse|۳۳|۱۲|color=black}} و چون در تنگی بود یهُوَه خدای خود را طلب نمود و بحضور خدای پدران خویش بسیار تواضع نمود * {{verse|۳۳|۱۳|color=black}} و چون از او مسألت نمود وی را اجابت نموده تضرع او را شنید و بمملکتش باورشلیم باز آورد آنگاه مَنَسَّی دانست که یهُوَه خدا است * {{verse|۳۳|۱۴|color=black}} و بعد از این حصار بیرونی شهر داود را بطرف غربی جیحون در وادی تا دهنه دروازهٔ ماهی بنا نمود و دیواری گرداگرد عوفل کشیده آن را بسیار بلند ساخت و سرداران جنگی بر همهٔ شهرهای حصاردار یهودا قرار داد * {{verse|۳۳|۱۵|color=black}} و خدایان بیگانه و بت را از خانهٔ {{روخط|خداوند}} و تمامی مذبحها را که در کوه خانهٔ {{روخط|خداوند}} و در اورشلیم ساخته بود برداشته آنها را از شهر بیرون ریخت * {{verse|۳۳|۱۶|color=black}} و مذبح {{روخط|خداوند}} را تعمیر نموده ذبایح سلامتی و تشکر بر آن گذرانیدند و یهودا را امر فرمود که یهُوَه خدای اسرائیل را عبادت نمایند * {{verse|۳۳|۱۷|color=black}} اما قوم هنوز در مکانهای بلند قربانی میگذرانیدند لیکن فقط برای یهُوَه خدای خود * {{verse|۳۳|۱۸|color=black}} و بقیهٔ وقایع مَنَسَّی و دعائی که نزد خدای خود کرد و سخنان رائیانی که باسم یهُوَه خدایاسرائیل باو گفتند اینک در تواریخ پادشاهان اسرائیل مکتوب است * {{verse|۳۳|۱۹|color=black}} و دعای او و مستجابشدنش و تمامی گناه و خیانتش و جایهائی که مکانهای بلند در آنها ساخت و اَشَیرهها و بتهائی که قبل از متواضعشدنش برپا نمود اینک در اخبار حُوزای مکتوب است * {{verse|۳۳|۲۰|color=black}} پس مَنَسَّی با پدران خود خوابید و او را در خانهٔ خودش دفن کردند و پسرش آمون در جایش پادشاه شد * {{verse|۳۳|۲۱|color=black}} آمون بیست و دو ساله بود که پادشاه<noinclude></noinclude> qf29qsx99ibfkqaab331fzx5hq54u30 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۳۱ 104 88215 288488 2026-06-20T17:02:58Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «شد و دو سال در اورشلیم پادشاهی کرد * {{verse|۳۳|۲۲|color=black}} و آنچه در نظر {{روخط|خداوند}} ناپسند بود موافق آنچه پدرش مَنَسَّی کرده بود بعمل آورد و آمون برای جمیع بتهائی که پدرش مَنَسَّی ساخته بود قربانی گذرانیده آنها را پرستش کرد * {{verse|۳۳|۲۳|color=black}} و ب...» ایجاد کرد 288488 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>شد و دو سال در اورشلیم پادشاهی کرد * {{verse|۳۳|۲۲|color=black}} و آنچه در نظر {{روخط|خداوند}} ناپسند بود موافق آنچه پدرش مَنَسَّی کرده بود بعمل آورد و آمون برای جمیع بتهائی که پدرش مَنَسَّی ساخته بود قربانی گذرانیده آنها را پرستش کرد * {{verse|۳۳|۲۳|color=black}} و بحضور {{روخط|خداوند}} تواضع ننمود چنانکه پدرش مَنَسَّی تواضع نموده بود بلکه این آمون زیاده و زیاده عصیان ورزید * {{verse|۳۳|۲۴|color=black}} پس خادمانش بر او شوریده او را در خانهٔ خودش کشتند * {{verse|۳۳|۲۵|color=black}} و اهل زمین همهٔ کسانی را که بر آمون پادشاه شوریده بودند بقتل رسانیدند و اهل زمین پسرش یوشیا را در جایش بپادشاهی نصب کردند * {{وسط|{{روخط|باب سی و چهارم}}}} {{فصل|۳۴}} {{verse|۳۴|۱|color=black}} یوشیا هشت ساله بود که پادشاه شد و در اورشلیم سی و یکسال سلطنت نمود * {{verse|۳۴|۲|color=black}} و آنچه در نظر {{روخط|خداوند}} پسند بود بعمل آورد و بطریقهای پدر خود داود سلوک نمودهبه طرف راست یا چپ انحراف نورزید * {{verse|۳۴|۳|color=black}} و در سال هشتم سلطنت خود حینی که هنوز جوان بود بطلبیدن خدای پدر خود داود شروع کرد و در سال دوازدهم بطاهر ساختن یهودا و اورشلیم از مکانهای بلند و اَشَیرهها و تمثالها و بتها آغاز نمود * {{verse|۳۴|۴|color=black}} و مذبحهای بَعْلیم را بحضور وی منهدم ساختند و تماثیل شمس را که بر آنها بود قطع نمود و اَشَیرهها و تمثالها و بتهای ریختهشده را شکست و آنها را خرد کرده بر روی قبرهای آنانی که برای آنها قربانی میگذرانیدند پاشید * {{verse|۳۴|۵|color=black}} و استخوانهای کاهنان را بر مذبحهای خودشان سوزانید پس یهودا و اورشلیم را طاهر نمود * {{verse|۳۴|۶|color=black}} و در شهرهای مَنَسَّی و افرایم و شمعون حتی نفتالی نیز در خرابههائی که بهر طرف آنها بود همچنین کرد * {{verse|۳۴|۷|color=black}} و مذبحها را منهدم ساخت و اَشَیرهها و تمثالها را کوبیده نرم کرد و همهٔ تمثالهای شمس را در تمامی زمین اسرائیل قطع نموده باورشلیم مراجعت کرد * {{verse|۳۴|۸|color=black}} و در سال هجدهم سلطنت خود بعد از آنکه زمین و خانه را طاهر ساخته بود شافان بن اَصَلْیا و مَعَسیا رئیس شهر و یوْآخ بن یوآحازِ وقایع نگار را برای تعمیر خانهٔ یهُوَه خدای خود فرستاد * {{verse|۳۴|۹|color=black}} و نزد حِلْقِیای رئیس کهنه آمدند و نقرهای را که بخانهٔ خدا درآورده شده و لاویان مستحفظانِ آستانه آن را از دست مَنَسَّی و افرایم و تمامی بقیهٔ اسرائیل و تمامی یهودا و بنیامین و ساکنان اورشلیم جمع کرده بودند باو تسلیم نمودند *<noinclude></noinclude> ccy2qvv26hm1qsngumged1k2efdr28n برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۳۲ 104 88216 288489 2026-06-20T17:03:20Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{verse|۳۴|۱۰|color=black}} و آن را بدست سرکارانی که بر خانهٔ {{روخط|خداوند}} گماشته شده بودند سپردند تا آن را بعملههائی که در خانهٔ {{روخط|خداوند}} کار میکردند بجهتاصلاح و تعمیر خانه بدهند * {{verse|۳۴|۱۱|color=black}} پس آن را بنجاران و بنایان دادند تا سنگهای تراشید...» ایجاد کرد 288489 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۳۴|۱۰|color=black}} و آن را بدست سرکارانی که بر خانهٔ {{روخط|خداوند}} گماشته شده بودند سپردند تا آن را بعملههائی که در خانهٔ {{روخط|خداوند}} کار میکردند بجهتاصلاح و تعمیر خانه بدهند * {{verse|۳۴|۱۱|color=black}} پس آن را بنجاران و بنایان دادند تا سنگهای تراشیده و چوب بجهت اردیها و تیرها برای خانههائی که پادشاهان یهودا آنها را خراب کرده بودند بخرند * {{verse|۳۴|۱۲|color=black}} و آن مردان کار را بامانت بجا میآوردند و سرکاران ایشان که نظارت میکردند یحَت و عُوبَدْیای لاویان از بنیمراری و زکریا و مَشُلام از بنیقهاتیان بودند و نیز از لاویان هر که بآلات موسیقی ماهر بود * {{verse|۳۴|۱۳|color=black}} و ایشان ناظران حمالان و وکلاء بر همهٔ آنانی که در هر گونهای خدمت اشتغال داشتند بودند و از لاویان کاتبان و سرداران و دربانان بودند * {{verse|۳۴|۱۴|color=black}} و چون نقرهای را که بخانهٔ {{روخط|خداوند}} آورده شده بود بیرون میبردند حلقیای کاهن کتاب تورات {{روخط|خداوند}} را که بواسطهٔ موسی نازل شده بود پیدا کرد * {{verse|۳۴|۱۵|color=black}} و حلقیا شافان کاتب را خطاب کرده گفت کتاب تورات را در خانهٔ {{روخط|خداوند}} یافتهام و حلقیا آن کتاب را بشافان داد * {{verse|۳۴|۱۶|color=black}} و شافان آن کتاب را نزد پادشاه برد و نیز بپادشاه خبر رسانیده گفت هر آنچه بدست بندگانت سپرده شده است آن را بجا میآورند * {{verse|۳۴|۱۷|color=black}} و نقرهای را که در خانهٔ {{روخط|خداوند}} یافت شد بیرون آوردند و آن را بدست سرکاران و بدست عملهها دادند * {{verse|۳۴|۱۸|color=black}} و شافان کاتبْ پادشاه را خبر داده گفت حلقیای کاهن کتابی بمن داده است پس شافان آن را بحضور پادشاه خواند * {{verse|۳۴|۱۹|color=black}} و چون پادشاه سخنان تورات را شنید لباس خود را درید * {{verse|۳۴|۲۰|color=black}} و پادشاه حلقیای کاهن و اخیقام بن شافان و عَبْدون بن میکا و شافان کاتب و عسایا خادم پادشاه را امر فرموده گفت * {{verse|۳۴|۲۱|color=black}} بروید و از {{روخط|خداوند}} برای من و برای بقیهٔ اسرائیل و یهودا دربارهٔ سخنانی که در این کتاب یافت میشود مسألت نمایید زیرا غضب {{روخط|خداوند}} که بر ما ریخته شده است عظیم میباشد چونکه پدران ما کلام {{روخط|خداوند}} را نگاه نداشتند و بهر آنچه در این کتاب مکتوب است عمل ننمودند * {{verse|۳۴|۲۲|color=black}} پس حِلْقِیا و آنانی که پادشاه ایشان را امر فرمود نزد حُلْدَه نبیه زن شَلُّوم بن تُوقَهَهٔ بن حَسْرَه لباسدار رفتند و او در محله دوم اورشلیم ساکن بود و او را بدین مضمون سخن گفتند * {{verse|۳۴|۲۳|color=black}} و او بایشان گفت یهُوَه خدای اسرائیل چنین میفرماید بکسی که شما را نزد من فرستاده است بگویید * {{verse|۳۴|۲۴|color=black}} {{روخط|خداوند}} چنین میفرماید اینک من بلائی بر این مکان و ساکنانش خواهم رسانید یعنی همهٔ لعنتهائی که در این<noinclude></noinclude> ivreue8pllcdi999z2g2aqjzn2fumcj برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۳۳ 104 88217 288490 2026-06-20T17:03:46Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «کتاب که آن را بحضور پادشاه یهودا خواندند مکتوب است * {{verse|۳۴|۲۵|color=black}} چونکه مرا ترک کرده برای خدایان دیگر بخور سوزانیدند تا بتمامی اعمال دستهای خود خشم مرا بهیجان بیاورند پس غضب من بر این مکان افروخته شده خاموشی نخواهد پذیرفت * {{verse|۳۴|۲۶|color=blac...» ایجاد کرد 288490 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>کتاب که آن را بحضور پادشاه یهودا خواندند مکتوب است * {{verse|۳۴|۲۵|color=black}} چونکه مرا ترک کرده برای خدایان دیگر بخور سوزانیدند تا بتمامی اعمال دستهای خود خشم مرا بهیجان بیاورند پس غضب من بر این مکان افروخته شده خاموشی نخواهد پذیرفت * {{verse|۳۴|۲۶|color=black}} لیکن بپادشاه یهودا که شما را بجهت مسألت نمودن از {{روخط|خداوند}} فرستاده است بگویید یهُوَه خدای اسرائیل چنین میفرماید دربارهٔ سخنانی که شنیدهای * {{verse|۳۴|۲۷|color=black}} چونکه دل تو نرم بود و هنگامی که کلام {{روخط|خداوند}} را دربارهٔ این مکان و ساکنانش شنیدی در حضور وی تواضع نمودی و بحضور من متواضع شده لباس خود را دریدی و بحضور من گریستی بنابراین {{روخط|خداوند}} میگوید من نیز تو را اجابت فرمودم * {{verse|۳۴|۲۸|color=black}} اینک من تو را نزد پدرانت جمع خواهم کرد و در قبر خود بسلامتی گذارده خواهی شد و چشمان تو تمامی بلا را که من بر این مکان و ساکنانشمیرسانم نخواهد دید پس ایشان نزد پادشاه جواب آوردند * {{verse|۳۴|۲۹|color=black}} و پادشاه فرستاد که تمامی مشایخ یهودا و اورشلیم را جمع کردند * {{verse|۳۴|۳۰|color=black}} و پادشاه و تمامی مردان یهودا و ساکنان اورشلیم و کاهنان و لاویان و تمامی قوم چه کوچک و چه بزرگ بخانهٔ {{روخط|خداوند}} برآمدند و او همهٔ سخنان کتاب عهدی را که در خانهٔ {{روخط|خداوند}} یافت شد در گوش ایشان خواند * {{verse|۳۴|۳۱|color=black}} و پادشاه بر منبر خود ایستاد و بحضور {{روخط|خداوند}} عهد بست که {{روخط|خداوند}} را پیروی نموده اوامر و شهادات و فرایض او را بتمامی دل و تمامی جان نگاه دارند و سخنان این عهد را که در این کتاب مکتوب است بجا آورند * {{verse|۳۴|۳۲|color=black}} و همهٔ آنانی را که در اورشلیم و بنیامین حاضر بودند بر این مُتِمَکِن ساخت و ساکنان اورشلیم برحسب عهد خدا یعنی خدای پدران خود عمل نمودند * {{verse|۳۴|۳۳|color=black}} و یوشیا همهٔ رجاسات را از تمامی زمینهائی که از آن بنی اسرائیل بود برداشت و همهٔ کسانی را که در اسرائیل یافت شدند تحریض نمود که یهُوَه خدای خود را عبادت نمایند و ایشان در تمامی ایام او از متابعت یهُوَه خدای پدران خود انحراف نورزیدند * {{وسط|{{روخط|باب سی و پنجم}}}} {{فصل|۳۵}} {{verse|۳۵|۱|color=black}} و یوشیا عید فِصَحی در اورشلیم برای {{روخط|خداوند}} نگاه داشت و فِصَح را در چهاردهم ماه اول در اورشلیم ذبح نمودند * {{verse|۳۵|۲|color=black}} و کاهنان را بر وظایف ایشان قرار داده ایشان را برای خدمت خانهٔ {{روخط|خداوند}} قوی دل ساخت * {{verse|۳۵|۳|color=black}} و بلاویانی که تمامی اسرائیل را<noinclude></noinclude> hrq26fjplp1ivo9s2rlddcbixou54u5 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۳۴ 104 88218 288491 2026-06-20T17:04:17Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «تعلیم میدادند و برای {{روخط|خداوند}} تقدیس شده بودند گفت تابوت مقدس را در خانهای که سلیمان بن داود پادشاهاسرائیل بنا کرده است بگذارید و دیگر بر دوش شما بار نباشد الان بخدمت یهُوَه خدای خود و بقوم او اسرائیل بپردازید * {{verse|۳۵|۴|color=black}} و خویشتن را...» ایجاد کرد 288491 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>تعلیم میدادند و برای {{روخط|خداوند}} تقدیس شده بودند گفت تابوت مقدس را در خانهای که سلیمان بن داود پادشاهاسرائیل بنا کرده است بگذارید و دیگر بر دوش شما بار نباشد الان بخدمت یهُوَه خدای خود و بقوم او اسرائیل بپردازید * {{verse|۳۵|۴|color=black}} و خویشتن را برحسب خاندانهای آبای خود و فرقههای خویش بر وفق نوشتهٔ داود پادشاه اسرائیل و نوشتهٔ پسرش سلیمان مستعد سازید * {{verse|۳۵|۵|color=black}} و برحسب فرقههای خاندانهای آبای برادران خویش یعنی بنیقوم و موافق فرقههای خاندانهای آبای لاویان در قدس بایستید * {{verse|۳۵|۶|color=black}} و فِصَح را ذبح نمایید و خویشتن را تقدیس نموده برای برادران خود تدارک بینید تا برحسب کلامی که {{روخط|خداوند}} بواسطهٔ موسی گفته است عمل نمایند * {{verse|۳۵|۷|color=black}} پس یوشیا ببنیقوم یعنی بهمهٔ آنانی که حاضر بودند از گله برهها و بزغالهها بقدر سی هزار رأس همهٔ آنها را بجهت قربانیهای فِصَح داد و از گاوان سه هزار رأس که همهٔ اینها از اموال خاص پادشاه بود * {{verse|۳۵|۸|color=black}} و سروران او بقوم و بکاهنان و بلاویان هدایای تَبَرُّعی دادند و حلقیا و زکریا و یحیئیل که رؤسای خانهٔ خدا بودند دو هزار و ششصد بره و سیصد گاو بجهت قربانیهای فِصَح دادند * {{verse|۳۵|۹|color=black}} و کوننیا و شَمَعْیا و نَتَنْیئیل برادرانش و حَشبا و یعْیئیل و یوزاباد که رؤسای لاویان بودند پنج هزار بره و پانصد گاو بلاویان بجهت قربانیهای فِصَح دادند * {{verse|۳۵|۱۰|color=black}} پس آن خدمت مهیا شد و کاهنان در جایهای خود و لاویان در فرقههای خویش برحسب فرمان پادشاه ایستادند * {{verse|۳۵|۱۱|color=black}} و فِصَح را ذبح کردند و کاهنان خون را از دست ایشان گرفته پاشیدند و لاویان پوست آنها را کندند * {{verse|۳۵|۱۲|color=black}} وقربانیهای سوختنی را برداشتند تا آنها را برحسب فرقههای خاندانهای آبا بپسران قوم بدهند تا ایشان آنها را برحسب آنچه در کتاب موسی نوشته بود برای {{روخط|خداوند}} بگذرانند و با گاوان نیز چنین عمل نمودند * {{verse|۳۵|۱۳|color=black}} و فِصَح را موافق رسم بآتش پختند و هدایای مقدس را در دیگها و پاتیلها و تابهها پخته آنها را بتمامی پسران قوم بزودی دادند * {{verse|۳۵|۱۴|color=black}} و بعد از آن برای خودشان و برای کاهنان مهیا ساختند زیرا که پسران هارون کهنه در گذرانیدن قربانیهای سوختنی و پیه تا شام مشغول بودند لهذا لاویان برای خودشان و برای پسران هارون کهنه مهیا ساختند * {{verse|۳۵|۱۵|color=black}} و مغنیان از بنیآساف برحسب فرمان داود و آساف و هیمان و یدوتون که رائی پادشاه بود بجای خود ایستادند و دربانان نزد هر دروازه<noinclude></noinclude> 59vkc4s4ui4x1y7c6r51wrob6cnje6l برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۳۵ 104 88219 288492 2026-06-20T17:04:35Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و برای ایشان لازم نبود که از خدمت خود دور شوند زیرا که برادران ایشان لاویان بجهت ایشان مهیا ساختند * {{verse|۳۵|۱۶|color=black}} پس تمامی خدمت {{روخط|خداوند}} در همان روز آماده شد تا فِصَح را نگاه دارند و قربانیهای سوختنی را بر مذبح {{روخط|خداوند}} برحسب فرم...» ایجاد کرد 288492 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و برای ایشان لازم نبود که از خدمت خود دور شوند زیرا که برادران ایشان لاویان بجهت ایشان مهیا ساختند * {{verse|۳۵|۱۶|color=black}} پس تمامی خدمت {{روخط|خداوند}} در همان روز آماده شد تا فِصَح را نگاه دارند و قربانیهای سوختنی را بر مذبح {{روخط|خداوند}} برحسب فرمان یوشیا پادشاه بگذرانند * {{verse|۳۵|۱۷|color=black}} پس بنی اسرائیل که حاضر بودند در همان وقت فِصَح و عید فطیر را هفت روز نگاه داشتند * {{verse|۳۵|۱۸|color=black}} و هیچ عید فِصَح مثل این از ایام سموئیل نبی در اسرائیل نگاه داشته نشده بود و هیچ کدام از پادشاهان اسرائیل مثل این عید فِصَحی که یوشیا و کاهنان و لاویان و تمامی حاضران یهودا و اسرائیل و سکنه اورشلیـم نگاه داشتنـد نگاه نداشتـه بـود * {{verse|۳۵|۱۹|color=black}} و این فِصَح در سال هجدهم سلطنت یوشیا واقع شد * {{verse|۳۵|۲۰|color=black}} بعد از همهٔ این امور چون یوشیا هیکل را آماده کرده بود نَکُو پادشاه مصر برآمد تا با کَرْکَمیش نزد نهر فرات جنگ کند و یوشیا بمقابلهٔ او بیرون رفت * {{verse|۳۵|۲۱|color=black}} و نَکُو قاصدان نزد او فرستاده گفت ای پادشاه یهودا مـرا با تو چـه کار است من امروز بضد تو نیامـدهام بلکه بضد خاندانـی که با آن محاربه مینمایـم و خـدا مرا امر فرموده است که بشتابم پس از آن خدائی که با من است دست بردار مبادا تو را هلاک سازد * {{verse|۳۵|۲۲|color=black}} لیکن یوشیا روی خود را از او برنگردانید بلکه خویشتن را مُتِنَکِّر ساخت تا با وی جنگ کند و بکلام نکو که از جانب خدا بود گوش نگرفته بقصد مقاتله بمیدان مَجِدُّو درآمد * {{verse|۳۵|۲۳|color=black}} و تیراندازان بر یوشیا پادشاه تیر انداختند و پادشاه بخادمان خود گفت مرا بیرون برید زیرا که سخت مجروح شدهام * {{verse|۳۵|۲۴|color=black}} پس خادمانش او را از ارابهاش گرفتند و بر ارابهٔ دومین که داشت سوار کرده باورشلیم آوردند پس وفات یافته در مقبرهٔ پدران خود دفن شد و تمامی یهودا و اورشلیم برای یوشیا ماتم گرفتند * {{verse|۳۵|۲۵|color=black}} و ارمیا بجهت یوشیا مرثیه خواند و تمامی مغنیان و مغنیات یوشیا را در مراثی خویش تا امروز ذکر میکنند و آن را فریضهای در اسرائیل قرار دادند چنانکه در سِفر مراثی مکتوب است * {{verse|۳۵|۲۶|color=black}} و بقیهٔ وقایع یوشیا و اعمال حسنهای که مطابق نوشتهٔ تورات {{روخط|خداوند}} بعمل آورد * {{verse|۳۵|۲۷|color=black}} و امور اول و آخر او اینک در تواریخ پادشاهان اسرائیل و یهودا مکتوب است * {{وسط|{{روخط|باب سی و ششم}}}} {{فصل|۳۶}} {{verse|۳۶|۱|color=black}} و قوم زمین یهُوآحاز بن یوشیا را گرفته او را در جای پدرش در اورشلیم بپادشاهی<noinclude></noinclude> eziczcz5j33nbhqn9eu25rdb6bgergg برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۳۶ 104 88220 288493 2026-06-20T17:04:58Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «نصب نمودند * {{verse|۳۶|۲|color=black}} یهوآحاز بیست و سه ساله بود که پادشاه شد و در اورشلیم سه ماه سلطنت نمود * {{verse|۳۶|۳|color=black}} و پادشاه مصر او را در اورشلیم معزول نمود و زمین را بصد وزنهٔ نقره و یک وزنهٔ طلا جریمه کرد * {{verse|۳۶|۴|color=black}} و پادشاه مصر برادرش...» ایجاد کرد 288493 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نصب نمودند * {{verse|۳۶|۲|color=black}} یهوآحاز بیست و سه ساله بود که پادشاه شد و در اورشلیم سه ماه سلطنت نمود * {{verse|۳۶|۳|color=black}} و پادشاه مصر او را در اورشلیم معزول نمود و زمین را بصد وزنهٔ نقره و یک وزنهٔ طلا جریمه کرد * {{verse|۳۶|۴|color=black}} و پادشاه مصر برادرش الیاقیم را بر یهودا و اورشلیم پادشاه ساخت و اسم او را بیهُویاقیم تبدیل نمود و نَکُو برادرش یهُوآحاز را گرفته بمصر برد * {{verse|۳۶|۵|color=black}} یهُویاقیم بیست و پنج ساله بود که پادشاه شد و یازده سال در اورشلیم سلطنت نمود و در نظر یهُوَه خدای خود شرارت ورزید * {{verse|۳۶|۶|color=black}} و نَبُوکَدْنَصَّر پادشاه بابل بضد او برآمد و او را بزنجیرها بست تا او را ببابل بِبَرد * {{verse|۳۶|۷|color=black}} و نَبُوکَدْنَصَّر بعضی از ظروف خانهٔ {{روخط|خداوند}} را ببابل آورده آنها را در قصر خود در بابل گذاشت * {{verse|۳۶|۸|color=black}} و بقیهٔ وقایع یهُویاقیم و رجاساتی که بعمل آورد و آنچه در او یافت شد اینک در تواریخ پادشاهان اسرائیل و یهودا مکتوب است و پسرش یهُویاکین در جایش پادشاهی کرد * {{verse|۳۶|۹|color=black}} یهُویاکین هشت ساله بود که پادشاه شد و سه ماه و ده روز در اورشلیم سلطنت نمود و آنچه در نظر {{روخط|خداوند}} ناپسند بود بعمل آورد * {{verse|۳۶|۱۰|color=black}} و دروقت تحویل سال نَبُوکَدْنَصَّر پادشاه فرستاد و او را با ظروف گرانبهای خانهٔ {{روخط|خداوند}} ببابل آورد و برادرش صدقیا را بر یهودا و اورشلیم پادشاه ساخت * {{verse|۳۶|۱۱|color=black}} صدقیا بیست و یکساله بود که پادشاه شد و یازده سال در اورشلیم سلطنت نمود * {{verse|۳۶|۱۲|color=black}} و در نظر یهُوَه خدای خود شرارت ورزیده در حضور ارمیای نبی که از زبان {{روخط|خداوند}} باو سخن گفت تواضع ننمود * {{verse|۳۶|۱۳|color=black}} و نیز بر نَبُوکَدْنَصَّر پادشاه که او را بخدا قسم داده بود عاصی شد و گردن خود را قوی و دل خویش را سخت ساخته بسوی یهُوَه خدای اسرائیل بازگشت ننمود * {{verse|۳۶|۱۴|color=black}} و تمامی رؤسای کهنه و قوم خیانتِ بسیاری موافق همهٔ رجاسات امّتها ورزیدند و خانهٔ {{روخط|خداوند}} را که آن را در اورشلیم تقدیس نموده بود نجس ساختند * {{verse|۳۶|۱۵|color=black}} و یهُوَه خدای پدر ایشان بدست رسولان خویش نزد ایشان فرستاد بلکه صبح زود برخاسته ایشان را ارسال نمود زیرا که بر قوم خود و بر مسکن خویش شفقت نمود * {{verse|۳۶|۱۶|color=black}} اما ایشان رسولان خدا را اهانت نمودند و کلام او را خوار شمرده انبیایش را استهزا نمودند چنانکه غضب {{روخط|خداوند}} بر قوم او افروخته شد بحدی که علاجی نبود * {{verse|۳۶|۱۷|color=black}} پس پادشاه کلدانیان را که جوانان ایشان را در خانهٔ مقدسِ ایشان بشمشیر کشت و بر جوانان و دوشیزگان و پیران و ریشسفیدان ترحم ننمود بر ایشان<noinclude></noinclude> 0362vt8tp8y6it4gcfl0w8pq0ehbezu برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۳۷ 104 88221 288494 2026-06-20T17:05:50Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «آورد و همهٔ را بدست او تسلیم کرد * {{verse|۳۶|۱۸|color=black}} و او سایر ظروف خانهٔ خدا را از بزرگ و کوچک و خزانههای خانهٔ {{روخط|خداوند}} و گنجهای پادشاه و سرورانش را تماماً ببابل برد * {{verse|۳۶|۱۹|color=black}} و خانهٔ خدا را سوزانیدند و حصار اورشلیم را منهدم ساختن...» ایجاد کرد 288494 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>آورد و همهٔ را بدست او تسلیم کرد * {{verse|۳۶|۱۸|color=black}} و او سایر ظروف خانهٔ خدا را از بزرگ و کوچک و خزانههای خانهٔ {{روخط|خداوند}} و گنجهای پادشاه و سرورانش را تماماً ببابل برد * {{verse|۳۶|۱۹|color=black}} و خانهٔ خدا را سوزانیدند و حصار اورشلیم را منهدم ساختند و همهٔ قصرهایش را بآتش سوزانیدند و جمیع آلات نفیسهٔ آنها را ضایع کردند * {{verse|۳۶|۲۰|color=black}} و بقیۀالسیف را ببابل باسیری برد که ایشان تا زمان سلطنت پادشاهان فارس او را و پسرانش را بنده بودند * {{verse|۳۶|۲۱|color=black}} تا کلام {{روخط|خداوند}} بزبان اِرْمیا کامل شود و زمین از سَبَّتهای خود تمتّع بَرَد زیرا در تمامی ایامی که ویران ماند آرامی یافت تا هفتاد سال سپری شد * {{verse|۳۶|۲۲|color=black}} و در سال اولِ کورش پادشاه فارس تا کلام {{روخط|خداوند}} بزبان ارمیا کامل شود {{روخط|خداوند}} روح کورش پادشاه فارس را برانگیخت تا در تمامی ممالک خود فرمانی نافذ کرد و آن را نیز مرقوم داشت و گفت * {{verse|۳۶|۲۳|color=black}} کورش پادشاه فارس چنین میفرماید یهُوَه خدای آسمانها تمامی ممالک زمین را بمن داده است و او مرا امر فرمود که خانهای برای وی در اورشلیم که در یهودا است بنا نمایم پس کیست از شما از تمامی قوم او یهُوَه خدایش همراهش باشد و برود * {{dhr|4em}} {{double rule|8em}} {{ته}}<noinclude></noinclude> j1227nxw24ven1bz6oxczm70b4bjbex کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب دوم تواریخ ایام 0 88222 288495 2026-06-20T17:07:17Z Hanooz 17889 صفحه‌ای تازه حاوی «{{header | title = [[../]] | author = | translator = | section = کتاب دوم تواریخ ایام | previous = [[../کتاب اول تواریخ ایام/]] | next = [[../کتاب عزرا/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=679 to=737></pages>» ایجاد کرد 288495 wikitext text/x-wiki {{header | title = [[../]] | author = | translator = | section = کتاب دوم تواریخ ایام | previous = [[../کتاب اول تواریخ ایام/]] | next = [[../کتاب عزرا/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=679 to=737></pages> fxgzhem5thp8jupeg8yg4ip90vur5wr کتاب دوم تواریخ ایام 0 88223 288496 2026-06-20T17:07:41Z Hanooz 17889 تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب دوم تواریخ ایام]] 288496 wikitext text/x-wiki #تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب دوم تواریخ ایام]] cqkspzurowhd0zve9qtjxi9gr55xly6 الگو:Transparent 10 88224 288498 2026-06-20T17:32:47Z Hanooz 17889 صفحه‌ای تازه حاوی «<span style="color: transparent;">{{{1|{{{text}}}}}}</span><noinclude> {{documentation}}</noinclude>» ایجاد کرد 288498 wikitext text/x-wiki <span style="color: transparent;">{{{1|{{{text}}}}}}</span><noinclude> {{documentation}}</noinclude> ke52g2jo0aqiaxornjlyrpybdmi85fw برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۳۸ 104 88225 288501 2026-06-20T18:52:08Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} و در سال اوّل کورش پادشاه فارس تا کلام {{روخط|خداوند}} بزبان ارمیا کامل شود {{روخط|خداوند}} روح کورش پادشاه فارس را برانگیخت تا در تمامی ممالک خود فرمانی نافذ کرد و آن را نیز مرقوم داشت و گفت * {{verse|۱|۲|color=...» ایجاد کرد 288501 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} و در سال اوّل کورش پادشاه فارس تا کلام {{روخط|خداوند}} بزبان ارمیا کامل شود {{روخط|خداوند}} روح کورش پادشاه فارس را برانگیخت تا در تمامی ممالک خود فرمانی نافذ کرد و آن را نیز مرقوم داشت و گفت * {{verse|۱|۲|color=black}} کورش پادشاه فارس چنین میفرماید یهوه خدای آسمانها جمیع ممالک زمین را بمن داده و مرا امر فرموده است که خانهای برای وی در اورشلیم که در یهودا است بنا نمایم * {{verse|۱|۳|color=black}} پس کیست از شما از تمامی قوم او که خدایش با وی باشد او باورشلیم که در یهودا است برود و خانه یهوه را که خدای اسرائیل و خدای حقیقی است در اورشلیم بنا نماید * {{verse|۱|۴|color=black}} و هر که باقی مانده باشد در هر مکانی از مکانهائی که در آنها غریب میباشد اهل آن مکان او را بنقره و طلا و اموال و چهارپایان علاوه بر هدایای تبرّعی بجهت خانه خدا که در اورشلیم است اعانت نمایند * {{verse|۱|۵|color=black}} پس رؤسای آبای یهودا و بنیامین و کاهنان و لاویان با همهٔ کسانی که خدا روح ایشان را برانگیزانیده بود برخاسته روانه شدند تا خانه {{روخط|خداوند}} را که در اورشلیم است بنا نمایند * {{verse|۱|۶|color=black}} و جمیع همسایگان ایشان ایشان را بآلات نقره و طلا و اموال و چهارپایان و تحفهها علاوه بر همهٔ هدایای تَبَرُّعی اعانت کردند * {{verse|۱|۷|color=black}} و کورش پادشاه ظروف خانه {{روخط|خداوند}} را که نبوکدنصّر آنها را ازاورشلیم آورده و در خانه خدایان خود گذاشته بود بیرون آورد * {{verse|۱|۸|color=black}} و کورش پادشاه فارس آنها را از دست مِتْرَدات خزانهدار خود بیرون آورده بشیشَبصَّر رئیس یهودیان شمرد * {{verse|۱|۹|color=black}} و عدد آنها این است سی طاس طلا و هزار طاس نقره و بیست و نه کارد * {{verse|۱|۱۰|color=black}} و سی جام طلا و چهارصد و ده جام نقره از قسم دوّم و هزار ظرف دیگر * {{verse|۱|۱۱|color=black}} تمامی ظروف طلا و نقره پنجهزار و چهارصد بود و شیشبصّر همهٔ آنها را با اسیرانی که از بابل باورشلیم میرفتند برد *<noinclude></noinclude> m9s756zs3uiyi2fba7ay7a2kooouazf برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۳۹ 104 88226 288502 2026-06-20T18:53:03Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب دوم}}}} {{فصل|۲}} {{verse|۲|۱|color=black}} و اینانند اهل ولایتها که از اسیری آناشخاصی که نبوکدنصّر پادشاه بابل ببابل باسیری برده بود برآمدند و هر کدام از ایشان باورشلیم و یهودا و شهر خود برگشتند * {{verse|۲|۲|color=black}} اما آنانی که همراه زرُّبابل آ...» ایجاد کرد 288502 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب دوم}}}} {{فصل|۲}} {{verse|۲|۱|color=black}} و اینانند اهل ولایتها که از اسیری آناشخاصی که نبوکدنصّر پادشاه بابل ببابل باسیری برده بود برآمدند و هر کدام از ایشان باورشلیم و یهودا و شهر خود برگشتند * {{verse|۲|۲|color=black}} اما آنانی که همراه زرُّبابل آمدند یشوع و نَحَمیا و سَرایا و رَعِیلایا و مُردَخای و بِلْشان و مِسْفار و بِغْوای و رَحُوم و بَعْنَه و شماره مردان قوم اسرائیل * {{verse|۲|۳|color=black}} بنیفرعُوش دو هزار و یکصد و هفتاد و دو * {{verse|۲|۴|color=black}} بنیشَفَطْیا سیصد و هفتاد و دو * {{verse|۲|۵|color=black}} بنیآرَح هفتصد و هفتاد و پنج * {{verse|۲|۶|color=black}} بنیفَحَت مُوآب از بنییشُوع و یوآب دو هزار و هشتصد و دوازده * {{verse|۲|۷|color=black}} بنیعیلام هزار و دویست و پنجاه و چهار * {{verse|۲|۸|color=black}} بنیزَتُّونَه صد و چهل و پنج * {{verse|۲|۹|color=black}} بنیزَکّای هفتصدو شصت * {{verse|۲|۱۰|color=black}} بنیبانی ششصد و چهل و دو * {{verse|۲|۱۱|color=black}} بنیبابای ششصد و بیست و سه * {{verse|۲|۱۲|color=black}} بنیاَزْجَد هزار و دویست و بیست و دو * {{verse|۲|۱۳|color=black}} بنیاَدُونیقام ششصد و شصت و شش * {{verse|۲|۱۴|color=black}} بنیبِغْوای دو هزار و پنجاه و شش * {{verse|۲|۱۵|color=black}} بنیعادین چهارصد و پنجاه و چهار * {{verse|۲|۱۶|color=black}} بنیآطیر از خاندان یحِزْقیا نود و هشت * {{verse|۲|۱۷|color=black}} بنیبیصای سیصد و بیست و سه * {{verse|۲|۱۸|color=black}} بنییورَه صد و دوازده * {{verse|۲|۱۹|color=black}} بنیحاشوم دویست و بیست و سه * {{verse|۲|۲۰|color=black}} بنیجَبّار نود و پنج * {{verse|۲|۲۱|color=black}} بنیبیتلحم صد و بیست و سه * {{verse|۲|۲۲|color=black}} مردان نَطُوفَه پنجاه و شش * {{verse|۲|۲۳|color=black}} مردان عَناتُوت صد و بیست و هشت * {{verse|۲|۲۴|color=black}} بنیعَزْمُوت چهل و دو * {{verse|۲|۲۵|color=black}} بنیقریه عاریم و کَفِیرَه و بَئِیرُوت هفتصد و چهل و سه * {{verse|۲|۲۶|color=black}} بنیرامَه و جِبَع ششصد و بیست و یک * {{verse|۲|۲۷|color=black}} مردان مِکْماس صد و بیست و دو * {{verse|۲|۲۸|color=black}} مردان بیتئیل و عای دویست و بیست و سه * {{verse|۲|۲۹|color=black}} بنینَبُو پنجاه و دو * {{verse|۲|۳۰|color=black}} بنیمَغبیش صد و پنجاه و شش * {{verse|۲|۳۱|color=black}} بنیعیلام دیگر هزار و دویست و پنجاه چهار * {{verse|۲|۳۲|color=black}} بنیحاریم سیصد و بیست * {{verse|۲|۳۳|color=black}} بنیلُود و حادِید و اُرْنُو هفتصد و بیست و پنج * {{verse|۲|۳۴|color=black}} بنیاَریحا سیصد و چهل و پنج * {{verse|۲|۳۵|color=black}} بنیسَنائهٔ سه هزار و ششصد و سی * {{verse|۲|۳۶|color=black}} و اما کاهنان بنییدَعْیا از خاندان یشُوع نُه صد و هفتاد و سه * {{verse|۲|۳۷|color=black}} بنیاِمّیر هزار و پنجاه و دو * {{verse|۲|۳۸|color=black}} بنیفَشْحُور هزار و دویست و چهل و هفت * {{verse|۲|۳۹|color=black}} بنیحاریم هزار و هفده * {{verse|۲|۴۰|color=black}} و اما لاویان بنییشُوع و قَدْمیئیل از نسل هُودُویا هفتاد و چهار * {{verse|۲|۴۱|color=black}} و مغنّیان بنیآساف صد و بیست و هشت * {{verse|۲|۴۲|color=black}} و پسرانِ دربانان بنیشَلُّوم و بنیآطیر وبنیطَلْمون و بنی<noinclude></noinclude> atyups0op1p5zldgp68pgkekzrctb8c برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۴۰ 104 88227 288503 2026-06-20T18:53:32Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «عَقُّوب و بنیحَطیطا و بنیشوبای جمیع اینها صد و سی و نُه * {{verse|۲|۴۳|color=black}} و اما نتینیم بنیصیحا و بنیحَسُوفا و بنیطَبّاعُوت * {{verse|۲|۴۴|color=black}} و بنیقیروس و بنیسیعَها و بنیفادُوم * {{verse|۲|۴۵|color=black}} و بنیلَبانَه و بنیحَجابَه و بنیعَقُّوب * {{verse|۲|۴۶...» ایجاد کرد 288503 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>عَقُّوب و بنیحَطیطا و بنیشوبای جمیع اینها صد و سی و نُه * {{verse|۲|۴۳|color=black}} و اما نتینیم بنیصیحا و بنیحَسُوفا و بنیطَبّاعُوت * {{verse|۲|۴۴|color=black}} و بنیقیروس و بنیسیعَها و بنیفادُوم * {{verse|۲|۴۵|color=black}} و بنیلَبانَه و بنیحَجابَه و بنیعَقُّوب * {{verse|۲|۴۶|color=black}} و بنیحاجاب و بنیشَمْلای و بنیحانان * {{verse|۲|۴۷|color=black}} و بنیجِدّیل و بنیجَحَر و بنیرَآیا * {{verse|۲|۴۸|color=black}} و بنیرَصین و بنینَقُودا و بنیجَزّام * {{verse|۲|۴۹|color=black}} و بنیعُزَّه و بنیفاسیح و بنیبیسای * {{verse|۲|۵۰|color=black}} و بنیاَسْنَه و بنیمَعُونیم و بنینَفُوسیم * {{verse|۲|۵۱|color=black}} و بنیبَقْبُوق و بنیحَقُوفا و بنیحَرْحُور * {{verse|۲|۵۲|color=black}} و بنیبَصْلُوت و بنیمحیدا و بنیحَرْشا * {{verse|۲|۵۳|color=black}} و بنیبَرْقُوس و بنیسِیسَرا و بنیتامَح * {{verse|۲|۵۴|color=black}} و بنینَصیح و بنیحَطیفا * {{verse|۲|۵۵|color=black}} و پسران خادمان سُلیمان بنیسُوطای و بنیهَصُوفَرَت و بنیفَرُودا * {{verse|۲|۵۶|color=black}} و بنییعْلَه و بنیدَرْقون و بنیجِدّیل * {{verse|۲|۵۷|color=black}} و بنیشَفَطْیا و بنیحَطّیل و بنیفُوخَرَةِ ظبائیم و بنیآمی * {{verse|۲|۵۸|color=black}} جمیع نَتینیم و پسران خادمان سُلیمان سیصد و نود و دو * {{verse|۲|۵۹|color=black}} و اینانند آنانی که از تَلّ مِلْح و تَلّ حَرْشا برآمدند یعنی کِرُوب و اَدّان و اِمّیر اما خاندان پدران و عشیره خود را نشان نتوانستند داد که آیا از اسرائیلیان بودند یا نه * {{verse|۲|۶۰|color=black}} بنیدَلایا و بنیطوبیا و بنینَقُودا ششصد و پنجاه و دو * {{verse|۲|۶۱|color=black}} و از پسران کاهنان بنیحَبایا و بنیهَقُّوص و بنیبَرْزِلاّی که یکی از دختران بَرْزِلاّیی جلعادی را بزنی گرفت پس بنام ایشان مسمّی شدند * {{verse|۲|۶۲|color=black}} اینان انساب خود را در میان آنانی که در نسبنامهها ثبت شده بودند طلبیدند اما نیافتند پس از کهانت اخراج شدند * {{verse|۲|۶۳|color=black}} پس تِرْشاتا بایشان امرفرمود که تا کاهنی با اُوریم و تُمّیم برقرار نشود ایشان از قدساقداس نخورند * {{verse|۲|۶۴|color=black}} تمامی جماعت با هم چهل و دو هزار و سیصد و شصت نفر بودند * {{verse|۲|۶۵|color=black}} سوای غلامان و کنیزان ایشان که هفتهزار و سیصد و سی و هفت نفر بودند و مغنّیان و مغنیاهٔ ایشان دویست نفر بودند * {{verse|۲|۶۶|color=black}} و اسبان ایشان هفتصد و سی و شش و قاطران ایشان دویست و چهل و پنج * {{verse|۲|۶۷|color=black}} و شتران ایشان چهارصد و سی و پنج و حماران ایشان ششهزار و هفتصد و بیست * {{verse|۲|۶۸|color=black}} و چون ایشان بخانه {{روخط|خداوند}} که در اورشلیم است رسیدند بعضی از رؤسای آبا هدایای تَبَرُّعی بجهت خانه خدا آوردند تا آن را در جایش برپا نمایند * {{verse|۲|۶۹|color=black}} برحسب قوّه خود شصت و یک هزار درهم طلا و پنج هزار مَنای نقره و صد دست لباس کهانت بخزانه بجهت کار دادند * {{verse|۲|۷۰|color=black}} پس کاهنان و لاویان و بعضی از قوم و مغنّیان و دربانان<noinclude></noinclude> swyce7x15k62iffnjiu6b8bz8vc9ecw برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۴۱ 104 88228 288504 2026-06-20T18:53:48Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و نتینیم در شهرهای خود ساکن شدند و تمامی اسرائیل در شهرهای خود مسکن گرفتند * {{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} و چون ماه هفتم رسید بنی اسرائیل در شهرهای خود مقیم بودند و تمامی قوم مثل یک مرد در اورشلیم جمع شدند * {{verse|۳|۲|color=black}} و یشوع...» ایجاد کرد 288504 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و نتینیم در شهرهای خود ساکن شدند و تمامی اسرائیل در شهرهای خود مسکن گرفتند * {{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} و چون ماه هفتم رسید بنی اسرائیل در شهرهای خود مقیم بودند و تمامی قوم مثل یک مرد در اورشلیم جمع شدند * {{verse|۳|۲|color=black}} و یشوع بن یوصاداق و برادرانش که کاهنان بودند و زَرُبّابل بن شألتیئیل با برادران خود برخاستند و مذبح خدای اسرائیل را برپا کردند تا قربانیهای سوختنی برحسب آنچه در توراتِ موسی مردخدا مکتوب است بر آن بگذرانند * {{verse|۳|۳|color=black}} پس مذبح را برجایش برپا کردند زیرا که بسبب قوم زمین ترس بر ایشان مستولی میبود و قربانیهای سوختنی برای {{روخط|خداوند}} یعنی قربانیهای سوختنی صبح و شام را بر آن گذرانیدند * {{verse|۳|۴|color=black}} و عید خیمهها را بنحوی که مکتوب است نگاه داشتند و قربانیهای سوختنی روز بروز معتادِ هر روز را در روزش برحسب رسم و قانون گذرانیدند * {{verse|۳|۵|color=black}} و بعد از آن قربانیهای سوختنی دائمی را در غُرّههای ماه و در همهٔ مواسم مقدّس {{روخط|خداوند}} و برای هر کس که هدایای تبرّعی بجهت {{روخط|خداوند}} میآورد میگذرانیدند * {{verse|۳|۶|color=black}} از روز اوّل ماه هفتم حینی که بنیاد هیکل {{روخط|خداوند}} هنوز نهاده نشده بود بگذرانیدن قربانیهای سوختنی برای {{روخط|خداوند}} شروع کردند * {{verse|۳|۷|color=black}} و بحَجّاران و نجّاران نقره دادند و باهل صیدون و صور مأکولات و مشروبات و روغن دادند تا چوب سرو آزاد از لُبْنان از دریا بیافا برحسب امری که کورش پادشاه فارس بایشان داده بود بیاورند * {{verse|۳|۸|color=black}} و در ماه دوّم از سال دوّم بعد از رسیدن ایشان بخانه خدا در اورشلیم زربّابل بن شألتیئیل و یشوع بن یوصاداق و سایر برادران ایشان از کاهنان و لاویان و همهٔ کسانی که از اسیری باورشلیم برگشته بودند بنصب نمودن لاویان از بیست ساله و بالاتر بر نظارت عمل خانه {{روخط|خداوند}} شروع کردند * {{verse|۳|۹|color=black}} و یشوع با پسران و برادران خود و قدمیئیل با پسرانش از بنییهودا با هم ایستادند تا بر بنیحیناداد و پسران و برادرانایشان که از لاویان در کار خانه خدا مشغول میبودند نظارت نمایند * {{verse|۳|۱۰|color=black}} و چون بنّایان بنیاد هیکل {{روخط|خداوند}} را نهادند کاهنان را با لباس خودشان با کَرِنّاها و لاویان بنیآساف را با سنجها قرار دادند تا {{روخط|خداوند}} را برحسب رسم داود پادشاه اسرائیل تسبیح بخوانند * {{verse|۳|۱۱|color=black}} و بر یکدیگر میسراییدند<noinclude></noinclude> enacv9w08x6tslh80rc3k9w389dfuoe برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۴۲ 104 88229 288505 2026-06-20T18:54:32Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و {{روخط|خداوند}} را تسبیح و حمد میگفتند که او نیکوست زیرا که رحمت او بر اسرائیل تا ابدالا´باد است و تمامی قوم بآواز بلند صدا زده {{روخط|خداوند}} را بسبب بنیاد نهادن خانه {{روخط|خداوند}} تسبیح میخواندند * {{verse|۳|۱۲|color=black}} و بسیاری از کاهنان و لاویان...» ایجاد کرد 288505 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و {{روخط|خداوند}} را تسبیح و حمد میگفتند که او نیکوست زیرا که رحمت او بر اسرائیل تا ابدالا´باد است و تمامی قوم بآواز بلند صدا زده {{روخط|خداوند}} را بسبب بنیاد نهادن خانه {{روخط|خداوند}} تسبیح میخواندند * {{verse|۳|۱۲|color=black}} و بسیاری از کاهنان و لاویان و رؤسای آبا که پیر بودند و خانه اوّلین را دیده بودند حینی که بنیاد این خانه در نظر ایشان نهاده شد بآواز بلند گریستند و بسیاری با آواز شادمانی صداهای خود را بلند کردند * {{verse|۳|۱۳|color=black}} چنانکه مردم نتوانستند در میان صدای آواز شادمانی و آواز گریستنِ قوم تشخیص نمایند زیرا که خلق صدای بسیار بلند میدادند چنانکه آواز ایشان از دور شنیده میشد * {{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}} {{فصل|۴}} {{verse|۴|۱|color=black}} و چون دشمنان یهودا و بنیامین شنیدند کهاسیران هیکل یهوه خدای اسرائیل را بنا میکنند * {{verse|۴|۲|color=black}} آنگاه نزد زَرُبّابل و رؤسای آبا آمده بایشان گفتند که ما همراه شما بنا خواهیم کرد زیرا که ما مثل شما از زمان اَسَرْحَدّون پادشاه آشور که ما را باینجا آورد خدای شما را میطلبیم و برای او قربانی میگذرانیم * {{verse|۴|۳|color=black}} اما زربّابل و یشوع و سایر رؤسای آبای اسرائیل بایشان گفتند شما را با ما در بنا کردن خانه خدای ما کاری نیست بلکه ما تنها آن را برای یهوه خدای اسرائیل چنانکه کورش پادشاه سلطان فارس بما امر فرموده است آن را بنا خواهیم نمود * {{verse|۴|۴|color=black}} آنگاه اهل زمین دستهای قوم یهودا را سست کردند و ایشان را در بنا نمودن بتنگ میآوردند * {{verse|۴|۵|color=black}} و بضدّ ایشان مدبّران اجیر ساختند که در تمام ایام کورش پادشاه فارس تا سلطنت داریوش پادشاه فارس قصد ایشان را باطل ساختند * {{verse|۴|۶|color=black}} و چون اَخْشُوُرش پادشاه شد در ابتدای سلطنتش بر ساکنان یهودا و اورشلیم شکایت نوشتند * {{verse|۴|۷|color=black}} و در ایام اَرْتَحْشَستا بشلام و مِتَردات و طبئیل و سایر رفقای ایشان باَرتَحشَستا پادشاه فارس نوشتند و مکتوب بخطّ آرامی نوشته شد و معنیاش در زبان ارامی * {{verse|۴|۸|color=black}} رحوم فرمانفرما و شمشائی کاتب رساله بضدّ اورشلیم باَرتَحشَستا پادشاه بدین مضمون نوشتند * {{verse|۴|۹|color=black}} پس رحوم فرمانفرما و شمشائی کاتب و سائر رفقای ایشان از دینیان و اَفَرسَتکیان و طَرفِلیان و اَفَرسیان و اَرْکِیان و بابلیان و شوشنکیان و دهائیان و عیلامیان * {{verse|۴|۱۰|color=black}} و سایر امّتهائی که اُسْنَفَّر عظیم و شریف ایشان را کوچانیده در شهر سامره ساکن گردانیده است و سایر<noinclude></noinclude> 0i5bbmlrh0i97ijffyo1ygut3avl9j7 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۴۳ 104 88230 288506 2026-06-20T18:54:49Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «ساکنان ماورای نهر و اما بعد * {{verse|۴|۱۱|color=black}} این است سواد مکتوبی که ایشان نزد اَرتَحشَستا پادشاه فرستادند بندگانت که ساکنان ماورای نهر میباشیم و اما بعد * {{verse|۴|۱۲|color=black}} پادشاه را معلوم باد که یهودیانی که ازجانب تو بنزد ما آمدند باورشلیم رس...» ایجاد کرد 288506 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ساکنان ماورای نهر و اما بعد * {{verse|۴|۱۱|color=black}} این است سواد مکتوبی که ایشان نزد اَرتَحشَستا پادشاه فرستادند بندگانت که ساکنان ماورای نهر میباشیم و اما بعد * {{verse|۴|۱۲|color=black}} پادشاه را معلوم باد که یهودیانی که ازجانب تو بنزد ما آمدند باورشلیم رسیدهاند و آن شهر فتنهانگیز و بد را بنا مینمایند و حصارها را برپا میکنند و بنیادها را مرمّت مینمایند * {{verse|۴|۱۳|color=black}} الان پادشاه را معلوم باد که اگر این شهر بنا شود و حصارهایش تمام گردد جزیه و خَراج و باج نخواهند داد و بالاخره بپادشاهان ضرر خواهد رسید * {{verse|۴|۱۴|color=black}} پس چونکه ما نمک خانه پادشاه را میخوریم ما را نشاید که ضرر پادشاه را ببینیم لهذا فرستادیم تا پادشاه را اطلاّع دهیم * {{verse|۴|۱۵|color=black}} تا در کتاب تواریخ پدرانت تفتیش کرده شود و از کتاب تواریخ دریافت نموده بفهمی که این شهر شهر فتنهانگیز است و ضرررساننده بپادشاهان و کشورها و در ایام قدیم در میانش فتنه میانگیختند و از همین سبب این شهر خراب شد * {{verse|۴|۱۶|color=black}} بنابراین پادشاه را اطّلاع میدهیم که اگر این شهر بنا شود و حصارهایش تمام گردد تو را باین طرف نهر نصیبی نخواهد بود * {{verse|۴|۱۷|color=black}} پس پادشاه برحوم فرمانفرما و شمشائی کاتب و سایر رفقای ایشان که در سامره ساکن بودند و سایر ساکنان ماورای نهر جواب فرستاد که سلامتی و اما بعد * {{verse|۴|۱۸|color=black}} مکتوبی که نزد ما فرستادید در حضور من واضح خوانده شد * {{verse|۴|۱۹|color=black}} و فرمانی از من صادر گشت و تفحّص کرده دریافت کردند که این شهر از ایام قدیم با پادشاهان مقاومت مینموده و فتنه و فساد در آن واقع میشده است * {{verse|۴|۲۰|color=black}} و پادشاهان قوی در اورشلیم بودهاند که بر تمامی ماورای نهر سلطنت میکردند و جزیه و خراج و باج بایشان میدادند * {{verse|۴|۲۱|color=black}} پس فرمانی صادر کنید که آن مردان را از کار باز دارند و تا حکمی از من صادر نگردداین شهر بنا نشود * {{verse|۴|۲۲|color=black}} پس باحذر باشید که در این کار کوتاهی ننمایید زیرا که چرا این فساد برای ضرر پادشاهان پیش رود * {{verse|۴|۲۳|color=black}} پس چون نامه اَرتَحشَستا پادشاه بحضور رحوم و شمشائی کاتب و رفقای ایشان خوانده شد ایشان بتعجیل نزد یهودیان باورشلیم رفتند و ایشان را با زور و جفا از کار باز داشتند * {{verse|۴|۲۴|color=black}} آنگاه کار خانه خدا که در اورشلیم است تعویق افتاد و تا سال دوّم سلطنت داریوش پادشاه فارس معطّل ماند *<noinclude></noinclude> rthr7l47sm09sio3rulkrkf4iqzeg4k برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۴۴ 104 88231 288507 2026-06-20T18:55:27Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب پنجم}}}} {{فصل|۵}} {{verse|۵|۱|color=black}} آنگاه دو نبی یعنی حجّی نبی و زکریا ابن عدّو برای یهودیانی که در یهودا و اورشلیم بودند بنام خدای اسرائیل که با ایشان میبود نبوّت کردند * {{verse|۵|۲|color=black}} و در آن زمان زربّابل بن شألتیئیل و یشوع بن یوصاد...» ایجاد کرد 288507 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب پنجم}}}} {{فصل|۵}} {{verse|۵|۱|color=black}} آنگاه دو نبی یعنی حجّی نبی و زکریا ابن عدّو برای یهودیانی که در یهودا و اورشلیم بودند بنام خدای اسرائیل که با ایشان میبود نبوّت کردند * {{verse|۵|۲|color=black}} و در آن زمان زربّابل بن شألتیئیل و یشوع بن یوصاداق برخاسته ببنا نمودن خانه خدا که در اورشلیم است شروع کردند و انبیای خدا همراه ایشان بوده ایشان را مساعدت مینمودند * {{verse|۵|۳|color=black}} در آن وقت تتنائی والی ماورای نهر و شَتَربوزنای و رفقای ایشان آمده بایشان چنین گفتند کیست که شما را امر فرموده است که این خانه را بنا نمایید و این حصار را برپا کنید * {{verse|۵|۴|color=black}} پس ایشان را بدین منوال از نامهای کسانی که این عمارت را بنا میکردند اطّلاع دادیم * {{verse|۵|۵|color=black}} اما چشم خدای ایشان بر مشایخ یهودا بود که ایشان را نتوانستند از کار بازدارند تا این امر بسمع داریوش برسد و جواب مکتوب دربارهاش داده شود * {{verse|۵|۶|color=black}} سواد مکتوبی که تتنائی والی ماوراینهر و شَتَربوزنای و رفقای او اَفَرسَکیان که در ماورای نهر ساکن بودند نزد داریوش پادشاه فرستادند * {{verse|۵|۷|color=black}} مکتوب را نزد او فرستادند و در آن بدین مضمون مرقوم بود که بر داریوش پادشاه سلامتی تمام باد * {{verse|۵|۸|color=black}} بر پادشاه معلوم باد که ما ببلاد یهودیان بخانه خدای عظیم رفتیم و آن را از سنگهای بزرگ بنا میکنند و چوبها در دیوارش میگذارند و این کار در دست ایشان بتعجیل معمول و بانجام رسانیده میشود * {{verse|۵|۹|color=black}} آنگاه از مشایخ ایشان پرسیده چنین بایشان گفتیم کیست که شما را امر فرموده است که این خانه را بنا کنید و دیوارهایش را برپا نمایید * {{verse|۵|۱۰|color=black}} و نیز نامهای ایشان را از ایشان پرسیدیم تا تو را اعلام نماییم و نامهای کسانی که رؤسای ایشانند نوشتهایم * {{verse|۵|۱۱|color=black}} و ایشان در جواب ما چنین گفتند که ما بندگان خدای آسمان و زمین هستیم و خانهای را تعمیر مینماییم که چندین سال قبل از این بنا شده و پادشاه بزرگ اسرائیل آن را ساخته و بانجام رسانیده بود * {{verse|۵|۱۲|color=black}} لیکن بعد از آن پدران ما خشم خدای آسمان را بهیجان آوردند پس او ایشان را بدست نبوکدنصّر کلدانی پادشاه بابل تسلیم نمود که این خانه را خراب کرد و قوم را ببابل باسیری برد * {{verse|۵|۱۳|color=black}} اما در سال اوّل کورش پادشاه بابل همین کورش پادشاه امر فرمود که این خانه خدا را بنا نمایند * {{verse|۵|۱۴|color=black}} و نیز ظروف طلا و نقره خانه خدا که<noinclude></noinclude> rluea2h9z14ivg1j4mav0yc6zlqobz4 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۴۵ 104 88232 288508 2026-06-20T18:56:26Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «نبوکدنصّر آنها را از هیکل اورشلیم گرفته وبه هیکل بابل آورده بود کورش پادشاه آنها را از هیکل بابل بیرون آورد و بشیشبصّر نامی که او را والی ساخته بود تسلیم نمود * {{verse|۵|۱۵|color=black}} و او را گفت که این ظروف را برداشته برو و آنها رابه هیکلی که در اورشل...» ایجاد کرد 288508 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نبوکدنصّر آنها را از هیکل اورشلیم گرفته وبه هیکل بابل آورده بود کورش پادشاه آنها را از هیکل بابل بیرون آورد و بشیشبصّر نامی که او را والی ساخته بود تسلیم نمود * {{verse|۵|۱۵|color=black}} و او را گفت که این ظروف را برداشته برو و آنها رابه هیکلی که در اورشلیم است ببر و خانه خدا در جایش بنا کرده شود * {{verse|۵|۱۶|color=black}} آنگاه این شیشبصّر آمد و بنیاد خانه خدا را که در اورشلیم است نهاد و از آن زمان تا بحال بنا میشود و هنوز تمام نشده است * {{verse|۵|۱۷|color=black}} پس الان اگر پادشاه مصلحت داند در خزانه پادشاه که در بابل است تفحّص کنند که آیا چنین است یا نه که فرمانی از کورش پادشاه صادر شده بود که این خانه خدا در اورشلیم بنا شود و پادشاه مَرضی خود را در این امر نزد ما بفرستد * {{وسط|{{روخط|باب ششم}}}} {{فصل|۶}} {{verse|۶|۱|color=black}} آنگاه داریوش پادشاه فرمان داد تا در کتابخانه بابل که خزانهها در آن موضوع بود تفحّص کردند * {{verse|۶|۲|color=black}} و در قصر اَحمِتا که در ولایت مادیان است طوماری یافت شد و تذکرهای در آن بدین مضمون مکتوب بود * {{verse|۶|۳|color=black}} در سال اوّل کورش پادشاه همین کورش پادشاه درباره خانه خدا در اورشلیم فرمان داد که آن خانهای که قربانیها در آن میگذرانیدند بنا شود و بنیادش تعمیر گردد و بلندیاش شصت ذراع و عرضش شصت ذراع باشد * {{verse|۶|۴|color=black}} با سه صف سنگهای بزرگ و یک صف چوب نو و خرجش از خانه پادشاه داده شود * {{verse|۶|۵|color=black}} و نیز ظروف طلا و نقره خانه خدا را که نبوکدنصّر آنها را از هیکل اورشلیم گرفته ببابل آورده بود پس بدهند و آنها را بجای خود در هیکل اورشلیم باز برند و آنها را در خانه خدا بگذارند * {{verse|۶|۶|color=black}} پس حال ای تتنائی والی ماورای نهر و شَتَربوزنای و رفقای شما و اَفَرسَکیانی که بآنطرف نهر میباشید از آنجا دور شوید * {{verse|۶|۷|color=black}} و بهکار این خانه خدا متعرّض نباشید اما حاکم یهود و مشایخ یهودیان این خانه خدا را در جایش بنا نمایند * {{verse|۶|۸|color=black}} و فرمانی نیز از من صادر شده است که شما با این مشایخ یهود بجهت بنا نمودن این خانه خدا چگونه رفتار نمایید از مال خاصّ پادشاه یعنی از مالیات ماورای نهر خرج باین مردمان بِلا تأخیر داده شود تا معطّل نباشند * {{verse|۶|۹|color=black}} و مایحتاج ایشان را از گاوان و قوچها و برهها بجهت قربانیهای<noinclude></noinclude> fecio19jfdo3scb8hzbnooudrlp4zbk برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۴۶ 104 88233 288509 2026-06-20T18:56:51Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «سوختنی برای خدای آسمان و گندم و نمک و شراب و روغن برحسب قول کاهنانی که در اورشلیم هستند روز بروز بایشان بیکم و زیاد داده شود * {{verse|۶|۱۰|color=black}} تا آنکه هدایای خوشبو برای خدای آسمان بگذرانند و بجهت عمر پادشاه و پسرانش دعا نمایند * {{verse|۶|۱۱|color=black}}...» ایجاد کرد 288509 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>سوختنی برای خدای آسمان و گندم و نمک و شراب و روغن برحسب قول کاهنانی که در اورشلیم هستند روز بروز بایشان بیکم و زیاد داده شود * {{verse|۶|۱۰|color=black}} تا آنکه هدایای خوشبو برای خدای آسمان بگذرانند و بجهت عمر پادشاه و پسرانش دعا نمایند * {{verse|۶|۱۱|color=black}} و دیگر فرمانی از من صادر شد که هرکس که این حکم را تبدیل نماید از خانه او تیری گرفته شود و او بر آن آویخته و مصلوب گردد و خانه او بسبب این عمل مزبله بشود * {{verse|۶|۱۲|color=black}} و آن خدا که نام خود را در آنجا ساکن گردانیده است هر پادشاه یا قوم را که دست خود را برای تبدیل این امر و خرابی این خانه خدا که در اورشلیم است دراز نماید هلاک سازد من داریوش این حکم را صادر فرمودم پس این عمل بلا تأخیر کرده شود * {{verse|۶|۱۳|color=black}} آنگاه تتنائی والی ماورای نهر و شَتَربوزنای و رفقای ایشان بروفق فرمانی که داریوش پادشاه فرستاده بود بِلاتأخیر عمل نمودند * {{verse|۶|۱۴|color=black}} و مشایخ یهود ببنا نمودن مشغول شدند و برحسب نبوّت حجّی نبی و زکریا ابن عدّو کار را پیش بردند و برحسب حکم خدای اسرائیل و فرمان کورش و داریوش و اَرتَحشَستاپادشاهان فارس آن را بنا نموده بانجام رسانیدند * {{verse|۶|۱۵|color=black}} و این خانه در روز سوّم ماه اذار در سال ششم داریوش پادشاه تمام شد * {{verse|۶|۱۶|color=black}} و بنی اسرائیل یعنی کاهنان و لاویان و سایر آنانی که از اسیری برگشته بودند این خانه خدا را با شادمانی تبریک نمودند * {{verse|۶|۱۷|color=black}} و برای تبریک این خانه خدا صد گاو و دویست قوچ و چهارصد بره و بجهت قربانی گناه برای تمامی اسرائیل دوازده بز نر موافق شماره اسباط اسرائیل گذرانیدند * {{verse|۶|۱۸|color=black}} و کاهنان را در فرقههای ایشان و لاویان را در قسمتهای ایشان بر خدمت خدائی که در اورشلیم است برحسب آنچه در کتاب موسی مکتوب است قرار دادند * {{verse|۶|۱۹|color=black}} و آنانی که از اسیری برگشته بودند عید فِصَح را در روز چهاردهـم مـاه اوّل نگاه داشتنـد * {{verse|۶|۲۰|color=black}} زیرا که کاهنان و لاویان جمیعاً خویشتن را طاهر ساختند و چون همهٔ ایشان طاهر شدند فِصَـح را بـرای همـه آنانـی که از اسیـری برگشتـه بودند و برای برادران خود کاهنان و برای خودشان ذبح کردند * {{verse|۶|۲۱|color=black}} و بنی اسرائیل که از اسیری برگشته بودند با همـه آنانـی که خویشتـن را از رجاسات امّتهای زمین جدا ساخته بایشـان پیوستـه بودنـد تا یهـوه خـدای اسرائیـل را بطلبنـد آن را خوردنـد * {{verse|۶|۲۲|color=black}} و عیـد فطیـر را هفـت روز با شادمانی نگاه داشتند چونکه {{روخط|خداوند}} ایشان را<noinclude></noinclude> 644s5wa2szhcebuv9jejl4pl1nepvh6 288512 288509 2026-06-20T18:58:09Z Hanooz 17889 288512 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>سوختنی برای خدای آسمان و گندم و نمک و شراب و روغن برحسب قول کاهنانی که در اورشلیم هستند روز بروز بایشان بیکم و زیاد داده شود * {{verse|۶|۱۰|color=black}} تا آنکه هدایای خوشبو برای خدای آسمان بگذرانند و بجهت عمر پادشاه و پسرانش دعا نمایند * {{verse|۶|۱۱|color=black}} و دیگر فرمانی از من صادر شد که هرکس که این حکم را تبدیل نماید از خانه او تیری گرفته شود و او بر آن آویخته و مصلوب گردد و خانه او بسبب این عمل مزبله بشود * {{verse|۶|۱۲|color=black}} و آن خدا که نام خود را در آنجا ساکن گردانیده است هر پادشاه یا قوم را که دست خود را برای تبدیل این امر و خرابی این خانه خدا که در اورشلیم است دراز نماید هلاک سازد من داریوش این حکم را صادر فرمودم پس این عمل بلا تأخیر کرده شود * {{verse|۶|۱۳|color=black}} آنگاه تتنائی والی ماورای نهر و شَتَربوزنای و رفقای ایشان بروفق فرمانی که داریوش پادشاه فرستاده بود بِلاتأخیر عمل نمودند * {{verse|۶|۱۴|color=black}} و مشایخ یهود ببنا نمودن مشغول شدند و برحسب نبوّت حجّی نبی و زکریا ابن عدّو کار را پیش بردند و برحسب حکم خدای اسرائیل و فرمان کورش و داریوش و اَرتَحشَستاپادشاهان فارس آن را بنا نموده بانجام رسانیدند * {{verse|۶|۱۵|color=black}} و این خانه در روز سوّم ماه اذار در سال ششم داریوش پادشاه تمام شد * {{verse|۶|۱۶|color=black}} و بنی اسرائیل یعنی کاهنان و لاویان و سایر آنانی که از اسیری برگشته بودند این خانه خدا را با شادمانی تبریک نمودند * {{verse|۶|۱۷|color=black}} و برای تبریک این خانه خدا صد گاو و دویست قوچ و چهارصد بره و بجهت قربانی گناه برای تمامی اسرائیل دوازده بز نر موافق شماره اسباط اسرائیل گذرانیدند * {{verse|۶|۱۸|color=black}} و کاهنان را در فرقههای ایشان و لاویان را در قسمتهای ایشان بر خدمت خدائی که در اورشلیم است برحسب آنچه در کتاب موسی مکتوب است قرار دادند * {{verse|۶|۱۹|color=black}} و آنانی که از اسیری برگشته بودند عید فِصَح را در روز چهاردهـم مـاه اوّل نگاه داشتنـد * {{verse|۶|۲۰|color=black}} زیرا که کاهنان و لاویان جمیعاً خویشتن را طاهر ساختند و چون همهٔ ایشان طاهر شدند فِصَـح را بـرای همـه آنانـی که از اسیـری برگشتـه بودند و برای برادران خود کاهنان و برای خودشان ذبح کردند * {{verse|۶|۲۱|color=black}} و بنی اسرائیل که از اسیری برگشته بودند با همـه آنانـی که خویشتـن را از رجاسات امّتهای زمین جدا ساخته بایشـان پیوستـه بودنـد تا یهـوه خـدای اسرائیـل را بطلبنـد آن را خوردنـد * {{verse|۶|۲۲|color=black}} و عیـد فطیـر را هفـت روز با شادمانی نگاه داشتند چونکه {{روخط|خداوند}} ایشان را مسرور ساخت از اینکه دل پادشـاه آشـور را بایشان<noinclude></noinclude> 61hycoax7hxqli3wmvgdd4dxs0olwmt برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۴۷ 104 88234 288510 2026-06-20T18:57:13Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «مسرور ساخت از اینکه دل پادشـاه آشـور را بایشان مایل گردانیده دستهای ایشان را برای ساختن خانه خدای حقیقی که خـدای اسرائیـل باشـد قـوّی گردانیـد * {{وسط|{{روخط|باب هفتم}}}} {{فصل|۷}} {{verse|۷|۱|color=black}} و بعد از این امور در سلطنت اَرتَحشَستا پادشاه فارس...» ایجاد کرد 288510 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>مسرور ساخت از اینکه دل پادشـاه آشـور را بایشان مایل گردانیده دستهای ایشان را برای ساختن خانه خدای حقیقی که خـدای اسرائیـل باشـد قـوّی گردانیـد * {{وسط|{{روخط|باب هفتم}}}} {{فصل|۷}} {{verse|۷|۱|color=black}} و بعد از این امور در سلطنت اَرتَحشَستا پادشاه فارس عَزْرا ابن سرایا ابن عزریا ابن حلقیا * {{verse|۷|۲|color=black}} ابن شلّوم بن صادوق بن اخیطوب * {{verse|۷|۳|color=black}} بن امریا ابن عزریا ابن مرایوت * {{verse|۷|۴|color=black}} بن زرحیا ابن عزّی ابن بقّی * {{verse|۷|۵|color=black}} ابن ابیشوع بن فینحاس بن العازار بن هارون رئیس کَهَنه * {{verse|۷|۶|color=black}} این عَزْرا از بابل برآمد و او در شریعت موسی که یهوه خدای اسرائیل آن را داده بود کاتب ماهر بود و پادشاه بروفق دست یهوه خدایش که با وی میبود هر چه را که او میخواست بوی میداد * {{verse|۷|۷|color=black}} و بعضی از بنی اسرائیل و از کاهنان و لاویان و مغنّیان و دربانان و نتینیم نیز در سال هفتم اَرتَحشَستا پادشاه باورشلیم برآمدند * {{verse|۷|۸|color=black}} و او در ماه پنجم سال هفتم پادشاه باورشلیم رسید * {{verse|۷|۹|color=black}} زیرا که در روز اوّل ماه اوّل ببیرون رفتن از بابل شروع نمود و در روز اوّل ماه پنجم بروفق دست نیکوی خدایش که با وی میبود باورشلیم رسید * {{verse|۷|۱۰|color=black}} چونکه عَزْرا دل خود را بطلب نمودن شریعت {{روخط|خداوند}} و بعمل آوردن آن و بتعلیم دادن فرایض و احکام باسرائیل مهیا ساخته بود * {{verse|۷|۱۱|color=black}} و این است صورت مکتوبی که اَرتَحشَستا پادشاه بعَزْرای کاهن و کاتب داد که کاتب کلمات وصایای {{روخط|خداوند}} و فرایض او بر اسرائیل بود * {{verse|۷|۱۲|color=black}} از جانب اَرتَحشَستا شاهنشاه بعَزْرای کاهن و کاتب کامل شریعت خدای آسمان اما بعد * {{verse|۷|۱۳|color=black}} فرمانی از من صادر شد که هر کدام از قوم اسرائیل و کاهنان و لاویان ایشان که در سلطنت من هستند و برفتن همراه تو باورشلیم راضی باشند بروند * {{verse|۷|۱۴|color=black}} چونکه تو از جانب پادشاه وهفت مشیر او فرستاده شدهای تا درباره یهودا و اورشلیم بروفق شریعت خدایت که در دست تو است تفحّص نمائی * {{verse|۷|۱۵|color=black}} و نقره و طلائی را که پادشاه و مشیرانش برای خدای اسرائیل که مسکن او در اورشلیم میباشد بذل کردهاند ببری * {{verse|۷|۱۶|color=black}} و نیز تمامی نقره و طلائی را که در تمامی ولایت بابل بیابی با هدایای تبرّعی که قوم و کاهنان برای خانه خدای خود که در اورشلیم است دادهاند ببری * {{verse|۷|۱۷|color=black}} لهذا با این نقره گاوان و قوچها و برهها و هدایای آردی<noinclude></noinclude> moppa35tfrksen6pdj19ncqjemzb0iu 288511 288510 2026-06-20T18:57:38Z Hanooz 17889 288511 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>مایل گردانیده دستهای ایشان را برای ساختن خانه خدای حقیقی که خـدای اسرائیـل باشـد قـوّی گردانیـد * {{وسط|{{روخط|باب هفتم}}}} {{فصل|۷}} {{verse|۷|۱|color=black}} و بعد از این امور در سلطنت اَرتَحشَستا پادشاه فارس عَزْرا ابن سرایا ابن عزریا ابن حلقیا * {{verse|۷|۲|color=black}} ابن شلّوم بن صادوق بن اخیطوب * {{verse|۷|۳|color=black}} بن امریا ابن عزریا ابن مرایوت * {{verse|۷|۴|color=black}} بن زرحیا ابن عزّی ابن بقّی * {{verse|۷|۵|color=black}} ابن ابیشوع بن فینحاس بن العازار بن هارون رئیس کَهَنه * {{verse|۷|۶|color=black}} این عَزْرا از بابل برآمد و او در شریعت موسی که یهوه خدای اسرائیل آن را داده بود کاتب ماهر بود و پادشاه بروفق دست یهوه خدایش که با وی میبود هر چه را که او میخواست بوی میداد * {{verse|۷|۷|color=black}} و بعضی از بنی اسرائیل و از کاهنان و لاویان و مغنّیان و دربانان و نتینیم نیز در سال هفتم اَرتَحشَستا پادشاه باورشلیم برآمدند * {{verse|۷|۸|color=black}} و او در ماه پنجم سال هفتم پادشاه باورشلیم رسید * {{verse|۷|۹|color=black}} زیرا که در روز اوّل ماه اوّل ببیرون رفتن از بابل شروع نمود و در روز اوّل ماه پنجم بروفق دست نیکوی خدایش که با وی میبود باورشلیم رسید * {{verse|۷|۱۰|color=black}} چونکه عَزْرا دل خود را بطلب نمودن شریعت {{روخط|خداوند}} و بعمل آوردن آن و بتعلیم دادن فرایض و احکام باسرائیل مهیا ساخته بود * {{verse|۷|۱۱|color=black}} و این است صورت مکتوبی که اَرتَحشَستا پادشاه بعَزْرای کاهن و کاتب داد که کاتب کلمات وصایای {{روخط|خداوند}} و فرایض او بر اسرائیل بود * {{verse|۷|۱۲|color=black}} از جانب اَرتَحشَستا شاهنشاه بعَزْرای کاهن و کاتب کامل شریعت خدای آسمان اما بعد * {{verse|۷|۱۳|color=black}} فرمانی از من صادر شد که هر کدام از قوم اسرائیل و کاهنان و لاویان ایشان که در سلطنت من هستند و برفتن همراه تو باورشلیم راضی باشند بروند * {{verse|۷|۱۴|color=black}} چونکه تو از جانب پادشاه وهفت مشیر او فرستاده شدهای تا درباره یهودا و اورشلیم بروفق شریعت خدایت که در دست تو است تفحّص نمائی * {{verse|۷|۱۵|color=black}} و نقره و طلائی را که پادشاه و مشیرانش برای خدای اسرائیل که مسکن او در اورشلیم میباشد بذل کردهاند ببری * {{verse|۷|۱۶|color=black}} و نیز تمامی نقره و طلائی را که در تمامی ولایت بابل بیابی با هدایای تبرّعی که قوم و کاهنان برای خانه خدای خود که در اورشلیم است دادهاند ببری * {{verse|۷|۱۷|color=black}} لهذا با این نقره گاوان و قوچها و برهها و هدایای آردی<noinclude></noinclude> t11moda6veb05zhs16udhy01lgdb6ld برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۴۸ 104 88235 288513 2026-06-20T18:58:50Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و هدایای ریختنی آنها رابه اهتمام بخر و آنها را بر مذبح خانه خدای خودتان که در اورشلیم است بگذران * {{verse|۷|۱۸|color=black}} و هر چه بنظر تو و برادرانت پسند آید که با بقیه نقره و طلا بکنید برحسب اراده خدای خود بعمل آورید * {{verse|۷|۱۹|color=black}} و ظروفی که بجهت خ...» ایجاد کرد 288513 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و هدایای ریختنی آنها رابه اهتمام بخر و آنها را بر مذبح خانه خدای خودتان که در اورشلیم است بگذران * {{verse|۷|۱۸|color=black}} و هر چه بنظر تو و برادرانت پسند آید که با بقیه نقره و طلا بکنید برحسب اراده خدای خود بعمل آورید * {{verse|۷|۱۹|color=black}} و ظروفی که بجهت خدمت خانه خدایت بتو داده شده است آنها را بحضور خدای اورشلیم تسلیم نما * {{verse|۷|۲۰|color=black}} و اما چیزهای دیگر که برای خانه خدایت لازم باشد هر چه برای تو اتّفاق افتد که بدهی آن را از خزانه پادشاه بده * {{verse|۷|۲۱|color=black}} و از من اَرتَحشَستا پادشاه فرمانی بتمامی خزانهداران ماورای نهر صادر شده است که هر چه عَزْرای کاهن و کاتب شریعت خدای آسمان از شما بخواهد بتعجیل کرده شود * {{verse|۷|۲۲|color=black}} تا صد وزنه نقره و تا صد کرّ گندم و تا صد بتّ شراب و تا صد بتّ روغن و از نمک هر چه بخواهد * {{verse|۷|۲۳|color=black}} هر چه خدای آسمان فرموده باشد برای خانه خدای آسمان بلاتأخیر کرده شود زیرا چرا غضب بر مُلک پادشاه و پسرانش وارد آید * {{verse|۷|۲۴|color=black}} و شما را اطّلاع میدهیم که بر همهٔ کاهنان و لاویان و مغنّیان و دربانان و نتینیم و خادمان این خانه خدا جزیه و خراج و باج نهادن جایز نیست * {{verse|۷|۲۵|color=black}} و تو ای عزرا موافق حکمتخدایت که در دست تو میباشد قاضیان و داوران از همهٔ آنانی که شرایع خدایت را میدانند نصب نما تا بر جمیع اهل ماورای نهر داوری نمایند و آنانی را که نمیدانند تعلیم دهید * {{verse|۷|۲۶|color=black}} و هر که بشریعت خدایت و بفرمان پادشاه عمل ننماید بر او بیمحابا حکم شود خواه بقتل یا بجلای وطن یا بضبط اموال یا بحبس * {{verse|۷|۲۷|color=black}} متبارک باد یهوه خدای پدران ما که مثل این را در دل پادشاه نهاده است که خانه {{روخط|خداوند}} را که در اورشلیم است زینت دهد * {{verse|۷|۲۸|color=black}} و مرا در حضور پادشاه و مشیرانش و جمیع رؤسای مقتدر پادشاه منظور ساخت پس من موافق دست یهوه خدایم که بر من میبود تقویت یافتم و رؤسای اسرائیل را جمع کردم تا با من برآیند * {{وسط|{{روخط|باب هشتم}}}} {{فصل|۸}} {{verse|۸|۱|color=black}} و اینانند رؤسای آبای ایشان و این است نسبنامه آنانی که در سلطنت اَرتَحشَستا پادشاه با من از بابل برآمدند * {{verse|۸|۲|color=black}} از بنیفینحاس جرشوم و از بنیایتامار دانیال و از بنیداود حطوش * {{verse|۸|۳|color=black}} و از بنیشکنیا از بنیفروش زکریا و با او صد و پنجاه نفر از ذکوران بنسبنامه شمرده شدند * {{verse|۸|۴|color=black}} از بنیفحت موآب الیهو عینای ابن زرحیا و با<noinclude></noinclude> gc203szcquxek8cg2k2x2m2ukczotys برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۴۹ 104 88236 288514 2026-06-20T18:59:13Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «او دویست نفر از ذکور * {{verse|۸|۵|color=black}} از بنیشکنیا ابن یحزیئیل و با او سیصد نفر از ذکور * {{verse|۸|۶|color=black}} از بنیعادین عابد بن یوناتان و با او پنجاه نفر از ذکور * {{verse|۸|۷|color=black}} از بنیعیلام اشعیا ابن عتلیا و با او هفتاد نفر از ذکور * {{verse|۸|۸|color=black}} ا...» ایجاد کرد 288514 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>او دویست نفر از ذکور * {{verse|۸|۵|color=black}} از بنیشکنیا ابن یحزیئیل و با او سیصد نفر از ذکور * {{verse|۸|۶|color=black}} از بنیعادین عابد بن یوناتان و با او پنجاه نفر از ذکور * {{verse|۸|۷|color=black}} از بنیعیلام اشعیا ابن عتلیا و با او هفتاد نفر از ذکور * {{verse|۸|۸|color=black}} از بنیشفطیا زبدیا ابن میکائیل و با او هشتاد نفر از ذکور * {{verse|۸|۹|color=black}} از بنییوآب عوبدیا ابن یحئیل و با او دویست و هجده نفر از ذکور * {{verse|۸|۱۰|color=black}} و از بنیشلومیت بن یوسفیا و با او صد وشصت نفر از ذکور * {{verse|۸|۱۱|color=black}} و از بنیبابای زکریا ابن بابای و با اوبیست و هشت نفر از ذکور * {{verse|۸|۱۲|color=black}} و از بنیعزجد یوحانان بن هقّاطان و با او صد و ده نفر از ذکور * {{verse|۸|۱۳|color=black}} و مؤخّران از بنیادونیقام بودند و این است نامهای ایشان الیفلط ویعیئیل و شمعیا و با ایشان شصت نفر از ذکور * {{verse|۸|۱۴|color=black}} و از بنیبغوای عوتای و زبّود و با ایشان هفتاد نفر از ذکور * {{verse|۸|۱۵|color=black}} پس ایشان را نزد نهری که باَهوا میرود جمع کردم و در آنجا سه روز اردو زدیم و چون قوم و کاهنان را بازدید کردم از بنیلاوی کسی را در آنجا نیافتم * {{verse|۸|۱۶|color=black}} پس نزد الیعزر و اریئیل و شمعیا و الناتان و یاریب و الناتان و ناتان و زکریا و مشلاّم که رؤسا بودند و نزد یویاریب و الناتان که علما بودند فرستادم * {{verse|۸|۱۷|color=black}} و پیغامی برای عِدّوی رئیس در مکان کاسِفیا بدست ایشان فرستادم و سخنانی که باید بعدّو و برادرانش نتینیم که در مکان کاسقیا بودند بگویند بایشان القا کردم تا خادمان بجهت خانه خدای ما نزد ما بیاورند * {{verse|۸|۱۸|color=black}} و از دست نیکوی خدای ما که با ما میبود شخصی دانشمند از پسران مَحلی ابن لاوی ابن اسرائیل برای ما آوردند یعنی شَرَبْیا را با پسران و برادرانش که هجده نفر بودند * {{verse|۸|۱۹|color=black}} و حشبیا را نیز و با او از بنیمراری اشعیا را و برادران او و پسران ایشان را که بیست نفر بودند * {{verse|۸|۲۰|color=black}} و از نتینیم که داود و سروران ایشان را برای خدمت لاویان تعیین نموده بودند از نتینیم دویست و بیست نفر که جمیع بنام ثبت شده بودند * {{verse|۸|۲۱|color=black}} پس من در آنجا نزد نهر اهوا بروزه داشتن اعلان نمودم تا خویشتن را در حضور خدای خود متواضع نموده راهی راست برای خود و عیال خویش و همهٔ اموال خود از او بطلبیم * {{verse|۸|۲۲|color=black}} زیرا خجالتداشتم که سپاهیان و سواران از پادشاه بخواهیم تا ما را از دشمنان در راه اعانت کنند چونکه بپادشاه عرض کرده گفته بودیم که دست خدای ما بر هر که او را میطلبد بنیکویی میباشد اما قدرت و غضب او بضدّ آنانی که او را ترک میکنند * {{verse|۸|۲۳|color=black}} پس روزه گرفته خدای خود را برای این طلب نمودیم و ما را مستجاب<noinclude></noinclude> mlu9r5jf6mv7wacjeptb4i4u8ydxvc2 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۵۰ 104 88237 288515 2026-06-20T18:59:36Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «فرمود * {{verse|۸|۲۴|color=black}} و دوازده نفر از رؤسای کهنه یعنی شَرَبیا و حَشَبیا و ده نفر از برادران ایشان را با ایشان جدا کردم * {{verse|۸|۲۵|color=black}} و نقره و طلا و ظروف هدیه خدای ما را که پادشاه و مشیران و سرورانش و تمامی اسرائیلیانی که حضور داشتند داده بو...» ایجاد کرد 288515 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>فرمود * {{verse|۸|۲۴|color=black}} و دوازده نفر از رؤسای کهنه یعنی شَرَبیا و حَشَبیا و ده نفر از برادران ایشان را با ایشان جدا کردم * {{verse|۸|۲۵|color=black}} و نقره و طلا و ظروف هدیه خدای ما را که پادشاه و مشیران و سرورانش و تمامی اسرائیلیانی که حضور داشتند داده بودند بایشان وزن نمودم * {{verse|۸|۲۶|color=black}} پس ششصد و پنجاه وزنه نقره و صد وزنه ظروف نقره و صد وزنه طلا بدست ایشان وزن نمودم * {{verse|۸|۲۷|color=black}} و بیست طاس طلا هزار درهم و دو ظرف برنج صیقلی خالص که مثل طلا گرانبها بود * {{verse|۸|۲۸|color=black}} و بایشان گفتم شما برای {{روخط|خداوند}} مقدّس میباشید و ظروف نیز مقدّس است و نقره و طلا بجهت یهوه خدای پدران شما هدیه تبرّعی است * {{verse|۸|۲۹|color=black}} پس بیدار باشید و اینها را حفظ نمایید تا بحضور رؤسای کهنه و لاویان و سروران آبای اسرائیل در اورشلیم بحجرههای خانه {{روخط|خداوند}} بوزن بسپارید * {{verse|۸|۳۰|color=black}} آنگاه کاهنان و لاویان وزن طلا و نقره و ظروف را گرفتند تا آنها را بخانه خدای ما باورشلیم برسانند * {{verse|۸|۳۱|color=black}} پس در روز دوازدهم ماه اول از نهر اهوا کوچ کرده متوجّه اورشلیم شدیم و دست خدای ما با ما بود و ما را از دست دشمنان و کمیننشینندگان سر راه خلاصی داد * {{verse|۸|۳۲|color=black}} و چون باورشلیم رسیدیم سه روز درآنجا توقّف نمودیم * {{verse|۸|۳۳|color=black}} و در روز چهارم نقره و طلا وظروف را در خانه خدای ما بدست مریموت بن اوریای کاهن وزن کردند و العازار بن فینحاس با او بود و یوزاباد بن یشوع و نوعدیا ابن بنّوی لاویان با ایشان بودند * {{verse|۸|۳۴|color=black}} همهٔ را بشماره و بوزن حساب کردند و وزن همهٔ در آن وقت نوشته شد * {{verse|۸|۳۵|color=black}} و اسیرانی که از اسیری برگشته بودند قربانیهای سوختنی برای خدای اسرائیل گذرانیدند یعنی دوازده گاو و نود و شش قوچ و هفتاد و هفت بره و دوازده بز نر بجهت قربانی گناه برای تمامی اسرائیل که همهٔ اینها قربانی سوختنی برای {{روخط|خداوند}} بود * {{verse|۸|۳۶|color=black}} و چون فرمانهای پادشاه را بامرای پادشاه و والیان ماورای نهر دادند ایشان قوم و خانه خدا را اعانت نمودند * {{وسط|{{روخط|باب نهم}}}} {{فصل|۹}} {{verse|۹|۱|color=black}} و بعد از تمام شدن این وقایع سروران نزد من آمده گفتند قوم اسرائیل و کاهنان و لاویان خویشتن را از امّتهای کشورها جدا نکردهاند بلکه موافق رجاسات ایشان<noinclude></noinclude> 708z7ruaeony56nxxupft8ipu4uhwoo برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۵۱ 104 88238 288516 2026-06-20T18:59:59Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «یعنی کنعانیان و حتّیان و فرزّیان و یبوسیان و عمّونیان و موآبیان و مصریان و اموریان رفتار نمودهاند * {{verse|۹|۲|color=black}} زیرا که از دختران ایشان برای خود و پسران خویش زنان گرفته و ذریت مقدّس را با امّتهای کشورها مخلوط کردهاند و دست رؤسا و حاکمان در ا...» ایجاد کرد 288516 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>یعنی کنعانیان و حتّیان و فرزّیان و یبوسیان و عمّونیان و موآبیان و مصریان و اموریان رفتار نمودهاند * {{verse|۹|۲|color=black}} زیرا که از دختران ایشان برای خود و پسران خویش زنان گرفته و ذریت مقدّس را با امّتهای کشورها مخلوط کردهاند و دست رؤسا و حاکمان در این خیانت مقدّم بوده است * {{verse|۹|۳|color=black}} پس چون این سخن را شنیدم جامه و ردای خود را چاک زدم و موی سر و ریش خود را کندم و متحّیر نشستم * {{verse|۹|۴|color=black}} آنگاه همهٔ آنانی که بسبب این عصیانِ اسیران از کلام خدای اسرائیل میترسیدند نزد من جمع شدند و من تا وقت هدیه شام متحّیر نشستم * {{verse|۹|۵|color=black}} و در وقت هدیه شام از تذلّل خود برخاستم وبا لباس و ردای دریده بهزانو درآمدم و دست خود را بسوی یهوه خدای خویش برافراشتم * {{verse|۹|۶|color=black}} و گفتم ای خدای من خجالت دارم و از بلند کردن روی خود بسوی تو ای خدایم شرم دارم زیرا گناهان ما بالای سر ما زیاده شده و تقصیرهای ما تا بآسمان عظیم گردیده است * {{verse|۹|۷|color=black}} ما از ایام پدران خود تا امروز مرتکب تقصیرهای عظیم شدهایم و ما و پادشاهان و کاهنان ما بسبب گناهان خویش بدست پادشاهان کشورها بشمشیر و اسیری و تاراج و رسوائی تسلیم گردیدهایم چنانکه امروز شده است * {{verse|۹|۸|color=black}} و حال اندک زمانی لطف از جانب یهوه خدای ما بر ما ظاهر شده مَفَرّی برای ما واگذاشته است و ما را در مکان مقدّس خود میخی عطا فرموده است و خدای ما چشمان ما را روشن ساخته اندک حیات تازهای در حین بندگی ما بما بخشیده است * {{verse|۹|۹|color=black}} زیرا که ما بندگانیم لیکن خدای ما ما را در حالت بندگی ترک نکرده است بلکه ما را منظور پادشاهان فارس گردانیده حیات تازه بما بخشیده است تا خانه خدای خود را بنا نماییم و خرابیهای آن را تعمیر کنیم و ما را در یهودا و اورشلیم قلعهای بخشیده است * {{verse|۹|۱۰|color=black}} و حال ای خدای ما بعد از این چه گوییم زیرا که اوامر تو را ترک نمودهایم * {{verse|۹|۱۱|color=black}} که آنها را بدست بندگان خود انبیا امر فرموده و گفتهای که آن زمینی که شما برای تصرّف آن میروید زمینی است که از نجاسات امّتهای کشورها نجس شده است و آن را برجاسات و نجاسات خویش از سر تا سر مملوّ ساختهاند * {{verse|۹|۱۲|color=black}} پس الان دختران خود را بپسران ایشان مدهید و دختران ایشان را برای پسران خود مگیرید وسلامتی و سعادتمندی ایشان را تا بابد مطلبید تا قوی شوید و نیکویی آن زمین را بخورید و آن را برای پسران خود بارثیت ابدی واگذارید * {{verse|۹|۱۳|color=black}} و بعد از همهٔ<noinclude></noinclude> 6xw2tpimfwu3raabllfj04tkde91jsh برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۵۲ 104 88239 288517 2026-06-20T19:00:20Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «این بلایائی که بسبب اعمال زشت و تقصیرهای عظیم ما بر ما وارد شده است با آنکه تو ای خدای ما ما را کمتر از گناهان ما عقوبت رسانیدهای و چنین خلاصیای بما دادهای * {{verse|۹|۱۴|color=black}} آیا میشود که ما بار دیگر اوامر تو را بشکنیم و با امّتهائی که مرتکب این ر...» ایجاد کرد 288517 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>این بلایائی که بسبب اعمال زشت و تقصیرهای عظیم ما بر ما وارد شده است با آنکه تو ای خدای ما ما را کمتر از گناهان ما عقوبت رسانیدهای و چنین خلاصیای بما دادهای * {{verse|۹|۱۴|color=black}} آیا میشود که ما بار دیگر اوامر تو را بشکنیم و با امّتهائی که مرتکب این رجاسات شدهاند مصاهرت نماییم و آیا تو بر ما غضب نخواهی نمود و ما را چنان هلاک نخواهی ساخت که بقیتی و نجاتی باقی نماند * {{verse|۹|۱۵|color=black}} ای یهوه خدای اسرائیل تو عادل هستی چونکه بقیتی از ما مثل امروز ناجی شدهاند اینک ما بحضور تو در تقصیرهای خویش حاضریم زیرا کسی نیست که بسبب این کارها در حضور تو تواند ایستاد * {{وسط|{{روخط|باب دهم}}}} {{فصل|۱۰}} {{verse|۱۰|۱|color=black}} پس چون عَزْرا دعا و اعتراف مینمود و گریهکنان پیش خانه خدا رو بزمین نهاده بود گروه بسیار عظیمی از مردان و زنان و اطفال اسرائیل نزد وی جمع شدند زیرا قوم زارزار میگریستند * {{verse|۱۰|۲|color=black}} و شَکَنْیا ابن یحئیل که از بنیعیلام بود جواب داد و بعَزْرا گفت ما بخدای خویش خیانت ورزیده زنان غریب از قومهای زمین گرفتهایم لیکن الان امیدی برای اسرائیل در این باب باقی است * {{verse|۱۰|۳|color=black}} پس حال با خدای خویش عهد ببندیم که آن زنان و اولاد ایشان را برحسب مشورت آقایم و آنانی که از امر خدای ما میترسند دور کنیم و موافق شریعتعمل نماییم * {{verse|۱۰|۴|color=black}} برخیز زیرا که این کار تو است و ما با تو میباشیم پس قویدل باش و بکار بپرداز * {{verse|۱۰|۵|color=black}} آنگاه عَزْرا برخاسته رؤسای کَهَنَه و لاویان و تمامی اسرائیل را قَسَم داد که برحسب این سخن عمل نمایند پس قسم خوردند * {{verse|۱۰|۶|color=black}} و عَزْرا از پیش روی خانه خدا برخاسته بحُجْره یهُوحانان بن الیاشیب رفت و نان نخورده و آب ننوشیده بآنجا رفت زیرا که بسبب تقصیر اسیران ماتم گرفته بود * {{verse|۱۰|۷|color=black}} و بهمهٔ اسیرانْ در یهودا و اورشلیم ندا دردادند که باورشلیم جمع شوند * {{verse|۱۰|۸|color=black}} و هر کسی که تا روز سوّم برحسب مشورت سروران و مشایخ حاضر نشود اموال او ضبط گردد و خودش از جماعت اسیران جدا شود * {{verse|۱۰|۹|color=black}} پس در روز سوّم که روز بیستم ماه نهم بود همهٔ مردان یهودا و بنیامین در اورشلیم جمع شدند و تمامی قوم در سِعَه خانه خدا نشستند و بسبب این امر و بسبب باران سخت میلرزیدند * {{verse|۱۰|۱۰|color=black}} آنگاه عَزْرای کاهن برخاسته بایشان<noinclude></noinclude> s23qdcz27uu4sda58awdwgcs6frhalg برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۵۳ 104 88240 288518 2026-06-20T19:01:06Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «گفت شما خیانت ورزیده و زنان غریب گرفته جرم اسرائیل را افزودهاید * {{verse|۱۰|۱۱|color=black}} پس الان یهُوه خدای پدران خود را تمجید نمایید و باراده او عمل کنید و خویشتن را از قومهای زمین و از زنان غریب جدا سازید * {{verse|۱۰|۱۲|color=black}} تمامی جماعت بآواز بلند ج...» ایجاد کرد 288518 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>گفت شما خیانت ورزیده و زنان غریب گرفته جرم اسرائیل را افزودهاید * {{verse|۱۰|۱۱|color=black}} پس الان یهُوه خدای پدران خود را تمجید نمایید و باراده او عمل کنید و خویشتن را از قومهای زمین و از زنان غریب جدا سازید * {{verse|۱۰|۱۲|color=black}} تمامی جماعت بآواز بلند جواب دادند و گفتند چنانکه بما گفتهای همچنان عمل خواهیم نمود * {{verse|۱۰|۱۳|color=black}} اما خلق بسیارند و وقت باران است و طاقت نداریم که بیرون بایستیم و این امر کار یک یا دو روز نیست زیرا که در این باب گناه عظیمی کردهایم * {{verse|۱۰|۱۴|color=black}} پس سروران ما برای تمامی جماعت تعیین بشوند و جمیع کسانی که در شهرهای ما زنان غریب گرفتهاند در وقتهای معین بیایند و مشایخ و داوران هر شهر همراهایشان بیایند تا حدّت خشم خدای ما درباره این امر از ما رفع گردد * {{verse|۱۰|۱۵|color=black}} لهذا یوناتان بن عَسائیل و یحْزِیا ابن تِقْوَه بر این امر معین شدند و مَشُلاّم و شَبْتائی لاوی ایشان را اعانت نمودند * {{verse|۱۰|۱۶|color=black}} و اسیران چنین کردند و عَزْرای کاهن و بعضی از رؤسای آبا برحسب خاندانهای آبای خود منتخب شدند و نامهای همهٔ ایشان ثبت گردید پس در روز اول ماه دهم برای تفتیش این امر نشستند * {{verse|۱۰|۱۷|color=black}} و تا روز اول ماه اول کار همهٔ مردانی را که زنان غریب گرفته بودند باتمام رسانیدند * {{verse|۱۰|۱۸|color=black}} و بعضی از پسران کاهنان پیدا شدند که زنان غریب گرفته بودند از بنییشُوع بن یوصاداق و برادرانش مَعَسْیا و اَلِیعَزْر و یاریب و جَدَلْیا * {{verse|۱۰|۱۹|color=black}} و ایشان دست دادند که زنان خود را بیرون نمایند و قوچی بجهت قربانی جرم خود گذرانیدند * {{verse|۱۰|۲۰|color=black}} و از بنیاِمّیر حَنانی و زَبَدْیا * {{verse|۱۰|۲۱|color=black}} و از بنیحاریم مَعَسْیا و ایلیا و شَمَعْیا و یحیئیل و عُزّیا * {{verse|۱۰|۲۲|color=black}} و از بنیفَشْحُور اَلْیوعینای و مَعَسْیا و اسمعیل و نَتَنْئیل و یوزاباد و اَلْعاسَه * {{verse|۱۰|۲۳|color=black}} و از لاویان یوزاباد و شِمْعی و قَلایا که قَلیطا باشد و فَتَحْیا و یهودا و اَلِیعَزْر * {{verse|۱۰|۲۴|color=black}} و از مغنّیان اَلْیاشیب و از دربانان شَلُّوم و طالَم و اُوری * {{verse|۱۰|۲۵|color=black}} و اما از اسرائیلیان از بنیفَرْعُوش رَمْیا و یزِّیا و مَلْکِیا و مِیامین و اَلِعازار و مَلْکِیا و بَنایا * {{verse|۱۰|۲۶|color=black}} و از بنیعیلام مَتَّنْیا و زَکَریا و یحیئیل و عَبْدی و یریموت و ایلّیا * {{verse|۱۰|۲۷|color=black}} و از بنیزَتُّو اَلْیوعینای و اَلْیاشیب و مَتَّنْیا و یریمُوت و زاباد و عَزیزا * {{verse|۱۰|۲۸|color=black}} و از بنیبابای یهُوحانان و حَنَنْیا و زَبّای و عَتْلای * {{verse|۱۰|۲۹|color=black}} و از بنیبانی مَشُلاّم و مَلُّوک و عَدایا و یاشوب و شَآل و راموت * {{verse|۱۰|۳۰|color=black}} و از بنیفَحَتْ موآب عَدْنا و کَلال و بَنایا و مَعَسِیا و متَّنْیا و بَصَلْئیل و بِنُّوی و مَنَسّی * {{verse|۱۰|۳۱|color=black}} و از بنیحاریم اَلِیعَزْر و اِشِّیا و مَلْکیا<noinclude></noinclude> 30v0da5mjb8yn21yuo85lryvb6eqkmg برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۵۴ 104 88241 288519 2026-06-20T19:01:58Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و شَمَعْیا و شِمْعُون * {{verse|۱۰|۳۲|color=black}} و بنیامین و مَلُّوک و شَمَرْیا * {{verse|۱۰|۳۳|color=black}} از بنیحاشوم متّنای و متّاته و زاباد و اَلیفَلَط و یریمای و مَنَسّی و شِمْعی * {{verse|۱۰|۳۴|color=black}} از بنیبانـی مَعَدای و عَمْرام و اوئیل * {{verse|۱۰|۳۵|color=black}}...» ایجاد کرد 288519 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و شَمَعْیا و شِمْعُون * {{verse|۱۰|۳۲|color=black}} و بنیامین و مَلُّوک و شَمَرْیا * {{verse|۱۰|۳۳|color=black}} از بنیحاشوم متّنای و متّاته و زاباد و اَلیفَلَط و یریمای و مَنَسّی و شِمْعی * {{verse|۱۰|۳۴|color=black}} از بنیبانـی مَعَدای و عَمْرام و اوئیل * {{verse|۱۰|۳۵|color=black}} و بَنایا و بِیدِیا و کَلُوهی * {{verse|۱۰|۳۶|color=black}} و وَنْیا و مَریموت و اَلْیاشیب * {{verse|۱۰|۳۷|color=black}} و مَتَّنْیـا و مَتَّنای و یعْسوُ * {{verse|۱۰|۳۸|color=black}} و بانی و بِنُّوی وشِمْعی * {{verse|۱۰|۳۹|color=black}} و شَلَمْیـا و ناتان و عَدایا * {{verse|۱۰|۴۰|color=black}} و مَکْنَدْبای و شاشای و شارای * {{verse|۱۰|۴۱|color=black}} و عَزْرئیـل و شَلَمْیا و شَمَرْیـا * {{verse|۱۰|۴۲|color=black}} و شلُّوم و اَمَرْیـا و یوسـف * {{verse|۱۰|۴۳|color=black}} از بنینَبُــو یعیئیل و مَتَّتْیا و زاباد و زَبینا و یدُّو و یوئیل و بَنایا * {{verse|۱۰|۴۴|color=black}} جمیـع اینهـا زنان غریب گرفته بودند و بعضی از ایشان زنانی داشتند که از آنها پسران تولید نموده بودند * {{dhr|4em}} {{double rule|8em}} {{ته}}<noinclude></noinclude> l38z80r6krkx65uztgmnr0cwa479usp کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب عزرا 0 88242 288520 2026-06-20T19:03:46Z Hanooz 17889 صفحه‌ای تازه حاوی «{{header | title = [[../]] | author = | translator = | section = کتاب عزرا | previous = [[../کتاب دوم تواریخ ایام/]] | next = [[../کتاب نحمیا/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=738 to=754></pages>» ایجاد کرد 288520 wikitext text/x-wiki {{header | title = [[../]] | author = | translator = | section = کتاب عزرا | previous = [[../کتاب دوم تواریخ ایام/]] | next = [[../کتاب نحمیا/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=738 to=754></pages> ph1f5rgkivmskwnen00pv3cjrr7mk0r کتاب عزرا 0 88243 288521 2026-06-20T19:04:17Z Hanooz 17889 تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب عزرا]] 288521 wikitext text/x-wiki #تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب عزرا]] lnevu9kc1mes3mfvw07u4t6bk8v8ep2 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۵۵ 104 88244 288522 2026-06-20T19:05:30Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} کلام نَحَمِیا ابن حَکَلْیا در ماهِ کِسلوُ در سالبیستم هنگامی که من در دارالّسلطنه شوشان بودم واقع شد * {{verse|۱|۲|color=black}} که حنانی یکی از برادرانم با کسانی چند از یهودا آمدند و از ایشان درباره بقیه یهود...» ایجاد کرد 288522 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} کلام نَحَمِیا ابن حَکَلْیا در ماهِ کِسلوُ در سالبیستم هنگامی که من در دارالّسلطنه شوشان بودم واقع شد * {{verse|۱|۲|color=black}} که حنانی یکی از برادرانم با کسانی چند از یهودا آمدند و از ایشان درباره بقیه یهودی که از اسیری باقی مانده بودند و درباره اورشلیم سؤال نمودم * {{verse|۱|۳|color=black}} ایشان مرا جواب دادند آنانی که آنجا در بلوک از اسیری باقی ماندهاند در مصیبت سخت و افتضاح میباشند و حصار اورشلیم خراب و دروازههایش بآتش سوخته شده است * {{verse|۱|۴|color=black}} و چون این سخنان را شنیدم نشستم و گریه کرده ایامی چند ماتم داشتم و بحضور خدای آسمانها روزه گرفته دعا نمودم * {{verse|۱|۵|color=black}} و گفتم آه ای یهوه خدای آسمانها ای خدای عظیم و مَهیب که عهد و رحمت را بر آنانی که تو را دوست میدارند و اوامر تو را حفظ مینمایند نگاه میداری * {{verse|۱|۶|color=black}} گوشهای تو متوجّه و چشمانت گشاده شود و دعای بنده خود را که من در این وقت نزد تو روز و شب درباره بندگانت بنی اسرائیل مینمایم اجابت فرمائی و بگناهان بنی اسرائیل که بتو ورزیدهایم اعتراف مینمایم زیرا که هم من و هم خاندان پدرم گناه کردهایم * {{verse|۱|۷|color=black}} به درستی که بتو مخالفت عظیمی ورزیدهایم و اوامر و فرایض و احکامی را که ببنده خود موسی فرموده بودی نگاه نداشتهایم * {{verse|۱|۸|color=black}} پس حال کلامی را که ببنده خود موسی امر فرمودی بیاد آور که گفتی شما خیانت خواهید ورزید و من شما را در میان امّتها پراکنده خواهم ساخت * {{verse|۱|۹|color=black}} اما چون بسوی من بازگشت نمایید و اوامر مرا نگاه داشته بآنها عمل نمایید اگر چه پراکندگان شما در اقصای آسمانها باشند من ایشان را از آنجا جمع خواهم کرد و بمکانی که آن را برگزیدهام تا نام خود را در آن ساکن سازم درخواهم آورد * {{verse|۱|۱۰|color=black}} و ایشان بندگان و قوم تو میباشند که ایشان را بقوّت عظیم خود و بدست قوی<noinclude></noinclude> 7avhuta3vvi43nsnxse3aa5tzr0lvhi برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۵۶ 104 88245 288523 2026-06-20T19:06:03Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «خویش فدیه دادهای * {{verse|۱|۱۱|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} گوش تو بسوی دعای بندهات و دعای بندگانت که برغبت تمام از اسم تو ترسان میباشند متوجّه بشود و بنده خود را امروز کامیاب فرمائی و او را بحضور این مرد مرحمت عطا کنی زیرا که من ساقی پادشاه بودم * {{وسط...» ایجاد کرد 288523 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خویش فدیه دادهای * {{verse|۱|۱۱|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} گوش تو بسوی دعای بندهات و دعای بندگانت که برغبت تمام از اسم تو ترسان میباشند متوجّه بشود و بنده خود را امروز کامیاب فرمائی و او را بحضور این مرد مرحمت عطا کنی زیرا که من ساقی پادشاه بودم * {{وسط|{{روخط|باب دوم}}}} {{فصل|۲}} {{verse|۲|۱|color=black}} و در ماه نیسان در سال بیستم اَرْتَحْشَسْتا پادشاه واقع شد که شراب پیش وی بود و من شراب را گرفته بپادشاه دادم و قبل از آن من در حضورش ملول نبودم * {{verse|۲|۲|color=black}} و پادشاه مرا گفت روی تو چرا ملول است با آنکه بیمار نیستی این غیر از ملالت دل چیزی نیست پس من بینهایت ترسان شدم * {{verse|۲|۳|color=black}} و بپادشاه گفتم پادشاه تا بابد زنده بماند رویم چگونه ملول نباشد وحال آنکه شهری که موضع قبرهای پدرانم باشد خراب است و دروازههایش بآتش سوخته شده * {{verse|۲|۴|color=black}} پادشاه مرا گفت چه چیز میطلبی آنگاه نزد خدای آسمانها دعا نمودم * {{verse|۲|۵|color=black}} و بپادشاه گفتم اگر پادشاه را پسند آید و اگر بندهات در حضورش التفات یابد مرا بیهودا و شهر مقبرههای پدرانم بفرستی تا آن را تعمیر نمایم * {{verse|۲|۶|color=black}} پادشاه مرا گفت و مَلِکه بپهلوی او نشسته بود طول سفرت چه قدر خواهد بود و کی مراجعت خواهی نمود پس پادشاه صواب دید که مرا بفرستد و زمانی برایش تعیین نمودم * {{verse|۲|۷|color=black}} و بپادشاه عرض کردم اگر پادشاه مصلحت بیند مکتوبات برای والیان ماورای نهر بمن عطا شود تا مرا بدرقه نمایند و بیهودا برسانند * {{verse|۲|۸|color=black}} و مکتوبی نیز بآساف که ناظر درختستانهای پادشاه است تا چوب برای سقف دروازههای قصر که متعلّق بخانه است بمن داده شود و هم برای حصار شهر و خانهای که من در آن ساکن شوم پس پادشاه برحسب دست مهربان خدایم که بر من بود اینها را بمن عطا فرمود * {{verse|۲|۹|color=black}} پس چون نزد والیان ماورای نهر رسیدم مکتوبات پادشاه را بایشان دادم و پادشاه سرداران سپاه و سواران نیز همراه من فرستاده بود * {{verse|۲|۱۰|color=black}} اما چون سَنْبَلَّطِ حَرُونی و طُوبِیای غلام عَمُّونی این را شنیدند ایشان را بسیار ناپسند آمد که کسی بجهت طلبیدن نیکویی بنی اسرائیل آمده است * {{verse|۲|۱۱|color=black}} پس باورشلیم رسیدم و در آنجا سه روز ماندم * {{verse|۲|۱۲|color=black}} و شبگاهان باتّفاق چند نفری که همراه من بودند برخاستم و بکسی نگفته بودم که خدایم در دل من چه نهاده بود که برای اورشلیم بکنم<noinclude></noinclude> eksiicv6rg0ieni9h2t25pqktre13fl برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۵۷ 104 88246 288524 2026-06-20T19:06:39Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و چهارپائی بغیر از آن چهارپائی که بر آن سوار بودم با من نبود * {{verse|۲|۱۳|color=black}} پس شبگاهان از دروازه وادی در مقابل چشمه اژدها تا دروازه خاکروبه بیرون رفتم و حصار اورشلیم را که خراب شده بود و دروازههایش را که بآتش سوخته شده بود ملاحظه نمودم * {{verse|...» ایجاد کرد 288524 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و چهارپائی بغیر از آن چهارپائی که بر آن سوار بودم با من نبود * {{verse|۲|۱۳|color=black}} پس شبگاهان از دروازه وادی در مقابل چشمه اژدها تا دروازه خاکروبه بیرون رفتم و حصار اورشلیم را که خراب شده بود و دروازههایش را که بآتش سوخته شده بود ملاحظه نمودم * {{verse|۲|۱۴|color=black}} و از دروازه چشمه نزد بَرَکه پادشاه گذشتم و برای عبور چهارپائی که زیر من بود راهی نبود * {{verse|۲|۱۵|color=black}} و در آن شب بکنار نهر برآمده حصار را ملاحظه نمودم و برگشته از دروازه وادی داخل شده مراجعت نمودم * {{verse|۲|۱۶|color=black}} و سروران ندانستند که کجا رفته یا چه کرده بودم زیرا بیهُودیان و بکاهنان و بشرفا و سروران و بدیگر کسانی که در کار مشغول میبودند هنوز خبر نداده بودم * {{verse|۲|۱۷|color=black}} پس بایشان گفتم شما بلائی را که در آن هستیم که اورشلیم چگونه خراب و دروازههایش بآتش سوخته شده است میبینید بیایید و حصار اورشلیم را تعمیر نماییم تا دیگر رسوا نباشیم * {{verse|۲|۱۸|color=black}} و ایشان را از دست خدای خود که بر من مهربان میبود و نیز از سخنانی که پادشاه بمن گفته بود خبر دادم آنگاه گفتند برخیزیم و تعمیر نماییم پس دستهای خود را برای کارِ خوب قوی ساختند * {{verse|۲|۱۹|color=black}} اما چون سَنْبَلَّطِ حَرُونی و طُوبیای غلام عَمّونی و جَشَمِ عَرَبی این را شنیدند ما را استهزا نمودند و ما را حقیر شمرده گفتند این چه کار است که شما میکنید آیا بر پادشاه فتنه میانگیزید * {{verse|۲|۲۰|color=black}} من ایشان را جواب داده گفتم خدای آسمانها ما را کامیاب خواهد ساخت پس ما که بندگان او هستیم برخاسته تعمیر خواهیم نمود اما شما را در اورشلیم نه نصیبی و نه حقّی و نه ذکری میباشد * {{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} و اَلْیاشیب رئیس کَهَنَه و برادرانش از کاهنان برخاسته دروازه گوسفند را بنا کردند ایشان آن را تقدیس نموده دروازههایش را برپا نمودند و آن را تا برج میا و برج حَنَنْئیل تقدیس نمودند * {{verse|۳|۲|color=black}} و بپهلوی او مردان اریحا بنا کردند و بپهلوی ایشان زکّور بن امری بنا نمود * {{verse|۳|۳|color=black}} و پسران هَسْنَاهٔ دروازه ماهی را بنا کردند ایشان سقف آن را ساختند و درهایش را با قفلها و پشتبندهایش برپا نمودند * {{verse|۳|۴|color=black}} و بپهلوی ایشان مَریمُوت بن اُوریا ابن حَقُّوص تعمیر نمود و بپهلوی ایشان مَشُلاّم بن بَرَکِیا ابن مَشِیزَبْئیل تعمیر نمود و بپهلوی ایشان صادوق بن بَعْنا تعمیر نمود * {{verse|۳|۵|color=black}} و بپهلوی ایشان<noinclude></noinclude> 4zd9mfxudo44wzaxxhvn9s1ihpq3tcq برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۵۸ 104 88247 288525 2026-06-20T19:07:02Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «تَقُوعیان تعمیر کردند اما بزرگان ایشان گردن خود را بخدمت {{روخط|خداوند}} خویش ننهادند * {{verse|۳|۶|color=black}} و یویاداع بن فاسیح و مَشُلاّم بن بَسُودِیا دروازه کُهْنه را تعمیر نمودند ایشان سقف آن را ساختند و درهایش را با قفلها و پشتبندهایش برپا نمودن...» ایجاد کرد 288525 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>تَقُوعیان تعمیر کردند اما بزرگان ایشان گردن خود را بخدمت {{روخط|خداوند}} خویش ننهادند * {{verse|۳|۶|color=black}} و یویاداع بن فاسیح و مَشُلاّم بن بَسُودِیا دروازه کُهْنه را تعمیر نمودند ایشان سقف آن را ساختند و درهایش را با قفلها و پشتبندهایش برپا نمودند * {{verse|۳|۷|color=black}} و بپهلوی ایشان مَلَتِیای جَبَعُونی و یادُونِ میرُونُوتی و مردان جَبَعُون و مِصْفَه آنچه را که متعلّق بکُرسی والی ماورای نهر بود تعمیر نمودند * {{verse|۳|۸|color=black}} و بپهلوی ایشان عُزّیئیل بن حَرْهایا که از زرگران بود تعمیر نمود و بپهلوی او حَنَنْیا که از عطّاران بود تعمیر نمود پس اینان اورشلیم را تا حصار عریض مستحکم ساختند * {{verse|۳|۹|color=black}} و بپهلوی ایشان رَفایا ابن حُور که رئیسِ نصفِ بلدِ اورشلیم بود تعمیر نمود * {{verse|۳|۱۰|color=black}} و بپهلوی ایشان یدایا ابن حَرُوماف در برابر خانه خود تعمیر نمود و بپهلوی او حَطُّوش بن حَشَبْنِیا تعمیر نمود * {{verse|۳|۱۱|color=black}} و مَلْکِیا ابن حاریم و حَشُّوب بن فَحَتْ موآب قسمت دیگر و بُرج تنورها را تعمیر نمودند * {{verse|۳|۱۲|color=black}} و بپهلوی اوشَلُّوم بن هَلُّوحیش رئیسِ نصفِ بلدِ اورشلیم او و دخترانش تعمیر نمودند * {{verse|۳|۱۳|color=black}} و حانُون و ساکنان زانوح دروازه وادی را تعمیر نمودند ایشان آن را بنا کردند و درهایش را با قفلها و پشتبندهایش برپا نمودند و هزار ذراع حصار را تا دروازه خاکروبه * {{verse|۳|۱۴|color=black}} و مَلْکیا اَبن رَکاب رئیس بلدِ بیتهَکّارِیم دروازه خاکروبه را تعمیر نمود او آن را بنا کرد و درهایش را با قفلها و پشتبندهایش برپا نمود * {{verse|۳|۱۵|color=black}} و شَلُّون بن کُلْخُوْزه رئیس بلد مِصْفَه دروازه چشمه را تعمیر نمود او آن را بنا کرده سقف آن را ساخت و درهایش را با قفلها و پشتبندهایش برپا نمود و حصار بَرْکَه شَلَحْ را نزد باغ پادشاه نیز تا زینهای که از شهر داود فرود میآمد * {{verse|۳|۱۶|color=black}} و بعد از او نَحَمِیا ابن عَزْبُوق رئیسِ نصفِ بلدِ بیتصور تا برابر مقبره داود و تا بِرْکَه مصنوعه و تا بیت جبّاران را تعمیر نمود * {{verse|۳|۱۷|color=black}} و بعد از او لاویان رَحُوْم بن بانی تعمیر نمود و بپهلوی او حَشَبْیا رئیسِ نصفِ بلدِ قَعیلَه در حصّه خود تعمیر نمود * {{verse|۳|۱۸|color=black}} و بعد از او برادران ایشان بَوّای ابن حیناداد رئیسِ نصفِ بلدِ قَعیلَه تعمیر نمود * {{verse|۳|۱۹|color=black}} و بپهلوی او عازَرْ بن یشُوع رئیس مِصْفَه قسمت دیگر را در برابر فراز سلاحخانه نزد زاویه تعمیر نمود * {{verse|۳|۲۰|color=black}} و بعد از او باروک بن زَبّای بصمیم قلب قسمت دیگر را از زاویه تا دروازه اَلْیاشیب رئیس کَهَنَه تعمیر نمود * {{verse|۳|۲۱|color=black}} و بعد از او مَریمُوت بن اوریا ابن هَقُّوص قسمت دیگر را از در خانه الیاشیب تا آخر خانه اَلْیاشیب تعمیر نمود * {{verse|۳|۲۲|color=black}} و بعد از او<noinclude></noinclude> kb0d7k7gov7fcn3jqcel65741jd59mi برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۵۹ 104 88248 288526 2026-06-20T19:07:29Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «کاهنان از اهل غُوْر تعمیر نمودند * {{verse|۳|۲۳|color=black}} و بعد از ایشان بنیامین و حَشُّوب در برابر خانه خود تعمیر نمودند و بعد از ایشان عَزریا ابن مَعَسْیا ابن عَنَنْیا بجانب خانه خود تعمیر نمود * {{verse|۳|۲۴|color=black}} و بعد از او بنّوی ابن حینادادقسمت دی...» ایجاد کرد 288526 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>کاهنان از اهل غُوْر تعمیر نمودند * {{verse|۳|۲۳|color=black}} و بعد از ایشان بنیامین و حَشُّوب در برابر خانه خود تعمیر نمودند و بعد از ایشان عَزریا ابن مَعَسْیا ابن عَنَنْیا بجانب خانه خود تعمیر نمود * {{verse|۳|۲۴|color=black}} و بعد از او بنّوی ابن حینادادقسمت دیگر را از خانه عَزَرْیا تا زاویه و تا برجش تعمیر نمود * {{verse|۳|۲۵|color=black}} و فالال بن اوزای از برابر زاویه و برجی که از خانه فوقانی پادشاه خارج و نزد زندانخانه است تعمیر نمود و بعد از او فدایا ابن فَرْعُوش * {{verse|۳|۲۶|color=black}} و نَتِینیم در عُوفَل تا برابر دروازه آب بسوی مشرق و برج خارجی ساکن بودند * {{verse|۳|۲۷|color=black}} و بعد از او تَقُّوعیان قسمت دیگر را از برابر برج خارجی بزرگ تا حصار عُوفَل تعمیر نمودند * {{verse|۳|۲۸|color=black}} و کاهنان هر کدام در برابر خانه خود از بالای دروازه اسبان تعمیر نمودند * {{verse|۳|۲۹|color=black}} و بعد از ایشان صادوق بن اِمّیر در برابر خانه خود تعمیر نمود و بعد از او شَمَعْیا ابن شَکَنْیا که مستحفظ دروازه شرقی بود تعمیر نمود * {{verse|۳|۳۰|color=black}} و بعد از او حَنَنْیا ابن شَلَمْیا و حانُون پسر ششم صالاف قسمت دیگر را تعمیر نمودند و بعد از ایشان مَشُلاّم بن بَرَکِیا در برابر مسکن خود تعمیر نمود * {{verse|۳|۳۱|color=black}} و بعد او از مَلْکِیا که یکی از زرگران بود تا خانههای نَتِینْیم و تجّار را در برابر دروازه مفقاد تا بالاخانه برج تعمیر نمود * {{verse|۳|۳۲|color=black}} و میان بالاخانه برج و دروازه گوسفند را زرگران و تاجران تعمیر نمودند * {{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}} {{فصل|۴}} {{verse|۴|۱|color=black}} و هنگامی که سَنْبَلَّط شنید که ما ببنای حصار مشغول هستیم خشمش افروخته شده بسیار غضبناک گردید و یهودیان را استهزا نمود * {{verse|۴|۲|color=black}} و در حضور برادرانش و لشکر سامره متکلّم شده گفت این یهودیانِ ضعیف چه میکنند آیا شهر را برای خود مستحکم خواهند ساخت و قربانی خواهند گذرانید و در یک روز کار را بانجام خواهند رسانید و سنگها از تودههای خاکروبه زنده خواهند ساخت و حال آنکه سوخته شده است * {{verse|۴|۳|color=black}} و طُوبیایعَمُّونی که نزد او بود گفت اگر شغالی نیز بر آنچه ایشان بنا میکنند بالا رود حصار سنگی ایشان را منهدم خواهد ساخت * {{verse|۴|۴|color=black}} ای خدای ما بشنو زیرا که خوار شدهایم و ملامت ایشان را بسر ایشان برگردان و ایشان را در زمین اسیری بتاراج تسلیم کن * {{verse|۴|۵|color=black}} و عصیان ایشان را مستور منما و گناه ایشان را از حضور خود محو مساز<noinclude></noinclude> pgwhn8rmm2p8zevar08w1g0br8cgtoz برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۶۰ 104 88249 288527 2026-06-20T19:07:47Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «زیرا که خشم تو را پیش روی بنّایان بهیجان آوردهاند * {{verse|۴|۶|color=black}} پس حصار را بنا نمودیم و تمامی حصار تا نصف بلندیاش بهم پیوست زیرا که دل قوم در کار بود * {{verse|۴|۷|color=black}} و چون سَنْبَلَّط و طُوبیا و اعراب و عَمُّونیان و اَشْدُوْدیان شنیدند که مرم...» ایجاد کرد 288527 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>زیرا که خشم تو را پیش روی بنّایان بهیجان آوردهاند * {{verse|۴|۶|color=black}} پس حصار را بنا نمودیم و تمامی حصار تا نصف بلندیاش بهم پیوست زیرا که دل قوم در کار بود * {{verse|۴|۷|color=black}} و چون سَنْبَلَّط و طُوبیا و اعراب و عَمُّونیان و اَشْدُوْدیان شنیدند که مرمّت حصار اورشلیم پیش رفته است و شکافهایش بسته میشود آنگاه خشم ایشان بشدّت افروخته شد * {{verse|۴|۸|color=black}} و جمیع ایشان توطئه نمودند که بیایند و با اورشلیم جنگ نمایند و بآن ضرر برسانند * {{verse|۴|۹|color=black}} پس نزد خدای خود دعا نمودیم و از ترس ایشان روز و شب پاسبانان در مقابل ایشان قرار دادیم * {{verse|۴|۱۰|color=black}} و یهودیان گفتند که قوّت حمّالان تلف شده است و هوار بسیار است که نمیتوانیم حصار را بنا نماییم * {{verse|۴|۱۱|color=black}} و دشمنان ما میگفتند آگاه نخواهند شد و نخواهند فهمید تا ما در میان ایشان داخل شده ایشان را بکشیم و کار را تمام نماییم * {{verse|۴|۱۲|color=black}} و واقع شد که یهودیانی که نزد ایشان ساکن بودند آمده ده مرتبه بما گفتند چون شما برگردید ایشان از هر طرف بر ما حمله خواهند آورد * {{verse|۴|۱۳|color=black}} پس قوم را در جایهای پست در عقب حصار و بر مکانهای خالی تعیین نمودم و ایشان را برحسب قبایل ایشان با شمشیرها و نیزهها و کمانهای ایشان قرار دادم * {{verse|۴|۱۴|color=black}} پس نظر کردهبرخاستم و ببزرگان و سروران و بقیه قوم گفتم از ایشان مترسید بلکه {{روخط|خداوند}} عظیم و مَهیب را بیاد آورید و بجهت برادران و پسران و دختران و زنان و خانههای خود جنگ نمایید * {{verse|۴|۱۵|color=black}} و چون دشمنان ما شنیدند که ما آگاه شدهایم و خدا مشورت ایشان را باطل کرده است آنگاه جمیع ما هر کس بکار خود بحصار برگشتیم * {{verse|۴|۱۶|color=black}} و از آن روز ببعد نصف بندگان من بکار مشغول میبودند و نصف دیگر ایشان نیزهها و سپرها و کمانها و زرهها را میگرفتند و سروران در عقب تمام خاندان یهودا میبودند * {{verse|۴|۱۷|color=black}} و آنانی که حصار را بنا میکردند و آنانی که بار میبردند و عملهها هر کدام بیک دست کار میکردند و بدست دیگر اسلحه میگرفتند * {{verse|۴|۱۸|color=black}} و بنّایان هر کدام شمشیر بر کمر خود بسته بنّائی میکردند و کَرِنّانواز نزد من ایستاده بود * {{verse|۴|۱۹|color=black}} و ببزرگان و سروران و بقیه قوم گفتم کارْ بسیار وسیع است و ما بر حصار متفّرق و از یکدیگر دور میباشیم * {{verse|۴|۲۰|color=black}} پس هر جا که آواز کَرِنّا را بشنوید در آنجا نزد ما جمع شوید و خدای ما برای ما جنگ خواهد نمود * {{verse|۴|۲۱|color=black}} پس بکار مشغول شدیم و نصف ایشان از طلوع فجر تا بیرون آمدن ستارگان نیزهها را میگرفتند * {{verse|۴|۲۲|color=black}} و هم در آن وقت بقوم گفتم هر کس با بندگانش در اورشلیم منزل<noinclude></noinclude> aihzwrrlphlrg3yqdpha7artn1jojfa برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۶۱ 104 88250 288528 2026-06-20T19:08:16Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «کند تا در شب برای ما پاسبانی نماید و در روز بکار بپردازد * {{verse|۴|۲۳|color=black}} و من و برادران و خادمان من و پاسبانی که در عقب من میبودند هیچکدام رخت خود را نکندیم و هر کس با اسلحه خود بآب میرفت * {{وسط|{{روخط|باب پنجم}}}} {{فصل|۵}} {{verse|۵|۱|color=black}} و قوم و زن...» ایجاد کرد 288528 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>کند تا در شب برای ما پاسبانی نماید و در روز بکار بپردازد * {{verse|۴|۲۳|color=black}} و من و برادران و خادمان من و پاسبانی که در عقب من میبودند هیچکدام رخت خود را نکندیم و هر کس با اسلحه خود بآب میرفت * {{وسط|{{روخط|باب پنجم}}}} {{فصل|۵}} {{verse|۵|۱|color=black}} و قوم و زنان ایشان بر برادران یهود خود فریاد عظیمی برآوردند * {{verse|۵|۲|color=black}} و بعضی از ایشان گفتند که ما و پسران و دختران ما بسیاریم پس گندم بگیریم تا بخوریم و زنده بمانیم * {{verse|۵|۳|color=black}} و بعضی گفتند مزرعهها و تاکستانها و خانههای خود را گرو میدهیم تا بسبب قحط گندم بگیریم * {{verse|۵|۴|color=black}} و بعضی گفتند که نقره را بعوض مزرعهها و تاکستانهای خود برای جزیه پادشاه قرض گرفتیم * {{verse|۵|۵|color=black}} و حال جسد ما مثل جسدهای برادران ماست و پسران ما مثل پسران ایشان و اینک ما پسران و دختران خود را ببندگی میسپاریم و بعضی از دختران ما کنیز شدهاند و در دست ما هیچ استطاعتی نیست زیرا که مزرعهها و تاکستانهای ما از آن دیگران شده است * {{verse|۵|۶|color=black}} پس چون فریاد ایشان و این سخنان را شنیدم بسیار غضبناک شدم * {{verse|۵|۷|color=black}} و با دل خود مشورت کرده بزرگان و سروران را عَتاب نمودم و بایشان گفتم شما هر کس از برادر خود ربا میگیرید و جماعتی عظیم بضّد ایشان جمع نمودم * {{verse|۵|۸|color=black}} و بایشان گفتم ما برادران یهود خود را که بامّتها فروخته شدهاند حتّیالمقدور فدیه کردهایم و آیا شما برادران خود را میفروشید و آیا میشود که ایشان بما فروخته شوند پس خاموش شده جوابی نیافتند * {{verse|۵|۹|color=black}} و گفتم کاری که شما میکنید خوب نیست آیا نمیباید شما بسبب ملامت امّتهائی که دشمن ما میباشند در ترس خدایما سلوک نمایید * {{verse|۵|۱۰|color=black}} و نیز من و برادران و بندگانم نقره و غلّه بایشان قرض دادهایم پس سزاوار است که این ربا را ترک نماییم * {{verse|۵|۱۱|color=black}} و الان امروز مزرعهها و تاکستانها و باغات زیتون و خانههای ایشان و صد یک از نقره و غلّه و عصیر انگور و روغن که بر ایشان نهادهاید بایشان ردّ کنید * {{verse|۵|۱۲|color=black}} پس جواب دادند که ردّ خواهیم کرد و از ایشان مطالبه نخواهیم نمود و چنانکه تو فرمودی بعمل خواهیم آورد آنگاه کاهنان را خوانده بایشان قَسَم دادم که بروفق این کلام رفتار نمایند * {{verse|۵|۱۳|color=black}} پس دامن خود را تکانیده گفتم خدا هر کس را که این کلام را ثابت ننماید<noinclude></noinclude> h72a5tno5zghista2uucl97e8jmn7ov برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۶۲ 104 88251 288529 2026-06-20T19:08:33Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «از خانه و کسبش چنین بتکاند و باین قَسَم تکانیده و خالی بشود پس تمامی جماعت گفتند آمین و {{روخط|خداوند}} را تسبیح خواندند و قوم برحسب این کلام عمل نمودند * {{verse|۵|۱۴|color=black}} و نیز از روزی که بوالی بودن زمین یهوه مأمور شدم یعنی از سال بیستم تا سال سی و...» ایجاد کرد 288529 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>از خانه و کسبش چنین بتکاند و باین قَسَم تکانیده و خالی بشود پس تمامی جماعت گفتند آمین و {{روخط|خداوند}} را تسبیح خواندند و قوم برحسب این کلام عمل نمودند * {{verse|۵|۱۴|color=black}} و نیز از روزی که بوالی بودن زمین یهوه مأمور شدم یعنی از سال بیستم تا سال سی و دوّمِ اَرْتَحْشَسْتا پادشاه که دوازده سال بود من و برادرانم وظیفه والیگری را نخوردیم * {{verse|۵|۱۵|color=black}} اما والیان اوّل که قبل از من بودند بر قوم بار سنگین نهاده علاوه بر چهل مثقال نقره نان و شراب نیز از ایشان میگرفتند و خادمان ایشان بر قوم حکمرانی میکردند لیکن من بسبب ترس خدا چنین نکردم * {{verse|۵|۱۶|color=black}} و من نیز در ساختن حصار مشغول میبودم و هیچ مزرعه نخریدیم و همهٔ بندگان من در آنجا بکار جمع بودند * {{verse|۵|۱۷|color=black}} و صد و پنجاه نفر از یهودیان و سروران سوای آنانی که از امّتهای مجاور ما نزد ما میآمدند بر سفره من خوراک میخوردند * {{verse|۵|۱۸|color=black}} و آنچه برای هر روز مهیا میشد یک گاو و شش گوسفند پرواری میبود و مرغها نیز برای من حاضر میکردند و هر ده روزمقداری کثیر از هر گونه شراب اما معهذا وظیفه والیگری را نطلبیدم زیرا که بندگی سخت بر این قوم میبود * {{verse|۵|۱۹|color=black}} ای خدایم موافق هر آنچه باین قوم عمل نمودم مرا بنیکویی یاد آور * {{وسط|{{روخط|باب ششم}}}} {{فصل|۶}} {{verse|۶|۱|color=black}} و چون سَنْبَلَّط و طُوبیا و جَشَم عربی و سایر دشمنان ما شنیدند که حصار را بنا کردهام و هیچ رخنهای در آن باقی نمانده است با آنکه درهای دروازههایش را هنوز برپا ننموده بودم * {{verse|۶|۲|color=black}} سَنْبَلَّط و جَشَم نزد من فرستاده گفتند بیا تا در یکی از دهات بیابان اونو ملاقات کنیم اما ایشان قصد ضرر من داشتند * {{verse|۶|۳|color=black}} پس قاصدان نزد ایشان فرستاده گفتم من در مهمّ عظیمی مشغولم و نمیتوانم فرود آیم چرا کار حینی که من آن را ترک کرده نزد شما فرود آیم بتعویق افتد * {{verse|۶|۴|color=black}} و ایشان چهار دفعه مثل این پیغام بمن فرستادند و من مثل این جواب بایشان پس فرستادم * {{verse|۶|۵|color=black}} پس سَنْبَلَّط دفعه پنجم خادم خود را بهمین طور نزد من فرستاد و مکتوبی گشوده در دستش بود * {{verse|۶|۶|color=black}} که در آن مرقوم بود در میان امّتها شهرت یافته است و جَشَم این را میگوید که تو و یهود قصد فتنهانگیزی دارید و برای همین حصار را بنا میکنی و تو بروفق این کلام<noinclude></noinclude> b4uidlcx3papqtj2byj9wzuuvex4fn5 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۶۳ 104 88252 288530 2026-06-20T19:08:49Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «میخواهی که پادشاه ایشان بشوی * {{verse|۶|۷|color=black}} و انبیا نیز تعیین نموده تا درباره تو در اورشلیم ندا کرده گویند که در یهودا پادشاهی است و حال بروفق این کلام خبر بپادشاه خواهد رسید پس بیا تا با هم مشورت نماییم * {{verse|۶|۸|color=black}} آنگاه نزد او فرستاده گ...» ایجاد کرد 288530 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>میخواهی که پادشاه ایشان بشوی * {{verse|۶|۷|color=black}} و انبیا نیز تعیین نموده تا درباره تو در اورشلیم ندا کرده گویند که در یهودا پادشاهی است و حال بروفق این کلام خبر بپادشاه خواهد رسید پس بیا تا با هم مشورت نماییم * {{verse|۶|۸|color=black}} آنگاه نزد او فرستاده گفتم مثل این کلام که تو میگویی واقع نشده است بلکه آن را از دل خود ابداع نمودهای * {{verse|۶|۹|color=black}} زیرا جمیع ایشان خواستند ما را بترسانند باین قصد که دستهای ما را از کار باز دارند تا کرده نشود پس حال ای خدا دستهای مرا قوّی ساز * {{verse|۶|۱۰|color=black}} و بخانه شَمَعْیا ابن دَلایا ابن مَهِیطَبْئیل رفتم و او در را بر خود بسته بود پس گفت در خانه خدا در هیکل جمع شویم و درهای هیکل را ببندیم زیرا که بقصد کشتن تو خواهند آمد شبانگاه برای کشتن تو خواهند آمد * {{verse|۶|۱۱|color=black}} من گفتم آیا مردی چون من فرار بکند و کیست مثل من که داخل هیکل بشود تا جان خود را زنده نگاه دارد من نخواهم آمد * {{verse|۶|۱۲|color=black}} زیرا درک کردم که خدا او را هرگز نفرستاده است بلکه خودش بضدّ من نبوّت میکند و طُوبیا و سَنْبَلَّط او را اجیر ساختهاند * {{verse|۶|۱۳|color=black}} و از این جهت او را اجیر کردهاند تا من بترسم و باینطور عمل نموده گناه ورزم و ایشان خبر بد پیدا نمایند که مرا مفتضح سازند * {{verse|۶|۱۴|color=black}} ای خدایم طُوبیا و سَنْبَلَّط را موافق این اعمال ایشان و همچنین نُوعَدْیه نبیه و سایر انبیا را که میخواهند مرا بترسانند بیاد آور * {{verse|۶|۱۵|color=black}} پس حصار در بیست و پنجم ماه اِیلُول در پنجاه و دو روز باتمام رسید * {{verse|۶|۱۶|color=black}} و واقع شد که چون جمیع دشمنان ما این را شنیدند و همهٔ امّتهائی که مجاور ما بودند این را دیدند در نظر خود بسیار پست شدند و دانستند که این کار از جانب خدای ما معمول شده است * {{verse|۶|۱۷|color=black}} و در آن روزها نیز بسیاری از بزرگان یهودا مکتوبات نزدطُوبیا میفرستادند و مکتوبات طُوبیا نزد ایشان میرسید * {{verse|۶|۱۸|color=black}} زیرا که بسا از اهل یهودا با او همداستان شده بودند چونکه او داماد شَکَنْیا ابن آرَه بود و پسرش یهُوحانان دختر مَشُلاّم بن بَرَکِیا را بزنی گرفته بود * {{verse|۶|۱۹|color=black}} و درباره حَسَنات او بحضور من نیز گفتگو میکردند و سخنان مرا باو میرسانیدند و طُوبیا مکتوبات میفرستاد تا مرا بترساند * {{وسط|{{روخط|باب هفتم}}}} {{فصل|۷}} {{verse|۷|۱|color=black}} و چون حصار بنا شد و درهایش را برپا نمودم و دربانان و مغنّیان و لاویان ترتیب<noinclude></noinclude> 7m0q2s49vwdgusps40xk4o2mgnhjnxz برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۶۴ 104 88253 288531 2026-06-20T19:09:09Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «داده شدند * {{verse|۷|۲|color=black}} آنگاه برادر خود حنانی و حَنَنْیا رئیس قصر را زیرا که او مردی امین و بیشتر از اکثر مردمان خداترس بود بر اورشلیم فرمان دادم * {{verse|۷|۳|color=black}} و ایشان را گفتم دروازههای اورشلیم را تا آفتاب گرم نشود باز نکنند و مادامی که حا...» ایجاد کرد 288531 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>داده شدند * {{verse|۷|۲|color=black}} آنگاه برادر خود حنانی و حَنَنْیا رئیس قصر را زیرا که او مردی امین و بیشتر از اکثر مردمان خداترس بود بر اورشلیم فرمان دادم * {{verse|۷|۳|color=black}} و ایشان را گفتم دروازههای اورشلیم را تا آفتاب گرم نشود باز نکنند و مادامی که حاضر باشند درها را ببندند و قفل کنند و از ساکنان اورشلیم پاسبانان قرار دهید که هر کس بپاسبانی خود و هر کدام بمقابل خانه خویش حاضر باشند * {{verse|۷|۴|color=black}} و شهر وسیع و عظیم بود و قوم در اندرونش کم و هنوز خانهها بنا نشده بود * {{verse|۷|۵|color=black}} و خدای من در دلم نهاد که بزرگان و سروران و قوم را جمع نمایم تا برحسب نسبنامهها ثبت کردند و نسبنامه آنانی را که مرتبهاول برآمده بودند یافتم و در آن بدین مضمون نوشته دیدم * {{verse|۷|۶|color=black}} اینانند اهل ولایتها که از اسیری آن اشخاصی که نَبُوکَدْنَصَّر پادشاه بابل باسیری برده بود برآمده بودند و هر کدام از ایشان باورشلیم و یهودا بشهر خود برگشته بودند * {{verse|۷|۷|color=black}} اما آنانی که همراه زربّابل آمده بودند یسُوع و نَحَمِیا و عَزْرَیاو رَعَمْیا و نَحَمانی و مُرْدِخای و بِلْشان و مِسْفارِت و بِغْوای و نَحُوم و بَعْنَه و شماره مردان قوم اسرائیل * {{verse|۷|۸|color=black}} بنیفَرْعُوش دوهزار و یک صد و هفتاد و دو * {{verse|۷|۹|color=black}} بنیشَفَطْیا سیصد و هفتاد و دو * {{verse|۷|۱۰|color=black}} بنیآرَح ششصد و پنجاه و دو * {{verse|۷|۱۱|color=black}} بنیفَحَت مُوآب از بنییشُوع و یوآب دو هزار و هشتصد و هجده * {{verse|۷|۱۲|color=black}} بنیعیلام هزار و دویست و پنجاه و چهار * {{verse|۷|۱۳|color=black}} بنیزَتُّو هشتصد و چهل و پنج * {{verse|۷|۱۴|color=black}} بنیزَکّای هفتصد و شصت * {{verse|۷|۱۵|color=black}} بنیبِنُوّی ششصد و چهل و هشت * {{verse|۷|۱۶|color=black}} بنیبابای ششصد و بیست و هشت * {{verse|۷|۱۷|color=black}} بنیعَزْجَد دو هزار و سیصد و بیست و دو * {{verse|۷|۱۸|color=black}} بنیاَدُونیقام ششصد و شصت و هفت * {{verse|۷|۱۹|color=black}} بنیبِغْوای دو هزار و شصت و هفت * {{verse|۷|۲۰|color=black}} بنیعادین ششصد و پنجاه و پنج * {{verse|۷|۲۱|color=black}} بنیآطیر از خاندان حِزْقِیا نود و هشت * {{verse|۷|۲۲|color=black}} بنیحاشُوم سیصد و بیست و هشت * {{verse|۷|۲۳|color=black}} بنیبیصای سیصد و بیست و چهار * {{verse|۷|۲۴|color=black}} بنیحاریف صد و دوازده * {{verse|۷|۲۵|color=black}} بنیجَبَعُون نود و پنج * {{verse|۷|۲۶|color=black}} مردمان بیتلحم و نَطُوْفَه صد و هشتاد و هشت * {{verse|۷|۲۷|color=black}} مردمان عَناتُوت صد و بیست و هشت * {{verse|۷|۲۸|color=black}} مردمان بیتعَزْمُوت چهل و دو * {{verse|۷|۲۹|color=black}} مردمان قریه یعاریم و کَفَیره و بَئِیرُوت هفتصد و چهل و سه * {{verse|۷|۳۰|color=black}} مردمان رامَه و جَبَع ششصد و بیست و یک * {{verse|۷|۳۱|color=black}} مردمان مِکْماس صد و بیست و دو * {{verse|۷|۳۲|color=black}} مردمان بیتایل و عای صد و بیست و سه * {{verse|۷|۳۳|color=black}} مردمان نَبُوی دیگر پنجاه و دو * {{verse|۷|۳۴|color=black}} بنیعیلام دیگر هزار و دویست و پنجاه و چهار * {{verse|۷|۳۵|color=black}} بنیحاریم<noinclude></noinclude> folu1wwl3fq8csriib2hmlke1ff9wl2 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۶۵ 104 88254 288532 2026-06-20T19:09:27Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «سیصد و بیست * {{verse|۷|۳۶|color=black}} بنیاَریحا سیصد و چهل و پنج * {{verse|۷|۳۷|color=black}} بنیلُود و حادید و اُونُو هفتصد و بیست و یک * {{verse|۷|۳۸|color=black}} بنیسَنائَهٔ سه هزار و نه صد و سی * {{verse|۷|۳۹|color=black}} و اما کاهنان بنییدَعْیا از خاندان یشُوع نه صد و هفتاد و سه * {...» ایجاد کرد 288532 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>سیصد و بیست * {{verse|۷|۳۶|color=black}} بنیاَریحا سیصد و چهل و پنج * {{verse|۷|۳۷|color=black}} بنیلُود و حادید و اُونُو هفتصد و بیست و یک * {{verse|۷|۳۸|color=black}} بنیسَنائَهٔ سه هزار و نه صد و سی * {{verse|۷|۳۹|color=black}} و اما کاهنان بنییدَعْیا از خاندان یشُوع نه صد و هفتاد و سه * {{verse|۷|۴۰|color=black}} بنیاِمیر هزار و پنجاه و دو * {{verse|۷|۴۱|color=black}} بنیفَشْحُور هزار و دویست و چهل و هفت * {{verse|۷|۴۲|color=black}} بنیحاریم هزار و هفده * {{verse|۷|۴۳|color=black}} و اما لاویان بنییشُوع از خاندان قَدْمیئیل و از بنیهُودُوْیا هفتاد و چهار * {{verse|۷|۴۴|color=black}} و مغنیان بنیآساف صد و چهل و هشت * {{verse|۷|۴۵|color=black}} و دربانان بنیشَلُّوم و بنیآطیر و بنیطَلْمُون و بنیعَقُّوب و بنیحَطِیطَه و بنیسُوبای صد و سی و هشت * {{verse|۷|۴۶|color=black}} و اما نَتِینْیم بنیصِیحَه بنیحَسُوفا بنیطَبایوت * {{verse|۷|۴۷|color=black}} بنیفیرُوس بنیسیعا بنیفادُون * {{verse|۷|۴۸|color=black}} بنیلَبانَه بنیحَجابَه بنیسَلْمای * {{verse|۷|۴۹|color=black}} بنیحانان بنیجِدّیل بنیجاحَر * {{verse|۷|۵۰|color=black}} بنیرَآیا بنیرَصین بنینَقُودا * {{verse|۷|۵۱|color=black}} بنیجَزّام بنیعُزّا بنیفاسیح * {{verse|۷|۵۲|color=black}} بنیبیسای بنیمَعُونیم بنینَفِیشَسِیم * {{verse|۷|۵۳|color=black}} بنیبَقْبُوق بنیحَقُوفابنیحَرْحُور * {{verse|۷|۵۴|color=black}} بنیبَصَلیت بنیمَحیده بنیحَرْشا * {{verse|۷|۵۵|color=black}} بنیبَرْقُوس بنیسیسَرا بنیتامَح * {{verse|۷|۵۶|color=black}} بنینَصیح بنیحَطیفا * {{verse|۷|۵۷|color=black}} و پسران خادمانِ سُلیمان بنیسُوطای بنیسُوفَرَت بنیفَریدا * {{verse|۷|۵۸|color=black}} بنییعْلا بنیدَرْقونبنیجَدّیل * {{verse|۷|۵۹|color=black}} بنیشَفَطْیا بنیحَطّیل بنیفُوْخَرَه حَظَّبائیم بنیآمون * {{verse|۷|۶۰|color=black}} جمیع نَتِینْیم و پسران خادمانِ سلیمان سیصد و نود و دو * {{verse|۷|۶۱|color=black}} و اینانند آنانی که از تلّ مِلْح و تلّ حَرْشاکَرُوب و اَدُّون و اِمیر برآمده بودند اما خاندان پدران و عشیره خود را نشان نتوانستند داد که آیا از اسرائیلیان بودند یا نه * {{verse|۷|۶۲|color=black}} بنیدَلایا بنیطُوبیا بنینَقُوْدَه ششصد و چهل و دو * {{verse|۷|۶۳|color=black}} و از کاهنان بنیحَبایا بنیهَقّوص بنیبَرْزِلاّی که یکی از دختران بَرْزِلاّیی جِلْعادی را بزنی گرفته بود پس بنام ایشان مسمی شدند * {{verse|۷|۶۴|color=black}} اینان انساب خود را در میان آنانی که در نسبنامهها ثبت شده بودند طلبیدند اما نیافتند پس از کهانت اخراج شدند * {{verse|۷|۶۵|color=black}} پس تِرْشاتا بایشان امر فرمود که تا کاهنی با اوریم و تُمّیم برقرار نشود از قدسِاقداس نخورند * {{verse|۷|۶۶|color=black}} تمامی جماعت با هم چهل و دو هزار و سیصد و شصت نفر بودند * {{verse|۷|۶۷|color=black}} سوای غلامان و کنیزان ایشان که هفت هزار و سیصد و سی و هفت نفر بودند و مغنیان و مغنیات ایشان دویست و چهل و پنج نفر بودند * {{verse|۷|۶۸|color=black}} و اسبان ایشان هفتصد و سی و شش و قاطران ایشان دویست و چهل و پنج * {{verse|۷|۶۹|color=black}} و شتران چهار صد و سی و پنج و حماران ششهزار و هفتصد و بیست بود *<noinclude></noinclude> 89sgo3fwqabhhv0ujjxhfgt3rh8fqz1 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۶۶ 104 88255 288533 2026-06-20T19:09:57Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{verse|۷|۷۰|color=black}} و بعضی از رؤسای آبا هدایا بجهت کار دادند اما تِرْشاتا هزار درم طلا و پنجاه قاب و پانصد و سی دست لباس کهانت بخزانه داد * {{verse|۷|۷۱|color=black}} و بعضی از رؤسای آبا بیست هزار درم طلا و دو هزار و دویست منای نقره بخزینه بجهت کار دادند * {{verse|...» ایجاد کرد 288533 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۷|۷۰|color=black}} و بعضی از رؤسای آبا هدایا بجهت کار دادند اما تِرْشاتا هزار درم طلا و پنجاه قاب و پانصد و سی دست لباس کهانت بخزانه داد * {{verse|۷|۷۱|color=black}} و بعضی از رؤسای آبا بیست هزار درم طلا و دو هزار و دویست منای نقره بخزینه بجهت کار دادند * {{verse|۷|۷۲|color=black}} و آنچه سایر قوم دادند این بود بیست هزار درم طلا و دو هزار مَنای نقره و شصت و هفت دست لباس کهانت * {{verse|۷|۷۳|color=black}} پس کاهنان و لاویان و دربانان و مغنیان و بعضی از قوم و نَتِینْیم و جمیع اسرائیل در شهرهای خود ساکن شدند و چون ماه هفتم رسید بنی اسرائیل در شهرهای خود مقیم بودند * {{وسط|{{روخط|باب هشتم}}}} {{فصل|۸}} {{verse|۸|۱|color=black}} و تمامی قوم مثل یک مرد در سِعَهپیش دروازه آب جمع شدند و بعَزْرای کاتب گفتند که کتاب تورات موسی را که {{روخط|خداوند}} باسرائیل امر فرموده بود بیاورد * {{verse|۸|۲|color=black}} و عَزْرای کاهن تورات را در روز اول ماه هفتم بحضور جماعت از مردان و زنان و همهٔ آنانی که میتوانستندبشنوند و بفهمند آورد * {{verse|۸|۳|color=black}} و آن را در سِعَهٔ پیش دروازه آب از روشنائی صبح تا نصف روز در حضور مردان و زنان و هر که میتوانست بفهمد خواند و تمامی قوم بکتاب تورات گوش فراگرفتند * {{verse|۸|۴|color=black}} و عَزْرای کاتب بر منبر چوبی که بجهت اینکار ساخته بودند ایستاد و بپهلویش از دست راستش مَتَّتْیا و شَمَع و عَنایا و اُوریا و حِلْقیا و مَعَسْیا ایستادند و از دست چپش فدایا و مِیشائیل و مَلْکِیا و حاشُوم و حَشْبَدّانَه و زَکَریا و مَشُلاّم * {{verse|۸|۵|color=black}} و عَزْرا کتاب را در نظر تمامی قوم گشود زیرا که او بالای تمامی قوم بود و چون آن را گشود تمامی قوم ایستادند * {{verse|۸|۶|color=black}} و عَزْرا یهُوَه خدای عظیم را متبارک خواند و تمامی قوم دستهای خود را برافراشته در جواب گفتند آمین آمین و رکوع نموده و رو بزمین نهاده {{روخط|خداوند}} را سجده نمودند * {{verse|۸|۷|color=black}} و یشُوع و بانی و شَرَبْیا و یامین و عَقُّوب و شَبْتای و هُودیا و مَعَسْیا و قَلیطا و عَزَرْیا و یوزاباد و حَنان و فلایا و لاویان تورات را برای قوم بیان میکردند و قوم در جای خود ایستاده بودند * {{verse|۸|۸|color=black}} پس کتاب تورات خدا را بصدای روشن خواندند و تفسیر کردند تا آنچه را که میخواندند بفهمند * {{verse|۸|۹|color=black}} و نَحَمْیا که تِرْشاتا باشد و عَزْرای کاهن و کاتب و لاویانی که قوم را میفهمانیدند بتمامی قوم گفتند امروز برای یهُوَه خدای شما روز<noinclude></noinclude> ogw1roymy4anwk2bhjrf3oy4wf1hcn3 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۶۷ 104 88256 288534 2026-06-20T19:10:12Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «مقدّس است پس نوحهگری منمایید و گریه مکنید زیرا تمامی قوم چون کلام تورات را شنیدند گریستند * {{verse|۸|۱۰|color=black}} پس بایشان گفت بروید و خوراکهای لطیف بخورید و شربتها بنوشید و نزد هر کهچیزی برای او مهیا نیست حصّهها بفرستید زیرا که امروز برای {{روخط|خد...» ایجاد کرد 288534 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>مقدّس است پس نوحهگری منمایید و گریه مکنید زیرا تمامی قوم چون کلام تورات را شنیدند گریستند * {{verse|۸|۱۰|color=black}} پس بایشان گفت بروید و خوراکهای لطیف بخورید و شربتها بنوشید و نزد هر کهچیزی برای او مهیا نیست حصّهها بفرستید زیرا که امروز برای {{روخط|خداوند}} ما روز مقدّس است پس محزون نباشید زیرا که سُرور {{روخط|خداوند}} قوّت شما است * {{verse|۸|۱۱|color=black}} و لاویان تمامی قوم را ساکت ساختند و گفتند ساکت باشید زیرا که امروز روز مقدّس است پس محزون نباشید * {{verse|۸|۱۲|color=black}} پس تمامی قوم رفته اکل و شرب نمودند و حصّهها فرستادند و شادی عظیم نمودند زیرا کلامی را که بایشان تعلیم داده بودند فهمیدند * {{verse|۸|۱۳|color=black}} و در روز دوّم رؤسای آبای تمامی قوم و کاهنان و لاویان نزد عزرای کاتب جمع شدند تا کلام تورات را اصغا نمایند * {{verse|۸|۱۴|color=black}} و در تورات چنین نوشته یافتند که {{روخط|خداوند}} بواسطه موسی امر فرموده بود که بنی اسرائیل در عید ماه هفتم در سایبانها ساکن بشوند * {{verse|۸|۱۵|color=black}} و در تمامی شهرهای خود و در اورشلیم اعلان نمایند و ندا دهند که بکوهها بیرون رفته شاخههای زیتون و شاخههای زیتون برّی و شاخههای آس و شاخههای نخل و شاخههای درختان کَشَن بیاورند و سایبانها بنهجی که مکتوب است بسازند * {{verse|۸|۱۶|color=black}} پس قوم بیرون رفتند و هر کدام بر پشتبام خانه خود و در حیاط خود و در صحنهای خانه خدا و در سِعَهٔ دروازه آب و در سِعَهٔ دروازه افرایم سایبانها برای خود ساختند * {{verse|۸|۱۷|color=black}} و تمامی جماعتی که از اسیری برگشته بودند سایبانها ساختند و در سایبانها ساکن شدند زیرا که از ایام یوشع بن نون تا آن روز بنی اسرائیل چنین نکرده بودند پس شادی بسیار عظیمی رخ نمود * {{verse|۸|۱۸|color=black}} و هر روز از روز اول تا روز آخر کتاب تورات خدا را میخواند و هفت روز عید را نگاه داشتند و درروز هشتم محفل مقدّس برحسب قانون برپا شد * {{وسط|{{روخط|باب نهم}}}} {{فصل|۹}} {{verse|۹|۱|color=black}} و در روز بیست و چهارم این ماهبنی اسرائیل روزهدار و پلاس دربر و خاک برسر جمع شدند * {{verse|۹|۲|color=black}} و ذریت اسرائیل خویشتن را از جمیع غربا جدا نموده ایستادند و بگناهان خود و تقصیرهای پدران خویش اعتراف کردند * {{verse|۹|۳|color=black}} و در جای خود ایستاده یک ربع روز کتاب توراتِ یهوه خدای خود را خواندند و ربع دیگر اعتراف<noinclude></noinclude> 29j1vtb95gffaniat70iwuc6t3q557z برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۶۸ 104 88257 288535 2026-06-20T19:10:34Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «نموده یهُوَه خدای خود را عبادت نمودند * {{verse|۹|۴|color=black}} و یشُوع و بانی و قَدْمیئیل و شَبَنْیا و بُنی و شَرَبْیا و بانی و کنانی بر زینه لاویان ایستادند و بآواز بلند نزد یهوه خدای خویش استغاثه نمودند * {{verse|۹|۵|color=black}} آنگاه لاویان یعنی یشُوع و قَدْ...» ایجاد کرد 288535 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نموده یهُوَه خدای خود را عبادت نمودند * {{verse|۹|۴|color=black}} و یشُوع و بانی و قَدْمیئیل و شَبَنْیا و بُنی و شَرَبْیا و بانی و کنانی بر زینه لاویان ایستادند و بآواز بلند نزد یهوه خدای خویش استغاثه نمودند * {{verse|۹|۵|color=black}} آنگاه لاویان یعنی یشُوع و قَدْمیئیل و بانی و حَشَبْنِیا و شَرَبْیا و هُودیا و شَبَنْیا و فَتَحْیا گفتند برخیزید و یهُوَه خدای خود را از ازل تا بابد متبارک بخوانید و اسم جلیل تو که از تمام برکات و تسبیحات اعلیتر است متبارک باد * {{verse|۹|۶|color=black}} تو بتنهائی یهوه هستی تو فلک و فلکالافلاک و تمامی جنود آنها را و زمین را و هر چه بر آن است و دریاها را و هر چه در آنها است ساختهای و تو همهٔ اینها را حیات میبخشی و جنود آسمان تو را سجده میکنند * {{verse|۹|۷|color=black}} تو ای یهوه آن خدا هستی که ابرام را برگزیدی و او را از اور کلدانیان بیرون آوردی واسم او را بابراهیم تبدیل نمودی * {{verse|۹|۸|color=black}} و دل او را بحضور خود امین یافته با وی عهد بستی که زمین کنعانیان و حِتّیان و اَمُوریان و فَرِزِّیان و یبُوسیان و جِرْجاشیان را باو ارزانی داشته بذریت او بدهی و وعده خود را وفانمودی زیرا که عادل هستی * {{verse|۹|۹|color=black}} و مصیبت پدران ما را در مصر دیدی و فریاد ایشان را نزد بحر قلزم شنیدی * {{verse|۹|۱۰|color=black}} و آیات و معجزات بر فرعون و جمیع بندگانش و تمامی قوم زمینش ظاهر ساختی چونکه میدانستی که بر ایشان ستم مینمودند پس بجهت خود اسمی پیدا کردی چنانکه امروز شده است * {{verse|۹|۱۱|color=black}} و دریا را بحضور ایشان مُنْشَقّ ساختی تا از میان دریا بخشکی عبور نمودند و تعاقبکنندگان ایشان را بعمقهای دریا مثل سنگ در آب عمیق انداختی * {{verse|۹|۱۲|color=black}} و ایشان را در روز بستون ابر و در شب بستون آتش رهبری نمودی تا راه را که در آن باید رفت برای ایشان روشن سازی * {{verse|۹|۱۳|color=black}} و بر کوه سینا نازل شده با ایشان از آسمان تکلّم نموده و احکام راست و شرایع حقّ و اوامر و فرایض نیکو را بایشان دادی * {{verse|۹|۱۴|color=black}} و سَبَّت مقدّس خود را بایشان شناسانیدی و اوامر و فرایض و شرایع بواسطه بندهخویش موسی بایشان امر فرمودی * {{verse|۹|۱۵|color=black}} و نان از آسمان برای گرسنگی ایشان دادی و آب از صخره برای تشنگی ایشان جاری ساختی و بایشان وعده دادی که بزمینی که دست خود را برافراشتی که آن را بایشان بدهی داخل شده آن را بتصرّف آورند * {{verse|۹|۱۶|color=black}} لیکن ایشان و پدران ما متکبّرانه رفتار نموده گردن خویش را سخت ساختند و اوامر تو را اطاعت ننمودند * {{verse|۹|۱۷|color=black}} و از شنیدن ابا نمودند و اعمال عجیبهای را که در میان ایشان نمودی بیاد نیاوردند بلکه گردن خویش را سخت ساختند<noinclude></noinclude> ozr0pi3o96u3dtzmhrcyj1gi0xkwqlv برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۶۹ 104 88258 288536 2026-06-20T19:10:58Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «وفتنه انگیخته سرداری تعیین نمودند تا بزمین بندگی خود مراجعت کنند اما تو خدای غفّار و کریم و رحیم و دیرغضب و کثیراحسان بوده ایشان را ترک نکردی * {{verse|۹|۱۸|color=black}} بلکه چون گوساله ریخته شدهای برای خود ساختند و گفتند ای اسرائیل این خدای تو است که تو...» ایجاد کرد 288536 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>وفتنه انگیخته سرداری تعیین نمودند تا بزمین بندگی خود مراجعت کنند اما تو خدای غفّار و کریم و رحیم و دیرغضب و کثیراحسان بوده ایشان را ترک نکردی * {{verse|۹|۱۸|color=black}} بلکه چون گوساله ریخته شدهای برای خود ساختند و گفتند ای اسرائیل این خدای تو است که تو را از مصر بیرون آورد و اهانت عظیمی نمودند * {{verse|۹|۱۹|color=black}} آنگاه تو نیز برحسب رحمت عظیم خود ایشان را در بیابان ترک ننمودی و ستون ابر در روز که ایشان را در راه رهبری مینمود از ایشان دور نشد و نه ستون آتش در شب که راه را که در آن باید بروند برای ایشان روشن میساخت * {{verse|۹|۲۰|color=black}} و روح نیکوی خود را بجهت تعلیم ایشان دادی و مَنِّ خویش را از دهان ایشان باز نداشتی و آب برای تشنگی ایشان بایشان عطا فرمودی * {{verse|۹|۲۱|color=black}} و ایشان را در بیابان چهل سال پرورش دادی که بهیچ چیز محتاج نشدند لباس ایشان مندرس نگردید و پایهای ایشان ورم نکرد * {{verse|۹|۲۲|color=black}} و ممالک و قومها بایشان ارزانی داشته آنها را تا حدود تقسیم نمودی و زمین سیحون و زمین پادشاه حَشْبُون و زمین عوج پادشاه باشان را بتصرّف آوردند * {{verse|۹|۲۳|color=black}} و پسران ایشان را مثل ستارگان آسمان افزوده ایشان را بزمینی که بپدران ایشان وعده داده بودی که داخل شده آن را بتصرّف آورند درآوردی * {{verse|۹|۲۴|color=black}} پس پسران ایشان داخل شده زمین را بتصرّف آوردند و کنعانیان را که سکنه زمین بودند بحضور ایشان مغلوب ساختی و آنها را باپادشاهان آنها و قومهای زمین بدست ایشان تسلیم نمودی تا موافق اراده خود با آنها رفتار نمایند * {{verse|۹|۲۵|color=black}} پس شهرهای حصاردار و زمینهای برومند گرفتند و خانههای پر از نفایس و چشمههای کَنْده شده و تاکستانها و باغات زیتون و درختان میوهدار بیشمار بتصرّف آوردند و خورده و سیر شده و فربه گشته از نعمتهای عظیم تو متلذّذ گردیدند * {{verse|۹|۲۶|color=black}} و بر تو فتنه انگیخته و تمرّد نموده شریعت تو را پشت سر خود انداختند و انبیای تو را که برای ایشان شهادت میآوردند تا بسوی تو بازگشت نمایند کُشْتند و اهانت عظیمی بعمل آوردند * {{verse|۹|۲۷|color=black}} آنگاه تو ایشان را بدست دشمنانشان تسلیم نمودی تا ایشان را بتنگ آورند و در حین تنگی خویش نزد تو استغاثه نمودند و ایشان را از آسمان اجابت نمودی و برحسب رحمتهای عظیم خود نجاتدهندگان بایشان دادی که ایشان را از دست<noinclude></noinclude> 0w95exspc7v23sh9wivjpw44llj3sb8 288539 288536 2026-06-20T19:12:38Z Hanooz 17889 288539 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>وفتنه انگیخته سرداری تعیین نمودند تا بزمین بندگی خود مراجعت کنند اما تو خدای غفّار و کریم و رحیم و دیرغضب و کثیراحسان بوده ایشان را ترک نکردی * {{verse|۹|۱۸|color=black}} بلکه چون گوساله ریخته شدهای برای خود ساختند و گفتند ای اسرائیل این خدای تو است که تو را از مصر بیرون آورد و اهانت عظیمی نمودند * {{verse|۹|۱۹|color=black}} آنگاه تو نیز برحسب رحمت عظیم خود ایشان را در بیابان ترک ننمودی و ستون ابر در روز که ایشان را در راه رهبری مینمود از ایشان دور نشد و نه ستون آتش در شب که راه را که در آن باید بروند برای ایشان روشن میساخت * {{verse|۹|۲۰|color=black}} و روح نیکوی خود را بجهت تعلیم ایشان دادی و مَنِّ خویش را از دهان ایشان باز نداشتی و آب برای تشنگی ایشان بایشان عطا فرمودی * {{verse|۹|۲۱|color=black}} و ایشان را در بیابان چهل سال پرورش دادی که بهیچ چیز محتاج نشدند لباس ایشان مندرس نگردید و پایهای ایشان ورم نکرد * {{verse|۹|۲۲|color=black}} و ممالک و قومها بایشان ارزانی داشته آنها را تا حدود تقسیم نمودی و زمین سیحون و زمین پادشاه حَشْبُون و زمین عوج پادشاه باشان را بتصرّف آوردند * {{verse|۹|۲۳|color=black}} و پسران ایشان را مثل ستارگان آسمان افزوده ایشان را بزمینی که بپدران ایشان وعده داده بودی که داخل شده آن را بتصرّف آورند درآوردی * {{verse|۹|۲۴|color=black}} پس پسران ایشان داخل شده زمین را بتصرّف آوردند و کنعانیان را که سکنه زمین بودند بحضور ایشان مغلوب ساختی و آنها را باپادشاهان آنها و قومهای زمین بدست ایشان تسلیم نمودی تا موافق اراده خود با آنها رفتار نمایند * {{verse|۹|۲۵|color=black}} پس شهرهای حصاردار و زمینهای برومند گرفتند و خانههای پر از نفایس و چشمههای کَنْده شده و تاکستانها و باغات زیتون و درختان میوهدار بیشمار بتصرّف آوردند و خورده و سیر شده و فربه گشته از نعمتهای عظیم تو متلذّذ گردیدند * {{verse|۹|۲۶|color=black}} و بر تو فتنه انگیخته و تمرّد نموده شریعت تو را پشت سر خود انداختند و انبیای تو را که برای ایشان شهادت میآوردند تا بسوی تو بازگشت نمایند کُشْتند و اهانت عظیمی بعمل آوردند * {{verse|۹|۲۷|color=black}} آنگاه تو ایشان را بدست دشمنانشان تسلیم نمودی تا ایشان را بتنگ آورند و در حین تنگی خویش نزد تو استغاثه نمودند و ایشان را از آسمان اجابت نمودی و برحسب رحمتهای عظیم خود نجاتدهندگان بایشان دادی که ایشان را از دست دشمنانشان رهانیدند * {{verse|۹|۲۸|color=black}} اما چون استراحت یافتند بار دیگر بحضور تو شرارت ورزیدند و ایشان را بدست<noinclude></noinclude> 0jj3ep1x3t2soz2nzj7ho5y9lbrd2wg برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۷۰ 104 88259 288537 2026-06-20T19:11:14Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «دشمنانشان رهانیدند * {{verse|۹|۲۸|color=black}} اما چون استراحت یافتند بار دیگر بحضور تو شرارت ورزیدند و ایشان را بدست دشمنانشان واگذاشتی که بر ایشان تسلّط نمودند و چون باز نزد تو استغاثه نمودند ایشان را از آسمان اجابت نمودی و برحسب رحمتهای عظیمت بارها...» ایجاد کرد 288537 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>دشمنانشان رهانیدند * {{verse|۹|۲۸|color=black}} اما چون استراحت یافتند بار دیگر بحضور تو شرارت ورزیدند و ایشان را بدست دشمنانشان واگذاشتی که بر ایشان تسلّط نمودند و چون باز نزد تو استغاثه نمودند ایشان را از آسمان اجابت نمودی و برحسب رحمتهای عظیمت بارهای بسیار ایشان را رهائی دادی * {{verse|۹|۲۹|color=black}} و برای ایشان شهادت فرستادی تا ایشان را بشریعت خود برگردانی اما ایشان متکبرّانه رفتار نموده اوامر تو را اطاعت نکردند و باحکام تو که هر که آنها را بجا آورد از آنها زنده میماند خطا ورزیدند و دوشهای خود را مُعانِد و گردنهایخویش را سخت نموده اطاعت نکردند * {{verse|۹|۳۰|color=black}} معهذا سالهای بسیار با ایشان مدارا نمودی و بروح خویش بواسطه انبیای خود برای ایشان شهادت فرستادی اما گوش نگرفتند لهذا ایشان را بدست قومهای کشورهاتسلیم نمودی * {{verse|۹|۳۱|color=black}} اما برحسب رحمتهای عظیمت ایشان را بالکلّ فانی نساختی و ترک ننمودی زیرا خدای کریم و رحیم هستی * {{verse|۹|۳۲|color=black}} و الان ای خدای ما ای خدای عظیم و جبّار و مهیب که عهد و رحمت را نگاه میداری زنهار تمامی این مصیبتی که بر ما و بر پادشاهان و سروران و کاهنان و انبیا و پدران ما و بر تمامی قوم تو از ایام پادشاهان اَشُّور تا امروز مستولی شده است در نظر تو قلیل ننماید * {{verse|۹|۳۳|color=black}} و تو در تمامی این چیزهائی که بر ما وارد شده است عادل هستی زیرا که تو براستی عمل نمودهای اما ما شرارت ورزیدهایم * {{verse|۹|۳۴|color=black}} و پادشاهان و سروران و کاهنان و پدران ما بشریعت تو عمل ننمودند و باوامر و شهادات تو که بایشان امر فرمودی گوش ندادند * {{verse|۹|۳۵|color=black}} و در مملکت خودشان و در احسان عظیمی که بایشان نمودی و در زمین وسیع و برومند که پیش روی ایشان نهادی تو را عبادت ننمودند و از اعمال شنیع خویش بازگشت نکردند * {{verse|۹|۳۶|color=black}} اینک ما امروز غلامان هستیم و در زمینی که بپدران ما دادی تا میوه و نفایس آن را بخوریم اینک در آن غلامان هستیم * {{verse|۹|۳۷|color=black}} و آن محصول فراوان خود را برای پادشاهانی که بسبب گناهان ما بر ما مسلّط ساختهای میآوَرَد وایشان بر جسدهای ما و چهارپایان ما برحسب اراده خود حکمرانی میکنند و ما در شدّت تنگی گرفتار هستیم * {{verse|۹|۳۸|color=black}} و بسبب همهٔ این امور ما عهد محکم بسته آن را نوشتیم و سروران و لاویان و کاهنان ما آن را مُهر کردند *<noinclude></noinclude> 3q8jhls9mye8xfwprlme2dkn8vidfgv 288538 288537 2026-06-20T19:12:27Z Hanooz 17889 288538 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>دشمنانشان واگذاشتی که بر ایشان تسلّط نمودند و چون باز نزد تو استغاثه نمودند ایشان را از آسمان اجابت نمودی و برحسب رحمتهای عظیمت بارهای بسیار ایشان را رهائی دادی * {{verse|۹|۲۹|color=black}} و برای ایشان شهادت فرستادی تا ایشان را بشریعت خود برگردانی اما ایشان متکبرّانه رفتار نموده اوامر تو را اطاعت نکردند و باحکام تو که هر که آنها را بجا آورد از آنها زنده میماند خطا ورزیدند و دوشهای خود را مُعانِد و گردنهایخویش را سخت نموده اطاعت نکردند * {{verse|۹|۳۰|color=black}} معهذا سالهای بسیار با ایشان مدارا نمودی و بروح خویش بواسطه انبیای خود برای ایشان شهادت فرستادی اما گوش نگرفتند لهذا ایشان را بدست قومهای کشورهاتسلیم نمودی * {{verse|۹|۳۱|color=black}} اما برحسب رحمتهای عظیمت ایشان را بالکلّ فانی نساختی و ترک ننمودی زیرا خدای کریم و رحیم هستی * {{verse|۹|۳۲|color=black}} و الان ای خدای ما ای خدای عظیم و جبّار و مهیب که عهد و رحمت را نگاه میداری زنهار تمامی این مصیبتی که بر ما و بر پادشاهان و سروران و کاهنان و انبیا و پدران ما و بر تمامی قوم تو از ایام پادشاهان اَشُّور تا امروز مستولی شده است در نظر تو قلیل ننماید * {{verse|۹|۳۳|color=black}} و تو در تمامی این چیزهائی که بر ما وارد شده است عادل هستی زیرا که تو براستی عمل نمودهای اما ما شرارت ورزیدهایم * {{verse|۹|۳۴|color=black}} و پادشاهان و سروران و کاهنان و پدران ما بشریعت تو عمل ننمودند و باوامر و شهادات تو که بایشان امر فرمودی گوش ندادند * {{verse|۹|۳۵|color=black}} و در مملکت خودشان و در احسان عظیمی که بایشان نمودی و در زمین وسیع و برومند که پیش روی ایشان نهادی تو را عبادت ننمودند و از اعمال شنیع خویش بازگشت نکردند * {{verse|۹|۳۶|color=black}} اینک ما امروز غلامان هستیم و در زمینی که بپدران ما دادی تا میوه و نفایس آن را بخوریم اینک در آن غلامان هستیم * {{verse|۹|۳۷|color=black}} و آن محصول فراوان خود را برای پادشاهانی که بسبب گناهان ما بر ما مسلّط ساختهای میآوَرَد وایشان بر جسدهای ما و چهارپایان ما برحسب اراده خود حکمرانی میکنند و ما در شدّت تنگی گرفتار هستیم * {{verse|۹|۳۸|color=black}} و بسبب همهٔ این امور ما عهد محکم بسته آن را نوشتیم و سروران و لاویان و کاهنان ما آن را مُهر کردند *<noinclude></noinclude> ow786r232y81uy1juunv3da7y9crrio برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۷۱ 104 88260 288540 2026-06-20T19:13:08Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب دهم}}}} {{فصل|۱۰}} {{verse|۱۰|۱|color=black}} و کسانی که آن را مهر کردند اینانند نَحَمِیای تِرْشاتا ابن حَکَلْیا و صِدْقیا * {{verse|۱۰|۲|color=black}} و سَرایا و عَزَرْیا و اِرْمیا * {{verse|۱۰|۳|color=black}} و فَشحُور و اَمَرْیا و مَلْکِیا * {{verse|۱۰|۴|color=black}} و حَ...» ایجاد کرد 288540 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب دهم}}}} {{فصل|۱۰}} {{verse|۱۰|۱|color=black}} و کسانی که آن را مهر کردند اینانند نَحَمِیای تِرْشاتا ابن حَکَلْیا و صِدْقیا * {{verse|۱۰|۲|color=black}} و سَرایا و عَزَرْیا و اِرْمیا * {{verse|۱۰|۳|color=black}} و فَشحُور و اَمَرْیا و مَلْکِیا * {{verse|۱۰|۴|color=black}} و حَطُّوش و شَبَنْیا و مَلُّوک * {{verse|۱۰|۵|color=black}} و حاریم و مَریمُوت و عُوْبَدْیا * {{verse|۱۰|۶|color=black}} و دانیال و جِنْتُون و باروک * {{verse|۱۰|۷|color=black}} و مَشُلاّم و اَبِیا و مِیامین * {{verse|۱۰|۸|color=black}} و مَعَزْیا و بِلجای و شَمَعْیا اینها کاهنان بودند * {{verse|۱۰|۹|color=black}} و اما لاویان یشُوع بن اَزَنْیا و بنُّوی از پسران حیناداد و قَدْمیئیل * {{verse|۱۰|۱۰|color=black}} و برادران ایشان شَبَنْیا و هُودیا و قَلیطا و فَلایا و حانان * {{verse|۱۰|۱۱|color=black}} و میخا و رَحُوْب و حشَبْیا * {{verse|۱۰|۱۲|color=black}} و زَکُّور و شَرَبْیا و شَبَنْیا * {{verse|۱۰|۱۳|color=black}} و هُودیا و بانی و بَنینُو * {{verse|۱۰|۱۴|color=black}} و سروران قوم فَرْعُوْش و فَحَت مُوآب و عِیلام و زَتُّو و بانی * {{verse|۱۰|۱۵|color=black}} و بُنّی و عَزْجَد و بابای * {{verse|۱۰|۱۶|color=black}} و اَدُونیا و بِغْوای و عودین * {{verse|۱۰|۱۷|color=black}} و عاطیر و حِزْقِیا و عَزُّور * {{verse|۱۰|۱۸|color=black}} و هُودیا و حاشُوم و بیصای * {{verse|۱۰|۱۹|color=black}} و حاریف و عَناتُوت و نِیبای * {{verse|۱۰|۲۰|color=black}} و مَجْفیعاش و مَشُلاّم و حَزیر * {{verse|۱۰|۲۱|color=black}} و مشِیزَبئیل و صادوق و یدُّوع * {{verse|۱۰|۲۲|color=black}} و فَلَطْیا و حانان و عَنایا * {{verse|۱۰|۲۳|color=black}} و هُوْشَع و حَنَنْیا و حشُّوب * {{verse|۱۰|۲۴|color=black}} و هَلُّوحیش و فِلْحا و شُوْبیق * {{verse|۱۰|۲۵|color=black}} و رَحُوْم و حَشَبْنا و مَعَسِیا * {{verse|۱۰|۲۶|color=black}} و اَخِیا و حانان و عانان * {{verse|۱۰|۲۷|color=black}} و مَلُّوک و حارِیم و بَعْنَه * {{verse|۱۰|۲۸|color=black}} و سایر قوم و کاهنان و لاویان و دربانان و مغنّیان و نَتِینْیم و همهٔ کسانی که خویشتن را از اهالی کشورها بتورات خدا جدا ساخته بودند بازنان و پسران و دختران خود و همهٔ صاحبان معرفت و فطانت * {{verse|۱۰|۲۹|color=black}} به برادران و بزرگان خویش ملصق شدند و لعنت و قَسَم بر خود نهادند که بتورات خدا که بواسطه موسی بنده خدا داده شده بود سلوک نمایند و تمامی اوامر یهوه {{روخط|خداوند}} ما و احکام و فرایض او را نگاه دارند و بعمل آورند * {{verse|۱۰|۳۰|color=black}} و اینکه دختران خود را باهل زمین ندهیم و دختران ایشان را برای پسران خود نگیریم * {{verse|۱۰|۳۱|color=black}} و اگر اهل زمین در روز سَبَّت متاع یا هر گونه آذوقه بجهت فروختن بیاورند آنها را از ایشان در روزهای سَبَّت و روزهای مقدّس نخریم و حاصل سال هفتمین و مطالبه هر قرض را ترک نماییم * {{verse|۱۰|۳۲|color=black}} و بر خود فرایض قرار دادیم که یک ثلث مثقال در هر سال بر خویشتن لازم دانیم بجهت خدمت خانه خدای ما * {{verse|۱۰|۳۳|color=black}} برای نان تَقْدِمِه و هدیه آردی دایمی و قربانی سوختنی دایمی در سَبَّتها و هلالها و مواسم و بجهت موقوفات و قربانیهای گناه تا کفّاره بجهت اسرائیل بشود و برای تمامی کارهای خانه خدای ما * {{verse|۱۰|۳۴|color=black}} و ما<noinclude></noinclude> 9x5rnfathw8otrfutufw9syvd4fdib2 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۷۲ 104 88261 288541 2026-06-20T19:13:27Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «کاهنان و لاویان و قوم قرعه برای هدیه هیزم انداختیم تا آن را بخانه خدای خود برحسب خاندانهای آبای خویش هر سال بوقتهای معین بیاوریم تا بر مذبح یهوه خدای ما موافق آنچه در تورات نوشته است سوخته شود * {{verse|۱۰|۳۵|color=black}} و تا آنکه نوبرهای زمین خود و نوب...» ایجاد کرد 288541 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>کاهنان و لاویان و قوم قرعه برای هدیه هیزم انداختیم تا آن را بخانه خدای خود برحسب خاندانهای آبای خویش هر سال بوقتهای معین بیاوریم تا بر مذبح یهوه خدای ما موافق آنچه در تورات نوشته است سوخته شود * {{verse|۱۰|۳۵|color=black}} و تا آنکه نوبرهای زمین خود و نوبرهای همهٔ میوه هر گونه درخت را سال بسال بخانه {{روخط|خداوند}} بیاوریم * {{verse|۱۰|۳۶|color=black}} و تا اینکه نخستزادههای پسران و حیوانات خود را موافق آنچه در تورات نوشته شده است و نخستزادههای گاوان وگوسفندان خود را بخانه خدای خویش برای کاهنانی که در خانه خدای ما خدمت میکنند بیاوریم * {{verse|۱۰|۳۷|color=black}} و نیز نوبر خمیر خود را و هدایای افراشتنی خویش را و میوه هر گونه درخت و عصیر انگور و روغن زیتون را برای کاهنان بحجرههای خانه خدای خود و عُشر زمین خویش را بجهت لاویان بیاوریم زیرا که لاویان عشر را در جمیع شهرهای زراعتی ما میگیرند * {{verse|۱۰|۳۸|color=black}} و هنگامی که لاویان عشر میگیرند کاهنی از پسران هارون همراه ایشان باشد و لاویان عشر عشرها را بخانه خدای ما بحجرههای بیتالمال بیاورند * {{verse|۱۰|۳۹|color=black}} زیرا که بنی اسرائیل و بنیلاوی هدایای افراشتنی غلّه و عصیر انگور و روغن زیتون را بحجرهها میبایست بیاورند جائی که آلات قدس و کاهنانی که خدمت میکنند و دربانان و مغنیان حاضر میباشند پس خانه خدای خود را ترک نخواهیم کرد * {{وسط|{{روخط|باب یازدهم}}}} {{فصل|۱۱}} {{verse|۱۱|۱|color=black}} و سروران قوم در اورشلیم ساکن شدند و سایر قوم قرعه انداختند تا از هر ده نفر یکنفر را بشهر مقدّس اورشلیم برای سکونت بیاورند و نُه نفر باقی در شهرهای دیگر ساکن شوند * {{verse|۱۱|۲|color=black}} و قوم همهٔ کسانی را که بخوشی دل برای سکونت در اورشلیم حاضر شدند مبارک خواندند * {{verse|۱۱|۳|color=black}} و اینانند سروران بُلدانی که در اورشلیم ساکن شدند و سایر اسرائیلیان و کاهنان و لاویان و نَتِینْیم و پسران بندگان سلیمان هر کس در ملک شهر خود در شهرهای یهودا ساکن شدند * {{verse|۱۱|۴|color=black}} پس در اورشلیم بعضی از بنییهودا و بنیبنیامین سُکنی گرفتند و اما از بنییهودا عَنایا ابن عُزّیا ابن زَکریا ابن اَمَرْیا ابن شَفَطْیا ابن مَهْلَلْئیل از بنیفارَص * {{verse|۱۱|۵|color=black}} و مَعَسْیا ابن باروک بن کُلْحُوزَه ابن حَزیا ابن عَدایا ابن یویاریب بن زَکَریا ابن شیلونی * {{verse|۱۱|۶|color=black}} جمیع بنیفارَص که در اورشلیم ساکن<noinclude></noinclude> niqg80ipcgaekbn7rz4ibxjcdqalsxq برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۷۳ 104 88262 288542 2026-06-20T19:14:10Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «شدند چهار صد و شصت و هشت مرد شجاع بودند * {{verse|۱۱|۷|color=black}} و اینانند پسران بنیامین سَلُّو ابن مَشُلاّم بن یوعید بن فَدایا ابن قولایا ابن مَعَسْیا ابن ایتئیل بن اِشَعْیا * {{verse|۱۱|۸|color=black}} و بعد از او جَبّای و سَلاّی نه صد و بیست و هشت نفر * {{verse|۱۱|...» ایجاد کرد 288542 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>شدند چهار صد و شصت و هشت مرد شجاع بودند * {{verse|۱۱|۷|color=black}} و اینانند پسران بنیامین سَلُّو ابن مَشُلاّم بن یوعید بن فَدایا ابن قولایا ابن مَعَسْیا ابن ایتئیل بن اِشَعْیا * {{verse|۱۱|۸|color=black}} و بعد از او جَبّای و سَلاّی نه صد و بیست و هشت نفر * {{verse|۱۱|۹|color=black}} و یوْئیل بن زِکْری رئیس ایشان بود و یهودا ابن هَسْنُوآه رئیس دوم شهر بود * {{verse|۱۱|۱۰|color=black}} و از کاهنان یدَعْیا ابن یویاریب و یاکین * {{verse|۱۱|۱۱|color=black}} و سَرایا ابن حِلْقیا ابن مَشُلاّم بن صادوق بن مرایوت بن اَخیطوب رئیس خانه خدا * {{verse|۱۱|۱۲|color=black}} و برادران ایشان که در کارهای خانه مشغول میبودند هشتصد و بیست و دو نفر و عَدایا ابن یرُوْحام بن فَلَلْیا ابن اَمْصی ابن زَکریا ابن فَشْحُور بن مَلْکیا * {{verse|۱۱|۱۳|color=black}} و برادران او که رؤسای آبا بودند دویست و چهل و دو نفر و عَمْشیسای بن عَزَرْئیل بن اَخْزای بن مَشِلّیمُوت بن اِمیر * {{verse|۱۱|۱۴|color=black}} و برادرانش که مردان جنگی بودند صد و بیست و هشت نفر و زَبْدیئیل بن هَجْدُولیم رئیس ایشان بود * {{verse|۱۱|۱۵|color=black}} و از لاویان شَمَعْیا ابن حَشَّوب بن عَزْریقام بن حَشَبْیا ابن بُوْنی * {{verse|۱۱|۱۶|color=black}} و شَبْتای و یوزاباد بر کارهای خارج خانه خدا از رؤسای لاویان بودند * {{verse|۱۱|۱۷|color=black}} و مَتَّنْیا ابن میکا ابن زَبْدی بن آساف پیشوای تسبیح که در نماز حمد بگوید و بَقْبُقْیا که از میان برادرانش رئیس دوم بود و عَبْدا ابن شَمُّوع بن جِلال بن یدُوتون * {{verse|۱۱|۱۸|color=black}} جمیع لاویان در شهر مقدّس دویست و هشتاد و چهار نفر بودند * {{verse|۱۱|۱۹|color=black}} و دربانان عَقُّوب و طَلْمُوْن و برادران ایشان که درها را نگاهبانی میکردند صد و هفتاد و دو نفر * {{verse|۱۱|۲۰|color=black}} و سایر اسرائیلیان و کاهنان و لاویان هر کدام در مِلک خویش در جمیع شهرهای یهودا ساکن شدند * {{verse|۱۱|۲۱|color=black}} و نَتِینْیم در عُوفَل سُکنی گرفتند و صیحا و جِشْفا رؤسای نَتِینْیم * {{verse|۱۱|۲۲|color=black}} و رئیس لاویان در اورشلیم بر کارهای خانه خدا عُزّی ابن بانی ابن حَشَبْیا ابن مَتَّنْیا ابن میکا از پسران آساف که مغنیان بودند میبود * {{verse|۱۱|۲۳|color=black}} زیرا که درباره ایشان حکمی از پادشاه بود و فریضهای بجهت مغنّیان برای امر هر روز در روزش * {{verse|۱۱|۲۴|color=black}} و فَتَحْیا ابن مَشیزَبْئیل از بنیزارَح بن یهودا از جانب پادشاه برای جمیع امور قوم بود * {{verse|۱۱|۲۵|color=black}} و بعضی از بنییهودا در قصبهها و نواحی آنها ساکن شدند در قریه اربع و دهات آن و دیبون و دهات آن و یقَبْصیئیل و دهات آن * {{verse|۱۱|۲۶|color=black}} و در یشُوع و مُولادَه و بیتفالَط * {{verse|۱۱|۲۷|color=black}} و در حَصَر شوعال و بئرشَبَع و دهات آن * {{verse|۱۱|۲۸|color=black}} و در صِقْلَغ و مَکُونَه و دهات آن * {{verse|۱۱|۲۹|color=black}} و در عینرِمُّون و صُرْعَه و یرْمُوت * {{verse|۱۱|۳۰|color=black}} و زانُوح و عَدُلاّم و دهات آنها و لاکیش و نواحی آن و عَزیقَه و دهات آن پس<noinclude></noinclude> c6d6d7kniq48xi23r56x9ipt5rpqg2i برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۷۴ 104 88263 288543 2026-06-20T19:14:33Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «از بئرشبع تا وادی هِنُّوم ساکن شدند * {{verse|۱۱|۳۱|color=black}} و بنیبنیامین از جِبَع تا مِکْماش ساکن شدند در عَیا و بیتیل و دهات آن * {{verse|۱۱|۳۲|color=black}} و عناتُوت و نُوب و عَنَنْیه * {{verse|۱۱|۳۳|color=black}} و حاصور و رامَه و جِتّایم * {{verse|۱۱|۳۴|color=black}} و حادید و ص...» ایجاد کرد 288543 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>از بئرشبع تا وادی هِنُّوم ساکن شدند * {{verse|۱۱|۳۱|color=black}} و بنیبنیامین از جِبَع تا مِکْماش ساکن شدند در عَیا و بیتیل و دهات آن * {{verse|۱۱|۳۲|color=black}} و عناتُوت و نُوب و عَنَنْیه * {{verse|۱۱|۳۳|color=black}} و حاصور و رامَه و جِتّایم * {{verse|۱۱|۳۴|color=black}} و حادید و صَبُوعیم و نَبَلاّط * {{verse|۱۱|۳۵|color=black}} و لُود و اوُنُو و وادی حَراشیم * {{verse|۱۱|۳۶|color=black}} و بعضی فرقههای لاویان در یهودا و بنیامین ساکن شدند * {{وسط|{{روخط|باب دوازدهم}}}} {{فصل|۱۲}} {{verse|۱۲|۱|color=black}} و اینانند کاهنان و لاویانی که با زَرُبّابِل بن شَئَلْتیئیل و یشُوع برآمدند سَرایا و اِرْمیا و عَزْرا * {{verse|۱۲|۲|color=black}} اَمَرْیا و مَلُّوک و حَطُّوش * {{verse|۱۲|۳|color=black}} و شَکَنْیا و رَحُوم و مَریمُوت * {{verse|۱۲|۴|color=black}} و عِدُّو و جِنْتُوی و اَبِیا * {{verse|۱۲|۵|color=black}} و مِیامین و مَعَدْیا و بِلْجَه * {{verse|۱۲|۶|color=black}} و شَمَعْیا و یویاریب ویدَعْیا * {{verse|۱۲|۷|color=black}} و سَلُّو و عامُوق و حِلْقیا و یدَعْیا اینان رؤسای کاهنان و برادران ایشان در ایام یشُوع بودند * {{verse|۱۲|۸|color=black}} و لاویان یشُوع و بِنُّوی و قَدْمیئیل و شَرَبْیا و یهودا و مَتَّنْیا که او و برادرانش پیشوایانِ تسبیحخوانان بودند * {{verse|۱۲|۹|color=black}} و برادران ایشان بَقْبُقْیه و عُنی در مقابل ایشان در جای خدمت خود بودند * {{verse|۱۲|۱۰|color=black}} و یشُوع یویاقیم را تولید نمود و یویاقیم اَلِیاشیب را آورد و اَلِیاشیب یویاداع را آورد * {{verse|۱۲|۱۱|color=black}} و یویاداع یوناتان را آورد و یوناتان یدُّوع را آورد * {{verse|۱۲|۱۲|color=black}} و در ایام یویاقیم رؤسای خاندانهای آبای کاهنان اینان بودند از سَرایا مرایا و از اِرْمیا حَنَنْیا * {{verse|۱۲|۱۳|color=black}} و از عَزْرا مَشُلاّم و از اَمَرْیا یهُوحانان * {{verse|۱۲|۱۴|color=black}} و از مَلیکُو یوناتان و از شَبَنْیا یوسف * {{verse|۱۲|۱۵|color=black}} و از حاریم عَدْنا و از مَرایوت حِلْقای * {{verse|۱۲|۱۶|color=black}} و از عِدُّو زکریا و از جِنْتُون مَشُلاّم * {{verse|۱۲|۱۷|color=black}} و از اَبِیا زِکْری و از مِنْیامین و مُوعَدْیا فِلْطای * {{verse|۱۲|۱۸|color=black}} و از بِلْجَه شَمُّوع و از شَمَعْیا یهُوِناتان * {{verse|۱۲|۱۹|color=black}} و از یویاریب مَتْنای و از یدَعْیا عُزّی * {{verse|۱۲|۲۰|color=black}} و از سَلاّی قَلاّی و از عاموق عابر * {{verse|۱۲|۲۱|color=black}} و از حِلْقِیا حَشَبْیا و از یدَعْیا نَتَنْئیل * {{verse|۱۲|۲۲|color=black}} و رؤسای آبای لاویان در ایام اَلِیاشیب و یهُویاداع و یوحانان و یدُّوع ثبت شدند و کاهنان نیز در سلطنت داریوش فارسی * {{verse|۱۲|۲۳|color=black}} و رؤسای آبای بنیلاوی در کتاب تواریخ ایام تا ایام یوحانان بن اَلْیاشیب ثبت گردیدند * {{verse|۱۲|۲۴|color=black}} و رؤسای لاویان حَشَبْیا و شَرَبْیا و یشُوع بن قَدْمیئیل و برادرانشان در مقابل ایشان تا موافق فرمان داود مرد خدا فرقه برابر فرقه حمد و تسبیح بخوانند * {{verse|۱۲|۲۵|color=black}} و مَتَّنْیا و بَقْبُقْیا و عُوْبَدْیا و مَشُلاّم و طَلْمون و عَقُّوب دربانان بودند که نزد خزانههای دروازهها پاسبانی مینمودند * {{verse|۱۲|۲۶|color=black}} اینان در ایام یوْیاقیم بن<noinclude></noinclude> mj7r31r7bztteb8g4s7ab2px6ytbw8p 288546 288543 2026-06-20T19:15:40Z Hanooz 17889 288546 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>از بئرشبع تا وادی هِنُّوم ساکن شدند * {{verse|۱۱|۳۱|color=black}} و بنیبنیامین از جِبَع تا مِکْماش ساکن شدند در عَیا و بیتیل و دهات آن * {{verse|۱۱|۳۲|color=black}} و عناتُوت و نُوب و عَنَنْیه * {{verse|۱۱|۳۳|color=black}} و حاصور و رامَه و جِتّایم * {{verse|۱۱|۳۴|color=black}} و حادید و صَبُوعیم و نَبَلاّط * {{verse|۱۱|۳۵|color=black}} و لُود و اوُنُو و وادی حَراشیم * {{verse|۱۱|۳۶|color=black}} و بعضی فرقههای لاویان در یهودا و بنیامین ساکن شدند * {{وسط|{{روخط|باب دوازدهم}}}} {{فصل|۱۲}} {{verse|۱۲|۱|color=black}} و اینانند کاهنان و لاویانی که با زَرُبّابِل بن شَئَلْتیئیل و یشُوع برآمدند سَرایا و اِرْمیا و عَزْرا * {{verse|۱۲|۲|color=black}} اَمَرْیا و مَلُّوک و حَطُّوش * {{verse|۱۲|۳|color=black}} و شَکَنْیا و رَحُوم و مَریمُوت * {{verse|۱۲|۴|color=black}} و عِدُّو و جِنْتُوی و اَبِیا * {{verse|۱۲|۵|color=black}} و مِیامین و مَعَدْیا و بِلْجَه * {{verse|۱۲|۶|color=black}} و شَمَعْیا و یویاریب ویدَعْیا * {{verse|۱۲|۷|color=black}} و سَلُّو و عامُوق و حِلْقیا و یدَعْیا اینان رؤسای کاهنان و برادران ایشان در ایام یشُوع بودند * {{verse|۱۲|۸|color=black}} و لاویان یشُوع و بِنُّوی و قَدْمیئیل و شَرَبْیا و یهودا و مَتَّنْیا که او و برادرانش پیشوایانِ تسبیحخوانان بودند * {{verse|۱۲|۹|color=black}} و برادران ایشان بَقْبُقْیه و عُنی در مقابل ایشان در جای خدمت خود بودند * {{verse|۱۲|۱۰|color=black}} و یشُوع یویاقیم را تولید نمود و یویاقیم اَلِیاشیب را آورد و اَلِیاشیب یویاداع را آورد * {{verse|۱۲|۱۱|color=black}} و یویاداع یوناتان را آورد و یوناتان یدُّوع را آورد * {{verse|۱۲|۱۲|color=black}} و در ایام یویاقیم رؤسای خاندانهای آبای کاهنان اینان بودند از سَرایا مرایا و از اِرْمیا حَنَنْیا * {{verse|۱۲|۱۳|color=black}} و از عَزْرا مَشُلاّم و از اَمَرْیا یهُوحانان * {{verse|۱۲|۱۴|color=black}} و از مَلیکُو یوناتان و از شَبَنْیا یوسف * {{verse|۱۲|۱۵|color=black}} و از حاریم عَدْنا و از مَرایوت حِلْقای * {{verse|۱۲|۱۶|color=black}} و از عِدُّو زکریا و از جِنْتُون مَشُلاّم * {{verse|۱۲|۱۷|color=black}} و از اَبِیا زِکْری و از مِنْیامین و مُوعَدْیا فِلْطای * {{verse|۱۲|۱۸|color=black}} و از بِلْجَه شَمُّوع و از شَمَعْیا یهُوِناتان * {{verse|۱۲|۱۹|color=black}} و از یویاریب مَتْنای و از یدَعْیا عُزّی * {{verse|۱۲|۲۰|color=black}} و از سَلاّی قَلاّی و از عاموق عابر * {{verse|۱۲|۲۱|color=black}} و از حِلْقِیا حَشَبْیا و از یدَعْیا نَتَنْئیل * {{verse|۱۲|۲۲|color=black}} و رؤسای آبای لاویان در ایام اَلِیاشیب و یهُویاداع و یوحانان و یدُّوع ثبت شدند و کاهنان نیز در سلطنت داریوش فارسی * {{verse|۱۲|۲۳|color=black}} و رؤسای آبای بنیلاوی در کتاب تواریخ ایام تا ایام یوحانان بن اَلْیاشیب ثبت گردیدند * {{verse|۱۲|۲۴|color=black}} و رؤسای لاویان حَشَبْیا و شَرَبْیا و یشُوع بن قَدْمیئیل و برادرانشان در مقابل ایشان تا موافق فرمان داود مرد خدا فرقه برابر فرقه حمد و تسبیح بخوانند * {{verse|۱۲|۲۵|color=black}} و مَتَّنْیا و بَقْبُقْیا و عُوْبَدْیا و مَشُلاّم و طَلْمون و عَقُّوب دربانان بودند که نزد خزانههای دروازهها پاسبانی مینمودند * {{verse|۱۲|۲۶|color=black}} اینان در ایام یوْیاقیم بن یشُوع<noinclude></noinclude> 8oo0qs271lad2f44gtqdx6lbjzzo7en برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۷۵ 104 88264 288544 2026-06-20T19:15:03Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «یشُوع بن یوصاداق و در ایام نَحَمْیای والی و عَزْرای کاهن کاتب بودند * {{verse|۱۲|۲۷|color=black}} و هنگام تبریک نمودن حصار اورشلیم لاویان را از همهٔ مکانهای ایشان طلبیدند تا ایشان را باورشلیم بیاورند که با شادمانی و حمد و سرود با دفّ و بربط و عود آن را تب...» ایجاد کرد 288544 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>یشُوع بن یوصاداق و در ایام نَحَمْیای والی و عَزْرای کاهن کاتب بودند * {{verse|۱۲|۲۷|color=black}} و هنگام تبریک نمودن حصار اورشلیم لاویان را از همهٔ مکانهای ایشان طلبیدند تا ایشان را باورشلیم بیاورند که با شادمانی و حمد و سرود با دفّ و بربط و عود آن را تبریک نمایند * {{verse|۱۲|۲۸|color=black}} پس پسران مغنیان از دایره گِرداگِرد اورشلیم و از دهات نَطُوفاتیان جمع شدند * {{verse|۱۲|۲۹|color=black}} و از بیتجِلْجال و از مزرعههای جِبَع و عَزْمُوت زیرا که مغنیان باطراف اورشلیم بجهت خود دهات بنا کرده بودند * {{verse|۱۲|۳۰|color=black}} و کاهنان و لاویان خویشتن را تطهیر نمودند و قوم و دروازهها و حصار را نیز تطهیر کردند * {{verse|۱۲|۳۱|color=black}} و من رؤسای یهودا را بر سر حصار آوردم و دو فرقه بزرگ از تسبیحخوانان معین کردم که یکی از آنها بطرف راست بر سر حصار تا دروازه خاکروبه بهیئت اجماعی رفتند * {{verse|۱۲|۳۲|color=black}} و در عقب ایشان هُوشَعْیا و نصف رؤسای یهُودا * {{verse|۱۲|۳۳|color=black}} و عَزَرْیا و عَزْرا و مَشُلاّم * {{verse|۱۲|۳۴|color=black}} و یهُودا و بنیامین شَمَعْیا و اِرْمیا * {{verse|۱۲|۳۵|color=black}} و بعضی از پسران کاهنان با کَرِنّاها یعنی زَکریا ابن یوناتان بن شَمَعْیا ابن مَتَّنْیا ابن میکایا ابن زَکّور بن آصاف * {{verse|۱۲|۳۶|color=black}} و برادران او شَمَعْیا و عَزَرْیئیل و مِلَلای و جِلَلای و ماعای و نَتَنْئیل و یهودا و حَنانی با آلات موسیقی داود مرد خدا و عَزْرای کاتب پیش ایشان بود * {{verse|۱۲|۳۷|color=black}} پس ایشان نزد دروازه چشمه که برابر ایشان بود بر زینه شهر داود بر فراز حصار بالای خانه داود تا دروازه آب بطرف مشرق رفتند * {{verse|۱۲|۳۸|color=black}} و فرقه دوم تسبیحخوانان در مقابل ایشان بهیئت اجماعی رفتند و من و نصف قوم بر سر حصار از نزد برج تنور تا حصار عریض در عقب ایشان رفتیم * {{verse|۱۲|۳۹|color=black}} و ایشان از بالای دروازه افرایم و بالایدروازه کُهْنَه و بالای دروازه ماهی و بُرج حَنَنْئیل و بُرج مِئَه تا دروازه گوسفندان رفته نزد دروازه سِجْن توقف نمودند * {{verse|۱۲|۴۰|color=black}} پس هر دو فرقه تسبیحخوانان در خانه خدا ایستادند و من و نصف سـروران ایستادیـم * {{verse|۱۲|۴۱|color=black}} و اِلْیاقیم و مَعَسْیا و مِنْیامین و میکایـا و اَلْیوعِینـای و زَکَریـا و حَنَنْیـای کَهَنَه با کَرِنّاها * {{verse|۱۲|۴۲|color=black}} و مَعَسْیا و شَمَعْیا و اِلعازار و عُزّی و یوحانان و مَلْکِیا و عیلام و عازَر و مغنیان و یزْرَحْیای وکیـل بآواز بلند سراییدند * {{verse|۱۲|۴۳|color=black}} و در آن روز قربانیهای عظیم گذرانیده شادی نمودند زیرا خدا ایشان را بسیار شادمان گردانیده بود و زنان و اطفال نیز شادی نمودند پس شادمانی اورشلیم از جایهای دور مسموع شد * {{verse|۱۲|۴۴|color=black}} و در آن روز کسانی چند بر حجرهها بجهت خزانهها و هدایا و نوبرها و عشرها<noinclude></noinclude> p0h2zyutarzx6lt7gzy7pdlslxbsfx9 288545 288544 2026-06-20T19:15:34Z Hanooz 17889 288545 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بن یوصاداق و در ایام نَحَمْیای والی و عَزْرای کاهن کاتب بودند * {{verse|۱۲|۲۷|color=black}} و هنگام تبریک نمودن حصار اورشلیم لاویان را از همهٔ مکانهای ایشان طلبیدند تا ایشان را باورشلیم بیاورند که با شادمانی و حمد و سرود با دفّ و بربط و عود آن را تبریک نمایند * {{verse|۱۲|۲۸|color=black}} پس پسران مغنیان از دایره گِرداگِرد اورشلیم و از دهات نَطُوفاتیان جمع شدند * {{verse|۱۲|۲۹|color=black}} و از بیتجِلْجال و از مزرعههای جِبَع و عَزْمُوت زیرا که مغنیان باطراف اورشلیم بجهت خود دهات بنا کرده بودند * {{verse|۱۲|۳۰|color=black}} و کاهنان و لاویان خویشتن را تطهیر نمودند و قوم و دروازهها و حصار را نیز تطهیر کردند * {{verse|۱۲|۳۱|color=black}} و من رؤسای یهودا را بر سر حصار آوردم و دو فرقه بزرگ از تسبیحخوانان معین کردم که یکی از آنها بطرف راست بر سر حصار تا دروازه خاکروبه بهیئت اجماعی رفتند * {{verse|۱۲|۳۲|color=black}} و در عقب ایشان هُوشَعْیا و نصف رؤسای یهُودا * {{verse|۱۲|۳۳|color=black}} و عَزَرْیا و عَزْرا و مَشُلاّم * {{verse|۱۲|۳۴|color=black}} و یهُودا و بنیامین شَمَعْیا و اِرْمیا * {{verse|۱۲|۳۵|color=black}} و بعضی از پسران کاهنان با کَرِنّاها یعنی زَکریا ابن یوناتان بن شَمَعْیا ابن مَتَّنْیا ابن میکایا ابن زَکّور بن آصاف * {{verse|۱۲|۳۶|color=black}} و برادران او شَمَعْیا و عَزَرْیئیل و مِلَلای و جِلَلای و ماعای و نَتَنْئیل و یهودا و حَنانی با آلات موسیقی داود مرد خدا و عَزْرای کاتب پیش ایشان بود * {{verse|۱۲|۳۷|color=black}} پس ایشان نزد دروازه چشمه که برابر ایشان بود بر زینه شهر داود بر فراز حصار بالای خانه داود تا دروازه آب بطرف مشرق رفتند * {{verse|۱۲|۳۸|color=black}} و فرقه دوم تسبیحخوانان در مقابل ایشان بهیئت اجماعی رفتند و من و نصف قوم بر سر حصار از نزد برج تنور تا حصار عریض در عقب ایشان رفتیم * {{verse|۱۲|۳۹|color=black}} و ایشان از بالای دروازه افرایم و بالایدروازه کُهْنَه و بالای دروازه ماهی و بُرج حَنَنْئیل و بُرج مِئَه تا دروازه گوسفندان رفته نزد دروازه سِجْن توقف نمودند * {{verse|۱۲|۴۰|color=black}} پس هر دو فرقه تسبیحخوانان در خانه خدا ایستادند و من و نصف سـروران ایستادیـم * {{verse|۱۲|۴۱|color=black}} و اِلْیاقیم و مَعَسْیا و مِنْیامین و میکایـا و اَلْیوعِینـای و زَکَریـا و حَنَنْیـای کَهَنَه با کَرِنّاها * {{verse|۱۲|۴۲|color=black}} و مَعَسْیا و شَمَعْیا و اِلعازار و عُزّی و یوحانان و مَلْکِیا و عیلام و عازَر و مغنیان و یزْرَحْیای وکیـل بآواز بلند سراییدند * {{verse|۱۲|۴۳|color=black}} و در آن روز قربانیهای عظیم گذرانیده شادی نمودند زیرا خدا ایشان را بسیار شادمان گردانیده بود و زنان و اطفال نیز شادی نمودند پس شادمانی اورشلیم از جایهای دور مسموع شد * {{verse|۱۲|۴۴|color=black}} و در آن روز کسانی چند بر حجرهها بجهت خزانهها و هدایا و نوبرها و عشرها<noinclude></noinclude> 5qntmum6h3q05vytm7p6h7rt4ygvkp3 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۷۶ 104 88265 288547 2026-06-20T19:16:25Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «تعیین شدند تا حصّههای کاهنان و لاویان را از مزرعههای شهرها برحسب تورات در آنها جمع کنند زیرا که یهودا درباره کاهنان و لاویانی که بخدمت میایستادند شادی مینمودند * {{verse|۱۲|۴۵|color=black}} و ایشان با مغنیان و دربانان موافق حکم داود و پسرش سلیمان ودیعت...» ایجاد کرد 288547 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>تعیین شدند تا حصّههای کاهنان و لاویان را از مزرعههای شهرها برحسب تورات در آنها جمع کنند زیرا که یهودا درباره کاهنان و لاویانی که بخدمت میایستادند شادی مینمودند * {{verse|۱۲|۴۵|color=black}} و ایشان با مغنیان و دربانان موافق حکم داود و پسرش سلیمان ودیعت خدای خود و لوازم تطهیر را نگاه داشتند * {{verse|۱۲|۴۶|color=black}} زیرا که در ایام داود و آساف از قدیم رؤسای مغنیان بودند و سرودهای حمد و تسبیح برای خدا میخواندند * {{verse|۱۲|۴۷|color=black}} و تمامی اسرائیل در ایام زَرُبّابِل و در ایام نَحَمْیا حصّههای مغنیان و دربانان را روز بروز میدادند و ایشان وقف بلاویان میدادند و لاویان وقف ببنیهارون میدادند * {{وسط|{{روخط|باب سیزدهم}}}} {{فصل|۱۳}} {{verse|۱۳|۱|color=black}} در آن روز کتاب موسی را بسمع قومخواندند و در آن نوشتهای یافت شد که عَمُّونیان و مُوْآبیان تا بابد بجماعت خدا داخل نشوند * {{verse|۱۳|۲|color=black}} چونکه ایشان بنی اسرائیل را بنان و آب استقبال نکردند بلکه بَلْعام را بضدّ ایشان اجیر نمودند تا ایشان را لعنت نماید اما خدای ما لعنت را ببرکت تبدیل نمود * {{verse|۱۳|۳|color=black}} پس چون تورات را شنیدند تمامی گروه مختلف را از میان اسرائیل جدا کردند * {{verse|۱۳|۴|color=black}} و قبل از این الیاشیب کاهن که بر حجرههای خانه خدای ما تعیین شده بود با طُوبیا قرابتی داشت * {{verse|۱۳|۵|color=black}} و برای او حجره بزرگ ترتیب داده بود که در آن قبل از آن هدایای آردی و بخور و ظروف را و عشر گندم و شراب و روغن را که فریضه لاویان و مغنیان و دربانان بود و هدایای افراشتنی کاهنان را میگذاشتند * {{verse|۱۳|۶|color=black}} و در همهٔ آن وقت من در اورشلیم نبودم زیرا در سال سی و دوم اَرْتَحْشَسْتا پادشاه بابل نزد پادشاه رفتم و بعد از ایامی چند از پادشاه رخصت خواستم * {{verse|۱۳|۷|color=black}} و چون باورشلیم رسیدم از عمل زشتی که الیاشیب درباره طُوبیا کرده بود از اینکه حجرهای برایش در صحن خانه خدا ترتیب نموده بود آگاه شدم * {{verse|۱۳|۸|color=black}} و این امر بنظر من بسیار ناپسند آمده پس تمامی اسباب خانه طُوبیا را از حجره بیرون ریختم * {{verse|۱۳|۹|color=black}} و امر فرمودم که حجره را تطهیر نمایند و ظروف خانه خدا و هدایا و بخور را در آن باز آوردم * {{verse|۱۳|۱۰|color=black}} و فهمیدم که حصّههای لاویان را بایشاننمیدادند و از این جهت هر کدام از لاویان و مغنیانی که مشغول خدمت میبودند بمزرعههای خویش فرار کرده بودند * {{verse|۱۳|۱۱|color=black}} پس با سروران مشاجره نموده گفتم چرا درباره خانه خدا غفلت مینمایند<noinclude></noinclude> lm0358dgz2g3lvmj9tk8u9cz21epb53 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۷۷ 104 88266 288548 2026-06-20T19:16:55Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و ایشان را جمع کرده در جایهای ایشان برقرار نمودم * {{verse|۱۳|۱۲|color=black}} و جمیع یهودیان عُشر گندم و عصیر انگور و روغن را در خزانهها آوردند * {{verse|۱۳|۱۳|color=black}} و شَلَمْیای کاهن و صادوق کاتب و فدایا را که از لاویان بود بر خزانهها گماشتم و بپهلوی ایشان ح...» ایجاد کرد 288548 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و ایشان را جمع کرده در جایهای ایشان برقرار نمودم * {{verse|۱۳|۱۲|color=black}} و جمیع یهودیان عُشر گندم و عصیر انگور و روغن را در خزانهها آوردند * {{verse|۱۳|۱۳|color=black}} و شَلَمْیای کاهن و صادوق کاتب و فدایا را که از لاویان بود بر خزانهها گماشتم و بپهلوی ایشان حانان بن زکّور بن مَتَّنْیا را زیرا که مردم ایشان را امین میپنداشتند و کار ایشان این بود که حصّههای برادران خود را بایشان بدهند * {{verse|۱۳|۱۴|color=black}} ای خدایم مرا درباره این کار بیاد آور و حسناتی را که برای خانه خدای خود و وظایف آن کردهام محو مساز * {{verse|۱۳|۱۵|color=black}} در آن روزها در یهودا بعضی را دیدم که چَرخُشتها را در روز سَبَّت میفشردند و بافهها میآوردند و الاغها را بار میکردند و شراب و انگور و انجیر و هر گونه حمل را نیز در روز سَبَّت باورشلیم میآوردند پس ایشان را بسبب فروختن مأکولات در آن روز تهدید نمودم * {{verse|۱۳|۱۶|color=black}} و بعضی از اهل صور که در آنجا ساکن بودند ماهی و هرگونه بضاعت میآوردند و در روز سَبَّت ببنییهودا و اهل اورشلیم میفروختند * {{verse|۱۳|۱۷|color=black}} پس با بزرگان یهودا مشاجره نمودم و بایشان گفتم این چه عمل زشت است که شما میکنید و روز سَبَّت را بیحرمت مینمایید * {{verse|۱۳|۱۸|color=black}} آیا پدران شما چنین نکردند و آیا خدای ماتمامی این بلا را بر ما و بر این شهر وارد نیاورد و شما سَبَّت را بیحرمت نموده غضب را بر اسرائیل زیاد میکنید * {{verse|۱۳|۱۹|color=black}} و هنگامی که دروازههای اورشلیم قبل از سَبَّت سایه میافکند امر فرمودم که دروازهها را ببندند و قدغن کردم که آنها را تا بعد از سَبَّت نگشایند و بعضی از خادمان خود را بر دروازهها قرار دادم که هیچ بار در روز سَبَّت آورده نشود * {{verse|۱۳|۲۰|color=black}} پس سوداگران و فروشندگان هرگونه بضاعت یک دو دفعه بیرون از اورشلیم شب را بسر بردند * {{verse|۱۳|۲۱|color=black}} اما من ایشان را تهدید کرده گفتم شما چرا نزد دیوار شب را بسر میبرید اگر بار دیگر چنین کنید دست بر شما میاندازم پس از آنوقت دیگر در روز سَبَّت نیامدند * {{verse|۱۳|۲۲|color=black}} و لاویان را امر فرمودم که خویشتن را تطهیر نمایند و آمده دروازهها را نگاهبانی کنند تا روز سَبَّت تقدیس شود ای خدایم این را نیز برای من بیاد آور و برحسب کثرت رحمت خود بر من ترحّم فرما * {{verse|۱۳|۲۳|color=black}} در آن روزها نیز بعضی یهودیان را دیدم که زنان از اَشْدُوْدیان و عَمُّونیان و مُوْآبیان گرفته بودند * {{verse|۱۳|۲۴|color=black}} و نصف کلام پسران ایشان در زبان اَشْدُوْد میبود و بزبان یهود نمیتوانستند بخوبی تکلّم نمایند بلکه بزبان این قوم و آن قوم * {{verse|۱۳|۲۵|color=black}} بنابراین با ایشان مشاجره نموده ایشان راملامت کردم و بعضی از ایشان را زدم و موی<noinclude></noinclude> pbbjrx5ynv9cs6ry1enheo61s3u55xt برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۷۸ 104 88267 288549 2026-06-20T19:17:51Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی « ایشان را کندم و ایشان را بخدا قَسَم داده گفتم دختران خود را بپسران آنها مدهید و دختران آنها را بجهت پسران خود و بجهت خویشتن مگیرید * {{verse|۱۳|۲۶|color=black}} آیا سلیمان پادشاه اسرائیل در همین امر گناه نورزید با آنکه در امّتهای بسیار پادشاهی مثل او نبو...» ایجاد کرد 288549 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude> ایشان را کندم و ایشان را بخدا قَسَم داده گفتم دختران خود را بپسران آنها مدهید و دختران آنها را بجهت پسران خود و بجهت خویشتن مگیرید * {{verse|۱۳|۲۶|color=black}} آیا سلیمان پادشاه اسرائیل در همین امر گناه نورزید با آنکه در امّتهای بسیار پادشاهی مثل او نبود و اگر چه او محبوب خدای خود میبود و خدا او را بپادشاهی تمامی اسرائیل نصب کرده بود زنان بیگانه او را نیز مرتکب گناه ساختند * {{verse|۱۳|۲۷|color=black}} پس آیا ما بشما گوش خواهیم گرفت که مرتکب این شرارت عظیم بشویم و زنان بیگانه گرفته بخدای خویش خیانت ورزیم * {{verse|۱۳|۲۸|color=black}} و یکی از پسران یهُوْیاداع بن اَلْیاشیبِ رئیس کَهَنَه داماد سَنْبَلَّط حُورُونی بود پس او را از نزد خود راندم * {{verse|۱۳|۲۹|color=black}} ای خدای من ایشان را بیاد آور زیرا که کهانت و عهد کهانت و لاویان را بیعصمت کردهاند * {{verse|۱۳|۳۰|color=black}} پس من ایشان را از هر چیز بیگانه طاهر ساختم و وظایف کاهنان و لاویـان را برقرار نمودم که هر کس بر خدمت خود حاضر شود * {{verse|۱۳|۳۱|color=black}} و هدایـای هیـزم در زمان معیـن و نوبرهـا را نیز ای خدای من مرا بنیکویی بیاد آور * {{dhr|4em}} {{double rule|8em}} {{ته}}<noinclude></noinclude> bfobcl6v1cu09sdzovor4li4oiqexk0 288550 288549 2026-06-20T19:18:02Z Hanooz 17889 288550 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ایشان را کندم و ایشان را بخدا قَسَم داده گفتم دختران خود را بپسران آنها مدهید و دختران آنها را بجهت پسران خود و بجهت خویشتن مگیرید * {{verse|۱۳|۲۶|color=black}} آیا سلیمان پادشاه اسرائیل در همین امر گناه نورزید با آنکه در امّتهای بسیار پادشاهی مثل او نبود و اگر چه او محبوب خدای خود میبود و خدا او را بپادشاهی تمامی اسرائیل نصب کرده بود زنان بیگانه او را نیز مرتکب گناه ساختند * {{verse|۱۳|۲۷|color=black}} پس آیا ما بشما گوش خواهیم گرفت که مرتکب این شرارت عظیم بشویم و زنان بیگانه گرفته بخدای خویش خیانت ورزیم * {{verse|۱۳|۲۸|color=black}} و یکی از پسران یهُوْیاداع بن اَلْیاشیبِ رئیس کَهَنَه داماد سَنْبَلَّط حُورُونی بود پس او را از نزد خود راندم * {{verse|۱۳|۲۹|color=black}} ای خدای من ایشان را بیاد آور زیرا که کهانت و عهد کهانت و لاویان را بیعصمت کردهاند * {{verse|۱۳|۳۰|color=black}} پس من ایشان را از هر چیز بیگانه طاهر ساختم و وظایف کاهنان و لاویـان را برقرار نمودم که هر کس بر خدمت خود حاضر شود * {{verse|۱۳|۳۱|color=black}} و هدایـای هیـزم در زمان معیـن و نوبرهـا را نیز ای خدای من مرا بنیکویی بیاد آور * {{dhr|4em}} {{double rule|8em}} {{ته}}<noinclude></noinclude> 1088q23eof3sk40rhtnhezchknt1txz کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب نحمیا 0 88268 288551 2026-06-20T19:19:41Z Hanooz 17889 صفحه‌ای تازه حاوی «{{header | title = [[../]] | author = | translator = | section = کتاب نحمیا | previous = [[../کتاب عزرا/]] | next = [[../کتاب استر/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=755 to=778></pages>» ایجاد کرد 288551 wikitext text/x-wiki {{header | title = [[../]] | author = | translator = | section = کتاب نحمیا | previous = [[../کتاب عزرا/]] | next = [[../کتاب استر/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=755 to=778></pages> to2o90m2b0ta29bvb9bzhnzq4t01wjd کتاب نحمیا 0 88269 288552 2026-06-20T19:20:39Z Hanooz 17889 تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب نحمیا]] 288552 wikitext text/x-wiki #تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب نحمیا]] bddxrjxquk9kwtk2qpckn8ywj71jtt6