ویکینبشته
fawikisource
https://fa.wikisource.org/wiki/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C
MediaWiki 1.47.0-wmf.20
first-letter
مدیا
ویژه
بحث
کاربر
بحث کاربر
ویکینبشته
بحث ویکینبشته
پرونده
بحث پرونده
مدیاویکی
بحث مدیاویکی
الگو
بحث الگو
راهنما
بحث راهنما
رده
بحث رده
درگاه
بحث درگاه
پدیدآورنده
بحث پدیدآورنده
برگه
گفتگوی برگه
فهرست
گفتگوی فهرست
TimedText
TimedText talk
پودمان
بحث پودمان
Event
Event talk
بحث کاربر:SHB
3
50396
299708
126907
2026-09-18T02:31:06Z
Max
35931
Max صفحهٔ [[بحث کاربر:SHB2000]] را به [[بحث کاربر:SHB]] منتقل کرد: صفحه در ضمن تغییر نام کاربر «[[Special:CentralAuth/SHB2000|SHB2000]]» به «[[Special:CentralAuth/SHB|SHB]]» به طور خودکار منتقل شد
126907
wikitext
text/x-wiki
<div style="border: 1rem #dd0000 ridge; padding: 0.5em;">Hello! Please message me on [[m:User talk:SHB2000|meta.wikimedia.org]] instead. I may not notice messages on this page.</div>
ojy2vkqs676esjrcfi79dwyt0tjr5xc
کاربر:MoAMINho
2
50897
299705
208713
2026-09-18T01:40:53Z
Arian
11584
Arian صفحهٔ [[کاربر:AMIN Programer]] را به [[کاربر:MoAMINho]] منتقل کرد: صفحه در ضمن تغییر نام کاربر «[[Special:CentralAuth/AMIN Programer|AMIN Programer]]» به «[[Special:CentralAuth/MoAMINho|MoAMINho]]» به طور خودکار منتقل شد
208713
wikitext
text/x-wiki
{{و|{{اندازه قلم|200%|'''به نام خدا'''}}}}
{{و|{{اندازه قلم|100%|'''کتاب های در حال نمونه خوانی'''}}}}
{{و|''شاهنامه ژول مل - جلد دوم''|}}
{{و|''تاریخ مشروطه ایران - جلد سوم''|}}
{{و|{{اندازه قلم|100%|'''کتاب های در حال هم سنجی'''}}}}
{{و|''چهار مقاله''|}}
{{و|{{اندازه قلم|100%|'''کتاب های هم سنجی شده'''}}}}
{{و|''شاهنامه ژول مل - جلد اول''|}}
{{و|''کلیات سعدی''|}}
fvtq9nlbtmhmwgipvahiqz3wovawxdv
بحث کاربر:MoAMINho
3
66100
299704
218261
2026-09-18T01:40:53Z
Arian
11584
Arian صفحهٔ [[بحث کاربر:AMIN Programer]] را به [[بحث کاربر:MoAMINho]] منتقل کرد: صفحه در ضمن تغییر نام کاربر «[[Special:CentralAuth/AMIN Programer|AMIN Programer]]» به «[[Special:CentralAuth/MoAMINho|MoAMINho]]» به طور خودکار منتقل شد
218261
wikitext
text/x-wiki
== همسنجی ==
سلام. ضمن تشکر از جنابعالی بابت همسنجی کلیات سعدی، سرعت بالای شما در همسنجی این سوال را برای من ایجاد کرد که آیا شما متن پیادهشده را کاملاً با اسکن مطابقت میدهید؟ چون اگر برگه نشانه همسنجی گرفته باشد، دیگر کسی آن را بررسی نمیکند. [[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ۷ دسامبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۶:۰۴ (UTC)
:سلام ، برخی صفحات رو با اسکن بررسی و مطابقت میدهم ولی برخی صفحات دیگر رو کمتر وقت سپری میکنم
:چشم ، از این به بعد بیشتر دقت خواهم کرد [[کاربر:AMIN Programer|AMIN Programer]] ([[بحث کاربر:AMIN Programer|بحث]]) ۷ دسامبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۶:۱۶ (UTC)
::ممنونم [[کاربر:Yoosef Pooranvary|یوسف]] ([[بحث کاربر:Yoosef Pooranvary|بحث]]) ۷ دسامبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۶:۲۳ (UTC)
== تشکر ==
سلام. ممنون از زحماتی که برای همسنجی آثار ویکینبشتهٔ فارسی میکشید. با احترام [[کاربر:Darafsh|Darafsh]] ([[بحث کاربر:Darafsh|بحث]]) ۳۰ مهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۵:۰۶ (UTC)
7xtp9ouh9bl0siz9j1rfbyevun0oou2
برگه:تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf/۴۱
104
95511
299669
299505
2026-09-17T18:20:23Z
Hanooz
17889
/* Proofread */، ابرابزار
299669
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|تاریخ سی ساله ایران||۳۹}}</noinclude>را با متنی "فتوا " مانند امضا کرده بود. یکی از علل سرکوبی حزب توده در سالهای ۲۷ و ۲۸ فراهم کردن زمینه مساعد تجدید قرار داد نفت با انگلستان بود. رزم آرا در تیرماه سال ۲۹ با این رسالت نخستوزیر شد که کار نفت را بپایان برساند. مصدق و همکارانش که در دوره اخیر فعالیت خود را از مهر ۲۸ با تحصن در کاخ مرمر بعنوان اعتراض به جریان انتخابات شانزدهم شروع کرده بودند، در مقابل رزم آرا جبهه گرفتند و هنگام طرح لایحه، نفت در مجلس به مخالفت با آن پرداختند. حزب توده که پس از یک دوره دوباره داشت نیرو میگرفت، از تریبونهای علنی محروم شد و قادر به رقابت با مصدق نبود، ولی مهمتر از این محدودیتها، موضعگیری کاملاً " غلط حزب توده در آن شرایط بود جنجال تشدید تضادهای آمریکا و شوروی و خطری که شوروی خود را در آستانه آن حس. ن میکرد و بزودی بعنوان مهمترین قدرت ضد امپریالیستی شناخته شده و اردوگاه سوسیالیستی و احزاب کمونیست را به مبارزه بر ضدامپریالیزم آمریکا هدایت میکرد، این استراتژی جهانی در ایران درست با استراتژی جبهه ملی تضاد پیدا میکرد. در ایران امپریالیزم آمریکا چهره تهاجمی داشت و میخواست انحصار نفت ایران را از دست انگلیس خارج کند و مصدق با علم به این تضاد، شعار ملی شدن نفت را مطرح ساخته بود و از حمایت آمریکا برخوردار میشد. اتحاد شوروی و حزب توده نیز این موضعگیری را میدیدند و با توجه به حساسیت شوروی در مقابل آمریکا (که خود بخود موجب اغماض نسبت به انگلیس در چهار چوب مسائل جهانی نمیشد) جنبش ملی شدن نفت و جبهه ملی را پدیده ای برای خود رسالت رهبری قائل بود شرکت مصدق در مبارزه نفت را که در آن از امپریالیزم آمریکا کمک میگرفت و حمایت آمریکا از جنبش نفت در<noinclude></noinclude>
3fdpp2a3ypwpn23d74w1s1f6vouiku5
299710
299669
2026-09-18T07:35:21Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانیشده */
299710
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="3" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|تاریخ سی ساله ایران||۳۹}}</noinclude>را با متنی "فتوا" مانند امضا کرده بود. یکی از علل سرکوبی حزب توده در سالهای ۲۷ و ۲۸ فراهم کردن زمینه مساعد تجدید قرارداد نفت با انگلستان بود. {{w|حاجعلی رزمآرا|رزم آرا}} در تیرماه سال ۲۹ با این رسالت نخستوزیر شد که کار نفت را بپایان برساند. مصدق و همکارانش که در دورهٔ اخیر فعالیت خود را از مهر ۲۸ با تحصن در {{w|کاخ مرمر}} بعنوان اعتراض به جریان {{w|انتخابات مجلس ایران (۱۳۲۸)|انتخابات شانزدهم}} شروع کرده بودند، در مقابل رزم آرا جبهه گرفتند و هنگام طرح لایحهٔ نفت در مجلس به مخالفت با آن پرداختند. حزب توده که پس از یک دوره دوباره داشت نیرو میگرفت، از تریبون های علنی محروم شد و قادر به رقابت با مصدق نبود، ولی مهمتر از این محدودیتها، موضع گیری کاملاً غلط حزب توده در آن شرایط بود جنجال تشدید تضادهای آمریکا و شوروی و خطری که شوروی خود را در آستانه آن حس میکرد و بزودی بعنوان مهمترین قدرت ضد امپریالیستی شناخته شده و اردوگاه سوسیالیستی و احزاب کمونیست را به مبارزه بر ضد امپریالیزم آمریکا هدایت میکرد، این استراتژی جهانی در ایران درست با استراتژی جبهه ملی تضاد پیدا میکرد. در ایران امپریالیزم آمریکا چهره تهاجمی داشت و میخواست انحصار نفت ایران را از دست انگلیس خارج کند و مصدق با علم به این تضاد، شعار ملی شدن نفت را مطرح ساخته بود و از حمایت آمریکا برخوردار میشد. اتحاد شوروی و حزب توده نیز این موضع گیری را میدیدند و با توجه به حساسیت شوروی در مقابل آمریکا (که خود بخود موجب اغماض نسبت به انگلیس در چهارچوب مسائل جهانی نمیشد) جنبش ملی شدن نفت و جبهه ملی را پدیده ای برای خود رسالت رهبری قائل بود: شرکت مصدق در مبارزه نفت را که در آن از امپریالیزم آمریکا کمک میگرفت و حمایت آمریکا از جنبش نفت در<noinclude></noinclude>
nmnmxiotlawxezvnvwxi0b7p4qpc66z
برگه:تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf/۴۲
104
95512
299670
299506
2026-09-17T18:20:56Z
Hanooz
17889
/* Proofread */، ابرابزار
299670
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|۴۰||تاریخ سی ساله ایران}}</noinclude>مرحله اول یعنی تا (خلع ید را حمل بر وابستگی مصدق به آمریکا کرده و با وابستگی سیاسی به مشی شوروی خود را ملزم میدانست با نفوذ آمریکا " مبارزه کند حزب توده قبل از ملی شدن نفت، نتیجه بخش بودن این مبارزات را قبول نداشت و فکر میکرد که سرانجام این سرو صداها با توافق آمریکا و انگلیس تمام خواهد شد. با همه اینها، حزب توده نمیتوانست از جریانی که به علت نضج میگرفت برکنار بماند و بنابر این شعار الغای امتیار نفت جنوب را داد (مقارن طرح ملی شدن نفت در او اخر سال (۲۹) و سپس ملی شدن نفت جنوب و سرانجام پس از تصویب ملی شدن نفت شعار ملی شدن نفت در سراسر کشور را پذیرفت. این تغییر دادن شعارها نشانه سردرگمی حزب توده و عقب ماندن آن از جریان بود ولی مسخرهترین جنبه این شعارها، رعایت حقوق شوروی در امتیاز نفت شمال که هرگز تصویب نشده بود) بود. بهمین جهت اول سال ۳۰ حزب سازمانهای مخفی خود را گسترش داد و نیروی مادی لازم را برای مقابله پیدا کرد. اولین تظاهرات حزب حدود یک ماه پس از خلع ید در آستانه ورود " اورال هریمن " فرستاده مخصوص " ترومن برای حل مسئله نفت بود، قبل از ۲۳ تیر سازمانهای حزب توده در کارخانههای مختلف اعتصابهایی راه انداخته بودند. از جمله این اعتصابها، اعتصاب کارگران نفت در هفتم اردیبهشت ۱۳۳۰ بود که به زد و خورد کشید و موجب اعلام حکومت نظامی گردید. نیروی دریائی انگلیس از این اعتصاب استفاده کرد و ناوهای خود را بعنوان حفظ جان اتباع انگلیسی به خلیج فارس و سواحل خوزستان آورد. این تهدیدی بود برای بازداشتن مصدق از ادامه راه خود. سرانجام در دهم اردیبهشت شاه لایحه مصوبه مجلس را امضا کرد و در سیزده اردیبهشت<noinclude></noinclude>
n7ln0iyfpghdlwp7uuerd6h0v5jx8m3
برگه:تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf/۴۳
104
95513
299671
299507
2026-09-17T18:22:07Z
Hanooz
17889
/* Proofread */، ابرابزار
299671
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|تاریخ سی ساله ایران||۴۱}}</noinclude>مصدق را به نخستوزیری برگزید. در ۲۳ تیر هریمن" با پیشنهادی شبیه کنسرسیوم در سال ۲۳ در ایران آمد آمریکا اینک میخواست حاصل ملی شدن صنعت نفت را برباید. مصدق سعی میکرد که مناسبات خود را با آمریکا تیره نکند، مرتجعین به رهبری دربار و امرای ارتش میخواستند نشان دهند که قدرت واقعی را در دست دارند حزب توده تصمیم گرفت که بنظر خود مانع سازش مصدق با آمریکا و پایان مجرای نفت شود. حزب معتقد بود که اینک زمان سازش مصدق فرا رسیده و باید رهبری را از او گرفت.
تظاهرات ۲۳ نیز ظاهراً " بمناسبت یاد بود اعتصاب و تظاهرات کارگران نفت در ۲۳ تیر ۲۵ برقرار شد ولی هدف اصلی آن مخالفت با آمریکا و اعتراض به ورود هریمن بود.
روحیه ناشی از مبارزه مخفی در ۲۳ تیر بصورت برخورد با نیروهای پلیس و ارتش ظاهر شد " توده ایها " شجاعت و انضباط پیشبینی نشدهای از خود آشکار ساختند که باعث شگفتی جبهه ملی و دربار شد. مصدق به تظاهرات خونین کمونیستها تکیه کرد و هریمن را دست بسر کرد. حزب توده شکست مأموریت هریمن را به حساب خود گذاشت و تمایلات مصدق و جبهه ملی را به حساب نیاورد. شرکت عناصری چون زاهدی، امینی و دیگران در کابینه اول مصدق و گسترش فعالیت اداره اصل چهار ترومن و افزایش فعالیت اداره آمریکا و ارتش در ماههای اول حکومت مصدق از جانب حزب توده به منزله تأیید شناخت خویش یعنی وابستگی مصدق به آمریکا بود، حزب گرچه قبلاً در ائتلافی با حزب ایران در سال ۲۵ این حزب را حزب را نماینده بورژوازی ملی اعلام کرده بود، یعنی با مسئله بورژوازی و نفتی آن آشنائی قبلی داشت در برابر مصدق او را عامل امپریالیزم<noinclude></noinclude>
npt4g4g87oedb70e0ybf1dgxemh23qs
برگه:تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf/۴۴
104
95514
299672
299508
2026-09-17T18:23:01Z
Hanooz
17889
/* Proofread */، ابرابزار
299672
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|۴۲||تاریخ سی ساله ایران}}</noinclude>آمریکا اعلام میکرد و در مورد سوابق مصدق از جمله مجلس چهاردهم و مخالفت با امتیازات " استاندارد اویل " معتقد بود که پس از آن مصدق با آمریکا سازش کرده است حزب توده خونریزی ۲۳ تیر را جلادی مصدق و قتلعام کمونیستها و قربانی کردن آنها را، در مقدم ارباب اعلام کرد.
در بارو عناصر مرتجع که زمام نیروهای مسلح را در دست داشتند و مسبب اصلی این واقعه بودند، از بالا گرفتن اختلاف سود میجستند و در مجلس نیز مصدق را مورد تهاجم قرار میدادند. برخوردهای حزب توده با مصدق ادامه یافت.
در چهاردهم آذر همان سال نیروهای سازمان جوانان (زیر عنوان همدردی با محصلین عراقی) دست به تظاهرات خونین در تهران زدند و نیروهای مسلح به مراکز سازمانهای علنی حزب توده مثل خانه صلح = کانون جوانان دموکرات، جمعیت آزادی ایران، اداره روزنامههای بسوی آینده چلنگر و مرکز جمعیت ملی مبارزه با استعمار هجوم بردند. این هجومها تا در نبودند در فعالیت حزب اثر چندانی بگذارند زیرا شبکههای حزبی مخفی بود و حزب به حرکت خود ادامه میداد، پس از رد پیشنهاد هر یمن از جانب مصدق برای اولین بار نشانههای مثبتی در روزنامههای " ایزوستیا " نسبت به مصدق پیدا شد. ولی در پایان سال ۳۰ بود که در ارگان بالای حزب اولین آثار تجدید نظر نسبت به مصدق آشکار شد.
سازمان جوانان در دنبال برخوردهای قبلی در ۸ فروردین ۲۱ دست به ماجرا جویی زد و علیرغم سیاست حزب که تظاهرات شدید مصدقی را تحریم میکرد. تظاهرات خونین در تهران راه انداخت واقعه هشتم فروردین<noinclude></noinclude>
11pzqeckc2a4zwacd7rkfp7jf59ekpa
برگه:تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf/۴۵
104
95515
299673
299509
2026-09-17T18:24:28Z
Hanooz
17889
/* Proofread */، ابرابزار
299673
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|تاریخ سی ساله ایران||۴۳}}</noinclude>آخرین تظاهرات ضد دولتی (ضد مصدقی) توده ایها بود.<ref>شرکت حزب توده در انتخابات دوره ۱۷ مجلس در بهمن ۳۰ نشانههای گرایش به مسالمت تلقی میشود. با تمام کوششهائی که حزب در تهیه رای بعمل آورد با صندوق سازی و اعمال نفوذ درباریها و خود جبهه ملی اجازه داده نشد که حتی یک نماینده توده ای. به مجلس برود انتخابات چند شهر بهمین منظور متوقف شد. حزب توده در تهران با ۲ نفر که سوابق ارتجاعی داشتند ائتلاف کرد که از آن جمله «فرود» بود که از همان زمان به دربار و مرتجعین وابستگی نتیجه ثبتی برای حزب نداشت ب بی آبروئی آن شد. موجب</ref>
در بررسی این حرکت، نشانههای تجدید نظر نسبت به مصدق هویدا میشود. معذلک میبایست ۳۰ تیر نقطه عطف این دگرگونیها شود. قیام ۳۰ تیر - حتی پیش از خلع بدار شرکت نفت، انگلستان همزمان با توسل به سیاست و اعزام کشتی جنگی، به دیوان داوری لاهه شکایت کرد (در چهار خرداد ۱۳۳۰)
با تحریم خرید نفت ایران، اختلاف ایران و انگلیس بالاتر گرفت. در مهرماه ۳۰ انگلستان به شورای امنیت نیز متوسل شد. مبارزه با انگلستان و کوشش در خروج از بنبست فروش نفت مهمترین مسئله دوره مصدق بود. اعمال نفوذ و توطئههای انگلستان موجب بسته شدن کنسولگریهای انگلیس در دیماه ۱۳۳۰ شد
توده اگر چه مناسبات ایران و آمریکا پس از رد پیشنهادات هریمن به سردی گرائیده بود) ترومن ایران را به توافق با انگلیس تشویق میکرد در تاریخ<noinclude>{{خطکش}}
{{پانویس}}</noinclude>
6vapkku5t7zz11jzy8dit3n3h3c9k22
برگه:تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf/۴۶
104
95516
299674
299510
2026-09-17T18:25:06Z
Hanooz
17889
/* Proofread */، ابرابزار
299674
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|۴۴||تاریخ سی ساله ایران}}</noinclude>تقاضای مصدق، برای دریافت کمک تأیید کرده بود، نمیتواند به کشوری که دریچههای ثروت خود را به روی خود بسته است، از کیسه مالیات دهندگان آمریکا کمک کند. ولی گریدئی سفیر آمریکا همواره به دولت خود هشدار میداد که به اغواگری انگلیس در مورد برکنار کردن مصدق تسلیم نشود و خطر کمونیسم در ایران را در نظر داشته باشد مصدق با تکیه به تجاربی چون ۲۳ تیرماه " خطر کمونیسم" را لولوئی برای آمریکا کرده بود. در نتیجه آمریکا معتقد شده بود که فقط مصدق است که میتواند با اتکاء به ناسیونالیسم جلوی کمونیسم را بگیرد. ولی انگلستان با شناخت و نفوذی که در ایران داشت معتقد بود که برکناری مصدق متضمن خطر جدی نیست) در خاطرات… این اختلاف روابط و نظر دو امپریالیسم در ماجراهایی که به ۳۰ تیر و سپس توطئههای پس از آن منجر شد، منعکس شده است) انگلستان که از مجامع بینالمللی امید بر گرفته بود، در خرداد سال ۳۱ کشتی ایتالیائی " رزماری را که از ایران نفت خریده بود در بندر مستعمراتی مدن بازداشت کرد و کوشش جدی بعمل آورد تا آمریکا را با اقدامات خود در یاران هماهنگ سازد. سرانجام ترومن به انگلستان چراغ سبز مشروطی نشان داد انگلستان اجازه یافت که دست به اقدام بزند، بشرط آنکه منافع غرب (آمریکا) در ایزان با خطر حاکمیت کمونیستها روبرو نشود. باین ترتیب تضاد دو امپریالیست به توافق رسید در زیر این تضمین ۴۰٪ نفت ایران برای آمریکا قرار داشت در خرداد مصدق به لاهه رفت تا از حقوق خود دفاع کند. پس از دفاع در لاهه و قبل از صدور رای مصدق به ایران بازگشت و بر سر تعیین پست وزارت جنگ با دربار اختلاف آشکاری پیدا کرد. انتخاب وزیر جنگ و فرماندهان شهربانی و ژاندارمری بر خلاف قانون<noinclude></noinclude>
oeoy0rh2x9knzlth87krnjoowvwrt47
برگه:تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf/۴۷
104
95517
299675
299511
2026-09-17T18:25:34Z
Hanooz
17889
/* Proofread */، ابرابزار
299675
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|تاریخ سی ساله ایران||۴۵}}</noinclude>اساسی در اختیار شاه قرار گرفته بود. بهمین دلیل نیروهای نظامی از دو لب) نخستوزیر) تبعیتی نمیکردند و در واقع برخوردهای خونین تهران به همین دلیل با سیاست لیبرال مصدق مطابقت نمیکرد مصدق از موقعیت دادگاه لاهه که افکار عمومی را بشدت تحریک کرده بود میخواست استفاده و پست وزارت جنگ را مثل سایر پستهای کابینه تحت اداره خود بگیرد. برای کنترل ازتش و نیروهای مسلح و تصفیه این نیروها میبایست قبلاً امتیازات غیرقانونی شاه در این مورد سلب شود. بهمین دلیل پس از چند بار گنگره در ۲۴ تیرماه ۱۳۳۱ مصدق شاه را تهدید به استعفای خود کرد… شاهو مرتجعین که قبلاً آماده توطئه شده بودند درست در آستانه صدور رای دادگاه لاهه وارد عمل شدند، مصدق به رغم بدست گرفتن پست وزارت جنگ و گرفتن اختیارات، از مجلس استعفا داد و شاه قوام السلطنه را به نخستوزیری برگزید. قوام بلافاصله اعلامیه ای صادر کرد و پایان دوران هرج و مرج و عوام فریبی را اعلام کرد و از سوئی به سوابق «آزادیخواهانه» خود در گذشته اشاره کرد. از سوی دیگر مخالفان را تهدید به شدت عمل کرد. قوام با علم به اختلافهای حزب توده و مصدق میخواست با وعدههای نهنی حزب توده را بفریید و بدادن امتیازات امیدوارکند ولی این تاکتیک قوام و مرتجعین نگرفت. حزب توده از چندی پیش سیاست احتیاط آمیزی در مقابل مصدق در پیش گرفته بود و اینک برکناری او به تردیدها خاتمه میداد و در نتیجه اتخاذ یک تصمیم جدی را ضروری میساخت از سوی دیگر نمایندگان جبهه ملی که در اقلیت قرار گرفته بودند (اکثریت مجلس ۱۷ به قوام رای اعتماد داد و این نشان دهنده ماهیت انتخابات در بهمن سال ۳۰ بود) در مجلس متحصن شدند. از<noinclude></noinclude>
d1my9e2lg64eotbv27jda9cwnx5cipq
برگه:تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf/۴۸
104
95518
299676
299512
2026-09-17T18:26:18Z
Hanooz
17889
/* Proofread */، ابرابزار
299676
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|۴۶||تاریخ سی ساله ایران}}</noinclude>همان روزهای استعفای مصدق) که دیگر حالت برکنار کردن او را پیدا کرده بود). عناصر دست چپی و مصدقی در خیابانهای مرکزی بهم نزدیک شده بودند مشترکاً روزنامههای شاهد و شهباز را میفروختند فراکسیون جبهه ملی از آیت الله کاشانی) روز ۳۰ تیر را اعتصاب عمومی اعلام کرد. آیت الله کاشانی که در زمان رضاخان از ایران تبعید شده بود و بعدها با شکوه تمام بازگشته بود متنفذترین روحانی زمان خود به حساب میآمد ریاست مجلس را بعهده داشت و دومین شخصیت جبهه ملی شناخته میشد. کاشانی روی تودههای بازاری و کسبه نفوذ داشت با همه اینهانه اعلامیه جبهه ملی و نه اعلامیه کاشانی مردم را دعوت به تظاهرات نکرده بود. در روز ۲۸ تیر جمعیت مبارزه با استعمار اعتصاب ۳۰ تیر را تأیید کرد و مردم را دعوت به تظاهرات کرد. در روز ۲۹ تیر دولت حاضر شد اعلامیه جبهه ملی را از رادیو بخواند و مهندس حسیبی اعلامیه را خواند. در این اعلامیه از مردم دعوت شده بود که که دست به اعتصاب آرام بزنند ولی خوشبختانه تودهها اعلامیه را باور نکردند و آنرا نپذیرفتندا اعلامیه جمعیت ملی مبارزه با استعمار طی روز ۲۹ تیر پخش شد ولی بعد افراد حزب و سازمانهای وابسته آن در تظاهرات شرکت کردند کارخانهها هم تعطیل شد. کمبود فرصت و زمینههای منفی برخوردهای حزب توده و مصدق باعث شد که بسیج افراد بهطور کامل اجرا نشود ولی با اینهمه عده زیادی از افراد حزب، در تظاهرات ۳۰ تیر شرکت کردند. تظاهرات از صبح از خیابانهای اطراف بازار (بودرجمهری ناصر خسرو – سیروس، خیام - پامنار و برق (شروع شد و بطرف توپخانه و اکباتان پیش رفت. نیروهای ارتش اول با یورشهای سر نیزه و سپس باد شلیک گلوله و بکار بردن تفنگ و مسلسل با جمعیتی که به سوی مجلس حرکت<noinclude></noinclude>
9z4p8ddyc8nvgy2yytvf8q1iws5i9yl
برگه:تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf/۴۹
104
95519
299677
299513
2026-09-17T18:28:16Z
Hanooz
17889
/* Proofread */، ابرابزار
299677
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|تاریخ سی ساله ایران||۴۷}}</noinclude>میکرد مقابله میکردند تا سرانجام در میدان سپه بهارستان و اکباتان، تانکها به مقابله با مردم رفتند و در این برخوردها عده زیادی مجروح و گروهی نیز کشته شدند. بیمارستانها (بخصوص بیمارستان سینا) مملو از زخمیها شده بود جنازهها بر سر دستها در جلو جمعیت حرکت میکرد. بالاخره نمونههای تمرد در نیروهای نظامی دیده شد و جمعیت به اکباتان و بهارستان رسید اخبار شهر به دربار و قوام میرسید. (برادر شاه، علیرضا به خیابان آمده بود و شایع بود که در چهار راه آب سردار شخص به مردم شلیک کرده است. مستشاران نظامی خطر تمردارتش را خاطر نشان ساختند. سفیر آمریکا به دربار اعلام خطر کرد و از قیام مردم به هراس افتاد. آمریکائیها خطر حاکمیت سرخ را پیشبینی میکردند. توده ایها در تظاهرات در کنار شعار " مصدق پیروز است " یا " یا مرگ یا مصدق" شعارهای ضد درباری میدادند. تودهها هنوز از این شعارهای حزب استقبال نمیکردند. عناصر دست راستی جبهه ملی در حال تظاهرات با شعارهای ضد درباری مخالفت میکردند) طرفداران کاشانی مثل شمس قنات آبادی و شعبان بی مخ هنوز در صفوف جبهه ملی بودند سرانجام پس از هشتاد و چند تن کشته و صدها زخمی، دربار وحشت زده عقب نشست و بازگشت مصدق را پذیرفت این بار مصدق با نیروهای تودهها پست نخستوزیری را اشغال میکرد. ویژگیهای سی ام تیر بشرح زیر بود:
{{plainlist/s}}
* ۱ - سی ام تیر نقطه عطفی بود در تغییر جهت مبارژه از مبارزه ضد انگلیسی به مبارزه ضد درباری یعنی تکامل مبارزه و موضعگیری ضد استعماری و ضد ارتجاعی (ضد فئودال کمپرادوری).
* ۲ - گسترش این جنبه مبارزه پس از ۳۰ تیر موجب تغییر جناحگیری<noinclude>{{plainlist/e}}</noinclude>
qwpi0w4zf3jlpgpqg2gmz0p84y6zv3u
برگه:تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf/۵۰
104
95520
299678
299514
2026-09-17T18:32:00Z
Hanooz
17889
/* Proofread */، ابرابزار
299678
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|۴۸||تاریخ سی ساله ایران}}
{{plainlist/s}}</noinclude>نیروهای داخلی شد، یعنی "اولا جناح راست جبهه ملی یعنی نمایندگان بورژوائی بزرگ سازشکار و کمیرا دورها از مصدق جدا شدند. این پدیدهها بصورت جدا بی کاشانی بقائی و دیگر آن از جبهه ملی ظاهر شد. این نیرو با فئودالیزم و بورژوا کمپرادور اداری سازش کرد و بصورت متحد امپریالیزم در مقابل مصدق قرار گرفت ثانیا " جنبش کارگری موضع قبلی خود را ترک کرد و به مصدق نزدیک شد و از او حمایت کرد پشتیبانی حزب توده از مصدق که با قیام میام تیر شروع شد از آن پس ادامه یافت.
* ۳- با تغییر جناحگیری نیروهای داخلی و گسترش یافتن تکامل مبارزه امپریالیست سازش کرده و امپریالیسم آمریکا از مخالفت غیرفعال به دشمن شوروی از مصدق حمایت کرد ولی این حمایت فعال و مؤثر نبود. پس از سی ام تیر حزب توده موضع خود را نسبت به مصدق و جبهه ملی تصحیح کرد. تخطئه کردن مصدق و کار شکنی کردن در کار او که بصورت تظاهرات مخالفت آمیز و تحریم برنامههایی چون «قرضه ملی» و مانند آن ظاهر شده بود. جای خود را به تدریج به حمایت از مصدق داد با اینهمه حزب نتوانست و رسالتی را که در مقابل جنبش ملی بعهده داشت بانجام رساند پس از سی ام تیر سیاست حزب توده نسبت به مصدق عبارت بود از انتقاد از محافظه کاری و تردیدهای مصدق پیشنهاد روزنامههای علنی حزب مثل شهباز و بسوی آینده و مانند آنها، این سیاست را نمودار میسازد. حمایت حزب توده از مصدق در توطئه نهم اسفند از طرح حیات هشت نفری در فروردین ۳۲، شرکت در رفراندم مرداد ۳۲ و تظاهرات ۲۵ تا ۲۸ مرداد و ادامه این سیاست در دوره پس از کودتا بود ولی آنچه میبایست حزب توده بکند بهیچوجه با آنچه کرد مطابقت نمیکند حزب توده میبایست پس از<noinclude>{{plainlist/e}}</noinclude>
ratne9wfljn8azzzo7y2ocylz6rdym8
برگه:تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf/۵۱
104
95521
299679
299515
2026-09-17T18:32:52Z
Hanooz
17889
/* Proofread */، ابرابزار
299679
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|تاریخ سی ساله ایران||۴۹}}
{{plainlist/s}}</noinclude>۴۹ تاریخ سی ساله ایران سی ام تیر تدارک نیروهای سازمان یافته نظامی و شبه نظامی برای مقابله با ارتجاع بخشم آمده بپردازد. با شناخت تعریفی که حزب توده از مصدق میکرد) او را محافظ کار و نهایتاً ساز" شکار میشناخت که در خلع سلاح ضد انقلاب تابعیت و هوشیاری لازم را نشان نمیدهد) دیگر حق نداشت به حمایت گاه و بیگاه از او اکتفا کند و سرنوشت جنبش را به اقدامات او و جبهه ملی و اگذار کند ولی ایورتونیزم بیکرانی که رهبری حزب را درنوردیده بود و در صفوف حزب ریشههای جدی داشت موجب شد که حزب توده از موضع سکتار لیستی چپ به موضع دنباله روی بیفتد ترس از ماندن مصدق از یکسو و دنباله روی سازشکارانه از سوی دیگر حزب توده را به اپورتونیزم راست دچار ساخت حزب توده برای توجیه تغییر سیاست خود با اشکال جدی در میان افراد. شد اما نتوانست مناسبات خود را با مصدق برپایههای روبرو کاملا اصولی بر قرار سازد. اختلاف بر سر نحوه همکاری با مصدق در درون حزب پس از سی ام تیر ادامه یافت. طرح شعار " جبهه واحد به رهبری طبقه کارگر در مقابل جبهه واحد بدون ذکر رهبری آن نموداری از برداشتهای مختلفی بود که از رابطه با مصدق وجود داشت. ما باین مسئله در ذکر اختلافهای داخلی حزب توده خواهیم پرداخت مصدق و جبهه ملی نیز متقابلاً هیچگاه حاضر نشدند رسماً همکاری حزب توده را بپذیرند نتیجه این بود که حزب توده مناسبات روشنی با جبهه ملی و مصدق نداشت و بدنبال موقعیتهای مختلف، روابط آنها تعیین میشد. سازمان جوانان حزب توده که یک نیروی سیاسی پرجوش و فعال بود، قبلاً " نیروی خود را صرف تظاهرات و اعتصابها میکرد، در موضع حمایت از دولت نمیتوانست آن جوش و خروش را در یک جریان سازنده در جهت جنبش رهائی بخش<noinclude>{{plainlist/s}}</noinclude>
8zgqft57ub3alocvtrbj1gwr0wo23sr
299680
299679
2026-09-17T18:34:40Z
Hanooz
17889
299680
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|تاریخ سی ساله ایران||۴۹}}
{{plainlist/s}}</noinclude>سی ام تیر تدارک نیروهای سازمان یافته نظامی و شبه نظامی برای مقابله با ارتجاع بخشم آمده بپردازد. با شناخت تعریفی که حزب توده از مصدق میکرد) او را محافظ کار و نهایتاً ساز" شکار میشناخت که در خلع سلاح ضد انقلاب تابعیت و هوشیاری لازم را نشان نمیدهد) دیگر حق نداشت به حمایت گاه و بیگاه از او اکتفا کند و سرنوشت جنبش را به اقدامات او و جبهه ملی و اگذار کند ولی ایورتونیزم بیکرانی که رهبری حزب را درنوردیده بود و در صفوف حزب ریشههای جدی داشت موجب شد که حزب توده از موضع سکتار لیستی چپ به موضع دنباله روی بیفتد ترس از ماندن مصدق از یکسو و دنباله روی سازشکارانه از سوی دیگر حزب توده را به اپورتونیزم راست دچار ساخت حزب توده برای توجیه تغییر سیاست خود با اشکال جدی در میان افراد. شد اما نتوانست مناسبات خود را با مصدق برپایههای روبرو کاملا اصولی بر قرار سازد. اختلاف بر سر نحوه همکاری با مصدق در درون حزب پس از سی ام تیر ادامه یافت. طرح شعار " جبهه واحد به رهبری طبقه کارگر در مقابل جبهه واحد بدون ذکر رهبری آن نموداری از برداشتهای مختلفی بود که از رابطه با مصدق وجود داشت. ما باین مسئله در ذکر اختلافهای داخلی حزب توده خواهیم پرداخت مصدق و جبهه ملی نیز متقابلاً هیچگاه حاضر نشدند رسماً همکاری حزب توده را بپذیرند نتیجه این بود که حزب توده مناسبات روشنی با جبهه ملی و مصدق نداشت و بدنبال موقعیتهای مختلف، روابط آنها تعیین میشد. سازمان جوانان حزب توده که یک نیروی سیاسی پرجوش و فعال بود، قبلاً " نیروی خود را صرف تظاهرات و اعتصابها میکرد، در موضع حمایت از دولت نمیتوانست آن جوش و خروش را در یک جریان سازنده در جهت جنبش رهائی بخش<noinclude>{{plainlist/s}}</noinclude>
k6p5i41oljf209rq3no9nf4smkk4f4k
برگه:تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf/۵۲
104
95522
299681
299516
2026-09-17T18:35:34Z
Hanooz
17889
/* Proofread */، ابرابزار
299681
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|۵۰||تاریخ سی ساله ایران}}
{{plainlist/s}}</noinclude>هدایت کند. با مصادف شدن شش ماه آخر حکومت مصدق با تدارک جشن جهانی فستیوال به برگزار کردن گردشهای جمعی، جمعآوری آثار هنری و کارهای دستی، جمعآوری کمک و امانه و سرانجام تشکیل کمیتهها و باشگاههای ایالتی و مجلسی «فستیوال» و برگزاری جشنهای ایالتی و فستیوال جهانی پرداخت در حقیقت نیروهایی که میبایست از میانش یک نیروی نظامی انقلابی بیرون آورده شود و در ماههایی که سر نوشت خلق را کارزار تعیین میکرد حزب و سازمان جوانان آن در خرده کاریها و بی عملی غرق شده بودند. بدون توجه به برنامه حزب و سازمان جوانان در این ماهها و نحوه گذران سیاسی و مبارزاتی آنها و درک بی عملی حزب توده، جریان کودتای ۲۸ مرداد غیرقابل فهم است جریان دیگری که در سال ۳۲ رخ داد، اعتصاب کوره پزخانهها بود.
{{plainlist/e}}
اعتصاب به رهبری حزب توده شروع شد و بیش از دو هفته ادامه یافت. کوره پزخانهها از طرف نیروهای مسلح محاصره شد. رساندن آذوقه به سی هزار کوره پز و خانوادههای آنها بعهده کمیتههای حزبی و سازمانی گذاشته شد. با پایان اعتصاب شور شوق ناشی از یک عمل سازنده فروکش کرد و روال قبلی از جشن و شادمانی ادامه یافت. بپاس نقشی که حزب توده در جریان اعتصاب بازی کرده بود، کوره پزها بهطور جمعی در میتینک سالروز خیام سی تیر در بهارستان شرکت کردند تضادهای جنبش با مرتجعین هر روز شدید تر میشد، پس از ۹ اسفند که کودتایی بود و در نطفه خفه شد. در شانزدهم اسفند مصدق اقدام به بازداشت مرتجعین از جمله اهدی کرد. مخالفان برای نشان دادن ضعف دولت، افشار طوس رئیس مهربانی وقت را که از جانب مصدق گمارده شده بود (مصدق در عین حال<noinclude></noinclude>
8p2ksseiw9e7i6ya1fqt0ngfv274ak7
برگه:تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf/۵۳
104
95523
299682
299517
2026-09-17T18:36:34Z
Hanooz
17889
/* Proofread */، ابرابزار
299682
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|تاریخ سی ساله ایران||۵۱}}</noinclude>وزیر دفاع شده بود) ربوده و به قتل رساندند. دکتر بقایی که پس از ۳۰ تیر از مصدق بریده (و دشمن او شده بود و در این ماجرا دست داشت. به باز جوئی احضار شد. جنازه افشار طوس از غار تلو کشف شد. کاشانی نیز به مخالفت جدی با مصدق دست زد و در خانه خود در حضور طرفدارانش قسم خورد که حتی اگر قرار باشد با امپریالیزم انگلیس همکاری کند، مصدق را سرنگون خواهد کرد. مصدق که در معرض فشارهای سیاسی توطئهها و مشکلات اقتصادی و مالی قرار داشت تصمیم گرفت سیصد میلیون تومان اسکناس چاپ کند. مجلس به مخالفت پرداخت، عبدالله عظمی از همکاران مصدق روش محیلانه ای پیش گرفت و معلوم شد که علیرغم قیام سی ام تیر مجلس ماه هفدهم برای مصدق و ملت همچنان موضع ضدانقلاب است. در تیر نمایندگان جبهه ملی در مجلس شورا استعفا دادند در مرداد ماه مصدق انحلال مجلس را به رفراندم گذاشت در ۲۵ مرداد ۳۲ انحلال مجلس اعلام شد و همان شب کودتای اول مرداد آغاز شد و با شکست. روبرو شد.
کودتای ۲۸ مرداد
در مرداد ۳۲ اشرف پهلوی که به تقاضای مصدق از کشور تبعید شده بود در پایس با آلن دالس " و " شوارتس" نمایندگان ایالات متحده جلسه مشترک تشکیل داد که دستور سرنگون ساختن مصدق را صادر کرد. شاه فرمان عزل مصدق را بدست نصیری فرمانده گارد شاهنشاهی داد و خود با ملکه ثریا به کلاردشت رفت و منتظر نتیجه ماند. سرهنگ نصیری در نیمه شب ۲۵ مرداد افسران خود را در راس سربازان به خانه وزرای مصدق روانه کرد و چند تن از آنها را بازداشت. کرد از جمله فاطمی که در سعد آباد<noinclude></noinclude>
2wsxwcj4a9r6k8bh03yqk59k177y3vs
برگه:تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf/۵۴
104
95524
299683
299518
2026-09-17T18:37:18Z
Hanooz
17889
/* Proofread */، ابرابزار
299683
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|۵۲||تاریخ سی ساله ایران}}</noinclude>به همسرش تجاوز کردند خود نصیری برای بازداشت مصدق رفت در آنجا با نیروی مسلح که به فرماندهی ممتاز از خانه نخستوزیر " محافظت میکرد روبرو شد. مصدق نصیری را فریب داد و بازداشت کرد و از همه وقایع آگاه شد نیروهای نظامی به فرمان نخست وزیر) که وزیر دفاع هم بود) به کاخ سعد آباد رفتند و اسرا را آزاد کردند. فرمان خلع سلاح گارد شاهنشاهی صادر شد و افسران و درجه داران) سربازان گارد در سربازخانههای جمشیدیه و باغشاه و عشرت آباد و حشمتیه) بازداشت شدند. صبح روز ۲۵. شاه ملکه با هواپیمای خصوصی از کلاردشت به بغداد گریختند. کودتای ۲۵ مرداد شکست خورد و با پخش شدن خبر کودتا، تهران و شهرستانها بوجد آمدند. حزب توده که در ماههای قبل به خواب خرگوشی فرورفته بود از شناخت مسئولیت خطیر خود در این لحظات حساس بازماند و آخرین فرصت را برای آماده ساختن نیروهای خود برای مقابله با ضد انقلاب از دست داد در عوض فرصت طلبانه به استفاده سطحی از موقعیت پرداخت و شعار جمهوری دمکراتیک را مطرح کرد و افراد خود را به فروش علنی روزنامه مردم " و بر گزاری متینگهای موضعی بسود علنی شدن حزب و شرکت در تظاهرات خیابانی و پائین کشیدن مجسمههای شاه و نامگذاری خیابانهای تهران کشاند. برای مقابله با کودتا به تماس تلفنی با مصدق و نوشتن سر مقالههای پرآب و تاب چون " کودتا را به ضد کودتا تبدیل خواهیم کرد و افشاگری از کودتا چیان و مرکز کودتا در روزنامههای خود اکتفا کرد. در روز ۲۶ مرداد بدون برنامه قبلی میان افراد توده ای پراکنده در خیابانها و افراد حزب ملت ایران یان ایرانیزم (فرزهر برخورد پیش آمد که برای اولین بار پلیس در آن بیطرف ماند. باشگاه حزب ملت ایران) در اول خیابان صفی علیشاه) مورد<noinclude></noinclude>
4lhebj12x6wa6b2f1l38wwe39gpxs54
برگه:تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf/۵۵
104
95525
299684
299519
2026-09-17T18:38:25Z
Hanooz
17889
/* Proofread */، ابرابزار
299684
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|تاریخ سی ساله ایران||۵۳}}</noinclude>تهاجم قرار گرفت و غارت شد.
مصدق که از تظاهرات خیابانی به ستوه آمده بود با این برخورد دستور قطع تظاهرات را داد، حزب دستور را پذیرفت و روز ۲۷ مرداد آنرا به کمیتههای خود ابلاغ کرد. با آرام شدن خیابانها، آخرین مانع از سر راه کود تاجیان برداشته شد و باین ترتیب بود که صبح روز ۲۸ مرداد کودتا با تظاهرات اهمیت او باشان حرفه ای و میدانیها و دیگر افشا بی لمیتی شروع شد رئیس شهربانی وقت، سرتیپ دفتری که جزو کودتاچیان بود تا آنجا که توانست مصدق را خام کرد و وقتی نیروهای پلیس به تظاهر کنندگان پیوستند و کار بالا گرفت گفت که نمیتواند برای دولت کار کند. دفتری نیروهای پلیس را ظاهراً برای سرکوب کردن تظاهرات میفرستاد ولی طبق برنامه قبلی مأموران به اوباش میپیوستند کامیونهای پلیس و بارکش مملو از اوباش و میدانیها و پلیس از جنوب شهر حرکت میکرد و شعار زنده باد شاه «و شاه - شاه - شاه - شاه» را میدادند. درجه داران و افسران گارد شاهنشاهی که در سربازخانهها بازداشت بودند سر به شورش برداشتند و به اسلحه خانهها حملهور شدند و مسلح به خیابانها ریخته و عازم خانه نخستوزیر شدند بدون اینکه به مانعی بربخورند. حزب توده بوسید خدابنده (از اعضای سرشناسی جمعیت ملی مبارزه با استعمار) چند بار با مصدق تماس گرفت و کسب تکلیف کرد. مصدق در تماسهای اول اعلام کرد که از دس دست من دیگر کاری ساخته نیست، هرکاری میتوانید بکنید در این موقع تماس تودههای حزب با رهبری قطع بود. اصولاً روابط مخفی اجازه نمیداد که به فاصله چند ساعت، افراد بسیج شوند. بخصوص قبل پس از - سه روز تظاهرات دستور بازگشت به خانه به کادرها صادر شده که عصر روز<noinclude></noinclude>
h0wxswjllfmdyhwowd8ssy8s75tf85i
برگه:تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf/۵۶
104
95526
299685
299520
2026-09-17T18:39:05Z
Hanooz
17889
/* Proofread */، ابرابزار
299685
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|۵۴||تاریخ سی ساله ایران}}</noinclude>بود. اغلب مسئولین متوسط و افراد حزب و سازمان علیرغم مطالبی که از کودتا شنیده و خوانده بودند در شناخت واقعه سر در گم شدند و آنها نیز که بسرعت بخود آمدند و به بسیج افراد خود دست زدند موفق به ایجاد ارتباط با بالا نشدند بهطور کلی در حزب و سازمان جوانان، ارگانهای رهبری در گفت و گو و موارد غیررسمی، بالا خوانده میشدند) اولین ارتباطها عصر از ساعت سه به بعد (برقرار شد رهبری خود قادر به اتخاذ تصمیم میشود. مسئولین سازمان جوانان در تهران که موفق به ا به ایجاد تماس با افراد شده بودند دستور دادند که افراد با کلیه وسائل ممکن (سلاح سرد) در قرار عصر حاضر شوند. این تماس تا سقوط و غارت خانه مصدق ادامه داشت و بعد بدستور رهبری به روز بعد موکول شد تا ساعت دو بعد از ظهر هنوز مصدق با فرماندهی سرهنگ ممتاز مقاومت میکرد سرانجام خانه مصدق سقوط کرد و مصدق فرار کرد و خانه غارت شد. رادیو ایران بیسیم پهلوی در جاده قدیم (حدود ظهر توسط نیروهای تیپ زرهی اشغال شد. فریادهای زنده باد شاه از آن برخاست.
خانه سقوط رادیو اهمیت زیادی در یکسره شدن کار داشت. روز ۲۹ تماس حزبی و سازمانی بهتر شده بود. حداقل ۵۰٪ کادرها در سرقرارها حاضر بودند حزب تصمیم گرفت کادرهای ضربتی تشکیل دهد. افراد واجد شرایط (یعنی آنهایی که خدمت سربازی انجام داده بودند و قدرت بدنی خوبی داشتند) از واحدها جدا شدند و هر بیست نفر در یک خانه دور از چشم پلیس برای ضربه زدن به دشمن آماده شدند. افسران سازمان نظامی با شتاب باین خانهها اعزام شدند تا تعلیمات لازم را به افراد بدهند برای هر بیشت نفر دو اسلحه کمری و دو نارنک وجود داشت این گروهها ۴۸ ساعت در<noinclude></noinclude>
cbijlywzl1fq5voqqww3r6s3u1b5c7x
برگه:تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf/۵۷
104
95527
299686
299521
2026-09-17T18:41:21Z
Hanooz
17889
/* Proofread */، ابرابزار
299686
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|تاریخ سی ساله ایران||۵۵}}</noinclude>خانهها به سر بردند. عده قابل توجهی از افسران یکدیگر را شناختند و عده ای از آنها توسط افراد غیرنظامی شناخته شدند. با همه اینها پس از ۴۸ ساعت این گروهها مرخص شدند و افراد که انتظار عکس العمل حزب را میکشیدند با بازگشت رفقایشان نومید شدند، طی این دو روز (تا روز ۳۱ مرداد (تماسها برقرا ربود. دو هر تماس اخبار و شایعات که اغلب در زمینه پایداری نیروها در شهرستانها بود میرسید. مهمترین این شایعات عبارت بود از:
قیام ایل قشقائی و حرکت بطرف شیراز، مقاومت ارتشیهای اصفهان به حمایت از مصدق و حرکت آنها بطرف تهران، پایداری کلیه سازمانهای اداری و نظامی رشت. سرانجام خبر قیام افراد توده ای در گیلان و به جنگل زدن آنها رسید. از میان همه شایعات این خبر تاحدی واقعیت داش و آن این بود که عده ای از افراد و سازمان جوانان در گیلان به جنگل رفتند و آماده عملیات جنگلی شدند. بعدها حزب با زحمت زیاد این افراد را از جنگل بازگرداند. سرانجام رهبری کودتا را انجام یافته دانست و عکس العمل خود را به بعد موکول کرد.
ضعفهای حزب توده در کودتای ۲۸ مرداد بشرح زیر بود:
{{plainlist/s}}
* ۱ - حزب توده علیرغم هشدارهایی که به مصدق میداد خود در مقابل کودتا غافلگیر شد.
* ۲ - گرچه حزب توده «قبلاً نیروهای خود را آماده مبارزه نظامی نکرده بود معذالک» میتوانست در کودتای ۲۸ مرداد نیروهای موجود را وارد عمل کند برخوردهای نظامی با کمک سازمان نظامی میسر بود و حتی اگر این برخورد به شکست میانجامید باعث میشد که اولا پروسه سیاسی به<noinclude>{{plainlist/e}}</noinclude>
duf71qur0x8qb2dcn9ot7cra7x8pcsy
برگه:تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf/۵۸
104
95528
299687
299522
2026-09-17T18:43:50Z
Hanooz
17889
/* Proofread */، ابرابزار
299687
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|۵۶||تاریخ سی ساله ایران}}
{{plainlist/s}}</noinclude>پروسه به سیاسی - نظامی تکامل پیدا کند. ثانیاً رسالت مبارزه رهائی بخش بدست نیروهای طبقه کارگر بیفتد. بنابر این مهمترین ضعف رهبری حزب توده هراس از عمل و بکار نبردن نیروهای خود در مقابله (توده ای نظامی) با دشمن بود «ثالثاً» عناصر انقلابی در رهبری و ارگانهای مسئول جای رهبری اپورتونیست را بگیرند.
* ۳ - رهبری حزب توده قادر نبود در لحظات حساس تصمیم به گیرد و اختلافات داخلی و بی شخصیتی فرصت طلبانه بر آنها غلبه میکرد.
* ۴ - نفوذ عناصر فرصت طلب در شرایط مبارزه نیمه علنی بدرون حزب توده که زمینه ادامه اپورتوتیزم در رهبری است، باعث ضعف عمومی حزب در ماجرای ۲۸ مرداد شد بهطور یکه در همان روزهای اول عده قابل توجهی از افراد ساده با واحدهای خود قطع تماس کردند.
* ۵ - پس از پیروزی کودتا رهبری حزب از درک اهمیت این پیروزی و نتایجی که بیار میآورد عاجز مانده و درصدد تجدید سازمان و تغییر برنامههای خود برنیامد. این ترتیب که اولا اصرار داشت که همه افراد خود را حفظ کند. ثانیاً با دست زدن به میتینگهای موضعی و پخش اعلامیه و شعار نویسی با کود تا مقابله کند. رهبران حزب توده فکر میکردند که همانطور که کودتای صغیر " ۱۵ بهمن مانع ادامه حیات حزب نشد. این کود تاهم " به خیر خواهد گذشت. رهبری "عملاً سیاست دفع الوقت آغاز حرکت خود را به تعویق انداخت و سرانجام پس از یکسال تعلل و دست زدن به تاکتیکهای نامناسب با بازداشت سازمان نظامی، ضربه مرگبار دشمن بر سراسر حزب و سازمانهای وابسته به آن وارد آمد، قبل از آنکه رویدادهای پس از ۲۸ مرداد را تحلیل کنیم باید چند جنبه مختلف را از فعالیتهای و مسائل حزب<noinclude>{{plainlist/e}}</noinclude>
isyhuv3uq5yjzbcq4c8cpghd1o5xy4a
برگه:تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf/۵۹
104
95529
299688
299523
2026-09-17T18:44:51Z
Hanooz
17889
/* Proofread */، ابرابزار
299688
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|تاریخ سی ساله ایران||۵۷}}
{{plainlist/s}}</noinclude>توده را بررسی کنیم.
{{plainlist/e}}
حزب توده و مسئله دهقانان
در برنامه اولیه حزب توده از تقسیم اراضی صحبت شده بود بدون اینکه معین کند این اراضی باید مصادره شود یا بازخرید شود. در برنامههای بعدی) در دوره مخفی (مصادره اراضی و تقسیم آن بمیان آمده است. اشتباه است اگر بخواهیم مشی حزب توده در مورد دهقانان را در این برنامهها جستجو کنیم. حزب توده از روز نخست از کارگر و دهقان حرف میزد اتحاد کارگران و دهقانان از شعارهای دائمی حزب و سازمانهای وابسته به آن بود. ولی تماس عمان حزب با مسئله دهقانان گیلان مازندران و آذربایجان تحقق یافت. در شمال مصادره اراضی فئودالها توسط دربار و سپس سقوط رضا شاه یک رشته مسائل ارضی و دهقانی را بوجود آورده بود. بخصوص در گیلان که هنوز اداره املاک نتوانسته بود بلعیدن اراضی را خاتمه دهد (برخلاف دشت گرگان و ماندران شرقی که اداره املاک پهلوی زمینهای خود را ثبت کرده بود این مسئله جدی تر بود. دهقانان معتقد بودند که این اراضی متعلق به شاه بود و حالا که رفته است متعلق به خود آنهاست. مالکان این تحولات را نپذیرفتند و خود را صاحب اراضی دانستند بهره مالکانه مطالبه میکردند. در سال ۲۰ اجارههای اداره املاک پرداخته شد و نه بهره مالکانه اربابها که آغاز به بازگشت کرده بودند.در سال ۲۱ بر سر بهره مالکانه برخوردها ادامه یافت و با توجه به اینکه این نواحی در اشغال ارتش سرخ بود، بکار بردن نیروی نظامی برای سرکوب کردن دهقانان به<noinclude></noinclude>
6gybmusnx4ox07jwbxlmfsrsbx83rah
برگه:تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf/۶۰
104
95530
299689
299524
2026-09-17T18:46:16Z
Hanooz
17889
/* Proofread */، ابرابزار
299689
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|۵۸||تاریخ سی ساله ایران}}</noinclude>حفظ آسانی میسر نبود. معذالک در اغلب نواحی طی سالهای ۲۱ تا ۲۳ مالکان توانستند بهره دریافت دارند (سیاست جنگی شورویها مبتنی بر امنیت در گرما گرم جنگ اجازه نمیداد که این جنبشها را حزب توده تقویت کند. از سال ۲۳ اتحادیههای دهقانی در گیلان آغاز به رشد کرد اتحادیهها با حمایت و سازماندهی حزب توده تشکیل شد و در میان دهقانان نفوذ کرد. مراکز اتحادیهها در روستاها بود آگاهی دهقانان گیلان و بر خوردهای یاد شده، در سالهای ۲۰ تا ۲۳ زمینه مسئله تشکیل اتحادیه بود و استقرار ارتش سرخ موقعیت مساعدی برای گسترش کمی کیفی آنها را بوجود آورد. دهقانان به تدریج حالت تهاجمی بخود گرفتند، در. سال ۲۴ استنکاف از پرداخت بهره مالکانه شروع شد. در سال ۲۵) مقارن فرقه دمکرات) ارباب را از ملک راندند و حتی تهاجمهای خوئین نسبت به آنها روی داد. در این تهاجمات، مهاجمینی را که ارتش یا ژاندارمری گرفته بود (به تعداد کم) در اختیار رهبران کمیتهها گذاشت. پس از خروج ارتش سرخ دستجات مجازات مسلح از طرف اوباش و مرتجعین دولتی تشکیل شد. حزب جنگل<ref>حزب جنگل یک داور دسته ارتجاعی بود که در سال ۲۵ در گیلان و مازندران فعالیت میکرد و مؤسسین آن عده ای از مالکان بزرگ و نظامیان مرتجع بودند مثل: بهار مست، حسین خان زال، جعفر خان ر شوند و صوفی و</ref> و مرکز آن در چالوس بود، اوباش و وابستگان ارباب (مباشران، چارو ادارها کدخدا و مانند آنها را متشکل کرده زیر حمایت ژاندارمری به نواحی زیر اداره دهقانان گسیل داشت. این برخوردها طی چند ماه ادامه<noinclude></noinclude>
c4l9egoat3z3bm5urf5628jj1orcp1p
برگه:تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf/۶۱
104
95531
299690
299525
2026-09-17T19:16:23Z
Hanooz
17889
/* Proofread */، ابرابزار
299690
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|تاریخ سی ساله ایران||۵۹}}</noinclude>یافت ولی پس از آذر ماه ۲۵ که تهاجم عمومی ارتجاع آغاز شد. تعقیبها کشتارها، تجاوزها، یغما و آتش زدنها به مقداری وسیع اعمال شد. فعالان جنبش فراری شدند و عده ای جان خود را از دست دادند، جعفر خان ر شوند رئیس ایل جلیلو از ناحیه اشکور ورود باز گذشته و به پشتیبانی فئودالها ریاست پاک کردن منطقه را نکوه را بعهده گرفت. «از رود سر تا لاهیجان» با چنین ترتیبی طبیعیترین و جدیترین کوشش حزب توده در بر پا کردن جنبش دهقانی سرکوب شد.
در آذربایجان طی سالهای ۲۳ تا ۲۴ یعنی قبل از تشکیل فرقه در مناطق مساعد کمیتههای حزب توده دست به تشکیل اتحادیههای دهقانی زد. در اطراف مراغه، آذر شهر و رضائیه این کوششها نتایج مساعدی بدست دادند. زمینههای جنبش دهقانی در آذربایجان پس از تشکیل فرقه. استخوانبندی نیروی فدائی را بوجود آورد در آذربایجان نیز استقرار ارتش سرخ عامل مؤثری در برپا کردن این جنبشها بود سرانجام جنبشهای دهقانی آذربایجان با شکست فرقه دمکرات به خاموشی گرائیده پس از تجدید سازمان از سال ۱۳۳۰ حزب توده دوباره برنامههای دهقانی خود را از سر گرفت ولی از همان اول با کمبود امکان روبرو شد. شرایط مخفی، نزدیک شدن حزب توده به دهقانان را مشکلتر کرده بود و مهمتر از آن پس از سرکوبی در سالهای ۲۵ و تا ۲۶ جنبشها خود بخود فروکش کرده و تودههای دهقان حتی در نواحی رکود و نومیدی بسر میبردند. حزب توده و سازمان جوانان اقدام به اعزام واحدهای اکیپهای گارد دهقانی از شهر به روستا میکردند تقریباً در تمام موارد نتیجه کار این واحدها نزدیک به سفر بود. واحدها در روزهای تعطیلی در دستههای هفت هشت نفری تا بیست، سی نفری به<noinclude></noinclude>
haajwul62wiue9zqlh7ztzfw5earv8i
برگه:تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf/۶۲
104
95532
299691
299526
2026-09-17T19:18:33Z
Hanooz
17889
/* Proofread */، ابرابزار
299691
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|۶۰||تاریخ سی ساله ایران}}</noinclude>روستاهایی که اغلب هیچگونه رابطه قبلی با روستائیان آنجا نداشتند میرفتند و در زمینه نقش اربابها و ضرورت گرفتن زیمنها صحبت میکردند. ژاندارم آدتخدا مباشر و ملاهای ده دشمنان پیگیر این اکیپها بودند و اغلب کاربه کتک خوردن و بازداشت شدن همه میرسید.
عامل شکست این اکیپها عبارتند از:
{{plainlist|
* ۱ - عدم وجود جنبشهای خود بخودی در روستا.
* ۲ - نداشتن تماس ریشه دار و درونی با روستائیان.
* ۳ - نشناختن روحیه روستائیان و عدم توجه به عوامل سنتی و فرهنگی روستائیان اکیپهای حزبی که افراد آن متین تر بود حتی از تظاهر مذهبی خواندن نماز نیز کوتاهی نمیکردند ولی اکیپهای سازمان جوانان، اغلب دچار چپ روی و رم دادن روستائیان میشدند.
* ۴ - نداشتن امکانات قانونی و علنی باعث میشد که این کوشش در مقابل آنچه باید انجام پذیرد بسیار حقیر و نارسا از کار در آید.
}}
با همه اینها پس از آنکه مصدق در شهریور ۳۱ قانون ۲۰٪ بهره، مالکانه والغای سوروسات را اعلام کرد<ref>قانون ۲۰٪ بهره مالکانه برای جلب رضایت دهقانان در مبارزه یا مالکان بزرگ بموجب اختیارات مصدق وضع شد. روحانیون از جمله کاشانی با لایحه مخالفت میکردند و در راه اجرای آن کار شکنی مینمودند سرانجام در سال ۳۲ این قانون را فسح کردند و آن را از ارزش انداختند. به موجب این قانون را ۱۰ بهره مالکانه به دهقانان و ۱۰٪ برای مصارف عمومی روستا به انجمن ده تعلق میگرفت.</ref> همزمان با اوج گرفتن جنبش ضدامپریالیستی<noinclude></noinclude>
jzdkkmbrxorbdmxqorpyzm8wl5nb512
برگه:تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf/۶۳
104
95533
299692
299527
2026-09-17T19:19:12Z
Hanooz
17889
/* Proofread */، ابرابزار
299692
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|تاریخ سی ساله ایران||۶۱}}</noinclude>و درست در موقعیکه جنبش از جنبه ضدامپریالیستی صرف به جنبه فئودالی) دربار و مرتجعین) و ضد امپریالیستی دهقانی در مناطق آمادهتر به نضج گرفتن کرد، اینبار نیز گیلان در پیشاپیش سایر مناطق حرکت میکرد. نقطه اوج جنبش دهقانی گیلان در برخوردهای خونین درلشت نشا بود که دهقانان بهطور دسته جمعی به رشت آمده و در آنجا با نیروی مسلح برخورد کردند. استنکاف از دادن بهره مالکانه در دیگر مناطق نیز بندرت بچشم میخورد. رمز موفقیت حزب توده در این موارد داشتن پیوند درونی با دهقانان بود این پیوند اصولاً بصورت رابطه کارگران و دیگر زحمتکشان شهر با محل زادگاه خود و بستگانشان انجام میگرفت، همچنین، دموکراسی سالهای ۳۱–۳۲ اجازه میداد که حزب توده با دست بازتری در این مناطق عمل کند. با کودتای ۲۸ مرداد نه فقط جنبش در شهر سرکوب شد بلکه در روستانیز ارتجاع بدون هراس از مجازات جنبشها، تمایلات ضد فئودالی ریشه کن ساخت.
دربارهٔ اختلافهای داخلی حزب توده
کنگره دوم) در سال (۲۷ که پس از انشعاب در پرتو جهاد بر ضد انشعابیون برگزار شد، نتوانست اختلافهای درونی را نابود سازد بزودی پس از تجدید سازمان، یک جناحبندی تازه در حزب خودنمایی میکرد. این جناح بدنبال اختلافهای دوره علنی) وقتی اختلافهای پیش از انشعاب ملکی) بود. در یک طرف احمد قاسمی کیانوری و امان قریشی و اکثریت قاطع اعضای کمیته ایالتی و در طرف دیگر، یزدی، جودت، شرمینی، علوی و<noinclude></noinclude>
3sh44b9m38kcdqisti8kathm3o3vin9
برگه:تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf/۶۴
104
95534
299693
299528
2026-09-17T19:19:43Z
Hanooz
17889
/* Proofread */، ابرابزار
299693
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|۶۲||تاریخ سی ساله ایران}}</noinclude>اکثریت قاطع کمیته مرکزی سازمان جوانان قرار داشتند. این جناحبندی خطوط ممیزه روشنی نداشت، لیکن بهطور کلی جناح قاسمی - کیانوری تمایلات تذیری. داشتند آنها روی معیارهای تشکیل حزب و ضرورت.. ایدئولوژی طبقه کارگر تأکید بیشتری میکردند و با عناصر قدیمی بر سر این معیارها اختلاف داشتند. در مقابل جنبش ملی، این جناح چپ روتر بود و در تعیین خصوصیات مصدق و جبهه ملی در دوره اول نقش مهمی بازی کرد و در جدائی حزب توده از جبهه که دلایل و زمینههای آن قبلاً مورد بررسی قرار گرفته (نقش بیشتری داشت کیانوری در راس کمیسیون تعلیمات و قاسمی در واوس تشکیلات کل شهرستانها (تکش) قرار داشت. این دو موقعیت مهم اجازه داد که اولا " - نظرات این جناح در حوزهها و کمیتههای حزب مورد قبول قرار گیرد و ثانیا " مسئولات شهرستانها از طرفداران این جناح برگزیده شوند. بهمین منظور تقریبا " تمام اعضای کمیته ایالتی تهران که میبایست مسئول کمیتههای محلی تهران باشند به شهرستانها اعزام شدند مهمترین استانها و ولایتها در اختیار آنها قرار گرفت که با تجدید نظر نسبت به جبهه ملی قبلا " دلایل آن ذکر شد) موقعیت این جناح به خطر افتاد قاسمی در سال ۱۳۳۱ برای شرکت در کنگره نوزدهم (بعنوان یکی از اعضای هیئت نمایندگی حزب) به خارج رفت و جای او را در هیئت اجرائیه مهندس علوی گرفت. (هیئت اجرائیه از این افراد تشکیل شده بود یزدی، جودت، کیانوری، قاسمی، بهرامی، که نفر آخر چون بین دو جناح بیطرف بود عنوان دبیرهیات اجرائیه را داشت ولی چندان اعتباری در هیئت نداشت نادر شرمینی بی آنکه به عضویت هیئت اجرائیه در آید با علوی همکاری کرد و طرفداران جناح کیانوری - قاسمی<noinclude></noinclude>
dtvnqoukcj6zr9xc9g879wl2idu9y5x
برگه:تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf/۶۵
104
95535
299694
299529
2026-09-17T19:20:39Z
Hanooz
17889
/* Proofread */، ابرابزار
299694
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|تاریخ سی ساله ایران||۶۳}}</noinclude>را از مسئولیت شهرستانهای مهم بازگرداندند و در راس کمیتههای محلی تهران گماردند.
پس از اینکه شعار " جبهه واحد اعلام شد. دو جناح اختلاف خود را روی آن پیاده کردند جناح کیانوری قاسمی تاکید داشت که " جبهه واحد " باید به رهبری طبقه کارگر شکیل شود و جناح مقابل از ذکر رهبری خود داری میکرد و طبیعی است که این تأکید ناشی از ادامه همان چپ روی ناشی بود و شعا رجناح مقابل، با توجه بدست بالائی که جبهه ملی داشت و حکومت مصدق به واقعیت نزدیکتر بود.
بر سر تعیین خصوصیات حزب و نام آن نیز اختلافی وجود داشت جناح تندرو معتقد بود که حزب توده حزب طبقه کارگر ایران است و جناح مقابل معتقد بود که حزب توده حزب طبقه زحمتکش است این دو اختلاف که اساسیترین اختلاف دو جناح بود آنها را در موضع چپ و راست قرار میداد. همان قدر که جناح قاسمی کیانوری در چپ و راست قرار میداد. همان قدر که جناح قاسمی - کیانوری در چپ روی دوره اول (رابطه با مصدق) مؤثر بود جناح دوم در راست روی و دنباله روی در مرحله دوم اثر گذاشت. با همه اینها عواملی وجود داشت که مانع از شناخت قطعی دو جناح بعنوان جناح چپ و راست میشود. این عوامل از این قرار ند
الف - موقعیت و تاکتیک سازمان جوانان که در بست به اختیار شرمینی قرار داشت، برخلاف اساسنامه و مناسبات رسمی که میبایست با حزب داشته باشد تبدیل به یک سازمان نسبتاً مستقل شده و مقررات سنی در آن رعایت نمیشد) عضویت در سازمان جوانان بین ۱۳ تا ۲۰ سالگی مجاز بود حال آنکه مسئولین ساده سازمان تا سن ۲۳ سالگی و مسئولیت مهمتر<noinclude></noinclude>
f8h5pglnklq5xu3bpvfw5va7tpjgg79
برگه:تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf/۶۶
104
95536
299695
299530
2026-09-17T19:21:21Z
Hanooz
17889
/* Proofread */، ابرابزار
299695
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|۶۴||تاریخ سی ساله ایران}}</noinclude>برای همیشه در سازمان میماندند. تقریباً تمام مسئولین دو عضویتی بودند یعنی در آن واحد عضو حزب و سازمان بودند کمیته مرکزی سازمان جوانان با تعصب از جناح یزدی، جودت، شرمنی که اکثریت رهبری حزب را برخود داشت حمایت کرد. کمیته جناح مخالف را دائماً در کارهای خود و رسوخ میداد و دو جناح یکدیگر را منشویک خطاب میکردند و پس از واقعه هشتم فروردین ۳۱ شدیدترین برخورد بین سازمان جوانان و جناح مخالف روی داد بطوریکه از تهدید علنی یکدیگر خودداری نمیکردند. سازمان جوانان در حالیکه از جناح راست حمایت میکرد در اغلب موارد دست به ماجراجوئی میزد و کارانی افراد آن در مجموع به کارایی حزبیها میچربید. انضباط و تعلیمات ایدئولوژیک در سازمان جوانان سطحی بالاتر از حزب داشت. سازمانی که میبایست از هر نظر پایینتر از وضعیت حزب باشد، تقریباً در تمام موارد بر حزب میچربید. برای تظاهرات، افراد سازمان خیلی سریع بسیج میشدند. در برخورد پلیس و سربازان فقط کارگران حزبی بر آنها پیشی داشتند و اکثریت افراد حزبی از آنها عقبتر بودند. طرح شرمینی این بود که با انحصار کردن سازمان جوانان و تربیت سیاسی و سازمانی افراد آن، آینده حزب را برای خود و جناح خود تعیین کند و این خطری جدی برای جناح مخالف بود. بهمین دلیل در هر فرصت سعی میکردند نفوذ سرپرستی سازمان او را رسماً از. شرمینی را در سازمان جوانان از بین ببرند، برداشتند ولی در عمل هیچ نتیجه ای بدست نیاوردند. نفوذ شرمینی تا پائینترین کادرهای مسئول سازمان جوانان رسوخ یافته و بر خلاف حزب که اختلافهای داخلی در صفوف پائین آن مطرح نمیشده در اینجا مسئولان جزء هم از قضایا با خبر بودند. خصوصیات سازمان جوانان و تاکتیکهای آن اساساً<noinclude></noinclude>
cdmmvzvslszuc4xjzs7r7nvxh5g4ft3
برگه:تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf/۶۷
104
95537
299696
299531
2026-09-17T19:21:59Z
Hanooz
17889
/* Proofread */، ابرابزار
299696
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|تاریخ سی ساله ایران||۶۵}}</noinclude>میبایست با افکار جناح مخالف یکی باشد و این یک جنبه از غیراصولی بودن جنا جنیدی درونی حزب بود. واقعیت این بود که شرمینی دارای تمام خصوصیات تندروی چپ نمایی بود. در جناح قاسمی کیانوری امثال او زیاد بودند حال آنکه قدیمیها به اصطلاح پیرو پاتالها به یک جوان مثل او احتیاج داشتند. در این جناح رهبری آینده او، مسلم بنظر میرسید. اکثریت رهبری نیز که اغلب در خارج بودند با این جناح بود. جنا جنبدی بیشتر، باند بازی عناصر رهبری بود و بر سر اشغال پستهای حزبی و بدست آوردن نفوذ بیشتری ولی این باند بازیها جنبههای ایدئولوژیک یافته و نمودهای سیاسی پیدا میکرد.
ب - عامل دوم ترکیب دو جناح از نظر منشأ و سوابق افراد آن است جناح قاسمی - کیانوری اغلب از کمونیستهای جوان بودند که در جنبشی کمونیستی سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۱۰ سوابقی نداشتند. خصوصیات روشنفکرانه آنها نیز بر جناح مخالف می. چربید علیرغم تأکید ایشان روشنفکرترین کادرهای خائن حزب در صف آنها جا داشت و از همه عجیب تر اینکه در بکار گرفتن افراد کارگر و رشد دادن مسئولان کارگر کوشش بعمل نمیآوردند. گرچه این خود نموداری از زمینههای مادی راست روی در این جناح است ولی این پدیده با شعارها و برداشتهای آنها وفق نمیداد. حاکمیت جناح یزدی - شرمینی مقارن بود با توجه به ترکیب طبقاتی حزب و دگرگون ساختن نسبت کارگران به روشنفکران در سطح مسئولان متوسط حزب و سازمان جوانان که در سال ۳۱ بهطور مکانیکی به عناصر کارگر توجه شده و کوشش بعمل آمد که کارگران مسئولیتهای بیشتری بعهده بگیرند. این پدیده که ناشی از عدم شناخت طبقه کارگر ایران و بیتوجهی به کیفیت واقعی کادرهای کارگر در<noinclude></noinclude>
ke34on1b6c4h4dwacxr4zwwvzb9ska8
برگه:تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf/۶۸
104
95538
299697
299532
2026-09-17T19:22:31Z
Hanooz
17889
/* Proofread */، ابرابزار
299697
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|۶۶||تاریخ سی ساله ایران}}</noinclude>حزب و سازمان جوانان بود باعث شد که مسئولین متوسط و نسبتاً بالای حزب در یک مسئله ۲۱ تا ۳۲ مرداد از عناصر بی تجربه و فاقد خصوصیات لازم تشکیل شود و ضرف کارگر بودن ملاکی برای مسئولیت بشمار برود و در نتیجه تعداد مسئولان بله قربان گو افزایش یابد و در واقع این کادرهای تازهکار اغلب بصورت مهرهای در دست روشنفکران بالائی بکار میرفتند حداقل میتوان گفت که این دگرگونی هیچگونه بهبودی در روابط رهبری و تودههای حزبی بوجود نیاورد و اثر مثبتی در مقابله با رهبری فرصت طلب برجای نگذاشت حتی شکست ۲۸ مرداد به اختلافهای داخلی خانمه نداد کیانوری روی عکس العمل فوری تأکید میکرد از جمله اقدامات این جناح انتشار اعلامیه ای به امضای کمیته ایالتی در آبان سال ۳۲ بود که طی آن دشمن به انتقام تهدید شد و همه کسانیکه بر ضد مردم و حزب دست به اقدام بزنند (مثل روزنامه نویسها اعضای دادگاهها و غیره) به مجازات وحشتناک تهدید شده بودند ولی همانطور که میدانیم این تهدیدها زمینه مادی در حزب نداشت و بیشتر بلوف بود تا عمل، گذشته از این، این عمل خود سرانه انجام گرفته و موافقت هیئت اجرائی را کسب نکرده بود بنابر این هیچ عملی بدنبال نیاورد. پس از آنکه کیانوری وجودت به رهبران خارج پیوستند اختلاف در زمینههای دیگر ادامه یافت. سرانجام در جدا شدن چین از شوروری و بروز اختلاف در جنبش جهانی، این جناجبندی به انشعاب در سازمان حزب توده و در خارج از کشور انجامید و قاسمی و فروتن و همکارانش از بقیه جدا شدند. کیانوری در این مرحله از قاسمی جدا شد. رسیدگی به پروسهای خارج از کشور و از جمله سازمان حزب توده که دیگر بمثابه یک حزب" شناخته نمیشد در فصلهای بعد خواهد آمد. گرچه پس<noinclude></noinclude>
8dtggutmggza8q0wjyfd0026cup5xsy
برگه:تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf/۶۹
104
95539
299698
299533
2026-09-17T19:23:26Z
Hanooz
17889
/* Proofread */، ابرابزار
299698
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|تاریخ سی ساله ایران||۶۷}}</noinclude>از ۲۸ مرداد تا اواخر سال ۳۴ حیات حزب توده در داخل کشور ادامه یافت معذالک ۲۸ مرداد نقطه عطفی در زندگی حزب توده در جنبش ملی بود بنابراین بتوضیحاتی که دربارهٔ حزب توده داده شد نتیجه میگیریم:
اولا" - حزب توده از همان اول تأسیس خود جانشین یک جریان کارگری شد یعنی علیرغم تمام انحرافات و اشتباهات، رهبری جنبش طبقه کارگر را بدست گرفت، یعنی عملاً نقش پیشاهنگ را بعهده گرفت. در واقع بهمین دلیل است که پروسه حیاتی و مبارزات حزب توده از دیدگاه مارکسیستی مورد بررسی قرار گرفته و اپورتونیزم درونی این حزب مورد مطالعه قرار میگیرد.
ثانیاً " - حزب توده در طول دوازده سال از یک حزب دمکراتیک بیک حزب طبقه کارگر تکامل یافت ولی این حزب طبقه کارگر فاقد خصوصیات انقلابی بود و ایور تونیزم در رهبری و صفوف حزب ریشه عمیقی داشت.
ثالثاً " ـ با از دست رفتن نفوذ حزب توده در میان مردم و از جمله در صفوف زحمتکشان و با قطع فعالیت سازمانی و سیاسی این حزب در داخل کشور، نقش این حزب بمثابه پیشاهنگ طبقه کارگر، اگر چه فرصت طلبانه و غیر انقلابی بود، خاتمه یافته است. بقایای حزب در داخل کشور و خارج از کشور به هیچوجه به منزله ادامه حیات پروسه پیشاهنگ طبقه کارگر تلقی نمیشود. اینک قبل از اینکه به ادامه حیات حزب توده و دیگر جریانهای پس از ۲۸ مرداد بپردازیم، باید پروسه جبهه ملی و مبارزات مصدق را مورد مطالعه قرار دهیم:<noinclude></noinclude>
7bmrjl7u81ktesflqsact9sr5docu6y
299699
299698
2026-09-17T19:23:39Z
Hanooz
17889
افزودن {{ته}} به انتهای صفحه برای جلوگیری از پیوستن پاراگراف به صفحهٔ بعد.
299699
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{سرصفحهمستمر|تاریخ سی ساله ایران||۶۷}}</noinclude>از ۲۸ مرداد تا اواخر سال ۳۴ حیات حزب توده در داخل کشور ادامه یافت معذالک ۲۸ مرداد نقطه عطفی در زندگی حزب توده در جنبش ملی بود بنابراین بتوضیحاتی که دربارهٔ حزب توده داده شد نتیجه میگیریم:
اولا" - حزب توده از همان اول تأسیس خود جانشین یک جریان کارگری شد یعنی علیرغم تمام انحرافات و اشتباهات، رهبری جنبش طبقه کارگر را بدست گرفت، یعنی عملاً نقش پیشاهنگ را بعهده گرفت. در واقع بهمین دلیل است که پروسه حیاتی و مبارزات حزب توده از دیدگاه مارکسیستی مورد بررسی قرار گرفته و اپورتونیزم درونی این حزب مورد مطالعه قرار میگیرد.
ثانیاً " - حزب توده در طول دوازده سال از یک حزب دمکراتیک بیک حزب طبقه کارگر تکامل یافت ولی این حزب طبقه کارگر فاقد خصوصیات انقلابی بود و ایور تونیزم در رهبری و صفوف حزب ریشه عمیقی داشت.
ثالثاً " ـ با از دست رفتن نفوذ حزب توده در میان مردم و از جمله در صفوف زحمتکشان و با قطع فعالیت سازمانی و سیاسی این حزب در داخل کشور، نقش این حزب بمثابه پیشاهنگ طبقه کارگر، اگر چه فرصت طلبانه و غیر انقلابی بود، خاتمه یافته است. بقایای حزب در داخل کشور و خارج از کشور به هیچوجه به منزله ادامه حیات پروسه پیشاهنگ طبقه کارگر تلقی نمیشود. اینک قبل از اینکه به ادامه حیات حزب توده و دیگر جریانهای پس از ۲۸ مرداد بپردازیم، باید پروسه جبهه ملی و مبارزات مصدق را مورد مطالعه قرار دهیم:
{{ته}}<noinclude></noinclude>
3g818nszmxhkxmgg56lwzsxirhncpqu
تاریخ سی ساله ایران/جلد ۱/مقدمه
0
95567
299700
2026-09-17T19:35:49Z
Hanooz
17889
صفحهای تازه حاوی «{{header | title = [[../../]] | author = بیژن جزنی | translator = | section = مقدمه | previous = | next = [[../فصل اول/]] | notes = | year = ۱۳۳۷ }} <pages index="تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf" from=5 to=7></pages>» ایجاد کرد
299700
wikitext
text/x-wiki
{{header
| title = [[../../]]
| author = بیژن جزنی
| translator =
| section = مقدمه
| previous =
| next = [[../فصل اول/]]
| notes =
| year = ۱۳۳۷
}}
<pages index="تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf" from=5 to=7></pages>
oxd3ug3q4o68pisklqtpug99r9g3kzg
299701
299700
2026-09-17T19:36:58Z
Hanooz
17889
299701
wikitext
text/x-wiki
{{header
| title = [[../../]]
| author = بیژن جزنی
| translator =
| section = مقدمه
| previous =
| next = [[../فصل اول/]]
| notes =
| year = ۱۳۳۷
| portal = تاریخ ایران
}}
<pages index="تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf" from=5 to=7></pages>
463yicmiemy4akcmhhs08zhpl7y7x59
تاریخ سی ساله ایران/جلد ۱/فصل اول
0
95568
299702
2026-09-17T19:38:59Z
Hanooz
17889
صفحهای تازه حاوی «{{header | title = [[../../]] | author = بیژن جزنی | translator = | section = جمعبندی مبارزات گذشته | previous = [[../مقدمه/]] | next = [[../فصل دوم/]] | notes = | year = ۱۳۳۷ | portal = تاریخ ایران }} <pages index="تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf" from=9 to=69></pages>» ایجاد کرد
299702
wikitext
text/x-wiki
{{header
| title = [[../../]]
| author = بیژن جزنی
| translator =
| section = جمعبندی مبارزات گذشته
| previous = [[../مقدمه/]]
| next = [[../فصل دوم/]]
| notes =
| year = ۱۳۳۷
| portal = تاریخ ایران
}}
<pages index="تاریخ سی ساله ایران - بیژن جزنی (جلد اول).pdf" from=9 to=69></pages>
g3tuhpsh59jzspwgy5jlaafsc4zstjh
کاربر:Miladmrz99
2
95569
299703
2026-09-17T21:37:57Z
Miladmrz99
40010
/* */ درباره من
299703
wikitext
text/x-wiki
مترجم
شاعر
نویسنده و پژوهشگر ادبیات بومی
mxxvy5j865j3mh8tx1gk8vjypd1wok1
بحث کاربر:AMIN Programer
3
95570
299706
2026-09-18T01:40:53Z
Arian
11584
Arian صفحهٔ [[بحث کاربر:AMIN Programer]] را به [[بحث کاربر:MoAMINho]] منتقل کرد: صفحه در ضمن تغییر نام کاربر «[[Special:CentralAuth/AMIN Programer|AMIN Programer]]» به «[[Special:CentralAuth/MoAMINho|MoAMINho]]» به طور خودکار منتقل شد
299706
wikitext
text/x-wiki
#تغییر_مسیر [[بحث کاربر:MoAMINho]]
827roc9xnqbtgbmec3gq0d0oaya600x
کاربر:AMIN Programer
2
95571
299707
2026-09-18T01:40:53Z
Arian
11584
Arian صفحهٔ [[کاربر:AMIN Programer]] را به [[کاربر:MoAMINho]] منتقل کرد: صفحه در ضمن تغییر نام کاربر «[[Special:CentralAuth/AMIN Programer|AMIN Programer]]» به «[[Special:CentralAuth/MoAMINho|MoAMINho]]» به طور خودکار منتقل شد
299707
wikitext
text/x-wiki
#تغییر_مسیر [[کاربر:MoAMINho]]
f1c6n24iyd26unyn6arjkz3fy221a3i
بحث کاربر:SHB2000
3
95572
299709
2026-09-18T02:31:06Z
Max
35931
Max صفحهٔ [[بحث کاربر:SHB2000]] را به [[بحث کاربر:SHB]] منتقل کرد: صفحه در ضمن تغییر نام کاربر «[[Special:CentralAuth/SHB2000|SHB2000]]» به «[[Special:CentralAuth/SHB|SHB]]» به طور خودکار منتقل شد
299709
wikitext
text/x-wiki
#تغییر_مسیر [[بحث کاربر:SHB]]
4474o27rse72qeqr31hab4y49iyd82h