ویکی‌نبشته fawikisource https://fa.wikisource.org/wiki/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C MediaWiki 1.47.0-wmf.8 first-letter مدیا ویژه بحث کاربر بحث کاربر ویکی‌نبشته بحث ویکی‌نبشته پرونده بحث پرونده مدیاویکی بحث مدیاویکی الگو بحث الگو راهنما بحث راهنما رده بحث رده درگاه بحث درگاه پدیدآورنده بحث پدیدآورنده برگه گفتگوی برگه فهرست گفتگوی فهرست TimedText TimedText talk پودمان بحث پودمان Event Event talk بحث کاربر:Hanooz 3 39182 289541 288558 2026-06-24T17:42:52Z Yoosef Pooranvary 1023 /* کتاب مقدس */ بخش جدید 289541 wikitext text/x-wiki == روش استاندارد برای همکاری == کاربر گرامی؛ احتراماً به آگاهی می‌رساند چندی است که در ویکی‌نبشته کار به شیوهٔ سنتی را متوقف کرده‌ایم. با این حال ما از هر گونه مشارکت خوب شما استقبال می‌کنیم اما اگر تمایل به همکاری مؤثرتر دارید، خواهشمندم روش استاندارد را پی بگیرید. در این روش یک کتاب به عنوان منبع انتخاب شده و برگه‌های آن پیاده‌سازی می‌شوند. سپس دیگر کاربران به نمونه‌خوانی آن برگه‌ها می‌پردازند. در پایان با بکارگیری چند دستور کوتاه تمام برگه‌های یک فصل (یا یک غزل، قصیده یا غیره) را در یک صفحه گردآوردی می‌کنیم. با تکیه به این شیوه خوانندگان می‌توانند با یک کلیک از صحت مطالب و تطابق با متن اصلی آگاهی پیدا کنند. با مراجعه به صفحهٔ [[راهنما:راهنمای کوتاه|راهنما]] می‌توانید مطالب مفیدی در این خصوص پیدا کنید. ارادتمند--[[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۰۶:۴۸ (UTC) : {{پینگ|Yoosef Pooranvary}} ممنون. یک سوال از شما دارم. خیلی وضعیت نامه‌ها و دست‌نوشته ها چطور است؟ می‌شود در ویکی‌نبشته گذاشت‌شان؟ مثلاْ من نامه‌ی فروغ را در [[کاربر:Hanooz/صفحه تمرین]] قرار دادم، خود تصویر نامه را هم می‌توانم در انبار بارگذاری کنم این‌ها را می‌شود در ویکی‌نبشته منتشر کرد؟ یا نامه‌های مرتضی کیوان را. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۱۳ (UTC) :مهم است که بدانیم تصویر نامه را از کجا آورده‌اید. یعنی منبع آن چیست و اینکه گردآورنده‌ی آن منبع (در صورتی که در یک کتاب چاپ شده باشد) هم پیش از ۱۳۵۸ مرده باشد. --[[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۲۲ (UTC) ::نامه‌ها در کتاب‌های مختلفی چاپ شده‌اند. نامه‌های فروغ که در کتاب فرزانه میلانی است و نامه‌های کیوان در «کتاب مرتضی کیوان» و طبق قوانین ویکی‌انبار ([https://commons.wikimedia.org/wiki/Template:PD-scan این الگو را ببینید]) اسکن یا عکس‌برداری از متنی که کپی‌رایت نداشته باشد مجاز است. هر دوی این‌ها پیش از انقلاب مرده‌اند و آثارشان در مالکیت عمومی است. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۲۷ (UTC) ::یک نمونه از نامه‌ها: [[:File:Nameh keyvan 1.jpg]]. {{رچ}} [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۳۰ (UTC) :::عکسی که به عنوان نمونه گذاشته‌اید هیچ نشانی در خود ندارد که بتوان آن را به صاحبش منتسب کرد. اگر اصل کتاب وجود داشت، کار خیلی بهتر می‌شد. اما اگر در ویکی‌پدیا قبول کرده‌اند که این متن مربوط به شخص مورد ادعا است و در مالکیت عمومی قرار دارد، اینجا هم آن را قبول می‌کنیم. اما به هر حال هیچ پژوهشگری به این نوع آثار اعتماد نمی‌کند. --[[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۱۶ (UTC) ::::متاسفانه خود کتاب را ندارم اما نسخه‌ی پی‌دی‌اف کتاب در اینترنت هست. در کتابناک اگر «کتاب مرتضی کیوان» را بجویید قبل از صفحه‌ی آخر کتاب این نامه چاپ شده. نامه‌ی فروغ این‌جاست: [http://khabgard.com/1519/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D9%81%D8%B1%D8%AE%D8%B2%D8%A7%D8%AF/ خوابگرد]. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۲۱ (UTC) == ورودی کاربران == سلام و عرض تشکر بابت زحمتی که می‌کشید. ای کاش آثاری را که اضافه می‌کنید در ورودی کاربران هم بگذارید. اینطوری دستکم ماها که کاربر دائمی هستیم از تازه‌ها باخبر می‌شویم. [[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ۲ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۵۰ (UTC) : سلام. ممنون از لطف و راهنمایی شما. در نظرم هست یک دسته‌بندی موضوعی در ورودی انجام بدهم و تا جای ممکن تمام آثار آزاد انبار را هم آنجا فهرست کنم. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ۲ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۵۶ (UTC) == این نشان برای شما! == {| style="background-color: #fdffe7; border: 1px solid #fceb92;" |rowspan="2" style="vertical-align: middle; padding: 5px;" | [[پرونده:Tireless Contributor Barnstar Hires.gif|100px]] |style="font-size: x-large; padding: 3px 3px 0 3px; height: 1.5em;" | '''نشان مشارکت‌کننده خستگی‌ناپذیر''' |- |style="vertical-align: middle; padding: 3px;" | به پاس فعالیت‌های خوبتان در ویکی‌نبشتهٔ فارسی. [[کاربر:Darafsh|<span style="color:Purple; text-shadow:grey 0.1em 0.2em 0.1em;">درفش کاویانی</span>]] ([[بحث کاربر:Darafsh|<span title="پیام بگذارید!" style="cursor: crosshair;">بحث</span>]]) ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۱۲ (UTC) |} :خیلی ممنونم از لطف شما. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۲۸ (UTC) == کتاب مقدس == سلام. واقعا خسته نباشید. این که برای جداسازی آیات، Asterisks گذاشتید دلیلی دارد؟ چون من فکر می‌کنم در اصل کتاب از ستاره داوود استفاده شده. [[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ۲۴ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۴۲ (UTC) 96fqjhz7iv4ryj1uzh372rr6xd9d7yg 289550 289541 2026-06-24T18:13:26Z Hanooz 17889 /* کتاب مقدس */ پاسخ 289550 wikitext text/x-wiki == روش استاندارد برای همکاری == کاربر گرامی؛ احتراماً به آگاهی می‌رساند چندی است که در ویکی‌نبشته کار به شیوهٔ سنتی را متوقف کرده‌ایم. با این حال ما از هر گونه مشارکت خوب شما استقبال می‌کنیم اما اگر تمایل به همکاری مؤثرتر دارید، خواهشمندم روش استاندارد را پی بگیرید. در این روش یک کتاب به عنوان منبع انتخاب شده و برگه‌های آن پیاده‌سازی می‌شوند. سپس دیگر کاربران به نمونه‌خوانی آن برگه‌ها می‌پردازند. در پایان با بکارگیری چند دستور کوتاه تمام برگه‌های یک فصل (یا یک غزل، قصیده یا غیره) را در یک صفحه گردآوردی می‌کنیم. با تکیه به این شیوه خوانندگان می‌توانند با یک کلیک از صحت مطالب و تطابق با متن اصلی آگاهی پیدا کنند. با مراجعه به صفحهٔ [[راهنما:راهنمای کوتاه|راهنما]] می‌توانید مطالب مفیدی در این خصوص پیدا کنید. ارادتمند--[[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۰۶:۴۸ (UTC) : {{پینگ|Yoosef Pooranvary}} ممنون. یک سوال از شما دارم. خیلی وضعیت نامه‌ها و دست‌نوشته ها چطور است؟ می‌شود در ویکی‌نبشته گذاشت‌شان؟ مثلاْ من نامه‌ی فروغ را در [[کاربر:Hanooz/صفحه تمرین]] قرار دادم، خود تصویر نامه را هم می‌توانم در انبار بارگذاری کنم این‌ها را می‌شود در ویکی‌نبشته منتشر کرد؟ یا نامه‌های مرتضی کیوان را. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۱۳ (UTC) :مهم است که بدانیم تصویر نامه را از کجا آورده‌اید. یعنی منبع آن چیست و اینکه گردآورنده‌ی آن منبع (در صورتی که در یک کتاب چاپ شده باشد) هم پیش از ۱۳۵۸ مرده باشد. --[[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۲۲ (UTC) ::نامه‌ها در کتاب‌های مختلفی چاپ شده‌اند. نامه‌های فروغ که در کتاب فرزانه میلانی است و نامه‌های کیوان در «کتاب مرتضی کیوان» و طبق قوانین ویکی‌انبار ([https://commons.wikimedia.org/wiki/Template:PD-scan این الگو را ببینید]) اسکن یا عکس‌برداری از متنی که کپی‌رایت نداشته باشد مجاز است. هر دوی این‌ها پیش از انقلاب مرده‌اند و آثارشان در مالکیت عمومی است. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۲۷ (UTC) ::یک نمونه از نامه‌ها: [[:File:Nameh keyvan 1.jpg]]. {{رچ}} [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۳۰ (UTC) :::عکسی که به عنوان نمونه گذاشته‌اید هیچ نشانی در خود ندارد که بتوان آن را به صاحبش منتسب کرد. اگر اصل کتاب وجود داشت، کار خیلی بهتر می‌شد. اما اگر در ویکی‌پدیا قبول کرده‌اند که این متن مربوط به شخص مورد ادعا است و در مالکیت عمومی قرار دارد، اینجا هم آن را قبول می‌کنیم. اما به هر حال هیچ پژوهشگری به این نوع آثار اعتماد نمی‌کند. --[[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۱۶ (UTC) ::::متاسفانه خود کتاب را ندارم اما نسخه‌ی پی‌دی‌اف کتاب در اینترنت هست. در کتابناک اگر «کتاب مرتضی کیوان» را بجویید قبل از صفحه‌ی آخر کتاب این نامه چاپ شده. نامه‌ی فروغ این‌جاست: [http://khabgard.com/1519/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D9%81%D8%B1%D8%AE%D8%B2%D8%A7%D8%AF/ خوابگرد]. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۲۱ (UTC) == ورودی کاربران == سلام و عرض تشکر بابت زحمتی که می‌کشید. ای کاش آثاری را که اضافه می‌کنید در ورودی کاربران هم بگذارید. اینطوری دستکم ماها که کاربر دائمی هستیم از تازه‌ها باخبر می‌شویم. [[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ۲ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۵۰ (UTC) : سلام. ممنون از لطف و راهنمایی شما. در نظرم هست یک دسته‌بندی موضوعی در ورودی انجام بدهم و تا جای ممکن تمام آثار آزاد انبار را هم آنجا فهرست کنم. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ۲ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۵۶ (UTC) == این نشان برای شما! == {| style="background-color: #fdffe7; border: 1px solid #fceb92;" |rowspan="2" style="vertical-align: middle; padding: 5px;" | [[پرونده:Tireless Contributor Barnstar Hires.gif|100px]] |style="font-size: x-large; padding: 3px 3px 0 3px; height: 1.5em;" | '''نشان مشارکت‌کننده خستگی‌ناپذیر''' |- |style="vertical-align: middle; padding: 3px;" | به پاس فعالیت‌های خوبتان در ویکی‌نبشتهٔ فارسی. [[کاربر:Darafsh|<span style="color:Purple; text-shadow:grey 0.1em 0.2em 0.1em;">درفش کاویانی</span>]] ([[بحث کاربر:Darafsh|<span title="پیام بگذارید!" style="cursor: crosshair;">بحث</span>]]) ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۱۲ (UTC) |} :خیلی ممنونم از لطف شما. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۲۸ (UTC) == کتاب مقدس == سلام. واقعا خسته نباشید. این که برای جداسازی آیات، Asterisks گذاشتید دلیلی دارد؟ چون من فکر می‌کنم در اصل کتاب از ستاره داوود استفاده شده. [[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ۲۴ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۴۲ (UTC) :سلام. خیلی ممنونم. متاسفانه کیفیت اسکن نسخه‌ها آنچنان بالا نیست. بعد از مقایسه با [[:File:کتاب مقدس یعنی کتب عهد عتیق و عهد جدید - بریتش و فورن بیبل سوسائیتی لندن - 1932.pdf|نسخه دیگر]] به نظرم رسید انحنای کاراکتر بیشتر به چیزی مثل ☼ شبیه باشد. نمی‌دانم ستاره داوود در این نقش آیا در جای دیگری برای کتاب مقدس استفاده شده یا نه. در نظرم بود برای ادامه کار نظر شما را جویا شوم. الان قاعدتاً همان ستاره داوود را باید در نسخه نهایی به کار ببریم. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ۲۴ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۱۳ (UTC) b1zqxz1u6221qab2itb3sdwxmxx4r51 289894 289550 2026-06-25T08:04:17Z Yoosef Pooranvary 1023 /* کتاب مقدس */ 289894 wikitext text/x-wiki == روش استاندارد برای همکاری == کاربر گرامی؛ احتراماً به آگاهی می‌رساند چندی است که در ویکی‌نبشته کار به شیوهٔ سنتی را متوقف کرده‌ایم. با این حال ما از هر گونه مشارکت خوب شما استقبال می‌کنیم اما اگر تمایل به همکاری مؤثرتر دارید، خواهشمندم روش استاندارد را پی بگیرید. در این روش یک کتاب به عنوان منبع انتخاب شده و برگه‌های آن پیاده‌سازی می‌شوند. سپس دیگر کاربران به نمونه‌خوانی آن برگه‌ها می‌پردازند. در پایان با بکارگیری چند دستور کوتاه تمام برگه‌های یک فصل (یا یک غزل، قصیده یا غیره) را در یک صفحه گردآوردی می‌کنیم. با تکیه به این شیوه خوانندگان می‌توانند با یک کلیک از صحت مطالب و تطابق با متن اصلی آگاهی پیدا کنند. با مراجعه به صفحهٔ [[راهنما:راهنمای کوتاه|راهنما]] می‌توانید مطالب مفیدی در این خصوص پیدا کنید. ارادتمند--[[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۰۶:۴۸ (UTC) : {{پینگ|Yoosef Pooranvary}} ممنون. یک سوال از شما دارم. خیلی وضعیت نامه‌ها و دست‌نوشته ها چطور است؟ می‌شود در ویکی‌نبشته گذاشت‌شان؟ مثلاْ من نامه‌ی فروغ را در [[کاربر:Hanooz/صفحه تمرین]] قرار دادم، خود تصویر نامه را هم می‌توانم در انبار بارگذاری کنم این‌ها را می‌شود در ویکی‌نبشته منتشر کرد؟ یا نامه‌های مرتضی کیوان را. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۱۳ (UTC) :مهم است که بدانیم تصویر نامه را از کجا آورده‌اید. یعنی منبع آن چیست و اینکه گردآورنده‌ی آن منبع (در صورتی که در یک کتاب چاپ شده باشد) هم پیش از ۱۳۵۸ مرده باشد. --[[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۲۲ (UTC) ::نامه‌ها در کتاب‌های مختلفی چاپ شده‌اند. نامه‌های فروغ که در کتاب فرزانه میلانی است و نامه‌های کیوان در «کتاب مرتضی کیوان» و طبق قوانین ویکی‌انبار ([https://commons.wikimedia.org/wiki/Template:PD-scan این الگو را ببینید]) اسکن یا عکس‌برداری از متنی که کپی‌رایت نداشته باشد مجاز است. هر دوی این‌ها پیش از انقلاب مرده‌اند و آثارشان در مالکیت عمومی است. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۲۷ (UTC) ::یک نمونه از نامه‌ها: [[:File:Nameh keyvan 1.jpg]]. {{رچ}} [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۳۰ (UTC) :::عکسی که به عنوان نمونه گذاشته‌اید هیچ نشانی در خود ندارد که بتوان آن را به صاحبش منتسب کرد. اگر اصل کتاب وجود داشت، کار خیلی بهتر می‌شد. اما اگر در ویکی‌پدیا قبول کرده‌اند که این متن مربوط به شخص مورد ادعا است و در مالکیت عمومی قرار دارد، اینجا هم آن را قبول می‌کنیم. اما به هر حال هیچ پژوهشگری به این نوع آثار اعتماد نمی‌کند. --[[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۱۶ (UTC) ::::متاسفانه خود کتاب را ندارم اما نسخه‌ی پی‌دی‌اف کتاب در اینترنت هست. در کتابناک اگر «کتاب مرتضی کیوان» را بجویید قبل از صفحه‌ی آخر کتاب این نامه چاپ شده. نامه‌ی فروغ این‌جاست: [http://khabgard.com/1519/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D9%81%D8%B1%D8%AE%D8%B2%D8%A7%D8%AF/ خوابگرد]. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۲۱ (UTC) == ورودی کاربران == سلام و عرض تشکر بابت زحمتی که می‌کشید. ای کاش آثاری را که اضافه می‌کنید در ورودی کاربران هم بگذارید. اینطوری دستکم ماها که کاربر دائمی هستیم از تازه‌ها باخبر می‌شویم. [[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ۲ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۵۰ (UTC) : سلام. ممنون از لطف و راهنمایی شما. در نظرم هست یک دسته‌بندی موضوعی در ورودی انجام بدهم و تا جای ممکن تمام آثار آزاد انبار را هم آنجا فهرست کنم. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ۲ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۵۶ (UTC) == این نشان برای شما! == {| style="background-color: #fdffe7; border: 1px solid #fceb92;" |rowspan="2" style="vertical-align: middle; padding: 5px;" | [[پرونده:Tireless Contributor Barnstar Hires.gif|100px]] |style="font-size: x-large; padding: 3px 3px 0 3px; height: 1.5em;" | '''نشان مشارکت‌کننده خستگی‌ناپذیر''' |- |style="vertical-align: middle; padding: 3px;" | به پاس فعالیت‌های خوبتان در ویکی‌نبشتهٔ فارسی. [[کاربر:Darafsh|<span style="color:Purple; text-shadow:grey 0.1em 0.2em 0.1em;">درفش کاویانی</span>]] ([[بحث کاربر:Darafsh|<span title="پیام بگذارید!" style="cursor: crosshair;">بحث</span>]]) ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۱۲ (UTC) |} :خیلی ممنونم از لطف شما. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۲۸ (UTC) == کتاب مقدس == سلام. واقعا خسته نباشید. این که برای جداسازی آیات، Asterisks گذاشتید دلیلی دارد؟ چون من فکر می‌کنم در اصل کتاب از ستاره داوود استفاده شده. [[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ۲۴ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۴۲ (UTC) :سلام. خیلی ممنونم. متاسفانه کیفیت اسکن نسخه‌ها آنچنان بالا نیست. بعد از مقایسه با [[:File:کتاب مقدس یعنی کتب عهد عتیق و عهد جدید - بریتش و فورن بیبل سوسائیتی لندن - 1932.pdf|نسخه دیگر]] به نظرم رسید انحنای کاراکتر بیشتر به چیزی مثل ☼ شبیه باشد. نمی‌دانم ستاره داوود در این نقش آیا در جای دیگری برای کتاب مقدس استفاده شده یا نه. در نظرم بود برای ادامه کار نظر شما را جویا شوم. الان قاعدتاً همان ستاره داوود را باید در نسخه نهایی به کار ببریم. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ۲۴ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۱۳ (UTC) === اصلاح ترجمه‌های ویکی‌پدیا === یکی از فواید نمونه‌خوانی کتاب مقدس در اینجا، رسیدگی به شاهکارهایی است که بعضی کاربران با اعتماد به نفس‌های چسبیده به سقف (!) در ویکی‌پدیا کرده‌اند. برای من که مفرح است! --[[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ۲۵ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۰۴ (UTC) gccoigiyg4actezi18m00mn8a9z1b3g 289895 289894 2026-06-25T08:05:03Z Yoosef Pooranvary 1023 /* اصلاح ترجمه‌های ویکی‌پدیا */ 289895 wikitext text/x-wiki == روش استاندارد برای همکاری == کاربر گرامی؛ احتراماً به آگاهی می‌رساند چندی است که در ویکی‌نبشته کار به شیوهٔ سنتی را متوقف کرده‌ایم. با این حال ما از هر گونه مشارکت خوب شما استقبال می‌کنیم اما اگر تمایل به همکاری مؤثرتر دارید، خواهشمندم روش استاندارد را پی بگیرید. در این روش یک کتاب به عنوان منبع انتخاب شده و برگه‌های آن پیاده‌سازی می‌شوند. سپس دیگر کاربران به نمونه‌خوانی آن برگه‌ها می‌پردازند. در پایان با بکارگیری چند دستور کوتاه تمام برگه‌های یک فصل (یا یک غزل، قصیده یا غیره) را در یک صفحه گردآوردی می‌کنیم. با تکیه به این شیوه خوانندگان می‌توانند با یک کلیک از صحت مطالب و تطابق با متن اصلی آگاهی پیدا کنند. با مراجعه به صفحهٔ [[راهنما:راهنمای کوتاه|راهنما]] می‌توانید مطالب مفیدی در این خصوص پیدا کنید. ارادتمند--[[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۰۶:۴۸ (UTC) : {{پینگ|Yoosef Pooranvary}} ممنون. یک سوال از شما دارم. خیلی وضعیت نامه‌ها و دست‌نوشته ها چطور است؟ می‌شود در ویکی‌نبشته گذاشت‌شان؟ مثلاْ من نامه‌ی فروغ را در [[کاربر:Hanooz/صفحه تمرین]] قرار دادم، خود تصویر نامه را هم می‌توانم در انبار بارگذاری کنم این‌ها را می‌شود در ویکی‌نبشته منتشر کرد؟ یا نامه‌های مرتضی کیوان را. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۱۳ (UTC) :مهم است که بدانیم تصویر نامه را از کجا آورده‌اید. یعنی منبع آن چیست و اینکه گردآورنده‌ی آن منبع (در صورتی که در یک کتاب چاپ شده باشد) هم پیش از ۱۳۵۸ مرده باشد. --[[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۲۲ (UTC) ::نامه‌ها در کتاب‌های مختلفی چاپ شده‌اند. نامه‌های فروغ که در کتاب فرزانه میلانی است و نامه‌های کیوان در «کتاب مرتضی کیوان» و طبق قوانین ویکی‌انبار ([https://commons.wikimedia.org/wiki/Template:PD-scan این الگو را ببینید]) اسکن یا عکس‌برداری از متنی که کپی‌رایت نداشته باشد مجاز است. هر دوی این‌ها پیش از انقلاب مرده‌اند و آثارشان در مالکیت عمومی است. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۲۷ (UTC) ::یک نمونه از نامه‌ها: [[:File:Nameh keyvan 1.jpg]]. {{رچ}} [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۳۰ (UTC) :::عکسی که به عنوان نمونه گذاشته‌اید هیچ نشانی در خود ندارد که بتوان آن را به صاحبش منتسب کرد. اگر اصل کتاب وجود داشت، کار خیلی بهتر می‌شد. اما اگر در ویکی‌پدیا قبول کرده‌اند که این متن مربوط به شخص مورد ادعا است و در مالکیت عمومی قرار دارد، اینجا هم آن را قبول می‌کنیم. اما به هر حال هیچ پژوهشگری به این نوع آثار اعتماد نمی‌کند. --[[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۱۶ (UTC) ::::متاسفانه خود کتاب را ندارم اما نسخه‌ی پی‌دی‌اف کتاب در اینترنت هست. در کتابناک اگر «کتاب مرتضی کیوان» را بجویید قبل از صفحه‌ی آخر کتاب این نامه چاپ شده. نامه‌ی فروغ این‌جاست: [http://khabgard.com/1519/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D9%81%D8%B1%D8%AE%D8%B2%D8%A7%D8%AF/ خوابگرد]. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۲۱ (UTC) == ورودی کاربران == سلام و عرض تشکر بابت زحمتی که می‌کشید. ای کاش آثاری را که اضافه می‌کنید در ورودی کاربران هم بگذارید. اینطوری دستکم ماها که کاربر دائمی هستیم از تازه‌ها باخبر می‌شویم. [[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ۲ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۵۰ (UTC) : سلام. ممنون از لطف و راهنمایی شما. در نظرم هست یک دسته‌بندی موضوعی در ورودی انجام بدهم و تا جای ممکن تمام آثار آزاد انبار را هم آنجا فهرست کنم. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ۲ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۵۶ (UTC) == این نشان برای شما! == {| style="background-color: #fdffe7; border: 1px solid #fceb92;" |rowspan="2" style="vertical-align: middle; padding: 5px;" | [[پرونده:Tireless Contributor Barnstar Hires.gif|100px]] |style="font-size: x-large; padding: 3px 3px 0 3px; height: 1.5em;" | '''نشان مشارکت‌کننده خستگی‌ناپذیر''' |- |style="vertical-align: middle; padding: 3px;" | به پاس فعالیت‌های خوبتان در ویکی‌نبشتهٔ فارسی. [[کاربر:Darafsh|<span style="color:Purple; text-shadow:grey 0.1em 0.2em 0.1em;">درفش کاویانی</span>]] ([[بحث کاربر:Darafsh|<span title="پیام بگذارید!" style="cursor: crosshair;">بحث</span>]]) ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۱۲ (UTC) |} :خیلی ممنونم از لطف شما. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۲۸ (UTC) == کتاب مقدس == سلام. واقعا خسته نباشید. این که برای جداسازی آیات، Asterisks گذاشتید دلیلی دارد؟ چون من فکر می‌کنم در اصل کتاب از ستاره داوود استفاده شده. [[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ۲۴ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۴۲ (UTC) :سلام. خیلی ممنونم. متاسفانه کیفیت اسکن نسخه‌ها آنچنان بالا نیست. بعد از مقایسه با [[:File:کتاب مقدس یعنی کتب عهد عتیق و عهد جدید - بریتش و فورن بیبل سوسائیتی لندن - 1932.pdf|نسخه دیگر]] به نظرم رسید انحنای کاراکتر بیشتر به چیزی مثل ☼ شبیه باشد. نمی‌دانم ستاره داوود در این نقش آیا در جای دیگری برای کتاب مقدس استفاده شده یا نه. در نظرم بود برای ادامه کار نظر شما را جویا شوم. الان قاعدتاً همان ستاره داوود را باید در نسخه نهایی به کار ببریم. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ۲۴ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۱۳ (UTC) === اصلاح ترجمه‌های ویکی‌پدیا === یکی از فواید نمونه‌خوانی کتاب مقدس در اینجا، رسیدگی به شاهکارهای ترجمه‌ای است که بعضی کاربران با اعتماد به نفس‌های چسبیده به سقف (!) در ویکی‌پدیا کرده‌اند. برای من که مفرح است! --[[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ۲۵ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۰۴ (UTC) 0fatqlnapyqk17l1zkemivlka1h0eas 289900 289895 2026-06-25T08:50:36Z Hanooz 17889 /* اصلاح ترجمه‌های ویکی‌پدیا */ پاسخ 289900 wikitext text/x-wiki == روش استاندارد برای همکاری == کاربر گرامی؛ احتراماً به آگاهی می‌رساند چندی است که در ویکی‌نبشته کار به شیوهٔ سنتی را متوقف کرده‌ایم. با این حال ما از هر گونه مشارکت خوب شما استقبال می‌کنیم اما اگر تمایل به همکاری مؤثرتر دارید، خواهشمندم روش استاندارد را پی بگیرید. در این روش یک کتاب به عنوان منبع انتخاب شده و برگه‌های آن پیاده‌سازی می‌شوند. سپس دیگر کاربران به نمونه‌خوانی آن برگه‌ها می‌پردازند. در پایان با بکارگیری چند دستور کوتاه تمام برگه‌های یک فصل (یا یک غزل، قصیده یا غیره) را در یک صفحه گردآوردی می‌کنیم. با تکیه به این شیوه خوانندگان می‌توانند با یک کلیک از صحت مطالب و تطابق با متن اصلی آگاهی پیدا کنند. با مراجعه به صفحهٔ [[راهنما:راهنمای کوتاه|راهنما]] می‌توانید مطالب مفیدی در این خصوص پیدا کنید. ارادتمند--[[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۰۶:۴۸ (UTC) : {{پینگ|Yoosef Pooranvary}} ممنون. یک سوال از شما دارم. خیلی وضعیت نامه‌ها و دست‌نوشته ها چطور است؟ می‌شود در ویکی‌نبشته گذاشت‌شان؟ مثلاْ من نامه‌ی فروغ را در [[کاربر:Hanooz/صفحه تمرین]] قرار دادم، خود تصویر نامه را هم می‌توانم در انبار بارگذاری کنم این‌ها را می‌شود در ویکی‌نبشته منتشر کرد؟ یا نامه‌های مرتضی کیوان را. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۱۳ (UTC) :مهم است که بدانیم تصویر نامه را از کجا آورده‌اید. یعنی منبع آن چیست و اینکه گردآورنده‌ی آن منبع (در صورتی که در یک کتاب چاپ شده باشد) هم پیش از ۱۳۵۸ مرده باشد. --[[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۲۲ (UTC) ::نامه‌ها در کتاب‌های مختلفی چاپ شده‌اند. نامه‌های فروغ که در کتاب فرزانه میلانی است و نامه‌های کیوان در «کتاب مرتضی کیوان» و طبق قوانین ویکی‌انبار ([https://commons.wikimedia.org/wiki/Template:PD-scan این الگو را ببینید]) اسکن یا عکس‌برداری از متنی که کپی‌رایت نداشته باشد مجاز است. هر دوی این‌ها پیش از انقلاب مرده‌اند و آثارشان در مالکیت عمومی است. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۲۷ (UTC) ::یک نمونه از نامه‌ها: [[:File:Nameh keyvan 1.jpg]]. {{رچ}} [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۳۰ (UTC) :::عکسی که به عنوان نمونه گذاشته‌اید هیچ نشانی در خود ندارد که بتوان آن را به صاحبش منتسب کرد. اگر اصل کتاب وجود داشت، کار خیلی بهتر می‌شد. اما اگر در ویکی‌پدیا قبول کرده‌اند که این متن مربوط به شخص مورد ادعا است و در مالکیت عمومی قرار دارد، اینجا هم آن را قبول می‌کنیم. اما به هر حال هیچ پژوهشگری به این نوع آثار اعتماد نمی‌کند. --[[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۱۶ (UTC) ::::متاسفانه خود کتاب را ندارم اما نسخه‌ی پی‌دی‌اف کتاب در اینترنت هست. در کتابناک اگر «کتاب مرتضی کیوان» را بجویید قبل از صفحه‌ی آخر کتاب این نامه چاپ شده. نامه‌ی فروغ این‌جاست: [http://khabgard.com/1519/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D9%81%D8%B1%D8%AE%D8%B2%D8%A7%D8%AF/ خوابگرد]. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۲۱ (UTC) == ورودی کاربران == سلام و عرض تشکر بابت زحمتی که می‌کشید. ای کاش آثاری را که اضافه می‌کنید در ورودی کاربران هم بگذارید. اینطوری دستکم ماها که کاربر دائمی هستیم از تازه‌ها باخبر می‌شویم. [[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ۲ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۵۰ (UTC) : سلام. ممنون از لطف و راهنمایی شما. در نظرم هست یک دسته‌بندی موضوعی در ورودی انجام بدهم و تا جای ممکن تمام آثار آزاد انبار را هم آنجا فهرست کنم. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ۲ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۵۶ (UTC) == این نشان برای شما! == {| style="background-color: #fdffe7; border: 1px solid #fceb92;" |rowspan="2" style="vertical-align: middle; padding: 5px;" | [[پرونده:Tireless Contributor Barnstar Hires.gif|100px]] |style="font-size: x-large; padding: 3px 3px 0 3px; height: 1.5em;" | '''نشان مشارکت‌کننده خستگی‌ناپذیر''' |- |style="vertical-align: middle; padding: 3px;" | به پاس فعالیت‌های خوبتان در ویکی‌نبشتهٔ فارسی. [[کاربر:Darafsh|<span style="color:Purple; text-shadow:grey 0.1em 0.2em 0.1em;">درفش کاویانی</span>]] ([[بحث کاربر:Darafsh|<span title="پیام بگذارید!" style="cursor: crosshair;">بحث</span>]]) ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۱۲ (UTC) |} :خیلی ممنونم از لطف شما. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۲۸ (UTC) == کتاب مقدس == سلام. واقعا خسته نباشید. این که برای جداسازی آیات، Asterisks گذاشتید دلیلی دارد؟ چون من فکر می‌کنم در اصل کتاب از ستاره داوود استفاده شده. [[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ۲۴ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۴۲ (UTC) :سلام. خیلی ممنونم. متاسفانه کیفیت اسکن نسخه‌ها آنچنان بالا نیست. بعد از مقایسه با [[:File:کتاب مقدس یعنی کتب عهد عتیق و عهد جدید - بریتش و فورن بیبل سوسائیتی لندن - 1932.pdf|نسخه دیگر]] به نظرم رسید انحنای کاراکتر بیشتر به چیزی مثل ☼ شبیه باشد. نمی‌دانم ستاره داوود در این نقش آیا در جای دیگری برای کتاب مقدس استفاده شده یا نه. در نظرم بود برای ادامه کار نظر شما را جویا شوم. الان قاعدتاً همان ستاره داوود را باید در نسخه نهایی به کار ببریم. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ۲۴ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۱۳ (UTC) === اصلاح ترجمه‌های ویکی‌پدیا === یکی از فواید نمونه‌خوانی کتاب مقدس در اینجا، رسیدگی به شاهکارهای ترجمه‌ای است که بعضی کاربران با اعتماد به نفس‌های چسبیده به سقف (!) در ویکی‌پدیا کرده‌اند. برای من که مفرح است! --[[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ۲۵ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۰۴ (UTC) :اوه :) امیدوارم یک نسخه تمیز در ویکی‌نبشته دست کم به مدل‌هاش هوش مصنوعی کمک کند در آینده پیشنهادهای دقیق‌تری بدهند. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ۲۵ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۵۰ (UTC) p8tqg0z0i3oa3xb5enultmgc7lvq4f5 فهرست:Theholybibleinpe00brit.pdf 106 39604 289549 289381 2026-06-24T17:52:02Z Yoosef Pooranvary 1023 289549 proofread-index text/x-wiki {{:MediaWiki:Proofreadpage_index_template |wikidata_item= |Title=کتاب مقدس |Subtitle= |Volume= |Issue= |Edition= |Author= |Foreword_Author= |Translator= |Editor= |Illustrator= |Lyricist= |Composer= |Singer= |Publisher=انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه |Address=لندن |Printer= |Year=1920 |Source=pdf |Image=5 |Progress=C |Pages={{برگ‌های جاافتاده |برگها = [[:برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۲۸|۱۲۰]]، [[:برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۲۹|۱۲۱]]، [[:برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۰۰|۱۹۲]]، [[:برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۰۱|۱۹۳]] از عهد عتیق و برگ‌های [[:برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۲۰|۱۲۰]]، [[:برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۲۱|۱۲۱]]، [[:برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۷۸|۳۷۸]]، [[:برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۷۹|۳۷۹]] از عهد جدید |جایبان = yes |منبع = }} <pagelist 1="جلد" 2to4="–" 5="صفحه عنوان" 6="–" 7="فهرست" 8="–" 9=1 1397="صفحه عنوان" 1398="–" 1399="فهرست" 1400="–" 1401=1 1826="جلد" 1823to1825="–" /> |Volumes= |Remarks= |Notes= |Header={{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}} |Footer= }} i7zqiw2fqylmq7fbk2s4x2c28yx4fdi 289882 289549 2026-06-24T22:17:00Z Hanooz 17889 289882 proofread-index text/x-wiki {{:MediaWiki:Proofreadpage_index_template |wikidata_item= |Title=کتاب مقدس |Subtitle= |Volume= |Issue= |Edition= |Author= |Foreword_Author= |Translator= |Editor= |Illustrator= |Lyricist= |Composer= |Singer= |Publisher=انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه |Address=لندن |Printer= |Year=1920 |Source=pdf |Image=5 |Progress=C |Pages={{برگ‌های جاافتاده |برگها = [[:برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۲۸|۱۲۰]]، [[:برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۲۹|۱۲۱]]، [[:برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۰۰|۱۹۲]]، [[:برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۰۱|۱۹۳]] از عهد عتیق و برگ‌های [[:برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۲۰|۱۲۰]]، [[:برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۲۱|۱۲۱]]، [[:برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۷۸|۳۷۸]]، [[:برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۷۹|۳۷۹]] از عهد جدید |جایبان = yes |منبع = }} <pagelist 1="جلد" 2to4="–" 5="صفحه عنوان" 6="–" 7="فهرست" 8="–" 9=1 1397="صفحه عنوان" 1398="–" 1399="فهرست" 1400="–" 1401=1 1822="–" 1826="جلد" 1823to1825="–" /> |Volumes= |Remarks= |Notes= |Header={{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}} |Footer= }} 0rvcbygnxcxs94mqrb5ox0g7rp86d1v برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸۱۸ 104 39610 289875 286076 2026-06-24T22:10:16Z Hanooz 17889 289875 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" /></noinclude>{{وسط|{{روخط|باب بیستم}}}} {{فصل|۲۰}} {{verse|۲۰|۱|color=black}} و دیدم فرشتهای را که از آسمان نازل میشود و کلید هاویه را دارد و زنجیری بزرگ بر دست وی است ✡︎ {{verse|۲۰|۲|color=black}} و اژدها یعنی مار قدیم را که ابلیس و شیطان میباشد گرفتار کرده او را تا مدت هزار سال در بند نهاد ✡︎ {{verse|۲۰|۳|color=black}} و او را بهاویه انداخت و در را بر او بسته مهر کرد تا امّتها را دیگر گمراه نکند تا مدت هزار سال بانجام رسد و بعد از آن میباید اندکی خلاصی یابد ✡︎ {{verse|۲۰|۴|color=black}} و تختها دیدم و بر آنها نشستند و بایشان حکومت داده شد و دیدم نفوس آنانی را که بجهت شهادت عیسی و کلام خدا سر بریده شدند و آنانی را که وحش و صورتش را پرستش نکردند و نشان او را بر پیشانی و دست خودنپذیرفتند که زنده شدند و با مسیح هزار سال سلطنت کردند ✡︎ {{verse|۲۰|۵|color=black}} و سایر مردگان زنده نشدند تا هزار سال باتمام رسید این است قیامت اوّل ✡︎ {{verse|۲۰|۶|color=black}} خوشحال و مقدّس است کسی که از قیامت اوّل قسمتی دارد بر اینها موت ثانی تسلّط ندارد بلکه کاهنان خدا و مسیح خواهند بود و هزار سال با او سلطنت خواهند کرد ✡︎ {{verse|۲۰|۷|color=black}} و چون هزار سال بانجام رسد شیطان از زندان خود خلاصی خواهد یافت ✡︎ {{verse|۲۰|۸|color=black}} تا بیرون رود و امّتهائی را که در چهار زاویه جهانند یعنی جوج و ماجوج را گمراه کند و ایشان را بجهت جنگ فراهم آورد که عدد ایشان چون ریگ دریاست ✡︎ {{verse|۲۰|۹|color=black}} و بر عرصه جهان برآمده لشکرگاه مقدّسین و شهر محبوب را محاصره کردند پس آتش از جانب خدا از آسمان فرو ریخته ایشان را بلعید ✡︎ {{verse|۲۰|۱۰|color=black}} و ابلیس که ایشان را گمراه میکند بدریاچه آتش و کبریت انداخته شد جائی که وحش و نبی کاذب هستند و ایشان تا ابدالآباد شبانهروز عذاب خواهند کشید ✡︎ {{verse|۲۰|۱۱|color=black}} و دیدم تختی بزرگِ سفید و کسی را بر آن نشسته که از روی وی آسمان و زمین گریخت و برای آنها جائی یافت نشد ✡︎ {{verse|۲۰|۱۲|color=black}} و مردگان را خُرد و بزرگ دیدم که پیش تخت ایستاده بودند و دفترها را گشودند پس دفتری دیگر گشوده شد که دفتر حیات است و بر مردگان داوری شد بحسب اعمال ایشان از آنچه در دفترها مکتوب است ✡︎ {{verse|۲۰|۱۳|color=black}} و دریا مردگانی را که در آن بودند باز داد وموت و عالم اموات مردگانی را که در آنها بودند باز دادند و هر یکی بحسب اعمالش حکم یافت ✡︎ {{verse|۲۰|۱۴|color=black}} و موت و عالم اموات بدریاچه آتش انداخته<noinclude></noinclude> 21wmu9jvpm40cy5pzer2nnduzda8gi9 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸۱۷ 104 39611 289874 286073 2026-06-24T22:09:56Z Hanooz 17889 289874 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" /></noinclude>خدای ما قادر مطلق سلطنت گرفته است ✡︎ {{verse|۱۹|۷|color=black}} شادی و وجد نماییم و او را تمجید کنیم زیرا که نکاح برّه رسیده است و عروس او خود را حاضر ساخته است ✡︎ {{verse|۱۹|۸|color=black}} و باو داده شد که بکتانِ پاک و روشن خود را بپوشاند زیرا که آن کتان عدالتهای مقدّسین است ✡︎ {{verse|۱۹|۹|color=black}} و مرا گفت بنویس خوشابحال آنانی که ببزم نکاح برّه دعوت شدهاند و نیز مرا گفت که این است کلام راست خدا ✡︎ {{verse|۱۹|۱۰|color=black}} و نزد پایهایش افتادم تا او را سجده کنم او بمن گفت زنهار چنین نکنی زیرا که من با تو همخدمت هستم و با برادرانت که شهادتِ عیسی را دارند خدا را سجده کن زیرا که شهادت عیسی روح نبوّت است ✡︎ {{verse|۱۹|۱۱|color=black}} و دیدم آسمان را گشوده و ناگاه اسبی سفید که سوارش امین و حقّ نام دارد و بعدل داوری و جنگ مینماید ✡︎ {{verse|۱۹|۱۲|color=black}} و چشمانش چون شعلهٔ آتش و بر سرش افسرهای بسیار و اسمی مرقوم دارد که جز خودش هیچکس آن را نمیداند ✡︎ {{verse|۱۹|۱۳|color=black}} و جامهای خونآلود دربر دارد و نام او را کلمه خدا میخوانند ✡︎ {{verse|۱۹|۱۴|color=black}} و لشکرهائی که در آسمانند بر اسبهای سفید و بکتان سفید و پاک ملبّس از عقب او میآمدند ✡︎ {{verse|۱۹|۱۵|color=black}} و از دهانش شمشیری تیز بیرون میآید تا بآن امّتها را بزند و آنها را بعصای آهنین حکمرانی خواهد نمود و او چرخُشت خَمر غضب و خشم خدای قادر مطلق را زیر پای خود میافشُرَد ✡︎ {{verse|۱۹|۱۶|color=black}} و بر لباس و ران او نامی مرقوم است یعنی پادشاه پادشاهان و ربّالارباب ✡︎ {{verse|۱۹|۱۷|color=black}} و دیدم فرشتهای را در آفتاب ایستاده که بآواز بلند تمامی مرغانی را که در آسمان پرواز میکنند ندا کرده میگوید بیایید و بجهت ضیافتِ عظیمِ خدا فراهم شوید ✡︎ {{verse|۱۹|۱۸|color=black}} تا بخوریدگوشت پادشاهان و گوشت سپهسالاران و گوشت جبّاران و گوشت اسبها و سواران آنها و گوشتِ همگان را چه آزاد و چه غلام چه صغیر و چه کبیر ✡︎ {{verse|۱۹|۱۹|color=black}} و دیدم وحش و پادشاهان زمین و لشکرهای ایشان را که جمع شده بودند تا با اسبسوار و لشکر او جنگ کنند ✡︎ {{verse|۱۹|۲۰|color=black}} و وحش گرفتار شد و نبیِ کاذب با وی که پیش او معجزات ظاهر میکرد تا بآنها آنانی را که نشان وحش را دارند و صورت او را میپرستند گمراه کند این هر دو زنده بدریاچه آتش افروخته شده بکبریت انداخته شدند ✡︎ {{verse|۱۹|۲۱|color=black}} و باقیان بشمشیری که از دهان اسبسوار بیرون میآمد کشته شدند و تمامی مرغان از گوشت ایشان سیر گردیدند ✡︎<noinclude></noinclude> pe7227fhedyske9bk1rtraxdte16gss برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸۱۶ 104 39612 289873 286074 2026-06-24T22:09:41Z Hanooz 17889 289873 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" /></noinclude>ملبّس میبودی و بطلا و جواهر و مروارید مزیّن زیرا در یک ساعت اینقدر دولتِ عظیم خراب شد ✡︎ {{verse|۱۸|۱۷|color=black}} و هر ناخدا و کلّ جماعتی که بر کشتیها میباشند و ملاّحان و هر که شغل دریا میکند دور ایستاده ✡︎ {{verse|۱۸|۱۸|color=black}} چون دودِ سوختن آن را دیدند فریادکنان گفتند کدام شهر است مثل این شهرِ بزرگ ✡︎ {{verse|۱۸|۱۹|color=black}} و خاک بر سر خود ریخته گریان و ماتمکنان فریاد برآورده میگفتند وای وای بر آن شهر عظیم که از آن هر که در دریا صاحب کشتی بود از نفایس او دولتمند گردید که در یک ساعت ویران گشت ✡︎ {{verse|۱۸|۲۰|color=black}} پس ای آسمان و مقدّسان و رسولان و انبیا شادی کنید زیرا خدا انتقام شما را از او کشیده است ✡︎ {{verse|۱۸|۲۱|color=black}} و یک فرشته زورآور سنگی چون سنگ آسیای بزرگ گرفته بدریا انداخت و گفت چنین بیک صدمه شهر بابِل بزرگ منهدم خواهد گردید و دیگر هرگز یافت نخواهد شد ✡︎ {{verse|۱۸|۲۲|color=black}} و صوت بربطزنان و مغنّیان و نیزنان و کرّنانوازان بعد از این در تو شنیده نخواهد شد و هیچ صنعتگر از هر صناعتی در تو دیگر پیدا نخواهد شد و باز صدای آسیا در تو شنیده نخواهد گردید ✡︎ {{verse|۱۸|۲۳|color=black}} و نور چراغ در تو دیگر نخواهد تابید و آواز عروس و داماد باز در تو شنیده نخواهد گشت زیرا که تجّار تو اکابر جهانبودند و از جادوگری تو جمیع امّتها گمراه شدند ✡︎ {{verse|۱۸|۲۴|color=black}} و در آن خون انبیا و مقدّسین و تمامِ مقتولان روی زمین یافت شد ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب نوزدهم}}}} {{فصل|۱۹}} {{verse|۱۹|۱|color=black}} و بعد از آن شنیدم چون آوازی بلند از گروهی کثیر در آسمان که میگفتند هَلِّلویاه نجات و جلال و اکرام و قوّت از آنِ خدای ما است ✡︎ {{verse|۱۹|۲|color=black}} زیرا که احکام او راست و عدل است چونکه داوری نمود بر فاحشه بزرگ که جهان را بزنای خود فاسد میگردانید و انتقام خون بندگان خود را از دست او کشید ✡︎ {{verse|۱۹|۳|color=black}} و بار دیگر گفتند هَلِّلویاه و دودش تا ابدالآباد بالا میرود ✡︎ {{verse|۱۹|۴|color=black}} و آن بیست و چهار پیر و چهار حیوان بروی درافتاده خدائی را که بر تخت نشسته است سجده نمودند و گفتند آمین هَلِّلویاه ✡︎ {{verse|۱۹|۵|color=black}} و آوازی از تخت بیرون آمده گفت حمد نمایید خدای ما را ای تمامی بندگان او و ترسندگان او چه کبیر و چه صغیر ✡︎ {{verse|۱۹|۶|color=black}} و شنیدم چون آواز جمعی کثیر و چون آواز آبهای فراوان و چون آواز رعدهای شدید که میگفتند هَلِّلویاه زیرا خداوند<noinclude></noinclude> 2rzthzw69ts1rm3wt4qqlu12bqwtkho برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸۱۵ 104 39613 289872 286075 2026-06-24T22:09:19Z Hanooz 17889 289872 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" /></noinclude>{{وسط|{{روخط|باب هجدهم}}}} {{فصل|۱۸}} {{verse|۱۸|۱|color=black}} بعد از آن دیدم فرشتهای دیگر از آسمان نازل شد که قدرت عظیم داشت و زمین بجلال او منوّر شد ✡︎ {{verse|۱۸|۲|color=black}} و بآواز زورآور ندا کرده گفت منهدم شد منهدم شد بابِلِ عظیم و او مسکن دیوها و ملاذ هر روح خبیث و ملاذ هر مرغ ناپاک و مکروه گردیده است ✡︎ {{verse|۱۸|۳|color=black}} زیرا که از خَمر غضبآلود زنای او همهٔ امّتها نوشیدهاند و پادشاهان جهان با وی زنا کردهاند و تجّار جهان از کثرت عیاشی او دولتمند گردیدهاند ✡︎ {{verse|۱۸|۴|color=black}} و صدائی دیگر از آسمان شنیدم که میگفت ای قوم من از میان او بیرون آیید مبادا در گناهانش شریک شده از بلاهایش بهرهمند شوید ✡︎ {{verse|۱۸|۵|color=black}} زیرا گناهانش تا بفلک رسیده و خداظلمهایش را بیاد آورده است ✡︎ {{verse|۱۸|۶|color=black}} بدو ردّ کنید آنچه را که او داده است و بحسب کارهایش دو چندان بدو جزا دهید و در پیالهای که او آمیخته است او را دو چندان بیامیزید ✡︎ {{verse|۱۸|۷|color=black}} به اندازهای که خویشتن را تمجید کرد و عیاشی نمود بآنقدر عذاب و ماتم بدو دهید زیرا که در دل خود میگوید بمقام ملکه نشستهام و بیوه نیستم و ماتم هرگز نخواهم دید ✡︎ {{verse|۱۸|۸|color=black}} لهذا بلایای او از مرگ و ماتم و قحط در یک روز خواهد آمد و بآتش سوخته خواهد شد زیرا که زورآور است خداوند خدائی که بر او داوری میکند ✡︎ {{verse|۱۸|۹|color=black}} آنگاه پادشاهان دنیا که با او زنا و عیاشی نمودند چون دودِ سوختنِ او را بینند گریه و ماتم خواهند کرد ✡︎ {{verse|۱۸|۱۰|color=black}} و از خوف عذابش دور ایستاده خواهند گفت وای وای ای شهر عظیم ای بابل بَلده زورآور زیرا که در یک ساعت عقوبت تو آمد ✡︎ {{verse|۱۸|۱۱|color=black}} و تجّار جهان برای او گریه و ماتم خواهند نمود زیرا که از این پس بضاعت ایشان را کسی نمیخرد ✡︎ {{verse|۱۸|۱۲|color=black}} بضاعتِ طلا و نقره و جواهر و مروارید و کتان نازک و ارغوانی و ابریشم و قرمز و عودِ قُماری و هر ظرف عاج و ظروف چوب گرانبها و مس و آهن و مرمر ✡︎ {{verse|۱۸|۱۳|color=black}} و دارچینی و حمامّا و خوشبویها و مُرّ و کندر و شراب و روغن و آرد مَیدِه و گندم و رمهها و گلهها و اسبان و ارابهها و اجساد و نفوس مردم ✡︎ {{verse|۱۸|۱۴|color=black}} و حاصل شهوتِ نفس تو از تو گُم شد و هر چیز فربه و روشن از تو نابود گردید و دیگر آنها را نخواهی یافت ✡︎ {{verse|۱۸|۱۵|color=black}} و تاجران این چیزها که از وی دولتمندشدهاند از ترسِ عذابش دور ایستاده گریان و ماتمکنان ✡︎ {{verse|۱۸|۱۶|color=black}} خواهند گفت وای وای ای شهر عظیم که بکتان و ارغوانی و قرمز<noinclude></noinclude> b4mpyx8je9xq46jlk8mkhnzip4hd7ss برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۷ 104 39619 289884 289294 2026-06-24T22:36:13Z Hanooz 17889 289884 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="4" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم|||}}</noinclude>{{وسط|{{ditto|فهرستِ|فهرستِ}} اسفارِ عهدِ عتیق}} {{rule|8em}} {{dhr}} {| style="width:100%; border-collapse:collapse;" | style="width:50%; vertical-align:top; border-left:1px solid black; padding-left:1em;" | {{TOC begin}} {{TOC row 1-1-1|اسماء اسفار|صفحه}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/سفر پیدایش|سفرِ پیدایش]]|۱}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/سفر خروج|سفرِ خروج]]|۸۳}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/سفر لاویان|سفرِ لاویان]]|۱۵۲}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/سفر اعداد|سفرِ اعداد]]|۲۰۲}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/سفر تثنیه|سفرِ تثنیه]]|۲۷۱}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/صحیفه یوشع|صحیفهٔ یوشع بن نون]]|۳۳۲}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/سفر داوران|سفر داوران]]|۳۷۳}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب روت|کتاب رُوت]]|۴۱۴}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب اول سموئیل|{{ditto|کتاب}} اوّلِ سموئیلِ نبیّ]]|۴۲۰}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب دوم سموئیل|{{ditto|کتاب}} دوّمِ سموئیلِ نبیّ]]|۴۷۵}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب اول پادشاهان|{{ditto|کتاب}} اوّل پادشاهان]]|۵۲۱}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب دوم پادشاهان|{{ditto|کتاب}} دوّم پادشاهان]]|۵۷۴}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب اول تواریخ ایام|{{ditto|کتاب}} اوّلِ تواریخ ایّام]]|۶۲۴}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب دوم تواریخ ایام|{{ditto|کتاب}} دوّمِ تواریخ ایّام]]|۶۷۱}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب عزرا|{{ditto|کتاب}} عزرا]]|۷۳۰}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب نحمیا|{{ditto|کتاب}} نَحَمیا]]|۷۴۷}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب استر|{{ditto|کتاب}} اِسْتر]]|۷۷۱}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب ایوب|{{ditto|کتاب}} ایّوب]]|۷۸۵}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب مزامیر یعنی زبور داود|{{ditto|کتاب}} مَزامیر یعنی زبور داود]]|۸۳۰}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب امثال سلیمان نبی|{{ditto|کتاب}} امثال سلیمان]]|۹۴۸}} {{TOC end}} | style="width:50%; vertical-align:top; padding-right:1em;" | {{TOC begin}} {{TOC row 1-1-1|اسماء اسفار|صفحه}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب جامعه|کتاب جامعة]]|۹۸۶}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب غزل غزلهای سلیمان|{{ditto|کتاب}} غزلِ غزلهای سلیمان]]|۱۰۰۰}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب اشعیاء نبی|{{ditto|کتاب}} اشعیاءِ نبیّ]]|۱۰۰۷}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب ارمیاء نبی|{{ditto|کتاب}} اِرْمیاءِ نبیّ]]|۱۰۹۳}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب مراثی ارمیا|{{ditto|کتاب}} مراثئ اِرْمیاءِ نبیّ]]|۱۱۸۸}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب حزقیال نبی|{{ditto|کتاب}} حزقیال نبیّ]]|۱۱۹۷}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب دانیال نبی|{{ditto|کتاب}} دانیال نبیّ]]|۱۲۸۴}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب هوشع نبی|{{ditto|کتاب}} هوشَع نبیّ]]|۱۳۱۰}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب یوئیل نبی|{{ditto|کتاب}} یوئیل نبیّ]]|۱۳۲۴}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب عاموس نبی|{{ditto|کتاب}} عاموس نبیّ]]|۱۳۲۹}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب عوبدیای نبی|{{ditto|کتاب}} عُوبَدْیاءِ نبیّ]]|۱۳۳۹}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب یونس نبی|{{ditto|کتاب}} یُونُسِ نبیّ]]|۱۳۴۱}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب میکاه نبی|{{ditto|کتاب}} میکاهِ نبیّ]]|۱۳۴۵}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب ناحوم نبی|{{ditto|کتاب}} ناحوم نبیّ]]|۱۳۵۳}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب حبقوق نبی|{{ditto|کتاب}} حَبَقُّوق نبیّ]]|۱۳۵۷}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب صفنیای نبی|{{ditto|کتاب}} صَفَنْیاءِ نبیّ]]|۱۳۶۱}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب حجی نبی|{{ditto|کتاب}} حَجَّئ نبیّ]]|۱۳۶۶}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب زکریای نبی|{{ditto|کتاب}} زکریّای نبیّ]]|۱۳۶۹}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب ملاکی نبی|{{ditto|کتاب}} ملاکئ نبیّ]]|۱۳۸۴}} {{TOC end}} |} {{dhr}} {{rule|8em}}<noinclude></noinclude> qfo9l5zz8g7hsoxhbqgl4rq1zwa20o3 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹ 104 39630 289910 286552 2026-06-25T10:05:15Z Hanooz 17889 289910 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="4" user="Hanooz" /></noinclude>{{وسط|'''سفر پیدایش'''}} {{dhr}} {{وسط|{{روخط|باب اوّل}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} در ابتداء خدا آسمانها و زمین را آفرید ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} و زمین تهی و بائر بود و تاریکی بر روی لجّه و روح خدا سطح آبها را فرو گرفت ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black}} و خدا گفت روشنائی بشود و روشنائی شد ✡︎ {{verse|۱|۴|color=black}} و خدا روشنائی را دید که نیکوست و خدا روشنائی را از تاریکی جدا ساخت ✡︎ {{verse|۱|۵|color=black}} و خدا روشنائی را روز نامید و تاریکیرا شب نامید و شام بود و صبح بود روزی اوَّل ✡︎ {{verse|۱|۶|color=black}} و خدا گفت فَلَکی باشد در میان آبها و آبها را از آبها جدا کند ✡︎ {{verse|۱|۷|color=black}} و خدا فَلَک را بساخت و آبهای زیر فلَک را از آبهای بالای فَلَک جدا کرد و چنین شد ✡︎ {{verse|۱|۸|color=black}} و خدا فَلَک را آسمان نامید و شام بود و صبح بود روزی دوّم ✡︎ {{verse|۱|۹|color=black}} و خدا گفت آبهای زیر آسمان در یکجا جمع شود و خشکی ظاهر گردد و چنین شد ✡︎ {{verse|۱|۱۰|color=black}} و خدا خشکی را زمین نامید و اجتماع آبها را دریا نامید و خدا دید که نیکو است ✡︎ {{verse|۱|۱۱|color=black}} و خدا گفت زمین نباتات برویاند علفیکه تخم بیاورد و درخت میوهٔ که موافق جنس خود میوه آورد که تخمش در آن باشد بر روی زمین و چنین شد ✡︎ {{verse|۱|۱۲|color=black}} و زمین نباتاترا رویانید علفیکه موافق جنس خود تخم آورد و درخت میوه‌داریکه تخمش در آن موافق جنس خود باشد و خدا دید که نیکوست ✡︎ {{verse|۱|۱۳|color=black}} و شام بود و صبح بود روزی سیّم ✡︎ {{verse|۱|۱۴|color=black}} و خدا گفت نیّرها در فلک آسمان باشند تا روز را از شب جدا کنند و برای آیات و زمانها و روزها و سالها باشند ✡︎ {{verse|۱|۱۵|color=black}} و نیّرها در فَلَک آسمان باشند تا بر زمین روشنائی دهند و چنین شد ✡︎ {{verse|۱|۱۶|color=black}} و خدا دو نیّر بزرگ ساخت نیّر اعظم را برای سلطنت روز و نیّر اصغر را برای سلطنت شب و ستارگانرا ✡︎ {{verse|۱|۱۷|color=black}} و خدا آنها را در فَلَک آسمان گذاشت تا بر زمین روشنائی دهند ✡︎ {{verse|۱|۱۸|color=black}} و تا سلطنت نمایند بر روز و بر شب و روشنائی را از تاریکی جدا کنند و خدا دید که نیکوست ✡︎ {{verse|۱|۱۹|color=black}} و شام بود و صبح بود روزی چهارم ✡︎ {{verse|۱|۲۰|color=black}} و خدا گفت آبها به<noinclude></noinclude> oqo8l8vsca7yved0uq4nttjmfguuoas برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۰ 104 39632 289913 286555 2026-06-25T10:33:16Z Hanooz 17889 289913 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="4" user="Hanooz" />{{RunningHeader|۲|سفر پیدایش ۲|}}{{rule}}</noinclude>انبوهِ جانوران پر شود و پرندگان بالای زمین بر روی فَلَک آسمان پرواز کنند ✡︎ {{verse|۱|۲۱|color=black}} پس خدا نهنگان بزرگ آفرید و همهٔ جانداران خزنده را که آبها از آنها موافق اجناس آنها پر شد و همهٔ پرندگان بالدار را باجناس آنها و خدا دید که نیکوست ✡︎ {{verse|۱|۲۲|color=black}} و خدا آنها را برکت داده گفت بارور و کثیر شوید و آبهای دریارا پر سازید و پرندگان در زمین کثیر بشوند ✡︎ {{verse|۱|۲۳|color=black}} و شام بود و صبح بود روزی پنجم ✡︎ {{verse|۱|۲۴|color=black}} و خدا گفت زمین جانوران را موافق اجناس آنها بیرون آورد بهایم و حشرات و حیوانات زمین به اجناس آنها و چنین شد ✡︎ {{verse|۱|۲۵|color=black}} پس خدا حیوانات زمین را باجناس آنها بساخت و بهایمرا باجناس آنها و همهٔ حشرات زمین را باجناس آنها و خدا دید که نیکوست ✡︎ {{verse|۱|۲۶|color=black}} و خدا گفت آدم را بصورتمان و موافق شبیهمان بسازیم تا بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان و بهایم و بر تمامی زمین و همهٔ حشراتیکه بر زمین میخزند حکومت نماید ✡︎ {{verse|۱|۲۷|color=black}} پس خدا آدم را بصورت خود آفرید او را بصورت خدا آفرید ایشانرا نر و ماده آفرید ✡︎ {{verse|۱|۲۸|color=black}} و خدا ایشانرا برکت داد و خدا بدیشان گفت بارور و کثیر شوید و زمین را پر سازید و در آن تسلّط نمائید و بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان و همهٔ حیواناتیکه بر زمین میخزند حکومت کنید ✡︎ {{verse|۱|۲۹|color=black}} و خدا گفت همانا همهٔ علفهای تخم داریکه بر روی تمام زمین است و همهٔ درختهائیکه در آنها میوهٔ درخت تخم دار است بشما دادم تا برای شما خوراک باشد ✡︎ {{verse|۱|۳۰|color=black}} و به همهٔ حیوانات زمین و به همهٔ پرندگان آسمان و بهمهٔ حشرات زمین که در آنها حیات است هر علف سبز را برای خوراک دادم و چنین شد ✡︎ {{verse|۱|۳۱|color=black}} و خدا هر چه ساخته بود دید و همانا بسیار نیکو بود و شام بود و صبح بود روزی ششم ✡︎ {{dhr}} {{و|{{روخط|باب دُویّم}}}} {{فصل|۲}} {{verse|۲|۱|color=black}} و آسمانها و زمین و همهٔ لشکر آنها تمام شد ✡︎ {{verse|۲|۲|color=black}} و در روزِ هفتم خدا از همهٔ کار خود که ساخته بود فارغ شد و در روز هفتم از همهٔ کار خود که ساخته بود آرامی گرفت ✡︎ {{verse|۲|۳|color=black}} پس خدا روز هفتم را مبارک خواند و آنرا تقدیس نمود زیرا که در آن آرام گرفت از همه کار خود که خدا آفرید و ساخت ✡︎ {{verse|۲|۴|color=black}} این است پیدایش آسمانها و زمین در حین آفرینش آنها در روزیکه [[w:یهوه|یَهُوَه]] خدا زمین و آسمانهارا بساخت ✡︎ {{verse|۲|۵|color=black}} و هیچ نهال صحرا هنوز در زمین نبود و هیچ علف صحرا هنوز نروئیده بود زیرا {{روخط|خداوند}} خدا باران بر زمین<noinclude></noinclude> 3b5zzbih4vzx8w5tv6l4a8hncy2pxrg برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۱ 104 39636 289914 286557 2026-06-25T10:42:21Z Hanooz 17889 289914 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="4" user="Hanooz" />{{RunningHeader||سفر پیدایش ۲|۳}}{{rule}}</noinclude>نبارانیده بود و آدمی نبود که کار زمین را بکند ✡︎ {{verse|۲|۶|color=black}} و مِه از زمین برامده تمام روی زمینرا سیراب میکرد ✡︎ {{verse|۲|۷|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} خدا [[:w:آدم|آدَمْ]] را از خاکِ زمین بسرشت و در بینئ وی روح حیات دمید و آدم نَفْسِ زنده شد ✡︎ {{verse|۲|۸|color=black}} و {{روخط|خداوند}} خدا [[:w:باغ عدن|باغی در عدن]] بطرفِ مشرق غرس نمود و آن آدم را که سرشته بود در آنجا گذاشت ✡︎ {{verse|۲|۹|color=black}} و {{روخط|خداوند}} خدا هر درخت خوشنما و خوشخوراک را از زمین رویانید و [[:w:درخت حیات|درخت حیات]] را در وسط باغ و [[:w:درخت ممنوعه|درخت معرفت نیک و بد]]را ✡︎ {{verse|۲|۱۰|color=black}} و نهری از عَدَنْ بیرون آمد تا باغ را سیراب کند و از آنجا منقسم گشته چهار شعبه شد ✡︎ {{verse|۲|۱۱|color=black}} نام اوّل [[:en:w:Pishon|فیشون]] است که تمام زمین [[:w:حویله (پسر کوش بن حام)|حویله]] را که در آنجا طلاست احاطه میکند ✡︎ {{verse|۲|۱۲|color=black}} و طلای آنزمین نیکوست و در آنجا مروارید و [[:w:عقیق سلیمان|سنگ جزع]] است ✡︎ {{verse|۲|۱۳|color=black}} و نام نهر دوّم [[:w:جیحون|جیحون]] که تمام [[:w:پادشاهی کوش|زمین کوش]] را احاطه میکند ✡︎ {{verse|۲|۱۴|color=black}} و نام نهر سیّم [[:w:دجله|حدَّقل]] که بطرف شرقئ [[:w:آشور|اشور]] جاریست و نهر چهارم [[:w:فرات|فرات]] ✡︎ {{verse|۲|۱۵|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} خدا آدم را گرفت و او را در باغ عَدَن گذاشت تا کار آنرا بکند و آنرا محافظت نماید ✡︎ {{verse|۲|۱۶|color=black}} و {{روخط|خداوند}} خدا آدم را امر فرموده گفت از همهٔ درختان باغ بی ممانعت بخور ✡︎ {{verse|۲|۱۷|color=black}} امّا از درخت معرفت نیک و بد زنهار نخوری زیرا روزی که از آن خوردی هر آینه خواهی مرد ✡︎ {{verse|۲|۱۸|color=black}} و {{روخط|خداوند}} خدا گفت خوب نیست که آدم تنها باشد پس برایش معاونی موافق وی بسازم ✡︎ {{verse|۲|۱۹|color=black}} و {{روخط|خداوند}} خدا هر حیوان صحرا و هر پرندهٔ آسمان را از زمین سرشت و نزد آدم آورد تا به‌بیند که چه نام خواهد نهاد و آنچه آدم هر ذی حیات را خواند همان نام او شد ✡︎ {{verse|۲|۲۰|color=black}} پس آدم همهٔ بهایم و پرندگان آسمان و همهٔ حیوانات صحرا را نام نهاد لیکن برای آدم معاونی موافق وی یافت نشد ✡︎ {{verse|۲|۲۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} خدا خوابی گران بر آدم مستولی گردانید تا بخفت و یکی از دندهایشرا گرفت و گوشت در جایش پُر کرد ✡︎ {{verse|۲|۲۲|color=black}} و {{روخط|خداوند}} خدا آن دنده را که از آدم گرفته بود زنی بنا کرد و ویرا بنزد آدم آورد ✡︎ {{verse|۲|۲۳|color=black}} و آدم گفت همانا اینست استخوانی از استخوانهایم و گوشتی از گوشتم از این سبب نساء نامیده شود زیرا که از انسان گرفته شد ✡︎ {{verse|۲|۲۴|color=black}} از این سبب مرد پدر و مادر خود را ترک کرده با زن خویش خواهد پیوست و یک تن خواهند بود ✡︎ {{verse|۲|۲۵|color=black}} و آدم و زنش هر دو برهنه بودند و خجلت نداشتند ✡︎ {{ته}}<noinclude></noinclude> qbyy1zurjdqk7iyaeppfvphy8778ft5 289917 289914 2026-06-25T10:56:12Z Hanooz 17889 289917 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="4" user="Hanooz" />{{RunningHeader||سفر پیدایش ۲|۳}}{{rule}}</noinclude>نبارانیده بود و آدمی نبود که کار زمین را بکند ✡︎ {{verse|۲|۶|color=black}} و مِه از زمین برامده تمام روی زمینرا سیراب میکرد ✡︎ {{verse|۲|۷|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} خدا [[:w:آدم|آدَمْ]] را از خاکِ زمین بسرشت و در بینئ وی روح حیات دمید و آدم نَفْسِ زنده شد ✡︎ {{verse|۲|۸|color=black}} و {{روخط|خداوند}} خدا [[:w:باغ عدن|باغی در عدن]] بطرفِ مشرق غرس نمود و آن آدم را که سرشته بود در آنجا گذاشت ✡︎ {{verse|۲|۹|color=black}} و {{روخط|خداوند}} خدا هر درخت خوشنما و خوشخوراک را از زمین رویانید و [[:w:درخت زندگی (در انجیل)|درخت حیات]] را در وسط باغ و [[:w:درخت ممنوعه|درخت معرفت نیک و بد]]را ✡︎ {{verse|۲|۱۰|color=black}} و نهری از عَدَنْ بیرون آمد تا باغ را سیراب کند و از آنجا منقسم گشته چهار شعبه شد ✡︎ {{verse|۲|۱۱|color=black}} نام اوّل [[:en:w:Pishon|فیشون]] است که تمام زمین [[:w:حویله (پسر کوش بن حام)|حویله]] را که در آنجا طلاست احاطه میکند ✡︎ {{verse|۲|۱۲|color=black}} و طلای آنزمین نیکوست و در آنجا مروارید و [[:w:عقیق سلیمان|سنگ جزع]] است ✡︎ {{verse|۲|۱۳|color=black}} و نام نهر دوّم [[:w:جیحون|جیحون]] که تمام [[:w:پادشاهی کوش|زمین کوش]] را احاطه میکند ✡︎ {{verse|۲|۱۴|color=black}} و نام نهر سیّم [[:w:دجله|حدَّقل]] که بطرف شرقئ [[:w:آشور|اشور]] جاریست و نهر چهارم [[:w:فرات|فرات]] ✡︎ {{verse|۲|۱۵|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} خدا آدم را گرفت و او را در باغ عَدَن گذاشت تا کار آنرا بکند و آنرا محافظت نماید ✡︎ {{verse|۲|۱۶|color=black}} و {{روخط|خداوند}} خدا آدم را امر فرموده گفت از همهٔ درختان باغ بی ممانعت بخور ✡︎ {{verse|۲|۱۷|color=black}} امّا از درخت معرفت نیک و بد زنهار نخوری زیرا روزی که از آن خوردی هر آینه خواهی مرد ✡︎ {{verse|۲|۱۸|color=black}} و {{روخط|خداوند}} خدا گفت خوب نیست که آدم تنها باشد پس برایش معاونی موافق وی بسازم ✡︎ {{verse|۲|۱۹|color=black}} و {{روخط|خداوند}} خدا هر حیوان صحرا و هر پرندهٔ آسمان را از زمین سرشت و نزد آدم آورد تا به‌بیند که چه نام خواهد نهاد و آنچه آدم هر ذی حیات را خواند همان نام او شد ✡︎ {{verse|۲|۲۰|color=black}} پس آدم همهٔ بهایم و پرندگان آسمان و همهٔ حیوانات صحرا را نام نهاد لیکن برای آدم معاونی موافق وی یافت نشد ✡︎ {{verse|۲|۲۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} خدا خوابی گران بر آدم مستولی گردانید تا بخفت و یکی از دندهایشرا گرفت و گوشت در جایش پُر کرد ✡︎ {{verse|۲|۲۲|color=black}} و {{روخط|خداوند}} خدا آن دنده را که از آدم گرفته بود زنی بنا کرد و ویرا بنزد آدم آورد ✡︎ {{verse|۲|۲۳|color=black}} و آدم گفت همانا اینست استخوانی از استخوانهایم و گوشتی از گوشتم از این سبب نساء نامیده شود زیرا که از انسان گرفته شد ✡︎ {{verse|۲|۲۴|color=black}} از این سبب مرد پدر و مادر خود را ترک کرده با زن خویش خواهد پیوست و یک تن خواهند بود ✡︎ {{verse|۲|۲۵|color=black}} و آدم و زنش هر دو برهنه بودند و خجلت نداشتند ✡︎ {{ته}}<noinclude></noinclude> 4eyfb5o64259nwmwx9j9d67jif0d4q5 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۳ 104 39659 289919 286561 2026-06-25T10:59:26Z Hanooz 17889 289919 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="4" user="Hanooz" />{{RunningHeader||سفر پیدایش ۴|۵}}{{rule}}</noinclude>رویانید و سبزهای صحرا را خواهی خورد ✡︎ {{verse|۳|۱۹|color=black}} و بعرق پیشانیت نان خواهی خورد تا حینیکه بخاک راجع کردی که از آن گرفته شدی زیرا که تو خاک هستی و بخاک خواهی برگشت ✡︎ {{verse|۳|۲۰|color=black}} و آدم زن خود را [[:w:حوا|حوَّا]] نام نهاد زیرا که او مادر جمیع زندگانست ✡︎ {{verse|۳|۲۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} خدا رختها برای آدم و زنش از پوست بساخت و ایشانرا پوشانید ✡︎ {{verse|۳|۲۲|color=black}} و {{روخط|خداوند}} خدا گفت همانا انسان مثل یکی از ما شده است که عارف نیک و بد گردیده اینک مبادا دست خودرا دراز کند و از [[w:درخت زندگی (در انجیل)|درخت حیات]] نیز گرفته بخورد و تا بابد زنده ماند ✡︎ {{verse|۳|۲۳|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} خدا او را از [[:w:باغ عدن|باغ عَدَن]] بیرون کرد تا کار زمینیرا که از آن گرفته شده بود بکند ✡︎ {{verse|۳|۲۴|color=black}} پس آدم را بیرون کرد و بطرف شرقئ باغ عَدَن کرّوبیانرا مسکن داد و شمشیر آتشباریرا که بهرسو گردش میکرد تا طریق درخت حیاترا محافظت کند ✡︎ {{و|{{روخط|باب چهارم}}}} {{فصل|۴}} {{verse|۴|۱|color=black}} و [[:w:آدم|آدم]] زن خود [[:w:حوا|حوَّا]] را بشناخت و او حامله شده [[:w:قائن (شخصیت)|قائن]] را زائید و گفت مردی از [[:w:یهوه|یَهُوَه]] حاصل نمودم ✡︎ {{verse|۴|۲|color=black}} و بار دیگر برادر او [[:w:هابیل|هابیل]] را زائید و هابیل گله‌بان بود و قائن کارکن زمین بود ✡︎ {{verse|۴|۳|color=black}} و بعد از مرور ایّام واقع شد که قائن هدیهٔ از محصول زمین برای {{روخط|خداوند}} آورد ✡︎ {{verse|۴|۴|color=black}} و هابیل نیز از نخست زادگان گلهٔ خویش و پیه آنها هدیهٔ آورد و {{روخط|خداوند}} هابیل و هدیهٔ او را منظور داشت ✡︎ {{verse|۴|۵|color=black}} اما قائن و هدیهٔ او را منظور نداشت پس خشم قائن بشدّت افروخته شده سر خودرا بزیر افکند ✡︎ {{verse|۴|۶|color=black}} آنگاه {{روخط|خداوند}} بقائن گفت چرا خشمناک شدی و چرا سر خودرا بزیر افکندی ✡︎ {{verse|۴|۷|color=black}} اگر نیکوئی میکردی آیا مقبول نمیشدی و اگر نیکوئی نکردی گناه بردر در کمین است و اشتیاق تو دارد امّا تو بر وی مسلّط شوی ✡︎ {{verse|۴|۸|color=black}} و قائن با برادر خود هابیل سخن گفت و واقع شد چون در صحرا بودند قائن بر برادر خود هابیل برخاسته او را کشت ✡︎ {{verse|۴|۹|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} بقائن گفت برادرت هابیل کجاست گفت نمیدانم مگر پاسبان برادرم هستم ✡︎ {{verse|۴|۱۰|color=black}} گفت چه کردهٔ خون برادرت از زمین نزد من فریاد برمی آورد ✡︎ {{verse|۴|۱۱|color=black}} و اکنون تو ملعون هستی از زمینی که دهان خود را باز کرد تا خون برادر ترا از دستت فرو برد ✡︎ {{verse|۴|۱۲|color=black}} هر گاه کار زمین کنی همانا قوّت خود را دیگر بتو<noinclude></noinclude> hwg92ojxthy84yng9sv1arfhj17m7ji برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۰ 104 83893 289542 288553 2026-06-24T17:45:46Z Yoosef Pooranvary 1023 289542 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم|۱۲|سفر پیدایش ۹|}}{{خطکش}}</noinclude>استوار سازم ✡︎ {{verse|۹|۱۰|color=black}} و با همهٔ جانورانی که با شما باشند از پرندگان و بهایم و همهٔ حیوانات زمین با شما با هر چه از کشتی بیرون آمد حتی جمیع حیوانات زمین ✡︎ {{verse|۹|۱۱|color=black}} عهد خود را با شما استوار می‌گردانم که بار دیگر هر ذیجسد از آب طوفان هلاک نشود و طوفان بعد از این نباشد تا زمین را خراب کند ✡︎ {{verse|۹|۱۲|color=black}} و خدا گفت اینست نشان عهدیکه من میبندم در میان خود و شما و همهٔ جانورانی که با شما باشند نسلاً بعد نسل تا بابد ✡︎ {{verse|۹|۱۳|color=black}} قوس خود را در ابر میگذارم و نشان آن عهدیکه در میان من و جهان است خواهد بود ✡︎ {{verse|۹|۱۴|color=black}} و هنگامی که ابر را بالای زمین گسترانم و قوس در ابر ظاهر شود ✡︎ {{verse|۹|۱۵|color=black}} آنگاه عهد خود را که در میان من و شما و همهٔ جانوران ذیجسد میباشد بیاد خواهم آورد و آب طوفان دیگر نخواهد بود تا هر ذیجسدی را هلاک کند ✡︎ {{verse|۹|۱۶|color=black}} و قوس در ابر خواهد بود و آن را خواهم نگریست تا بیاد آورم آن عهد جاودانی را که در میان خدا و همهٔ جانوران است از هر ذیجسدی که بر زمین است ✡︎ {{verse|۹|۱۷|color=black}} و خدا بنوح گفت اینست نشان عهدی که استوار ساختم در میان خود و هر ذیجسدی که بر زمین است ✡︎ {{verse|۹|۱۸|color=black}} و پسران نوح که از کشتی بیرون آمدند [[w:سام پسر نوح|سام]] و [[w:حام|حام]] و [[w:یافث|یافث]] بودند و حام پدر [[w:کنعان (پسر حام)|کنعان]] است ✡︎ {{verse|۹|۱۹|color=black}} اینانند سه پسر نوح و از ایشان تمامی جهان منشعب شد ✡︎ {{verse|۹|۲۰|color=black}} و نوح بفلاحت زمین شروع کرد و تاکستانی غرس نمود ✡︎ {{verse|۹|۲۱|color=black}} و شراب نوشیده مست شد و در خیمهٔ خود عریان گردید ✡︎ {{verse|۹|۲۲|color=black}} و حام پدر کنعان برهنگیٔ پدر خود را دید و دو برادر خود را بیرون خبر داد ✡︎ {{verse|۹|۲۳|color=black}} و سام و یافث ردا را گرفته بر کتف خود انداختند و پس پس رفته برهنگیٔ پدر خود را پوشانیدند و روی ایشان باز پس بود که برهنگی پدر خود را ندیدند ✡︎ {{verse|۹|۲۴|color=black}} و نوح از مستی خود بهوش آمده دریافت که پسر کهترش با وی چه کرده بود ✡︎ {{verse|۹|۲۵|color=black}} پس گفت کنعان ملعون باد برادران خود را بندهٔ بندگان باشد ✡︎ {{verse|۹|۲۶|color=black}} و گفت متبارک باد یَهُوَه خدای سام و کنعان بندهٔ او باشد ✡︎ {{verse|۹|۲۷|color=black}} خدا یافث را وسعت دهد و در خیمه‌های سام ساکن شود و کنعان بندهٔ او باشد ✡︎ {{verse|۹|۲۸|color=black}} و نوح بعد از طوفان سیصد و پنجاه سال زندگانی کرد ✡︎ {{verse|۹|۲۹|color=black}} پس جملهٔ ایام نوح نهصد و پنجاه سال بود که مرد ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب دهم}}}} {{فصل|۱۰}} {{verse|۱۰|۱|color=black}} این است پیدایش پسران نوح سام و حام و یافث و از ایشان بعد از طوفان پسران<noinclude></noinclude> 93zxh426iqlifo1evzz1k7tw4q0x54e برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۱ 104 87448 289543 288729 2026-06-24T17:46:38Z Yoosef Pooranvary 1023 289543 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم||سفر پیدایش ۱۰|۱۳}}{{خطکش}}</noinclude>متولّد شدند ✡︎ {{verse|۱۰|۲|color=black}} پسران یافث [[w:جومر|جومر]] و [[w:مأجوج (کتاب مقدس)|ماجوج]] و [[w:مدای|مادای]] و [[w:یوان (پسر یافث)|یاوان]] و [[w:توبال|توبال]] و [[w:مشک (پسر یافث)|ماشَک]] و [[w:تیراس (پسر یافث)|تِیراس]] ✡︎ {{verse|۱۰|۳|color=black}} و پسران جومَر [[w:اشکناز|اَشکناز]] و [[w:ریفاث|رِیفاث]] و [[w:توجرمه|توجَرْمَه]] ✡︎ {{verse|۱۰|۴|color=black}} و پسران یاوان [[w:الیشه (نوه یافث)|اَلِیشَه]] و [[w:ترشیش|تَرشیش]] و [[w:کتیم|کَتِیْم]] و [[w:دودانیم|دودانیم]] ✡︎ {{verse|۱۰|۵|color=black}} از اینان جزایر امّتها منشعب شدند در اراضیٔ خود هر یکی موافق زبان و قبیله‌اش در امّتهایِ خویش ✡︎ {{verse|۱۰|۶|color=black}} و پسران حام [[w:کوش بن حام|کوش]] و [[w:مصرائیم|مِصرایم]] و [[w:فوط|فوط]] و [[w:کنعان (پسر حام)|کنعان]] ✡︎ {{verse|۱۰|۷|color=black}} و پسران کوش سَبَا و [[w:حویله (پسر کوش بن حام)|حَوِیله]] و سَبَتَه و [[w:رعمه|رَعْمَه]] و سَبْتَکا. و پسران رَعْمَه: [[w:سبا|شَبَا]] و [[w:ددان|دَدان]] ✡︎ {{verse|۱۰|۸|color=black}} و کوش [[w:نِمرُود|نِمرُود]] را آورد او بجبّار شدن در جهان شروع کرد ✡︎ {{verse|۱۰|۹|color=black}} وی در حضور خداوند صیّادی جبّار بود. از این جهت میگویند مثل نِمرُود صیاد جبّار در حضور خداوند ✡︎ {{verse|۱۰|۱۰|color=black}} و ابتدای مملکت وی [[w:بابل (دولت‌شهر)|بابل]] بود و [[w:اوروک|اَرَک]] و [[w:اکد (شهر)|اَکَدّ]] و کَلْنَه در زمین [[w:شنعار|شِنعار]] ✡︎ {{verse|۱۰|۱۱|color=black}} از آن زمین [[w:آشور (سرزمین)|آشور]] بیرون رفت و [[w:نینوا|نینوی]] و رَحوبوت عِیر و [[w:نمرود (شهر)|کالَح]] را بنا نهاد ✡︎ {{verse|۱۰|۱۲|color=black}} و رِیسَن را در میان نینوی و کالَح و آن شهری بزرگ بود ✡︎ {{verse|۱۰|۱۳|color=black}} و مِصرایم [[w:لودیم|لُودیم]] و [[w:عنامیم|عَنامیم]] و لهابیم و نَفتوحیم را آورد ✡︎ {{verse|۱۰|۱۴|color=black}} و [[w:فتروسیم|فَترُوسیم]] و [[w:کسلوحیم|کَسلوحیم]] را که از ایشان فِلِسْطینیان پدید آمدند و [[w:کفتور|کَفتوریم]] را ✡︎ {{verse|۱۰|۱۵|color=black}} و [[w:کنعان (پسر حام)|کنعان]] [[w:صیدا|صیدون]] نخست‌زادهٔ خود و [[w:هیتی‌ها در کتاب مقدس|حَتّ]] را آورد ✡︎ {{verse|۱۰|۱۶|color=black}} و [[w:یبوسی‌ها|یبوسیان]] و [[w:مردم امور|اَمُؤریان]] و [[w:گرگاشی‌ها|جرجاشِیان]] را ✡︎ {{verse|۱۰|۱۷|color=black}} و [[w:حوی‌ها|حِوّیان]] و [[w:کنعان (پسر حام)|عَرْقیان]] و [[w:کنعان (پسر حام)|سِیْنیان]] را ✡︎ {{verse|۱۰|۱۸|color=black}} و [[w:کنعان (پسر حام)|اَروادیان]] و [[w:کنعان (پسر حام)|صَماریان]] و [[w:کنعان (پسر حام)|حَماتِیان]] را و بعد از آن قبایل کنعانیان منشعب شدند ✡︎ {{verse|۱۰|۱۹|color=black}} و سرحدّ کنعانیان از صَیْدُون بسمت [[w:جرار|جرار]] تا [[w:غزه (شهر)|غَزَه]] بود و بسمت [[w:سدوم و عموره|سَدُوم و عَمُورَه]] و اَدْمَه و صَبُوئیم تا به [[w:ar:لاشع|لاشَع]] ✡︎ {{verse|۱۰|۲۰|color=black}} اینانند پسران حام برحسب قبایل و زبانهای ایشان در اراضی و امّتهای خود ✡︎ {{verse|۱۰|۲۱|color=black}} و از [[w:سام پسر نوح|سام]] که پدر جمیع بنی‌عابَر و برادر یافَث بزرگ بود از او نیز اولاد متولد شد ✡︎ {{verse|۱۰|۲۲|color=black}} پسران سام [[w:ایلام (پسر سام)|عیلام]] و [[w:آشور پسر سام|اَشُور]] و [[w:ارفکشاد|اَرْفَکْشَاد]] و [[w:لود (پسر سام)|لُود]] و [[w:آرام (پسر سام)|اَرام]] ✡︎ {{verse|۱۰|۲۳|color=black}} و پسران اَرام عُوص و حُول و جاتِر و ماش ✡︎ {{verse|۱۰|۲۴|color=black}} و اَرَفکشَاد شالِح را آورد و شالِح [[w:هود (پیامبر)|عابِر]] را آورد ✡︎ {{verse|۱۰|۲۵|color=black}} و عابِر را دو پسر متولّد شد یکی را [[w:فالج|فالِج]] نام بود زیرا که در ایّام وی زمین منقسم شد و نام برادرش یُقْطان ✡︎ {{verse|۱۰|۲۶|color=black}} و یُقْطان، اَلمُوداد و شالِفْ و [[w:حضرموات|حَضَرموت]] و یارِح را آورد ✡︎ {{verse|۱۰|۲۷|color=black}} و [[w:هدورام|هَدُورام]] و [[w:اوزال|اُوْزال]] و دِقْلَه را ✡︎ {{verse|۱۰|۲۸|color=black}} و عُوبال و اَبیمائیل و [[w:سبا (پادشاه)|شِبا]] را ✡︎ {{verse|۱۰|۲۹|color=black}} و اَوْفیر و [[w:حویله (کتاب مقدس)|حَوِیلَه]] و یُوباب را این همه پسران یُقْطان بودند ✡︎ {{verse|۱۰|۳۰|color=black}} و مسکن ایشان از مِیشا بود به سمت سَفارَه که کوهی از کوههای شرقیست ✡︎ {{verse|۱۰|۳۱|color=black}} اینانند پسران سام برحسب قبایل و زبانهای ایشان در اراضی خود برحسب امّتهای خویش ✡︎ {{verse|۱۰|۳۲|color=black}} اینانند قبایل پسران نوح برحسب پیدایش ایشان در امّتهای خود که از ایشان امّتهای جهان بعد از طوفان منشعب شدند ✡︎<noinclude></noinclude> i1k3dfbt43i9oaye8rjehtd578v9bau 289718 289543 2026-06-24T20:17:19Z Yoosef Pooranvary 1023 289718 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم||سفر پیدایش ۱۰|۱۳}}{{خطکش}}</noinclude>متولّد شدند ✡︎ {{verse|۱۰|۲|color=black}} پسران یافث [[w:جومر|جومر]] و [[w:مأجوج (کتاب مقدس)|ماجوج]] و [[w:مدای|مادای]] و [[w:یوان (پسر یافث)|یاوان]] و [[w:توبال|توبال]] و [[w:مشک (پسر یافث)|ماشَک]] و [[w:تیراس (پسر یافث)|تِیراس]] ✡︎ {{verse|۱۰|۳|color=black}} و پسران جومَر [[w:اشکناز|اَشکناز]] و [[w:ریفاث|رِیفاث]] و [[w:توجرمه|توجَرْمَه]] ✡︎ {{verse|۱۰|۴|color=black}} و پسران یاوان [[w:الیشه (نوه یافث)|اَلِیشَه]] و [[w:ترشیش|تَرشیش]] و [[w:کتیم|کَتِیْم]] و [[w:دودانیم|دودانیم]] ✡︎ {{verse|۱۰|۵|color=black}} از اینان جزایر امّتها منشعب شدند در اراضیٔ خود هر یکی موافق زبان و قبیله‌اش در امّتهایِ خویش ✡︎ {{verse|۱۰|۶|color=black}} و پسران حام [[w:کوش بن حام|کوش]] و [[w:مصرائیم|مِصرایم]] و [[w:فوط|فوط]] و [[w:کنعان (پسر حام)|کنعان]] ✡︎ {{verse|۱۰|۷|color=black}} و پسران کوش [[w:en:Seba (Bible)|سَبَا]] و [[w:حویله (پسر کوش بن حام)|حَوِیله]] و سَبَتَه و [[w:رعمه|رَعْمَه]] و سَبْتَکا. و پسران رَعْمَه: [[w:سبا|شَبَا]] و [[w:ددان|دَدان]] ✡︎ {{verse|۱۰|۸|color=black}} و کوش [[w:نِمرُود|نِمرُود]] را آورد او بجبّار شدن در جهان شروع کرد ✡︎ {{verse|۱۰|۹|color=black}} وی در حضور خداوند صیّادی جبّار بود. از این جهت میگویند مثل نِمرُود صیاد جبّار در حضور خداوند ✡︎ {{verse|۱۰|۱۰|color=black}} و ابتدای مملکت وی [[w:بابل (دولت‌شهر)|بابل]] بود و [[w:اوروک|اَرَک]] و [[w:اکد (شهر)|اَکَدّ]] و [[w:en:Calneh|کَلْنَه]] در زمین [[w:شنعار|شِنعار]] ✡︎ {{verse|۱۰|۱۱|color=black}} از آن زمین [[w:آشور (سرزمین)|آشور]] بیرون رفت و [[w:نینوا|نینوی]] و [[w:en:Rehoboth (Bible)|رَحوبوت عِیر]] و [[w:نمرود (شهر)|کالَح]] را بنا نهاد ✡︎ {{verse|۱۰|۱۲|color=black}} و [[w:en:Resen (Bible)|رِیسَن]] را در میان نینوی و کالَح و آن شهری بزرگ بود ✡︎ {{verse|۱۰|۱۳|color=black}} و مِصرایم [[w:لودیم|لُودیم]] و [[w:عنامیم|عَنامیم]] و لهابیم و نَفتوحیم را آورد ✡︎ {{verse|۱۰|۱۴|color=black}} و [[w:فتروسیم|فَترُوسیم]] و [[w:کسلوحیم|کَسلوحیم]] را که از ایشان فِلِسْطینیان پدید آمدند و [[w:کفتور|کَفتوریم]] را ✡︎ {{verse|۱۰|۱۵|color=black}} و [[w:کنعان (پسر حام)|کنعان]] [[w:صیدا|صیدون]] نخست‌زادهٔ خود و [[w:هیتی‌ها در کتاب مقدس|حَتّ]] را آورد ✡︎ {{verse|۱۰|۱۶|color=black}} و [[w:یبوسی‌ها|یبوسیان]] و [[w:مردم امور|اَمُؤریان]] و [[w:گرگاشی‌ها|جرجاشِیان]] را ✡︎ {{verse|۱۰|۱۷|color=black}} و [[w:حوی‌ها|حِوّیان]] و [[w:کنعان (پسر حام)|عَرْقیان]] و [[w:کنعان (پسر حام)|سِیْنیان]] را ✡︎ {{verse|۱۰|۱۸|color=black}} و [[w:کنعان (پسر حام)|اَروادیان]] و [[w:کنعان (پسر حام)|صَماریان]] و [[w:کنعان (پسر حام)|حَماتِیان]] را و بعد از آن قبایل کنعانیان منشعب شدند ✡︎ {{verse|۱۰|۱۹|color=black}} و سرحدّ کنعانیان از صَیْدُون بسمت [[w:جرار|جرار]] تا [[w:غزه (شهر)|غَزَه]] بود و بسمت [[w:سدوم و عموره|سَدُوم و عَمُورَه]] و اَدْمَه و صَبُوئیم تا به [[w:ar:لاشع|لاشَع]] ✡︎ {{verse|۱۰|۲۰|color=black}} اینانند پسران حام برحسب قبایل و زبانهای ایشان در اراضی و امّتهای خود ✡︎ {{verse|۱۰|۲۱|color=black}} و از [[w:سام پسر نوح|سام]] که پدر جمیع بنی‌عابَر و برادر یافَث بزرگ بود از او نیز اولاد متولد شد ✡︎ {{verse|۱۰|۲۲|color=black}} پسران سام [[w:ایلام (پسر سام)|عیلام]] و [[w:آشور پسر سام|اَشُور]] و [[w:ارفکشاد|اَرْفَکْشَاد]] و [[w:لود (پسر سام)|لُود]] و [[w:آرام (پسر سام)|اَرام]] ✡︎ {{verse|۱۰|۲۳|color=black}} و پسران اَرام [[w:en:Uz, son of Aram|عُوص]] و [[w:en:Hul|حُول]] و [[w:en:Gether|جاتِر]] و ماش ✡︎ {{verse|۱۰|۲۴|color=black}} و اَرَفکشَاد [[w:شالح پسر ارفکشاد|شالِح]] را آورد و شالِح [[w:هود (پیامبر)|عابِر]] را آورد ✡︎ {{verse|۱۰|۲۵|color=black}} و عابِر را دو پسر متولّد شد یکی را [[w:فالج|فالِج]] نام بود زیرا که در ایّام وی زمین منقسم شد و نام برادرش [[w:یقطان|یُقْطان]] ✡︎ {{verse|۱۰|۲۶|color=black}} و یُقْطان، [[w:المداد|اَلمُوداد]] و [[w:شالف|شالِفْ]] و [[w:حضرموات|حَضَرموت]] و یارِح را آورد ✡︎ {{verse|۱۰|۲۷|color=black}} و [[w:هدورام|هَدُورام]] و [[w:اوزال|اُوْزال]] و دِقْلَه را ✡︎ {{verse|۱۰|۲۸|color=black}} و عُوبال و اَبیمائیل و [[w:سبا (پادشاه)|شِبا]] را ✡︎ {{verse|۱۰|۲۹|color=black}} و [[w:اوفیر|اَوْفیر]] و [[w:حویله (کتاب مقدس)|حَوِیلَه]] و یُوباب را این همه پسران یُقْطان بودند ✡︎ {{verse|۱۰|۳۰|color=black}} و مسکن ایشان از [[w:en:Mesha|مِیشا]] بود به سمت سَفارَه که کوهی از کوههای شرقیست ✡︎ {{verse|۱۰|۳۱|color=black}} اینانند پسران سام برحسب قبایل و زبانهای ایشان در اراضی خود برحسب امّتهای خویش ✡︎ {{verse|۱۰|۳۲|color=black}} اینانند قبایل پسران نوح برحسب پیدایش ایشان در امّتهای خود که از ایشان امّتهای جهان بعد از طوفان منشعب شدند ✡︎<noinclude></noinclude> 70aib872fzhioxp3vm16qwwunnmjfif برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۲ 104 87449 289544 288773 2026-06-24T17:47:28Z Yoosef Pooranvary 1023 289544 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم|۱۴|سفر پیدایش ۱۱|}}{{خطکش}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب یازدهم}}}} {{verse|۱۱|۱|color=black}} و تمام جهانرا یک زبان و یک لغت بود. ✡︎ {{verse|۱۱|۲|color=black}} و واقع شد که چون از مشرق کوچ میکردند همواریئی در زمین شِنعار یافتند و در آنجا سکنی گرفتند ✡︎ {{verse|۱۱|۳|color=black}} و بیکدیگر گفتند بیائید خشتها بسازیم و آنها را خوب بپزیم و ایشانرا آجر بجای سنگ بود و قیر بجای گچ ✡︎ {{verse|۱۱|۴|color=black}} و گفتند بیائید شهری برای خود بنا نهیم و برجی را که سرش بآسمان برسد تا نامی برای خویشتن پیدا کنیم مبادا بر روی تمام زمین پراکنده شویم ✡︎ {{verse|۱۱|۵|color=black}} و {{روخط|خداوند}} نزول نمود تا شهر و برجی را که بنی‌آدم بنا میکردند ملاحظه نماید ✡︎ {{verse|۱۱|۶|color=black}} و {{روخط|خداوند}} گفت همانا قوم یکیست و جمیع ایشانرا یک زبان و این کار را شروع کرده‌اند و الآ´ن هیچ کاریکه قصد آن بکنند از ایشان ممتنع نخواهد شد ✡︎ {{verse|۱۱|۷|color=black}} اکنون نازل شویم و زبان ایشانرا در آنجا مشوّش سازیم تا سخن یکدیگر را نفهمند ✡︎ {{verse|۱۱|۸|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} ایشان را از آنجا بر روی تمام زمین پراکنده ساخت و از بنای شهر بازماندند ✡︎ {{verse|۱۱|۹|color=black}} از آن سبب آنجا را بابل نامیدند زیرا که در آنجا {{روخط|خداوند}} لغت تمامیٔ اهل جهانرا مشوّش ساخت و {{روخط|خداوند}} ایشانرا از آنجا بر روی تمام زمین پراکنده نمود ✡︎ {{verse|۱۱|۱۰|color=black}} اینست پیدایش سام چون سام صد ساله بود اَرْفَکْشاد را دو سال بعد از طوفان آورد ✡︎ {{verse|۱۱|۱۱|color=black}} و سام بعد از آوردن اَرْفَکْشاد پانصد سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد ✡︎ {{verse|۱۱|۱۲|color=black}} و اَرْفَکْشاد سی و پنجسال بزیست و شالِحرا آورد ✡︎ {{verse|۱۱|۱۳|color=black}} و اَرْفَکْشاد بعد از آوردن شالح چهار صد و سه سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد ✡︎ {{verse|۱۱|۱۴|color=black}} و شالِح سی سال بزیست و عابر را آورد ✡︎ {{verse|۱۱|۱۵|color=black}} و شالِح بعد از آوردن عابِر چهارصد و سه سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد ✡︎ {{verse|۱۱|۱۶|color=black}} و عابِر سی و چهار سال بزیست و فالِج را آورد ✡︎ {{verse|۱۱|۱۷|color=black}} و عابِر بعد از آوردن فالِج، چهارصد و سی سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد ✡︎ {{verse|۱۱|۱۸|color=black}} و فالِج سی سال بزیست و [[w:رعو|رَعُوْ]] را آورد ✡︎ {{verse|۱۱|۱۹|color=black}} و فالِج بعد از آوردن رَعُوْ دویست و نه سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد ✡︎ {{verse|۱۱|۲۰|color=black}} و رَعُوْ سی و دو سال بزیست و [[w:سروج|سَرُوجرا]] آورد ✡︎ {{verse|۱۱|۲۱|color=black}} و رَعُوْ بعد از آوردن سَرُوْج، دویست و هفت سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد ✡︎ {{verse|۱۱|۲۲|color=black}} و سَرُوْج سی سال بزیست و [[w:ناحور|ناحور]] را آورد. ✡︎ {{verse|۱۱|۲۳|color=black}} و سرُوج بعد از آوردن ناحوُر دویست سال بزیست و پسران و دختران<noinclude></noinclude> ss2kuvwccyb87rsv2ha44qpjwhmyftn 289545 289544 2026-06-24T17:47:59Z Yoosef Pooranvary 1023 289545 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم|۱۴|سفر پیدایش ۱۱|}}{{خطکش}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب یازدهم}}}} {{فصل|۱۱}} {{verse|۱۱|۱|color=black}} و تمام جهانرا یک زبان و یک لغت بود. ✡︎ {{verse|۱۱|۲|color=black}} و واقع شد که چون از مشرق کوچ میکردند همواریئی در زمین شِنعار یافتند و در آنجا سکنی گرفتند ✡︎ {{verse|۱۱|۳|color=black}} و بیکدیگر گفتند بیائید خشتها بسازیم و آنها را خوب بپزیم و ایشانرا آجر بجای سنگ بود و قیر بجای گچ ✡︎ {{verse|۱۱|۴|color=black}} و گفتند بیائید شهری برای خود بنا نهیم و برجی را که سرش بآسمان برسد تا نامی برای خویشتن پیدا کنیم مبادا بر روی تمام زمین پراکنده شویم ✡︎ {{verse|۱۱|۵|color=black}} و {{روخط|خداوند}} نزول نمود تا شهر و برجی را که بنی‌آدم بنا میکردند ملاحظه نماید ✡︎ {{verse|۱۱|۶|color=black}} و {{روخط|خداوند}} گفت همانا قوم یکیست و جمیع ایشانرا یک زبان و این کار را شروع کرده‌اند و الآ´ن هیچ کاریکه قصد آن بکنند از ایشان ممتنع نخواهد شد ✡︎ {{verse|۱۱|۷|color=black}} اکنون نازل شویم و زبان ایشانرا در آنجا مشوّش سازیم تا سخن یکدیگر را نفهمند ✡︎ {{verse|۱۱|۸|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} ایشان را از آنجا بر روی تمام زمین پراکنده ساخت و از بنای شهر بازماندند ✡︎ {{verse|۱۱|۹|color=black}} از آن سبب آنجا را بابل نامیدند زیرا که در آنجا {{روخط|خداوند}} لغت تمامیٔ اهل جهانرا مشوّش ساخت و {{روخط|خداوند}} ایشانرا از آنجا بر روی تمام زمین پراکنده نمود ✡︎ {{verse|۱۱|۱۰|color=black}} اینست پیدایش سام چون سام صد ساله بود اَرْفَکْشاد را دو سال بعد از طوفان آورد ✡︎ {{verse|۱۱|۱۱|color=black}} و سام بعد از آوردن اَرْفَکْشاد پانصد سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد ✡︎ {{verse|۱۱|۱۲|color=black}} و اَرْفَکْشاد سی و پنجسال بزیست و شالِحرا آورد ✡︎ {{verse|۱۱|۱۳|color=black}} و اَرْفَکْشاد بعد از آوردن شالح چهار صد و سه سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد ✡︎ {{verse|۱۱|۱۴|color=black}} و شالِح سی سال بزیست و عابر را آورد ✡︎ {{verse|۱۱|۱۵|color=black}} و شالِح بعد از آوردن عابِر چهارصد و سه سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد ✡︎ {{verse|۱۱|۱۶|color=black}} و عابِر سی و چهار سال بزیست و فالِج را آورد ✡︎ {{verse|۱۱|۱۷|color=black}} و عابِر بعد از آوردن فالِج، چهارصد و سی سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد ✡︎ {{verse|۱۱|۱۸|color=black}} و فالِج سی سال بزیست و [[w:رعو|رَعُوْ]] را آورد ✡︎ {{verse|۱۱|۱۹|color=black}} و فالِج بعد از آوردن رَعُوْ دویست و نه سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد ✡︎ {{verse|۱۱|۲۰|color=black}} و رَعُوْ سی و دو سال بزیست و [[w:سروج|سَرُوجرا]] آورد ✡︎ {{verse|۱۱|۲۱|color=black}} و رَعُوْ بعد از آوردن سَرُوْج، دویست و هفت سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد ✡︎ {{verse|۱۱|۲۲|color=black}} و سَرُوْج سی سال بزیست و [[w:ناحور|ناحور]] را آورد. ✡︎ {{verse|۱۱|۲۳|color=black}} و سرُوج بعد از آوردن ناحوُر دویست سال بزیست و پسران و دختران<noinclude></noinclude> 78kv8bud93rmudj60upacyucv3fyem4 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۳ 104 87450 289546 288774 2026-06-24T17:48:40Z Yoosef Pooranvary 1023 289546 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم||سفر پیدایش ۱۲|۱۵}}{{خطکش}}</noinclude>آورد ✡︎ {{verse|۱۱|۲۴|color=black}} و ناحور بیست و نه سال بزیست و [[w:تارح|تارَحرا]] آورد ✡︎ {{verse|۱۱|۲۵|color=black}} و ناحور بعد از آوردن تارح صد و نوزده سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد ✡︎ {{verse|۱۱|۲۶|color=black}} و تارَح هفتاد سال بزیست و [[w:ابراهیم|اَبرام]] و [[w:ناحور (پسر تارح)|ناحور]] و [[w:هاران|هاران]] را آورد ✡︎ {{verse|۱۱|۲۷|color=black}} و اینست پیدایش تارَح که تارَح اَبْرام و ناحور و هارانرا آورد و هاران [[w:لوط|لُوط]] را آورد ✡︎ {{verse|۱۱|۲۸|color=black}} و هاران پیش پدر خود تارَح در زادبوم خویش در [[w:اور|اورِ]] [[w:کلده|کلدانیان]] بمرد ✡︎ {{verse|۱۱|۲۹|color=black}} و اَبْرام و ناحوُر زنان برای خود گرفتند زن اَبْرامرا [[w:ساره|سارای]] نام بود و زن ناحوُر را [[w:ملکه دختر هاران|مِلْکَه]] نام بود دختر هاران پدر مِلْکَه و پدر [[w:یسکه|یِسْکَه]] ✡︎ {{verse|۱۱|۳۰|color=black}} امّا سارای نازاد مانده ولدی نیاورد ✡︎ {{verse|۱۱|۳۱|color=black}} پس تارَح پسر خود اَبْرام و نوادهٔ خود لوط پسر هاران و عروس خود سارای زوجهٔ پسرش اَبرام را برداشته با ایشان از اوُرِ کَلْدانیان‌بیرون شدند تا بارض [[w:کنعان|کنعان]] بروند و به [[w:حران|حَرّان]] رسیده در آنجا توقّف نمودند ✡︎ {{verse|۱۱|۳۲|color=black}} و مدّت زندگانی تارح دویست و پنج سال بود و تارَح در حرّان مرد ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب دوازدهم}}}} {{فصل|۱۲}} {{verse|۱۲|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} باَبْرام گفت از ولایت خود و از مولد خویش و از خانهٔ پدر خود بسوی زمینی که بتو نشان دهم بیرون شو ✡︎ {{verse|۱۲|۲|color=black}} و از تو امّتی عظیم پیدا کنم و ترا برکت دهم و نام تو را بزرگ سازم و تو برکت خواهی بود ✡︎ {{verse|۱۲|۳|color=black}} و برکت دهم بآنانیکه تو را مبارک خوانند و لعنت کنم بآنکه تو را ملعون خواند و از تو جمیع قبایل جهان برکت خواهند یافت ✡︎ {{verse|۱۲|۴|color=black}} پس اَبْرام چنانکه خداوند بدو فرموده بود روانه شد و لوط همراه وی رفت و اَبْرام هفتاد و پنج ساله بود هنگامیکه از حَرّان بیرون آمد ✡︎ {{verse|۱۲|۵|color=black}} و اَبْرام زن خود سارای و برادرزادهٔ خود لوط و همهٔ اموال اندوختهٔ خود را با اشخاصی که در حَرّان پیدا کرده بودند برداشته بعزیمت زمین کنعان بیرون شدند و بزمین کنعان داخل شدند ✡︎ {{verse|۱۲|۶|color=black}} و اَبْرام در زمین میگشت تا مکان [[w:شکیم|شکیم]] تا بلوطستان [[w:جبل الدحی|موره]] و در آنوقت کنعانیان در آن زمین بودند ✡︎ {{verse|۱۲|۷|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بر اَبْرام ظاهر شده گفت بذریّت تو این زمین را می‌بخشم و در آنجا مذبحی برای خداوند که بر وی ظاهر شد بنا نمود ✡︎ {{verse|۱۲|۸|color=black}} پس از آنجا بکوهی که بشرقی [[w:بث‌ئیل|بیت‌ئیل]] است کوچ کرده خیمهٔ خود را برپا نمود و بیت‌ئیل بطرف غربی و [[w:عای|عای]] بطرف شرقی آن بود و در آنجا مذبحی برای خداوند بنا نمود و نام [[w:یهوه|یَهُوَه]] را خواند ✡︎ {{verse|۱۲|۹|color=black}} و اَبْرام طیّ مراحل و منازل کرده بسمت جنوب کوچید ✡︎<noinclude></noinclude> i1zhweyqzagm05rc0s6bjwnihlb5twh برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۴ 104 87451 289533 288775 2026-06-24T17:19:58Z Yoosef Pooranvary 1023 289533 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم|۱۶|سفر پیدایش ۱۳|}}{{خطکش}}</noinclude>{{verse|۱۲|۱۰|color=black}} و قحطی در آن زمین شد و اَبْرام به مصر فرود آمد تا در آنجا بسر برد زیرا که قحط در زمین شدّت میکرد * {{verse|۱۲|۱۱|color=black}} و واقع شد که چون نزدیک بورود مصر شد بزن خود سارای گفت اینک میدانم که تو زن نیکومنظر هستی * {{verse|۱۲|۱۲|color=black}} همانا چون اهل مصر ترا بینند گویند این زوجهٔ اوست پس مرا بکُشند و ترا زنده نگاه دارند * {{verse|۱۲|۱۳|color=black}} پس بگو که تو خواهر من هستی تا بخاطر تو برای من خیریّت شود و جانم بسبب تو زنده ماند * {{verse|۱۲|۱۴|color=black}} و بمجرّد ورود اَبْرام بمصر اهل مصر آنزنرا دیدند که بسیار خوش‌منظر است * {{verse|۱۲|۱۵|color=black}} و امرای فرعون او را دیدند و او را در حضور فرعون ستودند پس ویرا بخانهٔ فرعون درآوردند * {{verse|۱۲|۱۶|color=black}} و بخاطر وی با اَبْرام احسان نمود و او صاحب میشها و گاوان و حماران و غلامان و کنیزان و ماده الاغان و شتران شد * {{verse|۱۲|۱۷|color=black}} و {{روخط|خداوند}} فرعون و اهل خانهٔ او را بسبب سارای زوجهٔ اَبْرام ببلایای سخت مبتلا ساخت * {{verse|۱۲|۱۸|color=black}} و فرعون اَبْرام را خوانده گفت این چیست که بمن کردی چرا مرا خبر ندادی که او زوجهٔ تست * {{verse|۱۲|۱۹|color=black}} چرا گفتی او خواهر منست که او را بزنی گرفتم و الآن اینک زوجهٔ تو او را برداشته روانه شو * {{verse|۱۲|۲۰|color=black}} آنگاه فرعون در خصوص وی کسان خود را امر فرمود تا او را با زوجه‌اش و تمام مایملکش روانه نمودند * {{وسط|{{روخط|باب سیزدهم}}}} {{verse|۱۳|۱|color=black}} و اَبْرام با زن خود و تمام اموال خویش و لوط از مصر بجنوب آمدند * {{verse|۱۳|۲|color=black}} و اَبْرام از مواشی و نقره و طلا بسیار دولت‌مند بود * {{verse|۱۳|۳|color=black}} پس از جنوب طیّ منازل کرده ببیت‌ئیل آمد بدانجائیکه خیمه‌اش در ابتداء بود در میان بیت‌ئیل و عای * {{verse|۱۳|۴|color=black}} بمقام آن مذبحی که اوّل بنا نهاده بود، و در آنجا اَبْرام نام یَهُوَه را خواند * {{verse|۱۳|۵|color=black}} و لوط را نیز که همراه ابرام بود گله و رمه و خیمه‌ها بود * {{verse|۱۳|۶|color=black}} و زمین گنجایش ایشانرا نداشت که در یکجا ساکن شوند زیرا که اندوختهای ایشان بسیار بود و نتوانستند در یکجا سکونت کنند * {{verse|۱۳|۷|color=black}} و در میان شبانان مواشیٔ اَبرام و شبانان مواشیٔ لوط نزاع افتاد و در آن هنگام کنعانیان و [[w:فرزی‌ها|فَرِزّیان]] ساکن زمین بودند * {{verse|۱۳|۸|color=black}} پس اَبْرام به لوط گفت زنهار در میان من و تو و در میان شبانان من و شبانان تو نزاعی نباشد زیرا که ما برادریم * {{verse|۱۳|۹|color=black}} مگر تمام زمین پیش روی تو نیست ملتمس اینکه از من جدا شوی اگر بجانب<noinclude></noinclude> nka3mojojs7mzrory81ehvx2rudx77s 289547 289533 2026-06-24T17:49:30Z Yoosef Pooranvary 1023 289547 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم|۱۶|سفر پیدایش ۱۳|}}{{خطکش}}</noinclude>{{verse|۱۲|۱۰|color=black}} و قحطی در آن زمین شد و اَبْرام به مصر فرود آمد تا در آنجا بسر برد زیرا که قحط در زمین شدّت میکرد ✡︎ {{verse|۱۲|۱۱|color=black}} و واقع شد که چون نزدیک بورود مصر شد بزن خود سارای گفت اینک میدانم که تو زن نیکومنظر هستی ✡︎ {{verse|۱۲|۱۲|color=black}} همانا چون اهل مصر ترا بینند گویند این زوجهٔ اوست پس مرا بکُشند و ترا زنده نگاه دارند ✡︎ {{verse|۱۲|۱۳|color=black}} پس بگو که تو خواهر من هستی تا بخاطر تو برای من خیریّت شود و جانم بسبب تو زنده ماند ✡︎ {{verse|۱۲|۱۴|color=black}} و بمجرّد ورود اَبْرام بمصر اهل مصر آنزنرا دیدند که بسیار خوش‌منظر است ✡︎ {{verse|۱۲|۱۵|color=black}} و امرای فرعون او را دیدند و او را در حضور فرعون ستودند پس ویرا بخانهٔ فرعون درآوردند ✡︎ {{verse|۱۲|۱۶|color=black}} و بخاطر وی با اَبْرام احسان نمود و او صاحب میشها و گاوان و حماران و غلامان و کنیزان و ماده الاغان و شتران شد ✡︎ {{verse|۱۲|۱۷|color=black}} و {{روخط|خداوند}} فرعون و اهل خانهٔ او را بسبب سارای زوجهٔ اَبْرام ببلایای سخت مبتلا ساخت ✡︎ {{verse|۱۲|۱۸|color=black}} و فرعون اَبْرام را خوانده گفت این چیست که بمن کردی چرا مرا خبر ندادی که او زوجهٔ تست ✡︎ {{verse|۱۲|۱۹|color=black}} چرا گفتی او خواهر منست که او را بزنی گرفتم و الآن اینک زوجهٔ تو او را برداشته روانه شو ✡︎ {{verse|۱۲|۲۰|color=black}} آنگاه فرعون در خصوص وی کسان خود را امر فرمود تا او را با زوجه‌اش و تمام مایملکش روانه نمودند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب سیزدهم}}}} {{فصل|۱۳}} {{verse|۱۳|۱|color=black}} و اَبْرام با زن خود و تمام اموال خویش و لوط از مصر بجنوب آمدند ✡︎ {{verse|۱۳|۲|color=black}} و اَبْرام از مواشی و نقره و طلا بسیار دولت‌مند بود ✡︎ {{verse|۱۳|۳|color=black}} پس از جنوب طیّ منازل کرده ببیت‌ئیل آمد بدانجائیکه خیمه‌اش در ابتداء بود در میان بیت‌ئیل و عای ✡︎ {{verse|۱۳|۴|color=black}} بمقام آن مذبحی که اوّل بنا نهاده بود، و در آنجا اَبْرام نام یَهُوَه را خواند ✡︎ {{verse|۱۳|۵|color=black}} و لوط را نیز که همراه ابرام بود گله و رمه و خیمه‌ها بود ✡︎ {{verse|۱۳|۶|color=black}} و زمین گنجایش ایشانرا نداشت که در یکجا ساکن شوند زیرا که اندوختهای ایشان بسیار بود و نتوانستند در یکجا سکونت کنند ✡︎ {{verse|۱۳|۷|color=black}} و در میان شبانان مواشیٔ اَبرام و شبانان مواشیٔ لوط نزاع افتاد و در آن هنگام کنعانیان و [[w:فرزی‌ها|فَرِزّیان]] ساکن زمین بودند ✡︎ {{verse|۱۳|۸|color=black}} پس اَبْرام به لوط گفت زنهار در میان من و تو و در میان شبانان من و شبانان تو نزاعی نباشد زیرا که ما برادریم ✡︎ {{verse|۱۳|۹|color=black}} مگر تمام زمین پیش روی تو نیست ملتمس اینکه از من جدا شوی اگر بجانب<noinclude></noinclude> kqbct2oojwmu1pfmw12w2o48dx9m2fs برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۵ 104 87452 289532 286044 2026-06-24T17:19:24Z Yoosef Pooranvary 1023 /* نمونه‌خوانی‌شده */ 289532 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم||سفر پیدایش ۱۴|۱۷}}{{خطکش}}</noinclude>چپ روی من بسوی راست خواهم رفت و اگر بطرف راست روی من بجانب چپ خواهم رفت * {{verse|۱۳|۱۰|color=black}} آنگاه لوُط چشمان خود را برافراشت و تمام وادیْ اُردُنْ را بدید که همه‌اش مانند باغ {{روخط|خداوند}} و زمین مصر بطرف [[w:en:Zoara|صوغر]] سیراب بود قبل از آنکه {{روخط|خداوند}} سَدُوم و عَموُرَه را خراب سازد * {{verse|۱۳|۱۱|color=black}} پس لوط تمام وادیٔ اُرْدُنّ را برای خود اختیار کرد و لُوط بطرف شرقی کوچ کرد و از یکدیگر جدا شدند * {{verse|۱۳|۱۲|color=black}} اَبْرام در زمین کنعان ماند و لُوط در بلاد وادی ساکن شد و خیمهٔ خود را تا سَدُوم نقل کرد * {{verse|۱۳|۱۳|color=black}} لکن مردمان سَدُوم بسیار شریر و {{روخط|بخداوند}} خطاکار بودند * {{verse|۱۳|۱۴|color=black}} و بعد از جدا شدن لوط از وی {{روخط|خداوند}} باَبْرام گفت اکنون تو چشمان خود را برافراز و از مکانیکه در آن هستی بسوی شمال و جنوب و مشرق و مغرب بنگر * {{verse|۱۳|۱۵|color=black}} زیرا تمام این زمینرا که می‌بینی بتو و ذریّت تو تا بابد خواهم بخشید * {{verse|۱۳|۱۶|color=black}} و ذریّت ترا مانند غبار زمین گردانم چنان‌که اگر کسی غبار زمین را تواند شمرد ذریّت تو نیز شمرده شود * {{verse|۱۳|۱۷|color=black}} برخیز و در طول و عرض زمین گردش کن زیرا که آن را بتو خواهم داد * {{verse|۱۳|۱۸|color=black}} و اَبْرام خیمهٔ خود را نقل کرده روانه شد و در بلوطستان ممری که در [[w:الخلیل|حَبْرُونست]] ساکن گردید و در آنجا مذبحی برای یَهوَه بنا نهاد * {{وسط|{{روخط|باب چهاردهم}}}} {{verse|۱۴|۱|color=black}} و واقع شد در ایّام [[w:en:Amraphel|اَمْرافَل]] مَلِک شَنعار و [[w:en:Arioch|اَرْیُوک]] مَلِک اَلاّسار و [[w:کدرلاعمر|کَدُرَلاعُمر]] مَلِک [[w:تمدن ایلام|عیلام]] و [[w:en:Tidal (king)|تِدْعال]] مَلِک امّت‌ها * {{verse|۱۴|۲|color=black}} که ایشان با [[w:en:Bera (king)|بارِع]] مَلِک سَدُومِ و بِرْشاع مَلِک عَمُورَه و شِناب ملک [[w:en:Admah|ادمه]] و شَمئِیبَر مَلِک [[w:en:Zeboim (Hebrew Bible)|صَبُوئیم]] و مَلِک بالِع که [[w:en:Zoara|صُوغَر]] باشد جنگ کردند * {{verse|۱۴|۳|color=black}} این همه در وادیٔ سَدّیم که بحرالمِلْلح باشد با هم پیوستند * {{verse|۱۴|۴|color=black}} دوازده سال کَدُرَلاعُمر را بندگی کردند و در سال سیزدهم بر وی شوریدند * {{verse|۱۴|۵|color=black}} و در سال چهاردهم کَدُرَلاعُمر با ملوکیکه با وی بودند آمده [[w:رفایم|رفائیانرا]] در [[w:en:Ashteroth Karnaim|عَشْتَروُت قَرْنَین]] و [[w:en:Zuzim (biblical people)|زوزیانرا]] در هام و [[w:en:Emite|ایمیانرا]] در شاوه قریتَین شکست دادند * {{verse|۱۴|۶|color=black}} و [[w:en:Horites|حوریانرا]] در کوه ایشان [[w:کوه سعیر|سَعیر]] تا [[w:پاران|ایل فاران]] که متصل بصحرا است * {{verse|۱۴|۷|color=black}} پس برگشته به عَین مِشفاط که [[w:قادش برنیع|قادش]] باشد آمدند و تمام مرز و بوم [[w:عمالیق|عَمالَقه]] و [[w:مردم امور|اَمُوریانرا]] نیز که در حَصّوُن تامار ساکن بودند شکست دادند * {{verse|۱۴|۸|color=black}} آنگاه ملک سدوم و ملک عموره و ملک اَدْمَه و ملک صَبوئیم و ملک بالع که<noinclude></noinclude> qrlz04ebpume8lup5f7s8ci3sfkuxr0 289548 289532 2026-06-24T17:50:16Z Yoosef Pooranvary 1023 289548 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم||سفر پیدایش ۱۴|۱۷}}{{خطکش}}</noinclude>چپ روی من بسوی راست خواهم رفت و اگر بطرف راست روی من بجانب چپ خواهم رفت ✡︎ {{verse|۱۳|۱۰|color=black}} آنگاه لوُط چشمان خود را برافراشت و تمام وادیْ اُردُنْ را بدید که همه‌اش مانند باغ {{روخط|خداوند}} و زمین مصر بطرف [[w:en:Zoara|صوغر]] سیراب بود قبل از آنکه {{روخط|خداوند}} سَدُوم و عَموُرَه را خراب سازد ✡︎ {{verse|۱۳|۱۱|color=black}} پس لوط تمام وادیٔ اُرْدُنّ را برای خود اختیار کرد و لُوط بطرف شرقی کوچ کرد و از یکدیگر جدا شدند ✡︎ {{verse|۱۳|۱۲|color=black}} اَبْرام در زمین کنعان ماند و لُوط در بلاد وادی ساکن شد و خیمهٔ خود را تا سَدُوم نقل کرد ✡︎ {{verse|۱۳|۱۳|color=black}} لکن مردمان سَدُوم بسیار شریر و {{روخط|بخداوند}} خطاکار بودند ✡︎ {{verse|۱۳|۱۴|color=black}} و بعد از جدا شدن لوط از وی {{روخط|خداوند}} باَبْرام گفت اکنون تو چشمان خود را برافراز و از مکانیکه در آن هستی بسوی شمال و جنوب و مشرق و مغرب بنگر ✡︎ {{verse|۱۳|۱۵|color=black}} زیرا تمام این زمینرا که می‌بینی بتو و ذریّت تو تا بابد خواهم بخشید ✡︎ {{verse|۱۳|۱۶|color=black}} و ذریّت ترا مانند غبار زمین گردانم چنان‌که اگر کسی غبار زمین را تواند شمرد ذریّت تو نیز شمرده شود ✡︎ {{verse|۱۳|۱۷|color=black}} برخیز و در طول و عرض زمین گردش کن زیرا که آن را بتو خواهم داد ✡︎ {{verse|۱۳|۱۸|color=black}} و اَبْرام خیمهٔ خود را نقل کرده روانه شد و در بلوطستان ممری که در [[w:الخلیل|حَبْرُونست]] ساکن گردید و در آنجا مذبحی برای یَهوَه بنا نهاد ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب چهاردهم}}}} {{فصل|۱۴}} {{verse|۱۴|۱|color=black}} و واقع شد در ایّام [[w:en:Amraphel|اَمْرافَل]] مَلِک شَنعار و [[w:en:Arioch|اَرْیُوک]] مَلِک اَلاّسار و [[w:کدرلاعمر|کَدُرَلاعُمر]] مَلِک [[w:تمدن ایلام|عیلام]] و [[w:en:Tidal (king)|تِدْعال]] مَلِک امّت‌ها * {{verse|۱۴|۲|color=black}} که ایشان با [[w:en:Bera (king)|بارِع]] مَلِک سَدُومِ و بِرْشاع مَلِک عَمُورَه و شِناب ملک [[w:en:Admah|ادمه]] و شَمئِیبَر مَلِک [[w:en:Zeboim (Hebrew Bible)|صَبُوئیم]] و مَلِک بالِع که [[w:en:Zoara|صُوغَر]] باشد جنگ کردند ✡︎ {{verse|۱۴|۳|color=black}} این همه در وادیٔ سَدّیم که بحرالمِلْلح باشد با هم پیوستند ✡︎ {{verse|۱۴|۴|color=black}} دوازده سال کَدُرَلاعُمر را بندگی کردند و در سال سیزدهم بر وی شوریدند ✡︎ {{verse|۱۴|۵|color=black}} و در سال چهاردهم کَدُرَلاعُمر با ملوکیکه با وی بودند آمده [[w:رفایم|رفائیانرا]] در [[w:en:Ashteroth Karnaim|عَشْتَروُت قَرْنَین]] و [[w:en:Zuzim (biblical people)|زوزیانرا]] در هام و [[w:en:Emite|ایمیانرا]] در شاوه قریتَین شکست دادند ✡︎ {{verse|۱۴|۶|color=black}} و [[w:en:Horites|حوریانرا]] در کوه ایشان [[w:کوه سعیر|سَعیر]] تا [[w:پاران|ایل فاران]] که متصل بصحرا است ✡︎ {{verse|۱۴|۷|color=black}} پس برگشته به عَین مِشفاط که [[w:قادش برنیع|قادش]] باشد آمدند و تمام مرز و بوم [[w:عمالیق|عَمالَقه]] و [[w:مردم امور|اَمُوریانرا]] نیز که در حَصّوُن تامار ساکن بودند شکست دادند ✡︎ {{verse|۱۴|۸|color=black}} آنگاه ملک سدوم و ملک عموره و ملک اَدْمَه و ملک صَبوئیم و ملک بالع که<noinclude></noinclude> kp8ejv01gcbdyo79ff9jkw834vspgtb برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۶ 104 87453 289751 286045 2026-06-24T20:46:32Z Yoosef Pooranvary 1023 /* نمونه‌خوانی‌شده */ 289751 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم|۱۸|سفر پیدایش ۱۵|}}{{خطکش}}</noinclude>صُوغَر باشد بیرون آمده با ایشان در وادیٔ سَدِّیم [[w:نبرد سیدیم|صف‌آرائی]] نمودند ✡︎ {{verse|۱۴|۹|color=black}} با کَدُرَلاعُمر ملِک عیلام و تدّعال ملِک امّت‌ها و اَمْرافَل ملِک شِنْعار و اَرْیُوک مَلِک اَلّاسار چهار ملِک با پنج ✡︎ {{verse|۱۴|۱۰|color=black}} و وادیٔ سَدِّیم پُر از چاههای قیر بود پس ملوک سدوم و عَمُورَه گریخته در آنجا افتادند و باقیان بکوه فرار کردند ✡︎ {{verse|۱۴|۱۱|color=black}} و جمیع اموال سَدُوم و عَمُورَه را با تمامیٔ مأکولات آنها گرفته برفتند ✡︎ {{verse|۱۴|۱۲|color=black}} و لوط برادرزادهٔ اَبرامرا که در سَدُوم ساکن بود با آنچه داشت برداشته رفتند ✡︎ {{verse|۱۴|۱۳|color=black}} و یکی که نجات یافته بود آمده ابرام عبرانیرا خبر داد و او در [[w:مامره|بلوطستان مَمِریٔ]] [[w:مردم امور|آموری]] که برادر [[w:en:Eshcol|اشکول]] و [[w:en:Aner|عانر]] بود ساکن بود و ایشان با ابرام هم‌عهد بودند ✡︎ {{verse|۱۴|۱۴|color=black}} چون ابرام از اسیریٔ برادر خود آگاهی یافت سیصد و هجده تن از خانه‌زادان کارآزمودهٔ خود را بیرون آورده در عقب ایشان تا [[w:شهر باستانی دن|دان]] بتاخت ✡︎ {{verse|۱۴|۱۵|color=black}} شبانگاه او و ملازمانش بر ایشان فرقه فرقه شده ایشان را شکست داده تا به [[w:en:Hobah|حوبَه]] که بشمال [[w:دمشق|دمشق]] واقع است تعاقب نمودند ✡︎ {{verse|۱۴|۱۶|color=black}} و همهٔ اموال را بازگرفت و برادر خود لوط و اموال او را نیز با زنان و مردان باز آورد ✡︎ {{verse|۱۴|۱۷|color=black}} و بعد از مراجعت وی از شکست دادن کَدُرَلاعُمر و ملوکیکه با وی بودند ملک سُدُوم تا بوادیٔ شاوه که وادی المَلِک باشد باستقبال وی بیرون آمد ✡︎ {{verse|۱۴|۱۸|color=black}} و [[w:ملکیصدق|مَلْکِیصَدَق]] مَلِکِ سالیم نان و شراب بیرون آورد و او کاهن خدای تعالی بود ✡︎ {{verse|۱۴|۱۹|color=black}} و او را مبارک خوانده گفت مبارک باد اَبْرام از جانب خدای تعالی مالک آسمان و زمین ✡︎ {{verse|۱۴|۲۰|color=black}} ومتبارک باد خدای تعالی که دشمنانت را بدستت تسلیم کرد و او را از هر چیز ده یک داد ✡︎ {{verse|۱۴|۲۱|color=black}} و مَلِک سَدُوم باَبْرام گفت مردمرا بمن واگذار و اموالرا برای خود نگاه دار ✡︎ {{verse|۱۴|۲۲|color=black}} اَبْرام بمَلِک سَدُوم گفت دست خود را به یَهُوَه خدای تعالی مالک آسمان و زمین برافراشتم ✡︎ {{verse|۱۴|۲۳|color=black}} که از اموالِ تو رشتهٔ یا دوال نعلینی بر نگیرم مبادا گوئی من ابرام را دولتمند ساختم‌ ✡︎ {{verse|۱۴|۲۴|color=black}} مگر فقط آنچه جوانان خوردند و بهرهٔ عانِرّ و اَشْکُول و مَمْرِی که همراه من رفتند ایشان بهرهٔ خود را بردارند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب پانزدهم}}}} {{فصل|۱۵}} {{verse|۱۵|۱|color=black}} بعد از این وقایع کلام {{روخط|خداوند}} در رؤیا باَبْرام رسیده گفت ای اَبْرام مترس من سپر تو هستم و اجر بسیار عظیم تو ✡︎ {{verse|۱۵|۲|color=black}} ابْرام گفت ایخداوند یَهُوَه مرا چه خواهی داد<noinclude></noinclude> 20f8ash4qhtgwh6vgametwjb6xkwv4f برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۷ 104 87454 289892 286046 2026-06-25T07:45:08Z Yoosef Pooranvary 1023 /* نمونه‌خوانی‌شده */ 289892 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و من بی‌اولاد میروم و مختار خانه‌ام این اَلِعاذار دمشقی است ✡︎ {{verse|۱۵|۳|color=black}} و ابرام گفت اینک مرا نسلی ندادی و خانه‌زادم وارث من است ✡︎ {{verse|۱۵|۴|color=black}} در ساعت کلام {{روخط|خداوند}} بوی در رسیده گفت این وارث تو نخواهد بود بلکه کسی که از صلب تو در آید وارث تو خواهد بود ✡︎ {{verse|۱۵|۵|color=black}} و او را بیرون آورده گفت اکنون بسوی آسمان بنگر و ستارگانرا بشمار هرگاه آنها را توانی شمرد پس بوی گفت ذرّیت تو چنین خواهد بود ✡︎ {{verse|۱۵|۶|color=black}} و {{روخط|بخداوند}} ایمان آورد و او اینرا برای وی عدالت محسوب کرد ✡︎ {{verse|۱۵|۷|color=black}} پس ویرا گفت من هستم یَهُوَه که ترا از اوُر کلدانیان بیرون آوردم تا این زمین را بارثیت بتو بخشم ✡︎ {{verse|۱۵|۸|color=black}} گفت ایخداوند یَهُوَه بچه نشان بدانم که وارث آن خواهم بود ✡︎ {{verse|۱۵|۹|color=black}} بوی گفت گوسالهٔ مادهٔ سه‌ساله و بز مادهٔ سه‌ساله و قوچی سه‌ساله و قمری و کبوتری برای من بگیر ✡︎ {{verse|۱۵|۱۰|color=black}} پس این همه را بگرفت و آنها را از میان دو پاره کرد و هر پارهٔ را مقابل جفتش گذاشت لکن مرغانرا پاره نکرد ✡︎ {{verse|۱۵|۱۱|color=black}} و چون لاش‌خورها بر لاشها فرود آمدند ابرام آنها را راند ✡︎ {{verse|۱۵|۱۲|color=black}} و چون آفتاب غروب میکرد خوابی گران بر اَبْرام مستولی شد و اینک تاریکیٔ ترسناک سخت او را فرو گرفت ✡︎ {{verse|۱۵|۱۳|color=black}} پس باَبْرام گفت یقین بدان که ذریّت تو در زمینی که از آن ایشان نباشد غریب خواهند بود و آنها را بندگی خواهند کرد و آنها چهارصد سال ایشان را مظلوم خواهند داشت ✡︎ {{verse|۱۵|۱۴|color=black}} و بر آن امّتی که ایشان بندگان آنها خواهند بود من داوری خواهم کرد و بعد از آن با اموال بسیار بیرون خواهند آمد ✡︎ {{verse|۱۵|۱۵|color=black}} و تو نزد پدران خود بسلامتی خواهی رفت و در پیریٔ نیکو مدفون خواهی شد ✡︎ {{verse|۱۵|۱۶|color=black}} و در پشت چهارم بدینجا خواهند برگشت زیرا گناه امُوریان هنوز تمام نشده است ✡︎ {{verse|۱۵|۱۷|color=black}} و واقع شد که چون آفتاب غروب کرده بود و تاریک شد تنوری پر دود و چراغی مشتعل از میان آن پارها گذر نمود ✡︎ {{verse|۱۵|۱۸|color=black}} در آن روز {{روخط|خداوند}} با ابرام عهد بست و گفت این زمین را از نهر مصر تا بنهر عظیم یعنی نهر فرات بنسل تو بخشیده‌ام ✡︎ {{verse|۱۵|۱۹|color=black}} یعنی قِینِیان و قَنِّزیان و قَدْمونیان و حِتّیان و فَرِزیان و رَفائِیان ✡︎ {{verse|۱۵|۲۰|color=black}} و اَمُوریان و کنعانیان و جرجاشیان و یبوسیان را ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب شانزدهم}}}} {{فصل|فصل=۱۶}} {{verse|۱۶|۱|color=black}} و سارای زوجهٔ اَبْرام برای وی فرزندی نیاورد و او را کنیزی مصری، هاجِر نام بود ✡︎ {{verse|۱۶|۲|color=black}} پس سارای باَبْرام گفت اینک خداوند مرا از زائیدن بازداشت پس بکنیز<noinclude></noinclude> 2ub7a36veu0nngzsvj3wekv3l842cqn 289893 289892 2026-06-25T08:00:16Z Yoosef Pooranvary 1023 289893 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم||سفر پیدایش ۱۶|۱۹}}</noinclude>و من بی‌اولاد میروم و مختار خانه‌ام این [[w:en:Eliezer|اَلِعاذار دمشقی]] است ✡︎ {{verse|۱۵|۳|color=black}} و ابرام گفت اینک مرا نسلی ندادی و خانه‌زادم وارث من است ✡︎ {{verse|۱۵|۴|color=black}} در ساعت کلام {{روخط|خداوند}} بوی در رسیده گفت این وارث تو نخواهد بود بلکه کسی که از صلب تو در آید وارث تو خواهد بود ✡︎ {{verse|۱۵|۵|color=black}} و او را بیرون آورده گفت اکنون بسوی آسمان بنگر و ستارگانرا بشمار هرگاه آنها را توانی شمرد پس بوی گفت ذرّیت تو چنین خواهد بود ✡︎ {{verse|۱۵|۶|color=black}} و {{روخط|بخداوند}} ایمان آورد و او اینرا برای وی عدالت محسوب کرد ✡︎ {{verse|۱۵|۷|color=black}} پس ویرا گفت من هستم یَهُوَه که ترا از اوُر کلدانیان بیرون آوردم تا این زمین را بارثیت بتو بخشم ✡︎ {{verse|۱۵|۸|color=black}} گفت ایخداوند یَهُوَه بچه نشان بدانم که وارث آن خواهم بود ✡︎ {{verse|۱۵|۹|color=black}} بوی گفت گوسالهٔ مادهٔ سه‌ساله و بز مادهٔ سه‌ساله و قوچی سه‌ساله و قمری و کبوتری برای من بگیر ✡︎ {{verse|۱۵|۱۰|color=black}} پس این همه را بگرفت و آنها را از میان دو پاره کرد و هر پارهٔ را مقابل جفتش گذاشت لکن مرغانرا پاره نکرد ✡︎ {{verse|۱۵|۱۱|color=black}} و چون لاش‌خورها بر لاشها فرود آمدند ابرام آنها را راند ✡︎ {{verse|۱۵|۱۲|color=black}} و چون آفتاب غروب میکرد خوابی گران بر اَبْرام مستولی شد و اینک تاریکیٔ ترسناک سخت او را فرو گرفت ✡︎ {{verse|۱۵|۱۳|color=black}} پس باَبْرام گفت یقین بدان که ذریّت تو در زمینی که از آن ایشان نباشد غریب خواهند بود و آنها را بندگی خواهند کرد و آنها چهارصد سال ایشان را مظلوم خواهند داشت ✡︎ {{verse|۱۵|۱۴|color=black}} و بر آن امّتی که ایشان بندگان آنها خواهند بود من داوری خواهم کرد و بعد از آن با اموال بسیار بیرون خواهند آمد ✡︎ {{verse|۱۵|۱۵|color=black}} و تو نزد پدران خود بسلامتی خواهی رفت و در پیریٔ نیکو مدفون خواهی شد ✡︎ {{verse|۱۵|۱۶|color=black}} و در پشت چهارم بدینجا خواهند برگشت زیرا گناه امُوریان هنوز تمام نشده است ✡︎ {{verse|۱۵|۱۷|color=black}} و واقع شد که چون آفتاب غروب کرده بود و تاریک شد تنوری پر دود و چراغی مشتعل از میان آن پارها گذر نمود ✡︎ {{verse|۱۵|۱۸|color=black}} در آن روز {{روخط|خداوند}} با ابرام عهد بست و گفت این زمین را از نهر مصر تا بنهر عظیم یعنی نهر فرات بنسل تو بخشیده‌ام ✡︎ {{verse|۱۵|۱۹|color=black}} یعنی [[w:قینی‌ها|قِینِیان]] و [[w:en:Kenizzite|قَنِّزیان]] و [[w:en:Kadmonites|قَدْمونیان]] و [[w:حت|حِتّیان]] و [[w:فرزی‌ها|فَرِزیان]] و [[w:رفایم|رَفائِیان]] ✡︎ {{verse|۱۵|۲۰|color=black}} و [[w:مردم امور|اَمُوریان]] و [[w:کنعان|کَنْعانیان]] و [[w:گرگاشی‌ها|جِرْجاشِیان]] و [[w:یبوسی‌ها|یَبُوسِیان]] را ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب شانزدهم}}}} {{فصل|فصل=۱۶}} {{verse|۱۶|۱|color=black}} و سارای زوجهٔ اَبْرام برای وی فرزندی نیاورد و او را کنیزی مصری هاجِر نام بود ✡︎ {{verse|۱۶|۲|color=black}} پس سارای باَبْرام گفت اینک {{روخط|بخداوند}} مرا از زائیدن بازداشت پس بکنیز<noinclude></noinclude> 85ry68bfrkx16gsuh1xrf2y51lle506 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۸ 104 87455 289896 286047 2026-06-25T08:20:02Z Yoosef Pooranvary 1023 /* نمونه‌خوانی‌شده */ 289896 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم|۲۰|سفر پیدایش ۱۷|}}{{خطکش}}</noinclude>من درآی شاید از او بنا شوم و اَبْرام سخن سارای را قبول نمود ✡︎ {{verse|۱۶|۳|color=black}} و چون ده سال از اقامت اَبْرام در زمین کنعان سپری شد سارای زوجهٔ ابرام کنیز خود هاجر مصریرا برداشته او را بشوهر خود اَبْرام بزنی داد ✡︎ {{verse|۱۶|۴|color=black}} پس بهاجر درآمد و او حامله شد و چون دید که حامله است خاتونش بنظر وی حقیر شد ✡︎ {{verse|۱۶|۵|color=black}} و سارای باَبْرام گفت ظلم من بر تو باد من کنیز خود را بآغوش تو دادم و چون آثار حمل در خود دید در نظر او حقیر شدم {{روخط|بخداوند}} در میان من و تو داوری کند ✡︎ {{verse|۱۶|۶|color=black}} اَبْرام بسارای گفت اینک کنیز تو به دست تو است آنچه پسند نظر تو باشد با وی بکن پس چون سارای با وی بنای سختی نهاد او از نزد وی بگریخت ✡︎ {{verse|۱۶|۷|color=black}} و فرشتهٔ {{روخط|بخداوند}} او را نزد چشمهٔ آب در بیابان یعنی چشمهٔ که براه شور است یافت ✡︎ {{verse|۱۶|۸|color=black}} و گفت ای هاجر کنیز سارای از کجا آمدی و کجا میروی گفت من از حضور خاتون خود سارای گریخته‌ام ✡︎ {{verse|۱۶|۹|color=black}} فرشتهٔ خداوند بوی گفت نزد خاتون خود برگرد و زیر دست او مطیع شو ✡︎ {{verse|۱۶|۱۰|color=black}} و فرشتهٔ {{روخط|بخداوند}} بوی گفت ذرّیت تو را بسیار افزون گردانم بحدّیکه از کثرت بشماره نیایند ✡︎ {{verse|۱۶|۱۱|color=black}} و فرشتهٔ {{روخط|بخداوند}} وی را گفت اینک حامله هستی و پسری خواهی زائید و او را اسمعیل نام خواهی نهاد زیرا {{روخط|بخداوند}} تظلّم ترا شنیده است ✡︎ {{verse|۱۶|۱۲|color=black}} و او مردی وحشی خواهد بود دست وی بضدّ هر کس و دست هر کس بضدّ او و پیش روی همهٔ برادران خود ساکن خواهد بود ✡︎ {{verse|۱۶|۱۳|color=black}} و او نام {{روخط|بخداوند}} را که با وی تکلم کرد اَنْتَ إِیل رُئی خواند زیرا گفت آیا اینجا نیز بعقب او که مرا می‌بیند نگریستم ✡︎ {{verse|۱۶|۱۴|color=black}} از این سبب آن چاه را بِئر لَحَی رُئی نامیدند اینک در میان قادِش و بارَد است ✡︎ {{verse|۱۶|۱۵|color=black}} و هاجر از ابرامْ پسری زائید و اَبْرام پسر خود را که هاجر زائید اسمعیل نام نهاد ✡︎ {{verse|۱۶|۱۶|color=black}} و اَبْرام هشتاد و شش ساله بود چون هاجر اسمعیل را برای اَبْرام بزاد ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب هفدهم}}}} {{فصل|فصل=۱۷}} {{verse|۱۷|۱|color=black}} و چون اَبْرام نود و نه ساله بود {{روخط|بخداوند}} بر اَبْرام ظاهر شده گفت من هستم خدای قادر مطلق پیش روی من بخرام و کامل شو ✡︎ {{verse|۱۷|۲|color=black}} و عهد خویش را در میان خود و تو خواهم بست و ترا بسیار بسیار کثیر خواهم گردانید ✡︎ {{verse|۱۷|۳|color=black}} آنگاه اَبْرام بروی درافتاد و خدا بوی خطاب کرده گفت ✡︎ {{verse|۱۷|۴|color=black}} امّا من اینک عهد من با تست و تو پدر امّتهای<noinclude></noinclude> 7myyp6n3sx297j0e3trev7wbh55wg3o 289897 289896 2026-06-25T08:22:47Z Yoosef Pooranvary 1023 289897 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم|۲۰|سفر پیدایش ۱۷|}}{{خطکش}}</noinclude>من درآی شاید از او بنا شوم و اَبْرام سخن سارای را قبول نمود ✡︎ {{verse|۱۶|۳|color=black}} و چون ده سال از اقامت اَبْرام در زمین کنعان سپری شد سارای زوجهٔ ابرام کنیز خود هاجر مصریرا برداشته او را بشوهر خود اَبْرام بزنی داد ✡︎ {{verse|۱۶|۴|color=black}} پس بهاجر درآمد و او حامله شد و چون دید که حامله است خاتونش بنظر وی حقیر شد ✡︎ {{verse|۱۶|۵|color=black}} و سارای باَبْرام گفت ظلم من بر تو باد من کنیز خود را بآغوش تو دادم و چون آثار حمل در خود دید در نظر او حقیر شدم {{روخط|بخداوند}} در میان من و تو داوری کند ✡︎ {{verse|۱۶|۶|color=black}} اَبْرام بسارای گفت اینک کنیز تو به دست تو است آنچه پسند نظر تو باشد با وی بکن پس چون سارای با وی بنای سختی نهاد او از نزد وی بگریخت ✡︎ {{verse|۱۶|۷|color=black}} و فرشتهٔ {{روخط|بخداوند}} او را نزد چشمهٔ آب در بیابان یعنی چشمهٔ که براه شور است یافت ✡︎ {{verse|۱۶|۸|color=black}} و گفت ای هاجر کنیز سارای از کجا آمدی و کجا میروی گفت من از حضور خاتون خود سارای گریخته‌ام ✡︎ {{verse|۱۶|۹|color=black}} فرشتهٔ خداوند بوی گفت نزد خاتون خود برگرد و زیر دست او مطیع شو ✡︎ {{verse|۱۶|۱۰|color=black}} و فرشتهٔ {{روخط|بخداوند}} بوی گفت ذرّیت تو را بسیار افزون گردانم بحدّیکه از کثرت بشماره نیایند ✡︎ {{verse|۱۶|۱۱|color=black}} و فرشتهٔ {{روخط|بخداوند}} وی را گفت اینک حامله هستی و پسری خواهی زائید و او را [[w:اسماعیل|اسمعیل]] نام خواهی نهاد زیرا {{روخط|بخداوند}} تظلّم ترا شنیده است ✡︎ {{verse|۱۶|۱۲|color=black}} و او مردی وحشی خواهد بود دست وی بضدّ هر کس و دست هر کس بضدّ او و پیش روی همهٔ برادران خود ساکن خواهد بود ✡︎ {{verse|۱۶|۱۳|color=black}} و او نام {{روخط|بخداوند}} را که با وی تکلم کرد اَنْتَ إِیل رُئی خواند زیرا گفت آیا اینجا نیز بعقب او که مرا می‌بیند نگریستم ✡︎ {{verse|۱۶|۱۴|color=black}} از این سبب آن چاه را بِئر لَحَی رُئی نامیدند اینک در میان قادِش و بارَد است ✡︎ {{verse|۱۶|۱۵|color=black}} و هاجر از ابرامْ پسری زائید و اَبْرام پسر خود را که هاجر زائید اسمعیل نام نهاد ✡︎ {{verse|۱۶|۱۶|color=black}} و اَبْرام هشتاد و شش ساله بود چون هاجر اسمعیل را برای اَبْرام بزاد ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب هفدهم}}}} {{فصل|فصل=۱۷}} {{verse|۱۷|۱|color=black}} و چون اَبْرام نود و نه ساله بود {{روخط|بخداوند}} بر اَبْرام ظاهر شده گفت من هستم خدای قادر مطلق پیش روی من بخرام و کامل شو ✡︎ {{verse|۱۷|۲|color=black}} و عهد خویش را در میان خود و تو خواهم بست و ترا بسیار بسیار کثیر خواهم گردانید ✡︎ {{verse|۱۷|۳|color=black}} آنگاه اَبْرام بروی درافتاد و خدا بوی خطاب کرده گفت ✡︎ {{verse|۱۷|۴|color=black}} امّا من اینک عهد من با تست و تو پدر امّتهای<noinclude></noinclude> ey21fn6lxomswva38047g3gu5gxrnyc برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۹ 104 87456 289898 286048 2026-06-25T08:33:47Z Yoosef Pooranvary 1023 /* نمونه‌خوانی‌شده */ 289898 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم||سفر پیدایش ۱۷|۲۱}}{{خطکش}}</noinclude>بسیار خواهی بود. ✡︎ {{verse|۱۷|۵|color=black}} و نام تو بعد از این اَبْرام خوانده نشود بلکه نام تو ابراهیم خواهد بود زیرا که ترا پدر امّتهای بسیار گردانیدم ✡︎ {{verse|۱۷|۶|color=black}} و ترا بسیار بارور نمایم و امّتها از تو پدیدآورم و پادشاهان از تو بوجود آیند ✡︎ {{verse|۱۷|۷|color=black}} و عهد خویش را در میان خود و تو و ذرّیتت بعد از تو استوار گردانم که نسلاً بعد نسل عهد جاودانی باشد تا ترا و بعد از تو ذریت تو را خدا باشم ✡︎ {{verse|۱۷|۸|color=black}} و زمین غربت تو یعنی تمام زمین کنعان را بتو و بعد از تو بذریّت تو بملکیّت ابدی دهم و خدای ایشان خواهم بود ✡︎ {{verse|۱۷|۹|color=black}} پس خدا بابراهیم گفت و امّا تو عهد مرا نگاه دار تو و بعد از تو ذریّت تو در نسلهای ایشان ✡︎ {{verse|۱۷|۱۰|color=black}} این است عهد من که نگاه خواهید داشت در میان من و شما و ذریت تو بعد از تو هر ذکوری از شما مختون شود ✡︎ {{verse|۱۷|۱۱|color=black}} و گوشت قُلفهٔ خود را مختون سازید تا نشان آن عهدی باشد که در میان من و شماست ✡︎ {{verse|۱۷|۱۲|color=black}} هر پسر هشت روزه از شما مختون شود هر ذکوری در نسلهای شما خواه خانه‌زاد خواه زرخرید از اولاد هر اجنبی که از ذریّت تو نباشد ✡︎ {{verse|۱۷|۱۳|color=black}} هر خانه‌زاد تو و هر زر خرید تو البتّه مختون شود تا عهد من در گوشت شما عهد جاودانی باشد ✡︎ {{verse|۱۷|۱۴|color=black}} و امّا هر ذکور نامختون که گوشت قلفهٔ او ختنه نشود آنکس از قوم خود منقطع شود زیرا که عهد مرا شکسته است ✡︎ {{verse|۱۷|۱۵|color=black}} و خدا بابراهیم گفت امّا زوجهٔ تو سارای نام او را سارای مخوان بلکه نام او سارَه باشد ✡︎ {{verse|۱۷|۱۶|color=black}} و او را برکت خواهم داد و پسری نیز از وی بتو خواهم بخشید. او را برکت خواهم داد و امّتها از وی به وجود خواهند آمد و ملوک امّتها از وی پدید خواهند شد ✡︎ {{verse|۱۷|۱۷|color=black}} آنگاه ابراهیم بروی درافتاده بخندید و در دل خود گفت آیا برای مرد صد ساله پسری متولّد شود و سارَه در نود سالگی بزاید ✡︎ {{verse|۱۷|۱۸|color=black}} و ابراهیم بخدا گفت کاش که اسمعیل در حضور تو زیست کند ✡︎ {{verse|۱۷|۱۹|color=black}} خدا گفت بتحقیق زوجه‌ات ساره برای تو پسری خواهد زائید و او را اسحق نام بنه و عهد خود را با وی استوار خواهم داشت تا با ذریّت او بعد از او عهد ابدی باشد ✡︎ {{verse|۱۷|۲۰|color=black}} و امّا در خصوص اسمعیل ترا اجابت فرمودم اینک او را برکت داده بارور گردانم و او را بسیار کثیر گردانم دوازده رئیس از وی پدید آیند و امّتی عظیم از وی بوجود آورم ✡︎ {{verse|۱۷|۲۱|color=black}} لکن عهد خود را با اسحاق استوار خواهم ساخت که سارَه او را بدین وقت در سال آینده برای تو خواهد زائید ✡︎ {{verse|۱۷|۲۲|color=black}} و چون خدا از سخن گفتن با وی فارغ شد از نزد ابراهیم صعود<noinclude></noinclude> 1biywnjxqi1661orr2fh76d5a7tp1pv 289901 289898 2026-06-25T08:54:11Z Yoosef Pooranvary 1023 289901 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم||سفر پیدایش ۱۷|۲۱}}{{خطکش}}</noinclude>بسیار خواهی بود. ✡︎ {{verse|۱۷|۵|color=black}} و نام تو بعد از این اَبْرام خوانده نشود بلکه نام تو ابراهیم خواهد بود زیرا که ترا پدر امّتهای بسیار گردانیدم ✡︎ {{verse|۱۷|۶|color=black}} و ترا بسیار بارور نمایم و امّتها از تو پدیدآورم و پادشاهان از تو بوجود آیند ✡︎ {{verse|۱۷|۷|color=black}} و عهد خویش را در میان خود و تو و ذرّیتت بعد از تو استوار گردانم که نسلاً بعد نسل عهد جاودانی باشد تا ترا و بعد از تو ذریت تو را خدا باشم ✡︎ {{verse|۱۷|۸|color=black}} و زمین غربت تو یعنی تمام زمین کنعان را بتو و بعد از تو بذریّت تو بملکیّت ابدی دهم و خدای ایشان خواهم بود ✡︎ {{verse|۱۷|۹|color=black}} پس خدا بابراهیم گفت و امّا تو عهد مرا نگاه دار تو و بعد از تو ذریّت تو در نسلهای ایشان ✡︎ {{verse|۱۷|۱۰|color=black}} این است عهد من که نگاه خواهید داشت در میان من و شما و ذریت تو بعد از تو هر ذکوری از شما مختون شود ✡︎ {{verse|۱۷|۱۱|color=black}} و گوشت قُلفهٔ خود را مختون سازید تا نشان آن عهدی باشد که در میان من و شماست ✡︎ {{verse|۱۷|۱۲|color=black}} هر پسر هشت روزه از شما مختون شود هر ذکوری در نسلهای شما خواه خانه‌زاد خواه زرخرید از اولاد هر اجنبی که از ذریّت تو نباشد ✡︎ {{verse|۱۷|۱۳|color=black}} هر خانه‌زاد تو و هر زر خرید تو البتّه مختون شود تا عهد من در گوشت شما عهد جاودانی باشد ✡︎ {{verse|۱۷|۱۴|color=black}} و امّا هر ذکور نامختون که گوشت قلفهٔ او ختنه نشود آنکس از قوم خود منقطع شود زیرا که عهد مرا شکسته است ✡︎ {{verse|۱۷|۱۵|color=black}} و خدا بابراهیم گفت امّا زوجهٔ تو سارای نام او را سارای مخوان بلکه نام او سارَه باشد ✡︎ {{verse|۱۷|۱۶|color=black}} و او را برکت خواهم داد و پسری نیز از وی بتو خواهم بخشید• او را برکت خواهم داد و امّتها از وی به وجود خواهند آمد و ملوک امّتها از وی پدید خواهند شد ✡︎ {{verse|۱۷|۱۷|color=black}} آنگاه ابراهیم بروی درافتاده بخندید و در دل خود گفت آیا برای مرد صد ساله پسری متولّد شود و سارَه در نود سالگی بزاید ✡︎ {{verse|۱۷|۱۸|color=black}} و ابراهیم بخدا گفت کاش که اسمعیل در حضور تو زیست کند ✡︎ {{verse|۱۷|۱۹|color=black}} خدا گفت بتحقیق زوجه‌ات ساره برای تو پسری خواهد زائید و او را اسحق نام بنه و عهد خود را با وی استوار خواهم داشت تا با ذریّت او بعد از او عهد ابدی باشد ✡︎ {{verse|۱۷|۲۰|color=black}} و امّا در خصوص اسمعیل ترا اجابت فرمودم اینک او را برکت داده بارور گردانم و او را بسیار کثیر گردانم دوازده رئیس از وی پدید آیند و امّتی عظیم از وی بوجود آورم ✡︎ {{verse|۱۷|۲۱|color=black}} لکن عهد خود را با اسحاق استوار خواهم ساخت که سارَه او را بدین وقت در سال آینده برای تو خواهد زائید ✡︎ {{verse|۱۷|۲۲|color=black}} و چون خدا از سخن گفتن با وی فارغ شد از نزد ابراهیم صعود<noinclude></noinclude> iycykzg47dn47dy9dwwfajc9txzm00n برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۰ 104 87457 289899 286049 2026-06-25T08:47:20Z Yoosef Pooranvary 1023 /* نمونه‌خوانی‌شده */ 289899 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم|۲۲|سفر پیدایش ۱۸|}}{{خطکش}}</noinclude>فرمود ✡︎ {{verse|۱۷|۲۳|color=black}} و ابراهیم پسر خود اسمعیل و همهٔ خانه‌زادان و زرخریدان خود را یعنی هر ذکوریکه در خانهٔ ابراهیم بود گرفته گوشت قَلَفهٔ ایشان را در همان روز ختنه کرد چنانکه خدا بوی امر فرموده بود ✡︎ {{verse|۱۷|۲۴|color=black}} و ابراهیم نود و نه ساله بود وقتیکه گوشت قلفه‌اش مختون شد ✡︎ {{verse|۱۷|۲۵|color=black}} و پسرش اسمعیل سیزده ساله بود هنگامیکه گوشت قَلَفه‌اش مختون شد ✡︎ {{verse|۱۷|۲۶|color=black}} در همانروز ابراهیم و پسرش اسمعیل مختون گشتند ✡︎ {{verse|۱۷|۲۷|color=black}} و همهٔ مردان خانه‌اش خواه خانه‌زاد خواه زرخرید از اولاد اجنبی با وی مختون شدند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب هجدهم}}}} {{فصل|فصل=۱۸}} {{verse|۱۸|۱|color=black}} و {{روخط|بخداوند}} در بلوطستان مَمری بر وی ظاهر شد و او در گرمای روز بدر خیمه نشسته بود ✡︎ {{verse|۱۸|۲|color=black}} ناگاه چشمان خود را بلند کرده دید که اینک سه مرد در مقابل او ایستاده‌اند و چون ایشانرا دید از درِ خیمه باستقبال ایشان شتافت و رو بر زمین نهاد ✡︎ {{verse|۱۸|۳|color=black}} و گفت ای مولی اکنون اگر منظور نظر تو شدم از نزد بندهٔ خود مگذر ✡︎ {{verse|۱۸|۴|color=black}} اندک آبی بیاورند تا پای خود را شسته در زیر درخت بیارامید ✡︎ {{verse|۱۸|۵|color=black}} و لقمهٔ نانی بیاورم تا دلهای خود را تقویت دهید و پس از آن روانه شوید زیرا برای همین شما را بر بندهٔ خود گذر افتاده است. گفتند آنچه گفتی بکن ✡︎ {{verse|۱۸|۶|color=black}} پس ابراهیم بخیمه نزد ساره شتافت و گفت سه کیل از آرد مَیْدَه بزودی حاضر کن و آنرا خمیر کرده گِردها بساز ✡︎ {{verse|۱۸|۷|color=black}} و ابراهیم بسوی رمه شتافت و گوسالهٔ نازکِ خوب گرفته بغلام خود داد تا بزودی آنرا طبخ نماید ✡︎ {{verse|۱۸|۸|color=black}} پس کره و شیر و گوسالهٔ را که ساخته بود گرفته پیش روی ایشان گذاشت و خود در مقابل ایشان زیر درخت ایستاد تا خوردند ✡︎ {{verse|۱۸|۹|color=black}} بوی گفتند زوجه‌ات ساره کجاست گفت اینک در خیمه است ✡︎ {{verse|۱۸|۱۰|color=black}} گفت البتّه موافق زمان حیات نزد تو خواهم برگشت و زوجه‌ات ساره را پسری خواهد شد و ساره بدر خیمهٔ که در عقب او بود شنید ✡︎ {{verse|۱۸|۱۱|color=black}} و ابراهیم و ساره پیر و سالخورده بودند و عادت زنان از ساره منقطع شده بود ✡︎ {{verse|۱۸|۱۲|color=black}} پس ساره در دل خود بخندید و گفت آیا بعد از فرسودگیم مرا شادی خواهد بود و آقایم نیز پیر شده است ✡︎ {{verse|۱۸|۱۳|color=black}} و {{روخط|بخداوند}} بابراهیم گفت سارَه برای چه خندید و گفت آیا فی‌الحقیقه خواهم زائید و حال آنکه پیر هستم ✡︎ {{verse|۱۸|۱۴|color=black}} مگر هیچ امری نزد {{روخط|بخداوند}} مشکلست در وقت موعود موافق زمان حیات نزد تو<noinclude></noinclude> 2cky8jvlupbos1h9etqckicend1e4ai برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۱ 104 87458 289902 286163 2026-06-25T09:10:31Z Yoosef Pooranvary 1023 /* نمونه‌خوانی‌شده */ 289902 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم||سفر پیدایش ۱۸|۲۳}}{{خطکش}}</noinclude>خواهم برگشت و ساره را پسری خواهد شد ✡︎ {{verse|۱۸|۱۵|color=black}} آنگاه ساره انکار کرده گفت نخندیدم چونکه ترسید • گفت نی بلکه خندیدی ✡︎ {{verse|۱۸|۱۶|color=black}} پس آنمردان از آنجا برخاسته متوجّهِ سدوم شدند و ابراهیم ایشان را مشایعت نمود ✡︎ {{verse|۱۸|۱۷|color=black}} و {{روخط|خداوند}} گفت آیا آنچه من میکنم از ابراهیم مخفی دارم ✡︎ {{verse|۱۸|۱۸|color=black}} و حال آنکه از ابراهیم هر آینه امّتی بزرگ و زورآور پدید خواهد آمد و جمیع امّتهای جهان از او برکت خواهند یافت ✡︎ {{verse|۱۸|۱۹|color=black}} زیرا او را میشناسم که فرزندان و اهل خانهٔ خود را بعد از خود امر خواهد فرمود تا طریق {{روخط|خداوند}} را حفظ نمایند و عدالت و انصافرا بجا آورند تا {{روخط|خداوند}} آنچه بابراهیم گفته است بوی برساند ✡︎ {{verse|۱۸|۲۰|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} گفت چونکه فریاد سدوم و عموره زیاد شده است و خطایای ایشان بسیار گران ✡︎ {{verse|۱۸|۲۱|color=black}} اکنون نازل میشوم تا به‌بینم موافق این فریادیکه بمن رسیده بالتّمام کرده‌اند والّا خواهم دانست ✡︎ {{verse|۱۸|۲۲|color=black}} آنگاه آنمردان از آنجا بسوی سدوم متوجّه شده برفتند و ابراهیم در حضور {{روخط|خداوند}} هنوز ایستاده بود ✡︎ {{verse|۱۸|۲۳|color=black}} و ابراهیم نزدیک آمده گفت آیا عادلرا با شریر هلاک خواهی کرد ✡︎ {{verse|۱۸|۲۴|color=black}} شاید در شهر پنجاه عادل باشند آیا آنرا هلاک خواهی کرد و آن مکانرا بخاطر آن پنجاه عادل که در آن باشند نجات نخواهی داد ✡︎ {{verse|۱۸|۲۵|color=black}} حاشا از تو که مثل این کار بکنی که عادلانرا با شریران هلاک سازی و عادل و شریر مساوی باشند حاشا از تو آیا داور تمام جهان انصاف نخواهد کرد ✡︎ {{verse|۱۸|۲۶|color=black}} {{روخط|خداوند}} گفت اگر پنجاه عادل در شهر سدوم یابم هر آینه تمام آن مکانرا بخاطر ایشان رهائی دهم ✡︎ {{verse|۱۸|۲۷|color=black}} ابراهیم در جواب گفت اینک من که خاک و خاکستر هستم جرأت کردم که {{روخط|بخداوند}} سخن گویم ✡︎ {{verse|۱۸|۲۸|color=black}} شاید از آن پنجاه عادل پنج کم باشد آیا تمام شهر را بسبب پنج هلاک خواهی کرد گفت اگر چهل و پنج در آنجا یابم آنرا هلاک نکنم ✡︎ {{verse|۱۸|۲۹|color=black}} بار دیگر بدو عرض کرده گفت هر گاه در آنجا چهل یافت شوند گفت به خاطر چهل آنرا نکنم ✡︎ {{verse|۱۸|۳۰|color=black}} گفت زنهارْ غضب خداوند افروخته نشود تا سخن گویم شاید در آنجا سی پیدا شوند گفت اگر در آنجا سی یابم این کار را نخواهم کرد ✡︎ {{verse|۱۸|۳۱|color=black}} گفت اینک جرأت کردم که بخداوند عرض کنم اگر بیست در آنجا یافت شوند • گفت به خاطر بیست آنرا هلاک نکنم ✡︎ {{verse|۱۸|۳۲|color=black}} گفت خشم خداوند افروخته نشود تا این دفعه را فقط عرض کنم شاید ده در آنجا یافت شوند • گفت بخاطر ده آن را هلاک نخواهم ساخت ✡︎ {{verse|۱۸|۳۳|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} چون گفتگو را با ابراهیم باتمام رسانید برفت و ابراهیم بمکان خویش مراجعت کرد ✡︎<noinclude></noinclude> 1ngqo1f2imdoxdl2zuqsbv9lq7sq0x8 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۲ 104 87459 289905 286162 2026-06-25T09:27:12Z Yoosef Pooranvary 1023 /* نمونه‌خوانی‌شده */ 289905 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم|۲۴|سفر پیدایش ۱۹|}}{{خطکش}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب نوزدهم}}}} {{فصل|فصل=۱۹}} {{verse|۱۹|۱|color=black}} و وقت عصر آن دو فرشته وارد سدوم شدند و لوط بدروازهٔ سدوم نشسته بود و چون لوط ایشانرا بدید باستقبال ایشان برخاسته رو بر زمین نهاد ✡︎ {{verse|۱۹|۲|color=black}} و گفت اینک اکنون ای آقایان من بخانهٔ بندهٔ خود بیائید و شب را بسر برید و پایهای خود را بشوئید و بامدادان برخاسته راه خود را پیش گیرید • گفتند نی بلکه شب را در کوچه بسر بریم ✡︎ {{verse|۱۹|۳|color=black}} امّا چون ایشانرا الحاح بسیار نمود با او آمده بخانه‌اش داخل شدند و برای ایشان ضیافتی نمود و نان فطیر پخت پس تناول کردند ✡︎ {{verse|۱۹|۴|color=black}} و بخواب هنوز نرفته بودند که مردان شهر یعنی مردم سدوم از جوان و پیر تمام قوم از هر جانب خانهٔ ویرا احاطه کردند ✡︎ {{verse|۱۹|۵|color=black}} و بلوط ندا در داده گفتند آن دو مرد که امشب بنزد تو درآمدند کجا هستند آنها را نزد ما بیرون آور تا ایشانرا بشناسیم ✡︎ {{verse|۱۹|۶|color=black}} آنگاه لوط نزد ایشان بدرگاه بیرون آمد و در را از عقب خود ببست ✡︎ {{verse|۱۹|۷|color=black}} و گفت ای برادرانِ من زنهار بدی مکنید ✡︎ {{verse|۱۹|۸|color=black}} اینک من دو دختر دارم که مرد را نشناخته‌اند ایشان را الآن نزد شما بیرون آورم و آنچه در نظر شما پسند آید با ایشان بکنید لکن کاری بدین دو مرد ندارید زیرا که برای همین زیر سایهٔ سقف من آمده‌اند ✡︎ {{verse|۱۹|۹|color=black}} گفتند دور شو و گفتند این یکی آمد تا نزیل ما شود و پیوسته داوری میکند الآن با تو از ایشان بدتر کنیم پس بر آن مرد یعنی لوط بشدّت هجوم آورده نزدیک آمدند تا در را بشکنند ✡︎ {{verse|۱۹|۱۰|color=black}} آنگاه آن دو مرد دست خود را پیش آورده لوط را نزد خود بخانه درآوردند و در را بستند ✡︎ {{verse|۱۹|۱۱|color=black}} امّا آن اشخاصی را که بدر خانه بودند از خورد و بزرگ بکوری مبتلا کردند که از جستنِ در خویشتنرا خسته ساختند ✡︎ {{verse|۱۹|۱۲|color=black}} و آن دو مرد بلوط گفتند آیا کسی دیگر در اینجا داری دامادان و پسران و دختران خود و هر که را در شهر داری از این مکان بیرون آور ✡︎ {{verse|۱۹|۱۳|color=black}} زیرا که ما این مکانرا هلاک خواهیم ساخت چونکه فریاد شدید ایشان بحضور {{روخط|خداوند}} رسیده و {{روخط|خداوند}} ما را فرستاده است تا آنرا هلاک کنیم ✡︎ {{verse|۱۹|۱۴|color=black}} پس لوط بیرون رفته با دامادان خود که دختران او را گرفتند مکالمه کرده گفت برخیزید و از این مکان بیرون شوید زیرا {{روخط|خداوند}} این شهر را هلاک میکند امّا بنظر دامادان مسخره آمد ✡︎ {{verse|۱۹|۱۵|color=black}} و هنگام طلوع فجر آن دو فرشته لوطرا<noinclude></noinclude> qrj8yb4y74lvdgbv54k4tstywx5v8b8 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۳ 104 87460 289906 286052 2026-06-25T09:37:09Z Yoosef Pooranvary 1023 /* نمونه‌خوانی‌شده */ 289906 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم||سفر پیدایش ۱۹|۲۵}}{{خطکش}}</noinclude>شتابانیده گفتند برخیز و زن خود را با این دو دختر که حاضرند بردار مبادا در گناه شهر هلاک شوی ✡︎ {{verse|۱۹|۱۶|color=black}} و چون تأخیر مینمود آن مردان دست او و دست زنش و دست هر دو دخترشرا گرفتند چونکه {{روخط|خداوند}} بر وی شفقت نمود و او را بیرون آورده در خارج شهر گذاشتند ✡︎ {{verse|۱۹|۱۷|color=black}} و واقع شد چون ایشانرا بیرون آورده بودند که یکی بوی گفت جان خود را دریاب و از عقب منگر و در تمام وادی مَایست بلکه به کوه بگریز مبادا هلاک شوی ✡︎ {{verse|۱۹|۱۸|color=black}} لوط بدیشان گفت ای آقا چنین مباد ✡︎ {{verse|۱۹|۱۹|color=black}} همانا بنده‌ات در نظرت التفات یافته است و احسانی عظیم بمن کردی که جانم را رستگار ساختی و من قدرت آن ندارم که به کوه فرار کنم مبادا این بلا مرا فرو گیرد و بمیرم ✡︎ {{verse|۱۹|۲۰|color=black}} اینک این شهر نزدیک است تا بدان فرار کنم و نیز صغیر است اِذن بده تا بدان فرار کنم آیا صغیر نیست تا جانم زنده ماند ✡︎ {{verse|۱۹|۲۱|color=black}} بدو گفت اینک در این امر نیز تو را اجابت فرمودم تا شهری را که سفارش آن را نمودی واژگون نسازم ✡︎ {{verse|۱۹|۲۲|color=black}} بدان جا بزودی فرار کن زیرا که تا تو بدانجا نرسی هیچ نمیتوانم کرد از این سبب آنشهر مسمّی [[w:en:Zoara|بصوغر]] شد ✡︎ {{verse|۱۹|۲۳|color=black}} و چون آفتاب بر زمین طلوع کرد لوط بصُوغر داخل شد ✡︎ {{verse|۱۹|۲۴|color=black}} آنگاه {{روخط|خداوند}} بر سدوم و عموره گوگرد و آتش از حضور {{روخط|خداوند}} از آسمان بارانید ✡︎ {{verse|۱۹|۲۵|color=black}} و آن شهرها و تمام وادی و جمیع سکنهٔ شهرها و نباتات زمین را واژگون ساخت ✡︎ {{verse|۱۹|۲۶|color=black}} امّا زن او از عقب خود نگریسته ستونی از نمک گردید ✡︎ {{verse|۱۹|۲۷|color=black}} بامدادان ابراهیم برخاست و بسوی آنمکانیکه در آن بحضور {{روخط|خداوند}} ایستاده بود رفت ✡︎ {{verse|۱۹|۲۸|color=black}} و چون بسویِ سدوم و عموره و تمام زمین وادی نظر انداخت دید که اینک دود آن زمین چون دود کوره بالا میرود ✡︎ {{verse|۱۹|۲۹|color=black}} و هنگامیکه خدا شهرهای وادی را هلاک کرد خدا ابراهیم را بیاد آورد و لوط را از آن انقلاب بیرون آورد چون آنشهرهائیرا که لوط در آنها ساکن بود واژگون ساخت ✡︎ {{verse|۱۹|۳۰|color=black}} و لوط از صوغر برآمد و با دو دختر خود در کوه ساکن شد زیرا ترسید که در صوغر بماند پس با دو دختر خود در مغاره سکنی گرفت ✡︎ {{verse|۱۹|۳۱|color=black}} و دختر بزرگ بکوچک گفت پدر ما پیر شده و مردی بر روی زمین نیست که برحسب عادت کلّ جهان بما در آید ✡︎ {{verse|۱۹|۳۲|color=black}} بیا تا پدر خود را شراب بنوشانیم و با او همبستر شویم تا نسلی از پدر خود نگاهداریم ✡︎ {{verse|۱۹|۳۳|color=black}} پس در همان شب پدر خود را شراب نوشانیدند و دختر بزرگ آمده با پدر خویش هم خواب شد و او از خوابیدن<noinclude></noinclude> hvh0h0dzkqoexcywagikagqfff9w1os برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۴ 104 87461 289907 286053 2026-06-25T09:48:36Z Yoosef Pooranvary 1023 /* نمونه‌خوانی‌شده */ 289907 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم|۲۶|سفر پیدایش ۲۰|}}{{خطکش}}</noinclude>و برخاستن وی آگاه نشد ✡︎ {{verse|۱۹|۳۴|color=black}} و واقع شد که روز دیگر بزرگ بکوچک گفت اینک دوش با پدرم هم‌خواب شدم امشب نیز او را شراب بنوشانیم و تو بیا و با وی هم‌خواب شو تا نسلی از پدر خود نگاهداریم ✡︎ {{verse|۱۹|۳۵|color=black}} آنشب نیز پدر خود را شراب نوشانیدند و دختر کوچک هم‌خواب وی شد و او از خوابیدن و برخاستن وی آگاه نشد ✡︎ {{verse|۱۹|۳۶|color=black}} پس هر دو دختر لوط از پدر خود حامله شدند ✡︎ {{verse|۱۹|۳۷|color=black}} و آن بزرگ پسری زائیده او را موآب نام نهاد و او تا امروز پدر موآبیان است ✡︎ {{verse|۱۹|۳۸|color=black}} و کوچک نیز پسری بزاد و او را بن‌عَمّی نام نهاد وی تا بحال پدر بنی‌عمّونست ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب بیستم}}}} {{فصل|فصل=۲۰}} {{verse|۲۰|۱|color=black}} پس ابراهیم از انجا بسوی ارض جنوبی کوچ کرد و در میان قادش و شور ساکن شد و در جرار منزل گرفت ✡︎ {{verse|۲۰|۲|color=black}} و ابراهیم در خصوص زن خود ساره گفت که او خواهر من است و ابی مَلَک ملِک جرار فرستاده ساره را گرفت ✡︎ {{verse|۲۰|۳|color=black}} و خدا در رؤیای شب بر ابی‌ملک ظاهر شده بوی گفت اینک تو مردهٔ بسبب این زن که گرفتی زیرا که زوجهٔ دیگری می‌باشد ✡︎ {{verse|۲۰|۴|color=black}} و ابی‌ملک هنوز به او نزدیکی نکرده بود پس گفت ای خداوند آیا امّتی عادل را هلاک خواهی کرد ✡︎ {{verse|۲۰|۵|color=black}} مگر او بمن نگفت که او خواهر من است‌ و او نیز خود گفت که او برادر من است بساده‌دلی و پاک دستیٔ خود اینرا کردم ✡︎ {{verse|۲۰|۶|color=black}} خدا ویرا در رؤیا گفت من نیز میدانم که این را به ساده‌دلیٔ خود کردی و من نیز ترا نگاه داشتم که بمن خطا نورزی و از این سبب نگذاشتم که او را لمس نمائی ✡︎ {{verse|۲۰|۷|color=black}} پس الآن زوجهٔ این مرد را رد کن زیرا که او نبیّ است و برای تو دعا خواهد کرد تا زنده بمانی و اگر او را ردّ نکنی بدانکه تو و هر که از آنِ تو باشد هر آینه خواهید مرد ✡︎ {{verse|۲۰|۸|color=black}} بامدادان ابی‌ملک برخاسته، جمیع خادمان خود را طلبیده همهٔ این امور را بسمع ایشان رسانید و ایشان بسیار ترسان شدند ✡︎ {{verse|۲۰|۹|color=black}} پس ابی‌مَلَک ابراهیم را خوانده بدو گفت بما چه کردی و بتو چه گناه کرده بودم که بر من و بر مملکت من گناهی عظیم آوردی و کارهای ناکردنی بمن کردی ✡︎ {{verse|۲۰|۱۰|color=black}} و ابی‌ملک بابراهیم گفت چه دیدی که این کار را کردی ✡︎ {{verse|۲۰|۱۱|color=black}} ابراهیم گفت زیرا گمان بردم که خداترسی در این مکان نباشد و مرا بجهة زوجه‌ام خواهند کشت ✡︎ {{verse|۲۰|۱۲|color=black}} و فی‌الواقع نیز او خواهر من<noinclude></noinclude> pvx4ik93pfakht56377ccu5urt3ody7 289908 289907 2026-06-25T09:59:16Z Yoosef Pooranvary 1023 289908 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم|۲۶|سفر پیدایش ۲۰|}}{{خطکش}}</noinclude>و برخاستن وی آگاه نشد ✡︎ {{verse|۱۹|۳۴|color=black}} و واقع شد که روز دیگر بزرگ بکوچک گفت اینک دوش با پدرم هم‌خواب شدم امشب نیز او را شراب بنوشانیم و تو بیا و با وی هم‌خواب شو تا نسلی از پدر خود نگاهداریم ✡︎ {{verse|۱۹|۳۵|color=black}} آنشب نیز پدر خود را شراب نوشانیدند و دختر کوچک هم‌خواب وی شد و او از خوابیدن و برخاستن وی آگاه نشد ✡︎ {{verse|۱۹|۳۶|color=black}} پس هر دو دختر لوط از پدر خود حامله شدند ✡︎ {{verse|۱۹|۳۷|color=black}} و آن بزرگ پسری زائیده او را موآب نام نهاد و او تا امروز پدر [[w:موآب|موآبیان]] است ✡︎ {{verse|۱۹|۳۸|color=black}} و کوچک نیز پسری بزاد و او را بن‌عَمّی نام نهاد وی تا بحال پدر [[w:عمون (پادشاهی)|بنی‌عمّونست]] ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب بیستم}}}} {{فصل|فصل=۲۰}} {{verse|۲۰|۱|color=black}} پس ابراهیم از انجا بسوی ارض جنوبی کوچ کرد و در میان [[w:قادش برنیع|قادش]] و [[w:en:Shur (Bible)|شور]] ساکن شد و در [[w:جرار|جرار]] منزل گرفت ✡︎ {{verse|۲۰|۲|color=black}} و ابراهیم در خصوص زن خود ساره گفت که او خواهر من است و [[w:آویملک|ابی مَلَک]] ملِک جرار فرستاده ساره را گرفت ✡︎ {{verse|۲۰|۳|color=black}} و خدا در رؤیای شب بر ابی‌ملک ظاهر شده بوی گفت اینک تو مردهٔ بسبب این زن که گرفتی زیرا که زوجهٔ دیگری می‌باشد ✡︎ {{verse|۲۰|۴|color=black}} و ابی‌ملک هنوز به او نزدیکی نکرده بود پس گفت ای خداوند آیا امّتی عادل را هلاک خواهی کرد ✡︎ {{verse|۲۰|۵|color=black}} مگر او بمن نگفت که او خواهر من است‌ و او نیز خود گفت که او برادر من است بساده‌دلی و پاک دستیٔ خود اینرا کردم ✡︎ {{verse|۲۰|۶|color=black}} خدا ویرا در رؤیا گفت من نیز میدانم که این را به ساده‌دلیٔ خود کردی و من نیز ترا نگاه داشتم که بمن خطا نورزی و از این سبب نگذاشتم که او را لمس نمائی ✡︎ {{verse|۲۰|۷|color=black}} پس الآن زوجهٔ این مرد را رد کن زیرا که او نبیّ است و برای تو دعا خواهد کرد تا زنده بمانی و اگر او را ردّ نکنی بدانکه تو و هر که از آنِ تو باشد هر آینه خواهید مرد ✡︎ {{verse|۲۰|۸|color=black}} بامدادان ابی‌ملک برخاسته، جمیع خادمان خود را طلبیده همهٔ این امور را بسمع ایشان رسانید و ایشان بسیار ترسان شدند ✡︎ {{verse|۲۰|۹|color=black}} پس ابی‌مَلَک ابراهیم را خوانده بدو گفت بما چه کردی و بتو چه گناه کرده بودم که بر من و بر مملکت من گناهی عظیم آوردی و کارهای ناکردنی بمن کردی ✡︎ {{verse|۲۰|۱۰|color=black}} و ابی‌ملک بابراهیم گفت چه دیدی که این کار را کردی ✡︎ {{verse|۲۰|۱۱|color=black}} ابراهیم گفت زیرا گمان بردم که خداترسی در این مکان نباشد و مرا بجهة زوجه‌ام خواهند کشت ✡︎ {{verse|۲۰|۱۲|color=black}} و فی‌الواقع نیز او خواهر من<noinclude></noinclude> gfaifl1v25vehfuhxzap8ok7hi4rkx2 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۵ 104 87462 289911 286054 2026-06-25T10:16:30Z Yoosef Pooranvary 1023 /* نمونه‌خوانی‌شده */ 289911 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم|۲۷|سفر پیدایش ۲۱|}}{{خطکش}}</noinclude>است دختر پدرم امّا نه دختر مادرم و زوجهٔ من شد ✡︎ {{verse|۲۰|۱۳|color=black}} و هنگامیکه خدا مرا از خانهٔ پدرم آواره کرد او را گفتم احسانیکه بمن باید کرد اینست که هر جا برویم دربارهٔ من بگوئی که او برادر من است ✡︎ {{verse|۲۰|۱۴|color=black}} پس اَبی‌مَلَک گوسفندان و گاوان و غلامان و کنیزان گرفته بابراهیم بخشید و زوجه‌اش ساره را بوی ردّ کرد ✡︎ {{verse|۲۰|۱۵|color=black}} و ابی‌ملک گفت اینک زمین من پیش روی تست هر جا که پسند نظرت افتد ساکن شو ✡︎ {{verse|۲۰|۱۶|color=black}} و بساره گفت اینک هزار مثقال نقره ببرادرت دادم همانا او برای تو پردهٔ چشم است نزد همهٔ کسانیکه با تو هستند و نزد همهٔ دیگران پس انصاف تو داده شد ✡︎ {{verse|۲۰|۱۷|color=black}} و ابراهیم نزد خدا دعا کرد و خدا ابی‌ملک و زوجهٔ او و کنیزانش را شفا بخشید تا اولاد بهم رسانیدند ✡︎ {{verse|۲۰|۱۸|color=black}} زیرا {{روخط|خداوند}} رَحِمهای تمام اهل بیت ابیملک را بخاطر ساره زوجهٔ ابراهیم بسته بود ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب بیست و یکم}}}} {{فصل|۲۱}} {{verse|۲۱|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} برحسب وعدهٔ خود از ساره تفقّد نمود و {{روخط|خداوند}} آنچه بساره گفته بود بجا آورد ✡︎ {{verse|۲۱|۲|color=black}} و ساره حامله شده از ابراهیم در پیریش پسری زائید در وقتیکه خدا بوی گفته بود ✡︎ {{verse|۲۱|۳|color=black}} و ابراهیم پسر مولود خود را که ساره از وی زائید [[w:اسحاق|اسحق]] نام نهاد ✡︎ {{verse|۲۱|۴|color=black}} و ابراهیم پسر خود اسحق را چون هشت روزه بود مختون ساخت چنانکه خدا او را امر فرموده بود ✡︎ {{verse|۲۱|۵|color=black}} و ابراهیم در هنگام ولادت پسرش اسحق صد ساله بود ✡︎ {{verse|۲۱|۶|color=black}} و ساره گفت خدا خنده برای من ساخت و هر که بشنود با من خواهد خندید ✡︎ {{verse|۲۱|۷|color=black}} و گفت که بود که بابراهیم بگوید ساره اولاد را شیر خواهد داد زیرا که پسری برای وی در پیریش زائیدم ✡︎ {{verse|۲۱|۸|color=black}} و آن پسر نموّ کرد تا او را از شیر بازگرفتند و در روزیکه اسحق را از شیر بازداشتند ابراهیم ضیافتی عظیم کرد ✡︎ {{verse|۲۱|۹|color=black}} آنگاه ساره پسر هاجر مصریرا که از ابراهیم زائیده بود دید که خنده می‌کند ✡︎ {{verse|۲۱|۱۰|color=black}} پس بابراهیم گفت این کنیز را با پسرش بیرون کن زیرا که پسر کنیز با پسر من اسحق وارث نخواهد بود ✡︎ {{verse|۲۱|۱۱|color=black}} امّا این امر بنظر ابراهیم دربارهٔ پسرش بسیار سخت آمد ✡︎ {{verse|۲۱|۱۲|color=black}} خدا بابراهیم گفت دربارهٔ پسر خود و کنیزت بنظرت سخت نیاید بلکه هر آنچه ساره بتو گفته است سخن او را بشنو زیرا که ذریّت تو از اسحق خوانده خواهد شد ✡︎ {{verse|۲۱|۱۳|color=black}} و از پسر کنیز<noinclude></noinclude> e5i4v84qw6a8hn3f285aanx0cnehlkq 289912 289911 2026-06-25T10:17:18Z Yoosef Pooranvary 1023 289912 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم||سفر پیدایش ۲۱|۲۷}}{{خطکش}}</noinclude>است دختر پدرم امّا نه دختر مادرم و زوجهٔ من شد ✡︎ {{verse|۲۰|۱۳|color=black}} و هنگامیکه خدا مرا از خانهٔ پدرم آواره کرد او را گفتم احسانیکه بمن باید کرد اینست که هر جا برویم دربارهٔ من بگوئی که او برادر من است ✡︎ {{verse|۲۰|۱۴|color=black}} پس اَبی‌مَلَک گوسفندان و گاوان و غلامان و کنیزان گرفته بابراهیم بخشید و زوجه‌اش ساره را بوی ردّ کرد ✡︎ {{verse|۲۰|۱۵|color=black}} و ابی‌ملک گفت اینک زمین من پیش روی تست هر جا که پسند نظرت افتد ساکن شو ✡︎ {{verse|۲۰|۱۶|color=black}} و بساره گفت اینک هزار مثقال نقره ببرادرت دادم همانا او برای تو پردهٔ چشم است نزد همهٔ کسانیکه با تو هستند و نزد همهٔ دیگران پس انصاف تو داده شد ✡︎ {{verse|۲۰|۱۷|color=black}} و ابراهیم نزد خدا دعا کرد و خدا ابی‌ملک و زوجهٔ او و کنیزانش را شفا بخشید تا اولاد بهم رسانیدند ✡︎ {{verse|۲۰|۱۸|color=black}} زیرا {{روخط|خداوند}} رَحِمهای تمام اهل بیت ابیملک را بخاطر ساره زوجهٔ ابراهیم بسته بود ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب بیست و یکم}}}} {{فصل|۲۱}} {{verse|۲۱|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} برحسب وعدهٔ خود از ساره تفقّد نمود و {{روخط|خداوند}} آنچه بساره گفته بود بجا آورد ✡︎ {{verse|۲۱|۲|color=black}} و ساره حامله شده از ابراهیم در پیریش پسری زائید در وقتیکه خدا بوی گفته بود ✡︎ {{verse|۲۱|۳|color=black}} و ابراهیم پسر مولود خود را که ساره از وی زائید [[w:اسحاق|اسحق]] نام نهاد ✡︎ {{verse|۲۱|۴|color=black}} و ابراهیم پسر خود اسحق را چون هشت روزه بود مختون ساخت چنانکه خدا او را امر فرموده بود ✡︎ {{verse|۲۱|۵|color=black}} و ابراهیم در هنگام ولادت پسرش اسحق صد ساله بود ✡︎ {{verse|۲۱|۶|color=black}} و ساره گفت خدا خنده برای من ساخت و هر که بشنود با من خواهد خندید ✡︎ {{verse|۲۱|۷|color=black}} و گفت که بود که بابراهیم بگوید ساره اولاد را شیر خواهد داد زیرا که پسری برای وی در پیریش زائیدم ✡︎ {{verse|۲۱|۸|color=black}} و آن پسر نموّ کرد تا او را از شیر بازگرفتند و در روزیکه اسحق را از شیر بازداشتند ابراهیم ضیافتی عظیم کرد ✡︎ {{verse|۲۱|۹|color=black}} آنگاه ساره پسر هاجر مصریرا که از ابراهیم زائیده بود دید که خنده می‌کند ✡︎ {{verse|۲۱|۱۰|color=black}} پس بابراهیم گفت این کنیز را با پسرش بیرون کن زیرا که پسر کنیز با پسر من اسحق وارث نخواهد بود ✡︎ {{verse|۲۱|۱۱|color=black}} امّا این امر بنظر ابراهیم دربارهٔ پسرش بسیار سخت آمد ✡︎ {{verse|۲۱|۱۲|color=black}} خدا بابراهیم گفت دربارهٔ پسر خود و کنیزت بنظرت سخت نیاید بلکه هر آنچه ساره بتو گفته است سخن او را بشنو زیرا که ذریّت تو از اسحق خوانده خواهد شد ✡︎ {{verse|۲۱|۱۳|color=black}} و از پسر کنیز<noinclude></noinclude> k47o1jzbup02i8tgkacyeq7xtsukhxw برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۶ 104 87463 289915 286055 2026-06-25T10:44:59Z Yoosef Pooranvary 1023 /* نمونه‌خوانی‌شده */ 289915 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم|۲۸|سفر پیدایش ۲۱|}}{{خطکش}}</noinclude>نیز اُمّتی بوجود آورم زیرا که او نسل تو است ✡︎ {{verse|۲۱|۱۴|color=black}} بامدادان ابراهیم برخاسته نان و مَشکی از آب گرفته بهاجر داد، و آنها را بر دوش وی نهاد و او را با پسر روانه کرد پس رفت و در بیابان [[w:بئرشبع|بئرشبع]] میگشت ✡︎ {{verse|۲۱|۱۵|color=black}} و چون آب مشک تمام شد پسر را زیر بوتهٔ گذاشت ✡︎ {{verse|۲۱|۱۶|color=black}} و بمسافت تیر پرتابی رفته در مقابل وی بنشست زیرا گفت موت پسر را نه‌بینم و در مقابل او نشسته آواز خود را بلند کرد و بگریست ✡︎ {{verse|۲۱|۱۷|color=black}} و خدا آواز پسر را بشنید و فرشتهٔ خدا از آسمان هاجر را ندا کرده ویرا گفت ای هاجر ترا چه شد ترسان مباش زیرا خدا آواز پسر را در آنجائیکه اوست شنیده است ✡︎ {{verse|۲۱|۱۸|color=black}} برخیز و پسر را برداشته او را بدست خود بگیر زیرا که از او امّتی عظیم بوجود خواهم آورد ✡︎ {{verse|۲۱|۱۹|color=black}} و خدا چشمان او را باز کرد تا چاه آبی دید پس رفته مشک را از آب پر کرد و پسر را نوشانید ✡︎ {{verse|۲۱|۲۰|color=black}} و خدا با آن پسر میبود. و او نموّ کرده ساکن صحرا شد و در تیراندازی بزرگ گردید ✡︎ {{verse|۲۱|۲۱|color=black}} و در صحرای [[w:پاران|فاران]] ساکن شد و مادرش زنی از زمین مصر برایش گرفت ✡︎ {{verse|۲۱|۲۲|color=black}} و واقع شد در آن زمانی که ابی‌ملک و [[w:en:Phicol|فیکول]] که سپهسالار او بود ابراهیم را عرض کرده گفتند که خدا در آنچه می‌کنی با تست ✡︎ {{verse|۲۱|۲۳|color=black}} اکنون برای من در اینجا بخدا سوگند بخور که با من و نسل من و ذریّت من خیانت نخواهی کرد بلکه برحسب احسانیکه با تو کرده‌ام با من و با زمینی که در آن غربت پذیرفتی عمل خواهی نمود ✡︎ {{verse|۲۱|۲۴|color=black}} ابراهیم گفت من سوگند می‌خورم ✡︎ {{verse|۲۱|۲۵|color=black}} و ابراهیم ابی‌مَلَک را تنبیه کرد بسبب چاه آبی که خادمان ابی‌ملک، از او بزور گرفته بودند ✡︎ {{verse|۲۱|۲۶|color=black}} ابی‌مَلَک گفت نمی‌دانم کیست که این کار را کرده است و تو نیز مرا خبر ندادی و من هم تا امروز نشنیده بودم ✡︎ {{verse|۲۱|۲۷|color=black}} و ابراهیم گوسفندان و گاوان گرفته به ابیملک داد و با یکدیگر عهد بستند ✡︎ {{verse|۲۱|۲۸|color=black}} و ابراهیم هفت بره از گله جدا ساخت ✡︎ و ابی‌مَلَک بابراهیم گفت این هفت برهٔ ماده که جدا ساختی چیست ✡︎ {{verse|۲۱|۲۹|color=black}} گفت که این هفت برهٔ ماده را از دست من قبول فرمای تا شهادت باشد که این چاه را من حفر نمودم ✡︎ {{verse|۲۱|۳۰|color=black}} از این سبب آن مکان را بئرشبع نامید زیرا که در آنجا با یکدیگر قسم خوردند ✡︎ {{verse|۲۱|۳۱|color=black}} و چون آنعهد را در بئرشبع بسته بودند ابیملک با سپهسالار خود فیکول برخاسته بزمین فلسطینیان مراجعت کردند ✡︎ {{verse|۲۱|۳۲|color=black}} و ابراهیم در بئرشبع [[w:شورگز|شوره‌کزی]] غرس نمود و در آنجا به نام یَهوَه خدای سرمدی دعا نمود ✡︎ {{verse|۲۱|۳۳|color=black}} پس ابراهیم در زمین فلسطینیان ایّام بسیاری بسر برد ✡︎<noinclude></noinclude> 5cxmbfycs74slu196nlqsohvjqyqrr9 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۷ 104 87464 289916 286056 2026-06-25T10:55:12Z Yoosef Pooranvary 1023 /* نمونه‌خوانی‌شده */ 289916 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم||سفر پیدایش ۲۲|۲۹}}{{خطکش}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب بیست و دویم}}}} {{فصل|۲۱}} {{verse|۲۲|۱|color=black}} و واقع شد بعد از این وقایع که خدا ابراهیم را امتحان کرده بدو گفت ای ابراهیم عرض کرد لبّیک ✡︎ {{verse|۲۲|۲|color=black}} گفت اکنون پسر خود را که یگانهٔ تست و او را دوست میداری یعنی اسحق را بردار و بزمین موریا برو و او را در آنجا بر یکی از کوههائیکه بتو نشان میدهم برای قربانیٔ سوختنی بگذران ✡︎ {{verse|۲۲|۳|color=black}} بامدادان ابراهیم برخاسته الاغ خود را بیاراست و دو نفر از نوکران خود را با پسر خویش اسحق برداشته و هیزم برای قربانیٔ سوختنی شکسته روانه شد و بسوی آن مکانیکه خدا او را فرموده بود رفت ✡︎ {{verse|۲۲|۴|color=black}} و در روز سیّم ابراهیم چشمان خود را بلند کرده آنمکانرا از دور دید ✡︎ {{verse|۲۲|۵|color=black}} آنگاه ابراهیم بخادمان خود گفت شما در اینجا نزد الاغ بمانید تا من با پسر بدانجا رویم و عبادت کرده نزد شما باز آئیم ✡︎ {{verse|۲۲|۶|color=black}} پس ابراهیم هیزم قربانیٔ سوختنی را گرفته بر پسر خود اسحق نهاد و آتش و کارد را بدست خود گرفت و هر دو با هم میرفتند ✡︎ {{verse|۲۲|۷|color=black}} و اسحق پدر خود ابراهیم را خطاب کرده گفت ای پدر من گفت ای پسر من لبّیک گفت اینک آتش و هیزم لکن برهٔقربانی کجاست ✡︎ {{verse|۲۲|۸|color=black}} ابراهیم گفت ای پسر من خدا برهٔ قربانی را برای خود مهیّا خواهد ساخت و هر دو با هم رفتند ✡︎ {{verse|۲۲|۹|color=black}} چون بدان مکانیکه خدا بدو فرموده بود رسیدند ابراهیم در آنجا مذبح را بنا نمود و هیزمرا برهم نهاد و پسر خود اسحق را بسته بالای هیزم بر مذبح گذاشت ✡︎ {{verse|۲۲|۱۰|color=black}} و ابراهیم دست خود را دراز کرده کارد را گرفت تا پسر خویش را ذبح نماید ✡︎ {{verse|۲۲|۱۱|color=black}} در حال فرشتهٔ {{روخط|خداوند}} از آسمان ویرا ندا درداد و گفت ای ابراهیم ای ابراهیم عرض کرد لبّیک ✡︎ {{verse|۲۲|۱۲|color=black}} گفت دست خود را بر پسر دراز مکن و بدو هیچ مکن زیرا که الآن دانستم که تو از خدا میترسی چونکه پسر یگانهٔ خود را از من دریغ نداشتی ✡︎ {{verse|۲۲|۱۳|color=black}} آنگاه ابراهیم چشمان خود را بلند کرده دید که اینک قوچی در عقب وی در بیشهٔ بشاخهایش گرفتار شده پس ابراهیم رفت و قوچ را گرفته آن را در عوض پسر خود برای قربانیٔ سوختنی گذرانید ✡︎ {{verse|۲۲|۱۴|color=black}} و ابراهیم آن موضع را یهُوَه یریَ نامید چنانکه تا امروز گفته می‌شود در کوه یَهُوَه دیده خواهد شد ✡︎ {{verse|۲۲|۱۵|color=black}} بار دیگر فرشتهٔ خداوند بابراهیم از آسمان ندا در داد ✡︎ {{verse|۲۲|۱۶|color=black}} و گفت {{روخط|خداوند}} میگوید بذات خود قسم میخورم چونکه این کار راکردی و پسر یگانهٔ خود را دریغ<noinclude></noinclude> bh76mpkdh6whbn8tadoyvr52b9goemn 289918 289916 2026-06-25T10:58:57Z Yoosef Pooranvary 1023 289918 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم||سفر پیدایش ۲۲|۲۹}}{{خطکش}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب بیست و دویم}}}} {{فصل|۲۱}} {{verse|۲۲|۱|color=black}} و واقع شد بعد از این وقایع که خدا ابراهیم را امتحان کرده بدو گفت ای ابراهیم عرض کرد لبّیک ✡︎ {{verse|۲۲|۲|color=black}} گفت اکنون پسر خود را که یگانهٔ تست و او را دوست میداری یعنی اسحق را بردار و بزمین [[w:کوه موریا|موریا]] برو و او را در آنجا بر یکی از کوههائیکه بتو نشان میدهم برای قربانیٔ سوختنی بگذران ✡︎ {{verse|۲۲|۳|color=black}} بامدادان ابراهیم برخاسته الاغ خود را بیاراست و دو نفر از نوکران خود را با پسر خویش اسحق برداشته و هیزم برای قربانیٔ سوختنی شکسته روانه شد و بسوی آن مکانیکه خدا او را فرموده بود رفت ✡︎ {{verse|۲۲|۴|color=black}} و در روز سیّم ابراهیم چشمان خود را بلند کرده آنمکانرا از دور دید ✡︎ {{verse|۲۲|۵|color=black}} آنگاه ابراهیم بخادمان خود گفت شما در اینجا نزد الاغ بمانید تا من با پسر بدانجا رویم و عبادت کرده نزد شما باز آئیم ✡︎ {{verse|۲۲|۶|color=black}} پس ابراهیم هیزم قربانیٔ سوختنی را گرفته بر پسر خود اسحق نهاد و آتش و کارد را بدست خود گرفت و هر دو با هم میرفتند ✡︎ {{verse|۲۲|۷|color=black}} و اسحق پدر خود ابراهیم را خطاب کرده گفت ای پدر من گفت ای پسر من لبّیک گفت اینک آتش و هیزم لکن برهٔقربانی کجاست ✡︎ {{verse|۲۲|۸|color=black}} ابراهیم گفت ای پسر من خدا برهٔ قربانی را برای خود مهیّا خواهد ساخت و هر دو با هم رفتند ✡︎ {{verse|۲۲|۹|color=black}} چون بدان مکانیکه خدا بدو فرموده بود رسیدند ابراهیم در آنجا مذبح را بنا نمود و هیزمرا برهم نهاد و پسر خود اسحق را بسته بالای هیزم بر مذبح گذاشت ✡︎ {{verse|۲۲|۱۰|color=black}} و ابراهیم دست خود را دراز کرده کارد را گرفت تا پسر خویش را ذبح نماید ✡︎ {{verse|۲۲|۱۱|color=black}} در حال فرشتهٔ {{روخط|خداوند}} از آسمان ویرا ندا درداد و گفت ای ابراهیم ای ابراهیم عرض کرد لبّیک ✡︎ {{verse|۲۲|۱۲|color=black}} گفت دست خود را بر پسر دراز مکن و بدو هیچ مکن زیرا که الآن دانستم که تو از خدا میترسی چونکه پسر یگانهٔ خود را از من دریغ نداشتی ✡︎ {{verse|۲۲|۱۳|color=black}} آنگاه ابراهیم چشمان خود را بلند کرده دید که اینک قوچی در عقب وی در بیشهٔ بشاخهایش گرفتار شده پس ابراهیم رفت و قوچ را گرفته آن را در عوض پسر خود برای قربانیٔ سوختنی گذرانید ✡︎ {{verse|۲۲|۱۴|color=black}} و ابراهیم آن موضع را [[w:en:Jehovah-jireh|یهُوَه یریَ]] نامید چنانکه تا امروز گفته می‌شود در کوه یَهُوَه دیده خواهد شد ✡︎ {{verse|۲۲|۱۵|color=black}} بار دیگر فرشتهٔ خداوند بابراهیم از آسمان ندا در داد ✡︎ {{verse|۲۲|۱۶|color=black}} و گفت {{روخط|خداوند}} میگوید بذات خود قسم میخورم چونکه این کار راکردی و پسر یگانهٔ خود را دریغ<noinclude></noinclude> o4li2sr5gd792hjfwboyf2gl2gbfd7o برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۸ 104 87465 289920 286057 2026-06-25T11:12:16Z Yoosef Pooranvary 1023 /* نمونه‌خوانی‌شده */ 289920 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Yoosef Pooranvary" />{{سصم|۳۰|سفر پیدایش ۲۲|}}{{خطکش}}</noinclude>نداشتی ✡︎ {{verse|۲۲|۱۷|color=black}} هر آینه تو را برکت دهم و ذریّت ترا کثیر سازم مانند ستارگان آسمان و مثل ریگهائی که بر کنارهٔ دریاست و ذریّت تو دروازه‌هایِ دشمنان خود را متصرّف خواهند شد ✡︎ {{verse|۲۲|۱۸|color=black}} و از ذریّت تو جمیع امّتهای زمین برکت خواهند یافت چونکه قول مرا شنیدی ✡︎ {{verse|۲۲|۱۹|color=black}} پس ابراهیم نزد نوکران خود برگشت و ایشان برخاسته به بئرشَبَع با هم آمدند و ابراهیم در بئرشَبَع ساکن شد ✡︎ {{verse|۲۲|۲۰|color=black}} و واقع شد بعد از این امور که به ابراهیم خبر داده گفتند اینک مِلْکَه نیز برای برادرت ناحور پسران زائیده است ✡︎ {{verse|۲۲|۲۱|color=black}} یعنی نخست‌زادهٔ او عوص و برادرش بوز و قَمُوئیل پدر اَرام ✡︎ {{verse|۲۲|۲۲|color=black}} و کاسَد و حَزُو و فِلداش و یِدْلاف و بَتُوئیل ✡︎ {{verse|۲۲|۲۳|color=black}} و بَتُوئیل رِفقَه را آورده است • این هشت را مِلْکَه برای ناحور برادر ابراهیم زائید ✡︎ {{verse|۲۲|۲۴|color=black}} و کنیز او که رَؤمَه نام داشت او نیز طابَح و جاحَم و تاحَش و مَعَکَه را زایید ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب بیست و سیّم}}}} {{فصل|۲۳}} {{verse|۲۳|۱|color=black}} و ایّام زندگانیٔ ساره صد و بیست و هفت سال بود این است سالهای عمر ساره ✡︎ {{verse|۲۳|۲|color=black}} و ساره در قریهٔ اربع که حبرون باشد در زمین کنعان مرد و ابراهیم آمد تا برای ساره ماتم و گریه کند ✡︎ {{verse|۲۳|۳|color=black}} و ابراهیم از نزد مِیّت خود برخاست و بنی‌حِتّ را خطاب کرده گفت ✡︎ {{verse|۲۳|۴|color=black}} من نزد شما غریب و نزیل هستم قبری از نزد خود بملکیّت من دهید تا میّت خود را از پیش روی خود دفن کنم ✡︎ {{verse|۲۳|۵|color=black}} پس بنی‌حِتّ در جواب ابراهیم گفتند ✡︎ {{verse|۲۳|۶|color=black}} ای مولای من سخن ما را بشنو تو در میان ما رئیس خدا هستی • در بهترین مقبرهای ما میّت خود را دفن کن هیچ‌کدام از ما قبر خویش را از تو دریغ نخواهد داشت که میّت خود را دفن کنی ✡︎ {{verse|۲۳|۷|color=black}} پس ابراهیم برخاست و نزد اهل آن زمین یعنی بنی‌حِتّ تعظیم نمود ✡︎ {{verse|۲۳|۸|color=black}} و ایشان را خطاب کرده گفت اگر مرضیّ شما باشد که میّت خود را از نزد خود دفن کنم سخن مرا بشنوید و به عفرون بن صوحار برای من سفارش کنید ✡︎ {{verse|۲۳|۹|color=black}} تا مغارهٔ مکفیله را که از املاک او در کنار زمینش واقع است به من دهد بقیمت تمام در میان شما برای قبر بملکیّت من بسپارد ✡︎ {{verse|۲۳|۱۰|color=black}} و عفرون در میان بنی‌حِتّ نشسته بود پس عفرونِ حتّی در مسامع بنی‌حِتّ یعنی همه که بدروازهٔ شهر او داخل میشدند در جواب ابراهیم گفت ✡︎ {{verse|۲۳|۱۱|color=black}} ای مولای من نی سخن مرا بشنو آن زمین را بتو می‌بخشم و مغارهٔ را<noinclude></noinclude> 35hftc3lc80v7tb3ugx2cghys70f5cv برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۲۰ 104 87478 289509 286082 2026-06-24T17:04:04Z Hanooz 17889 289509 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="2" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>میزبانت آید بتو گوید ای دوست برتر نشین آنگاه تو را در حضور مجلسیان عزّت خواهد بود * {{verse|۱۴|۱۱|color=black}} زیرا هر که خود را بزرگ سازد ذلیل گردد و هر که خویشتن را فرود آرد سرافراز گردد * {{verse|۱۴|۱۲|color=black}} پس بآن کسی که از او وعده خواسته بود نیز گفت وقتی که چاشت یا شام دهی دوستان یا برادران یا خویشان یا همسایگانِ دولتمند خود را دعوت مکن مبادا ایشان نیز تو را بخوانند و تو را عوض داده شود * {{verse|۱۴|۱۳|color=black}} بلکه چون ضیافت کنی فقیران و لنگان و شلاّن و کوران را دعوت کن * {{verse|۱۴|۱۴|color=black}} که خجسته خواهی بود زیرا ندارند که تو را عوض دهند و در قیامت عادلان بتو جزا عطا خواهد شد * {{verse|۱۴|۱۵|color=black}} آنگاه یکی از مجلسیان چون این سخن را شنید گفت خوشابحال کسی که در ملکوت خدا غذا خورَد * {{verse|۱۴|۱۶|color=black}} به وی گفت شخصی ضیافتیعظیم نمود و بسیاری را دعوت نمود * {{verse|۱۴|۱۷|color=black}} پس چون وقت شام رسید غلام خود را فرستاد تا دعوت شدگان را گوید بیایید زیرا که الحال همهچیز حاضر است * {{verse|۱۴|۱۸|color=black}} لیکن همهٔ بیک رای عذرخواهی آغاز کردند اوّلی گفت مزرعهای خریدم و ناچار باید بروم آن را ببینم از تو خواهش دارم مرا معذور داری * {{verse|۱۴|۱۹|color=black}} و دیگری گفت پنج جفت گاو خریدهام میروم تا آنها را بیازمایم بتو التماس دارم مرا عفو نمائی * {{verse|۱۴|۲۰|color=black}} سومی گفت زنی گرفتهام و از این سبب نمیتوانم بیایم * {{verse|۱۴|۲۱|color=black}} پس آن غلام آمده مولای خود را از این امور مطلّع ساخت آنگاه صاحب خانه غضب نموده بغلام خود فرمود ببازارها و کوچههای شهر بشتاب و فقیران و لنگان و شلاّن و کوران را در اینجا بیاور * {{verse|۱۴|۲۲|color=black}} پس غلام گفت ای آقا آنچه فرمودی شد و هنوز جای باقی است * {{verse|۱۴|۲۳|color=black}} پس آقا بغلام گفت براهها و مرزها بیرون رفته مردم را بالحاح بیاور تا خانهٔ من پُر شود * {{verse|۱۴|۲۴|color=black}} زیرا بشما میگویم هیچیک از آنانی که دعوت شده بودند شام مرا نخواهد چشید * {{verse|۱۴|۲۵|color=black}} و هنگامی که جمعی کثیر همراه او میرفتند روی گردانیده بدیشان گفت * {{verse|۱۴|۲۶|color=black}} اگر کسی نزد من آید و پدر و مادر و زن و اولاد و برادران و خواهران حتّی جان خود را نیز دشمن ندارد شاگرد من نمیتواند بود * {{verse|۱۴|۲۷|color=black}} و هر که صلیب خود را برندارد و از عقب من نیاید نمیتواند شاگرد من گردد * {{verse|۱۴|۲۸|color=black}} زیرا کیست از شما که قصد بنای برجیداشته باشد و اوّل ننشیند تا برآوُردِ خرج آن را بکند که آیا قوّت تمام کردنِ آن دارد یا نه * {{verse|۱۴|۲۹|color=black}} که مبادا چون بنیادش نهاد و قادر بر تمام کردنش نشد هر که بیند تمسخرکنان گوید * {{verse|۱۴|۳۰|color=black}} این شخص عمارتی شروع<noinclude></noinclude> o6zu69iqs6ixhscvgoubtrkjxytptau برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۲۱ 104 87479 289510 286083 2026-06-24T17:04:48Z Hanooz 17889 289510 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="2" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>کرده نتوانست بانجامش رساند * {{verse|۱۴|۳۱|color=black}} یا کدام پادشاه است که برای مقاتله با پادشاه دیگر برود جز اینکه اوّل نشسته تأمّل نماید که آیا با ده هزار سپاه قدرتِ مقاومت کسی را دارد که با بیست هزار لشکر بر وی میآید * {{verse|۱۴|۳۲|color=black}} والاّ چون او هنوز دور است ایلچیای فرستاده شروط صلح را از او درخواست کند * {{verse|۱۴|۳۳|color=black}} پس همچنین هر یکی از شما که تمام مایملک خود را ترک نکند نمیتواند شاگرد من شود * {{verse|۱۴|۳۴|color=black}} نمک نیکو است ولی هرگاه نمک فاسد شد بچه چیز اصلاح پذیرد * {{verse|۱۴|۳۵|color=black}} نه برای زمین مصرفی دارد و نه برای مزبله بلکه بیرونش میریزند آنکه گوش شنوا دارد بشنود * {{وسط|{{روخط|باب پانزدهم}}}} {{فصل|۱۵}} {{verse|۱۵|۱|color=black}} و چون همهٔ باجگیران و گناهکاران بهنزدش میآمدند تا کلام او را بشنوند * {{verse|۱۵|۲|color=black}} فریسیان و کاتبان همهمهکنان میگفتند این شخص گناهکاران را میپذیرد و با ایشان میخورَد * {{verse|۱۵|۳|color=black}} پس برای ایشان این مثل را زده گفت * {{verse|۱۵|۴|color=black}} کیست از شما که صد گوسفند داشته باشد و یکی از آنها گم شود که آن نود و نه را در صحرا نگذارد و از عقب آن گمشده نرود تا آن را بیابد * {{verse|۱۵|۵|color=black}} پس چون آن را یافت بشادی بر دوش خود میگذارد * {{verse|۱۵|۶|color=black}} و بخانه آمده دوستان و همسایگان را میطلبد و بدیشان میگوید با منشادی کنید زیرا گوسفند گمشده خود را یافتهام * {{verse|۱۵|۷|color=black}} به شما میگویم که بر این منوال خوشی در آسمان رخ مینماید بهسبب توبه یک گناهکار بیشتر از برای نود و نه عادل که احتیاج بتوبه ندارند * {{verse|۱۵|۸|color=black}} یا کدام زن است که ده درهم داشته باشد هرگاه یک درهم گم شود چراغی افروخته خانه را جاروب نکند و بدقّت تفحّص ننماید تا آن را بیابد * {{verse|۱۵|۹|color=black}} و چون یافت دوستان و همسایگان خود را جمع کرده میگوید با من شادی کنید زیرا درهم گمشده را پیدا کردهام * {{verse|۱۵|۱۰|color=black}} همچنین بشما میگویم شادی برای فرشتگان خدا روی میدهد بهسبب یک خطاکار که توبه کند * {{verse|۱۵|۱۱|color=black}} باز گفت شخصی را دو پسر بود * {{verse|۱۵|۱۲|color=black}} روزی پسر کوچک بپدر خود گفت ای پدر رَصَدِ اموالی که باید بمن رسد بمن بده پس او مایملک خود را بر این دو تقسیم کرد * {{verse|۱۵|۱۳|color=black}} و چندی نگذشت که آن پسر کهتر آنچه داشت جمع کرده بملکی بعید کوچ کرد و بعیّاشی ناهنجار سرمایه خود را تلف نمود * {{verse|۱۵|۱۴|color=black}} و چون تمام را صرف نموده بود قحطی سخت در آن دیار حادث گشت و او بمحتاج شدن شروع کرد * {{verse|۱۵|۱۵|color=black}} پس رفته<noinclude></noinclude> c1zo32yd0po7dv4h6bzbip0po8dcj9k برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۷۸ 104 87480 289823 286084 2026-06-24T21:46:12Z Hanooz 17889 289823 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="2" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نیکوکار بودن و زحمت کشیدن بهتر است از بدکردار بودن ✡︎ {{verse|۳|۱۸|color=black}} زیرا که مسیح نیز برای گناهان یک بار زحمت کشید یعنی عادلی برای ظالمان تا ما را نزد خدا بیاورد در حالیکه بحسب جسم مُرد لکن بحسب روح زنده گشت ✡︎ {{verse|۳|۱۹|color=black}} و بآن روح نیز رفت و موعظه نمود بارواحی که در زندان بودند ✡︎ {{verse|۳|۲۰|color=black}} که سابقاً نافرمانبردار بودند هنگامی که حلم خدا در ایّام نوح انتظار میکشید وقتی که کشتی بنا میشد که در آن جماعتی قلیل یعنی هشت نفر بآب نجات یافتند ✡︎ {{verse|۳|۲۱|color=black}} که نمونهٔ آن یعنی تعمید اکنون ما را نجات میبخشد نه دور کردن کثافت جسم بلکه امتحان ضمیر صالح بسوی خدا بهواسطهٔٔ برخاستن عیسی مسیح ✡︎ {{verse|۳|۲۲|color=black}} که بآسمان رفت و بدست راست خدا است و فرشتگان و قدرتها و قوّات مطیع او شدهاند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}} {{فصل|۴}} {{verse|۴|۱|color=black}} لهذا چون مسیح بحسب جسم برای ما زحمت کشید شما نیز بهمان نیّت مسلّح شوید زیرا آنکه بحسب جسم زحمت کشید از گناه بازداشته شده است ✡︎ {{verse|۴|۲|color=black}} تا آنکه بعد از آن مابقی عمر را در جسم نه بحسب شهوات انسانی بلکه موافق ارادهٔ خدا بسر بَرَد ✡︎ {{verse|۴|۳|color=black}} زیرا که عمر گذشته کافی است برای عمل نمودن بخواهش امّتها و در فجور و شهوات و میگساری و عیّاشی و بزمها و بُتپرستیهای حرام رفتار نمودن ✡︎ {{verse|۴|۴|color=black}} و در این متعجّب هستند که شما همراه ایشان بسوی همین اسرافِ اَوْباشی نمیشتابید و شما را دشنام میدهند ✡︎ {{verse|۴|۵|color=black}} و ایشان حساب خواهند داد بدو که مستعّد است تا زندگان و مردگان را داوری نماید ✡︎ {{verse|۴|۶|color=black}} زیرا که از اینجهت نیز بمردگان بشارت داده شد تا بر ایشان موافق مردم بحسب جسم حکم شود و موافق خدا بحسب روح زیست نمایند ✡︎ {{verse|۴|۷|color=black}} لکن انتهای همهچیز نزدیک است پس خرد اندیش و برای دعا هشیار باشید ✡︎ {{verse|۴|۸|color=black}} و اوّلِ همهٔ با یکدیگر بشدّت محبّت نمایید زیرا که محبّت کثرت گناهان را میپوشاند ✡︎ {{verse|۴|۹|color=black}} و یکدیگر را بدون همهمه مهمانی کنید ✡︎ {{verse|۴|۱۰|color=black}} و هریک بحسب نعمتی که یافته باشد یکدیگر را در آن خدمت نماید مثل وکلاء امین فیض گوناگون خدا ✡︎ {{verse|۴|۱۱|color=black}} اگر کسی سخن گوید مانند اقوال خدا بگوید و اگر کسی خدمت کند برحسب توانائی که خدا بدو داده باشد بکند تا در همهٔ چیز خدا بهواسطهٔٔ عیسی مسیح<noinclude></noinclude> 54kluxd4z11pqga4ddexxekgq2y5q0h برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۷۹ 104 87481 289824 286085 2026-06-24T21:46:43Z Hanooz 17889 289824 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="2" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>جلال یابد که او را جلال و توانائی تا ابدالآباد هست آمین ✡︎ {{verse|۴|۱۲|color=black}} ای حبیبان تعجّب منمایید از این آتشی که در میان شماست و بجهت امتحان شما میآید که گویا چیزی غریب بر شما واقع شده باشد ✡︎ {{verse|۴|۱۳|color=black}} بلکه بقدری که شریک زحمات مسیح هستید خشنود شوید تا در هنگام ظهور جلال وی شادی و وجد نمایید ✡︎ {{verse|۴|۱۴|color=black}} اگر بخاطر نام مسیح رسوائی میکشید خوشابحال شما زیرا که روح جلال و روح خدا بر شما آرام میگیرد ✡︎ {{verse|۴|۱۵|color=black}} پس زنهار هیچ یکی از شما چون قاتل یا دزد یا شریر یا فضول عذاب نکشد ✡︎ {{verse|۴|۱۶|color=black}} لکن اگر چون مسیحی عذاب بکشد پس شرمنده نشود بلکه باین اسم خدا را تمجید نماید ✡︎ {{verse|۴|۱۷|color=black}} زیرا این زمان است که داوری از خانهٔ خدا شروع شود و اگر شروع آن از ماست پس عاقبتِ کسانی که انجیل خدا را اطاعت نمیکنند چه خواهد شد ✡︎ {{verse|۴|۱۸|color=black}} و اگر عادل بدشواری نجات یابد بیدین و گناهکار کجا یافت خواهد شد ✡︎ {{verse|۴|۱۹|color=black}} پس کسانی نیز که برحسب ارادهٔ خدا زحمت کشند جانهای خود را در نیکوکاری بخالق امین بسپارند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب پنجم}}}} {{فصل|۵}} {{verse|۵|۱|color=black}} پیران را در میان شما نصیحت میکنم من که نیز با شما پیر هستم و شاهد بر زحمات مسیح و شریک در جلالی که مکشوف خواهد شد ✡︎ {{verse|۵|۲|color=black}} گلهٔ خدا را که در میان شماست بچرانید و نظارت آن را بکنید نه بزور بلکه برضامندی و نه بجهت سود قبیح بلکه برغبت ✡︎ {{verse|۵|۳|color=black}} و نه چنانکه بر قسمتهای خود خداوندی بکنید بلکه بجهت گله نمونه باشید ✡︎ {{verse|۵|۴|color=black}} تا در وقتیکه رئیس شبانان ظاهر شود تاج ناپژمردهٔ جلال را بیابید ✡︎ {{verse|۵|۵|color=black}} همچنین ای جوانان مطیع پیران باشید بلکه همهٔ با یکدیگر فروتنی را بر خود ببندید زیرا خدا با متکبرّان مقاومت میکند و فروتنان را فیض میبخشد ✡︎ {{verse|۵|۶|color=black}} پس زیرِ دست زورآورِ خدا فروتنی نمایید تا شما را در وقت معیّن سرافراز نماید ✡︎ {{verse|۵|۷|color=black}} و تمام اندیشهٔ خود را بوی وا گذارید زیرا که او برای شما فکر میکند ✡︎ {{verse|۵|۸|color=black}} هشیار و بیدار باشید زیرا که دشمن شما ابلیس مانند شیر غرّان گردش میکند و کسی را میطلبد تا ببلعد ✡︎ {{verse|۵|۹|color=black}} پس بایمان استوار شده با او مقاومت کنید چون آگاه هستید که همین زحمات بر برادران شما که در دنیا هستند میآید ✡︎ {{verse|۵|۱۰|color=black}} و خدای همهٔ فیضها که ما را بجلال<noinclude></noinclude> qi6eiym11ah7p9am4rilsfuqnn3w58k برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۳۹۹ 104 88953 289883 289380 2026-06-24T22:35:00Z Hanooz 17889 289883 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Hanooz" /></noinclude>{{وسط|{{ditto|فهرستِ|فهرستِ}} اسفارِ عهدِ جدید}} {{rule|8em}} {{dhr}} {| style="width:100%; border-collapse:collapse;" | style="width:50%; vertical-align:top; border-left:1px solid black; padding-left:1em;" | {{TOC begin}} {{TOC row 1-1-1|اسماء اسفار|صفحه}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/انجیل متی|انجیل متّی]]|۱}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/انجیل مرقس|{{ditto|انجیل}} مَرْقس]]|۵۳}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/انجیل لوقا|{{ditto|انجیل}} لوقا]]|۸۶}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/انجیل یوحنا|{{ditto|انجیل}} یوحنّا]]|۱۴۳}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/کتاب اعمال رسولان|کتابِ اعمال رسولان]]|۱۸۷}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله پولس رسول برومیان|رساله‌های پولس رسول به رومیان]]|۲۴۲}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله اول پولس رسول بقرنتیان|قُرِنتِیانْ اوّل]]|۲۶۵}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله دوم پولس رسول بقرنتیان|قُرِنتِیانْ دوّم]]|۲۸۶}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله پولس رسول بغلاطیان|غَلاطیان]]|۳۰۰}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله پولس رسول به افسسیان|اَفَسُسِّیان]]|۳۰۸}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله پولس رسول بفیلپیان|فِیلِپِّیان]]|۳۱۶}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله پولس رسول به کولسیان|کولسّیان]]|۳۲۲}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله اول پولس رسول بتسالونیکیان|تسّالونیکیانْ اوّل]]|{{SIC|۳۲۷|۳۲۸}}}} {{TOC end}} | style="width:50%; vertical-align:top; padding-right:1em;" | {{TOC begin}} {{TOC row 1-1-1|اسماء اسفار|صفحه}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله دوم پولس رسول بتسالونیکیان|تسّالونیکیانْ دوّم]]|۳۳۲}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله اول پولس رسول به تیموتاؤس|تیموتاؤسْ اوّل]]|۳۳۵}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله دوم پولس رسول به تیموتاؤس|تیموتاؤسْ دوّم]]|۳۴۱}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله پولس رسول بتیطس|تیطُس]]|۳۴۶}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله پولس رسول بفلیمون|فَلِیمُون]]|۳۴۹}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله بعبرانیان|رساله به عبرانیان]]|۳۵۱}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله یعقوب|رسالهٔ یعقوب]]|۳۶۸}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله اول پطرس رسول|{{ditto|رسالهٔ}} اوّل پَطْرُس]]|۳۷۴}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله دوم پطرس رسول|{{ditto|رسالهٔ}} دوّم پَطْرُس]]|۳۸۱}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله اول یوحنای رسول|{{ditto|رسالهٔ}} اوّل یوحنّا]]|۳۸۶}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله دوم یوحنای رسول|{{ditto|رسالهٔ}} دوّم یوحنّا]]|۳۹۲}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله سیم یوحنای رسول|{{ditto|رسالهٔ}} سیّم یوحنّا]]|۳۹۳}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله یهودا|{{ditto|رسالهٔ}} یهودا]]|۳۹۴}} {{TOC row 2dot-1|[[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/مکاشفه یوحنای رسول|مکاشفهٔ یوحنّا]]|۳۹۶}} {{TOC end}} |} {{dhr|4em}} {{double rule|8em}} {{ته}}<noinclude></noinclude> p5rk7l6m7tedf9lcgftlwvnelu50fj9 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۴۸۶ 104 89084 289475 2026-06-24T16:21:29Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} از آنجهت که بسیاری دست خود را دراز کردند بسوی تألیف حکایت آن اموری که نزد ما باتمام رسید * {{verse|۱|۲|color=black}} چنانچه آنانی که از ابتدا نظارگان و خادمان کلام بودند بما رسانیدند * {{verse|۱|۳|color=black}} من نیز مصلح...» ایجاد کرد 289475 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} از آنجهت که بسیاری دست خود را دراز کردند بسوی تألیف حکایت آن اموری که نزد ما باتمام رسید * {{verse|۱|۲|color=black}} چنانچه آنانی که از ابتدا نظارگان و خادمان کلام بودند بما رسانیدند * {{verse|۱|۳|color=black}} من نیز مصلحت چنان دیدم که همهٔ را من البدایهٔ بتدقیق در پی رفته بترتیب بتو بنویسم ای تیوفلس عزیز * {{verse|۱|۴|color=black}} تا صحّت آن کلامی را که در آن تعلیم یافتهای دریابی * {{verse|۱|۵|color=black}} در ایّام هیرودیس پادشاه یهودیّه کاهنی زکرّیا نام از فرقه ابیّا بود که زن او از دختران هارون بود و الیصابات نام داشت * {{verse|۱|۶|color=black}} و هر دو در حضور خدا صالح و بجمیع احکام و فرایض {{روخط|خداوند}} بیعیب سالک بودند * {{verse|۱|۷|color=black}} و ایشان را فرزندی نبود زیرا که الیصابات نازاد بود و هر دو دیرینه سال بودند * {{verse|۱|۸|color=black}} و واقع شد که چون بنوبت فرقه خود در حضور خدا کهانت میکرد * {{verse|۱|۹|color=black}} حسب عادت کهانت نوبت او شد که بقدس {{روخط|خداوند}} درآمده بخور بسوزاند * {{verse|۱|۱۰|color=black}} و در وقت بخور تمام جماعت قوم بیرون عبادت میکردند * {{verse|۱|۱۱|color=black}} ناگاه فرشته {{روخط|خداوند}} بطرف راست مذبح بخور ایستاده بر وی ظاهر گشت * {{verse|۱|۱۲|color=black}} چون زکرّیا او را دید در حیرت افتاده ترس بر او مستولی شد * {{verse|۱|۱۳|color=black}} فرشته بدو گفت ای زکریّا ترسان مباشزیرا که دعای تو مستجاب گردیده است و زوجهات الیصابات برای تو پسری خواهد زایید و او را یحیی خواهی نامید * {{verse|۱|۱۴|color=black}} و تو را خوشی و شادی رخ خواهد نمود و بسیاری از ولادت او مسرور خواهند شد * {{verse|۱|۱۵|color=black}} زیرا که در حضور {{روخط|خداوند}} بزرگ خواهد بود و شراب و مُسکری نخواهد نوشید و از شکم مادر خود پر از روحالقدس خواهد بود * {{verse|۱|۱۶|color=black}} و بسیاری از بنی اسرائیل را بسوی {{روخط|خداوند}} خدای ایشان خواهد برگردانید * {{verse|۱|۱۷|color=black}} و او بروح و قوّت الیاس پیش روی وی خواهد خرامید تا دلهای پدران را بطرف پسران و نافرمانان را<noinclude></noinclude> eldnuff2wvrvxctmx9qxn1hxljvu9uy برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۴۸۷ 104 89085 289476 2026-06-24T16:22:13Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «بحکمت عادلان بگرداند تا قومی مستعّد برای خدا مهیّا سازد * {{verse|۱|۱۸|color=black}} زکریّا بفرشته گفت این را چگونه بدانم و حال آنکه من پیر هستم و زوجهام دیرینه سال است * {{verse|۱|۱۹|color=black}} فرشته در جواب وی گفت من جبرائیل هستم که در حضور خدا میایستم و فرستاد...» ایجاد کرد 289476 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بحکمت عادلان بگرداند تا قومی مستعّد برای خدا مهیّا سازد * {{verse|۱|۱۸|color=black}} زکریّا بفرشته گفت این را چگونه بدانم و حال آنکه من پیر هستم و زوجهام دیرینه سال است * {{verse|۱|۱۹|color=black}} فرشته در جواب وی گفت من جبرائیل هستم که در حضور خدا میایستم و فرستاده شدم تا بتو سخن گویم و از این امور تو را مژده دهم * {{verse|۱|۲۰|color=black}} و الحال تا این امور واقع نگردد گنگ شده یارای حرف زدن نخواهی داشت زیرا سخنهای مرا که در وقت خود بوقوع خواهد پیوست باور نکردی * {{verse|۱|۲۱|color=black}} و جماعت منتظر زکریّا میبودند و از طول توقّف او در قدس متعجّب شدند * {{verse|۱|۲۲|color=black}} امّا چون بیرون آمده نتوانست با ایشان حرف زند پس فهمیدند که در قدس رؤیائی دیده است پس بسوی ایشان اشاره میکرد وساکت ماند * {{verse|۱|۲۳|color=black}} و چون ایّام خدمت او باتمام رسید بخانه خود رفت * {{verse|۱|۲۴|color=black}} و بعد از آن روزها زن او الیصابات حامله شده مدّت پنج ماه خود را پنهان نمود و گفت * {{verse|۱|۲۵|color=black}} به اینطور {{روخط|خداوند}} بمن عمل نمود در روزهائی که مرا منظور داشت تا ننگ مرا از نظر مردم بردارد * {{verse|۱|۲۶|color=black}} و در ماه ششم جبرائیل فرشته از جانب خدا ببلدی از جلیل که ناصره نام داشت فرستاده شد * {{verse|۱|۲۷|color=black}} نزد باکرهای نامزد مردی مسمّیٰ بیوسف از خاندان داود و نام آن باکره مریم بود * {{verse|۱|۲۸|color=black}} پس فرشته نزد او داخل شده گفت سلام بر تو ای نعمت رسیده {{روخط|خداوند}} با توست و تو در میان زنان مبارک هستی * {{verse|۱|۲۹|color=black}} چون او را دید از سخن او مضطرب شده متفکّر شد که این چه نوع تحیّت است * {{verse|۱|۳۰|color=black}} فرشته بدو گفت ای مریم ترسان مباش زیرا که نزد خدا نعمت یافتهای * {{verse|۱|۳۱|color=black}} و اینک حامله شده پسری خواهی زایید و او را عیسی خواهی نامید * {{verse|۱|۳۲|color=black}} او بزرگ خواهد بود و بپسر حضرت اعلیٰ مسمّیٰ شود و {{روخط|خداوند}} خدا تخت پدرش داود را بدو عطا خواهد فرمود * {{verse|۱|۳۳|color=black}} و او بر خاندان یعقوب تا بابد پادشاهی خواهد کرد و سلطنت او را نهایت نخواهد بود * {{verse|۱|۳۴|color=black}} مریم بفرشته گفت این چگونه میشود و حال آنکه مردی را نشناختهام * {{verse|۱|۳۵|color=black}} فرشته در جواب وی گفت روحالقدس بر تو خواهد آمد و قوّت حضرت اعلی بر تو سایه خواهد افکند ازآنجهت آن مولود مقدّس پسر خدا خوانده خواهد شد * {{verse|۱|۳۶|color=black}} و اینک الیصابات از خویشان تو نیز در پیری بپسری حامله شده و این ماه ششم است مر او را که نازاد میخواندند * {{verse|۱|۳۷|color=black}} زیرا نزد خدا هیچ امری محال نیست * {{verse|۱|۳۸|color=black}} مریم گفت اینک کنیز {{روخط|خداوند}}م مرا برحسب سخن تو واقع شود پس فرشته<noinclude></noinclude> 2xlv7uvrn9oo5jj4tlrwfbmdq5afh49 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۴۸۸ 104 89086 289477 2026-06-24T16:22:28Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «از نزد او رفت * {{verse|۱|۳۹|color=black}} در آن روزها مریم برخاست و ببلدی از کوهستان یهودیّه بشتاب رفت * {{verse|۱|۴۰|color=black}} و بخانهٔ زکریّا درآمده بالیصابات سلام کرد * {{verse|۱|۴۱|color=black}} و چون الیصابات سلام مریم را شنید بچه در رَحم او بحرکت آمد و الیصابات بروح...» ایجاد کرد 289477 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>از نزد او رفت * {{verse|۱|۳۹|color=black}} در آن روزها مریم برخاست و ببلدی از کوهستان یهودیّه بشتاب رفت * {{verse|۱|۴۰|color=black}} و بخانهٔ زکریّا درآمده بالیصابات سلام کرد * {{verse|۱|۴۱|color=black}} و چون الیصابات سلام مریم را شنید بچه در رَحم او بحرکت آمد و الیصابات بروحالقدس پر شده * {{verse|۱|۴۲|color=black}} به آواز بلند صدا زده گفت تو در میان زنان مبارک هستی و مبارک است ثمرهٔ رحم تو * {{verse|۱|۴۳|color=black}} و از کجا این بمن رسید که مادرِ {{روخط|خداوند}}ِ من بنزد من آید * {{verse|۱|۴۴|color=black}} زیرا اینک چون آواز سلام تو گوش زدِ من شد بچه از خوشی در رَحِم من بحرکت آمد * {{verse|۱|۴۵|color=black}} و خوشابحال او که ایمان آوَرْد زیرا که آنچه از جانب {{روخط|خداوند}} بوی گفته شد بانجام خواهد رسید * {{verse|۱|۴۶|color=black}} پس مریم گفت جان من {{روخط|خداوند}} را تمجید میکند * {{verse|۱|۴۷|color=black}} و روح من برهاننده من خدا بوجد آمد * {{verse|۱|۴۸|color=black}} زیرا بر حقارتِ کنیزِ خود نظر افکند زیرا هان از کنون تمامی طبقات مرا خوشحال خواهند خواند * {{verse|۱|۴۹|color=black}} زیرا آن قادر بمن کارهای عظیم کرده و نام او قدّوس است * {{verse|۱|۵۰|color=black}} و رحمت او نسلاً بعد نسل است بر آنانی که از اومیترسند * {{verse|۱|۵۱|color=black}} به بازوی خود قدرت را ظاهر فرمود و متکبّران را بخیال دل ایشان پراکنده ساخت * {{verse|۱|۵۲|color=black}} جبّاران را از تختها بزیر افکند و فروتنان را سرافراز گردانید * {{verse|۱|۵۳|color=black}} گرسنگان را بچیزهای نیکو سیر فرمود و دولتمندان را تهیدست ردّ نمود * {{verse|۱|۵۴|color=black}} بندهٔ خود اسرائیل را یاری کرد بیادگاری رحمانیّت خویش * {{verse|۱|۵۵|color=black}} چنانکه باجداد ما گفته بود بابراهیم و بذریّت او تا ابدالآباد * {{verse|۱|۵۶|color=black}} و مریم قریب بسه ماه نزد وی ماند پس بخانهٔ خود مراجعت کرد * {{verse|۱|۵۷|color=black}} امّا چون الیصابات را وقت وضع حمل رسید پسری بزاد * {{verse|۱|۵۸|color=black}} و همسایگان و خویشان او چون شنیدند که {{روخط|خداوند}} رحمت عظیمی بر وی کرده با او شادی کردند * {{verse|۱|۵۹|color=black}} و واقع شد در روز هشتم چون برای ختنه طفل آمدند که نام پدرش زکریّا را بر او مینهادند * {{verse|۱|۶۰|color=black}} امّا مادرش ملتفت شده گفت نی بلکه بیحیی نامیده میشود * {{verse|۱|۶۱|color=black}} به وی گفتند از قبیله تو هیچکس این اسم را ندارد * {{verse|۱|۶۲|color=black}} پس بپدرش اشاره کردند که او را چه نام خواهی نهاد * {{verse|۱|۶۳|color=black}} او تختهای خواسته بنوشت که نام او یحیی است و همهٔ متعجب شدند * {{verse|۱|۶۴|color=black}} در ساعت دهان و زبان او باز گشته بحمد خدا متکلّم شد * {{verse|۱|۶۵|color=black}} پس بر تمامی همسایگان ایشان خوف مستولی گشت و جمیع این وقایع در همهٔ کوهستان یهودیّه شهرت یافت * {{verse|۱|۶۶|color=black}} و هر که شنید در خاطر خود تفکّر نموده گفت این چه نوع طفل خواهد بود و دست {{روخط|خداوند}} با ویمیبود * {{verse|۱|۶۷|color=black}} و پدرش زکریّا از روحالقدس<noinclude></noinclude> c435xo6qs60292ksjwny4gay8w5aayi برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۴۸۹ 104 89087 289478 2026-06-24T16:22:49Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «پر شده نبوّت نموده گفت * {{verse|۱|۶۸|color=black}} {{روخط|خداوند}} خدای اسرائیل متبارک باد زیرا از قوم خود تفقّد نموده برای ایشان فدائی قرار داد * {{verse|۱|۶۹|color=black}} و شاخ نجاتی برای ما برافراشت در خانهٔ بندهٔ خود داود * {{verse|۱|۷۰|color=black}} چنانچه بزبان مقدّسین...» ایجاد کرد 289478 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>پر شده نبوّت نموده گفت * {{verse|۱|۶۸|color=black}} {{روخط|خداوند}} خدای اسرائیل متبارک باد زیرا از قوم خود تفقّد نموده برای ایشان فدائی قرار داد * {{verse|۱|۶۹|color=black}} و شاخ نجاتی برای ما برافراشت در خانهٔ بندهٔ خود داود * {{verse|۱|۷۰|color=black}} چنانچه بزبان مقدّسین گفت که از بدوِ عالم انبیای او میبودند * {{verse|۱|۷۱|color=black}} رهائی از دشمنان ما و از دست آنانی که از ما نفرت دارند * {{verse|۱|۷۲|color=black}} تا رحمت را بر پدران ما بجا آرد و عهد مقدّس خود را تذکّر فرماید * {{verse|۱|۷۳|color=black}} سوگندی که برای پدر ما ابراهیم یاد کرد * {{verse|۱|۷۴|color=black}} که ما را فیض عطا فرماید تا از دست دشمنان خود رهائی یافته او را بیخوف عبادت کنیم * {{verse|۱|۷۵|color=black}} در حضور او بقدّوسیّت و عدالت در تمامی روزهای عمر خود * {{verse|۱|۷۶|color=black}} و تو ای طفل نبیحضرت اعلیٰ خوانده خواهی شد زیرا پیش روی {{روخط|خداوند}} خواهی خرامید تا طرق او را مهیّا سازی * {{verse|۱|۷۷|color=black}} تا قوم او را معرفت نجات دهی در آمرزش گناهان ایشان * {{verse|۱|۷۸|color=black}} به احشای رحمت خدای ما که بآن سپیده از عالم اعلی از ما تفقد نمود * {{verse|۱|۷۹|color=black}} تا ساکنان در ظلمت و ظّل موت را نور دهد و پایهای ما را بطریق سلامتی هدایت نماید * {{verse|۱|۸۰|color=black}} پس طفل نمّو کرده در روح قوّی میگشت و تا روز ظهور خود برای اسرائیل در بیابان بسر میبرد * {{وسط|{{روخط|باب دوم}}}} {{فصل|۲}} {{verse|۲|۱|color=black}} و در آن ایّام حکمی از اوغُسْطُس قیصر صادر گشت که تمام ربع مسکون رااسمنویسی کنند * {{verse|۲|۲|color=black}} و این اسمنویسی اوّل شد هنگامی که کیرینیوس والی سوریّه بود * {{verse|۲|۳|color=black}} پس همهٔ مردم هر یک بشهر خود برای اسمنویسی میرفتند * {{verse|۲|۴|color=black}} و یوسف نیز از جلیل از بلده ناصره بیهودیّه بشهر داود که بیتلحم نام داشت رفت زیرا که او از خاندان و آل داود بود * {{verse|۲|۵|color=black}} تا نام او با مریم که نامزد او بود و نزدیک بزاییدن بود ثبت گردد * {{verse|۲|۶|color=black}} و وقتی که ایشان در آنجا بودند هنگام وضع حمل او رسیده * {{verse|۲|۷|color=black}} پسر نخستین خود را زایید و او را در قنداقه پیچیده در آخور خوابانید زیرا که برای ایشان در منزل جای نبود * {{verse|۲|۸|color=black}} و در آن نواحی شبانان در صحرا بسر میبردند و در شب پاسبانی گلههای خویش میکردند * {{verse|۲|۹|color=black}} ناگاه فرشته {{روخط|خداوند}} بر ایشان ظاهر شد و کبریائی {{روخط|خداوند}} بر گرد ایشان تابید و بغایت ترسان گشتند * {{verse|۲|۱۰|color=black}} فرشته ایشان را گفت مترسید زیرا اینک بشارتِ خوشیِ عظیم بشما میدهم که برای جمیع قوم خواهد<noinclude></noinclude> 7mj7ff1xe7r9gemj1o82nyca8jkev8v برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۴۹۰ 104 89088 289479 2026-06-24T16:23:21Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «بود * {{verse|۲|۱۱|color=black}} که امروز برای شما در شهر داود نجات دهندهای که مسیح {{روخط|خداوند}} باشد متولّد شد * {{verse|۲|۱۲|color=black}} و علامت برای شما این است که طفلی در قنداقه پیچیده و در آخور خوابیده خواهید یافت * {{verse|۲|۱۳|color=black}} در همان حال فوجی از لشکر آس...» ایجاد کرد 289479 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بود * {{verse|۲|۱۱|color=black}} که امروز برای شما در شهر داود نجات دهندهای که مسیح {{روخط|خداوند}} باشد متولّد شد * {{verse|۲|۱۲|color=black}} و علامت برای شما این است که طفلی در قنداقه پیچیده و در آخور خوابیده خواهید یافت * {{verse|۲|۱۳|color=black}} در همان حال فوجی از لشکر آسمانی با فرشته حاضر شده خدا را تسبیح کنان میگفتند * {{verse|۲|۱۴|color=black}} خدا را در اعلیٰعلیّیّن جلال و بر زمین سلامتی و در میان مردم رضامندی باد * {{verse|۲|۱۵|color=black}} و چون فرشتگان از نزد ایشان بآسمان رفتند شبانان با یکدیگر گفتند الآن ببیتلحم برویم و این چیزی را که واقع شده و {{روخط|خداوند}} آن را بما اعلام نموده است ببینیم * {{verse|۲|۱۶|color=black}} پس بشتاب رفته مریم و یوسف و آن طفل را در آخور خوابیده یافتند * {{verse|۲|۱۷|color=black}} چون این را دیدند آن سخنی را که دربارهٔ طفل بدیشان گفته شده بود شهرت دادند * {{verse|۲|۱۸|color=black}} و هر که میشنید از آنچه شبانان بدیشان گفتند تعجّب مینمود * {{verse|۲|۱۹|color=black}} امّا مریم در دل خود متفکّر شده این همهٔ سخنان را نگاه میداشت * {{verse|۲|۲۰|color=black}} و شبانان خدا را تمجید و حمدکنان برگشتند بهسبب همهٔ آن اموری که دیده و شنیده بودند چنانکه بایشان گفته شده بود * {{verse|۲|۲۱|color=black}} و چون روز هشتم وقت ختنه طفل رسید او را عیسی نام نهادند چنانکه فرشته قبل از قرار گرفتن او در رحم او را نامیده بود * {{verse|۲|۲۲|color=black}} و چون ایّام تطهیر ایشان برحسب شریعت موسی رسید او را باورشلیم بردند تا ب{{روخط|خداوند}} بگذرانند * {{verse|۲|۲۳|color=black}} چنانکه در شریعت {{روخط|خداوند}} مکتوب است که هر ذکوری که رَحِم را گشاید مقدّس {{روخط|خداوند}} خوانده شود * {{verse|۲|۲۴|color=black}} و تا قربانی گذرانند چنانکه در شریعت {{روخط|خداوند}} مقرّر است یعنی جفت فاختهای یا دو جوجه کبوتر * {{verse|۲|۲۵|color=black}} و اینک شخصی شمعون نام در اورشلیم بود که مرد صالح و متقّی و منتظر تسلّی اسرائیل بود و روحالقدس بر وی بود * {{verse|۲|۲۶|color=black}} و از روحالقدس بدو وحی رسیده بود که تا مسیح {{روخط|خداوند}} را نبینی موت را نخواهی دید * {{verse|۲|۲۷|color=black}} پس براهنمائی روح بهیکل درآمد و چون والدینش آن طفل یعنی عیسی را آوردند تا رسوم شریعت را بجهت او بعمل آورند * {{verse|۲|۲۸|color=black}} او را در آغوش خود کشیده و خدا را متبارک خوانده گفت * {{verse|۲|۲۹|color=black}} الحال ای {{روخط|خداوند}} بندهٔ خود را رخصت میدهی بسلامتی برحسب کلام خود * {{verse|۲|۳۰|color=black}} زیرا که چشمان من نجات تو را دیده است * {{verse|۲|۳۱|color=black}} که آن را پیش روی جمیع امّتها مهیّا ساختی * {{verse|۲|۳۲|color=black}} نوری که کشف حجاب برای امّتها کند و قوم تو اسرائیل را جلال بُوَد * {{verse|۲|۳۳|color=black}} و یوسف و مادرش از آنچه دربارهٔ او گفته شد تعجّب نمودند * {{verse|۲|۳۴|color=black}} پس شمعون<noinclude></noinclude> f9n3cq7wj0m5hn934m8oh9mp0khglqr برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۴۹۱ 104 89089 289480 2026-06-24T16:23:49Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «ایشان را برکت داده بمادرش مریم گفت اینک این طفل قرار داده شد برای افتادن و برخاستن بسیاری از آل اسرائیل و برای آیتی که بخلاف آن خواهند گفت * {{verse|۲|۳۵|color=black}} و در قلب تو نیز شمشیری فرو خواهد رفت تا افکار قلوب بسیاری مکشوف شود * {{verse|۲|۳۶|color=black}} و ز...» ایجاد کرد 289480 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ایشان را برکت داده بمادرش مریم گفت اینک این طفل قرار داده شد برای افتادن و برخاستن بسیاری از آل اسرائیل و برای آیتی که بخلاف آن خواهند گفت * {{verse|۲|۳۵|color=black}} و در قلب تو نیز شمشیری فرو خواهد رفت تا افکار قلوب بسیاری مکشوف شود * {{verse|۲|۳۶|color=black}} و زنی نبیه بود حنّا نام دختر فَنُوئیل از سبط اَشیِر بسیار سالخورده که از زمان بکارت هفت سال با شوهر بسر برده بود * {{verse|۲|۳۷|color=black}} و قریب بهشتاد و چهار سال بود که او بیوه گشته از هیکل جدا نمیشد بلکه شبانهروز بروزه و مناجات در عبادت مشغول میبود * {{verse|۲|۳۸|color=black}} او در همان ساعت در آمده خدا را شکر نمود و دربارهٔ او بهمهٔ منتظرین نجات در اورشلیم تکلّم نمود * {{verse|۲|۳۹|color=black}} و چون تمامی رسوم شریعت {{روخط|خداوند}} را بپایان برده بودند بشهر خود ناصره جلیل مراجعت کردند * {{verse|۲|۴۰|color=black}} و طفل نمّو کرده بروح قوّی میگشت و از حکمت پر شده فیض خدا بر وی میبود * {{verse|۲|۴۱|color=black}} و والدین او هر ساله بجهت عید فِصَح باورشلیم میرفتند * {{verse|۲|۴۲|color=black}} و چون دوازده ساله شد موافق رسم عید باورشلیم آمدند * {{verse|۲|۴۳|color=black}} و چون روزها را تمام کرده مراجعت مینمودند آن طفل یعنی عیسی در اورشلیم توقّف نمود و یوسف و مادرش نمیدانستند * {{verse|۲|۴۴|color=black}} بلکه چون گمان میبردند که او در قافله است سفر یکروزه کردند و او را در میان خویشان و آشنایان خود میجستند * {{verse|۲|۴۵|color=black}} و چون او را نیافتند در طلب او باورشلیم برگشتند * {{verse|۲|۴۶|color=black}} و بعد از سه روز او را در هیکل یافتند که در میان معلّمان نشسته سخنان ایشان را میشنود و از ایشان سؤال همیکرد * {{verse|۲|۴۷|color=black}} و هر که سخن او را میشنید از فهم و جوابهای او متحیّر میگشت * {{verse|۲|۴۸|color=black}} چون ایشان او را دیدند مضطرب شدند پس مادرش بوی گفت ای فرزند چرا با ما چنین کردی اینک پدرت و من غمناک گشته تو را جستجو میکردیم * {{verse|۲|۴۹|color=black}} او بایشان گفت از بهر چه مرا طلب میکردید مگر ندانستهاید که باید من در امور پدر خود باشم * {{verse|۲|۵۰|color=black}} ولی آن سخنی را که بدیشان گفت نفهمیدند * {{verse|۲|۵۱|color=black}} پس با ایشان روانه شده بناصره آمد و مطیع ایشان میبود و مادر او تمامی این امور را در خاطر خود نگاه میداشت * {{verse|۲|۵۲|color=black}} و عیسی در حکمت و قامت و رضامندی نزد خدا و مردم ترقّی میکرد * {{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} و در سال پانزدهم از سلطنت طیباریوسقیصر در وقتی که پنطیوس پیلاطُس والی یهودیّه بود و هیرودیس تیترارک جلیل و برادرش فیلپُس تیترارکِ ایطوریّه و دیار<noinclude></noinclude> hvied5u6apyr11tijpkyoqx9251a7xb برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۴۹۲ 104 89090 289481 2026-06-24T16:24:17Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «تَراخوُنیتس و لیسانیوس تیترارکِ آبلیّه * {{verse|۳|۲|color=black}} و حنّا و قیافا رؤسای کهنه بودند کلام خدا بیحیی ابن زکریّا در بیابان نازل شده * {{verse|۳|۳|color=black}} به تمامی حوالی اُرْدُن آمده بتعمید توبه بجهت آمرزش گناهان موعظه میکرد * {{verse|۳|۴|color=black}} چنانچ...» ایجاد کرد 289481 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>تَراخوُنیتس و لیسانیوس تیترارکِ آبلیّه * {{verse|۳|۲|color=black}} و حنّا و قیافا رؤسای کهنه بودند کلام خدا بیحیی ابن زکریّا در بیابان نازل شده * {{verse|۳|۳|color=black}} به تمامی حوالی اُرْدُن آمده بتعمید توبه بجهت آمرزش گناهان موعظه میکرد * {{verse|۳|۴|color=black}} چنانچه مکتوب است در صحیفه کلمات اِشعَیای نبی که میگوید صدای ندا کنندهای در بیابان که راه {{روخط|خداوند}} را مهیّا سازید و طُرُق او را راست نمایید * {{verse|۳|۵|color=black}} هر وادی انباشته و هر کوه و تلّی پست و هر کجی راست و هر راهِ ناهموار صاف خواهد شد * {{verse|۳|۶|color=black}} و تمامی بشر نجات خدا را خواهند دید * {{verse|۳|۷|color=black}} آنگاه بآن جماعتی که برای تعمید وی بیرون میآمدند گفت ای افعیزادگان که شما را نشان داد که از غضب آینده بگریزید * {{verse|۳|۸|color=black}} پس ثمراتِ مناسب توبه بیاورید و در خاطر خود این سخن را راه مدهید که ابراهیم پدر ماست زیرا بشما میگویم خدا قادر است که از این سنگها فرزندان برای ابراهیم برانگیزاند * {{verse|۳|۹|color=black}} و الآن نیز تیشه بر ریشهٔ درختان نهاده شده است پس هر درختی که میوهٔ نیکو نیاورد بریده و در آتش افکنده میشود * {{verse|۳|۱۰|color=black}} پس مردم از وی سؤال نموده گفتند چهکنیم * {{verse|۳|۱۱|color=black}} او در جواب ایشان گفت هر که دو جامه دارد بآنکه ندارد بدهد و هرکه خوراک دارد نیز چنین کند * {{verse|۳|۱۲|color=black}} و باجگیران نیز برای تعمید آمده بدو گفتند ای استاد چه کنیم * {{verse|۳|۱۳|color=black}} بدیشان گفت زیادتر از آنچه مقرّر است مگیرید * {{verse|۳|۱۴|color=black}} سپاهیان نیز از او پرسیده گفتند ما چه کنیم بایشان گفت بر کسی ظلم مکنید و بر هیچکس افترا مزنید و بمواجب خود اکتفا کنید * {{verse|۳|۱۵|color=black}} و هنگامی که قوم مترصّد میبودند و همهٔ در خاطر خود دربارهٔ یحیی تفکّر مینمودند که این مسیح است یا نه * {{verse|۳|۱۶|color=black}} یحیی بهمهٔ متوجّه شده گفت من شما را بآب تعمید میدهم لیکن شخصی تواناتر از من میآید که لیاقت آن ندارم که بند نعلین او را باز کنم او شما را بروحالقدس و آتش تعمید خواهد داد * {{verse|۳|۱۷|color=black}} او غربال خود را بدست خود دارد و خرمن خویش را پاک کرده گندم را در انبار خود ذخیره خواهد نمود و کاه را در آتشی که خاموشی نمیپذیرد خواهد سوزانید * {{verse|۳|۱۸|color=black}} و بنصایح بسیار دیگر قوم را بشارت میداد * {{verse|۳|۱۹|color=black}} امّا هیرودیس تیترارک چون بهسبب هیرودیا زن برادر او فیلِپس و سایر بدیهائی که هیرودیس کرده بود از وی توبیخ یافت * {{verse|۳|۲۰|color=black}} این را نیز بر همهٔ افزود که یحیی را در زندان حبس نمود * {{verse|۳|۲۱|color=black}} امّا چون تمامی قوم تعمید یافته بودند و عیسی هم تعمید گرفته دعا میکرد آسمان شکافته شد * {{verse|۳|۲۲|color=black}} و روحالقدس بهیأت<noinclude></noinclude> e1kthsfth6x6hpukl7p5k14cwq15sc2 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۴۹۳ 104 89091 289482 2026-06-24T16:24:43Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «جسمانی مانند کبوتری بر او نازل شد و آوازی از آسمان در رسید که تو پسر حبیب من هستی که بتو خشنودم * {{verse|۳|۲۳|color=black}} و خود عیسی وقتی که شروع کرد قریب بسی ساله بود و حسب گمان خلق پسر یوسف ابن هالیِ * {{verse|۳|۲۴|color=black}} ابن متّات بن لاوی بن ملکِی بن یَنَّ...» ایجاد کرد 289482 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>جسمانی مانند کبوتری بر او نازل شد و آوازی از آسمان در رسید که تو پسر حبیب من هستی که بتو خشنودم * {{verse|۳|۲۳|color=black}} و خود عیسی وقتی که شروع کرد قریب بسی ساله بود و حسب گمان خلق پسر یوسف ابن هالیِ * {{verse|۳|۲۴|color=black}} ابن متّات بن لاوی بن ملکِی بن یَنَّا بن یوسف * {{verse|۳|۲۵|color=black}} ابن مَتَّاتیا بن آموس بن ناحوم بن حَسلی بن نَجَّی * {{verse|۳|۲۶|color=black}} ابن مأت بن متاتِیا بن شَمعِی بن یوسف بن یهودا * {{verse|۳|۲۷|color=black}} ابن یوحنا بن ریسا بن زَروبابل بن سَألْتِیئیل بن نِیری * {{verse|۳|۲۸|color=black}} ابن مَلْکی بن اَدّی بن قوسام بن اَیْلمودام بن عِیر * {{verse|۳|۲۹|color=black}} ابن یوسی بن ایلعاذَر بن یوریم بن مَتَّات بن لاوی * {{verse|۳|۳۰|color=black}} ابن شَمعون بن یهودا بن یوسف بن یونان بن ایلیاقیم * {{verse|۳|۳۱|color=black}} ابن مَلِیا بن مَینان بن مَتَّاتا بن ناتان بن داود * {{verse|۳|۳۲|color=black}} ابن یسی بن عوبید بن بوعز بن شَلْمون بن نَحْشون * {{verse|۳|۳۳|color=black}} ابن عمِّیناداب بن اَرام بن حَصرون بن فارص بن یهودا * {{verse|۳|۳۴|color=black}} ابن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم بن تارَح بن ناحور * {{verse|۳|۳۵|color=black}} ابن سَروج بن رَعو بن فالَج بن عابَر بن صالَح * {{verse|۳|۳۶|color=black}} ابن قِینان بن اَرْفَکْشاد بن سام بن نوح بن لامَک * {{verse|۳|۳۷|color=black}} ابن مَتوشالِح بن خَنوخ بن یارَد بن مَهْلَلئیلبن قِینان * {{verse|۳|۳۸|color=black}} ابن اَنوش بن شِیث بنآدم بن الله * {{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}} {{فصل|۴}} {{verse|۴|۱|color=black}} امّا عیسی پُر از روحالقدس بوده از اُردُنمراجعت کرد و روح او را ببیابان برد * {{verse|۴|۲|color=black}} و مدّت چهل روز ابلیس او را تجربه مینمود و در آن ایّام چیزی نخورد چون تمام شد آخر گرسنه گردید * {{verse|۴|۳|color=black}} و ابلیس بدو گفت اگر پسر خدا هستی این سنگ را بگو تا نان گردد * {{verse|۴|۴|color=black}} عیسی در جواب وی گفت مکتوب است که انسان بنان فقط زیست نمیکند بلکه بهر کلمه خدا * {{verse|۴|۵|color=black}} پس ابلیس او را بکوهی بلند برده تمامی ممالک جهان را در لحظهای بدو نشان داد * {{verse|۴|۶|color=black}} و ابلیس بدو گفت جمیع این قدرت و حشمت آنها را بتو میدهم زیرا که بمن سپرده شده است و بهر که میخواهم میبخشم * {{verse|۴|۷|color=black}} پس اگر تو پیش من سجده کنی همهٔ از آن تو خواهد شد * {{verse|۴|۸|color=black}} عیسی در جواب او گفت ای شیطان مکتوب است {{روخط|خداوند}} خدای خود را پرستش کن و غیر او را عبادت منما * {{verse|۴|۹|color=black}} پس او را باورشلیم برده بر کنگره هیکل قرار داد و بدو گفت اگر پسر خدا هستی خود را از اینجا بزیر انداز * {{verse|۴|۱۰|color=black}} زیرا مکتوب است که فرشتگان خود را دربارهٔ تو حکم فرماید تا تو را محافظت کنند * {{verse|۴|۱۱|color=black}} و تو را بدستهای خود بردارند مبادا پایت به<noinclude></noinclude> gqpwvfbeffx9rvqrcfanxg4tgeoidej برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۴۹۴ 104 89092 289483 2026-06-24T16:25:10Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «سنگی خورد * {{verse|۴|۱۲|color=black}} عیسی در جواب وی گفت که گفته شده است {{روخط|خداوند}} خدای خود را تجربه مکن * {{verse|۴|۱۳|color=black}} و چون ابلیس جمیع تجربه را باتمام رسانید تا مدّتی از او جدا شد * {{verse|۴|۱۴|color=black}} و عیسی بقوّت روح بجلیل برگشت و خبر او در تمامی آن...» ایجاد کرد 289483 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>سنگی خورد * {{verse|۴|۱۲|color=black}} عیسی در جواب وی گفت که گفته شده است {{روخط|خداوند}} خدای خود را تجربه مکن * {{verse|۴|۱۳|color=black}} و چون ابلیس جمیع تجربه را باتمام رسانید تا مدّتی از او جدا شد * {{verse|۴|۱۴|color=black}} و عیسی بقوّت روح بجلیل برگشت و خبر او در تمامی آن نواحی شهرت یافت * {{verse|۴|۱۵|color=black}} و او در کنایس ایشان تعلیم میداد و همهٔ او را تعظیم میکردند * {{verse|۴|۱۶|color=black}} و بناصره جائی که پرورش یافته بود رسید و بحسب دستور خود در روز سَبَّت بکنیسه درآمده برای تلاوت برخاست * {{verse|۴|۱۷|color=black}} آنگاه صحیفه اِشْعَیا نبی را بدو دادند و چون کتاب را گشود موضعی را یافت که مکتوب است * {{verse|۴|۱۸|color=black}} روح {{روخط|خداوند}} بر من است زیرا که مرا مسح کرد تا فقیران را بشارت دهم و مرا فرستاد تا شکستهدلان را شفا بخشم و اسیران را برستگاری و کوران را ببینائی موعظه کنم و تا کوبیدگان را آزاد سازم * {{verse|۴|۱۹|color=black}} و از سال پسندیده {{روخط|خداوند}} موعظه کنم * {{verse|۴|۲۰|color=black}} پس کتاب را بهم پیچیده بخادم سپرد و بنشست و چشمان همهٔ اهل کنیسه بر وی دوخته میبود * {{verse|۴|۲۱|color=black}} آنگاه بدیشان شروع بگفتن کرد که امروز این نوشته در گوشهای شما تمام شد * {{verse|۴|۲۲|color=black}} و همهٔ بر وی شهادت دادند و از سخنان فیضآمیزی که از دهانش صادر میشد تعجّب نموده گفتند مگر این پسر یوسف نیست * {{verse|۴|۲۳|color=black}} بدیشان گفت هرآینه این مثل را بمن خواهید گفت ای طبیب خود را شفا بده آنچه شنیدهایم که در کَفَرناحوم از تو صادر شد اینجا نیز در وطن خویش بنما * {{verse|۴|۲۴|color=black}} و گفت هرآینه بشما میگویم که هیچ نبی در وطن خویش مقبول نباشد * {{verse|۴|۲۵|color=black}} و بتحقیق شما را میگویم که بسا بیوه زنان در اسرائیل بودند در ایام الیاس وقتی که آسمان مدّت سه سال و شش ماه بسته ماند چنانکه قحطی عظیم در تمامی زمین پدید آمد * {{verse|۴|۲۶|color=black}} و الیاس نزد هیچ کدام از ایشان فرستاده نشد مگر نزد بیوه زنی در صَرْفَه صیدون * {{verse|۴|۲۷|color=black}} و بسا ابرصان در اسرائیل بودند در ایّام اِلیشَع نبی و احدی از ایشان طاهر نگشت جز نَعمان سریانی * {{verse|۴|۲۸|color=black}} پس تمام اهل کنیسه چون این سخنان را شنیدند پُر از خشم گشتند * {{verse|۴|۲۹|color=black}} و برخاسته او را از شهر بیرون کردند و بر قلّه کوهی که قریه ایشان بر آن بنا شده بود بردند تا او را بزیر افکنند * {{verse|۴|۳۰|color=black}} ولی از میان ایشان گذشته برفت * {{verse|۴|۳۱|color=black}} و بکَفَرناحوم شهری از جلیل فرود شده در روزهای سَبَّت ایشان را تعلیم میداد * {{verse|۴|۳۲|color=black}} و از تعلیم او در حیرت افتادند زیرا که کلام او با قدرت میبود * {{verse|۴|۳۳|color=black}} و در کنیسه مردی بود که روح دیو خبیث داشت و بآواز بلند فریادکنان میگفت *<noinclude></noinclude> niadwost7kzcagnqgqd093hrt41zctl برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۴۹۵ 104 89093 289484 2026-06-24T16:25:27Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{verse|۴|۳۴|color=black}} آه ای عیسی ناصری ما را با تو چه کار است آیا آمدهای تا ما را هلاک سازی تو رامیشناسم کیستی ای قدّوس خدا * {{verse|۴|۳۵|color=black}} پس عیسی او را نهیب داده فرمود خاموش باش و از وی بیرون آی در ساعت دیو او را در میان انداخته از او بیرون شد و هیچ...» ایجاد کرد 289484 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۴|۳۴|color=black}} آه ای عیسی ناصری ما را با تو چه کار است آیا آمدهای تا ما را هلاک سازی تو رامیشناسم کیستی ای قدّوس خدا * {{verse|۴|۳۵|color=black}} پس عیسی او را نهیب داده فرمود خاموش باش و از وی بیرون آی در ساعت دیو او را در میان انداخته از او بیرون شد و هیچ آسیبی بدو نرسانید * {{verse|۴|۳۶|color=black}} پس حیرت بر همهٔ ایشان مستولی گشت و یکدیگر را مخاطب ساخته گفتند این چه سخن است که این شخص با قدرت و قوّت ارواح پلید را امر میکند و بیرون میآیند * {{verse|۴|۳۷|color=black}} و شهرت او در هر موضعی از آن حوالی پهن شد * {{verse|۴|۳۸|color=black}} و از کنیسه برخاسته بخانهٔ شمعون درآمد و مادر زن شمعون را تب شدیدی عارض شده بود برای او از وی التماس کردند * {{verse|۴|۳۹|color=black}} پس بر سر وی آمده تب را نهیب داده تب از او زایل شد در ساعت برخاسته بخدمتگزاری ایشان مشغول شد * {{verse|۴|۴۰|color=black}} و چون آفتاب غروب میکرد همهٔ آنانی که اشخاص مبتلا بانواع مرضها داشتند ایشان را نزد وی آوردند و بهر یکی از ایشان دست گذارده شفا داد * {{verse|۴|۴۱|color=black}} و دیوها نیز از بسیاری بیرون میرفتند و صیحه زنان میگفتند کهتو مسیح پسر خدا هستی ولی ایشان را قدغن کرده نگذاشت که حرف زنند زیرا که دانستند او مسیح است * {{verse|۴|۴۲|color=black}} و چون روز شد روانه شده بمکانی ویرانرفت و گروهی کثیر در جستجوی او آمده نزدش رسیدند و او را باز میداشتند که از نزد ایشان نرود * {{verse|۴|۴۳|color=black}} به ایشان گفت مرا لازم است که بشهرهای دیگر نیز بملکوت خدا بشارت دهم زیرا که برای همین کار فرستاده شدهام * {{verse|۴|۴۴|color=black}} پس در کنایس جلیل موعظه مینمود * {{وسط|{{روخط|باب پنجم}}}} {{فصل|۵}} {{verse|۵|۱|color=black}} و هنگامی که گروهی بر وی ازدحاممینمودند تا کلام خدا را بشنوند او بکنار دریاچه جنیسارت ایستاده بود * {{verse|۵|۲|color=black}} و دو زورق را در کنار دریاچه ایستاده دید که صیادان از آنها بیرون آمده دامهای خود را شست و شو مینمودند * {{verse|۵|۳|color=black}} پس بیکی از آن دو زورق که مال شمعون بود سوار شده از او درخواست نمود که از خشکی اندکی دور ببرد پس در زورق نشسته مردم را تعلیم میداد * {{verse|۵|۴|color=black}} و چون از سخن گفتن فارغ شد بشمعون گفت بمیانه دریاچه بران و دامهای خود را برای شکار بیندازید * {{verse|۵|۵|color=black}} شمعون در جواب وی گفت ای استاد تمام شب را رنج برده چیزی نگرفتیم لیکن<noinclude></noinclude> 3rqr2ogmuv7gaqx2f2opeum8fnxcqa0 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۴۹۶ 104 89094 289485 2026-06-24T16:26:11Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «بحکم تو دام را خواهیم انداخت * {{verse|۵|۶|color=black}} و چون چنین کردند مقداری کثیر از ماهی صید کردند چنانکه نزدیک بود دام ایشان گسسته شود * {{verse|۵|۷|color=black}} و برفقای خود که در زورق دیگر بودند اشاره کردند که آمده ایشان را امداد کنند پس آمده هر دو زورق را پر...» ایجاد کرد 289485 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بحکم تو دام را خواهیم انداخت * {{verse|۵|۶|color=black}} و چون چنین کردند مقداری کثیر از ماهی صید کردند چنانکه نزدیک بود دام ایشان گسسته شود * {{verse|۵|۷|color=black}} و برفقای خود که در زورق دیگر بودند اشاره کردند که آمده ایشان را امداد کنند پس آمده هر دو زورق را پر کردند بقسمی که نزدیک بود غرق شوند * {{verse|۵|۸|color=black}} شمعون پطرس چون این را بدید بر پایهای عیسی افتاده گفت ای {{روخط|خداوند}} از من دور شوزیرا مردی گناهکارم * {{verse|۵|۹|color=black}} چونکه بهسبب صید ماهی که کرده بودند دهشت بر او و همهٔ رفقای وی مستولی شده بود * {{verse|۵|۱۰|color=black}} و هم چنین نیز بر یعقوب و یوحنّا پسران زِبِدی که شریک شمعون بودند عیسی بشمعون گفت مترس پس از این مردم را صید خواهی کرد * {{verse|۵|۱۱|color=black}} پس چون زورقها را بکنار آوردند همهٔ را ترک کرده از عقب او روانه شدند * {{verse|۵|۱۲|color=black}} و چون او در شهری از شهرها بود ناگاه مردی پر از برص آمده چون عیسی را بدید بروی در افتاد و از او درخواست کرده گفت {{روخط|خداوند}}ا اگر خواهی میتوانی مرا طاهر سازی * {{verse|۵|۱۳|color=black}} پس او دست آورده وی را لمس نمود و گفت میخواهم طاهر شو که فوراً برص از او زایل شد * {{verse|۵|۱۴|color=black}} و او را قدغن کرد که هیچکس را خبر مده بلکه رفته خود را بکاهن بنما و هدیهای بجهت طهارت خود بطوری که موسی فرموده است بگذران تا بجهت ایشان شهادتی شود * {{verse|۵|۱۵|color=black}} لیکن خبر او بیشتر شهرت یافت و گروهی بسیار جمع شدند تا کلام او را بشنوند و از مرضهای خود شفا یابند * {{verse|۵|۱۶|color=black}} و او بویرانهها عزلت جسته بعبادت مشغول شد * {{verse|۵|۱۷|color=black}} روزی از روزها واقع شد که او تعلیم میداد و فریسیان و فقها که از همهٔ بُلْدان جلیل و یهودیّه و اورشلیم آمده نشسته بودند و قوّت {{روخط|خداوند}} برای شفای ایشان صادر میشد * {{verse|۵|۱۸|color=black}} که ناگاه چند نفر شخصی مفلوج را بر بستری آوردند و میخواستند او را داخل کنند تا پیش روی وی بگذارند * {{verse|۵|۱۹|color=black}} و چون بهسبب انبوهی مردم راهی نیافتند که او را بخانه درآورند بر پشتبام رفته او را با تختش از میان سفالها در وسط پیش عیسی گذاردند * {{verse|۵|۲۰|color=black}} چون او ایمان ایشان را دید بوی گفت ای مرد گناهان تو آمرزیده شد * {{verse|۵|۲۱|color=black}} آنگاه کاتبان و فریسیان در خاطر خود تفکّر نموده گفتن گرفتند این کیست که کفر میگوید جز خدا و بس کیست که بتواند گناهان را بیامرزد * {{verse|۵|۲۲|color=black}} عیسی افکار ایشان را درک نموده در جواب ایشان گفت چرا در خاطر خود تفکّر میکنید * {{verse|۵|۲۳|color=black}} کدام سهلتر است گفتن اینکه گناهان تو آمرزیده شد یا گفتن اینکه برخیز<noinclude></noinclude> m9plkyk9njk0cxy90ra3xik3bfvixjn برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۴۹۷ 104 89095 289486 2026-06-24T16:26:35Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و بخرام * {{verse|۵|۲۴|color=black}} لیکن تا بدانید که پسر انسان را استطاعتِ آمرزیدنِ گناهان بر روی زمین هست مفلوج را گفت تو را میگویم برخیز و بستر خود را برداشته بخانهٔ خود برو * {{verse|۵|۲۵|color=black}} در ساعت برخاسته پیش ایشان آنچه بر آن خوابیده بود برداشت و بخ...» ایجاد کرد 289486 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و بخرام * {{verse|۵|۲۴|color=black}} لیکن تا بدانید که پسر انسان را استطاعتِ آمرزیدنِ گناهان بر روی زمین هست مفلوج را گفت تو را میگویم برخیز و بستر خود را برداشته بخانهٔ خود برو * {{verse|۵|۲۵|color=black}} در ساعت برخاسته پیش ایشان آنچه بر آن خوابیده بود برداشت و بخانهٔ خود خدا را حمدکنان روانه شد * {{verse|۵|۲۶|color=black}} و حیرت همهٔ را فرو گرفت و خدا را تمجید مینمودند و خوف بر ایشان مستولی شده گفتند امروز چیزهای عجیب دیدیم * {{verse|۵|۲۷|color=black}} از آن پس بیرون رفته باجگیری را که لاوی نام داشت بر باجگاه نشسته دید او را گفت از عقب من بیا * {{verse|۵|۲۸|color=black}} در حال همهچیز را ترک کرده برخاست و در عقب وی روانه شد * {{verse|۵|۲۹|color=black}} و لاوی ضیافتی بزرگ در خانهٔ خود برای او کرد و جمعی بسیار از باجگیران و دیگران با ایشان نشستند * {{verse|۵|۳۰|color=black}} امّا کاتبان ایشان و فریسیان همهمه نموده بشاگردان او گفتند برای چه با باجگیران و گناهکاران اَکل و شُرب میکنید * {{verse|۵|۳۱|color=black}} عیسی در جواب ایشان گفت تندرستان احتیاج بطبیب ندارند بلکه مریضان * {{verse|۵|۳۲|color=black}} و نیامدهام تا عادلان بلکه تا عاصیان را بتوبه بخوانم * {{verse|۵|۳۳|color=black}} پس بوی گفتند از چه سبب شاگردان یحیی روزه بسیار میدارند و نماز میخوانند و همچنین شاگردان فریسیان نیز لیکن شاگردان تو اکل و شرب میکنند * {{verse|۵|۳۴|color=black}} بدیشان گفت آیا میتوانید پسران خانهٔ عروسی را مادامی که داماد با ایشان است روزهدار سازید * {{verse|۵|۳۵|color=black}} بلکه ایّامی میآید که داماد از ایشان گرفته شود آنگاه در آن روزها روزه خواهند داشت * {{verse|۵|۳۶|color=black}} و مَثَلی برای ایشان آورد که هیچکس پارچهای از جامه نو را بر جامه کهنه وصله نمیکند والاّ آن نو را پاره کند و وصلهای که از نو گرفته شد نیز در خور آن کهنه نَبُوَد * {{verse|۵|۳۷|color=black}} و هیچکس شراب نو را در مشکهای کهنه نمیریزد والاّ شرابِ نو مشکها را پاره میکند و خودش ریخته و مشکها تباه میگردد * {{verse|۵|۳۸|color=black}} بلکه شراب نو را در مشکهای نو باید ریخت تا هر دو محفوظ بماند * {{verse|۵|۳۹|color=black}} و کسی نیست که چون شراب کهنه را نوشیدهفیالفور نو را طلب کند زیرا میگوید کهنه بهتر است * {{وسط|{{روخط|باب ششم}}}} {{فصل|۶}} {{verse|۶|۱|color=black}} و واقع شد در سَبَّتِ دوّمِ اوّلین که او از میان کشتزارها میگذشت و شاگردانش خوشهها میچیدند و بکف مالیده میخوردند * {{verse|۶|۲|color=black}} و بعضی از فریسیان بدیشان گفتند چرا کاری میکنید که کردن آن در سَبَّت جایز نیست * {{verse|۶|۳|color=black}} عیسی در جواب ایشان گفت<noinclude></noinclude> 38swgym76zm1klwwqdb245uvpt3wbyy برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۴۹۸ 104 89096 289487 2026-06-24T16:26:52Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «آیا نخواندهاید آنچه داود و رفقایش کردند در وقتی که گرسنه بودند * {{verse|۶|۴|color=black}} که چگونه بخانهٔ خدا درآمده نان تَقْدِمه را گرفته بخورد و برفقای خود نیز داد که خوردن آن جز بکَهَنه روا نیست * {{verse|۶|۵|color=black}} پس بدیشان گفت پسر انسان مالک روز سَبَّت...» ایجاد کرد 289487 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>آیا نخواندهاید آنچه داود و رفقایش کردند در وقتی که گرسنه بودند * {{verse|۶|۴|color=black}} که چگونه بخانهٔ خدا درآمده نان تَقْدِمه را گرفته بخورد و برفقای خود نیز داد که خوردن آن جز بکَهَنه روا نیست * {{verse|۶|۵|color=black}} پس بدیشان گفت پسر انسان مالک روز سَبَّت نیز هست * {{verse|۶|۶|color=black}} و در سَبَّت دیگر بکنیسه درآمده تعلیم میداد و در آنجا مردی بود که دست راستش خشک بود * {{verse|۶|۷|color=black}} و کاتبان و فریسیان چشم بر او میداشتند که شاید در سَبَّت شفا دهد تا شکایتی بر او یابند * {{verse|۶|۸|color=black}} او خیالات ایشان را درک نموده بدان مرد دست خشک گفت برخیز و در میان بایست در حال برخاسته بایستاد * {{verse|۶|۹|color=black}} عیسی بدیشان گفت از شما چیزی میپرسم که در روز سَبَّت کدام رواست نیکویی کردن یا بدی رهانیدن جان یا هلاک کردن * {{verse|۶|۱۰|color=black}} پس چشم خودرا بر جمیع ایشان گردانیده بدو گفت دست خود را دراز کن او چنان کرد و فوراً دستش مثل دست دیگر صحیح گشت * {{verse|۶|۱۱|color=black}} امّا ایشان از حماقت پر گشته بیکدیگر میگفتند که با عیسی چه کنیم * {{verse|۶|۱۲|color=black}} و در آن روزها برفراز کوه برآمد تا عبادت کند وآن شب را در عبادت خدا بصبح آورد * {{verse|۶|۱۳|color=black}} و چون روز شد شاگردان خود را پیش طلبیده دوازده نفر از ایشان را انتخاب کرده ایشان را نیز رسول خواند * {{verse|۶|۱۴|color=black}} یعنی شمعون که او را پطرس نیز نام نهاد و برادرش اندریاس یعقوب و یوحنا فیلپّس و برتولما * {{verse|۶|۱۵|color=black}} متّی و توما یعقوب ابن حَلْفی و شمعون معروف بغیورْ * {{verse|۶|۱۶|color=black}} یهودا برادر یعقوب و یهودای اسخریوطی که تسلیم کننده وی بود * {{verse|۶|۱۷|color=black}} و با ایشان بزیر آمده بر جای هموار بایستاد و جمعی از شاگردان وی و گروهی بسیار از قوم از تمام یهودیّه و اورشلیم و کناره دریای صور و صیدون آمدند تا کلام او را بشنوند و از امراض خود شفا یابند * {{verse|۶|۱۸|color=black}} و کسانی که از ارواح پلید معذّب بودند شفا یافتند * {{verse|۶|۱۹|color=black}} و تمام آن گروه میخواستند او را لمس کنند زیرا قوّتی از ویصادر شده همهٔ را صحّت میبخشید * {{verse|۶|۲۰|color=black}} پس نظر خود را بشاگردان خویش افکنده گفت خوشابحال شما ای مساکین زیرا ملکوت خدا از آن شما است * {{verse|۶|۲۱|color=black}} خوشابحال شما که اکنون گرسنهاید زیرا که سیر خواهید شد خوشابحال شما که الحال گریانید زیرا خواهید خندید * {{verse|۶|۲۲|color=black}} خوشابحال شما وقتی که مردم بخاطر پسر انسان از شما نفرت گیرند و شما را از خود جدا سازند و دشنام دهند و نام شما را مثل شریر بیرون کنند * {{verse|۶|۲۳|color=black}} در آن روز شاد باشید و وجد نمایید زیرا اینک اجر شما در آسمان عظیم میباشد زیرا که بهمینطور پدران<noinclude></noinclude> 0ut7tubly0s98cmh9113v9feosouizh برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۴۹۹ 104 89097 289488 2026-06-24T16:27:09Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «ایشان با انبیا سلوک نمودند * {{verse|۶|۲۴|color=black}} لیکن وای بر شما ای دولتمندان زیرا که تسلّی خود را یافتهاید * {{verse|۶|۲۵|color=black}} وای بر شما ای سیرشدگان زیرا گرسنه خواهید شد وای بر شما که الآن خندانید زیرا که ماتم و گریه خواهید کرد * {{verse|۶|۲۶|color=black}} وای...» ایجاد کرد 289488 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ایشان با انبیا سلوک نمودند * {{verse|۶|۲۴|color=black}} لیکن وای بر شما ای دولتمندان زیرا که تسلّی خود را یافتهاید * {{verse|۶|۲۵|color=black}} وای بر شما ای سیرشدگان زیرا گرسنه خواهید شد وای بر شما که الآن خندانید زیرا که ماتم و گریه خواهید کرد * {{verse|۶|۲۶|color=black}} وای بر شما وقتی که جمیع مردم شما را تحسین کنند زیرا همچنین پدران ایشان با انبیای کَذَبه کردند * {{verse|۶|۲۷|color=black}} لیکن ای شنوندگان شما را میگویم دشمنان خود را دوست دارید و با کسانی که از شما نفرت کنند احسان کنید * {{verse|۶|۲۸|color=black}} و هر که شما را لعن کند برای او برکت بطلبید و برای هرکه با شما کینه دارد دعای خیر کنید * {{verse|۶|۲۹|color=black}} و هرکه بر رخسار تو زَنَد دیگری را نیز بسوی او بگردان و کسی که ردای تو را بگیرد قبا را نیز از او مضایقه مکن * {{verse|۶|۳۰|color=black}} هرکه از تو سؤال کند بدو بده و هر که مال تو را گیرد از وی باز مخواه * {{verse|۶|۳۱|color=black}} و چنانکه میخواهید مردم با شما عمل کنند شما نیز بهمانطور با ایشان سلوک نمایید * {{verse|۶|۳۲|color=black}} زیرا اگر محبّان خود را محبّت نمایید شما را چه فضیلت است زیرا گناهکاران هم محبّان خود را محبّت مینمایند * {{verse|۶|۳۳|color=black}} و اگر احسان کنید با هر که بشما احسان کند چه فضیلت دارید چونکه گناهکاران نیز چنین میکنند * {{verse|۶|۳۴|color=black}} و اگر قرض دهید بآنانی که امید بازگرفتن از ایشان دارید شما را چه فضیلت است زیرا گناهکاران نیز بگناهکاران قرض میدهند تا از ایشان عوض گیرند * {{verse|۶|۳۵|color=black}} بلکه دشمنان خود را محبّت نمایید و احسان کنید و بدون امیدِ عوض قرض دهید زیرا که اجر شما عظیم خواهد بود و پسران حضرتاعلیٰ خواهید بود چونکه او با ناسپاسان و بدکاران مهربان است * {{verse|۶|۳۶|color=black}} پس رحیم باشید چنانکه پدر شما نیز رحیم است * {{verse|۶|۳۷|color=black}} داوری مکنید تا بر شما داوری نشود و حکم مکنید تا بر شما حکم نشود و عفو کنید تا آمرزیده شوید * {{verse|۶|۳۸|color=black}} بدهید تا بشما داده شود زیرا پیمانه نیکوی افشرده و جنبانیده و لبریز شده را در دامن شما خواهند گذارد زیرا که بهمان پیمانهای که میپیمایید برای شما پیموده خواهد شد * {{verse|۶|۳۹|color=black}} پس برای ایشان مَثَلی زد که آیا میتواندکور کور را راهنمائی کند آیا هر دو در حفرهای نمیافتند * {{verse|۶|۴۰|color=black}} شاگرد از معلّم خویش بهتر نیست لیکن هر که کامل شده باشد مثل استاد خود بُوَد * {{verse|۶|۴۱|color=black}} و چرا خسی را که در چشم برادر تو است میبینی و چوبی را که در چشم خود داری نمییابی * {{verse|۶|۴۲|color=black}} و چگونه بتوانی برادر خود را گویی ای برادر اجازت ده تا خس را از چشم تو برآورم و چوبی را که در چشم خود داری نمیبینی ای ریاکار اوّل چوب را از چشم خود بیرون کن آنگاه نیکو خواهی دید تا<noinclude></noinclude> qu2w9rq8tlekf2ygl4c2oe9srqwfjdn برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۰۰ 104 89098 289489 2026-06-24T16:27:23Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «خس را از چشم برادر خود برآوری * {{verse|۶|۴۳|color=black}} زیرا هیچ درخت نیکو میوهٔ بد بار نمیآورد و نه درخت بد میوهٔ نیکو آورد * {{verse|۶|۴۴|color=black}} زیرا که هر درخت از میوهاش شناخته میشود از خار انجیر را نمییابند و از بوته انگور را نمیچینند * {{verse|۶|۴۵|color=black}} آ...» ایجاد کرد 289489 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خس را از چشم برادر خود برآوری * {{verse|۶|۴۳|color=black}} زیرا هیچ درخت نیکو میوهٔ بد بار نمیآورد و نه درخت بد میوهٔ نیکو آورد * {{verse|۶|۴۴|color=black}} زیرا که هر درخت از میوهاش شناخته میشود از خار انجیر را نمییابند و از بوته انگور را نمیچینند * {{verse|۶|۴۵|color=black}} آدم نیکو از خزینه خوب دل خود چیز نیکو برمیآورد و شخص شریر از خزینه بد دل خویش چیز بد بیرون میآورد زیرا که از زیادتی دل زبان سخن میگوید * {{verse|۶|۴۶|color=black}} و چون است که مرا {{روخط|خداوند}}ا {{روخط|خداوند}}ا میگویید و آنچه میگویم بعمل نمیآورید * {{verse|۶|۴۷|color=black}} هر که نزد من آید و سخنان مرا شنود و آنها را بجا آورد شما را نشان میدهم که بچه کسمشابهت دارد * {{verse|۶|۴۸|color=black}} مثل شخصی است که خانهای میساخت و زمین را کنده گود نمود و بنیادش را بر سنگ نهاد پس چون سیلاب آمده سیل بر آن خانه زور آورد نتوانست آن را جنبش دهد زیرا که بر سنگ بنا شده بود * {{verse|۶|۴۹|color=black}} لیکن هر که شنید و عمل نیاورد مانند شخصی است که خانهای بر روی زمین بیبنیاد بنا کرد که چون سیل بر آن صدمه زد فوراً افتاد و خرابی آن خانه عظیم بود * {{وسط|{{روخط|باب هفتم}}}} {{فصل|۷}} {{verse|۷|۱|color=black}} و چون همهٔ سخنان خود را بسمع خلق باتمام رسانید وارد کفرناحوم شد * {{verse|۷|۲|color=black}} و یوزباشی را غلامی که عزیز او بود مریض و مشرف بر موت بود * {{verse|۷|۳|color=black}} چون خبر عیسی را شنید مشایخ یهود را نزد وی فرستاده از او خواهش کرد که آمده غلام او را شفا بخشد * {{verse|۷|۴|color=black}} ایشان نزد عیسی آمده بالحاح نزد او التماس کرده گفتند مستحقّ است که این احسان را برایش بجا آوری * {{verse|۷|۵|color=black}} زیرا قوم ما را دوست میدارد و خود برای ما کنیسه را ساخت * {{verse|۷|۶|color=black}} پس عیسی با ایشان روانه شد و چون نزدیک بخانه رسید یوزباشی چند نفر از دوستان خود را نزد او فرستاده بدو گفت {{روخط|خداوند}}ا زحمت مکش زیرا لایق آن نیستم که زیر سقف من درآیی * {{verse|۷|۷|color=black}} و از این سبب خود را لایق آن ندانستم که نزد تو آیم بلکه سخنی بگو تا بندهٔ من صحیح شود * {{verse|۷|۸|color=black}} زیرا که من نیز شخصی هستم زیر حکم و لشکریان زیر دست خود دارم چون بیکی گویم برو میرود و بدیگری بیا میآید و بغلام خود این را بکن میکند * {{verse|۷|۹|color=black}} چون عیسی این را شنید تعجّب نموده بسوی آن جماعتی که ازعقب او میآمدند روی گردانیده گفت بشما میگویم چنین ایمانی در اسرائیل هم نیافتهام * {{verse|۷|۱۰|color=black}} پس فرستادگان بخانه برگشته آن غلام بیمار را صحیح یافتند * {{verse|۷|۱۱|color=black}} و دو<noinclude></noinclude> 8531km2m1hlaxnwkpjx8a5xziq078hv برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۰۱ 104 89099 289490 2026-06-24T16:27:50Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «روز بعد بشهری مسمّیٰ بنائین میرفت و بسیاری از شاگردان او و گروهی عظیم همراهش میرفتند * {{verse|۷|۱۲|color=black}} چون نزدیک بدروازه شهر رسید ناگاه میّتی را که پسر یگانه بیوه زنی بود میبردند و انبوهی کثیر از اهل شهر با وی میآمدند * {{verse|۷|۱۳|color=black}} چون {{روخ...» ایجاد کرد 289490 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>روز بعد بشهری مسمّیٰ بنائین میرفت و بسیاری از شاگردان او و گروهی عظیم همراهش میرفتند * {{verse|۷|۱۲|color=black}} چون نزدیک بدروازه شهر رسید ناگاه میّتی را که پسر یگانه بیوه زنی بود میبردند و انبوهی کثیر از اهل شهر با وی میآمدند * {{verse|۷|۱۳|color=black}} چون {{روخط|خداوند}} او را دید دلش بر او بسوخت و بوی گفت گریان مباش * {{verse|۷|۱۴|color=black}} و نزدیک آمده تابوت را لمس نمود و حاملان آن بایستادند پس گفت ای جوان تو را میگویم برخیز * {{verse|۷|۱۵|color=black}} در ساعت آن مرده راست بنشست و سخن گفتن آغاز کرد و او را بمادرش سپرد * {{verse|۷|۱۶|color=black}} پس خوف همهٔ را فراگرفت و خدا را تمجیدکنان میگفتند که نبیای بزرگ در میان ما مبعوث شده و خدا از قوم خود تفقّد نموده است * {{verse|۷|۱۷|color=black}} پس این خبر دربارهٔ او در تمام یهودیّه و جمیع آن مرز و بوم منتشر شد * {{verse|۷|۱۸|color=black}} و شاگردان یحیی او را از جمیع این وقایع مطّلع ساختند * {{verse|۷|۱۹|color=black}} پس یحیی دو نفر از شاگردان خود را طلبیده نزد عیسی فرستاده عرض نمود که آیا تو آن آینده هستی یا منتظر دیگری باشیم * {{verse|۷|۲۰|color=black}} آن دو نفر نزد وی آمده گفتند یحیی تعمیددهنده ما را نزد تو فرستاده میگوید آیا تو آن آینده هستی یا منتظر دیگریباشیم * {{verse|۷|۲۱|color=black}} در همان ساعت بسیاری را از مرضها و بلایا و ارواح پلید شفا داد و کوران بسیاری را بینائی بخشید * {{verse|۷|۲۲|color=black}} عیسی در جواب ایشان گفت بروید و یحیی را از آنچه دیده و شنیدهاید خبر دهید که کوران بینا و لنگان خرامان و ابرصان طاهر و کرّان شنوا و مردگان زنده میگردند و بفقرا بشارت داده میشود * {{verse|۷|۲۳|color=black}} و خوشابحال کسی که در من لغزش نخورد * {{verse|۷|۲۴|color=black}} و چون فرستادگان یحیی رفته بودند دربارهٔ یحیی بدان جماعت آغاز سخن نهاد که برای دیدن چه چیز بصحرا بیرون رفته بودید آیا نییی را که از باد در جنبش است * {{verse|۷|۲۵|color=black}} بلکه بجهت دیدن چه بیرون رفتید آیا کسی را که بلباس نرم ملبّس باشد اینک آنانی که لباس فاخر میپوشند و عیّاشی میکنند در قصرهای سلاطین هستند * {{verse|۷|۲۶|color=black}} پس برای دیدن چه رفته بودید آیا نبیای را بلی بشما میگویم کسی را که از نبی هم بزرگتر است * {{verse|۷|۲۷|color=black}} زیرا این است آنکه دربارهٔ وی مکتوب است اینک من رسول خود را پیش روی تو میفرستم تا راه تو را پیش تو مهیّا سازد * {{verse|۷|۲۸|color=black}} زیرا که شما را میگویم از اولاد زنان نبیای بزرگتر از یحیی تعمیددهنده نیست لیکن آنکه در ملکوت خدا کوچکتر است از وی بزرگتر است * {{verse|۷|۲۹|color=black}} و تمام قوم و باجگیران چون شنیدند خدا را تمجید کردند زیرا که تعمید از یحیی یافته بودند * {{verse|۷|۳۰|color=black}} لیکن فریسیان و فقها ارادهٔ خدا را<noinclude></noinclude> pqay78u32df2v40bgnmpicqam5wflvh برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۰۲ 104 89100 289491 2026-06-24T16:28:05Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «از خود ردّ نمودند زیرا که از وی تعمید نیافته بودند * {{verse|۷|۳۱|color=black}} آنگاه {{روخط|خداوند}} گفت مردمان این طبقه را بچه تشبیه کنم و مانند چه میباشند * {{verse|۷|۳۲|color=black}} اطفالی رامیمانند که در بازارها نشسته یکدیگر را صدا زده میگویند برای شما نواختیم...» ایجاد کرد 289491 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>از خود ردّ نمودند زیرا که از وی تعمید نیافته بودند * {{verse|۷|۳۱|color=black}} آنگاه {{روخط|خداوند}} گفت مردمان این طبقه را بچه تشبیه کنم و مانند چه میباشند * {{verse|۷|۳۲|color=black}} اطفالی رامیمانند که در بازارها نشسته یکدیگر را صدا زده میگویند برای شما نواختیم رقص نکردید و نوحهگری کردیم گریه ننمودید * {{verse|۷|۳۳|color=black}} زیرا که یحیی تعمیددهنده آمد که نه نان میخورد و نه شراب میآشامید میگویید دیو دارد * {{verse|۷|۳۴|color=black}} پسر انسان آمد که میخورد و میآشامد میگویید اینک مردی است پُرخور و بادهپرست و دوست باجگیران و گناهکاران * {{verse|۷|۳۵|color=black}} امّا حکمت از جمیع فرزندان خود مَصَدَّق میشود * {{verse|۷|۳۶|color=black}} و یکی از فریسیان از او وعده خواست که با او غذا خورَد پس بخانهٔ فریسی درآمده بنشست * {{verse|۷|۳۷|color=black}} که ناگاه زنی که در آن شهر گناهکار بود چون شنید که در خانهٔ فریسی بغذا نشسته است شیشهای از عطر آورده * {{verse|۷|۳۸|color=black}} در پشت سر او نزد پایهایش گریان بایستاد و شروع کرد بشستن پایهای او باشک خود و خشکانیدن آنها بموی سر خود و پایهای وی را بوسیده آنها را بعطر تدهین کرد * {{verse|۷|۳۹|color=black}} چون فریسیای که از او وعده خواسته بود این را بدید با خود میگفت که این شخص اگر نبی بودی هرآینه دانستی که این کدام و چگونه زن است که او را لمس میکند زیرا گناهکاری است * {{verse|۷|۴۰|color=black}} عیسی جواب داده بوی گفت ای شمعون چیزی دارم که بتو گویم گفت ای استاد بگو * {{verse|۷|۴۱|color=black}} گفت طلبکاری را دو بدهکار بود که از یکی پانصد و از دیگری پنجاه دینار طلب داشتی * {{verse|۷|۴۲|color=black}} چون چیزی نداشتند که ادا کنند هردو را بخشید بگو کدام یک از آن دو او را زیادتر محبّت خواهد نمود * {{verse|۷|۴۳|color=black}} شمعون در جواب گفت گمان میکنم آنکه او را زیادتر بخشید بوی گفت نیکو گفتی * {{verse|۷|۴۴|color=black}} پس بسوی آن زن اشاره نموده بشمعون گفت این زن را نمیبینی بخانهٔ تو آمدم آب بجهت پایهای من نیاوردی ولی این زن پایهای مرا باشکها شست و بمویهای سر خود آنها را خشک کرد * {{verse|۷|۴۵|color=black}} مرا نبوسیدی لیکن این زن از وقتی که داخل شدم از بوسیدن پایهای من باز نایستاد * {{verse|۷|۴۶|color=black}} سر مرا بروغن مسح نکردی لیکن او پایهای مرا بعطر تدهین کرد * {{verse|۷|۴۷|color=black}} از این جهت بتو میگویم گناهان او که بسیار است آمرزیده شد زیرا که محبّت بسیار نموده است لیکن آنکه آمرزشِ کمتر یافت محبّتِ کمتر مینماید * {{verse|۷|۴۸|color=black}} پس بآن زن گفت گناهان تو آمرزیده شد * {{verse|۷|۴۹|color=black}} و اهل مجلس در خاطر خود تفکّر آغاز کردند که این کیست که گناهان را هم میآمرزد * {{verse|۷|۵۰|color=black}} پس بآن زن گفت ایمانت تو را نجات داده است بسلامتی روانه شو *<noinclude></noinclude> jchgkzbj2vsa9n2xynrp9srbx6heh3v برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۰۳ 104 89101 289492 2026-06-24T16:28:22Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب هشتم}}}} {{فصل|۸}} {{verse|۸|۱|color=black}} و بعد از آن واقع شد که او در هر شهری و دهی گشته موعظه مینمود و بملکوت خدا بشارت میداد و آن دوازده با وی میبودند * {{verse|۸|۲|color=black}} و زنان چند که از ارواح پلید و مرضها شفا یافته بودند یعنی مریم معروف بمَج...» ایجاد کرد 289492 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب هشتم}}}} {{فصل|۸}} {{verse|۸|۱|color=black}} و بعد از آن واقع شد که او در هر شهری و دهی گشته موعظه مینمود و بملکوت خدا بشارت میداد و آن دوازده با وی میبودند * {{verse|۸|۲|color=black}} و زنان چند که از ارواح پلید و مرضها شفا یافته بودند یعنی مریم معروف بمَجْدَلیّه که از او هفت دیو بیرون رفته بودند * {{verse|۸|۳|color=black}} و یونا زوجهٔ خوزا ناظر هیرودیس و سوسَن و بسیاری از زنان دیگر که از اموال خود او را خدمت میکردند * {{verse|۸|۴|color=black}} و چون گروهی بسیار فراهم میشدند و از هر شهر نزد او میآمدند مَثَلی آورده گفت * {{verse|۸|۵|color=black}} که برزگری بجهت تخم کاشتن بیرون رفت و وقتی که تخم میکاشت بعضی بر کناره راه ریخته شد و پایمال شده مرغان هوا آن را خوردند * {{verse|۸|۶|color=black}} و پارهای بر سنگلاخ افتاده چون رویید از آنجهت که رطوبتی نداشت خشک گردید * {{verse|۸|۷|color=black}} و قدری در میان خارها افکنده شد که خارها با آن نمّو کرده آن را خفه نمود * {{verse|۸|۸|color=black}} و بعضی در زمین نیکو پاشیده شده رویید و صد چندان ثمر آورد چون این بگفت ندا در داد هر که گوش شنوا دارد بشنود * {{verse|۸|۹|color=black}} پس شاگردانش از او سؤال نموده گفتند که معنی این مَثَل چیست * {{verse|۸|۱۰|color=black}} گفت شما را دانستن اسرار ملکوت خدا عطا شده است و لیکن دیگران را بهواسطهٔ مثلها تا نگریسته نبینند و شنیده درک نکنند * {{verse|۸|۱۱|color=black}} امّا مَثَل این است که تخم کلام خداست * {{verse|۸|۱۲|color=black}} و آنانی که در کنار راه هستند کسانی میباشند که چون میشنوند فوراً ابلیس آمده کلام را از دلهای ایشان میرباید مبادا ایمان آورده نجات یابند * {{verse|۸|۱۳|color=black}} و آنانی که بر سنگلاخ هستند کسانی میباشند که چون کلام را میشنوند آن را بشادی میپذیرند و اینها ریشه ندارند پس تا مدّتی ایمان میدارند و در وقتِ آزمایش مرتّد میشوند * {{verse|۸|۱۴|color=black}} امّا آنچه در خارها افتاد اشخاصی میباشند که چون شنوند میروندو اندیشههای روزگار و دولت و لذّات آن ایشان را خفه میکند و هیچ میوه بکمال نمیرسانند * {{verse|۸|۱۵|color=black}} امّا آنچه در زمین نیکو واقع گشت کسانی میباشند که کلام را بدل راست و نیکو شنیده آن را نگاه میدارند و با صبر ثمر میآورند * {{verse|۸|۱۶|color=black}} و هیچکس چراغ را افروخته آن را زیر ظرفی یا تختی پنهان نمیکند بلکه بر چراغدان میگذارد تا هر که داخل شود روشنی را ببیند * {{verse|۸|۱۷|color=black}} زیرا چیزی نهان نیست که ظاهر نگردد و نه مستور که معلوم و هویدا نشود * {{verse|۸|۱۸|color=black}} پس احتیاط نمایید که بچه طور میشنوید زیرا هر که دارد<noinclude></noinclude> qgi95178u0a2pa4c325p9offj4gozqu برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۰۴ 104 89102 289493 2026-06-24T16:28:50Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «بدو داده خواهد شد و از آنکه ندارد آنچه گمان هم میبرد که دارد از او گرفته خواهد شد * {{verse|۸|۱۹|color=black}} و مادر وبرادران او نزد وی آمده بهسبب ازدحام خلق نتوانستند او را ملاقات کنند * {{verse|۸|۲۰|color=black}} پس او را خبر داده گفتند مادر و برادرانت بیرون ایستا...» ایجاد کرد 289493 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بدو داده خواهد شد و از آنکه ندارد آنچه گمان هم میبرد که دارد از او گرفته خواهد شد * {{verse|۸|۱۹|color=black}} و مادر وبرادران او نزد وی آمده بهسبب ازدحام خلق نتوانستند او را ملاقات کنند * {{verse|۸|۲۰|color=black}} پس او را خبر داده گفتند مادر و برادرانت بیرون ایستاده میخواهند تو را ببینند * {{verse|۸|۲۱|color=black}} در جواب ایشان گفت مادر و برادران من اینانند که کلام خدا را شنیده آن را بجا میآورند * {{verse|۸|۲۲|color=black}} روزی از روزها او با شاگردان خود بکشتی سوار شده بایشان گفت بسوی آن کنار دریاچه عبور بکنیم پس کشتی را حرکت دادند * {{verse|۸|۲۳|color=black}} و چون میرفتند خواب او را در ربود که ناگاهطوفان باد بر دریاچه فرود آمد بهحدّی که کشتی از آب پر میشد و ایشان در خطر افتادند * {{verse|۸|۲۴|color=black}} پس نزد او آمده او را بیدار کرده گفتند استادا استادا هلاک میشویم پس برخاسته باد و تلاطم آب را نهیب داد تا ساکن گشت و آرامی پدید آمد * {{verse|۸|۲۵|color=black}} پس بایشان گفت ایمان شما کجا است ایشان ترسان و متعجّب شده با یکدیگر میگفتند که این چطور آدمی است که بادها و آب را هم امر میفرماید و اطاعت او میکنند * {{verse|۸|۲۶|color=black}} و بزمین جَدَریان که مقابل جَلیل است رسیدند * {{verse|۸|۲۷|color=black}} چون بخشکی فرود آمد ناگاه شخصی از آن شهر که از مدّت مدیدی دیوها داشتی و رخت نپوشیدی و در خانه نماندی بلکه در قبرها منزل داشتی دچار وی گردید * {{verse|۸|۲۸|color=black}} چون عیسی را دید نعره زد و پیش او افتاده بآواز بلند گفت ای عیسی پسر خدای تعالی مرا با تو چه کار است از تو التماس دارم که مرا عذاب ندهی * {{verse|۸|۲۹|color=black}} زیرا که روح خبیث را امر فرموده بود که از آن شخص بیرون آید چونکه بارها او را گرفته بود چنانکه هر چند او را بزنجیرها و کندهها بسته نگاه میداشتند بندها را میگسیخت و دیو او را بصحرا میراند * {{verse|۸|۳۰|color=black}} عیسی از او پرسیده گفت نام تو چیست گفت لَجئْون زیرا که دیوهای بسیار داخل او شده بودند * {{verse|۸|۳۱|color=black}} و از او استدعا کردند که ایشان را نفرماید که بهاویه روند * {{verse|۸|۳۲|color=black}} و در آن نزدیکی گله گراز بسیاری بودند کهدر کوه میچریدند پس از او خواهش نمودند که بدیشان اجازت دهد تا در آنها داخل شوند پس ایشان را اجازت داد * {{verse|۸|۳۳|color=black}} ناگاه دیوها از آن آدم بیرون شده داخل گرازان گشتند که آن گله از بلندی بدریاچه جسته خفه شدند * {{verse|۸|۳۴|color=black}} چون گرازبانان ماجرا را دیدند فرار کردند و در شهر و اراضی آن شهرت دادند * {{verse|۸|۳۵|color=black}} پس مردم بیرون آمده تا آن واقعه را ببینند نزد عیسی رسیدند و چون آن آدمی را که از او دیوها بیرون رفته بودند دیدند که نزد<noinclude></noinclude> 1x6yy6pxyzjzt1fn4xp7i2ls6rjl0j0 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۰۵ 104 89103 289494 2026-06-24T16:29:08Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «پایهای عیسی رخت پوشیده و عاقل گشته نشسته است ترسیدند * {{verse|۸|۳۶|color=black}} و آنانی که این را دیده بودند ایشان را خبر دادند که آن دیوانه چطور شفا یافته بود * {{verse|۸|۳۷|color=black}} پس تمام خلق مرزوبوم جَدَرِیان از او خواهش نمودند که از نزد ایشان روانه شود ز...» ایجاد کرد 289494 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>پایهای عیسی رخت پوشیده و عاقل گشته نشسته است ترسیدند * {{verse|۸|۳۶|color=black}} و آنانی که این را دیده بودند ایشان را خبر دادند که آن دیوانه چطور شفا یافته بود * {{verse|۸|۳۷|color=black}} پس تمام خلق مرزوبوم جَدَرِیان از او خواهش نمودند که از نزد ایشان روانه شود زیرا خوفی شدید بر ایشان مستولی شده بود پس او بکشتی سوار شده مراجعت نمود * {{verse|۸|۳۸|color=black}} امّا آن شخصی که دیوها از وی بیرون رفته بودند از او درخواست کرد که با وی باشد لیکن عیسی او را روانه فرموده گفت * {{verse|۸|۳۹|color=black}} به خانهٔ خود برگرد و آنچه خدا با تو کرده است حکایت کن پس رفته در تمام شهر از آنچه عیسی بدو نموده بود موعظه کرد * {{verse|۸|۴۰|color=black}} و چون عیسی مراجعت کرد خلق او را پذیرفتند زیرا جمیع مردم چشم براه او میداشتند * {{verse|۸|۴۱|color=black}} که ناگاه مردی یایِرُس نام که رئیس کنیسه بود بپایهای عیسی افتاده باو التماس نمود که بخانهٔ او بیاید * {{verse|۸|۴۲|color=black}} زیرا که او را دختر یگانهای قریب بدوازده ساله بود کهمشرف بر موت بود و چون میرفت خلق بر او ازدحام مینمودند * {{verse|۸|۴۳|color=black}} ناگاه زنی که مدّت دوازده سال باستحاضه مبتلا بود و تمام مایملک خود را صرف اطبّا نموده و هیچکس نمیتوانست او را شفا دهد * {{verse|۸|۴۴|color=black}} از پشت سر وی آمده دامن ردای او را لمس نمود که در ساعت جریان خونش ایستاد * {{verse|۸|۴۵|color=black}} پس عیسی گفت کیست که مرا لمس نمود چون همهٔ انکار کردند پطرس و رفقایش گفتند ای استاد مردم هجوم آورده بر تو ازدحام میکنند و میگویی کیست که مرا لمس نمود * {{verse|۸|۴۶|color=black}} عیسی گفت البتّه کسی مرا لمس نموده است زیرا که من درک کردم که قوّتی از من بیرون شد * {{verse|۸|۴۷|color=black}} چون آن زن دید که نمیتواند پنهان ماند لرزان شده آمد و نزد وی افتاده پیش همهٔ مردم گفت که بچه سبب او را لمس نمود و چگونه فوراًشفا یافت * {{verse|۸|۴۸|color=black}} وی را گفت ای دختر خاطرجمع دار ایمانت تو را شفا داده است بسلامتی برو * {{verse|۸|۴۹|color=black}} و این سخن هنوز بر زبان او بود که یکی از خانهٔ رئیس کنیسه آمده بوی گفت دخترت مرد دیگر استاد را زحمت مده * {{verse|۸|۵۰|color=black}} چون عیسی این را شنید توجّه نموده بوی گفت ترسان مباش ایمان آور و بس که شفا خواهد یافت * {{verse|۸|۵۱|color=black}} و چون داخل خانه شد جز پطرس و یوحنّا و یعقوب و پدر و مادر دختر هیچکس را نگذاشت که باندرون آید * {{verse|۸|۵۲|color=black}} و چون همهٔ برای او گریه و زاری میکردند او گفت گریان مباشید نمرده بلکه خفته است * {{verse|۸|۵۳|color=black}} پس باو استهزا کردند چونکه میدانستند که مُرده است * {{verse|۸|۵۴|color=black}} پس او همهٔ را بیرون کرد<noinclude></noinclude> ojlafl7uqai5d9cyq1pk7ibzkaq5ve5 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۰۶ 104 89104 289495 2026-06-24T16:49:45Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و دست دختر را گرفته صدا زد و گفت ای دختر برخیز * {{verse|۸|۵۵|color=black}} و روح او برگشت و فوراً برخاست پس عیسی فرمود تا بویخوراک دهند * {{verse|۸|۵۶|color=black}} و پدر و مادر او حیران شدند پس ایشان را فرمود که هیچکس را از این ماجرا خبر ندهند * {{وسط|{{روخط|باب نهم}}}} {{...» ایجاد کرد 289495 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و دست دختر را گرفته صدا زد و گفت ای دختر برخیز * {{verse|۸|۵۵|color=black}} و روح او برگشت و فوراً برخاست پس عیسی فرمود تا بویخوراک دهند * {{verse|۸|۵۶|color=black}} و پدر و مادر او حیران شدند پس ایشان را فرمود که هیچکس را از این ماجرا خبر ندهند * {{وسط|{{روخط|باب نهم}}}} {{فصل|۹}} {{verse|۹|۱|color=black}} پس دوازده شاگرد خود را طلبیده بایشان قوّت و قدرت بر جمیع دیوها و شفا دادن امراض عطا فرمود * {{verse|۹|۲|color=black}} و ایشان را فرستاد تا بملکوت خدا موعظه کنند و مریضان را صحّت بخشند * {{verse|۹|۳|color=black}} و بدیشان گفت هیچ چیز بجهت راه برمدارید نه عصا و نه توشهدان و نه نان و نه پول و نه برای یک نفر دو جامه * {{verse|۹|۴|color=black}} و بهرخانهای که داخل شوید همان جا بمانید تا از آن موضع روانه شوید * {{verse|۹|۵|color=black}} و هر که شما را نپذیرد وقتی که از آن شهر بیرون شوید خاک پایهای خود را نیز بیفشانید تا بر ایشان شهادتی شود * {{verse|۹|۶|color=black}} پس بیرون شده در دهات میگشتند و بشارت میدادند و در هرجا صحّت میبخشیدند * {{verse|۹|۷|color=black}} امّا هیرودیسِ تیترارک چون خبر تمام این وقایع را شنید مضطرب شد زیرا بعضی میگفتند که یحیی از مردگان برخاسته است * {{verse|۹|۸|color=black}} و بعضی که الیاس ظاهر شده و دیگران که یکی از انبیای پیشین برخاسته است * {{verse|۹|۹|color=black}} امّا هیرودیس گفت سر یحیی را از تنش من جدا کردم ولی این کیست که دربارهٔ او چنین خبر میشنوم و طالب ملاقات وی میبود * {{verse|۹|۱۰|color=black}} و چون رسولان مراجعت کردند آنچه کرده بودند بدو بازگفتند پس ایشان را برداشته بویرانهای نزدیک شهری که بیت صیدا نام داشت بخلوت رفت * {{verse|۹|۱۱|color=black}} امّا گروهی بسیار اطّلاع یافته در عقب وی شتافتند پس ایشان را پذیرفته ایشان را از ملکوت خدا اعلام مینمود و هر که احتیاج بمعالجه میداشت صحّت میبخشید * {{verse|۹|۱۲|color=black}} و چون روز رو بزوال نهاد آن دوازده نزد وی آمده گفتند مردم را مرخّص فرما تا بدهات و اراضی این حوالی رفته منزل و خوراک برای خویشتن پیدا نمایند زیرا که در اینجا در صحرا میباشیم * {{verse|۹|۱۳|color=black}} او بدیشان گفت شما ایشان را غذا دهید گفتند ما را جز پنج نان و دو ماهی نیست مگر برویم و بجهت جمیع این گروه غذا بخریم * {{verse|۹|۱۴|color=black}} زیرا قریب بپنجهزار مرد بودند پس بشاگردان خود گفت که ایشان را پنجاه پنجاه دسته دسته بنشانند * {{verse|۹|۱۵|color=black}} ایشان همچنین کرده همهٔ را نشانیدند *<noinclude></noinclude> 23l9wut9ju1e4whrc6zf963u61yqqee برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۰۷ 104 89105 289496 2026-06-24T16:50:20Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{verse|۹|۱۶|color=black}} پس آن پنج نان و دو ماهی را گرفته بسوی آسمان نگریست و آنها را برکت داده پاره نمود و بشاگردان خود داد تا پیش مردم گذارند * {{verse|۹|۱۷|color=black}} پس همهٔ خورده سیر شدند و دوازده سبد پر از پارههای باقیمانده برداشتند * {{verse|۹|۱۸|color=black}} و هنگ...» ایجاد کرد 289496 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۹|۱۶|color=black}} پس آن پنج نان و دو ماهی را گرفته بسوی آسمان نگریست و آنها را برکت داده پاره نمود و بشاگردان خود داد تا پیش مردم گذارند * {{verse|۹|۱۷|color=black}} پس همهٔ خورده سیر شدند و دوازده سبد پر از پارههای باقیمانده برداشتند * {{verse|۹|۱۸|color=black}} و هنگامی که او بتنهائی دعا میکرد و شاگردانش همراه او بودند از ایشان پرسیدهگفت مردم مرا کِه میدانند * {{verse|۹|۱۹|color=black}} در جواب گفتند یحیی تعمیددهنده و بعضی الیاس و دیگران میگویند که یکی از انبیای پیشین برخاسته است * {{verse|۹|۲۰|color=black}} بدیشان گفت شما مرا کِه میدانید پطرس در جواب گفت مسیح خدا * {{verse|۹|۲۱|color=black}} پس ایشان را قدغن بلیغ فرمود که هیچکس را از این اطّلاع مدهید * {{verse|۹|۲۲|color=black}} و گفت لازم است که پسر انسان زحمت بسیار بیند و از مشایخ و رؤسای کهنه و کاتبان ردّ شده کشته شود و روز سوم برخیزد * {{verse|۹|۲۳|color=black}} پس بهمهٔ گفت اگر کسی بخواهد مرا پیروی کند میباید نفس خود را انکار نموده صلیب خود را هر روزه بردارد و مرا متابعت کند * {{verse|۹|۲۴|color=black}} زیرا هر که بخواهد جان خود را خلاصی دهد آن را هلاک سازد و هر کس جان خود را بجهت من تلف کرد آن را نجات خواهد داد * {{verse|۹|۲۵|color=black}} زیرا انسان را چه فایده دارد که تمام جهان را ببرد و نفس خود را بر باد دهد یا آن را زیان رساند * {{verse|۹|۲۶|color=black}} زیرا هر که از من و کلام من عار دارد پسر انسان نیز وقتی که در جلال خود و جلال پدر و ملائکه مقدّسه آید از او عار خواهد داشت * {{verse|۹|۲۷|color=black}} لیکن هرآینه بشما میگویم که بعضی از حاضرین در اینجا هستند که تا ملکوت خدا را نبینند ذائقهٔموت را نخواهند چشید * {{verse|۹|۲۸|color=black}} و از این کلام قریب بهشت روز گذشته بود که پطرس و یوحنّا و یعقوب را برداشته بر فراز کوهی برآمد تا دعا کند * {{verse|۹|۲۹|color=black}} و چون دعا میکرد هیأتِ چهره او متبّدل گشت و لباس او سفید و درخشان شد * {{verse|۹|۳۰|color=black}} که ناگاه دو مرد یعنی موسی و الیاس با وی ملاقات کردند * {{verse|۹|۳۱|color=black}} و بهیأت جلالی ظاهر شده دربارهٔ رحلت او که میبایست بزودی در اورشلیم واقع شود گفتگو میکردند * {{verse|۹|۳۲|color=black}} امّا پطرس و رفقایش را خواب در ربود پس بیدار شده جلال او و آن دو مرد را که با وی بودند دیدند * {{verse|۹|۳۳|color=black}} و چون آن دو نفر از او جدا میشدند پطرس بعیسی گفت که ای استاد بودن ما در اینجا خوب است پس سه سایبان بسازیم یکی برای تو و یکی برای موسی و دیگری برای الیاس زیرا که نمیدانست چه میگفت * {{verse|۹|۳۴|color=black}} و این سخن هنوز بر زبانش میبود که ناگاه ابری پدیدار شده بر ایشان سایه افکند و چون داخل ابر میشدند<noinclude></noinclude> bgahe8hva7ul8jk7v1bnldyuec27pq8 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۰۸ 104 89106 289497 2026-06-24T16:50:32Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «ترسان گردیدند * {{verse|۹|۳۵|color=black}} آنگاه صدائی از ابر برآمد که این است پسر حبیبِ من او را بشنوید * {{verse|۹|۳۶|color=black}} و چون این آواز رسید عیسی را تنها یافتند و ایشان ساکت ماندند و از آنچه دیده بودند هیچکس را در آن ایّام خبر ندادند * {{verse|۹|۳۷|color=black}} و د...» ایجاد کرد 289497 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ترسان گردیدند * {{verse|۹|۳۵|color=black}} آنگاه صدائی از ابر برآمد که این است پسر حبیبِ من او را بشنوید * {{verse|۹|۳۶|color=black}} و چون این آواز رسید عیسی را تنها یافتند و ایشان ساکت ماندند و از آنچه دیده بودند هیچکس را در آن ایّام خبر ندادند * {{verse|۹|۳۷|color=black}} و در روز بعد چون ایشان از کوه بزیر آمدند گروهی بسیار او را استقبال نمودند * {{verse|۹|۳۸|color=black}} که ناگاه مردی از آن میان فریادکنان گفت ای استاد بتو التماس میکنم که بر پسر من لطف فرمائی زیرا یگانه من است * {{verse|۹|۳۹|color=black}} که ناگاه روحی او را میگیرد و دفعهًٔ صیحه میزند و کف کرده مصروع میشود و او را فشرده بدشواری رها میکند * {{verse|۹|۴۰|color=black}} و از شاگردانت درخواست کردم که او را بیرون کنند نتوانستند * {{verse|۹|۴۱|color=black}} عیسی در جواب گفت ای فرقه بیایمانِ کج رَوِش تا کی با شما باشم و متحمّل شما گردم پسر خود را اینجا بیاور * {{verse|۹|۴۲|color=black}} و چون او میآمد دیو او را دریده مصروع نمود امّا عیسی آن روح خبیث را نهیب داده طفل را شفا بخشید و بپدرش سپرد * {{verse|۹|۴۳|color=black}} و همهٔ از بزرگی خدا متحیّر شدند و وقتی که همهٔ از تمام اعمال عیسی متعجّب شدند بشاگردان خود گفت * {{verse|۹|۴۴|color=black}} این سخنان را در گوشهای خود فراگیرید زیرا که پسر انسان بدستهای مردم تسلیم خواهد شد * {{verse|۹|۴۵|color=black}} ولی این سخن را درک نکردند و از ایشان مخفی داشته شد که آن را نفهمند و ترسیدند که آن را از وی بپرسند * {{verse|۹|۴۶|color=black}} و در میان ایشان مباحثه شد که کدام یک از ما بزرگتر است * {{verse|۹|۴۷|color=black}} عیسی خیال دل ایشان را ملتفت شده طفلی بگرفت و او را نزد خود برپا داشت * {{verse|۹|۴۸|color=black}} و بایشان گفت هر که این طفل را بنام من قبول کند مرا قبول کرده باشد و هر که مرا پذیرد فرستنده مرا پذیرفته باشد زیرا هر که از جمیع شما کوچکتر باشد همان بزرگ خواهد بود * {{verse|۹|۴۹|color=black}} یوحنّا جواب داده گفت ای استاد شخصی را دیدیم که بنام تو دیوها را اخراج میکند و او را منع نمودیم از آن رو که پیروی ما نمیکند * {{verse|۹|۵۰|color=black}} عیسی بدو گفت او را ممانعت مکنید زیرا هر که ضدّ شما نیست با شماست * {{verse|۹|۵۱|color=black}} و چون روزهای صعود او نزدیک میشد روی خود را بعزم ثابت بسوی اورشلیم نهاد * {{verse|۹|۵۲|color=black}} پس رسولان پیش از خود فرستاده ایشان رفته ببلدی از بلاد سامریان وارد گشتند تا برای او تدارک بینند * {{verse|۹|۵۳|color=black}} امّا او را جای ندادند از آن رو که عازم اورشلیم میبود * {{verse|۹|۵۴|color=black}} و چون شاگردان او یعقوب و یوحنّا این را دیدند گفتند ای {{روخط|خداوند}}آیا میخواهی بگوییم که آتش از آسمان باریده اینها را فرو گیرد چنانکه الیاس نیز کرد * {{verse|۹|۵۵|color=black}} آنگاه<noinclude></noinclude> 5vsamo375hv5gcoohp48bhw1dkwyr9m برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۰۹ 104 89107 289498 2026-06-24T16:50:50Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «روی گردانیده بدیشان گفت نمیدانید که شما از کدام نوع روح هستید * {{verse|۹|۵۶|color=black}} زیرا که پسر انسان نیامده است تا جان مردم را هلاک سازد بلکه تا نجات دهد پس بقریهای دیگر رفتند * {{verse|۹|۵۷|color=black}} و هنگامی که ایشان میرفتند در اثنای راه شخصی بدو گفت {{ر...» ایجاد کرد 289498 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>روی گردانیده بدیشان گفت نمیدانید که شما از کدام نوع روح هستید * {{verse|۹|۵۶|color=black}} زیرا که پسر انسان نیامده است تا جان مردم را هلاک سازد بلکه تا نجات دهد پس بقریهای دیگر رفتند * {{verse|۹|۵۷|color=black}} و هنگامی که ایشان میرفتند در اثنای راه شخصی بدو گفت {{روخط|خداوند}}ا هر جا روی تو را متابعت کنم * {{verse|۹|۵۸|color=black}} عیسی بوی گفت روباهان را سوراخها است و مرغان هوا را آشیانهها لیکن پسر انسان را جای سر نهادن نیست * {{verse|۹|۵۹|color=black}} و بدیگری گفت از عقب من بیا گفت {{روخط|خداوند}}ا اوّل مرا رخصت ده تا بروم پدر خود را دفن کنم * {{verse|۹|۶۰|color=black}} عیسی وی را گفت بگذار مردگان مردگان خود را دفن کنند امّا تو برو و بملکوت خدا موعظه کن * {{verse|۹|۶۱|color=black}} و کسی دیگر گفت {{روخط|خداوند}}ا تو را پیروی میکنم لیکن اوّل رخصت ده تا اهل خانهٔ خود را وداع نمایم * {{verse|۹|۶۲|color=black}} عیسی وی را گفت کسی که دست را بشخم زدن دراز کرده از پشت سر نظر کند شایستهٔ ملکوت خدا نمیباشد * {{وسط|{{روخط|باب دهم}}}} {{فصل|۱۰}} {{verse|۱۰|۱|color=black}} و بعد از این امور {{روخط|خداوند}} هفتاد نفر دیگر را نیز تعیین فرموده ایشان را جفت جفت پیش روی خود بهر شهری و موضعی که خود عزیمت آن داشت فرستاد * {{verse|۱۰|۲|color=black}} پس بدیشان گفت حصاد بسیار است و عمله کم پس از صاحب حصاد درخواست کنید تا عملههابرای حصاد خود بیرون نماید * {{verse|۱۰|۳|color=black}} بروید اینک من شما را چون برهها در میان گرگان میفرستم * {{verse|۱۰|۴|color=black}} و کیسه و توشهدان و کفشها با خود برمدارید و هیچکس را در راه سلام منمایید * {{verse|۱۰|۵|color=black}} و در هر خانهای که داخل شوید اوّل گویید سلام بر این خانه باد * {{verse|۱۰|۶|color=black}} پس هرگاه ابن الّسلام در آن خانه باشد سلام شما بر آن قرار گیرد والاّ بسوی شما راجع شود * {{verse|۱۰|۷|color=black}} و در آن خانه توقّف نمایید و از آنچه دارند بخورید و بیاشامید زیرا که مزدور مستحّق اجرت خود است و از خانه بخانه نقل مکنید * {{verse|۱۰|۸|color=black}} و در هر شهری که رفتید و شما را پذیرفتند از آنچه پیش شما گذارند بخورید * {{verse|۱۰|۹|color=black}} و مریضان آنجا را شفا دهید و بدیشان گویید ملکوت خدا بشما نزدیک شده است * {{verse|۱۰|۱۰|color=black}} لیکن در هر شهری که رفتید و شما را قبول نکردند بکوچههای آن شهر بیرون شده بگویید * {{verse|۱۰|۱۱|color=black}} حتّی خاکی که از شهر شما بر ما نشسته است بر شما میافشانیم لیکن این را بدانید که ملکوت خدا بشما نزدیک شده است * {{verse|۱۰|۱۲|color=black}} و بشما میگویم که حالت سدوم در آن روز از حالت<noinclude></noinclude> 97t36kl7g9df5k4bny70fra3mojn58n برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۱۰ 104 89108 289499 2026-06-24T16:51:14Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «آن شهر سهلتر خواهد بود * {{verse|۱۰|۱۳|color=black}} وای بر تو ای خورَزین وای بر تو ای بیتصیدا زیرا اگر معجزاتی که در شما ظاهر شد در صور و صیدون ظاهر میشد هرآینه مدّتی در پلاس و خاکستر نشسته توبه میکردند * {{verse|۱۰|۱۴|color=black}} لیکن حالت صور و صیدون در روز جزا ا...» ایجاد کرد 289499 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>آن شهر سهلتر خواهد بود * {{verse|۱۰|۱۳|color=black}} وای بر تو ای خورَزین وای بر تو ای بیتصیدا زیرا اگر معجزاتی که در شما ظاهر شد در صور و صیدون ظاهر میشد هرآینه مدّتی در پلاس و خاکستر نشسته توبه میکردند * {{verse|۱۰|۱۴|color=black}} لیکن حالت صور و صیدون در روز جزا از حال شما آسانتر خواهد بود * {{verse|۱۰|۱۵|color=black}} و تو ای کفرناحوم که سر بآسمان افراشتهای تا بجهنّم سرنگون خواهی شد * {{verse|۱۰|۱۶|color=black}} آنکه شما را شنود مرا شنیده و کسی که شما را حقیر شمارد مرا حقیر شمرده و هر که مرا حقیر شمارد فرستنده مرا حقیر شمرده باشد * {{verse|۱۰|۱۷|color=black}} پس آن هفتاد نفر با خرّمیبرگشته گفتند ای {{روخط|خداوند}} دیوها هم باسم تو اطاعت ما میکنند * {{verse|۱۰|۱۸|color=black}} بدیشان گفت من شیطان را دیدم که چون برق از آسمان میافتد * {{verse|۱۰|۱۹|color=black}} اینک شما را قوّت میبخشم که ماران و عقربها و تمامی قوّت دشمن را پایمال کنید و چیزی بشما ضرر هرگز نخواهد رسانید * {{verse|۱۰|۲۰|color=black}} ولی از این شادی مکنید که ارواح اطاعت شما میکنند بلکه بیشتر شاد باشید که نامهای شما در آسمان مرقوم است * {{verse|۱۰|۲۱|color=black}} در همان ساعت عیسی در روح وجد نموده گفت ای پدر مالک آسمان و زمین تو را سپاس میکنم که این امور را از دانایان و خردمندان مخفی داشتی و بر کودکان مکشوف ساختی بلی ای پدر چونکه همچنین منظور نظر تو افتاد * {{verse|۱۰|۲۲|color=black}} و بسوی شاگردان خود توجّه نموده گفت همهچیز را پدر بمن سپرده است و هیچکس نمیشناسد که پسر کیست جز پدر و نه که پدر کیست غیر از پسر و هر که پسر بخواهد برای او مکشوف سازد * {{verse|۱۰|۲۳|color=black}} و در خلوت بشاگردان خود التفات فرموده گفت خوشابحال چشمانی که آنچه شما میبینید میبینند * {{verse|۱۰|۲۴|color=black}} زیرا بشما میگویم بسا انبیا و پادشاهان میخواستند آنچه شما میبینید بنگرند و ندیدند و آنچه شما میشنوید بشنوند و نشنیدند * {{verse|۱۰|۲۵|color=black}} ناگاه یکی از فقها برخاسته از روی امتحان بوی گفت ای استاد چه کنم تا وارث حیات جاودانی گردم * {{verse|۱۰|۲۶|color=black}} به وی گفت در تورات چه نوشته شده است و چگونه میخوانی * {{verse|۱۰|۲۷|color=black}} جواب داده گفت اینکه {{روخط|خداوند}} خدای خود را بتمام دل و تمام نفس و تمام توانائی و تمام فکر خود محبّت نما و همسایهٔ خود را مثل نفس خود * {{verse|۱۰|۲۸|color=black}} گفت نیکو جواب گفتی چنین بکن که خواهی زیست * {{verse|۱۰|۲۹|color=black}} لیکن او چون خواست خود را عادل نماید بعیسی گفت و همسایهٔ من کیست * {{verse|۱۰|۳۰|color=black}} عیسی در جواب وی گفت مردی که از اورشلیم بسوی اریحا میرفت بدستهای دزدان افتاد و او را برهنه کرده مجروح ساختند<noinclude></noinclude> o06t9wvjfhc5tnrxx2ku0dngk789u6w برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۱۱ 104 89109 289500 2026-06-24T16:51:30Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و او را نیم مرده واگذارده برفتند * {{verse|۱۰|۳۱|color=black}} اتّفاقاً کاهنی از آن راه میآمد چون او را بدید از کناره دیگر رفت * {{verse|۱۰|۳۲|color=black}} همچنین شخصی لاوی نیز از آنجا عبور کرده نزدیک آمد و بر او نگریسته از کناره دیگر برفت * {{verse|۱۰|۳۳|color=black}} لیکن شخ...» ایجاد کرد 289500 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و او را نیم مرده واگذارده برفتند * {{verse|۱۰|۳۱|color=black}} اتّفاقاً کاهنی از آن راه میآمد چون او را بدید از کناره دیگر رفت * {{verse|۱۰|۳۲|color=black}} همچنین شخصی لاوی نیز از آنجا عبور کرده نزدیک آمد و بر او نگریسته از کناره دیگر برفت * {{verse|۱۰|۳۳|color=black}} لیکن شخصی سامری که مسافر بود نزد وی آمده چون او را بدید دلش بر وی بسوخت * {{verse|۱۰|۳۴|color=black}} پس پیش آمده بر زخمهای او روغن و شراب ریخته آنها را بست واو را بر مرکب خود سوار کرده بکاروانسرائی رسانید و خدمت او کرد * {{verse|۱۰|۳۵|color=black}} بامدادان چون روانه میشد دو دینار درآورده بسرایدار داد و بدو گفت این شخص را متوجّه باش و آنچه بیش از این خرج کنی در حین مراجعت بتو دهم * {{verse|۱۰|۳۶|color=black}} پس بنظر تو کدام یک از این سه نفر همسایه بود با آن شخص که بدست دزدان افتاد * {{verse|۱۰|۳۷|color=black}} گفت آنکه بر او رحمت کرد عیسی وی را گفت برو و تو نیز همچنان کن * {{verse|۱۰|۳۸|color=black}} و هنگامی که میرفتند او وارد بلدی شد و زنی که مرتاه نام داشت او را بخانهٔ خود پذیرفت * {{verse|۱۰|۳۹|color=black}} و او را خواهری مریم نام بود که نزد پایهای عیسی نشسته کلام او را میشنید * {{verse|۱۰|۴۰|color=black}} امّا مرتاه بجهت زیادتی خدمت مضطرب میبود پس نزدیک آمده گفت ای {{روخط|خداوند}} آیا تو را باکی نیست که خواهرم مرا واگذارد که تنها خدمت کنم او را بفرما تا مرا یاری کند * {{verse|۱۰|۴۱|color=black}} عیسی در جواب وی گفت ای مرتاه ای مرتاه تو در چیزهای بسیار اندیشه و اضطراب داری * {{verse|۱۰|۴۲|color=black}} لیکن یک چیز لازم است و مریم آن نصیب خوب را اختیار کرده است که از او گرفته نخواهد شد * {{وسط|{{روخط|باب یازدهم}}}} {{فصل|۱۱}} {{verse|۱۱|۱|color=black}} وهنگامی که او در موضعی دعا میکردچون فارغ شد یکی از شاگردانش بوی گفت {{روخط|خداوند}}ا دعا کردن را بما تعلیم نما چنانکه یحیی شاگردان خود را بیاموخت * {{verse|۱۱|۲|color=black}} بدیشان گفت هرگاه دعا کنید گویید ای پدر ما که در آسمانی نام تو مقدّس باد ملکوت تو بیاید ارادهٔ تو چنانکه در آسمان است در زمین نیز کرده شود * {{verse|۱۱|۳|color=black}} نان کفاف ما را روز بروز بما بده * {{verse|۱۱|۴|color=black}} و گناهان ما را ببخش زیرا که ما نیز هرقرضدار خود را میبخشیم و ما را در آزمایش میاور بلکه ما را از شریر رهائی ده * {{verse|۱۱|۵|color=black}} و بدیشان گفت کیست از شما که دوستی داشته باشد و نصف شب نزد وی آمده بگوید ای دوست سه قُرص نان بمن قَرْض ده * {{verse|۱۱|۶|color=black}} چونکه یکی از دوستان من از سفر بر من وارد شده<noinclude></noinclude> 5xy2bilt8i0zh7hk6xato1kclwa94cd برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۱۲ 104 89110 289501 2026-06-24T16:51:56Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و چیزی ندارم که پیش او گذارم * {{verse|۱۱|۷|color=black}} پس او از اندرون در جواب گوید مرا زحمت مده زیرا که الآن در بسته است و بچههای من در رختخواب با من خفتهاند نمیتوانم برخاست تا بتو دهم * {{verse|۱۱|۸|color=black}} به شما میگویم هر چند بعلّت دوستی برنخیزد تا بدو ده...» ایجاد کرد 289501 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و چیزی ندارم که پیش او گذارم * {{verse|۱۱|۷|color=black}} پس او از اندرون در جواب گوید مرا زحمت مده زیرا که الآن در بسته است و بچههای من در رختخواب با من خفتهاند نمیتوانم برخاست تا بتو دهم * {{verse|۱۱|۸|color=black}} به شما میگویم هر چند بعلّت دوستی برنخیزد تا بدو دهد لیکن بجهت لجاجت خواهد برخاست و هر آنچه حاجت دارد بدو خواهد داد * {{verse|۱۱|۹|color=black}} و من بشما میگویم سؤال کنید که بشما داده خواهد شد بطلبید که خواهید یافت بکوبید که برای شما بازکرده خواهد شد * {{verse|۱۱|۱۰|color=black}} زیرا هر که سؤال کند یابد و هر که بطلبد خواهد یافت و هرکه کوبد برای او باز کرده خواهد شد * {{verse|۱۱|۱۱|color=black}} و کیست از شما که پدر باشد و پسرش از او نان خواهد سنگی بدو دهد یا اگر ماهی خواهد بعوض ماهی ماری بدو بخشد * {{verse|۱۱|۱۲|color=black}} یا اگر تخممرغی بخواهد عقربی بدو عطا کند * {{verse|۱۱|۱۳|color=black}} پس اگر شما با آنکه شریر هستید میدانید چیزهای نیکو را باولاد خود باید داد چند مرتبه زیادتر پدر آسمانی شما روحالقدس را خواهد داد بهر که از او سؤال کند * {{verse|۱۱|۱۴|color=black}} و دیوی را که گنگ بود بیرون میکرد و چون دیو بیرون شد گنگ گویا گردید و مردمتعجّب نمودند * {{verse|۱۱|۱۵|color=black}} لیکن بعضی از ایشان گفتند که دیوها را بیاری بعلزبول رئیس دیوها بیرون میکند * {{verse|۱۱|۱۶|color=black}} و دیگران از روی امتحان آیتی آسمانی از او طلب نمودند * {{verse|۱۱|۱۷|color=black}} پس او خیالات ایشان را درک کرده بدیشان گفت هر مملکتی که برخلاف خود منقسم شود تباه گردد و خانهای که بر خانه منقسم شود منهدم گردد * {{verse|۱۱|۱۸|color=black}} پس شیطان نیز اگر بضدّ خود منقسم شود سلطنت او چگونه پایدار بماند زیرا میگویید که من باعانت بعلزبول دیوها را بیرون میکنم * {{verse|۱۱|۱۹|color=black}} پس اگر من دیوها را بوساطت بعلزبول بیرون میکنم پسران شما بوساطت کِه آنها را بیرون میکنند از اینجهت ایشان داوران بر شما خواهند بود * {{verse|۱۱|۲۰|color=black}} لیکن هرگاه بانگشت خدا دیوها را بیرون میکنم هرآینه ملکوت خدا ناگهان بر شما آمده است * {{verse|۱۱|۲۱|color=black}} وقتی که مرد زورآور سلاح پوشیده خانهٔ خود را نگاه دارد اموال او محفوظ میباشد * {{verse|۱۱|۲۲|color=black}} امّا چون شخصی زورآورتر از او آید بر او غلبه یافته همهٔ اسلحهٔ او را که بدان اعتماد میداشت از او میگیرد و اموال او را تقسیم میکند * {{verse|۱۱|۲۳|color=black}} کسی که با من نیست برخلاف من است و آنکه با من جمع نمیکند پراکنده میسازد * {{verse|۱۱|۲۴|color=black}} چون روح پلید از انسان بیرون آید بمکانهای بیآب بطلب آرامی گردش میکند و چون نیافت میگوید بخانهٔ خود که<noinclude></noinclude> ejgq1j9bzihizmy0g856pzu2lovi5jc برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۱۳ 104 89111 289502 2026-06-24T16:52:21Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «از آن بیرون آمدم برمیگردم * {{verse|۱۱|۲۵|color=black}} پس چون آید آن را جاروب کرده شده و آراسته میبیند * {{verse|۱۱|۲۶|color=black}} آنگاه میرود و هفت روح دیگر شریرتر از خود برداشته داخلشده در آنجا ساکن میگردد و اواخر آن شخص از اوائلش بدتر میشود * {{verse|۱۱|۲۷|color=black}} چ...» ایجاد کرد 289502 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>از آن بیرون آمدم برمیگردم * {{verse|۱۱|۲۵|color=black}} پس چون آید آن را جاروب کرده شده و آراسته میبیند * {{verse|۱۱|۲۶|color=black}} آنگاه میرود و هفت روح دیگر شریرتر از خود برداشته داخلشده در آنجا ساکن میگردد و اواخر آن شخص از اوائلش بدتر میشود * {{verse|۱۱|۲۷|color=black}} چون او این سخنان را میگفت زنی از آن میان بآواز بلند وی را گفت خوشابحال آن رَحِمیکه تو را حمل کرد و پستانهائی که مکیدی * {{verse|۱۱|۲۸|color=black}} لیکن او گفت بلکه خوشابحال آنانی که کلام خدا را میشنوند و آن را حفظ میکنند * {{verse|۱۱|۲۹|color=black}} و هنگامی که مردم بر او ازدحام مینمودند سخن گفتن آغاز کرد که اینان فرقهای شریرند که آیتی طلب میکنند و آیتی بدیشان عطا نخواهد شد جز آیت یونس نبی * {{verse|۱۱|۳۰|color=black}} زیرا چنانکه یونس برای اهل نینوا آیت شد همچنین پسر انسان نیز برای این فرقه خواهد بود * {{verse|۱۱|۳۱|color=black}} ملِکه جنوب در روز داوری با مردم این فرقه برخاسته بر ایشان حکم خواهد کرد زیرا که از اقصای زمین آمد تا حکمت سلیمان را بشنود و اینک در اینجا کسی بزرگتر از سلیمان است * {{verse|۱۱|۳۲|color=black}} مردم نینوا در روز داوری با این طبقه برخاسته بر ایشان حکم خواهند کرد زیرا که بموعظه یونس توبه کردند و اینک در اینجا کسی بزرگتر از یونس است * {{verse|۱۱|۳۳|color=black}} و هیچکس چراغی نمیافروزد تا آن را در پنهانی یا زیر پیمانهای بگذارد بلکه بر چراغدان تا هر که داخل شود روشنی را بیند * {{verse|۱۱|۳۴|color=black}} چراغ بدن چشم است پس مادامی که چشم تو بسیط استتمامی جسدت نیز روشن است و لیکن اگر فاسد باشد جسد تو نیز تاریک بُوَد * {{verse|۱۱|۳۵|color=black}} پس باحذر باش مبادا نوری که در تو است ظلمت باشد * {{verse|۱۱|۳۶|color=black}} بنابراین هرگاه تمامی جسم تو روشن باشد و ذرّهای ظلمت نداشته باشد همهاش روشن خواهد بود مثل وقتی که چراغ بتابش خود تو را روشنائی میدهد * {{verse|۱۱|۳۷|color=black}} و هنگامی که سخن میگفت یکی از فریسیان از او وعده خواست که در خانهٔ او چاشت بخورد پس داخل شده بنشست * {{verse|۱۱|۳۸|color=black}} امّا فریسی چون دید که پیش از چاشت دست نشُست تعجّب نمود * {{verse|۱۱|۳۹|color=black}} {{روخط|خداوند}} وی را گفت همانا شما ای فریسیان بیرونِ پیاله و بشقاب را طاهر میسازید ولی درون شما پُر از حرص و خباثت است * {{verse|۱۱|۴۰|color=black}} ای احمقان آیا او که بیرون را آفرید اندرون را نیز نیافرید * {{verse|۱۱|۴۱|color=black}} بلکه از آنچه دارید صدقه دهید که اینک همهچیز برای شما طاهر خواهد گشت * {{verse|۱۱|۴۲|color=black}} وای بر شما ای فریسیان که ده یک از نعناع و سُداب و هر قسم سبزی را میدهید و از دادرسی و محبّت خدا تجاوز مینمایید<noinclude></noinclude> mvqu2orlcfd7kyxxrrkfese12v46jxr برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۱۴ 104 89112 289503 2026-06-24T16:52:43Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «اینها را میباید بجا آورید و آنها را نیز ترک نکنید * {{verse|۱۱|۴۳|color=black}} وای بر شما ای فریسیان که صدر کنایس و سلام در بازارها را دوست میدارید * {{verse|۱۱|۴۴|color=black}} وای بر شما ای کاتبان و فریسیان ریاکار زیرا که مانند قبرهای پنهان شده هستید که مردم بر آن...» ایجاد کرد 289503 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>اینها را میباید بجا آورید و آنها را نیز ترک نکنید * {{verse|۱۱|۴۳|color=black}} وای بر شما ای فریسیان که صدر کنایس و سلام در بازارها را دوست میدارید * {{verse|۱۱|۴۴|color=black}} وای بر شما ای کاتبان و فریسیان ریاکار زیرا که مانند قبرهای پنهان شده هستید که مردم بر آنها راه میروند و نمیدانند * {{verse|۱۱|۴۵|color=black}} آنگاه یکی از فقها جواب داده گفت ایمعلّم بدین سخنان ما را نیز سرزنش میکنی * {{verse|۱۱|۴۶|color=black}} گفت وای بر شما نیز ای فقها زیرا که بارهای گران را بر مردم مینهید و خود بر آن بارها یک انگشت خود را نمیگذارید * {{verse|۱۱|۴۷|color=black}} وای بر شما زیرا که مقابر انبیا را بنا میکنید و پدران شما ایشان را کشتند * {{verse|۱۱|۴۸|color=black}} پس بکارهای پدران خود شهادت میدهید و از آنها راضی هستید زیرا آنها ایشان را کشتند و شما قبرهای ایشان را میسازید * {{verse|۱۱|۴۹|color=black}} از این رو حکمت خدا نیز فرموده است که بسوی ایشان انبیا و رسولان میفرستم و بعضی از ایشان را خواهند کشت و بر بعضی جفا خواهند کرد * {{verse|۱۱|۵۰|color=black}} تا انتقام خون جمیع انبیا که از بنای عالم ریخته شد از این طبقه گرفته شود * {{verse|۱۱|۵۱|color=black}} از خون هابیل تا خون زکریّا که در میان مذبح و هیکل کشته شد بلی بشما میگویم که از این فرقه بازخواست خواهد شد * {{verse|۱۱|۵۲|color=black}} وای بر شما ای فقها زیرا کلید معرفت را برداشتهاید که خود داخل نمیشوید و داخل شوندگان را هم مانع میشوید * {{verse|۱۱|۵۳|color=black}} و چون او این سخنان را بدیشان میگفت کاتبان و فریسیان با او بشدّت درآویختند و در مطالب بسیار سؤالها از او میکردند * {{verse|۱۱|۵۴|color=black}} و در کمین او میبودند تا نکتهای از زبان او گرفته مدّعی او بشوند * {{وسط|{{روخط|باب دوازدهم}}}} {{فصل|۱۲}} {{verse|۱۲|۱|color=black}} و در آن میان وقتی که هزاران از خلق جمع شدند بنوعی که یکدیگر را پایمال میکردند بشاگردان خود بسخن گفتن شروع کرد اوّل آنکه از خمیرمایه فریسیان کهریاکاری است احتیاط کنید * {{verse|۱۲|۲|color=black}} زیرا چیزی نهفته نیست که آشکار نشود و نه مستوری که معلوم نگردد * {{verse|۱۲|۳|color=black}} بنابراین آنچه در تاریکی گفتهاید در روشنائی شنیده خواهد شد و آنچه در خلوتخانه در گوش گفتهاید بر پشتبامها ندا شود * {{verse|۱۲|۴|color=black}} لیکن ای دوستان من بشما میگویم از قاتلان جسم که قدرت ندارند بیشتر از این بکنند ترسان مباشید * {{verse|۱۲|۵|color=black}} بلکه بشما نشان میدهم که از کِه باید ترسید از او بترسید که بعد از کشتن قدرت دارد که بجهنّم بیفکند بلی بشما میگویم از او بترسید * {{verse|۱۲|۶|color=black}} آیا پنج گنجشک بدو فلس<noinclude></noinclude> cup80oyxzybsxxlb9w15so2eheyttfz برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۱۵ 104 89113 289504 2026-06-24T16:53:23Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «فروخته نمیشود و حال آنکه یکی از آنها نزد خدا فراموش نمیشود * {{verse|۱۲|۷|color=black}} بلکه مویهای سر شما همهٔ شمرده شده است پس بیم مکنید زیرا که از چندان گنجشک بهتر هستید * {{verse|۱۲|۸|color=black}} لیکن بشما میگویم هر که نزد مردم بمن اقرار کند پسر انسان نیز پیش ف...» ایجاد کرد 289504 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>فروخته نمیشود و حال آنکه یکی از آنها نزد خدا فراموش نمیشود * {{verse|۱۲|۷|color=black}} بلکه مویهای سر شما همهٔ شمرده شده است پس بیم مکنید زیرا که از چندان گنجشک بهتر هستید * {{verse|۱۲|۸|color=black}} لیکن بشما میگویم هر که نزد مردم بمن اقرار کند پسر انسان نیز پیش فرشتگان خدا او را اقرار خواهد کرد * {{verse|۱۲|۹|color=black}} امّا هر که مرا پیش مردم انکار کند نزد فرشتگان خدا انکار کرده خواهد شد * {{verse|۱۲|۱۰|color=black}} و هر که سخنی برخلاف پسر انسان گوید آمرزیده شود امّا هر که بروحالقدس کفر گوید آمرزیده نخواهد شد * {{verse|۱۲|۱۱|color=black}} و چون شما را در کنایس و بنزد حکّام و دیوانیان برند اندیشه مکنید که چگونه و بچه نوع حجّت آورید یا چه بگویید * {{verse|۱۲|۱۲|color=black}} زیرا که در همان ساعت روحالقدس شما را خواهد آموخت که چه باید گفت * {{verse|۱۲|۱۳|color=black}} و شخصی از آن جماعت بوی گفت ای استاد برادر مرا بفرما تا ارث پدر را با من تقسیمکند * {{verse|۱۲|۱۴|color=black}} به وی گفت ای مرد کِه مرا بر شما داور یا مُقَسِّم قرار داده است * {{verse|۱۲|۱۵|color=black}} پس بدیشان گفت زنهار از طمع بپرهیزید زیرا اگرچه اموال کسی زیاد شود حیات او از اموالش نیست * {{verse|۱۲|۱۶|color=black}} و مَثَلی برای ایشان آورده گفت شخصی دولتمند را از املاکش محصول وافر پیدا شد * {{verse|۱۲|۱۷|color=black}} پس با خود اندیشیده گفت چه کنم زیرا جائی که محصول خود را انبار کنم ندارم * {{verse|۱۲|۱۸|color=black}} پس گفت چنین میکنم انبارهای خود را خراب کرده بزرگتر بنا میکنم و در آن تمامی حاصل و اموال خود را جمع خواهم کرد * {{verse|۱۲|۱۹|color=black}} و نفس خود را خواهم گفت که ای جان اموالِ فراوانِ اندوخته شده بجهت چندین سال داری الحال بیارام و باکل و شرب و شادی بپرداز * {{verse|۱۲|۲۰|color=black}} خدا وی را گفت ای احمق در همین شب جان تو را از تو خواهند گرفت آنگاه آنچه اندوختهای از آنِ کِه خواهد بود * {{verse|۱۲|۲۱|color=black}} همچنین است هر کسی که برای خود ذخیره کند و برای خدا دولتمند نباشد * {{verse|۱۲|۲۲|color=black}} پس بشاگردان خود گفت از این جهت بشما میگویم که اندیشه مکنید بجهت جان خود که چه بخورید و نه برای بدن که چه بپوشید * {{verse|۱۲|۲۳|color=black}} جان از خوراک و بدن از پوشاک بهتر است * {{verse|۱۲|۲۴|color=black}} کلاغان را ملاحظه کنید که نه زراعت میکنند و نه حصاد و نه گنجی و نه انباری دارند و خدا آنها را میپروراند آیا شما بچند مرتبه از مرغان بهتر نیستید * {{verse|۱۲|۲۵|color=black}} و کیست از شما که بفکر بتواند ذراعی بر قامت خود افزاید * {{verse|۱۲|۲۶|color=black}} پس هرگاه توانائی کوچکترین کاری را ندارید چرا برای مابقیمیاندیشید * {{verse|۱۲|۲۷|color=black}} سوسنهای چمن را بنگرید چگونه نمّو میکنند و حال آنکه نه زحمت میکشند و نه می<noinclude></noinclude> is1znna2baed94z2guxc9pxgbb01oon برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۱۶ 104 89114 289505 2026-06-24T16:53:40Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «ریسند امّا بشما میگویم که سلیمان با همهٔ جلالش مثل یکی از اینها پوشیده نبود * {{verse|۱۲|۲۸|color=black}} پس هرگاه خدا علفی را که امروز در صحرا است و فردا در تنور افکنده میشود چنین میپوشاند چقدر بیشتر شما را ای سست ایمانان * {{verse|۱۲|۲۹|color=black}} پس شما طالب مب...» ایجاد کرد 289505 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ریسند امّا بشما میگویم که سلیمان با همهٔ جلالش مثل یکی از اینها پوشیده نبود * {{verse|۱۲|۲۸|color=black}} پس هرگاه خدا علفی را که امروز در صحرا است و فردا در تنور افکنده میشود چنین میپوشاند چقدر بیشتر شما را ای سست ایمانان * {{verse|۱۲|۲۹|color=black}} پس شما طالب مباشید که چه بخورید یا چه بیاشامید و مضطرب مشوید * {{verse|۱۲|۳۰|color=black}} زیرا که امّتهای جهان همهٔ این چیزها را میطلبند لیکن پدر شما میداند که باین چیزها احتیاج دارید * {{verse|۱۲|۳۱|color=black}} بلکه ملکوت خدا را طلب کنید که جمیع این چیزها برای شما افزوده خواهد شد * {{verse|۱۲|۳۲|color=black}} ترسان مباشید ای گله کوچک زیرا که مَرْضیِّ پدر شما است که ملکوت را بشما عطا فرماید * {{verse|۱۲|۳۳|color=black}} آنچه دارید بفروشید و صدقه دهید و کیسهها بسازید که کهنه نشود و گنجی را که تلف نشود در آسمان جائی که دزد نزدیک نیاید و بید تباه نسازد * {{verse|۱۲|۳۴|color=black}} زیرا جائی که خزانه شما است دل شما نیز در آنجا میباشد * {{verse|۱۲|۳۵|color=black}} کمرهای خود را بسته چراغهای خود را افروخته بدارید * {{verse|۱۲|۳۶|color=black}} و شما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را میکشند که چه وقت از عروسی مراجعت کند تا هروقت آید و در را بکوبد بیدرنگ برای او بازکنند * {{verse|۱۲|۳۷|color=black}} خوشابحال آن غلامان که آقای ایشان چون آید ایشان را بیدار یابد هر آینه بشما میگویم که کمر خود را بستهایشان را خواهد نشانید و پیش آمده ایشان را خدمت خواهد کرد * {{verse|۱۲|۳۸|color=black}} و اگر در پاس دوّم یا سوّم از شب بیاید و ایشان را چنین یابد خوشا بحال آن غلامان * {{verse|۱۲|۳۹|color=black}} امّا این را بدانید که اگر صاحبخانه میدانست که دزد در چه ساعت میآید بیدار میماند و نمیگذاشت که بخانهاش نقب زنند * {{verse|۱۲|۴۰|color=black}} پس شما نیز مستعّد باشید زیرا در ساعتی که گمان نمیبرید پسر انسان میآید * {{verse|۱۲|۴۱|color=black}} پطرس بوی گفت ای {{روخط|خداوند}} آیا این مثل را برای ما زدی یا بجهت همهٔ * {{verse|۱۲|۴۲|color=black}} {{روخط|خداوند}} گفت پس کیست آن ناظر امین و دانا که مولای او وی را بر سایر خدّام خود گماشته باشد تا آذوقه را در وقتش بایشان تقسیم کند * {{verse|۱۲|۴۳|color=black}} خوشابحال آن غلام که آقایش چون آید او را در چنین کار مشغول یابد * {{verse|۱۲|۴۴|color=black}} هرآینه بشما میگویم که او را بر همهٔ مایملک خود خواهد گماشت * {{verse|۱۲|۴۵|color=black}} لیکن اگر آن غلام در خاطر خود گوید آمدن آقایم بطول میانجامد و بزدن غلامان و کنیزان و بخوردن و نوشیدن و میگساریدن شروع کند * {{verse|۱۲|۴۶|color=black}} هرآینه مولای آن غلام آید در روزی که منتظر او نباشد و در ساعتی که او نداند و او را دو پاره کرده نصیبش را با خیانتکاران قرار دهد * {{verse|۱۲|۴۷|color=black}} امّا آن غلامی که ارادهٔ مولای خویش را<noinclude></noinclude> fbu6x1w3pw496rgc7zwz2h6ixmu631x برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۱۷ 104 89115 289506 2026-06-24T16:54:13Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «دانست و خود را مُهیّا نساخت تا بارادهٔ او عمل نماید تازیانه بسیار خواهد خورد * {{verse|۱۲|۴۸|color=black}} امّا آنکه نادانسته کارهای شایسته ضرب کند تازیانه کم خواهد خورد و بهر کسی که عطا زیاده شود از وی مطالبه زیادتر گردد و نزد هر که امانت بیشتر نهند از ا...» ایجاد کرد 289506 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>دانست و خود را مُهیّا نساخت تا بارادهٔ او عمل نماید تازیانه بسیار خواهد خورد * {{verse|۱۲|۴۸|color=black}} امّا آنکه نادانسته کارهای شایسته ضرب کند تازیانه کم خواهد خورد و بهر کسی که عطا زیاده شود از وی مطالبه زیادتر گردد و نزد هر که امانت بیشتر نهند از او بازخواست زیادتر خواهند کرد * {{verse|۱۲|۴۹|color=black}} من آمدم تا آتشی در زمین افروزم پس چه میخواهم اگر الآن در گرفته است * {{verse|۱۲|۵۰|color=black}} امّا مرا تعمیدی است که بیابم و چه بسیار در تنگی هستم تا وقتی که آن بسر آید * {{verse|۱۲|۵۱|color=black}} آیا گمان میبرید که من آمدهام تا سلامتی بر زمین بخشم نی بلکه بشما میگویم تفریق را * {{verse|۱۲|۵۲|color=black}} زیرا بعد از این پنج نفر که در یک خانه باشند دو از سه و سه از دو جدا خواهند شد * {{verse|۱۲|۵۳|color=black}} پدر از پسر و پسر از پدر و مادر از دختر و دختر از مادر و خارسو از عروس و عروس از خارسو مفارقت خواهند نمود * {{verse|۱۲|۵۴|color=black}} آنگاه باز بآن جماعت گفت هنگامی که ابری بینید که از مغرب پدید آید بیتأمّل میگویید باران میآید و چنین میشود * {{verse|۱۲|۵۵|color=black}} و چون دیدید که باد جنوبی میوزد میگویید گرما خواهد شد و میشود * {{verse|۱۲|۵۶|color=black}} ای ریاکاران میتوانید صورت زمین و آسمان را تمیز دهید پس چگونه این زمان را نمیشناسید * {{verse|۱۲|۵۷|color=black}} و چرا از خود بانصاف حکم نمیکنید * {{verse|۱۲|۵۸|color=black}} و هنگامی که با مدّعی خود نزد حاکم میروی در راه سعی کن که از او برهی مبادا تو را نزد قاضی بکشد و قاضی تو را بسرهنگ سپارد و سرهنگ تو را بزندان افکند * {{verse|۱۲|۵۹|color=black}} تو را میگویم تا فلس آخر را ادا نکنی از آنجا هرگز بیرون نخواهی آمد * {{وسط|{{روخط|باب سیزدهم}}}} {{فصل|۱۳}} {{verse|۱۳|۱|color=black}} در آن وقت بعضی آمده او را از جلیلیانی خبر دادند که پیلاطُس خون ایشان را با قربانیهای ایشان آمیخته بود * {{verse|۱۳|۲|color=black}} عیسی در جواب ایشان گفت آیا گمان میبرید که این جلیلیان گناهکارتر بودند از سایر سَکَنه جلیل از این رو که چنین زحمات دیدند * {{verse|۱۳|۳|color=black}} نی بلکه بشما میگویم اگر توبه نکنید همگی شما همچنین هلاک خواهید شد * {{verse|۱۳|۴|color=black}} یا آن هجده نفری که برج در سَلْوام بر ایشان افتاده ایشان را هلاک کرد گمان میبرید که از جمیع مردمان ساکن اورشلیم خطاکارتر بودند * {{verse|۱۳|۵|color=black}} حاشا بلکه شما را میگویم که اگر توبه نکنید همگی شما همچنین هلاک خواهید شد * {{verse|۱۳|۶|color=black}} پس این مَثَل را آورد که شخصی درخت انجیری در تاکستان خود غرس نمود و چون آمد تا میوه از آن بجوید چیزی<noinclude></noinclude> b9grpk276p2zsnmkriynmz2m3op8s55 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۱۸ 104 89116 289507 2026-06-24T16:54:39Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «نیافت * {{verse|۱۳|۷|color=black}} پس بباغبان گفت اینک سه سال است میآیم که از این درخت انجیر میوه بطلبم و نمییابم آن را ببُر چرا زمین را نیز باطل سازد * {{verse|۱۳|۸|color=black}} در جواب وی گفت ای آقا امسال هم آن را مهلت ده تا گِردَش را کنده کود بریزم * {{verse|۱۳|۹|color=black}...» ایجاد کرد 289507 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نیافت * {{verse|۱۳|۷|color=black}} پس بباغبان گفت اینک سه سال است میآیم که از این درخت انجیر میوه بطلبم و نمییابم آن را ببُر چرا زمین را نیز باطل سازد * {{verse|۱۳|۸|color=black}} در جواب وی گفت ای آقا امسال هم آن را مهلت ده تا گِردَش را کنده کود بریزم * {{verse|۱۳|۹|color=black}} پس اگر ثمر آوَرَد والاّ بعد از آن آن را ببُر * {{verse|۱۳|۱۰|color=black}} و روز سَبَّت در یکی از کنایس تعلیم میداد * {{verse|۱۳|۱۱|color=black}} و اینک زنی که مدّت هجده سال روح ضعف میداشت و منحنی شده ابداً نمیتوانست راست بایستد در آنجا بود * {{verse|۱۳|۱۲|color=black}} چون عیسی او رادید وی را خوانده گفت ای زن از ضعف خود خلاص شو * {{verse|۱۳|۱۳|color=black}} و دستهای خود را بر وی گذارد که در ساعت راست شده خدا را تمجید نمود * {{verse|۱۳|۱۴|color=black}} آنگاه رئیس کنیسه غضب نمود از آنرو که عیسی او را در سَبَّت شفا داد پس بمردم توجّه نموده گفت شش روز است که باید کار بکنید در آنها آمده شفا یابید نه در روز سَبَّت * {{verse|۱۳|۱۵|color=black}} {{روخط|خداوند}} در جواب او گفت ای ریاکار آیا هر یکی از شما در روز سَبَّت گاو یا الاغ خود را از آخور باز کرده بیرون نمیبرد تا سیرآبش کند * {{verse|۱۳|۱۶|color=black}} و این زنی که دختر ابراهیم است و شیطان او را مدّت هجده سال تا بحال بسته بود نمیبایست او را در روز سَبَّت از این بند رها نمود * {{verse|۱۳|۱۷|color=black}} و چون این را بگفت همهٔ مخالفان او خجل گردیدند و جمیع آن گروه شاد شدند بهسبب همهٔ کارهای بزرگ که از وی صادر میگشت * {{verse|۱۳|۱۸|color=black}} پس گفت ملکوت خدا چه چیز را میماند و آن را بکدام شی تشبیه نمایم * {{verse|۱۳|۱۹|color=black}} دانه خردلی را ماند که شخصی گرفته در باغ خود کاشت پس رویید و درخت بزرگ گردید بهحدّی که مرغان هوا آمده در شاخههایش آشیانه گرفتند * {{verse|۱۳|۲۰|color=black}} باز گفت برای ملکوت خدا چه مَثَل آورم * {{verse|۱۳|۲۱|color=black}} خمیرمایهای را میماند که زنی گرفته در سه پیمانه آرد پنهان ساخت تا همهٔ مخمّر شد * {{verse|۱۳|۲۲|color=black}} و در شهرها و دهات گشته تعلیم میداد و بسوی اورشلیم سفر میکرد * {{verse|۱۳|۲۳|color=black}} که شخصی بوی گفت ای {{روخط|خداوند}} آیا کم هستند که نجات یابند او بایشان گفت * {{verse|۱۳|۲۴|color=black}} جدّ و جهد کنید تا از درِ تنگ داخل شوید زیرا که بشما میگویم بسیاری طلب دخول خواهند کرد و نخواهند توانست * {{verse|۱۳|۲۵|color=black}} بعد از آنکه صاحب خانه برخیزد و در را ببندد و شما بیرون ایستاده در را کوبیدن آغاز کنید و گویید {{روخط|خداوند}}ا {{روخط|خداوند}}ا برای ما باز کن آنگاه وی در جواب خواهد گفت شما را نمیشناسم که از کجا هستید * {{verse|۱۳|۲۶|color=black}} در آن وقت خواهید گفت که در حضور تو خوردیم و آشامیدیم و در کوچههای ما تعلیم دادی * {{verse|۱۳|۲۷|color=black}} باز خواهد گفت<noinclude></noinclude> mjh2px7ysd55tzsoftkc5u5qf4ovwzj برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۱۹ 104 89117 289508 2026-06-24T17:01:58Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «بشما میگویم که شما را نمیشناسم از کجا هستید ای همهٔ بدکاران از من دور شوید * {{verse|۱۳|۲۸|color=black}} در آنجا گریه و فشار دندان خواهد بود چون ابراهیم واسحاق و یعقوب و جمیع انبیا را در ملکوت خدا بینید و خود را بیرون افکنده یابید * {{verse|۱۳|۲۹|color=black}} و از مش...» ایجاد کرد 289508 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بشما میگویم که شما را نمیشناسم از کجا هستید ای همهٔ بدکاران از من دور شوید * {{verse|۱۳|۲۸|color=black}} در آنجا گریه و فشار دندان خواهد بود چون ابراهیم واسحاق و یعقوب و جمیع انبیا را در ملکوت خدا بینید و خود را بیرون افکنده یابید * {{verse|۱۳|۲۹|color=black}} و از مشرق و مغرب و شمال و جنوب آمده در ملکوت خدا خواهند نشست * {{verse|۱۳|۳۰|color=black}} و اینک آخرین هستند که اوّلین خواهند بود و اوّلین که آخرین خواهند بود * {{verse|۱۳|۳۱|color=black}} در همان روز چند نفر از فریسیان آمده بوی گفتند دور شو و از اینجا برو زیرا که هیرودیس میخواهد تو را بقتل رساند * {{verse|۱۳|۳۲|color=black}} ایشان را گفت بروید و بآن روباه گویید اینک امروز و فردا دیوها را بیرون میکنم و مریضان را صحّت میبخشم و در روز سوّم کامل خواهم شد * {{verse|۱۳|۳۳|color=black}} لیکن میباید امروز و فردا و پس فردا راه روم زیرا که محال است نبی بیرون از اورشلیم کشته شود * {{verse|۱۳|۳۴|color=black}} ای اورشلیم ای اورشلیم که قاتل انبیا و سنگسار کننده مرسلین خود هستی چند کَرَّت خواستم اطفال تو را جمع کنم چنانکه مرغ جوجههای خویش را زیر بالهای خود میگیرد و نخواستید * {{verse|۱۳|۳۵|color=black}} اینک خانهٔ شما برای شما خراب گذاشته میشود و بشما میگویم که مرا دیگر نخواهید دید تا وقتی آید که گویید مبارک است او که بنام {{روخط|خداوند}} میآید * {{وسط|{{روخط|باب چهاردهم}}}} {{فصل|۱۴}} {{verse|۱۴|۱|color=black}} و واقع شد که در روز سَبَّت بخانهٔ یکی از رؤسای فریسیان برای غذا خوردن درآمد و ایشان مراقب او میبودند * {{verse|۱۴|۲|color=black}} و اینک شخصی مُستَسقی پیش او بود * {{verse|۱۴|۳|color=black}} آنگاه عیسی ملتفت شده فقها و فریسیان را خطاب کرده گفت آیا در روز سَبَّت شفا دادن جایز است * {{verse|۱۴|۴|color=black}} ایشان ساکت ماندند پس آن مرد را گرفته شفا داد و رها کرد * {{verse|۱۴|۵|color=black}} و بایشان روی آورده گفت کیست از شما که الاغ یا گاوش روز سَبَّت در چاهی افتد و فوراً آن را بیرون نیاورد * {{verse|۱۴|۶|color=black}} پس در این امور از جواب وی عاجز ماندند * {{verse|۱۴|۷|color=black}} و برای مهمانان مثلی زد چون ملاحظه فرمود که چگونه صدر مجلس را اختیار میکردند پس بایشان گفت * {{verse|۱۴|۸|color=black}} چون کسی تو را بعروسی دعوت کند در صدر مجلس منشین مبادا کسی بزرگتر از تو را هم وعده خواسته باشد * {{verse|۱۴|۹|color=black}} پس آن کسی که تو و او را وعده خواسته بود بیاید و تو را گوید این کس را جای بده و تو با خجالت روی بصفّ نعال خواهی نهاد * {{verse|۱۴|۱۰|color=black}} بلکه چون مهمان کسی باشی رفته در پایین بنشین تا وقتی که<noinclude></noinclude> 5khovqaspigdc4pg499t4no5p7alqca برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۲۲ 104 89118 289511 2026-06-24T17:05:27Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «خود را بیکی از اهل آن ملک پیوست وی او را باملاک خود فرستاد تا گرازبانی کند * {{verse|۱۵|۱۶|color=black}} و آرزو میداشت که شکم خود را از خَرنوبی که خوکان میخوردند سیر کند و هیچکس او را چیزی نمیداد * {{verse|۱۵|۱۷|color=black}} آخر بخود آمده گفت چقدر ازمزدوران پدرم نان...» ایجاد کرد 289511 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خود را بیکی از اهل آن ملک پیوست وی او را باملاک خود فرستاد تا گرازبانی کند * {{verse|۱۵|۱۶|color=black}} و آرزو میداشت که شکم خود را از خَرنوبی که خوکان میخوردند سیر کند و هیچکس او را چیزی نمیداد * {{verse|۱۵|۱۷|color=black}} آخر بخود آمده گفت چقدر ازمزدوران پدرم نان فراوان دارند و من از گرسنگی هلاک میشوم * {{verse|۱۵|۱۸|color=black}} برخاسته نزد پدر خود میروم و بدو خواهم گفت ای پدر بآسمان و بحضور تو گناه کردهام * {{verse|۱۵|۱۹|color=black}} و دیگر شایستهٔ آن نیستم که پسر تو خوانده شوم مرا چون یکی از مزدوران خود بگیر * {{verse|۱۵|۲۰|color=black}} در ساعت برخاسته بسوی پدر خود متوّجه شد امّا هنوز دور بود که پدرش او را دیده ترحّم نمود و دوان دوان آمده او را در آغوش خود کشیده بوسید * {{verse|۱۵|۲۱|color=black}} پسر وی را گفت ای پدر بآسمان و بحضور تو گناه کردهام و بعد از این لایق آن نیستم که پسر تو خوانده شوم * {{verse|۱۵|۲۲|color=black}} لیکن پدر بغلامان خود گفت جامه بهترین را از خانه آورده بدو بپوشانید و انگشتری بر دستش کنید و نعلین بر پایهایش * {{verse|۱۵|۲۳|color=black}} و گوساله پرواری را آورده ذبح کنید تا بخوریم و شادی نماییم * {{verse|۱۵|۲۴|color=black}} زیرا که این پسر من مرده بود زنده گردید و گم شده بود یافت شد پس بشادی کردن شروع نمودند * {{verse|۱۵|۲۵|color=black}} امّا پسر بزرگ او در مزرعه بود چون آمده نزدیک بخانه رسید صدای ساز و رقص را شنید * {{verse|۱۵|۲۶|color=black}} پس یکی از نوکران خود را طلبیده پرسید این چیست * {{verse|۱۵|۲۷|color=black}} به وی عرض کرد برادرت آمده و پدرت گوساله پرواری را ذبح کرده است زیرا که او را صحیح باز یافت * {{verse|۱۵|۲۸|color=black}} ولی او خشم نموده نخواست بخانه درآید تا پدرش بیرون آمده باو التماس نمود * {{verse|۱۵|۲۹|color=black}} امّا او در جواب پدر خود گفت اینک سالها است که من خدمتِ تو کردهام و هرگز از حکم تو تجاوز نورزیده و هرگز بزغالهای بمن ندادی تا با دوستان خود شادی کنم * {{verse|۱۵|۳۰|color=black}} لیکن چون این پسرت آمد که دولت تو را با فاحشهها تلف کرده است برای او گوساله پرواری را ذبح کردی * {{verse|۱۵|۳۱|color=black}} او وی را گفت ای فرزند تو همیشه با من هستی و آنچه از آنِ من است مال تو است * {{verse|۱۵|۳۲|color=black}} ولی میبایست شادمانی کرد و مسرور شد زیرا که این برادر تو مرده بود زنده گشت و گم شده بود یافت گردید * {{وسط|{{روخط|باب شانزدهم}}}} {{فصل|۱۶}} {{verse|۱۶|۱|color=black}} و بشاگردان خود نیز گفت شخصی دولتمند را ناظری بود که از او نزد وی شکایت بردند که اموال او را تلف میکرد * {{verse|۱۶|۲|color=black}} پس او را طلب نموده وی را گفت این<noinclude></noinclude> lizsxtv47di2vhut76j46ctcr06ese8 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۲۳ 104 89119 289512 2026-06-24T17:05:47Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «چیست که دربارهٔ تو شنیدهام حساب نظارت خود را باز بده زیرا ممکن نیست که بعد از این نظارت کنی * {{verse|۱۶|۳|color=black}} ناظر با خود گفت چه کنم زیرا مولایم نظارت را از من میگیرد طاقت زمین کندن ندارم و از گدائی نیز عار دارم * {{verse|۱۶|۴|color=black}} دانستم چه کنم تا...» ایجاد کرد 289512 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>چیست که دربارهٔ تو شنیدهام حساب نظارت خود را باز بده زیرا ممکن نیست که بعد از این نظارت کنی * {{verse|۱۶|۳|color=black}} ناظر با خود گفت چه کنم زیرا مولایم نظارت را از من میگیرد طاقت زمین کندن ندارم و از گدائی نیز عار دارم * {{verse|۱۶|۴|color=black}} دانستم چه کنم تا وقتی که از نظارت معزول شوم مرا بخانهٔ خود بپذیرند * {{verse|۱۶|۵|color=black}} پس هر یکی از بدهکاران آقای خود را طلبیده بیکی گفت آقایم از تو چند طلب دارد * {{verse|۱۶|۶|color=black}} گفت صد رطل روغن بدو گفت سیاهه خود را بگیر و نشسته پنجاه رطل بزودی بنویس * {{verse|۱۶|۷|color=black}} باز دیگری را گفت از تو چقدر طلب دارد گفت صد کیل گندم وی را گفت سیاهه خود را بگیر و هشتاد بنویس * {{verse|۱۶|۸|color=black}} پس آقایش ناظر خائن را آفرین گفت زیرا عاقلانه کار کرد زیرا ابنای این جهان در طبقه خویش از ابنای نور عاقلتر هستند * {{verse|۱۶|۹|color=black}} و من شما را میگویم دوستان از مال بیانصافی برای خود پیدا کنید تا چون فانی گردید شما را بخیمههای جاودانی بپذیرند * {{verse|۱۶|۱۰|color=black}} آنکه در اندک امین باشد در امر بزرگ نیز امین بُوَد و آنکه در قلیل خائن بُوَد درکثیر هم خائن باشد * {{verse|۱۶|۱۱|color=black}} و هرگاه در مال بیانصافی امین نبودید کیست که مال حقیقی را بشما بسپارد * {{verse|۱۶|۱۲|color=black}} و اگر در مال دیگری دیانت نکردید کیست که مال خاصّ شما را بشما دهد * {{verse|۱۶|۱۳|color=black}} هیچ خادم نمیتواند دو آقا را خدمت کند زیرا یا از یکی نفرت میکند و با دیگری محبّت یا با یکی میپیوندد و دیگری را حقیر میشمارد خدا و مامونا را نمیتوانید خدمت نمایید * {{verse|۱۶|۱۴|color=black}} و فریسیانی که زر دوست بودند همهٔ این سخنان را شنیده او را استهزا نمودند * {{verse|۱۶|۱۵|color=black}} به ایشان گفت شما هستید که خود را پیش مردم عادل مینمایید لیکن خدا عارف دلهای شماست زیرا که آنچه نزد انسان مرغوب است نزد خدا مکروه است * {{verse|۱۶|۱۶|color=black}} تورات و انبیا تا بیحیی بود و از آن وقت بشارت بملکوت خدا داده میشود و هر کس بجّد و جهد داخل آن میگردد * {{verse|۱۶|۱۷|color=black}} لیکن آسانتر است که آسمان و زمین زایل شود از آنکه یک نقطه از تورات ساقط گردد * {{verse|۱۶|۱۸|color=black}} هر که زن خود را طلاق دهد و دیگری را نکاح کند زانی بُوَد و هر که زن مطلّقهٔ مردی را بنکاح خویش درآورد زنا کرده باشد * {{verse|۱۶|۱۹|color=black}} شخصی دولتمند بود که ارغوان و کتان میپوشید و هر روزه در عیاشی با جلال بسر میبرد * {{verse|۱۶|۲۰|color=black}} و فقیری مقروح بود ایلَعازَر نام که او را بر درگاه او میگذاشتند * {{verse|۱۶|۲۱|color=black}} و آرزو میداشت که از پارههائی که از خوان آن دولتمند میریخت خود را سیر کند بلکه سگان نیز آمده زبان بر زخمهای او<noinclude></noinclude> 657gluffv2iqv9ln7eaoxwp03nu2m83 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۲۴ 104 89120 289513 2026-06-24T17:06:05Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «میمالیدند * {{verse|۱۶|۲۲|color=black}} باری آن فقیر بمرد وفرشتگان او را بآغوش ابراهیم بردند و آن دولتمند نیز مرد و او را دفن کردند * {{verse|۱۶|۲۳|color=black}} پس چشمان خود را در عالم اموات گشوده خود را در عذاب یافت و ابراهیم را از دور و ایلعازَر را در آغوشش دید * {{ve...» ایجاد کرد 289513 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>میمالیدند * {{verse|۱۶|۲۲|color=black}} باری آن فقیر بمرد وفرشتگان او را بآغوش ابراهیم بردند و آن دولتمند نیز مرد و او را دفن کردند * {{verse|۱۶|۲۳|color=black}} پس چشمان خود را در عالم اموات گشوده خود را در عذاب یافت و ابراهیم را از دور و ایلعازَر را در آغوشش دید * {{verse|۱۶|۲۴|color=black}} آنگاه بآواز بلند گفت ای پدر من ابراهیم بر من ترحّم فرما و ایلعازَر را بفرست تا سر انگشت خود را بآب تر ساخته زبان مرا خنک سازد زیرا در این نار معذّبم * {{verse|۱۶|۲۵|color=black}} ابراهیم گفت ای فرزند بهخاطر آور که تو در ایّام زندگانی چیزهای نیکوی خود را یافتی و همچنین ایلعازر چیزهای بد را لیکن او الحال در تسلّی است و تو در عذاب * {{verse|۱۶|۲۶|color=black}} و علاوه بر این در میان ما و شما ورطه عظیمی است چنانچه آنانی که میخواهند از اینجا بنزد شما عبور کنند نمیتوانند و نه نشینندگان آنجا نزد ما توانند گذشت * {{verse|۱۶|۲۷|color=black}} گفت ای پدر بتو التماس دارم که او را بخانهٔ پدرم بفرستی * {{verse|۱۶|۲۸|color=black}} زیرا که مرا پنج برادر است تا ایشان را آگاه سازد مبادا ایشان نیز باین مکان عذاب بیایند * {{verse|۱۶|۲۹|color=black}} ابراهیم وی را گفت موسی و انبیا را دارند سخن ایشان را بشنوند * {{verse|۱۶|۳۰|color=black}} گفت نه ای پدر ما ابراهیم لیکن اگر کسی از مُردگان نزد ایشان رود توبه خواهند کرد * {{verse|۱۶|۳۱|color=black}} وی را گفت هرگاه موسی و انبیا را نشنوند اگر کسی از مردگان نیز برخیزد هدایت نخواهند پذیرفت * {{وسط|{{روخط|باب هفدهم}}}} {{فصل|۱۷}} {{verse|۱۷|۱|color=black}} و شاگردان خود را گفت لابدّ است از وقوع لغزشها لیکن وای بر آن کسی که باعث آنها شود * {{verse|۱۷|۲|color=black}} او را بهتر میبود که سنگ آسیائی بر گردنش آویخته شود و در دریا افکندهشود از اینکه یکی از این کودکان را لغزش دهد * {{verse|۱۷|۳|color=black}} احتراز کنید و اگر برادرت بتو خطا ورزد او را تنبیه کن و اگر توبه کند او را ببخش * {{verse|۱۷|۴|color=black}} و هرگاه در روزی هفت کَرَّت بتو گناه کند و در روزی هفت مرتبه برگشته بتو گوید توبه میکنم او را ببخش * {{verse|۱۷|۵|color=black}} آنگاه رسولان ب{{روخط|خداوند}} گفتند ایمان ما را زیاد کن * {{verse|۱۷|۶|color=black}} {{روخط|خداوند}} گفت اگر ایمان بقدر دانه خردلی میداشتید باین درختِ افراغ میگفتید که کنده شده در دریا نشانده شود اطاعت شما میکرد * {{verse|۱۷|۷|color=black}} امّا کیست از شماکه غلامش بشخم کردن یا شبانی مشغول شود و وقتی که از صحرا آید بوی گوید بزودی بیا و بنشین * {{verse|۱۷|۸|color=black}} بلکه آیا بدو نمیگوید چیزی درست کن تا شام بخورم<noinclude></noinclude> efxsfdzpsekb52lfbolixui5eiwepcq 289516 289513 2026-06-24T17:07:03Z Hanooz 17889 289516 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>میمالیدند * {{verse|۱۶|۲۲|color=black}} باری آن فقیر بمرد وفرشتگان او را بآغوش ابراهیم بردند و آن دولتمند نیز مرد و او را دفن کردند * {{verse|۱۶|۲۳|color=black}} پس چشمان خود را در عالم اموات گشوده خود را در عذاب یافت و ابراهیم را از دور و ایلعازَر را در آغوشش دید * {{verse|۱۶|۲۴|color=black}} آنگاه بآواز بلند گفت ای پدر من ابراهیم بر من ترحّم فرما و ایلعازَر را بفرست تا سر انگشت خود را بآب تر ساخته زبان مرا خنک سازد زیرا در این نار معذّبم * {{verse|۱۶|۲۵|color=black}} ابراهیم گفت ای فرزند بهخاطر آور که تو در ایّام زندگانی چیزهای نیکوی خود را یافتی و همچنین ایلعازر چیزهای بد را لیکن او الحال در تسلّی است و تو در عذاب * {{verse|۱۶|۲۶|color=black}} و علاوه بر این در میان ما و شما ورطه عظیمی است چنانچه آنانی که میخواهند از اینجا بنزد شما عبور کنند نمیتوانند و نه نشینندگان آنجا نزد ما توانند گذشت * {{verse|۱۶|۲۷|color=black}} گفت ای پدر بتو التماس دارم که او را بخانهٔ پدرم بفرستی * {{verse|۱۶|۲۸|color=black}} زیرا که مرا پنج برادر است تا ایشان را آگاه سازد مبادا ایشان نیز باین مکان عذاب بیایند * {{verse|۱۶|۲۹|color=black}} ابراهیم وی را گفت موسی و انبیا را دارند سخن ایشان را بشنوند * {{verse|۱۶|۳۰|color=black}} گفت نه ای پدر ما ابراهیم لیکن اگر کسی از مُردگان نزد ایشان رود توبه خواهند کرد * {{verse|۱۶|۳۱|color=black}} وی را گفت هرگاه موسی و انبیا را نشنوند اگر کسی از مردگان نیز برخیزد هدایت نخواهند پذیرفت * {{وسط|{{روخط|باب هفدهم}}}} {{فصل|۱۷}} {{verse|۱۷|۱|color=black}} و شاگردان خود را گفت لابدّ است از وقوع لغزشها لیکن وای بر آن کسی که باعث آنها شود * {{verse|۱۷|۲|color=black}} او را بهتر میبود که سنگ آسیائی بر گردنش آویخته شود و در دریا افکندهشود از اینکه یکی از این کودکان را لغزش دهد * {{verse|۱۷|۳|color=black}} احتراز کنید و اگر برادرت بتو خطا ورزد او را تنبیه کن و اگر توبه کند او را ببخش * {{verse|۱۷|۴|color=black}} و هرگاه در روزی هفت کَرَّت بتو گناه کند و در روزی هفت مرتبه برگشته بتو گوید توبه میکنم او را ببخش * {{verse|۱۷|۵|color=black}} آنگاه رسولان ب{{روخط|خداوند}} گفتند ایمان ما را زیاد کن * {{verse|۱۷|۶|color=black}} {{روخط|خداوند}} گفت اگر ایمان بقدر دانه خردلی میداشتید باین درختِ افراغ میگفتید که کنده شده در دریا نشانده شود اطاعت شما میکرد * {{verse|۱۷|۷|color=black}} امّا کیست از شماکه غلامش بشخم کردن یا شبانی مشغول شود و وقتی که از صحرا آید بوی گوید بزودی بیا و بنشین * {{verse|۱۷|۸|color=black}} بلکه آیا بدو نمیگوید چیزی درست کن تا شام بخورم و کمر خود را بسته مرا خدمت کن تا بخورم<noinclude></noinclude> o718igui8b9feyognd1q0x2ddjc1m2u برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۲۵ 104 89121 289514 2026-06-24T17:06:26Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و کمر خود را بسته مرا خدمت کن تا بخورم و بنوشم و بعد از آن تو بخور و بیاشام * {{verse|۱۷|۹|color=black}} آیا از آن غلام منّت میکشد از آنکه حکمهای او را بجا آورد گمان ندارم * {{verse|۱۷|۱۰|color=black}} همچنین شما نیز چون بهر چیزی که مأمور شدهاید عمل کردید گویید که غلام...» ایجاد کرد 289514 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و کمر خود را بسته مرا خدمت کن تا بخورم و بنوشم و بعد از آن تو بخور و بیاشام * {{verse|۱۷|۹|color=black}} آیا از آن غلام منّت میکشد از آنکه حکمهای او را بجا آورد گمان ندارم * {{verse|۱۷|۱۰|color=black}} همچنین شما نیز چون بهر چیزی که مأمور شدهاید عمل کردید گویید که غلامان بیمنفعت هستیم زیرا که آنچه بر ما واجب بود بجا آوردیم * {{verse|۱۷|۱۱|color=black}} و هنگامی که سفر بسوی اورشلیم میکرد از میانه سامره و جلیل میرفت * {{verse|۱۷|۱۲|color=black}} و چون بقریهای داخل میشد ناگاه ده شخص ابرص باستقبال او آمدند و از دور ایستاده * {{verse|۱۷|۱۳|color=black}} به آواز بلند گفتند ای عیسی {{روخط|خداوند}} بر ما ترحّم فرما * {{verse|۱۷|۱۴|color=black}} او بایشان نظر کرده گفت بروید و خود را بکاهن بنمایید ایشان چون میرفتند طاهر گشتند * {{verse|۱۷|۱۵|color=black}} و یکی از ایشان چون دید که شفا یافته است برگشته بصدای بلند خدا را تمجید میکرد * {{verse|۱۷|۱۶|color=black}} و پیش قدم او بروی در افتاده وی را شکر کرد و او از اهل سامره بود * {{verse|۱۷|۱۷|color=black}} عیسی ملتفت شده گفت آیا ده نفر طاهر نشدند پس آن نُه کجا شدند * {{verse|۱۷|۱۸|color=black}} آیا هیچکس یافت نمیشود که برگشته خدا را تمجید کند جز این غریب * {{verse|۱۷|۱۹|color=black}} و بدو گفت برخاسته برو که ایمانت تو را نجات داده است * {{verse|۱۷|۲۰|color=black}} و چون فریسیان از او پرسیدند که ملکوت خدا کی میآید او در جواب ایشان گفت ملکوت خدا با مراقبت نمیآید * {{verse|۱۷|۲۱|color=black}} و نخواهند گفت که در فلان یا فلان جاست زیرا اینک ملکوت خدا در میان شما است * {{verse|۱۷|۲۲|color=black}} و بشاگردان خود گفت ایّامی میآید که آرزو خواهید داشت که روزی از روزهای پسر انسان را بینید و نخواهید دید * {{verse|۱۷|۲۳|color=black}} و بشما خواهند گفت اینک در فلان یا فلان جاست مروید و تعاقب آن مکنید * {{verse|۱۷|۲۴|color=black}} زیرا چون برق که از یک جانب زیر آسمان لامع شده تا جانب دیگر زیر آسمان درخشان میشود پسر انسان در یوم خود همچنین خواهد بود * {{verse|۱۷|۲۵|color=black}} لیکن اوّل لازم است که او زحمات بسیار بیند و از این فرقه مطرود شود * {{verse|۱۷|۲۶|color=black}} و چنانکه در ایّام نوح واقع شد همانطور در زمان پسر انسان نیز خواهد بود * {{verse|۱۷|۲۷|color=black}} که میخوردند و مینوشیدند و زن و شوهر میگرفتند تا روزی که چون نوح داخل کشتیشد طوفان آمده همهٔ را هلاک ساخت * {{verse|۱۷|۲۸|color=black}} و همچنان که در ایّام لوط شد که بخوردن و آشامیدن و خرید و فروش و زراعت و عمارت مشغول میبودند * {{verse|۱۷|۲۹|color=black}} تا روزی که چون لوط از سدوم بیرون آمد آتش و گوگرد از آسمان بارید و همهٔ را هلاک ساخت * {{verse|۱۷|۳۰|color=black}} بر همین منوال خواهد بود در روزی که پسر انسان ظاهر شود * {{verse|۱۷|۳۱|color=black}} در آن روز هر که بر پشتبام باشد و اسباب او در خانه نزول نکند تا آنها را بردارد و کسی که در صحرا باشد<noinclude></noinclude> gr6htrfjiwtmdmefvzgmwzgzz7uptjr 289515 289514 2026-06-24T17:06:42Z Hanooz 17889 289515 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و بنوشم و بعد از آن تو بخور و بیاشام * {{verse|۱۷|۹|color=black}} آیا از آن غلام منّت میکشد از آنکه حکمهای او را بجا آورد گمان ندارم * {{verse|۱۷|۱۰|color=black}} همچنین شما نیز چون بهر چیزی که مأمور شدهاید عمل کردید گویید که غلامان بیمنفعت هستیم زیرا که آنچه بر ما واجب بود بجا آوردیم * {{verse|۱۷|۱۱|color=black}} و هنگامی که سفر بسوی اورشلیم میکرد از میانه سامره و جلیل میرفت * {{verse|۱۷|۱۲|color=black}} و چون بقریهای داخل میشد ناگاه ده شخص ابرص باستقبال او آمدند و از دور ایستاده * {{verse|۱۷|۱۳|color=black}} به آواز بلند گفتند ای عیسی {{روخط|خداوند}} بر ما ترحّم فرما * {{verse|۱۷|۱۴|color=black}} او بایشان نظر کرده گفت بروید و خود را بکاهن بنمایید ایشان چون میرفتند طاهر گشتند * {{verse|۱۷|۱۵|color=black}} و یکی از ایشان چون دید که شفا یافته است برگشته بصدای بلند خدا را تمجید میکرد * {{verse|۱۷|۱۶|color=black}} و پیش قدم او بروی در افتاده وی را شکر کرد و او از اهل سامره بود * {{verse|۱۷|۱۷|color=black}} عیسی ملتفت شده گفت آیا ده نفر طاهر نشدند پس آن نُه کجا شدند * {{verse|۱۷|۱۸|color=black}} آیا هیچکس یافت نمیشود که برگشته خدا را تمجید کند جز این غریب * {{verse|۱۷|۱۹|color=black}} و بدو گفت برخاسته برو که ایمانت تو را نجات داده است * {{verse|۱۷|۲۰|color=black}} و چون فریسیان از او پرسیدند که ملکوت خدا کی میآید او در جواب ایشان گفت ملکوت خدا با مراقبت نمیآید * {{verse|۱۷|۲۱|color=black}} و نخواهند گفت که در فلان یا فلان جاست زیرا اینک ملکوت خدا در میان شما است * {{verse|۱۷|۲۲|color=black}} و بشاگردان خود گفت ایّامی میآید که آرزو خواهید داشت که روزی از روزهای پسر انسان را بینید و نخواهید دید * {{verse|۱۷|۲۳|color=black}} و بشما خواهند گفت اینک در فلان یا فلان جاست مروید و تعاقب آن مکنید * {{verse|۱۷|۲۴|color=black}} زیرا چون برق که از یک جانب زیر آسمان لامع شده تا جانب دیگر زیر آسمان درخشان میشود پسر انسان در یوم خود همچنین خواهد بود * {{verse|۱۷|۲۵|color=black}} لیکن اوّل لازم است که او زحمات بسیار بیند و از این فرقه مطرود شود * {{verse|۱۷|۲۶|color=black}} و چنانکه در ایّام نوح واقع شد همانطور در زمان پسر انسان نیز خواهد بود * {{verse|۱۷|۲۷|color=black}} که میخوردند و مینوشیدند و زن و شوهر میگرفتند تا روزی که چون نوح داخل کشتیشد طوفان آمده همهٔ را هلاک ساخت * {{verse|۱۷|۲۸|color=black}} و همچنان که در ایّام لوط شد که بخوردن و آشامیدن و خرید و فروش و زراعت و عمارت مشغول میبودند * {{verse|۱۷|۲۹|color=black}} تا روزی که چون لوط از سدوم بیرون آمد آتش و گوگرد از آسمان بارید و همهٔ را هلاک ساخت * {{verse|۱۷|۳۰|color=black}} بر همین منوال خواهد بود در روزی که پسر انسان ظاهر شود * {{verse|۱۷|۳۱|color=black}} در آن روز هر که بر پشتبام باشد و اسباب او در خانه نزول نکند تا آنها را بردارد و کسی که در صحرا باشد<noinclude></noinclude> f9jdso071m8jaa44515vioqnwh307sh برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۲۶ 104 89122 289517 2026-06-24T17:07:29Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «همچنین برنگردد * {{verse|۱۷|۳۲|color=black}} زن لوط را بیاد آورید * {{verse|۱۷|۳۳|color=black}} هر که خواهد جان خود را برهاند آن را هلاک خواهد کرد و هر که آن را هلاک کند آن را زنده نگاه خواهد داشت * {{verse|۱۷|۳۴|color=black}} به شما میگویم در آن شب دو نفر بر یک تخت خواهند بود یکی...» ایجاد کرد 289517 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>همچنین برنگردد * {{verse|۱۷|۳۲|color=black}} زن لوط را بیاد آورید * {{verse|۱۷|۳۳|color=black}} هر که خواهد جان خود را برهاند آن را هلاک خواهد کرد و هر که آن را هلاک کند آن را زنده نگاه خواهد داشت * {{verse|۱۷|۳۴|color=black}} به شما میگویم در آن شب دو نفر بر یک تخت خواهند بود یکی برداشته و دیگری واگذارده خواهد شد * {{verse|۱۷|۳۵|color=black}} و دو زن که در یک جا دستآس کنند یکی برداشته و دیگری واگذارده خواهد شد * {{verse|۱۷|۳۶|color=black}} و دو نفر که در مزرعه باشند یکی برداشته و دیگری واگذارده خواهد شد * {{verse|۱۷|۳۷|color=black}} در جواب وی گفتند کجا ای {{روخط|خداوند}} گفت در هر جائی که لاش باشد در آنجا کرکسان جمع خواهند شد * {{وسط|{{روخط|باب هجدهم}}}} {{فصل|۱۸}} {{verse|۱۸|۱|color=black}} و برای ایشان نیز مَثَلی آورد در اینکه میباید همیشه دعا کرد و کاهلی نورزید * {{verse|۱۸|۲|color=black}} پس گفت که در شهری داوری بود که نه ترس از خدا و نه باکی از انسان میداشت * {{verse|۱۸|۳|color=black}} و در همان شهر بیوه زنی بود که پیش وی آمده میگفت داد مرا از دشمنم بگیر * {{verse|۱۸|۴|color=black}} و تا مدّتی بهوی اعتنا ننمود ولکن بعد از آن با خود گفت هر چند از خدا نمیترسم و از مردم باکی ندارم * {{verse|۱۸|۵|color=black}} لیکن چون این بیوه زن مرا زحمت میدهد بداد او میرسم مبادا پیوسته آمده مرا برنج آورد * {{verse|۱۸|۶|color=black}} {{روخط|خداوند}} گفت بشنوید که این داور بیانصاف چه میگوید * {{verse|۱۸|۷|color=black}} و آیا خدا برگزیدگان خود را که شبانهروز بدو استغاثه میکنند دادرسی نخواهد کرد اگرچه برای ایشان دیر غضب باشد * {{verse|۱۸|۸|color=black}} به شما میگویم که بزودی دادرسی ایشان را خواهد کرد لیکن چون پسر انسان آید آیا ایمان را بر زمین خواهد یافت * {{verse|۱۸|۹|color=black}} و این مَثَل را آورد برای بعضی که بر خود اعتماد میداشتند که عادل بودند و دیگران را حقیر میشمردند * {{verse|۱۸|۱۰|color=black}} که دو نفر یکی فریسی و دیگری باجگیر بهیکل رفتند تا عبادت کنند * {{verse|۱۸|۱۱|color=black}} آن فریسی ایستاده بدینطور با خود دعا کرد که خدایا تو را شکر میکنم که مثل سایر مردم حریص و ظالم و زناکار نیستم و نه مثل این باجگیر * {{verse|۱۸|۱۲|color=black}} هر هفته دو مرتبه روزه میدارم و از آنچه پیدا میکنم ده یک میدهم * {{verse|۱۸|۱۳|color=black}} امّا آن باجگیر دور ایستاده نخواست چشمان خود را بسوی آسمان بلند کند بلکه بسینه خود زده گفت خدایا بر من گناهکار ترحّم فرما * {{verse|۱۸|۱۴|color=black}} به شما میگویم که این شخص عادل کرده شده بخانهٔ خود رفت بخلاف آن دیگر زیرا هر که خود را برافرازد پست گردد و هرکس<noinclude></noinclude> dhjvx5rq99oae88f2hti3eoobctxct3 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۲۷ 104 89123 289518 2026-06-24T17:08:09Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «خویشتن را فروتن سازد سرافرازی یابد * {{verse|۱۸|۱۵|color=black}} پس اطفال را نیز نزد وی آوردند تا دست بر ایشان گذارد امّا شاگردانش چون دیدند ایشان را نهیب دادند * {{verse|۱۸|۱۶|color=black}} ولی عیسی ایشان را خوانده گفت بچهها را واگذارید تا نزد من آیند و ایشان را مم...» ایجاد کرد 289518 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خویشتن را فروتن سازد سرافرازی یابد * {{verse|۱۸|۱۵|color=black}} پس اطفال را نیز نزد وی آوردند تا دست بر ایشان گذارد امّا شاگردانش چون دیدند ایشان را نهیب دادند * {{verse|۱۸|۱۶|color=black}} ولی عیسی ایشان را خوانده گفت بچهها را واگذارید تا نزد من آیند و ایشان را ممانعت مکنید زیرا ملکوت خدا برای مثل اینها است * {{verse|۱۸|۱۷|color=black}} هرآینه بشما میگویم هر که ملکوت خدا را مثل طفل نپذیرد داخل آن نگردد * {{verse|۱۸|۱۸|color=black}} و یکی از رؤسا از وی سؤال نموده گفت ای استاد نیکو چه کنم تا حیات جاودانی را وارث گردم * {{verse|۱۸|۱۹|color=black}} عیسی وی را گفت از بهر چه مرا نیکو میگویی و حال آنکه هیچکس نیکو نیست جز یکی که خدا باشد * {{verse|۱۸|۲۰|color=black}} احکام را میدانی زنا مکن قتل مکن دزدی منما شهادت دروغ مده و پدر و مادر خود را محترم دار * {{verse|۱۸|۲۱|color=black}} گفت جمیع اینها را از طفولیّت خود نگاه داشتهام * {{verse|۱۸|۲۲|color=black}} عیسی چون این را شنید بدو گفت هنوز تو را یک چیز باقی است آنچه داری بفروش و بفقرا بده که در آسمان گنجی خواهی داشت پس آمده مرا متابعت کن * {{verse|۱۸|۲۳|color=black}} چون این را شنید محزون گشت زیرا که دولت فراوان داشت * {{verse|۱۸|۲۴|color=black}} امّا عیسی چون او را محزون دید گفت چه دشوار است که دولتمندان داخل ملکوت خدا شوند * {{verse|۱۸|۲۵|color=black}} زیرا گذشتن شتر از سوراخ سوزن آسانتر است از دخول دولتمندی در ملکوتخدا * {{verse|۱۸|۲۶|color=black}} امّا شنوندگان گفتند پس که میتواند نجات یابد * {{verse|۱۸|۲۷|color=black}} او گفت آنچه نزد مردم محال است نزد خدا ممکن است * {{verse|۱۸|۲۸|color=black}} پطرس گفت اینک ما همهچیز را ترک کرده پیروی تو میکنیم * {{verse|۱۸|۲۹|color=black}} به ایشان گفت هرآینه بشما میگویم کسی نیست که خانه یا والدین یا زن یا برادران یا اولاد را بجهت ملکوت خدا ترک کند * {{verse|۱۸|۳۰|color=black}} جز اینکه در این عالم چند برابر بیابد و در عالم آینده حیات جاودانی را * {{verse|۱۸|۳۱|color=black}} پس آن دوازده را برداشته بایشان گفت اینک باورشلیم میرویم و آنچه بزبان انبیا دربارهٔ پسر انسان نوشته شده است بانجام خواهد رسید * {{verse|۱۸|۳۲|color=black}} زیرا که او را بامّتها تسلیم میکنند و استهزا و بیحرمتی کرده آب دهان بر وی انداخته * {{verse|۱۸|۳۳|color=black}} و تازیانه زده او را خواهند کشت و در روز سوم خواهد برخاست * {{verse|۱۸|۳۴|color=black}} امّا ایشان چیزی از این امور نفهمیدند و این سخن از ایشان مخفی داشته شد و آنچه میگفت درک نکردند * {{verse|۱۸|۳۵|color=black}} و چون نزدیک اریحا رسید کوری بجهت گدائی بر سر راه نشسته بود * {{verse|۱۸|۳۶|color=black}} و چون صدای گروهی را که میگذشتند شنید پرسید چه چیز است * {{verse|۱۸|۳۷|color=black}} گفتندشعیسی ناصری درگذر است * {{verse|۱۸|۳۸|color=black}} در حال فریاد برآورده گفت ای<noinclude></noinclude> 3of7w452rncfo7jshbfppsgxpxynbxe برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۲۸ 104 89124 289519 2026-06-24T17:08:24Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «عیسی ای پسر داود بر من ترحّم فرما * {{verse|۱۸|۳۹|color=black}} و هرچند آنانی که پیش میرفتند او را نهیب میدادند تا خاموششود او بلندتر فریاد میزد که پسر داودا بر من ترحم فرما * {{verse|۱۸|۴۰|color=black}} آنگاه عیسی ایستاده فرمود تا او را نزد وی بیاورند و چون نزدیک شد...» ایجاد کرد 289519 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>عیسی ای پسر داود بر من ترحّم فرما * {{verse|۱۸|۳۹|color=black}} و هرچند آنانی که پیش میرفتند او را نهیب میدادند تا خاموششود او بلندتر فریاد میزد که پسر داودا بر من ترحم فرما * {{verse|۱۸|۴۰|color=black}} آنگاه عیسی ایستاده فرمود تا او را نزد وی بیاورند و چون نزدیک شد از وی پرسیده * {{verse|۱۸|۴۱|color=black}} گفت چه میخواهی برای تو بکنم عرض کرد ای {{روخط|خداوند}} تا بینا شوم * {{verse|۱۸|۴۲|color=black}} عیسی بوی گفت بینا شو که ایمانت تو را شفا داده است * {{verse|۱۸|۴۳|color=black}} در ساعت بینائی یافته خدا را تمجید کنان از عقب او افتاد و جمیع مردم چون این را دیدند خدا را تسبیح خواندند * {{وسط|{{روخط|باب نوزدهم}}}} {{فصل|۱۹}} {{verse|۱۹|۱|color=black}} پس وارد اریحا شده از آنجا میگذشت * {{verse|۱۹|۲|color=black}} که ناگاه شخصی زکّی نام که رئیس باجگیران و دولتمند بود * {{verse|۱۹|۳|color=black}} خواست عیسی را ببیند که کیست و از کثرت خلق نتوانست زیرا کوتاه قدّ بود * {{verse|۱۹|۴|color=black}} پس پیش دویده بر درخت افراغی برآمد تا او را ببیند چونکه او میخواست از آن راه عبور کند * {{verse|۱۹|۵|color=black}} و چون عیسی بآن مکان رسید بالا نگریسته او را دید و گفت ای زکّی بشتاب و بزیر بیا زیرا که باید امروز در خانهٔ تو بمانم * {{verse|۱۹|۶|color=black}} پس بزودی پایین شده او را بخرّمیپذیرفت * {{verse|۱۹|۷|color=black}} و همهٔ چون این را دیدند همهمهکنان میگفتند که در خانهٔ شخصی گناهکار بمیهمانی رفته است * {{verse|۱۹|۸|color=black}} امّا زکّی برپا شده ب{{روخط|خداوند}} گفت الحال ای {{روخط|خداوند}} نصف مایملک خود را بفقرا میدهم و اگر چیزی ناحقّ از کسی گرفته باشم چهار برابر بدو ردّ میکنم * {{verse|۱۹|۹|color=black}} عیسی بوی گفت امروز نجات در این خانه پیدا شد زیرا که این شخص هم پسر ابراهیم است * {{verse|۱۹|۱۰|color=black}} زیرا که پسر انسان آمده است تا گمشده را بجوید و نجات بخشد * {{verse|۱۹|۱۱|color=black}} و چون ایشان این را شنیدند او مَثَلی زیاد کرده آورد چونکه نزدیک باورشلیم بود و ایشان گمان میبردند که ملکوت خدا میباید در همان زمان ظهور کند * {{verse|۱۹|۱۲|color=black}} پس گفت شخصی شریف بدیار بعید سفر کرد تا مُلکی برای خود گرفته مراجعت کند * {{verse|۱۹|۱۳|color=black}} پس ده نفر از غلامان خود را طلبیده ده قنطار بایشان سپرده فرمود تجارت کنید تا بیایم * {{verse|۱۹|۱۴|color=black}} امّا اهل ولایت او چونکه او را دشمن میداشتند ایلچیان در عقب او فرستاده گفتند نمیخواهیم این شخص بر ما سلطنت کند * {{verse|۱۹|۱۵|color=black}} و چون مُلک را گرفته مراجعت کرده بود فرمود تا آن غلامانی را که بایشان نقد سپرده بود حاضر کنند تا بفهمد هر یک چه سود نموده است * {{verse|۱۹|۱۶|color=black}} پس اوّلی آمده<noinclude></noinclude> hpold8rak4xxcjvqdgcs8u7mbduoae4 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۲۹ 104 89125 289520 2026-06-24T17:08:40Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «گفت ای آقا قنطار تو ده قنطار دیگر نفع آورده است * {{verse|۱۹|۱۷|color=black}} بدو گفت آفرین ای غلام نیکو چونکه بر چیز کم امین بودی بر ده شهر حاکم شو * {{verse|۱۹|۱۸|color=black}} و دیگری آمده گفت ای آقا قنطار تو پنج قنطار سود کرده است * {{verse|۱۹|۱۹|color=black}} او را نیز فرمود...» ایجاد کرد 289520 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>گفت ای آقا قنطار تو ده قنطار دیگر نفع آورده است * {{verse|۱۹|۱۷|color=black}} بدو گفت آفرین ای غلام نیکو چونکه بر چیز کم امین بودی بر ده شهر حاکم شو * {{verse|۱۹|۱۸|color=black}} و دیگری آمده گفت ای آقا قنطار تو پنج قنطار سود کرده است * {{verse|۱۹|۱۹|color=black}} او را نیز فرمود بر پنج شهر حکمرانی کن * {{verse|۱۹|۲۰|color=black}} و سومی آمده گفت ای آقا اینک قنطار تو موجود است آن را در پارچهای نگاه داشتهام * {{verse|۱۹|۲۱|color=black}} زیرا که از تو ترسیدم چونکه مرد تندخویی هستی آنچه نگذاردهای برمیداری و از آنچه نکاشتهای درو میکنی * {{verse|۱۹|۲۲|color=black}} به وی گفت از زبان خودت بر تو فتوی میدهم ای غلام شریر دانستهای که من مرد تندخویی هستم که برمیدارم آنچه را نگذاشتهام و درو میکنم آنچه را نپاشیدهام * {{verse|۱۹|۲۳|color=black}} پس برای چه نقد مرا نزد صرّافان نگذاردی تا چون آیم آن را با سود دریافت کنم * {{verse|۱۹|۲۴|color=black}} پس بهحاضرین فرمود قنطار را از این شخص بگیرید و بصاحب ده قنطار بدهید * {{verse|۱۹|۲۵|color=black}} به او گفتند ای {{روخط|خداوند}} وی ده قنطار دارد * {{verse|۱۹|۲۶|color=black}} زیرا بشما میگویم بهر که دارد داده شود و هر که ندارد آنچه دارد نیز از او گرفته خواهد شد * {{verse|۱۹|۲۷|color=black}} امّا آن دشمنانِ من که نخواستند من بر ایشان حکمرانی نمایم در اینجا حاضر ساخته پیش من بقتل رسانید * {{verse|۱۹|۲۸|color=black}} و چون این را گفت پیش رفته متوجّهٔ اورشلیم گردید * {{verse|۱۹|۲۹|color=black}} و چون نزدیک بیت فاجی و بیت عَنْیا بر کوه مسمّیٰ بزیتون رسید دو نفر از شاگردان خود را فرستاده * {{verse|۱۹|۳۰|color=black}} گفت بآن قریهای که پیش روی شما است بروید و چون داخل آن شدید کُرّه الاغی بسته خواهید یافت که هیچکس بر آن هرگز سوار نشده آن را باز کرده بیاورید * {{verse|۱۹|۳۱|color=black}} و اگر کسی بشما گوید چرا این را باز میکنید بوی گویید {{روخط|خداوند}} او را لازم دارد * {{verse|۱۹|۳۲|color=black}} پس فرستادگان رفته آن چنانکه بدیشان گفته بود یافتند * {{verse|۱۹|۳۳|color=black}} و چون کُرّه را باز میکردند مالکانش بایشان گفتند چرا کرّه را باز میکنید * {{verse|۱۹|۳۴|color=black}} گفتند {{روخط|خداوند}} او را لازم دارد * {{verse|۱۹|۳۵|color=black}} پس او را بنزد عیسی آوردند و رخت خود را بر کره افکنده عیسی را سوار کردند * {{verse|۱۹|۳۶|color=black}} و هنگامی که او میرفت جامههای خود را در راه میگستردند * {{verse|۱۹|۳۷|color=black}} و چون نزدیک بسرازیری کوه زیتون رسید تمامی شاگردانش شادی کرده بآواز بلند خدا را حمد گفتن شروع کردند بهسبب همهٔ قوّاتی که از او دیده بودند * {{verse|۱۹|۳۸|color=black}} و میگفتند مبارک باد آن پادشاهی که میآید بنام {{روخط|خداوند}} سلامتی در آسمان و جلال در اعلیٰعّلّیین باد * {{verse|۱۹|۳۹|color=black}} آنگاه بعضی از فریسیان از آن میان بدو گفتند ای استاد شاگردان خود را نهیب نما * {{verse|۱۹|۴۰|color=black}} او در جواب ایشان گفت بشما میگویم اگر اینها ساکت شوند هرآینه<noinclude></noinclude> cjc6r79fxk7swk8lppx0f5e9qjuuj1g برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۳۰ 104 89126 289521 2026-06-24T17:08:52Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «سنگها بصدا آیند * {{verse|۱۹|۴۱|color=black}} و چون نزدیک شده شهر را نظاره کرد بر آن گریان گشته * {{verse|۱۹|۴۲|color=black}} گفت اگر تو نیز میدانستی هم در این زمانِ خود آنچه باعث سلامتی تو میشد لاکن الحال از چشمان تو پنهان گشته است * {{verse|۱۹|۴۳|color=black}} زیرا ایّامی بر ت...» ایجاد کرد 289521 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>سنگها بصدا آیند * {{verse|۱۹|۴۱|color=black}} و چون نزدیک شده شهر را نظاره کرد بر آن گریان گشته * {{verse|۱۹|۴۲|color=black}} گفت اگر تو نیز میدانستی هم در این زمانِ خود آنچه باعث سلامتی تو میشد لاکن الحال از چشمان تو پنهان گشته است * {{verse|۱۹|۴۳|color=black}} زیرا ایّامی بر تو میآید که دشمنانت گرد تو سنگرها سازند و تو را احاطه کرده از هر جانب محاصره خواهند نمود * {{verse|۱۹|۴۴|color=black}} و تو را و فرزندانت را در اندرون تو بر خاک خواهند افکند و در تو سنگی بر سنگی نخواهند گذاشت زیرا که ایّام تفقّد خود را ندانستی * {{verse|۱۹|۴۵|color=black}} و چون داخل هیکل شد کسانی را که در آنجا خرید و فروش میکردند ببیرون نمودن آغاز کرد * {{verse|۱۹|۴۶|color=black}} و بایشان گفت مکتوب است که خانهٔ من خانهٔ عبادت است لیکن شما آن را مغاره دزدان ساختهاید * {{verse|۱۹|۴۷|color=black}} و هر روز در هیکل تعلیم میداد امّا رؤسای کهنه و کاتبان و اکابر قوم قصد هلاک نمودن او میکردند * {{verse|۱۹|۴۸|color=black}} و نیافتند چه کنند زیرا که تمامی مردم بر او آویخته بودند که از او بشنوند * {{وسط|{{روخط|باب بیستم}}}} {{فصل|۲۰}} {{verse|۲۰|۱|color=black}} روزی از آن روزها واقع شد هنگامی که او قوم را در هیکل تعلیم و بشارت میداد که رؤسای کهنه و کاتبان با مشایخ آمده * {{verse|۲۰|۲|color=black}} به وی گفتند بما بگو که بچه قدرت این کارها را میکنی و کیست که این قدرت را بتو داده است * {{verse|۲۰|۳|color=black}} در جواب ایشان گفت من نیز از شما چیزی میپرسم بمن بگویید * {{verse|۲۰|۴|color=black}} تعمید یحیی از آسمان بود یا از مردم * {{verse|۲۰|۵|color=black}} ایشان با خود اندیشیده گفتند که اگر گوییم از آسمان هرآینه گوید چرا باو ایمان نیاوردید * {{verse|۲۰|۶|color=black}} و اگر گوییم از انسان تمامی قوم ما را سنگسار کنند زیرا یقین میدارند که یحیی نبی است * {{verse|۲۰|۷|color=black}} پس جواب دادند که نمیدانیم از کجا بود * {{verse|۲۰|۸|color=black}} عیسی بایشان گفت من نیز شما را نمیگویم که این کارها را بچه قدرت بجا میآورم * {{verse|۲۰|۹|color=black}} و این مَثَل را بمردم گفتن گرفت که شخصی تاکستانی غرس کرد و بباغبانانش سپرده مدّت مدیدی سفر کرد * {{verse|۲۰|۱۰|color=black}} و در موسم غلامی نزد باغبانان فرستاد تا از میوهٔ باغ بدو سپارند امّا باغبانان او را زده تهیدست بازگردانیدند * {{verse|۲۰|۱۱|color=black}} پس غلامی دیگر روانه نمود او را نیز تازیانه زده و بیحرمت کرده تهیدست بازگردانیدند * {{verse|۲۰|۱۲|color=black}} و باز سومی فرستاد او را نیز مجروح ساخته بیرون افکندند * {{verse|۲۰|۱۳|color=black}} آنگاه صاحب باغ گفت چه کنم پسر حبیب خود را میفرستم شاید چون او رابینند احترام خواهند نمود * {{verse|۲۰|۱۴|color=black}} امّا چون<noinclude></noinclude> n4n5lsi02ycg4bi458kv08kjs8738nv برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۳۱ 104 89127 289522 2026-06-24T17:09:18Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «باغبانان او را دیدند با خود تفکّرکنان گفتند این وارث میباشد بیایید او را بکشیم تا میراث از آنِ ما گردد * {{verse|۲۰|۱۵|color=black}} در حال او را از باغ بیرون افکنده کشتند پس صاحب باغ بدیشان چه خواهد کرد * {{verse|۲۰|۱۶|color=black}} او خواهد آمد و باغبانان را هلاک ک...» ایجاد کرد 289522 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>باغبانان او را دیدند با خود تفکّرکنان گفتند این وارث میباشد بیایید او را بکشیم تا میراث از آنِ ما گردد * {{verse|۲۰|۱۵|color=black}} در حال او را از باغ بیرون افکنده کشتند پس صاحب باغ بدیشان چه خواهد کرد * {{verse|۲۰|۱۶|color=black}} او خواهد آمد و باغبانان را هلاک کرده باغ را بدیگران خواهد سپرد پس چون شنیدند گفتند حاشا * {{verse|۲۰|۱۷|color=black}} به ایشان نظر افکنده گفت پس معنی این نوشته چیست سنگی را که معماران ردّ کردند همان سر زاویه شده است * {{verse|۲۰|۱۸|color=black}} و هر که بر آن سنگ افتد خُرد شود امّا اگر آن بر کسی بیفتد او را نرم خواهد ساخت * {{verse|۲۰|۱۹|color=black}} آنگاه رؤسای کهنه و کاتبان خواستند که در همان ساعت او را گرفتار کنند لیکن از قوم ترسیدند زیرا که دانستند که این مثل را دربارهٔ ایشان زده بود * {{verse|۲۰|۲۰|color=black}} و مراقب او بوده جاسوسان فرستادند که خود را صالح مینمودند تا سخنی از او گرفته او را بحکم و قدرت والی بسپارند * {{verse|۲۰|۲۱|color=black}} پس از او سؤال نموده گفتند ای استاد میدانیم که تو براستی سخن میرانی و تعلیم میدهی و از کسی روداری نمیکنی بلکه طریق خدا را بصدق میآموزی * {{verse|۲۰|۲۲|color=black}} آیا بر ما جایز هست که جزیه بقیصر بدهیم یا نه * {{verse|۲۰|۲۳|color=black}} او چون مکر ایشان را درک کرد بدیشان گفت مرا برای چه امتحان میکنید * {{verse|۲۰|۲۴|color=black}} دیناری بمن نشان دهید صورت و رقمش از کیست ایشان در جواب گفتند ازقیصر است * {{verse|۲۰|۲۵|color=black}} او بایشان گفت پس مال قیصر را بقیصر ردّ کنید و مال خدا را بخدا * {{verse|۲۰|۲۶|color=black}} پس چون نتوانستند او را بسخنی در نظر مردم ملزم سازند از جواب او در عجب شده ساکت ماندند * {{verse|۲۰|۲۷|color=black}} و بعضی از صدّوقیان که منکر قیامت هستند پیش آمده از وی سؤال کرده * {{verse|۲۰|۲۸|color=black}} گفتند ای استاد موسی برای ما نوشته است که اگر کسی را برادری که زن داشته باشد بمیرد و بیاولاد فوت شود باید برادرش آن زن را بگیرد تا برای برادر خود نسلی آورد * {{verse|۲۰|۲۹|color=black}} پس هفت برادر بودند که اوّلی زن گرفته اولاد ناآورده فوت شد * {{verse|۲۰|۳۰|color=black}} بعد دوّمین آن زن را گرفته او نیز بیاولاد بمرد * {{verse|۲۰|۳۱|color=black}} پس سومین او را گرفت و همچنین تا هفتمین و همهٔ فرزند ناآورده مردند * {{verse|۲۰|۳۲|color=black}} و بعد از همهٔ آن زن نیز وفات یافت * {{verse|۲۰|۳۳|color=black}} پس در قیامت زن کدام یک از ایشان خواهد بود زیرا که هر هفت او را داشتند * {{verse|۲۰|۳۴|color=black}} عیسی در جواب ایشان گفت ابنای این عالم نکاح میکنند و نکاح کرده میشوند * {{verse|۲۰|۳۵|color=black}} لیکن آنانی که مستحّق رسیدن بآن عالم و بقیامت از مردگان شوند نه نکاح میکنند و نه نکاح کرده میشوند * {{verse|۲۰|۳۶|color=black}} زیرا ممکن نیست که دیگر بمیرند از آن جهت که مثل<noinclude></noinclude> eoj7gmbpo0tzmcb5de8tr6j2k4r97ku برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۳۲ 104 89128 289523 2026-06-24T17:12:32Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «فرشتگان و پسران خدا میباشند چونکه پسران قیامت هستند * {{verse|۲۰|۳۷|color=black}} و امّا اینکه مردگان برمیخیزند موسی نیز در ذکر بوته نشان داد چنانکه {{روخط|خداوند}} را خدای ابراهیم و خدای اسحاق و خدای یعقوب خواند * {{verse|۲۰|۳۸|color=black}} و حالآنکه خدای مردگان ن...» ایجاد کرد 289523 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>فرشتگان و پسران خدا میباشند چونکه پسران قیامت هستند * {{verse|۲۰|۳۷|color=black}} و امّا اینکه مردگان برمیخیزند موسی نیز در ذکر بوته نشان داد چنانکه {{روخط|خداوند}} را خدای ابراهیم و خدای اسحاق و خدای یعقوب خواند * {{verse|۲۰|۳۸|color=black}} و حالآنکه خدای مردگان نیست بلکه خدای زندگان است زیرا همهٔ نزد او زنده هستند * {{verse|۲۰|۳۹|color=black}} پس بعضی از کاتبان در جواب گفتند ای استاد نیکو گفتی * {{verse|۲۰|۴۰|color=black}} و بعد از آن هیچکس جرأت آن نداشت که از وی سؤالی کند * {{verse|۲۰|۴۱|color=black}} پس بایشان گفت چگونه میگویند که مسیح پسر داود است * {{verse|۲۰|۴۲|color=black}} و خود داود در کتاب زبور میگوید {{روخط|خداوند}} ب{{روخط|خداوند}} من گفت بدست راست من بنشین * {{verse|۲۰|۴۳|color=black}} تا دشمنان تو را پایانداز تو سازم * {{verse|۲۰|۴۴|color=black}} پس چون داود او را {{روخط|خداوند}} میخواند چگونه پسر او میباشد * {{verse|۲۰|۴۵|color=black}} و چون تمامی قوم میشنیدند بشاگردان خود گفت * {{verse|۲۰|۴۶|color=black}} بپرهیزید از کاتبانی که خرامیدن در لباس دراز را میپسندند و سلام در بازارها و صدر کنایس و بالا نشستن در ضیافتها را دوست میدارند * {{verse|۲۰|۴۷|color=black}} و خانههای بیوه زنان را میبلعند و نماز را بریاکاری طول میدهند اینها عذاب شدیدتر خواهند یافت * {{وسط|{{روخط|باب بیست و یکم}}}} {{فصل|۲۱}} {{verse|۲۱|۱|color=black}} و نظر کرده دولتمندانی را دید که هدایای خود را در بیتالمال میاندازند * {{verse|۲۱|۲|color=black}} و بیوه زنی فقیر را دید که دو فلس درآنجا انداخت * {{verse|۲۱|۳|color=black}} پس گفت هرآینه بشما میگویم این بیوه فقیر از جمیع آنها بیشتر انداخت * {{verse|۲۱|۴|color=black}} زیرا که همهٔ ایشان از زیادتی خود در هدایای خدا انداختند لیکن این زن از احتیاج خود تمامی معیشت خویش را انداخت * {{verse|۲۱|۵|color=black}} و چون بعضی ذکر هیکل میکردند که بسنگهای خوب و هدایا آراسته شده است گفت * {{verse|۲۱|۶|color=black}} ایّامی میآید که از این چیزهائی که میبینید سنگی بر سنگی گذارده نشود مگر اینکه بزیر افکنده خواهد شد * {{verse|۲۱|۷|color=black}} و از او سؤال نموده گفتند ای استاد پس این امور کی واقع میشود و علامت نزدیک شدن این وقایع چیست * {{verse|۲۱|۸|color=black}} گفت احتیاط کنید که گمراه نشوید زیرا که بسا بنام من آمده خواهند گفت که من هستم و وقت نزدیک است پس از عقب ایشان مروید * {{verse|۲۱|۹|color=black}} و چون اخبار جنگها و فسادها را بشنوید مضطرب مشوید زیرا که وقوع این امور اوّل ضرور است لیکن انتهادر ساعت نیست * {{verse|۲۱|۱۰|color=black}} پس بایشان گفت قومی با قومی و مملکتی با<noinclude></noinclude> 46aig9ui8hsjvkueljxulxuo69zvnd2 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۳۳ 104 89129 289524 2026-06-24T17:12:49Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «مملکتی مقاومت خواهند کرد * {{verse|۲۱|۱۱|color=black}} و زلزلههای عظیم در جایها و قحطیها و وباها پدید و چیزهای هولناک و علامات بزرگ از آسمان ظاهر خواهد شد * {{verse|۲۱|۱۲|color=black}} و قبل از این همهٔ بر شما دستاندازی خواهند کرد و جفا نموده شما را بکنایس و زندانها...» ایجاد کرد 289524 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>مملکتی مقاومت خواهند کرد * {{verse|۲۱|۱۱|color=black}} و زلزلههای عظیم در جایها و قحطیها و وباها پدید و چیزهای هولناک و علامات بزرگ از آسمان ظاهر خواهد شد * {{verse|۲۱|۱۲|color=black}} و قبل از این همهٔ بر شما دستاندازی خواهند کرد و جفا نموده شما را بکنایس و زندانها خواهند سپرد و در حضور سلاطین و حکّام بجهت نام من خواهند برد * {{verse|۲۱|۱۳|color=black}} و این برای شما بشهادت خواهد انجامید * {{verse|۲۱|۱۴|color=black}} پس در دلهای خود قرار دهید که برای حجّت آوردن پیشتر اندیشه نکنید * {{verse|۲۱|۱۵|color=black}} زیرا که من بشما زبانی و حکمتی خواهم داد که همهٔ دشمنان شما با آن مقاومت و مباحثه نتوانند نمود * {{verse|۲۱|۱۶|color=black}} و شما را والدین و برادران و خویشان و دوستان تسلیم خواهند کرد و بعضی از شما را بقتل خواهند رسانید * {{verse|۲۱|۱۷|color=black}} و جمیع مردم بجهت نام من شما را نفرت خواهند کرد * {{verse|۲۱|۱۸|color=black}} ولکن مویی از سر شما گُم نخواهد شد * {{verse|۲۱|۱۹|color=black}} جانهای خود را بصبر دریابید * {{verse|۲۱|۲۰|color=black}} و چون بینید که اورشلیم بلشکرها محاصره شده است آنگاه بدانید که خرابی آن رسیده است * {{verse|۲۱|۲۱|color=black}} آنگاه هر که در یهودیّه باشد بکوهستان فرار کند و هر که در شهر باشد بیرون رود و هر که در صحرا بُوَد داخل شهر نشود * {{verse|۲۱|۲۲|color=black}} زیرا که همان است ایام انتقام تا آنچه مکتوب است تمام شود * {{verse|۲۱|۲۳|color=black}} لیکن وای بر آبستنان و شیردهندگان در آن ایّام زیرا تنگی سخت بر روی زمین و غضب بر این قوم حادث خواهد شد * {{verse|۲۱|۲۴|color=black}} و بدم شمشیر خواهند افتاد و در میان جمیع امّتها باسیری خواهند رفت و اورشلیم پایمال امّتها خواهد شد تا زمانهای امّتها بانجام رسد * {{verse|۲۱|۲۵|color=black}} و در آفتاب و ماه و ستارگان علامات خواهد بود و بر زمین تنگی و حیرت از برای امّتها روی خواهد نمود بهسبب شوریدن دریا و امواجش * {{verse|۲۱|۲۶|color=black}} و دلهای مردم ضعف خواهد کرد ازخوف و انتظار آن وقایعی که برربع مسکون ظاهر میشود زیرا قوّات آسمان متزلزل خواهد شد * {{verse|۲۱|۲۷|color=black}} و آنگاه پسر انسان را خواهند دید که بر ابری سوار شده با قوّت و جلال عظیم میآید * {{verse|۲۱|۲۸|color=black}} و چون ابتدای این چیزها بشود راست شده سرهای خود را بلند کنید از آن جهت که خلاصی شما نزدیک است * {{verse|۲۱|۲۹|color=black}} و برای ایشان مَثَلی گفت که درخت انجیر و سایر درختان را ملاحظه نمایید * {{verse|۲۱|۳۰|color=black}} که چون میبینید شکوفه میکند خود میدانید که تابستان نزدیک است * {{verse|۲۱|۳۱|color=black}} و همچنین شما نیز چون بینید که این امور واقع میشود بدانید که ملکوت خدا نزدیک شده است * {{verse|۲۱|۳۲|color=black}} هرآینه بشما میگویم که تا جمیع این امور واقع نشود این فرقه نخواهد گذشت * {{verse|۲۱|۳۳|color=black}} آسمان و زمین زایل میشود لیکن<noinclude></noinclude> nxhwjt4uhb5tsh9ddhamp5bpoqmdktn برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۳۴ 104 89130 289525 2026-06-24T17:13:07Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «سخنان من زایل نخواهد شد * {{verse|۲۱|۳۴|color=black}} پس خود را حفظ کنید مبادا دلهای شما از پرخوری و مستی و اندیشههای دنیوی سنگین گردد و آن روز ناگهان بر شما آید * {{verse|۲۱|۳۵|color=black}} زیرا که مثل دامی بر جمیع سَکَنه تمام روی زمین خواهد آمد * {{verse|۲۱|۳۶|color=black}} پ...» ایجاد کرد 289525 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>سخنان من زایل نخواهد شد * {{verse|۲۱|۳۴|color=black}} پس خود را حفظ کنید مبادا دلهای شما از پرخوری و مستی و اندیشههای دنیوی سنگین گردد و آن روز ناگهان بر شما آید * {{verse|۲۱|۳۵|color=black}} زیرا که مثل دامی بر جمیع سَکَنه تمام روی زمین خواهد آمد * {{verse|۲۱|۳۶|color=black}} پس در هر وقت دعا کرده بیدار باشید تا شایستهٔ آن شوید که از جمیع این چیزهائی که بوقوع خواهد پیوست نجات یابید و در حضور پسر انسان بایستید * {{verse|۲۱|۳۷|color=black}} و روزها را در هیکل تعلیم میداد و شبها بیرون رفته در کوه معروف بزیتون بسر میبرد * {{verse|۲۱|۳۸|color=black}} و هر بامداد قوم نزد ویدر هیکل میشتافتند تا کلام او را بشنوند * {{وسط|{{روخط|باب بیست و دوم}}}} {{فصل|۲۲}} {{verse|۲۲|۱|color=black}} و چون عید فطیر که بفِصَح معروف است نزدیک شد * {{verse|۲۲|۲|color=black}} رؤسای کهنه و کاتبان مترصّد میبودند که چگونه او را بقتل رسانند زیرا که از قوم ترسیدند * {{verse|۲۲|۳|color=black}} امّا شیطان در یهودای مسمّیٰ باسخریوطی که از جمله آن دوازده بود داخل گشت * {{verse|۲۲|۴|color=black}} و او رفته با رؤسای کهنه و سرداران سپاه گفتگو کرد که چگونه او را بایشان تسلیم کند * {{verse|۲۲|۵|color=black}} ایشان شاد شده با او عهد بستند که نقدی بوی دهند * {{verse|۲۲|۶|color=black}} و او قبول کرده در صدد فرصتی برآمد که اورا در نهانی از مردم بایشان تسلیم کند * {{verse|۲۲|۷|color=black}} امّا چون روز فطیر که در آن میبایست فِصَح را ذبح کنند رسید * {{verse|۲۲|۸|color=black}} پطرس و یوحنّا را فرستاده گفت بروید و فِصَح را بجهت ما آماده کنید تا بخوریم * {{verse|۲۲|۹|color=black}} به وی گفتند در کجا میخواهی مهیّا کنیم * {{verse|۲۲|۱۰|color=black}} ایشان را گفت اینک هنگامی که داخل شهر شوید شخصی با سبوی آب بشما برمیخورد بخانهای که او درآید از عقب وی بروید * {{verse|۲۲|۱۱|color=black}} و بصاحب خانه گویید استاد تو رامیگوید مهمانخانه کجا است تا در آن فِصَح را با شاگردان خود بخورم * {{verse|۲۲|۱۲|color=black}} او بالاخانهای بزرگ و مفروش بشما نشان خواهد داد در آنجا مهیّا سازید * {{verse|۲۲|۱۳|color=black}} پس رفته چنانکه بایشان گفته بود یافتند و فِصَح را آماده کردند * {{verse|۲۲|۱۴|color=black}} و چون وقت رسید با دوازده رسول بنشست * {{verse|۲۲|۱۵|color=black}} و بایشان گفت اشتیاق بینهایت داشتم که پیش از زحمت دیدنم این فِصَح را با شما بخورم * {{verse|۲۲|۱۶|color=black}} زیرا بشما میگویم از این دیگر نمیخورم تا وقتی که در ملکوت خدا تمام شود * {{verse|۲۲|۱۷|color=black}} پس پیالهای گرفته شکر نمود و گفت این را بگیرید و در میان خود تقسیم کنید * {{verse|۲۲|۱۸|color=black}} زیرا بشما میگویم که تا ملکوت خدا نیاید از<noinclude></noinclude> im83uu0719x5b51cphwzeyqimtdm7sy برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۳۵ 104 89131 289526 2026-06-24T17:13:27Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «میوهٔ مَو دیگر نخواهم نوشید * {{verse|۲۲|۱۹|color=black}} و نان را گرفته شکر نمود و پاره کرده بایشان داد و گفت این است جسد من که برای شما داده میشود این را بیاد من بجا آرید * {{verse|۲۲|۲۰|color=black}} و همچنین بعد از شام پیاله را گرفت و گفت این پیاله عهد جدید است در خ...» ایجاد کرد 289526 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>میوهٔ مَو دیگر نخواهم نوشید * {{verse|۲۲|۱۹|color=black}} و نان را گرفته شکر نمود و پاره کرده بایشان داد و گفت این است جسد من که برای شما داده میشود این را بیاد من بجا آرید * {{verse|۲۲|۲۰|color=black}} و همچنین بعد از شام پیاله را گرفت و گفت این پیاله عهد جدید است در خون من که برای شما ریخته میشود * {{verse|۲۲|۲۱|color=black}} لیکن اینک دست آن کسی که مرا تسلیم میکند با من در سفره است * {{verse|۲۲|۲۲|color=black}} زیرا که پسر انسان برحسب آنچه مقدّر است میرود لیکن وای بر آن کسی که او را تسلیم کند * {{verse|۲۲|۲۳|color=black}} آنگاه از یکدیگر شروع کردند بپرسیدن که کدام یک از ایشان باشد که این کار بکند * {{verse|۲۲|۲۴|color=black}} ودر میان ایشان نزاعی نیز افتاد که کدام یک از ایشان بزرگتر میباشد * {{verse|۲۲|۲۵|color=black}} آنگاه بایشان گفت سلاطین امّتها بر ایشان سروری میکنند و حکّامِ خود را ولینعمت میخوانند * {{verse|۲۲|۲۶|color=black}} لیکن شما چنین مباشید بلکه بزرگتر از شما مثل کوچکتر باشد و پیشوا چون خادم * {{verse|۲۲|۲۷|color=black}} زیرا کدامیک بزرگتر است آنکه بغذا نشیند یا آنکه خدمت کند آیا نیست آنکه نشسته است لیکن من در میان شما چون خادم هستم * {{verse|۲۲|۲۸|color=black}} و شما کسانی میباشید که در امتحانهای من با من بسر بردید * {{verse|۲۲|۲۹|color=black}} و من ملکوتی برای شما قرار میدهم چنانکه پدرم برای من مقرّر فرمود * {{verse|۲۲|۳۰|color=black}} تا در ملکوت من از خوان من بخورید و بنوشید و بر کرسیها نشسته بر دوازده سبط اسرائیل داوری کنید * {{verse|۲۲|۳۱|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} گفت ای شمعون ای شمعون اینک شیطان خواست شما را چون گندم غربال کند * {{verse|۲۲|۳۲|color=black}} لیکن من برای تو دعا کردم تا ایمانت تلف نشود و هنگامی که تو بازگشت کنی برادران خود را استوار نما * {{verse|۲۲|۳۳|color=black}} به وی گفت ای {{روخط|خداوند}} حاضرم که با تو بروم حتّی در زندان و در موت * {{verse|۲۲|۳۴|color=black}} گفت تو را میگویم ای پطرس امروز خروس بانگ نزده باشد که سه مرتبه انکار خواهی کرد که مرا نمیشناسی * {{verse|۲۲|۳۵|color=black}} و بایشان گفت هنگامی که شما را بیکیسه و توشهدان و کفش فرستادم بهیچ چیز محتاج شدید گفتند هیچ * {{verse|۲۲|۳۶|color=black}} پس بایشان گفت لیکن الآن هر کهکیسه دارد آن را بردارد و همچنین توشهدان را و کسی که شمشیر ندارد جامه خود را فروخته آن را بخرد * {{verse|۲۲|۳۷|color=black}} زیرا بشما میگویم که این نوشته در من میباید بانجام رسید یعنی با گناهکاران محسوب شد زیرا هر چه در خصوص من است انقضا دارد * {{verse|۲۲|۳۸|color=black}} گفتند ای {{روخط|خداوند}} اینک دو شمشیر بایشان گفت کافی است * {{verse|۲۲|۳۹|color=black}} و برحسب عادت بیرون شده بکوه زیتون رفت و شاگردانش از عقب او رفتند * {{verse|۲۲|۴۰|color=black}} و چون بآن موضع رسید<noinclude></noinclude> clrd5jjkf11wm2zugsorozveedmydrg برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۳۶ 104 89132 289527 2026-06-24T17:13:40Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «بایشان گفت دعا کنید تا در امتحان نیفتید * {{verse|۲۲|۴۱|color=black}} و او از ایشان بمسافت پرتاپ سنگی دور شده بزانو درآمد و دعا کرده گفت * {{verse|۲۲|۴۲|color=black}} ای پدر اگر بخواهی این پیاله را از من بگردان لیکن نه بخواهش من بلکه بارادهٔ تو * {{verse|۲۲|۴۳|color=black}} و فر...» ایجاد کرد 289527 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بایشان گفت دعا کنید تا در امتحان نیفتید * {{verse|۲۲|۴۱|color=black}} و او از ایشان بمسافت پرتاپ سنگی دور شده بزانو درآمد و دعا کرده گفت * {{verse|۲۲|۴۲|color=black}} ای پدر اگر بخواهی این پیاله را از من بگردان لیکن نه بخواهش من بلکه بارادهٔ تو * {{verse|۲۲|۴۳|color=black}} و فرشتهای از آسمان بر او ظاهر شده او را تقویت مینمود * {{verse|۲۲|۴۴|color=black}} پس بمجاهده افتاده بسعی بلیغتر دعا کرد چنانکه عرق او مثل قطرات خون بود که بر زمین میریخت * {{verse|۲۲|۴۵|color=black}} پس از دعا برخاسته نزد شاگردان خود آمده ایشان را از حزن در خواب یافت * {{verse|۲۲|۴۶|color=black}} به ایشان گفت برای چه در خواب هستید برخاسته دعا کنید تا در امتحان نیفتید * {{verse|۲۲|۴۷|color=black}} و سخن هنوز بر زبانش بود که ناگاه جمعیآمدند و یکی از آن دوازده که یهودا نام داشت بر دیگران سبقت جُسته نزد عیسی آمد تا او را ببوسد * {{verse|۲۲|۴۸|color=black}} و عیسی بدو گفت ای یهودا آیا ببوسه پسر انسان را تسلیم میکنی * {{verse|۲۲|۴۹|color=black}} رفقایش چون دیدند که چه میشود عرض کردند {{روخط|خداوند}}ا بشمشیر بزنیم * {{verse|۲۲|۵۰|color=black}} و یکی از ایشان غلام رئیس کهنه را زده گوش راست او را از تن جدا کرد * {{verse|۲۲|۵۱|color=black}} عیسی متوجّه شده گفت تا باین بگذارید و گوش او را لمس نموده شفا داد * {{verse|۲۲|۵۲|color=black}} پس عیسی برؤسای کهنه و سرداران سپاه هیکل و مشایخی که نزد او آمده بودند گفت گویا بر دزد با شمشیرها و چوبها بیرون آمدید * {{verse|۲۲|۵۳|color=black}} وقتی که هر روزه در هیکل با شما میبودم دست بر من دراز نکردید لیکن این است ساعت شما و قدرت ظلمت * {{verse|۲۲|۵۴|color=black}} پس او را گرفته بردند و بسرای رئیس کهنه آوردند و پطرس از دور از عقب میآمد * {{verse|۲۲|۵۵|color=black}} و چون در میان ایوان آتش افروخته گردش نشسته بودند پطرس در میان ایشان بنشست * {{verse|۲۲|۵۶|color=black}} آنگاه کنیزکی چون او را در روشنی آتش نشسته دید بر او چشم دوخته گفت این شخص هم با او میبود * {{verse|۲۲|۵۷|color=black}} او وی را انکار کرده گفت ای زن او را نمیشناسم * {{verse|۲۲|۵۸|color=black}} بعد از زمانی دیگری او را دیده گفت تو از اینها هستی پطرس گفت ای مرد من نیستم * {{verse|۲۲|۵۹|color=black}} و چونتخمیناً یک ساعت گذشت یکیدیگر با تأکید گفت بلاشکّ این شخص از رفقای او است زیرا که جلیلی هم هست * {{verse|۲۲|۶۰|color=black}} پطرس گفت ای مرد نمیدانم چه میگویی در همان ساعت که این را میگفت خروس بانگ زد * {{verse|۲۲|۶۱|color=black}} آنگاه {{روخط|خداوند}} روگردانیده بپطرس نظر افکند پس پطرس آن کلامی را که {{روخط|خداوند}} بوی گفته بود بهخاطر آورد که قبل از بانگ زدن خروس سه مرتبه مرا انکار خواهی کرد * {{verse|۲۲|۶۲|color=black}} پس پطرس بیرون رفته زارزار بگریست *<noinclude></noinclude> t6boz2oxgf866srapvfxkk2ufcadrv3 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۳۷ 104 89133 289528 2026-06-24T17:13:59Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{verse|۲۲|۶۳|color=black}} و کسانی که عیسی را گرفته بودند او را تازیانه زده استهزا نمودند * {{verse|۲۲|۶۴|color=black}} و چشم او را بسته طپانچه بر رویش زدند و از وی سؤال کرده گفتند نبوّت کن کِه تو را زده است * {{verse|۲۲|۶۵|color=black}} و بسیار کفر دیگر بوی گفتند * {{verse|۲۲|۶۶|colo...» ایجاد کرد 289528 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۲۲|۶۳|color=black}} و کسانی که عیسی را گرفته بودند او را تازیانه زده استهزا نمودند * {{verse|۲۲|۶۴|color=black}} و چشم او را بسته طپانچه بر رویش زدند و از وی سؤال کرده گفتند نبوّت کن کِه تو را زده است * {{verse|۲۲|۶۵|color=black}} و بسیار کفر دیگر بوی گفتند * {{verse|۲۲|۶۶|color=black}} و چون روز شد اهل شورای قوم یعنی رؤسای کهنه و کاتبان فراهم آمده در مجلس خود او را آورده * {{verse|۲۲|۶۷|color=black}} گفتند اگر تو مسیح هستی بما بگو او بایشان گفت اگر بشما گویم مرا تصدیق نخواهید کرد * {{verse|۲۲|۶۸|color=black}} و اگر از شما سؤال کنم جواب نمیدهید و مرا رها نمیکنید * {{verse|۲۲|۶۹|color=black}} لیکن بعد از این پسر انسان بطرف راست قوّت خدا خواهد نشست * {{verse|۲۲|۷۰|color=black}} همهٔ گفتند پس تو پسر خدا هستی او بایشان گفت شما میگویید که من هستم * {{verse|۲۲|۷۱|color=black}} گفتند دیگر ما را چه حاجت بشهادت است زیرا خود از زبانش شنیدیم * {{وسط|{{روخط|باب بیست و سوم}}}} {{فصل|۲۳}} {{verse|۲۳|۱|color=black}} پس تمام جماعت ایشان برخاسته او را نزد پیلاطُس بردند * {{verse|۲۳|۲|color=black}} و شکایت بر او آغاز نموده گفتند این شخص را یافتهایم که قوم را گمراه میکند و از جزیه دادن بقیصر منع مینماید و میگوید که خود مسیح و پادشاه است * {{verse|۲۳|۳|color=black}} پس پیلاطُس از او پرسیده گفت آیا تو پادشاه یهود هستی او در جواب وی گفت تو میگویی * {{verse|۲۳|۴|color=black}} آنگاه پیلاطُس برؤسای کهنه و جمیع قوم گفت که در این شخص هیچ عیبی نمییابم * {{verse|۲۳|۵|color=black}} ایشان شدّت نموده گفتند که قوم را میشوراند و در تمام یهودیه از جلیل گرفته تا باینجا تعلیم میدهد * {{verse|۲۳|۶|color=black}} چون پیلاطُس نام جلیل را شنید پرسید که آیا این مرد جلیلی است * {{verse|۲۳|۷|color=black}} و چون مطلّع شد که از ولایت هیرودیس است او را نزد وی فرستاد چونکه هیرودیس در آن ایّام در اورشلیم بود * {{verse|۲۳|۸|color=black}} امّا هیرودیس چون عیسی را دید بغایت شاد گردید زیرا که مدّت مدیدی بود میخواست او را ببیند چونکه شهرت او را بسیار شنیده بود و مترصّد میبود که معجزهای از او بیند * {{verse|۲۳|۹|color=black}} پس چیزهای بسیار از وی پرسید لیکن او بوی هیچ جواب نداد * {{verse|۲۳|۱۰|color=black}} و رؤسای کهنه و کاتبان حاضر شده بشدّت تمام بر وی شکایت مینمودند * {{verse|۲۳|۱۱|color=black}} پس هیرودیس با لشکریان خود او را افتضاح نموده و استهزا کرده لباس فاخر بر او پوشانید و نزد پیلاطُس او را باز فرستاد * {{verse|۲۳|۱۲|color=black}} و در همان روز پیلاطُس و هیرودیس با یکدیگر مصالحه کردند زیرا قبل از آن در میانشان عداوتی بود * {{verse|۲۳|۱۳|color=black}} پس پیلاطُس روسای کهنه و سرادران<noinclude></noinclude> 2q4afre03ez4w5c7qjdtaxn6jgxfpn3 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۳۸ 104 89134 289529 2026-06-24T17:14:22Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و قوم را خوانده * {{verse|۲۳|۱۴|color=black}} به ایشان گفت این مرد را نزد من آوردید که قوم را میشوراند الحال من او را در حضور شما امتحان کردم و از آنچه بر او ادّعا میکنید اثری نیافتم * {{verse|۲۳|۱۵|color=black}} و نه هیرودیس هم زیرا که شما را نزد او فرستادم و اینک هیچ...» ایجاد کرد 289529 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و قوم را خوانده * {{verse|۲۳|۱۴|color=black}} به ایشان گفت این مرد را نزد من آوردید که قوم را میشوراند الحال من او را در حضور شما امتحان کردم و از آنچه بر او ادّعا میکنید اثری نیافتم * {{verse|۲۳|۱۵|color=black}} و نه هیرودیس هم زیرا که شما را نزد او فرستادم و اینک هیچ عمل مستوجب قتل از او صادر نشده است * {{verse|۲۳|۱۶|color=black}} پس او را تنبیه نموده رها خواهم کرد * {{verse|۲۳|۱۷|color=black}} زیرا او را لازم بود که هر عیدی کسی را برای ایشان آزاد کند * {{verse|۲۳|۱۸|color=black}} آنگاه همهٔ فریاد کرده گفتند او را هلاک کن و بَرْاَبّا را برای ما رها فرما * {{verse|۲۳|۱۹|color=black}} و او شخصی بود که بهسبب شورش و قتلی که در شهر واقع شده بود در زندان افکنده شده بود * {{verse|۲۳|۲۰|color=black}} باز پیلاطُس ندا کرده خواست که عیسی را رها کند * {{verse|۲۳|۲۱|color=black}} لیکن ایشان فریاد زده گفتند او را مصلوب کن مصلوب کن * {{verse|۲۳|۲۲|color=black}} بار سوم بایشان گفت چرا چه بدی کرده است من در او هیچ علّت قتل نیافتم پس او را تأدیب کرده رها میکنم * {{verse|۲۳|۲۳|color=black}} امّا ایشان بصداهای بلند مبالغه نموده خواستند که مصلوب شود و آوازهای ایشان و رؤسای کهنه غالب آمد * {{verse|۲۳|۲۴|color=black}} پس پیلاطُس فرمود که برحسب خواهش ایشان بشود * {{verse|۲۳|۲۵|color=black}} و آن کس را که بهسبب شورش و قتل در زندان حبس بود که خواستند رها کرد و عیسی را بخواهش ایشان سپرد * {{verse|۲۳|۲۶|color=black}} و چون او را میبردند شمعون قیروانی راکه از صحرا میآمد مجبور ساخته صلیب را بر او گذاردند تا از عقب عیسی ببرد * {{verse|۲۳|۲۷|color=black}} و گروهی بسیار از قوم و زنانی که سینه میزدند و برای او ماتم میگرفتند در عقب او افتادند * {{verse|۲۳|۲۸|color=black}} آنگاه عیسی بسوی آن زنان روی گردانیده گفت ای دختران اورشلیم برای من گریه مکنید بلکه بجهت خود و اولاد خود ماتم کنید * {{verse|۲۳|۲۹|color=black}} زیرا اینک ایّامی میآید که در آنها خواهند گفت خوشابحال نازادگان و رحمهائی که بار نیاوردند و پستانهائی که شیر ندادند * {{verse|۲۳|۳۰|color=black}} و در آن هنگام بکوهها خواهند گفت که بر ما بیفتید و بتلّها که ما را پنهان کنید * {{verse|۲۳|۳۱|color=black}} زیرا اگر این کارها را بچوب تر کردند بچوب خشک چه خواهد شد * {{verse|۲۳|۳۲|color=black}} و دو نفر دیگر را که خطاکار بودند نیز آوردند تا ایشان را با او بکشند * {{verse|۲۳|۳۳|color=black}} و چون بموضعی که آن را کاسه سر میگویند رسیدند او را در آنجا با آن دو خطاکار یکی بر طرف راست و دیگری بر چپ او مصلوب کردند * {{verse|۲۳|۳۴|color=black}} عیسی گفت ای پدر اینها را بیامرز زیرا که نمیدانند چه میکنند پس جامههای او را تقسیم کردند و قرعه افکندند * {{verse|۲۳|۳۵|color=black}} و گروهی بتماشا ایستاده بودند و بزرگان نیز تمسخرکنان با ایشان میگفتند<noinclude></noinclude> 13gb146wrp79zii2qdtfrx79lt49z42 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۳۹ 104 89135 289530 2026-06-24T17:14:40Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «دیگران را نجات داد پس اگر او مسیح و برگزیده خدا میباشد خود را برهاند * {{verse|۲۳|۳۶|color=black}} و سپاهیان نیز او را استهزا میکردند وآمده او را سرکه میدادند * {{verse|۲۳|۳۷|color=black}} و میگفتند اگر تو پادشاه یهود هستی خود را نجات ده * {{verse|۲۳|۳۸|color=black}} و بر سر او...» ایجاد کرد 289530 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>دیگران را نجات داد پس اگر او مسیح و برگزیده خدا میباشد خود را برهاند * {{verse|۲۳|۳۶|color=black}} و سپاهیان نیز او را استهزا میکردند وآمده او را سرکه میدادند * {{verse|۲۳|۳۷|color=black}} و میگفتند اگر تو پادشاه یهود هستی خود را نجات ده * {{verse|۲۳|۳۸|color=black}} و بر سر او تقصیرنامهای نوشتند بخطّ یونانی و رومی و عبرانی که این است پادشاه یهود * {{verse|۲۳|۳۹|color=black}} و یکی از آن دو خطاکارِ مصلوب بر وی کفر گفت که اگر تو مسیح هستی خود را و ما را برهان * {{verse|۲۳|۴۰|color=black}} امّا آن دیگری جواب داده او را نهیب کرد و گفت مگر تو از خدا نمیترسی چونکه تو نیز زیر همین حکمی * {{verse|۲۳|۴۱|color=black}} و امّا ما بانصاف چونکه جزای اعمال خود را یافتهایم لیکن این شخص هیچکار بیجا نکرده است * {{verse|۲۳|۴۲|color=black}} پس بعیسی گفت ای {{روخط|خداوند}} مرا بیاد آور هنگامی که بملکوت خود آیی * {{verse|۲۳|۴۳|color=black}} عیسی بوی گفت هرآینه بتو میگویم امروز با من در فردوس خواهی بود * {{verse|۲۳|۴۴|color=black}} و تخمیناً از ساعت ششم تا ساعت نهم ظلمت تمام روی زمین را فرو گرفت * {{verse|۲۳|۴۵|color=black}} و خورشید تاریک گشت و پرده قدس از میان بشکافت * {{verse|۲۳|۴۶|color=black}} و عیسی بآواز بلند صدا زده گفت ای پدر بدستهای تو روح خود را میسپارم این را بگفت و جان را تسلیم نمود * {{verse|۲۳|۴۷|color=black}} امّا یوزباشی چون این ماجرا را دید خدا را تمجید کرده گفت در حقیقت این مرد صالح بود * {{verse|۲۳|۴۸|color=black}} و تمامی گروه که برای این تماشا جمع شده بودند چون این وقایع را دیدند سینه زنان برگشتند * {{verse|۲۳|۴۹|color=black}} وجمیع آشنایان او از دور ایستاده بودند با زنانی که از جلیل او را متابعت کرده بودند تا این امور را ببینند * {{verse|۲۳|۵۰|color=black}} و اینک یوسف نامی از اهل شورا که مرد نیکو و صالح بود * {{verse|۲۳|۵۱|color=black}} که در رأی و عمل ایشان مشارکت نداشت و از اهل رامه بلدی از بلاد یهود بود و انتظار ملکوت خدا را میکشید * {{verse|۲۳|۵۲|color=black}} نزدیک پیلاطُس آمده جسد عیسی را طلب نمود * {{verse|۲۳|۵۳|color=black}} پس آن را پایین آورده در کتان پیچید و در قبری که از سنگ تراشیده بود و هیچکس ابداً در آن دفن نشده بود سپرد * {{verse|۲۳|۵۴|color=black}} و آن روز تهیّه بود و سَبَّت نزدیک میشد * {{verse|۲۳|۵۵|color=black}} و زنانی که در عقب او از جلیل آمده بودند از پی او رفتند و قبر و چگونگی گذاشته شدنِ بدن او را دیدند * {{verse|۲۳|۵۶|color=black}} پس برگشته حنوط و عطریّات مهیّا ساختند و روز سَبَّت را بحسب حکم آرام گرفتند * {{وسط|{{روخط|باب بیست و چهارم}}}} {{فصل|۲۴}} {{verse|۲۴|۱|color=black}} پس در روز اوّل هفته هنگام سپیدهصبح حنوطی را که درست کرده بودند با<noinclude></noinclude> l5okg0lz3164ezmggtye8gd1kr8ctnk برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۴۰ 104 89136 289531 2026-06-24T17:15:05Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «خود برداشته بسر قبر آمدند و بعضی دیگران همراه ایشان * {{verse|۲۴|۲|color=black}} و سنگ را از سر قبر غلطانیده دیدند * {{verse|۲۴|۳|color=black}} چون داخل شدند جسد {{روخط|خداوند}} عیسی را نیافتند * {{verse|۲۴|۴|color=black}} و واقع شد هنگامی که ایشان از اینامر متحیّر بودند که ناگا...» ایجاد کرد 289531 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خود برداشته بسر قبر آمدند و بعضی دیگران همراه ایشان * {{verse|۲۴|۲|color=black}} و سنگ را از سر قبر غلطانیده دیدند * {{verse|۲۴|۳|color=black}} چون داخل شدند جسد {{روخط|خداوند}} عیسی را نیافتند * {{verse|۲۴|۴|color=black}} و واقع شد هنگامی که ایشان از اینامر متحیّر بودند که ناگاه دو مرد در لباس درخشنده نزد ایشان بایستادند * {{verse|۲۴|۵|color=black}} و چون ترسان شده سرهای خود را بسوی زمین افکنده بودند بایشان گفتند چرا زنده را از میان مردگان میطلبید * {{verse|۲۴|۶|color=black}} در اینجا نیست بلکه برخاسته است بیاد آورید که چگونه وقتی که در جلیل بود شما را خبر داده * {{verse|۲۴|۷|color=black}} گفت ضروری است که پسر انسان بدست مردم گناهکار تسلیم شده مصلوب گردد و روز سوم برخیزد * {{verse|۲۴|۸|color=black}} پس سخنان او را بهخاطر آوردند * {{verse|۲۴|۹|color=black}} و از سر قبر برگشته آن یازده و دیگران را از همهٔ این امور مطّلع ساختند * {{verse|۲۴|۱۰|color=black}} و مریم مجدلیه و یونا و مریم مادر یعقوب و دیگر رفقای ایشان بودند که رسولان را از این چیزها مطّلع ساختند * {{verse|۲۴|۱۱|color=black}} لیکن سخنان زنان را هذیان پنداشته باور نکردند * {{verse|۲۴|۱۲|color=black}} امّا پطرس برخاسته دوان دوان بسوی قبر رفت و خمشده کفن را تنها گذاشته دید و از این ماجرا در عجب شده بخانهٔ خود رفت * {{verse|۲۴|۱۳|color=black}} و اینک در همان روز دو نفر از ایشان میرفتند بسوی قریهای که از اورشلیم بمسافتِ شصت تیر پرتاب دور بود و عِموآس نام داشت * {{verse|۲۴|۱۴|color=black}} و با یکدیگر از تمام این وقایع گفتگو میکردند * {{verse|۲۴|۱۵|color=black}} و چون ایشان در مکالمه و مباحثه میبودند ناگاه خودِ عیسی نزدیک شده با ایشان همراه شد * {{verse|۲۴|۱۶|color=black}} ولی چشمان ایشان بسته شد تا او را نشناسند * {{verse|۲۴|۱۷|color=black}} او بایشان گفت چه حرفهااست که با یکدیگر میزنید و راه را بکدورت میپیمایید * {{verse|۲۴|۱۸|color=black}} یکی که کَلِیُوپاس نام داشت در جواب وی گفت مگر تو در اورشلیم غریب و تنها هستی و از آنچه در این ایّام در اینجا واقع شد واقف نیستی * {{verse|۲۴|۱۹|color=black}} به ایشان گفت چه چیز است گفتندش دربارهٔ عیسی ناصری که مردی بود نبی و قادر در فعل و قول در حضور خدا و تمام قوم * {{verse|۲۴|۲۰|color=black}} و چگونه رؤسای کَهَنه و حکّامِ ما او را بفتوای قتل سپردند و او را مصلوب ساختند * {{verse|۲۴|۲۱|color=black}} امّا ما امیدوار بودیم که همین است آنکه میباید اسرائیل را نجات دهد و علاوه بر این همهٔ امروز از وقوع این امور روز سوم است * {{verse|۲۴|۲۲|color=black}} و بعضی از زنان ما هم ما را بحیرت انداختند که بامدادان نزد قبر رفتند * {{verse|۲۴|۲۳|color=black}} و جسد او را نیافته آمدند و گفتند که فرشتگان را در رؤیا دیدیم که گفتند او زنده شده است * {{verse|۲۴|۲۴|color=black}} و جمعی از رفقای ما بسر قبر رفته آن چنانکه زنان گفته<noinclude></noinclude> ch2l6ffeh93amu1zf6j50ovktje57hi برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۴۱ 104 89137 289534 2026-06-24T17:31:47Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «بودند یافتند لیکن او را ندیدند * {{verse|۲۴|۲۵|color=black}} او بایشان گفت ای بیفهمان و سستدلان از ایمان آوردن بآنچه انبیا گفتهاند * {{verse|۲۴|۲۶|color=black}} آیا نمیبایست که مسیح این زحمات را بیند تا بجلال خود برسد * {{verse|۲۴|۲۷|color=black}} پس از موسی و سایر انبیا شروع...» ایجاد کرد 289534 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بودند یافتند لیکن او را ندیدند * {{verse|۲۴|۲۵|color=black}} او بایشان گفت ای بیفهمان و سستدلان از ایمان آوردن بآنچه انبیا گفتهاند * {{verse|۲۴|۲۶|color=black}} آیا نمیبایست که مسیح این زحمات را بیند تا بجلال خود برسد * {{verse|۲۴|۲۷|color=black}} پس از موسی و سایر انبیا شروع کرده اخبار خود را در تمام کتب برای ایشان شرح فرمود * {{verse|۲۴|۲۸|color=black}} و چون بآن دهی که عازم آن بودند رسیدند او قصد نمود که دورتر رود * {{verse|۲۴|۲۹|color=black}} و ایشان الحاح کرده گفتند که با ما باش چونکه شب نزدیک است و روز بآخر رسیده پس داخل گشته با ایشان توقّف نمود * {{verse|۲۴|۳۰|color=black}} و چون با ایشان نشسته بود نان را گرفته برکت داد و پاره کرده بایشان داد * {{verse|۲۴|۳۱|color=black}} که ناگاه چشمانشان باز شده او را شناختند و در ساعت از ایشان غایب شد * {{verse|۲۴|۳۲|color=black}} پسبا یکدیگر گفتند آیا دل در درون ما نمیسوخت وقتی که در راه با ما تکلّم مینمود و کتب را بجهت ما تفسیر میکرد * {{verse|۲۴|۳۳|color=black}} و در آن ساعت برخاسته باورشلیم مراجعت کردند و آن یازده را یافتند که با رفقای خود جمع شده * {{verse|۲۴|۳۴|color=black}} میگفتند {{روخط|خداوند}} در حقیقت برخاسته و بشمعون ظاهر شده است * {{verse|۲۴|۳۵|color=black}} و آن دو نفر نیز از سرگذشت راه و کیفیت شناختن او هنگام پاره کردن نان خبر دادند * {{verse|۲۴|۳۶|color=black}} و ایشان در این گفتگو میبودند که ناگاه عیسی خود در میان ایشان ایستاده بایشان گفت سلام بر شما باد * {{verse|۲۴|۳۷|color=black}} امّا ایشان لرزان و ترسان شده گمان بردند که روحی میبینند * {{verse|۲۴|۳۸|color=black}} به ایشان گفت چرا مضطرب شدید و برای چه در دلهای شما شُبَهات روی میدهد * {{verse|۲۴|۳۹|color=black}} دستها و پایهایم را ملاحظه کنید که من خود هستم و دست بر من گذارده ببینید زیرا که روح گوشت و استخوان ندارد چنانکه مینگرید که در من است * {{verse|۲۴|۴۰|color=black}} این را گفت و دستها و پایهای خود را بدیشان نشان داد * {{verse|۲۴|۴۱|color=black}} و چون ایشان هنوز از خوشی تصدیق نکرده در عجب مانده بودند بایشان گفت چیز خوراکی در اینجا دارید * {{verse|۲۴|۴۲|color=black}} پس قدری از ماهی بریان و از شانه عسل بوی دادند * {{verse|۲۴|۴۳|color=black}} پس آن را گرفته پیش ایشان بخورد * {{verse|۲۴|۴۴|color=black}} و بایشان گفت همین است سخنانی که وقتی با شما بودم گفتم ضروری است که آنچه در تورات موسی و صحف انبیا و زبور دربارهٔ منمکتوب است بانجام رسد * {{verse|۲۴|۴۵|color=black}} و در آن وقت ذهن ایشان را روشن کرد تا کتب را بفهمند * {{verse|۲۴|۴۶|color=black}} و بایشان گفت بر همین منوال مکتوب است و بدینطور سزاوار بود که مسیح زحمت کشد و روز سوم از مردگان برخیزد * {{verse|۲۴|۴۷|color=black}} و از اورشلیم شروع کرده موعظه بتوبه و آمرزش گناهان<noinclude></noinclude> 1o83sgasuk7iv25f4262lazft2kcy95 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۴۲ 104 89138 289535 2026-06-24T17:32:07Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «در همهٔ امّتها بنام او کرده شود * {{verse|۲۴|۴۸|color=black}} و شما شاهد بر این امور هستید * {{verse|۲۴|۴۹|color=black}} و اینک من موعود پدر خود را بر شما میفرستم پس شما در شهر اورشلیم بمانید تا وقتی که بقوّت از اعلی آراسته شوید * {{verse|۲۴|۵۰|color=black}} پس ایشان را بیرون از...» ایجاد کرد 289535 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>در همهٔ امّتها بنام او کرده شود * {{verse|۲۴|۴۸|color=black}} و شما شاهد بر این امور هستید * {{verse|۲۴|۴۹|color=black}} و اینک من موعود پدر خود را بر شما میفرستم پس شما در شهر اورشلیم بمانید تا وقتی که بقوّت از اعلی آراسته شوید * {{verse|۲۴|۵۰|color=black}} پس ایشان را بیرون از شهر تا بیت عَنْیَا برد و دستهای خود را بلند کرده ایشان را برکت داد * {{verse|۲۴|۵۱|color=black}} و چنین شد که در حین برکت دادنِ ایشان از ایشان جدا گشته بسوی آسمان بالا برده شد * {{verse|۲۴|۵۲|color=black}} پس او را پرستش کرده با خوشی عظیم بسوی اورشلیم برگشتند * {{verse|۲۴|۵۳|color=black}} و پیوسته در هیکل مانده خدا را حمد و سپاس میگفتند آمین * {{dhr|4em}} {{double rule|8em}} {{ته}}<noinclude></noinclude> j89pjw519eth6121ricrp4ljmxbep9y کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/انجیل لوقا 0 89139 289536 2026-06-24T17:33:07Z Hanooz 17889 صفحه‌ای تازه حاوی «{{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = انجیل لوقا | previous = [[../انجیل مرقس/]] | next = [[../انجیل یوحنا/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1486 to=1542></pages>» ایجاد کرد 289536 wikitext text/x-wiki {{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = انجیل لوقا | previous = [[../انجیل مرقس/]] | next = [[../انجیل یوحنا/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1486 to=1542></pages> 8pcmmlraayrua9644gw5egvjd40ndyd انجیل لوقا 0 89140 289537 2026-06-24T17:33:32Z Hanooz 17889 تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/انجیل لوقا]] 289537 wikitext text/x-wiki #تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/انجیل لوقا]] laeedoqzktz1ywvabccnpwslzm2kg2m برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۴۳ 104 89141 289538 2026-06-24T17:34:45Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود * {{verse|۱|۲|color=black}} همان در ابتدا نزد خدا بود * {{verse|۱|۳|color=black}} همهچیز بهواسطهٔ او آفریده شد و بغیر از او چیزی از موجودات وجود نیافت * {{verse|۱|۴|color=black}} در ا...» ایجاد کرد 289538 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود * {{verse|۱|۲|color=black}} همان در ابتدا نزد خدا بود * {{verse|۱|۳|color=black}} همهچیز بهواسطهٔ او آفریده شد و بغیر از او چیزی از موجودات وجود نیافت * {{verse|۱|۴|color=black}} در او حیات بود و حیات نور انسان بود * {{verse|۱|۵|color=black}} و نور در تاریکی میدرخشد و تاریکی آن را درنیافت * {{verse|۱|۶|color=black}} شخصی از جانب خدا فرستاده شد که اسمش یحیی بود * {{verse|۱|۷|color=black}} او برای شهادت آمد تا بر نور شهادت دهد تا همهٔ بهوسیلهٔ او ایمان آورند * {{verse|۱|۸|color=black}} او آن نور نبود بلکه آمد تا بر نور شهادت دهد * {{verse|۱|۹|color=black}} آن نورِ حقیقی بود که هر انسان را منوّر میگرداند و در جهان آمدنی بود * {{verse|۱|۱۰|color=black}} او در جهان بود و جهان بهواسطهٔ او آفریده شد و جهان او را نشناخت * {{verse|۱|۱۱|color=black}} به نزد خاصّان خود آمد و خاصّانش او را نپذیرفتند * {{verse|۱|۱۲|color=black}} و امّا بآن کسانی که او را قبول کردند قدرت داد تا فرزندان خدا گردند یعنی بهر که باسم او ایمان آورد * {{verse|۱|۱۳|color=black}} که نه از خون و نه از خواهش جسد و نه از خواهش مردم بلکه از خدا تولّد یافتند * {{verse|۱|۱۴|color=black}} و کلمه جسم گردید و میان ما ساکن شد پُر از فیض و راستی و جلال او را دیدیم جلالی شایستهٔ پسر یگانهٔ پدر * {{verse|۱|۱۵|color=black}} و یحیی بر او شهادت داد و ندا کرده میگفت این است آنکه دربارهٔ او گفتم آنکه بعد از من میآید پیش از من شده است زیرا که بر من مقدّم بود * {{verse|۱|۱۶|color=black}} و از پُری او جمیع ما بهره یافتیم و فیض بعوض فیض * {{verse|۱|۱۷|color=black}} زیرا شریعت بهوسیلهٔ موسی عطا شد امّا فیض و راستی بهوسیلهٔ عیسی مسیح رسید * {{verse|۱|۱۸|color=black}} خدا را هرگز کسی ندیده است پسر یگانهای که در آغوش پدر است همان او را ظاهر کرد * {{verse|۱|۱۹|color=black}} و این است شهادت یحیی در وقتی که یهودیان از اورشلیم کاهنان و لاویان را فرستادند تا از او سؤال کنند که تو کیستی * {{verse|۱|۲۰|color=black}} که معترف شد و انکار ننمود بلکه اقرار کرد که من مسیح نیستم * {{verse|۱|۲۱|color=black}} آنگاه از او سؤال<noinclude></noinclude> t1zhklqj5csz7sqypsw96dr2u4s7trm برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۴۴ 104 89142 289539 2026-06-24T17:35:07Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «کردند پس چه آیا تو الیاس هستی گفت نیستم آیا تو آن نبی هستی جواب داد که نی * {{verse|۱|۲۲|color=black}} آنگاه بدو گفتند پس کیستی تا بآن کسانی که ما را فرستادند جواب بریم دربارهٔ خود چه میگویی * {{verse|۱|۲۳|color=black}} گفت من صدای ندا کنندهای در بیابانم که راه {{روخط|...» ایجاد کرد 289539 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>کردند پس چه آیا تو الیاس هستی گفت نیستم آیا تو آن نبی هستی جواب داد که نی * {{verse|۱|۲۲|color=black}} آنگاه بدو گفتند پس کیستی تا بآن کسانی که ما را فرستادند جواب بریم دربارهٔ خود چه میگویی * {{verse|۱|۲۳|color=black}} گفت من صدای ندا کنندهای در بیابانم که راه {{روخط|خداوند}} را راست کنید چنانکه اشعیا نبی گفت * {{verse|۱|۲۴|color=black}} و فرستادگان از فریسیان بودند * {{verse|۱|۲۵|color=black}} پس از او سؤال کرده گفتند اگر تو مسیح و الیاس و آن نبی نیستی پس برای چه تعمید میدهی * {{verse|۱|۲۶|color=black}} یحیی در جواب ایشان گفت من بآب تعمید میدهم و در میان شما کسی ایستاده است که شما او را نمیشناسید * {{verse|۱|۲۷|color=black}} و او آن است که بعد از من میآید امّا پیش از من شده است که من لایق آن نیستم که بند نعلینش را باز کنم * {{verse|۱|۲۸|color=black}} و این در بیتعَبَرَه که آن طرف اُرْدُن است در جائی که یحیی تعمید میداد واقع گشت * {{verse|۱|۲۹|color=black}} و در فردای آن روز یحیی عیسی را دید که بجانب او میآید پس گفت اینک برّه خدا که گناه جهان را برمیدارد * {{verse|۱|۳۰|color=black}} این است آنکه من دربارهٔ او گفتم که مردی بعد از من میآید که پیش از من شده است زیرا که بر من مقدّم بود * {{verse|۱|۳۱|color=black}} و من او را نشناختم لیکن تا او باسرائیل ظاهر گردد برای همین من آمده بآب تعمید میدادم * {{verse|۱|۳۲|color=black}} پس یحیی شهادت داده گفت روح را دیدم که مثل کبوتری از آسمان نازل شده بر او قرار گرفت * {{verse|۱|۳۳|color=black}} و من او را نشناختم لیکن او که مرا فرستاد تا بآب تعمید دهم همان بمن گفت بر هر کس بینی که روح نازل شده بر او قرار گرفت همان است او که بروحالقدس تعمید میدهد * {{verse|۱|۳۴|color=black}} و من دیده شهادت میدهم که این است پسر خدا * {{verse|۱|۳۵|color=black}} و در روز بعد نیز یحیی با دو نفر از شاگردان خود ایستاده بود * {{verse|۱|۳۶|color=black}} ناگاه عیسی را دید که راه میرود و گفت اینک برّهٔ خدا * {{verse|۱|۳۷|color=black}} و چون آن دو شاگرد کلام او را شنیدند از پی عیسی روانه شدند * {{verse|۱|۳۸|color=black}} پس عیسی روی گردانیده آن دو نفر را دید که از عقب میآیند بدیشان گفت * {{verse|۱|۳۹|color=black}} چه میخواهید بدو گفتند ربّی یعنی ای معلّم در کجا منزل مینمائی * {{verse|۱|۴۰|color=black}} بدیشان گفت بیایید و ببینید آنگاه آمده دیدند که کجا منزل دارد و آن روز را نزد او بماندند و قریب بساعت دهم بود * {{verse|۱|۴۱|color=black}} و یکی از آن دو که سخن یحیی را شنیده پیروی او نمودند اندریاس برادر شمعون پطرس بود * {{verse|۱|۴۲|color=black}} او اوّل برادر خود شمعون را یافته باو گفت مسیح را که ترجمهٔ آن کَرِسْتُس است یافتیم و چون او را نزد عیسی آورد عیسی بدو نگریسته گفت تو شمعون پسر یونا هستی و اکنون<noinclude></noinclude> fsvt90cfc3ucc8au51u70o8zn9ddbsh برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۴۵ 104 89143 289540 2026-06-24T17:35:23Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «کیفا خوانده خواهی شد که ترجمهٔ آن پطرس است * {{verse|۱|۴۳|color=black}} بامدادان چون عیسی خواست بسوی جلیل روانه شود فیلپُس را یافته بدو گفت از عقب من بیا * {{verse|۱|۴۴|color=black}} و فیلپُس از بیت صیدا از شهر اندریاس و پطرس بود * {{verse|۱|۴۵|color=black}} فیلپس نَتَنائیل را...» ایجاد کرد 289540 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>کیفا خوانده خواهی شد که ترجمهٔ آن پطرس است * {{verse|۱|۴۳|color=black}} بامدادان چون عیسی خواست بسوی جلیل روانه شود فیلپُس را یافته بدو گفت از عقب من بیا * {{verse|۱|۴۴|color=black}} و فیلپُس از بیت صیدا از شهر اندریاس و پطرس بود * {{verse|۱|۴۵|color=black}} فیلپس نَتَنائیل را یافته بدو گفت آن کسی را که موسی در تورات و انبیا مذکور داشتهاند یافتهایم که عیسی پسر یوسف ناصری است * {{verse|۱|۴۶|color=black}} نتنائیل بدو گفت مگر میشود که از ناصره چیزی خوب پیدا شود فیلپس بدو گفت بیا و ببین * {{verse|۱|۴۷|color=black}} و عیسی چون دید که نتنائیل بسوی او میآید دربارهٔ او گفت اینک اسرائیلی حقیقی که در او مکری نیست * {{verse|۱|۴۸|color=black}} نتنائیل بدو گفت مرا از کجا میشناسی عیسی در جواب وی گفت قبل از آنکه فیلپس تو را دعوت کند در حینی که زیر درخت انجیر بودی تو را دیدم * {{verse|۱|۴۹|color=black}} نتنائیل در جواب او گفت ای استاد تو پسر خدائی تو پادشاه اسرائیل هستی * {{verse|۱|۵۰|color=black}} عیسی در جواب او گفت آیا از اینکه بتو گفتم که تو را زیر درخت انجیر دیدم ایمان آوردی بعد از این چیزهای بزرگتر از این خواهی دید * {{verse|۱|۵۱|color=black}} پس بدو گفت آمین آمین بشما میگویم که از کنون آسمان را گشاده و فرشتگان خدا را که بر پسر انسان صعود و نزول میکنند خواهید دید * {{وسط|{{روخط|باب دوم}}}} {{فصل|۲}} {{verse|۲|۱|color=black}} و در روز سوم در قانای جلیل عروسی بود و مادر عیسی در آنجا بود * {{verse|۲|۲|color=black}} و عیسی و شاگردانش را نیز بعروسی دعوت کردند * {{verse|۲|۳|color=black}} و چون شراب تمام شد مادر عیسی بدو گفت شراب ندارند * {{verse|۲|۴|color=black}} عیسی بوی گفت ای زن مرا با تو چه کار است ساعت من هنوز نرسیده است * {{verse|۲|۵|color=black}} مادرش بنوکران گفت هر چه بشما گوید بکنید * {{verse|۲|۶|color=black}} و در آنجا شش قدح سنگی برحسب تطهیر یهود نهاده بودند که هر یک گنجایش دو یا سه کیل داشت * {{verse|۲|۷|color=black}} عیسی بدیشان گفت قدحها را از آب پر کنید و آنها را لبریز کردند * {{verse|۲|۸|color=black}} پس بدیشان گفت الآن بردارید و بنزد رئیس مجلس ببرید پس بردند * {{verse|۲|۹|color=black}} و چون رئیس مجلس آن آب را که شراب گردیده بود بچشید و ندانست که از کجا است لیکن نوکرانی که آب را کشیده بودند میدانستند رئیس مجلس داماد را مخاطب ساخته بدو گفت * {{verse|۲|۱۰|color=black}} هرکسی شراب خوب را اوّل میآورد و چون مست شدند بدتر از آن لیکن تو شراب خوب را تا حال نگاه داشتی * {{verse|۲|۱۱|color=black}} و این ابتدای<noinclude></noinclude> t2vol1je8mlgukl5euzyqcic4h9g5j8 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۴۶ 104 89144 289551 2026-06-24T18:23:44Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «معجزاتی است که از عیسی در قانای جلیل صادر گشت و جلال خود را ظاهر کرد و شاگردانش باو ایمان آوردند ✡︎ {{verse|۲|۱۲|color=black}} و بعد از آن او با مادر و برادران و شاگردان خود بکفرناحوم آمد و در آنجا ایّامی کم ماندند ✡︎ {{verse|۲|۱۳|color=black}} و چون عید فِصَحِ یهو...» ایجاد کرد 289551 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>معجزاتی است که از عیسی در قانای جلیل صادر گشت و جلال خود را ظاهر کرد و شاگردانش باو ایمان آوردند ✡︎ {{verse|۲|۱۲|color=black}} و بعد از آن او با مادر و برادران و شاگردان خود بکفرناحوم آمد و در آنجا ایّامی کم ماندند ✡︎ {{verse|۲|۱۳|color=black}} و چون عید فِصَحِ یهود نزدیک بود عیسی باورشلیم رفت ✡︎ {{verse|۲|۱۴|color=black}} و در هیکل فروشندگان گاو و گوسفند و کبوتر و صرّافان را نشسته یافت ✡︎ {{verse|۲|۱۵|color=black}} پس تازیانهای از ریسمان ساخته همهٔ را از هیکل بیرون نمود هم گوسفندان و گاوان را و نقود صرّافان را ریخت و تختهای ایشان را واژگون ساخت ✡︎ {{verse|۲|۱۶|color=black}} و بکبوترفروشان گفت اینها را از اینجا بیرون برید و خانهٔ پدر مرا خانهٔ تجارت مسازید ✡︎ {{verse|۲|۱۷|color=black}} آنگاه شاگردانِ او را یاد آمد که مکتوب است غیرت خانهٔ تو مرا خورده است ✡︎ {{verse|۲|۱۸|color=black}} پس یهودیان روی باو آورده گفتند بما چه علامت مینمائی که این کارها را میکنی ✡︎ {{verse|۲|۱۹|color=black}} عیسی در جواب ایشان گفت این قدس را خراب کنید که در سه روز آن را برپا خواهم نمود ✡︎ {{verse|۲|۲۰|color=black}} آنگاه یهودیان گفتند در عرصه چهل و شش سال این قدس را بنا نمودهاند آیا تو در سه روز آن را برپا میکنی ✡︎ {{verse|۲|۲۱|color=black}} لیکن او دربارهٔ قدس جسد خود سخن میگفت ✡︎ {{verse|۲|۲۲|color=black}} پس وقتی که از مردگان برخاست شاگردانش را بهخاطر آمد که این را بدیشان گفته بود آنگاه بکتاب و بکلامی که عیسی گفته بود ایمان آوردند ✡︎ {{verse|۲|۲۳|color=black}} و هنگامی که در عید فِصَح در اورشلیم بود بسیاری چون معجزاتی را که از او صادر میگشت دیدند باسم او ایمان آوردند ✡︎ {{verse|۲|۲۴|color=black}} لیکن عیسی خویشتن را بدیشان مُؤتَمِنْ نساخت زیرا که او همهٔ را میشناخت ✡︎ {{verse|۲|۲۵|color=black}} و از آنجا که احتیاج نداشت که کسی دربارهٔ انسان شهادت دهد زیرا خود آنچه در انسان بود میدانست ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} و شخصی از فریسیان نیقودیموس نام از رؤسای یهود بود ✡︎ {{verse|۳|۲|color=black}} او در شب نزد عیسی آمده بوی گفت ای استاد میدانیم که تو معلّم هستی که از جانب خدا آمدهای زیرا هیچ کس نمیتواند معجزاتی را که تو مینمائی بنماید جز اینکه خدا با وی باشد ✡︎ {{verse|۳|۳|color=black}} عیسی در جواب او گفت آمین آمین بتو میگویم اگر کسی از سرِ نو مولود نشود ملکوت خدا را نمیتواند دید ✡︎ {{verse|۳|۴|color=black}} نیقودیموس بدو گفت چگونه ممکن است که انسانی که پیر شده باشد مولود گردد آیا میشود که بار دیگر داخل شکم مادر گشته مولود شود ✡︎<noinclude></noinclude> gqvsq6ytl9zp3jnkeid045gs3j4utjw برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۴۷ 104 89145 289552 2026-06-24T18:27:11Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{verse|۳|۵|color=black}} عیسی در جواب گفت آمین آمین بتو میگویم اگر کسی از آب و روح مولود نگردد ممکن نیست که داخل ملکوت خدا شود ✡︎ {{verse|۳|۶|color=black}} آنچه از جسم مولود شد جسم است و آنچه از روح مولود گشت روح است ✡︎ {{verse|۳|۷|color=black}} عجب مدار که بتو گفتم باید شما...» ایجاد کرد 289552 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۳|۵|color=black}} عیسی در جواب گفت آمین آمین بتو میگویم اگر کسی از آب و روح مولود نگردد ممکن نیست که داخل ملکوت خدا شود ✡︎ {{verse|۳|۶|color=black}} آنچه از جسم مولود شد جسم است و آنچه از روح مولود گشت روح است ✡︎ {{verse|۳|۷|color=black}} عجب مدار که بتو گفتم باید شما از سر نو مولود گردید ✡︎ {{verse|۳|۸|color=black}} باد هرجا که میخواهد میوزد و صدای آن را میشنوی لیکن نمیدانی از کجا میآید و بکجا میرود همچنین است هر که از روح مولود گردد ✡︎ {{verse|۳|۹|color=black}} نیقودیموس در جواب وی گفت چگونه ممکن است که چنین شود ✡︎ {{verse|۳|۱۰|color=black}} عیسی در جواب وی گفت آیا تو معلّم اسرائیل هستی و این را نمیدانی ✡︎ {{verse|۳|۱۱|color=black}} آمین آمین بتو میگویم آنچه میدانیم میگوییم و بآنچه دیدهایم شهادت میدهیم و شهادت ما را قبول نمیکنید ✡︎ {{verse|۳|۱۲|color=black}} چون شما را از امور زمینی سخن گفتم باور نکردید پس هرگاه بامور آسمانی با شما سخن رانم چگونه تصدیق خواهید نمود ✡︎ {{verse|۳|۱۳|color=black}} و کسی بآسمان بالا نرفت مگر آن کس که از آسمان پایین آمد یعنی پسر انسان که در آسمان است ✡︎ {{verse|۳|۱۴|color=black}} و همچنان که موسی مار را در بیابان بلند نمود همچنین پسر انسان نیز باید بلند کرده شود ✡︎ {{verse|۳|۱۵|color=black}} تا هر که باو ایمان آرد هلاک نگردد بلکه حیات جاودانی یابد ✡︎ {{verse|۳|۱۶|color=black}} زیرا خدا جهان را اینقدر محبّت نمود که پسر یگانه خود را داد تا هر که بر او ایمان آورد هلاک نگردد بلکه حیات جاودانی یابد ✡︎ {{verse|۳|۱۷|color=black}} زیرا خدا پسر خود را در جهان نفرستاد تا بر جهان داوری کند بلکه تا بهوسیلهٔ او جهان نجات یابد ✡︎ {{verse|۳|۱۸|color=black}} آنکه باو ایمان آرد بر او حکم نشود امّا هر که ایمان نیاورد الآن بر او حکم شده است بجهت آنکه باسم پسر یگانه خدا ایمان نیاورده ✡︎ {{verse|۳|۱۹|color=black}} و حکم این است که نور در جهان آمد و مردم ظلمت را بیشتر از نور دوست داشتند از آنجا که اعمال ایشان بد است ✡︎ {{verse|۳|۲۰|color=black}} زیرا هر که عمل بد میکند روشنی را دشمن دارد و پیش روشنی نمیآید مبادا اعمال او توبیخ شود ✡︎ {{verse|۳|۲۱|color=black}} و لیکن کسی که براستی عمل میکند پیش روشنی میآید تا آنکه اعمال او هویدا گردد که در خدا کرده شده است ✡︎ {{verse|۳|۲۲|color=black}} و بعد از آن عیسی با شاگردان خود بزمین یهودیّه آمد و با ایشان در آنجا بسر برده تعمید میداد ✡︎ {{verse|۳|۲۳|color=black}} و یحیی نیز در عَیْنُون نزدیک سالیم تعمید میداد زیرا که در آنجا آب بسیار بود و مردم میآمدند و تعمید میگرفتند ✡︎ {{verse|۳|۲۴|color=black}} چونکه یحیی هنوز در زندان حبس نشده بود ✡︎ {{verse|۳|۲۵|color=black}} آنگاه در خصوص تطهیر در میان شاگردان یحیی و یهودیان مباحثه شد ✡︎ {{verse|۳|۲۶|color=black}} پس بنزد یحیی آمده باو گفتند ای استاد آن شخصی که با تو در آنطرف<noinclude></noinclude> q1zhbb51pi7fc1p3ub3q1dgpg3fukoq برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۴۸ 104 89146 289553 2026-06-24T18:27:59Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «اُردُن بود و تو برای او شهادت دادی اکنون او تعمید میدهد و همهٔ نزد او میآیند ✡︎ {{verse|۳|۲۷|color=black}} یحیی در جواب گفت هیچکس چیزی نمیتواند یافت مگر آنکه از آسمان بدو داده شود ✡︎ {{verse|۳|۲۸|color=black}} شما خود بر من شاهد هستید که گفتم من مسیح نیستم بلکه پی...» ایجاد کرد 289553 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>اُردُن بود و تو برای او شهادت دادی اکنون او تعمید میدهد و همهٔ نزد او میآیند ✡︎ {{verse|۳|۲۷|color=black}} یحیی در جواب گفت هیچکس چیزی نمیتواند یافت مگر آنکه از آسمان بدو داده شود ✡︎ {{verse|۳|۲۸|color=black}} شما خود بر من شاهد هستید که گفتم من مسیح نیستم بلکه پیش روی او فرستاده شدم ✡︎ {{verse|۳|۲۹|color=black}} کسی که عروس دارد داماد است امّا دوست داماد که ایستاده آواز او را میشنود از آواز داماد بسیار خشنود میگردد پس این خوشی من کامل گردید ✡︎ {{verse|۳|۳۰|color=black}} میباید که او افزوده شود و من ناقص گردم ✡︎ {{verse|۳|۳۱|color=black}} او که از بالا میآید بالای همهٔ است و آنکه از زمین است زمینی است و از زمین تکلّم میکند امّا او که از آسمان میآید بالای همهٔ است ✡︎ {{verse|۳|۳۲|color=black}} و آنچه را دید و شنید بآن شهادت میدهد و هیچکس شهادت او را قبول نمیکند ✡︎ {{verse|۳|۳۳|color=black}} و کسی که شهادت او را قبول کرد مهر کرده است بر اینکه خدا راست است ✡︎ {{verse|۳|۳۴|color=black}} زیرا آن کسی را که خدا فرستاد بکلام خدا تکلّم مینماید چونکه خدا روح را بمیزان عطا نمیکند ✡︎ {{verse|۳|۳۵|color=black}} پدر پسر را محبّت مینماید و همهچیز را بدست او سپرده است ✡︎ {{verse|۳|۳۶|color=black}} آنکه بپسر ایمان آورده باشد حیات جاودانی دارد و آنکه بپسر ایمان نیاورد حیات را نخواهد دید بلکه غضب خدا بر او میماند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}} {{فصل|۴}} {{verse|۴|۱|color=black}} و چون {{روخط|خداوند}} دانست که فریسیان مطّلع شدهاند که عیسی بیشتر از یحیی شاگرد پیدا کرده تعمید میدهد ✡︎ {{verse|۴|۲|color=black}} با اینکه خود عیسی تعمید نمیداد بلکه شاگردانش ✡︎ {{verse|۴|۳|color=black}} یهودیّه را گذارده باز بجانب جلیل رفت ✡︎ {{verse|۴|۴|color=black}} و لازم بود که از سامره عبور کند ✡︎ {{verse|۴|۵|color=black}} پس بشهری از سامره که سوخار نام داشت نزدیک بآن موضعی که یعقوب بپسر خود یوسف داده بود رسید ✡︎ {{verse|۴|۶|color=black}} و در آنجا چاه یعقوب بود پس عیسی از سفر خسته شده همچنین بر سر چاه نشسته بود و قریب بساعت ششم بود ✡︎ {{verse|۴|۷|color=black}} که زنی سامری بجهت آب کشیدن آمد عیسی بدو گفت جرعهای آب بمن بنوشان ✡︎ {{verse|۴|۸|color=black}} زیرا شاگردانش بجهت خریدن خوراک بشهر رفته بودند ✡︎ {{verse|۴|۹|color=black}} زن سامری بدو گفت چگونه تو که یهود هستی از من آب میخواهی و حال آنکه زن سامری میباشم زیرا که یهود با سامریان معاشرت ندارند ✡︎ {{verse|۴|۱۰|color=black}} عیسی در جواب او گفت اگر بخشش خدا را میدانستی و کیست که بتو میگوید آب بمن بده هرآینه تو از او خواهش میکردی و بتو آب زنده عطا<noinclude></noinclude> sr4c4l0m3q479ufnk3t4cw9wzhjo68s برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۴۹ 104 89147 289554 2026-06-24T18:28:32Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «میکرد ✡︎ {{verse|۴|۱۱|color=black}} زن بدو گفت ای آقا دلو نداری و چاه عمیق است پس از کجا آب زنده داری ✡︎ {{verse|۴|۱۲|color=black}} آیا تو از پدر ما یعقوب بزرگتر هستی که چاه را بما داد و خود و پسران و مواشی او از آن میآشامیدند ✡︎ {{verse|۴|۱۳|color=black}} عیسی در جواب او گفت...» ایجاد کرد 289554 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>میکرد ✡︎ {{verse|۴|۱۱|color=black}} زن بدو گفت ای آقا دلو نداری و چاه عمیق است پس از کجا آب زنده داری ✡︎ {{verse|۴|۱۲|color=black}} آیا تو از پدر ما یعقوب بزرگتر هستی که چاه را بما داد و خود و پسران و مواشی او از آن میآشامیدند ✡︎ {{verse|۴|۱۳|color=black}} عیسی در جواب او گفت هر که از این آب بنوشد باز تشنه گردد ✡︎ {{verse|۴|۱۴|color=black}} لیکن کسی که از آبی که من باو میدهم بنوشد ابداً تشنه نخواهد شد بلکه آن آبی که باو میدهم در او چشمه آبی گردد که تا حیات جاودانی میجوشد ✡︎ {{verse|۴|۱۵|color=black}} زن بدو گفت ای آقا آن آب را بمن بده تا دیگر تشنه نگردم و باینجا بجهت آب کشیدن نیایم ✡︎ {{verse|۴|۱۶|color=black}} عیسی باو گفت برو و شوهر خود را بخوان و در اینجا بیا ✡︎ {{verse|۴|۱۷|color=black}} زن در جواب گفت شوهر ندارم عیسی بدو گفت نیکو گفتی که شوهر نداری ✡︎ {{verse|۴|۱۸|color=black}} زیرا که پنج شوهر داشتی و آنکه الآن داری شوهر تو نیست این سخن را راست گفتی ✡︎ {{verse|۴|۱۹|color=black}} زن بدو گفت ای آقا میبینم که تو نبی هستی ✡︎ {{verse|۴|۲۰|color=black}} پدران ما در این کوه پرستش میکردند و شما میگویید که در اورشلیم جائی است که در آن عبادت باید نمود ✡︎ {{verse|۴|۲۱|color=black}} عیسی بدو گفت ای زن مرا تصدیق کن که ساعتی میآید که نه در این کوه و نه در اورشلیم پدر را پرستش خواهید کرد ✡︎ {{verse|۴|۲۲|color=black}} شما آنچه را که نمیدانید میپرستید امّا ما آنچه را که میدانیم عبادت میکنیم زیرا نجات از یهود است ✡︎ {{verse|۴|۲۳|color=black}} لیکن ساعتی میآید بلکه الآن است که در آنْ پرستندگانِ حقیقی پدر را بروح و راستی پرستش خواهند کرد زیرا که پدر مثل این پرستندگان خود را طالب است ✡︎ {{verse|۴|۲۴|color=black}} خدا روح است و هر که او را پرستش کند میباید بروح و راستی بپرستد ✡︎ {{verse|۴|۲۵|color=black}} زن بدو گفت میدانم که مسیح یعنی کَرسْتُسْ میآید پس هنگامی که او آید از هر چیز بما خبر خواهد داد ✡︎ {{verse|۴|۲۶|color=black}} عیسی بدو گفت من که با تو سخن میگویم همانم ✡︎ {{verse|۴|۲۷|color=black}} و در همان وقت شاگردانش آمده تعجّب کردند که با زنی سخن میگوید ولکن هیچکس نگفت که چه میطلبی یا برای چه با او حرف میزنی ✡︎ {{verse|۴|۲۸|color=black}} آنگاه زن سبوی خود را گذارده بشهر رفت و مردم را گفت ✡︎ {{verse|۴|۲۹|color=black}} بیایید و کسی را ببینید که هرآنچه کرده بودم بمن گفت آیا این مسیح نیست ✡︎ {{verse|۴|۳۰|color=black}} پس از شهر بیرون شده نزد او میآمدند ✡︎ {{verse|۴|۳۱|color=black}} و در اثنا آن شاگردان او خواهش نموده گفتند ای استاد بخور ✡︎ {{verse|۴|۳۲|color=black}} بدیشان گفت من غذائی دارم که بخورم و شما آن را نمیدانید ✡︎ {{verse|۴|۳۳|color=black}} شاگردان بیکدیگر گفتند مگر کسی برای او خوراکی آورده باشد ✡︎ {{verse|۴|۳۴|color=black}} عیسی بدیشان گفت خوراک من آن است که خواهش فرستنده خود را بعمل<noinclude></noinclude> p44ai6vbcns0a1xt9lwxy688wavztt3 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۵۰ 104 89148 289555 2026-06-24T18:28:49Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «آورم و کار او را بانجام رسانم ✡︎ {{verse|۴|۳۵|color=black}} آیا شما نمیگویید که چهار ماه دیگر موسِم درو است اینک بشما میگویم چشمان خود را بالا افکنید و مزرعهها را ببینید زیرا که الآن بجهت درو سفید شده است ✡︎ {{verse|۴|۳۶|color=black}} و دروگر اجرت میگیرد و ثمری بج...» ایجاد کرد 289555 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>آورم و کار او را بانجام رسانم ✡︎ {{verse|۴|۳۵|color=black}} آیا شما نمیگویید که چهار ماه دیگر موسِم درو است اینک بشما میگویم چشمان خود را بالا افکنید و مزرعهها را ببینید زیرا که الآن بجهت درو سفید شده است ✡︎ {{verse|۴|۳۶|color=black}} و دروگر اجرت میگیرد و ثمری بجهت حیات جاودانی جمع میکند تا کارنده و درو کننده هر دو با هم خشنود گردند ✡︎ {{verse|۴|۳۷|color=black}} زیرا این کلام در اینجا راست است که یکی میکارد و دیگری درو میکند ✡︎ {{verse|۴|۳۸|color=black}} من شما را فرستادم تا چیزی را که در آن رنج نبردهاید درو کنید دیگران محنت کشیدند و شما در محنت ایشان داخل شدهاید ✡︎ {{verse|۴|۳۹|color=black}} پس در آن شهر بسیاری از سامریان بهواسطهٔٔ سخن آن زن که شهادت داد که هر آنچه کرده بودم بمن باز گفت بدو ایمان آوردند ✡︎ {{verse|۴|۴۰|color=black}} و چون سامریان نزد او آمدند از او خواهش کردند که نزد ایشان بماند و دو روز در آنجا بماند ✡︎ {{verse|۴|۴۱|color=black}} و بسیاری دیگر بهواسطهٔٔ کلام او ایمان آوردند ✡︎ {{verse|۴|۴۲|color=black}} و بزنگفتند که بعد از این بهواسطهٔٔ سخن تو ایمان نمیآوریم زیرا خود شنیده و دانستهایم که او در حقیقت مسیح و نجات دهنده عالم است ✡︎ {{verse|۴|۴۳|color=black}} امّا بعد از دو روز از آنجا بیرون آمده بسوی جلیل روانه شد ✡︎ {{verse|۴|۴۴|color=black}} زیرا خود عیسی شهادت داد که هیچ نبی را در وطن خود حرمت نیست ✡︎ {{verse|۴|۴۵|color=black}} پس چون بجلیل آمد جلیلیان او را پذیرفتند زیرا هر چه در اورشلیم در عید کرده بود دیدند چونکه ایشان نیز در عید رفته بودند شفای پسر یک افسر ✡︎ {{verse|۴|۴۶|color=black}} پس عیسی بقانای جلیل آنجائی که آب را شراب ساخته بود بازآمد و یکی از سرهنگان مَلِک بود که پسر او در کفرناحوم مریض بود ✡︎ {{verse|۴|۴۷|color=black}} و چون شنید که عیسی از یهودیّه بجلیل آمده است نزد او آمده خواهش کرد که فرود بیاید و پسر او را شفا دهد زیرا که مشرف بموت بود ✡︎ {{verse|۴|۴۸|color=black}} عیسی بدو گفت اگر آیات و معجزات نبینید همانا ایمان نیاورید ✡︎ {{verse|۴|۴۹|color=black}} سرهنگ بدو گفت ای آقا قبل از آنکه پسرم بمیرد فرود بیا ✡︎ {{verse|۴|۵۰|color=black}} عیسی بدو گفت برو که پسرت زنده است آن شخص بسخنی که عیسی بدو گفت ایمان آورده روانه شد ✡︎ {{verse|۴|۵۱|color=black}} و در وقتی که او میرفت غلامانش او رااستقبال نموده مژده دادند و گفتند که پسر تو زنده است ✡︎ {{verse|۴|۵۲|color=black}} پس از ایشان پرسید که در چه ساعت عافیت یافت گفتند دیروز در ساعت هفتم تب از او زایل گشت ✡︎ {{verse|۴|۵۳|color=black}} آنگاه پدر فهمید که در همان ساعت عیسی گفته بود پسر تو زنده است پس او و تمام اهل خانهٔ او ایمان آوردند ✡︎ {{verse|۴|۵۴|color=black}} و این نیز معجزه دوّم بود که از عیسی در وقتی که از یهودیّه بجلیل آمد بظهور رسید ✡︎<noinclude></noinclude> cz406exe3nyd4lis971l06qwxx3qms6 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۵۱ 104 89149 289556 2026-06-24T18:30:09Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب پنجم}}}} {{فصل|۵}} {{verse|۵|۱|color=black}} و بعد از آن یهود را عیدی بود و عیسی باورشلیم آمد ✡︎ {{verse|۵|۲|color=black}} و در اورشلیم نزد بابالضّان حوضی است که آن را بعبرانی بیتحسدا میگویند که پنج رواق دارد ✡︎ {{verse|۵|۳|color=black}} و در آنجا جمعی کثیر از مری...» ایجاد کرد 289556 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب پنجم}}}} {{فصل|۵}} {{verse|۵|۱|color=black}} و بعد از آن یهود را عیدی بود و عیسی باورشلیم آمد ✡︎ {{verse|۵|۲|color=black}} و در اورشلیم نزد بابالضّان حوضی است که آن را بعبرانی بیتحسدا میگویند که پنج رواق دارد ✡︎ {{verse|۵|۳|color=black}} و در آنجا جمعی کثیر از مریضان و کوران و لنگان و شلان خوابیده منتظر حرکت آب میبودند ✡︎ {{verse|۵|۴|color=black}} زیرا که فرشتهای از جانب {{روخط|خداوند}} گاه بر آن حوض نازل میشد و آب را بحرکت میآورد هرکه بعد از حرکت آب اوّل وارد حوض میشد از هر مرضی که داشت شفا مییافت ✡︎ {{verse|۵|۵|color=black}} و در آنجا مردی بود که سی و هشت سال بمرضی مبتلا بود ✡︎ {{verse|۵|۶|color=black}} چون عیسی او را خوابیده دید و دانست که مرض او طول کشیده است بدو گفت آیا میخواهی شفا یابی ✡︎ {{verse|۵|۷|color=black}} مریض او را جواب داد که ای آقا کسی ندارم که چون آب بحرکت آید مرا در حوض بیندازد بلکه تا وقتی که میآیم دیگری پیش از من فرو رفته است ✡︎ {{verse|۵|۸|color=black}} عیسی بدو گفت برخیز و بستر خود را برداشته روانه شو ✡︎ {{verse|۵|۹|color=black}} که در حال آن مرد شفا یافت و بستر خود را برداشته روانه گردید و آن روز سَبَّت بود ✡︎ {{verse|۵|۱۰|color=black}} پس یهودیان بآن کسی که شفا یافته بود گفتند روز سَبَّت است و بر تو روا نیست که بستر خود را برداری ✡︎ {{verse|۵|۱۱|color=black}} او در جواب ایشان گفت آن کسی که مرا شفا داد همان بمن گفت بستر خود را بردار و برو ✡︎ {{verse|۵|۱۲|color=black}} پس از او پرسیدند کیست آنکه بتو گفت بستر خود را بردار و برو ✡︎ {{verse|۵|۱۳|color=black}} لیکن آن شفا یافته نمیدانست کِه بود زیرا که عیسی ناپدید شد چون در آنجا ازدحامی بود ✡︎ {{verse|۵|۱۴|color=black}} و بعد از آن عیسی او را در هیکل یافته بدو گفت اکنون شفا یافتهای دیگر خطا مکن تا برای تو بدتر نگردد ✡︎ {{verse|۵|۱۵|color=black}} آن مرد رفت و یهودیان را خبر داد که آنکه مرا شفا داد عیسی است ✡︎ {{verse|۵|۱۶|color=black}} و از این سبب یهودیان بر عیسی تعدّی میکردند زیرا که این کار را در روز سَبَّت کرده بود عیسی خود را پسر خدا معرفی میکند ✡︎ {{verse|۵|۱۷|color=black}} عیسی در جواب ایشان گفت که پدر من تا کنون کار میکند و من نیز کار میکنم ✡︎ {{verse|۵|۱۸|color=black}} پس از این سبب یهودیان بیشتر قصد قتل او کردند زیرا که نه تنها سَبَّت را میشکست بلکه خدا را نیز پدر خود گفته خود را مساوی خدا میساخت ✡︎ {{verse|۵|۱۹|color=black}} آنگاه عیسی در جواب ایشان گفت آمین آمین بشما میگویم که پسر از خود هیچ نمیتواند کرد مگر آنچه بیند که پدر بعمل آرد زیرا که آنچه او میکند همچنین پسر نیز میکند ✡︎ {{verse|۵|۲۰|color=black}} زیرا که پدر پسر را دوست میدارد و هرآنچه خود میکند بدو مینماید و اعمال بزرگتر از این بدو نشان خواهد داد تا شما تعجّب نمایید ✡︎ {{verse|۵|۲۱|color=black}} زیرا همچنان که پدر مردگان را برمیخیزاند وزنده میکند<noinclude></noinclude> sbm3cygw5lnr5xslt54d82d85pi1u84 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۵۲ 104 89150 289557 2026-06-24T18:30:36Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «همچنین پسر نیز هر که را میخواهد زنده میکند ✡︎ {{verse|۵|۲۲|color=black}} زیرا که پدر بر هیچکس داوری نمیکند بلکه تمام داوری را بپسر سپرده است ✡︎ {{verse|۵|۲۳|color=black}} تا آنکه همهٔ پسر را حرمت بدارند همچنان که پدر را حرمت میدارند و کسی که بپسر حرمت نکند بپدری ک...» ایجاد کرد 289557 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>همچنین پسر نیز هر که را میخواهد زنده میکند ✡︎ {{verse|۵|۲۲|color=black}} زیرا که پدر بر هیچکس داوری نمیکند بلکه تمام داوری را بپسر سپرده است ✡︎ {{verse|۵|۲۳|color=black}} تا آنکه همهٔ پسر را حرمت بدارند همچنان که پدر را حرمت میدارند و کسی که بپسر حرمت نکند بپدری که او را فرستاد احترام نکرده است ✡︎ {{verse|۵|۲۴|color=black}} آمین آمین بشما میگویم هر که کلام مرا بشنود و بفرستنده من ایمان آورد حیات جاودانی دارد و در داوری نمیآید بلکه از موت تا بحیات منتقل گشته است ✡︎ {{verse|۵|۲۵|color=black}} آمین آمین بشما میگویم که ساعتی میآید بلکه اکنون است که مردگان آواز پسر خدا را میشنوند و هر که بشنود زنده گردد ✡︎ {{verse|۵|۲۶|color=black}} زیرا همچنان که پدر در خود حیات دارد همچنین پسر را نیز عطا کرده است که در خود حیات داشته باشد ✡︎ {{verse|۵|۲۷|color=black}} و بدو قدرت بخشیده است که داوری هم بکند زیرا که پسر انسان است ✡︎ {{verse|۵|۲۸|color=black}} و از این تعجّب مکنید زیرا ساعتی میآید که در آن جمیع کسانی که در قبور میباشند آواز او را خواهند شنید ✡︎ {{verse|۵|۲۹|color=black}} و بیرون خواهند آمد هر که اعمال نیکو کرد برای قیامت حیات و هر که اعمال بد کرد بجهت قیامت داوری ✡︎ {{verse|۵|۳۰|color=black}} من از خود هیچ نمیتوانم کرد بلکه چنانکه شنیدهام داوری میکنم و داوری من عادل است زیرا که ارادهٔ خود را طالب نیستم بلکه ارادهٔ پدری که مرا فرستاده است عیسی ادعای خود را ثابت میکند ✡︎ {{verse|۵|۳۱|color=black}} اگر من بر خود شهادت دهم شهادت من راست نیست ✡︎ {{verse|۵|۳۲|color=black}} دیگری هست که بر من شهادت میدهد و میدانم که شهادتی که او بر من میدهدراست است ✡︎ {{verse|۵|۳۳|color=black}} شما نزد یحیی فرستادید و او براستی شهادت داد ✡︎ {{verse|۵|۳۴|color=black}} امّا من شهادت انسان را قبول نمیکنم ولیکن این سخنان را میگویم تا شما نجات یابید ✡︎ {{verse|۵|۳۵|color=black}} او چراغ افروخته و درخشندهای بود و شما خواستید که ساعتی بنور او شادی کنید ✡︎ {{verse|۵|۳۶|color=black}} و امّا من شهادت بزرگتر از یحیی دارم زیرا آن کارهائی که پدر بمن عطا کرد تا کامل کنم یعنی این کارهائی که من میکنم بر من شهادت میدهد که پدر مرا فرستاده است ✡︎ {{verse|۵|۳۷|color=black}} و خود پدر که مرا فرستاد بمن شهادت داده است که هرگز آواز او را نشنیده و صورت او را ندیدهاید ✡︎ {{verse|۵|۳۸|color=black}} و کلام او را در خود ثابت ندارید زیرا کسی را که پدر فرستاد شما بدو ایمان نیاوردید ✡︎ {{verse|۵|۳۹|color=black}} کتب را تفتیش کنید زیرا شما گمان میبرید که در آنها حیات جاودانی دارید و آنها است که بمن شهادت میدهد ✡︎ {{verse|۵|۴۰|color=black}} و نمیخواهید نزد من آیید تا حیات یابید ✡︎ {{verse|۵|۴۱|color=black}} جلال را از مردم نمیپذیرم ✡︎ {{verse|۵|۴۲|color=black}} ولکن شما را میشناسم که در نفس خود محبّت خدا را ندارید ✡︎ {{verse|۵|۴۳|color=black}} من باسم پدر خود آمدهام و مرا قبول نمیکنید<noinclude></noinclude> 1lmepdjgk9ap4bo63e1kb6csyvbtvis برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۵۳ 104 89151 289558 2026-06-24T18:31:14Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «ولی هرگاه دیگری باسم خود آید او را قبول خواهید کرد ✡︎ {{verse|۵|۴۴|color=black}} شما چگونه میتوانید ایمان آرید و حال آنکه جلال از یکدیگر میطلبید و جلالی را که از خدای واحد است طالب نیستید ✡︎ {{verse|۵|۴۵|color=black}} گمان مبرید که من نزد پدر بر شما ادّعا خواهم کر...» ایجاد کرد 289558 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ولی هرگاه دیگری باسم خود آید او را قبول خواهید کرد ✡︎ {{verse|۵|۴۴|color=black}} شما چگونه میتوانید ایمان آرید و حال آنکه جلال از یکدیگر میطلبید و جلالی را که از خدای واحد است طالب نیستید ✡︎ {{verse|۵|۴۵|color=black}} گمان مبرید که من نزد پدر بر شما ادّعا خواهم کرد کسی هست که مدّعی شما میباشد و آن موسی است که بر او امیدوار هستید ✡︎ {{verse|۵|۴۶|color=black}} زیرا اگر موسی را تصدیق میکردید مرا نیز تصدیق میکردید چونکه او دربارهٔ من نوشته است ✡︎ {{verse|۵|۴۷|color=black}} امّا چون نوشتههای او را تصدیق نمیکنید پسچگونه سخنهای مرا قبول خواهید کرد ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب ششم}}}} {{فصل|۶}} {{verse|۶|۱|color=black}} و بعد از آن عیسی بآن طرف دریای جلیلکه دریای طبریّه باشد رفت ✡︎ {{verse|۶|۲|color=black}} و جمعی کثیر از عقب او آمدند زیرا آن معجزاتی را که بمریضان مینمود میدیدند ✡︎ {{verse|۶|۳|color=black}} آنگاه عیسی بکوهی برآمده با شاگردان خود در آنجا بنشست ✡︎ {{verse|۶|۴|color=black}} و فِصَح که عید یهود باشد نزدیک بود ✡︎ {{verse|۶|۵|color=black}} پس عیسی چشمان خود را بالا انداخته دید که جمعی کثیر بطرف او میآیند بفیلپُس گفت از کجا نان بخریم تا اینها بخورند ✡︎ {{verse|۶|۶|color=black}} و این را از روی امتحان باو گفت زیرا خود میدانست چه باید کرد ✡︎ {{verse|۶|۷|color=black}} فیلپّس او را جواب داد که دویست دینار نان اینها را کفایت نکند تا هر یک اندکی بخورند ✡︎ {{verse|۶|۸|color=black}} یکی از شاگردانش که اندریاس برادر شِمْعُون پطرُس باشد وی را گفت ✡︎ {{verse|۶|۹|color=black}} در اینجا پسری است که پنج نان جو و دو ماهی دارد و لیکن این از برای این گروه چه میشود ✡︎ {{verse|۶|۱۰|color=black}} عیسی گفت مردم را بنشانید و در آن مکان گیاهِ بسیار بود و آن گروه قریب بپنج هزار مرد بودند که نشستند ✡︎ {{verse|۶|۱۱|color=black}} عیسی نانها را گرفته و شکر نموده بشاگردان داد و شاگردان بنشستگان دادند و همچنین از دو ماهی نیز بقدری که خواستند ✡︎ {{verse|۶|۱۲|color=black}} و چون سیر گشتند بشاگردان خود گفت پارههای باقیمانده را جمع کنید تا چیزی ضایع نشود ✡︎ {{verse|۶|۱۳|color=black}} پس جمع کردند و از پارههای پنج نان جو که از خورندگان زیاده آمده بود دوازده سبد پر کردند ✡︎ {{verse|۶|۱۴|color=black}} و چون مردمان اینمعجزه را که از عیسی صادر شده بود دیدند گفتند که این البتّه همان نبی است که باید در جهان بیاید ✡︎ {{verse|۶|۱۵|color=black}} و امّا عیسی چون دانست که میخواهند بیایند و او را بزور برده پادشاه سازند باز تنها بکوه برآمد ✡︎ {{verse|۶|۱۶|color=black}} و چون شام شد شاگردانش بجانب دریا پایین رفتند ✡︎<noinclude></noinclude> f7c20k19z0omorwgj0skna41un0t0g6 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۵۴ 104 89152 289559 2026-06-24T18:31:35Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{verse|۶|۱۷|color=black}} و بکشتی سوار شده بآن طرف دریا بکفرناحوم روانه شدند و چون تاریک شد عیسی هنوز نزد ایشان نیامده بود ✡︎ {{verse|۶|۱۸|color=black}} و دریا بهواسطهٔٔ وزیدن باد شدید بتلاطم آمد ✡︎ {{verse|۶|۱۹|color=black}} پس وقتی که قریب ببیست و پنج یا سی تیر پرتاپ ران...» ایجاد کرد 289559 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۶|۱۷|color=black}} و بکشتی سوار شده بآن طرف دریا بکفرناحوم روانه شدند و چون تاریک شد عیسی هنوز نزد ایشان نیامده بود ✡︎ {{verse|۶|۱۸|color=black}} و دریا بهواسطهٔٔ وزیدن باد شدید بتلاطم آمد ✡︎ {{verse|۶|۱۹|color=black}} پس وقتی که قریب ببیست و پنج یا سی تیر پرتاپ رانده بودند عیسی را دیدند که بر روی دریا خرامان شده نزدیک کشتی میآید پس ترسیدند ✡︎ {{verse|۶|۲۰|color=black}} او بدیشان گفت من هستم مترسید ✡︎ {{verse|۶|۲۱|color=black}} و چون میخواستند او را در کشتی بیاورند در ساعت کشتی بآن زمینی که عازم آن بودند رسید ✡︎ {{verse|۶|۲۲|color=black}} بامدادان گروهی که بآن طرف دریا ایستاده بودند دیدند که هیچ زورقی نبود غیر از آن که شاگردان او داخل آن شده بودند و عیسی با شاگردان خود داخل آن زورق نشده بلکه شاگردانش تنها رفته بودند ✡︎ {{verse|۶|۲۳|color=black}} لیکن زورقهای دیگر از طبریّه آمد نزدیک بآنجائی که نان خورده بودند بعد از آنکه {{روخط|خداوند}} شکر گفته بود ✡︎ {{verse|۶|۲۴|color=black}} پس چون آن گروه دیدند که عیسی و شاگردانش در آنجا نیستند ایشان نیز بکشتیهاسوار شده در طلب عیسی بکفرناحوم آمدند ✡︎ {{verse|۶|۲۵|color=black}} و چون او را در آن طرف دریا یافتند بدو گفتند ای استاد کی باینجا آمدی ✡︎ {{verse|۶|۲۶|color=black}} عیسی در جواب ایشان گفت آمین آمین بشما میگویم که مرا میطلبید نه بهسبب معجزاتی که دیدید بلکه بهسبب آن نان که خوردید و سیر شدید ✡︎ {{verse|۶|۲۷|color=black}} کار بکنید نه برای خوراک فانی بلکه برای خوراکی که تا حیات جاودانی باقی است که پسر انسان آن را بشما عطا خواهد کرد زیرا خدای پدر بر او مهر زده است ✡︎ {{verse|۶|۲۸|color=black}} بدو گفتند چه کنیم تا اعمال خدا را بجا آورده باشیم ✡︎ {{verse|۶|۲۹|color=black}} عیسی در جواب ایشان گفت عمل خدا این است که بآن کسی که او فرستاد ایمان بیاورید ✡︎ {{verse|۶|۳۰|color=black}} بدو گفتند چه معجزه مینمائی تا آن را دیده بتو ایمان آوریم چه کار میکنی ✡︎ {{verse|۶|۳۱|color=black}} پدران ما در بیابان منّ را خوردند چنانکه مکتوب است که از آسمان بدیشان نان عطا کرد تا بخورند ✡︎ {{verse|۶|۳۲|color=black}} عیسی بدیشان گفت آمینآمین بشما میگویم که موسی نان را از آسمان بشما نداد بلکه پدر من نان حقیقی را از آسمان بشما میدهد ✡︎ {{verse|۶|۳۳|color=black}} زیرا که نان خدا آن است که از آسمان نازل شده بجهان حیات میبخشد ✡︎ {{verse|۶|۳۴|color=black}} آنگاه بدو گفتند ای {{روخط|خداوند}} این نان را پیوسته بما بده ✡︎ {{verse|۶|۳۵|color=black}} عیسی بدیشان گفت من نان حیات هستم کسی که نزد من آید هرگز گرسنه نشود و هر که بمن ایمان آرد هرگز تشنه نگردد ✡︎ {{verse|۶|۳۶|color=black}} لیکن بشما گفتم که مرا هم دیدید و ایمان نیاوردید ✡︎ {{verse|۶|۳۷|color=black}} هر آنچه پدر بمن عطا کند بجانب من آید و هر که بجانب من آید او را بیرون نخواهم<noinclude></noinclude> 1h8vle9mvz94ggiuqcxck168oe8u6ve برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۵۵ 104 89153 289560 2026-06-24T18:32:38Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «نمود ✡︎ {{verse|۶|۳۸|color=black}} زیرا از آسمان نزول کردم نه تا بارادهٔ خود عمل کنم بلکه بارادهٔ فرستنده خود ✡︎ {{verse|۶|۳۹|color=black}} و ارادهٔٔ پدری که مرا فرستاد این است که از آنچه بمن عطا کرد چیزی تلف نکنم بلکه در روز بازپسین آن را برخیزانم ✡︎ {{verse|۶|۴۰|colo...» ایجاد کرد 289560 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نمود ✡︎ {{verse|۶|۳۸|color=black}} زیرا از آسمان نزول کردم نه تا بارادهٔ خود عمل کنم بلکه بارادهٔ فرستنده خود ✡︎ {{verse|۶|۳۹|color=black}} و ارادهٔٔ پدری که مرا فرستاد این است که از آنچه بمن عطا کرد چیزی تلف نکنم بلکه در روز بازپسین آن را برخیزانم ✡︎ {{verse|۶|۴۰|color=black}} و ارادهٔ فرستنده من این است که هر که پسر را دید و بدو ایمان آورد حیات جاودانی داشته باشد و من در روز بازپسین او را خواهم برخیزانید بیایمانی یهودیان ✡︎ {{verse|۶|۴۱|color=black}} پس یهودیان دربارهٔ او همهمه کردند زیرا گفته بود من هستم آن نانی که از آسمان نازل شد ✡︎ {{verse|۶|۴۲|color=black}} و گفتند آیا این عیسی پسر یوسف نیست که ما پدر و مادر او را میشناسیم پس چگونه میگوید که از آسمان نازل شدم ✡︎ {{verse|۶|۴۳|color=black}} عیسی در جواب ایشان گفت با یکدیگر همهمه مکنید ✡︎ {{verse|۶|۴۴|color=black}} کسی نمیتواند نزد من آید مگر آنکه پدری که مرا فرستاد او را جذب کند و من در روز بازپسین او را خواهم برخیزانید ✡︎ {{verse|۶|۴۵|color=black}} در انبیا مکتوب است که همهٔ از خدا تعلیم خواهند یافت پس هر که از پدر شنید و تعلیم یافت نزد من میآید ✡︎ {{verse|۶|۴۶|color=black}} نه اینکه کسی پدر را دیده باشد جز آن کسی که از جانب خداست او پدر را دیده است ✡︎ {{verse|۶|۴۷|color=black}} آمین آمین بشما میگویم هر که بمن ایمان آرد حیات جاودانی دارد ✡︎ {{verse|۶|۴۸|color=black}} من نان حیات هستم ✡︎ {{verse|۶|۴۹|color=black}} پدران شما در بیابان منّ را خوردند و مردند ✡︎ {{verse|۶|۵۰|color=black}} این نانی است که از آسمان نازل شد تا هر که از آن بخورد نمیرد ✡︎ {{verse|۶|۵۱|color=black}} من هستم آن نان زنده که از آسمان نازل شد اگر کسی از این نان بخورد تا بابد زنده خواهد ماند و نانی که من عطا میکنم جسم من است که آن را بجهت حیات جهان میبخشم ✡︎ {{verse|۶|۵۲|color=black}} پس یهودیان با یکدیگر مخاصمه کرده میگفتند چگونه این شخص میتواند جسد خود را بما دهد تا بخوریم ✡︎ {{verse|۶|۵۳|color=black}} عیسی بدیشان گفت آمین آمین بشما میگویم اگر جسد پسر انسان را نخورید و خون او را ننوشید در خود حیات ندارید ✡︎ {{verse|۶|۵۴|color=black}} و هر که جسد مرا خورد و خون مرا نوشید حیات جاودانی دارد و من در روز آخر او را خواهم برخیزانید ✡︎ {{verse|۶|۵۵|color=black}} زیرا که جسد من خوردنی حقیقی و خون من آشامیدنی حقیقی است ✡︎ {{verse|۶|۵۶|color=black}} پس هر که جسد مرا میخورَد و خون مرا مینوشد در من میماند و من در او ✡︎ {{verse|۶|۵۷|color=black}} چنانکه پدرِ زنده مرا فرستاد و من بپدر زنده هستم همچنین کسی که مرا بخورَد او نیز بمن زنده میشود ✡︎ {{verse|۶|۵۸|color=black}} این است نانی که از آسمان نازل شد نه همچنان که پدران شما منّ را خوردند و مردند بلکه هر که این نان را بخورد تا بابد زنده مانَد ✡︎ {{verse|۶|۵۹|color=black}} این سخن را وقتی که در کفرناحوم تعلیم میداد در کنیسه گفت ✡︎<noinclude></noinclude> hmpttvsr822avhtsl90fmrk6qs545jl برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۵۶ 104 89154 289561 2026-06-24T18:33:52Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{verse|۶|۶۰|color=black}} آنگاه بسیاری از شاگردان او چون این را شنیدند گفتند این کلام سخت است کِه میتواند آن را بشنود ✡︎ {{verse|۶|۶۱|color=black}} چون عیسی در خود دانست که شاگردانش در این امر همهمه میکنند بدیشان گفت آیا این شما را لغزش میدهد ✡︎ {{verse|۶|۶۲|color=black}}...» ایجاد کرد 289561 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۶|۶۰|color=black}} آنگاه بسیاری از شاگردان او چون این را شنیدند گفتند این کلام سخت است کِه میتواند آن را بشنود ✡︎ {{verse|۶|۶۱|color=black}} چون عیسی در خود دانست که شاگردانش در این امر همهمه میکنند بدیشان گفت آیا این شما را لغزش میدهد ✡︎ {{verse|۶|۶۲|color=black}} پس اگر پسر انسان را بینید که بجائی که اوّل بود صعود میکند چه ✡︎ {{verse|۶|۶۳|color=black}} روح است که زنده میکند و امّا از جسد فایدهای نیست کلامی که من بشما میگویم روح و حیات است ✡︎ {{verse|۶|۶۴|color=black}} ولیکن بعضی ازشما هستند که ایمان نمیآورند زیرا که عیسی از ابتدا میدانست کیانند که ایمان نمیآورند و کیست که او را تسلیم خواهد کرد ✡︎ {{verse|۶|۶۵|color=black}} پس گفت از این سبب بشما گفتم که کسی نزد من نمیتواند آمد مگر آنکه پدرِ من آن را بدو عطا کند ✡︎ {{verse|۶|۶۶|color=black}} در همان وقت بسیاری از شاگردان او برگشته دیگر با او همراهی نکردند ✡︎ {{verse|۶|۶۷|color=black}} آنگاه عیسی بآن دوازده گفت آیا شما نیز میخواهید بروید ✡︎ {{verse|۶|۶۸|color=black}} شمعون پِطرُس باو جواب داد {{روخط|خداوند}}ا نزد کِه برویم کلمات حیات جاودانی نزد تو است ✡︎ {{verse|۶|۶۹|color=black}} و ما ایمان آورده و شناختهایم که تو مسیح پسر خدای حّی هستی ✡︎ {{verse|۶|۷۰|color=black}} عیسی بدیشان جواب داد آیا من شما دوازده را برنگزیدم و حال آنکه یکی از شما ابلیسی است ✡︎ {{verse|۶|۷۱|color=black}} و این را دربارهٔ یهودا پسر شمعونِ اسخریوطی گفت زیرا او بود که میبایست تسلیم کننده وی بشود و یکی از آن دوازده بود ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب هفتم}}}} {{فصل|۷}} {{verse|۷|۱|color=black}} و بعد از آن عیسی در جلیل میگشت زیرا نمیخواست در یهودیّه راه رود چونکه یهودیان قصد قتل او میداشتند ✡︎ {{verse|۷|۲|color=black}} و عید یهود که عید خیمهها باشد نزدیک بود ✡︎ {{verse|۷|۳|color=black}} پس برادرانش بدو گفتند از اینجا روانه شده بیهودیّه برو تا شاگردانت نیز آن اعمالی را که تو میکنی ببینند ✡︎ {{verse|۷|۴|color=black}} زیرا هر که میخواهد آشکار شود در پنهانی کار نمیکند پس اگر این کارها را میکنی خود را بجهان بنما ✡︎ {{verse|۷|۵|color=black}} زیرا که برادرانش نیز باو ایمان نیاورده بودند ✡︎ {{verse|۷|۶|color=black}} آنگاه عیسی بدیشان گفت وقتمن هنوز نرسیده امّا وقت شما همیشه حاضر است ✡︎ {{verse|۷|۷|color=black}} جهان نمیتواند شما را دشمن دارد و لیکن مرا دشمن میدارد زیرا که من بر آن شهادت میدهم که اعمالش بد است ✡︎ {{verse|۷|۸|color=black}} شما برای این عید بروید من حال باین عید نمیآیم زیرا که وقت من هنوز تمام نشده است ✡︎ {{verse|۷|۹|color=black}} چون این را بدیشان گفت در جلیل توقّف نمود ✡︎ {{verse|۷|۱۰|color=black}} لیکن چون برادرانش برای<noinclude></noinclude> 4wtc7xza3ehk584886s14t95rwgrusx برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۵۷ 104 89155 289562 2026-06-24T18:34:18Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «عید رفته بودند او نیز آمد نه آشکار بلکه در خفا ✡︎ {{verse|۷|۱۱|color=black}} امّا یهودیان در عید او را جستجو نموده میگفتند که او کجا است ✡︎ {{verse|۷|۱۲|color=black}} و در میان مردم دربارهٔ او همهمه بسیار بود بعضی میگفتند که مردی نیکو است و دیگران میگفتند نی بلکه...» ایجاد کرد 289562 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>عید رفته بودند او نیز آمد نه آشکار بلکه در خفا ✡︎ {{verse|۷|۱۱|color=black}} امّا یهودیان در عید او را جستجو نموده میگفتند که او کجا است ✡︎ {{verse|۷|۱۲|color=black}} و در میان مردم دربارهٔ او همهمه بسیار بود بعضی میگفتند که مردی نیکو است و دیگران میگفتند نی بلکه گمراه کننده قوم است ✡︎ {{verse|۷|۱۳|color=black}} و لیکن بهسبب ترس از یهود هیچکس دربارهٔ او ظاهراً حرف نمیزد ✡︎ {{verse|۷|۱۴|color=black}} و چون نصف عید گذشته بود عیسی بهیکل آمده تعلیم میداد ✡︎ {{verse|۷|۱۵|color=black}} و یهودیان تعجّب نموده گفتند این شخص هرگز تعلیم نیافته چگونه کتب را میداند ✡︎ {{verse|۷|۱۶|color=black}} عیسی در جواب ایشان گفت تعلیم من از من نیست بلکه از فرستنده من ✡︎ {{verse|۷|۱۷|color=black}} اگر کسی بخواهد ارادهٔ او را بعمل آرد دربارهٔ تعلیم خواهد دانست که از خدا است یا آنکه من از خود سخن میرانم ✡︎ {{verse|۷|۱۸|color=black}} هر که از خود سخن گوید جلال خود را طالب بُوَد و امّا هر که طالب جلال فرستنده خود باشد او صادق است و در او ناراستی نیست ✡︎ {{verse|۷|۱۹|color=black}} آیا موسی تورات را بشما نداده است و حال آنکه کسی از شمانیست که بتورات عمل کند از برای چه میخواهید مرا بقتل رسانید ✡︎ {{verse|۷|۲۰|color=black}} آنگاه همهٔ در جواب گفتند تو دیو داری کِه اراده دارد تو را بکشد ✡︎ {{verse|۷|۲۱|color=black}} عیسی در جواب ایشان گفت یک عمل نمودم و همهٔ شما از آن متعجّب شدید ✡︎ {{verse|۷|۲۲|color=black}} موسی ختنه را بشما داد نه آنکه از موسی باشد بلکه از اجداد و در روز سَبَّت مردم را ختنه میکنید ✡︎ {{verse|۷|۲۳|color=black}} پس اگر کسی در روز سَبَّت مختون شود تا شریعت موسی شکسته نشود چرا بر من خشم میآورید از آن سبب که در روز سَبَّت شخصی را شفای کامل دادم ✡︎ {{verse|۷|۲۴|color=black}} بحسب ظاهر داوری مکنید بلکه براستی داوری نمایید ✡︎ {{verse|۷|۲۵|color=black}} پس بعضی از اهل اورشلیم گفتند آیا این آن نیست که قصد قتل او دارند ✡︎ {{verse|۷|۲۶|color=black}} و اینک آشکارا حرف میزند و بدو هیچ نمیگویند آیا رؤسا یقیناً میدانند که او در حقیقت مسیح است ✡︎ {{verse|۷|۲۷|color=black}} لیکن این شخص را میدانیم از کجا است امّا مسیح چون آید هیچکس نمیشناسد که از کجا است ✡︎ {{verse|۷|۲۸|color=black}} و عیسی چون در هیکل تعلیم میداد ندا کرده گفت مرا میشناسید و نیز میدانید از کجا هستم و از خود نیامدهام بلکه فرستنده من حقّ است که شما او را نمیشناسید ✡︎ {{verse|۷|۲۹|color=black}} امّا من او را میشناسم زیرا که از او هستم و او مرا فرستاده است ✡︎ {{verse|۷|۳۰|color=black}} آنگاه خواستند او را گرفتار کنند ولیکن کسی بر او دست نینداخت زیرا که ساعت او هنوز نرسیده بود ✡︎ {{verse|۷|۳۱|color=black}} آنگاه بسیاری از آن گروه بدو ایمان آوردند و گفتند آیا چون مسیح آید معجزات بیشتر از اینها که این شخص مینماید خواهد نمود ✡︎<noinclude></noinclude> 8sstvcutr2sboqvi4ju9y79gqmad09o برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۵۸ 104 89156 289563 2026-06-24T18:34:40Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «عید رفته بودند او نیز آمد نه آشکار بلکه در خفا ✡︎ {{verse|۷|۱۱|color=black}} امّا یهودیان در عید او را جستجو نموده میگفتند که او کجا است ✡︎ {{verse|۷|۱۲|color=black}} و در میان مردم دربارهٔ او همهمه بسیار بود بعضی میگفتند که مردی نیکو است و دیگران میگفتند نی بلکه...» ایجاد کرد 289563 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>عید رفته بودند او نیز آمد نه آشکار بلکه در خفا ✡︎ {{verse|۷|۱۱|color=black}} امّا یهودیان در عید او را جستجو نموده میگفتند که او کجا است ✡︎ {{verse|۷|۱۲|color=black}} و در میان مردم دربارهٔ او همهمه بسیار بود بعضی میگفتند که مردی نیکو است و دیگران میگفتند نی بلکه گمراه کننده قوم است ✡︎ {{verse|۷|۱۳|color=black}} و لیکن بهسبب ترس از یهود هیچکس دربارهٔ او ظاهراً حرف نمیزد ✡︎ {{verse|۷|۱۴|color=black}} و چون نصف عید گذشته بود عیسی بهیکل آمده تعلیم میداد ✡︎ {{verse|۷|۱۵|color=black}} و یهودیان تعجّب نموده گفتند این شخص هرگز تعلیم نیافته چگونه کتب را میداند ✡︎ {{verse|۷|۱۶|color=black}} عیسی در جواب ایشان گفت تعلیم من از من نیست بلکه از فرستنده من ✡︎ {{verse|۷|۱۷|color=black}} اگر کسی بخواهد ارادهٔ او را بعمل آرد دربارهٔ تعلیم خواهد دانست که از خدا است یا آنکه من از خود سخن میرانم ✡︎ {{verse|۷|۱۸|color=black}} هر که از خود سخن گوید جلال خود را طالب بُوَد و امّا هر که طالب جلال فرستنده خود باشد او صادق است و در او ناراستی نیست ✡︎ {{verse|۷|۱۹|color=black}} آیا موسی تورات را بشما نداده است و حال آنکه کسی از شمانیست که بتورات عمل کند از برای چه میخواهید مرا بقتل رسانید ✡︎ {{verse|۷|۲۰|color=black}} آنگاه همهٔ در جواب گفتند تو دیو داری کِه اراده دارد تو را بکشد ✡︎ {{verse|۷|۲۱|color=black}} عیسی در جواب ایشان گفت یک عمل نمودم و همهٔ شما از آن متعجّب شدید ✡︎ {{verse|۷|۲۲|color=black}} موسی ختنه را بشما داد نه آنکه از موسی باشد بلکه از اجداد و در روز سَبَّت مردم را ختنه میکنید ✡︎ {{verse|۷|۲۳|color=black}} پس اگر کسی در روز سَبَّت مختون شود تا شریعت موسی شکسته نشود چرا بر من خشم میآورید از آن سبب که در روز سَبَّت شخصی را شفای کامل دادم ✡︎ {{verse|۷|۲۴|color=black}} بحسب ظاهر داوری مکنید بلکه براستی داوری نمایید ✡︎ {{verse|۷|۲۵|color=black}} پس بعضی از اهل اورشلیم گفتند آیا این آن نیست که قصد قتل او دارند ✡︎ {{verse|۷|۲۶|color=black}} و اینک آشکارا حرف میزند و بدو هیچ نمیگویند آیا رؤسا یقیناً میدانند که او در حقیقت مسیح است ✡︎ {{verse|۷|۲۷|color=black}} لیکن این شخص را میدانیم از کجا است امّا مسیح چون آید هیچکس نمیشناسد که از کجا است ✡︎ {{verse|۷|۲۸|color=black}} و عیسی چون در هیکل تعلیم میداد ندا کرده گفت مرا میشناسید و نیز میدانید از کجا هستم و از خود نیامدهام بلکه فرستنده من حقّ است که شما او را نمیشناسید ✡︎ {{verse|۷|۲۹|color=black}} امّا من او را میشناسم زیرا که از او هستم و او مرا فرستاده است ✡︎ {{verse|۷|۳۰|color=black}} آنگاه خواستند او را گرفتار کنند ولیکن کسی بر او دست نینداخت زیرا که ساعت او هنوز نرسیده بود ✡︎ {{verse|۷|۳۱|color=black}} آنگاه بسیاری از آن گروه بدو ایمان آوردند و گفتند آیا چون مسیح آید معجزات بیشتر از اینها که این شخص مینماید خواهد نمود ✡︎<noinclude></noinclude> 8sstvcutr2sboqvi4ju9y79gqmad09o 289564 289563 2026-06-24T18:35:26Z Hanooz 17889 289564 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۷|۳۲|color=black}} چون فریسیان شنیدند که خلق دربارهٔ او این همهمه میکنند فریسیان و رؤسای کَهَنَه خادمان فرستادند تا او را بگیرند ✡︎ {{verse|۷|۳۳|color=black}} آنگاه عیسی گفت اندک زمانی دیگر با شما هستم بعد نزد فرستنده خود میروم ✡︎ {{verse|۷|۳۴|color=black}} و مرا طلب خواهید کرد و نخواهید یافت و آنجائی که من هستم شما نمیتوانید آمد ✡︎ {{verse|۷|۳۵|color=black}} پس یهودیان با یکدیگر گفتند او کجا میخواهد برود که ما او را نمییابیم آیا اراده دارد بسوی پراکندگان یونانیان رود و یونانیان را تعلیم دهد ✡︎ {{verse|۷|۳۶|color=black}} این چه کلامی است که گفت مرا طلب خواهید کرد و نخواهید یافت و جائی که من هستم شما نمیتوانید آمد ✡︎ {{verse|۷|۳۷|color=black}} و در روز آخر که روز بزرگ عید بود عیسی ایستاده ندا کرد و گفت هر که تشنه باشد نزد من آید و بنوشد ✡︎ {{verse|۷|۳۸|color=black}} کسی که بمن ایمان آورد چنانکه کتاب میگوید از بطن او نهرهای آب زنده جاری خواهد شد ✡︎ {{verse|۷|۳۹|color=black}} امّا این را گفت دربارهٔ روح که هر که باو ایمان آرد او را خواهد یافت زیرا که روحالقدس هنوز عطا نشده بود چونکه عیسی تا بحال جلال نیافته بود ✡︎ {{verse|۷|۴۰|color=black}} آنگاه بسیاری از آن گروه چون این کلام را شنیدند گفتند در حقیقت این شخص همان نبی است ✡︎ {{verse|۷|۴۱|color=black}} و بعضی گفتند او مسیح است و بعضی گفتند مگر مسیح از جلیل خواهد آمد ✡︎ {{verse|۷|۴۲|color=black}} آیا کتاب نگفته است که از نسل داود و از بیتلحم دهی که داود در آن بود مسیح ظاهرخواهد شد ✡︎ {{verse|۷|۴۳|color=black}} پس دربارهٔ او در میان مردم اختلاف افتاد ✡︎ {{verse|۷|۴۴|color=black}} و بعضی از ایشان خواستند او را بگیرند و لکن هیچکس بر او دست نینداخت ✡︎ {{verse|۷|۴۵|color=black}} پس خادمان نزد رؤسای کَهَنَه و فریسیان آمدند آنها بدیشان گفتند برای چه او را نیاوردید ✡︎ {{verse|۷|۴۶|color=black}} خادمان در جواب گفتند هرگز کسی مثل این شخص سخن نگفته است ✡︎ {{verse|۷|۴۷|color=black}} آنگاه فریسیان در جواب ایشان گفتند آیا شما نیز گمراه شدهاید ✡︎ {{verse|۷|۴۸|color=black}} مگر کسی از سرداران یا از فریسیان باو ایمان آورده است ✡︎ {{verse|۷|۴۹|color=black}} ولیکن این گروه که شریعت را نمیدانند ملعون میباشند ✡︎ {{verse|۷|۵۰|color=black}} نیقودیموس آنکه در شب نزد او آمده و یکی از ایشان بود بدیشان گفت ✡︎ {{verse|۷|۵۱|color=black}} آیا شریعت ما بر کسی فتوی میدهد جز آنکه اوّل سخن او را بشنوند و کار او را دریافت کنند ✡︎ {{verse|۷|۵۲|color=black}} ایشان در جواب وی گفتند مگر تو نیز جلیلی هستی تفحّص کن و ببین زیرا که هیچ نبی از جلیل برنخاسته است ✡︎ {{verse|۷|۵۳|color=black}} پس هر یک بخانهٔ خود رفتند ✡︎<noinclude></noinclude> d41fvsova4tywgf896ksr4u4e85azkw برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۵۹ 104 89157 289565 2026-06-24T18:35:54Z Hanooz 17889 ` 289565 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب هشتم}}}} {{فصل|۸}} {{verse|۸|۱|color=black}} امّا عیسی بکوه زیتون رفت ✡︎ {{verse|۸|۲|color=black}} و بامدادانباز بهیکل آمد و چون جمیع قوم نزد او آمدند نشسته ایشان را تعلیم میداد ✡︎ {{verse|۸|۳|color=black}} که ناگاه کاتبان و فریسیان زنی را که در زنا گرفته شده بود پیش او آوردند و او را در میان برپا داشته ✡︎ {{verse|۸|۴|color=black}} بدو گفتند ای استاد این زن در عین عمل زنا گرفته شد ✡︎ {{verse|۸|۵|color=black}} و موسی در تورات بما حکم کرده است که چنین زنان سنگسار شوند امّا تو چه میگویی ✡︎ {{verse|۸|۶|color=black}} و این را از روی امتحان بدو گفتند تاادّعائی بر او پیدا کنند امّا عیسی سر بزیر افکنده بانگشت خود بر روی زمین مینوشت ✡︎ {{verse|۸|۷|color=black}} و چون در سؤال کردن الحاح مینمودند راست شده بدیشان گفت هر که از شما گناه ندارد اوّل بر او سنگ اندازد ✡︎ {{verse|۸|۸|color=black}} و باز سر بزیر افکنده بر زمین مینوشت ✡︎ {{verse|۸|۹|color=black}} پس چون شنیدند از ضمیر خود ملزم شده از مشایخ شروع کرده تا بآخر یک یک بیرون رفتند و عیسی تنها باقی ماند با آن زن که در میان ایستاده بود ✡︎ {{verse|۸|۱۰|color=black}} پس عیسی چون راست شد و غیر از زن کسی را ندید بدو گفت ای زن آن مدّعیان تو کجا شدند آیا هیچکس بر تو فتوا نداد ✡︎ {{verse|۸|۱۱|color=black}} گفت هیچکس ای آقا عیسی گفت من هم بر تو فتوا نمیدهم برو دیگر گناه مکن ✡︎ {{verse|۸|۱۲|color=black}} پس عیسی باز بدیشان خطاب کرده گفت من نورِ عالم هستم کسی که مرا متابعت کند در ظلمت سالک نشود بلکه نور حیات را یابد ✡︎ {{verse|۸|۱۳|color=black}} آنگاه فریسیان بدو گفتند تو بر خود شهادت میدهی پس شهادت تو راست نیست ✡︎ {{verse|۸|۱۴|color=black}} عیسی در جواب ایشان گفت هرچند من بر خود شهادت میدهم شهادت من راست است زیرا که میدانم از کجا آمدهام و بکجا خواهم رفت لیکن شما نمیدانید از کجا آمدهام و بکجا میروم ✡︎ {{verse|۸|۱۵|color=black}} شما بحسب جسم حکم میکنید امّا من بر هیچکس حکم نمیکنم ✡︎ {{verse|۸|۱۶|color=black}} و اگر من حکم دهم حکم من راست است از آنرو که تنها نیستم بلکه من و پدری که مرا فرستاد ✡︎ {{verse|۸|۱۷|color=black}} و نیز در شریعت شما مکتوب است که شهادت دو کسحقّ است ✡︎ {{verse|۸|۱۸|color=black}} من بر خود شهادت میدهم و پدری که مرا فرستاد نیز برای من شهادت میدهد ✡︎ {{verse|۸|۱۹|color=black}} بدو گفتند پدر تو کجا است عیسی جواب داد که نه مرا میشناسید و نه پدر مرا هرگاه مرا میشناختید پدر مرا نیز میشناختید ✡︎ {{verse|۸|۲۰|color=black}} و این کلام را عیسی در بیتالمال گفت وقتی که در هیکل تعلیم<noinclude></noinclude> d5ly3nmktqzbeo8rek2e33wba5pke8t برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۶۰ 104 89158 289566 2026-06-24T18:36:23Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «میداد و هیچکس او را نگرفت بجهت آنکه ساعت او هنوز نرسیده بود ✡︎ {{verse|۸|۲۱|color=black}} باز عیسی بدیشان گفت من میروم و مرا طلب خواهید کرد و در گناهان خود خواهید مرد و جائی که من میروم شما نمیتوانید آمد ✡︎ {{verse|۸|۲۲|color=black}} یهودیان گفتند آیا ارادهٔ قتل خ...» ایجاد کرد 289566 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>میداد و هیچکس او را نگرفت بجهت آنکه ساعت او هنوز نرسیده بود ✡︎ {{verse|۸|۲۱|color=black}} باز عیسی بدیشان گفت من میروم و مرا طلب خواهید کرد و در گناهان خود خواهید مرد و جائی که من میروم شما نمیتوانید آمد ✡︎ {{verse|۸|۲۲|color=black}} یهودیان گفتند آیا ارادهٔ قتل خود دارد که میگوید بجائی خواهم رفت که شما نمیتوانید آمد ✡︎ {{verse|۸|۲۳|color=black}} ایشان را گفت شما از پایین میباشید امّا من از بالا شما از این جهان هستید لیکن من از این جهان نیستم ✡︎ {{verse|۸|۲۴|color=black}} از این جهت بشما گفتم که در گناهان خود خواهید مرد زیرا اگر باور نکنید که من هستم در گناهان خود خواهید مرد ✡︎ {{verse|۸|۲۵|color=black}} بدو گفتند تو کیستی عیسی بدیشان گفت همانم که از اوّل نیز بشما گفتم ✡︎ {{verse|۸|۲۶|color=black}} من چیزهای بسیار دارم که دربارهٔ شما بگویم و حکم کنم لکن آنکه مرا فرستاد حقّ است و من آنچه از او شنیدهام بجهان میگویم ✡︎ {{verse|۸|۲۷|color=black}} ایشان نفهمیدند که بدیشان دربارهٔ پدر سخن میگوید ✡︎ {{verse|۸|۲۸|color=black}} عیسی بدیشان گفت وقتی که پسر انسان را بلند کردید آن وقت خواهید دانست که من هستم و از خود کاری نمیکنم بلکه بآنچه پدرم مرا تعلیم داد تکلّم میکنم ✡︎ {{verse|۸|۲۹|color=black}} و او که مرا فرستاد با من است وپدر مرا تنها نگذارده است زیرا که من همیشه کارهای پسندیده او را بجا میآورم ✡︎ {{verse|۸|۳۰|color=black}} چون این را گفت بسیاری بدو ایمان آوردند ✡︎ {{verse|۸|۳۱|color=black}} پس عیسی بیهودیانی که بدو ایمان آوردند گفت اگر شما در کلام من بمانید فیالحقیقهٔ شاگرد من خواهید شد ✡︎ {{verse|۸|۳۲|color=black}} و حقّ را خواهید شناخت و حقّ شما را آزاد خواهد کرد ✡︎ {{verse|۸|۳۳|color=black}} بدو جواب دادند که اولاد ابراهیم میباشیم و هرگز هیچکس را غلام نبودهایم پس چگونه تو میگویی که آزاد خواهید شد ✡︎ {{verse|۸|۳۴|color=black}} عیسی در جواب ایشان گفت آمین آمین بشما میگویم هر که گناه میکند غلام گناه است ✡︎ {{verse|۸|۳۵|color=black}} و غلام همیشه در خانه نمیماند امّا پسر همیشه میماند ✡︎ {{verse|۸|۳۶|color=black}} پس اگر پسرْ شما را آزاد کند در حقیقت آزاد خواهید بود ✡︎ {{verse|۸|۳۷|color=black}} میدانم که اولاد ابراهیم هستید لیکن میخواهید مرا بکشید زیرا کلام من در شما جای ندارد ✡︎ {{verse|۸|۳۸|color=black}} من آنچه نزد پدر خود دیدهام میگویم و شما آنچه نزد پدر خود دیدهاید میکنید ✡︎ {{verse|۸|۳۹|color=black}} در جواب او گفتند که پدر ما ابراهیم است عیسی بدیشان گفت اگر اولاد ابراهیم میبودید اعمال ابراهیم را بجا میآوردید ✡︎ {{verse|۸|۴۰|color=black}} ولیکن الآن میخواهید مرا بکشید و من شخصی هستم که با شما براستی که از خدا شنیدهام تکلّم میکنم ابراهیم چنین نکرد ✡︎ {{verse|۸|۴۱|color=black}} شما اعمال پدر خود را بجا میآورید بدو گفتند که ما از زنا زاییده نشدهایم یک پدر داریم که خدا<noinclude></noinclude> f0m3pzvbqjbd6p1fcf687l54vq6l6ed برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۶۱ 104 89159 289567 2026-06-24T18:37:31Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «باشد ✡︎ {{verse|۸|۴۲|color=black}} عیسی بایشان گفت اگر خدا پدر شما میبود مرا دوست میداشتید زیرا که من از جانب خدا صادر شده و آمدهام زیرا که من از پیش خود نیامدهام بلکه او مرا فرستاده است ✡︎ {{verse|۸|۴۳|color=black}} برای چه سخن مرا نمیفهمید از آنجهت که کلام مرا ن...» ایجاد کرد 289567 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>باشد ✡︎ {{verse|۸|۴۲|color=black}} عیسی بایشان گفت اگر خدا پدر شما میبود مرا دوست میداشتید زیرا که من از جانب خدا صادر شده و آمدهام زیرا که من از پیش خود نیامدهام بلکه او مرا فرستاده است ✡︎ {{verse|۸|۴۳|color=black}} برای چه سخن مرا نمیفهمید از آنجهت که کلام مرا نمیتوانید بشنوید ✡︎ {{verse|۸|۴۴|color=black}} شما از پدر خود ابلیس میباشید و خواهشهای پدر خود را میخواهید بعمل آرید او از اوّل قاتل بود و در راستی ثابت نمیباشد از آنجهت که در او راستی نیست هرگاه بدروغ سخن میگوید از ذات خود میگوید زیرا دروغگو و پدر دروغگویان است ✡︎ {{verse|۸|۴۵|color=black}} و امّا من از این سبب که راست میگویم مرا باور نمیکنید ✡︎ {{verse|۸|۴۶|color=black}} کیست از شما که مرا بگناه ملزم سازد پس اگر راست میگویم چرا مرا باور نمیکنید ✡︎ {{verse|۸|۴۷|color=black}} کسی که از خدا است کلام خدا را میشنود و از این سبب شما نمیشنوید که از خدا نیستید ✡︎ {{verse|۸|۴۸|color=black}} پس یهودیان در جواب او گفتند آیا ما خوب نگفتیم که تو سامری هستی و دیو داری ✡︎ {{verse|۸|۴۹|color=black}} عیسی جواب داد که من دیو ندارم لکن پدر خود را حرمت میدارم و شما مرا بیحرمت میسازید ✡︎ {{verse|۸|۵۰|color=black}} من جلال خود را طالب نیستم کسی هست که میطلبد و داوری میکند ✡︎ {{verse|۸|۵۱|color=black}} آمین آمین بشما میگویم اگر کسی کلام مرا حفظ کند موت را تا بابد نخواهد دید ✡︎ {{verse|۸|۵۲|color=black}} پس یهودیان بدو گفتند الآن دانستیم که دیو داری ابراهیم و انبیا مردند و تو میگویی اگر کسی کلام مرا حفظ کند موت را تا بابد نخواهد چشید ✡︎ {{verse|۸|۵۳|color=black}} آیا تو از پدر ما ابراهیم که مُرد و انبیائی کهمُردند بزرگتر هستی خود را کِه میدانی ✡︎ {{verse|۸|۵۴|color=black}} عیسی جواب داد اگر خود را جلال دهم جلال من چیزی نباشد پدر من آن است که مرا جلال میبخشد آنکه شما میگویید خدای ما است ✡︎ {{verse|۸|۵۵|color=black}} و او را نمیشناسید امّا من او را میشناسم و اگر گویم او را نمیشناسم مثل شما دروغگو میباشم لیکن او را میشناسم و قول او را نگاه میدارم ✡︎ {{verse|۸|۵۶|color=black}} پدر شما ابراهیم شادی کرد بر اینکه روز مرا ببیند و دید و شادمان گردید ✡︎ {{verse|۸|۵۷|color=black}} یهودیان بدو گفتند هنوز پنجاه سال نداری و ابراهیم را دیدهای ✡︎ {{verse|۸|۵۸|color=black}} عیسی بدیشان گفت آمین آمین بشما میگویم که پیش از آنکه ابراهیم پیدا شود من هستم ✡︎ {{verse|۸|۵۹|color=black}} آنگاه سنگها برداشتند تا او را سنگسار کنند امّا عیسی خود را مخفی ساخت و از میان گذشته از هیکل بیرون شد و همچنین برفت ✡︎<noinclude></noinclude> lusrxeoihq433tkv2ch5egb4ipo6jir برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۶۲ 104 89160 289568 2026-06-24T18:37:45Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب نهم}}}} {{فصل|۹}} {{verse|۹|۱|color=black}} و وقتی که میرفت کوری مادرزاد دید ✡︎ {{verse|۹|۲|color=black}} و شاگردانش از او سؤال کرده گفتند ای استاد گناه کِه کرد این شخص یا والدین او که کور زاییده شد ✡︎ {{verse|۹|۳|color=black}} عیسی جواب داد که گناه نه این شخص کرد...» ایجاد کرد 289568 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب نهم}}}} {{فصل|۹}} {{verse|۹|۱|color=black}} و وقتی که میرفت کوری مادرزاد دید ✡︎ {{verse|۹|۲|color=black}} و شاگردانش از او سؤال کرده گفتند ای استاد گناه کِه کرد این شخص یا والدین او که کور زاییده شد ✡︎ {{verse|۹|۳|color=black}} عیسی جواب داد که گناه نه این شخص کرد و نه پدر و مادرش بلکه تا اعمال خدا در وی ظاهر شود ✡︎ {{verse|۹|۴|color=black}} مادامی که روز است مرا باید بکارهای فرستنده خود مشغول باشم شب میآید که در آن هیچکس نمیتواند کاری کند ✡︎ {{verse|۹|۵|color=black}} مادامی که در جهان هستم نور جهانم ✡︎ {{verse|۹|۶|color=black}} این را گفت و آب دهان بر زمین انداخته از آب گِل ساخت و گِل را بچشمان کور مالید ✡︎ {{verse|۹|۷|color=black}} و بدو گفت برو در حوض سیلوحا [که بمعنی مُرْسَلاست] بشوی پس رفته شست و بینا شده برگشت ✡︎ {{verse|۹|۸|color=black}} پس همسایگان و کسانی که او را پیش از آن در حالت کوری دیده بودند گفتند آیا این آن نیست که مینشست و گدائی میکرد ✡︎ {{verse|۹|۹|color=black}} بعضی گفتند همان است و بعضی گفتند شباهت بدو دارد او گفت من همانم ✡︎ {{verse|۹|۱۰|color=black}} بدو گفتند پس چگونه چشمان تو باز گشت ✡︎ {{verse|۹|۱۱|color=black}} او جواب داد شخصی که او را عیسی میگویند گِل ساخت و بر چشمان من مالیده بمن گفت بحوض سیلوحا برو و بشوی آنگاه رفتم و شسته بینا گشتم ✡︎ {{verse|۹|۱۲|color=black}} به وی گفتند آن شخص کجا است گفت نمیدانم ✡︎ {{verse|۹|۱۳|color=black}} پس او را که پیشتر کور بود نزد فریسیان آوردند ✡︎ {{verse|۹|۱۴|color=black}} و آن روزی که عیسی گِل ساخته چشمان او را باز کرد روز سَبَّت بود ✡︎ {{verse|۹|۱۵|color=black}} آنگاه فریسیان نیز از او سؤال کردند که چگونه بینا شدی بدیشان گفت گِل بچشمهای من گذارد پس شستم و بینا شدم ✡︎ {{verse|۹|۱۶|color=black}} بعضی از فریسیان گفتند آن شخص از جانب خدا نیست زیرا که سَبَّت را نگاه نمیدارد دیگران گفتند چگونه شخص گناهکار میتواند مثل این معجزات ظاهر سازد و در میان ایشان اختلاف افتاد ✡︎ {{verse|۹|۱۷|color=black}} باز بدان کور گفتند تو دربارهٔ او چه میگویی که چشمان تو را بینا ساخت گفت نبی است ✡︎ {{verse|۹|۱۸|color=black}} لیکن یهودیان سرگذشت او را باور نکردند که کور بوده و بینا شده است تا آنکه پدر و مادر آن بینا شده را طلبیدند ✡︎ {{verse|۹|۱۹|color=black}} و از ایشان سؤال کرده گفتند آیا این است پسر شما که میگویید کور متولّد شده پس چگونه الحال بینا گشته است ✡︎ {{verse|۹|۲۰|color=black}} پدر و مادر او در جواب ایشان گفتندمیدانیم که این پسر ما است و کور متولّد شده ✡︎<noinclude></noinclude> nke8fpaxv27hi6s9pu929s5b7dqoc7a برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۶۳ 104 89161 289569 2026-06-24T18:37:58Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{verse|۹|۲۱|color=black}} لیکن الحال چطور میبیند نمیدانیم و نمیدانیم کِه چشمان او را باز نموده او بالغ است از وی سؤال کنید تا او احوال خود را بیان کند ✡︎ {{verse|۹|۲۲|color=black}} پدر و مادر او چنین گفتند زیرا که از یهودیان میترسیدند از آنرو که یهودیان با خود عهد...» ایجاد کرد 289569 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۹|۲۱|color=black}} لیکن الحال چطور میبیند نمیدانیم و نمیدانیم کِه چشمان او را باز نموده او بالغ است از وی سؤال کنید تا او احوال خود را بیان کند ✡︎ {{verse|۹|۲۲|color=black}} پدر و مادر او چنین گفتند زیرا که از یهودیان میترسیدند از آنرو که یهودیان با خود عهد کرده بودند که هر که اعتراف کند که او مسیح است از کنیسه بیرونش کنند ✡︎ {{verse|۹|۲۳|color=black}} و از اینجهت والدین او گفتند او بالغ است از خودش بپرسید ✡︎ {{verse|۹|۲۴|color=black}} پس آن شخص را که کور بود باز خوانده بدو گفتند خدا را تمجید کن ما میدانیم که این شخص گناهکار است ✡︎ {{verse|۹|۲۵|color=black}} او جواب داد اگر گناهکار است نمیدانم یک چیز میدانم که کور بودم و الآن بینا شدهام ✡︎ {{verse|۹|۲۶|color=black}} باز بدو گفتند با تو چه کرد و چگونه چشمهای تو را باز کرد ✡︎ {{verse|۹|۲۷|color=black}} ایشان را جواب داد که الآن بشما گفتم نشنیدید و برای چه باز میخواهید بشنوید آیا شما نیز اراده دارید شاگرد او بشوید ✡︎ {{verse|۹|۲۸|color=black}} پس او را دشنام داده گفتند تو شاگرد او هستی ما شاگرد موسی میباشیم ✡︎ {{verse|۹|۲۹|color=black}} ما میدانیم که خدا با موسی تکلّم کرد امّا این شخص را نمیدانیم از کجا است ✡︎ {{verse|۹|۳۰|color=black}} آن مرد جواب داده بدیشان گفت این عجب است که شما نمیدانید از کجا است و حال آنکه چشمهای مرا باز کرد ✡︎ {{verse|۹|۳۱|color=black}} و میدانیم که خدا دعای گناهکاران را نمیشنود و لیکن اگر کسی خداپرست باشد و ارادهٔ او را بجا آرد او را میشنود ✡︎ {{verse|۹|۳۲|color=black}} از ابتدای عالم شنیده نشده است که کسی چشمان کور مادرزاد را باز کرده باشد ✡︎ {{verse|۹|۳۳|color=black}} اگر این شخص از خدا نبودی هیچ کار نتوانستی کرد ✡︎ {{verse|۹|۳۴|color=black}} در جواب وی گفتند تو بکلّی با گناه متولّد شدهای آیا تو ما را تعلیم میدهی پس او را بیرون راندند ✡︎ {{verse|۹|۳۵|color=black}} عیسی چون شنید که او را بیرون کردهاند وی را جسته گفت آیا تو بپسر خدا ایمان داری ✡︎ {{verse|۹|۳۶|color=black}} او در جواب گفت ای آقا کیست تا باو ایمان آورم ✡︎ {{verse|۹|۳۷|color=black}} عیسی بدو گفت تو نیز او را دیدهای و آنکه با تو تکلّم میکند همان است ✡︎ {{verse|۹|۳۸|color=black}} گفت ای {{روخط|خداوند}} ایمان آوردم پس او را پرستش نمود ✡︎ {{verse|۹|۳۹|color=black}} آنگاه عیسی گفت من در این جهان بجهت داوری آمدم تا کوران بینا و بینایان کور شوند ✡︎ {{verse|۹|۴۰|color=black}} بعضی از فریسیان که با او بودند چون این کلام را شنیدند گفتند آیا ما نیز کور هستیم ✡︎ {{verse|۹|۴۱|color=black}} عیسی بدیشان گفت اگر کور میبودید گناهی نمیداشتید و لکن الآن میگویید بینا هستیم پس گناه شما میماند ✡︎<noinclude></noinclude> dcc5a6bfwk9awvhfhvfhfxpalj5q3ne برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۶۴ 104 89162 289570 2026-06-24T18:38:21Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب دهم}}}} {{فصل|۱۰}} {{verse|۱۰|۱|color=black}} آمین آمین بشما میگویم هر که از در بآغل گوسفند داخل نشود بلکه از راه دیگر بالا رود او دزد و راهزن است ✡︎ {{verse|۱۰|۲|color=black}} و امّا آنکه از در داخل شود شبان گوسفندان است ✡︎ {{verse|۱۰|۳|color=black}} دربان بجهت ا...» ایجاد کرد 289570 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب دهم}}}} {{فصل|۱۰}} {{verse|۱۰|۱|color=black}} آمین آمین بشما میگویم هر که از در بآغل گوسفند داخل نشود بلکه از راه دیگر بالا رود او دزد و راهزن است ✡︎ {{verse|۱۰|۲|color=black}} و امّا آنکه از در داخل شود شبان گوسفندان است ✡︎ {{verse|۱۰|۳|color=black}} دربان بجهت او میگشاید و گوسفندان آواز او را میشنوند و گوسفندان خود را نام بنام میخواند و ایشان را بیرون میبرد ✡︎ {{verse|۱۰|۴|color=black}} و وقتی که گوسفندان خود را بیرون بَرَد پیش روی ایشان میخرامد و گوسفندان از عقب او میروند زیرا که آواز او را میشناسند ✡︎ {{verse|۱۰|۵|color=black}} لیکن غریب را متابعت نمیکنند بلکه از او میگریزند زیرا که آواز غریبان را نمیشناسند ✡︎ {{verse|۱۰|۶|color=black}} و این مَثَل را عیسی برای ایشان آورد امّا ایشان نفهمیدند که چه چیز بدیشان میگوید ✡︎ {{verse|۱۰|۷|color=black}} آنگاه عیسی بدیشان باز گفت آمین آمین بهشما میگویم که من درِ گوسفندان هستم ✡︎ {{verse|۱۰|۸|color=black}} جمیع کسانی که پیش از من آمدند دزد و راهزن هستند لیکن گوسفندان سخن ایشان را نشنیدند ✡︎ {{verse|۱۰|۹|color=black}} من در هستم هر که از من داخل گردد نجات یابد و بیرون و درون خرامد و علوفه یابد ✡︎ {{verse|۱۰|۱۰|color=black}} دزد نمیآید مگر آنکه بدزدد و بکشد و هلاک کند من آمدم تا ایشان حیات یابند و آن را زیادتر حاصل کنند ✡︎ {{verse|۱۰|۱۱|color=black}} من شبان نیکو هستم شبان نیکو جان خود را در راه گوسفندان مینهد ✡︎ {{verse|۱۰|۱۲|color=black}} امّا مزدوری که شبان نیست و گوسفندان از آنِ او نمیباشند چون بیند که گرگ میآید گوسفندان را گذاشته فرار میکند و گرگ گوسفندان را میگیرد و پراکنده میسازد ✡︎ {{verse|۱۰|۱۳|color=black}} مزدور میگریزد چونکه مزدور است و بفکر گوسفندان نیست ✡︎ {{verse|۱۰|۱۴|color=black}} من شبان نیکو هستم و خاصّان خود را میشناسم و خاصّان من مرا میشناسند ✡︎ {{verse|۱۰|۱۵|color=black}} چنانکه پدر مرا میشناسد و من پدر را میشناسم و جان خود را در راه گوسفندان مینهم ✡︎ {{verse|۱۰|۱۶|color=black}} و مرا گوسفندان دیگر هست که از این آغل نیستند باید آنها را نیز بیاورم و آواز مرا خواهند شنید و یک گله و یک شبان خواهند شد ✡︎ {{verse|۱۰|۱۷|color=black}} و از این سبب پدر مرا دوست میدارد که من جان خود را مینهم تا آن را باز گیرم ✡︎ {{verse|۱۰|۱۸|color=black}} کسی آن را از من نمیگیرد بلکه من خود آن را مینهم قدرت دارم که آن را بنهم و قدرت دارم آن را باز گیرم این حکم را از پدر خود یافتم ✡︎ {{verse|۱۰|۱۹|color=black}} باز بهسبب این کلام در میان یهودیان اختلاف افتاد ✡︎ {{verse|۱۰|۲۰|color=black}} بسیاری از ایشان گفتند که دیو دارد و دیوانه است برای چه بدو گوش میدهید ✡︎ {{verse|۱۰|۲۱|color=black}} دیگران گفتند که<noinclude></noinclude> m21330ooxw5cd6zi4q1h6e7ibqlvapz برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۶۵ 104 89163 289571 2026-06-24T18:38:43Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «این سخنان دیوانه نیست آیا دیو میتواند چشم کوران را باز کند ✡︎ {{verse|۱۰|۲۲|color=black}} پس در اورشلیم عید تجدید شد و زمستان بود ✡︎ {{verse|۱۰|۲۳|color=black}} و عیسی در هیکل در رواق سلیمان میخرامید ✡︎ {{verse|۱۰|۲۴|color=black}} پس یهودیان دور او را گرفته بدو گفتند تا کی...» ایجاد کرد 289571 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>این سخنان دیوانه نیست آیا دیو میتواند چشم کوران را باز کند ✡︎ {{verse|۱۰|۲۲|color=black}} پس در اورشلیم عید تجدید شد و زمستان بود ✡︎ {{verse|۱۰|۲۳|color=black}} و عیسی در هیکل در رواق سلیمان میخرامید ✡︎ {{verse|۱۰|۲۴|color=black}} پس یهودیان دور او را گرفته بدو گفتند تا کی ما را متردّد داری اگر تو مسیح هستی آشکارا بما بگو ✡︎ {{verse|۱۰|۲۵|color=black}} عیسی بدیشان جواب داد من بشما گفتم و ایمان نیاوردید اعمالی که باسم پدر خود بجا میآورم آنها برای من شهادت میدهد ✡︎ {{verse|۱۰|۲۶|color=black}} لیکن شما ایمان نمیآورید زیرا از گوسفندان من نیستید چنانکه بشما گفتم ✡︎ {{verse|۱۰|۲۷|color=black}} گوسفندان من آواز مرا میشنوند و من آنها را میشناسم و مرا متابعت میکنند ✡︎ {{verse|۱۰|۲۸|color=black}} و من بآنها حیات جاودانی میدهم و تا بابد هلاک نخواهند شد و هیچکس آنها را از دست من نخواهد گرفت ✡︎ {{verse|۱۰|۲۹|color=black}} پدری که بمن داد از همهٔ بزرگتر است و کسی نمیتواند از دست پدر من بگیرد ✡︎ {{verse|۱۰|۳۰|color=black}} من و پدر یک هستیم ✡︎ {{verse|۱۰|۳۱|color=black}} آنگاه یهودیان باز سنگها برداشتند تا او را سنگسار کنند ✡︎ {{verse|۱۰|۳۲|color=black}} عیسی بدیشان جواب داد از جانب پدر خود بسیار کارهای نیک بشما نمودم بهسبب کدام یک از آنها مرا سنگسار میکنید ✡︎ {{verse|۱۰|۳۳|color=black}} یهودیان در جواب گفتند بهسبب عمل نیک تو را سنگسار نمیکنیم بلکه بهسبب کفر زیرا تو انسان هستی و خود را خدا میخوانی ✡︎ {{verse|۱۰|۳۴|color=black}} عیسی در جواب ایشان گفت آیا در تورات شما نوشته نشده است که من گفتم شما خدایان هستید ✡︎ {{verse|۱۰|۳۵|color=black}} پس اگر آنانی را که کلام خدا بدیشان نازل شد خدایان خواند و ممکن نیست که کتاب محوگردد ✡︎ {{verse|۱۰|۳۶|color=black}} آیا کسی را که پدر تقدیس کرده بجهان فرستاد بدو میگویید کفر میگویی از آن سبب که گفتم پسر خدا هستم ✡︎ {{verse|۱۰|۳۷|color=black}} اگر اعمال پدر خود را بجا نمیآورم بمن ایمان میاورید ✡︎ {{verse|۱۰|۳۸|color=black}} و لکن چنانچه بجا میآورم هرگاه بمن ایمان نمیآورید باعمال ایمان آورید تا بدانید و یقین کنید که پدر در من است و من در او ✡︎ {{verse|۱۰|۳۹|color=black}} پس دیگر باره خواستند او را بگیرند امّا از دستهای ایشان بیرون رفت ✡︎ {{verse|۱۰|۴۰|color=black}} و باز بآن طرف اُردُن جائی که اوّل یحیی تعمید میداد رفت و در آنجا توقّف نمود ✡︎ {{verse|۱۰|۴۱|color=black}} و بسیاری نزد او آمده گفتند که یحیی هیچ معجزه ننمود و لکن هر چه یحیی دربارهٔ این شخص گفت راست است ✡︎ {{verse|۱۰|۴۲|color=black}} پس بسیاری در آنجا باو ایمان آوردند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب یازدهم}}}} {{فصل|۱۱}} {{verse|۱۱|۱|color=black}} و شخصی ایلعازر نام بیمار بود از اهلبیت عَنْیَا که دهِ مریم و خواهرش مرتا بود ✡︎<noinclude></noinclude> dqur22sj1krrmju8617haji99mpo9aw برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۶۶ 104 89164 289572 2026-06-24T18:39:05Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{verse|۱۱|۲|color=black}} و مریم آن است که {{روخط|خداوند}} را بعطر تدهین ساخت و پایهای او را بموی خود خشکانید که برادرش ایلعازر بیمار بود ✡︎ {{verse|۱۱|۳|color=black}} پس خواهرانش نزد او فرستاده گفتند ای آقا اینک آن که او را دوست میداری مریض است ✡︎ {{verse|۱۱|۴|color=black}}...» ایجاد کرد 289572 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۱۱|۲|color=black}} و مریم آن است که {{روخط|خداوند}} را بعطر تدهین ساخت و پایهای او را بموی خود خشکانید که برادرش ایلعازر بیمار بود ✡︎ {{verse|۱۱|۳|color=black}} پس خواهرانش نزد او فرستاده گفتند ای آقا اینک آن که او را دوست میداری مریض است ✡︎ {{verse|۱۱|۴|color=black}} چون عیسی این را شنید گفت این مرض تا بموت نیست بلکه برای جلال خدا تا پسر خدا از آن جلال یابد ✡︎ {{verse|۱۱|۵|color=black}} و عیسی مرتا و خواهرش و ایلعازر را محبّت مینمود ✡︎ {{verse|۱۱|۶|color=black}} پس چون شنید که بیمار است در جائی کهبود دو روز توقّف نمود ✡︎ {{verse|۱۱|۷|color=black}} و بعد از آن بشاگردان خود گفت باز بیهودیّه برویم ✡︎ {{verse|۱۱|۸|color=black}} شاگردان او را گفتند ای معلّم الآن یهودیان میخواستند تو را سنگسار کنند و آیا باز میخواهی بدانجا بروی ✡︎ {{verse|۱۱|۹|color=black}} عیسی جواب داد آیا ساعتهای روز دوازده نیست اگر کسی در روز راه رود لغزش نمیخورد زیرا که نور این جهان را میبیند ✡︎ {{verse|۱۱|۱۰|color=black}} و لیکن اگر کسی در شب راه رود لغزش خورَد زیرا که نور در او نیست ✡︎ {{verse|۱۱|۱۱|color=black}} این را گفت و بعد از آن بایشان فرمود دوست ما ایلعازر در خواب است امّا میروم تا او را بیدار کنم ✡︎ {{verse|۱۱|۱۲|color=black}} شاگردان او گفتند ای آقا اگر خوابیده است شفا خواهد یافت ✡︎ {{verse|۱۱|۱۳|color=black}} امّا عیسی دربارهٔ موت او سخن گفت و ایشان گمان بردند که از آرامی خواب میگوید ✡︎ {{verse|۱۱|۱۴|color=black}} آنگاه عیسی علانیهًٔ بدیشان گفت ایلعازر مرده است ✡︎ {{verse|۱۱|۱۵|color=black}} و برای شما خشنود هستم که در آنجا نبودم تا ایمان آرید ولکن نزد او برویم ✡︎ {{verse|۱۱|۱۶|color=black}} پس توما که بمعنی تؤام باشد بهمشاگردان خود گفت ما نیز برویم تا با او بمیریم ✡︎ {{verse|۱۱|۱۷|color=black}} پس چون عیسی آمد یافت که چهار روز است در قبر میباشد ✡︎ {{verse|۱۱|۱۸|color=black}} و بیت عَنْیا نزدیک اورشلیم بود قریب بپانزده تیر پرتاب ✡︎ {{verse|۱۱|۱۹|color=black}} و بسیاری از یهود نزد مرتا و مریم آمده بودند تا بجهت برادرشان ایشان را تسلّی دهند ✡︎ {{verse|۱۱|۲۰|color=black}} و چون مرتا شنید که عیسی میآید او را استقبال کرد لیکن مریم در خانه نشسته ماند ✡︎ {{verse|۱۱|۲۱|color=black}} پس مرتا بعیسی گفت ای آقا اگر در اینجا میبودی برادر من نمیمرد ✡︎ {{verse|۱۱|۲۲|color=black}} ولیکن الآن نیز میدانم که هر چه از خدا طلب کنی خدا آن را بتو خواهد داد ✡︎ {{verse|۱۱|۲۳|color=black}} عیسی بدو گفت برادر تو خواهد برخاست ✡︎ {{verse|۱۱|۲۴|color=black}} مرتا بوی گفت میدانم که در قیامت روز بازپسین خواهد برخاست ✡︎ {{verse|۱۱|۲۵|color=black}} عیسیبدو گفت من قیامت و حیات هستم هر که بمن ایمان آورد اگر مرده باشد زنده گردد ✡︎ {{verse|۱۱|۲۶|color=black}} و هر که زنده بُوَد و بمن ایمان آورد تا بابد نخواهد مرد آیا این را باور میکنی ✡︎ {{verse|۱۱|۲۷|color=black}} او گفت بلی ای آقا من ایمان دارم که تویی مسیح پسر خدا که در جهان آینده است ✡︎<noinclude></noinclude> cdbd1dt3hbx8bal0ajlhurpa13vz9gi برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۶۷ 104 89165 289573 2026-06-24T18:39:27Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{verse|۱۱|۲۸|color=black}} و چون این را گفت رفت و خواهر خود مریم را در پنهانی خوانده گفت استاد آمده است و تو را میخواند ✡︎ {{verse|۱۱|۲۹|color=black}} او چون این را بشنید بزودی برخاسته نزد او آمد ✡︎ {{verse|۱۱|۳۰|color=black}} و عیسی هنوز وارد ده نشده بود بلکه در جائی بود که...» ایجاد کرد 289573 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۱۱|۲۸|color=black}} و چون این را گفت رفت و خواهر خود مریم را در پنهانی خوانده گفت استاد آمده است و تو را میخواند ✡︎ {{verse|۱۱|۲۹|color=black}} او چون این را بشنید بزودی برخاسته نزد او آمد ✡︎ {{verse|۱۱|۳۰|color=black}} و عیسی هنوز وارد ده نشده بود بلکه در جائی بود که مرتا او را ملاقات کرد ✡︎ {{verse|۱۱|۳۱|color=black}} و یهودیانی که در خانه با او بودند و او را تسلّی میدادند چون دیدند که مریم برخاسته بتعجیل بیرون میرود از عقب او آمده گفتند بسر قبر میرود تا در آنجا گریه کند ✡︎ {{verse|۱۱|۳۲|color=black}} و مریم چون بجائی که عیسی بود رسید او را دیده بر قدمهای او افتاد و بدو گفت ای آقا اگر در اینجا میبودی برادر من نمیمرد ✡︎ {{verse|۱۱|۳۳|color=black}} عیسی چون او را گریان دید و یهودیان را هم که با او آمده بودند گریان یافت در روح خود بشدّت مکدّر شده مضطرب گشت ✡︎ {{verse|۱۱|۳۴|color=black}} و گفت او را کجا گذاردهاید باو گفتند ای آقا بیا و ببین ✡︎ {{verse|۱۱|۳۵|color=black}} عیسی بگریست ✡︎ {{verse|۱۱|۳۶|color=black}} آنگاه یهودیان گفتند بنگرید چقدر او را دوست میداشت ✡︎ {{verse|۱۱|۳۷|color=black}} بعضی از ایشان گفتند آیا این شخص که چشمان کور را باز کرد نتوانست امر کند که این مرد نیز نمیرد ✡︎ {{verse|۱۱|۳۸|color=black}} پس عیسی باز بشدّت در خود مکدّر شده نزد قبر آمد و آن غاری بود سنگی بر سرش گذارده ✡︎ {{verse|۱۱|۳۹|color=black}} عیسی گفت سنگ را بردارید مرتا خواهر میّت بدو گفت ای آقا الآن متعفّن شده زیرا که چهار روز گذشته است ✡︎ {{verse|۱۱|۴۰|color=black}} عیسی بویگفت آیا بتو نگفتم اگر ایمان بیاوری جلال خدا را خواهی دید ✡︎ {{verse|۱۱|۴۱|color=black}} پس سنگ را از جائی که میّت گذاشته شده بود برداشتند عیسی چشمان خود را بالا انداخته گفت ای پدر تو را شکر میکنم که سخن مرا شنیدی ✡︎ {{verse|۱۱|۴۲|color=black}} و من میدانستم که همیشه سخن مرا میشنوی و لکن بجهت خاطر این گروه که حاضرند گفتم تا ایمان بیاورند که تو مرا فرستادی ✡︎ {{verse|۱۱|۴۳|color=black}} چون این را گفت بآواز بلند ندا کرد ای ایلعازر بیرون بیا ✡︎ {{verse|۱۱|۴۴|color=black}} در حال آن مرده دست و پای بکفن بسته بیرون آمد و روی او بدستمالی پیچیده بود عیسی بدیشان گفت او را باز کنید و بگذارید برود توطئه قتل عیسی ✡︎ {{verse|۱۱|۴۵|color=black}} آنگاه بسیاری از یهودیان که با مریم آمده بودند چون آنچه عیسی کرد دیدند بدو ایمان آوردند ✡︎ {{verse|۱۱|۴۶|color=black}} ولیکن بعضی از ایشان نزد فریسیان رفتند و ایشان را از کارهائی که عیسی کرده بود آگاه ساختند ✡︎ {{verse|۱۱|۴۷|color=black}} پس رؤسای کَهَنَه و فریسیان شورا نموده گفتند چه کنیم زیرا که این مرد معجزات بسیار مینماید ✡︎ {{verse|۱۱|۴۸|color=black}} اگر او را چنین واگذاریم همهٔ باو ایمان خواهند آورد و رومیان آمده جا و قوم ما را خواهند گرفت ✡︎ {{verse|۱۱|۴۹|color=black}} یکی از ایشان قیافا نام که<noinclude></noinclude> ke9t8bvylgngvuls5upjdlskz80zj5n برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۶۸ 104 89166 289574 2026-06-24T18:39:45Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «در آن سال رئیس کَهَنَه بود بدیشان گفت شما هیچ نمیدانید ✡︎ {{verse|۱۱|۵۰|color=black}} و فکر نمیکنید که بجهت ما مفید است که یک شخص در راه قوم بمیرد و تمامی طائفه هلاک نگردند ✡︎ {{verse|۱۱|۵۱|color=black}} و این را از خود نگفت بلکه چون در آن سال رئیس کَهَنَه بود نبوّ...» ایجاد کرد 289574 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>در آن سال رئیس کَهَنَه بود بدیشان گفت شما هیچ نمیدانید ✡︎ {{verse|۱۱|۵۰|color=black}} و فکر نمیکنید که بجهت ما مفید است که یک شخص در راه قوم بمیرد و تمامی طائفه هلاک نگردند ✡︎ {{verse|۱۱|۵۱|color=black}} و این را از خود نگفت بلکه چون در آن سال رئیس کَهَنَه بود نبوّت کرد که میبایست عیسی در راه آن طایفه بمیرد ✡︎ {{verse|۱۱|۵۲|color=black}} و نه در راه آن طایفه تنها بلکه تا فرزندان خدا را که متفرّقند در یکی جمع کند ✡︎ {{verse|۱۱|۵۳|color=black}} و ازهمان روز شورا کردند که او را بکشند ✡︎ {{verse|۱۱|۵۴|color=black}} پس بعد از آن عیسی در میان یهود آشکارا راه نمیرفت بلکه از آنجا روانه شد بموضعی نزدیک بیابان بشهری که افرایم نام داشت و با شاگردان خود در آنجا توقّف نمود ✡︎ {{verse|۱۱|۵۵|color=black}} و چون فِصَح یهود نزدیک شد بسیاری از بلوکات قبل از فِصَح باورشلیم آمدند تا خود را طاهر سازند ✡︎ {{verse|۱۱|۵۶|color=black}} و در طلب عیسی میبودند و در هیکل ایستاده بیکدیگر میگفتند چه گمان میبرید آیا برای عید نمیآید ✡︎ {{verse|۱۱|۵۷|color=black}} امّا رؤسای کَهَنَه و فریسیان حکم کرده بودند که اگر کسی بداند که کجا است اطّلاع دهد تا او را گرفتار سازند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب دوازدهم}}}} {{فصل|۱۲}} {{verse|۱۲|۱|color=black}} پس شش روز قبل از عید فِصَح عیسیبه بیت عَنْیا آمد جائی که ایلعازر مرده را از مردگان برخیزانیده بود ✡︎ {{verse|۱۲|۲|color=black}} و برای او در آنجا شام حاضر کردند و مرتا خدمت میکرد و ایلعازر یکی از مجلسیان با او بود ✡︎ {{verse|۱۲|۳|color=black}} آنگاه مریم رطلی از عطرِ سنبلِ خالصِ گرانبها گرفته پایهای عیسی را تدهین کرد و پایهای او را از مویهای خود خشکانید چنانکه خانه از بوی عطر پر شد ✡︎ {{verse|۱۲|۴|color=black}} پس یکی از شاگردان او یعنی یهودای اسخریوطی پسر شمعون که تسلیم کننده وی بود گفت ✡︎ {{verse|۱۲|۵|color=black}} برای چه این عطر بسیصد دینار فروخته نشد تا بفقرا داده شود ✡︎ {{verse|۱۲|۶|color=black}} و این را نه از آنرو گفت که پروای فقرا میداشت بلکه از آنرو که دزد بود و خریطه در حوالهٔ او و از آنچه در آن انداخته میشد برمیداشت ✡︎ {{verse|۱۲|۷|color=black}} عیسی گفت او را واگذار زیرا که بجهت روز تکفین من این را نگاه داشتهاست ✡︎ {{verse|۱۲|۸|color=black}} زیرا که فقرا همیشه با شما میباشند و امّا من همهٔ وقت با شما نیستم ✡︎ {{verse|۱۲|۹|color=black}} پس جمعی کثیر از یهود چون دانستند که عیسی در آنجا است آمدند نه برای عیسی و بس بلکه تا ایلعازر را نیز که از مردگانش برخیزانیده بود ببینند ✡︎ {{verse|۱۲|۱۰|color=black}} آنگاه رؤسای کَهَنَه شورا کردند که ایلعازر را نیز بکشند ✡︎ {{verse|۱۲|۱۱|color=black}} زیرا که بسیاری از<noinclude></noinclude> ara9ngdwdfcb28u00v0gtd0g2vt0e01 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۶۹ 104 89167 289575 2026-06-24T18:40:05Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «یهود بهسبب او میرفتند و بعیسی ایمان میآوردند ✡︎ {{verse|۱۲|۱۲|color=black}} فردای آن روز چون گروه بسیاری که برای عید آمده بودند شنیدند که عیسی باورشلیم میآید ✡︎ {{verse|۱۲|۱۳|color=black}} شاخههای نخل را گرفته باستقبال او بیرون آمدند و ندا میکردند هوشیعانا مبا...» ایجاد کرد 289575 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>یهود بهسبب او میرفتند و بعیسی ایمان میآوردند ✡︎ {{verse|۱۲|۱۲|color=black}} فردای آن روز چون گروه بسیاری که برای عید آمده بودند شنیدند که عیسی باورشلیم میآید ✡︎ {{verse|۱۲|۱۳|color=black}} شاخههای نخل را گرفته باستقبال او بیرون آمدند و ندا میکردند هوشیعانا مبارک باد پادشاه اسرائیل که باسم {{روخط|خداوند}} میآید ✡︎ {{verse|۱۲|۱۴|color=black}} و عیسی کرّه الاغی یافته بر آن سوار شد چنانکه مکتوب است ✡︎ {{verse|۱۲|۱۵|color=black}} که ای دختر صهیون مترس اینک پادشاه تو سوار بر کرّه الاغی میآید ✡︎ {{verse|۱۲|۱۶|color=black}} و شاگردانش اوّلاً این چیزها را نفهمیدند لکن چون عیسی جلال یافت آنگاه بهخاطر آوردند که این چیزها دربارهٔ او مکتوب است و همچنان با او کرده بودند ✡︎ {{verse|۱۲|۱۷|color=black}} و گروهی که با او بودند شهادت دادند که ایلعازر را از قبر خوانده او را از مردگان برخیزانیده است ✡︎ {{verse|۱۲|۱۸|color=black}} و بجهت همین نیز آن گروه او را استقبال کردند زیرا شنیده بودند که آن معجزه را نموده بود ✡︎ {{verse|۱۲|۱۹|color=black}} پس فریسیان بیکدیگر گفتند نمیبینید که هیچ نفع نمیبرید اینک تمام عالم از پی اورفتهاند ✡︎ {{verse|۱۲|۲۰|color=black}} و از آن کسانی که در عید بجهت عبادت آمده بودند بعضی یونانی بودند ✡︎ {{verse|۱۲|۲۱|color=black}} ایشان نزد فیلپُس که از بیت صیدای جلیل بود آمدند و سؤال کرده گفتند ای آقا میخواهیم عیسی را ببینیم ✡︎ {{verse|۱۲|۲۲|color=black}} فیلّپُس آمد و باندریاس گفت و اندریاس و فیلپُّس بعیسی گفتند ✡︎ {{verse|۱۲|۲۳|color=black}} عیسی در جواب ایشان گفت ساعتی رسیده است که پسر انسان جلال یابد ✡︎ {{verse|۱۲|۲۴|color=black}} آمین آمین بشما میگویم اگر دانه گندم که در زمین میافتد نمیرد تنها ماند لیکن اگر بمیرد ثمر بسیار آوَرَد ✡︎ {{verse|۱۲|۲۵|color=black}} کسی که جان خود را دوست دارد آن را هلاک کند و هر که در این جهان جان خود را دشمن دارد تا حیات جاودانی آن را نگاه خواهد داشت ✡︎ {{verse|۱۲|۲۶|color=black}} اگر کسی مرا خدمت کند مرا پیروی بکند و جائی که من میباشم آنجا خادم من نیز خواهد بود و هر که مرا خدمت کند پدرْ او را حرمت خواهد داشت ✡︎ {{verse|۱۲|۲۷|color=black}} الآن جان من مضطرب است و چه بگویم ای پدر مرا از این ساعت رستگار کن لکن بجهت همین امر تا این ساعت رسیدهام ✡︎ {{verse|۱۲|۲۸|color=black}} ای پدر اسم خود را جلال بده ناگاه صدائی از آسمان در رسید که جلال دادم و باز جلال خواهم داد ✡︎ {{verse|۱۲|۲۹|color=black}} پس گروهی که حاضر بودند این را شنیده گفتند رعد شد و دیگران گفتند فرشتهای با او تکلّم کرد ✡︎ {{verse|۱۲|۳۰|color=black}} عیسی در جواب گفت این صدا از برای من نیامد بلکه بجهت شما ✡︎ {{verse|۱۲|۳۱|color=black}} الحال داوری این جهان است و الآن رئیس این جهان بیرون افکنده میشود ✡︎ {{verse|۱۲|۳۲|color=black}} و من اگر از زمین بلند کرده شوم همهٔ را بسوی خود<noinclude></noinclude> prjdufubuyx6khu8a9ncg8ontbj7cf3 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۷۰ 104 89168 289576 2026-06-24T18:40:26Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «خواهم کشید ✡︎ {{verse|۱۲|۳۳|color=black}} و این را گفتکنایه از آن قسم موت که میبایست بمیرد ✡︎ {{verse|۱۲|۳۴|color=black}} پس همهٔ باو جواب دادند ما از تورات شنیدهایم که مسیح تا بابد باقی میماند پس چگونه تو میگویی که پسر انسان باید بالا کشیده شود کیست این پسر انسا...» ایجاد کرد 289576 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خواهم کشید ✡︎ {{verse|۱۲|۳۳|color=black}} و این را گفتکنایه از آن قسم موت که میبایست بمیرد ✡︎ {{verse|۱۲|۳۴|color=black}} پس همهٔ باو جواب دادند ما از تورات شنیدهایم که مسیح تا بابد باقی میماند پس چگونه تو میگویی که پسر انسان باید بالا کشیده شود کیست این پسر انسان ✡︎ {{verse|۱۲|۳۵|color=black}} آنگاه عیسی بدیشان گفت اندک زمانی نور با شماست پس مادامی که نور با شماست راه بروید تا ظلمت شما را فرو نگیرد و کسی که در تاریکی راه میرود نمیداند بکجا میرود ✡︎ {{verse|۱۲|۳۶|color=black}} مادامی که نور با شماست بنور ایمان آورید تا پسران نور گردید عیسی چون این را بگفت رفته خود را از ایشان مخفی ساخت ✡︎ {{verse|۱۲|۳۷|color=black}} و با اینکه پیش روی ایشان چنین معجزات بسیار نموده بود بدو ایمان نیاوردند ✡︎ {{verse|۱۲|۳۸|color=black}} تا کلامی که اشعیا نبی گفت باتمام رسد ای {{روخط|خداوند}} کیست که خبر ما را باور کرد و بازوی {{روخط|خداوند}} بکِه آشکار گردید ✡︎ {{verse|۱۲|۳۹|color=black}} و از آنجهت نتوانستند ایمان آورد زیرا که اشعیا نیز گفت ✡︎ {{verse|۱۲|۴۰|color=black}} چشمان ایشان را کور کرد و دلهای ایشان را سخت ساخت تا بچشمان خود نبینند و بدلهای خود نفهمند و برنگردند تا ایشان را شفا دهم ✡︎ {{verse|۱۲|۴۱|color=black}} این کلام را اشعیا گفت وقتی که جلال او را دید و دربارهٔ او تکلّم کرد ✡︎ {{verse|۱۲|۴۲|color=black}} لکن با وجود این بسیاری از سرداران نیز بدو ایمان آوردند امّا بهسبب فریسیان اقرار نکردند که مبادا از کنیسه بیرون شوند ✡︎ {{verse|۱۲|۴۳|color=black}} زیرا که جلال خلق را بیشتر از جلال خدا دوست میداشتند ✡︎ {{verse|۱۲|۴۴|color=black}} آنگاه عیسی ندا کرده گفت آنکه بمن ایمان آورد نه بمن بلکه بآنکه مرا فرستاده است ایمان آورده است ✡︎ {{verse|۱۲|۴۵|color=black}} و کسی که مرا دیدفرستنده مرا دیده است ✡︎ {{verse|۱۲|۴۶|color=black}} من نوری در جهان آمدم تا هر که بمن ایمان آوَرد در ظلمت نمانَد ✡︎ {{verse|۱۲|۴۷|color=black}} و اگر کسی کلام مرا شنید و ایمان نیاورد من بر او داوری نمیکنم زیرا که نیامدهام تا جهان را داوری کنم بلکه تا جهان را نجات بخشم ✡︎ {{verse|۱۲|۴۸|color=black}} هر که مرا حقیر شمارد و کلام مرا قبول نکند کسی هست که در حقّ او داوری کند همان کلامی که گفتم در روز بازپسین بر او داوری خواهد کرد ✡︎ {{verse|۱۲|۴۹|color=black}} زآنرو که من از خود نگفتم لکن پدری که مرا فرستاد بمن فرمان داد که چه بگویم و بچه چیز تکلّم کنم ✡︎ {{verse|۱۲|۵۰|color=black}} و میدانم که فرمان او حیات جاودانی است پس آنچه من میگویم چنانکه پدر بمن گفته است تکلّم میکنم ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب سیزدهم}}}} {{فصل|۱۳}} {{verse|۱۳|۱|color=black}} و قبل از عید فِصَح چون عیسی دانستکه ساعت او رسیده است تا از این جهان<noinclude></noinclude> njeveggv92ezu6t4lijnk88dgl5hk4l برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۷۱ 104 89169 289577 2026-06-24T18:40:55Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «بجانب پدر برود خاصّان خود را که در این جهان محبّت مینمود ایشان را تا بآخر محبّت نمود ✡︎ {{verse|۱۳|۲|color=black}} و چون شام میخوردند و ابلیس پیش از آن در دل یهودا پسر شمعون اسخریوطی نهاده بود که او را تسلیم کند ✡︎ {{verse|۱۳|۳|color=black}} عیسی با اینکه میدانست...» ایجاد کرد 289577 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بجانب پدر برود خاصّان خود را که در این جهان محبّت مینمود ایشان را تا بآخر محبّت نمود ✡︎ {{verse|۱۳|۲|color=black}} و چون شام میخوردند و ابلیس پیش از آن در دل یهودا پسر شمعون اسخریوطی نهاده بود که او را تسلیم کند ✡︎ {{verse|۱۳|۳|color=black}} عیسی با اینکه میدانست که پدرْ همهچیز را بدست او داده است و از نزد خدا آمده و بجانب خدا میرود ✡︎ {{verse|۱۳|۴|color=black}} از شام برخاست و جامه خود را بیرون کرد و دستمالی گرفته بکمر بست ✡︎ {{verse|۱۳|۵|color=black}} پس آب در لگن ریخته شروع کرد بشستن پایهای شاگردان و خشکانیدن آنها با دستمالی که بر کمر داشت ✡︎ {{verse|۱۳|۶|color=black}} پس چون بشمعون پطرس رسید او بوی گفت ای آقا تو پایهای مرا میشویی ✡︎ {{verse|۱۳|۷|color=black}} عیسیدر جواب وی گفت آنچه من میکنم الآن تو نمیدانی لکن بعد خواهی فهمید ✡︎ {{verse|۱۳|۸|color=black}} پطرُس باو گفت پایهای مرا هرگز نخواهی شست عیسی او را جواب داد اگر تو را نشویم تو را با من نصیبی نیست ✡︎ {{verse|۱۳|۹|color=black}} شمعون پِطرُس بدو گفت ای آقا نه پایهای مرا و بس بلکه دستها و سر مرا نیز ✡︎ {{verse|۱۳|۱۰|color=black}} عیسی بدو گفت کسی که غسل یافت محتاج نیست مگر بشستن پایها بلکه تمام او پاک است و شما پاک هستید لکن نه همهٔ ✡︎ {{verse|۱۳|۱۱|color=black}} زیرا که تسلیمکننده خود را میدانست و از این جهت گفت همگی شما پاک نیستید ✡︎ {{verse|۱۳|۱۲|color=black}} و چون پایهای ایشان را شست رخت خود را گرفته باز بنشست و بدیشان گفت آیا فهمیدید آنچه بشما کردم ✡︎ {{verse|۱۳|۱۳|color=black}} شما مرا استاد و آقا میخوانید و خوب میگویید زیرا که چنین هستم ✡︎ {{verse|۱۳|۱۴|color=black}} پس اگر من که آقا و معلّم هستم پایهای شما را شستم بر شما نیز واجب است که پایهای یکدیگر را بشویید ✡︎ {{verse|۱۳|۱۵|color=black}} زیرا بشما نمونهای دادم تا چنانکه من با شما کردم شما نیز بکنید ✡︎ {{verse|۱۳|۱۶|color=black}} آمین آمین بشما میگویم غلام بزرگتر از آقای خود نیست و نه رسول از فرستنده خود ✡︎ {{verse|۱۳|۱۷|color=black}} هرگاه این را دانستید خوشابحال شما اگر آن را بعمل آرید ✡︎ {{verse|۱۳|۱۸|color=black}} دربارهٔ جمیع شما نمیگویم من آنانی را که برگزیدهام میشناسم لیکن تا کتاب تمام شود آنکه با من نان میخورد پاشنه خود را بر من بلند کرده است ✡︎ {{verse|۱۳|۱۹|color=black}} الآن قبل از وقوع بشما میگویم تا زمانی که واقع شود باور کنید که من هستم ✡︎ {{verse|۱۳|۲۰|color=black}} آمین آمین بشما میگویم هر که قبول کند کسی را که میفرستم مرا قبول کرده و آنکه مراقبول کند فرستنده مرا قبول کرده باشد ✡︎ {{verse|۱۳|۲۱|color=black}} چون عیسی این را گفت در روح مضطرب گشت و شهادت داده گفت آمین آمین بشما میگویم که یکی از شما مرا تسلیم خواهد کرد ✡︎ {{verse|۱۳|۲۲|color=black}} پس شاگردان بیکدیگر نگاه میکردند و حیران میبودند که این را دربارهٔ که میگوید ✡︎ {{verse|۱۳|۲۳|color=black}} و یکی از شاگردان او بود که بسینه<noinclude></noinclude> t019hxe7uznp3y5o6jd6nd5jrr9jlfy برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۷۲ 104 89170 289578 2026-06-24T18:41:16Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «عیسی تکیه میزد و عیسی او را محبّت مینمود ✡︎ {{verse|۱۳|۲۴|color=black}} شمعون پِطرُس بدو اشاره کرد که بپرسد دربارهٔ کِه این را گفت ✡︎ {{verse|۱۳|۲۵|color=black}} پس او در آغوش عیسی افتاده بدو گفت {{روخط|خداوند}}ا کدام است ✡︎ {{verse|۱۳|۲۶|color=black}} عیسی جواب داد آن است ک...» ایجاد کرد 289578 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>عیسی تکیه میزد و عیسی او را محبّت مینمود ✡︎ {{verse|۱۳|۲۴|color=black}} شمعون پِطرُس بدو اشاره کرد که بپرسد دربارهٔ کِه این را گفت ✡︎ {{verse|۱۳|۲۵|color=black}} پس او در آغوش عیسی افتاده بدو گفت {{روخط|خداوند}}ا کدام است ✡︎ {{verse|۱۳|۲۶|color=black}} عیسی جواب داد آن است که من لقمه را فرو برده بدو میدهم پس لقمه را فرو برده بیهودای اسخریوطی پسر شمعون داد ✡︎ {{verse|۱۳|۲۷|color=black}} بعد از لقمه شیطان در او داخل گشت آنگاه عیسی وی را گفت آنچه میکنی بزودی بکن ✡︎ {{verse|۱۳|۲۸|color=black}} امّا این سخن را احدی از مجلسیان نفهمید که برای چه بدو گفت ✡︎ {{verse|۱۳|۲۹|color=black}} زیرا که بعضی گمان بردند که چون خریطه نزد یهودا بود عیسی وی را فرمود تا مایحتاج عید را بخرد یا آنکه چیزی بفقرا بدهد ✡︎ {{verse|۱۳|۳۰|color=black}} پس او لقمه را گرفته در ساعت بیرون رفت و شب بود ✡︎ {{verse|۱۳|۳۱|color=black}} چون بیرون رفت عیسی گفت الآن پسر انسان جلال یافت و خدا در او جلالیافت ✡︎ {{verse|۱۳|۳۲|color=black}} و اگر خدا در او جلال یافت هرآینه خدا او را در خود جلال خواهد داد و بزودی او را جلال خواهد داد ✡︎ {{verse|۱۳|۳۳|color=black}} ای فرزندان اندک زمانی دیگر با شما هستم و مرا طلب خواهید کرد و همچنان که بیهود گفتم جائی که میروم شما نمیتوانید آمد الآن نیز بشما میگویم ✡︎ {{verse|۱۳|۳۴|color=black}} به شما حکمی تازه میدهم که یکدیگر را محبّت نمایید چنانکه من شما را محبّت نمودم تا شما نیز یکدیگر را محبّت نمایید ✡︎ {{verse|۱۳|۳۵|color=black}} به همین همهٔ خواهند فهمید که شاگرد من هستید اگر محبّت یکدیگر را داشته باشید ✡︎ {{verse|۱۳|۳۶|color=black}} شمعون پِطرُس بوی گفت ای آقا کجا میروی عیسی جواب داد جائی که میروم الآن نمیتوانی از عقب من بیائی و لکن در آخر از عقب من خواهی آمد ✡︎ {{verse|۱۳|۳۷|color=black}} پِطرُس بدو گفت ای آقا برای چه الآن نتوانم از عقب تو بیایم جان خود را در راه تو خواهم نهاد ✡︎ {{verse|۱۳|۳۸|color=black}} عیسی باو جواب داد آیا جان خود را در راه من مینهی آمین آمین بتو میگویم تا سه مرتبه مرا انکار نکرده باشی خروس بانگ نخواهد زد ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب چهاردهم}}}} {{فصل|۱۴}} {{verse|۱۴|۱|color=black}} دل شما مضطرب نشود بخدا ایمانآورید بمن نیز ایمان آورید ✡︎ {{verse|۱۴|۲|color=black}} در خانهٔ پدر من منزل بسیار است والاّ بشما میگفتم میروم تا برای شما مکانی حاضر کنم ✡︎ {{verse|۱۴|۳|color=black}} و اگر بروم و از برای شما مکانی حاضر کنم بازمیآیم و شما را برداشته با خود خواهم برد تا جائی که من میباشم شما نیز باشید ✡︎ {{verse|۱۴|۴|color=black}} و جائی که من میروم میدانید و راه را میدانید ✡︎ {{verse|۱۴|۵|color=black}} توما بدوگفت ای آقا نمیدانیم کجا میروی پس چگونه راه را توانیم دانست ✡︎<noinclude></noinclude> hgkbumm0h6imdcr4xluzemkc7jnabg4 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۷۳ 104 89171 289579 2026-06-24T18:41:57Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{verse|۱۴|۶|color=black}} عیسی بدو گفت من راه و راستی و حیات هستم هیچکس نزد پدر جز بهوسیلهٔ من نمیآید ✡︎ {{verse|۱۴|۷|color=black}} اگر مرا میشناختید پدر مرا نیز میشناختید و بعد از این او را میشناسید و او را دیدهاید ✡︎ {{verse|۱۴|۸|color=black}} فیلپُّس بوی گفت ای آقا پدر ر...» ایجاد کرد 289579 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۱۴|۶|color=black}} عیسی بدو گفت من راه و راستی و حیات هستم هیچکس نزد پدر جز بهوسیلهٔ من نمیآید ✡︎ {{verse|۱۴|۷|color=black}} اگر مرا میشناختید پدر مرا نیز میشناختید و بعد از این او را میشناسید و او را دیدهاید ✡︎ {{verse|۱۴|۸|color=black}} فیلپُّس بوی گفت ای آقا پدر را بما نشان ده که ما را کافی است ✡︎ {{verse|۱۴|۹|color=black}} عیسی بدو گفت ای فیلیپُس در این مدّت با شما بودهام آیا مرا نشناختهای کسی که مرا دید پدر را دیده است پس چگونه تو میگویی پدر را بما نشان ده ✡︎ {{verse|۱۴|۱۰|color=black}} آیا باور نمیکنی که من در پدر هستم و پدر در من است سخنهائی که من بشما میگویم از خود نمیگویم لکن پدری که در من ساکن است او این اعمال را میکند ✡︎ {{verse|۱۴|۱۱|color=black}} مرا تصدیق کنید که من در پدر هستم و پدر در من است والاّ مرا بهسبب آن اعمال تصدیق کنید ✡︎ {{verse|۱۴|۱۲|color=black}} آمین آمین بشما میگویم هر که بمن ایمان آرد کارهائی را که من میکنم او نیز خواهد کرد و بزرگتر از اینها نیز خواهد کرد زیرا که من نزد پدر میروم ✡︎ {{verse|۱۴|۱۳|color=black}} و هر چیزی را که باسم من سؤال کنید بجا خواهم آورد تا پدر در پسر جلال یابد ✡︎ {{verse|۱۴|۱۴|color=black}} اگر چیزی باسم من طلب کنید من آن را بجا خواهم آورد ✡︎ {{verse|۱۴|۱۵|color=black}} اگر مرا دوست دارید احکام مرا نگاه دارید ✡︎ {{verse|۱۴|۱۶|color=black}} و من از پدر سؤال میکنم و تسلّیدهندهای دیگر بشما عطا خواهد کرد تا همیشه باشما بماند ✡︎ {{verse|۱۴|۱۷|color=black}} یعنی روح راستی که جهان نمیتواند او را قبول کند زیرا که او را نمیبیند ونمیشناسد و امّا شما او را میشناسید زیرا که با شما میماند و در شما خواهد بود ✡︎ {{verse|۱۴|۱۸|color=black}} شما را یتیم نمیگذارم نزد شما میآیم ✡︎ {{verse|۱۴|۱۹|color=black}} بعد از اندک زمانی جهان دیگر مرا نمیبیند و امّا شما مرا میبینید و از این جهت که من زندهام شما هم خواهید زیست ✡︎ {{verse|۱۴|۲۰|color=black}} و در آن روز شما خواهید دانست که من در پدر هستم و شما در من و من در شما ✡︎ {{verse|۱۴|۲۱|color=black}} هر که احکام مرا دارد و آنها را حفظ کند آن است که مرا محبّت مینماید و آنکه مرا محبّت مینماید پدر من او را محبّت خواهد نمود و من او را محبّت خواهم نمود و خود را باو ظاهر خواهم ساخت ✡︎ {{verse|۱۴|۲۲|color=black}} یهودا نه آن اسخریوطی بوی گفت ای آقا چگونه میخواهی خود را بما بنمائی و نه بر جهان ✡︎ {{verse|۱۴|۲۳|color=black}} عیسی در جواب او گفت اگر کسی مرا محبّت نماید کلام مرا نگاه خواهد داشت و پدرم او را محبّت خواهد نمود و بسوی او آمده نزد وی مسکن خواهیم گرفت ✡︎ {{verse|۱۴|۲۴|color=black}} و آنکه مرا محبّت ننماید کلام مرا حفظ نمیکند و کلامی که میشنوید از من نیست بلکه از پدری است که مرا فرستاد ✡︎ {{verse|۱۴|۲۵|color=black}} این سخنان را بشما گفتم وقتی که با شما بودم ✡︎ {{verse|۱۴|۲۶|color=black}} لیکن تسلّیدهنده یعنی روحالقدس که پدر او را باسم من میفرستد او همهچیز را بشما تعلیم<noinclude></noinclude> ik0w9xezs0nbor1s2j500bhdxg5n5er برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۷۴ 104 89172 289580 2026-06-24T18:42:27Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «خواهد داد و آنچه بشما گفتم بیاد شما خواهد آورد ✡︎ {{verse|۱۴|۲۷|color=black}} سلامتی برای شما میگذارم سلامتی خود را بشما میدهم نه چنانکه جهان میدهد من بشما میدهم دل شما مضطرب و هراسان نباشد ✡︎ {{verse|۱۴|۲۸|color=black}} شنیدهاید که من بشما گفتم میروم و نزد شما م...» ایجاد کرد 289580 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خواهد داد و آنچه بشما گفتم بیاد شما خواهد آورد ✡︎ {{verse|۱۴|۲۷|color=black}} سلامتی برای شما میگذارم سلامتی خود را بشما میدهم نه چنانکه جهان میدهد من بشما میدهم دل شما مضطرب و هراسان نباشد ✡︎ {{verse|۱۴|۲۸|color=black}} شنیدهاید که من بشما گفتم میروم و نزد شما میآیم اگر مرا محبّت مینمودید خوشحال میگشتید که گفتم نزد پدر میروم زیرا که پدر بزرگتر از من است ✡︎ {{verse|۱۴|۲۹|color=black}} و الآن قبل از وقوع بشماگفتم تا وقتی که واقع گردد ایمان آورید ✡︎ {{verse|۱۴|۳۰|color=black}} بعد از این بسیار با شما نخواهم گفت زیرا که رئیس این جهان میآید و در من چیزی ندارد ✡︎ {{verse|۱۴|۳۱|color=black}} لیکن تا جهان بداند که پدر را محبّت مینمایم چنانکه پدر بمن حکم کرد همانطور میکنم برخیزید از اینجا برویم ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب پانزدهم}}}} {{فصل|۱۵}} {{verse|۱۵|۱|color=black}} من تاک حقیقی هستم و پدر من باغبان است ✡︎ {{verse|۱۵|۲|color=black}} هر شاخهای در من که میوه نیاورد آن را دور میسازد و هر چه میوه آرد آن را پاک میکند تا بیشتر میوه آورد ✡︎ {{verse|۱۵|۳|color=black}} الحال شما بهسبب کلامی که بشما گفتهام پاک هستید ✡︎ {{verse|۱۵|۴|color=black}} در من بمانید و من در شما همچنانکه شاخه از خود نمیتواند میوه آورد اگر در تاک نماند همچنین شما نیز اگر در من نمانید ✡︎ {{verse|۱۵|۵|color=black}} من تاک هستم و شما شاخهها آنکه در من میماند و من در او میوهٔ بسیار میآورد زیرا که جدا از من هیچ نمیتوانید کرد ✡︎ {{verse|۱۵|۶|color=black}} اگر کسی در من نماند مثل شاخه بیرون انداخته میشود و میخشکد و آنها را جمع کرده در آتش میاندازند و سوخته میشود ✡︎ {{verse|۱۵|۷|color=black}} اگر در من بمانید و کلام من در شما بماند آنچه خواهید بطلبید که برای شما خواهد شد ✡︎ {{verse|۱۵|۸|color=black}} جلال پدر من آشکارا میشود باینکه میوهٔ بسیار بیاورید و شاگرد من بشوید ✡︎ {{verse|۱۵|۹|color=black}} همچنان که پدر مرا محبّت نمود من نیز شما را محبّت نمودم در محبّت من بمانید ✡︎ {{verse|۱۵|۱۰|color=black}} اگر احکام مرا نگاه دارید در محبّت من خواهید ماند چنانکه من احکام پدر خود را نگاه داشتهام و در محبّت او میمانم ✡︎ {{verse|۱۵|۱۱|color=black}} این را بشما گفتم تا خوشی من در شما باشد و شادی شما کامل گردد ✡︎ {{verse|۱۵|۱۲|color=black}} این است حکم من که یکدیگر را محبّتنمایید همچنان که شما را محبّت نمودم ✡︎ {{verse|۱۵|۱۳|color=black}} کسی محبّتِ بزرگتر از این ندارد که جان خود را بجهت دوستان خود بدهد ✡︎ {{verse|۱۵|۱۴|color=black}} شما دوست من هستید اگر آنچه بشما حکم میکنم بجا آرید ✡︎ {{verse|۱۵|۱۵|color=black}} دیگر شما را بنده نمیخوانم زیرا که بنده آنچه آقایش میکند نمیداند لکن شما را دوست<noinclude></noinclude> n08jvrveh38ywghfttuj2r9sno3myxi برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۷۵ 104 89173 289581 2026-06-24T18:42:47Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «خواندهام زیرا که هرچه از پدر شنیدهام بشما بیان کردم ✡︎ {{verse|۱۵|۱۶|color=black}} شما مرا برنگزیدید بلکه من شما را برگزیدم و شما را مقرّر کردم تا شما بروید و میوه آورید و میوهٔ شما بماند تا هر چه از پدر باسم من طلب کنید بشما عطا کند ✡︎ {{verse|۱۵|۱۷|color=black}}...» ایجاد کرد 289581 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خواندهام زیرا که هرچه از پدر شنیدهام بشما بیان کردم ✡︎ {{verse|۱۵|۱۶|color=black}} شما مرا برنگزیدید بلکه من شما را برگزیدم و شما را مقرّر کردم تا شما بروید و میوه آورید و میوهٔ شما بماند تا هر چه از پدر باسم من طلب کنید بشما عطا کند ✡︎ {{verse|۱۵|۱۷|color=black}} به این چیزها شما را حکم میکنم تا یکدیگر را محبّت نمایید ✡︎ {{verse|۱۵|۱۸|color=black}} اگر جهان شما را دشمن دارد بدانید که پیشتر از شما مرا دشمن داشته است ✡︎ {{verse|۱۵|۱۹|color=black}} اگر از جهان میبودید جهان خاصّان خود را دوست میداشت لکن چونکه از جهان نیستید بلکه من شما را از جهان برگزیدهام از این سبب جهان با شما دشمنی میکند ✡︎ {{verse|۱۵|۲۰|color=black}} بهخاطر آرید کلامی را که بشما گفتم غلام بزرگتر از آقای خود نیست اگر مرا زحمت دادند شما را نیز زحمت خواهند داد اگر کلام مرا نگاه داشتند کلام شما را هم نگاه خواهند داشت ✡︎ {{verse|۱۵|۲۱|color=black}} لکن بجهت اسم من جمیع این کارها را بشما خواهند کرد زیرا که فرستنده مرا نمیشناسند ✡︎ {{verse|۱۵|۲۲|color=black}} اگر نیامده بودم و بایشان تکلّم نکرده گناه نمیداشتند و امّا الآن عذری برای گناه خود ندارند ✡︎ {{verse|۱۵|۲۳|color=black}} هر که مرا دشمن دارد پدر مرا نیزدشمن دارد ✡︎ {{verse|۱۵|۲۴|color=black}} و اگر در میانِ ایشان کارهائی نکرده بودم که غیر از من کسی هرگز نکرده بود گناه نمیداشتند ولیکن اکنون دیدند و دشمن داشتند مرا و پدر مرا نیز ✡︎ {{verse|۱۵|۲۵|color=black}} بلکه تا تمام شود کلامی که در شریعت ایشان مکتوب است که مرا بیسبب دشمن داشتند ✡︎ {{verse|۱۵|۲۶|color=black}} لیکن چون تسلّیدهنده که او را از جانب پدر نزد شما میفرستم آید یعنی روح راستی که از پدر صادر میگردد او بر من شهادت خواهد داد ✡︎ {{verse|۱۵|۲۷|color=black}} و شما نیز شهادت خواهید داد زیرا که از ابتدا با من بودهاید ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب شانزدهم}}}} {{فصل|۱۶}} {{verse|۱۶|۱|color=black}} این را بشما گفتم تا لغزش نخورید ✡︎ {{verse|۱۶|۲|color=black}} شما را از کنایس بیرون خواهند نمود بلکه ساعتی میآید که هر که شما را بکُشد گمان بَرَد که خدا را خدمت میکند ✡︎ {{verse|۱۶|۳|color=black}} و این کارها را با شما خواهند کرد بجهت آنکه نه پدر را شناختهاند و نه مرا ✡︎ {{verse|۱۶|۴|color=black}} لیکن این را بشما گفتم تا وقتی که ساعت آید بهخاطر آورید که من بشما گفتم و این را از اوّل بشما نگفتم زیرا که با شما بودم ✡︎ {{verse|۱۶|۵|color=black}} امّا الآن نزد فرستنده خود میروم و کسی از شما از من نمیپرسد بکجا میروی ✡︎ {{verse|۱۶|۶|color=black}} ولیکن چون این را بشما گفتم دل شما از غم پُر شده است ✡︎ {{verse|۱۶|۷|color=black}} و من بشما راست میگویم که رفتن من برای شما مفید است زیرا اگر نروم تسلّیدهنده نزد شما<noinclude></noinclude> s9vzoqtj2s26esocuk0bb088j9dq6p8 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۷۶ 104 89174 289582 2026-06-24T18:43:04Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «نخواهد آمد امّا اگر بروم او را نزد شما میفرستم ✡︎ {{verse|۱۶|۸|color=black}} و چون او آید جهان را بر گناه وعدالت و داوری ملزم خواهد نمود ✡︎ {{verse|۱۶|۹|color=black}} امّا بر گناه زیرا که بمن ایمان نمیآورند ✡︎ {{verse|۱۶|۱۰|color=black}} و امّا بر عدالت از آن سبب که نزد پدر...» ایجاد کرد 289582 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نخواهد آمد امّا اگر بروم او را نزد شما میفرستم ✡︎ {{verse|۱۶|۸|color=black}} و چون او آید جهان را بر گناه وعدالت و داوری ملزم خواهد نمود ✡︎ {{verse|۱۶|۹|color=black}} امّا بر گناه زیرا که بمن ایمان نمیآورند ✡︎ {{verse|۱۶|۱۰|color=black}} و امّا بر عدالت از آن سبب که نزد پدر خود میروم و دیگر مرا نخواهید دید ✡︎ {{verse|۱۶|۱۱|color=black}} و امّا بر داوری از آنرو که بر رئیس این جهان حکم شده است ✡︎ {{verse|۱۶|۱۲|color=black}} و بسیار چیزهای دیگر نیز دارم بشما بگویم لکن الآن طاقت تحمّل آنها را ندارید ✡︎ {{verse|۱۶|۱۳|color=black}} و لیکن چون او یعنی روحِ راستی آید شما را بجمیع راستی هدایت خواهد کرد زیرا که از خود تکلّم نمیکند بلکه بآنچه شنیده است سخن خواهد گفت و از امور آینده بشما خبر خواهد داد ✡︎ {{verse|۱۶|۱۴|color=black}} او مرا جلال خواهد داد زیرا که از آنچه آنِ من است خواهد گرفت و بشما خبر خواهد داد ✡︎ {{verse|۱۶|۱۵|color=black}} هر چه از آنِ پدر است از آنِ من است از این جهت گفتم که از آنچه آنِ من است میگیرد و بشما خبر خواهد داد ✡︎ {{verse|۱۶|۱۶|color=black}} بعد از اندکی مرا نخواهید دید و بعد از اندکی باز مرا خواهید دید زیرا که نزد پدر میروم ✡︎ {{verse|۱۶|۱۷|color=black}} آنگاه بعضی از شاگردانش بیکدیگر گفتند چه چیز است اینکه بما میگوید که اندکی مرا نخواهید دید و بعد از اندکی باز مرا خواهید دید و زیرا که نزد پدر میروم ✡︎ {{verse|۱۶|۱۸|color=black}} پس گفتند چه چیز است این اندکی که میگوید نمیدانیم چه میگوید ✡︎ {{verse|۱۶|۱۹|color=black}} عیسی چون دانست که میخواهند از او سؤال کنند بدیشان گفت آیا در میان خود از این سؤال میکنید که گفتم اندکی دیگر مرا نخواهید دید پس بعد از اندکی باز مرا خواهید دید ✡︎ {{verse|۱۶|۲۰|color=black}} آمین آمین بشما میگویم که شما گریه و زاری خواهید کرد و جهان شادی خواهد نمود شما محزون میشوید لکن حزنشما بخوشی مبّدل خواهد شد ✡︎ {{verse|۱۶|۲۱|color=black}} زن در حین زاییدن محزون میشود زیرا که ساعت او رسیده است و لیکن چون طفل را زایید آن زحمت را دیگر یاد نمیآورد بهسبب خوشی از اینکه انسانی در جهان تولّد یافت ✡︎ {{verse|۱۶|۲۲|color=black}} پس شما همچنین الآن محزون میباشید لکن باز شما را خواهم دید و دل شما خوش خواهد گشت و هیچکس آن خوشی را از شما نخواهد گرفت ✡︎ {{verse|۱۶|۲۳|color=black}} و در آن روز چیزی از من سؤال نخواهید کرد آمین آمین بشما میگویم که هر آنچه از پدر باسم من طلب کنید بشما عطا خواهد کرد ✡︎ {{verse|۱۶|۲۴|color=black}} تا کنون باسم من چیزی طلب نکردید بطلبید تا بیابید و خوشیِ شما کامل گردد ✡︎ {{verse|۱۶|۲۵|color=black}} این چیزها را بمثلها بشما گفتم لکن ساعتی میآید که دیگر بمثلها بشما حرف نمیزنم بلکه از پدر بشما آشکارا خبر خواهم داد ✡︎<noinclude></noinclude> ghr3xr7s6sbtx6miiwxq0lg5pvf0yca برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۷۷ 104 89175 289583 2026-06-24T18:43:20Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{verse|۱۶|۲۶|color=black}} در آن روز باسم من طلب خواهید کرد و بشما نمیگویم که من بجهت شما از پدر سؤال میکنم ✡︎ {{verse|۱۶|۲۷|color=black}} زیرا خودِ پدر شما را دوست میدارد چونکه شما مرا دوست داشتید و ایمان آوردید که من از نزد خدا بیرون آمدم ✡︎ {{verse|۱۶|۲۸|color=black}} از...» ایجاد کرد 289583 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۱۶|۲۶|color=black}} در آن روز باسم من طلب خواهید کرد و بشما نمیگویم که من بجهت شما از پدر سؤال میکنم ✡︎ {{verse|۱۶|۲۷|color=black}} زیرا خودِ پدر شما را دوست میدارد چونکه شما مرا دوست داشتید و ایمان آوردید که من از نزد خدا بیرون آمدم ✡︎ {{verse|۱۶|۲۸|color=black}} از نزد پدر بیرون آمدم و در جهان وارد شدم و باز جهان را گذارده نزد پدر میروم ✡︎ {{verse|۱۶|۲۹|color=black}} شاگردانش بدو گفتند هان اکنون علانیهًٔ سخن میگویی و هیچ مَثَل نمیگویی ✡︎ {{verse|۱۶|۳۰|color=black}} الآن دانستیم که همهچیز را میدانی و لازم نیست که کسی از تو بپرسد بدین جهت باور میکنیم که از خدا بیرون آمدی ✡︎ {{verse|۱۶|۳۱|color=black}} عیسی بایشان جواب داد آیا الآن باور میکنید ✡︎ {{verse|۱۶|۳۲|color=black}} اینک ساعتی میآید بلکه الآن آمده است که متفرّق خواهید شد هریکی بنزد خاصّان خود و مرا تنها خواهید گذارد لیکن تنها نیستم زیرا که پدر با من است ✡︎ {{verse|۱۶|۳۳|color=black}} بدین چیزها بهشما تکلّم کردم تا در من سلامتی داشته باشید در جهان برای شما زحمت خواهد شد و لکن خاطر جمع دارید زیرا که من بر جهان غالب شدهام ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب هفدهم}}}} {{فصل|۱۷}} {{verse|۱۷|۱|color=black}} عیسی چون این را گفت چشمان خود را بطرف آسمان بلند کرده گفت ای پدر ساعت رسیده است پسر خود را جلال بده تا پسرت نیز تو را جلال دهد ✡︎ {{verse|۱۷|۲|color=black}} همچنان که او را بر هر بشری قدرت دادهای تا هر چه بدو دادهای بآنها حیات جاودانی بخشد ✡︎ {{verse|۱۷|۳|color=black}} و حیات جاودانی این است که تو را خدای واحِد حقیقی و عیسی مسیح را که فرستادی بشناسند ✡︎ {{verse|۱۷|۴|color=black}} من بر روی زمین تو را جلال دادم و کاری را که بمن سپردی تا بکنم بکمال رسانیدم ✡︎ {{verse|۱۷|۵|color=black}} و الآن تو ای پدر مرا نزد خود جلال ده بهمان جلالی که قبل از آفرینش جهان نزد تو داشتم ✡︎ {{verse|۱۷|۶|color=black}} اسم تو را بآن مردمانی که از جهان بمن عطا کردی ظاهر ساختم از آنِ تو بودند و ایشان را بمن دادی و کلام تو را نگاه داشتند ✡︎ {{verse|۱۷|۷|color=black}} و الآن دانستند آنچه بمن دادهای از نزد تو میباشد ✡︎ {{verse|۱۷|۸|color=black}} زیرا کلامی را که بمن سپردی بدیشان سپردم و ایشان قبول کردند و از روی یقین دانستند که از نزد تو بیرون آمدم و ایمان آوردند که تو مرا فرستادی ✡︎ {{verse|۱۷|۹|color=black}} من بجهت اینها سؤال میکنم و برای جهان سؤال نمیکنم بلکه از برای کسانی که بمن دادهای زیرا که از آنِ تو میباشند ✡︎ {{verse|۱۷|۱۰|color=black}} و آنچه ازآنِ من است از آنِ تو است و آنچه از آنِ تو است از آنِ من است و در آنها جلال<noinclude></noinclude> hj6160henv2m4iq9s3r0q2sf1twerb9 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۷۸ 104 89176 289584 2026-06-24T18:43:46Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «یافتهام ✡︎ {{verse|۱۷|۱۱|color=black}} بعد از این در جهان نیستم امّا اینها در جهان هستند و من نزد تو میآیم ای پدر قدّوس اینها را که بمن دادهای باسم خود نگاه دار تا یکی باشند چنانکه ما هستیم ✡︎ {{verse|۱۷|۱۲|color=black}} مادامی که با ایشان در جهان بودم من ایشان را...» ایجاد کرد 289584 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>یافتهام ✡︎ {{verse|۱۷|۱۱|color=black}} بعد از این در جهان نیستم امّا اینها در جهان هستند و من نزد تو میآیم ای پدر قدّوس اینها را که بمن دادهای باسم خود نگاه دار تا یکی باشند چنانکه ما هستیم ✡︎ {{verse|۱۷|۱۲|color=black}} مادامی که با ایشان در جهان بودم من ایشان را باسم تو نگاه داشتم و هر کس را که بمن دادهای حفظ نمودم که یکی از ایشان هلاک نشد مگر پسرِ هلاکت تا کتاب تمام شود ✡︎ {{verse|۱۷|۱۳|color=black}} و امّا الآن نزد تو میآیم و این را در جهان میگویم تا خوشی مرا در خود کامل داشته باشند ✡︎ {{verse|۱۷|۱۴|color=black}} من کلام تو را بایشان دادم و جهان ایشان را دشمن داشت زیرا که از جهان نیستند همچنان که من نیز از جهان نیستم ✡︎ {{verse|۱۷|۱۵|color=black}} خواهش نمیکنم که ایشان را از جهان ببری بلکه تا ایشان را از شریر نگاه داری ✡︎ {{verse|۱۷|۱۶|color=black}} ایشان از جهان نیستند چنانکه من از جهان نمیباشم ✡︎ {{verse|۱۷|۱۷|color=black}} ایشان را براستی خود تقدیس نما کلام تو راستی است ✡︎ {{verse|۱۷|۱۸|color=black}} همچنان که مرا در جهان فرستادی من نیز ایشان را در جهان فرستادم ✡︎ {{verse|۱۷|۱۹|color=black}} و بجهت ایشان من خود را تقدیس میکنم تا ایشان نیز در راستی تقدیس کرده شوند ✡︎ {{verse|۱۷|۲۰|color=black}} و نه برای اینها فقط سؤال میکنم بلکه برای آنها نیز که بهوسیلهٔ کلام ایشان بمن ایمان خواهند آورد ✡︎ {{verse|۱۷|۲۱|color=black}} تا همهٔ یک گردند چنانکه تو ای پدر در من هستی و من در تو تا ایشان نیز در ما یک باشند تا جهان ایمان آرد که تو مرا فرستادی ✡︎ {{verse|۱۷|۲۲|color=black}} و من جلالی را که بمن دادی بایشان دادم تایک باشند چنانکه ما یک هستیم ✡︎ {{verse|۱۷|۲۳|color=black}} من در ایشان و تو در من تا در یکی کامل گردند و تا جهان بداند که تو مرا فرستادی و ایشان را محبّت نمودی چنانکه مرا محبّت نمودی ✡︎ {{verse|۱۷|۲۴|color=black}} ای پدر میخواهم آنانی که بمن دادهای با من باشند در جائی که من میباشم تا جلال مرا که بمن دادهای ببینند زیرا که مرا پیش از بنای جهان محبّت نمودی ✡︎ {{verse|۱۷|۲۵|color=black}} ای پدر عادل جهان تو را نشناخت امّا من تو را شناختم و اینها شناختهاند که تو مرا فرستادی ✡︎ {{verse|۱۷|۲۶|color=black}} و اسم تو را بایشان شناسانیدم و خواهم شناسانید تا آن محبّتی که بمن نمودهای در ایشان باشد و من نیز در ایشان باشم ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب هجدهم}}}} {{فصل|۱۸}} {{verse|۱۸|۱|color=black}} چون عیسی این را گفت با شاگردانخود بآن طرف وادی قِدْرون رفت و در آنجا باغی بود که با شاگردان خود بآن در آمد ✡︎ {{verse|۱۸|۲|color=black}} و یهودا که تسلیم کننده وی بود آن موضع را میدانست چونکه عیسی در آنجا با شاگردان خود بارها انجمن مینمود ✡︎<noinclude></noinclude> 7plnqxiozhebhph8x0zsr0l5nbg8jfu برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۷۹ 104 89177 289585 2026-06-24T18:44:23Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{verse|۱۸|۳|color=black}} پس یهودا لشکریان و خادمان از نزد رؤسای کَهَنَه و فریسیان برداشته با چراغها و مشعلها و اسلحه بآنجا آمد ✡︎ {{verse|۱۸|۴|color=black}} آنگاه عیسی با اینکه آگاه بود از آنچه میبایست بر او واقع شود بیرون آمده بایشان گفت که را میطلبید ✡︎ {{verse|...» ایجاد کرد 289585 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۱۸|۳|color=black}} پس یهودا لشکریان و خادمان از نزد رؤسای کَهَنَه و فریسیان برداشته با چراغها و مشعلها و اسلحه بآنجا آمد ✡︎ {{verse|۱۸|۴|color=black}} آنگاه عیسی با اینکه آگاه بود از آنچه میبایست بر او واقع شود بیرون آمده بایشان گفت که را میطلبید ✡︎ {{verse|۱۸|۵|color=black}} به او جواب دادند عیسی ناصری را عیسی بدیشان گفت من هستم و یهودا که تسلیم کننده او بود نیز با ایشان ایستاده بود ✡︎ {{verse|۱۸|۶|color=black}} پس چون بدیشان گفت من هستم برگشته بر زمین افتادند ✡︎ {{verse|۱۸|۷|color=black}} او باز از ایشان سؤال کرد که رامیطلبید گفتند عیسی ناصری را ✡︎ {{verse|۱۸|۸|color=black}} عیسی جواب داد بشما گفتم من هستم پس اگر مرا میخواهید اینها را بگذارید بروند ✡︎ {{verse|۱۸|۹|color=black}} تا آن سخنی که گفته بود تمام گردد که از آنانی که بمن دادهای یکی را گُم نکردهام ✡︎ {{verse|۱۸|۱۰|color=black}} آنگاه شمعون پطرس شمشیری را که داشت کشیده بغلام رئیس کَهَنَه که ملوک نام داشت زده گوش راستش را برید ✡︎ {{verse|۱۸|۱۱|color=black}} عیسی بپطرس گفت شمشیر خود را غلاف کن آیا جامی را که پدر بمن داده است ننوشم ✡︎ {{verse|۱۸|۱۲|color=black}} آنگاه سربازان و سرتیبان و خادمانِ یهود عیسی را گرفته او را بستند ✡︎ {{verse|۱۸|۱۳|color=black}} و اوّل او را نزد حنّا پدر زن قیافا که در همان سال رئیس کَهَنَه بود آوردند ✡︎ {{verse|۱۸|۱۴|color=black}} و قیافا همان بود که بیهود اشاره کرده بود که بهتر است یک شخص در راه قوم بمیرد ✡︎ {{verse|۱۸|۱۵|color=black}} امّا شمعون پِطرُس و شاگردی دیگر از عقب عیسی روانه شدند و چون آن شاگرد نزد رئیس کَهَنَه معروف بود با عیسی داخل خانهٔ رئیس کَهَنَه شد ✡︎ {{verse|۱۸|۱۶|color=black}} امّا پطرس بیرونِ در ایستاده بود پس آن شاگرد دیگر که آشنای رئیس کَهَنَه بود بیرون آمده با دربان گفتگو کرد و پطرس را باندرون برد ✡︎ {{verse|۱۸|۱۷|color=black}} آنگاه آن کنیزی که دربان بود بپطرس گفت آیا تو نیز از شاگردان این شخص نیستی گفت نیستم ✡︎ {{verse|۱۸|۱۸|color=black}} و غلامان و خدّام آتش افروخته ایستاده بودند و خود را گرم میکردند چونکه هوا سرد بود و پطرس نیز با ایشان خود را گرم میکرد ✡︎ {{verse|۱۸|۱۹|color=black}} پس رئیس کَهَنَه از عیسی دربارهٔ شاگردان وتعلیم او پرسید ✡︎ {{verse|۱۸|۲۰|color=black}} عیسی باو جواب داد که من بجهان آشکارا سخن گفتهام من هر وقت در کنیسه و در هیکل جائی که همهٔ یهودیان پیوسته جمع میشدند تعلیم میدادم و در خفا چیزی نگفتهام ✡︎ {{verse|۱۸|۲۱|color=black}} چرا از من سؤال میکنی از کسانی که شنیدهاند بپرس که چه چیز بدیشان گفتم اینک ایشان میدانند آنچه من گفتم ✡︎ {{verse|۱۸|۲۲|color=black}} و چون این را گفت یکی از خادمان که در آنجا ایستاده بود طپانچه بر عیسی زده گفت آیا برئیس کَهَنَه چنین جواب میدهی ✡︎ {{verse|۱۸|۲۳|color=black}} عیسی بدو جواب داد اگر بد گفتم<noinclude></noinclude> giuf9b3tlhg438c8tqno62cnp3fo3fy برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۸۰ 104 89178 289586 2026-06-24T18:44:43Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «ببدی شهادت ده و اگر خوب برای چه مرا میزنی ✡︎ {{verse|۱۸|۲۴|color=black}} پس حنّا او را بسته بنزد قیافا رئیس کَهَنَه فرستاد ✡︎ {{verse|۱۸|۲۵|color=black}} و شمعون پطرس ایستاده خود را گرم میکرد بعضی بدو گفتند آیا تو نیز از شاگردان او نیستی او انکار کرده گفت نیستم ✡...» ایجاد کرد 289586 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ببدی شهادت ده و اگر خوب برای چه مرا میزنی ✡︎ {{verse|۱۸|۲۴|color=black}} پس حنّا او را بسته بنزد قیافا رئیس کَهَنَه فرستاد ✡︎ {{verse|۱۸|۲۵|color=black}} و شمعون پطرس ایستاده خود را گرم میکرد بعضی بدو گفتند آیا تو نیز از شاگردان او نیستی او انکار کرده گفت نیستم ✡︎ {{verse|۱۸|۲۶|color=black}} پس یکی از غلامان رئیس کَهَنَه که از خویشان آن کس بود که پطرس گوشش را بریده بود گفت مگر من تو را با او در باغ ندیدم ✡︎ {{verse|۱۸|۲۷|color=black}} پطرس باز انکار کرد که در حال خروس بانگ زد ✡︎ {{verse|۱۸|۲۸|color=black}} بعد عیسی را از نزد قیافا بدیوانخانه آوردند و صبح بود و ایشان داخل دیوانخانه نشدند مبادا نجس بشوند بلکه تا فِصَح را بخورند ✡︎ {{verse|۱۸|۲۹|color=black}} پس پیلاطُس بنزد ایشان بیرون آمده گفتچه دعوی بر این شخص دارید ✡︎ {{verse|۱۸|۳۰|color=black}} در جواب او گفتند اگر او بدکار نمیبود بتو تسلیم نمیکردیم ✡︎ {{verse|۱۸|۳۱|color=black}} پیلاطُس بدیشان گفت شما او را بگیرید و موافق شریعت خود بر او حکم نمایید یهودیان بوی گفتند بر ما جایز نیست که کسی را بکُشیم ✡︎ {{verse|۱۸|۳۲|color=black}} تا قول عیسی تمام گردد که گفته بود اشاره بآن قسم موت که باید بمیرد ✡︎ {{verse|۱۸|۳۳|color=black}} پس پیلاطُس باز داخل دیوانخانه شد و عیسی را طلبیده باو گفت آیا تو پادشاه یهود هستی ✡︎ {{verse|۱۸|۳۴|color=black}} عیسی باو جواب داد آیا تو این را از خود میگویی یا دیگران دربارهٔ من بتو گفتند ✡︎ {{verse|۱۸|۳۵|color=black}} پیلاطُس جواب داد مگر من یهود هستم اُمّت تو و رؤسای کَهَنَه تو را بمن تسلیم کردند چه کردهای ✡︎ {{verse|۱۸|۳۶|color=black}} عیسی جواب داد که پادشاهی من از این جهان نیست اگر پادشاهی من از این جهان میبود خدّام من جنگ میکردند تا بیهود تسلیم نشوم لیکن اکنون پادشاهی من از این جهان نیست ✡︎ {{verse|۱۸|۳۷|color=black}} پیلاطس باو گفت مگر تو پادشاه هستی عیسی جواب داد تو میگویی که من پادشاه هستم از این جهت من متولّد شدم و بجهت این در جهان آمدم تا براستی شهادت دهم و هر که از راستی است سخن مرا میشنود ✡︎ {{verse|۱۸|۳۸|color=black}} پیلاطُس باو گفت راستی چیست و چون این را بگفت باز بنزد یهودیان بیرون شده بایشان گفت من در این شخص هیچ عیبی نیافتم ✡︎ {{verse|۱۸|۳۹|color=black}} و قانون شما این است که در عید فِصَح بجهت شما یک نفر آزاد کنم پس آیا میخواهید بجهت شما پادشاه یهود را آزاد کنم ✡︎ {{verse|۱۸|۴۰|color=black}} باز همهٔ فریاد برآورده گفتند او را نی بلکه برْاَبّا را و براَبّا دزد بود ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب نوزدهم}}}} {{فصل|۱۹}} {{verse|۱۹|۱|color=black}} پس پیلاطُس عیسی را گرفته تازیانه زد ✡︎ {{verse|۱۹|۲|color=black}} و لشکریان تاجی از خار بافته بر سرش<noinclude></noinclude> d0bxvyw7nb9v2r797lnyk5cq0zw2uns برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۸۱ 104 89179 289587 2026-06-24T18:45:02Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «گذاردند و جامه ارغوانی بدو پوشانیدند ✡︎ {{verse|۱۹|۳|color=black}} و میگفتند سلام ای پادشاه یهود و طپانچه بدو میزدند ✡︎ {{verse|۱۹|۴|color=black}} باز پیلاطُس بیرون آمده بایشان گفت اینک او را نزد شما بیرون آوردم تا بدانید که در او هیچ عیبی نیافتم ✡︎ {{verse|۱۹|۵|color...» ایجاد کرد 289587 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>گذاردند و جامه ارغوانی بدو پوشانیدند ✡︎ {{verse|۱۹|۳|color=black}} و میگفتند سلام ای پادشاه یهود و طپانچه بدو میزدند ✡︎ {{verse|۱۹|۴|color=black}} باز پیلاطُس بیرون آمده بایشان گفت اینک او را نزد شما بیرون آوردم تا بدانید که در او هیچ عیبی نیافتم ✡︎ {{verse|۱۹|۵|color=black}} آنگاه عیسی با تاجی از خار و لباس ارغوانی بیرون آمد پیلاطُس بدیشان گفت اینک آن انسان ✡︎ {{verse|۱۹|۶|color=black}} و چون رؤسای کَهَنَه و خدّام او را دیدند فریاد برآورده گفتند صلیبش کن صلیبش کن پیلاطس بدیشان گفت شما او را گرفته مصلوبش سازید زیرا که من در او عیبی نیافتم ✡︎ {{verse|۱۹|۷|color=black}} یهودیان بدو جواب دادند که ما شریعتی داریم و موافق شریعت ما واجب است که بمیرد زیرا خود را پسر خدا ساخته است ✡︎ {{verse|۱۹|۸|color=black}} پس چون پیلاطُس این را شنید خوف بر او زیاده مستولی گشت ✡︎ {{verse|۱۹|۹|color=black}} باز داخل دیوانخانه شده بعیسی گفت تو از کجائی امّا عیسی بدو هیچ جواب نداد ✡︎ {{verse|۱۹|۱۰|color=black}} پیلاطُس بدو گفت آیا بمن سخن نمیگویی نمیدانی که قدرت دارم تو را صلیب کنم و قدرت دارم آزادت نمایم ✡︎ {{verse|۱۹|۱۱|color=black}} عیسی جواب داد هیچ قدرت بر من نمیداشتی اگر از بالا بتو داده نمیشد و از این جهت آن کس که مرا بتو تسلیم کرد گناه بزرگتر دارد ✡︎ {{verse|۱۹|۱۲|color=black}} و از آن وقت پیلاطُس خواست او را آزاد نماید لیکن یهودیان فریاد برآورده میگفتند که اگر این شخص را رها کنی دوست قیصر نیستی هر که خود را پادشاه سازد برخلاف قیصر سخن گوید ✡︎ {{verse|۱۹|۱۳|color=black}} پس چون پیلاطُس این را شنید عیسی را بیرون آورده بر مسند حکومت در موضعی که ببلاط و بعبرانی جبّاتا گفته میشد نشست ✡︎ {{verse|۱۹|۱۴|color=black}} و وقت تهیّه فِصَح و قریب بساعت ششم بود پس بیهودیان گفت اینک پادشاه شما ✡︎ {{verse|۱۹|۱۵|color=black}} ایشان فریاد زدند او را بردار بردار صلیبش کن پیلاطس بایشان گفت آیا پادشاه شما را مصلوب کنم رؤسای کَهَنَه جواب دادند که غیر از قیصر پادشاهی نداریم ✡︎ {{verse|۱۹|۱۶|color=black}} آنگاه او را بدیشان تسلیم کرد تا مصلوب شود پس عیسی را گرفته بردند ✡︎ {{verse|۱۹|۱۷|color=black}} و صلیب خود را برداشته بیرون رفت بموضعی که بجُمجُمه مسمّیٰ بود و بعبرانی آن را جُلجُتا میگفتند ✡︎ {{verse|۱۹|۱۸|color=black}} او را در آنجا صلیب نمودند و دو نفر دیگر را از این طرف و آن طرف و عیسی را در میان ✡︎ {{verse|۱۹|۱۹|color=black}} و پیلاطس تقصیرنامهای نوشته بر صلیب گذارد و نوشته این بود عیسی ناصری پادشاه یهود ✡︎ {{verse|۱۹|۲۰|color=black}} و این تقصیر نامه را بسیاری از یهود خواندند زیرا آن مکانی که عیسی را صلیب کردند نزدیک شهر بود و آن را بزبان عبرانی<noinclude></noinclude> 3kg41r73gz5en8bxdizv25k1peymgns برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۸۲ 104 89180 289588 2026-06-24T18:45:26Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و یونانی و لاتینی نوشته بودند ✡︎ {{verse|۱۹|۲۱|color=black}} پس رؤسای کَهَنَهٔ یهود بپیلاطس گفتند منویس پادشاه یهود بلکه که او گفت منم پادشاه یهود ✡︎ {{verse|۱۹|۲۲|color=black}} پیلاطس جواب داد آنچه نوشتم نوشتم ✡︎ {{verse|۱۹|۲۳|color=black}} پس لشکریان چون عیسی را صلیب ک...» ایجاد کرد 289588 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و یونانی و لاتینی نوشته بودند ✡︎ {{verse|۱۹|۲۱|color=black}} پس رؤسای کَهَنَهٔ یهود بپیلاطس گفتند منویس پادشاه یهود بلکه که او گفت منم پادشاه یهود ✡︎ {{verse|۱۹|۲۲|color=black}} پیلاطس جواب داد آنچه نوشتم نوشتم ✡︎ {{verse|۱۹|۲۳|color=black}} پس لشکریان چون عیسی را صلیب کردندجامههای او را برداشته چهار قسمت کردند هر سپاهی را یک قسمت و پیراهن را نیز امّا پیراهن درز نداشت بلکه تماماً از بالا بافته شده بود ✡︎ {{verse|۱۹|۲۴|color=black}} پس بیکدیگر گفتند این را پاره نکنیم بلکه قرعه بر آن بیندازیم تا از آنِ کِه شود تا تمام گردد کتاب که میگوید در میان خود جامههای مرا تقسیم کردند و بر لباس من قرعه افکندند پس لشکریان چنین کردند ✡︎ {{verse|۱۹|۲۵|color=black}} و پای صلیب عیسی مادر او و خواهر مادرش مریم زن کَلوُپا و مریم مَجْدَلِیّه ایستاده بودند ✡︎ {{verse|۱۹|۲۶|color=black}} چون عیسی مادر خود را با آن شاگردی که دوست میداشت ایستاده دید بمادر خود گفت ای زن اینک پسر تو ✡︎ {{verse|۱۹|۲۷|color=black}} و بآن شاگرد گفت اینک مادر تو و در همان ساعت آن شاگرد او را بخانهٔ خود برد ✡︎ {{verse|۱۹|۲۸|color=black}} و بعد چون عیسی دید که همهچیز بانجام رسیده است تا کتاب تمام شود گفت تشنهام ✡︎ {{verse|۱۹|۲۹|color=black}} و در آنجا ظرفی پُر از سرکه گذارده بود پس اسفنجی را از سرکه پُر ساخته و بر زوفا گذارده نزدیک دهان او بردند ✡︎ {{verse|۱۹|۳۰|color=black}} چون عیسی سرکه را گرفت گفت تمام شد و سر خود را پایین آورده جان بداد ✡︎ {{verse|۱۹|۳۱|color=black}} پس یهودیان تا بدنها در روز سَبَّت بر صلیب نماند چونکه روز تهیّه بود و آن سَبَّت روز بزرگ بود از پیلاطس درخواست کردند کهساق پایهای ایشان را بشکنند و پایین بیاورند ✡︎ {{verse|۱۹|۳۲|color=black}} آنگاه لشکریان آمدند و ساقهای آن اوّل و دیگری را که با او صلیب شده بودند شکستند ✡︎ {{verse|۱۹|۳۳|color=black}} امّا چون نزد عیسی آمدند و دیدند که پیش از آن مرده است ساقهای او را نشکستند ✡︎ {{verse|۱۹|۳۴|color=black}} لکن یکی از لشکریان بپهلوی او نیزهای زد که در آن ساعت خون و آب بیرون آمد ✡︎ {{verse|۱۹|۳۵|color=black}} و آن کسی که دید شهادت داد و شهادت او راست است و او میداند که راست میگوید تا شما نیز ایمان آورید ✡︎ {{verse|۱۹|۳۶|color=black}} زیرا که این واقع شد تا کتاب تمام شود که میگوید استخوانی از او شکسته نخواهد شد ✡︎ {{verse|۱۹|۳۷|color=black}} و باز کتاب دیگر میگوید آن کسی را که نیزه زدند خواهند نگریست ✡︎ {{verse|۱۹|۳۸|color=black}} و بعد از این یوسف که از اهل رامه و شاگرد عیسی بود لیکن مخفی بهسبب ترس یهود از پیلاطس خواهش کرد که جسد عیسی را بردارد پیلاطس اِذن داد پس آمده بدن عیسی را برداشت ✡︎ {{verse|۱۹|۳۹|color=black}} و نیقودیموس نیز که اوّل در شب نزد عیسی آمده بود مُرِّ مخلوط با عود<noinclude></noinclude> jw8n02y7xu35k4w589yd949ei4tcomt برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۸۳ 104 89181 289589 2026-06-24T18:45:42Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «قریب بصد رطل با خود آورد ✡︎ {{verse|۱۹|۴۰|color=black}} آنگاه بدن عیسی را برداشته در کفن با حنوط برسم تکفین یهود پیچیدند ✡︎ {{verse|۱۹|۴۱|color=black}} و در موضعی که مصلوب شد باغی بود و در باغ قبر تازهای که هرگز هیچکس در آن دفن نشده بود ✡︎ {{verse|۱۹|۴۲|color=black}} پس بهس...» ایجاد کرد 289589 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>قریب بصد رطل با خود آورد ✡︎ {{verse|۱۹|۴۰|color=black}} آنگاه بدن عیسی را برداشته در کفن با حنوط برسم تکفین یهود پیچیدند ✡︎ {{verse|۱۹|۴۱|color=black}} و در موضعی که مصلوب شد باغی بود و در باغ قبر تازهای که هرگز هیچکس در آن دفن نشده بود ✡︎ {{verse|۱۹|۴۲|color=black}} پس بهسبب تهیّه یهود عیسی را در آنجا گذاردند چونکه آن قبر نزدیک بود ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب بیستم}}}} {{فصل|۲۰}} {{verse|۲۰|۱|color=black}} بامدادان در اوّل هفته وقتی که هنوز تاریک بود مریم مَجْدَلیّه بسر قبر آمد و دید که سنگ از قبر برداشته شده است ✡︎ {{verse|۲۰|۲|color=black}} پس دوان دوان نزد شمعون پطرُس و آن شاگرد دیگر که عیسی او را دوست میداشت آمده بایشان گفت {{روخط|خداوند}} را از قبر بردهاند و نمیدانیم او را کجا گذاردهاند ✡︎ {{verse|۲۰|۳|color=black}} آنگاه پطرس و آن شاگرد دیگر بیرون شده بجانب قبر رفتند ✡︎ {{verse|۲۰|۴|color=black}} و هر دو با هم میدویدند امّا آن شاگردِ دیگر از پِطرُس پیش افتاده اوّل بقبر رسید ✡︎ {{verse|۲۰|۵|color=black}} و خم شده کفن را گذاشته دید لیکن داخل نشد ✡︎ {{verse|۲۰|۶|color=black}} بعد شمعون پطرس نیز از عقب او آمد و داخل قبرگشته کفن را گذاشته دید ✡︎ {{verse|۲۰|۷|color=black}} و دستمالی را که بر سر او بود نه با کفن نهاده بلکه در جای علی'حده پیچیده ✡︎ {{verse|۲۰|۸|color=black}} پس آن شاگرد دیگر که اوّل بسر قبر آمده بود نیز داخل شده دید و ایمان آورد ✡︎ {{verse|۲۰|۹|color=black}} زیرا هنوز کتاب را نفهمیده بودند که باید او از مردگان برخیزد ✡︎ {{verse|۲۰|۱۰|color=black}} پس آن دو شاگرد بمکان خود برگشتند ✡︎ {{verse|۲۰|۱۱|color=black}} امّا مریم بیرون قبر گریان ایستاده بود و چون میگریست بسوی قبر خم شده ✡︎ {{verse|۲۰|۱۲|color=black}} دو فرشته را که لباس سفید در بر داشتند یکی بطرف سر و دیگری بجانب قدم در جائی که بدن عیسی گذارده بود نشسته دید ✡︎ {{verse|۲۰|۱۳|color=black}} ایشان بدو گفتند ای زن برای چه گریانی بدیشان گفت {{روخط|خداوند}}ِ مرا بردهاند و نمیدانم او را کجا گذاردهاند ✡︎ {{verse|۲۰|۱۴|color=black}} چون این را گفت بعقب ملتفت شده عیسی را ایستاده دید لیکن نشناخت کهعیسی است ✡︎ {{verse|۲۰|۱۵|color=black}} عیسی بدو گفت ای زن برای چه گریانی که را میطلبی چون او گمان کرد که باغبان است بدو گفت ای آقا اگر تو او را برداشتهای بمن بگو او را کجا گذاردهای تا من او را بردارم ✡︎ {{verse|۲۰|۱۶|color=black}} عیسی بدو گفت ای مریم او برگشته گفت ربونی یعنی ای معلّم ✡︎ {{verse|۲۰|۱۷|color=black}} عیسی بدو گفت مرا لمس مکن زیرا که هنوز نزد پدر خود بالا نرفتهام و لیکن نزد برادران من رفته بایشان بگو که نزد پدر خود و پدر شما<noinclude></noinclude> etcdihnrmkuubro7lva0fe4gzcfqeck برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۸۴ 104 89182 289590 2026-06-24T18:45:55Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و خدای خود و خدای شما میروم ✡︎ {{verse|۲۰|۱۸|color=black}} مریم مَجْدلیّه آمده شاگردان را خبر داد که {{روخط|خداوند}} را دیدم و بمن چنین گفت ✡︎ {{verse|۲۰|۱۹|color=black}} و در شامِ همان روز که یکشنبه بود هنگامی که درها بسته بود جائی که شاگردان بهسبب ترس یهود جمع بود...» ایجاد کرد 289590 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و خدای خود و خدای شما میروم ✡︎ {{verse|۲۰|۱۸|color=black}} مریم مَجْدلیّه آمده شاگردان را خبر داد که {{روخط|خداوند}} را دیدم و بمن چنین گفت ✡︎ {{verse|۲۰|۱۹|color=black}} و در شامِ همان روز که یکشنبه بود هنگامی که درها بسته بود جائی که شاگردان بهسبب ترس یهود جمع بودند ناگاه عیسی آمده در میان ایستاد و بدیشان گفت سلام بر شما باد ✡︎ {{verse|۲۰|۲۰|color=black}} و چون این را گفت دستها و پهلوی خود را بایشان نشان داد و شاگردان چون {{روخط|خداوند}} را دیدند شاد گشتند ✡︎ {{verse|۲۰|۲۱|color=black}} باز عیسی بایشان گفت سلام بر شما باد چنانکه پدر مرا فرستاد من نیز شما را میفرستم ✡︎ {{verse|۲۰|۲۲|color=black}} و چون این را گفت دمید و بایشان گفت روحالقدس را بیابید ✡︎ {{verse|۲۰|۲۳|color=black}} گناهان آنانی را که آمرزیدید برای ایشان آمرزیده شد و آنانی را که بستید بسته شد ✡︎ {{verse|۲۰|۲۴|color=black}} امّا توما که یکی از آن دوازده بود و او راتوأم میگفتند وقتی که عیسی آمد با ایشان نبود ✡︎ {{verse|۲۰|۲۵|color=black}} پس شاگردان دیگر بدو گفتند {{روخط|خداوند}} را دیدهایم بدیشان گفت تا در دو دستش جای میخها را نبینم و انگشت خود را در جای میخها نگذارم و دست خود را بر پهلویش ننهم ایمان نخواهم آورد ✡︎ {{verse|۲۰|۲۶|color=black}} و بعد از هشت روز باز شاگردان با توما در خانهای جمع بودند و درها بسته بود که ناگاه عیسی آمد و در میان ایستاده گفت سلام بر شما باد ✡︎ {{verse|۲۰|۲۷|color=black}} پس بتوما گفت انگشت خود را باینجا بیاور و دستهای مرا ببین و دست خود را بیاور و بر پهلوی من بگذار و بیایمان مباش بلکه ایمان دار ✡︎ {{verse|۲۰|۲۸|color=black}} توما در جواب وی گفت ای {{روخط|خداوند}} من و ای خدای من ✡︎ {{verse|۲۰|۲۹|color=black}} عیسی گفت ای توما بعد از دیدنم ایمان آوردی خوشابحال آنانی که ندیده ایمان آورند ✡︎ {{verse|۲۰|۳۰|color=black}} و عیسی معجزاتِ دیگرِ بسیار نزد شاگردان نمود که در این کتاب نوشته نشد ✡︎ {{verse|۲۰|۳۱|color=black}} لیکن این قدر نوشته شد تا ایمان آورید که عیسی مسیح و پسر خدا است و تا ایمان آورده باسم او حیات یابید ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب بیست و یکم}}}} {{فصل|۲۱}} {{verse|۲۱|۱|color=black}} بعد از آن عیسی باز خود را در کنارهدریای طبریّه بشاگردان ظاهر ساخت و بر اینطور نمودار گشت ✡︎ {{verse|۲۱|۲|color=black}} شمعون پطرس و تومای معروف بتوأم و نَتَنائیل که از قانای جلیل بود و دو پسر زِبِدی و دو نفر دیگر از شاگردان او جمع بودند ✡︎ {{verse|۲۱|۳|color=black}} شمعون پطرس بایشان گفتمیروم تا صید ماهی کنم باو گفتند مانیز با تو میآییم پس بیرون آمده بکشتی سوار شدند و در آن شب چیزی نگرفتند ✡︎ {{verse|۲۱|۴|color=black}} و چون صبح شد<noinclude></noinclude> 8ucnh3c4vplsuaf8kwf551gplo0mvv9 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۸۵ 104 89183 289591 2026-06-24T18:46:19Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «عیسی بر ساحل ایستاده بود لیکن شاگردان ندانستند که عیسی است ✡︎ {{verse|۲۱|۵|color=black}} عیسی بدیشان گفت ای بچهها نزد شما خوراکی هست باو جواب دادند که نی ✡︎ {{verse|۲۱|۶|color=black}} بدیشان گفت دام را بطرف راست کشتی بیندازید که خواهید یافت پس انداختند و از کثرت...» ایجاد کرد 289591 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>عیسی بر ساحل ایستاده بود لیکن شاگردان ندانستند که عیسی است ✡︎ {{verse|۲۱|۵|color=black}} عیسی بدیشان گفت ای بچهها نزد شما خوراکی هست باو جواب دادند که نی ✡︎ {{verse|۲۱|۶|color=black}} بدیشان گفت دام را بطرف راست کشتی بیندازید که خواهید یافت پس انداختند و از کثرت ماهی نتوانستند آن را بکشند ✡︎ {{verse|۲۱|۷|color=black}} پس آن شاگردی که عیسی او را محبّت مینمود بپطرس گفت {{روخط|خداوند}} است چون شمعون پطرس شنید که {{روخط|خداوند}} است جامه خود را بخویشتن پیچید چونکه برهنه بود و خود را در دریا انداخت ✡︎ {{verse|۲۱|۸|color=black}} امّا شاگردان دیگر در زورق آمدند زیرا از خشکی دور نبودند مگر قریب بدویست ذراع و دام ماهی را میکشیدند ✡︎ {{verse|۲۱|۹|color=black}} پس چون بخشکی آمدند آتشی افروخته و ماهی بر آن گذارده و نان دیدند ✡︎ {{verse|۲۱|۱۰|color=black}} عیسی بدیشان گفت از ماهیای که الآن گرفتهاید بیاورید ✡︎ {{verse|۲۱|۱۱|color=black}} پس شمعون پطرس رفت و دام را بر زمین کشید پُر از صد و پنجاه و سه ماهی بزرگ و با وجودی که اینقدر بود دام پاره نشد ✡︎ {{verse|۲۱|۱۲|color=black}} عیسی بدیشان گفت بیایید بخورید ولی احدی از شاگردان جرأت نکرد که از او بپرسد تو کیستی زیرا میدانستند که {{روخط|خداوند}} است ✡︎ {{verse|۲۱|۱۳|color=black}} آنگاه عیسی آمد و نان را گرفته بدیشان داد و همچنین ماهی را ✡︎ {{verse|۲۱|۱۴|color=black}} و این مرتبه سوم بود که عیسی بعد از برخاستن از مردگان خود را بشاگردان ظاهر کرد ✡︎ {{verse|۲۱|۱۵|color=black}} و بعد از غذا خوردن عیسی بشمعون پطرس گفت ای شمعون پسر یونا آیا مرا بیشتر از اینها محبّت مینمائی بدو گفت بلی {{روخط|خداوند}}ا تو میدانی که تو را دوست میدارم بدو گفت برههای مرا خوراک بده ✡︎ {{verse|۲۱|۱۶|color=black}} باز در ثانی باو گفت ای شمعون پسر یونا آیا مرا محبّت مینمائی باو گفت بلی {{روخط|خداوند}}ا تو میدانی که تو را دوست میدارم بدو گفت گوسفندان مرا شبانی کن ✡︎ {{verse|۲۱|۱۷|color=black}} مرتبه سوم بدو گفت ای شمعون پسر یونا مرا دوست میداری پطرس محزون گشت زیرا مرتبه سوم بدو گفت مرا دوست میداری پس باو گفت {{روخط|خداوند}}ا تو بر همهچیز واقف هستی تو میدانی که تو را دوست میدارم عیسی بدو گفت گوسفندان مرا خوراک ده ✡︎ {{verse|۲۱|۱۸|color=black}} آمین آمین بتو میگویم وقتی که جوان بودی کمر خود را میبستی و هر جا میخواستی میرفتی ولکن زمانی که پیر شوی دستهای خود را دراز خواهی کرد و دیگران تو را بسته بجائی که نمیخواهیتو را خواهند برد ✡︎ {{verse|۲۱|۱۹|color=black}} و بدین سخن اشاره کرد که بچه قسم موت خدا را جلال خواهد داد و چون این را گفت باو فرمود از عقب من بیا ✡︎ {{verse|۲۱|۲۰|color=black}} پطرس ملتفت شده آن شاگردی را که عیسی او را<noinclude></noinclude> kp2a3ofazxibrw8tvlrpfly5u7lzsov برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۸۶ 104 89184 289592 2026-06-24T18:46:44Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «محبّت مینمود دید که از عقب میآید و همان بود که بر سینه وی وقت عشا تکیه میزد و گفت {{روخط|خداوند}}ا کیست آن که تو را تسلیم میکند ✡︎ {{verse|۲۱|۲۱|color=black}} پس چون پطرس او را دید بعیسی گفت ای {{روخط|خداوند}} و او چه شود ✡︎ {{verse|۲۱|۲۲|color=black}} عیسی بدو گفت اگر...» ایجاد کرد 289592 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>محبّت مینمود دید که از عقب میآید و همان بود که بر سینه وی وقت عشا تکیه میزد و گفت {{روخط|خداوند}}ا کیست آن که تو را تسلیم میکند ✡︎ {{verse|۲۱|۲۱|color=black}} پس چون پطرس او را دید بعیسی گفت ای {{روخط|خداوند}} و او چه شود ✡︎ {{verse|۲۱|۲۲|color=black}} عیسی بدو گفت اگر بخواهم که او بماند تا باز آیم تو را چه تو از عقب من بیا ✡︎ {{verse|۲۱|۲۳|color=black}} پس این سخن در میان برادران شهرت یافت که آن شاگرد نخواهد مرد لیکن عیسی بدو نگفت که نمیمیرد بلکه اگر بخواهم که او بماند تا باز آیم تو را چه ✡︎ {{verse|۲۱|۲۴|color=black}} و این شاگردی است که باین چیزها شهادت داد و اینها را نوشت و میدانیم که شهادت او راست است ✡︎ {{verse|۲۱|۲۵|color=black}} و دیگر کارهای بسیار عیسی بجا آورد که اگر فرداً فرداً نوشته شود گمان ندارم که جهان هم گنجایش نوشتهها را داشته باشد ✡︎ {{dhr|4em}} {{double rule|8em}} {{ته}}<noinclude></noinclude> 5g5v5h9t57qy1erlrp5r5mbo27ndz4h کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/انجیل یوحنا 0 89185 289593 2026-06-24T18:47:45Z Hanooz 17889 صفحه‌ای تازه حاوی «{{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = انجیل یوحنا | previous = [[../انجیل لوقا/]] | next = [[../کتاب اعمال رسولان/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1543 to=1586></pages>» ایجاد کرد 289593 wikitext text/x-wiki {{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = انجیل یوحنا | previous = [[../انجیل لوقا/]] | next = [[../کتاب اعمال رسولان/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1543 to=1586></pages> 6o1cmsfcossg5u4asr29kaix238afom انجیل یوحنا 0 89186 289594 2026-06-24T18:48:12Z Hanooz 17889 تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/انجیل یوحنا]] 289594 wikitext text/x-wiki #تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/انجیل یوحنا]] crq9tnwfq1m8gthl4xgtrhm1dmp8lam برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۸۷ 104 89187 289595 2026-06-24T18:56:36Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} صحیفه اوّل را انشا نمودم ای تیؤفِلُسدربارهٔ همهٔ اموری که عیسی بعمل نمودن و تعلیم دادن آنها شروع کرد ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} تا آن روزی که رسولان برگزیده خود را بروحالقدس حکم کرده بالا برده شد ✡︎ {{verse|۱|...» ایجاد کرد 289595 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} صحیفه اوّل را انشا نمودم ای تیؤفِلُسدربارهٔ همهٔ اموری که عیسی بعمل نمودن و تعلیم دادن آنها شروع کرد ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} تا آن روزی که رسولان برگزیده خود را بروحالقدس حکم کرده بالا برده شد ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black}} که بدیشان نیز بعد از زحمت کشیدن خود خویشتن را زنده ظاهر کرد بدلیلهای بسیار که در مدّت چهل روز بر ایشان ظاهر میشد و دربارهٔ امور ملکوت خدا سخن میگفت ✡︎ {{verse|۱|۴|color=black}} و چون با ایشان جمع شد ایشان را قدغن فرمود که از اورشلیم جدا مشوید بلکه منتظر آن وعدهٔ پدر باشید که از من شنیدهاید ✡︎ {{verse|۱|۵|color=black}} زیرا که یحیی بآب تعمید میداد لیکن شما بعد از اندک ایّامی بروحالقدس تعمید خواهید یافت ✡︎ {{verse|۱|۶|color=black}} پس آنانی که جمع بودند از او سؤال نموده گفتند {{روخط|خداوند}}ا آیا در این وقت ملکوت را بر اسرائیل باز برقرار خواهی داشت ✡︎ {{verse|۱|۷|color=black}} بدیشان گفت از شما نیست که زمانها و اوقاتی را که پدر در قدرت خود نگاه داشته است بدانید ✡︎ {{verse|۱|۸|color=black}} لیکن چون روحالقدس بر شما میآید قوّت خواهید یافت و شاهدان من خواهید بود در اورشلیم و تمامی یهودیّه و سامره و تا اقصای جهان ✡︎ {{verse|۱|۹|color=black}} و چون این را گفت وقتی که ایشان همی نگریستند بالا برده شد و ابری او را از چشمانایشان در ربود ✡︎ {{verse|۱|۱۰|color=black}} و چون بسوی آسمان چشم دوخته میبودند هنگامی که او میرفت ناگاه دو مرد سفیدپوش نزد ایشان ایستاده ✡︎ {{verse|۱|۱۱|color=black}} گفتند ای مردان جلیلی چرا ایستاده بسوی آسمان نگرانید همین عیسی که از نزد شما بآسمان بالا برده شد باز خواهد آمد بهمین طوری که او را بسوی آسمان روانه دیدید ✡︎ {{verse|۱|۱۲|color=black}} آنگاه باورشلیم مراجعت کردند از کوه مسمّی بزیتون که نزدیک باورشلیم بمسافت سفر یک روز سَبَّت است ✡︎ {{verse|۱|۱۳|color=black}} و چون داخل شدند ببالاخانهای برآمدند که در آنجا پطرس و یوحنّا و یعقوب و اَندرِیاس و فیلپُّس و توما<noinclude></noinclude> ebfvgm83ids8t9sioihg6b0vzfg8be2 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۸۸ 104 89188 289596 2026-06-24T18:57:07Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و بَرْتولما و متّی و یعقوب بن حلفی و شمعوْنِ غیور و یهودای برادر یعقوب مقیم بودند ✡︎ {{verse|۱|۱۴|color=black}} و جمیع اینها با زنان و مریم مادر عیسی و برادران او بیکدل در عبادت و دعا مواظب میبودند ✡︎ {{verse|۱|۱۵|color=black}} و در آن ایّام پطرس در میان برادران ک...» ایجاد کرد 289596 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و بَرْتولما و متّی و یعقوب بن حلفی و شمعوْنِ غیور و یهودای برادر یعقوب مقیم بودند ✡︎ {{verse|۱|۱۴|color=black}} و جمیع اینها با زنان و مریم مادر عیسی و برادران او بیکدل در عبادت و دعا مواظب میبودند ✡︎ {{verse|۱|۱۵|color=black}} و در آن ایّام پطرس در میان برادران که عدد اسامی ایشان جملهًٔ قریب بصد و بیست بود برخاسته گفت ✡︎ {{verse|۱|۱۶|color=black}} ای برادران میبایست آن نوشته تمام شود که روحالقدس از زبان داود پیش گفت دربارهٔ یهودا که راهنما شد برای آنانی که عیسی را گرفتند ✡︎ {{verse|۱|۱۷|color=black}} که او با ما محسوب شده نصیبی در این خدمت یافت ✡︎ {{verse|۱|۱۸|color=black}} پس او از اجرتظلمِ خود زمینی خریده بروی درافتاده از میان پاره شد و تمامی امعایش ریخته گشت ✡︎ {{verse|۱|۱۹|color=black}} و بر تمام سکنه اورشلیم معلوم گردید چنانکه آن زمین در لغت ایشان بحقل دما یعنی زمین خون نامیده شد ✡︎ {{verse|۱|۲۰|color=black}} زیرا در کتاب زبور مکتوب است که خانهٔ او خراب بشود و هیچکس در آن مسکن نگیرد و نظارتش را دیگری ضبط نماید ✡︎ {{verse|۱|۲۱|color=black}} الحال میباید از آن مردمانی که همراهان ما بودند در تمام آن مدّتی که عیسی {{روخط|خداوند}} با ما آمد و رفت میکرد ✡︎ {{verse|۱|۲۲|color=black}} از زمان تعمید یحیی تا روزی که از نزد ما بالا برده شد یکی از ایشان با ما شاهدِ برخاستن او بشود ✡︎ {{verse|۱|۲۳|color=black}} آنگاه دو نفر یعنی یوسف مسمّیٰ ببَرسَبا که بیوُستُس ملقّب بود و مَتِیاس را برپا داشتند ✡︎ {{verse|۱|۲۴|color=black}} و دعا کرده گفتند تو ای {{روخط|خداوند}} که عارف قلوب همهٔ هستی بنما کدام یک از این دو را برگزیدهای ✡︎ {{verse|۱|۲۵|color=black}} تا قسمت این خدمت و رسالت را بیابد که یهودا از آن باز افتاده بمکان خود پیوست ✡︎ {{verse|۱|۲۶|color=black}} پس قرعه بنام ایشان افکندند و قرعه بنام مَتِّیاس برآمد و او با یازده رسول محسوب گشت ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب دوم}}}} {{فصل|۲}} {{verse|۲|۱|color=black}} و چون روز پَنْطِیکاست رسید بیک دل در یکجا بودند ✡︎ {{verse|۲|۲|color=black}} که ناگاه آوازی چون صدای وزیدن باد شدید از آسمان آمد و تمام آن خانه را که در آنجا نشسته بودند پر ساخت ✡︎ {{verse|۲|۳|color=black}} و زبانههای منقسم شده مثل زبانههای آتش بدیشان ظاهر گشته بر هر یکی از ایشان قرارگرفت ✡︎ {{verse|۲|۴|color=black}} و همهٔ از روحالقدس پر گشته بزبانهای مختلف بنوعی که روح بدیشان قدرت تلفّظ بخشید بسخن گفتن شروع کردند ✡︎ {{verse|۲|۵|color=black}} و مردمِ یهودِ دیندار از هر طایفه زیر فلک در اورشلیم منزل میداشتند ✡︎ {{verse|۲|۶|color=black}} پس چون این صدا بلند شد<noinclude></noinclude> qjnx3d8tyx4odwqqfdi3lz2urajvnyy برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۸۹ 104 89189 289597 2026-06-24T18:57:24Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «گروهی فراهم شده در حیرت افتادند زیرا هر کس لغت خود را از ایشان شنید ✡︎ {{verse|۲|۷|color=black}} و همهٔ مبهوت و متعجّب شده بیکدیگر میگفتند مگر همهٔ اینها که حرف میزنند جلیلی نیستند ✡︎ {{verse|۲|۸|color=black}} پس چون است که هر یکی از ما لغت خود را که در آن تولد یاف...» ایجاد کرد 289597 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>گروهی فراهم شده در حیرت افتادند زیرا هر کس لغت خود را از ایشان شنید ✡︎ {{verse|۲|۷|color=black}} و همهٔ مبهوت و متعجّب شده بیکدیگر میگفتند مگر همهٔ اینها که حرف میزنند جلیلی نیستند ✡︎ {{verse|۲|۸|color=black}} پس چون است که هر یکی از ما لغت خود را که در آن تولد یافتهایم میشنویم ✡︎ {{verse|۲|۹|color=black}} پارتیان و مادیان و عیلامیان و ساکنان جزیره و یهودیّه و کَپَّدُکِیا و پَنطُس و آسیا ✡︎ {{verse|۲|۱۰|color=black}} و فَرِیجِیّه و پَمفِلیّه و مصر و نواحی لِبیا که متصّل بقیروان است و غربا از روم یعنی یهودیان و جدیدان ✡︎ {{verse|۲|۱۱|color=black}} و اهل کَرِیت و عَرَب اینها را میشنویم که بزبانهای ما ذکر کبریائی خدا میکنند ✡︎ {{verse|۲|۱۲|color=black}} پس همهٔ در حیرت و شکّ افتاده بیکدیگر گفتند این بکجا خواهد انجامید ✡︎ {{verse|۲|۱۳|color=black}} امّا بعضی استهزاکنان گفتند که از خَمر تازه مست شدهاند ✡︎ {{verse|۲|۱۴|color=black}} پس پطرس با آن یازده برخاسته آواز خود را بلند کرده بدیشان گفت ای مردان یهود و جمیع سکنه اورشلیم این را بدانید و سخنان مرا فرا گیرید ✡︎ {{verse|۲|۱۵|color=black}} زیرا که اینها مست نیستند چنانکه شما گمان میبرید زیرا که ساعت سوم از روز است ✡︎ {{verse|۲|۱۶|color=black}} بلکه این همان است که یوئیلِ نبی گفت ✡︎ {{verse|۲|۱۷|color=black}} که خدا میگوید در ایّام آخر چنین خواهد بود که از روح خود بر تمامِ بشر خواهم ریخت و پسران و دختران شما نبوّت کنند و جوانان شمارؤیاها و پیران شما خوابها خواهند دید ✡︎ {{verse|۲|۱۸|color=black}} و بر غلامان و کنیزان خود در آن ایّام از روح خود خواهم ریخت و ایشان نبوّت خواهند نمود ✡︎ {{verse|۲|۱۹|color=black}} و از بالا در افلاک عجایب و از پایین در زمین آیات را از خون و آتش و بخار دود بظهور آورم ✡︎ {{verse|۲|۲۰|color=black}} خورشید بظلمت و ماه بخون مبدّل گردد قبل از وقوعِ روزِ عظیمِ مشهور {{روخط|خداوند}} ✡︎ {{verse|۲|۲۱|color=black}} و چنین خواهد بود که هر که نام {{روخط|خداوند}} را بخواند نجات یابد ✡︎ {{verse|۲|۲۲|color=black}} ای مردان اسرائیلی این سخنان را بشنوید عیسی ناصری مردی که نزد شما از جانب خدا مبرهن گشت بقوّات و عجایب و آیاتی که خدا در میان شما از او صادر گردانید چنانکه خود میدانید ✡︎ {{verse|۲|۲۳|color=black}} این شخص چون برحسب ارادهٔ مستحکم و پیشدانی خدا تسلیم شد شما بدست گناهکاران بر صلیب کشیده کُشتید ✡︎ {{verse|۲|۲۴|color=black}} که خدا دردهای موت را گسسته او را برخیزانید زیرا محال بود که موت او را در بند نگاه دارد ✡︎ {{verse|۲|۲۵|color=black}} زیرا که داود دربارهٔ وی میگوید {{روخط|خداوند}} را همواره پیش روی خود دیدهام که بدست راست من است تا جنبش نخورم ✡︎ {{verse|۲|۲۶|color=black}} از این سبب دلم شاد گردید و زبانم بوجد آمد بلکه جسدم نیز در امید ساکن خواهد بود ✡︎ {{verse|۲|۲۷|color=black}} زیرا که نَفْس مرا در عالم اموات نخواهی گذاشت<noinclude></noinclude> 7ap7p005st0vbe42g1g7urxov6s7uj0 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۹۰ 104 89190 289598 2026-06-24T18:57:45Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و اجازت نخواهی داد که قدّوس تو فساد را ببیند ✡︎ {{verse|۲|۲۸|color=black}} طریقهای حیات را بمن آموختی و مرا از روی خود بخرّمیسیر گردانیدی ✡︎ {{verse|۲|۲۹|color=black}} ای برادران میتوانم دربارهٔ داودِ پَطرِیارْخ با شما بیمحابا سخن گویم که او وفات نمودهدفن شد و م...» ایجاد کرد 289598 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و اجازت نخواهی داد که قدّوس تو فساد را ببیند ✡︎ {{verse|۲|۲۸|color=black}} طریقهای حیات را بمن آموختی و مرا از روی خود بخرّمیسیر گردانیدی ✡︎ {{verse|۲|۲۹|color=black}} ای برادران میتوانم دربارهٔ داودِ پَطرِیارْخ با شما بیمحابا سخن گویم که او وفات نمودهدفن شد و مقبره او تا امروز در میان ماست ✡︎ {{verse|۲|۳۰|color=black}} پس چون نبی بود و دانست که خدا برای او قسم خورد که از ذریّت صُلب او بحسب جسد مسیح را برانگیزاند تا بر تخت او بنشیند ✡︎ {{verse|۲|۳۱|color=black}} دربارهٔ قیامت مسیح پیش دیده گفت که نَفْس او در عالم اموات گذاشته نشود و جسدِ او فساد را نبیند ✡︎ {{verse|۲|۳۲|color=black}} پس همان عیسی را خدا برخیزانید و همهٔ ما شاهد بر آن هستیم ✡︎ {{verse|۲|۳۳|color=black}} پس چون بدست راست خدا بالا برده شد روحالقدس موعود را از پدر یافته این را که شما حال میبینید و میشنوید ریخته است ✡︎ {{verse|۲|۳۴|color=black}} زیرا که داود بآسمان صعود نکرد لیکن خود میگوید {{روخط|خداوند}} ب{{روخط|خداوند}} من گفت بر دست راست من بنشین ✡︎ {{verse|۲|۳۵|color=black}} تا دشمنانت را پایانداز تو سازم ✡︎ {{verse|۲|۳۶|color=black}} پس جمیع خاندان اسرائیل یقیناً بدانند که خدا همین عیسی را که شما مصلوب کردید {{روخط|خداوند}} و مسیح ساخته است ✡︎ {{verse|۲|۳۷|color=black}} چون شنیدند دلریش گشته بپطرس و سایر رسولان گفتند ای برادران چه کنیم ✡︎ {{verse|۲|۳۸|color=black}} پطرس بدیشان گفت توبه کنید و هر یک از شما باسم عیسی مسیح بجهت آمرزش گناهان تعمید گیرید و عطای روحالقدس را خواهید یافت ✡︎ {{verse|۲|۳۹|color=black}} زیرا که این وعده است برای شما و فرزندان شما و همهٔ آنانی که دورند یعنی هرکه {{روخط|خداوند}} خدای ما او را بخواند ✡︎ {{verse|۲|۴۰|color=black}} و بسخنان بسیارِ دیگر بدیشان شهادت داد و موعظه نموده گفت که خود را از این فرقهٔ کجرو رستگار سازید ✡︎ {{verse|۲|۴۱|color=black}} پس ایشان کلام او را پذیرفته تعمید گرفتند و در همان روز تخمیناً سه هزار نفربدیشان پیوستند ✡︎ {{verse|۲|۴۲|color=black}} و در تعلیم رسولان و مشارکت ایشان و شکستن نان و دعاها مواظبت مینمودند ✡︎ {{verse|۲|۴۳|color=black}} و همهٔ خلق ترسیدند و معجزات و علامات بسیار از دست رسولان صادر میگشت ✡︎ {{verse|۲|۴۴|color=black}} و همهٔ ایمانداران با هم میزیستند و در همهچیز شریک میبودند ✡︎ {{verse|۲|۴۵|color=black}} و املاک و اموال خود را فروخته آنها را بهر کس بقدر احتیاجش تقسیم میکردند ✡︎ {{verse|۲|۴۶|color=black}} و هر روزه در هیکل بیکدل پیوسته میبودند و در خانهها نان را پاره میکردند و خوراک را بخوشی و سادهدلی میخوردند ✡︎ {{verse|۲|۴۷|color=black}} و خدا را حمد میگفتند و نزد تمامی خلق عزیز میگردیدند و {{روخط|خداوند}} هر روزه ناجیان را بر کلیسا میافزود ✡︎<noinclude></noinclude> me6w8mv5idki0y5ug04lsrgpwgh2tao برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۹۱ 104 89191 289599 2026-06-24T18:58:12Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} و در ساعت نهم وقت نماز پطرس و یوحنّا با هم بهیکل میرفتند ✡︎ {{verse|۳|۲|color=black}} ناگاه مردی را که لنگ مادرزاد بود میبردند که او را هر روزه بر آن درِ هیکل که جمیل نام دارد میگذاشتند تا از روندگان بهیکل صدقه...» ایجاد کرد 289599 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} و در ساعت نهم وقت نماز پطرس و یوحنّا با هم بهیکل میرفتند ✡︎ {{verse|۳|۲|color=black}} ناگاه مردی را که لنگ مادرزاد بود میبردند که او را هر روزه بر آن درِ هیکل که جمیل نام دارد میگذاشتند تا از روندگان بهیکل صدقه بخواهد ✡︎ {{verse|۳|۳|color=black}} آن شخص چون پطرس و یوحنّا را دید که میخواهند بهیکل داخل شوند صدقه خواست ✡︎ {{verse|۳|۴|color=black}} امّا پطرس با یوحنّا بر وی نیک نگریسته گفت بما بنگر ✡︎ {{verse|۳|۵|color=black}} پس بر ایشان نظر افکنده منتظر بود که از ایشان چیزی بگیرد ✡︎ {{verse|۳|۶|color=black}} آنگاه پطرس گفت مرا طلا و نقره نیست امّا آنچه دارم بتو میدهم بنام عیسی مسیح ناصری برخیز و بخرام ✡︎ {{verse|۳|۷|color=black}} و دست راستش را گرفته او را برخیزانید که در ساعت پایها وساقهای او قوّت گرفت ✡︎ {{verse|۳|۸|color=black}} و برجسته بایستاد و خرامید و با ایشان خرامان و جَست و خیزکنان و خدا را حمدگویان داخل هیکل شد ✡︎ {{verse|۳|۹|color=black}} و جمیع قوم او را خرامان و خدا را تسبیحخوانان دیدند ✡︎ {{verse|۳|۱۰|color=black}} و چون او را شناختند که همان است که بدرِ جمیلِ هیکل بجهت صدقه مینشست بهسبب این امر که بر او واقع شد متعجّب و متحیر گردیدند ✡︎ {{verse|۳|۱۱|color=black}} و چون آن لنگِ شفایافته بپطرس و یوحنّا متمسّک بود تمامی قوم در رواقی که بسلیمانی مسمّیٰ است حیرتزده بشتاب گِردِ ایشان جمع شدند ✡︎ {{verse|۳|۱۲|color=black}} آنگاه پطرس ملتفت شده بدان جماعت خطاب کرد که ای مردان اسرائیلی چرا از این کار تعجّب دارید و چرا بر ما چشم دوختهاید که گویا بقوّت و تقوای خود این شخص را خرامان ساختیم ✡︎ {{verse|۳|۱۳|color=black}} خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب خدای اجداد ما بندهٔ خود عیسی را جلال داد که شما تسلیم نموده او را در حضور پیلاطس انکار کردید هنگامی که او حکم برهانیدنش داد ✡︎ {{verse|۳|۱۴|color=black}} امّا شما آن قدّوس و عادل را منکر شده خواستید که مردی خونریز بشما بخشیده شود ✡︎ {{verse|۳|۱۵|color=black}} و رئیس حیات را کشتید که خدا او را از مردگان برخیزانید و ما شاهد بر او هستیم ✡︎ {{verse|۳|۱۶|color=black}} و بهسبب ایمان باسم او اسم او این شخص را که میبینید و میشناسید قوّت بخشیده است بلی آن ایمانی که بوسیله اوست این کس را پیش روی همهٔ شما این صحّت کامل داده است ✡︎ {{verse|۳|۱۷|color=black}} و الحال ای برادران میدانم که شما و همچنین حکّام شما این را بهسبب ناشناساییکردید ✡︎ {{verse|۳|۱۸|color=black}} و لیکن خدا آن اخباری را که بزبان جمیع انبیای خود پیش گفته<noinclude></noinclude> a1k0vzyvtgzf2yuej38oi1f55sr3cqy برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۹۲ 104 89192 289600 2026-06-24T18:58:29Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «بود که مسیح باید زحمت بیند همینطور بانجام رسانید ✡︎ {{verse|۳|۱۹|color=black}} پس توبه و بازگشت کنید تا گناهان شما محو گردد و تا اوقات استراحت از حضور {{روخط|خداوند}} برسد ✡︎ {{verse|۳|۲۰|color=black}} و عیسی مسیح را که از اوّل برای شما اعلام شده بود بفرستد ✡︎ {{verse...» ایجاد کرد 289600 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بود که مسیح باید زحمت بیند همینطور بانجام رسانید ✡︎ {{verse|۳|۱۹|color=black}} پس توبه و بازگشت کنید تا گناهان شما محو گردد و تا اوقات استراحت از حضور {{روخط|خداوند}} برسد ✡︎ {{verse|۳|۲۰|color=black}} و عیسی مسیح را که از اوّل برای شما اعلام شده بود بفرستد ✡︎ {{verse|۳|۲۱|color=black}} که میباید آسمان او را پذیرد تا زمان معادِ همهچیز که خدا از بدوِ عالم بزبان جمیع انبیای مقدّس خود از آن اِخبار نمود ✡︎ {{verse|۳|۲۲|color=black}} زیرا موسی باجداد گفت که {{روخط|خداوند}} خدای شما نبی مثل من از میان برادران شما برای شما برخواهد انگیخت کلام او را در هر چه بشما تکّلم کند بشنوید ✡︎ {{verse|۳|۲۳|color=black}} و هر نَفْسی که آن نبی را نشنود از قوم منقطع گردد ✡︎ {{verse|۳|۲۴|color=black}} و جمیع انبیا نیز از سموئیل و آنانی که بعد از او تکلّم کردند از این ایّام اِخبار نمودند ✡︎ {{verse|۳|۲۵|color=black}} شما هستید اولاد پیغمبران و آن عهدی که خدا با اجداد ما بست وقتی که بابراهیم گفت از ذریّت تو جمیع قبایل زمین برکت خواهند یافت ✡︎ {{verse|۳|۲۶|color=black}} برای شما اوّلاً خدا بندهٔ خود عیسی را برخیزانیده فرستاد تا شما را برکت دهد ببرگردانیدن هر یکی از شما از گناهانش ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}} {{فصل|۴}} {{verse|۴|۱|color=black}} و چون ایشان با قوم سخن میگفتند کَهَنَه و سردار سپاهِ هیکل و صدّوقیان بر سر ایشان تاختند ✡︎ {{verse|۴|۲|color=black}} چونکه مضطرب بودند از اینکه ایشان قوم را تعلیم میدادند و در عیسی بقیامت از مردگان اعلام مینمودند ✡︎ {{verse|۴|۳|color=black}} پس دست بر ایشان انداخته تا فردا محبوس نمودند زیرا که آن وقتِ عصر بود ✡︎ {{verse|۴|۴|color=black}} امّا بسیاری از آنانی که کلام را شنیدندایمان آوردند و عدد ایشان قریب بپنج هزار رسید ✡︎ {{verse|۴|۵|color=black}} بامدادان رؤسا و مشایخ و کاتبان ایشان در اورشلیم فراهم آمدند ✡︎ {{verse|۴|۶|color=black}} با حنّای رئیس کَهَنَه و قیافا و یوحنّا و اسکندر و همهٔ کسانی که از قبیله رئیس کَهَنَه بودند ✡︎ {{verse|۴|۷|color=black}} و ایشان را در میان بداشتند و از ایشان پرسیدند که شما بکدام قوّت و بچه نام این کار را کردهاید ✡︎ {{verse|۴|۸|color=black}} آنگاه پطرس از روحالقدس پر شده بدیشان گفت ای رؤسای قوم و مشایخ اسرائیل ✡︎ {{verse|۴|۹|color=black}} اگر امروز از ما بازپرس میشود دربارهٔ احسانی که بدین مرد ضعیف شده یعنی بچه سبب او صحّت یافته است ✡︎ {{verse|۴|۱۰|color=black}} جمیع شما و تمام قوم اسرائیل را معلوم باد که بنام عیسی مسیح ناصری که شما مصلوب کردید و خدا او را از مردگان برخیزانید در او این کس بحضور شما تندرست ایستاده است ✡︎ {{verse|۴|۱۱|color=black}} این است آن سنگی که شما معماران آن را ردّ<noinclude></noinclude> li9rkiabgv20usdojk6xhd2s4kd6ek2 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۹۳ 104 89193 289601 2026-06-24T18:58:42Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «کردید و الحال سرِ زاویه شده است ✡︎ {{verse|۴|۱۲|color=black}} و در هیچکس غیر از او نجات نیست زیرا که اسمی دیگر زیر آسمان بمردم عطا نشده که بدان باید ما نجات یابیم ✡︎ {{verse|۴|۱۳|color=black}} پس چون دلیری پطرس و یوحنّا را دیدند و دانستند که مردم بیعلم و اُمّی هستن...» ایجاد کرد 289601 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>کردید و الحال سرِ زاویه شده است ✡︎ {{verse|۴|۱۲|color=black}} و در هیچکس غیر از او نجات نیست زیرا که اسمی دیگر زیر آسمان بمردم عطا نشده که بدان باید ما نجات یابیم ✡︎ {{verse|۴|۱۳|color=black}} پس چون دلیری پطرس و یوحنّا را دیدند و دانستند که مردم بیعلم و اُمّی هستند تعجّب کردند و ایشان را شناختند که از همراهان عیسی بودند ✡︎ {{verse|۴|۱۴|color=black}} و چون آن شخص را که شفا یافته بود با ایشان ایستاده دیدند نتوانستند بضدّ ایشان چیزی گویند ✡︎ {{verse|۴|۱۵|color=black}} پس حکم کردند که ایشان از مجلس بیرون روند و با یکدیگر مشورت کرده گفتند ✡︎ {{verse|۴|۱۶|color=black}} که با این دو شخص چه کنیم زیرا که بر جمیع سکنه اورشلیم واضح شد که معجزهای آشکار از ایشان صادر گردید و نمیتوانیم انکارکرد ✡︎ {{verse|۴|۱۷|color=black}} لیکن تا بیشتر در میان قوم شیوع نیابد ایشان را سخت تهدید کنیم که دیگر با هیچکس این اسم را بزبان نیاورند ✡︎ {{verse|۴|۱۸|color=black}} پس ایشان را خواسته قدغن کردند که هرگز نام عیسی را بر زبان نیاورند و تعلیم ندهند ✡︎ {{verse|۴|۱۹|color=black}} امّا پطرس و یوحنّا در جواب ایشان گفتند اگر نزد خدا صواب است که اطاعت شما را بر اطاعت خدا ترجیح دهیم حکم کنید ✡︎ {{verse|۴|۲۰|color=black}} زیرا که ما را امکان آن نیست که آنچه دیده و شنیدهایم نگوییم ✡︎ {{verse|۴|۲۱|color=black}} و چون ایشان را زیاد تهدید نموده بودند آزاد ساختند چونکه راهی نیافتند که ایشان را معذّب سازند بهسبب قوم زیرا همهٔ بهواسطهٔ آن ماجرا خدا را تمجید مینمودند ✡︎ {{verse|۴|۲۲|color=black}} زیرا آن شخص که معجزه شفا در او پدید گشت بیشتر از چهل ساله بود ✡︎ {{verse|۴|۲۳|color=black}} و چون رهائی یافتند نزد رفقای خود رفتند و ایشان را از آنچه رؤسای کَهَنَه و مشایخ بدیشان گفته بودند مطّلع ساختند ✡︎ {{verse|۴|۲۴|color=black}} چون این را شنیدند آواز خود را بیکدل بخدا بلند کرده گفتند {{روخط|خداوند}}ا تو آن خدا هستی که آسمان و زمین و دریا و آنچه در آنها است آفریدی ✡︎ {{verse|۴|۲۵|color=black}} که بهوسیلهٔ روحالقدس بزبان پدر ما و بندهٔ خود داود گفتی چرا امّتها هنگامه میکنند و قومها بباطل میاندیشند ✡︎ {{verse|۴|۲۶|color=black}} سلاطین زمین برخاستند و حکّام با هم مشورت کردند برخلاف {{روخط|خداوند}} و برخلاف مسیحش ✡︎ {{verse|۴|۲۷|color=black}} زیرا که فیالواقع بر بندهٔ قدّوس تو عیسی که او را مسح کردی هیرودیس و پنطیوس پیلاطس با امّتها و قومهای اسرائیل با هم جمع شدند ✡︎ {{verse|۴|۲۸|color=black}} تا آنچه را که دست و رأی تو از قبل مقدّر فرموده بود بجا آورند ✡︎ {{verse|۴|۲۹|color=black}} و الآنای {{روخط|خداوند}} بتهدیدات ایشان نظر کن و غلامان خود را عطا فرما تا بدلیری تمام بکلام تو سخن گویند ✡︎ {{verse|۴|۳۰|color=black}} به دراز کردن دست خود بجهت شفا دادن و جاری کردن آیات و معجزات بنام بندهٔ قدّوس خود<noinclude></noinclude> qa7sd322ho3etngxh9skr0o8me2eikc برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۹۴ 104 89194 289602 2026-06-24T18:58:58Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «عیسی ✡︎ {{verse|۴|۳۱|color=black}} و چون ایشان دعا کرده بودند مکانی که در آن جمع بودند بحرکت آمد و همهٔ بروحالقدس پر شده کلام خدا را بدلیری میگفتند ✡︎ {{verse|۴|۳۲|color=black}} و جمله مؤمنین را یک دل و یک جان بود بهحدّی که هیچ کس چیزی از اموال خود را از آنِ خود نمی...» ایجاد کرد 289602 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>عیسی ✡︎ {{verse|۴|۳۱|color=black}} و چون ایشان دعا کرده بودند مکانی که در آن جمع بودند بحرکت آمد و همهٔ بروحالقدس پر شده کلام خدا را بدلیری میگفتند ✡︎ {{verse|۴|۳۲|color=black}} و جمله مؤمنین را یک دل و یک جان بود بهحدّی که هیچ کس چیزی از اموال خود را از آنِ خود نمیدانست بلکه همهچیز را مشترک میداشتند ✡︎ {{verse|۴|۳۳|color=black}} و رسولان بقوّت عظیم بقیامت عیسی {{روخط|خداوند}} شهادت میدادند و فیضی عظیم بر همگی ایشان بود ✡︎ {{verse|۴|۳۴|color=black}} زیرا هیچکس از آن گروه محتاج نبود زیرا هر که صاحب زمین یا خانه بود آنها را فروختند و قیمت مَبیعات را آورده ✡︎ {{verse|۴|۳۵|color=black}} به قدمهای رسولان مینهادند و بهر یک بقدر احتیاجش تقسیم مینمودند ✡︎ {{verse|۴|۳۶|color=black}} و یوسف که رسولان او را برنابا یعنی ابنالوعظ لقب دادند مردی از سبط لاوی و از طایفه قپرسی ✡︎ {{verse|۴|۳۷|color=black}} زمینی را که داشت فروخته قیمت آن را آورد و پیش قدمهای رسولان گذارد ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب پنجم}}}} {{فصل|۵}} {{verse|۵|۱|color=black}} امّا شخصی حَنّانِیا نام با زوجهاش سِفیرَه ملکی فروخته ✡︎ {{verse|۵|۲|color=black}} قدری از قیمت آن را بهاطّلاع زن خود نگاه داشت و قدری از آن را آورده نزد قدمهای رسولان نهاد ✡︎ {{verse|۵|۳|color=black}} آنگاه پطرس گفت ای حنّانیا چرا شیطان دل تو را پر ساخته است تا روحالقدس را فریب دهی و مقداری از قیمت زمین را نگاه داری ✡︎ {{verse|۵|۴|color=black}} آیا چون داشتی از آنِ تو نبود و چون فروخته شد در اختیار تو نبود چرا این را در دل خود نهادی بانسان دروغ نگفتی بلکه بخدا ✡︎ {{verse|۵|۵|color=black}} حنانیا چون این سخنان را شنید افتاده جان بداد و خوفی شدید بر همهٔ شنوندگانِ این چیزها مستولی گشت ✡︎ {{verse|۵|۶|color=black}} آنگاه جوانان برخاسته او را کفن کردند و بیرون برده دفن نمودند ✡︎ {{verse|۵|۷|color=black}} و تخمیناً سه ساعت گذشت که زوجهاش از ماجرا مطّلع نشده درآمد ✡︎ {{verse|۵|۸|color=black}} پطرس بدو گفت مرا بگو که آیا زمین را بهمین قیمت فروختید گفت بلی بهمین ✡︎ {{verse|۵|۹|color=black}} پطرس بوی گفت برای چه متّفق شدید تا روح {{روخط|خداوند}} را امتحان کنید اینک پایهای آنانی که شوهر تو را دفن کردند بر آستانه است و تو را هم بیرون خواهند برد ✡︎ {{verse|۵|۱۰|color=black}} در ساعت پیش قدمهای او افتاده جان بداد و جوانان داخل شده او را مرده یافتند پس بیرون برده بپهلوی شوهرش دفن کردند ✡︎ {{verse|۵|۱۱|color=black}} و خوفی شدید تمامی کلیسا و همهٔ آنانی را که این را شنیدند فرو گرفت ✡︎ {{verse|۵|۱۲|color=black}} و آیات و معجزات عظیمه از دستهای رسولان در میان قوم بظهور میرسید و همهٔ بیکدل<noinclude></noinclude> q54uaeukcv9psamsogv8fz96gmemzy7 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۹۵ 104 89195 289603 2026-06-24T18:59:13Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «در رواق سلیمان میبودند ✡︎ {{verse|۵|۱۳|color=black}} امّا احدی از دیگران جرأت نمیکرد که بدیشان ملحق شود لیکن خلق ایشان را محترم میداشتند ✡︎ {{verse|۵|۱۴|color=black}} و بیشتر ایمانداران ب{{روخط|خداوند}} متّحد میشدندانبوهی از مردان و زنان ✡︎ {{verse|۵|۱۵|color=black}} بقس...» ایجاد کرد 289603 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>در رواق سلیمان میبودند ✡︎ {{verse|۵|۱۳|color=black}} امّا احدی از دیگران جرأت نمیکرد که بدیشان ملحق شود لیکن خلق ایشان را محترم میداشتند ✡︎ {{verse|۵|۱۴|color=black}} و بیشتر ایمانداران ب{{روخط|خداوند}} متّحد میشدندانبوهی از مردان و زنان ✡︎ {{verse|۵|۱۵|color=black}} بقسمی که مریضان را در کوچهها بیرون آوردند و بر بسترها و تختها خوابانیدند تا وقتی که پطرس آید اقّلاً سایه او بر بعضی از ایشان بیفتد ✡︎ {{verse|۵|۱۶|color=black}} و گروهی از بُلدانِ اطراف اورشلیم بیماران و رنجدیدگان ارواح پلیده را آورده جمع شدند و جمیع ایشان شفا یافتند ✡︎ {{verse|۵|۱۷|color=black}} امّا رئیس کَهَنَه و همهٔ رفقایش که از طایفه صدّوقیان بودند برخاسته بغیرت پر گشتند ✡︎ {{verse|۵|۱۸|color=black}} و بر رسولان دست انداخته ایشان را در زندانِ عامّ انداختند ✡︎ {{verse|۵|۱۹|color=black}} شبانگاه فرشته {{روخط|خداوند}} درهای زندان را باز کرده و ایشان را بیرون آورده گفت ✡︎ {{verse|۵|۲۰|color=black}} بروید و در هیکل ایستاده تمام سخنهای این حیات را بمردم بگویید ✡︎ {{verse|۵|۲۱|color=black}} چون این را شنیدند وقت فجر بهیکل درآمده تعلیم دادند امّا رئیس کَهَنَه و رفیقانش آمده اهل شورا و تمام مشایخ بنی اسرائیل را طلب نموده بزندان فرستادند تا ایشان را حاضر سازند ✡︎ {{verse|۵|۲۲|color=black}} پس خادمان رفته ایشان را در زندان نیافتند و برگشته خبر داده ✡︎ {{verse|۵|۲۳|color=black}} گفتند که زندان را باحتیاطِ تمام بسته یافتیم و پاسبانان را بیرون درها ایستاده لیکن چون باز کردیم هیچکس را در آن نیافتیم ✡︎ {{verse|۵|۲۴|color=black}} چون کاهن و سردار سپاه هیکل و رؤسای کَهَنَه این سخنان را شنیدند دربارهٔ ایشان در حیرت افتادند که این چه خواهد شد ✡︎ {{verse|۵|۲۵|color=black}} آنگاه کسی آمده ایشان را آگاهانید که اینک آن کسانی که محبوس نمودید در هیکل ایستاده مردم را تعلیم میدهند ✡︎ {{verse|۵|۲۶|color=black}} پس سردار سپاه با خادمان رفته ایشان را آوردند لیکن نه بزور زیرا که از قوم ترسیدند که مبادا ایشان را سنگسار کنند ✡︎ {{verse|۵|۲۷|color=black}} و چون ایشان را بمجلس حاضر کرده برپا بداشتند رئیس کَهَنَه از ایشان پرسیده گفت ✡︎ {{verse|۵|۲۸|color=black}} مگر شما را قدغن بلیغ نفرمودیم که بدین اسم تعلیم مدهید همانا اورشلیم را بتعلیم خود پر ساختهاید و میخواهید خون این مرد را بگردن ما فرود آرید ✡︎ {{verse|۵|۲۹|color=black}} پطرس و رسولان در جواب گفتند خدا را میباید بیشتر از انسان اطاعت نمود ✡︎ {{verse|۵|۳۰|color=black}} خدای پدران ما آن عیسی را برخیزانید که شما بصلیب کشیده کشتید ✡︎ {{verse|۵|۳۱|color=black}} او را خدا بر دست راست خود بالا برده سرور و نجاتدهنده ساخت تا اسرائیل را توبه و آمرزش گناهان بدهد ✡︎ {{verse|۵|۳۲|color=black}} و ما هستیم شاهدان او بر این امور چنانکه روحالقدس نیز است که خدا او را بهمهٔ مطیعان او عطا فرموده است ✡︎ {{verse|۵|۳۳|color=black}} چون شنیدند دلریش گشته<noinclude></noinclude> r4b4xsbqdn6gbpcp7o3zm903vf2oduf برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۹۶ 104 89196 289604 2026-06-24T18:59:29Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «مشورت کردند که ایشان را بقتل رسانند ✡︎ {{verse|۵|۳۴|color=black}} امّا شخصی فریسی غمالائیل نام که مُفتی و نزد تمامی خلق محترم بود در مجلس برخاسته فرمود تا رسولان را ساعتی بیرون برند ✡︎ {{verse|۵|۳۵|color=black}} پس ایشان را گفت ای مردان اسرائیلی برحذر باشید از آ...» ایجاد کرد 289604 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>مشورت کردند که ایشان را بقتل رسانند ✡︎ {{verse|۵|۳۴|color=black}} امّا شخصی فریسی غمالائیل نام که مُفتی و نزد تمامی خلق محترم بود در مجلس برخاسته فرمود تا رسولان را ساعتی بیرون برند ✡︎ {{verse|۵|۳۵|color=black}} پس ایشان را گفت ای مردان اسرائیلی برحذر باشید از آنچه میخواهید با این اشخاص بکنید ✡︎ {{verse|۵|۳۶|color=black}} زیرا قبل از این ایّام تِیودا نامی برخاسته خود را شخصی میپنداشت و گروهی قریب بچهارصد نفر بدو پیوستند او کشته شد و متابعانش نیز پراکنده و نیست گردیدند ✡︎ {{verse|۵|۳۷|color=black}} و بعد از او یهودای جلیلی در ایّام اسمنویسی خروج کرد و جمعی را در عقب خود کشید او نیز هلاک شد و همهٔ تابعان او پراکنده شدند ✡︎ {{verse|۵|۳۸|color=black}} الآن بشما میگویم از این مردم دست بردارید و ایشان را واگذارید زیرا اگر این رأی و عمل از انسان باشد خود تباه خواهدشد ✡︎ {{verse|۵|۳۹|color=black}} ولی اگر از خدا باشد نمیتوانید آن را برطرف نمود مبادا معلوم شود که با خدا منازعه میکنید ✡︎ {{verse|۵|۴۰|color=black}} پس بسخن او رضا دادند و رسولان را حاضر ساخته تازیانه زدند و قدغن نمودند که دیگر بنام عیسی حرف نزنند پس ایشان را مرخّص کردند ✡︎ {{verse|۵|۴۱|color=black}} و ایشان از حضور اهل شورا شادخاطر رفتند از آنرو که شایستهٔ آن شمرده شدند که بجهت اسم او رسوائی کشند ✡︎ {{verse|۵|۴۲|color=black}} و هر روزه در هیکل و خانهها از تعلیم و مژده دادن که عیسی مسیح است دست نکشیدند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب ششم}}}} {{فصل|۶}} {{verse|۶|۱|color=black}} و در آن ایّام چون شاگردان زیاد شدندهلّینِستیان از عبرانیان شکایت بردند که بیوهزنان ایشان در خدمت یومّیه بیبهره میماندند ✡︎ {{verse|۶|۲|color=black}} پس آن دوازده جماعتِ شاگردان را طلبیده گفتند شایسته نیست که ما کلام خدا را ترک کرده مائدهها را خدمتِ کنیم ✡︎ {{verse|۶|۳|color=black}} لهذا ای برادران هفت نفر نیکنام و پر از روحالقدس و حکمت را از میان خود انتخاب کنید تا ایشان را بر این مهّم بگماریم ✡︎ {{verse|۶|۴|color=black}} امّا ما خود را بعبادت و خدمتِ کلام خواهیم سپرد ✡︎ {{verse|۶|۵|color=black}} پس تمام جماعت بدین سخن رضا دادند و استیفان مردی پر از ایمان و روحالقدس و فیلپُّس و پَروُخُرُس و نیکانوُر و تِیموُن و پَرْمِیناس و نِیقولاؤسِ جدید از اهل اَنطاکِیَّه را انتخاب کرده ✡︎ {{verse|۶|۶|color=black}} ایشان را در حضور رسولان برپا بداشتند و دعا کرده دست بر ایشان گذاشتند ✡︎ {{verse|۶|۷|color=black}} و کلام خدا ترقّی نمود و عدد شاگردان در اورشلیم بغایت میافزود و گروهی عظیم از کَهَنَه مطیع ایمان شدند ✡︎<noinclude></noinclude> bv0iw6tso3wxro12ixggl3ikne6ihto برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۹۷ 104 89197 289605 2026-06-24T18:59:49Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{verse|۶|۸|color=black}} امّا استیفان پر از فیض و قوّت شده آیات و معجزات عظیمه در میان مردم از او ظاهر میشد ✡︎ {{verse|۶|۹|color=black}} و تنی چند از کنیسهای که مشهور است بکنیسه لِیبَرْتینیان و قِیرَوانیان و اِسکَندَرِیان و از اهل قِلیقیا و آسیا برخاسته با اِسْت...» ایجاد کرد 289605 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۶|۸|color=black}} امّا استیفان پر از فیض و قوّت شده آیات و معجزات عظیمه در میان مردم از او ظاهر میشد ✡︎ {{verse|۶|۹|color=black}} و تنی چند از کنیسهای که مشهور است بکنیسه لِیبَرْتینیان و قِیرَوانیان و اِسکَندَرِیان و از اهل قِلیقیا و آسیا برخاسته با اِسْتِیفان مباحثه میکردند ✡︎ {{verse|۶|۱۰|color=black}} و با آن حکمت و روحی که او سخن میگفت یارای مکالمه نداشتند ✡︎ {{verse|۶|۱۱|color=black}} پس چند نفر را بر این داشتند که بگویند این شخص را شنیدیم که بموسی و خدا سخن کفرآمیز میگفت ✡︎ {{verse|۶|۱۲|color=black}} پس قوم و مشایخ و کاتبان را شورانیده بر سر وی تاختند و او را گرفتار کرده بمجلس حاضر ساختند ✡︎ {{verse|۶|۱۳|color=black}} و شهود کذبه برپا داشته گفتند که این شخص از گفتن سخنِ کفرآمیز بر این مکان مقدّس و تورات دست برنمیدارد ✡︎ {{verse|۶|۱۴|color=black}} زیرا او را شنیدیم که میگفت این عیسی ناصری این مکان را تباه سازد و رسومی را که موسی بما سپرد تغییر خواهد داد ✡︎ {{verse|۶|۱۵|color=black}} و همهٔ کسانی که در مجلس حاضر بودند بر او چشم دوخته صورت وی را مثل صورت فرشته دیدند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب هفتم}}}} {{فصل|۷}} {{verse|۷|۱|color=black}} آنگاه رئیس کَهَنَه گفت آیا این امور چنیناست ✡︎ {{verse|۷|۲|color=black}} او گفت ای برادران و پدران گوش دهید خدای ذوالجلال بر پدر ما ابراهیم ظاهر شد وقتی که در جزیره بود قبل از توقّفش در حرّان ✡︎ {{verse|۷|۳|color=black}} و بدو گفت از وطن خود و خویشانت بیرون شده بهزمینی که تو را نشان دهم برو ✡︎ {{verse|۷|۴|color=black}} پس از دیار کلدانیان روانه شده در حرّان درنگ نمود و بعد از وفات پدرش او را کوچ داد بسوی این زمین که شما الآن در آن ساکن میباشید ✡︎ {{verse|۷|۵|color=black}} و او را در این زمین میراثی حتّی بقدر جای پای خود نداد لیکن وعده داد که آن را بوی و بعد از او بذریّتش بملکیّت دهد هنگامی که هنوز اولادی نداشت ✡︎ {{verse|۷|۶|color=black}} و خدا گفت که ذریّت تو در ملک بیگانه غریب خواهند بود و مدّت چهارصد سال ایشان را ببندگی کشیده معذّب خواهند داشت ✡︎ {{verse|۷|۷|color=black}} و خدا گفت من بر آن طایفهای که ایشان را مملوک سازند داوری خواهم نمود و بعد از آن بیرون آمده در این مکان مرا عبادت خواهند نمود ✡︎ {{verse|۷|۸|color=black}} و عهد ختنه را بوی داد که بنابراین چون اسحاق را آورد در روز هشتم او را مختون ساخت و اسحاق یعقوب را و یعقوب دوازده پَطْرِیارخ را ✡︎ {{verse|۷|۹|color=black}} و پطریارخان بیوسف حسد برده او را بمصر فروختند امّا خدا با وی میبود ✡︎ {{verse|۷|۱۰|color=black}} و او را از تمامی زحمت او رستگار نموده در حضور فرعون پادشاه مصر<noinclude></noinclude> f9rwuo4cssd15l10pptr8coymyo25pq برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۹۸ 104 89198 289606 2026-06-24T19:00:07Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «توفیق و حکمت عطا فرمود تا او را بر مصر و تمام خاندان خود فرمانفرما قرار داد ✡︎ {{verse|۷|۱۱|color=black}} پس قحطی و ضیقی شدید بر همهٔ ولایت مصر و کنعان رخ نمود بهحدّی که اجداد ما قوُتی نیافتند ✡︎ {{verse|۷|۱۲|color=black}} امّا چون یعقوب شنید که در مصر غلّه یافت می...» ایجاد کرد 289606 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>توفیق و حکمت عطا فرمود تا او را بر مصر و تمام خاندان خود فرمانفرما قرار داد ✡︎ {{verse|۷|۱۱|color=black}} پس قحطی و ضیقی شدید بر همهٔ ولایت مصر و کنعان رخ نمود بهحدّی که اجداد ما قوُتی نیافتند ✡︎ {{verse|۷|۱۲|color=black}} امّا چون یعقوب شنید که در مصر غلّه یافت میشود بار اوّل اجداد ما را فرستاد ✡︎ {{verse|۷|۱۳|color=black}} و در کَرَّت دوم یوسف خود را ببرادران خود شناسانید و قبیله یوسف بنظر فرعون رسیدند ✡︎ {{verse|۷|۱۴|color=black}} پس یوسف فرستاده پدر خود یعقوب و سایر عیالش را که هفتاد و پنج نفر بودند طلبید ✡︎ {{verse|۷|۱۵|color=black}} پس یعقوب بمصر فرود آمده او و اجداد ما وفات یافتند ✡︎ {{verse|۷|۱۶|color=black}} و ایشان را بشکیم برده در مقبرهای که ابراهیم از بنیحمور پدر شکیم بمبلغی خریده بود دفن کردند ✡︎ {{verse|۷|۱۷|color=black}} و چون هنگام وعدهای که خدا با ابراهیم قسم خورده بود نزدیک شد قوم در مصر نموّ کرده کثیر میگشتند ✡︎ {{verse|۷|۱۸|color=black}} تا وقتی که پادشاهِ دیگر که یوسف را نمیشناخت برخاست ✡︎ {{verse|۷|۱۹|color=black}} او با قوم ما حیله نموده اجداد ما را ذلیل ساخت تا اولاد خود را بیرون انداختند تا زیست نکنند ✡︎ {{verse|۷|۲۰|color=black}} در آن وقت موسی تولّد یافت و بغایت جمیل بوده مدّت سه ماه در خانهٔ پدر خود پرورش یافت ✡︎ {{verse|۷|۲۱|color=black}} و چون او را بیرون افکندند دختر فرعون او را برداشته برای خود بفرزندی تربیت نمود ✡︎ {{verse|۷|۲۲|color=black}} و موسی در تمامی حکمت اهل مصر تربیت یافته در قول و فعل قوی گشت ✡︎ {{verse|۷|۲۳|color=black}} چون چهل سال از عمر وی سپری گشت بهخاطرش رسید که از برادران خود خاندان اسرائیل تفقّد نماید ✡︎ {{verse|۷|۲۴|color=black}} و چون یکی را مظلوم دید او را حمایت نمود و انتقام آن عاجز را کشیده آن مصری را بکشت ✡︎ {{verse|۷|۲۵|color=black}} پس گمان برد که برادرانش خواهند فهمید که خدا بدست او ایشان را نجات خواهد داد امّا نفهمیدند ✡︎ {{verse|۷|۲۶|color=black}} و در فردای آن روز خود را بدو نفر از ایشان که منازعه مینمودند ظاهر کرد و خواست مابین ایشان مصالحه دهد پس گفت ای مردان شما برادر میباشید بیکدیگر چراظلم میکنید ✡︎ {{verse|۷|۲۷|color=black}} آنگاه آنکه بر همسایهٔ خود تعدّی مینمود او را ردّ کرده گفت کِه تو را بر ما حاکم و داور ساخت ✡︎ {{verse|۷|۲۸|color=black}} آیا میخواهی مرا بکشی چنانکه آن مصری را دیروز کشتی ✡︎ {{verse|۷|۲۹|color=black}} پس موسی از این سخن فرار کرده در زمین مدیان غربت اختیار کرد و در آنجا دو پسر آورد ✡︎ {{verse|۷|۳۰|color=black}} و چون چهل سال گذشت در بیابانِ کوه سینا فرشته {{روخط|خداوند}} در شعلهٔ آتش از بوته بوی ظاهر شد ✡︎ {{verse|۷|۳۱|color=black}} موسی چون این را دید از آن رؤیا در عجب شد و چون نزدیک میآمد تا نظر کند خطاب از {{روخط|خداوند}} بوی رسید ✡︎<noinclude></noinclude> 92dihst7h389pdlk2dys0e7ukxtb3d8 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۹۹ 104 89199 289607 2026-06-24T19:00:24Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{verse|۷|۳۲|color=black}} که منم خدای پدرانت خدای ابراهیم و خدای اسحاق و خدای یعقوب آنگاه موسی بلرزه درآمده جسارت نکرد که نظر کند ✡︎ {{verse|۷|۳۳|color=black}} {{روخط|خداوند}} بوی گفت نعلین از پایهایت بیرون کن زیرا جائی که در آن ایستادهای زمین مقدّس است ✡︎ {{verse|۷|...» ایجاد کرد 289607 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۷|۳۲|color=black}} که منم خدای پدرانت خدای ابراهیم و خدای اسحاق و خدای یعقوب آنگاه موسی بلرزه درآمده جسارت نکرد که نظر کند ✡︎ {{verse|۷|۳۳|color=black}} {{روخط|خداوند}} بوی گفت نعلین از پایهایت بیرون کن زیرا جائی که در آن ایستادهای زمین مقدّس است ✡︎ {{verse|۷|۳۴|color=black}} همانا مشقّت قوم خود را که در مصرند دیدم و ناله ایشان را شنیدم و برای رهانیدن ایشان نزول فرمودم الحال بیا تا تو را بمصر فرستم ✡︎ {{verse|۷|۳۵|color=black}} همان موسی را که ردّ کرده گفتند که تو را حاکم و داور ساخت خدا حاکم و نجاتدهنده مقرّر فرموده بدست فرشتهای که در بوته بر وی ظاهر شد فرستاد ✡︎ {{verse|۷|۳۶|color=black}} او با معجزات و آیاتی که مدّت چهل سال در زمین مصر و بحر قُلزُم و صحرا بظهور میآورد ایشان را بیرون آورد ✡︎ {{verse|۷|۳۷|color=black}} این همان موسی است که ببنی اسرائیل گفت خدا نبیای را مثل من از میان برادران شما برای شما مبعوث خواهد کرد سخن او را بشنوید ✡︎ {{verse|۷|۳۸|color=black}} همین است آنکه در جماعت در صحرا با آن فرشتهای که در کوه سینا بدو سخن میگفت و با پدران ما بود و کلمات زنده را یافت تا بما رساند ✡︎ {{verse|۷|۳۹|color=black}} که پدران ما نخواستند او را مطیع شوند بلکه او را ردّ کرده دلهای خود را بسوی مصر گردانیدند ✡︎ {{verse|۷|۴۰|color=black}} و بهارون گفتند برای ما خدایان ساز که در پیش ما بخرامند زیرا این موسی که ما را از زمین مصر برآورد نمیدانیم او را چه شده است ✡︎ {{verse|۷|۴۱|color=black}} پس در آن ایّام گوسالهای ساختند و بدان بت قربانی گذرانیده باعمال دستهای خود شادی کردند ✡︎ {{verse|۷|۴۲|color=black}} از این جهت خدا رو گردانیده ایشان را واگذاشت تا جنود آسمان را پرستش نمایند چنانکه در صحف انبیا نوشته شده است که ای خاندان اسرائیل آیا مدّت چهل سال در بیابان برای من قربانیها و هدایا گذرانیدید ✡︎ {{verse|۷|۴۳|color=black}} و خیمهٔ ملوک و کوکبِ خدای خود رِمْفان را برداشتید یعنی اصنامی را که ساختید تا آنها را عبادت کنید پس شما را بدان طرف بابل منتقل سازم ✡︎ {{verse|۷|۴۴|color=black}} و خیمهٔ شهادت با پدران ما در صحرا بود چنانکه امر فرموده بموسی گفت آن را مطابق نمونهای که دیدهای بساز ✡︎ {{verse|۷|۴۵|color=black}} و آن را اجداد ما یافته همراه یوشع درآوردند بملک امّتهائی که خدا آنها را از پیش روی پدران ما بیرون افکند تا ایام داود ✡︎ {{verse|۷|۴۶|color=black}} که او در حضور خدا مستفیض گشت و درخواست نمود که خود مسکنی برای خدای یعقوب پیدا نماید ✡︎ {{verse|۷|۴۷|color=black}} امّا سلیمان برای او خانهای بساخت ✡︎ {{verse|۷|۴۸|color=black}} و لیکن حضرت اعلی در خانههای مصنوع دستها ساکن نمیشود چنانکه نبی گفته است ✡︎ {{verse|۷|۴۹|color=black}} که {{روخط|خداوند}} میگوید آسمان کرسی من است<noinclude></noinclude> djz5mwts9v3yvulb2yuco4pq71cf930 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۰۰ 104 89200 289608 2026-06-24T19:00:38Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و زمین پایانداز من چه خانهای برای من بنا میکنید و محّل آرامیدن من کجاست ✡︎ {{verse|۷|۵۰|color=black}} مگر دست من جمیع این چیزها را نیافرید ✡︎ {{verse|۷|۵۱|color=black}} ای گردنکشان که بدل و گوش نامختونید شما پیوسته با روحالقدس مقاومت میکنید چنانکه پدران شما همچن...» ایجاد کرد 289608 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و زمین پایانداز من چه خانهای برای من بنا میکنید و محّل آرامیدن من کجاست ✡︎ {{verse|۷|۵۰|color=black}} مگر دست من جمیع این چیزها را نیافرید ✡︎ {{verse|۷|۵۱|color=black}} ای گردنکشان که بدل و گوش نامختونید شما پیوسته با روحالقدس مقاومت میکنید چنانکه پدران شما همچنین شما ✡︎ {{verse|۷|۵۲|color=black}} کیست از انبیا که پدران شما بدو جفا نکردند و آنانی را کشتند که از آمدن آن عادلی که شما بالفعل تسلیمکنندگان و قاتلان او شدید پیش اخبار نمودند ✡︎ {{verse|۷|۵۳|color=black}} شما که بتوسّط فرشتگان شریعت را یافته آن را حفظ نکردید ✡︎ {{verse|۷|۵۴|color=black}} چون این را شنیدند دلریش شده بر وی دندانهای خود را فشردند ✡︎ {{verse|۷|۵۵|color=black}} امّا او از روحالقدس پر بوده بسوی آسمان نگریست و جلال خدا را دید و عیسی را بدست راست خدا ایستاده و گفت ✡︎ {{verse|۷|۵۶|color=black}} اینک آسمان را گشاده و پسر انسان را بدست راست خدا ایستاده میبینم ✡︎ {{verse|۷|۵۷|color=black}} آنگاه بآواز بلند فریاد برکشیدند و گوشهای خود را گرفته بیکدل بر او حمله کردند ✡︎ {{verse|۷|۵۸|color=black}} و از شهر بیرون کشیده سنگسارش کردند و شاهدان جامههای خود را نزد پایهای جوانی که سولُسْ نام داشت گذاردند ✡︎ {{verse|۷|۵۹|color=black}} و چون استیفان را سنگسار میکردند او دعا نموده گفت ای عیسی {{روخط|خداوند}} روح مرا بپذیر ✡︎ {{verse|۷|۶۰|color=black}} پس زانو زده بآواز بلند ندا در داد که {{روخط|خداوند}}ا این گناه را بر اینها مگیر این را گفت و خوابید ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب هشتم}}}} {{فصل|۸}} {{verse|۸|۱|color=black}} و در آن وقت جفای شدید بر کلیسای اورشلیم عارض گردید بهحدّی که همهٔ جز رسولان بنواحی یهودیّه و سامره پراکنده شدند ✡︎ {{verse|۸|۲|color=black}} و مردان صالح استیفان را دفن کرده برای وی ماتم عظیمی برپا داشتند ✡︎ {{verse|۸|۳|color=black}} امّا سوْلُس کلیسا را معذّب میساخت و خانه بخانه گشته مردان و زنان را برکشیده بزندان میافکند ✡︎ {{verse|۸|۴|color=black}} پس آنانی که متفرّق شدند بهر جائی که میرسیدند بکلام بشارت میدادند ✡︎ {{verse|۸|۵|color=black}} امّا فیلپُّس ببلدی از سامره درآمده ایشان را بمسیح موعظه مینمود ✡︎ {{verse|۸|۶|color=black}} و مردم بیکدل بسخنان فیلپُّس گوش دادند چون معجزاتی را که از او صادر میگشت میشنیدند و میدیدند ✡︎ {{verse|۸|۷|color=black}} زیرا که ارواح پلید از بسیاری که داشتند نعره زده بیرون میشدند ومفلوجان و لنگان بسیار شفا مییافتند ✡︎ {{verse|۸|۸|color=black}} و شادی عظیم در آن شهر روی نمود ✡︎ {{verse|۸|۹|color=black}} امّا مردی شمعون نام قبل از آن در آن قریه بود که جادوگری مینمود<noinclude></noinclude> lm2l4l1q8xv7pxjuahhn3swxgx19046 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۰۱ 104 89201 289609 2026-06-24T19:01:02Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و اهل سامره را متحّیر میساخت و خود را شخصی بزرگ مینمود ✡︎ {{verse|۸|۱۰|color=black}} بهحدّی که خرد و بزرگ گوش داده میگفتند این است قوّت عظیم خدا ✡︎ {{verse|۸|۱۱|color=black}} و بدو گوش دادند از آنرو که مدّت مدیدی بود از جادوگری او متحیر میشدند ✡︎ {{verse|۸|۱۲|color=black}}...» ایجاد کرد 289609 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و اهل سامره را متحّیر میساخت و خود را شخصی بزرگ مینمود ✡︎ {{verse|۸|۱۰|color=black}} بهحدّی که خرد و بزرگ گوش داده میگفتند این است قوّت عظیم خدا ✡︎ {{verse|۸|۱۱|color=black}} و بدو گوش دادند از آنرو که مدّت مدیدی بود از جادوگری او متحیر میشدند ✡︎ {{verse|۸|۱۲|color=black}} لیکن چون ببشارت فیلپُّس که بملکوت خدا و نام عیسی مسیح میداد ایمان آوردند مردان و زنان تعمید یافتند ✡︎ {{verse|۸|۱۳|color=black}} و شمعون نیز خود ایمان آورد و چون تعمید یافت همواره با فیلپُّس میبود و از دیدن آیات و قوّاتعظیمه که از او ظاهر میشد در حیرت افتاد ✡︎ {{verse|۸|۱۴|color=black}} امّا رسولان که در اورشلیم بودند چون شنیدند که اهل سامره کلام خدا را پذیرفتهاند پطرس و یوحنّا را نزد ایشان فرستادند ✡︎ {{verse|۸|۱۵|color=black}} و ایشان آمده بجهت ایشان دعا کردند تا روحالقدس را بیابند ✡︎ {{verse|۸|۱۶|color=black}} زیرا که هنوز بر هیچکس از ایشان نازل نشده بود که بنام {{روخط|خداوند}} عیسی تعمید یافته بودند و بس ✡︎ {{verse|۸|۱۷|color=black}} پس دستها بر ایشان گذارده روحالقدس را یافتند ✡︎ {{verse|۸|۱۸|color=black}} امّا شمعون چون دید که محض گذاردن دستهای رسولان روحالقدس عطا میشود مبلغی پیش ایشان آورده ✡︎ {{verse|۸|۱۹|color=black}} گفت مرا نیز این قدرت دهید که بهر کس دست گذارم روحالقدس را بیابد ✡︎ {{verse|۸|۲۰|color=black}} پطرس بدو گفت زرت با تو هلاک باد چونکه پنداشتی که عطای خدا بزر حاصل میشود ✡︎ {{verse|۸|۲۱|color=black}} تو را در این امر قسمت و بهرهای نیست زیرا که دلت در حضور خدا راست نمیباشد ✡︎ {{verse|۸|۲۲|color=black}} پس از این شرارتِ خود توبه کن و از خدا درخواست کن تا شاید این فکر دلت آمرزیده شود ✡︎ {{verse|۸|۲۳|color=black}} زیرا که تو را میبینم در زَهره تلخ و قید شرارت گرفتاری ✡︎ {{verse|۸|۲۴|color=black}} شمعون در جواب گفت شما برای من ب{{روخط|خداوند}} دعا کنید تا چیزی از آنچه گفتید بر من عارض نشود ✡︎ {{verse|۸|۲۵|color=black}} پس ارشاد نموده و بکلام {{روخط|خداوند}} تکلّم کرده باورشلیم برگشتند و در بسیاری از بُلدان اهل سامره بشارت دادند ✡︎ {{verse|۸|۲۶|color=black}} امّا فرشته {{روخط|خداوند}} بفیلپُّس خطاب کرده گفت برخیز و بجانب جنوب براهی که از اورشلیم بسوی غَزَه میرود که صحراستروانه شو ✡︎ {{verse|۸|۲۷|color=black}} پس برخاسته روانه شد که ناگاه شخصی حبشی که خواجهسرا و مقتدر نزد کَنْداکِه ملکه حبش و بر تمام خزانه او مختار بود باورشلیم بجهت عبادت آمده بود ✡︎ {{verse|۸|۲۸|color=black}} و در مراجعت بر ارابهٔ خود نشسته صحیفه اِشَعیای نبی را مطالعه میکند ✡︎ {{verse|۸|۲۹|color=black}} آنگاه روح بفیلپُّس گفت پیش برو و با آن ارابه همراه باش ✡︎ {{verse|۸|۳۰|color=black}} فیلپُّس پیش دویده شنید که اشعیای نبی را مطالعه میکند گفت آیا میفهمی آنچه را میخوانی ✡︎ {{verse|۸|۳۱|color=black}} گفت چگونه میتوانم<noinclude></noinclude> 2sh8mtv7x8a73lop6kl5oi1ebfwnbj2 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۰۲ 104 89202 289610 2026-06-24T19:01:18Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «مگر آنکه کسی مرا هدایت کند و از فیلپُّس خواهش نمود که سوار شده با او بنشیند ✡︎ {{verse|۸|۳۲|color=black}} و فقرهای از کتاب که میخواند این بود که مثل گوسفندی که بمذبح برند و چون برّهای خاموش نزد پشمبرنده خود همچنین دهان خود را نمیگشاید ✡︎ {{verse|۸|۳۳|color=black}...» ایجاد کرد 289610 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>مگر آنکه کسی مرا هدایت کند و از فیلپُّس خواهش نمود که سوار شده با او بنشیند ✡︎ {{verse|۸|۳۲|color=black}} و فقرهای از کتاب که میخواند این بود که مثل گوسفندی که بمذبح برند و چون برّهای خاموش نزد پشمبرنده خود همچنین دهان خود را نمیگشاید ✡︎ {{verse|۸|۳۳|color=black}} در فروتنی او انصاف از او منقطع شد و نسبِ او را کِه میتواند تقریر کرد زیرا که حیات او از زمین برداشته میشود ✡︎ {{verse|۸|۳۴|color=black}} پس خواجهسرا بفیلپُّس ملتفت شده گفت از تو سؤال میکنم که نبی این را دربارهٔ کِه میگوید دربارهٔ خود یا دربارهٔ کسی دیگر ✡︎ {{verse|۸|۳۵|color=black}} آنگاه فیلپُّس زبان خود را گشود و از آن نوشته شروع کرده وی را بعیسی بشارت داد ✡︎ {{verse|۸|۳۶|color=black}} و چون در عرض راه بآبی رسیدند خواجه گفت اینک آب است از تعمید یافتنم چه چیز مانع میباشد ✡︎ {{verse|۸|۳۷|color=black}} فیلپس گفت هر گاه بتمام دل ایمان آوردی جایز است او در جواب گفت ایمان آوردم که عیسی مسیح پسر خداست ✡︎ {{verse|۸|۳۸|color=black}} پس حکم کرد تا ارابه را نگاه دارند و فیلپُّس با خواجهسرا هر دو بآب فرود شدند پس او را تعمید داد ✡︎ {{verse|۸|۳۹|color=black}} و چون از آب بالا آمدندروح {{روخط|خداوند}} فیلپُّس را برداشته خواجهسرا دیگر او را نیافت زیرا که راه خود را بخوشی پیش گرفت ✡︎ {{verse|۸|۴۰|color=black}} امّا فیلپُّس در اشدود پیدا شد و در همهٔ شهرها گشته بشارت میداد تا بقیصریّه رسید ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب نهم}}}} {{فصل|۹}} {{verse|۹|۱|color=black}} امّا سولس هنوز تهدید و قتل بر شاگردان{{روخط|خداوند}} همی دمید و نزد رئیس کَهَنَه آمد ✡︎ {{verse|۹|۲|color=black}} و از او نامهها خواست بسوی کنایسی که در دمشق بود تا اگر کسی را از اهل طریقت خواه مرد و خواه زن بیابد ایشان را بند برنهاده باورشلیم بیاورد ✡︎ {{verse|۹|۳|color=black}} و در اثنای راه چون نزدیک بدمشق رسید ناگاه نوری از آسمان دور او درخشید ✡︎ {{verse|۹|۴|color=black}} و بزمین افتاده آوازی شنید که بدو گفت ای شاؤل شاؤل برای چه بر من جفا میکنی ✡︎ {{verse|۹|۵|color=black}} گفت {{روخط|خداوند}}ا تو کیستی {{روخط|خداوند}} گفت من آن عیسی هستم که تو بدو جفا میکنی ✡︎ {{verse|۹|۶|color=black}} لیکن برخاسته بشهر برو که آنجا بتو گفته میشود چه باید کرد ✡︎ {{verse|۹|۷|color=black}} امّا آنانی که همسفر او بودند خاموش ایستادند چونکه آن صدا را شنیدند لیکن هیچکس را ندیدند ✡︎ {{verse|۹|۸|color=black}} پس سولس از زمین برخاسته چون چشمان خود را گشود هیچکس را ندید و دستش را گرفته او را بدمشق بردند ✡︎ {{verse|۹|۹|color=black}} و سه روز نابینا بوده چیزی<noinclude></noinclude> fy8cpjo3kks5759ekehlrxp5fwcd566 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۰۳ 104 89203 289611 2026-06-24T19:01:33Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «نخورد و نیاشامید ✡︎ {{verse|۹|۱۰|color=black}} و در دمشق شاگردی حنانِیا نام بود که {{روخط|خداوند}} در رؤیا بدو گفت ای حنّانیا عرض کرد {{روخط|خداوند}}ا لبّیک ✡︎ {{verse|۹|۱۱|color=black}} {{روخط|خداوند}} وی را گفت برخیز و بکوچهای که آن را راست مینامند بشتاب و در خانهٔ ی...» ایجاد کرد 289611 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نخورد و نیاشامید ✡︎ {{verse|۹|۱۰|color=black}} و در دمشق شاگردی حنانِیا نام بود که {{روخط|خداوند}} در رؤیا بدو گفت ای حنّانیا عرض کرد {{روخط|خداوند}}ا لبّیک ✡︎ {{verse|۹|۱۱|color=black}} {{روخط|خداوند}} وی را گفت برخیز و بکوچهای که آن را راست مینامند بشتاب و در خانهٔ یهودا سولس نامِ طرسوسی را طلب کن زیرا که اینک دعا میکند ✡︎ {{verse|۹|۱۲|color=black}} و شخصی حنّانیا نام را در خواب دیده است که آمده بر او دست گذارد تا بینا گردد ✡︎ {{verse|۹|۱۳|color=black}} حنّانیا جواب داد که ای {{روخط|خداوند}} دربارهٔ این شخص از بسیاری شنیدهام که بمقدّسین تو در اورشلیم چه مشقّتها رسانید ✡︎ {{verse|۹|۱۴|color=black}} و در اینجا نیز از رؤسای کَهَنَه قدرت دارد که هر که نام تو را بخواند او را حبس کند ✡︎ {{verse|۹|۱۵|color=black}} {{روخط|خداوند}} وی را گفت برو زیرا که او ظرف برگزیده من است تا نام مرا پیش امّتها و سلاطین و بنی اسرائیل ببرد ✡︎ {{verse|۹|۱۶|color=black}} زیرا که من او را نشان خواهم داد که چقدر زحمتها برای نام من باید بکشد ✡︎ {{verse|۹|۱۷|color=black}} پس حنّانیا رفته بدان خانه درآمد و دستها بر وی گذارده گفت ای برادر شاؤل {{روخط|خداوند}} یعنی عیسی که در راهی که میآمدی بر تو ظاهر گشت مرا فرستاد تا بینائی بیابی و از روحالقدس پر شوی ✡︎ {{verse|۹|۱۸|color=black}} در ساعت از چشمان او چیزی مثل فلس افتاده بینائی یافت و برخاسته تعمید گرفت ✡︎ {{verse|۹|۱۹|color=black}} و غذا خورده قوّت گرفت و روزی چند با شاگردان در دمشق توقّف نمود ✡︎ {{verse|۹|۲۰|color=black}} و بیدرنگ در کنایس بعیسی موعظه مینمود که او پسر خداست ✡︎ {{verse|۹|۲۱|color=black}} و آنانی که شنیدند تعجّب نموده گفتند مگر این آن کسی نیست که خوانندگان این اسم را در اورشلیم پریشان مینمود و در اینجا محضِ این آمده است تا ایشان را بند نهاده نزد رؤسای کَهَنَه برد ✡︎ {{verse|۹|۲۲|color=black}} امّا سولس بیشتر تقویت یافته یهودیانِ ساکن دمشق را مجاب مینمود و مبرهن میساخت که همین است مسیح ✡︎ {{verse|۹|۲۳|color=black}} امّا بعد از مرور ایام چند یهودیانْ شورا نمودند تا او را بکشند ✡︎ {{verse|۹|۲۴|color=black}} ولی سولس از شورای ایشان مطلّع شد و شبانهروز بدروازهها پاسبانی مینمودند تا او را بکشند ✡︎ {{verse|۹|۲۵|color=black}} پس شاگردان او را در شب در زنبیلی گذارده از دیوار شهر پایین کردند ✡︎ {{verse|۹|۲۶|color=black}} و چون سولس باورشلیم رسید خواست بشاگردان ملحق شود لیکن همهٔ از او بترسیدند زیرا باور نکردند که از شاگردان است ✡︎ {{verse|۹|۲۷|color=black}} امّا بَرنابا او را گرفته بنزد رسولان برد و برای ایشان حکایت کرد که چگونه {{روخط|خداوند}} را در راه دیده و بدو تکلّم کرده و چطور در دمشق بنام عیسی بدلیری موعظه مینمود ✡︎ {{verse|۹|۲۸|color=black}} و در اورشلیم با ایشان آمد و رفت میکرد و بنام {{روخط|خداوند}} عیسی بدلیری<noinclude></noinclude> fzmdenz7pp1jgwaozuel6bc5dkb69zq برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۰۴ 104 89204 289612 2026-06-24T19:01:48Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «موعظه مینمود ✡︎ {{verse|۹|۲۹|color=black}} و با هلینستیان گفتگو و مباحثه میکرد امّا درصدد کشتن او برآمدند ✡︎ {{verse|۹|۳۰|color=black}} چون برادران مطّلع شدند او را بقیصریّه بردند و از آنجا بطَرسُوس روانه نمودند ✡︎ {{verse|۹|۳۱|color=black}} آنگاه کلیسا در تمامی یهودیّه...» ایجاد کرد 289612 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>موعظه مینمود ✡︎ {{verse|۹|۲۹|color=black}} و با هلینستیان گفتگو و مباحثه میکرد امّا درصدد کشتن او برآمدند ✡︎ {{verse|۹|۳۰|color=black}} چون برادران مطّلع شدند او را بقیصریّه بردند و از آنجا بطَرسُوس روانه نمودند ✡︎ {{verse|۹|۳۱|color=black}} آنگاه کلیسا در تمامی یهودیّه و جلیل و سامره آرامی یافتند و بنا میشدند و در ترس {{روخط|خداوند}} و بتسلّی روحالقدس رفتار کرده همی افزودند ✡︎ {{verse|۹|۳۲|color=black}} امّا پطرس در همهٔ نواحی گشته نزد مقدّسین ساکن لُدَّه نیز فرود آمد ✡︎ {{verse|۹|۳۳|color=black}} و در آنجا شخصی اینیاس نام یافت که مدّت هشت سال از مرض فالج بر تخت خوابیده بود ✡︎ {{verse|۹|۳۴|color=black}} پطرس وی را گفت ای اینیاس عیسی مسیح تو را شفا میدهد برخیز و بستر خود را برچین که او در ساعت برخاست ✡︎ {{verse|۹|۳۵|color=black}} و جمیع سَکَنه لُدَّه و سارون او را دیده بسوی {{روخط|خداوند}} بازگشت کردند ✡︎ {{verse|۹|۳۶|color=black}} و در یافا تلمیذهای طابیتا نام بود که معنی آن غزال است وی از اعمال صالحه و صدقاتی که میکرد پر بود ✡︎ {{verse|۹|۳۷|color=black}} از قضا در آن ایّام او بیمار شده بمرد و او را غسل داده در بالاخانهای گذاردند ✡︎ {{verse|۹|۳۸|color=black}} و چونکه لُدَّه نزدیک بیافا بود و شاگردان شنیدند که پطرس در آنجا است دو نفر نزد او فرستاده خواهش کردند که در آمدن نزد ما درنگ نکنی ✡︎ {{verse|۹|۳۹|color=black}} آنگاه پطرس برخاسته با ایشان آمد و چون رسید او را بدان بالاخانه بردند و همهٔ بیوهزنان گریهکنان حاضر بودند و پیراهنها و جامههائی که غزال وقتی که با ایشان بود دوخته بود بوی نشان میدادند ✡︎ {{verse|۹|۴۰|color=black}} امّا پطرس همهٔ را بیرون کرده زانو زد و دعا کرده بسوی بدن توجه کرد و گفت ای طابیتا برخیز که در ساعت چشمان خود را باز کرد و پطرس را دیده بنشست ✡︎ {{verse|۹|۴۱|color=black}} پس دست او را گرفته برخیزانیدش و مقدّسان و بیوهزنان را خوانده او را بدیشان زنده سپرد ✡︎ {{verse|۹|۴۲|color=black}} چون این مقدّمه در تمامی یافا شهرت یافت بسیاری ب{{روخط|خداوند}} ایمان آوردند ✡︎ {{verse|۹|۴۳|color=black}} و در یافا نزد دبّاغی شمعون نام روزی چند توقّف نمود ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب دهم}}}} {{فصل|۱۰}} {{verse|۱۰|۱|color=black}} و در قیصریّه مردی کرنیلیوس نام بودیوزباشی فوجی که بایطالیانی مشهور است ✡︎ {{verse|۱۰|۲|color=black}} و او با تمامی اهل بیتش متقی و خداترس بود که صدقه بسیار بقوم میداد و پیوسته نزد خدا دعا میکرد ✡︎ {{verse|۱۰|۳|color=black}} روزی نزدیک ساعت نهم فرشته خدا را در عالم رؤیا آشکارا دید که نزد او آمده گفت ای کرنیلیوس ✡︎ {{verse|۱۰|۴|color=black}} آنگاه او بر وی نیک<noinclude></noinclude> e48tcd6vrqx40hfd8p3061ex4ykcmtz برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۰۵ 104 89205 289613 2026-06-24T19:02:04Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «نگریسته و ترسان گشته گفت چیست ای {{روخط|خداوند}} بوی گفت دعاها و صدقات توبجهت یادگاری بنزد خدا برآمد ✡︎ {{verse|۱۰|۵|color=black}} اکنون کسانی بیافا بفرست و شمعونِ ملقّب بپطرس را طلب کن ✡︎ {{verse|۱۰|۶|color=black}} که نزد دباغّی شمعون نام که خانهاش بکناره دریا اس...» ایجاد کرد 289613 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نگریسته و ترسان گشته گفت چیست ای {{روخط|خداوند}} بوی گفت دعاها و صدقات توبجهت یادگاری بنزد خدا برآمد ✡︎ {{verse|۱۰|۵|color=black}} اکنون کسانی بیافا بفرست و شمعونِ ملقّب بپطرس را طلب کن ✡︎ {{verse|۱۰|۶|color=black}} که نزد دباغّی شمعون نام که خانهاش بکناره دریا است مهمان است او بتو خواهد گفت که تو را چه باید کرد ✡︎ {{verse|۱۰|۷|color=black}} و چون فرشتهای که بوی سخن میگفت غایب شد دو نفر از نوکران خود و یک سپاهی متّقی از ملازمان خاصّ خویشتن را خوانده ✡︎ {{verse|۱۰|۸|color=black}} تمامی ماجرا را بدیشان باز گفته ایشان را بیافا فرستاد ✡︎ {{verse|۱۰|۹|color=black}} روز دیگر چون از سفر نزدیک بشهر میرسیدند قریب بساعت ششم پطرس ببام خانه برآمد تا دعا کند ✡︎ {{verse|۱۰|۱۰|color=black}} و واقع شد که گرسنه شده خواست چیزی بخورد امّا چون برای او حاضر میکردند بیخودی او را رخ نمود ✡︎ {{verse|۱۰|۱۱|color=black}} پس آسمان را گشاده دید و ظرفی را چون چادری بزرگ بچهار گوشه بسته بسوی زمین آویخته بر او نازل میشود ✡︎ {{verse|۱۰|۱۲|color=black}} که در آن هر قسمی از دوابّ و وحوش و حشرات زمین و مرغان هوا بودند ✡︎ {{verse|۱۰|۱۳|color=black}} و خطابی بوی رسید که ای پطرس برخاسته ذبح کن و بخور ✡︎ {{verse|۱۰|۱۴|color=black}} پطرس گفت حاشا {{روخط|خداوند}}ا زیرا چیزی ناپاک یا حرام هرگز نخوردهام ✡︎ {{verse|۱۰|۱۵|color=black}} بار دیگر خطاب بوی رسید که آنچه را خدا پاک کرده است تو حرام مخوان ✡︎ {{verse|۱۰|۱۶|color=black}} و این سه مرتبه واقع شد که در ساعت آن ظرف بآسمان بالا برده شد ✡︎ {{verse|۱۰|۱۷|color=black}} و چون پطرس در خود بسیار متحّیر بود که این رؤیائی که دید چه باشد ناگاه فرستادگان کرنیلیوس خانهٔ شمعون را تفحّص کرده بر درگاه رسیدند ✡︎ {{verse|۱۰|۱۸|color=black}} و ندا کرده میپرسیدند که شمعون معروف بپطرس در اینجا منزل دارد ✡︎ {{verse|۱۰|۱۹|color=black}} و چون پطرس در رؤیا تفکّر میکرد روح وی را گفت اینک سه مرد تو را میطلبند ✡︎ {{verse|۱۰|۲۰|color=black}} پسبرخاسته پایین شو و همراه ایشان برو و هیچ شکّ مبر زیرا که من ایشان را فرستادم ✡︎ {{verse|۱۰|۲۱|color=black}} پس پطرس نزد آنانی که کرنیلیوس نزد وی فرستاده بود پایین آمده گفت اینک منم آن کس که میطلبید سبب آمدن شما چیست ✡︎ {{verse|۱۰|۲۲|color=black}} گفتند کرنیلیوسِ یوزباشی مردِ صالح و خداترس و نزد تمامی طایفه یهود نیکنام از فرشته مقدّس الهام یافت که تو را بخانهٔ خود بطلبد و سخنان از تو بشنود ✡︎ {{verse|۱۰|۲۳|color=black}} پس ایشان را بخانه برده مهمانی نمود و فردای آن روز پطرس برخاسته همراه ایشان روانه شد و چند نفر از برادران یافا همراه او رفتند ✡︎ {{verse|۱۰|۲۴|color=black}} روز دیگر وارد قیصریّه شدند و کرنیلیوس خویشان و دوستان خاصّ خود را خوانده انتظار ایشان میکشید ✡︎ {{verse|۱۰|۲۵|color=black}} چون پطرس داخل شد<noinclude></noinclude> r8bet0dcdfwd1fto6e2lxz68f27brjq برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۰۶ 104 89206 289614 2026-06-24T19:02:19Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «کرنیلیوس او را استقبال کرده بر پایهایش افتاده پرستش کرد ✡︎ {{verse|۱۰|۲۶|color=black}} امّا پطرس او را برخیزانیده گفت برخیز من خود نیز انسان هستم ✡︎ {{verse|۱۰|۲۷|color=black}} و با او گفتگوکنان بخانه درآمده جمعی کثیر یافت ✡︎ {{verse|۱۰|۲۸|color=black}} پس بدیشان گفت شما...» ایجاد کرد 289614 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>کرنیلیوس او را استقبال کرده بر پایهایش افتاده پرستش کرد ✡︎ {{verse|۱۰|۲۶|color=black}} امّا پطرس او را برخیزانیده گفت برخیز من خود نیز انسان هستم ✡︎ {{verse|۱۰|۲۷|color=black}} و با او گفتگوکنان بخانه درآمده جمعی کثیر یافت ✡︎ {{verse|۱۰|۲۸|color=black}} پس بدیشان گفت شما مطّلع هستید که مرد یهودی را با شخص اجنبی معاشرت کردن یا نزد او آمدن حرام است لیکن خدا مرا تعلیم داد که هیچکس را حرام یا نجس نخوانم ✡︎ {{verse|۱۰|۲۹|color=black}} از این جهت بمجرّد خواهش شما بیتأمّل آمدم و الحال میپرسم که از برای چه مرا خواستهاید ✡︎ {{verse|۱۰|۳۰|color=black}} کرنیلیوس گفت چهار روز قبل از این تا این ساعت روزهدار میبودم و در ساعت نهم در خانهٔ خود دعا میکردم که ناگاه شخصی با لباس نورانی پیش من بایستاد ✡︎ {{verse|۱۰|۳۱|color=black}} و گفت ای کرنیلیوس دعای تو مستجاب شد و صدقات تو در حضور خدا یادآور گردید ✡︎ {{verse|۱۰|۳۲|color=black}} پس بیافا بفرست وشمعونِ معروف بپطرس را طلب نما که در خانهٔ شمعون دبّاغ بکناره دریا مهمان است او چون بیاید با تو سخن خواهد راند ✡︎ {{verse|۱۰|۳۳|color=black}} پس بیتأمّل نزد تو فرستادم و تو نیکو کردی که آمدی الحال همهٔ در حضور خدا حاضریم تا آنچه خدا بتو فرموده است بشنویم ✡︎ {{verse|۱۰|۳۴|color=black}} پطرس زبان را گشوده گفت فیالحقیقت یافتهام که خدا را نظر بظاهر نیست ✡︎ {{verse|۱۰|۳۵|color=black}} بلکه از هر امّتی هر که از او ترسد و عمل نیکو کند نزد او مقبول گردد ✡︎ {{verse|۱۰|۳۶|color=black}} کلامی را که نزد بنی اسرائیل فرستاد چونکه بوساطت عیسی مسیح که {{روخط|خداوند}}ِ همهٔ است بسلامتی بشارت میداد ✡︎ {{verse|۱۰|۳۷|color=black}} آن سخن را شما میدانید که شروع آن از جلیل بود و در تمامی یهودیّه منتشر شد بعد از آن تعمیدی که یحیی بدان موعظه مینمود ✡︎ {{verse|۱۰|۳۸|color=black}} یعنی عیسی ناصری را که خدا او را چگونه بروحالقدس و قوّت مسح نمود که او سیر کرده اعمال نیکو بجا میآورد و همهٔ مقهورین ابلیس را شفا میبخشید زیرا خدا با وی میبود ✡︎ {{verse|۱۰|۳۹|color=black}} و ما شاهد هستیم بر جمیع کارهائی که او در مرزوبوم یهود و در اورشلیم کرد که او را نیز بر صلیب کِشیده کُشتند ✡︎ {{verse|۱۰|۴۰|color=black}} همان کس را خدا در روز سوم برخیزانیده ظاهر ساخت ✡︎ {{verse|۱۰|۴۱|color=black}} لیکن نه بر تمامی قوم بلکه بر شهودی که خدا پیش برگزیده بود یعنی مایانی که بعد از برخاستن او از مردگان با او خورده و آشامیدهایم ✡︎ {{verse|۱۰|۴۲|color=black}} و ما را مأمور فرمود که بقوم موعظه و شهادت دهیم بدین که خدا او را مقرّر فرمود تا داور زندگان و مردگان باشد ✡︎ {{verse|۱۰|۴۳|color=black}} و جمیع انبیا بر او شهادت میدهند که هر که بوی ایمان آوَرَد باسم او آمرزش گناهان را خواهدیافت ✡︎ {{verse|۱۰|۴۴|color=black}} این سخنان هنوز بر زبان پطرس<noinclude></noinclude> gocrm3qiwk9eyx2yzgqab1hlmy49d9o برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۰۷ 104 89207 289615 2026-06-24T19:02:32Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «بود که روحالقدس بر همهٔ آنانی که کلام را شنیدند نازل شد ✡︎ {{verse|۱۰|۴۵|color=black}} و مؤمنان از اهل ختنه که همراه پطرس آمده بودند در حیرت افتادند از آنکه بر امّتها نیز عطای روحالقدس افاضه شد ✡︎ {{verse|۱۰|۴۶|color=black}} زیرا که ایشان را شنیدند که بزبانها متک...» ایجاد کرد 289615 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بود که روحالقدس بر همهٔ آنانی که کلام را شنیدند نازل شد ✡︎ {{verse|۱۰|۴۵|color=black}} و مؤمنان از اهل ختنه که همراه پطرس آمده بودند در حیرت افتادند از آنکه بر امّتها نیز عطای روحالقدس افاضه شد ✡︎ {{verse|۱۰|۴۶|color=black}} زیرا که ایشان را شنیدند که بزبانها متکلّم شده خدا را تمجید میکردند ✡︎ {{verse|۱۰|۴۷|color=black}} آنگاه پطرس گفت آیا کسی میتواند آب را منع کند برای تعمید دادن اینانی که روحالقدس را چون ما نیز یافتهاند ✡︎ {{verse|۱۰|۴۸|color=black}} پس فرمود تا ایشان را بنام عیسی مسیح تعمید دهند آنگاه از او خواهش نمودند که روزی چند توقّف نماید ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب یازدهم}}}} {{فصل|۱۱}} {{verse|۱۱|۱|color=black}} پس رسولان و برادرانی که در یهودیّهبودند شنیدند که امّتها نیز کلام خدا را پذیرفتهاند ✡︎ {{verse|۱۱|۲|color=black}} و چون پطرس باورشلیم آمد اهل ختنه با وی معارضه کرده ✡︎ {{verse|۱۱|۳|color=black}} گفتند که با مردم نامختون برآمده با ایشان غذا خوردی ✡︎ {{verse|۱۱|۴|color=black}} پطرس از اوّل مفصّلاً بدیشان بیان کرده گفت ✡︎ {{verse|۱۱|۵|color=black}} من در شهر یافا دعا میکردم که ناگاه در عالم رؤیا ظرفی را دیدم که نازل میشود مثل چادری بزرگ بچهار گوشه از آسمان آویخته که بر من میرسد ✡︎ {{verse|۱۱|۶|color=black}} چون بر آن نیک نگریسته تأمّل کردم دَوابّ زمین و وحوش و حشرات و مرغان هوا را دیدم ✡︎ {{verse|۱۱|۷|color=black}} و آوازی را شنیدم که بمن میگوید ای پطرس برخاسته ذبح کن و بخور ✡︎ {{verse|۱۱|۸|color=black}} گفتم حاشا {{روخط|خداوند}}ا زیرا هرگز چیزی حرام یا ناپاک بدهانم نرفته است ✡︎ {{verse|۱۱|۹|color=black}} بار دیگر خطاب ازآسمان در رسید که آنچه خدا پاک نموده تو حرام مخوان ✡︎ {{verse|۱۱|۱۰|color=black}} این سه کَرَّت واقع شد که همهٔ باز بسوی آسمان بالا برده شد ✡︎ {{verse|۱۱|۱۱|color=black}} و اینک در همان ساعت سه مرد از قیصریّه نزد من فرستاده شده بخانهای که در آن بودم رسیدند ✡︎ {{verse|۱۱|۱۲|color=black}} و روح مرا گفت که با ایشان بدون شکّ برو و این شش برادر نیز همراه من آمدند تا بخانهٔ آن شخص داخل شدیم ✡︎ {{verse|۱۱|۱۳|color=black}} و ما را آگاهانید که چطور فرشتهای را در خانهٔ خود دید که ایستاده بوی گفت کسان بیافا بفرست و شمعونِ معروف بپطرس را بطلب ✡︎ {{verse|۱۱|۱۴|color=black}} که با تو سخنانی خواهد گفت که بدانها تو و تمامی اهل خانهٔ تو نجات خواهید یافت ✡︎ {{verse|۱۱|۱۵|color=black}} و چون شروع بسخن گفتن میکردم روحالقدس بر ایشان نازل شد همچنانکه نخست بر ما ✡︎ {{verse|۱۱|۱۶|color=black}} آنگاه بخاطر آوردم سخن {{روخط|خداوند}} را که گفت یحیی بآب تعمید داد لیکن شما بروحالقدس تعمید خواهید یافت ✡︎ {{verse|۱۱|۱۷|color=black}} پس چون خدا<noinclude></noinclude> 3pdtosanxh00ufrng6a4fqzra7czdk6 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۰۸ 104 89208 289616 2026-06-24T19:02:49Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «همان عطا را بدیشان بخشید چنانکه بما محض ایمان آوردن بعیسی مسیحِ {{روخط|خداوند}} پس من که باشم که بتوانم خدا را ممانعت نمایم ✡︎ {{verse|۱۱|۱۸|color=black}} چون این را شنیدند ساکت شدند و خدا را تمجیدکنان گفتند فیالحقیقت خدا بامّتها نیز توبه حیاتبخش را عطا...» ایجاد کرد 289616 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>همان عطا را بدیشان بخشید چنانکه بما محض ایمان آوردن بعیسی مسیحِ {{روخط|خداوند}} پس من که باشم که بتوانم خدا را ممانعت نمایم ✡︎ {{verse|۱۱|۱۸|color=black}} چون این را شنیدند ساکت شدند و خدا را تمجیدکنان گفتند فیالحقیقت خدا بامّتها نیز توبه حیاتبخش را عطا کرده است ✡︎ {{verse|۱۱|۱۹|color=black}} و امّا آنانی که بهسبب اذّیتی که در مقدمه استیفان برپا شد متفرّق شدند تا فینیقیا و قپرس و اَنطاکیّه میگشتند و بهیچکس بغیر از یهود و بس کلام را نگفتند ✡︎ {{verse|۱۱|۲۰|color=black}} لیکن بعضی از ایشان که ازاهل قپرس و قیروان بودند چون باَنطاکیّه رسیدند با یونانیان نیز تکلّم کردند و ب{{روخط|خداوند}} عیسی بشارت میدادند ✡︎ {{verse|۱۱|۲۱|color=black}} و دست {{روخط|خداوند}} با ایشان میبود و جمعی کثیر ایمان آورده بسوی {{روخط|خداوند}} بازگشت کردند ✡︎ {{verse|۱۱|۲۲|color=black}} امّا چون خبر ایشان بسمع کلیسای اورشلیم رسید بَرنابا را باَنطاکیّه فرستادند ✡︎ {{verse|۱۱|۲۳|color=black}} و چون رسید و فیض خدا را دید شادخاطر شده همهٔ را نصیحت نمود که از تصمیم قلب ب{{روخط|خداوند}} بپیوندند ✡︎ {{verse|۱۱|۲۴|color=black}} زیرا که مردی صالح و پر از روحالقدس و ایمان بود و گروهی بسیار ب{{روخط|خداوند}} ایمان آوردند ✡︎ {{verse|۱۱|۲۵|color=black}} و برنابا بطرسوس برای طلب سَولُس رفت و چون او را یافت باَنطاکیّه آورد ✡︎ {{verse|۱۱|۲۶|color=black}} و ایشان سالی تمام در کلیسا جمع میشدند و خلقی بسیار را تعلیم میدادند و شاگردان نخست در انطاکیه بمسیحی مسمّیٰ شدند ✡︎ {{verse|۱۱|۲۷|color=black}} و در آن ایّام انبیائی چند از اورشلیم باَنطاکیّه آمدند ✡︎ {{verse|۱۱|۲۸|color=black}} که یکی از ایشان اغابوس نام برخاسته بروح اشاره کرد که قحطی شدید در تمامی ربع مسکون خواهد شد و آن در ایام کَلُودیُوسِ قیصر پدید آمد ✡︎ {{verse|۱۱|۲۹|color=black}} و شاگردان مصمّم آن شدند که هر یک برحسب مقدور خود اعانتی برای برادرانِ ساکنِ یهودیه بفرستند ✡︎ {{verse|۱۱|۳۰|color=black}} پس چنین کردند و آن را بدست بَرنابا و سولس نزد کشیشان روانه نمودند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب دوازدهم}}}} {{فصل|۱۲}} {{verse|۱۲|۱|color=black}} و در آن زمان هیرودیسِ پادشاه دستتطاول بر بعضی از کلیسا دراز کرد ✡︎ {{verse|۱۲|۲|color=black}} و یعقوب برادر یوحنّا را بشمشیر کشت ✡︎ {{verse|۱۲|۳|color=black}} و چون دید که یهود را پسند افتاد بر آن افزوده پطرس را نیز گرفتار کرد و ایّام فطیر بود ✡︎ {{verse|۱۲|۴|color=black}} پس او را گرفته در زندان انداخت و بچهار دسته رباعی سپاهیان سپرد که او را نگاهبانی کنند و اراده داشت که بعد از فِصَح او را برای قوم بیرون آوَرَد ✡︎ {{verse|۱۲|۵|color=black}} پس پطرس را در زندان نگاه<noinclude></noinclude> f1yxd80ukolerprpl4k1bpsopb1ouvt برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۰۹ 104 89209 289617 2026-06-24T19:03:02Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «میداشتند امّا کلیسا بجهت او نزد خدا پیوسته دعا میکردند ✡︎ {{verse|۱۲|۶|color=black}} و در شبی که هیرودیس قصد بیرون آوردن وی داشت پطرس بدو زنجیر بسته در میان دو سپاهی خفته بود و کشیکچیان نزد در زندان را نگاهبانی میکردند ✡︎ {{verse|۱۲|۷|color=black}} ناگاه فرشته {{...» ایجاد کرد 289617 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>میداشتند امّا کلیسا بجهت او نزد خدا پیوسته دعا میکردند ✡︎ {{verse|۱۲|۶|color=black}} و در شبی که هیرودیس قصد بیرون آوردن وی داشت پطرس بدو زنجیر بسته در میان دو سپاهی خفته بود و کشیکچیان نزد در زندان را نگاهبانی میکردند ✡︎ {{verse|۱۲|۷|color=black}} ناگاه فرشته {{روخط|خداوند}} نزد وی حاضر شد و روشنی در آن خانه درخشید پس بپهلوی پطرس زده او را بیدار نمود و گفت بزودی برخیز که در ساعت زنجیرها از دستش فرو ریخت ✡︎ {{verse|۱۲|۸|color=black}} و فرشته وی را گفت کمر خود را ببند و نعلین برپا کن پس چنین کرد و بوی گفت ردای خود را بپوش و از عقب من بیا ✡︎ {{verse|۱۲|۹|color=black}} پس بیرون شده از عقب او روانه گردید و ندانست که آنچه از فرشته روی نمود حقیقی است بلکه گمان برد که خواب میبیند ✡︎ {{verse|۱۲|۱۰|color=black}} پس از قراولان اوّل و دوّم گذشته بدروازه آهنی که بسوی شهر میرود رسیدند و آن خود بخود پیش روی ایشان باز شد و از آن بیرون رفته تا آخر یک کوچه برفتند که در ساعت فرشته از او غایب شد ✡︎ {{verse|۱۲|۱۱|color=black}} آنگاه پطرس بخود آمده گفت اکنون بتحقیق دانستم که {{روخط|خداوند}} فرشته خود را فرستاده مرا از دست هیرودیس و از تمامی انتظار قوم یهود رهانید ✡︎ {{verse|۱۲|۱۲|color=black}} چون این را دریافت بخانهٔ مریم مادر یوحنّای ملقّب بمرقس آمد و در آنجا بسیاریجمع شده دعا میکردند ✡︎ {{verse|۱۲|۱۳|color=black}} چون او درِ خانه را کوبید کنیزی رودا نام آمد تا بفهمد ✡︎ {{verse|۱۲|۱۴|color=black}} چون آواز پطرس را شناخت از خوشی در را باز نکرده باندرون شتافته خبر داد که پطرس بدرگاه ایستاده است ✡︎ {{verse|۱۲|۱۵|color=black}} وی را گفتند دیوانهای و چون تأکید کرد که چنین است گفتند که فرشته او باشد ✡︎ {{verse|۱۲|۱۶|color=black}} امّا پطرس پیوسته در را میکوبید پس در را گشوده او را دیدند و در حیرت افتادند ✡︎ {{verse|۱۲|۱۷|color=black}} امّا او بدست خود بسوی ایشان اشاره کرد که خاموش باشند و بیان نمود که چگونه خدا او را از زندان خلاصی داد و گفت یعقوب و سایر برادران را از این امور مطّلع سازید پس بیرون شده بجای دیگر رفت ✡︎ {{verse|۱۲|۱۸|color=black}} و چون روز شد اضطرابی عظیم در سپاهیان افتاد که پطرس را چه شد ✡︎ {{verse|۱۲|۱۹|color=black}} و هیرودیس چون او را طلبیده نیافت کشیکچیان را بازخواست نموده فرمود تا ایشان را بقتل رسانند و خود از یهودیه بقیصریّه کوچ کرده در آنجا اقامت نمود ✡︎ {{verse|۱۲|۲۰|color=black}} امّا هیرودیس با اهل صور و صیدون خشمناک شد پس ایشان بیکدل نزد او حاضر شدند و بلاسْتُس ناظر خوابگاه پادشاه را با خود متحّد ساخته طلب مصالحه کردند زیرا که دیارِ ایشان از مُلک پادشاه معیشت مییافت ✡︎ {{verse|۱۲|۲۱|color=black}} و در<noinclude></noinclude> e35qm3arvn2qdx1901psg3zzuoa9z9n برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۱۰ 104 89210 289618 2026-06-24T19:03:31Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «روزی معیّن هیرودیس لباس ملوکانه در بر کرد و بر مسند حکومت نشسته ایشان را خطاب میکرد ✡︎ {{verse|۱۲|۲۲|color=black}} و خلق ندا میکردند که آواز خداست نه آواز انسان ✡︎ {{verse|۱۲|۲۳|color=black}} که در ساعت فرشته {{روخط|خداوند}} او را زد زیرا که خدا را تمجید ننمود و کِر...» ایجاد کرد 289618 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>روزی معیّن هیرودیس لباس ملوکانه در بر کرد و بر مسند حکومت نشسته ایشان را خطاب میکرد ✡︎ {{verse|۱۲|۲۲|color=black}} و خلق ندا میکردند که آواز خداست نه آواز انسان ✡︎ {{verse|۱۲|۲۳|color=black}} که در ساعت فرشته {{روخط|خداوند}} او را زد زیرا که خدا را تمجید ننمود و کِرم او را خورد که بمرد ✡︎ {{verse|۱۲|۲۴|color=black}} امّا کلام خدا نمّو کرده ترقّی یافت ✡︎ {{verse|۱۲|۲۵|color=black}} وبرنابا و سولس چون آن خدمت را بانجام رسانیدند از اورشلیم مراجعت کردند و یوحنّای ملقّب بمرقس را همراه خود بردند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب سیزدهم}}}} {{فصل|۱۳}} {{verse|۱۳|۱|color=black}} و در کلیسائی که در اَنطاکیّه بود انبیا و معلّم چند بودند برنابا و شمعونِ ملقّب بنیجر و لوکیوسِ قیروانی و مَناحمِ برادر رضاعی هیرودیسِ تیترارخ و سولس ✡︎ {{verse|۱۳|۲|color=black}} چون ایشان در عبادت خدا و روزه مشغول میبودند روحالقدس گفت بَرنابا و سولس را برای من جدا سازید از بهر آن عمل که ایشان را برای آن خواندهام ✡︎ {{verse|۱۳|۳|color=black}} آنگاه روزه گرفته و دعا کرده و دستها بر ایشان گذارده روانه نمودند ✡︎ {{verse|۱۳|۴|color=black}} پس ایشان از جانب روحالقدس فرستاده شده بسلوکیّه رفتند و از آنجا از راه دریا بقِپْرُس آمدند ✡︎ {{verse|۱۳|۵|color=black}} و وارد سَلامیس شده در کنایس یهود بکلام خدا موعظه کردند و یوحنّا ملازم ایشان بود ✡︎ {{verse|۱۳|۶|color=black}} و چون در تمامی جزیره تا بپافُس گشتند در آنجا شخص یهودی را که جادوگر و نبی کاذب بود یافتند که نام او بارْیشُوع بود ✡︎ {{verse|۱۳|۷|color=black}} او رفیق سَرْجیوُس پولُس والی بود که مردی فهیم بود همان بَرنابا و سَولُس را طلب نموده خواست کلام خدا را بشنود ✡︎ {{verse|۱۳|۸|color=black}} امّا عَلیما یعنی آن جادوگر زیرا ترجمهٔ اسمش همچنین میباشد ایشان را مخالفت نموده خواست والی را از ایمان برگرداند ✡︎ {{verse|۱۳|۹|color=black}} ولی سولس که پولُس باشد پر از روحالقدس شده بر او نیک نگریسته ✡︎ {{verse|۱۳|۱۰|color=black}} گفتای پر از هر نوع مکر و خباثت ای فرزند ابلیس و دشمن هر راستی باز نمیایستی از منحرف ساختن طُرُق راستِ {{روخط|خداوند}} ✡︎ {{verse|۱۳|۱۱|color=black}} الحال دست {{روخط|خداوند}} بر توست و کور شده آفتاب را تا مدتّی نخواهی دید که در همان ساعت غَشاوهٔ و تاریکی او را فرو گرفت و دور زده راهنمائی طلب میکرد ✡︎ {{verse|۱۳|۱۲|color=black}} پس والی چون آن ماجرا را دید از تعلیم {{روخط|خداوند}} متحّیر شده ایمان آورد ✡︎ {{verse|۱۳|۱۳|color=black}} آنگاه پولُس و رفقایش از پافس بکشتی سوار شده بپِرْجه پَمْفِلیّه آمدند امّا یوحنّا از ایشان جدا شده باورشلیم برگشت ✡︎ {{verse|۱۳|۱۴|color=black}} و ایشان از پِرْجه عبور نموده بانطاکیّه پیسیدیّه<noinclude></noinclude> ir2r03jgkx98lvlc12xoazww8iae2jk برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۱۱ 104 89211 289619 2026-06-24T19:03:48Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «آمدند و در روز سَبَّت بکنیسه درآمده بنشستند ✡︎ {{verse|۱۳|۱۵|color=black}} و بعد از تلاوت تورات و صُحُف انبیا رؤسای کنیسه نزد ایشان فرستاده گفتند ای برادرانِ عزیز اگر کلامی نصیحتآمیز برای قوم دارید بگویید ✡︎ {{verse|۱۳|۱۶|color=black}} پس پولُس برپا ایستاده بد...» ایجاد کرد 289619 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>آمدند و در روز سَبَّت بکنیسه درآمده بنشستند ✡︎ {{verse|۱۳|۱۵|color=black}} و بعد از تلاوت تورات و صُحُف انبیا رؤسای کنیسه نزد ایشان فرستاده گفتند ای برادرانِ عزیز اگر کلامی نصیحتآمیز برای قوم دارید بگویید ✡︎ {{verse|۱۳|۱۶|color=black}} پس پولُس برپا ایستاده بدست خود اشاره کرده گفت ای مردان اسرائیلی و خداترسان گوش دهید ✡︎ {{verse|۱۳|۱۷|color=black}} خدای این قوم اسرائیل پدران ما را برگزیده قوم را در غربت ایشان در زمین مصر سرافراز نمود و ایشان را ببازوی بلند از آنجا بیرون آورد ✡︎ {{verse|۱۳|۱۸|color=black}} و قریب بچهل سال در بیابان متحمّل حرکات ایشان میبود ✡︎ {{verse|۱۳|۱۹|color=black}} و هفت طایفه را در زمین کنعان هلاککرده زمین آنها را میراث ایشان ساخت تا قریب چهار صد و پنجاه سال ✡︎ {{verse|۱۳|۲۰|color=black}} و بعد از آن بدیشان داوران داد تا زمان سموئیل نبی ✡︎ {{verse|۱۳|۲۱|color=black}} و از آن وقت پادشاهی خواستند و خدا شاؤل بن قیس را از سبط بنیامین تا چهل سال بایشان داد ✡︎ {{verse|۱۳|۲۲|color=black}} پس او را از میان برداشته داود را برانگیخت تا پادشاه ایشان شود و در حقّ او شهادت داد که داود بن یَسّی را مرغوب دل خود یافتهام که بتمامی ارادهٔ من عمل خواهد کرد ✡︎ {{verse|۱۳|۲۳|color=black}} و از ذریّت او خدا برحسب وعده برای اسرائیل نجاتدهندهای یعنی عیسی را آورد ✡︎ {{verse|۱۳|۲۴|color=black}} چون یحیی پیش از آمدن او تمام قوم اسرائیل را بتعمید توبه موعظه نموده بود ✡︎ {{verse|۱۳|۲۵|color=black}} پس چون یحیی دورهٔ خود را بپایان برد گفت مرا کِه میپندارید من او نیستم لکن اینک بعد از من کسی میآید که لایق گشادن نعلین او نیام ✡︎ {{verse|۱۳|۲۶|color=black}} ای برادران عزیز و ابنای آل ابراهیم و هرکه از شما خداترس باشد مر شما را کلام این نجات فرستاده شد ✡︎ {{verse|۱۳|۲۷|color=black}} زیرا سَکَنَه اورشلیم و رؤسای ایشان چونکه نه او را شناختند و نه آوازهای انبیا را که هر سَبَّت خوانده میشود بر وی فتوی دادند و آنها را باتمام رسانیدند ✡︎ {{verse|۱۳|۲۸|color=black}} و هر چند هیچ علّت قتل در وی نیافتند از پیلاطس خواهش کردند که او کشته شود ✡︎ {{verse|۱۳|۲۹|color=black}} پس چون آنچه را که دربارهٔ وی نوشته شده بود تمام کردند او را از صلیب پایین آورده بقبر سپردند ✡︎ {{verse|۱۳|۳۰|color=black}} لکن خدا او را از مردگان برخیزانید ✡︎ {{verse|۱۳|۳۱|color=black}} و او روزهایبسیار ظاهر شد بر آنانی که همراه او از جلیل باورشلیم آمده بودند که الحال نزد قوم شهود او میباشند ✡︎ {{verse|۱۳|۳۲|color=black}} پس ما بشما بشارت میدهیم بدان وعدهای که بپدران ما داده شد ✡︎ {{verse|۱۳|۳۳|color=black}} که خدا آن را بما که فرزندان ایشان میباشیم وفا کرد وقتی که عیسی را برانگیخت چنانکه در زبور دوّم مکتوب است که تو پسر من هستی من امروز تو را تولید نمودم ✡︎ {{verse|۱۳|۳۴|color=black}} و در آنکه او را<noinclude></noinclude> 4p5fcz5midvpk7x0d03dl1195yfnydv برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۱۲ 104 89212 289620 2026-06-24T19:04:02Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «از مردگان برخیزانید تا دیگر هرگز راجع بفساد نشود چنین گفت که ببرکات قدّوس و امین داود برای شما وفا خواهم کرد ✡︎ {{verse|۱۳|۳۵|color=black}} بنابراین در جائی دیگر نیز میگوید تو قدّوس خود را نخواهی گذاشت که فساد را بیند ✡︎ {{verse|۱۳|۳۶|color=black}} زیرا که داود چ...» ایجاد کرد 289620 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>از مردگان برخیزانید تا دیگر هرگز راجع بفساد نشود چنین گفت که ببرکات قدّوس و امین داود برای شما وفا خواهم کرد ✡︎ {{verse|۱۳|۳۵|color=black}} بنابراین در جائی دیگر نیز میگوید تو قدّوس خود را نخواهی گذاشت که فساد را بیند ✡︎ {{verse|۱۳|۳۶|color=black}} زیرا که داود چونکه در زمان خود ارادهٔ خدا را خدمت کرده بود بخُفت و بپدران خود ملحق شده فساد را دید ✡︎ {{verse|۱۳|۳۷|color=black}} لیکن آن کس که خدا او را برانگیخت فساد را ندید ✡︎ {{verse|۱۳|۳۸|color=black}} پس ای برادران عزیز شما را معلوم باد که بوساطت او بشما از آمرزش گناهان اعلام میشود ✡︎ {{verse|۱۳|۳۹|color=black}} و بوسیله او هر که ایمان آورد عادل شمرده میشود از هر چیزی که بشریعت موسی نتوانستید عادل شمرده شوید ✡︎ {{verse|۱۳|۴۰|color=black}} پس احتیاط کنید مبادا آنچه در صحف انبیا مکتوب است بر شما واقع شود ✡︎ {{verse|۱۳|۴۱|color=black}} که ای حقیرشمارندگان ملاحظه کنید و تعجّب نمایید و هلاک شوید زیرا که من عملی را در ایّام شما پدید آرم عملی که هر چند کسی شما را از آن اعلام نماید تصدیق نخواهید کرد ✡︎ {{verse|۱۳|۴۲|color=black}} پس چون از کنیسه بیرون میرفتند خواهش نمودند که در سَبَّت آینده هم این سخنان را بدیشان بازگویند ✡︎ {{verse|۱۳|۴۳|color=black}} و چون اهل کنیسه متفرّق شدند بسیاری از یهودیان و جدیدانِ خداپرست از عقب پولُس و بَرنابا افتادند و آن دو نفر بایشان سخن گفته ترغیب مینمودند که بفیض خدا ثابت باشید ✡︎ {{verse|۱۳|۴۴|color=black}} امّا در سَبَّت دیگر قریب بتمامی شهر فراهم شدند تا کلام خدا را بشنوند ✡︎ {{verse|۱۳|۴۵|color=black}} ولی چون یهود ازدحام خلق را دیدند از حسد پر گشتند و کفر گفته با سخنان پولُس مخالفت کردند ✡︎ {{verse|۱۳|۴۶|color=black}} آنگاه پولُس و برنابا دلیر شده گفتند واجب بود کلام خدا نخست بشما القا شود لیکن چون آن را ردّ کردید و خود را ناشایستهٔ حیات جاودانی شمردید همانا بسوی امّتها توجّه نماییم ✡︎ {{verse|۱۳|۴۷|color=black}} زیرا {{روخط|خداوند}} بما چنین امر فرمود که تو را نور امّتها ساختم تا الی اقصای زمین منشأ نجات باشی ✡︎ {{verse|۱۳|۴۸|color=black}} چون امّتها این را شنیدند شادخاطر شده کلام {{روخط|خداوند}} را تمجید نمودند و آنانی که برای حیات جاودانی مقرّر بودند ایمان آوردند ✡︎ {{verse|۱۳|۴۹|color=black}} و کلام خدا در تمامِ آن نواحی منتشر گشت ✡︎ {{verse|۱۳|۵۰|color=black}} امّا یهودیانْ چند زن دیندار و متشخّص و اکابر شهر را بشورانیدند و ایشان را بزحمت رسانیدن بر پولُس و بَرنابا تحریض نموده ایشان را از حدود خود بیرون کردند ✡︎ {{verse|۱۳|۵۱|color=black}} و ایشان خاک پایهای خود را بر ایشان افشانده بایقونیه آمدند ✡︎ {{verse|۱۳|۵۲|color=black}} و شاگردان پر از خوشی و روحالقدس گردیدند ✡︎<noinclude></noinclude> ssi6rnhty29zpume198pna7qyull6sr برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۱۳ 104 89213 289621 2026-06-24T19:04:18Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب چهاردهم}}}} {{فصل|۱۴}} {{verse|۱۴|۱|color=black}} امّا در ایقونیه ایشان با هم بکنیسه یهود در آمده بنوعی سخن گفتند که جمعی کثیر از یهود و یونانیان ایمان آوردند ✡︎ {{verse|۱۴|۲|color=black}} لیکن یهودیان بیایمان دلهای امّتها را اغوا نمودند و با برادران...» ایجاد کرد 289621 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب چهاردهم}}}} {{فصل|۱۴}} {{verse|۱۴|۱|color=black}} امّا در ایقونیه ایشان با هم بکنیسه یهود در آمده بنوعی سخن گفتند که جمعی کثیر از یهود و یونانیان ایمان آوردند ✡︎ {{verse|۱۴|۲|color=black}} لیکن یهودیان بیایمان دلهای امّتها را اغوا نمودند و با برادران بداندیش ساختند ✡︎ {{verse|۱۴|۳|color=black}} پس مدّت مدیدی توقف نموده بنام {{روخط|خداوند}}ی که بکلامِ فیضِ خود شهادت میداد بدلیری سخن میگفتند و او آیات و معجزات عطا میکرد که از دست ایشان ظاهر شود ✡︎ {{verse|۱۴|۴|color=black}} و مردم شهر دو فرقه شدند گروهی همداستان یهود و جمعی با رسولان بودند ✡︎ {{verse|۱۴|۵|color=black}} و چون امّتها و یهود با رؤسای خود بر ایشان هجوم میآوردند تا ایشان را افتضاح نموده سنگسار کنند ✡︎ {{verse|۱۴|۶|color=black}} آگاهی یافته بسوی لِسْتره و دِرْبه شهرهای لیکاؤنیه و دیار آن نواحی فرار کردند ✡︎ {{verse|۱۴|۷|color=black}} و در آنجا بشارت میدادند ✡︎ {{verse|۱۴|۸|color=black}} و در لِستره مردی نشسته بود که پایهایش بیحرکت بود و از شکمِ مادر لنگ متولّد شده هرگز راه نرفته بود ✡︎ {{verse|۱۴|۹|color=black}} چون او سخن پولُس را میشنید او بر وی نیک نگریسته دید که ایمان شفا یافتن را دارد ✡︎ {{verse|۱۴|۱۰|color=black}} پس بآواز بلند بدو گفت بر پایهای خود راست بایست که در ساعت برجسته خرامان گردید ✡︎ {{verse|۱۴|۱۱|color=black}} امّا خلق چون این عمل پولُس را دیدند صدای خود را بزبان لیکاؤنیه بلند کرده گفتند خدایان بصورت انسان نزد ما نازل شدهاند ✡︎ {{verse|۱۴|۱۲|color=black}} پس برنابا را مشتری و پولُس را عطارد خواندند زیرا که او درسخن گفتن مقدّم بود ✡︎ {{verse|۱۴|۱۳|color=black}} پس کاهن مشتری که پیش شهر ایشان بود گاوان و تاجها با گروههائی از خلق بدروازهها آورده خواست که قربانی گذراند ✡︎ {{verse|۱۴|۱۴|color=black}} امّا چون آن دو رسول یعنی برنابا و پولُس شنیدند جامههای خود را دریده در میان مردم افتادند و ندا کرده ✡︎ {{verse|۱۴|۱۵|color=black}} گفتند ای مردمان چرا چنین میکنید ما نیز انسان و صاحبان علّتها مانند شما هستیم و بشما بشارت میدهیم که از این اباطیل رجوع کنید بسوی خدای حیّ که آسمان و زمین و دریا و آنچه را که در آنها است آفرید ✡︎ {{verse|۱۴|۱۶|color=black}} که در طبقات سلف همهٔ امّتها را واگذاشت که در طُرُق خود رفتار کنند ✡︎ {{verse|۱۴|۱۷|color=black}} با وجودی که خود را بیشهادت نگذاشت چون احسان مینمود و از آسمان باران بارانیده و فصول بارآور بخشیده دلهای ما را از خوراک و شادی پر میساخت ✡︎ {{verse|۱۴|۱۸|color=black}} و بدین سخنان خلق را از گذرانیدن قربانی برای ایشان بدشواری باز داشتند ✡︎<noinclude></noinclude> 9zgc2c31u0x0xe7vyv07kuh5x9nvact برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۱۴ 104 89214 289622 2026-06-24T19:05:11Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{verse|۱۴|۱۹|color=black}} امّا یهودیان از انطاکیّه و ایقونیه آمده مردم را با خود متّحد ساختند و پولُس را سنگسار کرده از شهر بیرون کشیدند و پنداشتند که مرده است ✡︎ {{verse|۱۴|۲۰|color=black}} امّا چون شاگردان گِردِ او ایستادند برخاسته بشهر درآمد و فردای آن روز ب...» ایجاد کرد 289622 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۱۴|۱۹|color=black}} امّا یهودیان از انطاکیّه و ایقونیه آمده مردم را با خود متّحد ساختند و پولُس را سنگسار کرده از شهر بیرون کشیدند و پنداشتند که مرده است ✡︎ {{verse|۱۴|۲۰|color=black}} امّا چون شاگردان گِردِ او ایستادند برخاسته بشهر درآمد و فردای آن روز با برنابا بسوی دِرْبه روانه شد ✡︎ {{verse|۱۴|۲۱|color=black}} و در آن شهر بشارت داده بسیاری را شاگرد ساختند پس بلِستره و ایقونیه و انطاکیّه مراجعت کردند ✡︎ {{verse|۱۴|۲۲|color=black}} و دلهای شاگردان را تقویت داده پند میدادند که در ایمان ثابت بمانند و اینکه با مصیبتهای بسیار میباید داخل ملکوت خدا گردیم ✡︎ {{verse|۱۴|۲۳|color=black}} و در هر کلیسا بجهت ایشان کشیشان معیّن نمودند و دعا و روزهداشته ایشان را ب{{روخط|خداوند}}ی که بدو ایمان آورده بودند سپردند ✡︎ {{verse|۱۴|۲۴|color=black}} و از پیسیدیّه گذشته بپَمْفِلیّه آمدند ✡︎ {{verse|۱۴|۲۵|color=black}} و در پِرجه بکلام موعظه نمودند و باَتالیّه فرود آمدند ✡︎ {{verse|۱۴|۲۶|color=black}} و از آنجا بکشتی سوار شده بانطاکیّه آمدند که از همان جا ایشان را بفیض خدا سپرده بودند برای آن کاری که بانجام رسانیده بودند ✡︎ {{verse|۱۴|۲۷|color=black}} و چون وارد شهر شدند کلیسا را جمع کرده ایشان را مطّلع ساختند از آنچه خدا با ایشان کرده بود و چگونه دروازه ایمان را برای امّتها باز کرده بود ✡︎ {{verse|۱۴|۲۸|color=black}} پس مدّت مدیدی با شاگردان بسر بردند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب پانزدهم}}}} {{فصل|۱۵}} {{verse|۱۵|۱|color=black}} و تنی چند از یهودیّه آمده برادران را تعلیم میدادند که اگر برحسب آیین موسی مختون نشوید ممکن نیست که نجات یابید ✡︎ {{verse|۱۵|۲|color=black}} چون پولُس و برنابا را منازعه و مباحثه بسیار با ایشان واقع شد قرار بر این شد که پولُس و برنابا و چند نفر دیگر از ایشان نزد رسولان و کشیشان در اورشلیم برای این مسأله بروند ✡︎ {{verse|۱۵|۳|color=black}} پس کلیسا ایشان را مشایعت نموده از فینیقیّه و سامره عبور کرده ایمان آوردن امّتها را بیان کردند و همهٔ برادران را شادی عظیم دادند ✡︎ {{verse|۱۵|۴|color=black}} و چون وارد اورشلیم شدند کلیسا و رسولان و کشیشان ایشان را پذیرفتند و آنها را از آنچه خدا با ایشان کرده بود خبر دادند ✡︎ {{verse|۱۵|۵|color=black}} آنگاه بعضی از فرقه فریسیان که ایمان آورده بودند برخاسته گفتند اینها را باید ختنه نمایند و امرکنند که سنن موسی را نگاه دارند ✡︎ {{verse|۱۵|۶|color=black}} پس رسولان و کشیشان جمع شدند تا در این امر مصلحت بینند ✡︎ {{verse|۱۵|۷|color=black}} و چون مباحثه سخت شد پطرس برخاسته بدیشان گفت ای برادران عزیز شما آگاهید که از ایّام اوّل خدا از میان شما اختیار کرد که امّتها<noinclude></noinclude> r3bv8k1rsvju3eun3c3sdnf2w7x054u برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۱۵ 104 89215 289623 2026-06-24T19:05:36Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «از زبان من کلام بشارت را بشنوند و ایمان آورند ✡︎ {{verse|۱۵|۸|color=black}} و خدای عارفالقلوب بر ایشان شهادت داد بدین که روحالقدس را بدیشان داد چنانکه بما نیز ✡︎ {{verse|۱۵|۹|color=black}} و در میان ما و ایشان هیچ فرق نگذاشت بلکه محضِ ایمان دلهای ایشان را طاهر نم...» ایجاد کرد 289623 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>از زبان من کلام بشارت را بشنوند و ایمان آورند ✡︎ {{verse|۱۵|۸|color=black}} و خدای عارفالقلوب بر ایشان شهادت داد بدین که روحالقدس را بدیشان داد چنانکه بما نیز ✡︎ {{verse|۱۵|۹|color=black}} و در میان ما و ایشان هیچ فرق نگذاشت بلکه محضِ ایمان دلهای ایشان را طاهر نمود ✡︎ {{verse|۱۵|۱۰|color=black}} پس اکنون چرا خدا را امتحان میکنید که یوغی بر گردن شاگردان مینهید که پدران ما و ما نیز طاقت تحمّل آن را نداشتیم ✡︎ {{verse|۱۵|۱۱|color=black}} بلکه اعتقاد داریم که محضِ فیضِ {{روخط|خداوند}} عیسی مسیح نجات خواهیم یافت همچنان که ایشان نیز ✡︎ {{verse|۱۵|۱۲|color=black}} پس تمام جماعت ساکت شده ببرنابا و پولُس گوش گرفتند چون آیات و معجزات را بیان میکردند که خدا در میان امّتها بوساطت ایشان ظاهر ساخته بود ✡︎ {{verse|۱۵|۱۳|color=black}} پس چون ایشان ساکت شدند یعقوب رو آورده گفت ای برادران عزیز مرا گوش گیرید ✡︎ {{verse|۱۵|۱۴|color=black}} شمعون بیان کرده است که چگونه خدا اوّل امّتها را تفقّد نمود تا قومی از ایشان بنام خود بگیرد ✡︎ {{verse|۱۵|۱۵|color=black}} و کلام انبیا در اینْ مطابق است چنانکه مکتوب است ✡︎ {{verse|۱۵|۱۶|color=black}} که بعد از این رجوع نموده خیمهٔ داود را که افتاده است باز بنا میکنم و خرابیهای آن را باز بنا میکنم و آن را برپا خواهم کرد ✡︎ {{verse|۱۵|۱۷|color=black}} تا بقیه مردم طالب {{روخط|خداوند}} شوند و جمیع امّتهائی که بر آنها نام من نهاده شده است ✡︎ {{verse|۱۵|۱۸|color=black}} این را میگوید{{روخط|خداوند}}ی که این چیزها را از بدو عالم معلوم کرده است ✡︎ {{verse|۱۵|۱۹|color=black}} پس رأی من این است کسانی را که از امّتها بسوی خدا بازگشت میکنند زحمت نرسانیم ✡︎ {{verse|۱۵|۲۰|color=black}} مگر اینکه ایشان را حکم کنیم که از نجاسات بتها و زنا و حیوانات خفهشده و خون بپرهیزند ✡︎ {{verse|۱۵|۲۱|color=black}} زیرا که موسی از طبقات سَلَف در هر شهر اشخاصی دارد که بدو موعظه میکنند چنانکه در هر سَبَّت در کنایس او را تلاوت میکنند ✡︎ {{verse|۱۵|۲۲|color=black}} آنگاه رسولان و کشیشان با تمامی کلیسا بدین رضا دادند که چند نفر از میان خود انتخاب نموده همراه پولُس و برنابا بانطاکیّه بفرستند یعنی یهودای ملقّب ببرسابا و سیلاس که از پیشوایان برادران بودند ✡︎ {{verse|۱۵|۲۳|color=black}} و بدست ایشان نوشتند که رسولان و کشیشان و برادران ببرادرانِ از امّتها که در انطاکیّه و سوریّه و قیلیقیّه میباشند سلام میرسانند ✡︎ {{verse|۱۵|۲۴|color=black}} چون شنیده شد که بعضی از میان ما بیرون رفته شما را بسخنان خود مشوّش ساخته دلهای شما را منقلب مینمایند و میگویند که میباید مختون شده شریعت را نگاه بدارید و ما بایشان هیچ امر نکردیم ✡︎ {{verse|۱۵|۲۵|color=black}} لهذا ما بیک دل مصلحت دیدیم که چند نفر را اختیار نموده همراه عزیزان خود برنابا و پولُس بنزد شما بفرستیم ✡︎ {{verse|۱۵|۲۶|color=black}} اشخاصی که جانهای خود را در<noinclude></noinclude> m5ayg968hqqjw27zxly61lheuf8vk6k برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۱۶ 104 89216 289624 2026-06-24T19:27:32Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «راه نام {{روخط|خداوند}} ما عیسی مسیح تسلیم کردهاند ✡︎ {{verse|۱۵|۲۷|color=black}} پس یهودا و سیلاس را فرستادیم و ایشان شما را از این امور زبانی خواهند آگاهانید ✡︎ {{verse|۱۵|۲۸|color=black}} زیرا که روحالقدس و ما صواب دیدیم که باری بر شما ننهیم جز این ضروریّات ✡︎...» ایجاد کرد 289624 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>راه نام {{روخط|خداوند}} ما عیسی مسیح تسلیم کردهاند ✡︎ {{verse|۱۵|۲۷|color=black}} پس یهودا و سیلاس را فرستادیم و ایشان شما را از این امور زبانی خواهند آگاهانید ✡︎ {{verse|۱۵|۲۸|color=black}} زیرا که روحالقدس و ما صواب دیدیم که باری بر شما ننهیم جز این ضروریّات ✡︎ {{verse|۱۵|۲۹|color=black}} که از قربانیهای بتهاو خون و حیوانات خفه شده و زنا بپرهیزید که هر گاه از این امور خود را محفوظ دارید بنیکویی خواهید پرداخت والسّلام ✡︎ {{verse|۱۵|۳۰|color=black}} پس ایشان مرخّص شده بانطاکیّه آمدند و جماعت را فراهم آورده نامه را رسانیدند ✡︎ {{verse|۱۵|۳۱|color=black}} چون مطالعه کردند از این تسلّی شادخاطر گشتند ✡︎ {{verse|۱۵|۳۲|color=black}} و یهودا و سیلاس چونکه ایشان هم نبی بودند برادران را بسخنان بسیار نصیحت و تقویت نمودند ✡︎ {{verse|۱۵|۳۳|color=black}} پس چون مدّتی در آنجا بسر بردند بسلامتی از برادران رخصت گرفته بسوی فرستندگان خود توجّه نمودند ✡︎ {{verse|۱۵|۳۴|color=black}} امّا پولُس و برنابا در انطاکیّه توقفّ نموده ✡︎ {{verse|۱۵|۳۵|color=black}} با بسیاری دیگر تعلیم و بشارت بکلام خدا میدادند ✡︎ {{verse|۱۵|۳۶|color=black}} و بعد از ایّام چند پولُس ببرنابا گفت برگردیم و برادران را در هر شهری که در آنها بکلام {{روخط|خداوند}} اعلام نمودیم دیدن کنیم که چگونه میباشند ✡︎ {{verse|۱۵|۳۷|color=black}} امّا برنابا چنان مصلحت دید که یوحنّای ملقّب بمرقس را همراه نیز بردارد ✡︎ {{verse|۱۵|۳۸|color=black}} لیکن پولُس چنین صلاح دانست که شخصی را که از پَمفلیّه از ایشان جدا شده بود و با ایشان در کار همراهی نکرده بود با خود نبرد ✡︎ {{verse|۱۵|۳۹|color=black}} پس نزاعی سخت شد بهحدّی که از یکدیگر جدا شده برنابا مرقس را برداشته بقِپْرُس از راه دریا رفت ✡︎ {{verse|۱۵|۴۰|color=black}} امّا پولُس سیلاس را اختیار کرد و از برادران بفیض {{روخط|خداوند}} سپرده شده رو بسفر نهاد ✡︎ {{verse|۱۵|۴۱|color=black}} و از سوریّه و قیلیقیّه عبور کرده کلیساها را استوار مینمود ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب شانزدهم}}}} {{فصل|۱۶}} {{verse|۱۶|۱|color=black}} و بدِرْبه و لسْتره آمد که اینک شاگردی تیموتاؤس نام آنجا بود پسر زن یهودیّه مؤمنه لیکن پدرش یونانی بود ✡︎ {{verse|۱۶|۲|color=black}} که برادران در لِستَرَه و ایقونیّه بر او شهادت میدادند ✡︎ {{verse|۱۶|۳|color=black}} چون پولُس خواست او همراه وی بیاید او را گرفته مختون ساخت بهسبب یهودیانی که در آن نواحی بودند زیرا که همهٔ پدرش را میشناختند که یونانی بود ✡︎ {{verse|۱۶|۴|color=black}} و در هر شهری که میگشتند قانونها را که رسولان و کشیشان در اورشلیم حکم فرموده بودند بدیشان میسپردند تا حفظ نمایند ✡︎ {{verse|۱۶|۵|color=black}} پس کلیساها در ایمان استوار میشدند و روز بروز در شماره افزوده میگشتند ✡︎ {{verse|۱۶|۶|color=black}} و چون از فَرِیجیَّه و دیار غَلاطیّه عبور کردند<noinclude></noinclude> kdfizfw0u7xcdiaqiv6fgluqstisalm برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۱۷ 104 89217 289625 2026-06-24T19:27:58Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «روحالقدس ایشان را از رسانیدن کلام بآسیا منع نمود ✡︎ {{verse|۱۶|۷|color=black}} پس بمیسیا آمده سعی نمودند که ببطینیا بروند لیکن روح عیسی ایشان را اجازت نداد ✡︎ {{verse|۱۶|۸|color=black}} و از میسیا گذشته بتروآس رسیدند ✡︎ {{verse|۱۶|۹|color=black}} شبی پولُس را رؤیائی رخ ن...» ایجاد کرد 289625 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>روحالقدس ایشان را از رسانیدن کلام بآسیا منع نمود ✡︎ {{verse|۱۶|۷|color=black}} پس بمیسیا آمده سعی نمودند که ببطینیا بروند لیکن روح عیسی ایشان را اجازت نداد ✡︎ {{verse|۱۶|۸|color=black}} و از میسیا گذشته بتروآس رسیدند ✡︎ {{verse|۱۶|۹|color=black}} شبی پولُس را رؤیائی رخ نمود که شخصی از اهل مکادونیه ایستاده بدو التماس نموده گفت بمکادونیه آمده ما را امداد فرما ✡︎ {{verse|۱۶|۱۰|color=black}} چون این رؤیا را دید بیدرنگ عازم سفر مکادونیه شدیم زیرا بیقین دانستیم که {{روخط|خداوند}} ما را خوانده است تا بشارت بدیشان رسانیم ✡︎ {{verse|۱۶|۱۱|color=black}} پس از تروآس بکشتی نشسته براه مستقیم بساموتراکی رفتیم و روز دیگر بنیاپولیس ✡︎ {{verse|۱۶|۱۲|color=black}} و از آنجا بفیلِپّی رفتیم که شهر اوّل از سرحدّ مَکادونیه و کَلونیه است و در آن شهر چند روز توقّف نمودیم ✡︎ {{verse|۱۶|۱۳|color=black}} و در روز سَبَّت از شهر بیرون شده و بکنار رودخانه جائی که نمازمیگذاردند نشسته با زنانی که در آنجا جمع میشدند سخن راندیم ✡︎ {{verse|۱۶|۱۴|color=black}} و زنی لیدیه نام ارغوانفروش که از شهر طیاتیرا و خداپرست بود میشنید که {{روخط|خداوند}} دل او را گشود تا سخنان پولُس را بشنود ✡︎ {{verse|۱۶|۱۵|color=black}} و چون او و اهل خانهاش تعمید یافتند خواهش نموده گفت اگر شما را یقین است که ب{{روخط|خداوند}} ایمان آوردم بخانهٔ من درآمده بمانید و ما را الحاح نمود ✡︎ {{verse|۱۶|۱۶|color=black}} و واقع شد که چون ما بمحلّ نماز میرفتیم کنیزی که روح تَفَأُل داشت و از غیبگویی منافع بسیار برای آقایان خود پیدا مینمود بما برخورد ✡︎ {{verse|۱۶|۱۷|color=black}} و از عقب پولُس و ما آمده ندا کرده میگفت که این مردمان خدّام خدای تعالی میباشند که شما را از طریق نجات اعلام مینمایند ✡︎ {{verse|۱۶|۱۸|color=black}} و چون این کار را روزهای بسیار میکرد پولُس دلتنگ شده برگشت و بروح گفت تو را میفرمایم بنام عیسی مسیح از این دختر بیرون بیا که در ساعت از او بیرون شد ✡︎ {{verse|۱۶|۱۹|color=black}} امّا چون آقایانش دیدند که از کسب خود مأیوس شدند پولُس و سیلاس را گرفته در بازار نزد حکّام کشیدند ✡︎ {{verse|۱۶|۲۰|color=black}} و ایشان را نزد والیان حاضر ساخته گفتند این دو شخص شهر ما را بشورش آوردهاند و از یهود هستند ✡︎ {{verse|۱۶|۲۱|color=black}} و رسومی را اعلام مینمایند که پذیرفتن و بجا آوردن آنها بر ما که رومیان هستیم جایز نیست ✡︎ {{verse|۱۶|۲۲|color=black}} پس خلق بر ایشان هجوم آوردند و والیان جامههای ایشان را کَنده فرمودند ایشان را چوب بزنند ✡︎ {{verse|۱۶|۲۳|color=black}} و چون ایشان را چوب بسیار زدند بزندان افکندند و داروغه زندان را تأکید فرمودند که ایشان را محکم نگاه دارد ✡︎ {{verse|۱۶|۲۴|color=black}} و چون او بدینطور امر یافت ایشان را بزندان درونی انداخت و پایهای ایشان را در کُنده مضبوط کرد ✡︎ {{verse|۱۶|۲۵|color=black}} امّا قریب بنصف شب پولُس و سیلاس دعا کرده<noinclude></noinclude> am3vk258c2t32ezkl8bckvos1gf66t3 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۱۸ 104 89218 289626 2026-06-24T19:28:19Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «خدا را تسبیح میخواندند و زندانیان ایشان را میشنیدند ✡︎ {{verse|۱۶|۲۶|color=black}} که ناگاه زلزلهای عظیم حادث گشت بهحدّی که بنیاد زندان بجنبش درآمد و دفعهًٔ همهٔ درها باز شد و زنجیرها از همهٔ فرو ریخت ✡︎ {{verse|۱۶|۲۷|color=black}} امّا داروغه بیدار شده چون دره...» ایجاد کرد 289626 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خدا را تسبیح میخواندند و زندانیان ایشان را میشنیدند ✡︎ {{verse|۱۶|۲۶|color=black}} که ناگاه زلزلهای عظیم حادث گشت بهحدّی که بنیاد زندان بجنبش درآمد و دفعهًٔ همهٔ درها باز شد و زنجیرها از همهٔ فرو ریخت ✡︎ {{verse|۱۶|۲۷|color=black}} امّا داروغه بیدار شده چون درهای زندان را گشوده دید شمشیر خود را کشیده خواست خود را بکشد زیرا گمان برد که زندانیان فرار کردهاند ✡︎ {{verse|۱۶|۲۸|color=black}} امّا پولُس بآواز بلند صدا زده گفت خود را ضرری مرسان زیرا که ما همهٔ در اینجا هستیم ✡︎ {{verse|۱۶|۲۹|color=black}} پس چراغ طلب نموده باندرون جست و لرزان شده نزد پولُس و سیلاس افتاد ✡︎ {{verse|۱۶|۳۰|color=black}} و ایشان را بیرون آورده گفت ای آقایان مرا چه باید کرد تا نجات یابم ✡︎ {{verse|۱۶|۳۱|color=black}} گفتند ب{{روخط|خداوند}} عیسی مسیح ایمان آور که تو و اهل خانهات نجات خواهید یافت ✡︎ {{verse|۱۶|۳۲|color=black}} آنگاه کلام {{روخط|خداوند}} را برای او وتمامی اهل بیتش بیان کردند ✡︎ {{verse|۱۶|۳۳|color=black}} پس ایشان را برداشته در همان ساعت شب زخمهای ایشان را شست و خود و همهٔ کسانش فیالفور تعمید یافتند ✡︎ {{verse|۱۶|۳۴|color=black}} و ایشان را بخانهٔ خود درآورده خوانی پیش ایشان نهاد و با تمامی عیال خود بخدا ایمان آورده شاد گردیدند ✡︎ {{verse|۱۶|۳۵|color=black}} امّا چون روز شد والیان فرّاشان فرستاده گفتند آن دو شخص را رها نما ✡︎ {{verse|۱۶|۳۶|color=black}} آنگاه داروغه پولُس را از این سخنان آگاهانید که والیان فرستادهاند تا رستگار شوید پس الآن بیرون آمده بسلامتی روانه شوید ✡︎ {{verse|۱۶|۳۷|color=black}} لیکن پولُس بدیشان گفت ما را که مردمان رومی میباشیم آشکارا و بیحّجت زده بزندان انداختند آیا الآن ما را بپنهانی بیرون مینمایند نَیْ بلکه خود آمده ما را بیرونبیاورند ✡︎ {{verse|۱۶|۳۸|color=black}} پس فرّاشان این سخنان را بوالیان گفتند و چون شنیدند که رومی هستند بترسیدند ✡︎ {{verse|۱۶|۳۹|color=black}} و آمده بدیشان التماس نموده بیرون آوردند و خواهش کردند که از شهر بروند ✡︎ {{verse|۱۶|۴۰|color=black}} آنگاه از زندان بیرون آمده بخانهٔ لیدیه شتافتند و با برادران ملاقات نموده و ایشان را نصیحت کرده روانه شدند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب هفدهم}}}} {{فصل|۱۷}} {{verse|۱۷|۱|color=black}} و از اَمْفپولِس و اَپُلُّونیه گذشته بهتسالونیکی رسیدند که در آنجا کنیسه یهود بود ✡︎ {{verse|۱۷|۲|color=black}} پس پولُس برحسب عادت خود نزد ایشان داخل شده در سه سَبَّت با ایشان از کتاب مباحثه میکرد ✡︎ {{verse|۱۷|۳|color=black}} و واضح و مبیّن میساخت که لازم بود مسیح زحمت بیند و از مردگان برخیزد و عیسی که خبر او را بشما میدهم این مسیح است ✡︎ {{verse|۱۷|۴|color=black}} و بعضی از ایشان<noinclude></noinclude> ldb5gi5jry718u15khu61xckcjjxbfp برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۱۹ 104 89219 289627 2026-06-24T19:28:35Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «قبول کردند و با پولُس و سیلاس متّحد شدند و از یونانیانِ خداترس گروهی عظیم و از زنان شریف عددی کثیر ✡︎ {{verse|۱۷|۵|color=black}} امّا یهودیان بیایمان حسد برده چند نفر اشرار از بازاریها را برداشته خلق را جمع کرده شهر را بشورش آوردند و بخانهٔ یاسون تاخته...» ایجاد کرد 289627 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>قبول کردند و با پولُس و سیلاس متّحد شدند و از یونانیانِ خداترس گروهی عظیم و از زنان شریف عددی کثیر ✡︎ {{verse|۱۷|۵|color=black}} امّا یهودیان بیایمان حسد برده چند نفر اشرار از بازاریها را برداشته خلق را جمع کرده شهر را بشورش آوردند و بخانهٔ یاسون تاخته خواستند ایشان را در میان مردم ببرند ✡︎ {{verse|۱۷|۶|color=black}} و چون ایشان را نیافتند یاسون و چند برادر را نزد حکّام شهر کشیدند و ندا میکردند که آنانی که ربع مسکون را شورانیدهاند حال بدینجا نیز آمدهاند ✡︎ {{verse|۱۷|۷|color=black}} و یاسون ایشان را پذیرفته است و همهٔ اینها برخلاف احکام قیصر عمل میکنند و قایل بر این هستند که پادشاهی دیگر هست یعنی عیسی ✡︎ {{verse|۱۷|۸|color=black}} پس خلق و حکّام شهر را از شنیدن این سخنان مضطرب ساختند ✡︎ {{verse|۱۷|۹|color=black}} و از یاسون و دیگران کفالت گرفته ایشان را رها کردند ✡︎ {{verse|۱۷|۱۰|color=black}} امّا برادران بیدرنگ در شب پولُس و سیلاس را بسوی بیریه روانه کردند و ایشان بدانجا رسیده بکنیسه یهود درآمدند ✡︎ {{verse|۱۷|۱۱|color=black}} و اینها از اهل تسالونیکی نجیبتر بودند چونکه در کمال رضامندی کلام را پذیرفتند و هر روز کتب را تفتیش مینمودند که آیا این همچنین است ✡︎ {{verse|۱۷|۱۲|color=black}} پس بسیاری از ایشان ایمان آوردند و از زنان شریف یونانیه و از مردان جمعی عظیم ✡︎ {{verse|۱۷|۱۳|color=black}} لیکن چون یهودیان تسالونیکی فهمیدند که پولُس در بیریه نیز بکلام خدا موعظه میکند در آنجا هم رفته خلق را شورانیدند ✡︎ {{verse|۱۷|۱۴|color=black}} در ساعت برادران پولُس را بسوی دریا روانه کردند ولی سیلاس با تیموتاؤس در آنجا توقّف نمودند ✡︎ {{verse|۱۷|۱۵|color=black}} و رهنمایانِ پولُس او را باطینا آوردند و حکم برای سیلاس و تیموتاؤس گرفته که بزودی هر چه تمامتر بنزد او آیند روانه شدند ✡︎ {{verse|۱۷|۱۶|color=black}} امّا چون پولُس در اَطینا انتظار ایشان را میکشید روح او در اندرونش مضطرب گشت چون دید که شهر از بتها پر است ✡︎ {{verse|۱۷|۱۷|color=black}} پس در کنیسه با یهودیان و خداپرستان و در بازار هر روزه با هر که ملاقات میکرد مباحثه مینمود ✡︎ {{verse|۱۷|۱۸|color=black}} امّا بعضی از فلاسفه اپیکوریّین و رواقیّین با او روبرو شده بعضی میگفتند این یاوهگو چه میخواهد بگوید و دیگران گفتند ظاهراً واعظ بخدایان غریب است زیرا که ایشان را بعیسی و قیامت بشارت میداد ✡︎ {{verse|۱۷|۱۹|color=black}} پس او را گرفته بکوه مریخ بردند و گفتند آیا میتوانیمیافت که این تعلیم تازهای که تو میگویی چیست ✡︎ {{verse|۱۷|۲۰|color=black}} چونکه سخنان غریب بگوش ما میرسانی پس میخواهیم بدانیم از اینها چه مقصود است ✡︎ {{verse|۱۷|۲۱|color=black}} امّا جمیع اهل اَطینا و غربای ساکن آنجا جز برای گفت و شنید دربارهٔ چیزهای تازه فراغتی<noinclude></noinclude> h8cd9zswbsg5jyad0tvv3yyggkioes0 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۲۰ 104 89220 289628 2026-06-24T19:28:49Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «نمیداشتند ✡︎ {{verse|۱۷|۲۲|color=black}} پس پولُس در وسط کوه مرّیخ ایستاده گفت ای مردان اَطینا شما را از هر جهت بسیار دیندار یافتهام ✡︎ {{verse|۱۷|۲۳|color=black}} زیرا چون سیر کرده معابد شما را نظاره مینمودم مذبحی یافتم که بر آن نام خدای ناشناخته نوشته بود پس آ...» ایجاد کرد 289628 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نمیداشتند ✡︎ {{verse|۱۷|۲۲|color=black}} پس پولُس در وسط کوه مرّیخ ایستاده گفت ای مردان اَطینا شما را از هر جهت بسیار دیندار یافتهام ✡︎ {{verse|۱۷|۲۳|color=black}} زیرا چون سیر کرده معابد شما را نظاره مینمودم مذبحی یافتم که بر آن نام خدای ناشناخته نوشته بود پس آنچه را شما ناشناخته میپرستید من بشما اعلام مینمایم ✡︎ {{verse|۱۷|۲۴|color=black}} خدائی که جهان و آنچه در آن است آفرید چونکه او مالک آسمان و زمین است در هیکلهای ساخته شده بدستها ساکن نمیباشد ✡︎ {{verse|۱۷|۲۵|color=black}} و از دست مردم خدمت کرده نمیشود که گویا محتاج چیزی باشد بلکه خود بهمگان حیات و نَفَس و جمیع چیزها میبخشد ✡︎ {{verse|۱۷|۲۶|color=black}} و هر امّت انسان را از یک خون ساخت تا بر تمامی روی زمین مسکن گیرند و زمانهای معیّن و حدود مسکنهای ایشان را مقرّر فرمود ✡︎ {{verse|۱۷|۲۷|color=black}} تا خدا را طلب کنند که شاید او را تفحّص کرده بیابند با آنکه از هیچ یکی از ما دور نیست ✡︎ {{verse|۱۷|۲۸|color=black}} زیرا که در او زندگی و حرکت و وجود داریم چنانکه بعضی از شعرای شما نیز گفتهاند که از نسل او میباشیم ✡︎ {{verse|۱۷|۲۹|color=black}} پس چون از نسل خدا میباشیم نشاید گمان برد که الوهیّت شباهت دارد بطلا یا نقره یا سنگ منقوش بصنعت یا مهارت انسان ✡︎ {{verse|۱۷|۳۰|color=black}} پس خدا از زمانهای جهالت چشم پوشیده الآن تمام خلق را در هر جا حکم میفرماید که توبه کنند ✡︎ {{verse|۱۷|۳۱|color=black}} زیراروزی را مقرّر فرمود که در آن ربع مسکون را بانصاف داوری خواهد نمود بآن مردی که معیّن فرمود و همهٔ را دلیل داد باینکه او را از مردگان برخیزانید ✡︎ {{verse|۱۷|۳۲|color=black}} چون ذکر قیامت مردگان شنیدند بعضی استهزا نمودند و بعضی گفتند مرتبه دیگر در این امر از تو خواهیم شنید ✡︎ {{verse|۱۷|۳۳|color=black}} و همچنین پولُس از میان ایشان بیرون رفت ✡︎ {{verse|۱۷|۳۴|color=black}} لیکن چند نفر بدو پیوسته ایمان آوردند که از جمله ایشان دِیوُنیسیوُس آریوپاغی بود و زنی که دامَرِس نام داشت و بعضی دیگر با ایشان ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب هجدهم}}}} {{فصل|۱۸}} {{verse|۱۸|۱|color=black}} و بعد از آن پولُس از اَطینا روانه شده بقُرِنْتُس آمد ✡︎ {{verse|۱۸|۲|color=black}} و مرد یهودی اَکیلا نام را که مولدش پُنْطُس بود و از ایطالیا تازه رسیده بود و زنش پْرِسْکِلَّه را یافت زیرا کْلُودِیُوس فرمان داده بود که همهٔ یهودیان از روم بروند پس نزد ایشان آمد ✡︎ {{verse|۱۸|۳|color=black}} و چونکه با ایشان همپیشه بود نزد ایشان مانده بکار مشغول شد و کسب ایشان خیمهدوزی بود ✡︎ {{verse|۱۸|۴|color=black}} و هر سَبَّت در کنیسه مکالمه کرده یهودیان و یونانیان را<noinclude></noinclude> jucn3eay4g324k7dlos0mg6colyin80 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۲۱ 104 89221 289629 2026-06-24T19:29:19Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «مجاب میساخت ✡︎ {{verse|۱۸|۵|color=black}} امّا چون سیلاس و تیمُوتاوُس از مَکادونیه آمدند پولُس در روح مجبور شده برای یهودیان شهادت میداد که عیسی مسیح است ✡︎ {{verse|۱۸|۶|color=black}} ولی چون ایشان مخالفت نموده کفر میگفتند دامن خود را بر ایشان افشانده گفت خون ش...» ایجاد کرد 289629 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>مجاب میساخت ✡︎ {{verse|۱۸|۵|color=black}} امّا چون سیلاس و تیمُوتاوُس از مَکادونیه آمدند پولُس در روح مجبور شده برای یهودیان شهادت میداد که عیسی مسیح است ✡︎ {{verse|۱۸|۶|color=black}} ولی چون ایشان مخالفت نموده کفر میگفتند دامن خود را بر ایشان افشانده گفت خون شما بر سر شما است من بری هستم بعد از این بنزد امّتها میروم ✡︎ {{verse|۱۸|۷|color=black}} پس از آنجا نقل کرده بخانهٔ شخصی یُوسْتُس نام خداپرست آمد که خانهٔ او متصّل بکنیسه بود ✡︎ {{verse|۱۸|۸|color=black}} امّا کَرِسپس رئیس کنیسه با تمامی اهل بیتش ب{{روخط|خداوند}} ایمان آوردند و بسیاری از اهل قُرِنْتُس چون شنیدند ایمان آورده تعمید یافتند ✡︎ {{verse|۱۸|۹|color=black}} شبی {{روخط|خداوند}} در رؤیا بپولُس گفت ترسان مباش بلکه سخن بگو و خاموش مباش ✡︎ {{verse|۱۸|۱۰|color=black}} زیرا که من با تو هستم و هیچکس تو را اذیّت نخواهد رسانید زیرا که مرا در این شهر خلقِ بسیار است ✡︎ {{verse|۱۸|۱۱|color=black}} پس مدّت یک سال و شش ماه توقّف نموده ایشان را بکلام خدا تعلیم میداد ✡︎ {{verse|۱۸|۱۲|color=black}} امّا چون غالیون والی اَخائیَّه بود یهودیان یکدل شده بر سر پولُس تاخته او را پیش مسند حاکم بردند ✡︎ {{verse|۱۸|۱۳|color=black}} و گفتند این شخص مردم را اغوا میکند که خدا را برخلاف شریعت عبادت کنند ✡︎ {{verse|۱۸|۱۴|color=black}} چون پولُس خواست حرف زند غالیون گفت ای یهودیان اگر ظلمی یا فسقی فاحش میبود هر آینه شرط عقل میبود که متحمّل شما بشوم ✡︎ {{verse|۱۸|۱۵|color=black}} ولی چون مسألهای است دربارهٔ سخنان و نامها و شریعت شما پس خود بفهمید من در چنین امور نمیخواهم داوری کنم ✡︎ {{verse|۱۸|۱۶|color=black}} پس ایشان را از پیش مسند براند ✡︎ {{verse|۱۸|۱۷|color=black}} و همهٔ سوستانیس رئیس کنسیه را گرفته او را در مقابل مسند والی بزدند و غالیون را از این امور هیچ پروا نبود ✡︎ {{verse|۱۸|۱۸|color=black}} امّا پولُس بعد از آن روزهای بسیار در آنجا توقّف نمود پس برادران را وداع نموده بسوریه از راه دریا رفت و پِرَسْکِلَّه و اکیلا همراه او رفتند و درکَنْخَرِیه موی خود را چید چونکه نذر کرده بود ✡︎ {{verse|۱۸|۱۹|color=black}} و چون باَفَسُسْ رسید آن دو نفر را در آنجا رها کرده خود بکنیسه درآمده با یهودیان مباحثه نمود ✡︎ {{verse|۱۸|۲۰|color=black}} و چون ایشان خواهش نمودند که مدّتی با ایشان بماند قبول نکرد ✡︎ {{verse|۱۸|۲۱|color=black}} بلکه ایشان را وداع کرده گفت که مرا بهر صورت باید عید آینده را در اورشلیم صرف کنم لیکن اگر خدا بخواهد باز بنزد شما خواهم برگشت پس از اَفَسُس روانه شد ✡︎ {{verse|۱۸|۲۲|color=black}} و بقیصریّه فرود آمده [به اورشلیم] رفت و کلیسا را تحیّت نموده باَنطاکیّه آمد ✡︎ {{verse|۱۸|۲۳|color=black}} و مدّتی در آنجا مانده باز بسفر توجّه نمود و در مُلک غَلاطیّه و فَرِیجیّه جابجا میگشت<noinclude></noinclude> twgyen72kuic11hcbso5lyj84lrdphx برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۲۲ 104 89222 289630 2026-06-24T19:29:39Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و همهٔ شاگردان را استوار مینمود ✡︎ {{verse|۱۸|۲۴|color=black}} امّا شخصی یهود اَپُلُّس نام از اهل اِسْکَنْدَریّه که مردی فصیح و در کتاب توانا بود باَفَسُس رسید ✡︎ {{verse|۱۸|۲۵|color=black}} او در طریق {{روخط|خداوند}} تربیت یافته و در روح سرگرم بوده دربارهٔ {{روخط...» ایجاد کرد 289630 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و همهٔ شاگردان را استوار مینمود ✡︎ {{verse|۱۸|۲۴|color=black}} امّا شخصی یهود اَپُلُّس نام از اهل اِسْکَنْدَریّه که مردی فصیح و در کتاب توانا بود باَفَسُس رسید ✡︎ {{verse|۱۸|۲۵|color=black}} او در طریق {{روخط|خداوند}} تربیت یافته و در روح سرگرم بوده دربارهٔ {{روخط|خداوند}} بدقّت تکلّم و تعلیم مینمود هر چند جز از تعمید یحیی اطّلاعی نداشت ✡︎ {{verse|۱۸|۲۶|color=black}} همان شخص در کنیسه بدلیری سخن آغاز کرد امّا چون پَرِسْکلَّه و اکیلا او را شنیدند نزد خود آوردند و بدقّت تمام طریق خدا را بدو آموختند ✡︎ {{verse|۱۸|۲۷|color=black}} پس چون او عزیمت سفر اَخائیّه کرد برادران او را ترغیب نموده بشاگردان سفارشنامهای نوشتند که او را بپذیرند و چون بدانجا رسید آنانی را که بوسیله فیض ایمان آورده بودند اعانت بسیار نمود ✡︎ {{verse|۱۸|۲۸|color=black}} زیرا بقوّت تمام بر یهود اقامه حجّت میکرد و از کتب ثابت مینمود که عیسی مسیح است ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب نوزدهم}}}} {{فصل|۱۹}} {{verse|۱۹|۱|color=black}} و چون اَپُلّس در قرِنْتُس بود پولُس درنواحی بالا گردش کرده باَفَسُسْ رسید و در آنجا شاگرد چند یافته ✡︎ {{verse|۱۹|۲|color=black}} بدیشان گفت آیا هنگامی که ایمان آوردید روحالقدس را یافتید بوی گفتند بلکه نشنیدیم که روحالقدس هست ✡︎ {{verse|۱۹|۳|color=black}} بدیشان گفت پس بچه چیز تعمید یافتید گفتند بتعمید یحیی ✡︎ {{verse|۱۹|۴|color=black}} پولُس گفت یحیی البتّه تعمید توبه میداد و بقوم میگفت بآن کسی که بعد از من میآید ایمان بیاورید یعنی بمسیح عیسی ✡︎ {{verse|۱۹|۵|color=black}} چون این را شنیدند بنام {{روخط|خداوند}} عیسی تعمید گرفتند ✡︎ {{verse|۱۹|۶|color=black}} و چون پولُس دست بر ایشان نهاد روحالقدس بر ایشان نازل شد و بزبانها متکلّم گشته نبوّت کردند ✡︎ {{verse|۱۹|۷|color=black}} و جمله آن مردمان تخمیناً دوازده نفر بودند ✡︎ {{verse|۱۹|۸|color=black}} پس بکنیسه درآمده مدّت سه ماه بدلیری سخن میراند و در امور ملکوت خدا مباحثه مینمود و برهان قاطع میآورد ✡︎ {{verse|۱۹|۹|color=black}} امّا چون بعضی سختدل گشته ایمان نیاوردند و پیش روی خلق طریقت را بد میگفتند از ایشان کناره گزیده شاگردان را جدا ساخت و هر روزه در مدرسه شخصی طیرانُس نام مباحثه مینمود ✡︎ {{verse|۱۹|۱۰|color=black}} و بدینطور دو سال گذشت بقسمی که تمامی اهل آسیا چه یهود و چه یونانی کلام {{روخط|خداوند}} عیسی را شنیدند ✡︎ {{verse|۱۹|۱۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} از دست پولُس معجزات غیرمعتاد بظهور میرسانید ✡︎ {{verse|۱۹|۱۲|color=black}} بطوری که از بدن او دستمالها و فوطهها برده بر مریضان میگذاردند و امراض از ایشان زایلمیشد و ارواح پلید از ایشان<noinclude></noinclude> 55k3cwyz30in97defcu917tvr7x0mm5 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۲۳ 104 89223 289631 2026-06-24T19:29:56Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «اخراج میشدند ✡︎ {{verse|۱۹|۱۳|color=black}} لیکن تنی چند از یهودیانِ سیّاحِ عزیمهخوان بر آنانی که ارواح پلید داشتند نام {{روخط|خداوند}} عیسی را خواندن گرفتند و میگفتند شما را بآن عیسی که پولُس باو موعظه میکند قسم میدهیم ✡︎ {{verse|۱۹|۱۴|color=black}} و هفت نفر پس...» ایجاد کرد 289631 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>اخراج میشدند ✡︎ {{verse|۱۹|۱۳|color=black}} لیکن تنی چند از یهودیانِ سیّاحِ عزیمهخوان بر آنانی که ارواح پلید داشتند نام {{روخط|خداوند}} عیسی را خواندن گرفتند و میگفتند شما را بآن عیسی که پولُس باو موعظه میکند قسم میدهیم ✡︎ {{verse|۱۹|۱۴|color=black}} و هفت نفر پسران اِسْکیوا رئیس کَهَنَه یهود این کار میکردند ✡︎ {{verse|۱۹|۱۵|color=black}} امّا روح خبیث در جواب ایشان گفت عیسی را میشناسم و پولُس را میدانم لیکن شما کیستید ✡︎ {{verse|۱۹|۱۶|color=black}} و آن مرد که روح پلید داشت بر ایشان جست و بر ایشان زورآور شده غلبه یافت بهحدّی که از آن خانه عریان و مجروح فرار کردند ✡︎ {{verse|۱۹|۱۷|color=black}} چون این واقعه بر جمیع یهودیان و یونانیانِ ساکن اَفَسُس مشهور گردید خوف بر همهٔ ایشان طاری گشته نام {{روخط|خداوند}} عیسی را مکرّم میداشتند ✡︎ {{verse|۱۹|۱۸|color=black}} و بسیاری از آنانی که ایمان آورده بودند آمدند و باعمال خود اعتراف کرده آنها را فاش مینمودند ✡︎ {{verse|۱۹|۱۹|color=black}} و جمعی از شعبدهبازان کتب خویش را آورده در حضور خلق سوزانیدند و چون قیمت آنها را حساب کردند پنجاه هزار درهم بود ✡︎ {{verse|۱۹|۲۰|color=black}} بدینطور کلام {{روخط|خداوند}} ترقّی کرده قوّت میگرفت ✡︎ {{verse|۱۹|۲۱|color=black}} و بعد از تمام شدن این مقدمّات پولُس در روح عزیمت کرد که از مَکادونیه و اَخائیه گذشته باورشلیم برود و گفت بعد از رفتنم بآنجا رُوم را نیز باید دید ✡︎ {{verse|۱۹|۲۲|color=black}} پس دو نفر از ملازمان خود یعنی تیموتاؤس و اَرَسْطوس را بمکادونیه روانه کرد و خود در آسیا چندی توقّف نمود ✡︎ {{verse|۱۹|۲۳|color=black}} در آن زمان هنگامهای عظیم دربارهٔ طریقت بر پا شد ✡︎ {{verse|۱۹|۲۴|color=black}} زیرا شخصی دیمیتریوس نام زرگر که تصاویر بتکده اَرْطامیس از نقره میساخت و بجهت صنعتگران نفع خطیر پیدا مینمود ایشان را ودیگرانی که در چنین پیشه اشتغال میداشتند ✡︎ {{verse|۱۹|۲۵|color=black}} فراهم آورده گفت ای مردمان شما آگاه هستید که از این شغل فراخیِ رزق ما است ✡︎ {{verse|۱۹|۲۶|color=black}} و دیده و شنیدهاید که نه تنها در اَفَسُس بلکه تقریباً در تمام آسیا این پولُس خلق بسیاری را اغوا نموده منحرف ساخته است و میگوید اینهائی که بدستها ساخته میشوند خدایان نیستند ✡︎ {{verse|۱۹|۲۷|color=black}} پس خطر است که نه فقط کسب ما از میان رود بلکه این هیکل خدای عظیم اَرطامیس نیز حقیر شمرده شود و عظمت وی که تمام آسیا و ربع مسکون او را میپرستند برطرف شود ✡︎ {{verse|۱۹|۲۸|color=black}} چون این را شنیدند از خشم پر گشته فریاد کرده میگفتند که بزرگ است اَرطامیس اَفَسُسیان ✡︎ {{verse|۱۹|۲۹|color=black}} و تمامی شهر بشورش آمده همهٔ متّفقاً بتماشاخانه تاختند و غایوس و اَرِسْتَرخُس را که از اهل مَکادونیه و همراهان پولُس بودند با<noinclude></noinclude> 9dgde2bfpmflnrm6hmmw2y6ivjikmhm برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۲۴ 104 89224 289632 2026-06-24T19:30:15Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «خود میکشیدند ✡︎ {{verse|۱۹|۳۰|color=black}} امّا چون پولُس اراده نمود که بمیان مردم درآید شاگردان او را نگذاشتند ✡︎ {{verse|۱۹|۳۱|color=black}} و بعضی از رؤسای آسیا که او را دوست میداشتند نزد او فرستاده خواهش نمودند که خود را بتماشاخانه نسپارد ✡︎ {{verse|۱۹|۳۲|color=b...» ایجاد کرد 289632 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خود میکشیدند ✡︎ {{verse|۱۹|۳۰|color=black}} امّا چون پولُس اراده نمود که بمیان مردم درآید شاگردان او را نگذاشتند ✡︎ {{verse|۱۹|۳۱|color=black}} و بعضی از رؤسای آسیا که او را دوست میداشتند نزد او فرستاده خواهش نمودند که خود را بتماشاخانه نسپارد ✡︎ {{verse|۱۹|۳۲|color=black}} و هر یکی صدائی علیحده میکردند زیرا که جماعت آشفته بود و اکثر نمیدانستند که برای چه جمع شدهاند ✡︎ {{verse|۱۹|۳۳|color=black}} پس اِسْکَنْدَر را از میان خلق کشیدند که یهودیان او را پیش انداختند و اِسْکَنْدَر بدست خود اشاره کرده خواست برای خود پیش مردم حجّت بیاورد ✡︎ {{verse|۱۹|۳۴|color=black}} لیکن چون دانستند که یهودی است همهٔ بیک آواز قریب بدو ساعت ندا میکردند که بزرگ است اَرطامیس اَفَسُسیان ✡︎ {{verse|۱۹|۳۵|color=black}} پس از آن مستوفی شهر خلق را ساکت گردانیده گفت ای مردان اَفَسُسی کیست که نمیداند که شهر اَفَسُسیان ارطامیس خدای عظیمو آن صنمی را که از مشتری نازل شد پرستش میکند ✡︎ {{verse|۱۹|۳۶|color=black}} پس چون این امور را نتوان انکار کرد شما میباید آرام باشید و هیچ کاری بتعجیل نکنید ✡︎ {{verse|۱۹|۳۷|color=black}} زیرا که این اشخاص را آوردید که نه تاراجکنندگان هیکلاند و نه بخدای شما بد گفتهاند ✡︎ {{verse|۱۹|۳۸|color=black}} پس هر گاه دیمیتریوس و همکاران وی ادّعائی بر کسی دارند ایّام قضا مقرّر است و داوران معیّن هستند با همدیگر مرافعه باید کرد ✡︎ {{verse|۱۹|۳۹|color=black}} و اگر در امری دیگر طالب چیزی باشید در محکمه شرعی فیصل خواهد پذیرفت ✡︎ {{verse|۱۹|۴۰|color=black}} زیرا در خطریم که در خصوص فتنه امروز از ما بازخواست شود چونکه هیچ علّتی نیست که دربارهٔ آن عذری برای این ازدحام توانیم آورد ✡︎ {{verse|۱۹|۴۱|color=black}} این را گفته جماعت را متفرّق ساخت ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب بیستم}}}} {{فصل|۲۰}} {{verse|۲۰|۱|color=black}} و بعد از تمام شدن این هنگامه پولُسشاگردان را طلبیده ایشان را وداع نمود و بسمت مکادونیه روانه شد ✡︎ {{verse|۲۰|۲|color=black}} و در آن نواحی سیر کرده اهل آنجا را نصیحت بسیار نمود و بیونانستان آمد ✡︎ {{verse|۲۰|۳|color=black}} و سه ماه توقّف نمود و چون عزم سفر سوریه کرد و یهودیان در کمین وی بودند اراده نمود که از راه مکادونیه مراجعت کند ✡︎ {{verse|۲۰|۴|color=black}} و سوپاتِرُس از اهل بیریه و اَرَسْترخُس و سَکُنْدُس از اهل تسالونیکی و غایوس از دِرْبَه و تیموتاؤس و از مردم آسیا تیخیکس و تَرُوفیمُس تا بآسیا همراه او رفتند ✡︎ {{verse|۲۰|۵|color=black}} و ایشان پیش رفته در تروآس منتظر ما شدند ✡︎ {{verse|۲۰|۶|color=black}} و امّا ما بعد از ایّام فطیر از فیلپی بکشتی<noinclude></noinclude> foib1mnkrftm68is6346glbonxz69wl برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۲۵ 104 89225 289633 2026-06-24T19:30:43Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «سوار شدیم و بعد از پنج روز بتروآس نزد ایشان رسیده در آنجا هفت روز ماندیم ✡︎ {{verse|۲۰|۷|color=black}} و در اوّل هفته چون شاگردان بجهت شکستن نان جمع شدند و پولُس در فردای آن روز عازم سفر بود برای ایشان موعظه میکرد و سخن او تا نصف شب طول کشید ✡︎ {{verse|۲۰|۸|col...» ایجاد کرد 289633 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>سوار شدیم و بعد از پنج روز بتروآس نزد ایشان رسیده در آنجا هفت روز ماندیم ✡︎ {{verse|۲۰|۷|color=black}} و در اوّل هفته چون شاگردان بجهت شکستن نان جمع شدند و پولُس در فردای آن روز عازم سفر بود برای ایشان موعظه میکرد و سخن او تا نصف شب طول کشید ✡︎ {{verse|۲۰|۸|color=black}} و در بالاخانهای که جمع بودیم چراغِ بسیار بود ✡︎ {{verse|۲۰|۹|color=black}} ناگاه جوانی که اَفْتیخس نام داشت نزد دریچه نشسته بود که خواب سنگین او را درربود و چون پولُس کلام را طول میداد خواب بر او مستولی گشته از طبقه سوم بزیر افتاد و او را مرده برداشتند ✡︎ {{verse|۲۰|۱۰|color=black}} آنگاه پولُس بزیر آمده بر او افتاد و وی را در آغوش کشیده گفت مضطرب مباشید زیرا که جان او در اوست ✡︎ {{verse|۲۰|۱۱|color=black}} پس بالا رفته و نان را شکسته خورد و تا طلوع فجر گفتگوی بسیار کرده همچنین روانه شد ✡︎ {{verse|۲۰|۱۲|color=black}} و آن جوان را زنده بردند و تسلی عظیم پذیرفتند ✡︎ {{verse|۲۰|۱۳|color=black}} امّا ما بکشتی سوار شده باَسوس پیش رفتیم که از آنجا میبایست پولُس را برداریم که بدینطور قرار داد زیرا خواست تا آنجا پیاده رود ✡︎ {{verse|۲۰|۱۴|color=black}} پس چون در اَسوس او را ملاقات کردیم او را برداشته بمِتیلینی آمدیم ✡︎ {{verse|۲۰|۱۵|color=black}} و از آنجا بدریا کوچ کرده روز دیگر بمقابل خَیوس رسیدیم و روز سوم بساموس وارد شدیم و در تَرُوجیلیون توقّف نموده روز دیگر وارد میلیتُس شدیم ✡︎ {{verse|۲۰|۱۶|color=black}} زیرا که پولُس عزیمت داشت که از محاذی اَفَسُس بگذرد مبادا او را در آسیا درنگی پیدا شود چونکه تعجیل میکرد که اگر ممکن شود تا روز پنطیکاست باورشلیم برسد ✡︎ {{verse|۲۰|۱۷|color=black}} پس از میلیتُس باَفَسُس فرستاده کشیشان کلیسا را طلبید ✡︎ {{verse|۲۰|۱۸|color=black}} و چون بنزدش حاضر شدندایشان را گفت بر شما معلوم است که از روز اوّل که وارد آسیا شدم چطور هر وقت با شما بسر میبردم ✡︎ {{verse|۲۰|۱۹|color=black}} که با کمال فروتنی و اشکهای بسیار و امتحانهائی که از مکاید یهود بر من عارض میشد بخدمت {{روخط|خداوند}} مشغول میبودم ✡︎ {{verse|۲۰|۲۰|color=black}} و چگونه چیزی را از آنچه برای شما مفید باشد دریغ نداشتم بلکه آشکارا و خانه بخانهٔ شما را اِخبار و تعلیم مینمودم ✡︎ {{verse|۲۰|۲۱|color=black}} و بیهودیان و یونانیان نیز از توبه بسوی خدا و ایمانِ ب{{روخط|خداوند}} ما عیسی مسیح شهادت میدادم ✡︎ {{verse|۲۰|۲۲|color=black}} و اینک الآن در روح بسته شده باورشلیم میروم و از آنچه در آنجا بر من واقع خواهد شد اطّلاعی ندارم ✡︎ {{verse|۲۰|۲۳|color=black}} جز اینکه روحالقدس در هر شهر شهادت داده میگوید که بندها و زحمات برایم مهیّا است ✡︎ {{verse|۲۰|۲۴|color=black}} لیکن این چیزها را بهیچ میشمارم بلکه جان خود را عزیز نمیدارم تا دور خود را<noinclude></noinclude> obe0thgtutg2qj5r4lvb0todvzgbbsp برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۲۶ 104 89226 289634 2026-06-24T19:31:01Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «بخوشی بانجام رسانم و آن خدمتی را که از {{روخط|خداوند}} عیسی یافتهام که ببشارت فیض خدا شهادت دهم ✡︎ {{verse|۲۰|۲۵|color=black}} و الحال این را میدانم که جمیع شما که در میان شما گشته و بملکوت خدا موعظه کردهام دیگر روی مرا نخواهید دید ✡︎ {{verse|۲۰|۲۶|color=black}} پس...» ایجاد کرد 289634 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بخوشی بانجام رسانم و آن خدمتی را که از {{روخط|خداوند}} عیسی یافتهام که ببشارت فیض خدا شهادت دهم ✡︎ {{verse|۲۰|۲۵|color=black}} و الحال این را میدانم که جمیع شما که در میان شما گشته و بملکوت خدا موعظه کردهام دیگر روی مرا نخواهید دید ✡︎ {{verse|۲۰|۲۶|color=black}} پس امروز از شما گواهی میطلبم که من از خون همهٔ بری هستم ✡︎ {{verse|۲۰|۲۷|color=black}} زیرا که از اعلام نمودن شما بتمامی ارادهٔ خدا کوتاهی نکردم ✡︎ {{verse|۲۰|۲۸|color=black}} پس نگاه دارید خویشتن و تمامی آن گله را که روحالقدس شما را بر آن اُسْقُف مقرّر فرمود تا کلیسای خدا را رعایت کنید که آن را بخون خود خریده است ✡︎ {{verse|۲۰|۲۹|color=black}} زیرا من میدانم که بعد از رحلت من گرگان درنده بمیان شما درخواهند آمد که بر گله ترحّم نخواهندنمود ✡︎ {{verse|۲۰|۳۰|color=black}} و از میان خودِ شما مردمانی خواهند برخاست که سخنان کج خواهند گفت تا شاگردان را در عقب خود بکشند ✡︎ {{verse|۲۰|۳۱|color=black}} لهذا بیدار باشید و بیاد آورید که مدّت سه سال شبانهروز از تنبیه نمودن هر یکی از شما با اشکها باز نایستادم ✡︎ {{verse|۲۰|۳۲|color=black}} و الحال ای برادران شما را بخدا و بکلام فیض او میسپارم که قادر است شما را بنا کند و در میان جمیع مقدّسین شما را میراث بخشد ✡︎ {{verse|۲۰|۳۳|color=black}} نقره یا طلا یا لباس کسی را طمع نورزیدم ✡︎ {{verse|۲۰|۳۴|color=black}} بلکه خود میدانید که همین دستها در رفع احتیاج خود و رفقایم خدمت میکرد ✡︎ {{verse|۲۰|۳۵|color=black}} این همهٔ را بشما نمودم که میباید چنین مشقّت کشیده ضعفا را دستگیری نمایید و کلام {{روخط|خداوند}} عیسی را بهخاطر دارید که او گفت دادن از گرفتن فرخندهتر است ✡︎ {{verse|۲۰|۳۶|color=black}} این بگفت و زانو زده با همگی ایشان دعا کرد ✡︎ {{verse|۲۰|۳۷|color=black}} و همهٔ گریهٔ بسیار کردند و بر گردن پولُس آویخته او را میبوسیدند ✡︎ {{verse|۲۰|۳۸|color=black}} و بسیار متالّم شدند خصوصاً بجهت آن سخنی که گفت بعد از اینْ روی مرا نخواهید دید پس او را تا بکشتی مشایعت نمودند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب بیست و یکم}}}} {{فصل|۲۱}} {{verse|۲۱|۱|color=black}} و چون از ایشان هجرت نمودیم سفر دریا کردیم و براه راست بکوس آمدیم و روز دیگر برودس و از آنجا بپاترا ✡︎ {{verse|۲۱|۲|color=black}} و چون کشتیای یافتیم که عازم فینیقیّه بود بر آن سوار شده کوچ کردیم ✡︎ {{verse|۲۱|۳|color=black}} و قِپْرُس را بنظر آورده آن را بطرف چپ رها کرده بسوی سوریه رفتیم و در صوُر فرود آمدیم زیرا که درآنجا میبایست بار کشتی را فرود آورند ✡︎ {{verse|۲۱|۴|color=black}} پس شاگردی چند پیدا کرده هفت روز در آنجا ماندیم و ایشان بالهام روح بپولُس گفتند که باورشلیم نرود ✡︎ {{verse|۲۱|۵|color=black}} و چون آن روزها را بسر بردیم روانه گشتیم<noinclude></noinclude> byussjo69ivqqxwfxc37ajz8ymw6aoc برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۲۷ 104 89227 289635 2026-06-24T19:31:14Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی « و همهٔ با زنان و اطفال تا بیرون شهر ما را مشایعت نمودند و بکناره دریا زانو زده دعا کردیم ✡︎ {{verse|۲۱|۶|color=black}} پس یکدیگر را وداع کرده بکشتی سوار شدیم و ایشان بخانههای خود برگشتند ✡︎ {{verse|۲۱|۷|color=black}} و ما سفر دریا را بانجام رسانیده از صُور بپتولا...» ایجاد کرد 289635 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude> و همهٔ با زنان و اطفال تا بیرون شهر ما را مشایعت نمودند و بکناره دریا زانو زده دعا کردیم ✡︎ {{verse|۲۱|۶|color=black}} پس یکدیگر را وداع کرده بکشتی سوار شدیم و ایشان بخانههای خود برگشتند ✡︎ {{verse|۲۱|۷|color=black}} و ما سفر دریا را بانجام رسانیده از صُور بپتولامیس رسیدیم و برادران را سلام کرده با ایشان یک روز ماندیم ✡︎ {{verse|۲۱|۸|color=black}} در فردای آن روز از آنجا روانه شده بقیصریّه آمدیم و بخانهٔ فیلپُّس مبشّر که یکی از آن هفت بود درآمده نزد او ماندیم ✡︎ {{verse|۲۱|۹|color=black}} و او را چهار دخترِ باکره بود که نبوّت میکردند ✡︎ {{verse|۲۱|۱۰|color=black}} و چون روز چند در آنجا ماندیم نبیای آغابوس نام از یهودیه رسید ✡︎ {{verse|۲۱|۱۱|color=black}} و نزد ما آمده کمربند پولُس را گرفته و دستها و پایهای خود را بسته گفت روحالقدس میگوید که یهودیان در اورشلیم صاحب این کمربند را بهمینطور بسته او را بدستهای امّتها خواهند سپرد ✡︎ {{verse|۲۱|۱۲|color=black}} پس چون این را شنیدیم ما و اهل آنجا التماس نمودیم که باورشلیم نرود ✡︎ {{verse|۲۱|۱۳|color=black}} پولُس جواب داد چه میکنید که گریان شده دل مرا میشکنید زیرا من مستعدّم که نه فقط قید شوم بلکه تا در اورشلیم بمیرم بهخاطر نام {{روخط|خداوند}} عیسی ✡︎ {{verse|۲۱|۱۴|color=black}} چون او نشنید خاموش شده گفتیم آنچه ارادهٔ {{روخط|خداوند}} است بشود ✡︎ {{verse|۲۱|۱۵|color=black}} و بعد از آن ایّام تدارک سفر دیده متوجّه اورشلیم شدیم ✡︎ {{verse|۲۱|۱۶|color=black}} و تنی چند از شاگردانقیصریّه همراه آمده ما را نزد شخصی مناسُون نام که از اهل قِپْرس و شاگرد قدیمی بود آوردند تا نزد او منزل نماییم ✡︎ {{verse|۲۱|۱۷|color=black}} و چون وارد اورشلیم گشتیم برادرانْ ما را بخشنودی پذیرفتند ✡︎ {{verse|۲۱|۱۸|color=black}} و در روز دیگر پولُس ما را برداشته نزد یعقوب رفت و همهٔ کشیشان حاضر شدند ✡︎ {{verse|۲۱|۱۹|color=black}} پس ایشان را سلام کرده آنچه خدا بهوسیلهٔ خدمت او در میان امّتها بعمل آورده بود مفصّلاً گفت ✡︎ {{verse|۲۱|۲۰|color=black}} ایشان چون این را شنیدند خدا را تمجید نموده بوی گفتند ای برادر آگاه هستی که چند هزارها از یهودیان ایمان آوردهاند و جمیعاً در شریعت غیورند ✡︎ {{verse|۲۱|۲۱|color=black}} و دربارهٔٔ تو شنیدهاند که همهٔ یهودیان را که در میان امّتها میباشند تعلیم میدهی که از موسی انحراف نمایند و میگویی نباید اولاد خود را مختون ساخت و بسنن رفتار نمود ✡︎ {{verse|۲۱|۲۲|color=black}} پس چه باید کرد البتّه جماعت جمع خواهند شد زیرا خواهند شنید که تو آمدهای ✡︎ {{verse|۲۱|۲۳|color=black}} پس آنچه بتو گوییم بعمل آور چهار مرد نزد ما هستند که بر ایشان نذری هست ✡︎ {{verse|۲۱|۲۴|color=black}} پس ایشان را برداشته خود را با ایشان تطهیر نما و خرج ایشان را بده که سر خود را بتراشند تا همهٔ بدانند که آنچه دربارهٔ تو شنیدهاند اصلی ندارد بلکه خود نیز در<noinclude></noinclude> fk2621lrtvq8ba212hxm654mcwhuos0 289636 289635 2026-06-24T19:31:21Z Hanooz 17889 289636 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و همهٔ با زنان و اطفال تا بیرون شهر ما را مشایعت نمودند و بکناره دریا زانو زده دعا کردیم ✡︎ {{verse|۲۱|۶|color=black}} پس یکدیگر را وداع کرده بکشتی سوار شدیم و ایشان بخانههای خود برگشتند ✡︎ {{verse|۲۱|۷|color=black}} و ما سفر دریا را بانجام رسانیده از صُور بپتولامیس رسیدیم و برادران را سلام کرده با ایشان یک روز ماندیم ✡︎ {{verse|۲۱|۸|color=black}} در فردای آن روز از آنجا روانه شده بقیصریّه آمدیم و بخانهٔ فیلپُّس مبشّر که یکی از آن هفت بود درآمده نزد او ماندیم ✡︎ {{verse|۲۱|۹|color=black}} و او را چهار دخترِ باکره بود که نبوّت میکردند ✡︎ {{verse|۲۱|۱۰|color=black}} و چون روز چند در آنجا ماندیم نبیای آغابوس نام از یهودیه رسید ✡︎ {{verse|۲۱|۱۱|color=black}} و نزد ما آمده کمربند پولُس را گرفته و دستها و پایهای خود را بسته گفت روحالقدس میگوید که یهودیان در اورشلیم صاحب این کمربند را بهمینطور بسته او را بدستهای امّتها خواهند سپرد ✡︎ {{verse|۲۱|۱۲|color=black}} پس چون این را شنیدیم ما و اهل آنجا التماس نمودیم که باورشلیم نرود ✡︎ {{verse|۲۱|۱۳|color=black}} پولُس جواب داد چه میکنید که گریان شده دل مرا میشکنید زیرا من مستعدّم که نه فقط قید شوم بلکه تا در اورشلیم بمیرم بهخاطر نام {{روخط|خداوند}} عیسی ✡︎ {{verse|۲۱|۱۴|color=black}} چون او نشنید خاموش شده گفتیم آنچه ارادهٔ {{روخط|خداوند}} است بشود ✡︎ {{verse|۲۱|۱۵|color=black}} و بعد از آن ایّام تدارک سفر دیده متوجّه اورشلیم شدیم ✡︎ {{verse|۲۱|۱۶|color=black}} و تنی چند از شاگردانقیصریّه همراه آمده ما را نزد شخصی مناسُون نام که از اهل قِپْرس و شاگرد قدیمی بود آوردند تا نزد او منزل نماییم ✡︎ {{verse|۲۱|۱۷|color=black}} و چون وارد اورشلیم گشتیم برادرانْ ما را بخشنودی پذیرفتند ✡︎ {{verse|۲۱|۱۸|color=black}} و در روز دیگر پولُس ما را برداشته نزد یعقوب رفت و همهٔ کشیشان حاضر شدند ✡︎ {{verse|۲۱|۱۹|color=black}} پس ایشان را سلام کرده آنچه خدا بهوسیلهٔ خدمت او در میان امّتها بعمل آورده بود مفصّلاً گفت ✡︎ {{verse|۲۱|۲۰|color=black}} ایشان چون این را شنیدند خدا را تمجید نموده بوی گفتند ای برادر آگاه هستی که چند هزارها از یهودیان ایمان آوردهاند و جمیعاً در شریعت غیورند ✡︎ {{verse|۲۱|۲۱|color=black}} و دربارهٔٔ تو شنیدهاند که همهٔ یهودیان را که در میان امّتها میباشند تعلیم میدهی که از موسی انحراف نمایند و میگویی نباید اولاد خود را مختون ساخت و بسنن رفتار نمود ✡︎ {{verse|۲۱|۲۲|color=black}} پس چه باید کرد البتّه جماعت جمع خواهند شد زیرا خواهند شنید که تو آمدهای ✡︎ {{verse|۲۱|۲۳|color=black}} پس آنچه بتو گوییم بعمل آور چهار مرد نزد ما هستند که بر ایشان نذری هست ✡︎ {{verse|۲۱|۲۴|color=black}} پس ایشان را برداشته خود را با ایشان تطهیر نما و خرج ایشان را بده که سر خود را بتراشند تا همهٔ بدانند که آنچه دربارهٔ تو شنیدهاند اصلی ندارد بلکه خود نیز در<noinclude></noinclude> gq6fa8qhic4b1u6xpc9plmavvo968cp برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۲۸ 104 89228 289637 2026-06-24T19:32:01Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «محافظت شریعت سلوک مینمائی ✡︎ {{verse|۲۱|۲۵|color=black}} لیکن دربارهٔ آنانی که از امّتها ایمان آوردهاند ما فرستادیم و حکم کردیم که از قربانیهای بت و خون و حیوانات خفهشده و زنا پرهیز نمایند ✡︎ {{verse|۲۱|۲۶|color=black}} پس پولُس آن اشخاص را برداشته روزدیگر با ا...» ایجاد کرد 289637 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>محافظت شریعت سلوک مینمائی ✡︎ {{verse|۲۱|۲۵|color=black}} لیکن دربارهٔ آنانی که از امّتها ایمان آوردهاند ما فرستادیم و حکم کردیم که از قربانیهای بت و خون و حیوانات خفهشده و زنا پرهیز نمایند ✡︎ {{verse|۲۱|۲۶|color=black}} پس پولُس آن اشخاص را برداشته روزدیگر با ایشان طهارت کرده بهیکل درآمد و از تکمیل ایّام طهارت اطّلاع داد تا هدیهای برای هر یک از ایشان بگذرانند ✡︎ {{verse|۲۱|۲۷|color=black}} و چون هفت روز نزدیک بانجام رسید یهودیای چند از آسیا او را در هیکل دیده تمامی قوم را بشورش آوردند و دست بر او انداخته ✡︎ {{verse|۲۱|۲۸|color=black}} فریاد برآوردند که ای مردان اسرائیلی امداد کنید این است آن کس که برخلاف امّت و شریعت و این مکان در هر جا همهٔ را تعلیم میدهد بلکه یونانیای چند را نیز بهیکل درآورده این مکان مقدّس را ملوّث نموده است ✡︎ {{verse|۲۱|۲۹|color=black}} زیرا قبل از آن تَرُوفیمُسِ اَفَسُسی را با وی در شهر دیده بودند و مظنّه داشتند که پولُس او را بهیکل آورده بود ✡︎ {{verse|۲۱|۳۰|color=black}} پس تمامی شهر بحرکت آمد و خلق ازدحام کرده پولُس را گرفتند و از هیکل بیرون کشیدند و فیالفور درها را بستند ✡︎ {{verse|۲۱|۳۱|color=black}} و چون قصد قتل او میکردند خبر بمینباشی سپاه رسید که تمامی اورشلیم بشورش آمده است ✡︎ {{verse|۲۱|۳۲|color=black}} او بیدرنگ سپاه و یوزباشیها را برداشته بر سر ایشان تاخت پس ایشان بمجرّد دیدن مینباشی و سپاهیان از زدن پولُس دست برداشتند ✡︎ {{verse|۲۱|۳۳|color=black}} چون مینباشی رسید او را گرفته فرمان داد تا او را بدو زنجیر ببندند و پرسید که این کیست و چه کرده است ✡︎ {{verse|۲۱|۳۴|color=black}} امّا بعضی از آن گروه بسخنی و بعضی بسخنی دیگر صدا میکردند و چون او بهسبب شورش حقیقت امر را نتوانست فهمید فرمود تا او را بقلعه بیاورند ✡︎ {{verse|۲۱|۳۵|color=black}} و چون بزینه رسید اتّفاق افتاد که لشکریان بهسبب ازدحام مردم او را برگرفتند ✡︎ {{verse|۲۱|۳۶|color=black}} زیرا گروهی کثیر از خلق از عقب او افتاده صدا میزدند که او را هلاک کن ✡︎ {{verse|۲۱|۳۷|color=black}} چون نزدیک شد که پولُس را بقلعه درآورند او بمینباشی گفت آیا اجازت است که بتو چیزی گویم گفت آیا زبان یونانی را میدانی ✡︎ {{verse|۲۱|۳۸|color=black}} مگر تو آن مصری نیستی که چندی پیش از این فتنه برانگیخته چهار هزار مرد قتّال را ببیابان برد ✡︎ {{verse|۲۱|۳۹|color=black}} پولُس گفت من مرد یهودی هستم از طرسوسِ قیلیقیه شهری که بینام و نشان نیست و خواهش آن دارم که مرا اِذن فرمائی تا بمردم سخن گویم ✡︎ {{verse|۲۱|۴۰|color=black}} چون اِذن یافت بر زینه ایستاده بدست خود بمردم اشاره کرد و چون آرامی کامل پیدا شد ایشان را بزبان عبرانی مخاطب ساخته گفت ✡︎<noinclude></noinclude> cr3oeuzq379zqcqi5w5u743qltioltq برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۲۹ 104 89229 289638 2026-06-24T19:32:22Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب بیست و دوم}}}} {{فصل|۲۲}} {{verse|۲۲|۱|color=black}} ای برادران عزیز و پدران حجّتی را که الآن پیش شما میآورم بشنوید ✡︎ {{verse|۲۲|۲|color=black}} چون شنیدند که بزبان عبرانی با ایشان تکلّم میکند بیشتر خاموش شدند پس گفت ✡︎ {{verse|۲۲|۳|color=black}} من مرد یهودی ه...» ایجاد کرد 289638 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب بیست و دوم}}}} {{فصل|۲۲}} {{verse|۲۲|۱|color=black}} ای برادران عزیز و پدران حجّتی را که الآن پیش شما میآورم بشنوید ✡︎ {{verse|۲۲|۲|color=black}} چون شنیدند که بزبان عبرانی با ایشان تکلّم میکند بیشتر خاموش شدند پس گفت ✡︎ {{verse|۲۲|۳|color=black}} من مرد یهودی هستم متولّد طرسوسِ قیلیقیّه امّا تربیت یافته بودم در این شهر در خدمت غمالائیل و در دقایق شریعتِ اجداد متعلّم شده دربارهٔ خدا غیور میبودم چنانکه همگی شما امروز میباشید ✡︎ {{verse|۲۲|۴|color=black}} و این طریقت را تا بقتل مزاحم میبودم بنوعی که مردان و زنان را بند نهاده بزندان میانداختم ✡︎ {{verse|۲۲|۵|color=black}} چنانکه رئیس کَهَنَه و تمام اهل شورا بمن شهادت میدهند کهاز ایشان نامهها برای برادران گرفته عازم دمشق شدم تا آنانی را نیز که در آنجا باشند قید کرده باورشلیم آورم تا سزا یابند ✡︎ {{verse|۲۲|۶|color=black}} و در اثنای راه چون نزدیک بدمشق رسیدم قریب بظهر ناگاه نوری عظیم از آسمان گِرد من درخشید ✡︎ {{verse|۲۲|۷|color=black}} پس بر زمین افتاده هاتفی را شنیدم که بمن میگوید ای شاؤل ای شاؤل چرا بر من جفا میکنی ✡︎ {{verse|۲۲|۸|color=black}} من جواب دادم {{روخط|خداوند}}ا تو کیستی او مرا گفت من آن عیسی ناصری هستم که تو بر وی جفا میکنی ✡︎ {{verse|۲۲|۹|color=black}} و همراهان من نور را دیده ترسان گشتند ولی آواز آن کس را که با من سخن گفت نشنیدند ✡︎ {{verse|۲۲|۱۰|color=black}} گفتم {{روخط|خداوند}}ا چه کنم {{روخط|خداوند}} مرا گفت برخاسته بدمشق برو که در آنجا تو را مطّلع خواهند ساخت از آنچه برایت مقرّر است که بکنی ✡︎ {{verse|۲۲|۱۱|color=black}} پس چون از سَطْوَت آن نور نابینا گشتم رفقایم دست مرا گرفته بدمشق رسانیدند ✡︎ {{verse|۲۲|۱۲|color=black}} آنگاه شخصی متقّی بحسب شریعت حنّانیا نام که نزد همهٔ یهودیانِ ساکن آنجا نیکنام بود ✡︎ {{verse|۲۲|۱۳|color=black}} به نزد من آمده و ایستاده بمن گفت ای برادر شاؤل بینا شو که در همان ساعت بر وی نگریستم ✡︎ {{verse|۲۲|۱۴|color=black}} او گفت خدای پدران ما تو را برگزید تا ارادهٔ او را بدانی و آن عادل را ببینی و از زبانش سخنی بشنوی ✡︎ {{verse|۲۲|۱۵|color=black}} زیرا از آنچه دیده و شنیدهای نزد جمیع مردم شاهد بر او خواهی شد ✡︎ {{verse|۲۲|۱۶|color=black}} و حال چرا تأخیر مینمائی برخیز و تعمید بگیر و نام {{روخط|خداوند}} را خوانده خود را از گناهانت غسل ده ✡︎ {{verse|۲۲|۱۷|color=black}} و چون باورشلیم برگشته در هیکل دعا میکردم بیخود شدم ✡︎ {{verse|۲۲|۱۸|color=black}} پس او را دیدم که بمن میگوید بشتاب و از اورشلیم بزودی روانه شو زیرا کهشهادت تو را در حقّ من نخواهند پذیرفت ✡︎ {{verse|۲۲|۱۹|color=black}} من گفتم {{روخط|خداوند}}ا ایشان میدانند که من در هر<noinclude></noinclude> 9apw5tr40f9tk75vwlnw6es87v4fhtk برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۳۰ 104 89230 289639 2026-06-24T19:33:10Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «کنیسه مؤمنین تو را حبس کرده میزدم ✡︎ {{verse|۲۲|۲۰|color=black}} و هنگامی که خون شهید تو استیفان را میریختند من نیز ایستاده رضا بدان دادم و جامههای قاتلان او را نگاه میداشتم ✡︎ {{verse|۲۲|۲۱|color=black}} او بمن گفت روانه شو زیرا که من تو را بسوی امّتهای بعید میف...» ایجاد کرد 289639 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>کنیسه مؤمنین تو را حبس کرده میزدم ✡︎ {{verse|۲۲|۲۰|color=black}} و هنگامی که خون شهید تو استیفان را میریختند من نیز ایستاده رضا بدان دادم و جامههای قاتلان او را نگاه میداشتم ✡︎ {{verse|۲۲|۲۱|color=black}} او بمن گفت روانه شو زیرا که من تو را بسوی امّتهای بعید میفرستم ✡︎ {{verse|۲۲|۲۲|color=black}} پس تا این سخن بدو گوش گرفتند آنگاه آواز خود را بلند کرده گفتند چنین شخص را از روی زمین بردار که زنده ماندنِ او جایز نیست ✡︎ {{verse|۲۲|۲۳|color=black}} و چون غوغا نموده و جامههای خود را افشانده خاک بهوا میریختند ✡︎ {{verse|۲۲|۲۴|color=black}} مینباشی فرمان داد تا او را بقلعه درآوردند و فرمود که او را بتازیانه امتحان کنند تا بفهمد که بچه سبب اینقدر بر او فریاد میکردند ✡︎ {{verse|۲۲|۲۵|color=black}} و وقتی که او را بریسمانها میبستند پولُس بیوزباشیای که حاضر بود گفت آیا بر شما جایز است که مردی رومی را بیحجّت هم تازیانه زنید ✡︎ {{verse|۲۲|۲۶|color=black}} چون یوزباشی این را شنید نزد مینباشی رفته او را خبر داده گفت چه میخواهی بکنی زیرا این شخص رومی است ✡︎ {{verse|۲۲|۲۷|color=black}} پس مینباشی آمده بوی گفت مرا بگو که تو رومی هستی گفت بلی ✡︎ {{verse|۲۲|۲۸|color=black}} مینباشی جواب داد من این حقوق را بمبلغی خطیر تحصیل کردم پولُس گفت امّا من در آن مولود شدم ✡︎ {{verse|۲۲|۲۹|color=black}} در ساعت آنانی که قصد تفتیش او داشتند دست از او برداشتند و مینباشی ترسان گشت چون فهمید که رومی است از آن سبب که او را بسته بود ✡︎ {{verse|۲۲|۳۰|color=black}} بامدادان چون خواست درست بفهمد که یهودیان بچهعلّت مدّعی او میباشند او را از زندان بیرون آورده فرمود تا رؤسای کَهَنَه و تمامی اهل شورا حاضر شوند و پولُس را پایین آورده در میان ایشان برپا داشت ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب بیست و سوم}}}} {{فصل|۲۳}} {{verse|۲۳|۱|color=black}} پس پولُس باهل شورا نیک نگریستهگفت ای برادران من تا امروز با کمال ضمیر صالح در خدمت خدا رفتار کردهام ✡︎ {{verse|۲۳|۲|color=black}} آنگاه حنّانیا رئیس کَهَنَه حاضران را فرمود تا بدهانش زنند ✡︎ {{verse|۲۳|۳|color=black}} پولُس بدو گفت خدا تو را خواهد زد ای دیوار سفیدشده تو نشستهای تا مرا برحسب شریعت داوری کنی و بضدّ شریعت حکم بزدنم میکنی ✡︎ {{verse|۲۳|۴|color=black}} حاضران گفتند آیا رئیس کَهَنَهٔ خدا را دشنام میدهی ✡︎ {{verse|۲۳|۵|color=black}} پولُس گفت ای برادران ندانستم که رئیس کَهَنَه است زیرا مکتوب است حاکم قوم خود را بد مگوی ✡︎ {{verse|۲۳|۶|color=black}} چون پولُس فهمید که بعضی از صدّوقیان و بعضی از فریسیانند در مجلس ندا در<noinclude></noinclude> aculybvtwohomicbf9r64psr5n7tjr3 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۳۱ 104 89231 289640 2026-06-24T19:33:29Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «داد که ای برادران من فریسی پسر فریسی هستم و برای امید و قیامت مردگان از من بازپرس میشود ✡︎ {{verse|۲۳|۷|color=black}} چون این را گفت در میان فریسیان و صدّوقیان منازعه برپا شد و جماعت دو فرقه شدند ✡︎ {{verse|۲۳|۸|color=black}} زیرا که صدّوقیان منکر قیامت و ملائکه و...» ایجاد کرد 289640 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>داد که ای برادران من فریسی پسر فریسی هستم و برای امید و قیامت مردگان از من بازپرس میشود ✡︎ {{verse|۲۳|۷|color=black}} چون این را گفت در میان فریسیان و صدّوقیان منازعه برپا شد و جماعت دو فرقه شدند ✡︎ {{verse|۲۳|۸|color=black}} زیرا که صدّوقیان منکر قیامت و ملائکه و ارواح هستند لیکن فریسیان قائل بهر دو ✡︎ {{verse|۲۳|۹|color=black}} پس غوغای عظیم برپا شد و کاتبانِ از فرقه فریسیان برخاسته مخاصمه نموده میگفتند که در این شخص هیچ بدی نیافتهایم و اگر روحی یافرشتهای با او سخن گفته باشد با خدا جنگ نباید نمود ✡︎ {{verse|۲۳|۱۰|color=black}} و چون منازعه زیادتر میشد مینباشی ترسید که مبادا پولُس را بدرند پس فرمود تا سپاهیان پایین آمده او را از میانشان برداشته بقلعه درآوردند ✡︎ {{verse|۲۳|۱۱|color=black}} و در شبِ همان روز {{روخط|خداوند}} نزد او آمده گفت ای پولُس خاطر جمع باش زیرا چنانکه در اورشلیم در حق من شهادت دادی همچنین باید در روم نیز شهادت دهی ✡︎ {{verse|۲۳|۱۲|color=black}} و چون روز شد یهودیان با یکدیگر عهد بسته بر خویشتن لعن کردند که تا پولُس را نکُشند نخورند و ننوشند ✡︎ {{verse|۲۳|۱۳|color=black}} و آنانی که دربارهٔ این همقَسَم شدند زیاده از چهل نفر بودند ✡︎ {{verse|۲۳|۱۴|color=black}} اینها نزد رؤسای کَهَنَه و مشایخ رفته گفتند بر خویشتن لعنت سخت کردیم که تا پولُس را نکُشیم چیزی نچشیم ✡︎ {{verse|۲۳|۱۵|color=black}} پس الآن شما با اهل شورا مینباشی را اعلام کنید که او را نزد شما بیاورد که گویا اراده دارید در احوال او نیکوتر تحقیق نمایید و ما حاضر هستیم که قبل از رسیدنش او را بکُشیم ✡︎ {{verse|۲۳|۱۶|color=black}} امّا خواهرزاده پولُس از کمین ایشان اطّلاع یافته رفت و بقلعه درآمده پولُس را آگاهانید ✡︎ {{verse|۲۳|۱۷|color=black}} پولُس یکی از یوزباشیان را طلبیده گفت این جوان را نزد مینباشی ببر زیرا خبری دارد که باو بگوید ✡︎ {{verse|۲۳|۱۸|color=black}} پس او را برداشته بحضور مینباشی رسانیده گفت پولُس زندانی مرا طلبیده خواهش کرد که این جوان را بخدمت تو بیاورم زیرا چیزی دارد که بتو عرض کند ✡︎ {{verse|۲۳|۱۹|color=black}} پس مینباشی دستش را گرفته بخلوت برد و پرسید چه چیز است کهمیخواهی بمن خبر دهی ✡︎ {{verse|۲۳|۲۰|color=black}} عرض کرد یهودیان متّفق شدهاند که از تو خواهش کنند تا پولُس را فردا بمجلس شورا درآوری که گویا اراده دارند در حقّ او زیادتر تفتیش نمایند ✡︎ {{verse|۲۳|۲۱|color=black}} پس خواهش ایشان را اجابت مفرما زیرا که بیشتر از چهل نفر از ایشان در کمین ویاند و بسوگند عهد بستهاند که تا او را نکُشند چیزی نخورند و نیاشامند و الآن مستعّد و منتظر وعدهٔ تو میباشند ✡︎ {{verse|۲۳|۲۲|color=black}} مینباشی آن جوان را مرخّص<noinclude></noinclude> ihomkjp0hskdnzvjl4oi3pd5sxo828d برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۳۲ 104 89232 289641 2026-06-24T19:33:45Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «فرموده قدغن نمود که بهیچکس مگو که مرا از این راز مطّلع ساختی ✡︎ {{verse|۲۳|۲۳|color=black}} پس دو نفر از یوزباشیان را طلبیده فرمود که دویست سپاهی و هفتاد سوار و دویست نیزهدار در ساعت سوم از شب حاضر سازید تا بقیصریه بروند ✡︎ {{verse|۲۳|۲۴|color=black}} و مرکبی حاض...» ایجاد کرد 289641 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>فرموده قدغن نمود که بهیچکس مگو که مرا از این راز مطّلع ساختی ✡︎ {{verse|۲۳|۲۳|color=black}} پس دو نفر از یوزباشیان را طلبیده فرمود که دویست سپاهی و هفتاد سوار و دویست نیزهدار در ساعت سوم از شب حاضر سازید تا بقیصریه بروند ✡︎ {{verse|۲۳|۲۴|color=black}} و مرکبی حاضر کنید تا پولُس را سوار کرده او را بسلامتی بنزد فِلیکْس والی برسانند ✡︎ {{verse|۲۳|۲۵|color=black}} و نامهای بدین مضمون نوشت ✡︎ {{verse|۲۳|۲۶|color=black}} کلُودِیؤس لِیسِیاس بوالی گرامی فِلیکْس سلام میرساند ✡︎ {{verse|۲۳|۲۷|color=black}} یهودیان این شخص را گرفته قصد قتل او داشتند پس با سپاه رفته او را از ایشان گرفتم چون دریافت کرده بودم که رومی است ✡︎ {{verse|۲۳|۲۸|color=black}} و چون خواستم بفهمم که بچه سبب بر وی شکایت میکنند او را بمجلس ایشان درآوردم ✡︎ {{verse|۲۳|۲۹|color=black}} پس یافتم که در مسائل شریعت خود از او شکایت میدارند ولی هیچ شکوهای مستوجب قتل یا بند نمیدارند ✡︎ {{verse|۲۳|۳۰|color=black}} و چون خبر یافتم که یهودیان قصد کمینسازی برای او دارند بیدرنگ او را نزد تو فرستادم و مدّعیان او را نیز فرمودم تا در حضور تو بر او ادّعا نمایند والّسلام ✡︎ {{verse|۲۳|۳۱|color=black}} پس سپاهیان چنانکه مأمور شدند پولُس را در شب برداشته باَنْتِیپاترِیس رسانیدند ✡︎ {{verse|۲۳|۳۲|color=black}} وبامدادان سواران را گذاشته که با او بروند خود بقلعه برگشتند ✡︎ {{verse|۲۳|۳۳|color=black}} و چون ایشان وارد قیصریه شدند نامه را بوالی سپردند و پولُس را نیز نزد او حاضر ساختند ✡︎ {{verse|۲۳|۳۴|color=black}} پس والی نامه را ملاحظه فرموده پرسید که از کدام ولایت است چون دانست که از قیلیقیّه است ✡︎ {{verse|۲۳|۳۵|color=black}} گفت چون مدّعیان تو حاضر شوند سخن تو را خواهم شنید و فرمود تا او را در سرای هیرودیس نگاه دارند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب بیست و چهارم}}}} {{فصل|۲۴}} {{verse|۲۴|۱|color=black}} و بعد از پنج روز حنّانیای رئیس کَهَنَه با مشایخ و خطیبی تَرْتُلُّس نام رسیدند و شکایت از پولُس نزد والی آوردند ✡︎ {{verse|۲۴|۲|color=black}} و چون او را احضار فرمود ترْتُلس آغاز ادّعا نموده گفت چون از وجود تو در آسایش کامل هستیم و احسانات عظیمه از تدابیر تو بدین قوم رسیده است ای فِلیکْس گرامی ✡︎ {{verse|۲۴|۳|color=black}} در هر جا و در هر وقت این را در کمال شکرگزاری میپذیریم ✡︎ {{verse|۲۴|۴|color=black}} و لیکن تا تو را زیاده مُصَدَّع نشوم مستدعی هستم که از راه نوازش مختصراً عرض ما را بشنوی ✡︎ {{verse|۲۴|۵|color=black}} زیرا که این شخص را مفسد و فتنهانگیز یافتهایم در میان همهٔ یهودیان ساکن ربع مسکون و از پیشوایان بدعت<noinclude></noinclude> jodqgdyvg3a5cvwgwy41x5paofz24d4 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۳۳ 104 89233 289642 2026-06-24T19:34:01Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «نَصاریٰ ✡︎ {{verse|۲۴|۶|color=black}} و چون او خواست هیکل را ملوّث سازد او را گرفته اراده داشتیم که بقانون شریعت خود بر او داوری نماییم ✡︎ {{verse|۲۴|۷|color=black}} ولی لیسیاسِ مینباشی آمده او را بزور بسیار از دستهای ما بیرون آورد ✡︎ {{verse|۲۴|۸|color=black}} و فرمود تا...» ایجاد کرد 289642 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نَصاریٰ ✡︎ {{verse|۲۴|۶|color=black}} و چون او خواست هیکل را ملوّث سازد او را گرفته اراده داشتیم که بقانون شریعت خود بر او داوری نماییم ✡︎ {{verse|۲۴|۷|color=black}} ولی لیسیاسِ مینباشی آمده او را بزور بسیار از دستهای ما بیرون آورد ✡︎ {{verse|۲۴|۸|color=black}} و فرمود تا مدّعیانش نزد تو حاضر شوند و از او بعد از امتحان میتوانی دانست حقیقت همهٔ این اموری که ما بر او ادّعا میکنیم ✡︎ {{verse|۲۴|۹|color=black}} و یهودیان نیز با او متّفق شده گفتند که چنین است ✡︎ {{verse|۲۴|۱۰|color=black}} چون والی بپولُس اشاره نمود که سخن بگوید او جواب داد از آن رو که میدانم سالهای بسیار است که تو حاکم این قوم میباشی بخشنودی وافر حجّت دربارهٔ خود میآورم ✡︎ {{verse|۲۴|۱۱|color=black}} زیرا تو میتوانی دانست که زیاده از دوازده روز نیست که من برای عبادت باورشلیم رفتم ✡︎ {{verse|۲۴|۱۲|color=black}} و مرا نیافتند که در هیکل با کسی مباحثه کنم و نه در کنایس یا شهر که خلق را بشورش آورم ✡︎ {{verse|۲۴|۱۳|color=black}} و هم آنچه الآن بر من ادّعا میکنند نمیتوانند اثبات نمایند ✡︎ {{verse|۲۴|۱۴|color=black}} لیکن این را نزد تو اقرار میکنم که بطریقتی که بدعت میگویند خدای پدران را عبادت میکنم و بآنچه در تورات و انبیا مکتوب است معتقدم ✡︎ {{verse|۲۴|۱۵|color=black}} و بخدا امیدوارم چنانکه ایشان نیز قبول دارند که قیامت مردگان از عادلان و ظالمان نیز خواهد شد ✡︎ {{verse|۲۴|۱۶|color=black}} و خود را در این امر ریاضت میدهم تا پیوسته ضمیر خود را بسوی خدا و مردم بیلغزش نگاه دارم ✡︎ {{verse|۲۴|۱۷|color=black}} و بعد از سالهای بسیار آمدم تا صدقات و هدایا برای قوم خود بیاورم ✡︎ {{verse|۲۴|۱۸|color=black}} و در این امور چند نفر از یهودیانِ آسیا مرا در هیکلِ مطهّر یافتند بدون هنگامه یا شورشی ✡︎ {{verse|۲۴|۱۹|color=black}} و ایشان میبایست نیز در اینجا نزد تو حاضر شوند تا اگر حرفی بر من دارند ادّعا کنند ✡︎ {{verse|۲۴|۲۰|color=black}} یا اینان خود بگویند اگر گناهی از من یافتند وقتی که در حضور اهل شورا ایستاده بودم ✡︎ {{verse|۲۴|۲۱|color=black}} مگر آن یک سخن که در میان ایشان ایستاده بدان ندا کردم که دربارهٔ قیامت مردگان از من امروز پیش شما بازپرس میشود ✡︎ {{verse|۲۴|۲۲|color=black}} آنگاه فِلیکْس چون از طریقت نیکوتر آگاهی داشت امر ایشان را تأخیر انداخته گفت چون لیسیاسِ مینباشی آید حقیقت امر شما رادریافت خواهم کرد ✡︎ {{verse|۲۴|۲۳|color=black}} پس یوزباشی را فرمان داد تا پولُس را نگاه دارد و او را آزادی دهد و احدی از خویشانش را از خدمت و ملاقات او منع نکند ✡︎ {{verse|۲۴|۲۴|color=black}} و بعد از روزی چند فِلیکْس با زوجهٔ خود دَرُسِلا که زنی یهودی بود آمده پولُس را طلبیده سخن او را دربارهٔ ایمانِ مسیح شنید ✡︎ {{verse|۲۴|۲۵|color=black}} و چون او دربارهٔ عدالت و پرهیزکاری وداوری آینده خطاب<noinclude></noinclude> 6j3yepgil52x4c90uqrumvwfor23ngo برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۳۴ 104 89234 289643 2026-06-24T19:34:17Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «میکرد فِلیکْس ترسان گشته جواب داد که الحال برو چون فرصت کنم تو را باز خواهم خواند ✡︎ {{verse|۲۴|۲۶|color=black}} و نیز امید میداشت که پولُس او را نقدی بدهد تا او را آزاد سازد و از این جهت مکرّراً وی را خواسته با او گفتگو میکرد ✡︎ {{verse|۲۴|۲۷|color=black}} امّا بع...» ایجاد کرد 289643 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>میکرد فِلیکْس ترسان گشته جواب داد که الحال برو چون فرصت کنم تو را باز خواهم خواند ✡︎ {{verse|۲۴|۲۶|color=black}} و نیز امید میداشت که پولُس او را نقدی بدهد تا او را آزاد سازد و از این جهت مکرّراً وی را خواسته با او گفتگو میکرد ✡︎ {{verse|۲۴|۲۷|color=black}} امّا بعد از انقضای دو سال پُورکیؤس فَستوس خلیفه ولایت فِلیکْس شد و فِلیکْس چون خواست بر یهود منّت نهد پولُس را در زندان گذاشت ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب بیست و پنجم}}}} {{فصل|۲۵}} {{verse|۲۵|۱|color=black}} پس چون فَستوس بولایت خود رسید بعد از سه روز از قَیصَرِیّه باورشلیم رفت ✡︎ {{verse|۲۵|۲|color=black}} و رئیس کَهَنَه و اکابر یهود نزد او بر پولُس ادّعا کردند و بدو التماس نموده ✡︎ {{verse|۲۵|۳|color=black}} منّتی بر وی خواستند تا او را باورشلیم بفرستد و در کمین بودند که او را در راه بکُشند ✡︎ {{verse|۲۵|۴|color=black}} امّا فَستوس جواب داد که پولُس را باید در قَیصَرِیه نگاه داشت زیرا خود اراده داشت بزودی آنجا برود ✡︎ {{verse|۲۵|۵|color=black}} و گفت پس کسانی از شما که میتوانند همراه بیایند تا اگر چیزی در این شخص یافت شود بر او ادّعا نمایند ✡︎ {{verse|۲۵|۶|color=black}} و چون بیشتر از ده روز در میان ایشان توقّفکرده بود بقَیصَرِیّه آمد و بامدادان بر مسند حکومت برآمده فرمود تا پولُس را حاضر سازند ✡︎ {{verse|۲۵|۷|color=black}} چون او حاضر شد یهودیانی که از اورشلیم آمده بودند بگرد او ایستاده شکایتهای بسیار و گران بر پولُس آوردند ولی اثبات نتوانستند کرد ✡︎ {{verse|۲۵|۸|color=black}} او جواب داد که نه بشریعت یهود و نه بهیکل و نه بقیصر هیچ گناه کردهام ✡︎ {{verse|۲۵|۹|color=black}} امّا چون فَستوس خواست بر یهود منّت نهد در جواب پولُس گفت آیا میخواهی باورشلیم آیی تا در آنجا در این امور بحضور من حکم شود ✡︎ {{verse|۲۵|۱۰|color=black}} پولُس گفت در محکمه قیصر ایستادهام که در آنجا میباید محاکمه من بشود بیهود هیچ ظلمی نکردهام چنانکه تو نیز نیکو میدانی ✡︎ {{verse|۲۵|۱۱|color=black}} پس هر گاه ظلمی یا عملی مستوجب قتل کرده باشم از مردن دریغ ندارم لیکن اگر هیچ یک از این شکایتهائی که اینها بر من میآورند اصلی ندارد کسی نمیتواند مرا بایشان سپارد بقیصر رفع دعوی میکنم ✡︎ {{verse|۲۵|۱۲|color=black}} آنگاه فستوس بعد از مکالمه با اهل شورا جواب داد آیا بقیصر رفع دعوی کردی بحضور قیصر خواهی رفت ✡︎ {{verse|۲۵|۱۳|color=black}} و بعد از مرور ایّام چند اَغریپاس پادشاه و برنیکی برای تحیّت فَستوس بقَیصَرِیّه آمدند ✡︎ {{verse|۲۵|۱۴|color=black}} و چون روزی بسیار در آنجا توقّف<noinclude></noinclude> 1t0sletjkfcol0eo3b6jbukoqbnla72 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۳۵ 104 89235 289644 2026-06-24T19:34:37Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «نمودند فَستوس برای پادشاه مقدّمه پولُس را بیان کرده گفت مردی است که فِلیکْس او را در بند گذاشته است ✡︎ {{verse|۲۵|۱۵|color=black}} که دربارهٔ او وقتی که باورشلیم آمدم رؤسای کَهَنَه و مشایخ یهود مرا خبر دادند و خواهش نمودند که بر او داوری شود ✡︎ {{verse|۲۵|...» ایجاد کرد 289644 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نمودند فَستوس برای پادشاه مقدّمه پولُس را بیان کرده گفت مردی است که فِلیکْس او را در بند گذاشته است ✡︎ {{verse|۲۵|۱۵|color=black}} که دربارهٔ او وقتی که باورشلیم آمدم رؤسای کَهَنَه و مشایخ یهود مرا خبر دادند و خواهش نمودند که بر او داوری شود ✡︎ {{verse|۲۵|۱۶|color=black}} در جواب ایشان گفتم که رومیان را رسم نیست که احدی را بسپارند قبل از آنکه مدّعیعلیه مدّعیان خود را روبرو شود و او را فرصت دهند که ادّعای ایشان را جواب گوید ✡︎ {{verse|۲۵|۱۷|color=black}} پس چون ایشان در اینجا جمع شدند بیدرنگ در روز دوّم بر مسند نشسته فرمودم تا آن شخص را حاضر کردند ✡︎ {{verse|۲۵|۱۸|color=black}} و مدّعیانش برپا ایستاده از آنچه من گمان میبردم هیچ ادّعا بر وی نیاوردند ✡︎ {{verse|۲۵|۱۹|color=black}} بلکه مسألهای چند بر او ایراد کردند دربارهٔ مذهب خود و در حقّ عیسی نامی که مرده است و پولُس میگوید که او زنده است ✡︎ {{verse|۲۵|۲۰|color=black}} و چون من در این گونه مسایل شکّ داشتم از او پرسیدم که آیا میخواهی باورشلیم بروی تا در آنجا این مقدّمه فیصل پذیرد ✡︎ {{verse|۲۵|۲۱|color=black}} ولی چون پولُس رفع دعوی کرد که برای محاکمه اُوغُسْطُس محفوظ ماند فرمان دادم که او را نگاه بدارند تا او را بحضور قیصر روانه نمایم ✡︎ {{verse|۲۵|۲۲|color=black}} اَغْریپاس بفَستوس گفت من نیز میخواهم این شخص را بشنوم گفت فردا او را خواهی شنید ✡︎ {{verse|۲۵|۲۳|color=black}} پس بامدادان چون اَغْریپاس و بَرْنِیکی با حشمتی عظیم آمدند و بدارالاستماع با مینباشیان و بزرگان شهر داخل شدند بفرمان فَستوس پولُس را حاضر ساختند ✡︎ {{verse|۲۵|۲۴|color=black}} آنگاه فَستوس گفت ای اَغریپاس پادشاه و ای همهٔ مردمانی که نزد ما حضور دارید این شخص را میبینید که دربارهٔ او تمامی جماعت یهود چه در اورشلیم و چه در اینجا فریاد کرده از من خواهش نمودند که دیگر نباید زیست کند ✡︎ {{verse|۲۵|۲۵|color=black}} و لیکن چون من دریافتم که او هیچ عملی مستوجب قتل نکرده است و خود باوغُسطُس رفع دعوی کرد اراده کردم که او را بفرستم ✡︎ {{verse|۲۵|۲۶|color=black}} و چون چیزی درست ندارم که دربارهٔ او ب{{روخط|خداوند}}گار مرقوم دارم از این جهت او را نزد شما و علیالخصوص در حضور تو ای اَغْرِیپاس پادشاه آوردم تا بعد ازتفّحص شاید چیزی یافته بنگارم ✡︎ {{verse|۲۵|۲۷|color=black}} زیرا مرا خلاف عقل مینماید که اسیری را بفرستم و شکایتهائی که بر اوست معروض ندارم ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب بیست و ششم}}}} {{فصل|۲۶}} {{verse|۲۶|۱|color=black}} َغریپاس بپولُس گفت مرخّصی که کیفیت خود را بگویی پس پولُس دست<noinclude></noinclude> ic9x6e74gwi2335fknkpfzau3gt7oqw برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۳۶ 104 89236 289645 2026-06-24T19:34:55Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «خود را دراز کرده حجّت خود را بیان کرد ✡︎ {{verse|۲۶|۲|color=black}} که ای اغریپاس پادشاه سعادت خود را در این میدانم که امروز در حضور تو حجّت بیاورم دربارهٔ همهٔ شکایتهائی که یهود از من میدارند ✡︎ {{verse|۲۶|۳|color=black}} خصوصاً چون تو در همهٔ رسوم و مسایل یهود ع...» ایجاد کرد 289645 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خود را دراز کرده حجّت خود را بیان کرد ✡︎ {{verse|۲۶|۲|color=black}} که ای اغریپاس پادشاه سعادت خود را در این میدانم که امروز در حضور تو حجّت بیاورم دربارهٔ همهٔ شکایتهائی که یهود از من میدارند ✡︎ {{verse|۲۶|۳|color=black}} خصوصاً چون تو در همهٔ رسوم و مسایل یهود عالِم هستی پس از تو مستدعی آنم که تحمّل فرموده مرا بشنوی ✡︎ {{verse|۲۶|۴|color=black}} رفتار مرا از جوانی چونکه از ابتدا در میان قوم خود در اورشلیم بسر میبردم تمامی یهود میدانند ✡︎ {{verse|۲۶|۵|color=black}} و مرا از اوّل میشناسند هر گاه بخواهند شهادت دهند که بقانون پارساترین فرقه دین خود فریسی میبودم ✡︎ {{verse|۲۶|۶|color=black}} والحال بهسبب امید آن وعدهای که خدا باجداد ما داد بر من ادّعا میکنند ✡︎ {{verse|۲۶|۷|color=black}} و حال آنکه دوازده سبط ما شبانهروز بجدّ و جهد عبادت میکنند محض امید تحصیل همین وعده که بجهت همین امید ای اَغْرِیپاس پادشاه یهود بر من ادّعا میکنند ✡︎ {{verse|۲۶|۸|color=black}} شما چرا محال میپندارید که خدا مردگان را برخیزاند ✡︎ {{verse|۲۶|۹|color=black}} من هم در خاطر خود میپنداشتم که بنام عیسی ناصری مخالفت بسیار کردن واجب است ✡︎ {{verse|۲۶|۱۰|color=black}} چنانکه در اورشلیم هم کردم و از رؤسای کَهَنَه قدرت یافته بسیاری از مقدّسین را در زندان حبس میکردم و چون ایشان رامیکشتند در فتوا شریک میبودم ✡︎ {{verse|۲۶|۱۱|color=black}} و در همهٔ کنایس بارها ایشان را زحمت رسانیده مجبور میساختم که کفر گویند و بر ایشان بشدّت دیوانه گشته تا شهرهای بعید تعاقب میکردم ✡︎ {{verse|۲۶|۱۲|color=black}} در این میان هنگامی که با قدرت و اجازت از رؤسای کَهَنَه بدمشق میرفتم ✡︎ {{verse|۲۶|۱۳|color=black}} در راه ای پادشاه در وقت ظهر نوری را از آسمان دیدم درخشندهتر از خورشید که در دور من و رفقایم تابید ✡︎ {{verse|۲۶|۱۴|color=black}} و چون همهٔ بر زمین افتادیم هاتفی را شنیدم که مرا بزبان عبرانی مخاطب ساخته گفت ای شاؤل شاؤل چرا بر من جفا میکنی تو را بر میخها لگد زدن دشوار است ✡︎ {{verse|۲۶|۱۵|color=black}} من گفتم {{روخط|خداوند}}ا تو کیستی گفت من عیسی هستم که تو بر من جفا میکنی ✡︎ {{verse|۲۶|۱۶|color=black}} و لیکن برخاسته بر پا بایست زیرا که بر تو ظاهر شدم تا تو را خادم و شاهد مقرّر گردانم بر آن چیزهائی که مرا در آنها دیدهای و بر آنچه بتو در آن ظاهر خواهم شد ✡︎ {{verse|۲۶|۱۷|color=black}} و تو را رهائی خواهم داد از قوم و از امّتهائی که تو را بنزد آنها خواهم فرستاد ✡︎ {{verse|۲۶|۱۸|color=black}} تا چشمان ایشان را باز کنی تا از ظلمت بسوی نور و از قدرت شیطان بجانب خدا برگردند تا آمرزش گناهان و میراثی در میان مقدّسین بهوسیلهٔ ایمانی که بر من است بیابند ✡︎ {{verse|۲۶|۱۹|color=black}} آن وقت ای اَغْرِیپاس پادشاه رؤیای آسمانی را نافرمانی نورزیدم ✡︎ {{verse|۲۶|۲۰|color=black}} بلکه نخست آنانی را که در دمشق<noinclude></noinclude> rei47452ta13evffi1ys3urin736spd برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۳۷ 104 89237 289646 2026-06-24T19:35:09Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «بودند و در اورشلیم و در تمامی مرز و بوم یهودیّه و امّتها را نیز اعلام مینمودم که توبه کنند و بسوی خدا بازگشت نمایند و اعمال لایقه توبه را بجا آورند ✡︎ {{verse|۲۶|۲۱|color=black}} بهسبب همین امور یهود مرا در هیکل گرفته قصدقتل من کردند ✡︎ {{verse|۲۶|۲۲|color=black}...» ایجاد کرد 289646 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بودند و در اورشلیم و در تمامی مرز و بوم یهودیّه و امّتها را نیز اعلام مینمودم که توبه کنند و بسوی خدا بازگشت نمایند و اعمال لایقه توبه را بجا آورند ✡︎ {{verse|۲۶|۲۱|color=black}} بهسبب همین امور یهود مرا در هیکل گرفته قصدقتل من کردند ✡︎ {{verse|۲۶|۲۲|color=black}} امّا از خدا اعانت یافته تا امروز باقی ماندم و خرد و بزرگ را اعلام مینمایم و حرفی نمیگویم جز آنچه انبیا و موسی گفتند که میبایست واقع شود ✡︎ {{verse|۲۶|۲۳|color=black}} که مسیح میبایست زحمت بیند و نوبر قیامت مردگان گشته قوم و امّتها را بنور اعلام نماید ✡︎ {{verse|۲۶|۲۴|color=black}} چون او بدین سخنان حجّت خود را میآورد فَستوس بآواز بلند گفت ای پولُس دیوانه هستی کثرت علم تو را دیوانه کرده است ✡︎ {{verse|۲۶|۲۵|color=black}} گفت ای فَستوسِ گرامی دیوانه نیستم بلکه سخنان راستی و هوشیاری را میگویم ✡︎ {{verse|۲۶|۲۶|color=black}} زیرا پادشاهی که در حضور او بدلیری سخن میگویم از این امور مطّلع است چونکه مرا یقین است که هیچ یک از این مقدّمات بر او مخفی نیست زیرا که این امور در خلوت واقع نشد ✡︎ {{verse|۲۶|۲۷|color=black}} ای اَغْرِیپاس پادشاه آیا بانبیا ایمان آوردهای میدانم که ایمان داری ✡︎ {{verse|۲۶|۲۸|color=black}} اَغْرِیپاس بپولُس گفت بقلیل ترغیب میکنی که من مسیحی بگردم ✡︎ {{verse|۲۶|۲۹|color=black}} پولُس گفت از خدا خواهش میداشتم یا بقلیل یا بکثیر نه تنها تو بلکه جمیع این اشخاصی که امروز سخن مرا میشنوند مثل من گردند جز این زنجیرها ✡︎ {{verse|۲۶|۳۰|color=black}} چون این را گفت پادشاه و والی و برنیکی و سایر مجلسیان برخاسته ✡︎ {{verse|۲۶|۳۱|color=black}} رفتند و با یکدیگر گفتگو کرده گفتند این شخص هیچ عملی مستوجب قتل یا حبس نکرده است ✡︎ {{verse|۲۶|۳۲|color=black}} و اَغْریپاس بفَسْتوس گفت اگر این مرد بقیصر رفع دعوی خود نمیکرد او را آزاد کردن ممکن میبود ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب بیست و هفتم}}}} {{فصل|۲۷}} {{verse|۲۷|۱|color=black}} چون مقرّر شد که باِیطالیا برویمپولُس و چند زندانی دیگر را بیوزباشی از سپاه اُغُسْطُس که یولیوس نام داشت سپردند ✡︎ {{verse|۲۷|۲|color=black}} و بکشتی اَدرامیتینی که عازم بنادر آسیا بود سوار شده کوچ کردیم و اَرِستَرْخُس از اهل مکادونیه از تسالونیکی همراه ما بود ✡︎ {{verse|۲۷|۳|color=black}} روز دیگر بصیدون فرود آمدیم و یولیوس با پولُس ملاطفت نموده او را اجازت داد که نزد دوستان خود رفته از ایشان نوازش یابد ✡︎ {{verse|۲۷|۴|color=black}} و از آنجا روانه شده زیر قِپرُس گذشتیم زیرا که باد مخالف بود ✡︎ {{verse|۲۷|۵|color=black}} و از دریای کنارِ قیلیقیّه و پَمفلیّه گذشته بمیرای لیکیّه رسیدیم ✡︎ {{verse|۲۷|۶|color=black}} در آنجا یوزباشی کشتیِ اِسْکَنْدَرِیه را یافت که بایطالیا میرفت<noinclude></noinclude> 91xsd2jnhn0neyxjmr1pofk8q513ag9 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۳۸ 104 89238 289647 2026-06-24T19:35:26Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و ما را بر آن سوار کرد ✡︎ {{verse|۲۷|۷|color=black}} و چند روز بآهستگی رفته بقَنیدُس بمشقّت رسیدیم و چون باد مخالف ما میبود در زیر کرِیت نزدیک سَلْمونی راندیم ✡︎ {{verse|۲۷|۸|color=black}} و بدشواری از آنجا گذشته بموضعی که ببنادر حَسَنَه مسمّی و قریب بشهر لِسائی...» ایجاد کرد 289647 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و ما را بر آن سوار کرد ✡︎ {{verse|۲۷|۷|color=black}} و چند روز بآهستگی رفته بقَنیدُس بمشقّت رسیدیم و چون باد مخالف ما میبود در زیر کرِیت نزدیک سَلْمونی راندیم ✡︎ {{verse|۲۷|۸|color=black}} و بدشواری از آنجا گذشته بموضعی که ببنادر حَسَنَه مسمّی و قریب بشهر لِسائیّه است رسیدیم ✡︎ {{verse|۲۷|۹|color=black}} و چون زمان منقضی شد و در این وقت سفر دریا خطرناک بود زیرا که ایّام روزه گذشته بود ✡︎ {{verse|۲۷|۱۰|color=black}} پولُس ایشان را نصیحت کرده گفت ای مردمان میبینم که در این سفر ضرر و خُسران بسیار پیدا خواهد شد نه فقط بار و کشتی را بلکه جانهای ما را نیز ✡︎ {{verse|۲۷|۱۱|color=black}} ولی یوزباشی ناخدا و صاحب کشتی را بیشتر از قول پولُس اعتنا نمود ✡︎ {{verse|۲۷|۱۲|color=black}} و چون آن بندر نیکو نبود که زمستان را در آن بسر برند اکثر چنان مصلحت دانستند که از آنجانقل کنند تا اگر ممکن شود خود را بفینیکس رسانیده زمستان را در آنجا بسر برند که آن بندری است از کریت مواجّه مغرب جنوبی و مغرب شمالی ✡︎ {{verse|۲۷|۱۳|color=black}} و چون نسیم جنوبی وزیدن گرفت گمان بردند که بمقصد خویش رسیدند پس لنگر برداشتیم و از کناره کریت گذشتیم ✡︎ {{verse|۲۷|۱۴|color=black}} لیکن چیزی نگذشت که بادی شدید که آن را اُورُکلیدون مینامند از بالای آن زدن گرفت ✡︎ {{verse|۲۷|۱۵|color=black}} در ساعت کشتی ربوده شده رو بسوی باد نتوانست نهاد پس آن را از دست داده بیاختیار رانده شدیم ✡︎ {{verse|۲۷|۱۶|color=black}} پس در زیر جزیرهای که کلودی نام داشت دوان دوان رفتیم و بدشواری زورق را در قبض خود آوردیم ✡︎ {{verse|۲۷|۱۷|color=black}} و آن را برداشته و معونات را استعمال نموده کمر کشتی را بستند و چون ترسیدند که بریگزارِ سیرْتس فرو روند حِبال کشتی را فرو کشیدند و همچنان رانده شدند ✡︎ {{verse|۲۷|۱۸|color=black}} و چون طوفان بر ما غلبه مینمود روز دیگر بارِ کشتی را بیرون انداختند ✡︎ {{verse|۲۷|۱۹|color=black}} و روز سوم بدستهای خود آلات کشتی را بدریا انداختیم ✡︎ {{verse|۲۷|۲۰|color=black}} و چون روزهای بسیار آفتاب و ستارگان را ندیدند و طوفانی شدید بر ما میافتاد دیگر هیچ امید نجات برای ما نماند ✡︎ {{verse|۲۷|۲۱|color=black}} و بعد از گرسنگی بسیار پولُس در میان ایشان ایستاده گفت ای مردمان نخست میبایست سخن مرا پذیرفته از کریت نقل نکرده باشید تا این ضرر و خسران را نبینید ✡︎ {{verse|۲۷|۲۲|color=black}} اکنون نیز شما را نصیحت میکنم که خاطرجمع باشید زیرا که هیچ ضرری بجان یکی از شما نخواهد رسید مگر بکشتی ✡︎ {{verse|۲۷|۲۳|color=black}} زیرا که دوش فرشته آن خدائی که از آن او هستم و خدمتِ او را میکنم بمن ظاهر شده ✡︎ {{verse|۲۷|۲۴|color=black}} گفت ای پولُس ترسان مباش زیرا باید تو در حضور قیصر حاضر شوی و اینک خدا همهٔ همسفران تو را بتو بخشیده<noinclude></noinclude> 86p6qqyvjg5rvuq1pybc32lf119bhrx برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۳۹ 104 89239 289648 2026-06-24T19:35:45Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «است ✡︎ {{verse|۲۷|۲۵|color=black}} پس ای مردمان خوشحال باشید زیرا ایمان دارم که بهمانطور که بمن گفت واقع خواهد شد ✡︎ {{verse|۲۷|۲۶|color=black}} لیکن باید در جزیرهای بیفتیم ✡︎ {{verse|۲۷|۲۷|color=black}} و چون شب چهاردهم شد و هنوز در دریای اَدْرِیا بهر سو رانده میشدیم در...» ایجاد کرد 289648 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>است ✡︎ {{verse|۲۷|۲۵|color=black}} پس ای مردمان خوشحال باشید زیرا ایمان دارم که بهمانطور که بمن گفت واقع خواهد شد ✡︎ {{verse|۲۷|۲۶|color=black}} لیکن باید در جزیرهای بیفتیم ✡︎ {{verse|۲۷|۲۷|color=black}} و چون شب چهاردهم شد و هنوز در دریای اَدْرِیا بهر سو رانده میشدیم در نصف شب ملاحّان گمان بردند که خشکی نزدیک است ✡︎ {{verse|۲۷|۲۸|color=black}} پس پیمایش کرده بیست قامت یافتند و قدری پیشتر رفته باز پیمایش کرده پانزده قامت یافتند ✡︎ {{verse|۲۷|۲۹|color=black}} و چون ترسیدند که بصخرهها بیفتیم از پشت کشتی چهار لنگر انداخته تمنّا میکردند که روز شود ✡︎ {{verse|۲۷|۳۰|color=black}} امّا چون ملاحّان قصد داشتند که از کشتی فرار کنند و زورق را بدریا انداختند ببهانهای که لنگرها را از پیش کشتی بکَشند ✡︎ {{verse|۲۷|۳۱|color=black}} پولُس یوزباشی و سپاهیان را گفت اگر اینها در کشتی نمانند نجات شما ممکن نباشد ✡︎ {{verse|۲۷|۳۲|color=black}} آنگاه سپاهیان ریسمانهای زورق را بریده گذاشتند که بیفتد ✡︎ {{verse|۲۷|۳۳|color=black}} چون روز نزدیک شد پولُس از همهٔ خواهش نمود که چیزی بخورند پس گفت امروز روز چهاردهم است که انتظار کشیده و چیزی نخورده گرسنه ماندهاید ✡︎ {{verse|۲۷|۳۴|color=black}} پس استدعای من این است که غذا بخورید که عافیت برای شما خواهد بود زیرا که مویی از سر هیچ یک از شما نخواهد افتاد ✡︎ {{verse|۲۷|۳۵|color=black}} این بگفت و در حضور همهٔ نان گرفته خدا را شکر گفت و پاره کرده خوردن گرفت ✡︎ {{verse|۲۷|۳۶|color=black}} پس همهٔ قویّدل گشته نیز غذا خوردند ✡︎ {{verse|۲۷|۳۷|color=black}} و جمله نفوس در کشتی دویست و هفتاد و شش بودیم ✡︎ {{verse|۲۷|۳۸|color=black}} چون از غذا سیر شدند گندم را بدریا ریخته کشتی را سبک کردند ✡︎ {{verse|۲۷|۳۹|color=black}} امّا چون روزْ روشن شد زمین رانشناختند لیکن خلیجی دیدند که شاطیای داشت پس رأی زدند که اگر ممکن شود کشتی را بر آن برانند ✡︎ {{verse|۲۷|۴۰|color=black}} و بند لنگرها را بریده آنها را در دریا گذاشتند و بندهای سکّان را باز کرده و بادبان را برای باد گشاده راه ساحل را پیش گرفتند ✡︎ {{verse|۲۷|۴۱|color=black}} امّا کشتی را درمجمع بحرین بپایاب رانده مقدّم آن فرو شده بیحرکت ماند ولی مؤخّرش از لطمه امواج درهم شکست ✡︎ {{verse|۲۷|۴۲|color=black}} آنگاه سپاهیان قصد قتل زندانیان کردند که مبادا کسی شنا کرده بگریزد ✡︎ {{verse|۲۷|۴۳|color=black}} لیکن یوزباشی چون خواست پولُس را برهاند ایشان را از این اراده باز داشت و فرمود تا هر که شناوری داند نخست خویشتن را بدریا انداخته بساحل رساند ✡︎ {{verse|۲۷|۴۴|color=black}} و بعضی بر تختها و بعضی بر چیزهای کشتی و همچنین همهٔ بسلامتی بخشکی رسیدند ✡︎<noinclude></noinclude> qkm5cn0oyc5lb67tpa81r5pbj3pjpj2 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۴۰ 104 89240 289649 2026-06-24T19:36:01Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب بیست و هشتم}}}} {{فصل|۲۸}} {{verse|۲۸|۱|color=black}} و چون رستگار شدند یافتند که جزیره ملیطه نام دارد ✡︎ {{verse|۲۸|۲|color=black}} و آن مردمان بَرْبَری با ما کمال ملاطفت نمودند زیرا بهسبب باران که میبارید و سرما آتش افروخته همهٔ ما را پذیرفتند ✡︎ {{ver...» ایجاد کرد 289649 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب بیست و هشتم}}}} {{فصل|۲۸}} {{verse|۲۸|۱|color=black}} و چون رستگار شدند یافتند که جزیره ملیطه نام دارد ✡︎ {{verse|۲۸|۲|color=black}} و آن مردمان بَرْبَری با ما کمال ملاطفت نمودند زیرا بهسبب باران که میبارید و سرما آتش افروخته همهٔ ما را پذیرفتند ✡︎ {{verse|۲۸|۳|color=black}} چون پولُس مقداری هیزم فراهم کرده بر آتش مینهاد بهسبب حرارت افعیای بیرون آمده بر دستش چسپید ✡︎ {{verse|۲۸|۴|color=black}} چون بَرْبَرِیان جانور را از دستش آویخته دیدند با یکدیگر میگفتند بلاشکّ این شخص خونی است که با اینکه از دریا رست عدل نمیگذارد که زیست کند ✡︎ {{verse|۲۸|۵|color=black}} امّا آن جانور را در آتش افکنده هیچ ضرر نیافت ✡︎ {{verse|۲۸|۶|color=black}} پس منتظر بودند که او آماس کند یا بغتهًٔ افتاده بمیرد ولی چون انتظار بسیار کشیدند و دیدند که هیچ ضرری بدو نرسید برگشته گفتند که خدائی است ✡︎ {{verse|۲۸|۷|color=black}} و در آن نواحی املاک رئیس جزیره که پوبلیوس نام داشت بود که او ما را بخانهٔ خود طلبیده سه روز بمهربانی مهمانی نمود ✡︎ {{verse|۲۸|۸|color=black}} از قضا پدر پوْبلیوس را رنج تب و اسهال عارض شده خفته بود پس پولُس نزد وی آمده و دعا کرده ودست بر او گذارده او را شفا داد ✡︎ {{verse|۲۸|۹|color=black}} و چون این امر واقع شد سایر مریضانی که در جزیره بودند آمده شفا یافتند ✡︎ {{verse|۲۸|۱۰|color=black}} و ایشان ما را اکرام بسیار نمودند و چون روانه میشدیم آنچه لازم بود برای ما حاضر ساختند ✡︎ {{verse|۲۸|۱۱|color=black}} و بعد از سه ماه بکشتی اِسْکَنْدَریّه که علامت جوزا داشت و زمستان را در جزیره بسر برده بود سوار شدیم ✡︎ {{verse|۲۸|۱۲|color=black}} و بسراکُوس فرود آمده سه روز توقّف نمودیم ✡︎ {{verse|۲۸|۱۳|color=black}} و از آنجا دور زده برِیغیون رسیدیم و بعد از یک روز باد جنوبی وزیده روز دوّم وارد پوطیولی شدیم ✡︎ {{verse|۲۸|۱۴|color=black}} و در آنجا برادران یافته حسب خواهش ایشان هفت روز ماندیم و همچنین برُوم آمدیم ✡︎ {{verse|۲۸|۱۵|color=black}} و برادرانِ آنجا چون از احوال ما مطلّع شدند باستقبال ما بیرون آمدند تا فُورَنِاَپِیوس و سهدکّان و پولُس چون ایشان را دید خدا را شکر نموده قویّدل گشت ✡︎ {{verse|۲۸|۱۶|color=black}} و چون برُوم رسیدیم یوزباشی زندانیان را بسردار افواج خاصّه سپرد امّا پولُس را اجازت دادند که با یک سپاهی که محافظت او میکرد در منزل خود بماند ✡︎ {{verse|۲۸|۱۷|color=black}} و بعد از سه روز پولُس بزرگان یهود را طلبید و چون جمع شدند بایشان گفت ای برادرانِ عزیز با وجودی که من هیچ عملی خلاف قوم و رسوم اجداد نکرده بودم همانا مرا دراورشلیم بسته<noinclude></noinclude> bt8eqwdmt87xjjtyaostg1u12zrpki1 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۴۱ 104 89241 289650 2026-06-24T19:37:17Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «بدستهای رومیان سپردند ✡︎ {{verse|۲۸|۱۸|color=black}} ایشان بعد از تفحّص چون در من هیچ علّت قتل نیافتند اراده کردند که مرا رها کنند ✡︎ {{verse|۲۸|۱۹|color=black}} ولی چون یهود مخالفت نمودند ناچار شده بقیصر رفع دعوی کردم نه تا آنکه از امّت خود شکایت کنم ✡︎ {{verse|۲۸|...» ایجاد کرد 289650 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بدستهای رومیان سپردند ✡︎ {{verse|۲۸|۱۸|color=black}} ایشان بعد از تفحّص چون در من هیچ علّت قتل نیافتند اراده کردند که مرا رها کنند ✡︎ {{verse|۲۸|۱۹|color=black}} ولی چون یهود مخالفت نمودند ناچار شده بقیصر رفع دعوی کردم نه تا آنکه از امّت خود شکایت کنم ✡︎ {{verse|۲۸|۲۰|color=black}} اکنون بدین جهت خواستم شما را ملاقات کنم و سخن گویم زیرا که بجهت امید اسرائیل بدین زنجیر بسته شدم ✡︎ {{verse|۲۸|۲۱|color=black}} وی را گفتند ما هیچ نوشته در حق تو از یهودیّه نیافتهایم و نه کسی از برادرانی که از آنجا آمدند خبری یا سخن بدی دربارهٔ تو گفته است ✡︎ {{verse|۲۸|۲۲|color=black}} لیکن مصلحت دانستیم از تو مقصود تو را بشنویم زیرا ما را معلوم است که این فرقه را در هر جا بد میگویند ✡︎ {{verse|۲۸|۲۳|color=black}} پس چون روزی برای وی معیّن کردند بسیاری نزد او بمنزلش آمدند که برای ایشان بملکوت خدا شهادت داده شرح مینمود و از تورات موسی و انبیا از صبح تا شام دربارهٔ عیسی اقامه حجّت میکرد ✡︎ {{verse|۲۸|۲۴|color=black}} پس بعضی بسخنان او ایمان آوردند و بعضی ایمان نیاوردند ✡︎ {{verse|۲۸|۲۵|color=black}} و چونبا یکدیگر معارضه میکردند از او جدا شدند بعد از آنکه پولُس این یک سخن را گفته بود که روحالقدس بوساطت اِشَعْیای نبی باجداد ما نیکو خطاب کرده ✡︎ {{verse|۲۸|۲۶|color=black}} گفته است که نزد این قوم رفته بدیشان بگو بگوش خواهید شنید و نخواهید فهمید و نظر کرده خواهید نگریست و نخواهید دید ✡︎ {{verse|۲۸|۲۷|color=black}} زیرا دل این قوم غلیظ شده و بگوشهای سنگین میشنوند و چشمان خود را بر هم نهادهاند مبادا بچشمان ببینند و بگوشها بشنوند و بدل بفهمند و بازگشت کنند تا ایشان را شفا بخشم ✡︎ {{verse|۲۸|۲۸|color=black}} پس بر شما معلوم باد که نجات خدا نزد امّتها فرستاده میشود و ایشان خواهند شنید ✡︎ {{verse|۲۸|۲۹|color=black}} چون این را گفت یهودیان رفتند و با یکدیگر مباحثه بسیار میکردند ✡︎ {{verse|۲۸|۳۰|color=black}} امّا پولُس دو سال تمام در خانهٔ اجارهای خود ساکن بود و هر که بنزد وی میآمد میپذیرفت ✡︎ {{verse|۲۸|۳۱|color=black}} و بملکوت خدا موعظه مینمود و با کمال دلیری در امور عیسی مسیحِ {{روخط|خداوند}} بدون ممانعت تعلیم میداد ✡︎ {{dhr|4em}} {{double rule|8em}} {{ته}}<noinclude></noinclude> 0jng9zhfpul4rcstirwk8zlcbdqzdt7 کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/کتاب اعمال رسولان 0 89242 289651 2026-06-24T19:38:28Z Hanooz 17889 صفحه‌ای تازه حاوی «{{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = کتاب اعمال رسولان | previous = [[../انجیل یوحنا/]] | next = [[../رساله پولس رسول برومیان/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1589 to=1641></pages>» ایجاد کرد 289651 wikitext text/x-wiki {{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = کتاب اعمال رسولان | previous = [[../انجیل یوحنا/]] | next = [[../رساله پولس رسول برومیان/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1589 to=1641></pages> 9kdp6p5hmiri4hwlqmery6b9ykfhuio 289652 289651 2026-06-24T19:39:27Z Hanooz 17889 289652 wikitext text/x-wiki {{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = کتاب اعمال رسولان | previous = [[../انجیل یوحنا/]] | next = [[../رساله پولس رسول برومیان/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1587 to=1641></pages> cga3wdsftie94cohdwn2t9j18ln7urn برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۴۲ 104 89243 289653 2026-06-24T19:39:47Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} پولُس غلام عیسی مسیح و رسول خوانده شده و جدا نموده شده برای انجیل خدا ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} که سابقاً وعدهٔ آن را داده بود بوساطت انبیای خود در کتب مقدّسه ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black}} دربارهٔ پسر خود که بحسب جسم...» ایجاد کرد 289653 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} پولُس غلام عیسی مسیح و رسول خوانده شده و جدا نموده شده برای انجیل خدا ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} که سابقاً وعدهٔ آن را داده بود بوساطت انبیای خود در کتب مقدّسه ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black}} دربارهٔ پسر خود که بحسب جسم از نسل داود متولّد شد ✡︎ {{verse|۱|۴|color=black}} و بحسب روح قدّوسیّت پسر خدا بقوّت معروف گردید از قیامت مردگان یعنی {{روخط|خداوند}} ما عیسی مسیح ✡︎ {{verse|۱|۵|color=black}} که باو فیض و رسالت را یافتیم برای اطاعت ایمان در جمیع امّتها بهخاطر اسم او ✡︎ {{verse|۱|۶|color=black}} که در میان ایشان شما نیز خوانده شده عیسی مسیح هستید ✡︎ {{verse|۱|۷|color=black}} به همهٔ که در روم محبوب خدا و خوانده شده و مقدّسید فیض و سلامتی از جانب پدر ما خدا و عیسی مسیح {{روخط|خداوند}} بر شما باد ✡︎ {{verse|۱|۸|color=black}} اوّل شکر میکنم خدای خود را بوساطت عیسی مسیح دربارهٔ همگی شما که ایمان شما در تمام عالم شهرت یافته است ✡︎ {{verse|۱|۹|color=black}} زیرا خدائی که او را بروح خود در انجیل پسرش خدمت میکنم مرا شاهد است که چگونه پیوسته شما را یاد میکنم ✡︎ {{verse|۱|۱۰|color=black}} و دائماً در دعاهای خود مسألت میکنم که شاید الآن آخر بارادهٔ خدا سعادت یافته نزد شما بیایم ✡︎ {{verse|۱|۱۱|color=black}} زیرا بسیار اشتیاق دارم که شما را ببینم تا نعمتی روحانی بشما برسانم که شما استوار بگردید ✡︎ {{verse|۱|۱۲|color=black}} یعنی تا در میان شما تسلّی یابیم از ایمان یکدیگر ایمان من و ایمان شما ✡︎ {{verse|۱|۱۳|color=black}} لکن ای برادران نمیخواهم که شما بیخبر باشید از اینکه مکرّراً ارادهٔ آمدن نزد شما کردم و تا بحال ممنوع شدم تا ثمری حاصل کنم در میان شما نیز چنانکه در سایر امّتها ✡︎ {{verse|۱|۱۴|color=black}} زیرا که یونانیان و بَرْبِریان و حکما و جهلا را هم مدیونم ✡︎ {{verse|۱|۱۵|color=black}} پس همچنین بقدر طاقت خود مستعدّم که شما را نیز که در روم هستید بشارت دهم ✡︎ {{verse|۱|۱۶|color=black}} زیرا که از انجیل مسیح عار ندارم چونکه قوّت خداست برای نجات هر کس که ایمان آورد اوّل یهود و پس یونانی ✡︎ {{verse|۱|۱۷|color=black}} که در آن عدالت خدا مکشوف<noinclude></noinclude> qjwturbn0a66rzif00plq2a6kgay8is برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۴۳ 104 89244 289654 2026-06-24T19:40:02Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «میشود از ایمان تا ایمان چنانکه مکتوب است که عادل بایمان زیست خواهد نمود ✡︎ {{verse|۱|۱۸|color=black}} زیرا غضب خدا از آسمان مکشوف میشود بر هر بیدینی و ناراستی مردمانی که راستی را در ناراستی باز میدارند ✡︎ {{verse|۱|۱۹|color=black}} چونکه آنچه از خدا میتوان شناخت...» ایجاد کرد 289654 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>میشود از ایمان تا ایمان چنانکه مکتوب است که عادل بایمان زیست خواهد نمود ✡︎ {{verse|۱|۱۸|color=black}} زیرا غضب خدا از آسمان مکشوف میشود بر هر بیدینی و ناراستی مردمانی که راستی را در ناراستی باز میدارند ✡︎ {{verse|۱|۱۹|color=black}} چونکه آنچه از خدا میتوان شناخت در ایشان ظاهر است زیرا خدا آن را بر ایشان ظاهر کرده است ✡︎ {{verse|۱|۲۰|color=black}} زیرا که چیزهای نادیدهٔ او یعنی قوّت سَرْمَدی و اُلوهیّتش از حین آفرینش عالم بهوسیلهٔ کارهای او فهمیده و دیده میشود تا ایشان را عذری نباشد ✡︎ {{verse|۱|۲۱|color=black}} زیرا هر چند خدا را شناختند ولی او را چون خدا تمجید و شکر نکردند بلکه در خیالات خود باطل گردیده دل بیفهم ایشان تاریک گشت ✡︎ {{verse|۱|۲۲|color=black}} ادّعای حکمت میکردند و احمق گردیدند ✡︎ {{verse|۱|۲۳|color=black}} و جلال خدای غیرفانی را بشبیه صورت انسان فانی و طیور و بهایم و حشرات تبدیل نمودند ✡︎ {{verse|۱|۲۴|color=black}} لهذا خدا نیز ایشان را در شهوات دل خودشان بناپاکی تسلیم فرمود تا در میان خود بدنهای خویش را خوار سازند ✡︎ {{verse|۱|۲۵|color=black}} که ایشان حقّ خدا را بدروغ مبدّل کردند و عبادت و خدمت نمودند مخلوق را بعوض خالقی که تا ابدالآباد متبارک است آمین ✡︎ {{verse|۱|۲۶|color=black}} از این سبب خدا ایشان را بهوسهای خباثت تسلیم نمود بنوعی که زنانشان نیز عمل طبیعی را بآنچه خلاف طبیعت است تبدیل نمودند ✡︎ {{verse|۱|۲۷|color=black}} و همچنین مردان هم استعمال طبیعی زنان را ترک کرده از شهوات خود با یکدیگر سوختند مرد با مرد مرتکب اعمال زشت شده عقوبت سزاوار تقصیر خود را در خود یافتند ✡︎ {{verse|۱|۲۸|color=black}} و چون روا نداشتند که خدا را در دانش خود نگاه دارند خدا ایشان را بذهن مردود واگذاشت تا کارهای ناشایسته بجا آورند ✡︎ {{verse|۱|۲۹|color=black}} ممّلو از هر نوع ناراستی و شرارت و طمع و خباثت پُر از حسد و قتل و جدال و مکر و بدخویی ✡︎ {{verse|۱|۳۰|color=black}} غمّازان و غیبتکنندگان و دشمنان خدا و اهانتکنندگان و متکبّران و لافزنان و مُبْدِعان شرّ و نامطیعانوالدین ✡︎ {{verse|۱|۳۱|color=black}} بیفهم و بیوفا و بیالفت و بیرحم ✡︎ {{verse|۱|۳۲|color=black}} زیرا هر چند انصاف خدا را میدانند که کنندگان چنین کارها مستوجب موت هستند نه فقط آنها را میکنند بلکه کنندگان را نیز خوش میدارند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب دوم}}}} {{فصل|۲}} {{verse|۲|۱|color=black}} لهذا ای آدمی که حکم میکنی هر کهباشی عذری نداری زیرا که بآنچه بر دیگری حکم میکنی فتوا بر خود میدهی زیرا تو که حکم میکنی همان کارها را بعمل میآوری ✡︎<noinclude></noinclude> lfd1uvhyr8adbzox5v0f0zx7eitnrjx برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۴۴ 104 89245 289655 2026-06-24T19:40:17Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{verse|۲|۲|color=black}} و میدانیم که حکم خدا بر کنندگانِ چنین اعمال بر حقّ است ✡︎ {{verse|۲|۳|color=black}} پس ای آدمی که بر کنندگانِ چنین اعمال حکم میکنی و خود همان را میکنی آیا گمان میبری که تو از حکم خدا خواهی رست ✡︎ {{verse|۲|۴|color=black}} یا آنکه دولت مهربانی و صبر و...» ایجاد کرد 289655 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۲|۲|color=black}} و میدانیم که حکم خدا بر کنندگانِ چنین اعمال بر حقّ است ✡︎ {{verse|۲|۳|color=black}} پس ای آدمی که بر کنندگانِ چنین اعمال حکم میکنی و خود همان را میکنی آیا گمان میبری که تو از حکم خدا خواهی رست ✡︎ {{verse|۲|۴|color=black}} یا آنکه دولت مهربانی و صبر و حلم او را ناچیز میشماری و نمیدانی که مهربانی خدا تو را بتوبه میکشد ✡︎ {{verse|۲|۵|color=black}} و بهسبب قساوت و دل ناتوبهکار خود غضب را ذخیره میکنی برای خود در روز غضب و ظهور داوری عادله خدا ✡︎ {{verse|۲|۶|color=black}} که بهر کس برحسب اعمالش جزا خواهد داد ✡︎ {{verse|۲|۷|color=black}} امّا بآنانی که با صبر در اعمال نیکو طالب جلال و اکرام و بقایند حیات جاودانی را ✡︎ {{verse|۲|۸|color=black}} و امّا باهل تعصّب که اطاعت راستی نمیکنند بلکه مطیع ناراستی میباشند خشم و غضب ✡︎ {{verse|۲|۹|color=black}} و عذاب و ضیق بر هر نَفْس بشری که مرتکب بدی میشود اوّل بر یهود و پس بر یونانی ✡︎ {{verse|۲|۱۰|color=black}} لکن جلال و اکرام و سلامتی بر هر نیکوکار نخست بر یهود و بر یونانی نیز ✡︎ {{verse|۲|۱۱|color=black}} زیرا نزد خدا طرفداری نیست ✡︎ {{verse|۲|۱۲|color=black}} زیرا آنانی که بدون شریعت گناه کنند بیشریعت نیز هلاک شوند و آنانی که با شریعت گناه کنند از شریعت بر ایشان حکم خواهد شد ✡︎ {{verse|۲|۱۳|color=black}} از آن جهت که شنوندگانِ شریعت در حضور خدا عادل نیستند بلکه کنندگانِ شریعت عادل شمرده خواهند شد ✡︎ {{verse|۲|۱۴|color=black}} زیرا هرگاه امّتهائی که شریعت ندارند کارهای شریعت را بطبیعت بجا آرند اینان هرچند شریعت ندارند برای خود شریعت هستند ✡︎ {{verse|۲|۱۵|color=black}} چونکه از ایشان ظاهر میشود که عمل شریعت بر دل ایشان مکتوب است و ضمیر ایشان نیز گواهی میدهد و افکار ایشان با یکدیگر یا مَذِمَّت میکنند یا عذر میآورند ✡︎ {{verse|۲|۱۶|color=black}} در روزی که خدا رازهای مردم را داوری خواهد نمود بوساطت عیسی مسیح برحسب بشارت من ✡︎ {{verse|۲|۱۷|color=black}} پس اگر تو مُسَمّیٰ بیهود هستی و بر شریعت تکیه میکنی و بخدا فخر مینمائی ✡︎ {{verse|۲|۱۸|color=black}} و ارادهٔ او را میدانی و از شریعت تربیت یافته چیزهای افضل را میگزینی ✡︎ {{verse|۲|۱۹|color=black}} و یقین داری که خود هادی کوران و نور ظلمتیان ✡︎ {{verse|۲|۲۰|color=black}} و مُؤَدِّب جاهلان و معلّم اطفال هستی و در شریعت صورت معرفت و راستی را داری ✡︎ {{verse|۲|۲۱|color=black}} پس ای کسی که دیگران را تعلیم میدهی چرا خود را نمیآموزی و وعظ میکنی که دزدی نباید کرد آیا خود دزدی میکنی ✡︎ {{verse|۲|۲۲|color=black}} و از زنا کردن نهی میکنی آیا خود زانی نیستی و از بتها نفرت داری آیا خود معبدها را غارت نمیکنی ✡︎ {{verse|۲|۲۳|color=black}} و بشریعت فخر میکنی آیا بتجاوز از شریعت خدا را اهانت نمیکنی ✡︎ {{verse|۲|۲۴|color=black}} زیرا که بهسبب شما در میان امّتها اسم خدا را کفر میگویند<noinclude></noinclude> h0xwnmo8qn0ya40ou6mixoboqas5yt7 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۴۵ 104 89246 289656 2026-06-24T19:40:33Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «چنانکهمکتوب است ✡︎ {{verse|۲|۲۵|color=black}} زیرا ختنه سودمند است هرگاه بشریعت عمل نمائی امّا اگر از شریعت تجاوز نمائی ختنه تو نامختونی گشته است ✡︎ {{verse|۲|۲۶|color=black}} پس اگر نامختونی احکام شریعت را نگاه دارد آیا نامختونیِ او ختنه شمرده نمیشود ✡︎ {{verse|...» ایجاد کرد 289656 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>چنانکهمکتوب است ✡︎ {{verse|۲|۲۵|color=black}} زیرا ختنه سودمند است هرگاه بشریعت عمل نمائی امّا اگر از شریعت تجاوز نمائی ختنه تو نامختونی گشته است ✡︎ {{verse|۲|۲۶|color=black}} پس اگر نامختونی احکام شریعت را نگاه دارد آیا نامختونیِ او ختنه شمرده نمیشود ✡︎ {{verse|۲|۲۷|color=black}} و نامختونیِ طبیعی هرگاه شریعت را بجا آرد حکم خواهد کرد بر تو که با وجود کتب و ختنه از شریعت تجاوز میکنی ✡︎ {{verse|۲|۲۸|color=black}} زیرا آنکه در ظاهر است یهودی نیست و آنچه در ظاهر در جسم است ختنه نی ✡︎ {{verse|۲|۲۹|color=black}} بلکه یهود آن است که در باطن باشد و ختنه آنکه قلبی باشد در روح نه در حرف که مدح آن نه از انسان بلکه از خداست ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} پس برتری یهود چیست و یا از ختنه چه فایده ✡︎ {{verse|۳|۲|color=black}} بسیار از هر جهت اوّل آنکه بدیشان کلام خدا امانت داده شده است ✡︎ {{verse|۳|۳|color=black}} زیرا که چه بگوییم اگر بعضی ایمان نداشتند آیا بیایمانی ایشان امانت خدا را باطل میسازد ✡︎ {{verse|۳|۴|color=black}} حاشا بلکه خدا راستگو باشد و هر انسان دروغگو چنانکه مکتوب است تا اینکه در سخنان خود مُصَدَّق شوی و در داوری خود غالب آیی ✡︎ {{verse|۳|۵|color=black}} لکن اگر ناراستی ما عدالت خدا را ثابت میکند چه گوییم آیا خدا ظالم است وقتی که غضب مینماید بطور انسان سخن میگویم ✡︎ {{verse|۳|۶|color=black}} حاشا در این صورت خدا چگونه عالم را داوری خواهد کرد ✡︎ {{verse|۳|۷|color=black}} زیرا اگر بدروغ من راستیِ خدا برای جلال او افزون شود پس چرا بر من نیز چون گناهکار حکم شود ✡︎ {{verse|۳|۸|color=black}} و چرا نگوییمچنانکه بعضی بر ما افترا میزنند و گمان میبرند که ما چنین میگوییم بدی بکنیم تا نیکویی حاصل شود که قصاص ایشان بانصاف است ✡︎ {{verse|۳|۹|color=black}} پس چه گوییم آیا برتری داریم نه بهیچوجه زیرا پیش ادّعا وارد آوردیم که یهود و یونانیان هر دو بگناه گرفتارند ✡︎ {{verse|۳|۱۰|color=black}} چنانکه مکتوب است که کسی عادل نیست یکی هم نی ✡︎ {{verse|۳|۱۱|color=black}} کسی فهیم نیست کسی طالب خدا نیست ✡︎ {{verse|۳|۱۲|color=black}} همهٔ گمراه و جمیعاً باطل گردیدهاند نیکوکاری نیست یکی هم نی ✡︎ {{verse|۳|۱۳|color=black}} گلوی ایشان گور گشاده است و بزبانهای خود فریب میدهند زهر مار در زیر لب ایشان است ✡︎ {{verse|۳|۱۴|color=black}} و دهان ایشان پر از لعنت و تلخی است ✡︎ {{verse|۳|۱۵|color=black}} پایهای ایشان برای خون ریختن شتابان است ✡︎ {{verse|۳|۱۶|color=black}} هلاکت و پریشانی در طریقهای ایشان است ✡︎ {{verse|۳|۱۷|color=black}} و طریق سلامتی را ندانستهاند ✡︎ {{verse|۳|۱۸|color=black}} خدا ترسی در چشمانشان<noinclude></noinclude> 6rfrypgglwk3l5zjxh1k1ft2kk0az8z برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۴۶ 104 89247 289657 2026-06-24T19:40:46Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «نیست ✡︎ {{verse|۳|۱۹|color=black}} الآن آگاه هستیم که آنچه شریعت میگوید باهل شریعت خطاب میکند تا هر دهانی بسته شود و تمام عالم زیر قصاص خدا آیند ✡︎ {{verse|۳|۲۰|color=black}} از آنجا که باعمال شریعت هیچ بشری در حضور او عادل شمرده نخواهد شد چونکه از شریعت دانستن گ...» ایجاد کرد 289657 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نیست ✡︎ {{verse|۳|۱۹|color=black}} الآن آگاه هستیم که آنچه شریعت میگوید باهل شریعت خطاب میکند تا هر دهانی بسته شود و تمام عالم زیر قصاص خدا آیند ✡︎ {{verse|۳|۲۰|color=black}} از آنجا که باعمال شریعت هیچ بشری در حضور او عادل شمرده نخواهد شد چونکه از شریعت دانستن گناه است ✡︎ {{verse|۳|۲۱|color=black}} لکن الحال بدون شریعت عدالت خدا ظاهر شده است چنانکه تورات و انبیا بر آنشهادت میدهند ✡︎ {{verse|۳|۲۲|color=black}} یعنی عدالت خدا که بهوسیلهٔ ایمان بعیسی مسیح است بهمهٔ و کلّ آنانی که ایمان آورند زیرا که هیچ تفاوتی نیست ✡︎ {{verse|۳|۲۳|color=black}} زیرا همهٔ گناه کردهاند واز جلال خدا قاصر میباشند ✡︎ {{verse|۳|۲۴|color=black}} و بفیض او مجّاناً عادل شمرده میشوند بوساطت آن فدیهای که در عیسی مسیح است ✡︎ {{verse|۳|۲۵|color=black}} که خدا او را از قبل معیّن کرد تا کفّاره باشد بهواسطهٔ ایمان بهوسیلهٔ خون او تا آنکه عدالت خود را ظاهر سازد بهسبب فرو گذاشتن خطایای سابق در حین تحمّل خدا ✡︎ {{verse|۳|۲۶|color=black}} برای اظهار عدالت خود در زمان حاضر تا او عادل شود و عادل شمارد هرکسی را که بعیسی ایمان آورد ✡︎ {{verse|۳|۲۷|color=black}} پس جای فخر کجا است برداشته شده است بکدام شریعت آیا بشریعت اعمال نی بلکه بشریعت ایمان ✡︎ {{verse|۳|۲۸|color=black}} زیرا یقین میدانیم که انسان بدون اعمال شریعت محض ایمان عادل شمرده میشود ✡︎ {{verse|۳|۲۹|color=black}} آیا او خدای یهود است فقط مگر خدای امّتها هم نیست البتّه خدای امّتها نیز است ✡︎ {{verse|۳|۳۰|color=black}} زیرا واحد است خدائی که اهل ختنه را از ایمان و نامختونان را بایمان عادل خواهد شمرد ✡︎ {{verse|۳|۳۱|color=black}} پس آیا شریعت را بایمان باطل میسازیم حاشا بلکه شریعت را استوار میداریم ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}} {{فصل|۴}} {{verse|۴|۱|color=black}} پس چه چیز را بگوییم که پدر ما ابراهیم بحسب جسم یافت ✡︎ {{verse|۴|۲|color=black}} زیرا اگر ابراهیم باعمال عادل شمرده شد جای فخر دارد امّا نه در نزد خدا ✡︎ {{verse|۴|۳|color=black}} زیرا کتاب چه میگوید ابراهیم بهخدا ایمان آورد و آن برای او عدالت محسوب شد ✡︎ {{verse|۴|۴|color=black}} لکن برای کسی که عمل میکند مزدش نه از راه فیض بلکه از راه طلب محسوب میشود ✡︎ {{verse|۴|۵|color=black}} و امّا کسی که عمل نکند بلکه ایمان آورد باو که بیدینان را عادل میشمارد ایمان او عدالت محسوب میشود ✡︎ {{verse|۴|۶|color=black}} چنانکه داود نیز خوشحالی آن کس را ذکر میکند که خدا برای او عدالت محسوب میدارد بدون اعمال ✡︎ {{verse|۴|۷|color=black}} خوشابحال کسانی که خطایای ایشان<noinclude></noinclude> 16tzqjxw5dwcbx0zkno356x72avcli4 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۴۷ 104 89248 289658 2026-06-24T19:42:10Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «آمرزیده شد و گناهانشان مستور گردید ✡︎ {{verse|۴|۸|color=black}} خوشابحال کسی که |خداوند گناه را بوی محسوب نفرماید ✡︎ {{verse|۴|۹|color=black}} پس آیا این خوشحالی بر اهل ختنه گفته شد یا برای نامختونان نیز زیرا میگوییم ایمان ابراهیم بعدالت محسوب گشت ✡︎ {{verse|۴|۱۰|co...» ایجاد کرد 289658 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>آمرزیده شد و گناهانشان مستور گردید ✡︎ {{verse|۴|۸|color=black}} خوشابحال کسی که |خداوند گناه را بوی محسوب نفرماید ✡︎ {{verse|۴|۹|color=black}} پس آیا این خوشحالی بر اهل ختنه گفته شد یا برای نامختونان نیز زیرا میگوییم ایمان ابراهیم بعدالت محسوب گشت ✡︎ {{verse|۴|۱۰|color=black}} پس در چه حالت محسوب شد وقتی که او در ختنه بود یا در نامختونی در ختنه نی بلکه در نامختونی ✡︎ {{verse|۴|۱۱|color=black}} و علامت ختنه را یافت تا مُهر باشد بر آن عدالت ایمانی که در نامختونی داشت تا او همهٔ نامختونان را که ایمان آورند پدر باشد تا عدالت برای ایشان هم محسوب شود ✡︎ {{verse|۴|۱۲|color=black}} و پدر اهل ختنه نیز یعنی آنانی را که نه فقط مختونند بلکه سالک هم میباشند بر آثار ایمانی که پدر ما ابراهیم در نامختونی داشت ✡︎ {{verse|۴|۱۳|color=black}} زیرا بابراهیم و ذریّت او وعدهای که او وارث جهان خواهد بود از جهت شریعت داده نشد بلکه از عدالت ایمان ✡︎ {{verse|۴|۱۴|color=black}} زیرا اگر اهل شریعت وارث باشند ایمان عاطل شد و وعده باطل ✡︎ {{verse|۴|۱۵|color=black}} زیرا که شریعت باعث غضب است زیراجائی که شریعت نیست تجاوز هم نیست ✡︎ {{verse|۴|۱۶|color=black}} و از این جهت از ایمان شد تا محض فیض باشد تا وعده برای همگی ذریّت استوار شود نه مختصّ بذریّت شرعی بلکه بذریّت ایمانی ابراهیم نیز که پدر جمیع ما است ✡︎ {{verse|۴|۱۷|color=black}} [چنانکه مکتوب است که تو را پدر امّتهای بسیار ساختهام] در حضور آن خدائی که باو ایمان آورد که مردگان را زنده میکند و ناموجودات را بوجود میخواند ✡︎ {{verse|۴|۱۸|color=black}} که او در ناامیدی بامید ایمان آورد تا پدر امّتهای بسیار شود برحسب آنچه گفته شد که ذریّت تو چنین خواهند بود ✡︎ {{verse|۴|۱۹|color=black}} و در ایمان کم قوّت نشده نظر کرد ببدن خود که در آن وقت مرده بود چونکه قریب بصد ساله بود و برَحِم مرده سارَه ✡︎ {{verse|۴|۲۰|color=black}} و در وعدهٔ خدا از بیایمانی شک ننمود بلکه قوّیالایمان گشته خدا را تمجید نمود ✡︎ {{verse|۴|۲۱|color=black}} و یقین دانست که بوفای وعدهٔ خود نیز قادر است ✡︎ {{verse|۴|۲۲|color=black}} و از این جهت برای او عدالت محسوب شد ✡︎ {{verse|۴|۲۳|color=black}} ولکن اینکه برای وی محسوب شد نه برای او فقط نوشته شد ✡︎ {{verse|۴|۲۴|color=black}} بلکه برای ما نیز که بما محسوب خواهد شد چون ایمان آوریم باو که |خداوند ما عیسی را از مردگان برخیزانید ✡︎ {{verse|۴|۲۵|color=black}} که بهسبب گناهان ما تسلیم گردید و بهسبب عادل شدن ما برخیزانیده شد ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب پنجم}}}} {{فصل|۵}} {{verse|۵|۱|color=black}} پس چونکه بایمان عادل شمرده شدیمنزد خدا سلامتی داریم بوساطت |خداوند<noinclude></noinclude> junlr6cj4srwyvq50kt517jf0v8pmp6 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۴۸ 104 89249 289659 2026-06-24T19:42:35Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «ما عیسی مسیح ✡︎ {{verse|۵|۲|color=black}} که بوساطت او دخول نیز یافتهایم بهوسیلهٔ ایمان در آن فیضی که در آنپایداریم و بامید جلال خدا فخر مینماییم ✡︎ {{verse|۵|۳|color=black}} و نه این تنها بلکه در مصیبتها هم فخر میکنیم چونکه میدانیم که مصیبت صبر را پیدا میکند ✡︎...» ایجاد کرد 289659 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ما عیسی مسیح ✡︎ {{verse|۵|۲|color=black}} که بوساطت او دخول نیز یافتهایم بهوسیلهٔ ایمان در آن فیضی که در آنپایداریم و بامید جلال خدا فخر مینماییم ✡︎ {{verse|۵|۳|color=black}} و نه این تنها بلکه در مصیبتها هم فخر میکنیم چونکه میدانیم که مصیبت صبر را پیدا میکند ✡︎ {{verse|۵|۴س|color=black}} و صبر امتحان را و امتحان امید را ✡︎ {{verse|۵|۵|color=black}} و امید باعث شرمساری نمیشود زیرا که محبّت خدا در دلهای ما بروحالقدس که بما عطا شد ریخته شده است ✡︎ {{verse|۵|۶|color=black}} زیرا هنگامی که ما هنوز ضعیف بودیم در زمان معیّن مسیح برای بیدینان وفات یافت ✡︎ {{verse|۵|۷|color=black}} زیرا بعید است که برای شخص عادل کسی بمیرد هرچند در راه مرد نیکو ممکن است کسی نیز جرأت کند که بمیرد ✡︎ {{verse|۵|۸|color=black}} لکن خدا محبّت خود را در ما ثابت میکند از اینکه هنگامی که ما هنوز گناهکار بودیم مسیح در راه ما مرد ✡︎ {{verse|۵|۹|color=black}} پس چقدر بیشتر الآن که بخون او عادل شمرده شدیم بهوسیلهٔ او از غضب نجات خواهیم یافت ✡︎ {{verse|۵|۱۰|color=black}} زیرا اگر در حالتی که دشمن بودیم بوساطت مرگ پسرش با خدا صلح داده شدیم پس چقدر بیشتر بعد از صلح یافتن بوساطت حیات او نجات خواهیم یافت ✡︎ {{verse|۵|۱۱|color=black}} و نه همین فقط بلکه در خدا هم فخر میکنیم بهوسیلهٔ خداوند ما عیسی مسیح که بوساطت او الآن صلح یافتهایم ✡︎ {{verse|۵|۱۲|color=black}} لهذا همچنان که بوساطت یک آدم گناه داخل جهان گردید و بگناه موت و باینگونه موت بر همهٔ مردم طاری گشت از آنجا که همهٔ گناه کردند ✡︎ {{verse|۵|۱۳|color=black}} زیرا قبل از شریعت گناه در جهان میبود لکن گناه محسوب نمیشود در جائی که شریعت نیست ✡︎ {{verse|۵|۱۴|color=black}} بلکه از آدم تا موسی موت تسلّط میداشت بر آنانی نیز که بر مثال تجاوز آدم که نمونهٔ آن آینده است گناه نکرده بودند ✡︎ {{verse|۵|۱۵|color=black}} و نه چنانکه خطا بود همچنان نعمت نیز باشد زیرا اگر بخطای یک شخص بسیاری مردند چقدر زیاده فیض خدا و آن بخششی که بفیض یک انسان یعنی عیسی مسیح است برای بسیاری افزون گردید ✡︎ {{verse|۵|۱۶|color=black}} و نه اینکه مثل آنچه از یک گناهکار سر زد همچنان بخشش باشد زیرا حکم شد از یک برای قصاص لکن نعمت از خطایای بسیار برای عدالت رسید ✡︎ {{verse|۵|۱۷|color=black}} زیرا اگر بهسبب خطای یک نفر و بهواسطهٔٔ آن یک موت سلطنت کرد چقدر بیشتر آنانی که افزونی فیض و بخشش عدالت را میپذیرند در حیات سلطنت خواهند کرد بهوسیلهٔ یک یعنی عیسی مسیح ✡︎ {{verse|۵|۱۸|color=black}} پس همچنان که بیک خطا حکم شد بر جمیع مردمان برای قصاص همچنین بیک عمل صالح بخشش شد بر جمیع مردمان برای عدالت حیات ✡︎ {{verse|۵|۱۹|color=black}} زیرا بهمین<noinclude></noinclude> tbhqof1881ip2hdv9nmfospp6aqfdc2 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۴۹ 104 89250 289660 2026-06-24T19:42:50Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «قسمی که از نافرمانی یک شخص بسیاری گناهکار شدند همچنین نیز باطاعت یک شخص بسیاری عادل خواهند گردید ✡︎ {{verse|۵|۲۰|color=black}} امّا شریعت در میان آمد تا خطا زیاده شود لکن جائی که گناه زیاده گشت فیض بینهایت افزون گردید ✡︎ {{verse|۵|۲۱|color=black}} تا آنکه چنانکه...» ایجاد کرد 289660 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>قسمی که از نافرمانی یک شخص بسیاری گناهکار شدند همچنین نیز باطاعت یک شخص بسیاری عادل خواهند گردید ✡︎ {{verse|۵|۲۰|color=black}} امّا شریعت در میان آمد تا خطا زیاده شود لکن جائی که گناه زیاده گشت فیض بینهایت افزون گردید ✡︎ {{verse|۵|۲۱|color=black}} تا آنکه چنانکه گناه در موت سلطنت کرد همچنین فیض نیز سلطنت نماید بعدالت برای حیات جاودانی بوساطت خداوند ما عیسی مسیح ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب ششم}}}} {{فصل|۶}} {{verse|۶|۱|color=black}} پس چه گوییم آیا در گناه بمانیم تا فیضافزون گردد ✡︎ {{verse|۶|۲|color=black}} حاشا مایانی که از گناهمردیم چگونه دیگر در آن زیست کنیم ✡︎ {{verse|۶|۳|color=black}} یا نمیدانید که جمیع ما که در مسیح عیسی تعمید یافتیم در موت او تعمید یافتیم ✡︎ {{verse|۶|۴|color=black}} پس چونکه در موت او تعمید یافتیم با او دفن شدیم تا آنکه بهمین قسمی که مسیح بجلال پدر از مردگان برخاست ما نیز در تازگی حیات رفتار نماییم ✡︎ {{verse|۶|۵|color=black}} زیرا اگر بر مثال موت او متّحد گشتیم هرآینه در قیامت وی نیز چنین خواهیم شد ✡︎ {{verse|۶|۶|color=black}} زیرا این را میدانیم که انسانیّت کهنه ما با او مصلوب شد تا جسد گناه معدوم گشته دیگر گناه را بندگی نکنیم ✡︎ {{verse|۶|۷|color=black}} زیرا هر که مُرد از گناه مبرّا شده است ✡︎ {{verse|۶|۸|color=black}} پس هرگاه با مسیح مردیم یقین میدانیم که با او زیست هم خواهیم کرد ✡︎ {{verse|۶|۹|color=black}} زیرا میدانیم که چون مسیح از مردگان برخاست دیگر نمیمیرد و بعد از این موت بر او تسلّطی ندارد ✡︎ {{verse|۶|۱۰|color=black}} زیرا بآنچه مرد یک مرتبه برای گناه مرد و بآنچه زندگی میکند برای خدا زیست میکند ✡︎ {{verse|۶|۱۱|color=black}} همچنین شما نیز خود را برای گناه مرده انگارید امّا برای خدا در مسیح عیسی زنده ✡︎ {{verse|۶|۱۲|color=black}} پس گناه در جسم فانی شما حکمرانی نکند تا هوسهای آن را اطاعت نمایید ✡︎ {{verse|۶|۱۳|color=black}} و اعضای خود را بگناه مسپارید تا آلات ناراستی شوند بلکه خود را از مردگان زنده شده بخدا تسلیم کنید و اعضای خود را تا آلات عدالت برای خدا باشند ✡︎ {{verse|۶|۱۴|color=black}} زیرا گناه بر شما سلطنت نخواهد کرد چونکه زیر شریعت نیستید بلکه زیر فیض ✡︎ {{verse|۶|۱۵|color=black}} پس چه گوییم آیا گناه بکنیم از آنرو که زیر شریعت نیستیم بلکه زیر فیض حاشا ✡︎ {{verse|۶|۱۶|color=black}} آیا نمیدانید که اگر خویشتن را ببندگی کسی تسلیمکرده او را اطاعت نمایید شما آنکس را که او را اطاعت میکنید بنده هستید خواه گناه را برای مرگ خواه اطاعت را برای عدالت ✡︎ {{verse|۶|۱۷|color=black}} امّا شکر خدا را که هرچند غلامان گناه میبودید لیکن<noinclude></noinclude> fbze1kj486jyztblomwkszc36snih4f برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۵۰ 104 89251 289661 2026-06-24T19:43:05Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «الآن از دل مطیع آن صورت تعلیم گردیدهاید که بآن سپرده شدهاید ✡︎ {{verse|۶|۱۸|color=black}} و از گناه آزاد شده غلامان عدالت گشتهاید ✡︎ {{verse|۶|۱۹|color=black}} بطور انسان بهسبب ضعف جسم شما سخن میگویم زیرا همچنان که اعضای خود را بندگی نجاست و گناه برای گناه سپردی...» ایجاد کرد 289661 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>الآن از دل مطیع آن صورت تعلیم گردیدهاید که بآن سپرده شدهاید ✡︎ {{verse|۶|۱۸|color=black}} و از گناه آزاد شده غلامان عدالت گشتهاید ✡︎ {{verse|۶|۱۹|color=black}} بطور انسان بهسبب ضعف جسم شما سخن میگویم زیرا همچنان که اعضای خود را بندگی نجاست و گناه برای گناه سپردید همچنین الآن نیز اعضای خود را ببندگی عدالت برای قدّوسیّت بسپارید ✡︎ {{verse|۶|۲۰|color=black}} زیرا هنگامی که غلامان گناه میبودید از عدالت آزاد میبودید ✡︎ {{verse|۶|۲۱|color=black}} پس آن وقت چه ثمر داشتید از آن کارهائی که الآن از آنها شرمندهاید که انجام آنها موت است ✡︎ {{verse|۶|۲۲|color=black}} امّا الحال چونکه از گناه آزاد شده و غلامان خدا گشتهاید ثمر خود را برای قدّوسیّت میآورید که عاقبتِ آن حیات جاودانی است ✡︎ {{verse|۶|۲۳|color=black}} زیرا که مزد گناه موت است امّا نعمت خدا حیات جاودانی در خداوند ما عیسی مسیح ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب هفتم}}}} {{فصل|۷}} {{verse|۷|۱|color=black}} ای برادران آیا نمیدانید [زیرا که با عارفین شریعت سخن میگویم] که مادامی که انسان زنده است شریعت بر وی حکمرانی دارد ✡︎ {{verse|۷|۲|color=black}} زیرا زن منکوحه برحسب شریعت بشوهرِ زنده بسته است امّا هرگاه شوهرش بمیرد از شریعتِ شوهرش آزاد شود ✡︎ {{verse|۷|۳|color=black}} پس مادامی که شوهرش حیات دارد اگر بمرد دیگر پیوندد زانیه خوانده میشود لکن هرگاه شوهرش بمیرداز آن شریعت آزاد است که اگر بشوهری دیگر داده شود زانیه نباشد ✡︎ {{verse|۷|۴|color=black}} بنابراین ای برادرانِ من شما نیز بوساطت جسد مسیح برای شریعت مرده شدید تا خود را بدیگری پیوندید یعنی با او که از مردگان برخاست تا بجهت خدا ثمر آوریم ✡︎ {{verse|۷|۵|color=black}} زیرا وقتی که در جسم بودیم هوسهای گناهانی که از شریعت بود در اعضای ما عمل میکرد تا بجهت موت ثمر آوریم ✡︎ {{verse|۷|۶|color=black}} امّا الحال چون برای آن چیزی که در آن بسته بودیم مُردیم از شریعت آزاد شدیم بهحدّی که در تازگی روح بندگی میکنیم نه در کُهنگی حرف ✡︎ {{verse|۷|۷|color=black}} پس چه گوییم آیا شریعت گناه است حاشا بلکه گناه را جز بشریعت ندانستیم زیرا که شهوت را نمیدانستم اگر شریعت نمیگفت که طمع مورز ✡︎ {{verse|۷|۸|color=black}} لکن گناه از حکم فرصت جسته هر قسم طمع را در من پدید آورد زیرا بدون شریعت گناه مرده است ✡︎ {{verse|۷|۹|color=black}} و من از قبل بدون شریعت زنده میبودم لکن چون حکم آمد گناه زنده گشت و من مردم ✡︎ {{verse|۷|۱۰|color=black}} و آن حکمی که برای حیات بود همان مرا باعث موت<noinclude></noinclude> g9jy7n06jik201voekggrpq69mytasi برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۵۱ 104 89252 289662 2026-06-24T19:43:27Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «گردید ✡︎ {{verse|۷|۱۱|color=black}} زیرا گناه از حکم فرصت یافته مرا فریب داد و بآن مرا کُشت ✡︎ {{verse|۷|۱۲|color=black}} خلاصه شریعت مقدّس است و حکم مقدّس و عادل و نیکو ✡︎ {{verse|۷|۱۳|color=black}} پس آیا نیکویی برای من موت گردید حاشا بلکه گناه تا گناه بودنش ظاهر شود بهوس...» ایجاد کرد 289662 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>گردید ✡︎ {{verse|۷|۱۱|color=black}} زیرا گناه از حکم فرصت یافته مرا فریب داد و بآن مرا کُشت ✡︎ {{verse|۷|۱۲|color=black}} خلاصه شریعت مقدّس است و حکم مقدّس و عادل و نیکو ✡︎ {{verse|۷|۱۳|color=black}} پس آیا نیکویی برای من موت گردید حاشا بلکه گناه تا گناه بودنش ظاهر شود بهوسیلهٔ نیکویی برای من باعث مرگ شد تا آنکه گناه بهسبب حکم بغایت خبیث شود ✡︎ {{verse|۷|۱۴|color=black}} زیرا میدانیم که شریعت روحانی است لکن من جسمانی و زیر گناه فروخته شده هستم ✡︎ {{verse|۷|۱۵|color=black}} که آنچه میکنم نمیدانم زیرا آنچه میخواهم نمیکنم بلکه کاری را که از آن نفرت دارم بجا میآورم ✡︎ {{verse|۷|۱۶|color=black}} پس هرگاه کاری را که نمیخواهم بجا میآورم شریعت را تصدیق میکنم که نیکوست ✡︎ {{verse|۷|۱۷|color=black}} و الحال من دیگر فاعل آن نیستم بلکه آن گناهی که در من ساکن است ✡︎ {{verse|۷|۱۸|color=black}} زیرا میدانم که در من یعنی در جسدم هیچ نیکویی ساکن نیست زیرا که اراده در من حاضر است امّا صورت نیکو کردن نی ✡︎ {{verse|۷|۱۹|color=black}} زیرا آن نیکویی را که میخواهم نمیکنم بلکه بدی را که نمیخواهم میکنم ✡︎ {{verse|۷|۲۰|color=black}} پس چون آنچه را نمیخواهم میکنم من دیگر فاعل آن نیستم بلکه گناه که در من ساکن است ✡︎ {{verse|۷|۲۱|color=black}} لهذا این شریعت را مییابم که وقتی که میخواهم نیکویی کنم بدی نزد من حاضر است ✡︎ {{verse|۷|۲۲|color=black}} زیرا برحسب انسانیّت باطنی بشریعت خدا خشنودم ✡︎ {{verse|۷|۲۳|color=black}} لکن شریعتی دیگر در اعضای خود میبینم که با شریعت ذهن من منازعه میکند و مرا اسیر میسازد بآن شریعت گناه که در اعضای من است ✡︎ {{verse|۷|۲۴|color=black}} وای بر من که مرد شقیای هستم کیست که مرا از جسم این موت رهائی بخشد ✡︎ {{verse|۷|۲۵|color=black}} خدا را شکر میکنم بوساطت خداوند ما عیسی مسیح خلاصه اینکه من بذهن خود شریعت خدا را بندگی میکنم و امّا بجسم خود شریعت گناه را ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب هشتم}}}} {{فصل|۸}} {{verse|۸|۱|color=black}} پس هیچ قصاص نیست بر آنانی که در مسیح عیسی هستند ✡︎ {{verse|۸|۲|color=black}} زیرا که شریعتروح حیات در مسیح عیسی مرا از شریعت گناه و موت آزاد گردانید ✡︎ {{verse|۸|۳|color=black}} زیرا آنچه از شریعت محال بود چونکه بهسبب جسم ضعیف بود خدا پسر خود را در شبیه جسم گناه و برای گناه فرستاده بر گناه در جسم فتوا داد ✡︎ {{verse|۸|۴|color=black}} تا عدالت شریعت کامل گردد در مایانی که نه بحسب جسم بلکه برحسب روح رفتار میکنیم ✡︎ {{verse|۸|۵|color=black}} زیرا آنانی که برحسب جسم هستند در چیزهای جسم تفکّر میکنند و امّا آنانی که برحسب روح هستند در چیزهای<noinclude></noinclude> s59xcgsff8h3o9err89swsm5f7hbdqe برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۵۲ 104 89253 289663 2026-06-24T19:43:58Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «روح ✡︎ {{verse|۸|۶|color=black}} از آن جهت که تفکّر جسم موت است لکن تفکّر روح حیات و سلامتی است ✡︎ {{verse|۸|۷|color=black}} زانرو که تفکّر جسم دشمنی خدا است چونکه شریعت خدا را اطاعت نمیکند زیرا نمیتواند هم بکند ✡︎ {{verse|۸|۸|color=black}} و کسانی که جسمانی هستند نمیتوانن...» ایجاد کرد 289663 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>روح ✡︎ {{verse|۸|۶|color=black}} از آن جهت که تفکّر جسم موت است لکن تفکّر روح حیات و سلامتی است ✡︎ {{verse|۸|۷|color=black}} زانرو که تفکّر جسم دشمنی خدا است چونکه شریعت خدا را اطاعت نمیکند زیرا نمیتواند هم بکند ✡︎ {{verse|۸|۸|color=black}} و کسانی که جسمانی هستند نمیتوانند خدا را خشنود سازند ✡︎ {{verse|۸|۹|color=black}} لکن شما در جسم نیستید بلکه در روح هرگاه روح خدا در شما ساکن باشد و هرگاه کسی روح مسیح را ندارد وی از آن او نیست ✡︎ {{verse|۸|۱۰|color=black}} و اگر مسیح در شما است جسم بهسبب گناه مرده است و امّا روح بهسبب عدالت حیات است ✡︎ {{verse|۸|۱۱|color=black}} و اگر روح او که عیسی را از مردگان برخیزانید در شما ساکن باشد او که مسیح را از مردگان برخیزانید بدنهای فانی شما را نیز زنده خواهد ساخت بروح خود که در شما ساکن است ✡︎ {{verse|۸|۱۲|color=black}} بنابراین ای برادران مدیون جسم نیستیم تا برحسب جسم زیست نماییم ✡︎ {{verse|۸|۱۳|color=black}} زیرا اگر برحسب جسم زیست کنید هرآینه خواهید مرد لکن اگر افعال بدن را بهوسیلهٔ روح بکُشید هماناخواهید زیست ✡︎ {{verse|۸|۱۴|color=black}} زیرا همهٔ کسانی که از روح خدا هدایت میشوند ایشان پسران خدایند ✡︎ {{verse|۸|۱۵|color=black}} از آنرو که روح بندگی را نیافتهاید تا باز ترسان شوید بلکه روح پسر خواندگی را یافتهاید که بآن ابّا یعنی ای پدر ندا میکنیم ✡︎ {{verse|۸|۱۶|color=black}} همان روح بر روحهای ما شهادت میدهد که فرزندان خدا هستیم ✡︎ {{verse|۸|۱۷|color=black}} و هرگاه فرزندانیم وارثان هم هستیم یعنی وَرَثهٔ خدا و همارث با مسیح اگر شریک مصیبتهای او هستیم تا در جلال وی نیز شریک باشیم ✡︎ {{verse|۸|۱۸|color=black}} زیرا یقین میدانم که دردهای زمان حاضر نسبت بآن جلالی که در ما ظاهر خواهد شد هیچ است ✡︎ {{verse|۸|۱۹|color=black}} زیرا که انتظار خلقت منتظر ظهور پسران خدا میباشد ✡︎ {{verse|۸|۲۰|color=black}} زیرا خلقت مطیع بطالت شد نه بارادهٔ خود بلکه بخاطر او که آن را مطیع گردانید ✡︎ {{verse|۸|۲۱|color=black}} در امید که خودِ خلقت نیز از قید فساد خلاصی خواهد یافت تا در آزادی جلال فرزندان خدا شریک شود ✡︎ {{verse|۸|۲۲|color=black}} زیرا میدانیم که تمام خلقت تا الآن با هم در آه کشیدن و درد زه میباشند ✡︎ {{verse|۸|۲۳|color=black}} و نه این فقط بلکه ما نیز که نوبر روح را یافتهایم در خود آه میکشیم در انتظار پسرخواندگی یعنی خلاصی جسم خود ✡︎ {{verse|۸|۲۴|color=black}} زیرا که بامید نجات یافتیم لکن چون امید دیده شد دیگر امید نیست زیرا آنچه کسی بیند چرا دیگر در امید آن باشد ✡︎ {{verse|۸|۲۵|color=black}} امّا اگر امید چیزی را داریم که نمیبینیم با صبر انتظار آن میکشیم ✡︎ {{verse|۸|۲۶|color=black}} و همچنین روح نیز ضعف ما را مدد میکند زیرا که آنچه دعا کنیم بطوری که میباید نمیدانیم لکن خود روح برای ما شفاعت میکندبه نالههائی که<noinclude></noinclude> szzhq55f4tliu9uvrfxj679v0gx5a3f برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۵۳ 104 89254 289664 2026-06-24T19:44:14Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «نمیشود بیان کرد ✡︎ {{verse|۸|۲۷|color=black}} و او که تفحّصکننده دلهاست فکر روح را میداند زیرا که او برای مقدّسین برحسب ارادهٔ خدا شفاعت میکند ✡︎ {{verse|۸|۲۸|color=black}} و میدانیم که بجهت آنانی که خدا را دوست میدارند و بحسب ارادهٔ او خوانده شدهاند همهٔ چیزها...» ایجاد کرد 289664 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نمیشود بیان کرد ✡︎ {{verse|۸|۲۷|color=black}} و او که تفحّصکننده دلهاست فکر روح را میداند زیرا که او برای مقدّسین برحسب ارادهٔ خدا شفاعت میکند ✡︎ {{verse|۸|۲۸|color=black}} و میدانیم که بجهت آنانی که خدا را دوست میدارند و بحسب ارادهٔ او خوانده شدهاند همهٔ چیزها برای خیریّت [ایشان] با هم در کار میباشند ✡︎ {{verse|۸|۲۹|color=black}} زیرا آنانی را که از قبل شناخت ایشان را نیز پیش معیّن فرمود تا بصورت پسرش متشکّل شوند تا او نخستزاده از برادران بسیار باشد ✡︎ {{verse|۸|۳۰|color=black}} و آنانی را که از قبل معین فرمود ایشان را هم خواند و آنانی را که خواند ایشان را نیز عادل گردانید و آنانی را که عادل گردانید ایشان را نیز جلال داد ✡︎ {{verse|۸|۳۱|color=black}} پس باین چیزها چه گوییم هرگاه خدا با ما است کیست بضدّ ما ✡︎ {{verse|۸|۳۲|color=black}} او که پسر خود را دریغ نداشت بلکه او را در راه جمیع ما تسلیم نمود چگونه با وی همهچیز را بما نخواهد بخشید ✡︎ {{verse|۸|۳۳|color=black}} کیست که بر برگزیدگان خدا مدّعی شود آیا خدا که عادل کننده است ✡︎ {{verse|۸|۳۴|color=black}} کیست که بر ایشان فتوا دهد آیا مسیح که مُرد بلکه نیز برخاست آنکه بدست راست خدا هم هست و ما را نیز شفاعت میکند ✡︎ {{verse|۸|۳۵|color=black}} کیست که ما را از محبّت مسیح جدا سازد آیا مصیبت یا دلتنگی یا جفا یا قحط یا عریانی یا خطر یا شمشیر ✡︎ {{verse|۸|۳۶|color=black}} چنانکه مکتوب است که بخاطر تو تمام روز کُشته و مثل گوسفندان ذبحی شمرده میشویم ✡︎ {{verse|۸|۳۷|color=black}} بلکه در همهٔ این امور از حدّ زیاده نصرت یافتیم بهوسیلهٔ او که ما را محبّت نمود ✡︎ {{verse|۸|۳۸|color=black}} زیرا یقین میدانم که نه موت و نه حیات و نه فرشتگان و نه رؤسا و نه قدرتها و نه چیزهای حال و نهچیزهای آینده ✡︎ {{verse|۸|۳۹|color=black}} و نه بلندی و نه پستی و نه هیچ مخلوق دیگر قدرت خواهد داشت که ما را از محبّت خدا که در خداوند ما مسیح عیسی است جدا سازد ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب نهم}}}} {{فصل|۹}} {{verse|۹|۱|color=black}} در مسیح راست میگویم و دروغ نی و ضمیر من در روحالقدس مرا شاهد است ✡︎ {{verse|۹|۲|color=black}} که مرا غمی عظیم و در دلم وَجَع دائمی است ✡︎ {{verse|۹|۳|color=black}} زیرا راضی هم میبودم که خود از مسیح محروم شوم در راه برادرانم که بحسب جسم خویشان منند ✡︎ {{verse|۹|۴|color=black}} که ایشان اسرائیلیاند و پسرخواندگی و جلال و عهدها و امانت شریعت و عبادت و وعدهها از آنِ ایشان است ✡︎ {{verse|۹|۵|color=black}} که پدران از آن ایشانند و از ایشان مسیح بحسب جسم شد که فوق از همهٔ است خدای متبارک تا ابدالآباد آمین ✡︎ {{verse|۹|۶|color=black}} ولکن چنین نیست که کلام خدا ساقط<noinclude></noinclude> i152gdid5hs8rukasblo5w14z9r06kp برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۵۴ 104 89255 289665 2026-06-24T19:44:28Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «شده باشد زیرا همهٔ که از اسرائیلاند اسرائیلی نیستند ✡︎ {{verse|۹|۷|color=black}} و نه نسل ابراهیم تماماً فرزند هستند بلکه نسل تو در اسحاق خوانده خواهند شد ✡︎ {{verse|۹|۸|color=black}} یعنی فرزندان جسم فرزندان خدا نیستند بلکه فرزندان وعده از نسل محسوب میشوند ✡︎...» ایجاد کرد 289665 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>شده باشد زیرا همهٔ که از اسرائیلاند اسرائیلی نیستند ✡︎ {{verse|۹|۷|color=black}} و نه نسل ابراهیم تماماً فرزند هستند بلکه نسل تو در اسحاق خوانده خواهند شد ✡︎ {{verse|۹|۸|color=black}} یعنی فرزندان جسم فرزندان خدا نیستند بلکه فرزندان وعده از نسل محسوب میشوند ✡︎ {{verse|۹|۹|color=black}} زیرا کلام وعدهٔ این است که موافق چنین وقت خواهم آمد و ساره را پسری خواهد بود ✡︎ {{verse|۹|۱۰|color=black}} و نه این فقط بلکه رفْقَه نیز چون از یک شخص یعنی از پدر ما اسحاق حامله شد ✡︎ {{verse|۹|۱۱|color=black}} زیرا هنگامی که هنوز تولّد نیافته بودند و عملی نیک یا بد نکرده تا ارادهٔ خدا برحسب اختیار ثابت شود نه از اعمال بلکه از دعوتکننده ✡︎ {{verse|۹|۱۲|color=black}} بدو گفته شد که بزرگتر کوچکتررا بندگی خواهد نمود ✡︎ {{verse|۹|۱۳|color=black}} چنانکه مکتوب است یعقوب را دوست داشتم امّا عیسو را دشمن ✡︎ {{verse|۹|۱۴|color=black}} پس چه گوییم آیا نزد خدا بیانصافی است حاشا ✡︎ {{verse|۹|۱۵|color=black}} زیرا بموسی میگوید رحم خواهم فرمود بر هر که رحم کنم و رأفت خواهم نمود بر هر که رأفت نمایم ✡︎ {{verse|۹|۱۶|color=black}} لاجرم نه از خواهش کننده و نه از شتابنده است بلکه از خدای رحم کننده ✡︎ {{verse|۹|۱۷|color=black}} زیرا کتاب بفرعون میگوید برای همین تو را برانگیختم تا قوّت خود را در تو ظاهر سازم و تا نام من در تمام جهان ندا شود ✡︎ {{verse|۹|۱۸|color=black}} بنابراین هر که را میخواهد رحم میکند و هر که را میخواهد سنگدل میسازد ✡︎ {{verse|۹|۱۹|color=black}} پس مرا میگویی دیگر چرا ملامت میکند زیرا کیست که با ارادهٔ او مقاومت نموده باشد ✡︎ {{verse|۹|۲۰|color=black}} نی بلکه تو کیستی ای انسان که با خدا معارضه میکنی آیا مصنوع بصانع میگوید که چرا مرا چنین ساختی ✡︎ {{verse|۹|۲۱|color=black}} یا کوزهگر اختیار بر گِل ندارد که از یک خمیره ظرفی عزیز و ظرفی ذلیل بسازد ✡︎ {{verse|۹|۲۲|color=black}} و اگر خدا چون اراده نمود که غضب خود را ظاهر سازد و قدرت خویش را بشناساند ظروف غضب را که برای هلاکت آماده شده بود بحلم بسیار متحمّل گردید ✡︎ {{verse|۹|۲۳|color=black}} و تا دولت جلال خود را بشناساند بر ظروف رحمتی که آنها را از قبل برای جلال مستعّد نمود ✡︎ {{verse|۹|۲۴|color=black}} و آنها را نیز دعوت فرمود یعنی ما نه از یهود فقط بلکه از امّتها نیز ✡︎ {{verse|۹|۲۵|color=black}} چنانکه در هوشع هم میگوید آنانی را که قوم من نبودند قوم خود خواهم خواند و او را که دوست نداشتم محبوبه خود ✡︎ {{verse|۹|۲۶|color=black}} و جائی که بایشان گفته شد که شما قوم مننیستید در آنجا پسران خدای حّی خوانده خواهند شد ✡︎ {{verse|۹|۲۷|color=black}} و اشعیا نیز در حقّ اسرائیل ندا میکند که هرچند عدد بنی اسرائیل مانند ریگ دریا باشد لکن بقیّهٔ نجات خواهند یافت ✡︎ {{verse|۹|۲۸|color=black}} زیرا خداوند کلام خود را تمام و منقطع ساخته بر زمین بعمل خواهد آورد ✡︎ {{verse|۹|۲۹|color=black}} و چنانکه<noinclude></noinclude> 3klow1yhef2wi0n5vklnjo1f7xlo4lt برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۵۵ 104 89256 289666 2026-06-24T19:44:51Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «اشعیا پیش اخبار نمود که اگر ربّالجنود برای ما نسلی نمیگذارد هرآینه مثل سدوم میشدیم و مانند غَمورَه میگشتیم ✡︎ {{verse|۹|۳۰|color=black}} پس چه گوییم امّتهائی که در پیعدالت نرفتند عدالت را حاصل نمودند یعنی عدالتی که از ایمان است ✡︎ {{verse|۹|۳۱|color=black}} لکن...» ایجاد کرد 289666 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>اشعیا پیش اخبار نمود که اگر ربّالجنود برای ما نسلی نمیگذارد هرآینه مثل سدوم میشدیم و مانند غَمورَه میگشتیم ✡︎ {{verse|۹|۳۰|color=black}} پس چه گوییم امّتهائی که در پیعدالت نرفتند عدالت را حاصل نمودند یعنی عدالتی که از ایمان است ✡︎ {{verse|۹|۳۱|color=black}} لکن اسرائیل که در پی شریعت عدالت میرفتند بشریعت عدالت نرسیدند ✡︎ {{verse|۹|۳۲|color=black}} از چه سبب از این جهت که نه از راه ایمان بلکه از راه اعمالِ شریعت آن را طلبیدند زیرا که بسنگ مصادم لغزش خوردند ✡︎ {{verse|۹|۳۳|color=black}} چنانکه مکتوب است که اینک در صهیون سنگی مصادم و صخره لغزش مینهم و هر که بر او ایمان آورد خجل نخواهد گردید ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب دهم}}}} {{فصل|۱۰}} {{verse|۱۰|۱|color=black}} ای برادران خوشی دل من و دعای من نزد خدا بجهت اسرائیل برای نجات ایشان است ✡︎ {{verse|۱۰|۲|color=black}} زیرا بجهت ایشان شهادت میدهم که برای خدا غیرت دارند لکن نه از روی معرفت ✡︎ {{verse|۱۰|۳|color=black}} زیرا که چون عدالت خدا را نشناخته میخواستند عدالت خود را ثابت کنند مطیع عدالت خدا نگشتند ✡︎ {{verse|۱۰|۴|color=black}} زیرا که مسیح است انجام شریعت بجهت عدالت برای هر کس که ایمانآورد ✡︎ {{verse|۱۰|۵|color=black}} زیرا موسی عدالت شریعت را بیان میکند که هر که باین عمل کند در این خواهد زیست ✡︎ {{verse|۱۰|۶|color=black}} لکن عدالت ایمان بدینطور سخن میگوید که در خاطر خود مگو کیست که بآسمان صعود کند یعنی تا مسیح را فرود آورد ✡︎ {{verse|۱۰|۷|color=black}} یا کیست که بهاویه نزول کند یعنی تا مسیح را از مردگان برآورد ✡︎ {{verse|۱۰|۸|color=black}} لکن چه میگوید اینکه کلام نزد تو و در دهانت و در قلب تو است یعنی این کلام ایمان که بآن وعظ میکنیم ✡︎ {{verse|۱۰|۹|color=black}} زیرا اگر بزبان خود عیسی خداوند را اعتراف کنی و در دل خود ایمان آوری که خدا او را از مردگان برخیزانید نجات خواهی یافت ✡︎ {{verse|۱۰|۱۰|color=black}} چونکه بدل ایمان آورده میشود برای عدالت و بزبان اعتراف میشود بجهت نجات ✡︎ {{verse|۱۰|۱۱|color=black}} و کتاب میگوید هر که باو ایمان آورد خجل نخواهد شد ✡︎ {{verse|۱۰|۱۲|color=black}} زیرا که در یهود و یونانی تفاوتی نیست که همان خداوند خداوند همهٔ است و دولتمند است برای همهٔ که نام او را میخوانند ✡︎ {{verse|۱۰|۱۳|color=black}} زیرا هر که نام خداوند را بخواند نجات خواهد یافت ✡︎ {{verse|۱۰|۱۴|color=black}} پس چگونه بخوانند کسی را که باو ایمان نیاوردهاند و چگونه ایمان آورند بکسی که خبر او را نشنیدهاند و چگونه بشنوند بدون واعظ ✡︎ {{verse|۱۰|۱۵|color=black}} و چگونه وعظ کنند جز اینکه فرستاده شوند<noinclude></noinclude> 9dyex0q8yeuhhrbi0lkmq2nk9aw02vb برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۵۶ 104 89257 289667 2026-06-24T19:45:06Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «چنانکه مکتوب است که چه زیبا است پایهای آنانی که بسلامتی بشارت میدهند و بچیزهای نیکو مژده میدهند ✡︎ {{verse|۱۰|۱۶|color=black}} لکن همهٔ بشارت را گوش نگرفتند زیرا اشعیا میگوید خداوندا کیست که اخبار ما را باور کرد ✡︎ {{verse|۱۰|۱۷|color=black}} لهذا ایمان از شنید...» ایجاد کرد 289667 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>چنانکه مکتوب است که چه زیبا است پایهای آنانی که بسلامتی بشارت میدهند و بچیزهای نیکو مژده میدهند ✡︎ {{verse|۱۰|۱۶|color=black}} لکن همهٔ بشارت را گوش نگرفتند زیرا اشعیا میگوید خداوندا کیست که اخبار ما را باور کرد ✡︎ {{verse|۱۰|۱۷|color=black}} لهذا ایمان از شنیدناست و شنیدن از کلام خدا ✡︎ {{verse|۱۰|۱۸|color=black}} لکن میگویم آیا نشنیدند البتّه شنیدند صوت ایشان در تمام جهان منتشر گردید و کلام ایشان تا اقصای ربع مسکون رسید ✡︎ {{verse|۱۰|۱۹|color=black}} و میگویم آیا اسرائیل ندانستهاند اوّل موسی میگوید من شما را بغیرت میآورم بآن که امّتی نیست و بر قوم بیفهم شما را خشمگین خواهم ساخت ✡︎ {{verse|۱۰|۲۰|color=black}} و اشعیا نیز جرأت کرده میگوید آنانی که طالب من نبودند مرا یافتند و بکسانی که مرا نطلبیدند ظاهر گردیدم ✡︎ {{verse|۱۰|۲۱|color=black}} امّا در حقّ اسرائیل میگوید تمام روز دستهای خود را دراز کردم بسوی قومی نامطیع و مخالف ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب یازدهم}}}} {{فصل|۱۱}} {{verse|۱۱|۱|color=black}} پس میگویم آیا خدا قوم خود را ردّ کرد حاشا زیرا که من نیز اسرائیلی از اولاد ابراهیم از سبط بنیامین هستم ✡︎ {{verse|۱۱|۲|color=black}} خدا قوم خود را که از قبل شناخته بود ردّ نفرموده است آیا نمیدانید که کتاب در الیاس چه میگوید چگونه بر اسرائیل از خدا استغاثه میکند ✡︎ {{verse|۱۱|۳|color=black}} که خداوندا انبیای تو را کشته و مذبحهای تو را کندهاند و من بتنهائی ماندهام و در قصد جان من نیز میباشند ✡︎ {{verse|۱۱|۴|color=black}} لکن وَحْی بدو چه میگوید اینکه هفت هزار مرد بجهت خود نگاه داشتم که بنزد بَعْل زانو نزدهاند ✡︎ {{verse|۱۱|۵|color=black}} پس همچنین در زمان حاضر نیز بقیّتی بحسب اختیار فیض مانده است ✡︎ {{verse|۱۱|۶|color=black}} و اگر از راه فیض است دیگر از اعمال نیست وگرنه فیض دیگر فیض نیست امّا اگر از اعمال است دیگر از فیض نیست والاّ عمل دیگر عملنیست ✡︎ {{verse|۱۱|۷|color=black}} پس مقصود چیست اینکه اسرائیل آنچه را که میطلبد نیافته است لکن برگزیدگان یافتند و باقیماندگان سختدل گردیدند ✡︎ {{verse|۱۱|۸|color=black}} چنانکه مکتوب است که خدا بدیشان روح خوابآلود داد چشمانی که نبیند و گوشهائی که نشنود تا امروز ✡︎ {{verse|۱۱|۹|color=black}} و داود میگوید که مائده ایشان برای ایشان تله و دام و سنگ مصادم و عقوبت باد ✡︎ {{verse|۱۱|۱۰|color=black}} چشمان ایشان تار شود تا نبینند و پشت ایشان را دائماً خم گردان ✡︎ {{verse|۱۱|۱۱|color=black}} پس میگویم آیا لغزش خوردند تا بیفتند حاشا بلکه از لغزش ایشان نجات بامّتها رسید تا در ایشان غیرت پدید آوَرَدْ ✡︎ {{verse|۱۱|۱۲|color=black}} پس چون<noinclude></noinclude> mmmc07o030lgo4lcf7dp23nbeeizn8z برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۵۷ 104 89258 289668 2026-06-24T19:45:47Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «لغزش ایشان دولتمندی جهان گردید و نقصان ایشان دولتمندی امّتها بچند مرتبه زیادتر پُری ایشان خواهد بود ✡︎ {{verse|۱۱|۱۳|color=black}} زیرا بشما ای امّتها سخن میگویم پس از این روی که رسول امّتها میباشم خدمت خود را تمجید مینمایم ✡︎ {{verse|۱۱|۱۴|color=black}} تا شای...» ایجاد کرد 289668 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>لغزش ایشان دولتمندی جهان گردید و نقصان ایشان دولتمندی امّتها بچند مرتبه زیادتر پُری ایشان خواهد بود ✡︎ {{verse|۱۱|۱۳|color=black}} زیرا بشما ای امّتها سخن میگویم پس از این روی که رسول امّتها میباشم خدمت خود را تمجید مینمایم ✡︎ {{verse|۱۱|۱۴|color=black}} تا شاید ابنای جنس خود را بغیرت آورم و بعضی از ایشان را برهانم ✡︎ {{verse|۱۱|۱۵|color=black}} زیرا اگر ردّ شدن ایشان مصالحت عالم شد باز یافتن ایشان چه خواهد شد جز حیات از مردگان ✡︎ {{verse|۱۱|۱۶|color=black}} و چون نوبر مقدّس است همچنان خمیره و هرگاه ریشه مقدّس است همچنان شاخهها ✡︎ {{verse|۱۱|۱۷|color=black}} و چون بعضی از شاخهها بریده شدند و تو که زیتون برّی بودی در آنها پیوند گشتی و در ریشه و چربی زیتون شریک شدی ✡︎ {{verse|۱۱|۱۸|color=black}} بر شاخهها فخر مکن و اگر فخر کنی تو حامل ریشه نیستی بلکه ریشه حامل تو است ✡︎ {{verse|۱۱|۱۹|color=black}} پس میگویی کهشاخهها بریده شدند تا من پیوند شوم ✡︎ {{verse|۱۱|۲۰|color=black}} آفرین بجهت بیایمانی بریده شدند و تو محض ایمان پایدار هستی مغرور مباش بلکه بترس ✡︎ {{verse|۱۱|۲۱|color=black}} زیرا اگر خدا بر شاخههای طبیعی شفقت نفرمود بر تو نیز شفقت نخواهد کرد ✡︎ {{verse|۱۱|۲۲|color=black}} پس مهربانی و سختی خدا را ملاحظه نما امّا سختی بر آنانی که افتادند امّا مهربانی برتو اگر در مهربانی ثابت باشی والاّ تو نیز بریده خواهی شد ✡︎ {{verse|۱۱|۲۳|color=black}} و اگر ایشان نیز در بیایمانی نمانند باز پیوند خواهند شد زیرا خدا قادر است که ایشان را بار دیگر بپیوندد ✡︎ {{verse|۱۱|۲۴|color=black}} زیرا اگر تو از زیتون طبیعی برّی بریده شده برخلاف طبع بزیتون نیکو پیوند گشتی بچند مرتبه زیادتر آنانی که طبیعیاند در زیتون خویش پیوند خواهند شد ✡︎ {{verse|۱۱|۲۵|color=black}} زیرا ای برادران نمیخواهم شما از این سرّ بیخبر باشید که مبادا خود را دانا انگارید که مادامی که پری امّتها درنیاید سختدلی بر بعضی از اسرائیل طاری گشته است ✡︎ {{verse|۱۱|۲۶|color=black}} و همچنین همگی اسرائیل نجات خواهند یافت چنانکه مکتوب است که از صهیون نجات دهندهای ظاهر خواهد شد و بیدینی را از یعقوب خواهد برداشت ✡︎ {{verse|۱۱|۲۷|color=black}} و این است عهد من با ایشان در زمانی که گناهانشان را بردارم ✡︎ {{verse|۱۱|۲۸|color=black}} نظر بانجیل بجهت شما دشمناناند لکن نظر باختیار بهخاطر اجداد محبوبند ✡︎ {{verse|۱۱|۲۹|color=black}} زیرا که در نعمتها ودعوت خدا بازگشتن نیست ✡︎ {{verse|۱۱|۳۰|color=black}} زیرا همچنان که شما در سابق مطیع خدا نبودید و الآن بهسبب نافرمانی ایشان رحمت یافتید ✡︎ {{verse|۱۱|۳۱|color=black}} همچنین ایشان نیز الآن نافرمان شدند تا بجهت رحمتی که بر شمااست بر ایشان نیز رحم شود ✡︎ {{verse|۱۱|۳۲|color=black}} زیرا خدا همهٔ را در نافرمانی بسته است تا بر همهٔ رحم فرماید ✡︎ {{verse|۱۱|۳۳|color=black}} زهی عمق دولتمندی و حکمت و علم خدا چقدر بعید از غوررسی است<noinclude></noinclude> h69d24yb52bwirwqtyn981fpjib5pvf برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۵۸ 104 89259 289669 2026-06-24T19:46:03Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «احکام او و فوق از کاوش است طریقهای وی ✡︎ {{verse|۱۱|۳۴|color=black}} زیرا کیست که رأی خداوند را دانسته باشد یا کِه مشیر او شده ✡︎ {{verse|۱۱|۳۵|color=black}} یا کِه سبقت جسته چیزی بدو داده تا باو باز داده شود ✡︎ {{verse|۱۱|۳۶|color=black}} زیرا که از او و باو و تا او همهچیز ا...» ایجاد کرد 289669 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>احکام او و فوق از کاوش است طریقهای وی ✡︎ {{verse|۱۱|۳۴|color=black}} زیرا کیست که رأی خداوند را دانسته باشد یا کِه مشیر او شده ✡︎ {{verse|۱۱|۳۵|color=black}} یا کِه سبقت جسته چیزی بدو داده تا باو باز داده شود ✡︎ {{verse|۱۱|۳۶|color=black}} زیرا که از او و باو و تا او همهچیز است و او را تا ابدالآباد جلال باد آمین ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب دوازدهم}}}} {{فصل|۱۲}} {{verse|۱۲|۱|color=black}} لهذا ای برادران شما را برحمتهای خدا استدعا میکنم که بدنهای خود را قربانی زنده مقدّس پسندیده خدا بگذرانید که عبادت معقول شما است ✡︎ {{verse|۱۲|۲|color=black}} و همشکل این جهان مشوید بلکه بتازگی ذهن خود صورت خود را تبدیل دهید تا شما دریافت کنید که ارادهٔ نیکوی پسندیده کامل خدا چیست ✡︎ {{verse|۱۲|۳|color=black}} زیرا بآن فیضی که بمن عطا شده است هر یکی از شما را میگویم که فکرهای بلندتر از آنچه شایسته است مکنید بلکه باعتدال فکر نمایید باندازه آن بهره ایمان که خدا بهر کس قسمت فرموده است ✡︎ {{verse|۱۲|۴|color=black}} زیرا همچنان که در یک بدن اعضای بسیار داریم و هر عضوی را یک کار نیست ✡︎ {{verse|۱۲|۵|color=black}} همچنین ما که بسیاریم یک جسد هستیم در مسیح امّا فرداً اعضای یکدیگر ✡︎ {{verse|۱۲|۶|color=black}} پس چون نعمتهای مختلف داریم بحسب فیضی که بما داده شد خواه نبوّت برحسب موافقت ایمان ✡︎ {{verse|۱۲|۷|color=black}} یا خدمت در خدمتگزاری یا معلّم در تعلیم ✡︎ {{verse|۱۲|۸|color=black}} یا واعظ در موعظه یا بخشنده بسخاوت یا پیشوا باجتهاد یا رحمکننده بسرور ✡︎ {{verse|۱۲|۹|color=black}} محبّت بیریا باشد از بدی نفرت کنید و بنیکویی بپیوندید ✡︎ {{verse|۱۲|۱۰|color=black}} با محبّت برادرانه یکدیگر را دوست دارید و هر یک دیگری را بیشتر از خود اکرام بنماید ✡︎ {{verse|۱۲|۱۱|color=black}} در اجتهاد کاهلی نورزید و در روح سرگرم شده خداوند را خدمت نمایید ✡︎ {{verse|۱۲|۱۲|color=black}} در امید مسرور و در مصیبت صابر و در دعا مواظب باشید ✡︎ {{verse|۱۲|۱۳|color=black}} مشارکت در احتیاجات مقدّسین کنید و در مهمانداری ساعی باشید ✡︎ {{verse|۱۲|۱۴|color=black}} برکت بطلبید بر آنانی که بر شما جفا کنند برکت بطلبید و لعن مکنید ✡︎ {{verse|۱۲|۱۵|color=black}} خوشی کنید با خوشحالان و ماتم نمایید با ماتمیان ✡︎ {{verse|۱۲|۱۶|color=black}} برای یکدیگر همان فکر داشته باشید و در چیزهای بلند فکر مکنید بلکه با ذلیلان مدارا نمایید و خود را دانا مشمارید ✡︎ {{verse|۱۲|۱۷|color=black}} هیچکس را بعوض بدی بدی مرسانید پیش جمیع مردم تدارک کارهای نیکو بینید ✡︎ {{verse|۱۲|۱۸|color=black}} اگر ممکن است بقدر قوّه خود با جمیع خلق بصلح بکوشید ✡︎ {{verse|۱۲|۱۹|color=black}} ای محبوبان انتقام خود را مکشید بلکه خشم را مهلت دهید زیرا مکتوب<noinclude></noinclude> dv3r02ro6bv4l7gg4h9ssqrk8qkeh7u برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۵۹ 104 89260 289670 2026-06-24T19:46:19Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «است خداوند میگوید که انتقام از آن من است من جزا خواهم داد ✡︎ {{verse|۱۲|۲۰|color=black}} پس اگر دشمن تو گرسنه باشد او را سیر کن و اگر تشنه است سیرابش نما زیرا اگر چنین کنی اخگرهای آتش بر سرش خواهی انباشت ✡︎ {{verse|۱۲|۲۱|color=black}} مغلوب بدی مشو بلکه بدی را بنیک...» ایجاد کرد 289670 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>است خداوند میگوید که انتقام از آن من است من جزا خواهم داد ✡︎ {{verse|۱۲|۲۰|color=black}} پس اگر دشمن تو گرسنه باشد او را سیر کن و اگر تشنه است سیرابش نما زیرا اگر چنین کنی اخگرهای آتش بر سرش خواهی انباشت ✡︎ {{verse|۱۲|۲۱|color=black}} مغلوب بدی مشو بلکه بدی را بنیکویی مغلوب ساز ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب سیزدهم}}}} {{فصل|۱۳}} {{verse|۱۳|۱|color=black}} هر شخص مطیع قدرتهای برتر بشودزیرا که قدرتی جز از خدا نیست وآنهائی که هست از جانب خدا مرتّب شده است ✡︎ {{verse|۱۳|۲|color=black}} حتّی هر که با قدرت مقاومت نماید مقاومت با ترتیب خدا نموده باشد و هر که مقاومت کند حکم بر خود آورد ✡︎ {{verse|۱۳|۳|color=black}} زیرا از حکام عمل نیکو را خوفی نیست بلکه عمل بد را پس اگر میخواهی که از آن قدرت ترسان نشوی نیکویی کن که از او تحسین خواهی یافت ✡︎ {{verse|۱۳|۴|color=black}} زیرا خادم خداست برای تو بنیکویی لکن هرگاه بدی کنی بترس چونکه شمشیر را عبث برنمیدارد زیرا او خادم خداست و با غضب انتقام از بدکاران میکشد ✡︎ {{verse|۱۳|۵|color=black}} لهذا لازم است که مطیع او شوی نه بهسبب غضب فقط بلکه بهسبب ضمیر خود نیز ✡︎ {{verse|۱۳|۶|color=black}} زیرا که باین سبب باج نیز میدهید چونکه خدّام خدا و مواظب در همین امر هستند ✡︎ {{verse|۱۳|۷|color=black}} پس حقّ هرکس را باو ادا کنید باج را بمستحقّ باج و جزیه را بمستحقّ جزیه و ترس را بمستحقّ ترس و عزّت را بمستحقّ عزّت ✡︎ {{verse|۱۳|۸|color=black}} مدیون احدی بچیزی مشوید جز بمحبّت نمودن با یکدیگر زیرا کسی که دیگری را محبّت نماید شریعت را بجا آورده باشد ✡︎ {{verse|۱۳|۹|color=black}} زیرا که زنا مکن قتل مکن دزدی مکن شهادت دروغ مده طمع مورز و هر حکمی دیگر که هست همهٔ شامل است در این کلام که همسایهٔ خود را چون خود محبّت نما ✡︎ {{verse|۱۳|۱۰|color=black}} محبّت بهمسایهٔ خود بدی نمیکند پس محبّت تکمیل شریعت است ✡︎ {{verse|۱۳|۱۱|color=black}} و خصوصاً چون وقت را میدانید که الحال ساعت رسیده است که ما را باید از خواب بیدار شویم زیرا که الآن نجات ما نزدیکتر است از آن وقتی که ایمان آوردیم ✡︎ {{verse|۱۳|۱۲|color=black}} شب منقضی شد وروز نزدیک آمد پس اعمال تاریکی را بیرون کرده اسلحه نور را بپوشیم ✡︎ {{verse|۱۳|۱۳|color=black}} و با شایستگی رفتار کنیم چنانکه در روز نه در بزمها و سکرها و فسق و فجور و نزاع و حسد ✡︎ {{verse|۱۳|۱۴|color=black}} بلکه عیسی مسیح خداوند را بپوشید و برای شهوات جسمانی تدارک نبینید ✡︎<noinclude></noinclude> p81w2vys51l9cgzdbh6u433ibbezp3h برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۶۰ 104 89261 289671 2026-06-24T19:46:35Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب چهاردهم}}}} {{فصل|۱۴}} {{verse|۱۴|۱|color=black}} و کسی را که در ایمان ضعیف باشد بپذیرید لکن نه برای مُحاجّه در مباحثات ✡︎ {{verse|۱۴|۲|color=black}} یکی ایمان دارد که همهچیز را باید خورد امّا آنکه ضعیف است بُقُول میخورَد ✡︎ {{verse|۱۴|۳|color=black}} پس خورنده...» ایجاد کرد 289671 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب چهاردهم}}}} {{فصل|۱۴}} {{verse|۱۴|۱|color=black}} و کسی را که در ایمان ضعیف باشد بپذیرید لکن نه برای مُحاجّه در مباحثات ✡︎ {{verse|۱۴|۲|color=black}} یکی ایمان دارد که همهچیز را باید خورد امّا آنکه ضعیف است بُقُول میخورَد ✡︎ {{verse|۱۴|۳|color=black}} پس خورنده ناخورنده را حقیر نشمارد و ناخورنده بر خورنده حکم نکند زیرا خدا او را پذیرفته است ✡︎ {{verse|۱۴|۴|color=black}} تو کیستی که بر بندهٔ کسی دیگر حکم میکنی او نزد آقای خود ثابت یا ساقط میشود لیکن استوار خواهد شد زیرا خدا قادر است که او را ثابت نماید ✡︎ {{verse|۱۴|۵|color=black}} یکی یک روز را از دیگری بهتر میداند و دیگری هر روز را برابر میشمارد پس هر کس در ذهن خود مُتِیَقَّن بشود ✡︎ {{verse|۱۴|۶|color=black}} آنکه روز را عزیز میداند بخاطر خداوند عزیزش میدارد و آنکه روز را عزیز نمیدارد هم برای خداوند نمیدارد و هر که میخورد برای خداوند میخورد زیرا خدا را شکر میگوید و آنکه نمیخورد برای خداوند نمیخورد و خدا را شکر میگوید ✡︎ {{verse|۱۴|۷|color=black}} زیرا احدی از ما بخود زیست نمیکند و هیچکس بخود نمیمیرد ✡︎ {{verse|۱۴|۸|color=black}} زیرا اگر زیست کنیم برای خداوند زیست میکنیم و اگر بمیریم برای خداوندمیمیریم پس خواه زنده باشیم خواه بمیریم از آن خداوندیم ✡︎ {{verse|۱۴|۹|color=black}} زیرا برای همین مسیح مرد و زنده گشت تا بر زندگان و مردگان سلطنت کند ✡︎ {{verse|۱۴|۱۰|color=black}} لکن تو چرا بر برادر خود حکم میکنی یا تو نیز چرا برادر خود را حقیر میشماری زانرو که همهٔ پیش مسند مسیح حاضر خواهیم شد ✡︎ {{verse|۱۴|۱۱|color=black}} زیرا مکتوب است خداوند میگوید بحیات خودم قسم که هر زانویی نزد من خم خواهد شد و هر زبانی بخدا اقرار خواهد نمود ✡︎ {{verse|۱۴|۱۲|color=black}} پس هر یکی از ما حساب خود را بخدا خواهد داد ✡︎ {{verse|۱۴|۱۳|color=black}} بنابراین بر یکدیگر حکم نکنیم بلکه حکم کنید باینکه کسی سنگی مصادم یا لغزشی در راه برادر خود ننهد ✡︎ {{verse|۱۴|۱۴|color=black}} میدانم و در عیسی خداوند یقین میدارم که هیچ چیز در ذات خود نجس نیست جز برای آن کسی که آن را نجس پندارد برای او نجس است ✡︎ {{verse|۱۴|۱۵|color=black}} زیرا هرگاه برادرت بخوراک آزرده شود دیگر بمحبّت رفتار نمیکنی بخوراک خود هلاک مساز کسی را که مسیح در راه او بمرد ✡︎ {{verse|۱۴|۱۶|color=black}} پس مگذارید که نیکویی شما را بد گویند ✡︎ {{verse|۱۴|۱۷|color=black}} زیرا ملکوت خدا اَکل و شُرب نیست بلکه عدالت و سلامتی و خوشی در روحالقدس ✡︎ {{verse|۱۴|۱۸|color=black}} زیرا هر که در این امور خدمت مسیح را کند پسندیده خدا و مقبول مردم است ✡︎ {{verse|۱۴|۱۹|color=black}} پس آن اموری را که منشأ<noinclude></noinclude> k63ywnswh31m84fxk14mveb9pdt1oqm برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۶۱ 104 89262 289672 2026-06-24T19:47:05Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «سلامتی و بنای یکدیگر است پیروی نمایید ✡︎ {{verse|۱۴|۲۰|color=black}} بجهت خوراک کار خدا را خراب مساز البتّه همهچیز پاک است لیکن بد است برای آن شخص که برای لغزش میخورد ✡︎ {{verse|۱۴|۲۱|color=black}} گوشت نخوردن و شراب ننوشیدن و کاری نکردن کهباعث ایذا یا لغزش یا ضع...» ایجاد کرد 289672 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>سلامتی و بنای یکدیگر است پیروی نمایید ✡︎ {{verse|۱۴|۲۰|color=black}} بجهت خوراک کار خدا را خراب مساز البتّه همهچیز پاک است لیکن بد است برای آن شخص که برای لغزش میخورد ✡︎ {{verse|۱۴|۲۱|color=black}} گوشت نخوردن و شراب ننوشیدن و کاری نکردن کهباعث ایذا یا لغزش یا ضعف برادرت باشد نیکو است ✡︎ {{verse|۱۴|۲۲|color=black}} آیا تو ایمان داری پس برای خودت در حضور خدا آن را بدار زیرا خوشابحال کسی که بر خود حکم نکند در آنچه نیکو میشمارد ✡︎ {{verse|۱۴|۲۳|color=black}} لکن آنکه شکّ دارد اگر بخورد ملزم میشود زیرا بایمان نمیخورد و هر چه از ایمان نیست گناه است ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب پانزدهم}}}} {{فصل|۱۵}} {{verse|۱۵|۱|color=black}} و ما که توانا هستیم ضعفهای ناتوانان را متحمّل بشویم و خوشی خود را طالب نباشیم ✡︎ {{verse|۱۵|۲|color=black}} هر یکی از ما همسایهٔ خود را خوش بسازد در آنچه برای بنا نیکو است ✡︎ {{verse|۱۵|۳|color=black}} زیرا مسیح نیز خوشی خود را طالب نمیبود بلکه چنانکه مکتوب است ملامتهای ملامتکنندگان تو بر من طاری گردید ✡︎ {{verse|۱۵|۴|color=black}} زیرا همهٔ چیزهائی که از قبل مکتوب شد برای تعلیم ما نوشته شد تا بصبر و تسلّی کتاب امیدوار باشیم ✡︎ {{verse|۱۵|۵|color=black}} الآن خدای صبر و تسلّی شما را فیض عطا کند تا موافق مسیح عیسی با یکدیگر یکرأی باشید ✡︎ {{verse|۱۵|۶|color=black}} تا یکدل و یکزبان شده خدا و پدر خداوند ما عیسی مسیح را تمجید نمایید ✡︎ {{verse|۱۵|۷|color=black}} پس یکدیگر را بپذیرید چنانکه مسیح نیز ما را پذیرفت برای جلال خدا ✡︎ {{verse|۱۵|۸|color=black}} زیرا میگویم عیسی مسیح خادم ختنه گردید بجهت راستی خدا تا وعدههای اجداد را ثابت گرداند ✡︎ {{verse|۱۵|۹|color=black}} و تا امّتها خدا را تمجید نمایند بهسبب رحمت او چنانکه مکتوب است که از این جهت تو را در میان امّتها اقرار خواهم کرد و بنام تو تسبیح خواهم خواند ✡︎ {{verse|۱۵|۱۰|color=black}} و نیز میگوید ای امّتها با قوم او شادمان شوید ✡︎ {{verse|۱۵|۱۱|color=black}} و ایضاً ای جمیعامّتها خداوند را حمد گویید و ای تمامی قومها او را مدح نمایید ✡︎ {{verse|۱۵|۱۲|color=black}} و اشعیا نیز میگوید که ریشهٔ یَسّا خواهد بود و آنکه برای حکمرانی امّتها مبعوث شود امید امّتها بر وی خواهد بود ✡︎ {{verse|۱۵|۱۳|color=black}} الآن خدای امید شما را از کمال خوشی و سلامتی در ایمان پر سازد تا بقوّت روحالقدس در امید افزوده گردید ✡︎ {{verse|۱۵|۱۴|color=black}} لکن ای برادرانِ من خود نیز دربارهٔ شما یقین میدانم که خود از نیکویی مملّو و پر از کمال معرفت و قادر بر نصیحت نمودن یکدیگر هستید ✡︎ {{verse|۱۵|۱۵|color=black}} لیکن ای برادران بسیار جسارت ورزیده من خود نیز بشما جزئی<noinclude></noinclude> 8b9iyttb52w1t6gdfskst8e37nuuuk8 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۶۲ 104 89263 289673 2026-06-24T19:47:22Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «نوشتم تا شما را یادآوری نمایم بهسبب آن فیضی که خدا بمن بخشیده است ✡︎ {{verse|۱۵|۱۶|color=black}} تا خادم عیسی مسیح شوم برای امّتها و کهانت انجیل خدا را بجا آورم تا هدیه امّتها مقبول افتد مقدّس شده بروحالقدس ✡︎ {{verse|۱۵|۱۷|color=black}} پس بمسیح عیسی در کارهای خ...» ایجاد کرد 289673 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نوشتم تا شما را یادآوری نمایم بهسبب آن فیضی که خدا بمن بخشیده است ✡︎ {{verse|۱۵|۱۶|color=black}} تا خادم عیسی مسیح شوم برای امّتها و کهانت انجیل خدا را بجا آورم تا هدیه امّتها مقبول افتد مقدّس شده بروحالقدس ✡︎ {{verse|۱۵|۱۷|color=black}} پس بمسیح عیسی در کارهای خدا فخر دارم ✡︎ {{verse|۱۵|۱۸|color=black}} زیرا جرأت نمیکنم که سخنی بگویم جز در آن اموری که مسیح بهواسطهٔٔ من بعمل آورد برای اطاعت امّتها در قول و فعل ✡︎ {{verse|۱۵|۱۹|color=black}} به قوّت آیات و معجزات و بقوّت روح خدا بهحدّی که از اورشلیم دور زده تا باَلیرِکُون بشارت مسیح را تکمیل نمودم ✡︎ {{verse|۱۵|۲۰|color=black}} امّا حریص بودم که بشارت چنان بدهم نه در جائی که اسم مسیح شهرت یافته بود مبادا بر بنیاد غیری بنا نمایم ✡︎ {{verse|۱۵|۲۱|color=black}} بلکه چنانکه مکتوب است آنانی که خبر او را نیافتندخواهند دید و کسانی که نشنیدند خواهند فهمید ✡︎ {{verse|۱۵|۲۲|color=black}} بنابراین بارها از آمدن نزد شما ممنوع شدم ✡︎ {{verse|۱۵|۲۳|color=black}} لکن چون الآن مرا در این ممالک دیگر جائی نیست و سالهای بسیار است که مشتاق آمدن نزد شما بودهام ✡︎ {{verse|۱۵|۲۴|color=black}} هرگاه باِسْپانیا سفر کنم بنزد شما خواهم آمد زیرا امیدوار هستم که شما را در عبور ملاقات کنم و شما مرا بآن سوی مشایعت نمایید بعد از آنکه از ملاقات شما اندکی سیر شوم ✡︎ {{verse|۱۵|۲۵|color=black}} لکن الآن عازم اورشلیم هستم تا مقدّسین را خدمت کنم ✡︎ {{verse|۱۵|۲۶|color=black}} زیرا که اهل مکادونیه و اخائیّه مصلحت دیدند که زکاتی برای مُفْلِسین مقدّسین اورشلیم بفرستند ✡︎ {{verse|۱۵|۲۷|color=black}} بدین رضا دادند و بدرستی که مدیون ایشان هستند زیرا که چون امّتها از روحانیّات ایشان بهرهمند گردیدند لازم شد که در جسمانیّات نیز خدمت ایشان را بکنند ✡︎ {{verse|۱۵|۲۸|color=black}} پس چون این را انجام دهم و این ثمر را نزد ایشان ختم کنم از راه شما باسپانیا خواهم آمد ✡︎ {{verse|۱۵|۲۹|color=black}} و میدانم وقتی که بنزد شما آیم در کمال برکت انجیل مسیح خواهم آمد ✡︎ {{verse|۱۵|۳۰|color=black}} لکن ای برادران از شما التماس دارم که بخاطر خداوند ما عیسی مسیح و بمحبّت روح[القدس] برای من نزد خدا در دعاها جدّ وجهد کنید ✡︎ {{verse|۱۵|۳۱|color=black}} تا از نافرمانان یهودیه رستگار شوم و خدمت من در اورشلیم مقبول مقدّسین افتد ✡︎ {{verse|۱۵|۳۲|color=black}} تا برحسب ارادهٔ خدا با خوشی نزد شما برسم و با شما استراحت یابم ✡︎ {{verse|۱۵|۳۳|color=black}} و خدای سلامتی با همهٔ شما باد آمین ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب شانزدهم}}}} {{فصل|۱۶}} {{verse|۱۶|۱|color=black}} و خواهر ما فیبی را که خادمه کلیسایدر کَنْخَرِیّا است بشما میسپارم ✡︎ {{verse|۱۶|۲|color=black}} تا او را در خداوند بطور شایستهٔٔ مقدّسین بپذیرید و در هر چیزی که بشما محتاج باشد او را<noinclude></noinclude> hy20w4dzsnilp3gakl1cwrmw3xyjn5j برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۶۳ 104 89264 289674 2026-06-24T19:47:37Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «اعانت کنید زیرا که او بسیاری را و خود مرا نیز معاونت مینمود ✡︎ {{verse|۱۶|۳|color=black}} سلام برسانید بپَرِسْکّلا و اَکیلا همکاران من در مسیح عیسی ✡︎ {{verse|۱۶|۴|color=black}} که در راه جان من گردنهای خود را نهادند و نه من بتنهائی ممنون ایشان هستم بلکه همهٔ کلی...» ایجاد کرد 289674 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>اعانت کنید زیرا که او بسیاری را و خود مرا نیز معاونت مینمود ✡︎ {{verse|۱۶|۳|color=black}} سلام برسانید بپَرِسْکّلا و اَکیلا همکاران من در مسیح عیسی ✡︎ {{verse|۱۶|۴|color=black}} که در راه جان من گردنهای خود را نهادند و نه من بتنهائی ممنون ایشان هستم بلکه همهٔ کلیساهای امّتها ✡︎ {{verse|۱۶|۵|color=black}} کلیسا را که در خانهٔ ایشان است و حبیب من اپینطُس را که برای مسیح نوبر آسیاست سلام رسانید ✡︎ {{verse|۱۶|۶|color=black}} و مریم را که برای شما زحمت بسیار کشید سلام گویید ✡︎ {{verse|۱۶|۷|color=black}} و اَندرُونِیکوس و یونیاس خویشان مرا که با من اسیر میبودند سلام نمایید که مشهور در میان رسولان هستند و قبل از من در مسیح شدند ✡︎ {{verse|۱۶|۸|color=black}} و اَمْپَلیاس را که در خداوند حبیب من است سلام رسانید ✡︎ {{verse|۱۶|۹|color=black}} و اُوربانُس که با ما در کار مسیح رفیق است و اِستاخِیس حبیب مرا سلام نمایید ✡︎ {{verse|۱۶|۱۰|color=black}} و اَپَلّیس آزموده شده در مسیح را سلام برسانید و اهل خانهٔ اَرَسْتُبُولُسْ را سلام برسانید ✡︎ {{verse|۱۶|۱۱|color=black}} و خویش من هِیرُدِیُون را سلام دهید و آنانی را از اهل خانهنَرگِسُّوس که در خداوند هستند سلام رسانید ✡︎ {{verse|۱۶|۱۲|color=black}} طَریفَینا و طَرِیفُوسا را که در خداوند زحمت کشیدهاند سلام گویید و پَرْسیس محبوبه را که در خداوند زحمت بسیار کشید سلام دهید ✡︎ {{verse|۱۶|۱۳|color=black}} و روفُس برگزیده در خداوند و مادر او و مرا سلام بگویید ✡︎ {{verse|۱۶|۱۴|color=black}} اَسنِکریطُس را و فَلیکون و هرْماس و پطْرُوباس و هَرْمیس و برادرانی که با ایشانند سلام نمایید ✡︎ {{verse|۱۶|۱۵|color=black}} فیلُولِکُس را و جولیه و نیریاس و خواهرش و اولِمپاس و همهٔ مقدّسانی که با ایشانند سلام برسانید ✡︎ {{verse|۱۶|۱۶|color=black}} و یکدیگر را ببوسه مقدّسانه سلام نمایید و جمیع کلیساهای مسیح شما را سلام میفرستند ✡︎ {{verse|۱۶|۱۷|color=black}} لکن ای برادران از شما استدعا میکنم آن کسانی را که منشأ تفاریق و لغزشهای مخالف آن تعلیمی که شما یافتهاید میباشند ملاحظه کنید و از ایشان اجتناب نمایید ✡︎ {{verse|۱۶|۱۸|color=black}} زیرا که چنین اشخاص خداوند ما عیسی مسیح را خدمت نمیکنند بلکه شکم خود را و بالفاظ نیکو و سخنان شیرین دلهای سادهدلان را میفریبند ✡︎ {{verse|۱۶|۱۹|color=black}} زیرا که اطاعت شما در جمیع مردم شهرت یافته است پس دربارهٔ شما مسرور شدم امّا آرزوی این دارم که در نیکویی دانا و در بدی سادهدل باشید ✡︎ {{verse|۱۶|۲۰|color=black}} و خدای سلامتی بزودی شیطان را زیر پایهای شما خواهد سایید فیض خداوند ما عیسی مسیح با شما باد ✡︎ {{verse|۱۶|۲۱|color=black}} تیموتاؤس همکار من و لوقا و یاسون و سوسیپاطِرُس که خویشان منند شما را سلام میفرستند ✡︎ {{verse|۱۶|۲۲|color=black}} من طَرْتیوس کاتب رساله شما را در خداوند<noinclude></noinclude> fwj7fjhqq8ngx189jl0whwrxv7x6sby برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۶۴ 104 89265 289675 2026-06-24T19:48:06Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «سلام میگویم ✡︎ {{verse|۱۶|۲۳|color=black}} قایوس که مرا و تمام کلیسا را میزبان است شما را سلام میفرستد و اَرَسْطُس خزینهدار شهر و کُوارطُس برادر بشما سلام میفرستند ✡︎ {{verse|۱۶|۲۴|color=black}} [فیض خداوند ما عیسی مسیح با همهٔ شما باد آمین] ✡︎ {{verse|۱۶|۲۵|color=black}}...» ایجاد کرد 289675 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>سلام میگویم ✡︎ {{verse|۱۶|۲۳|color=black}} قایوس که مرا و تمام کلیسا را میزبان است شما را سلام میفرستد و اَرَسْطُس خزینهدار شهر و کُوارطُس برادر بشما سلام میفرستند ✡︎ {{verse|۱۶|۲۴|color=black}} [فیض خداوند ما عیسی مسیح با همهٔ شما باد آمین] ✡︎ {{verse|۱۶|۲۵|color=black}} الآن او را کهقادر است که شما را استوار سازد برحسب بشارت من و موعظه عیسی مسیح مطابق کشف آن سرّی که از زمانهای ازلی مخفی بود ✡︎ {{verse|۱۶|۲۶|color=black}} لکن درحال مکشوف شد و بهوسیلهٔ کتب انبیا برحسبفرموده خدای سرمدی بجمیع امّتها بجهت اطاعت ایمان آشکارا گردید ✡︎ {{verse|۱۶|۲۷|color=black}} خدای حکیم وحید را بهوسیلهٔ عیسی مسیح تا ابدالآباد جلال باد آمین ✡︎ {{dhr|4em}} {{double rule|8em}} {{ته}}<noinclude></noinclude> eqm0s3ucrplkn969gyd3hhrbbjzd4c0 کتاب اعمال رسولان 0 89266 289676 2026-06-24T19:48:30Z Hanooz 17889 تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/کتاب اعمال رسولان]] 289676 wikitext text/x-wiki #تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/کتاب اعمال رسولان]] hv28dg3xfse29m7f8b4ebvnerll5n9p کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله پولس رسول برومیان 0 89267 289677 2026-06-24T19:50:37Z Hanooz 17889 صفحه‌ای تازه حاوی «{{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله پولس رسول برومیان | previous = [[../کتاب اعمال رسولان/]] | next = [[../رساله اول پولس رسول بقرنتیان/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1642 to=1664></pages>» ایجاد کرد 289677 wikitext text/x-wiki {{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله پولس رسول برومیان | previous = [[../کتاب اعمال رسولان/]] | next = [[../رساله اول پولس رسول بقرنتیان/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1642 to=1664></pages> 35pfvlgmuhd0wf5z82mlh6wyoxrrw2t رساله پولس رسول برومیان 0 89268 289678 2026-06-24T19:50:58Z Hanooz 17889 تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله پولس رسول برومیان]] 289678 wikitext text/x-wiki #تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله پولس رسول برومیان]] tuvamovi2rz02b48jgtidw59dghaz8n برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۶۵ 104 89269 289679 2026-06-24T19:51:49Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} پولُس بارادهٔ خدا رسولِ خوانده شدهعیسی مسیح و سوُستْانِیس برادر ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} به کلیسای خدا که در قُرِنْتُس است از مقدّسین در مسیح عیسی که برای تقدّس خوانده شدهاند با همهٔ کسانی که در هرجا نام...» ایجاد کرد 289679 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} پولُس بارادهٔ خدا رسولِ خوانده شدهعیسی مسیح و سوُستْانِیس برادر ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} به کلیسای خدا که در قُرِنْتُس است از مقدّسین در مسیح عیسی که برای تقدّس خوانده شدهاند با همهٔ کسانی که در هرجا نام خداوند ما عیسی مسیح را میخوانند که [خداوند] ما و [خداوند] ایشان است ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black}} فیض و سلامتی از جانب پدر ما خدا و عیسی مسیح خداوند بر شما باد ✡︎ {{verse|۱|۴|color=black}} خدای خود را پیوسته شکر میکنم دربارهٔ شما برای آن فیض خدا که در مسیح عیسی بشما عطا شده است ✡︎ {{verse|۱|۵|color=black}} زیرا شما از هرچیز در وی دولتمند شدهاید در هر کلام و در هر معرفت ✡︎ {{verse|۱|۶|color=black}} چنانکه شهادت مسیح در شما استوار گردید ✡︎ {{verse|۱|۷|color=black}} بحّدی که در هیچ بخشش ناقص نیستید و منتظر مکاشفه خداوند ما عیسی مسیح میباشید ✡︎ {{verse|۱|۸|color=black}} که او نیز شما را تا بآخر استوار خواهد فرمود تا در روز خداوند ما عیسی مسیح بیملامت باشید ✡︎ {{verse|۱|۹|color=black}} امین است خدائی که شما را بشراکت پسر خود عیسی مسیح خداوند ما خوانده است ✡︎ {{verse|۱|۱۰|color=black}} لکن ای برادران از شما استدعا دارم بنام خداوند ما عیسی مسیح که همهٔ یک سخن گویید و شقاق در میان شما نباشد بلکه در یک فکر و یک رأی کامل شوید ✡︎ {{verse|۱|۱۱|color=black}} زیرا که ای برادرانِ من از اهل خانهٔ خَلُوئی دربارهٔ شما خبر بمن رسید که نزاعها در میان شما پیدا شده است ✡︎ {{verse|۱|۱۲|color=black}} غرض اینکه هریکی از شما میگوید که من از پولُس هستم و من از اَپَلُّس و من از کیفا و من از مسیح ✡︎ {{verse|۱|۱۳|color=black}} آیا مسیح منقسم شد یا پولُس در راه شما مصلوب گردید یا بنام پولُس تعمید یافتید ✡︎ {{verse|۱|۱۴|color=black}} خدا را شکر میکنم که هیچ یکی از شما را تعمید ندادم جز کَرِسْپُس و قایوس ✡︎ {{verse|۱|۱۵|color=black}} که مبادا کسی گوید که بنام خود تعمید دادم ✡︎ {{verse|۱|۱۶|color=black}} و خاندان اَسْتِیفان را نیز تعمید دادم و دیگر یاد ندارم که کسی را تعمید داده باشم ✡︎ {{verse|۱|۱۷|color=black}} زیرا که مسیح مرا فرستاد نه تا تعمید دهم بلکه تا<noinclude></noinclude> 5fj06hgwr2584cwjo9f19soet60s72j برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۶۶ 104 89270 289680 2026-06-24T19:52:21Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «بشارت رسانم نه بحکمت کلام مبادا صلیب مسیح باطل شود ✡︎ {{verse|۱|۱۸|color=black}} زیرا ذکر صلیب برای هالکان حماقت است لکن نزد ما که ناجیان هستیم قوّت خداست ✡︎ {{verse|۱|۱۹|color=black}} زیرا مکتوب است حکمت حکما را باطل سازم و فهم فهیمان را نابود گردانم ✡︎ {{verse|۱|۲...» ایجاد کرد 289680 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بشارت رسانم نه بحکمت کلام مبادا صلیب مسیح باطل شود ✡︎ {{verse|۱|۱۸|color=black}} زیرا ذکر صلیب برای هالکان حماقت است لکن نزد ما که ناجیان هستیم قوّت خداست ✡︎ {{verse|۱|۱۹|color=black}} زیرا مکتوب است حکمت حکما را باطل سازم و فهم فهیمان را نابود گردانم ✡︎ {{verse|۱|۲۰|color=black}} کجا است حکیم کجا کاتب کجا مباحِث این دنیا مگر خدا حکمت جهان را جهالت نگردانیده است ✡︎ {{verse|۱|۲۱|color=black}} زیرا که چون برحسب حکمتِ خدا جهان از حکمت خود بمعرفت خدا نرسید خدا بدین رضا داد که بهوسیلهٔ جهالتِ موعظه ایمانداران را نجات بخشد ✡︎ {{verse|۱|۲۲|color=black}} چونکه یهود آیتی میخواهند و یونانیان طالب حکمت هستند ✡︎ {{verse|۱|۲۳|color=black}} لکن ما بمسیح مصلوب وعظ میکنیم که یهود را لغزش و امّتها را جهالت است ✡︎ {{verse|۱|۲۴|color=black}} لکن دعوت شدگان را خواه یهود و خواه یونانی مسیح قوّت خدا و حکمت خدا است ✡︎ {{verse|۱|۲۵|color=black}} زیرا که جهالت خدا از انسان حکیمتر است و ناتوانی خدا از مردم تواناتر ✡︎ {{verse|۱|۲۶|color=black}} زیرا ای برادران دعوت خود را ملاحظه نمایید که بسیاری بحسب جسم حکیم نیستند و بسیاری توانا نی و بسیاری شریف نی ✡︎ {{verse|۱|۲۷|color=black}} بلکه خدا جهّال جهان را برگزید تا حکما را رسوا سازد و خدا ناتوانان عالم را برگزید تا توانایان را رسوا سازد ✡︎ {{verse|۱|۲۸|color=black}} و خسیسان دنیا و محقّران را خدا برگزید بلکه نیستیها را تا هستیها را باطل گرداند ✡︎ {{verse|۱|۲۹|color=black}} تا هیچ بشری در حضور او فخر نکند ✡︎ {{verse|۱|۳۰|color=black}} لکن از او شما هستید در عیسی مسیح که از جانب خدا برای شما حکمت شده است و عدالت قدّوسیّت و فدا ✡︎ {{verse|۱|۳۱|color=black}} تا چنانکه مکتوب است هر که فخر کند در خداوند فخر نماید ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب دوم}}}} {{فصل|۲}} {{verse|۲|۱|color=black}} و من ای برادران چون بنزد شما آمدمبا فضیلت کلام یا حکمت نیامدم چون شما را بسرّ خدا اعلام مینمودم ✡︎ {{verse|۲|۲|color=black}} زیرا عزیمتنکردم که چیزی در میان شما دانسته باشم جز عیسی مسیح و او را مصلوب ✡︎ {{verse|۲|۳|color=black}} و من در ضعف و ترس و لرزش بسیار نزد شما شدم ✡︎ {{verse|۲|۴|color=black}} و کلام و وعظ من بسخنان مقنع حکمت نبود بلکه ببرهان روح و قوّت ✡︎ {{verse|۲|۵|color=black}} تا ایمان شما در حکمت انسان نباشد بلکه در قوّت خدا ✡︎ {{verse|۲|۶|color=black}} لکن حکمتی بیان میکنیم نزد کاملین امّا حکمتی که از این عالم نیست و نه از روسای این عالم که زایل میگردند ✡︎ {{verse|۲|۷|color=black}} بلکه حکمت خدا را در سرّی بیان میکنیم یعنی آن حکمت مخفی را که خدا پیش از دهرها برای جلال ما مقدّر فرمود ✡︎ {{verse|۲|۸|color=black}} که احدی از رؤسای این عالم آن را ندانست زیرا<noinclude></noinclude> gnjlwnqoifpdqe2hf2f2z4ou7af1ne3 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۶۷ 104 89271 289681 2026-06-24T19:53:04Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «اگر میدانستند خداوند جلال را مصلوب نمیکردند ✡︎ {{verse|۲|۹|color=black}} بلکه چنانکه مکتوب است چیزهائی را که چشمی ندید و گوشی نشنید و بهخاطر انسانی خطور نکرد یعنی آنچه خدا برای دوستداران خود مهیّا کرده است ✡︎ {{verse|۲|۱۰|color=black}} امّا خدا آنها را بروح خود...» ایجاد کرد 289681 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>اگر میدانستند خداوند جلال را مصلوب نمیکردند ✡︎ {{verse|۲|۹|color=black}} بلکه چنانکه مکتوب است چیزهائی را که چشمی ندید و گوشی نشنید و بهخاطر انسانی خطور نکرد یعنی آنچه خدا برای دوستداران خود مهیّا کرده است ✡︎ {{verse|۲|۱۰|color=black}} امّا خدا آنها را بروح خود بر ما کشف نموده است زیرا که روح همهچیز حتّی عمقهای خدا را نیز تفحّص میکند ✡︎ {{verse|۲|۱۱|color=black}} زیرا کیست از مردمان که امور انسان را بداند جز روح انسان که در وی میباشد همچنین نیز امور خدا را هیچکس ندانسته است جز روح خدا ✡︎ {{verse|۲|۱۲|color=black}} لیکن ما روح جهان را نیافتهایم بلکه آن روح که از خداست تا آنچه خدا بما عطا فرموده است بدانیم ✡︎ {{verse|۲|۱۳|color=black}} که آنها را نیز بیان میکنیم نه بسخنان آموخته شده از حکمت انسان بلکه بهآنچه روحالقدس میآموزد و روحانیها را با روحانیها جمع مینماییم ✡︎ {{verse|۲|۱۴|color=black}} امّا انسان نفسانی امور روح خدا را نمیپذیرد زیرا که نزد او جهالت است و آنها را نمیتواند فهمید زیرا حکم آنها از روح میشود ✡︎ {{verse|۲|۱۵|color=black}} لکن شخص روحانی در همهچیز حکم میکند و کسی را در او حکم نیست ✡︎ {{verse|۲|۱۶|color=black}} زیرا کیست که فکر خداوند را دانسته باشد تا او را تعلیم دهد لکن ما فکر مسیح را داریم ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} و من ای برادران نتوانستم بشما سخنگویم چون روحانیان بلکه چون جسمانیان و چون اطفال در مسیح ✡︎ {{verse|۳|۲|color=black}} و شما را بشیر خوراک دادم نه بگوشت زیرا که هنوز استطاعت آن نداشتید بلکه الحال نیز ندارید ✡︎ {{verse|۳|۳|color=black}} زیرا که تا بهحال جسمانی هستید چون در میان شما حسد و نزاع و جداییها است آیا جسمانی نیستید و بطریق انسان رفتار نمینمایید ✡︎ {{verse|۳|۴|color=black}} زیرا چون یکی گوید من از پولُس و دیگری من از اَپَلُّس هستم آیا انسان نیستید ✡︎ {{verse|۳|۵|color=black}} پس کیست پولُس و کیست اَپُّلس جز خادمانی که بهواسطهٔٔ ایشان ایمان آوردید و باندازهای که خداوند بهرکس داد ✡︎ {{verse|۳|۶|color=black}} من کاشتم و اَپُّلس آبیاری کرد لکن خدا نمّو میبخشید ✡︎ {{verse|۳|۷|color=black}} لهذا نه کارنده چیزی است و نه آب دهنده بلکه خدای رویاننده ✡︎ {{verse|۳|۸|color=black}} و کارنده و سیرآب کننده یک هستند لکن هر یک اجرت خود را بحسب مشقّت خود خواهند یافت ✡︎ {{verse|۳|۹|color=black}} زیرا با خدا همکاران هستیم و شما زراعت خدا و عمارت خدا هستید ✡︎ {{verse|۳|۱۰|color=black}} بحسب فیض خدا که بمن عطا شد چون معمار دانا بنیاد نهادم و دیگری بر آن عمارت میسازد لکن هرکس با خبر باشد که چگونه عمارت<noinclude></noinclude> 3kamot65ruiuzg212cafzzwuvomsn6v برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۶۸ 104 89272 289682 2026-06-24T19:53:27Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «میکند ✡︎ {{verse|۳|۱۱|color=black}} زیرا بنیادی دیگر هیچکس نمیتواند نهاد جز آنکه نهاده شده است یعنی عیسی مسیح ✡︎ {{verse|۳|۱۲|color=black}} لکن اگر کسی بر آن بنیاد عمارتی از طلا یا نقره یا جواهر یا چوب یا گیاه یا کاه بنا کند ✡︎ {{verse|۳|۱۳|color=black}} کار هرکس آشکار خوا...» ایجاد کرد 289682 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>میکند ✡︎ {{verse|۳|۱۱|color=black}} زیرا بنیادی دیگر هیچکس نمیتواند نهاد جز آنکه نهاده شده است یعنی عیسی مسیح ✡︎ {{verse|۳|۱۲|color=black}} لکن اگر کسی بر آن بنیاد عمارتی از طلا یا نقره یا جواهر یا چوب یا گیاه یا کاه بنا کند ✡︎ {{verse|۳|۱۳|color=black}} کار هرکس آشکار خواهد شد زیرا که آن روز آن را ظاهر خواهد نمود چونکه آن بآتش بظهور خواهد رسید و خود آتش عمل هرکس را خواهد آزمود که چگونه است ✡︎ {{verse|۳|۱۴|color=black}} اگر کاری که کسی بر آن گذارده باشد بماند اجر خواهد یافت ✡︎ {{verse|۳|۱۵|color=black}} و اگر عمل کسی سوخته شود زیان بدو وارد آید هرچند خود نجات یابد امّا چنانکه از میان آتش ✡︎ {{verse|۳|۱۶|color=black}} آیا نمیدانید که هیکل خدا هستید و روح خدا در شما ساکن است ✡︎ {{verse|۳|۱۷|color=black}} اگر کسی هیکل خدا را خراب کند خدا او را هلاک سازد زیرا هیکل خدا مقدّس است و شما آن هستید ✡︎ {{verse|۳|۱۸|color=black}} زنهار کسی خود را فریب ندهد اگر کسی از شما خود را در این جهان حکیم پندارد جاهل بشود تا حکیم گردد ✡︎ {{verse|۳|۱۹|color=black}} زیرا حکمت این جهان نزد خدا جهالت است چنانکه مکتوب است حکما را بمکر خودشان گرفتار میسازد ✡︎ {{verse|۳|۲۰|color=black}} و ایضاً خداوند افکار حکما را میداند که باطل است ✡︎ {{verse|۳|۲۱|color=black}} پس هیچکس در انسان فخر نکند زیرا همهچیز از آنِ شما است ✡︎ {{verse|۳|۲۲|color=black}} خواه پولُس خواه اَپُّلس خواه کیفا خواه دنیا خواه زندگی خواه موت خواه چیزهای حال خواه چیزهای آیندههمه از آنِ شما است ✡︎ {{verse|۳|۲۳|color=black}} و شما از مسیح و مسیح از خدا میباشد ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}} {{فصل|۴}} {{verse|۴|۱|color=black}} هرکس ما را چون خدّام مسیح و وکلای اسرار خدا بشمارد ✡︎ {{verse|۴|۲|color=black}} و دیگر در وکلا بازپرس میشود که هر یکی امین باشد ✡︎ {{verse|۴|۳|color=black}} امّا بجهت من کمتر چیزی است که از شما یا از یوم بشر حکم کرده شوم بلکه برخود نیز حکم نمیکنم ✡︎ {{verse|۴|۴|color=black}} زیرا که در خود عیبی نمیبینم لکن از این عادل شمرده نمیشوم بلکه حکمکننده من خداوند است ✡︎ {{verse|۴|۵|color=black}} لهذا پیش از وقت بچیزی حکم مکنید تا خداوند بیاید که خفایای ظلمت را روشن خواهد کرد و نیّتهای دلها را بظهور خواهد آورد آنگاه هرکس را مدح از خدا خواهد بود ✡︎ {{verse|۴|۶|color=black}} امّا ای برادران این چیزها را بطور مَثَل بخود و اَپُّلس نسبت دادم بهخاطر شما تا دربارهٔ ما آموخته شوید که از آنچه مکتوب است تجاوز نکنید و تا هیچ یکی از شما تکبّر نکند برای یکی بر دیگری ✡︎ {{verse|۴|۷|color=black}} زیرا کیست که تو را برتری داد و چهچیز داری که نیافتی<noinclude></noinclude> 4ane121ne27j59e7q9juircwgnlbtro برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۶۹ 104 89273 289683 2026-06-24T19:53:43Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «پس چون یافتی چرا فخر میکنی که گویا نیافتی ✡︎ {{verse|۴|۸|color=black}} الحال سیر شده و دولتمند گشتهاید و بدون ما سلطنت میکنید و کاشکه سلطنت میکردید تا ما نیز با شما سلطنت میکردیم ✡︎ {{verse|۴|۹|color=black}} زیرا گمان میبرم که خدا ما رسولان را آخر همهٔ عرضه داشت م...» ایجاد کرد 289683 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>پس چون یافتی چرا فخر میکنی که گویا نیافتی ✡︎ {{verse|۴|۸|color=black}} الحال سیر شده و دولتمند گشتهاید و بدون ما سلطنت میکنید و کاشکه سلطنت میکردید تا ما نیز با شما سلطنت میکردیم ✡︎ {{verse|۴|۹|color=black}} زیرا گمان میبرم که خدا ما رسولان را آخر همهٔ عرضه داشت مثل آنانی که فتوای موت بر ایشان شده است زیرا که جهان و فرشتگان و مردم را تماشاگاه شدهایم ✡︎ {{verse|۴|۱۰|color=black}} ما بهخاطر مسیح جاهلهستیم لکن شما در مسیح دانا هستید ما ضعیف لکن شما توانا شما عزیز امّا ما ذلیل ✡︎ {{verse|۴|۱۱|color=black}} تا بهمین ساعت گرسنه و تشنه و عریان و کوبیده و آواره هستیم ✡︎ {{verse|۴|۱۲|color=black}} و بدستهای خود کار کرده مشقّت میکشیم و دشنام شنیده برکت میطلبیم و مظلوم گردیده صبر میکنیم ✡︎ {{verse|۴|۱۳|color=black}} چون افترا بر ما میزنند نصیحت میکنیم و مثل قاذورات دنیا و فضلاتِ همهچیز شدهایم تا بهحال ✡︎ {{verse|۴|۱۴|color=black}} و این را نمینویسم تا شما را شرمنده سازم بلکه چون فرزندان محبوب خود تنبیه میکنم ✡︎ {{verse|۴|۱۵|color=black}} زیرا هرچند هزاران استاد در مسیح داشته باشید لکن پدران بسیار ندارید زیرا که من شما را در مسیح عیسی بانجیل تولید نمودم ✡︎ {{verse|۴|۱۶|color=black}} پس از شما التماس میکنم که بمن اقتدا نمایید ✡︎ {{verse|۴|۱۷|color=black}} برای همین تیموتاؤس را نزد شما فرستادم که اوست فرزند محبوب من و امین در خداوند تا راههای مرا در مسیح بیاد شما بیاورد چنانکه در هرجا و در هرکلیسا تعلیم میدهم ✡︎ {{verse|۴|۱۸|color=black}} امّا بعضی تکبّر میکنند بگمان آنکه من نزد شما نمیآیم ✡︎ {{verse|۴|۱۹|color=black}} لکن بزودی نزد شما خواهم آمد اگر خداوند بخواهد و خواهم دانست نه سخن متکبّران را بلکه قوّت ایشان را ✡︎ {{verse|۴|۲۰|color=black}} زیرا ملکوت خدا بزبان نیست بلکه در قوّت است ✡︎ {{verse|۴|۲۱|color=black}} چه خواهش دارید آیا با چوب نزد شما بیایم یا با محبّت و روح حلم ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب پنجم}}}} {{فصل|۵}} {{verse|۵|۱|color=black}} فیالحقیقه شنیده میشود که در میان شما زنا پیدا شده است و چنان زنائی که در میان امّتها هم نیست که شخصی زن پدر خود راداشته باشد ✡︎ {{verse|۵|۲|color=black}} و شما فخر میکنید بلکه ماتم هم ندارید چنانکه باید تا آن کسی که این عمل را کرد از میان شما بیرون شود ✡︎ {{verse|۵|۳|color=black}} زیرا که من هرچند در جسم غایبم امّا در روح حاضرم و الآن چون حاضر حکم کردم در حقّ کسی که این را چنین کرده است ✡︎ {{verse|۵|۴|color=black}} به نام خداوند ما عیسی مسیح هنگامی که شما با روح من با قوّت خداوند ما عیسی مسیح جمع شوید ✡︎ {{verse|۵|۵|color=black}} که چنین شخص بشیطان سپرده شود بجهت هلاکت جسم تا روح در روز خداوند عیسی نجات یابد ✡︎ {{verse|۵|۶|color=black}} فخر شما نیکو<noinclude></noinclude> g9205hyr8p3gox90blpkcyijs069sq7 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۷۰ 104 89274 289684 2026-06-24T19:53:58Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «نیست آیا آگاه نیستید که اندک خمیرمایه تمام خمیر را مخمّر میسازد ✡︎ {{verse|۵|۷|color=black}} پس خود را از خمیرمایه کهنه پاک سازید تا فطیر تازه باشید چنانکه بیخمیرمایه هستید زیرا که فِصَح ما مسیح در راه ما ذبح شده است ✡︎ {{verse|۵|۸|color=black}} پس عید را نگاه دا...» ایجاد کرد 289684 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نیست آیا آگاه نیستید که اندک خمیرمایه تمام خمیر را مخمّر میسازد ✡︎ {{verse|۵|۷|color=black}} پس خود را از خمیرمایه کهنه پاک سازید تا فطیر تازه باشید چنانکه بیخمیرمایه هستید زیرا که فِصَح ما مسیح در راه ما ذبح شده است ✡︎ {{verse|۵|۸|color=black}} پس عید را نگاه داریم نه بخمیرمایه کُهنه و نه بخمیرمایه بدی و شرارت بلکه بفطیر سادهدلی و راستی ✡︎ {{verse|۵|۹|color=black}} در آن رساله بشما نوشتم که با زانیان معاشرت نکنید ✡︎ {{verse|۵|۱۰|color=black}} لکن نه مطلقاً با زانیان این جهان یا طمعکاران و یا ستمکاران یا بتپرستان که در این صورت میباید از دنیا بیرون شوید ✡︎ {{verse|۵|۱۱|color=black}} لکن الآن بشما مینویسم که اگر کسی که ببرادر نامیده میشود زانی یا طمّاع یا بتپرست یا فحّاش یا میگسار یا ستمگر باشد با چنین شخص معاشرت مکنید بلکه غذا هم مخورید ✡︎ {{verse|۵|۱۲|color=black}} زیرا مرا چهکار است که بر آنانی که خارجاند داوری کنم آیا شما بر اهل داخل داوری نمیکنید ✡︎ {{verse|۵|۱۳|color=black}} لکن آنانی را که خارجاند خداداوری خواهد کرد پس آن شریر را از میان خود برانید ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب ششم}}}} {{فصل|۶}} {{verse|۶|۱|color=black}} آیا کسی از شما چون بر دیگری مدّعی باشد جرأت دارد که مرافعه بَرَد پیش ظالمان نه نزد مقدّسان ✡︎ {{verse|۶|۲|color=black}} یا نمیدانید که مقدّسان دنیا را داوری خواهند کرد و اگر دنیا از شما حکم یابد آیا قابل مقدّماتِ کمتر نیستید ✡︎ {{verse|۶|۳|color=black}} آیا نمیدانید که فرشتگان را داوری خواهیم کرد تا چه رسد بامور روزگار ✡︎ {{verse|۶|۴|color=black}} پس چون در مقدّمات روزگار مرافعه دارید آیا آنانی را که در کلیسا حقیر شمرده میشوند مینشانید ✡︎ {{verse|۶|۵|color=black}} بجهت انفعال شما میگویم آیا در میان شما یک نفر دانا نیست که بتواند در میان برادران خود حکم کند ✡︎ {{verse|۶|۶|color=black}} بلکه برادر با برادر بمحاکمه میرود و آن هم نزد بیایمانان ✡︎ {{verse|۶|۷|color=black}} بلکه الآن شما را بالکلّیّه قصوری است که با یکدیگر مرافعه دارید چرا بیشتر مظلوم نمیشوید و چرا بیشتر مغبون نمیشوید ✡︎ {{verse|۶|۸|color=black}} بلکه شما ظلم میکنید و مغبون میسازید و این را نیز ببرادران خود ✡︎ {{verse|۶|۹|color=black}} آیا نمیدانید که ظالمان وارث ملکوت خدا نمیشوند فریب مخورید زیرا فاسقان و بتپرستان و زانیان و متنعمّان و لوّاط ✡︎ {{verse|۶|۱۰|color=black}} و دزدان و طمعکاران و میگساران و فحّاشان و ستمگران وارث ملکوت خدا نخواهند شد ✡︎ {{verse|۶|۱۱|color=black}} و بعضی از شما چنین میبودید لکن غسل یافته و مقدّس گردیده و عادل کرده شدهاید بنام عیسی خداوند و بروح خدای ما ✡︎ {{verse|۶|۱۲|color=black}} همهچیز برای من جایز است لکن هرچیز مفید نیست<noinclude></noinclude> mtwgmyd296djwy86duykivcwjaqbkr6 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۷۱ 104 89275 289685 2026-06-24T19:54:21Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «همهچیز برای من رواست لیکن نمیگذارم که چیزی بر من تسلّط یابد ✡︎ {{verse|۶|۱۳|color=black}} خوراک برای شکم است و شکم برای خوراک لکن خدا این و آن را فانی خواهد ساخت امّا جسم برای زنا نیست بلکه برای خداوند است و خداوند برای جسم ✡︎ {{verse|۶|۱۴|color=black}} و خدا خداو...» ایجاد کرد 289685 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>همهچیز برای من رواست لیکن نمیگذارم که چیزی بر من تسلّط یابد ✡︎ {{verse|۶|۱۳|color=black}} خوراک برای شکم است و شکم برای خوراک لکن خدا این و آن را فانی خواهد ساخت امّا جسم برای زنا نیست بلکه برای خداوند است و خداوند برای جسم ✡︎ {{verse|۶|۱۴|color=black}} و خدا خداوند را برخیزانید و ما را نیز بقوّت خود خواهد برخیزانید ✡︎ {{verse|۶|۱۵|color=black}} آیا نمیدانید که بدنهای شما اعضای مسیح است پس آیا اعضای مسیح را برداشته اعضای فاحشه گردانم حاشا ✡︎ {{verse|۶|۱۶|color=black}} آیا نمیدانید که هرکه با فاحشه پیوندد با وی یکتن باشد زیرا میگوید هردو یک تن خواهند بود ✡︎ {{verse|۶|۱۷|color=black}} لکن کسی که با خداوند پیوندد یکروح است ✡︎ {{verse|۶|۱۸|color=black}} از زنا بگریزید هر گناهی که آدمی میکند بیرون از بدن است لکن زانی بر بدن خود گناه میورزد ✡︎ {{verse|۶|۱۹|color=black}} یا نمیدانید که بدن شما هیکل روحالقدس است که در شما است که از خدا یافتهاید و از آن خود نیستید ✡︎ {{verse|۶|۲۰|color=black}} زیرا که بقیمتی خریده شدید پس خدا را ببدن خود تمجید نمایید ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب هفتم}}}} {{فصل|۷}} {{verse|۷|۱|color=black}} امّا دربارهٔ آنچه بمن نوشته بودید مرد را نیکو آن است که زن را لمس نکند ✡︎ {{verse|۷|۲|color=black}} لکن بهسبب زنا هر مرد زوجهٔ خود را بدارد و هر زن شوهر خود را بدارد ✡︎ {{verse|۷|۳|color=black}} و شوهر حقّ زن را ادا نماید و همچنین زن حقّ شوهر را ✡︎ {{verse|۷|۴|color=black}} زن بر بدن خود مختار نیست بلکه شوهرش و همچنین مردنیز اختیار بدن خود ندارد بلکه زنش ✡︎ {{verse|۷|۵|color=black}} از یکدیگر جدائی مگزینید مگر مدّتی برضای طرفین تا برای روزه و عبادت فارغ باشید و باز با هم پیوندید مبادا شیطان شما را بهسبب ناپرهیزی شما در تجربه اندازد ✡︎ {{verse|۷|۶|color=black}} لکن این را میگویم بطریق اجازه نه بطریق حکم ✡︎ {{verse|۷|۷|color=black}} امّا میخواهم که همهٔ مردم مثل خودم باشند لکن هرکس نعمتی خاصّ از خدا دارد یکی چنین و دیگری چنان ✡︎ {{verse|۷|۸|color=black}} لکن بمجرّدین و بیوهزنان میگویم که ایشان را نیکو است که مثل من بمانند ✡︎ {{verse|۷|۹|color=black}} لکن اگر پرهیز ندارند نکاح بکنند زیرا که نکاح از آتشِ هوس بهتر است ✡︎ {{verse|۷|۱۰|color=black}} امّا منکوحان را حکم میکنم و نه من بلکه خداوند که زن از شوهر خود جدا نشود ✡︎ {{verse|۷|۱۱|color=black}} و اگر جدا شود مجرّد بماند یا با شوهر خود صلح کند و مرد نیز زن خود را جدا نسازد ✡︎ {{verse|۷|۱۲|color=black}} و دیگران را من میگویم نه خداوند که اگر کسی از برادران زنی بیایمان داشته باشد و آن زن راضی باشد که با وی بماند او را جدا نسازد ✡︎ {{verse|۷|۱۳|color=black}} و زنی که شوهر بیایمان داشته باشد و او راضی باشد که<noinclude></noinclude> f7jai2st20s42rjqkcjo44yfp923ppl برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۷۲ 104 89276 289686 2026-06-24T19:54:41Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «با وی بماند از شوهر خود جدا نشود ✡︎ {{verse|۷|۱۴|color=black}} زیرا که شوهر بیایمان از زن خود مقدّس میشود و زن بیایمان از برادر مقدّس میگردد و اگرنه اولاد شما ناپاک میبودند لکن الحال مقدّسند ✡︎ {{verse|۷|۱۵|color=black}} امّا اگر بیایمان جدائی نماید بگذارش که بش...» ایجاد کرد 289686 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>با وی بماند از شوهر خود جدا نشود ✡︎ {{verse|۷|۱۴|color=black}} زیرا که شوهر بیایمان از زن خود مقدّس میشود و زن بیایمان از برادر مقدّس میگردد و اگرنه اولاد شما ناپاک میبودند لکن الحال مقدّسند ✡︎ {{verse|۷|۱۵|color=black}} امّا اگر بیایمان جدائی نماید بگذارش که بشود زیرا برادر یا خواهر در این صورت مقیّد نیست و خدا ما را بسلامتی خوانده است ✡︎ {{verse|۷|۱۶|color=black}} زیرا که تو چه دانی ای زن که شوهرت را نجات خواهی داد یا چه دانی ای مرد که زن خود را نجات خواهی داد ✡︎ {{verse|۷|۱۷|color=black}} مگر اینکه بهرطور که خداوند بهرکس قسمت فرموده و بهمان حالت که خدا هرکس را خوانده باشد بدینطور رفتار بکند و همچنین در همهٔ کلیساها امر میکنم ✡︎ {{verse|۷|۱۸|color=black}} اگر کسی در مختونی خوانده شود نامختون نگردد و اگر کسی در نامختونی خوانده شود مختون نشود ✡︎ {{verse|۷|۱۹|color=black}} ختنه چیزی نیست و نامختونی هیچ بلکه نگاه داشتن امرهای خدا ✡︎ {{verse|۷|۲۰|color=black}} هرکس در هر حالتی که خوانده شده باشد در همان بماند ✡︎ {{verse|۷|۲۱|color=black}} اگر در غلامی خوانده شدی تو را باکی نباشد بلکه اگر هم میتوانی آزاد شوی آن را اُولیٰتر استعمال کن ✡︎ {{verse|۷|۲۲|color=black}} زیرا غلامی که در خداوند خوانده شده باشد آزاد خداوند است و همچنین شخصی آزاد که خوانده شد غلام مسیح است ✡︎ {{verse|۷|۲۳|color=black}} به قیمتی خریده شدید غلام انسان نشوید ✡︎ {{verse|۷|۲۴|color=black}} ای برادران هرکس در هرحالتی که خوانده شده باشد در آن نزد خدا بماند ✡︎ {{verse|۷|۲۵|color=black}} امّا دربارهٔ باکرهها حکمی از خداوند ندارم لکن چون از خداوند رحمت یافتم که امین باشم رأی میدهم ✡︎ {{verse|۷|۲۶|color=black}} پس گمان میکنم که بجهت تنگی این زمان انسان را نیکو آن است که همچنان بماند ✡︎ {{verse|۷|۲۷|color=black}} اگر با زن بسته شدی جدائی مجوی و اگر از زن جدا هستی دیگر زن مخواه ✡︎ {{verse|۷|۲۸|color=black}} لکن هرگاه نکاح کردی گناه نورزیدی و هرگاه باکره منکوحه گردید گناه نکرد ولی چنین در جسم زحمت خواهند کشید لیکن من بر شما شفقت دارم ✡︎ {{verse|۷|۲۹|color=black}} امّا ای برادران این را میگویم وقت تنگ است تا بعد از این آنانی که زن دارند مثل بیزن باشند ✡︎ {{verse|۷|۳۰|color=black}} و گریانان چون ناگریانان و خوشحالان مثل ناخوشحالان و خریداران چون غیرمالکان باشند ✡︎ {{verse|۷|۳۱|color=black}} و استعمالکنندگان این جهان مثلاستعمالکنندگان نباشند زیرا که صورت این جهان درگذر است ✡︎ {{verse|۷|۳۲|color=black}} امّا خواهشِ این دارم که شما بیاندیشه باشید شخص مجرّد در امور خداوند میاندیشد که چگونه رضامندی خداوند را بجوید ✡︎ {{verse|۷|۳۳|color=black}} و صاحب زن در امور دنیا میاندیشد که چگونه زن خود را خوش بسازد ✡︎ {{verse|۷|۳۴|color=black}} در میان زن منکوحه و باکره نیز تفاوتی است زیرا باکره در امور<noinclude></noinclude> 73xc7jf1qvz6y1wv0yrkzpr7bygak46 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۷۳ 104 89277 289687 2026-06-24T19:54:53Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «خداوند میاندیشد تا هم در تن و هم در روح مقدّس باشد امّا منکوحه در امور دنیا میاندیشد تا شوهر خود را خوش سازد ✡︎ {{verse|۷|۳۵|color=black}} امّا این را برای نفع شما میگویم نه آنکه دامی بر شما بنهم بلکه نظر بشایستگی و ملازمت خداوند بیتشویش ✡︎ {{verse|۷|۳۶|color=b...» ایجاد کرد 289687 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خداوند میاندیشد تا هم در تن و هم در روح مقدّس باشد امّا منکوحه در امور دنیا میاندیشد تا شوهر خود را خوش سازد ✡︎ {{verse|۷|۳۵|color=black}} امّا این را برای نفع شما میگویم نه آنکه دامی بر شما بنهم بلکه نظر بشایستگی و ملازمت خداوند بیتشویش ✡︎ {{verse|۷|۳۶|color=black}} لکن هرگاه کسی گمان برد که با باکره خود ناشایستگی میکند اگر بحدّ بلوغ رسید و ناچار است از چنین شدن آنچه خواهد بکند گناهی نیست بگذار که نکاح کنند ✡︎ {{verse|۷|۳۷|color=black}} امّا کسی که در دل خود پایدار است و احتیاج ندارد بلکه در ارادهٔ خود مختار است و در دل خود جازم است که باکره خود را نگاه دارد نیکو میکند ✡︎ {{verse|۷|۳۸|color=black}} پس هم کسی که بنکاح دهد نیکو میکند و کسی که بنکاح ندهد نیکوتر مینماید ✡︎ {{verse|۷|۳۹|color=black}} زن مادامی که شوهرش زنده است بسته است امّا هرگاه شوهرش مرد آزاد گردید تا بهرکه بخواهد منکوحه شود لیکن در خداوند فقط ✡︎ {{verse|۷|۴۰|color=black}} امّا بحسب رأی من خوشحالتر است اگر چنین بماند و من نیز گمان میبرم که روح خدا را دارم ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب هشتم}}}} {{فصل|۸}} {{verse|۸|۱|color=black}} امّا دربارهٔ قربانیهای بتها میدانیم که همهٔ علم داریم علم باعث تکبّر است لکنمحبّت بنا میکند ✡︎ {{verse|۸|۲|color=black}} اگر کسی گمان بَرَد که چیزی میداند هنوز هیچ نمیداند بطوری که باید دانست ✡︎ {{verse|۸|۳|color=black}} امّا اگر کسی خدا را محبّت نماید نزد او معروف میباشد ✡︎ {{verse|۸|۴|color=black}} پس دربارهٔ خوردن قربانیهای بتها میدانیم که بت در جهان چیزی نیست و اینکه خدائی دیگر جز یکی نیست ✡︎ {{verse|۸|۵|color=black}} زیرا هرچند هستند که بخدایان خوانده میشوند چه در آسمان و چه در زمین چنانکه خدایان بسیار و خداوندان بسیار میباشند ✡︎ {{verse|۸|۶|color=black}} لکن ما را یک خداست یعنی پدر که همهٔ چیز از اوست و ما برای او هستیم و یک خداوند یعنی عیسی مسیح که همهچیز از اوست و ما از او هستیم ✡︎ {{verse|۸|۷|color=black}} ولی همهٔ را این معرفت نیست زیرا بعضی تا بحال باعتقاد اینکه بت هست آن را چون قربانی بت میخورند و ضمیر ایشان چون ضعیف است نجس میشود ✡︎ {{verse|۸|۸|color=black}} امّا خوراک ما را مقبول خدا نمیسازد زیرا که نه بخوردن بهتریم و نه بناخوردن بدتر ✡︎ {{verse|۸|۹|color=black}} لکن احتیاط کنید مبادا اختیار شما باعث لغزش ضعفا گردد ✡︎ {{verse|۸|۱۰|color=black}} زیرا اگر کسی تو را که صاحب علم هستی بیند که در بتکده نشستهای آیا ضمیر آن کس که ضعیف است بخوردن قربانیهای بتها بنا نمیشود ✡︎<noinclude></noinclude> bx68b2puyzsfh878gwqid561d3urqyg برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۷۴ 104 89278 289688 2026-06-24T19:55:14Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{verse|۸|۱۱|color=black}} و از علم تو آن برادر ضعیف که مسیح برای او مرد هلاک خواهد شد ✡︎ {{verse|۸|۱۲|color=black}} و همچنین چون ببرادران گناه ورزیدید و ضمایر ضعیفشان را صدمه رسانیدید همانا بمسیح خطا نمودید ✡︎ {{verse|۸|۱۳|color=black}} بنابراین اگر خوراک باعث لغزش برادر...» ایجاد کرد 289688 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۸|۱۱|color=black}} و از علم تو آن برادر ضعیف که مسیح برای او مرد هلاک خواهد شد ✡︎ {{verse|۸|۱۲|color=black}} و همچنین چون ببرادران گناه ورزیدید و ضمایر ضعیفشان را صدمه رسانیدید همانا بمسیح خطا نمودید ✡︎ {{verse|۸|۱۳|color=black}} بنابراین اگر خوراک باعث لغزش برادر من باشد تا بابد گوشت نخواهم خورد تا برادر خود را لغزش ندهم ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب نهم}}}} {{فصل|۹}} {{verse|۹|۱|color=black}} آیا رسول نیستم آیا آزاد نیستم آیا عیسی مسیح {{روخط|خداوند}}ِ ما را ندیدم آیا شما عمل من در خداوند نیستید ✡︎ {{verse|۹|۲|color=black}} هرگاه دیگران را رسول نباشم البتّه شما را هستم زیرا که مُهر رسالت من در خداوند شما هستید ✡︎ {{verse|۹|۳|color=black}} حجت من بجهت آنانی که مرا امتحان میکنند این است ✡︎ {{verse|۹|۴|color=black}} که آیا اختیار خوردن و آشامیدن نداریم ✡︎ {{verse|۹|۵|color=black}} آیا اختیار نداریم که خواهر دینی را بزنی گرفته همراه خود ببریم مثل سایر رسولان و برادران خداوند و کیفا ✡︎ {{verse|۹|۶|color=black}} یا من و برنابا بتنهائی مختار نیستیم که کار نکنیم ✡︎ {{verse|۹|۷|color=black}} کیست که هرگز از خرجی خود جنگ کند یا کیست که تاکستانی غرس نموده از میوهاش نخورد یا کیست که گلهای بچراند و از شیر گله ننوشد ✡︎ {{verse|۹|۸|color=black}} آیا این را بطور انسان میگویم یا شریعت نیز این را نمیگوید ✡︎ {{verse|۹|۹|color=black}} زیرا که در تورات موسی مکتوب است که گاو را هنگامیکه خرمن را خرد میکند دهان مبند آیا خدا در فکر گاوان میباشد ✡︎ {{verse|۹|۱۰|color=black}} یا محض خاطر ما این را نمیگوید بلی برای ما مکتوب است که شخمکننده میباید بامید شخم نماید و خردکننده خرمن در امید یافتن قسمت خود باشد ✡︎ {{verse|۹|۱۱|color=black}} چون ما روحانیها را برای شما کاشتیم آیا امر بزرگی است که ما جسمانیهای شما را درو کنیم ✡︎ {{verse|۹|۱۲|color=black}} اگر دیگران در این اختیار بر شما شریکند آیا نه ما بیشتر لیکن این اختیار را استعمال نکردیم بلکه هرچیز را متحمّل میشویم مبادا انجیل مسیح را تعویق اندازیم ✡︎ {{verse|۹|۱۳|color=black}} آیا نمیدانید که هرکه در امور مقدّس مشغول باشد از هیکل میخورد و هرکه خدمت مذبح کند از مذبح نصیبی میدارد ✡︎ {{verse|۹|۱۴|color=black}} و همچنین خداوند فرمود که هرکه بانجیل اعلام نماید از انجیل معیشت یابد ✡︎ {{verse|۹|۱۵|color=black}} لیکن من هیچیک از اینها را استعمال نکردم و این را باین قصد ننوشتم تا با من چنین شود زیرا که مرا مردن بهتر است از آنکه کسی فخر مرا باطل گرداند ✡︎ {{verse|۹|۱۶|color=black}} زیرا هرگاه بشارت دهم مرا فخر نیست چونکه مرا ضرورت افتاده است بلکه وای<noinclude></noinclude> fu0rk1olhxx0s93dbi4ggmepsbi7abv برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۷۵ 104 89279 289689 2026-06-24T19:55:31Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «بر من اگر بشارت ندهم ✡︎ {{verse|۹|۱۷|color=black}} زیرا هرگاه این را طوعاً کنم اجرت دارم لکن اگر کرهاً باشد وکالتی بمن سپرده شد ✡︎ {{verse|۹|۱۸|color=black}} در این صورت مرا چه اجرت است تا آنکه چون بشارت میدهم انجیل مسیح را بیخرج سازم و اختیار خود را در انجیل استع...» ایجاد کرد 289689 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بر من اگر بشارت ندهم ✡︎ {{verse|۹|۱۷|color=black}} زیرا هرگاه این را طوعاً کنم اجرت دارم لکن اگر کرهاً باشد وکالتی بمن سپرده شد ✡︎ {{verse|۹|۱۸|color=black}} در این صورت مرا چه اجرت است تا آنکه چون بشارت میدهم انجیل مسیح را بیخرج سازم و اختیار خود را در انجیل استعمال نکنم ✡︎ {{verse|۹|۱۹|color=black}} زیرا با اینکه از همهکس آزاد بودم خود را غلام همهٔ گردانیدم تا بسیاری را سود برم ✡︎ {{verse|۹|۲۰|color=black}} و یهود را چون یهود گشتم تا یهود را سود برم و اهل شریعت را مثل اهل شریعت تا اهل شریعت را سود برم ✡︎ {{verse|۹|۲۱|color=black}} و بیشریعتان را چون بیشریعتان شدم هرچند نزد خدا بیشریعت نیستم بلکه شریعت مسیح در من است تا بیشریعتان را سود برم ✡︎ {{verse|۹|۲۲|color=black}} ضعفا را ضعیف شدم تا ضعفا را سود برم همهکس را همهچیز گردیدم تا بهرنوعی بعضی را برهانم ✡︎ {{verse|۹|۲۳|color=black}} امّا همهکار را بجهت انجیل میکنم تا در آن شریک گردم ✡︎ {{verse|۹|۲۴|color=black}} آیا نمیدانید آنانی که در میدان میدوند همهٔ میدوند لکن یک نفر انعام را میبرد باینطور شما بدوید تا بکمال ببرید ✡︎ {{verse|۹|۲۵|color=black}} و هرکه ورزش کند در هرچیز ریاضت میکشد امّا ایشانتا تاج فانی را بیابند لکن ما تاج غیرفانی را ✡︎ {{verse|۹|۲۶|color=black}} پس من چنین میدوم نه چون کسی که شک دارد و مشت میزنم نه آنکه هوا را بزنم ✡︎ {{verse|۹|۲۷|color=black}} بلکه تن خود را زبون میسازم و آن را در بندگی میدارم مبادا چون دیگران را وعظ نمودم خود محروم شوم ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب دهم}}}} {{فصل|۱۰}} {{verse|۱۰|۱|color=black}} زیرا ای برادران نمیخواهم شما بیخبر باشید از اینکه پدران ما همهٔ زیر ابر بودند و همهٔ از دریا عبور نمودند ✡︎ {{verse|۱۰|۲|color=black}} و همهٔ بموسی تعمید یافتند در ابر و در دریا ✡︎ {{verse|۱۰|۳|color=black}} و همهٔ همان خوراک روحانی را خوردند ✡︎ {{verse|۱۰|۴|color=black}} و همهٔ همان شُرب روحانی را نوشیدند زیرا که میآشامیدند از صخره روحانی که از عقب ایشان میآمد و آن صخره مسیح بود ✡︎ {{verse|۱۰|۵|color=black}} لیکن از اکثر ایشان خدا راضی نبود زیرا که در بیابان انداخته شدند ✡︎ {{verse|۱۰|۶|color=black}} و این امور نمونهها برای ما شد تا ما خواهشمند بدی نباشیم چنانکه ایشان بودند ✡︎ {{verse|۱۰|۷|color=black}} و نه بتپرست شوید مثل بعضی از ایشان چنانکه مکتوب است قوم باکل و شرب نشستند و برای لهو و لعب برپا شدند ✡︎ {{verse|۱۰|۸|color=black}} و نه زنا کنیم چنانکه بعضی از ایشان کردند و در یک روز بیست و سه هزار نفر هلاک گشتند ✡︎ {{verse|۱۰|۹|color=black}} و نه مسیح را تجربه کنیم چنانکه بعضی از ایشان کردند و از مارها هلاک گردیدند ✡︎ {{verse|۱۰|۱۰|color=black}} و نه همهمه کنید چنانکه بعضی از ایشان کردند و هلاک کننده<noinclude></noinclude> nk6unikadvwyk5ozktn4efbxfc2b4ce برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۷۶ 104 89280 289690 2026-06-24T19:55:46Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «ایشان را هلاک کرد ✡︎ {{verse|۱۰|۱۱|color=black}} و این همهٔ بطور مَثَل بدیشان واقع شد و برای تنبیه ما مکتوب گردید که اواخر عالم بمارسیده است ✡︎ {{verse|۱۰|۱۲|color=black}} پس آنکه گمان بَرَد که قایم است باخبر باشد که نیفتد ✡︎ {{verse|۱۰|۱۳|color=black}} هیچ تجربه جز آنکه م...» ایجاد کرد 289690 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ایشان را هلاک کرد ✡︎ {{verse|۱۰|۱۱|color=black}} و این همهٔ بطور مَثَل بدیشان واقع شد و برای تنبیه ما مکتوب گردید که اواخر عالم بمارسیده است ✡︎ {{verse|۱۰|۱۲|color=black}} پس آنکه گمان بَرَد که قایم است باخبر باشد که نیفتد ✡︎ {{verse|۱۰|۱۳|color=black}} هیچ تجربه جز آنکه مناسب بشر باشد شما را فرو نگرفت امّا خدا امین است که نمیگذارد شما فوق طاقت خود آزموده شوید بلکه باتجربه مفرّی نیز میسازد تا یارای تحمّل آن را داشته باشید ✡︎ {{verse|۱۰|۱۴|color=black}} لهذا ای عزیزانِ من از بتپرستی بگریزید ✡︎ {{verse|۱۰|۱۵|color=black}} به خردمندان سخن میگویم خود حکم کنید برآنچه میگویم ✡︎ {{verse|۱۰|۱۶|color=black}} پیاله برکت که آن را تبرّک میخوانیم آیا شراکت در خون مسیح نیست و نانی را که پاره میکنیم آیا شراکت در بدن مسیح نی ✡︎ {{verse|۱۰|۱۷|color=black}} زیرا ما که بسیاریم یک نان و یکتن میباشیم چونکه همهٔ از یک نان قسمت مییابیم ✡︎ {{verse|۱۰|۱۸|color=black}} اسرائیل جسمانی را ملاحظه کنید آیا خورندگان قربانیها شریک قربانگاه نیستند ✡︎ {{verse|۱۰|۱۹|color=black}} پس چه گویم آیا بت چیزی میباشد یا که قربانی بت چیزی است ✡︎ {{verse|۱۰|۲۰|color=black}} نی بلکه آنچه امّتها قربانی میکنند برای دیوها میگذرانند نه برای خدا و نمیخواهم شما شریک دیوها باشید ✡︎ {{verse|۱۰|۲۱|color=black}} محال است که هم از پیاله خداوند و هم از پیاله دیوها بنوشید و هم از مایده خداوند و هم از مایده دیوها نمیتوانید قسمت بُرد ✡︎ {{verse|۱۰|۲۲|color=black}} آیا خداوند را بغیرت میآوریم یا از او تواناتر میباشیم ✡︎ {{verse|۱۰|۲۳|color=black}} همهچیز جایز است لیکن همهٔ مفید نیست همهٔ رواست لیکن همهٔ بنا نمیکند ✡︎ {{verse|۱۰|۲۴|color=black}} هرکس نفع خود را نجوید بلکه نفع دیگری را ✡︎ {{verse|۱۰|۲۵|color=black}} هرآنچه را در قصّابخانه میفروشند بخورید و هیچ مپرسید بهخاطر ضمیر ✡︎ {{verse|۱۰|۲۶|color=black}} زیرا که جهان وپُری آن از آنِ خداوند است ✡︎ {{verse|۱۰|۲۷|color=black}} هرگاه کسی از بیایمانان از شما وعده خواهد و میخواهید بروید آنچه نزد شما گذارند بخورید و هیچ مپرسید بجهت ضمیر ✡︎ {{verse|۱۰|۲۸|color=black}} امّا اگر کسی بشما گوید این قربانی بت است مخورید بهخاطر آن کس که خبر داد و بجهت ضمیر زیرا که جهان و پری آن از آن خداوند است ✡︎ {{verse|۱۰|۲۹|color=black}} امّا ضمیر میگویم نه از خودت بلکه ضمیر آن دیگر زیرا چرا ضمیر دیگری بر آزادی من حکم کند ✡︎ {{verse|۱۰|۳۰|color=black}} و اگر من بشکر بخورم چرا بر من افترا زنند بهسبب آن چیزی که من برای آن شکر میکنم ✡︎ {{verse|۱۰|۳۱|color=black}} پس خواه بخورید خواه بنوشید خواه هرچه کنید همهٔ را برای جلال خدا بکنید ✡︎ {{verse|۱۰|۳۲|color=black}} یهودیان و یونانیان و کلیسای خدا را لغزش مدهید ✡︎ {{verse|۱۰|۳۳|color=black}} چنانکه من نیز در هرکاری همهٔ را خوش میسازم و نفع خود را طالب نیستم بلکه نفع بسیاری را تا نجات یابند ✡︎<noinclude></noinclude> oc4stf1nh1kpn1k8775nowg0gq5aue1 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۷۷ 104 89281 289691 2026-06-24T19:56:04Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب یازدهم}}}} {{فصل|۱۱}} {{verse|۱۱|۱|color=black}} پس اقتدا بمن نمایید چنانکه من نیز بهمسیح میکنم ✡︎ {{verse|۱۱|۲|color=black}} امّا ای برادران شما را تحسین مینمایم از اینجهت که در هرچیز مرا یاد میدارید و اخبار را بطوری که بشما سپردم حفظ مینمایید ✡︎ {{vers...» ایجاد کرد 289691 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب یازدهم}}}} {{فصل|۱۱}} {{verse|۱۱|۱|color=black}} پس اقتدا بمن نمایید چنانکه من نیز بهمسیح میکنم ✡︎ {{verse|۱۱|۲|color=black}} امّا ای برادران شما را تحسین مینمایم از اینجهت که در هرچیز مرا یاد میدارید و اخبار را بطوری که بشما سپردم حفظ مینمایید ✡︎ {{verse|۱۱|۳|color=black}} امّا میخواهم شما بدانید که سر هر مرد مسیح است و سر زن مرد و سر مسیح خدا ✡︎ {{verse|۱۱|۴|color=black}} هر مردی که سرپوشیده دعا یا نبوّت کند سر خود را رسوا مینماید ✡︎ {{verse|۱۱|۵|color=black}} امّا هر زنی که سر برهنه دعا یا نبوّت کند سر خود را رسوا میسازد زیرا اینچنان است که تراشیده شود ✡︎ {{verse|۱۱|۶|color=black}} زیرا اگر زن نمیپوشد موی را نیز بِبُرَدْ و اگر زن را موی بریدن یا تراشیدن قبیح است باید بپوشد ✡︎ {{verse|۱۱|۷|color=black}} زیرا که مرد را نباید سر خود را بپوشد چونکه او صورت و جلال خداست امّا زن جلال مرد است ✡︎ {{verse|۱۱|۸|color=black}} زیرا که مرد از زن نیست بلکه زن از مرد است ✡︎ {{verse|۱۱|۹|color=black}} و نیز مرد بجهت زن آفریده نشد بلکه زن برای مرد ✡︎ {{verse|۱۱|۱۰|color=black}} از این جهت زن میباید عزّتی بر سر داشته باشد بهسبب فرشتگان ✡︎ {{verse|۱۱|۱۱|color=black}} لیکن زن از مرد جدا نیست و مرد هم جدا از زن نیست درخداوند ✡︎ {{verse|۱۱|۱۲|color=black}} زیرا چنانکه زن از مرد است همچنین مرد نیز بهوسیلهٔ زن لیکن همهچیز از خدا ✡︎ {{verse|۱۱|۱۳|color=black}} در دل خود انصاف دهید آیا شایسته است که زن ناپوشیده نزد خدا دعا کند ✡︎ {{verse|۱۱|۱۴|color=black}} آیا خودِ طبیعت شما را نمیآموزد که اگر مرد موی دراز دارد او را عار میباشد ✡︎ {{verse|۱۱|۱۵|color=black}} و اگر زن موی دراز دارد او را فخر است زیرا که موی بجهت پرده بدو داده شد ✡︎ {{verse|۱۱|۱۶|color=black}} و اگر کسی ستیزهگر باشد ما و کلیساهای خدا را چنین عادتی نیست ✡︎ {{verse|۱۱|۱۷|color=black}} لیکن چون این حکم را بشما میکنم شما را تحسین نمیکنم زیرا که شما نه از برای بهتری بلکه برای بدتری جمع میشوید ✡︎ {{verse|۱۱|۱۸|color=black}} زیرا اوّلاً هنگامی که شما در کلیسا جمع میشوید میشنوم که در میان شما شقاقها روی میدهد و قدری از آن را باور میکنم ✡︎ {{verse|۱۱|۱۹|color=black}} از آن جهت که لازم است در میان شما بدعتها نیز باشد تا که مقبولان از شما ظاهر گردند ✡︎ {{verse|۱۱|۲۰|color=black}} پس چون شما در یک جا جمع میشوید ممکن نیست که شامخداوند خورده شود ✡︎ {{verse|۱۱|۲۱|color=black}} زیرا در وقت خوردن هرکس شام خود را پیشتر میگیرد و یکی گرسنه و دیگری مست میشود ✡︎ {{verse|۱۱|۲۲|color=black}} مگر خانهها برای خوردن و آشامیدن ندارید یا کلیسای خدا را تحقیر مینمایید و آنانی را که ندارند شرمنده میسازید بشما چه بگویم آیا در این امر شما را تحسین نمایم تحسین نمینمایم ✡︎ {{verse|۱۱|۲۳|color=black}} زیرا من از خداوند یافتم<noinclude></noinclude> pqvokpxdtrulbq3ou4m9iv1rh6ey9iq برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۷۸ 104 89282 289692 2026-06-24T19:56:20Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «آنچه بشما نیز سپردم که عیسی خداوند در شبی که او را تسلیم کردند نان را گرفت ✡︎ {{verse|۱۱|۲۴|color=black}} و شکر نموده پاره کرد و گفت بگیرید بخورید این است بدن من که برای شما پاره میشود این را بیادگاری من بجا آرید ✡︎ {{verse|۱۱|۲۵|color=black}} و همچنین پیاله را نیز...» ایجاد کرد 289692 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>آنچه بشما نیز سپردم که عیسی خداوند در شبی که او را تسلیم کردند نان را گرفت ✡︎ {{verse|۱۱|۲۴|color=black}} و شکر نموده پاره کرد و گفت بگیرید بخورید این است بدن من که برای شما پاره میشود این را بیادگاری من بجا آرید ✡︎ {{verse|۱۱|۲۵|color=black}} و همچنین پیاله را نیز بعد از شام و گفت این پیاله عهد جدید است در خون من هرگاه این را بنوشید بیادگاری من بکنید ✡︎ {{verse|۱۱|۲۶|color=black}} زیرا هرگاه این نان را بخورید و این پیاله را بنوشید موت خداوند را ظاهر مینمایید تا هنگامی که بازآید ✡︎ {{verse|۱۱|۲۷|color=black}} پس هرکه بطور ناشایسته نان را بخورد و پیاله خداوند را بنوشد مجرم بدن و خون خداوند خواهد بود ✡︎ {{verse|۱۱|۲۸|color=black}} امّا هر شخص خود را امتحان کند و بدینطرز از آن نان بخورد و از آن پیاله بنوشد ✡︎ {{verse|۱۱|۲۹|color=black}} زیرا هرکه میخورد و مینوشد فتوای خود را میخورد و مینوشد اگر بدن خداوند را تمییز نمیکند ✡︎ {{verse|۱۱|۳۰|color=black}} از این سبب بسیاری از شما ضعیف و مریضاند و بسیاری خوابیدهاند ✡︎ {{verse|۱۱|۳۱|color=black}} امّا اگر برخود حکم میکردیم حکم بر ما نمیشد ✡︎ {{verse|۱۱|۳۲|color=black}} لکن هنگامی که بر ما حکم میشود از خداوند تأدیب میشویم مبادا با اهل دنیا بر ما حکم شود ✡︎ {{verse|۱۱|۳۳|color=black}} لهذا ای برادرانِ من چون بجهت خوردن جمع میشوید منتظر یکدیگر باشید ✡︎ {{verse|۱۱|۳۴|color=black}} و اگر کسی گرسنه باشد در خانه بخورد مبادا بجهت عقوبت جمع شوید و چون بیایم مابقی را منتظم خواهم نمود ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب دوازدهم}}}} {{فصل|۱۲}} {{verse|۱۲|۱|color=black}} امّا دربارهٔ عطایای روحانی ای برادراننمیخواهم شما بیخبر باشید ✡︎ {{verse|۱۲|۲|color=black}} میدانید هنگامی که امّتها میبودید بسوی بتهای گنگ برده میشدید بطوری که شما را میبردند ✡︎ {{verse|۱۲|۳|color=black}} پس شما را خبر میدهم که هرکه متکلّم بروح خدا باشد عیسی را اَناتیما نمیگوید و احدی جز بروحالقدس عیسی را خداوند نمیتواند گفت ✡︎ {{verse|۱۲|۴|color=black}} و نعمتها انواع است ولی روح همان ✡︎ {{verse|۱۲|۵|color=black}} و خدمتها انواع است امّا خداوند همان ✡︎ {{verse|۱۲|۶|color=black}} و عملها انواع است لکن همان خدا همهٔ را در همهٔ عمل میکند ✡︎ {{verse|۱۲|۷|color=black}} ولی هرکس را ظهور روح بجهت منفعت عطا میشود ✡︎ {{verse|۱۲|۸|color=black}} زیرا یکی را بوساطت روح کلام حکمت داده میشود و دیگری را کلام علم بحسب همان روح ✡︎ {{verse|۱۲|۹|color=black}} و یکی را ایمان بهمان روح و دیگری را نعمتهای شفا دادن بهمان روح ✡︎ {{verse|۱۲|۱۰|color=black}} و یکی را قوّت معجزات و دیگری را نبوّت و یکی را تمییز ارواح و دیگری را اقسام زبانها و دیگری را ترجمهٔ زبانها ✡︎ {{verse|۱۲|۱۱|color=black}} لکن در جمیع اینها همان یک روح فاعل است که<noinclude></noinclude> d8mu64m5n0icze7j2z42b1043476q86 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۷۹ 104 89283 289693 2026-06-24T19:56:52Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «هرکس را فرداً بحسب ارادهٔ خود تقسیم میکند ✡︎ {{verse|۱۲|۱۲|color=black}} زیرا چنانکه بدن یک است و اعضای متعدّد دارد و تمامی اعضای بدن اگرچه بسیار است یکتن میباشد همچنین مسیح نیز میباشد ✡︎ {{verse|۱۲|۱۳|color=black}} زیرا که جمیع ما بیک روح در یک بدن تعمید یافتیم...» ایجاد کرد 289693 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>هرکس را فرداً بحسب ارادهٔ خود تقسیم میکند ✡︎ {{verse|۱۲|۱۲|color=black}} زیرا چنانکه بدن یک است و اعضای متعدّد دارد و تمامی اعضای بدن اگرچه بسیار است یکتن میباشد همچنین مسیح نیز میباشد ✡︎ {{verse|۱۲|۱۳|color=black}} زیرا که جمیع ما بیک روح در یک بدن تعمید یافتیم خواه یهود خواه یونانی خواه غلام خواه آزاد و همهٔ از یک روح نوشانیده شدیم ✡︎ {{verse|۱۲|۱۴|color=black}} زیرا بدن یک عضو نیست بلکه بسیار است ✡︎ {{verse|۱۲|۱۵|color=black}} اگر پا گوید چونکه دست نیستم از بدن نمیباشم آیا بدین سبب از بدن نیست ✡︎ {{verse|۱۲|۱۶|color=black}} و اگر گوش گوید چونکه چشم نیّم از بدن نیستم آیا بدین سبب از بدن نیست ✡︎ {{verse|۱۲|۱۷|color=black}} اگر تمام بدن چشم بودی کجا میبود شنیدن و اگر همهٔ شنیدن بودی کجا میبود بوییدن ✡︎ {{verse|۱۲|۱۸|color=black}} لکن الحال خدا هریک از اعضا را در بدن نهاد برحسب ارادهٔ خود ✡︎ {{verse|۱۲|۱۹|color=black}} و اگر همهٔ یک عضو بودی بدن کجا میبود ✡︎ {{verse|۱۲|۲۰|color=black}} امّا الآن اعضا بسیار است لیکن بدن یک ✡︎ {{verse|۱۲|۲۱|color=black}} و چشم دست را نمیتواند گفت که محتاج تو نیستم یا سر پایها را نیز که احتیاج بشما ندارم ✡︎ {{verse|۱۲|۲۲|color=black}} بلکه علاوه بر این آن اعضای بدن که ضعیفتر مینمایند لازمتر میباشند ✡︎ {{verse|۱۲|۲۳|color=black}} و آنها را که پستتر اجزای بدن میپنداریم عزیزتر میداریم و اجزای قبیح ما جمالِ افضل دارد ✡︎ {{verse|۱۲|۲۴|color=black}} لکن اعضای جمیله ما را احتیاجی نیست بلکه خدا بدن را مرتّب ساخت بقسمی که ناقص را بیشتر حرمت داد ✡︎ {{verse|۱۲|۲۵|color=black}} تا که جدائی در بدن نیفتد بلکه اعضا ببرابری در فکر یکدیگر باشند ✡︎ {{verse|۱۲|۲۶|color=black}} و اگر یک عضو دردمند گردد سایر اعضا با آن همدرد باشند و اگر عضوی عزّت یابد باقی اعضا با او بخوشی آیند ✡︎ {{verse|۱۲|۲۷|color=black}} امّا شما بدن مسیح هستید و فرداً اعضای آن میباشید ✡︎ {{verse|۱۲|۲۸|color=black}} و خدا قرارداد بعضی را در کلیسا اوّل رسولان دوّم انبیا سوم معلّمان بعد قوّات پس نعمتهای شفا دادن و اعانات و تدابیر و اقسام زبانها ✡︎ {{verse|۱۲|۲۹|color=black}} آیا همهٔ رسول هستند یا همهٔ انبیا یا همهٔ معلّمان یا همهٔ قوّات ✡︎ {{verse|۱۲|۳۰|color=black}} یا همهٔ نعمتهای شفا دارند یا همهٔ بزبانها متکلّم هستند یا همهٔ ترجمه میکنند ✡︎ {{verse|۱۲|۳۱|color=black}} لکن نعمتهای بهتر را بغیرت بطلبید و طریق افضل را نیز بشما نشان میدهم ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب سیزدهم}}}} {{فصل|۱۳}} {{verse|۱۳|۱|color=black}} اگر بزبانهای مردم و فرشتگان سخنگویم و محّبت نداشته باشم مثل نحاس صدادهنده و سنج فغان کننده شدهام ✡︎ {{verse|۱۳|۲|color=black}} و اگر نبوّت داشته باشم و جمیع اسرار و همهٔ علم را بدانم و ایمان کامل داشته باشم بهحدّی که کوهها را نقل کنم و محبّت نداشته باشم هیچ<noinclude></noinclude> nsma38sp0pkk420sgnc11z4fuh9jh6y برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۸۰ 104 89284 289694 2026-06-24T19:57:12Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «هستم ✡︎ {{verse|۱۳|۳|color=black}} و اگر جمیع اموال خود را صدقه دهم و بدن خود را بسپارم تا سوخته شود و محبّت نداشته باشم هیچ سود نمیبرم ✡︎ {{verse|۱۳|۴|color=black}} محبّت حلیم و مهربان است محبّت حسد نمیبرد محبّت کبر و غرور ندارد ✡︎ {{verse|۱۳|۵|color=black}} اطوار ناپسندی...» ایجاد کرد 289694 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>هستم ✡︎ {{verse|۱۳|۳|color=black}} و اگر جمیع اموال خود را صدقه دهم و بدن خود را بسپارم تا سوخته شود و محبّت نداشته باشم هیچ سود نمیبرم ✡︎ {{verse|۱۳|۴|color=black}} محبّت حلیم و مهربان است محبّت حسد نمیبرد محبّت کبر و غرور ندارد ✡︎ {{verse|۱۳|۵|color=black}} اطوار ناپسندیده ندارد و نفع خود را طالب نمیشود خشم نمیگیرد و سوءظنّ ندارد ✡︎ {{verse|۱۳|۶|color=black}} از ناراستی خوشوقت نمیگردد ولی با راستی شادی میکند ✡︎ {{verse|۱۳|۷|color=black}} در همهچیز صبر میکند و همهٔ را باور مینماید در همهحال امیدوار میباشد و هر چیز را متحمل میباشد ✡︎ {{verse|۱۳|۸|color=black}} محبّت هرگز ساقط نمیشود و امّا اگر نبوّتها باشد نیست خواهد شد و اگر زبانها انتها خواهدپذیرفت و اگر علم زایل خواهد گردید ✡︎ {{verse|۱۳|۹|color=black}} زیرا جزئی علمی داریم و جزئی نبوّت مینماییم ✡︎ {{verse|۱۳|۱۰|color=black}} لکن هنگامی که کامل آید جزئی نیست خواهد گردید ✡︎ {{verse|۱۳|۱۱|color=black}} زمانی که طفل بودم چون طفل حرف میزدم و چون طفل فکر میکردم و مانند طفل تعقّل مینمودم امّا چون مرد شدم کارهای طفلانه را ترک کردم ✡︎ {{verse|۱۳|۱۲|color=black}} زیرا که الحال در آینه بطور معمّا میبینیم لکن آن وقت روبرو الآن جزئی معرفتی دارم لکن آنوقت خواهم شناخت چنانکه نیز شناخته شدهام ✡︎ {{verse|۱۳|۱۳|color=black}} و الحال این سه چیز باقی است یعنی ایمان و امید و محبّت امّا بزرگتر از اینها محبّت است ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب چهاردهم}}}} {{فصل|۱۴}} {{verse|۱۴|۱|color=black}} در پی محبّت بکوشید و عطایای روحانی را بغیرت بطلبید خصوصاً اینکه نبوّت کنید ✡︎ {{verse|۱۴|۲|color=black}} زیرا کسی که بزبانی سخن میگوید نه بمردم بلکه بخدا میگوید زیرا هیچکس نمیفهمد لیکن در روح باسرار تکلّم مینماید ✡︎ {{verse|۱۴|۳|color=black}} امّا آنکه نبوّت میکند مردم را برای بنا و نصیحت و تسلّی میگوید ✡︎ {{verse|۱۴|۴|color=black}} هرکه بزبانی میگوید خود را بنا میکند امّا آنکه نبوّت مینماید کلیسا را بنا میکند ✡︎ {{verse|۱۴|۵|color=black}} و خواهش دارم که همهٔ شما بزبانها تکلّم کنید لکن بیشتر اینکه نبوّت نمایید زیرا کسی که نبوّت کند بهتر است از کسی که بزبانها حرف زند مگر آنکه ترجمه کند تا کلیسا بنا شود ✡︎ {{verse|۱۴|۶|color=black}} امّا الحال ای برادران اگر نزد شما آیم و بزبانها سخن رانم شما را چه سود میبخشم مگر آنکه شما را بمکاشفه یا بمعرفت یا بنبوّت یابه تعلیم گویم ✡︎ {{verse|۱۴|۷|color=black}} و همچنین چیزهای بیجان که صدا میدهد چون نی یا بربط اگر در صداها فرق نکند چگونه آواز نی یا بربط فهمیده میشود ✡︎ {{verse|۱۴|۸|color=black}} زیر اگر کَرِنّا نیز صدای نامعلوم دهد که خود را مهیّای جنگ میسازد ✡︎ {{verse|۱۴|۹|color=black}} همچنین شما نیز اگر<noinclude></noinclude> 7iftv2dn62r55499o4vzuhkrb73c90l برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۸۱ 104 89285 289695 2026-06-24T19:57:29Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «بزبان سخنِ مفهوم نگویید چگونه معلوم میشود آن چیزی که گفته شد زیرا که بهوا سخن خواهید گفت ✡︎ {{verse|۱۴|۱۰|color=black}} زیرا که انواع زبانهای دنیا هرقدر زیاده باشد ولی یکی بیمعنی نیست ✡︎ {{verse|۱۴|۱۱|color=black}} پس هرگاه قوّت زبان را نمیدانم نزد متکلّم بربری...» ایجاد کرد 289695 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بزبان سخنِ مفهوم نگویید چگونه معلوم میشود آن چیزی که گفته شد زیرا که بهوا سخن خواهید گفت ✡︎ {{verse|۱۴|۱۰|color=black}} زیرا که انواع زبانهای دنیا هرقدر زیاده باشد ولی یکی بیمعنی نیست ✡︎ {{verse|۱۴|۱۱|color=black}} پس هرگاه قوّت زبان را نمیدانم نزد متکلّم بربری میباشم و آنکه سخن گوید نزد من بربری میباشد ✡︎ {{verse|۱۴|۱۲|color=black}} همچنن شما نیز چونکه غیور عطایای روحانی هستید بطلبید اینکه برای بنای کلیسا افزوده شوید ✡︎ {{verse|۱۴|۱۳|color=black}} بنابراین کسی که بزبانی سخن میگوید دعا بکند تا ترجمه نماید ✡︎ {{verse|۱۴|۱۴|color=black}} زیرا اگر بزبانی دعا کنم روح من دعا میکند لکن عقل من برخوردار نمیشود ✡︎ {{verse|۱۴|۱۵|color=black}} پس مقصود چیست بروح دعا خواهم کرد و بعقل نیز دعا خواهم نمود بروح سرود خواهم خواند و بعقل نیز خواهم خواند ✡︎ {{verse|۱۴|۱۶|color=black}} زیرا اگر در روح تبرّک میخوانی چگونه آن کسی که بمَنْزِلَتِ اُمّی است بشکر تو آمین گوید و حال آنکه نمیفهمد چه میگویی ✡︎ {{verse|۱۴|۱۷|color=black}} زیرا تو البتّه خوب شکر میکنی لکن آن دیگر بنا نمیشود ✡︎ {{verse|۱۴|۱۸|color=black}} خدا را شکر میکنم که زیادتر از همهٔ شما بزبانها حرف میزنم ✡︎ {{verse|۱۴|۱۹|color=black}} لکن در کلیسا بیشتر میپسندم که پنج کلمه بعقل خود گویم تا دیگران را نیز تعلیم دهم از آنکه هزاران کلمه بزبان بگویم ✡︎ {{verse|۱۴|۲۰|color=black}} ای برادران در فهم اطفال مباشید بلکه دربدخویی اطفال باشید و در فهم رشید ✡︎ {{verse|۱۴|۲۱|color=black}} در تورات مکتوب است که خداوند میگوید بزبانهای بیگانه و لبهای غیر باین قوم سخن خواهم گفت و با این همهٔ مرا نخواهند شنید ✡︎ {{verse|۱۴|۲۲|color=black}} پس زبانها نشانی است نه برای ایمانداران بلکه برای بیایمانان امّا نبوّت برای بیایمان نیست بلکه برای ایمانداران است ✡︎ {{verse|۱۴|۲۳|color=black}} پس اگر تمام کلیسا در جائی جمع شوند و همهٔ بزبانها حرف زنند و اُمیّان یا بیایمانان داخل شوند آیا نمیگویند که دیوانهاید ✡︎ {{verse|۱۴|۲۴|color=black}} ولی اگر همهٔ نبوّت کنند و کسی از بیایمانان یا امّیان درآید از همهٔ توبیخ مییابد و از همهٔ ملزم میگردد ✡︎ {{verse|۱۴|۲۵|color=black}} و خفایای قلب او ظاهر میشود و همچنین بروی درافتاده خدا را عبادت خواهد کرد و ندا خواهد داد که فیالحقیقهٔ خدا در میان شما است ✡︎ {{verse|۱۴|۲۶|color=black}} پس ای برادران مقصود این است که وقتیکه جمع شوید هریکی از شما سرودی دارد تعلیمی دارد زبانی دارد مکاشفهای دارد ترجمهای دارد باید همهٔ بجهت بنا بشود ✡︎ {{verse|۱۴|۲۷|color=black}} اگر کسی بزبانی سخن گوید دو دو یا نهایت سه سه باشند بترتیب و کسی ترجمه کند ✡︎ {{verse|۱۴|۲۸|color=black}} امّا اگر مترجمی نباشد در کلیسا خاموش باشد و با خود و با خدا سخن گوید ✡︎ {{verse|۱۴|۲۹|color=black}} و از انبیا دو یا سه سخن بگویند و دیگران تمیز دهند ✡︎<noinclude></noinclude> k2gtukmvs0d30kdsy9zu84om7xczgm6 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۸۲ 104 89286 289696 2026-06-24T19:57:48Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{verse|۱۴|۳۰|color=black}} و اگر چیزی بدیگری از اهل مجلس مکشوف شود آن اوّل ساکت شود ✡︎ {{verse|۱۴|۳۱|color=black}} زیرا که همهٔ میتوانید یکیک نبوّت کنید تا همهٔ تعلیم یابند و همهٔ نصیحت پذیرند ✡︎ {{verse|۱۴|۳۲|color=black}} و ارواح انبیا مطیع انبیا میباشند ✡︎ {{verse|۱۴|۳۳|co...» ایجاد کرد 289696 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۱۴|۳۰|color=black}} و اگر چیزی بدیگری از اهل مجلس مکشوف شود آن اوّل ساکت شود ✡︎ {{verse|۱۴|۳۱|color=black}} زیرا که همهٔ میتوانید یکیک نبوّت کنید تا همهٔ تعلیم یابند و همهٔ نصیحت پذیرند ✡︎ {{verse|۱۴|۳۲|color=black}} و ارواح انبیا مطیع انبیا میباشند ✡︎ {{verse|۱۴|۳۳|color=black}} زیرا که او خدای تشویش نیست بلکه خدای سلامتی چنانکه در همهٔ کلیساهای مقدّسان ✡︎ {{verse|۱۴|۳۴|color=black}} وزنان شما در کلیساها خاموش باشند زیرا که ایشان را حرف زدن جایز نیست بلکه اطاعت نمودن چنانکه تورات نیز میگوید ✡︎ {{verse|۱۴|۳۵|color=black}} امّا اگر میخواهند چیزی بیاموزند در خانه از شوهران خود بپرسند چون زنان را در کلیسا حرف زدن قبیح است ✡︎ {{verse|۱۴|۳۶|color=black}} آیا کلام خدا از شما صادر شد یا بشما بتنهائی رسید ✡︎ {{verse|۱۴|۳۷|color=black}} اگر کسی خود را نبی یا روحانی پندارد اقرار بکند که آنچه بشما مینویسم احکام خداوند است ✡︎ {{verse|۱۴|۳۸|color=black}} امّا اگر کسی جاهل است جاهل باشد ✡︎ {{verse|۱۴|۳۹|color=black}} پس ای برادران نبوّت را بغیرت بطلبید و از تکلّم نمودن بزبانها منع مکنید ✡︎ {{verse|۱۴|۴۰|color=black}} لکن همهچیز بشایستگی و انتظام باشد ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب پانزدهم}}}} {{فصل|۱۵}} {{verse|۱۵|۱|color=black}} الآن ای برادران شما را از انجیلی که بشما بشارت دادم اعلام مینمایم که آن را هم پذیرفتید و در آن هم قایم میباشید ✡︎ {{verse|۱۵|۲|color=black}} و بهوسیلهٔ آن نیز نجات مییابید بشرطی که آن کلامی را که بشما بشارت دادم محکم نگاه دارید والاّ عبث ایمان آوردید ✡︎ {{verse|۱۵|۳|color=black}} زیرا که اوّل بشما سپردم آنچه نیز یافتم که مسیح برحسب کتب در راه گناهان ما مرد ✡︎ {{verse|۱۵|۴|color=black}} و اینکه مدفون شد و در روز سوم برحسب کتب برخاست ✡︎ {{verse|۱۵|۵|color=black}} و اینکه بکیفا ظاهر شد و بعد از آن بآن دوازده ✡︎ {{verse|۱۵|۶|color=black}} و پس از آن بزیاده از پانصد برادر یک بار ظاهر شد که بیشتر از ایشان تا امروز باقی هستند امّا بعضی خوابیدهاند ✡︎ {{verse|۱۵|۷|color=black}} از آن پس بیعقوب ظاهر شد و بعد بجمیع رسولان ✡︎ {{verse|۱۵|۸|color=black}} و آخر همهٔ بر من مثل طفل سقطشده ظاهر گردید ✡︎ {{verse|۱۵|۹|color=black}} زیرا من کهترین رسولان هستم و لایق نیستم که برسول خوانده شوم چونکه برکلیسای خدا جفا میرسانیدم ✡︎ {{verse|۱۵|۱۰|color=black}} لیکن بفیض خدا آنچه هستم هستم و فیض او که بر من بود باطل نگشت بلکه بیش از همهٔ ایشان مشقّت کشیدم امّا نه من بلکه فیض خدا که با من بود ✡︎ {{verse|۱۵|۱۱|color=black}} پس خواه من و خواه ایشان بدین طریق وعظ میکنیم و باینطور ایمان آوردید ✡︎ {{verse|۱۵|۱۲|color=black}} لیکن اگر بمسیح وعظ میشود که از مردگان برخاست چون است که بعضی<noinclude></noinclude> rkrqf4ejz2pxjh3fjus42h2ar2ena8b برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۸۳ 104 89287 289697 2026-06-24T19:58:18Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «از شما میگویند که قیامت مردگان نیست ✡︎ {{verse|۱۵|۱۳|color=black}} امّا اگر مردگان را قیامت نیست مسیح نیز برنخاسته است ✡︎ {{verse|۱۵|۱۴|color=black}} و اگر مسیح برنخاست باطل است وعظ ما و باطل است نیز ایمان شما ✡︎ {{verse|۱۵|۱۵|color=black}} و شهود کَذَبِه نیز برای خدا شدی...» ایجاد کرد 289697 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>از شما میگویند که قیامت مردگان نیست ✡︎ {{verse|۱۵|۱۳|color=black}} امّا اگر مردگان را قیامت نیست مسیح نیز برنخاسته است ✡︎ {{verse|۱۵|۱۴|color=black}} و اگر مسیح برنخاست باطل است وعظ ما و باطل است نیز ایمان شما ✡︎ {{verse|۱۵|۱۵|color=black}} و شهود کَذَبِه نیز برای خدا شدیم زیرا دربارهٔ خدا شهادت دادیم که مسیح را برخیزانید و حال آنکه او را برنخیزانید در صورتی که مردگان برنمیخیزند ✡︎ {{verse|۱۵|۱۶|color=black}} زیرا هرگاه مردگان برنمیخیزند مسیح نیز برنخاسته است ✡︎ {{verse|۱۵|۱۷|color=black}} امّا هرگاه مسیح برنخاسته است ایمان شما باطل است و شما تاکنون در گناهان خود هستید ✡︎ {{verse|۱۵|۱۸|color=black}} بلکه آنانی هم که در مسیح خوابیدهاند هلاک شدند ✡︎ {{verse|۱۵|۱۹|color=black}} اگر فقط در این جهان در مسیح امیدواریم از جمیع مردم بدبختتریم ✡︎ {{verse|۱۵|۲۰|color=black}} لیکن بالفعل مسیح از مردگان برخاسته و نوبر خوابیدگان شده است ✡︎ {{verse|۱۵|۲۱|color=black}} زیرا چنانکه بانسان موت آمد بانسان نیز قیامت مردگان شد ✡︎ {{verse|۱۵|۲۲|color=black}} و چنانکه در آدم همهٔ میمیرند در مسیح نیز همهٔ زنده خواهند گشت ✡︎ {{verse|۱۵|۲۳|color=black}} لیکن هرکس برتبه خود مسیح نوبر است و بعد آنانی که در وقت آمدن او از آنِ مسیح میباشند ✡︎ {{verse|۱۵|۲۴|color=black}} و بعد از آن انتها است وقتی که ملکوت را بخدا و پدر سپارد و در آن زمان تمام ریاست و تمام قدرت و قوّت را نابود خواهد گردانید ✡︎ {{verse|۱۵|۲۵|color=black}} زیرا مادامی که همهٔ دشمنان را زیر پایهای خود ننهد میباید او سلطنت بنماید ✡︎ {{verse|۱۵|۲۶|color=black}} دشمن آخر که نابود میشود موت است ✡︎ {{verse|۱۵|۲۷|color=black}} زیرا همهچیز را زیر پایهای وی انداخته است امّا چون میگوید که همهچیز را زیر انداخته است واضح است که او که همهٔ را زیر او انداخت مستثنیٰ است ✡︎ {{verse|۱۵|۲۸|color=black}} امّا زمانی که همهٔ مطیع وی شده باشند آنگاه خود پسر هم مطیع خواهد شد او را که همهچیز را مطیع وی گردانید تا آنکه خدا کلّ در کلّ باشد ✡︎ {{verse|۱۵|۲۹|color=black}} والاّ آنانی که برای مردگان تعمید مییابند چه کنند هرگاه مردگان مطلقاً برنمیخیزند پس چرا برای ایشان تعمید میگیرند ✡︎ {{verse|۱۵|۳۰|color=black}} و ما نیز چرا هر ساعت خود را در خطر میاندازیم ✡︎ {{verse|۱۵|۳۱|color=black}} به آن فخری دربارهٔ شما که مرا در خداوند ما مسیح عیسی هست قسم که هرروزه مرا مردنی است ✡︎ {{verse|۱۵|۳۲|color=black}} چون بطور انسان در افسُس با وحوش جنگ کردم مرا چه سود است اگر مردگان برنمیخیزند بخوریم و بیاشامیم چون فردا میمیریم ✡︎ {{verse|۱۵|۳۳|color=black}} فریفته مشوید معاشرات بد اخلاق حسنه را فاسد میسازد ✡︎ {{verse|۱۵|۳۴|color=black}} برای عدالت بیدار شده گناه مکنید زیرا بعضی معرفت خدا را ندارند برای انفعال شما میگویم ✡︎ {{verse|۱۵|۳۵|color=black}} امّا اگر کسی گوید مردگان چگونه برمیخیزند و بکدام بدن میآیند ✡︎ {{verse|۱۵|۳۶|color=black}} ای احمق آنچه تو میکاری زنده نمیگردد جز آنکه بمیرد ✡︎ {{verse|۱۵|۳۷|color=black}} و آنچه میکاری نه آن جسمی را که خواهد<noinclude></noinclude> 97x7qo954o9lpy3gj4lndfexjegjkng برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۸۴ 104 89288 289698 2026-06-24T19:58:36Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «شد میکاری بلکه دانهای مجرّد خواه از گندم و یا از دانههای دیگر ✡︎ {{verse|۱۵|۳۸|color=black}} لیکن خدا برحسب ارادهٔ خود آن را جسمی میدهد و بهر یکی از تخمها جسم خودش را ✡︎ {{verse|۱۵|۳۹|color=black}} هر گوشت از یک نوع گوشت نیست بلکه گوشت انسان دیگر است و گوشت بهایم د...» ایجاد کرد 289698 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>شد میکاری بلکه دانهای مجرّد خواه از گندم و یا از دانههای دیگر ✡︎ {{verse|۱۵|۳۸|color=black}} لیکن خدا برحسب ارادهٔ خود آن را جسمی میدهد و بهر یکی از تخمها جسم خودش را ✡︎ {{verse|۱۵|۳۹|color=black}} هر گوشت از یک نوع گوشت نیست بلکه گوشت انسان دیگر است و گوشت بهایم دیگر و گوشت مرغان دیگر و گوشت ماهیان دیگر ✡︎ {{verse|۱۵|۴۰|color=black}} و جسمهای آسمانی هست و جسمهای زمینی نیز لیکن شأن آسمانیها دیگر و شأن زمینیها دیگر است ✡︎ {{verse|۱۵|۴۱|color=black}} و شأن آفتاب دیگر و شأن ماه دیگر و شأن ستارگان دیگر زیرا که ستاره از ستاره در شأن فرق دارد ✡︎ {{verse|۱۵|۴۲|color=black}} به همین نهج است نیز قیامت مردگان در فساد کاشته میشود و در بیفسادی برمیخیزد ✡︎ {{verse|۱۵|۴۳|color=black}} در ذلّت کاشته میگردد و در جلال برمیخیزد در ضعف کاشته میشود و در قوّت برمیخیزد ✡︎ {{verse|۱۵|۴۴|color=black}} جسم نفسانی کاشته میشود و جسم روحانی برمیخیزد اگر جسم نفسانی هست هرآینه روحانی نیز هست ✡︎ {{verse|۱۵|۴۵|color=black}} و همچنین نیز مکتوب است که انسان اوّل یعنی آدم نفس زنده گشت امّا آدم آخر روح حیاتبخش شد ✡︎ {{verse|۱۵|۴۶|color=black}} لیکن روحانی مقدّم نبود بلکه نفسانی و بعد از آن روحانی ✡︎ {{verse|۱۵|۴۷|color=black}} انسان اوّل از زمین است خاکی انسان دوّم خداوند است از آسمان ✡︎ {{verse|۱۵|۴۸|color=black}} چنانکه خاکی استخاکیان نیز چنان هستند و چنانکه آسمانی است آسمانیها همچنان میباشند ✡︎ {{verse|۱۵|۴۹|color=black}} و چنانکه صورت خاکی را گرفتیم صورت آسمانی را نیز خواهیم گرفت ✡︎ {{verse|۱۵|۵۰|color=black}} لیکن ای برادران این را میگویم که گوشت و خون نمیتواند وارث ملکوت خدا شود و فاسد وارث بیفسادی نیز نمیشود ✡︎ {{verse|۱۵|۵۱|color=black}} همانا بشما سرّی میگویم که همهٔ نخواهیم خوابید لیکن همهٔ متبدّل خواهیم شد ✡︎ {{verse|۱۵|۵۲|color=black}} در لحظهای در طُرفهٔالعینی بمجرّد نواختن صور اخیر زیرا کَرِنّا صدا خواهد داد و مردگان بیفساد خواهند برخاست و ما متبدّل خواهیم شد ✡︎ {{verse|۱۵|۵۳|color=black}} زیرا که میباید این فاسد بیفسادی را بپوشد و این فانی ببقا آراسته گردد ✡︎ {{verse|۱۵|۵۴|color=black}} امّا چون این فاسد بیفسادی را پوشید و این فانی ببقا آراسته شد آنگاه این کلامی که مکتوب است بانجام خواهد رسید که مرگ در ظفر بلعیده شده است ✡︎ {{verse|۱۵|۵۵|color=black}} ای موت نیش تو کجا است و ای گور ظفر تو کجا ✡︎ {{verse|۱۵|۵۶|color=black}} نیش موت گناه است و قوّت گناه شریعت ✡︎ {{verse|۱۵|۵۷|color=black}} لیکن شکر خدا راست که ما را بهواسطهٔٔ خداوند ما عیسی مسیح ظفر میدهد ✡︎ {{verse|۱۵|۵۸|color=black}} بنابراین ای برادرانِ حبیبِ من پایدار و بیتشویش شده پیوسته در عمل خداوند بیفزایید چون میدانید که زحمت شما در خداوند باطل نیست ✡︎<noinclude></noinclude> ap8g75z4hf9leppgay7o5idtsaxresf برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۸۵ 104 89289 289699 2026-06-24T19:58:58Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب شانزدهم}}}} {{فصل|۱۶}} {{verse|۱۶|۱|color=black}} امّا دربارهٔ جمع کردن زکات برای مقدّسین چنانکه بکلیساهای غلاطیهفرمودم شما نیز همچنین کنید ✡︎ {{verse|۱۶|۲|color=black}} در روز اوّل هفته هر یکی از شما بحسب نعمتی که یافته باشد نزد خود ذخیره کرده بگذار...» ایجاد کرد 289699 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب شانزدهم}}}} {{فصل|۱۶}} {{verse|۱۶|۱|color=black}} امّا دربارهٔ جمع کردن زکات برای مقدّسین چنانکه بکلیساهای غلاطیهفرمودم شما نیز همچنین کنید ✡︎ {{verse|۱۶|۲|color=black}} در روز اوّل هفته هر یکی از شما بحسب نعمتی که یافته باشد نزد خود ذخیره کرده بگذارد تا در وقت آمدن من زحمت جمع کردن نباشد ✡︎ {{verse|۱۶|۳|color=black}} و چون برسم آنانی را که اختیار کنید با مکتوبها خواهم فرستاد تا احسان شما را باورشلیم ببرند ✡︎ {{verse|۱۶|۴|color=black}} و اگر مصلحت باشد که من نیز بروم همراه من خواهند آمد ✡︎ {{verse|۱۶|۵|color=black}} و چون از مکادونیه عبور کنم بنزد شما خواهم آمد زیرا که از مکادُنیه عبور میکنم ✡︎ {{verse|۱۶|۶|color=black}} و احتمال دارد که نزد شما بمانم بلکه زمستان را نیز بسر برم تا هرجائی که بروم شما مرا مشایعت کنید ✡︎ {{verse|۱۶|۷|color=black}} زیرا که الآن اراده ندارم در بین راه شما را ملاقات کنم چونکه امیدوارم مدّتی با شما توقّف نمایم اگر خداوند اجازت دهد ✡︎ {{verse|۱۶|۸|color=black}} لیکن من تا پنطیکاست در اَفَسُس خواهم ماند ✡︎ {{verse|۱۶|۹|color=black}} زیرا که دروازه بزرگ و کارساز برای من باز شد و مُعانِدین بسیارند ✡︎ {{verse|۱۶|۱۰|color=black}} لیکن اگر تیموتاؤس آید آگاه باشید که نزد شما بیترس باشد زیرا که در کار خداوند مشغول است چنانکه من نیز هستم ✡︎ {{verse|۱۶|۱۱|color=black}} لهذا هیچکس او را حقیر نشمارد بلکه او را بسلامتی مشایعت کنید تا نزد من آید زیرا که او را با برادران انتظار میکشم ✡︎ {{verse|۱۶|۱۲|color=black}} امّا دربارهٔ اَپُلُسِ برادر از او بسیار درخواست نمودم که با برادران بنزد شما بیاید لیکن هرگز رضا نداد که الحال بیاید ولی چون فرصت یابد خواهد آمد ✡︎ {{verse|۱۶|۱۳|color=black}} بیدار شوید در ایمان استوار باشید ومردان باشید و زورآور شوید ✡︎ {{verse|۱۶|۱۴|color=black}} جمیع کارهای شما با محبّت باشد ✡︎ {{verse|۱۶|۱۵|color=black}} و ای برادران بشما التماس دارم [شما خانواده اِستیفان را میشناسید که نوبر اخائیّه هستند و خویشتن را بخدمت مقدّسین سپردهاند] ✡︎ {{verse|۱۶|۱۶|color=black}} تا شما نیز چنین اشخاص را اطاعت کنید و هرکس را که در کار و زحمت شریک باشد ✡︎ {{verse|۱۶|۱۷|color=black}} و از آمدن اِستیفان و فَرْتُوناتُس و اَخائیکُوس مرا شادی رخ نمود زیرا که آنچه از جانب شما ناتمام بود ایشان تمام کردند ✡︎ {{verse|۱۶|۱۸|color=black}} چونکه روح من و شما را تازه کردند پس چنین اشخاص را بشناسید ✡︎ {{verse|۱۶|۱۹|color=black}} کلیساهای آسیا بشما سلام میرسانند و اَکیلا و پَرِسْکِلاّ با کلیسائی که در خانهٔ ایشانند بشما سلام بسیار در خداوند میرسانند ✡︎ {{verse|۱۶|۲۰|color=black}} همهٔ برادران شما را سلام میرسانند یکدیگر را ببوسه مقدّسانه سلام رسانید ✡︎ {{verse|۱۶|۲۱|color=black}} من پولُس از دست خود سلام میرسانم ✡︎ {{verse|۱۶|۲۲|color=black}} اگر کسی عیسی مسیح خداوند را دوست ندارد اَناتیما باد ماران اَتا ✡︎ {{verse|۱۶|۲۳|color=black}} فیض عیسی مسیح خداوند با شما باد ✡︎ {{verse|۱۶|۲۴|color=black}} محبّت من با همهٔ شما در مسیح عیسی باد آمین ✡︎ {{dhr|4em}} {{double rule|8em}} {{ته}}<noinclude></noinclude> jm550wiy252rhnv5jf70er44cu4qsqm کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله اول پولس رسول بقرنتیان 0 89290 289700 2026-06-24T20:00:06Z Hanooz 17889 صفحه‌ای تازه حاوی «{{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله اول پولس رسول بقرنتیان | previous = [[../رساله پولس رسول برومیان/]] | next = [[../رساله دوم پولس رسول بقرنتیان/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1665 to=1685></pages>» ایجاد کرد 289700 wikitext text/x-wiki {{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله اول پولس رسول بقرنتیان | previous = [[../رساله پولس رسول برومیان/]] | next = [[../رساله دوم پولس رسول بقرنتیان/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1665 to=1685></pages> 3yag7ujlpnmsqderckeltb4aph0tyru رساله اول پولس رسول بقرنتیان 0 89291 289701 2026-06-24T20:00:33Z Hanooz 17889 تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله اول پولس رسول بقرنتیان]] 289701 wikitext text/x-wiki #تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله اول پولس رسول بقرنتیان]] mou9iaj0h5o2982p8rggnv58pby451n برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۸۶ 104 89292 289702 2026-06-24T20:01:12Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} پولُس بارادهٔ خدا رسولِ عیسی مسیح و تیموتاؤس برادر بکلیسای خدا که در قُرِنتُس میباشد با همهٔ مقدّسینی که در تمام اَخائیه هستند ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} فیض و سلامتی از پدر ما خدا و عیسی مسیح خداوند بشما ب...» ایجاد کرد 289702 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} پولُس بارادهٔ خدا رسولِ عیسی مسیح و تیموتاؤس برادر بکلیسای خدا که در قُرِنتُس میباشد با همهٔ مقدّسینی که در تمام اَخائیه هستند ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} فیض و سلامتی از پدر ما خدا و عیسی مسیح خداوند بشما باد ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black}} متبارک باد خدا و پدر خداوند ما عیسی مسیح که پدر رحمتها و خدای جمیع تسلیّات است ✡︎ {{verse|۱|۴|color=black}} که ما را در هر تنگی ما تسلّی میدهد تا ما بتوانیم دیگران را در هر مصیبتی که باشد تسلّی نماییم بآن تسلّی که خود از خدا یافتهایم ✡︎ {{verse|۱|۵|color=black}} زیرا باندازهای که دردهای مسیح در ما زیاده شود بهمین قِسْم تسلّی ما نیز بهوسیلهٔ مسیح میافزاید ✡︎ {{verse|۱|۶|color=black}} امّا خواه زحمت کشیم این است برای تسلّی و نجات شما و خواه تسلّی پذیریم این هم بجهت تسّلی و نجات شما است که میسّر میشود از صبر داشتن در همین دردهائی که ما هم میبینیم ✡︎ {{verse|۱|۷|color=black}} و امید ما برای شما استوار میشود زیرا میدانیم که چنانکه شما شریک دردها هستید همچنین شریک تسلّی نیز خواهید بود ✡︎ {{verse|۱|۸|color=black}} زیرا ای برادران نمیخواهیم شما بیخبر باشید از تنگیای که در آسیا بما عارض گردیدکه بینهایت و فوق از طاقت بار کشیدیم بهحدّی که از جان هم مأیوس شدیم ✡︎ {{verse|۱|۹|color=black}} لکن در خود فتوای موت داشتیم تا بر خود توکّل نکنیم بلکه بر خدا که مردگان را برمیخیزاند ✡︎ {{verse|۱|۱۰|color=black}} که ما را از چنین موت رهانید و میرهاند و باو امیدواریم که بعد از این هم خواهد رهانید ✡︎ {{verse|۱|۱۱|color=black}} و شما نیز بدعا در حقّ ما اعانت میکنید تا آنکه برای آن نعمتی که از اشخاص بسیاری بما رسید شکرگزاری هم بجهت ما از بسیاری بجا آورده شود ✡︎ {{verse|۱|۱۲|color=black}} زیرا که فخر ما این است یعنی شهادت ضمیر ما که بقدّوسیّت و اخلاص خدائی نه بحکمت جسمانی بلکه بفیض الهی در جهان رفتار نمودیم و خصوصاً نسبت بشما ✡︎ {{verse|۱|۱۳|color=black}} زیرا چیزی بشما نمینویسیم مگر آنچه میخوانید و بآن اعتراف میکنید و امیدوارم که تا بآخر اعتراف هم خواهید<noinclude></noinclude> kk3pd5dorik2ji5iejph3gqcu70mcno برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۸۷ 104 89293 289703 2026-06-24T20:01:33Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «کرد ✡︎ {{verse|۱|۱۴|color=black}} چنانکه بما فیالجمله اعتراف کردید که محلّ فخر شما هستیم چنانکه شما نیز ما را میباشید در روز عیسی خداوند ✡︎ {{verse|۱|۱۵|color=black}} و بدین اعتماد قبل از این خواستم بنزد شما آیم تا نعمتی دیگر بیابید ✡︎ {{verse|۱|۱۶|color=black}} و از راه ش...» ایجاد کرد 289703 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>کرد ✡︎ {{verse|۱|۱۴|color=black}} چنانکه بما فیالجمله اعتراف کردید که محلّ فخر شما هستیم چنانکه شما نیز ما را میباشید در روز عیسی خداوند ✡︎ {{verse|۱|۱۵|color=black}} و بدین اعتماد قبل از این خواستم بنزد شما آیم تا نعمتی دیگر بیابید ✡︎ {{verse|۱|۱۶|color=black}} و از راه شما بمکادونیه بروم و باز از مکادونیه نزد شما بیایم وشما مرا بسوی یهودیه مشایعت کنید ✡︎ {{verse|۱|۱۷|color=black}} پس چون این را خواستم آیا سهلانگاری کردم یا عزیمت من عزیمت بشری باشد تا آنکه بنزد من بلی بلی و نی نی باشد ✡︎ {{verse|۱|۱۸|color=black}} لیکن خدا امین است که سخن ما با شما بلی و نی نیست ✡︎ {{verse|۱|۱۹|color=black}} زیرا که پسر خدا عیسی مسیح که ما یعنی من و سِلْوانُس و تیموتاؤس در میان شما بوی موعظه کردیم بلی و نی نشد بلکه در او بلی شده است ✡︎ {{verse|۱|۲۰|color=black}} زیرا چندان که وعدههای خدا است همهٔ در او بلی و از این جهت در او امین است تا خدا از ما تمجید یابد ✡︎ {{verse|۱|۲۱|color=black}} امّا او که ما را با شما در مسیح استوار میگرداند و ما را مسح نموده است خداست ✡︎ {{verse|۱|۲۲|color=black}} که او نیز ما را مُهر نموده و بیعانه روح را در دلهای ما عطا کرده است ✡︎ {{verse|۱|۲۳|color=black}} لیکن من خدا را بر جان خود شاهد میخوانم که برای شفقت بر شما تا بحال بقرِنْتُس نیامدم ✡︎ {{verse|۱|۲۴|color=black}} نه آنکه بر ایمان شما حکم کرده باشیم بلکه شادی شما را مددکار هستیم زیرا که بایمان قایم هستید ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب دوم}}}} {{فصل|۲}} {{verse|۲|۱|color=black}} امّا در دل خود عزیمت داشتم که دیگر با حزن بنزد شما نیایم ✡︎ {{verse|۲|۲|color=black}} زیرا اگر من شما را محزون سازم کیست که مرا شادی دهد جز او که از من محزون گشت ✡︎ {{verse|۲|۳|color=black}} و همین را نوشتم که مبادا وقتی که بیایم محزون شوم از آنانی که میبایست سبب خوشی من بشوند چونکه بر همهٔ شما اعتماد میدارم که شادی من شادی جمیع شما است ✡︎ {{verse|۲|۴|color=black}} زیرا که از حزن و دلتنگیِ سخت و با اشکهای بسیار بشما نوشتم نه تا محزون شوید بلکه تا بفهمید چه محبّت بینهایتی با شما دارم عفو خطاکار ✡︎ {{verse|۲|۵|color=black}} و اگر کسی باعث غم شد مرا محزون نساخت بلکه فیالجمله جمیع شما را تا بار زیاده ننهاده باشم ✡︎ {{verse|۲|۶|color=black}} کافی است آن کس را این سیاستی که از اکثر شما بدو رسیده است ✡︎ {{verse|۲|۷|color=black}} پس برعکس شما باید او را عفو نموده تسلی دهید که مبادا افزونی غم چنین شخص را فرو برد ✡︎ {{verse|۲|۸|color=black}} بنابراین بشما التماس میدارم که با او محبّت خود را استوار نمایید ✡︎ {{verse|۲|۹|color=black}} زیرا که برای همین نیز نوشتم تا دلیل شما را بدانم که در همهچیز مطیع میباشید ✡︎ {{verse|۲|۱۰|color=black}} امّا هرکه را چیزی عفو نمایید من نیز میکنم زیرا که<noinclude></noinclude> lhwrvrlbkopxdg0kdhvrwncuy0uqttz برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۸۸ 104 89294 289704 2026-06-24T20:01:49Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «آنچه من عفو کردهام هرگاه چیزی را عفو کرده باشم بهخاطر شما بحضور مسیح کردهام ✡︎ {{verse|۲|۱۱|color=black}} تا شیطان بر ما برتری نیابد زیرا که از مکاید او بیخبر نیستیم خصوصیات خادمین عهد جدید ✡︎ {{verse|۲|۱۲|color=black}} امّا چون بتروآس بجهت بشارت مسیح آمدم و درو...» ایجاد کرد 289704 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>آنچه من عفو کردهام هرگاه چیزی را عفو کرده باشم بهخاطر شما بحضور مسیح کردهام ✡︎ {{verse|۲|۱۱|color=black}} تا شیطان بر ما برتری نیابد زیرا که از مکاید او بیخبر نیستیم خصوصیات خادمین عهد جدید ✡︎ {{verse|۲|۱۲|color=black}} امّا چون بتروآس بجهت بشارت مسیح آمدم و دروازهای برای من در خداوند باز شد ✡︎ {{verse|۲|۱۳|color=black}} در روح خود آرامی نداشتم از آن رو که برادر خود تیطُس را نیافتم بلکه ایشان را وداع نموده بمکادونیه آمدم ✡︎ {{verse|۲|۱۴|color=black}} لیکن شکر خدا راست که ما را در مسیح دائماً در موکب ظفر خود میبرد و عطر معرفت خود را در هرجا بهوسیلهٔ ما ظاهر میکند ✡︎ {{verse|۲|۱۵|color=black}} زیرا خدا را عطر خوشبوی مسیح میباشیم هم در ناجیان و هم در هالکان ✡︎ {{verse|۲|۱۶|color=black}} امّا اینها را عطر موت الیٰ موت و آنها را عطر حیات الی حیات و برای این امور کیست که کافی باشد ✡︎ {{verse|۲|۱۷|color=black}} زیرا مثل بسیاری نیستیم که کلام خدا رامغشوش سازیم بلکه از سادهدلی و از جانب خدا در حضور خدا در مسیح سخن میگوییم ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} آیا باز بسفارش خود شروع میکنیم و آیا مثل بعضی احتیاج بسفارش نامهجات بشما یا از شما داشته باشیم ✡︎ {{verse|۳|۲|color=black}} شما رساله ما هستید نوشته شده در دلهای ما معروف و خوانده شده جمیع آدمیان ✡︎ {{verse|۳|۳|color=black}} چونکه ظاهر شدهاید که رساله مسیح میباشید خدمت کرده شده از ما و نوشته شده نه بمرکّب بلکه بروح خدای حیّ نه بر الواح سنگ بلکه بر الواح گوشتی دل ✡︎ {{verse|۳|۴|color=black}} امّا بهوسیلهٔ مسیح چنین اعتماد بخدا داریم ✡︎ {{verse|۳|۵|color=black}} نه آنکه کافی باشیم که چیزی را بخود تفکّر کنیم که گویا از ما باشد بلکه کفایت ما از خداست ✡︎ {{verse|۳|۶|color=black}} که او ما را هم کفایت داد تا عهد جدید را خادم شویم نه حرف را بلکه روح را زیرا که حرف میکُشد لیکن روح زنده میکند ✡︎ {{verse|۳|۷|color=black}} امّا اگر خدمت موت که در حرف بود و بر سنگها تراشیده شده با جلال میبود بهحدّی که بنی اسرائیل نمیتوانستند صورت موسی را نظاره کنند بهسبب جلال چهره او که فانی بود ✡︎ {{verse|۳|۸|color=black}} چگونه خدمت روح بیشتر با جلال نخواهد بود ✡︎ {{verse|۳|۹|color=black}} زیرا هرگاه خدمت قصاص با جلال باشد چند مرتبه زیادتر خدمت عدالت در جلال خواهد افزود ✡︎ {{verse|۳|۱۰|color=black}} زیرا که آنچه جلال داده شده بود نیز بدین نسبت جلالی نداشت بهسبب این جلال فایق ✡︎ {{verse|۳|۱۱|color=black}} زیرا اگر آن فانی با جلال بودی هرآینه این باقی از طریق اولیٰ در جلال خواهد بود ✡︎ {{verse|۳|۱۲|color=black}} پس چون چنین امید داریم با کمال دلیری سخن میگوییم ✡︎ {{verse|۳|۱۳|color=black}} و نه مانند موسی که نقابی بر چهره خود کشید تا بنی<noinclude></noinclude> pl5up2pkahz8tvv10vp0382z1s76mkc برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۸۹ 104 89295 289705 2026-06-24T20:02:15Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «اسرائیل تمام شدنِ این فانی را نظر نکنند ✡︎ {{verse|۳|۱۴|color=black}} بلکه ذهن ایشان غلیظ شد زیرا که تا امروز همان نقاب در خواندن عهد عتیق باقی است و کشف نشده است زیرا که فقط در مسیح باطل میگردد ✡︎ {{verse|۳|۱۵|color=black}} بلکه تا امروز وقتی که موسی را میخوانند...» ایجاد کرد 289705 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>اسرائیل تمام شدنِ این فانی را نظر نکنند ✡︎ {{verse|۳|۱۴|color=black}} بلکه ذهن ایشان غلیظ شد زیرا که تا امروز همان نقاب در خواندن عهد عتیق باقی است و کشف نشده است زیرا که فقط در مسیح باطل میگردد ✡︎ {{verse|۳|۱۵|color=black}} بلکه تا امروز وقتی که موسی را میخوانند نقاب بر دل ایشان برقرار میماند ✡︎ {{verse|۳|۱۶|color=black}} لیکن هرگاه بسوی خداوند رجوع کنند نقاب برداشته میشود ✡︎ {{verse|۳|۱۷|color=black}} امّا خداوند روح است و جائی که روح خداوند است آنجا آزادی است ✡︎ {{verse|۳|۱۸|color=black}} لیکن همهٔ ما چون با چهره بینقاب جلال خداوند را در آینه مینگریم از جلال تا جلال بهمان صورت متبدّل میشویم چنانکه از خداوند که روح است ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}} {{فصل|۴}} {{verse|۴|۱|color=black}} بنابراین چون این خدمت را داریم چنانکه رحمت یافتهایم خسته خاطر نمیشویم ✡︎ {{verse|۴|۲|color=black}} بلکه خفایای رسوائی را ترک کرده بمکر رفتار نمیکنیم و کلام خدا را مغشوش نمیسازیم بلکه باظهار راستی خود را بضمیر هرکس در حضور خدا مقبول میسازیم ✡︎ {{verse|۴|۳|color=black}} لیکن اگر بشارت ما مخفی است بر هالکان مخفی است ✡︎ {{verse|۴|۴|color=black}} که در ایشان خدای این جهان فهمهای بیایمانشان را کور گردانیده است که مبادا تجلّی بشارت جلال مسیح که صورت خداست ایشان را روشن سازد ✡︎ {{verse|۴|۵|color=black}} زیرا بخویشتن موعظه نمیکنیم بلکه بمسیح عیسی خداوند امّا بخویشتن که غلام شماهستیم بخاطر عیسی ✡︎ {{verse|۴|۶|color=black}} زیرا خدائی که گفت تا نور از ظلمت درخشید همان است که در دلهای ما درخشید تا نور معرفت جلال خدا در چهره عیسی مسیح از ما بدرخشد ✡︎ {{verse|۴|۷|color=black}} لیکن این خزینه را در ظروف خاکی داریم تا برتری قوّت از آن خدا باشد نه از جانب ما ✡︎ {{verse|۴|۸|color=black}} در هرچیز زحمت کشیده ولی در شکنجه نیستیم متحیّر ولی مأیوس نی ✡︎ {{verse|۴|۹|color=black}} تعاقب کرده شده لیکن نه متروک افکنده شده ولی هلاک شده نی ✡︎ {{verse|۴|۱۰|color=black}} پیوسته قتل عیسی خداوند را در جسد خود حمل میکنیم تا حیات عیسی هم در بدن ما ظاهر شود ✡︎ {{verse|۴|۱۱|color=black}} زیرا ما که زندهایم دائماً بخاطر عیسی بموت سپرده میشویم تا حیات عیسی نیز در جسد فانی ما پدید آید ✡︎ {{verse|۴|۱۲|color=black}} پس موت در ما کار میکند ولی حیات در شما ✡︎ {{verse|۴|۱۳|color=black}} امّا چون همان روح ایمان را داریم بحسب آنچه مکتوب است ایمان آوردم پس سخن گفتم ما نیز چون ایمان داریم از اینرو سخن میگوییم ✡︎ {{verse|۴|۱۴|color=black}} چون میدانیم او که عیسی خداوند را برخیزانید ما را نیز با عیسی خواهد برخیزانید<noinclude></noinclude> 80ffh0mymt6o8fd1p661o3oke4pujyi برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۹۰ 104 89296 289706 2026-06-24T20:02:30Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و با شما حاضر خواهد ساخت ✡︎ {{verse|۴|۱۵|color=black}} زیرا که همهچیز برای شما است تا آن فیضی که بهوسیلهٔ بسیاری افزوده شده است شکرگزاری را برای تمجید خدا بیفزاید ✡︎ {{verse|۴|۱۶|color=black}} از این جهت خسته خاطر نمیشویم بلکه هرچند انسانیّتِ ظاهری ما فانی میشود...» ایجاد کرد 289706 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و با شما حاضر خواهد ساخت ✡︎ {{verse|۴|۱۵|color=black}} زیرا که همهچیز برای شما است تا آن فیضی که بهوسیلهٔ بسیاری افزوده شده است شکرگزاری را برای تمجید خدا بیفزاید ✡︎ {{verse|۴|۱۶|color=black}} از این جهت خسته خاطر نمیشویم بلکه هرچند انسانیّتِ ظاهری ما فانی میشود لیکن باطن روز بروز تازه میگردد ✡︎ {{verse|۴|۱۷|color=black}} زیرا که این زحمتِ سبکِ ما که برای لحظهای است بار جاودانی جلال را برای ما زیاده و زیاده پیدا میکند ✡︎ {{verse|۴|۱۸|color=black}} در حالی که ما نظر نمیکنیم بچیزهای دیدنی بلکه بچیزهای نادیدنی زیراکه آنچه دیدنی است زمانی است و نادیدنی جاودانی ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب پنجم}}}} {{فصل|۵}} {{verse|۵|۱|color=black}} زیرا میدانیم که هرگاه این خانهٔ زمینیِ خیمهٔ ما ریخته شود عمارتی از خدا داریم خانهای ناساخته شده بدستها و جاودانی در آسمانها ✡︎ {{verse|۵|۲|color=black}} زیرا که در این هم آه میکشیم چونکه مشتاق هستیم که خانهٔ خود را که از آسمان است بپوشیم ✡︎ {{verse|۵|۳|color=black}} اگر فیالواقع پوشیده و نه عریان یافت شویم ✡︎ {{verse|۵|۴|color=black}} از آنرو که ما نیز که در این خیمه هستیم گرانبار شده آه میکشیم از آن جهت که نمیخواهیم این را بیرون کنیم بلکه آن را بپوشیم تا فانی در حیات غرق شود ✡︎ {{verse|۵|۵|color=black}} امّا او که ما را برای این درست ساخت خدا است که بیعانه روح را بما میدهد ✡︎ {{verse|۵|۶|color=black}} پس دائماً خاطرجمع هستیم و میدانیم که مادامی که در بدن متوطّنیم از خداوند غریب میباشیم ✡︎ {{verse|۵|۷|color=black}} [زیرا که بایمان رفتار میکنیم نه بدیدار] ✡︎ {{verse|۵|۸|color=black}} پس خاطرجمع هستیم و این را بیشتر میپسندیم که از بدن غربت کنیم و بنزد خداوند متوطّن شویم ✡︎ {{verse|۵|۹|color=black}} لهذا حریص هستیم بر اینکه خواه متوطّن و خواه غریب پسندیده او باشیم ✡︎ {{verse|۵|۱۰|color=black}} زیرا لازم است که همهٔ ما پیش مسند مسیح حاضر شویم تا هرکس اعمال بدنی خود را بیابد بحسب آنچه کرده باشد چه نیک چه بد ✡︎ {{verse|۵|۱۱|color=black}} پس چون ترس خدا را دانستهایم مردم را دعوت میکنیم امّا بخدا ظاهر شدهایم وامیدوارم بضمایر شما هم ظاهر خواهیم شد ✡︎ {{verse|۵|۱۲|color=black}} زیرا بار دیگر برای خود بشما سفارش نمیکنیم بلکه سبب افتخار دربارهٔ خود بشما میدهیم تا شما را جوابی باشد برای آنانی که در ظاهر نه در دل فخر میکنند ✡︎ {{verse|۵|۱۳|color=black}} زیرا اگر بیخود هستیم برای خداست و اگر هشیاریم برای شما است ✡︎ {{verse|۵|۱۴|color=black}} زیرا محبّت مسیح ما را فرو گرفته است چونکه این را دریافتیم که یک نفر برای همهٔ مرد پس همهٔ مردند ✡︎ {{verse|۵|۱۵|color=black}} و برای همهٔ مرد تا آنانی که زندهاند از این ببعد برای خویشتن زیست نکنند بلکه برای او<noinclude></noinclude> eggm9krdpoyaexldg7ztdwpa34zif7n برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۹۱ 104 89297 289707 2026-06-24T20:02:47Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «که برای ایشان مرد و برخاست ✡︎ {{verse|۵|۱۶|color=black}} بنابراین ما بعد از این هیچکس را بحسب جسم نمیشناسیم بلکه هرگاه مسیح را هم بحسب جسم شناخته بودیم الآن دیگر او را نمیشناسیم ✡︎ {{verse|۵|۱۷|color=black}} پس اگر کسی در مسیح باشد خلقت تازهای است چیزهای کُهنه در...» ایجاد کرد 289707 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>که برای ایشان مرد و برخاست ✡︎ {{verse|۵|۱۶|color=black}} بنابراین ما بعد از این هیچکس را بحسب جسم نمیشناسیم بلکه هرگاه مسیح را هم بحسب جسم شناخته بودیم الآن دیگر او را نمیشناسیم ✡︎ {{verse|۵|۱۷|color=black}} پس اگر کسی در مسیح باشد خلقت تازهای است چیزهای کُهنه درگذشت اینک همهچیز تازه شده است ✡︎ {{verse|۵|۱۸|color=black}} و همهچیز از خدا که ما را بهواسطهٔٔ عیسی مسیح با خود مصالحه داده و خدمت مصالحه را بما سپرده است ✡︎ {{verse|۵|۱۹|color=black}} یعنی اینکه خدا در مسیح بود و جهان را با خود مصالحه میداد و خطایای ایشان را بدیشان محسوب نداشت و کلام مصالحه را بما سپرد ✡︎ {{verse|۵|۲۰|color=black}} پس برای مسیح ایلچی هستیم که گویا خدا بزبان ما وعظ میکند پس بخاطر مسیح استدعا میکنیم که با خدا مصالحه کنید ✡︎ {{verse|۵|۲۱|color=black}} زیرا او را که گناه نشناخت در راه ما گناه ساخت تا ما در وی عدالتِ خدا شویم ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب ششم}}}} {{فصل|۶}} {{verse|۶|۱|color=black}} پس چون همکاران او هستیم التماس مینماییم که فیض خدا را بیفایده نیافته باشید ✡︎ {{verse|۶|۲|color=black}} زیرا میگوید در وقتِ مقبول تو رامستجاب فرمودم و در روز نجات تو را اعانت کردم اینک الحال زمان مقبول است اینک الآن روز نجات است ✡︎ {{verse|۶|۳|color=black}} در هیچ چیز لغزش نمیدهیم که مبادا خدمت ما ملامت کرده شود ✡︎ {{verse|۶|۴|color=black}} بلکه در هر امری خود را ثابت میکنیم که خدّام خدا هستیم در صبر بسیار در زحمات در حاجات در تنگیها ✡︎ {{verse|۶|۵|color=black}} در تازیانهها در زندانها در فتنهها در محنتها در بیخوابیها در گرسنگیها ✡︎ {{verse|۶|۶|color=black}} در طهارت در معرفت در حلم در مهربانی در روحالقدس در محبّت بیریا ✡︎ {{verse|۶|۷|color=black}} در کلامِ حقّ در قوّت خدا با اسلحه عدالت بر طرف راست و چپ ✡︎ {{verse|۶|۸|color=black}} به عزّت و ذلّت و بدنامی و نیکنامی چون گمراهکنندگان و اینک راستگو هستیم ✡︎ {{verse|۶|۹|color=black}} چون مجهول و اینک معروف چون در حالت موت و اینک زنده هستیم چون سیاست کرده شده امّا مقتول نی ✡︎ {{verse|۶|۱۰|color=black}} چون محزون ولی دائماً شادمان چون فقیر و اینک بسیاری را دولتمند میسازیم چون بیچیز امّا مالک همهٔ چیز ✡︎ {{verse|۶|۱۱|color=black}} ای قُرِنتیان دهان ما بسوی شما گشاده و دل ما وسیع شده است ✡︎ {{verse|۶|۱۲|color=black}} در ما تنگ نیستید لیکن در احشای خود تنگ هستید ✡︎ {{verse|۶|۱۳|color=black}} پس در جزای این زیرا که بفرزندان خود سخن میگویم شما نیز گشاده شوید ✡︎ {{verse|۶|۱۴|color=black}} زیر یوغ ناموافق با بیایمانان مشوید زیرا عدالت را با گناه چه رفاقت و نور را با ظلمت چه شراکت است ✡︎<noinclude></noinclude> 8glkmuvxu35089wyn8ntf3wjtvh018p برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۹۲ 104 89298 289708 2026-06-24T20:03:06Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{verse|۶|۱۵|color=black}} و مسیح را با بلیَعالچه مناسبت و مؤمن را با کافر چه نصیب است ✡︎ {{verse|۶|۱۶|color=black}} و هیکل خدا را با بتها چه موافقت زیرا شما هیکل خدای حیّ میباشید چنانکه خدا گفت که در ایشان ساکن خواهم بود و در ایشان راه خواهم رفت و خدای ایشان خواهم...» ایجاد کرد 289708 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۶|۱۵|color=black}} و مسیح را با بلیَعالچه مناسبت و مؤمن را با کافر چه نصیب است ✡︎ {{verse|۶|۱۶|color=black}} و هیکل خدا را با بتها چه موافقت زیرا شما هیکل خدای حیّ میباشید چنانکه خدا گفت که در ایشان ساکن خواهم بود و در ایشان راه خواهم رفت و خدای ایشان خواهم بود و ایشان قوم من خواهند بود ✡︎ {{verse|۶|۱۷|color=black}} پس خداوند میگوید از میان ایشان بیرون آیید و جدا شوید و چیز ناپاک را لمس مکنید تا من شما را مقبول بدارم ✡︎ {{verse|۶|۱۸|color=black}} و شما را پدر خواهم بود و شما مرا پسران و دختران خواهید بود خداوند قادر مطلق میگوید ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب هفتم}}}} {{فصل|۷}} {{verse|۷|۱|color=black}} پس ای عزیزان چون این وعدهها را داریم خویشتن را از هر نجاست جسم و روح طاهر بسازیم و قدّوسیّت را در خدا ترسی بکمال رسانیم ✡︎ {{verse|۷|۲|color=black}} ما را در دلهای خود جا دهید بر هیچکس ظلم نکردیم و هیچکس را فاسد نساختیم و هیچکس را مغبون ننمودیم ✡︎ {{verse|۷|۳|color=black}} این را از روی مذمّت نمیگویم زیرا پیش گفتم که در دل ما هستید تا در موت و حیات با هم باشیم ✡︎ {{verse|۷|۴|color=black}} مرا بر شما اعتماد کلّی و دربارهٔ شما فخر کامل است از تسلّی سیر گشتهام و در هر زحمتی که بر ما میآید شادی وافر میکنم ✡︎ {{verse|۷|۵|color=black}} زیرا چون بمکادونیه هم رسیدیم جسم ما آرامی نیافت بلکه در هرچیز زحمت کشیدیم در ظاهر نزاعها و در باطن ترسها بود ✡︎ {{verse|۷|۶|color=black}} لیکن خدائی که تسلّیدهنده افتادگان است ما را بهآمدن تیطُس تسلّی بخشید ✡︎ {{verse|۷|۷|color=black}} و نه از آمدن او تنها بلکه بآن تسلّی نیز که او در شما یافته بود چون ما را مطّلع ساخت از شوق شما و نوحهگری شما و غیرتی که دربارهٔ من داشتید بنوعی که بیشتر شادمان گردیدم ✡︎ {{verse|۷|۸|color=black}} زیرا که هرچند شما را بآن رساله محزون ساختم پشیمان نیستم اگرچه پشیمان هم بودم زیرا یافتم که آن رساله شما را اگر هم بساعتی غمگین ساخت ✡︎ {{verse|۷|۹|color=black}} الحال شادمانم نه از آنکه غم خوردید بلکه از اینکه غم شما بتوبه انجامید زیرا که غم شما برای خدا بود تا بهیچوجه زیانی از ما بشما نرسد ✡︎ {{verse|۷|۱۰|color=black}} زیرا غمی که برای خداست منشأ توبه میباشد بجهت نجات که از آن پشیمانی نیست امّا غم دنیوی منشأ موت است ✡︎ {{verse|۷|۱۱|color=black}} زیرا اینک همین که غم شما برای خدا بود چگونه کوشش بل احتجاج بل خشم بل ترس بل اشتیاق بل غیرت بل انتقام را در شما پدید آورد در هر چیز خود را ثابت کردید که در این امر مبرّا هستید ✡︎ {{verse|۷|۱۲|color=black}} باری هرگاه بشما نوشتم بجهت آن<noinclude></noinclude> ju0jyysphby22h11xj072s0q2gy985g برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۹۳ 104 89299 289709 2026-06-24T20:03:19Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «ظالم یا مظلوم نبود بلکه تا غیرت ما دربارهٔ شما بشما در حضور خدا ظاهر شود ✡︎ {{verse|۷|۱۳|color=black}} و از این جهت تسلّی یافتیم لیکن در تسلّی خود شادی ما از خوشیِ تیطُس بینهایت زیاده گردید چونکه روح او از جمیع شما آرامی یافته بود ✡︎ {{verse|۷|۱۴|color=black}} زیر...» ایجاد کرد 289709 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ظالم یا مظلوم نبود بلکه تا غیرت ما دربارهٔ شما بشما در حضور خدا ظاهر شود ✡︎ {{verse|۷|۱۳|color=black}} و از این جهت تسلّی یافتیم لیکن در تسلّی خود شادی ما از خوشیِ تیطُس بینهایت زیاده گردید چونکه روح او از جمیع شما آرامی یافته بود ✡︎ {{verse|۷|۱۴|color=black}} زیرا اگر دربارهٔ شما بدو فخر کردم خجل نشدم بلکه چنانکه همهٔ سخنان را بشما براستی گفتیم همچنین فخر ما بتیطُس راست شد ✡︎ {{verse|۷|۱۵|color=black}} و خاطر او بسوی شما زیادتر مایل گردید چونکه اطاعت جمیع شما را بیاد میآورد که چگونه بهترس و لرز او را پذیرفتید ✡︎ {{verse|۷|۱۶|color=black}} شادمانم که در هرچیز بر شما اعتماد دارم ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب هشتم}}}} {{فصل|۸}} {{verse|۸|۱|color=black}} لیکن ای برادران شما را مطّلع میسازیم از فیض خدا که بکلیساهای مکادونیه عطا شده است ✡︎ {{verse|۸|۲|color=black}} زیرا در امتحانِ شدیدِ زحمت فراوانیِ خوشیِ ایشان ظاهر گردید و از زیادتیِ فقر ایشان دولتِ سخاوتِ ایشان افزوده شد ✡︎ {{verse|۸|۳|color=black}} زیرا که شاهد هستم که بحسب طاقت بلکه فوق از طاقت خویش برضامندی تمام ✡︎ {{verse|۸|۴|color=black}} التماس بسیار نموده این نعمت و شراکتِ در خدمت مقدّسین را از ما طلبیدند ✡︎ {{verse|۸|۵|color=black}} و نه چنانکه امید داشتیم بلکه اوّل خویشتن را بخداوند و بما برحسب ارادهٔ خدا دادند ✡︎ {{verse|۸|۶|color=black}} و از این سبب از تیطُس استدعا نمودیم که همچنانکه شروع این نعمت را در میان شما کرد آن را بانجام هم برساند ✡︎ {{verse|۸|۷|color=black}} بلکه چنانکه در هرچیز افزونی دارید در ایمان و کلام و معرفت و کمال اجتهاد و محبّتی که با ما میدارید در این نعمت نیز بیفزایید ✡︎ {{verse|۸|۸|color=black}} این را بطریق حکم نمیگویم بلکه بهسبب اجتهاد دیگران و تا اخلاص محبّت شما را بیازمایم ✡︎ {{verse|۸|۹|color=black}} زیرا که فیض خداوند ما عیسی مسیح را میدانید که هرچند دولتمند بود برای شما فقیر شد تا شما از فقر او دولتمند شوید ✡︎ {{verse|۸|۱۰|color=black}} و در این رأی میدهم زیرا که این شما را شایسته است چونکه شما در سال گذشته نه در عمل فقط بلکه در اراده نیز اوّل از همهٔ شروع کردید ✡︎ {{verse|۸|۱۱|color=black}} امّا الحال عمل را بانجام رسانید تا چنانکه دلگرمی در اراده بود انجامعمل نیز برحسب آنچه دارید بشود ✡︎ {{verse|۸|۱۲|color=black}} زیرا هرگاه دلگرمی باشد مقبول میافتد بحسب آنچه کسی دارد نه بحسب آنچه ندارد ✡︎ {{verse|۸|۱۳|color=black}} و نه اینکه دیگران را راحت و شما را زحمت باشد بلکه بطریق مساوات تا در حال زیادتی شما برای کمی ایشان بکار آید ✡︎ {{verse|۸|۱۴|color=black}} و تا زیادتی ایشان بجهت کمی شما باشد و مساوات بشود ✡︎ {{verse|۸|۱۵|color=black}} چنانکه مکتوب است آنکه بسیار جمع کرد زیادتی<noinclude></noinclude> 9936y10jdaf5571n136n9ary14h763b برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۹۴ 104 89300 289710 2026-06-24T20:03:34Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «نداشت و آنکه اندکی جمع کرد کمی نداشت ✡︎ {{verse|۸|۱۶|color=black}} امّا شکر خداراست که این اجتهاد را برای شما در دل تیطُس نهاد ✡︎ {{verse|۸|۱۷|color=black}} زیرا او خواهش ما را اجابت نمود بلکه بیشتر با اجتهاد بوده برضامندی تمام بسوی شما روانه شد ✡︎ {{verse|۸|۱۸|color=bla...» ایجاد کرد 289710 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نداشت و آنکه اندکی جمع کرد کمی نداشت ✡︎ {{verse|۸|۱۶|color=black}} امّا شکر خداراست که این اجتهاد را برای شما در دل تیطُس نهاد ✡︎ {{verse|۸|۱۷|color=black}} زیرا او خواهش ما را اجابت نمود بلکه بیشتر با اجتهاد بوده برضامندی تمام بسوی شما روانه شد ✡︎ {{verse|۸|۱۸|color=black}} و با وی آن برادری را فرستادیم که مدح او در انجیل در تمامی کلیساها است ✡︎ {{verse|۸|۱۹|color=black}} و نه همین فقط بلکه کلیساها نیز او را اختیار کردند تا در این نعمتی که خدمت آن را برای تمجید خداوند و دلگرمی شما میکنیم همسفر مابشود ✡︎ {{verse|۸|۲۰|color=black}} چونکه اجتناب میکنیم که مبادا کسی ما را ملامت کند دربارهٔ این سخاوتی که خادمان آن هستیم ✡︎ {{verse|۸|۲۱|color=black}} زیرا که نه در حضور خداوند فقط بلکه در نظر مردم نیز چیزهای نیکو را تدارک میبینیم ✡︎ {{verse|۸|۲۲|color=black}} و با ایشان برادر خود را نیز فرستادیم که مکرّراً در امور بسیار او را با اجتهاد یافتیم و الحال بهسبب اعتماد کلّی که بر شما میدارد بیشتر با اجتهاد است ✡︎ {{verse|۸|۲۳|color=black}} هرگاه دربارهٔ تیطُس [بپرسند] او در خدمت شما رفیق و همکار من است و اگر دربارهٔ برادران ما ایشان رُسُل کلیساها و جلال مسیح میباشند ✡︎ {{verse|۸|۲۴|color=black}} پس دلیل محبّت خود و فخر ما رادربارهٔ شما در حضور کلیساها بایشان ظاهر نمایید ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب نهم}}}} {{فصل|۹}} {{verse|۹|۱|color=black}} زیرا که در خصوص این خدمتِ مقدّسینزیادتی میباشد که بشما بنویسم ✡︎ {{verse|۹|۲|color=black}} چونکه دلگرمی شما را میدانم که دربارهٔ آن بجهت شما باهل مکادونیه فخر میکنم که از سال گذشته اهل اَخائیه مستعّد شدهاند و غیرت شما اکثر ایشان را تحریض نموده است ✡︎ {{verse|۹|۳|color=black}} امّا برادران را فرستادم که مبادا فخر ما دربارهٔ شما در این خصوص باطل شود تا چنانکه گفتهام مستعّد شوید ✡︎ {{verse|۹|۴|color=black}} مبادا اگر اهل مکادونیّه با من آیند و شما را نامستعّد یابند نمیگویم شما بلکه ما از این اعتمادی که بآن فخر کردیم خجل شویم ✡︎ {{verse|۹|۵|color=black}} پس لازم دانستم که برادران را نصیحت کنم تا قبل از ما نزد شما آیند و برکت موعود شما را مهیّا سازند تا حاضر باشد از راه برکت نه از راه طمع ✡︎ {{verse|۹|۶|color=black}} امّا خلاصه این است هرکه با بخیلی کارد با بخیلی هم درو کند و هرکه با برکت کارد با برکت نیز درو کند ✡︎ {{verse|۹|۷|color=black}} امّا هرکس بطوری که در دل خود اراده نموده است بکند نه بحزن و اضطرار زیرا خدا بخشنده خوش را دوست میدارد ✡︎ {{verse|۹|۸|color=black}} ولی خدا قادر است که هر نعمتی را برای شما بیفزاید تا همیشه در هر امری کفایت کامل داشته برای هر عمل نیکو افزوده شوید ✡︎ {{verse|۹|۹|color=black}} چنانکه<noinclude></noinclude> 57c5ctofgm6oys6tya9rz15xvbb2mh4 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۹۵ 104 89301 289711 2026-06-24T20:04:03Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «مکتوب است که پاشید و بفقرا داد و عدالتش تا بابد باقی میماند ✡︎ {{verse|۹|۱۰|color=black}} امّا او که برای برزگر بذر و برای خورنده نان را آماده میکند بذر شما را آماده کرده خواهد افزود و ثمرات عدالت شما را مزیدخواهد کرد ✡︎ {{verse|۹|۱۱|color=black}} تا آنکه در هرچیز...» ایجاد کرد 289711 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>مکتوب است که پاشید و بفقرا داد و عدالتش تا بابد باقی میماند ✡︎ {{verse|۹|۱۰|color=black}} امّا او که برای برزگر بذر و برای خورنده نان را آماده میکند بذر شما را آماده کرده خواهد افزود و ثمرات عدالت شما را مزیدخواهد کرد ✡︎ {{verse|۹|۱۱|color=black}} تا آنکه در هرچیز دولتمند شده کمال سخاوت را بنمایید که آن منشأ شکر خدا بهوسیلهٔ ما میباشد ✡︎ {{verse|۹|۱۲|color=black}} زیرا که بجا آوردن این خدمت نه فقط حاجات مقدّسین را رفع میکند بلکه سپاس خدا را نیز بسیار میافزاید ✡︎ {{verse|۹|۱۳|color=black}} و از دلیل این خدمت خدا را تمجید میکنند بهسبب اطاعت شما در اعتراف انجیل مسیح و سخاوت بخشش شما برای ایشان و همگان ✡︎ {{verse|۹|۱۴|color=black}} و ایشان بهسبب افزونی فیض خدائی که بر شماست در دعای خود مشتاق شما میباشند ✡︎ {{verse|۹|۱۵|color=black}} خدا را برای عطای ما لاکلام او شکر باد ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب دهم}}}} {{فصل|۱۰}} {{verse|۱۰|۱|color=black}} امّا من خود پولُس که چون در میانشما حاضر بودم فروتن بودم لیکن وقتی که غایب هستم با شما جسارت میکنم از شما بحلم و رأفت مسیح استدعا دارم ✡︎ {{verse|۱۰|۲|color=black}} و التماس میکنم که چون حاضر شوم جسارت نکنم بدان اعتمادی که گمان میبرم که جرأت خواهم کرد با آنانی که میپندارند که ما بطریق جسم رفتار میکنیم ✡︎ {{verse|۱۰|۳|color=black}} زیرا هرچند در جسم رفتار میکنیم ولی بقانون جسمی جنگ نمینماییم ✡︎ {{verse|۱۰|۴|color=black}} زیرا اسلحه جنگ ما جسمانی نیست بلکه نزد خدا قادر است برای انهدام قلعهها ✡︎ {{verse|۱۰|۵|color=black}} که خیالات و هر بلندی را که خود را بخلاف معرفت خدا میافرازد بزیر میافکنیم و هر فکری را باطاعت مسیح اسیر میسازیم ✡︎ {{verse|۱۰|۶|color=black}} و مستعّد هستیم که از هر معصیت انتقام جوییم وقتی که اطاعت شما کامل شود ✡︎ {{verse|۱۰|۷|color=black}} آیا بصورت ظاهری نظر میکنید اگرکسی بر خود اعتماد دارد که از آنِ مسیح است این را نیز از خود بداند که چنانکه او از آنِ مسیح است ما نیز همچنان از آنِ مسیح هستیم ✡︎ {{verse|۱۰|۸|color=black}} زیرا هرچند زیاده هم فخر بکنم دربارهٔ اقتدار خود که خداوند آن را برای بنا نه برای خرابی شما بما داده است خجل نخواهم شد ✡︎ {{verse|۱۰|۹|color=black}} که مبادا معلوم شود که شما را برسالهها میترسانم ✡︎ {{verse|۱۰|۱۰|color=black}} زیرا میگویند رسالههای او گران و زورآور است لیکن حضور جسمی او ضعیف و سخنش حقیر ✡︎ {{verse|۱۰|۱۱|color=black}} چنین شخص بداند که چنانکه در کلام برسالهها در غیاب هستیم همچنین نیز در فعل در حضور خواهیم بود ✡︎ {{verse|۱۰|۱۲|color=black}} زیرا جرأت نداریم که خود را از کسانی که خویشتن را مدح میکنند بشماریم یا خود را با ایشان مقابله نماییم بلکه<noinclude></noinclude> a8rky6gttk0td54z5r43m343o3o1z4g برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۹۶ 104 89302 289712 2026-06-24T20:04:57Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «ایشان چون خود را با خود میپیمایند و خود را بخود مقابله مینمایند دانا نیستند ✡︎ {{verse|۱۰|۱۳|color=black}} امّا ما زیاده از اندازه فخر نمیکنیم بلکه بحسب اندازه آن قانونی که خدا برای ما پیمود و آن اندازهای است که بشما نیز میرسد ✡︎ {{verse|۱۰|۱۴|color=black}} زیرا...» ایجاد کرد 289712 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ایشان چون خود را با خود میپیمایند و خود را بخود مقابله مینمایند دانا نیستند ✡︎ {{verse|۱۰|۱۳|color=black}} امّا ما زیاده از اندازه فخر نمیکنیم بلکه بحسب اندازه آن قانونی که خدا برای ما پیمود و آن اندازهای است که بشما نیز میرسد ✡︎ {{verse|۱۰|۱۴|color=black}} زیرا از حدّ خود تجاوز نمیکنیم که گویا بشما نرسیده باشیم چونکه در انجیل مسیح بشما هم رسیدهایم ✡︎ {{verse|۱۰|۱۵|color=black}} و از اندازه خود نگذشته در محنتهای دیگران فخر نمینماییم ولی امید داریم که چون ایمان شما افزون شود در میان شما بحسب قانون خود بغایت افزوده خواهیم شد ✡︎ {{verse|۱۰|۱۶|color=black}} تا اینکه در مکانهای دورتر از شما هم بشارت دهیم و در امور مهیّا شده بقانونِ دیگران فخر نکنیم ✡︎ {{verse|۱۰|۱۷|color=black}} امّا هرکه فخر نماید بخداوند فخر بنماید ✡︎ {{verse|۱۰|۱۸|color=black}} زیرا نه آنکه خود را مدح کند مقبول افتد بلکه آن را که خداوند مدح نماید ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب یازدهم}}}} {{فصل|۱۱}} {{verse|۱۱|۱|color=black}} کاشکه مرا در اندک جهالتی متحمّل شوید و متحمّل من هم میباشید ✡︎ {{verse|۱۱|۲|color=black}} زیرا که من بر شما غیور هستم بغیرت الٰهی زیرا که شما را بیک شوهر نامزد ساختم تا باکرهای عفیفه بمسیح سپارم ✡︎ {{verse|۱۱|۳|color=black}} لیکن میترسم که چنانکه مار بمکر خود حوّا را فریفت همچنین خاطر شما هم از سادگیای که در مسیح است فاسد گردد ✡︎ {{verse|۱۱|۴|color=black}} زیرا هرگاه آنکه آمد وعظ میکرد بعیسای دیگر غیر از آنکه ما بدو موعظه کردیم یا شما روحی دیگر را جز آنکه یافته بودید یا انجیلی دیگر را سوای آنچه قبول کرده بودید میپذیرفتید نیکو میکردید که متحمّل میشدید ✡︎ {{verse|۱۱|۵|color=black}} زیرا مرا یقین است که از بزرگترین رسولان هرگز کمتر نیستم ✡︎ {{verse|۱۱|۶|color=black}} امّا هرچند در کلام نیز امّی باشم لیکن در معرفت نی بلکه در هر امری نزد همهکس بشما آشکار گردیدیم ✡︎ {{verse|۱۱|۷|color=black}} آیا گناه کردم که خود را ذلیل ساختم تا شما سرافراز شوید در اینکه بانجیل خدا شما را مفت بشارت دادم ✡︎ {{verse|۱۱|۸|color=black}} کلیساهای دیگر را غارت نموده اجرت گرفتم تا شما را خدمت نمایم و چون بنزد شما حاضر بوده محتاج شدم بر هیچکس بار ننهادم ✡︎ {{verse|۱۱|۹|color=black}} زیرا برادرانی که از مکادونیه آمدند رفع حاجت مرا نمودند و در هرچیز از بار نهادن بر شما خود را نگاه داشته و خواهم داشت ✡︎ {{verse|۱۱|۱۰|color=black}} به راستی مسیح که در من است قسم که این فخر در نواحی اخائیه از من گرفته نخواهد شد ✡︎ {{verse|۱۱|۱۱|color=black}} از چه سبب آیا از اینکه شما را دوست نمیدارم خدا میداند ✡︎ {{verse|۱۱|۱۲|color=black}} لیکن آنچه میکنم هم خواهم کرد تا ازجویندگان فرصت فرصت را منقطع سازم تا در آنچه فخر میکنند مثل ما نیز یافت<noinclude></noinclude> t7adf4yedeaip5lw66z1x0pbid7j4hd برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۹۷ 104 89303 289713 2026-06-24T20:05:17Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «شوند ✡︎ {{verse|۱۱|۱۳|color=black}} زیرا که چنین اشخاص رسولان کَذَبه و عمله مکّار هستند که خویشتن را برسولان مسیح مشابه میسازند ✡︎ {{verse|۱۱|۱۴|color=black}} و عجب نیست چونکه خودِ شیطان هم خویشتن را بفرشته نور مشابه میسازد ✡︎ {{verse|۱۱|۱۵|color=black}} پس امر بزرگ نیست...» ایجاد کرد 289713 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>شوند ✡︎ {{verse|۱۱|۱۳|color=black}} زیرا که چنین اشخاص رسولان کَذَبه و عمله مکّار هستند که خویشتن را برسولان مسیح مشابه میسازند ✡︎ {{verse|۱۱|۱۴|color=black}} و عجب نیست چونکه خودِ شیطان هم خویشتن را بفرشته نور مشابه میسازد ✡︎ {{verse|۱۱|۱۵|color=black}} پس امر بزرگ نیست که خدّام وی خویشتن را بخدّام عدالت مشابه سازند که عاقبت ایشان برحسب اعمالشان خواهد بود ✡︎ {{verse|۱۱|۱۶|color=black}} باز میگویم کسی مرا بیفهم نداند والاّ مرا چون بیفهمی بپذیرید تا من نیز اندکی افتخار کنم ✡︎ {{verse|۱۱|۱۷|color=black}} آنچه میگویم از جانب خداوند نمیگویم بلکه از راه بیفهمی در این اعتمادی که فخر ما است ✡︎ {{verse|۱۱|۱۸|color=black}} چونکه بسیاری از طریق جسمانی فخر میکنند من هم فخر مینمایم ✡︎ {{verse|۱۱|۱۹|color=black}} زیرا چونکه خود فهیم هستید بیفهمان را بخوشی متحمّل میباشید ✡︎ {{verse|۱۱|۲۰|color=black}} زیرا متحمّل میشوید هرگاه کسی شما را غلام سازد یا کسی شما را فرو خورد یا کسی شما را گرفتار کند یا کسی خود را بلند سازد یا کسی شما را بر رخسار طپانچه زند ✡︎ {{verse|۱۱|۲۱|color=black}} از روی استحقار میگویم که گویا ما ضعیف بودهایم امّا در هرچیزی که کسی جرأت دارد از راه بیفهمی میگویم من نیز جرأت دارم ✡︎ {{verse|۱۱|۲۲|color=black}} آیا عبرانی هستند من نیز هستم اسرائیلی هستند من نیز هستم از ذریّت ابراهیم هستند من نیز میباشم ✡︎ {{verse|۱۱|۲۳|color=black}} آیا خدّام مسیح هستند چون دیوانه حرف میزنم من بیشتر هستم در محنتها افزونتر در تازیانهها زیادتر در زندانها بیشتر درمرگها مکرّر ✡︎ {{verse|۱۱|۲۴|color=black}} از یهودیان پنج مرتبه از چهل یک کم تازیانه خوردم ✡︎ {{verse|۱۱|۲۵|color=black}} سه مرتبه مرا چوب زدند یک دفعه سنگسار شدم سه کرّت شکسته کشتی شدم شبانهروزی در دریا بسر بردم ✡︎ {{verse|۱۱|۲۶|color=black}} در سفرها بارها در خطرهای نهرها در خطرهای دزدان در خطرها از قوم خود و در خطرها از امّتها در خطرها در شهر در خطرها دربیابان در خطرها در دریا در خطرها در میان برادرانِ کَذَبَه ✡︎ {{verse|۱۱|۲۷|color=black}} در محنت و مشقّت در بیخوابیها بارها در گرسنگی و تشنگی در روزهها بارها در سرما و عریانی ✡︎ {{verse|۱۱|۲۸|color=black}} بدون آنچه علاوه بر اینها است آن باری که هر روزه بر من است یعنی اندیشه برای همهٔ کلیساها ✡︎ {{verse|۱۱|۲۹|color=black}} کیست ضعیف که من ضعیف نمیشوم کِه لغزش میخورد که من نمیسوزم ✡︎ {{verse|۱۱|۳۰|color=black}} اگر فخر میباید کرد از آنچه بضعف من تعلّق دارد فخر میکنم ✡︎ {{verse|۱۱|۳۱|color=black}} خدا و پدر عیسی مسیح خداوند که تا بابد متبارک است میداند که دروغ نمیگویم ✡︎ {{verse|۱۱|۳۲|color=black}} در دمشق والیِ حارث پادشاه شهر دمشقیان را برای گرفتن من محافظت مینمود ✡︎ {{verse|۱۱|۳۳|color=black}} و مرا از دریچهای در زنبیلی از باره قلعه پایین کردند و از دستهای وی رستم ✡︎<noinclude></noinclude> l254zi3jck4gxvcnyoh3oc2bzmikdje برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۹۸ 104 89304 289714 2026-06-24T20:05:31Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب دوازدهم}}}} {{فصل|۱۲}} {{verse|۱۲|۱|color=black}} لابدّ است که فخر کنم هرچند شایستهٔ من نیست لیکن برؤیاها و مکاشفات خداوند میآیم ✡︎ {{verse|۱۲|۲|color=black}} شخصی را در مسیح میشناسم چهاردهسال قبل از این آیا در جسم نمیدانم و آیا بیرون از جسم نمیدانم خد...» ایجاد کرد 289714 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب دوازدهم}}}} {{فصل|۱۲}} {{verse|۱۲|۱|color=black}} لابدّ است که فخر کنم هرچند شایستهٔ من نیست لیکن برؤیاها و مکاشفات خداوند میآیم ✡︎ {{verse|۱۲|۲|color=black}} شخصی را در مسیح میشناسم چهاردهسال قبل از این آیا در جسم نمیدانم و آیا بیرون از جسم نمیدانم خدا میداند چنین شخصی که تا آسمان سوم ربودهشد ✡︎ {{verse|۱۲|۳|color=black}} و چنین شخص را میشناسم خواه در جسم و خواه جدا از جسم نمیدانم خدا میداند ✡︎ {{verse|۱۲|۴|color=black}} که بفردوس ربوده شد و سخنان ناگفتنی شنید که انسان را جایز نیست بآنها تکلّم کند ✡︎ {{verse|۱۲|۵|color=black}} از چنین شخص فخر خواهم کرد لیکن از خود جز از ضعفهای خویش فخر نمیکنم ✡︎ {{verse|۱۲|۶|color=black}} زیرا اگر بخواهم فخر بکنم بیفهم نمیباشم چونکه راست میگویم لیکن اجتناب میکنم مبادا کسی در حقّ من گمانی برد فوق از آنچه در من بیند یا از من شنود ✡︎ {{verse|۱۲|۷|color=black}} و تا آنکه از زیادتیِ مکاشفات زیاده سرافرازی ننمایم خاری در جسم من داده شد فرشته شیطان تا مرا لطمه زند مبادا زیاده سرافرازی نمایم ✡︎ {{verse|۱۲|۸|color=black}} و دربارهٔ آن از خداوند سه دفعه استدعا نمودم تا از من برود ✡︎ {{verse|۱۲|۹|color=black}} مرا گفت فیض من تو را کافی است زیرا که قوّت من در ضعف کامل میگردد پس بشادی بسیار از ضعفهای خود بیشتر فخر خواهم نمود تا قوّت مسیح در من ساکن شود ✡︎ {{verse|۱۲|۱۰|color=black}} بنابراین از ضعفها و رسواییها و احتیاجات و زحمات و تنگیها بخاطر مسیح شادمانم زیرا که چون ناتوانم آنگاه توانا هستم ✡︎ {{verse|۱۲|۱۱|color=black}} بیفهم شدهام شما مرا مجبور ساختید زیرا میبایست شما مرا مدح کرده باشید از آنرو که من از بزرگترین رسولان بهیچوجه کمتر نیستم هرچند هیچ هستم ✡︎ {{verse|۱۲|۱۲|color=black}} بدرستی که علامات رسول در میان شما با کمال صبر از آیات و معجزات و قوّات پدید گشت ✡︎ {{verse|۱۲|۱۳|color=black}} زیرا کدام چیز است که در آن از سایر کلیساها قاصر بودید مگر اینکه من بر شما بار ننهادم این بیانصافی را از منببخشید ✡︎ {{verse|۱۲|۱۴|color=black}} اینک مرتبه سوم مهیّا هستم که نزد شما بیایم و بر شما بار نخواهم نهاد از آنرو که نه مال شما بلکه خود شما را طالبم زیرا که نمیباید فرزندان برای والدین ذخیره کنند بلکه والدین برای فرزندان ✡︎ {{verse|۱۲|۱۵|color=black}} امّا من بکمال خوشی برای جانهای شما صرف میکنم و صرف کرده خواهم شد و اگر شما را بیشتر محبّت نمایم آیا کمتر محبّت بینم ✡︎ {{verse|۱۲|۱۶|color=black}} امّا باشد من بر شما بار ننهادم بلکه چون حیلهگر بودم شما را بمکر بچنگ آوردم ✡︎ {{verse|۱۲|۱۷|color=black}} آیا بیکی از آنانی که نزد شما فرستادم<noinclude></noinclude> 73n6kd86zmeo0pzmymrag4nd7txvz0q برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۹۹ 104 89305 289715 2026-06-24T20:05:53Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «نفع از شما بردم ✡︎ {{verse|۱۲|۱۸|color=black}} به تیطُس التماس نمودم و با وی برادر را فرستادم آیا تیطُس از شما نفع برد مگر بیک روح و یک رَوِش رفتار ننمودیم ✡︎ {{verse|۱۲|۱۹|color=black}} آیا بعد از این مدّت گمان میکنید که نزد شما حجّت میآوریم بحضور خدا در مسیح سخن...» ایجاد کرد 289715 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نفع از شما بردم ✡︎ {{verse|۱۲|۱۸|color=black}} به تیطُس التماس نمودم و با وی برادر را فرستادم آیا تیطُس از شما نفع برد مگر بیک روح و یک رَوِش رفتار ننمودیم ✡︎ {{verse|۱۲|۱۹|color=black}} آیا بعد از این مدّت گمان میکنید که نزد شما حجّت میآوریم بحضور خدا در مسیح سخن میگوییم لیکن همهچیز ای عزیزان برای بنای شما است ✡︎ {{verse|۱۲|۲۰|color=black}} زیرا میترسم که چون آیم شما را نه چنانکه میخواهم بیابم و شما مرا بیابید چنانکه نمیخواهید که مبادا نزاع و حسد و خشمها و تعصّب و بهتان و نمّامی و غرور و فتنهها باشد ✡︎ {{verse|۱۲|۲۱|color=black}} و چون بازآیم خدای من مرا نزد شما فروتن سازد و ماتم کنم برای بسیاری از آنانی که پیشتر گناه کردند و از ناپاکی و زنا و فجوری که کرده بودند توبه ننمودند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب سیزدهم}}}} {{فصل|۱۳}} {{verse|۱۳|۱|color=black}} این مرتبه سوم نزد شما میآیم بهگواهی دو سه شاهد هر سخن ثابتخواهد شد ✡︎ {{verse|۱۳|۲|color=black}} پیش گفتم و پیش میگویم که گویا دفعه دوّم حاضر بودهام هرچند الآن غایب هستم آنانی را که قبل از این گناه کردند و همهٔ دیگران را که اگر بازآیم مسامحه نخواهم نمود ✡︎ {{verse|۱۳|۳|color=black}} چونکه دلیل مسیح را که در من سخن میگوید میجویید که او نزد شما ضعیف نیست بلکه در شما تواناست ✡︎ {{verse|۱۳|۴|color=black}} زیرا هرگاه از ضعف مصلوب گشت لیکن از قوّت خدا زیست میکند چونکه ما نیز در وی ضعیف هستیم لیکن با او از قوّت خدا که بسوی شما است زیست خواهیم کرد ✡︎ {{verse|۱۳|۵|color=black}} خود را امتحان کنید که در ایمان هستید یا نه خود را باز یافت کنید آیا خود را نمیشناسید که عیسی مسیح در شما است اگر مردود نیستید ✡︎ {{verse|۱۳|۶|color=black}} امّا امیدوارم که خواهید دانست که ما مردود نیستیم ✡︎ {{verse|۱۳|۷|color=black}} و از خدا مسألت میکنم که شما هیچ بدی نکنید نه تا ظاهر شود که ما مقبول هستیمبلکه تا شما نیکویی کرده باشید هرچند ما گویا مردود باشیم ✡︎ {{verse|۱۳|۸|color=black}} زیرا که هیچ نمیتوانیم بخلاف راستی عمل نماییم بلکه برای راستی ✡︎ {{verse|۱۳|۹|color=black}} و شادمانیم وقتی که ما ناتوانیم و شما توانایید و نیز برای این دعا میکنیم که شما کامل شوید ✡︎ {{verse|۱۳|۱۰|color=black}} از اینجهت این را در غیاب مینویسم تا هنگامی که حاضر شوم سختی نکنم بحسب آن قدرتی که خداوند بجهت بنا نه برای خرابی بمن داده است ✡︎ {{verse|۱۳|۱۱|color=black}} خلاصه ای برادران شاد باشید کامل شوید تسلّی پذیرید یک رای و با سلامتی بوده باشید و خدای محبّت و سلامتی با شما خواهد بود ✡︎ {{verse|۱۳|۱۲|color=black}} یکدیگر را ببوسه مقدّسانه تحیّت نمایید ✡︎ {{verse|۱۳|۱۳|color=black}} جمیع مقدّسان بشما سلام میرسانند ✡︎ {{verse|۱۳|۱۴|color=black}} فیض عیسی خداوند و محبّت خدا و شرکت روحالقدس با جمیع شما باد آمین ✡︎ {{dhr|4em}} {{double rule|8em}} {{ته}}<noinclude></noinclude> dspvr5i2eo4m3xsj95d294c6wllgyly کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله دوم پولس رسول بقرنتیان 0 89306 289716 2026-06-24T20:07:00Z Hanooz 17889 صفحه‌ای تازه حاوی «{{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله دوم پولس رسول بقرنتیان | previous = [[../رساله اول پولس رسول بقرنتیان/]] | next = [[../رساله پولس رسول بغلاطیان/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1686 to=1699></pages>» ایجاد کرد 289716 wikitext text/x-wiki {{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله دوم پولس رسول بقرنتیان | previous = [[../رساله اول پولس رسول بقرنتیان/]] | next = [[../رساله پولس رسول بغلاطیان/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1686 to=1699></pages> mro351q0gup3yu8uimnm1vvmybjukef رساله دوم پولس رسول بقرنتیان 0 89307 289717 2026-06-24T20:10:12Z Hanooz 17889 تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله دوم پولس رسول بقرنتیان]] 289717 wikitext text/x-wiki #تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله دوم پولس رسول بقرنتیان]] hg2rn0e4njbc9jacw1fhtzzokjvnzl0 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۰۰ 104 89308 289719 2026-06-24T20:23:01Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} پولُس رسول نه از جانب انسان و نه بهوسیلهٔ انسان بلکه بعیسی مسیح و خدای پدر که او را از مردگان برخیزانید ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} و همهٔ برادرانی که با من میباشند بکلیساهای غلاطیه ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black}} فیض و س...» ایجاد کرد 289719 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} پولُس رسول نه از جانب انسان و نه بهوسیلهٔ انسان بلکه بعیسی مسیح و خدای پدر که او را از مردگان برخیزانید ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} و همهٔ برادرانی که با من میباشند بکلیساهای غلاطیه ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black}} فیض و سلامتی از جانب خدای پدر و خداوند ما عیسی مسیح با شما باد ✡︎ {{verse|۱|۴|color=black}} که خود را برای گناهان ما داد تا ما را از این عالم حاضر شریر بحسب ارادهٔ خدا و پدر ما خلاصی بخشد ✡︎ {{verse|۱|۵|color=black}} که او را تا ابدالآباد جلال باد آمین ✡︎ {{verse|۱|۶|color=black}} تعجّب میکنم که بدین زودی از آن کس که شما را بفیض مسیح خوانده است برمیگردید بسوی انجیلی دیگر ✡︎ {{verse|۱|۷|color=black}} که [انجیل] دیگر نیست لکن بعضی هستند که شما را مضطرب میسازند و میخواهند انجیل مسیح را تبدیل نمایند ✡︎ {{verse|۱|۸|color=black}} بلکه هرگاه ما هم یا فرشتهای از آسمان انجیلی غیر از آنکه ما بآن بشارت دادیم بشما رساند اَناتیما باد ✡︎ {{verse|۱|۹|color=black}} چنانکه پیش گفتیم الآن هم باز میگویم اگر کسی انجیلی غیر از آنکه پذیرفتید بیاورد اَناتیما باد ✡︎ {{verse|۱|۱۰|color=black}} آیا الحال مردم را در رأی خود میآورم یا خدا را یا رضامندی مردم را میطلبم اگر تا بحال رضامندی مردم را میخواستم غلام مسیح نمیبودم ✡︎ {{verse|۱|۱۱|color=black}} امّا ای برادران شما را اعلام میکنم از انجیلی که من بدان بشارت دادم که بطریق انسان نیست ✡︎ {{verse|۱|۱۲|color=black}} زیرا که من آن را از انسان نیافتم و نیاموختم مگر بکشف عیسی مسیح ✡︎ {{verse|۱|۱۳|color=black}} زیرا سرگذشتِ سابقِ مرا در دین یهود شنیدهاید که بر کلیسای خدا بینهایت جفا مینمودم و آن را ویران میساختم ✡︎ {{verse|۱|۱۴|color=black}} و در دین یهود از اکثر همسالان قوم خود سبقت میجستم و در تقالید اجداد خود بغایت غیور میبودم ✡︎ {{verse|۱|۱۵|color=black}} امّا چون خدا که مرا از شکم مادرم برگزید و بفیض خود مرا خواند رضا بدین داد ✡︎ {{verse|۱|۱۶|color=black}} که پسر خود را در من آشکار سازد تا در میان امّتها بدو بشارت دهم در آنوقت با جسم و خون مشورت نکردم ✡︎ {{verse|۱|۱۷|color=black}} و باورشلیم هم نزد<noinclude></noinclude> shjvozbd2yqwxk839ezd14at9ccb8sr برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۰۱ 104 89309 289720 2026-06-24T20:23:34Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «آنانی که قبل از من رسول بودند نرفتم بلکه بعَرَب شدم و باز بدمشق مراجعت کردم ✡︎ {{verse|۱|۱۸|color=black}} پس بعد از سه سال برای ملاقات پطرس باورشلیم رفتم و پانزده روز با وی بسر بردم ✡︎ {{verse|۱|۱۹|color=black}} امّا از سایر رسولان جز یعقوب برادر خداوند را ندیدم...» ایجاد کرد 289720 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>آنانی که قبل از من رسول بودند نرفتم بلکه بعَرَب شدم و باز بدمشق مراجعت کردم ✡︎ {{verse|۱|۱۸|color=black}} پس بعد از سه سال برای ملاقات پطرس باورشلیم رفتم و پانزده روز با وی بسر بردم ✡︎ {{verse|۱|۱۹|color=black}} امّا از سایر رسولان جز یعقوب برادر خداوند را ندیدم ✡︎ {{verse|۱|۲۰|color=black}} امّا دربارهٔ آنچه بشما مینویسم اینک در حضور خدا دروغ نمیگویم ✡︎ {{verse|۱|۲۱|color=black}} بعد از آن بنواحی سوریه و قیلیقیه آمدم ✡︎ {{verse|۱|۲۲|color=black}} و بکلیساهای یهودیه که در مسیح بودند صورتاً غیر معروف بودم ✡︎ {{verse|۱|۲۳|color=black}} جز اینکه شنیده بودند که آنکه پیشتر بر ما جفا مینمود الحال بشارت میدهد بهمان ایمانی که قبل از این ویران میساخت ✡︎ {{verse|۱|۲۴|color=black}} و خدا را در من تمجید نمودند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب دوم}}}} {{فصل|۲}} {{verse|۲|۱|color=black}} پس بعد از چهارده سال با بَرْنابا باز باورشلیم رفتم و تیطُس را همراه خود بردم ✡︎ {{verse|۲|۲|color=black}} ولی بالهام رفتم و انجیلی را که در میان امّتها بدان موعظه میکنم بایشان عرضه داشتم امّا در خلوت بمعتبرین مبادا عبث بدوم یا دویده باشم ✡︎ {{verse|۲|۳|color=black}} لیکن تیطُس نیز که همراه من و یونانی بود مجبور نشد که مختون شود ✡︎ {{verse|۲|۴|color=black}} و این بهسبب برادران کَذَبه بود که ایشان را خُفیةً درآوردند و خفیةً درآمدند تا آزادی ما را که در مسیح عیسی داریم جاسوسی کنند و تا ما را ببندگی درآورند ✡︎ {{verse|۲|۵|color=black}} که ایشان را یک ساعت هم باطاعت در این امر تابع نشدیم تا راستی انجیل در شما ثابت ماند ✡︎ {{verse|۲|۶|color=black}} امّا از آنانی که معتبراند که چیزی میباشند هرچه بودند مرا تفاوتی نیست خدا بر صورت انسان نگاه نمیکند زیرا آنانی که معتبراند بمن هیچ نفع نرسانیدند ✡︎ {{verse|۲|۷|color=black}} بلکه بخلاف آن چون دیدند که بشارت نامختونان بمن سپرده شد چنانکه بشارت مختونان بپطرس ✡︎ {{verse|۲|۸|color=black}} زیرا او که برای رسالت مختونان در پطرس عمل کرد در من هم برای امّتها عمل کرد ✡︎ {{verse|۲|۹|color=black}} پس چون یعقوب و کیفا و یوحنّا که معتبر بارکان بودند آن فیضی راکه بمن عطا شده بود دیدند دست رفاقت بمن و برنابا دادند تا ما بسوی امّتها برویم چنانکه ایشان بسوی مختونان ✡︎ {{verse|۲|۱۰|color=black}} جز آنکه فقرا را یاد بداریم و خود نیز غیور بکردن این کار بودم ✡︎ {{verse|۲|۱۱|color=black}} امّا چون پطرس بانطاکیه آمد او را روبرو مخالفت نمودم زیرا که مستوجب ملامت بود ✡︎ {{verse|۲|۱۲|color=black}} چونکه قبل از آمدنِ بعضی از جانب یعقوب با امّتها غذا میخورد ولی چون آمدند از آنانی که اهل ختنه بودند ترسیده باز ایستاد و خویشتن<noinclude></noinclude> h5nemjtv51a93dxmuknm6up87yevocw برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۰۲ 104 89310 289721 2026-06-24T20:23:50Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «را جدا ساخت ✡︎ {{verse|۲|۱۳|color=black}} و سایر یهودیان هم با وی نفاق کردند بهحدّی که برنابا نیز در نفاق ایشان گرفتار شد ✡︎ {{verse|۲|۱۴|color=black}} ولی چون دیدم که براستیِ انجیل باستقامت رفتار نمیکنند پیش روی همهٔ پطرس را گفتم اگر تو که یهود هستی بطریق امّتها...» ایجاد کرد 289721 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>را جدا ساخت ✡︎ {{verse|۲|۱۳|color=black}} و سایر یهودیان هم با وی نفاق کردند بهحدّی که برنابا نیز در نفاق ایشان گرفتار شد ✡︎ {{verse|۲|۱۴|color=black}} ولی چون دیدم که براستیِ انجیل باستقامت رفتار نمیکنند پیش روی همهٔ پطرس را گفتم اگر تو که یهود هستی بطریق امّتها و نه بطریق یهود زیست میکنی چون است که امّتها را مجبور میسازی که بطریق یهود رفتار کنند ✡︎ {{verse|۲|۱۵|color=black}} ما که طبعاً یهود هستیم و نه گناهکاران از امّتها ✡︎ {{verse|۲|۱۶|color=black}} امّا چونکه یافتیم که هیچکس از اعمال شریعت عادل شمرده نمیشود بلکه بایمان بعیسی مسیح ما هم بمسیح عیسی ایمان آوردیم تا از ایمان بمسیح و نه از اعمال شریعت عادل شمرده شویم زیرا که از اعمال شریعت هیچ بشری عادل شمرده نخواهد شد ✡︎ {{verse|۲|۱۷|color=black}} امّا اگر چون عدالت در مسیح را میطلبیم خود هم گناهکار یافت شویم آیا مسیح خادم گناه است حاشا ✡︎ {{verse|۲|۱۸|color=black}} زیرا اگر باز بنا کنم آنچه را که خراب ساختم هرآینه ثابت میکنم که خود متعدّی هستم ✡︎ {{verse|۲|۱۹|color=black}} زانرو که من بهواسطهٔٔ شریعت نسبت بشریعت مُردَمْ تا نسبت بخدا زیست کنم ✡︎ {{verse|۲|۲۰|color=black}} با مسیح مصلوب شدهام ولی زندگی میکنم لیکن نه من بعد از این بلکه مسیح در من زندگی میکند و زندگانی که الحال در جسم میکنم بایمانِ بر پسر خدا میکنم که مرا محبّت نمود و خود را برای من داد ✡︎ {{verse|۲|۲۱|color=black}} فیض خدا را باطل نمیسازم زیرا اگر عدالت بشریعت میبود هرآینه مسیح عبث مرد ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} ای غلاطیانِ بیفهم کیست که شما را افسون کرد تا راستی را اطاعت نکنید که پیش چشمان شما عیسی مسیح مصلوب شده مُبَیَّن گردید ✡︎ {{verse|۳|۲|color=black}} فقط این را میخواهم از شما بفهمم که روح را از اعمال شریعت یافتهاید یا از خبر ایمان ✡︎ {{verse|۳|۳|color=black}} آیا اینقدر بیفهم هستید که بروح شروع کرده الآن بجسم کامل میشوید ✡︎ {{verse|۳|۴|color=black}} آیا اینقدر زحمات را عبث کشیدید اگر فیالحقیقهٔ عبث باشد ✡︎ {{verse|۳|۵|color=black}} پس آنکه روح را بشما عطا میکند و قوّات در میان شما بظهور میآورد آیا از اعمال شریعت یا از خبر ایمان میکند ✡︎ {{verse|۳|۶|color=black}} چنانکه ابراهیم بخدا ایمان آورد و برای او عدالت محسوب شد ✡︎ {{verse|۳|۷|color=black}} پس آگاهید که اهل ایمان فرزندان ابراهیم هستند ✡︎ {{verse|۳|۸|color=black}} و کتاب چون پیش دید که خدا امّتها را از ایمان عادل خواهد شمرد بابراهیم بشارت داد که جمیع امّتها از تو برکت خواهند یافت ✡︎ {{verse|۳|۹|color=black}} بنابراین اهل ایمان با ابراهیمِ ایماندار برکت مییابند ✡︎ {{verse|۳|۱۰|color=black}} زیرا جمیع آنانی که از اعمال<noinclude></noinclude> ow22u4kieek20slvyssnt27eyvsdpz6 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۰۳ 104 89311 289722 2026-06-24T20:24:04Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «شریعت هستند زیر لعنت میباشند زیرا مکتوب است مَلعون است هر که ثابت نماند در تمام نوشتههای کتاب شریعت تا آنها را بهجا آرد ✡︎ {{verse|۳|۱۱|color=black}} امّا واضح است که هیچکس در حضور خدا از شریعت عادل شمرده نمیشود زیرا که عادل بایمان زیست خواهد نمود ✡︎ {{v...» ایجاد کرد 289722 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>شریعت هستند زیر لعنت میباشند زیرا مکتوب است مَلعون است هر که ثابت نماند در تمام نوشتههای کتاب شریعت تا آنها را بهجا آرد ✡︎ {{verse|۳|۱۱|color=black}} امّا واضح است که هیچکس در حضور خدا از شریعت عادل شمرده نمیشود زیرا که عادل بایمان زیست خواهد نمود ✡︎ {{verse|۳|۱۲|color=black}} امّا شریعت از ایمان نیست بلکه آنکه بآنها عمل میکند در آنها زیست خواهد نمود ✡︎ {{verse|۳|۱۳|color=black}} مسیح ما را از لعنت شریعت فدا کرد چونکه در راه ما لعنت شد چنانکه مکتوب است ملعون است هرکه بر دار آویخته شود ✡︎ {{verse|۳|۱۴|color=black}} تا برکت ابراهیم در مسیح عیسی بر امّتها آید و تا وعدهٔٔ روح را بهوسیلهٔ ایمان حاصل کنیم ✡︎ {{verse|۳|۱۵|color=black}} ای برادران بطریق انسان سخن میگویم زیرا عهدی را که از انسان نیز استوار میشود هیچکس باطل نمیسازد و نمیافزاید ✡︎ {{verse|۳|۱۶|color=black}} امّا وعدهها بابراهیم و بنسل او گفته شد و نمیگوید بنسلها که گویا دربارهٔ بسیاری باشد بلکه دربارهٔ یکی و بنسل تو که مسیح است ✡︎ {{verse|۳|۱۷|color=black}} و مقصود این است عهدی را که از خدا بمسیح بسته شده بود شریعتی که چهارصد و سی سال بعد از آن نازل شد باطل نمیسازد بطوری که وعده نیست شود ✡︎ {{verse|۳|۱۸|color=black}} زیرا اگر میراث از شریعت بودی دیگر از وعده نبودی لیکن خدا آن را بابراهیم از وعده داد ✡︎ {{verse|۳|۱۹|color=black}} پس شریعت چیست برای تقصیرها بر آن افزوده شد تا هنگام آمدن آن نسلی که وعده بدو داده شد و بهوسیلهٔ فرشتگان بدست متوسّطی مرتّب گردید ✡︎ {{verse|۳|۲۰|color=black}} امّا متوسّط از یک نیست امّا خدا یک است ✡︎ {{verse|۳|۲۱|color=black}} پس آیا شریعت بخلاف وعدههای خداست حاشا زیرا اگر شریعتی داده میشد که تواند حیات بخشد هرآینه عدالت از شریعت حاصل میشد ✡︎ {{verse|۳|۲۲|color=black}} بلکه کتاب همهچیز را زیر گناه بست تا وعدهای که از ایمانِ بعیسی مسیح است ایمانداران را عطا شود ✡︎ {{verse|۳|۲۳|color=black}} امّا قبل از آمدن ایمان زیر شریعت نگاه داشته بودیم و برای آن ایمانی که میبایست مکشوف شود بسته شده بودیم ✡︎ {{verse|۳|۲۴|color=black}} پس شریعت لالای ما شد تا بمسیح برساند تا از ایمان عادل شمرده شویم ✡︎ {{verse|۳|۲۵|color=black}} لیکن چون ایمان آمد دیگر زیر دست لالا نیستیم ✡︎ {{verse|۳|۲۶|color=black}} زیرا همگی شما بهوسیلهٔ ایمان در مسیح عیسی پسران خدا میباشید ✡︎ {{verse|۳|۲۷|color=black}} زیرا همهٔ شما که در مسیح تعمید یافتید مسیح را در بر گرفتید ✡︎ {{verse|۳|۲۸|color=black}} هیچ ممکن نیست که یهود باشد یا یونانی و نه غلام و نه آزاد و نه مرد و نه زن زیرا که همهٔ شما در مسیح عیسی یک میباشید ✡︎ {{verse|۳|۲۹|color=black}} امّا اگر شما از آنِ مسیح میباشید هرآینه نسل ابراهیم و برحسب وعده وارث هستید ✡︎<noinclude></noinclude> t644192uqa03fl9p4l5xktnazv7qfze برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۰۴ 104 89312 289723 2026-06-24T20:24:29Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}} {{فصل|۴}} {{verse|۴|۱|color=black}} ولی میگویم مادامی که وارثْ صغیر است از غلام هیچ فرق ندارد هرچند مالک همهٔ باشد ✡︎ {{verse|۴|۲|color=black}} بلکه زیردست ناظران و وکلا میباشد تا روزی که پدرش تعیین کرده باشد ✡︎ {{verse|۴|۳|color=black}} همچنین ما نیز...» ایجاد کرد 289723 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}} {{فصل|۴}} {{verse|۴|۱|color=black}} ولی میگویم مادامی که وارثْ صغیر است از غلام هیچ فرق ندارد هرچند مالک همهٔ باشد ✡︎ {{verse|۴|۲|color=black}} بلکه زیردست ناظران و وکلا میباشد تا روزی که پدرش تعیین کرده باشد ✡︎ {{verse|۴|۳|color=black}} همچنین ما نیز چون صغیر میبودیم زیر اصول دنیوی غلام میبودیم ✡︎ {{verse|۴|۴|color=black}} لیکن چون زمان بکمال رسید خدا پسر خود را فرستاد که از زن زاییده شد و زیر شریعت متولّد ✡︎ {{verse|۴|۵|color=black}} تا آنانی را که زیر شریعت باشند فدیه کند تا آنکه پسرخواندگی را بیابیم ✡︎ {{verse|۴|۶|color=black}} امّا چونکه پسر هستید خدا روح پسر خود را در دلهای شما فرستاد که ندا میکند یا ابّا یعنی ای پدر ✡︎ {{verse|۴|۷|color=black}} لهذا دیگر غلام نیستی بلکه پسر و چون پسر هستی وارث خدا نیز بهوسیلهٔ مسیح ✡︎ {{verse|۴|۸|color=black}} لیکن در آن زمان چون خدا را نمیشناختید آنانی را که طبیعتاً خدایان نبودند بندگی میکردید ✡︎ {{verse|۴|۹|color=black}} امّا الحال که خدا را میشناسید بلکه خدا شما را میشناسد چگونه باز برمیگردید بسوی آن اصول ضعیف و فقیر که دیگر میخواهید از سر نو آنها را بندگی کنید ✡︎ {{verse|۴|۱۰|color=black}} روزها و ماهها و فصلها و سالها را نگاه میدارید ✡︎ {{verse|۴|۱۱|color=black}} دربارهٔ شما ترس دارم که مبادا برای شما عبث زحمت کشیده باشم ✡︎ {{verse|۴|۱۲|color=black}} ای برادران از شما استدعا دارم که مثل من بشوید چنانکه من هم مثل شما شدهام بمن هیچ ظلم نکردید ✡︎ {{verse|۴|۱۳|color=black}} امّا آگاهید که بهسبب ضعف بدنی اوّل بشما بشارت دادم ✡︎ {{verse|۴|۱۴|color=black}} و آن امتحانِ مرا که در جسم من بود خوار نشمردید و مکروه نداشتید بلکه مرا چون فرشتهٔ خدا و مثل مسیح عیسی پذیرفتید ✡︎ {{verse|۴|۱۵|color=black}} پس کجا است آن مبارکبادیِ شما زیرا بشما شاهدم که اگر ممکن بودی چشمان خود را بیرون آورده بمن میدادید ✡︎ {{verse|۴|۱۶|color=black}} پس چون بشما راست میگویم آیا دشمن شما شدهام ✡︎ {{verse|۴|۱۷|color=black}} شما را بغیرت میطلبند لیکن نه بخیر بلکه میخواهند در را بر روی شما ببندند تا شما ایشان را بغیرت بطلبید ✡︎ {{verse|۴|۱۸|color=black}} لیکن غیرت در امر نیکو در هر زمان نیکو است نه تنها چون من نزد شما حاضر باشم ✡︎ {{verse|۴|۱۹|color=black}} ای فرزندانِ من که برای شما باز دردِ زه دارم تا صورت مسیح در شما بسته شود ✡︎ {{verse|۴|۲۰|color=black}} باری خواهش میکردم که الآن نزد شما حاضر میبودم تا سخن خود را تبدیل کنم زیرا که دربارهٔ شما متحیّر شدهام ✡︎ {{verse|۴|۲۱|color=black}} شما که میخواهید زیر شریعت باشید مرا بگویید آیا شریعت را نمیشنوید ✡︎ {{verse|۴|۲۲|color=black}} زیرا مکتوب است ابراهیم را دو پسر بود یکی از کنیز و دیگری<noinclude></noinclude> izo6yj59zhzbo93qdsuysh1v4cdas0t برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۰۵ 104 89313 289724 2026-06-24T20:24:47Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «از آزاد ✡︎ {{verse|۴|۲۳|color=black}} لیکن پسر کنیز بحسب جسم تولّد یافت و پسر آزاد برحسب وعده ✡︎ {{verse|۴|۲۴|color=black}} و این امور بطور مَثَل گفته شد زیرا که این دو زن دو عهد میباشند یکی از کوه سینا برای بندگی میزاید و آن هاجر است ✡︎ {{verse|۴|۲۵|color=black}} زیرا که ها...» ایجاد کرد 289724 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>از آزاد ✡︎ {{verse|۴|۲۳|color=black}} لیکن پسر کنیز بحسب جسم تولّد یافت و پسر آزاد برحسب وعده ✡︎ {{verse|۴|۲۴|color=black}} و این امور بطور مَثَل گفته شد زیرا که این دو زن دو عهد میباشند یکی از کوه سینا برای بندگی میزاید و آن هاجر است ✡︎ {{verse|۴|۲۵|color=black}} زیرا که هاجر کوه سینا است در عَرَب و مطابق است با اورشلیمی که موجود است زیرا که با فرزندانش در بندگی میباشد ✡︎ {{verse|۴|۲۶|color=black}} لیکن اورشلیم بالا آزاد است که مادرِ جمیع ما میباشد ✡︎ {{verse|۴|۲۷|color=black}} زیرا مکتوب است ای نازاد که نزاییدهای شاد باش صدا کن و فریاد برآور ای تو که درد زه ندیدهای زیرا که فرزندان زن بیکس از اولاد شوهردار بیشتراند ✡︎ {{verse|۴|۲۸|color=black}} لیکن ما ای برادران چون اسحاق فرزندان وعده میباشیم ✡︎ {{verse|۴|۲۹|color=black}} بلکه چنانکه آنوقت آنکه برحسب جسم تولّد یافت بر وی که برحسب روح بود جفا میکرد همچنین الآن نیز هست ✡︎ {{verse|۴|۳۰|color=black}} لیکن کتاب چه میگوید کنیز و پسر او را بیرون کن زیرا پسر کنیز با پسر آزاد میراث نخواهد یافت ✡︎ {{verse|۴|۳۱|color=black}} خلاصه ای برادران فرزندان کنیز نیستیم بلکه از زنِ آزادیم ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب پنجم}}}} {{فصل|۵}} {{verse|۵|۱|color=black}} پس بآن آزادی که مسیح ما را بآن آزاد کرد استوار باشید و باز در یوغ بندگی گرفتار مشوید ✡︎ {{verse|۵|۲|color=black}} اینک من پولُس بشما میگویم که اگر مختون شوید مسیح برای شما هیچ نفع ندارد ✡︎ {{verse|۵|۳|color=black}} بلی باز بهرکس که مختون شود شهادت میدهم که مدیون است که تمامی شریعت را بجا آورد ✡︎ {{verse|۵|۴|color=black}} همهٔ شما که از شریعت عادل میشوید از مسیح باطل و از فیض ساقط گشتهاید ✡︎ {{verse|۵|۵|color=black}} زیرا که ما بهواسطهٔٔ روح از ایمان مترقّب امید عدالت هستیم ✡︎ {{verse|۵|۶|color=black}} و در مسیح عیسی نه ختنه فایده دارد و نه نامختونی بلکه ایمانی که بمحبّت عمل میکند ✡︎ {{verse|۵|۷|color=black}} خوب میدویدید پس کیست که شما را از اطاعت راستی منحرف ساخته است ✡︎ {{verse|۵|۸|color=black}} این ترغیب از او که شما را خوانده است نیست ✡︎ {{verse|۵|۹|color=black}} خمیرمایه اندک تمام خمیر را مُخَمَّر میسازد ✡︎ {{verse|۵|۱۰|color=black}} من در خداوند بر شما اعتماد دارم که هیچ رأی دیگر نخواهید داشت لیکن آنکه شما را مضطرب سازد هرکه باشد قصاص خود را خواهد یافت ✡︎ {{verse|۵|۱۱|color=black}} امّا ای برادران اگر من تا بحال بختنه موعظه میکردم چرا جفا میدیدم زیرا که در این صورت لغزش صلیب برداشته میشد ✡︎ {{verse|۵|۱۲|color=black}} کاش آنانی که شما را مضطرب میسازند خویشتن را منقطع میساختند ✡︎ {{verse|۵|۱۳|color=black}} زیرا که شما ای برادران بآزادی خوانده شدهاید<noinclude></noinclude> hloh1t6jp2n35098yoeoiuwe1yb8igz برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۰۶ 104 89314 289725 2026-06-24T20:25:09Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «امّا زنهار آزادی خود را فرصت جسم مگردانید بلکه بمحبّت یکدیگر را خدمت کنید ✡︎ {{verse|۵|۱۴|color=black}} زیرا که تمامی شریعت در یک کلمه کامل میشود یعنی در اینکه همسایهٔ خود را چون خویشتن محبّت نما ✡︎ {{verse|۵|۱۵|color=black}} امّا اگر همدیگر را بگزید و بخورید با...» ایجاد کرد 289725 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>امّا زنهار آزادی خود را فرصت جسم مگردانید بلکه بمحبّت یکدیگر را خدمت کنید ✡︎ {{verse|۵|۱۴|color=black}} زیرا که تمامی شریعت در یک کلمه کامل میشود یعنی در اینکه همسایهٔ خود را چون خویشتن محبّت نما ✡︎ {{verse|۵|۱۵|color=black}} امّا اگر همدیگر را بگزید و بخورید باحذر باشید که مبادا از یکدیگر هلاک شوید ✡︎ {{verse|۵|۱۶|color=black}} امّا میگویم بروح رفتار کنید پس شهوات جسم را بهجا نخواهید آورد ✡︎ {{verse|۵|۱۷|color=black}} زیرا خواهش جسم بخلاف روح است و خواهش روح بخلاف جسم و این دو با یکدیگر منازعه میکنند بطوری که آنچه میخواهید نمیکنید ✡︎ {{verse|۵|۱۸|color=black}} امّا اگر از روح هدایت شدید زیر شریعت نیستید ✡︎ {{verse|۵|۱۹|color=black}} و اعمال جسم آشکار است یعنی زنا و فسق و ناپاکی و فجور ✡︎ {{verse|۵|۲۰|color=black}} و بُتپرستی و جادوگری و دشمنی و نزاع و کینه و خشم و تعصّب و شقاق و بدعتها ✡︎ {{verse|۵|۲۱|color=black}} و حسد و قتل و مستی و لهو و لعب و امثال اینها که شما را خبر میدهم چنانکه قبل از این دادم که کنندگان چنین کارها وارث ملکوت خدا نمیشوند ✡︎ {{verse|۵|۲۲|color=black}} لیکن ثمرهٔ روح محبّت و خوشی و سلامتی و حلم و مهربانی و نیکویی و ایمان و تواضع و پرهیزکاری است ✡︎ {{verse|۵|۲۳|color=black}} که هیچ شریعت مانع چنین کارها نیست ✡︎ {{verse|۵|۲۴|color=black}} و آنانی که از آنِ مسیح میباشند جسم را با هوسها و شهواتش مصلوب ساختهاند ✡︎ {{verse|۵|۲۵|color=black}} اگر بروح زیست کنیم بروح هم رفتار بکنیم ✡︎ {{verse|۵|۲۶|color=black}} لافزن مشویم تا یکدیگر را بخشم آوریم و بر یکدیگر حسد بریم ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب ششم}}}} {{فصل|۶}} {{verse|۶|۱|color=black}} امّا ای برادران اگر کسی بخطائی گرفتارشود شما که روحانی هستید چنین شخص را بروح تواضع اصلاح کنید و خود را ملاحظه کن که مبادا تو نیز در تجربه افتی ✡︎ {{verse|۶|۲|color=black}} بارهای سنگینِ یکدیگر را متحمّل شوید و بدین نوع شریعت مسیح را بهجا آرید ✡︎ {{verse|۶|۳|color=black}} زیرا اگر کسی خود را شخصی گمان برد و حال آنکه چیزی نباشد خود را میفریبد ✡︎ {{verse|۶|۴|color=black}} امّا هرکس عمل خود را امتحان بکند آنگاه فخر در خود بتنهائی خواهد داشت نه در دیگری ✡︎ {{verse|۶|۵|color=black}} زیرا هرکس حامل بار خود خواهد شد ✡︎ {{verse|۶|۶|color=black}} امّا هرکه در کلام تعلیم یافته باشد معلّم خود را در همهٔ چیزهای خوب مشارک بسازد ✡︎ {{verse|۶|۷|color=black}} خود را فریب مدهید خدا را استهزاء نمیتوان کرد زیرا که آنچه آدمی بکارد همان را درو خواهد کرد ✡︎ {{verse|۶|۸|color=black}} زیرا هر که برای جسم خود کارد از جسم فساد را درو کند و هرکه برای روح کارد<noinclude></noinclude> 83pi417bowejh9bq2qo614rlnyqb4lv برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۰۷ 104 89315 289726 2026-06-24T20:25:35Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «از روح حیات جاودانی خواهد دروید ✡︎ {{verse|۶|۹|color=black}} لیکن از نیکوکاری خسته نشویم زیرا که در موسم آن درو خواهیم کرد اگر ملول نشویم ✡︎ {{verse|۶|۱۰|color=black}} خلاصه بقدری که فرصت داریم با جمیع مردم احسان بنماییم علیالخصوص با اهل بیت ایمان ✡︎ {{verse|۶|۱۱|col...» ایجاد کرد 289726 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>از روح حیات جاودانی خواهد دروید ✡︎ {{verse|۶|۹|color=black}} لیکن از نیکوکاری خسته نشویم زیرا که در موسم آن درو خواهیم کرد اگر ملول نشویم ✡︎ {{verse|۶|۱۰|color=black}} خلاصه بقدری که فرصت داریم با جمیع مردم احسان بنماییم علیالخصوص با اهل بیت ایمان ✡︎ {{verse|۶|۱۱|color=black}} ملاحظه کنید چه حروف جَلی بدست خود بشما نوشتم ✡︎ {{verse|۶|۱۲|color=black}} آنانی که میخواهند صورتی نیکو در جسم نمایان سازند ایشان شما را مجبور میسازند که مختون شوید محض اینکه برای صلیب مسیح جفا نبینند ✡︎ {{verse|۶|۱۳|color=black}} زیرا ایشان نیز که مختون میشوند خودْ شریعت را نگاه نمیدارند بلکه میخواهند شما مختون شوید تا در جسمِ شما فخر کنند ✡︎ {{verse|۶|۱۴|color=black}} لیکن حاشا از من که فخر کنم جز از صلیب {{روخط|خداوند}}ِ ما عیسی مسیح که بهوسیلهٔ او دنیا برای من مصلوب شد و من برای دنیا ✡︎ {{verse|۶|۱۵|color=black}} زیرا که در مسیح عیسی نه ختنه چیزی است و نه نامختونی بلکه خلقت تازه ✡︎ {{verse|۶|۱۶|color=black}} و آنانی که بدین قانون رفتار میکنند سلامتی و رحمت بر ایشان باد و بر اسرائیل خدا ✡︎ {{verse|۶|۱۷|color=black}} بعد از این هیچکس مرا زحمت نرساند زیرا که من در بدن خود داغهای {{روخط|خداوند}}ْ عیسی را دارم ✡︎ {{verse|۶|۱۸|color=black}} فیض خداوند ما عیسی مسیح با روح شما باد ای برادران آمین ✡︎ {{dhr|4em}} {{double rule|8em}} {{ته}}<noinclude></noinclude> pn39ptqidh7tngxd4q51oezzflkyzfn کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله پولس رسول بغلاطیان 0 89316 289727 2026-06-24T20:27:09Z Hanooz 17889 صفحه‌ای تازه حاوی «{{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله پولس رسول بغلاطیان | previous = [[../رساله دوم پولس رسول بقرنتیان/]] | next = [[../رساله پولس رسول به افسسیان/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1700 to=1707></pages>» ایجاد کرد 289727 wikitext text/x-wiki {{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله پولس رسول بغلاطیان | previous = [[../رساله دوم پولس رسول بقرنتیان/]] | next = [[../رساله پولس رسول به افسسیان/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1700 to=1707></pages> nxfod8lx9btqxyfxn0v8a2gooalv6kj برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۰۸ 104 89317 289728 2026-06-24T20:27:37Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} پولُس بارادهٔ خدا رسول عیسی مسیح بمقدّسینی که در اِفِسُسْ میباشند و ایمانداران در مسیح عیسی ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} فیض و سلامتی از جانب پدر ما خدا و عیسی مسیح خداوند بر شما باد ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black}} متبارک...» ایجاد کرد 289728 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} پولُس بارادهٔ خدا رسول عیسی مسیح بمقدّسینی که در اِفِسُسْ میباشند و ایمانداران در مسیح عیسی ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} فیض و سلامتی از جانب پدر ما خدا و عیسی مسیح خداوند بر شما باد ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black}} متبارک باد خدا و پدر خداوند ما عیسی مسیح که ما را مبارک ساخت بهر برکت روحانی در جایهای آسمانی در مسیح ✡︎ {{verse|۱|۴|color=black}} چنانکه ما را پیش از بنیاد عالم در او برگزید تا در حضور او در محبّت مقدّس و بیعیب باشیم ✡︎ {{verse|۱|۵|color=black}} که ما را از قبل تعیین نمود تا او را پسرخوانده شویم بوساطت عیسی مسیح برحسب خشنودی ارادهٔ خود ✡︎ {{verse|۱|۶|color=black}} برای ستایش جلال فیض خود که ما را بآن مستفیض گردانید در آن حبیب ✡︎ {{verse|۱|۷|color=black}} که در وی بهسبب خون او فدیه یعنی آمرزش گناهان را باندازهٔ دولت فیض او یافتهایم ✡︎ {{verse|۱|۸|color=black}} که آن را بما بفراوانی عطا فرمود در هر حکمت و فطانت ✡︎ {{verse|۱|۹|color=black}} چونکه سرّ ارادهٔ خود را بما شناسانید برحسب خشنودی خود که در خود عزم نموده بود ✡︎ {{verse|۱|۱۰|color=black}} برای انتظام کمال زمانها تا همهچیز را خواه آنچه در آسمان و خواه آنچه بر زمین است در مسیح جمع کند یعنی در او ✡︎ {{verse|۱|۱۱|color=black}} که ما نیز در وی میراث او شدهایم چنانکه پیش معیّن گشتیم برحسب قصد او که همهٔ چیزها را موافق رأی ارادهٔ خود میکند ✡︎ {{verse|۱|۱۲|color=black}} تا از ما که اوّل امیدوار بمسیح میبودیم جلال او ستوده شود ✡︎ {{verse|۱|۱۳|color=black}} و در وی شما نیز چون کلام راستی یعنی بشارت نجات خود را شنیدید در وی چون ایمان آوردید از روح قُدوسِ وعده مختوم شدید ✡︎ {{verse|۱|۱۴|color=black}} که بیعانهٔ میراث ما است برای فدای آن مِلْکِ خاصّ او تا جلال او ستوده شود ✡︎ {{verse|۱|۱۵|color=black}} بنابراین من نیز چون خبر ایمان شما را در عیسی خداوند و محبّت شما را با همهٔ مقدّسین شنیدم ✡︎ {{verse|۱|۱۶|color=black}} باز نمیایستم از شکر نمودن برای شما و از یاد آوردن شما در دعاهای خود ✡︎ {{verse|۱|۱۷|color=black}} تا خدای خداوند ما عیسی مسیح که پدر<noinclude></noinclude> cvf0a93eyu1f20shknajbnr4rvvtaub برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۰۹ 104 89318 289729 2026-06-24T20:27:52Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «ذوالجلال است روح حکمت و کشف را در معرفت خود بشما عطا فرماید ✡︎ {{verse|۱|۱۸|color=black}} تا چشمان دل شما روشن گشته بدانید که امید دعوت او چیست و کدام است دولت جلال میراث او در مقدّسین ✡︎ {{verse|۱|۱۹|color=black}} و چه مقدار است عظمت بینهایت قوّت او نسبت بما مؤمن...» ایجاد کرد 289729 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ذوالجلال است روح حکمت و کشف را در معرفت خود بشما عطا فرماید ✡︎ {{verse|۱|۱۸|color=black}} تا چشمان دل شما روشن گشته بدانید که امید دعوت او چیست و کدام است دولت جلال میراث او در مقدّسین ✡︎ {{verse|۱|۱۹|color=black}} و چه مقدار است عظمت بینهایت قوّت او نسبت بما مؤمنین برحسب عمل توانائی قوّت او ✡︎ {{verse|۱|۲۰|color=black}} که در مسیح عمل کرد چون او را از مردگان برخیزانید و بدست راست خود در جایهای آسمانی نشانید ✡︎ {{verse|۱|۲۱|color=black}} بالاتر از هر ریاست و قدرت و قوّت و سلطنت و هر نامی که خوانده میشود نه در این عالم فقط بلکه در عالم آینده نیز ✡︎ {{verse|۱|۲۲|color=black}} و همهچیز را زیر پایهای او نهاد و او را سر همهچیز بکلیسا داد ✡︎ {{verse|۱|۲۳|color=black}} که بدن اوست یعنی پُریِ او که همهٔ را در همهٔ پر میسازد ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب دوم}}}} {{فصل|۲}} {{verse|۲|۱|color=black}} و شما را که در خطایا و گناهان مرده بودید زنده گردانید ✡︎ {{verse|۲|۲|color=black}} که در آنها قبل رفتار میکردید برحسب دورهٔ این جهان بر وفق رئیس قدرت هوا یعنی آن روحی که الحال در فرزندان معصیت عمل میکند ✡︎ {{verse|۲|۳|color=black}} که در میان ایشان همهٔ ما نیز در شهوات جسمانی خود قبل از این زندگی میکردیم و هوسهای جسمانی و افکار خود را بعمل میآوردیم و طبعاً فرزندان غضب بودیم چنانکه دیگران ✡︎ {{verse|۲|۴|color=black}} لیکن خدا که در رحمانیّت دولتمند است از حیثیّتِ محبّتِ عظیمِ خود که با ما نمود ✡︎ {{verse|۲|۵|color=black}} ما را نیز که در خطایا مرده بودیم با مسیح زنده گردانید زیرا که محض فیض نجات یافتهاید ✡︎ {{verse|۲|۶|color=black}} و با او برخیزانید و در جایهای آسمانی در مسیح عیسی نشانید ✡︎ {{verse|۲|۷|color=black}} تا در عالمهای آینده دولت بینهایت فیض خود را بلطفی که بر ما در مسیح عیسی دارد ظاهر سازد ✡︎ {{verse|۲|۸|color=black}} زیرا که محض فیض نجات یافتهاید بهوسیلهٔ ایمان و این از شما نیست بلکه بخشش خداست ✡︎ {{verse|۲|۹|color=black}} و نه از اعمال تا هیچکس فخر نکند ✡︎ {{verse|۲|۱۰|color=black}} زیرا که صنعت او هستیم آفریده شده در مسیح عیسی برای کارهای نیکو که خدا قبل مهیّا نمود تا در آنها سلوک نماییم ✡︎ {{verse|۲|۱۱|color=black}} لهذا بیاد آورید که شما در زمان سلف ای امّتهای در جسم که آنانی که باهل ختنه نامیده میشوند امّا ختنهٔ ایشان در جسم و ساخته شده بدست است شما را نامختون میخوانند ✡︎ {{verse|۲|۱۲|color=black}} که شما در آن زمان از مسیح جدا و از وطنیّتِ خاندانِ اسرائیل اجنبی و از عهدهای وعده بیگانه و بیامید و بیخدا در دنیا بودید ✡︎ {{verse|۲|۱۳|color=black}} لیکن الحال در مسیح عیسی شما که در آن وقت دور بودید<noinclude></noinclude> joawhqlwzjfvlsirap09vc1em8q2mzh برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۱۰ 104 89319 289730 2026-06-24T20:28:15Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «بخون مسیح نزدیک شدهاید ✡︎ {{verse|۲|۱۴|color=black}} زیرا که او سلامتی ما است که هر دو را یک گردانید و دیوار جدائی را که در میان بود منهدم ساخت ✡︎ {{verse|۲|۱۵|color=black}} و عداوت یعنی شریعت احکام را که در فرایض بود بجسم خود نابود ساخت تا که مصالحه کرده از هر دو ی...» ایجاد کرد 289730 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بخون مسیح نزدیک شدهاید ✡︎ {{verse|۲|۱۴|color=black}} زیرا که او سلامتی ما است که هر دو را یک گردانید و دیوار جدائی را که در میان بود منهدم ساخت ✡︎ {{verse|۲|۱۵|color=black}} و عداوت یعنی شریعت احکام را که در فرایض بود بجسم خود نابود ساخت تا که مصالحه کرده از هر دو یک انسان جدید در خود بیافریند ✡︎ {{verse|۲|۱۶|color=black}} و تا هر دو را در یک جسد با خدا مصالحه دهد بوساطت صلیب خود که بر آن عداوت را کُشت ✡︎ {{verse|۲|۱۷|color=black}} و آمده بشارت مصالحه را رسانید بشما که دور بودید و مصالحه را بآنانی که نزدیک بودند ✡︎ {{verse|۲|۱۸|color=black}} زیرا که بهوسیلهٔ او هردو نزد پدر در یک روح دخول داریم ✡︎ {{verse|۲|۱۹|color=black}} پس از این ببعد غریب و اجنبی نیستید بلکه هموطن مقدّسین هستید و از اهل خانهٔ خدا ✡︎ {{verse|۲|۲۰|color=black}} و بر بنیاد رسولان و انبیا بنا شدهاید که خودِ عیسی مسیح سنگ زاویه است ✡︎ {{verse|۲|۲۱|color=black}} که در وی تمامی عمارت با هم مرتّب شده بهیکل مقدّس در خداوند نمّو میکند ✡︎ {{verse|۲|۲۲|color=black}} و در وی شما نیز با هم بنا کرده میشوید تا در روح مسکن خدا شوید ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} از این سبب من که پولُس هستم و اسیر مسیح عیسی برای شما ای امّتها ✡︎ {{verse|۳|۲|color=black}} اگر شنیده باشید تدبیر فیض خدا را که بجهت شما بمن عطا شده است ✡︎ {{verse|۳|۳|color=black}} که این سّر از راه کشف بر من اعلام شد چنانکه مختصراً پیش نوشتم ✡︎ {{verse|۳|۴|color=black}} و از مطالعهٔ آن میتوانید ادراک مرا در سرّ مسیح بفهمید ✡︎ {{verse|۳|۵|color=black}} که آن در قرنهای گذشته ببنیآدم آشکار نشده بود بطوری که الحال بر رسولان مقدّس و انبیای او بروح مکشوف گشته است ✡︎ {{verse|۳|۶|color=black}} که امّتها در میراث و در بدن و در بهرهٔ وعدهٔ او در مسیح بوساطت انجیل شریک هستند ✡︎ {{verse|۳|۷|color=black}} که خادم آن شدم بحسب عطای فیض خدا که برحسب عمل قوّت او بمن داده شده است ✡︎ {{verse|۳|۸|color=black}} یعنی بمن که کمتر از کمترین همهٔ مقدّسینم این فیض عطا شد که در میان امّتها بدولت بیقیاس مسیح بشارت دهم ✡︎ {{verse|۳|۹|color=black}} و همهٔ را روشن سازم که چیست انتظام آن سِرّی که از بنای عالمها مستور بود در خدائی که همهچیز را بهوسیلهٔ عیسی مسیح آفرید ✡︎ {{verse|۳|۱۰|color=black}} تا آنکه الحال بر ارباب ریاستها و قدرتها در جایهای آسمانی حکمتِ گوناگون خدا بهوسیلهٔ کلیسا معلوم شود ✡︎ {{verse|۳|۱۱|color=black}} برحسب تقدیر ازلی که در خداوند ما مسیح عیسی نمود ✡︎ {{verse|۳|۱۲|color=black}} که در وی جسارت و دخولِ بااعتماد داریم بهسبب ایمان وی ✡︎ {{verse|۳|۱۳|color=black}} لهذا استدعا دارم که از زحمات من بجهت شما خسته خاطر مشوید که آنها فخر شما است ✡︎ {{verse|۳|۱۴|color=black}} از این سبب<noinclude></noinclude> cvp7a1agf4nanfhy8e2qyduivjg18to برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۱۱ 104 89320 289731 2026-06-24T20:28:29Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «زانو میزنم نزد آن پدر ✡︎ {{verse|۳|۱۵|color=black}} که از او هر خانوادهای در آسمان و بر زمین مُسَمّیٰ میشود ✡︎ {{verse|۳|۱۶|color=black}} که بحسب دولت جلال خود بشما عطا کند که در انسانیّتِ باطنیِ خود از روح او بقوّت زورآور شوید ✡︎ {{verse|۳|۱۷|color=black}} تا مسیح بوساطت...» ایجاد کرد 289731 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>زانو میزنم نزد آن پدر ✡︎ {{verse|۳|۱۵|color=black}} که از او هر خانوادهای در آسمان و بر زمین مُسَمّیٰ میشود ✡︎ {{verse|۳|۱۶|color=black}} که بحسب دولت جلال خود بشما عطا کند که در انسانیّتِ باطنیِ خود از روح او بقوّت زورآور شوید ✡︎ {{verse|۳|۱۷|color=black}} تا مسیح بوساطت ایمان در دلهای شما ساکن شود ✡︎ {{verse|۳|۱۸|color=black}} و در محبّت ریشه کرده و بنیاد نهاده استطاعت یابید که با تمامی مقدّسین ادراک کنید که عرض و طول و عمق و بلندی چیست ✡︎ {{verse|۳|۱۹|color=black}} و عارف شوید بمحبّت مسیح که فوق از معرفت است تا پر شوید تا تمامی پری خدا ✡︎ {{verse|۳|۲۰|color=black}} الحال او را که قادر است که بکند بینهایت زیادتر از هرآنچه بخواهیم یا فکر کنیم بحسب آن قوّتی که در ما عمل میکند ✡︎ {{verse|۳|۲۱|color=black}} مر او را در کلیسا و در مسیح عیسی تا جمیع قرنها تا ابدالآباد جلال باد آمین ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}} {{فصل|۴}} {{verse|۴|۱|color=black}} لهذا من که در خداوند اسیر میباشم از شما استدعا دارم که بشایستگی آن دعوتی که بآن خوانده شدهاید رفتار کنید ✡︎ {{verse|۴|۲|color=black}} با کمال فروتنی و تواضع و حلم و متحمّل یکدیگر در محبّت باشید ✡︎ {{verse|۴|۳|color=black}} و سعی کنید که یگانگی روح را در رشتهٔ سلامتی نگاه دارید ✡︎ {{verse|۴|۴|color=black}} یک جسد هست و یک روح چنانکه نیز دعوت شدهاید در یک امیدِ دعوت خویش ✡︎ {{verse|۴|۵|color=black}} یک خداوند یک ایمان یک تعمید ✡︎ {{verse|۴|۶|color=black}} یک خدا و پدر همهٔ که فوق همهٔ و در میان همهٔ و در همهٔ شما است ✡︎ {{verse|۴|۷|color=black}} لیکن هریکی از ما را فیض بخشیده شد بحسب اندازهٔ بخشش مسیح ✡︎ {{verse|۴|۸|color=black}} بنابراین میگوید چون او باعلیٰعلیّیّن صعود نمود اسیری را باسیری برد و بخششها بمردم داد ✡︎ {{verse|۴|۹|color=black}} امّا این صعود نمود چیست جز اینکه اوّل نزول هم کرد باَسْفَل زمین ✡︎ {{verse|۴|۱۰|color=black}} آنکه نزول نمود همان است که صعود نیز کرد بالاتر از جمیع افلاک تا همهٔ چیزها را پُر کند ✡︎ {{verse|۴|۱۱|color=black}} و او بخشید بعضی رسولان و بعضی انبیا و بعضی مبشّرین و بعضی شبانان و معلّمان را ✡︎ {{verse|۴|۱۲|color=black}} برای تکمیل مقدّسین برای کار خدمت برای بنای جسد مسیح ✡︎ {{verse|۴|۱۳|color=black}} تا همهٔ بیگانگی ایمان و معرفتِ تّامِ پسر خدا و بانسانِ کامل باندازهٔ قامت پُری مسیح برسیم ✡︎ {{verse|۴|۱۴|color=black}} تا بعد از این اطفال مُتِمَوِّج و رانده شده از باد هر تعلیم نباشیم از دغابازی مردمان در حیلهاندیشی برای مکرهای گمراهی ✡︎ {{verse|۴|۱۵|color=black}} بلکه در محبّت پیروی راستی نموده در هرچیز ترقّی نماییم در او که سر است یعنی مسیح ✡︎ {{verse|۴|۱۶|color=black}} که از او تمام بدن مرکّب و مرتّب گشته بمدد هر مفصلی و برحسب عمل<noinclude></noinclude> k3wjeyf2nem1l2w4vpkwelukrz1vo95 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۱۲ 104 89321 289732 2026-06-24T20:28:49Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «باندازهٔ هر عضوی بدن را نموّ میدهد برای بنای خویشتن در محبّت ✡︎ {{verse|۴|۱۷|color=black}} پس این را میگویم و در خداوند شهادت میدهم که شما دیگر رفتار منمایید چنانکه امّتها در بطالتِ ذهنِ خود رفتار مینمایند ✡︎ {{verse|۴|۱۸|color=black}} که در عقل خود تاریک هستند...» ایجاد کرد 289732 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>باندازهٔ هر عضوی بدن را نموّ میدهد برای بنای خویشتن در محبّت ✡︎ {{verse|۴|۱۷|color=black}} پس این را میگویم و در خداوند شهادت میدهم که شما دیگر رفتار منمایید چنانکه امّتها در بطالتِ ذهنِ خود رفتار مینمایند ✡︎ {{verse|۴|۱۸|color=black}} که در عقل خود تاریک هستند و از حیات خدا محروم بهسبب جهالتی که بجهت سختدلی ایشان در ایشان است ✡︎ {{verse|۴|۱۹|color=black}} که بیفکر شده خود را بفجور تسلیم کردهاند تا هر قسم ناپاکی را بحرص بعمل آورند ✡︎ {{verse|۴|۲۰|color=black}} لیکن شما مسیح را باینطور نیاموختهاید ✡︎ {{verse|۴|۲۱|color=black}} هرگاه او را شنیدهاید و در او تعلیم یافتهاید بنهجی که راستی در عیسی است ✡︎ {{verse|۴|۲۲|color=black}} تا آنکه شما از جهت رفتار گذشتهٔ خود انسانیّت کهنه را که از شهوات فریبنده فاسد میگردد از خود بیرون کنید ✡︎ {{verse|۴|۲۳|color=black}} و بروح ذهن خود تازه شوید ✡︎ {{verse|۴|۲۴|color=black}} و انسانیّت تازه را که بصورت خدا در عدالت و قدّوسیّت حقیقی آفریده شده است بپوشید ✡︎ {{verse|۴|۲۵|color=black}} لهذا دروغ را ترک کرده هرکس با همسایهٔ خود راست بگوید زیرا که ما اعضای یکدیگریم ✡︎ {{verse|۴|۲۶|color=black}} خشم گیرید و گناه مورزید خورشید بر غیظ شما غروب نکند ✡︎ {{verse|۴|۲۷|color=black}} ابلیس را مجال ندهید ✡︎ {{verse|۴|۲۸|color=black}} دزد دیگر دزدی نکند بلکه بدستهای خود کار نیکو کرده زحمت بکشد تا بتواند نیازمندی را چیزی دهد ✡︎ {{verse|۴|۲۹|color=black}} هیچ سخن بد از دهان شما بیرون نیاید بلکه آنچه بحسب حاجت و برای بنا نیکو باشد تا شنوندگان را فیض رساند ✡︎ {{verse|۴|۳۰|color=black}} و روح قدّوس خدا را که باو تا روز رستگاری مختوم شدهاید محزون مسازید ✡︎ {{verse|۴|۳۱|color=black}} و هر قسم تلخی و غیظ و خشم و فریاد و بدگویی و خباثت را از خود دور کنید ✡︎ {{verse|۴|۳۲|color=black}} و با یگدیگر مهربان باشید و رحیم و همدیگر را عفو نمایید چنانکه خدا در مسیح شما را هم آمرزیده است ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب پنجم}}}} {{فصل|۵}} {{verse|۵|۱|color=black}} پس چون فرزندان عزیز بخدا اقتدا کنید ✡︎ {{verse|۵|۲|color=black}} و در محبّت رفتار نمایید چنانکه مسیح هم ما را محبّت نمود و خویشتن را برای ما بخدا هدیه و قربانی برای عطر خوشبوی گذرانید ✡︎ {{verse|۵|۳|color=black}} امّا زنا و هر ناپاکی و طمع در میان شما هرگز مذکور هم نشود چنانکه مقدّسین را میشاید ✡︎ {{verse|۵|۴|color=black}} و نه قباحت و بیهودهگویی و چربزبانی که اینها شایسته نیست بلکه شکرگزاری ✡︎ {{verse|۵|۵|color=black}} زیرا این را یقین میدانید که هیچ زانی یا ناپاک یا طمّاع که بتپرست باشد میراثی در ملکوت مسیح و خدا ندارد ✡︎ {{verse|۵|۶|color=black}} هیچکس شما را بسخنان<noinclude></noinclude> 0tuma6mtf74d0v4hpxodpuoi1lmgj0c برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۱۳ 104 89322 289733 2026-06-24T20:29:09Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «باطل فریب ندهد زیرا که بهسبب اینها غضب خدا بر ابنای معصیت نازل میشود ✡︎ {{verse|۵|۷|color=black}} پس با ایشان شریک مباشید ✡︎ {{verse|۵|۸|color=black}} زیرا که پیشتر ظلمت بودید لیکن الحال در خداوند نور میباشید پس چون فرزندان نور رفتار کنید ✡︎ {{verse|۵|۹|color=black}} زیرا...» ایجاد کرد 289733 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>باطل فریب ندهد زیرا که بهسبب اینها غضب خدا بر ابنای معصیت نازل میشود ✡︎ {{verse|۵|۷|color=black}} پس با ایشان شریک مباشید ✡︎ {{verse|۵|۸|color=black}} زیرا که پیشتر ظلمت بودید لیکن الحال در خداوند نور میباشید پس چون فرزندان نور رفتار کنید ✡︎ {{verse|۵|۹|color=black}} زیرا که میوهٔٔ نور در کمال نیکویی و عدالت و راستی است ✡︎ {{verse|۵|۱۰|color=black}} و تحقیق نمایید که پسندیدهٔ خداوند چیست ✡︎ {{verse|۵|۱۱|color=black}} و در اعمال بیثمر ظلمت شریک مباشید بلکه آنها را مذمّت کنید ✡︎ {{verse|۵|۱۲|color=black}} زیرا کارهائی که ایشان در خفا میکنند حتّی ذکر آنها هم قبیح است ✡︎ {{verse|۵|۱۳|color=black}} لیکن هرچیزی که مذمّت شود از نور ظاهر میگردد زیرا که هرچه ظاهر میشود نور است ✡︎ {{verse|۵|۱۴|color=black}} بنابراین میگوید ای تو که خوابیدهای بیدار شده از مردگان برخیز تا مسیح بر تو درخشد ✡︎ {{verse|۵|۱۵|color=black}} پس باخبر باشید که چگونه بدقّت رفتار نمایید نه چون جاهلان بلکه چون حکیمان ✡︎ {{verse|۵|۱۶|color=black}} و وقت را دریابید زیرا این روزها شریر است ✡︎ {{verse|۵|۱۷|color=black}} از این جهت بیفهم مباشید بلکه بفهمید که ارادهٔ خداوند چیست ✡︎ {{verse|۵|۱۸|color=black}} و مست شراب مشوید که در آن فجور است بلکه از روح پر شوید ✡︎ {{verse|۵|۱۹|color=black}} و با یکدیگر بمزامیر و تسبیحات و سرودهای روحانی گفتگو کنید و در دلهای خود بخداوند بسرایید و ترنّم نمایید ✡︎ {{verse|۵|۲۰|color=black}} و پیوسته بجهت هرچیز خدا و پدر را بنام خداوند ما عیسی مسیح شکر کنید ✡︎ {{verse|۵|۲۱|color=black}} همدیگر را در خدا ترسی اطاعت کنید ✡︎ {{verse|۵|۲۲|color=black}} ای زنان شوهران خود را اطاعت کنید چنانکه خداوند را ✡︎ {{verse|۵|۲۳|color=black}} زیرا که شوهر سر زن است چنانکه مسیح نیز سر کلیسا و او نجاتدهندهٔ بدن است ✡︎ {{verse|۵|۲۴|color=black}} لیکن همچنانکه کلیسا مطیع مسیح است همچنین زنان نیز شوهران خود را در هر امری باشند ✡︎ {{verse|۵|۲۵|color=black}} ای شوهران زنان خود را محبّت نمایید چنانکه مسیح هم کلیسا را محبّت نمود و خویشتن را برای آن داد ✡︎ {{verse|۵|۲۶|color=black}} تا آن را بغسلِ آب بهوسیلهٔ کلام طاهر ساخته تقدیس نماید ✡︎ {{verse|۵|۲۷|color=black}} تا کلیسای مجید را بنزد خود حاضر سازد که لکّه و چین یا هیچ چیز مثل آن نداشته باشد بلکه تا مقدّس و بیعیب باشد ✡︎ {{verse|۵|۲۸|color=black}} به همینطور باید مردان زنان خویش را مثل بدن خود محبّت نمایند زیرا هرکه زوجهٔ خود را محبّت نماید خویشتن را محبّت مینماید ✡︎ {{verse|۵|۲۹|color=black}} زیرا هیچکس هرگز جسم خود را دشمن نداشته است بلکه آن را تربیت و نوازش میکند چنانکه خداوند نیز کلیسا را ✡︎ {{verse|۵|۳۰|color=black}} زانرو که اعضای بدن وی میباشیم از جسم و از استخوانهای او ✡︎ {{verse|۵|۳۱|color=black}} از اینجاست که مرد پدر و مادر را رها کرده با زوجهٔ خویش خواهد پیوست و آن دو یکتن خواهند بود ✡︎ {{verse|۵|۳۲|color=black}} این سرّ عظیم است لیکن من<noinclude></noinclude> 9kv92x0mst7tlxif92aifcle2iub5xb برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۱۴ 104 89323 289734 2026-06-24T20:29:24Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «دربارهٔ مسیح و کلیسا سخن میگویم ✡︎ {{verse|۵|۳۳|color=black}} خلاصه هریکی از شما نیز زن خود را مثل نَفْس خود محبّت بنماید و زن شوهر خود را باید احترام نمود ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب ششم}}}} {{فصل|۶}} {{verse|۶|۱|color=black}} ای فرزندان والدین خود را در خداوند اطاعت نمایید ز...» ایجاد کرد 289734 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>دربارهٔ مسیح و کلیسا سخن میگویم ✡︎ {{verse|۵|۳۳|color=black}} خلاصه هریکی از شما نیز زن خود را مثل نَفْس خود محبّت بنماید و زن شوهر خود را باید احترام نمود ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب ششم}}}} {{فصل|۶}} {{verse|۶|۱|color=black}} ای فرزندان والدین خود را در خداوند اطاعت نمایید زیرا که این انصاف است ✡︎ {{verse|۶|۲|color=black}} پدر و مادر خود را احترام نما که این حکم اوّل با وعده است ✡︎ {{verse|۶|۳|color=black}} تا تو را عافیت باشد و عمر دراز بر زمین کنی ✡︎ {{verse|۶|۴|color=black}} و ای پدران فرزندان خود را بخشم میاورید بلکه ایشان را بتأدیب و نصیحت خداوند تربیت نمایید ✡︎ {{verse|۶|۵|color=black}} ای غلامان آقایان بشری خود را چون مسیح با ترس و لرز با سادهدلی اطاعت کنید ✡︎ {{verse|۶|۶|color=black}} نه بخدمتِ حضور مثل طالبانِ رضامندیِ انسان بلکه چون غلامان مسیح که ارادهٔ خدا را از دل بعمل میآورند ✡︎ {{verse|۶|۷|color=black}} و بنیّت خالص خداوند را بندگی میکنند نه انسان را ✡︎ {{verse|۶|۸|color=black}} و میدانند هرکس که عمل نیکو کند مکافات آن را از خداوند خواهد یافت خواه غلام و خواه آزاد ✡︎ {{verse|۶|۹|color=black}} و ای آقایان با ایشان بهمین نَسَق رفتار نمایید و از تهدید کردن احتراز کنید چونکه میدانید که خودِ شما را هم آقائی هست در آسمان و او را نظر بظاهر نیست ✡︎ {{verse|۶|۱۰|color=black}} خلاصه ای برادران من در خداوند و در توانائیِ قوّتِ او زورآور شوید ✡︎ {{verse|۶|۱۱|color=black}} اسلحهٔ تمام خدا را بپوشید تا بتوانید با مکرهای ابلیس مقاومت کنید ✡︎ {{verse|۶|۱۲|color=black}} زیرا که ما را کُشتی گرفتن با خون و جسم نیست بلکه با ریاستها و قدرتها و جهانداران این ظلمت و با فوجهای روحانی شرارت در جایهای آسمانی ✡︎ {{verse|۶|۱۳|color=black}} لهذا اسلحهٔ تامِّ خدا را بردارید تا بتوانید در روز شریر مقاومت کنید و همهٔ کار را بهجا آورده بایستید ✡︎ {{verse|۶|۱۴|color=black}} پس کمر خود را براستی بسته و جوشن عدالت را دربر کرده بایستید ✡︎ {{verse|۶|۱۵|color=black}} و نعلینِ استعدادِ انجیلِ سلامتی را در پا کنید ✡︎ {{verse|۶|۱۶|color=black}} و بر روی این همهٔ سپر ایمان را بکشید که بآن بتوانید تمامی تیرهای آتشین شریر را خاموش کنید ✡︎ {{verse|۶|۱۷|color=black}} و خُودِ نجات و شمشیر روح را که کلام خداست بردارید ✡︎ {{verse|۶|۱۸|color=black}} و با دعا و التماس تمام در هر وقت در روح دعا کنید و برای همین باصرار و التماسِ تمام بجهت همهٔ مقدّسین بیدار باشید ✡︎ {{verse|۶|۱۹|color=black}} و برای من نیز تا کلام بمن عطا شود تا با گشادگی زبان سرّ انجیل را بدلیری اعلام نمایم ✡︎ {{verse|۶|۲۰|color=black}} که برای آن در زنجیرها ایلچیگری میکنم تا در آن بدلیری<noinclude></noinclude> ki1yv27us3wlp0avseeb427rhlcd083 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۱۵ 104 89324 289735 2026-06-24T20:29:46Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «سخن گویم بطوری که میباید گفت ✡︎ {{verse|۶|۲۱|color=black}} امّا تا شما هم از احوال من و از آنچه میکنم مطّلع شوید تیخیکُس که برادر عزیز و خادم امین در خداوند است شما را از هرچیز خواهد آگاهانید ✡︎ {{verse|۶|۲۲|color=black}} که او را بجهت همین بنزد شما فرستادم تا از ا...» ایجاد کرد 289735 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>سخن گویم بطوری که میباید گفت ✡︎ {{verse|۶|۲۱|color=black}} امّا تا شما هم از احوال من و از آنچه میکنم مطّلع شوید تیخیکُس که برادر عزیز و خادم امین در خداوند است شما را از هرچیز خواهد آگاهانید ✡︎ {{verse|۶|۲۲|color=black}} که او را بجهت همین بنزد شما فرستادم تا از احوال ما آگاه باشید و او دلهای شما را تسلّی بخشد ✡︎ {{verse|۶|۲۳|color=black}} برادران را سلام و محبّتِ با ایمان از جانب خدای پدر و عیسی مسیح خداوند باد ✡︎ {{verse|۶|۲۴|color=black}} با همهٔ کسانی که بمسیح عیسی خداوند محبّت در بیفسادی دارند فیض باد آمین ✡︎ {{dhr|4em}} {{double rule|8em}} {{ته}}<noinclude></noinclude> kihfnr4rn6k3eyh221b4u1wjrk1qa1f کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله پولس رسول به افسسیان 0 89325 289736 2026-06-24T20:30:43Z Hanooz 17889 صفحه‌ای تازه حاوی «{{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله پولس رسول به افسسیان | previous = [[../رساله پولس رسول بغلاطیان/]] | next = [[../رساله پولس رسول بفیلپیان/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1708 to=1715></pages>» ایجاد کرد 289736 wikitext text/x-wiki {{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله پولس رسول به افسسیان | previous = [[../رساله پولس رسول بغلاطیان/]] | next = [[../رساله پولس رسول بفیلپیان/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1708 to=1715></pages> bqhu1udhh9visatctsfuch8gp2sklax برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۱۶ 104 89326 289737 2026-06-24T20:31:11Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} پولُس و تیموتاؤس غلامان عیسی مسیح بهمهٔ مقدّسین در مسیح عیسی که در فیلّپی میباشند با اُسْقُفان و شَمّاسان ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} فیض و سلامتی از جانب پدر ما خدا و عیسی مسیح خداوند بر شما باد ✡︎ {{verse|۱|۳|c...» ایجاد کرد 289737 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} پولُس و تیموتاؤس غلامان عیسی مسیح بهمهٔ مقدّسین در مسیح عیسی که در فیلّپی میباشند با اُسْقُفان و شَمّاسان ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} فیض و سلامتی از جانب پدر ما خدا و عیسی مسیح خداوند بر شما باد ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black}} در تمامی یادگاری شما خدای خود را شکر میگزارم ✡︎ {{verse|۱|۴|color=black}} و پیوسته در هر دعای خود برای جمیع شما بخوشی دعا میکنم ✡︎ {{verse|۱|۵|color=black}} بهسبب مشارکت شما برای انجیل از روز اوّل تا بحال ✡︎ {{verse|۱|۶|color=black}} چونکه باین اعتماد دارم که او که عمل نیکو را در شما شروع کرد آن را تا روز عیسی مسیح بکمال خواهد رسانید ✡︎ {{verse|۱|۷|color=black}} چنانکه مرا سزاوار است که دربارهٔ همهٔ شما همین فکر کنم زیرا که شما را در دل خود میدارم که در زنجیرهای من و در حجّت و اثبات انجیل همهٔ شما با من شریک در این نعمت هستید ✡︎ {{verse|۱|۸|color=black}} زیرا خدا مرا شاهد است که چقدر در احشای عیسی مسیح مشتاق همهٔ شما هستم ✡︎ {{verse|۱|۹|color=black}} و برای این دعا میکنم تا محبّت شما در معرفت و کمال فهم بسیار افزونتر شود ✡︎ {{verse|۱|۱۰|color=black}} تا چیزهای بهتر را برگزینید و در روز مسیح بیغش و بیلغزش باشید ✡︎ {{verse|۱|۱۱|color=black}} و پر شوید از میوهٔ عدالت که بهوسیلهٔ عیسی مسیح برای تمجید و حمد خداست ✡︎ {{verse|۱|۱۲|color=black}} امّا ای برادران میخواهم شما بدانید که آنچه بر من واقع گشت برعکس بترقّی انجیل انجامید ✡︎ {{verse|۱|۱۳|color=black}} به حدّی که زنجیرهای من آشکارا شد در مسیح در تمام فوج خاصّ و بهمهٔ دیگران ✡︎ {{verse|۱|۱۴|color=black}} و اکثر از برادران در خداوند از زنجیرهای من اعتماد بهم رسانیده بیشتر جرأت میکنند که کلام خدا را بیترس بگویند ✡︎ {{verse|۱|۱۵|color=black}} امّا بعضی از حسد و نزاع بمسیح موعظه میکنند ولی بعضی هم از خشنودی ✡︎ {{verse|۱|۱۶|color=black}} امّا آنان از تعصّب نه از اخلاص بمسیح اعلام میکنند و گمان میبرند که بزنجیرهای من زحمت میافزایند ✡︎ {{verse|۱|۱۷|color=black}} ولی اینان از راه محبّت چونکه میدانند که من بجهتِ حمایتِ انجیل معیّن شدهام ✡︎<noinclude></noinclude> 04f5uqd4r67t1b18874vydy6ympemzr برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۱۷ 104 89327 289738 2026-06-24T20:31:43Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{verse|۱|۱۸|color=black}} پس چه جز اینکه بهر صورت خواه ببهانه و خواه براستی بمسیح موعظه میشود و از این شادمانم بلکه شادی هم خواهم کرد ✡︎ {{verse|۱|۱۹|color=black}} زیرا میدانم که بنجات من خواهد انجامید بهوسیلهٔ دعای شما و تأیید روح عیسی مسیح ✡︎ {{verse|۱|۲۰|color=black}}...» ایجاد کرد 289738 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۱|۱۸|color=black}} پس چه جز اینکه بهر صورت خواه ببهانه و خواه براستی بمسیح موعظه میشود و از این شادمانم بلکه شادی هم خواهم کرد ✡︎ {{verse|۱|۱۹|color=black}} زیرا میدانم که بنجات من خواهد انجامید بهوسیلهٔ دعای شما و تأیید روح عیسی مسیح ✡︎ {{verse|۱|۲۰|color=black}} برحسب انتظار و امید من که در هیچ چیز خجالت نخواهم کشید بلکه در کمال دلیری چنانکه همیشه الآن نیز مسیح در بدن من جلال خواهد یافت خواه در حیات و خواه در موت ✡︎ {{verse|۱|۲۱|color=black}} زیرا که مرا زیستن مسیح است و مردن نفع ✡︎ {{verse|۱|۲۲|color=black}} و لیکن اگر زیستن در جسم همان ثمر کار من است پس نمیدانم کدام را اختیار کنم ✡︎ {{verse|۱|۲۳|color=black}} زیرا در میان این دو سخت گرفتار هستم چونکه خواهش دارم که رحلت کنم و با مسیح باشم زیرا این بسیار بهتر است ✡︎ {{verse|۱|۲۴|color=black}} لیکن در جسم ماندن برای شما لازمتر است ✡︎ {{verse|۱|۲۵|color=black}} و چون این اعتماد را دارم میدانم که خواهم ماند و نزد همهٔ شما توقف خواهم نمود بجهت ترقی و خوشی ایمان شما ✡︎ {{verse|۱|۲۶|color=black}} تا فخر شما در مسیح عیسی در من افزوده شود بهوسیلهٔ آمدن من بار دیگر نزد شما ✡︎ {{verse|۱|۲۷|color=black}} باری بطور شایستهٔ انجیل مسیح رفتار نمایید تا خواه آیم و شما را بینم و خواه غایب باشم احوال شما را بشنوم که بیک روح برقرارید و بیک نَفس برای ایمان انجیل مجاهده میکنید ✡︎ {{verse|۱|۲۸|color=black}} و در هیچ امری از دشمنان ترسان نیستید که همین برای ایشان دلیل هلاکت است امّا شما را دلیل نجات و این از خداست ✡︎ {{verse|۱|۲۹|color=black}} زیرا که بشما عطا شد بهخاطر مسیح نه فقط ایمان آوردن باو بلکه زحمت کشیدن هم برای او ✡︎ {{verse|۱|۳۰|color=black}} و شما را همان مجاهده است که در من دیدید و الآن هم میشنوید که در من است ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب دوم}}}} {{فصل|۲}} {{verse|۲|۱|color=black}} بنابراین اگر نصیحتی در مسیح یا تسلّی محبّت یا شراکت در روح یا شفقت و رحمت هست ✡︎ {{verse|۲|۲|color=black}} پس خوشی مرا کامل گردانید تا با هم یک فکر کنید و همان محبّت نموده یکدل بشوید و یک فکر داشته باشید ✡︎ {{verse|۲|۳|color=black}} و هیچچیز را از راه تعصّب و عُجْب مکنید بلکه با فروتنی دیگران را از خود بهتر بدانید ✡︎ {{verse|۲|۴|color=black}} و هریک از شما ملاحظهٔ کارهای خود را نکند بلکه هرکدام کارهای دیگران را نیز ✡︎ {{verse|۲|۵|color=black}} پس همین فکر در شما باشد که در مسیح عیسی نیز بود ✡︎ {{verse|۲|۶|color=black}} که چون در صورت خدا بود با خدا برابر بودن را غنیمت نشمرد ✡︎ {{verse|۲|۷|color=black}} لیکن خود را خالی کرده صورت غلام را پذیرفت و در<noinclude></noinclude> nz38onhu9uuli0f5hne5bkui2dff22u برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۱۸ 104 89328 289739 2026-06-24T20:31:56Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «شباهت مردمان شد ✡︎ {{verse|۲|۸|color=black}} و چون در شکل انسان یافت شد خویشتن را فروتن ساخت و تا بموت بلکه تا بموت صلیب مطیع گردید ✡︎ {{verse|۲|۹|color=black}} از این جهت خدا نیز او را بغایت سرافراز نمود و نامی را که فوق از جمیع نامها است بدو بخشید ✡︎ {{verse|۲|۱۰|color=...» ایجاد کرد 289739 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>شباهت مردمان شد ✡︎ {{verse|۲|۸|color=black}} و چون در شکل انسان یافت شد خویشتن را فروتن ساخت و تا بموت بلکه تا بموت صلیب مطیع گردید ✡︎ {{verse|۲|۹|color=black}} از این جهت خدا نیز او را بغایت سرافراز نمود و نامی را که فوق از جمیع نامها است بدو بخشید ✡︎ {{verse|۲|۱۰|color=black}} تا بنام عیسی هر زانویی از آنچه در آسمان و بر زمین و زیر زمین است خم شود ✡︎ {{verse|۲|۱۱|color=black}} و هر زبانی اقرار کند که عیسی مسیح خداوند است برای تمجید خدای پدر ✡︎ {{verse|۲|۱۲|color=black}} پس ای عزیزانِ من چنانکه همیشه مطیع میبودید نه در حضور من فقط بلکه بسیار زیادتر الآن وقتی که غایبم نجات خود را بترس و لرز بعمل آورید ✡︎ {{verse|۲|۱۳|color=black}} زیرا خداست که در شما برحسب رضامندی خود هم اراده و هم فعل را بعمل ایجاد میکند ✡︎ {{verse|۲|۱۴|color=black}} و هرکاری را بدون همهمه و مجادله بکنید ✡︎ {{verse|۲|۱۵|color=black}} تا بیعیب و سادهدل و فرزندان خدا بیملامت باشید در میان قومی کجرو و گردنکش که در آن میان چون نیّرها در جهان میدرخشید ✡︎ {{verse|۲|۱۶|color=black}} و کلام حیات را برمیافرازید بجهت فخر من در روز مسیح تا آنکه عبث ندویده و عبث زحمت نکشیده باشم ✡︎ {{verse|۲|۱۷|color=black}} بلکه هرگاه بر قربانی و خدمت ایمان شما ریخته شوم شادمان هستم و با همهٔ شما شادی میکنم ✡︎ {{verse|۲|۱۸|color=black}} و همچنین شما نیز شادمان هستید و با من شادی میکنید ✡︎ {{verse|۲|۱۹|color=black}} و در عیسی خداوند امیدوارم که تیموتاؤس را بزودی نزد شما بفرستم تا من نیز از احوال شما مطّلع شده تازهروح گردم ✡︎ {{verse|۲|۲۰|color=black}} زیرا کسی دیگر را همدل ندارم که باخلاص دربارهٔ شما اندیشد ✡︎ {{verse|۲|۲۱|color=black}} زانرو که همهٔ نفع خود را میطلبند نه امور عیسی مسیح را ✡︎ {{verse|۲|۲۲|color=black}} امّا دلیل او را میدانید زیرا چنانکه فرزند پدر را خدمت میکند او با من برای انجیل خدمت کرده است ✡︎ {{verse|۲|۲۳|color=black}} پس امیدوارم که چون دیدم کار من چطور میشود او را بیدرنگ بفرستم ✡︎ {{verse|۲|۲۴|color=black}} امّا در خداوند اعتماد دارم که خود هم بزودی بیایم ✡︎ {{verse|۲|۲۵|color=black}} ولی لازم دانستم که اَپَفْرُدِتُس را بسوی شما روانه نمایم که مرا برادر و همکار و همجنگ میباشد امّا شما را رسول و خادم حاجت من ✡︎ {{verse|۲|۲۶|color=black}} زیرا که مشتاق همهٔ شما بود و غمگین شد از اینکه شنیده بودید که او بیمار شده بود ✡︎ {{verse|۲|۲۷|color=black}} و فیالواقع بیمار و مشرف بر موت بود لیکن خدا بر وی ترحّم فرمود و نه بر او فقط بلکه بر من نیز تا مرا غمی بر غم نباشد ✡︎ {{verse|۲|۲۸|color=black}} پس بسعی بیشتر او را روانه نمودم تا از دیدنش باز شاد شوید و حزن من کمتر شود ✡︎ {{verse|۲|۲۹|color=black}} پس او را در خداوند با کمال خوشی بپذیرید و چنین کسان را محترم بدارید ✡︎ {{verse|۲|۳۰|color=black}} زیرا در کار مسیح مشرف<noinclude></noinclude> kyxhh96uhac91kdwxa9ive32jlwbi8z برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۱۹ 104 89329 289740 2026-06-24T20:32:10Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «بر موت شد و جان خود را بخطر انداخت تا نقص خدمت شما را برای من بکمال رساند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} خلاصه ای برادران من در خداوند خوش باشید همان مطالب را بشما نوشتن بر من سنگین نیست و ایمنی شما است ✡︎ {{verse|۳|۲|color=black}} از سگه...» ایجاد کرد 289740 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بر موت شد و جان خود را بخطر انداخت تا نقص خدمت شما را برای من بکمال رساند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} خلاصه ای برادران من در خداوند خوش باشید همان مطالب را بشما نوشتن بر من سنگین نیست و ایمنی شما است ✡︎ {{verse|۳|۲|color=black}} از سگها باحذر باشید از عاملان شریر احتراز نمایید از مقطوعان بپرهیزید ✡︎ {{verse|۳|۳|color=black}} زیرا مختونان ما هستیم که خدا را در روح عبادت میکنیم و بمسیح عیسی فخر میکنیم و بر جسم اعتماد نداریم ✡︎ {{verse|۳|۴|color=black}} هرچند مرا در جسم نیز اعتماد است اگر کسی دیگر گمان برد که در جسم اعتماد دارد من بیشتر ✡︎ {{verse|۳|۵|color=black}} روز هشتم مختون شده و از قبیلهٔ اسرائیل از سبط بنیامین عبرانی از عبرانیان از جهت شریعت فریسی ✡︎ {{verse|۳|۶|color=black}} از جهت غیرت جفاکننده بر کلیسا از جهت عدالتِ شریعتی بیعیب ✡︎ {{verse|۳|۷|color=black}} امّا آنچه مرا سود میبود آن را بهخاطر مسیح زیان دانستم ✡︎ {{verse|۳|۸|color=black}} بلکه همهچیز را نیز بهسبب فضیلت معرفت خداوند خود مسیح عیسی زیان میدانم که بخاطر او همهچیز را زیان کردم و فضله شمردم تا مسیح را دریابم ✡︎ {{verse|۳|۹|color=black}} و در وی یافت شوم نه با عدالتِ خود که از شریعت است بلکه با آن که بهوسیلهٔ ایمان مسیح میشود یعنی عدالتی که از خدا بر ایمان است ✡︎ {{verse|۳|۱۰|color=black}} و تا او را و قوّت قیامت وی را و شراکت در رنجهای وی را بشناسم و با موت او مشابه گردم ✡︎ {{verse|۳|۱۱|color=black}} مگر بهر وجه بقیامتِ از مردگان برسم ✡︎ {{verse|۳|۱۲|color=black}} نه اینکه تا بحال بچنگ آورده یا تا بحال کامل شده باشم ولی در پی آن میکوشم بلکه شاید آن را بدست آورم که برای آن مسیح نیز مرا بدست آورد ✡︎ {{verse|۳|۱۳|color=black}} ای برادران گمان نمیبرم که من بدست آوردهام لیکن یک چیز میکنم که آنچه در عقب است فراموش کرده و بسوی آنچه در پیش است خویشتن را کشیده ✡︎ {{verse|۳|۱۴|color=black}} در پی مقصد میکوشم بجهت انعام دعوت بلند خدا که در مسیح عیسی است ✡︎ {{verse|۳|۱۵|color=black}} پس جمیع ما که کامل هستیم این فکر داشته باشیم و اگر فیالجمله فکر دیگر دارید خدا این را هم بر شما کشف خواهد فرمود ✡︎ {{verse|۳|۱۶|color=black}} امّا بهر مقامی که رسیدهایم بهمان قانون رفتار باید کرد ✡︎ {{verse|۳|۱۷|color=black}} ای برادران با هم بمن اقتدا نمایید و ملاحظه کنید آنانی را که بحسب نمونهای که در ما دارید رفتار میکنند ✡︎ {{verse|۳|۱۸|color=black}} زیرا که بسیاری رفتار مینمایند که ذکر ایشان را بارها برای شما کردهام و حال نیز با گریه میکنم که دشمنان صلیب مسیح میباشند ✡︎ {{verse|۳|۱۹|color=black}} که انجام<noinclude></noinclude> 2n42uas7f67wbsv3randay9gw08mq1f برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۲۰ 104 89330 289741 2026-06-24T20:32:27Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «ایشان هلاکت است و خدای ایشان شکم ایشان و فخر ایشان در ننگ ایشان و چیزهای دنیوی را اندیشه میکنند ✡︎ {{verse|۳|۲۰|color=black}} امّا وطن ما در آسمان است که از آنجا نیز نجاتدهنده یعنی عیسی مسیح خداوند را انتظار میکشیم ✡︎ {{verse|۳|۲۱|color=black}} که شکل جسد ذلیل ما...» ایجاد کرد 289741 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ایشان هلاکت است و خدای ایشان شکم ایشان و فخر ایشان در ننگ ایشان و چیزهای دنیوی را اندیشه میکنند ✡︎ {{verse|۳|۲۰|color=black}} امّا وطن ما در آسمان است که از آنجا نیز نجاتدهنده یعنی عیسی مسیح خداوند را انتظار میکشیم ✡︎ {{verse|۳|۲۱|color=black}} که شکل جسد ذلیل ما را تبدیل خواهد نمود تا بصورت جسد مجید او مصوّر شود برحسب عمل قوّت خود که همهچیز را مطیع خود بگرداند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}} {{فصل|۴}} {{verse|۴|۱|color=black}} بنابراین ای برادران عزیز و مورد اشتیاق من و شادی و تاج من بهمینطور در خداوند استوار باشید ای عزیزان ✡︎ {{verse|۴|۲|color=black}} از اَفُودیّه استدعا دارم و بسِنتیخی التماس دارم که در خداوند یک رأی باشند ✡︎ {{verse|۴|۳|color=black}} و از تو نیز ای همقطار خالص خواهش میکنم که ایشان را امداد کنی زیرا در جهاد انجیل با من شریک میبودند با اَکْلِیمِنْتُسْ نیز و سایر همکاران من که نام ایشان در دفتر حیات است ✡︎ {{verse|۴|۴|color=black}} در خداوند دائماً شاد باشید و باز میگویم شاد باشید ✡︎ {{verse|۴|۵|color=black}} اعتدال شما بر جمیع مردم معروف بشود خداوند نزدیک است ✡︎ {{verse|۴|۶|color=black}} برای هیچ چیز اندیشه مکنید بلکه در هرچیز با صلات و دعا با شکرگزاری مسؤولات خود را بخدا عرض کنید ✡︎ {{verse|۴|۷|color=black}} و سلامتی خدا که فوق از تمامی عقل است دلها و ذهنهای شما را در مسیح عیسی نگاه خواهد داشت ✡︎ {{verse|۴|۸|color=black}} خلاصه ای برادران هرچه راست باشد و هرچه مجید و هرچه عادل و هرچه پاک و هرچه جمیل و هرچه نیکنام است و هر فضیلت و هر مدحی که بوده باشد در آنها تفکّر کنید ✡︎ {{verse|۴|۹|color=black}} و آنچه در من آموخته و پذیرفته و شنیده و دیدهاید آنها را بعمل آرید و خدای سلامتی با شما خواهد بود ✡︎ {{verse|۴|۱۰|color=black}} و در خداوند بسیار شاد گردیدم که الآن آخر فکر شما برای من شکوفه آورد و در این نیز تفکّر میکردید لیکن فرصت نیافتید ✡︎ {{verse|۴|۱۱|color=black}} نه آنکه دربارهٔ احتیاج سخن میگویم زیرا که آموختهام که در هر حالتی که باشم قناعت کنم ✡︎ {{verse|۴|۱۲|color=black}} و ذلّت را میدانم و دولتمندی را هم میدانم در هر صورت و در همهچیز سیری و گرسنگی و دولتمندی و افلاس را یاد گرفتهام ✡︎ {{verse|۴|۱۳|color=black}} قوّت هرچیز را دارم در مسیح که مرا تقویت میبخشد ✡︎ {{verse|۴|۱۴|color=black}} لیکن نیکویی کردید که در تنگی من شریک شدید ✡︎ {{verse|۴|۱۵|color=black}} امّا ای فیلیپّیان شما هم آگاهید که در ابتدای انجیل چون از مکادونیه روانه شدم هیچ<noinclude></noinclude> 7ap10o9tndr0nw2x3ccoezua3qld871 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۲۱ 104 89331 289742 2026-06-24T20:32:46Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «کلیسا در امر دادن و گرفتن با من شراکت نکرد جز شما و بس ✡︎ {{verse|۴|۱۶|color=black}} زیرا که در تسالونیکی هم یک دو دفعه برای احتیاج من فرستادید ✡︎ {{verse|۴|۱۷|color=black}} نه آنکه طالب بخشش باشم بلکه طالب ثمری هستم که بحساب شما بیفزاید ✡︎ {{verse|۴|۱۸|color=black}} ولی هم...» ایجاد کرد 289742 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>کلیسا در امر دادن و گرفتن با من شراکت نکرد جز شما و بس ✡︎ {{verse|۴|۱۶|color=black}} زیرا که در تسالونیکی هم یک دو دفعه برای احتیاج من فرستادید ✡︎ {{verse|۴|۱۷|color=black}} نه آنکه طالب بخشش باشم بلکه طالب ثمری هستم که بحساب شما بیفزاید ✡︎ {{verse|۴|۱۸|color=black}} ولی همهچیز بلکه بیشتر از کفایت دارم پُر گشتهام چونکه هدایای شما را از اَپَفْرُدِتُس یافتهام که عطر خوشبوی و قربانی مقبول و پسندیدهٔ خداست ✡︎ {{verse|۴|۱۹|color=black}} امّا خدای من همهٔ احتیاجات شما را برحسب دولت خود در جلال در مسیح عیسی رفع خواهد نمود ✡︎ {{verse|۴|۲۰|color=black}} و خدا و پدر ما را تا ابدالآباد جلال باد آمین ✡︎ {{verse|۴|۲۱|color=black}} هر مقدّس را در مسیح عیسی سلام برسانید و برادرانی که با من میباشند بشما سلام میفرستند ✡︎ {{verse|۴|۲۲|color=black}} جمیع مقدّسان بشما سلام میرسانند علیالخصوص آنانی که از اهل خانهٔ قیصر هستند ✡︎ {{verse|۴|۲۳|color=black}} فیض خداوند ما عیسی مسیح با جمیع شما باد آمین ✡︎ {{dhr|4em}} {{double rule|8em}} {{ته}}<noinclude></noinclude> 2rtrg3g5lpvscrfnvqam1snt1ctkbxn رساله پولس رسول بغلاطیان 0 89332 289743 2026-06-24T20:33:40Z Hanooz 17889 تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله پولس رسول بغلاطیان]] 289743 wikitext text/x-wiki #تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله پولس رسول بغلاطیان]] hlm6nfbom818ldyrvhgiz92n8gufl6x رساله پولس رسول به افسسیان 0 89333 289744 2026-06-24T20:33:58Z Hanooz 17889 تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله پولس رسول به افسسیان]] 289744 wikitext text/x-wiki #تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله پولس رسول به افسسیان]] bvpm52fzsohy8e5vghkj0dgjztuqb7g کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله پولس رسول بفیلپیان 0 89334 289745 2026-06-24T20:36:26Z Hanooz 17889 صفحه‌ای تازه حاوی «{{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله پولس رسول بفیلپیان | previous = [[../رساله پولس رسول به افسسیان/]] | next = [[../رساله پولس رسول به کولسیان/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1716 to=1721></pages>» ایجاد کرد 289745 wikitext text/x-wiki {{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله پولس رسول بفیلپیان | previous = [[../رساله پولس رسول به افسسیان/]] | next = [[../رساله پولس رسول به کولسیان/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1716 to=1721></pages> 7ls9eendab6kiqm22xeg8uh6ccwgb69 رساله پولس رسول بفیلپیان 0 89335 289746 2026-06-24T20:36:43Z Hanooz 17889 تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله پولس رسول بفیلپیان]] 289746 wikitext text/x-wiki #تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله پولس رسول بفیلپیان]] 22mmpmngrbovg8x3dqjid2koy3baaxd برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۲۲ 104 89336 289747 2026-06-24T20:38:05Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} پولُس بارادهٔ خدا رسولِ مسیح عیسی و تیموتاؤس برادر ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} به مقدّسان در کُولُسی و برادران امین در مسیح فیض و سلامتی از جانب پدر ما خدا و عیسی مسیح خداوند بر شما باد ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black}} خدا...» ایجاد کرد 289747 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} پولُس بارادهٔ خدا رسولِ مسیح عیسی و تیموتاؤس برادر ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} به مقدّسان در کُولُسی و برادران امین در مسیح فیض و سلامتی از جانب پدر ما خدا و عیسی مسیح خداوند بر شما باد ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black}} خدا و پدر خداوند خود عیسی مسیح را شکر میکنیم و پیوسته برای شما دعا مینماییم ✡︎ {{verse|۱|۴|color=black}} چونکه ایمان شما را در مسیح عیسی و محبّتی را که با جمیع مقدّسان مینمایید شنیدیم ✡︎ {{verse|۱|۵|color=black}} بهسبب امیدی که بجهت شما در آسمان گذاشته شده است که خبر آن را در کلام راستی انجیل سابقاً شنیدید ✡︎ {{verse|۱|۶|color=black}} که بشما وارد شد چنانکه در تمامی عالم نیز و میوه میآورد و نمّو میکند چنانکه در میان شما نیز از روزی که آن را شنیدید و فیض خدا را در راستی دانستهاید ✡︎ {{verse|۱|۷|color=black}} چنانکه از اِپَفْراس تعلیم یافتید که همخدمت عزیز ما و خادم امین مسیح برای شما است ✡︎ {{verse|۱|۸|color=black}} و او ما را نیز از محبّت شما که در روح است خبر داد ✡︎ {{verse|۱|۹|color=black}} و از آن جهت ما نیز از روزی که این را شنیدیم باز نمیایستیم از دعا کردن برای شما و مسألت نمودن تا از کمال معرفت ارادهٔ او در هر حکمت و فهم روحانی پُر شوید ✡︎ {{verse|۱|۱۰|color=black}} تا شما بطریق شایستهٔٔ خداوند بکمال رضامندی رفتار نمایید و در هر عمل نیکو بار آورید و بمعرفت کامل خدا نمّو کنید ✡︎ {{verse|۱|۱۱|color=black}} و باندازهٔ توانائی جلال او بقوّت تمام زورآور شوید تا صبر کامل و تحمّل را با شادمانی داشته باشید ✡︎ {{verse|۱|۱۲|color=black}} و پدر را شکر گزارید که ما را لایق بهره میراث مقدّسان در نور گردانیده است ✡︎ {{verse|۱|۱۳|color=black}} و ما را از قدرت ظلمت رهانیده بملکوت پسر محبّت خود منتقل ساخت ✡︎ {{verse|۱|۱۴|color=black}} که در وی فدیهٔ خود یعنی آمرزش گناهان خویش را یافتهایم ✡︎ {{verse|۱|۱۵|color=black}} و او صورت خدای نادیده است نخستزادهٔ تمامی آفریدگان ✡︎ {{verse|۱|۱۶|color=black}} زیرا که در او همهچیز آفریده شد آنچه در آسمان و آنچه بر زمین است از چیزهای دیدنی و نادیدنی و تختها و سلطنتها و ریاسات و قوّات همهٔ بهوسیلهٔ او<noinclude></noinclude> ecjasxk6ak6s4oaffpx5dtvr2bbrmpy برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۲۳ 104 89337 289748 2026-06-24T20:38:25Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و برای او آفریده شد ✡︎ {{verse|۱|۱۷|color=black}} و او قبل از همهٔ است و در وی همهچیز قیام دارد ✡︎ {{verse|۱|۱۸|color=black}} و او بدن یعنی کلیسا را سر است زیرا که او ابتدا است و نخستزاده از مردگان تا در همهچیز او مقدّم شود ✡︎ {{verse|۱|۱۹|color=black}} زیرا خدا رضا بدین داد...» ایجاد کرد 289748 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و برای او آفریده شد ✡︎ {{verse|۱|۱۷|color=black}} و او قبل از همهٔ است و در وی همهچیز قیام دارد ✡︎ {{verse|۱|۱۸|color=black}} و او بدن یعنی کلیسا را سر است زیرا که او ابتدا است و نخستزاده از مردگان تا در همهچیز او مقدّم شود ✡︎ {{verse|۱|۱۹|color=black}} زیرا خدا رضا بدین داد که تمامی پُری در او ساکن شود ✡︎ {{verse|۱|۲۰|color=black}} و اینکه بوساطت او همهچیز را با خود مصالحه دهد چونکه بخون صلیب وی سلامتی را پدید آورد بلی بهوسیلهٔ او خواه آنچه بر زمین و خواه آنچه در آسمان است ✡︎ {{verse|۱|۲۱|color=black}} و شما را که سابقاً از نیّت دل در اعمال بد خویش اجنبی و دشمن بودید بالفعل مصالحه داده است ✡︎ {{verse|۱|۲۲|color=black}} در بدن بشریِ خود بهوسیلهٔ موت تا شما را در حضور خود مقدّس و بیعیب و بیملامت حاضر سازد ✡︎ {{verse|۱|۲۳|color=black}} به شرطی که در ایمان بنیاد نهاده و قایم بمانید و جنبش نخورید از امید انجیل که در آن تعلیم یافتهاید و بتمامی خلقتِ زیر آسمان بدان موعظه شده است و من پولُس خادم آن شدهام ✡︎ {{verse|۱|۲۴|color=black}} الآن از زحمتهای خود در راه شما شادی میکنم و نقصهای زحمات مسیح را در بدن خود بکمال میرسانم برای بدن او که کلیسا است ✡︎ {{verse|۱|۲۵|color=black}} که من خادم آن گشتهام برحسب نظارت خدا که بمن برای شما سپرده شد تا کلام خدا را بکمال رسانم ✡︎ {{verse|۱|۲۶|color=black}} یعنی آن سرّی که از دهرها و قرنها مخفی داشته شده بود لیکن الحال بمقدّسان او مکشوف گردید ✡︎ {{verse|۱|۲۷|color=black}} که خدا اراده نمود تا بشناساند که چیست دولت جلال این سرّ در میان امّتها که آن مسیح در شما و امید جلال است ✡︎ {{verse|۱|۲۸|color=black}} و ما او را اعلان مینماییم در حالتی که هر شخص را تنبیه میکنیم و هر کس را بهر حکمت تعلیم میدهیم تا هرکس را کامل در مسیح عیسی حاضر سازیم ✡︎ {{verse|۱|۲۹|color=black}} و برای این نیز محنت میکشم و مجاهده مینمایم بحسب عمل او که در من بقوّت عمل میکند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب دوم}}}} {{فصل|۲}} {{verse|۲|۱|color=black}} زیرا میخواهم شما آگاه باشید که مرا چه نوع اجتهاد است برای شما و اهل لاوُدِکِیه و آنانی که صورت مرا در جسم ندیدهاند ✡︎ {{verse|۲|۲|color=black}} تا دلهای ایشان تسلّی یابد و ایشان در محبّت پیوند شده بدولتِ یقینِ فهمِ تمام و بمعرفت سرّ خدا برسند ✡︎ {{verse|۲|۳|color=black}} یعنی سرّ مسیح که در وی تمامی خزاین حکمت و علم مخفی است ✡︎ {{verse|۲|۴|color=black}} امّا این را میگویم تا هیچکس شما را بسخنان دلاویز اغوا نکند ✡︎ {{verse|۲|۵|color=black}} زیرا که هرچند در جسم غایبم لیکن در روح با شما بوده شادی میکنم و نظم و استقامت ایمانتان را در مسیح نظاره میکنم ✡︎ {{verse|۲|۶|color=black}} پس چنانکه مسیح عیسی<noinclude></noinclude> 1c8k8017p9bjqlc3y68nhyzb8ye9lsl برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۲۴ 104 89338 289749 2026-06-24T20:38:39Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «خداوند را پذیرفتید در وی رفتار نمایید ✡︎ {{verse|۲|۷|color=black}} که در او ریشه کرده و بنا شده و در ایمان راسخ گشتهاید بطوری که تعلیم یافتهاید و در آن شکرگزاری بسیار مینمایید ✡︎ {{verse|۲|۸|color=black}} باخبر باشید که کسی شما را نرباید بفلسفه و مکر باطل برحسب ت...» ایجاد کرد 289749 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خداوند را پذیرفتید در وی رفتار نمایید ✡︎ {{verse|۲|۷|color=black}} که در او ریشه کرده و بنا شده و در ایمان راسخ گشتهاید بطوری که تعلیم یافتهاید و در آن شکرگزاری بسیار مینمایید ✡︎ {{verse|۲|۸|color=black}} باخبر باشید که کسی شما را نرباید بفلسفه و مکر باطل برحسب تقلید مردم و برحسب اصول دنیوی نه برحسب مسیح ✡︎ {{verse|۲|۹|color=black}} که در وی از جهت جسم تمامی پریِ الوهیّت ساکن است ✡︎ {{verse|۲|۱۰|color=black}} و شما در وی تکمیل شدهاید که سر تمامی ریاست و قدرت است ✡︎ {{verse|۲|۱۱|color=black}} و در وی مختون شدهاید بختنه ناساخته بدست یعنی بیرون کردن بدن جسمانی بهوسیلهٔ اختتان مسیح ✡︎ {{verse|۲|۱۲|color=black}} و با وی در تعمید مدفون گشتید که در آن هم برخیزانیده شدید بایمان بر عمل خدا که او را از مردگان برخیزانید ✡︎ {{verse|۲|۱۳|color=black}} و شما را که در خطایا و نامختونی جسم خود مرده بودید با او زنده گردانید چونکه همهٔ خطایای شما را آمرزید ✡︎ {{verse|۲|۱۴|color=black}} و آن دستخطّی را که ضدّ ما و مشتمل بر فرایض و بخلاف ما بود محو ساخت و آن را بصلیب خود میخ زده از میان برداشت ✡︎ {{verse|۲|۱۵|color=black}} و از خویشتن ریاسات و قوّات را بیرون کرده آنها را علانیةًً آشکار نمود چون در آن بر آنها ظفر یافت ✡︎ {{verse|۲|۱۶|color=black}} پس کسی دربارهٔ خوردن و نوشیدن و دربارهٔ عید و هِلال و سَبَّت بر شما حکم نکند ✡︎ {{verse|۲|۱۷|color=black}} زیرا که اینها سایه چیزهای آینده است لیکن بدن از آنِ مسیح است ✡︎ {{verse|۲|۱۸|color=black}} و کسی انْعام شما را نرباید از رغبت بفروتنی و عبادت فرشتگان و مداخلت در اموری که دیده است که از ذهن جسمانی خود بیجا مغرور شده است ✡︎ {{verse|۲|۱۹|color=black}} و بسر متمسّک نشده که از آن تمامی بدن بتوسّط مفاصل و بندها مدد یافته و با هم پیوند شده نمّو میکند بنموّی که از خداست ✡︎ {{verse|۲|۲۰|color=black}} چونکه با مسیح از اصول دنیوی مردید چگونه است که مثل زندگانِ در دنیا بر شما فرایض نهاده میشود ✡︎ {{verse|۲|۲۱|color=black}} که لمس مکن و مچش بلکه دست مگذار ✡︎ {{verse|۲|۲۲|color=black}} که همهٔ اینها محض استعمال فاسد میشود برحسب تقالید و تعالیم مردم ✡︎ {{verse|۲|۲۳|color=black}} که چنین چیزها هرچند در عبادت نافله و فروتنی و آزار بدن صورت حکمت دارد ولی فایدهای برای رفع تنپروری ندارد ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} پس چون با مسیح برخیزانیده شدید آنچه را که در بالا است بطلبید در آنجائی که مسیح است بدست راست خدا نشسته ✡︎ {{verse|۳|۲|color=black}} در آنچه بالا است تفکّر کنید نه در آنچه بر زمین است ✡︎ {{verse|۳|۳|color=black}} زیرا که مردید و زندگی شما با مسیح در خدا مخفی است ✡︎ {{verse|۳|۴|color=black}} چون<noinclude></noinclude> 6ccsdku8qftzahi472f9y7dczx8nkob برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۲۵ 104 89339 289750 2026-06-24T20:38:55Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «مسیح که زندگی ما است ظاهر شود آنگاه شما هم با وی در جلال ظاهر خواهید شد ✡︎ {{verse|۳|۵|color=black}} پس اعضای خود را که بر زمین است مقتول سازید زنا و ناپاکی و هویٰ و هوس و شهوت قبیح و طمع که بتپرستی است ✡︎ {{verse|۳|۶|color=black}} که بهسبب اینها غضب خدا بر ابنای معص...» ایجاد کرد 289750 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>مسیح که زندگی ما است ظاهر شود آنگاه شما هم با وی در جلال ظاهر خواهید شد ✡︎ {{verse|۳|۵|color=black}} پس اعضای خود را که بر زمین است مقتول سازید زنا و ناپاکی و هویٰ و هوس و شهوت قبیح و طمع که بتپرستی است ✡︎ {{verse|۳|۶|color=black}} که بهسبب اینها غضب خدا بر ابنای معصیت وارد میآید ✡︎ {{verse|۳|۷|color=black}} که شما نیز سابقاً در اینها رفتار میکردید هنگامی که در آنها زیست مینمودید ✡︎ {{verse|۳|۸|color=black}} لیکن الحال شما همهٔ را ترک کنید یعنی خشم و غیظ و بدخویی و بدگویی و فحش را از زبان خود ✡︎ {{verse|۳|۹|color=black}} به یکدیگر دروغ مگویید چونکه انسانیّت کهنه را با اعمالش از خود بیرون کردهاید ✡︎ {{verse|۳|۱۰|color=black}} و تازه را پوشیدهاید که بصورت خالق خویش تا بمعرفت کامل تازه میشود ✡︎ {{verse|۳|۱۱|color=black}} که در آن نه یونانی است نه یهود نه ختنه نه نامختونی نه بَربَری نه سَکِیتِی نه غلام و نه آزاد بلکه مسیح همهٔ و در همهٔ است ✡︎ {{verse|۳|۱۲|color=black}} پس مانند برگزیدگان مقدّس و محبوب خدا احشای رحمت و مهربانی و تواضع و تحمّل و حلم را بپوشید ✡︎ {{verse|۳|۱۳|color=black}} و متحمّل یکدیگر شده همدیگر را عفو کنید هرگاه بر دیگری ادّعائی داشته باشید چنانکه مسیح شما را آمرزید شما نیز چنین کنید ✡︎ {{verse|۳|۱۴|color=black}} و بر این همهٔ محبّت را که کمربند کمال است بپوشید ✡︎ {{verse|۳|۱۵|color=black}} و سلامتی خدا در دلهای شما مسلّط باشد که بآن هم در یک بدن خوانده شدهاید و شاکر باشید ✡︎ {{verse|۳|۱۶|color=black}} کلام مسیح در شما بدولتمندی و بکمال حکمت ساکن بشود و یکدیگر را تعلیم و نصیحت کنید بمزامیر و تسبیحات و سرودهای روحانی و با فیض در دلهای خود خدا را بسرایید ✡︎ {{verse|۳|۱۷|color=black}} و آنچه کنید در قول و فعل همهٔ را بنام عیسی خداوند بکنید و خدای پدر را بهوسیلهٔ او شکر کنید ✡︎ {{verse|۳|۱۸|color=black}} ای زنان شوهران خود را اطاعت نمایید چنانکه در خداوند میشاید ✡︎ {{verse|۳|۱۹|color=black}} ای شوهران زوجههای خود را محبّت نمایید و با ایشان تلخی مکنید ✡︎ {{verse|۳|۲۰|color=black}} ای فرزندان والدین خود را در همهچیز اطاعت کنید زیرا که این پسندیده است در خداوند ✡︎ {{verse|۳|۲۱|color=black}} ای پدران فرزندان خود را خشمگین مسازید مبادا شکستهدل شوند ✡︎ {{verse|۳|۲۲|color=black}} ای غلامان آقایان جسمانی خود را در هر چیز اطاعت کنید نه بخدمت حضور مثل جویندگان رضامندی مردم بلکه باخلاص قلب و از خداوند بترسید ✡︎ {{verse|۳|۲۳|color=black}} و آنچه کنید از دل کنید بخاطر خداوند نه بخاطر انسان ✡︎ {{verse|۳|۲۴|color=black}} چون میدانید که از خداوند مکافات میراث را خواهید یافت چونکه مسیح خداوند را بندگی میکنید ✡︎ {{verse|۳|۲۵|color=black}} زیرا هرکه ظلم کند آن ظلمی را که کرد خواهد<noinclude></noinclude> 7fwggbdm6t79dp6kw2s37xwfoyje0tr 289754 289750 2026-06-24T21:04:32Z Hanooz 17889 289754 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>مسیح که زندگی ما است ظاهر شود آنگاه شما هم با وی در جلال ظاهر خواهید شد ✡︎ {{verse|۳|۵|color=black}} پس اعضای خود را که بر زمین است مقتول سازید زنا و ناپاکی و هویٰ و هوس و شهوت قبیح و طمع که بتپرستی است ✡︎ {{verse|۳|۶|color=black}} که بهسبب اینها غضب خدا بر ابنای معصیت وارد میآید ✡︎ {{verse|۳|۷|color=black}} که شما نیز سابقاً در اینها رفتار میکردید هنگامی که در آنها زیست مینمودید ✡︎ {{verse|۳|۸|color=black}} لیکن الحال شما همهٔ را ترک کنید یعنی خشم و غیظ و بدخویی و بدگویی و فحش را از زبان خود ✡︎ {{verse|۳|۹|color=black}} به یکدیگر دروغ مگویید چونکه انسانیّت کهنه را با اعمالش از خود بیرون کردهاید ✡︎ {{verse|۳|۱۰|color=black}} و تازه را پوشیدهاید که بصورت خالق خویش تا بمعرفت کامل تازه میشود ✡︎ {{verse|۳|۱۱|color=black}} که در آن نه یونانی است نه یهود نه ختنه نه نامختونی نه بَربَری نه سَکِیتِی نه غلام و نه آزاد بلکه مسیح همهٔ و در همهٔ است ✡︎ {{verse|۳|۱۲|color=black}} پس مانند برگزیدگان مقدّس و محبوب خدا احشای رحمت و مهربانی و تواضع و تحمّل و حلم را بپوشید ✡︎ {{verse|۳|۱۳|color=black}} و متحمّل یکدیگر شده همدیگر را عفو کنید هرگاه بر دیگری ادّعائی داشته باشید چنانکه مسیح شما را آمرزید شما نیز چنین کنید ✡︎ {{verse|۳|۱۴|color=black}} و بر این همهٔ محبّت را که کمربند کمال است بپوشید ✡︎ {{verse|۳|۱۵|color=black}} و سلامتی خدا در دلهای شما مسلّط باشد که بآن هم در یک بدن خوانده شدهاید و شاکر باشید ✡︎ {{verse|۳|۱۶|color=black}} کلام مسیح در شما بدولتمندی و بکمال حکمت ساکن بشود و یکدیگر را تعلیم و نصیحت کنید بمزامیر و تسبیحات و سرودهای روحانی و با فیض در دلهای خود خدا را بسرایید ✡︎ {{verse|۳|۱۷|color=black}} و آنچه کنید در قول و فعل همهٔ را بنام عیسی خداوند بکنید و خدای پدر را بهوسیلهٔ او شکر کنید ✡︎ {{verse|۳|۱۸|color=black}} ای زنان شوهران خود را اطاعت نمایید چنانکه در خداوند میشاید ✡︎ {{verse|۳|۱۹|color=black}} ای شوهران زوجههای خود را محبّت نمایید و با ایشان تلخی مکنید ✡︎ {{verse|۳|۲۰|color=black}} ای فرزندان والدین خود را در همهچیز اطاعت کنید زیرا که این پسندیده است در خداوند ✡︎ {{verse|۳|۲۱|color=black}} ای پدران فرزندان خود را خشمگین مسازید مبادا شکستهدل شوند ✡︎ {{verse|۳|۲۲|color=black}} ای غلامان آقایان جسمانی خود را در هر چیز اطاعت کنید نه بخدمت حضور مثل جویندگان رضامندی مردم بلکه باخلاص قلب و از خداوند بترسید ✡︎ {{verse|۳|۲۳|color=black}} و آنچه کنید از دل کنید بخاطر خداوند نه بخاطر انسان ✡︎ {{verse|۳|۲۴|color=black}} چون میدانید که از خداوند مکافات میراث را خواهید یافت چونکه مسیح خداوند را بندگی میکنید ✡︎ {{verse|۳|۲۵|color=black}} زیرا هرکه ظلم کند آن ظلمی را که کرد خواهد یافت و ظاهربینی نیست ✡︎<noinclude></noinclude> km81ccwg11fuswhe2v9l5me16i740bm برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۲۶ 104 89340 289752 2026-06-24T21:04:02Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «یافت و ظاهربینی نیست ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}} {{فصل|۴}} {{verse|۴|۱|color=black}} ای آقایان با غلامان خود عدل و انصاف را بجا آرید چونکه میدانید شما را نیز آقائی هست در آسمان ✡︎ {{verse|۴|۲|color=black}} در دعا مواظب باشید و در آن با شکرگزاری بیدار باشید ✡︎ {{verse|۴|...» ایجاد کرد 289752 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>یافت و ظاهربینی نیست ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}} {{فصل|۴}} {{verse|۴|۱|color=black}} ای آقایان با غلامان خود عدل و انصاف را بجا آرید چونکه میدانید شما را نیز آقائی هست در آسمان ✡︎ {{verse|۴|۲|color=black}} در دعا مواظب باشید و در آن با شکرگزاری بیدار باشید ✡︎ {{verse|۴|۳|color=black}} و دربارهٔ ما نیز دعا کنید که خدا درِ کلام را بروی ما بگشاید تا سرّ مسیح را که بجهت آن در قید هم افتادهام بگویم ✡︎ {{verse|۴|۴|color=black}} و آن را بطوری که میباید تکلّم کنم و مبیّن سازم ✡︎ {{verse|۴|۵|color=black}} زمان را دریافته پیش اهل خارج بحکمت رفتار کنید ✡︎ {{verse|۴|۶|color=black}} گفتگوی شما همیشه با فیض باشد و اصلاح شده بنمک تا بدانید هرکس را چگونه جواب باید داد ✡︎ {{verse|۴|۷|color=black}} تیخیکُس برادر عزیز و خادم امین و همخدمت من در خداوند از همهٔ احوال من شما را خواهد آگاهانید ✡︎ {{verse|۴|۸|color=black}} که او را بهمین جهت نزد شما فرستادم تا از حالات شما آگاه شود و دلهای شما را تسلّی دهد ✡︎ {{verse|۴|۹|color=black}} با اُنیسیمُس برادرِ امین و حبیب که از خود شماست شما را از همهٔ گزارش اینجا آگاه خواهند ساخت ✡︎ {{verse|۴|۱۰|color=black}} اَرِسْتَرْخُس همزندان من شما را سلام میرساند و مرقس عموزادهٔ برنابا که دربارهٔ او حکم یافتهاید هرگاه نزد شما آید او را بپذیرید ✡︎ {{verse|۴|۱۱|color=black}} و یَسُوع ملقّب بیُسْطُس که ایشان تنها از اهل ختنه برای ملکوت خدا همخدمت شده باعث تسلّی من گردیدند ✡︎ {{verse|۴|۱۲|color=black}} اِپَفْراس بشما سلام میرساند که یکی از شما و غلام مسیح است و پیوسته برای شما در دعاهای خود جدّ و جهد میکند تا در تمامی ارادهٔ خدا کامل و متیقّن شوید ✡︎ {{verse|۴|۱۳|color=black}} و برای او گواهی میدهم که دربارهٔ شما و اهل لاوُدکیه و اهل هیراپولِس بسیار محنت میکشد ✡︎ {{verse|۴|۱۴|color=black}} و لوقای طبیبِ حبیب و دیماس بشما سلام میرسانند ✡︎ {{verse|۴|۱۵|color=black}} برادرانِ در لاَوُدِکیه و نِیمْفاس و کلیسائی را که در خانهٔ ایشان است سلام رسانید ✡︎ {{verse|۴|۱۶|color=black}} و چون این رساله برای شما خوانده شد مقرّر دارید که در کلیسای لاوُُدکیان نیز خوانده شود و رساله از لاوُدکیه را هم شما بخوانید ✡︎ {{verse|۴|۱۷|color=black}} و باَرْخِپُّس گویید باخبر باش تا آن خدمتی را که در خداوند یافتهای بکمال رسانی ✡︎ {{verse|۴|۱۸|color=black}} تحیّت من پولُس بدست خودم زنجیرهای مرا بخاطر دارید فیض با شما باد آمین ✡︎ {{dhr|4em}} {{double rule|8em}} {{ته}}<noinclude></noinclude> 5uwmfwjmuhp86zf6n165ppwzby3th9r 289753 289752 2026-06-24T21:04:17Z Hanooz 17889 289753 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}} {{فصل|۴}} {{verse|۴|۱|color=black}} ای آقایان با غلامان خود عدل و انصاف را بجا آرید چونکه میدانید شما را نیز آقائی هست در آسمان ✡︎ {{verse|۴|۲|color=black}} در دعا مواظب باشید و در آن با شکرگزاری بیدار باشید ✡︎ {{verse|۴|۳|color=black}} و دربارهٔ ما نیز دعا کنید که خدا درِ کلام را بروی ما بگشاید تا سرّ مسیح را که بجهت آن در قید هم افتادهام بگویم ✡︎ {{verse|۴|۴|color=black}} و آن را بطوری که میباید تکلّم کنم و مبیّن سازم ✡︎ {{verse|۴|۵|color=black}} زمان را دریافته پیش اهل خارج بحکمت رفتار کنید ✡︎ {{verse|۴|۶|color=black}} گفتگوی شما همیشه با فیض باشد و اصلاح شده بنمک تا بدانید هرکس را چگونه جواب باید داد ✡︎ {{verse|۴|۷|color=black}} تیخیکُس برادر عزیز و خادم امین و همخدمت من در خداوند از همهٔ احوال من شما را خواهد آگاهانید ✡︎ {{verse|۴|۸|color=black}} که او را بهمین جهت نزد شما فرستادم تا از حالات شما آگاه شود و دلهای شما را تسلّی دهد ✡︎ {{verse|۴|۹|color=black}} با اُنیسیمُس برادرِ امین و حبیب که از خود شماست شما را از همهٔ گزارش اینجا آگاه خواهند ساخت ✡︎ {{verse|۴|۱۰|color=black}} اَرِسْتَرْخُس همزندان من شما را سلام میرساند و مرقس عموزادهٔ برنابا که دربارهٔ او حکم یافتهاید هرگاه نزد شما آید او را بپذیرید ✡︎ {{verse|۴|۱۱|color=black}} و یَسُوع ملقّب بیُسْطُس که ایشان تنها از اهل ختنه برای ملکوت خدا همخدمت شده باعث تسلّی من گردیدند ✡︎ {{verse|۴|۱۲|color=black}} اِپَفْراس بشما سلام میرساند که یکی از شما و غلام مسیح است و پیوسته برای شما در دعاهای خود جدّ و جهد میکند تا در تمامی ارادهٔ خدا کامل و متیقّن شوید ✡︎ {{verse|۴|۱۳|color=black}} و برای او گواهی میدهم که دربارهٔ شما و اهل لاوُدکیه و اهل هیراپولِس بسیار محنت میکشد ✡︎ {{verse|۴|۱۴|color=black}} و لوقای طبیبِ حبیب و دیماس بشما سلام میرسانند ✡︎ {{verse|۴|۱۵|color=black}} برادرانِ در لاَوُدِکیه و نِیمْفاس و کلیسائی را که در خانهٔ ایشان است سلام رسانید ✡︎ {{verse|۴|۱۶|color=black}} و چون این رساله برای شما خوانده شد مقرّر دارید که در کلیسای لاوُُدکیان نیز خوانده شود و رساله از لاوُدکیه را هم شما بخوانید ✡︎ {{verse|۴|۱۷|color=black}} و باَرْخِپُّس گویید باخبر باش تا آن خدمتی را که در خداوند یافتهای بکمال رسانی ✡︎ {{verse|۴|۱۸|color=black}} تحیّت من پولُس بدست خودم زنجیرهای مرا بخاطر دارید فیض با شما باد آمین ✡︎ {{dhr|4em}} {{double rule|8em}} {{ته}}<noinclude></noinclude> 66f67qe8kr58z99um0ygo7cbtabmk2s کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله پولس رسول به کولسیان 0 89341 289755 2026-06-24T21:05:58Z Hanooz 17889 صفحه‌ای تازه حاوی «{{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله پولس رسول به کولسیان | previous = [[../رساله پولس رسول بفیلپیان/]] | next = [[../رساله اول پولس رسول بتسالونیکیان/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1722 to=1726></pages>» ایجاد کرد 289755 wikitext text/x-wiki {{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله پولس رسول به کولسیان | previous = [[../رساله پولس رسول بفیلپیان/]] | next = [[../رساله اول پولس رسول بتسالونیکیان/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1722 to=1726></pages> 2zdvdq0trf37w46vkr0d29ozh8s8sje رساله پولس رسول به کولسیان 0 89342 289756 2026-06-24T21:06:23Z Hanooz 17889 تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله پولس رسول به کولسیان]] 289756 wikitext text/x-wiki #تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله پولس رسول به کولسیان]] 5h9qdj29w3dsnj8sggj74tg27z5knuk برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۲۷ 104 89343 289757 2026-06-24T21:07:27Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} پولُس و سِلْوانُس و تیموتاؤس بکلیسای تَسّالونیکیان که در خدای پدر و عیسی مسیح خداوند میباشید فیض و سلامتی از جانب پدر ما خدا و عیسی مسیح خداوند با شما باد ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} پیوسته دربارهٔ جمیع شما...» ایجاد کرد 289757 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} پولُس و سِلْوانُس و تیموتاؤس بکلیسای تَسّالونیکیان که در خدای پدر و عیسی مسیح خداوند میباشید فیض و سلامتی از جانب پدر ما خدا و عیسی مسیح خداوند با شما باد ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} پیوسته دربارهٔ جمیع شما خدا را شکر میکنیم و دائماً در دعاهای خود شما را ذکر مینماییم ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black}} چون اعمالِ ایمانِ شما و محنتِ محبّت و صبر امید شما را در خداوند ما عیسی مسیح در حضور خدا و پدر خود یاد میکنیم ✡︎ {{verse|۱|۴|color=black}} زیرا که ای برادران و ای عزیزانِ خدا از برگزیدهشدنِ شما مطلّع هستیم ✡︎ {{verse|۱|۵|color=black}} زیرا که انجیل ما بر شما محض سخن وارد نشده بلکه با قوّت و روحالقدس و یقین کامل چنانکه میدانید که در میان شما بخاطر شما چگونه مردمان شدیم ✡︎ {{verse|۱|۶|color=black}} و شما بما و بخداوند اقتدا نمودید و کلام را در زحمتِ شَدید با خوشیِ روحالقدس پذیرفتید ✡︎ {{verse|۱|۷|color=black}} به حدّی که شما جمیع ایمانداران مکادونیه و اَخائیه را نمونه شدید ✡︎ {{verse|۱|۸|color=black}} به نوعی که از شما کلام خداوند نه فقط در مَکادونیه و اَخائیه نواخته شد بلکه در هرجا ایمان شما بخدا شیوع یافت بقسمی که احتیاج نیست که ما چیزی بگوییم ✡︎ {{verse|۱|۹|color=black}} زیرا خود ایشان دربارهٔ ما خبر میدهند که چه قسم وارد بشما شدیم و بچه نوع شما از بتها بسوی خدا بازگشت کردید تا خدای حیِّ حقیقی را بندگی نمایید ✡︎ {{verse|۱|۱۰|color=black}} و تا پسر او را از آسمان انتظار بکشید که او را از مردگان برخیزانید یعنی عیسی که ما را از غضب آینده میرهاند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب دوم}}}} {{فصل|۲}} {{verse|۲|۱|color=black}} زیرا ای برادران خود میدانید که ورود ما در میان شما باطل نبود ✡︎ {{verse|۲|۲|color=black}} بلکه هرچند قبل از آن در فیلپی زحمت کشیده و بیاحترامی دیده بودیم چنانکه اطّلاع<noinclude></noinclude> n8pb7h7ep6dxsthxjncc5nkn0g2s0bo برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۲۸ 104 89344 289758 2026-06-24T21:07:45Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «دارید لیکن در خدای خود دلیری کردیم تا انجیل خدا را با جدّ و جهدِ شَدید بشما اعلام نماییم ✡︎ {{verse|۲|۳|color=black}} زیرا که نصیحت ما از گمراهی و خباثت و ریا نیست ✡︎ {{verse|۲|۴|color=black}} بلکه چنانکه مقبول خدا گشتیم که وکلای انجیل بشویم همچنین سخن میگوییم و ط...» ایجاد کرد 289758 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>دارید لیکن در خدای خود دلیری کردیم تا انجیل خدا را با جدّ و جهدِ شَدید بشما اعلام نماییم ✡︎ {{verse|۲|۳|color=black}} زیرا که نصیحت ما از گمراهی و خباثت و ریا نیست ✡︎ {{verse|۲|۴|color=black}} بلکه چنانکه مقبول خدا گشتیم که وکلای انجیل بشویم همچنین سخن میگوییم و طالب رضامندی مردم نیستیم بلکه رضامندی خدائی که دلهای ما را میآزماید ✡︎ {{verse|۲|۵|color=black}} زیرا هرگز سخن تملّقآمیز نگفتیم چنانکه میدانید و نه بهانهٔ طمع کردیم خدا شاهد است ✡︎ {{verse|۲|۶|color=black}} و نه بزرگی از خلق جستیم نه از شما و نه از دیگران هرچند چون رسولان مسیح بودیم میتوانستیم سنگین باشیم ✡︎ {{verse|۲|۷|color=black}} بلکه در میان شما بملایمت بسر میبردیم مثل دایهای که اطفال خود را میپرورد ✡︎ {{verse|۲|۸|color=black}} بدین طرز شایق شما شده راضی میبودیم که نه همان انجیل خدا را بشما دهیم بلکه جانهای خود را نیز از بس که عزیز ما بودید ✡︎ {{verse|۲|۹|color=black}} زانرو که ای برادران محنت و مشقّت ما را یاد میدارید زیرا که شبانهروز در کار مشغول شده بانجیل خدا شما را موعظه میکردیم که مبادا بر کسی از شما بار نهیم ✡︎ {{verse|۲|۱۰|color=black}} شما شاهد هستید و خدا نیز که بچه نوع با قدّوسیّت و عدالت و بیعیبی نزد شما که ایماندار هستید رفتار نمودیم ✡︎ {{verse|۲|۱۱|color=black}} چنانکه میدانید که هر یکی از شما را چون پدر فرزندان خود را نصیحت و دلداری مینمودیم ✡︎ {{verse|۲|۱۲|color=black}} و وصیّت میکردیم که رفتار بکنید بطور شایستهٔ خدائی که شما را بملکوت و جلال خود میخواند ✡︎ {{verse|۲|۱۳|color=black}} و از این جهت ما نیز دائماً خدا را شکر میکنیم که چون کلام خدا را که از ما شنیده بودید یافتید آن را کلام انسانی نپذیرفتید بلکه چنانکه فیالحقیقهٔ است کلام خدا که در شما که ایماندار هستید عمل میکند ✡︎ {{verse|۲|۱۴|color=black}} زیرا که ای برادران شما اقتدا نمودید بکلیساهای خدا که در یهودیه در مسیح عیسی میباشند زیرا که شما از قوم خود همان زحمات را کشیدید که ایشان نیز از یهود دیدند ✡︎ {{verse|۲|۱۵|color=black}} که عیسی خداوند و انبیای خود را کشتند و بر ما جفا کردند و ایشان ناپسند خدا هستند و مخالف جمیع مردم ✡︎ {{verse|۲|۱۶|color=black}} و ما را منع میکنند که بامّتها سخن بگوییم تا نجات یابند و همیشه گناهان خود را لبریز میکنند امّا مُنتهای غضبْ ایشان را فرو گرفته است ✡︎ {{verse|۲|۱۷|color=black}} لیکن ما ای برادران چون بقدر ساعتی در ظاهر نه در دل از شما مهجور شدیم باشتیاق بسیار زیادتر کوشیدیم تا روی شما را ببینیم ✡︎ {{verse|۲|۱۸|color=black}} و بدین جهت یک دو دفعه خواستیم نزد شما بیاییم یعنی من پولُس لیکن شیطان ما را نگذاشت ✡︎ {{verse|۲|۱۹|color=black}} زیرا که چیست امید و سرور و تاج فخر ما مگر شما نیستید در حضور خداوند ما عیسی در هنگام ظهور او ✡︎ {{verse|۲|۲۰|color=black}} زیرا که شما جلال و خوشی ما هستید ✡︎<noinclude></noinclude> nm2vz0xazj492n9aifdfmrjwv298dwt برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۲۹ 104 89345 289759 2026-06-24T21:08:06Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} پس چون دیگر شکیبائی نداشتیم رضا بدین دادیم که ما را در اَتِینا تنها واگذارند ✡︎ {{verse|۳|۲|color=black}} و تیموتاؤس را که برادر ما و خادم خدا در انجیل مسیح است فرستادیم تا شما را استوار سازد و در خصوص ایمانتا...» ایجاد کرد 289759 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} پس چون دیگر شکیبائی نداشتیم رضا بدین دادیم که ما را در اَتِینا تنها واگذارند ✡︎ {{verse|۳|۲|color=black}} و تیموتاؤس را که برادر ما و خادم خدا در انجیل مسیح است فرستادیم تا شما را استوار سازد و در خصوص ایمانتان شما را نصیحت کند ✡︎ {{verse|۳|۳|color=black}} تا هیچکس از این مصائب متزلزل نشود زیرا خود میدانید که برای همین مقرّر شدهایم ✡︎ {{verse|۳|۴|color=black}} زیرا هنگامی که نزد شما بودیم شما را پیش خبر دادیم که میباید زحمت بکشیم چنانکه واقع شد و میدانید ✡︎ {{verse|۳|۵|color=black}} لهذا من نیز چون دیگر شکیبائی نداشتم فرستادم تا ایمان شما را تحقیق کنم مبادا که آن تجربهکننده شما را تجربه کرده باشد و محنت ما باطل گردد ✡︎ {{verse|۳|۶|color=black}} امّا الحال چون تیموتاؤس از نزد شما بما رسید و مژدهٔ ایمان و محبّت شما را بما رسانید و اینکه شما پیوسته ما را نیکو یاد میکنید و مشتاق ملاقات ما میباشید چنانکه ما نیز شایق شما هستیم ✡︎ {{verse|۳|۷|color=black}} لهذا ای برادران در همهٔ ضیق و مصیبتی که داریم از شما بهسبب ایمانتان تسلّی یافتیم ✡︎ {{verse|۳|۸|color=black}} چونکه الآن زیست میکنیم اگر شما در خداوند استوار هستید ✡︎ {{verse|۳|۹|color=black}} زیرا چه شکرگزاری بخدا توانیم نمود بهسبب این همهٔ خوشی که بحضور خدا دربارهٔ شما داریم ✡︎ {{verse|۳|۱۰|color=black}} که شبانهروز بیشمار دعا میکنیم تا شما را روبرو ملاقات کنیم و نقص ایمان شما را بکمال رسانیم ✡︎ {{verse|۳|۱۱|color=black}} امّا خود خدا یعنی پدر ما و خداوند ما عیسی مسیح راه ما را بسوی شما راست بیاورد ✡︎ {{verse|۳|۱۲|color=black}} و خداوند شما را نمّو دهد و در محبّت با یکدیگر و با همهٔ افزونی بخشد چنانکه ما شما را محبّت مینماییم ✡︎ {{verse|۳|۱۳|color=black}} تا دلهای شما را استوار سازد بیعیب در قدّوسیّت بحضور خدا و پدر ما در هنگام ظهور خداوند ما عیسی مسیح با جمیع مقدّسین خود ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}} {{فصل|۴}} {{verse|۴|۱|color=black}} خلاصه ای برادران از شما در عیسی خداوند استدعا و التماس میکنیم که چنانکه از ما یافتهاید که بچه نوع باید رفتار کنید و خدا را راضی سازید بهمانطور زیادتر ترقی نمایید ✡︎ {{verse|۴|۲|color=black}} زیرا میدانید چه احکام از جانب عیسی خداوند بشما دادیم ✡︎ {{verse|۴|۳|color=black}} زیرا که این است ارادهٔ خدا یعنی قدّوسیّت شما تا از زنا بپرهیزید ✡︎ {{verse|۴|۴|color=black}} تا هرکسی از شما<noinclude></noinclude> aax9czt1gss870ch0ia7pzf5k05m397 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۳۰ 104 89346 289760 2026-06-24T21:08:25Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «داند چگونه باید ظرف خویشتن را در قدّوسیّت و عزّت دریابد ✡︎ {{verse|۴|۵|color=black}} و نه در هوسِ شهوت مثل امّتهائی که خدا را نمیشناسند ✡︎ {{verse|۴|۶|color=black}} و تا کسی در این امر دست تطاول یا طمع بر برادر خود دراز نکند زیرا خداوند از تمامی چنین کارها انتقام...» ایجاد کرد 289760 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>داند چگونه باید ظرف خویشتن را در قدّوسیّت و عزّت دریابد ✡︎ {{verse|۴|۵|color=black}} و نه در هوسِ شهوت مثل امّتهائی که خدا را نمیشناسند ✡︎ {{verse|۴|۶|color=black}} و تا کسی در این امر دست تطاول یا طمع بر برادر خود دراز نکند زیرا خداوند از تمامی چنین کارها انتقام کشنده است ✡︎ {{verse|۴|۷|color=black}} چنانکه سابقاً نیز بشما گفته و حکم کردهایم زیرا خدا ما را بناپاکی نخوانده است بلکه بقدّوسیّت ✡︎ {{verse|۴|۸|color=black}} لهذا هرکه حقیر شمارد انسان را حقیر نمیشمارد بلکه خدا را که روح قدّوس خود را بشما عطا کرده است ✡︎ {{verse|۴|۹|color=black}} امّا در خصوص محبّت برادرانه لازم نیست که بشما بنویسم زیرا خود شما از خدا آموخته شدهاید که یکدیگر را محبّت نمایید ✡︎ {{verse|۴|۱۰|color=black}} و چنین هم میکنید با همهٔ برادرانی که در تمام مَکادونیه میباشند لیکن ای برادران از شما التماس داریم که زیادتر ترقّی کنید ✡︎ {{verse|۴|۱۱|color=black}} و حریص باشید در اینکه آرام شوید و بکارهای خود مشغول شده بدستهای خویش کسب نمایید چنانکه شما را حکم کردیم ✡︎ {{verse|۴|۱۲|color=black}} تا نزد آنانی که خارجاند بطور شایسته رفتار کنید و بهیچ چیز محتاج نباشید ✡︎ {{verse|۴|۱۳|color=black}} امّا ای برادران نمیخواهیم شما از حالت خوابیدگان بیخبر باشید که مبادا مثل دیگران که امید ندارند محزون شوید ✡︎ {{verse|۴|۱۴|color=black}} زیرا اگر باور میکنیم که عیسی مرد و برخاست بهمینطور نیز خدا آنانی را که در عیسی خوابیدهاند با وی خواهد آورد ✡︎ {{verse|۴|۱۵|color=black}} زیرا این را بشما از کلام خدا میگوییم که ما که زنده و تا آمدن خداوند باقی باشیم بر خوابیدگان سبقت نخواهیم جست ✡︎ {{verse|۴|۱۶|color=black}} زیرا خود خداوند با صدا و با آواز رئیس فرشتگان و با صور خدا از آسمان نازل خواهد شد و مردگانِ در مسیح اوّل خواهند برخاست ✡︎ {{verse|۴|۱۷|color=black}} آنگاه ما که زنده و باقی باشیم با ایشان در ابرها ربوده خواهیم شد تا خداوند را در هوا استقبال کنیم و همچنین همیشه با خداوند خواهیم بود ✡︎ {{verse|۴|۱۸|color=black}} پس بدین سخنان همدیگر را تسلی دهید ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب پنجم}}}} {{فصل|۵}} {{verse|۵|۱|color=black}} امّا ای برادران در خصوص وقتها و زمانها احتیاج ندارید که بشما بنویسم ✡︎ {{verse|۵|۲|color=black}} زیرا خود شما بتحقیق آگاهید که روز خداوند چون دزد در شب میآید ✡︎ {{verse|۵|۳|color=black}} زیرا هنگامی که میگویند سلامتی و امان است آنگاه هلاکتْ ایشان را ناگهان فرو خواهد گرفت چون درد زه زن حامله را و هرگز رستگار نخواهند شد ✡︎ {{verse|۵|۴|color=black}} لیکن شما ای برادران در ظلمت نیستید تا آن روز چون دزد بر شما آید ✡︎ {{verse|۵|۵|color=black}} زیرا جمیع شما پسران نور و پسران روز<noinclude></noinclude> figmagw0yoelk40lmlqtp4024gfv2tq برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۳۱ 104 89347 289761 2026-06-24T21:08:46Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «هستید از شب و ظلمت نیستیم ✡︎ {{verse|۵|۶|color=black}} بنابراین مثل دیگران بخواب نرویم بلکه بیدار و هشیار باشیم ✡︎ {{verse|۵|۷|color=black}} زیرا خوابیدگان در شب میخوابند و مستان در شب مست میشوند ✡︎ {{verse|۵|۸|color=black}} لیکن ما که از روز هستیم هشیار بوده جوشن ایمان و...» ایجاد کرد 289761 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>هستید از شب و ظلمت نیستیم ✡︎ {{verse|۵|۶|color=black}} بنابراین مثل دیگران بخواب نرویم بلکه بیدار و هشیار باشیم ✡︎ {{verse|۵|۷|color=black}} زیرا خوابیدگان در شب میخوابند و مستان در شب مست میشوند ✡︎ {{verse|۵|۸|color=black}} لیکن ما که از روز هستیم هشیار بوده جوشن ایمان و محبّت و خودِ امید نجات را بپوشیم ✡︎ {{verse|۵|۹|color=black}} زیرا خدا ما را تعیین نکرد برای غضب بلکه بجهت تحصیل نجات بهوسیلهٔ خداوند ما عیسی مسیح ✡︎ {{verse|۵|۱۰|color=black}} که برای ما مرد تا خواه بیدار باشیم و خواه خوابیده همراه وی زیست کنیم ✡︎ {{verse|۵|۱۱|color=black}} پس همدیگر را تسلی دهید و یکدیگر را بنا کنید چنانکه هم میکنید ✡︎ {{verse|۵|۱۲|color=black}} امّا ای برادران بشما التماس داریم که بشناسید آنانی را که در میان شما زحمت میکشند و پیشوایان شما در خداوند بوده شما را نصیحت میکنند ✡︎ {{verse|۵|۱۳|color=black}} و ایشان را در نهایت محبّت بهسبب عملشان محترم دارید و با یکدیگر صلح کنید ✡︎ {{verse|۵|۱۴|color=black}} لیکن ای برادران از شما استدعا داریم که سرکشان را تنبیه نمایید و کوتاهدلان را دلداری دهید و ضعفا را حمایت کنید و با جمیع مردم تحمّل کنید ✡︎ {{verse|۵|۱۵|color=black}} زنهار کسی با کسی بسزای بدی بدی نکند بلکه دائماً با یکدیگر و با جمیع مردم در پی نیکویی بکوشید ✡︎ {{verse|۵|۱۶|color=black}} پیوسته شادمان باشید ✡︎ {{verse|۵|۱۷|color=black}} همیشه دعا کنید ✡︎ {{verse|۵|۱۸|color=black}} در هر امری شاکر باشید که این است ارادهٔ خدا در حقّ شما در مسیح عیسی ✡︎ {{verse|۵|۱۹|color=black}} روح را اطفا مکنید ✡︎ {{verse|۵|۲۰|color=black}} نبوّتها را خوار مشمارید ✡︎ {{verse|۵|۲۱|color=black}} همهچیز را تحقیق کنید و بآنچه نیکو است متمسّک باشید ✡︎ {{verse|۵|۲۲|color=black}} از هر نوع بدی احتراز نمایید ✡︎ {{verse|۵|۲۳|color=black}} امّا خودِ خدای سلامتی شما را بالکّل مقدّس گرداند و روح و نَفْس و بدن شما تماماً بیعیب محفوظ باشد در وقت آمدن خداوند ما عیسی مسیح ✡︎ {{verse|۵|۲۴|color=black}} امین است دعوتکنندهٔ شما که این را هم خواهد کرد ✡︎ {{verse|۵|۲۵|color=black}} ای برادران برای ما دعا کنید ✡︎ {{verse|۵|۲۶|color=black}} جمیع برادران را ببوسهٔ مقدّسانه تحیّت نمایید ✡︎ {{verse|۵|۲۷|color=black}} شما را بخداوند قسم میدهم که این رساله برای جمیع برادرانِ مقدّس خوانده شود ✡︎ {{verse|۵|۲۸|color=black}} فیض خداوند ما عیسی مسیح با شما باد آمین ✡︎ {{dhr|4em}} {{double rule|8em}} {{ته}}<noinclude></noinclude> sov8gcix11gqfrjuifujx2y29fyhhzw کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله اول پولس رسول بتسالونیکیان 0 89348 289762 2026-06-24T21:09:56Z Hanooz 17889 برچسب لحن 289762 wikitext text/x-wiki {{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله اول پولس رسول بتسالونیکیان | previous = [[../رساله پولس رسول به کولسیان/]] | next = [[../رساله دوم پولس رسول بتسالونیکیان/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1727 to=1731></pages> mf202gql0rzx1ct9qlioausib6uih4r رساله اول پولس رسول بتسالونیکیان 0 89349 289763 2026-06-24T21:11:07Z Hanooz 17889 تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله اول پولس رسول بتسالونیکیان]] 289763 wikitext text/x-wiki #تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله اول پولس رسول بتسالونیکیان]] 0da3klj1cqiug9wnlmhq3mhxbuw2ltb برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۳۲ 104 89350 289764 2026-06-24T21:11:34Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} پولُس و سِلْوانُس و تیموتاؤس بکلیسای تسالونیکیان که در خدای پدر ما و عیسی مسیح خداوند میباشید ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} فیض و سلامتی از جانب پدر ما خدا و عیسی مسیح خداوند بر شما باد ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black}} ای بر...» ایجاد کرد 289764 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} پولُس و سِلْوانُس و تیموتاؤس بکلیسای تسالونیکیان که در خدای پدر ما و عیسی مسیح خداوند میباشید ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} فیض و سلامتی از جانب پدر ما خدا و عیسی مسیح خداوند بر شما باد ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black}} ای برادران میباید همیشه بجهت شما خدا را شکر کنیم چنانکه سزاوار است از آنجا که ایمان شما بغایت نمّو میکند و محبّت هر یکی از شما جمیعاً با همدیگر میافزاید ✡︎ {{verse|۱|۴|color=black}} بهحدّی که خود ما در خصوص شما در کلیساهای خدا فخر میکنیم بهسبب صبر و ایمانتان در همهٔ مصایب شما و عذابهائی که متحمّل آنها میشوید ✡︎ {{verse|۱|۵|color=black}} که دلیل است بر داوری عادلِ خدا تا شما مستحقّ ملکوت خدا بشوید که برای آن هم زحمت میکشید ✡︎ {{verse|۱|۶|color=black}} زیرا که این انصاف است نزد خدا که عذابکنندگانِ شما را عذاب دهد ✡︎ {{verse|۱|۷|color=black}} و شما را که عذاب میکشید با ما راحت بخشد در هنگامی که عیسی خداوند از آسمان با فرشتگان قوّت خود ظهور خواهد نمود ✡︎ {{verse|۱|۸|color=black}} در آتش مشتعل و انتقام خواهد کشید از آنانی که خدا را نمیشناسند و انجیل خداوند ما عیسی مسیح را اطاعت نمیکنند ✡︎ {{verse|۱|۹|color=black}} که ایشان بقصاص هلاکت جاودانی خواهند رسید از حضور خداوند و جلال قوّت او ✡︎ {{verse|۱|۱۰|color=black}} هنگامی که آید تا در مقدّسان خود جلال یابد و در همهٔ ایمانداران از او تعجّب کنند در آن روز زیرا که شما شهادت ما را تصدیق کردید ✡︎ {{verse|۱|۱۱|color=black}} و برای این هم پیوسته بجهت شما دعا میکنیم که خدای ما شما را مستحقّ این دعوت شمارد و تمام مسرّت نیکویی و عمل ایمان را با قوّت کامل گرداند ✡︎ {{verse|۱|۱۲|color=black}} تا نام خداوند ما عیسی مسیح در شما تمجید یابد و شما در وی بحسب فیض خدای ما و عیسی مسیح خداوند ✡︎<noinclude></noinclude> o3r8vkw2lngbwwb5id35iluh5nfx5pg برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۳۳ 104 89351 289765 2026-06-24T21:11:52Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب دوم}}}} {{فصل|۲}} {{verse|۲|۱|color=black}} امّا ای برادران از شما استدعا میکنیم دربارهٔ آمدن خداوند ما عیسی مسیح و جمع شدن ما بنزد او ✡︎ {{verse|۲|۲|color=black}} که شما از هوش خود بزودی متزلزل نشوید و مضطرب نگردید نه از روح و نه از کلام و نه از رسالهای...» ایجاد کرد 289765 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب دوم}}}} {{فصل|۲}} {{verse|۲|۱|color=black}} امّا ای برادران از شما استدعا میکنیم دربارهٔ آمدن خداوند ما عیسی مسیح و جمع شدن ما بنزد او ✡︎ {{verse|۲|۲|color=black}} که شما از هوش خود بزودی متزلزل نشوید و مضطرب نگردید نه از روح و نه از کلام و نه از رسالهای که گویا از ما باشد بدین مضمون که روز مسیح رسیده است ✡︎ {{verse|۲|۳|color=black}} زنهار کسی بهیچوجه شما را نفریبد زیرا که تا آن ارتداد اوّل واقع نشود و آن مرد شریر یعنی فرزند هلاکت ظاهر نگردد آن روز نخواهد آمد ✡︎ {{verse|۲|۴|color=black}} که او مخالفت میکند و خود را بلندتر میسازد از هر چه بخدا یا بمعبود مسمّی شود بهحدّی که مثل خدا در هیکل خدا نشسته خود را مینماید که خداست ✡︎ {{verse|۲|۵|color=black}} آیا یاد نمیکنید که هنگامی که هنوز نزد شما میبودم این را بشما میگفتم ✡︎ {{verse|۲|۶|color=black}} و الآن آنچه را که مانع است میدانید تا او در زمان خود ظاهر بشود ✡︎ {{verse|۲|۷|color=black}} زیرا که آن سرّ بیدینی الآن عمل میکند فقط تا وقتی که آنکه تا بحال مانع است از میان برداشته شود ✡︎ {{verse|۲|۸|color=black}} آنگاه آن بیدین ظاهر خواهد شد که عیسی خداوند او را بنَفَس دهان خود هلاک خواهد کرد و بتجلّی ظهورِ خویش او را نابود خواهد ساخت ✡︎ {{verse|۲|۹|color=black}} که ظهور او بعمل شیطان است با هر نوع قوّت و آیات و عجایب دروغ ✡︎ {{verse|۲|۱۰|color=black}} و بهر قسم فریب ناراستی برای هالکین از آنجا که محبّت راستی را نپذیرفتند تا نجات یابند ✡︎ {{verse|۲|۱۱|color=black}} و بدین جهت خدا بایشان عمل گمراهی میفرستد تا دروغ را باور کنند ✡︎ {{verse|۲|۱۲|color=black}} و تا فتوائی شود بر همهٔ کسانی که راستی را باور نکردند بلکه بناراستی شاد شدند ✡︎ {{verse|۲|۱۳|color=black}} امّا ای برادران و ای عزیزانِ خداوند میباید ما همیشه برای شما خدا را شکر نماییم که از ابتدا خدا شما را برگزید برای نجات بتقدیس روح و ایمانِ براستی ✡︎ {{verse|۲|۱۴|color=black}} و برای آن شما را دعوت کرد بهوسیلهٔ بشارت ما برای تحصیل جلال خداوند ما عیسی مسیح ✡︎ {{verse|۲|۱۵|color=black}} پس ای برادران استوار باشید و آن روایات را که خواه از کلام و خواه از رسالهٔ ما آموختهاید نگاه دارید ✡︎ {{verse|۲|۱۶|color=black}} و خود خداوند ما عیسی مسیح و خدا و پدر ما که ما را محبّت نمود و تسلّی ابدی و امید نیکو را بفیض خود بما بخشید ✡︎ {{verse|۲|۱۷|color=black}} دلهای شما را تسلّی عطا کند و شما را در هر فعل و قول نیکو استوار گرداند ✡︎<noinclude></noinclude> bzl96xf10qczht7mqd6u559nj9ug9fh برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۳۴ 104 89352 289766 2026-06-24T21:12:13Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} خلاصه ای برادران برای ما دعا کنید تا کلام خداوند جاری شود و جلال یابد چنانکه در میان شما نیز ✡︎ {{verse|۳|۲|color=black}} و تا از مردم ناشایستهٔ شریر برهیم زیرا که همهٔ را ایمان نیست ✡︎ {{verse|۳|۳|color=black}} امّا ام...» ایجاد کرد 289766 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} خلاصه ای برادران برای ما دعا کنید تا کلام خداوند جاری شود و جلال یابد چنانکه در میان شما نیز ✡︎ {{verse|۳|۲|color=black}} و تا از مردم ناشایستهٔ شریر برهیم زیرا که همهٔ را ایمان نیست ✡︎ {{verse|۳|۳|color=black}} امّا امین است آن خداوندی که شما را استوار و از شریر محفوظ خواهد ساخت ✡︎ {{verse|۳|۴|color=black}} امّا بر شما در خداوند اعتماد داریم که آنچه بشما امر کنیم بعمل میآورید و نیز خواهید آورد ✡︎ {{verse|۳|۵|color=black}} و خداوند دلهای شما را بمحبّت خدا و بصبر مسیح هدایت کند ✡︎ {{verse|۳|۶|color=black}} ولی ای برادران شما را بنام خداوند خود عیسی مسیح حکم میکنیم که از هر برادری که بینظم رفتار میکند و نه برحسب آن قانونی که از ما یافتهاید اجتناب نمایید ✡︎ {{verse|۳|۷|color=black}} زیرا خود آگاه هستید که بچه قسم بما اقتدا میباید نمود چونکه در میان شما بینظم رفتار نکردیم ✡︎ {{verse|۳|۸|color=black}} و نان هیچکس را مفت نخوردیم بلکه بمحنت و مشقّت شبانهروز بکار مشغول میبودیم تا بر احدی از شما بار ننهیم ✡︎ {{verse|۳|۹|color=black}} نه آنکه اختیار نداریم بلکه تا خود را نمونه برای شما سازیم تا بما اقتدا نمایید ✡︎ {{verse|۳|۱۰|color=black}} زیرا هنگامی که نزد شما هم میبودیم این را بشما امر فرمودیم که اگر کسی خواهد کار نکند خوراک هم نخورد ✡︎ {{verse|۳|۱۱|color=black}} زیرا شنیدیم که بعضی در میان شما بینظم رفتار میکنند که کاری نمیکنند بلکه فضول هستند ✡︎ {{verse|۳|۱۲|color=black}} امّا چنین اشخاص را در خداوند ما عیسی مسیح حکم و نصیحت میکنیم که بآرامی کار کرده نان خود را بخورند ✡︎ {{verse|۳|۱۳|color=black}} امّا شما ای برادران از نیکوکاری خستهخاطر مشوید ✡︎ {{verse|۳|۱۴|color=black}} ولی اگر کسی سخن ما را در این رساله اطاعت نکند بر او نشانه گذارید و با وی معاشرت مکنید تا شرمنده شود ✡︎ {{verse|۳|۱۵|color=black}} امّا او را دشمن مشمارید بلکه چون برادر او را تنبیه کنید ✡︎ {{verse|۳|۱۶|color=black}} امّا خود {{روخط|خداوند}}ِ سلامتی شما را پیوسته در هر صورت سلامتی عطا کند و خداوند با همگی شما باد ✡︎ {{verse|۳|۱۷|color=black}} تحیّت بدست من پولُس که علامت در هر رساله است بدینطور مینویسم ✡︎ {{verse|۳|۱۸|color=black}} فیض خداوند ما عیسی مسیح با جمیع شما باد آمین ✡︎ {{dhr|4em}} {{double rule|8em}} {{ته}}<noinclude></noinclude> 5fxs1t2tof0g3kn6pkpzujxqemg7vnb کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله دوم پولس رسول بتسالونیکیان 0 89353 289767 2026-06-24T21:14:10Z Hanooz 17889 صفحه‌ای تازه حاوی «{{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله دوم پولس رسول بتسالونیکیان | previous = [[../رساله اول پولس رسول بتسالونیکیان/]] | next = [[../رساله اول پولس رسول به تیموتاؤس/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1732 to=1734></pages>» ایجاد کرد 289767 wikitext text/x-wiki {{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله دوم پولس رسول بتسالونیکیان | previous = [[../رساله اول پولس رسول بتسالونیکیان/]] | next = [[../رساله اول پولس رسول به تیموتاؤس/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1732 to=1734></pages> sudzdfggla7qo2dw4aohss69597xb9n رساله دوم پولس رسول بتسالونیکیان 0 89354 289768 2026-06-24T21:14:25Z Hanooz 17889 تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله دوم پولس رسول بتسالونیکیان]] 289768 wikitext text/x-wiki #تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله دوم پولس رسول بتسالونیکیان]] gagbhj6crxnbbwgi1m1f4niq4hr46sr برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۳۵ 104 89355 289769 2026-06-24T21:15:22Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} پولُس رسول عیسی مسیح بحکم نجاتدهندهٔ ما خدا و مسیح عیسی خداوند که امید ما است ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} به فرزند حقیقی خود در ایمان تیموتاؤس فیض و رحم و سلامتی از جانب خدای پدر و خداوند ما مسیح عیسی بر تو با...» ایجاد کرد 289769 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} پولُس رسول عیسی مسیح بحکم نجاتدهندهٔ ما خدا و مسیح عیسی خداوند که امید ما است ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} به فرزند حقیقی خود در ایمان تیموتاؤس فیض و رحم و سلامتی از جانب خدای پدر و خداوند ما مسیح عیسی بر تو باد ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black}} چنانکه هنگامی که عازم مکادونیه بودم بشما التماس نمودم که در اَفَسُس بمانی تا بعضی را امر کنی که تعلیمی دیگر ندهند ✡︎ {{verse|۱|۴|color=black}} و افسانهها و نسبنامههای نامتناهی را اِصغا ننمایند که اینها مباحثات را نه آن تعمیر الهی را که در ایمان است پدید میآورد ✡︎ {{verse|۱|۵|color=black}} امّا غایتِ حکم محبّت است از دل پاک و ضمیر صالح و ایمان بیریا ✡︎ {{verse|۱|۶|color=black}} که از این امور بعضی منحرف گشته ببیهودهگویی توجّه نمودهاند ✡︎ {{verse|۱|۷|color=black}} و میخواهند معلمان شریعت بشوند و حال آنکه نمیفهمند آنچه میگویند و نه آنچه بتأکید اظهار مینمایند ✡︎ {{verse|۱|۸|color=black}} لیکن میدانیم که شریعت نیکو است اگر کسی آن را برحسب شریعت بکار بَرَد ✡︎ {{verse|۱|۹|color=black}} و این بداند که شریعت بجهت عادل موضوع نمیشود بلکه برای سرکشان و طاغیان و بیدینان و گناهکاران و ناپاکان و حرامکاران و قاتلان پدر و قاتلان مادر و قاتلان مردم ✡︎ {{verse|۱|۱۰|color=black}} و زانیان و لوّاطان و مردمدزدان و دروغگویان و قسمدروغخوران و برای هر عمل دیگری که برخلاف تعلیم صحیح باشد ✡︎ {{verse|۱|۱۱|color=black}} برحسب انجیل جلال خدای متبارک که بمن سپرده شده است ✡︎ {{verse|۱|۱۲|color=black}} و شکر میکنم خداوند خود مسیح عیسی را که مرا تقویت داد چونکه امین شمرده باین خدمتم ممتاز فرمود ✡︎ {{verse|۱|۱۳|color=black}} که سابقاً کفرگو و مضّر و سَقَطگو بودم لیکن رحم یافتم از آنرو که از جهالت در بیایمانی کردم ✡︎ {{verse|۱|۱۴|color=black}} امّا فیض خداوند ما بینهایت افزود با ایمان و محبّتی که در مسیح عیسی است ✡︎ {{verse|۱|۱۵|color=black}} این سخن امین است و لایق قبول تامّ که مسیح عیسی بدنیا آمد تا گناهکاران را نجات بخشد که من بزرگترین آنها<noinclude></noinclude> 9v80uz7o9uwktam7fhjv9mbda4qefxa برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۳۶ 104 89356 289770 2026-06-24T21:16:13Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «هستم ✡︎ {{verse|۱|۱۶|color=black}} بلکه از این جهت بر من رحم شد تا اوّل در من مسیح عیسی کمال حلم را ظاهر سازد تا آنانی را که بجهت حیات جاودانی بوی ایمان خواهند آورد نمونه باشم ✡︎ {{verse|۱|۱۷|color=black}} باری پادشاه سَرمَدی و باقی و نادیده را خدای حکیم وحید را اک...» ایجاد کرد 289770 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>هستم ✡︎ {{verse|۱|۱۶|color=black}} بلکه از این جهت بر من رحم شد تا اوّل در من مسیح عیسی کمال حلم را ظاهر سازد تا آنانی را که بجهت حیات جاودانی بوی ایمان خواهند آورد نمونه باشم ✡︎ {{verse|۱|۱۷|color=black}} باری پادشاه سَرمَدی و باقی و نادیده را خدای حکیم وحید را اکرام و جلال تا ابدالآباد باد آمین ✡︎ {{verse|۱|۱۸|color=black}} ای فرزند تیموتاؤس این وصیّت را بتو میسپارم برحسب نبوّتهائی که سابقاً بر تو شد تا در آنها جنگِ نیکو کنی ✡︎ {{verse|۱|۱۹|color=black}} و ایمان و ضمیر صالح را نگاه داری که بعضی این را از خود دور انداخته مر ایمان را شکستهکشتی شدند ✡︎ {{verse|۱|۲۰|color=black}} که از آن جمله هیمیناؤس و اسکندر میباشند که ایشان را بشیطان سپردم تا تأدیب شده دیگر کفر نگویند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب دوم}}}} {{فصل|۲}} {{verse|۲|۱|color=black}} پس از همهچیز اوّل سفارش میکنم که صلوات و دعاها و مناجات و شکرها را برای جمیع مردم بجا آورند ✡︎ {{verse|۲|۲|color=black}} بجهت پادشاهان و جمیع صاحبان منصب تا بآرامی و استراحت و با کمال دینداری و وقار عمر خود را بسر بریم ✡︎ {{verse|۲|۳|color=black}} زیرا که این نیکو و پسندیده است در حضور نجاتدهندهٔ ما خدا ✡︎ {{verse|۲|۴|color=black}} که میخواهد جمیع مردم نجات یابند و بمعرفت راستی گرایند ✡︎ {{verse|۲|۵|color=black}} زیرا خدا واحد است و در میان خدا و انسان یک متوسّطی است یعنی انسانی که مسیح عیسی باشد ✡︎ {{verse|۲|۶|color=black}} که خود را در راه همهٔ فدا داد شهادتی در زمان معیّن ✡︎ {{verse|۲|۷|color=black}} و برای این من واعظ و رسول و معلم امّتها در ایمان و راستی مقرّر شدم در مسیح راست میگویم و دروغ نی ✡︎ {{verse|۲|۸|color=black}} پس آرزوی این دارم که مردان دستهای مقدّس را بدون غیظ و جدال برافراخته در هر جا دعا کنند ✡︎ {{verse|۲|۹|color=black}} و همچنین زنان خویشتن را بیارایند بلباس مزیّن بحیا و پرهیز نه بزلفها و طلا و مروارید و رخت گرانبها ✡︎ {{verse|۲|۱۰|color=black}} بلکه چنانکه زنانی را میشاید که دعوی دینداری میکنند باعمال صالحه ✡︎ {{verse|۲|۱۱|color=black}} زن با سکوت بکمال اطاعت تعلیم گیرد ✡︎ {{verse|۲|۱۲|color=black}} و زن را اجازت نمیدهم که تعلیم دهد یا بر شوهر مسلّط شود بلکه در سکوت بماند ✡︎ {{verse|۲|۱۳|color=black}} زیرا که آدم اوّل ساخته شد و بعد حوّا ✡︎ {{verse|۲|۱۴|color=black}} و آدم فریب نخورد بلکه زن فریب خورده در تقصیر گرفتار شد ✡︎ {{verse|۲|۱۵|color=black}} امّا بزاییدن رستگار خواهد شد اگر در ایمان و محبّت و قدّوسیّت و تقوا ثابت بمانند ✡︎<noinclude></noinclude> 8b8ge0xj0iaa0k93m6kw2ipmsjdkj7t برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۳۷ 104 89357 289771 2026-06-24T21:16:28Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} این سخن امین است که اگر کسی منصب اسقفی را بخواهد کار نیکو میطلبد ✡︎ {{verse|۳|۲|color=black}} پس اسقف باید بیملامت و صاحب یک زن و هشیار و خردمند و صاحب نظام و مهماننواز و راغب بتعلیم باشد ✡︎ {{verse|۳|۳|color=black}} نه...» ایجاد کرد 289771 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} این سخن امین است که اگر کسی منصب اسقفی را بخواهد کار نیکو میطلبد ✡︎ {{verse|۳|۲|color=black}} پس اسقف باید بیملامت و صاحب یک زن و هشیار و خردمند و صاحب نظام و مهماننواز و راغب بتعلیم باشد ✡︎ {{verse|۳|۳|color=black}} نه میگسار یا زننده یا طمّاع سود قبیح بلکه حلیم و نه جنگجو و نه زرپرست ✡︎ {{verse|۳|۴|color=black}} مُدَبّر اهل خانهٔ خود بنیکویی و فرزندان خویش را در کمال وقار مطیع گرداند ✡︎ {{verse|۳|۵|color=black}} زیرا هرگاه کسی نداند که اهل خانهٔ خود را تدبیر کند چگونه کلیسای خدا را نگاهبانی مینماید ✡︎ {{verse|۳|۶|color=black}} و نه جدیدالایمان که مبادا غرور کرده بحکم ابلیس بیفتد ✡︎ {{verse|۳|۷|color=black}} امّا لازم است که نزد آنانی که خارجند هم نیکنام باشد که مبادا در رسوائی و دام ابلیس گرفتار شود ✡︎ {{verse|۳|۸|color=black}} همچنین شمّاسان باوقار باشند نه دو زبان و نه راغب بشراب زیاده و نه طمّاعِ سود قبیح ✡︎ {{verse|۳|۹|color=black}} دارندگان سرّ ایمان در ضمیر پاک ✡︎ {{verse|۳|۱۰|color=black}} امّا باید اوّل ایشان آزموده شوند و چون بیعیب یافت شدند کار شمّاسی را بکنند ✡︎ {{verse|۳|۱۱|color=black}} و بهمینطور زنان نیز باید باوقار باشند و نه غیبتگو بلکه هشیار و در هر امری امین ✡︎ {{verse|۳|۱۲|color=black}} و شمّاسان صاحب یک زن باشند و فرزندان و اهل خانهٔ خویش را نیکو تدبیر نمایند ✡︎ {{verse|۳|۱۳|color=black}} زیرا آنانی که کار شمّاسی را نیکو کرده باشند درجهٔ خوب برای خویشتن تحصیل میکنند و جلادت کامل در ایمانی که بمسیح عیسی است ✡︎ {{verse|۳|۱۴|color=black}} این را بتو مینویسم بامید آنکه بزودی نزد تو آیم ✡︎ {{verse|۳|۱۵|color=black}} لیکن اگر تأخیر اندازم تا بدانی که چگونه باید در خانهٔ خدا رفتار کنی که کلیسای خدای حیّ و ستون و بنیاد راستی است ✡︎ {{verse|۳|۱۶|color=black}} و بالاجماع سرّ دینداری عظیم است که خدا در جسم ظاهر شد و در روح تصدیق کرده شد و بفرشتگان مشهود گردید و بامّتها موعظه کرده و در دنیا ایمان آورده و بجلال بالا برده شد ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}} {{فصل|۴}} {{verse|۴|۱|color=black}} و لیکن روح صریحاً میگوید که در زمان آخر بعضی از ایمان برگشته بارواح مُضِلّ و تعالیم شیاطین اِصغا خواهند نمود ✡︎ {{verse|۴|۲|color=black}} به ریاکاری دروغگویان که ضمایر خود را داغ کردهاند ✡︎ {{verse|۴|۳|color=black}} که از مزاوجت منع میکنند و حکم مینمایند باحتراز از خوراکهائی که خدا آفرید برای مؤمنین و عارفینِ حقّ تا آنها را بشکرگزاری بخورند ✡︎<noinclude></noinclude> 6ctitl8xyy7288oyvcb2vsz8fg0jqsl برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۳۸ 104 89358 289772 2026-06-24T21:16:52Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{verse|۴|۴|color=black}} زیرا که هر مخلوق خدا نیکو است و هیچ چیز را ردّ نباید کرد اگر بشکرگزاری پذیرند ✡︎ {{verse|۴|۵|color=black}} زیرا که از کلامِ خدا و دعا تقدیس میشود ✡︎ {{verse|۴|۶|color=black}} اگر این امور را ببرادران بسپاری خادم نیکوی مسیح عیسی خواهی بود تربیت یافت...» ایجاد کرد 289772 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۴|۴|color=black}} زیرا که هر مخلوق خدا نیکو است و هیچ چیز را ردّ نباید کرد اگر بشکرگزاری پذیرند ✡︎ {{verse|۴|۵|color=black}} زیرا که از کلامِ خدا و دعا تقدیس میشود ✡︎ {{verse|۴|۶|color=black}} اگر این امور را ببرادران بسپاری خادم نیکوی مسیح عیسی خواهی بود تربیت یافته در کلام ایمان و تعلیم خوب که پیروی آن را کردهای ✡︎ {{verse|۴|۷|color=black}} لیکن از افسانههای حرام عجوزها احتراز نما و در دینداری ریاضت بکش ✡︎ {{verse|۴|۸|color=black}} که ریاضت بدنی اندک فایدهای دارد لیکن دینداری برای هر چیز مفید است که وعدهٔٔ زندگی حال و آینده را دارد ✡︎ {{verse|۴|۹|color=black}} این سخن امین است و لایق قبول تامّ ✡︎ {{verse|۴|۱۰|color=black}} زیرا که برای این زحمت و بیاحترامی میکشیم زیرا امید داریم بخدای زنده که جمیع مردمان علیالخصوص مؤمنین را نجاتدهنده است ✡︎ {{verse|۴|۱۱|color=black}} این امور را حکم و تعلیم فرما ✡︎ {{verse|۴|۱۲|color=black}} هیچکس جوانی تو را حقیر نشمارد بلکه مؤمنین را در کلام و سیرت و محبّت و ایمان و عصمت نمونه باش ✡︎ {{verse|۴|۱۳|color=black}} تا مادامی که نه آیم خود را بقرائت و نصیحت و تعلیم بسپار ✡︎ {{verse|۴|۱۴|color=black}} زنهار از آن کرامتی که در تو است که بهوسیلهٔ نبوّت با نهادن دستهای کشیشان بتو داده شد بیاعتنائی منما ✡︎ {{verse|۴|۱۵|color=black}} در این امور تأمّل نما و در اینها راسخ باش تا ترقّی تو بر همهٔ ظاهر شود ✡︎ {{verse|۴|۱۶|color=black}} خویشتن را و تعلیم را احتیاط کن و در این امور قائم باش که هرگاه چنین کنی خویشتن را و شنوندگان خویش را نیز نجات خواهی داد ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب پنجم}}}} {{فصل|۵}} {{verse|۵|۱|color=black}} مرد پیر را توبیخ منما بلکه چون پدر او را نصیحت کن و جوانان را چون برادران ✡︎ {{verse|۵|۲|color=black}} زنان پیر را چون مادران و زنان جوان را مثل خواهران با کمال عفّت ✡︎ {{verse|۵|۳|color=black}} بیوهزنان را اگر فیالحقیقت بیوه باشند محترم دار ✡︎ {{verse|۵|۴|color=black}} امّا اگر بیوهزنی فرزندان یا نوادهها دارد آموخته بشوند که خانهٔ خود را با دینداری نگاه دارند و حقوق اجداد خود را ادا کنند که این در حضور خدا نیکو و پسندیده است ✡︎ {{verse|۵|۵|color=black}} امّا زنی که فیالحقیقت بیوه و بیکس است بخدا امیدوار است و در صلوات و دعاها شبانهروز مشغول میباشد ✡︎ {{verse|۵|۶|color=black}} لیکن زن عیّاش در حال حیات مرده است ✡︎ {{verse|۵|۷|color=black}} و باین معانی امر فرما تا بیملامت باشند ✡︎ {{verse|۵|۸|color=black}} ولی اگر کسی برای خویشان و علیالخصوص اهل خانهٔ خود تدبیر نکند منکر ایمان و پستتر از بیایمان است ✡︎ {{verse|۵|۹|color=black}} بیوهزنی که کمتر از شصت ساله نباشد و یک شوهر کرده باشد باید نام او ثبت گردد ✡︎ {{verse|۵|۱۰|color=black}} که در اعمال صالح نیکنام باشد اگر<noinclude></noinclude> 9gm5lca75je529wxnmzh5nkh79uhfot برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۳۹ 104 89359 289773 2026-06-24T21:17:09Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «فرزندان را پرورده و غُرَبا را مهمانی نموده و پایهای مقدّسین را شسته و زحمتکشان را اعانتی نموده و هر کار نیکو را پیروی کرده باشد ✡︎ {{verse|۵|۱۱|color=black}} امّا بیوههای جوانتر از این را قبول مکن زیرا که چون از مسیح سرکش شوند خواهش نکاح دارند ✡︎ {{verse|۵|...» ایجاد کرد 289773 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>فرزندان را پرورده و غُرَبا را مهمانی نموده و پایهای مقدّسین را شسته و زحمتکشان را اعانتی نموده و هر کار نیکو را پیروی کرده باشد ✡︎ {{verse|۵|۱۱|color=black}} امّا بیوههای جوانتر از این را قبول مکن زیرا که چون از مسیح سرکش شوند خواهش نکاح دارند ✡︎ {{verse|۵|۱۲|color=black}} و ملزم میشوند از اینکه ایمان نخست را برطرف کردهاند ✡︎ {{verse|۵|۱۳|color=black}} و علاوه بر این خانه بخانه گردش کرده آموخته میشوند که بیکار باشند و نه فقط بیکار بلکه بیهودهگو و فضول هم که حرفهای ناشایسته میزنند ✡︎ {{verse|۵|۱۴|color=black}} پس رأی من این است که زنان جوان نکاح شوند و اولاد بزایند و کدبانو شوند و خصم را مجال مذمّت ندهند ✡︎ {{verse|۵|۱۵|color=black}} زیرا که بعضی برگشتند بعقب شیطان ✡︎ {{verse|۵|۱۶|color=black}} اگر مرد یا زنِ مؤمن بیوهها دارد ایشان را بپرورد و بار بر کلیسا ننهد تا آنانی را که فیالحقیقت بیوه باشند پرورش نماید ✡︎ {{verse|۵|۱۷|color=black}} کشیشانی که نیکو پیشوائی کردهاند مستحقّ حرمت مضاعف میباشند علیالخصوص آنانی که در کلام و تعلیم محنت میکشند ✡︎ {{verse|۵|۱۸|color=black}} زیرا کتاب میگوید گاو را وقتی که خرمن را خرد میکند دهن مبند و مزدورْ مستحقّ اجرت خود است ✡︎ {{verse|۵|۱۹|color=black}} ادّعائی بر یکی از کشیشان جز بزبان دو یا سه شاهد مپذیر ✡︎ {{verse|۵|۲۰|color=black}} آنانی که گناه کنند پیش همهٔ توبیخ فرما تا دیگران بترسند ✡︎ {{verse|۵|۲۱|color=black}} در حضور خدا و مسیح عیسی و فرشتگان برگزیده تو را قسم میدهم که این امور را بدون غرض نگاه داری و هیچ کاری از روی طرفداری مکن ✡︎ {{verse|۵|۲۲|color=black}} و دستها بزودی بر هیچکس مگذار و در گناهان دیگران شریک مشو بلکه خود را طاهر نگاه دار ✡︎ {{verse|۵|۲۳|color=black}} دیگر آشامندهٔ آب فقط مباش بلکه بجهت شکمت و ضعفهای بسیار خود شرابی کم میل فرما ✡︎ {{verse|۵|۲۴|color=black}} گناهان بعضی آشکار است و پیش روی ایشان بداوری میخرامد امّا بعضی را تعاقب میکند ✡︎ {{verse|۵|۲۵|color=black}} و همچنین اعمال نیکو واضح است و آنهائی که دیگرگون باشد نتوان مخفی داشت ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب ششم}}}} {{فصل|۶}} {{verse|۶|۱|color=black}} آنانی که غلامان زیر یوغ میباشند آقایان خویش را لایق کمال احترام بدانند که مبادا نام و تعلیم خدا بد گفته شود ✡︎ {{verse|۶|۲|color=black}} امّا کسانی که آقایان مؤمن دارند ایشان را تحقیر ننمایند از آنجا که برادرانند بلکه بیشتر خدمت کنند از آنرو که آنانی که در این احسان مشارکند مؤمن و محبوبند و باین معانی تعلیم و نصیحت فرما ✡︎ {{verse|۶|۳|color=black}} و اگر کسی بطور دیگر تعلیم دهد و کلام صحیح خداوند ما عیسی مسیح و آن تعلیمی را که بطریق<noinclude></noinclude> inbc33wexvuicizx1iandlegp0ti5hg برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۴۰ 104 89360 289774 2026-06-24T21:17:35Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «دینداری است قبول ننماید ✡︎ {{verse|۶|۴|color=black}} از غرور مست شده هیچ نمیداند بلکه در مباحثات و مجادلات دیوانه گشته است که از آنها پدید میآید حسد و نزاع و کفر و ظنون شرّ ✡︎ {{verse|۶|۵|color=black}} و منازعات مردم فاسدالعقل و مرتدّ از حقّ که میپندارند دینداری...» ایجاد کرد 289774 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>دینداری است قبول ننماید ✡︎ {{verse|۶|۴|color=black}} از غرور مست شده هیچ نمیداند بلکه در مباحثات و مجادلات دیوانه گشته است که از آنها پدید میآید حسد و نزاع و کفر و ظنون شرّ ✡︎ {{verse|۶|۵|color=black}} و منازعات مردم فاسدالعقل و مرتدّ از حقّ که میپندارند دینداری سود است از چنین اشخاص اعراض نما ✡︎ {{verse|۶|۶|color=black}} لیکن دینداری با قناعت سود عظیمی است ✡︎ {{verse|۶|۷|color=black}} زیرا که در این دنیا هیچ نیاوردیم و واضح است که از آن هیچ نمیتوانیم برد ✡︎ {{verse|۶|۸|color=black}} پس اگر خوراک و پوشاک داریم بآنها قانع خواهیم بود ✡︎ {{verse|۶|۹|color=black}} امّا آنانی که میخواهند دولتمند شوند گرفتار میشوند در تجربه و دام و انواع شهوات بیفهم و مضرّ که مردم را بتباهی و هلاکت غرق میسازند ✡︎ {{verse|۶|۱۰|color=black}} زیرا که طمع ریشهٔ همهٔ بدیها است که بعضی چون در پی آن میکوشیدند از ایمان گمراه گشته خود را باقسام دردها سفتند ✡︎ {{verse|۶|۱۱|color=black}} ولی تو ای مرد خدا از اینها بگریز و عدالت و دینداری و ایمان و محبّت و صبر و تواضع را پیروی نما ✡︎ {{verse|۶|۱۲|color=black}} و جنگ نیکوی ایمان را بکن و بدست آور آن حیات جاودانی را که برای آن دعوت شدی و اعتراف نیکو کردی در حضور گواهان بسیار ✡︎ {{verse|۶|۱۳|color=black}} تو را وصیّت میکنم بحضور آن خدائی که همهٔ را زندگی میبخشد و مسیح عیسی که در پیش پنطیوس پیلاطُس اعتراف نیکو نمود ✡︎ {{verse|۶|۱۴|color=black}} که تو وصیّت را بیداغ و ملامت حفظ کن تا بظهور خداوند ما عیسی مسیح ✡︎ {{verse|۶|۱۵|color=black}} که آن را آن متبارک و قادر وحید و ملکالملوک و ربّالارباب در زمان معیّن بظهور خواهد آورد ✡︎ {{verse|۶|۱۶|color=black}} که تنها لایموت و ساکن در نوری است که نزدیک آن نتوان شد و احدی از انسان او را ندیده و نمیتواند دید او را تا ابدالآباد اکرام و قدرت باد آمین ✡︎ {{verse|۶|۱۷|color=black}} دولتمندان این جهان را امر فرما که بلندپروازی نکنند و بدولت ناپایدار امید ندارند بلکه بخدای زنده که همهچیز را دولتمندانه برای تمتّع بما عطا میکند ✡︎ {{verse|۶|۱۸|color=black}} که نیکوکار بوده در اعمال صالحه دولتمند و سخی و گشادهدست باشند ✡︎ {{verse|۶|۱۹|color=black}} و برای خود اساس نیکو بجهت عالم آینده نهند تا حیات جاودانی را بدست آرند ✡︎ {{verse|۶|۲۰|color=black}} ای تیموتاؤس تو آن امانت را محفوظ دار و از بیهودهگوییهای حرام و از مباحثات معرفت دروغ اعراض نما ✡︎ {{verse|۶|۲۱|color=black}} که بعضی چون ادّعای آن کردند از ایمان منحرف گشتند فیض با تو باد آمین ✡︎ {{dhr|4em}} {{double rule|8em}} {{ته}}<noinclude></noinclude> bv2ogg2oex9z4fda88z5te75vz4chcx کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله اول پولس رسول به تیموتاؤس 0 89361 289775 2026-06-24T21:18:32Z Hanooz 17889 صفحه‌ای تازه حاوی «{{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله اول پولس رسول به تیموتاؤس | previous = [[../رساله دوم پولس رسول بتسالونیکیان/]] | next = [[../رساله دوم پولس رسول به تیموتاؤس/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1735 to=1740></pages>» ایجاد کرد 289775 wikitext text/x-wiki {{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله اول پولس رسول به تیموتاؤس | previous = [[../رساله دوم پولس رسول بتسالونیکیان/]] | next = [[../رساله دوم پولس رسول به تیموتاؤس/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1735 to=1740></pages> bkcv1cm23wp5jubcq6d8lrnvq02zmiq رساله اول پولس رسول به تیموتاؤس 0 89362 289776 2026-06-24T21:19:22Z Hanooz 17889 تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله اول پولس رسول به تیموتاؤس]] 289776 wikitext text/x-wiki #تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله اول پولس رسول به تیموتاؤس]] dx3r80qut1lrvt91ylrkjrebc3urr5q برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۴۱ 104 89363 289777 2026-06-24T21:20:02Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} پولُس بارادهٔ خدا رسولِ مسیح عیسی برحسب وعدهٔٔ حیاتی که در مسیح عیسی است ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} فرزند حبیب خود تیموتاؤس را فیض و رحمت و سلامتی از جانب خدای پدر و خداوند ما عیسی مسیح باد ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black...» ایجاد کرد 289777 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} پولُس بارادهٔ خدا رسولِ مسیح عیسی برحسب وعدهٔٔ حیاتی که در مسیح عیسی است ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} فرزند حبیب خود تیموتاؤس را فیض و رحمت و سلامتی از جانب خدای پدر و خداوند ما عیسی مسیح باد ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black}} شکر میکنم آن خدائی را که از اجداد خود بضمیر خالص بندگی او را میکنم چونکه دائماً در دعاهای خود تو را شبانهروز یاد میکنم ✡︎ {{verse|۱|۴|color=black}} و مشتاق ملاقات تو هستم چونکه اشکهای تو را بخاطر میدارم تا از خوشی سیر شوم ✡︎ {{verse|۱|۵|color=black}} زیرا که یاد میدارم ایمان بیریای تو را که نخست در جدّهات لوئیس و مادرت افنیکی ساکن میبود و مرا یقین است که در تو نیز هست ✡︎ {{verse|۱|۶|color=black}} لهذا بیاد تو میآورم که آن عطای خدا را که بهوسیلهٔ گذاشتن دستهای من بر تو است برافروزی ✡︎ {{verse|۱|۷|color=black}} زیرا خدا روح جبن را بما نداده است بلکه روح قوّت و محبّت و تأدیب را ✡︎ {{verse|۱|۸|color=black}} پس از شهادت خداوند ما عار مدار و نه از من که اسیر او میباشم بلکه در زحمات انجیل شریک باش برحسب قوّت خدا ✡︎ {{verse|۱|۹|color=black}} که ما را نجات داد و بدعوت مقدّس خواند نه بحسب اعمال ما بلکه برحسب ارادهٔ خود و آن فیضی که قبل از قدیمالایّام در مسیح عیسی بما عطا شد ✡︎ {{verse|۱|۱۰|color=black}} امّا الحال آشکار گردید بظهور نجاتدهندهٔ ما عیسی مسیح که موت را نیست ساخت و حیات و بیفسادی را روشن گردانید بهوسیلهٔ انجیل ✡︎ {{verse|۱|۱۱|color=black}} که برای آن من واعظ و رسول و معلّمِ امّتها مقرّر شدهام ✡︎ {{verse|۱|۱۲|color=black}} و از این جهت این زحمات را میکشم بلکه عار ندارم چون میدانم بکه ایمان آوردم و مرا یقین است که او قادر است که امانت مرا تا بآن روز حفظ کند ✡︎ {{verse|۱|۱۳|color=black}} نمونهای بگیر از سخنان صحیح که از من شنیدی در ایمان و محبّتی که در مسیح عیسی است ✡︎ {{verse|۱|۱۴|color=black}} آن امانت نیکو را بهوسیلهٔ روحالقدس که در ما ساکن است حفظ کن ✡︎ {{verse|۱|۱۵|color=black}} از این آگاه هستی که همهٔ آنانی که در آسیا<noinclude></noinclude> lnfl5leiozbrau0wcpp92osu5olgxsj برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۴۲ 104 89364 289778 2026-06-24T21:20:18Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «هستند از من رخ تافتهاند که از آن جمله فیجِلُس و هَرمُوجَنِس میباشند ✡︎ {{verse|۱|۱۶|color=black}} خداوند اهل خانهٔ اُنیسیفورُس را ترحم کند زیرا که او بارها دل مرا تازه کرد و از زنجیر من عار نداشت ✡︎ {{verse|۱|۱۷|color=black}} بلکه چون بروم رسید مرا بکوشش بسیار تف...» ایجاد کرد 289778 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>هستند از من رخ تافتهاند که از آن جمله فیجِلُس و هَرمُوجَنِس میباشند ✡︎ {{verse|۱|۱۶|color=black}} خداوند اهل خانهٔ اُنیسیفورُس را ترحم کند زیرا که او بارها دل مرا تازه کرد و از زنجیر من عار نداشت ✡︎ {{verse|۱|۱۷|color=black}} بلکه چون بروم رسید مرا بکوشش بسیار تفحّص کرده پیدا نمود ✡︎ {{verse|۱|۱۸|color=black}} خداوند بدو عطا کند که در آن روز در حضور خداوند رحمت یابد و خدمتهائی را که در اَفَسُس کرد تو بهتر میدانی ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب دوم}}}} {{فصل|۲}} {{verse|۲|۱|color=black}} پس تو ای فرزند من در فیضی که در مسیح عیسی است زورآور باش ✡︎ {{verse|۲|۲|color=black}} و آنچه بشهود بسیار از من شنیدی بمردمان امین بسپار که قابل تعلیم دیگران هم باشند ✡︎ {{verse|۲|۳|color=black}} چون سپاهیِ نیکوی مسیح عیسی در تحمّل زحمات شریک باش ✡︎ {{verse|۲|۴|color=black}} هیچ سپاهی خود را در امور روزگار گرفتار نمیسازد تا رضایت آنکه او را سپاهی ساخت بجوید ✡︎ {{verse|۲|۵|color=black}} و اگر کسی نیز پهلوانی کند تاج را بدو نمیدهند اگر بقانون پهلوانی نکرده باشد ✡︎ {{verse|۲|۶|color=black}} برزگری که محنت میکشد باید اوّل نصیبی از حاصل ببرد ✡︎ {{verse|۲|۷|color=black}} در آنچه میگویم تفکّر کن زیرا خداوند تو را در همهچیز فهم خواهد بخشید ✡︎ {{verse|۲|۸|color=black}} عیسی مسیح را بخاطر دار که از نسل داود بوده از مردگان برخاست برحسب بشارت من ✡︎ {{verse|۲|۹|color=black}} که در آن چون بدکار تا ببندها زحمت میکشم لیکن کلام خدا بسته نمیشود ✡︎ {{verse|۲|۱۰|color=black}} و از این جهت همهٔ زحمات را بخاطر برگزیدگان متحمّل میشوم تا ایشان نیز نجاتی را که در مسیح عیسی است با جلال جاودانی تحصیل کنند ✡︎ {{verse|۲|۱۱|color=black}} این سخن امین است زیرا اگر با وی مردیم با او زیست هم خواهیم کرد ✡︎ {{verse|۲|۱۲|color=black}} و اگر تحمّل کنیم با او سلطنت هم خواهیم کرد و هرگاه او را انکار کنیم او نیز ما را انکار خواهد کرد ✡︎ {{verse|۲|۱۳|color=black}} اگر بیایمان شویم او امین میماند زیرا خود را انکار نمیتواند نمود ✡︎ {{verse|۲|۱۴|color=black}} این چیزها را بیاد ایشان آور و در حضور خداوند قدغن فرما که مجادله نکنند زیرا هیچ سود نمیبخشد بلکه باعث هلاکت شنوندگان میباشد ✡︎ {{verse|۲|۱۵|color=black}} و سعی کن که خود را مقبول خدا سازی عاملی که خجل نشود و کلام خدا را بخوبی انجام دهد ✡︎ {{verse|۲|۱۶|color=black}} و از یاوهگوییهای حرام اعراض نما زیرا که تا بفزونی بیدینی ترقّی خواهد کرد ✡︎ {{verse|۲|۱۷|color=black}} و کلام ایشان چون آکله میخورد و از آن جمله هیمیناؤس و فِلیطُس میباشند ✡︎ {{verse|۲|۱۸|color=black}} که ایشان از حقّ برگشته میگویند که<noinclude></noinclude> abeav4b3yvwgpzrjkzxbntlmx0bivra برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۴۳ 104 89365 289779 2026-06-24T21:20:32Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «قیامت الآن شده است و بعضی را از ایمان منحرف میسازند ✡︎ {{verse|۲|۱۹|color=black}} و لیکن بنیادِ ثابتِ خدا قائم است و این مُهر را دارد که خداوند کسان خود را میشناسد و هرکه نام مسیح را خواند از ناراستی کناره جوید ✡︎ {{verse|۲|۲۰|color=black}} امّا در خانهٔ بزرگ نه ف...» ایجاد کرد 289779 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>قیامت الآن شده است و بعضی را از ایمان منحرف میسازند ✡︎ {{verse|۲|۱۹|color=black}} و لیکن بنیادِ ثابتِ خدا قائم است و این مُهر را دارد که خداوند کسان خود را میشناسد و هرکه نام مسیح را خواند از ناراستی کناره جوید ✡︎ {{verse|۲|۲۰|color=black}} امّا در خانهٔ بزرگ نه فقط ظروف طلا و نقره میباشد بلکه چوبی و گلی نیز امّا آنها برای عزّت و اینها برای ذلّت ✡︎ {{verse|۲|۲۱|color=black}} پس اگر کسی خویشتن را از اینها طاهر سازد ظرف عزّت خواهد بود مقدّس و نافع برای مالک خود و مستعّد برای هر عمل نیکو ✡︎ {{verse|۲|۲۲|color=black}} امّا از شهوات جوانی بگریز و با آنانی که از قلب خالص نام خداوند را میخوانند عدالت و ایمان و محبّت و سلامتی را تعاقب نما ✡︎ {{verse|۲|۲۳|color=black}} لیکن از مسائل بیهوده و بیتأدیب اعراض نما چون میدانی که نزاعها پدید میآورد ✡︎ {{verse|۲|۲۴|color=black}} امّا بندهٔ خدا نباید نزاع کند بلکه با همهکس ملایم و راغب بتعلیم و صابر در مشقّت باشد ✡︎ {{verse|۲|۲۵|color=black}} و با حلم مخالفین را تأدیب نماید که شاید خدا ایشان را توبه بخشد تا راستی را بشناسند ✡︎ {{verse|۲|۲۶|color=black}} تا از دام ابلیس باز بهوش آیند که بحسب ارادهٔ او صید او شدهاند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} امّا این را بدان که در ایّام آخر زمانهای سخت پدید خواهد آمد ✡︎ {{verse|۳|۲|color=black}} زیرا که مردمان خودپرست خواهند بود و طمّاع و لافزن و متکبّر و بدگو و نامطیعِ والدین و ناسپاس و ناپاک ✡︎ {{verse|۳|۳|color=black}} و بیالفت و کینهدل و غیبتگو و ناپرهیز و بیمروّت و متنفّر از نیکویی ✡︎ {{verse|۳|۴|color=black}} و خیانتکار و تندمزاج و مغرور که عشرت را بیشتر از خدا دوست میدارند ✡︎ {{verse|۳|۵|color=black}} که صورت دینداری دارند لیکن قوّت آن را انکار میکنند از ایشان اعراض نما ✡︎ {{verse|۳|۶|color=black}} زیرا که از اینها هستند آنانی که بحیله داخل خانهها گشته زنان کمعقل را اسیر میکنند که بار گناهان را میکشند و بانواع شهوات ربوده میشوند ✡︎ {{verse|۳|۷|color=black}} و دائماً تعلیم میگیرند لکن هرگز بمعرفت راستی نمیتوانند رسید ✡︎ {{verse|۳|۸|color=black}} و همچنانکه یَنِّیس و یَمْبریس با موسی مقاومت کردند ایشان نیز با راستی مقاومت میکنند که مردم فاسدالعقل و مردود از ایمانند ✡︎ {{verse|۳|۹|color=black}} لیکن بیشتر ترقّی نخواهند کرد زیرا که حماقت ایشان بر جمیع مردم واضح خواهد شد چنانکه حماقت آنها نیز شد ✡︎ {{verse|۳|۱۰|color=black}} لیکن تو تعلیم و سیرت و قصد و ایمان و حلم و محبّت و صبر مرا پیروی نمودی ✡︎ {{verse|۳|۱۱|color=black}} و زحمات و آلامِ مرا مثل آنهائی که در انطاکیه و ایقونیه و لِسْتَرَه بر من<noinclude></noinclude> 52k9iz8ab6mtn2evrckgp539z23uxa4 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۴۴ 104 89366 289780 2026-06-24T21:20:51Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «واقع شد چگونه زحمات را تحمّل مینمودم و خداوند مرا از همهٔ رهائی داد ✡︎ {{verse|۳|۱۲|color=black}} و همهٔ کسانی که میخواهند در مسیح عیسی بدینداری زیست کنند زحمت خواهند کشید ✡︎ {{verse|۳|۱۳|color=black}} لیکن مردمان شریر و دغاباز در بدی ترقّی خواهند کرد که فریبنده...» ایجاد کرد 289780 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>واقع شد چگونه زحمات را تحمّل مینمودم و خداوند مرا از همهٔ رهائی داد ✡︎ {{verse|۳|۱۲|color=black}} و همهٔ کسانی که میخواهند در مسیح عیسی بدینداری زیست کنند زحمت خواهند کشید ✡︎ {{verse|۳|۱۳|color=black}} لیکن مردمان شریر و دغاباز در بدی ترقّی خواهند کرد که فریبنده و فریب خورده میباشند ✡︎ {{verse|۳|۱۴|color=black}} امّا تو در آنچه آموختی و ایمان آوردی قایم باش چونکه میدانی از چه کسان تعلیم یافتی ✡︎ {{verse|۳|۱۵|color=black}} و اینکه از طفولیّت کتب مقدّسه را دانستهای که میتواند تو را حکمت آموزد برای نجات بهوسیلهٔ ایمانی که بر مسیح عیسی است ✡︎ {{verse|۳|۱۶|color=black}} تمامی کتب از الهام خداست و بجهت تعلیم و تنبیه و اصلاح و تربیت در عدالت مفید است ✡︎ {{verse|۳|۱۷|color=black}} تا مرد خدا کامل و بجهت هر عمل نیکو آراسته بشود ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}} {{فصل|۴}} {{verse|۴|۱|color=black}} تو را در حضور خدا و مسیح عیسی که بر زندگان و مردگان داوری خواهد کرد قسم میدهم و بظهور و ملکوت او ✡︎ {{verse|۴|۲|color=black}} که بکلام موعظه کنی و در فرصت و غیر فرصت مواظب باشی و تنبیه و توبیخ و نصیحت نمائی با کمال تحمّل و تعلیم ✡︎ {{verse|۴|۳|color=black}} زیرا ایّامی میآید که تعلیم صحیح را متحمّل نخواهند شد بلکه برحسب شهوات خود خارش گوشها داشته معلّمان را بر خود فراهم خواهند آورد ✡︎ {{verse|۴|۴|color=black}} و گوشهای خود را از راستی برگردانیده بسوی افسانهها خواهند گرایید ✡︎ {{verse|۴|۵|color=black}} لیکن تو در همهچیز هشیار بوده متحمّل زحمات باش و عملِ مبشّر را بجا آور و خدمت خود را بکمال رسان ✡︎ {{verse|۴|۶|color=black}} زیرا که من الآن ریخته میشوم و وقت رحلت من رسیده است ✡︎ {{verse|۴|۷|color=black}} به جنگِ نیکو جنگ کردهام و دورهٔ خود را بکمال رسانیده ایمان را محفوظ داشتهام ✡︎ {{verse|۴|۸|color=black}} بعد از این تاج عدالت برای من حاضر شده است که {{روخط|خداوند}}ِ داورِ عادل در آن روز بمن خواهد داد و نه بمن فقط بلکه نیز بهمهٔ کسانی که ظهور او را دوست میدارند ✡︎ {{verse|۴|۹|color=black}} سعی کن که بزودی نزد من آیی ✡︎ {{verse|۴|۱۰|color=black}} زیرا که دیماس برای محبّت این جهانِ حاضر مرا ترک کرده بتَسّالونیکی رفته است و کَرِیسکیس بغلاطیه و تیطُس بدلماطیه ✡︎ {{verse|۴|۱۱|color=black}} لوقا تنها با من است مرقس را برداشته با خود بیاور زیرا که مرا بجهت خدمت مفید است ✡︎ {{verse|۴|۱۲|color=black}} امّا تیخیکُس را باَفَسُس فرستادم ✡︎ {{verse|۴|۱۳|color=black}} ردائی را که در تروآس نزد کرْپُس گذاشتم وقت آمدنت بیاور و کتب را نیز و خصوصاً رقوق را ✡︎ {{verse|۴|۱۴|color=black}} اسکندر مِسْگر با من بسیار بدیها<noinclude></noinclude> arrgqy14pkvnvw4iztjfnv3we1kspvq برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۴۵ 104 89367 289781 2026-06-24T21:21:09Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «کرد خداوند او را بحسب افعالش جزا خواهد داد ✡︎ {{verse|۴|۱۵|color=black}} و تو هم از او باحذر باش زیرا که با سخنان ما بشدّت مقاومت نمود ✡︎ {{verse|۴|۱۶|color=black}} در محاجّهٔ اوّلِ من هیچکس با من حاضر نشد بلکه همهٔ مرا ترک کردند مباد که این بر ایشان محسوب شود ✡︎ {...» ایجاد کرد 289781 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>کرد خداوند او را بحسب افعالش جزا خواهد داد ✡︎ {{verse|۴|۱۵|color=black}} و تو هم از او باحذر باش زیرا که با سخنان ما بشدّت مقاومت نمود ✡︎ {{verse|۴|۱۶|color=black}} در محاجّهٔ اوّلِ من هیچکس با من حاضر نشد بلکه همهٔ مرا ترک کردند مباد که این بر ایشان محسوب شود ✡︎ {{verse|۴|۱۷|color=black}} لیکن خداوند با من ایستاده بمن قوّت داد تا موعظه بهوسیلهٔ من بکمال رسد و تمامی امّتها بشنوند و از دهان شیر رستم ✡︎ {{verse|۴|۱۸|color=black}} و خداوند مرا از هر کار بد خواهد رهانید و تا بملکوت آسمانی خود نجات خواهد داد او را تا ابدالآباد جلال باد آمین ✡︎ {{verse|۴|۱۹|color=black}} فِرِسْکا و اَکیلا و اهل خانهٔ اُنیسیفورُس را سلام رسان ✡︎ {{verse|۴|۲۰|color=black}} اَرَسْتُس در قُرِنْتُسْ ماند امّا تَرُفیمُس را در میلیتُس بیمار واگذاردم ✡︎ {{verse|۴|۲۱|color=black}} سعی کن که قبل از زمستان بیائی اَفْبُولُس و پُودِیس و لینُس و کَلادیه و همهٔ برادران تو را سلام میرسانند ✡︎ {{verse|۴|۲۲|color=black}} عیسی مسیح خداوند با روح تو باد فیض بر شما باد آمین ✡︎ {{dhr|4em}} {{double rule|8em}} {{ته}}<noinclude></noinclude> eili9u0t30fwq1mnr8apxooreklokhw کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله دوم پولس رسول به تیموتاؤس 0 89368 289782 2026-06-24T21:22:11Z Hanooz 17889 صفحه‌ای تازه حاوی «{{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله دوم پولس رسول به تیموتاؤس | previous = [[../رساله اول پولس رسول به تیموتاؤس/]] | next = [[../رساله پولس رسول بتیطس/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1741 to=1745></pages>» ایجاد کرد 289782 wikitext text/x-wiki {{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله دوم پولس رسول به تیموتاؤس | previous = [[../رساله اول پولس رسول به تیموتاؤس/]] | next = [[../رساله پولس رسول بتیطس/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1741 to=1745></pages> powmkmda9ekg196qiywfldh6nuuom83 رساله دوم پولس رسول به تیموتاؤس 0 89369 289783 2026-06-24T21:23:11Z Hanooz 17889 تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله دوم پولس رسول به تیموتاؤس]] 289783 wikitext text/x-wiki #تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله دوم پولس رسول به تیموتاؤس]] fxsjmdziczge0nk1butbp5v4nduj43c برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۴۶ 104 89370 289784 2026-06-24T21:23:42Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} پولُس غلام خدا و رسول عیسی مسیح برحسب ایمان برگزیدگانِ خدا و معرفت آن راستی که در دینداری است ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} به امید حیات جاودانی که خدائی که دروغ نمیتواند گفت از زمانهای ازلی وعدهٔ آن را داد ✡︎...» ایجاد کرد 289784 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} پولُس غلام خدا و رسول عیسی مسیح برحسب ایمان برگزیدگانِ خدا و معرفت آن راستی که در دینداری است ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} به امید حیات جاودانی که خدائی که دروغ نمیتواند گفت از زمانهای ازلی وعدهٔ آن را داد ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black}} امّا در زمان معیّن کلام خود را ظاهر کرد بموعظهای که برحسب حکم نجاتدهندهٔ ما خدا بمن سپرده شد ✡︎ {{verse|۱|۴|color=black}} تیطُس را که فرزند حقیقی من برحسب ایمان عاّم است فیض و رحمت و سلامتی از جانب خدای پدر و نجاتدهندهٔ ما عیسی مسیح خداوند باد ✡︎ {{verse|۱|۵|color=black}} بدین جهت تو را در کریت واگذاشتم تا آنچه را که باقی مانده است اصلاح نمائی و چنانکه من بتو امر نمودم کشیشان در هر شهر مقرّر کنی ✡︎ {{verse|۱|۶|color=black}} اگر کسی بیملامت و شوهر یک زن باشد که فرزندان مؤمن دارد بَری از تهمتِ فجور و تمرّد ✡︎ {{verse|۱|۷|color=black}} زیرا که اُسْقُفْ میباید چون وکیل خدا بیملامت باشد و خودرأی یا تندمزاج یا میگسار یا زننده یا طمّاع سود قبیح نباشد ✡︎ {{verse|۱|۸|color=black}} بلکه مهماندوست و خیردوست و خرد اندیش و عادل و مقدّس و پرهیزکار ✡︎ {{verse|۱|۹|color=black}} و مُتِمَسِّک بکلامِ امین برحسب تعلیمی که یافته تا بتواند بتعلیم صحیح نصیحت کند و مخالفان را توبیخ نماید ✡︎ {{verse|۱|۱۰|color=black}} زیرا که یاوهگویان و فریبندگان بسیار و مُتمرّد میباشند علیالخصوص آنانی که از اهل ختنه هستند ✡︎ {{verse|۱|۱۱|color=black}} که دهان ایشان را باید بست زیرا خانهها را بالکّل واژگون میسازند و برای سود قبیح تعالیم ناشایسته میدهند ✡︎ {{verse|۱|۱۲|color=black}} یکی از ایشان که نبّی خاصّ ایشان است گفته است که اهل کریت همیشه دروغگو و وحوش شریر و شکمپرست بیکاره میباشند ✡︎ {{verse|۱|۱۳|color=black}} این شهادت راست است از این جهت ایشان را بسختی توبیخ فرما تا در ایمان صحیح باشند ✡︎ {{verse|۱|۱۴|color=black}} و گوش نگیرند بافسانههای یهود و احکام مردمانی که از راستی انحراف میجویند ✡︎ {{verse|۱|۱۵|color=black}} هرچیز برای پاکان پاک است لیکن آلودگان و بی<noinclude></noinclude> bijoa139n9dtrfbpdstsn6r0mxi7k0o برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۴۷ 104 89371 289785 2026-06-24T21:24:09Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «ایمانان را هیچچیز پاک نیست بلکه فهم و ضمیر ایشان نیز ملوّث است ✡︎ {{verse|۱|۱۶|color=black}} مدّعیِ معرفت خدا میباشند امّا بافعال خود او را انکار میکنند چونکه مکروه و متمرّد هستند و بجهت هر عمل نیکو مردود ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب دوم}}}} {{فصل|۲}} {{verse|۲|۱|color=black}}...» ایجاد کرد 289785 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ایمانان را هیچچیز پاک نیست بلکه فهم و ضمیر ایشان نیز ملوّث است ✡︎ {{verse|۱|۱۶|color=black}} مدّعیِ معرفت خدا میباشند امّا بافعال خود او را انکار میکنند چونکه مکروه و متمرّد هستند و بجهت هر عمل نیکو مردود ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب دوم}}}} {{فصل|۲}} {{verse|۲|۱|color=black}} امّا تو سخنان شایستهٔ تعلیم صحیح را بگو ✡︎ {{verse|۲|۲|color=black}} که مردانِ پیر هشیار و باوقار و خرد اندیش و در ایمان و محبّت و صبر صحیح باشند ✡︎ {{verse|۲|۳|color=black}} همچنین زنان پیر در سیرتْ متقّی باشند و نه غیبتگو و نه بندهٔ شراب زیاده بلکه معلمّات تعلیم نیکو ✡︎ {{verse|۲|۴|color=black}} تا زنان جوان را خرد بیاموزند که شوهردوست و فرزنددوست باشند ✡︎ {{verse|۲|۵|color=black}} و خرد اندیش و عفیفه و خانهنشین و نیکو و مطیع شوهرانِ خود که مبادا کلام خدا متهّم شود ✡︎ {{verse|۲|۶|color=black}} و بهمین نَسَق جوانان را نصیحت فرما تا خرد اندیش باشند ✡︎ {{verse|۲|۷|color=black}} و خود را در همهچیز نمونهٔ اعمال نیکو بساز و در تعلیم خود صفا و وقار و اخلاص را بکار بر ✡︎ {{verse|۲|۸|color=black}} و کلام صحیح بیعیب را تا دشمن چونکه فرصت بد گفتن در حقّ ما نیابد خجل شود ✡︎ {{verse|۲|۹|color=black}} غلامان را نصیحت نما که آقایان خود را اطاعت کنند و در هر امر ایشان را راضی سازند و نقیضگو نباشند ✡︎ {{verse|۲|۱۰|color=black}} و دزدی نکنند بلکه کمال دیانت را ظاهر سازند تا تعلیم نجاتدهندهٔ ما خدا را در هر چیز زینت دهند ✡︎ {{verse|۲|۱۱|color=black}} زیرا که فیض خدا که برای همهٔ مردم نجاتبخش است ظاهر شده ✡︎ {{verse|۲|۱۲|color=black}} ما را تأدیب میکند که بیدینی و شهوات دنیوی را ترک کرده با خرد اندیشی و عدالت و دینداری در این جهان زیست کنیم ✡︎ {{verse|۲|۱۳|color=black}} و آن امید مبارک و تجلی جلال خدای عظیم و نجاتدهندهٔ خود ما عیسی مسیح را انتظار کشیم ✡︎ {{verse|۲|۱۴|color=black}} که خود را در راه ما فدا ساخت تا ما را از هر ناراستی برهاند و امّتی برای خود طاهر سازد که ملِک خاصّ او و غیور در اعمال نیکو باشند ✡︎ {{verse|۲|۱۵|color=black}} این را بگو و نصیحت فرما و در کمال اقتدار توبیخ نما و هیچکس تو را حقیر نشمارد ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} به یاد ایشان آور که حکّام و سلاطین را اطاعت کنند و فرمانبرداری نمایند و برای هرکار نیکو مستعّد باشند ✡︎ {{verse|۳|۲|color=black}} و هیچ کس را بد نگویند و جنگجو نباشند بلکه ملایم و کمال حلم را با جمیع مردم بجا آورند ✡︎ {{verse|۳|۳|color=black}} زیرا که ما نیز سابقاً بیفهم و نافرمانبردار و گمراه<noinclude></noinclude> 8lf3xru3zop26d7n30ncede8s96s51a برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۴۸ 104 89372 289786 2026-06-24T21:24:38Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و بندهٔ انواع شهوات و لذّات بوده در خُبث و حسد بسر میبردیم که لایق نفرت بودیم و بر یکدیگر بغض میداشتیم ✡︎ {{verse|۳|۴|color=black}} لیکن چون مهربانی و لطف نجاتدهندهٔ ما خدا ظاهر شد ✡︎ {{verse|۳|۵|color=black}} نه بهسبب اعمالی که ما بعدالت کرده بودیم بلکه محض رحمت...» ایجاد کرد 289786 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و بندهٔ انواع شهوات و لذّات بوده در خُبث و حسد بسر میبردیم که لایق نفرت بودیم و بر یکدیگر بغض میداشتیم ✡︎ {{verse|۳|۴|color=black}} لیکن چون مهربانی و لطف نجاتدهندهٔ ما خدا ظاهر شد ✡︎ {{verse|۳|۵|color=black}} نه بهسبب اعمالی که ما بعدالت کرده بودیم بلکه محض رحمت خود ما را نجات داد بغسل تولّد تازه و تازگیای که از روحالقدس است ✡︎ {{verse|۳|۶|color=black}} که او را بما بدولتمندی افاضه نمود بتوسّط نجاتدهندهٔ ما عیسی مسیح ✡︎ {{verse|۳|۷|color=black}} تا بفیض او عادل شمرده شده وارث گردیم بحسب امید حیات جاودانی ✡︎ {{verse|۳|۸|color=black}} این سخن امین است و در این امور میخواهم تو قدغن بلیغ فرمائی تا آنانی که بخدا ایمان آورند بکوشند که در اعمال نیکو مواظبت نمایند زیرا که این امور برای انسان نیکو و مفید است ✡︎ {{verse|۳|۹|color=black}} و از مباحثات نامعقول و نسبنامهها و نزاعها و جنگهای شرعی اعراض نما زیرا که بیثمر و باطل است ✡︎ {{verse|۳|۱۰|color=black}} و از کسی که از اهل بدعت باشد بعد از یک دو نصیحت اجتناب نما ✡︎ {{verse|۳|۱۱|color=black}} چون میدانی که چنین کس مرتّد و از خود ملزم شده در گناه رفتار میکند ✡︎ {{verse|۳|۱۲|color=black}} وقتیکه اَرْتیماس یا تیخیکُس را نزد تو فرستم سعی کن که در نیکوپولیس نزد من آیی زیرا که عزیمت دارم زمستان را در آنجا بسر برم ✡︎ {{verse|۳|۱۳|color=black}} زیناس خطیب و اَپَلُّس را در سفر ایشان بسعی امداد کن تا محتاج هیچچیز نباشند ✡︎ {{verse|۳|۱۴|color=black}} و کسان ما نیز تعلیم بگیرند که در کارهای نیکو مشغول باشند برای رفع احتیاجات ضروری تا بیثمر نباشند ✡︎ {{verse|۳|۱۵|color=black}} جمیع رفقای من تو را سلام میرسانند و آنانی را که از روی ایمان ما را دوست میدارند سلام رسان فیض با همگی شما باد آمین ✡︎ {{dhr|4em}} {{double rule|8em}} {{ته}}<noinclude></noinclude> e60mh62s4lwa4j3og3v5c4rbx6vzbhv کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله پولس رسول بتیطس 0 89373 289787 2026-06-24T21:25:54Z Hanooz 17889 صفحه‌ای تازه حاوی «{{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله پولس رسول بتیطس | previous = [[../رساله دوم پولس رسول به تیموتاؤس/]] | next = [[../رساله پولس رسول بفلیمون/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1746 to=1748></pages>» ایجاد کرد 289787 wikitext text/x-wiki {{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله پولس رسول بتیطس | previous = [[../رساله دوم پولس رسول به تیموتاؤس/]] | next = [[../رساله پولس رسول بفلیمون/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1746 to=1748></pages> q3to1jklabonviyq4q7p2cg0j3jkjn4 رساله پولس رسول بتیطس 0 89374 289788 2026-06-24T21:26:59Z Hanooz 17889 تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله پولس رسول بتیطس]] 289788 wikitext text/x-wiki #تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله پولس رسول بتیطس]] 0ze2cj2y7hdnkce4a2ownh3lgwzw39j برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۴۹ 104 89375 289789 2026-06-24T21:27:56Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} پولُس اسیر مسیح عیسی و تیمؤتاؤس برادر بفِلیمون عزیز و همکار ما ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} و باَپْفِیّهٔ محبوبه و اَرْخِپُّس همسپاه ما و بکلیسائی که در خانهات میباشد ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black}} فیض و سلامتی از جانب...» ایجاد کرد 289789 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} پولُس اسیر مسیح عیسی و تیمؤتاؤس برادر بفِلیمون عزیز و همکار ما ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} و باَپْفِیّهٔ محبوبه و اَرْخِپُّس همسپاه ما و بکلیسائی که در خانهات میباشد ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black}} فیض و سلامتی از جانب پدر ما خدا و عیسی مسیح خداوند با شما باد ✡︎ {{verse|۱|۴|color=black}} خدای خود را شکر میکنم و پیوسته تو را در دعاهای خود یاد میآورم ✡︎ {{verse|۱|۵|color=black}} چونکه ذکر محبّت و ایمان تو را شنیدهام که بعیسی خداوند و بهمهٔ مقدّسین داری ✡︎ {{verse|۱|۶|color=black}} تا شراکت ایمانت مؤثّر شود در معرفتِ کاملِ هر نیکویی که در ما است برای مسیحْ عیسی ✡︎ {{verse|۱|۷|color=black}} زیرا که مرا خوشیِ کامل و تسلّی رخ نمود از محبّت تو از آنرو که دلهای مقدّسین از تو ای برادر استراحت میپذیرند ✡︎ {{verse|۱|۸|color=black}} بدین جهت هرچند در مسیح کمال جسارت را دارم که بآنچه مناسب است تو را حکم دهم ✡︎ {{verse|۱|۹|color=black}} لیکن برای محبّت سزاوارتر آن است که التماس نمایم هرچند مردی چون پولُسِ پیر و الآن اسیر مسیح عیسی نیز میباشم ✡︎ {{verse|۱|۱۰|color=black}} پس تو را التماس میکنم دربارهٔٔ فرزند خود اُنیسیمُس که در زنجیرهای خود او را تولید نمودم ✡︎ {{verse|۱|۱۱|color=black}} که سابقاً او برای تو بیفایده بود لیکن الحال تو را و مرا فایدهمند میباشد ✡︎ {{verse|۱|۱۲|color=black}} که او را نزد تو پس میفرستم پس تو او را بپذیر که جان من است ✡︎ {{verse|۱|۱۳|color=black}} و من میخواستم که او را نزد خود نگاه دارم تا بعوض تو مرا در زنجیرهای انجیل خدمت کند ✡︎ {{verse|۱|۱۴|color=black}} امّا نخواستم کاری بدون رأی تو کرده باشم تا احسان تو از راه اضطرار نباشد بلکه از روی اختیار ✡︎ {{verse|۱|۱۵|color=black}} زیرا که شاید بدینجهت ساعتی از تو جدا شد تا او را تا بابد دریابی ✡︎ {{verse|۱|۱۶|color=black}} لیکن بعد از این نه چون غلام بلکه فوق از غلام یعنی برادر عزیز خصوصاً بمن امّا چند مرتبه زیادتر بتو هم در جسم و هم در خداوند ✡︎ {{verse|۱|۱۷|color=black}} پس هرگاه مرا رفیق میدانی او را چون من قبول فرما ✡︎ {{verse|۱|۱۸|color=black}} امّا اگر ضرری بتو رسانیده باشد یا طلبی از او داشته باشی آن را بر من محسوب دار ✡︎ {{verse|۱|۱۹|color=black}} من که پولُس هستم بدست خود مینویسم خود ادا<noinclude></noinclude> c2ep2l8cnvqoy5nv3egc13b59ux9xjy برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۵۰ 104 89376 289790 2026-06-24T21:28:16Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «خواهم کرد تا بتو نگویم که بجان خود نیز مدیون من هستی ✡︎ {{verse|۱|۲۰|color=black}} بلی ای برادر تا من از تو در خداوند برخوردار شوم پس جان مرا در مسیح تازگی بده ✡︎ {{verse|۱|۲۱|color=black}} چون بر اطاعت تو اعتماد دارم بتو مینویسم از آنجهت که میدانم بیشتر از آنچه می...» ایجاد کرد 289790 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خواهم کرد تا بتو نگویم که بجان خود نیز مدیون من هستی ✡︎ {{verse|۱|۲۰|color=black}} بلی ای برادر تا من از تو در خداوند برخوردار شوم پس جان مرا در مسیح تازگی بده ✡︎ {{verse|۱|۲۱|color=black}} چون بر اطاعت تو اعتماد دارم بتو مینویسم از آنجهت که میدانم بیشتر از آنچه میگویم هم خواهی کرد ✡︎ {{verse|۱|۲۲|color=black}} معهذا منزلی نیز برای من حاضر کن زیرا که امیدوارم از دعاهای شما بشما بخشیده شوم ✡︎ {{verse|۱|۲۳|color=black}} اِپَفْراس که در مسیح عیسی همزندان من است و مرقُس ✡︎ {{verse|۱|۲۴|color=black}} و اَرِسْتَرخُس و دیماس و لوقا همکاران من تو را سلام میرسانند ✡︎ {{verse|۱|۲۵|color=black}} فیض خداوند ما عیسی مسیح با روح شما باد آمین ✡︎ {{dhr|4em}} {{double rule|8em}} {{ته}}<noinclude></noinclude> 5zby9jrk3vl3oucqi7ufbcexl7677xf کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله پولس رسول بفلیمون 0 89377 289791 2026-06-24T21:29:13Z Hanooz 17889 صفحه‌ای تازه حاوی «{{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله پولس رسول بفلیمون | previous = [[../رساله پولس رسول بتیطس/]] | next = [[../رساله بعبرانیان/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1749 to=1750></pages>» ایجاد کرد 289791 wikitext text/x-wiki {{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله پولس رسول بفلیمون | previous = [[../رساله پولس رسول بتیطس/]] | next = [[../رساله بعبرانیان/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1749 to=1750></pages> jilxujylgvc8xu95cwrsajc3k9flcbg برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۵۱ 104 89378 289792 2026-06-24T21:29:40Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} خدا که در زمانِ سَلَف باقسام متعدّد و طریقهای مختلف بوساطت انبیا بپدران ما تکلّم نمود ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} در این ایّام آخر بما بوساطت پسر خود متکلّم شد که او را وارث جمیع موجودات قرار داد و بهوسیلهٔ ا...» ایجاد کرد 289792 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} خدا که در زمانِ سَلَف باقسام متعدّد و طریقهای مختلف بوساطت انبیا بپدران ما تکلّم نمود ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} در این ایّام آخر بما بوساطت پسر خود متکلّم شد که او را وارث جمیع موجودات قرار داد و بهوسیلهٔ او عالمها را آفرید ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black}} که فروغ جلالش و خاتم جوهرش بوده و بکلمهٔ قوّت خود حامل همهٔ موجودات بوده چون طهارت گناهان را باتمام رسانید بدست راست کبریا در اعلیعلّییّن بنشست ✡︎ {{verse|۱|۴|color=black}} و از فرشتگان افضال گردید بمقدار آنکه اسمی بزرگتر از ایشان بمیراث یافته بود ✡︎ {{verse|۱|۵|color=black}} زیرا بکدام یک از فرشتگان هرگز گفت که تو پسر من هستی من امروز تو را تولید نمودم و ایضاً من او را پدر خواهم بود و او پسر من خواهد بود ✡︎ {{verse|۱|۶|color=black}} و هنگامی که نخستزاده را باز بجهان میآورَد میگوید که جمیع فرشتگان خدا او را پرستش کنند ✡︎ {{verse|۱|۷|color=black}} و در حقّ فرشتگان میگوید که فرشتگان خود را بادها میگرداند و خادمان خود را شعلهٔ آتش ✡︎ {{verse|۱|۸|color=black}} امّا در حقّ پسر [نیز میگوید] ای خدا تخت تو تا ابدالآباد است و عصای ملکوت تو عصای راستی است ✡︎ {{verse|۱|۹|color=black}} عدالت را دوست و شرارت را دشمن میداری بنابراین خدا خدای تو تو را بروغن شادمانی بیشتر از رفقایت مسح کرده است ✡︎ {{verse|۱|۱۰|color=black}} و تو ای خداوند در ابتدا زمین را بنا کردی و افلاک مصنوع دستهای تو است ✡︎ {{verse|۱|۱۱|color=black}} آنها فانی لکن تو باقی هستی و جمیع آنها چون جامه مندرس خواهد شد ✡︎ {{verse|۱|۱۲|color=black}} و مثل ردا آنها را خواهی پیچید و تغییر خواهند یافت لکن تو همان هستی و سالهای تو تمام نخواهد شد ✡︎ {{verse|۱|۱۳|color=black}} و بکدام یک از فرشتگان هرگز گفت بنشین بدست راست من تا دشمنان تو را پایانداز تو سازم ✡︎ {{verse|۱|۱۴|color=black}} آیا همگی ایشان روحهای خدمتگزار نیستند که برای خدمت آنانی که وارث نجات خواهند شد فرستاده میشوند ✡︎<noinclude></noinclude> dam4luaqb15ofraadpsfbd6d53qkxhg برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۵۲ 104 89379 289793 2026-06-24T21:29:54Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب دوم}}}} {{فصل|۲}} {{verse|۲|۱|color=black}} لهذا لازم است که بدقّت بلیغتر آنچه را شنیدیم گوش دهیم مبادا که از آن ربوده شویم ✡︎ {{verse|۲|۲|color=black}} زیرا هر گاه کلامی که بوساطت فرشتگان گفته شد برقرار گردید بقسمی که هر تجاوز و تغافلی را جزای عادل میر...» ایجاد کرد 289793 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب دوم}}}} {{فصل|۲}} {{verse|۲|۱|color=black}} لهذا لازم است که بدقّت بلیغتر آنچه را شنیدیم گوش دهیم مبادا که از آن ربوده شویم ✡︎ {{verse|۲|۲|color=black}} زیرا هر گاه کلامی که بوساطت فرشتگان گفته شد برقرار گردید بقسمی که هر تجاوز و تغافلی را جزای عادل میرسید ✡︎ {{verse|۲|۳|color=black}} پس ما چگونه رستگار گردیم اگر از چنین نجاتی عظیم غافل باشیم که در ابتدا تکلّم بآن از خداوند بود و بعد کسانی که شنیدند بر ما ثابت گردانیدند ✡︎ {{verse|۲|۴|color=black}} در حالتی که خدا نیز با ایشان شهادت میداد بآیات و معجزات و انواع قوّات و عطایای روحالقدس برحسب ارادهٔ خود ✡︎ {{verse|۲|۵|color=black}} زیرا عالم آیندهای را که ذکر آن را میکنیم مطیع فرشتگان نساخت ✡︎ {{verse|۲|۶|color=black}} لکن کسی در موضعی شهادت داده گفت چیست انسان که او را بخاطر آوری یا پسرِ انسان که از او تفقّد نمائی ✡︎ {{verse|۲|۷|color=black}} او را از فرشتگان اندکی پستتر قرار دادی و تاج جلال و اکرام را بر سر او نهادی و او را بر اعمال دستهای خود گماشتی ✡︎ {{verse|۲|۸|color=black}} همهچیز را زیر پایهای او نهادی پس چون همهچیز را مطیع او گردانید هیچ چیز را نگذاشت که مطیع او نباشد لکن الآن هنوز نمیبینیم که همهچیز مطیع وی شده باشد ✡︎ {{verse|۲|۹|color=black}} امّا او را که اندکی از فرشتگان کمتر شد میبینیم یعنی عیسی را که بزحمت موت تاج جلال و اکرام بر سر وی نهاده شد تا بفیض خدا برای همهٔ ذائقهٔ موت را بچشد ✡︎ {{verse|۲|۱۰|color=black}} زیرا او را که بخاطر وی همهٔ و از وی همهچیز میباشد چون فرزندان بسیار را وارد جلال میگرداند شایسته بود که رئیس نجاتِ ایشان را بدردها کامل گرداند ✡︎ {{verse|۲|۱۱|color=black}} زانرو که چون مقدّسکننده و مقدّسان همهٔ از یک میباشند از این جهت عار ندارد که ایشان را برادر بخواند ✡︎ {{verse|۲|۱۲|color=black}} چنانکه میگوید اسم تو را ببرادران خود اعلام میکنم و در میان کلیسا تو را تسبیح خواهم خواند ✡︎ {{verse|۲|۱۳|color=black}} و ایضاً من بر وی توکّل خواهم نمود و نیز اینک من و فرزندانی که خدا بمن عطا فرمود ✡︎ {{verse|۲|۱۴|color=black}} پس چون فرزندان در خون و جسم شراکت دارند او نیز همچنان در این هر دو شریک شد تا بوساطت موت صاحب قدرت موت یعنی ابلیس را تباه سازد ✡︎ {{verse|۲|۱۵|color=black}} و آنانی را که از ترس موت تمام عمر خود گرفتار بندگی میبودند آزاد گرداند ✡︎ {{verse|۲|۱۶|color=black}} زیرا که در حقیقت فرشتگان را دستگیری نمینماید بلکه نسل ابراهیم را دستگیری مینماید ✡︎ {{verse|۲|۱۷|color=black}} از این جهت میبایست در هر امری<noinclude></noinclude> f1xmxeeoabne5fsxhjfzj01121y9ll9 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۵۳ 104 89380 289794 2026-06-24T21:30:06Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «مشابه برادران خود شود تا در امور خدا رئیس کَهَنَهای کریم و امین شده کفّارهٔٔ گناهان قوم را بکند ✡︎ {{verse|۲|۱۸|color=black}} زیرا که چون خود عذاب کشیده تجربه دید استطاعت دارد که تجربهشدگان را اعانت فرماید ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=blac...» ایجاد کرد 289794 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>مشابه برادران خود شود تا در امور خدا رئیس کَهَنَهای کریم و امین شده کفّارهٔٔ گناهان قوم را بکند ✡︎ {{verse|۲|۱۸|color=black}} زیرا که چون خود عذاب کشیده تجربه دید استطاعت دارد که تجربهشدگان را اعانت فرماید ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} بنابراین ای برادران مقدّس که در دعوت سماوی شریک هستید در رسول و رئیس کَهَنَهٔ اعتراف ما یعنی عیسی تأمّل کنید ✡︎ {{verse|۳|۲|color=black}} که نزد او که وی را معیّن فرمود امین بود چنانکه موسی نیز در تمام خانهٔ او بود ✡︎ {{verse|۳|۳|color=black}} زیرا که این شخص لایق اکرامی بیشتر از موسی شمرده شد بآن اندازهای که سازندهٔ خانه را حرمت بیشتر از خانه است ✡︎ {{verse|۳|۴|color=black}} زیرا هر خانهای بدست کسی بنا میشود لکن بانی همهٔ خداست ✡︎ {{verse|۳|۵|color=black}} و موسی مثل خادم در تمام خانهٔ او امین بود تا شهادت دهد بر چیزهائی که میبایست بعد گفته شود ✡︎ {{verse|۳|۶|color=black}} و امّا مسیح مثل پسر بر خانهٔ او و خانهٔ او ما هستیم بشرطی که تا بانتها بدلیری و فخرِ امیدِ خود متمسّک باشیم ✡︎ {{verse|۳|۷|color=black}} پس چنانکه روحالقدس میگوید امروز اگر آواز او را بشنوید ✡︎ {{verse|۳|۸|color=black}} دل خود را سخت مسازید چنانکه در وقت جنبش دادن خشم او در روز امتحان در بیابان ✡︎ {{verse|۳|۹|color=black}} جائی که پدران شما مرا امتحان و آزمایش کردند و اعمال مرا تا مدّت چهل سال میدیدند ✡︎ {{verse|۳|۱۰|color=black}} از این جهت بآن گروه خشم گرفته گفتم ایشان پیوسته در دلهای خود گمراه هستند و راههای مرا نشناختند ✡︎ {{verse|۳|۱۱|color=black}} تا در خشم خود قسم خوردم که بآرامیِ من داخل نخواهند شد ✡︎ {{verse|۳|۱۲|color=black}} ای برادران باحذر باشید مبادا در یکی از شما دل شریر و بیایمان باشد که از خدای حیّ مرتدّ شوید ✡︎ {{verse|۳|۱۳|color=black}} بلکه هر روزه همدیگر را نصیحت کنید مادامی که امروز خوانده میشود مبادا احدی از شما بفریب گناه سختدل گردد ✡︎ {{verse|۳|۱۴|color=black}} از آنرو که در مسیح شریک گشتهایم اگر بابتدای اعتماد خود تا بانتها سخت متمسّک شویم ✡︎ {{verse|۳|۱۵|color=black}} چونکه گفته میشود امروز اگر آواز او را بشنوید دل خود را سخت مسازید چنانکه در وقت جنبش دادن خشم او ✡︎ {{verse|۳|۱۶|color=black}} پس که بودند که شنیدند و خشم او را جنبش دادند آیا تمام آن گروه نبودند که بهواسطهٔٔ موسی از مصر بیرون آمدند ✡︎ {{verse|۳|۱۷|color=black}} و بکه تا مدت چهل سال خشمگین میبود آیا نه بآن عاصیانی که بدنهای ایشان در صحرا ریخته شد ✡︎ {{verse|۳|۱۸|color=black}} و دربارهٔ که قسم خورد که بآرامیِ من داخل نخواهند شد مگر آنانی را که اطاعت نکردند ✡︎ {{verse|۳|۱۹|color=black}} پس دانستیم که بهسبب بیایمانی نتوانستند داخل شوند ✡︎<noinclude></noinclude> elwog941nrhy3arhi1tl9kssjw6fkhe برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۵۴ 104 89381 289795 2026-06-24T21:30:22Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}} {{فصل|۴}} {{verse|۴|۱|color=black}} پس بترسیم مبادا با آنکه وعدهٔ دخول در آرامی وی باقی میباشد ظاهر شود که احدی از شما قاصر شده باشد ✡︎ {{verse|۴|۲|color=black}} زیرا که بما نیز بمثال ایشان بشارت داده شد لکن کلامی که شنیدند بدیشان نفع نبخشید ا...» ایجاد کرد 289795 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}} {{فصل|۴}} {{verse|۴|۱|color=black}} پس بترسیم مبادا با آنکه وعدهٔ دخول در آرامی وی باقی میباشد ظاهر شود که احدی از شما قاصر شده باشد ✡︎ {{verse|۴|۲|color=black}} زیرا که بما نیز بمثال ایشان بشارت داده شد لکن کلامی که شنیدند بدیشان نفع نبخشید از اینرو که با شنوندگان بایمان متحّد نشدند ✡︎ {{verse|۴|۳|color=black}} زیرا ما که ایمان آوردیم داخل آن آرامی میگردیم چنانکه گفته است در خشم خود قسم خوردم که بآرامی من داخل نخواهند شد و حال آنکه اعمال او از آفرینش عالم باتمام رسیده بود ✡︎ {{verse|۴|۴|color=black}} و در مقامی دربارهٔ روز هفتم گفت که در روز هفتم خدا از جمیع اعمال خود آرامی گرفت ✡︎ {{verse|۴|۵|color=black}} و باز در این مقام که بآرامی من داخل نخواهند شد ✡︎ {{verse|۴|۶|color=black}} پس چون باقی است که بعضی داخل آن بشوند و آنانی که پیش بشارت یافتند بهسبب نافرمانی داخل نشدند ✡︎ {{verse|۴|۷|color=black}} باز روزی معیّن میفرماید چونکه بزبان داود بعد از مدت مدیدی امروز گفت چنانکه پیش مذکور شد که امروز اگر آواز او را بشنوید دل خود را سخت مسازید ✡︎ {{verse|۴|۸|color=black}} زیرا اگر یوشع ایشان را آرامی داده بود بعد از آن دیگر را ذکر نمیکرد ✡︎ {{verse|۴|۹|color=black}} پس برای قوم خدا آرامی سَبَّت باقی میماند ✡︎ {{verse|۴|۱۰|color=black}} زیرا هر که داخل آرامیِ او شد او نیز از اعمال خود بیارامید چنانکه خدا از اعمال خویش ✡︎ {{verse|۴|۱۱|color=black}} پس جدّ و جهد بکنیم تا بآن آرامی داخل شویم مبادا کسی در آن نافرمانیِ عبرتآمیز بیفتد ✡︎ {{verse|۴|۱۲|color=black}} زیرا کلام خدا زنده و مقتدر و برندهتر است از هر شمشیر دودم و فرورونده تا جدا کند نَفْس و روح و مفاصل و مغز را و مُمَیِّز افکار و نیّتهای قلب است ✡︎ {{verse|۴|۱۳|color=black}} و هیچ خلقت از نظر او مخفی نیست بلکه همهچیز در چشمان او که کار ما با وی است برهنه و منکشف میباشد ✡︎ {{verse|۴|۱۴|color=black}} پس چون رئیس کَهَنَهٔ عظیمی داریم که از آسمانها درگذشته است یعنی عیسی پسر خدا اعتراف خود را محکم بداریم ✡︎ {{verse|۴|۱۵|color=black}} زیرا رئیس کهنهای نداریم که نتواند همدرد ضعفهای ما بشود بلکه آزموده شده در هر چیز بمثال ما بدون گناه ✡︎ {{verse|۴|۱۶|color=black}} پس با دلیری نزدیک بتخت فیض بیاییم تا رحمت بیابیم و فیضی را حاصل کنیم که در وقت ضرورت [ما را] اعانت کند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب پنجم}}}} {{فصل|۵}} {{verse|۵|۱|color=black}} زیرا که هر رئیس کَهَنَه از میان آدمیان گرفته شده برای آدمیان مقرّر میشود<noinclude></noinclude> g3dx37tjt5glgonv4z38n5nidh2ndqt برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۵۵ 104 89382 289796 2026-06-24T21:30:41Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «در امور الهی تا هدایا و قربانیها برای گناهان بگذراند ✡︎ {{verse|۵|۲|color=black}} که با جاهلان و گمراهان میتواند ملایمت کند چونکه او نیز در کمزوری گرفته شده است ✡︎ {{verse|۵|۳|color=black}} و بهسبب این کمزوری او را لازم است چنانکه برای قوم همچنین برای خویشتن نیز...» ایجاد کرد 289796 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>در امور الهی تا هدایا و قربانیها برای گناهان بگذراند ✡︎ {{verse|۵|۲|color=black}} که با جاهلان و گمراهان میتواند ملایمت کند چونکه او نیز در کمزوری گرفته شده است ✡︎ {{verse|۵|۳|color=black}} و بهسبب این کمزوری او را لازم است چنانکه برای قوم همچنین برای خویشتن نیز قربانی برای گناهان بگذراند ✡︎ {{verse|۵|۴|color=black}} و کسی این مرتبه را برای خود نمیگیرد مگر وقتی که خدا او را بخواند چنانکه هارون را ✡︎ {{verse|۵|۵|color=black}} و همچنین مسیح نیز خود را جلال نداد که رئیس کهنه بشود بلکه او که بوی گفت تو پسر من هستی من امروز تو را تولید نمودم ✡︎ {{verse|۵|۶|color=black}} چنانکه در مقام دیگر نیز میگوید تو تا بابد کاهن هستی بر رتبه مِلکیصِدِق ✡︎ {{verse|۵|۷|color=black}} و او در ایّام بشریّت خود چونکه با فریاد شدید و اشکها نزد او که برهانیدنش از موت قادر بود تضرّع و دعای بسیار کرد و بهسبب تقوای خویش مستجاب گردید ✡︎ {{verse|۵|۸|color=black}} هر چند پسر بود بمصیبتهائی که کشید اطاعت را آموخت ✡︎ {{verse|۵|۹|color=black}} و کامل شده جمیع مطیعان خود را سبب نجات جاودانی گشت ✡︎ {{verse|۵|۱۰|color=black}} و خدا او را برئیس کَهَنَه مخاطب ساخت برتبهٔ مِلکیصِدِق ✡︎ {{verse|۵|۱۱|color=black}} که دربارهٔ او ما را سخنان بسیار است که شرح آنها مشکل میباشد چونکه گوشهای شما سنگین شده است ✡︎ {{verse|۵|۱۲|color=black}} زیرا که هر چند با این طول زمان شما را میباید معلّمان باشید باز محتاجید که کسی اصول و مَبادیِ الهامات خدا را بشما بیاموزد و محتاج شیر شدید نه غذای قوی ✡︎ {{verse|۵|۱۳|color=black}} زیرا هر که شیرخواره باشد در کلام عدالت ناآزموده است چونکه طفل است ✡︎ {{verse|۵|۱۴|color=black}} امّا غذای قوی از آنِ بالغان است که حواسِ خود را بموجب عادت ریاضت دادهاند تا تمییز نیک و بد را بکنند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب ششم}}}} {{فصل|۶}} {{verse|۶|۱|color=black}} بنابراین از کلام ابتدای مسیح درگذشته بسوی کمال سبقت بجوییم و بار دیگر بنیاد توبه از اعمال مرده و ایمان بخدا ننهیم ✡︎ {{verse|۶|۲|color=black}} و تعلیم تعمیدها و نهادن دستها و قیامت مردگان و داوری جاودانی را ✡︎ {{verse|۶|۳|color=black}} و این را بجا خواهیم آورد هر گاه خدا اجازت دهد ✡︎ {{verse|۶|۴|color=black}} زیرا آنانی که یک بار منوّر گشتند و لذّت عطای سماوی را چشیدند و شریک روحالقدس گردیدند ✡︎ {{verse|۶|۵|color=black}} و لذّت کلام نیکوی خدا و قوّات عالم آینده را چشیدند ✡︎ {{verse|۶|۶|color=black}} اگر بیفتند محال است که ایشان را بار دیگر برای توبه تازه سازند در حالتی که پسر خدا را برای خود باز مصلوب میکنند و او را بیحرمت میسازند ✡︎ {{verse|۶|۷|color=black}} زیرا زمینی که بارانی را که بارها<noinclude></noinclude> mjdmfjaqnv2dr5xtmw32qy2k88pbg3a برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۵۶ 104 89383 289797 2026-06-24T21:30:58Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «بر آن میافتد میخورد و نباتات نیکو برای فلاّحان خود میرویاند از خدا برکت مییابد ✡︎ {{verse|۶|۸|color=black}} لکن اگر خار و خسک میرویاند متروک و قرین بلعنت و در آخر سوخته میشود ✡︎ {{verse|۶|۹|color=black}} امّا ای عزیزان در حقّ شما چیزهای بهتر و قرین نجات را یقین می...» ایجاد کرد 289797 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بر آن میافتد میخورد و نباتات نیکو برای فلاّحان خود میرویاند از خدا برکت مییابد ✡︎ {{verse|۶|۸|color=black}} لکن اگر خار و خسک میرویاند متروک و قرین بلعنت و در آخر سوخته میشود ✡︎ {{verse|۶|۹|color=black}} امّا ای عزیزان در حقّ شما چیزهای بهتر و قرین نجات را یقین میداریم هر چند بدینطور سخن میگوییم ✡︎ {{verse|۶|۱۰|color=black}} زیرا خدا بیانصاف نیست که عمل شما و آن محبّت را که باسم او از خدمت مقدّسین که در آن مشغول بوده و هستید ظاهر کردهاید فراموش کند ✡︎ {{verse|۶|۱۱|color=black}} لکن آرزوی این داریم که هر یک از شما همین جدّ و جهد را برای یقین کامل امید تا بانتها ظاهر نمایید ✡︎ {{verse|۶|۱۲|color=black}} و کاهل مشوید بلکه اقتدا کنید آنانی را که بایمان و صبر وارث وعدهها میباشند ✡︎ {{verse|۶|۱۳|color=black}} زیرا وقتی که خدا بابراهیم وعده داد چون ببزرگتر از خود قسم نتوانست خورَد بخود قسم خورده گفت ✡︎ {{verse|۶|۱۴|color=black}} هرآینه من تو را برکت عظیمی خواهم داد و تو را بینهایت کثیر خواهم گردانید ✡︎ {{verse|۶|۱۵|color=black}} و همچنین چون صبر کرد آن وعده را یافت ✡︎ {{verse|۶|۱۶|color=black}} زیرا مردم بآنکه بزرگتر است قسم میخورند و نهایت هر مخاصمهٔ ایشان قسم است تا اثبات شود ✡︎ {{verse|۶|۱۷|color=black}} از اینرو چون خدا خواست که عدم تغییر ارادهٔ خود را بوارثان وعده بتأکید بیشمار ظاهر سازد قسم در میان آورد ✡︎ {{verse|۶|۱۸|color=black}} تا بدو امر بیتغییر که ممکن نیست خدا در آنها دروغ گوید تسلّی قوی حاصل شود برای ما که پناه بردیم تا بآن امیدی که درپیش ما گذارده شده است تمسّک جوییم ✡︎ {{verse|۶|۱۹|color=black}} و آن را مثل لنگری برای جان خود ثابت و پایدار داریم که در درون حجاب داخل شده است ✡︎ {{verse|۶|۲۰|color=black}} جائی که آن پیشرو برای ما داخل شد یعنی عیسی که بر رتبهٔ ملکیصِدِق رئیس کَهَنَه گردید تا ابدالآباد ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب هفتم}}}} {{فصل|۷}} {{verse|۷|۱|color=black}} زیرا این ملکیصدق پادشاه سالیم و کاهن خدای تعالیٰ هنگامی که ابراهیم از شکست دادن ملوک مراجعت میکرد او را استقبال کرده بدو برکت داد ✡︎ {{verse|۷|۲|color=black}} و ابراهیم نیز از همهٔ چیزها دهیک بدو داد که او اوّل ترجمه شده پادشاه عدالت است و بعد ملک سالیم نیز یعنی پادشاه سلامتی ✡︎ {{verse|۷|۳|color=black}} بیپدر و بیمادر و بینسبنامه و بدون ابتدای ایّام و انتهای حیات بلکه بشبیه پسر خدا شده کاهن دایمی میماند ✡︎ {{verse|۷|۴|color=black}} پس ملاحظه کنید که این شخص چقدر بزرگ بود که ابراهیم پاتریارخ نیز از بهترین غنایم دهیک<noinclude></noinclude> ssgqbjsmljku2j306zcr8tyjoxntqym برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۵۷ 104 89384 289798 2026-06-24T21:31:14Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «بدو داد ✡︎ {{verse|۷|۵|color=black}} و امّا از اولاد لاوی کسانی که کهانت را مییابند حکم دارند که از قوم بحسب شریعت دهیک بگیرند یعنی از برادران خود با آنکه ایشان نیز از صُلب ابراهیم پدید آمدند ✡︎ {{verse|۷|۶|color=black}} لکن آن کس که نسبتی بدیشان نداشت از ابراهیم...» ایجاد کرد 289798 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بدو داد ✡︎ {{verse|۷|۵|color=black}} و امّا از اولاد لاوی کسانی که کهانت را مییابند حکم دارند که از قوم بحسب شریعت دهیک بگیرند یعنی از برادران خود با آنکه ایشان نیز از صُلب ابراهیم پدید آمدند ✡︎ {{verse|۷|۶|color=black}} لکن آن کس که نسبتی بدیشان نداشت از ابراهیم دهیک گرفته و صاحب وعدهها را برکت داده است ✡︎ {{verse|۷|۷|color=black}} و بدون هر شبهه کوچک از بزرگ برکت داده میشود ✡︎ {{verse|۷|۸|color=black}} و در اینجا مردمان مردنی دهیک میگیرند امّا در آنجا کسی که بر زنده بودن وی شهادت داده میشود ✡︎ {{verse|۷|۹|color=black}} حتی آنکه گویا میتوان گفت که بوساطت ابراهیم از همان لاوی که دهیک میگیرد دهیک گرفته شد ✡︎ {{verse|۷|۱۰|color=black}} زیرا که هنوز در صُلب پدر خود بود هنگامی که ملکیصدق او را استقبال کرد ✡︎ {{verse|۷|۱۱|color=black}} و دیگر اگر از کهانت لاوی کمال حاصل میشد زیرا قوم شریعت را بر آن یافتند باز چه احتیاج میبود که کاهنی دیگر بر رتبهٔ ملکیصدق مبعوث شود و مذکور شود که بر رتبهٔ هارون نیست ✡︎ {{verse|۷|۱۲|color=black}} زیرا هر گاه کهانت تغییر میپذیرد البته شریعت نیز تبدیل مییابد ✡︎ {{verse|۷|۱۳|color=black}} زیرا او که این سخنان در حقّ وی گفته میشود از سبط دیگر ظاهر شده است که احدی از آن خدمت قربانگاه را نکرده است ✡︎ {{verse|۷|۱۴|color=black}} زیرا واضح است که خداوند ما از سبط یهودا طلوع فرمود که موسی در حقّ آن سبط از جهت کهانت هیچ نگفت ✡︎ {{verse|۷|۱۵|color=black}} و نیز بیشتر مُبَیَّن است از اینکه بمثال ملکیصدق کاهنی بطور دیگر باید ظهور نماید ✡︎ {{verse|۷|۱۶|color=black}} که بشریعت و احکام جسمی مبعوث نشود بلکه بقوّت حیات غیرفانی ✡︎ {{verse|۷|۱۷|color=black}} زیرا شهادت داده شد که تو تا بابد کاهن هستی بر رتبهٔ ملکیصدق ✡︎ {{verse|۷|۱۸|color=black}} زیرا که حاصل میشود هم نَسخ حکم سابق بعلّت ضعف و عدم فایدهٔ آن ✡︎ {{verse|۷|۱۹|color=black}} از آن جهت که شریعت هیچ چیز را کامل نمیگرداند و هم برآوردن امید نیکوتر که بآن تقرّب بخدا میجوییم ✡︎ {{verse|۷|۲۰|color=black}} و بقدر آنکه این بدون قسم نمیباشد ✡︎ {{verse|۷|۲۱|color=black}} زیرا ایشان بیقسم کاهن شدهاند و لیکن این با قسم از او که بوی میگوید خداوند قسم خورد و تغییر اراده نخواهد داد که تو کاهن ابدی هستی بر رتبهٔ ملکیصدق ✡︎ {{verse|۷|۲۲|color=black}} به همین قدر نیکوتر است آن عهدی که عیسی ضامن آن گردید ✡︎ {{verse|۷|۲۳|color=black}} و ایشان کاهنان بسیار میشوند از جهت آنکه موت از باقی بودن ایشان مانع است ✡︎ {{verse|۷|۲۴|color=black}} لکن وی چون تا بابد باقی است کهانت بیزوال دارد ✡︎ {{verse|۷|۲۵|color=black}} از این جهت نیز قادر است که آنانی را که بهوسیلهٔ وی نزد خدا آیند نجات بینهایت بخشد چونکه دائماً زنده است تا شفاعت ایشان را بکند ✡︎ {{verse|۷|۲۶|color=black}} زیرا که ما را چنین رئیس کَهَنَه شایسته<noinclude></noinclude> plgvpvoa4akkhb48kuh10slzbrpg890 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۵۸ 104 89385 289799 2026-06-24T21:31:29Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «است قدّوس و بیآزار و بیعیب و از گناهکاران جدا شده و از آسمانها بلندتر گردیده ✡︎ {{verse|۷|۲۷|color=black}} که هر روز محتاج نباشد بمثال آن رؤسای کَهَنَه که اوّل برای گناهان خود و بعد برای قوم قربانی بگذراند چونکه این را یک بار فقط بجا آورد هنگامی که خود ر...» ایجاد کرد 289799 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>است قدّوس و بیآزار و بیعیب و از گناهکاران جدا شده و از آسمانها بلندتر گردیده ✡︎ {{verse|۷|۲۷|color=black}} که هر روز محتاج نباشد بمثال آن رؤسای کَهَنَه که اوّل برای گناهان خود و بعد برای قوم قربانی بگذراند چونکه این را یک بار فقط بجا آورد هنگامی که خود را بقربانی گذرانید ✡︎ {{verse|۷|۲۸|color=black}} از آنرو که شریعت مردمانی را که کمزوری دارند کاهن میسازد لکن کلام قسم که بعد از شریعت است پسر را که تا ابدالآباد کامل شده است ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب هشتم}}}} {{فصل|۸}} {{verse|۸|۱|color=black}} پس مقصود عمده از این کلام این است که برای ما چنین رئیس کهنهای هست که در آسمانها بدست راست تخت کبریا نشسته است ✡︎ {{verse|۸|۲|color=black}} که خادم مکان اقدس و آن خیمهٔ حقیقی است که خداوند آن را برپا نمود نه انسان ✡︎ {{verse|۸|۳|color=black}} زیرا که هر رئیس کَهَنَه مقرّر میشود تا هدایا و قربانیها بگذراند و از این جهت واجب است که او را نیز چیزی باشد که بگذراند ✡︎ {{verse|۸|۴|color=black}} پس اگر بر زمین میبود کاهن نمیبود چون کسانی هستند که بقانون شریعت هدایا را میگذرانند ✡︎ {{verse|۸|۵|color=black}} و ایشان شبیه و سایهٔ چیزهای آسمانی را خدمت میکنند چنانکه موسی مُلهِم شد هنگامی که عازم بود که خیمه را بسازد زیرا بدو میگوید آگاه باش که همهچیز را بآن نمونهای که در کوه بتو نشان داده شد بسازی ✡︎ {{verse|۸|۶|color=black}} لکن الآن او خدمت نیکوتر یافته است بمقداری که مُتَوَسِطِ عهد نیکوتر نیز هست که بر وعدههای نیکوتر مرتّب است ✡︎ {{verse|۸|۷|color=black}} زیرا اگر آن اوّل بیعیب میبود جائی برای دیگری طلب نمیشد ✡︎ {{verse|۸|۸|color=black}} چنانکه ایشان را ملامت کرده میگوید خداوند میگوید اینک ایّامی میآید که با خاندان اسرائیل و خاندان یهودا عهدی تازه استوار خواهم نمود ✡︎ {{verse|۸|۹|color=black}} نه مثل آن عهدی که با پدران ایشان بستم در روزی که من ایشان را دستگیری نمودم تا از زمین مصر برآوردم زیرا که ایشان در عهد من ثابت نماندند پس خداوند میگوید من ایشان را واگذاردم ✡︎ {{verse|۸|۱۰|color=black}} و خداوند میگوید این است آن عهدی که بعد از آن ایّام با خاندان اسرائیل استوار خواهم داشت که احکام خود را در خاطر ایشان خواهم نهاد و بر دل ایشان مرقوم خواهم داشت و ایشان را خدا خواهم بود و ایشان مرا قوم خواهند بود ✡︎ {{verse|۸|۱۱|color=black}} و دیگر کسی همسایه و برادر خود را تعلیم نخواهد داد و نخواهد گفت خداوند را بشناس زیرا که همهٔ از خرد و بزرگ مرا خواهند شناخت ✡︎ {{verse|۸|۱۲|color=black}} زیرا<noinclude></noinclude> szqseestfkilal79vnchqcgrt0l7ft0 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۵۹ 104 89386 289800 2026-06-24T21:32:58Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «بر تقصیرهای ایشان ترّحم خواهم فرمود و گناهانشان را دیگر بیاد نخواهم آورد ✡︎ {{verse|۸|۱۳|color=black}} پس چون تازه گفت اوّل را کُهنه ساخت و آنچه کهنه و پیر شده است مشرف بر زوال است ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب نهم}}}} {{فصل|۹}} {{verse|۹|۱|color=black}} خلاصه آن عهد اوّل را نیز...» ایجاد کرد 289800 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بر تقصیرهای ایشان ترّحم خواهم فرمود و گناهانشان را دیگر بیاد نخواهم آورد ✡︎ {{verse|۸|۱۳|color=black}} پس چون تازه گفت اوّل را کُهنه ساخت و آنچه کهنه و پیر شده است مشرف بر زوال است ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب نهم}}}} {{فصل|۹}} {{verse|۹|۱|color=black}} خلاصه آن عهد اوّل را نیز فرایض خدمت و قدس دنیوی بود ✡︎ {{verse|۹|۲|color=black}} زیرا خیمهٔ اوّل نصب شد که در آن بود چراغدان و میز و نانِ تَقْدِمِه و آن بقدس مسمّی گردید ✡︎ {{verse|۹|۳|color=black}} و در پشت پردهٔ دوّم بود آن خیمهای که بقدسالاقداس مسمّی است ✡︎ {{verse|۹|۴|color=black}} که در آن بود مَجمَرهٔ زرّین و تابوت شهادت که همهٔ اطرافش بطلا آراسته بود و در آن بود حُقّهٔ طلا که پر از منّ بود و عصای هارون که شکوفه آورده بود و دو لوح عهد ✡︎ {{verse|۹|۵|color=black}} و بر زَبَرِ آن کروبیان جلال که بر تخت رحمت سایهگستر میبودند و الآن جای تفصیل آنها نیست ✡︎ {{verse|۹|۶|color=black}} پس چون این چیزها بدینطور آراسته شد کَهَنَه بجهت ادای لوازم خدمت پیوسته بخیمهٔ اوّل در میآیند ✡︎ {{verse|۹|۷|color=black}} لکن در دوّم سالی یک مرتبه رئیس کَهَنَه تنها داخل میشود و آن هم نه بدون خونی که برای خود و برای جهالات قوم میگذراند ✡︎ {{verse|۹|۸|color=black}} که باین همهٔ روحالقدس اشاره مینماید بر اینکه مادامی که خیمهٔ اوّل برپاست راه مکان اقدس ظاهر نمیشود ✡︎ {{verse|۹|۹|color=black}} و این مَثَلی است برای زمان حاضر که بحسب آن هدایا و قربانیها را میگذرانند که قوّت ندارد که عبادتکننده را از جهت ضمیر کامل گرداند ✡︎ {{verse|۹|۱۰|color=black}} چونکه اینها با چیزهای خوردنی و آشامیدنی و طهارات مختلفه فقط فرایض جسدی است که تا زمان اصلاح مقرّر شده است مسیح کاهن و فدیهٔ ابدی ✡︎ {{verse|۹|۱۱|color=black}} لیکن مسیح چون ظاهر شد تا رئیس کَهَنَهٔ نعمتهای آینده باشد بخیمهٔ بزرگتر و کاملتر و ناساختهشده بدست یعنی که از این خلقت نیست ✡︎ {{verse|۹|۱۲|color=black}} و نه بخون بزها و گوسالهها بلکه بخون خود یک مرتبه فقط بمکان اقدس داخل شد و فدیهٔ ابدی را یافت ✡︎ {{verse|۹|۱۳|color=black}} زیرا هر گاه خون بزها و گاوان و خاکستر گوساله چون بر آلودگان پاشیده میشود تا بطهارت جسمی مقدّس میسازد ✡︎ {{verse|۹|۱۴|color=black}} پس آیا چند مرتبه زیاده خون مسیح که بروح ازلی خویشتن را بیعیب بخدا گذرانید ضمیر شما را از اعمال مرده طاهر نخواهد ساخت تا خدای زنده را خدمت نمایید ✡︎ {{verse|۹|۱۵|color=black}} و از این جهت او متوسط عهد تازهای است تا چون موت برای کفّارهٔ تقصیرات عهد اوّل بوقوع آمد خواندهشدگان وعدهٔ میراث ابدی را<noinclude></noinclude> 5lez0v4yj19de3in4kpfqyddogiyt0b برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۶۰ 104 89387 289801 2026-06-24T21:33:14Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «بیابند ✡︎ {{verse|۹|۱۶|color=black}} زیرا در هر جائی که وصیّتی است لابدّ است که موتِ وصیّتکننده را تصوّر کنند ✡︎ {{verse|۹|۱۷|color=black}} زیرا که وصیّت بعد از موت ثابت میشود زیرا مادامی که وصیّتکننده زنده است استحکامی ندارد ✡︎ {{verse|۹|۱۸|color=black}} و از اینرو آن او...» ایجاد کرد 289801 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بیابند ✡︎ {{verse|۹|۱۶|color=black}} زیرا در هر جائی که وصیّتی است لابدّ است که موتِ وصیّتکننده را تصوّر کنند ✡︎ {{verse|۹|۱۷|color=black}} زیرا که وصیّت بعد از موت ثابت میشود زیرا مادامی که وصیّتکننده زنده است استحکامی ندارد ✡︎ {{verse|۹|۱۸|color=black}} و از اینرو آن اوّل نیز بدون خون برقرار نشد ✡︎ {{verse|۹|۱۹|color=black}} زیرا که چون موسی تمامی احکام را بحسب شریعت بسمع قوم رسانید خون گوسالهها و بزها را با آب و پشم قرمز و زوفا گرفته آن را بر خود کتاب و تمامی قوم پاشید ✡︎ {{verse|۹|۲۰|color=black}} و گفت این است خون آن عهدی که خدا با شما قرار داد ✡︎ {{verse|۹|۲۱|color=black}} و همچنین خیمه و جمیع آلاتخدمت را نیز بخون بیالود ✡︎ {{verse|۹|۲۲|color=black}} و بحسب شریعت تقریباً همهچیز بخون طاهر میشود و بدون ریختن خون آمرزش نیست ✡︎ {{verse|۹|۲۳|color=black}} پس لازم بود که مَثَلهای چیزهای سماوی باینها طاهر شود لکن خودِ سماویّات بقربانیهای نیکوتر از اینها ✡︎ {{verse|۹|۲۴|color=black}} زیرا مسیح بقدس ساخته شده بدست داخل نشد که مثال مکان حقیقی است بلکه بخود آسمان تا آنکه الآن در حضور خدا بجهت ما ظاهر شود ✡︎ {{verse|۹|۲۵|color=black}} و نه آنکه جان خود را بارها قربانی کند مانند آن رئیس کَهَنَه که هر سال با خون دیگری بمکان اقدس داخل میشود ✡︎ {{verse|۹|۲۶|color=black}} زیرا در این صورت میبایست که او از بنیاد عالم بارها زحمت کشیده باشد لکن الآن یک مرتبه در اواخر عالم ظاهر شد تا بقربانی خود گناه را محو سازد ✡︎ {{verse|۹|۲۷|color=black}} و چنانکه مردم را یک بار مردن و بعد از آن جزا یافتن مقرّر است ✡︎ {{verse|۹|۲۸|color=black}} همچنین مسیح نیز چون یک بار قربانی شد تا گناهان بسیاری را رفع نماید بار دیگر بدون گناه برای کسانی که منتظر او میباشند ظاهر خواهد شد بجهت نجات ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب دهم}}}} {{فصل|۱۰}} {{verse|۱۰|۱|color=black}} زیرا که چون شریعت را سایهٔ نعمتهای آینده است نه نَفْسِ صورتِ آن چیزها آن هرگز نمیتواند هر سال بهمان قربانیهائی که پیوسته میگذرانند تقرّبجویندگان را کامل گرداند ✡︎ {{verse|۱۰|۲|color=black}} والاّ آیا گذرانیدن آنها موقوف نمیشد چونکه عبادتکنندگان بعد از آنکه یک بار پاک شدند دیگر حسّ گناهان را در ضمیر نمیداشتند ✡︎ {{verse|۱۰|۳|color=black}} بلکه در اینها هر سال یادگاری گناهان میشود ✡︎ {{verse|۱۰|۴|color=black}} زیرا محال است که خون گاوها و بزها رفع گناهان را بکند ✡︎ {{verse|۱۰|۵|color=black}} لهذا هنگامی که داخل جهان میشود میگوید قربانی و هدیه را نخواستی لکن جسدی برای من مهیا ساختی ✡︎ {{verse|۱۰|۶|color=black}} به قربانیهای سوختنی و قربانیهای گناه<noinclude></noinclude> a4ag1bgtpcscca0urp6yjij6ik4p7kn برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۶۱ 104 89388 289802 2026-06-24T21:33:34Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «رغبت نداشتی ✡︎ {{verse|۱۰|۷|color=black}} آنگاه گفتم اینک میآیم در طومار کتاب در حقّ من مکتوب است تا ارادهٔ تو را ای خدا بجا آورم ✡︎ {{verse|۱۰|۸|color=black}} چون پیش میگوید هدایا و قربانیها و قربانیهای سوختنی و قربانیهای گناه را نخواستی و بآنها رغبت نداشتی که آ...» ایجاد کرد 289802 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>رغبت نداشتی ✡︎ {{verse|۱۰|۷|color=black}} آنگاه گفتم اینک میآیم در طومار کتاب در حقّ من مکتوب است تا ارادهٔ تو را ای خدا بجا آورم ✡︎ {{verse|۱۰|۸|color=black}} چون پیش میگوید هدایا و قربانیها و قربانیهای سوختنی و قربانیهای گناه را نخواستی و بآنها رغبت نداشتی که آنها را بحسب شریعت میگذرانند ✡︎ {{verse|۱۰|۹|color=black}} بعد گفت که اینک میآیم تا ارادهٔ تو را ای خدا بجا آورم پس اوّل را بر میدارد تا دوّم را استوار سازد ✡︎ {{verse|۱۰|۱۰|color=black}} و باین اراده مقدّس شدهایم بقربانی جسد عیسی مسیح یک مرتبه فقط ✡︎ {{verse|۱۰|۱۱|color=black}} و هر کاهن هر روزه بخدمت مشغول بوده میایستد و همان قربانیها را مکرّراً میگذراند که هرگز رفع گناهان را نمیتواند کرد ✡︎ {{verse|۱۰|۱۲|color=black}} لکن او چون یک قربانی برای گناهان گذرانید بدست راست خدا بنشست تا ابدالآباد ✡︎ {{verse|۱۰|۱۳|color=black}} و بعد از آن منتظر است تا دشمنانش پایانداز او شوند ✡︎ {{verse|۱۰|۱۴|color=black}} از آنرو که بیک قربانی مقدّسان را کامل گردانیده است تا ابدالآباد ✡︎ {{verse|۱۰|۱۵|color=black}} و روحالقدس نیز برای ما شهادت میدهد زیرا بعد از آنکه گفته بود ✡︎ {{verse|۱۰|۱۶|color=black}} این است آن عهدی که بعد از آن ایّام با ایشان خواهم بست خداوند میگوید احکام خود را در دلهای ایشان خواهم نهاد و بر ذهن ایشان مرقوم خواهم داشت ✡︎ {{verse|۱۰|۱۷|color=black}} [باز میگوید] و گناهان و خطایای ایشان را دیگر بیاد نخواهم آورد ✡︎ {{verse|۱۰|۱۸|color=black}} امّا جائی که آمرزش اینها هست دیگر قربانی گناهان نیست ✡︎ {{verse|۱۰|۱۹|color=black}} پس ای برادران چونکه بخون عیسی دلیری داریم تا بمکان اقدس داخل شویم ✡︎ {{verse|۱۰|۲۰|color=black}} از طریق تازه و زنده که آن را بجهت ما از میان پرده یعنی جسم خود مهیّا نموده است ✡︎ {{verse|۱۰|۲۱|color=black}} و کاهنی بزرگ را بر خانهٔ خدا داریم ✡︎ {{verse|۱۰|۲۲|color=black}} پس بدل راست در یقین ایمان دلهای خود را از ضمیر بد پاشیده و بدنهای خود را بآب پاک غسل داده نزدیک بیاییم ✡︎ {{verse|۱۰|۲۳|color=black}} و اعتراف امید را محکم نگاه داریم زیرا که وعدهدهنده امین است ✡︎ {{verse|۱۰|۲۴|color=black}} و ملاحظهٔ یکدیگر را بنماییم تا بمحبّت و اعمال نیکو ترغیب نماییم ✡︎ {{verse|۱۰|۲۵|color=black}} و از با هم آمدن در جماعت غافل نشویم چنانکه بعضی را عادت است بلکه یکدیگر را نصیحت کنیم و زیادتر باندازهای که میبینید که آن روز نزدیک میشود ✡︎ {{verse|۱۰|۲۶|color=black}} زیرا که بعد از پذیرفتن معرفت راستی اگر عمداً گناهکار شویم دیگر قربانی گناهان باقی نیست ✡︎ {{verse|۱۰|۲۷|color=black}} بلکه انتظارِ هولناکِ عذاب و غیرت آتشی که مخالفان را فرو خواهد برد ✡︎ {{verse|۱۰|۲۸|color=black}} هر که شریعت موسی را خوار شمرد بدون رحم بدو یا سه شاهد کشته میشود ✡︎ {{verse|۱۰|۲۹|color=black}} پس بچه مقدار گمان میکنید که آن کس مستحقّ عقوبت سختتر شمرده خواهد شد که پسر خدا را پایمال کرد و خون عهدی را که بآن مقدّس گردانیده<noinclude></noinclude> hvogp8g18rvb9kaksl3x71cfdzrk0gt برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۶۲ 104 89389 289803 2026-06-24T21:34:02Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «شد ناپاک شمرد و روح نعمت را بیحرمت کرد ✡︎ {{verse|۱۰|۳۰|color=black}} زیرا میشناسیم او را که گفته است خداوند میگوید انتقام از آنِ من است من مکافات خواهم داد و ایضاً خداوند قوم خود را داوری خواهد نمود ✡︎ {{verse|۱۰|۳۱|color=black}} افتادن بدستهای خدای زنده چیزی هو...» ایجاد کرد 289803 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>شد ناپاک شمرد و روح نعمت را بیحرمت کرد ✡︎ {{verse|۱۰|۳۰|color=black}} زیرا میشناسیم او را که گفته است خداوند میگوید انتقام از آنِ من است من مکافات خواهم داد و ایضاً خداوند قوم خود را داوری خواهد نمود ✡︎ {{verse|۱۰|۳۱|color=black}} افتادن بدستهای خدای زنده چیزی هولناک است ✡︎ {{verse|۱۰|۳۲|color=black}} و لیکن ایّام سلف را بیاد آورید که بعد از آنکه منوّر گردیدید متحمّل مجاهدهای عظیم از دردها شدید ✡︎ {{verse|۱۰|۳۳|color=black}} چه از اینکه از دشنامها و زحمات تماشای مردم میشدید و چه از آنکه شریک با کسانی میبودید که در چنین چیزها بسر میبردند ✡︎ {{verse|۱۰|۳۴|color=black}} زیرا که با اسیران نیز همدرد میبودید و تاراج اموال خود را نیز بخوشی میپذیرفتید چون دانستید که خود شما را در آسمان مال نیکوتر و باقی است ✡︎ {{verse|۱۰|۳۵|color=black}} پس ترک مکنید دلیری خود را که مقرون بمجازات عظیم میباشد ✡︎ {{verse|۱۰|۳۶|color=black}} زیرا که شما را صبر لازم است تا ارادهٔ خدا را بجا آورده وعده را بیابید ✡︎ {{verse|۱۰|۳۷|color=black}} زیرا که بعد از اندک زمانی آن آینده خواهد آمد و تأخیر نخواهد نمود ✡︎ {{verse|۱۰|۳۸|color=black}} لکن عادل بایمان زیست خواهد نمود و اگر مرتّد شود نفس من با وی خوش نخواهد شد ✡︎ {{verse|۱۰|۳۹|color=black}} لکن ما از مرتدّان نیستیم تا هلاک شویم بلکه از ایمانداران تا جان خود را دریابیم ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب یازدهم}}}} {{فصل|۱۱}} {{verse|۱۱|۱|color=black}} پس ایمان اعتماد بر چیزهای امیدداشته شده است و برهانِ چیزهای نادیده ✡︎ {{verse|۱۱|۲|color=black}} زیرا که باین برای قدما شهادت داده شد ✡︎ {{verse|۱۱|۳|color=black}} به ایمان فهمیدهایم که عالمها بکلمه خدا مرتّب گردید حتّی آنکه چیزهای دیدنی از چیزهای نادیدنی ساخته شد ✡︎ {{verse|۱۱|۴|color=black}} به ایمان هابیل قربانی نیکوتر از قائن را بخدا گذرانید و بهسبب آن شهادت داده شد که عادل است بآنکه خدا بهدایای او شهادت میدهد و بهسبب همان بعد از مردن هنوز گوینده است ✡︎ {{verse|۱۱|۵|color=black}} به ایمان خنوخ منتقل گشت تا موت را نبیند و نایاب شد چرا که خدا او را منتقل ساخت زیرا قبل از انتقال وی شهادت داده شد که رضامندی خدا را حاصل کرد ✡︎ {{verse|۱۱|۶|color=black}} لیکن بدون ایمان تحصیل رضامندی او محال است زیرا هر که تقرّب بخدا جوید لازم است که ایمان آورد بر اینکه او هست و جویندگان خود را جزا میدهد ✡︎ {{verse|۱۱|۷|color=black}} به ایمان نوح چون دربارهٔ اموری که تا آن وقت دیده نشده الهام یافته بود خداترس شده کشتیای بجهت اهل خانهٔ خود بساخت و بآن دنیا را ملزم ساخته وارث آن عدالتی که از ایمان است گردید ✡︎ {{verse|۱۱|۸|color=black}} به ایمان ابراهیم چون خوانده شد اطاعت نمود و بیرون رفت بسمت<noinclude></noinclude> 17itc9hkpaa965qbr84915tj6vxhrfb برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۶۳ 104 89390 289804 2026-06-24T21:34:23Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «آن مکانی که میبایست بمیراث یابد پس بیرون آمد و نمیدانست بکجا میرود ✡︎ {{verse|۱۱|۹|color=black}} و بایمان در زمین وعده مثل زمین بیگانه غربت پذیرفت و در خیمهها با اسحاق و یعقوب که در میراث همین وعده شریک بودند مسکن نمود ✡︎ {{verse|۱۱|۱۰|color=black}} زانرو که مترق...» ایجاد کرد 289804 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>آن مکانی که میبایست بمیراث یابد پس بیرون آمد و نمیدانست بکجا میرود ✡︎ {{verse|۱۱|۹|color=black}} و بایمان در زمین وعده مثل زمین بیگانه غربت پذیرفت و در خیمهها با اسحاق و یعقوب که در میراث همین وعده شریک بودند مسکن نمود ✡︎ {{verse|۱۱|۱۰|color=black}} زانرو که مترقّب شهری بابنیاد بود که معمار و سازندهٔ آن خداست ✡︎ {{verse|۱۱|۱۱|color=black}} به ایمان خودِ ساره نیز قوّت قبول نسل یافت و بعد از انقضای وقت زایید چونکه وعدهدهنده را امین دانست ✡︎ {{verse|۱۱|۱۲|color=black}} و از این سبب از یک نفر و آن هم مرده مثل ستارگان آسمان کثیر و مانند ریگهای کنار دریا بیشمار زاییده شدند ✡︎ {{verse|۱۱|۱۳|color=black}} در ایمان همهٔ ایشان فوت شدند در حالیکه وعدهها را نیافته بودند بلکه آنها را از دور دیده تحیّت گفتند و اقرار کردند که بر روی زمین بیگانه و غریب بودند ✡︎ {{verse|۱۱|۱۴|color=black}} زیرا کسانی که همچنین میگویند ظاهر میسازند که در جستجوی وطنی هستند ✡︎ {{verse|۱۱|۱۵|color=black}} و اگر جائی را که از آن بیرون آمدند بخاطر میآوردند هرآینه فرصت میداشتند که [بدانجا] برگردند ✡︎ {{verse|۱۱|۱۶|color=black}} لکن الحال مشتاق وطنی نیکوتر یعنی [وطنِ] سماوی هستند و از اینرو خدا از ایشان عار ندارد که خدای ایشان خوانده شود چونکه برای ایشان شهری مهیّا ساخته است ✡︎ {{verse|۱۱|۱۷|color=black}} به ایمان ابراهیم چون امتحان شد اسحاق را گذرانید و آنکه وعدهها را پذیرفته بود پسر یگانهٔ خود را قربانی میکرد ✡︎ {{verse|۱۱|۱۸|color=black}} که باو گفته شده بود که نسل تو باسحاق خوانده خواهد شد ✡︎ {{verse|۱۱|۱۹|color=black}} چونکه یقین دانست که خدا قادر بر برانگیزانیدن از اموات است و همچنین او را در مَثَلی از اموات نیز باز یافت ✡︎ {{verse|۱۱|۲۰|color=black}} به ایمان اسحاق نیز یعقوب و عیسو را در امور آینده برکت داد ✡︎ {{verse|۱۱|۲۱|color=black}} به ایمان یعقوب در وقت مُردنِ خود هر یکی از پسران یوسف را برکت داد و بر سر عصای خود سجده کرد ✡︎ {{verse|۱۱|۲۲|color=black}} به ایمان یوسف در حین وفات خود از خروج بنی اسرائیل اِخبار نمود و دربارهٔ استخوانهای خود وصیّت کرد ✡︎ {{verse|۱۱|۲۳|color=black}} به ایمان موسی چون متولّد شد والدینش او را طفلی جمیل یافته سه ماه پنهان کردند و از حکم پادشاه بیم نداشتند ✡︎ {{verse|۱۱|۲۴|color=black}} به ایمان چون موسی بزرگ شد ابا نمود از اینکه پسرِ دخترِ فرعون خوانده شود ✡︎ {{verse|۱۱|۲۵|color=black}} و ذلیل بودن با قوم خدا را پسندیدهتر داشت از آنکه لذّتِ اندک زمانیِ گناه را ببرد ✡︎ {{verse|۱۱|۲۶|color=black}} و عار مسیح را دولتی بزرگتر از خزائن مصر پنداشت زیرا که بسوی مجازات نظر میداشت ✡︎ {{verse|۱۱|۲۷|color=black}} به ایمان مصر را ترک کرد و از غضب پادشاه نترسید زیرا که چون آن نادیده را بدید استوار ماند ✡︎ {{verse|۱۱|۲۸|color=black}} به ایمان عید فِصَح و پاشیدن خون را بعمل آورد تا هلاککننده نخستزادگان بر ایشان دست<noinclude></noinclude> fere8a2pgv3zzlnrgzm9bhnvc3xniv1 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۶۴ 104 89391 289805 2026-06-24T21:34:43Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «نگذارد ✡︎ {{verse|۱۱|۲۹|color=black}} به ایمان از بحر قُلزُم بخشکی عبور نمودند و اهل مصر قصد آن کرده غرق شدند ✡︎ {{verse|۱۱|۳۰|color=black}} به ایمان حصار اَرِیحا چون هفت روز آن را طواف کرده بودند بزیر افتاد ✡︎ {{verse|۱۱|۳۱|color=black}} به ایمان راحاب فاحشه با عاصیان هل...» ایجاد کرد 289805 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نگذارد ✡︎ {{verse|۱۱|۲۹|color=black}} به ایمان از بحر قُلزُم بخشکی عبور نمودند و اهل مصر قصد آن کرده غرق شدند ✡︎ {{verse|۱۱|۳۰|color=black}} به ایمان حصار اَرِیحا چون هفت روز آن را طواف کرده بودند بزیر افتاد ✡︎ {{verse|۱۱|۳۱|color=black}} به ایمان راحاب فاحشه با عاصیان هلاک نشد زیرا که جاسوسان را بسلامتی پذیرفته بود ✡︎ {{verse|۱۱|۳۲|color=black}} و دیگر چه گویم زیرا که وقت مرا کفاف نمیدهد که از جِدعُون و باراق و شَمشون و یَفتاح و داود و سموئیل و انبیا اِخبار نمایم ✡︎ {{verse|۱۱|۳۳|color=black}} که از ایمان تسخیر ممالک کردند و باعمال صالحه پرداختند و وعدهها را پذیرفتند و دهان شیران را بستند ✡︎ {{verse|۱۱|۳۴|color=black}} سُوْرَت آتش را خاموش کردند و از دم شمشیرها رستگار شدند و از ضعف توانائی یافتند و در جنگ شجاع شدند و لشکرهای غربا را منهزم ساختند ✡︎ {{verse|۱۱|۳۵|color=black}} زنان مردگان خود را بقیامتی باز یافتند لکن دیگران معذّب شدند و خلاصی را قبول نکردند تا بقیامتِ نیکوتر برسند ✡︎ {{verse|۱۱|۳۶|color=black}} و دیگران از استهزاها و تازیانهها بلکه از بندها و زندان آزموده شدند ✡︎ {{verse|۱۱|۳۷|color=black}} سنگسار گردیدند و با ارّه دوپاره گشتند تجربه کرده شدند و بشمشیر مقتول گشتند در پوستهای گوسفندان و بزها محتاج و مظلوم و ذلیل و آواره شدند ✡︎ {{verse|۱۱|۳۸|color=black}} آنانی که جهان لایق ایشان نبود در صحراها و کوهها و مغارهها و شکافهای زمین پراکنده گشتند ✡︎ {{verse|۱۱|۳۹|color=black}} پس جمیع ایشان با اینکه از ایمان شهادت داده شدند وعده را نیافتند ✡︎ {{verse|۱۱|۴۰|color=black}} زیرا خدا برای ما چیزی نیکوتر مهیّا کرده است تا آنکه بدون ما کامل نشوند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب دوازدهم}}}} {{فصل|۱۲}} {{verse|۱۲|۱|color=black}} بنابراین چونکه ما نیز چنین اَبْر شاهدان را گرداگرد خود داریم هر بار گران و گناهی را که ما را سخت میپیچد دور بکنیم و با صبر در آن میدان که پیش روی ما مقرّر شده است بدویم ✡︎ {{verse|۱۲|۲|color=black}} و بسوی پیشوا و کاملکنندهٔ ایمان یعنی عیسی نگران باشیم که بجهت آن خوشی که پیش او موضوع بود بیحرمتی را ناچیز شمرده متحمل صلیب گردید و بدست راست تخت خدا نشسته است ✡︎ {{verse|۱۲|۳|color=black}} پس تفکّر کنید در او که متحمّلِ چنین مخالفتی بود که از گناهکاران باو پدید آمد مبادا در جانهای خود ضعف کرده خسته شوید ✡︎ {{verse|۱۲|۴|color=black}} هنوز در جهادِ با گناه تا بحدّ خون مقاومت نکردهاید ✡︎ {{verse|۱۲|۵|color=black}} و نصیحتی را فراموش نمودهاید که با شما چون با پسران مکالمه میکند که ای پسر من تأدیب خداوند را خوار مشمار و وقتی که از او سرزنش یابی خستهخاطر مشو ✡︎ {{verse|۱۲|۶|color=black}} زیرا هر<noinclude></noinclude> 9zpiyid0iymx5o7sqw8sot21oxxq7lm برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۶۵ 104 89392 289806 2026-06-24T21:34:58Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «که را خداوند دوست میدارد توبیخ میفرماید و هر فرزندِ مقبول خود را بتازیانه میزند ✡︎ {{verse|۱۲|۷|color=black}} اگر متحّمل تأدیب شوید خدا با شما مثل با پسران رفتار مینماید زیرا کدام پسر است که پدرش او را تأدیب نکند ✡︎ {{verse|۱۲|۸|color=black}} لکن اگر بیتأدیب میب...» ایجاد کرد 289806 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>که را خداوند دوست میدارد توبیخ میفرماید و هر فرزندِ مقبول خود را بتازیانه میزند ✡︎ {{verse|۱۲|۷|color=black}} اگر متحّمل تأدیب شوید خدا با شما مثل با پسران رفتار مینماید زیرا کدام پسر است که پدرش او را تأدیب نکند ✡︎ {{verse|۱۲|۸|color=black}} لکن اگر بیتأدیب میباشید که همهٔ از آن بهره یافتند پس شما حرامزادگانید نه پسران ✡︎ {{verse|۱۲|۹|color=black}} و دیگر پدرانِ جسم خود را وقتی داشتیم که ما را تأدیب مینمودند و ایشان را احترام مینمودیم آیا از طریق اولی پدر روحها را اطاعت نکنیم تا زنده شویم ✡︎ {{verse|۱۲|۱۰|color=black}} زیرا که ایشان اندک زمانی موافق صوابدید خود ما را تأدیب کردند لکن او بجهت فایده تا شریک قدّوسیّت او گردیم ✡︎ {{verse|۱۲|۱۱|color=black}} لکن هر تأدیب در حال نه از خوشیها بلکه از دردها مینماید امّا در آخر میوهٔ عدالتِ سلامتی را برای آنانی که از آن ریاضت یافتهاند بار میآورد ✡︎ {{verse|۱۲|۱۲|color=black}} لهذا دستهای افتاده و زانوهای سست شده را استوار نمایید ✡︎ {{verse|۱۲|۱۳|color=black}} و برای پایهای خود راههای راست بسازید تا کسی که لنگ باشد از طریق منحرف نشود بلکه شفا یابد ✡︎ {{verse|۱۲|۱۴|color=black}} و در پی سلامتی با همهٔ بکوشید و تقدّسی که بغیر از آن هیچکس خداوند را نخواهد دید ✡︎ {{verse|۱۲|۱۵|color=black}} و مترصّد باشید مبادا کسی از فیض خدا محروم شود و ریشهٔ مرارت نمّو کرده اضطراب بار آورد و جمعی از آن آلوده گردند ✡︎ {{verse|۱۲|۱۶|color=black}} مبادا شخصی زانی یا بیمبالات پیدا شود مانند عیسو که برای طعامی نخستزادگی خود را بفروخت ✡︎ {{verse|۱۲|۱۷|color=black}} زیرا میدانید که بعد از آن نیز وقتی که خواست وارث برکت شود مردود گردی زیرا که جای توبه پیدا ننمود با آنکه با اشکها در جستجوی آن بکوشید ✡︎ {{verse|۱۲|۱۸|color=black}} زیرا تقرّب نجستهاید بکوهی که میتوان لمس کرد و بآتش افروخته و نه بتاریکی و ظلمت و باد سخت ✡︎ {{verse|۱۲|۱۹|color=black}} و نه بآواز کرّنا و صدای کلامی که شنوندگان التماس کردند که آن کلام دیگر بدیشان گفته نشود ✡︎ {{verse|۱۲|۲۰|color=black}} زیرا که متحمّل آن قدغن نتوانستند شد که اگر حیوانی نیز کوه را لمس کند سنگسار یا بنیزه زده شود ✡︎ {{verse|۱۲|۲۱|color=black}} و آن رؤیت بحدّی ترسناک بود که موسی گفت بغایت ترسان و لرزانم ✡︎ {{verse|۱۲|۲۲|color=black}} بلکه تقرّب جستهاید بجبل صهیون و شهر خدای حیّ یعنی اورشلیم سماوی و بجنود بیشماره از محفل فرشتگان ✡︎ {{verse|۱۲|۲۳|color=black}} و کلیسای نخستزادگانی که در آسمان مکتوبند و بخدای داورِ جمیع و بارواحِ عادلانِ مُکَمَّل ✡︎ {{verse|۱۲|۲۴|color=black}} و بعیسی متوسّطِ عهدِ جدید و بخون پاشیده شده که متکلّم است بمعنیِ نیکوتر از خون هابیل ✡︎ {{verse|۱۲|۲۵|color=black}} زنهار از آنکه سخن میگوید رو مگردانید زیرا اگر آنانی که از آنکه بر زمین سخن گفت رو گردانیدند نجات نیافتند<noinclude></noinclude> e01obrrhtisn8dgt4l255lee061451y برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۶۶ 104 89393 289807 2026-06-24T21:35:17Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «پس ما چگونه نجات خواهیم یافت اگر از او که از آسمان سخن میگوید روگردانیم ✡︎ {{verse|۱۲|۲۶|color=black}} که آواز او در آن وقت زمین را جنبانید لکن الآن وعده داده است که یک مرتبه دیگر نه فقط زمین بلکه آسمان را نیز خواهم جنبانید ✡︎ {{verse|۱۲|۲۷|color=black}} و این قول...» ایجاد کرد 289807 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>پس ما چگونه نجات خواهیم یافت اگر از او که از آسمان سخن میگوید روگردانیم ✡︎ {{verse|۱۲|۲۶|color=black}} که آواز او در آن وقت زمین را جنبانید لکن الآن وعده داده است که یک مرتبه دیگر نه فقط زمین بلکه آسمان را نیز خواهم جنبانید ✡︎ {{verse|۱۲|۲۷|color=black}} و این قول او یک مرتبه دیگر اشاره است از تبدیل چیزهائی که جنبانیده میشود مثل آنهائی که ساخته شد تا آنهائی که جنبانیده نمیشود باقی ماند ✡︎ {{verse|۱۲|۲۸|color=black}} پس چون ملکوتی را که نمیتوان جنبانید مییابیم شکر بجا بیاوریم تا بخشوع و تقوا خدا را عبادت پسندیده نماییم ✡︎ {{verse|۱۲|۲۹|color=black}} زیرا خدای ما آتش فروبرنده است ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب سیزدهم}}}} {{فصل|۱۳}} {{verse|۱۳|۱|color=black}} محبّت برادرانه برقرار باشد ✡︎ {{verse|۱۳|۲|color=black}} و از غریبنوازی غافل مشوید زیرا که بآن بعضی نادانسته فرشتگان را ضیافت کردند ✡︎ {{verse|۱۳|۳|color=black}} اسیران را بخاطر آرید مثل همزندان ایشان و مظلومان را چون شما نیز در جسم هستید ✡︎ {{verse|۱۳|۴|color=black}} نکاح بهر وجه محترم باشد و بسترشغیرنجس زیرا که فاسقان و زانیان را خدا داوری خواهد فرمود ✡︎ {{verse|۱۳|۵|color=black}} سیرت شما از محبّتِ نقره خالی باشد و بآنچه دارید قناعت کنید زیرا که او گفته است تو را هرگز رها نکنم و تو را ترک نخواهم نمود ✡︎ {{verse|۱۳|۶|color=black}} بنابراین ما با دلیریِ تمام میگوییم خداوند مددکننده من است و ترسان نخواهم بود انسان بمن چه میکند ✡︎ {{verse|۱۳|۷|color=black}} مرشدان خود را که کلام خدا را بشما بیان کردند بخاطر دارید و انجام سیرت ایشان را ملاحظه کرده بایمان ایشان اقتدا نمایید ✡︎ {{verse|۱۳|۸|color=black}} عیسی مسیح دیروز و امروز و تا ابدالآباد همان است ✡︎ {{verse|۱۳|۹|color=black}} از تعلیمهای مختلف و غریب از جا برده مشوید زیرا بهتر آن است که دل شما بفیض استوار شود و نه بخوراکهائی که آنانی که در آنها سلوک نمودند فایده نیافتند ✡︎ {{verse|۱۳|۱۰|color=black}} مذبحی داریم که خدمتگذاران آن خیمه اجازت ندارند که از آن بخورند ✡︎ {{verse|۱۳|۱۱|color=black}} زیرا که جسدهای آن حیواناتی که رئیس کَهَنَه خون آنها را بقدسالاقداس برای گناه میبَرَد بیرون از لشکرگاه سوخته میشود ✡︎ {{verse|۱۳|۱۲|color=black}} بنابراین عیسی نیز تا قوم را بخون خود تقدیس نماید بیرون دروازه عذاب کشید ✡︎ {{verse|۱۳|۱۳|color=black}} لهذا عار او را برگرفته بیرون از لشکرگاه بسوی او برویم ✡︎ {{verse|۱۳|۱۴|color=black}} زانرو که در اینجا شهری باقی نداریم بلکه آینده را طالب هستیم ✡︎ {{verse|۱۳|۱۵|color=black}} پس بهوسیلهٔ او قربانیِ تسبیح را بخدا بگذرانیم یعنی ثمرهٔ لبهائی را که باسم او معترف باشند ✡︎ {{verse|۱۳|۱۶|color=black}} لکن از نیکوکاری و خیرات غافل مشوید زیرا خدا بهمین قربانیها راضی است ✡︎ {{verse|۱۳|۱۷|color=black}} مرشدان خود را<noinclude></noinclude> jmfro8m7p4xps0ygjpzgostm7o8ep2v برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۶۷ 104 89394 289808 2026-06-24T21:35:34Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «اطاعت و انقیاد نمایید زیرا که ایشان پاسبانی جانهای شما را میکنند چونکه حساب خواهند داد تا آن را بخوشی نه بناله بجا آورند زیرا که این شما را مفید نیست ✡︎ {{verse|۱۳|۱۸|color=black}} برای ما دعا کنید زیرا ما را یقین است که ضمیر خالص داریم و میخواهیم در هر ا...» ایجاد کرد 289808 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>اطاعت و انقیاد نمایید زیرا که ایشان پاسبانی جانهای شما را میکنند چونکه حساب خواهند داد تا آن را بخوشی نه بناله بجا آورند زیرا که این شما را مفید نیست ✡︎ {{verse|۱۳|۱۸|color=black}} برای ما دعا کنید زیرا ما را یقین است که ضمیر خالص داریم و میخواهیم در هر امر رفتار نیکو نماییم ✡︎ {{verse|۱۳|۱۹|color=black}} و بیشتر التماس دارم که چنین کنید تا زودتر بنزد شما باز آورده شوم ✡︎ {{verse|۱۳|۲۰|color=black}} پس خدای سلامتی که شبان اعظم گوسفندان یعنی خداوند ما عیسی را بخون عهد ابدی از مردگان برخیزانید ✡︎ {{verse|۱۳|۲۱|color=black}} شما را در هر عمل نیکو کامل گرداند تا ارادهٔ او را بجا آورید و آنچه منظور نظر او باشد در شما بعمل آوَرَد بوساطت عیسی مسیح که او را تا ابدالآباد جلال باد آمین ✡︎ {{verse|۱۳|۲۲|color=black}} لکن ای برادران از شما التماس دارم که این کلام نصیحتآمیز را متحمّل شوید زیرا مختصری نیز بشما نوشتهام ✡︎ {{verse|۱۳|۲۳|color=black}} بدانید که برادر ما تیموتاؤس رهائی یافته است و اگر زود آید باتّفاق او شما را ملاقات خواهم نمود ✡︎ {{verse|۱۳|۲۴|color=black}} همهٔ مرشدان خود و جمیع مقدّسین را سلام برسانید و آنانی که از ایتالیا هستند بشما سلام میرسانند ✡︎ {{verse|۱۳|۲۵|color=black}} همگیِ شما را فیض باد آمین ✡︎ {{dhr|4em}} {{double rule|8em}} {{ته}}<noinclude></noinclude> d9fec207nlwvtxl91te9wdbam3n3j3c کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله بعبرانیان 0 89395 289809 2026-06-24T21:36:24Z Hanooz 17889 صفحه‌ای تازه حاوی «{{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله بعبرانیان | previous = [[../رساله پولس رسول بفلیمون/]] | next = [[../رساله یعقوب/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1751 to=1767></pages>» ایجاد کرد 289809 wikitext text/x-wiki {{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله بعبرانیان | previous = [[../رساله پولس رسول بفلیمون/]] | next = [[../رساله یعقوب/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1751 to=1767></pages> 1z9qzpfqpcirozyt72vvlru5g57h6lp رساله بعبرانیان 0 89396 289810 2026-06-24T21:36:49Z Hanooz 17889 تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله بعبرانیان]] 289810 wikitext text/x-wiki #تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله بعبرانیان]] b0b0ztg5hv2rfyzvu2fmdb4wsde5pl0 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۶۸ 104 89397 289811 2026-06-24T21:37:59Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} یعقوب که غلام خدا و {{روخط|خداوند}}ْ عیسی مسیح است بدوازده سبط که پراکنده هستند خوش باشید ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} ای برادران من وقتی که در تجربههای گوناگون مبتلا شوید کمال خوشی دانید ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black}} چو...» ایجاد کرد 289811 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} یعقوب که غلام خدا و {{روخط|خداوند}}ْ عیسی مسیح است بدوازده سبط که پراکنده هستند خوش باشید ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} ای برادران من وقتی که در تجربههای گوناگون مبتلا شوید کمال خوشی دانید ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black}} چونکه میدانید که امتحان ایمان شما صبر را پیدا میکند ✡︎ {{verse|۱|۴|color=black}} لکن صبر را عمل تاّم خود باشد تا کامل و تمام شوید و محتاج هیچ چیز نباشید ✡︎ {{verse|۱|۵|color=black}} و اگر از شما کسی محتاج بحکمت باشد سؤال بکند از خدائی که هر کس را بسخاوت عطا میکند و ملامت نمینماید و باو داده خواهد شد ✡︎ {{verse|۱|۶|color=black}} لکن بایمان سؤال بکند و هرگز شک نکند زیرا هرکه شک کند مانند موج دریاست که از باد رانده و متلاطم میشود ✡︎ {{verse|۱|۷|color=black}} زیرا چنین شخص گمان نبرد که از خداوند چیزی خواهد یافت ✡︎ {{verse|۱|۸|color=black}} مرد دودل در تمام رفتار خود ناپایدار است ✡︎ {{verse|۱|۹|color=black}} لکن برادرِ مسکین بسرافرازی خود فخر بنماید ✡︎ {{verse|۱|۱۰|color=black}} و دولتمند از مسکنت خود زیرا مثل گُلِ علف در گذر است ✡︎ {{verse|۱|۱۱|color=black}} از آنرو که آفتاب با گرمی طلوع کرده علف را خشکانید و گُلَشْ بزیر افتاده حُسن صورتش زایل شد بهمینطور شخص دولتمند نیز در راههای خود پژمرده خواهد گردید ✡︎ {{verse|۱|۱۲|color=black}} خوشابحال کسی که متحمّل تجربه شود زیرا که چون آزموده شد آن تاج حیاتی را که خداوند بمحبّان خود وعده فرموده است خواهد یافت ✡︎ {{verse|۱|۱۳|color=black}} هیچکس چون در تجربه افتد نگوید خدا مرا تجربه میکند زیرا خدا هرگز از بدیها تجربه نمیشود و او هیچکس را تجربه نمیکند ✡︎ {{verse|۱|۱۴|color=black}} لکن هرکس در تجربه میافتد وقتی که شهوت وی او را میکَشَد و فریفته میسازد ✡︎ {{verse|۱|۱۵|color=black}} پس شهوت آبستن شده گناه را میزاید و گناه بانجام رسیده موت را تولید میکند ✡︎ {{verse|۱|۱۶|color=black}} ای برادرانِ عزیز من گمراه مشوید ✡︎ {{verse|۱|۱۷|color=black}} هر بخشندگیِ نیکو و هر بخششِ کامل از بالا است و نازل میشود از پدر نورها که نزد او هیچ<noinclude></noinclude> i1946unw7va7z7wo5qhmyiird8zcrkp برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۶۹ 104 89398 289812 2026-06-24T21:38:14Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «تبدیل و سایهٔ گَردِش نیست ✡︎ {{verse|۱|۱۸|color=black}} او محض ارادهٔ خود ما را بهوسیلهٔ کلمه حقّ تولید نمود تا ما چون نوبر مخلوقات او باشیم ✡︎ {{verse|۱|۱۹|color=black}} بنابراین ای برادرانِ عزیز من هرکس در شنیدن تند و در گفتن آهسته و در خشم سُست باشد ✡︎ {{verse|۱|۲...» ایجاد کرد 289812 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>تبدیل و سایهٔ گَردِش نیست ✡︎ {{verse|۱|۱۸|color=black}} او محض ارادهٔ خود ما را بهوسیلهٔ کلمه حقّ تولید نمود تا ما چون نوبر مخلوقات او باشیم ✡︎ {{verse|۱|۱۹|color=black}} بنابراین ای برادرانِ عزیز من هرکس در شنیدن تند و در گفتن آهسته و در خشم سُست باشد ✡︎ {{verse|۱|۲۰|color=black}} زیرا خشمِ انسان عدالت خدا را بعمل نمیآورد ✡︎ {{verse|۱|۲۱|color=black}} پس هر نجاست و افزونیِ شرّ را دور کنید و با فروتنی کلامِ کاشته شده را بپذیرید که قادر است که جانهای شما را نجات بخشد ✡︎ {{verse|۱|۲۲|color=black}} لکن کنندگانِ کلام باشید نه فقط شنوندگان که خود را فریب میدهند ✡︎ {{verse|۱|۲۳|color=black}} زیرا اگر کسی کلام را بشنود و عمل نکند شخصی را ماند که صورت طبیعیِ خود را در آینه مینگرد ✡︎ {{verse|۱|۲۴|color=black}} زیرا خود را نگریست و رفت و فوراً فراموش کرد که چطور شخصی بود ✡︎ {{verse|۱|۲۵|color=black}} لکن کسی که بر شریعتِ کاملِ آزادی چشم دوخت و در آن ثابت ماند او چون شنوندهٔ فراموشکار نمیباشد بلکه کنندهٔ عمل پس او در عمل خود مبارک خواهد بود ✡︎ {{verse|۱|۲۶|color=black}} اگر کسی از شما گمان برد که پرستندهٔ خدا است و عنان زبان خود را نکشد بلکه دل خود را فریب دهد پرستش او باطل است ✡︎ {{verse|۱|۲۷|color=black}} پرستش صاف و بیعیب نزد خدا و پدر این است که یتیمان و بیوهزنان را در مصیبت ایشان تفقّد کنند [و] خود را از آلایش دنیا نگاه دارند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب دوم}}}} {{فصل|۲}} {{verse|۲|۱|color=black}} ای برادرانِ من ایمانِ خداوند ما عیسی مسیح ربّ الجلال را با ظاهربینی مدارید ✡︎ {{verse|۲|۲|color=black}} زیرا اگر بکنیسهٔ شما شخصی با انگشتری زریّن و لباس نفیس داخل شود و فقیری نیز با پوشاک ناپاک درآید ✡︎ {{verse|۲|۳|color=black}} و بصاحب لباس فاخر متوجّه شده گویید اینجا نیکو بنشین و بفقیر گویید تو در آنجا بایست یا زیر پایانداز من بنشین ✡︎ {{verse|۲|۴|color=black}} آیا در خود متردّد نیستید و داوران خیالات فاسد نشدهاید ✡︎ {{verse|۲|۵|color=black}} ای برادران عزیز گوش دهید آیا خدا فقیران این جهان را برنگزیده است تا دولتمند در ایمان و وارث آن ملکوتی که بمحبّان خود وعده فرموده است بشوند ✡︎ {{verse|۲|۶|color=black}} لکن شما فقیر را حقیر شمردهاید آیا دولتمندان بر شما ستم نمیکنند و شما را در محکمهها نمیکشند ✡︎ {{verse|۲|۷|color=black}} آیا ایشان بآن نام نیکو که بر شما نهاده شده است کفر نمیگویند ✡︎ {{verse|۲|۸|color=black}} امّا اگر آن شریعت ملوکانه را برحسب کتاب بجا آورید [یعنی] همسایهٔ خود را مثل نفس خود محبّت نما نیکو میکنید ✡︎ {{verse|۲|۹|color=black}} لکن<noinclude></noinclude> 24h7da1k0dbgahxtyhmeom9in6sqwq3 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۷۰ 104 89399 289813 2026-06-24T21:40:37Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «اگر ظاهربینی کنید گناه میکنید و شریعتْ شما را بخطاکاری ملزم میسازد ✡︎ {{verse|۲|۱۰|color=black}} زیرا هرکه تمام شریعت را نگاه دارد و در یک جزو بلغزد ملزم همهٔ میباشد ✡︎ {{verse|۲|۱۱|color=black}} زیرا او که گفت زنا مکن نیز گفت قتل مکن پس هرچند زنا نکنی اگر قتل کرد...» ایجاد کرد 289813 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>اگر ظاهربینی کنید گناه میکنید و شریعتْ شما را بخطاکاری ملزم میسازد ✡︎ {{verse|۲|۱۰|color=black}} زیرا هرکه تمام شریعت را نگاه دارد و در یک جزو بلغزد ملزم همهٔ میباشد ✡︎ {{verse|۲|۱۱|color=black}} زیرا او که گفت زنا مکن نیز گفت قتل مکن پس هرچند زنا نکنی اگر قتل کردی از شریعت تجاوز نمودی ✡︎ {{verse|۲|۱۲|color=black}} همچنین سخن گویید و عمل نمایید مانند کسانی که بر ایشان داوری بشریعت آزادی خواهد شد ✡︎ {{verse|۲|۱۳|color=black}} زیرا آن داوری بیرحم خواهد بود برکسی که رحم نکرده است و رحم بر داوری مفتخر میشود ✡︎ {{verse|۲|۱۴|color=black}} ای برادران من چه سود دارد اگر کسی گوید ایمان دارم وقتی که عمل ندارد آیا ایمان میتواند او را نجات بخشد ✡︎ {{verse|۲|۱۵|color=black}} پس اگر برادری یا خواهری برهنه و محتاج خوراک روزینه باشد ✡︎ {{verse|۲|۱۶|color=black}} و کسی از شما بدیشان گوید بسلامتی بروید و گرم و سیر شوید لیکن مایحتاج بدن را بدیشان ندهد چه نفع دارد ✡︎ {{verse|۲|۱۷|color=black}} همچنین ایمان نیز اگر اعمال ندارد در خود مرده است ✡︎ {{verse|۲|۱۸|color=black}} بلکه کسی خواهد گفت تو ایمان داری و من اعمال دارم ایمان خود را بدون اعمال بمن بنما و من ایمان خود را از اعمال خود بتو خواهم نمود ✡︎ {{verse|۲|۱۹|color=black}} تو ایمان داری که خدا واحد است نیکو میکنی شیاطین نیز ایمان دارند و میلرزند ✡︎ {{verse|۲|۲۰|color=black}} و لیکن ای مرد باطل آیا میخواهی دانست که ایمان بدون اعمال باطل است ✡︎ {{verse|۲|۲۱|color=black}} آیا پدر ما ابراهیم باعمال عادل شمرده نشد وقتیکه پسر خود اسحاق را بقربانگاه گذرانید ✡︎ {{verse|۲|۲۲|color=black}} میبینی که ایمان با اعمال او عمل کرد و ایمان از اعمال کامل گردید ✡︎ {{verse|۲|۲۳|color=black}} و آن نوشته تمام گشت که میگوید ابراهیم بخدا ایمان آورد و برای او بعدالت محسوب گردید و دوست خدا نامیده شد ✡︎ {{verse|۲|۲۴|color=black}} پس میبینید که انسان از اعمال عادل شمرده میشود نه از ایمان تنها ✡︎ {{verse|۲|۲۵|color=black}} و همچنین آیا راحاب فاحشه نیز از اعمالْ عادل شمرده نشد وقتی که قاصدان را پذیرفته براهی دیگر روانه نمود ✡︎ {{verse|۲|۲۶|color=black}} زیرا چنانکه بدن بدون روح مرده است همچنین ایمان بدون اعمال نیز مرده است ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} ای برادران من بسیار معلّم نشوید چونکه میدانید که بر ما داوری سختتر خواهد شد ✡︎ {{verse|۳|۲|color=black}} زیرا همگیِ ما بسیار میلغزیم و اگر کسی در سخن گفتن نلغزد او مرد کامل است و میتواند عنان تمام جسد خود را بکشد ✡︎ {{verse|۳|۳|color=black}} و اینک لگام را بر دهان اسبان<noinclude></noinclude> fz3i7ywqt2k4xefokeh1pecu5405wjm برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۷۱ 104 89400 289814 2026-06-24T21:40:51Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «میزنیم تا مطیع ما شوند و تمام بدن آنها را برمیگردانیم ✡︎ {{verse|۳|۴|color=black}} اینک کشتیها نیز چقدر بزرگ است و از بادهای سخت رانده میشود لکن با سکّان کوچک بهر طرفی که ارادهٔ ناخدا باشد برگردانیده میشود ✡︎ {{verse|۳|۵|color=black}} همچنان زبان نیز عضوی کوچک ا...» ایجاد کرد 289814 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>میزنیم تا مطیع ما شوند و تمام بدن آنها را برمیگردانیم ✡︎ {{verse|۳|۴|color=black}} اینک کشتیها نیز چقدر بزرگ است و از بادهای سخت رانده میشود لکن با سکّان کوچک بهر طرفی که ارادهٔ ناخدا باشد برگردانیده میشود ✡︎ {{verse|۳|۵|color=black}} همچنان زبان نیز عضوی کوچک است و سخنان کبرآمیز میگوید اینک آتش کمی چه جنگل عظیمی را میسوزاند ✡︎ {{verse|۳|۶|color=black}} و زبان آتشی است آن عالَمِ ناراستی در میان اعضای ما زبان است که تمام بدن را میآلاید و دایرهٔ کائنات را میسوزاند و از جهنّم سوخته میشود ✡︎ {{verse|۳|۷|color=black}} زیرا که هر طبیعتی از وحوش و طیور و حشرات و حیوانات بحری از طبیعت انسان رام میشود و رام شده است ✡︎ {{verse|۳|۸|color=black}} لکن زبان را کسی از مردمان نمیتواند رام کند شرارتی سرکش و پر از زهر قاتل است ✡︎ {{verse|۳|۹|color=black}} خدا و پدر را بآن متبارک میخوانیم و بهمان مردمان را که بصورت خدا آفریده شدهاند لعن میگوییم ✡︎ {{verse|۳|۱۰|color=black}} از یک دهان برکت و لعنت بیرون میآید ای برادران شایسته نیست که چنین شود ✡︎ {{verse|۳|۱۱|color=black}} آیا چشمه از یک شکاف آب شیرین و شور جاری میسازد ✡︎ {{verse|۳|۱۲|color=black}} یا میشود ای برادرانِ من که درخت انجیر زیتون یا درخت مو انجیر بار آورد و چشمهٔ شور نمیتواند آب شیرین را موجود سازد ✡︎ {{verse|۳|۱۳|color=black}} کیست در میان شما که حکیم و عالم باشد پس اعمال خود را از سیرت نیکو بتواضع حکمت ظاهر بسازد ✡︎ {{verse|۳|۱۴|color=black}} لکن اگر در دل خود حسدِ تلخ و تعصّب دارید فخر مکنید و بضدّ حقّ دروغ مگویید ✡︎ {{verse|۳|۱۵|color=black}} این حکمت از بالا نازل نمیشود بلکه دنیوی و نفسانی و شیطانی است ✡︎ {{verse|۳|۱۶|color=black}} زیرا هرجائی که حسد و تعصّب است در آنجا فتنه و هر امر زشت موجود میباشد ✡︎ {{verse|۳|۱۷|color=black}} لکن آن حکمت که از بالا است اوّل طاهر است و بعد صلحآمیز و ملایم و نصیحتپذیر و پر از رحمت و میوههای نیکو و بیتردّد و بیریا ✡︎ {{verse|۳|۱۸|color=black}} و میوهٔ عدالت در سلامتی کاشته میشود برای آنانی که سلامتی را بعمل میآورند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}} {{فصل|۴}} {{verse|۴|۱|color=black}} از کجا در میان شما جنگها و از کجا نزاعها پدید میآید آیا نه از لذّتهای شما که در اعضای شما جنگ میکند ✡︎ {{verse|۴|۲|color=black}} طمع میورزید و ندارید میکُشید و حسد مینمایید و نمیتوانید بچنگ آرید و جنگ و جدال میکنید و ندارید از این جهت که سؤال نمیکنید ✡︎ {{verse|۴|۳|color=black}} و سؤال میکنید و نمییابید از اینرو که بنیّت بد سؤال میکنید تا در لذّات خود صرف<noinclude></noinclude> ax708npronhw5kx39h6q8tuposin3jw برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۷۲ 104 89401 289815 2026-06-24T21:41:06Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «نمایید ✡︎ {{verse|۴|۴|color=black}} ای زانیات آیا نمیدانید که دوستیِ دنیا دشمنی خداست پس هرکه میخواهد دوست دنیا باشد دشمن خدا گردد ✡︎ {{verse|۴|۵|color=black}} آیا گمان دارید که کتاب عبث میگوید روحیکه او را در ما ساکن کرده است تا بغیرت بر ما اشتیاق دارد ✡︎ {{verse|۴...» ایجاد کرد 289815 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نمایید ✡︎ {{verse|۴|۴|color=black}} ای زانیات آیا نمیدانید که دوستیِ دنیا دشمنی خداست پس هرکه میخواهد دوست دنیا باشد دشمن خدا گردد ✡︎ {{verse|۴|۵|color=black}} آیا گمان دارید که کتاب عبث میگوید روحیکه او را در ما ساکن کرده است تا بغیرت بر ما اشتیاق دارد ✡︎ {{verse|۴|۶|color=black}} لیکن او فیض زیاده میبخشد بنابراین میگوید خدا متکبّران را مخالفت میکند امّا فروتنان را فیض میبخشد ✡︎ {{verse|۴|۷|color=black}} پس خدا را اطاعت نمایید و با ابلیس مقاومت کنید تا از شما بگریزد ✡︎ {{verse|۴|۸|color=black}} و بخدا تقرّب جویید تا بشما نزدیکی نماید دستهای خود را طاهر سازید ای گناهکاران و دلهای خود را پاک کنید ای دودلان ✡︎ {{verse|۴|۹|color=black}} خود را خوار سازید و ناله و گریه نمایید و خندهٔ شما بماتم و خوشی شما بغم مبدّل شود ✡︎ {{verse|۴|۱۰|color=black}} در حضور خدا فروتنی کنید تا شما را سرافراز فرماید ✡︎ {{verse|۴|۱۱|color=black}} ای برادران یکدیگر را ناسزا مگویید زیرا هرکه برادر خود را ناسزا گوید و بر او حکم کند شریعت را ناسزا گفته و بر شریعت حکم کرده باشد لکن اگر بر شریعت حکم کنی عامل شریعت نیستی بلکه داور هستی ✡︎ {{verse|۴|۱۲|color=black}} صاحب شریعت و داور یکی است که بر رهانیدن و هلاک کردن قادر میباشد پس تو کیستی که بر همسایهٔ خود داوری میکنی ✡︎ {{verse|۴|۱۳|color=black}} هان ای کسانی که میگویید امروز و فردا بفلان شهر خواهیم رفت و در آنجا یک سال بسر خواهیم برد و تجارت خواهیم کرد و نفع خواهیم بُرد ✡︎ {{verse|۴|۱۴|color=black}} و حال آنکه نمیدانید که فردا چه میشود از آنرو که حیات شما چیست مگر بخاری نیستید که اندک زمانی ظاهر است و بعد ناپدید میشود ✡︎ {{verse|۴|۱۵|color=black}} به عوض آنکه باید گفت که اگر خدا بخواهد زنده میمانیم و چنین و چنان میکنیم ✡︎ {{verse|۴|۱۶|color=black}} امّا الحال بعُجب خود فخر میکنید و هر چنین فخر بد است ✡︎ {{verse|۴|۱۷|color=black}} پس هرکه نیکویی کردن بداند و بعمل نیاورد او را گناه است ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب پنجم}}}} {{فصل|۵}} {{verse|۵|۱|color=black}} هان ای دولتمندان بجهت مصیبتهائی که بر شما وارد میآید گریه و وِلوِله نمایید ✡︎ {{verse|۵|۲|color=black}} دولت شما فاسد و رخت شما بیدخورده میشود ✡︎ {{verse|۵|۳|color=black}} طلا و نقره شما را زنگ میخورد و زنگِ آنها بر شما شهادت خواهد داد و مثل آتش گوشت شما را خواهد خورد شما در زمان آخر خزانه اندوختهاید ✡︎ {{verse|۵|۴|color=black}} اینک مزد عملههائی که کِشتههای شما را درویدهاند و شما آن را بفریب نگاه داشتهاید فریاد برمیآورد و نالههای دروگران بگوشهای ربّالجنود رسیده است ✡︎ {{verse|۵|۵|color=black}} بر روی زمین بناز و کامرانی مشغول بوده دلهای خود را در یوم<noinclude></noinclude> ogoslk7q7wnql37gjupsn71ju7flw2b برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۷۳ 104 89402 289816 2026-06-24T21:41:26Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «قتل پروردید ✡︎ {{verse|۵|۶|color=black}} بر مرد عادل فتویٰ دادید و او را بقتل رسانیدید و با شما مقاومت نمیکند ✡︎ {{verse|۵|۷|color=black}} پس ای برادران تا هنگام آمدن خداوند صبر کنید اینک دهقان انتظار میکشد برای محصول گرانبهای زمین و برایش صبر میکند تا باران اوّ...» ایجاد کرد 289816 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>قتل پروردید ✡︎ {{verse|۵|۶|color=black}} بر مرد عادل فتویٰ دادید و او را بقتل رسانیدید و با شما مقاومت نمیکند ✡︎ {{verse|۵|۷|color=black}} پس ای برادران تا هنگام آمدن خداوند صبر کنید اینک دهقان انتظار میکشد برای محصول گرانبهای زمین و برایش صبر میکند تا باران اوّلّین و آخرین را بیابد ✡︎ {{verse|۵|۸|color=black}} شما نیز صبر نمایید و دلهای خود را قوّی سازید زیرا که آمدن خداوند نزدیک است ✡︎ {{verse|۵|۹|color=black}} ای برادران از یکدیگر شکایت مکنید مبادا بر شما حکم شود اینک داور بر در ایستاده است ✡︎ {{verse|۵|۱۰|color=black}} ای برادران نمونهٔ زحمت و صبر را بگیرید از انبیائی که بنام خداوند تکلّم نمودند ✡︎ {{verse|۵|۱۱|color=black}} اینک صابران را خوشحال میگوییم و صبر ایّوب را شنیدهاید و انجام کار خداوند را دانستهاید زیرا که خداوند بغایت مهربان و کریم است ✡︎ {{verse|۵|۱۲|color=black}} لکن اوّلِ همهٔ ای برادرانِ من قسم مخورید نه بآسمان و نه بزمین و نه بهیچ سوگند دیگر بلکه بلیِ شما بلی باشد و نیِ شما نی مبادا در تحکّم بیفتید ✡︎ {{verse|۵|۱۳|color=black}} اگر کسی از شما مبتلای بلائی باشد دعا بنماید و اگر کسی خوشحال باشد سرود بخواند ✡︎ {{verse|۵|۱۴|color=black}} و هرگاه کسی از شما بیمار باشد کشیشان کلیسا را طلب کند تا برایش دعا نمایند و او را بنام خداوند بروغن تدهین کنند ✡︎ {{verse|۵|۱۵|color=black}} و دعای ایمان مریض را شفا خواهد بخشید و خداوند او را خواهد برخیزانید و اگر گناه کرده باشد از او آمرزیده خواهد شد ✡︎ {{verse|۵|۱۶|color=black}} نزدِ یکدیگر بگناهان خود اعتراف کنید و برای یکدیگر دعا کنید تا شفا یابید زیرا دعای مرد عادل در عمل قوّت بسیار دارد ✡︎ {{verse|۵|۱۷|color=black}} الیاس مردی بود صاحب حوّاس مثل ما و بتمامیِ دل دعا کرد که باران نبارد و تا مدّت سه سال و شش ماه نبارید ✡︎ {{verse|۵|۱۸|color=black}} و باز دعا کرد و آسمان بارید و زمین ثمر خود را رویانید ✡︎ {{verse|۵|۱۹|color=black}} ای برادرانِ من اگر کسی از شما از راستی منحرف شود و شخصی او را بازگرداند ✡︎ {{verse|۵|۲۰|color=black}} بداند هرکه گناهکار را از ضلالت راه او برگرداند جانی را از موت رهانیده و گناهان بسیار را پوشانیده است ✡︎ {{dhr|4em}} {{double rule|8em}} {{ته}}<noinclude></noinclude> ldx9yoc2maiaz8zvfsr7ljaakf5rg47 کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله یعقوب 0 89403 289817 2026-06-24T21:42:24Z Hanooz 17889 صفحه‌ای تازه حاوی «{{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله یعقوب | previous = [[../رساله بعبرانیان/]] | next = [[../رساله اول پطرس رسول/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1768 to=1773></pages>» ایجاد کرد 289817 wikitext text/x-wiki {{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله یعقوب | previous = [[../رساله بعبرانیان/]] | next = [[../رساله اول پطرس رسول/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1768 to=1773></pages> hbhkyn804xnj374c9ghu0gi2y0v2adg رساله یعقوب 0 89404 289818 2026-06-24T21:42:44Z Hanooz 17889 تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله یعقوب]] 289818 wikitext text/x-wiki #تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله یعقوب]] eex0pc8jglsza4v5gb3dkrt35ni58e9 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۷۴ 104 89405 289819 2026-06-24T21:43:35Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} پطرُس رسول عیسی مسیح بغریبانی که پراکندهاند در پُنطُسْ و غَلاطیه و قَپَّدوقیه و آسیا و بطانیه ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} برگزیدگان برحسب علم سابق خدای پدر بتقدیس روح برای اطاعت و پاشیدن خون عیسی مسیح فیض و...» ایجاد کرد 289819 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} پطرُس رسول عیسی مسیح بغریبانی که پراکندهاند در پُنطُسْ و غَلاطیه و قَپَّدوقیه و آسیا و بطانیه ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} برگزیدگان برحسب علم سابق خدای پدر بتقدیس روح برای اطاعت و پاشیدن خون عیسی مسیح فیض و سلامتی بر شما افزون باد ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black}} متبارک باد خدا و پدر خداوند ما عیسی مسیح که بحسب رحمت عظیم خود ما را بوساطت برخاستنِ عیسی مسیح از مردگان از نو تولید نمود برای امید زنده ✡︎ {{verse|۱|۴|color=black}} بجهت میراث بیفساد و بیآلایش و ناپژمرده که نگاه داشته شده است در آسمان برای شما ✡︎ {{verse|۱|۵|color=black}} که بقوّت خدا محروس هستید بایمان برای نجاتی که مهیّا شده است تا در ایّام آخر ظاهر شود ✡︎ {{verse|۱|۶|color=black}} و در آن وجد مینمایید هرچند در حال اندکی از راه ضرورت در تجربههای گوناگون محزون شدهاید ✡︎ {{verse|۱|۷|color=black}} تا آزمایشِ ایمانِ شما که از طلای فانی با آزموده شدن در آتش گرانبهاتر است برای تسبیح و جلال و اکرام یافت شود در حین ظهور عیسی مسیح ✡︎ {{verse|۱|۸|color=black}} که او را اگرچه ندیدهاید محبّت مینمایید و الآن اگرچه او را نمیبینید لکن بر او ایمان آورده وجد مینمایید با خرّمیای که نمیتوان بیان کرد و پر از جلال است ✡︎ {{verse|۱|۹|color=black}} و انجام ایمان خود یعنی نجاتِ جانِ خویش را مییابید ✡︎ {{verse|۱|۱۰|color=black}} که دربارهٔ این نجات انبیائی که از فیضی که برای شما مقرّر بود اِخبار نمودند تفتیش و تفحّص میکردند ✡︎ {{verse|۱|۱۱|color=black}} و دریافت مینمودند که کدام و چگونه زمان است که روح مسیح که در ایشان بود از آن خبر میداد چون از زحماتی که برای مسیح مقرّر بود و جلالهائی که بعد از آنها خواهد بود شهادت میداد ✡︎ {{verse|۱|۱۲|color=black}} و بدیشان مکشوف شد که نه بخود بلکه بما خدمت میکردند در آن اموری که شما اکنون از آنها خبر یافتهاید از کسانی که بروحالقدس که از آسمان فرستاده شده است بشارت دادهاند و فرشتگان نیز مشتاق<noinclude></noinclude> r3kd02xr7v3fhy0d8jtt8yv6c03rb1h برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۷۵ 104 89406 289820 2026-06-24T21:43:54Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «هستند که در آنها نظر کنند ✡︎ {{verse|۱|۱۳|color=black}} لهٰذا کمر دلهای خود را ببندید و هشیار شده امید کامل آن فیضی را که در مکاشفه عیسی مسیح بشما عطا خواهد شد بدارید ✡︎ {{verse|۱|۱۴|color=black}} و چون ابنای اطاعت هستید مشابه مشوید بدان شهواتی که در ایّام جهالت م...» ایجاد کرد 289820 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>هستند که در آنها نظر کنند ✡︎ {{verse|۱|۱۳|color=black}} لهٰذا کمر دلهای خود را ببندید و هشیار شده امید کامل آن فیضی را که در مکاشفه عیسی مسیح بشما عطا خواهد شد بدارید ✡︎ {{verse|۱|۱۴|color=black}} و چون ابنای اطاعت هستید مشابه مشوید بدان شهواتی که در ایّام جهالت میداشتید ✡︎ {{verse|۱|۱۵|color=black}} بلکه مثل آن قدّوس که شما را خوانده است خودِ شما نیز در هر سیرت مقدّس باشید ✡︎ {{verse|۱|۱۶|color=black}} زیرا مکتوب است مقدّس باشید زیرا که من قدّوسم ✡︎ {{verse|۱|۱۷|color=black}} و چون او را پدر میخوانید که بدون ظاهربینی برحسب اعمال هرکس داوری مینماید پس هنگام غربت خود را با ترس صرف نمایید ✡︎ {{verse|۱|۱۸|color=black}} زیرا میدانید که خریده شدهاید از سیرتِ باطلی که از پدران خود یافتهاید نه بچیزهای فانی مثل نقره و طلا ✡︎ {{verse|۱|۱۹|color=black}} بلکه بخون گرانبها چون خون برّهٔ بیعیب و بیداغ یعنی خون مسیح ✡︎ {{verse|۱|۲۰|color=black}} که پیش از بنیاد عالم معیّن شد لکن در زمان آخر برای شما ظاهر گردید ✡︎ {{verse|۱|۲۱|color=black}} که بوساطت او شما بر آن خدائی که او را از مردگان برخیزانید و او را جلال داد ایمان آوردهاید تا ایمان و امید شما بر خدا باشد ✡︎ {{verse|۱|۲۲|color=black}} چون نَفْسهای خود را باطاعت راستی طاهر ساختهاید تا محبّت برادرانهٔ بیریا داشته باشید پس یکدیگر را از دل بشدّت محبّت بنمایید ✡︎ {{verse|۱|۲۳|color=black}} از آنرو که تولّد تازه یافتید نه از تخم فانی بلکه از غیرفانی یعنی بکلام خدا که زنده و تا ابدالآباد باقی است ✡︎ {{verse|۱|۲۴|color=black}} زیرا که هر بشری مانند گیاه است و تمام جلال او چون گُل گیاه گیاه پژمرده شد و گُلش ریخت ✡︎ {{verse|۱|۲۵|color=black}} لکن کلمه خدا تا ابدالآباد باقی است و این است آن کلامی که بشما بشارت داده شده است ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب دوم}}}} {{فصل|۲}} {{verse|۲|۱|color=black}} لهذا هر نوع کینه و هر مکر و ریا و حسد و هر قسم بدگویی را ترک کرده ✡︎ {{verse|۲|۲|color=black}} چون اطفالِ نوزاده مشتاق شیر روحانی و بیغش باشید تا از آن برای نجات نمّو کنید ✡︎ {{verse|۲|۳|color=black}} اگر فیالواقع چشیدهاید که خداوند مهربان است ✡︎ {{verse|۲|۴|color=black}} و باو تقرّب جسته یعنی بآن سنگ زندهٔ ردّ شده از مردم لکن نزد خدا برگزیده و مکرّم ✡︎ {{verse|۲|۵|color=black}} شما نیز مثل سنگهای زنده بنا کرده میشوید بعمارت روحانی و کهانت مقدّس تا قربانیهای روحانی و مقبول خدا را بهواسطهٔٔ عیسی مسیح بگذرانید ✡︎ {{verse|۲|۶|color=black}} بنابراین در کتاب مکتوب است که اینک مینهم در صهیون سنگی سر زاویه برگزیده و مکرّم و هر که بوی ایمان آوَرَدْ خجل نخواهد<noinclude></noinclude> 0zg3qmgzu6pmsojwloany9ibvnxknrg برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۷۶ 104 89407 289821 2026-06-24T21:44:07Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «شد ✡︎ {{verse|۲|۷|color=black}} پس شما را که ایمان دارید اکرام است لکن آنانی را که ایمان ندارند آن سنگی که معماران ردّ کردند همان سر زاویه گردید ✡︎ {{verse|۲|۸|color=black}} و سنگ لغزش دهنده و صخرهٔ مصادم زیرا که اطاعت کلام نکرده لغزش میخورند که برای همین معیّن شد...» ایجاد کرد 289821 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>شد ✡︎ {{verse|۲|۷|color=black}} پس شما را که ایمان دارید اکرام است لکن آنانی را که ایمان ندارند آن سنگی که معماران ردّ کردند همان سر زاویه گردید ✡︎ {{verse|۲|۸|color=black}} و سنگ لغزش دهنده و صخرهٔ مصادم زیرا که اطاعت کلام نکرده لغزش میخورند که برای همین معیّن شدهاند ✡︎ {{verse|۲|۹|color=black}} لکن شما قبیلهٔ برگزیده و کهانت ملوکانه و امّت مقدّس و قومی که مِلک خاصِّ خدا باشد هستید تا فضایل او را که شما را از ظلمتْ بنور عجیب خود خوانده است اعلام نمایید ✡︎ {{verse|۲|۱۰|color=black}} که سابقاً قومی نبودید و الآن قوم خدا هستید آن وقت از رحمت محروم امّا الحال رحمت کرده شدهاید ✡︎ {{verse|۲|۱۱|color=black}} ای محبوبان استدعا دارم که چون غریبان و بیگانگان از شهوات جسمی که با نفس در نزاع هستند اجتناب نمایید ✡︎ {{verse|۲|۱۲|color=black}} و سیرت خود را در میان امّتها نیکو دارید تا در همان امری که شما را مثل بدکاران بد میگویند از کارهای نیکوی شما که ببینند در روز تفقّد خدا را تمجید نمایند ✡︎ {{verse|۲|۱۳|color=black}} لهذا هر منصب بَشَری را بخاطر خداوند اطاعت کنید خواه پادشاه را که فوق همهٔ است ✡︎ {{verse|۲|۱۴|color=black}} و خواه حکّام را که رسولان وی هستند بجهت انتقام کشیدن از بدکاران و تحسین نیکوکاران ✡︎ {{verse|۲|۱۵|color=black}} زیرا که همین است ارادهٔ خدا که بنیکوکاریِ خود جهالت مردمان بیفهم را ساکت نمایید ✡︎ {{verse|۲|۱۶|color=black}} مثل آزادگان امّا نه مثل آنانی که آزادیِ خود را پوشش شرارت میسازند بلکه چون بندگان خدا ✡︎ {{verse|۲|۱۷|color=black}} همهٔ مردمان را احترام کنید برادران را محبّت نمایید از خدا بترسید پادشاه را احترام نمایید ✡︎ {{verse|۲|۱۸|color=black}} ای نوکران مطیع آقایان خود باشید با کمال ترس و نه فقط صالحان و مهربانان را بلکه کجخُلقان را نیز ✡︎ {{verse|۲|۱۹|color=black}} زیرا این ثواب است که کسی بجهت ضمیری که چشم بر خدا دارد در وقتی که ناحقّ زحمت میکشد دردها را متحمّل شود ✡︎ {{verse|۲|۲۰|color=black}} زیرا چه فخر دارد هنگامی که گناهکار بوده تازیانه خورید و متحمّل آن شوید لکن اگر نیکوکار بوده زحمت کشید و صبر کنید این نزد خدا ثواب است ✡︎ {{verse|۲|۲۱|color=black}} زیرا که برای همین خوانده شدهاید چونکه مسیح نیز برای ما عذاب کشید و شما را نمونهای گذاشت تا در اثر قدمهای وی رفتار نمایید ✡︎ {{verse|۲|۲۲|color=black}} که هیچ گناه نکرد و مکر در زبانش یافت نشد ✡︎ {{verse|۲|۲۳|color=black}} چون او را دشنام میدادند دشنام پس نمیداد و چون عذاب میکشید تهدید نمینمود بلکه خویشتن را بداور عادل تسلیم کرد ✡︎ {{verse|۲|۲۴|color=black}} که خودْ گناهان ما را در بدن خویش بر دار متحمّل شد تا از گناه مرده شده بعدالت زیست نماییم که بضربهای او شفا یافتهاید ✡︎ {{verse|۲|۲۵|color=black}} از آنرو که مانند<noinclude></noinclude> swvivlum56wkmmwbxlhz8w7e9eis5um برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۷۷ 104 89408 289822 2026-06-24T21:44:23Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «گوسفندانِ گمشده بودید لکن الحال بسوی شبان و اسقفِ جانهای خود برگشتهاید ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} همچنین ای زنان شوهران خود را اطاعت نمایید تا اگر بعضی نیز مطیع کلام نشوند سیرتِ زنان ایشان را بدون کلام دریابد ✡︎ {{verse|۳|۲|...» ایجاد کرد 289822 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>گوسفندانِ گمشده بودید لکن الحال بسوی شبان و اسقفِ جانهای خود برگشتهاید ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} همچنین ای زنان شوهران خود را اطاعت نمایید تا اگر بعضی نیز مطیع کلام نشوند سیرتِ زنان ایشان را بدون کلام دریابد ✡︎ {{verse|۳|۲|color=black}} چونکه سیرتِ طاهر و خداترس شما را بینند ✡︎ {{verse|۳|۳|color=black}} و شما را زینت ظاهری نباشد از بافتن موی و متحلّی شدن بطلا و پوشیدن لباس ✡︎ {{verse|۳|۴|color=black}} بلکه انسانیّتِ باطنیِ قلبی در لباس غیر فاسدِ روح حلیم و آرام که نزد خدا گرانبهاست ✡︎ {{verse|۳|۵|color=black}} زیرا بدینگونه زنانِ مقدّسه در سابق نیز که متوکّل بخدا بودند خویشتن را زینت مینمودند و شوهران خود را اطاعت میکردند ✡︎ {{verse|۳|۶|color=black}} مانند ساره که ابراهیم را مطیع میبود و او را آقا میخواند و شما دختران او شدهاید اگر نیکویی کنید و از هیچ خوف ترسان نشوید ✡︎ {{verse|۳|۷|color=black}} و همچنین ای شوهران با فطانت با ایشان زیست کنید چون با ظروف ضعیفترِ زنانه و ایشان را محترم دارید چون با شما وارث فیض حیات نیز هستند تا دعاهای شما بازداشته نشود ✡︎ {{verse|۳|۸|color=black}} خلاصه همهٔ شما یکرأی و همدرد و برادر دوست و مُشفِق و فروتن باشید ✡︎ {{verse|۳|۹|color=black}} و بدی بعوض بدی و دشنام بعوض دشنام مدهید بلکه برعکس برکت بطلبید زیرا که میدانید برای این خوانده شدهاید تا وارث برکت شوید ✡︎ {{verse|۳|۱۰|color=black}} زیرا هرکه میخواهد حیات را دوست دارد و ایّام نیکو بیند زبان خود را از بدی و لبهای خود را از فریبگفتن باز بدارد ✡︎ {{verse|۳|۱۱|color=black}} از بدی اعراض نماید و نیکویی را بهجا آوَرَد سلامتی را بطلبد و آن را تعاقب نماید ✡︎ {{verse|۳|۱۲|color=black}} از آنرو که چشمان خداوند بر عادلان است و گوشهای او بسوی دعای ایشان لکن روی خداوند بر بدکاران است ✡︎ {{verse|۳|۱۳|color=black}} و اگر برای نیکویی غیور هستید کیست که بشما ضرری برساند ✡︎ {{verse|۳|۱۴|color=black}} بلکه هرگاه برای عدالت زحمت کشیدید خوشابحال شما پس از خوفِ ایشان ترسان و مضطرب مشوید ✡︎ {{verse|۳|۱۵|color=black}} بلکه {{روخط|خداوند}}ْ مسیح را در دل خود تقدیس نمایید و پیوسته مستعّد باشید تا هرکه سبب امیدی را که دارید از شما بپرسد او را جواب دهید لیکن با حلم و ترس ✡︎ {{verse|۳|۱۶|color=black}} و ضمیر خود را نیکو بدارید تا آنانی که بر سیرت نیکوی شما در مسیح طعن میزنند در همان چیزی که شما را بد میگویند خجالت کشند ✡︎ {{verse|۳|۱۷|color=black}} زیرا اگر ارادهٔ خدا چنین است<noinclude></noinclude> pii8zb7znvjikifqd2kho6vmpaskwmf برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۸۰ 104 89409 289825 2026-06-24T21:47:00Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «ابدی خود در عیسی مسیح خوانده است شما را بعد از کشیدن زحمتی قلیل کامل و استوار و توانا خواهد ساخت ✡︎ {{verse|۵|۱۱|color=black}} او را تا ابدالآباد جلال و توانائی باد آمین ✡︎ {{verse|۵|۱۲|color=black}} به توسّط سِلوانُس که او را برادر امین شما میشمارم مختصری نوشتم...» ایجاد کرد 289825 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ابدی خود در عیسی مسیح خوانده است شما را بعد از کشیدن زحمتی قلیل کامل و استوار و توانا خواهد ساخت ✡︎ {{verse|۵|۱۱|color=black}} او را تا ابدالآباد جلال و توانائی باد آمین ✡︎ {{verse|۵|۱۲|color=black}} به توسّط سِلوانُس که او را برادر امین شما میشمارم مختصری نوشتم و نصیحت و شهادت میدهم که همین است فیض حقیقی خدا که بر آن قائم هستید ✡︎ {{verse|۵|۱۳|color=black}} خواهر برگزیده با شما که در بابِل است و پسر من مرقُس بشما سلام میرسانند ✡︎ {{verse|۵|۱۴|color=black}} یکدیگر را ببوسهٔ محبّتانه سلام نمایید و همهٔ شما را که در مسیح عیسی هستید سلام باد آمین ✡︎ {{dhr|4em}} {{double rule|8em}} {{ته}}<noinclude></noinclude> 3nnc3wotidct1jwz85csek9lwogtgn3 کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله اول پطرس رسول 0 89410 289826 2026-06-24T21:47:58Z Hanooz 17889 صفحه‌ای تازه حاوی «{{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله اول پطرس رسول | previous = [[../رساله یعقوب/]] | next = [[../رساله دوم پطرس رسول/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1774 to=1780></pages>» ایجاد کرد 289826 wikitext text/x-wiki {{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله اول پطرس رسول | previous = [[../رساله یعقوب/]] | next = [[../رساله دوم پطرس رسول/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1774 to=1780></pages> o2zvo5o26urc33w28h8jxv33i9gol5a رساله اول پطرس رسول 0 89411 289827 2026-06-24T21:48:29Z Hanooz 17889 تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله اول پطرس رسول]] 289827 wikitext text/x-wiki #تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله اول پطرس رسول]] kwgzy6t1o7rjm7prtehv81yy9ibe7f4 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۸۱ 104 89412 289828 2026-06-24T21:49:11Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} شمعون پطرس غلام و رسول عیسی مسیح بآنانی که ایمان گرانبها را بمساویِ ما یافتهاند در عدالت خدای ما و عیسی مسیح نجات دهنده ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} فیض و سلامتی در معرفت خدا و خداوند ما عیسی بر شما افزون باد...» ایجاد کرد 289828 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} شمعون پطرس غلام و رسول عیسی مسیح بآنانی که ایمان گرانبها را بمساویِ ما یافتهاند در عدالت خدای ما و عیسی مسیح نجات دهنده ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} فیض و سلامتی در معرفت خدا و خداوند ما عیسی بر شما افزون باد ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black}} چنانکه قوّت الهیهٔ او همهٔ چیزهائی را که برای حیات و دینداری لازم است بما عنایت فرموده است بمعرفت او که ما را بجلال و فضیلت خود دعوت نموده ✡︎ {{verse|۱|۴|color=black}} که بوساطت آنها وعدههای بینهایت عظیم و گرانبها بما داده شد تا شما باینها شریکِ طبیعتِ الٰهی گردید و از فسادی که از شهوت در جهان است خلاصی یابید ✡︎ {{verse|۱|۵|color=black}} و بهمین جهت کمال سعی نموده در ایمان خود فضیلت پیدا نمایید ✡︎ {{verse|۱|۶|color=black}} و در فضیلت علم و در علم عفّت و در عفّت صبر و در صبر دینداری ✡︎ {{verse|۱|۷|color=black}} و در دینداری محبّت برادران و در محبّت برادران محبّت را ✡︎ {{verse|۱|۸|color=black}} زیرا هرگاه اینها در شما یافت شود و بیفزاید شما را نمیگذارد که در معرفت خداوند ما عیسی مسیح کاهل یا بیثمر بوده باشید ✡︎ {{verse|۱|۹|color=black}} زیرا هرکه اینها را ندارد کور و کوتاه نظر است و تطیهرِ گناهانِ گذشتهٔ خود را فراموش کرده است ✡︎ {{verse|۱|۱۰|color=black}} لهذا ای برادران بیشتر جدّ و جهد کنید تا دعوت و برگزیدگی خود را ثابت نمایید زیرا اگر چنین کنید هرگز لغزش نخواهید خورد ✡︎ {{verse|۱|۱۱|color=black}} و همچنین دخول در ملکوت جاودانی خداوند و نجاتدهندهٔ ما عیسی مسیح بشما بدولتمندی داده خواهد شد ✡︎ {{verse|۱|۱۲|color=black}} لهذا از پیوسته یاد دادن شما از این امور غفلت نخواهم ورزید هرچند آنها را میدانید و در آن راستی که نزد شما است استوار هستید ✡︎ {{verse|۱|۱۳|color=black}} لکن این را صواب میدانم مادامی که در این خیمه هستم شما را بیاد آوری برانگیزانم ✡︎ {{verse|۱|۱۴|color=black}} چونکه میدانم که وقت بیرون کردن خیمهٔ من نزدیک است چنانکه خداوند ما<noinclude></noinclude> i9dbbkhpz0hvs0msmmy87in9qk7n4jz برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۸۲ 104 89413 289829 2026-06-24T21:49:28Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «عیسی مسیح نیز مرا آگاهانید ✡︎ {{verse|۱|۱۵|color=black}} و برای این نیز کوشش میکنم تا شما در هر وقت بعد از رحلت من بتوانید این امور را یاد آورید ✡︎ {{verse|۱|۱۶|color=black}} زیرا که در پی افسانههای جعلی نرفتیم چون از قوّت و آمدن خداوند ما عیسی مسیح شما را اعلام دا...» ایجاد کرد 289829 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>عیسی مسیح نیز مرا آگاهانید ✡︎ {{verse|۱|۱۵|color=black}} و برای این نیز کوشش میکنم تا شما در هر وقت بعد از رحلت من بتوانید این امور را یاد آورید ✡︎ {{verse|۱|۱۶|color=black}} زیرا که در پی افسانههای جعلی نرفتیم چون از قوّت و آمدن خداوند ما عیسی مسیح شما را اعلام دادیم بلکه کبریائی او را دیده بودیم ✡︎ {{verse|۱|۱۷|color=black}} زیرا از خدای پدر اکرام و جلال یافت هنگامی که آوازی از جلال کبریائی باو رسید که این است پسر حبیب من که از وی خشنودم ✡︎ {{verse|۱|۱۸|color=black}} و این آواز را ما زمانی که با وی در کوه مقدّس بودیم شنیدیم که از آسمان آورده شد ✡︎ {{verse|۱|۱۹|color=black}} و کلام انبیا را نیز محکمتر داریم که نیکو میکنید اگر در آن اهتمام کنید مثل چراغی درخشنده در مکان تاریک تا روز بشکافد و ستارهٔ صبح در دلهای شما طلوع کند ✡︎ {{verse|۱|۲۰|color=black}} و این را نخست بدانید که هیچ نبوّتِ کتاب از تفسیر خود نبی نیست ✡︎ {{verse|۱|۲۱|color=black}} زیرا که نبوّت بارادهٔ انسان هرگز آورده نشد بلکه مردمان بروحالقدس مجذوب شده از جانب خدا سخن گفتند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب دوم}}}} {{فصل|۲}} {{verse|۲|۱|color=black}} لکن در میان قوم انبیای کَذَبِه نیز بودند چنانکه در میان شما هم معلّمان کَذَبَه خواهند بود که بدعتهای مهلک را خُفیةً خواهند آورد و آن آقائی را که ایشان را خرید انکار خواهند نمود و هلاکت سریع را بر خود خواهند کشید ✡︎ {{verse|۲|۲|color=black}} و بسیاری فجور ایشان را متابعت خواهند نمود که بهسبب ایشان طریق حق مورد ملامت خواهد شد ✡︎ {{verse|۲|۳|color=black}} و از راه طمع بسخنان جعلی شما را خرید و فروش خواهند کرد که عقوبت ایشان از مدّت مدید تأخیر نمیکند و هلاکت ایشان خوابیده نیست ✡︎ {{verse|۲|۴|color=black}} زیرا هرگاه خدا بر فرشتگانی که گناه کردند شفقت ننمود بلکه ایشان را بجهنّم انداخته بزنجیرهای ظلمت سپرد تا برای داوری نگاه داشته شوند ✡︎ {{verse|۲|۵|color=black}} و بر عالمِ قدیم شفقت نفرمود بلکه نوح واعظِ عدالت را با هفت نفر دیگر محفوظ داشته طوفان را بر عالم بیدینان آورد ✡︎ {{verse|۲|۶|color=black}} و شهرهای سدوم و عموره را خاکستر نموده حکم بواژگون شدن آنها فرمود و آنها را برای آنانی که بعد از این بیدینی خواهند کرد عبرتی ساخت ✡︎ {{verse|۲|۷|color=black}} و لوطِ عادل را که از رفتار فاجرانهٔ بیدینان رنجیده بود رهانید ✡︎ {{verse|۲|۸|color=black}} زیرا که آن مرد عادل در میانشان ساکن بوده از آنچه میدید و میشنید دل صالح<noinclude></noinclude> 4et6zh39umasye5l6lg48d6v4mp0hzy برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۸۳ 104 89414 289830 2026-06-24T21:49:41Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «خود را بکارهای قبیح ایشان هرروزه رنجیده میداشت ✡︎ {{verse|۲|۹|color=black}} پس خداوند میداند که عادلان را از تجربه رهائی دهد و ظالمان را تا بروز جزا در عذاب نگاه دارد ✡︎ {{verse|۲|۱۰|color=black}} خصوصاً آنانی که در شهوات نجاست در پی جسم میروند و خداوندی را حقیر...» ایجاد کرد 289830 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خود را بکارهای قبیح ایشان هرروزه رنجیده میداشت ✡︎ {{verse|۲|۹|color=black}} پس خداوند میداند که عادلان را از تجربه رهائی دهد و ظالمان را تا بروز جزا در عذاب نگاه دارد ✡︎ {{verse|۲|۱۰|color=black}} خصوصاً آنانی که در شهوات نجاست در پی جسم میروند و خداوندی را حقیر میدانند اینها جسور و متکبّرند و از تهمت زدن بر بزرگان نمیلرزند ✡︎ {{verse|۲|۱۱|color=black}} و حال آنکه فرشتگانی که در قدرت و قوّت افضل هستند پیش خداوند بر ایشان حکم افترا نمیزنند ✡︎ {{verse|۲|۱۲|color=black}} لکن اینها چون حیوانات غیرناطق که برای صید و هلاکت طبعاً متولّد شدهاند ملامت میکنند بر آنچه نمیدانند و در فساد خود هلاک خواهند شد ✡︎ {{verse|۲|۱۳|color=black}} و مزد ناراستی خود را خواهند یافت که عیش و عشرت یک روزه را سرور خود میدانند لکّهها و عیبها هستند که در ضیافتهای محبّتانهٔ خود عیش و عشرت مینمایند وقتی که با شما شادی میکنند ✡︎ {{verse|۲|۱۴|color=black}} چشمهای پر از زنا دارند که از گناه بازداشته نمیشود و کسان ناپایدار را بدام میکشند ابنای لعنت که قلب خود را برای طمع ریاضت دادهاند ✡︎ {{verse|۲|۱۵|color=black}} و راه مستقیم را ترک کرده گمراه شدند و طریق بَلعام بن بَصور را که مزد ناراستی را دوست میداشت متابعت کردند ✡︎ {{verse|۲|۱۶|color=black}} لکن او از تقصیر خود توبیخ یافت که حمار گنگ بزبان انسان متنطّق شده دیوانگیِ نبی را توبیخ نمود ✡︎ {{verse|۲|۱۷|color=black}} اینها چشمههای بیآب و مِههای راندهشده ببادِ شدید هستند که برای ایشان ظلمتِ تاریکیِ جاودانی مقرّر است ✡︎ {{verse|۲|۱۸|color=black}} زیرا که سخنان تکبّرآمیز و باطل میگویند و آنانی را که از اهل ضلالتْ تازه رستگار شدهاند در دام شهوات بفجور جِسمی میکشند ✡︎ {{verse|۲|۱۹|color=black}} و ایشان را بآزادی وعده میدهند و حال آنکه خود غلام فساد هستند زیرا هرچیزی که بر کسی غلبه یافته باشد او نیز غلام آن است ✡︎ {{verse|۲|۲۰|color=black}} زیرا هرگاه بمعرفت خداوند و نجاتدهندهٔ ما عیسی مسیح از آلایش دنیوی رستند و بعد از آن بار دیگر گرفتار و مغلوب آن گشتند اواخر ایشان از اوایل بدتر میشود ✡︎ {{verse|۲|۲۱|color=black}} زیرا که برای ایشان بهتر میبود که راه عدالت را ندانسته باشند از اینکه بعد از دانستن بار دیگر از آن حکم مقدّس که بدیشان سپرده شده بود برگردند ✡︎ {{verse|۲|۲۲|color=black}} لکن معنی مَثَل حقیقی بر ایشان راست آمد که سگ بقی خود رجوع کرده است و خَنزیرِ شسته شده بغلطیدن در گِل ✡︎<noinclude></noinclude> p8b47n6lqcv7sz2ajcba1q7pnl2ofj7 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۸۴ 104 89415 289831 2026-06-24T21:49:54Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} این رساله دوّم را ای حبیبان الآن بشما مینویسم که باین هردو دلِ پاک شما را بطریق یادگاری برمیانگیزانم ✡︎ {{verse|۳|۲|color=black}} تا بخاطر آرید کلماتی که انبیای مقدّس پیش گفتهاند و حکم خداوند و نجات دهنده را...» ایجاد کرد 289831 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} این رساله دوّم را ای حبیبان الآن بشما مینویسم که باین هردو دلِ پاک شما را بطریق یادگاری برمیانگیزانم ✡︎ {{verse|۳|۲|color=black}} تا بخاطر آرید کلماتی که انبیای مقدّس پیش گفتهاند و حکم خداوند و نجات دهنده را که برسولان شما داده شد ✡︎ {{verse|۳|۳|color=black}} و نخست این را میدانید که در ایّام آخر مُستَهزئین با استهزا ظاهر خواهند شد که بر وفق شهوات خود رفتار نموده ✡︎ {{verse|۳|۴|color=black}} خواهند گفت کجاست وعدهٔ آمدن او زیرا از زمانی که پدران بخواب رفتند هرچیز بهمینطوری که از ابتدای آفرینش بود باقی است ✡︎ {{verse|۳|۵|color=black}} زیرا که ایشان عمداً از این غافل هستند که بکلام خدا آسمانها از قدیم بود و زمین از آب و بآب قائم گردید ✡︎ {{verse|۳|۶|color=black}} و باین هر دو عالمی که آن وقت بود در آب غرق شده هلاک گشت ✡︎ {{verse|۳|۷|color=black}} لکن آسمان و زمین الآن بهمان کلام برای آتش ذخیره شده و تا روز داوری و هلاکت مردم بیدین نگاه داشته شدهاند ✡︎ {{verse|۳|۸|color=black}} لکن ای حبیبان این یک چیز از شما مخفی نماند که یک روز نزد خدا چون هزار سال است و هزار سال چون یک روز ✡︎ {{verse|۳|۹|color=black}} خداوند در وعدهٔ خود تأخیر نمینماید چنانکه بعضی تأخیر میپندارند بلکه بر شما تحمّل مینماید چون نمیخواهد که کسی هلاک گردد بلکه همهٔ بتوبه گرایند ✡︎ {{verse|۳|۱۰|color=black}} لکن روز خداوند چون دزد خواهد آمد که در آن آسمانها بصدای عظیم زایل خواهند شد و عناصر سوخته شده از هم خواهد پاشید و زمین و کارهائی که در آن است سوخته خواهد شد ✡︎ {{verse|۳|۱۱|color=black}} پس چون جمیع اینها متفرّق خواهند گردید شما چطور مردمان باید باشید در هر سیرتِ مقدّس و دینداری ✡︎ {{verse|۳|۱۲|color=black}} و آمدن روز خدا را انتظار بکشید و آن را بشتابانید که در آن آسمانها سوخته شده از هم متفرّق خواهند شد و عناصر از حرارت گداخته خواهد گردید ✡︎ {{verse|۳|۱۳|color=black}} ولی بحسب وعدهٔ او منتظر آسمانهای جدید و زمین جدید هستیم که در آنها عدالت ساکن خواهد بود ✡︎ {{verse|۳|۱۴|color=black}} لهذا ای حبیبان چون انتظار این چیزها را میکشید جدّ و جهد نمایید تا نزد او بیداغ و بیعیب در سلامتی یافت شوید ✡︎ {{verse|۳|۱۵|color=black}} و تحمّلِ {{روخط|خداوند}}ِ ما را نجات بدانید چنانکه برادر حبیب ما پولُس نیز برحسب حکمتی که بوی داده شد بشما نوشت ✡︎ {{verse|۳|۱۶|color=black}} و همچنین در سایر رسالههای<noinclude></noinclude> 3m97p2j6h7nk0p5a5px25dr8pgcw3u6 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۸۵ 104 89416 289832 2026-06-24T21:50:17Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «خود این چیزها را بیان مینماید که در آنها بعضی چیزهاست که فهمیدن آنها مشکل است و مردمان بیعلم و ناپایدار آنها را مثل سایر کتب تحریف میکنند تا بهلاکت خود برسند ✡︎ {{verse|۳|۱۷|color=black}} پس شما ای حبیبان چون این امور را از پیش میدانید باحذر باشید که مبا...» ایجاد کرد 289832 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خود این چیزها را بیان مینماید که در آنها بعضی چیزهاست که فهمیدن آنها مشکل است و مردمان بیعلم و ناپایدار آنها را مثل سایر کتب تحریف میکنند تا بهلاکت خود برسند ✡︎ {{verse|۳|۱۷|color=black}} پس شما ای حبیبان چون این امور را از پیش میدانید باحذر باشید که مبادا بگمراهی بیدینان ربوده شده از پایداریِ خود بیفتید ✡︎ {{verse|۳|۱۸|color=black}} بلکه در فیض و معرفت خداوند و نجاتدهندهٔ ما عیسی مسیح ترقّی کنید که او را از کنون تا ابدالآباد جلال باد آمین ✡︎ {{dhr|4em}} {{double rule|8em}} {{ته}}<noinclude></noinclude> agyy2unz1bdijwwul87oph4vlgqo3yv کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله دوم پطرس رسول 0 89417 289833 2026-06-24T21:51:05Z Hanooz 17889 صفحه‌ای تازه حاوی «{{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله دوم پطرس رسول | previous = [[../رساله اول پطرس رسول/]] | next = [[../رساله اول یوحنای رسول/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1781 to=1785></pages>» ایجاد کرد 289833 wikitext text/x-wiki {{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله دوم پطرس رسول | previous = [[../رساله اول پطرس رسول/]] | next = [[../رساله اول یوحنای رسول/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1781 to=1785></pages> 3dk5odd4zpjb6c9dvco9nwkdittgkpr رساله دوم پطرس رسول 0 89418 289834 2026-06-24T21:51:20Z Hanooz 17889 تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله دوم پطرس رسول]] 289834 wikitext text/x-wiki #تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله دوم پطرس رسول]] 1o3iduydq2wav8qppyjv44p2i4p3td5 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۸۶ 104 89419 289835 2026-06-24T21:52:06Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} آنچه از ابتدا بود و آنچه شنیدهایم و بچشم خود دیده آنچه بر آن نگریستیم و دستهای ما لمس کرد دربارهٔٔ کلمهٔ حیات ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} و حیات ظاهر شد و آن را دیدهایم و شهادت میدهیم و بشما خبر میدهیم از حیات...» ایجاد کرد 289835 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} آنچه از ابتدا بود و آنچه شنیدهایم و بچشم خود دیده آنچه بر آن نگریستیم و دستهای ما لمس کرد دربارهٔٔ کلمهٔ حیات ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} و حیات ظاهر شد و آن را دیدهایم و شهادت میدهیم و بشما خبر میدهیم از حیات جاودانی که نزد پدر بود و بر ما ظاهر شد ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black}} از آنچه دیده و شنیدهایم شما را اعلام مینماییم تا شما هم با ما شراکت داشته باشید و امّا شراکت ما با پدر و با پسرش عیسی مسیح است ✡︎ {{verse|۱|۴|color=black}} و این را بشما مینویسم تا خوشیِ ما کامل گردد ✡︎ {{verse|۱|۵|color=black}} و این است پیغامی که از او شنیدهایم و بشما اعلام مینماییم که خدا نور است و هیچ ظلمت در وی هرگز نیست ✡︎ {{verse|۱|۶|color=black}} اگر گوییم که با وی شراکت داریم در حالیکه در ظلمت سلوک مینماییم دروغ میگوییم و براستی عمل نمیکنیم ✡︎ {{verse|۱|۷|color=black}} لکن اگر در نور سلوک مینماییم چنانکه او در نور است با یکدیگر شراکت داریم و خون پسر او عیسی مسیح ما را از هر گناه پاک میسازد ✡︎ {{verse|۱|۸|color=black}} اگر گوییم که گناه نداریم خود را گمراه میکنیم و راستی در ما نیست ✡︎ {{verse|۱|۹|color=black}} اگر بگناهان خود اعتراف کنیم او امین و عادل است تا گناهان ما را بیامرزد و ما را از هر ناراستی پاک سازد ✡︎ {{verse|۱|۱۰|color=black}} اگر گوییم که گناه نکردهایم او را دروغگو میشماریم و کلام او در ما نیست ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب دوم}}}} {{فصل|۲}} {{verse|۲|۱|color=black}} ای فرزندانِ من این را بشما مینویسم تا گناه نکنید و اگر کسی گناهی کند شفیعی داریم نزد پدر یعنی عیسی مسیح عادل ✡︎ {{verse|۲|۲|color=black}} و اوست کفّاره بجهت گناهان ما و نه گناهان ما فقط بلکه بجهت تمام جهان نیز ✡︎ {{verse|۲|۳|color=black}} و از این میدانیم که او را میشناسیم اگر احکام او را نگاه داریم ✡︎ {{verse|۲|۴|color=black}} کسی که گوید او را میشناسم و احکام او را نگاه ندارد دروغگو<noinclude></noinclude> j889v8djxzxqdb8jbseuvgvsnzqft85 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۸۷ 104 89420 289836 2026-06-24T21:52:27Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «است و در وی راستی نیست ✡︎ {{verse|۲|۵|color=black}} لکن کسی که کلام او را نگاه دارد فیالواقع محبّت خدا در وی کامل شده است و از این میدانیم که در وی هستیم ✡︎ {{verse|۲|۶|color=black}} هرکه گوید که در وی میمانم بهمین طریقی که او سلوک مینمود او نیز باید سلوک کند ✡︎ {{ver...» ایجاد کرد 289836 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>است و در وی راستی نیست ✡︎ {{verse|۲|۵|color=black}} لکن کسی که کلام او را نگاه دارد فیالواقع محبّت خدا در وی کامل شده است و از این میدانیم که در وی هستیم ✡︎ {{verse|۲|۶|color=black}} هرکه گوید که در وی میمانم بهمین طریقی که او سلوک مینمود او نیز باید سلوک کند ✡︎ {{verse|۲|۷|color=black}} ای حبیبان حکمی تازه بشما نمینویسم بلکه حکمی کهنه که آن را از ابتدا داشتید و حکم کهنه آن کلام است که از ابتدا شنیدید ✡︎ {{verse|۲|۸|color=black}} و نیز حکمی تازه بشما مینویسم که آن در وی و در شما حقّ است زیرا که تاریکی درگذر است و نور حقیقی الآن میدرخشد ✡︎ {{verse|۲|۹|color=black}} کسی که میگوید که در نور است و از برادر خود نفرت دارد تا حال در تاریکی است ✡︎ {{verse|۲|۱۰|color=black}} و کسی که برادر خود را محبّت نماید در نور ساکن است و لغزش در وی نیست ✡︎ {{verse|۲|۱۱|color=black}} امّا کسی که از برادر خود نفرت دارد در تاریکی است و در تاریکی راه میرود و نمیداند کجا میرود زیرا که تاریکی چشمانش را کور کرده است ✡︎ {{verse|۲|۱۲|color=black}} ای فرزندان بشما مینویسم زیرا که گناهان شما بخاطر اسم او آمرزیده شده است ✡︎ {{verse|۲|۱۳|color=black}} ای پدران بشما مینویسم زیرا او را که از ابتدا است میشناسید ای جوانان بشما مینویسم از آنجا که بر شریر غالب شدهاید ای بچهها بشما نوشتم زیرا که پدر را میشناسید ✡︎ {{verse|۲|۱۴|color=black}} ای پدران بشما نوشتم زیرا او را که از ابتدا است میشناسید ای جوانان بشما نوشتم از آن جهت که توانا هستید و کلام خدا در شما ساکن است و بر شریر غلبه یافتهاید ✡︎ {{verse|۲|۱۵|color=black}} دنیا را و آنچه در دنیاست دوست مدارید زیرا اگر کسی دنیا را دوست دارد محبّت پدر در وی نیست ✡︎ {{verse|۲|۱۶|color=black}} زیرا که آنچه در دنیاست از شهوت جسم و خواهش چشم و غرور زندگانی از پدر نیست بلکه از جهان است ✡︎ {{verse|۲|۱۷|color=black}} و دنیا و شهوات آن در گذر است لکن کسی که بارادهٔٔ خدا عمل میکند تا بابد باقی میماند ✡︎ {{verse|۲|۱۸|color=black}} ای بچهها این ساعت آخر است و چنانکه شنیدهاید که دجّال میآید الحال هم دجّالان بسیار ظاهر شدهاند و از این میدانیم که ساعتِ آخر است ✡︎ {{verse|۲|۱۹|color=black}} از ما بیرون شدند لکن از ما نبودند زیرا اگر از ما میبودند با ما میماندند لکن بیرون رفتند تا ظاهر شود که همهٔ ایشان از ما نیستند ✡︎ {{verse|۲|۲۰|color=black}} و امّا شما از آن قدّوس مسح را یافتهاید و هرچیز را میدانید ✡︎ {{verse|۲|۲۱|color=black}} ننوشتم بشما از این جهت که راستی را نمیدانید بلکه از اینرو که آن را میدانید و اینکه هیچ دروغ از راستی نیست ✡︎ {{verse|۲|۲۲|color=black}} دروغگو کیست جز آنکه مسیحبودن عیسی را انکار کند آن دجّال است که پدر و پسر را انکار مینماید ✡︎ {{verse|۲|۲۳|color=black}} کسی که پسر را انکار کند پدر را هم ندارد و کسی که اعتراف بپسر نماید پدر را نیز دارد ✡︎ {{verse|۲|۲۴|color=black}} و امّا شما<noinclude></noinclude> bz03l1xw03vihbcbw736hcql91tams7 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۸۸ 104 89421 289837 2026-06-24T21:52:50Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «آنچه از ابتدا شنیدید در شما ثابت بماند زیرا اگر آنچه از اوّل شنیدید در شما ثابت بماند شما نیز در پسر و در پدر ثابت خواهید ماند ✡︎ {{verse|۲|۲۵|color=black}} و این است آن وعدهای که او بما داده است یعنی حیات جاودانی ✡︎ {{verse|۲|۲۶|color=black}} و این را بشما نوشتم د...» ایجاد کرد 289837 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>آنچه از ابتدا شنیدید در شما ثابت بماند زیرا اگر آنچه از اوّل شنیدید در شما ثابت بماند شما نیز در پسر و در پدر ثابت خواهید ماند ✡︎ {{verse|۲|۲۵|color=black}} و این است آن وعدهای که او بما داده است یعنی حیات جاودانی ✡︎ {{verse|۲|۲۶|color=black}} و این را بشما نوشتم دربارهٔٔ آنانی که شما را گمراه میکنند ✡︎ {{verse|۲|۲۷|color=black}} و امّا در شما آن مسح که از او یافتهاید ثابت است و حاجت ندارید که کسی شما را تعلیم دهد بلکه چنانکه خود آن مسح شما را از همهچیز تعلیم میدهد و حقّ است و دروغ نیست پس بطوری که شما را تعلیم داد در او ثابت میمانید ✡︎ {{verse|۲|۲۸|color=black}} الآن ای فرزندان در او ثابت بمانید تا چون ظاهر شود اعتماد داشته باشیم و در هنگام ظهورش از وی خجل نشویم ✡︎ {{verse|۲|۲۹|color=black}} اگر فهمیدهاید که او عادل است پس میدانید که هر که عدالت را بجا آوَرَد از وی تولّد یافته است ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} ملاحظه کنید چه نوع محبّت پدر بما داده است تا فرزندان خدا خوانده شویم و چنین هستیم و از این جهت دنیا ما را نمیشناسد زیرا که او را نشناخت ✡︎ {{verse|۳|۲|color=black}} ای حبیبان الآن فرزندان خدا هستیم و هنوز ظاهر نشده است آنچه خواهیم بود لکن میدانیم که چون او ظاهر شود مانند او خواهیم بود زیرا او را چنانکه هست خواهیم دید ✡︎ {{verse|۳|۳|color=black}} و هرکس که این امید را بر وی دارد خود را پاک میسازد چنانکه او پاک است ✡︎ {{verse|۳|۴|color=black}} و هرکه گناه را بعمل میآوَرَد برخلاف شریعت عمل میکند زیرا گناه مخالفت شریعت است ✡︎ {{verse|۳|۵|color=black}} و میدانید که او ظاهر شد تا گناهان را بردارد و در وی هیچ گناه نیست ✡︎ {{verse|۳|۶|color=black}} هرکه در وی ثابت است گناه نمیکند و هرکه گناه میکند او را ندیده است و نمیشناسد ✡︎ {{verse|۳|۷|color=black}} ای فرزندان کسی شما را گمراه نکند کسی که عدالت را بهجا میآورد عادل است چنانکه او عادل است ✡︎ {{verse|۳|۸|color=black}} و کسی که گناه میکند از ابلیس است زیرا که ابلیس از ابتدا گناهکار بوده است و از این جهت پسر خدا ظاهر شد تا اعمال ابلیس را باطل سازد ✡︎ {{verse|۳|۹|color=black}} هر که از خدا مولود شده است گناه نمیکند زیرا تخم او در وی میماند و او نمیتواند گناهکار بوده باشد زیرا که از خدا تولّد یافته است ✡︎ {{verse|۳|۱۰|color=black}} فرزندان خدا و فرزندان ابلیس از این ظاهر میگردند هر که عدالت را بجا نمیآورد از خدا نیست و همچنین هر که برادر خود را محبّت نمینماید ✡︎ {{verse|۳|۱۱|color=black}} زیرا همین است آن پیغامی که از اوّل شنیدید که یکدیگر را محبّت نماییم ✡︎ {{verse|۳|۱۲|color=black}} نه مثل قائن که از آن شریر بود و برادر خود را کشت و از چه سبب او را کشت از این سبب<noinclude></noinclude> lg28q62o9thdepvnw5aqe5xyxr67nj2 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۸۹ 104 89422 289838 2026-06-24T21:53:07Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «که اعمال خودش قبیح بود و اعمال برادرش نیکو ✡︎ {{verse|۳|۱۳|color=black}} ای برادرانِ من تعجّب مکنید اگر دنیا از شما نفرت گیرد ✡︎ {{verse|۳|۱۴|color=black}} ما میدانیم که از موت گذشته داخل حیات گشتهایم از اینکه برادران را محبّت مینماییم هرکه برادر خود را محبّت نم...» ایجاد کرد 289838 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>که اعمال خودش قبیح بود و اعمال برادرش نیکو ✡︎ {{verse|۳|۱۳|color=black}} ای برادرانِ من تعجّب مکنید اگر دنیا از شما نفرت گیرد ✡︎ {{verse|۳|۱۴|color=black}} ما میدانیم که از موت گذشته داخل حیات گشتهایم از اینکه برادران را محبّت مینماییم هرکه برادر خود را محبّت نمینماید در موت ساکن است ✡︎ {{verse|۳|۱۵|color=black}} هر که از برادر خود نفرت نماید قاتل است و میدانید که هیچ قاتلْ حیات جاودانی در خود ثابت ندارد ✡︎ {{verse|۳|۱۶|color=black}} از این امر محبّت را دانستهایم که او جان خود را در راه ما نهاد و ما باید جان خود را در راه برادران بنهیم ✡︎ {{verse|۳|۱۷|color=black}} لکن کسی که معیشت دنیوی دارد و برادر خود را محتاج بیند و رحمت خود را از او باز دارد چگونه محبّت خدا در او ساکن است ✡︎ {{verse|۳|۱۸|color=black}} ای فرزندان محبّت را بهجا آریم نه در کلام و زبان بلکه در عمل و راستی ✡︎ {{verse|۳|۱۹|color=black}} و از این خواهیم دانست که از حقّ هستیم و دلهای خود را در حضور او مطمئن خواهیم ساخت ✡︎ {{verse|۳|۲۰|color=black}} یعنی در هرچه دلِ ما ما را مذمّت میکند زیرا خدا از دل ما بزرگتر است و هرچیز را میداند ✡︎ {{verse|۳|۲۱|color=black}} ای حبیبان هرگاه دلِ ما ما را مذمّت نکند در حضور خدا اعتماد داریم ✡︎ {{verse|۳|۲۲|color=black}} و هرچه سؤال کنیم از او مییابیم از آنجهت که احکام او را نگاه میداریم و بآنچه پسندیدهٔ اوست عمل مینماییم ✡︎ {{verse|۳|۲۳|color=black}} و این است حکم او که باسم پسر او عیسی مسیح ایمان آوریم و یکدیگر را محبّت نماییم چنانکه بما امر فرمود ✡︎ {{verse|۳|۲۴|color=black}} و هرکه احکام او را نگاه دارد در او ساکن است و او در وی و از این میشناسیم که در ما ساکن است یعنی از آن روح که بما داده است ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}} {{فصل|۴}} {{verse|۴|۱|color=black}} ای حبیبان هر روح را قبول مکنید بلکه روحها را بیازمایید که از خدا هستند یا نه زیرا که انبیای کَذَبَه بسیار بجهان بیرون رفتهاند ✡︎ {{verse|۴|۲|color=black}} به این روح خدا را میشناسیم هر روحی که بعیسی مسیح مجسّمشده اقرار نماید از خداست ✡︎ {{verse|۴|۳|color=black}} و هر روحی که عیسی مسیح مجسّمشده را انکار کند از خدا نیست و این است روح دجّال که شنیدهاید که او میآید و الآن هم در جهان است ✡︎ {{verse|۴|۴|color=black}} ای فرزندان شما از خدا هستید و بر ایشان غلبه یافتهاید زیرا او که در شماست بزرگتر است از آنکه در جهان است ✡︎ {{verse|۴|۵|color=black}} ایشان از دنیا هستند از این جهت سخنان دنیوی میگویند و دنیا ایشان را میشنود ✡︎ {{verse|۴|۶|color=black}} ما از خدا هستیم و هرکه خدا را میشناسد ما را میشنود و آنکه از خدا نیست ما را نمیشنود روحِ حقّ و روحِ ضلالت را از این تمییز میدهیم ✡︎ {{verse|۴|۷|color=black}} ای حبیبان یکدیگر را محبّت بنماییم زیرا که محبّت از خداست<noinclude></noinclude> 1bblxls2wnllo6cwut7i3um7ec9kq7i برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۹۰ 104 89423 289839 2026-06-24T21:53:26Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و هرکه محبّت مینماید از خدا مولود شده است و خدا را میشناسد ✡︎ {{verse|۴|۸|color=black}} و کسی که محبّت نمینماید خدا را نمیشناسد زیرا خدا محبّت است ✡︎ {{verse|۴|۹|color=black}} و محبّت خدا بما ظاهر شده است باینکه خدا پسر یگانهٔ خود را بجهان فرستاده است تا بوی زیست...» ایجاد کرد 289839 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و هرکه محبّت مینماید از خدا مولود شده است و خدا را میشناسد ✡︎ {{verse|۴|۸|color=black}} و کسی که محبّت نمینماید خدا را نمیشناسد زیرا خدا محبّت است ✡︎ {{verse|۴|۹|color=black}} و محبّت خدا بما ظاهر شده است باینکه خدا پسر یگانهٔ خود را بجهان فرستاده است تا بوی زیست نماییم ✡︎ {{verse|۴|۱۰|color=black}} و محبّت در همین است نه آنکه ما خدا را محبّت نمودیم بلکه اینکه او ما را محبّت نمود و پسر خود را فرستاد تا کفّارهٔٔ گناهان ما شود ✡︎ {{verse|۴|۱۱|color=black}} ای حبیبان اگر خدا با ما چنین محبّت نمود ما نیز میباید یکدیگر را محبّت نماییم ✡︎ {{verse|۴|۱۲|color=black}} کسی هرگز خدا را ندید اگر یکدیگر را محبّت نماییم خدا در ما ساکن است و محبّت او در ما کامل شده است ✡︎ {{verse|۴|۱۳|color=black}} از این میدانیم که در وی ساکنیم و او در ما زیرا که از روح خود بما داده است ✡︎ {{verse|۴|۱۴|color=black}} و ما دیدهایم و شهادت میدهیم که پدر پسر را فرستاد تا نجاتدهندهٔ جهان بشود ✡︎ {{verse|۴|۱۵|color=black}} هرکه اقرار میکند که عیسی پسر خداست خدا در وی ساکن است و او در خدا ✡︎ {{verse|۴|۱۶|color=black}} و ما دانسته و باور کردهایم آن محبّتی را که خدا با ما نموده است خدا محبّت است و هرکه در محبّت ساکن است در خدا ساکن است و خدا در وی ✡︎ {{verse|۴|۱۷|color=black}} محبّت در همین با ما کامل شده است تا در روز جزا ما را دلاوری باشد زیرا چنانکه او هست ما نیز در این جهان همچنین هستیم ✡︎ {{verse|۴|۱۸|color=black}} در محبّت خوف نیست بلکه محبّتِ کامل خوف را بیرون میاندازد زیرا خوف عذاب دارد و کسی که خوف دارد در محبّت کامل نشده است ✡︎ {{verse|۴|۱۹|color=black}} ما او را محبّت مینماییم زیرا که او اوّل ما را محبّت نمود ✡︎ {{verse|۴|۲۰|color=black}} اگر کسی گوید که خدا را محبّت مینمایم و از برادر خود نفرت کند دروغگو است زیرا کسی که برادری را که دیده است محبّت ننماید چگونه ممکن است خدائی را که ندیده است محبّت نماید ✡︎ {{verse|۴|۲۱|color=black}} و این حکم را از وی یافتهایم که هرکه خدا را محبّت مینماید برادر خود را نیز محبّت بنماید ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب پنجم}}}} {{فصل|۵}} {{verse|۵|۱|color=black}} هرکه ایمان دارد که عیسی مسیح است از خدا مولود شده است و هرکه والد را محبّت مینماید مولود او را نیز محبّت مینماید ✡︎ {{verse|۵|۲|color=black}} از این میدانیم که فرزندان خدا را محبّت مینماییم چون خدا را محبّت مینماییم و احکام او را بجا میآوریم ✡︎ {{verse|۵|۳|color=black}} زیرا همین است محبّت خدا که احکام او را نگاه داریم و احکام او گران نیست ✡︎ {{verse|۵|۴|color=black}} زیرا آنچه از خدا مولود شده است بر دنیا غلبه مییابد و غلبهای که دنیا را مغلوب ساخته است ایمان<noinclude></noinclude> 535inwrcbjn3l7u7t4onl1m3hpx4kix برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۹۱ 104 89424 289840 2026-06-24T21:53:48Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «ما است ✡︎ {{verse|۵|۵|color=black}} کیست آنکه بر دنیا غلبه یابد جز آنکه ایمان دارد که عیسی پسر خداست ✡︎ {{verse|۵|۶|color=black}} همین است او که بآب و خون آمد یعنی عیسی مسیح نه بآب فقط بلکه بآب و خون و روح است آنکه شهادت میدهد زیرا که روحْ حقّ است ✡︎ {{verse|۵|۷|color=black}}...» ایجاد کرد 289840 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ما است ✡︎ {{verse|۵|۵|color=black}} کیست آنکه بر دنیا غلبه یابد جز آنکه ایمان دارد که عیسی پسر خداست ✡︎ {{verse|۵|۶|color=black}} همین است او که بآب و خون آمد یعنی عیسی مسیح نه بآب فقط بلکه بآب و خون و روح است آنکه شهادت میدهد زیرا که روحْ حقّ است ✡︎ {{verse|۵|۷|color=black}} زیرا سه هستند که شهادت میدهند ✡︎ {{verse|۵|۸|color=black}} یعنی روح و آب و خون و این سه یک هستند ✡︎ {{verse|۵|۹|color=black}} اگر شهادت انسان را قبول کنیم شهادت خدا بزرگتر است زیرا این است شهادت خدا که دربارهٔ پسر خود شهادت داده است ✡︎ {{verse|۵|۱۰|color=black}} آنکه بپسر خدا ایمان آورد در خود شهادت دارد و آنکه بخدا ایمان نیاورد او را دروغگو شمرده است زیرا بشهادتی که خدا دربارهٔ پسر خود داده است ایمان نیاورده است ✡︎ {{verse|۵|۱۱|color=black}} و آن شهادت این است که خدا حیات جاودانی بما داده است و این حیات در پسر اوست ✡︎ {{verse|۵|۱۲|color=black}} آنکه پسر را دارد حیات را دارد و آنکه پسر خدا را ندارد حیات را نیافته است ✡︎ {{verse|۵|۱۳|color=black}} این را نوشتم بشما که باسم پسر خدا ایمان آوردهاید تا بدانید که حیات جاودانی دارید و تا باسمِ پسر خدا ایمان بیاورید ✡︎ {{verse|۵|۱۴|color=black}} و این است آن دلیری که نزد وی داریم که هرچه برحسب ارادهٔ او سؤال نماییم ما را میشنود ✡︎ {{verse|۵|۱۵|color=black}} و اگر دانیم که هرچه سؤال کنیم ما را میشنود پس میدانیم که آنچه از او درخواست کنیم مییابیم ✡︎ {{verse|۵|۱۶|color=black}} اگر کسی برادر خود را بیند که گناهی را که منتهی بموت نباشد میکند دعا بکند و او را حیات خواهد بخشید بهرکه گناهی منتهی بموت نکرده باشد گناهی منتهی بموت هست بجهت آن نمیگویم که دعا باید کرد ✡︎ {{verse|۵|۱۷|color=black}} هر ناراستی گناه است ولی گناهی هست که منتهی بموت نیست ✡︎ {{verse|۵|۱۸|color=black}} و میدانیم که هرکه از خدا مولود شده است گناه نمیکند بلکه کسی که از خدا تولّد یافت خود را نگاه میدارد و آن شریر او را لمس نمیکند ✡︎ {{verse|۵|۱۹|color=black}} و میدانیم که از خدا هستیم و تمام دنیا در شریر خوابیده است ✡︎ {{verse|۵|۲۰|color=black}} امّا آگاه هستیم که پسر خدا آمده است و بما بصیرت داده است تا حقّ را بشناسیم و در حقّ یعنی در پسر او عیسی مسیح هستیم اوست خدای حقّ و حیات جاودانی ✡︎ {{verse|۵|۲۱|color=black}} ای فرزندان خود را از بتها نگاه دارید آمین ✡︎ {{dhr|4em}} {{double rule|8em}} {{ته}}<noinclude></noinclude> kq9zn05iqnash6dauxg0mqri5zufta7 کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله اول یوحنای رسول 0 89425 289841 2026-06-24T21:54:32Z Hanooz 17889 صفحه‌ای تازه حاوی «{{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله اول یوحنای رسول | previous = [[../رساله دوم پطرس رسول/]] | next = [[../رساله دوم یوحنای رسول/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1786 to=1791></pages>» ایجاد کرد 289841 wikitext text/x-wiki {{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله اول یوحنای رسول | previous = [[../رساله دوم پطرس رسول/]] | next = [[../رساله دوم یوحنای رسول/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1786 to=1791></pages> 9sxe4b4537gu91wuiyps9x3l6bgwhz1 رساله اول یوحنای رسول 0 89426 289842 2026-06-24T21:54:49Z Hanooz 17889 تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله اول یوحنای رسول]] 289842 wikitext text/x-wiki #تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله اول یوحنای رسول]] 1uj4zmssou88241ucsa8gwloqbeacsa برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۹۲ 104 89427 289843 2026-06-24T21:56:03Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} من که پیرم بخاتون برگزیده و فرزندانش که ایشان را در راستی محبّت مینمایم و نه من فقط بلکه همهٔ کسانی که راستی را میدانند ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} بخاطر آن راستی که در ما ساکن است و با ما تا بابد خواهد بود ✡︎...» ایجاد کرد 289843 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} من که پیرم بخاتون برگزیده و فرزندانش که ایشان را در راستی محبّت مینمایم و نه من فقط بلکه همهٔ کسانی که راستی را میدانند ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} بخاطر آن راستی که در ما ساکن است و با ما تا بابد خواهد بود ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black}} فیض و رحمت و سلامتی از جانب خدای پدر و عیسی مسیح خداوند و پسر پدر در راستی و محبّت با ما خواهد بود ✡︎ {{verse|۱|۴|color=black}} بسیار مسرور شدم چونکه بعضی از فرزندان تو را یافتم که در راستی رفتار میکنند چنانکه از پدر حکم یافتیم ✡︎ {{verse|۱|۵|color=black}} و الآن ای خاتون از تو التماس دارم نه آنکه حکمی تازه بتو بنویسم بلکه همان را که از ابتداء داشتیم که یکدیگر را محبّت بنماییم ✡︎ {{verse|۱|۶|color=black}} و این است محبّت که موافق احکام او سلوک بنماییم و حکم همان است که از اوّل شنیدید تا در آن سلوک نماییم ✡︎ {{verse|۱|۷|color=black}} زیرا گمراهکنندگانِ بسیار بدنیا بیرون شدند که عیسی مسیح ظاهرشدهٔ در جسم را اقرار نمیکنند آن است گمراهکننده و دجّال ✡︎ {{verse|۱|۸|color=black}} خود را نگاه بدارید مبادا آنچه را که عمل کردیم برباد دهید بلکه تا اجرت کامل بیابید ✡︎ {{verse|۱|۹|color=black}} هرکه پیشوائی میکند و در تعلیم مسیح ثابت نیست خدا را نیافته است امّا آنکه در تعلیم مسیح ثابت مانَد او هم پدر و پسر را دارد ✡︎ {{verse|۱|۱۰|color=black}} اگر کسی بنزد شما آید و این تعلیم را نیاوَرَد او را بخانهٔ خود مپذیرید و او را تحیّت مگویید ✡︎ {{verse|۱|۱۱|color=black}} زیرا هرکه او را تحیّت گوید در کارهای قبیحش شریک گردد ✡︎ {{verse|۱|۱۲|color=black}} چیزهای بسیار دارم که بشما بنویسم لکن نخواستم که بکاغذ و مرکّب بنویسم بلکه امیدوارم که بنزد شما بیایم و زبانی گفتگو نمایم تا خوشیِ ما کامل شود ✡︎ {{verse|۱|۱۳|color=black}} فرزندانِ خواهرِ برگزیدهٔ تو بتو سلام میرسانند آمین ✡︎ {{dhr|4em}} {{double rule|8em}} {{ته}}<noinclude></noinclude> mo72lw1gkti933fqurjq66sfb0o8t89 کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله دوم یوحنای رسول 0 89428 289844 2026-06-24T21:56:57Z Hanooz 17889 صفحه‌ای تازه حاوی «{{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله دوم یوحنای رسول | previous = [[../رساله اول یوحنای رسول/]] | next = [[../رساله سیم یوحنای رسول/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" include=1792></pages>» ایجاد کرد 289844 wikitext text/x-wiki {{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله دوم یوحنای رسول | previous = [[../رساله اول یوحنای رسول/]] | next = [[../رساله سیم یوحنای رسول/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" include=1792></pages> pzxzjglz9eot181gjnm5rljvcwkkjj9 رساله دوم یوحنای رسول 0 89429 289845 2026-06-24T21:57:16Z Hanooz 17889 تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله دوم یوحنای رسول]] 289845 wikitext text/x-wiki #تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله دوم یوحنای رسول]] c4nvc8htti0tpzrz73y9k8nt3plcxxq برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۹۳ 104 89430 289846 2026-06-24T21:58:24Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} من که پیرم بغایُس حبیب که او را در راستی محبّت مینمایم ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} ای حبیب دعا میکنم که در هر وجه کامیاب و تندرست بوده باشی چنانکه جان تو کامیاب است ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black}} زیرا که بسیار شاد شدم چون...» ایجاد کرد 289846 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} من که پیرم بغایُس حبیب که او را در راستی محبّت مینمایم ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} ای حبیب دعا میکنم که در هر وجه کامیاب و تندرست بوده باشی چنانکه جان تو کامیاب است ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black}} زیرا که بسیار شاد شدم چون برادران آمدند و بر راستیِ تو شهادت دادند چنانکه تو در راستی سلوک مینمائی ✡︎ {{verse|۱|۴|color=black}} مرا بیش از این شادی نیست که بشنوم که فرزندانم در راستی سلوک مینمایند ✡︎ {{verse|۱|۵|color=black}} ای حبیب آنچه میکنی ببرادران و خصوصاً بغریبان بامانت میکنی ✡︎ {{verse|۱|۶|color=black}} که در حضور کلیسا بر محبّت تو شهادت دادند و هرگاه ایشان را بطور شایستهٔٔ خدا بدرقه کنی نیکویی مینمائی ✡︎ {{verse|۱|۷|color=black}} زیرا که بجهت اسم او بیرون رفتند و از امّتها چیزی نمیگیرند ✡︎ {{verse|۱|۸|color=black}} پس بر ما واجب است که چنین اشخاص را بپذیریم تا شریک راستی بشویم ✡︎ {{verse|۱|۹|color=black}} به کلیسا چیزی نوشتم لکن دِیوتْرِفیس که سرداری بر ایشان را دوست میدارد ما را قبول نمیکند ✡︎ {{verse|۱|۱۰|color=black}} لهذا اگر آیم کارهائی را که او میکند بیاد خواهم آورد زیرا بسخنان ناشایسته بر ما یاوهگویی میکند و باین قانع نشده برادران را خود نمیپذیرد و کسانی را نیز که میخواهند مانع ایشان میشود و از کلیسا بیرون میکند ✡︎ {{verse|۱|۱۱|color=black}} ای حبیب ببدی اقتدا منما بلکه بنیکویی زیرا نیکوکردار از خداست و بدکردار خدا را ندیده است ✡︎ {{verse|۱|۱۲|color=black}} همهٔ مردم و خودِ راستی نیز بر دیمتریوس شهادت میدهند و ما هم شهادت میدهیم و آگاهید که شهادت ما راست است ✡︎ {{verse|۱|۱۳|color=black}} مرا چیزهای بسیار بود که بتو بنویسم لکن نمیخواهم بمرکّب و قلم بتو بنویسم ✡︎ {{verse|۱|۱۴|color=black}} لکن امیدوارم که بزودی تو را خواهم دید و زبانی گفتگو کنیم سلام بر تو باد دوستان بتو سلام میرسانند سلام مرا بدوستان نام بنام برسان ✡︎ {{dhr|4em}} {{double rule|8em}} {{ته}}<noinclude></noinclude> fpyw4xk083lq60k5m6ui72qzlj5ogzw کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله سیم یوحنای رسول 0 89431 289847 2026-06-24T21:59:09Z Hanooz 17889 صفحه‌ای تازه حاوی «{{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله سیم یوحنای رسول | previous = [[../رساله دوم یوحنای رسول/]] | next = [[../رساله یهودا/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" include=1793></pages>» ایجاد کرد 289847 wikitext text/x-wiki {{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله سیم یوحنای رسول | previous = [[../رساله دوم یوحنای رسول/]] | next = [[../رساله یهودا/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" include=1793></pages> qu6oo8x2zvyib1ehcco2vre7kep0gkh رساله سیم یوحنای رسول 0 89432 289848 2026-06-24T21:59:34Z Hanooz 17889 تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله سیم یوحنای رسول]] 289848 wikitext text/x-wiki #تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله سیم یوحنای رسول]] reghrtyyodtyod9xpxy3x3761qbkgl4 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۹۴ 104 89433 289849 2026-06-24T22:00:36Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} یهودا غلام عیسی مسیح و برادر یعقوب بخواندهشدگانی که در خدای پدر حبیب و برای عیسی مسیح محفوظ میباشید ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} رحمت و سلامتی و محبّت بر شما افزون باد ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black}} ای حبیبان چون شوق تما...» ایجاد کرد 289849 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} یهودا غلام عیسی مسیح و برادر یعقوب بخواندهشدگانی که در خدای پدر حبیب و برای عیسی مسیح محفوظ میباشید ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} رحمت و سلامتی و محبّت بر شما افزون باد ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black}} ای حبیبان چون شوق تمام داشتم که دربارهٔ نجات عاّم بشما بنویسم ناچار شدم که الآن بشما بنویسم و نصیحت دهم تا شما مجاهده کنید برای آن ایمانی که یکبار بمقدّسین سپرده شد ✡︎ {{verse|۱|۴|color=black}} زیرا که بعضی اشخاص در خفا درآمدهاند که از قدیم برای این قصاص مقرّر شده بودند مردمان بیدین که فیض خدای ما را بفجور تبدیل نموده و عیسی مسیح آقای واحد و خداوند ما را انکار کردهاند ✡︎ {{verse|۱|۵|color=black}} پس میخواهم شما را یاد دهم هرچند همهچیز را دفعةً میدانید که بعد از آنکه خداوند قوم را از زمین مصر رهائی بخشیده بود بار دیگر بیایمانان را هلاک فرمود ✡︎ {{verse|۱|۶|color=black}} و فرشتگانی را که ریاست خود را حفظ نکردند بلکه مسکن حقیقی خود را ترک نمودند در زنجیرهای ابدی در تحت ظلمت بجهت قصاص یومِ عظیم نگاه داشته است ✡︎ {{verse|۱|۷|color=black}} و همچنین سدوم و غموره و سایر بُلدان نواحیِ آنها مثل ایشان چونکه زناکار شدند و در پی بشر دیگر افتادند در عقوبت آتشِ ابدی گرفتار شده بجهت عبرت مقرّر شدند ✡︎ {{verse|۱|۸|color=black}} لیکن با وجود این همهٔ این خواببینندگان نیز جسد خود را نجس میسازند و خداوندی را خوار میشمارند و بر بزرگان تهمت میزنند ✡︎ {{verse|۱|۹|color=black}} امّا میکائیل رئیس ملائکه چون دربارهٔ جسد موسی با ابلیس منازعه میکرد جرأت ننمود که حکم افترا بر او بزند بلکه گفت خداوند تو را توبیخ فرماید ✡︎ {{verse|۱|۱۰|color=black}} لکن این اشخاص بر آنچه نمیدانند افترا میزنند و در آنچه مثل حیوان غیرناطق بالطبّع فهمیدهاند خود را فاسد میسازند ✡︎ {{verse|۱|۱۱|color=black}} وای بر ایشان زیرا که براه قائن رفتهاند و در گمراهی بلعَام بجهت اُجرت غرق شدهاند و در مشاجرتِ قورَح هلاک گشتهاند ✡︎ {{verse|۱|۱۲|color=black}} اینها در ضیافتهای محبّتانهٔ شما صخرهها هستند چون با شما شادی میکنند و شبانانی که<noinclude></noinclude> 2ydvo3z1evmiiebtpcwmx4brr2ucnp6 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۹۵ 104 89434 289850 2026-06-24T22:00:53Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «خویشتن را بیخوف میپرورند و ابرهای بیآب از بادها رانده شده و درختان صیفی بیمیوه دوباره مرده و از ریشه کنده شده ✡︎ {{verse|۱|۱۳|color=black}} و امواج جوشیدهٔ دریا که رسوائی خود را مثل کف برمیآورند و ستارگان آواره هستند که برای ایشان تاریکی ظلمتِ جاودانی...» ایجاد کرد 289850 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خویشتن را بیخوف میپرورند و ابرهای بیآب از بادها رانده شده و درختان صیفی بیمیوه دوباره مرده و از ریشه کنده شده ✡︎ {{verse|۱|۱۳|color=black}} و امواج جوشیدهٔ دریا که رسوائی خود را مثل کف برمیآورند و ستارگان آواره هستند که برای ایشان تاریکی ظلمتِ جاودانی مقرّر است ✡︎ {{verse|۱|۱۴|color=black}} لکن خنوخ که هفتم از آدم بود دربارهٔ همین اشخاص خبر داده گفت اینک خداوند با هزاران هزار از مقّدسین خود آمد ✡︎ {{verse|۱|۱۵|color=black}} تا بر همهٔ داوری نماید و جمیع بیدینان را ملزم سازد بر همهٔ کارهای بیدینی که ایشان کردند و بر تمامی سخنان زشت که گناهکاران بیدین بخلاف او گفتند ✡︎ {{verse|۱|۱۶|color=black}} اینانند همهمهکنان و گِلهمندان که برحسب شهوات خود سلوک مینمایند و بزبان خود سخنان تکبّرآمیز میگویند و صورتهای مردم را بجهت سود میپسندند ✡︎ {{verse|۱|۱۷|color=black}} امّا شما ای حبیبان بخاطر آورید آن سخنانی که رسولان خداوند ما عیسی مسیح پیش گفتهاند ✡︎ {{verse|۱|۱۸|color=black}} چون بشما خبر دادند که در زمان آخر مستهزئین خواهند آمد که برحسب شهوات بیدینیِ خود رفتار خواهند کرد ✡︎ {{verse|۱|۱۹|color=black}} اینانند که تفرقهها پیدا میکنند و نفسانی هستند که روح را ندارند ✡︎ {{verse|۱|۲۰|color=black}} امّا شما ای حبیبان خود را بایمانِ اقدس خود بنا کرده و در روحالقدس عبادت نموده ✡︎ {{verse|۱|۲۱|color=black}} خویشتن را در محبّت خدا محفوظ دارید و منتظر رحمت خداوند ما عیسی مسیح برای حیات جاودانی بوده باشید ✡︎ {{verse|۱|۲۲|color=black}} و بعضی را که مجادله میکنند ملزم سازید ✡︎ {{verse|۱|۲۳|color=black}} و بعضی را از آتش بیرون کشیده برهانید و بر بعضی با خوف رحمت کنید و از لباس جسمآلود نفرت نمایید ✡︎ {{verse|۱|۲۴|color=black}} الآن او را که قادر است که شما را از لغزش محفوظ دارد و در حضور جلال خود شما را بیعیب بفرحی عظیم قایم فرماید ✡︎ {{verse|۱|۲۵|color=black}} یعنی خدای واحد و نجاتدهندهٔ ما را جلال و عظمت و توانائی و قدرت باد الآن و تا ابدالآباد آمین ✡︎ {{dhr|4em}} {{double rule|8em}} {{ته}}<noinclude></noinclude> lgf3ygxi2qfkywr242h72lpy7hpiol9 کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله یهودا 0 89435 289851 2026-06-24T22:02:24Z Hanooz 17889 صفحه‌ای تازه حاوی «{{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله یهودا | previous = [[../رساله سیم یوحنای رسول/]] | next = [[../مکاشفه یوحنای رسول/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1794 to=1795></pages>» ایجاد کرد 289851 wikitext text/x-wiki {{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = رساله یهودا | previous = [[../رساله سیم یوحنای رسول/]] | next = [[../مکاشفه یوحنای رسول/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1794 to=1795></pages> rmatwf78vnxqcmjgrc68g42a1teqtpj رساله یهودا 0 89436 289852 2026-06-24T22:02:45Z Hanooz 17889 تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله یهودا]] 289852 wikitext text/x-wiki #تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله یهودا]] 8tg3u64etpknufq0iarzfcw2ntw8ogo برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۹۶ 104 89437 289853 2026-06-24T22:03:31Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} مکاشفهٔ عیسی مسیح که خدا باو داد تا اموری را که میباید زود واقع شود بر غلامان خود ظاهر سازد و بهوسیلهٔ فرشتهٔ خود فرستاده آن را ظاهر نمود بر غلام خود یوحنّا ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} که گواهی داد بکلام خدا و...» ایجاد کرد 289853 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} مکاشفهٔ عیسی مسیح که خدا باو داد تا اموری را که میباید زود واقع شود بر غلامان خود ظاهر سازد و بهوسیلهٔ فرشتهٔ خود فرستاده آن را ظاهر نمود بر غلام خود یوحنّا ✡︎ {{verse|۱|۲|color=black}} که گواهی داد بکلام خدا و بشهادت عیسی مسیح در اموری که دیده بود ✡︎ {{verse|۱|۳|color=black}} خوشابحال کسی که میخواند و آنانی که میشنوند کلام این نبوّت را و آنچه در این مکتوب است نگاه میدارند چونکه وقت نزدیک است ✡︎ {{verse|۱|۴|color=black}} یوحنّا بهفت کلیسائی که در آسیا هستند فیض و سلامتی بر شما باد از او که هست و بود و میآید و از هفت روح که پیش تخت وی هستند ✡︎ {{verse|۱|۵|color=black}} و از عیسی مسیح که شاهد امین و نخستزادهٔ از مردگان و رئیس پادشاهان جهان است مر او را که ما را محبّت مینماید و ما را از گناهان ما بخون خود شست ✡︎ {{verse|۱|۶|color=black}} و ما را نزد خدا و پدر خود پادشاهان و کهنه ساخت او را جلال و توانائی باد تا ابدالآباد آمین ✡︎ {{verse|۱|۷|color=black}} اینک با ابرها میآید و هر چشمی او را خواهد دید و آنانی که او را نیزه زدند و تمامی امّتهای جهان برای وی خواهند نالید بلی آمین ✡︎ {{verse|۱|۸|color=black}} من هستم الف و یا اوّل و آخر میگوید آن خداوند خدا که هست و بود و میآید قادر عَلَیالاِطلاق ✡︎ {{verse|۱|۹|color=black}} من یوحنّا که برادر شما و شریک در مصیبت و ملکوت و صبر در عیسی مسیح هستم بجهت کلام خدا و شهادت عیسی مسیح در جزیرهای مسمّیٰ بپَطْمُس شدم ✡︎ {{verse|۱|۱۰|color=black}} و در روز خداوند در روح شدم و از عقب خود آوازی بلند چون صدای صور شنیدم ✡︎ {{verse|۱|۱۱|color=black}} که میگفت من الف و یا و اوّل و آخر هستم آنچه میبینی در کتابی بنویس و آن را بهفت کلیسائی که در آسیا هستند یعنی باَفَسُس و اِسمیرنا و پَرغامُس و طیاتیرا و ساردِس و فیلادَلفیه و لائودکیه بفرست ✡︎ {{verse|۱|۱۲|color=black}} پس رو برگردانیدم تا آن آوازی را که با من تکلّم مینمود بنگرم و چون رو گردانیدم هفت چراغدان<noinclude></noinclude> k51hy3njmjks1e9e4ykf810ixuhuytu برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۹۷ 104 89438 289854 2026-06-24T22:03:46Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «طلا دیدم ✡︎ {{verse|۱|۱۳|color=black}} و در میان هفت چراغدان شبیه پسرِ انسان را که ردای بلند در بر داشت و بر سینهٔ وی کمربندی طلا بسته بود ✡︎ {{verse|۱|۱۴|color=black}} و سر و موی او سفید چون پشم مثل برف سفید بود و چشمان او مثل شعلهٔ آتش ✡︎ {{verse|۱|۱۵|color=black}} و پایهای...» ایجاد کرد 289854 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>طلا دیدم ✡︎ {{verse|۱|۱۳|color=black}} و در میان هفت چراغدان شبیه پسرِ انسان را که ردای بلند در بر داشت و بر سینهٔ وی کمربندی طلا بسته بود ✡︎ {{verse|۱|۱۴|color=black}} و سر و موی او سفید چون پشم مثل برف سفید بود و چشمان او مثل شعلهٔ آتش ✡︎ {{verse|۱|۱۵|color=black}} و پایهایش مانند برنج صیقلی که در کوره تابیده شود و آواز او مثل صدای آبهای بسیار ✡︎ {{verse|۱|۱۶|color=black}} و در دست راست خود هفت ستاره داشت و از دهانش شمشیری دودمه تیز بیرون میآمد و چهرهاش چون آفتاب بود که در قوّتش میتابد ✡︎ {{verse|۱|۱۷|color=black}} و چون او را دیدم مثل مرده پیش پایهایش افتادم و دست راست خود را بر من نهاده گفت ترسان مباش من هستم اوّل و آخر و زنده ✡︎ {{verse|۱|۱۸|color=black}} و مرده شدم و اینک تا ابدالآباد زنده هستم و کلیدهای موت و عالم اموات نزد من است ✡︎ {{verse|۱|۱۹|color=black}} پس بنویس چیزهائی را که دیدی و چیزهائی که هستند و چیزهائی را که بعد از این خواهند شد ✡︎ {{verse|۱|۲۰|color=black}} سرّ هفت ستارهای را که در دست راست من دیدی و هفت چراغدان طلا را امّا هفت ستاره فرشتگان هفت کلیسا هستند و هفت چراغدان هفت کلیسا میباشند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب دوم}}}} {{فصل|۲}} {{verse|۲|۱|color=black}} به فرشته کلیسای در اَفَسُس بنویس که این را میگوید او که هفت ستاره را بدست راست خود دارد و در میان هفت چراغدان طلا میخرامد ✡︎ {{verse|۲|۲|color=black}} میدانم اعمال تو را و مشقّت و صبر تو را و اینکه متحمّل اشرار نمیتوانی شد و آنانی را که خود را رسولان میخوانند و نیستند آزمودی و ایشان را دروغگو یافتی ✡︎ {{verse|۲|۳|color=black}} و صبر داری و بخاطر اسم من تحمّل کردی و خسته نگشتی ✡︎ {{verse|۲|۴|color=black}} لکن بحثی بر تو دارم که محبّت نخستین خود را ترک کردهای ✡︎ {{verse|۲|۵|color=black}} پس بخاطر آر که از کجا افتادهای و توبه کن و اعمال نخست را بعمل آور والاّ بزودی نزد تو میآیم و چراغدانت را ازمکانش نقل میکنم اگر توبه نکنی ✡︎ {{verse|۲|۶|color=black}} لکن این را داری که اعمال نِقُولاویان را دشمن داری چنانکه من نیز از آنها نفرت دارم ✡︎ {{verse|۲|۷|color=black}} آنکه گوش دارد بشنود که روح بکلیساها چه میگوید هر که غالب آید باو این را خواهم بخشید که از درخت حیاتی که در وسط فردوس خداست بخورد ✡︎ {{verse|۲|۸|color=black}} و بفرشته کلیسای در اسمیرنا بنویس که این را میگوید آن اوّل و آخر که مرده شد و زنده گشت ✡︎ {{verse|۲|۹|color=black}} اعمال و تنگی و مُفلسی تو را میدانم لکن دولتمند هستی و کفر آنانی را که خود را یهود میگویند و نیستند بلکه از کنیسه شیطانند ✡︎ {{verse|۲|۱۰|color=black}} از آن زحماتی که خواهی کشید مترس<noinclude></noinclude> mjd1zqsijjielvkatyosqxtl1gx4tn0 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۹۸ 104 89439 289855 2026-06-24T22:03:59Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «اینک ابلیس بعضی از شما را در زندان خواهد انداخت تا تجربه کرده شوید و مدّت ده روز زحمت خواهید کشید لکن تا بمرگ امین باش تا تاج حیات را بتو دهم ✡︎ {{verse|۲|۱۱|color=black}} آنکه گوش دارد بشنود که روح بکلیساها چه میگوید هر که غالب آید از موت ثانی ضرر نخواهد...» ایجاد کرد 289855 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>اینک ابلیس بعضی از شما را در زندان خواهد انداخت تا تجربه کرده شوید و مدّت ده روز زحمت خواهید کشید لکن تا بمرگ امین باش تا تاج حیات را بتو دهم ✡︎ {{verse|۲|۱۱|color=black}} آنکه گوش دارد بشنود که روح بکلیساها چه میگوید هر که غالب آید از موت ثانی ضرر نخواهد یافت ✡︎ {{verse|۲|۱۲|color=black}} و بفرشته کلیسای در پَرغامُس بنویس این را میگوید او که شمشیر دودمه تیز را دارد ✡︎ {{verse|۲|۱۳|color=black}} اعمال و مسکن تو را میدانم که تخت شیطان در آنجاست و اسم مرا محکم داری و ایمان مرا انکار ننمودی نه هم در ایّامی که اَنطیپاسِ شهیدِ امینِ من در میان شما در جائی که شیطان ساکناست کشته شد ✡︎ {{verse|۲|۱۴|color=black}} لکن بحث کمی بر تو دارم که در آنجا اشخاصی را داری که متمسّکند بتعلیم بلعام که بالاق را آموخت که در راه بنی اسرائیل سنگی مصادم بیندازد تا قربانیهای بتها را بخورند و زنا کنند ✡︎ {{verse|۲|۱۵|color=black}} و همچنین کسانی را داری که تعلیم نِقولاویان را پذیرفتهاند ✡︎ {{verse|۲|۱۶|color=black}} پس توبه کن والاّ بزودی نزد تو میآیم و بشمشیر زبان خود با ایشان جنگ خواهم کرد ✡︎ {{verse|۲|۱۷|color=black}} آنکه گوش دارد بشنود که روح بکلیساها چه میگوید و آنکه غالب آید از مَنِّ مخفی بوی خواهم داد و سنگی سفید باو خواهم بخشید که بر آن سنگ اسمی جدید مرقوم است که احدی آن را نمیداند جز آنکه آن را یافته باشد ✡︎ {{verse|۲|۱۸|color=black}} و بفرشته کلیسای در طیاتیرا بنویس این را میگوید پسر خدا که چشمان او چون شعلهٔ آتش و پایهای او چون برنج صیقلی است ✡︎ {{verse|۲|۱۹|color=black}} اعمال و محبّت و خدمت و ایمان و صبر تو را میدانم و اینکه اعمال آخر تو بیشتر از اوّل است ✡︎ {{verse|۲|۲۰|color=black}} لکن بحثی بر تو دارم که آن زن ایزابل نامی را راه میدهی که خود را نبیه میگوید و بندگان مرا تعلیم داده اغوا میکند که مرتکب زنا و خوردن قربانیهای بتها بشوند ✡︎ {{verse|۲|۲۱|color=black}} و باو مهلت دادم تا توبه کند امّا نمیخواهد از زنای خود توبه کند ✡︎ {{verse|۲|۲۲|color=black}} اینک او را بر بستری میاندازم و آنانی را که با او زنا میکنند بمصیبتی سخت مبتلا میگردانم اگر از اعمال خود توبه نکنند ✡︎ {{verse|۲|۲۳|color=black}} و اولادش را بهقتل خواهم رسانید آنگاه همهٔ کلیساها خواهند دانست که منم امتحانکننده جگرها و قلوب و هر یکی از شما را برحسب اعمالش خواهم داد ✡︎ {{verse|۲|۲۴|color=black}} لکن باقیماندگان شما را که در طیاتیرا هستید و این تعلیم را نپذیرفتهاید و عمقهای شیطان را چنانکه میگویند نفهمیدهاید بار دیگری بر شما نمیگذارم ✡︎ {{verse|۲|۲۵|color=black}} جز آنکه بآنچه دارید تا هنگام آمدن من تمسّک جویید ✡︎ {{verse|۲|۲۶|color=black}} و هر که غالب آید و اعمال مرا تا انجام نگاه دارد او را بر امّتها قدرت خواهم بخشید ✡︎<noinclude></noinclude> cbe4tx9q81h8qolsf5ukmvtz8s8jrpo برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۹۹ 104 89440 289856 2026-06-24T22:04:27Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{verse|۲|۲۷|color=black}} تا ایشان را بعصای آهنین حکمرانی کند و مثل کوزههای کوزهگر خرد خواهند شد چنانکه من نیز از پدر خود یافتهام ✡︎ {{verse|۲|۲۸|color=black}} و باو ستاره صبح را خواهم بخشید ✡︎ {{verse|۲|۲۹|color=black}} آنکه گوش دارد بشنود که روح بکلیساها چه میگوید ✡︎ {{...» ایجاد کرد 289856 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۲|۲۷|color=black}} تا ایشان را بعصای آهنین حکمرانی کند و مثل کوزههای کوزهگر خرد خواهند شد چنانکه من نیز از پدر خود یافتهام ✡︎ {{verse|۲|۲۸|color=black}} و باو ستاره صبح را خواهم بخشید ✡︎ {{verse|۲|۲۹|color=black}} آنکه گوش دارد بشنود که روح بکلیساها چه میگوید ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} و بفرشته کلیسای در ساردِس بنویساین را میگوید او که هفت روح خدا و هفت ستاره را دارد اعمال تو را میدانم که نام داری که زندهای ولی مرده هستی ✡︎ {{verse|۳|۲|color=black}} بیدار شو و مابقی را که نزدیک بفنا است استوار نما زیرا که هیچ عمل تو را در حضور خدا کامل نیافتم ✡︎ {{verse|۳|۳|color=black}} پس بیاد آور چگونه یافتهای و شنیدهای و حفظ کن و توبه نما زیرا هرگاه بیدار نباشی مانند دزد بر تو خواهم آمد و از ساعت آمدن من بر تو مطّلع نخواهی شد ✡︎ {{verse|۳|۴|color=black}} لکن در ساردِس اسمهای چند داری که لباس خود را نجس نساختهاند و در لباس سفید بامن خواهند خرامید زیرا که مستحّق هستند ✡︎ {{verse|۳|۵|color=black}} هر که غالب آید بجامه سفید ملبّس خواهد شد و اسم او را از دفتر حیات محو نخواهم ساخت بلکه بنام وی در حضور پدرم و فرشتگان او اقرار خواهم نمود ✡︎ {{verse|۳|۶|color=black}} آنکه گوش دارد بشنود که روح بکلیساها چه میگوید ✡︎ {{verse|۳|۷|color=black}} و بفرشته کلیسای در فیلادِلفیه بنویس که این را میگوید آن قدّوس و حق که کلید داود را دارد که میگشاید و هیچکس نخواهد بست و میبندد و هیچکس نخواهد گشود ✡︎ {{verse|۳|۸|color=black}} اعمال تو را میدانم اینک دری گشاده پیش روی تو گذاردهام که کسی آن را نتواند بست زیرا اندک قوّتی داری و کلام مرا حفظ کرده اسم مرا انکار ننمودی ✡︎ {{verse|۳|۹|color=black}} اینک میدهم آنانی را از کنیسه شیطان که خود را یهود مینامند و نیستند بلکه دروغ میگویند اینک ایشان را مجبور خواهم نمود که بیایند و پیش پایهای تو سجده کنند و بدانند که من تو را محبّت نمودهام ✡︎ {{verse|۳|۱۰|color=black}} چونکه کلام صبر مرا حفظ نمودی من نیز تو را محفوظ خواهم داشت از ساعت امتحان که بر تمام ربع مسکون خواهد آمد تا تمامی ساکنان زمین را بیازماید ✡︎ {{verse|۳|۱۱|color=black}} بزودی میآیم پس آنچه داری حفظ کن مبادا کسی تاج تو را بگیرد ✡︎ {{verse|۳|۱۲|color=black}} هر که غالب آید او را در هیکل خدای خود ستونی خواهم ساخت و دیگر هرگز بیرون نخواهد رفت و نام خدای خود را و نام شهر خدای خود یعنی اورشلیم جدید را که از آسمان از جانب خدای من نازل میشود و نام جدید خود را بر وی<noinclude></noinclude> dohs7wox36228hfwsgwbtuoe2bdv1gi برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸۰۰ 104 89441 289857 2026-06-24T22:04:46Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «خواهم نوشت ✡︎ {{verse|۳|۱۳|color=black}} آنکه گوش دارد بشنود که روح بکلیساها چه میگوید ✡︎ {{verse|۳|۱۴|color=black}} و بفرشته کلیسای در لاَئودِکیه بنویس که این را میگوید آمین و شاهد امین و صدّیق که ابتدای خلقت خداست ✡︎ {{verse|۳|۱۵|color=black}} اعمال تو را میدانم که نه س...» ایجاد کرد 289857 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خواهم نوشت ✡︎ {{verse|۳|۱۳|color=black}} آنکه گوش دارد بشنود که روح بکلیساها چه میگوید ✡︎ {{verse|۳|۱۴|color=black}} و بفرشته کلیسای در لاَئودِکیه بنویس که این را میگوید آمین و شاهد امین و صدّیق که ابتدای خلقت خداست ✡︎ {{verse|۳|۱۵|color=black}} اعمال تو را میدانم که نه سرد و نه گرم هستی کاشکه سرد بودی یا گرم ✡︎ {{verse|۳|۱۶|color=black}} لهذا چون فاتر هستی یعنی نه گرم و نه سرد تو را از دهان خود قیّ خواهم کرد ✡︎ {{verse|۳|۱۷|color=black}} زیرا میگویی دولتمند هستم و دولت اندوختهام و بهیچ چیز محتاج نیستم و نمیدانی که تو مستمند و مسکین هستی و فقیر و کور و عریان ✡︎ {{verse|۳|۱۸|color=black}} تو را نصیحت میکنم که زر مصفّای بآتش را از من بخری تا دولتمند شوی و رخت سفید را تا پوشانیده شوی و ننگ عریانی تو ظاهر نشود و سرمه را تا بچشمان خود کشیده بینائی یابی ✡︎ {{verse|۳|۱۹|color=black}} هر که را من دوست میدارم توبیخ و تأدیب مینمایم پس غیور شو و توبه نما ✡︎ {{verse|۳|۲۰|color=black}} اینک بر در ایستاده میکوبم اگر کسی آواز مرا بشنود و در را باز کند بنزد او درخواهم آمد و با وی شام خواهم خورد و او نیز با من ✡︎ {{verse|۳|۲۱|color=black}} آنکه غالب آید این را بوی خواهم داد که بر تخت من با من بنشیند چنانکه من غلبه یافتم و با پدر خود بر تخت او نشستم ✡︎ {{verse|۳|۲۲|color=black}} هر که گوش دارد بشنود که روح بکلیساها چه میگوید ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}} {{فصل|۴}} {{verse|۴|۱|color=black}} بعد از این دیدم که ناگاه دروازهای در آسمان باز شده است و آن آواز اوّل را که شنیده بودم که چون کرّنا با من سخن میگفت دیگرباره میگوید باینجا صعود نما تا اموری را که بعد از این باید واقع شود بتو بنمایم ✡︎ {{verse|۴|۲|color=black}} فیالفور در روح شدم و دیدم که تختی در آسمان قائم است و بر آن تخت نشینندهای ✡︎ {{verse|۴|۳|color=black}} و آن نشیننده در صورت مانند سنگ یشم و عقیق است و قوسقزحی در گرد تخت که بمنظر شباهت بزمرّد دارد ✡︎ {{verse|۴|۴|color=black}} و گرداگرد تخت بیست و چهار تخت است و بر آن تختها بیست و چهار پیر که جامهای سفید در بر دارند نشسته دیدم و بر سر ایشان تاجهای زرّین ✡︎ {{verse|۴|۵|color=black}} و از تخت برقها و صداها و رعدها برمیآید و هفت چراغ آتشین پیش تخت افروخته که هفت روح خدا میباشند ✡︎ {{verse|۴|۶|color=black}} و در پیش تخت دریائی از شیشه مانند بلور و در میان تخت و گرداگرد تخت چهار حیوان که از پیش و پس بچشمان پر هستند ✡︎ {{verse|۴|۷|color=black}} و حیوان اوّل مانند شیر بود و حیوان دوّم مانند گوساله و حیوان سوّم صورتی مانند انسان داشت و حیوان<noinclude></noinclude> gbs4rk6jwf9vw8zmd6o62a8s0cmd3mp برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸۰۱ 104 89442 289858 2026-06-24T22:05:04Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «چهارم مانند عقاب پرنده ✡︎ {{verse|۴|۸|color=black}} و آن چهار حیوان که هر یکی از آنها شش بال دارد گرداگرد و درون بچشمان پر هستند و شبانهروز باز نمیایستند از گفتن قدّوس قدّوس قدّوس خداوند خدای قادر مطلق که بود و هست و میآید ✡︎ {{verse|۴|۹|color=black}} و چون آن حیو...» ایجاد کرد 289858 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>چهارم مانند عقاب پرنده ✡︎ {{verse|۴|۸|color=black}} و آن چهار حیوان که هر یکی از آنها شش بال دارد گرداگرد و درون بچشمان پر هستند و شبانهروز باز نمیایستند از گفتن قدّوس قدّوس قدّوس خداوند خدای قادر مطلق که بود و هست و میآید ✡︎ {{verse|۴|۹|color=black}} و چون آن حیوانات جلال و تکریم و سپاس بآن تختنشینی که تا ابدالآباد زنده است میخوانند ✡︎ {{verse|۴|۱۰|color=black}} آنگاه آن بیست و چهارپیر میافتند در حضور آن تختنشین و او را که تا ابدالآباد زنده است عبادت میکنند و تاجهای خود را پیش تخت انداخته میگویند ✡︎ {{verse|۴|۱۱|color=black}} ای خداوند مستحقّی که جلال و اکرام و قوّت را بیابی زیرا که تو همهٔ موجودات را آفریدهای و محض ارادهٔ تو بودند و آفریده شدند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب پنجم}}}} {{فصل|۵}} {{verse|۵|۱|color=black}} و دیدم بر دست راست تختنشین کتابی را که مکتوب است از درون و بیرون و مختوم بهفت مُهر ✡︎ {{verse|۵|۲|color=black}} و فرشتهای قوی را دیدم که بآواز بلند ندا میکند که کیست مستحّقِ اینکه کتاب را بگشاید و مُهرهایش را بردارد ✡︎ {{verse|۵|۳|color=black}} و هیچکس در آسمان و در زمین و در زیرزمین نتوانست آن کتاب را باز کند یا بر آن نظر کند ✡︎ {{verse|۵|۴|color=black}} و من بشدّت میگریستم زیرا هیچکس که شایستهٔ گشودن کتاب یا خواندن آن یا نظر کردن بر آن باشد یافت نشد ✡︎ {{verse|۵|۵|color=black}} و یکی از آن پیران بمن میگوید گریان مباش اینک آن شیری که از سبط یهودا و ریشهٔ داود است غالب آمده است تا کتاب و هفت مُهرش را بگشاید ✡︎ {{verse|۵|۶|color=black}} و دیدم در میان تخت و چهار حیوان و در وسط پیران برّهای چون ذبحشده ایستاده است و هفت شاخ و هفت چشم دارد که هفت روح خدایند که بتمامی جهان فرستاده میشوند ✡︎ {{verse|۵|۷|color=black}} پس آمد و کتاب را از دست راست تختنشین گرفته است ✡︎ {{verse|۵|۸|color=black}} و چون کتاب را گرفت آن چهار حیوان و بیست و چهار پیر بحضور برّه افتادند و هر یکی از ایشان بربطی و کاسههای زرّین پر ازبخور دارند که دعاهای مقدّسین است ✡︎ {{verse|۵|۹|color=black}} و سرودی جدید میسرایند و میگویند مستحقّ گرفتن کتاب و گشودن مُهرهایش هستی زیرا که ذبح شدی و مردمان را برای خدا بخون خود از هر قبیله و زبان و قوم و امّت خریدی ✡︎ {{verse|۵|۱۰|color=black}} و ایشان را برای خدای ما پادشاهان و کَهَنَه ساختی و بر زمین سلطنت خواهند کرد ✡︎ {{verse|۵|۱۱|color=black}} و دیدم و شنیدم صدای فرشتگان بسیار را که گرداگرد تخت و حیوانات و پیران بودند و عدد ایشان کرورها کرور<noinclude></noinclude> 2ayki23h80b0aaegub332gfgrdc5pfl برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸۰۲ 104 89443 289859 2026-06-24T22:05:20Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «و هزاران هزار بود ✡︎ {{verse|۵|۱۲|color=black}} که بآواز بلند میگویند مستحّق است برّه ذبحشده که قوّت و دولت و حکمت و توانائی و اکرام و جلال و برکت را بیابد ✡︎ {{verse|۵|۱۳|color=black}} و هر مخلوقی را که در آسمان و بر زمین و زیرزمین و در دریاست و آنچه در آنها میباشد...» ایجاد کرد 289859 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و هزاران هزار بود ✡︎ {{verse|۵|۱۲|color=black}} که بآواز بلند میگویند مستحّق است برّه ذبحشده که قوّت و دولت و حکمت و توانائی و اکرام و جلال و برکت را بیابد ✡︎ {{verse|۵|۱۳|color=black}} و هر مخلوقی را که در آسمان و بر زمین و زیرزمین و در دریاست و آنچه در آنها میباشد شنیدم که میگویند تختنشین و برّه را برکت و تکریم و جلال و توانائی باد تا ابدالآباد ✡︎ {{verse|۵|۱۴|color=black}} و چهار حیوان گفتند آمین و آن پیران بروی درافتادند و سجده نمودند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب ششم}}}} {{فصل|۶}} {{verse|۶|۱|color=black}} و دیدم چون برّه یکی از آن هفت مهر را گشود و شنیدم یکی از آن چهار حیوان بصدائی مثل رعد میگوید بیا [و ببین] ✡︎ {{verse|۶|۲|color=black}} و دیدم که ناگاه اسبی سفید که سوارش کمانی دارد و تاجی بدو داده شد و بیرون آمد غلبهکننده و تا غلبه نماید ✡︎ {{verse|۶|۳|color=black}} و چون مهر دوّم را گشود حیوان دوّم را شنیدم که میگوید بیا [و ببین] ✡︎ {{verse|۶|۴|color=black}} و اسبی دیگر آتشگون بیرون آمد و سوارش را توانائی داده شده بود که سلامتی را از زمین بردارد و تا یکدیگر را بکُشند و بوی شمشیری بزرگ داده شد ✡︎ {{verse|۶|۵|color=black}} و چون مهر سوم را گشود حیوان سوّم را شنیدم که میگوید بیا [و ببین] و دیدم اینک اسبی سیاه که سوارش ترازویی بدست خود دارد ✡︎ {{verse|۶|۶|color=black}} و از میان چهار حیوان آوازی را شنیدم که میگوید یک هشت یک گندم بیک دینار و سه هشت یک جو بیک دینار و بروغن و شراب ضرر مرسان ✡︎ {{verse|۶|۷|color=black}} و چون مُهر چهارم را گشود حیوان چهارم را شنیدم که میگوید بیا [و ببین] ✡︎ {{verse|۶|۸|color=black}} و دیدم که اینک اسبی زرد و کسی بر آن سوار شده که اسم او موت است و عالم اموات از عقب او میآید و بآن دو اختیار بر یک ربع زمین داده شد تا بشمشیر و قحط و موت و با وحوشِ زمین بکُشند ✡︎ {{verse|۶|۹|color=black}} و چون مُهر پنجم را گشود در زیر مذبح دیدم نفوس آنانی را که برای کلام خدا و شهادتی که داشتند کشته شده بودند ✡︎ {{verse|۶|۱۰|color=black}} که بآواز بلند صدا کرده میگفتند ای {{روخط|خداوند}}ِ قدّوس و حقّ تا بکی انصاف نمینمائی و انتقام خون ما را از ساکنان زمین نمیکشی ✡︎ {{verse|۶|۱۱|color=black}} و بهر یکی از ایشان جامهای سفید داده شد و بایشان گفته شد که اندکی دیگر آرامی نمایند تا عدد همقطاران که مثل ایشان کشته خواهند شد تمام شود ✡︎ {{verse|۶|۱۲|color=black}} و چون مُهر ششم را گشود دیدم که زلزلهای عظیم واقع شد و آفتاب چون پلاس پشمی سیاه گردید و تمام ماه چون خون<noinclude></noinclude> e0eeariigz52ggbftrqf548uxzxqy5v برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸۰۳ 104 89444 289860 2026-06-24T22:05:34Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «گشت ✡︎ {{verse|۶|۱۳|color=black}} و ستارگان آسمان بر زمین فرو ریختند ماننددرخت انجیری که از باد سخت بحرکت آمده میوههای نارس خود را میافشاند ✡︎ {{verse|۶|۱۴|color=black}} و آسمان چون طوماری پیچیده شده از جا برده شد و هر کوه و جزیره از مکان خود منتقل گشت ✡︎ {{verse|۶|۱...» ایجاد کرد 289860 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>گشت ✡︎ {{verse|۶|۱۳|color=black}} و ستارگان آسمان بر زمین فرو ریختند ماننددرخت انجیری که از باد سخت بحرکت آمده میوههای نارس خود را میافشاند ✡︎ {{verse|۶|۱۴|color=black}} و آسمان چون طوماری پیچیده شده از جا برده شد و هر کوه و جزیره از مکان خود منتقل گشت ✡︎ {{verse|۶|۱۵|color=black}} و پادشاهانِ زمین و بزرگان و سپهسالاران و دولتمندان و جبّاران و هر غلام و آزاد خود را در مغارهها و صخرههای کوهها پنهان کردند ✡︎ {{verse|۶|۱۶|color=black}} و بکوهها و صخرهها میگویند که بر ما بیفتید و ما را مخفی سازید از روی آن تختنشین و از غضب برّه ✡︎ {{verse|۶|۱۷|color=black}} زیرا روزِ عظیمِ غضب او رسیده است و کیست که میتواند ایستاد ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب هفتم}}}} {{فصل|۷}} {{verse|۷|۱|color=black}} و بعد از آن دیدم چهار فرشته بر چهار گوشه زمین ایستاده چهار باد زمین را باز میدارند تا باد بر زمین و بر دریا و بر هیچ درخت نوزد ✡︎ {{verse|۷|۲|color=black}} و فرشته دیگری دیدم که از مَطلَع آفتاب بالا میآید و مُهر خدای زنده را دارد و بآن چهار فرشتهای که بدیشان داده شد که زمین و دریا را ضرر رسانند بآواز بلند ندا کرده ✡︎ {{verse|۷|۳|color=black}} میگوید هیچ ضرری بزمین و دریا و درختان مرسانید تا بندگان خدای خود را بر پیشانیِ ایشان مُهر زنیم ✡︎ {{verse|۷|۴|color=black}} و عدد مهرشدگان را شنیدم که از جمیعِ اسباطِ بنی اسرائیل صد و چهل و چهار هزار مُهر شدند ✡︎ {{verse|۷|۵|color=black}} و از سبط یهودا دوازده هزار مهر شدند و از سبط رَؤبِین دوازده هزار و از سبط جاد دوازده هزار ✡︎ {{verse|۷|۶|color=black}} و از سبط اَشیر دوازده هزار و از سبط نَفْتالیم دوازده هزار و از سبط مَنَسّی دوازده هزار ✡︎ {{verse|۷|۷|color=black}} 7 و از سبط شمعون دوازده هزار و از سبط لاوی دوازده هزار و از سبط یَسّاکار دوازده هزار ✡︎ {{verse|۷|۸|color=black}} از سبط زبولون دوازده هزار و از سبط یوسف دوازده هزار و از سبط بنیامین دوازده هزار مُهر شدند ✡︎ {{verse|۷|۹|color=black}} و بعد از این دیدم که اینک گروهی عظیم که هیچکس ایشان را نتواند شمرد از هر امّت و قبیله و قوم و زبان در پیش تخت و در حضور برّه بجامههای سفید آراسته و شاخههای نخل بدست گرفته ایستادهاند ✡︎ {{verse|۷|۱۰|color=black}} و بآواز بلند ندا کرده میگویند نجات خدای ما را که بر تخت نشسته است و برّه را است ✡︎ {{verse|۷|۱۱|color=black}} و جمیع فرشتگان در گرد تخت و پیران و چهار حیوان ایستاده بودند و در پیش تخت بروی درافتاده خدا را سجده کردند ✡︎ {{verse|۷|۱۲|color=black}} و گفتند آمین برکت و جلال و حکمت و سپاس و اکرام و قوّت و توانائی خدای ما را باد تا<noinclude></noinclude> f71wis4igm6c0lya59wxrvacy3o0ock برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸۰۴ 104 89445 289861 2026-06-24T22:05:51Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «ابدالآباد آمین ✡︎ {{verse|۷|۱۳|color=black}} و یکی از پیران متوجّه شده بمن گفت این سفیدپوشان کیانند و از کجا آمدهاند ✡︎ {{verse|۷|۱۴|color=black}} من او را گفتم خداوندا تو میدانی مرا گفت ایشان کسانی میباشند که از عذاب سخت بیرون میآیند و لباس خود را بخون برّه شستو...» ایجاد کرد 289861 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ابدالآباد آمین ✡︎ {{verse|۷|۱۳|color=black}} و یکی از پیران متوجّه شده بمن گفت این سفیدپوشان کیانند و از کجا آمدهاند ✡︎ {{verse|۷|۱۴|color=black}} من او را گفتم خداوندا تو میدانی مرا گفت ایشان کسانی میباشند که از عذاب سخت بیرون میآیند و لباس خود را بخون برّه شستوشو کرده سفید نمودهاند ✡︎ {{verse|۷|۱۵|color=black}} از این جهت پیش روی تخت خدایند و شبانهروز در هیکل او وی را خدمت میکنند و آن تختنشین خیمهٔ خود را بر ایشان برپا خواهد داشت ✡︎ {{verse|۷|۱۶|color=black}} و دیگر هرگز گرسنه و تشنه نخواهند شد و آفتاب و هیچ گرما بر ایشاننخواهد رسید ✡︎ {{verse|۷|۱۷|color=black}} زیرا برّهای که در میان تخت است شبان ایشان خواهد بود و بچشمههای آب حیات ایشان را راهنمائی خواهد نمود و خدا هر اشکی را از چشمانِ ایشان پاک خواهد کرد ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب هشتم}}}} {{فصل|۸}} {{verse|۸|۱|color=black}} و چون مُهر هفتم را گشود خاموشی قریب بنیم ساعت در آسمان واقع شد ✡︎ {{verse|۸|۲|color=black}} و دیدم هفت فرشته را که در حضور خد ایستادهاند که بایشان هفت کرّنا داده شد ✡︎ {{verse|۸|۳|color=black}} و فرشتهای دیگر آمده نزد مذبح بایستاد با مَجمَری طلا و بخور بسیار بدو داده شد تا آن را بدعاهای جمیع مقدّسین بر مذبح طلا که پیش تخت است بدهد ✡︎ {{verse|۸|۴|color=black}} و دودِ بخور از دست فرشته با دعاهای مقدّسین در حضور خدا بالا رفت ✡︎ {{verse|۸|۵|color=black}} پس آن فرشته مجمر را گرفته از آتش مذبح آن را پر کرد و بسوی زمین انداخت و صداها و رعدها و برقها و زلزله حادث گردید ✡︎ {{verse|۸|۶|color=black}} و هفت فرشتهای که هفت کرّنا را داشتند خود را مستعدِّ نواختن نمودند ✡︎ {{verse|۸|۷|color=black}} و چون اوّلی بنواخت تگرگ و آتش با خون آمیخته شده واقع گردید و بسوی زمین ریخته شد و ثلث درختان سوخته و هر گیاهِ سبز سوخته شد ✡︎ {{verse|۸|۸|color=black}} و فرشته دوّم بنواخت که ناگاه مثال کوهی بزرگ بآتش افروخته شده بدریا افکنده شد وثلث دریا خون گردید ✡︎ {{verse|۸|۹|color=black}} و ثلث مخلوقات دریائی که جان داشتند بمردند و ثلث کشتیها تباه گردید ✡︎ {{verse|۸|۱۰|color=black}} و چون فرشته سوم نواخت ناگاه ستارهای عظیم چون چراغی افروخته شده از آسمان فرود آمد و بر ثلث نهرها و چشمههای آب افتاد ✡︎ {{verse|۸|۱۱|color=black}} و اسم آن ستاره را اَفْسَنْتین میخوانند و ثلث آبها باَفْسَنْتین مبدّل گشت و مردمان بسیار از آبهائی که تلخ شده بود مردند ✡︎ {{verse|۸|۱۲|color=black}} و فرشته چهارم بنواخت و بثلث آفتاب و ثلث ماه و ثلث ستارگان صدمه رسید تا ثلث آنها<noinclude></noinclude> a17yt2gdqhqekkqurusgww2k7jwrm8w برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸۰۵ 104 89446 289862 2026-06-24T22:06:03Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «تاریک گردید و ثلث روز و ثلث شب همچنین بینور شد ✡︎ {{verse|۸|۱۳|color=black}} و عقابی را دیدم و شنیدم که در وسط آسمان میپرد و بآواز بلند میگوید وای وای وای بر ساکنان زمین بهسبب صداهای دیگر کرّنای آن سه فرشتهای که میباید بنوازند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب نهم}}}} {{ف...» ایجاد کرد 289862 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>تاریک گردید و ثلث روز و ثلث شب همچنین بینور شد ✡︎ {{verse|۸|۱۳|color=black}} و عقابی را دیدم و شنیدم که در وسط آسمان میپرد و بآواز بلند میگوید وای وای وای بر ساکنان زمین بهسبب صداهای دیگر کرّنای آن سه فرشتهای که میباید بنوازند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب نهم}}}} {{فصل|۹}} {{verse|۹|۱|color=black}} و چون فرشته پنجم نواخت ستارهای را دیدم که بر زمین افتاده بود و کلید چاه هاویه بدو داده شد ✡︎ {{verse|۹|۲|color=black}} و چاهِ هاویه را گشاد و دودی چون دود تنوری عظیم از چاه بالا آمد و آفتاب و هوا از دود چاه تاریک گشت ✡︎ {{verse|۹|۳|color=black}} و از میان دود ملخها بزمین برآمدند و بآنها قوّتی چون قوّت عقربهای زمین داده شد ✡︎ {{verse|۹|۴|color=black}} و بدیشان گفته شد که ضرر نرسانند نه بگیاه زمین و نه بهیچ سبزی و نه بدرختی بلکه بآن مردمانی که مُهر خدا را بر پیشانی خود ندارند ✡︎ {{verse|۹|۵|color=black}} و بآنها داده شد که ایشان را نکشند بلکه تا مدّت پنج ماه معذّب بدارند و اذیّت آنها مثل اذّیت عقرب بود وقتی که کسی را نیش زند ✡︎ {{verse|۹|۶|color=black}} و در آن ایام مردم طلبِ موتخواهند کرد و آن را نخواهند یافت و تمنّای موت خواهند داشت امّا موت از ایشان خواهد گریخت ✡︎ {{verse|۹|۷|color=black}} و صورت ملخها چون اسبهای آراسته شده برای جنگ بود و بر سر ایشان مثل تاجهای شبیه طلا و چهرههای ایشان شبیه صورت انسان بود ✡︎ {{verse|۹|۸|color=black}} و مویی داشتند چون موی زنان و دندانهایشان مانند دندانهای شیران بود ✡︎ {{verse|۹|۹|color=black}} و جوشنها داشتند چون جوشنهای آهنین و صدای بالهای ایشان مثل صدای ارابههای اسبهای بسیار که بجنگ همی تازند ✡︎ {{verse|۹|۱۰|color=black}} و دُمها چون عقربها با نیشها داشتند و در دُم آنها قدرت بود که تا مدّت پنج ماه مردم را اذّیت نمایند ✡︎ {{verse|۹|۱۱|color=black}} و بر خود پادشاهی داشتند که مَلَکالهاویه است که در عبرانی باَبَّدون مسمّیٰ است و در یونانی او را اَپُلّیون خوانند ✡︎ {{verse|۹|۱۲|color=black}} یک وای گذشته است اینک دو وای دیگر بعد از این میآید ✡︎ {{verse|۹|۱۳|color=black}} و فرشته ششم بنواخت که ناگاه آوازی از میان چهار شاخ مذبح طلائی که در حضور خداست شنیدم ✡︎ {{verse|۹|۱۴|color=black}} که بآن فرشته ششم که صاحب کرّنا بود میگوید آن چهار فرشته را که بر نهر عظیم فرات بستهاند خلاص کن ✡︎ {{verse|۹|۱۵|color=black}} پس آن چهار فرشته که برای ساعت و روز و ماه و سال معیّن مهیّا شدهاند تا اینکه ثلث مردم را بکُشند خلاصی یافتند ✡︎ {{verse|۹|۱۶|color=black}} و عددِ جنودِ<noinclude></noinclude> pxl783e7ibe3am8lthji0d5zwt1iw47 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸۰۶ 104 89447 289863 2026-06-24T22:06:18Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «سواران دویست هزار هزار بود که عدد ایشان را شنیدم ✡︎ {{verse|۹|۱۷|color=black}} و باینطور اسبان و سوارانِ ایشان را در رؤیا دیدم که جوشنهای آتشین و آسمانجونی و کبریتی دارند و سرهای اسبان چون سر شیراناست و از دهانشان آتش و دود و کبریت بیرون میآید ✡︎ {{verse|۹|...» ایجاد کرد 289863 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>سواران دویست هزار هزار بود که عدد ایشان را شنیدم ✡︎ {{verse|۹|۱۷|color=black}} و باینطور اسبان و سوارانِ ایشان را در رؤیا دیدم که جوشنهای آتشین و آسمانجونی و کبریتی دارند و سرهای اسبان چون سر شیراناست و از دهانشان آتش و دود و کبریت بیرون میآید ✡︎ {{verse|۹|۱۸|color=black}} از این سه بلا یعنی آتش و دود و کبریت که از دهانشان برمیآید ثلث مردم هلاک شدند ✡︎ {{verse|۹|۱۹|color=black}} زیرا که قدرت اسبان در دهان و دُم ایشان است زیرا که دُمهای آنها چون مارهاست که سرها دارد و بآنها اذّیت میکنند ✡︎ {{verse|۹|۲۰|color=black}} و سایر مردم که باین بلایا کشته نگشتند از اعمال دستهای خود توبه نکردند تا آنکه عبادت دیوها و بتهای طلا و نقره و برنج و سنگ و چوب را که طاقت دیدن و شنیدن و خرامیدن ندارند ترک کنند ✡︎ {{verse|۹|۲۱|color=black}} و از قتلها و جادوگریها و زنا و دزدیهای خود توبه نکردند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب دهم}}}} {{فصل|۱۰}} {{verse|۱۰|۱|color=black}} و دیدم فرشته زورآور دیگری را که از آسمان نازل میشود که ابری دربر دارد و قوسقزحی بر سرش و چهرهاش مثل آفتاب و پایهایش مثل ستونهای آتش ✡︎ {{verse|۱۰|۲|color=black}} و در دست خود کتابچهای گشوده دارد و پای راست خود را بر دریا و پای چپ خود را بر زمین نهاد ✡︎ {{verse|۱۰|۳|color=black}} و بآواز بلند چون غرّش شیر صدا کرد و چون صدا کرد هفت رعد بصداهای خود سخن گفتند ✡︎ {{verse|۱۰|۴|color=black}} و چون هفت رعد سخن گفتند حاضر شدم که بنویسم آنگاه آوازی از آسمان شنیدم که میگوید آنچه هفت رعد گفتند مُهر کن و آنها را منویس ✡︎ {{verse|۱۰|۵|color=black}} و آن فرشتهای که بر دریا و زمین ایستاده دیدم دست راست خود را بسوی آسمان بلند کرده ✡︎ {{verse|۱۰|۶|color=black}} قسم خورد باو که تا ابدالآباد زنده است که آسمان و آنچه را که در آن است و زمین و آنچهرا که در آن است و دریا و آنچه را که در آن است آفرید که بعد از این زمانی نخواهد بود ✡︎ {{verse|۱۰|۷|color=black}} بلکه در ایّام صدای فرشته هفتم چون کرّنا را میباید بنوازد سرّ خدا باتمام خواهد رسید چنانکه بندگان خود انبیا را بشارت داد ✡︎ {{verse|۱۰|۸|color=black}} و آن آوازی که از آسمان شنیده بودم بار دیگر شنیدم که مرا خطاب کرده میگوید برو و کتابچه گشاده را از دست فرشتهای که بر دریا و زمین ایستاده است بگیر ✡︎ {{verse|۱۰|۹|color=black}} پس بنزد فرشته رفته بوی گفتم که کتابچه را بمن بدهد او مرا گفت بگیر و بخور که اندرونت را تلخ خواهد نمود لکن در دهانت چون عسل<noinclude></noinclude> d8jkryxqe6k5uy4590zcxgtkliv1ncb برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸۰۷ 104 89448 289864 2026-06-24T22:06:45Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «شیرین خواهد بود ✡︎ {{verse|۱۰|۱۰|color=black}} پس کتابچه را از دست فرشته گرفته خوردم که در دهانم مثل عسل شیرین بود ولی چون خورده بودم درونم تلخ گردید ✡︎ {{verse|۱۰|۱۱|color=black}} و مرا گفت که میباید تو اقوام و امّتها و زبانها و پادشاهان بسیار را نبوّت کنی ✡︎ {{...» ایجاد کرد 289864 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>شیرین خواهد بود ✡︎ {{verse|۱۰|۱۰|color=black}} پس کتابچه را از دست فرشته گرفته خوردم که در دهانم مثل عسل شیرین بود ولی چون خورده بودم درونم تلخ گردید ✡︎ {{verse|۱۰|۱۱|color=black}} و مرا گفت که میباید تو اقوام و امّتها و زبانها و پادشاهان بسیار را نبوّت کنی ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب یازدهم}}}} {{فصل|۱۱}} {{verse|۱۱|۱|color=black}} و نیای مثل عصا بمن داده شد و مرا گفت برخیز و قدس خدا و مذبح و آنانی را که در آن عبادت میکنند پیمایش نما ✡︎ {{verse|۱۱|۲|color=black}} و صحنِ خارجِ قدس را بیرون انداز و آن را مپیما زیرا که بامّتها داده شده است و شهر مقدّس را چهل و دو ماه پایمال خواهند نمود ✡︎ {{verse|۱۱|۳|color=black}} و بدو شاهد خود خواهم داد که پلاس در بر کرده مدّت هزار و دویست و شصت روز نبوّت نمایند ✡︎ {{verse|۱۱|۴|color=black}} اینانند دو درخت زیتون و دو چراغدان که در حضور خداوند زمین ایستادهاند ✡︎ {{verse|۱۱|۵|color=black}} و اگر کسیبخواهد بدیشان اذیّت رساند آتشی از دهانشان بدر شده دشمنان ایشان را فرو میگیرد و هر که قصد اذیّت ایشان دارد بدینگونه باید کشته شود ✡︎ {{verse|۱۱|۶|color=black}} اینها قدرت ببستن آسمان دارند تا در ایّام نبوّتِ ایشان باران نبارد و قدرت بر آبها دارند که آنها را بخون تبدیل نمایند و جهان را هر گاه بخواهند بانواع بلایا مبتلا سازند ✡︎ {{verse|۱۱|۷|color=black}} و چون شهادت خود را باتمام رسانند آن وحش که از هاویه برمیآید با ایشان جنگ کرده غلبه خواهد یافت و ایشان را خواهد کُشت ✡︎ {{verse|۱۱|۸|color=black}} و بدنهای ایشان در شارعِ عامِّ شهر عظیم که بمعنیِ روحانی بسدوم و مصر مسمّیٰ است جائی که خداوند ایشان نیز مصلوب گشت خواهد ماند ✡︎ {{verse|۱۱|۹|color=black}} و گروهی از اقوام و قبایل و زبانها و امّتها بدنهای ایشان را سه روز و نیم نظاره میکنند و اجازت نمیدهند که بدنهای ایشان را بقبر سپارند ✡︎ {{verse|۱۱|۱۰|color=black}} و ساکنان زمین بر ایشان خوشی و شادی میکنند و نزد یکدیگر هدایا خواهند فرستاد از آنرو که این دو نبی ساکنان زمین را معذّب ساختند ✡︎ {{verse|۱۱|۱۱|color=black}} و بعد از سه روز و نیم روح حیات از خدا بدیشان درآمد که بر پایهای خود ایستادند و بینندگانِ ایشان را خوفی عظیم فرو گرفت ✡︎ {{verse|۱۱|۱۲|color=black}} و آوازی بلند از آسمان شنیدند که بدیشان میگوید باینجا صعود نمایید پس در ابر بآسمان بالا شدند و دشمنانشان ایشان را دیدند ✡︎ {{verse|۱۱|۱۳|color=black}} و در همان ساعت زلزلهای عظیم حادث گشت که ده یک از شهر منهدم گردید و هفت هزار نفر از زلزله هلاک شدند و باقی<noinclude></noinclude> 2j0acpwirg45nwls4uh7yklu7y6hzzg برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸۰۸ 104 89449 289865 2026-06-24T22:06:57Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «ماندگان ترسانگشته خدای آسمان را تمجید کردند ✡︎ {{verse|۱۱|۱۴|color=black}} وایِ دوّم درگذشته است اینک وایِ سوم بزودی میآید ✡︎ {{verse|۱۱|۱۵|color=black}} و فرشتهای بنواخت که ناگاه صداهای بلند در آسمان واقع شد که میگفتند سلطنت جهان از آنِ خداوند ما و مسیح او شد و...» ایجاد کرد 289865 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ماندگان ترسانگشته خدای آسمان را تمجید کردند ✡︎ {{verse|۱۱|۱۴|color=black}} وایِ دوّم درگذشته است اینک وایِ سوم بزودی میآید ✡︎ {{verse|۱۱|۱۵|color=black}} و فرشتهای بنواخت که ناگاه صداهای بلند در آسمان واقع شد که میگفتند سلطنت جهان از آنِ خداوند ما و مسیح او شد و تا ابدالآباد حکمرانی خواهد کرد ✡︎ {{verse|۱۱|۱۶|color=black}} و آن بیست و چهار پیر که در حضور خدا بر تختهای خود نشستهاند بروی درافتاده خدا را سجده کردند ✡︎ {{verse|۱۱|۱۷|color=black}} و گفتند تو را شکر میکنیم ای خداوند خدایِ قادر مطلق که هستی و بودی زیرا که قوّت عظیم خود را بدست گرفته بسلطنت پرداختی ✡︎ {{verse|۱۱|۱۸|color=black}} و امّتها خشمناک شدند و غضب تو ظاهر گردید و وقت مردگان رسید تا بر ایشان داوری شود و تا بندگان خود یعنی انبیا و مقدّسان و ترسندگان نام خود را چه کوچک و چه بزرگ اجرت دهی و مُفسدان زمین را فاسد گردانی ✡︎ {{verse|۱۱|۱۹|color=black}} و قدس خدا در آسمان مفتوح گشت و تابوت عهدنامه او در قدس او ظاهر شد و برقها و صداها و رعدها و زلزله و تگرگِ عظیمی حادث شد ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب دوازدهم}}}} {{فصل|۱۲}} {{verse|۱۲|۱|color=black}} و علامتی عظیم در آسمان ظاهر شدزنی که آفتاب را دربر دارد و ماه زیر پایهایش و بر سرش تاجی از دوازده ستاره است ✡︎ {{verse|۱۲|۲|color=black}} و آبستن بوده از دردِ زه و عذاب زاییدن فریادبرمیآورد ✡︎ {{verse|۱۲|۳|color=black}} و علامتی دیگر در آسمان پدید آمد که اینک اژدهای بزرگِ آتشگون که او را هفت سر و ده شاخ بود و بر سرهایش هفت افسر ✡︎ {{verse|۱۲|۴|color=black}} و دُمش ثلث ستارگان آسمان را کشیده آنها را بر زمین ریخت و اژدها پیش آن زن که میزایید بایستاد تا چون بزاید فرزند او را ببلعد ✡︎ {{verse|۱۲|۵|color=black}} پس پسر نرینهای را زایید که همهٔ امّتهای زمین را بعصای آهنین حکمرانی خواهد کرد و فرزندش بنزد خدا و تخت او ربوده شد ✡︎ {{verse|۱۲|۶|color=black}} و زن ببیابان فرار کرد که در آنجا مکانی برای وی از خدا مهیّا شده است تا او را مدت هزار و دویست و شصت روز بپرورند ✡︎ {{verse|۱۲|۷|color=black}} و در آسمان جنگ شد میکائیل و فرشتگانش با اژدها جنگ کردند و اژدها و فرشتگانش جنگ کردند ✡︎ {{verse|۱۲|۸|color=black}} ولی غلبه نیافتند بلکه جای ایشان دیگر در آسمان یافت نشد ✡︎ {{verse|۱۲|۹|color=black}} و اژدهای بزرگ انداخته شد یعنی آن مار قدیمی که بابلیس و شیطان مسمّیٰ است که تمام ربع مسکون را میفریبد او بر زمین انداخته شد و فرشتگانش با وی انداخته شدند ✡︎ {{verse|۱۲|۱۰|color=black}} و آوازی بلند<noinclude></noinclude> 1kjvvunew09ry0vs1k6de19tn7z75pk برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸۰۹ 104 89450 289866 2026-06-24T22:07:14Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «در آسمان شنیدم که میگوید اکنون نجات و قوّت و سلطنتِ خدای ما و قدرت مسیح او ظاهر شد زیرا که آن مدّعیِ برادران ما که شبانهروز در حضور خدای ما بر ایشان دعوی میکند بزیر افکنده شد ✡︎ {{verse|۱۲|۱۱|color=black}} و ایشان بوساطت خون برّه و کلام شهادت خود بر او غا...» ایجاد کرد 289866 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>در آسمان شنیدم که میگوید اکنون نجات و قوّت و سلطنتِ خدای ما و قدرت مسیح او ظاهر شد زیرا که آن مدّعیِ برادران ما که شبانهروز در حضور خدای ما بر ایشان دعوی میکند بزیر افکنده شد ✡︎ {{verse|۱۲|۱۱|color=black}} و ایشان بوساطت خون برّه و کلام شهادت خود بر او غالب آمدند و جان خود را دوست نداشتند ✡︎ {{verse|۱۲|۱۲|color=black}} از این جهت ای آسمانها و ساکنان آنها شاد باشید وای بر زمین و دریا زیرا که ابلیس بنزد شما فرود شده است با خشم عظیم چون میداندکه زمانی قلیل دارد ✡︎ {{verse|۱۲|۱۳|color=black}} و چون اژدها دید که بر زمین افکنده شد بر آن زن که فرزند نرینه را زاییده بود جفا کرد ✡︎ {{verse|۱۲|۱۴|color=black}} و دو بال عقاب بزرگ بزن داده شد تا ببیابان بمکان خود پرواز کند جائی که او را از نظر آن مار زمانی و دو زمان و نصف زمان پرورش میکنند ✡︎ {{verse|۱۲|۱۵|color=black}} و مار از دهان خود در عقب زن آبی چون رودی ریخت تا سیل او را فرو گیرد ✡︎ {{verse|۱۲|۱۶|color=black}} و زمین زن را حمایت کرد و زمین دهان خود را گشاده آن رود را که اژدها از دهان خود ریخت فرو برد ✡︎ {{verse|۱۲|۱۷|color=black}} و اژدها بر زن غضب نموده رفت تا با باقیماندگانِ ذریّت او که احکام خدا را حفظ میکنند و شهادتِ عیسی را نگاه میدارند جنگ کند ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب سیزدهم}}}} {{فصل|۱۳}} {{verse|۱۳|۱|color=black}} و او بر ریگِ دریا ایستاده بودو دیدم وحشی از دریا بالا میآید که ده شاخ و هفت سر دارد و بر شاخهایش ده افسر و بر سرهایش نامهای کفر است ✡︎ {{verse|۱۳|۲|color=black}} و آن وحش را که دیدم مانند پلنگ بود و پایهایش مثل پای خرس و دهانش مثل دهان شیر و اژدها قوّت خویش و تخت خود و قوّت عظیمی بوی داد ✡︎ {{verse|۱۳|۳|color=black}} و یکی از سرهایش را دیدم که تا بموت کشته شد و از آن زخم مهلک شفا یافت و تمامیِ جهان در پی این وحش در حیرت افتادند ✡︎ {{verse|۱۳|۴|color=black}} و آن اژدها را که قدرت بوحش داده بود پرستش کردند و وحش را سجده کرده گفتند که کیست مثل وحش و کیست که با وی میتواند جنگ کند ✡︎ {{verse|۱۳|۵|color=black}} و بوی دهانی داده شد که بکبر و کفر تکلّم میکند و قدرتی باو عطا شد که مدت چهل و دو ماه عمل کند ✡︎ {{verse|۱۳|۶|color=black}} پس دهان خود را بکفرهای بر خدا گشود تا بر اسم او و خیمهٔ او و سکنه آسمان کفر گوید ✡︎ {{verse|۱۳|۷|color=black}} و بوی داده شد که با مقدّسین جنگ کند و بر ایشان غلبه یابد و تسلّط بر هر قبیله و قوم و زبان و امّت بدو عطا<noinclude></noinclude> ixw2s7huefipeodie4tqurl9eku2nch برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸۱۰ 104 89451 289867 2026-06-24T22:07:35Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «شد ✡︎ {{verse|۱۳|۸|color=black}} و جمیع ساکنان جهان جز آنانی که نامهای ایشان در دفتر حیات برّهای که از بنای عالم ذبح شده بود مکتوب است او را خواهند پرستید ✡︎ {{verse|۱۳|۹|color=black}} اگر کسی گوش دارد بشنود ✡︎ {{verse|۱۳|۱۰|color=black}} اگر کسی اسیر نماید باسیری رود و اگ...» ایجاد کرد 289867 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>شد ✡︎ {{verse|۱۳|۸|color=black}} و جمیع ساکنان جهان جز آنانی که نامهای ایشان در دفتر حیات برّهای که از بنای عالم ذبح شده بود مکتوب است او را خواهند پرستید ✡︎ {{verse|۱۳|۹|color=black}} اگر کسی گوش دارد بشنود ✡︎ {{verse|۱۳|۱۰|color=black}} اگر کسی اسیر نماید باسیری رود و اگر کسی بشمشیر قتل کند میباید او بشمشیر کشته گردد در اینجاست صبر و ایمان مقدّسین ✡︎ {{verse|۱۳|۱۱|color=black}} و دیدم وحش دیگری را که از زمین بالا میآید و دو شاخ مثل شاخهای برّه داشت و مانند اژدها تکلّم مینمود ✡︎ {{verse|۱۳|۱۲|color=black}} و با تمام قدرتِ وحشِ نخست در حضور وی عمل میکند و زمین و سکنه آن را بر این وا میدارد که وحش نخست را که از زخم مهلک شفا یافت بپرستند ✡︎ {{verse|۱۳|۱۳|color=black}} و معجزاتِ عظیمه بعمل میآورد تا آتش را نیز از آسمان در حضور مردم بزمین فرود آوَرَد ✡︎ {{verse|۱۳|۱۴|color=black}} و ساکنان زمین را گمراه میکند بآن معجزاتی که بوی داده شد که آنها را در حضور وحش بنماید و بساکنان زمین میگوید که صورتی را از آن وحش که بعد از خوردنِ زخمِ شمشیر زیست نمود بسازند ✡︎ {{verse|۱۳|۱۵|color=black}} و بوی داده شد که آن صورتِ وحش را روح بخشد تا که صورت وحش سخنگوید و چنان کند که هر که صورت وحش را پرستش نکند کشته گردد ✡︎ {{verse|۱۳|۱۶|color=black}} و همهٔ را از کبیر و صغیر و دولتمند و فقیر و غلام و آزاد بر این وا میدارد که بر دست راست یا بر پیشانیِ خود نشانی گذارند ✡︎ {{verse|۱۳|۱۷|color=black}} و اینکه هیچکس خرید و فروش نتواند کرد جز کسی که نشان یعنی اسم یا عددِ اسم وحش را داشته باشد ✡︎ {{verse|۱۳|۱۸|color=black}} در اینجا حکمت است پس هر که فهم دارد عدد وحش را بشمارد زیرا که عدد انسان است و عددش ششصد و شصت و شش است ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب چهاردهم}}}} {{فصل|۱۴}} {{verse|۱۴|۱|color=black}} و دیدم که اینک برّه بر کوه صهیون ایستاده است و با وی صد و چهل و چهار هزار نفر که اسم او و اسم پدر او را بر پیشانی خود مرقوم میدارند ✡︎ {{verse|۱۴|۲|color=black}} و آوازی از آسمان شنیدم مثل آواز آبهای بسیار و مانند آواز رعدِ عظیم و آن آوازی که شنیدم مانند آواز بربطنوازان بود که بربطهای خود را بنوازند ✡︎ {{verse|۱۴|۳|color=black}} و در حضور تخت و چهار حیوان و پیران سرودی جدید میسرایند و هیچکس نتوانست آن سرود را بیاموزد جز آن صد و چهل و چهار هزار که از جهان خریده شده بودند ✡︎ {{verse|۱۴|۴|color=black}} اینانند آنانی که با زنان آلوده نشدند زیرا که باکره هستند و آنانند که برّه را هر کجا<noinclude></noinclude> au0booswtq3b2ntghfgs8htwh0sg7oc برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸۱۱ 104 89452 289868 2026-06-24T22:07:53Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «میرود متابعت میکنند و از میان مردم خریده شدهاند تا نوبر برای خدا و برّه باشند ✡︎ {{verse|۱۴|۵|color=black}} و در دهانِ ایشان دروغی یافت نشد زیرا که بیعیب هستند سه فرشته ✡︎ {{verse|۱۴|۶|color=black}} و فرشتهای دیگر را دیدم که در وسط آسمان پرواز میکند و انجیل جاودا...» ایجاد کرد 289868 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>میرود متابعت میکنند و از میان مردم خریده شدهاند تا نوبر برای خدا و برّه باشند ✡︎ {{verse|۱۴|۵|color=black}} و در دهانِ ایشان دروغی یافت نشد زیرا که بیعیب هستند سه فرشته ✡︎ {{verse|۱۴|۶|color=black}} و فرشتهای دیگر را دیدم که در وسط آسمان پرواز میکند و انجیل جاودانی را دارد تا ساکنان زمین را از هر امّت و قبیله و زبان و قوم بشارت دهد ✡︎ {{verse|۱۴|۷|color=black}} و بآواز بلند میگوید از خدا بترسید و او را تمجید نمایید زیرا که زمان داوریِ او رسیده است پس او را که آسمان و زمین و دریا و چشمههای آب را آفرید پرستش کنید ✡︎ {{verse|۱۴|۸|color=black}} و فرشتهای دیگر از عقب او آمده گفت منهدم شد بابل عظیم که از خَمر غضبِ زنای خود جمیع امّتها را نوشانید ✡︎ {{verse|۱۴|۹|color=black}} و فرشته سوم از عقب این دو آمده بآواز بلند میگوید اگر کسی وحش و صورت او را پرستش کند و نشان او را بر پیشانی یا دست خود پذیرد ✡︎ {{verse|۱۴|۱۰|color=black}} او نیز از خمرِ غضبِ خدا که در پیاله خشم وی بیغش آمیخته شده است خواهد نوشید و در نزد فرشتگانِ مقدّس و در حضور برّه بآتش و کبریت معذّب خواهد شد ✡︎ {{verse|۱۴|۱۱|color=black}} و دود عذابِ ایشان تا ابدالآباد بالا میرود پس آنانی که وحش و صورت او را پرستش میکنند و هر که نشان اسم او را پذیرد شبانهروز آرامی ندارند ✡︎ {{verse|۱۴|۱۲|color=black}} در اینجاست صبرِ مقدّسین که احکام خدا و ایمان عیسی را حفظ مینمایند ✡︎ {{verse|۱۴|۱۳|color=black}} و آوازی را از آسمان شنیدم که میگوید بنویس که از کنون خوشحالند مردگانی که در خداوند میمیرند و روح میگوید بلی تا از زحمات خود آرامی یابند و اعمال ایشان از عقب ایشان میرسد ✡︎ {{verse|۱۴|۱۴|color=black}} و دیدم که اینک ابری سفید پدید آمد و بر ابر کسی مثل پسر انسان نشسته که تاجی از طلا دارد و در دستش داسی تیز است ✡︎ {{verse|۱۴|۱۵|color=black}} و فرشتهای دیگر از قدس بیرون آمده بآواز بلند آن ابرنشین را ندا میکند که داس خود را پیش بیاور و درو کن زیرا هنگام حصاد رسیده و حاصل زمین خشک شده است ✡︎ {{verse|۱۴|۱۶|color=black}} و ابرنشین داس خود را بر زمین آورد و زمین درویده شد ✡︎ {{verse|۱۴|۱۷|color=black}} و فرشتهای دیگر از قدسی که در آسمان است بیرون آمد و او نیز داسی تیز داشت ✡︎ {{verse|۱۴|۱۸|color=black}} و فرشتهای دیگر که بر آتش مسلّط است از مذبح بیرون شده بآواز بلند ندا در داده صاحب داسِ تیز را گفت داس تیز خود را پیش آور و خوشههای مَوِ زمین را بچین زیرا انگورهایش رسیده است ✡︎ {{verse|۱۴|۱۹|color=black}} پس آن فرشته داسِ خود را بر زمین آورد و مَوْهای زمین را چیده آن را در چَرْخُشتِ عظیمِ غضبِ<noinclude></noinclude> klb9jd3cztkopndwgdjrezjdscd5odv برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸۱۲ 104 89453 289869 2026-06-24T22:08:28Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «خدا ریخت ✡︎ {{verse|۱۴|۲۰|color=black}} و چَرخُشت را بیرون شهر بپا بیفشردند و خون از چرخشت تا بدهن اسبان بمسافت هزار و ششصد تیر پرتاب جاری شد ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب پانزدهم}}}} {{فصل|۱۵}} {{verse|۱۵|۱|color=black}} و علامتِ دیگرِ عظیم و عجیبی در آسمان دیدم یعنی هفت فرشته...» ایجاد کرد 289869 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خدا ریخت ✡︎ {{verse|۱۴|۲۰|color=black}} و چَرخُشت را بیرون شهر بپا بیفشردند و خون از چرخشت تا بدهن اسبان بمسافت هزار و ششصد تیر پرتاب جاری شد ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب پانزدهم}}}} {{فصل|۱۵}} {{verse|۱۵|۱|color=black}} و علامتِ دیگرِ عظیم و عجیبی در آسمان دیدم یعنی هفت فرشتهای که هفت بلائی دارند که آخرین هستند زیرا که بآنها غضبِ الهی بانجام رسیده است ✡︎ {{verse|۱۵|۲|color=black}} و دیدم مثال دریائی از شیشه مخلوط بآتش و کسانی را که بر وحش و صورت او و عددِ اسمِ او غلبهمییابند بر دریای شیشه ایستاده و بربطهای خدا را بدست گرفته ✡︎ {{verse|۱۵|۳|color=black}} سرود موسی بندهٔ خدا و سرود برّه را میخوانند و میگویند عظیم و عجیب است اعمال تو ای خداوند خدای قادر مطلق عدل و حقّ است راههای تو ای پادشاه امّتها ✡︎ {{verse|۱۵|۴|color=black}} کیست که از تو نترسد خداوندا و کیست که نام تو را تمجید ننماید زیرا که تو تنها قدّوس هستی و جمیع امّتها آمده در حضور تو پرستش خواهند کرد زیرا که احکام تو ظاهر گردیده است ✡︎ {{verse|۱۵|۵|color=black}} و بعد از این دیدم که قدسِ خیمهٔ شهادت در آسمان گشوده شد ✡︎ {{verse|۱۵|۶|color=black}} و هفت فرشتهای که هفت بلا داشتند کتانی پاک و روشن دربر کرده و کمر ایشان بکمربند زرّین بستهبیرون آمدند ✡︎ {{verse|۱۵|۷|color=black}} و یکی از آن چهار حیوان بآن هفت فرشته هفت پیاله زرّین داد پر از غضب خدا که تا ابدالآباد زنده است ✡︎ {{verse|۱۵|۸|color=black}} و قدس از جلال خدا و قوّت او پُر دود گردید و تا هفت بلای آن هفت فرشته بانجام نرسید هیچکس نتوانست بقدس درآید ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب شانزدهم}}}} {{فصل|۱۶}} {{verse|۱۶|۱|color=black}} و آوازی بلند شنیدم که از میان قدس بآن هفت فرشته میگوید که بروید هفت پیاله غضبِ خدا را بر زمین بریزید ✡︎ {{verse|۱۶|۲|color=black}} و اولی رفته پیاله خود را بر زمین ریخت و دمّل زشت و بد بر مردمانی که نشان وحش دارند و صورت او را میپرستند بیرون آمد ✡︎ {{verse|۱۶|۳|color=black}} و دومین پیاله خود را بدریا ریخت که آن بخون مثل خون مرده مبدّل گشت و هر نَفْسِ زندهاز چیزهائی که در دریا بود بمرد ✡︎ {{verse|۱۶|۴|color=black}} و سومین پیاله خود را در نهرها و چشمههای آب ریخت و خون شد ✡︎ {{verse|۱۶|۵|color=black}} و فرشته آبها را شنیدم که میگوید عادلی تو که هستی و بودی ای قدّوس زیرا که چنین حکم کردی ✡︎ {{verse|۱۶|۶|color=black}} چونکه خون<noinclude></noinclude> lu2ewvkyp4a359yu5q8f5ni2srkccx9 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸۱۳ 104 89454 289870 2026-06-24T22:08:40Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «مقدّسین و انبیا را ریختند و بدیشان خون دادی که بنوشند زیرا که مستحقّند ✡︎ {{verse|۱۶|۷|color=black}} و شنیدم که مذبح میگوید ای خداوند خدای قادر مطلق داوریهای تو حقّ و عدل است ✡︎ {{verse|۱۶|۸|color=black}} و چهارمین پیاله خود را بر آفتاب ریخت و بآن داده شد که مردم...» ایجاد کرد 289870 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>مقدّسین و انبیا را ریختند و بدیشان خون دادی که بنوشند زیرا که مستحقّند ✡︎ {{verse|۱۶|۷|color=black}} و شنیدم که مذبح میگوید ای خداوند خدای قادر مطلق داوریهای تو حقّ و عدل است ✡︎ {{verse|۱۶|۸|color=black}} و چهارمین پیاله خود را بر آفتاب ریخت و بآن داده شد که مردم را بآتش بسوزاند ✡︎ {{verse|۱۶|۹|color=black}} و مردم بحرارت شدید سوخته شدند و باسم آن خدا که بر این بلایا قدرت دارد کفر گفتند و توبه نکردند تا او را تمجید نمایند ✡︎ {{verse|۱۶|۱۰|color=black}} و پنجمین پیاله خود را بر تخت وحش ریخت و مملکت او تاریک گشت و زبانهای خود را از درد میگزیدند ✡︎ {{verse|۱۶|۱۱|color=black}} و بخدای آسمان بهسبب دردها و دمّلهای خود کفر میگفتند و از اعمال خود توبه نکردند ✡︎ {{verse|۱۶|۱۲|color=black}} و ششمین پیاله خود را بر نهرِ عظیمِ فرات ریخت و آبش خشکید تا راه پادشاهانی که از مشرقِ آفتاب میآیند مهیّا شود ✡︎ {{verse|۱۶|۱۳|color=black}} و دیدم که از دهان اژدها و از دهان وحش و از دهان نبی کاذب سه روحِ خبیث چون وَزَغها بیرون میآیند ✡︎ {{verse|۱۶|۱۴|color=black}} زیرا که آنها ارواح دیوها هستند که معجزات ظاهر میسازند و بر پادشاهان تمام رُبع مسکون خروج میکنند تا ایشان را برای جنگِ آن روز عظیمِ خدای قادر مطلق فراهم آورند ✡︎ {{verse|۱۶|۱۵|color=black}} اینک چون دزد میآیم خوشابحال کسی که بیدار شده رختِ خود را نگاه دارد مبادا عریان راه رود و رسوائی او را ببینند ✡︎ {{verse|۱۶|۱۶|color=black}} و ایشان را بموضعی که آن را در عبرانی حارمَجِدّون میخوانند فراهم آوردند ✡︎ {{verse|۱۶|۱۷|color=black}} و هفتمین پیالهٔ خود را بر هوا ریخت و آوازی بلند از میان قدسِ آسمان از تخت بدر آمده گفت که تمام شد ✡︎ {{verse|۱۶|۱۸|color=black}} و برقها و صداها و رعدها حادث گردید و زلزلهای عظیم شد آن چنانکه از حین آفرینش انسان بر زمین زلزلهای باین شدّت و عظمت نشده بود ✡︎ {{verse|۱۶|۱۹|color=black}} و شهرِ بزرگ بسه قِسم منقسم گشت و بُلدان امّتها خراب شد و بابل بزرگ در حضور خدا بیاد آمد تا پیاله خَمر غضبآلودِ خشمِ خود را بدو دهد ✡︎ {{verse|۱۶|۲۰|color=black}} و هر جزیره گریخت و کوهها نایاب گشت ✡︎ {{verse|۱۶|۲۱|color=black}} و تگرگِ بزرگ که گویا بوزن یک من بود از آسمان بر مردم بارید و مردم بهسبب صدمه تگرگ خدا را کفر گفتند زیرا که صدمهاش بینهایت سخت بود ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب هفدهم}}}} {{فصل|۱۷}} {{verse|۱۷|۱|color=black}} و یکی از آن هفت فرشتهای که هفت پیاله را داشتند آمد و بمن خطاب کرده گفت بیا تا قضای آن فاحشه بزرگ را که بر آبهای بسیار نشسته است بتو نشان دهم ✡︎<noinclude></noinclude> juwn5xj9xwd5fkjvo74har0uyxzqir6 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸۱۴ 104 89455 289871 2026-06-24T22:08:55Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{verse|۱۷|۲|color=black}} که پادشاهان جهان با او زنا کردند و ساکنان زمین از خَمر زنای او مست شدند ✡︎ {{verse|۱۷|۳|color=black}} پس مرا در روح ببیابان برد و زنی را دیدم بر وحش قرمزی سوار شده که از نامهای کفر پر بود و هفت سر و ده شاخداشت ✡︎ {{verse|۱۷|۴|color=black}} و آن زن با...» ایجاد کرد 289871 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۱۷|۲|color=black}} که پادشاهان جهان با او زنا کردند و ساکنان زمین از خَمر زنای او مست شدند ✡︎ {{verse|۱۷|۳|color=black}} پس مرا در روح ببیابان برد و زنی را دیدم بر وحش قرمزی سوار شده که از نامهای کفر پر بود و هفت سر و ده شاخداشت ✡︎ {{verse|۱۷|۴|color=black}} و آن زن بارغوانی و قرمز ملبّس بود و بطلا و جواهر و مروارید مزیّن و پیالهای زرّین بدست خود پر از خبائث و نجاسات زنای خود داشت ✡︎ {{verse|۱۷|۵|color=black}} و بر پیشانیاش این اسم مرقوم بود سِرّ و بابل عظیم و مادر فواحش و خبائث دنیا ✡︎ {{verse|۱۷|۶|color=black}} و آن زن را دیدم مست از خون مقدّسین و از خون شهدای عیسی و از دیدن او بینهایت تعجّب نمودم ✡︎ {{verse|۱۷|۷|color=black}} و فرشته مرا گفت چرا متعجّب شدی من سِرّ زن و آن وحش را که هفت سر و ده شاخ دارد که حامل اوست بتو بیان مینمایم ✡︎ {{verse|۱۷|۸|color=black}} آن وحش که دیدی بود و نیست و از هاویه خواهد برآمد و بهلاکت خواهد رفت و ساکنان زمین جز آنانی که نامهای ایشان از بنای عالم در دفتر حیات مرقوم است در حیرت خواهند افتاد از دیدن آن وحش که بود و نیست و ظاهر خواهد شد ✡︎ {{verse|۱۷|۹|color=black}} اینجاست ذهنی که حکمت دارد این هفت سر هفت کوه میباشد که زن بر آنها نشسته است ✡︎ {{verse|۱۷|۱۰|color=black}} و هفت پادشاه هستند که پنج افتادهاند و یکی هست و دیگری هنوز نیامده است و چون آید میباید اندکی بماند ✡︎ {{verse|۱۷|۱۱|color=black}} و آن وحش که بود و نیست هشتمین است و از آن هفت است و بهلاکت میرود ✡︎ {{verse|۱۷|۱۲|color=black}} و آن ده شاخ که دیدی ده پادشاه هستند که هنوز سلطنت نیافتهاند بلکه یک ساعت با وحش چون پادشاهان قدرت مییابند ✡︎ {{verse|۱۷|۱۳|color=black}} اینها یک رأی دارند و قوّت و قدرت خود را بوحش میدهند ✡︎ {{verse|۱۷|۱۴|color=black}} ایشان با برّه جنگ خواهند نمود و برّه بر ایشان غالب خواهد آمد زیرا که او ربّالارباب و پادشاه پادشاهان است و آنانی نیزکه با وی هستند که خواندهشده و برگزیده و امینند ✡︎ {{verse|۱۷|۱۵|color=black}} و مرا میگوید آبهائی که دیدی آنجائی که فاحشه نشسته است قومها و جماعتها و امّتها و زبانها میباشد ✡︎ {{verse|۱۷|۱۶|color=black}} و امّا ده شاخ که دیدی و وحش اینها فاحشه را دشمن خواهند داشت و او را بینوا و عریان خواهند نمود و گوشتش را خواهند خورد و او را بآتش خواهند سوزانید ✡︎ {{verse|۱۷|۱۷|color=black}} زیرا خدا در دل ایشان نهاده است که ارادهٔ او را بجا آرند و یک رأی شده سلطنت خود را بوحش بدهند تا کلام خدا تمام شود ✡︎ {{verse|۱۷|۱۸|color=black}} و زنی که دیدی آن شهر عظیم است که بر پادشاهان جهان سلطنت میکند ✡︎<noinclude></noinclude> 23mlpi2s7osxx9uqvydcwo6j8aktol6 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸۱۹ 104 89456 289876 2026-06-24T22:10:29Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «شد این است موتِ ثانی یعنی دریاچه آتش ✡︎ {{verse|۲۰|۱۵|color=black}} و هر که در دفتر حیات مکتوب یافت نشد بدریاچه آتش افکنده گردید ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب بیست و یکم}}}} {{فصل|۲۱}} {{verse|۲۱|۱|color=black}} و دیدم آسمانی جدید و زمینی جدیدچونکه آسمان اوّل و زمین اوّل درگذشت...» ایجاد کرد 289876 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>شد این است موتِ ثانی یعنی دریاچه آتش ✡︎ {{verse|۲۰|۱۵|color=black}} و هر که در دفتر حیات مکتوب یافت نشد بدریاچه آتش افکنده گردید ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب بیست و یکم}}}} {{فصل|۲۱}} {{verse|۲۱|۱|color=black}} و دیدم آسمانی جدید و زمینی جدیدچونکه آسمان اوّل و زمین اوّل درگذشت و دریا دیگر نمیباشد ✡︎ {{verse|۲۱|۲|color=black}} و شهر مقدّس اورشلیم جدید را دیدم که از جانب خدا از آسمان نازل میشود حاضر شده چون عروسی که برای شوهر خود آراسته است ✡︎ {{verse|۲۱|۳|color=black}} و آوازی بلند از آسمان شنیدم که میگفت اینک خیمهٔ خدا با آدمیان است و با ایشان ساکن خواهد بود و ایشان قومهای او خواهند بود و خودِ خدا با ایشان خدای ایشان خواهد بود ✡︎ {{verse|۲۱|۴|color=black}} و خدا هر اشکی را از چشمان ایشان پاک خواهد کرد و بعد از آن موت نخواهد بود و ماتم و ناله و درد دیگر رو نخواهد نمود زیرا که چیزهای اوّل درگذشت ✡︎ {{verse|۲۱|۵|color=black}} و آن تختنشین گفت الحال همهچیز را نو میسازم و گفت بنویس زیرا که این کلام امین و راست است ✡︎ {{verse|۲۱|۶|color=black}} باز مرا گفت تمام شد من الف و یا و ابتدا و انتها هستم من بهر که تشنه باشد از چشمه آب حیات مفت خواهم داد ✡︎ {{verse|۲۱|۷|color=black}} و هر که غالب آید وارث همهچیز خواهد شد و او را خدا خواهم بود و او مرا پسر خواهد بود ✡︎ {{verse|۲۱|۸|color=black}} لکن ترسندگان وبیایمانان و خبیثان و قاتلان و زانیان و جادوگران و بتپرستان و جمیع دروغگویان نصیب ایشان در دریاچه افروختهشده بآتش و کبریت خواهد بود این است موت ثانی ✡︎ {{verse|۲۱|۹|color=black}} و یکی از آن هفت فرشته که هفت پیاله پُر از هفت بلای آخرین را دارند آمد و مرا مخاطب ساخته گفت بیا تا عروس منکوحه برّه را بتو نشان دهم ✡︎ {{verse|۲۱|۱۰|color=black}} آنگاه مرا در روح بکوهی بزرگِ بلند برد و شهر مقدّس اورشلیم را بمن نمود که از آسمان از جانب خدا نازل میشود ✡︎ {{verse|۲۱|۱۱|color=black}} و جلال خدا را دارد و نورش مانند جواهر گرانبها چون یشم بلورین ✡︎ {{verse|۲۱|۱۲|color=black}} و دیواری بزرگ و بلند دارد و دوازده دروازه دارد و بر سر دروازهها دوازده فرشته و اسمها بر ایشان مرقوم است که نامهای دوازده سبط بنی اسرائیل باشد ✡︎ {{verse|۲۱|۱۳|color=black}} از مشرق سه دروازه و از شمال سه دروازه و از جنوب سه دروازه و از مغرب سه دروازه ✡︎ {{verse|۲۱|۱۴|color=black}} و دیوار شهر دوازده اساس دارد و بر آنها دوازده اسم دوازده رسول برّه است ✡︎<noinclude></noinclude> ry5p0auvl89cz3o0h109rrjmzb23flm برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸۲۰ 104 89457 289877 2026-06-24T22:10:47Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «{{verse|۲۱|۱۵|color=black}} و آن کس که با من تکلّم میکرد نی طلا داشت تا شهر و دروازههایش و دیوارش را بپیماید ✡︎ {{verse|۲۱|۱۶|color=black}} و شهر مربّع است که طول و عرضش مساوی است و شهر را بآن نی پیموده دوازده هزار تیر پرتاب یافت و طول و عرض وبلندیاش برابر است ✡︎ {{ve...» ایجاد کرد 289877 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۲۱|۱۵|color=black}} و آن کس که با من تکلّم میکرد نی طلا داشت تا شهر و دروازههایش و دیوارش را بپیماید ✡︎ {{verse|۲۱|۱۶|color=black}} و شهر مربّع است که طول و عرضش مساوی است و شهر را بآن نی پیموده دوازده هزار تیر پرتاب یافت و طول و عرض وبلندیاش برابر است ✡︎ {{verse|۲۱|۱۷|color=black}} و دیوارش را صد و چهل و چهار ذراع پیمود موافق ذراع انسان یعنی فرشته ✡︎ {{verse|۲۱|۱۸|color=black}} و بنای دیوار آن از یشم بود و شهر از زر خالص چون شیشه مصفّیٰ بود ✡︎ {{verse|۲۱|۱۹|color=black}} و بنیادِ دیوارِ شهر بهر نوع جواهر گرانبها مزیّن بود که بنیاد اوّل یشمو دوم یاقوت کبود و سوم عقیق سفید و چهارم زمرّد ✡︎ {{verse|۲۱|۲۰|color=black}} و پنجم جزع عقیقی و ششم عقیق و هفتم زَبَرجَد و هشتم زمرّد سِلقی و نهم طوپاز و دهم عقیق اَخضَر و یازدهم آسمانجونی و دوازدهم یاقوت بود ✡︎ {{verse|۲۱|۲۱|color=black}} و دوازده دروازه دوازده مروارید بود هر دروازه از یک مروارید و شارعِ عامِّ شهر از زر خالص چون شیشه شفّاف ✡︎ {{verse|۲۱|۲۲|color=black}} و در آن هیچ قدس ندیدم زیرا خداوند خدای قادر مطلق و برّه قدس آن است ✡︎ {{verse|۲۱|۲۳|color=black}} و شهر احتیاج ندارد که آفتاب یا ماه آن را روشنائی دهد زیرا که جلال خدا آن را منوّر میسازد و چراغش برّه است ✡︎ {{verse|۲۱|۲۴|color=black}} و امّتها در نورش سالک خواهند بود و پادشاهان جهان جلال و اکرام خود را بآن خواهند درآورد ✡︎ {{verse|۲۱|۲۵|color=black}} و دروازههایش در روز بسته نخواهد بود زیرا که شب در آنجا نخواهد بود ✡︎ {{verse|۲۱|۲۶|color=black}} و جلال و عزّت امّتها را بآن داخل خواهند ساخت ✡︎ {{verse|۲۱|۲۷|color=black}} و چیزی ناپاک یا کسی که مرتکب عمل زشت یا دروغ شود هرگز داخل آن نخواهد شد مگر آنانی که در دفتر حیات برّه مکتوبند > ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب بیست و دوم}}}} {{فصل|۲۲}} {{verse|۲۲|۱|color=black}} و نهری از آب حیات بمن نشان داد که درخشنده بود مانند بلّور و از تخت خدا و برّه جاری میشود ✡︎ {{verse|۲۲|۲|color=black}} و در وسط شارعِ عامِّ آن و بر هر دو کناره نهر درخت حیات را که دوازده میوه میآوَرَد یعنی هر ماه میوهٔ خود را میدهد و برگهای آن درخت برای شفای امّتها میباشد ✡︎ {{verse|۲۲|۳|color=black}} و دیگر هیچ لعنت نخواهد بود و تختخدا و برّه در آن خواهد بود و بندگانش او را عبادت خواهند نمود ✡︎ {{verse|۲۲|۴|color=black}} و چهره او را خواهند دید و اسم وی بر پیشانیِ ایشان خواهد بود ✡︎ {{verse|۲۲|۵|color=black}} و دیگر شب نخواهد بود و احتیاج بچراغ و نور آفتاب ندارند زیرا خداوند خدا بر ایشان روشنائی میبخشد و تا ابدالآباد سلطنت خواهند کرد ✡︎ {{verse|۲۲|۶|color=black}} و مرا گفت این کلامْ امین و راست است و خداوند خدای ارواحِ انبیا<noinclude></noinclude> phfxhh4ccfr0o27xaojy94cgcc8lvh3 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸۲۱ 104 89458 289878 2026-06-24T22:11:07Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ صفحه‌ای تازه حاوی «فرشته خود را فرستاد تا ببندگان خود آنچه را که زود میباید واقع شود نشان دهد ✡︎ {{verse|۲۲|۷|color=black}} و اینک بزودی میآیم خوشابحال کسی که کلام نبوّت این کتاب را نگاه دارد ✡︎ {{verse|۲۲|۸|color=black}} و من یوحنّا این امور را شنیدم و دیدم و چون شنیدم و دیدم افتاد...» ایجاد کرد 289878 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>فرشته خود را فرستاد تا ببندگان خود آنچه را که زود میباید واقع شود نشان دهد ✡︎ {{verse|۲۲|۷|color=black}} و اینک بزودی میآیم خوشابحال کسی که کلام نبوّت این کتاب را نگاه دارد ✡︎ {{verse|۲۲|۸|color=black}} و من یوحنّا این امور را شنیدم و دیدم و چون شنیدم و دیدم افتادم تا پیش پایهای آن فرشتهای که این امور را بمن نشان داد سجده کنم ✡︎ {{verse|۲۲|۹|color=black}} او مرا گفت زنهار نکنی زیرا که همخدمت با تو هستم و با انبیا یعنی برادرانت و با آنانی که کلام این کتاب را نگاه دارند خدا را سجده کن ✡︎ {{verse|۲۲|۱۰|color=black}} و مرا گفت کلام نبوّت این کتاب را مُهر مکن زیرا که وقت نزدیک است ✡︎ {{verse|۲۲|۱۱|color=black}} هر که ظالم است باز ظلم کند و هر که خبیث است باز خبیث بماند و هر که عادل است باز عدالت کند و هر که مقدّس است باز مقدّس بشود ✡︎ {{verse|۲۲|۱۲|color=black}} و اینک بزودی میآیم و اجرت من با من است تا هر کسی را بحسب اعمالش جزا دهم ✡︎ {{verse|۲۲|۱۳|color=black}} من الف و یاء و ابتدا و انتها و اوّل و آخر هستم ✡︎ {{verse|۲۲|۱۴|color=black}} خوشابحال آنانی که رختهای خود را میشویند تا بر درخت حیات اقتدار یابند و بهدروازههای شهر درآیند ✡︎ {{verse|۲۲|۱۵|color=black}} زیرا که سگان و جادوگران و زانیان و قاتلان و بتپرستان و هر که دروغ را دوست دارد و بعمل آورد بیرون میباشند ✡︎ {{verse|۲۲|۱۶|color=black}} من عیسی فرشته خود را فرستادم تا شما را در کلیساها بدین امور شهادت دهم من ریشه و نسل داود و ستاره درخشنده صبح هستم ✡︎ {{verse|۲۲|۱۷|color=black}} و روح و عروس میگویند بیا و هر که میشنود بگوید بیا و هر که تشنه باشد بیاید و هر که خواهش دارد از آب حیات بیقیمت بگیرد ✡︎ {{verse|۲۲|۱۸|color=black}} زیرا هر کس را که کلام نبوّت این کتاب را بشنود شهادت میدهم که اگر کسی بر آنها بیفزاید خدا بلایای مکتوب در این کتاب را بر وی خواهد افزود ✡︎ {{verse|۲۲|۱۹|color=black}} و هر گاه کسی از کلام این نبوّت چیزی کم کند خدا نصیب او را از درخت حیات و از شهر مقدّس و از چیزهائی که در این کتاب نوشته است منقطع خواهد کرد ✡︎ {{verse|۲۲|۲۰|color=black}} او که بر این امور شاهد است میگوید بلی بزودی میآیم آمین بیا ای خداوند عیسی ✡︎ {{verse|۲۲|۲۱|color=black}} فیض خداوند ما عیسی مسیح با همهٔ شما باد آمین ✡︎ {{dhr|4em}} {{double rule|8em}} {{ته}}<noinclude></noinclude> 715rpz8psmttqlu60k0gwmvtgxjn5s8 کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/مکاشفه یوحنای رسول 0 89459 289879 2026-06-24T22:11:38Z Hanooz 17889 صفحه‌ای تازه حاوی «{{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = مکاشفه یوحنای رسول | previous = [[../رساله یهودا/]] | next = | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1796 to=1821></pages>» ایجاد کرد 289879 wikitext text/x-wiki {{header | title = [[../../]] | author = | translator = | section = مکاشفه یوحنای رسول | previous = [[../رساله یهودا/]] | next = | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=1796 to=1821></pages> 46xvzyodgdguaa98qy9n0b07d7a57ex مکاشفه یوحنای رسول 0 89460 289880 2026-06-24T22:12:10Z Hanooz 17889 تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/مکاشفه یوحنای رسول]] 289880 wikitext text/x-wiki #تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/مکاشفه یوحنای رسول]] 5e0e2f1fmd1wbzodfvcg3foh0ogfs4k برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸۲۲ 104 89461 289881 2026-06-24T22:16:19Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌شده */ 289881 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Hanooz" /></noinclude>{{dhr|4em}} {{وسط|PRINTED IN GREAT BRITAIN BY UNWIN BROTHERS, LIMITED PRINTERS, LONDON AND WOKING }}<noinclude></noinclude> 7op3oispgl37uqkg7wdw9s3oiaaf5cv کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید 0 89462 289885 2026-06-24T22:37:09Z Hanooz 17889 صفحه‌ای تازه حاوی «{{header | title = [[../]] | author = | translator = | section = عهد جدید | previous = [[../عهد عتیق/]] | next = | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" include=1399></pages>» ایجاد کرد 289885 wikitext text/x-wiki {{header | title = [[../]] | author = | translator = | section = عهد جدید | previous = [[../عهد عتیق/]] | next = | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" include=1399></pages> jk7xd1mqjbpcuguclaa5u4lcrl4xycy عهد جدید 0 89463 289886 2026-06-24T22:37:35Z Hanooz 17889 تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید]] 289886 wikitext text/x-wiki #تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید]] do4fbkwu2nqkxzm10d9l9x352x0nmgk کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه) 0 89464 289887 2026-06-24T22:42:59Z Hanooz 17889 صفحه‌ای تازه حاوی «{{header | title = کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه) | author = | translator = | section = | previous = | next = | year = | notes = {{engine|کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)}} }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" include=5></pages> {{page break|label=}} <pages index="Theholybibleinpe00brit.p...» ایجاد کرد 289887 wikitext text/x-wiki {{header | title = کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه) | author = | translator = | section = | previous = | next = | year = | notes = {{engine|کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)}} }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" include=5></pages> {{page break|label=}} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" include=6></pages> {{page break|label=}} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" include=7></pages> {{page break|label=}} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" include=1397></pages> {{page break|label=}} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" include=1398></pages> {{page break|label=}} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" include=1399></pages> {{page break|label=}} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" include=1822></pages> {{page break|label=}} {{مالکیت عمومی}} {{authority control}} [[رده:کتاب مقدس]] p8uch9411anum3ncc7iamqw19trzw8n 289890 289887 2026-06-24T22:50:33Z Hanooz 17889 289890 wikitext text/x-wiki {{header | title = کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه) | author = | translator = | section = | previous = | next = | year = | notes = {{engine}} }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" include=5></pages> {{page break|label=}} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" include=6></pages> {{page break|label=}} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" include=7></pages> {{page break|label=}} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" include=1397></pages> {{page break|label=}} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" include=1398></pages> {{page break|label=}} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" include=1399></pages> {{page break|label=}} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" include=1822></pages> {{page break|label=}} {{مالکیت عمومی}} {{authority control}} [[رده:کتاب مقدس]] 14m0p8mkxsppy3ys46o7ldb3x5nsrxh 289891 289890 2026-06-24T22:51:50Z Hanooz 17889 289891 wikitext text/x-wiki {{header | title = کتاب مقدس | author = | translator = | section = | previous = | next = | year = ۱۹۲۰ | notes = {{engine}} }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" include=5></pages> {{page break|label=}} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" include=6></pages> {{page break|label=}} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" include=7></pages> {{page break|label=}} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" include=1397></pages> {{page break|label=}} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" include=1398></pages> {{page break|label=}} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" include=1399></pages> {{page break|label=}} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" include=1822></pages> {{page break|label=}} {{مالکیت عمومی}} {{authority control}} [[رده:کتاب مقدس]] g8x34bf09nz5mtc4qgmtvw03m2rzgiw کتاب مقدس 0 89465 289888 2026-06-24T22:43:42Z Hanooz 17889 تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)]] 289888 wikitext text/x-wiki #تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)]] egiqoqfis74d41t6ybkr9n4p58a663q رساله پولس رسول بفلیمون 0 89466 289889 2026-06-24T22:47:33Z Hanooz 17889 تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله پولس رسول بفلیمون]] 289889 wikitext text/x-wiki #تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد جدید/رساله پولس رسول بفلیمون]] dfvmsjrby3xwvac7btwizanm3q6s1ir گفتگوی فهرست:Theholybibleinpe00brit.pdf 107 89467 289903 2026-06-25T09:13:14Z Yoosef Pooranvary 1023 /* نشانه‌های نگارشی */ بخش جدید 289903 wikitext text/x-wiki == نشانه‌های نگارشی == در متن این ترجمه هیچ نشانهٔ نگارشی به کار نرفته است. فقط گاهی اوقات گلوله به کار رفته به این شکل: • لذا از این نشانه در جای مناسب استفاده کنید. [[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ۲۵ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۱۳ (UTC) gb4gotuazibdp7tdvdxobymkz4t4d2q 289904 289903 2026-06-25T09:17:54Z Yoosef Pooranvary 1023 /* نشانه‌های نگارشی */ 289904 wikitext text/x-wiki == نشانه‌های نگارشی == * در متن این ترجمه هیچ نشانهٔ نگارشی به کار نرفته است. فقط گاهی اوقات گلوله به کار رفته به این شکل: • لذا از این نشانه در جای مناسب استفاده کنید. [[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ۲۵ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۱۳ (UTC) * برای جداسازی آیات از همدیگر به جای * از ✡︎ استفاده کنید که در متن اصلی هم آمده 2hb1nil0xocg2ok8l30ri64b8slslsh 289909 289904 2026-06-25T10:03:15Z Yoosef Pooranvary 1023 289909 wikitext text/x-wiki == نشانه‌های نگارشی == * در متن این ترجمه هیچ نشانهٔ نگارشی به کار نرفته است. فقط گاهی اوقات گلوله به کار رفته به این شکل: • لذا از این نشانه در جای مناسب استفاده کنید. * برای جداسازی آیات از همدیگر به جای * از ✡︎ استفاده کنید که در متن اصلی هم آمده * در ابتدای هر باب از الگوی {{الگو|فصل}} استفاده کنید به این شکل <nowiki>{{فصل|شمارهٔ باب}}</nowiki>. این الگو باعث می‌شود یک قلاب ایجاد شود و بتوان بعدا از آن برای پیوند دادن به آن باب استفاده کرد. --[[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ۲۵ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۰۳ (UTC) j1ttizylyt5lg9ffrawujtwzr0s5rvu