ویکینبشته
fawikisource
https://fa.wikisource.org/wiki/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C
MediaWiki 1.47.0-wmf.19
first-letter
مدیا
ویژه
بحث
کاربر
بحث کاربر
ویکینبشته
بحث ویکینبشته
پرونده
بحث پرونده
مدیاویکی
بحث مدیاویکی
الگو
بحث الگو
راهنما
بحث راهنما
رده
بحث رده
درگاه
بحث درگاه
پدیدآورنده
بحث پدیدآورنده
برگه
گفتگوی برگه
فهرست
گفتگوی فهرست
TimedText
TimedText talk
پودمان
بحث پودمان
Event
Event talk
بحث:صفحهٔ اصلی
1
1371
299263
283984
2026-09-10T03:05:57Z
Imankaramali72
39978
/* فهوا رپر ایرانی */ بخش جدید
299263
wikitext
text/x-wiki
== فونت خراب ! ==
با سلام...
فونت سایت افتضاح است و در اکثر سیستم ها دیده نمی شود لطفا از همان tahoma استفاده کنید. خیر ببینید. !
:من هم هم قلم زشتی می بینم و هم «ی»ها در آن جداست.
آیا راهی برای اصلاح این مشکل دارید؟
--[[کاربر:ماني|ماني]] ۱۳:۳۸, ۱ مه ۲۰۰۶ (UTC)
:پیشتر در ویکینسک درباره این موضوع را بررسی کردیم. اگر شما قلم اصلی را نداشته باشید بایستی تاهوما جایگزین شود. حالا من ترتیب را عوض می کنم. [[کاربر:Kaveh|کاوه]] ۱۶:۰۲, ۱ ژوئن ۲۰۰۶ (UTC)
:{{شد}} [[ویژه:مشارکتها/5.223.52.59|5.223.52.59]] ۲ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۵۸ (UTC)
==تغییر نام ویکینوشته==
با سلام، پیشنهاد می کنم که به جای واژه «ویکینبشته» از «ویکینوشته» استفاده شود. زیرا «نبشته» شکل قدیمی کلمه «نوشته» است و امروزه به کار نمی رود و لزومی ندارد که از واژه های قدیمی استفاده کنیم. باسپاس --[[کاربر:نگونبانگونی|نگونبانگونی]] ۲۹ ژانویهٔ ۲۰۰۹، ساعت ۱۲:۲۹ (UTC)
:درود به بحث موجود در دفترخانه نیز نگاهی بیاندازید.[[کاربر:Pedram.salehpoor|Pedram.salehpoor]] ۲۹ ژانویهٔ ۲۰۰۹، ساعت ۱۳:۴۳ (UTC)
سلام علیکم. نبشته در لغت یعنی: نوشته، مرقوم، مکتوب، مزبور، دستخط ... که انصافا هرکدام از اینها بجای واژه «نبشته» انتخاب شود، تلفظ آن بسی سلیس تر و راحت می باشد. حال چرا عبارت نبشته را اختیار کرده اند؟ برای بنده نیز سوال است. باسپاس. [[کاربر:خوش حساب|خوش حساب]] ([[بحث کاربر:خوش حساب|بحث]]) ۵ اکتبر ۲۰۲۱، ساعت ۲۰:۴۹ (UTC)
:{{پب|خوش حساب}} سلام لطفاً [[ویکینبشته:دفترخانه/بایگانی_۲۰۱۰#نبشته_یعنی_چی؟|این بحث]] را ببینید. --<span style="font-family:times; text-shadow: 0 0 .11em #6af; font-size:12pt">[[User:Arash.z|Arash.z]] <small>([[User talk:Arash.z|بحث]])</small></span> پنجشنبه،۱۵ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۵۴ (ایران) ۷ اکتبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۵:۲۴ (UTC)
سلام خدمت شما جناب آرش، بله بحث را رویت و قرائت نموده و نسبتا قانع شدم که آری عبارت «ویکی نبشته» بجهت فارسی محض بودنش مزیت و زیبایی خاص خود را دارد. احسنت به شما [[کاربر:خوش حساب|خوش حساب]] ([[بحث کاربر:خوش حساب|بحث]]) ۹ اکتبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۵:۳۳ (UTC)
== تغییر تاریخ میلادی به خورشیدی ==
لطفاً تاریخ سال ۲۰۰۵ در صفحهٔ اصلی را به سال 138۴ تبدیل کنید. باسپاس --[[کاربر:نگونبانگونی|نگونبانگونی]] ۳۱ ژانویهٔ ۲۰۰۹، ساعت ۰۸:۴۴ (UTC)
== صفحه اصلی ==
با درود به همکاران گرامی ویکینوشته
صفحه اصلی ویکینبشته فارسی در مقایسه با دیگر ویکی سورسها بسیار کم گسترش یافته است. نخستین قدمی که برای بهبود صفحه اصلی برداشتهام افزودن خوشآمد به صفحه می باشد. همچنین صفحه درونمایه ویکی را با استفاده از ویکی سورس به زبان انگلیسی گسترش داده و با زبان فارسی روانتری نوشتهام. از آنجا که همه ویکی سورس ها رنگ آبی را استفاده کردهاند حاشیه بالای صفحه ها را نیز به آبی درآوردهام. امید آن دارم که تغییرات نوین ویکینبشته را بیشتر به جامعه پارسی زبانان بشناساند. هدف این است که صفحه اصلی سکویی برای کارهای با ارزش هر یک از شما باشد و پا به پای دیگر ویکی سورس ها پیش برویم.--[[کاربر:Bellavista1957|Bellavista1957]] ۲۰ ژوئیهٔ ۲۰۱۱، ساعت ۱۹:۴۷ (UTC)
نخستین ویرایش همه صفحه اصلی ذخیره شد. امیدوارم مورد توجه بازدیدکنندگان و همکاران گرامی قراربگیرد--[[کاربر:Bellavista1957|Bellavista1957]] ۲۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۱، ساعت ۲۰:۲۹ (UTC)
== مصاحبه ==
میخواستم بدونم مصاحبه هایی را هم که روزنامه ها یامجلات یا سایت انجام میدهند را میتوان در این جا(ویکی نوشته) قرار داد؟ [[کاربر:حامی|حامی]] ([[بحث کاربر:حامی|بحث]]) ۱۸ ژانویهٔ ۲۰۱۵، ساعت ۰۲:۱۰ (UTC)
:جناب [[کاربر:حامی|حامی]]:
* بررسی کنید که آیا نوشتار شما زیر قانون [[راهنما:مالکیت عمومی|مالکیت عمومی]] قرار دارد یا نه. نوشتار شما باید چهارچوب قانون حق تکثیر کشور ایران باشد.
* نوشتاری که میخواهید بیافزایید باید با سیاستهای [[ویکینبشته:درونمایه ویکینبشته|درونمایه ویکینبشته]] هماهنگ باشد.{{سر خط}}¤ [[User talk:Omid.koli|<span style="font-family:Edwardian Script ITC; font-size: 26px; text-shadow:Silver 0.1em 0.1em 0.08em;class=texhtml"><font color="Olive">'''Omid'''</font></span>]]<sup>‏۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴≈</sup> ۱۶ مهٔ ۲۰۱۵، ساعت ۱۲:۰۹ (UTC)
== | style="vertical-align:top;" | ==
درود،{{سر خط}}کاراکترهای فوق در صفحه نخست ویکیسورس فارسی، چندان چشمنواز نیست. لطفا اصلاح شود. ¤ [[User talk:Omid.koli|<span style="font-family:Edwardian Script ITC; font-size: 26px; text-shadow:Silver 0.1em 0.1em 0.08em;class=texhtml"><font color="Olive">'''Omid'''</font></span>]]<sup>‏۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴≈</sup> ۱۶ مهٔ ۲۰۱۵، ساعت ۱۲:۰۳ (UTC)
:درود. اکنون باید درست شده باشد. [[کاربر:MRG90|MRG90]] ([[بحث کاربر:MRG90|بحث]]) ۱۶ مهٔ ۲۰۱۵، ساعت ۱۵:۰۵ (UTC)
== پیشنهاد ==
باسلام ، بخش صفحه خوش آمدگویی زیاد به دل نمیشینه ولی بقیه بخش ها خوب هستند. پیشنهاد میکنم ، بخش خوش آمدگویی رو بهترش کنید. تا کاربری به سایت می آید ، از سایت خوشش بیاد و کاربر دائمی بشه. [[کاربر:AMIN Programer|Amin]] ۲۲:۲۷ ۹ اکتبر ۲۰۲۱ (UTC)
:{{پب|AMIN Programer}} سلام. اگر منظورتون از بخش خوش آمدگویی الگوی {{الگو|سرصفحه صفحه اصلی}} هست که خودتان میتوانید الگوی مورد نظر را تغییر بدهید. اگر هم پیشنهادی برای تغییر متن یا ظاهر الگو دارید بفرمایید من در حد توانم سعی میکنم انجام بدم. --<span style="font-family:times; text-shadow: 0 0 .11em #6af; font-size:12pt">[[User:Arash.z|Arash.z]] <small>([[User talk:Arash.z|بحث]])</small></span> یکشنبه،۱۸ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۵۰ (ایران) ۱۰ اکتبر ۲۰۲۱، ساعت ۰۸:۲۰ (UTC)
== متن عربی تصویر ابن سینا معکوس است! ==
از همین عکس نمونهای هم در کامانز هست که اسم flipped در عنوانش نیست و متن عربیش درست است: File:Avicenna-miniatur.png. لطف کنید با آن تعویض کنید. [[کاربر:روزبه|روزبه]] ([[بحث کاربر:روزبه|بحث]]) ۲۷ مهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۱:۵۸ (UTC)
:{{پب|روزبه}} با سلام و تشکر از دقت شما. تصویر الگو را طبق پیشنهادتان عوض کردم. <span style="font-family:times; text-shadow: 0 0 .11em #6af; font-size:12pt">[[User:Arash.z|Arash.z]] <small>([[User talk:Arash.z|بحث]])</small></span> جمعه،۶ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۳۱ (ایران) ۲۷ مهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۶:۰۱ (UTC)
::خیلی ممنون! [[کاربر:روزبه|روزبه]] ([[بحث کاربر:روزبه|بحث]]) ۲۸ مهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۰۰:۵۲ (UTC)
== پیوند مرده ==
بر طبق بررسیهای رباتیکی من چندین پیوند غیرقابل دسترس پیدا شد. لطفاً آنها بررسی و در صورت لزوم درستش کنید. تشکر!
* http://wikimediafoundation.org/wiki/Donate/fa ([https://web.archive.org/web/20181212132053/https://foundation.wikimedia.org/wiki/Donate/fa archive])
** In [[صفحهٔ اصلی]] on 2022-06-28 10:03:00, Not Found
** In [[صفحهٔ اصلی]] on 2022-07-14 23:14:58, Not Found
وبگاه اینترنت آرشیو یک نسخهٔ بایگانیشده از این پیوند دارد لطفاً از آن استفاده نمایید:[https://web.archive.org/web/20181212132053/https://foundation.wikimedia.org/wiki/Donate/fa]
--[[کاربر:دانیل|دانیل]] ([[بحث کاربر:دانیل|بحث]]) ۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۲۳:۱۵ (UTC)
== چگونگی اطلاع از مالکیت اثر ==
آیا هر اثری که از مرگ نویسندهٔ آن بیش از ۱۰۰ سال گذشته باشد در مالکیت عمومی است؟ تاریخ ترجمه، تاریخ مرگ مترجم در این میان چه نقشی دارد؟ [[کاربر:Mehdiabbasi|Mehdiabbasi]] ([[بحث کاربر:Mehdiabbasi|بحث]]) ۲۰ فوریهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۴:۱۸ (UTC)
:@[[کاربر:Mehdiabbasi|Mehdiabbasi]] سلام. بستگی به کشوری دارد که اثر اولین بار در آن منتشر شده و همینطور، در مورد آثار ترجمهای، تاریخ مرگ مترجم ملاک است و نه نویسندهٔ اصلی. [[کاربر:Darafsh|Darafsh]] ([[بحث کاربر:Darafsh|بحث]]) ۲۰ فوریهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۶:۴۲ (UTC)
::ممنون درفش جان. مشخصاً کتابهایی که در ایران منتشر شدهاند موضوع بحث من هستند. قانون مشخصی در این مورد صادق است؟ کجا می توانم اطلاع دقیق و موثقی پیدا کنم؟ [[کاربر:Mehdiabbasi|Mehdiabbasi]] ([[بحث کاربر:Mehdiabbasi|بحث]]) ۲۲ فوریهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۴:۵۳ (UTC)
:::@[[کاربر:Mehdiabbasi|Mehdiabbasi]] اینجا را ببینید پس: [[ویکینبشته:موارد مغایر حق تکثیر]]. اگر مشخصات کتاب را هم ذکر کنید، دقیقتر میتوان در مورد شرایط حق تکثیرش نظر داد. با احترام [[کاربر:Darafsh|Darafsh]] ([[بحث کاربر:Darafsh|بحث]]) ۲۲ فوریهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۶:۰۱ (UTC)
::::بسیار ممنون درفش جان. من متوجه حق ناشر در این مورد نشدم! یعنی ناشر نمیتواند در مورد اثری، بعد از گذشت مدتزمان بحثشده از مرگ مؤلف یا مترجم، ادعایی داشته باشد؟ [[کاربر:Mehdiabbasi|Mehdiabbasi]] ([[بحث کاربر:Mehdiabbasi|بحث]]) ۳ مارس ۲۰۲۴، ساعت ۱۶:۲۹ (UTC)
:::{{پب|Mehdiabbasi}} با سلام. در مورد آثاری که برای اولین بار در ایران منتشر شده باشند معیار ما [[قانون اصلاح ماده (۱۲) قانون حمایت از حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان مصوب ۱۳۴۸|مادهٔ ۱۲ قانون حمایت از حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان]] است که مدت استفاده از حقوق مادی پدیدآورنده را ۵۰ سال پس از تاریخ مرگ تعیین کرده و پس از آن اثر در مالکیت عمومی است. در ویکینبشته در مورد آثار ترجمه شده یا تصحیح شده، مترجم یا مصحح را هم پدیدآورندهٔ اثر میدانیم و باید علاوه بر حق مالکیت نویسندهٔ اصلی، حقوق مترجم و مصحح هم رعایت شود. <span style="font-family:times; text-shadow: 0 0 .11em #6af; font-size:12pt">[[User:Arash.z|Arash.z]] <small>([[User talk:Arash.z|بحث]])</small></span> یکشنبه،۱۳ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۰۸ (ایران) ۳ مارس ۲۰۲۴، ساعت ۱۸:۳۸ (UTC)
== فهوا رپر ایرانی ==
فهوا
**فهوا** (به انگلیسی: **Fahwa**) نام هنری یک هنرمند موسیقی رپ و هیپهاپ ایرانی است. او به زبان فارسی فعالیت میکند و آثارش را بهصورت مستقل منتشر کرده است. آثار فهوا از طریق شماری از سرویسهای پخش و توزیع موسیقی دیجیتال از جمله Spotify، Apple Music، YouTube و Bandcamp در دسترس قرار گرفتهاند. [۱][۲][۳]
## زندگی و فعالیت
فهوا با نام «Fahwa» در حوزهٔ رپ و هیپهاپ فعالیت میکند. نام «ایمان فهوا» (Iman Fahwa) نیز در ارتباط با این پروژهٔ هنری و حسابهای موسیقی او استفاده شده است. پایگاه MusicBrainz نیز «Fahwa» را بهعنوان یک هنرمند رپ ایرانی ثبت کرده و «Iman Fahwa» را بهعنوان نام مرتبط با این هنرمند درج کرده است.[۴]
بر اساس اطلاعات ثبتشده در پایگاههای موسیقی، فهوا از هنرمندان مستقل موسیقی رپ فارسی است و آثار خود را خارج از ساختار یک ناشر بزرگ موسیقی منتشر کرده است.[۲][۴]
## موسیقی
آثار فهوا در قالب تکآهنگ و قطعات مستقل منتشر شدهاند. صفحهٔ هنرمند او در Spotify انتشارهایی از جمله «HALAT NEGAT»، «ForsatMahdod»، «Azad_officialTrack»، «HamAknon» و «MoTenaferam» را فهرست میکند.[۱]
در Bandcamp نیز قطعهٔ «FORSATMAHDOD» با نام Fahwa منتشر شده است. این قطعه در ۲۱ دسامبر ۲۰۲۵ منتشر شد و در صفحهٔ آن بهعنوان اثری در حوزهٔ رپ/هیپهاپ و ترپ معرفی شده است.[۲]
از دیگر آثار ثبتشدهٔ فهوا میتوان به «HamAknon»، «Azad»، «HALAT NEGAT» و «MoTenaferam» اشاره کرد.[۱][۴]
## آثار
### تکآهنگها
* «HALAT NEGAT» — ۲۰۲۵
* «ForsatMahdod» — ۲۰۲۵
* «Azad_officialTrack» — ۲۰۲۵
* «HamAknon» — ۲۰۲۵
* «MoTenaferam» — ۲۰۲۶
فهرست بالا بر اساس اطلاعات موجود در صفحهٔ هنرمند Fahwa در Spotify تنظیم شده است.[۱]
## حضور در پایگاههای موسیقی
Fahwa در پایگاه MusicBrainz با عنوان «Fahwa (Iranian rapper)» ثبت شده است. این رکورد، ایران را بهعنوان محدودهٔ فعالیت هنرمند ثبت کرده و «Iman Fahwa» را نیز بهعنوان نام مرتبط با او درج میکند.[۴]
همچنین آثار Fahwa در سرویسهایی مانند Spotify و Bandcamp قابل دسترسی است.[۱][۲]
## منابع
[۱] Spotify، صفحهٔ هنرمند Fahwa و فهرست آثار او.
[۲] Bandcamp، صفحهٔ Fahwa و قطعهٔ «FORSATMAHDOD»، منتشرشده در ۲۱ دسامبر ۲۰۲۵.
[۳] Apple Music، صفحهٔ هنرمند و آثار Fahwa.
[۴] MusicBrainz، «Fahwa (Iranian rapper)»، رکورد هنرمند و اطلاعات مرتبط.
## پیوندهای بیرونی
* صفحهٔ Fahwa در Spotify
* صفحهٔ Fahwa در Bandcamp
* صفحهٔ Fahwa در MusicBrainz
[[کاربر:Imankaramali72|Imankaramali72]] ([[بحث کاربر:Imankaramali72|بحث]]) ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۰۳:۰۵ (UTC)
0dzqqvya2dkqlyvul4que41b8jve9zm
299268
299263
2026-09-10T05:43:50Z
NguoiDungKhongDinhDanh
30809
ویرایش [[Special:Contributions/Imankaramali72|Imankaramali72]] ([[User talk:Imankaramali72|بحث]]) به آخرین تغییری که [[User:Darafsh|Darafsh]] انجام داده بود واگردانده شد
270387
wikitext
text/x-wiki
== فونت خراب ! ==
با سلام...
فونت سایت افتضاح است و در اکثر سیستم ها دیده نمی شود لطفا از همان tahoma استفاده کنید. خیر ببینید. !
:من هم هم قلم زشتی می بینم و هم «ی»ها در آن جداست.
آیا راهی برای اصلاح این مشکل دارید؟
--[[کاربر:ماني|ماني]] ۱۳:۳۸, ۱ مه ۲۰۰۶ (UTC)
:پیشتر در ویکینسک درباره این موضوع را بررسی کردیم. اگر شما قلم اصلی را نداشته باشید بایستی تاهوما جایگزین شود. حالا من ترتیب را عوض می کنم. [[کاربر:Kaveh|کاوه]] ۱۶:۰۲, ۱ ژوئن ۲۰۰۶ (UTC)
:{{شد}} [[ویژه:مشارکتها/5.223.52.59|5.223.52.59]] ۲ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۵۸ (UTC)
==تغییر نام ویکینوشته==
با سلام، پیشنهاد می کنم که به جای واژه «ویکینبشته» از «ویکینوشته» استفاده شود. زیرا «نبشته» شکل قدیمی کلمه «نوشته» است و امروزه به کار نمی رود و لزومی ندارد که از واژه های قدیمی استفاده کنیم. باسپاس --[[کاربر:نگونبانگونی|نگونبانگونی]] ۲۹ ژانویهٔ ۲۰۰۹، ساعت ۱۲:۲۹ (UTC)
:درود به بحث موجود در دفترخانه نیز نگاهی بیاندازید.[[کاربر:Pedram.salehpoor|Pedram.salehpoor]] ۲۹ ژانویهٔ ۲۰۰۹، ساعت ۱۳:۴۳ (UTC)
سلام علیکم. نبشته در لغت یعنی: نوشته، مرقوم، مکتوب، مزبور، دستخط ... که انصافا هرکدام از اینها بجای واژه «نبشته» انتخاب شود، تلفظ آن بسی سلیس تر و راحت می باشد. حال چرا عبارت نبشته را اختیار کرده اند؟ برای بنده نیز سوال است. باسپاس. [[کاربر:خوش حساب|خوش حساب]] ([[بحث کاربر:خوش حساب|بحث]]) ۵ اکتبر ۲۰۲۱، ساعت ۲۰:۴۹ (UTC)
:{{پب|خوش حساب}} سلام لطفاً [[ویکینبشته:دفترخانه/بایگانی_۲۰۱۰#نبشته_یعنی_چی؟|این بحث]] را ببینید. --<span style="font-family:times; text-shadow: 0 0 .11em #6af; font-size:12pt">[[User:Arash.z|Arash.z]] <small>([[User talk:Arash.z|بحث]])</small></span> پنجشنبه،۱۵ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۵۴ (ایران) ۷ اکتبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۵:۲۴ (UTC)
سلام خدمت شما جناب آرش، بله بحث را رویت و قرائت نموده و نسبتا قانع شدم که آری عبارت «ویکی نبشته» بجهت فارسی محض بودنش مزیت و زیبایی خاص خود را دارد. احسنت به شما [[کاربر:خوش حساب|خوش حساب]] ([[بحث کاربر:خوش حساب|بحث]]) ۹ اکتبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۵:۳۳ (UTC)
== تغییر تاریخ میلادی به خورشیدی ==
لطفاً تاریخ سال ۲۰۰۵ در صفحهٔ اصلی را به سال 138۴ تبدیل کنید. باسپاس --[[کاربر:نگونبانگونی|نگونبانگونی]] ۳۱ ژانویهٔ ۲۰۰۹، ساعت ۰۸:۴۴ (UTC)
== صفحه اصلی ==
با درود به همکاران گرامی ویکینوشته
صفحه اصلی ویکینبشته فارسی در مقایسه با دیگر ویکی سورسها بسیار کم گسترش یافته است. نخستین قدمی که برای بهبود صفحه اصلی برداشتهام افزودن خوشآمد به صفحه می باشد. همچنین صفحه درونمایه ویکی را با استفاده از ویکی سورس به زبان انگلیسی گسترش داده و با زبان فارسی روانتری نوشتهام. از آنجا که همه ویکی سورس ها رنگ آبی را استفاده کردهاند حاشیه بالای صفحه ها را نیز به آبی درآوردهام. امید آن دارم که تغییرات نوین ویکینبشته را بیشتر به جامعه پارسی زبانان بشناساند. هدف این است که صفحه اصلی سکویی برای کارهای با ارزش هر یک از شما باشد و پا به پای دیگر ویکی سورس ها پیش برویم.--[[کاربر:Bellavista1957|Bellavista1957]] ۲۰ ژوئیهٔ ۲۰۱۱، ساعت ۱۹:۴۷ (UTC)
نخستین ویرایش همه صفحه اصلی ذخیره شد. امیدوارم مورد توجه بازدیدکنندگان و همکاران گرامی قراربگیرد--[[کاربر:Bellavista1957|Bellavista1957]] ۲۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۱، ساعت ۲۰:۲۹ (UTC)
== مصاحبه ==
میخواستم بدونم مصاحبه هایی را هم که روزنامه ها یامجلات یا سایت انجام میدهند را میتوان در این جا(ویکی نوشته) قرار داد؟ [[کاربر:حامی|حامی]] ([[بحث کاربر:حامی|بحث]]) ۱۸ ژانویهٔ ۲۰۱۵، ساعت ۰۲:۱۰ (UTC)
:جناب [[کاربر:حامی|حامی]]:
* بررسی کنید که آیا نوشتار شما زیر قانون [[راهنما:مالکیت عمومی|مالکیت عمومی]] قرار دارد یا نه. نوشتار شما باید چهارچوب قانون حق تکثیر کشور ایران باشد.
* نوشتاری که میخواهید بیافزایید باید با سیاستهای [[ویکینبشته:درونمایه ویکینبشته|درونمایه ویکینبشته]] هماهنگ باشد.{{سر خط}}¤ [[User talk:Omid.koli|<span style="font-family:Edwardian Script ITC; font-size: 26px; text-shadow:Silver 0.1em 0.1em 0.08em;class=texhtml"><font color="Olive">'''Omid'''</font></span>]]<sup>‏۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴≈</sup> ۱۶ مهٔ ۲۰۱۵، ساعت ۱۲:۰۹ (UTC)
== | style="vertical-align:top;" | ==
درود،{{سر خط}}کاراکترهای فوق در صفحه نخست ویکیسورس فارسی، چندان چشمنواز نیست. لطفا اصلاح شود. ¤ [[User talk:Omid.koli|<span style="font-family:Edwardian Script ITC; font-size: 26px; text-shadow:Silver 0.1em 0.1em 0.08em;class=texhtml"><font color="Olive">'''Omid'''</font></span>]]<sup>‏۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴≈</sup> ۱۶ مهٔ ۲۰۱۵، ساعت ۱۲:۰۳ (UTC)
:درود. اکنون باید درست شده باشد. [[کاربر:MRG90|MRG90]] ([[بحث کاربر:MRG90|بحث]]) ۱۶ مهٔ ۲۰۱۵، ساعت ۱۵:۰۵ (UTC)
== پیشنهاد ==
باسلام ، بخش صفحه خوش آمدگویی زیاد به دل نمیشینه ولی بقیه بخش ها خوب هستند. پیشنهاد میکنم ، بخش خوش آمدگویی رو بهترش کنید. تا کاربری به سایت می آید ، از سایت خوشش بیاد و کاربر دائمی بشه. [[کاربر:AMIN Programer|Amin]] ۲۲:۲۷ ۹ اکتبر ۲۰۲۱ (UTC)
:{{پب|AMIN Programer}} سلام. اگر منظورتون از بخش خوش آمدگویی الگوی {{الگو|سرصفحه صفحه اصلی}} هست که خودتان میتوانید الگوی مورد نظر را تغییر بدهید. اگر هم پیشنهادی برای تغییر متن یا ظاهر الگو دارید بفرمایید من در حد توانم سعی میکنم انجام بدم. --<span style="font-family:times; text-shadow: 0 0 .11em #6af; font-size:12pt">[[User:Arash.z|Arash.z]] <small>([[User talk:Arash.z|بحث]])</small></span> یکشنبه،۱۸ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۵۰ (ایران) ۱۰ اکتبر ۲۰۲۱، ساعت ۰۸:۲۰ (UTC)
== متن عربی تصویر ابن سینا معکوس است! ==
از همین عکس نمونهای هم در کامانز هست که اسم flipped در عنوانش نیست و متن عربیش درست است: File:Avicenna-miniatur.png. لطف کنید با آن تعویض کنید. [[کاربر:روزبه|روزبه]] ([[بحث کاربر:روزبه|بحث]]) ۲۷ مهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۱:۵۸ (UTC)
:{{پب|روزبه}} با سلام و تشکر از دقت شما. تصویر الگو را طبق پیشنهادتان عوض کردم. <span style="font-family:times; text-shadow: 0 0 .11em #6af; font-size:12pt">[[User:Arash.z|Arash.z]] <small>([[User talk:Arash.z|بحث]])</small></span> جمعه،۶ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۳۱ (ایران) ۲۷ مهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۶:۰۱ (UTC)
::خیلی ممنون! [[کاربر:روزبه|روزبه]] ([[بحث کاربر:روزبه|بحث]]) ۲۸ مهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۰۰:۵۲ (UTC)
== پیوند مرده ==
بر طبق بررسیهای رباتیکی من چندین پیوند غیرقابل دسترس پیدا شد. لطفاً آنها بررسی و در صورت لزوم درستش کنید. تشکر!
* http://wikimediafoundation.org/wiki/Donate/fa ([https://web.archive.org/web/20181212132053/https://foundation.wikimedia.org/wiki/Donate/fa archive])
** In [[صفحهٔ اصلی]] on 2022-06-28 10:03:00, Not Found
** In [[صفحهٔ اصلی]] on 2022-07-14 23:14:58, Not Found
وبگاه اینترنت آرشیو یک نسخهٔ بایگانیشده از این پیوند دارد لطفاً از آن استفاده نمایید:[https://web.archive.org/web/20181212132053/https://foundation.wikimedia.org/wiki/Donate/fa]
--[[کاربر:دانیل|دانیل]] ([[بحث کاربر:دانیل|بحث]]) ۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۲۳:۱۵ (UTC)
== چگونگی اطلاع از مالکیت اثر ==
آیا هر اثری که از مرگ نویسندهٔ آن بیش از ۱۰۰ سال گذشته باشد در مالکیت عمومی است؟ تاریخ ترجمه، تاریخ مرگ مترجم در این میان چه نقشی دارد؟ [[کاربر:Mehdiabbasi|Mehdiabbasi]] ([[بحث کاربر:Mehdiabbasi|بحث]]) ۲۰ فوریهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۴:۱۸ (UTC)
:@[[کاربر:Mehdiabbasi|Mehdiabbasi]] سلام. بستگی به کشوری دارد که اثر اولین بار در آن منتشر شده و همینطور، در مورد آثار ترجمهای، تاریخ مرگ مترجم ملاک است و نه نویسندهٔ اصلی. [[کاربر:Darafsh|Darafsh]] ([[بحث کاربر:Darafsh|بحث]]) ۲۰ فوریهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۶:۴۲ (UTC)
::ممنون درفش جان. مشخصاً کتابهایی که در ایران منتشر شدهاند موضوع بحث من هستند. قانون مشخصی در این مورد صادق است؟ کجا می توانم اطلاع دقیق و موثقی پیدا کنم؟ [[کاربر:Mehdiabbasi|Mehdiabbasi]] ([[بحث کاربر:Mehdiabbasi|بحث]]) ۲۲ فوریهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۴:۵۳ (UTC)
:::@[[کاربر:Mehdiabbasi|Mehdiabbasi]] اینجا را ببینید پس: [[ویکینبشته:موارد مغایر حق تکثیر]]. اگر مشخصات کتاب را هم ذکر کنید، دقیقتر میتوان در مورد شرایط حق تکثیرش نظر داد. با احترام [[کاربر:Darafsh|Darafsh]] ([[بحث کاربر:Darafsh|بحث]]) ۲۲ فوریهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۶:۰۱ (UTC)
::::بسیار ممنون درفش جان. من متوجه حق ناشر در این مورد نشدم! یعنی ناشر نمیتواند در مورد اثری، بعد از گذشت مدتزمان بحثشده از مرگ مؤلف یا مترجم، ادعایی داشته باشد؟ [[کاربر:Mehdiabbasi|Mehdiabbasi]] ([[بحث کاربر:Mehdiabbasi|بحث]]) ۳ مارس ۲۰۲۴، ساعت ۱۶:۲۹ (UTC)
:::{{پب|Mehdiabbasi}} با سلام. در مورد آثاری که برای اولین بار در ایران منتشر شده باشند معیار ما [[قانون اصلاح ماده (۱۲) قانون حمایت از حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان مصوب ۱۳۴۸|مادهٔ ۱۲ قانون حمایت از حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان]] است که مدت استفاده از حقوق مادی پدیدآورنده را ۵۰ سال پس از تاریخ مرگ تعیین کرده و پس از آن اثر در مالکیت عمومی است. در ویکینبشته در مورد آثار ترجمه شده یا تصحیح شده، مترجم یا مصحح را هم پدیدآورندهٔ اثر میدانیم و باید علاوه بر حق مالکیت نویسندهٔ اصلی، حقوق مترجم و مصحح هم رعایت شود. <span style="font-family:times; text-shadow: 0 0 .11em #6af; font-size:12pt">[[User:Arash.z|Arash.z]] <small>([[User talk:Arash.z|بحث]])</small></span> یکشنبه،۱۳ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۰۸ (ایران) ۳ مارس ۲۰۲۴، ساعت ۱۸:۳۸ (UTC)
9b8tuasfwg6ommc2dj5aez6038cejla
برگه:The Blind Owl.pdf/۸۱
104
46723
299264
297803
2026-09-10T03:54:35Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانیشده */ ابرابزار
299264
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="3" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|۸۱||}}</noinclude>داشته باشم.
«من نمیدانم در اینوقت آیا بازویم بفرمانم بود یا نه - گمان میکردم اگر دستم را باختیار خودش میگذاشتم بوسیله تحریک مجهول و ناشناسی خودبخود بکار میافتاد، بی آنکه بتوانم در حرکات آن دخل و تصرفی داشته باشم. اگر دایم همه تنم را مواظبت نمیکردم و بیاراده متوجه آن نبودم قادر بود کارهائی از آن سر بزند که هیچ انتظارش را نداشتم - این احساس از دیر زمانی در من پیدا شده بود که زنده زنده تجزیه میشوم. نه تنها جسمم بلکه روحم همیشه با قلبم متناقض بود و با هم سازش نداشتند - همیشه یکنوع فسخ و تجزیه غریبی را طی میکردم - گاهی فکر چیزهائی را میکردم که خودم نمیتوانستم باور بکنم، گاهی حس ترحم در من تولید میشد در صورتیکه عقلم بمن سرزنش میکرد. اغلب با یکنفر که حرف میزدم یا کاری میکردم راجع بموضوعهای گوناگون داخل بحث میشدم در صورتیکه حواسم جای دیگر بود، بفکر دیگر بودم و توی دلم بخودم ملامت میکردم - یک توده در حال فسخ و تجزیه بودم، گویا همیشه اینطور بوده و خواهم بود - یک مخلوط نامتناسب عجیب {{…}}
«چیزیکه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه این مردمی که میدیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم<noinclude></noinclude>
8hse5kxzslcxfn21um25cj6mw3jdftn
برگه:The Blind Owl.pdf/۸۲
104
46724
299265
116008
2026-09-10T04:05:20Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانیشده */ ابرابزار
299265
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="3" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|۸۲||}}</noinclude>ولی یک شباهت ظاهری، یک شباهت محو و دور و در عین حال نزدیک مرا به آنها مربوط میکرد - همین احتیاجات <!-- اختیاجات ؟ --> مشترک زندگی بود که از تعجب من میکاست - شباهتی که بیشتر از همه بمن زجر میداد این بود که رجالهها هم مثل من از این لکاته، از زنم خوششان میامد و او هم بیشتر به آنها راغب بود - حتم دارم که نقصی در وجود یکی از ما بوده است.
«اسمش را لکاته گذاشتم چون هیچ اسمی باین خوبی رویش نمیافتاد - نمیخواهم بگویم «زنم» چون خاصیت زن و شوهری بین ما وجود نداشت و بخودم دروغ میگفتم. - من همیشه از روز ازل او را لکاته نامیدهام - ولی این اسم کشش مخصوصی داشت - اگر او را گرفتم برای این بود که اوّل او بطرف من آمد، آنهم از مکر و حیلهاش بود - نه، هیچ علاقهای بمن نداشت – اصلاً چطور ممکن بود او بکسی علاقه پیدا بکند؟ یک زن هوسباز که یک مرد را برای شهوت رانی، یکی را برای عشقبازی و یکی را برای شکنجه دادن لازم داشت – گمان نمیکنم که او باین تثلیت هم اکتفا میکرد ولی مرا قطعاً برای شکنجه دادن انتخاب کرده بود و در حقیقت بهتر از این نمیتوانست انتخاب بکند - اما من او را گرفتم چون شبیه مادرش بود، چون یک شباهت محو و دور با خودم داشت - حالا او را<noinclude></noinclude>
jcrsdcaf7j83ye7h427w9sc77qcrd7g
برگه:The Blind Owl.pdf/۸۳
104
46725
299266
116009
2026-09-10T04:09:41Z
Hanooz
17889
ابرابزار
299266
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Arash.z" />{{سرصفحهمستمر|۸۳||}}</noinclude>نه تنها دوست داشتم، بلکه همه ذرات تنم او را میخواست، مخصوصاً میان تنم، چون نمیخواهم احساسات حقیقی را زیر لفاف موهوم عشق و علاقه و اللهیات <!-- الهیات؟ -->پنهان بکنم - چون هوزوارشن <!-- هزوارش؟ -->ادبی بدهنم مزه نمیکند.
گمان میکردم که یکجور تشعشع یا هاله، مثل هالهای که دور انبیاء میکشند میان بدنم موج میزد و هاله میان بدن او را لابد هاله رنجور و ناخوش من میطلبید و با تمام قوا بطرف خودش میکشید.
حالم که بهتر شد، تصمیم گرفتم بروم. بروم خود را گم بکنم، مثل سگ خوره گرفته که میداند باید بمیرد. مثل پرندگانی که هنگام مرگشان پنهان میشوند. صبح زود بلند شدم، دو تا کلوچه که سر رف بود برداشتم و بطوریکه کسی ملتفت نشود از خانه فرار کردم، از نکبتی که مرا گرفته بود گریختم، بدون مقصود معینی از میان کوچهها، بی تکلیف از میان رجاله هائی که همه آنها قیافه طماع داشتند و دنبال پول و شهرت میدویدند گذشتم من احتیاجی بدیدن آنها نداشتم چون یکی از آنها نماینده باقی دیگرشان بود.
همه آنها یک ذهن بودند که یک مشت روده بدنبال آن آویخته و منتهی بآلت تناسبیشان میشد.
ناگهان حس کردم که چالاکتر و سبکتر شدهام<noinclude></noinclude>
fptrgij1erjk1hh2hmu33cr8qq86avv
299271
299266
2026-09-10T09:55:04Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانیشده */
299271
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="3" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|۸۳||}}</noinclude>نه تنها دوست داشتم، بلکه همه ذرات تنم او را میخواست، مخصوصاً میان تنم، چون نمیخواهم احساسات حقیقی را زیر لفاف موهوم عشق و علاقه و اللهیات <!-- الهیات؟ -->پنهان بکنم - چون هوزوارشن <!-- هزوارش؟ -->ادبی بدهنم مزه نمیکند گمان میکردم که یکجور تشعشع یا هاله مثل {{w|هاله نور|هاله}}ای که دو<!-- دور؟ --> سر انبیاء میکشند میان بدنم موج میزد و هاله میان بدن او را، لابد هاله رنجور و ناخوش من میطلبید و با تمام قوا بطرف خودش میکشید.
«حالم که بهتر شد، تصمیم گرفتم بروم. بروم خود را گم بکنم، مثل سگ خوره گرفتهای که میداند باید بمیرد، مثل پرندگانی که هنگام مرگشان پنهان میشوند - صبح زود بلند شدم، دو تا کلوچه که سر رف بود برداشتم و بطوریکه کسی ملتفت نشود از خانه فرار کردم. از نکبتی که مرا گرفته بود گریختم - بدون مقصود معینی از میان کوچهها بیتکلیف، از میان رجالههائی که همه آنها قیافه طماع داشتند و دنبال پول و شهرت میدویدند گذشتم - من احتیاجی بدیدن آنها نداشتم چون یکی از آنها نماینده باقی دیگرشان بود - همه آنها یک دهن بودند که یک مشت روده بدنباله آن آویخته شده و منتهی بآلت تناسلشان <!-- تناسلی؟ -->میشد.
«ناگهان حس کردم که چالاکتر و سبکتر شدهام<noinclude></noinclude>
k2qveqbkyxukdkde2wajlpf02ly3ppk
برگه:The Blind Owl.pdf/۸۴
104
46726
299272
116010
2026-09-10T10:00:27Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانیشده */ ابرابزار
299272
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="3" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|۸۴||}}</noinclude>عضلات پاهایم بتندی و جلدی مخصوصی که تصورش را نمیتوانستم بکنم براه افتاده بود، حس میکردم که از همه قیدهای زندگی رستهام - شانههایم را بالا انداختم، این حرکت طبیعی من بود، در بچگی هر وقت از زیر بار زحمت و مسئولیتی آزاد میشدم همین حرکت را میکردم.
«آفتاب بالا میامد و میسوزانید، در کوچههای خلوت افتادم، سر راهم خانههای خاکستری رنگ به اشکال هندسی عجیب و غریب: مکعب، منشور و مخروطی با دریچههای کوتاه و تاریک دیده میشد، این دریچهها بی در و بست، بی صاحب و موقت بنظر میامدند مثل این بود که هرگز یک موجود زنده نمیتوانست در این خانهها مسکن داشته باشد.
«خورشید مانند تیغ طلائی، از کنار سایه دیوار میتراشید و برمیداشت، کوچهها بین دیوارهای کهنه سفید کرده ممتد میشدند. همه جا آرام و گنگ بود، مثل اینکه همه عناصر قانون مقدس آرامش هوای سوزان، قانون سکوت را مراعات کرده بودند. بنظر میامد که در همه جا اسراری پنهان بود، بطوریکه ریههایم جرئت نفس کشیدن را نداشتند.
«یکمرتبه ملتفت شدم که از دروازه خارج شدهام - حرارت آفتاب با هزاران دهن مکند عرق تن مرا بیرون میکشید، بتههای صحرا زیر آفتاب تابان برنگ زرد چوبه<noinclude></noinclude>
1ea5tsyr719bd12xlkd70ytqi8ve7uo
برگه:The Blind Owl.pdf/۸۵
104
46727
299273
116011
2026-09-10T10:05:44Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانیشده */
299273
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="3" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|۸۵||}}</noinclude>در آمده بودند. خورشید مثل چشم تب دار، پرتو سوزان خود را از ته آسمان نثار منظره خاموش و بیجان میکرد ولی خاک و گیاههای اینجا بوی مخصوصی داشت، بوی آن بقدری قوی بود که از استشمام آن بیاد دقیقههای بچگی خودم افتادم - نه تنها حرکات و کلمات آنزمان را در خاطرم مجسم کرد، بلکه یک لحظه آن دوره را در خودم حس کردم، مثل اینکه دیروز اتفاق افتاده بود، یکنوع سرگیجه گوارا بمن دست داد، مثل اینکه دوباره در دنیای گمشدهای متولد شده بودم. این احساس یک خاصیت مست کننده داشت و مانند شراب کهنه شیرین در رگ و پی من، تا ته وجودم تاثیر میکرد – در صحرا خارها، سنگها، تنه درختها و بتههای کوچک {{w|کاکوتی}} را میشناختم - بوی خودمانی سبزهها را میشناختم - یاد روزهای دوردست خودم افتادم ولی همه این یادبودها بطرز افسون مانندی از من دور شده بود و آن یادگارها با هم زندگی مستقلی داشتند، در صورتیکه من شاهد دور و بیچارهای بیش نبودم و حس میکردم که میان من و آنها گرداب عمیقی کنده شده بود، حس میکردم که امروز دلم تهی و بتههای عطر جادوئی آنزمان را گم کرده بودند، درختهای سرو بیشتر فاصله پیدا کرده بودند، تپهها خشکتر شده بودند - موجودی<noinclude></noinclude>
qx5xo4wfh9bvuvac80iagy5hv3o1mus
برگه:The Blind Owl.pdf/۸۶
104
46729
299274
283544
2026-09-10T10:11:19Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانیشده */ ابرابزار
299274
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="3" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|۸۶||}}</noinclude>که آنوقت بودم دیگر وجود نداشت و اگر حاضرش میکردم و با او حرف میزدم نمیشنید و مطالب مرا نمیفهمید، صورت یکنفر آدمی را داشت که سابق برین با او آشنا بودهام ولی از من و جزو من نبود.
«دنیا بنظرم یک خانه خالی و غمانگیز آمد و در سینهام اضطرابی دوران میزد مثل اینکه حالا مجبور بودم با پای برهنه همه اطاقهای این خانه را سرکشی بکنم - از اطاقهای تو در تو میگذشتم ولی زمانیکه باطاق آخر در مقابل «آن لکاته» میرسیدم درهای پشت سرم خودبخود بسته میشد و فقط سایههای لرزان دیوارهائی که زاویه آنها محو شده بود مانند کنیزان و غلامان سیاهپوست در اطراف من پاسبانی میکردند.
«نزدیک نهر «سورن» که رسیدم جلوم یک کوه خشک خالی پیدا شد، هیکل خشک و سخت کوه مرا بیاد دایهام انداخت، نمیدانم چه رابطهای بین آنها وجود داشت. از کنار کوه گذشتم در یک محوطه کوچک با صفائی رسیدم که اطرافش را کوه گرفته بود، روی زمین از بتههای نیلوفر کبود پوشیده بود و بالای کوه یک قلعه بلند که با خشتهای وزین ساخته بودند دیده میشد.
«در اینوقت احساس خستگی کردم رفتم کنار<noinclude></noinclude>
1efekwe2iaoifzad4937qsco05dmtc8
برگه:The Blind Owl.pdf/۸۷
104
46730
299275
283545
2026-09-10T11:34:08Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانیشده */ ابرابزار
299275
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="3" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|۸۷||}}</noinclude>نهر سورن زیر سایه یک درخت کهن سرو روی ماسه نشستم، جای خلوت و دنجی بود، بنظر میامد که تا حالا کسی پایش را اینجا نگذاشته بود. ناگهان ملتفت شدم دیدم از پشت درختهای سرو یک دختر بچه بیرون آمد و بطرف قلعه رفت، لباس سیاهی داشت که با تاروپود خیلی نازک و سبک گویا با ابریشم بافته شده بود، ناخن دست چپش را میجوید و با حرکت آزادانه و بی اعتنا میلغزید و رد میشد. بنظرم آمد که من او را دیده بودم و میشناختم ولی از این فاصله دور زیر پرتو خورشید نتوانستم تشخیص بدهم که چه طور یکمرتبه ناپدید شد.
«من سر جای خودم خشکم زده بود بی آنکه بتوانم کمترین حرکتی بکنم ولی ایندفعه با چشمهای جسمانی خودم او را دیدم که از جلو من گذشت و ناپدید شد. آیا او موجودی حقیقی و یا یک وهم بود؟ آیا خواب دیده بودم و یا در بیداری بود؟ هرچه کوشش کردم که یادم بیاید بیهوده بود - لرزه مخصوصی روی تیره پشتم حس کردم بنظرم آمد که در این ساعت همه سایههای قلعه روی کوه جان گرفته بودند و آن دخترک یکی از ساکنین سابق شهر قدیمی ری بوده.
«منظرهای که جلو من بود یکمرتبه به نظرم آشنا آمد، در بچگی یک روز سیزده بدر یادم افتاد که همینجا آمده بودم، مادرزنم و آن لکاته هم بودند - ما چقدر آنروز<noinclude></noinclude>
rfcjl3r6kvavvgzdnmekhv7zfbh5xbq
برگه:The Blind Owl.pdf/۸۸
104
46731
299276
283546
2026-09-10T11:51:45Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانیشده */ ابرابزار
299276
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="3" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|۸۸||}}</noinclude>پشت همین درختهای سرو دنبال یکدیگر دویدیم و بازی کردیم، بعد یک دسته از بچههای دیگر هم بما ملحق شدند که درست یادم نیست. سرمامک بازی میکردیم، یکمرتبه که من دنبال همین لکاته رفتم نزدیک همین نهر سورن بود پای او لغزید و در نهر افتاد - او را بیرون آوردند، بردند پشت درخت سرو رختش را عوض بکنند من هم دنبالش رفتم، جلو او چادر نماز گرفته بودند اما من دزدکی از پشت درخت تمام تنش را دیدم. او لبخند میزد و انگشت سبابه دست چپش را میجوید، بعد یک رودوشی سفید به تنش پیچیدند و لباس سیاه ابریشمی او را که از تار و پود نازک بافته شده بود جلو آفتاب پهن کردند.
«بالاخره پای درخت کهن سرو روی ماسه دراز کشیدم، صدای آب مانند حرفهای بریده بریده و نامفهومی که در عالم خواب زمزمه میکنند بگوشم میرسید، دستهایم را بی اختیار در ماسه گرم و نمناک فرو بردم، ماسه گرم نمناک را در مشتم میفشردم، مثل گوشت سفت تن دختری بود که در آب افتاده باشد و لباسش را عوض کرده باشند.
«نمیدانم چقدر وقت گذشت، وقتیکه از سر جای خودم بلند شدم بی اراده براه افتادم، همه جا ساکت و آرام بود، من میرفتم ولی اطراف خودم را نمیدیدیم، یک قوهای که به اراده من نبود مرا وادار برفتن میکرد، همه حواسم<noinclude></noinclude>
8eh8al0cvc95jc39ktbizpnfx2eevtk
ویکینبشته:GUS2Wiki
4
61039
299267
298828
2026-09-10T04:51:31Z
Alexis Jazz
27824
Updating gadget usage statistics from [[Special:GadgetUsage]] ([[phab:T121049]])
299267
wikitext
text/x-wiki
{{#ifexist:Project:GUS2Wiki/top|{{/top}}|This page provides a historical record of [[Special:GadgetUsage]] through its page history. To get the data in CSV format, see wikitext. To customize this message or add categories, create [[/top]].}}
دادههای زیر در حافظهٔ نهانی وجود دارند و آخرین بار در 2026-09-07T06:24:28Z روزآمدسازی شدهاند. حداکثر {{PLURAL:5000|یک نتیجه|5000 نتیجه}} در حافظۀ نهان موجود است.
{| class="sortable wikitable"
! ابزار !! data-sort-type="number" | شمار کاربران !! data-sort-type="number" | کاربران فعال
|-
|AHK || 16 || 2
|-
|BotTools || 15 || 1
|-
|CleanDeleteReasons || 21 || 1
|-
|CustomizedEditTool || 17 || 1
|-
|GoogleTranslator || 30 || 1
|-
|GreenRedirect || 15 || 2
|-
|HotCat || 54 || 3
|-
|ImageAnnotator || 35 || 2
|-
|InterwikiTranslate || 31 || 1
|-
|UserMessages || 15 || 1
|-
|VeExtendedBar || 17 || 1
|-
|VeSuperTool || 18 || 1
|-
|addon-buttonsformove || 36 || 1
|-
|defaultsummaries || 20 || 0
|-
|dropdown-menus || 19 || 2
|-
|editzero || 13 || 0
|-
|intropreload || 15 || 1
|-
|lastdiff || 14 || 0
|-
|matchsplit || 32 || 2
|-
|ocr || 16 || 3
|-
|popups || 37 || 0
|-
|purgetab || 12 || 0
|-
|yekewarning || 50 || 2
|}
* [[ویژه:استفاده ابزار]]
* [[m:Meta:GUS2Wiki/Script|GUS2Wiki]]
<!-- data in CSV format:
AHK,16,2
BotTools,15,1
CleanDeleteReasons,21,1
CustomizedEditTool,17,1
GoogleTranslator,30,1
GreenRedirect,15,2
HotCat,54,3
ImageAnnotator,35,2
InterwikiTranslate,31,1
UserMessages,15,1
VeExtendedBar,17,1
VeSuperTool,18,1
addon-buttonsformove,36,1
defaultsummaries,20,0
dropdown-menus,19,2
editzero,13,0
intropreload,15,1
lastdiff,14,0
matchsplit,32,2
ocr,16,3
popups,37,0
purgetab,12,0
yekewarning,50,2
-->
dor8ltf7a6hnbkappjb5f0ahdpndetg
برگه:رساله فارسی عقل سرخ - نوشته شیخ شهابالدین سهروردی به کوشش مهدی بیانی - چاپخانه عرفان.pdf/۷
104
89476
299261
290133
2026-09-10T02:02:53Z
Hanooz
17889
299261
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="3" user="Hanooz" /></noinclude>{{وسط بزرگتر۱|'''هذه رسالة موسومة بعقل سرخ'''}}
{{وسط|'''للشیخ الالهی الربانی [[w:شهابالدین یحیی سهروردی|شهاب الدین السهروردی]]'''}}
{{وسط|'''بسم الله الرحمن الرحیم'''}}
حمد باد ملکی را که هر دو جهان در تصرف اوست. بود هر که بود از بود او بود. و هستی هر که هست از هستی اوست. بودن هر که باشد از بودن او باشد. هو الاول والاخر والظاهر والباطن و هو بکل شیء بصیر. و صلوات و تحیات بر فرستادگان او بخلق خصوصاً بر [[w:محمد|محمد]] مختار که نبوت را ختم بذو کردند و بر صحابه و علماء دین رضوان الله علیهم اجمعین.
دوستی از دوستان عزیز مرا سؤال کرد که مرغان زبان یکدیگر دانند؟ گفتم بلی دانند. گفت ترا از کجا معلوم گشت؟ گفتم در ابتداء حالت چون مصور بحقیقت خواست کی نیست مرا پدید کند مرا در صورت بازی افرید و در آن ولایت که من بودم دیگر بازان بودند ما با یکدیگر سخن گفتیم و شنیدیم و سخن یکدیگر فهم می کردیم گفت انگه حال بدین مقام چگونه رسید؟ گفتم روزی صیادان قضا و قدر دام تقدیر باز گسترانیدند و دانهٔ ارادت در انجا تعبیه کردند و مرا بدین طریق اسیر گردانیدند پس از ان ولایت که آشیان ما بود بولایتی دیگر بردند انگه هر دو چشم من بر دوختند و چهار بند مخالف بر من<noinclude></noinclude>
9kelkbzdih729q4ceuo8cr0ya4ik5aq
299262
299261
2026-09-10T02:07:39Z
Hanooz
17889
299262
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="3" user="Hanooz" /></noinclude>{{وسط بزرگتر۱|'''هذه رسالة موسومة بعقل سرخ'''}}
{{وسط|'''للشیخ الالهی الربانی [[w:شهابالدین یحیی سهروردی|شهاب الدین السهروردی]]'''}}
{{وسط|'''بسم الله الرحمن الرحیم'''}}
حمد باد ملکی را که هر دو جهان در تصرف اوست. بود هر که بود از بود او بود. و هستی هر که هست از هستی اوست. بودن هر که باشد از بودن او باشد. هو الاول والاخر والظاهر والباطن و هو بکل شیء بصیر. و صلوات و تحیات بر فرستادگان او بخلق خصوصاً بر [[w:محمد|محمد]] مختار که نبوت را ختم بذو کردند و بر صحابه و علماء دین رضوان الله علیهم اجمعین.
دوستی از دوستان عزیز مرا سؤال کرد که مرغان زبان یکدیگر دانند؟ گفتم بلی دانند. گفت ترا از کجا معلوم گشت؟ گفتم در ابتداء حالت چون مصور بحقیقت خواست کی نیست مرا پدید کند مرا در صورت {{w|باز (پرنده)|باز}}ی افرید و در آن ولایت که من بودم دیگر بازان بودند ما با یکدیگر سخن گفتیم و شنیدیم و سخن یکدیگر فهم می کردیم گفت انگه حال بدین مقام چگونه رسید؟ گفتم روزی صیادان قضا و قدر دام تقدیر باز گسترانیدند و دانهٔ ارادت در انجا تعبیه کردند و مرا بدین طریق اسیر گردانیدند پس از ان ولایت که آشیان ما بود بولایتی دیگر بردند انگه هر دو چشم من بر دوختند و چهار بند مخالف بر من<noinclude></noinclude>
4xk2zdvogs26vo17b0wwuuw0t28vur8
برگه:رساله فارسی عقل سرخ - نوشته شیخ شهابالدین سهروردی به کوشش مهدی بیانی - چاپخانه عرفان.pdf/۳
104
89490
299260
290103
2026-09-10T02:01:46Z
Hanooz
17889
299260
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="3" user="Hanooz" /></noinclude>{{وسط|رسالهٔ فارسی}}
{{وسط بزرگتر۲|'''عقل سرخ'''}}
{{وسط|از}}
{{وسط|{{توخالی|شیخ شهابالدین سهروردی}}}}
{{وسط|که از روی یک نسخه خطی هفتصدساله}}
{{وسط|بکوشش}}
{{وسط کوچکتر۱|مهدی بیانی}}
{{وسط|(رئیس فرهنگ اصفهان)}}
{{وسط|بچاپ رسیده است}}
{{وسط|آذرماه ۱۳۱۹}}
{{dhr|4em}}
{{وسط|{{زیرخط|'''چاپخانه عرفان'''}}}}<noinclude></noinclude>
13q2shy00m8y8vr8ga2v238u808imvd
برگه:Jondi Shapour Magazine, no. 2.pdf/۴۷
104
95292
299257
298901
2026-09-09T17:33:33Z
Darafsh
3597
299257
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="4" user="Darafsh" /></noinclude>سپس در بند هفتم میافزاید: «داریوش شاه گوید: این [است] کشورهایی که از آنِ من شدند. به خواست اهورامزدا بندگان من بودند. به من باج دادند. آنچه از طرف من به آنها گفته شد چه شب و چه روز همان کرده شد».<ref>همان، ص ۳۴ ؛ کنت، فارسی باستان، ص ۴۰۲.</ref>
داریوش بزرگ در سنگنوشتهٔ خود در نقش رستم، بار دیگر به سرزمینهای تحت تصرف خود اشاره میکند. در بند ۴ این سنگنوشته آمده: «داریوش شاه گوید: اهورامزدا چون این زمین را آشفته دید، پس آن را به من ارزانی فرمود. مرا شاه کرد. من شاه هستم. آنچه به آنها گفتم، چنانکه میل من بود آن را کردند. اگر فکر میکنی که چند بود آن کشورهایی که داریوش شاه داشت پیکرها را ببین که تخت مرا میبرند. آنگاه خواهی دانست، آنگاه به تو معلوم میشود ]که[ نیزهٔ مرد پارسی دور رفته. آنگاه به تو معلوم میشود ]که[ مرد پارسی خیلی دور از پارس جنگ کرده است».<ref>همان، ص ۸۷ ؛ کنت، فارسی باستان، ص ۴۵۲.</ref>
این سنگنوشته را همواره بهعنوان شرحی بر تصویر منقوش آرامگاه - یعنی شاه بزرگ و اورنگ برانش- انگاشتهاند. با این سخن میخواستهاند که نقش مزبور نهتنها در مورد شمار پیکرهها، بلکه در باب تمایز نژادی یک یک آنان نیز مستند باشد.<ref>شاپورشهبازی، شرح مصورنقش رستم، ص ۴۶.</ref> همهٔ آنها مسلحاند و از یکدیگر متمایز شدهاند و با پهلونوشتههایی مانند «این است پارسی» و «این است مادی» معرفی شدهاند. هخامنشیان با نمایاندن تصاویری که مظهر ملتهایند بهصورت برندگان اورنگ شاهی بزرگ در پی این مقصودند که نشان دهند، شاهنشاه ایران «شاهنشاه همهٔ قبایل» است و دولت به همهٔ آنان تعلق دارد و بر بازوی آنها متکی است. این اقوام همگی در کنار هم ایستادهاند و شاهنشاه را حمل میکنند، هیچ قومی برتر از دیگری نیست و همه در خور اعتمادند.
{{ته}}<noinclude>{{خطکش|40%|align=right}}{{smallrefs}}</noinclude>
6wia771lnblid1n9bb0sa2gbd91udhu
برگه:Jondi Shapour Magazine, no. 2.pdf/۴۸
104
95293
299258
298902
2026-09-09T17:34:23Z
Darafsh
3597
299258
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="4" user="Darafsh" /></noinclude>اعراب در ردیف پایین نمایش داده شدهاند: کسی که پیراهن کوتاه به تن کرده است و رویش عبائی دراز که قسمتی از آن یکبری چین خورده پوشیده است. شمشیر دراز آویخته و بی کلاه است (در آرامگاه دوم و سوم و چهارم پیراهن بلند به تن کرده است).<ref>شاپور شهبازی، شرح مصورنقش رستم، ص ۲۹.</ref>
داریوش در سنگنوشتهٔ آرامگاه خود نیز به ذکر اقوامی که فرمان او را میبرند، میپردازد: «گوید داریوش شاه اینهاست کشورهایی که من به خواست اهورامزدا، بیرون از پارس گرفتم. برایشان فرمان راندم. مرا باج آوردند. آنچه از من گفته شد، همان انجام دادند. قانونی کز آنِ من است پایدارشان نگهداشت: ماد، عیلام، خراسان، هرات، بلخ، سغد و خوارزم، زرنج، رخج، بومِ صدگاو، گندارا، هندوستان، خاک سکاهای هوم پرست، بوم سکاهای تیزخود، بابل زمین، آسورستان، کشور تازیان، مصر و ارمن، کاپادوکیه، مرز لودیان، ولایت یونیان آسیا، بوم آنسوی دریا، کشور تراکیان و مقدونیان، یونانیهای که خود سپروار پوشند، لیبی، حبشه، ولایت مکران و (آن بوم که) کاریا (خوانند).<ref>شارپ، فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی، ص ۹۳ ؛ کنت، فارسی باستان، ص ۱۳۹۱، ۴۵۲ ؛ شاپورشهبازی، شرح مصورنقش رستم، ص۶۶</ref>
همانطور که میبینیم، جایگاه اعراب در سنگنوشتهٔ بیستون، پنجمین قوم بوده اما در سنگنوشتهٔ آرامگاه داریوش به قوم هجدهم تغییر یافته است. خشایارشا نیز در سنگنوشتهٔ خود که به سنگنوشتهٔ دیوان (XPh) مشهور است سرزمینهایی که جدا از پارس بر آنها حکمرانی کرده را برمیشمرد. در بند سوم سنگنوشته خود آورده: «خشایارشا شاه گوید به خواست اهورامزدا این [است] کشورهایی جدا از پارس که من شاه آنها بودم. من بر آنها حکمرانی کردم. به من باج دادند. آنچه از طرف من به آنها گفته شد آن را کردند. قانون من [آن است] که آنها را نگاهداشت. ماد،<noinclude>{{خطکش|40%|align=right}}{{smallrefs}}</noinclude>
d7ohd73kyddy2ikjjmgb540zxwf6wp5
برگه:Jondi Shapour Magazine, no. 2.pdf/۵۵
104
95300
299259
299140
2026-09-09T17:41:05Z
Darafsh
3597
299259
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="4" user="Darafsh" /></noinclude>'''فصلنامهٔ جُندیشاپور، دانشگاه شهید چمران اهواز'''
سال یکم، شمارهٔ ۲، تابستان ۱۳۹۴
{{وسط بزرگتر۱|'''راههای تجاری ایالت فارس در دورهٔ ساسانیان'''}}
مریم جهانبخشی<ref>کارشناس ارشد تاریخ مطالعات خلیج فارس از دانشگاه شهید چمران اهواز maryamjahanbakhshi39@yahoo.com</ref>
تاریخ دریافت: ۱۲/۱۱/۹۳
تاریخ پذیرش: ۱۹/۱/۹۴
'''چکیده:'''
در اواخر دورهٔ ساسانی، روابط سیاسی، تجارت را تحت تأثیر قرار داده بود. بیشترین کالاها در تجارت شرق به غرب از طریق چند جاده مبادله میشد که این جادهها شاهراهای مهم تجارت بودند. در دورهٔ ساسانیان، جادهٔ ابریشم بهسبب جنگهای ایران و بیزانس، محدود و کمرونق شدهبود، بنابراین کالاها از خلیج فارس بهطرف شرق و آفریقا حمل میشدند. شاهراه مهم ارتباطی و مواصلاتی مسیرهای تجاری زمینی و دریایی این دوره، ایالت فارس بوده است. ایالت فارس بهعنوان ناحیهٔ پسکرآنهای خلیج فارس نقش بسیار مهمی در زمینهٔ اقتصادی و شکوفایی تجارت دریایی خلیج فارس در دورهٔ ساسانیان برعهده داشتهاست.
این مقاله در پی آن است تا بر اساس متون جغرافیایی دست اول، نقش راههای تجاری متصلکنندهٔ شهرهای ایالت فارس را به بنادر و سواحل خلیج فارس و جایگاهشان در تجارت خلیج فارس در دورهٔ ساسانیان را نشان دهد.
'''واژگان کلیدی''': تجارت، ایالت فارس، راههای تجاری، خلیج فارس، ساسانیان.
{{ته}}<noinclude>{{خطکش|40%|align=right}}{{smallrefs}}</noinclude>
c3dmz633mggbo7rmsx4tsqg9p97xvpu
برگه:Jondi Shapour Magazine, no. 2.pdf/۷۱
104
95316
299269
298925
2026-09-10T09:39:04Z
Darafsh
3597
299269
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="4" user="Darafsh" /></noinclude>با استراحتگاه جه ( به معنی چاه، مکان و جا ) که با فرض یک راه دیگر در شرق رود پلور باز هم نمیتوان این پنج فرسخ اضافی را توجیه کرد».<ref>شوارتس، جغرافیای تاریخی فارس، ۲۳۵.</ref> ابن خردادبه توقفگاه بعدی را کرجار مینامد که همین خان کرگان امروزی در کنار رود پلور است و هندسک با هنشک فعلی مطابقت دارد.<ref>همان، ص۲۳۶.</ref> مجدداً ابن خردادبه از مکانی یاد میکند که در منابع بعدی اشاره ای به آن نشده و آن مهاجر است که تا ابرقوه ده فرسخ راه است. اصطخری ایستگاه بعدی را از ابرقو تا قریه الاسد عربی که همان دهشیر است را سیزده فرسخ ذکر کرده و مقدسی مسافت آن را یک روز سفر میداند.<ref>مقدسی، احسن التقاسیم فی المعرفه الاقالیم، ص۶۷۷.</ref> هرگاه ابن خردادبه مسافت راه را زیاد ذکر کرده باید گفت راه تقریباً دورتری وجود داشته که ضرورت عبور از کویر بخاطر شرایط نامساعد جوی آن را پدید آورده است.<ref>شوارتس، جغرافیای تاریخی فارس، ص۲۳۶.</ref>
استراحتگاه بعدی قریه الجوز (ده گردو ) است که مقدسی به جای آن آرد را ذکر میکند که مسخ شده لفظ فارسی گردو است.<ref>مقدسی، احسن التقاسیم فی المعرفه الاقالیم، ص۶۷۷.</ref> گرجه در هیچ نقشه ای اثری از ده گردو نمیباشد ولی ابن خردادبه مسافت آن را هفت فرسخ و اصطخری آن را شش فرسخ ذکر کرده است. در ادامه راه ابن خردادبه از مکانی با نام قلعه یاد میکند که اصطخری و مقدسی نام این قلعه را " قلعه مجوس" ذکر کردهاند در شش فرسخی ده جوز.<ref>اصطخری، مسالک و ممالک، ص۱۱۵؛ مقدسی، احسن التقاسیم فی المعرفه الاقالیم، ص ۶۷۷.</ref> ابن بلخی در فارسنامه در این نقطه به جای جدیدی اشاره میکند که تومره بست نامیده و در نه فرسخی یزد قرار دارد.<ref>ابن بلخی، فارسنامه، ص۱۶۴.</ref> شهر یزد که مرکز ولایت است اصطخری و مقدسی همان<noinclude>{{خطکش|40%|align=right}}{{smallrefs}}</noinclude>
leridg6e7swb4exmgokp5smhamv9ecg
برگه:Jondi Shapour Magazine, no. 2.pdf/۷۲
104
95317
299270
299156
2026-09-10T09:39:23Z
Darafsh
3597
299270
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="4" user="Darafsh" /></noinclude>نام قدیم کثه را ذکر کردهاند و فاصله آن را تا قلعه مجوس پنج فرسخ ذکر کردهاند.<ref>اصطخری، مسالک و ممالک، ص۱۱۵؛ احسن التقاسیم فی المعرفه الاقالیم، ص۶۷۷.</ref> اصطخری به یکی از راههای فرعی که به طرف غرب یزد میرود اشاره میکند که از کثه بطرف میبد ده فرسخ راه است، از میبد تا عقدا ده فرسخ، از عقدا تا نایین هم پانزده فرسخ راه است و از نائین تا سپاهان چهل و پنج فرسخ راه است.<ref>اصطخری، مسالک و ممالک، ص۱۱۷. ۱۱۸.</ref> راه یزد در ادامه مسیر خود با انجیره که آخرین نقطه فارس قبل از ورود به کویر است میرسد و از آنجا به طرف ساغند و در ادامه به شاهراه بزرگ نیشابور و خراسان مرتبط میشود.<ref>برای آگاهی بیشتر از این مسیر نگاه کنید به: ابن خردادبه، مسالک و ممالک، ص۴۰؛ اصطخری، مسالک و ممالک، ص۱۰۱.؛ مقدسی، احسن التقاسیم فی المعرفه الاقالیم، ص۷۲۳.</ref>
'''۵-اصطخر- دارابگرد- تارم:'''
بین ولایت اصطخر و اردشیر خوره بطرف شرق ولایت دارابگرد قرار گرفته که سومین ولایت بزرگ فارس به شمار میرفته است.<ref>اصطخری، مسالک و ممالک، ص۱۰۱.</ref> ولایتی با شکوه وسر شار از معادن و محصولات و ویژگیهای نیکو بوده است.<ref>مقدسی، احسن التقاسیم فی المعرفه الاقالیم، ص۶۳۱.</ref> ادریسی دارابگرد را مرکز معاملات و داد و ستد و تجمع بازرگانان فارس میشمارد.<ref>به نقل از شوارتس، جغرافیای تاریخی فارس، ص۱۳۵.</ref> فسا بزرگترین شهر این ولایت بوده و شاید به همین علت باشد که ابن خردادبه آن را در کنار پنج کوره اصلی ایالت فارس ذکر کرده است.<ref>ابن خردادبه، مسالک و ممالک، ص۴۷.</ref> اصطخری به اهمیت اقتصادی فسا اشاره میکند و از مردم این شهر در شمار برجستهترین تاجران تجارت خشکی یاد میکند.<ref>اصطخری، مسالک و ممالک، ص ۱۲۱. ۱۲۲.</ref>
{{ته}}<noinclude>{{خطکش|40%|align=right}}{{smallrefs}}</noinclude>
ni069lbgqcd8mlgp4r87pp0kzjrk7hf