ویکینبشته
fawikisource
https://fa.wikisource.org/wiki/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C
MediaWiki 1.47.0-wmf.7
first-letter
مدیا
ویژه
بحث
کاربر
بحث کاربر
ویکینبشته
بحث ویکینبشته
پرونده
بحث پرونده
مدیاویکی
بحث مدیاویکی
الگو
بحث الگو
راهنما
بحث راهنما
رده
بحث رده
درگاه
بحث درگاه
پدیدآورنده
بحث پدیدآورنده
برگه
گفتگوی برگه
فهرست
گفتگوی فهرست
TimedText
TimedText talk
پودمان
بحث پودمان
Event
Event talk
ترجمه کتاب مقدس (گروسی)
0
30220
288621
276507
2026-06-21T16:12:04Z
Hanooz
17889
288621
wikitext
text/x-wiki
{{حس|خالی}}
{{سرصفحه
| عنوان = کتاب مقدس
| مؤلف =
| قسمت =
| مترجم = فاضل خان گروسی
| قبلی =
| بعدی =
| یادداشت =
}}
'''عهد عتیق'''
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/پیدایش|پیدایش]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/خروج|خروج]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/لاویان|لاویان]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/اعداد|اعداد]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/تثنیه|تثنیه]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/یوشع|یوشع]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/داوران|داوران]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/روت|روت]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/سموئیل اول|سموئیل اول]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/سموئیل دوم|سموئیل دوم]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/پادشاهان اول|پادشاهان اول]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/پادشاهان دوم|پادشاهان دوم]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/تواریخ اول|تواریخ اول]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/تواریخ دوم|تواریخ دوم]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/عزرا|عزرا]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/نحمیا|نحمیا]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/استر|استر]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/ایوب|ایوب]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/مزامیر|مزامیر]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/امثال سلیمان|امثال سلیمان]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/جامعه|جامعه]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/غزل غزلهای سلیمان|غزل غزلهای سلیمان]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/اشعیا نبی|اشعیا نبی]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/ارمیا|ارمیا]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/مراثی ارمیا|مراثی ارمیا]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/حزقیال نبی|حزقیال نبی]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/دانیال نبی|دانیال نبی]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/هوشع|هوشع]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/یوئیل|یوئیل]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/عاموس|عاموس]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/عوبدیا|عوبدیا]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/یونس|یونس]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/میکاه|میکاه]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/ناحوم|ناحوم]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/حبقوق|حبقوق]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/صفنیا|صفنیا]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/حجی|حجی]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/زکریا|زکریا]]
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/ملاکی|ملاکی]]
'''عهد جدید'''
* [[ترجمه کتاب مقدس (گروسی)/انجیل متی|انجیل متی]]
[[رده:کتاب مقدس]]
g6c1g4atdtjriufcl1i74kf5di6h0ax
بحث کاربر:Hanooz
3
39182
288558
288556
2026-06-21T15:28:38Z
Hanooz
17889
/* این نشان برای شما! */ پاسخ
288558
wikitext
text/x-wiki
== روش استاندارد برای همکاری ==
کاربر گرامی؛ احتراماً به آگاهی میرساند چندی است که در ویکینبشته کار به شیوهٔ سنتی را متوقف کردهایم. با این حال ما از هر گونه مشارکت خوب شما استقبال میکنیم اما اگر تمایل به همکاری مؤثرتر دارید، خواهشمندم روش استاندارد را پی بگیرید. در این روش یک کتاب به عنوان منبع انتخاب شده و برگههای آن پیادهسازی میشوند. سپس دیگر کاربران به نمونهخوانی آن برگهها میپردازند. در پایان با بکارگیری چند دستور کوتاه تمام برگههای یک فصل (یا یک غزل، قصیده یا غیره) را در یک صفحه گردآوردی میکنیم. با تکیه به این شیوه خوانندگان میتوانند با یک کلیک از صحت مطالب و تطابق با متن اصلی آگاهی پیدا کنند. با مراجعه به صفحهٔ [[راهنما:راهنمای کوتاه|راهنما]] میتوانید مطالب مفیدی در این خصوص پیدا کنید. ارادتمند--[[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۰۶:۴۸ (UTC)
: {{پینگ|Yoosef Pooranvary}} ممنون. یک سوال از شما دارم. خیلی وضعیت نامهها و دستنوشته ها چطور است؟ میشود در ویکینبشته گذاشتشان؟ مثلاْ من نامهی فروغ را در [[کاربر:Hanooz/صفحه تمرین]] قرار دادم، خود تصویر نامه را هم میتوانم در انبار بارگذاری کنم اینها را میشود در ویکینبشته منتشر کرد؟ یا نامههای مرتضی کیوان را. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۱۳ (UTC)
:مهم است که بدانیم تصویر نامه را از کجا آوردهاید. یعنی منبع آن چیست و اینکه گردآورندهی آن منبع (در صورتی که در یک کتاب چاپ شده باشد) هم پیش از ۱۳۵۸ مرده باشد. --[[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۲۲ (UTC)
::نامهها در کتابهای مختلفی چاپ شدهاند. نامههای فروغ که در کتاب فرزانه میلانی است و نامههای کیوان در «کتاب مرتضی کیوان» و طبق قوانین ویکیانبار ([https://commons.wikimedia.org/wiki/Template:PD-scan این الگو را ببینید]) اسکن یا عکسبرداری از متنی که کپیرایت نداشته باشد مجاز است. هر دوی اینها پیش از انقلاب مردهاند و آثارشان در مالکیت عمومی است. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۲۷ (UTC)
::یک نمونه از نامهها: [[:File:Nameh keyvan 1.jpg]]. {{رچ}} [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۳۰ (UTC)
:::عکسی که به عنوان نمونه گذاشتهاید هیچ نشانی در خود ندارد که بتوان آن را به صاحبش منتسب کرد. اگر اصل کتاب وجود داشت، کار خیلی بهتر میشد. اما اگر در ویکیپدیا قبول کردهاند که این متن مربوط به شخص مورد ادعا است و در مالکیت عمومی قرار دارد، اینجا هم آن را قبول میکنیم. اما به هر حال هیچ پژوهشگری به این نوع آثار اعتماد نمیکند. --[[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۱۶ (UTC)
::::متاسفانه خود کتاب را ندارم اما نسخهی پیدیاف کتاب در اینترنت هست. در کتابناک اگر «کتاب مرتضی کیوان» را بجویید قبل از صفحهی آخر کتاب این نامه چاپ شده. نامهی فروغ اینجاست: [http://khabgard.com/1519/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D9%81%D8%B1%D8%AE%D8%B2%D8%A7%D8%AF/ خوابگرد]. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۲۱ (UTC)
== ورودی کاربران ==
سلام و عرض تشکر بابت زحمتی که میکشید. ای کاش آثاری را که اضافه میکنید در ورودی کاربران هم بگذارید. اینطوری دستکم ماها که کاربر دائمی هستیم از تازهها باخبر میشویم. [[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ۲ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۵۰ (UTC)
: سلام. ممنون از لطف و راهنمایی شما. در نظرم هست یک دستهبندی موضوعی در ورودی انجام بدهم و تا جای ممکن تمام آثار آزاد انبار را هم آنجا فهرست کنم. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ۲ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۵۶ (UTC)
== این نشان برای شما! ==
{| style="background-color: #fdffe7; border: 1px solid #fceb92;"
|rowspan="2" style="vertical-align: middle; padding: 5px;" | [[پرونده:Tireless Contributor Barnstar Hires.gif|100px]]
|style="font-size: x-large; padding: 3px 3px 0 3px; height: 1.5em;" | '''نشان مشارکتکننده خستگیناپذیر'''
|-
|style="vertical-align: middle; padding: 3px;" | به پاس فعالیتهای خوبتان در ویکینبشتهٔ فارسی. [[کاربر:Darafsh|<span style="color:Purple; text-shadow:grey 0.1em 0.2em 0.1em;">درفش کاویانی</span>]] ([[بحث کاربر:Darafsh|<span title="پیام بگذارید!" style="cursor: crosshair;">بحث</span>]]) ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۱۲ (UTC)
|}
:خیلی ممنونم از لطف شما. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۲۸ (UTC)
d1tu90f825k9dcg74tyn0lgvyx5s10l
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷
104
39619
288778
288499
2026-06-22T03:17:56Z
Hanooz
17889
288778
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="4" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم|||}}</noinclude>{{وسط|{{ditto|فهرستِ|فهرستِ}} اسفارِ عهدِ عتیق}}
{{rule|8em}}
{| style="width:100%; border-collapse:collapse;"
| style="width:50%; vertical-align:top; border-left:1px solid black; padding-left:1em;" |
{{TOC begin}}
{{TOC row 1-1-1|اسماء اسفار|صفحه}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/سفر پیدایش|سفرِ پیدایش]]|۱}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/سفر خروج|سفرِ خروج]]|۸۳}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/سفر لاویان|سفرِ لاویان]]|۱۰۲}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/سفر اعداد|سفرِ اعداد]]|۲۰۲}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/سفر تثنیه|سفرِ تثنیه]]|۲۷۱}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/صحیفه یوشع|صحیفهٔ یوشع بن نون]]|۳۳۲}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/سفر داوران|سفر داوران]]|۳۷۳}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب روت|کتاب رُوت]]|۴۱۴}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب اول سموئیل|{{ditto|کتاب}} اوّلِ سموئیلِ نبیّ]]|۴۲۰}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب دوم سموئیل|{{ditto|کتاب}} دوّمِ سموئیلِ نبیّ]]|۴۷۵}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب اول پادشاهان|{{ditto|کتاب}} اوّل پادشاهان]]|۵۲۱}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب دوم پادشاهان|{{ditto|کتاب}} دوّم پادشاهان]]|۵۷۴}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب اول تواریخ ایام|{{ditto|کتاب}} اوّلِ تواریخ ایّام]]|۶۳۴}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب دوم تواریخ ایام|{{ditto|کتاب}} دوّمِ تواریخ ایّام]]|۶۷۱}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب عزرا|{{ditto|کتاب}} عزرا]]|۷۳۰}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب نحمیا|{{ditto|کتاب}} نَحَمیا]]|۷۴۷}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب استر|{{ditto|کتاب}} اِسْتر]]|۷۷۱}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب ایوب|{{ditto|کتاب}} ایّوب]]|۷۸۵}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب مزامیر یعنی زبور داود|{{ditto|کتاب}} مَزامیر یعنی زبور داود]]|۸۳۰}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب امثال سلیمان|{{ditto|کتاب}} امثال سلیمان]]|۹۴۸}}
{{TOC end}}
| style="width:50%; vertical-align:top; padding-right:1em;" |
{{TOC begin}}
{{TOC row 1-1-1|اسماء اسفار|صفحه}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب جامعه|کتاب جامعه]]|۹۸۶}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب غزل غزلهای سلیمان|{{ditto|کتاب}} غزلِ غزلهای سلیمان]]|۱۰۰۰}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب اشعیای نبی|{{ditto|کتاب}} اشعیاء نبیّ]]|۱۰۰۷}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب ارمیای نبی|{{ditto|کتاب}} اِرْمیاء نبیّ]]|۱۰۹۳}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب مراثی ارمیای نبی|{{ditto|کتاب}} مراثئ اِرْمیاءِ نبی]]|۱۱۸۸}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب حزقیال نبی|{{ditto|کتاب}} حزقیال نبیّ]]|۱۱۹۷}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب دانیال نبی|{{ditto|کتاب}} دانیال نبیّ]]|۱۲۸۴}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب هوشع نبی|{{ditto|کتاب}} هوشَع نبیّ]]|۱۳۱۰}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب یوئیل نبی|{{ditto|کتاب}} یوئیل نبیّ]]|۱۳۲۴}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب عاموس نبی|{{ditto|کتاب}} عاموس نبیّ]]|۱۳۲۹}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب عوبدیای نبی|{{ditto|کتاب}} عُوبَدْیاء نبیّ]]|۱۳۳۹}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب یونس نبی|{{ditto|کتاب}} یُونُسِ نبیّ]]|۱۳۴۱}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب میکاه نبی|{{ditto|کتاب}} میکاهِ نبیّ]]|۱۳۴۵}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب ناحوم نبی|{{ditto|کتاب}} ناحوم نبیّ]]|۱۳۵۳}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب حبقوق نبی|{{ditto|کتاب}} حَبَقُّوق نبیّ]]|۱۳۵۷}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب صفنیای نبی|{{ditto|کتاب}} صَفَنْیاءِ نبیّ]]|۱۳۶۱}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب حجئی نبی|{{ditto|کتاب}} حَجَّئی نبیّ]]|۱۳۶۶}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب زکریای نبی|{{ditto|کتاب}} زکریّای نبیّ]]|۱۳۶۹}}
{{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب ملاکی نبی|{{ditto|کتاب}} ملاکئ نبیّ]]|۱۳۸۴}}
{{TOC end}}
|}
{{rule|8em}}<noinclude></noinclude>
2ckob7w7tss1euf355aoepytea4twsy
سخنرانی اندرو جرج در دانشگاه شیکاگو
0
85583
288776
281456
2026-06-22T03:13:30Z
Hanooz
17889
288776
wikitext
text/x-wiki
{{حس}}
{{سرصفحه
| عنوان = سخنرانی اندرو جرج در دانشگاه شیکاگو
| مؤلف = اندرو جرج
| سال = 2011
}}
برای یک آشورشناس فرصت خیلی خوبی است که به موسسه خاور بیاید چون در اینجاست که چیزی جادویی اتفاق افتاده است (در حدود صد سال از ۱۹۲۲ تا ۲۰۱۱). یکی از ثمرههای بزرگ علوم انسانی در قرن بیستم دیکشنری آشوری دانشگاه شیکاگو است. اثری چند جلدی و فوقالعاده که همه آشورشناسان به آن بسیار مدیون هستند. تنها یک دیکشنری نیست، تنها معادلهای انگلیسی واژگان آشوری (یا همان اکدی و بابلی) در آن قرار ندارد بلکه نمایه یک تمدن سراسری است. زیرا در این دیکشنری صدها و صدها و صدها هزاران متن وجود دارد که کاربرد واژگان را در آنها مییابید. اینها واژگانی است که برای دو هزار سال مرده بودند و این دیکشنری این واژگان را دوباره زنده کرد و این اجازه را داد که با کمک این متنها معنای آنها دریافته شود و نمایه تمدنی باشند که سالهاست مرده است. برای من در طی سالهای کاریام که نمیگویم چند دهه شده است یکی از ابزار اساسی کار من و همکارانم بوده است و سختی کار نسل قبلی را به چشم دیدیم که بدون این دیکشنری باید به کار خود ادامه میدادند. مطالبی که امشب درباره متنهای مختلف به شما میگویم بر اساس دیکشنری شیکاگو است. اما میخواهم درباره یکی دیگر از شگفتیهای علوم انسانی در قرن بیستم بگویم و آن بازیافتن متون ادبیات سومری است. ممکن است تعجب کنید که چرا اینکار را میکنم در حالی که قرار است درباره زبان بابلی صحبت کنم. بگذارید مطلبی را روشن کنم: زبان بابلی گونهای از زبان اکدی است که دیکشنری آشوری به آن آشوری میگوید زیرا آنقدر در زمان گذشته این کار شروع شد که در آن زمان رسم این بود. بابلی، آشوری، اکدی هر کدام را که میخواهید بگویید، زبانهای سامی هستند. اما زبان دیگری از بینالنهرین باستان میشناسیم (به خصوص متون قدیمیتر) که سومری است و قدیمیترین زبان نوشتار است که در بینالنهرین و به خط میخی نوشته شده است. در قرن بیستم بازیافتن قدیمیترین متون ادبیات بشری که در ابتدا به سومری نوشته شد (و سپس به بابلی) موضوعی فوقالعادهای است چون زبان سومری هیچ خویشاوندی ندارد. تنها از دیچه چشم بابلیها است که میتوانیم به این زبان نگاهی کنیم. میخواهم به دو فرد فوقالعاده بپردازم که هر دو با موسسه خاور در ارتباط بودند، با ساموئل نوا کریمر شروع میکنم که در اوکراین به دنیا آمد و زندگی وی با کشتاری که بر علیه یهودیها در ۱۸۹۰ به راه افتاد، دگرگون شد. خانواده او به آمریکا آمدند (در سال ۱۹۰۵ که حدودا هشت ساله بود) و در نیویورک با تربیتی یهودی رشد کرد. در فیلادلفیا دانشجو بود و بعد به موسسه خاور آمد و در دهه دوم دیکشنری آشوری به کار کردن بر آن پرداخت. اما او دریافت که متون سومری بیشتر جذبش میکنند تا متون بابلی (آشوری). در همان دوره در دهه ۱۹۳۰ مرد جوان دیگری به نام تورکیلد یاکوبسن به موسسه آمد که دانمارکی بود. گرچه در حال نوشتن رساله دکتری خود در کپنهاگ بود اما برای تکمیلش در دهه ۱۹۳۰ به موسسه آمد و لیست پادشاهان سومری را نوشت و به عنوان رساله دکتری خود در کپنهاگ ارائه داد. آن دو در اینجا یکدیگر را دیدار کردند و دو فرد بسیار متفاوت بودند. با ذهنیتی بسیار متفاوت و رویکردی متفاوت به خاور نزدیک باستان. کریمر به دانشگاه پنسیلوانیا در فیلادلفیا رفت تا بر متون سومری کار کند و تورکیلد یاکوبسن چند دهه در همین دانشگاه بود و سپس به هاروارد رفت. هر دو مردهاند، یکی از همکاران درباره آن دو که نه فقط برای همکاران آشور شناس خود بلکه برای عموم آدمها مینوشتند، چنین دیدگاهی دارد. کریمر در متونی که میخواند آشنا را میدید (کریمر مردی عملگرا بود)، یاکوبسن ذهنیتی بسیار متفاوت داشت و ذهنیتی شاعرانه و معنوی داشت. این همکار میگفت: به نظر میرسد کریمر در نوشته هایش میخواهد سومریها را تبدیل به آمریکاییها بکند. اما تورکیلد یاکوبسن میخواهد کاری برعکس انجام دهد و آمریکاییها را تبدیل به سومریها بکند. این را گفتم چون در قلب کاری که انجام میدهیم قرار دارد. چگونه شعور، ذهنیت و قلب و روح مردمی را درک میکنیم که این متنها را برای ما به جا گذاشتند از صدها هزار(!!!) سال پیش و به زبانهای گوناگون در بینالنهرین باستان به خصوص در عراق. امروز چند متن را مرور میکنیم تا پلی باشد بین ما مدرنهای غربی و فردهایی باستانی که این متون را برای ما گذاشتند. درباره فرایند خواندن متنی که هیچ درباره اش نمیدانیم هم صحبت خواهم کرد که هیچ کس پیش از آن برای حداقل چهار هزار سال نخوانده است. چگونه از این لوح به بعدی با خط میخی (که در قرن نوزدهم خوانده شد) به ترجمه ای میرسیم که معنایش را میفهمیم. (گیلاس سوم!) لوح کوچک و کاملی داریم که در نروژ است و به بابلی باستان. نقاشی آن را در سمت راست داریم (۱۸۰۰ قبل از میلاد - تقریبا چهار هزار سال پیش) و میخواهیم به ذهن این فرد (زن است یا مرد، خواهیم فهمید) که آن را نوشته راه یابیم. اولین مرحله طراحی این شی سه بعدی به تصویری دو بعدی است که نشانهای میخی را با دقت بسیار بالا نشان دهند تا بتوانیم با دوستان سهیم شویم. خود لوح را نمیشود کاری کرد و باید برای امنیت در موزه و پشت در بسته بماند. اما وقتی که طراحی شد میشود سهیمش شد و دربارش صحبت کرد و تلاشی جمعی برای درکش انجام داد. این دو خط که بیشتر هستند جایی است که یک متن تمام میشود و متن بعدی آغاز میشود. پس متن بسیار کوتاهی داریم که طلسمی سومری است. «گیرپادرا» به معنای استخوان است. طلسمی که در پی میآید هیچ ربطی به استخوان ندارد و میگوید «دریا به خدای نانشه تعلق دارد دریا به الهه اینانا تعلق دارد و مدفوع به استپ تعلق دارد (چون در آنجاست که این کار را انجام میدهند) در استپ مردی فریاد میزد و سرش را به آسمان بلند کرده بود.» طلسم در اینجا به پایان میرسد. از آن استخوانی که آمده احتمالا میشود این نتیجه را گرفت که این طلسمی است که دکتر استخوان هنگام معالجه میخوانده است. چیز جالبی نیست و دربارش بیشتر صحبتی نمیکنیم. فقط میخواستم متنی را نشان دهم که هدقی جادویی دارد تا دنیا را به شکلی تغییر دهد تا به نتیجه مطلوب خود برسد، در این مورد بهبود یافتن استخوان. جراح موقع درست کردن استخوان آن را بیان میکرده است. سومی هم سومری است که تا پشت لوح ادامه پیدا میکند و نمیتوانیم آن را ببینیم. خیلی سختتر از اولی است و نمیشود فهمید درباره چه چیز است اما مسلما آن هم طلسم است. پس متن دوم هم باید طلسمی جادویی باشد. اما دومی به سومری نیست و به اکدی است. در اینجا حرفنویسی آن را داریم. نشانها با حروف رومی نشان داده میشوند و واژه به واژه قرار میگیرند. نشانهایی که یک واژه را تشکیل میدهند با هایفن به هم وصلند. پس واژه اول با آن سه نشان و واژه دوم با چهار نشان نمایش داده شده اند. خوبی خط میخی این است که هم مصوت دارد و هم صامت. البته احتمالا بابلها تلفظ امروزی ما را نمیفمیدند اما تلاش خودمان را میکنیم تا ماشین زمانی اختراع شود و یک بابلی بیاید اینجا تا تلفظ من را نقد کند (خواندن متن: آسوخ آشتم آزاروم کارانم .... آمرانی). در اینجا آوانویسی آن را داریم و میتوانیم ترجمه اش کنیم. (میخواند و ترجمه میکند: آمرانی (پیدا کن مرا)). یک شعر است. تمام قواعد شعر بابلی را داراست. طلسمی جادویی به اکدی که بابلی برای آن اکثرا از صورت شعری استفاده میکردند. شعری با یک صدا است، صدای «من». بخش اول شعر درباره «من» است، کاری که «من» انجام دادم و کاری که «من» میخواهم انجام دهم. بخش دوم شعر درباره شخص دیگری است. خطاب آن «تو» است. در زبان بابلی هم مونث داریم و هم مذکر و ضمیر «تو» به مذکر برمیگردد. این متن ویژگی شعر عاشقانه را دارد. میگوید عاشقم باش، پیدایم کنم، جستجویم کن. گرچه طلسم است ولی در واقع ژانر آن شعر عاشقانه است. هنوز شعری که عشق مرد به مرد یا زن به زن در آن باشد در بینالنهرین باستان پیدا نکرده ایم و میشود با اطمینان گفت این شعر خطاب یک دختر جوان به یک پسر جوان است. پس میشود خطاب شعر را دریافت. (توضیح کلاسی ترجمه شعر + ترجمه آزادتر - استفاده از thistle) ساختار خیلی دقیقی در این شعر میبینید، مثلا فعلها در سطر اول، اولی گذشته است و دومی آینده. اولی درباره از ریشه در آوردن است و دومی درباره خواستن. مفعول فعل اول گلخار لعنتی است و مفعول دومی انگورهای تاکستان. درد و لذت. پس صدا دارد میگوید درد را به اندازه کافی تجربه کردم و میخواهم زندگی خود را به شیرینی ببرم (you can not sow a vineyard) این صدای دختری است که به زندگی کشاورزی در بینالنهرین خو کرده است. (نشان دادن تصویر و توضیحات مفصل - درو گندم توسط دختران جوان و سیگار کشیدن پیرزن) این تصویر همانی را در ۱۹۷۰ نشان میدهد که بیشک در ۱۹۷۰ قبل از میلاد نیز همان بوده است. دختر ماجرای ما اینجاست و از وضعیت خود خسته است «آیا باید برای همیشه این کار را انجام دهم؟ نه، کار دیگری میخواهم بکنم» تصویر را در پسزمینه قرار میدهم. میگوید آتش سوزان را با آب خاموش کردم. شعر عاشقانه است، ممکن است فکر کنیم آتش همان شور است (fire is passion) شور جنسی به خصوص (jim morrison and the doors - come on baby light my fire) اما آتش در اینجا استعاره از چیز دیگری است. استعاره است از نگرانی و ترس و تب. او تب داشته و خوب شده است. بگذارید کمی بیشتر درباره این دختر فکر کنیم. روی زمین کار میکند، دختر جوانی است آرزوی زندگی بهتری را دارد. روی زمین برای پدر و مادرش کار میکند. در خانه، بردهای خانگی است، آتش را شب خاموش میکند و صبح باید آن را بر پا کند. سناریوی بسیار خانگی است. و مانند بسیاری از دختران جوان در تاریخ درباره زندگی اش فکر میکند و آنکه چه در پیش روی دارد. فکر میکند شاید بتواند برود و زندگی خود را عوض کند. به تصمیمی میرسد. آتش سوزان را با آب خاموش کرده و تبش تمام شده است. اکنون آرام است و میداند چه کاری میخواهد انجام دهد. احتمالا به عنوان یک دختر جوان در نقطه ای از زندگی خود است که بدنش تغییر کرده است و باید از خانه والدینش به خانه دیگری برود. همان که سرنوشت دختران در بسیاری از جوامع سنتی است و باید به عنوان عروس به خانه دیگری برود. مراسم گذری است که برای او تغییر بزرگی است. باید یاد بگیرد خانواده جدیدی را دوست داشته باشد باید بکارت خود را از دست دهد و بچه به دنیا آورد. نگران از به دنیا آوردن بچه است چون در جوامع سنتی که امکانات دنیای مدرن در آن نبود بسیاری از دختران به هنگام زایمان زنده باقی نمیماندند. پس رویای داشتن یک خانواده ممکن است به مرگ او ختم شود. مانند بسیاری از دختران میداند که مسیری است که پیش روی او است و در حال فکر کردن به آن است. چیزی توجهش را جلب میکند که فکر میکنم نیمه دوم شعر درباره آن است. خطاب او به یک پسر است. نکته جالبی است، تمرکز جغرافیایی و اقتصادی شعر عوض میشود و از زندگی در زمین زراعی خانواده به شخص دیگری میرسد که به هیچ کدام از اینها تعلق ندارد. این شخص دیگر به روشنی یک چوپان است. (نشان دادن تصویر زندگی دامی از شمال ایران در دهه ۱۹۷۰ (از بینالنهرین پیدا نکرده در آن کتاب که برابری کند با پنج زن سیگارکش)) اهمیت گوسفند و بز که هر دو را با هم در بینالنهرین باستان نگهداری میکردند. گاهی میشد گله را به زمین زراعی برد اما در زمان خیلی محدودی و باید خیلی زود از آن خارج میشدند وگرنه محصول از بین میرفت. خانواده باید مهاجرت فصلی میکرد و همراه با گوسفند و بز مسیر بسیار زیادی را از زمینهای کم ارتفاع به مراتع بلند طی میکردند. پسری که خطاب او است به اینجا تعلق دارد و نه به زمین زراعی. این شعر جدید (Dumuzi-Inanna C) شعر بسیار کوتاه ولی عمیقی است که درباره آرزوی این دختر اطلاعات بیشتری به ما میدهد. فرهنگی است که چون بابلی نیستیم نمیتوانیم درک کنیم اما میشود نگاهی به آن کرد. در تفکر اسطورهای بابلی پیوند سمبلیکی بین الهه سکس و عشق و جنگ و خدای چوپان وجود دارد. معاشقه کهنالگویی بین اینانا الهه سکس و جنگ و دموزی چوپان الهی انجام میگیرد. پس هر گاه در ادبیات بابلی سخنی از معاشقه است تا حدی بازتاب این پیش نمونه عشق بازی بین اینانا است که در شهر زندگی میکند و دموزی که در خارج از شهر با گله اش است. ماجرای دختر داستان ما با اینانا و دموزی پیوند میخورد. بخشی از شعر (به سومری (و نه اکدی)) در اینجا آورده ام. از اینها بسیار است. (میخواند متن را let him bring, let him bring, let him bring things in abundance! my sister I shall bring ...). اینانا و دموزی در زیر شعر ما قرار دارند اما درباره دختر جوانی است که برای اولین بار در زندگی خود به عشق فکر میکند. میتوان گفت معنای عمیقی به عشق زن جوان به مرد جوان میدهد چون دو نیمه کاملا مجزا در زندگی، جامعه و اقتصاد بابلی را به هم میآورد. میگوید شگفت نیست اگر بشود عشق این دو جوان دو جهان را به هم پیوند زند در اقتصاد بابلی (چادرنشین و کشاورز). برای اولین بار یا آخرین بار در تاریخ نیست که ایده عشق مرهم دردهاست وجود دارد (اشتیاق انسانهای جوان). تمام آن آهنگهای دهه شصت (میلادی) (love healing the world). ایده ای جهانی مابین ایده آلیستها. به نظر میرسد این دختر را میشناسیم و ذهنی دارد که میشود با آن ارتباط برقرار کرد. این بابل یاکوبسن نیست بلکه بابل کرامر است. آمریکایی نیست ولی مثل خودمان است. دختری در طلب یک پسر. میگوید من اینجام پیدایم کن.ممکن است زمانی که رفته از چاه آب بیاورد پسر را دیده که با گله برای آب آمده است. ممکن است یکی از آن زمانهایی باشد که دختران بابلی در خیابان میرقصیدند و پسران نگاهشان میکردند «از این یکی خوشم میاد» اما این دختر است که پسر را دیده است و برای او (استعاری) دست تکان میدهد اینجام به من نگاه کن. اونی که میخوای منم و آمادم. دختران بسیاری مانند این در ادبیات جهان وجود دارند. بسیاری از آنها را در رمانهای قرن نوزدهم دیدیم، ناتاشا روستاوا را در جنگ و صلح.(توضیح مفصل، با جزئیات و تصویر درباره ناتاشا)(be my baby)(نمیدانم موسسه خاور به این کار عادت دارد یا نه و بزرگان آشورشناسی (خدا رحمتشان کند) نظرشان درباره این کار چیست اما آهنگهای پاپ ...) خیلی آهنگها را میشد انتخاب کنم، دوریس دی، دارلینگ لاو، هلن شاپیرو یا کریستالز (then he kissed me) اما به جای همه The Ronettes را انتخاب کرده ام (be my baby). ندیدم کسی برقصه مثل اینکه هنوز آماده برای رقص نیستید. رانی اسپکتر را زمانی برای اولین بار دیدم که در خانه مان در همپشایر پیژامه پوشیده بودم و اجازه داده بودند بیدار بمانم تا برنامه top of the pops را ببینم. Ronetts از راه رسید و این دختران اغواگر آمریکایی منِ هشت ساله را در سال ۱۹۶۴ مجذوب خودشان کردند. کراش کوچکی روی رانی داشتم تا همین حالا.(صدایی در پاپ چون واگنر) (wall of sound) به واژگان نگاه کنیم. (میخواند و با جزئیات توضیح میدهد) همان کاری را انجام میدهد که دختر داستان ما در شعر انجام داد.(آمرانی) درباره تمایل دختر به پسر گفتیم، درباره تمایل پسر به دختر نیز بگوییم Be My Baby in Babylonia girl meets boy and vice versa . پخش آهنگ Oh, Pretty Woman (Roy Orbison) (40:40) زن زیبا، سال بعدی است ۱۹۶۴، روی اوربیسن که به اندازه رانی اسپکتر رویم تاثیر نداشت، حتما در حضار کسانی هستند که علاقه عمیقتری به او دارند. من افراط کاری نکردم چون دقیقا شعری سومری است که با همین عنوان شروع میشود: زن زیبا. و دقیقا همان شرایطی است که روی اوربیسن با آن روبرو بوده، روی دیواری نشسته بوده و در خیابان کاری نداشته است و ناگهان این دختر گذر میکند. داستان شعر این است دیگر، او چیزهای خوب درباره این زن میگوید ولی وی او را نادیده میگیرد. وی میگوید تو هم مثل همه من را ندیده میگیری و در آخر میبینیم که وی برمیگردد و او میفهمد که دلش را به دست آورده. زن زیبا در سومری، این همان تصویر اول بزرگی است که نشانتان دادم. این لوح طلسمهای متفاوتی دارد. یکی از آنها این است: کیسیکیل ساگا که معنایش همان زن زیبا است. و نه فقط زنی زیبا است که «سیلآ گوپا» در خیابان ایستاده است. چهار هزار سال قبل از روی اوربیسن. تصویر لوح در سمت چپ است و طراحی در سمت راست. و در اینجا حرفنویسی متن هست. این به زبان آشوری بابلی اکدی نیست بلکه به زبان سومری است. «کیسیکیل کارکیدمو هینانا» دختر روسپی من اینانا. «ایشدمتا گوپا» در میخانه ایستاده. تا اینجایش خوب است. او دختری است، روسپی است. آ... فیلم «زن زیبا» با بازی ریچارد گر و جولیا رابرتز. نمیتوانستم در مقابل قرار دادنش در اسلاید مقاومت کنم. بعضی وقتها خواندن یک لوح عالی است و نتیجه آن خوب است، چه خوب که آن را خواندم. بعضی دیگر به خود میگویید خدایا با این چه کار کنم. چون اصلا نمیشود جوری آن را خواند که اصلا معنایی داشته باشد. این یکی از آنهاست. «شرشرا شرشرا» بسیار بسیار. باشه. «آبگال شه» به فرزانه. معنا ندارد. باید زور بزنیم. «گا نوندوماه اینیم انکی» مال من. عالی. لبها. (جولیا رابرتز؟) به واژگان انکی. اصلا معنی نمیدهد. «کیسیکیل» دختر. «آمانی» مادرش. «کیری» دماغ. «خشور» سیب. «اورمو» دامان من. «ا» اُ. چیه اینها اصلا. این چرت و پرت است. میفهمید که چیزی اینجا غلط است. و این درست است چون دو متن دیگر داریم که اینها درست نوشته شدهاند. همین طلسم هستند و یکی در ماساچوست است و دیگری در ادینبورگ اسکاتلند. و این دو نسخه درست نوشته شدهاند. زن زیبا در خیابان ایستاده است. به جای «شرشرا» «آبشرام» داریم و به جای «آبگال شه» «آب گال ماه ایناناکم» داریم و به جای «گا نوندوما» «گانون ماه» داریم و ... خیلی بهتر شد. چون در سومری واقعا اینها معنا دارند. ببینیم معنایشان چیست. واژگان قرمز آنهایی است که نسخه ها با هم فرق دارند. اگر بر مبنای لوح ماساچوست و ادینبورگ پیش برویم معنا این است. دختر زیبا در خیابان ایستاده است. دختر روسپی، فرزند اینانا (همه روسپیان فرزندان اینانا هستند، اینانا حامی روسپیان است). او گاوی شیرده است. خیلی بهتر از «فراوان» است که داشتیم. او vulva (فرج) گاو شیرده اینانا است. سومری زبانی صریح است. و واژگان را متفاوت از بابلی به کار میبرد که محافظه کارانه اینکار را انجام میدهد. سومری بسیار تصویری است به خصوص درباره سکس یا هر چیز دیگری استعاره تصویری به کار میبرد. اینانا الهه سکس است و این روسپی فرج گاو شیرده اینانا است. او انبار عالی انکی است. وقتی دختر نشست، باغ پر از سیبی است که میوه بسیار دارد. زمانی که دراز میکشد، شاخه سدری است که سایه می افکند. خیلی بهتر شد از «دختر، مادرش، دماغ، سیب، دامان من، اُ». خیلی خیلی بهتر شد. اما هنوز چیزی درباره این شعر وجود دارد که نمیفمیم. لوح اولی که نشانتان دادم مسلما از سنتی می آید که نوشتن با تخریب بسیار انجام میشد. دیگر رونویسی نمیکردند و اصلا نمیفهمیدند چی مینویسند. چرت و پرت بود. اما در متن به شکل مناسبش، شعری سومری است، استعاره های سکسی در آن هست نسبت به شعر بابلی تصویریتر است ، استعار هایی دارد که میتوانیم درک کنیم مثلا در آنجا که مینشیند احتمالا درباره چاک سینه است و سینه ها زیر یقه دیده میشوند. وقتی دراز میکشد میشود دربارش حرف زد اما شاید فضولی شود. این هم طلسمی درباره عشق است. خیلی روشن است که یک مرد در حال صحبت است. او درباره دختری حرف میزند که دیده در خیابان است و در چشم او، دختر به این تصویر است که روسپی اینانا است. پس در دسترس است و سکسی و هوس برانگیز. زیباست و نگاه کردن به او خوب است. و مسلما زیبایی است که میشود از او لذت برد. به نظرم این رویکری مذکر به عشق است و چشم انداز سکس. خیلی متفاوت است از آنچه در شعر بابلی دیدیم. اگر ساموئل کرامر بودیم بیشتر با این متن درگیر میشدیم تا تورکیلد یاکوبسن که دیدی رازگونه داشت. این دو با روح سومری به دو شکل گوناگون برخورد میکردند. اما چیزی که میشود دید این است که این دو شعر خیلی متفاوت هستند. در یکی از آنها به سرعت میتوانیم به ذهن صدای شعر راه پیدا کنیم (دختر شعر). خیلی سریع تشخیصش میدهیم چون در خیلی از کارهای ادبی دیگر هم دیده ایم او را. در فیلمها، آهنگها و ادبیات. دختری است که میشناسیمش. اما فکر میکنم این یکی ذهنی است که راه یافتن به آن سختتر است (ذهن سومری). من خودم را با صدای این شعر به آن شکلی که با شعر دیگر توانستم، بازنمی یابم. همچنین دیدم که شعر بابلی به دلیلهای مختلف لذت بیشتری داشت. به نظرم عمیقتر بود و در چند سطح بود.هر چند کوتاه بود ولی یک شاهکار کوچک بود به نظرم. همچنین دیدیم که یکی از این شعرها را راحت میشوند خواند و ترجمه کرد تا این یکی را که رنج بسیار داشت تا بتوانیم به ذهن صدای آن راه پیدا کنیم. لذت و درد. یا ما و آنها. در این طلسم همه اینها را دیدیم. بله، بابلیها و مردم بینالنهرین باستان گاهی ما را به شدت به یاد خودمان می اندازند. میتوانیم با آنها ارتباط برقرار کنیم و به دنیایشان دست یابیم. اما مواردی دیگری هم هست که خیلی بیگانه هستند و جدا از ما. نه فقط زمانی و مکانی بلکه در خیلی از چیزهای دیگر. ممنون که گوش دادید. اما قبل از اینکه دست بزنید با این شروع کردیم Be My Baby In Babylonia. میخواهم در پایان کار بانوهایی که حضور دارند بگویند atta lū mārī و آقایان باید یاد بگیرند atti lū mārtī. واقعا ممنونم.
=== واژگان ===
{{چپچین}}
Assyrian Dictionary: M (volume 10, part one): mārtu 1. daughter, 2. (young) girl, woman; p.300
{{پایان چپچین}}
9dyfhmysq9ne3wbv7163yl6hhx288ez
سخنرانی جری کوپر در دانشگاه شیکاگو
0
85584
288777
281457
2026-06-22T03:13:37Z
Hanooz
17889
288777
wikitext
text/x-wiki
{{حس}}
{{سرصفحه
| عنوان = سخنرانی جری کوپر در دانشگاه شیکاگو
| مؤلف =جری کوپر
| سال =
}}
خوشحالم که به اینجا بازگشتم و خوشحالم که یکی از پیشگامان واقعی تمایلات جنسی در تمدن بابل، باب بیگز (the Babylonian Sexual Potency Texts) ، را در میان حضار میبینم... (tongue in cheek, B-) بینالنهرین تمدن بین دجله و فرات و مناطق اطراف آن است. سومر در جنوب است، سومریان چند قرن قبل از هزاره سوم پیش از میلاد خط را اختراع کردند. اکد که سرزمین گویشوران زبان سامی اکدی است در شمال قرار دارد (جنوب بغداد). آشور در شمال است و زبان در آنجا همان زبان اکدی است اما گویشی محلی از آن. میشود اینجور در نظر گرفت که سومریهای، شیعه؛ اکدیها، سنی؛ و آشوریها، کرد هستند تا جغرافیا بهتر دستتان بیاید: نیپور، اوروک، اور، آشور، بیشتر متون از نینوا هستند. از نظر زمانی قدیمیترینها از حدود ۲۸۰۰ پیش از میلاد شروع میشود و نهایتا به دوره ساسانیان (در واقع پارتیها) قرن یکم پیش از میلاد و قرن یکم پس از میلاد میرسیم. (Sex and Marriage) برای بیشتر بینالنهرینیها بیشک سکس چیزی بود که در چارچوب ازدواج روی میداد. این زوج از نیپور (ح. ۲۴۰۰ ق.م.) به دست آمده اند. همانگونه مارتا راس (Martha Roth) نشان داده است سنتهای ازدواج در بینالنهرین از سنتهای مدیترانه ای پیروی میکرد: مردها در حدود سی سال بودند و زنان جوانتر بودند (اواسط و یا اواخر دوره تین ایجر). احتمالا تا موقع ازدواج، پدر مرد مرده بود و او در راس خانواده قرار داشت. مکان سکس هم بیشک تختخواب ازدواج بود. پلاک گلی که میبینید سه بعدی است، تشک از نی است. از این پلاکها بسیار پیدا شده است (۱۶۰۰ یا ۱۷۰۰ ق. م.)، در خانه ها؛ انگار تنها هنری بوده که اکثر مردم توانایی تهیه آن را داشتند. مطمئن نیستیم که کارکردش چیست؛ دو احتمال وجود دارد، یکی آنکه نوعی از تحریکگر اروتیک بوده است و یا آنکه به سادگی فقط برای دور کردن شیاطین و چیزهای بد استفاده میشده است (مانند روم که آنجا هم معنای سکسی ندارد و نوعی محافظ است). محدوده تجربه سکس برای زن بینالنهرینی به احتمال زیاد همین تختخواب بوده است، مردان در بینالنهرین آزادی بیشتری داشتند و گاهی به خشونت جنسی دست میزدند. چنین ارتباطی چگونه آغاز میشد؟ (Young love, the fantasy ...) دو گونه منبع داریم؛ یکی ادبی و دیگری حقوقی. در منابع ادبی عشق دوره جوانی بسیار رمانتیک است. زوج پارادایمی در این مورد اینانا (الهه جنگ و عشق) و دموزی (معشوق و سپس شوهرش) هستند. دو نوع متن درباره این دو داریم؛ یکی در مورد عشق آن دو در دوره جوانی به یکدیگر و دیگری متونی که درباره زندگی آن دو پس از ازدواج است؛ اولی تصویری بسیار زیباتر ارائه میدهد. در این متن (O! that you would do all the sweet things to me! / In the bedroom's honey-sweet corner, / Let us enjoy over and over your charms and sweetness! /// My girlfriend was strolling with me in the square, / To the playing of drum and flute she danced with me ... and time went by.) میبینید که بخش اول متن گفته اینانا است و سپس متن جالبی است که دموزی سعی کرده اینانا را ترغیب به ماندن با خود در عصرگاه کند و اینانا به او میگوید به پدر و مادرم چه بگویم، نمیتوانم این کار را انجام دهم. دموزی به او نیمه دوم متن را میگوید تا تحویل آنها دهد. متن دوم زیبایی هم هست (More fantasy / My sweetheart brought me into his house, / He lay me down on the honey-fragrant bed, / And when my dear sweetheart had lain very close to me, /// One-by-one, making tongue, one-by-one, / As if dumb-struck I moved toward him, / Trembling below, I pushed quietly to him, My sweetheart, my hand placed on his thigh, / So did I pass the time with him there!) احتمالا نخستین متن ادبی از لذت جنسی یک زن است. این فانتزی بود؛ واقعیت کاملا با این فرق داشت، دختران جوان به هیچ عنوان این آزادی را نداشتند و انتظار میرفت تا زمان ازدواج باکره باقی بمانند. عقده ای (وسواسی) درباره باکرگی وجود داشت که در فرهنگهای گوناگون دیده میشود و در واقع روشی برای کنترل کردن تمایل جنسی زنان توسط مردان است. این قانون درباره باکرگی در آشور (۱۲۰۰ ق. م.) است: (Virginity / If a man forcibly seizes and rapes a maiden ...who has not had intercourse ... the father of the maiden shall take the wife of the fornicator and hand over to be raped ... The father shall give his daughter ... in marriage to her fornicator... the fornicator shall give triple the silver of the value of a maiden to her father... if the father /// ) از دیدگاه امروزی بخش اول قانون که جزیی از قوانین چشم در برابر چشم است را نمیشود درک کرد. در ادامه، پدر دخترش را به کسی میدهد که به او تجاوز کرده است... این عمل در واقع نه توهینی به دختر بلکه توهینی به پدر دختر محسوب شده است. ادامه متن قانون ... (doesn't want to, he shall recieve triple the silver for the maiden, and shall give his daughter in marriage to whomever he likes. / if a maiden willingly gives herself to a man ... the shall have no claim to his wife; the fornicator shall pay triple the silver of the value of a maiden; the father shall treat his daughter as he likes. (Middle Assyrian Laws, ca 1200 BC)) اگر دختر با تمایل خودش انجام داده باشد (همانگونه که در متن ادبی دیدیم اینانا انجام داد) در زندگی واقعی اینگونه است... پدر با دخترش به آن شکلی که دوست دارد رفتار میکند، هر کاری که خواست. راستی این موضوع را باید بگویم که همه متون حقوقی از کتاب فوق العاده مارتا راس است. شاید بشود اینگونه نیز دید که این قوانین حالتی را تصور میکنند که یک زوج میتوانند فرار کنند، و شاید پدر اجازه ازدواج دهد اگر پول خوبی بابت غرامت دریافت کند. البته همیشه این ریسک هم بود که نپذیرد و دختر به شکل وحشتناکی مجازات شود. (Sex Outside of Marriage: 1. Rape 2. Adultery 3. Prostitution 4. Performance and ritual 5. Same sex relationship 6. Bestiality) تجاوز به یک باکره را بررسی کردیم و به سراغ تجاوز به یک زن که ازدواج کرده است نیز خواهیم رفت. زنا، که توصیه نمیشود و جرمی علیه شوهر زن ازدواج کرده ای است که در عمل زنا دخیل بوده است. یک مرد میتواند در این جرم گناهکار باشد اگر با زن یک مرد دیگر بخوابد اما شوهر زن میتواند با هر زن در دسترسی بخوابد (که البته گروه کمی بودند) و مجازاتی نصیبش نشود. راه دیگر روسپیگری بود و مانند هر جامعه ای که سرکوب جنسی زیادی در آن باشد روسپیگری زیادی هم رواج دارد. درباره گزینه آیینی خیلی کم میدانیم . سکس با همجنس و در پایان سکس با حیوانات. درباره تجاوز، متون ادبی نیز وجود دارد و جالب است که این متون با واقعیت زندگی فاصله زیادی دارند. متنی درباره انلیل (رئیس خدایان بینالنهرین) و نینلیل (همسر آینده او) وجود دارد که در زمانی روی میدهد که هر دو بسیار جوان هستند. مادر نینلیل به او هشدار میدهد که در آب نرود چون خدایی هست که میبیندش و به او حمله میکند. نینلیل به سرعت برای استحمام به رود میرود و انلیل به او نزدیک میشود (Rape / My vagina is small and has not learned to stretch! / My lips are small and have not learned to kiss! / My mother will learn of it and slap my hand! / My father will learn of it and lay hold of me! / And then, when I tell my girl friend ...!) انلیل با وجود التماس او، سکس را انجام میدهد و آنچنان جرمی مرتکب شده که از شهر نیپور رانده میشود. زمانی که شهر را ترک میکند، نینلیل به جای خوشحالی با خود میگوید من باردار از او هستم و به دنبالش میرود. انلیل سه بار خود را به شکل دیگری در می آورد و سه بار دیگر با نینلیل سکس میکند. پایان متن افتادگی دارد اما میدانیم که آن دو خدای حاکم و همسرش در پانتیون خدایان بین النهرینی میشوند و چهار خدا را به عنوان فرزند دارا میشوند. این پایان این یکی. متن ادبی دیگری درباره تجاوز داریم که این خوبی پایان نمیابد. (Anothe rape / Shukaletuda noticed her from his garden plot ... He undid her loincloth ... and lay down where she rested. He had intercourse with her and kissed her there, and after he had intercourse and kissed her, he went back to his garden plot. When day broke ... holy Inana inspected herself closely ... Inana considered what should be destroyed because of her vulva.) یک باغبان نه چندان موفق به نام شوکالیتودا، اینانا را در حال استراحت در باغ کناری میبیند که در زیر درختی به خواب رفته است. به آن باغ میرود و به او تجاوز میکند (اینانا در سراسر عمل خواب است)، به باغش برمیگردد. اینانا بیدار میشود و به خود نگاه میکند و متوجه میشود به او تجاوز شده است. مصمم میشود که تجاوزگر را مجازات کند. به ئنبال شوکالیتودا است که در میان سومریان پنهان شده است. نمیتواند پیدایش کند و در نتیجه بدبختی های بسیاری بر سرزمین وارد میکند. سراغ خدای خرد (انکی) میرود و به او میگوید کجاست؟ انکی سرانجام جایگاه شوکالیتودا را برملا میکند. اینانا با تبدیل کردن خود به رنگینکمان در آسمان او را پیدا میکند. به یاد باید داشت که اینانا، ونوس است و ونوس تنها چند درجه از افق فاصله میگیرد (در روز و شب)، ونوس مانند ژوپیتر و ساترن در اوج آسمان قرار نمیگیرد. پس با تبدیل کردن خود به رنگینکمان در آسمان، سرزمین را دقیق میبیند و مجبور نیست از فاصله کمی از افق به آن نگاه کند. اینانا او را پیدا میکند و شوکالیتودا برای جانش التماس میکند. اینانا به او میگوید گریزی ندارد، خواهی مرد اما مساله ای نیست. مردم درباره تو سرود خواهند خواند «شوکالیتودا و چگونه به اینانا تجاوز کرد» و میکشدش. اگر خدا باشید، راه گریزی هست اما اگر میرا باشید و به خدا تجاوز کنید، پایان خوشی در راه نیست. (Babylonian adultery / If a man's wife should be seized lying with another male, they shall bind them and cast them into the water; if the wife's master allows his wife to live, then the king shall allow his subject to live. (Laws of Hammurabi, ca. 1750 BC)) سراغ گونه ای دیگر از سکس خارج از ازدواج میرویم: زنا. کد حمورابی. اگر مرد مثلا برای بچه هایش از گناه زنش میگذشت، باید مرد را هم رها شده در نظر میگرفت. جرمی علیه شوهر است همانگونه که تجاوز جرمی علیه پدر دختر بود. زن ازدواج کرده نمیتوانست شوهرش را به زنا متهم کند. در این مُهر تصویری را که میبینید مردی است که زنش را در حال همخوابگی با مردی یافته و به نظر میرسد قصد دارد کار خطرناکی با او کند (البته مطمئن نیستیم (متنی همراه با تصویر نیست)). (Assyrian adultery / If a man forcibly rapes a married woman, "they shall kill the man; there is no punishmentfor the woman." / If a man fornicates with a married woman knowing she's married, the man is punished as the husband wishes his wife to be punished. / If a man fornicates with a married woman not knowingshe's married, the man goes free and the husband can punish the wife as he wishes. (Middle Assyrian Laws,ca 1200 BC) ) در تمدن آشور نیز قوانینی برای زنا داشتند اما قوانین آنها نسبت با قوانین بابلی همراه با بربریت بیشتری است. خود قوانین بابلی از قاعده چشم در برابر چشم پیروی میکند اما قوانین آشوری خیلی بیشتر این کار را انجام میدهند. بخش دوم قانون به شکلی شبیه به همان قانون حمورابی است. روسپیگری رسما در بینالنهرین وجود داشت، زمانی که مردان دیر ازدواج میکنند و گزینه های کمی برای تخلیه جنسی دارند روسپیگری نرمال است هرچند نظر خوبی از جنبه اجتماعی به آن نداشته باشند. روسپیگری در بینالنهرین با میخانه پیوند داشت. (شش تصویر، سه در ردیف بالا و سه در ردیف پایین از ایران) از همان دوره ای که تختخواب را نشانتان دادم پلاکهای گلی زیادی پیدا شده اند که دو نفر در حال سکس هستند و زن از طریق لوله بسیار بلندی در حال نوشیدن از کوزه ای است که باید در آن آبجو باشد. به این شکل نیست که در واقع دقیقا همین اتفاق میفتاده است، منظور نوشیدن در میخانه (محل روسپیگری) است. یکبار در دهه هفتاد و هشتاد همین را در کلاسی نشان دادم و دختری گفت شاید زن در حال بالا آوردن است. بعضی از اینها بسیار عجیب هستند، در این یکی معلوم نیست زن در حال نوازش سر مرد است یا از خودش او را دور میکند. در این یکی مرد ظرفی برای نوشیدن در دست دارد و معلوم نیست بر سر زن آن را میزند یا در حال سلامتی برای بخت خوب خود است. حتی اگر به جنوب سومر برویم (خلیج فارس) بعضی از مهرهای ایرانی از همین زمان صحنه ای مشابه دارند. مرد پایین است و زن بر روی او قرار دارد و مانند آن دو زن دیگر در حال نوشیدن است. این پلاکها اغلب در نیمه هزاره دوم ق. م. پسدا شده اند (۱۶۰۰ یا ۱۷۰۰). این موتیف و ارتباط سکس و الکل (سکس و میخانه) ادامه پیدا کرد و مثلا در مهرهای کتیبه ای حصار پرسپولیس همین صحنه وجود دارد (تشخیصش خیلی سخت است). در پایان مهر پارتی را میبینید که شبیه به سکه هستند، در یک طرفش صحنه ای نظامی است و در طرف دیگرش باز زنی را میبینید که در حال نوشیدن است و مرد از عقب با او سکس میکند. پس با ۱۸۰۰ سال تداوم این موتیف رو به رو هستیم. آنهایی که با حماسه گیلگمش آشنا هستند از نقش محوری روسپیگری در آن داستان آگاه هستند. به یاد دارید که گیلگمش پادشاه جوان و قدرتمندی است که همه باکرگی همه عروسان به او تعلق دارد و مردان را با بیگاری و فعالیتهای ورزشی از پای در می آورد. مردم به خدایان پناه میبرند و خدایان همتایی را برای گیلگمش خلق میکنند، مردی وحشی به نام انکیدو که در دنیای وحش به دنیا می آید و با حیوانات زندگی میکند. این تصویر از کتابی برای کودکان است، آن شاخ روی سر انکیدو را ندیده بگیرید، انکیدو شاخ نداشته (مثل موسی میکل آنجلو شده). روزی یک صیاد میبیند کسی همه تله های او را خراب و حیوانات را رها کرده است. به نزد گیلگمش در اوروک میرود و شکایت میکند. گیلگمش میگوید یک روسپی زیبا را برای اغوای این مرد وحشی میفرستیم تا مانع از رها کردن حیوانات از تله های تو شود چون زمانی که تمایل جنسی و انسانیت را در خود متوجه شود دست از زندگی با حیوانات بر می دارد. اینجا تصویر کودکانه دیدار انکیدو و روسپی را میبینید. و تصویر دیگر تصویری هنری و مدرن برای بالغان از همان دیدار است. واقعا سکسی ترین متن در همه ادبیات بین النهرینی است. زمانی که در سال ۱۹۵۰ دانشگاه شیکاگو ترجمه آلکساندر هایدل از گیلگمش را منتشر کرد این متن به لاتین در آن آمد. روسپی انکیدو را به شهر می آورد و او گیلگمش را به چالی میکشد. آن دو نبرد میکنند و در آخرش همدیگر را بغل میکنند و میفهمند با یکدیگر برابر هستند و بهترین دوست برای میشوند. تصمیم میگیرند به جنگل سدر بروند و نگاهبان آن را بکشند و سر از تنش جدا کنند و به بابل و معبد انلیل برگردانند. خدایان ناراحت میشوند، البته معلوم نیست چرا. چون زمانی که آن دو به جنگل سدر رفتند، محافظشان خدای خورشید بود پس خدایان باید میدانستند. دوباره، ادبیات است و پس نیابد زیاد گیر داد. خدایان تصمیم میگیرند یکی از آن دو باید بمیرند و آن انکیدو است. انکیدو در رویایی از سرنوشت خود آگاه میشود و بیمار و بیمارتر میشود. در نهایت فکر میکند که همه اش تقصیر روسپی بوده است که به زندگی ایده آل او با حیوانات پایان داده است. روسپی را نفرین میکند. (THE DYING ENKIDU CURSES THE PROSTITUTE / A household to delight in you shall not acquire, / Never to reside in the midst of a family! / In the young woman's chamber you shall not sit! / Your finest garment the ground shall defile! / Your festive gown the drunkard shall stain with dirt! / Things of beauty you shall never acquire! / No table for a banquet shall be laid in your house! / The bed you delight in shall be a miserable bench! / The junction of highways shall be where you sit! / A field of ruins shall be where you stand! / Thorn and briar shall skin your feet! / Drunk and sober shall strike your cheek!) این تصویری حزن آلود اما واقعی از یک روسپی است که تک و افتاده در حاشیه جامعه زندگی میکند. اما پس از آن خدای خورشید به انکیدو میگوید، صبر کن یک لحظه، اگر به خاطر روسپی نبود هیچگاه لذت دوستی با گیلگمش را تجربه نمیکردی و به ماجراجویی نمیرفتید. نمیدانستی انسانیت یعنی چه. انکیدو نرم میشود و نمیتواند نفرین را پس بگیرد اما دعایش میکند: (ENKIDU RELENTS AND ADDS A BLESSING FOR THE PROSTITUE / My mouth that cursed you shall bless you as well: / Governors shall love you and noblemen too! / At one league off men shall slap their thighs, / At two leagues off they shall shake out their hair! / No soldier shall be slow to drop his belt for you, / Obsidian he shall give you, lapis and gold! / Earrings and jewelry shall be what he gives you! / Ishtar, the ablest of gods, shall gain you entrance / To the man whose home is established and wealth heaped high! / For you his wife shall be deserted, though mother of seven!) این نیز تصویری واقعی از فرهنگهایی است که روسپیگری در آن نهادینه شده است. روسپیهای درباری هستند که برای مدتی کوتاه با مردان ثروتمند زندگی پرتجملی دارند. پس هر دو جنبه روسپیگری را دیدیم، روسپی خیابانی و روسپی درباری. در متون حقوقی هم درباره خطرهایی که روسپیگری برای یک ازدواج در بر دارد، برخورد میکنیم. حامی روسپیان اینانا است که در بعضی از متنها به عنوان یک عاشق سیری ناپذیر تصویر میشود. به یاد داریم در گیلگمش زمانی که به او پیشنهاد ازدواج میدهد، گیلگمش او را رد میکند، فهرست بلند عاشقان او را برمی شمارد و زیانی که بر آنان وارد شده است (در اثر پذیرفتن پیشنهاد اینانا) را روایت میکند. متن روشنگر دیگری نیز در اینباره وجود دارد (Since I am ready to give you all what you want, / Get all the young men of your city together, / Let's go to the shade of the wall! /// Seven for her midriff, seven for her loins, / Sixty the sixty satisfy themselves in turn upon her nakedness. / The young men have tired, Ishtar never tires. /// Put it to my lovely vulva, fellows! /// As the girl demanded, / The young men heeded, gave her what she asked for.) ایشتار در متن یک روسپی است. تتوصیفی روشنتر از تمایل جنسی زنانه فعال نمیتوانید پیدا کنید و البته این را روشن میکند نیز که مردان از چه چیز در تمایل جنسی زنان هراس دارند؛ گونه ای از سیری ناپذیری که متفاوت از تمایل جنسی مردان است و حداقل در میانه فروکش میکند. * ادامه دارد * (Sex Omens / If a woman mounts a man, that womanwill take his vigor; he will have no luck for a month. / If a man causes a woman to repeatedly take hold of his penis, he is not pure; god will not accept his prayer. / If, when a man is facing his woman, she handles her vagina, that man is not pure; for the rest of his days his hands will tremble. / If a man keeps saying to his wife, "Bring me your anus!" that man will have indigestion.) '''متن''' ازدواج مقدس (اوایل هزاره دوم ق. م.)(سکس اینانا و پادشاه) ... '''تصاویر''' سکس گروهی آیینی (مطمئن نیستیم) از هزاره اول ق. م. (Sexual Dysfunction / My vagina is the vagina of a bitch! His penis is the penis of a dog! / As the vagina of a bitch / holds fast the penis of a / dog, (so may my vagina / hold fast his penis!) / May your penis become / long as a club!) مثل دوره مدرن مردان گاهی در زمانی که باید راست نمیکردند (Bob Biggs) و جالب است که راهش مانند سکس درمانی مدرن بود، زن به مرد کثیفگویی میکرد و پنیس او را روغن میمالید... ادموند لانگز، ۱۸۷۵، Babylonian marriage market. هرودوت این داستان را روایت میکند که در بابل سالی یکبار همه زنان در سن ازدواج گرد آورده میشدند و به حراج گذاشته میشدند. پولی که از حراج زیباترین زنان به دست میامد برای مهریه زنانی استفاده میشد که زیبایی کمتری داشتند. هرودوت این روند را ستایش میکند (از نادر مطالبی که از بابلیها ستایش میکند) ... هرودوت نظرات کاملا اشتباه یا مغشوشی درباره تمایلات جنسی در بابل داشت. بابل تفاوت چندانی با یونان و زمان خود ما تا همین اواخر نداشت. اول اینکه کنترل پدرسالارانه بر تمایلات جنسی زنانه حاکم بود، دختران و همسران زیر سلطه پدران و شوهران بودند. دوم اینکه استاندارد دوگانه ای برای تمایلات جنسی در مردان زنان وجود داشت (یکی را تنها فرصت محدود میکرد و آن یکی سرکوب میشد). سوم اینکه همجنسگرایی طرد میشد. چهارم روسپیگری (برای مردان) نهادینه بود. پنجم، دسترسی جنسی به بردگان. فکر میکنم اگر هرودوت واقعا به بابل رفته بود آنجا را نیز نه چندان متفاوت از آتن از این جنبه ها میدید.
bhp6wh9ru5llbkifb6nrhkbuvvdgj1d
کتاب مقدس/پیدایش/باب ۳۴
0
85590
288622
281497
2026-06-21T16:13:42Z
Hanooz
17889
288622
wikitext
text/x-wiki
{{حس|ساختار غیراستاندارد محتوا در [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/سفر پیدایش]] موجود است.}}
{{سرصفحه
| عنوان = کتاب مقدس باب ۳۴ از کتاب سفر پیدایش
| مؤلف =
| سال =
}}
ماجرای دینه
۱ پس دینه، دختر لیه، که او را برای یعقوب زاییده بود، برای دیدن دختران آن ملک بیرون رفت. ۲ و چون شکیم بن حمورحوی که رئیس آن زمین بود، او را بدید، او را بگرفت و با او همخواب شده، وی را بیعصمت ساخت. ۳ و دلش به دینه، دختر یعقوب، بسته شده، عاشق آن دختر گشت، و سخنان دل آویز به آن دختر گفت. ۴ و شکیم به پدر خود، حمورخطاب کرده، گفت: «این دختر را برای من به زنی بگیر.» ۵ و یعقوب شنید که دخترش دینه رابی عصمت کرده است. و چون پسرانش با مواشی او در صحرا بودند، یعقوب سکوت کرد تا ایشان بیایند. ۶ و حمور، پدر شکیم نزد یعقوب بیرون آمد تا به وی سخن گوید. ۷ و چون پسران یعقوب این را شنیدند، از صحرا آمدند و غضبناک شده، خشم ایشان به شدت افروخته شد، زیرا که بادختر یعقوب همخواب شده، قباحتی دراسرائیل نموده بود و این عمل، ناکردنی بود.
۸ پس حمور ایشان را خطاب کرده، گفت: «دل پسرم شکیم شیفته دختر شماست؛ او را به وی به زنی بدهید. ۹ و با ما مصاهرت نموده، دختران خود را به ما بدهید و دختران ما را برای خودبگیرید. ۱۰ و با ما ساکن شوید و زمین از آن شماباشد. در آن بمانید و تجارت کنید و در آن تصرف کنید.»
۱۱ و شکیم به پدر و برادران آن دختر گفت: «در نظر خود مرا منظور بدارید و آنچه به من بگویید، خواهم داد. ۱۲ مهر و پیشکش هر قدرزیاده از من بخواهید، آنچه بگویید، خواهم دادفقط دختر را به زنی به من بسپارید.» ۱۳ اما پسران یعقوب در جواب شکیم و پدرش حمور به مکرسخنگفتند زیرا خواهر ایشان، دینه رابی عصمت کرده بود. ۱۴ پس بدیشان گفتند: «این کار را نمی توانیم کرد که خواهر خود را به شخصی نامختون بدهیم، چونکه این برای ما ننگ است. ۱۵ لکن بدین شرط با شما همداستان میشویم اگر چون ما بشوید، که هر ذکوری ازشما مختون گردد. ۱۶ آنگاه دختران خود را به شما دهیم و دختران شما را برای خود گیریم و باشما ساکن شده، یک قوم شویم. ۱۷ اما اگر سخن ما را اجابت نکنید و مختون نشوید، دختر خود رابرداشته، از اینجا کوچ خواهیم کرد.»
۱۸ و سخنان ایشان بنظر حمور و بنظر شکیم بن حمور پسند افتاد. ۱۹ و آن جوان در کردن این کار تاخیر ننمود، زیرا که شیفته دختر یعقوب بود، و او از همه اهل خانه پدرش گرامی تر بود. ۲۰ پس حمور و پسرش شکیم به دروازه شهرخود آمده، مردمان شهر خود را خطاب کرده، گفتند: ۲۱ «این مردمان با ما صلاح اندیش هستند، پس در این زمین ساکن بشوند، و در آن تجارت کنند. اینک زمین از هر طرف برای ایشان وسیع است؛ دختران ایشان را به زنی بگیریم و دختران خود را بدیشان بدهیم. ۲۲ فقط بدین شرط ایشان باما متفق خواهند شد تا با ما ساکن شده، یک قوم شویم که هر ذکوری از ما مختون شود، چنانکه ایشان مختونند. ۲۳ آیا مواشی ایشان و اموال ایشان و هر حیوانی که دارند، از آن ما نمی شود؟ فقط با ایشان همداستان شویم تا با ما ساکن شوند.»
۲۴ پس همه کسانی که به دروازه شهر اودرآمدند، به سخن حمور و پسرش شکیم رضادادند، و هر ذکوری از آنانی که به دروازه شهر اودرآمدند، مختون شدند. ۲۵ و در روز سوم چون دردمند بودند، دو پسر یعقوب، شمعون و لاوی، برادران دینه، هر یکی شمشیر خود را گرفته، دلیرانه بر شهر آمدند و همه مردان را کشتند. ۲۶ وحمور و پسرش شکیم را به دم شمشیر کشتند، ودینه را از خانه شکیم برداشته، بیرون آمدند. ۲۷ وپسران یعقوب بر کشتگان آمده، شهر را غارت کردند، زیرا خواهر ایشان را بیعصمت کرده بودند. ۲۸ و گلهها و رمهها و الاغها و آنچه در شهرو آنچه در صحرا بود، گرفتند. ۲۹ و تمامی اموال ایشان و همه اطفال و زنان ایشان را به اسیری بردند. و آنچه در خانهها بود تاراج کردند. ۳۰ پس یعقوب به شمعون و لاوی گفت: «مرا به اضطراب انداختید، و مرا نزد سکنه این زمین، یعنی کنعانیان و فرزیان مکروه ساختید، و من در شماره قلیلم، همانا بر من جمع شوند و مرا بزنند و من با خانهام هلاک شوم.» ۳۱ گفتند: «آیا او با خواهر ما مثل فاحشه عمل کند؟»
qu1gqo2z34hfsifad9rgdj6r1wluo2z
کتاب مقدس/پیدایش/باب ۳۳
0
85591
288623
281496
2026-06-21T16:13:48Z
Hanooz
17889
288623
wikitext
text/x-wiki
{{حس|ساختار غیراستاندارد محتوا در [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/سفر پیدایش]] موجود است.}}
{{سرصفحه
| عنوان = کتاب مقدس باب ۳۳ از کتاب سفر پیدایش
| مؤلف =
| سال =
}}
ملاقات عیسو و یعقوب
۱ پس یعقوب چشم خود را باز کرده، دید که اینک عیسو میآید و چهارصدنفر با او. آنگاه فرزندان خود را به لیه و راحیل و دوکنیز تقسیم کرد. ۲ و کنیزان را با فرزندان ایشان پیش داشت و لیه را با فرزندانش در عقب ایشان، وراحیل و یوسف را آخر. ۳ و خود درپیش ایشان رفته، هفت مرتبه رو به زمین نهاد تا به برادر خودرسید. ۴ اما عیسو دوان دوان به استقبال او آمد واو را در برگرفته، به آغوش خود کشید، و او رابوسید و هر دو بگریستند. ۵ و چشمان خود را بازکرده، زنان و فرزندان را بدید و گفت: «این همراهان تو کیستند؟»
۶ آنگاه کنیزان با فرزندان ایشان نزدیک شده، تعظیم کردند. ۷ و لیه با فرزندانش نزدیک شده، تعظیم کردند. پس یوسف و راحیل نزدیک شده، تعظیم کردند. ۸ و او گفت: «از تمامی این گروهی که بدان برخوردم، چه مقصود داری؟» گفت: «تا در نظر آقای خود التفات یابم.» ۹ عیسوگفت: «ای برادرم مرا بسیار است، مال خود را نگاه دار.» ۱۰ یعقوب گفت: «نی، بلکه اگر در نظرت التفات یافتهام، پیشکش مرا از دستم قبول فرما، زیرا که روی تو را دیدم مثل دیدن روی خدا، ومرا منظور داشتی. ۱۱ پس هدیه مرا که به حضورت آورده شد بپذیر، زیرا خدا به من احسان فرموده است و همهچیز دارم.» پس او را الحاح نمود تا پذیرفت. ۱۲ گفت: «کوچ کرده، برویم و من همراه تو میآیم.»
۱۳ گفت: «آقایم آگاه است که اطفال نازکند وگوسفندان و گاوان شیرده نیز با من است، و اگرآنها را یک روز برانند، تمامی گله میمیرند؛ ۱۴ پس آقایم پیشتر از بنده خود برود و من موافق قدم مواشی که دارم. و به حسب قدم اطفال، آهسته سفر میکنم، تا نزد آقای خود به سعیربرسم.
۱۵ عیسو گفت: «پس بعضی از این کسانی را که با منند نزد تو میگذارم.» گفت: «چه لازم است، فقط در نظر آقای خود التفات بیابم.» ۱۶ در همان روز عیسو راه خود را پیش گرفته، به سعیرمراجعت کرد. ۱۷ و اما یعقوب به سکوت سفرکرد و خانهای برای خود بنا نمود و برای مواشی خود سایبانها ساخت. از این سبب آن موضع به «سکوت» نامیده شد.
۱۸ پس چون یعقوب از فدان ارام مراجعت کرد، به سلامتی به شهر شکیم، در زمین کنعان آمد، و در مقابل شهر فرود آمد. ۱۹ و آن قطعه زمینی را که خیمه خود را در آن زده بود ازبنی حمور، پدر شکیم، به صد قسیط خرید. ۲۰ ومذبحی در آنجا بنا نمود و آن را ایل الوهی اسرائیل نامید.
thpxlt3of0wetb3u6w65wblhz65rb4e
کتاب مقدس/پیدایش/باب ۳۵
0
85592
288624
281498
2026-06-21T16:13:53Z
Hanooz
17889
288624
wikitext
text/x-wiki
{{حس|ساختار غیراستاندارد محتوا در [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/سفر پیدایش]] موجود است.}}
{{سرصفحه
| عنوان = کتاب مقدس باب ۳۵ از کتاب سفر پیدایش
| مؤلف =
| سال =
}}
بازگشت یعقوب به بیت ئیل
۱ و خدا به یعقوب گفت: «برخاسته، به بیت ئیل برآی، و در آنجا ساکن شو وآنجا برای خدایی که بر تو ظاهر شد، وقتی که ازحضور برادرت، عیسو فرار کردی، مذبحی بساز.» ۲ پس یعقوب به اهل خانه و همه کسانی که با وی بودند، گفت: «خدایان بیگانهای را که درمیان شماست، دور کنید، و خویشتن را طاهرسازید، و رختهای خود را عوض کنید. ۳ تابرخاسته، به بیت ئیل برویم و آنجا برای آن خدایی که در روز تنگی من، مرا اجابت فرمود ودر راهی که رفتم با من میبود، مذبحی بسازم.» ۴ آنگاه همه خدایان بیگانه را که در دست ایشان بود، به یعقوب دادند، با گوشواره هایی که در گوشهای ایشان بود. و یعقوب آنها را زیر بلوطی که در شکیم بود دفن کرد. ۵ پس کوچ کردند، وخوف خدا بر شهرهای گرداگرد ایشان بود، که بنی یعقوب را تعاقب نکردند. ۶ و یعقوب به لوزکه در زمین کنعان واقع است، و همان بیت ئیل باشد، رسید. او با تمامی قوم که با وی بودند. ۷ ودر آنجا مذبحی بنا نمود و آن مکان را «ایل بیت ئیل» نامید. زیرا در آنجا خدا بر وی ظاهر شده بود، هنگامی که از حضور برادر خودمی گریخت.
۸ و دبوره دایه رفقه مرد. و او را زیر درخت بلوط تحت بیت ئیل دفن کردند، و آن را «الون باکوت» نامید.
۹ و خدا بار دیگر بر یعقوب ظاهر شد، وقتی که از فدان ارام آمد، و او را برکت داد. ۱۰ و خدا به وی گفت: «نام تو یعقوب است اما بعد از این نام تویعقوب خوانده نشود، بلکه نام تو اسرائیل خواهدبود.» پس او را اسرائیل نام نهاد. ۱۱ و خدا وی راگفت: «من خدای قادر مطلق هستم. بارور و کثیرشو. امتی و جماعتی از امتها از تو بوجود آیند، واز صلب تو پادشاهان پدید شوند. ۱۲ و زمینی که به ابراهیم و اسحاق دادم، به تو دهم؛ و به ذریت بعد از تو، این زمین را خواهم داد.» ۱۳ پس خدا ازآنجایی که با وی سخن گفت، از نزد وی صعودنمود.
۱۴ و یعقوب ستونی برپا داشت، در جایی که باوی تکلم نمود. ستونی از سنگ و هدیهای ریختنی بر آن ریخت، و آن را به روغن تدهین کرد. ۱۵ پس یعقوب آن مکان را، که خدا با وی در آنجا سخن گفته بود، «بیت ئیل» نامید.
مرگ راحیل و اسحاق
۱۶ پس، از «بیت ئیل» کوچ کردند. و چون اندک مسافتی مانده بود که به افراته برسند، راحیل راوقت وضع حمل رسید، و زاییدنش دشوار شد. ۱۷ و چون زاییدنش دشوار بود، قابله وی را گفت: «مترس زیرا که این نیز برایت پسر است.» ۱۸ و درحین جان کندن، زیرا که مرد، پسر را «بن اونی» نام نهاد، لکن پدرش وی را «بن یامین» نامید.
۱۹ پس راحیل وفات یافت، و در راه افراته که بیت لحم باشد، دفن شد. ۲۰ و یعقوب بر قبر وی ستونی نصب کرد، که آن تا امروز ستون قبرراحیل است. ۲۱ پس اسرائیل کوچ کرد، و خیمه خود را بدان طرف برج عیدر زد. ۲۲ و در حین سکونت اسرائیل در آن زمین، روبین رفته، با کنیزپدر خود، بلهه، همخواب شد. و اسرائیل این راشنید. و بنی یعقوب دوازده بودند: ۲۳ پسران لیه: روبین نخست زاده یعقوب و شمعون و لاوی ویهودا و یساکار و زبولون. ۲۴ و پسران راحیل: یوسف و بن یامین. ۲۵ و پسران بلهه کنیز راحیل: دان و نفتالی. ۲۶ و پسران زلفه، کنیز لیه: جاد واشیر. اینانند پسران یعقوب، که در فدان ارام برای او متولد شدند.
۲۷ و یعقوب نزد پدر خود، اسحاق، در ممری آمد، به قریه اربع که حبرون باشد، جایی که ابراهیم و اسحاق غربت گزیدند. ۲۸ و عمراسحاق صد و هشتاد سال بود. ۲۹ و اسحاق جان سپرد و مرد، و پیر و سالخورده به قوم خویش پیوست. و پسرانش عیسو و یعقوب او را دفن کردند.
08zeu8zlvqt7lcywctelb3wynszk98g
کتاب:دوره ای در معجزات
0
86545
288633
283996
2026-06-21T16:57:03Z
Hanooz
17889
حذف از [[رده:دوره ای در معجزات]] [[:fa:وپ:رده انبوه|ردهانبوه]]
288633
wikitext
text/x-wiki
== متن (Text) ==
* [[کتاب:دوره ای در معجزات/متن/مقدمه|مقدمه]]
* [[کتاب:دوره ای در معجزات/متن/فصل ۱|فصل ۱: اصول معجزات]] (Principles of Miracles)
* [[کتاب:دوره ای در معجزات/متن/فصل ۲|فصل ۲: دفاع درست و رهایی از ترس]] (Right Defense and Release from Fear)
* [[کتاب:دوره ای در معجزات/متن/فصل ۳|فصل ۳: ادراک سلیم]] (Sane Perception)
* [[کتاب:دوره ای در معجزات/متن/فصل ۴|فصل ۴: تلاش اِگو برای بقای خویش]] (The Ego's Struggle to Preserve Itself)
* [[کتاب:دوره ای در معجزات/متن/فصل ۵|فصل ۵: روحالقدس]] (The Holy Spirit)
* [[کتاب:دوره ای در معجزات/متن/فصل ۶|فصل ۶: درسهای عشق]] (The Lessons of Love)
* [[کتاب:دوره ای در معجزات/متن/فصل ۷|فصل ۷: گسترش پادشاهی]] (The Extension of the Kingdom)
* [[کتاب:دوره ای در معجزات/متن/فصل ۸|فصل ۸: ارادهی یگانه برای شفا]] (The Undivided Will to Heal)
* [[کتاب:دوره ای در معجزات/متن/فصل ۹|فصل ۹: طرح بخشش]] (The Plan of Forgiveness)
* [[کتاب:دوره ای در معجزات/متن/فصل ۱۰|فصل ۱۰: آیین اِگو]] (The Religion of the Ego)
* [[کتاب:دوره ای در معجزات/متن/فصل ۱۱|فصل ۱۱: خداوند یا اِگو]] (God or the Ego)
* [[کتاب:دوره ای در معجزات/متن/فصل ۱۲|فصل ۱۲: سلامتِ عقلِ عشق]] (The Sanity of Love)
* [[کتاب:دوره ای در معجزات/متن/فصل ۱۳|فصل ۱۳: رهایی از تقصیر]] (Release from Guilt)
* [[کتاب:دوره ای در معجزات/متن/فصل ۱۴|فصل ۱۴: نورِ بیگناهی]] (The Light of Guiltlessness)
* [[کتاب:دوره ای در معجزات/متن/فصل ۱۵|فصل ۱۵: لحظهی مقدس و روابط خاص]] (The Holy Instant and Special Relationships)
* [[کتاب:دوره ای در معجزات/متن/فصل ۱۶|فصل ۱۶: نگریستن به رابطهی خاص]] (Looking at the Special Relationship)
* [[کتاب:دوره ای در معجزات/متن/فصل ۱۷|فصل ۱۷: رابطهی مقدس]] (The Holy Relationship)
* [[کتاب:دوره ای در معجزات/متن/فصل ۱۸|فصل ۱۸: برکتِ رابطهی مقدس]] (The Blessing of the Holy Relationship)
* [[کتاب:دوره ای در معجزات/متن/فصل ۱۹|فصل ۱۹: از گناه به آرامش]] (From Sin to Peace)
* [[کتاب:دوره ای در معجزات/متن/فصل ۲۰|فصل ۲۰: رؤیت برادر تو]] (The Vision of Your Brother)
* [[کتاب:دوره ای در معجزات/متن/فصل ۲۱|فصل ۲۱: اشتیاق برای جهانی بدون گناه]] (Desiring a Sinless World)
* [[کتاب:دوره ای در معجزات/متن/فصل ۲۲|فصل ۲۲: کارکرد رابطهی مقدس]] (The Function of the Holy Relationship)
* [[کتاب:دوره ای در معجزات/متن/فصل ۲۳|فصل ۲۳: گریز از تضاد]] (The Escape from Conflict)
* [[کتاب:دوره ای در معجزات/متن/فصل ۲۴|فصل ۲۴: رؤیای خاص بودن]] (The Dream of Specialness)
* [[کتاب:دوره ای در معجزات/متن/فصل ۲۵|فصل ۲۵: عدالتِ روحالقدس]] (The Holy Spirit's Justice)
* [[کتاب:دوره ای در معجزات/متن/فصل ۲۶|فصل ۲۶: زمینِ مقدس]] (Holy Ground)
* [[کتاب:دوره ای در معجزات/متن/فصل ۲۷|فصل ۲۷: شفای رؤیای دیرین]] (Healing the Ancient Dream)
* [[کتاب:دوره ای در معجزات/متن/فصل ۲۸|فصل ۲۸: شکاف کوچک]] (The Little Gap)
* [[کتاب:دوره ای در معجزات/متن/فصل ۲۹|فصل ۲۹: پرستش بتها]] (The Worship of Idols)
* [[کتاب:دوره ای در معجزات/متن/فصل ۳۰|فصل ۳۰: آغاز نو]] (The New Beginning)
* [[کتاب:دوره ای در معجزات/متن/فصل ۳۱|فصل ۳۱: رؤیت نهایی]] (The Final Vision)
8xqcuby5funlus29nh5czbnmt2qxj0l
دوره ای در معجزات/متن/مقدمه
0
86546
288625
283994
2026-06-21T16:20:47Z
Hanooz
17889
288625
wikitext
text/x-wiki
{{حس|فاقد منبع و خارج از محدوده پروژه، حق تکثیر نامشخص، فاقد ساختار ویکینبشته}}
== مقدمه ==
'''۱''' <sup>۱</sup>این دورهای در معجزات است. <sup>۲</sup>این یک دوره الزامی است. <sup>۳</sup>تنها زمانی که آن را میگذرانید داوطلبانه است. <sup>۴</sup>اراده آزاد به این معنا نیست که شما میتوانید برنامه آموزشی را تعیین کنید. <sup>۵</sup>بلکه تنها به این معناست که میتوانید انتخاب کنید چه چیزی را در زمانی معین بیاموزید. <sup>۶</sup>هدف این دوره، آموزش معنای عشق نیست، زیرا عشق فراتر از چیزی است که بتوان آموخت. <sup>۷</sup>با این حال، هدف آن از میان برداشتن موانعِ آگاهی از حضور عشق است که میراث طبیعی شماست. <sup>۸</sup>نقیض عشق، ترس است؛ اما آنچه فراگیر است، نمیتواند نقیضی داشته باشد.
'''۲''' بنابراین، این دوره را میتوان بسیار ساده به این صورت خلاصه کرد:
:<center>'''<sup>۲</sup>هیچ چیز واقعی نمیتواند تهدید شود.'''</center>
:<center>'''<sup>۳</sup>هیچ چیز غیرواقعی وجود ندارد.'''</center>
:<sup>۴</sup>آرامش خداوند در اینجا نهفته است.
<div style="text-align: left; direction: ltr;">[CE In]</div>
[[رده:دوره ای در معجزات]]
g1zvu16n1xdnwfhe7dfns2ip7qh6fuh
288629
288625
2026-06-21T16:24:52Z
Hanooz
17889
نسخهٔ [[Special:Diff/288625|288625]] از [[Special:Contributions/Hanooz|Hanooz]] ([[User talk:Hanooz|بحث]]) خنثی شد
288629
wikitext
text/x-wiki
== مقدمه ==
'''۱''' <sup>۱</sup>این دورهای در معجزات است. <sup>۲</sup>این یک دوره الزامی است. <sup>۳</sup>تنها زمانی که آن را میگذرانید داوطلبانه است. <sup>۴</sup>اراده آزاد به این معنا نیست که شما میتوانید برنامه آموزشی را تعیین کنید. <sup>۵</sup>بلکه تنها به این معناست که میتوانید انتخاب کنید چه چیزی را در زمانی معین بیاموزید. <sup>۶</sup>هدف این دوره، آموزش معنای عشق نیست، زیرا عشق فراتر از چیزی است که بتوان آموخت. <sup>۷</sup>با این حال، هدف آن از میان برداشتن موانعِ آگاهی از حضور عشق است که میراث طبیعی شماست. <sup>۸</sup>نقیض عشق، ترس است؛ اما آنچه فراگیر است، نمیتواند نقیضی داشته باشد.
'''۲''' بنابراین، این دوره را میتوان بسیار ساده به این صورت خلاصه کرد:
:<center>'''<sup>۲</sup>هیچ چیز واقعی نمیتواند تهدید شود.'''</center>
:<center>'''<sup>۳</sup>هیچ چیز غیرواقعی وجود ندارد.'''</center>
:<sup>۴</sup>آرامش خداوند در اینجا نهفته است.
<div style="text-align: left; direction: ltr;">[CE In]</div>
[[رده:دوره ای در معجزات]]
oygatsfk22yxw7n7bw31qnss6h5w60u
288631
288629
2026-06-21T16:57:02Z
Hanooz
17889
حذف از [[رده:دوره ای در معجزات]] [[:fa:وپ:رده انبوه|ردهانبوه]]
288631
wikitext
text/x-wiki
== مقدمه ==
'''۱''' <sup>۱</sup>این دورهای در معجزات است. <sup>۲</sup>این یک دوره الزامی است. <sup>۳</sup>تنها زمانی که آن را میگذرانید داوطلبانه است. <sup>۴</sup>اراده آزاد به این معنا نیست که شما میتوانید برنامه آموزشی را تعیین کنید. <sup>۵</sup>بلکه تنها به این معناست که میتوانید انتخاب کنید چه چیزی را در زمانی معین بیاموزید. <sup>۶</sup>هدف این دوره، آموزش معنای عشق نیست، زیرا عشق فراتر از چیزی است که بتوان آموخت. <sup>۷</sup>با این حال، هدف آن از میان برداشتن موانعِ آگاهی از حضور عشق است که میراث طبیعی شماست. <sup>۸</sup>نقیض عشق، ترس است؛ اما آنچه فراگیر است، نمیتواند نقیضی داشته باشد.
'''۲''' بنابراین، این دوره را میتوان بسیار ساده به این صورت خلاصه کرد:
:<center>'''<sup>۲</sup>هیچ چیز واقعی نمیتواند تهدید شود.'''</center>
:<center>'''<sup>۳</sup>هیچ چیز غیرواقعی وجود ندارد.'''</center>
:<sup>۴</sup>آرامش خداوند در اینجا نهفته است.
<div style="text-align: left; direction: ltr;">[CE In]</div>
39wq6s8336azp9pezw1xcrtow1q7srn
288636
288631
2026-06-21T16:57:53Z
Hanooz
17889
کپی از رده:دوره ای در معجزات
288636
wikitext
text/x-wiki
<!-- {| style="border: 1px solid #a2a9b1; background-color: #f8f9fa; padding: 10px; margin: 1em 0; border-radius: 5px; direction: rtl;"
| [[پرونده:Info_icon_002.svg|40px|link=]]
| '''یادداشت ترجمه:'''<br />این صفحه دربرگیرنده ترجمه فارسی کتاب '''«دورهای در معجزات»''' بر پایه '''نسخه ویرایش کامل (CE)''' است. این متن با همکاری '''هوش مصنوعی جمنای (Gemini)''' از زبان انگلیسی به فارسی برگردانده شده است تا متنی دقیق و وفادار به اصل اثر در اختیار پژوهشگران و هنرجویان قرار گیرد.
|}
-->
== مقدمه ==
'''۱''' <sup>۱</sup>این دورهای در معجزات است. <sup>۲</sup>این یک دوره الزامی است. <sup>۳</sup>تنها زمانی که آن را میگذرانید داوطلبانه است. <sup>۴</sup>اراده آزاد به این معنا نیست که شما میتوانید برنامه آموزشی را تعیین کنید. <sup>۵</sup>بلکه تنها به این معناست که میتوانید انتخاب کنید چه چیزی را در زمانی معین بیاموزید. <sup>۶</sup>هدف این دوره، آموزش معنای عشق نیست، زیرا عشق فراتر از چیزی است که بتوان آموخت. <sup>۷</sup>با این حال، هدف آن از میان برداشتن موانعِ آگاهی از حضور عشق است که میراث طبیعی شماست. <sup>۸</sup>نقیض عشق، ترس است؛ اما آنچه فراگیر است، نمیتواند نقیضی داشته باشد.
'''۲''' بنابراین، این دوره را میتوان بسیار ساده به این صورت خلاصه کرد:
:<center>'''<sup>۲</sup>هیچ چیز واقعی نمیتواند تهدید شود.'''</center>
:<center>'''<sup>۳</sup>هیچ چیز غیرواقعی وجود ندارد.'''</center>
:<sup>۴</sup>آرامش خداوند در اینجا نهفته است.
<div style="text-align: left; direction: ltr;">[CE In]</div>
[[رده:دوره ای در معجزات]]
pzwzbbtvlxov0yo6fxuplrr3b4y98jd
288639
288636
2026-06-21T16:58:56Z
Hanooz
17889
removed [[Category:دوره ای در معجزات]] using [[Help:Gadget-HotCat|HotCat]]
288639
wikitext
text/x-wiki
<!-- {| style="border: 1px solid #a2a9b1; background-color: #f8f9fa; padding: 10px; margin: 1em 0; border-radius: 5px; direction: rtl;"
| [[پرونده:Info_icon_002.svg|40px|link=]]
| '''یادداشت ترجمه:'''<br />این صفحه دربرگیرنده ترجمه فارسی کتاب '''«دورهای در معجزات»''' بر پایه '''نسخه ویرایش کامل (CE)''' است. این متن با همکاری '''هوش مصنوعی جمنای (Gemini)''' از زبان انگلیسی به فارسی برگردانده شده است تا متنی دقیق و وفادار به اصل اثر در اختیار پژوهشگران و هنرجویان قرار گیرد.
|}
-->
== مقدمه ==
'''۱''' <sup>۱</sup>این دورهای در معجزات است. <sup>۲</sup>این یک دوره الزامی است. <sup>۳</sup>تنها زمانی که آن را میگذرانید داوطلبانه است. <sup>۴</sup>اراده آزاد به این معنا نیست که شما میتوانید برنامه آموزشی را تعیین کنید. <sup>۵</sup>بلکه تنها به این معناست که میتوانید انتخاب کنید چه چیزی را در زمانی معین بیاموزید. <sup>۶</sup>هدف این دوره، آموزش معنای عشق نیست، زیرا عشق فراتر از چیزی است که بتوان آموخت. <sup>۷</sup>با این حال، هدف آن از میان برداشتن موانعِ آگاهی از حضور عشق است که میراث طبیعی شماست. <sup>۸</sup>نقیض عشق، ترس است؛ اما آنچه فراگیر است، نمیتواند نقیضی داشته باشد.
'''۲''' بنابراین، این دوره را میتوان بسیار ساده به این صورت خلاصه کرد:
:<center>'''<sup>۲</sup>هیچ چیز واقعی نمیتواند تهدید شود.'''</center>
:<center>'''<sup>۳</sup>هیچ چیز غیرواقعی وجود ندارد.'''</center>
:<sup>۴</sup>آرامش خداوند در اینجا نهفته است.
<div style="text-align: left; direction: ltr;">[CE In]</div>
c430z6omxs2hv2ycqi99mjj9d5ixmmz
کتاب:دوره ای در معجزات/متن/مقدمه
0
86547
288626
283997
2026-06-21T16:20:59Z
Hanooz
17889
288626
wikitext
text/x-wiki
{{حس|فاقد منبع و خارج از محدوده پروژه، حق تکثیر نامشخص، فاقد ساختار ویکینبشته}}
== مقدمه ==
'''۱''' <sup>۱</sup>این دورهای در معجزات است. <sup>۲</sup>این یک دوره الزامی است. <sup>۳</sup>تنها زمانی که آن را میگذرانید داوطلبانه است. <sup>۴</sup>اراده آزاد به این معنا نیست که شما میتوانید برنامه آموزشی را تعیین کنید. <sup>۵</sup>بلکه تنها به این معناست که میتوانید انتخاب کنید چه چیزی را در زمانی معین بیاموزید. <sup>۶</sup>هدف این دوره، آموزش معنای عشق نیست، زیرا عشق فراتر از چیزی است که بتوان آموخت. <sup>۷</sup>با این حال، هدف آن از میان برداشتن موانعِ آگاهی از حضور عشق است که میراث طبیعی شماست. <sup>۸</sup>نقیض عشق، ترس است؛ اما آنچه فراگیر است، نمیتواند نقیضی داشته باشد.
'''۲''' بنابراین، این دوره را میتوان بسیار ساده به این صورت خلاصه کرد:
:<center>'''<sup>۲</sup>هیچ چیز واقعی نمیتواند تهدید شود.'''</center>
:<center>'''<sup>۳</sup>هیچ چیز غیرواقعی وجود ندارد.'''</center>
:<sup>۴</sup>آرامش خداوند در اینجا نهفته است.
<div style="text-align: left; direction: ltr;">[CE In]</div>
[[رده:دوره ای در معجزات]]
g1zvu16n1xdnwfhe7dfns2ip7qh6fuh
288628
288626
2026-06-21T16:24:50Z
Hanooz
17889
نسخهٔ [[Special:Diff/288626|288626]] از [[Special:Contributions/Hanooz|Hanooz]] ([[User talk:Hanooz|بحث]]) خنثی شد
288628
wikitext
text/x-wiki
== مقدمه ==
'''۱''' <sup>۱</sup>این دورهای در معجزات است. <sup>۲</sup>این یک دوره الزامی است. <sup>۳</sup>تنها زمانی که آن را میگذرانید داوطلبانه است. <sup>۴</sup>اراده آزاد به این معنا نیست که شما میتوانید برنامه آموزشی را تعیین کنید. <sup>۵</sup>بلکه تنها به این معناست که میتوانید انتخاب کنید چه چیزی را در زمانی معین بیاموزید. <sup>۶</sup>هدف این دوره، آموزش معنای عشق نیست، زیرا عشق فراتر از چیزی است که بتوان آموخت. <sup>۷</sup>با این حال، هدف آن از میان برداشتن موانعِ آگاهی از حضور عشق است که میراث طبیعی شماست. <sup>۸</sup>نقیض عشق، ترس است؛ اما آنچه فراگیر است، نمیتواند نقیضی داشته باشد.
'''۲''' بنابراین، این دوره را میتوان بسیار ساده به این صورت خلاصه کرد:
:<center>'''<sup>۲</sup>هیچ چیز واقعی نمیتواند تهدید شود.'''</center>
:<center>'''<sup>۳</sup>هیچ چیز غیرواقعی وجود ندارد.'''</center>
:<sup>۴</sup>آرامش خداوند در اینجا نهفته است.
<div style="text-align: left; direction: ltr;">[CE In]</div>
[[رده:دوره ای در معجزات]]
oygatsfk22yxw7n7bw31qnss6h5w60u
288635
288628
2026-06-21T16:57:03Z
Hanooz
17889
حذف از [[رده:دوره ای در معجزات]] [[:fa:وپ:رده انبوه|ردهانبوه]]
288635
wikitext
text/x-wiki
== مقدمه ==
'''۱''' <sup>۱</sup>این دورهای در معجزات است. <sup>۲</sup>این یک دوره الزامی است. <sup>۳</sup>تنها زمانی که آن را میگذرانید داوطلبانه است. <sup>۴</sup>اراده آزاد به این معنا نیست که شما میتوانید برنامه آموزشی را تعیین کنید. <sup>۵</sup>بلکه تنها به این معناست که میتوانید انتخاب کنید چه چیزی را در زمانی معین بیاموزید. <sup>۶</sup>هدف این دوره، آموزش معنای عشق نیست، زیرا عشق فراتر از چیزی است که بتوان آموخت. <sup>۷</sup>با این حال، هدف آن از میان برداشتن موانعِ آگاهی از حضور عشق است که میراث طبیعی شماست. <sup>۸</sup>نقیض عشق، ترس است؛ اما آنچه فراگیر است، نمیتواند نقیضی داشته باشد.
'''۲''' بنابراین، این دوره را میتوان بسیار ساده به این صورت خلاصه کرد:
:<center>'''<sup>۲</sup>هیچ چیز واقعی نمیتواند تهدید شود.'''</center>
:<center>'''<sup>۳</sup>هیچ چیز غیرواقعی وجود ندارد.'''</center>
:<sup>۴</sup>آرامش خداوند در اینجا نهفته است.
<div style="text-align: left; direction: ltr;">[CE In]</div>
39wq6s8336azp9pezw1xcrtow1q7srn
کتاب:دوره ای در معجزات/متن/فصل ۴
0
86548
288634
283998
2026-06-21T16:57:03Z
Hanooz
17889
حذف از [[رده:دوره ای در معجزات]] [[:fa:وپ:رده انبوه|ردهانبوه]]
288634
wikitext
text/x-wiki
== فصل ۴: تلاش اِگو برای بقای خویش ==
''The Ego's Struggle to Preserve Itself''
=== بخشها ===
* [[دوره ای در معجزات/متن/فصل ۴/بخش ۱|۱. آخرین سفر ابلهانه]] (The Last Foolish Journey)
* [[دوره ای در معجزات/متن/فصل ۴/بخش ۲|۲. معلم مخلص]] (The Devoted Teacher)
* [[دوره ای در معجزات/متن/فصل ۴/بخش ۳|۳. ساخته شدن اِگو]] (The Making of the Ego)
* [[دوره ای در معجزات/متن/فصل ۴/بخش ۴|۴. نیاز اِگو به تأیید خویش]] (The Ego's Need to Confirm Itself)
* [[دوره ای در معجزات/متن/فصل ۴/بخش ۵|۵. هستیِ آرامِ پادشاهی خداوند]] (The Calm Being of God's Kingdom)
* [[دوره ای در معجزات/متن/فصل ۴/بخش ۶|۶. نیازی نیست اینگونه باشد]] (This Need Not Be)
* [[دوره ای در معجزات/متن/فصل ۴/بخش ۷|۷. پرسش واقعی]] (The Real Question)
* [[دوره ای در معجزات/متن/فصل ۴/بخش ۸|۸. پاداشهای خداوند]] (The Rewards of God)
* [[دوره ای در معجزات/متن/فصل ۴/بخش ۹|۹. درخواست کردن و پیروی کردن]] (Asking and Following)
* [[دوره ای در معجزات/متن/فصل ۴/بخش ۱۰|۱۰. ارتباط کامل و مستقیم]] (Complete and Direct Communication)
* [[دوره ای در معجزات/متن/فصل ۴/بخش ۱۱|۱۱. حقیقتاً مفید بودن]] (Being Truly Helpful)
<div style="text-align: left; direction: ltr;">[CE Ch 4]</div>
aeyu189jje5hsoya1qwgeeeyhdswouf
دوره ای در معجزات/متن/فصل ۴/بخش ۱۱
0
86549
288627
283999
2026-06-21T16:21:05Z
Hanooz
17889
288627
wikitext
text/x-wiki
{{حس|فاقد منبع و خارج از محدوده پروژه، حق تکثیر نامشخص، فاقد ساختار ویکینبشته}}
== بخش ۱۱: حقیقتاً مفید بودن ==
'''۱''' <sup>۱</sup>کسانی که حقیقتاً مفید هستند، معجزهگران خداوندند، که من آنها را هدایت میکنم تا زمانی که همگی در شادمانیِ پادشاهی متحد شویم. <sup>۲</sup>من تو را به هر کجا که بتوانی حقیقتاً مفید باشی، و به سوی هر کسی که بتواند هدایت مرا از طریق تو دنبال کند، راهنمایی خواهم کرد.
'''۲''' <sup>۱</sup>درباره حوزه توانبخشی: به بیان دقیق، هر ذهنی که منشعب گشته است نیاز به توانبخشی دارد. <sup>۲</sup>رویکرد پزشکی بر بدن تأکید دارد، و رویکرد شغلی بر اِگو اصرار میورزد. <sup>۳</sup>رویکرد تیمی عموماً بیش از هر چیز دیگری به سردرگمی منجر میشود، زیرا اغلب به جای آنکه آزمایشی واقعی در همکاریِ ذهنها باشد، به عنوان وسیلهای برای سهیم شدنِ قلمرو اِگو با اِگوهای دیگر مورد سوءاستفاده قرار میگیرد.
'''۳''' <sup>۱</sup>دلیل اینکه شما باید بیاموزید توانبخشی را ایثار کنید، این است که خودتان به توانبخشی نیاز دارید. <sup>۲</sup>بارها هنگامی که از من خواستهای کمکت کنم، پاسخ دادهام: «به برادرت کمک کن». <sup>۳</sup>او نیز درخواست کمک کرده است، و هرگاه که برای تو حقیقتاً مفید بوده، به او کمک شده است. <sup>۴</sup>او همچنین به همان میزانی که توانسته است ببخشد، به دست آورده است.
'''۴''' <sup>۱</sup>توانبخشی به عنوان یک جنبش اجتماعی، بهبودی نسبت به غفلتِ آشکار بوده است، اما اغلب چیزی بیش از تلاشی دردناک از سوی لنگان برای هدایتِ نابینایان نیست. <sup>۲</sup>این را به اندازه کافی آسان میتوان دید. <sup>۳</sup>اما این چیزی نیست که تو نیاز داشته باشی به آن بنگری. <sup>۴</sup>تو از بدنهای درهمشکسته ترس داری، زیرا اِگوی تو نمیتواند آنها را تحمل کند. <sup>۵</sup>اِگوی تو نمیتواند ضعفِ اِگو را نیز بدون دوگانگی تحمل کند، زیرا از ضعفِ خودش و ضعفِ خانهای که برگزیده است میترسد.
'''۵''' <sup>۱</sup>این دلیل واقعیِ آن است که تو از تقاضاهای افراد وابسته و از منظرهی یک بدن درهمشکسته عقبنشینی میکنی. <sup>۲</sup>اِگوی تو تهدید میشود، و تکانهی طبیعیِ تو برای کمک کردن را مسدود میکند، و تو را تحت فشارِ ارادهای منشعب قرار میدهد. <sup>۳</sup>تو عقب میکشی تا به اِگوی خود اجازه بازیابی دهی، و قدرت کافی به دست آوری تا دوباره بر پایهای به قدر کافی محدود مفید باشی که اِگویت را تهدید نکند، اما همچنین بیش از آن محدود که به تو شادمانی ببخشد.
'''۶''' <sup>۱</sup>کسانی که بدنهای درهمشکسته دارند اغلب از سوی اِگو مورد تحقیر قرار میگیرند، به دلیل این باورِ اِگو که چیزی جز یک بدنِ کامل، شایسته نیست که معبدِ خودش باشد. <sup>۲</sup>ذهنی که از یک بدنِ آسیبدیده عقبنشینی میکند، خودش در نیاز مبرم به توانبخشی است. <sup>۳</sup>یک مغزِ آسیبدیده نیز به سختی یک خطر محسوب میشود. <sup>۴</sup>تمام نشانههای آسیب نیاز به مفید بودنِ واقعی دارند، و هرگاه که با چنین مفیدیتی روبرو شوند، ذهنی که با آنها اینگونه روبرو میشود، خود را شفا میدهد.
'''۷''' <sup>۱</sup>توانبخشی، نگرشی در ستایشِ خداوند است، آنگونه که خودِ او ستایش را میشناسد. <sup>۲</sup>او ستایش را به تو ایثار میکند، و تو باید آن را به دیگران ایثار کنی. <sup>۳</sup>محدودیتهای واقعیِ روانشناسیِ بالینی، آنگونه که در حال حاضر توسط پیروانش ارزیابی میشود، در نگرشهای روانپزشکان یا هیئتهای پزشکی یا مدیران بیمارستان منعکس نمیشود، حتی اگر اکثر آنها خود به شکلی غمانگیز نیاز به توانبخشی داشته باشند. <sup>۴</sup>ناتوانیهای واقعیِ بالینگران در نگرشِ آنها نسبت به کسانی نهفته است که اِگوهایشان آنها را ضعیف و آسیبدیده ادراک میکنند. <sup>۵</sup>با این ارزیابیها، آنها مفید بودنِ خود را ضعیف و آسیبدیده کردهاند، و بدین ترتیب توانبخشیِ خود را به عقب انداختهاند. <sup>۶</sup>توانبخشی به مبارزهی اِگو برای کنترل، و نه به نیاز اِگو برای اجتناب و عقبنشینی، ارتباطی ندارد.
'''۸''' <sup>۱</sup>تو میتوانی کارهای زیادی به نفع توانبخشی خودت و برادرت، و کارهای بسیار بیشتری به صورت جهانی انجام دهی، اگر درباره موقعیتهایی که نیاز به کمک تو دارند، اینگونه بیندیشی:
:<sup>۲</sup>'''من تنها برای این اینجا هستم که حقیقتاً مفید باشم.'''
:<sup>۳</sup>'''من اینجا هستم تا نمایندهی او باشم که مرا فرستاده است.'''
:<sup>۴</sup>'''لازم نیست نگران باشم که چه بگویم یا چه کنم،'''
:<sup>۵</sup>'''زیرا او که مرا فرستاده است، مرا هدایت خواهد کرد.'''
:<sup>۶</sup>'''من خشنودم هر جا که او میخواهد باشم، با این آگاهی که او با من به آنجا میآید.'''
:<sup>۷</sup>'''من شفا خواهم یافت، همانطور که اجازه میدهم او شفا دادن را به من بیاموزد.'''
<div style="text-align: left; direction: ltr;">[CE T-4.XI]</div>
[[رده:دوره ای در معجزات]]
0f7106rg3u00dg7n0gl3p88ttpzwtme
288630
288627
2026-06-21T16:24:57Z
Hanooz
17889
نسخهٔ [[Special:Diff/288627|288627]] از [[Special:Contributions/Hanooz|Hanooz]] ([[User talk:Hanooz|بحث]]) خنثی شد
288630
wikitext
text/x-wiki
== بخش ۱۱: حقیقتاً مفید بودن ==
'''۱''' <sup>۱</sup>کسانی که حقیقتاً مفید هستند، معجزهگران خداوندند، که من آنها را هدایت میکنم تا زمانی که همگی در شادمانیِ پادشاهی متحد شویم. <sup>۲</sup>من تو را به هر کجا که بتوانی حقیقتاً مفید باشی، و به سوی هر کسی که بتواند هدایت مرا از طریق تو دنبال کند، راهنمایی خواهم کرد.
'''۲''' <sup>۱</sup>درباره حوزه توانبخشی: به بیان دقیق، هر ذهنی که منشعب گشته است نیاز به توانبخشی دارد. <sup>۲</sup>رویکرد پزشکی بر بدن تأکید دارد، و رویکرد شغلی بر اِگو اصرار میورزد. <sup>۳</sup>رویکرد تیمی عموماً بیش از هر چیز دیگری به سردرگمی منجر میشود، زیرا اغلب به جای آنکه آزمایشی واقعی در همکاریِ ذهنها باشد، به عنوان وسیلهای برای سهیم شدنِ قلمرو اِگو با اِگوهای دیگر مورد سوءاستفاده قرار میگیرد.
'''۳''' <sup>۱</sup>دلیل اینکه شما باید بیاموزید توانبخشی را ایثار کنید، این است که خودتان به توانبخشی نیاز دارید. <sup>۲</sup>بارها هنگامی که از من خواستهای کمکت کنم، پاسخ دادهام: «به برادرت کمک کن». <sup>۳</sup>او نیز درخواست کمک کرده است، و هرگاه که برای تو حقیقتاً مفید بوده، به او کمک شده است. <sup>۴</sup>او همچنین به همان میزانی که توانسته است ببخشد، به دست آورده است.
'''۴''' <sup>۱</sup>توانبخشی به عنوان یک جنبش اجتماعی، بهبودی نسبت به غفلتِ آشکار بوده است، اما اغلب چیزی بیش از تلاشی دردناک از سوی لنگان برای هدایتِ نابینایان نیست. <sup>۲</sup>این را به اندازه کافی آسان میتوان دید. <sup>۳</sup>اما این چیزی نیست که تو نیاز داشته باشی به آن بنگری. <sup>۴</sup>تو از بدنهای درهمشکسته ترس داری، زیرا اِگوی تو نمیتواند آنها را تحمل کند. <sup>۵</sup>اِگوی تو نمیتواند ضعفِ اِگو را نیز بدون دوگانگی تحمل کند، زیرا از ضعفِ خودش و ضعفِ خانهای که برگزیده است میترسد.
'''۵''' <sup>۱</sup>این دلیل واقعیِ آن است که تو از تقاضاهای افراد وابسته و از منظرهی یک بدن درهمشکسته عقبنشینی میکنی. <sup>۲</sup>اِگوی تو تهدید میشود، و تکانهی طبیعیِ تو برای کمک کردن را مسدود میکند، و تو را تحت فشارِ ارادهای منشعب قرار میدهد. <sup>۳</sup>تو عقب میکشی تا به اِگوی خود اجازه بازیابی دهی، و قدرت کافی به دست آوری تا دوباره بر پایهای به قدر کافی محدود مفید باشی که اِگویت را تهدید نکند، اما همچنین بیش از آن محدود که به تو شادمانی ببخشد.
'''۶''' <sup>۱</sup>کسانی که بدنهای درهمشکسته دارند اغلب از سوی اِگو مورد تحقیر قرار میگیرند، به دلیل این باورِ اِگو که چیزی جز یک بدنِ کامل، شایسته نیست که معبدِ خودش باشد. <sup>۲</sup>ذهنی که از یک بدنِ آسیبدیده عقبنشینی میکند، خودش در نیاز مبرم به توانبخشی است. <sup>۳</sup>یک مغزِ آسیبدیده نیز به سختی یک خطر محسوب میشود. <sup>۴</sup>تمام نشانههای آسیب نیاز به مفید بودنِ واقعی دارند، و هرگاه که با چنین مفیدیتی روبرو شوند، ذهنی که با آنها اینگونه روبرو میشود، خود را شفا میدهد.
'''۷''' <sup>۱</sup>توانبخشی، نگرشی در ستایشِ خداوند است، آنگونه که خودِ او ستایش را میشناسد. <sup>۲</sup>او ستایش را به تو ایثار میکند، و تو باید آن را به دیگران ایثار کنی. <sup>۳</sup>محدودیتهای واقعیِ روانشناسیِ بالینی، آنگونه که در حال حاضر توسط پیروانش ارزیابی میشود، در نگرشهای روانپزشکان یا هیئتهای پزشکی یا مدیران بیمارستان منعکس نمیشود، حتی اگر اکثر آنها خود به شکلی غمانگیز نیاز به توانبخشی داشته باشند. <sup>۴</sup>ناتوانیهای واقعیِ بالینگران در نگرشِ آنها نسبت به کسانی نهفته است که اِگوهایشان آنها را ضعیف و آسیبدیده ادراک میکنند. <sup>۵</sup>با این ارزیابیها، آنها مفید بودنِ خود را ضعیف و آسیبدیده کردهاند، و بدین ترتیب توانبخشیِ خود را به عقب انداختهاند. <sup>۶</sup>توانبخشی به مبارزهی اِگو برای کنترل، و نه به نیاز اِگو برای اجتناب و عقبنشینی، ارتباطی ندارد.
'''۸''' <sup>۱</sup>تو میتوانی کارهای زیادی به نفع توانبخشی خودت و برادرت، و کارهای بسیار بیشتری به صورت جهانی انجام دهی، اگر درباره موقعیتهایی که نیاز به کمک تو دارند، اینگونه بیندیشی:
:<sup>۲</sup>'''من تنها برای این اینجا هستم که حقیقتاً مفید باشم.'''
:<sup>۳</sup>'''من اینجا هستم تا نمایندهی او باشم که مرا فرستاده است.'''
:<sup>۴</sup>'''لازم نیست نگران باشم که چه بگویم یا چه کنم،'''
:<sup>۵</sup>'''زیرا او که مرا فرستاده است، مرا هدایت خواهد کرد.'''
:<sup>۶</sup>'''من خشنودم هر جا که او میخواهد باشم، با این آگاهی که او با من به آنجا میآید.'''
:<sup>۷</sup>'''من شفا خواهم یافت، همانطور که اجازه میدهم او شفا دادن را به من بیاموزد.'''
<div style="text-align: left; direction: ltr;">[CE T-4.XI]</div>
[[رده:دوره ای در معجزات]]
rxtkg3l41bq9j0ud1nf1w2vlqc379d2
288632
288630
2026-06-21T16:57:02Z
Hanooz
17889
حذف از [[رده:دوره ای در معجزات]] [[:fa:وپ:رده انبوه|ردهانبوه]]
288632
wikitext
text/x-wiki
== بخش ۱۱: حقیقتاً مفید بودن ==
'''۱''' <sup>۱</sup>کسانی که حقیقتاً مفید هستند، معجزهگران خداوندند، که من آنها را هدایت میکنم تا زمانی که همگی در شادمانیِ پادشاهی متحد شویم. <sup>۲</sup>من تو را به هر کجا که بتوانی حقیقتاً مفید باشی، و به سوی هر کسی که بتواند هدایت مرا از طریق تو دنبال کند، راهنمایی خواهم کرد.
'''۲''' <sup>۱</sup>درباره حوزه توانبخشی: به بیان دقیق، هر ذهنی که منشعب گشته است نیاز به توانبخشی دارد. <sup>۲</sup>رویکرد پزشکی بر بدن تأکید دارد، و رویکرد شغلی بر اِگو اصرار میورزد. <sup>۳</sup>رویکرد تیمی عموماً بیش از هر چیز دیگری به سردرگمی منجر میشود، زیرا اغلب به جای آنکه آزمایشی واقعی در همکاریِ ذهنها باشد، به عنوان وسیلهای برای سهیم شدنِ قلمرو اِگو با اِگوهای دیگر مورد سوءاستفاده قرار میگیرد.
'''۳''' <sup>۱</sup>دلیل اینکه شما باید بیاموزید توانبخشی را ایثار کنید، این است که خودتان به توانبخشی نیاز دارید. <sup>۲</sup>بارها هنگامی که از من خواستهای کمکت کنم، پاسخ دادهام: «به برادرت کمک کن». <sup>۳</sup>او نیز درخواست کمک کرده است، و هرگاه که برای تو حقیقتاً مفید بوده، به او کمک شده است. <sup>۴</sup>او همچنین به همان میزانی که توانسته است ببخشد، به دست آورده است.
'''۴''' <sup>۱</sup>توانبخشی به عنوان یک جنبش اجتماعی، بهبودی نسبت به غفلتِ آشکار بوده است، اما اغلب چیزی بیش از تلاشی دردناک از سوی لنگان برای هدایتِ نابینایان نیست. <sup>۲</sup>این را به اندازه کافی آسان میتوان دید. <sup>۳</sup>اما این چیزی نیست که تو نیاز داشته باشی به آن بنگری. <sup>۴</sup>تو از بدنهای درهمشکسته ترس داری، زیرا اِگوی تو نمیتواند آنها را تحمل کند. <sup>۵</sup>اِگوی تو نمیتواند ضعفِ اِگو را نیز بدون دوگانگی تحمل کند، زیرا از ضعفِ خودش و ضعفِ خانهای که برگزیده است میترسد.
'''۵''' <sup>۱</sup>این دلیل واقعیِ آن است که تو از تقاضاهای افراد وابسته و از منظرهی یک بدن درهمشکسته عقبنشینی میکنی. <sup>۲</sup>اِگوی تو تهدید میشود، و تکانهی طبیعیِ تو برای کمک کردن را مسدود میکند، و تو را تحت فشارِ ارادهای منشعب قرار میدهد. <sup>۳</sup>تو عقب میکشی تا به اِگوی خود اجازه بازیابی دهی، و قدرت کافی به دست آوری تا دوباره بر پایهای به قدر کافی محدود مفید باشی که اِگویت را تهدید نکند، اما همچنین بیش از آن محدود که به تو شادمانی ببخشد.
'''۶''' <sup>۱</sup>کسانی که بدنهای درهمشکسته دارند اغلب از سوی اِگو مورد تحقیر قرار میگیرند، به دلیل این باورِ اِگو که چیزی جز یک بدنِ کامل، شایسته نیست که معبدِ خودش باشد. <sup>۲</sup>ذهنی که از یک بدنِ آسیبدیده عقبنشینی میکند، خودش در نیاز مبرم به توانبخشی است. <sup>۳</sup>یک مغزِ آسیبدیده نیز به سختی یک خطر محسوب میشود. <sup>۴</sup>تمام نشانههای آسیب نیاز به مفید بودنِ واقعی دارند، و هرگاه که با چنین مفیدیتی روبرو شوند، ذهنی که با آنها اینگونه روبرو میشود، خود را شفا میدهد.
'''۷''' <sup>۱</sup>توانبخشی، نگرشی در ستایشِ خداوند است، آنگونه که خودِ او ستایش را میشناسد. <sup>۲</sup>او ستایش را به تو ایثار میکند، و تو باید آن را به دیگران ایثار کنی. <sup>۳</sup>محدودیتهای واقعیِ روانشناسیِ بالینی، آنگونه که در حال حاضر توسط پیروانش ارزیابی میشود، در نگرشهای روانپزشکان یا هیئتهای پزشکی یا مدیران بیمارستان منعکس نمیشود، حتی اگر اکثر آنها خود به شکلی غمانگیز نیاز به توانبخشی داشته باشند. <sup>۴</sup>ناتوانیهای واقعیِ بالینگران در نگرشِ آنها نسبت به کسانی نهفته است که اِگوهایشان آنها را ضعیف و آسیبدیده ادراک میکنند. <sup>۵</sup>با این ارزیابیها، آنها مفید بودنِ خود را ضعیف و آسیبدیده کردهاند، و بدین ترتیب توانبخشیِ خود را به عقب انداختهاند. <sup>۶</sup>توانبخشی به مبارزهی اِگو برای کنترل، و نه به نیاز اِگو برای اجتناب و عقبنشینی، ارتباطی ندارد.
'''۸''' <sup>۱</sup>تو میتوانی کارهای زیادی به نفع توانبخشی خودت و برادرت، و کارهای بسیار بیشتری به صورت جهانی انجام دهی، اگر درباره موقعیتهایی که نیاز به کمک تو دارند، اینگونه بیندیشی:
:<sup>۲</sup>'''من تنها برای این اینجا هستم که حقیقتاً مفید باشم.'''
:<sup>۳</sup>'''من اینجا هستم تا نمایندهی او باشم که مرا فرستاده است.'''
:<sup>۴</sup>'''لازم نیست نگران باشم که چه بگویم یا چه کنم،'''
:<sup>۵</sup>'''زیرا او که مرا فرستاده است، مرا هدایت خواهد کرد.'''
:<sup>۶</sup>'''من خشنودم هر جا که او میخواهد باشم، با این آگاهی که او با من به آنجا میآید.'''
:<sup>۷</sup>'''من شفا خواهم یافت، همانطور که اجازه میدهم او شفا دادن را به من بیاموزد.'''
<div style="text-align: left; direction: ltr;">[CE T-4.XI]</div>
pintby4ai9j4pb7lan3n1ko7gtltzwl
288637
288632
2026-06-21T16:58:40Z
Hanooz
17889
کپی از رده:دوره ای در معجزات
288637
wikitext
text/x-wiki
<!-- {| style="border: 1px solid #a2a9b1; background-color: #f8f9fa; padding: 10px; margin: 1em 0; border-radius: 5px; direction: rtl;"
| [[پرونده:Info_icon_002.svg|40px|link=]]
| '''یادداشت ترجمه:'''<br />این صفحه دربرگیرنده ترجمه فارسی کتاب '''«دورهای در معجزات»''' بر پایه '''نسخه ویرایش کامل (CE)''' است. این متن با همکاری '''هوش مصنوعی جمنای (Gemini)''' از زبان انگلیسی به فارسی برگردانده شده است تا متنی دقیق و وفادار به اصل اثر در اختیار پژوهشگران و هنرجویان قرار گیرد.
|}
-->
== بخش ۱۱: حقیقتاً مفید بودن ==
'''۱''' <sup>۱</sup>کسانی که حقیقتاً مفید هستند، معجزهگران خداوندند، که من آنها را هدایت میکنم تا زمانی که همگی در شادمانیِ پادشاهی متحد شویم. <sup>۲</sup>من تو را به هر کجا که بتوانی حقیقتاً مفید باشی، و به سوی هر کسی که بتواند هدایت مرا از طریق تو دنبال کند، راهنمایی خواهم کرد.
'''۲''' <sup>۱</sup>درباره حوزه توانبخشی: به بیان دقیق، هر ذهنی که منشعب گشته است نیاز به توانبخشی دارد. <sup>۲</sup>رویکرد پزشکی بر بدن تأکید دارد، و رویکرد شغلی بر اِگو اصرار میورزد. <sup>۳</sup>رویکرد تیمی عموماً بیش از هر چیز دیگری به سردرگمی منجر میشود، زیرا اغلب به جای آنکه آزمایشی واقعی در همکاریِ ذهنها باشد، به عنوان وسیلهای برای سهیم شدنِ قلمرو اِگو با اِگوهای دیگر مورد سوءاستفاده قرار میگیرد.
'''۳''' <sup>۱</sup>دلیل اینکه شما باید بیاموزید توانبخشی را ایثار کنید، این است که خودتان به توانبخشی نیاز دارید. <sup>۲</sup>بارها هنگامی که از من خواستهای کمکت کنم، پاسخ دادهام: «به برادرت کمک کن». <sup>۳</sup>او نیز درخواست کمک کرده است، و هرگاه که برای تو حقیقتاً مفید بوده، به او کمک شده است. <sup>۴</sup>او همچنین به همان میزانی که توانسته است ببخشد، به دست آورده است.
'''۴''' <sup>۱</sup>توانبخشی به عنوان یک جنبش اجتماعی، بهبودی نسبت به غفلتِ آشکار بوده است، اما اغلب چیزی بیش از تلاشی دردناک از سوی لنگان برای هدایتِ نابینایان نیست. <sup>۲</sup>این را به اندازه کافی آسان میتوان دید. <sup>۳</sup>اما این چیزی نیست که تو نیاز داشته باشی به آن بنگری. <sup>۴</sup>تو از بدنهای درهمشکسته ترس داری، زیرا اِگوی تو نمیتواند آنها را تحمل کند. <sup>۵</sup>اِگوی تو نمیتواند ضعفِ اِگو را نیز بدون دوگانگی تحمل کند، زیرا از ضعفِ خودش و ضعفِ خانهای که برگزیده است میترسد.
'''۵''' <sup>۱</sup>این دلیل واقعیِ آن است که تو از تقاضاهای افراد وابسته و از منظرهی یک بدن درهمشکسته عقبنشینی میکنی. <sup>۲</sup>اِگوی تو تهدید میشود، و تکانهی طبیعیِ تو برای کمک کردن را مسدود میکند، و تو را تحت فشارِ ارادهای منشعب قرار میدهد. <sup>۳</sup>تو عقب میکشی تا به اِگوی خود اجازه بازیابی دهی، و قدرت کافی به دست آوری تا دوباره بر پایهای به قدر کافی محدود مفید باشی که اِگویت را تهدید نکند، اما همچنین بیش از آن محدود که به تو شادمانی ببخشد.
'''۶''' <sup>۱</sup>کسانی که بدنهای درهمشکسته دارند اغلب از سوی اِگو مورد تحقیر قرار میگیرند، به دلیل این باورِ اِگو که چیزی جز یک بدنِ کامل، شایسته نیست که معبدِ خودش باشد. <sup>۲</sup>ذهنی که از یک بدنِ آسیبدیده عقبنشینی میکند، خودش در نیاز مبرم به توانبخشی است. <sup>۳</sup>یک مغزِ آسیبدیده نیز به سختی یک خطر محسوب میشود. <sup>۴</sup>تمام نشانههای آسیب نیاز به مفید بودنِ واقعی دارند، و هرگاه که با چنین مفیدیتی روبرو شوند، ذهنی که با آنها اینگونه روبرو میشود، خود را شفا میدهد.
'''۷''' <sup>۱</sup>توانبخشی، نگرشی در ستایشِ خداوند است، آنگونه که خودِ او ستایش را میشناسد. <sup>۲</sup>او ستایش را به تو ایثار میکند، و تو باید آن را به دیگران ایثار کنی. <sup>۳</sup>محدودیتهای واقعیِ روانشناسیِ بالینی، آنگونه که در حال حاضر توسط پیروانش ارزیابی میشود، در نگرشهای روانپزشکان یا هیئتهای پزشکی یا مدیران بیمارستان منعکس نمیشود، حتی اگر اکثر آنها خود به شکلی غمانگیز نیاز به توانبخشی داشته باشند. <sup>۴</sup>ناتوانیهای واقعیِ بالینگران در نگرشِ آنها نسبت به کسانی نهفته است که اِگوهایشان آنها را ضعیف و آسیبدیده ادراک میکنند. <sup>۵</sup>با این ارزیابیها، آنها مفید بودنِ خود را ضعیف و آسیبدیده کردهاند، و بدین ترتیب توانبخشیِ خود را به عقب انداختهاند. <sup>۶</sup>توانبخشی به مبارزهی اِگو برای کنترل، و نه به نیاز اِگو برای اجتناب و عقبنشینی، ارتباطی ندارد.
'''۸''' <sup>۱</sup>تو میتوانی کارهای زیادی به نفع توانبخشی خودت و برادرت، و کارهای بسیار بیشتری به صورت جهانی انجام دهی، اگر درباره موقعیتهایی که نیاز به کمک تو دارند، اینگونه بیندیشی:
:<sup>۲</sup>'''من تنها برای این اینجا هستم که حقیقتاً مفید باشم.'''
:<sup>۳</sup>'''من اینجا هستم تا نمایندهی او باشم که مرا فرستاده است.'''
:<sup>۴</sup>'''لازم نیست نگران باشم که چه بگویم یا چه کنم،'''
:<sup>۵</sup>'''زیرا او که مرا فرستاده است، مرا هدایت خواهد کرد.'''
:<sup>۶</sup>'''من خشنودم هر جا که او میخواهد باشم، با این آگاهی که او با من به آنجا میآید.'''
:<sup>۷</sup>'''من شفا خواهم یافت، همانطور که اجازه میدهم او شفا دادن را به من بیاموزد.'''
<div style="text-align: left; direction: ltr;">[CE T-4.XI]</div>
2ynzdc0dqvn8c60zfsv2m70ha7g3q3l
رده:دوره ای در معجزات
14
86550
288638
284000
2026-06-21T16:58:48Z
Hanooz
17889
288638
wikitext
text/x-wiki
{| style="border: 1px solid #a2a9b1; background-color: #f8f9fa; padding: 10px; margin: 1em 0; border-radius: 5px; direction: rtl;"
| [[پرونده:Info_icon_002.svg|40px|link=]]
| '''یادداشت ترجمه:'''<br />این صفحه دربرگیرنده ترجمه فارسی کتاب '''«دورهای در معجزات»''' بر پایه '''نسخه ویرایش کامل (CE)''' است. این متن با همکاری '''هوش مصنوعی جمنای (Gemini)''' از زبان انگلیسی به فارسی برگردانده شده است تا متنی دقیق و وفادار به اصل اثر در اختیار پژوهشگران و هنرجویان قرار گیرد.
|}
{{حس}}
6sm8seyvurnq264yntx87et8409b0r8
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۱
104
87448
288729
288555
2026-06-21T19:18:02Z
Yoosef Pooranvary
1023
/* نمونهخوانیشده */
288729
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم||سفر پیدایش ۱۰|۱۳}}{{خطکش}}</noinclude>متولّد شدند *
{{verse|۱۰|۲|color=black}} پسران یافث [[w:جومر|جومر]] و [[w:مأجوج (کتاب مقدس)|ماجوج]] و [[w:مدای|مادای]] و [[w:یوان (پسر یافث)|یاوان]] و [[w:توبال|توبال]] و [[w:مشک (پسر یافث)|ماشَک]] و [[w:تیراس (پسر یافث)|تِیراس]] *
{{verse|۱۰|۳|color=black}} و پسران جومَر [[w:اشکناز|اَشکناز]] و [[w:ریفاث|رِیفاث]] و [[w:توجرمه|توجَرْمَه]] *
{{verse|۱۰|۴|color=black}} و پسران یاوان [[w:الیشه (نوه یافث)|اَلِیشَه]] و [[w:ترشیش|تَرشیش]] و [[w:کتیم|کَتِیْم]] و [[w:دودانیم|دودانیم]] *
{{verse|۱۰|۵|color=black}} از اینان جزایر امّتها منشعب شدند در اراضیٔ خود هر یکی موافق زبان و قبیلهاش در امّتهایِ خویش *
{{verse|۱۰|۶|color=black}} و پسران حام [[w:کوش بن حام|کوش]] و [[w:مصرائیم|مِصرایم]] و [[w:فوط|فوط]] و [[w:کنعان (پسر حام)|کنعان]] *
{{verse|۱۰|۷|color=black}} و پسران کوش سَبَا و [[w:حویله (پسر کوش بن حام)|حَوِیله]] و سَبَتَه و [[w:رعمه|رَعْمَه]] و سَبْتَکا. و پسران رَعْمَه: [[w:سبا|شَبَا]] و [[w:ددان|دَدان]] *
{{verse|۱۰|۸|color=black}} و کوش [[w:نِمرُود|نِمرُود]] را آورد او بجبّار شدن در جهان شروع کرد *
{{verse|۱۰|۹|color=black}} وی در حضور خداوند صیّادی جبّار بود. از این جهت میگویند مثل نِمرُود صیاد جبّار در حضور خداوند *
{{verse|۱۰|۱۰|color=black}} و ابتدای مملکت وی [[w:بابل (دولتشهر)|بابل]] بود و [[w:اوروک|اَرَک]] و [[w:اکد (شهر)|اَکَدّ]] و کَلْنَه در زمین [[w:شنعار|شِنعار]] *
{{verse|۱۰|۱۱|color=black}} از آن زمین [[w:آشور (سرزمین)|آشور]] بیرون رفت و [[w:نینوا|نینوی]] و رَحوبوت عِیر و [[w:نمرود (شهر)|کالَح]] را بنا نهاد *
{{verse|۱۰|۱۲|color=black}} و رِیسَن را در میان نینوی و کالَح و آن شهری بزرگ بود *
{{verse|۱۰|۱۳|color=black}} و مِصرایم [[w:لودیم|لُودیم]] و [[w:عنامیم|عَنامیم]] و لهابیم و نَفتوحیم را آورد *
{{verse|۱۰|۱۴|color=black}} و [[w:فتروسیم|فَترُوسیم]] و [[w:کسلوحیم|کَسلوحیم]] را که از ایشان فِلِسْطینیان پدید آمدند و [[w:کفتور|کَفتوریم]] را *
{{verse|۱۰|۱۵|color=black}} و [[w:کنعان (پسر حام)|کنعان]] [[w:صیدا|صیدون]] نخستزادهٔ خود و [[w:هیتیها در کتاب مقدس|حَتّ]] را آورد *
{{verse|۱۰|۱۶|color=black}} و [[w:یبوسیها|یبوسیان]] و [[w:مردم امور|اَمُؤریان]] و [[w:گرگاشیها|جرجاشِیان]] را *
{{verse|۱۰|۱۷|color=black}} و [[w:حویها|حِوّیان]] و [[w:کنعان (پسر حام)|عَرْقیان]] و [[w:کنعان (پسر حام)|سِیْنیان]] را *
{{verse|۱۰|۱۸|color=black}} و [[w:کنعان (پسر حام)|اَروادیان]] و [[w:کنعان (پسر حام)|صَماریان]] و [[w:کنعان (پسر حام)|حَماتِیان]] را و بعد از آن قبایل کنعانیان منشعب شدند *
{{verse|۱۰|۱۹|color=black}} و سرحدّ کنعانیان از صَیْدُون بسمت [[w:جرار|جرار]] تا [[w:غزه (شهر)|غَزَه]] بود و بسمت [[w:سدوم و عموره|سَدُوم و عَمُورَه]] و اَدْمَه و صَبُوئیم تا به [[w:ar:لاشع|لاشَع]] *
{{verse|۱۰|۲۰|color=black}} اینانند پسران حام برحسب قبایل و زبانهای ایشان در اراضی و امّتهای خود *
{{verse|۱۰|۲۱|color=black}} و از [[w:سام پسر نوح|سام]] که پدر جمیع بنیعابَر و برادر یافَث بزرگ بود از او نیز اولاد متولد شد *
{{verse|۱۰|۲۲|color=black}} پسران سام [[w:ایلام (پسر سام)|عیلام]] و [[w:آشور پسر سام|اَشُور]] و [[w:ارفکشاد|اَرْفَکْشَاد]] و [[w:لود (پسر سام)|لُود]] و [[w:آرام (پسر سام)|اَرام]] *
{{verse|۱۰|۲۳|color=black}} و پسران اَرام عُوص و حُول و جاتِر و ماش *
{{verse|۱۰|۲۴|color=black}} و اَرَفکشَاد شالِح را آورد و شالِح [[w:هود (پیامبر)|عابِر]] را آورد *
{{verse|۱۰|۲۵|color=black}} و عابِر را دو پسر متولّد شد یکی را [[w:فالج|فالِج]] نام بود زیرا که در ایّام وی زمین منقسم شد و نام برادرش یُقْطان *
{{verse|۱۰|۲۶|color=black}} و یُقْطان، اَلمُوداد و شالِفْ و [[w:حضرموات|حَضَرموت]] و یارِح را آورد *
{{verse|۱۰|۲۷|color=black}} و [[w:هدورام|هَدُورام]] و [[w:اوزال|اُوْزال]] و دِقْلَه را *
{{verse|۱۰|۲۸|color=black}} و عُوبال و اَبیمائیل و [[w:سبا (پادشاه)|شِبا]] را *
{{verse|۱۰|۲۹|color=black}} و اَوْفیر و [[w:حویله (کتاب مقدس)|حَوِیلَه]] و یُوباب را این همه پسران یُقْطان بودند *
{{verse|۱۰|۳۰|color=black}} و مسکن ایشان از مِیشا بود به سمت سَفارَه که کوهی از کوههای شرقیست *
{{verse|۱۰|۳۱|color=black}} اینانند پسران سام برحسب قبایل و زبانهای ایشان در اراضی خود برحسب امّتهای خویش *
{{verse|۱۰|۳۲|color=black}} اینانند قبایل پسران نوح برحسب پیدایش ایشان در امّتهای خود که از ایشان امّتهای جهان بعد از طوفان منشعب شدند *<noinclude></noinclude>
mf5t7mg83qjep90ja71eyi6mn30io9i
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۲
104
87449
288769
286090
2026-06-21T19:55:05Z
Yoosef Pooranvary
1023
/* نمونهخوانیشده */
288769
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم|۱۴|سفر پیدایش ۱۱|}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب یازدهم}}}}
{{verse|۱۱|۱|color=black}} و تمام جهانرا یک زبان و یک لغت بود. *
{{verse|۱۱|۲|color=black}} و واقع شد که چون از مشرق کوچ میکردند همواریئی در زمین شِنعار یافتند و در آنجا سکنی گرفتند *
{{verse|۱۱|۳|color=black}} و بیکدیگر گفتند بیائید خشتها بسازیم و آنها را خوب بپزیم و ایشانرا آجر بجای سنگ بود و قیر بجای گچ *
{{verse|۱۱|۴|color=black}} و گفتند بیائید شهری برای خود بنا نهیم و برجی را که سرش بآسمان برسد تا نامی برای خویشتن پیدا کنیم مبادا بر روی تمام زمین پراکنده شویم *
{{verse|۱۱|۵|color=black}} و {{روخط|خداوند}} نزول نمود تا شهر و برجی را که بنیآدم بنا میکردند ملاحظه نماید *
{{verse|۱۱|۶|color=black}} و {{روخط|خداوند}} گفت همانا قوم یکیست و جمیع ایشانرا یک زبان و این کار را شروع کردهاند و الآ´ن هیچ کاریکه قصد آن بکنند از ایشان ممتنع نخواهد شد *
{{verse|۱۱|۷|color=black}} اکنون نازل شویم و زبان ایشانرا در آنجا مشوّش سازیم تا سخن یکدیگر را نفهمند *
{{verse|۱۱|۸|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} ایشان را از آنجا بر روی تمام زمین پراکنده ساخت و از بنای شهر بازماندند *
{{verse|۱۱|۹|color=black}} از آن سبب آنجا را بابل نامیدند زیرا که در آنجا {{روخط|خداوند}} لغت تمامیٔ اهل جهانرا مشوّش ساخت و {{روخط|خداوند}} ایشانرا از آنجا بر روی تمام زمین پراکنده نمود *
{{verse|۱۱|۱۰|color=black}} اینست پیدایش سام چون سام صد ساله بود اَرْفَکْشاد را دو سال بعد از طوفان آورد *
{{verse|۱۱|۱۱|color=black}} و سام بعد از آوردن اَرْفَکْشاد پانصد سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد *
{{verse|۱۱|۱۲|color=black}} و اَرْفَکْشاد سی و پنجسال بزیست و شالِحرا آورد *
{{verse|۱۱|۱۳|color=black}} و اَرْفَکْشاد بعد از آوردن شالح چهار صد و سه سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد *
{{verse|۱۱|۱۴|color=black}} و شالِح سی سال بزیست و عابر را آورد *
{{verse|۱۱|۱۵|color=black}} و شالِح بعد از آوردن عابِر چهارصد و سه سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد *
{{verse|۱۱|۱۶|color=black}} و عابِر سی و چهار سال بزیست و فالِج را آورد *
{{verse|۱۱|۱۷|color=black}} و عابِر بعد از آوردن فالِج، چهارصد و سی سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد *
{{verse|۱۱|۱۸|color=black}} و فالِج سی سال بزیست و [[w:رعو|رَعُوْ]] را آورد *
{{verse|۱۱|۱۹|color=black}} و فالِج بعد از آوردن رَعُوْ دویست و نه سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد *
{{verse|۱۱|۲۰|color=black}} و رَعُوْ سی و دو سال بزیست و [[w:سروج|سَرُوجرا]] آورد *
{{verse|۱۱|۲۱|color=black}} و رَعُوْ بعد از آوردن سَرُوْج، دویست و هفت سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد *
{{verse|۱۱|۲۲|color=black}} و سَرُوْج سی سال بزیست و [[w:ناحور|ناحور]] را آورد. *
{{verse|۱۱|۲۳|color=black}} و سرُوج بعد از آوردن ناحوُر دویست سال بزیست و پسران و دختران<noinclude></noinclude>
9i83nt2xsjvotmre8166oh7qccwxlsi
288773
288769
2026-06-21T22:01:14Z
Yoosef Pooranvary
1023
288773
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم|۱۴|سفر پیدایش ۱۱|}}{{خطکش}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب یازدهم}}}}
{{verse|۱۱|۱|color=black}} و تمام جهانرا یک زبان و یک لغت بود. *
{{verse|۱۱|۲|color=black}} و واقع شد که چون از مشرق کوچ میکردند همواریئی در زمین شِنعار یافتند و در آنجا سکنی گرفتند *
{{verse|۱۱|۳|color=black}} و بیکدیگر گفتند بیائید خشتها بسازیم و آنها را خوب بپزیم و ایشانرا آجر بجای سنگ بود و قیر بجای گچ *
{{verse|۱۱|۴|color=black}} و گفتند بیائید شهری برای خود بنا نهیم و برجی را که سرش بآسمان برسد تا نامی برای خویشتن پیدا کنیم مبادا بر روی تمام زمین پراکنده شویم *
{{verse|۱۱|۵|color=black}} و {{روخط|خداوند}} نزول نمود تا شهر و برجی را که بنیآدم بنا میکردند ملاحظه نماید *
{{verse|۱۱|۶|color=black}} و {{روخط|خداوند}} گفت همانا قوم یکیست و جمیع ایشانرا یک زبان و این کار را شروع کردهاند و الآ´ن هیچ کاریکه قصد آن بکنند از ایشان ممتنع نخواهد شد *
{{verse|۱۱|۷|color=black}} اکنون نازل شویم و زبان ایشانرا در آنجا مشوّش سازیم تا سخن یکدیگر را نفهمند *
{{verse|۱۱|۸|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} ایشان را از آنجا بر روی تمام زمین پراکنده ساخت و از بنای شهر بازماندند *
{{verse|۱۱|۹|color=black}} از آن سبب آنجا را بابل نامیدند زیرا که در آنجا {{روخط|خداوند}} لغت تمامیٔ اهل جهانرا مشوّش ساخت و {{روخط|خداوند}} ایشانرا از آنجا بر روی تمام زمین پراکنده نمود *
{{verse|۱۱|۱۰|color=black}} اینست پیدایش سام چون سام صد ساله بود اَرْفَکْشاد را دو سال بعد از طوفان آورد *
{{verse|۱۱|۱۱|color=black}} و سام بعد از آوردن اَرْفَکْشاد پانصد سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد *
{{verse|۱۱|۱۲|color=black}} و اَرْفَکْشاد سی و پنجسال بزیست و شالِحرا آورد *
{{verse|۱۱|۱۳|color=black}} و اَرْفَکْشاد بعد از آوردن شالح چهار صد و سه سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد *
{{verse|۱۱|۱۴|color=black}} و شالِح سی سال بزیست و عابر را آورد *
{{verse|۱۱|۱۵|color=black}} و شالِح بعد از آوردن عابِر چهارصد و سه سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد *
{{verse|۱۱|۱۶|color=black}} و عابِر سی و چهار سال بزیست و فالِج را آورد *
{{verse|۱۱|۱۷|color=black}} و عابِر بعد از آوردن فالِج، چهارصد و سی سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد *
{{verse|۱۱|۱۸|color=black}} و فالِج سی سال بزیست و [[w:رعو|رَعُوْ]] را آورد *
{{verse|۱۱|۱۹|color=black}} و فالِج بعد از آوردن رَعُوْ دویست و نه سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد *
{{verse|۱۱|۲۰|color=black}} و رَعُوْ سی و دو سال بزیست و [[w:سروج|سَرُوجرا]] آورد *
{{verse|۱۱|۲۱|color=black}} و رَعُوْ بعد از آوردن سَرُوْج، دویست و هفت سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد *
{{verse|۱۱|۲۲|color=black}} و سَرُوْج سی سال بزیست و [[w:ناحور|ناحور]] را آورد. *
{{verse|۱۱|۲۳|color=black}} و سرُوج بعد از آوردن ناحوُر دویست سال بزیست و پسران و دختران<noinclude></noinclude>
6c0brchpxe6uu8f84tsuaufidqdktz2
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۳
104
87450
288770
286166
2026-06-21T20:18:37Z
Yoosef Pooranvary
1023
288770
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سصم||سفر پیدایش ۱۲|۱۵}}</noinclude>آورد *
{{verse|۱۱|۲۴|color=black}} و ناحور بیست و نه سال بزیست و [[w:تارح|تارَحرا]] آورد *
{{verse|۱۱|۲۵|color=black}} و ناحور بعد از آوردن تارح صد و نوزده سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد *
{{verse|۱۱|۲۶|color=black}} و تارَح هفتاد سال بزیست و [[w:ابراهیم|اَبرام]] و [[w:ناحور (پسر تارح)|ناحور]] و [[w:هاران|هاران]] را آورد *
{{verse|۱۱|۲۷|color=black}} و اینست پیدایش تارَح که تارَح اَبْرام و ناحور و هارانرا آورد و هاران، [[w:لوط|لُوط]] را آورد *
{{verse|۱۱|۲۸|color=black}} و هاران پیش پدر خود تارَح در زادبوم خویش در [[w:اور|اورِ]] [[w:کلده|کلدانیان]] بمرد *
{{verse|۱۱|۲۹|color=black}} و اَبْرام و ناحوُر زنان برای خود گرفتند. زن اَبْرامرا [[w:ساره|سارای]] نام بود و زن ناحوُر را [[w:ملکه دختر هاران|مِلْکَه]] نام بود دختر هاران پدر مِلْکَه و پدر [[w:یسکه|یِسْکَه]] *
{{verse|۱۱|۳۰|color=black}} امّا سارای نازاد مانده ولدی نیاورد *
{{verse|۱۱|۳۱|color=black}} پس تارَح پسر خود اَبْرام و نوادهٔ خود لوط پسر هاران و عروس خود سارای زوجهٔ پسرش اَبرام را برداشته با ایشان از اوُرِ کَلْدانیانبیرون شدند تا بارض [[w:کنعان|کنعان]] بروند و به [[w:حران|حَرّان]] رسیده در آنجا توقّف نمودند *
{{verse|۱۱|۳۲|color=black}} و مدّت زندگانی تارح دویست و پنج سال بود و تارَح در حرّان مرد *
{{وسط|{{روخط|باب دوازدهم}}}}
{{verse|۱۲|۱|color=black}} و خداوند به ابرام گفت: «از ولایتخود، و از مولد خویش و از خانهٔ پدر خود بسوی زمینی که به تو نشان دهم بیرون شو، *
{{verse|۱۲|۲|color=black}} و از تو امتی عظیم پیدا کنم و تو را برکت دهم، و نام تو را بزرگ سازم، و تو برکت خواهی بود. *
{{verse|۱۲|۳|color=black}} و برکت دهم به آنانی که تو را مبارک خوانند، و لعنت کنم به آنکه تو را ملعون خواند. و از تو جمیع قبایل جهان برکت خواهند یافت. » *
{{verse|۱۲|۴|color=black}} پس ابرام، چنانکه خداوند بدو فرموده بود، روانه شد. و لوط همراه وی رفت. و ابرام هفتاد و پنج ساله بود، هنگامی که از حَرّان بیرون آمد. *
{{verse|۱۲|۵|color=black}} و ابرام زن خود سارای، و برادرزادهٔ خود لوط، و همهٔ اموال اندوختهٔ خود را با اشخاصی که در حران پیدا کرده بودند، برداشته، به عزیمت زمین کنعان بیرون شدند، و به زمین کنعان داخل شدند. *
{{verse|۱۲|۶|color=black}} و ابرام در زمین میگشت تا مکان شکیم تا بلوطستان موره. و در آنوقت کنعانیان در آن زمین بودند. *
{{verse|۱۲|۷|color=black}} و خداوند بر اَبرام ظاهر شده، گفت: «به ذریت تو این زمین را میبخشم. » و در آنجا مذبحی برای خداوند که بر وی ظاهر شد، بنا نمود. *
{{verse|۱۲|۸|color=black}} پس، از آنجا به کوهی که به شرقی بیتئیل است، کوچ کرده، خیمهٔ خود را برپا نمود. و بیتئیل بطرف غربی و عای بطرف شرقی آن بود. و در آنجا مذبحی برای خداوند بنا نمود و نام یهوه را خواند. *
{{verse|۱۲|۹|color=black}} و ابرام طی مراحل و منازل کرده، به سمت جنوب کوچید. *<noinclude></noinclude>
1l6mc2opysxger2tgbrfwkp7z0zvzdr
288771
288770
2026-06-21T21:49:31Z
Yoosef Pooranvary
1023
/* نمونهخوانیشده */
288771
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم||سفر پیدایش ۱۲|۱۵}}</noinclude>آورد *
{{verse|۱۱|۲۴|color=black}} و ناحور بیست و نه سال بزیست و [[w:تارح|تارَحرا]] آورد *
{{verse|۱۱|۲۵|color=black}} و ناحور بعد از آوردن تارح صد و نوزده سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد *
{{verse|۱۱|۲۶|color=black}} و تارَح هفتاد سال بزیست و [[w:ابراهیم|اَبرام]] و [[w:ناحور (پسر تارح)|ناحور]] و [[w:هاران|هاران]] را آورد *
{{verse|۱۱|۲۷|color=black}} و اینست پیدایش تارَح که تارَح اَبْرام و ناحور و هارانرا آورد و هاران [[w:لوط|لُوط]] را آورد *
{{verse|۱۱|۲۸|color=black}} و هاران پیش پدر خود تارَح در زادبوم خویش در [[w:اور|اورِ]] [[w:کلده|کلدانیان]] بمرد *
{{verse|۱۱|۲۹|color=black}} و اَبْرام و ناحوُر زنان برای خود گرفتند زن اَبْرامرا [[w:ساره|سارای]] نام بود و زن ناحوُر را [[w:ملکه دختر هاران|مِلْکَه]] نام بود دختر هاران پدر مِلْکَه و پدر [[w:یسکه|یِسْکَه]] *
{{verse|۱۱|۳۰|color=black}} امّا سارای نازاد مانده ولدی نیاورد *
{{verse|۱۱|۳۱|color=black}} پس تارَح پسر خود اَبْرام و نوادهٔ خود لوط پسر هاران و عروس خود سارای زوجهٔ پسرش اَبرام را برداشته با ایشان از اوُرِ کَلْدانیانبیرون شدند تا بارض [[w:کنعان|کنعان]] بروند و به [[w:حران|حَرّان]] رسیده در آنجا توقّف نمودند *
{{verse|۱۱|۳۲|color=black}} و مدّت زندگانی تارح دویست و پنج سال بود و تارَح در حرّان مرد *
{{وسط|{{روخط|باب دوازدهم}}}}
{{verse|۱۲|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} باَبْرام گفت از ولایت خود و از مولد خویش و از خانهٔ پدر خود بسوی زمینی که بتو نشان دهم بیرون شو *
{{verse|۱۲|۲|color=black}} و از تو امّتی عظیم پیدا کنم و ترا برکت دهم و نام تو را بزرگ سازم و تو برکت خواهی بود *
{{verse|۱۲|۳|color=black}} و برکت دهم بآنانیکه تو را مبارک خوانند و لعنت کنم بآنکه تو را ملعون خواند و از تو جمیع قبایل جهان برکت خواهند یافت *
{{verse|۱۲|۴|color=black}} پس اَبْرام چنانکه خداوند بدو فرموده بود روانه شد و لوط همراه وی رفت و اَبْرام هفتاد و پنج ساله بود هنگامیکه از حَرّان بیرون آمد *
{{verse|۱۲|۵|color=black}} و اَبْرام زن خود سارای و برادرزادهٔ خود لوط و همهٔ اموال اندوختهٔ خود را با اشخاصی که در حَرّان پیدا کرده بودند برداشته بعزیمت زمین کنعان بیرون شدند و بزمین کنعان داخل شدند *
{{verse|۱۲|۶|color=black}} و اَبْرام در زمین میگشت تا مکان [[w:شکیم|شکیم]] تا بلوطستان [[w:جبل الدحی|موره]] و در آنوقت کنعانیان در آن زمین بودند *
{{verse|۱۲|۷|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بر اَبْرام ظاهر شده گفت بذریّت تو این زمین را میبخشم و در آنجا مذبحی برای خداوند که بر وی ظاهر شد بنا نمود *
{{verse|۱۲|۸|color=black}} پس از آنجا بکوهی که بشرقی [[w:بثئیل|بیتئیل]] است کوچ کرده خیمهٔ خود را برپا نمود و بیتئیل بطرف غربی و [[w:عای|عای]] بطرف شرقی آن بود و در آنجا مذبحی برای خداوند بنا نمود و نام [[w:یهوه|یَهُوَه]] را خواند *
{{verse|۱۲|۹|color=black}} و اَبْرام طیّ مراحل و منازل کرده بسمت جنوب کوچید *<noinclude></noinclude>
mjgwf0i14d8asz9cva012tftezwj7ro
288774
288771
2026-06-21T22:01:27Z
Yoosef Pooranvary
1023
288774
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم||سفر پیدایش ۱۲|۱۵}}{{خطکش}}</noinclude>آورد *
{{verse|۱۱|۲۴|color=black}} و ناحور بیست و نه سال بزیست و [[w:تارح|تارَحرا]] آورد *
{{verse|۱۱|۲۵|color=black}} و ناحور بعد از آوردن تارح صد و نوزده سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد *
{{verse|۱۱|۲۶|color=black}} و تارَح هفتاد سال بزیست و [[w:ابراهیم|اَبرام]] و [[w:ناحور (پسر تارح)|ناحور]] و [[w:هاران|هاران]] را آورد *
{{verse|۱۱|۲۷|color=black}} و اینست پیدایش تارَح که تارَح اَبْرام و ناحور و هارانرا آورد و هاران [[w:لوط|لُوط]] را آورد *
{{verse|۱۱|۲۸|color=black}} و هاران پیش پدر خود تارَح در زادبوم خویش در [[w:اور|اورِ]] [[w:کلده|کلدانیان]] بمرد *
{{verse|۱۱|۲۹|color=black}} و اَبْرام و ناحوُر زنان برای خود گرفتند زن اَبْرامرا [[w:ساره|سارای]] نام بود و زن ناحوُر را [[w:ملکه دختر هاران|مِلْکَه]] نام بود دختر هاران پدر مِلْکَه و پدر [[w:یسکه|یِسْکَه]] *
{{verse|۱۱|۳۰|color=black}} امّا سارای نازاد مانده ولدی نیاورد *
{{verse|۱۱|۳۱|color=black}} پس تارَح پسر خود اَبْرام و نوادهٔ خود لوط پسر هاران و عروس خود سارای زوجهٔ پسرش اَبرام را برداشته با ایشان از اوُرِ کَلْدانیانبیرون شدند تا بارض [[w:کنعان|کنعان]] بروند و به [[w:حران|حَرّان]] رسیده در آنجا توقّف نمودند *
{{verse|۱۱|۳۲|color=black}} و مدّت زندگانی تارح دویست و پنج سال بود و تارَح در حرّان مرد *
{{وسط|{{روخط|باب دوازدهم}}}}
{{verse|۱۲|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} باَبْرام گفت از ولایت خود و از مولد خویش و از خانهٔ پدر خود بسوی زمینی که بتو نشان دهم بیرون شو *
{{verse|۱۲|۲|color=black}} و از تو امّتی عظیم پیدا کنم و ترا برکت دهم و نام تو را بزرگ سازم و تو برکت خواهی بود *
{{verse|۱۲|۳|color=black}} و برکت دهم بآنانیکه تو را مبارک خوانند و لعنت کنم بآنکه تو را ملعون خواند و از تو جمیع قبایل جهان برکت خواهند یافت *
{{verse|۱۲|۴|color=black}} پس اَبْرام چنانکه خداوند بدو فرموده بود روانه شد و لوط همراه وی رفت و اَبْرام هفتاد و پنج ساله بود هنگامیکه از حَرّان بیرون آمد *
{{verse|۱۲|۵|color=black}} و اَبْرام زن خود سارای و برادرزادهٔ خود لوط و همهٔ اموال اندوختهٔ خود را با اشخاصی که در حَرّان پیدا کرده بودند برداشته بعزیمت زمین کنعان بیرون شدند و بزمین کنعان داخل شدند *
{{verse|۱۲|۶|color=black}} و اَبْرام در زمین میگشت تا مکان [[w:شکیم|شکیم]] تا بلوطستان [[w:جبل الدحی|موره]] و در آنوقت کنعانیان در آن زمین بودند *
{{verse|۱۲|۷|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بر اَبْرام ظاهر شده گفت بذریّت تو این زمین را میبخشم و در آنجا مذبحی برای خداوند که بر وی ظاهر شد بنا نمود *
{{verse|۱۲|۸|color=black}} پس از آنجا بکوهی که بشرقی [[w:بثئیل|بیتئیل]] است کوچ کرده خیمهٔ خود را برپا نمود و بیتئیل بطرف غربی و [[w:عای|عای]] بطرف شرقی آن بود و در آنجا مذبحی برای خداوند بنا نمود و نام [[w:یهوه|یَهُوَه]] را خواند *
{{verse|۱۲|۹|color=black}} و اَبْرام طیّ مراحل و منازل کرده بسمت جنوب کوچید *<noinclude></noinclude>
l6rezhdnna5w5gj24z01g7m1ixi1ocq
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۴
104
87451
288772
286042
2026-06-21T22:00:26Z
Yoosef Pooranvary
1023
/* نمونهخوانیشده */
288772
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم|۱۶|سفر پیدایش ۱۳|}}</noinclude>{{verse|۱۲|۱۰|color=black}} و قحطی در آن زمین شد و اَبْرام به مصر فرود آمد تا در آنجا بسر برد زیرا که قحط در زمین شدّت میکرد *
{{verse|۱۲|۱۱|color=black}} و واقع شد که چون نزدیک بورود مصر شد بزن خود سارای گفت اینک میدانم که تو زن نیکومنظر هستی *
{{verse|۱۲|۱۲|color=black}} همانا چون اهل مصر ترا بینند گویند این زوجهٔ اوست پس مرا بکُشند و ترا زنده نگاه دارند *
{{verse|۱۲|۱۳|color=black}} پس بگو که تو خواهر من هستی تا بخاطر تو برای من خیریّت شود و جانم بسبب تو زنده ماند *
{{verse|۱۲|۱۴|color=black}} و بمجرّد ورود اَبْرام بمصر اهل مصر آنزنرا دیدند که بسیار خوشمنظر است *
{{verse|۱۲|۱۵|color=black}} و امرای فرعون او را دیدند و او را در حضور فرعون ستودند پس ویرا بخانهٔ فرعون درآوردند *
{{verse|۱۲|۱۶|color=black}} و بخاطر وی با اَبْرام احسان نمود و او صاحب میشها و گاوان و حماران و غلامان و کنیزان و ماده الاغان و شتران شد *
{{verse|۱۲|۱۷|color=black}} و {{روخط|خداوند}} فرعون و اهل خانهٔ او را بسبب سارای زوجهٔ اَبْرام ببلایای سخت مبتلا ساخت *
{{verse|۱۲|۱۸|color=black}} و فرعون اَبْرام را خوانده گفت این چیست که بمن کردی چرا مرا خبر ندادی که او زوجهٔ تست *
{{verse|۱۲|۱۹|color=black}} چرا گفتی او خواهر منست که او را بزنی گرفتم و الآن اینک زوجهٔ تو او را برداشته روانه شو *
{{verse|۱۲|۲۰|color=black}} آنگاه فرعون در خصوص وی کسان خود را امر فرمود تا او را با زوجهاش و تمام مایملکش روانه نمودند *
{{وسط|{{روخط|باب ۱۳}}}}
{{verse|۱۳|۱|color=black}} و اَبْرام با زن خود و تمام اموال خویش و لوط از مصر بجنوب آمدند *
{{verse|۱۳|۲|color=black}} و اَبْرام از مواشی و نقره و طلا بسیار دولتمند بود *
{{verse|۱۳|۳|color=black}} پس از جنوب طیّ منازل کرده ببیتئیل آمد بدانجائیکه خیمهاش در ابتداء بود در میان بیتئیل و عای *
{{verse|۱۳|۴|color=black}} بمقام آن مذبحی که اوّل بنا نهاده بود، و در آنجا اَبْرام نام یَهُوَه را خواند *
{{verse|۱۳|۵|color=black}} و لوط را نیز که همراه ابرام بود گله و رمه و خیمهها بود *
{{verse|۱۳|۶|color=black}} و زمین گنجایش ایشانرا نداشت که در یکجا ساکن شوند زیرا که اندوختهای ایشان بسیار بود و نتوانستند در یکجا سکونت کنند *
{{verse|۱۳|۷|color=black}} و در میان شبانان مواشیٔ اَبرام و شبانان مواشیٔ لوط نزاع افتاد و در آن هنگام کنعانیان و [[w:فرزیها|فَرِزّیان]] ساکن زمین بودند *
{{verse|۱۳|۸|color=black}} پس اَبْرام به لوط گفت زنهار در میان من و تو و در میان شبانان من و شبانان تو نزاعی نباشد زیرا که ما برادریم *
{{verse|۱۳|۹|color=black}} مگر تمام زمین پیش روی تو نیست ملتمس اینکه از من جدا شوی اگر بجانب<noinclude></noinclude>
7r327v3ti7r4uhgehy0lkhmm44lus31
288775
288772
2026-06-21T22:01:37Z
Yoosef Pooranvary
1023
288775
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم|۱۶|سفر پیدایش ۱۳|}}{{خطکش}}</noinclude>{{verse|۱۲|۱۰|color=black}} و قحطی در آن زمین شد و اَبْرام به مصر فرود آمد تا در آنجا بسر برد زیرا که قحط در زمین شدّت میکرد *
{{verse|۱۲|۱۱|color=black}} و واقع شد که چون نزدیک بورود مصر شد بزن خود سارای گفت اینک میدانم که تو زن نیکومنظر هستی *
{{verse|۱۲|۱۲|color=black}} همانا چون اهل مصر ترا بینند گویند این زوجهٔ اوست پس مرا بکُشند و ترا زنده نگاه دارند *
{{verse|۱۲|۱۳|color=black}} پس بگو که تو خواهر من هستی تا بخاطر تو برای من خیریّت شود و جانم بسبب تو زنده ماند *
{{verse|۱۲|۱۴|color=black}} و بمجرّد ورود اَبْرام بمصر اهل مصر آنزنرا دیدند که بسیار خوشمنظر است *
{{verse|۱۲|۱۵|color=black}} و امرای فرعون او را دیدند و او را در حضور فرعون ستودند پس ویرا بخانهٔ فرعون درآوردند *
{{verse|۱۲|۱۶|color=black}} و بخاطر وی با اَبْرام احسان نمود و او صاحب میشها و گاوان و حماران و غلامان و کنیزان و ماده الاغان و شتران شد *
{{verse|۱۲|۱۷|color=black}} و {{روخط|خداوند}} فرعون و اهل خانهٔ او را بسبب سارای زوجهٔ اَبْرام ببلایای سخت مبتلا ساخت *
{{verse|۱۲|۱۸|color=black}} و فرعون اَبْرام را خوانده گفت این چیست که بمن کردی چرا مرا خبر ندادی که او زوجهٔ تست *
{{verse|۱۲|۱۹|color=black}} چرا گفتی او خواهر منست که او را بزنی گرفتم و الآن اینک زوجهٔ تو او را برداشته روانه شو *
{{verse|۱۲|۲۰|color=black}} آنگاه فرعون در خصوص وی کسان خود را امر فرمود تا او را با زوجهاش و تمام مایملکش روانه نمودند *
{{وسط|{{روخط|باب ۱۳}}}}
{{verse|۱۳|۱|color=black}} و اَبْرام با زن خود و تمام اموال خویش و لوط از مصر بجنوب آمدند *
{{verse|۱۳|۲|color=black}} و اَبْرام از مواشی و نقره و طلا بسیار دولتمند بود *
{{verse|۱۳|۳|color=black}} پس از جنوب طیّ منازل کرده ببیتئیل آمد بدانجائیکه خیمهاش در ابتداء بود در میان بیتئیل و عای *
{{verse|۱۳|۴|color=black}} بمقام آن مذبحی که اوّل بنا نهاده بود، و در آنجا اَبْرام نام یَهُوَه را خواند *
{{verse|۱۳|۵|color=black}} و لوط را نیز که همراه ابرام بود گله و رمه و خیمهها بود *
{{verse|۱۳|۶|color=black}} و زمین گنجایش ایشانرا نداشت که در یکجا ساکن شوند زیرا که اندوختهای ایشان بسیار بود و نتوانستند در یکجا سکونت کنند *
{{verse|۱۳|۷|color=black}} و در میان شبانان مواشیٔ اَبرام و شبانان مواشیٔ لوط نزاع افتاد و در آن هنگام کنعانیان و [[w:فرزیها|فَرِزّیان]] ساکن زمین بودند *
{{verse|۱۳|۸|color=black}} پس اَبْرام به لوط گفت زنهار در میان من و تو و در میان شبانان من و شبانان تو نزاعی نباشد زیرا که ما برادریم *
{{verse|۱۳|۹|color=black}} مگر تمام زمین پیش روی تو نیست ملتمس اینکه از من جدا شوی اگر بجانب<noinclude></noinclude>
rbf80x97ix5dk5hsj6cy87l7cdzpmng
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۷۹
104
88270
288557
2026-06-21T15:25:47Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} در ایام اَخْشُورُش این امور واقع شد اینهمان اَخْشُورُش است که از هند تا حَبَش بر صد و بیست و هفت ولایت سلطنت میکرد * {{verse|۱|۲|color=black}} در آن ایام حینی که اَخْشُورُش پادشاه بر کرسی سلطنت خویش در دارالسّل...» ایجاد کرد
288557
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}}
{{فصل|۱}}
{{verse|۱|۱|color=black}} در ایام اَخْشُورُش این امور واقع شد اینهمان اَخْشُورُش است که از هند تا حَبَش بر صد و بیست و هفت ولایت سلطنت میکرد *
{{verse|۱|۲|color=black}} در آن ایام حینی که اَخْشُورُش پادشاه بر کرسی سلطنت خویش در دارالسّلطنه شُوشَن نشسته بود *
{{verse|۱|۳|color=black}} در سال سوّم از سلطنت خویش ضیافتی برای جمیع سروران و خادمان خود برپا نمود و حشمت فارس و مادی از اُمرا و سرورانِ ولایتها بحضور او بودند *
{{verse|۱|۴|color=black}} پس مدّت مدیدِ صد و هشتاد روز توانگری جلال سلطنت خویش و حشمت مجد عظمت خود را جلوه میداد *
{{verse|۱|۵|color=black}} پس بعد از انقضای آنروزها پادشاه برای همهٔ کسانی که دردارالسّلطنه شُوشَن از خرد و بزرگ یافت شدند ضیافت هفت روزه در عمارت باغ قصر پادشاه برپا نمود *
{{verse|۱|۶|color=black}} پردهها از کتان سفید و لاجورد با ریسمانهای سفید و ارغوان در حلقههای نقره بر ستونهای مَرمَرِ سفید آویخته و تختهای طلا و نقره بر سنگفرشی از سنگ سماق و مَرمَرِ سفید و دُرّ و مَرمَرِ سیاه بود *
{{verse|۱|۷|color=black}} و آشامیدن از ظرفهای طلا بود و ظرفها را اشکال مختلفه بود و شرابهای ملوکانه برحسب کرم پادشاه فراوان بود *
{{verse|۱|۸|color=black}} و آشامیدن برحسب قانون بود که کسی بر کسی تکلّف نمینمود زیرا پادشاه درباره همهٔ بزرگان خانهاش چنین امر فرموده بود که هر کسموافق میل خود رفتار نماید *
{{verse|۱|۹|color=black}} و وَشْتی مَلِکه نیز ضیافتی برای زنان خانه خسروی اَخْشُورُش پادشاه برپا نمود *
{{verse|۱|۱۰|color=black}} در روز هفتم چون دل پادشاه از شراب خوش شد هفت خواجهسرا یعنی مَهُومان و بِزْتا و حَرْبُونا و بِغْتا و اَبَغْتا و زاتَر و کَرْکَس را که در حضور اَخْشُورُش پادشاه خدمت میکردند امر فرمود *
{{verse|۱|۱۱|color=black}} که وَشْتی مَلِکه را با تاج ملوکانه بحضور پادشاه بیاورند تا زیبائی او را بخلایق و سروران نشان دهد زیرا که نیکو منظر بود *
{{verse|۱|۱۲|color=black}} امّا وَشْتی مَلِکه<noinclude></noinclude>
h3aqfbb3fd9f618j1lyjvmqthpcpk8s
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۸۰
104
88271
288559
2026-06-21T15:29:37Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «نخواست که برحسب فرمانی که پادشاه بدست خواجهسرایان فرستاده بود بیاید پس پادشاه بسیار خشمناک شده غضبش در دلش مشتعل گردید * {{verse|۱|۱۳|color=black}} آنگاه پادشاه بحکیمانی که از زمانها مخبر بودند تکلّم نموده زیرا که عادت پادشاه با همهٔ کسانی که بشریعت و ا...» ایجاد کرد
288559
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نخواست که برحسب فرمانی که پادشاه بدست خواجهسرایان فرستاده بود بیاید پس پادشاه بسیار خشمناک شده غضبش در دلش مشتعل گردید *
{{verse|۱|۱۳|color=black}} آنگاه پادشاه بحکیمانی که از زمانها مخبر بودند تکلّم نموده زیرا که عادت پادشاه با همهٔ کسانی که بشریعت و احکام عارف بودند چنین بود *
{{verse|۱|۱۴|color=black}} و مقرّبان او کَرْشَنا و شیتار و اَدْماتا و تَرْشیش و مَرَس و مَرْسَنا و مَمُوکان هفت رئیس فارس و مادی بودند که روی پادشاه را میدیدند و در مملکت بدرجه اوّل مینشستند *
{{verse|۱|۱۵|color=black}} گفت موافق شریعت بوَشْتی مَلِکه چه باید کرد چونکه بفرمانی که اَخْشُورُش پادشاه بدست خواجهسرایان فرستاده است عمل ننموده *
{{verse|۱|۱۶|color=black}} آنگاه مَموکان بحضور پادشاه و سرورانعرض کرد که وَشْتی مَلِکه نه تنها بپادشاه تقصیر نموده بلکه بهمهٔ رؤسا و جمیع طوایفی که در تمامی ولایتهای اَخْشُورُش پادشاه میباشند *
{{verse|۱|۱۷|color=black}} زیرا چون این عمل ملکه نزد تمامی زنان شایع شود آنگاه شوهرانشان در نظر ایشان خوار خواهند شد حینی که مخبر شوند که اَخْشُورُش پادشاه امر فرموده است که وَشْتی ملکه را بحضورش بیاورند و نیامده است *
{{verse|۱|۱۸|color=black}} و در آنوقت خانمهای فارس و مادی که این عمل ملکه را بشنوند بجمیع روسای پادشاه چنین خواهند گفت و این مورد بسیار احتقار و غضب خواهد شد *
{{verse|۱|۱۹|color=black}} پس اگر پادشاه این را مصلحت داند فرمان ملوکانهای از حضور وی صادر شود و در شرایع فارس و مادی ثبت گردد تا تبدیل نپذیرد که وَشْتی بحضور اَخْشُورُش پادشاه دیگر نیاید و پادشاه رتبه ملوکانه او را بدیگری که بهتر از او باشد بدهد *
{{verse|۱|۲۰|color=black}} و چون فرمانی که پادشاه صادر گرداند در تمامی مملکت عظیم او مسموع شود آنگاه همهٔ زنان شوهران خود را از بزرگ و کوچک احترام خواهند نمود *
{{verse|۱|۲۱|color=black}} و این سخن در نظر پادشاه و رؤسا پسند آمد و پادشاه موافق سخن مموکان عمل نمود *
{{verse|۱|۲۲|color=black}} و مکتوبات بهمهٔ ولایتهای پادشاه بهر ولایت موافق خطّ آن و بهر قوم موافق زبانش فرستاد تا هر مرد در خانه خود مسلّط شود و در زبان قوم خود آن را بخواند *
{{وسط|{{روخط|باب دوم}}}}
{{فصل|۲}}
{{verse|۲|۱|color=black}} بعد از این وقایع چون غضب اَخْشُورُش پادشاه فرو نشست وَشْتی و آنچه را که اوکرده بود و حکمی که درباره او صادر شده بود بیاد آورد *
{{verse|۲|۲|color=black}} و ملازمان پادشاه که او را<noinclude></noinclude>
rbrs02zturv3q98qugwa3bwpz819xrm
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۸۱
104
88272
288560
2026-06-21T15:30:09Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «خدمت میکردند گفتند که دختران باکره نیکو منظر برای پادشاه بطلبند * {{verse|۲|۳|color=black}} و پادشاه در همهٔ ولایتهای مملکت خود وکلا بگمارد که همهٔ دختران باکره نیکو منظر را بدارالسّلطنه شُوشَن در خانه زنان زیر دست هیجای که خواجهسرای پادشاه و مستحفظ زن...» ایجاد کرد
288560
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خدمت میکردند گفتند که دختران باکره نیکو منظر برای پادشاه بطلبند *
{{verse|۲|۳|color=black}} و پادشاه در همهٔ ولایتهای مملکت خود وکلا بگمارد که همهٔ دختران باکره نیکو منظر را بدارالسّلطنه شُوشَن در خانه زنان زیر دست هیجای که خواجهسرای پادشاه و مستحفظ زنان میباشد جمع کنند و بایشان اسباب طهارت داده شود *
{{verse|۲|۴|color=black}} و دختری که بنظر پادشاه پسند آید در جای وَشْتی ملکه بشود پس این سخن در نظر پادشاه پسند آمد و همچنین عمل نمود *
{{verse|۲|۵|color=black}} شخصی یهودی در دارالسّلطنه شُوشَن بود که بمُرْدِخای بن یائیر ابن شِمْعی ابن قَیس بنیامینی مسمّی بود *
{{verse|۲|۶|color=black}} و او از اورشلیم جلای وطن شده بود با اسیرانی که همراه یکُنیا پادشاه یهودا جلای وطن شده بودند که نَبُوکَدْنَصَّر پادشاه بابل ایشان را باسیری آورده بود *
{{verse|۲|۷|color=black}} و او هَدَسَّه یعنی اِسْتَر دختر عموی خود را تربیت مینمود چونکه وی را پدر و مادر نبود و آن دختر خوب صورت و نیکومنظر بود و بعد از وفات پدر و مادرش مُرْدِخای وی را بجای دختر خود گرفت *
{{verse|۲|۸|color=black}} پس چون امر و فرمان پادشاه شایع گردید و دختران بسیار در دارالسّلطنه شُوشَن زیر دست هیجای جمع شدند اِسْتَر را نیز بخانه پادشاه زیر دست هیجای که مستحفظ زنان بود آوردند *
{{verse|۲|۹|color=black}} و آن دختر بنظر او پسند آمده در حضورش التفات یافت پس بزودی اسباب طهارت و تحفههایش را بوی داد و نیز هفت کنیز را که ازخانه پادشاه برگزیده شده بودند که بوی داده شوند و او را با کنیزانش ببهترین خانه زنان نقل کرد *
{{verse|۲|۱۰|color=black}} و اِسْتَر قومی و خویشاوندی خود را فاش نکرد زیرا که مُرْدِخای او را امر فرموده بود که نکند *
{{verse|۲|۱۱|color=black}} و مُرْدِخای روز بروز پیش صحن خانه زنان گردش میکرد تا از احوال اِسْتَر و از آنچه بوی واقع شود اطّلاع یابد *
{{verse|۲|۱۲|color=black}} و چون نوبه هر دختر میرسید که نزد اَخْشُورُش پادشاه داخل شود یعنی بعد از آنکه آنچه را که برای زنان مرسوم بود که در مدّت دوازده ماه کرده شود چونکه ایام تطهیر ایشان بدین منوال تمام میشد یعنی شش ماه بروغن مرّ و شش ماه بعطریات و اسباب تطهیر زنان *
{{verse|۲|۱۳|color=black}} آنگاه آن دختر بدین طور نزد پادشاه داخل میشد که هر چه را میخواست بوی میدادند تا آن را از خانه زنان بخانه پادشاه با خود ببرد *
{{verse|۲|۱۴|color=black}} در وقت شام داخل میشد و صبحگاهان بخانه دوّم زنان زیر دست شَعَشْغاز که خواجهسرای پادشاه و مستحفظ مُتعهها بود برمیگشت و بار دیگر نزد پادشاه داخل نمیشد<noinclude></noinclude>
2auh2z82mebhbmufkridqe6ar5ky4ni
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۸۲
104
88273
288561
2026-06-21T15:30:24Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «مگر اینکه پادشاه در او رغبت کرده او را بنام بخواند * {{verse|۲|۱۵|color=black}} و چون نوبه اِسْتَر دختر ابیحایل عموی مُرْدِخای که او را بجای دختر خود گرفته بود رسید که نزد پادشاه داخل شود چیزی سوای آنچه هیجای خواجهسرای پادشاه و مستحفظ زنان گفته بود نخواس...» ایجاد کرد
288561
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>مگر اینکه پادشاه در او رغبت کرده او را بنام بخواند *
{{verse|۲|۱۵|color=black}} و چون نوبه اِسْتَر دختر ابیحایل عموی مُرْدِخای که او را بجای دختر خود گرفته بود رسید که نزد پادشاه داخل شود چیزی سوای آنچه هیجای خواجهسرای پادشاه و مستحفظ زنان گفته بود نخواست و اِسْتَر در نظر هر که او را میدید التفات مییافت *
{{verse|۲|۱۶|color=black}} پس اِسْتَر را نزد اَخْشُورُش پادشاه بقصر ملوکانهاش در ماه دهم که ماه طیبیت باشد در سال هفتم سلطنت او آوردند *
{{verse|۲|۱۷|color=black}} و پادشاه اِسْتَر را از همهٔ زنان زیاده دوست داشت و از همهٔ دوشیزگان در حضوروی نعمت و التفات زیاده یافت لهذا تاج ملوکانه را بر سرش گذاشت و او را در جای وَشْتی ملکه ساخت *
{{verse|۲|۱۸|color=black}} و پادشاه ضیافت عظیمی یعنی ضیافت اِسْتَر را برای همهٔ رؤسا و خادمان خود برپا نمود و بولایتها راحت بخشیده برحسب کرم ملوکانه خود عطایا ارزانی داشت *
{{verse|۲|۱۹|color=black}} و چون دوشیزگان بار دیگر جمع شدند مُرْدِخای بر دروازه پادشاه نشسته بود *
{{verse|۲|۲۰|color=black}} و اِسْتَر هنوز خویشاوندی و قومی خود را بر وفق آنچه مُردخای بوی امر فرموده بود فاش نکرده بود زیرا که اِسْتَر حکم مُرْدِخای را مثل زمانی که نزد وی تربیت مییافت بجا میآورد *
{{verse|۲|۲۱|color=black}} در آن ایام حینی که مُردخای در دروازه پادشاه نشسته بود دونفر از خواجهسرایان پادشاه و حافظان آستانه یعنی بِغْتان و تارَش غضبناک شده خواستند که بر اَخْشُورُش پادشاه دست بیندازند *
{{verse|۲|۲۲|color=black}} و چون مُرْدِخای از این امر اطّلاع یافت اِسْتَر ملکه را خبر داد و اِسْتَر پادشاه را از زبان مُرْدِخای مخبر ساخت *
{{verse|۲|۲۳|color=black}} پس این امر را تفحّص نموده صحیح یافتند و هر دو ایشان را بر دار کشیدند و این قصّه در حضور پادشاه در کتاب تواریخ ایام مرقوم شد *
{{وسط|{{روخط|باب سوم}}}}
{{فصل|۳}}
{{verse|۳|۱|color=black}} بعد از این وقایع اَخْشُورُش پادشاه هامانبن هَمَداتای اَجاجی را عظمت داده بدرجه بلند رسانید و کرسی او را از تمامی رؤسائی که با او بودند بالاتر گذاشت *
{{verse|۳|۲|color=black}} و جمیع خادمان پادشاه که در دروازه پادشاه میبودند بهامان سر فرود آورده وی را سجده میکردندزیرا که پادشاه دربارهاش چنین امر فرموده بود لکن مُرْدِخای سر فرود نمیآورد و او را سجده نمیکرد *
{{verse|۳|۳|color=black}} و خادمان پادشاه که در دروازه پادشاه بودند از مُردخای پرسیدند که تو چرا از امر پادشاه تجاوز مینمائی *
{{verse|۳|۴|color=black}} امّا هر چند روز بروز<noinclude></noinclude>
exqqn62mk15z2r7yjf2jy38pocgeej2
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۸۳
104
88274
288562
2026-06-21T15:30:51Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «این سخن را بوی میگفتند بایشان گوش نمیداد پس هامان را خبر دادند تا ببینند که آیا کلام مُرْدِخای ثابت میشود یا نه زیرا که ایشان را خبر داده بود که من یهودی هستم * {{verse|۳|۵|color=black}} و چون هامان دید که مُرْدِخای سر فرود نمیآورد و او را سجده نمینماید ها...» ایجاد کرد
288562
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>این سخن را بوی میگفتند بایشان گوش نمیداد پس هامان را خبر دادند تا ببینند که آیا کلام مُرْدِخای ثابت میشود یا نه زیرا که ایشان را خبر داده بود که من یهودی هستم *
{{verse|۳|۵|color=black}} و چون هامان دید که مُرْدِخای سر فرود نمیآورد و او را سجده نمینماید هامان از غضب مملّو گردید *
{{verse|۳|۶|color=black}} و چونکه دست انداختن بر مُردخای تنها بنظر وی سهل آمد و او را از قوم مُردخای اطلاّع داده بودند پس هامان قصد هلاک نمودن جمیع یهودیانی که در تمامی مملکت اَخْشُورُش بودند کرد زانرو که قوم مردخای بودند *
{{verse|۳|۷|color=black}} در ماه اوّل از سال دوازدهم سلطنت اَخْشُورُش که ماه نیسان باشد هر روز در حضور هامان و هر ماه تا ماه دوازدهم که ماه اذار باشد فُور یعنی قرعه میانداختند *
{{verse|۳|۸|color=black}} پس هامان باَخْشُورُش پادشاه گفت قومی هستند که در میان قومها در جمیع ولایتهای مملکت تو پراکنده و متفرّق میباشند و شرایع ایشان مخالف همهٔ قومها است و شرایع پادشاه را بجا نمیآورند لهذا ایشان را چنین واگذاشتن برای پادشاه مفید نیست *
{{verse|۳|۹|color=black}} اگر پادشاه را پسند آید حکمی نوشته شود که ایشان را هلاک سازند و من ده هزار وزنه نقره بدست عاملان خواهم داد تا آن را بخزانهپادشاه بیاورند *
{{verse|۳|۱۰|color=black}} آنگاه پادشاه انگشتر خود را از دستش بیرون کرده آن را بهامان بن هَمَداتای اجاجی که دشمن یهود بود داد *
{{verse|۳|۱۱|color=black}} وپادشاه بهامان گفت هم نقره و هم قوم را بتو دادم تا هرچه در نظرت پسند آید بایشان بکنی *
{{verse|۳|۱۲|color=black}} پس کاتبانِ پادشاه را در روز سیزدهم ماه اوّل احضار نمودند و بر وفق آنچه هامان امر فرمود بامیران پادشاه و بوالیانی که بر هر ولایت بودند و بر سروران هر قوم مرقوم شد بهر ولایت موافق خطّ آن و بهر قوم موافق زبانش باسم اَخْشُورُش پادشاه مکتوب گردید و بمُهر پادشاه مختوم شد *
{{verse|۳|۱۳|color=black}} و مکتوبات بدست چاپاران بهمهٔ ولایتهای پادشاه فرستاده شد تا همهٔ یهودیان را از جوان و پیر و طفل و زن در یک روز یعنی سیزدهم ماه دوازدهم که ماه آذار باشد هلاک کنند و بکُشند و تلف سازند و اموال ایشان را غارت کنند *
{{verse|۳|۱۴|color=black}} و تا این حکم در همهٔ ولایتها رسانیده شود سوادهای مکتوب بهمهٔ قومها اعلان شد که در همان روز مستعّد باشند *
{{verse|۳|۱۵|color=black}} پس چاپاران بیرون رفتند و ایشان را برحسب فرمان پادشاه شتابانیدند و این حکم دردارالسّلطنه شُوشَن نافذ شد و پادشاه و هامان بنوشیدن نشستند امّا شهر شُوشَن مشوّش بود *<noinclude></noinclude>
rot268qyezq3iq5da5rfqp9odhzbmwn
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۸۴
104
88275
288563
2026-06-21T15:40:30Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}} {{فصل|۴}} {{verse|۴|۱|color=black}} و چون مُرْدِخای از هرآنچه شده بود اطّلاعیافت مُرْدِخای جامه خود را دریده پلاس با خاکستر در بر کرد و بمیان شهر بیرون رفته بآواز بلند فریاد تلخ برآورد * {{verse|۴|۲|color=black}} و تا روبروی دروازه پادشاه آمد ز...» ایجاد کرد
288563
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}}
{{فصل|۴}}
{{verse|۴|۱|color=black}} و چون مُرْدِخای از هرآنچه شده بود اطّلاعیافت مُرْدِخای جامه خود را دریده پلاس با خاکستر در بر کرد و بمیان شهر بیرون رفته بآواز بلند فریاد تلخ برآورد *
{{verse|۴|۲|color=black}} و تا روبروی دروازه پادشاه آمد زیرا که جایز نبود که کسی با لباس پلاس داخل دروازه پادشاه بشود *
{{verse|۴|۳|color=black}} و در هر ولایتی که امر و فرمان پادشاه بآن رسید یهودیان را ماتم عظیمی و روزه و گریه و نوحهگری بود و بسیاری در پلاس و خاکستر خوابیدند *
{{verse|۴|۴|color=black}} پس کنیزان و خواجه سرایان اِسْتَر آمده او را خبر دادند و ملکه بسیار محزون شد و لباس فرستاد تا مُرْدِخای را بپوشانند و پلاس او را از وی بگیرند امّا او قبول نکرد *
{{verse|۴|۵|color=black}} آنگاه اِسْتَر هَتاک را که یکی از خواجه سرایان پادشاه بود و او را بجهت خدمت وی تعیین نموده بود خواند و او را امر فرمود که از مُرْدِخای بپرسد که این چه امر است و سببش چیست *
{{verse|۴|۶|color=black}} پس هَتاک بسِعَه شهر که پیش دروازه پادشاه بود نزد مُرْدِخای بیرون رفت *
{{verse|۴|۷|color=black}} و مُردخای او را از هرچه باو واقع شده و از مبلغ نقرهای که هامان بجهت هلاک ساختن یهودیان وعده داده بود که آن را بخزانه پادشاه بدهد خبر داد *
{{verse|۴|۸|color=black}} و سواد نوشته فرمان را که در شُوشَن بجهت هلاکت ایشان صادر شده بود باو داد تا آن را باِسْتَر نشان دهد و وی را مخبر سازد و وصیت نماید که نزد پادشاه داخل شده از او التماس نماید و بجهت قوم خویش از وی درخواست کند *
{{verse|۴|۹|color=black}} پس هتاک داخل شده سخنان مُرْدِخای را باِسْتَر بازگفت *
{{verse|۴|۱۰|color=black}} و اِسْتَر هتاک را جواب داده او را امر فرمود که بمُردخای بگوید *
{{verse|۴|۱۱|color=black}} که جمیع خادمان پادشاه و ساکنان ولایتهای پادشاه میدانند که بجهت هرکس خواه مرد و خواه زن که نزد پادشاه بصحن اندرونی بیاذن داخل شود فقط یک حکم است که کشته شود مگر آنکه پادشاه چوگان زرّین را بسوی او دراز کند تا زنده بماند و سی روز است که من خوانده نشدهام که بحضور پادشاه داخل شوم *
{{verse|۴|۱۲|color=black}} پس سخنان اِسْتَر را بمُرْدِخای باز گفتند *
{{verse|۴|۱۳|color=black}} و مردخای گفت باِسْتَر جواب دهید در دل خود فکر مکن که تو در خانه پادشاه بخلاف سایر یهود رهائی خواهی یافت *
{{verse|۴|۱۴|color=black}} بلکه اگر دراین وقت تو ساکت بمانی راحت و نجات برای یهود از جای دیگر پدید خواهد شد امّا تو و خاندان پدرت هلاک خواهید<noinclude></noinclude>
9m83rusg2w9syid9xnr39ipoivg9m5c
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۸۵
104
88276
288564
2026-06-21T15:41:08Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «گشت و کیست بداند که بجهت چنین وقت بسلطنت نرسیدهای * {{verse|۴|۱۵|color=black}} پس اِسْتَر فرمود بمُرْدِخای جواب دهید * {{verse|۴|۱۶|color=black}} که برو و تمامی یهود را که در شُوشَن یافت میشوند جمع کن و برای من روزه گرفته سه شبانه روز چیزی مخورید و میاشامید و من نیز...» ایجاد کرد
288564
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>گشت و کیست بداند که بجهت چنین وقت بسلطنت نرسیدهای *
{{verse|۴|۱۵|color=black}} پس اِسْتَر فرمود بمُرْدِخای جواب دهید *
{{verse|۴|۱۶|color=black}} که برو و تمامی یهود را که در شُوشَن یافت میشوند جمع کن و برای من روزه گرفته سه شبانه روز چیزی مخورید و میاشامید و من نیز با کنیزانم همچنین روزه خواهیم داشت و بهمین طور نزد پادشاه داخل خواهم شد اگر چه خلاف حکم است و اگر هلاک شدم هلاک شدم *
{{verse|۴|۱۷|color=black}} پس مُرْدِخای رفته موافق هرچه اِسْتَر وی را وصیت کرده بود عمل نمود *
{{وسط|{{روخط|باب پنجم}}}}
{{فصل|۵}}
{{verse|۵|۱|color=black}} و در روز سوّم اِسْتَر لباس ملوکانه پوشیدهبه صحن دروازه اندرونی پادشاه در مقابل خانه پادشاه بایستاد و پادشاه بر کرسی خسروی خود در قصر سلطنت روبروی دروازه خانه نشسته بود *
{{verse|۵|۲|color=black}} و چون پادشاه اِسْتَر ملکه را دید که در صحن ایستاده است او در نظر وی التفات یافت و پادشاه چوگان طلا را که در دست داشت بسوی اِسْتَر دراز کرد و اِسْتَر نزدیک آمده نوک عصا را لمس کرد *
{{verse|۵|۳|color=black}} و پادشاه او را گفت ای اِسْتَر ملکه تو را چه شده است و درخواست تو چیست اگر چه نصف مملکت باشد بتو داده خواهد شد *
{{verse|۵|۴|color=black}} اِسْتَر جواب داد که اگر بنظر پادشاه پسند آید پادشاه با هامان امروز بضیافتی که برای او مهیا کردهام بیاید *
{{verse|۵|۵|color=black}} آنگاه پادشاه فرمود که هامان را بشتابانید تا برحسب کلام اِسْتَر کرده شود پس پادشاه و هامان بضیافتی که اِسْتَر برپا نموده بود آمدند *
{{verse|۵|۶|color=black}} و پادشاه در مجلس شراب باِسْتَر گفت مسؤول تو چیست که بتو داده خواهد شد و درخواست تو کدام اگرچه نصف مملکت باشد برآورده خواهد شد *
{{verse|۵|۷|color=black}} اِسْتَر در جواب گفت مسؤول و درخواست من این است *
{{verse|۵|۸|color=black}} که اگر در نظر پادشاه التفات یافتم و اگر پادشاه مصلحت داند که مسؤول مرا عطا فرماید و درخواست مرا بجا آورد پادشاه و هامان بضیافتی که بجهت ایشان مهیا میکنم بیایند و فردا امر پادشاه را بجا خواهم آورد *
{{verse|۵|۹|color=black}} پس در آن روز هامان شادمان و مسرور شده بیرون رفت لیکن چون هامان مردخای را نزد دروازه پادشاه دید که بحضور او برنمیخیزد و حرکت نمیکند آنگاه هامان بر مردخای بشدّت غضبناک شد *
{{verse|۵|۱۰|color=black}} امّا هامان خودداری نموده بخانه خود رفت و فرستاده دوستان خویش<noinclude></noinclude>
9k6jl8cqt9ttar5e6f2i5ovuyowrj48
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۸۶
104
88277
288565
2026-06-21T15:41:47Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «و زن خود زَرَش را خواند * {{verse|۵|۱۱|color=black}} و هامان برای ایشان فراوانی توانگری خود و کثرت پسران خویش را و تمامی عظمتی را که پادشاه باو داده و او را بر سایر رؤسا و خدّام پادشاه برتری داده بود بیان کرد * {{verse|۵|۱۲|color=black}} و هامان گفت اِسْتَر ملکه نیز ک...» ایجاد کرد
288565
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و زن خود زَرَش را خواند *
{{verse|۵|۱۱|color=black}} و هامان برای ایشان فراوانی توانگری خود و کثرت پسران خویش را و تمامی عظمتی را که پادشاه باو داده و او را بر سایر رؤسا و خدّام پادشاه برتری داده بود بیان کرد *
{{verse|۵|۱۲|color=black}} و هامان گفت اِسْتَر ملکه نیز کسی را سوای من بضیافتی که برپا کرده بود همراه پادشاه دعوت نفرمود و فردا نیز او مرا همراه پادشاه دعوت کرده است *
{{verse|۵|۱۳|color=black}} لیکن همهٔ این چیزها نزد من هیچ است مادامی که مُرْدِخای یهود را میبینم که در دروازه پادشاه نشسته است *
{{verse|۵|۱۴|color=black}} آنگاه زوجهاش زرش و همهٔ دوستانش او را گفتند داری ببلندی پنجاه ذراع بسازند و بامدادان بپادشاه عرض کن که مُردخای را بر آن مصلوب سازند پس با پادشاه با شادمانی بضیافت برو و این سخن بنظر هامان پسند آمده امر کرد تا دار را حاضر کردند *
{{وسط|{{روخط|باب ششم}}}}
{{فصل|۶}}
{{verse|۶|۱|color=black}} در آن شب خواب از پادشاه برفت و امر فرمود که کتاب تذکره تواریخ ایام را بیاورند تا آن را در حضور پادشاه بخوانند *
{{verse|۶|۲|color=black}} و در آن نوشتهای یافتند که مُرْدِخای درباره بِغْتان وتَرَش خواجهسرایان پادشاه و حافظان آستانه وی که قصد دست درازی بر اَخْشُورُش پادشاه کرده بودند خبر داده بود *
{{verse|۶|۳|color=black}} و پادشاه پرسید که چه حرمت و عزّت بعوض این خدمت بمُرْدِخای عطا شدبندگان پادشاه که او را خدمت میکردند جواب دادند که برای او چیزی نشد *
{{verse|۶|۴|color=black}} پادشاه گفت کیست در حیاط و هامان بحیاط بیرونی خانه پادشاه آمده بود تا بپادشاه عرض کند که مُردخای را برداری که برایش حاضر ساخته بود مصلوب کنند *
{{verse|۶|۵|color=black}} و خادمان پادشاه وی را گفتند اینک هامان در حیاط ایستاده است پادشاه فرمود تا داخل شود *
{{verse|۶|۶|color=black}} و چون هامان داخل شد پادشاه وی را گفت با کسی که پادشاه رغبت دارد که او را تکریم نماید چه باید کرد و هامان در دل خود فکر کرد کیست غیر از من که پادشاه بتکریم نمودناو رغبت داشته باشد *
{{verse|۶|۷|color=black}} پس هامان بپادشاه گفت برای شخصی که پادشاه بتکریم نمودن او رغبت دارد *
{{verse|۶|۸|color=black}} لباس ملوکانه را که پادشاه میپوشد و اسبی را که پادشاه بر آن سوار میشود و تاج ملوکانهای را که بر سر او نهاده میشود بیاورند *
{{verse|۶|۹|color=black}} و لباس و اسب را بدست یکی از امرای مقرّبترین پادشاه بدهند و آن را بشخصی که پادشاه بتکریم<noinclude></noinclude>
3nbsq6e1canuwuiacv56ehtdof4c3dr
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۸۷
104
88278
288566
2026-06-21T15:42:10Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «نمودن او رغبت دارد بپوشانند و بر اسب سوار کرده و در کوچههای شهر بگردانند و پیش روی او ندا کنند که با کسی که پادشاه بتکریم نمودن او رغبت دارد چنین کرده خواهد شد * {{verse|۶|۱۰|color=black}} آنگاه پادشاه بهامان فرمود آن لباس و اسب را چنانکه گفتی بتعجیل بگیر...» ایجاد کرد
288566
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نمودن او رغبت دارد بپوشانند و بر اسب سوار کرده و در کوچههای شهر بگردانند و پیش روی او ندا کنند که با کسی که پادشاه بتکریم نمودن او رغبت دارد چنین کرده خواهد شد *
{{verse|۶|۱۰|color=black}} آنگاه پادشاه بهامان فرمود آن لباس و اسب را چنانکه گفتی بتعجیل بگیر و با مُرْدِخای یهود که در دروازه پادشاه نشسته است چنین معمول دار و از هرچه گفتی چیزی کم نشود *
{{verse|۶|۱۱|color=black}} پس هامان آن لباس و اسب را گرفت و مُرْدِخای را پوشانیده و او را سوار کرده در کوچههای شهر گردانید و پیش روی او ندا میکرد که با کسی که پادشاه بتکریم نمودن او رغبت دارد چنین کرده خواهد شد *
{{verse|۶|۱۲|color=black}} و مردخای بدروازه پادشاه مراجعت کرد اما هامان ماتمکنان و سرپوشیده بخانه خود بشتافت *
{{verse|۶|۱۳|color=black}} و هامان بزوجه خود زَرَش و همهٔ دوستان خویش ماجرای خود را حکایت نمود و حکیمانش و زنش زَرَش او را گفتند اگر این مردخای که پیش وی آغاز افتادن نمودی از نسل یهود باشد بر او غالب نخواهی آمد بلکه البتّه پیش او خواهی افتاد *
{{verse|۶|۱۴|color=black}} و ایشان هنوز با او گفتگو میکردند که خواجهسرایان پادشاه رسیدند تا هامان را بضیافتی که اِسْتَر مهیا ساخته بود بتعجیل ببرند *
{{وسط|{{روخط|باب هفتم}}}}
{{فصل|۷}}
{{verse|۷|۱|color=black}} پس پادشاه و هامان نزد اِسْتَر ملکه بهضیافت حاضر شدند *
{{verse|۷|۲|color=black}} و پادشاه در روز دوّم نیز در مجلس شراب باِسْتَر گفت ای استر ملکه مسؤول تو چیست که بتو داده خواهد شد و درخواست تو کدام اگر چه نصف مملکت باشد بجا آورده خواهد شد *
{{verse|۷|۳|color=black}} اِسْتَر ملکه جواب داد و گفت ای پادشاه اگر در نظر تو التفات یافته باشم و اگر پادشاه را پسند آید جان من بمسؤول من و قوم من بدرخواست من بمن بخشیده شود *
{{verse|۷|۴|color=black}} زیرا که من و قومم فروخته شدهایم که هلاک و نابود و تلف شویم و اگر بغلامی و کنیزی فروخته میشدیم سکوت مینمودم با آنکه مصیبت ما نسبت بضرر پادشاه هیچ است *
{{verse|۷|۵|color=black}} آنگاه اَخْشُورُش پادشاه اِسْتَر ملکه را خطاب کرده گفت آن کیست و کجا است که جسارت نموده است تا چنین عمل نماید *
{{verse|۷|۶|color=black}} اِسْتَر گفت عدو و دشمن همین هامان شریر است آنگاه هامان در حضور پادشاه و ملکه بلرزه درآمد *
{{verse|۷|۷|color=black}} و پادشاه غضبناک شده از مجلس شراب برخاسته بباغ قصر رفت و چون هامان دید<noinclude></noinclude>
j23o5vi9he98zqmcoednyuwabkyd264
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۸۸
104
88279
288567
2026-06-21T15:46:08Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «که بلا از جانب پادشاه برایش مهیا است برپا شد تا نزد اِسْتَر ملکه برای جان خود تضرّع نماید * {{verse|۷|۸|color=black}} و چون پادشاه از باغ قصر بجای مجلس شراب برگشت هامان بر بستری که اِسْتَر بر آن میبود افتاده بود پس پادشاه گفت آیا ملکه را نیز بحضور من در خان...» ایجاد کرد
288567
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>که بلا از جانب پادشاه برایش مهیا است برپا شد تا نزد اِسْتَر ملکه برای جان خود تضرّع نماید *
{{verse|۷|۸|color=black}} و چون پادشاه از باغ قصر بجای مجلس شراب برگشت هامان بر بستری که اِسْتَر بر آن میبود افتاده بود پس پادشاه گفت آیا ملکه را نیز بحضور من در خانه بیعصمت میکند سخن هنوز بر زبان پادشاه میبود که روی هامان را پوشانیدند *
{{verse|۷|۹|color=black}} آنگاه حَرْبُونا یکی از خواجهسرایانی که در حضور پادشاه میبودندگفت اینک دار پنجاه ذراعی نیز که هامان آن را بجهت مُرْدِخای که آن سخن نیکو را برای پادشاه گفته است مهیا نموده در خانه هامان حاضر است پادشاه فرمود که او را بر آن مصلوب سازید *
{{verse|۷|۱۰|color=black}} پس هامان را بر داری که برای مردخای مهیا کرده بود مصلوب ساختند و غضب پادشاه فرو نشست *
{{وسط|{{روخط|باب هشتم}}}}
{{فصل|۸}}
{{verse|۸|۱|color=black}} در آنروز اَخْشُورُش پادشاه خانه هاماندشمن یهود را باِسْتَر ملکه ارزانی داشت و مُرْدِخای در حضور پادشاه داخل شد زیرا که استر او را از نسبتی که با وی داشت خبر داده بود *
{{verse|۸|۲|color=black}} و پادشاه انگشتر خود را که از هامان گرفته بود بیرون کرده بمُرْدِخای داد و اِسْتَر مُردخای را بر خانه هامان گماشت *
{{verse|۸|۳|color=black}} و استر بار دیگر بپادشاه عرض کرد و نزد پایهای او افتاده بگریست و از او التماس نمود که شرّ هامان اجاجی و تدبیری را که برای یهودیان کرده بود باطل سازد *
{{verse|۸|۴|color=black}} پس پادشاه چوگان طلا را بسوی اِسْتَر دراز کرد و استر برخاسته بحضور پادشاه ایستاد *
{{verse|۸|۵|color=black}} و گفت اگر پادشاه را پسند آید و من در حضور او التفات یافته باشم و پادشاه این امر را صواب بیند و اگر من منظور نظر او باشم مکتوبی نوشته شود که آن مراسله را که هامان بن همداتای اجاجی تدبیر کرده و آنها را برای هلاکت یهودیانی که در همهٔ ولایتهای پادشاه میباشند نوشته است باطل سازد *
{{verse|۸|۶|color=black}} زیرا که من بلائی را که بر قومم واقع میشود چگونه توانم دید و هلاکت خویشان خود را چگونه توانم نگریست *
{{verse|۸|۷|color=black}} آنگاه اَخْشُورُش پادشاه باِسْتَر ملکه ومُرْدِخای یهودی فرمود اینک خانه هامان را باِسْتَر بخشیدم و او را بسبب دست درازی بیهودیان بدار کشیدهاند *
{{verse|۸|۸|color=black}} و شما آنچه را که در نظرتان پسند آید باسم پادشاه بیهودیان بنویسید و آن را بمهر پادشاه مختوم سازید<noinclude></noinclude>
j20oic7dd49sehwmecz12pqe2ajsy0e
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۸۹
104
88280
288568
2026-06-21T15:46:33Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «زیرا هرچه باسم پادشاه نوشته شود و بمهر پادشاه مختوم گردد کسی نمیتواند آن را تبدیل نماید * {{verse|۸|۹|color=black}} پس در آن ساعت در روز بیست و سوّم ماه سوّم که ماه سیوان باشد کاتبان پادشاه را احضار کردند و موافق هر آنچه مُرْدِخای امر فرمود بیهودیان و امی...» ایجاد کرد
288568
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>زیرا هرچه باسم پادشاه نوشته شود و بمهر پادشاه مختوم گردد کسی نمیتواند آن را تبدیل نماید *
{{verse|۸|۹|color=black}} پس در آن ساعت در روز بیست و سوّم ماه سوّم که ماه سیوان باشد کاتبان پادشاه را احضار کردند و موافق هر آنچه مُرْدِخای امر فرمود بیهودیان و امیران و والیان و رؤسای ولایتها یعنی صد و بیست و هفت ولایت که از هند تا حبش بود نوشتند بهر ولایت موافق خطّ آن و بهر قوم موافق زبان آن و بیهودیان موافق خطّ و زبان ایشان *
{{verse|۸|۱۰|color=black}} و مکتوبات را باسم اَخْشُورُش پادشاه نوشت و بمهر پادشاه مختوم ساخته آنها را بدست چاپاران اسب سوار فرستاد و ایشان بر اسبان تازی که مختصّ خدمت پادشاه و کرهّهای مادیانهای او بودند سوار شدند *
{{verse|۸|۱۱|color=black}} و در آنها پادشاه بیهودیانی که در همهٔ شهرها بودند اجازت داد که جمع شده بجهت جانهای خود مقاومت نمایند و تمامی قوّت قومها و ولایتها را که قصد اذیت ایشان میداشتند با اطفال و زنان ایشان هلاک سازند و بکشند و تلف نمایند و اموال ایشان را تاراج کنند *
{{verse|۸|۱۲|color=black}} در یک روز یعنی در سیزدهم ماه دوازدهم که ماه آذار باشد در همهٔ ولایتهای اَخْشُورُش پادشاه *
{{verse|۸|۱۳|color=black}} و تا این حکم در همهٔ ولایتها رسانیده شود سوادهای مکتوب بهمهٔ قومها اعلان شد که در همان روز یهودیان مستعّد باشند تا از دشمنان خود انتقام بگیرند *
{{verse|۸|۱۴|color=black}} پس چاپاران بر اسبان تازی که مختصّ خدمت پادشاه بود روانه شدند و ایشان را برحسب حکم پادشاه شتابانیده بتعجیل روانه ساختند و حکم در دارالسّلطنه شُوشَن نافذ شد *
{{verse|۸|۱۵|color=black}} و مُرْدِخای از حضور پادشاه با لباس ملوکانه لاجوردی و سفید و تاج بزرگ زرّین و ردای کتان نازک ارغوانی بیرون رفت و شهر شُوشَن شادی و وجد نمودند *
{{verse|۸|۱۶|color=black}} و برای یهودیان روشنی و شادی و سرور و حرمت پدید آمد *
{{verse|۸|۱۷|color=black}} و در همهٔ ولایتها و جمیع شهرها در هر جائی که حکم و فرمان پادشاه رسید برای یهودیان شادمانی و سرور و بزم و روز خوش بود و بسیاری از قومهای زمین بدین یهود گرویدند زیرا که ترس یهودیان بر ایشان مستولی گردیده بود *
{{وسط|{{روخط|باب نهم}}}}
{{فصل|۹}}
{{verse|۹|۱|color=black}} و در روز سیزدهم ماه دوازدهم که ماه آذارباشد هنگامی که نزدیک شد که حکم و فرمان پادشاه را جاری سازند و دشمنان یهود منتظر میبودند که بر ایشان استیلا<noinclude></noinclude>
39jftce9ua06fz0vgncaksvwi2scqm7
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۹۰
104
88281
288569
2026-06-21T15:47:08Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «یابند این همهٔ برعکس شد که یهودیان بر دشمنان خویش استیلا یافتند * {{verse|۹|۲|color=black}} و یهودیان در شهرهای خود در همهٔ ولایتهای اَخْشُورُش پادشاه جمع شدند تا بر آنانی که قصد اذیت ایشان داشتند دست بیندازند و کسی با ایشان مقاومت ننمود زیرا که ترس ایشا...» ایجاد کرد
288569
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>یابند این همهٔ برعکس شد که یهودیان بر دشمنان خویش استیلا یافتند *
{{verse|۹|۲|color=black}} و یهودیان در شهرهای خود در همهٔ ولایتهای اَخْشُورُش پادشاه جمع شدند تا بر آنانی که قصد اذیت ایشان داشتند دست بیندازند و کسی با ایشان مقاومت ننمود زیرا که ترس ایشان بر همهٔ قومها مستولی شده بود *
{{verse|۹|۳|color=black}} و جمیع رؤسای ولایتها و امیران و والیان و عاملان پادشاه یهودیان را اعانت کردند زیرا که ترس مُرْدِخای بر ایشان مستولی شده بود *
{{verse|۹|۴|color=black}} چونکه مُرْدِخای در خانه پادشاه معظّم شده بود و آوازه او در جمیع ولایتها شایع گردیده و این مردخای آناً فآناً بزرگتر میشد *
{{verse|۹|۵|color=black}} پس یهودیان جمیع دشمنان خود را بدم شمشیر زده کشتند و هلاک کردند و با ایشانهرچه خواستند بعمل آوردند *
{{verse|۹|۶|color=black}} و یهودیان در دارالسّلطنه شُوشَن پانصد نفر را بقتل رسانیده هلاک کردند *
{{verse|۹|۷|color=black}} و فَرْشَنْداطا و دَلْفُون و اَسْفاتا *
{{verse|۹|۸|color=black}} و فُوراتا و اَدَلْیا و اَریداتا *
{{verse|۹|۹|color=black}} و فَرْمَشْتا و اَریسای و اَرِیدای و یزاتا *
{{verse|۹|۱۰|color=black}} یعنی ده پسر هامان بن همداتای دشمن یهود را کشتند لیکن دست خود را بتاراج نگشادند *
{{verse|۹|۱۱|color=black}} در آن روز عدد آنانی را که در دارالسّلطنه شُوشَن کشته شدند بحضور پادشاه عرضه داشتند *
{{verse|۹|۱۲|color=black}} و پادشاه باِسْتَر ملکه گفت که یهودیان در دارالسّلطنه شُوشَن پانصد نفر و ده پسر هامان را کشته و هلاک کردهاند پس در سایر ولایتهای پادشاه چه کردهاند حال مسؤول تو چیست که بتو داده خواهد شد و دیگر چه درخواست داری که برآورده خواهد گردید *
{{verse|۹|۱۳|color=black}} اِسْتَر گفت اگر پادشاه را پسند آید بیهودیانی که در شُوشَن میباشند اجازت داده شود که فردا نیز مثل فرمان امروز عمل نمایند و ده پسر هامان را بردار بیاویزند *
{{verse|۹|۱۴|color=black}} و پادشاه فرمود که چنین بشود و حکم در شُوشَن نافذ گردید و ده پسر هامان را بدار آویختند *
{{verse|۹|۱۵|color=black}} و یهودیانی که در شُوشَن بودند در روز چهاردهم ماه آذار نیز جمع شده سیصد نفر را در شُوشَن کشتند لیکن دست خود را بتاراج نگشادند *
{{verse|۹|۱۶|color=black}} و سایر یهودیانی که در ولایتهای پادشاه بودند جمع شده برای جانهای خود مقاومت نمودند و چون هفتاد و هفت هزار نفر از مُبْغِضان خویش را کشته بودند از دشمنان خود آرامی یافتند امّا دست خود را بتاراج نگشادند *
{{verse|۹|۱۷|color=black}} این در روز سیزدهم ماه آذار واقع شد و در روز چهاردهم ماه آرامی یافتند و آن را روز بزم و شادمانی نگاه داشتند *
{{verse|۹|۱۸|color=black}} و یهودیانی که درشُوشَن بودند در سیزدهم و چهاردهم آن ماه جمع شدند و در روز پانزدهم ماه آرامی<noinclude></noinclude>
f30nmsrmaqbbuubup34u2fgxrcpnwuf
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۹۱
104
88282
288570
2026-06-21T15:48:21Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «یافتند و آن را روز بزم و شادمانی نگاه داشتند * {{verse|۹|۱۹|color=black}} بنابراین یهودیانِ دهاتی که در دهات بیحصار ساکنند روز چهاردهم ماه آذار را روز شادمانی و بزم و روز خوش نگاه میدارند و هدایا برای یکدیگر میفرستند * {{verse|۹|۲۰|color=black}} و مردخای این مطالب ر...» ایجاد کرد
288570
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>یافتند و آن را روز بزم و شادمانی نگاه داشتند *
{{verse|۹|۱۹|color=black}} بنابراین یهودیانِ دهاتی که در دهات بیحصار ساکنند روز چهاردهم ماه آذار را روز شادمانی و بزم و روز خوش نگاه میدارند و هدایا برای یکدیگر میفرستند *
{{verse|۹|۲۰|color=black}} و مردخای این مطالب را نوشته مکتوبات را نزد تمامی یهودیانی که در همهٔ ولایتهای اَخْشُورُش پادشاه بودند از نزدیک و دور فرستاد *
{{verse|۹|۲۱|color=black}} تا بر ایشان فریضهای بگذارد که روز چهاردهم و روز پانزدهم ماه آذار را سال بسال عید نگاه دارند *
{{verse|۹|۲۲|color=black}} چونکه در آن روزها یهودیان از دشمنان خود آرامی یافتند و در آن ماه غم ایشان بشادی و ماتم ایشان بروز خوش مبدّل گردید لهذا آنها را روزهای بزم و شادی نگاه بدارند و هدایا برای یکدیگر و بخششها برای فقیران بفرستند *
{{verse|۹|۲۳|color=black}} پس یهودیان آنچه را که خود بعمل نمودن آن شروع کرده بودند و آنچه را که مُرْدِخای بایشان نوشته بود بر خود فریضه ساختند *
{{verse|۹|۲۴|color=black}} زیرا که هامان بن همداتای اجاجی دشمن تمامی یهود قصد هلاک نمودن یهودیان کرده و فور یعنی قرعه برای هلاکت و تلف نمودن ایشان انداخته بود *
{{verse|۹|۲۵|color=black}} امّا چون این امر بسمع پادشاه رسید مکتوباً حکم داد که قصد بدی که برای یهود اندیشیده بود بر سر خودش برگردانیده شود و او را با پسرانش بر دار کشیدند *
{{verse|۹|۲۶|color=black}} از این جهت آن روزها را از اسمِ فور فوریم نامیدند و موافق تمامی مطلب این مکتوبات وآنچه خود ایشان در این امر دیده بودند و آنچه بر ایشان وارد آمده بود *
{{verse|۹|۲۷|color=black}} یهودیان این را فریضه ساختند و آن را بر ذِمّه خود و ذریت خویش و همهٔ کسانی که بایشان ملصق شوند گرفتند که تبدیل نشود و آن دو روز را برحسب کتابت آنها و زمان معین آنها سال بسال نگاه دارند *
{{verse|۹|۲۸|color=black}} و آن روزها را در همهٔ طبقات و قبایل و ولایتها و شهرها بیاد آورند و نگاه دارند و این روزهای فُوریم از میان یهود منسوخ نشود و یادگاری آنها از ذریت ایشان نابود نگردد *
{{verse|۹|۲۹|color=black}} و اِسْتَر ملکه دختر ابیحایل و مُرْدِخای یهودی باقتدار تمام نوشتند تا این مراسله دوّم را درباره فوریم برقرار نمایند *
{{verse|۹|۳۰|color=black}} و مکتوبات مشتمل بر سخنان سلامتی و امنیت نزد جمیع یهودیانی که در صد و بیست و هفت ولایت مملکت اَخْشُورُش بودند فرستاد *
{{verse|۹|۳۱|color=black}} تا این دو روز فُوریم را در زمان معین آنها فریضه قرار دهند چنانکه مُرْدِخای یهودی و اِسْتَر ملکه بر ایشان فریضه قرار دادند و ایشان آن را بر ذمّه خود و ذریت خویش گرفتند بیادگاری ایام<noinclude></noinclude>
e7q358mjw5nrapkw5ha4c2ty84mp18j
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۹۲
104
88283
288571
2026-06-21T15:49:02Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «روزه و تضرّع ایشان * {{verse|۹|۳۲|color=black}} پس سنن این فوریم بفرمان اِسْتَر فریضه شد و در کتاب مرقوم گردید * {{وسط|{{روخط|باب دهم}}}} {{فصل|۱۰}} {{verse|۱۰|۱|color=black}} و اَخْشُورُش پادشاه بر زمینها و جزایر دریا جزیه گذارد * {{verse|۱۰|۲|color=black}} و جمیع اعمال قوّت و توان...» ایجاد کرد
288571
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>روزه و تضرّع ایشان *
{{verse|۹|۳۲|color=black}} پس سنن این فوریم بفرمان اِسْتَر فریضه شد و در کتاب مرقوم گردید *
{{وسط|{{روخط|باب دهم}}}}
{{فصل|۱۰}}
{{verse|۱۰|۱|color=black}} و اَخْشُورُش پادشاه بر زمینها و جزایر دریا جزیه گذارد *
{{verse|۱۰|۲|color=black}} و جمیع اعمال قوّت و توانائی او و تفصیل عظمت مُرْدِخای که چگونه پادشاه او را معظّم ساخت آیا در کتاب تواریخ ایام پادشاهان مادی و فارس مکتوبنیست *
{{verse|۱۰|۳|color=black}} زیرا که مُرْدِخای یهودی بعد از اَخْشُورُش پادشاه شخص دوّم بود و در میان یهود محترم و نزد جمعیت برادران خویش مقبول شده سعادتمندی قوم خویش را میطلبید و برای تمامی ابنای جنس خود سخنان صلحآمیز میگفت *
{{dhr|4em}}
{{double rule|8em}}
{{ته}}<noinclude></noinclude>
to1jfmeel19r63875trqpqcygzdes8q
کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب استر
0
88284
288572
2026-06-21T15:49:46Z
Hanooz
17889
صفحهای تازه حاوی «{{header | title = [[../]] | author = | translator = | section = کتاب استر | previous = [[../کتاب نحمیا/]] | next = [[../کتاب ایوب/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=779 to=792></pages>» ایجاد کرد
288572
wikitext
text/x-wiki
{{header
| title = [[../]]
| author =
| translator =
| section = کتاب استر
| previous = [[../کتاب نحمیا/]]
| next = [[../کتاب ایوب/]]
| notes =
}}
<pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=779 to=792></pages>
ana3l81axhxza2g3b3mh4qjx7pyf9t8
کتاب استر
0
88285
288573
2026-06-21T15:50:10Z
Hanooz
17889
تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب استر]]
288573
wikitext
text/x-wiki
#تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب استر]]
47sc360oy8yaslw17mkgw5lvl1ge8va
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۹۳
104
88286
288574
2026-06-21T15:51:27Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} در زمین عُوص مردی بود که ایوب نامداشت و آن مرد کامل و راست و خداترس بود و از بدی اجتناب مینمود * {{verse|۱|۲|color=black}} و برای او هفت پسر و سه دختر زاییده شدند * {{verse|۱|۳|color=black}} و اموال او هفت هزار گوسفند و سه هز...» ایجاد کرد
288574
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}}
{{فصل|۱}}
{{verse|۱|۱|color=black}} در زمین عُوص مردی بود که ایوب نامداشت و آن مرد کامل و راست و خداترس بود و از بدی اجتناب مینمود *
{{verse|۱|۲|color=black}} و برای او هفت پسر و سه دختر زاییده شدند *
{{verse|۱|۳|color=black}} و اموال او هفت هزار گوسفند و سه هزار شتر و پانصد جفت گاو و پانصد الاغ ماده بود و نوکران بسیار کثیر داشت و آن مرد از تمامی بنی مشرق بزرگتر بود *
{{verse|۱|۴|color=black}} و پسرانش میرفتند و در خانه هر یکی از ایشان در روزش مهمانی میکردند و فرستاده سه خواهر خود را دعوت مینمودند تا با ایشان اکل و شرب بنمایند *
{{verse|۱|۵|color=black}} و واقع میشد که چون دوره روزهای مهمانی ایشان بسر میرفت ایوب فرستاده ایشان را تقدیس مینمود و بامدادان برخاسته قربانیهای سوختنی بشماره همهٔ ایشان میگذرانید زیرا ایوب میگفت شاید پسران من گناه کرده خدا را در دل خود ترک نموده باشند و ایوب همیشه چنین میکرد *
{{verse|۱|۶|color=black}} و روزی واقع شد که پسران خدا آمدند تا بحضور {{روخط|خداوند}} حاضر شوند و شیطان نیز در میان ایشان آمد *
{{verse|۱|۷|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بشیطان گفت از کجا آمدی شیطان در جواب {{روخط|خداوند}} گفت از تردّد کردن در زمین و سیر کردن در آن *
{{verse|۱|۸|color=black}} {{روخط|خداوند}} بشیطان گفت آیا در بنده من ایوبتفکّر کردی که مثل او در زمین نیست مرد کامل و راست و خداترس که از گناه اجتناب میکند *
{{verse|۱|۹|color=black}} شیطان در جواب {{روخط|خداوند}} گفت آیا ایوب مجّاناً از خدا میترسد *
{{verse|۱|۱۰|color=black}} آیا تو گِرْد او و گِرْد خانه او و گِرْد همهٔ اموال او بهر طرف حصار نکشیدی و اعمال دست او را برکت ندادی و مواشی او در زمین منتشر نشد *
{{verse|۱|۱۱|color=black}} لیکن الان دست خود را دراز کن و تمامی مایملک او را لمس نما و پیش روی تو تو را ترک خواهد نمود *
{{verse|۱|۱۲|color=black}} {{روخط|خداوند}} بشیطان گفت اینک همهٔ اموالش در دست تو است لیکن دستت را بر خود او دراز<noinclude></noinclude>
1vqqqarper6d7bfyo31mk8rdt4s2kpb
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۹۴
104
88287
288575
2026-06-21T15:51:52Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «مکن پس شیطان از حضور {{روخط|خداوند}} بیرون رفت * {{verse|۱|۱۳|color=black}} و روزی واقع شد که پسران و دخترانش در خانه برادر بزرگ خود میخوردند و شراب مینوشیدند * {{verse|۱|۱۴|color=black}} و رسولی نزد ایوب آمده گفت گاوان شیار میکردند و ماده الاغان نزد آنها میچریدند * {{ve...» ایجاد کرد
288575
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>مکن پس شیطان از حضور {{روخط|خداوند}} بیرون رفت *
{{verse|۱|۱۳|color=black}} و روزی واقع شد که پسران و دخترانش در خانه برادر بزرگ خود میخوردند و شراب مینوشیدند *
{{verse|۱|۱۴|color=black}} و رسولی نزد ایوب آمده گفت گاوان شیار میکردند و ماده الاغان نزد آنها میچریدند *
{{verse|۱|۱۵|color=black}} و سابیان بر آنها حمله آورده بردند و جوانان را بدم شمشیر کشتند و من بتنهائی رهائی یافتم تا تو را خبر دهم *
{{verse|۱|۱۶|color=black}} و او هنوز سخن میگفت که دیگری آمده گفت آتش خدا از آسمان افتاد و گله و جوانان را سوزانیده آنها را هلاک ساخت و من بتنهائی رهائی یافتم تا تو را خبر دهم *
{{verse|۱|۱۷|color=black}} و او هنوز سخن میگفت که دیگری آمده گفت کلدانیان سه فرقه شدند و بر شتران هجوم آورده آنها رابردند و جوانان را بدم شمشیر کشتند و من بتنهائی رهائی یافتم تا تو را خبر دهم *
{{verse|۱|۱۸|color=black}} و او هنوز سخن میگفت که دیگری آمده گفت پسران و دخترانت در خانه برادر بزرگ خود میخوردند و شراب مینوشیدند *
{{verse|۱|۱۹|color=black}} که اینک باد شدیدی از طرف بیابان آمده چهار گوشه خانه را زد و بر جوانان افتاد که مردند و من بتنهائی رهائی یافتم تا تو را خبر دهم *
{{verse|۱|۲۰|color=black}} آنگاه ایوب برخاسته جامه خود را درید و سر خود را تراشید و بزمین افتاده سجده کرد *
{{verse|۱|۲۱|color=black}} و گفت برهنه از رحم مادر خود بیرون آمدم و برهنه بآنجا خواهم برگشت {{روخط|خداوند}} داد و {{روخط|خداوند}} گرفت و نام {{روخط|خداوند}} متبارک باد *
{{verse|۱|۲۲|color=black}} در این همهٔ ایوب گناه نکرد و بخدا جهالت نسبت نداد *
{{وسط|{{روخط|باب دوم}}}}
{{فصل|۲}}
{{verse|۲|۱|color=black}} و روزی واقع شد که پسران خدا آمدند تا بحضور {{روخط|خداوند}} حاضر شوند و شیطان نیز در میان ایشان آمد تا بحضور {{روخط|خداوند}} حاضر شود *
{{verse|۲|۲|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بشیطان گفت از کجا آمدی شیطان در جواب {{روخط|خداوند}} گفت از تردّد نمودن در جهان و از سیر کردن در آن *
{{verse|۲|۳|color=black}} {{روخط|خداوند}} بشیطان گفت آیا در بنده من ایوب تفکّر نمودی که مثل او در زمین نیست مرد کامل و راست و خداترس که از بدی اجتناب مینماید و تا الان کاملّیت خود را قایم نگاه میدارد هر چند مرا بر آن واداشتی که او را بیسبب اذیت رسانم *
{{verse|۲|۴|color=black}} شیطان در جواب {{روخط|خداوند}} گفت پوست بعوض پوست و هر چه انسان دارد برای جان خود خواهد داد *
{{verse|۲|۵|color=black}} لیکن الان دست خود را دراز کرده استخوان و گوشت او را لمسنما و تو را پیش روی تو ترک خواهد<noinclude></noinclude>
fkpodycf23q9jayqi40tt6h3lmv8l30
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۹۵
104
88288
288576
2026-06-21T15:52:10Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «نمود * {{verse|۲|۶|color=black}} {{روخط|خداوند}} بشیطان گفت اینک او در دست تو است لیکن جان او را حفظ کن * {{verse|۲|۷|color=black}} پس شیطان از حضور {{روخط|خداوند}} بیرون رفته ایوب را از کف پا تا کلّهاش بدمّلهای سخت مبتلا ساخت * {{verse|۲|۸|color=black}} و او سفالی گرفت تا خود را با...» ایجاد کرد
288576
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نمود *
{{verse|۲|۶|color=black}} {{روخط|خداوند}} بشیطان گفت اینک او در دست تو است لیکن جان او را حفظ کن *
{{verse|۲|۷|color=black}} پس شیطان از حضور {{روخط|خداوند}} بیرون رفته ایوب را از کف پا تا کلّهاش بدمّلهای سخت مبتلا ساخت *
{{verse|۲|۸|color=black}} و او سفالی گرفت تا خود را با آن بخراشد و در میان خاکستر نشسته بود *
{{verse|۲|۹|color=black}} و زنش او را گفت آیا تا بحال کاملّیت خود را نگاه میداری خدا را ترک کن و بمیر *
{{verse|۲|۱۰|color=black}} او وی را گفت مثل یکی از زنان ابله سخن میگویی آیا نیکویی را از خدا بیابیم و بدی را نیابیم در این همهٔ ایوب بلبهای خود گناه نکرد *
{{verse|۲|۱۱|color=black}} و چون سه دوست ایوب این همهٔ بدی را که بر او واقع شده بود شنیدند هر یکی از مکان خود یعنی اَلِیفازِ تیمانی و بِلْدَد شُوحی و سُوفَرِ نَعْماتی روانه شدند و با یکدیگر همداستان گردیدند که آمده او را تعزیت گویند و تسلّی دهند *
{{verse|۲|۱۲|color=black}} و چون چشمان خود را از دور بلند کرده او را نشناختند آواز خود را بلند نموده گریستند و هر یک جامه خود را دریده خاک بسوی آسمان بر سر خود افشاندند *
{{verse|۲|۱۳|color=black}} و هفت روز و هفت شب همراه او بر زمین نشستند و کسی با وی سخنی نگفت چونکه دیدند که درد او بسیار عظیم است *
{{وسط|{{روخط|باب سوم}}}}
{{فصل|۳}}
{{verse|۳|۱|color=black}} و بعد از آن ایوب دهان خود را باز کردهروز خود را نفرین کرد *
{{verse|۳|۲|color=black}} و ایوب متکلّم شده گفت *
{{verse|۳|۳|color=black}} روزی که در آن متولّد شدم هلاکشود و شبی که گفتند مردی در رحم قرار گرفت *
{{verse|۳|۴|color=black}} آن روز تاریکی شود و خدا از بالا بر آن اعتنا نکند و روشنائی بر او نتابد *
{{verse|۳|۵|color=black}} تاریکی و سایه موت آن را بتصّرف آورند ابر بر آن ساکن شود کسوفات روز آن را بترساند *
{{verse|۳|۶|color=black}} و آن شب را ظلمت غلیظ فرو گیرد و در میان روزهای سال شادی نکند و بشماره ماهها داخل نشود *
{{verse|۳|۷|color=black}} اینک آن شب نازاد باشد و آواز شادمانی در آن شنیده نشود *
{{verse|۳|۸|color=black}} لعنت کنندگانِ روز آن را نفرین نمایند که در برانگیزانیدن لِویاتان ماهر میباشند *
{{verse|۳|۹|color=black}} ستارگان شفق آن تاریک گردد و انتظار نور بکشد و نباشد و مژگان سحر را نبیند *
{{verse|۳|۱۰|color=black}} چونکه درهای رحم مادرم را نبست و مشقّت را از چشمانم مستور نساخت *
{{verse|۳|۱۱|color=black}} چرا از رحم مادرم نمردم و چون از شکم بیرون آمدم چرا جان ندادم *
{{verse|۳|۱۲|color=black}} چرا زانوها مرا قبول کردند و پستانها تا<noinclude></noinclude>
k3298bbfn9mhm2aj8hus9ma906dwgi0
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۹۶
104
88289
288577
2026-06-21T15:52:39Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «مکیدم * {{verse|۳|۱۳|color=black}} زیرا تا بحال میخوابیدم و آرام میشدم در خواب میبودم و استراحت مییافتم * {{verse|۳|۱۴|color=black}} با پادشاهان و مشیران جهان که خرابهها برای خویشتن بنا نمودند * {{verse|۳|۱۵|color=black}} یا با سروران که طلا داشتند و خانههای خود را از نقره پر...» ایجاد کرد
288577
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>مکیدم *
{{verse|۳|۱۳|color=black}} زیرا تا بحال میخوابیدم و آرام میشدم در خواب میبودم و استراحت مییافتم *
{{verse|۳|۱۴|color=black}} با پادشاهان و مشیران جهان که خرابهها برای خویشتن بنا نمودند *
{{verse|۳|۱۵|color=black}} یا با سروران که طلا داشتند و خانههای خود را از نقره پر ساختند *
{{verse|۳|۱۶|color=black}} یا مثل سقط پنهان شده نیست میبودم مثل بچّههائی که روشنائی را ندیدند *
{{verse|۳|۱۷|color=black}} در آنجا شریران از شورش باز میایستند و در آنجا خستگان میآرامند *
{{verse|۳|۱۸|color=black}} در آنجا اسیران در اطمینان با هم ساکنند و آواز کارگذاران را نمیشنوند *
{{verse|۳|۱۹|color=black}} کوچک و بزرگ در آنجا یکاند و غلام از آقایش آزاد است *
{{verse|۳|۲۰|color=black}} چرا روشنی بمستمند داده شود و زندگی بتلخجانان *
{{verse|۳|۲۱|color=black}} که انتظار موت را میکشند و یافت نمیشود و برایآن حفره میزنند بیشتر از گنجها *
{{verse|۳|۲۲|color=black}} که شادی و ابتهاج مینمایند و مسرور میشوند چون قبر را مییابند *
{{verse|۳|۲۳|color=black}} چرا نور داده میشود بکسی که راهش مستور است که خدا اطرافش را مستور ساخته است *
{{verse|۳|۲۴|color=black}} زیرا که ناله من پیش از خوراکم میآید و نعره من مثل آب ریخته میشود *
{{verse|۳|۲۵|color=black}} زیرا ترسی که از آن میترسیدم بر من واقع شد و آنچه از آن بیم داشتم بر من رسید *
{{verse|۳|۲۶|color=black}} مطمئن و آرام نبودم و راحت نداشتم و پریشانی بر من آمد *
{{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}}
{{فصل|۴}}
{{verse|۴|۱|color=black}} و الیفاز تیمانی در جواب گفت *
{{verse|۴|۲|color=black}} اگر کسی جرأت کرده با تو سخن گوید آیا تو را ناپسند میآید لیکن کیست که بتواند از سخن گفتن بازایستد *
{{verse|۴|۳|color=black}} اینک بسیاری را ادب آموختهای و دستهای ضعیف را تقویت دادهای *
{{verse|۴|۴|color=black}} سخنان تو لغزنده را قایم داشت و تو زانوهای لرزنده را تقویت دادی *
{{verse|۴|۵|color=black}} لیکن الان بتو رسیده است و ملول شدهای تو را لمس کرده است و پریشان گشتهای *
{{verse|۴|۶|color=black}} آیا توکّل تو بر تقوای تو نیست و امید تو بر کاملیت رفتار تو نی *
{{verse|۴|۷|color=black}} الان فکر کن کیست که بیگناه هلاک شد و راستان در کجا تلف شدند *
{{verse|۴|۸|color=black}} چنانکه من دیدم آنانی که شرارت را شیار میکنند و شقاوت را میکارند همان را میدروند *
{{verse|۴|۹|color=black}} از نَفْخِه خدا هلاک میشوند و از باد غضب او تباه میگردند *
{{verse|۴|۱۰|color=black}} غرّش شیر و نعره سَبُع و دندان شیربچهها شکسته میشود *
{{verse|۴|۱۱|color=black}} شیر نر از نابودن شکار هلاک میشود و بچّههای شیر ماده پراکنده میگردند *
{{verse|۴|۱۲|color=black}} سخنی بمن در خفا رسید و گوش من آواز نرمی از آن احساس نمود *
{{verse|۴|۱۳|color=black}} در تفکّرها از رؤیاهای شب<noinclude></noinclude>
rh0mijg5nmi0qq94aal5xvaqu34vld3
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۹۷
104
88290
288578
2026-06-21T15:52:55Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «هنگامی که خواب سنگین بر مردم غالب شود * {{verse|۴|۱۴|color=black}} خوف و لرز بر من مستولی شد که جمیع استخوانهایم را بجنبش آورد * {{verse|۴|۱۵|color=black}} آنگاه روحی از پیش روی من گذشت و مویهای بدنم برخاست * {{verse|۴|۱۶|color=black}} در آنجا ایستاد امّا سیمایش را تشخیص ننمودم...» ایجاد کرد
288578
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>هنگامی که خواب سنگین بر مردم غالب شود *
{{verse|۴|۱۴|color=black}} خوف و لرز بر من مستولی شد که جمیع استخوانهایم را بجنبش آورد *
{{verse|۴|۱۵|color=black}} آنگاه روحی از پیش روی من گذشت و مویهای بدنم برخاست *
{{verse|۴|۱۶|color=black}} در آنجا ایستاد امّا سیمایش را تشخیص ننمودم صورتی در پیش نظرم بود خاموشی بود و آوازی شنیدم *
{{verse|۴|۱۷|color=black}} که آیا انسان بحضور خدا عادل شمرده شود و آیا مرد در نظر خالق خود طاهر باشد *
{{verse|۴|۱۸|color=black}} اینک بر خادمان خود اعتماد ندارد و بفرشتگان خویش حماقت نسبت میدهد *
{{verse|۴|۱۹|color=black}} پس چند مرتبه زیاده بساکنان خانههای گلین که اساس ایشان در غبار است که مثل بید فشرده میشوند *
{{verse|۴|۲۰|color=black}} از صبح تا شام خُرد میشوند تا بابد هلاک میشوند و کسی آن را بخاطر نمیآورد *
{{verse|۴|۲۱|color=black}} آیا طناب خیمه ایشان از ایشان کنده نمیشود پس بدون حکمت میمیرند *
{{وسط|{{روخط|باب پنجم}}}}
{{فصل|۵}}
{{verse|۵|۱|color=black}} الان استغاثه کن و آیا کسی هست که تو را جواب دهد و بکدامیک از مقّدسان توجّه خواهی نمود *
{{verse|۵|۲|color=black}} زیرا غصّه احمق را میکشد و حسد ابله را میمیراند *
{{verse|۵|۳|color=black}} من احمق را دیدم که ریشه میگرفت و ناگهان مسکن او را نفرین کردم *
{{verse|۵|۴|color=black}} فرزندان او از امنیت دور هستند و در دروازه پایمال میشوند و رهانندهای نیست *
{{verse|۵|۵|color=black}} که گرسنگان محصول او را میخورند و آن را نیز از میان خارها میچینند و دهان تله برای دولت ایشان باز است *
{{verse|۵|۶|color=black}} زیرا که بلا از غبار در نمیآید و مشقّت از زمین نمیروید *
{{verse|۵|۷|color=black}} بلکه انسانبرای مشقّت مولود میشود چنانکه شرارهها بالا میپرد *
{{verse|۵|۸|color=black}} و لکن من نزد خدا طلب میکردم و دعوی خود را بر خدا میسپردم *
{{verse|۵|۹|color=black}} که اعمال عظیم و بیقیاس میکند و عجایب بیشمار *
{{verse|۵|۱۰|color=black}} که بر روی زمین باران میباراند و آب بر روی صخرهها جاری میسازد *
{{verse|۵|۱۱|color=black}} تا مسکینان را بمقام بلند برساند و ماتمیان بسلامتی سرافراشته شوند *
{{verse|۵|۱۲|color=black}} که فکرهای حیلهگران را باطل میسازد بطوری که دستهای ایشان هیچ کار مفید نمیتواند کرد *
{{verse|۵|۱۳|color=black}} که حکیمان را در حیله ایشان گرفتار میسازد و مشورت مکّاران مشوّش میشود *
{{verse|۵|۱۴|color=black}} در روز بتاریکی برمیخورند و بوقت ظهر مثل شب کورانه راه میروند *
{{verse|۵|۱۵|color=black}} که مسکین را از شمشیر دهان ایشان و از دست زورآور نجات میدهد *
{{verse|۵|۱۶|color=black}} پس امید برای ذلیل پیدا میشود و شرارت دهان خود را<noinclude></noinclude>
e0bawa4vu4etxvaa2k2xfygdxalhxlp
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۹۸
104
88291
288579
2026-06-21T15:53:12Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «میبندد * {{verse|۵|۱۷|color=black}} هان خوشابحال شخصی که خدا تنبیهش میکند پس تأدیب قادر مطلق را خوار مشمار * {{verse|۵|۱۸|color=black}} زیرا که او مجروح میسازد و التیام میدهد و میکوبد و دست او شفا میدهد * {{verse|۵|۱۹|color=black}} در شش بلا تو را نجات خواهد داد و در هفت بلاهیچ...» ایجاد کرد
288579
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>میبندد *
{{verse|۵|۱۷|color=black}} هان خوشابحال شخصی که خدا تنبیهش میکند پس تأدیب قادر مطلق را خوار مشمار *
{{verse|۵|۱۸|color=black}} زیرا که او مجروح میسازد و التیام میدهد و میکوبد و دست او شفا میدهد *
{{verse|۵|۱۹|color=black}} در شش بلا تو را نجات خواهد داد و در هفت بلاهیچ ضرر بر تو نخواهد رسید *
{{verse|۵|۲۰|color=black}} در قحط تو را از موت فدیه خواهد داد و در جنگ از دم شمشیر *
{{verse|۵|۲۱|color=black}} از تازیانه زبان پنهان خواهی ماند و چون هلاکت آید از آن نخواهی ترسید *
{{verse|۵|۲۲|color=black}} بر خرابی و تنگسالی خواهی خندید و از وحوش زمین بیم نخواهی داشت *
{{verse|۵|۲۳|color=black}} زیرا با سنگهای صحرا همداستان خواهی بود و وحوش صحرا با تو صلح خواهنـد کرد *
{{verse|۵|۲۴|color=black}} و خواهی دانست که خیمه تو ایمن است و مسکن خود را تجسّسخواهی کرد و چیزی مفقود نخواهی یافت *
{{verse|۵|۲۵|color=black}} و خواهی دانست که ذریتت کثیر است و اولاد تو مثل علف زمین *
{{verse|۵|۲۶|color=black}} و در شِیخوخیت بقبر خواهی رفت مثل بافه گندم که در موسمش برداشته میشود *
{{verse|۵|۲۷|color=black}} اینک این را تفتیش نمودیم و چنین است پس تو این را بشنو و برای خویشتن بدان *
{{وسط|{{روخط|باب ششم}}}}
{{فصل|۶}}
{{verse|۶|۱|color=black}} و ایوب جواب داده گفت *
{{verse|۶|۲|color=black}} کاش که غصّه من سنجیده شود و مشقّت مرا در میزان با آن بگذارند *
{{verse|۶|۳|color=black}} زیرا که الان از ریگ دریا سنگینتر است از این سبب سخنان من بیهوده میباشد *
{{verse|۶|۴|color=black}} زیرا تیرهای قادرمطلق در اندرون من است و روح من زهر آنها را میآشامد و ترسهای خدا بر من صفآرائی میکند *
{{verse|۶|۵|color=black}} آیا گورخر با داشتن علف عرعر میکند و یا گاو بر آذوقه خود بانگ میزند *
{{verse|۶|۶|color=black}} آیا چیز بیمزه بینمک خورده میشود و یا در سفیده تخم طعم میباشد *
{{verse|۶|۷|color=black}} جان من از لمس نمودن آنها کراهت دارد آنها برای من مثل خوراک زشت است *
{{verse|۶|۸|color=black}} کاش که مسألت من برآورده شود و خدا آرزوی مرا بمن بدهد *
{{verse|۶|۹|color=black}} و خدا راضی شود که مرا خُرد کند و دست خود را بلند کرده مرا منقطع سازد *
{{verse|۶|۱۰|color=black}} آنگاه معهذا مرا تسلی میشد و در عذاب اَلیم شاد میشدم چونکه کلمات حضرت قدّوس را انکار ننمودم *
{{verse|۶|۱۱|color=black}} من چه قوّت دارم که انتظار بکشم و عاقبت من چیست که صبر نمایم *
{{verse|۶|۱۲|color=black}} آیا قوّت من قوّت سنگها است و یا گوشت من برنج است *
{{verse|۶|۱۳|color=black}} آیا بالکلّ بی<noinclude></noinclude>
0gync447iby1nechkkcdvtgfua9v65r
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷۹۹
104
88292
288580
2026-06-21T15:53:28Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «اعانت نیستم و مساعدت از من مطرود نشده است * {{verse|۶|۱۴|color=black}} حقّ شکسته دل از دوستش ترحّم است اگر چههم ترس قادر مطلق را ترک نماید * {{verse|۶|۱۵|color=black}} امّا برادران من مثل نهرها مرا فریب دادند مثل رودخانه وادیها که میگذرند * {{verse|۶|۱۶|color=black}} که از یخ س...» ایجاد کرد
288580
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>اعانت نیستم و مساعدت از من مطرود نشده است *
{{verse|۶|۱۴|color=black}} حقّ شکسته دل از دوستش ترحّم است اگر چههم ترس قادر مطلق را ترک نماید *
{{verse|۶|۱۵|color=black}} امّا برادران من مثل نهرها مرا فریب دادند مثل رودخانه وادیها که میگذرند *
{{verse|۶|۱۶|color=black}} که از یخ سیاهفام میباشند و برف در آنها مخفی است *
{{verse|۶|۱۷|color=black}} وقتی که آب از آنها میرود نابود میشوند و چون گرما شود از جای خود ناپدید میگردند *
{{verse|۶|۱۸|color=black}} کاروانیان از راه خود منحرف میشوند و در بیابان داخل شده هلاک میگردند *
{{verse|۶|۱۹|color=black}} کاروانیان تیما بآنها نگران بودند قافلههای سبا امید آنها را داشتند *
{{verse|۶|۲۰|color=black}} از امید خود خجل گردیدند بآنجا رسیدند و شرمنده گشتند *
{{verse|۶|۲۱|color=black}} زیرا که الان شما مثل آنها شدهاید مصیبتی دیدید و ترسان گشتید *
{{verse|۶|۲۲|color=black}} آیا گفتم که چیزی بمن ببخشید یا ارمغانی از اموال خود بمن بدهید *
{{verse|۶|۲۳|color=black}} یا مرا از دست دشمن رها کنید و مرا از دست ظالمان فدیه دهید *
{{verse|۶|۲۴|color=black}} مرا تعلیم دهید و من خاموش خواهم شد و مرا بفهمانید که در چه چیز خطا کردم *
{{verse|۶|۲۵|color=black}} سخنان راستی چقدر زورآور است امّا تنبیه شما چه نتیجه میبخشد *
{{verse|۶|۲۶|color=black}} آیا گمان میبرید که سخنان را تنبیه مینمایید و سخنان مأیوس را که مثل باد است *
{{verse|۶|۲۷|color=black}} یقیناً برای یتیم قرعه میاندازید و دوست خود را مال تجارت میشمارید *
{{verse|۶|۲۸|color=black}} پس الان التفات کرده بر من توجّه نمایید و روبهروی شما دروغ نخواهم گفت *
{{verse|۶|۲۹|color=black}} برگردید و بیانصافی نباشد و باز برگردید زیرا عدالت من قایم است *
{{verse|۶|۳۰|color=black}} آیا در زبان من بیانصافی میباشد و آیا کام من چیزهای فاسد را تمیز نمیدهد *
{{وسط|{{روخط|باب هفتم}}}}
{{فصل|۷}}
{{verse|۷|۱|color=black}} آیا برای انسان بر زمین مجاهدهای نیستو روزهای وی مثل روزهای مزدور نی *
{{verse|۷|۲|color=black}} مثل غلام که برای سایه اشتیاق دارد و مزدوری که منتظر مزد خویش است *
{{verse|۷|۳|color=black}} همچنین ماههای بطالت نصیب من شده است و شبهای مشقّتبرای من معین گشته *
{{verse|۷|۴|color=black}} چون میخوابم میگویم کی برخیزم و شب بگذرد و تا سپیده صبح از پهلو بپهلو گردیدن خسته میشوم *
{{verse|۷|۵|color=black}} جسدم از کرمها و پارههای خاک ملبّس است و پوستم تراکیده و مقروح میشود *
{{verse|۷|۶|color=black}} روزهایم از ماکوی جولا تیزروتر است و بدون امید تمام میشود *
{{verse|۷|۷|color=black}} به یاد آور که زندگی من باد است و چشمانم دیگر<noinclude></noinclude>
4ove0vkusb0k8pinsytga9b9sfobcc8
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۰۰
104
88293
288581
2026-06-21T15:53:43Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «نیکویی را نخواهد دید * {{verse|۷|۸|color=black}} چشم کسی که مرا میبیند دیگر بمن نخواهد نگریست و چشمانت برای من نگاه خواهد کرد و نخواهم بود * {{verse|۷|۹|color=black}} مثل ابر که پراکنده شده نابود میشود همچنین کسی که بگور فرود میرود برنمیآید * {{verse|۷|۱۰|color=black}} به خانه...» ایجاد کرد
288581
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نیکویی را نخواهد دید *
{{verse|۷|۸|color=black}} چشم کسی که مرا میبیند دیگر بمن نخواهد نگریست و چشمانت برای من نگاه خواهد کرد و نخواهم بود *
{{verse|۷|۹|color=black}} مثل ابر که پراکنده شده نابود میشود همچنین کسی که بگور فرود میرود برنمیآید *
{{verse|۷|۱۰|color=black}} به خانه خود دیگر نخواهد برگشت و مکانش باز او را نخواهد شناخت *
{{verse|۷|۱۱|color=black}} پس من نیز دهان خود را نخواهم بست از تنگی روح خود سخن میرانم و از تلخی جانم شکایت خواهم کرد *
{{verse|۷|۱۲|color=black}} آیا من دریا هستم یا نهنگم که بر من کشیکچی قرار میدهی *
{{verse|۷|۱۳|color=black}} چون گفتم که تختخوابم مرا تسلّی خواهد داد و بسترم شکایت مرا رفع خواهد کرد *
{{verse|۷|۱۴|color=black}} آنگاه مرا بخوابها ترسان گردانیدی و برؤیاها مرا هراسان ساختی *
{{verse|۷|۱۵|color=black}} به حدّی که جانم خفه شدن را اختیار کرد و مرگ را بیشتر از این استخوانهایم *
{{verse|۷|۱۶|color=black}} کاهیده میشوم و نمیخواهم تا بابد زنده بمانم مرا ترک کن زیرا روزهایم نفسی است *
{{verse|۷|۱۷|color=black}} انسان چیست که او را عزّت بخشی و دل خود را با او مشغول سازی *
{{verse|۷|۱۸|color=black}} و هر بامداد از او تفقّد نمائی و هرلحظه او را بیازمائی *
{{verse|۷|۱۹|color=black}} تا بکی چشم خود را از من برنمیگردانی مرا واگذار تا آب دهان خود را فرو برم *
{{verse|۷|۲۰|color=black}} من گناه کردم اما باتو ای پاسبان بنیآدم چه کنم برای چه مرا بجهت خود هدف ساختهای بحّدی که برای خود بار سنگین شدهام *
{{verse|۷|۲۱|color=black}} و چرا گناهم را نمیآمرزی و خطایم را دور نمیسازی زیرا که الان در خاک خواهم خوابید و مرا تفحّص خواهی کرد و نخواهم بود *
{{وسط|{{روخط|باب هشتم}}}}
{{فصل|۸}}
{{verse|۸|۱|color=black}} پس بِلْدَد شُوحی در جواب گفت *
{{verse|۸|۲|color=black}} تا بکی این چیزها را خواهی گفت و سخنان دهانت بـاد شدیـد خواهد بـود *
{{verse|۸|۳|color=black}} آیا خـدا داوری را منحرف سازد یا قادر مطلق انصاف را منحرف نماید *
{{verse|۸|۴|color=black}} چون فرزندان تو باو گناه ورزیدند ایشان را بدست عصیان ایشان تسلیم نمود *
{{verse|۸|۵|color=black}} اگر تو بجدّ و جهد خدا را طلب میکردی و نزد قادر مطلق تضرّع مینمودی *
{{verse|۸|۶|color=black}} اگر پاک و راست میبودی البتّه برای تو بیدار میشد و مسکن عدالت تو را برخوردار میساخت *
{{verse|۸|۷|color=black}} و اگر چه ابتدایت صغیر میبود عاقبت تو بسیار رفیع میگردید *
{{verse|۸|۸|color=black}} زیرا که از قرنهای پیشین سؤال کن و بآنچه پدران ایشان تفحّص کردند توجّه نما *
{{verse|۸|۹|color=black}} چونکه ما دیروزی هستیم و هیچ نمیدانیم و روزهای<noinclude></noinclude>
3aoyqjnwvx0j8n46symbkhluv88obj8
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۰۱
104
88294
288582
2026-06-21T15:54:01Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «ما سایهای بر روی زمین است * {{verse|۸|۱۰|color=black}} آیا ایشان تو را تعلیم ندهند و با تو سخن نرانند و از دل خود کلمات بیرون نیارند * {{verse|۸|۱۱|color=black}} آیا نی بیخَلاب میروید یا قَصَب بیآب نمّو میکند * {{verse|۸|۱۲|color=black}} هنگامی که هنوز سبز است و بریده نشده پیش ا...» ایجاد کرد
288582
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ما سایهای بر روی زمین است *
{{verse|۸|۱۰|color=black}} آیا ایشان تو را تعلیم ندهند و با تو سخن نرانند و از دل خود کلمات بیرون نیارند *
{{verse|۸|۱۱|color=black}} آیا نی بیخَلاب میروید یا قَصَب بیآب نمّو میکند *
{{verse|۸|۱۲|color=black}} هنگامی که هنوز سبز است و بریده نشده پیش از هر گیاه خشک میشود *
{{verse|۸|۱۳|color=black}} همچنین است راه جمیع فراموشکنندگان خدا و امید ریاکار ضایع میشود *
{{verse|۸|۱۴|color=black}} که امید او منقطع میشود و اعتمادش خانه عنکبوت است *
{{verse|۸|۱۵|color=black}} بر خانه خود تکیه میکند و نمیایستد بآن متمسّک میشود و لیکن قایم نمیماند *
{{verse|۸|۱۶|color=black}} پیش روی آفتاب تر و تازه میشود و شاخههایش در باغش پهن میگردد *
{{verse|۸|۱۷|color=black}} ریشههایش بر تودههای سنگ درهم بافته میشود و بر سنگلاخ نگاه میکند *
{{verse|۸|۱۸|color=black}} اگر از جای خود کنده شود او را انکار کرده میگوید تو را نمیبینم *
{{verse|۸|۱۹|color=black}} اینک خوشی طریقش همین است و دیگران از خاک خواهند رویید *
{{verse|۸|۲۰|color=black}} همانا خدا مرد کامل را حقیر نمیشمارد و شریر را دستگیری نمینماید *
{{verse|۸|۲۱|color=black}} تا دهان تو را از خنده پر کند و لبهایت را از آواز شادمانی *
{{verse|۸|۲۲|color=black}} خصمان تو بخجالت ملبّس خواهند شد و خیمه شریران نابود خواهد گردید *
{{وسط|{{روخط|باب نهم}}}}
{{فصل|۹}}
{{verse|۹|۱|color=black}} پس ایوب در جواب گفت *
{{verse|۹|۲|color=black}} یقین میدانمکه چنین است لیکن انسان نزد خدا چگونه عادل شمرده شود *
{{verse|۹|۳|color=black}} اگر بخواهد با وی منازعه نماید یکی از هزار او را جواب نخواهد داد *
{{verse|۹|۴|color=black}} او در ذهن حکیم و در قوّت تواناست کیست که با او مقاومت کرده و کامیاب شده باشد *
{{verse|۹|۵|color=black}} آنکه کوهها را منتقل میسازد و نمیفهمند و در غضب خویش آنها را واژگون میگرداند *
{{verse|۹|۶|color=black}} که زمین را از مکانش میجنباند و ستونهایش متزلزل میشود *
{{verse|۹|۷|color=black}} که آفتاب را امر میفرماید و طلوع نمیکند و ستارگان را مختوم میسازد *
{{verse|۹|۸|color=black}} که بتنهائی آسمانها را پهن میکند و بر موجهای دریا میخرامد *
{{verse|۹|۹|color=black}} که دُبّ اکبر و جبّار و ثریا را آفرید وبرجهای جنوب را *
{{verse|۹|۱۰|color=black}} که کارهای عظیم بیقیاس را میکند و کارهای عجیب بیشمار را *
{{verse|۹|۱۱|color=black}} اینک از من میگذرد و او را نمیبینم و عبور میکند و او را احساس نمینمایم *
{{verse|۹|۱۲|color=black}} اینک او میرباید و کیست که او را منع نماید و کیست که باو تواند گفت چه میکنی *
{{verse|۹|۱۳|color=black}} خدا خشم خود را باز نمیدارد و مددکاران رَحَب زیر او خم میشوند *
{{verse|۹|۱۴|color=black}} پس بطریق اولی من کیستم که او را جواب دهم<noinclude></noinclude>
2tq8jffs8vsdtk6cx8lsegkr2vws9lg
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۰۲
104
88295
288583
2026-06-21T15:54:34Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «و سخنان خود را بگزینم تا با او مباحثه نمایم * {{verse|۹|۱۵|color=black}} که اگر عادل میبودم او را جواب نمیدادم بلکه نزد داور خود استغاثه مینمودم * {{verse|۹|۱۶|color=black}} اگر او را میخواندم و مرا جواب میداد باور نمیکردم که آواز مرا شنیده است * {{verse|۹|۱۷|color=black}} زیرا...» ایجاد کرد
288583
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و سخنان خود را بگزینم تا با او مباحثه نمایم *
{{verse|۹|۱۵|color=black}} که اگر عادل میبودم او را جواب نمیدادم بلکه نزد داور خود استغاثه مینمودم *
{{verse|۹|۱۶|color=black}} اگر او را میخواندم و مرا جواب میداد باور نمیکردم که آواز مرا شنیده است *
{{verse|۹|۱۷|color=black}} زیرا که مرا بتندبادی خُرد میکند و بیسبب زخمهای مرا بسیار میسازد *
{{verse|۹|۱۸|color=black}} مرا نمیگذارد که نفس بکشم بلکه مرا بتلخیها پر میکند *
{{verse|۹|۱۹|color=black}} اگر درباره قوّت سخن گوییم اینک او قادر است و اگر درباره انصاف کیست که وقت را برای من تعیین کند *
{{verse|۹|۲۰|color=black}} اگر عادل میبودم دهانم مرا مجرم میساخت و اگر کامل میبودم مرا فاسق میشمرد *
{{verse|۹|۲۱|color=black}} اگر کامل هستم خویشتن را نمیشناسم و جان خود را مکروه میدارم *
{{verse|۹|۲۲|color=black}} این امر برای همهٔ یکی است بنابراین میگویم که او صالح است و شریر را هلاک میسازد *
{{verse|۹|۲۳|color=black}} اگر تازیانه ناگهان بکشد بامتحان بیگناهان استهزا میکند *
{{verse|۹|۲۴|color=black}} جهان بدست شریران داده شده است و روی حاکمانش را میپوشاند پس اگر چنین نیست کیست که میکند *
{{verse|۹|۲۵|color=black}} و روزهایم از پیک تیزرفتار تندروتر است میگریزد و نیکویی را نمیبیند *
{{verse|۹|۲۶|color=black}} مثل کشتیهای تیزرفتار میگریزد ومثل عقاب که بر شکار فرود آید *
{{verse|۹|۲۷|color=black}} اگر فکر کنم که ناله خود را فراموش کنم و تُرُش رویی خود را دور کرده گشادهرو شوم *
{{verse|۹|۲۸|color=black}} از تمامی مشقّتهای خود میترسم و میدانم که مرا بیگناه نخواهی شمرد *
{{verse|۹|۲۹|color=black}} چونکه ملزم خواهم شد پس چرا بیجا زحمت بکشم *
{{verse|۹|۳۰|color=black}} اگر خویشتن را بآب برف غسل دهم و دستهای خود را باُشنان پاک کنم *
{{verse|۹|۳۱|color=black}} آنگاه مرا در لجن فرو میبری و رختهایم مرا مکروه میدارد *
{{verse|۹|۳۲|color=black}} زیرا که او مثل من انسان نیست که او را جواب بدهم و با هم بمحاکمه بیاییم *
{{verse|۹|۳۳|color=black}} در میان ما حکَمینیست که بـر هـر دو مـا دست بگذارد *
{{verse|۹|۳۴|color=black}} کاش که عصای خود را از من بردارد و هیبت او مرا نترساند *
{{verse|۹|۳۵|color=black}} آنگاه سخن میگفتم و از او نمیترسیدم لیکن من در خود چنین نیستم *
{{وسط|{{روخط|باب دهم}}}}
{{فصل|۱۰}}
{{verse|۱۰|۱|color=black}} جانم از حیاتم بیزار است پس نالهخود را روان میسازم و در تلخی جان خود سخن میرانم *
{{verse|۱۰|۲|color=black}} و بخدا میگویم مرا ملزم مساز و مرا بفهمان که از چه سبب با من منازعت میکنی *
{{verse|۱۰|۳|color=black}} آیا برای تو نیکو است که ظلم نمائی و عمل دست خود را حقیر شماری و بر مشورت شریران بتابی *
{{verse|۱۰|۴|color=black}} آیا تو را چشمان بشر است یا مثل دیدن<noinclude></noinclude>
kw2cvi52rlvogskq7qmpprkzlob88ze
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۰۳
104
88296
288584
2026-06-21T15:54:57Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «انسان میبینی * {{verse|۱۰|۵|color=black}} آیا روزهای تو مثل روزهای انسان است یا سالهای تو مثل روزهای مرد است * {{verse|۱۰|۶|color=black}} که معصیت مرا تفحّص میکنی و برای گناهانم تجسّس مینمائی * {{verse|۱۰|۷|color=black}} اگر چه میدانی که شریر نیستم و از دست تو رهانندهای نیست * {...» ایجاد کرد
288584
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>انسان میبینی *
{{verse|۱۰|۵|color=black}} آیا روزهای تو مثل روزهای انسان است یا سالهای تو مثل روزهای مرد است *
{{verse|۱۰|۶|color=black}} که معصیت مرا تفحّص میکنی و برای گناهانم تجسّس مینمائی *
{{verse|۱۰|۷|color=black}} اگر چه میدانی که شریر نیستم و از دست تو رهانندهای نیست *
{{verse|۱۰|۸|color=black}} دستهایت مرا جمیعاً و تماماً سرشته است و مرا آفریده است و آیا مرا هلاک میسازی *
{{verse|۱۰|۹|color=black}} به یادآور که مرا مثل سفال ساختی و آیا مرا بغبار برمیگردانی *
{{verse|۱۰|۱۰|color=black}} آیا مرا مثل شیر نریختی و مرامثل پنیر منجمد نساختی *
{{verse|۱۰|۱۱|color=black}} مرا بپوست و گوشت ملبّس نمودی و مرا با استخوانها و پیها بافتی *
{{verse|۱۰|۱۲|color=black}} حیات و احسان بمن عطا فرمودی و لطف تو روح مرا محافظت نمود *
{{verse|۱۰|۱۳|color=black}} امّا این چیزها را در دل خود پنهان کردی و میدانم که اینها در فکر تو بود *
{{verse|۱۰|۱۴|color=black}} اگر گناه کردم مرا نشان کردی و مرا از معصیتم مبرّا نخواهی ساخت *
{{verse|۱۰|۱۵|color=black}} اگر شریر هستم وای بر من و اگر عادل هستم سر خود را برنخواهم افراشت زیرا از اهانت پر هستم و مصیبت خـود را میبینم *
{{verse|۱۰|۱۶|color=black}} و اگر سَرم برافراشته شـود مثـل شیـر مرا شکار خواهـی کرد و باز عظمت خود را بر من ظاهر خواهی ساخت *
{{verse|۱۰|۱۷|color=black}} گواهان خود را بر من پی درپی میآوری و غضب خویش را بر من میافزائی و افواجْ متعاقب یکدیگر بضّد منند *
{{verse|۱۰|۱۸|color=black}} پس برای چه مرا از رحم بیرون آوردی کاش که جان میدادم و چشمی مرا نمیدید *
{{verse|۱۰|۱۹|color=black}} پس میبودم چنانکه نبـودم و از رحم مادرم بقبر برده میشدم *
{{verse|۱۰|۲۰|color=black}} آیا روزهایم قلیل نیست پس مرا ترک کن و از من دست بردار تا اندکی گشادهرو شوم *
{{verse|۱۰|۲۱|color=black}} قبل از آنکه بروم بجائی که از آن برنخواهم گشت بزمین ظلمت و سایه موت *
{{verse|۱۰|۲۲|color=black}} به زمینِ تاریکی غلیظ مثل ظلمات زمینِ سایه موت و بیترتیب که روشنائی آن مثل ظلمات است *
{{وسط|{{روخط|باب یازدهم}}}}
{{فصل|۱۱}}
{{verse|۱۱|۱|color=black}} و صُوفَرِ نَعْماتی در جواب گفت *
{{verse|۱۱|۲|color=black}} آیا بکثرت سخنان جواب نباید داد و مرد پرگو عادل شمرده شود *
{{verse|۱۱|۳|color=black}} آیا بیهودهگویی تو مردمان را ساکت کند و یا سُخریه کنی و کسی تو را خجل نسازد *
{{verse|۱۱|۴|color=black}} و میگویی تعلیم من پاک استو من در نظر تو بیگناه هستم *
{{verse|۱۱|۵|color=black}} و لیکن کاشکه خدا سخن بگوید و لبهای خود را بر تو بگشاید *
{{verse|۱۱|۶|color=black}} و اسرار حکمت را برای تو بیان کند زیرا که در ماهیت خود دو طرف دارد پس بدان<noinclude></noinclude>
cqcb6cdgiltabympxb8uf8f1x0iaj3x
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۰۴
104
88297
288585
2026-06-21T15:55:37Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «که خدا کمتر از گناهانت تو را سزا داده است * {{verse|۱۱|۷|color=black}} آیا عمقهای خدا را میتوانی دریافت نمود یا بکُنه قادر مطلق توانی رسید * {{verse|۱۱|۸|color=black}} مثل بلندیهای آسمان است چه خواهی کرد گودتر از هاویه است چه توانی دانست * {{verse|۱۱|۹|color=black}} پیمایش آن ا...» ایجاد کرد
288585
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>که خدا کمتر از گناهانت تو را سزا داده است *
{{verse|۱۱|۷|color=black}} آیا عمقهای خدا را میتوانی دریافت نمود یا بکُنه قادر مطلق توانی رسید *
{{verse|۱۱|۸|color=black}} مثل بلندیهای آسمان است چه خواهی کرد گودتر از هاویه است چه توانی دانست *
{{verse|۱۱|۹|color=black}} پیمایش آن از جهان طویلتر و از دریا پهنتر است *
{{verse|۱۱|۱۰|color=black}} اگر سخت بگیرد و حبس نماید و بمحاکمه دعوت کند کیست که او را ممانعت نماید *
{{verse|۱۱|۱۱|color=black}} زیرا که بطالت مردم را میداند و شرارت را میبیند اگرچه در آن تأمّل نکند *
{{verse|۱۱|۱۲|color=black}} و مرد جاهل آنوقت فهیم میشود که بچّه خرِ وحشی انسان متولّد شود *
{{verse|۱۱|۱۳|color=black}} اگر تو دل خود را راست سازی و دستهای خود را بسوی او دراز کنی *
{{verse|۱۱|۱۴|color=black}} اگر در دست تو شرارت باشد آن را از خود دور کن و بیانصافی در خیمههای تو ساکن نشود *
{{verse|۱۱|۱۵|color=black}} پس یقیناً روی خود را بیعیب برخواهی افراشت و مستحکم شده نخواهی ترسید *
{{verse|۱۱|۱۶|color=black}} زیرا که مشقّت خود را فراموش خواهی کرد و آن را مثل آبِ رفته بیاد خواهی آورد *
{{verse|۱۱|۱۷|color=black}} و روزگار تو از وقت ظهر روشنتر خواهد شد و اگرچه تاریکی باشد مثل صبح خواهد گشت *
{{verse|۱۱|۱۸|color=black}} و مطمئن خواهی بود چونکه امید داری و اطراف خود را تجسّس نموده ایمن خواهی خوابید *
{{verse|۱۱|۱۹|color=black}} و خواهی خوابید و ترساننـدهای نخواهـد بـود و بسـیاری تـو را تملّق خواهند نمود *
{{verse|۱۱|۲۰|color=black}} لیکن چشمان شریران کاهیـده میشـود و ملجـای ایشـان از ایشـان نابـود میگردد و امید ایشان جان کندن ایشان است *
{{وسط|{{روخط|باب دوازدهم}}}}
{{فصل|۱۲}}
{{verse|۱۲|۱|color=black}} پس ایوب در جواب گفت *
{{verse|۱۲|۲|color=black}} به درستی که شما قوم هستید و حکمت با شما خواهد مُرد *
{{verse|۱۲|۳|color=black}} لیکن مرا نیز مثل شما فهم هست و از شما کمتر نیستم و کیست که مثل این چیزها را نمیداند *
{{verse|۱۲|۴|color=black}} برای رفیق خود مسخره گردیدهام کسیکه خدا را خوانده است و او را مستجاب فرموده مرد عادل و کامل مسخره شده است *
{{verse|۱۲|۵|color=black}} در افکار آسودگان برای مصیبت اهانت است مهیا شده برای هرکه پایش بلغزد *
{{verse|۱۲|۶|color=black}} خیمههای دزدان بسلامت است و آنانی که خدا را غضبناک میسازند ایمن هستند که خدای خود را در دست خود میآورند *
{{verse|۱۲|۷|color=black}} لیکن الان از بهایم بپرس و تو را تعلیم خواهند داد و از مرغان هوا و برایت بیان خواهند نمود *
{{verse|۱۲|۸|color=black}} یا بزمین سخن بران و تو را تعلیم خواهد داد و ماهیان دریا بتو خبر خواهند رسانید *
{{verse|۱۲|۹|color=black}} کیست که از جمیع این چیزها نمیفهمد که<noinclude></noinclude>
4rid2crirj7g7cqwu96dt9hxaayzgvx
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۰۵
104
88298
288586
2026-06-21T15:56:01Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «دست {{روخط|خداوند}} آنها را بجا آورده است * {{verse|۱۲|۱۰|color=black}} که جان جمیع زندگان در دست وی است و روح جمیع افراد بشر * {{verse|۱۲|۱۱|color=black}} آیا گوش سخنان را نمیآزماید چنانکه کام خوراک خود را میچشد * {{verse|۱۲|۱۲|color=black}} نزد پیران حکمت است و عمر دراز فطانت م...» ایجاد کرد
288586
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>دست {{روخط|خداوند}} آنها را بجا آورده است *
{{verse|۱۲|۱۰|color=black}} که جان جمیع زندگان در دست وی است و روح جمیع افراد بشر *
{{verse|۱۲|۱۱|color=black}} آیا گوش سخنان را نمیآزماید چنانکه کام خوراک خود را میچشد *
{{verse|۱۲|۱۲|color=black}} نزد پیران حکمت است و عمر دراز فطانت میباشد *
{{verse|۱۲|۱۳|color=black}} لیکن حکمت و کبریائی نزد وی است مشورت و فطانت از آن او است *
{{verse|۱۲|۱۴|color=black}} اینک او منهدم میسازد و نمیتوان بنا نمود انسان را میبندد و نمیتوان گشود *
{{verse|۱۲|۱۵|color=black}} اینک آبها را باز میدارد و خشک میشود و آنها را رها میکند و زمین را واژگون میسازد *
{{verse|۱۲|۱۶|color=black}} قوّت و وجود نزد وی است فریبنده و فریبخورده از آن او است *
{{verse|۱۲|۱۷|color=black}} مشیران را غارتزده میرباید و حاکمان را احمق میگرداند *
{{verse|۱۲|۱۸|color=black}} بند پادشاهان رامیگشاید و در کمر ایشان کمربند میبندد *
{{verse|۱۲|۱۹|color=black}} کاهنان را غارت زده میرباید و زورآوران را سرنگون میسازد *
{{verse|۱۲|۲۰|color=black}} بلاغت معتمدین را نابود میگرداند و فهم پیران را برمیدارد *
{{verse|۱۲|۲۱|color=black}} اهانت را بر نجیبان میریزد و کمربند مقتدران را سست میگرداند *
{{verse|۱۲|۲۲|color=black}} چیزهای عمیق را از تاریکی منکشف میسازد و سایه موت را بروشنائی بیرون میآورد *
{{verse|۱۲|۲۳|color=black}} امّتها را ترقّی میدهد و آنها را هلاک میسازد امّتها را وسعت میدهد و آنها را جلای وطن میفرماید *
{{verse|۱۲|۲۴|color=black}} عقل رؤسای قومهای زمین را میرباید و ایشان را در بیابان آواره میگرداند جائی که راه نیست *
{{verse|۱۲|۲۵|color=black}} در تاریکی کورانه راه میروند و نور نیست و ایشان را مثل مستان افتان و خیزان میگرداند *
{{وسط|{{روخط|باب سیزدهم}}}}
{{فصل|۱۳}}
{{verse|۱۳|۱|color=black}} اینک چشم من همهٔ این چیزها را دیده و گوش من آنها را شنیده و فهمیده است *
{{verse|۱۳|۲|color=black}} چنانکه شما میدانید من هم میدانم و من کمتر از شما نیستم *
{{verse|۱۳|۳|color=black}} لیکن میخواهم با قادر مطلق سخن گویم و آرزو دارم که با خدا محاجّه نمایم *
{{verse|۱۳|۴|color=black}} اما شما دروغها جعل میکنید و جمیع شما طبیبان باطل هستید *
{{verse|۱۳|۵|color=black}} کاش که شما بکلّی ساکت میشدید که این برای شما حکمت میبود *
{{verse|۱۳|۶|color=black}} پس حجّت مرا بشنوید و دعوی لبهایم را گوش گیرید *
{{verse|۱۳|۷|color=black}} آیا برای خدا ببیانصافی سخن خواهید راند و بجهت او با فریب تکلّم خواهید نمود *
{{verse|۱۳|۸|color=black}} آیا برای او طرفداری خواهید نمود و بجهت خدا دعوی خواهید کرد *
{{verse|۱۳|۹|color=black}} آیا نیکو است که او شما را تفتیش نماید یا چنانکه انسان را مسخره مینمایند او را مسخره میسازید *
{{verse|۱۳|۱۰|color=black}} البتّه شما را توبیخخواهد کرد اگر در خفا طرفداری نمایید *<noinclude></noinclude>
605x13alvwx0g3ao76j01i1lmkxfjse
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۰۶
104
88299
288587
2026-06-21T15:56:25Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۱۳|۱۱|color=black}} آیا جلال او شما را هراسان نخواهد ساخت و هیبت او بر شما مستولی نخواهد شد * {{verse|۱۳|۱۲|color=black}} ذکرهای شما مَثَلْهای غبار است و حصارهای شما حصارهای گِل است * {{verse|۱۳|۱۳|color=black}} از من ساکت شوید و من سخن خواهم گفت و هرچه خواهد بر من واقع...» ایجاد کرد
288587
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۱۳|۱۱|color=black}} آیا جلال او شما را هراسان نخواهد ساخت و هیبت او بر شما مستولی نخواهد شد *
{{verse|۱۳|۱۲|color=black}} ذکرهای شما مَثَلْهای غبار است و حصارهای شما حصارهای گِل است *
{{verse|۱۳|۱۳|color=black}} از من ساکت شوید و من سخن خواهم گفت و هرچه خواهد بر من واقع شود *
{{verse|۱۳|۱۴|color=black}} چرا گوشت خود را با دندانم بگیرم و جان خود را در دستم بنهم *
{{verse|۱۳|۱۵|color=black}} اگرچه مرا بکشد برای او انتظار خواهم کشید لیکن راه خود را بحضور او ثابت خواهم ساخت *
{{verse|۱۳|۱۶|color=black}} این نیز برای من نجات خواهد شد زیرا ریاکار بحضور او حاضر نمیشود *
{{verse|۱۳|۱۷|color=black}} بشنوید سخنان مرا بشنوید و دعوی من بگوشهای شما برسد *
{{verse|۱۳|۱۸|color=black}} اینک الان دعوی خود را مرتّب ساختم و میدانم که عادل شمرده خواهم شد *
{{verse|۱۳|۱۹|color=black}} کیست که بامن مخاصمه کند پس خاموش شده جان را تسلیم خواهم کرد *
{{verse|۱۳|۲۰|color=black}} فقط دو چیز بمن مکن آنگاه خود را از حضور تو پنهان نخواهم ساخت *
{{verse|۱۳|۲۱|color=black}} دست خود را از من دور کن و هیبت تو مرا هراسان نسازد *
{{verse|۱۳|۲۲|color=black}} آنگاه بخوان و من جواب خواهم داد یا اینکه من بگویم و مرا جواب بده *
{{verse|۱۳|۲۳|color=black}} خطایا و گناهانم چقدر است تقصیر و گناه مرا بمن بشناسان *
{{verse|۱۳|۲۴|color=black}} چرا روی خود را از من میپوشانی و مرا دشمن خود میشماری *
{{verse|۱۳|۲۵|color=black}} آیا برگی را که از باد رانده شده است میگریزانی و کاه خشک را تعاقب میکنی *
{{verse|۱۳|۲۶|color=black}} زیرا که چیزهای تلخ را بضّد من مینویسی و گناهان جوانیام را نصیب من میسازی *
{{verse|۱۳|۲۷|color=black}} و پایهای مرا در کُنده میگذاری و جمیع راههایم را نشان میکنی و گِرد کف پاهایمخط میکشی *
{{verse|۱۳|۲۸|color=black}} و حال آنکه مثل چیز گندیده فاسد و مثل جامه بید خورده هستم *
{{وسط|{{روخط|باب چهاردهم}}}}
{{فصل|۱۴}}
{{verse|۱۴|۱|color=black}} انسان که از زن زاییده میشودقلیلالایام و پر از زحمات است *
{{verse|۱۴|۲|color=black}} مثل گُل میروید و بریده میشود و مثل سایه میگریزد و نمیماند *
{{verse|۱۴|۳|color=black}} و آیا بر چنین شخص چشمان خود را میگشائی و مرا با خود بمحاکمه میآوری *
{{verse|۱۴|۴|color=black}} کیست که چیز طاهر را از چیز نجس بیرون آورد هیچکس نیست *
{{verse|۱۴|۵|color=black}} چونکه روزهایش مقدّر است و شماره ماههایش نزد توست و حدّی از برایش گذاشتهای که از آن تجاوز نتواند نمود *
{{verse|۱۴|۶|color=black}} از او رو بگردان تا آرام گیرد و مثل مزدور روزهای خود را بانجام رساند *
{{verse|۱۴|۷|color=black}} زیرا برای درخت امیدی است که اگر بریده شود باز خواهد رویید و رمونهایش نابود نخواهد<noinclude></noinclude>
k0w4aphoo3z8b8rm7ptqelgancajziw
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۰۷
104
88300
288588
2026-06-21T15:56:43Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «شد * {{verse|۱۴|۸|color=black}} اگر چه ریشهاش در زمین کهنه شود و تنه آن در خاک بمیرد * {{verse|۱۴|۹|color=black}} لیکن از بوی آب رمونه میکند و مثل نهال نو شاخهها میآورد * {{verse|۱۴|۱۰|color=black}} امّا مرد میمیرد و فاسد میشود و آدمی چون جان را سپارد کجا است * {{verse|۱۴|۱۱|color=black}} چ...» ایجاد کرد
288588
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>شد *
{{verse|۱۴|۸|color=black}} اگر چه ریشهاش در زمین کهنه شود و تنه آن در خاک بمیرد *
{{verse|۱۴|۹|color=black}} لیکن از بوی آب رمونه میکند و مثل نهال نو شاخهها میآورد *
{{verse|۱۴|۱۰|color=black}} امّا مرد میمیرد و فاسد میشود و آدمی چون جان را سپارد کجا است *
{{verse|۱۴|۱۱|color=black}} چنانکه آبها از دریا زایل میشود و نهرها ضایع و خشک میگردد *
{{verse|۱۴|۱۲|color=black}} همچنین انسان میخوابد و برنمیخیزد تا نیست شدنِ آسمانها بیدار نخواهند شد و از خواب خود برانگیخته نخواهند گردید *
{{verse|۱۴|۱۳|color=black}} کاشکه مرا در هاویه پنهان کنی و تا غضبت فرو نشیند مرا مستور سازی و برایم زمانی تعیین نمائی تا مرا بیاد آوری *
{{verse|۱۴|۱۴|color=black}} اگر مرد بمیرد بار دیگر زنده شود در تمامی روزهای مجاهده خود انتظار خواهم کشید تا وقت تبدیل من برسد *
{{verse|۱۴|۱۵|color=black}} تو ندا خواهی کرد و من جواب خواهم داد و بصنعت دست خود مشتاق خواهی شد *
{{verse|۱۴|۱۶|color=black}} امّا الان قدمهای مرا میشماری و آیا برگناه من پاسبانی نمیکنی *
{{verse|۱۴|۱۷|color=black}} معصیت من در کیسه مختوم است و خطای مرا مسدود ساختهای *
{{verse|۱۴|۱۸|color=black}} به درستی کوهی که میافتد فانی میشود و صخره از مکانش منتقل میگردد *
{{verse|۱۴|۱۹|color=black}} آب سنگها را میساید و سیلهایش خاک زمین را میبرد همچنین امید انسان را تلف میکنی *
{{verse|۱۴|۲۰|color=black}} بر او تا بابد غلبه میکنی پس میرود روی او را تغییر میدهی و او را رها میکنی *
{{verse|۱۴|۲۱|color=black}} پسرانش بعزّت میرسند و او نمیداند یا بذلّت میافتند و ایشان را بنظر نمیآورد *
{{verse|۱۴|۲۲|color=black}} برای خودش فقط جسد او از درد بیتاب میشود و برای خودش جان او ماتم میگیرد *
{{وسط|{{روخط|باب پانزدهم}}}}
{{فصل|۱۵}}
{{verse|۱۵|۱|color=black}} پس الیفاز تیمانی در جواب گفت *
{{verse|۱۵|۲|color=black}} آیا مرد حکیم از علمِ باطل جواب دهد و بطن خود را از باد شرقی پر سازد *
{{verse|۱۵|۳|color=black}} آیا بسخن بیفایده محاجّه نماید و بکلماتی که هیچ نفع نمیبخشد *
{{verse|۱۵|۴|color=black}} امّا تو خداترسی را ترک میکنی و تقوا را بحضور خدا ناقص میسازی *
{{verse|۱۵|۵|color=black}} زیرا که دهانت معصیت تو را ظاهر میسازد و زبان حیلهگران را اختیار میکنی *
{{verse|۱۵|۶|color=black}} دهان خودت تو را ملزم میسازد و نه من و لبهایت بر تو شهادت میدهد *
{{verse|۱۵|۷|color=black}} آیا شخص اوّل از آدمیان زاییده شدهای و پیش از تلّها بوجود آمدهای *
{{verse|۱۵|۸|color=black}} آیا مشورت مخفی خدا را شنیدهای و حکمت را بر خود منحصر ساختهای *
{{verse|۱۵|۹|color=black}} چه میدانی که ما هم نمیدانیم و چه میفهمی که نزد ما هم نیست *
{{verse|۱۵|۱۰|color=black}} نزد ما ریش سفیدان و پیران هستند که<noinclude></noinclude>
20iy2rr7j6f3htd7dipuez6cb6ccehy
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۰۸
104
88301
288589
2026-06-21T15:57:11Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «در روزها از پدر تو بزرگترند * {{verse|۱۵|۱۱|color=black}} آیا تسلّیهای خدا برای تو کم است و کلام ملایم با تو * {{verse|۱۵|۱۲|color=black}} چرا دلت تو را میرباید و چرا چشمانت را بر هم میزنی * {{verse|۱۵|۱۳|color=black}} که روح خود را بضّد خدا بر میگردانی و چنین سخنان را از دهانت ب...» ایجاد کرد
288589
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>در روزها از پدر تو بزرگترند *
{{verse|۱۵|۱۱|color=black}} آیا تسلّیهای خدا برای تو کم است و کلام ملایم با تو *
{{verse|۱۵|۱۲|color=black}} چرا دلت تو را میرباید و چرا چشمانت را بر هم میزنی *
{{verse|۱۵|۱۳|color=black}} که روح خود را بضّد خدا بر میگردانی و چنین سخنان را از دهانت بیرون میآوری *
{{verse|۱۵|۱۴|color=black}} انسان چیست که پاک باشد و مولود زن که عادل شمرده شود *
{{verse|۱۵|۱۵|color=black}} اینک بر مقدّسان خود اعتماد ندارد و آسمانها در نظرش پاک نیست *
{{verse|۱۵|۱۶|color=black}} پس از طریق اولی انسان مکروه و فاسد که شرارت را مثل آب مینوشد *
{{verse|۱۵|۱۷|color=black}} من برای تو بیان میکنم پس مرا بشنو و آنچه دیدهام حکایت مینمایم *
{{verse|۱۵|۱۸|color=black}} که حکیمان آن را از پدران خود روایت کردند و مخفی نداشتند *
{{verse|۱۵|۱۹|color=black}} که بایشان بتنهائی زمین داده شد و هیچ غریبی از میان ایشان عبور نکرد *
{{verse|۱۵|۲۰|color=black}} شریر در تمامی روزهایش مبتلای درد است و سالهای شمرده شده برای مرد ظالم مهیا است *
{{verse|۱۵|۲۱|color=black}} صدای ترسها در گوش وی است در وقت سلامتی تاراجکننده بر وی میآید *
{{verse|۱۵|۲۲|color=black}} باور نمیکند که از تاریکی خواهد برگشت و شمشیر برای او مراقب است *
{{verse|۱۵|۲۳|color=black}} برای نان میگردد و میگوید کجاست و میداند که روز تاریکی نزد او حاضر است *
{{verse|۱۵|۲۴|color=black}} تنگی و ضیق او را میترساند مثل پادشاه مهیای جنگ بر او غلبه مینماید *
{{verse|۱۵|۲۵|color=black}} زیرا دست خود را بضدّ خدا دراز میکند و بر قادر مطلق تکبّر مینماید *
{{verse|۱۵|۲۶|color=black}} با گردن بلند بر او تاخت میآورد با گُلمیخهای سخت سپر خویش *
{{verse|۱۵|۲۷|color=black}} چونکه روی خود را بپیه پوشانیده و کمر خود را با شَحم ملبّس ساخته است *
{{verse|۱۵|۲۸|color=black}} و در شهرهای ویران و خانههای غیرمسکون که نزدیک بخراب شدن است ساکن میشود *
{{verse|۱۵|۲۹|color=black}} او غنی نخواهد شد و دولتش پایدار نخواهد ماند و املاک او در زمین زیاد نخواهدگردید *
{{verse|۱۵|۳۰|color=black}} از تاریکی رها نخواهد شد و آتش شاخههایش را خواهد خشکانید و بنَفْخِه دهان او زائل خواهد شد *
{{verse|۱۵|۳۱|color=black}} به بطالت توکّل ننماید و خود را فریب ندهد والاّ بطالت اجرت او خواهد بود *
{{verse|۱۵|۳۲|color=black}} قبل از رسیدن وقتش تماماً ادا خواهد شد و شاخه او سبز نخواهد ماند *
{{verse|۱۵|۳۳|color=black}} مثل مو غوره خود را خواهد افشاند و مثل زیتون شکوفه خود را خواهد ریخت *
{{verse|۱۵|۳۴|color=black}} زیرا که جماعت ریاکاران بیکس خواهند ماند و خیمههای رشوهخواران را آتش خواهد سوزانید *
{{verse|۱۵|۳۵|color=black}} به شقاوت حامله شده معصیت را میزایند و شکم ایشان فریب را آماده میکند *<noinclude></noinclude>
7p75mh8bh7rcmvxtb3q42cv5nzq1u2h
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۰۹
104
88302
288590
2026-06-21T15:57:31Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب شانزدهم}}}} {{فصل|۱۶}} {{verse|۱۶|۱|color=black}} پس ایوب در جواب گفت * {{verse|۱۶|۲|color=black}} بسیار چیزها مثل این شنیدم تسلّی دهندگان مزاحم همهٔ شما هستید * {{verse|۱۶|۳|color=black}} آیا سخنان باطل را انتها نخواهد شد و کیست که تو را بجواب دادن تحریک میکند * {{ver...» ایجاد کرد
288590
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب شانزدهم}}}}
{{فصل|۱۶}}
{{verse|۱۶|۱|color=black}} پس ایوب در جواب گفت *
{{verse|۱۶|۲|color=black}} بسیار چیزها مثل این شنیدم تسلّی دهندگان مزاحم همهٔ شما هستید *
{{verse|۱۶|۳|color=black}} آیا سخنان باطل را انتها نخواهد شد و کیست که تو را بجواب دادن تحریک میکند *
{{verse|۱۶|۴|color=black}} من نیز مثل شما میتوانستم بگویم اگر جان شما در جای جان من میبود و سخنها بضدّ شما ترتیب دهم و سر خود را بر شما بجنبانم *
{{verse|۱۶|۵|color=black}} لیکن شما را بدهان خود تقویت میدادم و تسّلی لبهایم غم شما را رفع مینمود *
{{verse|۱۶|۶|color=black}} اگر من سخن گویم غم من رفع نمیگردد و اگر ساکت شوم مرا چه راحت حاصل میشود *
{{verse|۱۶|۷|color=black}} لیکن الان او مرا خسته نموده است تو تمامی جماعت مرا ویران ساختهای *
{{verse|۱۶|۸|color=black}} مرا سخت گرفتی و این بر من شاهد شده است و لاغری من بضدّ من برخاسته روبرویم شهادت میدهد *
{{verse|۱۶|۹|color=black}} درغضب خود مرا دریده و بر من جفا نموده است دندانهایش را بر من افشرده و مثل دشمنم چشمان خود را بر من تیز کرده است *
{{verse|۱۶|۱۰|color=black}} دهان خود را بر من گشودهاند بر رخسار من باستحقار زدهاند بضدّ من با هم اجتماع نمودهاند *
{{verse|۱۶|۱۱|color=black}} خدا مرا بدست ظالمان تسلیم نموده و مرا بدست شریران افکنده است *
{{verse|۱۶|۱۲|color=black}} چون در راحت بودم مرا پارهپاره کرده است و گردن مرا گرفته مرا خرد کرده و مرا برای هدف خود نصب نموده است *
{{verse|۱۶|۱۳|color=black}} تیرهایش مرا احاطه کرد گُردههایم را پاره میکند و شفقت نمینماید و زهره مرا بزمین میریزد *
{{verse|۱۶|۱۴|color=black}} مرا زخم بر زخم مجروح میسازد و مثل جبّار بر من حمله میآورد *
{{verse|۱۶|۱۵|color=black}} بر پوست خود پلاس دوختهام و شاخ خود را در خاک خوار نمودهام *
{{verse|۱۶|۱۶|color=black}} روی من از گریستن سرخ شده است و بر مژگانم سایه موت است *
{{verse|۱۶|۱۷|color=black}} اگر چه هیچ بیانصافی در دست من نیست و دعای من پاک است *
{{verse|۱۶|۱۸|color=black}} ای زمین خون مرا مپوشان و استغاثه مرا آرام نباشد *
{{verse|۱۶|۱۹|color=black}} اینک الان نیز شاهد من در آسمان است و گواه من در اعلی علیین *
{{verse|۱۶|۲۰|color=black}} دوستانم مرا استهزا میکنند لیکن چشمانم نزد خدا اشک میریزد *
{{verse|۱۶|۲۱|color=black}} و آیا برای انسان نزد خدا محاجّه میکند مثل بنیآدم که برای همسایه خود مینماید *
{{verse|۱۶|۲۲|color=black}} زیرا سالهای اندک سپری میشود پس براهی که برنمیگردم خواهم رفت *<noinclude></noinclude>
bjmvp7lt86074a4l2w3dagv925sod1w
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۱۰
104
88303
288591
2026-06-21T15:57:56Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب هفدهم}}}} {{فصل|۱۷}} {{verse|۱۷|۱|color=black}} روح من تلف شده و روزهایم تمامگردیده و قبر برای من حاضر است * {{verse|۱۷|۲|color=black}} به درستی که استهزاکنندگان نزد منند و چشم من در منازعت ایشان دائماً میماند * {{verse|۱۷|۳|color=black}} الان گرو بده وبه جهت من نزد...» ایجاد کرد
288591
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب هفدهم}}}}
{{فصل|۱۷}}
{{verse|۱۷|۱|color=black}} روح من تلف شده و روزهایم تمامگردیده و قبر برای من حاضر است *
{{verse|۱۷|۲|color=black}} به درستی که استهزاکنندگان نزد منند و چشم من در منازعت ایشان دائماً میماند *
{{verse|۱۷|۳|color=black}} الان گرو بده وبه جهت من نزد خود ضامن باش والاّ کیست که بمن دست دهد *
{{verse|۱۷|۴|color=black}} چونکه دل ایشان را از حکمت منع کردهای بنابراین ایشان را بلند نخواهی ساخت *
{{verse|۱۷|۵|color=black}} کسی که دوستان خود را بتاراج تسلیم کند چشمان فرزندانش تار خواهد شد *
{{verse|۱۷|۶|color=black}} مرا نزد امّتها مَثَل ساخته است و مثل کسی که بر رویش آب دهان اندازند شدهام *
{{verse|۱۷|۷|color=black}} چشم من از غصّه کاهیده شده است و تمامی اعضایم مثل سایه گردیده *
{{verse|۱۷|۸|color=black}} راستان بسبب این حیران میمانند و صالحان خویشتن را بر ریاکاران برمیانگیزانند *
{{verse|۱۷|۹|color=black}} لیکن مرد عادل بطریق خود متمسّک میشود و کسی که دست پاک دارد در قوّت ترقّی خواهد نمود *
{{verse|۱۷|۱۰|color=black}} امّا همهٔ شما برگشته الان بیایید و در میان شما حکیمی نخواهم یافت *
{{verse|۱۷|۱۱|color=black}} روزهای من گذشته و قصدهای من و فکرهای دلم منقطع شده است *
{{verse|۱۷|۱۲|color=black}} شب را بروز تبدیل میکنند و با وجود تاریکی میگویند روشنائی نزدیک است *
{{verse|۱۷|۱۳|color=black}} وقتیکه امید دارم هاویه خانه من میباشد و بستر خود را در تاریکی میگسترانم *
{{verse|۱۷|۱۴|color=black}} و بهلاکت میگویم تو پدر من هستی و بکِرم که تو مادر و خواهر من میباشی *
{{verse|۱۷|۱۵|color=black}} پس امید من کجا است و کیست که امید مرا خواهد دید *
{{verse|۱۷|۱۶|color=black}} تا بندهای هاویه فرو میرود هنگامیکه با هم در خاک نزول نماییم *
{{وسط|{{روخط|باب هجدهم}}}}
{{فصل|۱۸}}
{{verse|۱۸|۱|color=black}} پس بِلدَد شُوحی در جواب گفت *
{{verse|۱۸|۲|color=black}} تا بکی برایسخنان دامها میگسترانید تفکّر کنید و بعد از آن تکلّم خواهیم نمود *
{{verse|۱۸|۳|color=black}} چرامثل بهایم شمرده شویم و در نظر شما نجس نماییم *
{{verse|۱۸|۴|color=black}} ای که در غضب خود خویشتن را پاره میکنی آیا بخاطر تو زمین متروک شود یا صخره از جای خود منتقل گردد *
{{verse|۱۸|۵|color=black}} البتّه روشنائی شریران خاموش خواهد شد و شعله آتشِ ایشان نور نخواهد داد *
{{verse|۱۸|۶|color=black}} در خیمه او روشنائی بتاریکی مبدّل میگردد و چراغش بر او خاموش خواهد شد *
{{verse|۱۸|۷|color=black}} قدمهای قوّتش تنگ<noinclude></noinclude>
e5o6vjsmapmpnqrdbib6v162r8y6qzk
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۱۱
104
88304
288592
2026-06-21T15:58:15Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «میشود و مشورت خودش او را بزیر خواهد افکند * {{verse|۱۸|۸|color=black}} زیرا بپایهای خود در دام خواهد افتاد و بروی تلهها راه خواهد رفت * {{verse|۱۸|۹|color=black}} تله پاشنه او را خواهد گرفت و دام او را بزور نگاه خواهد داشت * {{verse|۱۸|۱۰|color=black}} دام برایش در زمین پنهان شد...» ایجاد کرد
288592
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>میشود و مشورت خودش او را بزیر خواهد افکند *
{{verse|۱۸|۸|color=black}} زیرا بپایهای خود در دام خواهد افتاد و بروی تلهها راه خواهد رفت *
{{verse|۱۸|۹|color=black}} تله پاشنه او را خواهد گرفت و دام او را بزور نگاه خواهد داشت *
{{verse|۱۸|۱۰|color=black}} دام برایش در زمین پنهان شده است و تله برایش در راه *
{{verse|۱۸|۱۱|color=black}} ترسها از هر طرف او را هراسان میکند و باو چسبیده وی را میگریزاند *
{{verse|۱۸|۱۲|color=black}} شقاوت برای او گرسنه است و ذلّت برای لغزیدن او حاضر است *
{{verse|۱۸|۱۳|color=black}} اعضای جسد او را میخورد نخست زاده موت جسد او را میخورد *
{{verse|۱۸|۱۴|color=black}} آنچه بر آن اعتماد میداشت از خیمه او ربوده میشود و خود او نزد پادشاه ترسها رانده میگردد *
{{verse|۱۸|۱۵|color=black}} کسانی که از وی نباشند در خیمه او ساکن میگردند و گوگرد بر مسکن او پاشیده میشود *
{{verse|۱۸|۱۶|color=black}} ریشههایش از زیر میخشکد و شاخهاش از بالا بریده خواهد شد *
{{verse|۱۸|۱۷|color=black}} یادگار او از زمین نابود میگردد و در کوچهها اسم نخواهد داشت *
{{verse|۱۸|۱۸|color=black}} از روشنائی بتاریکی رانده میشود و او را از ربع مسکون خواهند گریزانید *
{{verse|۱۸|۱۹|color=black}} او را در میان قومش نه اولاد و نه ذریت خواهد بود و در مأوای او کسی باقی نخواهد ماند *
{{verse|۱۸|۲۰|color=black}} متأخّرین از روزگارش متحیر خواهند شد چنانکه بر متقّدمین ترس مستولی شده بود *
{{verse|۱۸|۲۱|color=black}} به درستی که مسکنهای شریران چنین میباشد و مکان کسی که خدا را نمیشناسد مثل این است *
{{وسط|{{روخط|باب نوزدهم}}}}
{{فصل|۱۹}}
{{verse|۱۹|۱|color=black}} پس ایوب در جواب گفت *
{{verse|۱۹|۲|color=black}} تا بکیجان مرا میرنجانید و مرا بسخنان خود فرسوده میسازید *
{{verse|۱۹|۳|color=black}} این ده مرتبه است که مرا مذمّت نمودید و خجالت نمیکشید که با من سختی میکنید *
{{verse|۱۹|۴|color=black}} و اگر فیالحقیقه خطا کردهام خطای من نزد من میماند *
{{verse|۱۹|۵|color=black}} اگر فیالواقع بر من تکبّر نمایید و عار مرا بر من اثبات کنید *
{{verse|۱۹|۶|color=black}} پس بدانید که خدا دعوی مرا منحرف ساخته و بدام خود مرا احاطه نموده است *
{{verse|۱۹|۷|color=black}} اینک از ظلم تضرّع مینمایم و مستجاب نمیشوم و استغاثه میکنم و دادرسی نیست *
{{verse|۱۹|۸|color=black}} طریق مرا حصار نموده است که از آن نمیتوانم گذشت و بر راههای من تاریکی را گذارده است *
{{verse|۱۹|۹|color=black}} جلال مرا از من کنده است و تاج را از سر من برداشته *
{{verse|۱۹|۱۰|color=black}} مرا از هر طرف خراب نموده پس هلاک شدم و مثل درخت ریشه امید مرا کنده است *
{{verse|۱۹|۱۱|color=black}} غضب خود را بر من افروخته و مرا یکی از دشمنان خود شمرده است *
{{verse|۱۹|۱۲|color=black}} فوجهای او با هم میآیند و راه<noinclude></noinclude>
icua7lt91u9sany4ue6dysqyi4zoqzd
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۱۲
104
88305
288593
2026-06-21T15:58:32Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «خود را بر من بلند میکنند و باطراف خیمه من اردو میزنند * {{verse|۱۹|۱۳|color=black}} برادرانم را از نزد من دور کرده است و آشنایانم از من بالکلّ بیگانه شدهاند * {{verse|۱۹|۱۴|color=black}} خویشانم مرا ترک نموده و آشنایانم مرا فراموش کردهاند * {{verse|۱۹|۱۵|color=black}} نزیلان خ...» ایجاد کرد
288593
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خود را بر من بلند میکنند و باطراف خیمه من اردو میزنند *
{{verse|۱۹|۱۳|color=black}} برادرانم را از نزد من دور کرده است و آشنایانم از من بالکلّ بیگانه شدهاند *
{{verse|۱۹|۱۴|color=black}} خویشانم مرا ترک نموده و آشنایانم مرا فراموش کردهاند *
{{verse|۱۹|۱۵|color=black}} نزیلان خانهام و کنیزانم مرا غریب میشمارندو در نظر ایشان بیگانه شدهام *
{{verse|۱۹|۱۶|color=black}} غلام خود را صدا میکنم و مرا جواب نمیدهد اگر چه او را بدهان خود التماس بکنم *
{{verse|۱۹|۱۷|color=black}} نفس من نزد زنم مکروه شده است و تضرّع من نزد اولاد رحم مادرم *
{{verse|۱۹|۱۸|color=black}} بچّههای کوچک نیز مرا حقیر میشمارند و چون برمیخیزم بضدّ من حرف میزنند *
{{verse|۱۹|۱۹|color=black}} همهٔ اهل مشورتم از من نفرت مینمایند و کسانی را که دوست میداشتم از من برگشتهاند *
{{verse|۱۹|۲۰|color=black}} استخوانم بپوست و گوشتم چسبیده است و با پوست دندانهای خود خلاصی یافتهام *
{{verse|۱۹|۲۱|color=black}} بر من ترحّم کنید ترحّم کنید شما ای دوستانم زیرا دست خدا مرا لمس نموده است *
{{verse|۱۹|۲۲|color=black}} چرا مثل خدا بر من جفا میکنید واز گوشت من سیر نمیشوید *
{{verse|۱۹|۲۳|color=black}} کاش که سخنانم الان نوشته میشد کاشکه در کتابی ثبت میگردید *
{{verse|۱۹|۲۴|color=black}} و با قلم آهنین و سرب بر صخرهای تا بابد کنده میشد *
{{verse|۱۹|۲۵|color=black}} و من میدانم که ولی من زنده است و در ایام آخر بر زمین خواهد برخاست *
{{verse|۱۹|۲۶|color=black}} و بعد از آنکه این پوست من تلف شود بدون جسدم نیز خدا را خواهم دید *
{{verse|۱۹|۲۷|color=black}} و من او را برای خود خواهم دید و چشمان من بر او خواهد نگریست و نه چشم دیگری اگر چه گُردههایم در اندرونم تلف شده باشد *
{{verse|۱۹|۲۸|color=black}} اگر بگویید چگونه بر او جفا نماییم و حال آنگاه اصل امر در من یافت میشود *
{{verse|۱۹|۲۹|color=black}} پس از شمشیر بترسید زیرا که سزاهای شمشیر غضبناک است تا دانسته باشید که داوری خواهد بود *
{{وسط|{{روخط|باب بیستم}}}}
{{فصل|۲۰}}
{{verse|۲۰|۱|color=black}} پس صوفَرِ نَعَماتی در جواب گفت *
{{verse|۲۰|۲|color=black}} از این جهت فکرهایم مرا بجواب دادن تحریک میکند و باین سبب من تعجیلمینمایم *
{{verse|۲۰|۳|color=black}} سرزنش توبیخ خود را شنیدم و از فطانتم روح من مرا جواب میدهد *
{{verse|۲۰|۴|color=black}} آیا این را از قدیم ندانستهای از زمانیکه انسان بر زمین قرار داده شد *
{{verse|۲۰|۵|color=black}} که شادی شریران اندک زمانی است و خوشی ریاکاران لحظهای *
{{verse|۲۰|۶|color=black}} اگر چه شوکت او تا بآسمان بلند شود و سر خود را تا بفلک برافرازد *
{{verse|۲۰|۷|color=black}} لیکن مثل فضله خود تا بابد هلاک خواهد شد و بینندگانش خواهند گفت کجا است *<noinclude></noinclude>
r28v3mou90f51ngqqdsvfozt3d714dv
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۱۳
104
88306
288594
2026-06-21T15:58:47Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۲۰|۸|color=black}} مثل خواب میپرد و یافت نمیشود و مثل رؤیای شب او را خواهند گریزانید * {{verse|۲۰|۹|color=black}} چشمی که او را دیده است دیگر نخواهد دید و مکانش باز بر او نخواهد نگریست * {{verse|۲۰|۱۰|color=black}} فرزندانش نزد فقیران تذلّل خواهند کرد و دستهایش دولت او...» ایجاد کرد
288594
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۲۰|۸|color=black}} مثل خواب میپرد و یافت نمیشود و مثل رؤیای شب او را خواهند گریزانید *
{{verse|۲۰|۹|color=black}} چشمی که او را دیده است دیگر نخواهد دید و مکانش باز بر او نخواهد نگریست *
{{verse|۲۰|۱۰|color=black}} فرزندانش نزد فقیران تذلّل خواهند کرد و دستهایش دولت او را پس خواهد داد *
{{verse|۲۰|۱۱|color=black}} استخوانهایش از جوانی پر است لیکن همراه او در خاک خواهد خوابید *
{{verse|۲۰|۱۲|color=black}} اگر چه شرارت در دهانش شیرین باشد و آن را زیر زبانش پنهان کند *
{{verse|۲۰|۱۳|color=black}} اگر چه او را دریغ دارد و از دست ندهد و آن را در میان کام خود نگاه دارد *
{{verse|۲۰|۱۴|color=black}} لیکن خوراک او در احشایش تبدیل میشود و در اندرونش زهرمار میگردد *
{{verse|۲۰|۱۵|color=black}} دولت را فرو برده است و آن را قی خواهد کرد و خدا آن را از شکمش بیرون خواهد نمود *
{{verse|۲۰|۱۶|color=black}} او زهر مارها را خواهد مکید و زبان افعی او را خواهد کشت *
{{verse|۲۰|۱۷|color=black}} بر رودخانهها نظر نخواهند کرد بر نهرها و جویهای شهد و شیر *
{{verse|۲۰|۱۸|color=black}} ثمره زحمت خود را رد کرده آن را فرو نخواهد برد و برحسب دولتی که کسب کرده است شادی نخواهد نمود *
{{verse|۲۰|۱۹|color=black}} زیرا فقیران را زبون ساخته و ترک کرده است پس خانهای را که دزدیده است بنا نخواهد کرد *
{{verse|۲۰|۲۰|color=black}} زیرا که در حرص خود قناعت را ندانست پس از نفایس خود چیزی استرداد نخواهد کرد *
{{verse|۲۰|۲۱|color=black}} چیزی نمانده است که نخورده باشد پس برخورداری او دوام نخواهد داشت *
{{verse|۲۰|۲۲|color=black}} هنگامیکه دولت او بینهایت گردد در تنگی گرفتار میشود و دست همهٔ ذلیلان بر او استیلا خواهد یافت *
{{verse|۲۰|۲۳|color=black}} در وقتیکه شکم خود را پر میکند خدا حدّت خشم خود را بر او خواهد فرستاد و حینیکه میخورد آن را بر او خواهد بارانید *
{{verse|۲۰|۲۴|color=black}} از اسلحه آهنین خواهد گریخت و کمان برنجین او را خواهد سُفت *
{{verse|۲۰|۲۵|color=black}} آن را میکشد و از جسدش بیرون میآید و پیکانِ برّاق از زهرهاش درمیرود و ترسها بر او استیلا مییابد *
{{verse|۲۰|۲۶|color=black}} تمامی تاریکی برای ذخایر او نگاه داشته شده است و آتش ندمیده آنها را خواهد سوزانید و آنچه را که در چادرش باقی است خواهد خورد *
{{verse|۲۰|۲۷|color=black}} آسمانها عصیانش را مکشوف خواهد ساخت و زمین بضدّ او خواهد برخاست *
{{verse|۲۰|۲۸|color=black}} محصول خانهاش زایل خواهد شد و در روز غضب او نابود خواهد گشت *
{{verse|۲۰|۲۹|color=black}} این است نصیب مرد شریر از خدا و میراث مقدّر او از قادر مطلق *<noinclude></noinclude>
5yckvl4jc1xr2eux84agh61wtmmzhjv
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۱۴
104
88307
288595
2026-06-21T15:59:06Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب بیست و یکم}}}} {{فصل|۲۱}} {{verse|۲۱|۱|color=black}} پس ایوب در جواب گفت * {{verse|۲۱|۲|color=black}} بشنویدکلام مرا بشنوید و این تسلّی شما باشد * {{verse|۲۱|۳|color=black}} با من تحمّل نمایید تا بگویم و بعد از گفتنم استهزا نمایید * {{verse|۲۱|۴|color=black}} و امّا من آیا شکای...» ایجاد کرد
288595
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب بیست و یکم}}}}
{{فصل|۲۱}}
{{verse|۲۱|۱|color=black}} پس ایوب در جواب گفت *
{{verse|۲۱|۲|color=black}} بشنویدکلام مرا بشنوید و این تسلّی شما باشد *
{{verse|۲۱|۳|color=black}} با من تحمّل نمایید تا بگویم و بعد از گفتنم استهزا نمایید *
{{verse|۲۱|۴|color=black}} و امّا من آیا شکایتم نزد انسان است پس چرا بیصبر نباشم *
{{verse|۲۱|۵|color=black}} به من توجه کنید و تعجّب نمایید و دست بدهان بگذارید *
{{verse|۲۱|۶|color=black}} هرگاه بیاد میآورم حیران میشوم و لرزه جسد مرا میگیرد *
{{verse|۲۱|۷|color=black}} چرا شریران زنده میمانند پیر میشوند و در توانائی قوی میگردند *
{{verse|۲۱|۸|color=black}} ذریت ایشان بحضور ایشان باایشان استوار میشوند و اولاد ایشان در نظر ایشان *
{{verse|۲۱|۹|color=black}} خانههای ایشان از ترس ایمن میباشد و عصای خدا بر ایشان نمیآید *
{{verse|۲۱|۱۰|color=black}} گاو نرِ ایشان جماع میکند و خطا نمیکند و گاو ایشان میزاید و سقط نمینماید *
{{verse|۲۱|۱۱|color=black}} بچّههای خود را مثل گله بیرون میفرستند و اطفال ایشان رقص میکنند *
{{verse|۲۱|۱۲|color=black}} با دفّ وعود میسرایند و با صدای نای شادی مینمایند *
{{verse|۲۱|۱۳|color=black}} روزهای خود را در سعادتمندی صرف میکنند و بلحظهای بهاویه فرود میروند *
{{verse|۲۱|۱۴|color=black}} و بخدا میگویند از ما دور شو زیرا که معرفت طریق تو را نمیخواهیم *
{{verse|۲۱|۱۵|color=black}} قادر مطلق کیست که او را عبادت نماییم و ما را چه فایده که از او استدعا نماییم *
{{verse|۲۱|۱۶|color=black}} اینک سعادتمندی ایشان در دست ایشان نیست کاشکه مشورت شریران از من دور باشد *
{{verse|۲۱|۱۷|color=black}} بسا چراغ شریران خاموش میشود و ذلّت ایشان بایشان میرسد و خدا در غضب خود دردها را نصیب ایشان میکند *
{{verse|۲۱|۱۸|color=black}} مثل سفال پیش روی باد میشوند و مثل کاه که گردباد پراکنده میکند *
{{verse|۲۱|۱۹|color=black}} خدا گناهش را برای فرزندانش ذخیره میکند و او را مکافات میرساند و خواهد دانست *
{{verse|۲۱|۲۰|color=black}} چشمانش هلاکت او را خواهد دید و از خشم قادر مطلق خواهد نوشید *
{{verse|۲۱|۲۱|color=black}} زیرا که بعد از او در خانهاش او را چه شادی خواهد بود چون عدد ماههایش منقطع شود *
{{verse|۲۱|۲۲|color=black}} آیا خدا را عِلم توان آموخت چونکه او بر اعلی علیین داوری میکند *
{{verse|۲۱|۲۳|color=black}} یکی در عین قوّت خود میمیرد در حالیکه بالکلّ در امنیت و سلامتی است *
{{verse|۲۱|۲۴|color=black}} قدحهای او پر از شیر است و مغز استخوانش تر و تازه است *
{{verse|۲۱|۲۵|color=black}} و دیگری در تلخی جان میمیرد و از نیکویی هیچ لذّت نمیبرد *
{{verse|۲۱|۲۶|color=black}} اینها باهم در خاک میخوابند و کرمهاایشان را میپوشانند *
{{verse|۲۱|۲۷|color=black}} اینک افکار شما را میدانم و تدبیراتی که ناحقّ بر من<noinclude></noinclude>
6u148289haj1ol7afn62q5ww6avm80k
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۱۵
104
88308
288596
2026-06-21T15:59:25Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «میاندیشید * {{verse|۲۱|۲۸|color=black}} زیرا میگویید کجاست خانه امیر و خیمههای مسکن شریران * {{verse|۲۱|۲۹|color=black}} آیا از راه گذریان نپرسیدید و دلایل ایشان را انکار نمیتوانید نمود * {{verse|۲۱|۳۰|color=black}} که شریران برای روز ذلّت نگاه داشته میشوند و در روز غضب بیرو...» ایجاد کرد
288596
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>میاندیشید *
{{verse|۲۱|۲۸|color=black}} زیرا میگویید کجاست خانه امیر و خیمههای مسکن شریران *
{{verse|۲۱|۲۹|color=black}} آیا از راه گذریان نپرسیدید و دلایل ایشان را انکار نمیتوانید نمود *
{{verse|۲۱|۳۰|color=black}} که شریران برای روز ذلّت نگاه داشته میشوند و در روز غضب بیرون برده میگردند *
{{verse|۲۱|۳۱|color=black}} کیست که راهش را پیش رویش بیان کند و جزای آنچه را که کرده است باو برساند *
{{verse|۲۱|۳۲|color=black}} که آخر او را بقبر خواهند برد و بر مزار او نگاهبانی خواهند کرد *
{{verse|۲۱|۳۳|color=black}} کلوخهای وادی برایش شیرین میشود و جمیع آدمیان در عقب او خواهند رفت چنانکه قبل از او بیشماره رفتهاند *
{{verse|۲۱|۳۴|color=black}} پس چگونه مرا تسلّی باطل میدهید که در جوابهای شما محض خیانت میماند *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و دوم}}}}
{{فصل|۲۲}}
{{verse|۲۲|۱|color=black}} پس الیفاز تیمانی در جواب گفت *
{{verse|۲۲|۲|color=black}} آیا مرد بخدا فایده برساند البتّه مرد دانا برای خویشتن مفید است *
{{verse|۲۲|۳|color=black}} آیا اگر تو عادل باشی برای قادر مطلق خوشی رخ مینماید یا اگر طریق خود را راست سازی او را فایده میشود *
{{verse|۲۲|۴|color=black}} آیا بسبب ترس تو تو را توبیخ مینماید یا با تو بمحاکمه داخل خواهد شد *
{{verse|۲۲|۵|color=black}} آیا شرارت تو عظیم نیست و عصیان تو بیانتها نی *
{{verse|۲۲|۶|color=black}} چونکه از برادران خود بیسبب گرو گرفتی و لباس برهنگان را کندی *
{{verse|۲۲|۷|color=black}} به تشنگان آب ننوشانیدی و از گرسنگان نان دریغ داشتی *
{{verse|۲۲|۸|color=black}} امّا مرد جبّار زمین از آن او میباشد و مرد عالیجاه در آن ساکن میشود *
{{verse|۲۲|۹|color=black}} بیوهزنان را تهیدست رّدنمودی و بازوهای یتیمان شکسته گردید *
{{verse|۲۲|۱۰|color=black}} بنابراین دامها تو را احاطه مینماید و ترس ناگهان تو را مضطرب میسازد *
{{verse|۲۲|۱۱|color=black}} یا تاریکی که آن را نمیبینی و سیلابها تو را میپوشاند *
{{verse|۲۲|۱۲|color=black}} آیا خدا مثل آسمانها بلند نیست و سَرِ ستارگان را بنگر چگونه عالی هستند *
{{verse|۲۲|۱۳|color=black}} و تو میگویی خدا چه میداند و آیا از تاریکی غلیظ داوری تواند نمود *
{{verse|۲۲|۱۴|color=black}} ابرها سِتْر اوست پس نمیبیند و بر دایره افلاک میخرامد *
{{verse|۲۲|۱۵|color=black}} آیا طریق قدما را نشان کردی که مردمان شریر در آن سلوک نمودند *
{{verse|۲۲|۱۶|color=black}} که قبل از زمان خود ربوده شدند و اساس آنها مثل نهر ریخته شد *
{{verse|۲۲|۱۷|color=black}} که بخدا گفتند از ما دور شو و قادر مطلق برای ما چه تواند کرد *
{{verse|۲۲|۱۸|color=black}} و حال آنگاه او خانههای ایشان را از چیزهای نیکو پر ساخت پس مشورت شریران از من دور شود *
{{verse|۲۲|۱۹|color=black}} عادلان چون<noinclude></noinclude>
r4aklehbdeok4v7t9lem9y9xqjjizz7
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۱۶
104
88309
288597
2026-06-21T15:59:55Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «آن را بینند شادی خواهند نمود و بیگناهان بر ایشان استهزا خواهند کرد * {{verse|۲۲|۲۰|color=black}} آیا مقاومتکنندگانِ ما منقطع نشدند و آتش بقیه ایشان را نسوزانید * {{verse|۲۲|۲۱|color=black}} پس حال با او انس بگیر و سالم باش و باین منوال نیکویی بتو خواهد رسید * {{verse|۲۲|...» ایجاد کرد
288597
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>آن را بینند شادی خواهند نمود و بیگناهان بر ایشان استهزا خواهند کرد *
{{verse|۲۲|۲۰|color=black}} آیا مقاومتکنندگانِ ما منقطع نشدند و آتش بقیه ایشان را نسوزانید *
{{verse|۲۲|۲۱|color=black}} پس حال با او انس بگیر و سالم باش و باین منوال نیکویی بتو خواهد رسید *
{{verse|۲۲|۲۲|color=black}} تعلیم را از دهانش قبول نما و کلمات او را در دل خود بنه *
{{verse|۲۲|۲۳|color=black}} اگر بقادرمطلق بازگشت نمائی بنا خواهی شد و اگر شرارت را از خیمه خود دور نمائی *
{{verse|۲۲|۲۴|color=black}} و اگر گنج خود را در خاک و طلای اوفیر را در سنگهای نهرها بگذاری *
{{verse|۲۲|۲۵|color=black}} آنگاه قادر مطلق گنج تو و نقره خالص برای تو خواهد بود *
{{verse|۲۲|۲۶|color=black}} زیرا در آنوقت از قادر مطلق تلذّذ خواهی یافت و روی خود را بطرف خدا برخواهی افراشت *
{{verse|۲۲|۲۷|color=black}} نزد او دعا خواهی کرد و او تو را اجابت خواهد نمود ونذرهای خود را ادا خواهی ساخت *
{{verse|۲۲|۲۸|color=black}} امری را جزم خواهی نمود و برایت برقرار خواهد شد و روشنائی بر راههایت خواهد تابید *
{{verse|۲۲|۲۹|color=black}} وقتیکه ذلیل شوند خواهی گفت رفعت باشد و فروتنان را نجات خواهد داد *
{{verse|۲۲|۳۰|color=black}} کسی را که بیگناه نباشد خواهد رهانید و بپاکی دستهای تو رهانیده خواهد شد *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و سوم}}}}
{{فصل|۲۳}}
{{verse|۲۳|۱|color=black}} پس ایوب در جواب گفت *
{{verse|۲۳|۲|color=black}} امروز نیز شکایت من تلخ است و ضرب من از ناله من سنگینتر *
{{verse|۲۳|۳|color=black}} کاش میدانستم که او را کجا یابم تا آنکه نزد کرسی او بیایم *
{{verse|۲۳|۴|color=black}} آنگاه دعوی خود را بحضور وی ترتیب میدادم و دهان خود را از حجّتها پر میساختم *
{{verse|۲۳|۵|color=black}} سخنانی را که در جواب من میگفت میدانستم و آنچه را که بمن میگفت میفهمیدم *
{{verse|۲۳|۶|color=black}} آیا بعظمت قوّت خود با من مخاصمه مینمود حاشا بلکه بمن التفات میکرد *
{{verse|۲۳|۷|color=black}} آنگاه مرد راست با او محّاجه مینمود و از داور خود تا بابد نجات مییافتم *
{{verse|۲۳|۸|color=black}} اینک بطرف مشرق میروم و او یافت نمیشود و بطرف مغرب و او را نمیبینم *
{{verse|۲۳|۹|color=black}} به طرف شمال جائی که او عمل میکند و او را مشاهده نمیکنم و او خود را بطرف جنوب میپوشاند و او را نمیبینم *
{{verse|۲۳|۱۰|color=black}} زیرا او طریقی را که میروم میداند و چون مرا میآزماید مثل طلا بیرون میآیم *
{{verse|۲۳|۱۱|color=black}} پایم اثر اقدام او را گرفته است و طریق او را نگاه داشته از آن تجاوز نمیکنم *
{{verse|۲۳|۱۲|color=black}} از فرمان لبهای وی برنگشتم و سخنان دهان او را زیاده از رزق خود ذخیره کردم *
{{verse|۲۳|۱۳|color=black}} لیکن او واحد است و کیست که او را برگرداند<noinclude></noinclude>
9icgfz71zvhllwp44ootb9mb423vuqa
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۱۷
104
88310
288598
2026-06-21T16:00:13Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «و آنچه دل او میخواهد بعمل میآورد * {{verse|۲۳|۱۴|color=black}} زیرا آنچه راکه بر من مقدّر شده است بجا میآورد و چیزهای بسیار مثل این نزد وی است * {{verse|۲۳|۱۵|color=black}} از این جهت از حضور او هراسان هستم و چون تفکّر مینمایم از او میترسم * {{verse|۲۳|۱۶|color=black}} زیرا خدا...» ایجاد کرد
288598
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و آنچه دل او میخواهد بعمل میآورد *
{{verse|۲۳|۱۴|color=black}} زیرا آنچه راکه بر من مقدّر شده است بجا میآورد و چیزهای بسیار مثل این نزد وی است *
{{verse|۲۳|۱۵|color=black}} از این جهت از حضور او هراسان هستم و چون تفکّر مینمایم از او میترسم *
{{verse|۲۳|۱۶|color=black}} زیرا خدا دل مرا ضعیف کرده است و قادرمطلق مرا هراسان گردانیده *
{{verse|۲۳|۱۷|color=black}} چونکه پیش از تاریکی منقطع نشدم و ظلمت غلیظ را از نزد من نپوشانید *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و چهارم}}}}
{{فصل|۲۴}}
{{verse|۲۴|۱|color=black}} چونکه زمانها از قادرمطلق مخفی نیست پس چرا عارفان او ایام او را ملاحظه نمیکنند *
{{verse|۲۴|۲|color=black}} بعضی هستند که حدود را منتقل میسازند و گلهها را غصب نموده میچرانند *
{{verse|۲۴|۳|color=black}} الاغهای یتیمان را میرانند و گاو بیوه زنان را بگرو میگیرند *
{{verse|۲۴|۴|color=black}} فقیران را از راه منحرف میسازند و مسکینان زمین جمیعاً خویشتن را پنهان میکنند *
{{verse|۲۴|۵|color=black}} اینک مثل خر وحشی بجهت کار خود ببیابان بیرون رفته خوراک خود را میجویند و صحرا بایشان نان برای فرزندان ایشان میرساند *
{{verse|۲۴|۶|color=black}} علوفه خود را در صحرا درو میکنند و تاکستان شریران را خوشهچینی مینمایند *
{{verse|۲۴|۷|color=black}} برهنه و بیلباس شب را بسر میبرند و در سرما پوششی ندارند *
{{verse|۲۴|۸|color=black}} از باران کوهها تر میشوند و از عدم پناهگاه صخرهها را در بغل میگیرند *
{{verse|۲۴|۹|color=black}} و کسانی هستند که یتیم را از پستان میربایند و از فقیر گرو میگیرند *
{{verse|۲۴|۱۰|color=black}} پس ایشان بیلباس و برهنه راه میروند و بافهها را برمیدارند و گرسنه میمانند *
{{verse|۲۴|۱۱|color=black}} در دروازههای آنها روغن میگیرند و چَرخُشت آنها را پایمال میکنند و تشنه میمانند *
{{verse|۲۴|۱۲|color=black}} از شهرآباد نعره میزنند و جان مظلومان استغاثه میکند امّا خدا حماقت آنها را بنظر نمیآورد *
{{verse|۲۴|۱۳|color=black}} و دیگرانند که از نور متمرّدند و راه آن را نمیدانند و در طریقهایش سلوک نمینمایند *
{{verse|۲۴|۱۴|color=black}} قاتل در صبح برمیخیزد و فقیر و مسکین را میکشد و در شب مثل دزد میشود *
{{verse|۲۴|۱۵|color=black}} چشم زناکار نیز برای شام انتظار میکشد و میگوید که چشمی مرا نخواهد دید و بر روی خود پرده میکشد *
{{verse|۲۴|۱۶|color=black}} در تاریکی بخانهها نقب میزنند و در روز خویشتن را پنهان میکنند و روشنائی را نمیدانند *
{{verse|۲۴|۱۷|color=black}} زیرا صبح برای جمیع ایشان مثل سایه موت است چونکه ترسهای سایه موت را میدانند *
{{verse|۲۴|۱۸|color=black}} آنها بر روی آبها سبکاند و نصیب ایشان بر زمین ملعون است و براه تاکستان<noinclude></noinclude>
92l1xm8kyb7h1x6essrrs2zm0y41gf6
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۱۸
104
88311
288599
2026-06-21T16:00:33Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «مراجعت نمیکنند * {{verse|۲۴|۱۹|color=black}} چنانکه خشکی و گرمی آب برف را نابود میسازد همچنین هاویه خطاکاران را * {{verse|۲۴|۲۰|color=black}} رحم مادرش او را فراموش مینماید و کِرم او را نوش میکند و دیگر مذکور نخواهد شد و شرارت مثل درخت بریده خواهد شد * {{verse|۲۴|۲۱|color=bl...» ایجاد کرد
288599
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>مراجعت نمیکنند *
{{verse|۲۴|۱۹|color=black}} چنانکه خشکی و گرمی آب برف را نابود میسازد همچنین هاویه خطاکاران را *
{{verse|۲۴|۲۰|color=black}} رحم مادرش او را فراموش مینماید و کِرم او را نوش میکند و دیگر مذکور نخواهد شد و شرارت مثل درخت بریده خواهد شد *
{{verse|۲۴|۲۱|color=black}} زن عاقر را که نمیزاید میبلعد و بزن بیوه احسان نمینماید *
{{verse|۲۴|۲۲|color=black}} و امّا خدا جبّاران را بقوّت خود محفوظ میدارد برمیخیزند اگرچه امید زندگی ندارند *
{{verse|۲۴|۲۳|color=black}} ایشان را اطمینان میبخشد و بر آن تکیه مینمایند امّا چشمان او بر راههای ایشان است *
{{verse|۲۴|۲۴|color=black}} اندک زمانی بلند میشوند پس نیست میگردند و پست شده مثل سایرین برده میشوند و مثل سر سنبلهها بریده میگردند *
{{verse|۲۴|۲۵|color=black}} و اگر چنین نیست پس کیست که مرا تکذیب نماید و کلام مرا ناچیز گرداند *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و پنجم}}}}
{{فصل|۲۵}}
{{verse|۲۵|۱|color=black}} پس بلدد شوحی در جواب گفت *
{{verse|۲۵|۲|color=black}} سلطنت و هیبت از آن اوست و سلامتی را در مکانهای بلند خود ایجاد میکند *
{{verse|۲۵|۳|color=black}} آیا افواج او شمرده میشود و کیست که نور او بر وی طلوع نمیکند *
{{verse|۲۵|۴|color=black}} پس انسان چگونه نزدخدا عادل شمرده شود و کسی که از زن زاییده شود چگونه پاک باشد *
{{verse|۲۵|۵|color=black}} اینک ماه نیز روشنائی ندارد و ستارگان در نظر او پاک نیستند *
{{verse|۲۵|۶|color=black}} پس چند مرتبه زیاده انسان که مثل خزنده زمین و بنیآدم که مثل کرم میباشد *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و ششم}}}}
{{فصل|۲۶}}
{{verse|۲۶|۱|color=black}} پس ایوب در جواب گفت *
{{verse|۲۶|۲|color=black}} شخص بیقوّت را چگونه اعانت کردی و بازوی ناتوان را چگونه نجات دادی *
{{verse|۲۶|۳|color=black}} شخص بیحکمت را چه نصیحت نمودی و حقیقت امر را بفراوانی اعلام کردی *
{{verse|۲۶|۴|color=black}} برای که سخنان را بیان کردی و نفخه کیست که از تو صادر شد *
{{verse|۲۶|۵|color=black}} ارواح مردگان میلرزند زیر آبها و ساکنان آنها *
{{verse|۲۶|۶|color=black}} هاویه بحضور او عریان است و اَبَدّون را سِتری نیست *
{{verse|۲۶|۷|color=black}} شمال را بر جَوْ پهن میکند و زمین را بر نیستی آویزان میسازد *
{{verse|۲۶|۸|color=black}} آبها را در ابرهای خود میبندد پس ابر زیر آنها چاک نمیشود *
{{verse|۲۶|۹|color=black}} روی تخت خود را محجوب میسازد و ابرهای خویش را پیش آن میگستراند *<noinclude></noinclude>
j7o2pyyedz4tjvm5eq6fyfmd9x1bljl
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۱۹
104
88312
288600
2026-06-21T16:00:50Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۲۶|۱۰|color=black}} به اطراف سطح آبها حّد میگذارد تا کران روشنائی و تاریکی * {{verse|۲۶|۱۱|color=black}} ستونهای آسمان متزلزل میشود و از عتاب او حیران میماند * {{verse|۲۶|۱۲|color=black}} به قوّت خود دریا را بتلاطم میآورد و بفهم خویش رَهَب را خُرد میکند * {{verse|۲۶|۱۳|color=...» ایجاد کرد
288600
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۲۶|۱۰|color=black}} به اطراف سطح آبها حّد میگذارد تا کران روشنائی و تاریکی *
{{verse|۲۶|۱۱|color=black}} ستونهای آسمان متزلزل میشود و از عتاب او حیران میماند *
{{verse|۲۶|۱۲|color=black}} به قوّت خود دریا را بتلاطم میآورد و بفهم خویش رَهَب را خُرد میکند *
{{verse|۲۶|۱۳|color=black}} به روح او آسمانها زینت داده شد و دست او مار تیز رو را سفت *
{{verse|۲۶|۱۴|color=black}} اینک اینها حواشی طریقهای او است و چه آواز آهستهای درباره او میشنویم لکن رعد جبروت او را کیست که بفهمد *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و هفتم}}}}
{{فصل|۲۷}}
{{verse|۲۷|۱|color=black}} ایوب دیگر باره مَثَل خود را آورده گفت *
{{verse|۲۷|۲|color=black}} به حیات خدا که حقّ مرا برداشته و بقادرمطلق که جان مرا تلخ نموده است *
{{verse|۲۷|۳|color=black}} که مادامی که جانم در من باقی است و نفخه خدا در بینی من میباشد *
{{verse|۲۷|۴|color=black}} یقیناً لبهایم ببیانصافی تکلّم نخواهد کرد و زبانم بفریب تنطّق نخواهد نمود *
{{verse|۲۷|۵|color=black}} حاشا از من که شما را تصدیق نمایم و تا بمیرم کاملیت خویش را از خود دور نخواهم ساخت *
{{verse|۲۷|۶|color=black}} عدالت خود را قایم نگاه میدارم و آن را ترک نخواهم نمود و دلم تا زنده باشم مرا مذمّت نخواهد کرد *
{{verse|۲۷|۷|color=black}} دشمنِ من مثل شریر باشد و مقاومتکنندگانم مثل خطاکاران *
{{verse|۲۷|۸|color=black}} زیرا امید شریر چیست هنگامیکه خدا او را منقطع میسازد و حینیکه خدا جان او را میگیرد *
{{verse|۲۷|۹|color=black}} آیا خدا فریاد او را خواهد شنید هنگامیکه مصیبت بر او عارض شود *
{{verse|۲۷|۱۰|color=black}} آیا در قادرمطلق تلذّذ خواهد یافت و در همهٔ اوقات از خدا مسألت خواهد نمود *
{{verse|۲۷|۱۱|color=black}} شما را درباره دست خدا تعلیم خواهم داد و از اعمال قادرمطلق چیزی مخفی نخواهم داشت *
{{verse|۲۷|۱۲|color=black}} اینک جمیع شما این را ملاحظه کردهاید پس چرا بالکلّ باطل شدهاید *
{{verse|۲۷|۱۳|color=black}} این است نصیب مرد شریر از جانب خدا و میراث ظالمان که آن را از قادرمطلق مییابند *
{{verse|۲۷|۱۴|color=black}} اگر فرزندانش بسیار شوند شمشیر برای ایشان است و ذرّیت او از نان سیر نخواهند شد *
{{verse|۲۷|۱۵|color=black}} بازماندگان او از وبا دفن خواهند شد و بیوه زنانش گریه نخواهند کرد *
{{verse|۲۷|۱۶|color=black}} اگر چه نقره را مثل غبار اندوخته کند و لباس را مثل گِل آماده سازد *
{{verse|۲۷|۱۷|color=black}} او آماده میکند لیکن مرد عادل آن را خواهد پوشید و صالحان نقره او را تقسیم خواهند نمود *
{{verse|۲۷|۱۸|color=black}} خانه خود را مثل بید بنا میکند و مثل سایبانی که دشتبان میسازد *
{{verse|۲۷|۱۹|color=black}} او دولتمند میخوابد امّا دفن نخواهد شد چشمان خود را میگشاید و نیست<noinclude></noinclude>
rdypyr1ay6dtiq4u8b7qlx4xhbakhj6
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۲۰
104
88313
288601
2026-06-21T16:01:15Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «میباشد * {{verse|۲۷|۲۰|color=black}} ترسها مثل آب او را فرومیگیرد و گردباد او را در شب میرباید * {{verse|۲۷|۲۱|color=black}} باد شرقی او را برمیدارد و نابود میشود و او را از مکانش دور میاندازد * {{verse|۲۷|۲۲|color=black}} زیرا خدا بر او تیر خواهد انداخت و شفقت نخواهد نمود اگر چ...» ایجاد کرد
288601
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>میباشد *
{{verse|۲۷|۲۰|color=black}} ترسها مثل آب او را فرومیگیرد و گردباد او را در شب میرباید *
{{verse|۲۷|۲۱|color=black}} باد شرقی او را برمیدارد و نابود میشود و او را از مکانش دور میاندازد *
{{verse|۲۷|۲۲|color=black}} زیرا خدا بر او تیر خواهد انداخت و شفقت نخواهد نمود اگر چه او میخواهد از دست وی فرار کرده بگریزد *
{{verse|۲۷|۲۳|color=black}} مردم کفهای خود را بر او بهم میزنند و او را از مکانش صفیر زده بیرون میکنند *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و هشتم}}}}
{{فصل|۲۸}}
{{verse|۲۸|۱|color=black}} یقیناً برای نقره معدنی است و بجهت طلا جائی است که آن را قال میگذارند *
{{verse|۲۸|۲|color=black}} آهن از خاک گرفته میشود و مس از سنگ گداخته میگردد *
{{verse|۲۸|۳|color=black}} مردم برای تاریکی حدّ میگذارند و تا نهایت تمام تفحّص مینمایند تا بسنگهای ظلمت غلیظ و سایه موت *
{{verse|۲۸|۴|color=black}} کانی دور از ساکنان زمین میکَنَنْد از راهگذریان فراموش میشوند و دور از مردمان آویخته شده بهر طرف متحرّک میگردند *
{{verse|۲۸|۵|color=black}} از زمین نان بیرون میآید و ژرفیهایش مثل آتش سرنگون میشود *
{{verse|۲۸|۶|color=black}} سنگهایش مکان یاقوت کبود است و شمشهای طلا دارد *
{{verse|۲۸|۷|color=black}} آن راه را هیچ مرغ شکاری نمیداند و چشم شاهین آن را ندیده است *
{{verse|۲۸|۸|color=black}} و جانوران درنده بر آن قدم نزدهاند و شیر غرّان بر آن گذر نکرده *
{{verse|۲۸|۹|color=black}} دست خود را بسنگ خارا دراز میکنند و کوهها را از بیخ برمیکنند *
{{verse|۲۸|۱۰|color=black}} نهرها از صخرهها میکنند و چشم ایشان هر چیز نفیس را میبیند *
{{verse|۲۸|۱۱|color=black}} نهرها را از تراوش میبندند و چیزهای پنهان شده را بروشنائی بیرون میآورند *
{{verse|۲۸|۱۲|color=black}} امّا حکمت کجا پیدا میشود و جای فطانت کجا است *
{{verse|۲۸|۱۳|color=black}} انسان قیمت آن را نمیداند و در زمین زندگان پیدا نمیشود *
{{verse|۲۸|۱۴|color=black}} لجّه میگوید که در من نیست و دریا میگوید که نزد من نمیباشد *
{{verse|۲۸|۱۵|color=black}} زر خالص بعوضش داده نمیشود و نقره برای قیمتش سنجیده نمیگردد *
{{verse|۲۸|۱۶|color=black}} به زر خالص اُوفیر آن را قیمت نتوان کرد و نه بجزع گرانبها و یاقوت کبود *
{{verse|۲۸|۱۷|color=black}} با طلا و آبگینه آن را برابر نتوان کرد و زیورهای طلای خالص بدل آن نمیشود *
{{verse|۲۸|۱۸|color=black}} مرجان و بلّور مذکور نمیشود و قیمت حکمت از لعل گرانتر است *
{{verse|۲۸|۱۹|color=black}} زبرجد حبش با آن مساوی نمیشود و بزر خالص سنجیده نمیگردد *
{{verse|۲۸|۲۰|color=black}} پس حکمت از کجا میآید و مکان فطانت کجا است *
{{verse|۲۸|۲۱|color=black}} از چشم تمامی زندگان پنهان است و از مرغان هوا<noinclude></noinclude>
54vj12vnmga551f6ktsjj0b6rv18st3
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۲۱
104
88314
288602
2026-06-21T16:02:02Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «مخفی میباشد * {{verse|۲۸|۲۲|color=black}} اَبَدّون و موت میگویند که آوازه آن را بگوش خود شنیدهایم * {{verse|۲۸|۲۳|color=black}} خدا راه آن را درک میکند و او مکانش را میداند * {{verse|۲۸|۲۴|color=black}} زیرا که او تا کرانههای زمین مینگرد و آنچه را که زیر تمامی آسمان است میبیند *...» ایجاد کرد
288602
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>مخفی میباشد *
{{verse|۲۸|۲۲|color=black}} اَبَدّون و موت میگویند که آوازه آن را بگوش خود شنیدهایم *
{{verse|۲۸|۲۳|color=black}} خدا راه آن را درک میکند و او مکانش را میداند *
{{verse|۲۸|۲۴|color=black}} زیرا که او تا کرانههای زمین مینگرد و آنچه را که زیر تمامی آسمان است میبیند *
{{verse|۲۸|۲۵|color=black}} تا وزن از برای باد قرار دهد و آبها را بمیزان بپیماید *
{{verse|۲۸|۲۶|color=black}} هنگامیکه قانونی برای باران قرار داد و راهی برای سهام رعد *
{{verse|۲۸|۲۷|color=black}} آنگاه آن را دید و آن را بیان کرد آن را مهیا ساخت و هم تفتیشش نمود *
{{verse|۲۸|۲۸|color=black}} و بانسان گفت اینک ترس {{روخط|خداوند}} حکمت است و از بدی اجتناب نمودن فطانت میباشد *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و نهم}}}}
{{فصل|۲۹}}
{{verse|۲۹|۱|color=black}} و ایوب باز مَثَل خود را آورده گفت *
{{verse|۲۹|۲|color=black}} کاش که من مثل ماههای پیش میبودم و مثل روزهائی که خدا مرا در آنها نگاه میداشت *
{{verse|۲۹|۳|color=black}} هنگامیکه چراغ او بر سر من میتابید و با نور او بتاریکی راه میرفتم *
{{verse|۲۹|۴|color=black}} چنانکه در روزهای کامرانی خود میبودم هنگامیکه سّر خدا بر خیمه من میماند *
{{verse|۲۹|۵|color=black}} وقتیکه قادر مطلق هنوز با من میبود و فرزندانم باطراف من میبودند *
{{verse|۲۹|۶|color=black}} حینیکه قدمهای خود را با کَره میشستم و صخره نهرهای روغن را برایمن میریخت *
{{verse|۲۹|۷|color=black}} چون بدروازه شهر بیرون میرفتم و کرسی خود را در چهار سوق حاضر میساختم *
{{verse|۲۹|۸|color=black}} جوانان مرا دیده خود را مخفی میساختند و پیران برخاسته میایستادند *
{{verse|۲۹|۹|color=black}} سروران از سخن گفتن بازمیایستادند و دست بدهان خود میگذاشتند *
{{verse|۲۹|۱۰|color=black}} آواز شریفان ساکت میشد و زبان بکام ایشان میچسبید *
{{verse|۲۹|۱۱|color=black}} زیرا گوشی که مرا میشنید مرا خوشحال میخواند و چشمی که مرا میدید برایم شهادت میداد *
{{verse|۲۹|۱۲|color=black}} زیرا فقیری که استغاثه میکرد او را میرهانیدم و یتیمی که نیز معاون نداشت *
{{verse|۲۹|۱۳|color=black}} برکت شخصی که در هلاکت بود بمن میرسید و دل بیوهزن را خوش میساختم *
{{verse|۲۹|۱۴|color=black}} عدالت را پوشیدم و مرا ملبّس ساخت و انصاف من مثل ردا و تاج بود *
{{verse|۲۹|۱۵|color=black}} من بجهت کوران چشم بودم و بجهت لنگان پای *
{{verse|۲۹|۱۶|color=black}} برای مسکینان پدر بودم و دعوائی را که نمیدانستم تفحّص میکردم *
{{verse|۲۹|۱۷|color=black}} دندانهای آسیای شریر را میشکستم و شکار را از دندانهایش میربودم *
{{verse|۲۹|۱۸|color=black}} و میگفتم در آشیانه خود جان خواهم سپرد و ایام خویش را مثل عنقا طویل خواهم ساخت *
{{verse|۲۹|۱۹|color=black}} ریشه من بسوی آبها<noinclude></noinclude>
aqcfsp3qc8ipga3tq6jchu273ya5lh6
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۲۲
104
88315
288603
2026-06-21T16:02:20Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «کشیده خواهد گشت و شبنم بر شاخههایم ساکن خواهد شد * {{verse|۲۹|۲۰|color=black}} جلال من در من تازه خواهد شد و کمانم در دستم نو خواهد ماند * {{verse|۲۹|۲۱|color=black}} مرا میشنیدند و انتظار میکشیدند و برای مشورت من ساکت میماندند * {{verse|۲۹|۲۲|color=black}} بعد از کلام من دیگر...» ایجاد کرد
288603
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>کشیده خواهد گشت و شبنم بر شاخههایم ساکن خواهد شد *
{{verse|۲۹|۲۰|color=black}} جلال من در من تازه خواهد شد و کمانم در دستم نو خواهد ماند *
{{verse|۲۹|۲۱|color=black}} مرا میشنیدند و انتظار میکشیدند و برای مشورت من ساکت میماندند *
{{verse|۲۹|۲۲|color=black}} بعد از کلام من دیگر سخن نمیگفتند و قول من بر ایشان فرو میچکید *
{{verse|۲۹|۲۳|color=black}} و برای من مثل باران انتظار میکشیدند و دهان خویش را مثل باران آخرین باز میکردند *
{{verse|۲۹|۲۴|color=black}} اگر بر ایشان میخندیدمباور نمیکردند و نور چهره مرا تاریک نمیساختند *
{{verse|۲۹|۲۵|color=black}} راه را برای ایشان اختیار کرده بریاست مینشستم و در میان لشکر مثل پادشاه ساکن میبودم و مثل کسیکه نوحهگران را تسلّی میبخشد *
{{وسط|{{روخط|باب سی ام}}}}
{{فصل|۳۰}}
{{verse|۳۰|۱|color=black}} و امّا الان کسانیکه از من خردسالترند بر من استهزا میکنند که کراهت میداشتم از اینکه پدران ایشان را با سگان گله خود بگذارم *
{{verse|۳۰|۲|color=black}} قوّت دستهای ایشان نیز برای من چه فایده داشت کسانیکه توانائی ایشان ضایع شده بود *
{{verse|۳۰|۳|color=black}} از احتیاج و قحطی بیتاب شده زمین خشک را در ظلمت خرابی و ویرانی میخاییدند *
{{verse|۳۰|۴|color=black}} خُبازی را در میان بوتهها میچیدند و ریشه شورگیاه نان ایشان بود *
{{verse|۳۰|۵|color=black}} از میان مردمان رانده میشدند از عقب ایشان مثل دزدان هیاهو میکردند *
{{verse|۳۰|۶|color=black}} در گَریوِههای وادیها ساکن میشدند در حفرههای زمین و در صخرهها *
{{verse|۳۰|۷|color=black}} در میان بوتهها عرعر میکردند زیر خارها با هم جمع میشدند *
{{verse|۳۰|۸|color=black}} ابنای احمقان و ابنای مردم بینام بیرون از زمین رانده میگردیدند *
{{verse|۳۰|۹|color=black}} و امّا الان سرود ایشان شدهام و از برای ایشان ضربالمثل گردیدهام *
{{verse|۳۰|۱۰|color=black}} مرا مکروه داشته از من دور میشوند و از آب دهان بر رویم انداختن باز نمیایستند *
{{verse|۳۰|۱۱|color=black}} چونکه زه را بر من باز کرده مرا مبتلا ساخت پس لگام را پیش رویم رها کردند *
{{verse|۳۰|۱۲|color=black}} از طرف راست من انبوه عوامالّناس برخاسته پاهایم را از پیش در میبرند و راههای هلاکت خویش را بر من مهیا میسازند *
{{verse|۳۰|۱۳|color=black}} راه مرا خراب کرده باذیتم اقدام مینمایند و خود معاونی ندارند *
{{verse|۳۰|۱۴|color=black}} گویا از ثلمههای وسیع میآیند و از میان خرابهها بر من هجوم میآورند *
{{verse|۳۰|۱۵|color=black}} ترسها بر من برگشته آبروی مرا مثل باد تعاقب میکنند وفیروزی من مثل ابر میگذرد *
{{verse|۳۰|۱۶|color=black}} و الان جانم بر من ریخته شده است و روزهای مصیبت مرا گرفتار نموده است *<noinclude></noinclude>
ixv18yu4wrgxisjwzzyjr02vu4ryrr8
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۲۳
104
88316
288604
2026-06-21T16:02:39Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۳۰|۱۷|color=black}} شبانگاه استخوانهایم در اندرون من سفته میشود و پیهایم آرام ندارد * {{verse|۳۰|۱۸|color=black}} از شدّت سختی لباسم متغیر شده است و مرا مثل گریبان پیراهنم تنگ میگیرد * {{verse|۳۰|۱۹|color=black}} مرا در گِل انداخته است که مثل خاک و خاکستر گردیدهام * {{v...» ایجاد کرد
288604
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۳۰|۱۷|color=black}} شبانگاه استخوانهایم در اندرون من سفته میشود و پیهایم آرام ندارد *
{{verse|۳۰|۱۸|color=black}} از شدّت سختی لباسم متغیر شده است و مرا مثل گریبان پیراهنم تنگ میگیرد *
{{verse|۳۰|۱۹|color=black}} مرا در گِل انداخته است که مثل خاک و خاکستر گردیدهام *
{{verse|۳۰|۲۰|color=black}} نزد تو تضرّع مینمایم و مرا مستجاب نمیکنی و برمیخیزم و بر من نظر نمیاندازی *
{{verse|۳۰|۲۱|color=black}} خویشتن را متبدّل ساخته بر من بیرحم شدهای با قوّت دست خود بمن جفا مینمائی *
{{verse|۳۰|۲۲|color=black}} مرا بباد برداشته برآن سوار گردانیدی و مرا در تندْباد پراکنده ساختی *
{{verse|۳۰|۲۳|color=black}} زیرا میدانم که مرا بموت باز خواهی گردانید و بخانهای که برای همهٔ زندگان معین است *
{{verse|۳۰|۲۴|color=black}} یقیناً بر توده ویران دست خود را دراز نخواهد کرد و چون کسی در بلا گرفتار شود آیا باین سبب استغاثه نمیکند *
{{verse|۳۰|۲۵|color=black}} آیا برای هر مستمندی گریه نمیکردم و دلم بجهت مسکین رنجیده نمیشد *
{{verse|۳۰|۲۶|color=black}} لکن چون امید نیکویی داشتم بدی آمد و چون انتظار نور کشیدم ظلمت رسید *
{{verse|۳۰|۲۷|color=black}} احشایم میجوشد و آرام نمیگیرد و روزهای مصیبت مرا درگرفته است *
{{verse|۳۰|۲۸|color=black}} ماتم کنان بیآفتاب گردش میکنم و در جماعت برخاسته تضرّع مینمایم *
{{verse|۳۰|۲۹|color=black}} برادر شغالان شدهام و رفیق شترمرغ گردیدهام *
{{verse|۳۰|۳۰|color=black}} پوست من سیاه گشته از من میریزد و استخوانهایم از حرارت سوخته گردیده است *
{{verse|۳۰|۳۱|color=black}} بربط من بنوحهگری مبدّل شده و نای من بآواز گریهکنندگان *
{{وسط|{{روخط|باب سی و یکم}}}}
{{فصل|۳۱}}
{{verse|۳۱|۱|color=black}} با چشمان خود عهد بستهام پسچگونه بر دوشیزهای نظر افکنم *
{{verse|۳۱|۲|color=black}} زیرا قسمت خدا از اعلی چیست و نصیبقادرمطلق از اعلیعلیین *
{{verse|۳۱|۳|color=black}} آیا آن برای شریران هلاکت نیست و بجهت عاملان بدی مصیبت نی *
{{verse|۳۱|۴|color=black}} آیا او راههای مرا نمیبیند و جمیع قدمهایم را نمیشمارد *
{{verse|۳۱|۵|color=black}} اگر با دروغ راه میرفتم یا پایهایم با فریب میشتابید *
{{verse|۳۱|۶|color=black}} مرا بمیزان عدالت بسنجد تا خدا کاملیت مرا بداند *
{{verse|۳۱|۷|color=black}} اگر قدمهایم از طریق آواره گردیده و قلبم در پی چشمانم رفته و لکّهای بدستهایم چسبیده باشد *
{{verse|۳۱|۸|color=black}} پس من کِشت کنم و دیگری بخورد و محصول من از ریشه کنده شود *
{{verse|۳۱|۹|color=black}} اگر قلبم بزنی فریفته شده یا نزد در همسایه خود در کمین نشسته باشم *
{{verse|۳۱|۱۰|color=black}} پس زن من برای شخصی دیگر آسیا کند و دیگران بر او خم شوند *
{{verse|۳۱|۱۱|color=black}} زیرا که آن قباحت میبود و تقصیری<noinclude></noinclude>
t4k56wokrc9tvvz4jy7yfqbhyftcn06
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۲۴
104
88317
288605
2026-06-21T16:03:02Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «سزاوار حکم داوران * {{verse|۳۱|۱۲|color=black}} چونکه این آتشی میبود که تا ابدّون میسوزانید و تمامی محصول مرا از ریشه میکَنْد * {{verse|۳۱|۱۳|color=black}} اگر دعوی بنده و کنیز خود را ردّ میکردم هنگامی که بر من مدّعی میشدند * {{verse|۳۱|۱۴|color=black}} پس چون خدا بضدّ من برخی...» ایجاد کرد
288605
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>سزاوار حکم داوران *
{{verse|۳۱|۱۲|color=black}} چونکه این آتشی میبود که تا ابدّون میسوزانید و تمامی محصول مرا از ریشه میکَنْد *
{{verse|۳۱|۱۳|color=black}} اگر دعوی بنده و کنیز خود را ردّ میکردم هنگامی که بر من مدّعی میشدند *
{{verse|۳۱|۱۴|color=black}} پس چون خدا بضدّ من برخیزد چه خواهم کرد و هنگامیکه تفتیش نماید باو چه جواب خواهم داد *
{{verse|۳۱|۱۵|color=black}} آیا آن کس که مرا در رحم آفرید او را نیز نیافرید و آیا کس ِ واحد ما را در رحم نسرشت *
{{verse|۳۱|۱۶|color=black}} اگر مراد مسکینان را از ایشان منع نموده باشم و چشمان بیوهزنان را تار گردانیده *
{{verse|۳۱|۱۷|color=black}} اگر لقمه خود را بتنهائی خورده باشم و یتیم از آن تناول ننموده *
{{verse|۳۱|۱۸|color=black}} و حال آنکه او از جوانیام با من مثل پدر پرورش مییافت و از بطن مادرم بیوهزن را رهبری مینمودم *
{{verse|۳۱|۱۹|color=black}} اگر کسی را از برهنگی هلاک دیده باشم و مسکین را بدون پوشش *
{{verse|۳۱|۲۰|color=black}} اگر کمرهای او مرا برکت نداده باشد و از پشم گوسفندان من گرم نشده *
{{verse|۳۱|۲۱|color=black}} اگر دست خود را بریتیم بلند کرده باشم هنگامیکه اعانت خود را در دروازه میدیدم *
{{verse|۳۱|۲۲|color=black}} پس بازوی من از کتفم بیفتد و ساعدم از قلم آن شکسته شود *
{{verse|۳۱|۲۳|color=black}} زیرا که هلاکت از خدا برای من ترس میبود و بسبب کبریائی او توانائی نداشتم *
{{verse|۳۱|۲۴|color=black}} اگر طلا را امید خود میساختم و بزر خالص میگفتم تو اعتماد من هستی *
{{verse|۳۱|۲۵|color=black}} اگر از فراوانی دولت خویش شادی مینمودم و از اینکه دست من بسیار کسب نموده بود *
{{verse|۳۱|۲۶|color=black}} اگر چون آفتاب میتابید بر آن نظر میکردم و بر ماه هنگامیکه با درخشندگی سیر میکرد *
{{verse|۳۱|۲۷|color=black}} و دل من خُفیةً فریفته میشد و دهانم دستم را میبوسید *
{{verse|۳۱|۲۸|color=black}} این نیز گناهی مستوجب قصاص میبود زیرا خدای متعال را منکر میشدم *
{{verse|۳۱|۲۹|color=black}} اگر از مصیبت دشمن خود شادی میکردم یا حینی که بلا باو عارض میشد وجد مینمودم *
{{verse|۳۱|۳۰|color=black}} و حال آنکه زبان خود را از گناه ورزیدن بازداشته بر جان او لعنت را سؤال ننمودم *
{{verse|۳۱|۳۱|color=black}} اگر اهل خیمه من نمیگفتند کیست که از گوشت او سیر نشده باشد *
{{verse|۳۱|۳۲|color=black}} غریب در کوچه شب را بسر نمیبرد و در خود را بروی مسافر میگشودم *
{{verse|۳۱|۳۳|color=black}} اگر مثل آدم تقصیر خود را میپوشانیدم و عصیان خویش را در سینه خود مخفی میساختم *
{{verse|۳۱|۳۴|color=black}} از این جهت که از انبوه کثیر میترسیدم و اهانت قبایل مرا هراسان میساخت پس ساکت مانده از در خود بیرون نمیرفتم *
{{verse|۳۱|۳۵|color=black}} کاش کسی بود که مرا میشنید اینک امضای من حاضر است پس قادر مطلق مرا جواب دهد و اینک کتابتی که مدّعی من نوشته<noinclude></noinclude>
psqr6cb34cdoib03cen4p0uuwwfoa4q
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۲۵
104
88318
288606
2026-06-21T16:03:23Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «است * {{verse|۳۱|۳۶|color=black}} یقیناً که آن را بر دوش خود برمیداشتم و مثل تاج بر خود میبستم * {{verse|۳۱|۳۷|color=black}} شماره قدمهای خود را برای او بیان میکردم و مثل امیری باو تقرّب میجستم * {{verse|۳۱|۳۸|color=black}} اگر زمین من بر من فریاد میکرد و مرزهایش باهم گریه میکر...» ایجاد کرد
288606
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>است *
{{verse|۳۱|۳۶|color=black}} یقیناً که آن را بر دوش خود برمیداشتم و مثل تاج بر خود میبستم *
{{verse|۳۱|۳۷|color=black}} شماره قدمهای خود را برای او بیان میکردم و مثل امیری باو تقرّب میجستم *
{{verse|۳۱|۳۸|color=black}} اگر زمین من بر من فریاد میکرد و مرزهایش باهم گریه میکردند *
{{verse|۳۱|۳۹|color=black}} اگر محصولاتش را بدون قیمت میخوردم و جان مالکانش را تلف مینمودم *
{{verse|۳۱|۴۰|color=black}} پس خارها بعوض گندم و کرکاس بعوض جو بروید سخنان ایوب تمام شد *
{{وسط|{{روخط|باب سی و دوم}}}}
{{فصل|۳۲}}
{{verse|۳۲|۱|color=black}} پس آن سه مرد از جواب دادن بایوبباز ماندند چونکه او در نظر خود عادل بود *
{{verse|۳۲|۲|color=black}} آنگاه خشم الیهو ابن بَرَکئیل بوزی که از قبیله رام بود مشتعل شد و غضبش بر ایوب افروخته گردید از این جهت که خویشتن را از خدا عادلتر مینمود *
{{verse|۳۲|۳|color=black}} و خشمش بر سه رفیق خود افروخته گردید از این جهت که هر چند جواب نمییافتند امّا ایوب را مجرم میشمردند *
{{verse|۳۲|۴|color=black}} و الیهو از سخن گفتن با ایوب درنگ نموده بود زیرا که ایشان در عمر از وی بزرگتر بودند *
{{verse|۳۲|۵|color=black}} امّا چون الیهو دید که بزبان آن سه مرد جوابی نیست پس خشمش افروخته شد *
{{verse|۳۲|۶|color=black}} و الیهو ابن برکئیل بوزی بسخن آمده گفت من در عمر صغیر هستم و شما موسفید بنابراین ترسیده جرأت نکردم که رأی خود را برای شما بیان کنم *
{{verse|۳۲|۷|color=black}} و گفتم روزها سخن گوید و کثرت سالها حکمت را اعلام نماید *
{{verse|۳۲|۸|color=black}} لیکن در انسان روحی هست و نفخه قادرمطلق ایشان را فطانت میبخشد *
{{verse|۳۲|۹|color=black}} بزرگان نیستند که حکمت دارند و نه پیران که انصاف را میفهمند *
{{verse|۳۲|۱۰|color=black}} بنابراین میگویم که مرا بشنو و من نیز رأی خود را بیان خواهم نمود *
{{verse|۳۲|۱۱|color=black}} اینک از سخن گفتن با شما درنگ نمودم و بَراهینِ شما را گوش گرفتم تا سخنان را کاوِش گردید *
{{verse|۳۲|۱۲|color=black}} و من در شما تأمّل نمودم و اینک کسی از شما نبود که ایوب را ملزم سازد یا سخنان او راجواب دهد *
{{verse|۳۲|۱۳|color=black}} مبادا بگویید که حکمت را دریافت نمودهایم خدا او را مغلوب میسازد و نه انسان *
{{verse|۳۲|۱۴|color=black}} زیرا که سخنان خود را بضّد من ترتیب نداده است و بسخنان شما او را جواب نخواهم داد *
{{verse|۳۲|۱۵|color=black}} ایشان حیران شده دیگر جواب ندادند و سخن از ایشان منقطع شد *
{{verse|۳۲|۱۶|color=black}} پس آیا من انتظار بکشم چونکه سخن نمیگویند و ساکت شده دیگر جواب نمیدهند *
{{verse|۳۲|۱۷|color=black}} پس من نیز از حصّه خود جواب خواهم داد و من نیز رأی<noinclude></noinclude>
dyruhmiyjylj12v6udeqe7jkhiyss8l
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۲۶
104
88319
288607
2026-06-21T16:03:51Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «خود را بیان خواهم نمود * {{verse|۳۲|۱۸|color=black}} زیرا که از سخنان مملّو هستم و روحِ باطنِ من مرا بتنگ میآورد * {{verse|۳۲|۱۹|color=black}} اینک دل من مثل شرابی است که مفتوح نشده باشد و مثل مشکهای تازه نزدیک است بترکد * {{verse|۳۲|۲۰|color=black}} سخن خواهم راند تا راحت یابم...» ایجاد کرد
288607
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خود را بیان خواهم نمود *
{{verse|۳۲|۱۸|color=black}} زیرا که از سخنان مملّو هستم و روحِ باطنِ من مرا بتنگ میآورد *
{{verse|۳۲|۱۹|color=black}} اینک دل من مثل شرابی است که مفتوح نشده باشد و مثل مشکهای تازه نزدیک است بترکد *
{{verse|۳۲|۲۰|color=black}} سخن خواهم راند تا راحت یابم و لبهای خود را گشوده جواب خواهم داد *
{{verse|۳۲|۲۱|color=black}} حاشا از من که طرفداری نمایم و باحدی کلام تملّقآمیز گویم *
{{verse|۳۲|۲۲|color=black}} چونکه بگفتن سخنان تملّقآمیز عارف نیستم والاّ خالقم مرا بزودی خواهد برداشت *
{{وسط|{{روخط|باب سی و سوم}}}}
{{فصل|۳۳}}
{{verse|۳۳|۱|color=black}} لیکن ای ایوب سخنان مرا استماع نما و بتمامی کلام من گوش بگیر *
{{verse|۳۳|۲|color=black}} اینک الان دهان خود را گشودم و زبانم در کامم متکلّم شد *
{{verse|۳۳|۳|color=black}} کلام من موافق راستی قلبم خواهد بود و لبهایم بمعرفت خالص تنطّق خواهد نمود *
{{verse|۳۳|۴|color=black}} روح خدا مرا آفریده و نفخه قادرمطلق مرا زنده ساخته است *
{{verse|۳۳|۵|color=black}} اگر میتوانی مرا جواب ده و پیش روی من کلام را ترتیب داده بایست *
{{verse|۳۳|۶|color=black}} اینک من مثل تو از خدا هستم و من نیز از گِل سرشته شدهام *
{{verse|۳۳|۷|color=black}} اینک هیبت من تو را نخواهد ترسانید و وقار من بر تو سنگین نخواهد شد *
{{verse|۳۳|۸|color=black}} یقیناً در گوش من سخن گفتی و آواز کلام تو را شنیدم *
{{verse|۳۳|۹|color=black}} که گفتی من زکی و بیتقصیر هستم من پاک هستم و در من گناهی نیست *
{{verse|۳۳|۱۰|color=black}} اینک اوعلّتها برمن میجوید و مرا دشمن خود میشمارد *
{{verse|۳۳|۱۱|color=black}} پایهایم را در کُنده میگذارد و همهٔ راههایم را مراقبت مینماید *
{{verse|۳۳|۱۲|color=black}} هان در این امر تو صادق نیستی من تو را جواب میدهم زیرا خدا از انسان بزرگتر است *
{{verse|۳۳|۱۳|color=black}} چرا با او معارضه مینمائی از این جهت که از همهٔ اعمال خود اطّلاع نمیدهد *
{{verse|۳۳|۱۴|color=black}} زیرا خدا یک دفعه تکلّم میکند بلکه دو دفعه و انسان ملاحظه نمینماید *
{{verse|۳۳|۱۵|color=black}} در خواب در رؤیای شب چون خواب سنگین بر انسان مستولی میشود حینی که در بستر خود در خواب میباشد *
{{verse|۳۳|۱۶|color=black}} آنگاه گوشهای انسان را میگشاید و تأدیب ایشان را ختم میسازد *
{{verse|۳۳|۱۷|color=black}} تا انسان را از اعمالش برگرداند و تکبّر را از مردمان بپوشاند *
{{verse|۳۳|۱۸|color=black}} جان او را از حفره نگاه میدارد و حیات او را از هلاکت شمشیر *
{{verse|۳۳|۱۹|color=black}} با درد در بستر خود سرزنش مییابد و اضطراب دایمی در استخوانهای وی است *
{{verse|۳۳|۲۰|color=black}} پس جان او نان را مکروه میدارد و نفس او خوراک لطیف را *
{{verse|۳۳|۲۱|color=black}} گوشت او چنان فرسوده شد که دیده نمیشود و استخوانهای وی که دیده<noinclude></noinclude>
fabbu3rl7plno16iuxquo9ahw51a9rb
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۲۷
104
88320
288608
2026-06-21T16:04:10Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «نمیشد برهنه گردیده است * {{verse|۳۳|۲۲|color=black}} جان او بحفره نزدیک میشود و حیات او بهلاککنندگان * {{verse|۳۳|۲۳|color=black}} اگر برای وی یکی بمنزله هزار فرشته یا متوسطی باشد تا آنچه را که برای انسان راست است بوی اعلان نماید * {{verse|۳۳|۲۴|color=black}} آنگاه بر او ترحّم...» ایجاد کرد
288608
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نمیشد برهنه گردیده است *
{{verse|۳۳|۲۲|color=black}} جان او بحفره نزدیک میشود و حیات او بهلاککنندگان *
{{verse|۳۳|۲۳|color=black}} اگر برای وی یکی بمنزله هزار فرشته یا متوسطی باشد تا آنچه را که برای انسان راست است بوی اعلان نماید *
{{verse|۳۳|۲۴|color=black}} آنگاه بر او ترحّم نموده خواهد گفت او را از فرو رفتن بهاویه برهان من کفّارهای پیدا نمودهام *
{{verse|۳۳|۲۵|color=black}} گوشت او از گوشت طفل لطیفتر خواهد شد و بایام جوانی خود خواهد برگشت *
{{verse|۳۳|۲۶|color=black}} نزد خدا دعا کرده او را مستجاب خواهد فرمود و روی او را با شادمانیخواهد دید و عدالت انسان را باو رّد خواهد نمود *
{{verse|۳۳|۲۷|color=black}} پس در میان مردمان سرود خوانده خواهد گفت گناه کردم و راستی را منحرف ساختم و مکافات آن بمن نرسید *
{{verse|۳۳|۲۸|color=black}} نفس مرا از فرورفتن بهاویه فدیه داد و جان من نور را مشاهده میکند *
{{verse|۳۳|۲۹|color=black}} اینک همهٔ این چیزها را خدا بعمل میآورد دو دفعه و سه دفعه با انسان *
{{verse|۳۳|۳۰|color=black}} تا جان او را از هلاکت برگرداند و او را از نور زندگان منوّر سازد *
{{verse|۳۳|۳۱|color=black}} ای ایوب متوجّه شده مرا استماع نما و خاموش باش تا من سخن رانم *
{{verse|۳۳|۳۲|color=black}} اگر سخنی داری بمن جواب بده متکلّم شو زیرا میخواهم تو را مبرّی سازم *
{{verse|۳۳|۳۳|color=black}} و اگر نه تو مرا بشنو خاموش باش تا حکمت را بتو تعلیم دهم *
{{وسط|{{روخط|باب سی و چهارم}}}}
{{فصل|۳۴}}
{{verse|۳۴|۱|color=black}} پس الِیهو تکلّم نموده گفت *
{{verse|۳۴|۲|color=black}} ایحکیمان سخنان مرا بشنوید و ای عارفان بمن گوش گیرید *
{{verse|۳۴|۳|color=black}} زیرا گوش سخنان را امتحان میکند چنانکه کام طعام را ذوق مینماید *
{{verse|۳۴|۴|color=black}} انصاف را برای خود اختیار کنیم و در میان خود نیکویی را بفهمیم *
{{verse|۳۴|۵|color=black}} چونکه ایوب گفته است که بیگناه هستم و خدا داد مرا از من برداشته است *
{{verse|۳۴|۶|color=black}} هرچند انصاف با من است دروغگو شمرده شدهام و هرچند بیتقصیرم جراحت من علاجناپذیر است *
{{verse|۳۴|۷|color=black}} کدام شخص مثل ایوب است که سُخریه را مثل آب مینوشد *
{{verse|۳۴|۸|color=black}} که در رفاقت بدکاران سالک میشود و با مردان شریر رفتار مینماید *
{{verse|۳۴|۹|color=black}} زیرا گفته است انسان را فایدهای نیست که رضامندی خدا را بجوید *
{{verse|۳۴|۱۰|color=black}} پس الان ای صاحبان فطانت مرا بشنوید حاشا از خدا که بدی کند و از قادرمطلق که ظلم نماید *
{{verse|۳۴|۱۱|color=black}} زیرا که انسان را بحسب عملش مکافات میدهد و بر هرکس موافق راهش میرساند *
{{verse|۳۴|۱۲|color=black}} و بدرستی که خدا بدی نمیکند و قادر مطلق انصاف را منحرف نمیسازد *
{{verse|۳۴|۱۳|color=black}} کیست که<noinclude></noinclude>
eblr1mvimoq89k70tglol5v2pnf2szd
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۲۸
104
88321
288609
2026-06-21T16:04:27Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «زمین را باو تفویض نموده و کیست که تمامی ربع مسکون را باو سپرده باشد * {{verse|۳۴|۱۴|color=black}} اگر او دل خود را بوی مشغول سازد اگر روح و نفخه خویش را نزد خود بازگیرد * {{verse|۳۴|۱۵|color=black}} تمامی بشر با هم هلاک میشوند و انسان بخاک راجع میگردد * {{verse|۳۴|۱۶|color=blac...» ایجاد کرد
288609
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>زمین را باو تفویض نموده و کیست که تمامی ربع مسکون را باو سپرده باشد *
{{verse|۳۴|۱۴|color=black}} اگر او دل خود را بوی مشغول سازد اگر روح و نفخه خویش را نزد خود بازگیرد *
{{verse|۳۴|۱۵|color=black}} تمامی بشر با هم هلاک میشوند و انسان بخاک راجع میگردد *
{{verse|۳۴|۱۶|color=black}} پس اگر فهم داری این را بشنو و بآواز کلام من گوش ده *
{{verse|۳۴|۱۷|color=black}} آیا کسی که از انصاف نفرت دارد سلطنت خواهد نمود و آیا عادل کبیر را بگناه اسناد میدهی *
{{verse|۳۴|۱۸|color=black}} آیا بپادشاه گفته میشود که تو لئیم هستی یا بنجیبان که شریر میباشید *
{{verse|۳۴|۱۹|color=black}} پس چگونه بآنکه امیران را طرفداری نمینماید و دولتمند را بر فقیر ترجیح نمیدهد زیرا که جمیع ایشان عمل دستهای ویاند *
{{verse|۳۴|۲۰|color=black}} در لحظهای در نصف شب میمیرند قوم مشوّش شده میگذرند و زورآوران بیواسطه دست انسان هلاک میشوند *
{{verse|۳۴|۲۱|color=black}} زیرا چشمان او بر راههای انسان میباشد و تمامی قدمهایش را مینگرد *
{{verse|۳۴|۲۲|color=black}} ظلمتی نیست و سایه موت نی که خطاکاران خویشتن را درآن پنهان نمایند *
{{verse|۳۴|۲۳|color=black}} زیرا اندک زمانی بر احدی تأمّل نمیکند تا او پیش خدا بمحاکمه بیاید *
{{verse|۳۴|۲۴|color=black}} زورآوران را بدون تفحّص خُرد میکند و دیگران را بجای ایشان قرار میدهد *
{{verse|۳۴|۲۵|color=black}} هرآینه اعمال ایشان را تشخیص مینماید و شبانگاه ایشان را واژگون میسازد تا هلاک شوند *
{{verse|۳۴|۲۶|color=black}} به جای شریران ایشان را میزند در مکاننظرکنندگان *
{{verse|۳۴|۲۷|color=black}} از آن جهت که از متابعت او منحرف شدند و در همهٔ طریقهای وی تأمّل ننمودند *
{{verse|۳۴|۲۸|color=black}} تا فریاد فقیر را باو برسانند و او فغان مسکینان را بشنود *
{{verse|۳۴|۲۹|color=black}} چون او آرامی دهد کیست که در اضطراب اندازد و چون روی خود را بپوشاند کیست که او را تواند دید خواه بامّتی خواه بانسانی مساوی است *
{{verse|۳۴|۳۰|color=black}} تا مردمان فاجر سلطنت ننمایند و قوم را بدام گرفتار نسازند *
{{verse|۳۴|۳۱|color=black}} لیکن آیا کسی هست که بخدا بگوید سزا یافتم دیگر عصیان نخواهم ورزید *
{{verse|۳۴|۳۲|color=black}} و آنچه را که نمیبینم تو بمن بیاموز و اگر گناه کردم بار دیگر نخواهم نمود *
{{verse|۳۴|۳۳|color=black}} آیا برحسب رأی تو جزا داده خواهد گفت چونکه تو رد میکنی پس تو اختیار کن و نه من و آنچه صواب میدانی بگو *
{{verse|۳۴|۳۴|color=black}} صاحبان فطانت بمن خواهند گفت بلکه هر مرد حکیمی که مرا میشنود *
{{verse|۳۴|۳۵|color=black}} که ایوب بدون معرفت حرف میزند و کلام او از روی تعقّل نیست *
{{verse|۳۴|۳۶|color=black}} کاش که ایوب تا بآخر آزموده شود زیرا که مثل شریران جواب میدهد *
{{verse|۳۴|۳۷|color=black}} چونکه بر گناه خود طغیان را مزید میکند و در میان ما دستک میزند و بضّد خدا سخنان بسیار میگوید *<noinclude></noinclude>
pqvqc1tni11s989wppdnlndyjvh9rz6
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۲۹
104
88322
288610
2026-06-21T16:04:54Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب سی و پنجم}}}} {{فصل|۳۵}} {{verse|۳۵|۱|color=black}} و الِیهو باز متکلّم شده گفت * {{verse|۳۵|۲|color=black}} آیا این را انصاف میشماری که گفتی من از خدا عادلتر هستم * {{verse|۳۵|۳|color=black}} زیرا گفتهای برای تو چه فایده خواهد شد و بچه چیز بیشتر از گناهم منفعت خواهم...» ایجاد کرد
288610
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب سی و پنجم}}}}
{{فصل|۳۵}}
{{verse|۳۵|۱|color=black}} و الِیهو باز متکلّم شده گفت *
{{verse|۳۵|۲|color=black}} آیا این را انصاف میشماری که گفتی من از خدا عادلتر هستم *
{{verse|۳۵|۳|color=black}} زیرا گفتهای برای تو چه فایده خواهد شد و بچه چیز بیشتر از گناهم منفعت خواهم یافت *
{{verse|۳۵|۴|color=black}} من تو را جواب میگویم و رفقایت را با تو *
{{verse|۳۵|۵|color=black}} به سوی آسمانها نظر کن و ببین و افلاک را ملاحظه نما که از تو بلندترند *
{{verse|۳۵|۶|color=black}} اگر گناه کردی باو چه رسانیدی و اگر تقصیرهای تو بسیار شد برای وی چه کردی *
{{verse|۳۵|۷|color=black}} اگر بیگناه شدی باو چه بخشیدی و یا از دست تو چه چیز را گرفته است *
{{verse|۳۵|۸|color=black}} شرارت تو بمردی چون تو ضرر میرساند و عدالت تو ببنیآدم فایده میرساند *
{{verse|۳۵|۹|color=black}} از کثرت ظلمها فریاد برمیآورند و از دست زورآوران استغاثه میکنند *
{{verse|۳۵|۱۰|color=black}} و کسی نمیگوید که خدای آفریننده من کجا است که شبانگاه سرودها میبخشد *
{{verse|۳۵|۱۱|color=black}} و ما را از بهایم زمین تعلیم میدهد و از پرندگان آسمان حکمت میبخشد *
{{verse|۳۵|۱۲|color=black}} پس بسبب تکبّر شریران فریاد میکنند امّا او اجابت نمینماید *
{{verse|۳۵|۱۳|color=black}} زیرا خدا بطالت را نمیشنود و قادر مطلق برآن ملاحظه نمیفرماید *
{{verse|۳۵|۱۴|color=black}} هرچند میگویی که او را نمیبینم لیکن دعوی در حضور وی است پس منتظر او باش *
{{verse|۳۵|۱۵|color=black}} و امّا الان از این سبب که در غضب خویش مطالبه نمیکند و بکثرت گناه اعتنا نمینماید *
{{verse|۳۵|۱۶|color=black}} از این جهت ایوب دهان خود را ببطالت میگشاید و بدون معرفت سخنان بسیار میگوید *
{{وسط|{{روخط|باب سی و ششم}}}}
{{فصل|۳۶}}
{{verse|۳۶|۱|color=black}} و الِیهو باز گفت *
{{verse|۳۶|۲|color=black}} برای من اندکی صبر کن تا تو را اعلام نمایم زیرا از برای خدا هنوز سخنی باقی است *
{{verse|۳۶|۳|color=black}} عِلم خود را از دور خواهم آورد و بخالق خویش عدالت را توصیف خواهم نمود *
{{verse|۳۶|۴|color=black}} چونکه حقیقت کلام من دروغ نیست و آنکه در عِلم کامل است نزد تو حاضر است *
{{verse|۳۶|۵|color=black}} اینک خدا قدیر است و کسی را اهانت نمیکند و در قوّت عقل قادر است *
{{verse|۳۶|۶|color=black}} شریر را زنده نگاه نمیدارد و داد مسکینان را میدهد *
{{verse|۳۶|۷|color=black}} چشمان خود را از عادلان برنمیگرداند بلکه ایشان را با پادشاهان بر کرسی تا بابد مینشاند پس سرافراشته میشوند *
{{verse|۳۶|۸|color=black}} امّا هرگاه بزنجیرها بسته شوند و ببندهای مصیبت<noinclude></noinclude>
1r9jzdavf6t84s3jia19le7p3trg3kl
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۳۰
104
88323
288611
2026-06-21T16:05:09Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «گرفتار گردند * {{verse|۳۶|۹|color=black}} آنگاه اعمال ایشان را بایشان مینمایاند و تقصیرهای ایشان را از اینکه تکبّر نمودهاند * {{verse|۳۶|۱۰|color=black}} و گوشهای ایشان را برای تأدیب باز میکند و امر میفرماید تا از گناه بازگشت نمایند * {{verse|۳۶|۱۱|color=black}} پس اگر بشنون...» ایجاد کرد
288611
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>گرفتار گردند *
{{verse|۳۶|۹|color=black}} آنگاه اعمال ایشان را بایشان مینمایاند و تقصیرهای ایشان را از اینکه تکبّر نمودهاند *
{{verse|۳۶|۱۰|color=black}} و گوشهای ایشان را برای تأدیب باز میکند و امر میفرماید تا از گناه بازگشت نمایند *
{{verse|۳۶|۱۱|color=black}} پس اگر بشنوند و او را عبادت نمایند ایام خویش را در سعادت بسر خواهند برد و سالهای خود را در شادمانی *
{{verse|۳۶|۱۲|color=black}} و امّا اگر نشنوند از تیغ خواهند افتاد و بدون معرفت جان را خواهند سپرد *
{{verse|۳۶|۱۳|color=black}} امّا آنانی که در دل فاجرند غضب را ذخیره مینمایند و چون ایشان را میبندد استغاثه نمینمایند *
{{verse|۳۶|۱۴|color=black}} ایشان در عنفوان جوانی میمیرند و حیات ایشان با فاسقان تلف میشود *
{{verse|۳۶|۱۵|color=black}} مصیبت کشان را بمصیبت ایشان نجات میبخشد و گوش ایشان را در تنگی باز میکند *
{{verse|۳۶|۱۶|color=black}} پس تو را نیز از دهان مصیبت بیرون میآورد در مکان وسیع که در آن تنگی نمیبود و زاد سفره تو از فربهی مملوّ میشد *
{{verse|۳۶|۱۷|color=black}} و تو از داوری شریر پر هستی لیکن داوری و انصاف با هم مُلْتَصِقند *
{{verse|۳۶|۱۸|color=black}} باحذر باش مبادا خشم تو را بتعدّی ببرد و زیادتی کفّاره تو را منحرف سازد *
{{verse|۳۶|۱۹|color=black}} آیا او دولت تو را بحساب خواهد آورد نی نه طلا و نه تمامی قوای توانگری را *
{{verse|۳۶|۲۰|color=black}} برای شب آرزومند مباش که امّتها را از جای ایشان میبرد *
{{verse|۳۶|۲۱|color=black}} با حذر باش که بگناه مایل نشوی زیرا که تو آن را بر مصیبت ترجیح دادهای *
{{verse|۳۶|۲۲|color=black}} اینک خدا در قوّت خود متعال میباشد کیست که مثل او تعلیم بدهد *
{{verse|۳۶|۲۳|color=black}} کیست که طریق او را باو تفویض کرده باشد و کیست که بگوید تو بیانصافی نمودهای *
{{verse|۳۶|۲۴|color=black}} به یاد داشته باش که اعمال او را تکبیر گویی که درباره آنها مردمان میسرایند *
{{verse|۳۶|۲۵|color=black}} جمیع آدمیان بآنها مینگرند مردمانْ آنها را از دور مشاهده مینمایند *
{{verse|۳۶|۲۶|color=black}} اینکخدا متعال است و او را نمیشناسیم و شماره سالهای او را تفحّص نتوان کرد *
{{verse|۳۶|۲۷|color=black}} زیرا که قطرههای آب را جذب میکند و آنها باران را از بخارات آن میچکاند *
{{verse|۳۶|۲۸|color=black}} که ابرها آن را بشدّت میریزد و بر انسان بفراوانی میتراود *
{{verse|۳۶|۲۹|color=black}} آیا کیست که بفهمد ابرها چگونه پهن میشوند یا رعدهای خیمه او را بداند *
{{verse|۳۶|۳۰|color=black}} اینک نور خود را بر آن میگستراند و عمقهای دریا را میپوشاند *
{{verse|۳۶|۳۱|color=black}} زیرا که بواسطه آنها قومها را داوری میکند و رزق را بفراوانی میبخشد *
{{verse|۳۶|۳۲|color=black}} دستهای خود را با برق میپوشاند و آن را بر هدف مأمور میسازد *
{{verse|۳۶|۳۳|color=black}} رعدش از او خبر میدهد و مواشی از برآمدن او اطّلاع میدهند *<noinclude></noinclude>
73b06kw1r4xsf1wqshp7vu8lw72i0ag
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۳۱
104
88324
288612
2026-06-21T16:05:55Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب سی و هفتم}}}} {{فصل|۳۷}} {{verse|۳۷|۱|color=black}} از این نیز دل من میلرزد و از جای خود متحّرک میگردد * {{verse|۳۷|۲|color=black}} گوش داده صدای آواز او را بشنوید و زمزمهای را که از دهان وی صادر میشود * {{verse|۳۷|۳|color=black}} آن را در زیر تمامی آسمانها میفرستد و...» ایجاد کرد
288612
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب سی و هفتم}}}}
{{فصل|۳۷}}
{{verse|۳۷|۱|color=black}} از این نیز دل من میلرزد و از جای خود متحّرک میگردد *
{{verse|۳۷|۲|color=black}} گوش داده صدای آواز او را بشنوید و زمزمهای را که از دهان وی صادر میشود *
{{verse|۳۷|۳|color=black}} آن را در زیر تمامی آسمانها میفرستد و برق خویش را تا کرانهای زمین *
{{verse|۳۷|۴|color=black}} بعد از آن صدای غرّش میکند و بآواز جلال خویش رعد میدهد و چون آوازش شنیده شد آنها را تأخیر نمینماید *
{{verse|۳۷|۵|color=black}} خدا از آواز خود رعدهای عجیب میدهد اعمال عظیمی که ما آنها را ادراک نمیکنیم بعمل میآورد *
{{verse|۳۷|۶|color=black}} زیرا برف را میگوید بر زمین بیفت و همچنین بارش باران را و بارش بارانهای زورآور خویش را *
{{verse|۳۷|۷|color=black}} دست هر انسان را مختوم میسازد تا جمیع مردمان اعمال او را بدانند *
{{verse|۳۷|۸|color=black}} آنگاه وحوش بمأوای خود میروند و در بیشههای خویش آرام میگیرند *
{{verse|۳۷|۹|color=black}} از برجهای جنوب گردباد میآید و از برجهای شمال برودت *
{{verse|۳۷|۱۰|color=black}} از نفخه خدا یخ بسته میشود و سطح آبها منجمد میگردد *
{{verse|۳۷|۱۱|color=black}} ابرها را نیز برطوبت سنگین میسازد و سحاب برقخود را پراکنده میکند *
{{verse|۳۷|۱۲|color=black}} و آنها بدلالت او بهر سو منقلب میشوند تا هرآنچه بآنها امر فرماید بر روی تمامی ربع مسکون بعمل آورند *
{{verse|۳۷|۱۳|color=black}} خواه آنها را برای تأدیب بفرستد یا بجهت زمین خود یا برای رحمت *
{{verse|۳۷|۱۴|color=black}} ای ایوب این را استماع نما بایست و در اعمال عجیب خدا تأمّل کن *
{{verse|۳۷|۱۵|color=black}} آیا مطّلع هستی وقتیکه خدا عزم خود را بآنها قرار میدهد و برق ابرهای خود را درخشان میسازد *
{{verse|۳۷|۱۶|color=black}} آیا تو از موازنه ابرها مطّلع هستی یا از اعمال عجیبه او که در عِلم کامل است *
{{verse|۳۷|۱۷|color=black}} که چگونه رختهای تو گرم میشود هنگامی که زمین از باد جنوبی ساکن میگردد *
{{verse|۳۷|۱۸|color=black}} آیا مثل او میتوانی فلک را بگسترانی که مانند آینه ریختهشده مستحکم است *
{{verse|۳۷|۱۹|color=black}} ما را تعلیم بده که با وی چه توانیم گفت زیرا بسبب تاریکی سخن نیکو نتوانیم آورد *
{{verse|۳۷|۲۰|color=black}} یا چون سخن گویم باو خبر داده میشود یا انسان سخن گوید تا هلاک گردد *
{{verse|۳۷|۲۱|color=black}} و حال آفتاب را نمیتوان دید هرچند در سپهر درخشان باشد تا باد وزیده آن را پاک کند *
{{verse|۳۷|۲۲|color=black}} درخشندگی طلائی از شمال میآید و نزد خدا جلال مهیب است *
{{verse|۳۷|۲۳|color=black}} قادر مطلق را ادراک نمیتوانیم کرد او در قوّت و راستی عظیم است و در عدالت کبیر که بیانصافی نخواهد کرد *
{{verse|۳۷|۲۴|color=black}} لهذا مردمان از او میترسند امّا او بر جمیع دانادلان نمینگرد *<noinclude></noinclude>
54nihh5l1gubm628e6zbv0df2jahcyk
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۳۲
104
88325
288613
2026-06-21T16:06:16Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب سی و هشتم}}}} {{فصل|۳۸}} {{verse|۳۸|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} ایوب را از میان گردباد خطاب کرده گفت * {{verse|۳۸|۲|color=black}} کیست که مشورت را از سخنان بیعلم تاریک میسازد * {{verse|۳۸|۳|color=black}} الان کمر خود را مثل مرد ببند زیرا که از تو سؤال مینمایم پس...» ایجاد کرد
288613
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب سی و هشتم}}}}
{{فصل|۳۸}}
{{verse|۳۸|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} ایوب را از میان گردباد خطاب کرده گفت *
{{verse|۳۸|۲|color=black}} کیست که مشورت را از سخنان بیعلم تاریک میسازد *
{{verse|۳۸|۳|color=black}} الان کمر خود را مثل مرد ببند زیرا که از تو سؤال مینمایم پس مرا اعلام نما *
{{verse|۳۸|۴|color=black}} وقتیکه زمین را بنیاد نهادم کجا بودی بیان کن اگر فهم داری *
{{verse|۳۸|۵|color=black}} کیست که آن را پیمایش نمود اگر میدانی و کیست که ریسمانکار را بر آن کشید *
{{verse|۳۸|۶|color=black}} پایههایش بر چه چیز گذاشته شد و کیست که سنگ زاویهاش را نهاد *
{{verse|۳۸|۷|color=black}} هنگامی که ستارگان صبح با هم ترنّم نمودند و جمیع پسران خدا آواز شادمانی دادند *
{{verse|۳۸|۸|color=black}} و کیست که دریا را بدرها مسدود ساخت وقتی که بدر جست و از رحم بیرون آمد *
{{verse|۳۸|۹|color=black}} وقتی که ابرها را لباس آن گردانیدم و تاریکی غلیظ را قنداقه آن ساختم *
{{verse|۳۸|۱۰|color=black}} و حدّی برای آن قرار دادم و پشتبندها و درها تعیین نمودم *
{{verse|۳۸|۱۱|color=black}} و گفتم تا باینجا بیا و تجاوز منما و در اینجا امواج سرکش تو بازداشته شود *
{{verse|۳۸|۱۲|color=black}} آیا تو از ابتدای عمر خود صبح را فرمان دادی و فجر را بموضعش عارف گردانیدی *
{{verse|۳۸|۱۳|color=black}} تا کرانههای زمین را فرو گیرد و شریران از آن افشانده شوند *
{{verse|۳۸|۱۴|color=black}} مثل گِل زیر خاتم مبدّل میگردد و همهٔ چیز مثل لباس صورت میپذیرد *
{{verse|۳۸|۱۵|color=black}} و نور شریران از ایشان گرفته میشود و بازوی بلند شکسته میگردد *
{{verse|۳۸|۱۶|color=black}} آیا بچشمههای دریا داخل شده یا بعمقهای لجّه رفتهای *
{{verse|۳۸|۱۷|color=black}} آیا درهای موت برای تو باز شده است یا درهای سایه موت را دیدهای *
{{verse|۳۸|۱۸|color=black}} آیا پهنای زمین را ادراک کردهای خبر بده اگر این همهٔ را میدانی *
{{verse|۳۸|۱۹|color=black}} راه مسکن نور کدام است و مکان ظلمت کجا میباشد *
{{verse|۳۸|۲۰|color=black}} تا آن را بحدودش برسانی و راههای خانه او را درک نمائی *
{{verse|۳۸|۲۱|color=black}} البتّه میدانی چونکه در آنوقت مولود شدی و عدد روزهایت بسیار است *
{{verse|۳۸|۲۲|color=black}} آیا بمخزنهای برف داخل شده وخزینههای تگرگ را مشاهده نمودهای *
{{verse|۳۸|۲۳|color=black}} که آنها را بجهت وقت تنگی نگاه داشتم بجهت روز مقاتله و جنگ *
{{verse|۳۸|۲۴|color=black}} به چه طریق روشنائی تقسیم میشود و باد شرقی بر روی زمین منتشر میگردد *
{{verse|۳۸|۲۵|color=black}} کیست که رودخانهای برای سیل کند یا طریقی بجهت صاعقهها ساخت *
{{verse|۳۸|۲۶|color=black}} تا بر زمینی که کسی در آن نیست ببارد و بر بیابانی که در آن آدمی نباشد *
{{verse|۳۸|۲۷|color=black}} تا زمین ویران و بایر را سیراب کند و علفهای تازه را از آن برویاند *
{{verse|۳۸|۲۸|color=black}} آیا باران را پدری هست یا کیست که<noinclude></noinclude>
9gqc9xbys63evnbfh5ri6hmzdu429nm
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۳۳
104
88326
288614
2026-06-21T16:06:46Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «قطرات شبنم را تولید نمود * {{verse|۳۸|۲۹|color=black}} از رَحِم کیست که یخ بیرون آمد و ژاله آسمان را کیست که تولید نمود * {{verse|۳۸|۳۰|color=black}} آبها مثل سنگ منجمد میشود و سطح لجّه یخ میبندد * {{verse|۳۸|۳۱|color=black}} آیا عِقد ثریا را میبندی یا بندهای جبّار را میگشائی * {...» ایجاد کرد
288614
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>قطرات شبنم را تولید نمود *
{{verse|۳۸|۲۹|color=black}} از رَحِم کیست که یخ بیرون آمد و ژاله آسمان را کیست که تولید نمود *
{{verse|۳۸|۳۰|color=black}} آبها مثل سنگ منجمد میشود و سطح لجّه یخ میبندد *
{{verse|۳۸|۳۱|color=black}} آیا عِقد ثریا را میبندی یا بندهای جبّار را میگشائی *
{{verse|۳۸|۳۲|color=black}} آیا برجهای منطقۀالبُروج را در موسم آنها بیرون میآوری و دّباکبر را با بنات او رهبری مینمائی *
{{verse|۳۸|۳۳|color=black}} آیا قانونهای آسمان را میدانی یا آن را بر زمین مسلّط میگردانی *
{{verse|۳۸|۳۴|color=black}} آیا آواز خود را بابرها میرسانی تا سیل آبها تو را بپوشاند *
{{verse|۳۸|۳۵|color=black}} آیا برقها را میفرستی تا روانه شوند و بتو بگویند اینک حاضریم *
{{verse|۳۸|۳۶|color=black}} کیست که حکمت را در باطن نهاد یا فطانت را بدل بخشید *
{{verse|۳۸|۳۷|color=black}} کیست که با حکمت ابرها را بشمارد و کیست که مشکهای آسمان را بریزد *
{{verse|۳۸|۳۸|color=black}} چون غبار گِلشده جمع میشود و کلوخها با هم میچسبند *
{{verse|۳۸|۳۹|color=black}} آیا شکار را برای شیر ماده صید میکنی و اشتهای شیر ژیان را سیر مینمائی *
{{verse|۳۸|۴۰|color=black}} حینی که در مأوای خود خویشتن را جمع میکنند و در بیشه در کمین مینشینند *
{{verse|۳۸|۴۱|color=black}} کیست که غذا را برای غراب آماده میسازد چون بچّههایش نزد خدا فریاد برمیآورند و بسبب نبودن خوراک آواره میگردند *
{{وسط|{{روخط|باب سی و نهم}}}}
{{فصل|۳۹}}
{{verse|۳۹|۱|color=black}} آیا وقت زاییدن بز کوهی را میدانییا زمان وضع حمل آهو را نشان میدهی *
{{verse|۳۹|۲|color=black}} آیا ماههائی را که کامل میسازند حساب توانی کرد یا زمان زاییدن آنهارا میدانی *
{{verse|۳۹|۳|color=black}} خم شده بچّههای خود را میزایند و از دردهای خود فارغ میشوند *
{{verse|۳۹|۴|color=black}} بچّههای آنها قوّی شده در بیابان نمّو میکنند میروند و نزد آنها برنمیگردند *
{{verse|۳۹|۵|color=black}} کیست که خر وحشی را رها کرده آزاد ساخت و کیست که بندهای گورخر را باز نمود *
{{verse|۳۹|۶|color=black}} که من بیابان را خانه او ساختم و شورهزار را مسکن او گردانیدم *
{{verse|۳۹|۷|color=black}} به غوغای شهر استهزاء میکند و خروش رمهبان را گوش نمیگیرد *
{{verse|۳۹|۸|color=black}} دایره کوهها چراگاه او است و هرگونه سبزه را میطلبد *
{{verse|۳۹|۹|color=black}} آیا گاو وحشی راضی شود که تو را خدمت نماید یا نزد آخور تو منزل گیرد *
{{verse|۳۹|۱۰|color=black}} آیا گاو وحشی را بریسمانش بشیار توانی بست یا وادیها را از عقب تو مازو خواهد نمود *
{{verse|۳۹|۱۱|color=black}} آیا از اینکه قوّتش عظیم است بر او اعتماد خواهی کرد و کار خود را باو حواله خواهی نمود *
{{verse|۳۹|۱۲|color=black}} آیا براو توکّل خواهی کرد که محصولت را باز آورد و آن را بخرمنگاهت جمع کند *
{{verse|۳۹|۱۳|color=black}} بال شترمرغ بشادی متحرّک میشود و امّا پر و بال او<noinclude></noinclude>
omzvy6j0ma3pid274s817ywu6u7ikmi
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۳۴
104
88327
288615
2026-06-21T16:07:01Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «مثل لقلق نیست * {{verse|۳۹|۱۴|color=black}} زیرا که تخمهای خود را بزمین وامیگذارد و بر روی خاک آنها را گرم میکند * {{verse|۳۹|۱۵|color=black}} و فراموش میکند که پا آنها را میافشرد و وحوش صحرا آنها را پایمال میکنند * {{verse|۳۹|۱۶|color=black}} با بچّههای خود سختیمیکند که گویا ا...» ایجاد کرد
288615
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>مثل لقلق نیست *
{{verse|۳۹|۱۴|color=black}} زیرا که تخمهای خود را بزمین وامیگذارد و بر روی خاک آنها را گرم میکند *
{{verse|۳۹|۱۵|color=black}} و فراموش میکند که پا آنها را میافشرد و وحوش صحرا آنها را پایمال میکنند *
{{verse|۳۹|۱۶|color=black}} با بچّههای خود سختیمیکند که گویا از آن او نیستند محنت او باطل است و متأسّف نمیشود *
{{verse|۳۹|۱۷|color=black}} زیرا خدا او را از حکمت محروم ساخته و از فطانت او را نصیبی نداده است *
{{verse|۳۹|۱۸|color=black}} هنگامی که ببلندی پرواز میکند اسب و سوارش را استهزا مینماید *
{{verse|۳۹|۱۹|color=black}} آیا تو اسب را قوّت داده و گردن او را بیال ملبّس گردانیدهای *
{{verse|۳۹|۲۰|color=black}} آیا او را مثل ملخ بجست وخیز آوردهای خروش شیهه او مهیب است *
{{verse|۳۹|۲۱|color=black}} در وادی پا زده از قوّت خود وجد مینماید و بمقابله مسلّحان بیرون میرود *
{{verse|۳۹|۲۲|color=black}} بر خوف استهزاء کرده هراسان نمیشود و از دم شمشیر برنمیگردد *
{{verse|۳۹|۲۳|color=black}} ترکش بر او چکچک میکند و نیزه درخشنده و مزراق *
{{verse|۳۹|۲۴|color=black}} با خشم و غیض زمین را مینوردد و چون کَرِنّا صدا میکند نمیایستد *
{{verse|۳۹|۲۵|color=black}} وقتی که کَرِنّا نواخته شود هههه میگوید و جنگ را از دور استشمام میکند و خروش سرداران و غوغا را *
{{verse|۳۹|۲۶|color=black}} آیا از حکمت تو شاهین میپرد و بالهای خود را بطرف جنوب پهن میکند *
{{verse|۳۹|۲۷|color=black}} آیا از فرمان تو عقاب صعود مینماید و آشیانه خود را بجای بلند میسازد *
{{verse|۳۹|۲۸|color=black}} بر صخره ساکن شده مأوا میسازد بر صخره تیز و بر ملاذ منیع *
{{verse|۳۹|۲۹|color=black}} از آنجا خوراک خود را بنظر میآورد و چشمانش از دور مینگرد *
{{verse|۳۹|۳۰|color=black}} بچّههایش خون را میمکند و جائی که کشتگانند او آنجا است *
{{وسط|{{روخط|باب چهلم}}}}
{{فصل|۴۰}}
{{verse|۴۰|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} مکرّر کرده ایوب را گفت *
{{verse|۴۰|۲|color=black}} آیا مجادلهکننده با قادرمطلق مخاصمه نماید کسی که با خدا محاجّه کند آن را جواب بدهد *
{{verse|۴۰|۳|color=black}} آنگاه ایوب {{روخط|خداوند}} را جواب داده گفت *
{{verse|۴۰|۴|color=black}} اینک من حقیر هستم و بتو چه جواب دهم دست خود را بدهانم گذاشتهام *
{{verse|۴۰|۵|color=black}} یک مرتبه گفتم و تکرار نخواهم کرد بلکه دو مرتبه و نخواهم افزود *
{{verse|۴۰|۶|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} ایوب را از گردباد خطاب کرد و گفت *
{{verse|۴۰|۷|color=black}} الان کمر خود را مثل مرد ببند از تو سؤال مینمایم و مرا اعلام کن *
{{verse|۴۰|۸|color=black}} آیا داوری مرا نیز باطل مینمائی و مرا ملزم میسازی تا خویشتن را عادل بنمائی *
{{verse|۴۰|۹|color=black}} آیا تو را مثل خدا بازویی هست و بآواز مثل او رعد توانی کرد *
{{verse|۴۰|۱۰|color=black}} الان خویشتن را بجلال و عظمت زینت بده و بعزّت<noinclude></noinclude>
rch5othhjk7ack7qh0nqtvu677bz2ob
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۳۵
104
88328
288616
2026-06-21T16:07:18Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «و شوکت ملبّس ساز * {{verse|۴۰|۱۱|color=black}} شدّت غضب خود را بریز و بهرکه متکبّر است نظر افکنده او را بزیر انداز * {{verse|۴۰|۱۲|color=black}} بر هرکه متکبّر است نظر کن و او را ذلیل بساز و شریران را در جای ایشان پایمال کن * {{verse|۴۰|۱۳|color=black}} ایشان را با هم در خاک پنها...» ایجاد کرد
288616
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و شوکت ملبّس ساز *
{{verse|۴۰|۱۱|color=black}} شدّت غضب خود را بریز و بهرکه متکبّر است نظر افکنده او را بزیر انداز *
{{verse|۴۰|۱۲|color=black}} بر هرکه متکبّر است نظر کن و او را ذلیل بساز و شریران را در جای ایشان پایمال کن *
{{verse|۴۰|۱۳|color=black}} ایشان را با هم در خاک پنهان نما و رویهای ایشان را درجای مخفی محبوس کن *
{{verse|۴۰|۱۴|color=black}} آنگاه من نیز درباره تو اقرار خواهم کرد که دست راستت تو را نجات تواند داد *
{{verse|۴۰|۱۵|color=black}} اینک بَهِیموت که او را با تو آفریدهام که علف را مثل گاو میخورد *
{{verse|۴۰|۱۶|color=black}} همانا قوّت او در کمرش میباشد و توانائی وی در رگهای شکمش *
{{verse|۴۰|۱۷|color=black}} دم خود را مثل سرو آزاد میجنباند رگهای رانش بهم پیچیده است *
{{verse|۴۰|۱۸|color=black}} استخوانهایش مثل لولههای برنجین و اعضایش مثل تیرهای آهنین است *
{{verse|۴۰|۱۹|color=black}} او افضل صنایع خدا است آن که او را آفرید حربهاش را باو داده است *
{{verse|۴۰|۲۰|color=black}} به درستی که کوهها برایش علوفه میرویاند که در آنها تمامی حیوانات صحرا بازی میکنند *
{{verse|۴۰|۲۱|color=black}} زیر درختهای کُنار میخوابد در سایه نیزار و در خَلاب *
{{verse|۴۰|۲۲|color=black}} درختهای کُنار او رابه سایه خود میپوشاند و بیدهای نهر وی را احاطه مینماید *
{{verse|۴۰|۲۳|color=black}} اینک رودخانه طغیان میکند لیکن او نمیترسد و اگر چه اُرْدُن در دهانش ریخته شود ایمن خواهد بود *
{{verse|۴۰|۲۴|color=black}} آیا چون نگران است او را گرفتار توان کرد یا بینی وی را با قلاّب توان سفت *
{{وسط|{{روخط|باب چهل و یکم}}}}
{{فصل|۴۱}}
{{verse|۴۱|۱|color=black}} آیا لِوْیاتان را با قلاّب توانی کشید یا زبانش را با ریسمان توانی فشرد *
{{verse|۴۱|۲|color=black}} آیا در بینی او مهار توانی کشید یا چانهاش را با قلاّب توانی سفت *
{{verse|۴۱|۳|color=black}} آیا او نزد تو تضرّع زیاد خواهد نمود یا سخنان ملایم بتو خواهد گفت *
{{verse|۴۱|۴|color=black}} آیا با تو عهد خواهد بست یا او را برای بندگی دایمی خواهی گرفت *
{{verse|۴۱|۵|color=black}} آیا با او مثل گنجشک بازی توانی کرد یا او را برای کنیزان خود توانی بست *
{{verse|۴۱|۶|color=black}} آیا جماعت صیادان از او داد و ستد خواهند کرد یا او را در میان تاجران تقسیم خواهند نمود *
{{verse|۴۱|۷|color=black}} آیا پوست او را با نیزهها مملّو توانیکرد یا سرش را با خُطّافهای ماهیگیران *
{{verse|۴۱|۸|color=black}} اگر دست خود را بر او بگذاری جنگ را بیاد خواهی داشت و دیگر نخواهی کرد *
{{verse|۴۱|۹|color=black}} اینک امید باو باطل است آیا از رؤیتش نیز آدمی بروی درافکنده نمیشود *
{{verse|۴۱|۱۰|color=black}} کسی اینقدر متهوّر نیست که او را برانگیزاند پس کیست که در حضور من بایستد *
{{verse|۴۱|۱۱|color=black}} کیست که سبقت جسته چیزی<noinclude></noinclude>
33aqmhchk46p5tdwqmhskikxr7ynuu3
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۳۶
104
88329
288617
2026-06-21T16:07:33Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «بمن داده تابه او ردّ نمایم هرچه زیر آسمان است از آن من میباشد * {{verse|۴۱|۱۲|color=black}} درباره اعضایش خاموش نخواهم شد و از جبروت و جمال ترکیب او خبر خواهم داد * {{verse|۴۱|۱۳|color=black}} کیست که روی لباس او را باز تواند نمود و کیست که در میان دو صف دندانش داخل شو...» ایجاد کرد
288617
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بمن داده تابه او ردّ نمایم هرچه زیر آسمان است از آن من میباشد *
{{verse|۴۱|۱۲|color=black}} درباره اعضایش خاموش نخواهم شد و از جبروت و جمال ترکیب او خبر خواهم داد *
{{verse|۴۱|۱۳|color=black}} کیست که روی لباس او را باز تواند نمود و کیست که در میان دو صف دندانش داخل شود *
{{verse|۴۱|۱۴|color=black}} کیست که درهای چهرهاش را بگشاید دایره دندانهایش هولناک است *
{{verse|۴۱|۱۵|color=black}} سپرهای زورآورش فخر او میباشد با مُهر محکم وصل شده است *
{{verse|۴۱|۱۶|color=black}} با یکدیگر چنان چسبیدهاند که باد از میان آنها نمیگذرد *
{{verse|۴۱|۱۷|color=black}} با همدیگر چنان وصل شدهاند و با هم مُلْتَصِقند که جدا نمیشوند *
{{verse|۴۱|۱۸|color=black}} از عطسههای او نور ساطع میگردد و چشمان او مثل پلکهای فجر است *
{{verse|۴۱|۱۹|color=black}} از دهانش مشعلها بیرون میآید و شعلههای آتش برمیجهد *
{{verse|۴۱|۲۰|color=black}} از بینیهای او دود برمیآید مثل دیگ جوشنده و پاتیل *
{{verse|۴۱|۲۱|color=black}} از نفس او اخگرها افروخته میشود و از دهانش شعله بیرون میآید *
{{verse|۴۱|۲۲|color=black}} بر گردنش قوّت نشیمن دارد و هیبت پیش رویش رقص مینماید *
{{verse|۴۱|۲۳|color=black}} طبقات گوشت او بهم چسبیده است و بر وی مستحکم است که متحرّک نمیشود *
{{verse|۴۱|۲۴|color=black}} دلش مثل سنگ مستحکم است و مانند سنگ زیرین آسیا محکم میباشد *
{{verse|۴۱|۲۵|color=black}} چون او برمیخیزد نیرومندان هراسان میشوند و از خوف بیخود میگردند *
{{verse|۴۱|۲۶|color=black}} اگر شمشیر باو انداخته شود اثر نمیکند و نه نیزه و نه مزراق و نه تیر *
{{verse|۴۱|۲۷|color=black}} آهن را مثل کاه میشمارد و برنج را مانند چوب پوسیده *
{{verse|۴۱|۲۸|color=black}} تیرهای کمان او را فرار نمیدهد و سنگهای فلاخن نزد او بکاه مبدّل میشود *
{{verse|۴۱|۲۹|color=black}} عمود مثل کاه شمرده میشود و بر حرکت مزراق میخندد *
{{verse|۴۱|۳۰|color=black}} در زیرش پارههای سفال تیز است و گردون پر میخ را بر گِل پهن میکند *
{{verse|۴۱|۳۱|color=black}} لجّه را مثل دیگ میجوشاند و دریا را مانند پاتیلچه عطّاران میگرداند *
{{verse|۴۱|۳۲|color=black}} راه را در عقب خویش تابان میسازد بنوعی که لجّه را سفیدمو گمان میبرند *
{{verse|۴۱|۳۳|color=black}} بر روی خاک نظیر او نیست که بدون خوفآفریده شده باشد *
{{verse|۴۱|۳۴|color=black}} بر هرچیز بلند نظر میافکند و بر جمیع حیوانات سرکش پادشاه است *
{{وسط|{{روخط|باب چهل و دوم}}}}
{{فصل|۴۲}}
{{verse|۴۲|۱|color=black}} و ایوب {{روخط|خداوند}} را جواب داده گفت *
{{verse|۴۲|۲|color=black}} میدانم که بهر چیز قادر هستی و ابداً قصد تو را منع نتوان نمود *
{{verse|۴۲|۳|color=black}} کیست که مشورت را بیعِلم مخفی میسازد لکن من بآنچه نفهمیدم تکلّم نمودم بچیزهائی که فوق از عقل من بود و نمیدانستم *
{{verse|۴۲|۴|color=black}} الان بشنو تا من<noinclude></noinclude>
mycqd598garntzgaifg2sjs947dilss
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۳۷
104
88330
288618
2026-06-21T16:07:47Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «سخن گویم از تو سؤال مینمایم مرا تعلیم بده * {{verse|۴۲|۵|color=black}} از شنیدن گوش درباره تو شنیده بودم لیکن الان چشم من تو را میبیند * {{verse|۴۲|۶|color=black}} از این جهت از خویشتن کراهت دارم و در خاک و خاکستر توبه مینمایم * {{verse|۴۲|۷|color=black}} و واقع شد بعد از اینکه {{...» ایجاد کرد
288618
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>سخن گویم از تو سؤال مینمایم مرا تعلیم بده *
{{verse|۴۲|۵|color=black}} از شنیدن گوش درباره تو شنیده بودم لیکن الان چشم من تو را میبیند *
{{verse|۴۲|۶|color=black}} از این جهت از خویشتن کراهت دارم و در خاک و خاکستر توبه مینمایم *
{{verse|۴۲|۷|color=black}} و واقع شد بعد از اینکه {{روخط|خداوند}} این سخنان را بایوب گفته بود که {{روخط|خداوند}} بالیفاز تیمانی فرمود خشم من بر تو و بر دو رفیقت افروخته شده زیرا که درباره من آنچه راست است مثل بندهام ایوب نگفتید *
{{verse|۴۲|۸|color=black}} پس حال هفت گوساله و هفت قوچ برای خود بگیرید و نزد بنده من ایوب رفته قربانی سوختنی بجهت خویشتن بگذرانید و بندهام ایوب بجهت شما دعا خواهد نمود زیرا که او را مستجاب خواهم فرمود مبادا پاداش حماقت شما را بشما برسانم چونکه درباره من آنچه راست است مثل بندهام ایوب نگفتید *
{{verse|۴۲|۹|color=black}} پس الیفاز تیمانی و بلدد شوحی و صوفر نعماتی رفته بنوعی که {{روخط|خداوند}} بایشان امرفرموده بود عمل نمودند و {{روخط|خداوند}} ایوب را مستجاب فرمود *
{{verse|۴۲|۱۰|color=black}} و چون ایوب برای اصحاب خود دعا کرد {{روخط|خداوند}} مصیبت او را دور ساخت و {{روخط|خداوند}} بایوب دو چندان آنچه پیش داشته بود عطا فرمود *
{{verse|۴۲|۱۱|color=black}} و جمیع برادرانش و همهٔ خواهرانش و تمامی آشنایان قدیمش نزد وی آمده در خانهاش با وی نان خوردند و او را درباره تمامی مصیبتی که {{روخط|خداوند}} باو رسانیده بود تعزیت گفته تسلّی دادند و هرکس یک قسیطه و هرکس یک حلقه طلا باو داد *
{{verse|۴۲|۱۲|color=black}} و {{روخط|خداوند}} آخر ایوب را بیشتر از اوّل اومبارک فرمود چنانکه او را چهارده هزار گوسفند و شش هزار شتر و هزار جفت گاو و هزار الاغ ماده بود *
{{verse|۴۲|۱۳|color=black}} و او را هفت پسر و سه دختر بود *
{{verse|۴۲|۱۴|color=black}} و دختر اوّل را یمیمَه و دوّم را قَصِیعَه و سوّم را قَرنْ هَفُّوک نام نهاد *
{{verse|۴۲|۱۵|color=black}} و در تمامی زمین مثل دختران ایوب زنان نیکوصورت یافت نشدند و پدر ایشان ایشان را در میان برادرانشان ارثی داد *
{{verse|۴۲|۱۶|color=black}} و بعد از آن ایوب صد و چهل سال زندگانی نمود و پسران خود و پسران پسران خود را تا پشت چهارم دید *
{{verse|۴۲|۱۷|color=black}} پس ایوب پیر و سالخـورده شـده وفات یافت *<noinclude></noinclude>
mfdtcq4uagynadjrsi7ct9kdjjsts49
کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب ایوب
0
88331
288619
2026-06-21T16:09:04Z
Hanooz
17889
صفحهای تازه حاوی «{{header | title = [[../]] | author = | translator = | section = کتاب ایوب | previous = [[../کتاب استر/]] | next = [[../کتاب مزامیر یعنی زبور داود/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=793 to=837></pages>» ایجاد کرد
288619
wikitext
text/x-wiki
{{header
| title = [[../]]
| author =
| translator =
| section = کتاب ایوب
| previous = [[../کتاب استر/]]
| next = [[../کتاب مزامیر یعنی زبور داود/]]
| notes =
}}
<pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=793 to=837></pages>
f6o3hxmgecz3fpt7mu4u0h8i3gzj0o3
کتاب ایوب
0
88332
288620
2026-06-21T16:09:28Z
Hanooz
17889
تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب ایوب]]
288620
wikitext
text/x-wiki
#تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب ایوب]]
of1lxu0eqkd79dpuxmg3o9xfby1p7ze
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۳۸
104
88333
288640
2026-06-21T18:08:43Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} خوشابحال کسی که بمشورت شریران نرود و براه گناهکاران نایستد و در مجلس استهزاکنندگان ننشیند * {{verse|۱|۲|color=black}} بلکه رغبت او در شریعت {{روخط|خداوند}} است و روز و شب در شریعت او تفکر میکند * {{verse|۱|۳|color=black}} پ...» ایجاد کرد
288640
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}}
{{فصل|۱}}
{{verse|۱|۱|color=black}} خوشابحال کسی که بمشورت شریران نرود و براه گناهکاران نایستد و در مجلس استهزاکنندگان ننشیند *
{{verse|۱|۲|color=black}} بلکه رغبت او در شریعت {{روخط|خداوند}} است و روز و شب در شریعت او تفکر میکند *
{{verse|۱|۳|color=black}} پس مثل درختی نشانده نزد نهرهای آب خواهد بود که میوهٔٔ خود را در موسمش میدهد و برگش پژمرده نمیگردد و هر آنچه میکند نیک انجام خواهد بود *
{{verse|۱|۴|color=black}} شریران چنین نیستند بلکه مثل کاهند که باد آن را پراکنده میکند *
{{verse|۱|۵|color=black}} لهذا شریران در داوری نخواهند ایستاد و نه گناهکاران در جماعت عادلان *
{{verse|۱|۶|color=black}} زیرا {{روخط|خداوند}} طریق عادلان را میداند ولی طریق گناهکاران هلاک خواهد شد *
{{وسط|{{روخط|باب دوم}}}}
{{فصل|۲}}
{{verse|۲|۱|color=black}} چرا امّتها شورش نمودهاند و طوائف در باطل تفکر میکنند *
{{verse|۲|۲|color=black}} پادشاهان زمین برمیخیزند و سروران با هم مشورت نمودهاند بضد {{روخط|خداوند}} و بضد مسیح او *
{{verse|۲|۳|color=black}} که بندهای ایشان را بگسلیم و زنجیرهای ایشان را از خود بیندازیم *
{{verse|۲|۴|color=black}} او که بر آسمانها نشسته است میخندد {{روخط|خداوند}} بر ایشان استهزا میکند *
{{verse|۲|۵|color=black}} آنگاه در خشم خود بدیشان تکّلم خواهد کرد و بغضب خویش ایشان را آشفته خواهد ساخت *
{{verse|۲|۶|color=black}} و من پادشاه خود را نصب کردهام بر کوه مقدّس خود صهیون *
{{verse|۲|۷|color=black}} فرمان را اعلام میکنم {{روخط|خداوند}} بمن گفته است تو پسر من هستی امروز تو را تولید کردم *
{{verse|۲|۸|color=black}} از من درخواست کن و امّتها را بمیراث تو خواهم داد و اقصای زمین را ملک تو خواهم گردانید *
{{verse|۲|۹|color=black}} ایشان را بعصای آهنین خواهی شکست مثل کوزهٔ کوزهگر آنها را خرد<noinclude></noinclude>
0na871eeoj2nhi1d53wg1htikm0tzxb
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۳۹
104
88334
288641
2026-06-21T18:09:00Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «خواهی نمود * {{verse|۲|۱۰|color=black}} و الآن ای پادشاهان تعّقل نمایید ای داوران جهان متنبّه گردید * {{verse|۲|۱۱|color=black}} {{روخط|خداوند}} را با ترس عبادت کنید و با لرز شادی نمایید * {{verse|۲|۱۲|color=black}} پسر را ببوسید مبادا غضبناک شود و از طریق هلاک شوید زیرا غضب او ب...» ایجاد کرد
288641
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خواهی نمود *
{{verse|۲|۱۰|color=black}} و الآن ای پادشاهان تعّقل نمایید ای داوران جهان متنبّه گردید *
{{verse|۲|۱۱|color=black}} {{روخط|خداوند}} را با ترس عبادت کنید و با لرز شادی نمایید *
{{verse|۲|۱۲|color=black}} پسر را ببوسید مبادا غضبناک شود و از طریق هلاک شوید زیرا غضب او باندکی افروخته میشود خوشابحال همهٔ آنانی که بر او توکّل دارند *
{{وسط|{{روخط|باب سوم}}}}
{{فصل|۳}}
{{verse|۳|۱|color=black}} [مزمور داود وقتی که از پسر خود ابشالوم فرار کرد] ای {{روخط|خداوند}} دشمنانم چه بسیار شدهاندبسیاری بضد من برمیخیزند *
{{verse|۳|۲|color=black}} بسیاری برای جان من میگویند بجهت او در خدا خلاصی نیست سلاه *
{{verse|۳|۳|color=black}} لیکن تو ای {{روخط|خداوند}} گرداگرد من سپر هستی جلال من و فرازندهٔ سر من *
{{verse|۳|۴|color=black}} به آواز خود نزد {{روخط|خداوند}} میخوانم و مرا از کوه مقدّس خود اجابت مینماید سلاه *
{{verse|۳|۵|color=black}} و امّا من خسبیده بخواب رفتم و بیدار شدم زیرا {{روخط|خداوند}} مرا تقویّت میدهد *
{{verse|۳|۶|color=black}} از کرورهای مخلوق نخواهم ترسید که گرداگرد من صف بستهاند *
{{verse|۳|۷|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} برخیز ای خدای من مرا برهان زیرا بر رخسار همهٔ دشمنانم زدی دندانهای شریران را شکستی *
{{verse|۳|۸|color=black}} نجات از آن {{روخط|خداوند}} است و برکت تو بر قوم تو میباشد سلاه *
{{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}}
{{فصل|۴}}
{{verse|۴|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان برذوات اوتار مزمور داود] ای خدای عدالت من چون بخوانم مرا مستجاب فرما در تنگی مرا وسعت دادی بر من کرم فرموده دعای مرا بشنو *
{{verse|۴|۲|color=black}} ای فرزندان انسان تا بکی جلال من عار خواهد بود و بطالت را دوست داشته دروغ را خواهید طلبید سلاه *
{{verse|۴|۳|color=black}} امّا بدانید که {{روخط|خداوند}} مرد صالح را برای خود انتخاب کرده است و چون او را بخوانم {{روخط|خداوند}} خواهد شنید *
{{verse|۴|۴|color=black}} خشم گیرید و گناه مورزید در دلها بر بسترهای خود تفّکر کنید و خاموش باشید سلاه *
{{verse|۴|۵|color=black}} قربانیهای عدالت را بگذرانید و بر {{روخط|خداوند}} توکل نمایید *
{{verse|۴|۶|color=black}} بسیاری میگویند کیست که بما احسان نماید ای {{روخط|خداوند}} نور چهرهٔ خویش را بر ما برافراز *
{{verse|۴|۷|color=black}} شادمانی در دل من پدید آوردهای بیشتر از وقتی که غّله<noinclude></noinclude>
obtw5ba6jszr1l45zioh9oq4x9nkulw
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۴۰
104
88335
288642
2026-06-21T18:10:26Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «و شیرهٔ ایشان افزون گردید * {{verse|۴|۸|color=black}} بسلامتی میخسبم و بخواب هم میروم زیرا که تو فقط ای {{روخط|خداوند}} مرا در اطمینان ساکن میسازی * {{وسط|{{روخط|باب پنجم}}}} {{فصل|۵}} {{verse|۵|۱|color=black}} [رای سالار مغنیان برذوات نفخه مزمور داود] ای {{روخط|خداوند}} بسخ...» ایجاد کرد
288642
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و شیرهٔ ایشان افزون گردید *
{{verse|۴|۸|color=black}} بسلامتی میخسبم و بخواب هم میروم زیرا که تو فقط ای {{روخط|خداوند}} مرا در اطمینان ساکن میسازی *
{{وسط|{{روخط|باب پنجم}}}}
{{فصل|۵}}
{{verse|۵|۱|color=black}} [رای سالار مغنیان برذوات نفخه مزمور داود] ای {{روخط|خداوند}} بسخنان من گوش بده در تفکر من تأمل فرما *
{{verse|۵|۲|color=black}} ای پادشاه و خدای من بآواز فریادم توجه کن زیرا که نزد تو دعا میکنم *
{{verse|۵|۳|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} صبحگاهان آواز مرا خواهی شنید بامدادان [دعای خود را] نزد تو آراسته میکنم و انتظار میکشم *
{{verse|۵|۴|color=black}} زیرا تو خدائی نیستی که بشرارت راغب باشی و گناهکار نزد تو ساکن نخواهد شد *
{{verse|۵|۵|color=black}} متکبّران در نظر تو نخواهند ایستاد از همهٔ بطالتکنندگان نفرت میکنی *
{{verse|۵|۶|color=black}} دروغگویان را هلاک خواهی ساخت {{روخط|خداوند}} شخص خونی و حیلهگر را مکروه میدارد *
{{verse|۵|۷|color=black}} و امّا من از کثرت رحمت تو بخانهات داخل خواهم شد و از ترس تو بسوی هیکل قدس تو عبادت خواهم نمود *
{{verse|۵|۸|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} بهسبب دشمنانم مرا بعدالت خود هدایت نما و راه خود را پیش روی من راست گردان *
{{verse|۵|۹|color=black}} زیرا در زبان ایشان راستی نیست باطن ایشان محض شرارت است گلوی ایشان قبر گشاده است و زبانهای خود را جلا میدهند *
{{verse|۵|۱۰|color=black}} ای خدا ایشان را ملزم ساز تا بهسبب مشورتهای خود بیفتند و بکثرت خطایای ایشان ایشان را دور انداز زیرا که بر تو فتنه کردهاند *
{{verse|۵|۱۱|color=black}} و همهٔ متوکّلانت شادی خواهند کرد و تا بابد ترنّم خواهند نمود زیرا که ملجاء ایشان تو هستی و آنانی که اسم تو را دوست میدارند در تو وجد خواهند نمود *
{{verse|۵|۱۲|color=black}} زیرا تو ای {{روخط|خداوند}} مرد عادل را برکت خواهی داد او را برضامندی مثل سپر احاطه خواهی نمود *
{{وسط|{{روخط|باب ششم}}}}
{{فصل|۶}}
{{verse|۶|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان برذوات اوتار برثمانی مزمور داود] ای {{روخط|خداوند}} مرا در غضب خود توبیخ منما و مرا در خشم خویش تأدیب مکن *
{{verse|۶|۲|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} بر من کرم فرما زیرا که پژمردهام ای {{روخط|خداوند}} مرا شفا ده زیرا که<noinclude></noinclude>
kfh2w3yu8u9zcig2oqx12ns8pzbotvd
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۴۱
104
88336
288643
2026-06-21T18:10:41Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «استخوانهایم مضطرب است * {{verse|۶|۳|color=black}} و جان من بشدت پریشان است پس تو ای {{روخط|خداوند}} تا بکی * {{verse|۶|۴|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} رجوع کن و جانم را خلاصی ده برحمت خویش مرا نجات بخش * {{verse|۶|۵|color=black}} زیرا که در موت ذکر تو نمیباشد در هاویه کیست که تو ر...» ایجاد کرد
288643
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>استخوانهایم مضطرب است *
{{verse|۶|۳|color=black}} و جان من بشدت پریشان است پس تو ای {{روخط|خداوند}} تا بکی *
{{verse|۶|۴|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} رجوع کن و جانم را خلاصی ده برحمت خویش مرا نجات بخش *
{{verse|۶|۵|color=black}} زیرا که در موت ذکر تو نمیباشد در هاویه کیست که تو را حمد گوید *
{{verse|۶|۶|color=black}} از نالهٔ خود واماندهام تمامی شب تختخواب خود را غرق میکنم و بستر خویش را باشکها تر میسازم *
{{verse|۶|۷|color=black}} چشم من از غصه کاهیده شد و بهسبب همهٔ دشمنانم تار گردید *
{{verse|۶|۸|color=black}} ای همهٔ بدکاران از من دور شوید زیرا {{روخط|خداوند}} آواز گریهٔٔ مرا شنیده است *
{{verse|۶|۹|color=black}} {{روخط|خداوند}} استغاثهٔ مرا شنیده است {{روخط|خداوند}} دعای مرا اجابت خواهد نمود *
{{verse|۶|۱۰|color=black}} همهٔ دشمنانم بشدت خجل و پریشان خواهند شد روبرگردانیده ناگهان خجل خواهند گردید *
{{وسط|{{روخط|باب هفتم}}}}
{{فصل|۷}}
{{verse|۷|۱|color=black}} [سرود داود که آن را برای {{روخط|خداوند}} سرایید بهسبب سخنان کُوش بنیامینی] ای یهوه خدای من در تو پناه میبرم از همهٔ تعاقب کنندگانم مرا نجات ده و برهان *
{{verse|۷|۲|color=black}} مبادا او مثل شیر جان مرا بدرد و خرد سازد و نجاتدهندهای نباشد *
{{verse|۷|۳|color=black}} ای یهوه خدای من اگر این را کردم و اگر در دست من ظلمی پیدا شد *
{{verse|۷|۴|color=black}} اگر بخیراندیش خود بدی کردم و بیسبب دشمن خود را تاراج نمودم *
{{verse|۷|۵|color=black}} پس دشمنْ جانم را تعاقب کند و آن را گرفتار سازد و حیات مرا بزمین پایمال کند و جلالم را در خاک ساکن سازد سلاه *
{{verse|۷|۶|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} در غضب خود برخیز بهسبب قهر دشمنانم بلند شو و برای من بیدار شو ای که داوری را امر فرمودهای *
{{verse|۷|۷|color=black}} و مجمع امّتها گرداگرد تو بیایند و بر فوق ایشان بمقام اعلی رجوع فرما *
{{verse|۷|۸|color=black}} {{روخط|خداوند}} امّتها را داوری خواهد نمود ای {{روخط|خداوند}} موافق عدالتم و کمالی که در من است مرا داد بده *
{{verse|۷|۹|color=black}} بدیِ شریران نابود شود و عادل را پایدار کن زیرا امتحانکنندهٔ دلها و قلوب خدای عادل است *
{{verse|۷|۱۰|color=black}} سپر من بر خدا میباشد که راست دلان را نجاتدهنده است *
{{verse|۷|۱۱|color=black}} خدا داور عادل است و هر روزه خدا خشمناک میشود *
{{verse|۷|۱۲|color=black}} اگر بازگشت نکند شمشیر خود را تیز خواهد کرد کمان خود را کشیده و آماده کرده است *
{{verse|۷|۱۳|color=black}} و برای او آلات موت را مهیا ساخته و تیرهای خویش را شعلهور گردانیده است *
{{verse|۷|۱۴|color=black}} اینک ببطالت آبستن<noinclude></noinclude>
qb5134jax829omynu6kml5stousdw37
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۴۲
104
88337
288644
2026-06-21T18:11:14Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «شده و بظلم حامله گردیده دروغ را زاییده است * {{verse|۷|۱۵|color=black}} حفرهای کند و آن را گود نمود و در چاهی که ساخت خود بیفتاد * {{verse|۷|۱۶|color=black}} ظلم او برسرش خواهد برگشت و ستم او بر فرقش فرود خواهد آمد * {{verse|۷|۱۷|color=black}} {{روخط|خداوند}} را برحسب عدالتش حمد خ...» ایجاد کرد
288644
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>شده و بظلم حامله گردیده دروغ را زاییده است *
{{verse|۷|۱۵|color=black}} حفرهای کند و آن را گود نمود و در چاهی که ساخت خود بیفتاد *
{{verse|۷|۱۶|color=black}} ظلم او برسرش خواهد برگشت و ستم او بر فرقش فرود خواهد آمد *
{{verse|۷|۱۷|color=black}} {{روخط|خداوند}} را برحسب عدالتش حمد خواهم گفت و اسم {{روخط|خداوند}} تعالی را تسبیح خواهم خواند *
{{وسط|{{روخط|باب هشتم}}}}
{{فصل|۸}}
{{verse|۸|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان بر جتّیت مزمور داود] ای یهوه {{روخط|خداوند}} ما چه مجید است نام تو در تمامی زمین که جلال خود را فوق آسمانها گذاردهای *
{{verse|۸|۲|color=black}} از زبان کودکان و شیرخوارگان بهسبب خصمانت قوّت را بنا نهادی تا دشمن و انتقام گیرنده را ساکت گردانی *
{{verse|۸|۳|color=black}} چون بآسمان تو نگاه کنم که صنعت انگشتهای توست و بماه و ستارگانی که تو آفریدهای *
{{verse|۸|۴|color=black}} پس انسان چیست که او را بیاد آوری و بنیآدم که از او تفقد نمائی *
{{verse|۸|۵|color=black}} او را از فرشتگان اندکی کمتر ساختی و تاج جلال و اکرام را بر سر او گذاردی *
{{verse|۸|۶|color=black}} او را بر کارهای دست خودت مسلط نمودی و همهچیز را زیر پای وی نهادی *
{{verse|۸|۷|color=black}} گوسفندان و گاوان جمیعاً و بهایم صحرا را نیز *
{{verse|۸|۸|color=black}} مرغان هوا و ماهیان دریا را و هر چه بر راههای آبها سیر میکند *
{{verse|۸|۹|color=black}} ای یهوه {{روخط|خداوند}} ما چه مجید است نام تو در تمامیِ زمین *
{{وسط|{{روخط|باب نهم}}}}
{{فصل|۹}}
{{verse|۹|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان بر موت لبین مزمور داود] {{روخط|خداوند}} را بتمامی دل حمد خواهم گفت جمیع عجایب تو را بیان خواهم کرد *
{{verse|۹|۲|color=black}} در تو شادی و وجد خواهم نمود نام تو را ای متعال خواهم سرایید *
{{verse|۹|۳|color=black}} چون دشمنانم بعقب بازگردند آنگاه لغزیده از حضور تو هلاک خواهند شد *
{{verse|۹|۴|color=black}} زیرا انصاف و داوریِ من کردی داورِ عادل بر مسند نشستهای *
{{verse|۹|۵|color=black}} امّتها را توبیخ نمودهای و شریران را هلاک ساخته نام ایشان را محو کردهای تا ابدالآباد *
{{verse|۹|۶|color=black}} و امّا دشمنان نیست شده خرابههای ابدی گردیدهاند و شهرها را ویران ساختهای حتی ذکر آنها نابود گردید *
{{verse|۹|۷|color=black}} لیکن {{روخط|خداوند}} نشسته است تا ابدالآباد و تخت خویش را برای داوری برپا داشته<noinclude></noinclude>
orium38boaqiwhjkk84tohrxiizcbli
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۴۳
104
88338
288645
2026-06-21T18:11:34Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «است * {{verse|۹|۸|color=black}} و او ربع مسکون را بعدالت داوری خواهد کرد و امّتها را براستی داد خواهد داد * {{verse|۹|۹|color=black}} و {{روخط|خداوند}} قلعهٔ بلند برای کوفتهشدگان خواهد بود قلعهٔ بلند در زمانهای تنگی * {{verse|۹|۱۰|color=black}} و آنانی که نام تو را میشناسند بر تو...» ایجاد کرد
288645
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>است *
{{verse|۹|۸|color=black}} و او ربع مسکون را بعدالت داوری خواهد کرد و امّتها را براستی داد خواهد داد *
{{verse|۹|۹|color=black}} و {{روخط|خداوند}} قلعهٔ بلند برای کوفتهشدگان خواهد بود قلعهٔ بلند در زمانهای تنگی *
{{verse|۹|۱۰|color=black}} و آنانی که نام تو را میشناسند بر تو توکل خواهند داشت زیرا ای {{روخط|خداوند}} تو طالبان خود را هرگز ترک نکردهای *
{{verse|۹|۱۱|color=black}} {{روخط|خداوند}} را که بر صهیون نشسته است بسرایید کارهای او را در میان قومها اعلان نمایید *
{{verse|۹|۱۲|color=black}} زیرا او که انتقام گیرندهٔ خون است ایشان را بیاد آورده و فریاد مساکین را فراموش نکرده است *
{{verse|۹|۱۳|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} بر من کرم فرموده بظلمی که از خصمان خود میکشم نظر افکن ای که برافرازندهٔ من از درهای موت هستی *
{{verse|۹|۱۴|color=black}} تا همهٔ تسبیحات تو را بیان کنم در دروازههای دختر صهیون در نجات تو شادی خواهم نمود *
{{verse|۹|۱۵|color=black}} امّتها بچاهی که کنده بودند خود افتادند در دامی که نهفته بودند پای ایشان گرفتار شد *
{{verse|۹|۱۶|color=black}} {{روخط|خداوند}} ْ خود را شناسانیده است و داوری کرده و شریر از کار دست خود بدام گرفتار گردیده است هجایون سلاه *
{{verse|۹|۱۷|color=black}} شریران بهاویه خواهند برگشت و جمیع امّتهائی که خدا را فراموش میکنند *
{{verse|۹|۱۸|color=black}} زیرا مسکین همیشه فراموش نخواهد شد امید حلیمان تا بابد ضایع نخواهد بود *
{{verse|۹|۱۹|color=black}} برخیز ای {{روخط|خداوند}} تا انسان غالب نیاید بر امّتها بحضور تو داوری خواهد شد *
{{verse|۹|۲۰|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} ترس را بر ایشان مستولی گردان تا امّتها بدانند که انسانند سلاه *
{{وسط|{{روخط|باب دهم}}}}
{{فصل|۱۰}}
{{verse|۱۰|۱|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} چرا دور ایستادهای و خود را در وقتهای تنگی پنهان میکنی *
{{verse|۱۰|۲|color=black}} از تکبّر شریران فقیر سوخته میشود در مشورتهائی که اندیشیدهاند گرفتار میشوند *
{{verse|۱۰|۳|color=black}} زیرا که شریر بشهوات نفس خود فخر میکند و آنکه میرباید شکر میگوید و {{روخط|خداوند}} را اهانت میکند *
{{verse|۱۰|۴|color=black}} شریر در غرور خود میگوید بازخواست نخواهد کرد همهٔ فکرهای او اینست که خدائی نیست *
{{verse|۱۰|۵|color=black}} راههای او همیشه استوار است احکام تو از او بلند و بعید است همهٔ دشمنان خود را بهیچ میشمارد *
{{verse|۱۰|۶|color=black}} در دل خود گفته است هرگز جنبش نخواهم خورد و دُور بدُور بدی را نخواهم دید *
{{verse|۱۰|۷|color=black}} دهان او از لعنت و مکر و ظلم پر است زیر زبانش مشقّت و گناه است *
{{verse|۱۰|۸|color=black}} در کمینهای دهات مینشیند در جایهای مخفی بیگناه را میکشد چشمانش برای مسکینان مراقب<noinclude></noinclude>
7iyn71tyl0qhaenq2tk84ilchmf3j51
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۴۴
104
88339
288646
2026-06-21T18:12:21Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «است * {{verse|۱۰|۹|color=black}} در جای مخفی مثل شیر در بیشهٔ خود کمین میکند بجهت گرفتن مسکین کمین میکند فقیر را بدام خود کشیده گرفتار میسازد * {{verse|۱۰|۱۰|color=black}} پس کوفته و زبون میشود و مساکین در زیر جباران او میافتند * {{verse|۱۰|۱۱|color=black}} در دل خود گفت خدا فر...» ایجاد کرد
288646
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>است *
{{verse|۱۰|۹|color=black}} در جای مخفی مثل شیر در بیشهٔ خود کمین میکند بجهت گرفتن مسکین کمین میکند فقیر را بدام خود کشیده گرفتار میسازد *
{{verse|۱۰|۱۰|color=black}} پس کوفته و زبون میشود و مساکین در زیر جباران او میافتند *
{{verse|۱۰|۱۱|color=black}} در دل خود گفت خدا فراموش کرده است روی خود را پوشانیده و هرگز نخواهد دید *
{{verse|۱۰|۱۲|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} برخیز ای خدا دست خود را برافراز و مسکینان را فراموش مکن *
{{verse|۱۰|۱۳|color=black}} چرا شریر خدا را اهانت کرده در دل خود میگوید تو بازخواست نخواهی کرد *
{{verse|۱۰|۱۴|color=black}} البته دیدهای زیرا که تو بر مشقّت و غم مینگری تا بدست خود مکافات برسانی مسکین امر خویش را بتو تسلیم کرده است مددکار یتیمان تو هستی *
{{verse|۱۰|۱۵|color=black}} بازوی گناهکار را بشکن و امّا شریر را از شرارت او بازخواست کن تا آن را نیابی *
{{verse|۱۰|۱۶|color=black}} {{روخط|خداوند}} پادشاه است تا ابدالآباد امّتها از زمین او هلاک خواهند شد *
{{verse|۱۰|۱۷|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} مسألت مسکینان را اجابت کردهای دل ایشان را استوار نمودهای و گوش خود را فراگرفتهای *
{{verse|۱۰|۱۸|color=black}} تا یتیمان و کوفتهشدگان را دادرسی کنی انسانی که از زمین است دیگر نترساند *
{{وسط|{{روخط|باب یازدهم}}}}
{{فصل|۱۱}}
{{verse|۱۱|۱|color=black}} [رای سالار مغنیان مزمور داود] بر {{روخط|خداوند}} توکل میدارم چرا بجانم میگویید مثل مرغ بکوه خود بگریزید *
{{verse|۱۱|۲|color=black}} زیرا اینک شریران کمان را میکشند و تیر را بزه نهادهاند تا بر راستدلان در تاریکی بیندازند *
{{verse|۱۱|۳|color=black}} زیرا که ارکان منهدم میشوند و مرد عادل چه کند *
{{verse|۱۱|۴|color=black}} {{روخط|خداوند}} در هیکل قدس خود است و کرسی {{روخط|خداوند}} در آسمان چشمان او مینگرد پلکهای وی بنیآدم را میآزماید *
{{verse|۱۱|۵|color=black}} {{روخط|خداوند}} مرد عادل را امتحان میکند و امّا از شریر و ظلمدوست جان او نفرت میدارد *
{{verse|۱۱|۶|color=black}} بر شریر دامها و آتش و کبریت خواهد بارانید و باد سموم حصهٔ پیالهٔ ایشان خواهد بود *
{{verse|۱۱|۷|color=black}} زیرا {{روخط|خداوند}} عادل است و عدالت را دوست میدارد و راستان روی او را خواهند دید *
{{وسط|{{روخط|باب دوازدهم}}}}
{{فصل|۱۲}}
{{verse|۱۲|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان بر ثمانی مزمور داود] ای {{روخط|خداوند}} نجات بده زیرا که مرد مقدّس نابود شده است و امناء از میان بنی<noinclude></noinclude>
jx6m5jpw1z15qnesfeiezurgamo7xgw
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۴۵
104
88340
288647
2026-06-21T18:12:48Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «آدم نایاب گردیدهاند * {{verse|۱۲|۲|color=black}} همهٔ بیکدیگر دروغ میگویند بلبهای چاپلوس و دل منافق سخن میرانند * {{verse|۱۲|۳|color=black}} {{روخط|خداوند}} همهٔ لبهای چاپلوس را منقطع خواهد ساخت و هر زبانی را که سخنان تکبرآمیز بگوید * {{verse|۱۲|۴|color=black}} که میگویند بزبا...» ایجاد کرد
288647
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>آدم نایاب گردیدهاند *
{{verse|۱۲|۲|color=black}} همهٔ بیکدیگر دروغ میگویند بلبهای چاپلوس و دل منافق سخن میرانند *
{{verse|۱۲|۳|color=black}} {{روخط|خداوند}} همهٔ لبهای چاپلوس را منقطع خواهد ساخت و هر زبانی را که سخنان تکبرآمیز بگوید *
{{verse|۱۲|۴|color=black}} که میگویند بزبان خویش غالب میآییم لبهای ما با ما است کیست که بر ما {{روخط|خداوند}} باشد *
{{verse|۱۲|۵|color=black}} {{روخط|خداوند}} میگوید بهسبب غارت مسکینان و نالهٔ فقیران الآن برمیخیزم و او را در نجاتی که برای آن آه میکشد برپا خواهم داشت *
{{verse|۱۲|۶|color=black}} کلام {{روخط|خداوند}} کلام طاهر است نقرهٔ مصفای در قالِ زمین که هفت مرتبه پاک شده است *
{{verse|۱۲|۷|color=black}} تو ای {{روخط|خداوند}} ایشان را محافظت خواهی نمود از این طبقه و تا ابدالآباد محافظت خواهی فرمود *
{{verse|۱۲|۸|color=black}} شریران بهر جانب میخرامند وقتی که خباثت در بنیآدم بلند میشود *
{{وسط|{{روخط|باب سیزدهم}}}}
{{فصل|۱۳}}
{{verse|۱۳|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان مزمور داود] ای {{روخط|خداوند}} تا بکی همیشه مرا فراموش میکنی تا بکی روی خود را از من خواهی پوشید *
{{verse|۱۳|۲|color=black}} تا بکی در نفس خود مشورت بکنم و در دلم هرروزه غم خواهد بود تا بکی دشمنم بر من سرافراشته شود *
{{verse|۱۳|۳|color=black}} ای یهوه خدای من نظر کرده مرا مستجاب فرما چشمانم را روشن کن مبادا بخواب موت بخسبم *
{{verse|۱۳|۴|color=black}} مبادا دشمنم گوید بر او غالب آمدم و مخالفانم از پریشانیام شادی نمایند *
{{verse|۱۳|۵|color=black}} و امّا من برحمت تو توکل میدارم دل من در نجات تو شادی خواهد کرد *
{{verse|۱۳|۶|color=black}} برای {{روخط|خداوند}} سرود خواهم خواند زیرا که بمن احسان نموده است *
{{وسط|{{روخط|باب چهاردهم}}}}
{{فصل|۱۴}}
{{verse|۱۴|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان مزمور داود] احمق در دل خود میگوید که خدائی نیست کارهای خود را فاسد و مکروه ساختهاند و نیکوکاری نیست *
{{verse|۱۴|۲|color=black}} {{روخط|خداوند}} از آسمان بربنیآدم نظر انداخت تا ببیند که آیا فهیم و طالب خدائی هست *
{{verse|۱۴|۳|color=black}} همهٔ روگردانیده با هم فاسد شدهاند نیکوکاری نیست یکی هم نی *
{{verse|۱۴|۴|color=black}} آیا همهٔ گناهکاران بیمعرفت هستند که قوم مرا<noinclude></noinclude>
oxinwjiwafk1dimffq1o79koomfxkor
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۴۶
104
88341
288648
2026-06-21T18:13:03Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «میخورند چنانکه نان میخورند و {{روخط|خداوند}} را نمیخوانند * {{verse|۱۴|۵|color=black}} آنگاه ترس بر ایشان مستولی شد زیرا خدا در طبقهٔ عادلان است * {{verse|۱۴|۶|color=black}} مشورت مسکین را خجل میسازید چونکه {{روخط|خداوند}} ملجای اوست * {{verse|۱۴|۷|color=black}} کاش که نجات اسرا...» ایجاد کرد
288648
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>میخورند چنانکه نان میخورند و {{روخط|خداوند}} را نمیخوانند *
{{verse|۱۴|۵|color=black}} آنگاه ترس بر ایشان مستولی شد زیرا خدا در طبقهٔ عادلان است *
{{verse|۱۴|۶|color=black}} مشورت مسکین را خجل میسازید چونکه {{روخط|خداوند}} ملجای اوست *
{{verse|۱۴|۷|color=black}} کاش که نجات اسرائیل از صهیون ظاهر میشد چون {{روخط|خداوند}} اسیریِ قوم خویش را برگردانَدْ یعقوب وجد خواهد نمود و اسرائیل شادمان خواهد گردید *
{{وسط|{{روخط|باب پانزدهم}}}}
{{فصل|۱۵}}
{{verse|۱۵|۱|color=black}} [مزمور داود] ای {{روخط|خداوند}} کیست که در خیمهٔٔ تو فرود آید و کیست که در کوه مقدّس تو ساکن گردد *
{{verse|۱۵|۲|color=black}} آنکه بیعیب سالک باشد و عدالت را بجا آورد و در دل خویش راستگو باشد *
{{verse|۱۵|۳|color=black}} که بزبان خود غیبت ننماید و بهمسایهٔٔ خود بدی نکند و دربارهٔٔ اقارب خویش مذمت را قبول ننماید *
{{verse|۱۵|۴|color=black}} که در نظر خود حقیر و خوار است و آنانی را که از {{روخط|خداوند}} میترسند مکرم میدارد و قسم بضرر خود میخورد و تغییر نمیدهد *
{{verse|۱۵|۵|color=black}} نقرهٔ خود را بسود نمیدهد و رشوه بر بیگناه نمیگیرد آنکه این را بجا آوَرَد تا ابدالآباد جنبش نخواهد خورد *
{{وسط|{{روخط|باب شانزدهم}}}}
{{فصل|۱۶}}
{{verse|۱۶|۱|color=black}} [مکتوم داود] ای خدا مرا محافظت فرما زیرا برتو توکل میدارم *
{{verse|۱۶|۲|color=black}} {{روخط|خداوند}} را گفتم تو {{روخط|خداوند}} من هستی نیکویی من نیست غیر از تو *
{{verse|۱۶|۳|color=black}} و امّا مقدّسانی که در زمیناند و فاضلان تمامی خوشی من در ایشان است *
{{verse|۱۶|۴|color=black}} دردهای آنانی که عقب [خدای] دیگر میشتابند بسیار خواهد شد هدایای خونی ایشان را نخواهم ریخت بلکه نام ایشان را بزبانم نخواهم آورد *
{{verse|۱۶|۵|color=black}} {{روخط|خداوند}} نصیبِ قسمت و کاسهٔ من است تو قرعهٔ مرا نگاه میداری *
{{verse|۱۶|۶|color=black}} خِطّههای من بجایهای خوش افتاد میراث بَهیّ بمن رسیده است *
{{verse|۱۶|۷|color=black}} {{روخط|خداوند}} را که مرا نصیحت نمود متبارک میخوانم شبانگاه نیز قلبم مرا تنبیه میکند *
{{verse|۱۶|۸|color=black}} {{روخط|خداوند}} را همیشه پیش روی خود میدارم چونکه بدست راست من<noinclude></noinclude>
69chszzgct10qqdtrbybnczcuganp5l
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۴۷
104
88342
288649
2026-06-21T18:13:19Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «است جنبش نخواهم خورد * {{verse|۱۶|۹|color=black}} از این رو دلم شادی میکند و جلالم بوجد میآید جسدم نیز در اطمینان ساکن خواهد شد * {{verse|۱۶|۱۰|color=black}} زیرا جانم را در عالم اموات ترک نخواهی کرد و قدوس خود را نخواهی گذاشت که فساد را بیند * {{verse|۱۶|۱۱|color=black}} طریق ح...» ایجاد کرد
288649
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>است جنبش نخواهم خورد *
{{verse|۱۶|۹|color=black}} از این رو دلم شادی میکند و جلالم بوجد میآید جسدم نیز در اطمینان ساکن خواهد شد *
{{verse|۱۶|۱۰|color=black}} زیرا جانم را در عالم اموات ترک نخواهی کرد و قدوس خود را نخواهی گذاشت که فساد را بیند *
{{verse|۱۶|۱۱|color=black}} طریق حیات را بمن خواهی آموخت بحضور تو کمال خوشی است و بدست راست تو لذتها تا ابدالآباد *
{{وسط|{{روخط|باب هفدهم}}}}
{{فصل|۱۷}}
{{verse|۱۷|۱|color=black}} [صلات داود] ای {{روخط|خداوند}} عدالت را بشنو و بفریاد من توجه فرما و دعای مرا که از لب بیریا میآید گوش بگیر *
{{verse|۱۷|۲|color=black}} داد من از حضور تو صادر شود چشمان تو راستی را ببیند *
{{verse|۱۷|۳|color=black}} دل مرا آزمودهای شبانگاه از آن تفقد کردهای مرا قال گذاشتهای و هیچ نیافتهای زیرا عزیمت کردم که زبانم تجاوز نکند *
{{verse|۱۷|۴|color=black}} و امّا کارهای آدمیان بکلام لبهای تو خود را از راههای ظالم نگاه داشتم *
{{verse|۱۷|۵|color=black}} 5 قدمهایم بآثار تو قائم است پس پایهایم نخواهد لغزید *
{{verse|۱۷|۶|color=black}} ای خدا تو را خواندهام زیرا که مرا اجابت خواهی نمود گوش خود را بمن فراگیر و سخن مرا بشنو *
{{verse|۱۷|۷|color=black}} رحمتهای خود را امتیاز ده ای که متوکلان خویش را بدست راست خود از مخالفان ایشان میرهانی *
{{verse|۱۷|۸|color=black}} مرا مثل مردمک چشم نگاه دار مرا زیر سایهٔ بال خود پنهان کن *
{{verse|۱۷|۹|color=black}} از روی شریرانی که مرا خراب میسازند از دشمنان جانم که مرا احاطه میکنند *
{{verse|۱۷|۱۰|color=black}} دل فربهٔ خود را بستهاند بزبان خویش سخنان تکبرآمیز میگویند *
{{verse|۱۷|۱۱|color=black}} الآن قدمهای ما را احاطه کردهاند و چشمان خود را دوختهاند تا ما را بزمین بیندازند *
{{verse|۱۷|۱۲|color=black}} مَثَل او مَثَل شیری است که در دریدن حریص باشد و مَثَل شیر ژیان که در بیشهٔ خود در کمین است *
{{verse|۱۷|۱۳|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} برخیز و پیش روی وی درآمده او را بینداز و جانم را از شریر بشمشیر خود برهان *
{{verse|۱۷|۱۴|color=black}} از آدمیان ای {{روخط|خداوند}} بدست خویش از اهل جهان که نصیب ایشان در زندگانی است که شکم ایشان را بذخایر خود پرساختهای و از اولاد سیر شده زیادی مال خود را برای اطفال خویش ترک میکنند *
{{verse|۱۷|۱۵|color=black}} و امّا من روی تو را در عدالت خواهم دید و چون بیدار شوم از صورت تو سیر خواهم شد *<noinclude></noinclude>
smrcfv7tklfqvbzrtj145lkhba8b48g
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۴۸
104
88343
288650
2026-06-21T18:13:35Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب هجدهم}}}} {{فصل|۱۸}} {{verse|۱۸|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان مزمور داود بندهٔٔ {{روخط|خداوند}} که کلام این سرود را ب{{روخط|خداوند}} گفت در روزی که {{روخط|خداوند}} او را از دست همهٔ دشمنانش و از دست شاؤل رهائی داد پس گفت] ای {{روخط|خداوند}} ای قوّ...» ایجاد کرد
288650
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب هجدهم}}}}
{{فصل|۱۸}}
{{verse|۱۸|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان مزمور داود بندهٔٔ {{روخط|خداوند}} که کلام این سرود را ب{{روخط|خداوند}} گفت در روزی که {{روخط|خداوند}} او را از دست همهٔ دشمنانش و از دست شاؤل رهائی داد پس گفت] ای {{روخط|خداوند}} ای قوّت من تو را محبّت مینمایم *
{{verse|۱۸|۲|color=black}} {{روخط|خداوند}} صخرهٔ من است و ملجا و نجاتدهندهٔٔ من خدایم صخرهٔ من است که در او پناه میبرم سپر من و شاخ نجاتم و قلعهٔ بلند من *
{{verse|۱۸|۳|color=black}} {{روخط|خداوند}} را که سزاوار کل حمد است خواهم خواند پس از دشمنانم رهائی خواهم یافت *
{{verse|۱۸|۴|color=black}} رَسَنهای موت مرا احاطه کرده و سیلابهای شرارت مرا ترسانیده بود *
{{verse|۱۸|۵|color=black}} رَسَنهای گور دور مرا گرفته بود و دامهای موت پیش روی من درآمده *
{{verse|۱۸|۶|color=black}} در تنگی خود {{روخط|خداوند}} را خواندم و نزد خدای خویش استغاثه نمودم او آواز مرا از هیکل خود شنید و استغاثهٔ من بحضورش بگوش وی رسید *
{{verse|۱۸|۷|color=black}} زمین متزلزل و مرتعش شده اساس کوهها بلرزید و متزلزل گردید چونکه خشم او افروخته شد *
{{verse|۱۸|۸|color=black}} دُخان از بینی او برآمد و نار از دهانش ملتهب گشت و آتشها از آن افروخته گردید *
{{verse|۱۸|۹|color=black}} آسمان را خم کرده نزول فرمود و زیر پای وی تاریکی غلیظ میبود *
{{verse|۱۸|۱۰|color=black}} برکروبی سوار شده پرواز نمود و بر بالهای باد طیران کرد *
{{verse|۱۸|۱۱|color=black}} تاریکی را پردهٔ خود و خیمهای گرداگرد خویش بساخت تاریکی آبها و ابرهای متراکم را *
{{verse|۱۸|۱۲|color=black}} از تابشِ پیش روی وی ابرهایش میشتافتند تگرگ و آتشهای افروخته *
{{verse|۱۸|۱۳|color=black}} و {{روخط|خداوند}} از آسمان رعد کرده حضرت اعلی آواز خود را بداد تگرگ و آتشهای افروخته را *
{{verse|۱۸|۱۴|color=black}} پس تیرهای خود را فرستاده ایشان را پراکنده ساخت و برقها بینداخت و ایشان را پریشان نمود *
{{verse|۱۸|۱۵|color=black}} آنگاه عمقهای آب ظاهر شد و اساس ربع مسکون مکشوف گردید از تنبیه تو ای {{روخط|خداوند}} از نَفْخِهٔ باد بینی تو *
{{verse|۱۸|۱۶|color=black}} پس از اعلیٰ فرستاده مرا برگرفت و از آبهای بسیار بیرون کشید *
{{verse|۱۸|۱۷|color=black}} و مرا از دشمنان زورآورم رهائی داد و از خصمانم زیرا که از من تواناتر بودند *
{{verse|۱۸|۱۸|color=black}} در روز بلای من پیش رویم درآمدند لیکن {{روخط|خداوند}} تکیهگاه من بود *
{{verse|۱۸|۱۹|color=black}} و مرا بجای وسیع بیرون آورد مرا نجات داد زیرا که در من رغبت میداشت *
{{verse|۱۸|۲۰|color=black}} {{روخط|خداوند}} موافق عدالتم<noinclude></noinclude>
qn2e4oy8zkax5378rftjdil0b3ra0k4
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۴۹
104
88344
288651
2026-06-21T18:13:57Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «مرا جزا داد و بحسب طهارت دستم مرا مکافات رسانید * {{verse|۱۸|۲۱|color=black}} زیرا که راههای {{روخط|خداوند}} را نگاه داشته و بخدای خویش عصیان نورزیدهام * {{verse|۱۸|۲۲|color=black}} و جمیع احکام او پیش روی من بوده است و فرائض او را از خود دور نکردهام * {{verse|۱۸|۲۳|color=black}}...» ایجاد کرد
288651
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>مرا جزا داد و بحسب طهارت دستم مرا مکافات رسانید *
{{verse|۱۸|۲۱|color=black}} زیرا که راههای {{روخط|خداوند}} را نگاه داشته و بخدای خویش عصیان نورزیدهام *
{{verse|۱۸|۲۲|color=black}} و جمیع احکام او پیش روی من بوده است و فرائض او را از خود دور نکردهام *
{{verse|۱۸|۲۳|color=black}} و نزد او بیعیب بودهام و خویشتن را از گناه خود نگاه داشتهام *
{{verse|۱۸|۲۴|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} مرا موافق عدالتم پاداش داده است و بحسب طهارت دستم در نظر وی *
{{verse|۱۸|۲۵|color=black}} خویشتن را با رحیم رحیم مینمائی و با مرد کامل خود را کامل مینمائی *
{{verse|۱۸|۲۶|color=black}} خویشتن را با طاهر طاهر مینمائی و با مکار بمکر رفتار میکنی *
{{verse|۱۸|۲۷|color=black}} زیرا قوم مظلوم را خواهی رهانید و چشمان متکبران را بزیر خواهی انداخت *
{{verse|۱۸|۲۸|color=black}} زیرا که تو چراغ مرا خواهی افروخت یهوه خدایم تاریکی مرا روشن خواهد گردانید *
{{verse|۱۸|۲۹|color=black}} زیرا بمدد تو بر فوجها حمله میبرم و بخدای خود از حصارها برمیجهم *
{{verse|۱۸|۳۰|color=black}} و امّا خدا طریق او کامل است و کلام {{روخط|خداوند}} مُصَفیٰ او برای همهٔ متوکلان خود سپر است *
{{verse|۱۸|۳۱|color=black}} زیرا کیست خدا غیر از یهوه و کیست صخرهای غیر از خدای ما *
{{verse|۱۸|۳۲|color=black}} خدائی که کمر مرا بقوّت بسته و راههای مرا کامل گردانیده است *
{{verse|۱۸|۳۳|color=black}} پایهای مرا مثل آهو ساخته و مرا بمُقامهای اعلای من برپا داشته است *
{{verse|۱۸|۳۴|color=black}} دستهای مرا برای جنگ تعلیم داده است که کمان برنجین ببازویمن خم شد *
{{verse|۱۸|۳۵|color=black}} سپر نجات خود را بمن دادهای دست راستت عمود من شده و مهربانی تو مرا بزرگ ساخته است *
{{verse|۱۸|۳۶|color=black}} قدمهایم را زیرم وسعت دادی که پایهای من نلغزید *
{{verse|۱۸|۳۷|color=black}} دشمنان خود را تعاقب نموده بدیشان خواهم رسید و تا تلف نشوند بر نخواهم گشت *
{{verse|۱۸|۳۸|color=black}} ایشان را فرو خواهم کوفت که نتوانند برخاست و زیر پاهای من خواهند افتاد *
{{verse|۱۸|۳۹|color=black}} زیرا کمر مرا برای جنگ بقوّت بستهای و مخالفانم را زیر پایم انداختهای *
{{verse|۱۸|۴۰|color=black}} گردنهای دشمنانم را بمن تسلیم کردهای تا خصمان خود را نابود بسازم *
{{verse|۱۸|۴۱|color=black}} فریاد برآوردند امّا رهانندهای نبود نزد {{روخط|خداوند}} ولی ایشان را اجابت نکرد *
{{verse|۱۸|۴۲|color=black}} ایشان را چون غبار پیش باد ساییدهام مثل گِلِ کوچهها ایشان را دور ریختهام *
{{verse|۱۸|۴۳|color=black}} مرا از منازعه قوم رهانیده سر امّتها ساختهای قومی را که نشناخته بودم مرا خدمت مینمایند *
{{verse|۱۸|۴۴|color=black}} به مجرد شنیدن مرا اطاعت خواهند کرد فرزندان غربا نزد من تذلّل خواهند نمود *
{{verse|۱۸|۴۵|color=black}} فرزندان غربا پژمرده میشوند و در قلعههای خود خواهند لرزید *
{{verse|۱۸|۴۶|color=black}} {{روخط|خداوند}} زنده است و صخرهٔ من متبارک باد و خدای نجات من متعال *
{{verse|۱۸|۴۷|color=black}} خدائی که برای من انتقام میگیرد<noinclude></noinclude>
f2nkrapjntqf4om4rigt5wnpi1aafqs
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۵۰
104
88345
288652
2026-06-21T18:14:14Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «و قومها را زیر من مغلوب میسازد * {{verse|۱۸|۴۸|color=black}} مرا از دشمنانم رهانیده برخصمانم بلند کردهای و از مرد ظالم مرا خلاصی دادهای * {{verse|۱۸|۴۹|color=black}} لهذا ای {{روخط|خداوند}} تو را در میان امّتها حمد خواهم گفت و بنام تو سرود خواهم خواند * {{verse|۱۸|۵۰|color=blac...» ایجاد کرد
288652
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و قومها را زیر من مغلوب میسازد *
{{verse|۱۸|۴۸|color=black}} مرا از دشمنانم رهانیده برخصمانم بلند کردهای و از مرد ظالم مرا خلاصی دادهای *
{{verse|۱۸|۴۹|color=black}} لهذا ای {{روخط|خداوند}} تو را در میان امّتها حمد خواهم گفت و بنام تو سرود خواهم خواند *
{{verse|۱۸|۵۰|color=black}} که نجات عظیمی بپادشاه خود داده و بمسیح خویش رحمت نموده است یعنی بداودو ذُرّیَت او تا ابدالآباد *
{{وسط|{{روخط|باب نوزدهم}}}}
{{فصل|۱۹}}
{{verse|۱۹|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان مزمور داود] آسمانْ جلال خدا را بیان میکند و فلکْ از عمل دستهایش خبر میدهد *
{{verse|۱۹|۲|color=black}} روز سخن میراند تا روز و شب معرفت را اعلان میکند تا شب *
{{verse|۱۹|۳|color=black}} سخن نیست و کلامی نی و آواز آنها شنیده نمیشود *
{{verse|۱۹|۴|color=black}} قانون آنها در تمام جهان بیرون رفت و بیان آنها تا اقصای ربع مسکون *
{{verse|۱۹|۵|color=black}} خیمهای برای آفتاب در آنها قرار داد و او مثل داماد از حجلهٔ خود بیرون میآید و مثل پهلوان از دویدن در میدان شادی میکند *
{{verse|۱۹|۶|color=black}} خروجش از کرانهٔ آسمان است و مدارش تا بکرانهٔ دیگر و هیچ چیز از حرارتش مستور نیست *
{{verse|۱۹|۷|color=black}} شریعت {{روخط|خداوند}} کامل است و جان را برمیگرداند شهادات {{روخط|خداوند}} امین است و جاهل را حکیم میگرداند *
{{verse|۱۹|۸|color=black}} فرایض {{روخط|خداوند}} راست است و دل را شاد میسازد امر {{روخط|خداوند}} پاک است و چشم را روشن میکند *
{{verse|۱۹|۹|color=black}} ترس {{روخط|خداوند}} طاهر است و ثابت تا ابدالآباد احکام {{روخط|خداوند}} حق و تماماً عدل است *
{{verse|۱۹|۱۰|color=black}} از طلا مرغوبتر و از زرِ خالصِ بسیار از شهد شیرینتر و از قطراتِ شانهٔ عسل *
{{verse|۱۹|۱۱|color=black}} بندهٔٔ تو نیز از آنها متنبه میشود و در حفظ آنها ثواب عظیمی است *
{{verse|۱۹|۱۲|color=black}} کیست که سهوهای خود را بداند مرا از خطایای مخفیام طاهر ساز *
{{verse|۱۹|۱۳|color=black}} بندهات را نیز از اعمال متکبرانه باز دار تا بر من مسلط نشود آنگاه بیعیب و از گناه عظیم مبرا خواهم بود *
{{verse|۱۹|۱۴|color=black}} سخنان زبانم و تفکر دلم منظور نظر تو باشدای {{روخط|خداوند}} که صخرهٔ من و نجاتدهندهٔٔ من هستی *
{{وسط|{{روخط|باب بیستم}}}}
{{فصل|۲۰}}
{{verse|۲۰|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان مزمور داود] 1 {{روخط|خداوند}} تو را در روز تنگی مستجاب فرماید نام خدای یعقوب تو را سرافراز نماید *
{{verse|۲۰|۲|color=black}} نصرت برای تو از قدس خود بفرستد و تو را از صهیون تأیید نماید *
{{verse|۲۰|۳|color=black}} جمیع هدایای<noinclude></noinclude>
bnyzz2r51o2zdvhx9ij39kass77ugon
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۵۱
104
88346
288653
2026-06-21T18:14:30Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «تو را بیاد آورد و قربانیهای سوختنی تو را قبول فرماید سلاه * {{verse|۲۰|۴|color=black}} موافق دل تو بتو عطا فرماید و همهٔ مشورتهای تو را بانجام رساند * {{verse|۲۰|۵|color=black}} به نجات تو خواهیم سرایید و بنام خدای خود عَلَم خود را خواهیم افراشت {{روخط|خداوند}} تمامی...» ایجاد کرد
288653
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>تو را بیاد آورد و قربانیهای سوختنی تو را قبول فرماید سلاه *
{{verse|۲۰|۴|color=black}} موافق دل تو بتو عطا فرماید و همهٔ مشورتهای تو را بانجام رساند *
{{verse|۲۰|۵|color=black}} به نجات تو خواهیم سرایید و بنام خدای خود عَلَم خود را خواهیم افراشت {{روخط|خداوند}} تمامی مسألت تو را بانجام خواهد رسانید *
{{verse|۲۰|۶|color=black}} الآن دانستهام که {{روخط|خداوند}} مسیح خود را میرهاند از فلک قدس خود او را اجابت خواهد نمود بقوّت نجاتبخش دست راست خویش *
{{verse|۲۰|۷|color=black}} اینان ارابهها را و آنان اسبها را امّا ما نام یهوه خدای خود را ذکر خواهیم نمود *
{{verse|۲۰|۸|color=black}} ایشان خم شده افتادهاند و امّا ما برخاسته ایستادهایم *
{{verse|۲۰|۹|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} نجات بده پادشاه در روزی که بخوانیم ما را مستجاب فرماید *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و یکم}}}}
{{فصل|۲۱}}
{{verse|۲۱|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان مزمور داود] ای {{روخط|خداوند}} در قوّت تو پادشاه شادی میکند و در نجات تو چه بسیار بوجد خواهد آمد *
{{verse|۲۱|۲|color=black}} مراد دل او را بوی بخشیدی و مسألت زبانش را از او دریغ نداشتی سلاه *
{{verse|۲۱|۳|color=black}} زیرابه برکات نیکو بر مراد او سبقت جستی تاجی از زرِ خالص برسر وی نهادی *
{{verse|۲۱|۴|color=black}} حیات را از تو خواست و آن را بوی دادی و طول ایام را تا ابدالآباد *
{{verse|۲۱|۵|color=black}} جلال او بهسبب نجات تو عظیم شده اکرام و حشمت را بر او نهادهای *
{{verse|۲۱|۶|color=black}} زیرا او را مبارک ساختهای تا ابدالآباد بحضور خود او را بینهایت شادمان گردانیدهای *
{{verse|۲۱|۷|color=black}} زیرا که پادشاه بر {{روخط|خداوند}} توکل میدارد و برحمت حضرت اعلیٰ جنبش نخواهد خورد *
{{verse|۲۱|۸|color=black}} دست تو همهٔ دشمنانت را خواهد دریافت دست راست تو آنانی را که از تو نفرت دارند خواهد دریافت *
{{verse|۲۱|۹|color=black}} در وقت غضب خود ایشان را چون تنور آتش خواهی ساخت {{روخط|خداوند}} ایشان را در خشم خود خواهد بلعید و آتشْ ایشان را خواهد خورد *
{{verse|۲۱|۱۰|color=black}} ثمرهٔٔ ایشان را از زمین هلاک خواهی ساخت و ذریت ایشان را از میان بنیآدم *
{{verse|۲۱|۱۱|color=black}} زیرا قصد بدی برای تو کردند و مکایدی را اندیشیدند که آن را نتوانستند بجا آوَرْد *
{{verse|۲۱|۱۲|color=black}} زیرا که ایشان را روگردان خواهی ساخت بر زههای خود تیرها را بروی ایشان نشان خواهی گرفت *
{{verse|۲۱|۱۳|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} در قوّت خود متعال شو جبروت تو را ترنم و تسبیح خواهیم خواند *<noinclude></noinclude>
t5w2hjyosszj5tukflijpuz2blqr6bi
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۵۲
104
88347
288654
2026-06-21T18:14:55Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب بیست و دوم}}}} {{فصل|۲۲}} {{verse|۲۲|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان بر غزالهٔ صبح مزمور داود] ای خدای من ای خدای من چرا مرا ترک کردهای و از نجات من و سخنان فریادم دور هستی * {{verse|۲۲|۲|color=black}} ای خدای من در روز میخوانم و مرا اجابت نمیکنی در شب نی...» ایجاد کرد
288654
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب بیست و دوم}}}}
{{فصل|۲۲}}
{{verse|۲۲|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان بر غزالهٔ صبح مزمور داود] ای خدای من ای خدای من چرا مرا ترک کردهای و از نجات من و سخنان فریادم دور هستی *
{{verse|۲۲|۲|color=black}} ای خدای من در روز میخوانم و مرا اجابت نمیکنی در شب نیز ومرا خاموشی نیست *
{{verse|۲۲|۳|color=black}} و امّا تو قدوس هستی ای که بر تسبیحات اسرائیل نشستهای *
{{verse|۲۲|۴|color=black}} پدران ما بر تو توکل داشتند بر تو توکل داشتند و ایشان را خلاصی دادی *
{{verse|۲۲|۵|color=black}} نزد تو فریاد برآوردند و رهائی یافتند بر تو توکل داشتند پس خجل نشدند *
{{verse|۲۲|۶|color=black}} و امّا من کِرم هستم و انسان نی عار آدمیان هستم و حقیر شمرده شدهٔ قوم *
{{verse|۲۲|۷|color=black}} هرکه مرا بیند بمن استهزا میکند لبهای خود را باز میکنند و سرهای خود را میجنبانند [و میگویند] *
{{verse|۲۲|۸|color=black}} بر {{روخط|خداوند}} توکل کن پس او را خلاصی بدهد او را برهاند چونکه بوی رغبت میدارد *
{{verse|۲۲|۹|color=black}} زیرا که تو مرا از شکم بیرون آوردی وقتی که بر آغوش مادر خود بودم مرا مطمئن ساختی *
{{verse|۲۲|۱۰|color=black}} از رحم بر تو انداخته شدم از شکم مادرم خدای من تو هستی *
{{verse|۲۲|۱۱|color=black}} از من دور مباش زیرا تنگی نزدیک است و کسی نیست که مدد کند *
{{verse|۲۲|۱۲|color=black}} گاوان نرِ بسیار دور مرا گرفتهاند زورمندان باشان مرا احاطه کردهاند *
{{verse|۲۲|۱۳|color=black}} دهان خود را بر من باز کردند مثل شیر درندهٔ غران *
{{verse|۲۲|۱۴|color=black}} مثل آب ریخته شدهام و همهٔ استخوانهایم از هم گسیخته دلم مثل موم گردیده در میان احشایم گداخته شده است *
{{verse|۲۲|۱۵|color=black}} قوّت من مثل سفال خشک شده و زبانم بکامم چسبیده و مرا بخاک موت نهادهای *
{{verse|۲۲|۱۶|color=black}} زیرا سگان دور مرا گرفتهاند جماعت اشرار مرا احاطه کرده دستها و پایهای مرا سفتهاند *
{{verse|۲۲|۱۷|color=black}} همهٔ استخوانهای خود را میشمارم ایشان بمن چشم دوخته مینگرند *
{{verse|۲۲|۱۸|color=black}} رخت مرا در میان خود تقسیم کردند و بر لباس من قرعه انداختند *
{{verse|۲۲|۱۹|color=black}} امّا تو ای {{روخط|خداوند}} دور مباش ای قوّت من برای نصرت من شتاب کن *
{{verse|۲۲|۲۰|color=black}} جان مرا از شمشیر خلاص کن و یگانهٔ مرا از دست سگان *
{{verse|۲۲|۲۱|color=black}} مرا از دهان شیر خلاصی ده ای که از میان شاخهای گاو وحشی مرا اجابت کردهای *
{{verse|۲۲|۲۲|color=black}} نام تو را ببرادران خود اعلام خواهم کرد در میان جماعت تو را تسبیح خواهم خواند *
{{verse|۲۲|۲۳|color=black}} ای ترسندگان {{روخط|خداوند}} او را حمد گویید تمام ذریت یعقوب او را تمجید نمایید و جمیع ذریت<noinclude></noinclude>
3qy9xoz8i65pu6m5uypegvil3q45fn1
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۵۳
104
88348
288655
2026-06-21T18:15:29Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «اسرائیل از وی بترسید * {{verse|۲۲|۲۴|color=black}} زیرا مسکنت مسکین را حقیر و خوار نشمرده و روی خود را از او نپوشانیده است و چون نزد وی فریاد برآورد او را اجابت فرمود * {{verse|۲۲|۲۵|color=black}} تسبیح من در جماعت بزرگ از تو است نذرهای خود را بحضور ترسندگانت ادا خوا...» ایجاد کرد
288655
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>اسرائیل از وی بترسید *
{{verse|۲۲|۲۴|color=black}} زیرا مسکنت مسکین را حقیر و خوار نشمرده و روی خود را از او نپوشانیده است و چون نزد وی فریاد برآورد او را اجابت فرمود *
{{verse|۲۲|۲۵|color=black}} تسبیح من در جماعت بزرگ از تو است نذرهای خود را بحضور ترسندگانت ادا خواهم نمود *
{{verse|۲۲|۲۶|color=black}} حلیمان غذا خورده سیر خواهند شد و طالبان {{روخط|خداوند}} او را تسبیح خواهند خواند و دلهای شما زیست خواهد کرد تا ابدالآباد *
{{verse|۲۲|۲۷|color=black}} جمیع کرانههای زمین متذکر شده بسوی {{روخط|خداوند}} بازگشت خواهند نمود و همهٔ قبایل امّتها بحضور تو سجده خواهند کرد *
{{verse|۲۲|۲۸|color=black}} زیرا سلطنت از آن {{روخط|خداوند}} است و او بر امّتها مسلط است *
{{verse|۲۲|۲۹|color=black}} همهٔ متموّلان زمین غذا خورده سجده خواهند کرد و بحضور وی هر که بخاک فرو میرود رکوع خواهد نمود و کسی جان خود را زنده نخواهد ساخت *
{{verse|۲۲|۳۰|color=black}} ذریتی او را عبادت خواهند کرد و دربارهٔٔ {{روخط|خداوند}} طبقهٔ بعد را اِخبار خواهند نمود *
{{verse|۲۲|۳۱|color=black}} ایشان خواهند آمد و از عدالت او خبر خواهند داد قومی را که متولد خواهند شد که او این کار کرده است *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و سوم}}}}
{{فصل|۲۳}}
{{verse|۲۳|۱|color=black}} [مزمور داود] {{روخط|خداوند}} شبان من است محتاج بهیچ چیز نخواهم بود *
{{verse|۲۳|۲|color=black}} در مرتعهای سبز مرا میخواباند نزد آبهای راحت مرا رهبری میکند *
{{verse|۲۳|۳|color=black}} جان مرا برمیگرداند و بخاطر نام خود براههای عدالت هدایتم مینماید *
{{verse|۲۳|۴|color=black}} چون در وادی سایهٔ موت نیز راه روم از بدی نخواهم ترسید زیرا تو با من هستی عصا و چوبدستی تو مرا تسلی خواهد داد *
{{verse|۲۳|۵|color=black}} سفرهای برای من بحضور دشمنانم میگسترانی سر مرا بروغن تدهین کردهای و کاسهام لبریز شده است *
{{verse|۲۳|۶|color=black}} هرآینه نیکویی و رحمت تمام ایام عمرم در پی من خواهد بود و در خانهٔ {{روخط|خداوند}} ساکن خواهم بود تا ابدالآباد *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و چهارم}}}}
{{فصل|۲۴}}
{{verse|۲۴|۱|color=black}} [مزمور داود] زمین و پُری آن از آن {{روخط|خداوند}} است ربعمسکون و ساکنان آن *
{{verse|۲۴|۲|color=black}} زیرا که او اساس آن را بر دریاها نهاد و آن را بر نهرها ثابت گردانید *
{{verse|۲۴|۳|color=black}} کیست که بکوه {{روخط|خداوند}}<noinclude></noinclude>
ias4lre6y2cmuuk086fs0djb3vap7u2
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۵۴
104
88349
288656
2026-06-21T18:15:52Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «برآید و کیست که بمکان قدس او ساکن شود * {{verse|۲۴|۴|color=black}} او که پاک دست و صافدل باشد که جان خود را ببطالت ندهد و قسم دروغ نخورد * {{verse|۲۴|۵|color=black}} او برکت را از {{روخط|خداوند}} خواهد یافت و عدالت را از خدای نجات خود * {{verse|۲۴|۶|color=black}} این است طبقهٔ طالب...» ایجاد کرد
288656
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>برآید و کیست که بمکان قدس او ساکن شود *
{{verse|۲۴|۴|color=black}} او که پاک دست و صافدل باشد که جان خود را ببطالت ندهد و قسم دروغ نخورد *
{{verse|۲۴|۵|color=black}} او برکت را از {{روخط|خداوند}} خواهد یافت و عدالت را از خدای نجات خود *
{{verse|۲۴|۶|color=black}} این است طبقهٔ طالبان او طالبان روی تو ای [خدای] یعقوب سِلاه *
{{verse|۲۴|۷|color=black}} ای دروازهها سرهای خود را برافرازید ای درهای ابدی برافراشته شوید تا پادشاه جلالداخل شود *
{{verse|۲۴|۸|color=black}} این پادشاه جلال کیست {{روخط|خداوند}} قدیر و جبار {{روخط|خداوند}} که در جنگ جبار است *
{{verse|۲۴|۹|color=black}} ای دروازهها سرهای خود را برافرازید ای درهای ابدی برافرازید تا پادشاه جلال داخل شود *
{{verse|۲۴|۱۰|color=black}} این پادشاه جلال کیست یَهُوَه صَبایوت پادشاه جلال اوست سلاه *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و پنجم}}}}
{{فصل|۲۵}}
{{verse|۲۵|۱|color=black}} [مزمور داود] ای {{روخط|خداوند}} بسوی تو جان خود را برمیافرازم ای خدای من بر تو توکل میدارم *
{{verse|۲۵|۲|color=black}} پس مگذار که خجل بشوم و دشمنانم بر من فخر نمایند *
{{verse|۲۵|۳|color=black}} بلی هر که انتظار تو میکشد خجل نخواهد شد آنانی که بیسبب خیانت میکنند خجل خواهند گردید *
{{verse|۲۵|۴|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} طریقهای خود را بمن بیاموز و راههای خویش را بمن تعلیم ده *
{{verse|۲۵|۵|color=black}} مرا براستیِ خود سالک گردان و مرا تعلیم ده زیرا تو خدای نجات من هستی تمامی روز منتظر تو بودهام *
{{verse|۲۵|۶|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} احسانات و رحمتهای خود را بیاد آور چونکه آنها از ازل بوده است *
{{verse|۲۵|۷|color=black}} خطایای جوانی و عصیانم را بیاد میاور ای {{روخط|خداوند}} برحمت خود و بخاطر نیکویی خویش مرا یاد کن *
{{verse|۲۵|۸|color=black}} {{روخط|خداوند}} نیکو و عادل است پس بگناهکاران طریق را خواهد آموخت *
{{verse|۲۵|۹|color=black}} مسکینان را بانصاف رهبری خواهد کرد و بمسکینان طریق خود را تعلیم خواهد داد *
{{verse|۲۵|۱۰|color=black}} همهٔ راههای {{روخط|خداوند}} رحمت و حق است برای آنانی که عهد و شهادات او را نگاه میدارند *
{{verse|۲۵|۱۱|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} بخاطر اسم خود گناه مرا بیامرز زیرا که بزرگ است *
{{verse|۲۵|۱۲|color=black}} کیست آن آدمی که از {{روخط|خداوند}} میترسد او را بطریقی که اختیار کرده است خواهد آموخت *
{{verse|۲۵|۱۳|color=black}} جان او در نیکویی شب را بسر خواهد برد و ذریت او وارث زمین خواهند شد *
{{verse|۲۵|۱۴|color=black}} سرّ {{روخط|خداوند}} با ترسندگان او است و عهد او تا ایشان را تعلیم دهد *
{{verse|۲۵|۱۵|color=black}} چشمان من دائماً بسوی {{روخط|خداوند}}<noinclude></noinclude>
tt4oqyj3prfazz1q1iwzytrnii7nksi
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۵۵
104
88350
288657
2026-06-21T18:16:15Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «است زیرا که او پایهای مرا از دام بیرون میآورد * {{verse|۲۵|۱۶|color=black}} بر من ملتفت شده رحمت بفرما زیرا که منفرد و مسکین هستم * {{verse|۲۵|۱۷|color=black}} تنگیهای دل من زیاد شده است مرا از مشقتهای من بیرون آور * {{verse|۲۵|۱۸|color=black}} بر مسکنت و رنج من نظر افکن و جمیع خ...» ایجاد کرد
288657
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>است زیرا که او پایهای مرا از دام بیرون میآورد *
{{verse|۲۵|۱۶|color=black}} بر من ملتفت شده رحمت بفرما زیرا که منفرد و مسکین هستم *
{{verse|۲۵|۱۷|color=black}} تنگیهای دل من زیاد شده است مرا از مشقتهای من بیرون آور *
{{verse|۲۵|۱۸|color=black}} بر مسکنت و رنج من نظر افکن و جمیع خطایایم را بیامرز *
{{verse|۲۵|۱۹|color=black}} بر دشمنانم نظر کن زیرا که بسیارند و بکینهٔ تلخ بمن کینه میورزند *
{{verse|۲۵|۲۰|color=black}} جانم را حفظ کن و مرا رهائی ده تا خجل نشوم زیرا بر تو توکل دارم *
{{verse|۲۵|۲۱|color=black}} کمال و راستی حافظ من باشند زیرا که منتظر تو هستم *
{{verse|۲۵|۲۲|color=black}} ای خدا اسرائیل را خلاصی ده از جمیع مشقتهای وی *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و ششم}}}}
{{فصل|۲۶}}
{{verse|۲۶|۱|color=black}} [مزمور داود] ای {{روخط|خداوند}} مرا داد بده زیرا که من در کمال خود رفتار نمودهام و بر {{روخط|خداوند}} توکل داشتهام پس نخواهم لغزید *
{{verse|۲۶|۲|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} مرا امتحان کن و مرا بیازما باطن و قلب مرا مصفّی گردان *
{{verse|۲۶|۳|color=black}} زیرا که رحمت تو در مدّ نظر من است و در راستی تو رفتار نمودهام *
{{verse|۲۶|۴|color=black}} با مردان باطل ننشستهام و با منافقین داخل نخواهم شد *
{{verse|۲۶|۵|color=black}} از جماعت بدکاران نفرت میدارم و با طالحین نخواهم نشست *
{{verse|۲۶|۶|color=black}} دستهای خود را در صفا میشویم مذبح تو را ای {{روخط|خداوند}} طواف خواهم نمود *
{{verse|۲۶|۷|color=black}} تا آواز حمد تو را بشنوانم و عجایب تو را اخبار نمایم *
{{verse|۲۶|۸|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} محل خانهٔ تو را دوست میدارم و مقام سکونت جلال تو را *
{{verse|۲۶|۹|color=black}} جانم را با گناهکارانجمع مکن و نه حیات مرا با مردمان خونریز *
{{verse|۲۶|۱۰|color=black}} که در دستهای ایشان آزار است و دست راست ایشان پر از رشوه است *
{{verse|۲۶|۱۱|color=black}} و امّا من در کمال خود سالک میباشم مرا خلاصی ده و بر من رحم فرما *
{{verse|۲۶|۱۲|color=black}} پایم در جای هموار ایستاده است {{روخط|خداوند}} را در جماعتها متبارک خواهم خواند *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و هفتم}}}}
{{فصل|۲۷}}
{{verse|۲۷|۱|color=black}} [مزمور داود] {{روخط|خداوند}} نور من و نجات من است از کِه بترسم {{روخط|خداوند}} ملجای جان من است از کِه هراسان شوم *
{{verse|۲۷|۲|color=black}} چون شریران بر من نزدیک آمدند تا گوشت مرا بخورند یعنی خصمان و دشمنانم ایشان لغزیدند و افتادند *
{{verse|۲۷|۳|color=black}} اگر لشکری بر من فرود آید دلم<noinclude></noinclude>
hjfmpv3igrkgahvcr801p97mp7hktwk
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۵۶
104
88351
288658
2026-06-21T18:16:38Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «نخواهد ترسید اگر جنگ بر من برپا شود در این نیز اطمینان خواهم داشت * {{verse|۲۷|۴|color=black}} یک چیز از {{روخط|خداوند}} خواستم و آن را خواهم طلبید که تمام ایام عمرم در خانهٔ {{روخط|خداوند}} ساکن باشم تا جمال {{روخط|خداوند}} را مشاهده کنم و در هیکل او تفکر نمایم...» ایجاد کرد
288658
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نخواهد ترسید اگر جنگ بر من برپا شود در این نیز اطمینان خواهم داشت *
{{verse|۲۷|۴|color=black}} یک چیز از {{روخط|خداوند}} خواستم و آن را خواهم طلبید که تمام ایام عمرم در خانهٔ {{روخط|خداوند}} ساکن باشم تا جمال {{روخط|خداوند}} را مشاهده کنم و در هیکل او تفکر نمایم *
{{verse|۲۷|۵|color=black}} زیرا که در روز بلا مرا در سایبان خود نهفته در پردهٔ خیمهٔٔ خود مرا مخفی خواهد داشت و مرا بر صخره بلند خواهد ساخت *
{{verse|۲۷|۶|color=black}} و الآن سرم بر دشمنانم گرداگردم برافراشته خواهد شد قربانیهای شادکامی را در خیمهٔٔ او خواهم گذرانید و برای {{روخط|خداوند}} سرود و تسبیح خواهم خواند *
{{verse|۲۷|۷|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} چون بآواز خود میخوانم مرا بشنو و رحمت فرموده مرا مستجاب فرما *
{{verse|۲۷|۸|color=black}} دل من بتو میگوید [که گفتهای] روی مرا بطلبیدبلی روی تو را ای {{روخط|خداوند}} خواهم طلبید *
{{verse|۲۷|۹|color=black}} روی خود را از من مپوشان و بندهٔٔ خود را در خشم برمگردان تو مددکار من بودهای ای خدای نجاتم مرا رد مکن و ترک منما *
{{verse|۲۷|۱۰|color=black}} چون پدر و مادرم مرا ترک کنند آنگاه {{روخط|خداوند}} مرا برمیدارد *
{{verse|۲۷|۱۱|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} طریق خود را بمن بیاموز و بهسبب دشمنانم مرا براه راست هدایت فرما *
{{verse|۲۷|۱۲|color=black}} مرا بخواهش خصمانم مسپار زیرا که شهود کذبه و دمندگان ظلم بر من برخاستهاند *
{{verse|۲۷|۱۳|color=black}} اگر باور نمیکردم که احسان {{روخط|خداوند}} را در زمین زندگان ببینم *
{{verse|۲۷|۱۴|color=black}} برای {{روخط|خداوند}} منتظر باش و قویّ شو و دلت را تقویّت خواهد داد بلی منتظر {{روخط|خداوند}} باش *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و هشتم}}}}
{{فصل|۲۸}}
{{verse|۲۸|۱|color=black}} [مزمور داود] ای {{روخط|خداوند}} نزد تو فریاد برمیآورمای صخرهٔ من از من خاموش مباش مبادا اگر از من خاموش شوی مثل آنانی باشم که بحفره فرو میروند *
{{verse|۲۸|۲|color=black}} آواز تضرع مرا بشنو چون نزد تو استغاثه میکنم و دست خود را بمحراب قدس تو برمیافرازم *
{{verse|۲۸|۳|color=black}} مرا با شریران و بدکاران مکش که با همسایگان خود سخن صلحآمیز میگویند و آزار در دل ایشان است *
{{verse|۲۸|۴|color=black}} آنها را بحسب کردار ایشان و موافق اعمال زشت ایشان بده آنها را مطابق عمل دست ایشان بده و رفتار ایشان را بخود ایشان رد نما *
{{verse|۲۸|۵|color=black}} چونکه در اعمال {{روخط|خداوند}} و صنعت دست وی تفکر نمیکنند ایشان را منهدم خواهی ساخت و بنا نخواهی نمود *
{{verse|۲۸|۶|color=black}} {{روخط|خداوند}} متبارک باد زیرا که آواز تضرع مراشنیده است *<noinclude></noinclude>
74g1w0u2gor29frbnkmrt4mvs78r88o
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۵۷
104
88352
288659
2026-06-21T18:17:03Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۲۸|۷|color=black}} {{روخط|خداوند}} قوّت من و سپر من است دلم بر او توکل داشت و مدد یافتهام پس دل من بوجد آمده است و بسرود خود او را حمد خواهم گفت * {{verse|۲۸|۸|color=black}} {{روخط|خداوند}} قوّت ایشان است و برای مسیح خود قلعهٔ نجات * {{verse|۲۸|۹|color=black}} قوم خود را نجا...» ایجاد کرد
288659
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۲۸|۷|color=black}} {{روخط|خداوند}} قوّت من و سپر من است دلم بر او توکل داشت و مدد یافتهام پس دل من بوجد آمده است و بسرود خود او را حمد خواهم گفت *
{{verse|۲۸|۸|color=black}} {{روخط|خداوند}} قوّت ایشان است و برای مسیح خود قلعهٔ نجات *
{{verse|۲۸|۹|color=black}} قوم خود را نجات ده و میراث خود را مبارک فرما ایشان را رعایت کن و برافراز تا ابدالآباد *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و نهم}}}}
{{فصل|۲۹}}
{{verse|۲۹|۱|color=black}} [مزمور داود] ای فرزندان خدا {{روخط|خداوند}} را توصیف کنید جلال و قوّت را برای {{روخط|خداوند}} توصیف نمایید *
{{verse|۲۹|۲|color=black}} {{روخط|خداوند}} را بجلال اسم او تمجید نمایید {{روخط|خداوند}} را در زینت قدوسیّت سجده کنید *
{{verse|۲۹|۳|color=black}} آواز {{روخط|خداوند}} فوق آبها است خدای جلال رعد میدهد {{روخط|خداوند}} بالای آبهای بسیار است *
{{verse|۲۹|۴|color=black}} آواز {{روخط|خداوند}} با قوّت است آواز {{روخط|خداوند}} با جلال است *
{{verse|۲۹|۵|color=black}} آواز {{روخط|خداوند}} سروهای آزاد را میشکند {{روخط|خداوند}} سروهای آزاد لبنان را میشکند *
{{verse|۲۹|۶|color=black}} آنها را مثل گوساله میجهاند لبنان و سریون را مثل بچهٔ گاو وحشی *
{{verse|۲۹|۷|color=black}} آواز {{روخط|خداوند}} زبانههای آتش را میشکافد *
{{verse|۲۹|۸|color=black}} آواز {{روخط|خداوند}} صحرا را متزلزل میسازد {{روخط|خداوند}} صحرای قادِشْ را متزلزل میسازد *
{{verse|۲۹|۹|color=black}} آواز {{روخط|خداوند}} غزالها را بدرد زه میاندازد و جنگل را بیبرگ میگرداند و در هیکل او جمیعاً جلال را ذکر میکنند *
{{verse|۲۹|۱۰|color=black}} {{روخط|خداوند}} بر طوفان جلوس نموده {{روخط|خداوند}} نشسته است پادشاه تا ابدالآباد *
{{verse|۲۹|۱۱|color=black}} {{روخط|خداوند}} قوم خود را قوّت خواهد بخشید {{روخط|خداوند}} قوم خود را بسلامتی مبارک خواهد نمود *
{{وسط|{{روخط|باب سی ام}}}}
{{فصل|۳۰}}
{{verse|۳۰|۱|color=black}} [سرود برای متبّرک ساختن خانه مزمور داود] ای {{روخط|خداوند}} تو را تسبیح میخوانم زیراکه مرا بالا کشیدی و دشمنانم را بر من مفتخر نساختی *
{{verse|۳۰|۲|color=black}} ای یهوه خدای من نزد تو استغاثه نمودم و مرا شفا دادی *
{{verse|۳۰|۳|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} جانم را از حفره برآوردی مرا زنده ساختی تا بهاویه فرونروم *
{{verse|۳۰|۴|color=black}} ای مقدّسان {{روخط|خداوند}} او را بسرایید و بذکر قدوسیّت او حمد گویید *
{{verse|۳۰|۵|color=black}} زیرا که غضب او لحظهای است و در رضامندی او زندگانی شامگاه گریه نزیل میشود صبحگاهان<noinclude></noinclude>
j3ha6vt4c5fnijdotv1yr4elt8gm2s1
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۵۸
104
88353
288660
2026-06-21T18:17:26Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «شادی رخ مینماید * {{verse|۳۰|۶|color=black}} و امّا من در کامیابی خود گفتم جنبش نخواهم خورد تا ابدالآباد * {{verse|۳۰|۷|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} برضامندی خود کوه مرا در قوّت ثابت گردانیدی و چون روی خود را پوشانیدی پریشان شدم * {{verse|۳۰|۸|color=black}} ای {{روخط|خداوند}}...» ایجاد کرد
288660
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>شادی رخ مینماید *
{{verse|۳۰|۶|color=black}} و امّا من در کامیابی خود گفتم جنبش نخواهم خورد تا ابدالآباد *
{{verse|۳۰|۷|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} برضامندی خود کوه مرا در قوّت ثابت گردانیدی و چون روی خود را پوشانیدی پریشان شدم *
{{verse|۳۰|۸|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} نزد تو فریاد برمیآورم و نزد {{روخط|خداوند}} تضرع مینمایم *
{{verse|۳۰|۹|color=black}} در خون من چه فایده است چون بحفره فرو روم آیا خاکْ تو را حمد میگوید و راستی تو را اخبار مینماید *
{{verse|۳۰|۱۰|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} بشنو و بمن کرم فرما ای {{روخط|خداوند}} مددکار من باش *
{{verse|۳۰|۱۱|color=black}} ماتم مرا برای من برقص مبدل ساختهای پلاس را از من بیرون کرده و کمر مرا بشادی بستهای *
{{verse|۳۰|۱۲|color=black}} تا جلالم ترا سرود خواند و خاموش نشود ای یهوه خدای من تو را حمد خواهم گفت تا ابدالآباد *
{{وسط|{{روخط|باب سی و یکم}}}}
{{فصل|۳۱}}
{{verse|۳۱|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان مزمور داود] ای {{روخط|خداوند}} بر تو توکل دارم پسخجل نشوم تا بابد در عدالت خویش مرا نجات بده *
{{verse|۳۱|۲|color=black}} گوش خود را بمن فراگیر و مرا بزودی برهان برایم صخرهای قوی و خانهای حصین باش تا مرا خلاصی دهی *
{{verse|۳۱|۳|color=black}} زیرا صخره و قلعهٔ من تو هستی بخاطر نام خود مرا هدایت و رهبری فرما *
{{verse|۳۱|۴|color=black}} مرا از دامی که برایم پنهان کردهاند بیرون آور *
{{verse|۳۱|۵|color=black}} زیرا قلعهٔ من تو هستی روح خود را بدست تو میسپارم ای یهوه خدای حق تو مرا فدیه دادی *
{{verse|۳۱|۶|color=black}} از آنانی که اباطیل دروغ را پیروی میکنند نفرت میکنم و امّا من بر {{روخط|خداوند}} توکل میدارم *
{{verse|۳۱|۷|color=black}} به رحمت تو وجد و شادی میکنم زیرا مشقت مرا دیده و جانم را در تنگیها شناختهای *
{{verse|۳۱|۸|color=black}} مرا بدست دشمن اسیر نساختهای پایهای مرا بجای وسیع قائم گردانیدهای *
{{verse|۳۱|۹|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} بر من رحمت فرما زیرا در تنگی هستم چشم من از غصه کاهیده شد بلکه جانم و جسدم نیز *
{{verse|۳۱|۱۰|color=black}} زیرا که حیاتم از غم و سالهایم از ناله فانی گردیده است قوّتم از گناهم ضعیف و استخوانهایم پوسیده شد *
{{verse|۳۱|۱۱|color=black}} نزد همهٔ دشمنانم عار گردیدهام خصوصاً نزد همسایگان خویش و باعث خوف آشنایان شدهام هرکه مرا بیرون بیند از من میگریزد *
{{verse|۳۱|۱۲|color=black}} مثل مرده از خاطر فراموش شدهام و مانند ظرفِ تلف شده گردیدهام *
{{verse|۳۱|۱۳|color=black}} زیرا که بهتان را از بسیاری شنیدم و خوف گرداگرد من میباشد زیرا بر من با هم مشورت میکنند و در قصد جانم تفکر مینمایند *
{{verse|۳۱|۱۴|color=black}} و امّا من بر تو ای<noinclude></noinclude>
o6bu2xdbxhxt1vwz4l644uax49duugl
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۵۹
104
88354
288661
2026-06-21T18:17:50Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{روخط|خداوند}} توکل میدارم وگفتهام خدای من تو هستی * {{verse|۳۱|۱۵|color=black}} وقتهای من در دست تو میباشد مرا از دست دشمنانم و جفاکنندگانم خلاصی ده * {{verse|۳۱|۱۶|color=black}} روی خود را بر بندهات تابان ساز و مرا برحمت خود نجات بخش * {{verse|۳۱|۱۷|color=black}} ای {{روخط|خدا...» ایجاد کرد
288661
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{روخط|خداوند}} توکل میدارم وگفتهام خدای من تو هستی *
{{verse|۳۱|۱۵|color=black}} وقتهای من در دست تو میباشد مرا از دست دشمنانم و جفاکنندگانم خلاصی ده *
{{verse|۳۱|۱۶|color=black}} روی خود را بر بندهات تابان ساز و مرا برحمت خود نجات بخش *
{{verse|۳۱|۱۷|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} خجل نشوم چونکه تو را خواندهام شریران خجل شوند و در حفره خاموش باشند *
{{verse|۳۱|۱۸|color=black}} لبهای دروغگو گنگ شود که بدرشتی و تکبر و استهانت بر عادلان سخن میگوید *
{{verse|۳۱|۱۹|color=black}} زهی عظمت احسان تو که برای ترسندگانت ذخیره کردهای و برای متوکّلانت پیش بنیآدم ظاهر ساختهای *
{{verse|۳۱|۲۰|color=black}} ایشان را در پردهٔ روی خود از مکاید مردم خواهی پوشانید ایشان را در خیمهای از عداوت زبانها مخفی خواهی داشت *
{{verse|۳۱|۲۱|color=black}} متبارک باد {{روخط|خداوند}} که رحمت عجیب خود را در شهر حصین بمن ظاهر کرده است *
{{verse|۳۱|۲۲|color=black}} و امّا من در حیرت خود گفتم که از نظر تو منقطع شدهام لیکن چون نزد تو فریاد کردم آواز تضرع مرا شنیدی *
{{verse|۳۱|۲۳|color=black}} ای جمیع مقدّسانِ {{روخط|خداوند}} او را دوست دارید {{روخط|خداوند}} اُمنا را محفوظ میدارد و متکبران را مجازات کثیر میدهد *
{{verse|۳۱|۲۴|color=black}} قوی باشید و دل شما را تقویت خواهد داد ای همگانی که برای {{روخط|خداوند}} انتظار میکشید *
{{وسط|{{روخط|باب سی و دوم}}}}
{{فصل|۳۲}}
{{verse|۳۲|۱|color=black}} [قصیدهٔ داود] خوشابحال کسی که عصیان او آمرزیده شد و گناه وی مستور گردید *
{{verse|۳۲|۲|color=black}} خوشابحال کسی که {{روخط|خداوند}} بوی جرمی در حساب نیاوَرَد و در روح او حیلهای نمیباشد *
{{verse|۳۲|۳|color=black}} هنگامی که خاموش میبودم استخوانهایم پوسیده میشد از نعرهای که تمامی روز میزدم *
{{verse|۳۲|۴|color=black}} چونکه دست تو روز و شب بر من سنگین میبود رطوبتم بخشکیِ تابستان مبدل گردید سلاه *
{{verse|۳۲|۵|color=black}} به گناه خود نزد تو اعتراف کردم و جرم خود را مخفی نداشتم گفتم عصیان خود را نزد {{روخط|خداوند}} اقرار میکنم پس تو آلایش گناهم را عفو کردی سلاه *
{{verse|۳۲|۶|color=black}} از این رو هر مقدّسی در وقت اجابت نزد تو دعا خواهد کرد وقتی که آبهای بسیار بسَیَلان آید هرگز بدو نخواهد رسید *
{{verse|۳۲|۷|color=black}} تو ملجای من هستی مرا از تنگی حفظ خواهی کرد مرا بسرودهای نجات احاطه خواهی نمود سلاه *
{{verse|۳۲|۸|color=black}} تو را حکمت خواهم آموخت و براهی که باید رفت ارشاد خواهم نمود و تو را بچشم خود که بر تو است<noinclude></noinclude>
hu7cjicg2x4hbd2pg1ly9eqj8q1lggd
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۶۰
104
88355
288662
2026-06-21T18:18:04Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «نصیحت خواهم فرمود * {{verse|۳۲|۹|color=black}} مثل اسب و قاطر بیفهم مباشید که آنها را برای بستن بدهنه و لگام زینت میدهند والاّ نزدیک تو نخواهند آمد * {{verse|۳۲|۱۰|color=black}} غمهای شریر بسیار میباشد امّا هر که بر {{روخط|خداوند}} توکل دارد رحمت او را احاطه خواهد کرد...» ایجاد کرد
288662
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نصیحت خواهم فرمود *
{{verse|۳۲|۹|color=black}} مثل اسب و قاطر بیفهم مباشید که آنها را برای بستن بدهنه و لگام زینت میدهند والاّ نزدیک تو نخواهند آمد *
{{verse|۳۲|۱۰|color=black}} غمهای شریر بسیار میباشد امّا هر که بر {{روخط|خداوند}} توکل دارد رحمت او را احاطه خواهد کرد *
{{verse|۳۲|۱۱|color=black}} ای صالحان در {{روخط|خداوند}} شادی و وجد کنید و ای همهٔ راستدلان ترنّم نمایید *
{{وسط|{{روخط|باب سی و سوم}}}}
{{فصل|۳۳}}
{{verse|۳۳|۱|color=black}} ای صالحان در {{روخط|خداوند}} شادی نماییدزیرا که تسبیح خواندن راستان را میشاید *
{{verse|۳۳|۲|color=black}} {{روخط|خداوند}} را با بربط حمد بگویید با عود ده تار او را سرود بخوانید *
{{verse|۳۳|۳|color=black}} سرودی تازه برای او بسرایید نیکو بنوازید با آهنگ بلند *
{{verse|۳۳|۴|color=black}} زیرا کلام {{روخط|خداوند}} مستقیم است و جمیع کارهای او با امانت است *
{{verse|۳۳|۵|color=black}} عدالت و انصاف را دوست میدارد جهان از رحمت {{روخط|خداوند}} پر است *
{{verse|۳۳|۶|color=black}} به کلام {{روخط|خداوند}} آسمانها ساخته شد و کل جنود آنها بنَفْخِهٔ دهان او *
{{verse|۳۳|۷|color=black}} آبهای دریا را مثل توده جمع میکند و لجّهها را در خزانهها ذخیره مینماید *
{{verse|۳۳|۸|color=black}} تمامیِ اهل زمین از {{روخط|خداوند}} بترسند جمیع سکنهٔ ربع مسکون از او بترسند *
{{verse|۳۳|۹|color=black}} زیرا که او گفت و شد او امر فرمود و قایم گردید *
{{verse|۳۳|۱۰|color=black}} {{روخط|خداوند}} مشورت امّتها را باطل میکند تدبیرهای قبائل را نیست میگرداند *
{{verse|۳۳|۱۱|color=black}} مشورت {{روخط|خداوند}} قائم است تا ابدالآباد تدابیر قلب او تا دهرالدّهور *
{{verse|۳۳|۱۲|color=black}} خوشابحال امّتی که یهوه خدای ایشان است و قومی که ایشان را برای میراث خود برگزیده است *
{{verse|۳۳|۱۳|color=black}} از آسمان {{روخط|خداوند}} نظر افکند و جمیع بنیآدم را نگریست *
{{verse|۳۳|۱۴|color=black}} از مکان سکونت خویش نظر میافکند برجمیع ساکنان جهان *
{{verse|۳۳|۱۵|color=black}} او که دلهای ایشان را جمیعاً سرشته است و اعمال ایشان را درک نموده است *
{{verse|۳۳|۱۶|color=black}} پادشاه بزیادتیِ لشکر خلاص نخواهد شد و جبار ببسیاری قوّت رهائی نخواهد یافت *
{{verse|۳۳|۱۷|color=black}} اسب بجهت استخلاص باطل است و بشدت قوّت خود کسی را رهائی نخواهد داد *
{{verse|۳۳|۱۸|color=black}} اینک چشم {{روخط|خداوند}} بر آنانی است که از او میترسند بر آنانی که انتظار رحمت او را میکشند *
{{verse|۳۳|۱۹|color=black}} تا جان ایشان را از موت رهائی بخشد و ایشان را در قحط زنده نگاه دارد *
{{verse|۳۳|۲۰|color=black}} جان ما منتظر {{روخط|خداوند}} میباشد او اعانت و سپر ما است *
{{verse|۳۳|۲۱|color=black}} زیرا که دل ما در او شادی میکند و در نام قدوس او توکّل میداریم *
{{verse|۳۳|۲۲|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} رحمت تو بر ما باد چنانکه امیدوار تو بودهایم *<noinclude></noinclude>
k94u1waxn66tvrhecbv27jjhi9oppa1
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۶۱
104
88356
288663
2026-06-21T18:18:21Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب سی و چهارم}}}} {{فصل|۳۴}} {{verse|۳۴|۱|color=black}} مزمور داود وقتی که منش خود را بحضور اَبِیمَلَک تغییر داد و از حضور او بیرون رانده شده برفت {{روخط|خداوند}} را در هر وقت متبارک خواهمگفت تسبیح او دائماً بر زبان من خواهد بود * {{verse|۳۴|۲|color=black}} جا...» ایجاد کرد
288663
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب سی و چهارم}}}}
{{فصل|۳۴}}
{{verse|۳۴|۱|color=black}} مزمور داود وقتی که منش خود را بحضور اَبِیمَلَک تغییر داد و از حضور او بیرون رانده شده برفت {{روخط|خداوند}} را در هر وقت متبارک خواهمگفت تسبیح او دائماً بر زبان من خواهد بود *
{{verse|۳۴|۲|color=black}} جان من در {{روخط|خداوند}} فخر خواهد کرد مسکینان شنیده شادی خواهند نمود *
{{verse|۳۴|۳|color=black}} {{روخط|خداوند}} را با من تکبیر نمایید نام او را با یکدیگر برافرازیم *
{{verse|۳۴|۴|color=black}} چون {{روخط|خداوند}} را طلبیدم مرا مستجاب فرمود و مرا از جمیع ترسهایم خلاصی بخشید *
{{verse|۳۴|۵|color=black}} بسوی او نظر کردند و منور گردیدند و رویهای ایشان خجل نشد *
{{verse|۳۴|۶|color=black}} این مسکین فریاد کرد و {{روخط|خداوند}} او را شنید و او را از تمامیِ تنگیهایش رهائی بخشید *
{{verse|۳۴|۷|color=black}} فرشتهٔ {{روخط|خداوند}} گرداگرد ترسندگان او است اردو زده ایشان را میرهاند *
{{verse|۳۴|۸|color=black}} بچشید و ببینید که {{روخط|خداوند}} نیکو است خوشابحال شخصی که بدو توکّل میدارد *
{{verse|۳۴|۹|color=black}} ای مقدّسانِ {{روخط|خداوند}} از او بترسید زیرا که ترسندگان او را هیچ کمی نیست *
{{verse|۳۴|۱۰|color=black}} شیربچگان بینوا شده گرسنگی میکشند و امّا طالبان {{روخط|خداوند}} را بهیچ چیز نیکو کمی نخواهد شد *
{{verse|۳۴|۱۱|color=black}} ای اطفال بیایید مرا بشنوید و ترس {{روخط|خداوند}} را بشما خواهم آموخت *
{{verse|۳۴|۱۲|color=black}} کیست آن شخصی که آرزومند حیات است و طول ایام را دوست میدارد تا نیکویی را ببیند *
{{verse|۳۴|۱۳|color=black}} زبانت را از بدی نگاه دار و لبهایت را از سخنان حیلهآمیز *
{{verse|۳۴|۱۴|color=black}} از بدی اجتناب نما و نیکویی بکن صلح را طلب نما و در پی آن بکوش *
{{verse|۳۴|۱۵|color=black}} چشمان {{روخط|خداوند}} بسوی صالحان است و گوشهای وی بسوی فریاد ایشان *
{{verse|۳۴|۱۶|color=black}} روی {{روخط|خداوند}} بسوی بدکاران است تا ذکر ایشان را از زمین منقطع سازد *
{{verse|۳۴|۱۷|color=black}} چون [صالحان] فریاد برآوردند {{روخط|خداوند}} ایشان را شنید و ایشان را از همهٔ تنگیهای ایشان رهائی بخشید *
{{verse|۳۴|۱۸|color=black}} {{روخط|خداوند}} نزدیک شکستهدلان است و روح کوفتگان را نجات خواهد داد *
{{verse|۳۴|۱۹|color=black}} زحمات مرد صالح بسیار است امّا {{روخط|خداوند}} او را از همهٔ آنها خواهد رهانید *
{{verse|۳۴|۲۰|color=black}} همهٔ استخوانهای ایشان را نگاه میدارد که یکی از آنها شکسته نخواهد شد *
{{verse|۳۴|۲۱|color=black}} شریر را شرارت هلاک خواهد کرد و از دشمنان مرد صالح مؤآخذه خواهد شد *
{{verse|۳۴|۲۲|color=black}} {{روخط|خداوند}} جان بندگان خود را فدیه خواهد داد و از آنانی که بر وی توکّل دارند مؤآخذه نخواهد شد *<noinclude></noinclude>
md9vtat5lilo7lhnpntmuj8tuza2uen
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۶۲
104
88357
288664
2026-06-21T18:18:47Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب سی و پنجم}}}} {{فصل|۳۵}} {{verse|۳۵|۱|color=black}} [مزمور داود] ای {{روخط|خداوند}} با خصمان من مخاصمه نما و جنگ کن با آنانی که با من جنگ میکنند * {{verse|۳۵|۲|color=black}} سپر و مِجَنّ را بگیر و باعانت من برخیز * {{verse|۳۵|۳|color=black}} و نیزه را راست کن و راه را پیش...» ایجاد کرد
288664
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب سی و پنجم}}}}
{{فصل|۳۵}}
{{verse|۳۵|۱|color=black}} [مزمور داود] ای {{روخط|خداوند}} با خصمان من مخاصمه نما و جنگ کن با آنانی که با من جنگ میکنند *
{{verse|۳۵|۲|color=black}} سپر و مِجَنّ را بگیر و باعانت من برخیز *
{{verse|۳۵|۳|color=black}} و نیزه را راست کن و راه را پیش روی جفاکنندگانم ببند و بجان من بگو من نجات تو هستم *
{{verse|۳۵|۴|color=black}} خجل و رسوا شوند آنانی که قصد جان من دارند و آنانی که بداندیش منند برگردانیده و خجل شوند *
{{verse|۳۵|۵|color=black}} مثل کاه پیش روی باد باشند و فرشتهٔ {{روخط|خداوند}} ایشان را براند *
{{verse|۳۵|۶|color=black}} راه ایشان تاریکی و لغزنده باد و فرشتهٔ {{روخط|خداوند}} ایشان را تعاقب کند *
{{verse|۳۵|۷|color=black}} زیرا دام خود را برای من بیسبب در حفرهای پنهان کردند که آن را برای جان من بیجهت کَنده بودند *
{{verse|۳۵|۸|color=black}} هلاکت ناگهانی بدو برسد و دامی که پنهان کرد خودش را بگیرد و در آن بهلاکت گرفتار گردد *
{{verse|۳۵|۹|color=black}} و امّا جان من در {{روخط|خداوند}} وجد خواهد کرد و در نجات او شادی خواهد نمود *
{{verse|۳۵|۱۰|color=black}} همهٔ استخوانهایم میگویند ای {{روخط|خداوند}} کیست مانند تو که مسکین را از شخصِ قویتر از او میرهاند و مسکین وفقیر را از تاراجکنندهٔ وی *
{{verse|۳۵|۱۱|color=black}} شاهدان کینهور برخاستهاند چیزهائی را که نمیدانستم از من میپرسند *
{{verse|۳۵|۱۲|color=black}} به عوض نیکویی بدی بمن میکنند جان مرا بیکس گردانیدهاند *
{{verse|۳۵|۱۳|color=black}} و امّا من چون ایشان بیمار میبودند پلاس میپوشیدم جان خود را بروزه میرنجانیدم و دعایم بسینهام برمیگشت *
{{verse|۳۵|۱۴|color=black}} مثل آنکه او دوست و برادرم میبود سرگردان میرفتم چون کسی که برای مادرش ماتم گیرد از حزن خم میشدم *
{{verse|۳۵|۱۵|color=black}} ولی چون افتادم شادیکنان جمع شدند آن فرومایگان بر من جمع شدند و کسانی که نشناخته بودم مرا دریدند و ساکت نشدند *
{{verse|۳۵|۱۶|color=black}} مثل فاجرانی که برای نان مسخرگی میکنند دندانهای خود را بر من میافشردند *
{{verse|۳۵|۱۷|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} تا بکی نظر خواهی کرد جانم را از خرابیهای ایشان برهان و یگانهٔ مرا از شیربچگان *
{{verse|۳۵|۱۸|color=black}} و تو را در جماعتِ بزرگ حمد خواهم گفت ترا در میان قوم عظیم تسبیح خواهم خواند *
{{verse|۳۵|۱۹|color=black}} تا آنانی که بیسبب دشمن منند بر من فخر نکنند و آنانی که بر من بیسبب بغض مینمایند چشمک نزنند *
{{verse|۳۵|۲۰|color=black}} زیرا برای سلامتیسخن نمیگویند و بر آنانی که در زمین آرامند سخنان حیلهآمیز را تفکر<noinclude></noinclude>
s8p9zao5nmrbuejgoh0wpqyiazunpbr
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۶۳
104
88358
288665
2026-06-21T18:19:01Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «میکنند * {{verse|۳۵|۲۱|color=black}} و دهان خود را بر من باز کرده میگویند هَههَه چشم ما دیده است * {{verse|۳۵|۲۲|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} تو آن را دیدهای پس سکوت مفرما ای {{روخط|خداوند}} از من دور مباش * {{verse|۳۵|۲۳|color=black}} خویشتن را برانگیز و برای داد من بیدار شو ای...» ایجاد کرد
288665
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>میکنند *
{{verse|۳۵|۲۱|color=black}} و دهان خود را بر من باز کرده میگویند هَههَه چشم ما دیده است *
{{verse|۳۵|۲۲|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} تو آن را دیدهای پس سکوت مفرما ای {{روخط|خداوند}} از من دور مباش *
{{verse|۳۵|۲۳|color=black}} خویشتن را برانگیز و برای داد من بیدار شو ای خدای من و {{روخط|خداوند}} من برای دعوی من *
{{verse|۳۵|۲۴|color=black}} ای یهوه خدایم مرا موافق عدل خود داد بده مبادا بر من شادی نمایند *
{{verse|۳۵|۲۵|color=black}} تا در دل خود نگویند اینک مراد ما تا نگویند او را بلعیدهایم *
{{verse|۳۵|۲۶|color=black}} و آنانی که در بدیِ من شادند با هم خجل و شرمنده شوند و آنانی که بر من تکبر میکنند بخجلت و رسوائی ملبس شوند *
{{verse|۳۵|۲۷|color=black}} آنانی که خواهان حق منند ترنّم و شادی نمایند و دائماً گویند {{روخط|خداوند}} بزرگ است که بسلامتیِ بندهٔٔ خود رغبت دارد *
{{verse|۳۵|۲۸|color=black}} و زبانم عدالت تو را بیان خواهد کرد و تسبیح تو را تمامیِ روز *
{{وسط|{{روخط|باب سی و ششم}}}}
{{فصل|۳۶}}
{{verse|۳۶|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان مزمور داود بندهٔٔ {{روخط|خداوند}}] معصیت شریر در اندرون دل منمیگوید که ترس خدا در مد نظر او نیست *
{{verse|۳۶|۲|color=black}} زیرا خویشتن را در نظر خود تملق میگوید تا گناهش ظاهر نشود و مکروه نگردد *
{{verse|۳۶|۳|color=black}} سخنان زبانش شرارت و حیله است از دانشمندی و نیکوکاری دست برداشته است *
{{verse|۳۶|۴|color=black}} شرارت را بر بستر خود تفکر میکند خود را براه ناپسند قائم کرده از بدی نفرت ندارد *
{{verse|۳۶|۵|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} رحمت تو در آسمانها است وامانت تو تا افلاک *
{{verse|۳۶|۶|color=black}} عدالت تو مثل کوههای خداست و احکام تو لجهٔ عظیم ای {{روخط|خداوند}} انسان و بهایم را نجات میدهی *
{{verse|۳۶|۷|color=black}} ای خدا رحمت تو چه ارجمند است بنیآدم زیر سایهٔ بالهای تو پناه میبرند *
{{verse|۳۶|۸|color=black}} از چربی خانهٔ تو شاداب میشوند از نهر خوشیهای خود ایشان را مینوشانی *
{{verse|۳۶|۹|color=black}} زیرا که نزد تو چشمهٔ حیات است و در نور تو نور را خواهیم دید *
{{verse|۳۶|۱۰|color=black}} رحمت خود را برای عارفان خود مستدام فرما و عدالت خود را برای راست دلان *
{{verse|۳۶|۱۱|color=black}} پای تکبر بر من نیاید و دست شریران مرا گریزان نسازد *
{{verse|۳۶|۱۲|color=black}} در آنجا بدکرداران افتادهاند ایشان انداخته شدهاند و نمیتوانند برخاست *<noinclude></noinclude>
gonim8286qwzjsmz6179v9ov4kvpizs
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۶۴
104
88359
288666
2026-06-21T18:19:19Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب سی و هفتم}}}} {{فصل|۳۷}} {{verse|۳۷|۱|color=black}} [مزمور داود] بهسبب شریران خویشتن را مشوشمساز و بر فتنهانگیزان حسد مبر * {{verse|۳۷|۲|color=black}} زیرا که مثل علف بزودی بریده میشوند و مثل علف سبز پژمرده خواهند شد * {{verse|۳۷|۳|color=black}} بر {{روخط|خداوند}} توک...» ایجاد کرد
288666
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب سی و هفتم}}}}
{{فصل|۳۷}}
{{verse|۳۷|۱|color=black}} [مزمور داود] بهسبب شریران خویشتن را مشوشمساز و بر فتنهانگیزان حسد مبر *
{{verse|۳۷|۲|color=black}} زیرا که مثل علف بزودی بریده میشوند و مثل علف سبز پژمرده خواهند شد *
{{verse|۳۷|۳|color=black}} بر {{روخط|خداوند}} توکّل نما و نیکویی بکن در زمین ساکن باش و از امانت پرورده شو *
{{verse|۳۷|۴|color=black}} و در {{روخط|خداوند}} تمتع ببر پس مسألت دل تو را بتو خواهد داد *
{{verse|۳۷|۵|color=black}} طریق خود را ب{{روخط|خداوند}} بسپار و بر وی توکّل کن که آن را انجام خواهد داد *
{{verse|۳۷|۶|color=black}} و عدالت تو را مثل نور بیرون خواهد آورد و انصاف تو را مانند ظُهر *
{{verse|۳۷|۷|color=black}} نزد {{روخط|خداوند}} ساکت شو و منتظر او باش و از شخص فرخنده طریق و مرد حیلهگر خود را مشوش مساز *
{{verse|۳۷|۸|color=black}} از غضب برکنار شو و خشم را ترک کن خود را مشوش مساز که البته باعث گناهخواهد شد *
{{verse|۳۷|۹|color=black}} زیرا که شریران منقطع خواهند شد و امّا منتظران {{روخط|خداوند}} وارث زمین خواهند بود *
{{verse|۳۷|۱۰|color=black}} هان بعد از اندک زمانی شریر نخواهد بود در مکانش تأمل خواهی کرد و نخواهد بود *
{{verse|۳۷|۱۱|color=black}} و امّا حلیمان وارث زمین خواهند شد و از فراوانیِ سلامتی متلذذ خواهند گردید *
{{verse|۳۷|۱۲|color=black}} شریر بر مرد عادل شورا میکند و دندانهای خود را بر او میافشرد *
{{verse|۳۷|۱۳|color=black}} {{روخط|خداوند}} بر او خواهد خندید زیرا میبیند که روز او میآید *
{{verse|۳۷|۱۴|color=black}} شریران شمشیر را برهنه کرده و کمان را کشیدهاند تا مسکین و فقیر را بیندازند و راستروان را مقتول سازند *
{{verse|۳۷|۱۵|color=black}} شمشیر ایشان بدل خود ایشان فرو خواهد رفت و کمانهای ایشان شکسته خواهد شد *
{{verse|۳۷|۱۶|color=black}} نعمتِ اندکِ یک مرد صالح بهتر است از اندوختههای شریران کثیر *
{{verse|۳۷|۱۷|color=black}} زیرا که بازوهای شریران شکسته خواهد شد و امّا صالحان را {{روخط|خداوند}} تأیید میکند *
{{verse|۳۷|۱۸|color=black}} {{روخط|خداوند}} روزهای کاملان را میداند و میراث ایشان خواهد بود تا ابدالآباد *
{{verse|۳۷|۱۹|color=black}} در زمان بلا خجل نخواهند شد و در ایام قحط سیر خواهند بود *
{{verse|۳۷|۲۰|color=black}} زیرا شریران هلاک میشوند و دشمنان {{روخط|خداوند}} مثل خرّمیمرتعها فانی خواهند شد بلی مثل دُخان فانی خواهند گردید *
{{verse|۳۷|۲۱|color=black}} شریر قرض میگیرد و وفا نمیکند و امّا صالح رحیم و بخشنده است *
{{verse|۳۷|۲۲|color=black}} زیرا آنانی که از وی برکت یابند وارث زمین گردند و امّا آنانی که ملعون ویاند منقطع خواهند شد *
{{verse|۳۷|۲۳|color=black}} {{روخط|خداوند}} قدمهای<noinclude></noinclude>
dl9kvpbco3sjblq9j8agr6o4prm8fa2
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۶۵
104
88360
288667
2026-06-21T18:19:54Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «انسان را مستحکم میسازد و در طریقهایش سرور میدارد * {{verse|۳۷|۲۴|color=black}} اگر چه بیفتد افکنده نخواهد شد زیرا {{روخط|خداوند}} دستشرا میگیرد * {{verse|۳۷|۲۵|color=black}} من جوان بودم و الآن پیر هستم و مرد صالح را هرگز متروک ندیدهام و نه نسلش را که گدای نان بشوند * {...» ایجاد کرد
288667
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>انسان را مستحکم میسازد و در طریقهایش سرور میدارد *
{{verse|۳۷|۲۴|color=black}} اگر چه بیفتد افکنده نخواهد شد زیرا {{روخط|خداوند}} دستشرا میگیرد *
{{verse|۳۷|۲۵|color=black}} من جوان بودم و الآن پیر هستم و مرد صالح را هرگز متروک ندیدهام و نه نسلش را که گدای نان بشوند *
{{verse|۳۷|۲۶|color=black}} تمامی روز رئوف است و قرض دهنده و ذریت او مبارک خواهند بود *
{{verse|۳۷|۲۷|color=black}} از بدی برکنار شو و نیکویی بکن پس ساکن خواهی بود تا ابدالآباد *
{{verse|۳۷|۲۸|color=black}} زیرا {{روخط|خداوند}} انصاف را دوست میدارد و مقدّسان خود را ترک نخواهد فرمود ایشان محفوظ خواهند بود تا ابدالآباد و امّا نسل شریر منقطع خواهد شد *
{{verse|۳۷|۲۹|color=black}} صالحان وارث زمین خواهند بود و در آن تا بابد سکونت خواهند نمود *
{{verse|۳۷|۳۰|color=black}} دهان صالح حکمت را بیان میکند و زبان او انصاف را ذکر مینماید *
{{verse|۳۷|۳۱|color=black}} شریعت خدای وی در دل اوست پس قدمهایش نخواهد لغزید *
{{verse|۳۷|۳۲|color=black}} شریر برای صالح کمین میکند و قصد قتل وی میدارد *
{{verse|۳۷|۳۳|color=black}} {{روخط|خداوند}} او را در دستش ترک نخواهد کرد و چون بداوری آید بر وی فتوا نخواهد داد *
{{verse|۳۷|۳۴|color=black}} منتظر {{روخط|خداوند}} باش و طریق او را نگاه دار تا تو را بوراثت زمین برافرازد چون شریران منقطع شوند آن را خواهی دید *
{{verse|۳۷|۳۵|color=black}} شریر را دیدم که ظلم پیشه بود و مثل درخت بومی سبز خود را بهر سو میکشید *
{{verse|۳۷|۳۶|color=black}} امّا گذشت و اینک نیست گردید و او را جستجو کردم و یافت نشد *
{{verse|۳۷|۳۷|color=black}} مرد کامل را ملاحظه کن و مرد راست را ببین زیرا که عاقبت آن مرد سلامتی است *
{{verse|۳۷|۳۸|color=black}} امّا خطاکاران جمیعاً هلاک خواهند گردید و عاقبت شریران منقطع خواهد شد *
{{verse|۳۷|۳۹|color=black}} و نجات صالحان از {{روخط|خداوند}} است و در وقت تنگی او قلعهٔ ایشان خواهد بود *
{{verse|۳۷|۴۰|color=black}} و {{روخط|خداوند}} ایشان را اعانت کرده نجات خواهد داد ایشان را از شریران خلاص کرده خواهد رهانید زیرا بر او توکّل دارند *
{{وسط|{{روخط|باب سی و هشتم}}}}
{{فصل|۳۸}}
{{verse|۳۸|۱|color=black}} [مزمور داود برای تذکر] ای {{روخط|خداوند}} مرا در غضب خود توبیخ منما و در خشم خویش تأدیبم مفرما *
{{verse|۳۸|۲|color=black}} زیرا که تیرهای تو در من فرو رفته و دست تو بر من فرود آمده است *
{{verse|۳۸|۳|color=black}} در جسد من بهسبب غضب تو صحتی نیست و در استخوانهایم بهسبب خطای خودم سلامتی<noinclude></noinclude>
gsrgbtv0b3cu85yeqrgw7nxzryusfc7
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۶۶
104
88361
288668
2026-06-21T18:20:17Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «نی * {{verse|۳۸|۴|color=black}} زیرا گناهانم از سرم گذشته است مثل بار گران از طاقتم سنگینتر شده * {{verse|۳۸|۵|color=black}} جراحات من متعفّن و مقروح شده است بهسبب حماقت من * {{verse|۳۸|۶|color=black}} به خود میپیچم و بینهایت منحنی شدهام تمامی روز ماتمکنان تردد میکنم * {{verse|۳۸|۷...» ایجاد کرد
288668
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نی *
{{verse|۳۸|۴|color=black}} زیرا گناهانم از سرم گذشته است مثل بار گران از طاقتم سنگینتر شده *
{{verse|۳۸|۵|color=black}} جراحات من متعفّن و مقروح شده است بهسبب حماقت من *
{{verse|۳۸|۶|color=black}} به خود میپیچم و بینهایت منحنی شدهام تمامی روز ماتمکنان تردد میکنم *
{{verse|۳۸|۷|color=black}} زیرا کمر من از سوزش پر شده است و در جسد من صحتی نیست *
{{verse|۳۸|۸|color=black}} من بیحس و بینهایت کوفته شدهام و از فغان دل خود نعره میزنم *
{{verse|۳۸|۹|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} تمامیِ آرزوی من در مد نظر تو است و نالههای من از تو مخفی نمیباشد *
{{verse|۳۸|۱۰|color=black}} دل من میطپد و قوّتم از من رفته است و نور چشمانم نیز با من نیست *
{{verse|۳۸|۱۱|color=black}} دوستان و رفیقانم از بلای من برکنار میایستند و خویشان من دور ایستادهاند *
{{verse|۳۸|۱۲|color=black}} آنانی که قصد جانم دارند دام میگسترند و بداندیشانم سخنان فتنهانگیز میگویند و تمام روز حیله را تفکر میکنند *
{{verse|۳۸|۱۳|color=black}} و امّا من مثل کر نمیشنوم و مانند گُنگم که دهان خود را باز نکند *
{{verse|۳۸|۱۴|color=black}} و مثل کسی گردیدهام که نمیشنود و کسی که در زبانش حجتی نباشد *
{{verse|۳۸|۱۵|color=black}} زیرا که ای {{روخط|خداوند}} انتظار تو را میکشم تو ای یهوه خدایم جواب خواهی داد *
{{verse|۳۸|۱۶|color=black}} چونکه گفتهام مبادا بر من شادی نمایند و چون پایم بلغزد بر من تکبر کنند *
{{verse|۳۸|۱۷|color=black}} زیرا که برای افتادن نصب شدهام و درد من همیشه پیش روی من است *
{{verse|۳۸|۱۸|color=black}} زیرا گناهخود را اخبار مینمایم و از خطای خود غمگین هستم *
{{verse|۳۸|۱۹|color=black}} امّا دشمنانم زنده و زورآورند و آنانی که بیسبب بر من بغض مینمایند بسیارند *
{{verse|۳۸|۲۰|color=black}} و آنانی که بعوض نیکی بمن بدی میرسانند بر من عداوت میورزند زیرا نیکویی را پیروی میکنم *
{{verse|۳۸|۲۱|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} مرا ترک منما ای خدای من از من دور مباش *
{{verse|۳۸|۲۲|color=black}} و برای اعانت من تعجیل فرما ای {{روخط|خداوند}}ی که نجات من هستی *
{{وسط|{{روخط|باب سی و نهم}}}}
{{فصل|۳۹}}
{{verse|۳۹|۱|color=black}} [رای یَدُوتون سالار مغنیان مزمور داود] گفتم راههای خود را حفظ خواهم کرد تا بزبانم خطا نورزم دهان خود را بلجام نگاه خواهم داشت مادامی که شریر پیش من است *
{{verse|۳۹|۲|color=black}} من گنگ بودم و خاموش و از نیکویی نیز سکوت کردم و درد من بحرکت آمد *
{{verse|۳۹|۳|color=black}} دلم در اندرونم گرم شد چون تفکر میکردم آتش افروخته گردید پس بزبان خود سخن گفتم *
{{verse|۳۹|۴|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} اجل مرا بر من معلوم ساز و مقدار ایامم را که چیست تا بفهمم چه قدر فانی هستم *<noinclude></noinclude>
bm3oyz0mctaq2xnfgtpf4gjmx1cz1da
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۶۷
104
88362
288669
2026-06-21T18:20:42Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۳۹|۵|color=black}} اینک روزهایم را مثل یک وجب ساختهای و زندگانیام در نظر تو هیچ است یقیناً هر آدمی محض بطالت قرار داده شد سِلاه * {{verse|۳۹|۶|color=black}} اینک انسان در خیال رفتار میکند و محض بطالت مضطرب میگردد ذخیره میکند و نمیداند کیست که از آن تمتع خواه...» ایجاد کرد
288669
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۳۹|۵|color=black}} اینک روزهایم را مثل یک وجب ساختهای و زندگانیام در نظر تو هیچ است یقیناً هر آدمی محض بطالت قرار داده شد سِلاه *
{{verse|۳۹|۶|color=black}} اینک انسان در خیال رفتار میکند و محض بطالت مضطرب میگردد ذخیره میکند و نمیداند کیست که از آن تمتع خواهد برد *
{{verse|۳۹|۷|color=black}} و الآن ای {{روخط|خداوند}} برای چه منتظر باشم امید من بر تو میباشد *
{{verse|۳۹|۸|color=black}} مرا از همهٔ گناهانم برهان و مرا نزد جاهلان عار مگردان *
{{verse|۳۹|۹|color=black}} من گنگ بودم وزبان خود را باز نکردم زیرا که تو این را کردهای *
{{verse|۳۹|۱۰|color=black}} بلای خود را از من بردار زیرا که از ضرب دست تو من تلف میشوم *
{{verse|۳۹|۱۱|color=black}} چون انسان را بهسبب گناهش بعتابها تأدیب میکنی نفایس او را مثل بید میگذاری یقیناً هر انسان محض بطالت است سِلاه *
{{verse|۳۹|۱۲|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} دعای مرا بشنو و بفریادم گوش بده و از اشکهایم ساکت مباش زیرا که من غریب هستم در نزد تو و نزیل هستم مثل جمیع پدران خود *
{{verse|۳۹|۱۳|color=black}} روی [خشم] خود را از من بگردان تا فرحناک شوم قبل از آنکه رحلت کنم و نایاب گردم *
{{وسط|{{روخط|باب چهلم}}}}
{{فصل|۴۰}}
{{verse|۴۰|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان مزمور داود] انتظار بسیار برای {{روخط|خداوند}} کشیدهام و بمن مایل شده فریاد مرا شنید *
{{verse|۴۰|۲|color=black}} و مرا از چاه هلاکت برآورد و از گِلِ لجن و پایهایم را بر صخره گذاشته قدمهایم را مستحکم گردانید *
{{verse|۴۰|۳|color=black}} و سرودی تازه در دهانم گذارد یعنی حمد خدای ما را بسیاری چون این را بینند ترسان شده بر {{روخط|خداوند}} توکّل خواهند کرد *
{{verse|۴۰|۴|color=black}} خوشابحال کسی که بر {{روخط|خداوند}} توکّل دارد و بمتکبران ظالم و مرتدان دروغ مایل نشود *
{{verse|۴۰|۵|color=black}} ای یَهُوَه خدای ما چه بسیار است کارهای عجیب که تو کردهای و تدبیرهائی که برای ما نمودهای در نزد تو آنها را تقویم نتوان کرد اگر آنها را تقریر و بیان بکنم از حد شمار زیاده است *
{{verse|۴۰|۶|color=black}} در قربانی و هدیه رغبت نداشتی امّا گوشهای مرا باز کردی قربانیِ سوختنی و قربانی گناه را نخواستی *
{{verse|۴۰|۷|color=black}} آنگاه گفتم اینک میآیم در طومار کتاب دربارهٔٔ من نوشته شده است *
{{verse|۴۰|۸|color=black}} در بجا آوردن ارادهٔٔ تو ای خدای من رغبت میدارم و شریعت تو در اندرون دل من است *
{{verse|۴۰|۹|color=black}} در جماعت بزرگ بعدالت بشارت دادهام اینک لبهای خود را باز نخواهم داشت و تو ای {{روخط|خداوند}} میدانی *
{{verse|۴۰|۱۰|color=black}} عدالت تو را در دل<noinclude></noinclude>
fuvbirzm440hr0rds003z9zfy6i5490
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۶۸
104
88363
288670
2026-06-21T18:21:04Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «خود مخفی نداشتهام امانت و نجات تو را بیان کردهام رحمت و راستیِ تو را از جماعت بزرگ پنهان نکردهام * {{verse|۴۰|۱۱|color=black}} پس تو ای {{روخط|خداوند}} لطف خود را از من باز مدار رحمت و راستیِ تو دائماً مرا محافظت کند * {{verse|۴۰|۱۲|color=black}} زیرا که بلایای بیشمار...» ایجاد کرد
288670
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خود مخفی نداشتهام امانت و نجات تو را بیان کردهام رحمت و راستیِ تو را از جماعت بزرگ پنهان نکردهام *
{{verse|۴۰|۱۱|color=black}} پس تو ای {{روخط|خداوند}} لطف خود را از من باز مدار رحمت و راستیِ تو دائماً مرا محافظت کند *
{{verse|۴۰|۱۲|color=black}} زیرا که بلایای بیشمار مرا احاطه میکند گناهانم دور مرا گرفته است بحدی که نمیتوانم دید از مویهای سر من زیاده است و دل من مرا ترک کرده است *
{{verse|۴۰|۱۳|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} مرحمت فرموده مرا نجات بده ای {{روخط|خداوند}} باعانت من تعجیل فرما *
{{verse|۴۰|۱۴|color=black}} آنانی که قصد هلاکت جان من دارند جمیعاً خجل و شرمنده شوند و آنانی که در بدیِ من رغبت دارند بعقب برگردانیده و رسوا گردند *
{{verse|۴۰|۱۵|color=black}} آنانی که بر من هَههَه میگویند بهسبب خجالت خویش حیران شوند *
{{verse|۴۰|۱۶|color=black}} و امّا جمیع طالبان تو در تو وجد و شادی نمایند و آنانی که نجات تو را دوست دارند دائماً گویند که {{روخط|خداوند}} بزرگ است *
{{verse|۴۰|۱۷|color=black}} و امّا من مسکین و فقیر هستم و {{روخط|خداوند}} دربارهٔٔ من تفکر میکند تو معاون و نجاتدهندهٔ من هستی ای خدای من تأخیر مفرما *
{{وسط|{{روخط|باب چهل و یکم}}}}
{{فصل|۴۱}}
{{verse|۴۱|۱|color=black}} [رای سالار مغنیان مزمور داود] خوشابحال کسی که برای فقیر تفکر میکند {{روخط|خداوند}} او را در روز بلا خلاصی خواهد داد *
{{verse|۴۱|۲|color=black}} {{روخط|خداوند}} او را محافظت خواهد کرد و زنده خواهد داشت او در زمین مبارک خواهد بود و او را بآرزوی دشمنانش تسلیم نخواهی کرد *
{{verse|۴۱|۳|color=black}} {{روخط|خداوند}} او را بر بستر بیماری تأیید خواهد نمود تمامیِ خوابگاه او را در بیماریاش خواهی گسترانید *
{{verse|۴۱|۴|color=black}} من گفتم ای {{روخط|خداوند}} بر من رحم نما جان مرا شفا بده زیرا بتو گناه ورزیدهام *
{{verse|۴۱|۵|color=black}} دشمنانم دربارهٔٔ من ببدی سخن میگویند که کی بمیرد و نام او گُم شود *
{{verse|۴۱|۶|color=black}} و اگر برای دیدن من بیاید سخن باطل میگوید و دلش در خود شرارت را جمع میکند چون بیرون رود آن را شایع میکند *
{{verse|۴۱|۷|color=black}} و جمیع خصمانم با یکدیگر بر من نمّامی میکنند و دربارهٔٔ من بدی میاندیشند *
{{verse|۴۱|۸|color=black}} که حادثهای مهلک بر او ریخته شده است و حال که خوابیده است دیگر نخواهد برخاست *
{{verse|۴۱|۹|color=black}} و آن دوست خالص من که بر او اعتماد میداشتم که نان مرا نیز میخورْد پاشنهٔ خود را<noinclude></noinclude>
q78hbk72whasa9p85zh2grlr0i8scn3
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۶۹
104
88364
288671
2026-06-21T18:21:30Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «بر من بلند کرد * {{verse|۴۱|۱۰|color=black}} و امّا تو ای {{روخط|خداوند}} بر من رحم فرموده مرا برپا بدار تا مجازات بدیشان رسانم * {{verse|۴۱|۱۱|color=black}} از این میدانم که در من رغبت داری زیرا که دشمنم بر من فخر نمینماید * {{verse|۴۱|۱۲|color=black}} و مرا بهسبب کمالم مستحکم نم...» ایجاد کرد
288671
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بر من بلند کرد *
{{verse|۴۱|۱۰|color=black}} و امّا تو ای {{روخط|خداوند}} بر من رحم فرموده مرا برپا بدار تا مجازات بدیشان رسانم *
{{verse|۴۱|۱۱|color=black}} از این میدانم که در من رغبت داری زیرا که دشمنم بر من فخر نمینماید *
{{verse|۴۱|۱۲|color=black}} و مرا بهسبب کمالم مستحکم نمودهای و مرا بحضور خویش دائماً قائِم خواهی نمود *
{{verse|۴۱|۱۳|color=black}} یهوه خدای اسرائیل متبارک باد از ازل تا بابد آمین و آمین *
{{وسط|{{روخط|باب چهل و دوم}}}}
{{فصل|۴۲}}
{{verse|۴۲|۱|color=black}} [رای سالار مغنیان قصیدهٔ بنیقورح] چنانکه آهو برای نهرهای آب شدت اشتیاق دارد همچنان ای خدا جان من اشتیاق شدید برای تو دارد *
{{verse|۴۲|۲|color=black}} جان من تشنهٔ خداست تشنهٔ خدای حیّ که کی بیایم و بحضور خدا حاضر شوم *
{{verse|۴۲|۳|color=black}} اشکهایم روز و شب نان من میبود چون تمامی روز مرا میگفتند خدای تو کجاست *
{{verse|۴۲|۴|color=black}} چون این را بیاد میآورم جان خود را بر خود میریزم چگونه با جماعت میرفتم و ایشان را بخانهٔ خدا پیشروی میکردم بآواز ترنم و تسبیح در گروه عید کنندگان *
{{verse|۴۲|۵|color=black}} ای جانم چرا منحنی شدهای و چرا در من پریشان گشتهای بر خدا امید دار زیرا که او را برای نجات روی او باز حمد خواهم گفت *
{{verse|۴۲|۶|color=black}} ای خدای من جانم در من منحنی شد بنابراین تو را از زمین اُرْدُن یاد خواهم کرد از کوههای حرمون و از جبل مِصْغَر *
{{verse|۴۲|۷|color=black}} لجّه بلجّه ندا میدهد از آواز آبشارهای تو جمیع خیزابها و موجهای تو بر من گذشته است *
{{verse|۴۲|۸|color=black}} در روزْ {{روخط|خداوند}} رحمت خود را خواهد فرمود و در شبْ سرود او با من خواهد بود و دعا نزد خدای حیات من *
{{verse|۴۲|۹|color=black}} به خدا گفتهام ای صخرهٔ من چرا مرا فراموش کردهای چرا بهسبب ظلم دشمن ماتمکنان تردد بکنم *
{{verse|۴۲|۱۰|color=black}} دشمنانم بکوبیدگی در استخوانهایم مرا ملامت میکنند چونکه همهٔ روزه مرا میگویند خدای تو کجاست *
{{verse|۴۲|۱۱|color=black}} ای جان من چرا منحنی شده و چرا در من پریشان گشتهای بر خدا امید دار زیرا که او را بازحمد خواهم گفت که نجات روی من و خدای من است *
{{وسط|{{روخط|باب چهل و سوم}}}}
{{فصل|۴۳}}
{{verse|۴۳|۱|color=black}} ای خدا مرا داوری کن و دعوای مرا با قوم بیرحم فیصل فرما و از مرد<noinclude></noinclude>
93rtas97uudujeiibjoyq0pwqowju70
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۷۰
104
88365
288672
2026-06-21T18:21:55Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «حیلهگر و ظالم مرا خلاصی ده * {{verse|۴۳|۲|color=black}} زیرا تو خدای قوّت من هستی چرا مرا دور انداختی چرا بهسبب ستم دشمن ماتم کنان تردد بکنم * {{verse|۴۳|۳|color=black}} نور و راستیِ خود را بفرست تا مرا هدایت نمایند و مرا بکوه مقدّس تو و مسکنهای تو رسانند * {{verse|۴۳|۴|colo...» ایجاد کرد
288672
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>حیلهگر و ظالم مرا خلاصی ده *
{{verse|۴۳|۲|color=black}} زیرا تو خدای قوّت من هستی چرا مرا دور انداختی چرا بهسبب ستم دشمن ماتم کنان تردد بکنم *
{{verse|۴۳|۳|color=black}} نور و راستیِ خود را بفرست تا مرا هدایت نمایند و مرا بکوه مقدّس تو و مسکنهای تو رسانند *
{{verse|۴۳|۴|color=black}} آنگاه بمذبح خدا خواهم رفت بسوی خدائی که سرور و خرمی من است و تو را ای خدا خدای من با بربط تسبیح خواهم خواند *
{{verse|۴۳|۵|color=black}} ای جان من چرا منحنی شدهای و چرا در من پریشان گشتهای امید بر خدا دار زیرا که او را باز حمد خواهم گفت که نجات روی من و خدای من است *
{{وسط|{{روخط|باب چهل و چهارم}}}}
{{فصل|۴۴}}
{{verse|۴۴|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان قصیدهٔ بنیقورح] ای خدا بگوشهای خود شنیدهایم و پدران ما ما را خبر دادهاند از کاری که در روزهای ایشان و در ایام سَلَف کردهای *
{{verse|۴۴|۲|color=black}} تو بدست خود امّتها را بیرون کردی امّا ایشان را غرس نمودی قومها را تباه کردی امّا ایشان را منتشر ساختی *
{{verse|۴۴|۳|color=black}} زیرا که بشمشیر خود زمین را تسخیر نکردند و بازوی ایشانْ ایشان را نجات نداد بلکه دست راست تو و بازو و نورِ روی تو زیرا از ایشان خرسند بودی *
{{verse|۴۴|۴|color=black}} ای خدا تو پادشاه من هستی پس برنجات یعقوب امر فرما *
{{verse|۴۴|۵|color=black}} به مدد تو دشمنان خود راخواهیم افکند و بنام تو مخالفان خویش را پایمال خواهیم ساخت *
{{verse|۴۴|۶|color=black}} زیرا بر کمان خود توکّل نخواهم داشت و شمشیرم مرا خلاصی نخواهد داد *
{{verse|۴۴|۷|color=black}} بلکه تو ما را از دشمنان ما خلاصی دادی و مُبْغِضان ما را خجل ساختی *
{{verse|۴۴|۸|color=black}} تمامیِ روز بر خدا فخر خواهیم کرد و نام تو را تا بابد تسبیح خواهیم خواند سلاه *
{{verse|۴۴|۹|color=black}} لیکن الآن تو ما را دور انداخته و رسوا ساختهای و با لشکرهای ما بیرون نمیآیی *
{{verse|۴۴|۱۰|color=black}} و ما را از پیش دشمن روگردان ساختهای و خصمان ما برای خویشتن تاراج میکنند *
{{verse|۴۴|۱۱|color=black}} ما را مثل گوسفندان برای خوراک تسلیم کردهای و ما را در میان امّتها پراکنده ساختهای *
{{verse|۴۴|۱۲|color=black}} قوم خود را بیبها فروختی و از قیمت ایشان نفع نبردی *
{{verse|۴۴|۱۳|color=black}} ما را نزد همسایگان ما عار گردانیدی اهانت و سخریّه نزد آنانی که گرداگرد مایند *
{{verse|۴۴|۱۴|color=black}} ما را در میان امّتها ضربالمثل ساختهای جنبانیدن سر در میان قومها *
{{verse|۴۴|۱۵|color=black}} و رسوائی من همهٔ روزه در نظر من است و خجالت<noinclude></noinclude>
5vv686biav541em0hu0rerst6dwq283
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۷۱
104
88366
288673
2026-06-21T18:22:23Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «رویم مرا پوشانیده است * {{verse|۴۴|۱۶|color=black}} از آواز ملامتگو و فحّاش از روی دشمن و انتقام گیرنده * {{verse|۴۴|۱۷|color=black}} این همهٔ بر ما واقع شد امّا تو را فراموش نکردیم و در عهد تو خیانت نورزیدیم * {{verse|۴۴|۱۸|color=black}} دل ما بعقب برنگردید و پایهای ما از طریق...» ایجاد کرد
288673
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>رویم مرا پوشانیده است *
{{verse|۴۴|۱۶|color=black}} از آواز ملامتگو و فحّاش از روی دشمن و انتقام گیرنده *
{{verse|۴۴|۱۷|color=black}} این همهٔ بر ما واقع شد امّا تو را فراموش نکردیم و در عهد تو خیانت نورزیدیم *
{{verse|۴۴|۱۸|color=black}} دل ما بعقب برنگردید و پایهای ما از طریق تو انحراف نورزید *
{{verse|۴۴|۱۹|color=black}} هرچند ما را در مکان اژدرها کوبیدی و ما را بسایهٔ موت پوشانیدی *
{{verse|۴۴|۲۰|color=black}} نام خدای خود را هرگز فراموش نکردیم و دست خود را بخدای غیر برنیفراشتیم *
{{verse|۴۴|۲۱|color=black}} آیا خدا این را غوررسی نخواهد کرد زیرا او خفایای قلب را میداند *
{{verse|۴۴|۲۲|color=black}} هر آینه بخاطر تو تمامی روز کشتهمیشویم و مثل گوسفندان ذبح شمرده میشویم *
{{verse|۴۴|۲۳|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} بیدار شو چرا خوابیدهای برخیز و ما را تا بابد دور مینداز *
{{verse|۴۴|۲۴|color=black}} چرا روی خود را پوشانیدی و ذلّت و تنگی ما را فراموش کردی *
{{verse|۴۴|۲۵|color=black}} زیرا که جان ما بخاک خم شده است و شکم ما بزمین چسبیده *
{{verse|۴۴|۲۶|color=black}} بجهت اعانت ما برخیز و بخاطر رحمانیّت خود ما را فدیه ده *
{{وسط|{{روخط|باب چهل و پنجم}}}}
{{فصل|۴۵}}
{{verse|۴۵|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان بر سوسنها قصیدهٔ بنیقورح سرود حبیبات] دل من بکلام نیکو میجوشد انشاء خود را دربارهٔٔ پادشاه میگویم زبان من قلم کاتب ماهر است *
{{verse|۴۵|۲|color=black}} تو جمیلتر هستی از بنیآدم و نعمت بر لبهای تو ریخته شده است بنابراین خدا تو را مبارک ساخته است تا ابدالآباد *
{{verse|۴۵|۳|color=black}} ای جبار شمشیر خود را بر ران خود ببند یعنی جلال و کبریائی خویش را *
{{verse|۴۵|۴|color=black}} و بکبریائی خود سوار شده غالب شو بجهت راستی و حلم و عدالت و دست راستت چیزهای ترسناک را بتو خواهد آموخت *
{{verse|۴۵|۵|color=black}} به تیرهای تیزِ تو امّتها زیر تو میافتند و بدل دشمنانِ پادشاه فرو میرود *
{{verse|۴۵|۶|color=black}} ای خدا تخت تو تا ابدالآباد است عصای راستی عصای سلطنت تو است *
{{verse|۴۵|۷|color=black}} عدالت را دوست و شرارت را دشمن داشتی بنابراین خدا خدای تو تو را بروغن شادمانی بیشتر از رفقایت مسح کرده است *
{{verse|۴۵|۸|color=black}} همهٔ رختهای تو مُرّ و عود و سلیخه است از قصرهای عاج که بتارها تو را خوش ساختند *
{{verse|۴۵|۹|color=black}} دختران پادشاهان از زناننجیب تو هستند ملکه بدست راستت در طلای اوفیر ایستاده است *
{{verse|۴۵|۱۰|color=black}} ای دختر بشنو و ببین و گوش خود را فرادار و قوم خود و خانهٔ پدرت را فراموش کن *
{{verse|۴۵|۱۱|color=black}} تا پادشاه مشتاق جمال تو بشود زیرا او {{روخط|خداوند}} تو است پس<noinclude></noinclude>
bjwh4qrssvwcbczcbnl6cd91tumkp9n
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۷۲
104
88367
288674
2026-06-21T18:22:47Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «او را عبادت نما * {{verse|۴۵|۱۲|color=black}} و دختر صور با ارمغانی و دولتمندان قوم رضامندیِ تو را خواهند طلبید * {{verse|۴۵|۱۳|color=black}} دختر پادشاه تماماً در اندرون مجید است و رختهای او با طلا مُرَصَّع است * {{verse|۴۵|۱۴|color=black}} به لباس طرازدار نزد پادشاه حاضر میش...» ایجاد کرد
288674
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>او را عبادت نما *
{{verse|۴۵|۱۲|color=black}} و دختر صور با ارمغانی و دولتمندان قوم رضامندیِ تو را خواهند طلبید *
{{verse|۴۵|۱۳|color=black}} دختر پادشاه تماماً در اندرون مجید است و رختهای او با طلا مُرَصَّع است *
{{verse|۴۵|۱۴|color=black}} به لباس طرازدار نزد پادشاه حاضر میشود باکرههای همراهان او در عقب وی نزد تو آورده خواهند شد *
{{verse|۴۵|۱۵|color=black}} به شادمانی و خوشی آورده میشوند و بقصر پادشاه داخل خواهند شد *
{{verse|۴۵|۱۶|color=black}} به عوض پدرانت پسرانت خواهند بود و ایشان را بر تمامیِ جهان سروران خواهی ساخت *
{{verse|۴۵|۱۷|color=black}} نام تو را در همهٔ دهرها ذکر خواهم کرد پس قومها تو را حمد خواهند گفت تا ابدالآباد *
{{وسط|{{روخط|باب چهل و ششم}}}}
{{فصل|۴۶}}
{{verse|۴۶|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان سرود بنیقورح برعلاموت] خدا ملجا و قوّت ماست و مددکاری که در تنگیها فوراً یافت میشود *
{{verse|۴۶|۲|color=black}} پس نخواهیم ترسید اگر چه جهان مبدل گردد و کوهها در قعر دریا بلرزش آید *
{{verse|۴۶|۳|color=black}} اگر چه آبهایش آشوب کنند و بجوش آیند و کوهها از سرکشیِ آن متزلزل گردند سِلاه *
{{verse|۴۶|۴|color=black}} نهری است که شعبههایش شهر خدا را فرحناک میسازد و مسکن قدوس حضرت اعلیٰ را *
{{verse|۴۶|۵|color=black}} خدا در وسط اوست پس جنبش نخواهد خورد خدا او را اعانت خواهد کرد در طلوع صبح *
{{verse|۴۶|۶|color=black}} امّتها نعره زدند و مملکتها متحرکگردیدند او آواز خود را داد پس جهان گداخته گردید *
{{verse|۴۶|۷|color=black}} یَهُوَه صبایوت با ماست و خدای یعقوب قلعهٔ بلند ما سِلاه *
{{verse|۴۶|۸|color=black}} بیایید کارهای {{روخط|خداوند}} را نظاره کنید که چه خرابیها در جهان پیدا نمود *
{{verse|۴۶|۹|color=black}} او جنگها را تا اقصای جهان تسکین میدهد کمان را میشکند و نیزه را قطع میکند و ارابهها را بآتش میسوزاند *
{{verse|۴۶|۱۰|color=black}} بازایستید و بدانید که من خدا هستم در میان امّتها متعال و در جهان متعال خواهم شد *
{{verse|۴۶|۱۱|color=black}} یهوه صبایوت با ماست و خدای یعقوب قلعهٔ بلند ما سِلاه *
{{وسط|{{روخط|باب چهل و هفتم}}}}
{{فصل|۴۷}}
{{verse|۴۷|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان مزمور بنیقورح] ای جمیع امّتها دستک زنید نزد خدا بآواز شادی بانگ برآورید *
{{verse|۴۷|۲|color=black}} زیرا<noinclude></noinclude>
ob416yknyg6ju81bbg4jpq81kqvmc2z
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۷۳
104
88368
288675
2026-06-21T18:23:01Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{روخط|خداوند}} متعال و مهیب است و بر تمامیِ جهان خدای بزرگ * {{verse|۴۷|۳|color=black}} قومها را در زیر ما مغلوب خواهد ساخت و طایفهها را در زیر پایهای ما * {{verse|۴۷|۴|color=black}} میراث ما را برای ما خواهد برگزید یعنی جلالت یعقوب را که دوست میدارد سِلاه * {{verse|۴۷|۵|col...» ایجاد کرد
288675
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{روخط|خداوند}} متعال و مهیب است و بر تمامیِ جهان خدای بزرگ *
{{verse|۴۷|۳|color=black}} قومها را در زیر ما مغلوب خواهد ساخت و طایفهها را در زیر پایهای ما *
{{verse|۴۷|۴|color=black}} میراث ما را برای ما خواهد برگزید یعنی جلالت یعقوب را که دوست میدارد سِلاه *
{{verse|۴۷|۵|color=black}} خدا بآواز بلند صعود نموده است {{روخط|خداوند}} بآواز کرنا *
{{verse|۴۷|۶|color=black}} تسبیح بخوانید خدا را تسبیح بخوانید تسبیح بخوانید پادشاه ما را تسبیح بخوانید *
{{verse|۴۷|۷|color=black}} زیرا خدا پادشاه تمامیِ جهان است بخردمندی تسبیح بخوانید *
{{verse|۴۷|۸|color=black}} خدا بر امّتها سلطنت میکند خدا بر تخت قدس خود نشسته است *
{{verse|۴۷|۹|color=black}} سروران قومها با قوم خدای ابراهیم جمع شدهاند زیرا که سپرهای جهان از آن خداست او بسیار متعال میباشد *
{{وسط|{{روخط|باب چهل و هشتم}}}}
{{فصل|۴۸}}
{{verse|۴۸|۱|color=black}} [سرود و مزمور بنیقورح] {{روخط|خداوند}} بزرگ است و بینهایت مجیددر شهر خدای ما و در کوه مقدس خویش *
{{verse|۴۸|۲|color=black}} جمیل در بلندیاش و شادی تمامی جهان است کوه صهیون در جوانب شمال قریهٔ پادشاه عظیم *
{{verse|۴۸|۳|color=black}} خدا در قصرهای آن بملجای بلند معروف است *
{{verse|۴۸|۴|color=black}} زیرا اینک پادشاهان جمع شدند و با هم درگذشتند *
{{verse|۴۸|۵|color=black}} ایشان چون دیدند متعجب گردیدند و در حیرت افتاده فرار کردند *
{{verse|۴۸|۶|color=black}} لرزه بر ایشان در آنجا مستولی گردید و درد شدید مثل زنی که میزاید *
{{verse|۴۸|۷|color=black}} تو کشتیهای ترشیش را بباد شرقی شکستی *
{{verse|۴۸|۸|color=black}} چنانکه شنیده بودیم همچنان دیدهایم در شهر یهوه صبایوت در شهر خدای ما خدا آن را تا ابدالآباد مستحکم خواهد ساخت سِلاه *
{{verse|۴۸|۹|color=black}} ای خدا در رحمت تو تفکر کردهایم در اندرون هیکل تو *
{{verse|۴۸|۱۰|color=black}} ای خدا چنانکه نام تو است همچنان تسبیح تو نیز تا اقصای زمین دست راست تو از عدالت پُر است *
{{verse|۴۸|۱۱|color=black}} کوه صهیون شادی میکند و دختران یهودا بوجد میآیند بهسبب داوریهای تو *
{{verse|۴۸|۱۲|color=black}} صهیون را طواف کنید و گرداگرد او بخرامید و برجهای وی را بشمارید *
{{verse|۴۸|۱۳|color=black}} دل خود را بحصارهایش بنهید و در قصرهایش تأمل کنید تا طبقهٔ آینده را اطلاع دهید *
{{verse|۴۸|۱۴|color=black}} زیرا این خدا خدای ماست تا ابدالآباد و ما را تا بموت هدایت خواهد نمود *<noinclude></noinclude>
8878k3uayvxfksjcajvrp9om00lu4l5
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۷۴
104
88369
288676
2026-06-21T18:23:15Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب چهل و نهم}}}} {{فصل|۴۹}} {{verse|۴۹|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان مزمور بنیقورح] ای تمامیِ قومها این را بشنوید ایجمیع سَکَنهٔ ربع مسکون این را گوش گیرید * {{verse|۴۹|۲|color=black}} ای عوام و خواص ای دولتمندان و فقیران جمیعاً * {{verse|۴۹|۳|color=black}} زبانم...» ایجاد کرد
288676
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب چهل و نهم}}}}
{{فصل|۴۹}}
{{verse|۴۹|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان مزمور بنیقورح] ای تمامیِ قومها این را بشنوید ایجمیع سَکَنهٔ ربع مسکون این را گوش گیرید *
{{verse|۴۹|۲|color=black}} ای عوام و خواص ای دولتمندان و فقیران جمیعاً *
{{verse|۴۹|۳|color=black}} زبانم بحکمت سخن میراند و تفکر دل من فطانت است *
{{verse|۴۹|۴|color=black}} گوش خود را بمَثَلی فرا میگیرم معمای خویش را بر بربط میگشایم *
{{verse|۴۹|۵|color=black}} چرا در روزهای بلا ترسان باشم چون گناهِ پاشنههایم مرا احاطه میکند *
{{verse|۴۹|۶|color=black}} آنانی که بر دولت خود اعتماد دارند و بر کثرت توانگری خویش فخر مینمایند *
{{verse|۴۹|۷|color=black}} هیچ کس هرگز برای برادر خود فدیه نخواهد داد و کفّارهٔٔ او را بخدا نخواهد بخشید *
{{verse|۴۹|۸|color=black}} زیرا فدیهٔ جان ایشان گرانبهاست و ابداً بدان نمیتوان رسید *
{{verse|۴۹|۹|color=black}} تا زنده بماند تا ابدالآباد و فساد را نبیند *
{{verse|۴۹|۱۰|color=black}} زیرا میبیند که حکیمان میمیرند و جاهلان و ابلهان با هم هلاک میگردند و دولتِ خود را برای دیگران ترک میکنند *
{{verse|۴۹|۱۱|color=black}} فکر دل ایشان این است که خانههای ایشان دائمی باشد و مسکنهای ایشان دُوربهدُور و نامهای خود را بر زمینهای خود مینهند *
{{verse|۴۹|۱۲|color=black}} لیکن انسان در حرمت باقی نمیماند بلکه مثل بهایم است که هلاک میشود *
{{verse|۴۹|۱۳|color=black}} این طریقهٔ ایشان جهالت ایشان است و اعقاب ایشان سخن ایشان را میپسندند سلاه *
{{verse|۴۹|۱۴|color=black}} مثل گوسفندان در هاویه رانده میشوند و موت ایشان را شبانی میکند و صبحگاهان راستان بر ایشان حکومت خواهند کرد و جمال ایشان در هاویه پوسیده خواهد شد تا مسکنی برای آن نباشد *
{{verse|۴۹|۱۵|color=black}} لیکن خدا جان مرا ازدست هاویه نجات خواهد داد زیرا که مرا خواهد گرفت سلاه *
{{verse|۴۹|۱۶|color=black}} پس ترسان مباش چون کسی دولتمند گردد و جلال خانهٔ او افزوده شود *
{{verse|۴۹|۱۷|color=black}} زیرا چون بمیرد چیزی از آن نخواهد برد و جلالش در عقب او فرو نخواهد رفت *
{{verse|۴۹|۱۸|color=black}} زیرا در حیات خود خویشتن را مبارک میخوانْد و چون بر خود احسان میکنی مردم ترا میستایند *
{{verse|۴۹|۱۹|color=black}} لیکن بطبقهٔ پدران خود خواهد پیوست که نور را تا بابد نخواهند دید *
{{verse|۴۹|۲۰|color=black}} انسانی که در حرمت است و فهم ندارد مثل بهایم است که هلاک میشود *<noinclude></noinclude>
cv3cwpvh6qvdi7x5o4s3f0iqikuo4m4
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۷۵
104
88370
288677
2026-06-21T18:23:32Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب پنجاهم}}}} {{فصل|۵۰}} {{verse|۵۰|۱|color=black}} [مزمور آساف] خدا خدا یهوه تکلّم میکند و زمین را از مَطْلَع آفتاب تا بمغربش میخواند * {{verse|۵۰|۲|color=black}} از صهیون که کمال زیبائی است خدا تجلّی نموده است * {{verse|۵۰|۳|color=black}} خدای ما میآید و سکوت نخواهد...» ایجاد کرد
288677
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب پنجاهم}}}}
{{فصل|۵۰}}
{{verse|۵۰|۱|color=black}} [مزمور آساف] خدا خدا یهوه تکلّم میکند و زمین را از مَطْلَع آفتاب تا بمغربش میخواند *
{{verse|۵۰|۲|color=black}} از صهیون که کمال زیبائی است خدا تجلّی نموده است *
{{verse|۵۰|۳|color=black}} خدای ما میآید و سکوت نخواهد نمود آتش پیش روی او میبلعد و طوفان شدید گرداگرد وی خواهد بود *
{{verse|۵۰|۴|color=black}} آسمان را از بالا میخواند و زمین را تا قوم خود را داوری کند *
{{verse|۵۰|۵|color=black}} مقدّسانِ مرا نزد من جمع کنید که عهد را با من بقربانی بستهاند *
{{verse|۵۰|۶|color=black}} و آسمانها از انصاف او خبر خواهند داد زیرا خدا خود داور است سلاه *
{{verse|۵۰|۷|color=black}} ای قوم من بشنوتا سخن گویم و ای اسرائیل تا برایت شهادت دهم که خدا خدای تو من هستم *
{{verse|۵۰|۸|color=black}} دربارهٔٔ قربانیهایت تو را توبیخ نمیکنم و قربانیهای سوختنیِ تو دائماً در نظر من است *
{{verse|۵۰|۹|color=black}} گوسالهای از خانهٔ تو نمیگیرم و نه بزی از آغل تو *
{{verse|۵۰|۱۰|color=black}} زیراکه جمیع حیوانات جنگلاز آن منند و بهایمی که بر هزاران کوه میباشند *
{{verse|۵۰|۱۱|color=black}} همهٔ پرندگان کوهها را میشناسم و وحوش صحرا نزد من حاضرند *
{{verse|۵۰|۱۲|color=black}} اگر گرسنه میبودم تو را خبر نمیدادم زیرا ربع مسکون و پُری آن از آن من است *
{{verse|۵۰|۱۳|color=black}} آیا گوشت گاوان را بخورم و خون بزها را بنوشم *
{{verse|۵۰|۱۴|color=black}} برای خدا قربانی تشکر را بگذران و نذرهای خویش را بحضرت اعلی وفا نما *
{{verse|۵۰|۱۵|color=black}} پس در روز تنگی مرا بخوان تا تو را خلاصی دهم و مرا تمجید بنمائی *
{{verse|۵۰|۱۶|color=black}} و امّا بشریر خدا میگوید ترا چه کار است که فرایض مرا بیان کنی و عهد مرا بزبان خود بیاوری *
{{verse|۵۰|۱۷|color=black}} چونکه تو از تأدیب نفرت داشتهای و کلام مرا پشتسر خود انداختهای *
{{verse|۵۰|۱۸|color=black}} چون دزد را دیدی او را پسند کردی و نصیب تو با زناکاران است *
{{verse|۵۰|۱۹|color=black}} دهان خود را بشرارت گشودهای و زبانت حیله را اختراع میکند *
{{verse|۵۰|۲۰|color=black}} نشستهای تا بضد برادر خود سخن رانی و دربارهٔٔ پسر مادر خویش غیبت گویی *
{{verse|۵۰|۲۱|color=black}} این را کردی و من سکوت نمودم پس گمان بردی که من مثل تو هستم لیکن تو را توبیخ خواهم کرد و این را پیش نظر تو بترتیب خواهم نهاد *
{{verse|۵۰|۲۲|color=black}} ای فراموشکنندگان خدا در این تفکر کنید مبادا شما را بدرم و رهانندهای نباشد *
{{verse|۵۰|۲۳|color=black}} هر که قربانی تشکر را گذراند مرا تمجید میکند و آنکه طریق خود را راست سازد نجات خدا را بوی نشان خواهم داد *<noinclude></noinclude>
5g1nq3oakbkso6n33is21x6fobunpdm
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۷۶
104
88371
288678
2026-06-21T18:23:46Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب پنجاه و یکم}}}} {{فصل|۵۱}} {{verse|۵۱|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان مزمور داود وقتی که ناتان نبی بعد از در آمدنش ببَتْشَبَع نزد او آمد] ای خدا بحسب رحمت خود بر منرحم فرما بحسب کثرت رأفتخویش گناهانم را محو ساز * {{verse|۵۱|۲|color=black}} مرا از عصیان...» ایجاد کرد
288678
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب پنجاه و یکم}}}}
{{فصل|۵۱}}
{{verse|۵۱|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان مزمور داود وقتی که ناتان نبی بعد از در آمدنش ببَتْشَبَع نزد او آمد] ای خدا بحسب رحمت خود بر منرحم فرما بحسب کثرت رأفتخویش گناهانم را محو ساز *
{{verse|۵۱|۲|color=black}} مرا از عصیانم بکلی شست و شو ده و از گناهم مرا طاهر کن *
{{verse|۵۱|۳|color=black}} زیرا که من بمعصیت خود اعتراف میکنم و گناهم همیشه در نظر من است *
{{verse|۵۱|۴|color=black}} به تو و بتو تنها گناه ورزیده و در نظر تو این بدی را کردهام تا در کلام خود مُصّدَق گردی و در داوری خویش مُزکّیٰ شوی *
{{verse|۵۱|۵|color=black}} اینک در معصیت سرشته شدم و مادرم در گناه بمن آبستن گردید *
{{verse|۵۱|۶|color=black}} اینک براستیِ در قلب راغب هستی پس حکمت را در باطن من بمن بیاموز *
{{verse|۵۱|۷|color=black}} مرا با زوفا پاک کن تا طاهر شوم مرا شست و شو کن تا از برف سفیدتر گردم *
{{verse|۵۱|۸|color=black}} شادی و خرمی را بمن بشنوان تا استخوانهائی که کوبیدهای بوجد آید *
{{verse|۵۱|۹|color=black}} روی خود را از گناهانم بپوشان و همهٔ خطایای مرا محو کن *
{{verse|۵۱|۱۰|color=black}} ای خدا دل طاهر در من بیافرین و روح مستقیم در باطنم تازه بساز *
{{verse|۵۱|۱۱|color=black}} مرا از حضور خود مینداز و روح قدوس خود را از من مگیر *
{{verse|۵۱|۱۲|color=black}} شادیِ نجات خود را بمن باز ده و بروح آزاد مرا تأیید فرما *
{{verse|۵۱|۱۳|color=black}} آنگاه طریق تو را بخطاکاران تعلیم خواهم داد و گناهکاران بسوی تو بازگشت خواهند نمود *
{{verse|۵۱|۱۴|color=black}} مرا از خونها نجات ده ای خدائی که خدای نجات من هستی تا زبانم بعدالت تو ترنّم نماید *
{{verse|۵۱|۱۵|color=black}} {{روخط|خداوند}}ا لبهایم را بگشا تا زبانم تسبیح تو را اخبار نماید *
{{verse|۵۱|۱۶|color=black}} زیرا قربانی را دوست نداشتی والا میدادم قربانیِ سوختنی را پسند نکردی *
{{verse|۵۱|۱۷|color=black}} قربانیهای خدا روح شکسته است خدایا دل شکسته و کوبیده را خوار نخواهی شمرد *
{{verse|۵۱|۱۸|color=black}} به رضامندیِ خود بر صهیون احسان فرما وحصارهای اورشلیم را بنا نما *
{{verse|۵۱|۱۹|color=black}} آنگاه از قربانیهای عدالت و قربانیهای سوختنیِ تمام راضی خواهی شد و گوسالهها بر مذبح تو خواهند گذرانید *<noinclude></noinclude>
c4b0pq7zuvd3xo6fr4yp05ek3od3pfq
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۷۷
104
88372
288679
2026-06-21T18:24:00Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب پنجاه و دوم}}}} {{فصل|۵۲}} {{verse|۵۲|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان قصیدهٔ داود وقتی که دوآغ ادومی آمد و شاؤل را خبر داده گفت که داود بخانهٔ اخیمَلَک رفت] ای جبار چرا از بدی فخر میکنیرحمت خدا همیشه باقی است * {{verse|۵۲|۲|color=black}} زبان تو شرارت ر...» ایجاد کرد
288679
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب پنجاه و دوم}}}}
{{فصل|۵۲}}
{{verse|۵۲|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان قصیدهٔ داود وقتی که دوآغ ادومی آمد و شاؤل را خبر داده گفت که داود بخانهٔ اخیمَلَک رفت] ای جبار چرا از بدی فخر میکنیرحمت خدا همیشه باقی است *
{{verse|۵۲|۲|color=black}} زبان تو شرارت را اختراع میکند مثل اُستُرهٔ تیز ای حیله ساز *
{{verse|۵۲|۳|color=black}} بدی را از نیکویی بیشتر دوست میداری و دروغ را زیادتر از راست گویی سلاه *
{{verse|۵۲|۴|color=black}} همهٔ سخنان مهلک را دوست میداری ای زبان حیلهباز *
{{verse|۵۲|۵|color=black}} خدا نیز تو را تا بابد هلاک خواهد کرد و تو را ربوده از مسکن تو خواهد کَند و ریشهٔٔ تو را از زمین زندگان سلاه *
{{verse|۵۲|۶|color=black}} عادلان این را دیده خواهند ترسید و بر او خواهند خندید *
{{verse|۵۲|۷|color=black}} هان این کسی است که خدا را قلعهٔ خویش ننمود بلکه بکثرت دولت خود توکّل کرد و از بدیِ خویش خود را زورآور ساخت *
{{verse|۵۲|۸|color=black}} و امّا من مثل زیتون سبز در خانهٔ خدا هستم برحمت خدا توکّل میدارم تا ابدالآباد *
{{verse|۵۲|۹|color=black}} تو را همیشه حمد خواهم گفت زیرا تو این را کردهای و انتظار نام تو را خواهم کشید زیرا نزد مقدّسان تو نیکوست *
{{وسط|{{روخط|باب پنجاه و سوم}}}}
{{فصل|۵۳}}
{{verse|۵۳|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان بر ذوات اوتار قصیدهٔ داود] احمق در دل خود میگوید که خدایینیست فاسد شده شرارت مکروه کردهاند و نیکوکاری نیست *
{{verse|۵۳|۲|color=black}} خدا از آسمان بر بنیآدم نظر انداخت تا ببیند که فهیم و طالب خدائی هست *
{{verse|۵۳|۳|color=black}} همهٔ ایشان مرتد شده با هم فاسد گردیدهاند نیکوکاری نیست یکی هم نی *
{{verse|۵۳|۴|color=black}} آیا گناهکاران بیمعرفت هستند که قوم مرا میخورند چنانکه نان میخورند و خدا را نمیخوانند *
{{verse|۵۳|۵|color=black}} آنگاه سخت ترسان شدند جائی که هیچ ترس نبود زیرا خدا استخوانهای محاصره کنندهٔ تو را از هم پاشید آنها را خجل ساختهای زیرا خدا ایشان را رد نموده است *
{{verse|۵۳|۶|color=black}} کاش که نجات اسرائیل از صهیون ظاهر میشد وقتی که خدا اسیریِ قوم خویش را برگردانَد یعقوب وجد خواهد نمود و اسرائیل شادی خواهد کرد *<noinclude></noinclude>
pyrqd4sr2s0xfkzfcshlj21dmu662vj
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۷۸
104
88373
288680
2026-06-21T18:24:15Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب پنجاه و چهارم}}}} {{فصل|۵۴}} {{verse|۵۴|۱|color=black}} [رای سالار مغنیان قصیدهٔ داود بر ذوات اوتار وقتی که زیفیان نزد شاؤل آمده گفتند آیا داود نزد ما خود را پنهان نمیکند] ای خدا بنام خود مرا نجات بده و بهقوّت خویش بر من داوری نما * {{verse|۵۴|۲|color=bl...» ایجاد کرد
288680
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب پنجاه و چهارم}}}}
{{فصل|۵۴}}
{{verse|۵۴|۱|color=black}} [رای سالار مغنیان قصیدهٔ داود بر ذوات اوتار وقتی که زیفیان نزد شاؤل آمده گفتند آیا داود نزد ما خود را پنهان نمیکند] ای خدا بنام خود مرا نجات بده و بهقوّت خویش بر من داوری نما *
{{verse|۵۴|۲|color=black}} ای خدا دعای مرا بشنو و سخنان زبانم را گوش بگیر *
{{verse|۵۴|۳|color=black}} زیرا بیگانگان بضد من برخاستهاند و ظالمان قصد جان من دارند و خدا را در مد نظر خود نگذاشتهاند سِلاه *
{{verse|۵۴|۴|color=black}} اینک خدا مددکار من است{{روخط|خداوند}} از تأیید کنندگان جان من است *
{{verse|۵۴|۵|color=black}} بدی را بر دشمنان من خواهد برگردانید براستیِ خود ریشهٔٔ ایشان را بکَن *
{{verse|۵۴|۶|color=black}} قربانیهای تَبَرُّعی نزد تو خواهم گذرانید و نام تو را ای {{روخط|خداوند}} حمد خواهم گفت زیرا نیکوست *
{{verse|۵۴|۷|color=black}} چونکه از جمیع تنگیها مرا خلاصی دادهای و چشم من بر دشمنانم نگریسته است *
{{وسط|{{روخط|باب پنجاه و پنجم}}}}
{{فصل|۵۵}}
{{verse|۵۵|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان قصیدهٔ داود بر ذوات اوتار] ای خدا بدعای من گوش بگیر و خود را از تضرع من پنهان مکن *
{{verse|۵۵|۲|color=black}} به من گوش فراگیر و مرا مستجاب فرما زیرا که در تفکر خود متحیرم و ناله میکنم *
{{verse|۵۵|۳|color=black}} از آواز دشمن و بهسبب ظلم شریر زیرا که ظلم بر من میاندازند وبا خشم بر من جفا میکنند *
{{verse|۵۵|۴|color=black}} دل من در اندرونم پیچ و تاب میکند و ترسهای موت بر من افتاده است *
{{verse|۵۵|۵|color=black}} ترس و لرز بمن در آمده است وحشتی هولناک مرا در گرفته است *
{{verse|۵۵|۶|color=black}} و گفتم کاش که مرا بالها مثل کبوتر میبود تا پرواز کرده استراحت مییافتم *
{{verse|۵۵|۷|color=black}} هرآینه بجای دور میپریدم و در صحرا مأوا میگزیدم سلاه *
{{verse|۵۵|۸|color=black}} میشتافتم بسوی پناهگاهی از باد تند و از طوفان شدید *
{{verse|۵۵|۹|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} آنها را هلاک کن و زبانهایشان را تفریق نما زیرا که در شهرْ ظلم و جنگ دیدهام *
{{verse|۵۵|۱۰|color=black}} روز و شب بر حصارهایش گردش میکنند و شرارت و مشقت در میانش میباشد *
{{verse|۵۵|۱۱|color=black}} فسادها در میان وی است و جور و حیله از کوچههایش دور نمیشود *
{{verse|۵۵|۱۲|color=black}} زیرا دشمن نبود که مرا ملامت میکرد والاّ تحمل میکردم و خصم من نبود کهبر من سربلندی مینمود والاّ خود را از وی پنهان میساختم *
{{verse|۵۵|۱۳|color=black}} بلکه<noinclude></noinclude>
75z2agj8zhffy77hbjh8zfm1qhrynnt
288681
288680
2026-06-21T18:24:37Z
Hanooz
17889
288681
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب پنجاه و چهارم}}}}
{{فصل|۵۴}}
{{verse|۵۴|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان قصیدهٔ داود بر ذوات اوتار وقتی که زیفیان نزد شاؤل آمده گفتند آیا داود نزد ما خود را پنهان نمیکند] ای خدا بنام خود مرا نجات بده و بهقوّت خویش بر من داوری نما *
{{verse|۵۴|۲|color=black}} ای خدا دعای مرا بشنو و سخنان زبانم را گوش بگیر *
{{verse|۵۴|۳|color=black}} زیرا بیگانگان بضد من برخاستهاند و ظالمان قصد جان من دارند و خدا را در مد نظر خود نگذاشتهاند سِلاه *
{{verse|۵۴|۴|color=black}} اینک خدا مددکار من است{{روخط|خداوند}} از تأیید کنندگان جان من است *
{{verse|۵۴|۵|color=black}} بدی را بر دشمنان من خواهد برگردانید براستیِ خود ریشهٔٔ ایشان را بکَن *
{{verse|۵۴|۶|color=black}} قربانیهای تَبَرُّعی نزد تو خواهم گذرانید و نام تو را ای {{روخط|خداوند}} حمد خواهم گفت زیرا نیکوست *
{{verse|۵۴|۷|color=black}} چونکه از جمیع تنگیها مرا خلاصی دادهای و چشم من بر دشمنانم نگریسته است *
{{وسط|{{روخط|باب پنجاه و پنجم}}}}
{{فصل|۵۵}}
{{verse|۵۵|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان قصیدهٔ داود بر ذوات اوتار] ای خدا بدعای من گوش بگیر و خود را از تضرع من پنهان مکن *
{{verse|۵۵|۲|color=black}} به من گوش فراگیر و مرا مستجاب فرما زیرا که در تفکر خود متحیرم و ناله میکنم *
{{verse|۵۵|۳|color=black}} از آواز دشمن و بهسبب ظلم شریر زیرا که ظلم بر من میاندازند وبا خشم بر من جفا میکنند *
{{verse|۵۵|۴|color=black}} دل من در اندرونم پیچ و تاب میکند و ترسهای موت بر من افتاده است *
{{verse|۵۵|۵|color=black}} ترس و لرز بمن در آمده است وحشتی هولناک مرا در گرفته است *
{{verse|۵۵|۶|color=black}} و گفتم کاش که مرا بالها مثل کبوتر میبود تا پرواز کرده استراحت مییافتم *
{{verse|۵۵|۷|color=black}} هرآینه بجای دور میپریدم و در صحرا مأوا میگزیدم سلاه *
{{verse|۵۵|۸|color=black}} میشتافتم بسوی پناهگاهی از باد تند و از طوفان شدید *
{{verse|۵۵|۹|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} آنها را هلاک کن و زبانهایشان را تفریق نما زیرا که در شهرْ ظلم و جنگ دیدهام *
{{verse|۵۵|۱۰|color=black}} روز و شب بر حصارهایش گردش میکنند و شرارت و مشقت در میانش میباشد *
{{verse|۵۵|۱۱|color=black}} فسادها در میان وی است و جور و حیله از کوچههایش دور نمیشود *
{{verse|۵۵|۱۲|color=black}} زیرا دشمن نبود که مرا ملامت میکرد والاّ تحمل میکردم و خصم من نبود کهبر من سربلندی مینمود والاّ خود را از وی پنهان میساختم *
{{verse|۵۵|۱۳|color=black}} بلکه<noinclude></noinclude>
q9vbrpxngmdsmmbm0slppp4518w7rbu
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۷۹
104
88374
288682
2026-06-21T18:24:58Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «تو بودی ای مرد نظیر من ای یار خالص و دوست صدیق من * {{verse|۵۵|۱۴|color=black}} که با یکدیگر مشورت شیرین میکردیم و بخانهٔ خدا در انبوه میخرامیدیم * {{verse|۵۵|۱۵|color=black}} موت بر ایشان ناگهان آید و زنده بگور فرو روند زیرا شرارت در مسکنهای ایشان و در میان ایشان اس...» ایجاد کرد
288682
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>تو بودی ای مرد نظیر من ای یار خالص و دوست صدیق من *
{{verse|۵۵|۱۴|color=black}} که با یکدیگر مشورت شیرین میکردیم و بخانهٔ خدا در انبوه میخرامیدیم *
{{verse|۵۵|۱۵|color=black}} موت بر ایشان ناگهان آید و زنده بگور فرو روند زیرا شرارت در مسکنهای ایشان و در میان ایشان است *
{{verse|۵۵|۱۶|color=black}} و امّا من نزد خدا فریاد میکنم و {{روخط|خداوند}} مرا نجات خواهد داد *
{{verse|۵۵|۱۷|color=black}} شامگاهان و صبح و ظهر شکایت و ناله میکنم و او آواز مرا خواهد شنید *
{{verse|۵۵|۱۸|color=black}} جانم را از جنگی که بر من شده بود بسلامتی فدیه داده است زیرا بسیاری با من مقاومت میکردند *
{{verse|۵۵|۱۹|color=black}} خدا خواهد شنید و ایشان را جواب خواهد داد او که از ازل نشسته است سِلاه زیراکه در ایشان تبدیلها نیست و از خدا نمیترسند *
{{verse|۵۵|۲۰|color=black}} دست خود را بر صلحاندیشان خویش دراز کرده و عهد خویش را شکسته است *
{{verse|۵۵|۲۱|color=black}} سخنانِ چربِ زبانشْ نرم لیکن دلش جنگ است سخنانش چربتر از روغن لیکن شمشیرهای برهنه است *
{{verse|۵۵|۲۲|color=black}} نصیب خود را ب{{روخط|خداوند}} بسپار و تو را رزق خواهد داد او تا بابد نخواهد گذاشت که مردِ عادل جنبش خورد *
{{verse|۵۵|۲۳|color=black}} و تو ای خدا ایشان را بچاه هلاکت فرو خواهی آورد مردمان خونریز و حیلهساز روزهای خود را نیمه نخواهند کرد لیکن من بر تو توکّل خواهم داشت *
{{وسط|{{روخط|باب پنجاه و ششم}}}}
{{فصل|۵۶}}
{{verse|۵۶|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان بر فاختهٔ ساکت در بلاد بعیده مکتوم داود وقتی که فلسطینیان او را در جَتّ گرفتند] ای خدا بر من رحم فرما زیرا که انسانمرا بشدت تعاقب میکند تمامی روز جنگ کرده مرا اذیت مینماید *
{{verse|۵۶|۲|color=black}} خصمانم تمامیِ روز مرا بشدت تعاقب میکنند زیرا که بسیاری با تکبر با من میجنگند *
{{verse|۵۶|۳|color=black}} هنگامی که ترسان شوم من بر تو توکّل خواهم داشت *
{{verse|۵۶|۴|color=black}} در خدا کلام او را خواهم ستود بر خدا توکّل کرده نخواهم ترسید انسان بمن چه میتواند کرد *
{{verse|۵۶|۵|color=black}} هر روزه سخنان مرا منحرف میسازند همهٔ فکرهای ایشان دربارهٔٔ من برشرارت است *
{{verse|۵۶|۶|color=black}} ایشان جمع شده کمین میسازند بر قدمهای من چشم دارند زیرا قصد جان من دارند *
{{verse|۵۶|۷|color=black}} آیا ایشان بهسبب شرارت خود نجات خواهند یافت ای خدا امّتها را در غضب خویش بینداز *
{{verse|۵۶|۸|color=black}} تو آوارگیهای مرا تقریر کردهای<noinclude></noinclude>
m1kbdl624h2rletkspfgqy4udl5f943
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۸۰
104
88375
288683
2026-06-21T18:25:15Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «اشکهایم را در مشک خود بگذار آیا این در دفتر تو نیست * {{verse|۵۶|۹|color=black}} آنگاه در روزی که تو را بخوانم دشمنانم روخواهند گردانید این را میدانم زیرا خدا با من است * {{verse|۵۶|۱۰|color=black}} در خدا کلام او را خواهم ستود در {{روخط|خداوند}} کلام او را خواهم ستود *...» ایجاد کرد
288683
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>اشکهایم را در مشک خود بگذار آیا این در دفتر تو نیست *
{{verse|۵۶|۹|color=black}} آنگاه در روزی که تو را بخوانم دشمنانم روخواهند گردانید این را میدانم زیرا خدا با من است *
{{verse|۵۶|۱۰|color=black}} در خدا کلام او را خواهم ستود در {{روخط|خداوند}} کلام او را خواهم ستود *
{{verse|۵۶|۱۱|color=black}} بر خدا توکّل دارم پس نخواهم ترسید آدمیان بمن چه میتوانند کرد *
{{verse|۵۶|۱۲|color=black}} ای خدا نذرهای تو بر مناست قربانیهای حمد را نزد تو خواهم گذرانید *
{{verse|۵۶|۱۳|color=black}} زیرا که جانم را از موت رهانیدهای آیا پایهایم را نیز از لغزیدن نگاه نخواهی داشت تا در نور زندگان بحضور خدا سالک باشم *
{{وسط|{{روخط|باب پنجاه و هفتم}}}}
{{فصل|۵۷}}
{{verse|۵۷|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان برلاتهلک مکتوم داود وقتی که از حضور شاؤل بمغاره فرار کرد] ای خدا بر من رحم فرما بر من رحم فرما زیرا جانم در تو پناه میبرد و در سایهٔ بالهای تو پناه میبرم تا این بلایا بگذرد *
{{verse|۵۷|۲|color=black}} نزد خدای تعالی آواز خواهم داد نزد خدائی که همهچیز را برایم تمام میکند *
{{verse|۵۷|۳|color=black}} از آسمان فرستاده مرا خواهد رهانید زیرا تعاقب کنندهٔ سخت من ملامت میکند سلاه خدا رحمت و راستیِ خود را خواهد فرستاد *
{{verse|۵۷|۴|color=black}} جان من در میان شیران است در میان آتشافروزان میخوابم یعنی آدمیانی که دندانهایشان نیزهها و تیرهاست و زبان ایشان شمشیر بُرَنده است *
{{verse|۵۷|۵|color=black}} ای خدا بر آسمانها متعال شو و جلال تو بر تمامیِ جهان *
{{verse|۵۷|۶|color=black}} دامی برای پایهایم مهیا ساختند و جانم خم گردید چاهی پیش رویم کندند و خود در میانش افتادند سلاه *
{{verse|۵۷|۷|color=black}} دل من مستحکم است خدایا دل من مستحکم است سرود خواهم خواند و ترنم خواهم نمود *
{{verse|۵۷|۸|color=black}} ای جلال من بیدار شو ای بربط و عود بیدار شو صبحگاهان من بیدار خواهم شد *
{{verse|۵۷|۹|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} تو را در میان امّتها حمد خواهم گفت تو را در میان قومها تسبیح خواهم خواند *
{{verse|۵۷|۱۰|color=black}} زیرا رحمت تو تا آسمانها عظیم است و راستیِ تو تا افلاک *
{{verse|۵۷|۱۱|color=black}} خدایا بر آسمانها متعال شو و جلال تو بر تمامیِ جهان *<noinclude></noinclude>
lxb0i1uko13lrzfdu74f798dudiftb3
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۸۱
104
88376
288684
2026-06-21T18:25:31Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب پنجاه و هشتم}}}} {{فصل|۵۸}} {{verse|۵۸|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان برلاتهلک مکتوم داود] آیا فیالحقیقت بعدالتی که گنگاست سخن میگویید و ای بنیآدم آیا براستی داوری مینمایید * {{verse|۵۸|۲|color=black}} بلکه در دل خود شرارتها بعمل میآورید و ظلمِ دسته...» ایجاد کرد
288684
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب پنجاه و هشتم}}}}
{{فصل|۵۸}}
{{verse|۵۸|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان برلاتهلک مکتوم داود] آیا فیالحقیقت بعدالتی که گنگاست سخن میگویید و ای بنیآدم آیا براستی داوری مینمایید *
{{verse|۵۸|۲|color=black}} بلکه در دل خود شرارتها بعمل میآورید و ظلمِ دستهای خود را در زمین از میزان درمیکنید *
{{verse|۵۸|۳|color=black}} شریران از رَحِم منحرف هستند از شکم مادر دروغ گفته گمراه میشوند *
{{verse|۵۸|۴|color=black}} ایشان را زهری است مثل زهر مار مثل افعیِ کر که گوش خود را میبندد *
{{verse|۵۸|۵|color=black}} که آواز افسونگران را نمیشنود هر چند بمهارت افسون میکند *
{{verse|۵۸|۶|color=black}} ای خدا دندانهایشان را در دهانشان بشکن ای {{روخط|خداوند}} دندانهای شیران را خرد بشکن *
{{verse|۵۸|۷|color=black}} گداخته شده مثل آب بگذرند چون او تیرهای خود را میاندازد در ساعت منقطع خواهند شد *
{{verse|۵۸|۸|color=black}} مثل حلزون که گداخته شده میگذرد مثل سِقْط زن آفتاب را نخواهند دید *
{{verse|۵۸|۹|color=black}} قبل از آنکه دیگهای شما آتشِ خارها را احساس کند آنها را چه تر و چه خشک خواهد رُفت *
{{verse|۵۸|۱۰|color=black}} مردِ عادل چون انتقام را دید شادی خواهد نمود پایهای خود را بخون شریر خواهد شست *
{{verse|۵۸|۱۱|color=black}} و مردم خواهند گفت هرآینه ثمرهای برای عادلان هست هر آینه خدائی هست که در جهان داوری میکند *
{{وسط|{{روخط|باب پنجاه و نهم}}}}
{{فصل|۵۹}}
{{verse|۵۹|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان بر لاتَهَلَک مکتوم داود وقتی که شاؤل فرستاد که خانه را کشیک بکَشَند تا او را بکُشند] ای خدایم مرا از دشمنانم برهان مرا از مقاومت کنندگانم برافراز *
{{verse|۵۹|۲|color=black}} مرا از گناهکاران خلاصی ده و از مردمان خونریز رهائی بخش *
{{verse|۵۹|۳|color=black}} زیرا اینک برای جانم کمین میسازند و زورآوران بضد من جمع شدهاند بدون تقصیر من ای {{روخط|خداوند}} و بدون گناه من *
{{verse|۵۹|۴|color=black}} بیقصورِ من میشتابند و خود را آماده میکنند پس برای ملاقات من بیدار شو و ببین *
{{verse|۵۹|۵|color=black}} امّا تو ای یهوه خدای صبایوت خدای اسرائیل بیدار شده همهٔ امّتها را مکافات برسان و بر غدارانِ بدکار شفقت مفرما سِلاه *
{{verse|۵۹|۶|color=black}} شامگاهان برمیگردند و مثل سگ بانگ میکنند و در شهر دور میزنند *<noinclude></noinclude>
tnu5tlaqgk9xgur7p85zf977jt2qq6p
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۸۲
104
88377
288685
2026-06-21T18:26:36Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۵۹|۷|color=black}} از دهان خود بدی را فرو میریزند در لبهای ایشان شمشیرهاست زیرا میگویند کیست که بشنود * {{verse|۵۹|۸|color=black}} و امّا تو ای {{روخط|خداوند}} بر ایشان خواهی خندید و تمامیِ امّتها را استهزا خواهی نمود * {{verse|۵۹|۹|color=black}} ای قوّت من بسوی تو انتظ...» ایجاد کرد
288685
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۵۹|۷|color=black}} از دهان خود بدی را فرو میریزند در لبهای ایشان شمشیرهاست زیرا میگویند کیست که بشنود *
{{verse|۵۹|۸|color=black}} و امّا تو ای {{روخط|خداوند}} بر ایشان خواهی خندید و تمامیِ امّتها را استهزا خواهی نمود *
{{verse|۵۹|۹|color=black}} ای قوّت من بسوی تو انتظار خواهم کشید زیرا خدا قلعهٔ بلند من است *
{{verse|۵۹|۱۰|color=black}} خدای رحمت من پیش روی من خواهد رفت خدا مرا بردشمنانم نگران خواهد ساخت *
{{verse|۵۹|۱۱|color=black}} ایشان را بقتل مرسان مبادا قوم من فراموش کنند ایشان را بقوّت خود پراکنده ساخته بزیر انداز ای {{روخط|خداوند}} که سپر ما هستی *
{{verse|۵۹|۱۲|color=black}} بهسبب گناهِ زبان و سخنان لبهای خود در تکبر خویش گرفتار شوند و بعوض لعنت و دروغی که میگویند *
{{verse|۵۹|۱۳|color=black}} ایشان را فانیکن در غضب فانی کن تا نیست گردند و بدانند که خدا در یعقوب تا اقصای زمین سلطنت میکند سِلاه *
{{verse|۵۹|۱۴|color=black}} و شامگاهان برگردیده مثل سگ بانگ زنند و در شهر گردش کنند *
{{verse|۵۹|۱۵|color=black}} و برای خوراک پراکنده شوند و سیر نشده شب را بسر برند *
{{verse|۵۹|۱۶|color=black}} و امّا من قوّت تو را خواهم سرایید و بامدادان از رحمت تو ترنم خواهم نمود زیرا قلعهٔ بلند من هستی و در روز تنگی ملجای منی *
{{verse|۵۹|۱۷|color=black}} ای قوّت من برای تو سرود میخوانم زیرا خدا قلعه بلند من است و خدای رحمت من *
{{وسط|{{روخط|باب شصتم}}}}
{{فصل|۶۰}}
{{verse|۶۰|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان بر سوسنِ شهادت مکتوم داود برای تعلیم وقتی که با اَرَمْ نهرین و اَرَمْ صوبَه از در مقاتله بیرون آمد و یوآب برگشته دوازده هزار نفر از ادومیان را در وادی الملح کُشت] ای خدا ما را دور انداخته پراکنده ساختهای خشمناک بودی بسوی ما رجوع فرما *
{{verse|۶۰|۲|color=black}} زمین را متزلزل ساخته آن را شکافتهای شکستگیهایش را شفا ده زیرا بجنبش آمده است *
{{verse|۶۰|۳|color=black}} چیزهای مشکل را بقوم خود نشان دادهای بادهٔ سرگردانی بما نوشانیدهای *
{{verse|۶۰|۴|color=black}} عَلَمیبه ترسندگان خود دادهای تا آن را برای راستی برافرازند سلاه *
{{verse|۶۰|۵|color=black}} تا حبیبان تو نجات یابند بدست راست خود نجات ده و مرا مستجاب فرما *
{{verse|۶۰|۶|color=black}} خدا در قدوسیت خود سخن گفته است پس وجد خواهم نمود شکیم را تقسیم میکنم و وادی سکّوت را خواهم پیمود *
{{verse|۶۰|۷|color=black}} جِلْعاد از آن من است مَنَسّی از آن من افرایم خود سر مناست و یهودا عصای سلطنت من *
{{verse|۶۰|۸|color=black}} موآب ظرف طهارت من است<noinclude></noinclude>
egc2y44nfb89xexevjkflvwfqelzmrh
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۸۳
104
88378
288686
2026-06-21T18:26:52Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «و بر اَدُوم کفش خود را خواهم انداخت ای فلسطین برای من بانگ برآور * {{verse|۶۰|۹|color=black}} کیست که مرا بشهر حصین درآورد و کیست که مرا بادوم رهبری کند * {{verse|۶۰|۱۰|color=black}} مگر نه تو ای خدا که ما را دور انداختهای و با لشکرهای ما ای خدا بیرون نمیآیی * {{verse|۶۰|۱...» ایجاد کرد
288686
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و بر اَدُوم کفش خود را خواهم انداخت ای فلسطین برای من بانگ برآور *
{{verse|۶۰|۹|color=black}} کیست که مرا بشهر حصین درآورد و کیست که مرا بادوم رهبری کند *
{{verse|۶۰|۱۰|color=black}} مگر نه تو ای خدا که ما را دور انداختهای و با لشکرهای ما ای خدا بیرون نمیآیی *
{{verse|۶۰|۱۱|color=black}} مرا از دشمن اعانت فرما زیرا معاونت انسان باطل است *
{{verse|۶۰|۱۲|color=black}} با خدا ظفر خواهیم یافت زیرا اوست که دشمنان ما را پایمال خواهد کرد *
{{وسط|{{روخط|باب شصت و یکم}}}}
{{فصل|۶۱}}
{{verse|۶۱|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان برذوات اوتار مزمور داود] ای خدا فریاد مرا بشنو و دعای مرا اجابت فرما *
{{verse|۶۱|۲|color=black}} از اقصای جهان تو را خواهم خواند هنگامی که دلم بیهوش میشود مرا بصخرهای که از من بلندتر است هدایت نما *
{{verse|۶۱|۳|color=black}} زیرا که تو ملجای من بودهای و برج قوی از روی دشمن *
{{verse|۶۱|۴|color=black}} در خیمهٔٔ تو ساکن خواهم بود تا ابدالآباد زیر سایهٔ بالهای تو پناه خواهم برد سلاه *
{{verse|۶۱|۵|color=black}} زیرا تو ای خدا نذرهای مرا شنیدهای و میراث ترسندگان نام خود را بمن عطا کردهای *
{{verse|۶۱|۶|color=black}} بر عمر پادشاه روزها خواهی افزود و سالهای او تا نسلها باقی خواهد ماند *
{{verse|۶۱|۷|color=black}} به حضور خدا خواهد نشست تا ابدالآباد رحمت و راستی را مهیا کن تا او را محافظت کنند *
{{verse|۶۱|۸|color=black}} پس نام تو را تا بابد خواهم سرایید تا هر روز نذرهای خود را وفا کنم *
{{وسط|{{روخط|باب شصت و دوم}}}}
{{فصل|۶۲}}
{{verse|۶۲|۱|color=black}} [برای یدوتون سالار مغنیان مزمور داود] جان من فقط برای خدا خاموشمیشود زیرا که نجات من از جانب اوست *
{{verse|۶۲|۲|color=black}} او تنها صخره و نجات من است و قلعهٔ بلند من پس بسیار جنبش نخواهم خورد *
{{verse|۶۲|۳|color=black}} تا بکی بر مردی هجوم میآورید تا همگی شما او را هلاک کنید مثل دیوارِ خمشده و حصارِ جنبش خورده *
{{verse|۶۲|۴|color=black}} در این فقط مشورت میکنند که او را از مرتبهاش بیندازند و دروغ را دوست میدارند بزبان خود برکت میدهند و در دل خود لعنت میکنند سلاه *
{{verse|۶۲|۵|color=black}} ای جان من فقط برای خدا خاموش شو زیرا که امید من از وی است *
{{verse|۶۲|۶|color=black}} او تنها صخره و نجات من است و قلعهٔ بلند من تا جنبش نخورم *
{{verse|۶۲|۷|color=black}} برخداست<noinclude></noinclude>
f9rrqqg0whrjf5mbd8yekah8xaplari
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۸۴
104
88379
288687
2026-06-21T18:27:13Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «نجات و جلال من صخرهٔ قوّت من و پناه من در خداست * {{verse|۶۲|۸|color=black}} ای قوم همهٔ وقت بر او توکّل کنید و دلهای خود را بحضور وی بریزید زیرا خدا ملجای ماست سِلاه * {{verse|۶۲|۹|color=black}} البته بنیآدم بطالتاند و بنیبشر دروغ در ترازو بالا میروند زیرا جمیعاً از...» ایجاد کرد
288687
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نجات و جلال من صخرهٔ قوّت من و پناه من در خداست *
{{verse|۶۲|۸|color=black}} ای قوم همهٔ وقت بر او توکّل کنید و دلهای خود را بحضور وی بریزید زیرا خدا ملجای ماست سِلاه *
{{verse|۶۲|۹|color=black}} البته بنیآدم بطالتاند و بنیبشر دروغ در ترازو بالا میروند زیرا جمیعاً از بطالت سبکترند *
{{verse|۶۲|۱۰|color=black}} بر ظلم توکّل مکنید و بر غارت مغرور مشوید چون دولت افزوده شود دل در آن مبندید *
{{verse|۶۲|۱۱|color=black}} خدا یک بار گفته است و دو بار این را شنیدهام که قوّت از آن خداست *
{{verse|۶۲|۱۲|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} رحمت نیز از آن تو است زیرا بهر کس موافق عملش جزا خواهی داد *
{{وسط|{{روخط|باب شصت و سوم}}}}
{{فصل|۶۳}}
{{verse|۶۳|۱|color=black}} [مزمور داود هنگامی که در صحرای یهودا بود] ای خدا تو خدای من هستی در سَحَر تو را خواهم طلبید جان من تشنهٔ تو است و جسدم مشتاق تو در زمینِ خشکِ تشنهٔ بیآب *
{{verse|۶۳|۲|color=black}} چنانکه در قدس بر تو نظر کردم تا قوّت و جلال تو را مشاهده کنم *
{{verse|۶۳|۳|color=black}} چونکه رحمت تو از حیات نیکوتر است پس لبهای من ترا تسبیح خواهد خواند *
{{verse|۶۳|۴|color=black}} از این رو تا زنده هستم تو را متبارک خواهم خواند و دستهای خود را بنام تو خواهم برافراشت *
{{verse|۶۳|۵|color=black}} جان من سیر خواهد شد چنانکه از مغز و پیه و زبان من بلبهای شادمانی تو را حمد خواهد گفت *
{{verse|۶۳|۶|color=black}} چون تو را بر بستر خود یاد میآورم و در پاسهای شب در تو تفکر میکنم *
{{verse|۶۳|۷|color=black}} زیرا تو مددکار من بودهای و زیر سایهٔ بالهای تو شادی خواهم کرد *
{{verse|۶۳|۸|color=black}} جان من بتو چسبیده است و دست راست تو مرا تأیید کرده است *
{{verse|۶۳|۹|color=black}} و امّا آنانی که قصد جان من دارند هلاک خواهند شد و در اسفل زمین فرو خواهند رفت *
{{verse|۶۳|۱۰|color=black}} ایشان بدم شمشیر سپرده میشوند و نصیب شغالها خواهند شد *
{{verse|۶۳|۱۱|color=black}} امّا پادشاه در خدا شادی خواهد کرد و هر که بدو قسم خورَد فخر خواهد نمود زیرا دهان دروغگویان بسته خواهد گردید *
{{وسط|{{روخط|باب شصت و چهارم}}}}
{{فصل|۶۴}}
{{verse|۶۴|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان مزمور داود] ای خدا وقتی که تضرع مینمایم آواز مرا بشنو و حیاتم را از خوف دشمن نگاهدار *<noinclude></noinclude>
7z1s8bzvx7vbb265qqtgqgd8vmrt8b2
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۸۵
104
88380
288688
2026-06-21T18:27:36Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۶۴|۲|color=black}} مرا از مشاورت شریران پنهان کن و از هنگامهٔ گناهکاران * {{verse|۶۴|۳|color=black}} که زبان خود را مثل شمشیرتیز کردهاند و تیرهای خود یعنی سخنان تلخ را بر زه آراستهاند * {{verse|۶۴|۴|color=black}} تا در کمینهای خود بر مرد کامل بیندازند ناگهان بر او میا...» ایجاد کرد
288688
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۶۴|۲|color=black}} مرا از مشاورت شریران پنهان کن و از هنگامهٔ گناهکاران *
{{verse|۶۴|۳|color=black}} که زبان خود را مثل شمشیرتیز کردهاند و تیرهای خود یعنی سخنان تلخ را بر زه آراستهاند *
{{verse|۶۴|۴|color=black}} تا در کمینهای خود بر مرد کامل بیندازند ناگهان بر او میاندازند و نمیترسند *
{{verse|۶۴|۵|color=black}} خویشتن را برای کار زشت تقویّت میدهند دربارهٔٔ پنهان کردن دامها گفتگو میکنند میگویند کیست که ما را ببیند *
{{verse|۶۴|۶|color=black}} کارهای بد را تدبیر میکنند و میگویند تدبیر نیکو کردهایم و اندرون و قلب هر یک از ایشان عمیق است *
{{verse|۶۴|۷|color=black}} امّا خدا تیرها بر ایشان خواهد انداخت و ناگهان جراحتهای ایشان خواهد شد *
{{verse|۶۴|۸|color=black}} و زبانهای خود را برخود فرود خواهند آورد و هر که ایشان را بیند فرار خواهد کرد *
{{verse|۶۴|۹|color=black}} و جمیع آدمیان خواهند ترسید و کار خدا را اعلام خواهند کرد و عمل او را درک خواهند نمود *
{{verse|۶۴|۱۰|color=black}} و مرد صالح در {{روخط|خداوند}} شادی میکند و بر او توکّل میدارد و جمیع راستدلان فخر خواهند نمود *
{{وسط|{{روخط|باب شصت و پنجم}}}}
{{فصل|۶۵}}
{{verse|۶۵|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان مزمور و سرود داود] ای خدا تسبیح در صهیون منتظر توست و نذرها برای تو وفا خواهد شد *
{{verse|۶۵|۲|color=black}} ای که دعا میشنوی نزد تو تمامیِ بشر خواهند آمد *
{{verse|۶۵|۳|color=black}} گناهان بر من غالب آمده است تو تقصیرهای مرا کفّاره خواهی کرد *
{{verse|۶۵|۴|color=black}} خوشابحال کسی که او را برگزیده و مُقَّرَب خود ساختهای تا بدرگاههای تو ساکن شود از نیکوییِ خانهٔ تو سیر خواهیم شد و از قدوسیت هیکل تو *
{{verse|۶۵|۵|color=black}} به چیزهای ترسناک در عدل ما را جواب خواهی داد ای خدائی که نجات ما هستی ای که پناه تمامیِ اقصای جهان و ساکنان بعیدهٔ دریاهستی *
{{verse|۶۵|۶|color=black}} و کوهها را بقوّت خود مستحکم ساختهای و کمر خود را بقدرت بستهای *
{{verse|۶۵|۷|color=black}} و تلاطم دریا را ساکن میگردانی تلاطم امواج آن و شورش امّتها را *
{{verse|۶۵|۸|color=black}} ساکنان اقصای جهان از آیات تو ترسانند مَطْلَعهای صبح و شام را شادمان میسازی *
{{verse|۶۵|۹|color=black}} از زمین تفقد نموده آن را سیراب میکنی و آن را بسیار توانگر میگردانی نهر خدا از آب پر است غلهٔ ایشان را آماده میکنی زیرا که بدین طور تهیه کردهای *
{{verse|۶۵|۱۰|color=black}} پشتههایش را سیراب میکنی و مرزهایش را پست میسازی ببارشها آن را شاداب مینمائی<noinclude></noinclude>
hrygscjo1u1ropm5b9ig93uanxxwkrh
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۸۶
104
88381
288689
2026-06-21T18:27:51Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «نباتاتش را برکت میدهی * {{verse|۶۵|۱۱|color=black}} به احسان خویش سال را تاجدار میسازی و راههای تو چربی را میچکاند * {{verse|۶۵|۱۲|color=black}} مرتعهای صحرا نیز میچکاند و کمر تلها بشادمانی بسته شده است * {{verse|۶۵|۱۳|color=black}} چمنها بگوسفندان آراسته شده است و درّهها بغل...» ایجاد کرد
288689
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نباتاتش را برکت میدهی *
{{verse|۶۵|۱۱|color=black}} به احسان خویش سال را تاجدار میسازی و راههای تو چربی را میچکاند *
{{verse|۶۵|۱۲|color=black}} مرتعهای صحرا نیز میچکاند و کمر تلها بشادمانی بسته شده است *
{{verse|۶۵|۱۳|color=black}} چمنها بگوسفندان آراسته شده است و درّهها بغله پیراسته از شادی بانگ میزنند و نیز میسرایند *
{{وسط|{{روخط|باب شصت و ششم}}}}
{{فصل|۶۶}}
{{verse|۶۶|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان سرود و مزمور] ای تمامیِ زمین برای خدا بانگ شادمانی بزنید *
{{verse|۶۶|۲|color=black}} جلال نام او را بسرایید و در تسبیح او جلال او را توصیف نمایید *
{{verse|۶۶|۳|color=black}} خدا را گویید چه مَهیب است کارهای تو از شدت قوّت تو دشمنانت نزد تو تذلل خواهند کرد *
{{verse|۶۶|۴|color=black}} تمامیِ زمین تو را پرستش خواهند کرد و تو را خواهند سرایید و بنام تو ترنم خواهند نمود سِلاه *
{{verse|۶۶|۵|color=black}} بیایید کارهای خدا را مشاهده کنید او درکارهای خود ببنیآدم مهیب است *
{{verse|۶۶|۶|color=black}} دریا را بخشکی مبدل ساخت و مردم از نهر با پا عبور کردند در آنجا بدو شادی نمودیم *
{{verse|۶۶|۷|color=black}} در توانائیِ خود تا بابد سلطنت میکند و چشمانش مراقب امّتها است فتنهانگیزانْ خویشتن را برنیفرازند سِلاه *
{{verse|۶۶|۸|color=black}} ای قومها خدای ما را متبارک خوانید و آواز تسبیح او را بشنوانید *
{{verse|۶۶|۹|color=black}} که جانهای ما را در حیات قرار میدهد و نمیگذارد که پایهای ما لغزش خورد *
{{verse|۶۶|۱۰|color=black}} زیرا ای خدا تو ما را امتحان کردهای و ما را غال گذاشتهای چنانکه نقره را غال میگذارند *
{{verse|۶۶|۱۱|color=black}} ما را بدام درآوردی و باری گران بر پشتهای ما نهادی *
{{verse|۶۶|۱۲|color=black}} مردمان را بر سر ما سوار گردانیدی و بآتش و آب در آمدیم پس ما را بجای خرم بیرون آوردی *
{{verse|۶۶|۱۳|color=black}} قربانیهای سوختنی بخانهٔ تو خواهم آورد نذرهای خود را بتو وفا خواهم نمود *
{{verse|۶۶|۱۴|color=black}} که لبهای خود را بر آنها گشودم و در زمان تنگیِ خود آنها را بزبان خود آوردم *
{{verse|۶۶|۱۵|color=black}} قربانیهای سوختنیِ پرواری را نزد تو خواهم گذرانید گوسالهها و بزها را با بخور قوچها ذبح خواهم کرد سلاه *
{{verse|۶۶|۱۶|color=black}} ای همهٔ خداترسان بیایید و بشنوید تا از آنچه او برای جان من کرده است خبر دهم *
{{verse|۶۶|۱۷|color=black}} به دهانم نزد او آواز خود را بلند کردم و تسبیح بلند بر زبان من بود *
{{verse|۶۶|۱۸|color=black}} اگر بدی را در دل خود منظور میداشتم {{روخط|خداوند}} مرا نمیشنید *
{{verse|۶۶|۱۹|color=black}} لیکن خدا مرا شنیده است و بآواز دعای من<noinclude></noinclude>
ca6ddydx87wyky81xvt2i8riv4fw33u
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۸۷
104
88382
288690
2026-06-21T18:28:20Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «توجه فرموده * {{verse|۶۶|۲۰|color=black}} متبارک باد خدا که دعای مرا از خود و رحمت خویش را از من برنگردانیده است * {{وسط|{{روخط|باب شصت و هفتم}}}} {{فصل|۶۷}} {{verse|۶۷|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان مزمور و سرود برذوات اوتار] خدا بر ما رحم کند و ما را مبارک سازد و نور ر...» ایجاد کرد
288690
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>توجه فرموده *
{{verse|۶۶|۲۰|color=black}} متبارک باد خدا که دعای مرا از خود و رحمت خویش را از من برنگردانیده است *
{{وسط|{{روخط|باب شصت و هفتم}}}}
{{فصل|۶۷}}
{{verse|۶۷|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان مزمور و سرود برذوات اوتار] خدا بر ما رحم کند و ما را مبارک سازد و نور روی خود را بر ما متجلی فرماید سِلاه *
{{verse|۶۷|۲|color=black}} تا راه تو در جهان معروف گردد و نجات تو بجمیع امّتها *
{{verse|۶۷|۳|color=black}} ای خدا قومها تو را حمد گویند جمیع قومها تو را حمد گویند *
{{verse|۶۷|۴|color=black}} امّتها شادی و ترنم خواهند نمود زیرا قومها را بانصاف حکم خواهی نمود و امّتهای جهان را هدایت خواهی کرد سلاه *
{{verse|۶۷|۵|color=black}} ای خدا قومها تو را حمد گویند جمیع قومها تو را حمد گویند *
{{verse|۶۷|۶|color=black}} آنگاه زمین محصول خود را خواهد داد و خدا خدای ما ما را مبارک خواهد فرمود *
{{verse|۶۷|۷|color=black}} خدا ما را مبارک خواهد فرمود و تمامیِ اقصای جهان از او خواهند ترسید *
{{وسط|{{روخط|باب شصت و هشتم}}}}
{{فصل|۶۸}}
{{verse|۶۸|۱|color=black}} [رای سالار مغنیان مزمور و سرود داود] خدا برخیزد و دشمنانش پراکندهشوند و آنانی که از او نفرت دارند از حضورش بگریزند *
{{verse|۶۸|۲|color=black}} چنانکه دود پراکنده میشود ایشان را پراکنده ساز و چنانکه موم پیش آتش گداخته میشود همچنان شریران بحضور خدا هلاک گردند *
{{verse|۶۸|۳|color=black}} امّا صالحان شادی کنند و در حضور خدا بوجد آیند و بشادمانی خرسند شوند *
{{verse|۶۸|۴|color=black}} برای خدا سرود بخوانید و بنام او ترنم نمایید و راهی درست کنید برای او که در صحراها سوار است نام او یهوه است بحضورش بوجد آیید *
{{verse|۶۸|۵|color=black}} پدر یتیمان و داور بیوه زنان خداست در مسکن قدسخود *
{{verse|۶۸|۶|color=black}} خدا بیکسان را ساکن خانه میگرداند و اسیران را برستگاری بیرون میآورد لیکن فتنهانگیزان در زمینِ تفتیده ساکن خواهند شد *
{{verse|۶۸|۷|color=black}} ای خدا هنگامی که پیش روی قوم خود بیرون رفتی هنگامی که در صحرا خرامیدی سلاه *
{{verse|۶۸|۸|color=black}} زمین متزلزل شد و آسمان بحضور خدا بارید این سینا نیز از حضور خدا خدای اسرائیل *
{{verse|۶۸|۹|color=black}} ای خدا باران نعمتها بارانیدی و میراثت را چون خسته بود<noinclude></noinclude>
4ez3ixiyh1eyh88pxjontf2v9terxvq
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۸۸
104
88383
288691
2026-06-21T18:28:37Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «مستحکم گردانیدی * {{verse|۶۸|۱۰|color=black}} جماعت تو در آن ساکن شدند ای خدا بجود خویش برای مساکین تدارک دیدهای * {{verse|۶۸|۱۱|color=black}} {{روخط|خداوند}} سخن را میدهد مبشرات انبوه عظیمی میشوند * {{verse|۶۸|۱۲|color=black}} ملوک لشکرها فرار کرده منهزم میشوند و زنی که در خان...» ایجاد کرد
288691
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>مستحکم گردانیدی *
{{verse|۶۸|۱۰|color=black}} جماعت تو در آن ساکن شدند ای خدا بجود خویش برای مساکین تدارک دیدهای *
{{verse|۶۸|۱۱|color=black}} {{روخط|خداوند}} سخن را میدهد مبشرات انبوه عظیمی میشوند *
{{verse|۶۸|۱۲|color=black}} ملوک لشکرها فرار کرده منهزم میشوند و زنی که در خانه مانده است غارت را تقسیم میکند *
{{verse|۶۸|۱۳|color=black}} اگرچه در آغلها خوابیده بودید لیکن مثل بالهای فاخته شدهاید که بنقره پوشیده است و پرهایش بطلای سرخ *
{{verse|۶۸|۱۴|color=black}} چون قادر مطلق پادشاهان را در آن پراکنده ساخت مثل برف بر صَلْمُون درخشان گردید *
{{verse|۶۸|۱۵|color=black}} کوه خدا کوه باشان است کوهی با قلههای افراشته کوه باشان است *
{{verse|۶۸|۱۶|color=black}} ای کوههای با قلههای افراشته چرا نگرانید بر این کوهی که خدا برای مسکن خود برگزیده است هر آینه {{روخط|خداوند}} در آن تا بابد ساکن خواهد بود *
{{verse|۶۸|۱۷|color=black}} ارابههای خدا کرورها و هزارهاست {{روخط|خداوند}} در میان آنهاست و سینا در قدس است *
{{verse|۶۸|۱۸|color=black}} بر اعلیٰ علیین صعود کرده و اسیران را باسیری بردهای از آدمیان بخششها گرفتهای بلکه از فتنهانگیزان نیز تا یهوه خدا در ایشان مسکن گیرد *
{{verse|۶۸|۱۹|color=black}} متبارک باد {{روخط|خداوند}}ی که هر روزه متحمل بارهای ما میشودو خدائی که نجات ماست سلاه *
{{verse|۶۸|۲۰|color=black}} خدا برای ما خدای نجات است و مَفَّرهای موت از آن {{روخط|خداوند}} یَهُوَه است *
{{verse|۶۸|۲۱|color=black}} هر آینه خدا سردشمنان خود را خرد خواهد کوبید و کلهٔ مویدار کسی را که در گناه خود سالک باشد *
{{verse|۶۸|۲۲|color=black}} {{روخط|خداوند}} گفت از باشان باز خواهم آورد از ژرفیهای دریا باز خواهم آورد *
{{verse|۶۸|۲۳|color=black}} تا پای خود را در خون فروبری و زبان سگان تو از دشمنانت بهرهٔ خود را بیابد *
{{verse|۶۸|۲۴|color=black}} ای خدا طریقهای تو را دیدهاند یعنی طریقهای خدا و پادشاه مرا در قدس *
{{verse|۶۸|۲۵|color=black}} در پیش رو مغنیان میخرامند و در عقب سازندگان و در وسط دوشیزگان دفّ زن *
{{verse|۶۸|۲۶|color=black}} خدا را در جماعتها متبارک خوانید و {{روخط|خداوند}} را از چشمهٔ اسرائیل *
{{verse|۶۸|۲۷|color=black}} آنجاست بنیامین صغیر حاکم ایشان و رؤسای یهودا محفل ایشان رؤسای زبولون و رؤسای نفتالی *
{{verse|۶۸|۲۸|color=black}} خدایت برای تو قوّت را امر فرموده است ای خدا آنچه را که برای ما کردهای استوار گردان *
{{verse|۶۸|۲۹|color=black}} بهسبب هیکل تو که در اورشلیم است پادشاهان هدایا نزد تو خواهند آورد *
{{verse|۶۸|۳۰|color=black}} و وحش نیزار را توبیخ فرما و رمهٔ گاوان را با گوسالههای قوم که با شمشهای نقره نزد تو گردن مینهند و قومهائی که جنگ را دوست میدارند پراکنده ساخته است *
{{verse|۶۸|۳۱|color=black}} سروران از مصر خواهند آمد و حبشه دستهای خود را نزد خدا بزودی<noinclude></noinclude>
kww0k4esuk1owlq4bpa53yq4r0001fl
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۸۹
104
88384
288692
2026-06-21T18:28:56Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «دراز خواهد کرد * {{verse|۶۸|۳۲|color=black}} ای ممالک جهان برای خدا سرود بخوانید برای {{روخط|خداوند}} سرود بخوانید سلاه * {{verse|۶۸|۳۳|color=black}} برای او که بر فلکالافلاک قدیمی سوار است اینک آواز خود را میدهد آوازی که پُرقوّت است * {{verse|۶۸|۳۴|color=black}} خدارا بقوّت تو...» ایجاد کرد
288692
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>دراز خواهد کرد *
{{verse|۶۸|۳۲|color=black}} ای ممالک جهان برای خدا سرود بخوانید برای {{روخط|خداوند}} سرود بخوانید سلاه *
{{verse|۶۸|۳۳|color=black}} برای او که بر فلکالافلاک قدیمی سوار است اینک آواز خود را میدهد آوازی که پُرقوّت است *
{{verse|۶۸|۳۴|color=black}} خدارا بقوّت توصیف نمایید جلال وی بر اسرائیل است و قوّت او در افلاک *
{{verse|۶۸|۳۵|color=black}} ای خدا از قدسهای خود مَهیب هستی خدای اسرائیل قوم خود را قوّت و عظمت میدهد متبارک باد خدا *
{{وسط|{{روخط|باب شصت و نهم}}}}
{{فصل|۶۹}}
{{verse|۶۹|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان بر سوسنها مزمور داود] خدایا مرا نجات ده زیرا آبها بجان من درآمده است *
{{verse|۶۹|۲|color=black}} در خَلاب ژرف فرو رفتهام جائی که نتوان ایستاد بآبهای عمیق درآمدهام و سیل مرا میپوشاند *
{{verse|۶۹|۳|color=black}} از فریاد خود خسته شدهام و گلوی من سوخته و چشمانم از انتظار خدا تار گردیده است *
{{verse|۶۹|۴|color=black}} آنانی که بیسبب از من نفرت دارند از مویهای سرم زیادهاند و دشمنانِ ناحقِ من که قصد هلاکت من دارند زورآورند پس آنچه نگرفته بودم رد کردم *
{{verse|۶۹|۵|color=black}} ای خدا تو حماقت مرا میدانی و گناهانم از تو مخفی نیست *
{{verse|۶۹|۶|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} یهوه صبایوت منتظرین تو بهسبب من خجل نشوند ای خدای اسرائیل طالبان تو بهسبب من رسوا نگردند *
{{verse|۶۹|۷|color=black}} زیرا بخاطر تو متحمل عار گردیدهام و رسوائی روی من مرا پوشیده است *
{{verse|۶۹|۸|color=black}} نزد برادرانم اجنبی شدهام و نزد پسران مادر خود غریب *
{{verse|۶۹|۹|color=black}} زیرا غیرت خانهٔ تو مرا خورده است و ملامتهای ملامتکنندگان تو بر من طاری گردیده *
{{verse|۶۹|۱۰|color=black}} روزه داشته جان خود را مثل اشک ریختهام و این برای من عار گردیده است *
{{verse|۶۹|۱۱|color=black}} پلاس را لباس خود ساختهام و نزد ایشان ضربالمثل گردیدهام *
{{verse|۶۹|۱۲|color=black}} دروازه نشینان دربارهٔٔ من حرف میزنند و سرود میگساران گشتهام *
{{verse|۶۹|۱۳|color=black}} و امّا من ای {{روخط|خداوند}} دعای خود را در وقت اجابت نزد تو میکنم ای خدا در کثرت رحمانیت خود و راستیِ نجات خود مرا مستجاب فرما *
{{verse|۶۹|۱۴|color=black}} مرا از خَلاب خلاصی ده تا غرق نشوم و از نفرتکنندگانم و از ژرفیهای آب رستگار شوم *
{{verse|۶۹|۱۵|color=black}} مگذار که سَیَلان آب مرا بپوشاند و ژرفی مرا ببلعد و هاویه دهان خود را بر من ببندد *
{{verse|۶۹|۱۶|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} مرا مستجاب فرما زیرا رحمت تو نیکوست بکثرت<noinclude></noinclude>
fb0nl1259tcwcia7qdng0pxhj7qihcu
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۹۰
104
88385
288693
2026-06-21T18:29:33Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «رحمانیتت بر من توجه نما * {{verse|۶۹|۱۷|color=black}} و روی خود را از بندهات مپوشان زیرا در تنگی هستم مرا بزودی مستجاب فرما * {{verse|۶۹|۱۸|color=black}} به جانم نزدیک شده آن را رستگار ساز بهسبب دشمنانم مرا فدیه ده * {{verse|۶۹|۱۹|color=black}} تو عار و خجالت و رسوائی مرا میدان...» ایجاد کرد
288693
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>رحمانیتت بر من توجه نما *
{{verse|۶۹|۱۷|color=black}} و روی خود را از بندهات مپوشان زیرا در تنگی هستم مرا بزودی مستجاب فرما *
{{verse|۶۹|۱۸|color=black}} به جانم نزدیک شده آن را رستگار ساز بهسبب دشمنانم مرا فدیه ده *
{{verse|۶۹|۱۹|color=black}} تو عار و خجالت و رسوائی مرا میدانی و جمیع خصمانم پیش نظر تواند *
{{verse|۶۹|۲۰|color=black}} عار دلِ مرا شکسته است و بشدت بیمار شدهام انتظار مُشْفِقی کشیدم ولی نبود و برای تسلیدهندگان امّا نیافتم *
{{verse|۶۹|۲۱|color=black}} مرا برای خوراک زردآب دادند و چون تشنه بودم مرا سرکه نوشانیدند *
{{verse|۶۹|۲۲|color=black}} پس مائدهٔ ایشان پیش روی ایشان تله باد و چون مطمئن هستند دامی باشد *
{{verse|۶۹|۲۳|color=black}} چشمان ایشان تار گردد تا نبینند و کمرهای ایشان را دائماً لرزان گردان *
{{verse|۶۹|۲۴|color=black}} خشم خود را بر ایشان بریز و سورت غضب تو ایشان را دریابد *
{{verse|۶۹|۲۵|color=black}} خانههای ایشان مخروبه گردد و در خیمههای ایشان هیچکس ساکن نشود *
{{verse|۶۹|۲۶|color=black}} زیرا برکسی که تو زدهای جفا میکنند و دردهای کوفتگان تو را اعلان مینمایند *
{{verse|۶۹|۲۷|color=black}} گناه بر گناه ایشان مزید کن و در عدالت تو داخل نشوند *
{{verse|۶۹|۲۸|color=black}} از دفتر حیات محوشوند و با صالحین مرقوم نگردند *
{{verse|۶۹|۲۹|color=black}} و امّا من مسکین و دردمند هستم پس ای خدا نجات تو مرا سرافراز سازد *
{{verse|۶۹|۳۰|color=black}} و نام خدا را با سرود تسبیح خواهم خواند و او را با حمد تعظیم خواهم نمود *
{{verse|۶۹|۳۱|color=black}} و این پسندیدهٔ خدا خواهد بود زیاده از گاو و گوسالهای که شاخها و سمها دارد *
{{verse|۶۹|۳۲|color=black}} حلیمان این را دیده شادمان شوند و ای طالبان خدا دل شما زنده گردد *
{{verse|۶۹|۳۳|color=black}} زیرا {{روخط|خداوند}} فقیران را مستجاب میکند و اسیران خود را حقیر نمیشمارد *
{{verse|۶۹|۳۴|color=black}} آسمان و زمین او را تسبیح بخوانند آبها نیز و آنچه در آنها میجنبد *
{{verse|۶۹|۳۵|color=black}} زیرا خدا صهیون را نجات خواهد داد و شهرهای یهودا را بنا خواهد نمود تا در آنجا سکونت نمایند و آن را متصرف گردند *
{{verse|۶۹|۳۶|color=black}} و ذریت بندگانش وارث آن خواهند شد و آنانی که نام او را دوست دارند در آن ساکن خواهند گردید *
{{وسط|{{روخط|باب هفتادم}}}}
{{فصل|۷۰}}
{{verse|۷۰|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان مزمور داود بجهت یادگاری] خدایا برای نجات من بشتاب ای {{روخط|خداوند}} باعانت من تعجیل فرما *
{{verse|۷۰|۲|color=black}} آنانی که قصد جان من دارند خجل و شرمنده شوند و آنانی که در بدی من رغبت دارند رو برگردانیده و رسوا گردند *
{{verse|۷۰|۳|color=black}} و آنانی که هَههَه میگویند بهسبب خجالت خویش رو<noinclude></noinclude>
jk5338qlnjkwvigk49kmbdn7vlhylca
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۹۱
104
88386
288694
2026-06-21T18:29:50Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «برگردانیده شوند * {{verse|۷۰|۴|color=black}} و امّا جمیع طالبان تو در تو وجد و شادی کنند و دوست دارندگان نجات تو دائماً گویندخدا متعال باد * {{verse|۷۰|۵|color=black}} و امّا من مسکین و فقیر هستم خدایا برای من تعجیل کن تو مددکار و نجاتدهندهٔٔ من هستی ای {{روخط|خداوند}...» ایجاد کرد
288694
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>برگردانیده شوند *
{{verse|۷۰|۴|color=black}} و امّا جمیع طالبان تو در تو وجد و شادی کنند و دوست دارندگان نجات تو دائماً گویندخدا متعال باد *
{{verse|۷۰|۵|color=black}} و امّا من مسکین و فقیر هستم خدایا برای من تعجیل کن تو مددکار و نجاتدهندهٔٔ من هستی ای {{روخط|خداوند}} تأخیر منما *
{{وسط|{{روخط|باب هفتاد و یکم}}}}
{{فصل|۷۱}}
{{verse|۷۱|۱|color=black}} در تو ای {{روخط|خداوند}} پناه بردهام پس تا بابد خجل نخواهم شد *
{{verse|۷۱|۲|color=black}} به عدالت خود مرا خلاصی ده و برهان گوش خود را بمن فراگیر و مرا نجات ده *
{{verse|۷۱|۳|color=black}} برای من صخرهٔ سکونت باش تا همهٔ وقت داخل آن شوم تو بنجات من امر فرمودهای زیرا صخره و قلعهٔ من تو هستی *
{{verse|۷۱|۴|color=black}} خدایا مرا از دست شریر برهان و از کف بدکار و ظالم *
{{verse|۷۱|۵|color=black}} زیرا ای {{روخط|خداوند}} یهوه تو امید من هستی و از طفولیّتم اعتماد من بودهای *
{{verse|۷۱|۶|color=black}} از شکم بر تو انداخته شدهام از رحم مادرم ملجای من تو بودهای و تسبیح من دائماً دربارهٔٔ تو خواهد بود *
{{verse|۷۱|۷|color=black}} بسیاری را آیتی عجیب شدهام لیکن تو ملجای زورآور من هستی *
{{verse|۷۱|۸|color=black}} دهانم از تسبیح تو پر است و از کبریائیِ تو تمامیِ روز *
{{verse|۷۱|۹|color=black}} در زمان پیری مرا دور مینداز چون قوّتم زایل شود مرا ترک منما *
{{verse|۷۱|۱۰|color=black}} زیرا دشمنانم بر من حرف میزنند و مترصّدان جانم با یکدیگر مشورت میکنند *
{{verse|۷۱|۱۱|color=black}} و میگویند خدا او را ترک کرده است پس او را تعاقب کرده بگیرید زیرا که رهانندهای نیست *
{{verse|۷۱|۱۲|color=black}} ای خدا از من دور مشو خدایا باعانت من تعجیل نما *
{{verse|۷۱|۱۳|color=black}} خصمان جانم خجل و فانی شوند و آنانی که برای ضرر من میکوشند بعار و رسوائی ملبس گردند *
{{verse|۷۱|۱۴|color=black}} و امّا من دائماً امیدوار خواهم بود و بر همهٔ تسبیح تو خواهم افزود *
{{verse|۷۱|۱۵|color=black}} زبانم عدالت تو را بیان خواهد کرد و نجاتت راتمامیِ روز زیرا که حد شمارهٔ آن را نمیدانم *
{{verse|۷۱|۱۶|color=black}} در توانائیِ {{روخط|خداوند}} یهوه خواهم آمد و از عدالت تو و بس خبر خواهم داد *
{{verse|۷۱|۱۷|color=black}} ای خدا از طفولیتم مرا تعلیم دادهای و تا الآن عجایب تو را اعلان کردهام *
{{verse|۷۱|۱۸|color=black}} پس ای خدا مرا تا زمان پیری و سفید مویی نیز ترک مکن تا این طبقه را از بازوی تو خبر دهم و جمیع آیندگان را از توانائیِ تو *
{{verse|۷۱|۱۹|color=black}} خدایا عدالت تو تا اعلیعلیین است تو کارهای عظیم کردهای خدایا مانند تو کیست *
{{verse|۷۱|۲۰|color=black}} ای که تنگیهای بسیار و سخت را بما نشان دادهای رجوع کرده باز ما را زنده خواهی ساخت و برگشته ما را از عمقهای زمین برخواهی آورد *
{{verse|۷۱|۲۱|color=black}} بزرگیِ مرا مزید<noinclude></noinclude>
1j9igf2y358nhqtkrvvr57bvdev2mjb
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۹۲
104
88387
288695
2026-06-21T18:30:20Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «خواهی کرد و برگشته مرا تسلی خواهی بخشید * {{verse|۷۱|۲۲|color=black}} پس من نیز تو را با بربط خواهم ستود یعنی راستیِ تو را ای خدای من و تو را ای قدوس اسرائیل با عود ترنم خواهم نمود * {{verse|۷۱|۲۳|color=black}} چون برای تو سرود میخوانم لبهایم بسیار شادی خواهد کرد و جا...» ایجاد کرد
288695
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خواهی کرد و برگشته مرا تسلی خواهی بخشید *
{{verse|۷۱|۲۲|color=black}} پس من نیز تو را با بربط خواهم ستود یعنی راستیِ تو را ای خدای من و تو را ای قدوس اسرائیل با عود ترنم خواهم نمود *
{{verse|۷۱|۲۳|color=black}} چون برای تو سرود میخوانم لبهایم بسیار شادی خواهد کرد و جانم نیز که آن را فدیه دادهای *
{{verse|۷۱|۲۴|color=black}} زبانم نیز تمامیِ روز عدالت تو را ذکر خواهد کرد زیرا آنانی که برای ضرر من میکوشیدند خجل و رسوا گردیدند *
{{وسط|{{روخط|باب هفتاد و دوم}}}}
{{فصل|۷۲}}
{{verse|۷۲|۱|color=black}} [مزمور سلیمان] ای خدا انصاف خود را بپادشاه ده و عدالت خویش را بپسر پادشاه *
{{verse|۷۲|۲|color=black}} و او قوم تو را بعدالت داوری خواهد نمود و مساکین تو را بانصاف *
{{verse|۷۲|۳|color=black}} آنگاه کوهها برای قوم سلامتی را بار خواهند آورد و تلها نیز در عدالت *
{{verse|۷۲|۴|color=black}} مساکین قوم را دادرسی خواهد کرد و فرزندان فقیر را نجات خواهد داد و ظالمان را زبون خواهدساخت *
{{verse|۷۲|۵|color=black}} از تو خواهند ترسید مادامی که آفتاب باقی است و مادامی که ماه هست تا جمیع طبقات *
{{verse|۷۲|۶|color=black}} او مثل باران برعلفزارِ چیده شده فرود خواهد آمد و مثل بارشهائی که زمین را سیراب میکند *
{{verse|۷۲|۷|color=black}} در زمان او صالحان خواهند شکفت و وفور سلامتی خواهد بود مادامی که ماه نیست نگردد *
{{verse|۷۲|۸|color=black}} و او حکمرانی خواهد کرد از دریا تا دریا و از نهر تا اقصای جهان *
{{verse|۷۲|۹|color=black}} به حضور وی صحرانشینان گردن خواهند نهاد و دشمنان او خاک را خواهند لیسید *
{{verse|۷۲|۱۰|color=black}} پادشاهان ترشیش و جزایر هدایا خواهند آورد پادشاهان شَبا و سَبا ارمغانها خواهند رسانید *
{{verse|۷۲|۱۱|color=black}} جمیع سلاطین او را تعظیم خواهند کرد و جمیع امّتها او را بندگی خواهند نمود *
{{verse|۷۲|۱۲|color=black}} زیرا چون مسکین استغاثه کند او را رهائی خواهد داد و فقیری را که رهانندهای ندارد *
{{verse|۷۲|۱۳|color=black}} بر مسکین و فقیر کَرَم خواهد فرمود و جانهای مساکین را نجات خواهد بخشید *
{{verse|۷۲|۱۴|color=black}} جانهای ایشان را از ظلم و ستم فدیه خواهد داد و خون ایشان در نظر وی گرانبها خواهد بود *
{{verse|۷۲|۱۵|color=black}} و او زنده خواهد ماند و از طلای شبا بدو خواهد داد دائماً برای وی دعا خواهد کرد و تمامی روز او را مبارک خواهد خواند *
{{verse|۷۲|۱۶|color=black}} و فراوانیِ غله در زمین بر قلهٔ کوهها خواهد بود که ثمرهٔٔ آن مثل لُبنان جنبش خواهد کرد و اهل<noinclude></noinclude>
48njulvg1uissei76eu4ttq4ouajoeg
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۹۳
104
88388
288696
2026-06-21T18:30:46Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «شهرها مثل علف زمین نشو و نما خواهند کرد * {{verse|۷۲|۱۷|color=black}} نام او تا ابدالآباد باقی خواهد ماند اسم او پیش آفتاب دوام خواهد کرد آدمیان در او برای یکدیگر برکت خواهند خواست و جمیع امّتهای زمین او را خوشحال خواهند خواند * {{verse|۷۲|۱۸|color=black}} متبارک با...» ایجاد کرد
288696
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>شهرها مثل علف زمین نشو و نما خواهند کرد *
{{verse|۷۲|۱۷|color=black}} نام او تا ابدالآباد باقی خواهد ماند اسم او پیش آفتاب دوام خواهد کرد آدمیان در او برای یکدیگر برکت خواهند خواست و جمیع امّتهای زمین او را خوشحال خواهند خواند *
{{verse|۷۲|۱۸|color=black}} متبارک باد یهوه خدا که خدای اسرائیل استکه او فقط کارهای عجیب میکند *
{{verse|۷۲|۱۹|color=black}} و متبارک باد نام مجید او تا ابدالآباد و تمامیِ زمین از جلال او پر بشود آمین و آمین *
{{verse|۷۲|۲۰|color=black}} دعاهای داود بن یسی تمام شد *
{{وسط|{{روخط|باب هفتاد و سوم}}}}
{{فصل|۷۳}}
{{verse|۷۳|۱|color=black}} [مزمور آساف] هرآینه خدا برای اسرائیل نیکوست یعنی برای آنانی که پاکدل هستند *
{{verse|۷۳|۲|color=black}} و امّا من نزدیک بود که پایهایم از راه در رود و نزدیک بود که قدمهایم بلغزد *
{{verse|۷۳|۳|color=black}} زیرا بر متکبران حسد بردم چون سلامتیِ شریران را دیدم *
{{verse|۷۳|۴|color=black}} زیرا که در موت ایشان قیدها نیست و قوّت ایشان مستحکم است *
{{verse|۷۳|۵|color=black}} مثل مردم در زحمت نیستند و مثل آدمیان مبتلا نمیباشند *
{{verse|۷۳|۶|color=black}} بنابراین گردن ایشان بتکبر آراسته است و ظلم مثل لباس ایشان را میپوشاند *
{{verse|۷۳|۷|color=black}} چشمان ایشان از فربهی بدر آمده است و از خیالات دل خود تجاوز میکنند *
{{verse|۷۳|۸|color=black}} استهزا میکنند و حرفهای بد میزنند و سخنان ظلمآمیز را از جای بلند میگویند *
{{verse|۷۳|۹|color=black}} دهان خود را بر آسمانها گذاردهاند و زبان ایشان در جهان گردش میکند *
{{verse|۷۳|۱۰|color=black}} پس قوم او بدینجا برمیگردند و آبهای فراوان بدیشان نوشانیده میشود *
{{verse|۷۳|۱۱|color=black}} و ایشان میگویند خدا چگونه بداند و آیا حضرت اعلی علم دارد *
{{verse|۷۳|۱۲|color=black}} اینک اینان شریر هستند که همیشه مطمئن بوده در دولتمندی افزوده میشوند *
{{verse|۷۳|۱۳|color=black}} یقیناً من دل خود را عبث طاهر ساخته و دستهای خود را بپاکی شستهام *
{{verse|۷۳|۱۴|color=black}} و من تمامیِ روز مبتلا میشوم و تأدیب من هر بامداد حاضر است *
{{verse|۷۳|۱۵|color=black}} اگر میگفتم که چنین سخن گویم هر آینه بر طبقهٔ فرزندان تو خیانت میکردم *
{{verse|۷۳|۱۶|color=black}} چون تفکر کردم که این را بفهمم در نظر من دشوار آمد *
{{verse|۷۳|۱۷|color=black}} تا بقدسهای خدا داخل شدم آنگاه در آخرت ایشان تأمل کردم *
{{verse|۷۳|۱۸|color=black}} هر آینه ایشان را در جایهای لغزنده گذاردهای ایشان را بخرابیها خواهی انداخت *
{{verse|۷۳|۱۹|color=black}} چگونه بَغْتَهًٔ بهلاکت رسیدهاند تباه شده از ترسهای<noinclude></noinclude>
q0b0qfedxn4s6syokb7qg3sq7fpxkly
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۹۴
104
88389
288697
2026-06-21T18:31:00Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «هولناک نیست گردیدهاند * {{verse|۷۳|۲۰|color=black}} مثل خوابِ کسی چون بیدار شد ای {{روخط|خداوند}} همچنین چون برخیزی صورت ایشان را ناچیز خواهی شمرد * {{verse|۷۳|۲۱|color=black}} لیکن دل من تلخ شده بود و در اندرون خود دل ریش شده بودم * {{verse|۷۳|۲۲|color=black}} و من وحشی بودم و م...» ایجاد کرد
288697
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>هولناک نیست گردیدهاند *
{{verse|۷۳|۲۰|color=black}} مثل خوابِ کسی چون بیدار شد ای {{روخط|خداوند}} همچنین چون برخیزی صورت ایشان را ناچیز خواهی شمرد *
{{verse|۷۳|۲۱|color=black}} لیکن دل من تلخ شده بود و در اندرون خود دل ریش شده بودم *
{{verse|۷۳|۲۲|color=black}} و من وحشی بودم و معرفت نداشتم و مثل بهایم نزد تو گردیدم *
{{verse|۷۳|۲۳|color=black}} ولی من دائماً با تو هستم تو دست راست مرا تأیید کردهای *
{{verse|۷۳|۲۴|color=black}} موافق رأی خود مرا هدایت خواهی نمود و بعد از این مرا بجلال خواهی رسانید *
{{verse|۷۳|۲۵|color=black}} کیست برای من در آسمان و غیر از تو هیچ چیز را در زمین نمیخواهم *
{{verse|۷۳|۲۶|color=black}} اگرچه جسد و دل من زائل گردد لیکن صخرهٔ دلم و حصهٔ من خداست تا ابدالآباد *
{{verse|۷۳|۲۷|color=black}} زیرا آنانی که از تو دورند هلاک خواهند شد و آنانی را که از تو زنا میکنند نابود خواهی ساخت *
{{verse|۷۳|۲۸|color=black}} و امّا مرا نیکوست که بخدا تقّرب جویم بر {{روخط|خداوند}} یهوه توکّل کردهام تا همهٔ کارهای تو را بیان کنم *
{{وسط|{{روخط|باب هفتاد و چهارم}}}}
{{فصل|۷۴}}
{{verse|۷۴|۱|color=black}} [قصیدهٔ آساف] چرا ای خدا ما را ترک کردهای تا بابد و خشم تو بر گوسفندان مرتع خود افروخته شده است *
{{verse|۷۴|۲|color=black}} جماعت خود را که از قدیم خریدهای بیاد آور و آن را که فدیه دادهای تا سبط میراث تو شود و این کوه صهیون را که در آن ساکن بودهای *
{{verse|۷۴|۳|color=black}} قدمهای خود را بسوی خرابههای ابدی بردار زیرا دشمن هرچه را که در قدس تو بود خراب کرده است *
{{verse|۷۴|۴|color=black}} دشمنانت در میان جماعت تو غرّش میکنند و عَلَمهای خود را برای علامات برپا مینمایند *
{{verse|۷۴|۵|color=black}} و ظاهر میشوند چون کسانی که تبرها را بر درختان جنگل بلند میکنند *
{{verse|۷۴|۶|color=black}} و الآن همهٔ نقشهای تراشیدهٔ آن را بتبرها و چکشها خرد میشکنند *
{{verse|۷۴|۷|color=black}} قدسهای تو را آتش زدهاند و مسکن نام تو را تا بزمین بیحرمت کردهاند *
{{verse|۷۴|۸|color=black}} و در دل خود میگویند آنها را تماماً خراب میکنیم پس جمیع کنیسههای خدا را در زمین سوزانیدهاند *
{{verse|۷۴|۹|color=black}} آیات خود را نمیبینیم و دیگر هیچ نبی نیست و در میان ما کسی نیست که بداند تا بکی خواهد بود *
{{verse|۷۴|۱۰|color=black}} ای خدا دشمن تا بکی ملامت خواهد کرد و آیا خصم تا بابد نام تو را اهانت خواهد نمود *
{{verse|۷۴|۱۱|color=black}} چرا دست خود یعنی دست راست خویش را برگردانیدهای آن را از گریبان خود بیرون کشیده ایشان را فانی کن *
{{verse|۷۴|۱۲|color=black}} و خدا<noinclude></noinclude>
o7p7ympicmuaueg9srgnv1l12mr8c1x
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۹۵
104
88390
288698
2026-06-21T18:31:20Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «از قدیم پادشاه من است او در میان زمین نجاتها پدید میآورد * {{verse|۷۴|۱۳|color=black}} تو بقوّت خود دریا را منشق ساختی و سرهای نهنگان را در آبهاشکستی * {{verse|۷۴|۱۴|color=black}} سرهای لِویاتان را کوفته و او را خوراک صحرانشینان گردانیدهای * {{verse|۷۴|۱۵|color=black}} تو چشم...» ایجاد کرد
288698
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>از قدیم پادشاه من است او در میان زمین نجاتها پدید میآورد *
{{verse|۷۴|۱۳|color=black}} تو بقوّت خود دریا را منشق ساختی و سرهای نهنگان را در آبهاشکستی *
{{verse|۷۴|۱۴|color=black}} سرهای لِویاتان را کوفته و او را خوراک صحرانشینان گردانیدهای *
{{verse|۷۴|۱۵|color=black}} تو چشمهها و سیلها را شکافتی و نهرهای دائمی را خشک گردانیدی *
{{verse|۷۴|۱۶|color=black}} روز از آنِ توست و شب نیز از آنِ تو نور و آفتاب را تو برقرار نمودهای *
{{verse|۷۴|۱۷|color=black}} تمامی حدود جهان را تو پایدار ساختهای تابستان و زمستان را تو ایجاد کردهای *
{{verse|۷۴|۱۸|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} این را بیادآور که دشمن ملامت میکند و مردم جاهل نام تو را اهانت مینمایند *
{{verse|۷۴|۱۹|color=black}} جانِ فاختهٔ خود را بجانور وحشی مسپار جماعت مسکینان خود را تا بابد فراموش مکن *
{{verse|۷۴|۲۰|color=black}} عهد خود را ملاحظه فرما زیرا که ظلمات جهان از مسکنهای ظلم پراست *
{{verse|۷۴|۲۱|color=black}} مظلومان برسوائی برنگردند مساکین و فقیران نام تو را حمد گویند *
{{verse|۷۴|۲۲|color=black}} ای خدا برخیز و دعوای خود را برپا دار و بیادآور که احمق تمامیِ روز تو را ملامت میکند *
{{verse|۷۴|۲۳|color=black}} آواز دشمنان خود را فراموش مکن و غوغای مخالفان خود را که پیوسته بلند میشود *
{{وسط|{{روخط|باب هفتاد و پنجم}}}}
{{فصل|۷۵}}
{{verse|۷۵|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان بر لاتهلک مزمور و سرود آساف] تو را حمد میگوییم ای خدا تو را حمد میگوییم زیرا نام تو نزدیک است و مردم کارهای عجیب تو را ذکر میکنند *
{{verse|۷۵|۲|color=black}} هنگامی که بزمان معین برسم براستی داوری خواهم کرد *
{{verse|۷۵|۳|color=black}} زمین و جمیع ساکنانش گداخته شدهاند من ارکان آن را برقرار نمودهام سِلاه *
{{verse|۷۵|۴|color=black}} متکبران را گفتم فخر مکنید و بشریران که شاخ خود را میفرازید *
{{verse|۷۵|۵|color=black}} شاخهای خود را بهبلندی میفرازید و با گردنکشی سخنان تکبرآمیز مگویید *
{{verse|۷۵|۶|color=black}} زیرا نه از مشرق و نه از مغرب و نه از جنوب سرافرازی میآید *
{{verse|۷۵|۷|color=black}} لیکن خدا داور است این را بزیر میاندازد و آن را سرافراز مینماید *
{{verse|۷۵|۸|color=black}} زیرا در دست {{روخط|خداوند}} کاسهای است و بادهٔ آن پرجوش از شراب ممزوج پر است که از آن میریزد و امّا دُردهایش را جمیع شریران جهان افشرده خواهند نوشید *
{{verse|۷۵|۹|color=black}} و امّا من تا بابد ذکر خواهم کرد و برای خدای یعقوب ترنم خواهم نمود *
{{verse|۷۵|۱۰|color=black}} جمیع شاخهای شریران را خواهم برید و امّا شاخهای صالحین برافراشته خواهد شد *<noinclude></noinclude>
g23xm1y069dp9cnf29m07i4bblv4xgq
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۹۶
104
88391
288699
2026-06-21T18:32:09Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب هفتاد و ششم}}}} {{فصل|۷۶}} {{verse|۷۶|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان برذوات اوتار مزمور و سرود آساف] خدا در یهودا معروف است و نام او در اسرائیل عظیم * {{verse|۷۶|۲|color=black}} خیمهٔٔ او است در شالیم و مسکن او در صهیون * {{verse|۷۶|۳|color=black}} در آنجا برقهای...» ایجاد کرد
288699
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب هفتاد و ششم}}}}
{{فصل|۷۶}}
{{verse|۷۶|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان برذوات اوتار مزمور و سرود آساف] خدا در یهودا معروف است و نام او در اسرائیل عظیم *
{{verse|۷۶|۲|color=black}} خیمهٔٔ او است در شالیم و مسکن او در صهیون *
{{verse|۷۶|۳|color=black}} در آنجا برقهای کمان را شکست سپر و شمشیر و جنگ را سِلاه *
{{verse|۷۶|۴|color=black}} تو جلیل هستی و مجید زیاده از کوههای یغما *
{{verse|۷۶|۵|color=black}} قوی دلان تاراج شدهاند و خواب ایشان را درربود و همهٔ مردان زورآور دست خود را نیافتند *
{{verse|۷۶|۶|color=black}} از توبیخ تو ای خدای یعقوب بر ارابهها و اسبان خوابی گران مستولی گردید *
{{verse|۷۶|۷|color=black}} تو مهیب هستی تو و در حین غضبت کیست که بحضور تو ایستد *
{{verse|۷۶|۸|color=black}} از آسمان داوری را شنوانیدی پس جهان بترسید و ساکت گردید *
{{verse|۷۶|۹|color=black}} چون خدا برای داوری قیام فرماید تا همهٔ مساکینِ جهان را خلاصی بخشد سِلاه *
{{verse|۷۶|۱۰|color=black}} آنگاه خشم انسان تو را حمد خواهد گفت و باقی خشم را بر کمر خود خواهی بست *
{{verse|۷۶|۱۱|color=black}} نذر کنید و وفا نمایید برای یهوه خدای خود همهٔ که گرداگرد او هستند هدیه بگذرانند نزد او که مَهیب است *
{{verse|۷۶|۱۲|color=black}} روح رؤسا را منقطع خواهد ساخت و برای پادشاهان جهان مهیب میباشد *
{{وسط|{{روخط|باب هفتاد و هفتم}}}}
{{فصل|۷۷}}
{{verse|۷۷|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان بر یدوتون مزمور آساف] آواز من بسوی خداست و فریاد میکنم آواز من بسوی خداست گوش خود را بمن فرا خواهد گرفت *
{{verse|۷۷|۲|color=black}} در روز تنگیِ خود {{روخط|خداوند}} را طلب کردم در شب دست من دراز شده بازکشیده نگشت و جان من تسلی نپذیرفت *
{{verse|۷۷|۳|color=black}} خدا را یاد میکنم و پریشان میشوم تفکر مینمایم و روح من متحیر میگردد سلاه *
{{verse|۷۷|۴|color=black}} چشمانم را بیدار میداشتی بیتاب میشدم و سخن نمیتوانستم گفت *
{{verse|۷۷|۵|color=black}} دربارهٔ ایام قدیم تفکر کردهام دربارهٔٔ سالهای زمانهای سلف *
{{verse|۷۷|۶|color=black}} سرود شبانهٔ خود را بخاطر میآورم و در دل خود تفکر میکنم و روح من تفتیش نموده است *
{{verse|۷۷|۷|color=black}} مگر خدا تا بابد ترک خواهد کرد و دیگر هرگز راضی نخواهد شد *
{{verse|۷۷|۸|color=black}} آیا رحمت او تا بابد زایل شده است و قول او باطل گردیده تا ابدالآباد *
{{verse|۷۷|۹|color=black}} آیا خدا رأفت را فراموش کرده و رحمتهای خود را<noinclude></noinclude>
g3552il8c5ve0qxzc6monktulha6q00
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۹۷
104
88392
288700
2026-06-21T18:32:33Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «در غضب مسدود ساخته است سلاه * {{verse|۷۷|۱۰|color=black}} پس گفتم این ضعف من است زهی سالهای دست راست حضرت اعلی * {{verse|۷۷|۱۱|color=black}} کارهای {{روخط|خداوند}} را ذکر خواهم نمود زیرا کار عجیب تو را که از قدیم است بیاد خواهم آورد * {{verse|۷۷|۱۲|color=black}} و در جمیعکارهای ت...» ایجاد کرد
288700
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>در غضب مسدود ساخته است سلاه *
{{verse|۷۷|۱۰|color=black}} پس گفتم این ضعف من است زهی سالهای دست راست حضرت اعلی *
{{verse|۷۷|۱۱|color=black}} کارهای {{روخط|خداوند}} را ذکر خواهم نمود زیرا کار عجیب تو را که از قدیم است بیاد خواهم آورد *
{{verse|۷۷|۱۲|color=black}} و در جمیعکارهای تو تأمل خواهم کرد و در صنعتهای تو تفکر خواهم نمود *
{{verse|۷۷|۱۳|color=black}} ای خدا طریق تو در قدوسیت است کیست خدای بزرگ مثل خدا *
{{verse|۷۷|۱۴|color=black}} تو خدائی هستی که کارهای عجیب میکنی و قوّت خویش را بر قومها معروف گردانیدهای *
{{verse|۷۷|۱۵|color=black}} قوم خود را ببازوی خویش رهانیدهای یعنی بنییعقوب و بنییوسف را سلاه *
{{verse|۷۷|۱۶|color=black}} آبها تو را دید ای خدا آبها تو را دیده متزلزل شد لجّهها نیز سخت مضطرب گردید *
{{verse|۷۷|۱۷|color=black}} ابرها آب بریخت و افلاک رعد بداد تیرهای تو نیز بهر طرف روان گردید *
{{verse|۷۷|۱۸|color=black}} صدای رَعد تو در گردباد بود و برقها ربع مسکون را روشن کرد پس زمین مرتعش و متزلزل گردید *
{{verse|۷۷|۱۹|color=black}} طریق تو در دریاست و راههای تو در آبهای فراوان و آثار تو را نتوان دانست *
{{verse|۷۷|۲۰|color=black}} قوم خود را مثل گوسفندان راهنمائی نمودی بدست موسی و هارون *
{{وسط|{{روخط|باب هفتاد و هشتم}}}}
{{فصل|۷۸}}
{{verse|۷۸|۱|color=black}} [قصیدهٔ آساف] ای قوم من شریعت مرا بشنویدگوشهای خود را بسخنان دهانم فراگیرید *
{{verse|۷۸|۲|color=black}} دهان خود را بمَثَل باز خواهم کرد بچیزهائی که از بنای عالم مخفی بود تنطق خواهم نمود *
{{verse|۷۸|۳|color=black}} که آنها را شنیده و دانستهایم و پدران ما برای ما بیان کردهاند *
{{verse|۷۸|۴|color=black}} از فرزندان ایشان آنها را پنهان نخواهیم کرد تسبیحات {{روخط|خداوند}} را برای نسل آینده بیان میکنیم و قوّت او و اعمال عجیبی را که او کرده است *
{{verse|۷۸|۵|color=black}} زیرا که شهادتی در یعقوب برپا داشت و شریعتی در اسرائیل قرار دادو پدران ما را امر فرمود که آنها را بفرزندان خود تعلیم دهند *
{{verse|۷۸|۶|color=black}} تا نسل آینده آنها را بدانند و فرزندانی که میبایست مولود شوند تا ایشان برخیزند و آنها را بفرزندان خود بیان نمایند *
{{verse|۷۸|۷|color=black}} و ایشان بخدا توکّل نمایند و اعمال خدا را فراموش نکنند بلکه احکام او را نگاه دارند *
{{verse|۷۸|۸|color=black}} و مثل پدران خود نسلی گردنکش و فتنهانگیز نشوند نسلی که دل خود را راست نساختند و روح ایشان بسوی خدا امین نبود *
{{verse|۷۸|۹|color=black}} بنیافرایم که مسلح و کمانکش بودند<noinclude></noinclude>
cxmpva5id8w117mf4xwtyfwyza4ddj3
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۹۸
104
88393
288701
2026-06-21T18:32:50Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «در روز جنگ رو برتافتند * {{verse|۷۸|۱۰|color=black}} عهد خدا را نگاه نداشتند و از سلوک بشریعت او ابا نمودند * {{verse|۷۸|۱۱|color=black}} و اعمال و عجایب او را فراموش کردند که آنها را بدیشان ظاهر کرده بود * {{verse|۷۸|۱۲|color=black}} و در نظر پدران ایشان اعمال عجیب کرده بود در...» ایجاد کرد
288701
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>در روز جنگ رو برتافتند *
{{verse|۷۸|۱۰|color=black}} عهد خدا را نگاه نداشتند و از سلوک بشریعت او ابا نمودند *
{{verse|۷۸|۱۱|color=black}} و اعمال و عجایب او را فراموش کردند که آنها را بدیشان ظاهر کرده بود *
{{verse|۷۸|۱۲|color=black}} و در نظر پدران ایشان اعمال عجیب کرده بود در زمین مصر و در دیار صوعن *
{{verse|۷۸|۱۳|color=black}} دریا را مُنْشَقّ ساخته ایشان را عبور داد و آبها را مثل توده برپا نمود *
{{verse|۷۸|۱۴|color=black}} و ایشان را در روز بابر راهنمائی کرد و تمامیِ شب بنور آتش *
{{verse|۷۸|۱۵|color=black}} در صحرا صخرهها را بشکافت و ایشان را گویا از لجّههای عظیم نوشانید *
{{verse|۷۸|۱۶|color=black}} پس سیلها را از صخره بیرون آورد و آب را مثل نهرها جاری ساخت *
{{verse|۷۸|۱۷|color=black}} و بار دیگر بر او گناه ورزیدند و بر حضرت اعلیٰ در صحرا فتنه انگیختند *
{{verse|۷۸|۱۸|color=black}} و در دلهای خود خدا را امتحان کردند چونکه برای شهوات خود غذا خواستند *
{{verse|۷۸|۱۹|color=black}} و بر ضد خدا تکلم کرده گفتند آیا خدا میتواند در صحرا سفرهای حاضر کند *
{{verse|۷۸|۲۰|color=black}} اینک صخره را زد و آبها روان شد و وادیها جاری گشت آیا میتواند نان را نیز بدهد و گوشت را برای قوم خود حاضرسازد *
{{verse|۷۸|۲۱|color=black}} پس خدا این را شنیده غضبناک شد و آتش در یعقوب افروخته گشت و خشم بر اسرائیل مشتعل گردید *
{{verse|۷۸|۲۲|color=black}} زیرا بخدا ایمان نیاوردند و بنجات او اعتماد ننمودند *
{{verse|۷۸|۲۳|color=black}} پس ابرها را از بالا امر فرمود و درهای آسمان را گشود *
{{verse|۷۸|۲۴|color=black}} و منّ را بر ایشان بارانید تا بخورند و غلهٔ آسمان را بدیشان بخشید *
{{verse|۷۸|۲۵|color=black}} مردمان نان زورآوران را خوردند و آذوقهای برای ایشان فرستاد تا سیر شوند *
{{verse|۷۸|۲۶|color=black}} باد شرقی را در آسمان وزانید و بقوّت خود باد جنوبی را آورد *
{{verse|۷۸|۲۷|color=black}} و گوشت را برای ایشان مثل غبار بارانید و مرغان بالدار را مثل ریگ دریا *
{{verse|۷۸|۲۸|color=black}} و آن را در میان اُردوی ایشان فرود آورد گرداگرد مسکنهای ایشان *
{{verse|۷۸|۲۹|color=black}} پس خوردند و نیکو سیر شدند و موافق شهوات ایشان بدیشان داد *
{{verse|۷۸|۳۰|color=black}} ایشان از شهوت خود دست نکشیدند و غذا هنوز در دهان ایشان بود *
{{verse|۷۸|۳۱|color=black}} که غضب خدا بر ایشان افروخته شده تنومندان ایشان را بکُشت و جوانان اسرائیل را هلاک ساخت *
{{verse|۷۸|۳۲|color=black}} با وجود این همهٔ باز گناه ورزیدند و باعمال عجیب او ایمان نیاوردند *
{{verse|۷۸|۳۳|color=black}} بنابراین روزهای ایشان را در بطالت تمام کرد و سالهای ایشان را درترس *
{{verse|۷۸|۳۴|color=black}} هنگامی که ایشان را کُشت او را طلبیدند و بازگشت کرده دربارهٔٔ خدا تفحص نمودند *
{{verse|۷۸|۳۵|color=black}} و بیاد آوردند که خدا صخرهٔ ایشان و خدای تعالی ولیّ ایشان است *
{{verse|۷۸|۳۶|color=black}} امّا بدهان خود او را تملّق نمودند<noinclude></noinclude>
86rslkh6o78o4vzacuy1bq4lu3ckcnq
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۸۹۹
104
88394
288702
2026-06-21T18:33:13Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «و بزبان خویش باو دروغ گفتند * {{verse|۷۸|۳۷|color=black}} زیرا که دل ایشان با او راست نبود و بعهد وی مؤتمن نبودند * {{verse|۷۸|۳۸|color=black}} امّا او بحسب رحمانیتش گناه ایشان را عفو نموده ایشان را هلاک نساخت بلکه بارها غضب خود را برگردانیده تمامیِ خشم خویش را برنی...» ایجاد کرد
288702
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و بزبان خویش باو دروغ گفتند *
{{verse|۷۸|۳۷|color=black}} زیرا که دل ایشان با او راست نبود و بعهد وی مؤتمن نبودند *
{{verse|۷۸|۳۸|color=black}} امّا او بحسب رحمانیتش گناه ایشان را عفو نموده ایشان را هلاک نساخت بلکه بارها غضب خود را برگردانیده تمامیِ خشم خویش را برنینگیخت *
{{verse|۷۸|۳۹|color=black}} و بیاد آورد که ایشان بشرند بادی که میرود و بر نمیگردد *
{{verse|۷۸|۴۰|color=black}} چند مرتبه در صحرا بدو فتنه انگیختند و او را در بادیه رنجانیدند *
{{verse|۷۸|۴۱|color=black}} و برگشته خدا را امتحان کردند و قدوس اسرائیل را اهانت نمودند *
{{verse|۷۸|۴۲|color=black}} و قوّت او را بخاطر نداشتند روزی که ایشان را از دشمن رهانیده بود *
{{verse|۷۸|۴۳|color=black}} که چگونه آیات خود را در مصر ظاهر ساخت و معجزات خود را در دیار صوعن *
{{verse|۷۸|۴۴|color=black}} و نهرهای ایشان را بخون مبدل نمود و رودهای ایشان را تا نتوانستند نوشید *
{{verse|۷۸|۴۵|color=black}} انواع پشهها در میان ایشان فرستاد که ایشان را گزیدند و غوکهائی که ایشان را تباه نمودند *
{{verse|۷۸|۴۶|color=black}} و محصول ایشان را بکِرم صد پا سپرد و عمل ایشان را بملخ داد *
{{verse|۷۸|۴۷|color=black}} تاکستان ایشان را بتگرگ خراب کرد و درختان جُمَّیِز ایشان را بتگرگهای درشت *
{{verse|۷۸|۴۸|color=black}} بهایم ایشان را بتگرگ سپرد و مواشی ایشان را بشعلههای برق *
{{verse|۷۸|۴۹|color=black}} و آتش خشم خود را بر ایشان فرستاد غضب و غیظ و ضیق را بفرستادن فرشتگان شریر *
{{verse|۷۸|۵۰|color=black}} و راهی برای غضب خود مهیا ساخته جان ایشان را از موت نگاه نداشت بلکه جان ایشان را بوبا تسلیم نمود *
{{verse|۷۸|۵۱|color=black}} و همهٔ نخستزادگان مصر را کُشت اوایل قوّت ایشان را در خیمههای حام *
{{verse|۷۸|۵۲|color=black}} و قوم خود را مثل گوسفندان کوچانید و ایشان را در صحرا مثل گله راهنمائی نمود *
{{verse|۷۸|۵۳|color=black}} وایشان را در امنیت رهبری کرد تا نترسند و دریا دشمنان ایشان را پوشانید *
{{verse|۷۸|۵۴|color=black}} و ایشان را بحدود مقدّس خود آورد بدین کوهی که بدست راست خود تحصیل کرده بود *
{{verse|۷۸|۵۵|color=black}} و امّتها را از حضور ایشان راند و میراث را برای ایشان بریسمان تقسیم کرد و اسباط اسرائیل را در خیمههای ایشان ساکن گردانید *
{{verse|۷۸|۵۶|color=black}} لیکن خدای تعالی را امتحان کرده بدو فتنه انگیختند و شهادات او را نگاه نداشتند *
{{verse|۷۸|۵۷|color=black}} و برگشته مثل پدران خود خیانت ورزیدند و مثل کمان خطا کننده منحرف شدند *
{{verse|۷۸|۵۸|color=black}} و بمقامهای بلند خود خشم او را بهیجان آوردند و ببتهای خویش غیرت او را جنبش دادند *
{{verse|۷۸|۵۹|color=black}} چون خدا این را بشنید غضبناک گردید و اسرائیل را بشدت مکروه داشت *
{{verse|۷۸|۶۰|color=black}} پس مسکن شیلو را ترک نمود آن خیمهای را که در میان آدمیان برپا ساخته بود *
{{verse|۷۸|۶۱|color=black}} و [تابوت] قوّت خود را باسیری داد و جمال<noinclude></noinclude>
5y0prpc1cut2nggz8zpvwp9txzp7kfq
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۰۰
104
88395
288703
2026-06-21T18:33:33Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «خویش را بدست دشمن سپرد * {{verse|۷۸|۶۲|color=black}} و قوم خود را بشمشیر تسلیم نمود و با میراث خود غضبناک گردید * {{verse|۷۸|۶۳|color=black}} جوانان ایشان را آتش سوزانید و برای دوشیزگان ایشان سرودِ نکاح نشد * {{verse|۷۸|۶۴|color=black}} کاهنان ایشان بدم شمشیر افتادند و بیوهها...» ایجاد کرد
288703
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خویش را بدست دشمن سپرد *
{{verse|۷۸|۶۲|color=black}} و قوم خود را بشمشیر تسلیم نمود و با میراث خود غضبناک گردید *
{{verse|۷۸|۶۳|color=black}} جوانان ایشان را آتش سوزانید و برای دوشیزگان ایشان سرودِ نکاح نشد *
{{verse|۷۸|۶۴|color=black}} کاهنان ایشان بدم شمشیر افتادند و بیوههای ایشان نوحهگری ننمودند *
{{verse|۷۸|۶۵|color=black}} آنگاه {{روخط|خداوند}} مثل کسی که خوابیده بود بیدار شد مثل جباری که از شراب میخروشد *
{{verse|۷۸|۶۶|color=black}} و دشمنان خود را بعقب زد و ایشان را عار ابدی گردانید *
{{verse|۷۸|۶۷|color=black}} و خیمهٔٔ یوسف را رد نموده سبط افرایم را برنگزید *
{{verse|۷۸|۶۸|color=black}} لیکن سبط یهودا رابرگزید و این کوه صهیون را که دوست میداشت *
{{verse|۷۸|۶۹|color=black}} و قدس خود را مثل کوههای بلند بنا کرد مثل جهان که آن را تا ابدالآباد بنیاد نهاد *
{{verse|۷۸|۷۰|color=black}} و بندهٔ خود داود را برگزید و او را از آغلهای گوسفندان گرفت *
{{verse|۷۸|۷۱|color=black}} از عقب میشهای شیرده او را آورد تا قوم او یعقوب و میراث او اسرائیل را رعایت کند *
{{verse|۷۸|۷۲|color=black}} پس ایشان را بحسب کمال دل خود رعایت نمود و ایشان را بمهارت دستهای خویش هدایت کرد *
{{وسط|{{روخط|باب هفتاد و نهم}}}}
{{فصل|۷۹}}
{{verse|۷۹|۱|color=black}} [مزمور آساف] ای خدا امّتها بمیراث تو داخل شده هیکل قدس تو را بیعصمت ساختند اورشلیم را خرابهها نمودند *
{{verse|۷۹|۲|color=black}} لاشهای بندگانت را بمرغان هوا برای خوراک دادند و گوشت مقدّسانت را بوحوش صحرا *
{{verse|۷۹|۳|color=black}} خون ایشان را گرداگرد اورشلیم مثل آب ریختند و کسی نبود که ایشان را دفن کند *
{{verse|۷۹|۴|color=black}} نزد همسایگان خود عار گردیدهایم و نزد مجاوران خویش استهزا و سُخریّه شدهایم *
{{verse|۷۹|۵|color=black}} تا کی ای {{روخط|خداوند}} تا بابد خشمناک خواهی بود آیا غیرت تو مثل آتش افروخته خواهد شد تا ابدالآباد *
{{verse|۷۹|۶|color=black}} قهر خود را بر امّتهائی که تو را نمیشناسند بریز و بر ممالکی که نام تو را نمیخوانند *
{{verse|۷۹|۷|color=black}} زیرا که یعقوب را خورده و مسکن او را خراب کردهاند *
{{verse|۷۹|۸|color=black}} گناهان اجداد ما را بر ما بیاد میاور رحمتهای تو بزودی پیش روی ما آید زیرا که بسیار ذلیل شدهایم *
{{verse|۷۹|۹|color=black}} ای خدا ای نجاتدهندهٔٔ ما بخاطر جلال نام خود ما را یاری فرما و ما را نجات ده و بخاطر نام خود گناهان ما را بیامرز *
{{verse|۷۹|۱۰|color=black}} چرا امّتها گویند که خدای ایشان کجاست انتقام خون بندگانت که ریخته شده است بر امّتها در نظر ما معلوم شود *
{{verse|۷۹|۱۱|color=black}} نالهٔ اسیران بحضور<noinclude></noinclude>
ig8gkcm9x10yct5w0cyokayueiezyk8
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۰۱
104
88396
288704
2026-06-21T18:34:07Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «تو برسد بحسب عظمت بازوی خود آنانی را که بموت سپرده شدهاند برهان * {{verse|۷۹|۱۲|color=black}} و جزای هفت چندان بآغوش همسایگان ما رسان برای اهانتی که بتو کردهاند ای {{روخط|خداوند}} * {{verse|۷۹|۱۳|color=black}} پس ما که قوم تو و گوسفندان مرتع تو هستیم تو را تا بابد شکر...» ایجاد کرد
288704
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>تو برسد بحسب عظمت بازوی خود آنانی را که بموت سپرده شدهاند برهان *
{{verse|۷۹|۱۲|color=black}} و جزای هفت چندان بآغوش همسایگان ما رسان برای اهانتی که بتو کردهاند ای {{روخط|خداوند}} *
{{verse|۷۹|۱۳|color=black}} پس ما که قوم تو و گوسفندان مرتع تو هستیم تو را تا بابد شکر خواهیم گفت و تسبیح تو را نسلاً بعد نسل ذکر خواهیم نمود *
{{وسط|{{روخط|باب هشتادم}}}}
{{فصل|۸۰}}
{{verse|۸۰|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان شهادتی بر سوسنها مزمور آساف] ای شبانِ اسرائیل بشنو ای که یوسف را مثل گله رعایت میکنی ای که بر کروبیین جلوس نمودهای تجلی فرما *
{{verse|۸۰|۲|color=black}} به حضور افرایم و بنیامین و مَنَسی توانائی خود را برانگیز و برای نجات ما بیا *
{{verse|۸۰|۳|color=black}} ای خدا ما را باز آور و روی خود را روشن کن تا نجات یابیم *
{{verse|۸۰|۴|color=black}} ای یهوه خدای صبایوت تا بکی بدعای قوم خویش غضبناک خواهی بود *
{{verse|۸۰|۵|color=black}} نان ماتم را بدیشان میخورانی و اشکهای بیاندازه بدیشان مینوشانی *
{{verse|۸۰|۶|color=black}} ما را محل منازعهٔ همسایگان ما ساختهای و دشمنان ما در میان خویش استهزا مینمایند *
{{verse|۸۰|۷|color=black}} ای خدای لشکرها ما را بازآور و روی خود را روشن کن تا نجات یابیم *
{{verse|۸۰|۸|color=black}} مَوی را ازمصر بیرون آوردی امّتها را بیرون کرده آن را غرس نمودی *
{{verse|۸۰|۹|color=black}} پیش روی آن را وسعت دادی پس ریشهٔٔ خود را نیکو زده زمین را پر ساخت *
{{verse|۸۰|۱۰|color=black}} کوهها بسایهاش پوشانیده شد و سروهای آزاد خدا بشاخههایش *
{{verse|۸۰|۱۱|color=black}} شاخههای خود را تا بدریا پهن کرد و فرعهای خویش را تا بنهر *
{{verse|۸۰|۱۲|color=black}} پس چرا دیوارهایش را شکستهای که هر راهگذری آن را میچیند *
{{verse|۸۰|۱۳|color=black}} گرازهای جنگل آن را ویران میکنند و وحوش صحرا آن را میچرند *
{{verse|۸۰|۱۴|color=black}} ای خدای لشکرها رجوع کرده از آسمان نظر کن و ببین و از این مَوْ تفقد نما *
{{verse|۸۰|۱۵|color=black}} و از این نهالی که دست راست تو غرس کرده است و از آن پسری که برای خویشتن قوی ساختهای *
{{verse|۸۰|۱۶|color=black}} مثل هیزم در آتش سوخته شده و از عتاب روی تو تباه گردیدهاند *
{{verse|۸۰|۱۷|color=black}} دست تو بر مرد دست راست تو باشد و بر پسر آدم که او را برای خویشتن قوی ساختهای *
{{verse|۸۰|۱۸|color=black}} و ما از تو رو نخواهیم تافت ما را حیات بده تا نام تو را بخوانیم *
{{verse|۸۰|۱۹|color=black}} ای یهوه خدای لشکرها ما را بازآور و روی خود را روشن ساز تا نجات یابیم *<noinclude></noinclude>
n7au2a751nz33bgpq8dge0ojpyo6vx1
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۰۲
104
88397
288705
2026-06-21T19:00:23Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب هشتاد و یکم}}}} {{فصل|۸۱}} {{verse|۸۱|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان برجتّیت مزمور آساف] ترنّم نمایید برای خدائی که قوّت ماست برای خدای یعقوب آواز شادمانی دهید * {{verse|۸۱|۲|color=black}} سرود را بلند کنید و دف را بیاورید و بربط دلنواز را با رباب * {{ve...» ایجاد کرد
288705
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب هشتاد و یکم}}}}
{{فصل|۸۱}}
{{verse|۸۱|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان برجتّیت مزمور آساف] ترنّم نمایید برای خدائی که قوّت ماست برای خدای یعقوب آواز شادمانی دهید *
{{verse|۸۱|۲|color=black}} سرود را بلند کنید و دف را بیاورید و بربط دلنواز را با رباب *
{{verse|۸۱|۳|color=black}} کَرِنّا را بنوازید در اوّل ماه در ماه تمام و در روز عید ما *
{{verse|۸۱|۴|color=black}} زیرا که این فریضهای است در اسرائیل و حکمی ازخدای یعقوب *
{{verse|۸۱|۵|color=black}} این را شهادتی در یوسف تعیین فرمود چون بر زمین مصر بیرون رفت جائی که لغتی را که نفهمیده بودم شنیدم *
{{verse|۸۱|۶|color=black}} دوشِ او را از بار سنگین آزاد ساختم و دستهای او از سبد رها شد *
{{verse|۸۱|۷|color=black}} در تنگی استدعا نمودی و تو را خلاصی دادم در سِترِ رعد تو را اجابت کردم و تو را نزد آب مَریبَه امتحان نمودم سلاه *
{{verse|۸۱|۸|color=black}} ای قوم من بشنو و تو را تأکید میکنم و ای اسرائیل اگر بمن گوش دهی *
{{verse|۸۱|۹|color=black}} در میان تو خدای غیر نباشد و نزدِ خدای بیگانه سجده منما *
{{verse|۸۱|۱۰|color=black}} من یَهُوَه خدای تو هستم که تو را از زمین مصر برآوردم دهان خود را نیکو باز کن و آن را پر خواهم ساخت *
{{verse|۸۱|۱۱|color=black}} لیکن قوم من سخن مرا نشنیدند و اسرائیل مرا ابا نمودند *
{{verse|۸۱|۱۲|color=black}} پس ایشان را بسختیِ دلشان ترک کردم که بمشورتهای خود سلوک نمایند *
{{verse|۸۱|۱۳|color=black}} ای کاش که قوم من بمن گوش میگرفتند و اسرائیل در طریقهای من سالک میبودند *
{{verse|۸۱|۱۴|color=black}} آنگاه دشمنان ایشان را بزودی بزیر میانداختم و دست خود را برخصمان ایشان برمیگردانیدم *
{{verse|۸۱|۱۵|color=black}} آنانی که از {{روخط|خداوند}} نفرت دارند بدو گردن مینهادند امّا زمان ایشان باقی میبود تا ابدالآباد *
{{verse|۸۱|۱۶|color=black}} ایشان را بنیکوترین گندم میپرورد و تو را بعسل از صخره سیر میکردم *
{{وسط|{{روخط|باب هشتاد و دوم}}}}
{{فصل|۸۲}}
{{verse|۸۲|۱|color=black}} [مزمور آساف] خدا در جماعت خدا ایستاده است در میان خدایان داوری میکند *
{{verse|۸۲|۲|color=black}} تا بکی ببیانصافی داوری خواهید کرد و شریران راطرفداری خواهید نمود سِلاه *
{{verse|۸۲|۳|color=black}} فقیران و یتیمان را دادرسی بکنید مظلومان و مسکینان را انصاف دهید *
{{verse|۸۲|۴|color=black}} مظلومان<noinclude></noinclude>
m8wasbtzl697ibk2l1jljiu6fw0cwl8
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۰۳
104
88398
288706
2026-06-21T19:00:36Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «و فقیران را برهانید و ایشان را از دست شریران خلاصی دهید * {{verse|۸۲|۵|color=black}} نمیدانند و نمیفهمند و در تاریکی راه میروند و جمیع اساس زمین متزلزل میباشد * {{verse|۸۲|۶|color=black}} من گفتم که شما خدایانید و جمیع شما فرزندان حضرت اعلی * {{verse|۸۲|۷|color=black}} لیکن مث...» ایجاد کرد
288706
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و فقیران را برهانید و ایشان را از دست شریران خلاصی دهید *
{{verse|۸۲|۵|color=black}} نمیدانند و نمیفهمند و در تاریکی راه میروند و جمیع اساس زمین متزلزل میباشد *
{{verse|۸۲|۶|color=black}} من گفتم که شما خدایانید و جمیع شما فرزندان حضرت اعلی *
{{verse|۸۲|۷|color=black}} لیکن مثل آدمیان خواهید مرد و چون یکی از سروران خواهید افتاد *
{{verse|۸۲|۸|color=black}} ای خدا برخیز و جهان را داوری فرما زیرا که تو تمامیِ امّتها را متصرف خواهی شد *
{{وسط|{{روخط|باب هشتاد و سوم}}}}
{{فصل|۸۳}}
{{verse|۸۳|۱|color=black}} [سرود و مزمور آساف] ای خدا تو را خاموشی نباشد ای خدا ساکت مباش و میارام *
{{verse|۸۳|۲|color=black}} زیرا اینک دشمنانت شورش میکنند و آنانی که از تو نفرت دارند سر خود را برافراشتهاند *
{{verse|۸۳|۳|color=black}} بر قوم تو مکاید میاندیشند وبر پناهآوردگان تو مشورت میکنند *
{{verse|۸۳|۴|color=black}} و میگویند بیایید ایشان را هلاک کنیم تا قومی نباشند و نام اسرائیل دیگر مذکور نشود *
{{verse|۸۳|۵|color=black}} زیرا بیک دل با هم مشورت میکنند و بر ضد تو عهد بستهاند *
{{verse|۸۳|۶|color=black}} خیمههای اَدُوم و اسماعیلیان و موآب و هاجریان *
{{verse|۸۳|۷|color=black}} جَبال و عَمّون و عَمالیق و فَلَسْطین با ساکنان صور *
{{verse|۸۳|۸|color=black}} آشور نیز با ایشان متفق شدند و بازویی برای بنیلوط گردیدند سلاه *
{{verse|۸۳|۹|color=black}} بدیشان عمل نما چنانکه بمدیان کردی چنانکه بسیسرا و یابین در وادی قیشون *
{{verse|۸۳|۱۰|color=black}} که در عَینْدوُر هلاک شدند و سرگین برای زمین گردیدند *
{{verse|۸۳|۱۱|color=black}} سرورانِ ایشان را مثل غُراب و ذِئب گردان و جمیع امرای ایشان را مثل ذَبَحْ و صَلْمُنّاع *
{{verse|۸۳|۱۲|color=black}} که میگفتند مساکن خدا را برای خویشتن تصرف نماییم *
{{verse|۸۳|۱۳|color=black}} ای خدای من ایشان را چون غبارِ گردباد بساز و مانند کاه پیش روی باد *
{{verse|۸۳|۱۴|color=black}} مثل آتشی که جنگل را میسوزاند و مثل شعلهای که کوهها را مشتعل میسازد *
{{verse|۸۳|۱۵|color=black}} همچنان ایشان را بتند باد خود بران و بطوفان خویش ایشان را آشفته گردان *
{{verse|۸۳|۱۶|color=black}} رویهای ایشان را بذلت پر کن تا نام تو را ای {{روخط|خداوند}} بطلبند *
{{verse|۸۳|۱۷|color=black}} خجل و پریشان بشوند تا ابدالآباد و شرمنده و هلاک گردند *
{{verse|۸۳|۱۸|color=black}} و بدانند تو که اسمت یهوه میباشد بتنها بر تمامیِ زمین متعال هستی *<noinclude></noinclude>
3xkykmdppv020juqe6qwhlwafa0osbj
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۰۴
104
88399
288707
2026-06-21T19:00:59Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب هشتاد و چهارم}}}} {{فصل|۸۴}} {{verse|۸۴|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان برجتّیت مزمور بنیقورح] ای یَهُوَه صبایوت چه دلپذیر است مسکنهای تو * {{verse|۸۴|۲|color=black}} جان من مشتاق بلکه کاهیده شده است برای صحنهای {{روخط|خداوند}} دلم و جسدم برای خدای حی ص...» ایجاد کرد
288707
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب هشتاد و چهارم}}}}
{{فصل|۸۴}}
{{verse|۸۴|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان برجتّیت مزمور بنیقورح] ای یَهُوَه صبایوت چه دلپذیر است مسکنهای تو *
{{verse|۸۴|۲|color=black}} جان من مشتاق بلکه کاهیده شده است برای صحنهای {{روخط|خداوند}} دلم و جسدم برای خدای حی صیحه میزند *
{{verse|۸۴|۳|color=black}} گنجشک نیز برای خود خانهای پیدا کرده است و پرستوک برای خویشتن آشیانهای تا بچههای خود را در آن بگذارد در مذبحهای تو ای یهوه صبایوت که پادشاه من و خدای من هستی *
{{verse|۸۴|۴|color=black}} خوشابحال آنانی که در خانهٔ تو ساکنند که تو را دائماً تسبیح میخوانند سِلاه *
{{verse|۸۴|۵|color=black}} خوشابحال مردمانی که قوّت ایشان در تو است و طریقهای تو در دلهای ایشان *
{{verse|۸۴|۶|color=black}} چون از وادیِ بکا عبور میکنند آن را چشمه میسازند و بارانْ آن را بهبرکات میپوشاند *
{{verse|۸۴|۷|color=black}} از قوّت تا قوّت میخرامند و هر یک از ایشان در صهیون نزد خدا حاضر میشوند *
{{verse|۸۴|۸|color=black}} ای یهوه خدای لشکرها دعای مرا بشنو ای خدای یعقوب گوش خود را فراگیر سلاه *
{{verse|۸۴|۹|color=black}} ای خدائی که سپر ما هستی ببین و بروی مسیح خود نظر انداز *
{{verse|۸۴|۱۰|color=black}} زیرا یک روز در صحنهای تو بهتر است از هزار ایستادن بر آستانهٔ خانهٔ خدای خود را بیشتر میپسندم از ساکن شدن در خیمههای اشرار *
{{verse|۸۴|۱۱|color=black}} زیرا که یهوه خدا آفتاب و سپر است {{روخط|خداوند}} فیض و جلال خواهد داد و هیچ چیز نیکو را منع نخواهد کرد از آنانی که براستی سالک باشند *
{{verse|۸۴|۱۲|color=black}} ای یهوه صبایوت خوشابحال کسی که بر تو توکّل دارد *
{{وسط|{{روخط|باب هشتاد و پنجم}}}}
{{فصل|۸۵}}
{{verse|۸۵|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان مزمور بنیقورح] ای {{روخط|خداوند}} از زمین خود راضی شدهای اسیریِ یعقوب را باز آوردهای *
{{verse|۸۵|۲|color=black}} عصیان قوم خود را عفو کردهای تمامیِ گناهان ایشان را پوشانیدهای سلاه *
{{verse|۸۵|۳|color=black}} تمامیِ غضب خود را برداشته و از حدت خشم خویش رجوع کردهای *
{{verse|۸۵|۴|color=black}} ای خدای نجات ما ما را برگردان و غیظ خود را از ما بردار *
{{verse|۸۵|۵|color=black}} آیا تا بابد با ما غضبناک خواهی بود و خشم خویش را نسلاً بعد نسل طول خواهی داد *
{{verse|۸۵|۶|color=black}} آیا برگشته ما را حیات نخواهی داد تا قوم تو<noinclude></noinclude>
jnc1545stbgln8qw0nkw8vw154o9jdt
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۰۵
104
88400
288708
2026-06-21T19:04:24Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «در تو شادی نمایند * {{verse|۸۵|۷|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} رحمت خود را بر ما ظاهر کن و نجات خویش را بما عطا فرما * {{verse|۸۵|۸|color=black}} آنچه خدا یهوهمیگوید خواهم شنید زیرا بقوم خود و بمقدّسان خویش بسلامتی خواهد گفت تا بسوی جهالت برنگردند * {{verse|۸۵|۹|color=black}}...» ایجاد کرد
288708
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>در تو شادی نمایند *
{{verse|۸۵|۷|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} رحمت خود را بر ما ظاهر کن و نجات خویش را بما عطا فرما *
{{verse|۸۵|۸|color=black}} آنچه خدا یهوهمیگوید خواهم شنید زیرا بقوم خود و بمقدّسان خویش بسلامتی خواهد گفت تا بسوی جهالت برنگردند *
{{verse|۸۵|۹|color=black}} یقیناً نجات او بترسندگان او نزدیک است تا جلال در زمین ما ساکن شود *
{{verse|۸۵|۱۰|color=black}} رحمت و راستی با هم ملاقات کردهاند عدالت و سلامتی یکدیگر را بوسیدهاند *
{{verse|۸۵|۱۱|color=black}} راستی از زمین خواهد رویید و عدالت از آسمان خواهد نگریست *
{{verse|۸۵|۱۲|color=black}} {{روخط|خداوند}} نیز چیزهای نیکو را خواهد بخشید و زمین ما محصول خود را خواهد داد *
{{verse|۸۵|۱۳|color=black}} عدالت پیش روی او خواهد خرامید و آثار خود را طریقی خواهد ساخت *
{{وسط|{{روخط|باب هشتاد و ششم}}}}
{{فصل|۸۶}}
{{verse|۸۶|۱|color=black}} [دعای داود] ای {{روخط|خداوند}} گوش خود را فراگرفته مرا مستجاب فرما زیرا مسکین و نیازمند هستم *
{{verse|۸۶|۲|color=black}} جان مرا نگاه دار زیرا من متقّی هستم ای خدای من بندهٔٔ خود را که بر تو توکّل دارد نجات بده *
{{verse|۸۶|۳|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} بر من کرم فرما زیرا که تمامیِ روز تو را میخوانم *
{{verse|۸۶|۴|color=black}} جان بندهٔٔ خود را شادمان گردان زیرا ای {{روخط|خداوند}} جان خود را نزد تو برمیدارم *
{{verse|۸۶|۵|color=black}} زیرا تو ای {{روخط|خداوند}} نیکو و غفار هستی و بسیار رحیم برای آنانی که تو را میخوانند *
{{verse|۸۶|۶|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} دعای مرا اجابت فرما و بآواز تضّرع من توجه نما *
{{verse|۸۶|۷|color=black}} در روز تنگی خود تو را خواهم خواند زیرا که مرا مستجاب خواهی فرمود *
{{verse|۸۶|۸|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} در میان خدایان مثل تو نیست و کاری مثل کارهای تو نی *
{{verse|۸۶|۹|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} همهٔ امّتهائی که آفریدهای آمده بحضور تو سجده خواهند کرد و نام تو را تمجید خواهند نمود *
{{verse|۸۶|۱۰|color=black}} زیرا که تو بزرگ هستی و کارهای عجیب میکنی تو تنها خدا هستی *
{{verse|۸۶|۱۱|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} طریق خود را بمن بیاموز تا در راستی تو سالک شوم دل مرا واحد ساز تا از نام تو ترسان باشم *
{{verse|۸۶|۱۲|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} خدای من تو را بتمامی دِل حمد خواهم گفت و نام تو را تمجید خواهم کرد تا ابدالآباد *
{{verse|۸۶|۱۳|color=black}} زیرا که رحمت تو بمن عظیم است و جان مرا از هاویهٔ اسفل رهانیدهای *
{{verse|۸۶|۱۴|color=black}} ای خدا متکبّران بر من برخاستهاند و گروهی از ظالمان قصد جان من دارند و تو را در مد نظر خود نمیآورند *
{{verse|۸۶|۱۵|color=black}} و تو ای {{روخط|خداوند}} خدای رحیم و کریم هستی دیر غضب و پُر<noinclude></noinclude>
5wjxt09o9kznt57jzd46lgnxj1nx6k1
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۰۶
104
88401
288709
2026-06-21T19:04:42Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «از رحمت و راستی * {{verse|۸۶|۱۶|color=black}} بسوی من التفات کن و بر من کرم فرما قوّت خود را ببندهات بده و پسر کنیز خود را نجاتبخش * {{verse|۸۶|۱۷|color=black}} علامت خوبی را بمن بنما تا آنانی که از من نفرت دارند آن را دیده خجل شوند زیرا که تو ای {{روخط|خداوند}} مرا اعان...» ایجاد کرد
288709
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>از رحمت و راستی *
{{verse|۸۶|۱۶|color=black}} بسوی من التفات کن و بر من کرم فرما قوّت خود را ببندهات بده و پسر کنیز خود را نجاتبخش *
{{verse|۸۶|۱۷|color=black}} علامت خوبی را بمن بنما تا آنانی که از من نفرت دارند آن را دیده خجل شوند زیرا که تو ای {{روخط|خداوند}} مرا اعانت کرده و تسلّی دادهای *
{{وسط|{{روخط|باب هشتاد و هفتم}}}}
{{فصل|۸۷}}
{{verse|۸۷|۱|color=black}} [مزمور و سرود بنیقورح] اساس او در کوههای مقدّس است *
{{verse|۸۷|۲|color=black}} 2 {{روخط|خداوند}} دروازههای صهیون را دوست میدارد بیشتر از جمیع مسکنهای یعقوب *
{{verse|۸۷|۳|color=black}} سخنهای مجید دربارهٔٔ تو گفته میشود ای شهر خدا سِلاه *
{{verse|۸۷|۴|color=black}} رَهَبْ و بابل را از شناسندگان خود ذکر خواهم کرد اینک فلسطین و صور و حبش این در آنجا متولد شده است *
{{verse|۸۷|۵|color=black}} و دربارهٔٔ صهیون گفته خواهد شد که این و آن در آن متولد شدهاند و خود حضرت اعلی آن را استوارخواهد نمود *
{{verse|۸۷|۶|color=black}} {{روخط|خداوند}} چون امّتها را مینویسد ثبت خواهد کرد که این در آنجا متولد شده است سِلاه *
{{verse|۸۷|۷|color=black}} مغنیان و رقصکنندگان نیز جمیع چشمههای من در تو است *
{{وسط|{{روخط|باب هشتاد و هشتم}}}}
{{فصل|۸۸}}
{{verse|۸۸|۱|color=black}} [سرود و مزمور بنیقورح برای سالار مغنیان بر مَحْلَتْ لَعَّنوتْ قصیدهٔ هیمانِ اَزْراحی] ای یَهُوَه خدای نجات من شب و روز نزد تو فریاد کردهام *
{{verse|۸۸|۲|color=black}} دعای من بحضور تو برسد بنالهٔ من گوش خود را فراگیر *
{{verse|۸۸|۳|color=black}} زیرا که جان من از بلایا پر شده است و زندگانیام بقبر نزدیک گردیده *
{{verse|۸۸|۴|color=black}} از فروروندگان بهاویه شمرده شدهام و مثل مرد بیقوّت گشتهام *
{{verse|۸۸|۵|color=black}} در میان مردگان منفرد شده مثل کُشتگان که در قبر خوابیدهاند که ایشان را دیگر بیاد نخواهی آورد و از دست تو منقطع شدهاند *
{{verse|۸۸|۶|color=black}} مرا در هاویهٔ اسفل گذاشتهای در ظلمت در ژرفیها *
{{verse|۸۸|۷|color=black}} خشم تو بر من سنگین شده است و بهمهٔ امواج خود مرا مبتلا ساختهای سِلاه *
{{verse|۸۸|۸|color=black}} آشنایانم را از من دور کرده و مرا مکروه ایشان گردانیدهای محبوس شده بیرون نمیتوانم آمد *
{{verse|۸۸|۹|color=black}} چشمانم از مذلت کاهیده شد ای {{روخط|خداوند}} نزد تو فریاد کردهام تمامیِ روز دستهای خود را بتو<noinclude></noinclude>
7lw230tt7r0ljpql65hk7q269ic60j0
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۰۷
104
88402
288710
2026-06-21T19:04:56Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «دراز کردهام * {{verse|۸۸|۱۰|color=black}} آیا برای مردگان کاری عجیب خواهی کرد مگر مردگان برخاسته تو را حمد خواهند گفت سلاه * {{verse|۸۸|۱۱|color=black}} آیا رحمت تو در قبر مذکور خواهد شد و امانت تو در هلاکت * {{verse|۸۸|۱۲|color=black}} آیا کار عجیب تو در ظلمت اعلام میشود و عدا...» ایجاد کرد
288710
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>دراز کردهام *
{{verse|۸۸|۱۰|color=black}} آیا برای مردگان کاری عجیب خواهی کرد مگر مردگان برخاسته تو را حمد خواهند گفت سلاه *
{{verse|۸۸|۱۱|color=black}} آیا رحمت تو در قبر مذکور خواهد شد و امانت تو در هلاکت *
{{verse|۸۸|۱۲|color=black}} آیا کار عجیب تو در ظلمت اعلام میشود و عدالت تو در زمین فراموشی *
{{verse|۸۸|۱۳|color=black}} و امّا من نزد تو ای {{روخط|خداوند}} فریاد برآوردهام و بامدادان دعای من در پیش تومیآید *
{{verse|۸۸|۱۴|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} چرا جان مرا ترک کرده و روی خود را از من پنهان نمودهای *
{{verse|۸۸|۱۵|color=black}} من مستمند و از طفولیت مشرف بر موت شدهام ترسهای تو را متحّمل شده متحیر گردیدهام *
{{verse|۸۸|۱۶|color=black}} حدّت خشم تو بر من گذشته است و خوفهای تو مرا هلاک ساخته *
{{verse|۸۸|۱۷|color=black}} مثل آب دور مرا گرفته است تمامیِ روز و مرا از هر سو احاطه نموده *
{{verse|۸۸|۱۸|color=black}} یاران و دوستان را از من دور کردهای و آشنایانم را در تاریکی *
{{وسط|{{روخط|باب هشتاد و نهم}}}}
{{فصل|۸۹}}
{{verse|۸۹|۱|color=black}} [قصیدهٔ ایتانِ ازراحی] رحمتهای {{روخط|خداوند}} را تا بابد خواهم سرایید امانت تو را بدهان خود نسلاً بعد نسل اعلام خواهم کرد *
{{verse|۸۹|۲|color=black}} زیرا گفتم رحمت بنا خواهد شد تا ابدالآباد و امانت خویش را در افلاک پایدار خواهی ساخت *
{{verse|۸۹|۳|color=black}} با برگزیدهٔ خود عهد بستهام برای بندهٔ خویش داود قسم خوردهام *
{{verse|۸۹|۴|color=black}} که ذریّت تو را پایدار خواهم ساخت تا ابدالآباد و تخت تو را نسلاً بعد نسل بنا خواهم نمود سلاه *
{{verse|۸۹|۵|color=black}} و آسمانها کارهای عجیب تو را ای {{روخط|خداوند}} تمجید خواهند کرد و امانت تو را در جماعت مقدّسان *
{{verse|۸۹|۶|color=black}} زیرا کیست در آسمانها که با {{روخط|خداوند}} برابری تواند کرد و از فرزندان زورآوران کِه را با {{روخط|خداوند}} تشبیه توان نمود *
{{verse|۸۹|۷|color=black}} خدا بینهایت مهیب است در جماعت مقدّسان و ترسناک است بر آنانی که گرداگرد او هستند *
{{verse|۸۹|۸|color=black}} ای یهوه خدای لشکرها کیست ای یاه قدیر مانند تو و امانت توتو را احاطه میکند *
{{verse|۸۹|۹|color=black}} بر تکبر دریا تو مسلط هستی چون امواجش بلند میشود آنها را ساکن میگردانی *
{{verse|۸۹|۱۰|color=black}} رهب را مثل کشته شده خرد شکستهای ببازوی زورآور خویش دشمنانت را پراکنده نمودهای *
{{verse|۸۹|۱۱|color=black}} آسمان از آن تو است و زمین نیز از آن تو ربع مسکون و پری آن را تو بنیاد نهادهای *
{{verse|۸۹|۱۲|color=black}} شمال و جنوب را تو آفریدهای تابور و حرمون بنام تو شادی میکنند *
{{verse|۸۹|۱۳|color=black}} بازوی تو با قوّت است<noinclude></noinclude>
91z9k757xvhktc66lysxp201yivihbe
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۰۸
104
88403
288711
2026-06-21T19:05:14Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «دست تو زورآور است و دست راست تو متعال * {{verse|۸۹|۱۴|color=black}} عدالت و انصاف اساس تخت تو است رحمت و راستی پیش روی تو میخرامند * {{verse|۸۹|۱۵|color=black}} خوشابحال قومی که آواز شادمانی را میدانند در نور روی تو ای {{روخط|خداوند}} خواهند خرامید * {{verse|۸۹|۱۶|color=black}} د...» ایجاد کرد
288711
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>دست تو زورآور است و دست راست تو متعال *
{{verse|۸۹|۱۴|color=black}} عدالت و انصاف اساس تخت تو است رحمت و راستی پیش روی تو میخرامند *
{{verse|۸۹|۱۵|color=black}} خوشابحال قومی که آواز شادمانی را میدانند در نور روی تو ای {{روخط|خداوند}} خواهند خرامید *
{{verse|۸۹|۱۶|color=black}} در نام تو شادمان خواهند شد تمامیِ روز و در عدالت تو سرافراشته خواهند گردید *
{{verse|۸۹|۱۷|color=black}} زیرا که فخر قوّت ایشان تو هستی و برضامندیِ تو شاخ ما مرتفع خواهد شد *
{{verse|۸۹|۱۸|color=black}} زیرا که سپر ما از آن {{روخط|خداوند}} است و پادشاه ما از آن قدوس اسرائیل *
{{verse|۸۹|۱۹|color=black}} آنگاه در عالم رؤیا بمقدّس خود خطاب کرده گفتی که نصرت را بر مردی زورآور نهادم و برگزیدهای از قوم را ممتاز کردم *
{{verse|۸۹|۲۰|color=black}} بندهٔ خود داود را یافتم و او را بروغن مقدّس خود مسح کردم *
{{verse|۸۹|۲۱|color=black}} که دست من با او استوار خواهد شد بازوی من نیز او را قوی خواهد گردانید *
{{verse|۸۹|۲۲|color=black}} دشمنی بر او ستم نخواهد کرد و هیچ پسر ظلم بدو اذیت نخواهد رسانید *
{{verse|۸۹|۲۳|color=black}} و خصمان او را پیش روی وی خواهم گرفت و آنانی را که از او نفرت دارند مبتلا خواهم گردانید *
{{verse|۸۹|۲۴|color=black}} و امانت ورحمت من با وی خواهد بود و در نام من شاخ او مرتفع خواهد شد *
{{verse|۸۹|۲۵|color=black}} دست او را بر دریا مستولی خواهم ساخت و دست راست او را بر نهرها *
{{verse|۸۹|۲۶|color=black}} او مرا خواهد خواند که تو پدر من هستی خدای من و صخرهٔ نجات من *
{{verse|۸۹|۲۷|color=black}} من نیز او را نخستزاده خود خواهم ساخت بلندتر از پادشاهان جهان *
{{verse|۸۹|۲۸|color=black}} رحمت خویش را برای وی نگاه خواهم داشت تا ابدالآباد و عهد من با او استوار خواهد بود *
{{verse|۸۹|۲۹|color=black}} و ذریّت وی را باقی خواهم داشت تا ابدالآباد و تخت او را مثل روزهای آسمان *
{{verse|۸۹|۳۰|color=black}} اگر فرزندانش شریعت مرا ترک کنند و در احکام من سلوک ننمایند *
{{verse|۸۹|۳۱|color=black}} اگر فرایض مرا بشکنند و اوامر مرا نگاه ندارند *
{{verse|۸۹|۳۲|color=black}} آنگاه معصیت ایشان را بعصا تأدیب خواهم نمود و گناه ایشان را بتازیانهها *
{{verse|۸۹|۳۳|color=black}} لیکن رحمت خود را از او برنخواهم داشت و امانت خویش را باطل نخواهم ساخت *
{{verse|۸۹|۳۴|color=black}} عهد خود را نخواهم شکست و آنچه را از دهانم صادر شد تغییر نخواهم داد *
{{verse|۸۹|۳۵|color=black}} یک چیز را بقدوسیت خود قسم خوردم و بداود هرگز دروغ نخواهم گفت *
{{verse|۸۹|۳۶|color=black}} که ذریّت او باقی خواهد بود تا ابدالآباد و تخت او بحضور من مثل آفتاب *
{{verse|۸۹|۳۷|color=black}} مثل ماه ثابت خواهد بود تا ابدالآباد و مثل شاهد امین در آسمان سلاه *
{{verse|۸۹|۳۸|color=black}} لیکن تو ترک کردهای و دور انداختهای و با مسیح خود غضبناک<noinclude></noinclude>
er2u5ockj3azrmextoqvycgzwvdy4gk
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۰۹
104
88404
288712
2026-06-21T19:05:35Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «شدهای * {{verse|۸۹|۳۹|color=black}} عهد بندهٔ خود را باطل ساختهای و تاج او را بر زمین انداخته بیعصمت کردهای * {{verse|۸۹|۴۰|color=black}} جمیع حصارهایش را شکسته و قلعههای او را خراب نمودهای * {{verse|۸۹|۴۱|color=black}} همهٔ راه گذران او را تاراج میکنند و او نزد همسایگانخود عا...» ایجاد کرد
288712
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>شدهای *
{{verse|۸۹|۳۹|color=black}} عهد بندهٔ خود را باطل ساختهای و تاج او را بر زمین انداخته بیعصمت کردهای *
{{verse|۸۹|۴۰|color=black}} جمیع حصارهایش را شکسته و قلعههای او را خراب نمودهای *
{{verse|۸۹|۴۱|color=black}} همهٔ راه گذران او را تاراج میکنند و او نزد همسایگانخود عار گردیده است *
{{verse|۸۹|۴۲|color=black}} دست راست خصمان او را برافراشته و همهٔ دشمنانش را مسرور ساختهای *
{{verse|۸۹|۴۳|color=black}} دم شمشیر او را نیز برگردانیدهای و او را در جنگ پایدار نساختهای *
{{verse|۸۹|۴۴|color=black}} جلال او را باطل ساخته و تخت او را بزمین انداختهای *
{{verse|۸۹|۴۵|color=black}} ایام شبابش را کوتاه کرده و او را بخجالت پوشانیدهای سلاه *
{{verse|۸۹|۴۶|color=black}} تا بکی ای {{روخط|خداوند}} خود را تا بابد پنهان خواهی کرد و غضب تو مثل آتش افروخته خواهد شد *
{{verse|۸۹|۴۷|color=black}} به یاد آور که ایام حیاتم چه کم است چرا تمامیِ بنیآدم را برای بطالت آفریدهای *
{{verse|۸۹|۴۸|color=black}} کدام آدمی زنده است که موت را نخواهد دید و جان خویش را از دست قبر خلاص خواهد ساخت سلاه *
{{verse|۸۹|۴۹|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} رحمتهای قدیم تو کجاست که برای داود بامانت خود قسم خوردی *
{{verse|۸۹|۵۰|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} ملامت بندهٔ خود را بیاد آور که آن را از قومهای بسیار در سینه خود متحمل میباشم *
{{verse|۸۹|۵۱|color=black}} که دشمنان تو ای {{روخط|خداوند}} ملامت کردهاند یعنی آثار مسیح تو را ملامت نمودهاند *
{{verse|۸۹|۵۲|color=black}} {{روخط|خداوند}} متبارک باد تا ابدالآباد آمین و آمین *
{{وسط|{{روخط|باب نودم}}}}
{{فصل|۹۰}}
{{verse|۹۰|۱|color=black}} [دعای موسی مرد خدا] ای {{روخط|خداوند}} مسکن ما تو بودهای در جمیع نسلها *
{{verse|۹۰|۲|color=black}} قبل از آنکه کوهها بوجود آید و زمین و ربع مسکون را بیافرینی از ازل تا بابد تو خدا هستی *
{{verse|۹۰|۳|color=black}} انسان را بغباربرمیگردانی و میگویی ای بنیآدم رجوع نمایید *
{{verse|۹۰|۴|color=black}} زیرا که هزار سال در نظر تو مثل دیروز است که گذشته باشد و مثل پاسی از شب *
{{verse|۹۰|۵|color=black}} مثل سیلاب ایشان را رُفتْهای و مثل خواب شدهاند بامدادان مثل گیاهی که میروید *
{{verse|۹۰|۶|color=black}} بامدادان میشکُفَدْ و میروید شامگاهان بریده و پژمرده میشود *
{{verse|۹۰|۷|color=black}} زیرا که در غضب تو کاهیده میشویم و در خشم تو پریشان میگردیم *
{{verse|۹۰|۸|color=black}} چونکه گناهان ما را در نظر خود گذاردهای و خفایای ما را در نور روی خویش *
{{verse|۹۰|۹|color=black}} زیرا که تمام روزهای ما در خشم تو سپری شد و سالهای خود را مثل خیالی بسر بردهایم *
{{verse|۹۰|۱۰|color=black}} ایّام عمر ما هفتاد سال است و اگر<noinclude></noinclude>
bq7yx2bldafxdvsz7ka5wlrovfw3wza
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۱۰
104
88405
288713
2026-06-21T19:05:59Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «از بُنیه هشتاد سال باشد لیکن فخر آنها محنت و بطالت است زیرا بزودی تمام شده پرواز میکنیم * {{verse|۹۰|۱۱|color=black}} کیست که شدت خشم تو را میداند و غضب تو را چنانکه از تو میباید ترسید * {{verse|۹۰|۱۲|color=black}} ما را تعلیم ده تا ایام خود را بشماریم تا دل خردمندی ر...» ایجاد کرد
288713
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>از بُنیه هشتاد سال باشد لیکن فخر آنها محنت و بطالت است زیرا بزودی تمام شده پرواز میکنیم *
{{verse|۹۰|۱۱|color=black}} کیست که شدت خشم تو را میداند و غضب تو را چنانکه از تو میباید ترسید *
{{verse|۹۰|۱۲|color=black}} ما را تعلیم ده تا ایام خود را بشماریم تا دل خردمندی را حاصل نماییم *
{{verse|۹۰|۱۳|color=black}} رجوع کن ای {{روخط|خداوند}} تا بکی و بر بندگان خود شفقت فرما *
{{verse|۹۰|۱۴|color=black}} صبحگاهان ما را از رحمت خود سیر کن تا تمامیِ عمر خود ترنم و شادی نماییم *
{{verse|۹۰|۱۵|color=black}} ما را شادمان گردان بعوض ایّامی که ما را مبتلا ساختی و سالهائی که بدی را دیدهایم *
{{verse|۹۰|۱۶|color=black}} اعمال تو بر بندگانت ظاهر بشود و کبریائی تو بر فرزندان ایشان *
{{verse|۹۰|۱۷|color=black}} جمال {{روخط|خداوند}} خدای ما بر ما باد و عمل دستهای ما را بر ما استوار ساز عمل دستهای ما را استوار گردان *
{{وسط|{{روخط|باب نود و یکم}}}}
{{فصل|۹۱}}
{{verse|۹۱|۱|color=black}} آنکه در ستر حضرت اعلی نشستهاست زیر سایهٔ قادرمطلق ساکن خواهد بود *
{{verse|۹۱|۲|color=black}} دربارهٔ {{روخط|خداوند}} میگویم که او ملجا و قلعه من است و خدای من که بر او توکّل دارم *
{{verse|۹۱|۳|color=black}} زیرا که او تو را از دام صیاد خواهد رهانید و از وبای خبیث *
{{verse|۹۱|۴|color=black}} به پرهای خود تو را خواهد پوشانید و زیر بالهایش پناه خواهی گرفت راستیِ او تو را مِجَّن و سپر خواهد بود *
{{verse|۹۱|۵|color=black}} از خوفی در شب نخواهی ترسید و نه از تیری که در روز میپرد *
{{verse|۹۱|۶|color=black}} و نه از وبائی که در تاریکی میخرامد و نه از طاعونی که وقت ظهر فساد میکند *
{{verse|۹۱|۷|color=black}} هزار نفر بجانب تو خواهند افتاد و دههزار بدست راست تو لیکن نزد تو نخواهد رسید *
{{verse|۹۱|۸|color=black}} فقط بچشمان خود خواهی نگریست و پاداش شریران را خواهی دید *
{{verse|۹۱|۹|color=black}} زیرا گفتی تو ای {{روخط|خداوند}} ملجای من هستی و حضرت اعلی را مأوای خویش گردانیدهای *
{{verse|۹۱|۱۰|color=black}} هیچ بدی بر تو واقع نخواهد شد و بلائی نزد خیمهٔ تو نخواهد رسید *
{{verse|۹۱|۱۱|color=black}} زیرا که فرشتگان خود را دربارهٔٔ تو امر خواهد فرمود تا در تمامیِ راههایت تو را حفظ نمایند *
{{verse|۹۱|۱۲|color=black}} تو را بر دستهای خود برخواهند داشت مبادا پای خود را بسنگ بزنی *
{{verse|۹۱|۱۳|color=black}} بر شیر و افعی پای خواهی نهاد شیربچه و اژدها را پایمال خواهی کرد *
{{verse|۹۱|۱۴|color=black}} چونکه بمن رغبت دارد او را خواهم رهانید و چونکه باسم من عارف است او را سرافراز خواهم ساخت *
{{verse|۹۱|۱۵|color=black}} چون مرا خواند او را اجابت خواهم کرد من در تنگی<noinclude></noinclude>
r5xjzblmggtv1039imgmchnfl4j4jaq
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۱۱
104
88406
288714
2026-06-21T19:06:21Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «با او خواهم بود واو را نجات داده مُعَزَّز خواهم ساخت * {{verse|۹۱|۱۶|color=black}} به طول ایام او را سیر میگردانم و نجات خویش را بدو نشان خواهم داد * {{وسط|{{روخط|باب نود و دوم}}}} {{فصل|۹۲}} {{verse|۹۲|۱|color=black}} [مزمور و سرود برای روز سَبَّت] {{روخط|خداوند}} را حمد گفت...» ایجاد کرد
288714
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>با او خواهم بود واو را نجات داده مُعَزَّز خواهم ساخت *
{{verse|۹۱|۱۶|color=black}} به طول ایام او را سیر میگردانم و نجات خویش را بدو نشان خواهم داد *
{{وسط|{{روخط|باب نود و دوم}}}}
{{فصل|۹۲}}
{{verse|۹۲|۱|color=black}} [مزمور و سرود برای روز سَبَّت] {{روخط|خداوند}} را حمد گفتن نیکو است و بنام تو تسبیح خواندن ای حضرت اعلیٰ *
{{verse|۹۲|۲|color=black}} بامدادان رحمت تو را اعلام نمودن و در هر شب امانت تو را *
{{verse|۹۲|۳|color=black}} بر ذات ده اوتار و بر رباب و بنغمه هجایون و بربط *
{{verse|۹۲|۴|color=black}} زیرا که ای {{روخط|خداوند}} مرا بکارهای خودت شادمان ساختهای بهسبب اعمال دستهای تو ترنم خواهم نمود *
{{verse|۹۲|۵|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} اعمال تو چه عظیم است و فکرهای تو بینهایت عمیق *
{{verse|۹۲|۶|color=black}} مرد وحشی این را نمیداند و جاهل در این تأمل نمیکند *
{{verse|۹۲|۷|color=black}} وقتی که شریران مثل علف میرویند و جمیع بدکاران میشکفند برای این است که تا بابد هلاک گردند *
{{verse|۹۲|۸|color=black}} لیکن تو ای {{روخط|خداوند}} بر اعلیٰ علیین هستی تا ابدالآباد *
{{verse|۹۲|۹|color=black}} زیرا اینک دشمنان تو ای {{روخط|خداوند}} هان دشمنان تو هلاک خواهند شد و جمیع بدکاران پراکنده خواهند شد *
{{verse|۹۲|۱۰|color=black}} و امّا شاخ مرا مثل شاخ گاو وحشی بلند کردهای و بروغن تازه مسح شدهام *
{{verse|۹۲|۱۱|color=black}} و چشم من بر دشمنانم خواهد نگریست و گوشهای من از شریرانی که با من مقاومت میکنند خواهد شنید *
{{verse|۹۲|۱۲|color=black}} عادل مثل درخت خرما خواهد شکفت و مثل سرو آزاد در لبنان نمو خواهد کرد *
{{verse|۹۲|۱۳|color=black}} آنانی که در خانهٔ {{روخط|خداوند}} غرس شدهاند در صحنهای خدای ما خواهند شکفت *
{{verse|۹۲|۱۴|color=black}} در وقت پیری نیز میوه خواهند آورد و تر و تازه و سبز خواهند بود *
{{verse|۹۲|۱۵|color=black}} تا اعلام کنند که {{روخط|خداوند}} راست است اوصخره من است و در وی هیچ بیانصافی نیست *
{{وسط|{{روخط|باب نود و سوم}}}}
{{فصل|۹۳}}
{{verse|۹۳|۱|color=black}} {{روخط|خداوند}} سلطنت را گرفته و خود را بهجلال آراسته است {{روخط|خداوند}} خود را آراسته و کمر خود را بقوّت بسته است ربع مسکون نیز پایدار گردیده است و جنبش نخواهد خورد *
{{verse|۹۳|۲|color=black}} تخت تو از ازل پایدار شده است و تو از قدیم هستی *
{{verse|۹۳|۳|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} سیلابها برافراشتهاند سیلابها<noinclude></noinclude>
pusxg69znwn21auvqsb6zaifqbxhgy6
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۱۲
104
88407
288715
2026-06-21T19:06:46Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «آواز خود را برافراشتهاند سیلابها خروش خود را برافراشتهاند * {{verse|۹۳|۴|color=black}} فوق آواز آبهای بسیار فوق امواج زورآور دریا {{روخط|خداوند}} در اعلی اعلیین زورآورتر است * {{verse|۹۳|۵|color=black}} شهادات تو بینهایت امین است ای {{روخط|خداوند}} قدوسیّتْ خانهٔ تو...» ایجاد کرد
288715
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>آواز خود را برافراشتهاند سیلابها خروش خود را برافراشتهاند *
{{verse|۹۳|۴|color=black}} فوق آواز آبهای بسیار فوق امواج زورآور دریا {{روخط|خداوند}} در اعلی اعلیین زورآورتر است *
{{verse|۹۳|۵|color=black}} شهادات تو بینهایت امین است ای {{روخط|خداوند}} قدوسیّتْ خانهٔ تو را میزیبد تا ابدالآباد *
{{وسط|{{روخط|باب نود و چهارم}}}}
{{فصل|۹۴}}
{{verse|۹۴|۱|color=black}} ای یَهُوَه خدای ذوالانتقام ای خدای ذوالانتقام تجلّی فرما *
{{verse|۹۴|۲|color=black}} ای داور جهان متعال شو و بر متکبّران مکافات برسان *
{{verse|۹۴|۳|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} تا بکی شریران تا بکی شریران فخر خواهند نمود *
{{verse|۹۴|۴|color=black}} حرفها میزنند و سخنان ستمآمیز میگویند جمیع بدکاران لاف میزنند *
{{verse|۹۴|۵|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} قوم تو را میشکنند و میراث تو را ذلیل میسازند *
{{verse|۹۴|۶|color=black}} بیوه زنان و غریبان را میکشند و یتیمان را بقتل میرسانند *
{{verse|۹۴|۷|color=black}} و میگویند یاه نمیبیند و خدای یعقوب ملاحظه نمینماید *
{{verse|۹۴|۸|color=black}} ای احمقان قوم بفهمید و ای ابلهان کی تعقل خواهید نمود *
{{verse|۹۴|۹|color=black}} او که گوش را غرس نمود آیا نمیشنود او که چشم را ساخت آیا نمیبیند *
{{verse|۹۴|۱۰|color=black}} او که امّتها را تأدیب میکند آیاتوبیخ نخواهد نمود او که معرفت را بانسان میآموزد *
{{verse|۹۴|۱۱|color=black}} {{روخط|خداوند}} فکرهای انسان را میداند که محض بطالت است *
{{verse|۹۴|۱۲|color=black}} ای یاه خوشابحال شخصی که او را تأدیب مینمائی و از شریعت خود او را تعلیم میدهی *
{{verse|۹۴|۱۳|color=black}} تا او را از روزهای بلا راحت بخشی مادامی که حفره برای شریران کنده شود *
{{verse|۹۴|۱۴|color=black}} زیرا {{روخط|خداوند}} قوم خود را رد نخواهد کرد و میراث خویش را ترک نخواهد نمود *
{{verse|۹۴|۱۵|color=black}} زیرا که داوری بانصاف رجوع خواهد کرد و همهٔ راست دلان پیروی آن را خواهند نمود *
{{verse|۹۴|۱۶|color=black}} کیست که برای من با شریران مقاومت خواهد کرد و کیست که با بدکاران مقابله خواهد نمود *
{{verse|۹۴|۱۷|color=black}} اگر {{روخط|خداوند}} مددکار من نمیبود جان من بزودی در خاموشی ساکن میشد *
{{verse|۹۴|۱۸|color=black}} چون گفتم که پای من میلغزد پس رحمت تو ای {{روخط|خداوند}} مرا تأیید نمود *
{{verse|۹۴|۱۹|color=black}} در کثرت اندیشههای دل من تسلیهای تو جانم را آسایش بخشید *
{{verse|۹۴|۲۰|color=black}} آیا کرسی شرارت با تو رفاقت تواند نمود که فساد را بقانون اختراع میکند *
{{verse|۹۴|۲۱|color=black}} بر جان مرد صَدیق با هم جمع میشوند و بر خون بیگناه فتوا میدهند *
{{verse|۹۴|۲۲|color=black}} لیکن {{روخط|خداوند}} برای من قلعه بلند است و خدایم صخره ملجای من است *
{{verse|۹۴|۲۳|color=black}} و گناه<noinclude></noinclude>
4tsm7alekkjmclqugsa8ngb8qrorvcl
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۱۳
104
88408
288716
2026-06-21T19:08:39Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «ایشان را بر ایشان راجع خواهد کرد و ایشان را در شرارت ایشان فانی خواهد ساخت یَهوه خدای ما ایشان را فانی خواهد نمود * {{وسط|{{روخط|باب نود و پنجم}}}} {{فصل|۹۵}} {{verse|۹۵|۱|color=black}} بیایید {{روخط|خداوند}} را بسراییم و صخره نجات خود را آواز شادمانی دهیم * {{verse|...» ایجاد کرد
288716
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ایشان را بر ایشان راجع خواهد کرد و ایشان را در شرارت ایشان فانی خواهد ساخت یَهوه خدای ما ایشان را فانی خواهد نمود *
{{وسط|{{روخط|باب نود و پنجم}}}}
{{فصل|۹۵}}
{{verse|۹۵|۱|color=black}} بیایید {{روخط|خداوند}} را بسراییم و صخره نجات خود را آواز شادمانی دهیم *
{{verse|۹۵|۲|color=black}} به حضور او با حمد نزدیک بشویم و با مزامیر او را آواز شادمانی دهیم *
{{verse|۹۵|۳|color=black}} زیرا که یهوه خدای بزرگ است *
{{verse|۹۵|۴|color=black}} و پادشاه عظیم بر جمیع خدایان نشیبهای زمین در دست وی است و فرازهای کوهها از آن او *
{{verse|۹۵|۵|color=black}} دریا از آن اوست او آن را بساخت و دستهای وی خشکی را مصور نمود *
{{verse|۹۵|۶|color=black}} بیایید عبادت و سجده نماییم و بحضور آفریننده خود {{روخط|خداوند}} زانو زنیم *
{{verse|۹۵|۷|color=black}} زیرا که او خدای ما است و ما قوم مرتع و گلهٔ دست او میباشیم امروز کاش آواز او را میشنیدید *
{{verse|۹۵|۸|color=black}} دل خود را سخت مسازید مثل مریبا مانند یوم مسّا در صحرا *
{{verse|۹۵|۹|color=black}} چون اجداد شما مرا آزمودند و تجربه کردند و اعمال مرا دیدند *
{{verse|۹۵|۱۰|color=black}} چهل سال از آن قوم محزون بودم و گفتم قوم گمراه دل هستند که طُرُق مرا نشناختند *
{{verse|۹۵|۱۱|color=black}} پس در غضب خود قسم خوردم که بآرامیِ من داخل نخواهند شد *
{{وسط|{{روخط|باب نود و ششم}}}}
{{فصل|۹۶}}
{{verse|۹۶|۱|color=black}} زمین {{روخط|خداوند}} را بسرایید *
{{verse|۹۶|۲|color=black}} {{روخط|خداوند}} را بسرایید و نام او را متبارک خوانید روز بروز نجات او را اعلام نمایید *
{{verse|۹۶|۳|color=black}} در میان امّتها جلال او را ذکر کنید و کارهای عجیب او را در جمیع قومها *
{{verse|۹۶|۴|color=black}} زیرا {{روخط|خداوند}} عظیم است و بینهایت حمید و او مهیب است بر جمیع خدایان *
{{verse|۹۶|۵|color=black}} زیراجمیع خدایانِ امّتها بتهایند لیکن یهوه آسمانها را آفرید *
{{verse|۹۶|۶|color=black}} مجد و جلال بحضور وی است و قوّت و جمال در قدس وی *
{{verse|۹۶|۷|color=black}} ای قبایل قوم ها {{روخط|خداوند}} را توصیف نمایید {{روخط|خداوند}} را بجلال و قوّت توصیف نمایید *
{{verse|۹۶|۸|color=black}} {{روخط|خداوند}} را بجلال اسم او توصیف نمایید هدیه بیاورید و بصحنهای او بیایید *
{{verse|۹۶|۹|color=black}} {{روخط|خداوند}} را در زینت قدوسیّت بپرستید ای تمامی زمین از حضور وی بلرزید *
{{verse|۹۶|۱۰|color=black}} در میان امّتها گویید {{روخط|خداوند}} سلطنت گرفته است ربع مسکون نیز پایدار شد و جنبش نخواهد خورد قومها را بانصاف<noinclude></noinclude>
9dzq4yypg2d0e6b5sdyjgqtqvtf4cuq
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۱۴
104
88409
288717
2026-06-21T19:08:54Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «داوری خواهد نمود * {{verse|۹۶|۱۱|color=black}} آسمان شادی کند و زمین مسرور گردد دریا و پری آن غرش نماید * {{verse|۹۶|۱۲|color=black}} صحرا و هر چه در آن است بوجد آید آنگاه تمام درختان جنگل ترنم خواهند نمود * {{verse|۹۶|۱۳|color=black}} به حضور {{روخط|خداوند}} زیرا که میآید زیرا ک...» ایجاد کرد
288717
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>داوری خواهد نمود *
{{verse|۹۶|۱۱|color=black}} آسمان شادی کند و زمین مسرور گردد دریا و پری آن غرش نماید *
{{verse|۹۶|۱۲|color=black}} صحرا و هر چه در آن است بوجد آید آنگاه تمام درختان جنگل ترنم خواهند نمود *
{{verse|۹۶|۱۳|color=black}} به حضور {{روخط|خداوند}} زیرا که میآید زیرا که برای داوری جهان میآید ربع مسکون را بانصاف داوری خواهد کرد و قومها را بامانت خود *
{{وسط|{{روخط|باب نود و هفتم}}}}
{{فصل|۹۷}}
{{verse|۹۷|۱|color=black}} {{روخط|خداوند}} سلطنت گرفته است پس زمینشادی کند و جزیرههای بسیار مسرور گردند *
{{verse|۹۷|۲|color=black}} ابرها و ظلمتِ غلیظ گرداگرد اوست عدل و انصاف قاعده تخت اوست *
{{verse|۹۷|۳|color=black}} آتش پیش روی وی میرود و دشمنانِ او را باطرافش میسوزاند *
{{verse|۹۷|۴|color=black}} برقهایش ربع مسکون را روشن میسازد زمین این را بدید و بلرزید *
{{verse|۹۷|۵|color=black}} کوهها از حضور {{روخط|خداوند}} مثل موم گداخته میشود از حضور {{روخط|خداوند}} تمامی جهان *
{{verse|۹۷|۶|color=black}} آسمانها عدالتاو را اعلام میکنند و جمیع قومها جلال او را میبینند *
{{verse|۹۷|۷|color=black}} همهٔ پرستندگان بتهای تراشیده خجل میشوند که ببتها فخر مینمایند ای جمیع خدایان او را بپرستید *
{{verse|۹۷|۸|color=black}} صهیون شنید و شادمان شد و دختران یهودا مسرور گردیدند ای {{روخط|خداوند}} بهسبب داوریهای تو *
{{verse|۹۷|۹|color=black}} زیرا که تو ای {{روخط|خداوند}} بر تمامی روی زمین متعال هستی بر جمیع خدایان بسیار اعلیٰ هستی *
{{verse|۹۷|۱۰|color=black}} ای شما که {{روخط|خداوند}} را دوست میدارید از بدی نفرت کنید او حافظ جانهای مقدّسان خود است ایشان را از دست شریران میرهاند *
{{verse|۹۷|۱۱|color=black}} نور برای عادلان کاشته شده است و شادمانی برای راستدلان *
{{verse|۹۷|۱۲|color=black}} ای عادلان در {{روخط|خداوند}} شادمان باشید و ذکر قدّوسیّت او را حمد بگویید *
{{وسط|{{روخط|باب نود و هشتم}}}}
{{فصل|۹۸}}
{{verse|۹۸|۱|color=black}} [مزمور] برای {{روخط|خداوند}} سرود تازه بسرایید زیرا کارهای عجیب کرده است دست راست و بازوی قدّوس او او را مظّفر ساخته است *
{{verse|۹۸|۲|color=black}} {{روخط|خداوند}} نجات خود را اعلام نموده و عدالتش را بنظر امّتها مکشوف کرده است *
{{verse|۹۸|۳|color=black}} رحمت و امانت خود را با خاندان اسرائیل بیاد آورد همهٔ اقصای زمین نجات خدای ما را دیدهاند *
{{verse|۹۸|۴|color=black}} ای تمامی<noinclude></noinclude>
n1ukfg17d6s6lb9rsx48vmt3rro396a
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۱۵
104
88410
288718
2026-06-21T19:09:26Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «زمین {{روخط|خداوند}} را آواز شادمانی دهید بانگ زنید و ترنّم نمایید و بسرایید * {{verse|۹۸|۵|color=black}} {{روخط|خداوند}} را با بربط بسرایید با بربط و با آواز نغمات * {{verse|۹۸|۶|color=black}} با کَرِنّاها و آواز سرنا بحضور یهوهپادشاه آواز شادمانی دهید * {{verse|۹۸|۷|color=bla...» ایجاد کرد
288718
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>زمین {{روخط|خداوند}} را آواز شادمانی دهید بانگ زنید و ترنّم نمایید و بسرایید *
{{verse|۹۸|۵|color=black}} {{روخط|خداوند}} را با بربط بسرایید با بربط و با آواز نغمات *
{{verse|۹۸|۶|color=black}} با کَرِنّاها و آواز سرنا بحضور یهوهپادشاه آواز شادمانی دهید *
{{verse|۹۸|۷|color=black}} دریا و پری آن بخروشد ربع مسکون و ساکنان آن *
{{verse|۹۸|۸|color=black}} نهرها دستک بزنند و کوهها با هم ترنّم نمایند *
{{verse|۹۸|۹|color=black}} به حضور {{روخط|خداوند}} زیرا بداوری جهان میآید ربع مسکون را بانصاف داوری خواهد کرد و قومها را براستی *
{{وسط|{{روخط|باب نود و نهم}}}}
{{فصل|۹۹}}
{{verse|۹۹|۱|color=black}} {{روخط|خداوند}} سلطنت گرفته است پس قومها بلرزند بر کروبییّن جلوس میفرماید زمین متزلزل گردد *
{{verse|۹۹|۲|color=black}} {{روخط|خداوند}} در صیهون عظیم است و او بر جمیع قومها متعال است *
{{verse|۹۹|۳|color=black}} اسم عظیم و مهیب تو را حمد بگویند که او قدّوس است *
{{verse|۹۹|۴|color=black}} و قّوت پادشاه انصاف را دوست میدارد تو راستی را پایدار کرده و انصاف و عدالت را در یعقوب بعمل آوردهای *
{{verse|۹۹|۵|color=black}} یهوه خدای ما را تکریم نمایید و نزد قدمگاه او عبادت کنید که او قدّوس است *
{{verse|۹۹|۶|color=black}} موسی و هارون از کاهنانش و سموئیل از خوانندگان نام او یهوه را خواندند و او ایشان را اجابت فرمود *
{{verse|۹۹|۷|color=black}} در ستون ابر بدیشان سخن گفت شهادات او و فریضهای را که بدیشان داد نگاه داشتند *
{{verse|۹۹|۸|color=black}} ای یهوه خدای ما تو ایشان را اجابت فرمودی ایشان را خدای غفور بودی امّا از اعمال ایشان انتقام کشیدی *
{{verse|۹۹|۹|color=black}} یهوه خدای ما را متعال بخوانید و نزد کوه مقدّس او عبادت کنید زیرا یهوه خدای ما قّدوس است *
{{وسط|{{روخط|باب صدم}}}}
{{فصل|۱۰۰}}
{{verse|۱۰۰|۱|color=black}} ای تمامی روی زمین {{روخط|خداوند}} را آواز شادمانی دهید *
{{verse|۱۰۰|۲|color=black}} {{روخط|خداوند}} را با شادی عبادت نمایید و بحضور او با ترنّم بیایید *
{{verse|۱۰۰|۳|color=black}} بدانید که یهوه خداست او ما را آفرید ما قوم او هستیم و گوسفندان مرتع او *
{{verse|۱۰۰|۴|color=black}} به دروازههای او با حمد بیایید و بصحنهای او با تسبیح او را حمد گویید و نام او را متبارک خوانید *
{{verse|۱۰۰|۵|color=black}} زیرا که {{روخط|خداوند}} نیکوست و رحمت او ابدی و امانت وی تا ابدالآباد *<noinclude></noinclude>
84qe2ago8uqmt0szrh1jp0uwdarloks
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۱۶
104
88411
288719
2026-06-21T19:11:07Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب صد و یکم}}}} {{فصل|۱۰۱}} {{verse|۱۰۱|۱|color=black}} [مزمور داود] رحمت و انصاف را خواهم سراییدنزد تو ای {{روخط|خداوند}} تسبیح خواهم خواند * {{verse|۱۰۱|۲|color=black}} در طریق کامل بخردمندی رفتار خواهم نمود نزد من کی خواهی آمد در خانهٔ خود با دل سلیم سالک خ...» ایجاد کرد
288719
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب صد و یکم}}}}
{{فصل|۱۰۱}}
{{verse|۱۰۱|۱|color=black}} [مزمور داود] رحمت و انصاف را خواهم سراییدنزد تو ای {{روخط|خداوند}} تسبیح خواهم خواند *
{{verse|۱۰۱|۲|color=black}} در طریق کامل بخردمندی رفتار خواهم نمود نزد من کی خواهی آمد در خانهٔ خود با دل سلیم سالک خواهم شد *
{{verse|۱۰۱|۳|color=black}} چیزی بد را پیش نظر خود نخواهم گذاشت کار کج روان را مکروه میدارم بمن نخواهد چسبید *
{{verse|۱۰۱|۴|color=black}} دل کج از من دور خواهد شد شخص شریر را نخواهم شناخت *
{{verse|۱۰۱|۵|color=black}} کسی را که در خُفیَه بهمسایهٔ خود غیبت گوید هلاک خواهم کرد کسی را که چشم بلند و دل متکبر دارد تحّمل نخواهم کرد *
{{verse|۱۰۱|۶|color=black}} چشمانم بر امنای زمین است تا با من ساکن شوند کسی که بطریق کامل سالک باشد خادم من خواهد بود *
{{verse|۱۰۱|۷|color=black}} حیله گر در خانهٔ من ساکن نخواهد شد دروغگو پیش نظر من نخواهد ماند *
{{verse|۱۰۱|۸|color=black}} همهٔ شریران زمین را صبحگاهان هلاک خواهم کرد تا جمیع بدکاران را از شهر {{روخط|خداوند}} منقطع سازم *
{{وسط|{{روخط|باب صد و دوم}}}}
{{فصل|۱۰۲}}
{{verse|۱۰۲|۱|color=black}} [دعای مسکین وقتیکه پریشان حال شده ناله خود را بحضور یهوّه میریزد] ای {{روخط|خداوند}} دعای مرا بشنو و فریاد من نزد تو برسد *
{{verse|۱۰۲|۲|color=black}} در روز تنگیام روی خود را از من مپوشان گوش خود را بمن فراگیر و روزی که بخوانم مرا بزودی اجابت فرما *
{{verse|۱۰۲|۳|color=black}} زیرا روزهایم مثل دود تلف شد و استخوانهایم مثل هیزم سوخته گردید *
{{verse|۱۰۲|۴|color=black}} دل من مثل گیاه زده شده و خشک گردیده است زیرا خوردن غذای خود را فراموش میکنم *
{{verse|۱۰۲|۵|color=black}} بهسبب آواز ناله خود استخوانهایم بگوشت من چسبیده است *
{{verse|۱۰۲|۶|color=black}} مانند مرغ سقّای صحرا شده و مثل بوم خرابهها گردیدهام *
{{verse|۱۰۲|۷|color=black}} پاسبانی میکنم و مثل گنجشک بر پشتبام منفرد گشتهام *
{{verse|۱۰۲|۸|color=black}} تمامی روز دشمنانم مرا سرزنش میکنند و آنانی که بر من دیوانه شدهاند مرا لعنت مینمایند *
{{verse|۱۰۲|۹|color=black}} زیرا خاکستر را مثل نان خوردهام و مشروب خود را با اشک آمیختهام *
{{verse|۱۰۲|۱۰|color=black}} بهسبب غضب و خشم تو زیرا که مرا برافراشته و بزیر افکندهای *
{{verse|۱۰۲|۱۱|color=black}} روزهایم مثل سایه زوال پذیر گردیده و من<noinclude></noinclude>
1un3ybcxoc89uuvdun255y7c5ivwr7j
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۱۷
104
88412
288720
2026-06-21T19:11:25Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «مثل گیاه پژمرده شدهام * {{verse|۱۰۲|۱۲|color=black}} لیکن تو ای {{روخط|خداوند}} جلوس فرمودهای تا ابدالآباد و ذکر تو تا جمیع نسلهاست * {{verse|۱۰۲|۱۳|color=black}} تو برخاسته بر صهیون ترحم خواهی نمود زیرا وقتی است که بر او رأفت کنی و زمان معّین رسیدهاست * {{verse|۱۰۲|۱۴|color...» ایجاد کرد
288720
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>مثل گیاه پژمرده شدهام *
{{verse|۱۰۲|۱۲|color=black}} لیکن تو ای {{روخط|خداوند}} جلوس فرمودهای تا ابدالآباد و ذکر تو تا جمیع نسلهاست *
{{verse|۱۰۲|۱۳|color=black}} تو برخاسته بر صهیون ترحم خواهی نمود زیرا وقتی است که بر او رأفت کنی و زمان معّین رسیدهاست *
{{verse|۱۰۲|۱۴|color=black}} چونکه بندگان تو در سنگهای وی رغبت دارند و بر خاک او شفقت مینمایند *
{{verse|۱۰۲|۱۵|color=black}} پس امّتها از نام {{روخط|خداوند}} خواهند ترسید و جمیع پادشاهان جهان از کبریائی تو *
{{verse|۱۰۲|۱۶|color=black}} زیرا {{روخط|خداوند}} صهیون را بنا نموده و در جلال خود ظهور فرموده است *
{{verse|۱۰۲|۱۷|color=black}} به دعای مسکینان توجه نموده و دعای ایشان را خوار نشمرده است *
{{verse|۱۰۲|۱۸|color=black}} این برای نسل آینده نوشته میشود تا قومی که آفریده خواهند شد {{روخط|خداوند}} را تسبیح بخوانند *
{{verse|۱۰۲|۱۹|color=black}} زیرا که از بلندی قدس خود نگریسته {{روخط|خداوند}} از آسمان بر زمین نظر افکنده است *
{{verse|۱۰۲|۲۰|color=black}} تا ناله اسیران را بشنود و آنانی را که بموت سپرده شدهاند آزاد نماید *
{{verse|۱۰۲|۲۱|color=black}} تا نام {{روخط|خداوند}} را در صیهون ذکر نمایند و تسبیح او را در اورشلیم *
{{verse|۱۰۲|۲۲|color=black}} هنگامیکه قومها با هم جمع شوند و ممالک نیز تا {{روخط|خداوند}} را عبادت نمایند *
{{verse|۱۰۲|۲۳|color=black}} توانائی مرا در راه ناتوان ساخت و روزهای مرا کوتاه گردانید *
{{verse|۱۰۲|۲۴|color=black}} گفتم ای خدای من مرا در نصف روزهایم برمدار سالهای تو تا جمیع نسلها است *
{{verse|۱۰۲|۲۵|color=black}} از قدیم بنیاد زمین را نهادی و آسمانها عمل دستهای تو است *
{{verse|۱۰۲|۲۶|color=black}} آنها فانی میشوند لیکن تو باقی هستی و جمیع آنها مثل جامه مندرس خواهند شد و مثل ردا آنها را تبدیل خواهی کرد و مبدّل خواهند شد *
{{verse|۱۰۲|۲۷|color=black}} لیکن تو همان هستی و سالهای تو تمام نخواهد گردید *
{{verse|۱۰۲|۲۸|color=black}} فرزندان بندگانت باقی خواهند ماند و ذرّیت ایشان در حضور تو پایدار خواهند بود *
{{وسط|{{روخط|باب صد و سوم}}}}
{{فصل|۱۰۳}}
{{verse|۱۰۳|۱|color=black}} [مزمور داود] ای جان من {{روخط|خداوند}} را متبارک بخوان و هرچه در درون من است نام قدّوس او را متبارک خواند *
{{verse|۱۰۳|۲|color=black}} ای جان من {{روخط|خداوند}} را متبارک بخوان و جمیع احسانهای او را فراموش مکن *
{{verse|۱۰۳|۳|color=black}} که تمام گناهانت را میآمرزد و همهٔ مرضهای تو را شفا میبخشد *
{{verse|۱۰۳|۴|color=black}} که حیات تو را از هاویه فدیه میدهد و تاج رحمت و رأفت را بر سر تو مینهد *
{{verse|۱۰۳|۵|color=black}} که جان تو را بچیزهای نیکو سیر میکند تا جوانی تو مثل عقاب تازه شود *<noinclude></noinclude>
1br35tfiqvhgcb8xylzopv3vcovkxil
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۱۸
104
88413
288721
2026-06-21T19:11:49Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۱۰۳|۶|color=black}} {{روخط|خداوند}} عدالت را بجا میآورد و انصاف را برای جمیع مظلومان * {{verse|۱۰۳|۷|color=black}} طریقهای خویش را بموسی تعلیم داد و عملهای خود را ببنی اسرائیل * {{verse|۱۰۳|۸|color=black}} {{روخط|خداوند}} رحمان و کریم است دیر غضب و بسیار رحیم * {{verse|۱۰۳|۹|co...» ایجاد کرد
288721
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۱۰۳|۶|color=black}} {{روخط|خداوند}} عدالت را بجا میآورد و انصاف را برای جمیع مظلومان *
{{verse|۱۰۳|۷|color=black}} طریقهای خویش را بموسی تعلیم داد و عملهای خود را ببنی اسرائیل *
{{verse|۱۰۳|۸|color=black}} {{روخط|خداوند}} رحمان و کریم است دیر غضب و بسیار رحیم *
{{verse|۱۰۳|۹|color=black}} تا بابد محاکمه نخواهد نمود و خشم را همیشه نگاه نخواهد داشت *
{{verse|۱۰۳|۱۰|color=black}} با ما موافق گناهان ما عمل ننموده و بما بحسب خطایای ما جزا نداده است *
{{verse|۱۰۳|۱۱|color=black}} زیرا آنقدر که آسمان از زمین بلندتر است بهمان قدر رحمت او بر ترسندگانش عظیم است *
{{verse|۱۰۳|۱۲|color=black}} به اندازهای که مشرق از مغرب دور است بهمان اندازه گناهان ما را از ما دور کرده است *
{{verse|۱۰۳|۱۳|color=black}} چنانکه پدر بر فرزندان خود رئوف است همچنان {{روخط|خداوند}} بر ترسندگان خود رأفت مینماید *
{{verse|۱۰۳|۱۴|color=black}} زیرا جبلّت ما را میداند و یاد میدارد که ما خاک هستیم *
{{verse|۱۰۳|۱۵|color=black}} و امّا انسان ایّام او مثل گیاه است مثل گل صحرا همچنان میشکفد *
{{verse|۱۰۳|۱۶|color=black}} زیرا که باد بر آن میوزد و نابود میگردد و مکانش دیگر آن را نمیشناسد *
{{verse|۱۰۳|۱۷|color=black}} لیکن رحمت {{روخط|خداوند}} بر ترسندگانش از ازل تا ابدالآباد است و عدالت او بر فرزندانِ فرزندان *
{{verse|۱۰۳|۱۸|color=black}} بر آنانی که عهد او را حفظ میکنند و فرایض او را یاد میدارند تا آنها را بجا آورند *
{{verse|۱۰۳|۱۹|color=black}} {{روخط|خداوند}} تخت خود را بر آسمانها استوار نموده و سلطنت او بر همهٔ مسلّط است *
{{verse|۱۰۳|۲۰|color=black}} {{روخط|خداوند}} را متبارک خوانید ای فرشتگان او که در قوّت زورآورید و کلام او را بجا میآورید و آواز کلام او را گوش میگیرید *
{{verse|۱۰۳|۲۱|color=black}} ای جمیع لشکرهای او {{روخط|خداوند}} را متبارک خوانید و ای خادمان او که ارادهٔ او را بجا میآورید *
{{verse|۱۰۳|۲۲|color=black}} ای همهٔ کارهای {{روخط|خداوند}} او را متبارک خوانید در همهٔ مکانهای سلطنت او ای جان من {{روخط|خداوند}} را متبارک بخوان *
{{وسط|{{روخط|باب صد و چهارم}}}}
{{فصل|۱۰۴}}
{{verse|۱۰۴|۱|color=black}} ای جان من {{روخط|خداوند}} را متبارکبخوان ای یهوه خدای من تو بینهایت عظیم هستی بعزّت و جلال ملبّس هستی *
{{verse|۱۰۴|۲|color=black}} خویشتن را بنور مثل ردا پوشانیدهای آسمانها را مثل پرده پهن ساختهای *
{{verse|۱۰۴|۳|color=black}} آن که غرفات خود را بر آبها بنا کرده است و ابرها را مرکب خود نموده و بر بالهای باد میخرامد *
{{verse|۱۰۴|۴|color=black}} فرشتگان خود را بادها میگرداند و خادمان خود را آتش مشتعل *
{{verse|۱۰۴|۵|color=black}} که زمین را بر اساسش استوار کرده تا جنبش نخورد تا ابدالآباد *
{{verse|۱۰۴|۶|color=black}} آن را بلجّهها مثل ردا پوشانیدهای که آبها بر کوهها ایستادهاند *<noinclude></noinclude>
e07ehqs119dprov5ovdjt4zbhful8s2
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۱۹
104
88414
288722
2026-06-21T19:13:35Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۱۰۴|۷|color=black}} از عتاب تو میگریزند از آواز رعد تو پراکنده میشوند * {{verse|۱۰۴|۸|color=black}} به فراز کوهها برمیآیند و بهمواریها فرود میآیند بمکانی که برای آنهامهیّا ساختهای * {{verse|۱۰۴|۹|color=black}} حدی برای آنها قرار دادهای که از آن نگذرند و برنگردند تا ز...» ایجاد کرد
288722
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۱۰۴|۷|color=black}} از عتاب تو میگریزند از آواز رعد تو پراکنده میشوند *
{{verse|۱۰۴|۸|color=black}} به فراز کوهها برمیآیند و بهمواریها فرود میآیند بمکانی که برای آنهامهیّا ساختهای *
{{verse|۱۰۴|۹|color=black}} حدی برای آنها قرار دادهای که از آن نگذرند و برنگردند تا زمین را بپوشانند *
{{verse|۱۰۴|۱۰|color=black}} که چشمهها را در وادیها جاری میسازد تا در میان کوهها روان بشوند *
{{verse|۱۰۴|۱۱|color=black}} تمام حیوانات صحرا را سیراب میسازند تا گورخران تشنگی خود را فرو نشانند *
{{verse|۱۰۴|۱۲|color=black}} بر آنها مرغان هوا ساکن میشوند و از میان شاخهها آواز خود را میدهند *
{{verse|۱۰۴|۱۳|color=black}} او از غرفات خود کوهها را سیراب میکند و از ثمرات اعمال تو زمین سیر میشود *
{{verse|۱۰۴|۱۴|color=black}} نباتات را برای بهایم میرویاند و سبزهها را برای خدمت انسان و نان را از زمین بیرون میآورد *
{{verse|۱۰۴|۱۵|color=black}} و شراب را که دل انسان را شادمان میکند و چهره او را بروغن شاداب میسازد و دل انسان را بنان قوی میگرداند *
{{verse|۱۰۴|۱۶|color=black}} درختان {{روخط|خداوند}} شادابند یعنی سروهای آزاد لبنان که غرس کرده است *
{{verse|۱۰۴|۱۷|color=black}} که در آنها مرغان آشیانهای خود را میگیرند و امّا صنوبر خانهٔ لقلق میباشد *
{{verse|۱۰۴|۱۸|color=black}} کوههای بلند برای بزهای کوهی و صخرهها برای یربوع ملجاء است *
{{verse|۱۰۴|۱۹|color=black}} ماه را برای موسمها ساخت و آفتاب مغرب خود را میداند *
{{verse|۱۰۴|۲۰|color=black}} تاریکی میسازی و شب میشود که در آن همهٔ حیوانات جنگلی راه میروند *
{{verse|۱۰۴|۲۱|color=black}} شیر بچگان برای شکار خود غرّش میکنند و خوراک خویش را از خدا میجویند *
{{verse|۱۰۴|۲۲|color=black}} چون آفتاب طلوع میکند جمع میشوند و در بیشههای خود میخوابند *
{{verse|۱۰۴|۲۳|color=black}} انسان برای عمل خود بیرون میآید و بجهت شغل خویش تا شامگاه *
{{verse|۱۰۴|۲۴|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} اعمال تو چه بسیار است جمیع آنها را بحکمت کردهای زمین از دولت تو پر است *
{{verse|۱۰۴|۲۵|color=black}} و آن دریای بزرگ و وسیعالاطراف نیز که در آن حشرات از حدّ شماره زیادهاند و حیوانات خرد و بزرگ *
{{verse|۱۰۴|۲۶|color=black}} و در آن کشتیها راه میروند و آن لویاتان که بجهت بازی کردن در آن آفریدهای *
{{verse|۱۰۴|۲۷|color=black}} جمیع اینها از تو انتظار میکشند تا خوراک آنها را در وقتش برسانی *
{{verse|۱۰۴|۲۸|color=black}} آنچه را که بآنها میدهی فرا میگیرند دست خود را باز میکنی پس از چیزهای نیکو سیر میشوند *
{{verse|۱۰۴|۲۹|color=black}} روی خود را میپوشانی پس مضطرب میگردند روح آنها را قبض میکنی پس میمیرند و بخاک خود برمیگردند *
{{verse|۱۰۴|۳۰|color=black}} چون روح خود را میفرستی آفریده میشوند و روی زمین را تازه میگردانی *
{{verse|۱۰۴|۳۱|color=black}} جلال {{روخط|خداوند}} تا ابدالآباد است {{روخط|خداوند}} از اعمال خود راضی خواهد بود *
{{verse|۱۰۴|۳۲|color=black}} که بزمین نگاه میکند<noinclude></noinclude>
2cv55ow21wd5wxcy7qfu0e45zr6dn8k
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۲۰
104
88415
288723
2026-06-21T19:13:56Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «و آن میلرزد کوهها را لمس میکند پس آتشفشان میشوند * {{verse|۱۰۴|۳۳|color=black}} {{روخط|خداوند}} را خواهم سرایید تا زنده میباشم برای خدای خود تسبیح خواهم خواند تا وجود دارم * {{verse|۱۰۴|۳۴|color=black}} تفکّر من او را لذیذ بشود و من در {{روخط|خداوند}} شادمان خواهم بود *...» ایجاد کرد
288723
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و آن میلرزد کوهها را لمس میکند پس آتشفشان میشوند *
{{verse|۱۰۴|۳۳|color=black}} {{روخط|خداوند}} را خواهم سرایید تا زنده میباشم برای خدای خود تسبیح خواهم خواند تا وجود دارم *
{{verse|۱۰۴|۳۴|color=black}} تفکّر من او را لذیذ بشود و من در {{روخط|خداوند}} شادمان خواهم بود *
{{verse|۱۰۴|۳۵|color=black}} گناهکاران از زمین نابود گردند و شریران دیگر یافت نشوند ای جان من {{روخط|خداوند}} را متبارک بخوان هلّلویاه *
{{وسط|{{روخط|باب صد و پنجم}}}}
{{فصل|۱۰۵}}
{{verse|۱۰۵|۱|color=black}} یهوه را حمد گویید و نام او را بخوانید اعمال او را در میان قومها اعلام نمایید *
{{verse|۱۰۵|۲|color=black}} او را بسرایید برای او تسبیح بخوانید در تمام کارهای عجیب او تفکر نمایید *
{{verse|۱۰۵|۳|color=black}} در نام قدّوس او فخر کنید دل طالبان {{روخط|خداوند}} شادمان باشد *
{{verse|۱۰۵|۴|color=black}} {{روخط|خداوند}} و قوّت او را بطلبیدروی او را پیوسته طالب باشید *
{{verse|۱۰۵|۵|color=black}} کارهای عجیب را که او کرده است بیاد آورید آیات او و داوریهای دهان او را *
{{verse|۱۰۵|۶|color=black}} ای ذریّت بندهٔ او ابراهیم ای فرزندان یعقوب برگزیده او *
{{verse|۱۰۵|۷|color=black}} یهوه خدای ماست داوریهای او در تمامی جهان است *
{{verse|۱۰۵|۸|color=black}} عهد خود را یاد میدارد تا ابدالآباد و کلامی را که بر هزاران پشت فرموده است *
{{verse|۱۰۵|۹|color=black}} آن عهدی را که با ابراهیم بسته و قسمی را که برای اسحاق خورده است *
{{verse|۱۰۵|۱۰|color=black}} و آن را برای یعقوب فریضهای استوار ساخت و برای اسرائیل عهد جاودانی *
{{verse|۱۰۵|۱۱|color=black}} و گفت که زمین کنعان را بتو خواهم داد تا حصّه میراث شما شود *
{{verse|۱۰۵|۱۲|color=black}} هنگامی که عددی معدود بودند قلیلالعدد و غربا در آنجا *
{{verse|۱۰۵|۱۳|color=black}} و از امّتی تا امّتی سرگردان میبودند و از یک مملکت تا قوم دیگر *
{{verse|۱۰۵|۱۴|color=black}} او نگذاشت که کسی بر ایشان ظلم کند بلکه پادشاهان را بخاطر ایشان توبیخ نمود *
{{verse|۱۰۵|۱۵|color=black}} که بر مسیحان من دست مگذارید و انبیای مرا ضرر مرسانید *
{{verse|۱۰۵|۱۶|color=black}} پس قحطی را بر آن زمین خواند و تمامی قوام نان را شکست *
{{verse|۱۰۵|۱۷|color=black}} و مردی پیش روی ایشان فرستاد یعنی یوسف را که او را بغلامی فروختند *
{{verse|۱۰۵|۱۸|color=black}} پایهای وی را بزنجیرها خستند و جان او در آهن بسته شد *
{{verse|۱۰۵|۱۹|color=black}} تا وقتی که سخن او واقع شد و کلام {{روخط|خداوند}} او را امتحان نمود *
{{verse|۱۰۵|۲۰|color=black}} آنگاه پادشاه فرستاده بندهای او را گشاد و سلطان قومها او را آزاد ساخت *
{{verse|۱۰۵|۲۱|color=black}} او را بر خانهٔخود حاکم قرار داد و مختار بر تمام مایملک خویش *
{{verse|۱۰۵|۲۲|color=black}} تا بارادهٔ خود سروران او را بند نماید<noinclude></noinclude>
i83uy3uviul0sinkk8ze2363bnklmcy
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۲۱
104
88416
288724
2026-06-21T19:14:13Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «و مشایخ او را حکمت آموزد * {{verse|۱۰۵|۲۳|color=black}} پس اسرائیل بمصر درآمدند و یعقوب در زمین حام غربت پذیرفت * {{verse|۱۰۵|۲۴|color=black}} و او قوم خود را بغایت بارور گردانید و ایشان را از دشمنان ایشان قویتر ساخت * {{verse|۱۰۵|۲۵|color=black}} لیکن دل ایشان را برگردانید تا...» ایجاد کرد
288724
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و مشایخ او را حکمت آموزد *
{{verse|۱۰۵|۲۳|color=black}} پس اسرائیل بمصر درآمدند و یعقوب در زمین حام غربت پذیرفت *
{{verse|۱۰۵|۲۴|color=black}} و او قوم خود را بغایت بارور گردانید و ایشان را از دشمنان ایشان قویتر ساخت *
{{verse|۱۰۵|۲۵|color=black}} لیکن دل ایشان را برگردانید تا بر قوم او کینه ورزند و بر بندگان وی حیله نمایند *
{{verse|۱۰۵|۲۶|color=black}} بندهٔ خود موسی را فرستاد و هارون را که برگزیده بود *
{{verse|۱۰۵|۲۷|color=black}} کلمات و آیات او را در میان ایشان اقامه کردند و عجایب او را در زمین حام *
{{verse|۱۰۵|۲۸|color=black}} ظلمت را فرستاد که تاریک گردید پس بکلام او مخالفت نورزیدند *
{{verse|۱۰۵|۲۹|color=black}} آبهای ایشان را بخون مبدل ساخت و ماهیان ایشان را میرانید *
{{verse|۱۰۵|۳۰|color=black}} زمین ایشان غوکها را بازدحام پیدا نمود حتّی در حرمهای پادشاهان ایشان *
{{verse|۱۰۵|۳۱|color=black}} او گفت و انواع مگسها پدید آمد و پشهها در همهٔ حدود ایشان *
{{verse|۱۰۵|۳۲|color=black}} تگرگ را بعوض باران بارانید و آتش مشتعل را در زمین ایشان *
{{verse|۱۰۵|۳۳|color=black}} موها و انجیرهای ایشان را زد و درختان محّال ایشان را بشکست *
{{verse|۱۰۵|۳۴|color=black}} او گفت و ملخ پدید آمد و کرمها از حّد شماره افزون *
{{verse|۱۰۵|۳۵|color=black}} و هر سهم را در زمین ایشان بخوردند و میوههای زمین ایشان را خوردند *
{{verse|۱۰۵|۳۶|color=black}} و جمیع نخستزادگان را در زمین ایشان زد اوایل تمامی قوّت ایشان را *
{{verse|۱۰۵|۳۷|color=black}} و ایشان را با طلا و نقره بیرون آورد که در اسباط ایشان یکی ضعیف نبود *
{{verse|۱۰۵|۳۸|color=black}} مصریان از بیرون رفتن ایشان شاد بودند زیرا که خوف ایشان بر آنها مستولی گردیده بود *
{{verse|۱۰۵|۳۹|color=black}} ابری برای پوشش گسترانید و آتشی که شامگاه روشنائی دهد *
{{verse|۱۰۵|۴۰|color=black}} سؤال کردند پس سَلْوی برای ایشان فرستاد و ایشان را از نان آسمان سیر گردانید *
{{verse|۱۰۵|۴۱|color=black}} صخره را بشکافت و آب جاری شد در جایهای خشک مثل نهر روان گردید *
{{verse|۱۰۵|۴۲|color=black}} زیرا کلام مقدّس خود را بیاد آورد و بندهٔ خویش ابراهیم را *
{{verse|۱۰۵|۴۳|color=black}} و قوم خود را با شادمانی بیرون آورد و برگزیدگان خویش را با ترنّم *
{{verse|۱۰۵|۴۴|color=black}} و زمینهای امّتها را بدیشان داد و زحمت قومها را وارث شدند *
{{verse|۱۰۵|۴۵|color=black}} تا آنکه فرایض او را نگاه دارند و شریعت او را حفظ نمایند هللویاه *
{{وسط|{{روخط|باب صد و ششم}}}}
{{فصل|۱۰۶}}
{{verse|۱۰۶|۱|color=black}} هللویاه {{روخط|خداوند}} را حمد بگویید زیرا که او نیکو است و رحمت او تا ابدالآباد *
{{verse|۱۰۶|۲|color=black}} کیست که اعمال عظیم {{روخط|خداوند}} را بگوید و همهٔ تسبیحات او را بشنواند *
{{verse|۱۰۶|۳|color=black}} خوشابحال آنانیکه انصاف را نگاه دارند و آن که عدالت را در همهٔ وقت بعمل<noinclude></noinclude>
rl9k325oz7q7vla4mo2xfd9q39ogeqe
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۲۲
104
88417
288725
2026-06-21T19:15:25Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «آورد * {{verse|۱۰۶|۴|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} مرا یاد کن برضامندییی که با قوم خود میداری و بنجات خود از من تفقّد نما * {{verse|۱۰۶|۵|color=black}} تا سعادت برگزیدگان تو را ببینم و بشادمانی قوم تو مسرور شوم و با میراث تو فخر نمایم * {{verse|۱۰۶|۶|color=black}} با پدران خود...» ایجاد کرد
288725
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>آورد *
{{verse|۱۰۶|۴|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} مرا یاد کن برضامندییی که با قوم خود میداری و بنجات خود از من تفقّد نما *
{{verse|۱۰۶|۵|color=black}} تا سعادت برگزیدگان تو را ببینم و بشادمانی قوم تو مسرور شوم و با میراث تو فخر نمایم *
{{verse|۱۰۶|۶|color=black}} با پدران خود گناه نمودهایم و عصیان ورزیده شرارت کردهایم *
{{verse|۱۰۶|۷|color=black}} پدران ما کارهای عجیب تو را در مصر نفهمیدند و کثرت رحمت تو را بیاد نیاوردند بلکه نزد دریا یعنی بحر قلزم فتنه انگیختند *
{{verse|۱۰۶|۸|color=black}} لیکن بخاطر اسم خود ایشان را نجات داد تا توانائی خود را اعلان نماید *
{{verse|۱۰۶|۹|color=black}} و بحر قُلْزُم را عتاب کرد که خشک گردید پس ایشان را در لجّهها مثل بیابان رهبری فرمود *
{{verse|۱۰۶|۱۰|color=black}} و ایشان را از دست دشمن نجات داد و از دست خصم رهائی بخشید *
{{verse|۱۰۶|۱۱|color=black}} و آب دشمنان ایشان را پوشانید که یکی از ایشان باقی نماند *
{{verse|۱۰۶|۱۲|color=black}} آنگاه بکلام او ایمان آوردند و حمد او را سراییدند *
{{verse|۱۰۶|۱۳|color=black}} لیکن اعمال او را بزودی فراموش کردند و مشورت او را انتظار نکشیدند *
{{verse|۱۰۶|۱۴|color=black}} بلکه شهوتپرستی نمودند در بادیه و خدا را امتحان کردند در هامون *
{{verse|۱۰۶|۱۵|color=black}} و مسألت ایشان را بدیشان داد لیکن لاغری در جانهای ایشان فرستاد *
{{verse|۱۰۶|۱۶|color=black}} پس بموسی در اردو حسد بردند و بهارون مقدّس یهوّه *
{{verse|۱۰۶|۱۷|color=black}} و زمین شکافته شده داتان را فرو برد و جماعت ابیرام را پوشانید *
{{verse|۱۰۶|۱۸|color=black}} و آتش در جماعت ایشان افروخته شده شعلهٔ آتش شریران را سوزانید *
{{verse|۱۰۶|۱۹|color=black}} گوسالهای در حوریب ساختند و بتی ریخته شده را پرستش نمودند *
{{verse|۱۰۶|۲۰|color=black}} و جلال خود را تبدیل نمودند بمثال گاوی که علف میخورد *
{{verse|۱۰۶|۲۱|color=black}} و خدای نجات دهنده خود را فراموش کردند که کارهای عظیم در مصر کرده بود *
{{verse|۱۰۶|۲۲|color=black}} و اعمال عجیبه را در زمین حام و کارهای ترسناک را در بحر قلزم *
{{verse|۱۰۶|۲۳|color=black}} آنگاه گفت که ایشان را هلاک بکند اگر برگزیده اوموسی در شکاف بحضور وی نمیایستاد تا غضب او را از هلاکتِ ایشان برگرداند *
{{verse|۱۰۶|۲۴|color=black}} و زمین مرغوب را خوار شمردند و بکلام وی ایمان نیاوردند *
{{verse|۱۰۶|۲۵|color=black}} و در خیمههای خود همهمه کردند و قول {{روخط|خداوند}} را استماع ننمودند *
{{verse|۱۰۶|۲۶|color=black}} له'ذا دست خود را برایشان برافراشت که ایشان را در صحرا از پا درآوَرَدْ *
{{verse|۱۰۶|۲۷|color=black}} و ذریّت ایشان را در میان امّتها بیندازد و ایشان را در زمینها پراکنده کند *
{{verse|۱۰۶|۲۸|color=black}} پس ببعل فغور پیوستند و قربانیهای مردگان را خوردند *
{{verse|۱۰۶|۲۹|color=black}} و بکارهای خود خشم او را بهیجان آوردند و وبا بر ایشان سخت آمد *
{{verse|۱۰۶|۳۰|color=black}} آنگاه فینحاس بر پا ایستاده داوری نمود و وبا برداشته شد *
{{verse|۱۰۶|۳۱|color=black}} و این برای او بعدالت محسوب<noinclude></noinclude>
8jdpl2mhk6ksa62f100pum1rtdbd8ym
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۲۳
104
88418
288726
2026-06-21T19:15:43Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «گردید نسلاً بعد نسل تا ابدالآباد * {{verse|۱۰۶|۳۲|color=black}} و او را نزد آب مریبه غضبناک نمودند حتی موسی را بخاطر ایشان آزاری عارض گردید * {{verse|۱۰۶|۳۳|color=black}} زیرا که روح او را تلخ ساختند تا از لبهای خود ناسزا گفت * {{verse|۱۰۶|۳۴|color=black}} و آن قومها را هلاک نک...» ایجاد کرد
288726
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>گردید نسلاً بعد نسل تا ابدالآباد *
{{verse|۱۰۶|۳۲|color=black}} و او را نزد آب مریبه غضبناک نمودند حتی موسی را بخاطر ایشان آزاری عارض گردید *
{{verse|۱۰۶|۳۳|color=black}} زیرا که روح او را تلخ ساختند تا از لبهای خود ناسزا گفت *
{{verse|۱۰۶|۳۴|color=black}} و آن قومها را هلاک نکردند که دربارهٔ ایشان {{روخط|خداوند}} امر فرموده بود *
{{verse|۱۰۶|۳۵|color=black}} بلکه خویشتن را با امّتها آمیختند و کارهای ایشان را آموختند *
{{verse|۱۰۶|۳۶|color=black}} و بتهای ایشان را پرستش نمودند تا آنکه برای ایشان دام گردید *
{{verse|۱۰۶|۳۷|color=black}} و پسران و دختران خویش را برای دیوها قربانی گذرانیدند *
{{verse|۱۰۶|۳۸|color=black}} و خون بیگناه را ریختند یعنی خون پسران و دختران خود را که آن را برای بتهای کنعان ذبح کردند و زمین از خون ملوّث گردید *
{{verse|۱۰۶|۳۹|color=black}} و از کارهای خود نجس شدند و در افعال خویش زناکار گردیدند *
{{verse|۱۰۶|۴۰|color=black}} له'ذا خشم {{روخط|خداوند}} بر قوم خود افروخته شد و میراث خویش را مکروه داشت *
{{verse|۱۰۶|۴۱|color=black}} و ایشان را بدست امّتها تسلیم نمود تا آنانی که از ایشان نفرت داشتند بر ایشان حکمرانی کردند *
{{verse|۱۰۶|۴۲|color=black}} و دشمنان ایشان بر ایشان ظلم نمودند و زیر دست ایشان ذلیل گردیدند *
{{verse|۱۰۶|۴۳|color=black}} بارهای بسیار ایشان را خلاصی داد لیکن بمشورتهای خویش براو فتنه کردند و بهسبب گناه خویش خوار گردیدند *
{{verse|۱۰۶|۴۴|color=black}} با وجود این بر تنگی ایشان نظر کرد وقتی که فریاد ایشان را شنید *
{{verse|۱۰۶|۴۵|color=black}} و بخاطر ایشان عهد خود را بیاد آورد و در کثرت رحمت خویش بازگشت نمود *
{{verse|۱۰۶|۴۶|color=black}} و ایشان را حرمت داد در نظر جمیع اسیرکنندگان ایشان *
{{verse|۱۰۶|۴۷|color=black}} ای یهوّه خدای ما ما را نجات ده و ما را از میان امّتها جمع کن تا نام قدّوس تو را حمد گوییم و در تسبیح تو فخر نماییم *
{{verse|۱۰۶|۴۸|color=black}} یهوّه خدای اسرائیل متبارک باد از ازل تا ابدالآباد و تمامی قوم بگویند آمین هلّلویاه *
{{وسط|{{روخط|باب صد و هفتم}}}}
{{فصل|۱۰۷}}
{{verse|۱۰۷|۱|color=black}} {{روخط|خداوند}} را حمد بگویید زیرا که او نیکو است و رحمت او باقی است تا ابدالآباد *
{{verse|۱۰۷|۲|color=black}} فدیه شدگان {{روخط|خداوند}} این را بگویند که ایشان را از دست دشمن فدیه داده است *
{{verse|۱۰۷|۳|color=black}} و ایشان را از بُلدان جمع کرده از مشرق و مغرب و از شمال و جنوب *
{{verse|۱۰۷|۴|color=black}} در صحرا آواره شدند و دربادیهای بیطریق و شهری برای سکونت نیافتند *
{{verse|۱۰۷|۵|color=black}} گرسنه و تشنه نیز شدند و جان ایشان در ایشان مستمند گردید *
{{verse|۱۰۷|۶|color=black}} آنگاه در تنگی خود نزد {{روخط|خداوند}} فریاد برآوردند و ایشان را از تنگیهای ایشان رهائی بخشید *
{{verse|۱۰۷|۷|color=black}} و ایشان را براه<noinclude></noinclude>
cpc6p1ggku1ow0ad8vw9lihbqgy7ret
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۲۴
104
88419
288727
2026-06-21T19:15:58Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «مستقیم رهبری نمود تا بشهری مسکون درآمدند * {{verse|۱۰۷|۸|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} را بهسبب رحمتش تشکّر نمایند و بهسبب کارهای عجیب وی با بنیآدم * {{verse|۱۰۷|۹|color=black}} زیرا که جان آرزومند را سیر گردانید و جان گرسنه را از چیزهای نیکو پر ساخت * {{verse|۱۰۷|۱۰|col...» ایجاد کرد
288727
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>مستقیم رهبری نمود تا بشهری مسکون درآمدند *
{{verse|۱۰۷|۸|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} را بهسبب رحمتش تشکّر نمایند و بهسبب کارهای عجیب وی با بنیآدم *
{{verse|۱۰۷|۹|color=black}} زیرا که جان آرزومند را سیر گردانید و جان گرسنه را از چیزهای نیکو پر ساخت *
{{verse|۱۰۷|۱۰|color=black}} آنانی که در تاریکی و سایه موت نشسته بودند که در مذلّت و آهن بسته شده بودند *
{{verse|۱۰۷|۱۱|color=black}} زیرا بکلام خدا مخالفت نمودند و بنصیحت حضرت اعلی اهانت کردند *
{{verse|۱۰۷|۱۲|color=black}} و او دل ایشان را بمشقّت ذلیل ساخت بلغزیدند و مدد کنندهای نبود *
{{verse|۱۰۷|۱۳|color=black}} آنگاه در تنگی خود نزد {{روخط|خداوند}} فریاد برآوردند و ایشان را از تنگیهای ایشان رهائی بخشید *
{{verse|۱۰۷|۱۴|color=black}} ایشان را از تاریکی و سایه موت بیرون آورد و بندهای ایشان را بگسست *
{{verse|۱۰۷|۱۵|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} را بهسبب رحمتش تشکّر نمایند و بهسبب کارهای عجیب او با بنیآدم *
{{verse|۱۰۷|۱۶|color=black}} زیرا که دروازههای برنجین را شکسته و بندهای آهنین را پاره کرده است *
{{verse|۱۰۷|۱۷|color=black}} احمقان بهسبب طریق شریرانه خود و بهسبب گناهان خویش خود را ذلیل ساختند *
{{verse|۱۰۷|۱۸|color=black}} جان ایشان هر قسم خوراک را مکروه داشت و بدروازههای موت نزدیک شدند *
{{verse|۱۰۷|۱۹|color=black}} آنگاه در تنگی خود نزد {{روخط|خداوند}} فریاد برآوردند و ایشان را از تنگیهای ایشان رهائی بخشید *
{{verse|۱۰۷|۲۰|color=black}} کلام خود را فرستاده ایشان را شفا بخشید و ایشان را از هلاکتهای ایشان رهانید *
{{verse|۱۰۷|۲۱|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} را بهسبب رحمتش تشکرنمایند و بهسبب کارهای عجیب او با بنیآدم *
{{verse|۱۰۷|۲۲|color=black}} و قربانیهای تشکّر را بگذرانند و اعمال وی را بترّنم ذکر کنند *
{{verse|۱۰۷|۲۳|color=black}} آنانی که در کشتیها بدریا رفتند و در آبهای کثیر شغل کردند *
{{verse|۱۰۷|۲۴|color=black}} اینان کارهای {{روخط|خداوند}} را دیدند و اعمال عجیب او را در لجّهها *
{{verse|۱۰۷|۲۵|color=black}} او گفت پس باد تند را وزانید و امواج آن را برافراشت *
{{verse|۱۰۷|۲۶|color=black}} به آسمانها بالا رفتند و بلجّهها فرود شدند و جان ایشان از سختی گداخته گردید *
{{verse|۱۰۷|۲۷|color=black}} سرگردان گشته مثل مستان افتان و خیزان شدند و عقل ایشان تماماً حیران گردید *
{{verse|۱۰۷|۲۸|color=black}} آنگاه در تنگی خود نزد {{روخط|خداوند}} فریاد برآوردند و ایشان را از تنگیهای ایشان رهائی بخشید *
{{verse|۱۰۷|۲۹|color=black}} طوفان را بآرامی ساکت ساخت که موجهایش ساکن گردید *
{{verse|۱۰۷|۳۰|color=black}} پس مسرور شدند زیرا که آسایش یافتند و ایشان را ببندرِ مرادِ ایشان رسانید *
{{verse|۱۰۷|۳۱|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} را بهسبب رحمتش تشکّر نمایند و بهسبب کارهای عجیب او با بنیآدم *
{{verse|۱۰۷|۳۲|color=black}} و او را در مجمع قوم متعال بخوانند و در مجلس مشایخ او را تسبیح بگویند *
{{verse|۱۰۷|۳۳|color=black}} او نهرها را ببادیه مبدّل کرد و چشمههای آب را بزمین تشنه *<noinclude></noinclude>
i9mss7phduy97k08x2kja4d8ki4f6mq
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۲۵
104
88420
288728
2026-06-21T19:17:51Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۱۰۷|۳۴|color=black}} و زمین بارور را نیز بشورهزار بهسبب شرارت ساکنان آن * {{verse|۱۰۷|۳۵|color=black}} بادیه را بدریاچه آب مبدّل کرد و زمین خشک را بچشمههای آب * {{verse|۱۰۷|۳۶|color=black}} و گرسنگان را در آنجا ساکن ساخت تا شهری برای سکونت بنا نمودند * {{verse|۱۰۷|۳۷|color=blac...» ایجاد کرد
288728
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۱۰۷|۳۴|color=black}} و زمین بارور را نیز بشورهزار بهسبب شرارت ساکنان آن *
{{verse|۱۰۷|۳۵|color=black}} بادیه را بدریاچه آب مبدّل کرد و زمین خشک را بچشمههای آب *
{{verse|۱۰۷|۳۶|color=black}} و گرسنگان را در آنجا ساکن ساخت تا شهری برای سکونت بنا نمودند *
{{verse|۱۰۷|۳۷|color=black}} و مزرعهها کاشتند و تاکستانها غرس نمودند و حاصل غلّه بعمل آوردند *
{{verse|۱۰۷|۳۸|color=black}} و ایشان را برکت داد تا بغایت کثیر شدند و بهایم ایشان را نگذارد کم شوند *
{{verse|۱۰۷|۳۹|color=black}} و باز کم گشتند و ذلیل شدند از ظلم و شقاوت و حزن *
{{verse|۱۰۷|۴۰|color=black}} ذلّت را بر رؤسا میریزد و ایشان را در بادیهای که راه ندارد آواره میسازد *
{{verse|۱۰۷|۴۱|color=black}} امّا مسکین را ازمشقّتش برمیافرازد و قبیلهها را مثل گلهها برایش پیدا میکند *
{{verse|۱۰۷|۴۲|color=black}} صالحان این را دیده شادمان میشوند و تمامی شرارت دهان خود را خواهد بست *
{{verse|۱۰۷|۴۳|color=black}} کیست خردمند تا بدین چیزها تفکّر نماید که ایشان رحمتهای {{روخط|خداوند}} را خواهند فهمید *
{{وسط|{{روخط|باب صد و هشتم}}}}
{{فصل|۱۰۸}}
{{verse|۱۰۸|۱|color=black}} [سرود و مزمور داود] ای خدا دل من مستحکم است من خواهم سرایید و ترنّم خواهم نمود و جلال من نیز *
{{verse|۱۰۸|۲|color=black}} ای عود و بربط بیدار شوید من نیز در سحرگاه بیدار خواهم شد *
{{verse|۱۰۸|۳|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} تو را در میان قومها حمد خواهم گفت و در میان طایفهها تو را خواهم سرایید *
{{verse|۱۰۸|۴|color=black}} زیرا که رحمت تو عظیم است فوق آسمانها و راستی تو تا افلاک میرسد *
{{verse|۱۰۸|۵|color=black}} ای خدا بر فوق آسمانها متعال باش و جلال تو بر تمامی زمین *
{{verse|۱۰۸|۶|color=black}} تا محبوبان تو خلاصی یابند بدست راست خود نجات ده و مرا اجابت فرما *
{{verse|۱۰۸|۷|color=black}} خدا در قدّوسیت خود سخن گفته است پس وجد خواهم نمود شکیم را تقسیم میکنم و وادی سکّوت را خواهم پیمود *
{{verse|۱۰۸|۸|color=black}} جلعاد از آن من است و منسّی از آن من و افرایم خود سر من و یهودا عصای سلطنت من *
{{verse|۱۰۸|۹|color=black}} موآب ظرف شست و شوی من است و بر ادوم نعلین خود را خواهم انداخت و بر فلسطین فخر خواهم نمود *
{{verse|۱۰۸|۱۰|color=black}} کیست که مرا بشهر حصین درآورد کیست که مرا بادوم رهبری نماید *
{{verse|۱۰۸|۱۱|color=black}} آیا نه تو ای خدا که ما را ترک کردهای و تو ای خدا که بالشکرهای ما بیرون نمیآیی *
{{verse|۱۰۸|۱۲|color=black}} ما را بر دشمن امداد فرما زیرا که مدد انسان باطل است *
{{verse|۱۰۸|۱۳|color=black}} در خدا با شجاعت کار خواهیم کرد و او دشمنان ما را پایمال خواهد نمود *<noinclude></noinclude>
5r4etbaeony0omxwyefusrm4qr5yojv
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۲۶
104
88421
288730
2026-06-21T19:18:08Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب صد و نهم}}}} {{فصل|۱۰۹}} {{verse|۱۰۹|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان مزمور داود] ای خدای تسبیح من خاموش مباش * {{verse|۱۰۹|۲|color=black}} زیرا که دهانِ شرارت و دهانِ فریب را بر من گشودهاند و بزبان دروغ بر من سخن گفتهاند * {{verse|۱۰۹|۳|color=black}} به سخنان کینه...» ایجاد کرد
288730
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب صد و نهم}}}}
{{فصل|۱۰۹}}
{{verse|۱۰۹|۱|color=black}} [برای سالار مغنیان مزمور داود] ای خدای تسبیح من خاموش مباش *
{{verse|۱۰۹|۲|color=black}} زیرا که دهانِ شرارت و دهانِ فریب را بر من گشودهاند و بزبان دروغ بر من سخن گفتهاند *
{{verse|۱۰۹|۳|color=black}} به سخنان کینه مرا احاطه کردهاند و بیسبب با من جنگ نمودهاند *
{{verse|۱۰۹|۴|color=black}} به عوض محبّتِ من با من مخالفت میکنند و امّا من دعا *
{{verse|۱۰۹|۵|color=black}} و بعوض نیکویی بمن بدی کردهاند و بعوض محبّت عداوت نموده *
{{verse|۱۰۹|۶|color=black}} مردی شریر را بر او بگمار و دشمن بدست راست او بایستد *
{{verse|۱۰۹|۷|color=black}} هنگامی که در محاکمه بیاید خطا کار بیرون آید و دعای او گناه بشود *
{{verse|۱۰۹|۸|color=black}} ایّام عمرش کم شود و منصب او را دیگری ضبط نماید *
{{verse|۱۰۹|۹|color=black}} فرزندان او یتیم بشوند و زوجه وی بیوه گردد *
{{verse|۱۰۹|۱۰|color=black}} و فرزندان او آواره شده گدائی بکنند و از خرابههای خود قوّت را بجویند *
{{verse|۱۰۹|۱۱|color=black}} طلبکار تمامی مایملک او را ضبط نماید و اجنبیان محنت او را تاراج کنند *
{{verse|۱۰۹|۱۲|color=black}} کسی نباشد که بر او رحمت کند و بر یتیمانِ وی احدی رأفت ننماید *
{{verse|۱۰۹|۱۳|color=black}} ذرّیت وی منقطع گردند و در طبقه بعد نام ایشان محو شود *
{{verse|۱۰۹|۱۴|color=black}} عصیان پدرانش نزد {{روخط|خداوند}} بیاد آورده شود و گناه مادرش محو نگردد *
{{verse|۱۰۹|۱۵|color=black}} و آنها در مدّ نظر {{روخط|خداوند}} دائماً بماند تا یادگاری ایشان را از زمین ببُرَد *
{{verse|۱۰۹|۱۶|color=black}} زیرا که رحمت نمودن را بیاد نیاوَرْد بلکه بر فقیر و مسکین جفا کرد و بر شکسته دل تا او را بقتل رساند *
{{verse|۱۰۹|۱۷|color=black}} چون که لعنت را دوست میداشت بدو رسیده و چون که برکت را نمیخواست از او دور شده است *
{{verse|۱۰۹|۱۸|color=black}} و لعنت را مثل ردای خود در بر گرفت و مثل آب بشکمش درآمد و مثل روغن در استخوانهای وی *
{{verse|۱۰۹|۱۹|color=black}} پس مثل جامهای که او را میپوشاند و چون کمربندی که بآن همیشه بسته میشود خواهد بود *
{{verse|۱۰۹|۲۰|color=black}} این است اجرت مخالفانم از جانب {{روخط|خداوند}} و برای آنانی که بر جان من بدی میگویند *
{{verse|۱۰۹|۲۱|color=black}} امّا تو ای یهوّه {{روخط|خداوند}} بخاطر نام خود با من عمل نما چون که رحمت تو نیکوست مرا خلاصی ده *
{{verse|۱۰۹|۲۲|color=black}} زیرا که من فقیر و مسکین هستم و دل من در اندرونم مجروح است *
{{verse|۱۰۹|۲۳|color=black}} مثل سایهای که در زوال باشد رفتهام و مثل ملخ رانده شدهام *
{{verse|۱۰۹|۲۴|color=black}} زانوهایم از روزه داشتن میلرزد و گوشتم از فربهی کاهیده میشود *
{{verse|۱۰۹|۲۵|color=black}} و من نزد ایشان عار گردیدهام چون مرا میبینند سر خود را<noinclude></noinclude>
m0stzjnv7e71u0fqowjmxqfsal9n61r
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۲۷
104
88422
288731
2026-06-21T19:18:24Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «میجنبانند * {{verse|۱۰۹|۲۶|color=black}} ای یهوه خدای من مرا اعانت فرما و بحسب رحمت خود مرا نجات ده * {{verse|۱۰۹|۲۷|color=black}} تا بدانند که این است دست تو و تو ای {{روخط|خداوند}} این را کردهای * {{verse|۱۰۹|۲۸|color=black}} ایشان لعنت بکنند امّا تو برکت بده ایشان برخیزند و خج...» ایجاد کرد
288731
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>میجنبانند *
{{verse|۱۰۹|۲۶|color=black}} ای یهوه خدای من مرا اعانت فرما و بحسب رحمت خود مرا نجات ده *
{{verse|۱۰۹|۲۷|color=black}} تا بدانند که این است دست تو و تو ای {{روخط|خداوند}} این را کردهای *
{{verse|۱۰۹|۲۸|color=black}} ایشان لعنت بکنند امّا تو برکت بده ایشان برخیزند و خجل گردند و امّا بندهٔ تو شادمان شود *
{{verse|۱۰۹|۲۹|color=black}} جفا کنندگانم برسوائی ملبّس شوند و خجالت خویش را مثل ردا بپوشند *
{{verse|۱۰۹|۳۰|color=black}} {{روخط|خداوند}} را بزبان خود بسیار تشکّر خواهم کرد و او را در جماعت کثیر حمد خواهم گفت *
{{verse|۱۰۹|۳۱|color=black}} زیرا که بدست راست مسکین خواهد ایستادتا او را از آنانی که بر جان او فتوا میدهند برهاند *
{{وسط|{{روخط|باب صد و دهم}}}}
{{فصل|۱۱۰}}
{{verse|۱۱۰|۱|color=black}} [مزمور داود] یهوه ب{{روخط|خداوند}} من گفت بدست راست من بنشین تا دشمنانت را پای انداز تو سازم *
{{verse|۱۱۰|۲|color=black}} {{روخط|خداوند}} عصای قوّت تو را از صهیون خواهد فرستاد در میان دشمنان خود حکمرانی کن *
{{verse|۱۱۰|۳|color=black}} قوم تو در روزِ قوّتِ تو هدایای تبرّعی میباشند در زینتهای قدّوسیت شبنمِ جوانیِ تو از رَحِم صحرگاه برای توست *
{{verse|۱۱۰|۴|color=black}} {{روخط|خداوند}} قسم خورده است و پشیمان نخواهد شد که تو کاهن هستی تا ابدالآباد برتبه ملکیصدق *
{{verse|۱۱۰|۵|color=black}} {{روخط|خداوند}} که بدست راست توست در روز غضب خود پادشاهان را شکست خواهد داد *
{{verse|۱۱۰|۶|color=black}} در میان امّتها داوری خواهد کرد از لاشها پر خواهد ساخت و سر آنها را در زمین وسیع خواهد کوبید *
{{verse|۱۱۰|۷|color=black}} از نهرِ سرِ راه خواهد نوشید بنابراین سر خود را بر خواهد افراشت *
{{وسط|{{روخط|باب صد و یازدهم}}}}
{{فصل|۱۱۱}}
{{verse|۱۱۱|۱|color=black}} هلّلویاه {{روخط|خداوند}} را بتمامی دل حمد خواهم گفت در مجلس راستان و در جماعت *
{{verse|۱۱۱|۲|color=black}} کارهای {{روخط|خداوند}} عظیم است و همگانی که بآنها رغبت دارند در آنها تفتیش میکنند *
{{verse|۱۱۱|۳|color=black}} کار او جلال و کبریائی است و عدالت وی پایدار تا ابدالآباد *
{{verse|۱۱۱|۴|color=black}} یادگاری برای کارهای عجیب خود ساخته است {{روخط|خداوند}} کریم و رحیم است *
{{verse|۱۱۱|۵|color=black}} ترسندگان خود را رزقی نیکوداده است عهد خویش را بیاد خواهد داشت تا ابدالآباد *
{{verse|۱۱۱|۶|color=black}} قوّت اعمال خود را برای قوم خود بیان کرده است تا میراث امّتها را بدیشان عطا فرماید *
{{verse|۱۱۱|۷|color=black}} کارهای دستهایش راستی و انصاف است و جمیع فرایض<noinclude></noinclude>
o40g66f3dles0itpdmc0i5qrg876lgs
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۲۸
104
88423
288732
2026-06-21T19:18:45Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «وی امین * {{verse|۱۱۱|۸|color=black}} آنها پایدار است تا ابدالآباد در راستی و استقامت کرده شده * {{verse|۱۱۱|۹|color=black}} فدیهای برای قوم خود فرستاد و عهد خویش را تا ابد امر فرمود نام او قدّوس و مهیب است * {{verse|۱۱۱|۱۰|color=black}} ترس {{روخط|خداوند}} ابتدای حکمت است همهٔ ع...» ایجاد کرد
288732
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>وی امین *
{{verse|۱۱۱|۸|color=black}} آنها پایدار است تا ابدالآباد در راستی و استقامت کرده شده *
{{verse|۱۱۱|۹|color=black}} فدیهای برای قوم خود فرستاد و عهد خویش را تا ابد امر فرمود نام او قدّوس و مهیب است *
{{verse|۱۱۱|۱۰|color=black}} ترس {{روخط|خداوند}} ابتدای حکمت است همهٔ عاملین آنها را خردمندی نیکو است حمد او پایدار است تا ابدالآباد *
{{وسط|{{روخط|باب صد و دوازدهم}}}}
{{فصل|۱۱۲}}
{{verse|۱۱۲|۱|color=black}} هللویاه خوشابحال کسی که از {{روخط|خداوند}} میترسد و در وصایای او بسیار رغبت دارد *
{{verse|۱۱۲|۲|color=black}} ذرّیتش در زمین زورآور خواهند بود طبقه راستان مبارک خواهند شد *
{{verse|۱۱۲|۳|color=black}} توانگری و دولت در خانهٔ او خواهد بود و عدالتش تا بابد پایدار است *
{{verse|۱۱۲|۴|color=black}} نور برای راستان در تاریکی طلوع میکند او کریم و رحیم و عادل است *
{{verse|۱۱۲|۵|color=black}} فرخنده است شخصی که رئوف و قرض دهنده باشد او کارهای خود را بانصاف استوار میدارد *
{{verse|۱۱۲|۶|color=black}} زیرا که تا بابد جنبش نخواهد خورد مرد عادل تا بابد مذکور خواهد بود *
{{verse|۱۱۲|۷|color=black}} از خبر بد نخواهد ترسید دل او پایدار است و بر {{روخط|خداوند}} توکّل دارد *
{{verse|۱۱۲|۸|color=black}} دل او استوار است و نخواهد ترسید تا آرزوی خویش را بر دشمنان خود ببیند *
{{verse|۱۱۲|۹|color=black}} بذل نموده بفقرا بخشیده است عدالتش تا بابد پایدار است شاخ او با عزّت افراشته خواهد شد *
{{verse|۱۱۲|۱۰|color=black}} شریر این را دیده غضبناک خواهد شد دندانهای خود را فشرده گداخته خواهد گشت آرزوی شریران زایل خواهد گردید *
{{وسط|{{روخط|باب صد و سیزدهم}}}}
{{فصل|۱۱۳}}
{{verse|۱۱۳|۱|color=black}} هلّلویاه ای بندگان {{روخط|خداوند}} تسبیح بخوانید نام {{روخط|خداوند}} را تسبیح بخوانید *
{{verse|۱۱۳|۲|color=black}} نام {{روخط|خداوند}} متبارک باد از الآن و تا ابدالآباد *
{{verse|۱۱۳|۳|color=black}} از مَطْلَع آفتاب تا مغرب آن نام {{روخط|خداوند}} تسبیح خوانده شود *
{{verse|۱۱۳|۴|color=black}} {{روخط|خداوند}} بر جمیع امّتها متعال است و جلال وی فوق آسمانها *
{{verse|۱۱۳|۵|color=black}} کیست مانند یهوّه خدای ما که بر اعلی علّیین نشسته است *
{{verse|۱۱۳|۶|color=black}} و متواضع میشود تا نظر نماید بر آسمانها و بر زمین *
{{verse|۱۱۳|۷|color=black}} که مسکین را از خاک برمیدارد و فقیر را از مزبله برمیافرازد *
{{verse|۱۱۳|۸|color=black}} تا او را با بزرگان بنشاند یعنی با بزرگان قوم خویش *
{{verse|۱۱۳|۹|color=black}} زن نازاد را خانهنشین میسازد و مادر فرحناک فرزندان هلّلویاه *<noinclude></noinclude>
cnq6i7r13tw0sr13h65b0lgrcarpapi
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۲۹
104
88424
288733
2026-06-21T19:19:13Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب صد و چهاردهم}}}} {{فصل|۱۱۴}} {{verse|۱۱۴|۱|color=black}} اجنبی زبان * {{verse|۱۱۴|۲|color=black}} یهودا مَقْدَس او بود و اسرائیل محّل سلطنت وی * {{verse|۱۱۴|۳|color=black}} دریا این را بدید و گریخت و اردن بعقب برگشت * {{verse|۱۱۴|۴|color=black}} کوهها مثل قوچها بجستن درآمدند...» ایجاد کرد
288733
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب صد و چهاردهم}}}}
{{فصل|۱۱۴}}
{{verse|۱۱۴|۱|color=black}} اجنبی زبان *
{{verse|۱۱۴|۲|color=black}} یهودا مَقْدَس او بود و اسرائیل محّل سلطنت وی *
{{verse|۱۱۴|۳|color=black}} دریا این را بدید و گریخت و اردن بعقب برگشت *
{{verse|۱۱۴|۴|color=black}} کوهها مثل قوچها بجستن درآمدند و تلها مثل برههای گله *
{{verse|۱۱۴|۵|color=black}} ای دریا تو را چه شد که گریختی و ای اردن که بعقب برگشتی *
{{verse|۱۱۴|۶|color=black}} ای کوهها که مثل قوچها بجستن درآمدید و ای تلها که مثل برههای گله *
{{verse|۱۱۴|۷|color=black}} ای زمیناز حضور {{روخط|خداوند}} متزلزل شو و از حضور خدای یعقوب *
{{verse|۱۱۴|۸|color=black}} که صخره را دریاچه آب گردانید و سنگ خارا را چشمه آب *
{{وسط|{{روخط|باب صد و پانزدهم}}}}
{{فصل|۱۱۵}}
{{verse|۱۱۵|۱|color=black}} ما را نی ای {{روخط|خداوند}} ما را نی بلکه نام خود را جلال ده بهسبب رحمتت و بهسبب راستی خویش *
{{verse|۱۱۵|۲|color=black}} امّتها چرا بگویند که خدای ایشان الآن کجاست *
{{verse|۱۱۵|۳|color=black}} امّا خدای ما در آسمانهاست آنچه را که اراده نمود بعمل آورده است *
{{verse|۱۱۵|۴|color=black}} بتهای ایشان نقره و طلاست از صنعت دستهای انسان *
{{verse|۱۱۵|۵|color=black}} آنها را دهان است و سخن نمیگویند آنها را چشمهاست و نمیبینند *
{{verse|۱۱۵|۶|color=black}} آنها را گوشهاست و نمیشنوند آنها را بینی است و نمیبویند *
{{verse|۱۱۵|۷|color=black}} دستها دارند و لمس نمیکنند و پایها و راه نمیروند و بگلوی خود تنطّق نمینمایند *
{{verse|۱۱۵|۸|color=black}} سازندگان آنها مثل آنها هستند و هر که بر آنها توکّل دارد *
{{verse|۱۱۵|۹|color=black}} ای اسرائیل بر {{روخط|خداوند}} توکّل نما او معاون و سپر ایشان است *
{{verse|۱۱۵|۱۰|color=black}} ای خاندانِ هارون بر {{روخط|خداوند}} توکّل نمایید او معاون و سپر ایشان است *
{{verse|۱۱۵|۱۱|color=black}} ای ترسندگانِ {{روخط|خداوند}} بر {{روخط|خداوند}} توکّل نمایید او معاون و سپر ایشان است *
{{verse|۱۱۵|۱۲|color=black}} {{روخط|خداوند}} ما را بیاد آورده برکت میدهد خاندان اسرائیل را برکت خواهد داد و خاندان هارون را برکت خواهد داد *
{{verse|۱۱۵|۱۳|color=black}} ترسندگان {{روخط|خداوند}} را برکت خواهد داد چه کوچک و چه بزرگ *
{{verse|۱۱۵|۱۴|color=black}} {{روخط|خداوند}} شما را ترقی خواهد داد شما و فرزندان شما را *
{{verse|۱۱۵|۱۵|color=black}} شما مبارک {{روخط|خداوند}} هستید که آسمان و زمین را آفرید *
{{verse|۱۱۵|۱۶|color=black}} آسمانها آسمانهای {{روخط|خداوند}} است و امّا زمین را ببنیآدم عطا<noinclude></noinclude>
ib8ys0k9pexwgogce6yyj67q59coj5n
288734
288733
2026-06-21T19:20:52Z
Hanooz
17889
288734
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب صد و چهاردهم}}}}
{{فصل|۱۱۴}}
{{verse|۱۱۴|۱|color=black}} وقتيكه اسرائیل از مصر بیرون آمدند و خاندان یعقوب از قوم اجنبی زبان *
{{verse|۱۱۴|۲|color=black}} یهودا مَقْدَس او بود و اسرائیل محّل سلطنت وی *
{{verse|۱۱۴|۳|color=black}} دریا این را بدید و گریخت و اردن بعقب برگشت *
{{verse|۱۱۴|۴|color=black}} کوهها مثل قوچها بجستن درآمدند و تلها مثل برههای گله *
{{verse|۱۱۴|۵|color=black}} ای دریا تو را چه شد که گریختی و ای اردن که بعقب برگشتی *
{{verse|۱۱۴|۶|color=black}} ای کوهها که مثل قوچها بجستن درآمدید و ای تلها که مثل برههای گله *
{{verse|۱۱۴|۷|color=black}} ای زمیناز حضور {{روخط|خداوند}} متزلزل شو و از حضور خدای یعقوب *
{{verse|۱۱۴|۸|color=black}} که صخره را دریاچه آب گردانید و سنگ خارا را چشمه آب *
{{وسط|{{روخط|باب صد و پانزدهم}}}}
{{فصل|۱۱۵}}
{{verse|۱۱۵|۱|color=black}} ما را نی ای {{روخط|خداوند}} ما را نی بلکه نام خود را جلال ده بهسبب رحمتت و بهسبب راستی خویش *
{{verse|۱۱۵|۲|color=black}} امّتها چرا بگویند که خدای ایشان الآن کجاست *
{{verse|۱۱۵|۳|color=black}} امّا خدای ما در آسمانهاست آنچه را که اراده نمود بعمل آورده است *
{{verse|۱۱۵|۴|color=black}} بتهای ایشان نقره و طلاست از صنعت دستهای انسان *
{{verse|۱۱۵|۵|color=black}} آنها را دهان است و سخن نمیگویند آنها را چشمهاست و نمیبینند *
{{verse|۱۱۵|۶|color=black}} آنها را گوشهاست و نمیشنوند آنها را بینی است و نمیبویند *
{{verse|۱۱۵|۷|color=black}} دستها دارند و لمس نمیکنند و پایها و راه نمیروند و بگلوی خود تنطّق نمینمایند *
{{verse|۱۱۵|۸|color=black}} سازندگان آنها مثل آنها هستند و هر که بر آنها توکّل دارد *
{{verse|۱۱۵|۹|color=black}} ای اسرائیل بر {{روخط|خداوند}} توکّل نما او معاون و سپر ایشان است *
{{verse|۱۱۵|۱۰|color=black}} ای خاندانِ هارون بر {{روخط|خداوند}} توکّل نمایید او معاون و سپر ایشان است *
{{verse|۱۱۵|۱۱|color=black}} ای ترسندگانِ {{روخط|خداوند}} بر {{روخط|خداوند}} توکّل نمایید او معاون و سپر ایشان است *
{{verse|۱۱۵|۱۲|color=black}} {{روخط|خداوند}} ما را بیاد آورده برکت میدهد خاندان اسرائیل را برکت خواهد داد و خاندان هارون را برکت خواهد داد *
{{verse|۱۱۵|۱۳|color=black}} ترسندگان {{روخط|خداوند}} را برکت خواهد داد چه کوچک و چه بزرگ *
{{verse|۱۱۵|۱۴|color=black}} {{روخط|خداوند}} شما را ترقی خواهد داد شما و فرزندان شما را *
{{verse|۱۱۵|۱۵|color=black}} شما مبارک {{روخط|خداوند}} هستید که آسمان و زمین را آفرید *
{{verse|۱۱۵|۱۶|color=black}} آسمانها آسمانهای {{روخط|خداوند}} است و امّا زمین را ببنیآدم عطا<noinclude></noinclude>
kl0h9o415r1rlcy0xcapiw5i7kv70do
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۳۰
104
88425
288735
2026-06-21T19:21:30Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «فرمود * {{verse|۱۱۵|۱۷|color=black}} مردگان نیستند که یاه را تسبیح میخوانند و نه آنانی که بخاموشی فرو میروند * {{verse|۱۱۵|۱۸|color=black}} لیکن ما یاه را متبارک خواهیم خواند از الآن و تا ابدالآباد هلّلویاه * {{وسط|{{روخط|باب صد و شانزدهم}}}} {{فصل|۱۱۶}} {{verse|۱۱۶|۱|color=black}...» ایجاد کرد
288735
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>فرمود *
{{verse|۱۱۵|۱۷|color=black}} مردگان نیستند که یاه را تسبیح میخوانند و نه آنانی که بخاموشی فرو میروند *
{{verse|۱۱۵|۱۸|color=black}} لیکن ما یاه را متبارک خواهیم خواند از الآن و تا ابدالآباد هلّلویاه *
{{وسط|{{روخط|باب صد و شانزدهم}}}}
{{فصل|۱۱۶}}
{{verse|۱۱۶|۱|color=black}} {{روخط|خداوند}} را محبّت مینمایم زیرا که آواز من و تضّرع مرا شنیده است *
{{verse|۱۱۶|۲|color=black}} زیرا که گوش خود را بمن فرا داشته است پس مدّت حیات خود او را خواهم خواند *
{{verse|۱۱۶|۳|color=black}} ریسمانهای موت مرا احاطه کرد و تنگیهای هاویه مرا دریافت تنگی و غم پیدا کردم *
{{verse|۱۱۶|۴|color=black}} آنگاه نام {{روخط|خداوند}} را خواندم آه ای {{روخط|خداوند}} جان مرا رهائی ده *
{{verse|۱۱۶|۵|color=black}} {{روخط|خداوند}} رئوف و عادل است و خدای ما رحیم است *
{{verse|۱۱۶|۶|color=black}} {{روخط|خداوند}} ساده دلان را محافظت میکند ذلیل بودم و مرا نجات داد *
{{verse|۱۱۶|۷|color=black}} ای جان من بآرامی خود برگرد زیرا {{روخط|خداوند}} بتو احسان نموده است *
{{verse|۱۱۶|۸|color=black}} زیرا که جان مرا از موت خلاصی دادی و چشمانم را از اشک و پایهایم را از لغزیدن *
{{verse|۱۱۶|۹|color=black}} به حضور {{روخط|خداوند}} سالک خواهم بود در زمین زندگان *
{{verse|۱۱۶|۱۰|color=black}} ایمان آوردم پس سخن گفتم من بسیار مستمند شدم *
{{verse|۱۱۶|۱۱|color=black}} در پریشانی خود گفتم که جمیع آدمیان دروغگویند *
{{verse|۱۱۶|۱۲|color=black}} {{روخط|خداوند}} را چه ادا کنم برای همهٔ احسانهائی که بمن نموده است *
{{verse|۱۱۶|۱۳|color=black}} پیاله نجات را خواهم گرفت و نام {{روخط|خداوند}} را خواهم خواند *
{{verse|۱۱۶|۱۴|color=black}} نذرهای خود را ب{{روخط|خداوند}} ادا خواهم کرد بحضور تمامی قوم او *
{{verse|۱۱۶|۱۵|color=black}} موت مقدّسان {{روخط|خداوند}} در نظر وی گرانبها است *
{{verse|۱۱۶|۱۶|color=black}} آه ای {{روخط|خداوند}} من بندهٔ تو هستم من بندهٔ تو و پسر کنیز تو هستم بندهای مرا گشودهای *
{{verse|۱۱۶|۱۷|color=black}} قربانیهای تشکر نزد تو خواهم گذرانید و نام {{روخط|خداوند}} را خواهم خواند *
{{verse|۱۱۶|۱۸|color=black}} نذرهای خود را ب{{روخط|خداوند}} ادا خواهم کرد بحضور تمامی قوم وی *
{{verse|۱۱۶|۱۹|color=black}} در صحنهای خانهٔ {{روخط|خداوند}} در اندرون تو ای اورشلیم هلّلویاه *
{{وسط|{{روخط|باب صد و هفدهم}}}}
{{فصل|۱۱۷}}
{{verse|۱۱۷|۱|color=black}} ای جمیع امّتها {{روخط|خداوند}} را تسبیحبخوانید ای تمامی قبایل او را حمد گویید *
{{verse|۱۱۷|۲|color=black}} زیرا که رحمت او بر ما عظیم است و راستی {{روخط|خداوند}} تا ابدالآباد هلّلویاه *<noinclude></noinclude>
az3tmxusdgbvw2jem6mr5rd7cj0sh6u
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۳۱
104
88426
288736
2026-06-21T19:22:41Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب صد و هجدهم}}}} {{فصل|۱۱۸}} {{verse|۱۱۸|۱|color=black}} {{روخط|خداوند}} را حمد گویید زیرا که نیکوست و رحمت او تا ابدالآباد است * {{verse|۱۱۸|۲|color=black}} اسرائیل بگویند که رحمت او تا ابدالآباد است * {{verse|۱۱۸|۳|color=black}} خاندان هارون بگویند که رحمت او تا ابدا...» ایجاد کرد
288736
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب صد و هجدهم}}}}
{{فصل|۱۱۸}}
{{verse|۱۱۸|۱|color=black}} {{روخط|خداوند}} را حمد گویید زیرا که نیکوست و رحمت او تا ابدالآباد است *
{{verse|۱۱۸|۲|color=black}} اسرائیل بگویند که رحمت او تا ابدالآباد است *
{{verse|۱۱۸|۳|color=black}} خاندان هارون بگویند که رحمت او تا ابدالآباد است *
{{verse|۱۱۸|۴|color=black}} ترسندگان {{روخط|خداوند}} بگویند که رحمت او تا ابدالآباد است *
{{verse|۱۱۸|۵|color=black}} در تنگی یاه را خواندم یاه مرا اجابت فرموده در جای وسیع آورد *
{{verse|۱۱۸|۶|color=black}} {{روخط|خداوند}} با من است پس نخواهم ترسید انسان بمن چه تواند کرد *
{{verse|۱۱۸|۷|color=black}} {{روخط|خداوند}} برایم از مددکاران من است پس من بر نفرت کنندگان خود آرزوی خویش را خواهم دید *
{{verse|۱۱۸|۸|color=black}} به {{روخط|خداوند}} پناه بردن بهتر است از توکّل نمودن بر آدمیان *
{{verse|۱۱۸|۹|color=black}} به {{روخط|خداوند}} پناه بردن بهتراست از توکّل نمودن بر امیران *
{{verse|۱۱۸|۱۰|color=black}} جمیع امّتها مرا احاطه کردند لیکن بنام {{روخط|خداوند}} ایشان را هلاک خواهم کرد *
{{verse|۱۱۸|۱۱|color=black}} مرا احاطه کردند و دور مرا گرفتند لیکن بنام {{روخط|خداوند}} ایشان را هلاک خواهم کرد *
{{verse|۱۱۸|۱۲|color=black}} مثل زنبورها مرا احاطه کردند و مثل آتش خارها خاموش شدند زیرا که بنام {{روخط|خداوند}} ایشان را هلاک خواهم کرد *
{{verse|۱۱۸|۱۳|color=black}} بر من سخت هجوم آوردی تا بیفتم لیکن {{روخط|خداوند}} مرا اعانت نمود *
{{verse|۱۱۸|۱۴|color=black}} {{روخط|خداوند}} قوّت و سرود من است و نجات من شده است *
{{verse|۱۱۸|۱۵|color=black}} آواز ترنّم و نجات در خیمههای عادلان است دست راست {{روخط|خداوند}} با شجاعت عمل میکند *
{{verse|۱۱۸|۱۶|color=black}} دست راست {{روخط|خداوند}} متعال است دست راست {{روخط|خداوند}} با شجاعت عمل میکند *
{{verse|۱۱۸|۱۷|color=black}} نمیمیرم بلکه زیست خواهم کرد و کارهای یاه را ذکر خواهم نمود *
{{verse|۱۱۸|۱۸|color=black}} یاه مرا بشدت تنبیه نموده لیکن مرا بموت نسپرده است *
{{verse|۱۱۸|۱۹|color=black}} دروازههای عدالت را برای من بگشایید بآنها داخل شده یاه را حمد خواهم گفت *
{{verse|۱۱۸|۲۰|color=black}} دروازه {{روخط|خداوند}} این است عادلان بدان داخل خواهند شد *
{{verse|۱۱۸|۲۱|color=black}} تو را حمد میگویم زیرا که مرا اجابت فرموده و نجات من شدهای *
{{verse|۱۱۸|۲۲|color=black}} سنگی را که معماران رد کردند همان سر زاویه شده است *
{{verse|۱۱۸|۲۳|color=black}} این از جانب {{روخط|خداوند}} شده و در نظر ما عجیب است *
{{verse|۱۱۸|۲۴|color=black}} این است روزی که {{روخط|خداوند}} ظاهر کرده است درآن وجد و شادی خواهیم نمود *
{{verse|۱۱۸|۲۵|color=black}} آه ای {{روخط|خداوند}} نجات ببخش آه ای {{روخط|خداوند}} سعادتعطا فرما *
{{verse|۱۱۸|۲۶|color=black}} متبارک باد او که بنام {{روخط|خداوند}} میآید شما را از خانهٔ {{روخط|خداوند}} برکت میدهیم *
{{verse|۱۱۸|۲۷|color=black}} یهوّه خدائی است که ما را روشن ساخته است ذبیحه را بریسمانها بر شاخهای قربانگاه<noinclude></noinclude>
8t1t9oz8yowvp1jzfrq8h5y01ydiwg9
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۳۲
104
88427
288737
2026-06-21T19:23:06Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «ببندید * {{verse|۱۱۸|۲۸|color=black}} تو خدای من هستی تو پس تو را حمد میگویم خدای من تو را متعال خواهم خواند * {{verse|۱۱۸|۲۹|color=black}} {{روخط|خداوند}} را حمد گویید زیرا که نیکوست و رحمت او تا ابدالآباد است * {{وسط|{{روخط|باب صد و نوزدهم}}}} {{فصل|۱۱۹}} {{verse|۱۱۹|۱|color=black}}...» ایجاد کرد
288737
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ببندید *
{{verse|۱۱۸|۲۸|color=black}} تو خدای من هستی تو پس تو را حمد میگویم خدای من تو را متعال خواهم خواند *
{{verse|۱۱۸|۲۹|color=black}} {{روخط|خداوند}} را حمد گویید زیرا که نیکوست و رحمت او تا ابدالآباد است *
{{وسط|{{روخط|باب صد و نوزدهم}}}}
{{فصل|۱۱۹}}
{{verse|۱۱۹|۱|color=black}} [ا] خوشا بحال کاملان طریق که بشریعت {{روخط|خداوند}} سالکند *
{{verse|۱۱۹|۲|color=black}} خوشا بحال آنانی که شهادات او را حفظ میکنند و بتمامیِ دل او را میطلبند *
{{verse|۱۱۹|۳|color=black}} کج روی نیز نمیکنند و بطریقهای وی سلوک مینمایند *
{{verse|۱۱۹|۴|color=black}} تو وصایای خود را امر فرمودهای تا آنها را تماماً نگاه داریم *
{{verse|۱۱۹|۵|color=black}} کاش که راههای من مستحکم شود تا فرایض تو را حفظ کنم *
{{verse|۱۱۹|۶|color=black}} آنگاه خجل نخواهم شد چون تمام اوامر تو را در مدّ نظر خود دارم *
{{verse|۱۱۹|۷|color=black}} تو را براستی دل حمد خواهم گفت چون داوریهای عدالت تو را آموخته شوم *
{{verse|۱۱۹|۸|color=black}} فرایض تو را نگاه میدارم مرا بالکلّیه ترک منما *
{{verse|۱۱۹|۹|color=black}} [ب] بچه چیز مرد جوان راه خود را پاک میسازد بنگاه داشتنش موافق کلام تو *
{{verse|۱۱۹|۱۰|color=black}} به تمامیِ دل تو را طلبیدم مگذار که از اوامر تو گمراه شوم *
{{verse|۱۱۹|۱۱|color=black}} کلام تو را در دل خود مخفی داشتم که مبادا بتو گناه ورزم *
{{verse|۱۱۹|۱۲|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} تو متبارک هستی فرایض خود را بمن بیاموز *
{{verse|۱۱۹|۱۳|color=black}} به لبهای خود بیان کردم تمامیِ داوریهای دهان تو را *
{{verse|۱۱۹|۱۴|color=black}} در طریق شهادات تو شادمانم *
{{verse|۱۱۹|۱۵|color=black}} چنانکه در هر قسم توانگری در وصایای تو تفکّر میکنم و بطریقهای تو نگران خواهم بود *
{{verse|۱۱۹|۱۶|color=black}} از فرایض تو لذّت میبرم پس کلام تو را فراموش نخواهم کرد *
{{verse|۱۱۹|۱۷|color=black}} [ج] ببندهٔ خود احسان بنما تا زنده شوم و کلام تو را حفظ نمایم *
{{verse|۱۱۹|۱۸|color=black}} چشمان مرا بگشا تا از شریعت تو چیزهای عجیب بینم *
{{verse|۱۱۹|۱۹|color=black}} من در زمین غریب هستم اوامر خود را از من مخفی مدار *
{{verse|۱۱۹|۲۰|color=black}} جان من شکسته میشود از اشتیاق داوریهای تو در هر وقت *
{{verse|۱۱۹|۲۱|color=black}} متکبران ملعون را توبیخ نمودی که از اوامر تو گمراه میشوند *
{{verse|۱۱۹|۲۲|color=black}} ننگ و رسوائی را از من بگردان زیرا که شهادات تو را حفظ کردهام *
{{verse|۱۱۹|۲۳|color=black}} سروران نیز نشسته بضدّ من<noinclude></noinclude>
3ginu65qxoujqdvkc12cdvz26wh9ofe
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۳۳
104
88428
288738
2026-06-21T19:23:20Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «سخن گفتند لیکن بندهٔ تو در فرایض تو تفکّر میکند * {{verse|۱۱۹|۲۴|color=black}} شهادات تو نیز ابتهاج من و مشورت دهندگان من بودهاند * {{verse|۱۱۹|۲۵|color=black}} [د] جان من بخاک چسبیده است مرا موافق کلام خود زنده ساز * {{verse|۱۱۹|۲۶|color=black}} راههای خود را ذکر کردم و مرا اجا...» ایجاد کرد
288738
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>سخن گفتند لیکن بندهٔ تو در فرایض تو تفکّر میکند *
{{verse|۱۱۹|۲۴|color=black}} شهادات تو نیز ابتهاج من و مشورت دهندگان من بودهاند *
{{verse|۱۱۹|۲۵|color=black}} [د] جان من بخاک چسبیده است مرا موافق کلام خود زنده ساز *
{{verse|۱۱۹|۲۶|color=black}} راههای خود را ذکر کردم و مرا اجابت نمودی پس فرایض خویش را بمن بیاموز *
{{verse|۱۱۹|۲۷|color=black}} طریق وصایای خود را بمن بفهمان و در کارهای عجیب تو تفکّر خواهم نمود *
{{verse|۱۱۹|۲۸|color=black}} جان من از حزن گداخته میشود مرا موافق کلام خود برپا بدار *
{{verse|۱۱۹|۲۹|color=black}} راه دروغ را از من دور کن و شریعت خود را بمن عنایت فرما *
{{verse|۱۱۹|۳۰|color=black}} طریق راستی را اختیار کردم و داوریهای تو را پیش خود گذاشتم *
{{verse|۱۱۹|۳۱|color=black}} به شهادات تو چسبیدم ای {{روخط|خداوند}} مرا خجل مساز *
{{verse|۱۱۹|۳۲|color=black}} در طریق اوامر تو دوان خواهم رفت وقتی که دل مرا وسعت دادی *
{{verse|۱۱۹|۳۳|color=black}} [ه] ای {{روخط|خداوند}} طریق فرایض خود را بمن بیاموز پس آنها را تا بآخر نگاه خواهم داشت *
{{verse|۱۱۹|۳۴|color=black}} مرا فهم بده و شریعت تو را نگاه خواهم داشت و آن را بتمامی دل خود حفظ خواهم نمود *
{{verse|۱۱۹|۳۵|color=black}} مرا در سبیل اوامر خود سالک گردان زیرا که در آن رغبت دارم *
{{verse|۱۱۹|۳۶|color=black}} دل مرا بشهادات خود مایل گردان و نه بسوی طمع *
{{verse|۱۱۹|۳۷|color=black}} چشمانم را از دیدن بطالت برگردان و در طریق خود مرا زنده ساز *
{{verse|۱۱۹|۳۸|color=black}} کلام خود را بر بندهٔ خویش استوار کن که بترس تو سپرده شده است *
{{verse|۱۱۹|۳۹|color=black}} ننگ مرا که از آن میترسم از من دور کن زیرا که داوریهای تو نیکو است *
{{verse|۱۱۹|۴۰|color=black}} هان بوصایای تو اشتیاق دارم بحسب عدالت خود مرا زنده ساز *
{{verse|۱۱۹|۴۱|color=black}} [و] ای {{روخط|خداوند}} رحمهای تو بمن برسد و نجات تو بحسب کلام تو *
{{verse|۱۱۹|۴۲|color=black}} تا بتوانم ملامت کنندهٔ خود را جواب دهم زیرا بر کلام تو توکّل دارم *
{{verse|۱۱۹|۴۳|color=black}} و کلام راستی را از دهانم بالّکل مگیر زیرا که بداوریهای تو امیدوارم *
{{verse|۱۱۹|۴۴|color=black}} و شریعت تو را دائماً نگاه خواهم داشت تا ابدالآباد *
{{verse|۱۱۹|۴۵|color=black}} و بآزادی راه خواهم رفت زیرا که وصایای تو را طلبیدهام *
{{verse|۱۱۹|۴۶|color=black}} و در شهادات تو بحضور پادشاهان سخن خواهم گفت و خجل نخواهم شد *
{{verse|۱۱۹|۴۷|color=black}} و از وصایای تو تلذّذ خواهم یافت که آنها را دوستمیدارم *
{{verse|۱۱۹|۴۸|color=black}} و دستهای<noinclude></noinclude>
jft7y958ibynkms3ssgwspki16cr7uk
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۳۴
104
88429
288739
2026-06-21T19:23:39Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «خود را باوامر تو که دوست میدارم بر خواهم افراشت و در فرایض تو تفکّر خواهم نمود * {{verse|۱۱۹|۴۹|color=black}} [ز] کلام خود را با بندهٔ خویش بیاد آور که مرا بر آن امیدوار گردانیدی * {{verse|۱۱۹|۵۰|color=black}} این در مصیبتم تسلّی من است زیرا قول تو مرا زنده ساخت * {{verse|...» ایجاد کرد
288739
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خود را باوامر تو که دوست میدارم بر خواهم افراشت و در فرایض تو تفکّر خواهم نمود *
{{verse|۱۱۹|۴۹|color=black}} [ز] کلام خود را با بندهٔ خویش بیاد آور که مرا بر آن امیدوار گردانیدی *
{{verse|۱۱۹|۵۰|color=black}} این در مصیبتم تسلّی من است زیرا قول تو مرا زنده ساخت *
{{verse|۱۱۹|۵۱|color=black}} متکبّران مرا بسیار استهزا کردند لیکن از شریعت تو رو نگردانیدم *
{{verse|۱۱۹|۵۲|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} داوریهای تو را از قدیم بیاد آوردم و خویشتن را تسلّی دادم *
{{verse|۱۱۹|۵۳|color=black}} حدّت خشمْ مرا در گرفته است بهسبب شریرانی که شریعت تو را ترک کردهاند *
{{verse|۱۱۹|۵۴|color=black}} فرایض تو سرودهای من گردید در خانهٔ غربت من *
{{verse|۱۱۹|۵۵|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} نام تو را در شب بیاد آوردم و شریعت تو را نگاه داشتم *
{{verse|۱۱۹|۵۶|color=black}} این بهره من گردید زیرا که وصایای تو را نگاه داشتم *
{{verse|۱۱۹|۵۷|color=black}} [ح] {{روخط|خداوند}} نصیب من است گفتم که کلام تو را نگاه خواهم داشت *
{{verse|۱۱۹|۵۸|color=black}} رضامندیِ تو را بتمامیِ دل خود طلبیدم بحسب کلام خود بر من رحم فرما *
{{verse|۱۱۹|۵۹|color=black}} در راههای خود تفکّر کردم و پایهای خود را بشهادات تو مایل ساختم *
{{verse|۱۱۹|۶۰|color=black}} شتابیدم و درنگ نکردم تا اوامر تو را نگاه دارم *
{{verse|۱۱۹|۶۱|color=black}} ریسمانهای شریران مرا احاطه کرد لیکن شریعت تو را فراموش نکردم *
{{verse|۱۱۹|۶۲|color=black}} در نصف شب برخاستم تا تو را حمد گویم برای داوریهای عدالت تو *
{{verse|۱۱۹|۶۳|color=black}} من همهٔ ترسندگانت را رفیق هستم و آنانی را که وصایای تو را نگاه میدارند *
{{verse|۱۱۹|۶۴|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} زمین از رحمت تو پر است فرایض خود را بمن بیاموز *
{{verse|۱۱۹|۶۵|color=black}} [ط] با بندهٔ خود احسان نمودی ای {{روخط|خداوند}} موافق کلام خویش *
{{verse|۱۱۹|۶۶|color=black}} خردمندیِ نیکو و معرفت را بمن بیاموز زیرا که باوامر تو ایمان آوردم *
{{verse|۱۱۹|۶۷|color=black}} قبل از آنکه مصیبت را ببینم من گمراه شدم لیکن الآن کلام تو را نگاه داشتم *
{{verse|۱۱۹|۶۸|color=black}} تو نیکو هستی و نیکویی میکنی فرایض خود را بمن بیاموز *
{{verse|۱۱۹|۶۹|color=black}} متکبّران بر من دروغ بستند و امّا من بتمامی دل وصایای تو را نگاه داشتم *
{{verse|۱۱۹|۷۰|color=black}} دل ایشان مثل پیه فربه است و امّا من در شریعت تو تلذّذ مییابم *
{{verse|۱۱۹|۷۱|color=black}} مرا نیکو است که مصیبت را دیدم تا فرایض تو را بیاموزم *
{{verse|۱۱۹|۷۲|color=black}} شریعت دهان تو برای من بهتر است از هزاران طلا و نقره *<noinclude></noinclude>
rcn8jqb2jbkozo4fyivihnc5wqowrkn
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۳۵
104
88430
288740
2026-06-21T19:23:58Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۱۱۹|۷۳|color=black}} [ی] دستهای تو مرا ساخته و آفریده است مرا فهیم گردان تا اوامر تو را بیاموزم * {{verse|۱۱۹|۷۴|color=black}} ترسندگان تو چون مرا بینند شادمان گردند زیرا بکلام تو امیدوار هستم * {{verse|۱۱۹|۷۵|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} دانستهام که داوریهای تو عدل...» ایجاد کرد
288740
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۱۱۹|۷۳|color=black}} [ی] دستهای تو مرا ساخته و آفریده است مرا فهیم گردان تا اوامر تو را بیاموزم *
{{verse|۱۱۹|۷۴|color=black}} ترسندگان تو چون مرا بینند شادمان گردند زیرا بکلام تو امیدوار هستم *
{{verse|۱۱۹|۷۵|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} دانستهام که داوریهای تو عدل است و بر حقّ مرا مصیبت دادهای *
{{verse|۱۱۹|۷۶|color=black}} پس رحمت تو برای تسلّی من بشود موافق کلام تو با بندهٔ خویش *
{{verse|۱۱۹|۷۷|color=black}} رحمتهای تو بمن برسد تا زنده شوم زیرا که شریعت تو تلذّذ من است *
{{verse|۱۱۹|۷۸|color=black}} متکبّران خجل شوند زیرا بدروغ مرا اذیّت رسانیدند و امّا من در وصایای تو تفکّر میکنم *
{{verse|۱۱۹|۷۹|color=black}} ترسندگان تو بمن رجوع کنند و آنانی که شهادات تو را میدانند *
{{verse|۱۱۹|۸۰|color=black}} دل من در فرایض تو کامل شود تا خجل نشوم *
{{verse|۱۱۹|۸۱|color=black}} [ک] جان من برای نجات تو کاهیده میشود لیکن بکلام تو امیدوار هستم *
{{verse|۱۱۹|۸۲|color=black}} چشمان منبرای کلام تو تار گردیده است و میگویم کی مرا تسلّی خواهی داد *
{{verse|۱۱۹|۸۳|color=black}} زیرا که مثل مشک در دود گردیدهام لیکن فرایض تو را فراموش نکردهام *
{{verse|۱۱۹|۸۴|color=black}} چند است روزهای بندهٔ تو و کی بر جفا کنندگانم داوری خواهی نمود *
{{verse|۱۱۹|۸۵|color=black}} متکبّران برای من حفرهها زدند زیرا که موافق شریعت تو نیستند *
{{verse|۱۱۹|۸۶|color=black}} تمامی اوامر تو امین است بر من ناحق جفا کردند پس مرا امداد فرما *
{{verse|۱۱۹|۸۷|color=black}} نزدیک بود که مرا از زمین نابود سازند امّا من وصایای تو را ترک نکردم *
{{verse|۱۱۹|۸۸|color=black}} به حسب رحمت خود مرا زنده ساز تا شهادات دهان تو را نگاه دارم *
{{verse|۱۱۹|۸۹|color=black}} [ل] ای {{روخط|خداوند}} کلام تو تا ابدالآباد در آسمانها پایدار است *
{{verse|۱۱۹|۹۰|color=black}} امانت تو نسلاً بعد نسل است زمین را آفریدهای و پایدار میماند *
{{verse|۱۱۹|۹۱|color=black}} برای داوریهای تو تا امروز ایستادهاند زیرا که همهٔ بندهٔ تو هستند *
{{verse|۱۱۹|۹۲|color=black}} اگر شریعت تو تلذّذ من نمیبود هرآینه در مذلّت خود هلاک میشدم *
{{verse|۱۱۹|۹۳|color=black}} وصایای تو را تا بابد فراموش نخواهم کرد زیرا بآنها مرا زنده ساختهای *
{{verse|۱۱۹|۹۴|color=black}} من از آن تو هستم مرا نجات ده زیرا که وصایای تو را طلبیدم *
{{verse|۱۱۹|۹۵|color=black}} شریران برای من انتظار کشیدند تا مرا هلاک کنند لیکن در شهادات تو تأمّل میکنم *
{{verse|۱۱۹|۹۶|color=black}} برای هر کمالی انتهائی دیدم لیکن حکم تو بینهایت وسیع است *<noinclude></noinclude>
ttc2zqkehk1tc7s83hk41ns8dpuxrcx
288741
288740
2026-06-21T19:28:05Z
Hanooz
17889
288741
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۱۱۹|۷۳|color=black}} دستهای تو مرا ساخته و آفریده است مرا فهیم گردان تا اوامر تو را بیاموزم *
{{verse|۱۱۹|۷۴|color=black}} ترسندگان تو چون مرا بینند شادمان گردند زیرا بکلام تو امیدوار هستم *
{{verse|۱۱۹|۷۵|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} دانستهام که داوریهای تو عدل است و بر حقّ مرا مصیبت دادهای *
{{verse|۱۱۹|۷۶|color=black}} پس رحمت تو برای تسلّی من بشود موافق کلام تو با بندهٔ خویش *
{{verse|۱۱۹|۷۷|color=black}} رحمتهای تو بمن برسد تا زنده شوم زیرا که شریعت تو تلذّذ من است *
{{verse|۱۱۹|۷۸|color=black}} متکبّران خجل شوند زیرا بدروغ مرا اذیّت رسانیدند و امّا من در وصایای تو تفکّر میکنم *
{{verse|۱۱۹|۷۹|color=black}} ترسندگان تو بمن رجوع کنند و آنانی که شهادات تو را میدانند *
{{verse|۱۱۹|۸۰|color=black}} دل من در فرایض تو کامل شود تا خجل نشوم *
{{verse|۱۱۹|۸۱|color=black}} [ک] جان من برای نجات تو کاهیده میشود لیکن بکلام تو امیدوار هستم *
{{verse|۱۱۹|۸۲|color=black}} چشمان منبرای کلام تو تار گردیده است و میگویم کی مرا تسلّی خواهی داد *
{{verse|۱۱۹|۸۳|color=black}} زیرا که مثل مشک در دود گردیدهام لیکن فرایض تو را فراموش نکردهام *
{{verse|۱۱۹|۸۴|color=black}} چند است روزهای بندهٔ تو و کی بر جفا کنندگانم داوری خواهی نمود *
{{verse|۱۱۹|۸۵|color=black}} متکبّران برای من حفرهها زدند زیرا که موافق شریعت تو نیستند *
{{verse|۱۱۹|۸۶|color=black}} تمامی اوامر تو امین است بر من ناحق جفا کردند پس مرا امداد فرما *
{{verse|۱۱۹|۸۷|color=black}} نزدیک بود که مرا از زمین نابود سازند امّا من وصایای تو را ترک نکردم *
{{verse|۱۱۹|۸۸|color=black}} به حسب رحمت خود مرا زنده ساز تا شهادات دهان تو را نگاه دارم *
{{verse|۱۱۹|۸۹|color=black}} [ل] ای {{روخط|خداوند}} کلام تو تا ابدالآباد در آسمانها پایدار است *
{{verse|۱۱۹|۹۰|color=black}} امانت تو نسلاً بعد نسل است زمین را آفریدهای و پایدار میماند *
{{verse|۱۱۹|۹۱|color=black}} برای داوریهای تو تا امروز ایستادهاند زیرا که همهٔ بندهٔ تو هستند *
{{verse|۱۱۹|۹۲|color=black}} اگر شریعت تو تلذّذ من نمیبود هرآینه در مذلّت خود هلاک میشدم *
{{verse|۱۱۹|۹۳|color=black}} وصایای تو را تا بابد فراموش نخواهم کرد زیرا بآنها مرا زنده ساختهای *
{{verse|۱۱۹|۹۴|color=black}} من از آن تو هستم مرا نجات ده زیرا که وصایای تو را طلبیدم *
{{verse|۱۱۹|۹۵|color=black}} شریران برای من انتظار کشیدند تا مرا هلاک کنند لیکن در شهادات تو تأمّل میکنم *
{{verse|۱۱۹|۹۶|color=black}} برای هر کمالی انتهائی دیدم لیکن حکم تو بینهایت وسیع است *<noinclude></noinclude>
1hnnxbgdjkek62tdwstjwtgibibo055
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۳۶
104
88431
288742
2026-06-21T19:30:29Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۱۱۹|۹۷|color=black}} [م] شریعت تو را چقدر دوست میدارم تمامی روز تفکّر من است * {{verse|۱۱۹|۹۸|color=black}} اوامر تو مرا از دشمنانم حکیمتر ساخته است زیرا که همیشه نزد من میباشد * {{verse|۱۱۹|۹۹|color=black}} از جمیع معلمان خود فهیمترشدم زیرا که شهادات تو تفکّر من است * {...» ایجاد کرد
288742
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۱۱۹|۹۷|color=black}} [م] شریعت تو را چقدر دوست میدارم تمامی روز تفکّر من است *
{{verse|۱۱۹|۹۸|color=black}} اوامر تو مرا از دشمنانم حکیمتر ساخته است زیرا که همیشه نزد من میباشد *
{{verse|۱۱۹|۹۹|color=black}} از جمیع معلمان خود فهیمترشدم زیرا که شهادات تو تفکّر من است *
{{verse|۱۱۹|۱۰۰|color=black}} از مشایخ خردمندتر شدم زیرا که وصایای تو را نگاه داشتم *
{{verse|۱۱۹|۱۰۱|color=black}} پایهای خود را از هر راه بد نگاه داشتم تا آن که کلام تو را حفظ کنم *
{{verse|۱۱۹|۱۰۲|color=black}} از داوریهای تو رو برنگردانیدم زیرا که تو مرا تعلیم دادی *
{{verse|۱۱۹|۱۰۳|color=black}} کلام تو بمذاق من چه شیرین است و بدهانم از عسل شیرینتر *
{{verse|۱۱۹|۱۰۴|color=black}} از وصایای تو فطانت را تحصیل کردم بنابراین هر راه دروغ را مکروه میدارم *
{{verse|۱۱۹|۱۰۵|color=black}} [ن] کلام تو برای پایهای من چراغ و برای راههای من نور است *
{{verse|۱۱۹|۱۰۶|color=black}} قسم خوردم و آن را وفا خواهم نمود که داوریهای عدالت تو را نگاه خواهم داشت *
{{verse|۱۱۹|۱۰۷|color=black}} بسیار ذلیل شدهام ای {{روخط|خداوند}} موافق کلام خود مرا زنده ساز *
{{verse|۱۱۹|۱۰۸|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} هدایای تَبَرُّعی دهان مرا منظور فرما و داوریهای خود را بمن بیاموز *
{{verse|۱۱۹|۱۰۹|color=black}} جان من همیشه در کف من است لیکن شریعت تو را فراموش نمیکنم *
{{verse|۱۱۹|۱۱۰|color=black}} شریران برای من دام گذاشتهاند امّا از وصایای تو گمراه نشدم *
{{verse|۱۱۹|۱۱۱|color=black}} شهادات تو را تا بابد میراث خود ساختهام زیرا که آنها شادمانی دل من است *
{{verse|۱۱۹|۱۱۲|color=black}} دل خود را برای بجا آوردن فرایض تو مایل ساختم تا ابدالآباد و تا نهایت *
{{verse|۱۱۹|۱۱۳|color=black}} [س] مردمانِ دو رو را مکروه داشتهام لیکن شریعت تو را دوست میدارم *
{{verse|۱۱۹|۱۱۴|color=black}} ستر و سپر من تو هستی بکلام تو انتظار میکشم *
{{verse|۱۱۹|۱۱۵|color=black}} ای بدکاران از من دور شوید و اوامر خدای خویش را نگاه خواهم داشت *
{{verse|۱۱۹|۱۱۶|color=black}} مرا بحسب کلامخود تأیید کن تا زنده شوم و از امید خود خجل نگردم *
{{verse|۱۱۹|۱۱۷|color=black}} مرا تقویّت کن تا رستگار گردم و بر فرایض تو دائماً نظر نمایم *
{{verse|۱۱۹|۱۱۸|color=black}} همهٔ کسانی را که از فرایض تو گمراه شدهاند حقیر شمردهای زیرا که مکر ایشان دروغ است *
{{verse|۱۱۹|۱۱۹|color=black}} جمیع شریران زمین را مثل دُرد هلاک میکنی بنابراین شهادات تو را دوست میدارم *
{{verse|۱۱۹|۱۲۰|color=black}} موی بدن من از خوف تو برخاسته است و از داوریهای تو ترسیدم *<noinclude></noinclude>
tsp4320f4v27bisz49csqzxafwnsemt
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۳۷
104
88432
288743
2026-06-21T19:31:17Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۱۱۹|۱۲۱|color=black}} [ع] داد و عدالت را بجا آوردم مرا بظلمکنندگانم تسلیم منما * {{verse|۱۱۹|۱۲۲|color=black}} برای سعادت بندهٔ خود ضامن شو تا متکبّران بر من ظلم نکنند * {{verse|۱۱۹|۱۲۳|color=black}} چشمانم برای نجات تو تار شده است و برای کلام عدالت تو * {{verse|۱۱۹|۱۲۴|color=...» ایجاد کرد
288743
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۱۱۹|۱۲۱|color=black}} [ع] داد و عدالت را بجا آوردم مرا بظلمکنندگانم تسلیم منما *
{{verse|۱۱۹|۱۲۲|color=black}} برای سعادت بندهٔ خود ضامن شو تا متکبّران بر من ظلم نکنند *
{{verse|۱۱۹|۱۲۳|color=black}} چشمانم برای نجات تو تار شده است و برای کلام عدالت تو *
{{verse|۱۱۹|۱۲۴|color=black}} با بندهٔ خویش موافق رحمانیّتت عمل نما و فرایض خود را بمن بیاموز *
{{verse|۱۱۹|۱۲۵|color=black}} من بندهٔ تو هستم مرا فهیم گردان تا شهادات تو را دانسته باشم *
{{verse|۱۱۹|۱۲۶|color=black}} وقت است که {{روخط|خداوند}} عمل کند زیرا که شریعت تو را باطل نمودهاند *
{{verse|۱۱۹|۱۲۷|color=black}} بنابراین اوامر تو را دوست میدارم زیادتر از طلا و زر خالص *
{{verse|۱۱۹|۱۲۸|color=black}} بنابراین همهٔ وصایای تو را در هر چیزْ راست میدانم و هر راه دروغ را مکروه میدارم *
{{verse|۱۱۹|۱۲۹|color=black}} [ف] شهادات تو عجیب است ازین سبب جان من آنها را نگاه میدارد *
{{verse|۱۱۹|۱۳۰|color=black}} کشف کلام تو نور میبخشد و ساده دلان را فهیم میگرداند *
{{verse|۱۱۹|۱۳۱|color=black}} دهان خود را نیکو باز کرده نفس زدم زیرا که مشتاق وصایای تو بودم *
{{verse|۱۱۹|۱۳۲|color=black}} بر من نظر کن و کَرَم فرما برحسب عادت تو بآنانی که نام تو را دوست میدارند *
{{verse|۱۱۹|۱۳۳|color=black}} قدمهای مرا در کلامخودت پایدار ساز تا هیچ بدی بر من تسلط نیابد *
{{verse|۱۱۹|۱۳۴|color=black}} مرا از ظلم انسان خلاصی ده تا وصایای تو را نگاه دارم *
{{verse|۱۱۹|۱۳۵|color=black}} روی خود را بر بندهٔ خود روشن ساز و فرایض خود را بمن بیاموز *
{{verse|۱۱۹|۱۳۶|color=black}} نهرهای آب از چشمانم جاری است زیرا که شریعت تو را نگاه نمیدارند *
{{verse|۱۱۹|۱۳۷|color=black}} [ص] ای {{روخط|خداوند}} تو عادل هستی و داوریهای تو راست است *
{{verse|۱۱۹|۱۳۸|color=black}} شهادات خود را براستی امر فرمودی و بامانت الی نهایت *
{{verse|۱۱۹|۱۳۹|color=black}} غیرت من مرا هلاک کرده است زیرا که دشمنان من کلام تو را فراموش کردهاند *
{{verse|۱۱۹|۱۴۰|color=black}} کلام تو بینهایت مصفّیٰ است و بندهٔ تو آن را دوست میدارد *
{{verse|۱۱۹|۱۴۱|color=black}} من کوچک و حقیر هستم امّا وصایای تو را فراموش نکردم *
{{verse|۱۱۹|۱۴۲|color=black}} عدالت تو عدل است تا ابدالآباد و شریعت تو راست است *
{{verse|۱۱۹|۱۴۳|color=black}} تنگی و ضیق مرا در گرفته است امّا اوامر تو تَلَذُّذ من است *
{{verse|۱۱۹|۱۴۴|color=black}} شهادات تو عادل است تا ابدالآباد مرا فهیم گردان تا زنده شوم *
{{verse|۱۱۹|۱۴۵|color=black}} [ق] بتمامیِ دل خواندهام ای {{روخط|خداوند}} مرا جواب ده تا فرایض تو را نگاه دارم *
{{verse|۱۱۹|۱۴۶|color=black}} تو را<noinclude></noinclude>
6qk4tqfhih6ed8fqi0jfdm8cy84mmol
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۳۸
104
88433
288744
2026-06-21T19:31:38Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «خواندهام پس مرا نجات ده و شهادات تو را نگاه خواهم داشت * {{verse|۱۱۹|۱۴۷|color=black}} بر طلوع فجر سبقت جسته استغاثه کردم و کلام تو را انتظار کشیدم * {{verse|۱۱۹|۱۴۸|color=black}} چشمانم بر پاسهای شب سبقت جست تا در کلام تو تفکّر بنمایم * {{verse|۱۱۹|۱۴۹|color=black}} به حسب رحم...» ایجاد کرد
288744
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خواندهام پس مرا نجات ده و شهادات تو را نگاه خواهم داشت *
{{verse|۱۱۹|۱۴۷|color=black}} بر طلوع فجر سبقت جسته استغاثه کردم و کلام تو را انتظار کشیدم *
{{verse|۱۱۹|۱۴۸|color=black}} چشمانم بر پاسهای شب سبقت جست تا در کلام تو تفکّر بنمایم *
{{verse|۱۱۹|۱۴۹|color=black}} به حسب رحمت خود آواز مرا بشنو ای {{روخط|خداوند}} موافق داوریهای خود مرا زنده ساز *
{{verse|۱۱۹|۱۵۰|color=black}} آنانی که در پی خباثت میروند نزدیک میآیند و از شریعت تو دورمیباشند *
{{verse|۱۱۹|۱۵۱|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} تو نزدیک هستی و جمیع اوامر تو راست است *
{{verse|۱۱۹|۱۵۲|color=black}} شهادات تو را از زمان پیش دانستهام که آنها را بنیان کردهای تا ابدالآباد *
{{verse|۱۱۹|۱۵۳|color=black}} [ر] بر مذلّت من نظر کن و مرا خلاصی ده زیرا که شریعت تو را فراموش نکردهام *
{{verse|۱۱۹|۱۵۴|color=black}} در دعوای من دادرسی فرموده مرا نجات ده و بحسب کلام خویش مرا زنده ساز *
{{verse|۱۱۹|۱۵۵|color=black}} نجات از شریران دور است زیرا که فرایض تو را نمیطلبند *
{{verse|۱۱۹|۱۵۶|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} رحمتهای تو بسیار است بحسب داوریهای خود مرا زنده ساز *
{{verse|۱۱۹|۱۵۷|color=black}} جفاکنندگان و خصمانِ من بسیارند امّا از شهادات تو رو برنگردانیدم *
{{verse|۱۱۹|۱۵۸|color=black}} خیانتکاران را دیدم و مکروه داشتم زیرا کلام تو را نگاه نمیدارند *
{{verse|۱۱۹|۱۵۹|color=black}} ببین که وصایای تو را دوست میدارم ای {{روخط|خداوند}} بحسب رحمت خود مرا زنده ساز *
{{verse|۱۱۹|۱۶۰|color=black}} جمله کلام تو راستی است و تمامیِ داوریِ عدالت تو تا ابدالآباد است *
{{verse|۱۱۹|۱۶۱|color=black}} [ش] سروران بیجهت بر من جفا کردند امّا دل من از کلام تو ترسان است *
{{verse|۱۱۹|۱۶۲|color=black}} من در کلام تو شادمان هستم مثل کسی که غنیمت وافر پیدا نموده باشد *
{{verse|۱۱۹|۱۶۳|color=black}} از دروغ کراهت و نفرت دارم امّا شریعت تو را دوست میدارم *
{{verse|۱۱۹|۱۶۴|color=black}} هر روز تو را هفت مرتبه تسبیح میخوانم برای داوریهای عدالت تو *
{{verse|۱۱۹|۱۶۵|color=black}} آنانی را که شریعت تو را دوست میدارند سلامتیِ عظیم است و هیچ چیز باعث لغزش ایشان نخواهد شد *
{{verse|۱۱۹|۱۶۶|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} برای نجات تو امیدوار هستم و اوامر تو را بجا میآورم *
{{verse|۱۱۹|۱۶۷|color=black}} جان من شهادات تو را نگاه داشته است و آنها را بینهایت دوست میدارم *
{{verse|۱۱۹|۱۶۸|color=black}} وصایا و شهادات تو را نگاه داشتهام زیرا که تمام طریقهای من در مدّ نظر تو است *<noinclude></noinclude>
gmz502szs9x3dtphxgundqkyekm8plp
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۳۹
104
88434
288745
2026-06-21T19:31:59Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۱۱۹|۱۶۹|color=black}} [ت] ای {{روخط|خداوند}} فریاد من بحضور تو برسد بحسب کلام خود مرا فهیم گردان * {{verse|۱۱۹|۱۷۰|color=black}} مناجات من بحضور تو برسد بحسب کلام خود مرا خلاصی ده * {{verse|۱۱۹|۱۷۱|color=black}} لبهای من حمد تو را جاری کند زیرا فرایض خود را بمن آموختهای *...» ایجاد کرد
288745
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۱۱۹|۱۶۹|color=black}} [ت] ای {{روخط|خداوند}} فریاد من بحضور تو برسد بحسب کلام خود مرا فهیم گردان *
{{verse|۱۱۹|۱۷۰|color=black}} مناجات من بحضور تو برسد بحسب کلام خود مرا خلاصی ده *
{{verse|۱۱۹|۱۷۱|color=black}} لبهای من حمد تو را جاری کند زیرا فرایض خود را بمن آموختهای *
{{verse|۱۱۹|۱۷۲|color=black}} زبان من کلام تو را بسراید زیرا که تمام اوامر تو عدل است *
{{verse|۱۱۹|۱۷۳|color=black}} دست تو برای اعانت من بشود زیرا که وصایای تو را برگزیدهام *
{{verse|۱۱۹|۱۷۴|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} برای نجات تو مشتاق بودهام و شریعت تو تلذّذ من است *
{{verse|۱۱۹|۱۷۵|color=black}} جان من زنده شود تا تو را تسبیح بخواند و داوریهای تو معاون من باشد *
{{verse|۱۱۹|۱۷۶|color=black}} مثل گوسفندِ گم شده آواره گشتم بندهٔ خود را طلب نما زیرا که اوامر تو را فراموش نکردم *
{{وسط|{{روخط|باب صد و بیستم}}}}
{{فصل|۱۲۰}}
{{verse|۱۲۰|۱|color=black}} [سرود درجات] نزد {{روخط|خداوند}} در تنگی خود فریاد کردم و مرا اجابت فرمود *
{{verse|۱۲۰|۲|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} جان مرا خلاصی ده از لب دروغ و از زبان حیلهگر *
{{verse|۱۲۰|۳|color=black}} چه چیز بتو داده شود و چه چیز بر تو افزوده گردد ای زبان حیلهگر *
{{verse|۱۲۰|۴|color=black}} تیرهای تیز جبّاران با اخگرهای طاق *
{{verse|۱۲۰|۵|color=black}} وای بر من که در ماشک مأوا گزیدهام و در خیمههای قیدار ساکن شدهام *
{{verse|۱۲۰|۶|color=black}} چه طویل شد سکونت جان من با کسی که سلامتی را دشمن میدارد *
{{verse|۱۲۰|۷|color=black}} من از اهل سلامتی هستم لیکن چونسخن میگویم ایشان آماده جنگ میباشند *
{{وسط|{{روخط|باب صد و بیست و یکم}}}}
{{فصل|۱۲۱}}
{{verse|۱۲۱|۱|color=black}} [سرود درجات] چشمان خود را بسوی کوهها برمیافرازم که از آنجا اعانت من میآید *
{{verse|۱۲۱|۲|color=black}} اعانت من از جانب {{روخط|خداوند}} است که آسمان و زمین را آفرید *
{{verse|۱۲۱|۳|color=black}} او نخواهد گذاشت که پای تو لغزش خورد او که حافظ توست نخواهد خوابید *
{{verse|۱۲۱|۴|color=black}} اینک او که حافظ اسرائیل است نمیخوابد و بخواب نمیرود *
{{verse|۱۲۱|۵|color=black}} {{روخط|خداوند}} حافظ تو میباشد {{روخط|خداوند}} بدست راستت سایه تو است *
{{verse|۱۲۱|۶|color=black}} آفتاب در روز بتو اذّیت نخواهد رسانید و نه<noinclude></noinclude>
gmzoyadt4sbdglo9cg1axii6gnh9qsg
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۴۰
104
88435
288746
2026-06-21T19:32:35Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «ماهتاب در شب * {{verse|۱۲۱|۷|color=black}} {{روخط|خداوند}} تو را از هر بدی نگاه میدارد او جان تو را حفظ خواهد کرد * {{verse|۱۲۱|۸|color=black}} {{روخط|خداوند}} خروج و دخولت را نگاه خواهد داشت از الآن و تا ابدالآباد * {{وسط|{{روخط|باب صد و بیست و دوم}}}} {{فصل|۱۲۲}} {{verse|۱۲۲|۱|color...» ایجاد کرد
288746
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ماهتاب در شب *
{{verse|۱۲۱|۷|color=black}} {{روخط|خداوند}} تو را از هر بدی نگاه میدارد او جان تو را حفظ خواهد کرد *
{{verse|۱۲۱|۸|color=black}} {{روخط|خداوند}} خروج و دخولت را نگاه خواهد داشت از الآن و تا ابدالآباد *
{{وسط|{{روخط|باب صد و بیست و دوم}}}}
{{فصل|۱۲۲}}
{{verse|۱۲۲|۱|color=black}} [سرود درجات از داود] شادمان میشدم چون بمن میگفتند بخانهٔ {{روخط|خداوند}} برویم *
{{verse|۱۲۲|۲|color=black}} پایهای ما خواهد ایستاد باندرون دروازههای تو ای اورشلیم *
{{verse|۱۲۲|۳|color=black}} ای اورشلیم که بنا شدهای مثل شهری که تماماً با هم پیوسته باشد *
{{verse|۱۲۲|۴|color=black}} که بدانجا اسباط بالا میروند یعنی اسباط یاه تا شهادت باشد برای اسرائیل و تا نام یهوّه را تسبیح بخوانند *
{{verse|۱۲۲|۵|color=black}} زیرا که در آنجا کرسیهای داوری بر پا شده است یعنی کرسیهای خاندان داود *
{{verse|۱۲۲|۶|color=black}} 6 برای سلامتی اورشلیم مسألت کنید آنانیکه تو را دوست میدارند خجسته حال خواهند شد *
{{verse|۱۲۲|۷|color=black}} سلامتی در بارههای تو باشد و رفاهیّت در قصرهای تو *
{{verse|۱۲۲|۸|color=black}} به خاطر برادران و یاران خویش میگویم که سلامتی بر تو باد *
{{verse|۱۲۲|۹|color=black}} به خاطرخانهٔ یهوّه خدای ما سعادت تو را خواهم طلبید *
{{وسط|{{روخط|باب صد و بیست و سوم}}}}
{{فصل|۱۲۳}}
{{verse|۱۲۳|۱|color=black}} [سرود درجات] بسوی تو چشمان خود را برمیافرازم ای که بر آسمانها جلوس فرمودهای *
{{verse|۱۲۳|۲|color=black}} اینک مثل چشمان غلامان بسوی آقایان خود و مثل چشمان کنیزی بسوی خاتون خویش همچنان چشمان ما بسوی یهوّه خدای ماست تا بر ما کرم بفرماید *
{{verse|۱۲۳|۳|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} بر ما کرم فرما بر ما کرم فرما زیرا چه بسیار از اهانت پر شدهایم *
{{verse|۱۲۳|۴|color=black}} چه بسیار جان ما پر شده است از استهزای مُستَریحان و اهانت متکبّران *
{{وسط|{{روخط|باب صد و بیست و چهارم}}}}
{{فصل|۱۲۴}}
{{verse|۱۲۴|۱|color=black}} [سرود درجات از داود] اگر {{روخط|خداوند}} با ما نمیبود اسرائیل الآن بگوید *
{{verse|۱۲۴|۲|color=black}} اگر {{روخط|خداوند}} با ما نمیبود وقتیکه آدمیان با ما مقاومت نمودند *
{{verse|۱۲۴|۳|color=black}} آنگاه هر آینه ما را زنده فرو میبردند چون<noinclude></noinclude>
p0rfnf5whi9npkkyziy1nxy5bhwgvjb
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۴۱
104
88436
288747
2026-06-21T19:32:57Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «خشم ایشان بر ما افروخته بود * {{verse|۱۲۴|۴|color=black}} آنگاه آبها ما را غرق میکرد و نهرها بر جان ما میگذشت * {{verse|۱۲۴|۵|color=black}} آنگاه آبهای پر زور از جان ما میگذشت * {{verse|۱۲۴|۶|color=black}} متبارک باد {{روخط|خداوند}} که ما را شکار برای دندانهای ایشان نساخت * {{verse|۱...» ایجاد کرد
288747
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خشم ایشان بر ما افروخته بود *
{{verse|۱۲۴|۴|color=black}} آنگاه آبها ما را غرق میکرد و نهرها بر جان ما میگذشت *
{{verse|۱۲۴|۵|color=black}} آنگاه آبهای پر زور از جان ما میگذشت *
{{verse|۱۲۴|۶|color=black}} متبارک باد {{روخط|خداوند}} که ما را شکار برای دندانهای ایشان نساخت *
{{verse|۱۲۴|۷|color=black}} جان ما مثل مرغ از دام صیّادان خلاص شد دام گسسته شد و ما خلاصییافتیم *
{{verse|۱۲۴|۸|color=black}} اعانت ما بنام یهوّه است که آسمان و زمین را آفرید *
{{وسط|{{روخط|باب صد و بیست و پنجم}}}}
{{فصل|۱۲۵}}
{{verse|۱۲۵|۱|color=black}} [سرود درجات] آنانی که بر {{روخط|خداوند}} توکّل دارندمثل کوه صهیوناند که جنبش نمیخورد و پایدار است تا ابدالآباد *
{{verse|۱۲۵|۲|color=black}} کوهها گرداگرد اورشلیم است و {{روخط|خداوند}} گرداگرد قوم خود از الآن و تا ابدالآباد است *
{{verse|۱۲۵|۳|color=black}} زیرا که عصای شریران بر نصیب عادلان قرار نخواهد گرفت مبادا عادلان دست خود را بگناه دراز کنند *
{{verse|۱۲۵|۴|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} بصالحان احسان فرما و بآنانی که راست دل میباشند *
{{verse|۱۲۵|۵|color=black}} و امّا آنانی که براههای کج خود مایل میباشند {{روخط|خداوند}} ایشان را با بدکاران رهبری خواهد نمود سلامتی بر اسرائیل باد *
{{وسط|{{روخط|باب صد و بیست و ششم}}}}
{{فصل|۱۲۶}}
{{verse|۱۲۶|۱|color=black}} [سرود درجات] چون {{روخط|خداوند}} اسیران صهیون را باز آورد مثل خواب بینندگان شدیم *
{{verse|۱۲۶|۲|color=black}} آنگاه دهان ما از خنده پر شد و زبان ما از ترنّم آنگاه در میان امّتها گفتند که {{روخط|خداوند}} با ایشان کارهای عظیم کرده است *
{{verse|۱۲۶|۳|color=black}} {{روخط|خداوند}} برای ما کارهای عظیم کرده است که از آنها شادمان هستیم *
{{verse|۱۲۶|۴|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} اسیران ما را باز آور مثل نهرها در جنوب *
{{verse|۱۲۶|۵|color=black}} آنانی که با اشکها میکارند با ترنّم درو خواهند نمود *
{{verse|۱۲۶|۶|color=black}} آنکه با گریه بیرون میرود و تخم برای زراعت میبرد هر آینه با ترنّم خواهد برگشت و بافههای خویش را خواهد آورد *<noinclude></noinclude>
rw213q3n6g8j9ycpzsse0e4ebbnrg1n
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۴۲
104
88437
288748
2026-06-21T19:33:20Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب صد و بیست و هفتم}}}} {{فصل|۱۲۷}} {{verse|۱۲۷|۱|color=black}} [سرود درجات از سلیمان] اگر {{روخط|خداوند}} خانه را بنا نکندبنّایانش زحمت بیفایده میکشند اگر {{روخط|خداوند}} شهر را پاسبانی نکند پاسبانان بیفایده پاسبانی میکنند * {{verse|۱۲۷|۲|color=black}} بیفای...» ایجاد کرد
288748
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب صد و بیست و هفتم}}}}
{{فصل|۱۲۷}}
{{verse|۱۲۷|۱|color=black}} [سرود درجات از سلیمان] اگر {{روخط|خداوند}} خانه را بنا نکندبنّایانش زحمت بیفایده میکشند اگر {{روخط|خداوند}} شهر را پاسبانی نکند پاسبانان بیفایده پاسبانی میکنند *
{{verse|۱۲۷|۲|color=black}} بیفایده است که شما صبح زود برمیخیزید و شب دیر میخوابید و نان مشقّت را میخورید همچنان محبوبان خویش را خواب میبخشد *
{{verse|۱۲۷|۳|color=black}} اینک پسرانْ میراث از جانب {{روخط|خداوند}} میباشند و ثمرهٔ رَحِم اجرتی از اوست *
{{verse|۱۲۷|۴|color=black}} مثل تیرها در دست مرد زور آور همچنان هستند پسران جوانی *
{{verse|۱۲۷|۵|color=black}} خوشابحال کسی که ترکش خود را از ایشان پر کرده است خجل نخواهند شد بلکه با دشمنان در دروازه سخن خواهند راند *
{{وسط|{{روخط|باب صد و بیست و هشتم}}}}
{{فصل|۱۲۸}}
{{verse|۱۲۸|۱|color=black}} [سرود درجات] خوشابحال هر که از {{روخط|خداوند}} میترسد و بر طریقهای او سالک میباشد *
{{verse|۱۲۸|۲|color=black}} عمل دستهای خود را خواهی خورد خوشابحال تو و سعادت با تو خواهد بود *
{{verse|۱۲۸|۳|color=black}} زن تو مثل مو بارآور باطراف خانهٔ تو خواهد بود و پسرانت مثل نهالهای زیتون گرداگرد سفرهٔ تو *
{{verse|۱۲۸|۴|color=black}} اینک همچنین مبارک خواهد بود کسی که از {{روخط|خداوند}} میترسد *
{{verse|۱۲۸|۵|color=black}} {{روخط|خداوند}} تو را از صهیون برکت خواهد داد و در تمام ایّام عمرت سعادت اورشلیم را خواهی دید *
{{verse|۱۲۸|۶|color=black}} پسرانِ پسران خود را خواهی دید سلامتی بر اسرائیل باد *
{{وسط|{{روخط|باب صد و بیست و نهم}}}}
{{فصل|۱۲۹}}
{{verse|۱۲۹|۱|color=black}} [سرود درجات] چه بسیار از طفولیّتم مرا اذیّت رسانیدند اسرائیل الآن بگویند *
{{verse|۱۲۹|۲|color=black}} چه بسیار از طفولیّتم مرا اذیّت رسانیدند لیکن بر من غالب نیامدند *
{{verse|۱۲۹|۳|color=black}} شیار کنندگان بر پشت من شیار کردند و شیارهای خود را دراز نمودند *
{{verse|۱۲۹|۴|color=black}} امّا {{روخط|خداوند}} عادل است و بندهای شریران را گسیخت *
{{verse|۱۲۹|۵|color=black}} خجل و برگردانیده شوند همهٔ کسانی که از صهیون نفرت دارند *
{{verse|۱۲۹|۶|color=black}} مثل گیاه بر پشتبامها باشند که پیش از آن که آن را<noinclude></noinclude>
n2dkxbh63yfl0rqy0snpizwdxplyy3r
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۴۳
104
88438
288749
2026-06-21T19:34:02Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «بچینند میخشکد * {{verse|۱۲۹|۷|color=black}} که درونده دست خود را از آن پر نمیکند و نه دسته بند آغوش خود را * {{verse|۱۲۹|۸|color=black}} و راهگذران نمیگویند برکت {{روخط|خداوند}} بر شما باد شما را بنام {{روخط|خداوند}} مبارک میخوانیم * {{وسط|{{روخط|باب صد و سی ام}}}} {{فصل|۱۳۰}}...» ایجاد کرد
288749
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بچینند میخشکد *
{{verse|۱۲۹|۷|color=black}} که درونده دست خود را از آن پر نمیکند و نه دسته بند آغوش خود را *
{{verse|۱۲۹|۸|color=black}} و راهگذران نمیگویند برکت {{روخط|خداوند}} بر شما باد شما را بنام {{روخط|خداوند}} مبارک میخوانیم *
{{وسط|{{روخط|باب صد و سی ام}}}}
{{فصل|۱۳۰}}
{{verse|۱۳۰|۱|color=black}} [سرود درجات] ای {{روخط|خداوند}} از عمقها نزد تو فریاد برآوردم *
{{verse|۱۳۰|۲|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} آواز مرا بشنو و گوشهای تو بآواز تضرّع من ملتفت شود *
{{verse|۱۳۰|۳|color=black}} ای یاه اگر گناهان را بنظر آوری کیست ای {{روخط|خداوند}} که بحضور تو بایستد *
{{verse|۱۳۰|۴|color=black}} لیکن مغفرت نزد توست تا از تو بترسند *
{{verse|۱۳۰|۵|color=black}} منتظر {{روخط|خداوند}} هستم جان من منتظر است و بکلام او امیدوارم *
{{verse|۱۳۰|۶|color=black}} جان من منتظر {{روخط|خداوند}} است زیاده از منتظران صبح بلی زیاده از منتظران صبح *
{{verse|۱۳۰|۷|color=black}} اسرائیل برای {{روخط|خداوند}} امیدوار باشند زیرا که رحمت نزد {{روخط|خداوند}} است و نزد اوست نجات فراوان *
{{verse|۱۳۰|۸|color=black}} و او اسرائیل را فدیه خواهد داد از جمیع گناهان وی *
{{وسط|{{روخط|باب صد و سی و یکم}}}}
{{فصل|۱۳۱}}
{{verse|۱۳۱|۱|color=black}} [سرود درجات از داود] ای {{روخط|خداوند}} دل من متکبّر نیست و نه چشمانم برافراشته و خویشتن را بکارهای بزرگ مشغول نساختم و نه بکارهائی که از عقل من بعید است *
{{verse|۱۳۱|۲|color=black}} بلکه جان خود را آرام و ساکت ساختم مثل بچهای از شیر باز داشته شده نزد مادر خود جانم در من بود مثل بچه از شیر بازداشته شده *
{{verse|۱۳۱|۳|color=black}} اسرائیل بر {{روخط|خداوند}} امیدوار باشند از الآن و تا ابدالآباد *
{{وسط|{{روخط|باب صد و سی و دوم}}}}
{{فصل|۱۳۲}}
{{verse|۱۳۲|۱|color=black}} [سرود درجات] ای {{روخط|خداوند}} برای داود بیاد آورهمهٔ مذلّتهای او را *
{{verse|۱۳۲|۲|color=black}} چگونه برای {{روخط|خداوند}} قسم خورد و برای قادر مطلق یعقوب نذر نمود *
{{verse|۱۳۲|۳|color=black}} که بخیمهٔٔ خانهٔ خود هرگز داخل نخواهم شد و بر بستر تختخواب خود برنخواهم آمد *
{{verse|۱۳۲|۴|color=black}} خواب بچشمان خود نخواهم داد و نه پینکی بمژگان خویش *
{{verse|۱۳۲|۵|color=black}} تا مکانی برای {{روخط|خداوند}} پیدا کنم<noinclude></noinclude>
7dprmsyx9xoxbmw3zm9exho2nrmq9yr
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۴۴
104
88439
288750
2026-06-21T19:34:22Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «و مسکنی برای قادر مطلق یعقوب * {{verse|۱۳۲|۶|color=black}} اینک ذکر آن را در افراته شنیدیم و آن را در صحرای یعاریم یافتیم * {{verse|۱۳۲|۷|color=black}} به مسکنهای او داخل شویم و نزد قدمگاه وی پرستش نماییم * {{verse|۱۳۲|۸|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} بآرامگاه خود برخیز و بیا ت...» ایجاد کرد
288750
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و مسکنی برای قادر مطلق یعقوب *
{{verse|۱۳۲|۶|color=black}} اینک ذکر آن را در افراته شنیدیم و آن را در صحرای یعاریم یافتیم *
{{verse|۱۳۲|۷|color=black}} به مسکنهای او داخل شویم و نزد قدمگاه وی پرستش نماییم *
{{verse|۱۳۲|۸|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} بآرامگاه خود برخیز و بیا تو و تابوت قوّت تو *
{{verse|۱۳۲|۹|color=black}} کاهنانِ تو بعدالت ملبّس شوند و مقّدسانت ترنّم نمایند *
{{verse|۱۳۲|۱۰|color=black}} به خاطر بندهٔ خود داود روی مسیح خود را برمگردان *
{{verse|۱۳۲|۱۱|color=black}} {{روخط|خداوند}} برای داود براستی قسم خورد و از آن برنخواهد گشت که از ثمرهٔ صُلب تو بر تخت تو خواهم گذاشت *
{{verse|۱۳۲|۱۲|color=black}} اگر پسران تو عهد مرا نگاه دارند و شهاداتم را که بدیشان میآموزم پسران ایشان نیز بر کرسی تو تا بابد خواهند نشست *
{{verse|۱۳۲|۱۳|color=black}} زیرا که {{روخط|خداوند}} صهیون را برگزیده است و آن را برای مسکن خویش مرغوب فرموده *
{{verse|۱۳۲|۱۴|color=black}} این است آرامگاه من تا ابدالآباد اینجا ساکن خواهم بود زیرا در این رغبت دارم *
{{verse|۱۳۲|۱۵|color=black}} آذوقه آن را هرآینه برکت خواهم داد و فقیرانش را بنان سیر خواهم ساخت *
{{verse|۱۳۲|۱۶|color=black}} و کاهنانش را بنجات ملبّس خواهم ساخت و مقدّسانش هرآینه ترنّم خواهند نمود *
{{verse|۱۳۲|۱۷|color=black}} در آنجا شاخ داود را خواهم رویانید و چراغی برای مسیح خود آماده خواهم ساخت *
{{verse|۱۳۲|۱۸|color=black}} دشمنان او را بخجالت ملبّس خواهم ساخت و تاج او بر وی شکوفه خواهد آورد *
{{وسط|{{روخط|باب صد و سی و سوم}}}}
{{فصل|۱۳۳}}
{{verse|۱۳۳|۱|color=black}} [سرود درجات از داود] اینک چه خوش و چه دلپسند است که برادران بیکدلی با هم ساکن شوند *
{{verse|۱۳۳|۲|color=black}} مثل روغنِ نیکو بر سر است که بریش فرود میآید یعنی بریش هارون که بدامن ردایش فرود میآید *
{{verse|۱۳۳|۳|color=black}} و مثل شبنم حرمون است که بر کوههای صهیون فرود میآید زیرا که در آنجا {{روخط|خداوند}} برکت خود را فرموده است یعنی حیات را تا ابدالآباد *
{{وسط|{{روخط|باب صد و سی و چهارم}}}}
{{فصل|۱۳۴}}
{{verse|۱۳۴|۱|color=black}} [سرود درجات] هان {{روخط|خداوند}} را متبارک خوانید ای جمیع بندگان {{روخط|خداوند}} که شبانگاه در خانهٔ {{روخط|خداوند}} میایستید *
{{verse|۱۳۴|۲|color=black}} دستهای خود را بقدس برافرازید و {{روخط|خداوند}} را متبارک خوانید *
{{verse|۱۳۴|۳|color=black}} {{روخط|خداوند}} که آسمان و زمین را آفرید تو را از صهیون برکت خواهد داد *<noinclude></noinclude>
2n4z4ztr5t7m6456s5zfcvfdghavyje
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۴۵
104
88440
288751
2026-06-21T19:34:49Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب صد و سی و پنجم}}}} {{فصل|۱۳۵}} {{verse|۱۳۵|۱|color=black}} هلّلویاه نام {{روخط|خداوند}} را تسبیح بخوانید ای بندگان {{روخط|خداوند}} تسبیح بخوانید * {{verse|۱۳۵|۲|color=black}} ای شما که در خانهٔ {{روخط|خداوند}} میایستید در صحنهای خانهٔ خدای ما * {{verse|۱۳۵|۳|color=bla...» ایجاد کرد
288751
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب صد و سی و پنجم}}}}
{{فصل|۱۳۵}}
{{verse|۱۳۵|۱|color=black}} هلّلویاه نام {{روخط|خداوند}} را تسبیح بخوانید ای بندگان {{روخط|خداوند}} تسبیح بخوانید *
{{verse|۱۳۵|۲|color=black}} ای شما که در خانهٔ {{روخط|خداوند}} میایستید در صحنهای خانهٔ خدای ما *
{{verse|۱۳۵|۳|color=black}} هلّلویاه زیرا {{روخط|خداوند}} نیکو است نام او را بسرایید زیرا که دلپسند است *
{{verse|۱۳۵|۴|color=black}} زیرا که {{روخط|خداوند}} یعقوب را برای خود برگزید و اسرائیل را بجهت ملکِ خاصِّ خویش *
{{verse|۱۳۵|۵|color=black}} زیرا میدانم که {{روخط|خداوند}} بزرگ است و {{روخط|خداوند}} ما برتر است از جمیع خدایان *
{{verse|۱۳۵|۶|color=black}} هر آنچه {{روخط|خداوند}} خواست آن را کرد در آسمان و در زمین و در دریا و در همهٔ لجّهها *
{{verse|۱۳۵|۷|color=black}} ابرها را از اقصای زمین برمیآوَرَد و برقها را برای باران میسازد و بادها را از مخزنهای خویش بیرون میآورد *
{{verse|۱۳۵|۸|color=black}} که نخستزادگان مصر را کشت هم از انسان هم از بهایم *
{{verse|۱۳۵|۹|color=black}} آیات و معجزات را در وسط تو ای مصر فرستاد بر فرعون و بر جمیع بندگان وی *
{{verse|۱۳۵|۱۰|color=black}} که امّتهای بسیار را زد و پادشاهان عظیم را کشت *
{{verse|۱۳۵|۱۱|color=black}} سیحون پادشاه اموریان و عوج پادشاه باشان وجمیع ممالک کنعان را *
{{verse|۱۳۵|۱۲|color=black}} و زمین ایشان را بمیراث داد یعنی بمیراث قوم خود اسرائیل *
{{verse|۱۳۵|۱۳|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} نام توست تا ابدالآباد و ای {{روخط|خداوند}} یادگاری توست تا جمیع طبقات *
{{verse|۱۳۵|۱۴|color=black}} زیرا {{روخط|خداوند}} قوم خود را داوری خواهد نمود و بر بندگان خویش شفقت خواهد فرمود *
{{verse|۱۳۵|۱۵|color=black}} بتهای امّتها طلا و نقره میباشند عمل دستهای انسان *
{{verse|۱۳۵|۱۶|color=black}} دهنها دارند و سخن نمیگویند چشمان دارند و نمیبینند *
{{verse|۱۳۵|۱۷|color=black}} گوشها دارند و نمیشنوند بلکه در دهان ایشان هیچ نَفَس نیست *
{{verse|۱۳۵|۱۸|color=black}} سازندگان آنها مثل آنها میباشند و هرکه بر آنها توکّل دارد *
{{verse|۱۳۵|۱۹|color=black}} ای خاندان اسرائیل {{روخط|خداوند}} را متبارک خوانید ای خاندان هارون {{روخط|خداوند}} را متبارک خوانید *
{{verse|۱۳۵|۲۰|color=black}} ای خاندان لاوی {{روخط|خداوند}} را متبارک خوانید ای ترسندگان {{روخط|خداوند}} {{روخط|خداوند}} را متبارک خوانید *
{{verse|۱۳۵|۲۱|color=black}} {{روخط|خداوند}} از صهیون متبارک باد که در اورشلیم ساکن است هلّلویاه *
{{وسط|{{روخط|باب صد و سی و ششم}}}}
{{فصل|۱۳۶}}
{{verse|۱۳۶|۱|color=black}} {{روخط|خداوند}} را حمد گویید زیرا که نیکو است و رحمت او تا ابدالآباد است *
{{verse|۱۳۶|۲|color=black}} خدای خدایان را حمد گویید زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است *
{{verse|۱۳۶|۳|color=black}} ربّ الارباب را<noinclude></noinclude>
gwru981xi74o847jsvy3f5dk3ycyh2h
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۴۶
104
88441
288752
2026-06-21T19:35:08Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «حمد گویید زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است * {{verse|۱۳۶|۴|color=black}} او را که تنها کارهای عجیب عظیم میکند زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است * {{verse|۱۳۶|۵|color=black}} او را که آسمانها را بحکمت آفرید زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است * {{verse|۱۳۶|۶|color=black}} او را که زم...» ایجاد کرد
288752
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>حمد گویید زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است *
{{verse|۱۳۶|۴|color=black}} او را که تنها کارهای عجیب عظیم میکند زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است *
{{verse|۱۳۶|۵|color=black}} او را که آسمانها را بحکمت آفرید زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است *
{{verse|۱۳۶|۶|color=black}} او را که زمین را بر آبها گسترانید زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است *
{{verse|۱۳۶|۷|color=black}} او را که نیّرهای بزرگ آفرید زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است *
{{verse|۱۳۶|۸|color=black}} آفتاب را برای سلطنت روز زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است *
{{verse|۱۳۶|۹|color=black}} ماه و ستارگان را برای سلطنت شب زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است *
{{verse|۱۳۶|۱۰|color=black}} که مصر را در نخستزادگانش زد زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است *
{{verse|۱۳۶|۱۱|color=black}} و اسرائیل را از میان ایشان بیرون آورد زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است *
{{verse|۱۳۶|۱۲|color=black}} با دست قویّ و بازوی دراز زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است *
{{verse|۱۳۶|۱۳|color=black}} او را که بحر قلزم را بدو بهره تقسیم کرد زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است *
{{verse|۱۳۶|۱۴|color=black}} و اسرائیل را از میان آن گذرانید زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است *
{{verse|۱۳۶|۱۵|color=black}} و فرعون و لشکر او را در بحرقلزم انداخت زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است *
{{verse|۱۳۶|۱۶|color=black}} او را که قوم خویش را در صحرا رهبری نمود زیرا که رحمت او تاابدالآباد است *
{{verse|۱۳۶|۱۷|color=black}} او را که پادشاهان بزرگ را زد زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است *
{{verse|۱۳۶|۱۸|color=black}} و پادشاهان ناموَر را کشت زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است *
{{verse|۱۳۶|۱۹|color=black}} سیحون پادشاه اموریان را زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است *
{{verse|۱۳۶|۲۰|color=black}} و عوج پادشاه باشان را زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است *
{{verse|۱۳۶|۲۱|color=black}} و زمین ایشان را بارثیّت داد زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است *
{{verse|۱۳۶|۲۲|color=black}} یعنی بارثیّت بندهٔ خویش اسرائیل زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است *
{{verse|۱۳۶|۲۳|color=black}} و ما را در مذلّت ما بیاد آورد زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است *
{{verse|۱۳۶|۲۴|color=black}} و مارا از دشمنان ما رهائی داد زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است *
{{verse|۱۳۶|۲۵|color=black}} که همهٔ بشر را روزی میدهد زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است *
{{verse|۱۳۶|۲۶|color=black}} خدای آسمانها را حمد گویید زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است *
{{وسط|{{روخط|باب صد و سی و هفتم}}}}
{{فصل|۱۳۷}}
{{verse|۱۳۷|۱|color=black}} نزد نهرهای بابل آنجا نشستیم و گریه نیز کردیم چون صهیون را بیاد آوردیم *
{{verse|۱۳۷|۲|color=black}} بربطهای خود را آویختیم بر درختان بید که در میان آنها بود *
{{verse|۱۳۷|۳|color=black}} زیرا آنانی که ما را<noinclude></noinclude>
33gjl46s80vyotlqlgrr8aoufmyeg6i
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۴۷
104
88442
288753
2026-06-21T19:35:25Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «باسیری برده بودند در آنجا از ما سرود خواستند و آنانی که ما را تاراج کرده بودند شادمانی [خواستند] که یکی از سرودهای صهیون را برای ما بسرایید * {{verse|۱۳۷|۴|color=black}} چگونه سرود {{روخط|خداوند}} را در زمین بیگانه بخوانیم * {{verse|۱۳۷|۵|color=black}} اگر تو را ای اور...» ایجاد کرد
288753
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>باسیری برده بودند در آنجا از ما سرود خواستند و آنانی که ما را تاراج کرده بودند شادمانی [خواستند] که یکی از سرودهای صهیون را برای ما بسرایید *
{{verse|۱۳۷|۴|color=black}} چگونه سرود {{روخط|خداوند}} را در زمین بیگانه بخوانیم *
{{verse|۱۳۷|۵|color=black}} اگر تو را ای اورشلیم فراموش کنم آنگاه دست راست من فراموش کند *
{{verse|۱۳۷|۶|color=black}} اگر تو را بیاد نیاورم آنگاه زبانم بکامم بچسبد اگر اورشلیم را بر همهٔ شادمانی خود ترجیح ندهم *
{{verse|۱۳۷|۷|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} روز اورشلیم را برای بنیادوم بیاد آور که گفتند منهدم سازید تا بنیادش منهدم سازید *
{{verse|۱۳۷|۸|color=black}} ای دختر بابل که خراب خواهی شد خوشابحال آنکه بتو جزا دهد چنانکه تو بما جزا دادی *
{{verse|۱۳۷|۹|color=black}} خوشابحال آنکه اطفال تو را بگیرد و ایشان را بصخرهها بزند *
{{وسط|{{روخط|باب صد و سی و هشتم}}}}
{{فصل|۱۳۸}}
{{verse|۱۳۸|۱|color=black}} [مزمور داود] تو را بتمامیِ دل خود حمد خواهم گفت بحضور خدایان تو را حمد خواهم گفت *
{{verse|۱۳۸|۲|color=black}} به سوی هیکل قدس تو عبادت خواهم کرد و نام تو را حمد خواهم گفت بهسبب رحمت و راستیِ تو زیرا کلام خویش را بر تمام اسم خود تمجید نمودهای *
{{verse|۱۳۸|۳|color=black}} در روزی که تو را خواندم مرا اجابت فرمودی و مرا با قوّت در جانم شجاع ساختی *
{{verse|۱۳۸|۴|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} تمام پادشاهان جهان تو را حمد خواهند گفت چون کلام دهان تو را بشنوند *
{{verse|۱۳۸|۵|color=black}} و طریقهای {{روخط|خداوند}} را خواهند سرایید زیرا که جلال {{روخط|خداوند}} عظیم است *
{{verse|۱۳۸|۶|color=black}} زیراکه {{روخط|خداوند}} متعال است لیکن بر فروتنان نظر میکند و امّا متکبّران را از دور میشناسد *
{{verse|۱۳۸|۷|color=black}} اگر چه در میان تنگی راه میروم مرا زنده خواهی کرد دست خود را بر خشم دشمنانم دراز میکنی و دست راستت مرا نجات خواهد داد *
{{verse|۱۳۸|۸|color=black}} {{روخط|خداوند}} کار مرا بکمال خواهد رسانید ای {{روخط|خداوند}} رحمت تو تا ابدالآباد است کارهای دست خویش را ترک منما *
{{وسط|{{روخط|باب صد و سی و نهم}}}}
{{فصل|۱۳۹}}
{{verse|۱۳۹|۱|color=black}} [برای سالار مغنّیان مزمور داود] ای {{روخط|خداوند}} مرا آزموده و شناختهای *
{{verse|۱۳۹|۲|color=black}} تو نشستن و برخاستن مرا میدانی و فکرهای مرا از دور فهمیدهای *
{{verse|۱۳۹|۳|color=black}} راه و خوابگاه مرا تفتیش کردهای و همهٔ طریقهای مرا دانستهای *<noinclude></noinclude>
tglhlm6lbmvb9mvef25attdc3qh7gnp
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۴۸
104
88443
288754
2026-06-21T19:35:50Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۱۳۹|۴|color=black}} زیرا که سخنی بر زبان من نیست جز اینکه تو ای {{روخط|خداوند}} آن را تماماً دانستهای * {{verse|۱۳۹|۵|color=black}} از عقب و از پیش مرا احاطه کردهای و دست خویش را بر من نهادهای * {{verse|۱۳۹|۶|color=black}} این گونه معرفت برایم زیاده عجیب است و بلند است که...» ایجاد کرد
288754
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۱۳۹|۴|color=black}} زیرا که سخنی بر زبان من نیست جز اینکه تو ای {{روخط|خداوند}} آن را تماماً دانستهای *
{{verse|۱۳۹|۵|color=black}} از عقب و از پیش مرا احاطه کردهای و دست خویش را بر من نهادهای *
{{verse|۱۳۹|۶|color=black}} این گونه معرفت برایم زیاده عجیب است و بلند است که بدان نمیتوانم رسید *
{{verse|۱۳۹|۷|color=black}} از روح تو کجا بروم و از حضور تو کجا بگریزم *
{{verse|۱۳۹|۸|color=black}} اگر بآسمان صعود کنم تو آنجا هستی و اگر در هاویه بستر بگسترانم اینک تو آنجا هستی *
{{verse|۱۳۹|۹|color=black}} اگر بالهای سحر را بگیرم و در اقصای دریا ساکن شوم *
{{verse|۱۳۹|۱۰|color=black}} در آنجا نیز دست تو مرا رهبری خواهد نمود و دست راست تو مرا خواهد گرفت *
{{verse|۱۳۹|۱۱|color=black}} و گفتم یقیناً تاریکی مرا خواهد پوشانید که در حال شب گرداگرد من روشنائی گردید *
{{verse|۱۳۹|۱۲|color=black}} تاریکی نیز نزد تو تاریک نیست و شب مثل روز روشن است و تاریکی و روشنائی یکی است *
{{verse|۱۳۹|۱۳|color=black}} زیرا که تو بر دل من مالک هستی مرا در رحم مادرم نقش بستی *
{{verse|۱۳۹|۱۴|color=black}} تو را حمد خواهم گفت زیرا که بطور مَهیب و عجیب ساخته شدهام کارهای تو عجیب است و جان من این را نیکو میداند *
{{verse|۱۳۹|۱۵|color=black}} استخوانهایم از تو پنهان نبود وقتی که در نهان ساخته میشدم و در اسفل زمین نقشبندی میگشتم *
{{verse|۱۳۹|۱۶|color=black}} چشمان تو جنین مرا دیدهاست و در دفتر تو همهٔ اعضای من نوشته شده در روزهائی که ساخته میشد وقتی که یکی از آنها وجود نداشت *
{{verse|۱۳۹|۱۷|color=black}} ای خدا فکرهای تو نزد من چه قدر گرامی است و جمله آنها چه عظیم است *
{{verse|۱۳۹|۱۸|color=black}} اگر آنها را بشمارم از ریگ زیاده است وقتیکه بیدار میشوم هنوز نزد تو حاضر هستم *
{{verse|۱۳۹|۱۹|color=black}} یقیناً ای خدا شریران را خواهی کشت پس ای مردمان خون ریز از من دور شوید *
{{verse|۱۳۹|۲۰|color=black}} زیرا سخنان مکرآمیز دربارهٔ تو میگویند و دشمنانت نام تو را بباطل میبرند *
{{verse|۱۳۹|۲۱|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} آیا نفرت نمیدارم از آنانی که تو را نفرت میدارند و آیا مخالفان تو را مکروه نمیشمارم *
{{verse|۱۳۹|۲۲|color=black}} ایشان را بنفرت تام نفرت میدارم ایشان را دشمنان خویشتن میشمارم *
{{verse|۱۳۹|۲۳|color=black}} ای خدا مرا تفتیش کن و دل مرا بشناس مرا بیازما و فکرهای مرا بدان *
{{verse|۱۳۹|۲۴|color=black}} و ببین که آیا در من راه فساد است و مرا بطریق جاودانی هدایت فرما *
{{وسط|{{روخط|باب صد و چهلم}}}}
{{فصل|۱۴۰}}
{{verse|۱۴۰|۱|color=black}} [برای سالار مغنّیان مزمور داود] ای {{روخط|خداوند}} مرا از مرد شریر رهائی ده و از مرد ظالم مرا محفوظ فرما *
{{verse|۱۴۰|۲|color=black}} که<noinclude></noinclude>
g77guhz3j6ws537qb0ddwssjfip28d5
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۴۹
104
88444
288755
2026-06-21T19:36:27Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «در دلهای خود در شرارت تفکّر میکنند و تمامی روز برای جنگ جمع میشوند * {{verse|۱۴۰|۳|color=black}} دندانهای خود را مثل مار تیز میکنند و زهر افعی زیر لب ایشان است سلاه * {{verse|۱۴۰|۴|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} مرا از دست شریر نگاه دار از مرد ظالم مرا محافظت فرما که...» ایجاد کرد
288755
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>در دلهای خود در شرارت تفکّر میکنند و تمامی روز برای جنگ جمع میشوند *
{{verse|۱۴۰|۳|color=black}} دندانهای خود را مثل مار تیز میکنند و زهر افعی زیر لب ایشان است سلاه *
{{verse|۱۴۰|۴|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} مرا از دست شریر نگاه دار از مرد ظالم مرا محافظت فرما که تدبیر میکنند تا پایهای مرا بلغزانند *
{{verse|۱۴۰|۵|color=black}} متکبّران برای من تله و ریسمانها پنهان کرده و دام بسر راه گسترده و کمندها برای من نهادهاند سلاه *
{{verse|۱۴۰|۶|color=black}} به {{روخط|خداوند}} گفتم تو خدای من هستی ای {{روخط|خداوند}} آواز تضرّع مرا بشنو *
{{verse|۱۴۰|۷|color=black}} ای یهوّه {{روخط|خداوند}} که قوّت نجات من هستی تو سر مرا در روز جنگ پوشانیدهای *
{{verse|۱۴۰|۸|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} آرزوهای شریر را برایش برمیاور و تدابیر ایشان را بانجام مرسان مبادا سرافراشته شوند سلاه *
{{verse|۱۴۰|۹|color=black}} و امّا سرهای آنانی که مرا احاطه میکنند شرارتِ لبهای ایشان آنها را خواهد پوشانید *
{{verse|۱۴۰|۱۰|color=black}} اخگرهای سوزنده را بر ایشان خواهند ریخت ایشان را در آتش خواهند انداخت و در ژرفیها که دیگر نخواهند برخاست *
{{verse|۱۴۰|۱۱|color=black}} مرد بدگو در زمین پایدار نخواهد شد مرد ظالم را شرارت صید خواهد کرد تا او را هلاک کند *
{{verse|۱۴۰|۱۲|color=black}} میدانم که {{روخط|خداوند}} دادرسی فقیر را خواهد کرد و داوری مسکینان را خواهد نمود *
{{verse|۱۴۰|۱۳|color=black}} هر آینه عادلان نام تو را حمد خواهند گفت و راستان بحضور تو ساکن خواهند شد *
{{وسط|{{روخط|باب صد و چهل و یکم}}}}
{{فصل|۱۴۱}}
{{verse|۱۴۱|۱|color=black}} [مزمور داود] ای {{روخط|خداوند}} تو را میخوانم نزد من بشتاب و چون تو را بخوانم آواز مرا بشنو *
{{verse|۱۴۱|۲|color=black}} دعای من بحضور تو مثل بخور آراسته شود و برافراشتن دستهایم مثل هدیه شام *
{{verse|۱۴۱|۳|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} بر دهان من نگاهبانی فرما و در لبهایم را نگاه دار *
{{verse|۱۴۱|۴|color=black}} دل مرا بعمل بد مایل مگردان تا مرتکب اعمال زشت با مردان بدکار نشوم و از چیزهای لذیذ ایشان نخورم *
{{verse|۱۴۱|۵|color=black}} مردِعادل مرا بزند و لطف خواهد بود و مرا تأدیب نماید و روغن برای سر خواهد بود و سر من آن را ابا نخواهد نمود زیرا که در بدیهای ایشان نیز دعای من دایم خواهد بود *
{{verse|۱۴۱|۶|color=black}} چون داوران ایشان از سرِ صخرهها انداخته شوند آنگاه سخنان مرا خواهند شنید زیرا که شیرین است *
{{verse|۱۴۱|۷|color=black}} مثل کسی که زمین را فلاحت و شیار بکند استخوانهای ما بر سر قبرها پراکنده میشود *
{{verse|۱۴۱|۸|color=black}} زیرا که<noinclude></noinclude>
g5k6fogewuxdzhxfxdnissd8n5q2wcc
288758
288755
2026-06-21T19:37:17Z
Hanooz
17889
288758
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>در دلهای خود در شرارت تفکّر میکنند و تمامی روز برای جنگ جمع میشوند *
{{verse|۱۴۰|۳|color=black}} دندانهای خود را مثل مار تیز میکنند و زهر افعی زیر لب ایشان است سلاه *
{{verse|۱۴۰|۴|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} مرا از دست شریر نگاه دار از مرد ظالم مرا محافظت فرما که تدبیر میکنند تا پایهای مرا بلغزانند *
{{verse|۱۴۰|۵|color=black}} متکبّران برای من تله و ریسمانها پنهان کرده و دام بسر راه گسترده و کمندها برای من نهادهاند سلاه *
{{verse|۱۴۰|۶|color=black}} به {{روخط|خداوند}} گفتم تو خدای من هستی ای {{روخط|خداوند}} آواز تضرّع مرا بشنو *
{{verse|۱۴۰|۷|color=black}} ای یهوّه {{روخط|خداوند}} که قوّت نجات من هستی تو سر مرا در روز جنگ پوشانیدهای *
{{verse|۱۴۰|۸|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} آرزوهای شریر را برایش برمیاور و تدابیر ایشان را بانجام مرسان مبادا سرافراشته شوند سلاه *
{{verse|۱۴۰|۹|color=black}} و امّا سرهای آنانی که مرا احاطه میکنند شرارتِ لبهای ایشان آنها را خواهد پوشانید *
{{verse|۱۴۰|۱۰|color=black}} اخگرهای سوزنده را بر ایشان خواهند ریخت ایشان را در آتش خواهند انداخت و در ژرفیها که دیگر نخواهند برخاست *
{{verse|۱۴۰|۱۱|color=black}} مرد بدگو در زمین پایدار نخواهد شد مرد ظالم را شرارت صید خواهد کرد تا او را هلاک کند *
{{verse|۱۴۰|۱۲|color=black}} میدانم که {{روخط|خداوند}} دادرسی فقیر را خواهد کرد و داوری مسکینان را خواهد نمود *
{{verse|۱۴۰|۱۳|color=black}} هر آینه عادلان نام تو را حمد خواهند گفت و راستان بحضور تو ساکن خواهند شد *
{{وسط|{{روخط|باب صد و چهل و یکم}}}}
{{فصل|۱۴۱}}
{{verse|۱۴۱|۱|color=black}} [مزمور داود] ای {{روخط|خداوند}} تو را میخوانم نزد من بشتاب و چون تو را بخوانم آواز مرا بشنو *
{{verse|۱۴۱|۲|color=black}} دعای من بحضور تو مثل بخور آراسته شود و برافراشتن دستهایم مثل هدیه شام *
{{verse|۱۴۱|۳|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} بر دهان من نگاهبانی فرما و در لبهایم را نگاه دار *
{{verse|۱۴۱|۴|color=black}} دل مرا بعمل بد مایل مگردان تا مرتکب اعمال زشت با مردان بدکار نشوم و از چیزهای لذیذ ایشان نخورم *
{{verse|۱۴۱|۵|color=black}} مردِعادل مرا بزند و لطف خواهد بود و مرا تأدیب نماید و روغن برای سر خواهد بود و سر من آن را ابا نخواهد نمود زیرا که در بدیهای ایشان نیز دعای من دایم خواهد بود *
{{verse|۱۴۱|۶|color=black}} چون داوران ایشان از سرِ صخرهها انداخته شوند آنگاه سخنان مرا خواهند شنید زیرا که شیرین است *
{{verse|۱۴۱|۷|color=black}} مثل کسی که زمین را فلاحت و شیار بکند استخوانهای ما بر سر قبرها پراکنده میشود *
{{verse|۱۴۱|۸|color=black}} زیرا که ای<noinclude></noinclude>
suujjjlchcr4lm0czw4d28on3s2ubi7
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۵۰
104
88445
288756
2026-06-21T19:36:49Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «ای یهوه {{روخط|خداوند}} چشمان من بسوی توست و بر تو توکّل دارم پس جان مرا تلف منما * {{verse|۱۴۱|۹|color=black}} مرا از دامی که برای من نهادهاند نگاه دار و از کمندهای گناهکاران * {{verse|۱۴۱|۱۰|color=black}} شریران بدامهای خود بیفتند و من بسلامتی در بگذرم * {{وسط|{{روخط|ب...» ایجاد کرد
288756
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ای یهوه {{روخط|خداوند}} چشمان من بسوی توست و بر تو توکّل دارم پس جان مرا تلف منما *
{{verse|۱۴۱|۹|color=black}} مرا از دامی که برای من نهادهاند نگاه دار و از کمندهای گناهکاران *
{{verse|۱۴۱|۱۰|color=black}} شریران بدامهای خود بیفتند و من بسلامتی در بگذرم *
{{وسط|{{روخط|باب صد و چهل و دوم}}}}
{{فصل|۱۴۲}}
{{verse|۱۴۲|۱|color=black}} [قصیده داود و دعا وقتیکه در مغاره بود] بآواز خود نزد {{روخط|خداوند}} فریاد برمیآورم بآواز خود نزد {{روخط|خداوند}} تضرّع مینمایم *
{{verse|۱۴۲|۲|color=black}} ناله خود را در حضور او خواهم ریخت تنگیهای خود را نزد او بیان خواهم کرد *
{{verse|۱۴۲|۳|color=black}} وقتی که روح من در من مدهوش میشود پس تو طریقت مرا دانستهای در راهی که میروم دام برای من پنهان کردهاند *
{{verse|۱۴۲|۴|color=black}} به طرف راست بنگر و ببین که کسی نیست که مرا بشناسد ملجا برای من نابود شد کسی نیست که در فکر جان من باشد *
{{verse|۱۴۲|۵|color=black}} نزد تو ای {{روخط|خداوند}} فریاد کردم و گفتم که تو ملجا و حصّهٔ من در زمین زندگان هستی *
{{verse|۱۴۲|۶|color=black}} به ناله من توجّه کن زیرا که بسیار ذلیلم مرا از جفاکنندگانم برهان زیرا که از من زورآورترند *
{{verse|۱۴۲|۷|color=black}} جان مرا از زندان درآور تا نام تو راحمد گویم عادلان گرداگرد من خواهند آمد زیرا که بمن احسان نمودهای *
{{وسط|{{روخط|باب صد و چهل و سوم}}}}
{{فصل|۱۴۳}}
{{verse|۱۴۳|۱|color=black}} [مزمور داود] ای {{روخط|خداوند}} دعای مرا بشنو و بتضرّع من گوش بده در امانت و عدالت خویش مرا اجابت فرما *
{{verse|۱۴۳|۲|color=black}} و بر بندهٔ خود بمحاکمه برمیا زیرا زندهای نیست که بحضور تو عادل شمرده شود *
{{verse|۱۴۳|۳|color=black}} زیرا که دشمن بر جان من جفا کرده حیات مرا بزمین کوبیده است و مرا در ظلمت ساکن گردانیده مثل آنانی که مدّتی مرده باشند *
{{verse|۱۴۳|۴|color=black}} پس روح من در من مدهوش شده و دلم در اندرونم متحیّر گردیده است *
{{verse|۱۴۳|۵|color=black}} ایّام قدیم را بیاد میآورم در همهٔ اعمال تو تفکّر نموده در کارهای دست تو تأمّل میکنم *
{{verse|۱۴۳|۶|color=black}} دستهای خود را بسوی تو دراز میکنم جان من مثلِ زمینِ خشک تشنه تو است سلاه *
{{verse|۱۴۳|۷|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} بزودی مرا اجابت فرما زیرا روح من کاهیده شده است روی خود را<noinclude></noinclude>
si8h79bamq16s0eotj2yuokt12bx4fq
288757
288756
2026-06-21T19:37:03Z
Hanooz
17889
288757
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>یهوه {{روخط|خداوند}} چشمان من بسوی توست و بر تو توکّل دارم پس جان مرا تلف منما *
{{verse|۱۴۱|۹|color=black}} مرا از دامی که برای من نهادهاند نگاه دار و از کمندهای گناهکاران *
{{verse|۱۴۱|۱۰|color=black}} شریران بدامهای خود بیفتند و من بسلامتی در بگذرم *
{{وسط|{{روخط|باب صد و چهل و دوم}}}}
{{فصل|۱۴۲}}
{{verse|۱۴۲|۱|color=black}} [قصیده داود و دعا وقتیکه در مغاره بود] بآواز خود نزد {{روخط|خداوند}} فریاد برمیآورم بآواز خود نزد {{روخط|خداوند}} تضرّع مینمایم *
{{verse|۱۴۲|۲|color=black}} ناله خود را در حضور او خواهم ریخت تنگیهای خود را نزد او بیان خواهم کرد *
{{verse|۱۴۲|۳|color=black}} وقتی که روح من در من مدهوش میشود پس تو طریقت مرا دانستهای در راهی که میروم دام برای من پنهان کردهاند *
{{verse|۱۴۲|۴|color=black}} به طرف راست بنگر و ببین که کسی نیست که مرا بشناسد ملجا برای من نابود شد کسی نیست که در فکر جان من باشد *
{{verse|۱۴۲|۵|color=black}} نزد تو ای {{روخط|خداوند}} فریاد کردم و گفتم که تو ملجا و حصّهٔ من در زمین زندگان هستی *
{{verse|۱۴۲|۶|color=black}} به ناله من توجّه کن زیرا که بسیار ذلیلم مرا از جفاکنندگانم برهان زیرا که از من زورآورترند *
{{verse|۱۴۲|۷|color=black}} جان مرا از زندان درآور تا نام تو راحمد گویم عادلان گرداگرد من خواهند آمد زیرا که بمن احسان نمودهای *
{{وسط|{{روخط|باب صد و چهل و سوم}}}}
{{فصل|۱۴۳}}
{{verse|۱۴۳|۱|color=black}} [مزمور داود] ای {{روخط|خداوند}} دعای مرا بشنو و بتضرّع من گوش بده در امانت و عدالت خویش مرا اجابت فرما *
{{verse|۱۴۳|۲|color=black}} و بر بندهٔ خود بمحاکمه برمیا زیرا زندهای نیست که بحضور تو عادل شمرده شود *
{{verse|۱۴۳|۳|color=black}} زیرا که دشمن بر جان من جفا کرده حیات مرا بزمین کوبیده است و مرا در ظلمت ساکن گردانیده مثل آنانی که مدّتی مرده باشند *
{{verse|۱۴۳|۴|color=black}} پس روح من در من مدهوش شده و دلم در اندرونم متحیّر گردیده است *
{{verse|۱۴۳|۵|color=black}} ایّام قدیم را بیاد میآورم در همهٔ اعمال تو تفکّر نموده در کارهای دست تو تأمّل میکنم *
{{verse|۱۴۳|۶|color=black}} دستهای خود را بسوی تو دراز میکنم جان من مثلِ زمینِ خشک تشنه تو است سلاه *
{{verse|۱۴۳|۷|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} بزودی مرا اجابت فرما زیرا روح من کاهیده شده است روی خود را<noinclude></noinclude>
511cdc41eaqwhwgo9inff9yq9dc5ew8
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۵۱
104
88446
288759
2026-06-21T19:37:43Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «از من مپوشان مبادا مثل فروروندگان بهاویه بشوم * {{verse|۱۴۳|۸|color=black}} بامدادان رحمت خود را بمن بشنوان زیرا که بر تو توکّل دارم طریقی را که برآن بروم مرا بیاموز زیرا نزد تو جان خود را برمیافرازم * {{verse|۱۴۳|۹|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} مرا از دشمنانم بره...» ایجاد کرد
288759
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>از من مپوشان مبادا مثل فروروندگان بهاویه بشوم *
{{verse|۱۴۳|۸|color=black}} بامدادان رحمت خود را بمن بشنوان زیرا که بر تو توکّل دارم طریقی را که برآن بروم مرا بیاموز زیرا نزد تو جان خود را برمیافرازم *
{{verse|۱۴۳|۹|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} مرا از دشمنانم برهان زیرا که نزد تو پناه بردهام *
{{verse|۱۴۳|۱۰|color=black}} مرا تعلیم ده تا ارادهٔ تو را بجا آورم زیرا خدای من تو هستی روح مهربان تو مرا در زمین هموار هدایت بنماید *
{{verse|۱۴۳|۱۱|color=black}} به خاطر نام خود ای {{روخط|خداوند}} مرا زنده ساز بخاطر عدالت خویش جان مرا از تنگی برهان *
{{verse|۱۴۳|۱۲|color=black}} و بخاطررحمت خود دشمنانم را منقطع ساز و همهٔ مخالفان جان مرا هلاک کن زیرا که من بندهٔ تو هستم *
{{وسط|{{روخط|باب صد و چهل و چهارم}}}}
{{فصل|۱۴۴}}
{{verse|۱۴۴|۱|color=black}} [مزمور داود] {{روخط|خداوند}} که صخره من است متبارک باد که دستهای مرا بجنگ و انگشتهای مرا بحرب تعلیم داد *
{{verse|۱۴۴|۲|color=black}} رحمت من اوست و ملجای من و قلعه بلند من و رهاننده من و سپر من و آنکه بر او توکّل دارم که قوم مرا در زیر اطاعت من میدارد *
{{verse|۱۴۴|۳|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} آدمی چیست که او را بشناسی و پسر انسان که او را بحساب بیاوری *
{{verse|۱۴۴|۴|color=black}} انسان مثل نَفَسی است و روزهایش مثل سایهای است که میگذرد *
{{verse|۱۴۴|۵|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} آسمانهای خود را خم ساخته فرود بیا و کوهها را لمس کن تا دود شوند *
{{verse|۱۴۴|۶|color=black}} رعد را جهنده ساخته آنها را پراکنده ساز تیرهای خود را بفرست و آنها را منهزم نما *
{{verse|۱۴۴|۷|color=black}} دست خود را از اعلی بفرست و مرا رهانیده از آبهای بسیار خلاصی ده یعنی از دست پسران اجنبی *
{{verse|۱۴۴|۸|color=black}} که دهان ایشان بباطل سخن میگوید و دست راست ایشان دستِ دروغ است *
{{verse|۱۴۴|۹|color=black}} ای خدا تو را سرودی تازه میسرایم با بربط ذات ده تار تو را ترنّم خواهم نمود *
{{verse|۱۴۴|۱۰|color=black}} که پادشاهان را نجات میبخشی و بندهٔ خود داود را از شمشیر مهلک میرهانی *
{{verse|۱۴۴|۱۱|color=black}} مرا از دست اجنبیان برهان و خلاصی ده که دهان ایشان بباطل سخن میگوید و دست راست ایشان دست دروغ است *
{{verse|۱۴۴|۱۲|color=black}} تا پسران ما درجوانیِ خود نموّ کرده مثل نهالها باشند و دختران ما مثل سنگهای زاویه تراشیده شده بمثال قصر *
{{verse|۱۴۴|۱۳|color=black}} و انبارهای ما پر شده بانواع نعمت ریزان شوند و گلههای ما هزارها و کرورها در صحراهای ما بزایند *
{{verse|۱۴۴|۱۴|color=black}} و گاوان ما باربردار شوند و هیچ رخنه و خروج و نالهای<noinclude></noinclude>
oyxrnp6cd7480psa6bzrp63fp7gy4gn
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۵۲
104
88447
288760
2026-06-21T19:38:22Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «در کوچههای ما نباشد * {{verse|۱۴۴|۱۵|color=black}} خوشابحال قومی که نصیب ایشان این است خوشابحال آن قوم که یهوه خدای ایشان است * {{وسط|{{روخط|باب صد و چهل و پنجم}}}} {{فصل|۱۴۵}} {{verse|۱۴۵|۱|color=black}} [تسبیح داود] ای خدای من ای پادشاه تو را متعال میخوانم و نام تو را متب...» ایجاد کرد
288760
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>در کوچههای ما نباشد *
{{verse|۱۴۴|۱۵|color=black}} خوشابحال قومی که نصیب ایشان این است خوشابحال آن قوم که یهوه خدای ایشان است *
{{وسط|{{روخط|باب صد و چهل و پنجم}}}}
{{فصل|۱۴۵}}
{{verse|۱۴۵|۱|color=black}} [تسبیح داود] ای خدای من ای پادشاه تو را متعال میخوانم و نام تو را متبارک میگویم تا ابدالآباد *
{{verse|۱۴۵|۲|color=black}} تمامی روز تو را متبارک میخوانم و نام تو را حمد میگویم تا ابدالآباد *
{{verse|۱۴۵|۳|color=black}} {{روخط|خداوند}} عظیم است و بینهایت ممدوح و عظمت او را تفتیش نتوان کرد *
{{verse|۱۴۵|۴|color=black}} طبقه تا طبقه اعمال تو را تسبیح میخوانند و کارهای عظیم تو را بیان خواهند نمود *
{{verse|۱۴۵|۵|color=black}} در مجد جلیل کبریائی تو و در کارهای عجیب تو تفکّر خواهم نمود *
{{verse|۱۴۵|۶|color=black}} در قوّتِ کارهای مهیبِ تو سخن خواهند گفت و من عظمت تو را بیان خواهم نمود *
{{verse|۱۴۵|۷|color=black}} و یادگاری کثرت احسان تو را حکایت خواهند کرد و عدالت تو را خواهند سرایید *
{{verse|۱۴۵|۸|color=black}} {{روخط|خداوند}} کریم و رحیم است و دیر غضب و کثیرالاحسان *
{{verse|۱۴۵|۹|color=black}} {{روخط|خداوند}} برای همگان نیکو است و رحمتهای وی بر همهٔ اعمال وی است *
{{verse|۱۴۵|۱۰|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} جمیع کارهای تو تو را حمد میگویند و مقدّسان تو تو را متبارک میخوانند *
{{verse|۱۴۵|۱۱|color=black}} دربارهٔٔجلال ملکوت تو سخن میگویند و توانائی تو را حکایت میکنند *
{{verse|۱۴۵|۱۲|color=black}} تا کارهای عظیم تو را ببنیآدم تعلیم دهند و کبریائیِ مجیدِ ملکوت تو را *
{{verse|۱۴۵|۱۳|color=black}} ملکوت تو ملکوتی است تا جمیع دهرها و سلطنت تو باقی تا تمام دورها *
{{verse|۱۴۵|۱۴|color=black}} {{روخط|خداوند}} جمیع افتادگان را تأیید میکند و خمشدگان را برمیخیزاند *
{{verse|۱۴۵|۱۵|color=black}} چشمان همگان منتظر تو میباشد و تو طعام ایشان را در موسمش میدهی *
{{verse|۱۴۵|۱۶|color=black}} دست خویش را باز میکنی و آرزوی همهٔ زندگان را سیر مینمائی *
{{verse|۱۴۵|۱۷|color=black}} {{روخط|خداوند}} عادل است در جمیع طریقهای خود و رحیم در کّل اعمال خویش *
{{verse|۱۴۵|۱۸|color=black}} {{روخط|خداوند}} نزدیک است بآنانیکه او را میخوانند بآنانیکه او را براستی میخوانند *
{{verse|۱۴۵|۱۹|color=black}} آرزوی ترسندگان خود را بجا میآورد و تضّرع ایشان را شنیده ایشان را نجات میدهد *
{{verse|۱۴۵|۲۰|color=black}} {{روخط|خداوند}} همهٔ محبّان خود را نگاه میدارد و همهٔ شریران را هلاک خواهد ساخت *
{{verse|۱۴۵|۲۱|color=black}} دهان من تسبیح {{روخط|خداوند}} را خواهد گفت و همهٔ بشر نام قدّوس او را متبارک بخوانند تا ابدالآباد *<noinclude></noinclude>
bwlbj5ausgmn11osm3ne84u1pxz4ymw
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۵۳
104
88448
288761
2026-06-21T19:39:01Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب صد و چهل و ششم}}}} {{فصل|۱۴۶}} {{verse|۱۴۶|۱|color=black}} هلّلویاه ای جان من {{روخط|خداوند}} را تسبیح بخوان * {{verse|۱۴۶|۲|color=black}} تا زنده هستم {{روخط|خداوند}} را حمد خواهم گفت مادامی که وجود دارم خدای خود را خواهم سرایید * {{verse|۱۴۶|۳|color=black}} بر رؤسا تو...» ایجاد کرد
288761
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب صد و چهل و ششم}}}}
{{فصل|۱۴۶}}
{{verse|۱۴۶|۱|color=black}} هلّلویاه ای جان من {{روخط|خداوند}} را تسبیح بخوان *
{{verse|۱۴۶|۲|color=black}} تا زنده هستم {{روخط|خداوند}} را حمد خواهم گفت مادامی که وجود دارم خدای خود را خواهم سرایید *
{{verse|۱۴۶|۳|color=black}} بر رؤسا توکّل مکنید و نه بر ابن آدم که نزد او اعانتی نیست *
{{verse|۱۴۶|۴|color=black}} روح او بیرون میرود و او بخاک خود برمیگردد و در همان روز فکرهایش نابود میشود *
{{verse|۱۴۶|۵|color=black}} خوشابحال آنکه خدای یعقوب مددکاراوست که امید او بر یهوّه خدای وی میباشد *
{{verse|۱۴۶|۶|color=black}} که آسمان و زمین را آفرید و دریا و آنچه را که در آنهاست که راستی را نگاه دارد تا ابدالآباد *
{{verse|۱۴۶|۷|color=black}} که مظلومان را دادرسی میکند و گرسنگان را نان میبخشد {{روخط|خداوند}} اسیران را آزاد میسازد *
{{verse|۱۴۶|۸|color=black}} {{روخط|خداوند}} چشمان کوران را باز میکند {{روخط|خداوند}} خم شدگان را برمیافرازد {{روخط|خداوند}} عادلان را دوست میدارد *
{{verse|۱۴۶|۹|color=black}} {{روخط|خداوند}} غریبان را محافظت میکند و یتیمان و بیوه زنان را پایدار مینماید لیکن طریق شریران را کج میسازد *
{{verse|۱۴۶|۱۰|color=black}} {{روخط|خداوند}} سلطنت خواهد کرد تا ابدالآباد و خدای تو ای صهیون نسلاً بعد نسل هلّلویاه *
{{وسط|{{روخط|باب صد و چهل و هفتم}}}}
{{فصل|۱۴۷}}
{{verse|۱۴۷|۱|color=black}} هلّلویاه زیرا خدای ما را سراییدننیکو است و دلپسند و تسبیح خواندن شایسته است *
{{verse|۱۴۷|۲|color=black}} {{روخط|خداوند}} اورشلیم را بنا میکند و پراکندگان اسرائیل را جمع مینماید *
{{verse|۱۴۷|۳|color=black}} شکسته دلان را شفا میدهد و جراحتهای ایشان را میبندد *
{{verse|۱۴۷|۴|color=black}} عدد ستارگان را میشمارد و جمیع آنها را بنام میخواند *
{{verse|۱۴۷|۵|color=black}} {{روخط|خداوند}} ما بزرگ است و قوّت او عظیم و حکمت وی غیرمتناهی *
{{verse|۱۴۷|۶|color=black}} {{روخط|خداوند}} مسکینان را برمیافرازد و شریران را بزمین میاندازد *
{{verse|۱۴۷|۷|color=black}} {{روخط|خداوند}} را با تشکّر بسرایید خدای ما را با بربط سرود بخوانید *
{{verse|۱۴۷|۸|color=black}} که آسمانها را با ابرها میپوشاند و باران را برای زمین مهیّا مینماید و گیاه را بر کوهها میرویاند *
{{verse|۱۴۷|۹|color=black}} که بهایم را آذوقه میدهد و بچّههای غراب را که او را میخوانند *
{{verse|۱۴۷|۱۰|color=black}} در قوّت اسب رغبت ندارد و از ساقهای انسان راضی نمیباشد *
{{verse|۱۴۷|۱۱|color=black}} رضامندی {{روخط|خداوند}} از ترسندگان وی است و از آنانیکه برحمت وی امیدوارند *
{{verse|۱۴۷|۱۲|color=black}} ای اورشلیم {{روخط|خداوند}} را تسبیح بخوان ای صهیون خدای خود را حمد بگو *
{{verse|۱۴۷|۱۳|color=black}} زیرا که پشت بندهٔای<noinclude></noinclude>
djj5pujtox1qdkxxew1bumwkhqv2fnl
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۵۴
104
88449
288762
2026-06-21T19:39:19Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «دروازههایت را مستحکم کرده و فرزندانت را در اندرونت مبارک فرموده است * {{verse|۱۴۷|۱۴|color=black}} که حدود تو را سلامتی میدهد و تو را از مغز گندم سیر میگرداند * {{verse|۱۴۷|۱۵|color=black}} که کلام خود را بر زمین فرستاده است و قول او بزودی هر چه تمامتر میدود * {{verse|۱۴...» ایجاد کرد
288762
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>دروازههایت را مستحکم کرده و فرزندانت را در اندرونت مبارک فرموده است *
{{verse|۱۴۷|۱۴|color=black}} که حدود تو را سلامتی میدهد و تو را از مغز گندم سیر میگرداند *
{{verse|۱۴۷|۱۵|color=black}} که کلام خود را بر زمین فرستاده است و قول او بزودی هر چه تمامتر میدود *
{{verse|۱۴۷|۱۶|color=black}} که برف را مثل پشم میباراند و ژاله را مثل خاکستر میپاشد *
{{verse|۱۴۷|۱۷|color=black}} که تگرگ خود را در قطعهها میاندازد و کیست که پیش سرمای او تواند ایستاد *
{{verse|۱۴۷|۱۸|color=black}} کلام خود را میفرستد و آنها را میگدازد باد خویش را میوزاند پس آبها جاری میشود *
{{verse|۱۴۷|۱۹|color=black}} کلام خود را بیعقوب بیان کرده و فرایض و داوریهای خویش را باسرائیل *
{{verse|۱۴۷|۲۰|color=black}} با هیچ امّتی چنین نکرده است و داوریهای او را ندانستهاند هلّلویاه *
{{وسط|{{روخط|باب صد و چهل و هشتم}}}}
{{فصل|۱۴۸}}
{{verse|۱۴۸|۱|color=black}} هلّلویاه {{روخط|خداوند}} را از آسمانتسبیح بخوانید در اعلی علیّین او را تسبیح بخوانید *
{{verse|۱۴۸|۲|color=black}} ای همهٔ فرشتگانش او را تسبیح بخوانید ای همهٔ لشکرهای او او را تسبیح بخوانید *
{{verse|۱۴۸|۳|color=black}} ای آفتاب و ماه او را تسبیح بخوانید ای همهٔ ستارگان نور او را تسبیح بخوانید *
{{verse|۱۴۸|۴|color=black}} ای فلکالافلاک او را تسبیح بخوانید و ای آبهائی که فوق آسمانهایید *
{{verse|۱۴۸|۵|color=black}} نام {{روخط|خداوند}} را تسبیح بخوانند زیرا که او امر فرمود پس آفریده شدند *
{{verse|۱۴۸|۶|color=black}} و آنها را پایدار نمود تا ابدالآباد و قانونی قرار داد که از آن در نگذرند *
{{verse|۱۴۸|۷|color=black}} {{روخط|خداوند}} را از زمین تسبیح بخوانید ای نهنگان و جمیع لجّهها *
{{verse|۱۴۸|۸|color=black}} ای آتش و تگرگ وبرف و مه و باد تند که فرمان او را بجا میآورید *
{{verse|۱۴۸|۹|color=black}} ای کوهها و تمام تلّها و درختان میوهدار و همهٔ سروهای آزاد *
{{verse|۱۴۸|۱۰|color=black}} ای وحوش و جمیع بهایم و حشرات و مرغان بالدار *
{{verse|۱۴۸|۱۱|color=black}} ای پادشاهان زمین و جمیع امّتها و سروران و همهٔ داوران جهان *
{{verse|۱۴۸|۱۲|color=black}} ای جوانان و دوشیزگان نیز و پیران و اطفال *
{{verse|۱۴۸|۱۳|color=black}} نام {{روخط|خداوند}} را تسبیح بخوانند زیرا نام او تنها متعال است و جلال او فوق زمین و آسمان *
{{verse|۱۴۸|۱۴|color=black}} و او شاخی برای قوم خود برافراشته است تا فخر باشد برای همهٔ مقدّسان او یعنی برای بنی اسرائیل که قوم مقرّب او میباشند هلّلویاه *
{{وسط|{{روخط|باب صد و چهل و نهم}}}}
{{فصل|۱۴۹}}
{{verse|۱۴۹|۱|color=black}} هلّلویاه {{روخط|خداوند}} را سرود تازهبسرایید و تسبیح او را در جماعت مقدّسان *<noinclude></noinclude>
lj4f1gt4jo8aod13ovy8wypv0ydwixq
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۵۵
104
88450
288763
2026-06-21T19:40:28Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۱۴۹|۲|color=black}} اسرائیل در آفریننده خود شادی کنند و پسران صهیون در پادشاه خویش وجد نمایند * {{verse|۱۴۹|۳|color=black}} نام او را با رقص تسبیح بخوانند با بربط و عود او را بسرایند * {{verse|۱۴۹|۴|color=black}} زیرا {{روخط|خداوند}} از قوم خویش رضامندی دارد مسکینان را...» ایجاد کرد
288763
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۱۴۹|۲|color=black}} اسرائیل در آفریننده خود شادی کنند و پسران صهیون در پادشاه خویش وجد نمایند *
{{verse|۱۴۹|۳|color=black}} نام او را با رقص تسبیح بخوانند با بربط و عود او را بسرایند *
{{verse|۱۴۹|۴|color=black}} زیرا {{روخط|خداوند}} از قوم خویش رضامندی دارد مسکینان را بنجاتْ جمیل میسازد *
{{verse|۱۴۹|۵|color=black}} مقدّسان از جلال فخر بنمایند و بر بسترهای خود ترنّم بکنند *
{{verse|۱۴۹|۶|color=black}} تسبیحات بلند خدا در دهان ایشان باشد و شمشیر دو دمه در دست ایشان *
{{verse|۱۴۹|۷|color=black}} تا از امّتها انتقام بکشند و تأدیبها بر طوایف بنمایند *
{{verse|۱۴۹|۸|color=black}} و پادشاهان ایشان را بزنجیرها ببندند و سروران ایشان را بپابندهای آهنین *
{{verse|۱۴۹|۹|color=black}} و داوری را که مکتوب است بر ایشان اجرا دارند این کرامت است برای همهٔ مقدّسان او هلّلویاه *
{{وسط|{{روخط|باب صد و پنجاهم}}}}
{{فصل|۱۵۰}}
{{verse|۱۵۰|۱|color=black}} هلّلویاه خدا را در قدس او تسبیحبخوانید در فلکِ قوّت او او را تسبیح بخوانید *
{{verse|۱۵۰|۲|color=black}} او را بهسبب کارهای عظیم او تسبیح بخوانید او را بحسب کثرت عظمتش تسبیح بخوانید *
{{verse|۱۵۰|۳|color=black}} او را بآواز کَرِنّا تسبیحبخوانید او را با بربط و عود تسبیح بخوانید *
{{verse|۱۵۰|۴|color=black}} او را با دف و رقص تسبیح بخوانید او را با ذوات اوتار و نی تسبیح بخوانید *
{{verse|۱۵۰|۵|color=black}} او را با صنجهای بلندآواز تسبیح بخوانید او را با صنجهای خوشصدا تسبیح بخوانید *
{{verse|۱۵۰|۶|color=black}} هرکه روح دارد {{روخط|خداوند}} را تسبیح بخواند هلّلویاه *
{{dhr|4em}}
{{double rule|8em}}
{{ته}}<noinclude></noinclude>
epxjed91qydvdbu62ox82kkvbsv4pgm
کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب مزامیر یعنی زبور داود
0
88451
288764
2026-06-21T19:42:03Z
Hanooz
17889
صفحهای تازه حاوی «{{header | title = [[../]] | author = | translator = | section = کتاب مزامیر یعنی زبور داود | previous = [[../کتاب ایوب/]] | next = [[../کتاب امثال سلیمان نبی/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=838 to=955></pages>» ایجاد کرد
288764
wikitext
text/x-wiki
{{header
| title = [[../]]
| author =
| translator =
| section = کتاب مزامیر یعنی زبور داود
| previous = [[../کتاب ایوب/]]
| next = [[../کتاب امثال سلیمان نبی/]]
| notes =
}}
<pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=838 to=955></pages>
eyse6a5g0e3ksznq2f3qxm9o684m4rt
کتاب مزامیر یعنی زبور داود
0
88452
288765
2026-06-21T19:42:53Z
Hanooz
17889
تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب مزامیر یعنی زبور داود]]
288765
wikitext
text/x-wiki
#تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب مزامیر یعنی زبور داود]]
m8hvnazilq88nxnv1y9f72bxy0385nx
مزامیر
0
88453
288766
2026-06-21T19:43:35Z
Hanooz
17889
تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب مزامیر یعنی زبور داود]]
288766
wikitext
text/x-wiki
#تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب مزامیر یعنی زبور داود]]
m8hvnazilq88nxnv1y9f72bxy0385nx
زبور داود
0
88454
288767
2026-06-21T19:43:47Z
Hanooz
17889
تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب مزامیر یعنی زبور داود]]
288767
wikitext
text/x-wiki
#تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب مزامیر یعنی زبور داود]]
m8hvnazilq88nxnv1y9f72bxy0385nx
زبور داوود
0
88455
288768
2026-06-21T19:44:07Z
Hanooz
17889
تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب مزامیر یعنی زبور داود]]
288768
wikitext
text/x-wiki
#تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب مزامیر یعنی زبور داود]]
m8hvnazilq88nxnv1y9f72bxy0385nx
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۵۶
104
88456
288779
2026-06-22T03:19:00Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} امثال سلیمان بن داود پادشاه اسرائیل * {{verse|۱|۲|color=black}} به جهت دانستن حکمت و عدل و برای فهمیدن کلمات فطانت * {{verse|۱|۳|color=black}} به جهت اکتساب ادب معرفتآمیز و عدالت و انصاف و استقامت * {{verse|۱|۴|color=black}} تا ساده...» ایجاد کرد
288779
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}}
{{فصل|۱}}
{{verse|۱|۱|color=black}} امثال سلیمان بن داود پادشاه اسرائیل *
{{verse|۱|۲|color=black}} به جهت دانستن حکمت و عدل و برای فهمیدن کلمات فطانت *
{{verse|۱|۳|color=black}} به جهت اکتساب ادب معرفتآمیز و عدالت و انصاف و استقامت *
{{verse|۱|۴|color=black}} تا ساده دلان را زیرکی بخشد و جوانان را معرفت و تمیز *
{{verse|۱|۵|color=black}} تا مرد حکیم بشنود و علم را بیفزاید و مرد فهیم تدابیر را تحصیل نماید *
{{verse|۱|۶|color=black}} تا امثال و کنایات را بفهمند کلمات حکیمان و غوامض ایشان را *
{{verse|۱|۷|color=black}} ترس یهوه آغاز علم است لیکن جاهلان حکمت و ادب را خوار میشمارند *
{{verse|۱|۸|color=black}} ای پسر من تأدیب پدر خود را بشنو و تعلیم مادر خویش را ترک منما *
{{verse|۱|۹|color=black}} زیرا که آنها تاج زیبائی برای سر تو و جواهر برای گردن تو خواهد بود *
{{verse|۱|۱۰|color=black}} ای پسر من اگر گناهکاران تو را فریفته سازند قبول منما *
{{verse|۱|۱۱|color=black}} اگر گویند همراه ما بیا تا برای خون در کمین بنشینیم و برای بیگناهان بیجهت پنهان شویم *
{{verse|۱|۱۲|color=black}} مثل هاویه ایشان را زنده خواهیم بلعید و تندرست مانند آنانی که بگور فرو میروند *
{{verse|۱|۱۳|color=black}} هر گونه اموال نفیسه را پیدا خواهیم نمود و خانههای خود را از غنیمت مملو خواهیم ساخت *
{{verse|۱|۱۴|color=black}} قرعه خود را در میان ما بینداز و جمیع ما را یک کیسه خواهد بود *
{{verse|۱|۱۵|color=black}} ای پسر من با ایشان در راه مرو و پای خود را از طریقهای ایشان باز دار *
{{verse|۱|۱۶|color=black}} زیرا که پایهای ایشان برای شرارت میدود و بجهت ریختن خون میشتابد *
{{verse|۱|۱۷|color=black}} به تحقیق گستردن دام در نظر هر بالداری بیفایده است *
{{verse|۱|۱۸|color=black}} لیکن ایشان بجهت خون خود کمین میسازند و برای جان خویش پنهان میشوند *
{{verse|۱|۱۹|color=black}} همچنین است راههای هر کس که طّماع سود باشد که آن جان مالک خود را هلاک میسازد *
{{verse|۱|۲۰|color=black}} حکمت در بیرون ندا میدهد و در شوارع عام آواز خود را بلند میکند *
{{verse|۱|۲۱|color=black}} در سر چهارراهها در دهنه دروازهها میخواند و در<noinclude></noinclude>
tw3j1u5rwayo2ayoifqvartgn88fkpi
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۵۷
104
88457
288780
2026-06-22T03:19:19Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «شهر بسخنان خود متّکلم میشود * {{verse|۱|۲۲|color=black}} که ای جاهلان تا بکی جهالت را دوست خواهید داشت و تا بکی مستهزئین از استهزا شادی میکنند و احمقان از معرفت نفرت مینمایند * {{verse|۱|۲۳|color=black}} به سبب عتاب من بازگشت نمایید اینک روح خود را بر شما افاضه خواه...» ایجاد کرد
288780
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>شهر بسخنان خود متّکلم میشود *
{{verse|۱|۲۲|color=black}} که ای جاهلان تا بکی جهالت را دوست خواهید داشت و تا بکی مستهزئین از استهزا شادی میکنند و احمقان از معرفت نفرت مینمایند *
{{verse|۱|۲۳|color=black}} به سبب عتاب من بازگشت نمایید اینک روح خود را بر شما افاضه خواهم نمود و کلمات خود را بر شما اعلام خواهم کرد *
{{verse|۱|۲۴|color=black}} زیرا که چون خواندم شما ابا نمودید و دستهای خود را افراشتم و کسی اعتنا نکرد *
{{verse|۱|۲۵|color=black}} بلکه تمامی نصیحت مرا ترک نمودید و توبیخ مرا نخواستید *
{{verse|۱|۲۶|color=black}} پس من نیز در حین مصیبت شما خواهم خندید و چون ترس بر شما مستولی شود استهزا خواهم نمود *
{{verse|۱|۲۷|color=black}} چونخوف مثل باد تند بر شما عارض شود و مصیبت مثل گردباد بشما دررسد حینی که تنگی و ضیق بر شما آید *
{{verse|۱|۲۸|color=black}} آنگاه مرا خواهند خواند لیکن اجابت نخواهم کرد و صبحگاهان مرا جستجو خواهند نمود اما مرا نخواهند یافت *
{{verse|۱|۲۹|color=black}} چونکه معرفت را مکروه داشتند و ترس {{روخط|خداوند}} را اختیار ننمودند *
{{verse|۱|۳۰|color=black}} و نصیحت مرا پسند نکردند و تمامی توبیخ مرا خوار شمردند *
{{verse|۱|۳۱|color=black}} بنابراین از میوه طریق خود خواهند خورد و از تدابیر خویش سیر خواهند شد *
{{verse|۱|۳۲|color=black}} زیرا که ارتدادِ جاهلان ایشان را خواهد کشت و راحتِ غافلانه احمقان ایشان را هلاک خواهد ساخت *
{{verse|۱|۳۳|color=black}} اما هر که مرا بشنود در امنّیت ساکن خواهد بود و از ترس بلا مستریح خواهد ماند *
{{وسط|{{روخط|باب دوم}}}}
{{فصل|۲}}
{{verse|۲|۱|color=black}} ای پسر من اگر سخنان مرا قبول مینمودی و اوامر مرا نزد خود نگاه میداشتی *
{{verse|۲|۲|color=black}} تا گوش خود را بحکمت فرا گیری و دل خود را بفطانت مایل گردانی *
{{verse|۲|۳|color=black}} اگر فهم را دعوت میکردی و آواز خود را بفطانت بلند مینمودی *
{{verse|۲|۴|color=black}} اگر آن را مثل نقره میطلبیدی و مانند خزانههای مخفی جستجو میکردی *
{{verse|۲|۵|color=black}} آنگاه ترس {{روخط|خداوند}} را میفهمیدی و معرفت خدا را حاصل مینمودی *
{{verse|۲|۶|color=black}} زیرا {{روخط|خداوند}} حکمت را میبخشد و از دهان وی معرفت و فطانت صادر میشود *
{{verse|۲|۷|color=black}} به جهت مستقیمان حکمت کامل را ذخیره میکند و برای آنانی که در کاملّیت سلوک مینمایند سپر میباشد *
{{verse|۲|۸|color=black}} تا طریقهای انصاف را محافظت نماید و طریق مقّدسان خویش را نگاه دارد *
{{verse|۲|۹|color=black}} پس آنگاه عدالت و انصاف را میفهمیدی واستقامت و هر طریق نیکو را *
{{verse|۲|۱۰|color=black}} زیرا که حکمت بدل تو<noinclude></noinclude>
nlvk15lvbaem9049f9237t22ihzgtki
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۵۸
104
88458
288781
2026-06-22T03:19:36Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «داخل میشد و معرفت نزد جان تو عزیز میگشت * {{verse|۲|۱۱|color=black}} تمیز تو را محافظت مینمود و فطانت تو را نگاه میداشت * {{verse|۲|۱۲|color=black}} تا تو را از راه شریر رهائی بخشد و از کسانی که بسخنان کج متکّلم میشوند * {{verse|۲|۱۳|color=black}} که راههای راستی را ترک میکنند و...» ایجاد کرد
288781
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>داخل میشد و معرفت نزد جان تو عزیز میگشت *
{{verse|۲|۱۱|color=black}} تمیز تو را محافظت مینمود و فطانت تو را نگاه میداشت *
{{verse|۲|۱۲|color=black}} تا تو را از راه شریر رهائی بخشد و از کسانی که بسخنان کج متکّلم میشوند *
{{verse|۲|۱۳|color=black}} که راههای راستی را ترک میکنند و بطریقهای تاریکی سالک میشوند *
{{verse|۲|۱۴|color=black}} از عمل بد خشنودند و از دروغهای شریر خرسندند *
{{verse|۲|۱۵|color=black}} که در راههای خود مُعَوّجند و در طریقهای خویش کجرو میباشند *
{{verse|۲|۱۶|color=black}} تا تو را از زن اجنبی رهائی بخشد و از زن بیگانهای که سخنان تملّقآمیز میگوید *
{{verse|۲|۱۷|color=black}} که مُصاحبِ جوانی خود را ترک کرده و عهد خدای خویش را فراموش نموده است *
{{verse|۲|۱۸|color=black}} زیرا خانه او بموت فرو میرود و طریقهای او بمردگان *
{{verse|۲|۱۹|color=black}} کسانی که نزد وی روند برنخواهند گشت و بطریقهای حیات نخواهند رسید *
{{verse|۲|۲۰|color=black}} تا براه صالحان سلوک نمائی و طریقهای عادلان را نگاه داری *
{{verse|۲|۲۱|color=black}} زیرا که راستان در زمین ساکن خواهند شد و کاملان در آن باقی خواهند ماند *
{{verse|۲|۲۲|color=black}} لیکن شریران از زمین منقطع خواهند شد و ریشه خیانتکاران از آن کنده خواهد گشت *
{{وسط|{{روخط|باب سوم}}}}
{{فصل|۳}}
{{verse|۳|۱|color=black}} ای پسر من تعلیم مرا فراموش مکن و دل تو اوامر مرا نگاه دارد *
{{verse|۳|۲|color=black}} زیرا که طول ایام و سالهای حیات و سلامتی را برای تو خواهد افزود *
{{verse|۳|۳|color=black}} زنهار که رحمت و راستی تو را ترک نکند آنها را بر گردن خود ببند و بر لوح دل خود مرقوم دار *
{{verse|۳|۴|color=black}} آنگاه نعمت و رضامندی نیکو در نظر خدا و انسان خواهی یافت *
{{verse|۳|۵|color=black}} به تمامی دل خود بر {{روخط|خداوند}} توکل نما و بر عقل خود تکیهمکن *
{{verse|۳|۶|color=black}} در همهٔ راههای خود او را بشناس و او طریقهایت را راست خواهد گردانید *
{{verse|۳|۷|color=black}} خویشتن را حکیم مپندار از {{روخط|خداوند}} بترس و از بدی اجتناب نما *
{{verse|۳|۸|color=black}} این برای ناف تو شفا و برای استخوانهایت مغز خواهد بود *
{{verse|۳|۹|color=black}} از مایملک خود {{روخط|خداوند}} را تکریم نما و از نوبرهای همهٔ محصول خویش *
{{verse|۳|۱۰|color=black}} آنگاه انبارهای تو بوفور نعمت پر خواهد شد و چرخشتهای تو از شیره انگور لبریز خواهد گشت *
{{verse|۳|۱۱|color=black}} ای پسر من تأدیب {{روخط|خداوند}} را خوار مشمار و توبیخ او را مکروه مدار *
{{verse|۳|۱۲|color=black}} زیرا {{روخط|خداوند}} هر که را دوست دارد تأدیب مینماید مثل پدرْ پسر خویش را که از او مسرور میباشد *
{{verse|۳|۱۳|color=black}} خوشابحال کسی که حکمت را<noinclude></noinclude>
qinmoxy2sbclz6bt76udl4ppntb7h6g
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۵۹
104
88459
288782
2026-06-22T03:19:51Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «پیدا کند و شخصی که فطانت را تحصیل نماید * {{verse|۳|۱۴|color=black}} زیرا که تجارت آن از تجارت نقره و محصولش از طلای خالص نیکوتر است * {{verse|۳|۱۵|color=black}} از لعلها گرانبهاتر است و جمیع نفایس تو با آن برابری نتواند کرد * {{verse|۳|۱۶|color=black}} به دست راست وی طول ایام ا...» ایجاد کرد
288782
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>پیدا کند و شخصی که فطانت را تحصیل نماید *
{{verse|۳|۱۴|color=black}} زیرا که تجارت آن از تجارت نقره و محصولش از طلای خالص نیکوتر است *
{{verse|۳|۱۵|color=black}} از لعلها گرانبهاتر است و جمیع نفایس تو با آن برابری نتواند کرد *
{{verse|۳|۱۶|color=black}} به دست راست وی طول ایام است و بدست چپش دولت و جلال *
{{verse|۳|۱۷|color=black}} طریقهای وی طریقهای شادمانی است و همهٔ راههای وی سلامتی میباشد *
{{verse|۳|۱۸|color=black}} به جهت آنانی که او را بدست گیرند درخت حیات است و کسی که باو متمّسک میباشد خجسته است *
{{verse|۳|۱۹|color=black}} {{روخط|خداوند}} بحکمت خود زمین را بنیاد نهاد و بعقل خویش آسمان را استوار نمود *
{{verse|۳|۲۰|color=black}} به علم او لجّهها مُنْشَّق گردید و افلاک شبنم را میچکانید *
{{verse|۳|۲۱|color=black}} ای پسر من این چیزها از نظر تو دور نشود حکمت کامل و تمیز را نگاه دار *
{{verse|۳|۲۲|color=black}} پس برای جان تو حیات و برای گردنت زینت خواهد بود *
{{verse|۳|۲۳|color=black}} آنگاه در راه خود بامنیت سالکخواهی شد و پایت نخواهد لغزید *
{{verse|۳|۲۴|color=black}} هنگامی که بخوابی نخواهی ترسید و چون دراز شوی خوابت شیرین خواهد شد *
{{verse|۳|۲۵|color=black}} از خوف ناگهان نخواهی ترسید و نه از خرابی شریران چون واقع شود *
{{verse|۳|۲۶|color=black}} زیرا {{روخط|خداوند}} اعتماد تو خواهد بود و پای تو را از دام حفظ خواهد نمود *
{{verse|۳|۲۷|color=black}} احسان را از اهلش باز مدار هنگامی که بجا آوردنش در قوّت دست توست *
{{verse|۳|۲۸|color=black}} به همسایه خود مگو برو و بازگرد و فردا بتو خواهم داد با آنکه نزد تو حاضر است *
{{verse|۳|۲۹|color=black}} بر همسایهات قصد بدی مکن هنگامی که او نزد تو در امنیت ساکن است *
{{verse|۳|۳۰|color=black}} با کسی که بتو بدی نکرده است بیسبب مخاصمه منما *
{{verse|۳|۳۱|color=black}} بر مرد ظالم حسد مبر و هیچکدام از راههایش را اختیار مکن *
{{verse|۳|۳۲|color=black}} زیرا کجخلقان نزد {{روخط|خداوند}} مکروهند لیکن سّر او نزد راستان است *
{{verse|۳|۳۳|color=black}} لعنت {{روخط|خداوند}} بر خانه شریران است اما مسکن عادلان را برکت میدهد *
{{verse|۳|۳۴|color=black}} یقین که مستهزئین را استهزا مینماید اما متواضعان را فیض میبخشد *
{{verse|۳|۳۵|color=black}} حکیمان وارث جلال خواهند شد اما احمقان خجالت را خواهند برد *
{{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}}
{{فصل|۴}}
{{verse|۴|۱|color=black}} ای پسران تأدیب پدر را بشنوید و گوش دهید تا فطانت را بفهمید *
{{verse|۴|۲|color=black}} چونکه تعلیم نیکو بشما میدهم پس شریعت مرا ترک منمایید *
{{verse|۴|۳|color=black}} زیرا که من برای پدر خود پسر بودم و در نظر مادرم عزیز و یگانه *
{{verse|۴|۴|color=black}} و او مرا تعلیم داده میگفت دل تو<noinclude></noinclude>
o6y62xenxm5s1kxdb3qv1izll2x88ja
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۶۰
104
88460
288783
2026-06-22T03:20:05Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «بسخنان من متمّسک شود و اوامر مرا نگاه دار تا زنده بمانی * {{verse|۴|۵|color=black}} حکمت را تحصیل نما و فهم را پیدا کن فراموش مکن و ازکلمات دهانم انحراف مورز * {{verse|۴|۶|color=black}} آن را ترک منما که تو را محافظت خواهد نمود آن را دوست دار که تو را نگاه خواهد داشت * {...» ایجاد کرد
288783
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بسخنان من متمّسک شود و اوامر مرا نگاه دار تا زنده بمانی *
{{verse|۴|۵|color=black}} حکمت را تحصیل نما و فهم را پیدا کن فراموش مکن و ازکلمات دهانم انحراف مورز *
{{verse|۴|۶|color=black}} آن را ترک منما که تو را محافظت خواهد نمود آن را دوست دار که تو را نگاه خواهد داشت *
{{verse|۴|۷|color=black}} حکمت از همهٔ چیز افضل است پس حکمت را تحصیل نما و بهر آنچه تحصیل نموده باشی فهم را تحصیل کن *
{{verse|۴|۸|color=black}} آن را محترم دار و تو را بلند خواهد ساخت و اگر او را در آغوش بکشی تو را معظّم خواهد گردانید *
{{verse|۴|۹|color=black}} بر سر تو تاج زیبائی خواهد نهاد و افسر جلال بتو عطا خواهد نمود *
{{verse|۴|۱۰|color=black}} ای پسر من بشنو و سخنان مرا قبول نما که سالهای عمرت بسیار خواهد شد *
{{verse|۴|۱۱|color=black}} راه حکمت را بتو تعلیم دادم و بطریقهای راستی تو را هدایت نمودم *
{{verse|۴|۱۲|color=black}} چون در راه بروی قدمهای تو تنگ نخواهد شد و چون بدوی لغزش نخواهی خورد *
{{verse|۴|۱۳|color=black}} ادب را بچنگ آور و آن را فرو مگذار آن را نگاه دار زیرا که حیات تو است *
{{verse|۴|۱۴|color=black}} به راه شریران داخل مشو و در طریق گناهکاران سالک مباش *
{{verse|۴|۱۵|color=black}} آن را ترک کن و بآن گذر منما و از آن اجتناب کرده بگذر *
{{verse|۴|۱۶|color=black}} زیرا که ایشان تا بدی نکرده باشند نمیخوابند و اگر کسی را نلغزانیده باشند خواب از ایشان منقطع میشود *
{{verse|۴|۱۷|color=black}} چونکه نان شرارت را میخورند و شراب ظلم را مینوشند *
{{verse|۴|۱۸|color=black}} لیکن طریق عادلان مثل نور مشرق است که تا نهار کامل روشنائی آن در تزاید میباشد *
{{verse|۴|۱۹|color=black}} و اما طریق شریران مثل ظلمت غلیظ است و نمیدانند که از چه چیز میلغزند *
{{verse|۴|۲۰|color=black}} ای پسر من بسخنان من توجه نما و گوش خود را بکلمات من فرا گیر *
{{verse|۴|۲۱|color=black}} آنها از نظر تو دور نشود آنها را در اندرون دل خود نگاه دار *
{{verse|۴|۲۲|color=black}} زیرا هر که آنها را بیابد برای او حیات است و برایتمامی جسد او شفا میباشد *
{{verse|۴|۲۳|color=black}} دل خود را بحفظ تمام نگاه دار زیرا که مخرجهای حیات از آن است *
{{verse|۴|۲۴|color=black}} دهان دروغگو را از خود بینداز و لبهای کج را از خویشتن دور نما *
{{verse|۴|۲۵|color=black}} چشمانت باستقامت نگران باشد و مژگانت پیش روی تو راست باشد *
{{verse|۴|۲۶|color=black}} طریق پایهای خود را هموار بساز تا همهٔ طریقهای تو مستقیم باشد *
{{verse|۴|۲۷|color=black}} به طرف راست یا چپ منحرف مشو و پای خود را از بدی نگاه دار *
{{وسط|{{روخط|باب پنجم}}}}
{{فصل|۵}}
{{verse|۵|۱|color=black}} ای پسر من بحکمت من توجه نما و گوش خود را بفطانت من فراگیر *
{{verse|۵|۲|color=black}} تا<noinclude></noinclude>
rqvubpkym8mikam991dyedib7gzeicg
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۶۱
104
88461
288784
2026-06-22T03:20:22Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «تدابیر را محافظت نمائی و لبهایت معرفت را نگاه دارد * {{verse|۵|۳|color=black}} زیرا که لبهای زن اجنبی عسل را میچکاند و دهان او از روغن ملایمتر است * {{verse|۵|۴|color=black}} لیکن آخر او مثل اَفْسَنتین تلخ است و بُرنده مثل شمشیر دودم * {{verse|۵|۵|color=black}} پایهایش بموت فرو...» ایجاد کرد
288784
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>تدابیر را محافظت نمائی و لبهایت معرفت را نگاه دارد *
{{verse|۵|۳|color=black}} زیرا که لبهای زن اجنبی عسل را میچکاند و دهان او از روغن ملایمتر است *
{{verse|۵|۴|color=black}} لیکن آخر او مثل اَفْسَنتین تلخ است و بُرنده مثل شمشیر دودم *
{{verse|۵|۵|color=black}} پایهایش بموت فرو میرود و قدمهایش بهاویه متمّسک میباشد *
{{verse|۵|۶|color=black}} به طریق حیات هرگز سالک نخواهد شد قدمهایش آواره شده است و او نمیداند *
{{verse|۵|۷|color=black}} و الان ای پسرانم مرا بشنوید و از سخنان دهانم انحراف مورزید *
{{verse|۵|۸|color=black}} طریق خود را از او دور ساز و بدر خانه او نزدیک مشو *
{{verse|۵|۹|color=black}} مبادا عنفوان جوانی خود را بدیگران بدهی و سالهای خویش را بستمکیشان *
{{verse|۵|۱۰|color=black}} و غریبان از اموال تو سیر شوند و ثمره محنت تو بخانه بیگانه رود *
{{verse|۵|۱۱|color=black}} که در عاقبتِ خود نوحهگری نمائی هنگامی که گوشت و بدنت فانی شده باشد *
{{verse|۵|۱۲|color=black}} و گویی چرا ادب را مکروه داشتم و دل من تنبیه را خوار شمرد *
{{verse|۵|۱۳|color=black}} و آوازمرشدان خود را نشنیدم و بمعلمان خود گوش ندادم *
{{verse|۵|۱۴|color=black}} نزدیک بود که هر گونه بدی را مرتکب شوم در میان قوم و جماعت *
{{verse|۵|۱۵|color=black}} آب را از منبع خود بنوش و نهرهای جاری را از چشمه خویش *
{{verse|۵|۱۶|color=black}} جویهای تو بیرون خواهد ریخت و نهرهای آب در شوارع عام *
{{verse|۵|۱۷|color=black}} و از آنِ خودت بتنهائی خواهد بود و نه از آنِ غریبان با تو *
{{verse|۵|۱۸|color=black}} چشمه تو مبارک باشد و از زن جوانی خویش مسرور باش *
{{verse|۵|۱۹|color=black}} مثل غزال محبوب و آهوی جمیل پستانهایش تو را همیشه خرّم سازد و از محبت او دائماً محفوظ باش *
{{verse|۵|۲۰|color=black}} لیکن ای پسر من چرا از زن بیگانه فریفته شوی و سینه زن غریب را در بر گیری *
{{verse|۵|۲۱|color=black}} زیرا که راههای انسان در مدّنظر {{روخط|خداوند}} است و تمامی طریقهای وی را میسنجد *
{{verse|۵|۲۲|color=black}} تقصیرهای شریر او را گرفتار میسازد و ببندهای گناهان خود بسته میشود *
{{verse|۵|۲۳|color=black}} او بدون ادب خواهد مرد و بکثرت حماقت خویش تلف خواهد گردید *
{{وسط|{{روخط|باب ششم}}}}
{{فصل|۶}}
{{verse|۶|۱|color=black}} ای پسرم اگر برای همسایه خود ضامن شده و بجهت شخص بیگانه دست داده باشی *
{{verse|۶|۲|color=black}} و از سخنان دهان خود در دام افتاده و از سخنان دهانت گرفتار شده باشی *
{{verse|۶|۳|color=black}} پس ای پسر من این را بکن و خویشتن را رهائی ده چونکه بدست همسایهات افتادهای برو و خویشتن را فروتن ساز و از همسایه خود التماس نما *
{{verse|۶|۴|color=black}} خواب را بچشمان خود راه<noinclude></noinclude>
abuu6ipgfojuc2l12njso5nu39vlyaa
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۶۲
104
88462
288785
2026-06-22T03:20:47Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «مده و نه پینکی را بمژگان خویش * {{verse|۶|۵|color=black}} مثل آهو خویشتن را از کمند و مانند گنجشک از دست صیاد خلاص کن * {{verse|۶|۶|color=black}} ای شخص کاهل نزد مورچه برو و در راههای او تأمّل کن و حکمت را بیاموز * {{verse|۶|۷|color=black}} که وی را پیشوائی نیست و نه سرور و نه حاکم...» ایجاد کرد
288785
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>مده و نه پینکی را بمژگان خویش *
{{verse|۶|۵|color=black}} مثل آهو خویشتن را از کمند و مانند گنجشک از دست صیاد خلاص کن *
{{verse|۶|۶|color=black}} ای شخص کاهل نزد مورچه برو و در راههای او تأمّل کن و حکمت را بیاموز *
{{verse|۶|۷|color=black}} که وی را پیشوائی نیست و نه سرور و نه حاکمی *
{{verse|۶|۸|color=black}} اما خوراک خود را تابستان مهیا میسازد و آذوقه خویش را در موسم حصاد جمع میکند *
{{verse|۶|۹|color=black}} ای کاهل تا بچند خواهی خوابید و از خواب خود کی خواهی برخاست *
{{verse|۶|۱۰|color=black}} اندکی خفت و اندکی خواب و اندکی بر هم نهادن دستها بجهت خواب *
{{verse|۶|۱۱|color=black}} پس فقر مثل راهزن بر تو خواهد آمد و نیازمندی بر تو مانند مرد مسلّح *
{{verse|۶|۱۲|color=black}} مرد لئیم و مرد زشتخوی با اعوجاج دهان رفتار میکند *
{{verse|۶|۱۳|color=black}} با چشمان خود غمزه میزند و با پایهای خویش حرف میزند با انگشتهای خویش اشاره میکند *
{{verse|۶|۱۴|color=black}} در دلش دروغها است و پیوسته شرارت را اختراع میکند نزاعها را میپاشد *
{{verse|۶|۱۵|color=black}} بنابراین مصیبت بر او ناگهان خواهد آمد در لحظهای منکسر خواهد شد و شفا نخواهد یافت *
{{verse|۶|۱۶|color=black}} شش چیز است که {{روخط|خداوند}} از آنها نفرت دارد بلکه هفت چیز که نزد جان وی مکروه است *
{{verse|۶|۱۷|color=black}} چشمان متکّبر و زبان دروغگو و دستهائی که خون بیگناه را میریزد *
{{verse|۶|۱۸|color=black}} دلی که تدابیر فاسد را اختراع میکند پایهائی که در زیانکاری تیزرو میباشند *
{{verse|۶|۱۹|color=black}} شاهد دروغگو که بکذب متکلّم شود و کسی که در میان برادران نزاعها بپاشد *
{{verse|۶|۲۰|color=black}} ای پسر من اوامر پدر خود را نگاه دار و تعلیم مادر خویش را ترک منما *
{{verse|۶|۲۱|color=black}} آنها را بر دل خود دائماً ببند و آنها را بر گردن خویش بیاویز *
{{verse|۶|۲۲|color=black}} حینی که براه میروی تو را هدایت خواهدنمود و حینی که میخوابی بر تو دیدهبانی خواهد کرد و وقتی که بیدار شوی با تو مکالمه خواهد نمود *
{{verse|۶|۲۳|color=black}} زیرا که احکام ایشان چراغ و تعلیم ایشان نور است و توبیخ تدبیرآمیز طریق حیات است *
{{verse|۶|۲۴|color=black}} تا تو را از زن خبیثه نگاه دارد و از چاپلوسی زبانِ زنِ بیگانه *
{{verse|۶|۲۵|color=black}} در دلت مشتاق جمال وی مباش و از پلکهایش فریفته مشو *
{{verse|۶|۲۶|color=black}} زیرا که بسبب زن زانیه شخص برای یک قرص نان محتاج میشود و زن مرد دیگر جان گرانبها را صید میکند *
{{verse|۶|۲۷|color=black}} آیا کسی آتش را در آغوش خود بگیرد و جامهاش سوخته نشود *
{{verse|۶|۲۸|color=black}} یا کسی بر اخگرهای سوزنده راه رود و پایهایش سوخته نگردد *
{{verse|۶|۲۹|color=black}} همچنین است کسی که نزد زن همسایه خویش داخل شود زیرا هر که او را لمس نماید بیگناه نخواهد ماند *
{{verse|۶|۳۰|color=black}} دزد را اهانت نمیکنند اگر دزدی کند<noinclude></noinclude>
43zeaimua7ren91qesy5mfwigoyafw3
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۶۳
104
88463
288786
2026-06-22T03:21:08Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «تا جان خود را سیر نماید وقتی که گرسنه باشد * {{verse|۶|۳۱|color=black}} لیکن اگر گرفته شود هفت چندان ردّ خواهد نمود و تمامی اموال خانه خود را خواهد داد * {{verse|۶|۳۲|color=black}} اما کسی که با زنی زنا کند ناقصالعقل است و هر که چنین عمل نماید جان خود را هلاک خواهد ساخ...» ایجاد کرد
288786
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>تا جان خود را سیر نماید وقتی که گرسنه باشد *
{{verse|۶|۳۱|color=black}} لیکن اگر گرفته شود هفت چندان ردّ خواهد نمود و تمامی اموال خانه خود را خواهد داد *
{{verse|۶|۳۲|color=black}} اما کسی که با زنی زنا کند ناقصالعقل است و هر که چنین عمل نماید جان خود را هلاک خواهد ساخت *
{{verse|۶|۳۳|color=black}} او ضرب و رسوائی خواهد یافت و ننگ او محو نخواهد شد *
{{verse|۶|۳۴|color=black}} زیرا که غیرت شدّت خشم مرد است و در روز انتقام شفقت نخواهد نمود *
{{verse|۶|۳۵|color=black}} بر هیچ کفّارهای نظر نخواهد کرد و هر چند عطایا را زیاده کنی قبول نخواهد نمود *
{{وسط|{{روخط|باب هفتم}}}}
{{فصل|۷}}
{{verse|۷|۱|color=black}} ای پسر من سخنان مرا نگاه دار و اوامر مرا نزد خود ذخیره نما *
{{verse|۷|۲|color=black}} اوامر مرا نگاه دار تا زنده بمانی و تعلیم مرا مثل مردمک چشمخویش *
{{verse|۷|۳|color=black}} آنها را بر انگشتهای خود ببند و آنها را بر لوح قلب خود مرقوم دار *
{{verse|۷|۴|color=black}} به حکمت بگو که تو خواهر من هستی و فهم را دوست خویش بخوان *
{{verse|۷|۵|color=black}} تا تو را از زن اجنبی نگاه دارد و از زن غریبی که سخنان تملّقآمیز میگوید *
{{verse|۷|۶|color=black}} زیرا که از دریچه خانه خود نگاه کردم و از پشت شبکه خویش *
{{verse|۷|۷|color=black}} در میان جاهلان دیدم و در میان جوانان جوانی ناقصالعقل مشاهده نمودم *
{{verse|۷|۸|color=black}} که در کوچه بسوی گوشه او میگذشت و براه خانه وی میرفت *
{{verse|۷|۹|color=black}} در شام در حین زوال روز در سیاهی شب و در ظلمت غلیظ *
{{verse|۷|۱۰|color=black}} که اینک زنی باستقبال وی میآمد در لباس زانیه و در خباثت دل *
{{verse|۷|۱۱|color=black}} زنی یاوهگو و سرکش که پایهایش در خانهاش قرار نمیگیرد *
{{verse|۷|۱۲|color=black}} گاهی در کوچهها و گاهی در شوارع عام و نزد هر گوشهای در کمین میباشد *
{{verse|۷|۱۳|color=black}} پس او را بگرفت و بوسید و چهره خود را بیحیا ساخته او را گفت *
{{verse|۷|۱۴|color=black}} نزد من ذبایح سلامتی است زیرا که امروز نذرهای خود را وفا نمودم *
{{verse|۷|۱۵|color=black}} از این جهت باستقبال تو بیرون آمدم تا روی تو را بسعی تمام بطلبم و حال تو را یافتم *
{{verse|۷|۱۶|color=black}} بر بستر خود دوشکها گسترانیدهام با دیباها از کتان مصری *
{{verse|۷|۱۷|color=black}} بستر خود را با مُرّ و عود و سلیخه معطّر ساختهام *
{{verse|۷|۱۸|color=black}} بیا تا صبح از عشق سیر شویم و خویشتن را از محبت خرّم سازیم *
{{verse|۷|۱۹|color=black}} زیرا صاحبخانه در خانه نیست و سفر دور رفته است *
{{verse|۷|۲۰|color=black}} کیسه نقرهای بدست گرفته و تا روزِ بدرِ تمام مراجعت نخواهد نمود *
{{verse|۷|۲۱|color=black}} پس او را از زیادتی سخنانش فریفته کرد و از تملّق لبهایش او را اغوا نمود *
{{verse|۷|۲۲|color=black}} در ساعت از عقب او مثل<noinclude></noinclude>
bu0khpi0ehrt9vimyj5zly6l01uxyc1
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۶۴
104
88464
288787
2026-06-22T03:21:25Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «گاوی که بسلاّخخانه میرود روانه شد و مانند احمق بزنجیرهای قصاص * {{verse|۷|۲۳|color=black}} تا تیربه جگرش فرو رود مثل گنجشکی که بدام میشتابد و نمیداند که بخطر جان خود میرود * {{verse|۷|۲۴|color=black}} پس حال ای پسران مرا بشنوید و بسخنان دهانم توجه نمایید * {{verse|۷|۲۵|co...» ایجاد کرد
288787
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>گاوی که بسلاّخخانه میرود روانه شد و مانند احمق بزنجیرهای قصاص *
{{verse|۷|۲۳|color=black}} تا تیربه جگرش فرو رود مثل گنجشکی که بدام میشتابد و نمیداند که بخطر جان خود میرود *
{{verse|۷|۲۴|color=black}} پس حال ای پسران مرا بشنوید و بسخنان دهانم توجه نمایید *
{{verse|۷|۲۵|color=black}} دل تو براههایش مایل نشود و بطریقهایش گمراه مشو *
{{verse|۷|۲۶|color=black}} زیرا که او بسیاری را مجروح انداخته است و جمیع کشتگانش زورآورانند *
{{verse|۷|۲۷|color=black}} خانه او طریق هاویه است و بحجرههای موت مُؤَدّی میباشد *
{{وسط|{{روخط|باب هشتم}}}}
{{فصل|۸}}
{{verse|۸|۱|color=black}} آیا حکمت ندا نمیکند و فطانت آواز خود را بلند نمینماید *
{{verse|۸|۲|color=black}} به سر مکانهای بلند بکناره راه در میان طریقها میایستد *
{{verse|۸|۳|color=black}} به جانب دروازهها بدهنه شهر نزد مدخل دروازهها صدا میزند *
{{verse|۸|۴|color=black}} که شما را ای مردان میخوانم و آواز من ببنیآدم است *
{{verse|۸|۵|color=black}} ای جاهلان زیرکی را بفهمید و ای احمقان عقل را درک نمایید *
{{verse|۸|۶|color=black}} بشنوید زیرا که بامور عالیه تکلّم مینمایم و گشادن لبهایم استقامت است *
{{verse|۸|۷|color=black}} دهانم براستی تنطّق میکند و لبهایم شرارت را مکروه میدارد *
{{verse|۸|۸|color=black}} همهٔ سخنان دهانم بر حقّ است و در آنها هیچ چیز کج یا مُعْوَّج نیست *
{{verse|۸|۹|color=black}} تمامی آنها نزد مرد فهیم واضح است و نزد یابندگان معرفت مستقیم است *
{{verse|۸|۱۰|color=black}} تأدیب مرا قبول کنید و نه نقره را و معرفت را بیشتر از طلای خالص *
{{verse|۸|۱۱|color=black}} زیرا که حکمت از لعلها بهتر است و جمیع نفایس را باو برابر نتوان کرد *
{{verse|۸|۱۲|color=black}} من حکمتم و در زیرکی سکونت دارم و معرفت تدبیر را یافتهام *
{{verse|۸|۱۳|color=black}} ترس {{روخط|خداوند}} مکروه داشتنِ بدی است غرور و تکبّر و راه بد و دهان دروغگو را مکروه میدارم *
{{verse|۸|۱۴|color=black}} مشورت و حکمت کامل از آنِ من است من فهم هستم و قوت از آن من است *
{{verse|۸|۱۵|color=black}} به من پادشاهانْ سلطنت میکنند و داوران بعدالت فتوا میدهند *
{{verse|۸|۱۶|color=black}} به من سروران حکمرانی مینمایند و شریفان و جمیع داورانِ جهان *
{{verse|۸|۱۷|color=black}} من دوست میدارم آنانی را که مرا دوست میدارند و هر که مرا بجدّ و جهد بطلبد مرا خواهد یافت *
{{verse|۸|۱۸|color=black}} دولت و جلال با من است توانگری جاودانی و عدالت *
{{verse|۸|۱۹|color=black}} ثمره من از طلا و زر ناب بهتر است و حاصل من از نقره خالص *
{{verse|۸|۲۰|color=black}} در طریق عدالت میخرامم در میان راههای انصاف *
{{verse|۸|۲۱|color=black}} تا مال حقیقی را نصیب محبان خود گردانم و خزینههای ایشان<noinclude></noinclude>
3nuuzld7fvkxk6plpb1dd5j11cwvs8o
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۶۵
104
88465
288788
2026-06-22T03:21:52Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «را مملوّ سازم * {{verse|۸|۲۲|color=black}} {{روخط|خداوند}} مرا مبداء طریق خود داشت قبل از اعمال خویش از ازل * {{verse|۸|۲۳|color=black}} من از ازل برقرار بودم از ابتدا پیش از بودن جهان * {{verse|۸|۲۴|color=black}} هنگامی که لجهّها نبود من مولود شدم وقتی که چشمههای پر از آب وجود ند...» ایجاد کرد
288788
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>را مملوّ سازم *
{{verse|۸|۲۲|color=black}} {{روخط|خداوند}} مرا مبداء طریق خود داشت قبل از اعمال خویش از ازل *
{{verse|۸|۲۳|color=black}} من از ازل برقرار بودم از ابتدا پیش از بودن جهان *
{{verse|۸|۲۴|color=black}} هنگامی که لجهّها نبود من مولود شدم وقتی که چشمههای پر از آب وجود نداشت *
{{verse|۸|۲۵|color=black}} قبل از آنکه کوهها برپا شود پیش از تلّها مولود گردیدم *
{{verse|۸|۲۶|color=black}} چون زمین و صحراها را هنوز نساخته بود و نه اوّل غبار ربع مسکون را *
{{verse|۸|۲۷|color=black}} وقتی که او آسمان را مستحکم ساخت من آنجا بودم و هنگامی که دایره را بر سطح لجّه قرار داد *
{{verse|۸|۲۸|color=black}} وقتی که افلاک را بالا استوار کرد و چشمههای لجّه را استوار گردانید *
{{verse|۸|۲۹|color=black}} چون بدریا حدّ قرار داد تا آبها از فرمان او تجاوز نکنند و زمانی که بنیاد زمین را نهاد *
{{verse|۸|۳۰|color=black}} آنگاه نزد او معمار بودم و روزبروز شادی مینمودم و همیشه بحضور او اهتزاز میکردم *
{{verse|۸|۳۱|color=black}} و اهتزاز من در آبادی زمین وی و شادی من با بنیآدم میبود *
{{verse|۸|۳۲|color=black}} پس الان ای پسرانْ مرا بشنوید و خوشابحال آنانی که طریقهای مرا نگاه دارند *
{{verse|۸|۳۳|color=black}} تأدیب را بشنوید و حکیم باشید و آن را ردّ منمایید *
{{verse|۸|۳۴|color=black}} خوشابحال کسی که مرا بشنود و هر روز نزد درهای من دیدهبانی کند و باهوهای دروازههای مرا محافظت نماید *
{{verse|۸|۳۵|color=black}} زیرا هر که مرا یابد حیات را تحصیل کند و رضامندی {{روخط|خداوند}} را حاصل نماید *
{{verse|۸|۳۶|color=black}} و اما کسی که مرا خطا کند بجان خود ضرر رساند و هر که مرا دشمن دارد موت را دوست دارد *
{{وسط|{{روخط|باب نهم}}}}
{{فصل|۹}}
{{verse|۹|۱|color=black}} حکمت خانه خود را بنا کرده و هفت ستونهای خویش را تراشیده است *
{{verse|۹|۲|color=black}} ذبایح خود را ذبح نموده و شراب خود را ممزوج ساخته و سفره خود را نیز آراسته است *
{{verse|۹|۳|color=black}} کنیزان خود را فرستاده ندا کرده است بر پشتهای بلند شهر *
{{verse|۹|۴|color=black}} هر که جاهل باشد باینجا بیاید و هر که ناقصالعقل است او را میگوید *
{{verse|۹|۵|color=black}} بیایید از غذای من بخورید و از شرابی که ممزوج ساختهام بنوشید *
{{verse|۹|۶|color=black}} جهالت را ترک کرده زنده بمانید و بطریق فهم سلوک نمایید *
{{verse|۹|۷|color=black}} هر که استهزاکننده را تأدیب نماید برای خویشتن رسوائی را تحصیل کند و هر که شریر را تنبیه نماید برای او عیب میباشد *
{{verse|۹|۸|color=black}} استهزاکننده را تنبیه منما مبادا از تو نفرت کند اما مرد حکیم را تنبیه نما که تو را دوست خواهد داشت *
{{verse|۹|۹|color=black}} مرد حکیم را پند ده که زیاده حکیم خواهد شد مرد عادل را تعلیم ده که علمش<noinclude></noinclude>
fsjgs1ahzgiivae3wvghfgf3cqh9n6c
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۶۶
104
88466
288789
2026-06-22T03:22:14Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «خواهد افزود * {{verse|۹|۱۰|color=black}} ابتدای حکمت ترس {{روخط|خداوند}} است و معرفتِ قدوسْ فطانت میباشد * {{verse|۹|۱۱|color=black}} زیرا که بواسطه من روزهای تو کثیر خواهد شد و سالهای عمر از برایت زیاده خواهد گردید * {{verse|۹|۱۲|color=black}} اگر حکیم هستی برای خویشتن حکیم هس...» ایجاد کرد
288789
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خواهد افزود *
{{verse|۹|۱۰|color=black}} ابتدای حکمت ترس {{روخط|خداوند}} است و معرفتِ قدوسْ فطانت میباشد *
{{verse|۹|۱۱|color=black}} زیرا که بواسطه من روزهای تو کثیر خواهد شد و سالهای عمر از برایت زیاده خواهد گردید *
{{verse|۹|۱۲|color=black}} اگر حکیم هستی برای خویشتن حکیم هستی و اگر استهزا نمائی بتنهائی متحمّل آن خواهی بود *
{{verse|۹|۱۳|color=black}} زن احمق یاوهگو است جاهل است و هیچ نمیداند *
{{verse|۹|۱۴|color=black}} و نزد در خانه خود مینشیند در مکانهای بلند شهر بر کرسی *
{{verse|۹|۱۵|color=black}} تا راهروندگان را بخواند و آنانی را که براههای خود براستی میروند *
{{verse|۹|۱۶|color=black}} هر که جاهل باشد باینجا برگردد و بناقصالعقل میگوید *
{{verse|۹|۱۷|color=black}} آبهای دزدیده شده شیرین است و نان خفیه لذیذ میباشد *
{{verse|۹|۱۸|color=black}} و او نمیداند که مردگان در آنجا هستند و دعوتشدگانش در عمقهای هاویه میباشند *
{{وسط|{{روخط|باب دهم}}}}
{{فصل|۱۰}}
{{verse|۱۰|۱|color=black}} امثال سلیمان پسر حکیم پدر خود را مسرور میسازد اما پسر احمق باعث حزن مادرش میشود *
{{verse|۱۰|۲|color=black}} گنجهای شرارت منفعت ندارد اما عدالت از موت رهائی میدهد *
{{verse|۱۰|۳|color=black}} {{روخط|خداوند}} جان مرد عادل را نمیگذارد گرسنه بشود اما آرزوی شریران را باطل میسازد *
{{verse|۱۰|۴|color=black}} کسی که بدست سست کار میکند فقیر میگردد اما دست چابک غنی میسازد *
{{verse|۱۰|۵|color=black}} کسی که در تابستان جمع کند پسر عاقل است اما کسی که در موسم حصاد میخوابد پسر شرم آورنده است *
{{verse|۱۰|۶|color=black}} بر سر عادلان برکتها است اما ظلم دهان شریران را میپوشاند *
{{verse|۱۰|۷|color=black}} یادگار عادلان مبارک است اما اسم شریران خواهد گندید *
{{verse|۱۰|۸|color=black}} دانا دل احکام را قبول میکند اما احمق پرگو تلف خواهد شد *
{{verse|۱۰|۹|color=black}} کسی که براستی راه رود در امنیت سالک گردد و کسی که راه خود را کج میسازد آشکار خواهد شد *
{{verse|۱۰|۱۰|color=black}} هر که چشمک میزند الم میرساند اما احمق پرگو تلف میشود *
{{verse|۱۰|۱۱|color=black}} دهان عادلان چشمه حیات است اما ظلم دهان شریران را میپوشاند *
{{verse|۱۰|۱۲|color=black}} بغض نزاعها میانگیزاند اما محبت هر گناه را مستور میسازد *
{{verse|۱۰|۱۳|color=black}} در لبهای فطانت پیشگان حکمت یافت میشود اما چوب بجهت پشت مرد ناقص العقل است *
{{verse|۱۰|۱۴|color=black}} حکیمان علم را ذخیره میکنند اما دهان احمق نزدیک بهلاکت است *
{{verse|۱۰|۱۵|color=black}} اموال دولتمندان شهر حصاردار ایشان میباشد اما بینوائی فقیران هلاکت ایشان است *
{{verse|۱۰|۱۶|color=black}} عمل مرد<noinclude></noinclude>
0b8jtyaf5aclsf02titanryiozsc705
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۶۷
104
88467
288790
2026-06-22T03:22:28Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «عادل مؤدّی بحیات است اما محصول شریر بگناه میانجامد * {{verse|۱۰|۱۷|color=black}} کسی که تأدیب را نگاه دارد در طریق حیات است اما کسی که تنبیه را ترک نماید گمراه میشود * {{verse|۱۰|۱۸|color=black}} کسی که بغض را میپوشاند دروغگو میباشد کسی که بهتان را شیوع دهد احمق است...» ایجاد کرد
288790
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>عادل مؤدّی بحیات است اما محصول شریر بگناه میانجامد *
{{verse|۱۰|۱۷|color=black}} کسی که تأدیب را نگاه دارد در طریق حیات است اما کسی که تنبیه را ترک نماید گمراه میشود *
{{verse|۱۰|۱۸|color=black}} کسی که بغض را میپوشاند دروغگو میباشد کسی که بهتان را شیوع دهد احمق است *
{{verse|۱۰|۱۹|color=black}} کثرت کلام از گناه خالی نمیباشد اما آنکه لبهایش را ضبط نماید عاقل است *
{{verse|۱۰|۲۰|color=black}} زبان عادلان نقره خالص است اما دل شریران لاشَیءْ میباشد *
{{verse|۱۰|۲۱|color=black}} لبهای عادلان بسیاری را رعایت میکند اما احمقان از بیعقلی میمیرند *
{{verse|۱۰|۲۲|color=black}} برکت {{روخط|خداوند}} دولتمند میسازد و هیچ زحمت بر آن نمیافزاید *
{{verse|۱۰|۲۳|color=black}} جاهل در عمل بد اهتزاز دارد و صاحب فطانت در حکمت *
{{verse|۱۰|۲۴|color=black}} خوف شریران بایشان میرسد و آرزوی عادلان بایشان عطا خواهد شد *
{{verse|۱۰|۲۵|color=black}} مثل گذشتن گردباد شریر نابود میشود اما مرد عادل بنیاد جاودانی است *
{{verse|۱۰|۲۶|color=black}} چنانکه سرکه برای دندان و دود برای چشمان است همچنین است مرد کاهل برای آنانی که او را میفرستند *
{{verse|۱۰|۲۷|color=black}} ترس {{روخط|خداوند}} عمر را طویل میسازد اما سالهای شریران کوتاه خواهد شد *
{{verse|۱۰|۲۸|color=black}} انتظار عادلان شادمانی است اما امید شریران ضایع خواهد شد *
{{verse|۱۰|۲۹|color=black}} طریق {{روخط|خداوند}} بجهت کاملان قلعه است اما بجهت عاملانِ شرّ هلاکت میباشد *
{{verse|۱۰|۳۰|color=black}} مرد عادل هرگز متحرک نخواهد شد اما شریران در زمین ساکن نخواهند گشت *
{{verse|۱۰|۳۱|color=black}} دهان صدیقان حکمت را میرویاند اما زبان دروغگویان از ریشه کنده خواهد شد *
{{verse|۱۰|۳۲|color=black}} لبهای عادلان بامور مرضیه عارف است اما دهان شریران پر از دروغها است *
{{وسط|{{روخط|باب یازدهم}}}}
{{فصل|۱۱}}
{{verse|۱۱|۱|color=black}} ترازوی با تقلّب نزد {{روخط|خداوند}} مکروه است اما سنگ تمام پسندیده او است *
{{verse|۱۱|۲|color=black}} چون تکبّر میآید خجالت میآید اماحکمت با متواضعان است *
{{verse|۱۱|۳|color=black}} کاملیتِ راستان ایشان را هدایت میکند اما کجی خیانتکاران ایشان را هلاک میسازد *
{{verse|۱۱|۴|color=black}} توانگری در روز غضب منفعت ندارد اما عدالت از موت رهائی میبخشد *
{{verse|۱۱|۵|color=black}} عدالت مرد کامل طریق او را راست میسازد اما شریر از شرارت خود هلاک میگردد *
{{verse|۱۱|۶|color=black}} عدالت راستان ایشان را خلاصی میبخشد اما خیانتکاران در خیانت خود گرفتار میشوند *
{{verse|۱۱|۷|color=black}} چون مرد شریر بمیرد امید او نابود میگردد و انتظار زورآوران تلف میشود *<noinclude></noinclude>
83kvqqjphv3nmszov5v0cegtbmy2r26
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۶۸
104
88468
288791
2026-06-22T03:22:48Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی « {{verse|۱۱|۸|color=black}} مرد عادل از تنگی خلاص میشود و شریر بجای او میآید * {{verse|۱۱|۹|color=black}} مرد منافق بدهانش همسایه خود را هلاک میسازد و عادلان بمعرفت خویش نجات مییابند * {{verse|۱۱|۱۰|color=black}} از سعادتمندی عادلان شهر شادی میکند و از هلاکت شریران ابتهاج مین...» ایجاد کرد
288791
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>
{{verse|۱۱|۸|color=black}} مرد عادل از تنگی خلاص میشود و شریر بجای او میآید *
{{verse|۱۱|۹|color=black}} مرد منافق بدهانش همسایه خود را هلاک میسازد و عادلان بمعرفت خویش نجات مییابند *
{{verse|۱۱|۱۰|color=black}} از سعادتمندی عادلان شهر شادی میکند و از هلاکت شریران ابتهاج مینماید *
{{verse|۱۱|۱۱|color=black}} از برکت راستان شهر مرتفع میشود اما از دهان شریران منهدم میگردد *
{{verse|۱۱|۱۲|color=black}} کسی که همسایه خود را حقیر شمارد ناقصالعقل میباشد اما صاحب فطانت ساکت میماند *
{{verse|۱۱|۱۳|color=black}} کسی که بنَمّامی گردش میکند سرّها را فاش میسازد اما شخص امیندل امر را مخفی میدارد *
{{verse|۱۱|۱۴|color=black}} جائی که تدبیر نیست مردم میافتند اما سلامتی از کثرت مشیران است *
{{verse|۱۱|۱۵|color=black}} کسی که برای غریب ضامن شود البته ضرر خواهد یافت و کسی که ضمانت را مکروه دارد ایمن میباشد *
{{verse|۱۱|۱۶|color=black}} زن نیکوسیرت عزّت را نگاه میدارد چنانکه زورآوران دولت را محافظت مینمایند *
{{verse|۱۱|۱۷|color=black}} مرد رحیم بخویشتن احسان مینماید اما مرد ستمکیش جسد خود را میرنجاند *
{{verse|۱۱|۱۸|color=black}} شریر اجرت فریبنده تحصیل میکند اما کارنده عدالت مزد حقیقی را *
{{verse|۱۱|۱۹|color=black}} چنانکه عدالت مؤدّی بحیات است همچنین هر که شرارت را پیروی نماید او را بموت میرساند *
{{verse|۱۱|۲۰|color=black}} کج خلقان نزد {{روخط|خداوند}} مکروهند اما کاملان طریق پسندیده او میباشند *
{{verse|۱۱|۲۱|color=black}} یقیناً شریر مبرّا نخواهد شد اما ذریت عادلان نجات خواهند یافت *
{{verse|۱۱|۲۲|color=black}} زن جمیله بیعقل حلقه زرّین است در بینی گراز *
{{verse|۱۱|۲۳|color=black}} آرزوی عادلان نیکویی محض است اما انتظار شریران غضب میباشد *
{{verse|۱۱|۲۴|color=black}} هستند که میپاشند و بیشتر میاندوزند و هستند که زیاده از آنچه شاید نگاه میدارند اما بنیازمندی میانجامد *
{{verse|۱۱|۲۵|color=black}} شخص سخی فربه میشود و هر که سیراب میکند خود نیز سیراب خواهد گشت *
{{verse|۱۱|۲۶|color=black}} هر که غلّه را نگاه دارد مردم او را لعنت خواهند کرد اما بر سر فروشنده آن برکت خواهد بود *
{{verse|۱۱|۲۷|color=black}} کسی که نیکویی را بطلبد رضامندی را میجوید و هر که بدی را بطلبد بر او عارض خواهد شد *
{{verse|۱۱|۲۸|color=black}} کسی که بر توانگری خود توکّل کند خواهد افتاد اما عادلان مثل برگ سبز شکوفه خواهند آورد *
{{verse|۱۱|۲۹|color=black}} هر که اهل خانه خود را برنجاند نصیب اوباد خواهد بود و احمق بنده حکیمدلان خواهد شد *
{{verse|۱۱|۳۰|color=black}} ثمره مرد عادل درخت حیات است و کسی که جانها را صید کند حکیم است *
{{verse|۱۱|۳۱|color=black}} اینک مرد عادل بر زمین جزا خواهد یافت پس چند مرتبه زیاده مرد شریر و گناهکار *<noinclude></noinclude>
2l79eowc8p0x706es2681zasbtqxjqb
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۶۹
104
88469
288792
2026-06-22T03:23:09Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب دوازدهم}}}} {{فصل|۱۲}} {{verse|۱۲|۱|color=black}} هر که تأدیب را دوست میدارد معرفت را دوست میدارد اما هر که از تنبیه نفرت کند وحشی است * {{verse|۱۲|۲|color=black}} مرد نیکو رضامندی {{روخط|خداوند}} را تحصیل مینماید اما او صاحب تدبیر فاسد را ملزم خواهد ساخت *...» ایجاد کرد
288792
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب دوازدهم}}}}
{{فصل|۱۲}}
{{verse|۱۲|۱|color=black}} هر که تأدیب را دوست میدارد معرفت را دوست میدارد اما هر که از تنبیه نفرت کند وحشی است *
{{verse|۱۲|۲|color=black}} مرد نیکو رضامندی {{روخط|خداوند}} را تحصیل مینماید اما او صاحب تدبیر فاسد را ملزم خواهد ساخت *
{{verse|۱۲|۳|color=black}} انسان از بدی استوار نمیشود اما ریشه عادلان جنبش نخواهد خورد *
{{verse|۱۲|۴|color=black}} زن صالحه تاج شوهر خود میباشد اما زنی که خجل سازد مثل پوسیدگی در استخوانهایش میباشد *
{{verse|۱۲|۵|color=black}} فکرهای عادلان انصاف است اما تدابیر شریران فریب است *
{{verse|۱۲|۶|color=black}} سخنان شریران برای خون در کمین است اما دهان راستان ایشان را رهائی میدهد *
{{verse|۱۲|۷|color=black}} شریران واژگون شده نیست میشوند اما خانه عادلان برقرار میماند *
{{verse|۱۲|۸|color=black}} انسان برحسب عقلش ممدوح میشود اما کجدلان خجل خواهند گشت *
{{verse|۱۲|۹|color=black}} کسی که حقیر باشد و خادم داشته باشد بهتر است از کسی که خویشتن را برافرازد و محتاج نان باشد *
{{verse|۱۲|۱۰|color=black}} مرد عادل برای جان حیوان خود تفکّر میکند اما رحمتهای شریران ستمکیشی است *
{{verse|۱۲|۱۱|color=black}} کسی که زمین خود را زرع کند از نان سیر خواهد شد اما هر که اباطیل را پیروی نماید ناقصالعقل است *
{{verse|۱۲|۱۲|color=black}} مرد شریر بشکار بدکاران طمع میورزد اما ریشه عادلان میوه میآورد *
{{verse|۱۲|۱۳|color=black}} در تقصیر لبها دام مهلک است اما مرد عادل از تنگی بیرون میآید *
{{verse|۱۲|۱۴|color=black}} انسان از ثمره دهان خود از نیکویی سیر میشود و مکافات دست انسان باو ردّ خواهد شد *
{{verse|۱۲|۱۵|color=black}} راه احمق در نظر خودش راست است اما هر که نصیحت را بشنود حکیم است *
{{verse|۱۲|۱۶|color=black}} غضب احمق فوراً آشکار میشود اما خردمند خجالت را میپوشاند *
{{verse|۱۲|۱۷|color=black}} هر که براستی تنطّق نماید عدالت را ظاهر میکند و شاهد دروغ فریب را *
{{verse|۱۲|۱۸|color=black}} هستند که مثل ضرب شمشیر حرفهای باطل میزنند اما زبان حکیمان شفا میبخشد *
{{verse|۱۲|۱۹|color=black}} لب راستگو تا بابد استوار میماند اما زبان دروغگو طرفۀالعینی است *
{{verse|۱۲|۲۰|color=black}} در دل هر که تدبیر فاسد کند فریب است اما مشورتدهندگانِ صلح را شادمانی است *
{{verse|۱۲|۲۱|color=black}} هیچ بدی بمرد صالح واقع نمیشود اما شریران از بلا پُر خواهند شد *
{{verse|۱۲|۲۲|color=black}} لبهای دروغگو نزد {{روخط|خداوند}} مکروه است اما عاملان راستی پسندیده او هستند *
{{verse|۱۲|۲۳|color=black}} مرد زیرک علم را مخفی میدارد اما دل احمقان حماقت را شایع میسازد *
{{verse|۱۲|۲۴|color=black}} دست شخص زرنگ سلطنت خواهد نمود<noinclude></noinclude>
5xzmm373jmxxnn0uhycuzm212b6x6va
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۷۰
104
88470
288793
2026-06-22T03:23:23Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «اما مرد کاهل بندگی خواهد کرد * {{verse|۱۲|۲۵|color=black}} کدورت دل انسان او را منحنی میسازد اما سخن نیکو او را شادمان خواهد گردانید * {{verse|۱۲|۲۶|color=black}} مرد عادل برای همسایه خود هادی میشود اما راه شریران ایشان را گمراه میکند * {{verse|۱۲|۲۷|color=black}} مرد کاهل شکا...» ایجاد کرد
288793
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>اما مرد کاهل بندگی خواهد کرد *
{{verse|۱۲|۲۵|color=black}} کدورت دل انسان او را منحنی میسازد اما سخن نیکو او را شادمان خواهد گردانید *
{{verse|۱۲|۲۶|color=black}} مرد عادل برای همسایه خود هادی میشود اما راه شریران ایشان را گمراه میکند *
{{verse|۱۲|۲۷|color=black}} مرد کاهل شکار خود را بریان نمیکند اما زرنگی توانگری گرانبهای انسان است *
{{verse|۱۲|۲۸|color=black}} در طریق عدالت حیات است و در گذرگاههایش موت نیست *
{{وسط|{{روخط|باب سیزدهم}}}}
{{فصل|۱۳}}
{{verse|۱۳|۱|color=black}} پسر حکیم تأدیب پدر خود را اطاعتمیکند اما استهزاکننده تهدید را نمیشنود *
{{verse|۱۳|۲|color=black}} مرد از میوه دهانش نیکویی را میخورد اما جان خیانتکاران ظلم را خواهد خورد *
{{verse|۱۳|۳|color=black}} هر که دهان خود را نگاه دارد جان خویش را محافظت نماید اما کسی که لبهای خود را بگشاید هلاک خواهد شد *
{{verse|۱۳|۴|color=black}} شخص کاهل آرزو میکند و چیزی پیدا نمیکند اما شخص زرنگ فربه خواهد شد *
{{verse|۱۳|۵|color=black}} مرد عادل از دروغ گفتن نفرت دارد اما شریر رسوا و خجل خواهد شد *
{{verse|۱۳|۶|color=black}} عدالت کسی را که در طریق خود کامل است محافظت میکند اما شرارت گناهکاران را هلاک میسازد *
{{verse|۱۳|۷|color=black}} هستند که خود را دولتمند میشمارند و هیچ ندارند و هستند که خویشتن را فقیر میانگارند و دولت بسیار دارند *
{{verse|۱۳|۸|color=black}} دولت شخص فدیه جان او خواهد بود اما فقیر تهدید را نخواهد شنید *
{{verse|۱۳|۹|color=black}} نور عادلان شادمان خواهد شد اما چراغ شریران خاموش خواهد گردید *
{{verse|۱۳|۱۰|color=black}} از تکبّر جز نزاع چیزی پیدا نمیشود اما با آنانی که پند میپذیرند حکمت است *
{{verse|۱۳|۱۱|color=black}} دولتی که از بطالت پیدا شود در تناقص میباشد اما هر که بدست خود اندوزد در تزاید خواهد بود *
{{verse|۱۳|۱۲|color=black}} امیدی که در آن تعویق باشد باعث بیماری دل است اما حصول مراد درخت حیات میباشد *
{{verse|۱۳|۱۳|color=black}} هر که کلام را خوار شمارد خویشتن را هلاک میسازد اما هر که از حکم میترسد ثواب خواهد یافت *
{{verse|۱۳|۱۴|color=black}} تعلیم مرد حکیم چشمه حیات است تا از دامهای مرگ رهائی دهد *
{{verse|۱۳|۱۵|color=black}} عقل نیکو نعمت را میبخشد اما راه خیانتکاران سخت است *
{{verse|۱۳|۱۶|color=black}} هر شخص زیرک با علم عمل میکند اما احمق حماقت را منتشر میسازد *
{{verse|۱۳|۱۷|color=black}} قاصد شریر در بلا گرفتار میشود اما رسول امین شفا میبخشد *
{{verse|۱۳|۱۸|color=black}} فقر و اهانت برای کسی است که تأدیب را ترک نماید اما هر که تنبیه را قبول کند محترم خواهد شد *<noinclude></noinclude>
ie55enq5a54sph1n5qekw5gwtholx8g
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۷۱
104
88471
288794
2026-06-22T03:23:38Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۱۳|۱۹|color=black}} آرزویی که حاصل شود برای جان شیرین است اما اجتناب از بدی مکروه احمقان میباشد * {{verse|۱۳|۲۰|color=black}} با حکیمان رفتار کن و حکیم خواهی شد اما رفیق جاهلان ضرر خواهد یافت * {{verse|۱۳|۲۱|color=black}} بلا گناهکاران را تعاقب میکند اما عادلان جزای ن...» ایجاد کرد
288794
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۱۳|۱۹|color=black}} آرزویی که حاصل شود برای جان شیرین است اما اجتناب از بدی مکروه احمقان میباشد *
{{verse|۱۳|۲۰|color=black}} با حکیمان رفتار کن و حکیم خواهی شد اما رفیق جاهلان ضرر خواهد یافت *
{{verse|۱۳|۲۱|color=black}} بلا گناهکاران را تعاقب میکند اما عادلان جزای نیکو خواهند یافت *
{{verse|۱۳|۲۲|color=black}} مرد صالح پسران پسران را ارث خواهد داد و دولتِ گناهکاران برای عادلان ذخیره خواهد شد *
{{verse|۱۳|۲۳|color=black}} در مزرعه فقیران خوراک بسیار است اما هستند که از بیانصافی هلاک میشوند *
{{verse|۱۳|۲۴|color=black}} کسی که چوب را باز دارد از پسر خویشنفرت میکند اما کسی که او را دوست میدارد او را بسعی تمام تأدیب مینماید *
{{verse|۱۳|۲۵|color=black}} مرد عادل برای سیری جان خود میخورد اما شکم شریران محتاج خواهد بود *
{{وسط|{{روخط|باب چهاردهم}}}}
{{فصل|۱۴}}
{{verse|۱۴|۱|color=black}} هر زن حکیم خانه خود را بنا میکنداما زن جاهل آن را با دست خود خراب مینماید *
{{verse|۱۴|۲|color=black}} کسی که براستی خود سلوک مینماید از {{روخط|خداوند}} میترسد اما کسی که در طریق خود کجرفتار است او را تحقیر مینماید *
{{verse|۱۴|۳|color=black}} در دهان احمق چوب تکبّر است اما لبهای حکیمان ایشان را محافظت خواهد نمود *
{{verse|۱۴|۴|color=black}} جائی که گاو نیست آخور پاک است اما از قوّت گاو محصول زیاد میشود *
{{verse|۱۴|۵|color=black}} شاهد امین دروغ نمیگوید اما شاهد دروغ بکذب تنطّق میکند *
{{verse|۱۴|۶|color=black}} استهزاکننده حکمت را میطلبد و نمییابد اما بجهت مرد فهیم علم آسان است *
{{verse|۱۴|۷|color=black}} از حضور مرد احمق دور شو زیرا لبهای معرفت را در او نخواهی یافت *
{{verse|۱۴|۸|color=black}} حکمت مرد زیرک این است که راه خود را درک نماید اما حماقت احمقان فریب است *
{{verse|۱۴|۹|color=black}} احمقان بگناه استهزا میکنند اما در میان راستان رضامندی است *
{{verse|۱۴|۱۰|color=black}} دل شخص تلخی خویشتن را میداند و غریب در خوشی آن مشارکت ندارد *
{{verse|۱۴|۱۱|color=black}} خانه شریران منهدم خواهد شد اما خیمه راستان شکوفه خواهد آورد *
{{verse|۱۴|۱۲|color=black}} راهی هست که بنظر آدمی مستقیم مینماید اما عاقبت آن طُرُق موت است *
{{verse|۱۴|۱۳|color=black}} هم در لهو و لعب دل غمگین میباشد و عاقبت این خوشی حُزن است *
{{verse|۱۴|۱۴|color=black}} کسی که در دل مرتدّ است از راههای خود سیر میشود و مرد صالح بخود سیر است *
{{verse|۱۴|۱۵|color=black}} مرد جاهل هر سخن را باور میکند اما مرد زیرک در رفتار خود تأمّل مینماید *
{{verse|۱۴|۱۶|color=black}} مرد حکیم میترسد و از بدی اجتناب مینماید اما احمق از غرور خود ایمن میباشد *
{{verse|۱۴|۱۷|color=black}} مرد کجخلق<noinclude></noinclude>
6phy0i0dwit1kys23olcqm04lcqnzp5
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۷۲
104
88472
288795
2026-06-22T03:23:55Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «احمقانه رفتار مینماید و مردم از صاحب سؤظن نفرت دارند * {{verse|۱۴|۱۸|color=black}} نصیب جاهلان حماقت است اما معرفت تاجِ زیرکان خواهد بود * {{verse|۱۴|۱۹|color=black}} بدکاران در حضور نیکان خم میشوند و شریران نزد دروازههای عادلان میایستند * {{verse|۱۴|۲۰|color=black}} همسایه...» ایجاد کرد
288795
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>احمقانه رفتار مینماید و مردم از صاحب سؤظن نفرت دارند *
{{verse|۱۴|۱۸|color=black}} نصیب جاهلان حماقت است اما معرفت تاجِ زیرکان خواهد بود *
{{verse|۱۴|۱۹|color=black}} بدکاران در حضور نیکان خم میشوند و شریران نزد دروازههای عادلان میایستند *
{{verse|۱۴|۲۰|color=black}} همسایه فقیر نیز از او نفرت دارد اما دوستان شخص دولتمند بسیارند *
{{verse|۱۴|۲۱|color=black}} هر که همسایه خود را حقیر شمارد گناه میورزد اما خوشابحال کسی که بر فقیران ترحّم نماید *
{{verse|۱۴|۲۲|color=black}} آیا صاحبان تدبیر فاسد گمراه نمیشوند اما برای کسانی که تدبیر نیکو مینمایند رحمت و راستی خواهد بود *
{{verse|۱۴|۲۳|color=black}} از هر مشقّتی منفعت است اما کلام لبها بفقر محض میانجامد *
{{verse|۱۴|۲۴|color=black}} تاج حکیمان دولت ایشان است اما حماقت احمقان حماقت محض است *
{{verse|۱۴|۲۵|color=black}} شاهد امین جانها را نجات میبخشد اما هر که بدروغ تنطّق میکند فریب محض است *
{{verse|۱۴|۲۶|color=black}} در ترس {{روخط|خداوند}} اعتماد قوی است و فرزندان او را ملجأ خواهد بود *
{{verse|۱۴|۲۷|color=black}} ترس {{روخط|خداوند}} چشمه حیات است تا از دامهای موت اجتناب نمایند *
{{verse|۱۴|۲۸|color=black}} جلال پادشاه از کثرت مخلوق است و شکستگی سلطان از کمی مردم است *
{{verse|۱۴|۲۹|color=black}} کسی که دیرغضب باشد کثیرالفهم است و کجخلق حماقت را بنصیب خود میبرد *
{{verse|۱۴|۳۰|color=black}} دل آرام حیات بدن است اما حسد پوسیدگی استخوانها است *
{{verse|۱۴|۳۱|color=black}} هر که بر فقیر ظلم کند آفریننده خود را حقیر میشمارد و هر که بر مسکین ترحّم کند او را تمجید مینماید *
{{verse|۱۴|۳۲|color=black}} شریر از شرارت خود بزیر افکنده میشود اما مرد عادل چون بمیرد اعتماد دارد *
{{verse|۱۴|۳۳|color=black}} حکمت در دل مرد فهیم ساکن میشود اما در اندرون جاهلان آشکار میگردد *
{{verse|۱۴|۳۴|color=black}} عدالت قوم را رفیع میگرداند اما گناه برای قوم عار است *
{{verse|۱۴|۳۵|color=black}} رضامندی پادشاه بر خادمِ عاقل است اما غضب او بر پستفطرتان *
{{وسط|{{روخط|باب پانزدهم}}}}
{{فصل|۱۵}}
{{verse|۱۵|۱|color=black}} جواب نرم خشم را برمیگرداند اما سخن تلخ غیظ را بهیجان میآورد *
{{verse|۱۵|۲|color=black}} زبان حکیمان علم را زینت میبخشد اما دهان احمقان بحماقت تنطّق مینماید *
{{verse|۱۵|۳|color=black}} چشمان {{روخط|خداوند}} در همهٔ جاست و بر بدان و نیکان مینگرد *
{{verse|۱۵|۴|color=black}} زبان ملایم درخت حیات است و کجی آن شکستگی روح است *
{{verse|۱۵|۵|color=black}} احمق تأدیب پدر خود را خوار میشمارد اما هر که تنبیه را نگاه دارد زیرک میباشد *
{{verse|۱۵|۶|color=black}} در خانه مرد عادل گنج عظیم است اما<noinclude></noinclude>
p3bjw8xxjv4tnryw1w2zk2wx8re4wjf
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۷۳
104
88473
288796
2026-06-22T03:24:16Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «محصول شریران کدورت است * {{verse|۱۵|۷|color=black}} لبهای حکیمان معرفت را منتشر میسازداما دل احمقان مستحکم نیست * {{verse|۱۵|۸|color=black}} قربانی شریران نزد {{روخط|خداوند}} مکروه است اما دعای راستان پسندیده اوست * {{verse|۱۵|۹|color=black}} راه شریران نزد {{روخط|خداوند}} مکرو...» ایجاد کرد
288796
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>محصول شریران کدورت است *
{{verse|۱۵|۷|color=black}} لبهای حکیمان معرفت را منتشر میسازداما دل احمقان مستحکم نیست *
{{verse|۱۵|۸|color=black}} قربانی شریران نزد {{روخط|خداوند}} مکروه است اما دعای راستان پسندیده اوست *
{{verse|۱۵|۹|color=black}} راه شریران نزد {{روخط|خداوند}} مکروه است اما پیروان عدالت را دوست میدارد *
{{verse|۱۵|۱۰|color=black}} برای هر که طریق را ترک نماید تأدیب سخت است و هر که از تنبیه نفرت کند خواهد مرد *
{{verse|۱۵|۱۱|color=black}} هاویه و اَبَدّوُن در حضور {{روخط|خداوند}} است پس چند مرتبه زیاده دلهای بنیآدم *
{{verse|۱۵|۱۲|color=black}} استهزاکننده تنبیه را دوست ندارد و نزد حکیمان نخواهد رفت *
{{verse|۱۵|۱۳|color=black}} دل شادمان چهره را زینت میدهد اما از تلخی دل روح منکسر میشود *
{{verse|۱۵|۱۴|color=black}} دل مرد فهیم معرفت را میطلبد اما دهان احمقان حماقت را میچَرَد *
{{verse|۱۵|۱۵|color=black}} تمامی روزهای مصیبتکشان بد است اما خوشی دل ضیافتِ دائمی است *
{{verse|۱۵|۱۶|color=black}} اموال اندک با ترس {{روخط|خداوند}} بهتر است از گنج عظیم با اضطراب *
{{verse|۱۵|۱۷|color=black}} خوان بُقُول در جائی که محبت باشد بهتر است از گاو پرواری که با آن عداوت باشد *
{{verse|۱۵|۱۸|color=black}} مرد تندخو نزاع را برمیانگیزد اما شخص دیرغضب خصومت را ساکن میگرداند *
{{verse|۱۵|۱۹|color=black}} راه کاهلان مثل خاربست است اما طریق راستان شاهراه است *
{{verse|۱۵|۲۰|color=black}} پسر حکیم پدر را شادمان میسازد اما مرد احمق مادر خویش را حقیر میشمارد *
{{verse|۱۵|۲۱|color=black}} حماقت در نظر شخص ناقصالعقل خوشی است اما مرد فهیم براستی سلوک مینماید *
{{verse|۱۵|۲۲|color=black}} از عدم مشورت تدبیرها باطل میشود امااز کثرت مشورتدهندگان برقرار میماند *
{{verse|۱۵|۲۳|color=black}} برای انسانْ از جوابِ دهانش شادی حاصل میشود و سخنی که در محلّش گفته شود چه بسیار نیکو است *
{{verse|۱۵|۲۴|color=black}} طریق حیات برای عاقلان بسوی بالا است تا از هاویه اسفل دور شود *
{{verse|۱۵|۲۵|color=black}} {{روخط|خداوند}} خانه متکبّران را منهدم میسازد اما حدود بیوهزن را استوار مینماید *
{{verse|۱۵|۲۶|color=black}} تدبیرهای فاسد نزد {{روخط|خداوند}} مکروه است اما سخنان پسندیده برای طاهران است *
{{verse|۱۵|۲۷|color=black}} کسی که حریص سود باشد خانه خود را مکدّر میسازد اما هر که از هدیهها نفرت دارد خواهد زیست *
{{verse|۱۵|۲۸|color=black}} دل مرد عادل در جواب دادن تفکّر میکند اما دهان شریران چیزهای بد را جاری میسازد *
{{verse|۱۵|۲۹|color=black}} {{روخط|خداوند}} از شریران دور است اما دعای عادلان را میشنود *
{{verse|۱۵|۳۰|color=black}} نورِ چشمانْ دل را شادمان میسازد و خبر نیکو استخوانها را پر مغز مینماید *
{{verse|۱۵|۳۱|color=black}} گوشی که تنبیه حیات را بشنود در میان حکیمان ساکن خواهد شد *
{{verse|۱۵|۳۲|color=black}} هر که تأدیب را ترک نماید جان خود را حقیر میشمارد اما هر که تنبیه را<noinclude></noinclude>
lt92fwydvltkllgtzb4tg0lc1nqoggc
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۷۴
104
88474
288797
2026-06-22T03:24:49Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «بشنود عقل را تحصیل مینماید * {{verse|۱۵|۳۳|color=black}} ترس {{روخط|خداوند}} ادیب حکمت است و تواضعْ پیشروِ حرمت میباشد * {{وسط|{{روخط|باب شانزدهم}}}} {{فصل|۱۶}} {{verse|۱۶|۱|color=black}} تدبیرهای دل از آن انسان است اما تنطّق زبان از جانب {{روخط|خداوند}} میباشد * {{verse|۱۶|۲|colo...» ایجاد کرد
288797
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بشنود عقل را تحصیل مینماید *
{{verse|۱۵|۳۳|color=black}} ترس {{روخط|خداوند}} ادیب حکمت است و تواضعْ پیشروِ حرمت میباشد *
{{وسط|{{روخط|باب شانزدهم}}}}
{{فصل|۱۶}}
{{verse|۱۶|۱|color=black}} تدبیرهای دل از آن انسان است اما تنطّق زبان از جانب {{روخط|خداوند}} میباشد *
{{verse|۱۶|۲|color=black}} همهٔ راههای انسان در نظر خودش پاک است اما {{روخط|خداوند}} روحها را ثابت میسازد *
{{verse|۱۶|۳|color=black}} اعمال خود را ب{{روخط|خداوند}} تفویض کن تا فکرهای تو استوار شود *
{{verse|۱۶|۴|color=black}} {{روخط|خداوند}} هر چیز را برای غایت آن ساخته است و شریران را نیز برای روز بلا *
{{verse|۱۶|۵|color=black}} هر که دل مغرور دارد نزد {{روخط|خداوند}} مکروه است و او هرگز مبرا نخواهد شد *
{{verse|۱۶|۶|color=black}} از رحمت و راستی گناه کفّاره میشود و بترس {{روخط|خداوند}} از بدی اجتناب میشود *
{{verse|۱۶|۷|color=black}} چون راههای شخص پسندیده {{روخط|خداوند}} باشد دشمنانش را نیز با وی بمصالحه میآورد *
{{verse|۱۶|۸|color=black}} اموال اندک که با انصاف باشد بهتر است از دخل فراوان بدون انصاف *
{{verse|۱۶|۹|color=black}} دل انسان در طریقش تفکّر میکند اما {{روخط|خداوند}} قدمهایش را استوار میسازد *
{{verse|۱۶|۱۰|color=black}} وحی بر لبهای پادشاه است و دهان او در داوری تجاوز نمینماید *
{{verse|۱۶|۱۱|color=black}} ترازو و سنگهای راست از آن {{روخط|خداوند}} است و تمامی سنگهای کیسه صنعت وی میباشد *
{{verse|۱۶|۱۲|color=black}} عمل بد نزد پادشاهان مکروه است زیرا که کرسی ایشان از عدالت برقرار میماند *
{{verse|۱۶|۱۳|color=black}} لبهای راستگو پسندیده پادشاهان است و راستگویان را دوست میدارند *
{{verse|۱۶|۱۴|color=black}} غضب پادشاهان رسولانِ موت است اما مرد حکیم آن را فرو مینشاند *
{{verse|۱۶|۱۵|color=black}} در نور چهره پادشاه حیات است و رضامندی او مثل ابر نوبهاری است *
{{verse|۱۶|۱۶|color=black}} تحصیل حکمت از زر خالص چه بسیار بهتر است و تحصیل فهم از نقره برگزیدهتر *
{{verse|۱۶|۱۷|color=black}} طریق راستان اجتناب نمودن از بدی است و هر که راه خود را نگاه دارد جان خویش را محافظت مینماید *
{{verse|۱۶|۱۸|color=black}} تکبّر پیشرُوِ هلاکت است و دل مغرور پیشرو خرابی *
{{verse|۱۶|۱۹|color=black}} با تواضع نزد حلیمان بودن بهتر است از تقسیم نمودن غنیمت با متکبّران *
{{verse|۱۶|۲۰|color=black}} هر که در کلام تعقّل کند سعادتمندی خواهد یافت و هر که ب{{روخط|خداوند}} توکّل نماید خوشابحال او *
{{verse|۱۶|۲۱|color=black}} هر که دل حکیم دارد فهیم خوانده میشود و شیرینی لبها علم را میافزاید *
{{verse|۱۶|۲۲|color=black}} عقل برای صاحبش چشمه حیات است اما تأدیب احمقان حماقت است *<noinclude></noinclude>
47801am8o16bpcplrh6lemau4suo3ti
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۷۵
104
88475
288798
2026-06-22T03:25:05Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۱۶|۲۳|color=black}} دل مرد حکیم دهان او را عاقل میگرداند و علم را بر لبهایش میافزاید * {{verse|۱۶|۲۴|color=black}} سخنان پسندیده مثل شان عسل است برای جانْ شیرین است و برای استخوانها شفادهنده * {{verse|۱۶|۲۵|color=black}} راهی هست که در نظر انسان راست است اما عاقبت آن ر...» ایجاد کرد
288798
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۱۶|۲۳|color=black}} دل مرد حکیم دهان او را عاقل میگرداند و علم را بر لبهایش میافزاید *
{{verse|۱۶|۲۴|color=black}} سخنان پسندیده مثل شان عسل است برای جانْ شیرین است و برای استخوانها شفادهنده *
{{verse|۱۶|۲۵|color=black}} راهی هست که در نظر انسان راست است اما عاقبت آن راه موت میباشد *
{{verse|۱۶|۲۶|color=black}} اشتهای کارگر برایش کار میکند زیرا که دهانش او را بر آن تحریض مینماید *
{{verse|۱۶|۲۷|color=black}} مرد لئیم شرارت را میاندیشد و بر لبهایش مثل آتشِ سوزنده است *
{{verse|۱۶|۲۸|color=black}} مرد دروغگو نزاع میپاشد و نمّام دوستان خالص را از همدیگر جدا میکند *
{{verse|۱۶|۲۹|color=black}} مرد ظالم همسایه خود را اغوا مینماید و او را براه غیر نیکو هدایت میکند *
{{verse|۱۶|۳۰|color=black}} چشمان خود را بر هم میزند تا دروغ را اختراع نماید و لبهایش را میخاید و بدی را بانجام میرساند *
{{verse|۱۶|۳۱|color=black}} سفید مویی تاج جمال است هنگامی که در راه عدالت یافت شود *
{{verse|۱۶|۳۲|color=black}} کسی که دیرغضب باشد از جبّار بهتر استو هر که بر روح خود مالک باشد از تسخیرکننده شهر افضل است *
{{verse|۱۶|۳۳|color=black}} قرعه در دامن انداخته میشود لیکن تمامی حکم آن از {{روخط|خداوند}} است *
{{وسط|{{روخط|باب هفدهم}}}}
{{فصل|۱۷}}
{{verse|۱۷|۱|color=black}} لقمه خشکِ با سلامتی بهتر است از خانه پر از ضیافتِ با مخاصمت *
{{verse|۱۷|۲|color=black}} بنده عاقل بر پسر پستفطرت مسلّط خواهد بود و میراث را با برادران تقسیم خواهد نمود *
{{verse|۱۷|۳|color=black}} بوته برای نقره و کوره بجهت طلا است اما {{روخط|خداوند}} امتحانکننده دلها است *
{{verse|۱۷|۴|color=black}} شریر بلبهای دروغگو اصغا میکند و مرد کاذب بزبان فتنهانگیز گوش میدهد *
{{verse|۱۷|۵|color=black}} هر که فقیر را استهزا کند آفریننده خویش را مذّمت میکند و هر که از بلا خوش میشود بیسزا نخواهد ماند *
{{verse|۱۷|۶|color=black}} تاج پیران پسران پسرانند و جلال فرزندان پدران ایشانند *
{{verse|۱۷|۷|color=black}} کلام کبرآمیز احمق را نمیشاید و چند مرتبه زیاده لبهای دروغگو نجبا را *
{{verse|۱۷|۸|color=black}} هدیه در نظر اهل آن سنگ گرانبها است که هر کجا توجّه نماید برخوردار میشود *
{{verse|۱۷|۹|color=black}} هر که گناهی را مستور کند طالب محبت میباشد اما هر که امری را تکرار کند دوستان خالص را از هم جدا میسازد *
{{verse|۱۷|۱۰|color=black}} یک ملامت بمرد فهیم اثر میکند بیشتر از صد تازیانه بمرد جاهل *
{{verse|۱۷|۱۱|color=black}} مرد شریر طالب فتنه است و بس لهذا قاصد ستمکیش نزد او فرستاده میشود *
{{verse|۱۷|۱۲|color=black}} اگر خرسی که بچههایش کشته شود بانسان برخورَد بهتر است از مرد احمق درحماقت خود *
{{verse|۱۷|۱۳|color=black}} کسی که بعوض نیکویی بدی میکند بلا از خانه او<noinclude></noinclude>
clgb81kjb1ytxpx7dk39u9cj2rlohia
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۷۶
104
88476
288799
2026-06-22T03:25:20Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «دور نخواهد شد * {{verse|۱۷|۱۴|color=black}} ابتدای نزاع مثل رخنه کردن آب است پس مخاصمه را ترک کن قبل از آنکه بمجادله برسد * {{verse|۱۷|۱۵|color=black}} هر که شریر را عادل شمارد و هر که عادل را ملزم سازد هر دو ایشان نزد {{روخط|خداوند}} مکروهنـد * {{verse|۱۷|۱۶|color=black}} قیمت بج...» ایجاد کرد
288799
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>دور نخواهد شد *
{{verse|۱۷|۱۴|color=black}} ابتدای نزاع مثل رخنه کردن آب است پس مخاصمه را ترک کن قبل از آنکه بمجادله برسد *
{{verse|۱۷|۱۵|color=black}} هر که شریر را عادل شمارد و هر که عادل را ملزم سازد هر دو ایشان نزد {{روخط|خداوند}} مکروهنـد *
{{verse|۱۷|۱۶|color=black}} قیمت بجهت خریدن حکمت چرا بدست احمق باشد و حال آنکه هیچ فهم ندارد *
{{verse|۱۷|۱۷|color=black}} دوست خالص در همهٔ اوقات محبت مینماید و برادر بجهت تنگی مولود شده است *
{{verse|۱۷|۱۸|color=black}} مرد ناقصالعقل دست میدهد و در حضور همسایه خود ضامن میشود *
{{verse|۱۷|۱۹|color=black}} هر که معصیت را دوست دارد منازعه را دوست میدارد و هر که درِ خود را بلند سازد خرابی را میطلبد *
{{verse|۱۷|۲۰|color=black}} کسی که دل کج دارد نیکویی را نخواهد یافت و هر که زبان دروغگو دارد در بلا گرفتار خواهد شد *
{{verse|۱۷|۲۱|color=black}} هر که فرزند احمق آورد برای خویشتن غم پیدا میکند و پدر فرزند ابله شادی نخواهد دید *
{{verse|۱۷|۲۲|color=black}} دل شادمان شفای نیکو میبخشد اما روح شکسته استخوانها را خشک میکند *
{{verse|۱۷|۲۳|color=black}} مرد شریر رشوه را از بغل میگیرد تا راههای انصاف را منحرف سازد *
{{verse|۱۷|۲۴|color=black}} حکمت در مدّ نظر مرد فهیم است اما چشمان احمق در اقصای زمین میباشد *
{{verse|۱۷|۲۵|color=black}} پسر احمق برای پدر خویش حزن است و بجهت مادر خویش تلخی است *
{{verse|۱۷|۲۶|color=black}} عادلان را نیز سرزنش نمودن خوب نیستو نه ضرب زدن بنجبا بسبب راستی ایشان *
{{verse|۱۷|۲۷|color=black}} صاحب معرفت سخنان خود را باز میدارد و هر که روح حلیم دارد مرد فطانتپیشه است *
{{verse|۱۷|۲۸|color=black}} مرد احمق نیز چون خاموش باشد او را حکیم میشمارند و هر که لبهای خود را میبندد فهیم است *
{{وسط|{{روخط|باب هجدهم}}}}
{{فصل|۱۸}}
{{verse|۱۸|۱|color=black}} مرد معتزل هوسِ خود را طالبمیباشد و بهر حکمت صحیح مجادله میکند *
{{verse|۱۸|۲|color=black}} احمق از فطانت مسرور نمیشود مگر تا آنکه عقل خود را ظاهر سازد *
{{verse|۱۸|۳|color=black}} هنگامی که شریر میآید حقارت هم میآید و با اهانت خجالت میرسد *
{{verse|۱۸|۴|color=black}} سخنان دهان انسان آب عمیق است و چشمه حکمت نهر جاری است *
{{verse|۱۸|۵|color=black}} طرفداری شریران برای منحرف ساختن داوری عادلان نیکو نیست *
{{verse|۱۸|۶|color=black}} لبهای احمق بمنازعه داخل میشود و دهانش برای ضربها صدا میزند *
{{verse|۱۸|۷|color=black}} دهان احمق هلاکت وی است و لبهایش برای جان خودش دام است *
{{verse|۱۸|۸|color=black}} سخنان نمّام مثل لقمههای شیرین است و بعمق<noinclude></noinclude>
93ew0m2i8bcz0k4ersx0i1zmlhl1k5k
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۷۷
104
88477
288800
2026-06-22T03:25:38Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «شکم فرو میرود * {{verse|۱۸|۹|color=black}} او نیز که در کار خود اهمال میکند برادر هلاککننده است * {{verse|۱۸|۱۰|color=black}} اسم {{روخط|خداوند}} برج حصین است که مرد عادل در آن میدود و ایمن میباشد * {{verse|۱۸|۱۱|color=black}} توانگری شخص دولتمند شهر محکم او است و در تصوّر وی مثل...» ایجاد کرد
288800
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>شکم فرو میرود *
{{verse|۱۸|۹|color=black}} او نیز که در کار خود اهمال میکند برادر هلاککننده است *
{{verse|۱۸|۱۰|color=black}} اسم {{روخط|خداوند}} برج حصین است که مرد عادل در آن میدود و ایمن میباشد *
{{verse|۱۸|۱۱|color=black}} توانگری شخص دولتمند شهر محکم او است و در تصوّر وی مثل حصار بلند است *
{{verse|۱۸|۱۲|color=black}} پیش از شکستگی دل انسان متکبّر میگردد و تواضع مقدّمه عزّت است *
{{verse|۱۸|۱۳|color=black}} هر که سخنی را قبل از شنیدنش جواب دهد برای وی حماقت و عار میباشد *
{{verse|۱۸|۱۴|color=black}} روح انسان بیماری او را متحمّل میشود اما روح شکسته را کیست که متحمّل آن بشود *
{{verse|۱۸|۱۵|color=black}} دل مرد فهیم معرفت را تحصیل میکند و گوش حکیمان معرفت را میطلبد *
{{verse|۱۸|۱۶|color=black}} هدیه شخص از برایش وسعت پیدا میکند و او را بحضور بزرگان میرساند *
{{verse|۱۸|۱۷|color=black}} هر که در دعوی خود اوّل آید صادق مینماید اما حریفش میآید و او را میآزماید *
{{verse|۱۸|۱۸|color=black}} قرعه نزاعها را ساکت مینماید و زورآوران را از هم جدا میکند *
{{verse|۱۸|۱۹|color=black}} برادر رنجیده از شهر قوی سختتر است و منازعت با او مثل پشتبندهای قصر است *
{{verse|۱۸|۲۰|color=black}} دل آدمی از میوه دهانش پر میشود و از محصول لبهایش سیر میگردد *
{{verse|۱۸|۲۱|color=black}} موت و حیات در قدرت زبان است و آنانی که آن را دوست میدارند میوهاش را خواهند خورد *
{{verse|۱۸|۲۲|color=black}} هر که زوجهای یابد چیز نیکو یافته است و رضامندی {{روخط|خداوند}} را تحصیل کرده است *
{{verse|۱۸|۲۳|color=black}} مرد فقیر بتضرّع تکلّم میکند اما شخص دولتمند بسختی جواب میدهد *
{{verse|۱۸|۲۴|color=black}} کسی که دوستان بسیار دارد خویشتن را هلاک میکند اما دوستی هست که از برادر چسبندهتر میباشد *
{{وسط|{{روخط|باب نوزدهم}}}}
{{فصل|۱۹}}
{{verse|۱۹|۱|color=black}} فقیری که در کاملیت خود سالک استاز دروغگویی که احمق باشد بهتر است *
{{verse|۱۹|۲|color=black}} دلی نیز که معرفت ندارد نیکو نیست و هر که بپایهای خویش میشتابد گناه میکند *
{{verse|۱۹|۳|color=black}} حماقت انسان راه او را کج میسازد و دلش از {{روخط|خداوند}} خشمناک میشود *
{{verse|۱۹|۴|color=black}} توانگری دوستان بسیار پیدا میکند اما فقیر از دوستان خود جدا میشود *
{{verse|۱۹|۵|color=black}} شاهد دروغگو بیسزا نخواهد ماند و کسی که بدروغ تنطّق کند رهائی نخواهد یافت *
{{verse|۱۹|۶|color=black}} بسیاری پیش امیران تذلّل مینمایند و همهٔ کس دوست بذلکننده است *
{{verse|۱۹|۷|color=black}} جمیع برادران مرد فقیر از او نفرت دارند و بطریق اولی دوستانش از او دور میشوند ایشان را بسخنان تعاقب میکند و نیستند *
{{verse|۱۹|۸|color=black}} هر که حکمت را تحصیل کند جان خود را دوست<noinclude></noinclude>
mjpps8b27hatus5fhu24ydkn4u1lo85
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۷۸
104
88478
288801
2026-06-22T03:25:56Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «دارد و هر که فطانت را نگاه دارد سعادتمندی خواهد یافت * {{verse|۱۹|۹|color=black}} شاهد دروغگو بیسزا نخواهد ماند و هر که بکذب تنطق نماید هلاک خواهد گردید * {{verse|۱۹|۱۰|color=black}} عیش و عشرت احمق را نمیشاید تا چه رسد بغلامی که بر نجبا حکمرانی میکند * {{verse|۱۹|۱۱|color=b...» ایجاد کرد
288801
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>دارد و هر که فطانت را نگاه دارد سعادتمندی خواهد یافت *
{{verse|۱۹|۹|color=black}} شاهد دروغگو بیسزا نخواهد ماند و هر که بکذب تنطق نماید هلاک خواهد گردید *
{{verse|۱۹|۱۰|color=black}} عیش و عشرت احمق را نمیشاید تا چه رسد بغلامی که بر نجبا حکمرانی میکند *
{{verse|۱۹|۱۱|color=black}} عقل انسان خشم او را نگاه میدارد و گذشتن از تقصیر جلال او است *
{{verse|۱۹|۱۲|color=black}} خشم پادشاه مثل غرّش شیر است و رضامندی او مثل شبنم بر گیاه است *
{{verse|۱۹|۱۳|color=black}} پسر جاهل باعث الم پدرش است و نزاعهای زن مثل آبی است که دائم در چکیدن باشد *
{{verse|۱۹|۱۴|color=black}} خانه و دولت ارث اجدادی است اما زوجه عاقله از جانب {{روخط|خداوند}} است *
{{verse|۱۹|۱۵|color=black}} کاهلی خواب سنگین میآورد و شخص اهمالکار گرسنه خواهد ماند *
{{verse|۱۹|۱۶|color=black}} هر که حکم را نگاه دارد جان خویش را محافظت مینماید اما هر که طریق خود را سبک گیرد خواهد مرد *
{{verse|۱۹|۱۷|color=black}} هر که بر فقیر ترحّم نماید ب{{روخط|خداوند}} قرض میدهد و احسان او را باو ردّ خواهد نمود *
{{verse|۱۹|۱۸|color=black}} پسر خود را تأدیب نما زیرا که امید هست اما خود را بکشتن او وامدار *
{{verse|۱۹|۱۹|color=black}} شخص تندخو متحمّل عقوبت خواهد شد زیرا اگر او را خلاصی دهی آن را باید مکرّر بجا آوری *
{{verse|۱۹|۲۰|color=black}} پند را بشنو و تأدیب را قبول نما تا در عاقبت خود حکیم بشوی *
{{verse|۱۹|۲۱|color=black}} فکرهای بسیار در دل انسان است اما آنچه ثابت مانَدْ مشورت {{روخط|خداوند}} است *
{{verse|۱۹|۲۲|color=black}} زینت انسان احسان او است و فقیر از دروغگو بهتر است *
{{verse|۱۹|۲۳|color=black}} ترس {{روخط|خداوند}} مؤدّی بحیات است و هر که آن را دارد در سیری ساکن میماند و بهیچ بلا گرفتار نخواهد شد *
{{verse|۱۹|۲۴|color=black}} مرد کاهل دست خود را در بغلش پنهان میکند و آن را هم بدهان خود برنمیآورد *
{{verse|۱۹|۲۵|color=black}} استهزاکننده را تأدیب کن تا جاهلان زیرک شوند و شخص فهیم را تنبیه نما و معرفت را درک خواهد نمود *
{{verse|۱۹|۲۶|color=black}} هر که بر پدر خود ستم کند و مادرش را براند پسری است که رسوائی و خجالت میآورد *
{{verse|۱۹|۲۷|color=black}} ای پسرِ من شنیدن تعلیمی را ترک نما که تو را از کلام معرفت گمراه میسازد *
{{verse|۱۹|۲۸|color=black}} شاهد لئیم انصاف را استهزا میکند و دهان شریران گناه را میبلعد *
{{verse|۱۹|۲۹|color=black}} قصاص بجهت استهزاکنندگان مهیا است و تازیانهها برای پشت احمقان *
{{وسط|{{روخط|باب بیستم}}}}
{{فصل|۲۰}}
{{verse|۲۰|۱|color=black}} شراب استهزا میکند و مسکرات عربده میآورد و هر که بآن فریفته شود حکیم<noinclude></noinclude>
2bfvf0y24hmz5zobv875f5l555dc8da
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۷۹
104
88479
288802
2026-06-22T03:26:11Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «نیست * {{verse|۲۰|۲|color=black}} هیبت پادشاه مثل غرّش شیر است و هر کهخشم او را بهیجان آورد بجان خود خطا میورزد * {{verse|۲۰|۳|color=black}} از نزاع دور شدن برای انسان عزّت است اما هر مرد احمق مجادله میکند * {{verse|۲۰|۴|color=black}} مرد کاهل بسبب زمستان شیار نمیکند لهذا در مو...» ایجاد کرد
288802
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نیست *
{{verse|۲۰|۲|color=black}} هیبت پادشاه مثل غرّش شیر است و هر کهخشم او را بهیجان آورد بجان خود خطا میورزد *
{{verse|۲۰|۳|color=black}} از نزاع دور شدن برای انسان عزّت است اما هر مرد احمق مجادله میکند *
{{verse|۲۰|۴|color=black}} مرد کاهل بسبب زمستان شیار نمیکند لهذا در موسم حصاد گدائی میکند و نمییابد *
{{verse|۲۰|۵|color=black}} مشورت در دل انسان آب عمیق است اما مرد فهیم آن را میکشد *
{{verse|۲۰|۶|color=black}} بسا کسانند که هر یک احسان خویش را اعلام میکنند اما مرد امین را کیست که پیدا کند *
{{verse|۲۰|۷|color=black}} مرد عادل که بکاملّیت خود سلوک نماید پسرانش بعد از او خجسته خواهند شد *
{{verse|۲۰|۸|color=black}} پادشاهی که بر کرسی داوری نشیند تمامی بدی را از چشمان خود پراکنده میسازد *
{{verse|۲۰|۹|color=black}} کیست که تواند گوید دل خود را طاهر ساختم و از گناه خویش پاک شدم *
{{verse|۲۰|۱۰|color=black}} سنگهای مختلف و پیمانههای مختلف هر دو آنها نزد {{روخط|خداوند}} مکروه است *
{{verse|۲۰|۱۱|color=black}} طفل نیز از افعالش شناخته میشود که آیا اعمالش پاک و راست است یا نه *
{{verse|۲۰|۱۲|color=black}} گوش شنوا و چشم بینا {{روخط|خداوند}} هر دو آنها را آفریده است *
{{verse|۲۰|۱۳|color=black}} خواب را دوست مدار مبادا فقیر شوی چشمان خود را باز کن تا از نان سیر گردی *
{{verse|۲۰|۱۴|color=black}} مشتری میگوید بد است بد است اما چون رفت آنگاه فخر میکند *
{{verse|۲۰|۱۵|color=black}} طلا هست و لعلها بسیار اما لبهای معرفت جواهر گرانبها است *
{{verse|۲۰|۱۶|color=black}} جامه آنکس را بگیر که بجهت غریب ضامن است و او را برهن بگیر که ضامن بیگانگان است *
{{verse|۲۰|۱۷|color=black}} نان فریب برای انسان لذیذ است اما بعددهانش از سنگریزهها پر خواهد شد *
{{verse|۲۰|۱۸|color=black}} فکرها بمشورت محکم میشود و با حسن تدبیر جنگ نما *
{{verse|۲۰|۱۹|color=black}} کسی که بنمّامی گردش کند اسرار را فاش مینماید لهذا با کسی که لبهای خود را میگشاید معاشرت منما *
{{verse|۲۰|۲۰|color=black}} هر که پدر و مادر خود را لعنت کند چراغش در ظلمت غلیظ خاموش خواهد شد *
{{verse|۲۰|۲۱|color=black}} اموالی که اوّلاً بتعجیل حاصل میشود عاقبتش مبارک نخواهد شد *
{{verse|۲۰|۲۲|color=black}} مگو که از بدی انتقام خواهم کشید بلکه بر {{روخط|خداوند}} توکّل نما و تو را نجات خواهد داد *
{{verse|۲۰|۲۳|color=black}} سنگهای مختلف نزد {{روخط|خداوند}} مکروه است و ترازوهای متقلّب نیکو نیست *
{{verse|۲۰|۲۴|color=black}} قدمهای انسان از {{روخط|خداوند}} است پس مرد راه خود را چگونه بفهمد *
{{verse|۲۰|۲۵|color=black}} شخصی که چیزی را بتعجیل مقدّس میگوید و بعد از نذر کردن استفسار میکند در دام میافتد *
{{verse|۲۰|۲۶|color=black}} پادشاه حکیم شریران را پراکنده میسازد و چوم را بر ایشان میگرداند *
{{verse|۲۰|۲۷|color=black}} روحِ انسان چراغ {{روخط|خداوند}} است که تمامی عمقهای دل را تفتیش مینماید *
{{verse|۲۰|۲۸|color=black}} رحمت و راستی<noinclude></noinclude>
40ugs8hkpy4xfamlv41h3sqathx7m74
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۸۰
104
88480
288803
2026-06-22T03:26:30Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «پادشاه را محافظت میکند و کرسی او برحمت پایدار خواهد ماند * {{verse|۲۰|۲۹|color=black}} جلال جوانان قوّت ایشان است و عزّت پیران موی سفید * {{verse|۲۰|۳۰|color=black}} ضربهای سخت از بدی طاهر میکند و تازیانهها بعمق دل فرو میرود * {{وسط|{{روخط|باب بیست و یکم}}}} {{فصل|۲۱}} {{ver...» ایجاد کرد
288803
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>پادشاه را محافظت میکند و کرسی او برحمت پایدار خواهد ماند *
{{verse|۲۰|۲۹|color=black}} جلال جوانان قوّت ایشان است و عزّت پیران موی سفید *
{{verse|۲۰|۳۰|color=black}} ضربهای سخت از بدی طاهر میکند و تازیانهها بعمق دل فرو میرود *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و یکم}}}}
{{فصل|۲۱}}
{{verse|۲۱|۱|color=black}} دل پادشاه مثل نهرهای آب در دست {{روخط|خداوند}} است آن را بهر سو که بخواهد برمیگرداند *
{{verse|۲۱|۲|color=black}} هر راه انسان در نظر خودش راست است اما {{روخط|خداوند}} دلها را میآزماید *
{{verse|۲۱|۳|color=black}} عدالت و انصاف را بجا آوردن نزد {{روخط|خداوند}} از قربانیها پسندیدهتر است *
{{verse|۲۱|۴|color=black}} چشمانِ بلند و دل متکبّر و چراغِ شریران گناه است *
{{verse|۲۱|۵|color=black}} فکرهای مرد زرنگ تماماً بفراخی میانجامد اما هر که عجول باشد برای احتیاج تعجیل میکند *
{{verse|۲۱|۶|color=black}} تحصیل گنجها بزبان دروغگو بخاری است بر هوا شده برای جویندگان موت *
{{verse|۲۱|۷|color=black}} ظلم شریران ایشان را بهلاکت میاندازد زیرا که از بجا آوردن انصاف ابا مینمایند *
{{verse|۲۱|۸|color=black}} طریق مردی که زیر بار گناه باشد بسیار کج است اما اعمال مرد طاهر مستقیم است *
{{verse|۲۱|۹|color=black}} در زاویه پشتبام ساکن شدن بهتر است از ساکن بودن با زن ستیزهگر در خانه مشترک *
{{verse|۲۱|۱۰|color=black}} جان شریر مشتاق شرارت است و بر همسایه خود ترحّم نمیکند *
{{verse|۲۱|۱۱|color=black}} چون استهزاکننده سیاست یابد جاهلان حکمت میآموزند و چون مرد حکیم تربیت یابد معرفت را تحصیل مینماید *
{{verse|۲۱|۱۲|color=black}} مرد عادل در خانه شریر تأمّل میکند که چگونه اشرار بتباهی واژگون میشوند *
{{verse|۲۱|۱۳|color=black}} هر که گوش خود را از فریاد فقیر میبندد او نیز فریاد خواهد کرد و مستجاب نخواهد شد *
{{verse|۲۱|۱۴|color=black}} هدیهای در خفا خشم را فرو مینشاند و رشوهای در بغل غضب سخت را *
{{verse|۲۱|۱۵|color=black}} انصاف کردن خرّمیعادلان است اما باعث پریشانی بدکاران میباشد *
{{verse|۲۱|۱۶|color=black}} هر که از طریق تعقّل گمراه شود در جماعت مردگان ساکن خواهد گشت *
{{verse|۲۱|۱۷|color=black}} هر که عیش را دوست دارد محتاج خواهد شد و هر که شراب و روغن را دوست دارد دولتمند نخواهد گردید *
{{verse|۲۱|۱۸|color=black}} شریران فدیه عادلان میشوند و خیانتکاران بعوض راستان *
{{verse|۲۱|۱۹|color=black}} در زمین بایر ساکن بودن بهتر است از بودن با زن ستیزهگر و جنگجوی *
{{verse|۲۱|۲۰|color=black}} در منزل حکیمان خزانه مرغوب و روغن است اما مرد احمق آنها را تلف میکند *
{{verse|۲۱|۲۱|color=black}} هر که عدالت و رحمت را متابعت<noinclude></noinclude>
tryj2gc4bjrrron3bp060c4u3n4sq12
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۸۱
104
88481
288804
2026-06-22T03:26:44Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «کند حیات و عدالت و جلال خواهد یافت * {{verse|۲۱|۲۲|color=black}} مرد حکیم بشهر جبّاران برخواهد آمد و قلعه اعتماد ایشان را بزیر میاندازد * {{verse|۲۱|۲۳|color=black}} هر که دهان و زبان خویش را نگاه دارد جان خود را از تنگیها محافظت مینماید * {{verse|۲۱|۲۴|color=black}} مرد متکبّ...» ایجاد کرد
288804
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>کند حیات و عدالت و جلال خواهد یافت *
{{verse|۲۱|۲۲|color=black}} مرد حکیم بشهر جبّاران برخواهد آمد و قلعه اعتماد ایشان را بزیر میاندازد *
{{verse|۲۱|۲۳|color=black}} هر که دهان و زبان خویش را نگاه دارد جان خود را از تنگیها محافظت مینماید *
{{verse|۲۱|۲۴|color=black}} مرد متکبّر و مغرور مسمّی باستهزاکننده میشود و بافزونی تکبّر عمل میکند *
{{verse|۲۱|۲۵|color=black}} شهوت مرد کاهل او را میکشد زیرا که دستهایش از کار کردن ابا مینماید *
{{verse|۲۱|۲۶|color=black}} هستند که همهٔ اوقات بشدّت حریص میباشند اما مرد عادل بذل میکند و امساک نمینماید *
{{verse|۲۱|۲۷|color=black}} قربانیهای شریران مکروه است پس چند مرتبه زیاده هنگامی که بعوض بدی آنها را میگذرانند *
{{verse|۲۱|۲۸|color=black}} شاهد دروغگو هلاک میشود اما کسی که استماع نماید براستی تکلّم خواهد کرد *
{{verse|۲۱|۲۹|color=black}} مرد شریر روی خود را بیحیا میسازد و مرد راست طریق خویش را مستحکم میکند *
{{verse|۲۱|۳۰|color=black}} حکمتی نیست و نه فطانتی و نه مشورتی که بضدّ {{روخط|خداوند}} بکار آید *
{{verse|۲۱|۳۱|color=black}} اسب برای روز جنگ مهیا است اما نصرت از جانب {{روخط|خداوند}} است *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و دوم}}}}
{{فصل|۲۲}}
{{verse|۲۲|۱|color=black}} نیک نامی از کثرت دولتمندی افضل است و فیض از نقره و طلا بهتر *
{{verse|۲۲|۲|color=black}} دولتمند و فقیر با هم ملاقات میکنند آفریننده هر دو ایشان {{روخط|خداوند}} است *
{{verse|۲۲|۳|color=black}} مرد زیرک بلا را میبیند و خویشتن را مخفی میسازد و جاهلان میگذرند و در عقوبت گرفتار میشوند *
{{verse|۲۲|۴|color=black}} جزای تواضع و خداترسی دولت و جلال و حیات است *
{{verse|۲۲|۵|color=black}} خارها و دامها در راه کجروان است اما هر که جان خود را نگاه دارد از آنها دور میشود *
{{verse|۲۲|۶|color=black}} طفل را در راهی که باید برود تربیت نما و چون پیر هم شود از آن انحراف نخواهد ورزید *
{{verse|۲۲|۷|color=black}} توانگر بر فقیر تسلّط دارد و مدیون غلام طلبکار میباشد *
{{verse|۲۲|۸|color=black}} هر که ظلم بکارد بلا خواهد دروید و عصای غضبش زایل خواهد شد *
{{verse|۲۲|۹|color=black}} شخصی که نظر او باز باشد مبارک خواهد بود زیرا که از نان خود بفقرا میدهد *
{{verse|۲۲|۱۰|color=black}} استهزاکننده را دور نما و نزاع رفع خواهد شد و مجادله و خجالت ساکت خواهد گردید *
{{verse|۲۲|۱۱|color=black}} هر که طهارت دل را دوست دارد و لبهای ظریف دارد پادشاه دوست او میباشد *
{{verse|۲۲|۱۲|color=black}} چشمان {{روخط|خداوند}} معرفت را نگاه میدارد و سخنان خیانتکاران را باطل میسازد *
{{verse|۲۲|۱۳|color=black}} مرد کاهل میگوید شیر بیرون است و در کوچهها کشته میشوم *
{{verse|۲۲|۱۴|color=black}} دهان زنان بیگانه<noinclude></noinclude>
fe9w82gtwptzh954shgux65mu8ttib5
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۸۲
104
88482
288805
2026-06-22T03:26:58Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «چاه عمیق است و هر که مغضوب {{روخط|خداوند}} باشد در آن خواهد افتاد * {{verse|۲۲|۱۵|color=black}} حماقت در دل طفل بسته شده است اما چوب تأدیب آن را از او دور خواهد کرد * {{verse|۲۲|۱۶|color=black}} هر که بر فقیر برای فایده خویش ظلم نماید و هر که بدولتمندان ببخشد البته محتا...» ایجاد کرد
288805
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>چاه عمیق است و هر که مغضوب {{روخط|خداوند}} باشد در آن خواهد افتاد *
{{verse|۲۲|۱۵|color=black}} حماقت در دل طفل بسته شده است اما چوب تأدیب آن را از او دور خواهد کرد *
{{verse|۲۲|۱۶|color=black}} هر که بر فقیر برای فایده خویش ظلم نماید و هر که بدولتمندان ببخشد البته محتاج خواهد شد *
{{verse|۲۲|۱۷|color=black}} گوش خود را فرا داشته کلام حکما را بشنو و دل خود را بتعلیم من مایل گردان *
{{verse|۲۲|۱۸|color=black}} زیرا پسندیده است که آنها را در دل خود نگاه داری و بر لبهایت جمیعاً ثابت مانَدْ *
{{verse|۲۲|۱۹|color=black}} تا اعتماد تو بر {{روخط|خداوند}} باشد امروز تو را تعلیم دادم *
{{verse|۲۲|۲۰|color=black}} آیا امور شریف را برای تو ننوشتم شامل بر مشورت معرفت *
{{verse|۲۲|۲۱|color=black}} تا قانون کلام راستی را اعلام نمایم و تو کلام راستی را نزد فرستندگان خود پس ببری *
{{verse|۲۲|۲۲|color=black}} فقیر را از آن جهت که ذلیل است تاراج منما و مسکین را در دربار ستم مرسان *
{{verse|۲۲|۲۳|color=black}} زیرا {{روخط|خداوند}} دعوی ایشان را فیصل خواهد نمود و جان تاراجکنندگان ایشان را بتاراج خواهد داد *
{{verse|۲۲|۲۴|color=black}} با مرد تندخو معاشرت مکن و با شخص کجخلق همراه مباش *
{{verse|۲۲|۲۵|color=black}} مبادا راههای او را آموخته شوی و جان خود را در دام گرفتار سازی *
{{verse|۲۲|۲۶|color=black}} از جمله آنانی که دست میدهند مباش و نه از آنانی که برای قرضها ضامن میشوند *
{{verse|۲۲|۲۷|color=black}} اگر چیزی نداری که ادا نمائی پس چرا بستر تو را از زیرت بردارد *
{{verse|۲۲|۲۸|color=black}} حدّ قدیمی را که پدرانت قرار دادهاند منتقل مساز *
{{verse|۲۲|۲۹|color=black}} آیا مردی را که در شغل خویش ماهر باشد میبینی او در حضور پادشاهان خواهد ایستادپیش پستفطرتان نخواهد ایستاد *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و سوم}}}}
{{فصل|۲۳}}
{{verse|۲۳|۱|color=black}} چون با حاکم بغذا خوردن نشینی در آنچه پیش روی تو است تأمّل نما *
{{verse|۲۳|۲|color=black}} و اگر مرد اکول هستی کارد بر گلوی خود بگذار *
{{verse|۲۳|۳|color=black}} به خوراکهای لطیف او حریص مباش زیرا که غذای فریبنده است *
{{verse|۲۳|۴|color=black}} برای دولتمند شدن خود را زحمت مرسان و از عقل خود باز ایست *
{{verse|۲۳|۵|color=black}} آیا چشمان خود را بر آن خواهی دوخت که نیست میباشد زیرا که دولت البته برای خود بالها میسازد و مثل عقاب در آسمان میپرد *
{{verse|۲۳|۶|color=black}} نان مرد تنگنظر را مخور و بجهت خوراکهای لطیف او حریص مباش *
{{verse|۲۳|۷|color=black}} زیرا چنانکه در دل خود فکر میکند خود او همچنان است تو را میگوید بخور و بنوش اما دلش با تو نیست *
{{verse|۲۳|۸|color=black}} لقمهای را که خوردهای قی خواهی کرد و سخنان شیرین<noinclude></noinclude>
1mrf1942c6e59x9dqd38kxdm2bj3836
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۸۳
104
88483
288806
2026-06-22T03:27:16Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «خود را بر باد خواهی داد * {{verse|۲۳|۹|color=black}} به گوش احمق سخن مگو زیرا حکمت کلامت را خوار خواهد شمرد * {{verse|۲۳|۱۰|color=black}} حدّ قدیم را منتقل مساز و بمزرعه یتیمان داخل مشو * {{verse|۲۳|۱۱|color=black}} زیرا که ولّی ایشان زورآور است و با تو در دعوی ایشان مقاومت خواه...» ایجاد کرد
288806
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خود را بر باد خواهی داد *
{{verse|۲۳|۹|color=black}} به گوش احمق سخن مگو زیرا حکمت کلامت را خوار خواهد شمرد *
{{verse|۲۳|۱۰|color=black}} حدّ قدیم را منتقل مساز و بمزرعه یتیمان داخل مشو *
{{verse|۲۳|۱۱|color=black}} زیرا که ولّی ایشان زورآور است و با تو در دعوی ایشان مقاومت خواهد کرد *
{{verse|۲۳|۱۲|color=black}} دل خود را بادب مایل گردان و گوش خود را بکلام معرفت *
{{verse|۲۳|۱۳|color=black}} از طفل خود تأدیب را باز مدار که اگر او را با چوب بزنی نخواهد مرد *
{{verse|۲۳|۱۴|color=black}} پس او را با چوب بزن و جان او را از هاویه نجات خواهی داد *
{{verse|۲۳|۱۵|color=black}} ای پسر من اگر دل تو حکیم باشد دل منبلی دل من شادمان خواهد شد *
{{verse|۲۳|۱۶|color=black}} و گُردههایم وجد خواهد نمود هنگامی که لبهای تو براستی متکلّم شود *
{{verse|۲۳|۱۷|color=black}} دل تو بجهت گناهکاران غیور نباشد اما بجهت ترس {{روخط|خداوند}} تمامی روز غیور باش *
{{verse|۲۳|۱۸|color=black}} زیرا که البته آخرت هست و امید تو منقطع نخواهد شد *
{{verse|۲۳|۱۹|color=black}} پس تو ای پسرم بشنو و حکیم باش و دل خود را در طریق مستقیم گردان *
{{verse|۲۳|۲۰|color=black}} از زمره میگساران مباش و از آنانی که بدنهای خود را تلف میکنند *
{{verse|۲۳|۲۱|color=black}} زیرا که میگسار و مُسرِف فقیر میشود و صاحب خواب بخرقهها ملبّس خواهد شد *
{{verse|۲۳|۲۲|color=black}} پدر خویش را که تو را تولید نمود گوش گیر و مادر خود را چون پیر شود خوار مشمار *
{{verse|۲۳|۲۳|color=black}} راستی را بخر و آن را مفروش و حکمت و ادب و فهم را *
{{verse|۲۳|۲۴|color=black}} پدر فرزند عادل بغایت شادمان میشود و والد پسر حکیم از او مسرور خواهد گشت *
{{verse|۲۳|۲۵|color=black}} پدرت و مادرت شادمان خواهند شد و والده تو مسرور خواهد گردید *
{{verse|۲۳|۲۶|color=black}} ای پسرم دل خود را بمن بده و چشمان تو براههای من شاد باشد *
{{verse|۲۳|۲۷|color=black}} چونکه زن زانیه حفرهای عمیق است و زن بیگانه چاه تنگ *
{{verse|۲۳|۲۸|color=black}} او نیز مثل راهزن در کمین میباشد و خیانتکاران را در میان مردم میافزاید *
{{verse|۲۳|۲۹|color=black}} وای از آنِ کیست و شقاوت از آن که و نزاعها از آن کدام و زاری از آنِ کیست و جراحتهای بیسبب از آنِ که و سرخی چشمان از آنِ کدام *
{{verse|۲۳|۳۰|color=black}} آنانی را است که شرب مدام مینمایند وبرای چشیدن شراب ممزوج داخل میشوند *
{{verse|۲۳|۳۱|color=black}} به شراب نگاه مکن وقتی که سرخفام است حینی که حبابهای خود را در جام ظاهر میسازد و بملایمت فرو میرود *
{{verse|۲۳|۳۲|color=black}} اما در آخر مثل مار خواهد گزید و مانند افعی نیش خواهد زد *
{{verse|۲۳|۳۳|color=black}} چشمان تو چیزهای غریب را خواهد دید و دل تو بچیزهای کج تنطّق خواهد نمود *
{{verse|۲۳|۳۴|color=black}} و مثل کسی که در میان دریا میخوابد خواهی شد یا مانند کسی که بر سر دکل کشتی میخسبد *
{{verse|۲۳|۳۵|color=black}} و خواهی گفت مرا<noinclude></noinclude>
iuozjx5x42qu80k7w9johk27oa1bhtk
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۸۴
104
88484
288807
2026-06-22T03:27:35Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «زدند لیکن درد را احساس نکردم مرا زجر نمودند لیکن نفهمیدم پس کی بیدار خواهم شد همچنین معاودت میکنم و بار دیگر آن را میطلبم * {{وسط|{{روخط|باب بیست و چهارم}}}} {{فصل|۲۴}} {{verse|۲۴|۱|color=black}} بر مردان شریر حسد مبر و آرزو مدار تا با ایشان معاشرت نمائی * {{verse|۲...» ایجاد کرد
288807
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>زدند لیکن درد را احساس نکردم مرا زجر نمودند لیکن نفهمیدم پس کی بیدار خواهم شد همچنین معاودت میکنم و بار دیگر آن را میطلبم *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و چهارم}}}}
{{فصل|۲۴}}
{{verse|۲۴|۱|color=black}} بر مردان شریر حسد مبر و آرزو مدار تا با ایشان معاشرت نمائی *
{{verse|۲۴|۲|color=black}} زیرا که دل ایشان در ظلم تفکّر میکند و لبهای ایشان درباره مشقّت تکلّم مینماید *
{{verse|۲۴|۳|color=black}} خانه بحکمت بنا میشود و با فطانت استوار میگردد *
{{verse|۲۴|۴|color=black}} و بمعرفت اطاقها پر میشود از هر گونه اموال گرانبها و نفایس *
{{verse|۲۴|۵|color=black}} مرد حکیم در قدرت میماند و صاحب معرفت در توانائی ترقّی میکند *
{{verse|۲۴|۶|color=black}} زیرا که با حسنتدبیر باید جنگ بکنی و از کثرت مشورتدهندگان نصرت است *
{{verse|۲۴|۷|color=black}} حکمت برای احمق زیاده بلند است دهان خود را در دربار باز نمیکند *
{{verse|۲۴|۸|color=black}} هر که برای بدی تفکّر میکند او را فتنهانگیز میگویند *
{{verse|۲۴|۹|color=black}} فکر احمقان گناه است و استهزاکننده نزدآدمیان مکروه است *
{{verse|۲۴|۱۰|color=black}} اگر در روز تنگی سستی نمائی قوّت تو تنگ میشود *
{{verse|۲۴|۱۱|color=black}} آنانی را که برای موت برده شوند خلاص کن و از رهانیدن آنانی که برای قتل مهیااند کوتاهی منما *
{{verse|۲۴|۱۲|color=black}} اگر گویی که این را ندانستیم آیا آزماینده دلها نمیفهمد و حافظ جان تو نمیداند و بهر کس برحسب اعمالش مکافات نخواهد داد *
{{verse|۲۴|۱۳|color=black}} ای پسر من عسل را بخور زیرا که خوب است و شان عسل را چونکه بکامت شیرین است *
{{verse|۲۴|۱۴|color=black}} همچنین حکمت را برای جان خود بیاموز اگر آن را بیابی آنگاه اجرت خواهد بود و امید تو منقطع نخواهد شد *
{{verse|۲۴|۱۵|color=black}} ای شریر برای منزل مرد عادل در کمین مباش و آرامگاه او را خراب مکن *
{{verse|۲۴|۱۶|color=black}} زیرا مرد عادل اگر چه هفت مرتبه بیفتد خواهد برخاست اما شریران در بلا خواهند افتاد *
{{verse|۲۴|۱۷|color=black}} چون دشمنت بیفتد شادی مکن و چون بلغزد دلت وجد ننماید *
{{verse|۲۴|۱۸|color=black}} مبادا {{روخط|خداوند}} این را ببیند و در نظرش ناپسند آید و غضب خود را از او برگرداند *
{{verse|۲۴|۱۹|color=black}} خویشتن را بسبب بدکاران رنجیده مساز و بر شریران حسد مبر *
{{verse|۲۴|۲۰|color=black}} زیرا که بجهت بدکاران اجر نخواهد بود و چراغ شریران خاموش خواهد گردید *
{{verse|۲۴|۲۱|color=black}} ای پسر من از {{روخط|خداوند}} و پادشاه بترس و با مفسدان معاشرت منما *
{{verse|۲۴|۲۲|color=black}} زیرا که مصیبت ایشان ناگهان خواهد برخاست و عاقبت سالهای ایشان را کیست که بداند *
{{verse|۲۴|۲۳|color=black}} اینها نیز از سخنان<noinclude></noinclude>
57x95gt1k88ay8a5oqgyor71dp83mst
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۸۵
104
88485
288808
2026-06-22T03:27:53Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «حکیمان است طرفداری در داوری نیکو نیست * {{verse|۲۴|۲۴|color=black}} کسی که بشریر بگوید تو عادل هستی امّتها او را لعنت خواهند کرد و طوایف از او نفرت خواهند نمود * {{verse|۲۴|۲۵|color=black}} اما برای آنانی که او را توبیخ نمایند شادمانی خواهد بود و برکت نیکو بایشان خو...» ایجاد کرد
288808
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>حکیمان است طرفداری در داوری نیکو نیست *
{{verse|۲۴|۲۴|color=black}} کسی که بشریر بگوید تو عادل هستی امّتها او را لعنت خواهند کرد و طوایف از او نفرت خواهند نمود *
{{verse|۲۴|۲۵|color=black}} اما برای آنانی که او را توبیخ نمایند شادمانی خواهد بود و برکت نیکو بایشان خواهد رسید *
{{verse|۲۴|۲۶|color=black}} آنکه بکلام راست جواب گوید لبها را میبوسد *
{{verse|۲۴|۲۷|color=black}} کار خود را در خارج آراسته کن و آن را در ملک مهیا ساز و بعد از آن خانه خویش را بنا نما *
{{verse|۲۴|۲۸|color=black}} بر همسایه خود بیجهت شهادت مده و با لبهای خود فریب مده *
{{verse|۲۴|۲۹|color=black}} و مگو بطوری که او بمن عمل کرد من نیز با وی عمل خواهم نمود و مرد را بر حسب اعمالش پاداش خواهم داد *
{{verse|۲۴|۳۰|color=black}} از مزرعه مرد کاهل و از تاکستان شخص ناقصالعقل گذشتم *
{{verse|۲۴|۳۱|color=black}} و اینک بر تمامی آن خارها میرویید و خس تمامی روی آن را میپوشانید و دیوار سنگیش خراب شده بود *
{{verse|۲۴|۳۲|color=black}} پس من نگریسته متفکّر شدم ملاحظه کردم و ادب آموختم *
{{verse|۲۴|۳۳|color=black}} اندکی خفت و اندکی خواب و اندکی برهم نهادن دستها بجهت خواب *
{{verse|۲۴|۳۴|color=black}} پس فقر تو مثل راهزن بر تو خواهد آمد و نیازمندی تو مانند مرد مسلّح *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و پنجم}}}}
{{فصل|۲۵}}
{{verse|۲۵|۱|color=black}} اینها نیز از امثال سلیمان است که مردان حزقیا پادشاه یهودا آنها را نقل نمودند *
{{verse|۲۵|۲|color=black}} مخفی داشتن امر جلال خدا است و تفحّص نمودن امر جلال پادشاهان است *
{{verse|۲۵|۳|color=black}} آسمان را در بلندیاش و زمین را در عمقش و دل پادشاهان را تفتیش نتوان نمود *
{{verse|۲۵|۴|color=black}} دُرْد را از نقره دور کن تا ظرفی برای زرگر بیرون آید *
{{verse|۲۵|۵|color=black}} شریران را از حضور پادشاه دور کن تا کرسی او در عدالت پایدار بماند *
{{verse|۲۵|۶|color=black}} در حضور پادشاه خویشتن را برمیفراز و در جای بزرگان مایست *
{{verse|۲۵|۷|color=black}} زیرا بهتر است تو را گفته شود که اینجا بالا بیا از آنکه بحضور سروری که چشمانت او را دیده است تو را پایین برند *
{{verse|۲۵|۸|color=black}} برای نزاع بتعجیل بیرون مرو مبادا در آخرش چون همسایهات تو را خجل سازد ندانی که چه باید کرد *
{{verse|۲۵|۹|color=black}} دعوی خود را با همسایهات بکن اما راز دیگری را فاش مساز *
{{verse|۲۵|۱۰|color=black}} مبادا هر که بشنود تو را ملامت کند و بدنامی تو رفع نشود *
{{verse|۲۵|۱۱|color=black}} سخنی که در محلّش گفته شود مثل سیبهای طلا در مرصعکاری نقره است *
{{verse|۲۵|۱۲|color=black}} مُؤَدِب حکیم برای گوش شنوا مثل حلقۀطلا و زیور زر خالص است *
{{verse|۲۵|۱۳|color=black}} رسول امین برای فرستندگان<noinclude></noinclude>
nb1ien5bl49uzsk1vig096piovc9vtl
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۸۶
104
88486
288809
2026-06-22T03:28:07Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «خود چون خنکی یخ در موسم حصاد میباشد زیرا که جان آقایان خود را تازه میکند * {{verse|۲۵|۱۴|color=black}} کسی که از بخششهای فریبنده خود فخر میکند مثل ابرها و باد بیباران است * {{verse|۲۵|۱۵|color=black}} با تحمّلْ داور را برأی خود توان آورد و زبان ملایم استخوان را میشکن...» ایجاد کرد
288809
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خود چون خنکی یخ در موسم حصاد میباشد زیرا که جان آقایان خود را تازه میکند *
{{verse|۲۵|۱۴|color=black}} کسی که از بخششهای فریبنده خود فخر میکند مثل ابرها و باد بیباران است *
{{verse|۲۵|۱۵|color=black}} با تحمّلْ داور را برأی خود توان آورد و زبان ملایم استخوان را میشکند *
{{verse|۲۵|۱۶|color=black}} اگر عسل یافتی بقدر کفایت بخور مبادا از آن پر شده قی کنی *
{{verse|۲۵|۱۷|color=black}} پای خود را از زیاد رفتن بخانه همسایهات باز دار مبادا از تو سیر شده از تو نفرت نماید *
{{verse|۲۵|۱۸|color=black}} کسی که درباره همسایه خود شهادت دروغ دهد مثل تبرزین و شمشیر و تیر تیز است *
{{verse|۲۵|۱۹|color=black}} اعتماد بر خیانتکار در روز تنگی مثل دندان کرمزده و پای مرتعش میباشد *
{{verse|۲۵|۲۰|color=black}} سراییدن سرودها برای دلتنگ مثل کندن جامه در وقت سرما و ریختن سرکه بر شوره است *
{{verse|۲۵|۲۱|color=black}} اگر دشمن تو گرسنه باشد او را نان بخوران و اگر تشنه باشد او را آب بنوشان *
{{verse|۲۵|۲۲|color=black}} زیرا اخگرها بر سرش خواهی انباشت و {{روخط|خداوند}} تو را پاداش خواهد داد *
{{verse|۲۵|۲۳|color=black}} چنانکه باد شمال باران میآورد همچنان زبان غیبتگو چهره را خشمناک میسازد *
{{verse|۲۵|۲۴|color=black}} ساکن بودن در گوشه پشتبام بهتر است از بودن با زن جنگجو در خانه مشترک *
{{verse|۲۵|۲۵|color=black}} خبر خوش از ولایت دور مثل آب سرد برای جان تشنه است *
{{verse|۲۵|۲۶|color=black}} مرد عادل که پیش شریر خم شود مثلچشمه گلآلود و منبع فاسد است *
{{verse|۲۵|۲۷|color=black}} زیاد عسل خوردن خوب نیست همچنان طلبیدن جلال خودْ جلال نیست *
{{verse|۲۵|۲۸|color=black}} کسی که بر روح خود تسلّط ندارد مثل شهر منهدم و بیحصار است *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و ششم}}}}
{{فصل|۲۶}}
{{verse|۲۶|۱|color=black}} چنانکه برف در تابستان و باران در حصاد همچنین حرمت برای احمق شایسته نیست *
{{verse|۲۶|۲|color=black}} لعنت بیسبب نمیآید چنانکه گنجشک در طیران و پرستوک در پریدن *
{{verse|۲۶|۳|color=black}} شلاّق بجهت اسب و لگام برای الاغ و چوب از برای پشت احمقان است *
{{verse|۲۶|۴|color=black}} احمق را موافق حماقتش جواب مده مبادا تو نیز مانند او بشوی *
{{verse|۲۶|۵|color=black}} احمق را موافق حماقتش جواب بده مبادا خویشتن را حکیم بشمارد *
{{verse|۲۶|۶|color=black}} هر که پیغامی بدست احمق بفرستد پایهای خود را میبُرد و ضرر خود را مینوشد *
{{verse|۲۶|۷|color=black}} ساقهای شخصِ لنگ بیتمکین است و مثلی که از دهان احمق برآید همچنان است *
{{verse|۲۶|۸|color=black}} هر که احمق را حرمت کند مثل کیسه جواهر در توده سنگها است *
{{verse|۲۶|۹|color=black}} مَثَلی که از دهان احمق برآید مثل<noinclude></noinclude>
lxxcnjgcynstiqcmpy3hspxs606pf94
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۸۷
104
88487
288810
2026-06-22T03:28:20Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «خاری است که در دست شخص مست رفته باشد * {{verse|۲۶|۱۰|color=black}} تیرانداز همهٔ را مجروح میکند همچنان است هر که احمق را بمزد گیرد و خطاکاران را اجیر نماید * {{verse|۲۶|۱۱|color=black}} چنانکه سگ بقی خود برمیگردد همچنان احمق حماقت خود را تکرار میکند * {{verse|۲۶|۱۲|color=blac...» ایجاد کرد
288810
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خاری است که در دست شخص مست رفته باشد *
{{verse|۲۶|۱۰|color=black}} تیرانداز همهٔ را مجروح میکند همچنان است هر که احمق را بمزد گیرد و خطاکاران را اجیر نماید *
{{verse|۲۶|۱۱|color=black}} چنانکه سگ بقی خود برمیگردد همچنان احمق حماقت خود را تکرار میکند *
{{verse|۲۶|۱۲|color=black}} آیا شخصی را میبینی که در نظر خود حکیم است امید داشتن بر احمق از امید بر او بیشتر است *
{{verse|۲۶|۱۳|color=black}} کاهل میگوید که شیر در راه است و اسد در میان کوچهها است *
{{verse|۲۶|۱۴|color=black}} چنانکه در بر پاشنهاش میگردد همچنان کاهل بر بستر خویش *
{{verse|۲۶|۱۵|color=black}} کاهل دست خود را در قاب فرو میبرد و از برآوردن آن بدهانش خسته میشود *
{{verse|۲۶|۱۶|color=black}} کاهل در نظر خود حکیمتر است از هفت مرد که جواب عاقلانه میدهند *
{{verse|۲۶|۱۷|color=black}} کسی که برود و در نزاعی که باو تعلّق ندارد متعرّض شود مثل کسی است که گوشهای سگ را بگیرد *
{{verse|۲۶|۱۸|color=black}} آدم دیوانهای که مشعلها و تیرها و موت را میاندازد *
{{verse|۲۶|۱۹|color=black}} مثل کسی است که همسایه خود را فریب دهد و میگوید آیا شوخی نمیکردم *
{{verse|۲۶|۲۰|color=black}} از نبودن هیزم آتش خاموش میشود و از نبودن نمّام منازعه ساکت میگردد *
{{verse|۲۶|۲۱|color=black}} زغال برای اخگرها و هیزم برای آتش است و مرد فتنهانگیز بجهت برانگیختن نزاع *
{{verse|۲۶|۲۲|color=black}} سخنان نمّام مثل خوراک لذیذ است که بعمقهای دل فرو میرود *
{{verse|۲۶|۲۳|color=black}} لبهای پرمحبت با دل شریر مثل نقرهای پردُرد است که بر ظرف سفالین اندوده شود *
{{verse|۲۶|۲۴|color=black}} هر که بغض دارد با لبهای خود نیرنگ مینماید و در دل خود فریب را ذخیره میکند *
{{verse|۲۶|۲۵|color=black}} هنگامی که سخن نیکو گوید او را باور مکن زیرا که در قلبش هفت چیز مکروه است *
{{verse|۲۶|۲۶|color=black}} هر چند بغض او بحیله مخفی شود اما خباثت او در میان جماعت ظاهر خواهد گشت *
{{verse|۲۶|۲۷|color=black}} هر که حفرهای بکند در آن خواهد افتاد و هر که سنگی بغلطاند بر او خواهد برگشت *
{{verse|۲۶|۲۸|color=black}} زبان دروغگو از مجروحشدگان خود نفرتدارد و دهان چاپلوس هلاکت را ایجاد میکند *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و هفتم}}}}
{{فصل|۲۷}}
{{verse|۲۷|۱|color=black}} درباره فردا فخر منما زیرا نمیدانی که روز چه خواهد زایید *
{{verse|۲۷|۲|color=black}} دیگری تو را بستاید و نه دهان خودت غریبی و نه لبهای تو *
{{verse|۲۷|۳|color=black}} سنگ سنگین است و ریگ ثقیل اما خشم احمق از هر دو آنها سنگینتر است *
{{verse|۲۷|۴|color=black}} غضبْ ستمکیش است و خشمْ سیل اما کیست که در برابر حسد تواند ایستاد *
{{verse|۲۷|۵|color=black}} تنبیه آشکار از محبت پنهان بهتر است *<noinclude></noinclude>
cc75wvhn5ni37gvluznfb4p4qnectgi
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۸۸
104
88488
288811
2026-06-22T03:28:34Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۲۷|۶|color=black}} جراحات دوستْ وفادار است اما بوسههای دشمن افراط است * {{verse|۲۷|۷|color=black}} شکم سیر از شان عسل کراهت دارد اما برای شکم گرسنه هر تلخی شیرین است * {{verse|۲۷|۸|color=black}} کسی که از مکان خود آواره بشود مثل گنجشکی است که از آشیانهاش آواره گردد * {{ve...» ایجاد کرد
288811
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۲۷|۶|color=black}} جراحات دوستْ وفادار است اما بوسههای دشمن افراط است *
{{verse|۲۷|۷|color=black}} شکم سیر از شان عسل کراهت دارد اما برای شکم گرسنه هر تلخی شیرین است *
{{verse|۲۷|۸|color=black}} کسی که از مکان خود آواره بشود مثل گنجشکی است که از آشیانهاش آواره گردد *
{{verse|۲۷|۹|color=black}} روغن و عطر دل را شاد میکند همچنان حلاوت دوست از مشورت دل *
{{verse|۲۷|۱۰|color=black}} دوست خود و دوست پدرت را ترک منما و در روز مصیبت خود بخانه برادرت داخل مشو زیرا که همسایه نزدیک از برادر دور بهتر است *
{{verse|۲۷|۱۱|color=black}} ای پسر من حکمت بیاموز و دل مرا شاد کن تا ملامتکنندگان خود را مجاب سازم *
{{verse|۲۷|۱۲|color=black}} مرد زیرک بلا را میبیند و خویشتن را مخفی میسازد اما جاهلان میگذرند و در عقوبت گرفتار میشوند *
{{verse|۲۷|۱۳|color=black}} جامه آن کس را بگیر که بجهت غریب ضامن است و او را برهن بگیر که ضامن بیگانگان است *
{{verse|۲۷|۱۴|color=black}} کسی که صبح زود برخاسته دوست خود را بآواز بلند برکت دهد از برایش لعنت محسوب میشود *
{{verse|۲۷|۱۵|color=black}} چکیدن دائمی آب در روز باران و زن ستیزهجو مشابهاند *
{{verse|۲۷|۱۶|color=black}} هرکه او را باز دارد مثل کسی است که باد را نگاه دارد یا روغن را که در دست راست خود گرفته باشد *
{{verse|۲۷|۱۷|color=black}} آهن آهن را تیز میکند همچنین مرد روی دوست خود را تیز میسازد *
{{verse|۲۷|۱۸|color=black}} هر که درخت انجیر را نگاه دارد میوهاش را خواهد خورد و هر که آقای خود را ملازمت نماید محترم خواهد شد *
{{verse|۲۷|۱۹|color=black}} چنانکه در آب صورت بصورت است همچنان دل انسان بانسان *
{{verse|۲۷|۲۰|color=black}} هاویه و اَبَدّون سیر نمیشوند همچنان چشمان انسان سیر نخواهند شد *
{{verse|۲۷|۲۱|color=black}} بوته برای نقره و کوره بجهت طلاست همچنان انسان از دهان ستایشکنندگان خود آزموده میشود *
{{verse|۲۷|۲۲|color=black}} احمق را میان بلغور در هاون با دسته بکوب و حماقتش از آن بیرون نخواهد رفت *
{{verse|۲۷|۲۳|color=black}} به حالت گله خود نیکو توجّه نما و دل خود را برمه خود مشغول ساز *
{{verse|۲۷|۲۴|color=black}} زیرا که دولت دائمی نیست و تاج هم نسلاً بعد نسل پایدار نی *
{{verse|۲۷|۲۵|color=black}} علف را میبُرَنْد و گیاه سبز میروید و علوفه کوهها جمع میشود *
{{verse|۲۷|۲۶|color=black}} برهها برای لباس تو و بزها بجهت اجاره زمین بکار میآیند *
{{verse|۲۷|۲۷|color=black}} و شیر بزها برای خوراک تو و خوراک خاندانت و معیشت کنیزانت کفایت خواهد کرد *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و هشتم}}}}
{{فصل|۲۸}}
{{verse|۲۸|۱|color=black}} شریران میگریزند جائی کهتعاقبکنندهای نیست اما عادلان مثل شیر شجاعند *<noinclude></noinclude>
3grou049zgfyd5jtklybnuuvpz88uxz
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۸۹
104
88489
288812
2026-06-22T03:28:50Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۲۸|۲|color=black}} از معصیت اهل زمین حاکمانش بسیار میشوند اما مرد فهیم و دانا استقامتش برقرار خواهد ماند * {{verse|۲۸|۳|color=black}} مرد رئیس که بر مسکینان ظلم میکند مثل باران است که سیلان کرده خوراک باقی نگذارد * {{verse|۲۸|۴|color=black}} هر که شریعت را ترک میکند ش...» ایجاد کرد
288812
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۲۸|۲|color=black}} از معصیت اهل زمین حاکمانش بسیار میشوند اما مرد فهیم و دانا استقامتش برقرار خواهد ماند *
{{verse|۲۸|۳|color=black}} مرد رئیس که بر مسکینان ظلم میکند مثل باران است که سیلان کرده خوراک باقی نگذارد *
{{verse|۲۸|۴|color=black}} هر که شریعت را ترک میکند شریران را میستاید اما هر که شریعت را نگاه دارد از ایشان نفرت دارد *
{{verse|۲۸|۵|color=black}} مردمان شریر انصاف را درک نمینمایند اما طالبان {{روخط|خداوند}} همهٔ چیز را میفهمند *
{{verse|۲۸|۶|color=black}} فقیری که در کاملیت خود سلوک نماید بهتر است از کج رونده دو راه اگر چه دولتمند باشد *
{{verse|۲۸|۷|color=black}} هر که شریعت را نگاه دارد پسری حکیم است اما مُصاحبِ مُسْرِفان پدر خویش را رسوا میسازد *
{{verse|۲۸|۸|color=black}} هر که مال خود را بربا و سود بیفزاید آن را برای کسی که بر فقیران ترحّم نماید جمع مینماید *
{{verse|۲۸|۹|color=black}} هر که گوش خود را از شنیدن شریعت برگرداند دعای او هم مکروه میشود *
{{verse|۲۸|۱۰|color=black}} هر که راستان را براه بد گمراه کند بحفره خود خواهد افتاد اما صالحان نصیب نیکو خواهند یافت *
{{verse|۲۸|۱۱|color=black}} مرد دولتمند در نظر خود حکیم است اما فقیر خردمند او را تفتیش خواهد نمود *
{{verse|۲۸|۱۲|color=black}} چون عادلان شادمان شوند فخر عظیم است اما چون شریران برافراشته شوند مردمانخود را مخفی میسازند *
{{verse|۲۸|۱۳|color=black}} هر که گناه خود را بپوشاند برخوردار نخواهد شد اما هر که آن را اعتراف کند و ترک نماید رحمت خواهد یافت *
{{verse|۲۸|۱۴|color=black}} خوشابحال کسی که دائماً میترسد اما هر که دل خود را سخت سازد ببلا گرفتار خواهد شد *
{{verse|۲۸|۱۵|color=black}} حاکم شریر بر قوم مسکین مثل شیر غرنّده و خرس گردنده است *
{{verse|۲۸|۱۶|color=black}} حاکم ناقص العقل بسیار ظلم میکند اما هر که از رشوه نفرت کند عمر خود را دراز خواهد ساخت *
{{verse|۲۸|۱۷|color=black}} کسی که متحمّل بار خون شخصی شود بهاویه میشتابد زنهار کسی او را باز ندارد *
{{verse|۲۸|۱۸|color=black}} هر که باستقامت سلوک نماید رستگار خواهد شد اما هر که در دو راه کجرو باشد در یکی از آنها خواهد افتاد *
{{verse|۲۸|۱۹|color=black}} هر که زمین خود را زرع نماید از نان سیر خواهد شد اما هر که پیروی باطلان کند از فقر سیر خواهد شد *
{{verse|۲۸|۲۰|color=black}} مرد امین برکت بسیار خواهد یافت اما آنکه در پی دولت میشتابد بیسزا نخواهد ماند *
{{verse|۲۸|۲۱|color=black}} طرفداری نیکو نیست و بجهت لقمهای نان آدمی خطاکار میشود *
{{verse|۲۸|۲۲|color=black}} مرد تنگنظر در پی دولت میشتابد و نمیداند که نیازمندی او را درخواهد یافت *
{{verse|۲۸|۲۳|color=black}} کسی که آدمی را تنبیه نماید آخر شُکر خواهد یافت بیشتر از آنکه بزبان خود چاپلوسی میکند *
{{verse|۲۸|۲۴|color=black}} کسی که پدر و مادر خود را غارت نماید و گوید گناه نیست مصاحب هلاککنندگان خواهد<noinclude></noinclude>
qn61718y3ju8udw94kcin8vgq52ccbj
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۹۰
104
88490
288813
2026-06-22T03:29:09Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «شد * {{verse|۲۸|۲۵|color=black}} مرد حریص نزاع را برمیانگیزاند اما هر که بر {{روخط|خداوند}} توکّل نماید قوی خواهد شد * {{verse|۲۸|۲۶|color=black}} آنکه بر دل خود توکّل نماید احمق میباشد اما کسی که بحکمت سلوک نماید نجات خواهد یافت * {{verse|۲۸|۲۷|color=black}} هر که بفقرا بذل نما...» ایجاد کرد
288813
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>شد *
{{verse|۲۸|۲۵|color=black}} مرد حریص نزاع را برمیانگیزاند اما هر که بر {{روخط|خداوند}} توکّل نماید قوی خواهد شد *
{{verse|۲۸|۲۶|color=black}} آنکه بر دل خود توکّل نماید احمق میباشد اما کسی که بحکمت سلوک نماید نجات خواهد یافت *
{{verse|۲۸|۲۷|color=black}} هر که بفقرا بذل نماید محتاج نخواهد شد اما آنکه چشمان خود را بپوشاند لعنت بسیار خواهد یافت *
{{verse|۲۸|۲۸|color=black}} وقتی که شریران برافراشته شوند مردم خویشتن را پنهان میکنند اما چون ایشان هلاک شوند عادلان افزوده خواهند شد *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و نهم}}}}
{{فصل|۲۹}}
{{verse|۲۹|۱|color=black}} کسی که بعد از تنبیه بسیار گردنکشی میکند ناگهان منکسر خواهد شد و علاجی نخواهد بود *
{{verse|۲۹|۲|color=black}} چون عادلان افزوده گردند قوم شادی میکنند اما چون شریران تسلّط یابند مردم ناله مینمایند *
{{verse|۲۹|۳|color=black}} کسی که حکمت را دوست دارد پدر خویش را مسرور میسازد اما کسی که با فاحشهها معاشرت کند اموال را تلف مینماید *
{{verse|۲۹|۴|color=black}} پادشاه ولایت را بانصاف پایدار میکند اما مرد رشوهخوار آن را ویران میسازد *
{{verse|۲۹|۵|color=black}} شخصی که همسایه خود را چاپلوسی میکند دام برای پایهایش میگستراند *
{{verse|۲۹|۶|color=black}} در معصیت مرد شریر دامی است اما عادل ترنّم و شادی خواهد نمود *
{{verse|۲۹|۷|color=black}} مرد عادل دعوی فقیر را درک میکند اما شریر برای دانستن آن فهم ندارد *
{{verse|۲۹|۸|color=black}} استهزاکنندگان شهر را بآشوب میآورند اما حکیمان خشم را فرومینشانند *
{{verse|۲۹|۹|color=black}} اگر مرد حکیم با احمق دعوی دارد خواه غضبناک شود خواه بخندد او را راحت نخواهدبود *
{{verse|۲۹|۱۰|color=black}} مردان خونریز از مرد کامل نفرت دارند اما راستان سلامتی جان او را طالبند *
{{verse|۲۹|۱۱|color=black}} احمق تمامی خشم خود را ظاهر میسازد اما مرد حکیم بتأخیر آن را فرومینشاند *
{{verse|۲۹|۱۲|color=black}} حاکمی که بسخنان دروغ گوش گیرد جمیع خادمانش شریر خواهند شد *
{{verse|۲۹|۱۳|color=black}} فقیر و ظالم با هم جمع خواهند شد و {{روخط|خداوند}} چشمان هر دو ایشان را روشن خواهد ساخت *
{{verse|۲۹|۱۴|color=black}} پادشاهی که مسکینان را براستی داوری نماید کرسی وی تا بابد پایدار خواهد ماند *
{{verse|۲۹|۱۵|color=black}} چوب و تنبیه حکمت میبخشد اما پسری که بیلگام باشد مادر خود را خجل خواهد ساخت *
{{verse|۲۹|۱۶|color=black}} چون شریران افزوده شوند تقصیر زیاده میگردد اما عادلان افتادن ایشان را خواهند دید *
{{verse|۲۹|۱۷|color=black}} پسر خود را تأدیب نما که تو را راحت خواهد رسانید و بجان تو لذّات خواهد بخشید *
{{verse|۲۹|۱۸|color=black}} جائی که رؤیا نیست قوم گردنکش میشوند اما خوشابحال کسی که شریعت را نگاه<noinclude></noinclude>
sd6pvq5wzbq2qchwcl720tpp8belndu
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۹۱
104
88491
288814
2026-06-22T03:29:26Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «میدارد * {{verse|۲۹|۱۹|color=black}} خادم محض سخن متنبّه نمیشود زیرا اگر چه بفهمد اجابت نمینماید * {{verse|۲۹|۲۰|color=black}} آیا کسی را میبینی که در سخن گفتن عجول است امید بر احمق زیاده است از امید بر او * {{verse|۲۹|۲۱|color=black}} هر که خادم خود را از طفولیت بناز میپرورد آ...» ایجاد کرد
288814
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>میدارد *
{{verse|۲۹|۱۹|color=black}} خادم محض سخن متنبّه نمیشود زیرا اگر چه بفهمد اجابت نمینماید *
{{verse|۲۹|۲۰|color=black}} آیا کسی را میبینی که در سخن گفتن عجول است امید بر احمق زیاده است از امید بر او *
{{verse|۲۹|۲۱|color=black}} هر که خادم خود را از طفولیت بناز میپرورد آخر پسر او خواهد شد *
{{verse|۲۹|۲۲|color=black}} مرد تندخو نزاع برمیانگیزاند و شخص کجخلق در تقصیر میافزاید *
{{verse|۲۹|۲۳|color=black}} تکبّر شخص او را پست میکند اما مرد حلیمدل بجلال خواهد رسید *
{{verse|۲۹|۲۴|color=black}} هر که با دزد معاشرت کند خویشتن را دشمن دارد زیرا که لعنت میشنود و اعتراف نمینماید *
{{verse|۲۹|۲۵|color=black}} ترس از انسان دام میگستراند اما هر که بر {{روخط|خداوند}} توکّل نماید سرافراز خواهد شد *
{{verse|۲۹|۲۶|color=black}} بسیاری لطف حاکم را میطلبند اما داوری انسان از جانب {{روخط|خداوند}} است *
{{verse|۲۹|۲۷|color=black}} مرد ظالم نزد عادلان مکروه است و هر که در طریق مستقیم است نزد شریران مکروه میباشد *
{{وسط|{{روخط|باب سی ام}}}}
{{فصل|۳۰}}
{{verse|۳۰|۱|color=black}} کلمات و پیغام آکور بنیاقَه وحی آن مرد بایتیئیل یعنی بایتیئیل و اُکال *
{{verse|۳۰|۲|color=black}} یقیناً من از هر آدمی وحشیتر هستم و فهم انسان را ندارم *
{{verse|۳۰|۳|color=black}} من حکمت را نیاموختهام و معرفت قدّوس را ندانستهام *
{{verse|۳۰|۴|color=black}} کیست که بآسمان صعود نمود و از آنجا نزول کرد کیست که باد را در مشت خود جمع نمود و کیست که آب را در جامه بند نمود کیست که تمامی اقصای زمین را استوار ساخت نام او چیست و پسر او چه اسم دارد بگو اگر اطّلاع داری *
{{verse|۳۰|۵|color=black}} تمامی کلمات خدا مُصَفّی است او بجهت متوکّلان خود سپر است *
{{verse|۳۰|۶|color=black}} به سخنان او چیزی میفزا مبادا تو را توبیخ نماید و تکذیب شوی *
{{verse|۳۰|۷|color=black}} دو چیز از تو درخواست نمودم آنها را قبل از آنکه بمیرم از من بازمدار *
{{verse|۳۰|۸|color=black}} بطالت و دروغ را از من دور کن مرا نه فقر ده و نه دولت بخوراکی که نصیب من باشد مرا بپرور *
{{verse|۳۰|۹|color=black}} مبادا سیر شده تو را انکار نمایم و بگویم که {{روخط|خداوند}} کیست و مبادا فقیر شده دزدی نمایم و اسم خدای خود را بباطل برم *
{{verse|۳۰|۱۰|color=black}} بنده را نزد آقایش متّهم مساز مبادا تو را لعنت کند و مجرم شوی *
{{verse|۳۰|۱۱|color=black}} گروهی میباشند که پدر خود را لعنت مینمایند و مادر خویش را برکت نمیدهند *
{{verse|۳۰|۱۲|color=black}} گروهی میباشند که در نظر خود پاکاند اما از نجاست خود غسل نیافتهاند *
{{verse|۳۰|۱۳|color=black}} گروهی میباشند که چشمانشان چه قدر بلند است و مژگانشان چه قدر برافراشته *
{{verse|۳۰|۱۴|color=black}} گروهی میباشند که دندانهایشان شمشیرها است و دندانهای آسیای ایشان کاردها<noinclude></noinclude>
5y09zdgi0vrkrfd2ika43efqgfb5zwd
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۹۲
104
88492
288815
2026-06-22T03:29:41Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «تا فقیران را از روی زمین و مسکینان را از میان مردمان بخورند * {{verse|۳۰|۱۵|color=black}} زالو را دو دختر است که بده بده میگویند سه چیز است که سیر نمیشود بلکه چهار چیز که نمیگوید که کافی است * {{verse|۳۰|۱۶|color=black}} هاویه و رحم نازاد و زمینی که از آب سیر نمیشود و...» ایجاد کرد
288815
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>تا فقیران را از روی زمین و مسکینان را از میان مردمان بخورند *
{{verse|۳۰|۱۵|color=black}} زالو را دو دختر است که بده بده میگویند سه چیز است که سیر نمیشود بلکه چهار چیز که نمیگوید که کافی است *
{{verse|۳۰|۱۶|color=black}} هاویه و رحم نازاد و زمینی که از آب سیر نمیشود و آتش که نمیگوید که کافی است *
{{verse|۳۰|۱۷|color=black}} چشمی که پدر را استهزا میکند و اطاعت مادر را خوار میشمارد غرابهای وادی آن را خواهند کند و بچههای عقاب آن را خواهند خورد *
{{verse|۳۰|۱۸|color=black}} سه چیز است که برای من زیاده عجیب است بلکه چهار چیز که آنها را نتوانم فهمید *
{{verse|۳۰|۱۹|color=black}} طریق عقاب در هوا و طریق مار بر صخره و راه کشتـی در میـان دریـا و راه مرد با دختر باکره *
{{verse|۳۰|۲۰|color=black}} همچنان است طریق زن زانیه میخورد و دهان خـود را پاک میکنـد و میگویـد گنـاه نکردم *
{{verse|۳۰|۲۱|color=black}} به سبب سه چیز زمین متزلزل میشود و بسبب چهار که آنها را تحمّل نتواند کرد *
{{verse|۳۰|۲۲|color=black}} به سبب غلامی که سلطنت میکند و احمقی که از غذا سیر شده باشد *
{{verse|۳۰|۲۳|color=black}} به سبب زن مکروهه چون منکوحه شود و کنیز وقتی که وارث خاتون خود گردد *
{{verse|۳۰|۲۴|color=black}} چهار چیز است که در زمین بسیار کوچک است لیکن بسیار حکیم میباشد *
{{verse|۳۰|۲۵|color=black}} مورچهها طایفه بیقوّتند لیکن خوراک خود را در تابستان ذخیره میکنند *
{{verse|۳۰|۲۶|color=black}} ونکها طایفه ناتوانند اما خانههای خود را در صخره میگذارند *
{{verse|۳۰|۲۷|color=black}} ملخها را پادشاهی نیست اما جمیع آنها دسته دسته بیرون میروند *
{{verse|۳۰|۲۸|color=black}} چلپاسهها بدستهای خود میگیرند و در قصرهای پادشاهان میباشند *
{{verse|۳۰|۲۹|color=black}} سه چیز است که خوشخرام است بلکه چهار چیز که خوشقدم میباشد *
{{verse|۳۰|۳۰|color=black}} شیر که در میان حیوانات تواناتر است و از هیچکدام روگردان نیست *
{{verse|۳۰|۳۱|color=black}} تازی و بز نر و پادشاه که با او مقاومت نتوان کرد *
{{verse|۳۰|۳۲|color=black}} اگر از روی حماقت خویشتن را برافراشتهای و اگر بد اندیشیدهای پس دست بر دهان خود بگذار *
{{verse|۳۰|۳۳|color=black}} زیرا چنانکه از فشردن شیر پنیر بیرون میآیـد و از فشـردن بینـی خـون بیـرون میآید همچنان از فشردن غضب نزاع بیرون میآید *
{{وسط|{{روخط|باب سی و یکم}}}}
{{فصل|۳۱}}
{{verse|۳۱|۱|color=black}} کلام لموئیل پادشاه پیغامی که مادرش باو تعلیم داد *
{{verse|۳۱|۲|color=black}} چه گویم ای پسر من چه گویم ای پسر رحم من و چه گویم ای پسر نذرهای من *
{{verse|۳۱|۳|color=black}} قوّت خود را بزنان مده و نه طریقهای خویش را بآنچه باعث هلاکت پادشاهان است *
{{verse|۳۱|۴|color=black}} پادشاهان را نمیشاید ای لموئیل پادشاهان را نمیشاید که شراب بنوشند و نه امیران را که مسکرات را<noinclude></noinclude>
gnk47u6a5sxpgj2q357x09iec6goikc
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۹۳
104
88493
288816
2026-06-22T03:30:09Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی « بخواهند * {{verse|۳۱|۵|color=black}} مبادا بنوشند و فرایض را فراموش کنند و داوری جمیع ذلیلان را منحرف سازند * {{verse|۳۱|۶|color=black}} مسکرات را بآنانی که مشرف بهلاکتند بده و شراب را بتلخجانان * {{verse|۳۱|۷|color=black}} تا بنوشند و فقر خود را فراموش کنند و مشقّت خویش را دی...» ایجاد کرد
288816
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude> بخواهند *
{{verse|۳۱|۵|color=black}} مبادا بنوشند و فرایض را فراموش کنند و داوری جمیع ذلیلان را منحرف سازند *
{{verse|۳۱|۶|color=black}} مسکرات را بآنانی که مشرف بهلاکتند بده و شراب را بتلخجانان *
{{verse|۳۱|۷|color=black}} تا بنوشند و فقر خود را فراموش کنند و مشقّت خویش را دیگر بیاد نیاورند *
{{verse|۳۱|۸|color=black}} دهان خود را برای گنگان باز کن و برای دادرسی جمیع بیچارگان *
{{verse|۳۱|۹|color=black}} دهان خود را باز کرده بانصاف داوری نما و فقیر و مسکین را دادرسی فرما *
{{verse|۳۱|۱۰|color=black}} زن صالحه را کیست که پیدا تواند کرد قیمت او از لعلها گرانتر است *
{{verse|۳۱|۱۱|color=black}} دل شوهرش بر او اعتماد دارد و محتاج منفعت نخواهد بود *
{{verse|۳۱|۱۲|color=black}} برایش تمامی روزهای عمر خود خوبی خواهد کرد و نه بدی *
{{verse|۳۱|۱۳|color=black}} پشم و کتان را میجوید و بدستهای خود با رغبت کار میکند *
{{verse|۳۱|۱۴|color=black}} او مثل کشتیهای تجّار است که خوراک خود را از دور میآورد *
{{verse|۳۱|۱۵|color=black}} وقتی که هنوز شب است برمیخیزد و باهل خانهاش خوراک و بکنیزانش حصّه ایشان را میدهد *
{{verse|۳۱|۱۶|color=black}} درباره مزرعه فکر کرده آن را میخرد و از کسب دستهای خود تاکستان غرس مینماید *
{{verse|۳۱|۱۷|color=black}} کمر خود را با قوّت میبندد و بازوهای خویش را قوی میسازد *
{{verse|۳۱|۱۸|color=black}} تجارت خود را میبیند که نیکو است و چراغش در شب خاموش نمیشود *
{{verse|۳۱|۱۹|color=black}} دستهای خود را بدوک دراز میکند و انگشتهایش چرخ را میگیرد *
{{verse|۳۱|۲۰|color=black}} کفهای خود را برای فقیران مبسوط میسازد و دستهای خویش را برای مسکینان دراز مینماید *
{{verse|۳۱|۲۱|color=black}} به جهت اهل خانهاش از برف نمیترسد زیرا که جمیع اهل خانه او باطلس ملبّس هستند *
{{verse|۳۱|۲۲|color=black}} برای خود اسبابهای زینت میسازد لباسش از کتان نازک و ارغوان میباشد *
{{verse|۳۱|۲۳|color=black}} شوهرش در دربارها معروف میباشد و درمیان مشایخ ولایت مینشیند *
{{verse|۳۱|۲۴|color=black}} جامههای کتان ساخته آنها را میفروشد و کمربندها بتاجران میدهد *
{{verse|۳۱|۲۵|color=black}} قوّت و عزّت لباس او است و درباره وقت آینده میخندد *
{{verse|۳۱|۲۶|color=black}} دهان خود را بحکمت میگشاید و تعلیم محبتآمیز بر زبان وی است *
{{verse|۳۱|۲۷|color=black}} به رفتار اهل خانه خود متوجّه میشود و خوراک کاهلی نمیخورد *
{{verse|۳۱|۲۸|color=black}} پسرانش برخاسته او را خوشحال میگویند و شوهرش نیز او را میستاید *
{{verse|۳۱|۲۹|color=black}} دختران بسیار اعمال صالحه نمودند اما تو بر جمیع ایشان برتری داری *
{{verse|۳۱|۳۰|color=black}} جمـال فریبنـده و زیبایـی باطـل است اما زنی که از {{روخط|خداوند}} میترسد ممدوح خواهد شد *
{{verse|۳۱|۳۱|color=black}} وی را از ثمره دستهایش بدهید و اعمالش او را نزد دروازهها بستاید *
{{dhr|4em}}
{{double rule|8em}}
{{ته}}<noinclude></noinclude>
fflgolol8y7pmq7uswgcu2tqy7u0hdo
288817
288816
2026-06-22T03:30:36Z
Hanooz
17889
288817
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بخواهند *
{{verse|۳۱|۵|color=black}} مبادا بنوشند و فرایض را فراموش کنند و داوری جمیع ذلیلان را منحرف سازند *
{{verse|۳۱|۶|color=black}} مسکرات را بآنانی که مشرف بهلاکتند بده و شراب را بتلخجانان *
{{verse|۳۱|۷|color=black}} تا بنوشند و فقر خود را فراموش کنند و مشقّت خویش را دیگر بیاد نیاورند *
{{verse|۳۱|۸|color=black}} دهان خود را برای گنگان باز کن و برای دادرسی جمیع بیچارگان *
{{verse|۳۱|۹|color=black}} دهان خود را باز کرده بانصاف داوری نما و فقیر و مسکین را دادرسی فرما *
{{verse|۳۱|۱۰|color=black}} زن صالحه را کیست که پیدا تواند کرد قیمت او از لعلها گرانتر است *
{{verse|۳۱|۱۱|color=black}} دل شوهرش بر او اعتماد دارد و محتاج منفعت نخواهد بود *
{{verse|۳۱|۱۲|color=black}} برایش تمامی روزهای عمر خود خوبی خواهد کرد و نه بدی *
{{verse|۳۱|۱۳|color=black}} پشم و کتان را میجوید و بدستهای خود با رغبت کار میکند *
{{verse|۳۱|۱۴|color=black}} او مثل کشتیهای تجّار است که خوراک خود را از دور میآورد *
{{verse|۳۱|۱۵|color=black}} وقتی که هنوز شب است برمیخیزد و باهل خانهاش خوراک و بکنیزانش حصّه ایشان را میدهد *
{{verse|۳۱|۱۶|color=black}} درباره مزرعه فکر کرده آن را میخرد و از کسب دستهای خود تاکستان غرس مینماید *
{{verse|۳۱|۱۷|color=black}} کمر خود را با قوّت میبندد و بازوهای خویش را قوی میسازد *
{{verse|۳۱|۱۸|color=black}} تجارت خود را میبیند که نیکو است و چراغش در شب خاموش نمیشود *
{{verse|۳۱|۱۹|color=black}} دستهای خود را بدوک دراز میکند و انگشتهایش چرخ را میگیرد *
{{verse|۳۱|۲۰|color=black}} کفهای خود را برای فقیران مبسوط میسازد و دستهای خویش را برای مسکینان دراز مینماید *
{{verse|۳۱|۲۱|color=black}} به جهت اهل خانهاش از برف نمیترسد زیرا که جمیع اهل خانه او باطلس ملبّس هستند *
{{verse|۳۱|۲۲|color=black}} برای خود اسبابهای زینت میسازد لباسش از کتان نازک و ارغوان میباشد *
{{verse|۳۱|۲۳|color=black}} شوهرش در دربارها معروف میباشد و درمیان مشایخ ولایت مینشیند *
{{verse|۳۱|۲۴|color=black}} جامههای کتان ساخته آنها را میفروشد و کمربندها بتاجران میدهد *
{{verse|۳۱|۲۵|color=black}} قوّت و عزّت لباس او است و درباره وقت آینده میخندد *
{{verse|۳۱|۲۶|color=black}} دهان خود را بحکمت میگشاید و تعلیم محبتآمیز بر زبان وی است *
{{verse|۳۱|۲۷|color=black}} به رفتار اهل خانه خود متوجّه میشود و خوراک کاهلی نمیخورد *
{{verse|۳۱|۲۸|color=black}} پسرانش برخاسته او را خوشحال میگویند و شوهرش نیز او را میستاید *
{{verse|۳۱|۲۹|color=black}} دختران بسیار اعمال صالحه نمودند اما تو بر جمیع ایشان برتری داری *
{{verse|۳۱|۳۰|color=black}} جمـال فریبنـده و زیبایـی باطـل است اما زنی که از {{روخط|خداوند}} میترسد ممدوح خواهد شد *
{{verse|۳۱|۳۱|color=black}} وی را از ثمره دستهایش بدهید و اعمالش او را نزد دروازهها بستاید *
{{dhr|4em}}
{{double rule|8em}}
{{ته}}<noinclude></noinclude>
44l9paiqrqpybg1vyme71sspflyhnst
کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب امثال سلیمان نبی
0
88494
288818
2026-06-22T03:31:50Z
Hanooz
17889
صفحهای تازه حاوی «{{header | title = [[../]] | author = | translator = | section = کتاب امثال سلیمان نبی | previous = [[../کتاب مزامیر یعنی زبور داود/]] | next = [[../کتاب جامعه/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=956 to=993></pages>» ایجاد کرد
288818
wikitext
text/x-wiki
{{header
| title = [[../]]
| author =
| translator =
| section = کتاب امثال سلیمان نبی
| previous = [[../کتاب مزامیر یعنی زبور داود/]]
| next = [[../کتاب جامعه/]]
| notes =
}}
<pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=956 to=993></pages>
jetukn1wm639rcavzsmzbhy3vetfa05
کتاب امثال سلیمان نبی
0
88495
288819
2026-06-22T03:32:40Z
Hanooz
17889
تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب امثال سلیمان نبی]]
288819
wikitext
text/x-wiki
#تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب امثال سلیمان نبی]]
tvy8x1zkr2c6e9o687w4ofbevgn0py9
کتاب امثال سلیمان
0
88496
288820
2026-06-22T03:32:54Z
Hanooz
17889
تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب امثال سلیمان نبی]]
288820
wikitext
text/x-wiki
#تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب امثال سلیمان نبی]]
tvy8x1zkr2c6e9o687w4ofbevgn0py9
امثال سلیمان
0
88497
288821
2026-06-22T03:33:12Z
Hanooz
17889
تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب امثال سلیمان نبی]]
288821
wikitext
text/x-wiki
#تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/کتاب امثال سلیمان نبی]]
tvy8x1zkr2c6e9o687w4ofbevgn0py9